﻿1
00:00:43,249 --> 00:00:55,499
«تهیه شده در گروه شرکت‌های پیشتاز»

2
00:00:55,786 --> 00:00:59,915
چین سرزمین اساطیر و پراز رمز و راز است

3
00:01:00,541 --> 00:01:04,336
 تا حدی غیرقابل تصور

4
00:01:08,132 --> 00:01:10,384
... از سرزمین های ساحل شرقی

5
00:01:11,469 --> 00:01:14,180
... از کوه ها و جنگل ها

6
00:01:16,849 --> 00:01:19,852
تا فلات ژانگهای

7
00:01:26,776 --> 00:01:29,111
از این سرزمین ها

8
00:01:29,195 --> 00:01:31,405
جانداران بیشماری متولد می‌شوند

9
00:01:33,157 --> 00:01:36,285
هرکدامشان داستان های خاص خودشان را دارند

10
00:01:40,790 --> 00:01:44,376
و زندگی‌ای که عشق آن را

11
00:01:44,543 --> 00:01:46,921
احاطه کرده است

12
00:01:47,087 --> 00:01:49,799
فقدان و امید هزاران

13
00:01:49,965 --> 00:01:51,926
مخلوق متفاوت

14
00:02:10,277 --> 00:02:13,656
داستان ما فرسنگ‌ها دورتر از شهرهای بزرگ اتفاق میوفتد

15
00:02:13,823 --> 00:02:16,033
که معمولا به آن به عنوان چین فکر می‌کنیم

16
00:02:21,914 --> 00:02:24,583
این داستان درناهاست

17
00:02:25,000 --> 00:02:26,544
پانداها

18
00:02:26,710 --> 00:02:28,254
بزکوهی

19
00:02:28,420 --> 00:02:29,797
میمون‌ها

20
00:02:29,964 --> 00:02:31,298
و یوزپلنگ

21
00:02:32,466 --> 00:02:36,387
که خانه‌ی همه‌ی آنها چین است

22
00:03:07,710 --> 00:03:10,921
در بین تمام مخلوقات سرزمین چین

23
00:03:11,088 --> 00:03:14,466
دٌرناها جایگاه خاصی دارند

24
00:03:17,177 --> 00:03:19,930
که نماد بخت و اقبال خوش است

25
00:03:21,056 --> 00:03:22,099
درنا یکی از قدیمی‌ترین و

26
00:03:22,182 --> 00:03:24,935
والا مقامترین مخلوقات چین است که قدمتش

27
00:03:25,102 --> 00:03:27,646
به هزاران سال قبل برمیگردد

28
00:03:29,481 --> 00:03:32,902
گفته می‌شود وقتی یک درنا پرواز می‌کند

29
00:03:33,068 --> 00:03:36,530
ارواح مخلوقات مرده را از این جهان

30
00:03:37,865 --> 00:03:41,493
به جهان دیگری میبرد

31
00:03:55,100 --> 00:03:58,811
بهار

32
00:03:59,803 --> 00:04:02,431
فلات ژانگهای که در غرب چین است

33
00:04:02,598 --> 00:04:05,517
بلندترین فلات جهان است

34
00:04:05,684 --> 00:04:08,979
و در اینجا این پلنگ برفی

35
00:04:09,146 --> 00:04:10,940
حکمرانی می‌کند

36
00:04:12,191 --> 00:04:14,068
این داوا است

37
00:04:15,361 --> 00:04:18,614
و این منطقه‌ی رویایی خانه‌ی اوست

38
00:04:21,867 --> 00:04:25,579
که در ارتفاع 14 هزارپایی از سطح دریا
قرار دارد

39
00:04:25,746 --> 00:04:29,083
هوای این جا برای اکثر پستانداران سرد است

40
00:04:30,501 --> 00:04:33,045
اما داوا به راحتی اینجا زندگی میکند

41
00:04:41,345 --> 00:04:45,015
هر قسمت از بدنش برای این ناحیه از زمین ساخته شده است

42
00:04:46,392 --> 00:04:48,310
از دٌم درازش که

43
00:04:48,477 --> 00:04:50,562
حرکت او را آسان میکند تا

44
00:04:50,729 --> 00:04:52,815
پوست خاکستری نابش که

45
00:04:52,898 --> 00:04:54,900
به راحتی به کمک آن خودش را در بینابین این

46
00:04:55,067 --> 00:04:57,361
سنگ ها استتار می‌کند

47
00:05:00,197 --> 00:05:02,783
داوا در راس زنجیره‌ی غذاییش قرار دارد

48
00:05:03,409 --> 00:05:05,536
و در راس این بازی شکارچی و شکار

49
00:05:07,037 --> 00:05:10,666
داوا تمام پیچ و خم این کوهستان را می‌داند

50
00:05:11,542 --> 00:05:14,211
اینجا قلمروی اوست

51
00:05:19,258 --> 00:05:21,510
اما انگار او چیزی احساس میکند

52
00:05:23,053 --> 00:05:25,556
یک مهمان ناخوانده

53
00:05:33,439 --> 00:05:36,483
این مزاحم می‌داند که در قلمروی داوا پا گذاشته است

54
00:05:37,609 --> 00:05:39,987
اما با این وجود ریسکش را می‌پذیرد

55
00:05:49,455 --> 00:05:52,458
آن‌ها در موقعیت نفس گیر قرار میگیرند

56
00:05:58,297 --> 00:06:03,135
داوا باید نیرویش را نگه دارد یا ریسک مبارزه را به جان بخرد

57
00:06:33,832 --> 00:06:36,418
سرانجام مزاحم تسلیم میشود و

58
00:06:44,093 --> 00:06:47,179
داوا مٌلکش را حفظ میکند

59
00:06:51,934 --> 00:06:53,560
فعلا

60
00:07:08,742 --> 00:07:11,620
داوا گربه‌ای نیست که سر به سرش بگذارند

61
00:07:13,122 --> 00:07:16,291
و اکنون هیچ چیز نمیتواند مانع او بشود

62
00:07:19,878 --> 00:07:23,215
با این وجود او فقط از سرزمین و

63
00:07:23,382 --> 00:07:24,466
شکارگاه خودش دفاع نمی‌کرد

64
00:07:40,232 --> 00:07:43,610
برای او این دو توله

65
00:07:43,777 --> 00:07:46,113
مهمترین چیز در این جهان هستند

66
00:07:48,574 --> 00:07:51,910
ماموریت او تهیه غذا و

67
00:07:52,077 --> 00:07:53,912
مراقبت از آنان است

68
00:08:09,261 --> 00:08:11,638
دورتر از منطقه‌ی داوا و به سمت شرق

69
00:08:11,805 --> 00:08:14,975
در رشته کوه‌های سیانچان در چین

70
00:08:15,142 --> 00:08:18,312
دریاچه ای با 8 هزار پا بالاتر از سطح دریا قرار دارد که

71
00:08:18,812 --> 00:08:22,441
میمون‌های پوزه قرمز در آن جا حکمرانی میکنند

72
00:08:25,277 --> 00:08:29,114
سالیان سال از میمون ها به عنوان حیوانات  سرکش و موذی

73
00:08:29,281 --> 00:08:31,033
در چین یاد میشده است

74
00:08:32,034 --> 00:08:33,869
و یکی از موذی ترین حیواناتِ

75
00:08:33,952 --> 00:08:35,329
این کوهستان

76
00:08:35,495 --> 00:08:36,997
تاو تاو است

77
00:08:37,956 --> 00:08:40,292
یکی از دلقک های گروهش است و

78
00:08:40,459 --> 00:08:43,629
یک استاد کونگ فو

79
00:08:45,297 --> 00:08:46,298
این تاو تاویِ 2 ساله دیگر

80
00:08:46,840 --> 00:08:50,302
نیازی به مراقبت توسط والدینش ندارد

81
00:08:50,844 --> 00:08:53,388
اما همچنان بعد از گذشت و گذارهایش دوست دارد که

82
00:08:53,555 --> 00:08:56,225
به دیدن پدرش بیاید

83
00:09:03,815 --> 00:09:06,818
 تاو تاو فقط پدرش را دوست دارد و بس

84
00:09:09,154 --> 00:09:12,741
با این وجود پدرش زیاد اهل روابط عاطفی نیست

85
00:09:16,328 --> 00:09:20,332
و احساسات تاو تاو برایش معنی ندارد

86
00:09:22,751 --> 00:09:24,086
اما خب

87
00:09:24,336 --> 00:09:27,756
می‌تواند بر روی مادرش برای توجه حساب کند

88
00:09:31,260 --> 00:09:34,263
اما تولد نوزاد دختر در خانواده باعث شده است که

89
00:09:35,013 --> 00:09:38,976
بخشی از محبت مادرانه در خانواده کمرنگ شود

90
00:09:42,771 --> 00:09:45,440
هنگامی که خانواده‌ی میمون ها فقط یک پدر دارد

91
00:09:45,607 --> 00:09:47,651
معمولا چندین مادر دارند

92
00:09:47,734 --> 00:09:49,945
ک هرکدامشان به دیگری برای نوزادشان کمک میکنند

93
00:09:59,371 --> 00:10:00,580
تاو تاو روزها را از دست میدهد

94
00:10:00,664 --> 00:10:02,874
وقتی او کانون توجه‌ی خانواده را به خود اختصاص داده بود

95
00:10:04,793 --> 00:10:07,838
اما اکنون همه چیز فرق دارد

96
00:10:08,964 --> 00:10:12,843
او کم کم متوجه میشود که دیگر

97
00:10:13,010 --> 00:10:14,761
عزیز خانواده نیست

98
00:10:17,431 --> 00:10:21,435
این موجود خوشی بخش جایش را گرفته است

99
00:10:22,644 --> 00:10:24,604
به نظر عادلانه نیست

100
00:10:24,771 --> 00:10:28,233
وقتی تمام راحتی زندگی و توجه را از تو

101
00:10:28,400 --> 00:10:30,986
بدزدند

102
00:10:38,618 --> 00:10:40,871
"!! باشه ولش"

103
00:10:44,207 --> 00:10:48,170
این دقیقا همان چیزی هست که باعث میشود میمون ها موذی بشوند

104
00:10:55,260 --> 00:10:57,179
نزدیک محل زندگی تاو تاو

105
00:10:57,637 --> 00:11:01,183
در جنگل انبوهی از بامبوها و آن طرف کوهستان

106
00:11:02,434 --> 00:11:06,605
زندگی کمتر استرس زا است

107
00:11:07,522 --> 00:11:09,649
ایشون "یا یا" است

108
00:11:10,609 --> 00:11:11,943
 یک پاندای بزرگ

109
00:11:13,278 --> 00:11:16,698
 پانداها  کاملا برعکس میمون ها هستند

110
00:11:17,282 --> 00:11:19,826
آن ها از دردسرساختن دوری میکنند

111
00:11:21,370 --> 00:11:24,456
فقط میخواهند تنها بخورند و

112
00:11:26,124 --> 00:11:27,501
بخوابند

113
00:11:30,879 --> 00:11:32,297
و بدنشان را

114
00:11:34,341 --> 00:11:36,802
بخارانند

115
00:11:40,013 --> 00:11:43,183
بعد از اینکه یایا از خواب بیدار شود

116
00:11:43,809 --> 00:11:46,144
به زندگی اصلی و واقعی خودش بازمیگردد

117
00:11:48,563 --> 00:11:51,817
نوزاد دخترش می می

118
00:11:56,196 --> 00:11:57,989
پانداهای مونث و بالغ تقریبا تمام زندگی‌شان را

119
00:11:58,156 --> 00:12:02,202
خرج نوزادشان میکنند

120
00:12:04,996 --> 00:12:06,373
به همین دلیل برای یایا این دوران از زندگیش

121
00:12:07,165 --> 00:12:10,502
بسیار بسیار با ارزش است

122
00:12:20,512 --> 00:12:23,473
این دو چند ماه آینده را در

123
00:12:23,640 --> 00:12:25,892
این لانه‌ می‌گذارنند

124
00:12:28,145 --> 00:12:30,897
اما پس از آن این دو وارد دنیای واقعی می‌شوند و

125
00:12:33,191 --> 00:12:36,486
سفر واقعیشان شروع میشود

126
00:12:45,912 --> 00:12:48,707
در ارتفاعات بلند غرب چین

127
00:12:49,291 --> 00:12:53,044
 یک خانواده‌ی متفاوت در فلات پرسه میزند

128
00:12:56,590 --> 00:12:58,216
بزکوهی های چیرو به عنوان مخلوقات مقدسی

129
00:12:58,383 --> 00:13:01,011
پرستش میشوند

130
00:13:02,721 --> 00:13:04,514
آن ها  نمایانگر چرخه‌ی حیات و

131
00:13:04,681 --> 00:13:07,601
آمد و شد وفصل ها هستند

132
00:13:10,437 --> 00:13:13,523
هزاران چیرو هر بهار وارد سفری خاص

133
00:13:13,690 --> 00:13:15,567
میشوند

134
00:13:16,485 --> 00:13:18,820
اما این آغازگر یک خاطره‌ی تلخ است

135
00:13:18,987 --> 00:13:20,864
باید از نرها خداحافظی کنند زیرا تا

136
00:13:21,031 --> 00:13:23,909
ماه ها دیگر آنان را نمی‌بینند

137
00:13:31,458 --> 00:13:33,210
در این مدت

138
00:13:34,044 --> 00:13:36,796
این بزهای نر خودشاننند و خودشان تنها

139
00:13:40,634 --> 00:13:43,970
مهاجرت این حیوانات مقدس

140
00:13:44,137 --> 00:13:47,724
مانند  گذر و جا به جایی دریاچه‌های غرب چین

141
00:13:47,891 --> 00:13:50,435
این سرزمین را دربر میگیرد

142
00:13:52,938 --> 00:13:54,773
مقصدشان کجاست؟

143
00:13:55,482 --> 00:13:58,193
دریاچه‌ی مقدس در

144
00:13:58,360 --> 00:14:00,570
فلات ژینگهای

145
00:14:02,415 --> 00:14:08,540
تابستان

146
00:14:11,122 --> 00:14:13,041
توله‌های داوا به اندازه‌ای بزرگ شده اند تا بتوانند

147
00:14:13,208 --> 00:14:16,253
در طول آفتاب و خارج از غارشان سفر کنند

148
00:14:18,755 --> 00:14:21,883
برای آن ها این کوهستان پهناور فقط

149
00:14:22,050 --> 00:14:24,844
زمین بازی سنگی است

150
00:14:39,609 --> 00:14:40,860
پلنگ‌های برفی و بالغ همانند

151
00:14:40,944 --> 00:14:43,613
پانداها زندگی گوشه گیرانه ای دارند

152
00:14:44,739 --> 00:14:47,367
پس اگر شخصی خواهان تعرض و

153
00:14:47,534 --> 00:14:50,579
به قلمروی ملکه‌ی کوهستان نداشته باشد

154
00:14:50,745 --> 00:14:52,956
او میتواند تمام توجه‌ش را صرف

155
00:14:53,123 --> 00:14:54,541
فرزندانش بکند

156
00:15:08,930 --> 00:15:11,600
داوا حالش از این بهتر نمیشود

157
00:15:12,434 --> 00:15:17,147
چیزی بهتر از این نیست که توسط کسانی که دوست
دارید مورد مهر و محبت قرار بگیرید

158
00:15:26,364 --> 00:15:28,283
و هنگامی که داوا درحال استراحت است و

159
00:15:28,450 --> 00:15:31,828
فرزندانش را هنگام بازی و تفریح تماشا میکند

160
00:15:32,704 --> 00:15:35,624
مسئولیت دیگری هم دارد

161
00:15:37,417 --> 00:15:39,669
او باید شکار کند

162
00:15:41,504 --> 00:15:43,840
این گاوهای نر گوشت خالص هستند

163
00:15:45,008 --> 00:15:48,303
اما به شدت قوی و قدرتمند هستند

164
00:15:50,055 --> 00:15:52,265
داوا این موش خرمای کوهی را زیر نظر دارد

165
00:15:55,310 --> 00:15:56,645
اما انگار نه

166
00:15:57,270 --> 00:15:59,356
اما
 این موجودات خارق العاده را چطور؟؟

167
00:16:00,065 --> 00:16:03,026
انگار اینها شام داوا هستند

168
00:16:06,738 --> 00:16:09,908
شکار اصلی داوا این گوسفندان هستند

169
00:16:16,748 --> 00:16:18,917
دانش به دست آمده از محل زندگیش

170
00:16:19,084 --> 00:16:22,087
به او کمک میکند تا شکارش را به

171
00:16:22,253 --> 00:16:24,297
سمت مناطق پر شیب سنگی هدایت کند تا

172
00:16:24,464 --> 00:16:27,175
آنجا بتواند به آن ها حمله کند

173
00:16:29,260 --> 00:16:32,681
این گوسفندان هم همانند داوا در این کوه ها به دنیا آمده و زندگی میکنند

174
00:16:34,307 --> 00:16:37,394
پوست و بدنشان مناسب استتار و

175
00:16:37,560 --> 00:16:40,563
پاهای قوی‌شان مناسب دویدن

176
00:16:51,282 --> 00:16:54,494
اما داوا باهوش تر است

177
00:16:57,872 --> 00:17:01,292
توله‌هایش با شکم پٌر شب را صبح میکنند

178
00:17:03,002 --> 00:17:06,923
این وعده‌ی غذایی برای تمام هفته کافیشان است

179
00:17:10,593 --> 00:17:15,640
در دنیای داوا برای ادامه‌ی زندگی
باید زندگی دیگران را پایان بدهی

180
00:17:22,063 --> 00:17:25,358
تاو تاو کم کم افسرده میشود

181
00:17:25,525 --> 00:17:27,694
و وقتش را صرف دوری از

182
00:17:27,861 --> 00:17:31,531
خواهر و خانواده‌اش میکند

183
00:17:32,532 --> 00:17:36,202
اما امروز او همسایه‌های
جدید پیدا کرده است که

184
00:17:36,703 --> 00:17:38,037
که می توانند همه چیز را تغییر بدهند

185
00:17:41,249 --> 00:17:43,626
این ها پسران گمشده هستند

186
00:17:44,252 --> 00:17:46,629
گروهی از جوانان رانده شده از خانواده

187
00:17:46,796 --> 00:17:49,424
بعضی از آنان همسن تاو تاو هستند

188
00:17:52,010 --> 00:17:55,722
این افراد حس رانده شدن از خانواده را میفهمند

189
00:17:58,099 --> 00:18:01,186
تبدیل شدن به یک پسر رانده شده
همانند رفتن به داخل گروهی جدید است

190
00:18:01,811 --> 00:18:03,938
با تفاوت اینکه قوانین کمتری وجود دارد

191
00:18:05,356 --> 00:18:08,443
به نظر میرسد که این پسرها دغدغه‌ای ندارند

192
00:18:11,571 --> 00:18:13,573
این روستر است

193
00:18:15,575 --> 00:18:17,994
رهبر گروه پسران گمشده

194
00:18:20,079 --> 00:18:21,873
او در نبردهای زیادی شرکت کرده

195
00:18:22,624 --> 00:18:24,501
به چشمش نگاه کنید

196
00:18:25,001 --> 00:18:27,670
پدر تاو تاو در این قضیه نقش داشته است

197
00:18:31,299 --> 00:18:34,052
قطعا او متوجه‌ی تاو تاو شده است

198
00:18:34,886 --> 00:18:38,139
شاید هم تاو تاو او را یاد پدر تاو تاو میندازد

199
00:18:39,390 --> 00:18:43,686
یا شاید هم او دوست دارد به همه چیز نگاه کند

200
00:18:45,355 --> 00:18:47,065
در هر صورت اگر تاو تاو قصد دارد که

201
00:18:47,232 --> 00:18:49,442
از حال و هوای ناراحت کننده‌ی خانواده اش دور شود

202
00:18:49,943 --> 00:18:51,945
جای درستی انتخاب کرده است

203
00:18:52,111 --> 00:18:54,531
چون که در این بعد از ظهر آفتابی

204
00:18:54,697 --> 00:18:56,491
پسران گمشده او را دعوت به یک

205
00:18:56,658 --> 00:18:59,244
بازی قدیمی و مخصوص خودشان (میمون‌ها) کرده اند

206
00:19:00,036 --> 00:19:02,789
که اسمش هست: بزن شاخه‌ها رو بشکون

207
00:19:23,977 --> 00:19:27,355
این همان چیزی است که تاو تاو نیاز دارد

208
00:19:29,607 --> 00:19:33,194
اما بعضی از شیطنت‌های آن ها برای تاو تاو زیادیه

209
00:19:35,321 --> 00:19:37,156
مانند دزدیدن بچه

210
00:19:37,323 --> 00:19:38,366
!برای شوت کردن

211
00:19:41,077 --> 00:19:42,078
اما نه

212
00:19:42,245 --> 00:19:44,038
اون که خواهرش نیست

213
00:19:46,499 --> 00:19:48,626
یک موذی کارخراب کن بودن

214
00:19:48,793 --> 00:19:50,837
کار خسته کننده‌ایه

215
00:19:52,338 --> 00:19:55,800
با این وجود زندگی با پسران گمشده برای تاو تاو

216
00:19:56,426 --> 00:19:58,011
شیرین است

217
00:19:58,845 --> 00:19:59,929
تا زمانی که

218
00:20:02,432 --> 00:20:04,183
شاهین ها تنها شکارچیانی هستند که

219
00:20:04,267 --> 00:20:06,728
میمون های ما دارند

220
00:20:07,186 --> 00:20:10,773
که همیشه به دنبال بچه میمون های تنها هستند

221
00:20:29,334 --> 00:20:32,712
در کسری از ثانیه تمام خوشی های تاو تاو به فنا میرود

222
00:20:34,631 --> 00:20:36,466
خیلی ناگهانی بود

223
00:20:36,633 --> 00:20:39,177
چرا هیچکس مراقب اوضاع نبود؟؟

224
00:20:54,901 --> 00:20:57,987
این یک زنگ خطری از دنیای واقعی برای تاو تاو بود

225
00:20:58,154 --> 00:21:01,658
ممکن بود خواهر کوچیکش باشد

226
00:21:29,268 --> 00:21:30,687
بادهای تابستانی که

227
00:21:30,770 --> 00:21:33,231
بوی علف های تازه را میاره

228
00:21:33,398 --> 00:21:36,567
چیروها را به مقصد جدیدشان به

229
00:21:37,652 --> 00:21:39,654
دریاچه‌ی ژانهای میبرد

230
00:21:43,074 --> 00:21:45,994
و هدف اصلی آن ها از این سفر قهرمانانه

231
00:21:46,160 --> 00:21:48,413
اکنون مشخص میشود

232
00:21:55,753 --> 00:21:58,881
چرخه‌ی فوق العاده‌ای که

233
00:21:59,048 --> 00:22:01,009
هویت چیروها را میسازد

234
00:22:01,175 --> 00:22:03,678
از لحظه‌ای که مادر فرزند هم را میبینند و

235
00:22:03,845 --> 00:22:05,972
بوی یکدیگر را استشمام میکنند

236
00:22:06,723 --> 00:22:08,808
 آغاز میشود

237
00:22:15,648 --> 00:22:18,359
به طرز معجزه آسایی نوزادان چیروها
بدو تولد قادر به راه رفتن هستند

238
00:22:18,526 --> 00:22:21,154
فقط 30 دقیقه زمان میبرد

239
00:22:24,866 --> 00:22:27,785
این بخش ثابت ایستادن است که بسیار سخت است

240
00:22:45,053 --> 00:22:46,888
در عرض گذشت چند روز

241
00:22:46,971 --> 00:22:49,348
میتوانند همانند مادرانشان بدوند

242
00:23:18,377 --> 00:23:22,673
همانطور که مادر و فرزند یادمیگیرند
که با بوی هم همدیگر را بشناسند

243
00:23:22,840 --> 00:23:26,344
ارتباط شکست ناپذیر درونی تشکیل میشود که

244
00:23:26,511 --> 00:23:27,970
گله در کنار هم نگه میدارد

245
00:23:28,054 --> 00:23:31,682
و باعث میشود تا برای مهاجرت زنده بمانند

246
00:23:32,642 --> 00:23:34,644
گاهی اوقات برای نوزادان
سخت میشود که بوی هر شخص را

247
00:23:34,811 --> 00:23:38,064
از دیگری تشخیص دهند

248
00:23:38,231 --> 00:23:41,734
و به آرامی ترغیب به بو کشیدن میشوند

249
00:24:02,171 --> 00:24:05,174
چیروها تا زمانی که نوزادانشان اماده‌ی سفر میشوند

250
00:24:05,383 --> 00:24:07,552
در این مکان میمانند

251
00:24:08,678 --> 00:24:11,764
و سپس به خانه‌ی قبلی خودشان برمیگردند

252
00:24:11,931 --> 00:24:15,434
جایی که با نرها تجدید دیدار میکنند

253
00:24:23,628 --> 00:24:26,143
پاییز

254
00:24:26,245 --> 00:24:28,080
بر فراز رشت کوه های ژیوان

255
00:24:28,239 --> 00:24:30,408
تعویض فصل ها

256
00:24:30,575 --> 00:24:33,536
این مناطق را خوش رنگ کرده است

257
00:24:54,098 --> 00:24:58,769
یا یا و فرزندش سرانجام از لانه‌ی خودشان خارج شدند

258
00:25:00,479 --> 00:25:03,608
اکنون وقتش است که میمی به دنیای واقعی وارد شود

259
00:25:43,606 --> 00:25:46,984
اکنون نوزاد به خوبی تغذیه شده است و

260
00:25:48,361 --> 00:25:50,154
پس از به آغوش کشیدن

261
00:25:51,197 --> 00:25:52,823
خوابیده است

262
00:25:56,661 --> 00:25:58,454
"وقت نهار است"

263
00:26:11,008 --> 00:26:15,304
پانداها در این حیات وحش چیزی جز بامبو نمیخورند

264
00:26:15,846 --> 00:26:18,057
روزانه 40 پوند بامبو میخورند

265
00:26:21,227 --> 00:26:22,645
روزانه

266
00:26:22,812 --> 00:26:24,188
چهل

267
00:26:24,897 --> 00:26:26,691
پوند

268
00:26:27,149 --> 00:26:28,693
بامبو

269
00:26:35,157 --> 00:26:37,994
اکنون میمی شکمش پر از شیر مادرش است

270
00:26:38,160 --> 00:26:39,829
و کاملا استراحتش را کرده است

271
00:26:41,163 --> 00:26:44,041
و جهانی دارد که باید دست به اکتشاف آن بزند

272
00:26:51,924 --> 00:26:53,676
بله

273
00:26:53,843 --> 00:26:55,428
انگار نمیتواند به جایی برود

274
00:26:55,594 --> 00:26:59,390
در این سن پانداهای نوزاد به سختی میتوانند چهار دست و پا راه بروند

275
00:27:02,727 --> 00:27:04,895
اما باز هم با وجود این مناظر و صداها

276
00:27:05,062 --> 00:27:07,523
چیزی از ذوق او کم نمیشود

277
00:27:11,027 --> 00:27:12,570
مانند این دوستمان

278
00:27:18,075 --> 00:27:19,744
پاندای قرمز

279
00:27:20,411 --> 00:27:22,872
در واقع او اصلا پاندا نیست

280
00:27:23,039 --> 00:27:25,583
بیشتر شبیه به راکون است

281
00:27:26,417 --> 00:27:28,753
میمی براش اصلا مهم نیست که چی هست

282
00:27:28,919 --> 00:27:31,881
میمی فقط میخواهد که از درخت بالا برود و سلام کند

283
00:27:32,548 --> 00:27:35,926
پانداهای قرمز بیشتر از نصف عمرشان را بر روی درختان میگذرانند

284
00:27:36,093 --> 00:27:38,804
که باعث میشود الگوی خاصی برای میمی باشد

285
00:27:39,472 --> 00:27:41,557
چون که بالا رفتن از درخت تمام رویای

286
00:27:41,724 --> 00:27:44,435
بچه پانداها است

287
00:27:50,441 --> 00:27:53,069
خیلی زیبایی دارد

288
00:27:55,321 --> 00:27:56,822
با شکوه است

289
00:28:00,117 --> 00:28:02,119
اما در پشت این همه زیبابی

290
00:28:03,954 --> 00:28:05,581
خطر در کمین است

291
00:28:18,469 --> 00:28:21,013
"خب بعدش؟"

292
00:28:24,141 --> 00:28:26,936
"اینم از این"

293
00:28:46,163 --> 00:28:47,706
اوه خدای من

294
00:28:47,873 --> 00:28:51,460
"خیلی خجالت آور بود"

295
00:29:28,747 --> 00:29:32,543
مادرها همیشه در کنار تو هستند تا تو را از روی زمین بردارند

296
00:29:34,879 --> 00:29:38,090
و شما را از گردن گرفته اند به جایی امن ببرند

297
00:29:49,185 --> 00:29:50,728
اگر یا یا میتوانستد

298
00:29:50,895 --> 00:29:54,398
برای همیشه در همین حالت میماند

299
00:29:57,067 --> 00:29:58,903
تمام خواسته‌ی او این است که

300
00:29:59,069 --> 00:30:01,572
با عشق و محبت او را در آغوش بکشد

301
00:30:07,244 --> 00:30:10,414
اما میمی تجربه‌ای از آزادی داشته است که

302
00:30:14,251 --> 00:30:15,961
خیلی هم دوستش دارد

303
00:30:34,605 --> 00:30:37,316
میوه‌ی درخت کاج فقط در پاییز در دسترس است و

304
00:30:37,483 --> 00:30:39,318
امروز پسران گمشده انباری از

305
00:30:39,485 --> 00:30:41,904
این میوه‌های خوشمزه پیدا کرده اند

306
00:30:43,614 --> 00:30:47,117
و تاو تاو منتظر است که سهم خودش را بگیرد

307
00:30:48,994 --> 00:30:50,287
"او او"

308
00:30:52,498 --> 00:30:55,125
از وقتی که خواهر کوچکش خانواده‌ی
دوست داشتنی اون رو دزدیده

309
00:30:55,626 --> 00:30:59,338
اون با پسران گمشده زندگی میکنه

310
00:31:07,930 --> 00:31:10,516
اما زمانی که تاو تاو وارد میدان میشود و

311
00:31:10,683 --> 00:31:12,601
تمام خانواده را همراهش دارد

312
00:31:13,185 --> 00:31:15,521
حال همه گرفته میشود

313
00:31:16,605 --> 00:31:18,857
شادیشان به پایان میرسد

314
00:31:29,660 --> 00:31:32,830
احتمال زیاد روستر به خاطر چشمش همچنان

315
00:31:32,997 --> 00:31:34,999
.کینه به دل دارد

316
00:31:42,298 --> 00:31:45,342
به نظر میرسد وقت انتقام رسیده

317
00:31:58,355 --> 00:31:59,732
تاو تاو نمیتواند این مسئله را قبول کند

318
00:32:01,859 --> 00:32:04,862
چرا روستر خواهان مبارزه با پدر اوست؟؟؟

319
00:32:10,242 --> 00:32:14,079
خانوم‌های فامیل تاو تاو به دور مرد خانواده رژه میروند

320
00:32:21,545 --> 00:32:24,256
و روستر تنهای تنها است

321
00:32:24,882 --> 00:32:27,718
اعضای پسران  گمشده فقط به فکر خودشان هستند

322
00:32:28,761 --> 00:32:30,387
از ان جا که کسی پشتیبان روستر نیست

323
00:32:30,846 --> 00:32:33,015
او عقب نشینی میکند

324
00:32:47,821 --> 00:32:49,323
تاو تاو آشفته است

325
00:32:50,658 --> 00:32:55,120
مشخص میشود که این دوستان جدیدش
یه مشت بچه‌ی لوس و ترسو هستند

326
00:33:01,960 --> 00:33:05,964
آیا در این دنیای بی رحم
کسی هست که به او تکیه کنی؟

327
00:33:16,350 --> 00:33:18,185
درون دشت های وسیع این چیروها هستند که

328
00:33:18,352 --> 00:33:20,479
سفرشان آغاز شده است تا

329
00:33:20,604 --> 00:33:22,022
به سوی مردانشان بازگردند

330
00:33:24,483 --> 00:33:28,862
اما انگار بوی این کٌره بزها
به مشام بعضی ها رسیده است

331
00:33:43,210 --> 00:33:45,212
این گرگ به دنبال راهی است تا

332
00:33:45,379 --> 00:33:47,464
یکی از آن ها را از گله جدا کند

333
00:33:50,551 --> 00:33:52,720
اما خوشبختانه در این حین پاهای این بچه‌ها

334
00:33:52,886 --> 00:33:55,222
همانند مادرانشان قوی و آماده‌ی دویدن است

335
00:34:00,060 --> 00:34:01,687
چیروها متحد شده‌اند

336
00:34:01,854 --> 00:34:05,315
فضای بین مادرها و بچه‌هایشان محکم است

337
00:34:05,482 --> 00:34:08,152
هر کٌره بوی مادرش را دنبال میکند و به آن میچسبد

338
00:34:17,035 --> 00:34:19,163
گله‌ی بزرگی است اما

339
00:34:20,497 --> 00:34:23,000
همه باهم متحد هستند

340
00:34:41,852 --> 00:34:43,854
زیبایی مطلق چین از

341
00:34:44,021 --> 00:34:47,566
راه های گوناگونی و از گوشه کنار های

342
00:34:47,733 --> 00:34:50,277
زیادی خودش را نشان میدهد

343
00:34:53,864 --> 00:34:56,867
و انگار جهانی دیگر است

344
00:35:02,915 --> 00:35:04,750
بعد از تربیت و پروش توله‌های داوا

345
00:35:04,917 --> 00:35:08,295
اکنون آنان به گربه‌های
خارق‏العاده‌ای تبدیل شده اند

346
00:35:10,547 --> 00:35:13,550
اون شکار موفقی داشته که البته

347
00:35:13,717 --> 00:35:16,053
اولین بارش نیست

348
00:35:16,553 --> 00:35:21,058
توله‌های او اکنون گرسنه و
آماده‌ی خوردن گوشت تازه هستند

349
00:35:21,725 --> 00:35:25,729
آن‌‌ها تمام مدت شکارچی
ماهرشان یعنی مادرشان را

350
00:35:27,064 --> 00:35:28,273
تماشا کرده‌اند و از او یادگرفته‌اند

351
00:35:28,816 --> 00:35:30,460
اما ناگهان

352
00:35:30,484 --> 00:35:33,487
همان مزاحم قبلی از راه میرسد

353
00:35:34,154 --> 00:35:37,658
که این دفعه همراه با
سه پسر بزرگترش آمده است

354
00:35:44,581 --> 00:35:48,085
نبود شکار باعث شده است که
آن‌ها به قلمروی داوا بیاییند

355
00:35:48,252 --> 00:35:52,422
و خودشان را آماده کرده‌اند
تا تمام شکار او را تصاحب کنند

356
00:35:58,595 --> 00:36:01,348
رقیب قدیمی داوا خیلی جسورتر شده است

357
00:36:01,515 --> 00:36:03,475
و حالا نیروی پشتیبانی هم آورده است

358
00:36:03,934 --> 00:36:06,186
او و داوا هردو میدانند که

359
00:36:06,353 --> 00:36:10,148
داوا در برابر چهار پلنگ نمیتواند دوام بیاورد

360
00:36:36,550 --> 00:36:39,887
اما داوا نمیتواند به خودش اجازه
دهد که غذایش رو تسیلم آنها بکند

361
00:36:43,390 --> 00:36:47,811
توله‌هایش نیاز به غذا دارند
و وقتی صحبت از بقا میشود

362
00:36:47,978 --> 00:36:50,147
داوا با هر دشمنی مبارزه میکند

363
00:36:56,486 --> 00:36:58,989
تصمیم بین مرگ و زندگی ممکن است

364
00:36:59,156 --> 00:37:02,326
محاسبه سختی باشد

365
00:37:20,260 --> 00:37:22,512
اندکی بعد پسرها وارد میشوند

366
00:37:31,688 --> 00:37:34,191
تعداد آن‌ها زیاد است و داوا باید

367
00:37:34,358 --> 00:37:37,611
برای حفظ جان توله‌هایش عقب نشینی کند

368
00:37:45,410 --> 00:37:48,705
اما متجاوزان با تعقیب داوا
میخواهند به او بفهمانند که

369
00:37:48,872 --> 00:37:52,209
فقط به دنبال غذای اون نیستند بلکه

370
00:37:52,376 --> 00:37:54,544
میخواهند آنجا بمانند

371
00:38:01,218 --> 00:38:02,886
داوا برای حفاظت از جان بچه‌هایش میبایست

372
00:38:03,053 --> 00:38:05,889
با آن ها از اینجا فرار کند

373
00:38:25,492 --> 00:38:28,578
خانه‌ی خودشان را ترک کنند

374
00:38:46,555 --> 00:38:49,933
وقتی که فرزند شما خوشگل‌ترین و زیباترین

375
00:38:50,100 --> 00:38:51,601
مخلوق این دور و بر باشد

376
00:38:52,602 --> 00:38:56,356
نمیتوانید او را تنها رها کنید

377
00:39:16,126 --> 00:39:18,128
میمی شش ماهه فکر میکند که میتواند به تنهایی

378
00:39:18,295 --> 00:39:20,964
حرکت کند

379
00:39:22,591 --> 00:39:23,967
: مادرش می‌گوید

380
00:39:24,968 --> 00:39:26,720
"نه عزیزم نمیشه"

381
00:39:27,763 --> 00:39:29,431
این یه درخت بٌلنده

382
00:39:29,598 --> 00:39:32,267
و میمی به خوبی نمیتواند از آن بالا برود

383
00:39:32,768 --> 00:39:33,894
اما بازم

384
00:39:49,117 --> 00:39:53,622
"!! عه مامان ولم کن من می‌خوام، اَه"

385
00:40:00,587 --> 00:40:04,966
وقتی مادری قادر به پرواز است
میتوانست نوزادش را سرگرم کند

386
00:40:05,133 --> 00:40:08,178
برای پانداهای جوان بالارفتن از جایی

387
00:40:09,012 --> 00:40:11,681
نشان دهنده‌ی توانایی آن ها است

388
00:40:11,848 --> 00:40:14,351
به این معنا است که میتوانند
از شر شکارچیان پنهان بشوند

389
00:40:16,478 --> 00:40:17,854
بچه پاندایی که بتواند از درخت بالا برود یعنی

390
00:40:18,939 --> 00:40:21,983
دیگر نیازی به مادرش ندارد

391
00:40:25,445 --> 00:40:28,448
"اِ مامان من از پسش بر میام"

392
00:40:47,801 --> 00:40:49,052
در دشت‌های ژانگهای

393
00:40:49,553 --> 00:40:52,472
چیروهای نر  اکنون نگهبان سرزمینشان

394
00:40:52,639 --> 00:40:56,143
و منتظر بازگشت زنانشان هستند

395
00:41:07,821 --> 00:41:10,574
چیروهای ماده راه درازی را برای

396
00:41:10,740 --> 00:41:13,160
دوباره یکی شدن با جفت هایشان طی کرده اند

397
00:41:22,752 --> 00:41:23,837
متاسفانه

398
00:41:24,087 --> 00:41:27,257
به دلیل اینکه آن ها مدت
طولانی‌ای از هم دور بوده اند

399
00:41:27,424 --> 00:41:30,218
 هیچکدامشان نمیتوانند حدس بزنند که

400
00:41:30,385 --> 00:41:33,513
جفتشان چه وضعیتی دارد

401
00:41:35,098 --> 00:41:36,683
اما جای نگرانی نیست زیرا

402
00:41:38,018 --> 00:41:41,563
نَرها اشتیاق زیادی برای دیدار با ماده‌ها و

403
00:41:41,730 --> 00:41:43,440
شروع یک زندگی تازه را دارند

404
00:41:49,237 --> 00:41:52,199
آن ها تمام تابستان را صرف بزرگ شدن و

405
00:41:52,365 --> 00:41:54,951
چشم و هم چشمی برای یکدیگر کرده اند

406
00:41:55,118 --> 00:41:58,622
و مشتاق ثابت کردن مردانگی خودشان هستند

407
00:42:02,918 --> 00:42:05,128
"خانوما گرگ‌ها براتون مشکلی به وجود آوردن؟؟"

408
00:42:06,087 --> 00:42:08,798
"اصلا نترسید من حواسم به همه چی هست"

409
00:42:15,222 --> 00:42:17,933
این شکارچی زمانی که بدن
قوی این چیروی نر را می‌بیند

410
00:42:18,099 --> 00:42:21,603
پا به فرار می‌گذارد

411
00:42:21,770 --> 00:42:24,105
! بله

412
00:42:26,816 --> 00:42:28,235
"همه چیز تحت کنترله"

413
00:42:29,778 --> 00:42:32,113
"فقط این یخه لاکردار عه"

414
00:42:53,677 --> 00:42:55,929
با تمام این قضایا و کشمکش‌ها

415
00:42:56,096 --> 00:43:00,976
 اعضای گله همیشه باهم متحد هستن

416
00:43:02,769 --> 00:43:07,440
و این همبستگی همیشه ادامه دارد

417
00:43:15,383 --> 00:43:19,720
زمستان

418
00:43:20,328 --> 00:43:22,789
با کاهش دمای هوا

419
00:43:22,956 --> 00:43:25,542
تنها ملکه‌ی کوهستان

420
00:43:25,709 --> 00:43:28,378
در طول این هفته شکاری نکرده است

421
00:43:28,712 --> 00:43:33,049
و حالا او مجبور شده است که قلمروا‌ش را

422
00:43:33,216 --> 00:43:35,552
با ساکنان موفق این حوالی شریک شود

423
00:43:46,938 --> 00:43:49,190
حالا او تمام این منطقه را بررسی میکند تا

424
00:43:49,357 --> 00:43:53,069
نقشه‌ی منطقه را به دست بیاورد و این کار با

425
00:43:53,236 --> 00:43:54,738
بو کشیدن وعلامت گذاری انجام داده میشود

426
00:43:57,407 --> 00:44:00,076
اما ناگهان او توسط پلنگ نر
این منطقه شناسایی می‌شود

427
00:44:14,257 --> 00:44:16,593
او دلاورانه از منطقه‌ی خودش دفاع میکند اما

428
00:44:16,760 --> 00:44:19,429
ناچار میشود که به سمت توله‌ای
برگردد و عقب نشینی کند

429
00:44:27,729 --> 00:44:29,731
دیگر آن روزهای تابستان و شکوه جلال داوا

430
00:44:29,898 --> 00:44:33,109
به سر آمده است

431
00:44:43,286 --> 00:44:47,665
فقط عشق یک خانواده می‌تواند
سرنوشت او را تغییر دهد

432
00:45:05,642 --> 00:45:08,770
غریزه‌ی یا یا به او کمک
میکند تا از بچه‌اش مراقبت کند

433
00:45:17,362 --> 00:45:20,281
اما او تا ابد نمیتواند از میمی مراقبت کند

434
00:45:20,990 --> 00:45:22,450
و در نهایت

435
00:45:22,617 --> 00:45:24,702
زمانی ناچار می‌شود که او را ترک کند

436
00:45:36,089 --> 00:45:37,799
اما نه امروز

437
00:45:44,889 --> 00:45:47,559
اکنون زمستان این جنگل انبوه را تبدیل به

438
00:45:47,725 --> 00:45:51,062
سرزمین شیشه‌ایِ زیبایی کرده است

439
00:45:54,065 --> 00:45:57,819
این اولین بارش برفی است
که خواهر تاو تاو دیده است

440
00:45:58,903 --> 00:46:02,157
این زیبایی برف‌ها  باعث شده است که

441
00:46:02,323 --> 00:46:04,200
سرمای طاقت فرسا را فراموش بکند

442
00:46:06,244 --> 00:46:08,538
"این دیگه چیه؟؟"

443
00:46:14,043 --> 00:46:17,005
"ولش مهم نیست هوا خیلی سرده"

444
00:46:18,381 --> 00:46:20,884
"باید برم یه جای بلندتر"

445
00:46:22,927 --> 00:46:24,888
بله برف حالشو گرفته و

446
00:46:25,054 --> 00:46:27,765
دست‌هاش از سرما یخ زده‌اند

447
00:46:27,932 --> 00:46:29,267
تنها نکته‌ی خوبش این است که

448
00:46:29,434 --> 00:46:32,896
میتواند اینگونه راه برود

449
00:47:01,049 --> 00:47:02,884
سرما و کمبود مواد غذایی

450
00:47:03,051 --> 00:47:06,221
گروهای مختلف این حوالی
را دور هم جمع کرده است

451
00:47:07,096 --> 00:47:09,140
آنها خیلی گرسنه هستند

452
00:47:09,307 --> 00:47:10,767
هرچه پیدا کنند میخورند

453
00:47:13,436 --> 00:47:17,106
روستر هیچ  توجه‌ای به تاو تاو ندارد

454
00:47:17,273 --> 00:47:18,733
یا محبتی یا

455
00:47:19,150 --> 00:47:20,902
هر نوع حمایتی

456
00:47:24,322 --> 00:47:25,657
وقتی با پسران گمشده نشست  و برخواست بکنی

457
00:47:25,823 --> 00:47:27,992
همین نصیبت میشود

458
00:47:33,790 --> 00:47:34,958
اوه

459
00:47:35,792 --> 00:47:37,627
روستر بر سر غذا نامردی میکند

460
00:47:43,132 --> 00:47:45,134
و دشمنی آغاز میشود

461
00:47:47,762 --> 00:47:50,765
تاو تاو هم بدون اینکه خودش
بخواهد به این نزاع کشیده میشود

462
00:47:51,683 --> 00:47:54,143
حتی خواهر کوچکش هم درگیر شده است

463
00:47:57,188 --> 00:47:59,983
او میخواهد به برادرش کمک کند تا دعوا نکند

464
00:48:00,149 --> 00:48:03,194
اما این حیوانات بی منطق هستند

465
00:48:05,822 --> 00:48:08,866
پدر تاو تاو نمیخواهد دخالت کند

466
00:48:09,659 --> 00:48:12,620
در اینجا دیگر غذایی نمانده
تا برایش جنگ و نزاع پیشه کنند

467
00:48:15,206 --> 00:48:17,333
او خانواده اش را آماده میکند تا به یک

468
00:48:17,500 --> 00:48:19,711
منطقه‌ی گرمتر رجوع کند

469
00:48:24,048 --> 00:48:26,676
با سرمای استخوان سوز موجود

470
00:48:26,843 --> 00:48:29,804
تاو تاو آرزوی اندکی راحتی دارد

471
00:48:29,971 --> 00:48:33,891
فقط و فقط میخواهد یک نفر او را گرم کند

472
00:48:36,644 --> 00:48:38,688
دلش برای خانواده‌اش تنگ شده

473
00:48:40,189 --> 00:48:43,067
تا کنون او از اینکه به پیش
خانواده‌اش بازگردد امتناع میکرد

474
00:48:45,361 --> 00:48:47,864
شاید هنوز هم از بابت خواهرش ناراحت است

475
00:48:48,865 --> 00:48:51,367
شاید میخواهد خودش را به پدرش اثبات کند

476
00:48:51,868 --> 00:48:53,077
که میداند؟

477
00:48:56,205 --> 00:48:59,250
اکنون او به گرما احتیاج دارد

478
00:49:02,086 --> 00:49:04,255
او پسران گمشده را رها میکند و

479
00:49:06,758 --> 00:49:09,177
همراه با خانواده‌اش میشود

480
00:49:30,698 --> 00:49:32,909
خواهرش از بازگشت او خوشحال است

481
00:49:34,952 --> 00:49:37,622
اما زندگی همیشه آسان نیست

482
00:49:43,419 --> 00:49:45,588
پدرش اجازه‌ی ورود به او نمیدهد

483
00:49:47,298 --> 00:49:49,926
تاو تاو دیگر کسی را ندارد که پیشش رجوع کند

484
00:49:55,306 --> 00:49:57,266
دیگر انتخابی ندارد

485
00:50:11,823 --> 00:50:13,783
در میان خشم زمستان و

486
00:50:13,950 --> 00:50:15,868
بد اقبالی دشت

487
00:50:16,035 --> 00:50:19,789
داوا به ندرت شکار موفقی به دست می اورد

488
00:50:22,291 --> 00:50:25,128
اما این گوسفندان به دلیل تغییر آب و هوا

489
00:50:25,712 --> 00:50:28,339
به این محدوده آمده اند

490
00:51:16,053 --> 00:51:18,347
اما انگار اتفاق ناگواری افتاده است

491
00:51:28,191 --> 00:51:32,236
برف سنگهای نوک تیز را پوشانده
و پنجه‌ی داوا صدمه می‌بیند

492
00:52:16,948 --> 00:52:21,452
داوا میداند که برای زنده
ماندن خودش و توله هایش او

493
00:52:21,619 --> 00:52:24,914
نیازمند داشتن سلامت
جسمانی کامل برای شکار است

494
00:53:06,372 --> 00:53:08,332
انگار به نظر می‌رسد که تاو تاو

495
00:53:08,499 --> 00:53:11,627
اجازه‌ی ورود به خانواده را پیدا کرد است

496
00:53:19,218 --> 00:53:22,555
یا اینکه به زور خودش را به  آن ها بچسباند

497
00:53:24,140 --> 00:53:27,143
تا وقتی که او خانواده را از سرما مصون بدارد

498
00:53:27,894 --> 00:53:30,146
پدرش به او اجازه‌ی ماندن میدهد

499
00:53:31,397 --> 00:53:33,816
این از تنها ماندن و یخ زدن بهتر است

500
00:53:35,359 --> 00:53:38,654
حداقل خواهرش از دیدنش خوشحال می‌شود

501
00:53:41,198 --> 00:53:45,202
شاید اکنون تاو تاو قدر خانواده‌اش را بداند

502
00:53:47,872 --> 00:53:51,667
یا شایدم فقط چون سردش است اینجا آمده

503
00:54:00,108 --> 00:54:04,382
بهار باز میگردد

504
00:54:33,960 --> 00:54:35,378
در چین

505
00:54:35,878 --> 00:54:38,255
برخی بر این باورند که پانداها نماد زنده‌ای از

506
00:54:38,422 --> 00:54:40,299
یین یانگ هستند
(یین یانگ فلسفه‌ای در چین و به معنای مثبت و منفی در کنار هم)

507
00:54:40,716 --> 00:54:43,552
پشم سفید و سیاه رنگ و منحنی شکل آنان

508
00:54:43,719 --> 00:54:45,721
دقیقا همانند آن نماد هستند

509
00:54:50,935 --> 00:54:54,939
دوگانگی این تضادها در تمام طبیعت وجود دارد

510
00:54:58,734 --> 00:55:01,070
اما شاید به اندازه‌ی ارتباط بین

511
00:55:01,237 --> 00:55:05,241
یایا و میمی نیست

512
00:55:08,744 --> 00:55:12,248
کشمکش ها بین آزادی و حمایت

513
00:55:12,415 --> 00:55:14,417
به مرزی بحرانی میرسد

514
00:55:18,295 --> 00:55:20,464
یا یا به شدت خواهان مراقبت و

515
00:55:20,631 --> 00:55:23,592
سالم نگه داشتن دخترش است

516
00:55:24,093 --> 00:55:27,138
اما میمی اشتیاق وصف ناپذیری برای

517
00:55:27,304 --> 00:55:30,766
بالا رفتن از درختان دارد

518
00:55:34,812 --> 00:55:38,441
و بله این بچه مشکلات جدی‌ای با جاذبه دارد

519
00:55:40,359 --> 00:55:42,987
اما خب چه میشه کرد زندگی خطر ریسک کردن است

520
00:55:43,154 --> 00:55:45,281
او هر لحظه ممکن است به زمین بیفتد

521
00:55:51,620 --> 00:55:54,040
اما ناگهان پشتیبانی از راه میرسد

522
00:56:03,174 --> 00:56:06,719
اما زمانی میرسد که او باید تنهایی این کار را بکند

523
00:56:13,809 --> 00:56:16,979
و آن روز امروز است

524
00:56:28,866 --> 00:56:32,161
هرچند عشق یایا نسبت به دخترش عمیق است اما

525
00:56:33,496 --> 00:56:35,498
  اما نیرویی وجود دارد که از آن قوی تر است

526
00:56:35,664 --> 00:56:37,666
نیروی طبیعت

527
00:56:42,713 --> 00:56:44,757
که باعث جدایی آن‌ها از هم میشود

528
00:57:00,940 --> 00:57:02,650
او تلاشش را میکند

529
00:57:52,408 --> 00:57:55,369
روزی که به تنهایی از روی درخت بالا بروی و

530
00:57:56,745 --> 00:57:58,789
از روی آن نیفتی

531
00:58:00,624 --> 00:58:02,918
روز بزرگی است

532
00:58:16,891 --> 00:58:20,186
یا یا شاید مادر محافظه کاری باشد اما او

533
00:58:21,270 --> 00:58:24,773
توانسته پاندای خارق العاده‌ای پرورش دهد

534
00:58:28,903 --> 00:58:31,071
و او میداند که روزی میرسد

535
00:58:31,238 --> 00:58:33,574
که باید از او خدافظی کند

536
00:58:38,746 --> 00:58:41,373
اما لذت بزرگ کردن یک نوزاد توسط

537
00:58:41,540 --> 00:58:44,293
پاندای مادر ارزشش از هزاران خداحافظی

538
00:58:44,460 --> 00:58:47,463
بیشتر است

539
00:59:02,519 --> 00:59:05,022
زمان بهار یعنی غذای بیشتر

540
00:59:10,277 --> 00:59:11,737
کَکِ  بیشتر

541
00:59:17,117 --> 00:59:18,702
 و نوزاد بیشتر

542
00:59:24,583 --> 00:59:26,418
که به اصطلاح یعنی

543
00:59:26,919 --> 00:59:28,879
دردسر بیشتر

544
00:59:48,232 --> 00:59:52,027
اگرچه تاو تاو وقت بیشتری را
با خانواده‌اش صرف میکند اما

545
00:59:52,194 --> 00:59:55,906
وقت کمتری را با پدرش میگذراند

546
00:59:57,324 --> 01:00:00,119
و وقت بیشتری با خودش

547
01:00:06,250 --> 01:00:08,585
خواهر تاو تاو هم دارد بزرگ میشود

548
01:00:13,507 --> 01:00:16,468
او دارد توانایی های
خودش را به نمایش میگذارد

549
01:00:32,651 --> 01:00:35,696
او اکنون به سنی رسیده است که مادرش
میتواند او را تنها آزاد کند تا

550
01:00:35,863 --> 01:00:37,614
برای خودش غذا پیدا کند

551
01:00:39,325 --> 01:00:41,952
و یا برای نوزاد دیگری

552
01:00:47,124 --> 01:00:49,543
اما تا وقتی که نوزاد زیادی در اطراف است

553
01:00:50,627 --> 01:00:53,380
عقاب‌ها هم در همین اطرافند

554
01:00:59,845 --> 01:01:02,222
تاو تاو شکارچی‌ها را
میبیند و همه را خبر میکند

555
01:01:04,600 --> 01:01:06,935
گروه برای پناه گرفتن پخش میشود

556
01:01:08,771 --> 01:01:10,356
تمام بچه‌های کوچک پناه میگیرند

557
01:01:11,565 --> 01:01:13,984
به جز خواهر تاو تاو

558
01:01:17,988 --> 01:01:20,115
اما تاو تاو حواسش به او است

559
01:01:20,282 --> 01:01:22,117
و وارد عمل میشود

560
01:01:31,627 --> 01:01:34,421
تاو تاو به موقع به خواهرش میرسد

561
01:01:49,812 --> 01:01:52,731
تاو تاو تا کنون اینقدر احساس
به درد بخور بودن نکرده بود

562
01:01:52,898 --> 01:01:56,735
او کاملا بر اساس غریزه این کار را کرد

563
01:01:56,902 --> 01:02:00,489
و این حرکت دلاورانه به  این معنا بود که

564
01:02:00,989 --> 01:02:02,658
او بزرگ شده است

565
01:02:02,825 --> 01:02:03,826
البته که همینطور بود

566
01:02:05,494 --> 01:02:09,248
مطمئنآ پدرش از اینکه او را
در کنار خودش داشت خوشحال بود

567
01:02:12,418 --> 01:02:15,045
فرزند جوان و تنهای خانواده
که پشتیبانی نداشته اکنون

568
01:02:15,796 --> 01:02:19,049
تبدیل به قهرمان خانواده شده است

569
01:02:22,469 --> 01:02:25,764
به چشمان خواهرش او یک
قهرمان به تمام معنا است

570
01:02:45,868 --> 01:02:47,953
بر فراز فلات سفر میکنیم

571
01:02:48,120 --> 01:02:51,415
برف زمستانی همچنان بهار را معطل کرده است

572
01:02:53,417 --> 01:02:57,045
و داوا همچنان به دنبال
فراهم کردن غذای فرزندانش است

573
01:03:01,550 --> 01:03:02,968
صدمه‌ی پنجه‌اش اکنون

574
01:03:03,051 --> 01:03:05,137
توانایی شکارش را از او گرفته

575
01:03:05,304 --> 01:03:08,390
و دیگر قدرت قدیمش را ندارد
تا پا به پای گوسفندان تیزپا

576
01:03:08,557 --> 01:03:10,559
برای شکار حمله کند

577
01:03:19,234 --> 01:03:21,445
اما انگار فرصتی پیش می آید

578
01:03:23,739 --> 01:03:26,617
در بهار گله‌ی گاومیش ها

579
01:03:26,783 --> 01:03:29,411
برای چرا به مراتع بالاتر می‌آیند

580
01:03:31,997 --> 01:03:35,000
این حیوانات 10 برابر
قدرتمندتر از داوا هستند

581
01:03:35,834 --> 01:03:40,005
و یک ضربه از شاخ‌های
آنان ممکن است کشنده باشد

582
01:03:43,008 --> 01:03:46,428
حمله به این گله مانند
مقابله با یک ارتش میباشد

583
01:03:48,764 --> 01:03:51,266
اما توله‌های او بر روی او حساب میکنند

584
01:04:03,654 --> 01:04:06,156
یا حالا یا هیچوقت

585
01:04:26,718 --> 01:04:29,471
مادر این گوساله به کمک بچه‌اش می‌آید

586
01:04:34,977 --> 01:04:37,187
داوا از حمله دست نمیکشد

587
01:04:37,688 --> 01:04:39,856
او میداند که این تنها شانسش است

588
01:04:47,322 --> 01:04:49,825
اما گاومیش مادر برای نجات بچه‌اش همانند

589
01:04:49,992 --> 01:04:51,827
داوا قدرتمند است

590
01:04:58,208 --> 01:05:01,670
گاومیش با شاخ‌هایش به داوا حمله میکند

591
01:05:07,843 --> 01:05:09,595
داوا صدمات جدی‌ای برمیدارد

592
01:05:21,273 --> 01:05:24,192
نجات دلاورانه‌ی یک مادر

593
01:05:26,111 --> 01:05:29,448
شکست آن یکی مادر است

594
01:07:36,992 --> 01:07:40,662
در اساطیر چین وقتی زندگی‌ای به پایان میرسد

595
01:07:41,371 --> 01:07:43,749
درناها روح او را

596
01:07:43,915 --> 01:07:47,502
به چرخه‌ی حیات هدایت میکنند

597
01:07:53,091 --> 01:07:56,219
از آغاز تا پایان

598
01:08:03,769 --> 01:08:07,022
زمان همیشه این چرخه را ادامه میدهد

599
01:08:11,777 --> 01:08:14,029
نوجوان بالغ  میشود

600
01:08:15,739 --> 01:08:17,866
و بالغ پیر میشود

601
01:08:19,034 --> 01:08:22,287
و پیرها دوباره متولد میشوند

602
01:08:26,875 --> 01:08:29,377
مرگ پایان زندگی نیست

603
01:08:30,378 --> 01:08:34,591
تنها جا به جایی در چرخه‌ای است
که بی هیچ پایانی ادامه دارد

604
01:10:00,302 --> 01:10:02,637
هر موجودی در این

605
01:10:02,804 --> 01:10:05,807
سمفونی دوره‌ای بزرگ
نقش خودش را بازی کرده

606
01:10:09,978 --> 01:10:11,313
هر موجودی که زندگی کرده است تنها

607
01:10:11,479 --> 01:10:15,358
بخش کوچکی از ریتم این زیبایی را ساخته است

608
01:10:26,995 --> 01:10:31,750
این سرزمین پهناور زاینده‌ی عشق و سختی است

609
01:10:33,001 --> 01:10:35,211
اما در این سختی

610
01:10:35,754 --> 01:10:37,547
امید وجود دارد

611
01:10:46,848 --> 01:10:48,934
این جا مکانی است که آنها زندگی میکنند

612
01:10:56,858 --> 01:10:59,444
مکانی که در آن میمیرند

613
01:11:06,451 --> 01:11:08,703
و مکانی که در آن رشد میکنند

614
01:11:43,071 --> 01:11:46,408
اینجا مکانی است که در آن به دنیا می ایند

615
01:11:49,411 --> 01:11:51,287
در چین

616
01:12:23,862 --> 01:12:27,198
ما سعی کردیم که تعدادی
صحنه‌ی آهسته ضبط کنیم اما

617
01:12:27,782 --> 01:12:29,868
همونطور که میبیند

618
01:12:30,035 --> 01:12:32,620
نور مناسب نیست

619
01:12:32,871 --> 01:12:35,248
اما نکته‌ی خوب ماجرا در اینه که

620
01:12:35,415 --> 01:12:38,209
هر یک ساعت هوا تعییر میکنه

621
01:12:38,376 --> 01:12:40,920
پس اگر هوا و نور را دوست ندارید فقط کافیه که

622
01:12:41,087 --> 01:12:42,106
یک ساعت صبر کنید

623
01:12:42,130 --> 01:12:44,132
تا همه چیز تغییر کنه

624
01:12:47,886 --> 01:12:50,263
ما یک پلنگ برفی گرفتیم که دور
و بر یک گوسفند آبی میچرخید

625
01:12:50,430 --> 01:12:52,140
! بهتر از این نمیشد

626
01:13:12,786 --> 01:13:14,746
الان داره تگرگ میباره

627
01:13:14,913 --> 01:13:18,666
و شاید تا نیم ساعت دیگه
یه آفتاب زیبا داشته باشیم

628
01:13:18,833 --> 01:13:21,461
پس فقط باید صبر کنیم

629
01:14:13,388 --> 01:14:14,532
کارم تموم شد

630
01:14:14,556 --> 01:14:15,783
برو

631
01:14:15,807 --> 01:14:16,867
!سلام

632
01:14:16,891 --> 01:14:17,892
خیل باحاله

633
01:14:18,726 --> 01:14:21,062
داره تو مانیتور نگاه میکنه

634
01:14:24,732 --> 01:14:26,776
دوربینو داره تکون میده

635
01:14:37,412 --> 01:14:39,247
خب الان دوباره وارد

636
01:14:39,372 --> 01:14:40,373
نیم ساعت بعدی میشیم

637
01:14:40,915 --> 01:14:42,834
و حالا داره بارون میباره

638
01:14:43,001 --> 01:14:46,588
یه بخار این قسمت و این
طرف هم یه طوفان داریم

639
01:14:47,672 --> 01:14:51,384
اما من هنوزم میگم اگه یه نیم
ساعت دیگه صبر کنیم اونوقت

640
01:14:51,551 --> 01:14:54,846
یه موقعیت عالی تصویربرداری
حرکت آهسته پیدا میکنیم

641
01:15:17,202 --> 01:15:19,621
واقعا زیباست که چنین
صحنه‌ای از زندگی‌ی اولیه‌ی

642
01:15:19,787 --> 01:15:23,875
یک موجود کمیاب رو ببینیم

643
01:15:24,604 --> 01:15:57,341
«تهیه شده در گروه شرکت‌های پیشتاز»

