﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:25,108 --> 00:00:26,234
‫هوم؟

3
00:00:29,070 --> 00:00:33,116
[شوالیه‌ی هفت‌پادشاهی]

4
00:00:33,116 --> 00:00:34,826
‫عجب رقابتی بود

5
00:00:38,246 --> 00:00:39,831
‫حیف که تموم شد

6
00:00:43,334 --> 00:00:46,254
‫خونه‌…

7
00:00:48,798 --> 00:00:50,675
ناجوانمردانه حوصله‌سَربره

8
00:00:53,553 --> 00:00:54,554
‫می‌گم...

9
00:00:56,264 --> 00:00:57,682
‫تو هم باهام بیا

10
00:00:59,100 --> 00:01:01,102
‫آره، دوتایی می‌زنیم به دلِ دشت و شکار

11
00:01:01,144 --> 00:01:04,189
‫می‌ریم… قایق‌سواری و خوش‌گذرونی

12
00:01:04,230 --> 00:01:06,066
نیزه‌ات رو هم برات تیز می‌کنم که

13
00:01:06,107 --> 00:01:08,276
‫دیگه ‌اینجوری مضحکه‌ی خاص‌وعام نشی

14
00:01:10,070 --> 00:01:11,404
‫ تا حالا تارث رفتی؟

15
00:01:11,404 --> 00:01:13,990
‫- سرورم، این جوون کارش تمومه
‫- ها؟ چی؟

16
00:01:13,990 --> 00:01:15,700
‫زخم‌هاش عفونت کردن

17
00:01:15,742 --> 00:01:17,243
‫از دستِ من کاری برنمیاد

18
00:01:17,285 --> 00:01:18,828
‫اِی که کاش نسلم منقرض می‌شد!

19
00:01:18,828 --> 00:01:20,872
‫گندش بزنن…
‫واسه یه خارشِ ساده هم

20
00:01:20,955 --> 00:01:22,874
‫از دستِ تو کاری برنمیاد، دوست من

21
00:01:22,957 --> 00:01:24,292
‫بزن به‌چاک، جادوگر!

22
00:01:24,375 --> 00:01:27,003
‫- گم‌شو بابا
‫- اطاعت، سرورم. رفتم

23
00:01:27,003 --> 00:01:28,463
‫عوضی. طوریت نیست.
‫نگران نباش.

24
00:01:28,546 --> 00:01:30,006
‫حکیمِ بی‌خاصیتی‌ـه

25
00:01:32,133 --> 00:01:33,093
‫ببین

26
00:01:36,387 --> 00:01:38,681
‫بیا بریم استورمز ‌اِند،

27
00:01:38,723 --> 00:01:40,433
‫قول میدم عین برادرم باهات تا کنم

28
00:01:46,856 --> 00:01:48,316
‫لعنت بهش

29
00:01:51,444 --> 00:01:53,696
‫اگه نمیای هم…

30
00:01:53,738 --> 00:01:56,908
‫به‌جهنم، عین برادرم باهات لج می‌کنم

31
00:02:01,746 --> 00:02:04,749
‫دمت گرم، لیونل

32
00:02:07,585 --> 00:02:10,880
‫منتها پاقدمِ من نحسه و بدبختی میاره

33
00:02:10,880 --> 00:02:13,341
‫در حق این مملکت که لطف کردی.
‫ببین کِی گفتم.

34
00:02:13,424 --> 00:02:15,510
‫اژدها، فقط مُرده‌ش خوبه

35
00:02:15,593 --> 00:02:16,886
‫پناه بر خدا!

36
00:02:18,346 --> 00:02:19,597
‫بیلور به‌خاطر من شمشیر زد

37
00:02:19,639 --> 00:02:21,891
‫بدبخت از جونش گذشت

38
00:02:21,891 --> 00:02:23,893
‫تو رو خدا یه‌ذره حرمتِ مُرده رو نگه دار

39
00:02:23,935 --> 00:02:25,436
‫لعنت بهش و لعنت به تو!

40
00:02:26,771 --> 00:02:28,606
‫من به‌خاطرت جنگیدم

41
00:02:28,648 --> 00:02:30,191
‫من… هاردینگ، بیزبری،

42
00:02:30,191 --> 00:02:32,902
‫اون پسره‌ی سیب‌نشان،
‫ما بودیم که برات شمشیر زدیم

43
00:02:32,902 --> 00:02:34,737
‫شاهزاده‌ات با کسایی جنگید که

44
00:02:34,779 --> 00:02:36,614
‫سوگند خوردن نذارن
‫یه تارِ مو از سرش کم بشه

45
00:02:36,656 --> 00:02:38,616
اصلاً ‫از چیزی مایه نذاشت!

46
00:02:41,911 --> 00:02:44,205
‫محاله خدا هوایِ حقه‌بازجماعت رو
‫داشته باشه

47
00:02:49,085 --> 00:02:51,337
‫پس چرا لطفش شامل حالِ من شده؟

48
00:02:52,922 --> 00:02:54,674
‫این لطف نیست، بلکه…

49
00:02:56,926 --> 00:02:58,261
به سُخره گرفتنه

50
00:03:00,638 --> 00:03:02,515
جنگ تو راهه

51
00:03:02,515 --> 00:03:04,267
‫من و تو می‌تونیم با هم متحد بشیم

52
00:03:06,394 --> 00:03:07,937
‫بهش فکر کن، خب؟

53
00:03:10,815 --> 00:03:13,818
‫ایول! بعدِ بساطِ کباب راه میفتیم

54
00:03:15,945 --> 00:03:18,198
‫بیلور از خاندان تارگرین

55
00:03:19,282 --> 00:03:21,367
‫شاهزاده‌ی دراگون‌استون

56
00:03:22,285 --> 00:03:24,787
‫وارثِ برحقِ تاج‌وتخت آهنین

57
00:03:26,539 --> 00:03:28,541
‫دستِ پادشاه دیرونِ نیک‌سرشت

58
00:03:29,667 --> 00:03:31,544
‫لردِ هفت‌پادشاهی و...

59
00:03:32,712 --> 00:03:35,298
‫حافظِ مملکت

60
00:03:38,551 --> 00:03:39,844
‫روحش قرینِ رحمتِ الهی

61
00:04:05,119 --> 00:04:06,537
‫سرورم

62
00:04:08,873 --> 00:04:10,541
‫پدرتون واقعاً…

63
00:04:12,585 --> 00:04:15,755
‫- مردِ شریفی بود
‫- توی زره‌ی من جون داد

64
00:04:19,342 --> 00:04:22,345
شنیدم پسرِ مردم
با زره‌ی پدرشون جون بدن

65
00:04:25,932 --> 00:04:29,811
‫ولی کدوم پدری رو دیدی که
‫تو لباس رزم پسرش بمیره؟

66
00:04:33,439 --> 00:04:35,024
‫چی بگم والا

67
00:04:43,032 --> 00:04:44,325
‫اون‌قدر سنّی نداشت

68
00:04:46,786 --> 00:04:49,205
‫می‌تونست پادشاهِ بزرگی بشه

69
00:04:49,205 --> 00:04:51,749
به‌اندازه‌ی خودِ اگانِ اژدها

70
00:04:57,213 --> 00:04:59,757
‫چه حکمتیه که اون مُرد و
‫تو زنده موندی؟

71
00:05:04,929 --> 00:05:06,514
‫خودم هم توش موندم

72
00:05:13,771 --> 00:05:15,315
‫تنهام بذار، سِر دانکن

73
00:05:28,411 --> 00:05:30,955
‫سِر دانکن. دانک!

74
00:05:34,625 --> 00:05:36,669
‫اومدم سراغت ولی پیدات نکردم

75
00:05:37,795 --> 00:05:39,339
‫کم‌کم داشتم دلواپس می‌شدم

76
00:05:41,007 --> 00:05:42,633
‫رفتی خاکسپاریِ بیلور؟

77
00:05:44,427 --> 00:05:45,845
‫خل شدی؟!

78
00:05:46,846 --> 00:05:48,222
‫دِینی بود به گردنم

79
00:05:53,853 --> 00:05:58,107
‫همه… همه من رو مقصرِ مرگش می‌دونن، مگه نه؟

80
00:06:01,861 --> 00:06:03,154
‫من که نه

81
00:06:21,589 --> 00:06:22,673
‫خیلی‌خب

82
00:06:30,098 --> 00:06:31,432
‫استفن از چادرم بیرونم کرد

83
00:06:31,474 --> 00:06:33,893
‫گفت وقتی ولش کردم،
‫یعنی قیدِ خاندانم رو زدم

84
00:06:35,144 --> 00:06:36,479
‫باورت می‌شه؟

85
00:06:37,730 --> 00:06:39,148
‫هیچی برام نذاشته

86
00:06:39,148 --> 00:06:40,775
‫متأسفم، ریمون

87
00:06:40,775 --> 00:06:43,277
‫نمی‌خواد، فدای سرت.
‫باخته، بهش زور اومده.

88
00:06:43,820 --> 00:06:45,446
‫بعدِ عُمری محاکمه‌ی هفت‌تن راه افتاد،

89
00:06:45,488 --> 00:06:48,699
‫اون‌وقت لرد استفن فاسووی
‫جلو عموزاده کوچیکه‌ش کم آورد

90
00:06:49,867 --> 00:06:52,787
‫بماند که کال‌بودنِ سیبِ سبز شَرَف داره به

91
00:06:52,870 --> 00:06:54,414
‫کِرم‌خوردگیِ سیب قرمز

92
00:07:00,044 --> 00:07:01,629
‫برازنده‌اته

93
00:07:01,712 --> 00:07:04,382
‫غلط نکنم زدم دنده‌ی عموزاده‌جان رو شکوندم

94
00:07:05,049 --> 00:07:06,175
‫صبح به‌خیر

95
00:07:12,181 --> 00:07:13,349
‫صبح شما هم به‌خیر

96
00:07:13,349 --> 00:07:14,767
‫سِر دانکن، ایشون رُوون‌ـه…

97
00:07:18,855 --> 00:07:20,982
‫- ها؟
‫- زنمه

98
00:07:21,065 --> 00:07:23,276
‫خوشبختم، سِر دانکن

99
00:07:24,652 --> 00:07:26,696
‫آها! بله، بله

100
00:07:26,696 --> 00:07:29,073
‫من هم… من هم خوشبختم، بانو روون

101
00:07:29,115 --> 00:07:30,575
‫اومد و نبردمون رو تماشا کرد

102
00:07:35,413 --> 00:07:38,124
‫ملازم نداشتم بیاد زخم‌هام رو ببنده

103
00:07:38,124 --> 00:07:40,376
‫این شد که ایشون اومد و
‫کمکم کرد و…

104
00:07:45,548 --> 00:07:47,884
‫خلاصه که الان بچه‌مون تو راهه

105
00:07:47,884 --> 00:07:50,136
‫داریم کم‌کم خانواده‌مون رو گسترش می‌دیم

106
00:07:52,346 --> 00:07:53,723
‫به دلم افتاده پسره

107
00:07:54,515 --> 00:07:56,601
‫شنیدی، سِر دانکن؟
‫پسره

108
00:07:59,187 --> 00:08:01,189
‫چیزه، آم…

109
00:08:03,941 --> 00:08:05,067
‫سِر دانکن

110
00:08:05,943 --> 00:08:07,528
‫شاهزاده میکار احضارتون کرده

111
00:08:08,488 --> 00:08:10,531
‫- بیاید بریم
‫- هیچم باهاتون نمیاد

112
00:08:10,615 --> 00:08:12,783
‫- به‌اندازه‌ی کافی زجرش دادید
‫- اشکال نداره

113
00:08:19,499 --> 00:08:20,666
‫میرم

114
00:08:22,251 --> 00:08:23,377
‫مبارک باشه

115
00:08:53,699 --> 00:08:55,952
‫می‌خوام اِرین رو بفرستم شرق

116
00:08:58,412 --> 00:09:00,998
‫یه چند سال توی شهرهای آزاد سَر کنه؛

117
00:09:00,998 --> 00:09:03,000
‫بلکه آدم شه

118
00:09:11,259 --> 00:09:13,970
‫یه‌عدّه می‌گن از قصد برادرم رو کشتم

119
00:09:16,806 --> 00:09:19,725
‫خدا شاهده که اینطور نیست،
...‫منتها تا آخرِ عمر

120
00:09:19,809 --> 00:09:21,602
باید ‫این حرف‌ها رو بشنوم

121
00:09:23,187 --> 00:09:25,982
‫درسته گُرز دستِ شما بود، سرورم

122
00:09:28,609 --> 00:09:31,279
‫ولی شاهزاده بیلور
‫به‌خاطر من جونش رو از دست داد

123
00:09:32,280 --> 00:09:34,323
دست از سرِ تو هم برنمی‌دارن

124
00:09:35,866 --> 00:09:37,451
‫پادشاه آخرهای عمرشه

125
00:09:38,828 --> 00:09:41,622
‫همین که بمیره،
‫هر دفعه جنگی رو ببازیم

126
00:09:41,706 --> 00:09:43,708
‫یا خشکسالی به بار بیاد،

127
00:09:43,749 --> 00:09:46,335
‫یه مُشت نادون هستن که بگن
‫اگه بیلور بود، نمی‌ذاشت این‌طوری بشه

128
00:09:49,880 --> 00:09:52,008
‫ولی اون شوالیه‌ی آواره
‫مسبب مرگش شد

129
00:09:55,052 --> 00:09:56,762
‫اگه نمی‌جنگیدم…

130
00:09:58,848 --> 00:10:01,058
‫یه دست و یه پام رو قطع می‌کردید

131
00:10:03,644 --> 00:10:06,897
‫امروز صبح که زیرِ درخت نشسته بودم،

132
00:10:08,065 --> 00:10:10,318
‫با خودم گفتم حالا چی می‌شد
‫از یکی‌شون می‌گذشتم؟

133
00:10:16,574 --> 00:10:20,578
‫مگه یه پا چقدر ارزش داره که
‫به‌خاطرش خونِ یه شاهزاده بریزه؟

134
00:10:22,079 --> 00:10:25,041
اون‌وقت ‫درختت در جواب چی بهت گفت؟

135
00:10:32,214 --> 00:10:35,217
‫هر روز دم‌دم‌های غروب…

136
00:10:36,218 --> 00:10:39,764
‫سِر آرلان می‌گفت:
‫«یعنی فردا قراره چی پیش بیاد؟»

137
00:10:42,767 --> 00:10:44,352
‫یعنی یه روزی نمی‌رسه که

138
00:10:44,352 --> 00:10:45,811
‫همین یه پا به دردم بخوره؟

139
00:10:45,895 --> 00:10:48,356
‫به دردِ همین مملکت بخوره؟

140
00:10:48,397 --> 00:10:50,358
‫حتی بیشتر از جونِ یه شاهزاده؟

141
00:10:53,527 --> 00:10:55,112
‫بعید می‌دونم

142
00:10:56,238 --> 00:10:58,949
‫عین ریگِ بیابون،
‫شوالیه‌ی آواره ریخته تو مملکت

143
00:11:08,084 --> 00:11:11,087
‫گویا پسر کوچیکه‌م
‫نمی‌تونه ازت دل بکَنه، سِر

144
00:11:12,380 --> 00:11:14,131
‫وقتشه ملازمی ‌کنه

145
00:11:15,675 --> 00:11:18,969
‫ولی می‌گه ملازم هیچ شوالیه‌ای نمی‌شه، جز تو

146
00:11:21,138 --> 00:11:24,392
‫خودت که دیدی،
‫همچین بچه‌ی حرف‌گوش‌کُنی نیست

147
00:11:24,392 --> 00:11:25,851
‫پسرِ خوبیه

148
00:11:25,935 --> 00:11:28,270
‫فقط یکی رو می‌خواد
‫ازش حساب ببره، همین

149
00:11:31,148 --> 00:11:32,400
‫می‌ذاری ملازمت بشه؟

150
00:11:35,861 --> 00:11:37,154
‫ملازمِ من؟

151
00:11:37,154 --> 00:11:39,323
‫می‌تونی بیای سامرهال

152
00:11:41,158 --> 00:11:44,662
‫سوگندِ وفاداری به من می‌خوری.
‫اِگان هم می‌شه ملازمت.

153
00:11:44,704 --> 00:11:46,997
‫تو به اِگ آموزش میدی؛

154
00:11:46,997 --> 00:11:49,583
‫استادِ رزمِ من هم به تو

155
00:11:52,169 --> 00:11:55,673
‫سِر آرلان برات کم نذاشت،
‫هیچ شکی درش نیست

156
00:11:57,758 --> 00:11:59,844
‫ولی جا داره چیزهای بیشتری یاد بگیری

157
00:12:08,602 --> 00:12:10,604
‫جسارتِ من رو ببخشید، سرورم. واقعاً شرمنده

158
00:12:14,859 --> 00:12:16,694
‫ولی من دیگه با شاهزاده‌جماعت کاری ندارم

159
00:12:20,448 --> 00:12:21,449
‫بله

160
00:12:42,386 --> 00:12:43,804
‫فال‌گوش وایساده بودی؟

161
00:12:47,808 --> 00:12:48,809
‫نه

162
00:12:58,486 --> 00:13:00,196
‫خیلی درد داری؟

163
00:13:08,913 --> 00:13:11,081
‫- سِر؟
‫- نمی‌شه، اِگ

164
00:13:13,250 --> 00:13:14,251
‫شرمنده

165
00:13:21,926 --> 00:13:24,261
‫شاید تو اون شوالیه‌ای نیستی که
‫من خیال می‌کردم

166
00:13:45,533 --> 00:13:47,660
‫این قصه رو شنیده بودی؟

167
00:13:49,829 --> 00:13:51,080
تا دلت بخواد

168
00:13:51,121 --> 00:13:52,998
‫از کی؟

169
00:13:55,292 --> 00:13:56,460
‫از خودت

170
00:13:57,253 --> 00:13:58,254
‫عه

171
00:14:06,554 --> 00:14:09,557
‫- یه سؤال بپرسم، سِر؟
‫- یه لُرد که پرچمش رو عَلَم و

172
00:14:09,557 --> 00:14:12,560
‫ما جوون‌ها رو راهیِ جنگ می‌کنه،

173
00:14:12,601 --> 00:14:15,396
‫رسمه که هر کدوم‌مون یه سکه روی

174
00:14:15,437 --> 00:14:18,107
‫تنه‌ی درختِ بلوطِ وسطِ میدون میخ کنیم

175
00:14:19,108 --> 00:14:21,902
‫که اگه زنده برگشتیم،
‫سکه رو برداریم

176
00:14:23,279 --> 00:14:25,281
‫درختِ بلوط بزرگیه‌ها

177
00:14:26,699 --> 00:14:29,326
‫اما با این حال، خیلی‌وقت‌ها

178
00:14:29,326 --> 00:14:33,163
‫به‌زور می‌شه یه جای خالی
‫واسه یه‌دونه سکه پیدا کرد

179
00:14:38,335 --> 00:14:40,754
‫چرا هیچ‌وقت من رو شوالیه نکردی؟

180
00:14:43,173 --> 00:14:44,758
‫ترسیدی بذارمت و برم؟

181
00:14:47,219 --> 00:14:48,596
‫من همچین آدمی نیستم

182
00:14:53,350 --> 00:14:55,019
‫یا دلیلِ دیگه‌ای داشتی؟

183
00:15:01,025 --> 00:15:02,026
‫سِر؟

184
00:15:07,197 --> 00:15:08,198
‫سِر؟

185
00:15:14,872 --> 00:15:15,915
‫سِر؟

186
00:15:39,188 --> 00:15:43,943
‫اصلاً واسه همینه که بهش می‌گن پنی‌تری
(درختِ سکه)

187
00:15:46,403 --> 00:15:51,241
یه شوالیه‌ی واقعی
هیچ قصه‌ای رو ناتموم نمی‌ذاره

188
00:15:54,995 --> 00:15:56,956
‫- به‌یادِ بیزبری
‫- به‌یادِ هاردینگ

189
00:15:56,997 --> 00:15:58,290
‫روحشون شاد

190
00:15:58,374 --> 00:15:59,959
‫به‌سلامتیِ شیرمردها

191
00:16:00,960 --> 00:16:02,711
‫آخه چطوری اون‌همه زنبور رو
‫دورِ هم جمع می‌کنن؟

192
00:16:06,215 --> 00:16:08,300
‫جادوجنبلی چیزی‌ـه؟

193
00:16:08,384 --> 00:16:09,385
‫جادوجنبل؟

194
00:16:10,386 --> 00:16:11,553
‫چیه؟

195
00:16:11,595 --> 00:16:13,389
‫خب، ملکه رو گذاشتن توی تابوتِ بیزبری دیگه

196
00:16:15,849 --> 00:16:17,267
‫آها!

197
00:16:17,267 --> 00:16:20,437
‫جادوجنبل دیگه چه کوفتیه؟!
‫دورت بگردم، پهلوونم

198
00:16:20,437 --> 00:16:23,565
‫اون‌قدر جنگیدن بهت فشار آورده که
‫مخت تاب برداشته

199
00:16:26,527 --> 00:16:29,363
‫- تسلیم می‌شی، اژدهای عوضی؟
‫- خفه شو، سارا!

200
00:16:29,405 --> 00:16:31,949
‫پیشخدمت! جامم رو پُر کن

201
00:16:52,136 --> 00:16:54,138
‫خجالت نمی‌کِشی پا شدی اومدی اینجا؟

202
00:16:56,724 --> 00:16:59,101
‫خونِ اون‌همه آدم به‌گردنِ توئه

203
00:17:06,150 --> 00:17:07,735
‫می‌ذاری اِگ ملازمت بشه؟

204
00:17:12,698 --> 00:17:13,866
‫به بابات گفتم

205
00:17:15,242 --> 00:17:16,577
‫من با اِگ کاری ندارم

206
00:17:18,412 --> 00:17:20,414
‫آخه…

207
00:17:20,456 --> 00:17:23,167
‫داداشم از اول این‌قدر بدذات نبود

208
00:17:24,752 --> 00:17:28,047
‫اِگ بدذات نیست. فقط بچه‌ست

209
00:17:28,130 --> 00:17:29,465
‫منظورم اِگ نبود

210
00:17:29,465 --> 00:17:32,885
‫ولی مطمئنم اون هم مثلِ ما آدم می‌شه

211
00:17:36,430 --> 00:17:38,015
‫شاید حق با حکیم‌هاست؛

212
00:17:38,015 --> 00:17:40,434
راسته که ‫بذرِ جنون از نطفه تو خونِ ماست

213
00:17:43,562 --> 00:17:45,606
‫اما اِرین هم قبلاً
‫خیلی شاد و شنگول بود

214
00:17:46,899 --> 00:17:48,442
‫می‌مُرد واسه ماهی‌گیری

215
00:19:49,897 --> 00:19:51,481
‫چیه؟

216
00:19:51,565 --> 00:19:54,568
‫سرورم، سِر دانکن درخواست ملاقات دارن

217
00:20:10,042 --> 00:20:11,627
‫این رو بدون که ازت دلخور نیستم

218
00:20:11,710 --> 00:20:13,003
‫جشن نام‌گذاری‌ام رو به عزا تبدیل کردی

219
00:20:13,045 --> 00:20:15,047
‫در حقّت نامردی کردن و

220
00:20:15,088 --> 00:20:17,132
‫تو هم حق‌شون رو گذاشتی کفِ دستشون

221
00:20:19,760 --> 00:20:20,761
‫ممنون

222
00:20:28,101 --> 00:20:31,063
‫حرفت رو بزن. می‌خوام از این خراب‌شده برم

223
00:20:32,105 --> 00:20:33,649
‫قبلِ اینکه برادرتون بمیره،

224
00:20:33,732 --> 00:20:35,651
‫بهم گفت این مملکت
‫به آدم‌های باشرف نیاز داره

225
00:20:35,734 --> 00:20:36,902
‫خب که چی؟

226
00:20:38,070 --> 00:20:39,738
‫می‌ذارم اِگ ملازمم بشه

227
00:20:41,240 --> 00:20:42,741
‫ولی نه توی سامرهال

228
00:20:44,618 --> 00:20:46,828
‫مگه نگفتی دیگه با
‫شاهزاده‌جماعت کاری نداری؟!

229
00:20:46,912 --> 00:20:48,121
‫اِگ شاهزاده نیست

230
00:20:49,122 --> 00:20:50,123
‫هنوز نشده

231
00:20:52,084 --> 00:20:55,254
‫شاید صلاحش در اینه که دور باشه از قصر و

232
00:20:55,337 --> 00:20:57,798
‫- خدم‌وحَشَم و…
‫- خانواده‌اش؟

233
00:21:03,929 --> 00:21:05,472
‫اگه رخصت بدید…

234
00:21:07,099 --> 00:21:09,476
‫با هم بزنیم به دلِ جاده

235
00:21:10,227 --> 00:21:11,937
‫اون هم مثلِ من،
‫آدابِ ملازمی رو یاد بگیره

236
00:21:12,938 --> 00:21:16,108
‫شب رو تو مهمون‌خونه‌ها و
‫اصطبل‌ها سَر می‌کنیم؛

237
00:21:18,110 --> 00:21:21,863
‫هر از گاهی هم توی تالار شوالیه‌های ملّاک یا

238
00:21:21,947 --> 00:21:23,282
‫ارباب‌زاده‌ها

239
00:21:25,993 --> 00:21:28,078
‫نشد هم، پای یه درخت

240
00:21:28,120 --> 00:21:30,998
‫اجازه نمیدم عین یه رعیت زندگی کنه

241
00:21:31,581 --> 00:21:33,417
‫ناسلامتی اِگان از خونِ اژدهاست

242
00:21:34,584 --> 00:21:39,006
‫یعنی چی که لبِ جوب بخوابه و
‫گوشت خشک نمک‌سود بخوره؟!

243
00:21:43,176 --> 00:21:45,137
‫دیرون تا حالا لبِ جوب نخوابید

244
00:21:48,015 --> 00:21:50,267
‫اِرین هم جز گوشتِ لذیذ و

245
00:21:51,310 --> 00:21:52,978
آب‌دار و درجه‌یک ‫لب به چیزی نزد

246
00:22:04,281 --> 00:22:06,325
‫آخرین پسرمه

247
00:22:29,014 --> 00:22:30,432
‫پاشِکری!

248
00:22:33,894 --> 00:22:36,313
‫اینجا چی کار می‌کنی، دختر؟

249
00:22:40,567 --> 00:22:43,070
‫شنیدم سِر لیونل
‫می‌خواد ببرتت زیرِ پرچم گوزن‌ها

250
00:22:43,070 --> 00:22:45,322
‫استورمز اِند بدجور دلگیره

251
00:22:45,322 --> 00:22:47,366
‫گفتم شاید یه یارِ قدیمی بتونه
‫حال و هوات رو عوض کنه

252
00:22:50,577 --> 00:22:52,329
‫برام اسب خریدی؟

253
00:22:57,501 --> 00:22:58,919
‫با لیونل نمیرم

254
00:23:01,797 --> 00:23:03,507
‫پس چی کار می‌کنی؟

255
00:23:03,507 --> 00:23:05,050
‫کاری که باید از اول می‌کردم

256
00:23:06,510 --> 00:23:08,220
‫می‌زنم به جاده، خلافِ این جماعت

257
00:23:10,472 --> 00:23:12,516
‫تو چی؟

258
00:23:12,516 --> 00:23:14,226
‫نمی‌دونم والا

259
00:23:14,267 --> 00:23:17,604
‫پدرم همیشه درباره‌ی
‫تجارت آب‌سیب و

260
00:23:17,646 --> 00:23:19,940
‫دایر کردنِ یه بشکه‌سازیِ تازه حرف می‌زد

261
00:23:21,358 --> 00:23:22,359
‫آب‌سیب؟

262
00:23:24,069 --> 00:23:27,364
‫خب، در هر صورت باید پاشکری رو پس می‌گرفتی

263
00:23:32,953 --> 00:23:34,079
‫مالِ من نیست

264
00:23:35,414 --> 00:23:36,498
‫دیگه نه

265
00:23:39,960 --> 00:23:40,961
‫تازشم…

266
00:23:42,379 --> 00:23:44,256
‫به‌نظرم تو باغ میوه ‫بیشتر بهش خوش می‌گذره

267
00:23:45,674 --> 00:23:47,551
‫چی؟

268
00:23:47,551 --> 00:23:49,094
‫حرفش هم نزن

269
00:23:50,554 --> 00:23:51,721
‫جدی می‌گی؟

270
00:23:53,432 --> 00:23:55,434
حیوونِ خوبیه

271
00:23:57,394 --> 00:24:00,021
‫سلام، پاشکری‌جون. سیب می‌خوری؟

272
00:25:31,238 --> 00:25:33,532
‫نمی‌دونم، شاه‌بلوط.
‫این‌قدر این‌جوری نگاهم نکن.

273
00:25:36,910 --> 00:25:38,954
‫به‌نظرت خدابیامرز کجا می‌رفت؟ هوم؟

274
00:25:45,377 --> 00:25:46,503
‫سِر دانکن!

275
00:25:50,924 --> 00:25:52,842
‫بابام گفته بیام بهت خدمت کنم

276
00:26:02,686 --> 00:26:05,397
‫سِرِ آخرش رو جا انداختی

277
00:26:06,815 --> 00:26:09,401
‫شاه‌بلوط مالِ تو. اذیتش نکن

278
00:26:10,819 --> 00:26:13,697
‫نبینم سوارِ تندر شدی،
‫مگه اینکه خودم اجازه‌ش رو بدم

279
00:26:16,241 --> 00:26:17,701
‫مقصد کجاست، سِر؟

280
00:26:19,119 --> 00:26:20,120
‫نمی‌دونم

281
00:26:21,997 --> 00:26:24,082
‫گمونم آزادیم هر کجای
‫هفت‌پادشاهی می‌خوایم بریم،

282
00:26:24,124 --> 00:26:25,542
‫- البته من تا حالا…
‫- نُه

283
00:26:28,086 --> 00:26:31,089
‫- چی؟
‫- نُه‌تا پادشاهی داره، سِر

284
00:26:32,132 --> 00:26:34,593
‫- کجا؟
‫- مملکت

285
00:26:34,676 --> 00:26:37,887
‫زده به سرت؟

286
00:26:37,971 --> 00:26:39,431
‫چه ربطی داره؟

287
00:26:39,472 --> 00:26:41,850
‫هفت‌تا پادشاهی وجود داره، پسرجون

288
00:26:41,891 --> 00:26:43,393
‫عالم و آدم می‌دونن

289
00:26:43,435 --> 00:26:46,187
‫- پس، همه در اشتباهن
‫- هوس کردی بخوابونم زیرِ گوشِت؟

290
00:26:46,271 --> 00:26:49,316
‫سرزمین‌های سلطنتی، غربی،
‫طوفانی، رودخانه‌ای،

291
00:26:49,316 --> 00:26:51,735
‫جزایر آهن، شمال، ریچ،

292
00:26:51,735 --> 00:26:53,570
‫درّه‌ی ارن و دورن

293
00:26:57,824 --> 00:26:59,743
‫نه، ولی…

294
00:26:59,743 --> 00:27:02,579
‫خودم تا حالا اون‌طرفِ کوهستانِ سرخ رو ندیدم

295
00:27:02,621 --> 00:27:04,998
‫شنیدم رو دستِ نمایش‌های عروسکی‌ دورن نیست

296
00:27:42,035 --> 00:27:46,623
[شوالیه‌ی نُه‌پادشاهی]

297
00:28:07,060 --> 00:28:09,479
‫- اِگان کو؟
‫- من ندیدم‌شون، سرورم

298
00:28:09,521 --> 00:28:11,064
‫الان از سپتون‌ها می‌پرسم

299
00:28:14,192 --> 00:28:15,568
‫کدوم گوریه این پسر؟!

300
00:28:16,611 --> 00:28:20,156
‫[پایان فصل اول]
