﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:40,331 --> 00:00:46,004
[برای دزد عزیزم]
[قسمت دوازدهم]

3
00:00:47,589 --> 00:00:50,425
‫حالا، ما باید تصمیم بگیریم
‫کدوم شاهزاده رو روی تخت بشونیم.

4
00:00:50,508 --> 00:00:52,552
‫ما باید یه حاکم جدید رو منصوب کنیم

5
00:00:52,635 --> 00:00:55,430
‫تا بتونیم بقیه مقامات دانشمند رو
‫متقاعد و با خودمون همراه کنیم.

6
00:00:56,056 --> 00:00:58,808
‫شاهزاده‌ای که ما روی تخت می‌نشونیم
‫یی یول هست،

7
00:00:58,892 --> 00:01:00,518
‫شاهزاده‌ی بزرگ دوال.

8
00:01:00,602 --> 00:01:02,479
‫اون‌ها دارن علیه پادشاه توطئه می‌کنن.

9
00:01:02,562 --> 00:01:03,897
‫ما باید برنامه رو جلو بندازیم.

10
00:01:03,980 --> 00:01:05,523
‫مقامات تبعیدی رو جمع می‌کنیم و...

11
00:01:05,607 --> 00:01:07,942
‫بانو سوکویی،
‫مشاور ارشد ایالتی هان سونگ-روک...

12
00:01:08,068 --> 00:01:10,445
‫اگه یه ارتش تشکیل بدیم، یه شانسی هست.

13
00:01:10,528 --> 00:01:12,822
‫ما برای کار درست اقدام می‌کنیم،
‫نه برای شانس پیروزی.

14
00:01:12,906 --> 00:01:15,241
‫تأخیر فقط باعث
‫رنج بیشتر مردم می‌شه.

15
00:01:15,325 --> 00:01:17,118
‫ما باید اول مقامات رو دور هم جمع کنیم.

16
00:01:17,202 --> 00:01:19,329
‫بدون یه دربارِ باثبات،
‫این آشفتگی ادامه پیدا می‌کنه

17
00:01:19,412 --> 00:01:20,789
‫حتی زیر نظر یه حاکم جدید.

18
00:01:20,872 --> 00:01:23,416
‫در مورد اون می‌شه
‫بعد از تثبیت تخت پادشاهی بحث کرد.

19
00:01:23,500 --> 00:01:25,085
‫استفاده از زور یه گزینه نیست.

20
00:01:25,168 --> 00:01:27,337
‫قدرت رو فقط می‌شه
‫با قدرتِ بیشتر مهار کرد.

21
00:01:27,420 --> 00:01:29,506
‫موافقم. خونریزی اجتناب‌ناپذیره.

22
00:01:29,589 --> 00:01:32,175
‫خونریزی؟ ما مثل
‫مقامات نظامی اواخر گوریو نیستیم.

23
00:01:32,258 --> 00:01:34,677
‫حتی اگه با شکست تموم بشه،
‫چیزی که براش ایستادیم باقی می‌مونه.

24
00:01:34,761 --> 00:01:37,597
‫درسته.
‫یه نفر دیگه مبارزه رو ادامه میده.

25
00:01:38,807 --> 00:01:41,017
‫بحث حسابی داغ شده بود، نه؟

26
00:01:45,146 --> 00:01:46,272
‫چرا...

27
00:01:47,190 --> 00:01:48,691
‫شاهزاده‌ی بزرگ دوال؟

28
00:01:49,484 --> 00:01:52,237
‫یه آدم پست، یه بی‌کاره،
‫یه آدم زبون‌باز، یه ولخرج.

29
00:01:53,404 --> 00:01:54,531
‫اینجوری صداش می‌زنن.

30
00:01:55,115 --> 00:01:58,243
‫اون حتماً مجبور بوده خودِ واقعیش رو
‫پشت اون لقب‌های شرم‌آور پنهان کنه.

31
00:02:00,411 --> 00:02:02,539
‫تا آخرین لحظاتش،

32
00:02:02,622 --> 00:02:04,874
‫پادشاه فقید به دنبالِ خلعِ ولیعهد بود،

33
00:02:04,958 --> 00:02:07,710
‫و می‌خواست شاهزاده‌ی بزرگ دوال رو
‫به عنوان وارثِ برحق معرفی کنه.

34
00:02:07,836 --> 00:02:09,546
‫و حالا می‌فهمم چرا.

35
00:02:09,629 --> 00:02:11,714
‫اون حتماً ویژگی‌های یه پادشاه رو

36
00:02:11,798 --> 00:02:13,633
‫تو این شاهزاده‌ی جوان دیده بوده.

37
00:02:15,135 --> 00:02:16,719
‫ویژگی‌های یه پادشاه؟

38
00:02:17,387 --> 00:02:19,264
‫قلب مهربونش برای مردم.

39
00:02:20,265 --> 00:02:22,684
‫این چیزی‌ـه که پادشاه فعلی نداره.

40
00:02:24,769 --> 00:02:26,354
‫شما هم این رو دیدین.

41
00:02:26,437 --> 00:02:29,482
‫وقتی برای بیماران دزدی می‌کردین،

42
00:02:29,566 --> 00:02:31,401
‫وقتی مقامات فاسد رو
‫به دست عدالت می‌سپردین،

43
00:02:31,484 --> 00:02:34,237
‫و وقتی به
‫مردمِ اردوگاه جذامی‌ها کمک می‌کردین،

44
00:02:34,320 --> 00:02:37,866
‫شاهزاده‌ی بزرگ همیشه کنار شما بود.

45
00:02:40,910 --> 00:02:43,163
‫و همینطور خیلی تکان‌دهنده بود

46
00:02:43,204 --> 00:02:45,748
‫وقتی برای نجات برادرتون
‫جلوتر از پادشاه قدم برداشت.

47
00:02:47,041 --> 00:02:48,459
‫این قدرتِ عشقه.

48
00:02:59,971 --> 00:03:02,765
‫همونطور که گفتین،
‫من شاهزاده‌ی بزرگ دوال رو خوب می‌شناسم.

49
00:03:02,849 --> 00:03:05,560
‫پس می‌دونم که اون به توطئه‌ی شما ملحق نمی‌شه.

50
00:03:06,561 --> 00:03:10,231
‫ما وجودِ خودمون رو
‫از شاهزاده‌ی بزرگ مخفی نگه می‌داریم.

51
00:03:10,648 --> 00:03:14,319
‫وقتی تو سرنگونیِ پادشاه موفق شدیم،
‫تختِ پادشاهی رو بهش پیشنهاد می‌دیم.

52
00:03:15,069 --> 00:03:16,529
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

53
00:03:16,654 --> 00:03:19,866
‫اگه شاهزاده‌ی بزرگ رو واردِ توطئه کنیم
‫و شکست بخوریم،

54
00:03:20,450 --> 00:03:22,160
‫اون فوراً گردن زده می‌شه.

55
00:03:22,702 --> 00:03:23,953
‫و این نباید اتفاق بیفته

56
00:03:24,537 --> 00:03:26,206
‫تا شانس دیگه‌ای هم وجود داشته باشه.

57
00:03:27,874 --> 00:03:29,834
‫پس شاهزاده‌ی بزرگ باید زنده بمونه

58
00:03:29,918 --> 00:03:32,629
‫تا تلاش بعدی
‫چون مقدر شده که پادشاه بشه؟

59
00:03:40,220 --> 00:03:42,931
‫از چیزی که امروز دیدم،
‫با این تعدادِ کمِ مقامات و دانشمندان،

60
00:03:43,514 --> 00:03:44,515
‫این کار محکوم به شکسته.

61
00:03:44,599 --> 00:03:46,142
‫چیزی جز مرگ در انتظارمون نیست.

62
00:03:46,226 --> 00:03:47,769
‫ما به هر حال مبارزه می‌کنیم.

63
00:03:48,895 --> 00:03:50,438
‫حتی اگه تنها چیزی که در انتظارمونه

64
00:03:50,521 --> 00:03:51,940
‫مرگ باشه.

65
00:03:53,483 --> 00:03:56,236
‫آیا این تصمیمِ تو هم هست،
‫گیل-دونگ؟

66
00:04:17,257 --> 00:04:19,133
‫شما اشتباه می‌کنین، بانو سوکویی.

67
00:04:19,717 --> 00:04:21,010
‫من نمی‌ذارم این بدن...

68
00:04:21,594 --> 00:04:23,304
‫به این شکل بمیره.

69
00:04:28,518 --> 00:04:29,602
‫بیا بریم.

70
00:04:29,686 --> 00:04:30,895
‫یه جایی دور از قصر،

71
00:04:30,979 --> 00:04:32,021
‫یه جایی دور از چوسان.

72
00:04:43,574 --> 00:04:44,701
‫من...

73
00:04:46,327 --> 00:04:47,620
‫نمی‌تونم برم.

74
00:04:52,166 --> 00:04:53,376
‫تو از قبل...

75
00:04:54,711 --> 00:04:56,045
‫می‌دونستی.

76
00:05:02,093 --> 00:05:03,469
‫تو از قبل تصمیمت رو گرفته بودی.

77
00:05:04,971 --> 00:05:06,180
‫تو از قبل...

78
00:05:06,848 --> 00:05:08,308
‫با اون‌ها بودی.

79
00:05:18,818 --> 00:05:20,194
‫ببخشید که نتونستم زودتر بهت بگم.

80
00:05:21,404 --> 00:05:23,906
‫به زمان نیاز داشتم تا بفهمم

81
00:05:23,990 --> 00:05:26,326
‫چرا دارن سعی می‌کنن دنیا رو تغییر بدن،

82
00:05:26,367 --> 00:05:28,077
‫و چرا اربابم اعلیحضرت رو به چالش کشید،

83
00:05:28,578 --> 00:05:30,246
‫و جون خودش رو به خطر انداخت.

84
00:05:30,872 --> 00:05:32,040
‫خب؟

85
00:05:32,332 --> 00:05:34,500
‫این آدم‌ها دارن برای زنده موندن می‌جنگن.

86
00:05:34,584 --> 00:05:36,336
‫و ارباب من

87
00:05:36,419 --> 00:05:39,756
‫احتمالاً سعی کرده کمک کنه
‫آدم‌هایی مثل اون‌ها زنده بمونن.

88
00:05:41,174 --> 00:05:42,342
‫خب؟

89
00:05:42,425 --> 00:05:44,218
‫اگه ما به بدن‌های خودمون برگردیم،

90
00:05:44,302 --> 00:05:45,928
‫من به عنوانِ گیل-دونگ بهشون ملحق می‌شم.

91
00:05:46,012 --> 00:05:47,889
‫اون‌ها دارن ازت استفاده می‌کنن
‫چون تو یه آدمِ معمولی هستی.

92
00:05:47,972 --> 00:05:48,806
‫می‌دونم.

93
00:05:48,890 --> 00:05:51,851
‫وقتی به عنوانِ خائن دستگیر بشی،
‫تیکه‌تیکه‌ات می‌کنن.

94
00:05:51,934 --> 00:05:53,311
‫من برای این آماده‌ام.

95
00:05:56,064 --> 00:05:57,273
‫چطور می‌تونی...

96
00:05:58,816 --> 00:06:01,402
‫به این راحتی
‫درباره‌ی مرگت جلوی من حرف بزنی؟

97
00:06:07,158 --> 00:06:09,202
‫چون پادشاه جدیدی که اون‌ها می‌خوان...

98
00:06:10,578 --> 00:06:11,871
‫تویی.

99
00:06:15,291 --> 00:06:16,542
‫پس تو هم باید...

100
00:06:16,626 --> 00:06:17,877
‫نه.

101
00:06:20,171 --> 00:06:21,547
‫تو اشتباه می‌کنی.

102
00:06:22,256 --> 00:06:23,549
‫منظورت چیه؟

103
00:06:23,633 --> 00:06:26,094
‫اگه تو انتخاب کنی
‫که به عنوان گیل-دونگ یه خائن بشی،

104
00:06:26,177 --> 00:06:28,971
‫من به عنوانِ شاهزاده‌ی بزرگ کنار خانواده سلطنتی می‌ایستم.

105
00:06:29,013 --> 00:06:31,849
‫اون‌ها دارن سنت‌های سلطنتی رو زیر پا می‌ذارن
‫سنت‌هایی که نسل‌ها حفظ شده

106
00:06:31,933 --> 00:06:34,852
‫و تلاش می‌کنن پادشاهی
‫و پادشاهش رو سرنگون کنن.

107
00:06:35,728 --> 00:06:37,188
‫من نمی‌تونم بذارم این کار رو بکنن.

108
00:06:37,271 --> 00:06:38,981
‫من این‌طوری یاد گرفتم.

109
00:06:41,734 --> 00:06:42,777
‫اما...

110
00:06:42,860 --> 00:06:45,363
‫من هرگز پادشاهِ خائنین نخواهم بود.

111
00:06:45,446 --> 00:06:47,115
‫این یعنی این توطئه...

112
00:06:48,282 --> 00:06:49,325
‫محکوم به شکسته.

113
00:06:51,202 --> 00:06:53,037
‫این تصمیمِ منه.

114
00:07:13,266 --> 00:07:15,143
‫اون-جو، مادرت هستم. دارم میام داخل.

115
00:07:18,688 --> 00:07:20,940
‫حتماً خسته‌ای.
‫کارت رو تموم کن و برو بخواب.

116
00:07:21,023 --> 00:07:22,859
‫بعد از این کار.

117
00:07:23,818 --> 00:07:25,069
‫داری درباره‌ی چی می‌نویسی؟

118
00:07:26,654 --> 00:07:28,698
‫ما به هر حال مبارزه می‌کنیم.

119
00:07:28,739 --> 00:07:30,283
‫حتی اگه تنها چیزی که در انتظارمونه

120
00:07:30,366 --> 00:07:31,993
‫مرگ باشه.

121
00:07:34,162 --> 00:07:36,873
‫من سعی می‌کنم به دخترت
‫یه زندگیِ طولانی و سالم بدم.

122
00:07:38,666 --> 00:07:41,002
‫تو چقدر می‌خوای زندگی کنی؟

123
00:07:41,085 --> 00:07:44,672
‫تا زمانی که "پایانِ خوشِ همیشگی"

124
00:07:47,550 --> 00:07:49,260
‫تبدیل بشه به پایانِ داستانِ اون.

125
00:08:00,980 --> 00:08:03,441
‫سرماخوردگیِ گوم-نوک یه مدتی طول کشید.

126
00:08:04,275 --> 00:08:06,652
‫حالا داره قدرتش رو به دست میاره.

127
00:08:21,334 --> 00:08:23,377
‫بعد از اینکه اون‌طوری رفتی،
‫واقعاً نگرانت بودم.

128
00:08:23,461 --> 00:08:24,629
‫حتماً سردرگمی، اما...

129
00:08:24,712 --> 00:08:26,464
‫نه، ذهنم کاملاً روشنه.

130
00:08:26,506 --> 00:08:29,550
‫فقط دارم به این فکر می‌کنم که
‫چطور می‌تونم توطئه‌گرها رو پایین بکشم.

131
00:08:33,054 --> 00:08:34,138
‫این چیه؟

132
00:08:38,768 --> 00:08:42,396
‫اسمِ توطئه‌گرهایی که
‫دیشب با چشم‌های تو دیدم.

133
00:08:44,023 --> 00:08:45,149
‫می‌خوای با این چی کار کنی؟

134
00:08:47,610 --> 00:08:50,321
‫فکر می‌کنی اگه این رو ببرم پیش پادشاه
چه اتفاقی میفته؟

135
00:08:52,281 --> 00:08:53,491
‫همه‌شون کشته می‌شن.

136
00:08:57,370 --> 00:08:58,621
‫این رفتار از تو بعیده.

137
00:08:58,704 --> 00:09:00,498
‫اگه می‌خوای همین‌طوری بمونم،

138
00:09:00,540 --> 00:09:02,291
‫پس جلوم رو بگیر.

139
00:09:05,086 --> 00:09:08,631
‫اگه تصمیمت رو عوض کنی
‫و کنارِ اون‌ها بایستی،

140
00:09:08,714 --> 00:09:10,174
‫نیاز نیست هیچ‌کس بمیره.

141
00:09:12,843 --> 00:09:13,844
‫بهت یه روز فرصت میدم.

142
00:09:14,428 --> 00:09:15,638
‫تو تصمیم بگیر.

143
00:09:29,318 --> 00:09:30,820
‫یه روز؟

144
00:09:48,296 --> 00:09:49,547
‫ممنون.

145
00:09:50,089 --> 00:09:51,424
‫مراقب باش.

146
00:09:55,052 --> 00:09:56,262
‫باید تعقیبش کنم.

147
00:10:08,691 --> 00:10:09,942
‫این...

148
00:10:10,026 --> 00:10:11,527
‫این خونه‌ی منشی ارشد ایم هست؟

149
00:10:13,613 --> 00:10:15,364
‫چرا محافظِ منشی ارشد ایم

150
00:10:15,448 --> 00:10:18,075
‫به جسدِ گیل-دونگِ جعلی نزدیک شد؟

151
00:10:18,826 --> 00:10:23,289
‫یک. بازرس ارشد
‫قبل از مرگش اسم گیل-دونگ رو نوشت.

152
00:10:23,372 --> 00:10:26,626
‫دو. گیل-دونگِ جعلی
‫قبل از دستگیری با یه تیر کشته شد.

153
00:10:27,293 --> 00:10:30,087
‫سه. کسی که به جسدِ گیل-دونگِ جعلی
نزدیک شد

154
00:10:30,171 --> 00:10:31,464
‫محافظِ منشی ارشد ایم بود.

155
00:10:34,383 --> 00:10:35,718
‫اما چرا؟

156
00:10:37,053 --> 00:10:38,262
‫صبر کن.

157
00:10:39,305 --> 00:10:41,766
‫اگه پشتِ کارهای اون‌ها
‫قصدی بوده باشه چی؟

158
00:10:41,849 --> 00:10:44,894
‫یک. قاتلِ بازرس ارشد
‫باید گیل-دونگ می‌بود.

159
00:10:44,977 --> 00:10:48,314
‫دو. گیل-دونگِ جعلی
‫باید بعد از مرگش دستگیر می‌شد.

160
00:10:48,397 --> 00:10:52,652
‫سه. محافظِ منشی ارشد ایم باید
‫از شرِّ جسدِ گیل-دونگِ جعلی خلاص می‌شد.

161
00:10:52,735 --> 00:10:53,736
‫چرا؟

162
00:10:54,654 --> 00:10:56,530
‫چون بازرس ارشد...
...قتل رسیده بود... توسطِ

163
00:11:00,785 --> 00:11:02,411
‫منشی ارشد ایم.

164
00:11:08,459 --> 00:11:10,336
‫همون کاری رو که گفتم انجام دادی؟

165
00:11:13,339 --> 00:11:15,966
‫این چه نوع بُخوری‌ـه؟

166
00:11:22,640 --> 00:11:24,392
‫این...

167
00:11:25,101 --> 00:11:27,436
‫آرامش رو برای پادشاه به ارمغان میاره.

168
00:11:40,700 --> 00:11:43,411
‫بهتر نیست
‫اگه برم دنبالش بگردم؟

169
00:11:44,078 --> 00:11:46,330
‫من این خونه رو خوب می‌شناسم.

170
00:11:46,414 --> 00:11:48,958
‫و من یه دزدِ کاملاً فرزم، می‌دونی.

171
00:11:49,542 --> 00:11:51,168
‫من واقعاً نمی‌تونم به این عادت کنم.

172
00:11:52,378 --> 00:11:54,296
‫چه عالیجناب باشی چه هانگ-شی،

173
00:11:54,380 --> 00:11:56,215
‫وقتی بهت علامت دادم،
‫فوراً بیا بیرون.

174
00:12:00,511 --> 00:12:03,514
‫اگه این راز باید
‫به قیمتِ جونِ بازرس ارشد حفظ می‌شد،

175
00:12:03,597 --> 00:12:04,890
‫باید یه رازِ خیلی جدی باشه.

176
00:12:04,974 --> 00:12:06,517
‫حداقل تو چوسان...

177
00:12:15,651 --> 00:12:17,319
‫چرا اینقدر طول کشید؟

178
00:12:22,158 --> 00:12:23,451
‫متأسفم.

179
00:12:23,534 --> 00:12:24,869
‫به زودی بیدار می‌شی.

180
00:12:43,554 --> 00:12:46,098
‫عالیجناب؟

181
00:12:46,182 --> 00:12:47,266
‫شما اینجا چی کار می‌کنین؟

182
00:12:47,349 --> 00:12:48,976
‫لطفاً کمکم کن.

183
00:12:49,059 --> 00:12:50,478
‫من الان باید برم به قصر.

184
00:12:59,695 --> 00:13:02,823
‫داری چی رو از
‫عمارتِ فرعیِ خانواده‌ی من می‌دزدی؟

185
00:13:07,161 --> 00:13:08,329
‫بانو جانگ؟

186
00:13:08,913 --> 00:13:09,914
‫شمشیرت رو بنداز زمین.

187
00:13:11,707 --> 00:13:13,000
‫یادم رفت فریاد بزنم

188
00:13:13,083 --> 00:13:14,919
‫که یه دزد پیدا کردم.

189
00:13:15,669 --> 00:13:18,255
‫این زن یه شیء نیست
‫که بشه دزدیدش

190
00:13:18,756 --> 00:13:21,217
‫یا یه حیوون نیست
که بشه آویزونش کرد یا باهاش بدرفتاری کرد

191
00:13:23,010 --> 00:13:24,011
‫آویزون؟

192
00:13:24,845 --> 00:13:26,847
‫به منشیِ ارشدِ سلطنتی بگو

193
00:13:26,931 --> 00:13:29,183
‫که این زن رفت
‫اونجایی که خودش می‌خواست بره.

194
00:13:32,520 --> 00:13:33,646
‫اون رو بذار زمین.

195
00:13:43,072 --> 00:13:44,448
‫بیا بریم.

196
00:13:55,918 --> 00:13:57,086
‫صبر کن.

197
00:13:58,879 --> 00:14:00,297
‫قبل از اینکه برسیم به قصر...

198
00:14:00,381 --> 00:14:02,258
‫چرا تو خونه‌ی اون زندانی بودی؟

199
00:14:03,884 --> 00:14:06,345
‫ظاهراً، اون نمی‌تونه تحمل کنه
...که یه آدمِ پست

200
00:14:07,555 --> 00:14:09,014
‫برای خودش ایده‌هایی داشته باشه.

201
00:14:10,724 --> 00:14:12,101
‫همین؟

202
00:14:12,184 --> 00:14:13,811
‫اون برای چند روز شکنجه شده.

203
00:14:13,853 --> 00:14:15,145
‫بعداً.

204
00:14:17,648 --> 00:14:19,984
‫الان خیلی رنگ‌پریده‌تری.
‫حالت خوبه؟

205
00:14:23,112 --> 00:14:24,280
‫این‌طوری نمی‌شه.

206
00:14:25,322 --> 00:14:26,907
‫بیا از پاسگاه یه اسب بگیریم.

207
00:14:26,991 --> 00:14:28,075
‫بله، عالیجناب.

208
00:14:33,622 --> 00:14:37,251
‫ویزیتِ خانگی تو این وقتِ شب؟

209
00:14:37,334 --> 00:14:38,752
‫گفتن ضروریه.

210
00:14:47,887 --> 00:14:49,305
‫به نظر خیلی بد میاد.

211
00:14:53,726 --> 00:14:55,728
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- من...

212
00:14:55,853 --> 00:14:58,147
‫فکر کنم باید برم.

213
00:14:58,230 --> 00:15:00,524
‫من تو یه مکانِ مخصوصِ خانم‌ها نمی‌مونم.
‫این کار درستی نیست.

214
00:15:00,608 --> 00:15:01,901
‫داری چی می‌گی؟

215
00:15:02,484 --> 00:15:03,777
‫از اونجا شروع کن.

216
00:15:04,403 --> 00:15:06,697
‫ببین، می‌دونم که درک نمی‌کنی،

217
00:15:06,780 --> 00:15:10,618
‫اما من اگه اینجا بمونم دیوونه می‌شم.

218
00:15:11,327 --> 00:15:12,786
‫حواست رو جمع کن، باشه؟

219
00:15:12,870 --> 00:15:15,205
‫می‌دونم که از وقتی اون اتفاق
‫برای اربابت افتاده

220
00:15:15,289 --> 00:15:17,082
‫تو حالِ خودت نیستی.

221
00:15:17,166 --> 00:15:19,168
‫برای همین از تمام اشتباهاتی که کردی
چشم‌پوشی کردم

222
00:15:19,251 --> 00:15:22,129
‫اما الان نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫نمی‌بینی اوضاع اینجا چقدر خرابه؟

223
00:15:34,516 --> 00:15:35,768
‫می‌شه یه‌کم پایین‌تر بری؟

224
00:15:38,812 --> 00:15:39,897
‫اینجا؟

225
00:15:39,980 --> 00:15:41,899
‫می‌شه فقط کنارش بزنم؟

226
00:15:41,982 --> 00:15:43,108
‫یه‌کم معذبم.

227
00:15:43,567 --> 00:15:44,860
‫من معذبم.

228
00:15:46,654 --> 00:15:47,738
‫اینجا؟

229
00:15:49,281 --> 00:15:51,450
‫الان چطوره؟ حسِ بهتری داری؟

230
00:15:51,533 --> 00:15:53,285
‫قدرتِ یه مرد رو داری.

231
00:15:54,912 --> 00:15:56,246
‫غرایزِ خوبی داری.

232
00:15:56,914 --> 00:15:58,040
‫چی؟

233
00:15:58,832 --> 00:16:00,542
‫جای دیگه‌ای هم درد می‌کنه؟

234
00:16:00,626 --> 00:16:03,128
‫اسب برای عالیجناب نیست؟

235
00:16:03,212 --> 00:16:06,090
‫داستانش طولانیه.
‫بانو جانگ قراره سوارِ اسب بشن.

236
00:16:07,758 --> 00:16:08,926
‫گوم-نوک.

237
00:16:09,343 --> 00:16:11,929
‫بانو جانگ اینجاست؟

238
00:16:17,434 --> 00:16:18,435
‫عالیجناب.

239
00:16:47,381 --> 00:16:48,716
‫خیلی وقته ندیدمتون.

240
00:16:50,384 --> 00:16:52,177
‫همدیگه رو می‌شناسین؟

241
00:16:56,056 --> 00:16:58,100
‫ما یه زمانی دستِ همدیگه رو گرفتیم

242
00:16:58,600 --> 00:16:59,810
‫و با هم فرار کردیم.

243
00:17:04,773 --> 00:17:05,983
‫بفرما.

244
00:17:07,693 --> 00:17:08,861
‫من دیگه باید برم.

245
00:17:21,081 --> 00:17:24,168
‫مالِ قبل از زمانی بود که شروع کردم
‫به پوشیدنِ کلاه‌گیسِ خدمتکار‌ها.

246
00:17:25,252 --> 00:17:28,464
‫چرا انتخاب کردی
‫که با دستیار پارک فرار نکنی؟

247
00:17:29,089 --> 00:17:30,924
‫من می‌خواستم تبدیل بشم

248
00:17:31,508 --> 00:17:33,302
‫به قدرتمندترین زنِ چوسان.

249
00:17:34,386 --> 00:17:35,846
‫رویای شما به حقیقت پیوست.

250
00:17:35,929 --> 00:17:37,431
‫شما الان زنِ اعلیحضرت هستین.

251
00:17:37,514 --> 00:17:38,932
‫بیا فرار کنیم.

252
00:17:39,016 --> 00:17:40,225
‫یه جایی دور از قصر،

253
00:17:40,309 --> 00:17:41,518
‫یه جایی دور از چوسان.

254
00:17:43,062 --> 00:17:46,065
‫تو انتخاب کردی که فرار نکنی
‫با مردی که دوستش داشتی.

255
00:17:46,148 --> 00:17:47,149
‫آیا تا حالا...

256
00:17:48,108 --> 00:17:49,693
‫از این بابت پشیمون شدی؟

257
00:17:50,402 --> 00:17:51,612
‫هرگز.

258
00:18:02,831 --> 00:18:03,957
‫یه روزی،

259
00:18:04,541 --> 00:18:06,502
‫شاید بتونم این دین رو ادا کنم.

260
00:18:31,068 --> 00:18:32,861
‫سرما ذهنِ تو رو هم به هم ریخته؟

261
00:18:34,071 --> 00:18:35,739
‫می‌شه خصوصی حرف بزنیم؟

262
00:18:37,241 --> 00:18:38,408
‫گوم-نوک؟

263
00:18:38,992 --> 00:18:41,537
‫من نتونستم جلوی شاهزاده‌ی بزرگ رو بگیرم.

264
00:18:46,583 --> 00:18:48,710
‫شاهزاده‌ی بزرگ چقدر می‌دونه؟

265
00:19:02,933 --> 00:19:04,226
‫برو و به سونگ-جه بگو که

266
00:19:04,309 --> 00:19:08,438
‫اگه اتفاقِ بدی برام افتاد،
‫کاری رو که قبلاً بهش دستور دادم انجام بده.

267
00:19:09,022 --> 00:19:10,774
‫اتفاقِ بد؟ می‌خوای چی کار کنی؟

268
00:19:13,360 --> 00:19:14,653
‫هیچی.

269
00:19:22,119 --> 00:19:24,830
‫من هیچ کاری نمی‌کنم
‫جز اینکه اینجا منتظرِ فرمانِ اعلیحضرت بمونم.

270
00:19:26,498 --> 00:19:29,710
‫آیا این شاید به
‫قضیه‌ی خوابگاه که گفتی ربط داشته باشه؟

271
00:19:32,171 --> 00:19:34,256
‫داری چه توطئه‌ای می‌چینی؟

272
00:19:49,938 --> 00:19:52,316
‫اعلیحضرت اجازه‌ی حضورِ شما رو دادن.

273
00:20:12,502 --> 00:20:13,795
‫اعلیحضرت.

274
00:20:18,800 --> 00:20:19,885
‫بشین.

275
00:20:22,221 --> 00:20:23,889
‫رو تختِ سلطنت بشین.

276
00:20:34,066 --> 00:20:35,442
‫این یه فرمانِ سلطنتیه.

277
00:21:14,314 --> 00:21:15,691
‫نفس بکش

278
00:21:16,275 --> 00:21:17,609
‫عمیق تو ریه‌هات.

279
00:21:22,698 --> 00:21:23,824
‫اعلیحضرت.

280
00:21:35,085 --> 00:21:37,713
‫هر کاری که کردم برای عالیجناب بود.

281
00:21:38,672 --> 00:21:40,507
‫همون بهونه‌ی همیشگی.

282
00:21:41,466 --> 00:21:44,761
‫نقشِ تو این بود که سگِ وفادارِ من باشی.

283
00:21:47,806 --> 00:21:49,182
‫به همین دلیله

284
00:21:49,266 --> 00:21:51,768
‫که من تبدیل شدم به بزرگ‌ترین چاپلوسِ چوسان.

285
00:21:51,852 --> 00:21:54,479
‫تو به اندازه‌ی کافی از قدرتی که
‫با کشیدنِ نخِ خیمه‌شب‌بازی به دست آوردی لذت بردی.

286
00:21:54,563 --> 00:21:55,856
‫حالا،

287
00:21:56,481 --> 00:21:58,358
‫فروتنانه مرگت رو بپذیر.

288
00:22:14,708 --> 00:22:17,252
‫این همون چیزی‌ـه که می‌خواستین من باشم.

289
00:22:19,504 --> 00:22:23,508
‫شما خودتون رو
‫با وزرایی احاطه کردین که بهتون تعظیم می‌کردن،

290
00:22:23,592 --> 00:22:26,511
‫و تمامِ لذت‌های دنیوی رو
‫برای خودتون به قصر آوردین.

291
00:22:26,595 --> 00:22:27,929
‫اشتباه می‌گم؟

292
00:22:29,431 --> 00:22:31,600
‫چه کلماتِ پایانیِ مزخرفی.

293
00:22:32,934 --> 00:22:35,020
‫دست‌های لرزانتون نفرینِ شماست.

294
00:22:36,396 --> 00:22:38,357
‫کِی اون سم رو ترک کردین؟
‫چند ساعت پیش؟

295
00:22:38,857 --> 00:22:41,234
‫امشب، بدنِ شما
‫پر از درد و لرزش می‌شه،

296
00:22:41,318 --> 00:22:44,279
‫و قبل از طلوعِ آفتاب برای اون سم التماس می‌کنین،

297
00:22:44,363 --> 00:22:45,572
‫درست مثلِ همیشه!

298
00:22:45,655 --> 00:22:47,199
‫به زودی، تمامِ چوسان

299
00:22:47,783 --> 00:22:49,659
‫شاهدِ دیوانگیِ شما خواهند بود.

300
00:22:50,952 --> 00:22:52,788
‫برای وزرایی
‫که علیهِ شما شدن،

301
00:22:52,871 --> 00:22:54,706
‫دیوانگیِ شما

302
00:22:54,790 --> 00:22:56,375
‫بهترین توجیه خواهد بود.

303
00:23:02,381 --> 00:23:04,424
‫من دارم درباره‌ی سقوطِ شما حرف می‌زنم.

304
00:23:05,175 --> 00:23:06,635
‫می‌فهمین؟

305
00:23:06,718 --> 00:23:08,512
‫تو تمامِ چوسان،

306
00:23:08,595 --> 00:23:10,806
‫فقط یه نفر هست
‫که می‌خواد شما رو تختِ سلطنت باشین!

307
00:23:11,390 --> 00:23:12,766
‫اون منم!

308
00:23:13,517 --> 00:23:16,770
‫من تنها رعیتِ وفاداری‌ام که دارین!

309
00:24:18,290 --> 00:24:19,583
‫منشیِ ارشد؟

310
00:24:19,583 --> 00:24:22,335
‫به نظر میاد بانو جانگ رو زندانی کرده
‫تا بتونه ذهنش رو به بازی بگیره،

311
00:24:22,335 --> 00:24:24,921
‫چون نمی‌تونست
‫صیغه‌ی اعلیحضرت رو بکشه.

312
00:24:25,547 --> 00:24:28,925
‫صیغه‌ی محبوب پادشاه
‫و اون آدمِ چاپلوس حالا با هم در افتادن؟

313
00:24:29,009 --> 00:24:30,135
‫عجیبه که چرا.

314
00:24:36,600 --> 00:24:37,851
‫می‌دونی؟

315
00:24:37,934 --> 00:24:40,020
‫برام عجیبه که تو هم چرا این کار رو کردی.

316
00:24:40,520 --> 00:24:41,646
‫چی؟

317
00:24:42,439 --> 00:24:44,232
‫خب، دیشب،

318
00:24:44,274 --> 00:24:46,318
‫تو به جای اینکه تصمیمی رو بگیری
که قرار بود بگیری

319
00:24:46,401 --> 00:24:48,987
‫زدی به خونه‌ی منشی ارشد ایم.

320
00:24:49,738 --> 00:24:51,490
‫تو اصلاً به حرف‌های من اهمیت نمیدی، نه؟

321
00:24:52,073 --> 00:24:53,283
‫فکر نمی‌کنم.

322
00:24:53,366 --> 00:24:54,659
‫من بهت هشدار دادم.

323
00:24:55,285 --> 00:24:56,703
‫اگه امروز جوابت رو نگیرم،

324
00:24:56,786 --> 00:24:58,997
‫فردا لیستِ خائنین رو تحویل میدم.

325
00:25:01,875 --> 00:25:03,335
‫فکر می‌کنی نمی‌تونم این کار رو بکنم؟

326
00:25:06,588 --> 00:25:08,048
‫یه روز خیلی کمه.

327
00:25:08,882 --> 00:25:10,008
‫چی؟

328
00:25:10,091 --> 00:25:12,511
‫من بارها و بارها بهش فکر کردم
‫تا اون تصمیم رو گرفتم.

329
00:25:12,594 --> 00:25:15,138
‫نمی‌تونم یه شبه زیرش بزنم. نمی‌زنم.

330
00:25:16,681 --> 00:25:17,682
‫باشه.

331
00:25:17,766 --> 00:25:20,727
‫اگه تو نمی‌تونی، خودم جلوش رو می‌گیرم.

332
00:25:26,691 --> 00:25:27,984
‫ولم کن.

333
00:25:30,153 --> 00:25:31,488
‫نمی‌تونم.

334
00:25:49,047 --> 00:25:50,090
‫منم نمی‌تونم ولت کنم.

335
00:25:58,139 --> 00:25:59,391
‫هنوز دلیلی برای عجله کردن نیست.

336
00:25:59,474 --> 00:26:01,935
‫تا وقتی بدن‌هامون جابه‌جاست
‫به هر حال کاری از دستم برنمیاد.

337
00:26:02,018 --> 00:26:03,687
‫الان، من شاهزاده‌ی بزرگم.

338
00:26:05,313 --> 00:26:07,315
‫می‌دونم. الان، من گیل‌دونگم...

339
00:26:08,733 --> 00:26:09,859
‫دقیقاً.

340
00:26:10,569 --> 00:26:13,780
‫وقتی برگشتیم به بدن‌های خودمون
‫می‌تونیم درباره‌اش حرف بزنیم.

341
00:26:15,991 --> 00:26:18,076
‫پس ای کاش هیچ‌وقت برنگردیم.

342
00:26:18,159 --> 00:26:19,703
‫چون من هرگز...

343
00:26:19,786 --> 00:26:22,122
‫کاری رو با اون اسمِ معروفِ تو انجام نمیدم.

344
00:26:23,707 --> 00:26:24,916
‫بیا همین کار رو بکنیم.

345
00:26:25,625 --> 00:26:27,294
‫من تا آخرِ عمرم به عنوان تو زندگی می‌کنم.

346
00:26:58,491 --> 00:27:00,910
‫امشب، بدنِ شما
‫پر از درد و لرزش می‌شه،

347
00:27:00,994 --> 00:27:03,872
‫و قبل از طلوعِ آفتاب برای اون سم التماس می‌کنین.

348
00:27:03,955 --> 00:27:05,874
‫صدای موسیقی رو ببرین بالا!

349
00:27:05,957 --> 00:27:07,250
‫گوشم داره زنگ می‌زنه!

350
00:27:39,032 --> 00:27:42,035
‫من تنها رعیتِ وفاداری‌ام که دارین!

351
00:27:42,744 --> 00:27:44,663
‫اون‌ها مردمِ شما هستن، اعلیحضرت.

352
00:27:44,746 --> 00:27:47,791
‫لطفاً صداقتش رو به یاد بیارین.

353
00:27:47,874 --> 00:27:49,751
‫این تنها چیزی‌ـه که آرزو می‌کنم.

354
00:27:53,838 --> 00:27:55,632
‫بیارینش داخل.

355
00:27:55,715 --> 00:27:57,425
‫می‌تونم بپرسم کی رو، اعلیحضرت؟

356
00:27:59,969 --> 00:28:01,721
‫دخترِ هانگ مین-جیک رو.

357
00:28:46,808 --> 00:28:48,768
‫شنیدم که تو
‫دخترِ صیغه‌ی مین-جیک هستی.

358
00:28:53,606 --> 00:28:54,774
‫بله، اعلیحضرت.

359
00:29:02,574 --> 00:29:05,118
‫روحِ تو شبیهِ یه آدمِ پست‌مرتبه نیست.

360
00:29:06,161 --> 00:29:07,412
‫حتماً به پدرت رفتی.

361
00:29:08,496 --> 00:29:10,206
‫این حتماً از تعالیمِ اون بوده.

362
00:29:11,291 --> 00:29:13,376
‫از اونجایی که من می‌دونم،

363
00:29:13,460 --> 00:29:16,629
‫اون مردی بود که برای آدم‌ها ارزش قائل بود،

364
00:29:16,713 --> 00:29:19,424
‫و هرگز اون‌ها رو
‫از روی اصل و نسب یا میزانِ دانش‌شون قضاوت نمی‌کرد.

365
00:29:22,051 --> 00:29:23,136
‫همین‌طوره.

366
00:29:24,721 --> 00:29:28,183
‫برای همینه که با من،
‫پسرِ یه ملکه‌ی خلع‌شده،

367
00:29:29,184 --> 00:29:30,977
‫مثل یه انسان رفتار کرد،

368
00:29:31,060 --> 00:29:32,979
‫برخلافِ معلم‌های دیگه‌ام.

369
00:29:37,066 --> 00:29:39,277
‫چرا دنبال من فرستادین، اعلیحضرت؟

370
00:29:42,781 --> 00:29:45,033
‫تا...

371
00:29:46,075 --> 00:29:47,327
‫صداقتش رو به یاد بیارم.

372
00:30:06,471 --> 00:30:07,806
‫آیا این کاریه که یه نفر...

373
00:30:08,890 --> 00:30:10,600
‫که به یادش میاره باید انجام بده؟

374
00:30:19,776 --> 00:30:20,902
‫عالیجناب،

375
00:30:21,778 --> 00:30:23,071
‫حتی تو همین لحظه هم،

376
00:30:23,154 --> 00:30:26,115
‫پایتخت پر از
‫فریادِ مردمی‌ـه که دارن استثمار می‌شن.

377
00:30:27,116 --> 00:30:28,326
‫بیرون از پایتخت،

378
00:30:28,409 --> 00:30:31,204
‫بیماران با رنج و درد فریاد می‌زنن
‫و از طاعون رنج می‌برن،

379
00:30:31,830 --> 00:30:34,791
‫و خیابون‌ها پر از
‫اشکِ بچه‌های یتیمه.

380
00:30:35,416 --> 00:30:37,168
‫لطفاً بهشون گوش بدین.

381
00:30:37,252 --> 00:30:38,920
‫به حرفِ مردم گوش بدین، نه به چاپلوس‌ها.

382
00:30:39,671 --> 00:30:41,923
‫این وظیفه‌ی تختِ سلطنته.

383
00:30:43,883 --> 00:30:45,301
‫حق با توئه.

384
00:30:46,469 --> 00:30:48,805
‫معلمِ من تو رو فرستاده اینجا.

385
00:30:50,098 --> 00:30:52,642
‫من هنوزم یه رعیتِ وفادار دارم!

386
00:30:58,231 --> 00:30:59,941
‫بهتون گفتم که دست نگه ندارین!

387
00:31:00,024 --> 00:31:01,526
‫لطفاً بس کنین!

388
00:31:02,068 --> 00:31:04,946
‫اون‌ها به سختی روی پاشون وایستادن.
‫بدنشون پوست و استخون شده.

389
00:31:05,530 --> 00:31:07,991
‫به خاطرِ رعیتِ وفادارِ جدیدم،

390
00:31:09,701 --> 00:31:12,203
‫یه مهمونی ترتیب میدم!

391
00:31:21,713 --> 00:31:23,381
‫طبیب هانگ؟

392
00:31:39,856 --> 00:31:41,190
‫صدای موسیقی قشنگه.

393
00:31:42,358 --> 00:31:43,860
‫اون‌قدر قشنگه که...

394
00:31:44,485 --> 00:31:45,904
‫هیچ صدایی رو از بیرون نمی‌شنوم.

395
00:31:45,987 --> 00:31:47,322
‫عالیجناب!

396
00:31:50,867 --> 00:31:52,535
‫هانگ-شی تو خوابگاهِ اعلیحضرت بود.

397
00:31:52,619 --> 00:31:53,870
‫چی؟

398
00:32:10,595 --> 00:32:12,096
‫من دنبالِ تو می‌گشتم.

399
00:32:12,931 --> 00:32:14,432
‫تو رفتی به خوابگاهِ اعلیحضرت.

400
00:32:18,394 --> 00:32:19,812
‫حالت خوبه؟

401
00:32:21,105 --> 00:32:22,398
‫نه.

402
00:32:24,192 --> 00:32:25,944
‫چی شده؟

403
00:32:28,529 --> 00:32:29,948
‫بیا بدزدیمشون.

404
00:32:29,948 --> 00:32:31,282
‫چی رو بدزدیم؟

405
00:32:32,659 --> 00:32:34,202
‫زن‌های اعلیحضرت رو.

406
00:32:39,123 --> 00:32:40,124
‫می‌خوام به جای من...

407
00:32:40,208 --> 00:32:42,335
‫بری مادرم و ملکه‌ی همسر رو ببینی.

408
00:32:42,919 --> 00:32:44,379
‫اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه،

409
00:32:44,462 --> 00:32:46,673
‫همه‌ی خدمتکار‌ها
‫تا فردا شب می‌میرن.

410
00:32:47,340 --> 00:32:49,092
‫من به کمکِ علیاحضرت‌ها نیاز دارم.

411
00:32:52,428 --> 00:32:53,513
‫متأسفم.

412
00:32:55,598 --> 00:32:57,684
‫اگه اوضاع خراب شد،

413
00:32:57,767 --> 00:32:58,893
‫بهش بگو این دستورِ من بود.

414
00:33:00,019 --> 00:33:02,855
‫من مادرِ قانونیشم.
‫اون تا جایی پیش نمیره که من رو بکشه.

415
00:33:02,939 --> 00:33:04,107
‫بذار دستورِ من باشه.

416
00:33:06,025 --> 00:33:08,861
‫من از روی حسادتِ کورکورانه
‫دستور دادم که اون زن‌ها رو بیرون کنن.

417
00:33:10,947 --> 00:33:12,615
‫من فقط در ظاهر زنِ اونم،

418
00:33:12,699 --> 00:33:14,450
‫اما اون من رو طرد نمی‌کنه.

419
00:33:15,743 --> 00:33:17,245
‫علیاحضرت.

420
00:33:19,789 --> 00:33:21,124
‫لطفاً الان برید.

421
00:33:21,165 --> 00:33:23,668
‫شما باید اون زن‌ها رو نجات بدین.

422
00:33:31,342 --> 00:33:34,345
‫می‌خوام پنهانی لباس‌های
‫خواجه‌ها و بانوانِ دربار رو برام گیر بیاری.

423
00:33:34,429 --> 00:33:35,930
‫بله، عالیجناب.

424
00:33:42,770 --> 00:33:44,063
‫کاری رو که گفتم انجام بده.

425
00:34:02,165 --> 00:34:05,168
‫شما الان کی هستین؟

426
00:34:06,711 --> 00:34:08,463
‫متأسفانه، هنوز خودمم.

427
00:34:09,839 --> 00:34:11,716
‫عالیجناب، لطفاً اینجا بشینین.

428
00:34:13,593 --> 00:34:15,428
‫یه موضوعِ مهمی رو باید بهتون بگم.

429
00:34:17,972 --> 00:34:20,850
‫چرا نمی‌ریم ماه رو ببینیم؟
‫دفعه‌ی پیش نتونستیم ببینیمش.

430
00:35:10,316 --> 00:35:11,526
‫از اینجا برو بیرون.

431
00:35:15,613 --> 00:35:17,031
‫من اومدم کمکت کنم.

432
00:36:05,913 --> 00:36:08,749
‫من تا همین‌جا می‌تونستم بیام.
به سلامت فرار کنید

433
00:36:11,002 --> 00:36:12,044
‫بیا بریم.

434
00:36:36,068 --> 00:36:38,321
‫خدمتکار‌ها کجان؟

435
00:36:39,197 --> 00:36:41,073
‫ما داریم می‌ریم
‫به ویلای شخصیِ عالیجناب.

436
00:36:45,620 --> 00:36:48,080
‫مزاحم! دروازه‌های قصر رو ببندین!

437
00:36:56,172 --> 00:36:57,924
‫اگه ممکنه سعی کنین تو قصر بمونین.

438
00:37:02,929 --> 00:37:05,223
‫من پیغام رو دریافت کردم. چی شده...

439
00:37:05,681 --> 00:37:07,725
‫- شمشیر؟ برای چی...
‫- تو راه برات توضیح میدم.

440
00:37:20,029 --> 00:37:21,489
‫من باید اینجا متوقف بشم.

441
00:37:21,489 --> 00:37:22,823
‫لطفاً مراقبِ خودت باش.

442
00:37:22,907 --> 00:37:24,200
‫طبیب هانگ.

443
00:37:28,162 --> 00:37:29,747
‫ببخشید دیر کردم.

444
00:37:32,500 --> 00:37:33,751
‫بیا بریم.

445
00:37:39,590 --> 00:37:41,259
‫هیچ اثری ازشون نیست.

446
00:37:45,513 --> 00:37:48,516
‫اگه این یه نقشه‌ی از پیش تعیین‌شده باشه،
‫احتمالاً تا الان از پایتخت خارج شدن.

447
00:37:50,476 --> 00:37:52,478
‫- ما می‌ریم به بندر.
‫- بله، اعلیحضرت.

448
00:38:05,574 --> 00:38:07,410
‫- راه رو باز کنین!
‫- بله، قربان!

449
00:38:07,994 --> 00:38:09,203
‫حرکت کنین!

450
00:38:17,336 --> 00:38:21,048
‫اعلیحضرت، من شین هه‌ریم هستم،
‫برادرزاده‌ی ملکه‌ی همسر.

451
00:38:21,132 --> 00:38:23,843
‫من اعلیحضرت رو تو مراسمِ عروسی‌تون دیدم.

452
00:38:24,885 --> 00:38:26,762
‫بله، یادمه.

453
00:38:28,806 --> 00:38:31,267
‫امروز اومدم بیرون تا ماه رو تماشا کنم.

454
00:38:31,350 --> 00:38:34,729
‫می‌تونم بپرسم شما کجا تشریف می‌برین،
‫اعلیحضرت؟

455
00:38:36,981 --> 00:38:39,692
‫اوه، خدای من. احتمالاً نورِ زیبای ماه
‫حواسم رو پرت کرده بود.

456
00:38:40,484 --> 00:38:43,112
‫دارین چی کار می‌کنین؟ اعلیحضرت اینجان!

457
00:38:43,946 --> 00:38:45,114
‫اعلیحضرت؟

458
00:38:45,197 --> 00:38:46,699
‫اعلیحضرت!

459
00:38:47,533 --> 00:38:49,952
‫اعلیحضرت!

460
00:38:55,833 --> 00:38:57,335
‫فوراً راه رو باز کنین!

461
00:39:30,534 --> 00:39:31,619
‫طبیب هانگ!

462
00:39:44,673 --> 00:39:45,925
‫بشین پایین.

463
00:40:02,274 --> 00:40:03,526
‫به من گوش بدین.

464
00:40:03,567 --> 00:40:06,779
‫قایق تا زمانی که همه‌تون سوار نشین
‫حرکت نمی‌کنه.

465
00:40:06,862 --> 00:40:09,156
‫پس برای جونتون بدویین.
به پشت سرتون هم نگاه نکنین

466
00:40:14,829 --> 00:40:16,288
‫اون‌قدر می‌دوم تا بیفتم.

467
00:40:16,372 --> 00:40:18,332
‫اگه دستگیر بشم، به هر حال می‌میرم.

468
00:40:18,416 --> 00:40:21,377
‫اگه نمی‌رفتم هم فردا
‫از بس راه می‌رفتم، می‌مُردم.

469
00:40:22,670 --> 00:40:25,840
‫پس همون بهتر که اینجا
‫مثل دیوونه‌ها بدوم و بمیرم.

470
00:40:27,967 --> 00:40:29,051
‫خیلی‌خب. یک.

471
00:40:31,429 --> 00:40:32,763
‫دو.

472
00:40:38,060 --> 00:40:39,145
‫سه.

473
00:41:03,252 --> 00:41:04,712
‫اونجا. شلیک کنین.

474
00:41:16,974 --> 00:41:18,184
‫متوقف‌شون کنین!

475
00:41:38,204 --> 00:41:39,371
‫عجله کن.

476
00:41:49,840 --> 00:41:51,091
‫یه ‌کمانداره!

477
00:41:51,091 --> 00:41:52,968
‫آرایش‌تون رو حفظ کنین!

478
00:41:53,052 --> 00:41:55,054
‫مراقبِ تیرهای کماندار باشین!

479
00:41:55,137 --> 00:41:56,180
‫بله، قربان!

480
00:41:58,807 --> 00:41:59,850
‫طبیب هانگ.

481
00:41:59,934 --> 00:42:01,227
‫اونجا.

482
00:42:18,577 --> 00:42:21,413
‫پس بالأخره مجبور شدی بیای.

483
00:42:30,798 --> 00:42:31,799
‫طبیب هانگ!

484
00:42:31,882 --> 00:42:33,050
‫زود باش! بدو!

485
00:42:33,133 --> 00:42:34,176
‫حالا!

486
00:42:37,263 --> 00:42:39,890
‫بدو! بدو بیا اینجا!

487
00:43:04,290 --> 00:43:05,416
‫تموم شد.

488
00:44:25,537 --> 00:44:28,165
‫به هر قیمتی شده جلوشون رو بگیرین،
‫حتی اگه به قیمتِ کشتن‌شون باشه!

489
00:44:28,165 --> 00:44:30,501
‫همه‌شون رو بکشین!

490
00:44:38,884 --> 00:44:40,177
‫اعلیحضرت.

491
00:44:46,892 --> 00:44:49,269
‫"اگه اون زن‌ها رو تعقیب کنین،

492
00:44:49,353 --> 00:44:52,773
‫تیرِ بعدی قلبتون رو می‌شکافه."

493
00:44:58,529 --> 00:45:00,447
‫چطور از این فاصله هدف گرفته؟

494
00:45:05,953 --> 00:45:07,746
‫این همون قاتلِ اون روزه.

495
00:45:32,521 --> 00:45:34,648
‫اگه الان بری،
‫حداقل جونِ خودت رو نجات میدی.

496
00:45:59,173 --> 00:46:00,466
‫لطفاً فرار کن.

497
00:46:07,431 --> 00:46:08,682
‫من رو به حالِ خودم بذار.

498
00:46:09,475 --> 00:46:11,518
‫من برای جونم التماس نمی‌کنم.

499
00:46:11,602 --> 00:46:13,020
‫من کسی‌ام که التماس می‌کنه.

500
00:46:14,354 --> 00:46:16,356
‫من از نیتِ خوبت ممنونم،

501
00:46:17,649 --> 00:46:19,318
‫اما دلیلی برای فرار کردن ندارم.

502
00:46:19,401 --> 00:46:21,487
‫می‌خوای مثل یه سگ اینجا بمیری؟

503
00:46:21,570 --> 00:46:23,405
‫مثل یه آدمِ پست و بی‌ارزش؟

504
00:46:35,083 --> 00:46:36,710
‫به سونگ-جه بگو که

505
00:46:37,294 --> 00:46:38,879
‫من...

506
00:46:40,422 --> 00:46:41,799
‫به زودی برمی‌گردم.

507
00:47:09,201 --> 00:47:11,829
‫تو تمامِ چوسان،
‫فقط یه نفر هست که می‌خواد شما رو تختِ سلطنت باشین!

508
00:47:11,912 --> 00:47:13,914
‫اون منم!

509
00:47:48,282 --> 00:47:49,449
‫منشیِ ارشد رو...

510
00:47:50,701 --> 00:47:52,160
‫بیارین اینجا.

511
00:48:05,090 --> 00:48:07,050
‫عالیجناب گفتن
‫فقط برای یه مدتِ کوتاهه.

512
00:48:07,134 --> 00:48:08,635
‫نگران نباشین.

513
00:48:08,719 --> 00:48:09,928
‫ممکنه کلِ چوسان رو بگردن،

514
00:48:10,012 --> 00:48:12,180
‫اما اینجا آخرین جایی‌ـه
که به ذهن‌شون می‌رسه

515
00:48:12,264 --> 00:48:15,475
‫یه خدمتکار به اسم نو-ئول با ما بود،
‫اما جا موند.

516
00:48:16,143 --> 00:48:17,728
‫ما نمی‌دونیم زنده‌ست یا نه.

517
00:48:19,354 --> 00:48:20,564
‫برو دنبالش بگرد.

518
00:48:20,647 --> 00:48:21,815
‫بله، عالیجناب.

519
00:48:23,609 --> 00:48:24,735
‫منظورم اینه که، بله، حتماً.

520
00:48:25,110 --> 00:48:26,695
‫خیلی ممنونم.

521
00:48:26,778 --> 00:48:29,156
‫ممنونم. ممنونم.

522
00:48:33,243 --> 00:48:35,746
‫از اونجایی که خدمتکار‌ها
‫غیب‌شون زده،

523
00:48:35,829 --> 00:48:37,414
‫شنیدم که تحقیقات متوقف شده.

524
00:48:37,497 --> 00:48:40,792
‫احتمالاً اصلاً به ذهن‌شون هم خطور نمی‌کنه

525
00:48:40,876 --> 00:48:42,628
‫که شاهزاده‌ی بزرگ
‫به اون‌ها کمک کرده باشه.

526
00:48:45,297 --> 00:48:46,423
‫ممنون.

527
00:48:46,965 --> 00:48:49,009
‫لذت‌بخش‌ترین شب
‫برای تماشایِ ماه نبود.

528
00:48:51,637 --> 00:48:53,263
‫من فقط خیلی هیجان‌زده بودم

529
00:48:53,680 --> 00:48:56,350
‫که می‌تونستم به عنوانِ یه زن
‫کاری براشون انجام بدم.

530
00:49:02,731 --> 00:49:06,109
‫عالیجناب یه بار اینجا بهم گفتن

531
00:49:06,735 --> 00:49:09,529
‫که یه زنی هست
‫که هرگز نمی‌تونن فراموشش کنن.

532
00:49:10,697 --> 00:49:11,907
‫همیشه برام سوال بود

533
00:49:12,407 --> 00:49:15,410
‫چطور یه نفر می‌تونه این‌قدر عمیق

534
00:49:16,411 --> 00:49:17,829
‫تو قلبِ یه مرد حک بشه.

535
00:49:20,040 --> 00:49:21,375
‫اما فکر کنم الان می‌دونم.

536
00:49:26,254 --> 00:49:28,590
‫به خاطر اینه که اون زن تویی، اون-جو.

537
00:49:32,260 --> 00:49:34,513
‫الان عالیجناب اونجان، درسته؟

538
00:49:35,430 --> 00:49:36,515
‫این فقط یه ظاهرِ بیرونی‌ـه.

539
00:49:38,266 --> 00:49:40,602
‫آیا منم باید بگم "دیگه از رسمی حرف زدن خبری نیست"؟

540
00:49:40,686 --> 00:49:41,979
‫شما عالیجناب هستین.

541
00:49:43,146 --> 00:49:45,691
‫هر کی که این کار رو کرده، روح یا اسطوره،

542
00:49:45,774 --> 00:49:48,819
‫برام عجیبه که چرا شما رو
به این سرنوشت گره زده

543
00:49:50,904 --> 00:49:53,365
‫اون شب هم
‫همین سوال رو از خودم پرسیدم.

544
00:50:01,581 --> 00:50:04,126
‫هر بار که
‫جونم تو خطر بود این اتفاق می‌افتاد.

545
00:50:05,210 --> 00:50:07,921
‫آیا این به این معنیه که،
‫اگه قرار باشه به بدن‌های خودمون برگردیم،

546
00:50:08,005 --> 00:50:09,881
‫یکی از ما دوباره باید
‫تو خطر بیفته؟

547
00:50:09,965 --> 00:50:12,217
‫فعلاً که فقط یه فرضیه‌ست.

548
00:50:14,052 --> 00:50:15,303
‫حداقل برای الان.

549
00:50:26,523 --> 00:50:27,983
‫یه شب،

550
00:50:28,942 --> 00:50:31,445
‫دنبالِ جوابی می‌گشتم

551
00:50:32,696 --> 00:50:34,406
‫که چرا روح‌های ما باید جابه‌جا می‌شدن.

552
00:50:35,073 --> 00:50:36,783
‫اگه دلیلش اینه،

553
00:50:36,867 --> 00:50:38,076
‫پس چرا باید ما...

554
00:50:39,578 --> 00:50:41,288
‫شاید همون موقع هم می‌دونستم.

555
00:51:30,837 --> 00:51:32,380
‫هنوزم همون احساس رو داری؟

556
00:51:33,507 --> 00:51:35,092
‫- منظورت چیه؟
‫- درباره‌ی اون‌ها و...

557
00:51:35,175 --> 00:51:36,426
‫نه.

558
00:51:37,135 --> 00:51:38,845
‫جوابِ من عوض نشده.

559
00:51:40,180 --> 00:51:41,223
‫من دیگه باید برم.

560
00:51:44,559 --> 00:51:45,977
‫چرا نمی‌خوای باهام روراست باشی؟

561
00:51:46,978 --> 00:51:48,730
‫تو فقط داری فرار می‌کنی

562
00:51:49,397 --> 00:51:50,690
‫از دستِ دنیا.

563
00:51:51,399 --> 00:51:52,484
‫فقط باهام روراست باش.

564
00:51:52,567 --> 00:51:54,361
‫داری ازم دوری می‌کنی الان.

565
00:51:56,404 --> 00:51:57,572
‫چون ترسیدی.

566
00:51:58,073 --> 00:51:59,199
‫چون ترسیدی.

567
00:52:12,796 --> 00:52:14,339
‫حق با توئه، من می‌ترسم.

568
00:52:15,090 --> 00:52:16,800
‫می‌ترسم که از دستت بدم.

569
00:52:20,345 --> 00:52:22,013
‫حتی همین الان هم،

570
00:52:22,472 --> 00:52:24,558
‫قصر هر روز پر از صدای موسیقی‌ـه.

571
00:52:25,851 --> 00:52:27,102
‫در گذشته،

572
00:52:27,894 --> 00:52:32,149
‫وقتی بقیه می‌گفتن که دنیا
‫نسبت به رنجِ ما بی‌تفاوته،

573
00:52:32,774 --> 00:52:34,985
‫من به این امیدِ ضعیف چنگ می‌زدم که

574
00:52:35,026 --> 00:52:37,612
‫اون‌هایی که اون بالا تو قصرن
حتماً دارن یه کاری می‌کنن

575
00:52:37,696 --> 00:52:39,865
‫تا دنیا رو جای بهتری کنن.

576
00:52:40,866 --> 00:52:42,784
‫اما حالا می‌دونم که اشتباه می‌کردم،

577
00:52:42,784 --> 00:52:44,369
‫حالا که زندگیِ تو رو تجربه کردم.

578
00:52:46,538 --> 00:52:48,331
‫این دنیا نبود که بی‌تفاوت بود.

579
00:52:49,416 --> 00:52:50,500
‫اون...

580
00:52:52,544 --> 00:52:54,254
‫مردی بود که رو تختِ سلطنت نشسته بود.

581
00:52:57,591 --> 00:52:59,676
‫حالا، تو...

582
00:52:59,759 --> 00:53:02,137
‫دقیقاً همون چیزهایی رو می‌دونی که آرزو می‌کردم
‫درباره‌ی زندگیم نمی‌دونستی.

583
00:53:05,640 --> 00:53:07,893
‫تو هم زندگیِ من رو تجربه کردی،
‫پس باید بدونی

584
00:53:07,976 --> 00:53:09,436
‫که تو همچین دنیایی،

585
00:53:09,936 --> 00:53:12,189
‫من چاره‌ای ندارم جز اینکه مثل یه دزد زندگی کنم.

586
00:53:13,815 --> 00:53:14,816
‫نه.

587
00:53:16,401 --> 00:53:18,570
‫دوباره اشتباه می‌کنی، هانگ اون-جو.

588
00:53:20,739 --> 00:53:22,699
‫من هرگز نمی‌ذارم تو مثل یه دزد زندگی کنی.

589
00:53:57,609 --> 00:53:58,693
‫تصمیمت رو گرفتی؟

590
00:54:00,695 --> 00:54:02,072
‫من دنیایی می‌سازم...

591
00:54:04,324 --> 00:54:07,202
‫که توش مجبور نباشم

592
00:54:07,786 --> 00:54:08,912
‫مثل یه دزد زندگی کنم.

593
00:54:28,765 --> 00:54:31,977
‫مشاورِ ایالتیِ چپ،
‫ایم سا-هیونگ، وارد می‌شوند.

594
00:54:54,833 --> 00:54:56,001
‫عالیجناب،

595
00:54:56,376 --> 00:54:59,421
‫امروز یه مهمانیِ پذیرایی از فرستادگان
‫توسط بستگانِ سلطنتی برگزار می‌شه.

596
00:55:01,840 --> 00:55:03,091
‫درسته.

597
00:55:09,889 --> 00:55:11,057
‫خیلی دوره.

598
00:55:11,474 --> 00:55:13,935
‫اون‌ها ضیافت رو تو یه جایی با
‫منظره‌ی زیبا برگزار می‌کنن.

599
00:55:26,448 --> 00:55:28,658
‫بستگانِ سلطنتی هنوز نرسیدن؟

600
00:55:29,284 --> 00:55:30,410
‫همه‌شون رسیدن.

601
00:56:03,234 --> 00:56:04,361
‫امکان نداره...

602
00:56:26,841 --> 00:56:28,093
‫نه.

603
00:56:32,597 --> 00:56:33,973
‫یه شب،

604
00:56:34,057 --> 00:56:36,101
‫من دنبالِ یه جوابی می‌گشتم

605
00:56:36,184 --> 00:56:37,769
‫که چرا روح‌های ما باید جابه‌جا می‌شدن.

606
00:56:40,355 --> 00:56:42,190
‫شاید همون موقع هم می‌دونستم.

607
00:56:43,024 --> 00:56:44,651
‫از وقتی که روح‌هامون جابه‌جا شدن،

608
00:56:45,193 --> 00:56:46,694
‫شاید می‌دونستم که...

609
00:56:46,778 --> 00:56:49,781
‫چهره‌ی بی‌متانتش رو ببین،
‫دقیقاً مثل پدرتی.

610
00:56:53,827 --> 00:56:55,370
‫...مبارزه در برابرِ سختی‌هات...

611
00:56:55,745 --> 00:56:56,996
‫ممنون.

612
00:56:57,330 --> 00:56:58,998
‫ممنون!

613
00:56:59,040 --> 00:57:00,291
‫بایست!

614
00:57:02,919 --> 00:57:04,504
‫...محافظت از مردمت،

615
00:57:11,469 --> 00:57:14,013
‫و به دوش کشیدنِ بارِ دنیا
‫سرنوشتی بود که پیشِ روی من قرار داده شده بود.

616
00:57:16,307 --> 00:57:18,560
‫شاید اینم می‌دونستم که یه روزی،

617
00:57:20,770 --> 00:57:22,605
‫من برای تو هم می‌میرم.

618
00:57:27,402 --> 00:57:29,195
‫و اگه این سرنوشتِ منه،

619
00:57:30,780 --> 00:57:32,031
‫من با کمالِ میل می‌پذیرمش.

620
00:58:06,065 --> 00:58:10,862
[برای دزد عزیزم]

621
00:58:10,862 --> 00:58:12,530
‫تو اینجایی؟
[آنچه خواهید دید]

622
00:58:12,614 --> 00:58:14,240
‫اگه می‌تونی صدام رو بشنوی، جوابم رو بده!

623
00:58:14,324 --> 00:58:15,658
‫خواهش می‌کنم!

624
00:58:16,284 --> 00:58:17,535
‫زیاد نخواب.

625
00:58:20,788 --> 00:58:21,873
‫تبریک می‌گم.

626
00:58:21,956 --> 00:58:24,125
‫از اونجایی که قراره به عنوانِ منشی ارشدِ سلطنتی
‫جانشینِ پدر بشم،

627
00:58:24,209 --> 00:58:27,086
‫دوست دارم کارم رو
‫با لباس‌های درباریِ پدر شروع کنم.

628
00:58:27,170 --> 00:58:28,254
‫این یه فرمانِ سلطنتی‌ـه.

629
00:58:28,338 --> 00:58:30,256
‫هر کسی که گیل-دونگ رو دید

630
00:58:30,340 --> 00:58:32,884
‫باید درجا بکشتش.

631
00:58:32,967 --> 00:58:36,304
‫عالیجناب و من
‫دیگه از یه چیزِ مشترک محافظت نمی‌کنیم.

632
00:58:36,387 --> 00:58:37,805
‫تلاش‌تون رو بکنین.

633
00:58:37,889 --> 00:58:40,141
‫چیزی که من ازش محافظت می‌کنم
هرگز تغییر نکرده

634
00:58:50,902 --> 00:58:54,197
[برای دزد عزیزم]
