﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,059
.

2
00:00:10,010 --> 00:00:14,956
[پیت]

3
00:00:17,429 --> 00:00:20,491
!خیلی‌خب بچه‌ها، آروم باشید
[ساعت نُهم]

4
00:00:20,491 --> 00:00:22,022
[ساعت 3 تا 4 بعد از ظهر]

5
00:00:22,080 --> 00:00:23,081
‫خوبه.

6
00:00:23,140 --> 00:00:25,142
‫رابی یه حرف مهمی داره که می‌خواد بزنه.

7
00:00:25,260 --> 00:00:26,614
‫می‌دونم که این کار آسونی نیست.

8
00:00:26,732 --> 00:00:28,734
‫ما قراره کمک‌تون کنیم تا
‫به هر چالشی رسیدگی کنید

9
00:00:28,793 --> 00:00:30,206
‫که ممکنه براتون پیش بیاد.

10
00:00:30,206 --> 00:00:32,090
‫اگه نگرانی یا مشکلی دارید،
‫فقط دست‌تون رو ببرید بالا.

11
00:00:32,149 --> 00:00:34,858
‫- اِما، همه این‌ها رو یادداشت کن.
‫- دکتر موهان.

12
00:00:34,917 --> 00:00:37,095
‫دستورات دارویی از داروخونه نمیان بالا.

13
00:00:37,154 --> 00:00:40,452
‫با داروساز بالینی چک کن ببین
‫تو سیستم پی‌دی‌اس هست یا نه.

14
00:00:40,511 --> 00:00:44,161
‫اگه نبود، نسخه سوم برگه‌ی
‫دستور رو بده به دکتر نوردت.

15
00:00:44,161 --> 00:00:45,928
‫برای پیگیری این قضیه به
‫افراد بیشتری نیاز داریم.

16
00:00:45,987 --> 00:00:48,577
‫- روش کار می‌کنیم. لنگدون.
‫- من نمی‌تونم تخته‌شاسی‌های مریض‌ها رو پیدا کنم.

17
00:00:48,695 --> 00:00:50,992
‫تخته‌شاسی‌ها باید برای دستورات
‫و آزمایش‌ها همین‌جا بمونن.

18
00:00:51,109 --> 00:00:52,464
‫وایسا، پس چطوری یادداشت‌هامون رو بنویسیم؟

19
00:00:52,523 --> 00:00:55,467
‫فقط برگه تی رو ببرین سر
‫تخت مریض، نه کل پرونده رو.

20
00:00:55,526 --> 00:00:57,292
‫برای یادداشت‌های پرستاری هم همین‌طور.

21
00:00:57,351 --> 00:00:59,059
‫- شاهدخت.
‫- دستگاه فکس خرابه.

22
00:00:59,176 --> 00:01:01,473
‫- ارور ای6 میده.
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

23
00:01:01,532 --> 00:01:03,710
‫- می‌تونی دفترچه راهنماش رو چک کنی.
‫- اصلاً دفترچه‌ای نداره.

24
00:01:03,769 --> 00:01:05,653
‫باشه، پرلا، چرا گوشیت رو
‫نمی‌بری بیرون سمت بخش اصلی؟

25
00:01:05,771 --> 00:01:07,655
‫ببین آنتن میده، یه دفترچه
‫راهنما تو اینترنت پیدا کن.

26
00:01:07,714 --> 00:01:09,186
‫اونجا مثل جهنم گرمه.

27
00:01:09,186 --> 00:01:10,070
‫شکایت خودته، خودت برو.

28
00:01:10,070 --> 00:01:11,012
‫اون گفت «پرلا».

29
00:01:11,012 --> 00:01:11,895
‫خوش بگذره، یه نوشیدنی خنک هم ببر.

30
00:01:12,130 --> 00:01:13,661
‫دیگه چی؟ اوگیلوی، دستت رو بنداز پایین.

31
00:01:13,779 --> 00:01:16,017
‫- سانتوس.
‫- جواب چند تا سی‌تی‌اسکن اومده

32
00:01:16,076 --> 00:01:17,430
‫ولی از عکس‌های رادیولوژی ساده خبری نیست.

33
00:01:17,489 --> 00:01:19,079
‫احتمالاً به خاطر اینه که همه‌شون موندن

34
00:01:19,196 --> 00:01:21,257
‫روی دستگاه پرتابل و نرفتن رادیولوژی.

35
00:01:21,316 --> 00:01:22,965
‫- من ردیفش می‌کنم.
‫- تو صبور باش.

36
00:01:23,024 --> 00:01:24,967
‫به همدیگه کمک کنید. ممنون.

37
00:01:25,968 --> 00:01:27,558
‫باید نیروی کمکی خبر کنیم.

38
00:01:27,617 --> 00:01:30,384
‫- ساعت سه ظهر روز تعطیل؟
‫- من آشنا دارم، رفیق.

39
00:01:30,502 --> 00:01:33,387
‫یه زن سی و دو ساله با درد شدید شکم دارم.

40
00:01:33,505 --> 00:01:35,095
‫- تخت خالی داریم؟
‫- فعلاً نه.

41
00:01:35,212 --> 00:01:36,272
‫- من می‌برمش.
‫- مریض جدید.

42
00:01:36,331 --> 00:01:37,450
‫ممنون.

43
00:01:37,509 --> 00:01:39,157
‫سانتوس، جوادی، نوبت شماست.

44
00:01:39,216 --> 00:01:40,688
‫اتاق ترومای یک خالیه.

45
00:01:41,807 --> 00:01:43,220
‫جود آگوستین، دوازده ساله...

46
00:01:43,338 --> 00:01:45,929
‫ترقه منفجر شده، تو دست چپ غیرغالبش.

47
00:01:45,988 --> 00:01:47,872
‫علائم حیاتی خوبه. تا
‫الان 25 تا فنتانیل گرفته.

48
00:01:47,872 --> 00:01:48,873
‫آسیب دیگه‌ای هم دیده؟

49
00:01:48,873 --> 00:01:50,640
‫نه، ولی به نظر میاد دو تا
‫از انگشت‌هاش رو از دست داده.

50
00:01:50,698 --> 00:01:52,170
‫- آوردین‌شون؟
‫- تیکه‌تیکه شدن.

51
00:01:52,229 --> 00:01:53,996
‫- خیلی درد می‌کنه.
‫- مطمئنم که درد داره.

52
00:01:54,055 --> 00:01:55,821
‫یه کاریش می‌کنیم.

53
00:01:55,939 --> 00:01:57,647
‫- پدر و مادرش؟
‫- تو صحنه نبودن.

54
00:02:00,120 --> 00:02:01,180
‫آماده‌ای؟

55
00:02:01,180 --> 00:02:03,064
‫یک، دو، سه.

56
00:02:03,064 --> 00:02:06,656
‫هی، جود، شماره تلفن مامان یا بابات رو بلدی؟

57
00:02:06,714 --> 00:02:09,070
‫نه. ولی مال خواهرم رو بلدم.

58
00:02:09,129 --> 00:02:10,130
‫باشه.

59
00:02:10,836 --> 00:02:13,250
‫- صدای تنفسش خوبه.
‫- شکمش حساسیت به لمس نداره.

60
00:02:13,309 --> 00:02:14,605
‫ضربان قلب 112.

61
00:02:14,664 --> 00:02:15,959
‫این رو ببند دور ساعد چپش.

62
00:02:16,077 --> 00:02:17,313
‫- خوبه؟
‫- خیلی خوبه.

63
00:02:17,372 --> 00:02:20,670
‫می‌خوام قبل از باز کردن این
‫باند، 25 تا فنتانیل دیگه بهش بزنم.

64
00:02:20,728 --> 00:02:22,377
‫می‌تونی بهمون بگی چی شد؟

65
00:02:22,495 --> 00:02:25,262
‫- دوست‌هام ترقه داشتن.
‫- 25 تا فنتانیل تزریق شد.

66
00:02:25,380 --> 00:02:27,971
‫من یکی‌شون رو روشن کردم، خیلی زود ترکید.

67
00:02:28,089 --> 00:02:30,091
‫من... من انداختمش، ولی...

68
00:02:30,150 --> 00:02:31,916
‫ما الان می‌خوایم باندت رو باز کنیم، باشه؟

69
00:02:31,975 --> 00:02:33,800
‫- نمی‌خوام ببینم.
‫- مجبور نیستی ببینی.

70
00:02:33,859 --> 00:02:35,567
‫فقط به من نگاه کن.

71
00:02:35,685 --> 00:02:36,980
‫باشه.

72
00:02:37,039 --> 00:02:38,040
‫دارم می‌بُرمش.

73
00:02:40,866 --> 00:02:42,103
‫ببخشید.

74
00:02:42,221 --> 00:02:43,634
‫کارت عالیه.

75
00:02:46,460 --> 00:02:49,110
‫این بیشتر از یه ترقه ساده به نظر میاد.

76
00:02:49,169 --> 00:02:52,878
‫- بیشتر شبیه یه بمب دست‌سازه.
‫- خیلی خوب کاری کردی که انداختیش.

77
00:02:52,937 --> 00:02:54,409
‫بقیه دستت رو نجات دادی.

78
00:02:54,527 --> 00:02:56,117
‫انگشت‌های 4 و 5 کنده شدن.

79
00:02:56,235 --> 00:02:59,414
‫استخون‌های کف دست 4 و 5 هم
‫از بین رفتن و استخون زده بیرون.

80
00:02:59,532 --> 00:03:02,123
‫آسیب بافت نرم تو قسمت کف
‫دست، سمت پشت دست کمتره...

81
00:03:02,241 --> 00:03:03,654
‫لبه‌های زخم هم یه‌کم سوختگی داره.

82
00:03:03,713 --> 00:03:06,480
‫جود، می‌تونی انگشت‌هات
‫رو برام بالا و پایین کنی؟

83
00:03:08,011 --> 00:03:09,836
‫خیلی خوبه. خیلی خوبه.

84
00:03:09,895 --> 00:03:12,604
‫- چقدر اوضاعش خرابه؟
‫- دو تا انگشتت رو از دست دادی.

85
00:03:12,663 --> 00:03:14,900
‫ولی به نظر میاد بقیه‌شون قراره خوب بشن.

86
00:03:14,959 --> 00:03:17,314
‫وای، نه. گند زدم!

87
00:03:17,668 --> 00:03:19,846
‫خیلی‌خب، می‌تونیم برای دردش
‫بی‌حسی مچ دست انجام بدیم؟

88
00:03:19,905 --> 00:03:22,614
‫اول می‌خوام یه معاینه حرکتی
‫و حسی خیلی دقیق انجام بدم.

89
00:03:22,732 --> 00:03:25,264
‫ما الان معاینه‌مون رو
‫ادامه می‌دیم، باشه جود؟

90
00:03:28,502 --> 00:03:29,915
‫باشه، ممنون.

91
00:03:29,974 --> 00:03:32,212
‫آی‌سی‌یو بعد از معاینه عصبی
‫بعدی می‌تونه تحویلش بگیره.

92
00:03:32,329 --> 00:03:33,625
‫آی‌سی‌یو؟

93
00:03:33,743 --> 00:03:36,275
‫فقط برای اینه که بتونن بقیه
‫روز تحت نظر داشته باشنش.

94
00:03:37,864 --> 00:03:39,219
‫4 میلی‌متر و واکنش‌دار.

95
00:03:40,926 --> 00:03:42,045
‫مل.

96
00:03:42,163 --> 00:03:44,754
‫- 4 میلی‌متر و واکنش‌دار.
‫- آره، گرفتم.

97
00:03:44,813 --> 00:03:46,638
‫یه جورایی تونستم دستت رو تشخیص بدم.

98
00:03:50,760 --> 00:03:52,762
‫می‌تونی چشم سالمت رو بپوشونی؟

99
00:03:52,821 --> 00:03:54,940
‫چند تا انگشتم بالاست؟

100
00:03:56,177 --> 00:03:57,296
‫سه تا.

101
00:03:59,298 --> 00:04:00,652
‫این خبر خوبیه.

102
00:04:00,770 --> 00:04:03,949
‫پس دارو جواب داد؟ خطر رفع شده؟

103
00:04:04,008 --> 00:04:05,186
‫احتمالاً.

104
00:04:05,304 --> 00:04:06,364
‫این...

105
00:04:06,422 --> 00:04:08,307
‫باشه، دوباره چشمت رو بپوشون.

106
00:04:09,602 --> 00:04:11,486
‫خیلی‌خب، چی می‌بینی؟

107
00:04:12,487 --> 00:04:16,138
‫- خط اول «ای» هست.
‫- خیلی‌خب، و بعدی؟

108
00:04:18,670 --> 00:04:19,789
‫هیچی.

109
00:04:20,672 --> 00:04:22,438
‫باشه، خب، بیناییش 20 از 200ـه.

110
00:04:23,734 --> 00:04:25,265
‫یعنی چی؟

111
00:04:25,265 --> 00:04:28,621
‫چیزی رو که یه چشم سالم از فاصله 200 فوتی
‫می‌بینه، اون از فاصله 20 فوتی می‌تونه ببینه.

112
00:04:28,680 --> 00:04:31,565
‫- این خوبه؟
‫- آره. خیلی بهتره.

113
00:04:31,683 --> 00:04:34,333
‫و می‌تونه با گذشت زمان بهتر هم بشه.

114
00:04:35,510 --> 00:04:36,747
‫ممنون، دکتر کینگ.

115
00:04:38,749 --> 00:04:41,457
‫من می‌خوام قبل از شهادتم تو
‫کمیسیون یه استراحت کوتاه بکنم.

116
00:04:41,516 --> 00:04:44,873
‫پس به رابی خبر میدم که فعلاً شیفتم تمومه.

117
00:04:44,990 --> 00:04:46,757
‫- موفق باشی.
‫- ممنون.

118
00:04:49,995 --> 00:04:51,467
‫- مل.
‫- هی.

119
00:04:51,467 --> 00:04:52,881
‫تو قسمت صندلی‌ها یه ملاقاتی داری.

120
00:04:52,939 --> 00:04:56,001
‫- چی؟ کی؟
‫- گفت خواهرته.

121
00:04:56,119 --> 00:04:57,179
‫بکا؟

122
00:05:01,477 --> 00:05:03,244
‫آره. تو گرمازده شدی.

123
00:05:03,362 --> 00:05:07,130
‫معمولاً با قرص الیو بهتر
‫می‌شه، ولی امروز خیلی بد بود.

124
00:05:07,189 --> 00:05:08,484
‫همون دردیه که قبلاً داشتی؟

125
00:05:09,427 --> 00:05:11,723
‫- از کیستت؟
‫- فکر کنم.

126
00:05:11,782 --> 00:05:13,725
‫من بیماری زنانه دارم.

127
00:05:13,843 --> 00:05:16,434
‫دردت همیشه سمت چپه؟

128
00:05:16,492 --> 00:05:17,788
‫امروز که این‌طوریه.

129
00:05:17,847 --> 00:05:20,732
‫ما یه آزمایش ادرار و
‫تست بارداری ازت می‌گیریم،

130
00:05:20,791 --> 00:05:22,263
‫و یه آمپول تورادول هم بهت می‌زنم.

131
00:05:22,381 --> 00:05:24,854
‫برای درد یه‌کم قوی‌تره.

132
00:05:24,913 --> 00:05:26,620
‫قول میدم حامله نیستم.

133
00:05:26,738 --> 00:05:29,918
‫نه، مجبوریم. قانون بیمارستانه.

134
00:05:30,035 --> 00:05:32,508
‫شماها هنوز چیزها رو روی کاغذ می‌نویسید؟

135
00:05:33,509 --> 00:05:35,570
‫امروز آره.

136
00:05:43,107 --> 00:05:43,225
‫شما دکترید؟ ساعت‌هاست منتظرم ویزیت بشم.

137
00:05:43,225 --> 00:05:45,580
‫شما دکترید؟ ساعت‌هاست منتظرم ویزیت بشم.

138
00:05:45,698 --> 00:05:46,817
‫یه سؤال کوتاه...

139
00:05:46,876 --> 00:05:48,996
‫- هی، حواست به واکر باشه.
‫- این به هیچ دردی نمی‌خوره.

140
00:05:48,996 --> 00:05:49,761
‫ببخشید، من فقط...

141
00:05:49,879 --> 00:05:52,646
‫سرمون خیلی شلوغه،
‫الان یه نفر میاد می‌بینت‌تون.

142
00:05:55,002 --> 00:05:57,062
‫- بکا.
‫- سلام مل.

143
00:05:58,063 --> 00:06:00,831
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره، دلم درد می‌کنه.

144
00:06:00,890 --> 00:06:02,715
‫پرستار مرکز نگه‌داری رو دیدی؟

145
00:06:02,774 --> 00:06:05,247
‫به خاطر چهارم ژوئیه رفته بود
‫مرخصی، ولی تلفنی باهاش حرف زدم.

146
00:06:05,306 --> 00:06:07,661
‫بهم گفت بیام اینجا، جری هم من رو آورد.

147
00:06:07,720 --> 00:06:09,074
‫- ممنون.
‫- مشکلی نیست.

148
00:06:09,133 --> 00:06:11,253
‫- منتظرت می‌مونم.
‫- باشه.

149
00:06:11,312 --> 00:06:12,195
‫خیلی‌خب. بیا، از این طرف.

150
00:06:12,195 --> 00:06:13,255
‫دقیقاً از اینجا.

151
00:06:13,373 --> 00:06:17,141
‫- همیشه این‌طوریه؟
‫- آره، تقریباً.

152
00:06:17,259 --> 00:06:20,380
‫واو. اینجا کلی آدم هستن که بوی گند میدن.

153
00:06:20,498 --> 00:06:21,793
‫آره.

154
00:06:21,852 --> 00:06:23,147
‫قراره به همه‌شون کمک کنی؟

155
00:06:23,265 --> 00:06:25,385
‫آره، ولی اول از تو شروع می‌کنیم.

156
00:06:25,797 --> 00:06:29,330
‫- دردت چطوره؟
‫- دیگه دستم رو حس نمی‌کنم.

157
00:06:29,389 --> 00:06:30,508
‫آنسف تزریق شد.

158
00:06:30,625 --> 00:06:33,746
‫خب، ما الان می‌خوایم دستت رو با سرم
‫نمکی... همون آب‌نمک خودمون، تمیز کنیم.

159
00:06:33,805 --> 00:06:35,159
‫باشه.

160
00:06:38,987 --> 00:06:40,105
‫چه خبر؟

161
00:06:40,635 --> 00:06:44,227
‫- مبارزه دست در برابر بمب دست‌ساز.
‫- عجیبه که تا حالا فقط یه دونه از این‌ها دیدیم.

162
00:06:44,345 --> 00:06:45,699
‫هنوز تا آخر روز خیلی مونده.

163
00:06:45,699 --> 00:06:47,937
‫استخون کف‌دستی چهارم از بین رفته،
‫وسط استخون پنجم هم همین‌طور.

164
00:06:47,996 --> 00:06:48,997
‫ضدحاله.

165
00:06:50,351 --> 00:06:52,589
‫سلام، من دکتر گارسیا از بخش جراحی هستم.

166
00:06:52,647 --> 00:06:54,237
‫- قراره جراحی بشم؟
‫- آره.

167
00:06:54,355 --> 00:06:56,887
‫اولین عمل برای اینه که همه‌چیز رو تمیز کنیم

168
00:06:57,005 --> 00:06:58,948
‫و جاهایی که پوستش کنده شده رو بپوشونیم.

169
00:06:59,478 --> 00:07:02,422
‫ولی هنوز شستت
‫و مهم‌ترین انگشت‌هات رو داری.

170
00:07:06,779 --> 00:07:09,429
‫- برای دردش بهش چی دادین؟
‫- بی‌حسی موضعی انجام دادیم.

171
00:07:09,488 --> 00:07:12,196
‫بخش جراحی دست همیشه می‌خوان
‫معاینه عصبی خودشون رو ثبت کنن.

172
00:07:12,255 --> 00:07:14,493
‫حس به لمس سطحی و سوزن‌زدن

173
00:07:14,552 --> 00:07:16,671
‫تو تمام انگشت‌های
‫باقی‌مونده دست سالمه.

174
00:07:18,791 --> 00:07:23,207
‫آره، تاندون‌های خم‌کننده و بازکننده‌ی انگشتان
‫همگی سالم بودن.

175
00:07:23,266 --> 00:07:25,916
‫- برای جراحی به رضایت والدین نیاز داریم.
‫- آره، داریم روش کار می‌کنیم.

176
00:07:25,975 --> 00:07:27,035
‫دکتر رابی؟

177
00:07:31,392 --> 00:07:33,217
‫دهنش بوی مواد میده.

178
00:07:34,689 --> 00:07:37,280
‫تو نوبت اتاق عمله.
‫ممکنه یه‌کم طول بکشه.

179
00:07:37,339 --> 00:07:38,635
‫بخش ارتوپدی هنوز با آلن بیلینگز کار داره...

180
00:07:38,693 --> 00:07:40,519
‫همون دررفتگی باز شونه
‫که از وست‌بریج برگشت.

181
00:07:40,637 --> 00:07:41,814
‫هنوز تو اتاق عمله؟

182
00:07:41,873 --> 00:07:43,816
‫یه ساعت منتظر موند
‫تا متخصص بیهوشی تأییدش کنه.

183
00:07:43,875 --> 00:07:45,877
‫بیمه
‫هزینه عمل رو میده؟

184
00:07:45,936 --> 00:07:47,408
‫آره، چون سیستم وست‌بریج هنوز قطعه.

185
00:07:47,467 --> 00:07:48,703
‫خب، خوبه، چون تأخیر تو درمان

186
00:07:48,821 --> 00:07:50,882
‫قطعاً احتمال
‫عفونت بعد از عمل رو بالا برده.

187
00:07:50,941 --> 00:07:53,885
‫آدم واقعاً کیف می‌کنه وقتی می‌بینه
‫شرکت‌های بیمه جای دکترها تصمیم می‌گیرن.

188
00:07:55,475 --> 00:07:57,006
‫- هی.
‫- چه خبر؟

189
00:07:57,124 --> 00:08:00,127
‫هنوزم می‌خوای برنامه دیدن
‫آتیش‌بازی امشب رو بندازیم عقب؟

190
00:08:00,186 --> 00:08:01,717
‫فکر کردم می‌خوای بیای اینجا.

191
00:08:01,775 --> 00:08:03,071
‫برنامه‌های دیگه‌ای چیدم.

192
00:08:04,484 --> 00:08:05,897
‫باشه، حله.

193
00:08:05,956 --> 00:08:07,958
‫سعی می‌کنم فردا بهت خبر بدم.

194
00:08:08,076 --> 00:08:10,078
‫برنامه قطعی که نبود، درسته؟

195
00:08:10,137 --> 00:08:11,255
‫صد در صد.

196
00:08:15,495 --> 00:08:18,262
‫آره. ممنون.
‫آره، فعلاً.

197
00:08:18,380 --> 00:08:19,440
‫اوه، هی.

198
00:08:19,440 --> 00:08:21,265
‫من تازه تونستم با خواهر
‫اون مریض سنگین‌وزنه تماس بگیرم

199
00:08:21,265 --> 00:08:22,855
‫که ابوت داره می‌برتش پرزبی.

200
00:08:22,914 --> 00:08:24,268
‫هنوز تو آریزونا زندگی می‌کنه،

201
00:08:24,386 --> 00:08:27,213
‫ولی حاضره
‫وقتی برگشت باهاش حرف بزنه.

202
00:08:27,271 --> 00:08:28,272
‫خبر خوبیه.

203
00:08:28,390 --> 00:08:30,216
‫فکر می‌کنی کی برگرده؟

204
00:08:30,274 --> 00:08:32,512
‫بستگی داره اوضاع تو
‫پرزبی چقدر شیرتوشیر باشه.

205
00:08:32,571 --> 00:08:34,337
‫اگه مثل اینجا باشه، خدا می‌دونه.

206
00:08:34,455 --> 00:08:35,456
‫آره.

207
00:08:36,280 --> 00:08:38,754
‫- نیروی کمکی تو راهه؟
‫- ای آدم‌های کم‌اعتقاد!

208
00:08:38,812 --> 00:08:40,284
‫کش داری؟

209
00:08:41,521 --> 00:08:43,759
‫ممنون. هی گم‌شون می‌کنم.

210
00:08:44,701 --> 00:08:45,584
‫اوه، این روز کوفتی.

211
00:08:45,584 --> 00:08:46,938
‫خیلی درد داره،
‫و ما هرچه زودتر به یه تخت نیاز داریم.

212
00:08:46,997 --> 00:08:48,705
‫اسم من بکاست، نه «خواهرم».

213
00:08:48,764 --> 00:08:49,882
‫ببخشید، راست می‌گی.

214
00:08:50,000 --> 00:08:53,415
‫دینا، دکتر رابی، ایشون... بکاست.

215
00:08:53,533 --> 00:08:54,711
‫از دیدنت خوشحالم.

216
00:08:54,828 --> 00:08:57,773
‫شما دکتر رابی هستید؟ ایول.

217
00:08:57,831 --> 00:09:00,305
‫اتاق مرکزی 7 تازه تمیز شده.
‫چیزی می‌تونم برات بیارم، عزیزم؟

218
00:09:00,363 --> 00:09:01,777
‫نه، ممنون.

219
00:09:05,015 --> 00:09:06,546
‫اوه، صبر کن، بکا. بیا اینجا.

220
00:09:08,313 --> 00:09:11,257
‫خیلی‌خب، پس باید
‫لباس‌هات رو عوض کنی

221
00:09:11,374 --> 00:09:13,906
‫و گان بپوشی،
‫که باید رو تخت باشه.

222
00:09:13,965 --> 00:09:16,615
‫بعدش معاینه‌ت می‌کنیم
‫و سوابق پزشکیت رو می‌پرسیم.

223
00:09:16,674 --> 00:09:18,087
‫یه عالمه سؤال داریم،

224
00:09:18,205 --> 00:09:20,148
‫یعنی، واقعاً، یه عالمه سؤال،
‫که ازت می‌پرسیم.

225
00:09:20,266 --> 00:09:21,914
‫و بعدش هم البته یه معاینه فیزیکی.

226
00:09:21,973 --> 00:09:24,270
‫مل، من قبلاً هم دکتر رفتم.

227
00:09:25,565 --> 00:09:26,802
‫درسته. ببخشید.

228
00:09:26,919 --> 00:09:29,922
‫من فقط... من واقعاً دلم می‌خواد این کار
‫درست انجام بشه.

229
00:09:33,985 --> 00:09:35,693
‫باید جواب بدی؟

230
00:09:35,811 --> 00:09:38,107
‫نه، زنگ یادآوریه

231
00:09:38,166 --> 00:09:41,051
‫برای این جلسه مهمی
‫که 15 دقیقه دیگه دارم.

232
00:09:41,110 --> 00:09:42,229
‫مجبوری بری؟

233
00:09:43,348 --> 00:09:45,291
‫بذار اول
‫به کارهای تو برسیم، باشه؟

234
00:09:45,350 --> 00:09:47,764
‫پس فقط لباست رو عوض کن و گان بپوش.
‫من پشت پرده‌م.

235
00:09:47,823 --> 00:09:48,824
‫باشه.

236
00:09:50,413 --> 00:09:51,414
‫باشه.

237
00:10:01,954 --> 00:10:04,192
‫جایزه‌ی بزرگ تو.

238
00:10:05,134 --> 00:10:08,137
‫من فقط سبز می‌بینم، عزیزم.

239
00:10:09,315 --> 00:10:10,433
‫متقلب.

240
00:10:11,376 --> 00:10:15,144
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم این اطلاعات رو از
‫وست بریج گیر آوردی؟

241
00:10:17,146 --> 00:10:18,854
‫چش شده؟

242
00:10:18,971 --> 00:10:21,032
‫دستگاه فکس کاغذ گیر
‫کرده توش، خیلی رو اعصابه.

243
00:10:22,975 --> 00:10:24,565
چند بدم دهنت رو بسته نگه داری؟

244
00:10:24,624 --> 00:10:25,331
‫نصف!

245
00:10:25,331 --> 00:10:25,978
‫سی درصد.

246
00:10:25,978 --> 00:10:26,862
‫چهل.

247
00:10:27,509 --> 00:10:28,451
‫قبوله.

248
00:10:29,688 --> 00:10:31,867
‫- می‌خوای من امتحان کنم؟
‫- نه.

249
00:10:31,984 --> 00:10:34,340
‫- اوه، ایول.
‫- درستش کردم.

250
00:10:38,638 --> 00:10:40,169
‫- چی نوشته؟
‫- «تونر را تعویض کنید.»

251
00:10:40,228 --> 00:10:41,347
‫ما تو جهنم زندگی می‌کنیم.

252
00:10:41,406 --> 00:10:43,349
‫- اوه، از کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟
‫- سال 1988.

253
00:10:43,466 --> 00:10:45,881
‫- تا حالا از این‌ها دیدی؟
‫- راستش، نه.

254
00:10:45,940 --> 00:10:47,942
‫چطوری می‌خوایم جواب آزمایش‌ها
‫و عکس‌ها رو برسونیم به بخش‌ها؟

255
00:10:48,000 --> 00:10:49,885
‫به روش قدیمی، با پادوها.

256
00:10:50,002 --> 00:10:52,829
‫بررسی می‌کنم ببینم می‌تونن
‫یکی دو تا منشی از بالا بفرستن.

257
00:10:57,481 --> 00:11:00,366
‫اولین بار کی تشخیص دادن
‫سندرم پلی‌کیستیک داری؟

258
00:11:00,425 --> 00:11:01,543
‫تابستون پارسال.

259
00:11:01,661 --> 00:11:03,369
‫اون موقع بود که علائم شروع شد؟

260
00:11:03,428 --> 00:11:06,313
‫نه. من سال‌ها درد داشتم،
‫تغییرات هورمونی،

261
00:11:06,372 --> 00:11:07,785
‫و دوره‌های نامنظم.

262
00:11:07,844 --> 00:11:11,907
‫بالأخره بعد از اینکه دکتر زنانم رو عوض کردم و رفتم
‫پیش کسی که واقعاً به حرفم گوش می‌کرد، تشخیص دادن.

263
00:11:11,966 --> 00:11:14,262
‫آره، ممکنه طول بکشه
‫تا تشخیص بدن.

264
00:11:15,381 --> 00:11:17,913
‫این بیشتر شبیه یه بهونه
‫برای دکترهای تنبله.

265
00:11:18,678 --> 00:11:21,387
‫و اینکه بعضی از شما دکترها به حرف
‫زن‌ها گوش نمیدین هم بی‌تأثیر نیست،

266
00:11:21,387 --> 00:11:23,389
‫چه برسه به زن‌های رنگین‌پوست.

267
00:11:23,448 --> 00:11:24,920
‫آسون نبوده.

268
00:11:24,979 --> 00:11:27,098
‫- الان دردت چطوره؟
‫- بهترم.

269
00:11:27,157 --> 00:11:29,454
‫- بهش چی دادن؟
‫- آمپول عضلانی تورادول.

270
00:11:29,513 --> 00:11:32,633
‫تا حالا
‫سونوگرافی انجام دادی؟

271
00:11:32,692 --> 00:11:34,459
‫حسابش
‫از دستم در رفته.

272
00:11:34,518 --> 00:11:36,814
‫باشه، اگه می‌خوای
‫یه‌کم بیا پایین‌تر،

273
00:11:36,873 --> 00:11:39,817
‫کمکت می‌کنم پاهات رو
‫بذاری روی این جاپایی‌ها.

274
00:11:39,876 --> 00:11:42,054
‫آره، خودشه.

275
00:11:42,172 --> 00:11:45,587
‫وقتی جواب
‫آزمایش خونت اومد برمی‌گردیم.

276
00:11:48,296 --> 00:11:49,591
‫خیلی‌خب، نظرت چیه؟

277
00:11:49,709 --> 00:11:52,712
‫احتمالاً یه‌کم نشت مایع داشته
‫از کیست که باعث درد شده

278
00:11:52,771 --> 00:11:55,303
‫و با یه داروی ضدالتهاب
‫غیراستروئیدی بهتر شده.

279
00:11:55,421 --> 00:11:58,600
‫- و برنامه‌ت چیه؟
‫- با ناپروکسن مرخصش کنیم؟

280
00:11:58,659 --> 00:12:02,722
‫فکر می‌کنی این همون کاری نباشه که
‫دکترهای قبلیش کردن؟

281
00:12:02,781 --> 00:12:05,725
‫خب، خودش که گفت بهتره.
‫می‌تونیم یه تخت رو خالی کنیم.

282
00:12:05,784 --> 00:12:07,080
‫تو تریاژ که حالش خوب نبود،

283
00:12:07,138 --> 00:12:09,906
‫و دردش خیلی شدیدتر
‫از دفعات قبل بود.

284
00:12:10,024 --> 00:12:11,908
‫من فکر می‌کنم یه‌کم تحت نظر نگه‌ش داریم.

285
00:12:12,026 --> 00:12:13,498
‫باشه.

286
00:12:13,615 --> 00:12:16,618
‫آقای گرین، ایشون دکتر موهان
‫و دانشجوی پزشکی اوگیلوی هستن.

287
00:12:17,796 --> 00:12:19,504
‫می‌تونید درباره درد پهلوتون
‫بهم توضیح بدید؟

288
00:12:19,621 --> 00:12:22,742
‫- حس می‌کنم بازم سنگ کلیه‌ست.
‫- قبلاً هم داشتید؟

289
00:12:22,801 --> 00:12:24,862
‫گفتم «بازم»، یعنی یه چیز اضافه

290
00:12:24,980 --> 00:12:26,334
‫از همون نوع.

291
00:12:27,629 --> 00:12:29,749
‫من تو دانشگاه پوینت پارک انگلیسی درس میدم.

292
00:12:29,985 --> 00:12:31,162
‫چه جالب.

293
00:12:31,280 --> 00:12:32,870
‫پدر منم معلم انگلیسی دبیرستانه.

294
00:12:34,813 --> 00:12:37,463
‫خب، شما رفتید تو کار پزشکی.
‫احتمالاً خیلی بهتون افتخار می‌کنه.

295
00:12:38,640 --> 00:12:40,289
‫باید از خودش بپرسید.

296
00:12:40,348 --> 00:12:41,938
‫برگردیم سر دردتون،

297
00:12:42,056 --> 00:12:44,352
‫حس می‌کنید قبلاً هم
‫همچین چیزی رو تجربه کردید؟

298
00:12:44,411 --> 00:12:46,354
‫مثل همیشه، کلیه چپ.

299
00:12:46,413 --> 00:12:48,356
‫از دیشب حدود ساعت 10 شروع شد.

300
00:12:48,474 --> 00:12:49,946
‫تب، یا خون تو ادرارتون ندارید؟

301
00:12:50,064 --> 00:12:51,830
‫نه.
‫تب ندارم.

302
00:12:51,889 --> 00:12:53,891
‫ادرارم یه‌کم تیره‌تر از حد معموله.

303
00:12:54,009 --> 00:12:55,893
‫کم‌آبی بدن می‌تونه باعث سنگ‌سازیش بشه.

304
00:12:55,952 --> 00:12:57,483
‫لطفاً یه‌کم به جلو خم بشید.

305
00:12:57,542 --> 00:12:59,544
‫- حساسیت زاویه دنده‌ای‌مهره‌ای رو چک کن.
‫- باشه.

306
00:12:59,662 --> 00:13:00,663
‫خیلی‌خب.

307
00:13:02,017 --> 00:13:04,195
‫اگه دردی حس کردید بهم بگید.

308
00:13:07,198 --> 00:13:08,376
‫- ببخشید.
‫- آره.

309
00:13:08,435 --> 00:13:10,673
‫- براتون دارو و چند تا آزمایش می‌نویسیم.
‫- باشه.

310
00:13:15,206 --> 00:13:18,386
‫آزمایش نوار ادرار، پنل متابولیک پایه،
‫سونوگرافی بالینی برای بررسی ورم کلیه،

311
00:13:18,445 --> 00:13:19,799
‫و کتورولاک برای درد.

312
00:13:19,858 --> 00:13:21,448
‫- عالیه.
‫- باشه.

313
00:13:27,042 --> 00:13:28,514
‫حسابی ازم کار می‌کشی.

314
00:13:28,573 --> 00:13:30,398
‫امروز خیلی سرمون شلوغ بوده، دکتر بارکر.

315
00:13:30,457 --> 00:13:31,458
‫نیک صدام کن.

316
00:13:34,049 --> 00:13:36,699
‫- این‌ها چیه؟
‫- رادیولوژی رو آوردم پیش خودمون.

317
00:13:36,757 --> 00:13:39,289
‫دکتر بارکر، نیک، نتایج فوری رو برامون

318
00:13:39,407 --> 00:13:40,703
‫- تو سه‌سوت آماده می‌کنه.
‫- فکر خوبیه.

319
00:13:40,761 --> 00:13:42,940
‫- ممنون.
‫- «نتایج فوری»؟

320
00:13:43,058 --> 00:13:46,061
‫- تا حالا کلاس عکاسی رفتی؟
‫- آره، تو دوره راهنمایی.

321
00:13:46,120 --> 00:13:48,416
‫خب، قبل از تکنولوژی
‫دیجیتال، عکس‌های رادیولوژی

322
00:13:48,475 --> 00:13:51,831
‫تو تاریکخونه و تو مایع ظاهر
‫می‌شدن، برای همین بهش می‌گفتن خیس.

323
00:13:51,890 --> 00:13:53,539
‫اوه، چه باحال.

324
00:13:53,657 --> 00:13:55,482
‫خیلی جا گرفته.

325
00:13:56,189 --> 00:13:58,838
‫از دیلان در مورد
‫نوزاد رهاشده‌مون خبر جدید گرفتم.

326
00:13:58,838 --> 00:14:01,782
‫سازمان خدمات کودکان، جوانان و خانواده
‫درخواست مجوز سرپرستی اورژانسی داده.

327
00:14:01,841 --> 00:14:04,668
‫به محض اینکه حکم دادگاه رو بگیریم،
‫می‌تونیم بسپریمش به خانواده بهزیستی.

328
00:14:04,668 --> 00:14:06,434
‫عاشق عکاسی‌ام.

329
00:14:06,964 --> 00:14:08,142
‫- یا خدا.
‫- دکتر رابی؟

330
00:14:08,142 --> 00:14:09,673
‫دکتر رابی، می‌تونم یه لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

331
00:14:09,732 --> 00:14:10,850
‫حتماً. چه کمکی می‌تونم بکنم؟

332
00:14:10,909 --> 00:14:12,205
‫خب، اون گفت دلش درد می‌کنه،

333
00:14:12,264 --> 00:14:13,853
‫ولی دل‌درد می‌تونه معانی
‫مختلفی داشته باشه...

334
00:14:13,912 --> 00:14:17,563
‫- باشه، باشه، باشه، نفس بکش.
‫- دنبال دکتر مل کینگ می‌گردم.

335
00:14:17,622 --> 00:14:18,799
‫بله؟

336
00:14:19,624 --> 00:14:21,979
‫من مورگان استایلز هستم،
‫یکی از وکلای بیمارستان.

337
00:14:22,097 --> 00:14:24,629
‫اومدم راهنمایی‌تون کنم برید بالا
‫برای شهادت دادن.

338
00:14:24,747 --> 00:14:26,278
‫همین الان؟

339
00:14:26,336 --> 00:14:29,928
‫مورگان، می‌تونم دکتر کینگ رو
‫برای یه لحظه قرض بگیرم؟

340
00:14:29,987 --> 00:14:31,283
‫حتماً.

341
00:14:33,108 --> 00:14:34,403
‫همه‌چی درست می‌شه.

342
00:14:34,462 --> 00:14:36,464
‫به خاطر بکا الان نمی‌تونم برم بالا.

343
00:14:36,582 --> 00:14:38,643
‫اصلاً نباید تو
‫مراقب بکا باشی.

344
00:14:38,761 --> 00:14:40,527
‫مراقبت از اعضای خانواده
‫ایده خوبی نیست.

345
00:14:40,586 --> 00:14:41,940
‫سخته که آدم بتونه بی‌طرف بمونه.

346
00:14:41,999 --> 00:14:43,471
‫بذار ببینم کی سرش خلوته.

347
00:14:43,530 --> 00:14:44,767
‫هی، سرت خلوته؟

348
00:14:44,884 --> 00:14:46,592
‫واقعاً کسی هست که سرش خلوت باشه؟

349
00:14:47,593 --> 00:14:49,124
‫یه رزیدنت سال دو که نیست.

350
00:14:50,007 --> 00:14:51,538
‫دقیقاً همون کسی که دنبالش بودیم.

351
00:14:51,597 --> 00:14:53,128
‫- کاری داشتی؟
‫- آره.

352
00:14:54,011 --> 00:14:55,012
‫حتماً.

353
00:14:55,130 --> 00:14:58,133
‫خواهر دکتر کینگ دل‌درد داره.
‫پرونده‌ش الان دست توئه.

354
00:14:58,192 --> 00:14:59,134
‫حتماً.

355
00:14:59,193 --> 00:15:01,489
‫تو می‌تونی بقیه مریض‌هاش رو هم راه بندازی
‫تا وقتی که داره شهادت میده.

356
00:15:01,548 --> 00:15:03,491
‫من چطوری باید
‫با این همه پرونده عقب‌افتاده

357
00:15:03,550 --> 00:15:05,493
‫و مریض‌های اضافه
‫و سیستم کامپیوتری خراب برسم به کارهام؟

358
00:15:05,552 --> 00:15:07,024
‫همون‌طوری که بقیه‌مون می‌رسیم.

359
00:15:07,142 --> 00:15:09,792
‫می‌تونی وقتی شیفتت تموم شد
‫پرونده‌هات رو تکمیل کنی.

360
00:15:09,909 --> 00:15:11,735
‫فوق‌العاده‌ست.

361
00:15:16,328 --> 00:15:18,271
‫- سلام، بکا.
‫- سلام.

362
00:15:18,330 --> 00:15:20,685
‫ایشون دکتر لنگدون هستن.
‫قراره بهت رسیدگی کنن.

363
00:15:20,803 --> 00:15:24,689
‫موهای خیلی قشنگی داری، دکتر لنگدون.

364
00:15:24,807 --> 00:15:26,279
‫ممنون.

365
00:15:26,338 --> 00:15:29,635
‫مل، بی‌زحمت
‫موقع رفتن چراغ‌ها رو خاموش می‌کنی؟

366
00:15:29,753 --> 00:15:30,754
‫البته.

367
00:15:31,578 --> 00:15:34,051
‫و به محض اینکه کارم تموم شد برمی‌گردم.

368
00:15:34,110 --> 00:15:36,112
‫اگه چیزی شد
‫راحت باش و بهم زنگ بزن،

369
00:15:36,230 --> 00:15:37,937
‫- چون می‌تونم سریع...
‫- نگران نباش.

370
00:15:37,996 --> 00:15:40,352
‫- بکا رو به خوب کسی سپردی.
‫- می‌دونم.

371
00:15:41,353 --> 00:15:42,530
‫باشه.

372
00:15:50,185 --> 00:15:53,188
‫مل خیلی چیزهای خوبی در موردت می‌گه.

373
00:15:55,308 --> 00:15:56,309
‫باشه.

374
00:15:58,252 --> 00:16:00,431
‫بهم بگو امروز برای چی اومدی اینجا.

375
00:16:00,548 --> 00:16:01,844
‫دلم درد می‌کنه.

376
00:16:01,961 --> 00:16:03,728
‫دلت درد می‌کنه؟ کجاش؟

377
00:16:03,846 --> 00:16:04,376
‫- دقیقاً همین پایین.
‫- باشه.

378
00:16:04,376 --> 00:16:05,023
‫- دقیقاً همین پایین.
‫- باشه.

379
00:16:05,082 --> 00:16:08,851
‫چیز دیگه‌ای هم حس می‌کنی،
‫یا فقط همون دل‌درده؟

380
00:16:08,910 --> 00:16:10,853
‫وقتی ادرار می‌کنم می‌سوزه.

381
00:16:10,970 --> 00:16:12,914
‫بعضی‌ وقت‌ها که این‌طوری می‌شه،

382
00:16:13,031 --> 00:16:15,622
‫خانم‌ها حس می‌کنن که
‫مدام باید ادرار کنن.

383
00:16:15,740 --> 00:16:17,448
‫- تو هم همچین حسی داری؟
‫- آره.

384
00:16:17,506 --> 00:16:19,214
‫و وقتی میری چی می‌شه؟

385
00:16:19,273 --> 00:16:21,334
‫تقریباً هیچی نمیاد.

386
00:16:22,040 --> 00:16:23,454
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

387
00:16:23,512 --> 00:16:25,985
‫واقعاً؟ از کجا می‌دونی؟

388
00:16:26,044 --> 00:16:28,930
‫خب، من مریض‌های زیادی رو دیدم
‫که همین علائم رو داشتن.

389
00:16:29,047 --> 00:16:31,697
‫- پس این طبیعیه؟
‫- آره، کاملاً طبیعیه.

390
00:16:31,756 --> 00:16:34,052
‫ولی بازم باید درمانش کنیم.

391
00:16:34,170 --> 00:16:35,230
‫باشه.

392
00:16:41,413 --> 00:16:42,531
‫هی.

393
00:16:42,590 --> 00:16:44,239
‫حالت چطوره، راکسی؟

394
00:16:44,887 --> 00:16:47,065
‫- یه‌کم بهترم.
‫- آره؟

395
00:16:47,124 --> 00:16:48,891
‫مورفین بیشتری می‌خوای؟

396
00:16:54,838 --> 00:16:57,664
‫تمام این مدت درد می‌کشیدم، عشقم.

397
00:16:58,371 --> 00:17:00,255
‫چرا بهم نگفتی؟

398
00:17:01,433 --> 00:17:03,435
‫نمی‌خواستم شماها نگران بشین.

399
00:17:05,378 --> 00:17:07,203
‫دیگه نمی‌تونم وانمود کنم.

400
00:17:08,852 --> 00:17:12,090
‫مامان، بیرون انقدر گرمه
‫که بستنی داره آب می‌شه.

401
00:17:15,093 --> 00:17:17,272
‫گفتیم یه‌کم به خودمون برسیم.

402
00:17:18,214 --> 00:17:19,627
‫اوه، آره.

403
00:17:20,452 --> 00:17:21,512
‫عالی به نظر میاد.

404
00:17:21,629 --> 00:17:24,102
‫خب با کدوم طعم شروع کنیم؟

405
00:17:24,161 --> 00:17:26,281
‫کارامل نمکی، طعم مورد علاقه‌ی مامان.

406
00:17:27,282 --> 00:17:29,461
‫به دستمال بیشتری نیاز داری.

407
00:17:45,241 --> 00:17:47,243
‫- بی‌ادب.
‫- دهنتو ببند.

408
00:17:48,774 --> 00:17:52,013
‫- اون تو اوضاع چطوره؟
‫- همه‌چی خوبه. لنگدون باهاش عالی برخورد می‌کنه.

409
00:17:52,072 --> 00:17:53,897
‫هفت تا عکس دیگه هم دستور دادن
‫که منتظرن گرفته بشه،

410
00:17:53,897 --> 00:17:55,840
‫ولی دکتر نیک اینجا دستگاه رو معطل کرده.

411
00:17:57,135 --> 00:17:59,432
‫مگه جلو اون دستگاه پرتابل
‫یه پورت یو‌اس‌بی نیست؟

412
00:17:59,550 --> 00:18:02,199
‫و نمی‌تونیم فقط عکس‌ها رو
‫بریزیم رو یه کامپیوتر

413
00:18:02,258 --> 00:18:03,907
‫و بدون اینترنت نگاهشون کنیم؟

414
00:18:03,966 --> 00:18:06,262
‫- آره.
‫- اوه، راست می‌گی. فراموش کرده بودم.

415
00:18:06,321 --> 00:18:08,618
‫واقعاً داره کمک می‌کنه
‫یا فقط حواسمون رو پرت می‌کنه؟

416
00:18:08,676 --> 00:18:10,620
‫بذار این‌ها رو دانلود کنیم
‫و بریم سراغ آدم‌هایی

417
00:18:10,620 --> 00:18:12,680
‫- که منتظر عکس‌بردارین.
‫- عالیه. به هر حال منم کارم تموم شده.

418
00:18:12,680 --> 00:18:14,270
‫سری بعدی که آماده شد برمی‌گردم.

419
00:18:14,329 --> 00:18:16,449
‫دکتر رابی، سرپرست
‫اون بچه‌ای که انگشت‌هاش قطع شده

420
00:18:16,567 --> 00:18:18,628
‫- تو مرکزی 12 رسیده.
‫- ممنون، الیو.

421
00:18:18,628 --> 00:18:20,630
‫می‌تونی به دکتر سانتوس بگی
‫بیاد و من رو هم ببینه؟

422
00:18:20,688 --> 00:18:22,278
‫- رفتم.
‫- کی تو جنوبی 22 هست؟

423
00:18:22,337 --> 00:18:25,635
‫- هیچ‌کس. اون مریضی که سردرد داشت مرخص شد.
‫- این رو به اون خانمی که رو تخته بگو.

424
00:18:25,693 --> 00:18:26,694
‫کدوم خانم؟

425
00:18:26,753 --> 00:18:29,109
‫من همین الان سعی کردم یه مریض
‫که خون تو ادرارش بود رو بذارم اونجا،

426
00:18:29,167 --> 00:18:30,404
‫ولی پر بود.

427
00:18:30,522 --> 00:18:31,994
‫- جنوبی 22؟ مطمئنی؟
‫- صد در صد.

428
00:18:32,053 --> 00:18:33,171
‫اون مریض منه.

429
00:18:33,230 --> 00:18:35,350
‫پس چرا اسمش رو تخته نیست؟

430
00:18:36,174 --> 00:18:38,530
‫باید باشه.
‫الیو داشت از تریاژ می‌آوردتش.

431
00:18:38,589 --> 00:18:40,885
‫من خودم تحویلش گرفتم.
‫فقط فکر کردم اسمش رو تخته نوشته شده.

432
00:18:40,944 --> 00:18:42,652
‫باید چک می‌کردی.
‫باید مطمئن می‌شدی.

433
00:18:42,652 --> 00:18:43,947
‫من اسم هیچ‌کس رو رو تخته ننوشتم.

434
00:18:43,947 --> 00:18:46,420
‫- فکر می‌کردم پرستارها این کار رو می‌کنن.
‫- همه باید کمک کنیم.

435
00:18:46,479 --> 00:18:48,952
‫در حال حاضر هیچ اتاقی خالی نیست.
‫مریضی که خون تو ادرارشه رو بذار کنار دیوار.

436
00:18:48,952 --> 00:18:51,484
‫- مریضت کیه؟
‫- خانم برنز، حالت تهوع داره.

437
00:18:51,602 --> 00:18:53,309
‫- براش آزمایش و عکس‌برداری نوشتم.
‫- با کدوم دکتر داری ویزیتش می‌کنی؟

438
00:18:53,427 --> 00:18:55,311
‫- هنوز باید پرونده‌ش رو ارائه بدم.
‫- پس بجنب.

439
00:18:55,370 --> 00:18:57,725
‫یه نفر رو پیدا کن که اسمش
‫پیشوند «دکتر» داشته باشه.

440
00:18:59,727 --> 00:19:01,553
‫ای بابا، از دست این بچه‌ها.

441
00:19:03,555 --> 00:19:06,676
‫سلام، من دکتر رابی‌ام.
‫ایشون هم دکتر سانتوس هستن.

442
00:19:06,734 --> 00:19:08,324
‫- شانتال هستم.
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.

443
00:19:08,324 --> 00:19:11,210
‫- ما داشتیم به برادرتون رسیدگی می‌کردیم.
‫- شما سرپرست قانونی جود هستین؟

444
00:19:11,268 --> 00:19:12,328
‫آره.

445
00:19:12,387 --> 00:19:14,095
‫پدر و مادرمون پیش‌مون نیستن.

446
00:19:15,096 --> 00:19:17,451
‫- حالش خوب می‌شه؟
‫- خیلی شانس آورد.

447
00:19:17,569 --> 00:19:20,748
‫انگشت چهارم و پنجمِ
‫دست غیرغالبش رو از دست داده.

448
00:19:20,807 --> 00:19:23,516
‫ولی اگه ترقه رو ننداخته بود،
‫اوضاع خیلی بدتر از این می‌شد.

449
00:19:23,634 --> 00:19:26,225
‫به خاطر یه ترقه انگشت‌هاش رو از دست داد؟

450
00:19:26,283 --> 00:19:28,344
‫می‌تونه از دستش استفاده کنه؟

451
00:19:28,462 --> 00:19:30,876
‫بله، هنوز سه تا از مهم‌ترین
‫انگشت‌هاش رو داره،

452
00:19:30,935 --> 00:19:32,466
‫و کاملاً هم کار می‌کنن.

453
00:19:32,525 --> 00:19:35,351
‫برای تمیز کردن جای زخم به جراحی نیاز داره،
‫ولی باید خوب ترمیم بشه.

454
00:19:36,117 --> 00:19:39,120
‫- آخه داشتی چه فکری می‌کردی؟
‫- ببخشید.

455
00:19:39,238 --> 00:19:42,123
‫الکس ازم خواست برم اونجا.
‫داداشش یه عالمه ترقـ...

456
00:19:42,182 --> 00:19:45,126
‫نگفتم از اون بچه‌های ته راهرو دور بمونی؟

457
00:19:45,302 --> 00:19:46,362
‫حالا نگاه کن!

458
00:19:46,421 --> 00:19:48,482
‫فکر می‌کنی خودم می‌خواستم
‫دستم رو بفرستم رو هوا؟

459
00:19:48,482 --> 00:19:50,190
‫پس وقتی یه چیزی بهت می‌گم
‫باید به حرفم گوش کنی.

460
00:19:50,249 --> 00:19:52,839
‫- تو مامانم نیستی.
‫- فکر کردی خودم دلم می‌خواد مامانت باشم؟

461
00:19:52,839 --> 00:19:55,018
‫شانتال، نظرت چیه یه لحظه بریم بیرون؟

462
00:19:59,258 --> 00:20:01,966
‫خب، می‌دونم که این اتفاق
‫می‌تونه خیلی استرس‌زا باشه.

463
00:20:02,025 --> 00:20:03,968
‫آره، از روی حماقتش نزدیک بود
‫دستش رو از دست بده.

464
00:20:04,027 --> 00:20:05,970
‫- پسر خیلی خوب و مهربونیه.
‫- قبلاً بود.

465
00:20:06,029 --> 00:20:07,972
‫تو آزمایش خونش هم یه چیزی پیدا کردیم.

466
00:20:08,797 --> 00:20:11,800
‫- چی؟
‫- موارد خونش 0.08ـه.

467
00:20:13,448 --> 00:20:14,803
‫یعنی چیزی زده؟

468
00:20:14,920 --> 00:20:16,510
‫داری مسخرم می‌کنی؟

469
00:20:16,569 --> 00:20:19,101
‫- مرتب این کار رو می‌کنه؟
‫- نه.

470
00:20:20,632 --> 00:20:22,163
‫نمی‌دونم.

471
00:20:22,281 --> 00:20:25,990
‫پسرهای مجتمع مسکونی‌مون
‫خیلی تأثیر بدی روش دارن.

472
00:20:26,049 --> 00:20:28,993
‫- آخه، اون فقط 12 سالشه.
‫- همینه که نگران‌مون می‌کنه.

473
00:20:29,052 --> 00:20:32,408
‫مثبت بودن موارد خون بلافاصله
‫باعث می‌شه پای مددکار اجتماعی بیاد وسط.

474
00:20:32,526 --> 00:20:34,116
‫می‌خوان داداشم رو ازم بگیرن؟

475
00:20:34,175 --> 00:20:36,589
‫این یه ارزیابیه تا مشخص بشه
‫که آیا این آسیب‌دیدگی و مواد زدن

476
00:20:36,648 --> 00:20:39,239
‫- دلیلی برای دخالت بهزیستی هست یا نه.
‫- نمی‌ذارم ما رو از هم جدا کنید.

477
00:20:39,298 --> 00:20:40,770
‫- ما موظفیم که...
‫- نه!

478
00:20:51,015 --> 00:20:52,428
‫خانم 58 ساله با حالت تهوع،

479
00:20:52,487 --> 00:20:54,901
‫بعد از خوردن سالاد سیب‌زمینی گرم
‫تو یه مهمونی باربیکیو، یه بار بالا آورده.

480
00:20:54,960 --> 00:20:55,961
‫آب بدنش میزونه.

481
00:20:56,020 --> 00:20:58,847
‫شکمش نسبتاً نرماله، فقط یه‌کم
‫نفخ داره و یه مقدار هم درد خفیف داره.

482
00:20:58,964 --> 00:21:01,084
‫سابقه یبوست داره.
‫بهش زوفران دادم.

483
00:21:01,084 --> 00:21:02,909
‫منتظر جواب آزمایش‌ها و
‫عکس‌برداری از شکمش‌ایم.

484
00:21:02,968 --> 00:21:05,088
‫- باشه، بذار یه نگاهی بندازم.
‫- باشه.

485
00:21:05,147 --> 00:21:06,442
‫سلام، خانم برنز.

486
00:21:06,501 --> 00:21:08,327
‫ایشون دکتر ویتاکر هستن.
‫حالتون چطوره؟

487
00:21:09,328 --> 00:21:10,329
‫خانم برنز؟

488
00:21:11,330 --> 00:21:13,567
‫خانم برنز، می‌تونید
‫چشم‌هاتون رو برام باز کنید؟

489
00:21:13,567 --> 00:21:15,098
‫دفعه قبلی که دیدمش
‫بیدار و هوشیار بود.

490
00:21:15,098 --> 00:21:18,160
‫خب، بدنش گرمه، نبضش ضعیفه.

491
00:21:18,219 --> 00:21:19,985
‫شکمش بیشتر از قبل ورم کرده.

492
00:21:20,044 --> 00:21:22,105
‫خب، تنفس آگونال داره.
(بریده بریده)

493
00:21:22,164 --> 00:21:24,048
‫- به زور داره نفس می‌کشه.
‫- شکمش سفت شده.

494
00:21:24,166 --> 00:21:27,287
‫آره، آره، پرلا، ترالی احیا رو می‌خوایم.
‫می‌تونی به بخش تنفسی زنگ بزنی؟

495
00:21:27,346 --> 00:21:29,819
‫- لطفاً تخت رو بکش بیرون تا لوله‌گذاری کنیم.
‫- باشه.

496
00:21:29,878 --> 00:21:31,350
‫می‌تونم برم کنار تا جاتون باز بشه.

497
00:21:32,351 --> 00:21:33,587
‫- باشه.
‫- چی شده؟

498
00:21:33,705 --> 00:21:36,237
‫افت فشار خون، درد شدید شکم.
‫باید راه هواییش رو باز کنیم.

499
00:21:36,355 --> 00:21:38,357
‫- میرم ویدیو لارینگوسکوپ رو بیارم.
‫- وقتِ این کارها نیست.

500
00:21:38,357 --> 00:21:39,770
‫لارینگوسکوپ مستقیم رو ترالی احیا داریم.

501
00:21:39,770 --> 00:21:41,477
‫- ویتاکر، نوبت توئه.
‫- من تا حالا خیلی لوله‌گذاری مستقیم انجام ندادم.

502
00:21:41,477 --> 00:21:42,655
‫خب، پس باید بیشتر انجام بدی.

503
00:21:42,714 --> 00:21:45,128
‫- داروهای بیهوشی؟
‫- 100 تا کتامین، 80 تا راکورونیوم.

504
00:21:45,187 --> 00:21:46,895
‫جوادی، قضیه چیه؟

505
00:21:47,778 --> 00:21:50,722
‫با درد خفیف شکم مراجعه کرد،
‫یهو حالش بدتر شد.

506
00:21:52,665 --> 00:21:55,315
‫فیبریلاسیون دهلیزی
‫122، فشار خون 98 سیستولیک.

507
00:21:55,374 --> 00:21:57,081
‫باشه، 500 سی‌سی دیگه
‫سریع بهش بزنید.

508
00:21:57,140 --> 00:21:59,319
‫- می‌خوایم بهش شوک بدیم؟
‫- شاید. بعد از لوله‌گذاری.

509
00:21:59,378 --> 00:22:00,909
‫چراغت رو چک کن. بالونت رو چک کن.

510
00:22:00,968 --> 00:22:03,146
‫جوادی، پدهای قدامی-خلفی رو وصل کن
‫برای وقتی که مجبور شیم شوک قلبی بدیم.

511
00:22:03,146 --> 00:22:05,384
‫نوار قلبش تو تریاژ نرمال بود. ای‌فیب نداشت.

512
00:22:05,501 --> 00:22:07,739
‫احتمالاً استرس ناشی از وضعیتش
‫باعث این حالت شده.

513
00:22:07,798 --> 00:22:09,152
‫آماده‌اید؟ بیاید بچرخونیمش.

514
00:22:09,211 --> 00:22:10,978
‫- جواب آزمایشی اومده؟
‫- فکر نکنم.

515
00:22:11,095 --> 00:22:13,745
‫- دیگه چی لازم داریم؟
‫- کشت خون.

516
00:22:13,804 --> 00:22:16,512
‫لاکتات، 2 لیتر سرم رینگر لاکتات،
‫3.375 پیپراسیلین-تازوباکتام.

517
00:22:17,101 --> 00:22:19,162
‫خب، شل شد.
‫شروع کن، ویتاکر. یه نگاه بنداز.

518
00:22:19,810 --> 00:22:20,929
‫باشه.

519
00:22:27,818 --> 00:22:30,585
‫سلام. من دکتر سانتوس هستم.
‫ایشون هم دانشجوی پزشکی، دکتر کوان هستن.

520
00:22:30,644 --> 00:22:34,001
‫- بعد از گرفتن بخور حالت چطوره؟
‫- بهتر از یه ساعت پیشم.

521
00:22:34,118 --> 00:22:36,768
‫خب، می‌خوایم علائم حیاتیت رو چک کنیم.

522
00:22:38,947 --> 00:22:43,304
‫دماش 100.2، و ضربان قلبش 96ـه.

523
00:22:43,422 --> 00:22:46,660
‫خب، از 101.5 و 120 اومده پایین.
‫خیلی هم عالی.

524
00:22:47,544 --> 00:22:49,663
‫با اون لباس تو اون گرما بیرون بودی؟

525
00:22:49,781 --> 00:22:52,607
‫آره، با حدود 18 هزار تا از دوست‌هام.

526
00:22:52,666 --> 00:22:53,844
‫تو همایش آنتروکان بودی؟

527
00:22:54,963 --> 00:22:57,907
‫- اون دیگه چیه؟
‫- همایش سالانه فِری‌ها تو پیتزبورگ.

528
00:22:57,966 --> 00:22:59,202
‫من هر سال میرم.

529
00:22:59,968 --> 00:23:01,263
‫تا حالا رفتی؟

530
00:23:01,970 --> 00:23:03,618
‫راستش خیلی تو فازش نیستم.

531
00:23:04,502 --> 00:23:08,918
‫آره، فِری‌ها بدنام شدن، ولی آدم‌های
‫فوق‌العاده‌ای تو این گروه هستن...

532
00:23:08,977 --> 00:23:12,569
‫آدم‌های خلاق، مهمون‌نواز و بامزه.

533
00:23:12,627 --> 00:23:15,100
‫راستش من نامزدم رو تو
‫همایش پارسال دیدم و باهاش آشنا شدم.

534
00:23:15,159 --> 00:23:16,808
‫اوه، چه باحال.

535
00:23:16,867 --> 00:23:19,693
‫بعد از کلی دست و پا زدن تو
‫اپلیکیشن‌های همسر‌یابی اون بهم امید داد.

536
00:23:19,811 --> 00:23:22,696
‫چه خوب که می‌شنوم آشنا شدن با آدم‌ها تو
‫دنیای واقعی هنوزم جواب میده.

537
00:23:22,814 --> 00:23:24,993
‫من که پیشنهادش نمی‌کنم، مخصوصاً تو محل کار.

538
00:23:26,170 --> 00:23:28,172
‫باید این آخر هفته بیای آنتروکان.

539
00:23:29,173 --> 00:23:31,588
‫مگه برای رفتن به اونجا
‫نباید لباس حیوون بپوشه؟

540
00:23:31,646 --> 00:23:33,236
‫به نظرم اژدهای خوبی می‌شی.

541
00:23:37,299 --> 00:23:38,653
‫من که پایه‌ام.

542
00:23:38,712 --> 00:23:40,067
‫بالون رو باد کن.

543
00:23:41,244 --> 00:23:42,775
‫آره، آمبو بزن.

544
00:23:43,482 --> 00:23:44,483
‫باشه.

545
00:23:44,542 --> 00:23:47,191
‫- بدون دوربین سخت‌تر بود.
‫- ما که همیشه دوربین نداریم.

546
00:23:47,309 --> 00:23:49,782
‫ای‌فیب الان رفت رو 152.
‫فشار خونش افتاده رو 76 روی 44.

547
00:23:49,900 --> 00:23:53,845
‫باشه، جوادی، حالت سینک.
‫جوادی، حالت سینک، رو 200، لطفاً.

548
00:23:54,669 --> 00:23:56,495
‫موج بازدمی‌ش خوبه.

549
00:23:56,554 --> 00:23:59,027
‫صدای تنفس تو هر دو ریه خوبه.

550
00:24:00,263 --> 00:24:02,501
‫- برای شوک شارژ شد.
‫- همه برن کنار.

551
00:24:06,858 --> 00:24:08,683
‫ریتم سینوسی نرمال. نبض رادیال نرمال.

552
00:24:10,862 --> 00:24:14,101
‫خوبه. تزریق مایعات رو ادامه بدید.
‫بذارید ببینیم جواب کدوم آزمایش‌هاش اومده.

553
00:24:16,279 --> 00:24:17,634
‫ایول.

554
00:24:17,692 --> 00:24:19,047
‫خیلی عالیه.

555
00:24:20,342 --> 00:24:23,286
‫- چی براش نوشته بودی؟
‫- شمارش خون، پنل شیمیایی اورژانس.

556
00:24:23,345 --> 00:24:25,877
‫- باید تا الان یه چیزی اومده باشه.
‫- تونرِ دستگاه فکس تموم شده.

557
00:24:25,936 --> 00:24:28,527
‫- پرونده رو چک کن.
‫- تو محفظه اتاق 22 هیچ پرونده‌ای نیست.

558
00:24:28,586 --> 00:24:30,058
‫قفسه درخواست‌ها رو چک کن.

559
00:24:31,059 --> 00:24:32,531
‫اینجا هم چیزی نیست.

560
00:24:32,649 --> 00:24:34,533
‫پرونده کلر برنز کجاست؟

561
00:24:36,947 --> 00:24:39,950
‫کلر برنز، برگه درخواستِ آزمایش. نه خون
‫ازش گرفتن، نه چیزی فرستادن آزمایشگاه.

562
00:24:40,068 --> 00:24:41,717
‫دلیلش اینه که اسم مریض
‫رو تخته نوشته نشده بود.

563
00:24:41,775 --> 00:24:43,012
‫پرستارها دارن منطقه‌ای کار می‌کنن.

564
00:24:43,071 --> 00:24:45,249
‫اگه اسم مریض
‫رو تخته نباشه، یعنی اصلاً وجود خارجی نداره.

565
00:24:45,308 --> 00:24:47,781
‫- یعنی ازش عکس هم نگرفتن؟
‫- جعبه آفلاینِ رادیولوژی خالیه.

566
00:24:47,899 --> 00:24:50,254
‫- این یعنی انجام شده.
‫- پس حتماً تو دستگاه سیار مونده.

567
00:24:50,313 --> 00:24:53,022
‫آخرین باری که دیدمش، داشتن
‫می‌بردنش سمت شمالی.

568
00:24:53,081 --> 00:24:55,259
‫- ممنون، دانا.
‫- خواهش.

569
00:24:55,318 --> 00:24:58,027
‫- هی، کنی، یه لحظه وایمیسی؟
‫- اگه عکس می‌خوای، درخواستش رو بنویس.

570
00:24:58,086 --> 00:24:59,263
‫فرم آفلاین رو پر کن.

571
00:24:59,381 --> 00:25:02,031
‫- تو جنوبی 22 عکس کی‌یو‌بی گرفتی؟
‫- نه. شاید یه تکنسین دیگه گرفته؟

572
00:25:02,090 --> 00:25:05,269
‫باشه، می‌تونی عکس‌ها رو یه نگاه بندازی،
‫ببینی مریضی به اسم برنز هست؟

573
00:25:09,921 --> 00:25:12,276
‫- اوه، گندش بزنن.
‫- اوه، این یه پیچ‌خوردگی روده‌ی کلاسیکه.

574
00:25:12,276 --> 00:25:14,102
‫- علائم صفاقی داره.
‫- باشه، زنگ بزن اتاق عمل.

575
00:25:14,102 --> 00:25:15,809
‫باید هرچه سریع‌تر جراحی بشه.

576
00:25:23,346 --> 00:25:24,642
[سرویس بهداشتی معلولین]

577
00:25:24,760 --> 00:25:26,820
‫آزمایش ادرارش سه پلاس خون نشون میده.

578
00:25:26,879 --> 00:25:27,939
‫جای تعجب هم نداره.

579
00:25:28,822 --> 00:25:32,414
‫بی‌یو‌ان و کراتینینش نرماله.
‫هیچ نشانه‌ای از نارسایی کلیوی نیست.

580
00:25:32,532 --> 00:25:34,181
‫کلیه چپش رو خوب بررسی کردم...

581
00:25:34,299 --> 00:25:38,126
‫ورم کلیه‌ی خفیف داره
‫که مطابقت داره با انسداد حالب.

582
00:25:38,185 --> 00:25:40,422
‫- بقیه سونوگرافی چطور بود؟
‫- نرمال.

583
00:25:40,540 --> 00:25:43,543
‫دردش بعد از تزریق عضلانی
‫15 میلی‌گرم کتورولاک بهتر شد.

584
00:25:43,602 --> 00:25:45,781
‫الان می‌تونی 15 تای دیگه
‫بهش بزنی و تحت نظر بگیریش.

585
00:25:48,430 --> 00:25:50,786
‫فقط باید درخواستم رو تأیید کنی.

586
00:25:53,023 --> 00:25:54,731
‫ممنون.

587
00:25:54,790 --> 00:25:56,792
‫چیزی فکرت رو مشغول کرده؟

588
00:25:56,850 --> 00:25:59,441
‫آره، یه ساعت پیش این
‫مریض همیشگی‌مون رو دیدم.

589
00:25:59,500 --> 00:26:01,326
‫تو دهه 60 زندگیشه، خودش رو می‌زنه به مریضی

590
00:26:01,384 --> 00:26:03,740
‫تا بتونه بیاد اینجا گپ بزنه
‫هر از گاهی

591
00:26:03,799 --> 00:26:05,742
‫چون واقعاً تنهاست.

592
00:26:05,801 --> 00:26:07,744
‫مطمئنی فقط
‫ازت خوشش نمیاد؟

593
00:26:07,803 --> 00:26:10,335
‫شاید، ولی باعث شد به
‫مامانم فکر کنم.

594
00:26:10,393 --> 00:26:12,395
‫اونم احتمالاً فقط تنها بوده.

595
00:26:13,102 --> 00:26:14,103
‫آره.

596
00:26:15,281 --> 00:26:19,344
‫می‌دونی، از زمان طلاقم به بعد
‫واقعاً با کسی آشنا نشدم.

597
00:26:19,402 --> 00:26:22,111
‫دانشکده پزشکی، بچه‌م، دوره رزیدنتی.

598
00:26:22,170 --> 00:26:24,349
‫و حالا بالأخره یه جورایی
‫احساس آمادگی می‌کنم.

599
00:26:24,407 --> 00:26:27,764
‫منتظر بودم برگردم نیوجرسی
‫تا کم‌کم با یکی آشنا شم،

600
00:26:27,823 --> 00:26:29,648
‫و حالا اونم که پرید.

601
00:26:29,766 --> 00:26:31,827
‫شاید زیادی صبر کردم.

602
00:26:31,886 --> 00:26:33,004
‫برای چی؟

603
00:26:33,063 --> 00:26:34,182
‫اون صدا رو می‌شنوی؟

604
00:26:34,889 --> 00:26:39,010
‫اون سکوت دردناک و تنها،
‫صدای بالا رفتن سن بیولوژیکی‌مه.

605
00:26:43,014 --> 00:26:45,252
‫خب، اون مریضی که تو شمالی 3
‫بثورات پوستی داشت مرخص شد.

606
00:26:45,370 --> 00:26:48,137
‫اون دانشجوی حقوق تو مرکزی 10 که
‫بهش شوکر زده بودن رفت بخش روان‌پزشکی.

607
00:26:48,196 --> 00:26:50,257
‫سکته چشمیه الان تو آی‌سی‌یوئه.

608
00:26:50,375 --> 00:26:53,554
‫و اون پارگی زبون تو جنوبی 15
‫داره هوشیار میشه تا بتونیم مرخصش کنیم،

609
00:26:53,613 --> 00:26:55,438
‫که بهتره زودتر این اتفاق بیفته
‫چون به اتاقش نیاز داریم.

610
00:26:55,438 --> 00:26:57,970
‫باشه، یه دانشجوی پزشکی گیر میارم
‫تا مریض‌های بیشتری رو راه بندازیم برن.

611
00:26:58,029 --> 00:27:00,620
‫تو از این همه هرج و مرج ککت هم نمی‌گزه؟

612
00:27:00,679 --> 00:27:02,387
‫عجب اوضاعِ مزخرفیه.

613
00:27:02,445 --> 00:27:04,212
‫یا خدا، ما به یاریت نیاز داریم.

614
00:27:05,448 --> 00:27:08,628
‫مونیکا پیترز، ایشون پزشک معالج
‫جدیدمون، دکتر الهاشمی هستن.

615
00:27:08,687 --> 00:27:10,571
‫- خوش اومدید.
‫- ممنون.

616
00:27:10,689 --> 00:27:12,809
‫مونیکا یه منشی بازنشسته‌ست،
‫بهترینِ بهترین‌ها.

617
00:27:12,868 --> 00:27:14,575
‫اینقدر لطف داشت
‫که تو روز تعطیل اومد اینجا

618
00:27:14,634 --> 00:27:15,988
‫تا کمک‌مون کنه اوضاع رو جمع و جور کنیم.

619
00:27:16,047 --> 00:27:17,578
‫به خاطر انقلاب دیجیتال تعدیل نیرو شدم،

620
00:27:17,696 --> 00:27:18,933
‫- بازنشسته نشدم.
‫- باشه.

621
00:27:19,050 --> 00:27:21,818
‫حالا این مزخرفات دیجیتالی
‫الان داره براتون چطور کار می‌کنه؟

622
00:27:21,877 --> 00:27:24,409
‫- خیلی خوب نیست.
‫- دقیقاً.

623
00:27:24,467 --> 00:27:27,412
‫خیلی‌خب، پس، کی داره
‫به پرونده‌ها و درخواست‌ها رسیدگی می‌کنه؟

624
00:27:27,471 --> 00:27:28,707
‫ماییم، همین‌جا.

625
00:27:28,825 --> 00:27:30,591
‫چند وقته منشی شدین؟

626
00:27:30,709 --> 00:27:32,947
‫فقط همین امروز. ما دستیار پزشکیم.

627
00:27:33,005 --> 00:27:35,950
‫پس از زیر دست و پای من برید کنار و
‫برید یه کاری که بلدین انجام بدین.

628
00:27:36,067 --> 00:27:39,600
‫تماس شخصی هم ممنوع.
‫تلفن‌های قرمز فقط برای مواقع اورژانسیه.

629
00:27:39,718 --> 00:27:42,721
‫- محض رضای خدا اینجا بیمارستانه.
‫- بعداً بهت زنگ می‌زنم.

630
00:27:42,839 --> 00:27:44,429
‫- کش پلاستیکی داری؟
‫- آره.

631
00:27:44,488 --> 00:27:47,608
‫سلام. من ماکدا هستم از بخش مدیریت و بایگانی.
‫یه کارت پرسنلی جدید برای دکتر ویتاکر آوردم.

632
00:27:47,726 --> 00:27:49,846
‫آره. می‌رسونمش به دستش.

633
00:27:49,905 --> 00:27:51,259
‫شنیدم به پادوی اضافه نیاز دارین؟

634
00:27:51,318 --> 00:27:53,614
‫- به موقع اومدی.
‫- چقدر می‌تونی تند بری؟

635
00:27:53,732 --> 00:27:55,381
‫- من دونده ماراتنم.
‫- عالیه.

636
00:27:55,440 --> 00:27:58,266
‫نمونه‌های خون و این ظرف رو بردار
‫و ببرشون بالا تو آزمایشگاه.

637
00:27:58,325 --> 00:28:00,562
‫می‌خوام هر 15 دقیقه یه
‫بار یه سر بری آزمایشگاه.

638
00:28:00,680 --> 00:28:01,681
‫گرفتم.

639
00:28:07,452 --> 00:28:09,630
‫من تو یه کفش‌فروشی تو اوکلند کار می‌کنم.

640
00:28:09,748 --> 00:28:12,987
‫- تمام‌وقت کار می‌کنی و درس هم می‌خونی؟
‫- بله، و بله.

641
00:28:13,104 --> 00:28:14,753
‫کالج کامیونیتی الگینی.

642
00:28:14,812 --> 00:28:17,226
‫جود میره مدرسه تابستونی یا اردویی جایی

643
00:28:17,285 --> 00:28:19,817
‫وقتی تو سر کار یا مدرسه‌ای؟

644
00:28:21,289 --> 00:28:22,997
‫پولش رو ندارم.

645
00:28:23,114 --> 00:28:24,645
‫عضو دیگه‌ای از خانواده هست

646
00:28:24,763 --> 00:28:27,060
‫که بتونه تو مراقبت ازش کمک کنه
‫وقتی تو نیستی؟

647
00:28:27,177 --> 00:28:28,178
‫نه.

648
00:28:31,652 --> 00:28:35,068
‫شانتال، ما می‌خوایم بهت کمک کنیم، ولی
‫اگه باهامون حرف نزنی نمی‌تونیم کمکی کنیم.

649
00:28:35,774 --> 00:28:38,600
‫چیه، می‌خواین جود رو ازم بگیرین
‫و بندازینش پرورشگاه؟

650
00:28:39,543 --> 00:28:41,957
‫من به پدر و مادرم قول دادم
‫که هرگز همچین اتفاقی نیفته.

651
00:28:42,546 --> 00:28:44,665
‫پدر و مادرت فوت کردن؟

652
00:28:44,783 --> 00:28:46,196
‫نه.

653
00:28:46,314 --> 00:28:47,786
‫چه اتفاقی براشون افتاد؟

654
00:28:54,558 --> 00:28:57,678
‫پدر و مادرم نُه ماه پیش
‫دیپورت شدن هائیتی.

655
00:29:00,328 --> 00:29:04,155
‫رفتن برای جلسه دادگاه مهاجرت‌شون
‫و بازداشت شدن.

656
00:29:05,804 --> 00:29:07,512
‫من دانشجوی سال دوم کالج ایتاکا بودم.

657
00:29:07,571 --> 00:29:09,514
‫مجبور شدم برگردم خونه
‫تا از داداشم مراقبت کنم.

658
00:29:11,280 --> 00:29:12,281
‫متأسفم.

659
00:29:13,164 --> 00:29:16,344
‫یا باید این کار رو می‌کردم، یا اونم
‫باهاشون برمی‌گشت هائیتی.

660
00:29:17,581 --> 00:29:19,170
‫اون تا حالا پاش رو اونجا نذاشته.

661
00:29:20,113 --> 00:29:22,232
‫ما هر دو اینجا به دنیا اومدیم.

662
00:29:25,176 --> 00:29:28,533
‫مامانم خیلی ذوق داشت
‫وقتی قبول شدم کالج.

663
00:29:28,592 --> 00:29:30,653
‫اون خیلی سخت کار کرد

664
00:29:30,711 --> 00:29:33,597
‫تا پول جمع کنه و شهریه‌م رو بده.

665
00:29:33,656 --> 00:29:37,247
‫و الان تنها چیزی که می‌خواد
‫اینه که داداشم دبیرستانش رو تموم کنه.

666
00:29:40,015 --> 00:29:43,842
‫پسر، خواهرِ بزرگ‌تر بودن خیلی راحت‌تر از
‫این بود که نقش مامانِ جایگزین رو بازی کنم.

667
00:29:46,669 --> 00:29:49,966
‫لطفاً یه لحظه بهمون اجازه بده،
‫کارمون که تموم شد میام صدات می‌کنم.

668
00:29:54,559 --> 00:29:56,973
‫واقعاً نیازه که پای
‫بهزیستی رو بکشیم وسط؟

669
00:29:57,091 --> 00:29:58,975
‫خودت می‌خواستی امروز صبح
‫پاشون رو بکشی وسط

670
00:29:59,093 --> 00:30:00,977
‫برای اون مریض هشت ساله‌ت که آی‌تی‌پی داشت.

671
00:30:01,271 --> 00:30:03,980
‫اون فرق می‌کنه. آزار
‫بدتر از غفلت کردنه.

672
00:30:04,039 --> 00:30:06,630
‫ما نمی‌تونیم اون رو از برادرش جدا کنیم.
‫این کار درستی نیست.

673
00:30:07,160 --> 00:30:09,750
‫خیلی از اتفاق‌هایی که
‫این طرف‌ها برای آدم‌ها می‌افته درست نیست.

674
00:30:15,050 --> 00:30:18,112
‫مک‌کی، مریض از درد شاکی شده.

675
00:30:18,229 --> 00:30:19,230
‫آره.

676
00:30:20,761 --> 00:30:25,237
‫- سلام، آمایا. چی شده؟
‫- اوه، دوباره داره بدجوری درد می‌گیره.

677
00:30:25,295 --> 00:30:27,356
‫هی، جسی، می‌تونی ویتاکر رو صدا کنی؟

678
00:30:27,415 --> 00:30:29,594
‫- از کی دردش شدید شد؟
‫- دو دقیقه پیش.

679
00:30:29,653 --> 00:30:32,008
‫دارم بهت یه‌کم مورفین می‌زنم
‫تا دردش رو یه‌کم بندازه.

680
00:30:32,067 --> 00:30:35,364
‫- چقدر شدیده، از 1 تا 10؟
‫- 12. خیلی بدتره.

681
00:30:35,364 --> 00:30:36,424
‫باشه.

682
00:30:36,424 --> 00:30:39,368
‫ببین، آمایا، داروها الان اثر می‌کنه،
‫و سرپات می‌کنیم

683
00:30:39,427 --> 00:30:41,311
‫تا ببینیم چه خبره، باشه؟

684
00:30:47,259 --> 00:30:50,026
‫مجبور شدم به شوهرش تو نیویورک
‫زنگ بزنم تا رضایت بگیرم.

685
00:30:50,144 --> 00:30:51,145
‫باشه.

686
00:30:51,204 --> 00:30:53,088
‫دکتر شمسی قراره عملش کنه.

687
00:30:53,618 --> 00:30:56,268
‫اگه با علائم صفاقی اومده بود،
‫چرا به من زنگ نزدین؟

688
00:30:57,210 --> 00:30:59,859
‫علائمش با تأخیر خودشون رو نشون دادن.

689
00:30:59,918 --> 00:31:02,627
‫عکسش یه ساعت پیش گرفته شده.
‫چرا هیچ‌کس نخوندتش؟

690
00:31:02,627 --> 00:31:04,688
‫یه ناهماهنگی پیش اومد
‫به خاطر قطعی سیستم‌های دیجیتال.

691
00:31:04,688 --> 00:31:06,749
‫عکسش خونده نشد.
‫گزارشی به دست ما نرسید.

692
00:31:06,866 --> 00:31:11,047
‫یه ساعت پیش می‌تونستم این مشکل رو تو
‫60 ثانیه با یه لوله رکتال حل کنم.

693
00:31:11,165 --> 00:31:12,813
‫الان به یه جراحی سنگین نیاز داره.

694
00:31:13,285 --> 00:31:15,522
‫- متأسفم.
‫- تأسفت به درد نمی‌خوره، بچه‌ننه‌ی پارتی‌دار.

695
00:31:15,640 --> 00:31:16,759
‫تو گند زدی.

696
00:31:16,817 --> 00:31:19,173
‫وقتی سیستم قطعه
‫به هیچ‌کس و هیچ‌چیز دیگه‌ای اعتماد نکن.

697
00:31:21,116 --> 00:31:24,531
‫تو این شیرتوشیری،
‫از قلم افتاد.

698
00:31:26,356 --> 00:31:28,123
‫نزدیک بود بمیره.

699
00:31:29,477 --> 00:31:31,185
‫می‌تونستم به کشتن بدمش.

700
00:31:31,303 --> 00:31:32,421
‫- ویتاکر.
‫- نه...

701
00:31:32,480 --> 00:31:34,306
‫مک‌کی تو مرکزی 11 بهت نیاز داره.

702
00:31:35,365 --> 00:31:38,722
‫به موقع متوجه‌ش شدیم.
‫نمی‌ذاریم دیگه همچین اتفاقی بیفته، باشه؟

703
00:31:51,323 --> 00:31:53,972
‫اوه، شاهدخت دنبالت می‌گرده.

704
00:31:54,797 --> 00:31:56,681
‫یه چیزی زیر لب درباره مونیکا گفت،

705
00:31:56,740 --> 00:31:59,978
‫- اما نفهمیدم چی گفت.
‫- باشه، یه ثانیه دیگه برمی‌گردم.

706
00:32:00,037 --> 00:32:01,745
‫- هی.
‫- هی.

707
00:32:03,158 --> 00:32:05,337
‫کارت با اون قربانی آزار خیلی خوب بود.

708
00:32:06,573 --> 00:32:08,575
‫برخوردت باهاش عالی بود.

709
00:32:08,634 --> 00:32:10,518
‫ما هر کاری از دستمون بربیاد
‫می‌کنیم تا بهترین مراقبت رو

710
00:32:10,518 --> 00:32:13,345
‫به آدم‌های آسیب‌دیده تو
‫تاریک‌ترین روزهاشون ارائه بدیم.

711
00:32:14,699 --> 00:32:17,466
‫وقتی بردیش بیرون قدم بزنید
‫درباره چی باهاش حرف زدی؟

712
00:32:17,525 --> 00:32:18,762
‫من...

713
00:32:19,939 --> 00:32:21,883
‫...بهش گفتم ممکنه یه زمانی تو آینده برسه

714
00:32:22,000 --> 00:32:25,533
‫که نظرش عوض بشه، و بخواد شکایت کنه.

715
00:32:27,005 --> 00:32:29,537
‫بهتره این گزینه رو داشته
‫باشه تا اینکه کلاً نداشته باشه.

716
00:32:29,596 --> 00:32:30,774
‫هوشمندانه‌ست.

717
00:32:33,953 --> 00:32:35,484
‫هر روز این‌طوریه؟

718
00:32:35,543 --> 00:32:38,546
‫اگه حملات سایبری رو فاکتور بگیریم، آره.

719
00:32:39,724 --> 00:32:43,375
‫اما فقط چند ساعت مونده تا اولین
‫روزت از بین اون همه روز تموم بشه.

720
00:32:44,258 --> 00:32:45,730
‫بهش افتخار کن.

721
00:32:53,385 --> 00:32:55,917
‫- می‌تونی درستش کنی؟
‫- با جراحی.

722
00:32:56,034 --> 00:32:57,271
‫«جراحی»؟

723
00:32:57,330 --> 00:32:59,155
‫ارگان باید باز بشه

724
00:32:59,214 --> 00:33:02,158
‫و با بخیه سر جاش محکم
‫بشه تا دوباره این اتفاق نیفته.

725
00:33:02,217 --> 00:33:04,808
‫اگه بتونیم سریع ببریمت
‫بالا، می‌تونیم نجاتش بدیم.

726
00:33:05,573 --> 00:33:07,399
‫ممکنه ارگانم رو از دست بدم؟

727
00:33:08,576 --> 00:33:10,578
‫هنوزم می‌تونم بچه‌دار بشم؟

728
00:33:10,637 --> 00:33:12,227
‫تو آینده نباید مشکلی
‫برای این قضیه پیش بیاد.

729
00:33:12,227 --> 00:33:15,995
‫دکتر مک‌کی تصمیم درستی گرفت که برای
‫تحت نظر گرفتنت تو اورژانس نگه‌ت داشت

730
00:33:16,054 --> 00:33:18,056
‫تا اگه دردت برگشت بتونیم متوجه‌ش بشیم.

731
00:33:19,764 --> 00:33:21,530
‫ممنون.

732
00:33:21,589 --> 00:33:23,179
‫- زنگ می‌زنم بخش زنان.
‫- آره.

733
00:33:25,947 --> 00:33:27,890
‫هی، خوش برگشتی. سفر چطور بود؟

734
00:33:27,949 --> 00:33:29,892
‫عالی و بی‌دردسر. بیمارستان پرزبی خیلی خوبه.

735
00:33:30,010 --> 00:33:32,600
‫شاید مجبور شم چند تا شیفت روز اونجا بردارم.

736
00:33:33,248 --> 00:33:34,661
‫دکتر ابوت بامزه‌ست.

737
00:33:34,779 --> 00:33:36,192
‫بهم اعتماد کن، جذابیتش از بین میره.

738
00:33:36,251 --> 00:33:38,253
‫- نه، نمیره.
‫- بهش آرام‌بخش نزدی؟

739
00:33:38,312 --> 00:33:40,549
‫تو راه برگشت برای سی‌تی اسکن بهش ورسد زدم،

740
00:33:40,608 --> 00:33:42,493
‫اما با خودم گفتم باید بیدار و هوشیار باشه

741
00:33:42,610 --> 00:33:43,847
‫- تا بتونه رضایت بده.
‫- «رضایت»؟

742
00:33:43,906 --> 00:33:45,437
‫آره. الان بستریت می‌کنیم.

743
00:33:45,437 --> 00:33:47,027
‫چرا گارسیا رو پیج نمی‌کنی بیاد پایین؟

744
00:33:47,085 --> 00:33:48,675
‫- دکتر رابی.
‫- از پسش برمیای؟

745
00:33:48,793 --> 00:33:50,618
‫- خودت می‌دونی که از پسش برمیام.
‫- آره.

746
00:33:51,266 --> 00:33:52,856
‫خیلی‌خب، هاوارد.

747
00:33:53,562 --> 00:33:57,095
‫هی، می‌خوام بعداً درباره مریض
‫ولولوس سیگموئیدت باهات صحبت کنم.

748
00:33:57,213 --> 00:33:58,921
‫کارم با خواهر اون پسربچه ترقه‌ای تموم شد.

749
00:33:58,980 --> 00:33:59,804
‫خب؟

750
00:33:59,922 --> 00:34:01,512
‫اون یه زن جوونِ مسئولیت‌پذیره
‫و سرپرست خوبی برای جوده.

751
00:34:01,629 --> 00:34:04,161
‫هیچ دلیلی نداره که امروز
‫پای بهزیستی رو بکشیم وسط.

752
00:34:04,220 --> 00:34:05,221
‫خوبه.

753
00:34:05,339 --> 00:34:06,988
‫چون پسره برای جراحی تو بیمارستانه،

754
00:34:07,047 --> 00:34:08,872
‫اما به احتمال زیاد هفته
‫دیگه میان بازدید خونه‌شون

755
00:34:08,872 --> 00:34:11,993
‫تا ایمنی آپارتمان‌شون و مراقبتی که
‫شانتال می‌تونه بهش بده رو بررسی کنن،

756
00:34:12,052 --> 00:34:13,406
‫در کنار بقیه مسئولیت‌هایی که داره.

757
00:34:13,465 --> 00:34:14,937
‫بعدش چی؟ جود رو می‌برن؟

758
00:34:14,996 --> 00:34:17,233
‫طبق تجربه من، اون‌ها هم
‫همون ارزیابیِ من رو می‌کنن.

759
00:34:17,292 --> 00:34:19,589
‫خوش‌شون نمیاد خواهر برادرها رو از هم جدا کنن.

760
00:34:19,589 --> 00:34:21,178
‫کار دیگه‌ای هم هست
که بتونیم براشون بکنیم؟

761
00:34:21,237 --> 00:34:23,534
‫یه سری اطلاعات و منابع
‫برای شانتال جمع و جور می‌کنم...

762
00:34:23,593 --> 00:34:25,006
‫برنامه‌های تابستونی بعد از مدرسه.

763
00:34:25,123 --> 00:34:27,832
‫ولی ممکنه یه زمانی برسه که براش
‫بهتر باشه بره پیش پدر و مادرش تو هائیتی.

764
00:34:27,832 --> 00:34:30,423
‫- پدر و مادرش می‌خوان اون اینجا بمونه.
‫- این چیزی‌ـه که برای بچه بهترینه.

765
00:34:30,482 --> 00:34:32,248
‫- کی می‌گه؟
‫- دکتر سانتوس.

766
00:34:32,248 --> 00:34:33,367
‫بیا.

767
00:34:36,076 --> 00:34:38,313
‫خوش برگشتین، آقای ناکس. چی پیدا کردیم؟

768
00:34:38,372 --> 00:34:40,904
‫آبسه دیورتیکولی که پیشرفت کرده و پاره شده،

769
00:34:40,963 --> 00:34:42,847
‫و الان هم هوای آزاد زیر دیافراگم جمع شده.

770
00:34:42,965 --> 00:34:44,260
‫می‌شه زیر دیپلم حرف بزنین؟

771
00:34:44,319 --> 00:34:48,088
‫یه سوراخ کوچیک تو روده بزرگ هست
‫که داره باکتری‌ها رو می‌ریزه تو شکمتون.

772
00:34:48,146 --> 00:34:51,267
‫احتمالاً دچار التهاب صفاق
و عفونت خون می‌شین

773
00:34:52,504 --> 00:34:54,624
‫- چقدر اوضاع خرابه؟
‫- همین الان به جراحی نیاز دارین.

774
00:34:54,682 --> 00:34:56,920
‫بدون جراحی، صد در صد می‌میرین.

775
00:34:58,863 --> 00:35:00,158
‫با جراحی چی؟

776
00:35:02,632 --> 00:35:04,339
‫پنجاه درصد احتمال مرگ هست.

777
00:35:07,519 --> 00:35:10,640
‫- ممکنه بمیرم؟
‫- بله، اما ما تو کارمون خیلی ماهریم.

778
00:35:10,698 --> 00:35:13,525
‫فرم رضایت هم برای همینه.

779
00:35:14,172 --> 00:35:15,762
‫خواهرم چی؟

780
00:35:15,880 --> 00:35:18,824
‫پیداش کردیم. دلش می‌خواد باهاتون حرف بزنه.

781
00:35:18,883 --> 00:35:22,710
‫ما وقتِ این کارها رو نداریم. هر
‫تأخیری خطر مرگ‌تون رو می‌بره بالاتر.

782
00:35:22,769 --> 00:35:25,184
‫من اول می‌خوام با خواهرم حرف بزنم.

783
00:35:29,011 --> 00:35:31,307
‫ردیفش می‌کنیم باهاش حرف بزنین.

784
00:35:32,073 --> 00:35:35,076
‫می‌گم یه اتاق عمل رو آماده کنن،
‫ولی زود تمومش کن، خیلی زود.

785
00:35:35,194 --> 00:35:37,196
‫آره. بازم داریم راه می‌افتیم، هاوارد.

786
00:35:52,740 --> 00:35:53,741
‫هی.

787
00:35:56,568 --> 00:35:58,570
‫مهمونی بستنی‌خوری تموم شد؟

788
00:36:00,631 --> 00:36:01,749
‫آره.

789
00:36:02,750 --> 00:36:04,576
‫چیزی لازم داری؟

790
00:36:07,755 --> 00:36:09,522
‫یه ماشین زمان.

791
00:36:13,703 --> 00:36:15,587
‫خیلی خوب می‌شد، مگه نه؟

792
00:36:20,297 --> 00:36:23,359
‫حتی نمی‌دونم کدومش بیشتر درد داره...

793
00:36:24,007 --> 00:36:26,009
‫...سرطان یا...

794
00:36:28,777 --> 00:36:31,897
‫...اینکه می‌دونم هیچ‌وقت قرار
‫نیست بزرگ شدنِ پسرهام رو ببینم.

795
00:36:34,547 --> 00:36:36,667
‫انگار یه شوخی بی‌رحمانه‌ست.

796
00:36:38,492 --> 00:36:43,026
‫خدایا، چرا بچه‌ها و شوهری که
‫عاشقشونم رو به من دادی

797
00:36:43,085 --> 00:36:45,264
‫اگه فقط می‌خواستی اون‌ها رو از من بگیری؟

798
00:36:47,266 --> 00:36:50,269
‫برای چی؟ سرطان ریه کوفتی.

799
00:36:53,566 --> 00:36:55,274
‫من حتی سیگار هم نمی‌کشیدم.

800
00:37:03,635 --> 00:37:05,401
‫آدم معتقدی هستی؟

801
00:37:07,933 --> 00:37:09,876
‫از ایده‌ش خوشم میاد.

802
00:37:14,057 --> 00:37:16,059
‫مطمئنم مرگ و میر زیاد دیدی.

803
00:37:17,413 --> 00:37:19,298
‫به سهم خودم دیدم.

804
00:37:22,301 --> 00:37:24,067
‫توصیه‌ای داری؟

805
00:37:29,661 --> 00:37:32,075
‫من قبلاً هیچ‌وقت نمُردم.

806
00:37:41,908 --> 00:37:43,793
‫هی، ببخشید. ما بیرونیم.

807
00:37:43,852 --> 00:37:48,444
‫الان اون تو آنتن نمیده،
‫اما بفرمایید اینم از ایشون.

808
00:37:50,859 --> 00:37:53,862
‫اوه، خدای من. حالت خوبه؟

809
00:37:56,040 --> 00:37:58,690
‫روزهای بهتری هم داشتم. چقدر خوشگل شدی.

810
00:38:00,103 --> 00:38:01,752
‫ممنون.

811
00:38:01,811 --> 00:38:03,754
‫تو قیافه‌ت چندان رو به راه نیست.

812
00:38:06,168 --> 00:38:08,111
‫ممنون که زنگ زدی.

813
00:38:10,879 --> 00:38:12,292
‫معلومه که زنگ می‌زدم.

814
00:38:12,881 --> 00:38:15,354
‫ببخشید که این‌قدر طول کشید.

815
00:38:15,884 --> 00:38:18,298
‫با اون ماجراهای بابا و اعتیادش، من...

816
00:38:19,534 --> 00:38:22,007
‫مجبور بودم کاری رو بکنم
‫که برای خودم و تامی بهترین بود.

817
00:38:22,596 --> 00:38:24,127
‫تامی چطوره؟

818
00:38:25,069 --> 00:38:28,956
‫ماه دیگه میره سال سوم دبیرستان،

819
00:38:29,073 --> 00:38:31,723
‫16 سالشه و از الان کلی دوست داره.

820
00:38:34,432 --> 00:38:36,316
‫به داییش رفته.

821
00:38:38,553 --> 00:38:42,911
‫شاید بتونیم یه برنامه‌ای بچینیم
‫که تو تعطیلات همدیگه رو ببینید.

822
00:38:47,327 --> 00:38:48,681
‫خیلی دلم می‌خواد.

823
00:38:50,742 --> 00:38:52,450
‫دکتر اونجاست؟

824
00:38:54,510 --> 00:38:55,629
‫سلام، من دکتر ابوت هستم.

825
00:38:55,688 --> 00:38:57,455
‫می‌شه وقتی از اتاق عمل
‫اومد بیرون بهم زنگ بزنین؟

826
00:38:57,513 --> 00:38:59,515
‫البته، اما الان باید
‫ببریمش بالا تو اتاق عمل.

827
00:38:59,574 --> 00:39:00,811
‫می‌فهمم. ممنون.

828
00:39:01,341 --> 00:39:03,166
‫به زودی باهات حرف می‌زنم، هاوارد.

829
00:39:05,757 --> 00:39:07,818
‫اوه، یادم رفت بهش بگم دوستش دارم.

830
00:39:08,996 --> 00:39:11,174
‫اوه، واو. مونیکا؟

831
00:39:12,175 --> 00:39:14,589
‫- خوش برگشتی.
‫- رابینویچ.

832
00:39:15,532 --> 00:39:18,181
‫- دو تا برای آزمایشگاه، سه تا برای سی‌تی.
‫- من می‌برمشون.

833
00:39:18,240 --> 00:39:20,360
‫- طبقه بالا بهم نیاز دارن.
‫- سی‌تی با من.

834
00:39:21,008 --> 00:39:23,657
‫- اینجا رو خوب تو مشتت گرفتی.
‫- خب، هنوز جای کار داره.

835
00:39:23,775 --> 00:39:26,130
‫- میره بالا؟
‫- آره.

836
00:39:26,189 --> 00:39:27,956
‫آدمِ خوبیه.

837
00:39:29,781 --> 00:39:31,960
‫جراح‌های ما کارش رو راه میندازن.

838
00:39:36,788 --> 00:39:37,966
‫ازش خوشم میاد.

839
00:39:38,967 --> 00:39:40,674
‫بیشتر از من؟

840
00:39:40,733 --> 00:39:42,382
‫زمان مشخص می‌کنه.

841
00:39:43,206 --> 00:39:45,326
‫- آره؟
‫- آره.

842
00:39:45,385 --> 00:39:47,622
‫کنترل خوبی رو پرسنل و کارها داره.

843
00:39:47,681 --> 00:39:50,861
‫فکر کنم داری شیفت روزت رو
‫می‌سپاری دستِ یه آدمِ خیلی کاربلد.

844
00:39:50,979 --> 00:39:52,392
‫امیدوارم.

845
00:39:52,451 --> 00:39:54,571
‫خیلی‌خب، من دیگه رفتم، رفیق.

846
00:39:54,629 --> 00:39:56,867
‫باید چند ساعت دیگه برگردم برای شیفتم.

847
00:39:57,574 --> 00:39:59,340
‫خب، هی، اگه ندیدمت...

848
00:39:59,988 --> 00:40:01,636
‫واقعاً هنوز سرِ تصمیمت هستی؟

849
00:40:01,990 --> 00:40:05,228
‫فکر نکنم یادم بیاد آخرین باری که سه
‫روز پشت سر هم مرخصی گرفتی کی بود.

850
00:40:05,228 --> 00:40:07,230
‫من قبلاً هم مرخصی رفتم.

851
00:40:08,467 --> 00:40:09,998
‫آخرین بارش رو نام ببر.

852
00:40:13,060 --> 00:40:14,414
‫حرفت درسته.

853
00:40:15,827 --> 00:40:18,653
‫قراره کلی وقت
برای تأمل روی خودت داشته باشی

854
00:40:21,009 --> 00:40:22,422
‫مطمئنی از پسش برمیای؟

855
00:40:25,425 --> 00:40:26,661
‫باشه.

856
00:40:27,486 --> 00:40:29,606
‫فقط حواست باشه که برگردی.

857
00:40:29,664 --> 00:40:32,255
‫و اگه اوضاع خراب شد، بهم زنگ بزن.

858
00:40:33,845 --> 00:40:35,023
‫می‌شنوی؟

859
00:40:40,263 --> 00:40:42,383
‫خب، مچ پا شکستگی نداره.

860
00:40:42,442 --> 00:40:43,796
‫صبر کن، برگرد رو مچ پا.

861
00:40:44,679 --> 00:40:46,328
‫اون مفصلِ طبیعی رو می‌بینی؟

862
00:40:46,387 --> 00:40:49,390
‫آره، اما فضای خالی بین درشت‌نی
‫و نازک‌نی بزرگ‌تر به نظر می‌رسه،

863
00:40:49,449 --> 00:40:52,452
‫و همپوشانی درشت‌نی و
‫نازک‌نی به نظر کمتر شده.

864
00:40:52,570 --> 00:40:53,865
‫شاید یه‌کم.

865
00:40:55,926 --> 00:40:58,929
‫8 میلی‌متر، 3 میلی‌متر.

866
00:40:59,047 --> 00:41:01,343
‫به نظر میاد رباط‌های سندسموتیک پاره شدن.

867
00:41:01,461 --> 00:41:03,227
‫این نیاز به جراحی و فیکس کردن نداره؟

868
00:41:03,286 --> 00:41:06,289
‫داره. می‌تونم درخواست ام‌آرآی بدم.

869
00:41:07,702 --> 00:41:09,528
‫قبلاً دوره رادیولوژی گذروندی؟

870
00:41:09,646 --> 00:41:12,295
‫نه، فقط تو کارم همین‌قدر واردم.

871
00:41:15,298 --> 00:41:16,888
‫منم تو کارم واردم.

872
00:41:28,135 --> 00:41:31,727
‫امروز کارِت خیلی عالی بود، دکتر.

873
00:41:35,731 --> 00:41:37,085
‫اوه، واو.

874
00:41:37,144 --> 00:41:40,677
‫- می‌تونی فقط بهم بگی ویتاکر.
‫- عمراً. این عنوان رو به دست آوردی.

875
00:41:40,736 --> 00:41:43,150
‫بهت افتخار می‌کنم.
‫همه‌مون بهت افتخار می‌کنیم.

876
00:41:43,974 --> 00:41:45,034
‫ممنون.

877
00:41:45,093 --> 00:41:47,684
‫- روز شلوغی بود.
‫- وای، آره.

878
00:41:47,743 --> 00:41:50,687
‫خب، تو آدم خیلی دلسوزی هستی.

879
00:41:50,746 --> 00:41:52,689
‫- آره، دوست دارم فکر کنم...
‫- هنوز حرفم تموم نشده.

880
00:41:52,806 --> 00:41:55,044
‫و می‌خوای برای همه مریض‌هات وقت بذاری.

881
00:41:55,103 --> 00:41:56,163
تو نمی‌خوای؟

882
00:41:56,928 --> 00:41:58,812
‫- ببخشید.
‫- پس این رابطه‌ای که داری

883
00:41:58,930 --> 00:42:02,051
‫با این زن، بیوه‌ی همون مریضی که سوخته بود

884
00:42:02,110 --> 00:42:04,642
‫- و سال پیش مُرد.
‫- ایمی.

885
00:42:04,701 --> 00:42:06,114
‫سانتوس بهت گفته؟

886
00:42:06,938 --> 00:42:10,059
‫- تا جایی که می‌دونم داری بهش کمک می‌کنی.
‫- آره، تو مزرعه.

887
00:42:10,118 --> 00:42:13,239
‫من تو مزرعه بزرگ شدم، و ایمی...

888
00:42:13,298 --> 00:42:17,125
‫خانم میلر تحت فشاره که مزرعه رو
‫بفروشه، واسه همین فقط دارم کمکش می‌کنم.

889
00:42:18,067 --> 00:42:21,129
‫- دوست‌ها و خانواده‌ش چطور؟
‫- آره، اون‌ها هم هستن.

890
00:42:21,777 --> 00:42:24,721
‫- ازش حمایت می‌کنن؟
‫- آره، فکر کنم سعی‌شون رو می‌کنن.

891
00:42:24,780 --> 00:42:27,135
‫ولی، بیشتر اوقات، فقط به...

892
00:42:28,430 --> 00:42:29,608
‫...من تکیه می‌کنه.

893
00:42:32,964 --> 00:42:36,144
‫مطمئنم اون بابت تمام کارهایی
‫که براش می‌کنی خیلی قدردانه،

894
00:42:36,262 --> 00:42:38,146
‫اما مهمه که حد و مرز داشته باشی.

895
00:42:39,088 --> 00:42:40,148
‫آره.

896
00:42:43,740 --> 00:42:45,388
‫هی، می‌خوای یه لطفی در حقم بکنی؟

897
00:42:47,155 --> 00:42:48,156
‫آره؟

898
00:42:48,274 --> 00:42:50,276
‫می‌خوای وقتی نیستم بیای مراقب خونه‌م باشی؟

899
00:42:50,982 --> 00:42:55,045
‫در واقع با این کار به من کمک می‌کنی، و
‫می‌تونی یه پولی هم برای اجاره پس‌انداز کنی.

900
00:42:56,223 --> 00:42:57,695
‫جدی می‌گی؟

901
00:42:57,754 --> 00:43:00,816
‫سیگار ممنوع، مهمونی ممنوع،
‫حیوون خونگی ممنوع، بچه ممنوع،

902
00:43:00,874 --> 00:43:02,464
‫چه بچه خودت چه بچه کس دیگه‌ای.

903
00:43:02,523 --> 00:43:04,584
‫- من که بچه ندارم.
‫- نه، ولی اون داره.

904
00:43:05,644 --> 00:43:08,529
‫می‌خواستم از ابوت بخوام، ولی
‫اون کله سحر یوگا کار می‌کنه،

905
00:43:08,588 --> 00:43:10,355
‫و فکر نکنم بعضی از همسایه‌های پیرم

906
00:43:10,413 --> 00:43:12,062
‫با دیدنِ اون صحنه زنده بمونن.

907
00:43:12,945 --> 00:43:16,125
‫آره. آره، این خیلی عالی می‌شه...

908
00:43:16,184 --> 00:43:19,481
‫مراقبت از خونه منظورمه،
‫نه دیدنِ یوگای ابوت.

909
00:43:19,540 --> 00:43:22,131
‫اگه برنگشتم، یه خونه مجردیِ توپ گیرت اومده.

910
00:43:22,190 --> 00:43:23,368
‫باشه.

911
00:43:24,957 --> 00:43:26,371
‫قبل از اینکه بری بیا پیشم.

912
00:43:26,429 --> 00:43:28,844
‫کلیدهام و رمز امنیتی رو بهت میدم.

913
00:43:30,021 --> 00:43:31,788
‫کدوم دلقکی این کار رو کرده؟

914
00:43:35,262 --> 00:43:36,675
‫ما اون بیرون به کمک نیاز داریم.

915
00:43:36,793 --> 00:43:39,148
‫شما دو تا، حتماً کارهاتون رو دوباره چک کنین.

916
00:43:39,207 --> 00:43:40,915
‫بخش تریاژ بدش نمیاد یکی کمکش کنه.

917
00:43:41,032 --> 00:43:43,152
‫شاهدخت، کارت رو اینجا تموم
‫کن، بعد برو اون‌طرف.

918
00:43:43,211 --> 00:43:47,097
‫- الان سه تا برای سی‌تی داریم. ببرمشون؟
‫- نه. به گرفتنِ درخواست‌ها ادامه بده.

919
00:43:47,156 --> 00:43:49,217
‫اگه معطلِ این‌ها بشیم،
‫کارهای سی‌تی تلنبار می‌شه.

920
00:43:49,217 --> 00:43:51,337
‫می‌دونم، اما الان نمی‌تونم یه
‫پادو رو واسه این کار هدر بدم.

921
00:43:51,337 --> 00:43:52,868
‫فرم انتقال رو از کجا پیدا کردی؟

922
00:43:52,868 --> 00:43:56,106
‫دقیقاً همون جایی که ده
‫سال پیش بایگانیش کردم.

923
00:43:56,224 --> 00:43:59,875
‫- فکر می‌کردم اون دستگاهه کار نمی‌کنه.
‫- نمی‌تونه دریافت کنه، اما می‌تونه بفرسته.

924
00:44:07,883 --> 00:44:10,591
‫بدنت رو هیدراته نگه دار،
‫ترجیحاً با نوشیدنی‌های سرشار از الکترولیت

925
00:44:10,650 --> 00:44:12,711
‫- مثل آب نارگیل.
‫- من طرفدار نارگیل نیستم.

926
00:44:12,829 --> 00:44:14,301
‫باشه، نوشیدنی ورزشی هم یه گزینه‌ست.

927
00:44:14,360 --> 00:44:16,597
‫فقط دورِ قهوه و کافئین رو
‫خط بکش، و پیشنهاد می‌کنم

928
00:44:16,597 --> 00:44:18,482
‫- لباس‌های سبک و نخی بپوشی که هوا ازش رد بشه.
‫- ضدحاله.

929
00:44:18,482 --> 00:44:21,956
‫اگه علائمت بدتر شد، اگه
‫سردرد یا گیجی گرفتی برگرد.

930
00:44:22,014 --> 00:44:23,074
‫باشه.

931
00:44:24,488 --> 00:44:26,254
‫مطمئنی؟

932
00:44:26,431 --> 00:44:26,902
‫تو یه پارک آبیِ محلی.

933
00:44:27,019 --> 00:44:29,257
‫الان بهمون خبر دادن که
‫حداقل یه نفر کشته شده،

934
00:44:29,375 --> 00:44:30,494
‫با کلی مصدوم.

935
00:44:30,552 --> 00:44:33,909
‫اوه، گندش بزنن
و همه‌شون هم دارن میان اینجا

936
00:44:33,968 --> 00:44:36,382
‫در حال حاضر دارن با هلی‌کوپتر
‫به بیمارستان منتقل می‌شن...
