﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,583
.

2
00:00:00,625 --> 00:00:02,750
[آنچه در "چرخه‌ی پندراگون: ظهور مرلین" گذشت]

3
00:00:05,000 --> 00:00:06,625
‫مرلین امریس

4
00:00:06,625 --> 00:00:09,166
‫به سرزمین زندگان برگشته.

5
00:00:09,208 --> 00:00:11,541
‫من یه رویا دیدم.

6
00:00:11,541 --> 00:00:14,666
‫دو تا اژدها اومدن تا با هم بجنگن.

7
00:00:14,666 --> 00:00:17,375
‫اژدهایانی که دیدی دشمنان تو هستن.

8
00:00:17,375 --> 00:00:19,583
‫سفید برای ارتش ساکسون،

9
00:00:19,583 --> 00:00:21,916
‫قرمز برای پسران حقیقی بریتانیا

10
00:00:21,916 --> 00:00:24,916
‫همون‌هایی که پدرشون رو
به خاطر تاج و تختت کشتی

11
00:00:25,666 --> 00:00:27,083
‫ورتیگرن!

12
00:00:29,666 --> 00:00:31,750
‫و اینگونه سلطنت ورتیگرن به پایان می‌رسه،

13
00:00:31,750 --> 00:00:33,375
‫پادشاه بزرگ بریتانیا.

14
00:00:33,375 --> 00:00:36,458
‫قوی باشید، ای مردم جزیره قدرتمندان.

15
00:00:36,500 --> 00:00:37,583
‫دیوید؟

16
00:00:38,875 --> 00:00:40,125
‫میردین.

17
00:00:40,125 --> 00:00:42,875
‫بعد از این همه سال می‌بینمت...

18
00:00:43,458 --> 00:00:47,000
‫اما تو یه ذره هم عوض نشدی.

19
00:00:47,000 --> 00:00:48,291
‫من دادم این شمشیر رو بسازن

20
00:00:48,291 --> 00:00:50,875
‫برای پدرم، توسط آهنگر خود پادشاه بزرگ.

21
00:00:50,875 --> 00:00:54,125
‫شاید بهتر باشه همین‌جا بذاریمش.

22
00:00:54,125 --> 00:00:56,791
‫تو گل سرسبد نژاد خودتی.

23
00:00:56,791 --> 00:00:59,333
‫پادشاه بودن چیز بزرگیه، شاهین

24
00:00:59,333 --> 00:01:02,750
‫اما یه نوع قدرتی هست که حتی پادشاهان هم
باید در برابرش سر تعظیم فرود بیارن

25
00:01:02,750 --> 00:01:04,500
‫من مرلین رو خیلی وقته که می‌شناسم.

26
00:01:04,500 --> 00:01:06,708
‫دلم می‌خواد مشاورم باشی.

27
00:01:06,750 --> 00:01:08,666
‫بسیار خب، اورلیوس.

28
00:01:08,666 --> 00:01:11,083
‫شاید با همه این احوال،
تو وجودت یه پادشاه نهفته باشه

29
00:01:12,416 --> 00:01:14,375
‫دیوید، اومدی خونه.

30
00:01:17,791 --> 00:01:18,916
‫سلام، مادر.

31
00:01:20,208 --> 00:01:21,625
‫تا حالا این همه ندیده بودم.

32
00:01:21,625 --> 00:01:23,291
‫هیچ پیروزی در کار نخواهد بود

33
00:01:23,291 --> 00:01:25,916
‫بدون حضور پادشاهان بریتانیا در کنارمون.

34
00:01:25,916 --> 00:01:28,500
‫برای شکست دادن هنگیست
تک تک‌شون رو نیاز دارم

35
00:01:47,000 --> 00:01:51,583
[ساحل سیچن]

36
00:02:23,000 --> 00:02:26,083
انقدر با غذات بازی نکن
شرّش رو بکن دیگه

37
00:02:39,291 --> 00:02:41,291
‫آفرین.

38
00:02:43,625 --> 00:02:46,333
این حیوونی رو پیدا کردم
...که موقع چرت زدنم

39
00:02:47,000 --> 00:02:49,500
پایین اردوگاه، داشت جاسوسیم رو می‌کرد

40
00:02:50,708 --> 00:02:52,000
‫احمق.

41
00:02:52,750 --> 00:02:55,125
‫اینقدر عقلت رو از دست دادی که نمی‌تونی

42
00:02:55,166 --> 00:02:58,208
‫توله‌ی ورتیگرن رو بشناسی؟

43
00:03:06,875 --> 00:03:11,583
‫شاهزاده پاسنت، گستاخی آلدوین رو ببخشید.

44
00:03:13,791 --> 00:03:14,875
‫اون مجازات می‌شه.

45
00:03:17,791 --> 00:03:19,166
‫از پدرت چه خبر؟

46
00:03:20,208 --> 00:03:21,333
‫پدرم مُرده.

47
00:03:25,916 --> 00:03:27,291
‫چی می‌خوای؟

48
00:03:29,250 --> 00:03:31,166
‫پدرم مُرده و من وارث اون هستم،

49
00:03:32,666 --> 00:03:33,916
‫پادشاه بزرگ بریتانیایی‌ها.

50
00:03:38,958 --> 00:03:42,416
‫و با این حال بدون خبر تا اینجا اومدی.

51
00:03:43,750 --> 00:03:44,750
‫بدون نگهبان افتخاری،

52
00:03:45,916 --> 00:03:47,041
‫بدون هیچ لشکری.

53
00:03:47,791 --> 00:03:49,375
‫نمی‌دونستم برای دیدن یه متحد

54
00:03:49,375 --> 00:03:51,833
‫به یه لشکر پشت سرم نیاز دارم.

55
00:03:51,833 --> 00:03:54,041
‫وقتی بخوای
تو کارهای خصوصیش دخالت کنی، نیاز داری

56
00:03:57,208 --> 00:03:59,500
‫پسران کنستانس پدرم رو کشتن

57
00:04:01,083 --> 00:04:02,583
‫و حالا ادعای تاج و تختش رو دارن.

58
00:04:05,000 --> 00:04:07,875
‫و تو می‌خوای من کمکت کنم تا پسش بگیری؟

59
00:04:09,791 --> 00:04:10,833
‫اون‌ها راضی نمی‌شن

60
00:04:10,833 --> 00:04:14,375
‫تا وقتی که کل بریتانیا رو
تو چنگ‌شون داشته باشن

61
00:04:14,416 --> 00:04:16,250
‫کل بریتانیا رو؟

62
00:04:16,250 --> 00:04:21,250
‫حتی الانم، چشمشون رو
به شرق و ساحل ساکسون‌ها دوختن

63
00:04:29,875 --> 00:04:33,708
‫بیا پیش از اینکه علیه تو لشکرکشی کنن

64
00:04:33,708 --> 00:04:35,333
‫به جنگ این غاصبان بریم.

65
00:04:39,208 --> 00:04:41,166
‫چرا باید به تو نیاز داشته باشم؟

66
00:04:44,375 --> 00:04:46,166
‫وقتی پدرم اجازه داد
تو این سرزمین‌ها ساکن بشید

67
00:04:46,166 --> 00:04:48,416
‫تو قسم خوردی
که از ادعای خانواده من حمایت کنی

68
00:04:50,875 --> 00:04:52,166
‫اجازه داد؟

69
00:04:53,666 --> 00:04:56,250
‫پیمان ما با خون بسته شده بود.

70
00:04:58,166 --> 00:04:59,291
‫تو باید بهش پایبند باشی.

71
00:05:14,291 --> 00:05:18,000
‫پسر ورتیگرن درست می‌گه.

72
00:05:18,000 --> 00:05:21,541
‫پیمانی که با خون بسته شده
باید گرامی داشته بشه

73
00:05:23,166 --> 00:05:24,541
‫تا پای جان.

74
00:05:45,333 --> 00:05:48,041
نفرات و تدارکات لازم داریم

75
00:05:48,958 --> 00:05:50,708
نفرات واسه‌مون میاد

76
00:05:51,208 --> 00:05:52,916
از آن‌سوی دریای باریک

77
00:05:53,666 --> 00:05:55,416
تدارکات هم مستقیم

78
00:05:56,041 --> 00:05:57,708
از خودشون می‌گیریم

79
00:07:17,041 --> 00:07:18,833
[چرخه‌ی پندراگون]

80
00:07:18,875 --> 00:07:23,833
[چرخه‌ی پندراگون: ظهور مرلین]

81
00:07:24,791 --> 00:07:27,500
[قسمت چهارم: پادشاه مریدونوم]

82
00:07:44,958 --> 00:07:46,625
‫درود بر پادشاه فیشر.

83
00:07:50,000 --> 00:07:51,250
‫مرلین.

84
00:07:54,541 --> 00:07:57,291
‫مرلین!

85
00:08:25,958 --> 00:08:29,333
[جزیره‌ی آوالاخ]

86
00:08:30,125 --> 00:08:31,500
‫و اون موقع بود که دیدمش

87
00:08:32,916 --> 00:08:36,708
‫که تنها روی سنگی
کنار بستر رودخونه نشسته بود

88
00:08:38,250 --> 00:08:39,916
‫و مثل سپیده‌دم می‌درخشید.

89
00:08:42,541 --> 00:08:45,250
‫و ما از تو خیلی سپاسگزاریم، پلیاس.

90
00:08:45,250 --> 00:08:47,541
‫حتی وقتی امیدهای ما رنگ می‌باخت،

91
00:08:47,541 --> 00:08:48,458
‫تو تو این سال‌های طولانی تسلیم نشدی.

92
00:08:48,458 --> 00:08:49,125
‫بانوی من.

93
00:08:51,500 --> 00:08:53,000
‫و تو، دوست مقدس من.

94
00:08:53,625 --> 00:08:55,291
‫چطور شد که بعد از این همه مدت

95
00:08:55,291 --> 00:08:58,541
‫با نوه من همراه شدی؟

96
00:08:58,541 --> 00:09:00,250
‫مشیت الهی، پادشاه بزرگ.

97
00:09:01,583 --> 00:09:02,958
‫تقدیر الهی.

98
00:09:03,958 --> 00:09:07,708
‫میردین
من رو تو اسارت پادشاه بزرگ ورتیگرن پیدا کرد

99
00:09:08,583 --> 00:09:09,833
‫اسارت؟

100
00:09:11,666 --> 00:09:14,041
‫پادشاهی که یه خدمتگزار خدای قادر رو

101
00:09:14,041 --> 00:09:17,541
‫گروگان بگیره، با جون خودش بازی می‌کنه.

102
00:09:17,541 --> 00:09:19,708
‫شرط‌بندی خطرناکی که ورتیگرن باخت.

103
00:09:21,875 --> 00:09:23,750
‫پادشاه آوالاخ، من کوتاهی کردم.

104
00:09:24,666 --> 00:09:26,500
‫اجازه بدید اوتر رو بهتون معرفی کنم،

105
00:09:26,500 --> 00:09:30,416
‫پسر دوم کنستانس و برادر بزرگ‌ترش، اورلیوس.

106
00:09:31,250 --> 00:09:33,333
‫پسران کنستانس.

107
00:09:33,333 --> 00:09:34,708
‫می‌فهمم.

108
00:09:34,708 --> 00:09:36,416
‫من رو ببخشید، من و برادرم

109
00:09:36,458 --> 00:09:39,125
‫دوست نداشتیم دیدار شاد شما رو قطع کنیم.

110
00:09:39,125 --> 00:09:42,208
‫اورلیوس، ورتیگرنِ غاصب رو شکست داده.

111
00:09:42,208 --> 00:09:45,833
‫اون به حقِ نَسَب و پیروزی

112
00:09:45,833 --> 00:09:48,083
‫پادشاه بزرگ اینیس پریدین هستش.

113
00:09:48,083 --> 00:09:50,708
‫البته اگه اول
با تبر یه ساکسون کشته نشم

114
00:09:50,708 --> 00:09:52,958
‫یا جاه‌طلبی‌های یه پادشاه حقیر.

115
00:09:58,041 --> 00:10:02,875
‫برادرم قطعاً
قصد بی‌احترامی نداشت، پادشاه آوالاخ

116
00:10:04,708 --> 00:10:06,250
‫با این حال حرفش درسته.

117
00:10:07,958 --> 00:10:11,166
‫این سرزمین تو آشفتگی غرق شده.

118
00:10:11,166 --> 00:10:13,833
‫تعداد پادشاهان از گوسفندها هم بیشتره،

119
00:10:13,833 --> 00:10:17,375
‫تعداد شاهزاده‌ها
از کلاغ‌های میدون جنگ بیشتره

120
00:10:19,125 --> 00:10:21,416
‫همه دنبال اینن
که تا می‌تونن چیزی به چنگ بیارن

121
00:10:21,458 --> 00:10:26,250
‫هر وقت که بتونن، بدون اینکه براشون مهم باشه
کی زجر می‌کشه

122
00:10:26,250 --> 00:10:30,416
‫تا زمانی که این جزیره
تحت فرمان یه نفر نباشه

123
00:10:30,416 --> 00:10:35,208
‫که هم عدالت و هم بخشش رو به کار بگیره،
صلحی در کار نخواهد بود

124
00:10:35,208 --> 00:10:37,500
‫جون اورلیوس تو خطره

125
00:10:37,500 --> 00:10:39,875
‫تا زمانی که پادشاهان بریتانیا
ادعای اون رو به رسمیت بشناسن

126
00:10:41,750 --> 00:10:45,750
‫امید من اینه که اون بتونه اینجا پناه بگیره

127
00:10:45,750 --> 00:10:48,083
‫در حالی که من میرم
تا دوستانی که برامون موندن رو جمع کنم

128
00:10:48,083 --> 00:10:50,625
‫در حالی که ما می‌ریم
تا دوستانت رو جمع کنیم

129
00:10:50,625 --> 00:10:51,458
‫اوتر.

130
00:10:51,500 --> 00:10:55,000
‫تا مطمئن بشم
...مرلین تو مطرح کردن ادعای شما

131
00:10:56,000 --> 00:10:57,750
‫تو دربار بقیه کوتاهی نمی‌کنه.

132
00:10:59,583 --> 00:11:00,875
‫درسته، مرلین؟

133
00:11:01,375 --> 00:11:03,083
‫بسیار خب، اوتر.

134
00:11:03,083 --> 00:11:04,583
‫اگه شب‌بیداری روی اسب رو

135
00:11:04,583 --> 00:11:06,583
‫به راحتی قصر آوالاخ ترجیح میدی.

136
00:11:07,666 --> 00:11:09,250
‫پس شما نمی‌مونید؟

137
00:11:11,333 --> 00:11:12,375
‫متأسفم، مادر.

138
00:11:12,375 --> 00:11:15,125
‫مردم من به اندازه کافی جنگ و مرگ دیدن.

139
00:11:17,625 --> 00:11:21,083
‫پادشاه بزرگ بریتانیا
در میان این دیوارها در امان خواهد بود

140
00:11:23,375 --> 00:11:25,958
‫به امید آینده‌ای پر از صلح.

141
00:11:55,041 --> 00:11:57,041
‫شمشیر پادشاه فیشر.

142
00:11:57,916 --> 00:11:59,041
‫شمشیر تو.

143
00:12:04,291 --> 00:12:05,333
‫فکر می‌کردم گم شده.

144
00:12:08,416 --> 00:12:12,250
‫با این حال اینجا منتظرت بوده.

145
00:12:14,041 --> 00:12:16,416
‫شمشیر یه پادشاه بزرگ.

146
00:12:18,916 --> 00:12:22,916
‫اورلیوس یه شمشیر داره، شمشیر بریتانیا.

147
00:12:22,916 --> 00:12:24,583
‫من این رو به اورلیوس پیشنهاد نمیدم.

148
00:12:39,875 --> 00:12:42,541
‫مرا بردار.

149
00:12:54,041 --> 00:12:55,375
‫چیه؟

150
00:12:57,375 --> 00:13:00,458
‫متأسفم، مادر، اما نمی‌تونم قبولش کنم.

151
00:13:01,375 --> 00:13:03,375
‫آینده هر چی که با خودش بیاره،

152
00:13:03,375 --> 00:13:05,666
‫من نمی‌تونم دوباره اون شمشیر رو
به دست بگیرم

153
00:13:18,250 --> 00:13:21,125
‫پس دعا می‌کنم
قدرت نگه داشتن عهدت رو داشته باشی

154
00:13:28,666 --> 00:13:30,791
‫کاش اینقدر زود نمی‌رفتی.

155
00:13:32,833 --> 00:13:35,208
‫علاوه بر این، وقتی تو اینجایی
ماهی‌ها همیشه

156
00:13:35,208 --> 00:13:39,333
‫بهترین رفتار رو از خودشون نشون میدن.

157
00:13:41,291 --> 00:13:43,166
‫چطوری بود، مرلین؟

158
00:13:44,041 --> 00:13:45,791
‫دیوونه بودن؟

159
00:13:45,791 --> 00:13:47,750
‫تنها بودن با خدا.

160
00:13:50,083 --> 00:13:52,125
‫فکر می‌کنی من با اون تنها بودم؟

161
00:13:52,666 --> 00:13:54,375
‫پس کی؟

162
00:13:55,916 --> 00:13:59,375
‫من با کمال میل دوست داشتم حتی شده یه لحظه

163
00:13:59,375 --> 00:14:01,125
‫تو حضور پروردگارم باشم.

164
00:14:01,125 --> 00:14:04,125
‫تو بین انسان‌ها خیلی خوش‌شانسی، مرلین.

165
00:14:07,958 --> 00:14:10,958
‫برو، من وقتت رو خیلی گرفتم.

166
00:14:12,416 --> 00:14:16,000
‫وقتی برگشتی دوباره
درباره این چیزها حرف می‌زنیم

167
00:14:18,458 --> 00:14:20,291
‫تو از گناهانت می‌ترسی، پدربزرگ

168
00:14:22,041 --> 00:14:24,916
‫اما قطعاً گناهان تو
بزرگ‌تر از گناهان هیچ مرد دیگه‌ای نیستن

169
00:14:27,500 --> 00:14:30,041
‫فراموش کرده بودم که با اون چشم‌های طلایی

170
00:14:30,041 --> 00:14:32,125
‫چقدر خوب می‌بینی، شاهین.

171
00:14:35,916 --> 00:14:39,833
‫با این حال در حقیقت، گناهان من
اونقدر زیاده که قابل شمارش نیست

172
00:14:42,833 --> 00:14:44,583
‫و اون‌ها بودن که به مورگان جون دادن.

173
00:14:54,708 --> 00:14:55,875
‫من دیدمش،

174
00:14:58,041 --> 00:14:59,375
‫مورگان رو،

175
00:15:01,500 --> 00:15:03,208
‫تو آتیش

176
00:15:03,208 --> 00:15:04,750
‫و تو ستاره‌ها.

177
00:15:08,291 --> 00:15:10,041
‫نمی‌دونم تو این همه سال تو کلیدون

178
00:15:10,041 --> 00:15:12,375
‫خدا باهام بود یا نه، پدربزرگ.

179
00:15:14,208 --> 00:15:15,583
‫اما می‌دونم مورگان بود.

180
00:15:18,916 --> 00:15:20,583
‫به عیسی اعتماد کن، شاهین.

181
00:15:22,208 --> 00:15:24,916
‫اون تنها امید برای مردانی مثل ماست،

182
00:15:29,250 --> 00:15:30,583
‫اگه اصلاً امیدی داشته باشیم.

183
00:16:31,708 --> 00:16:33,041
‫خب،

184
00:16:33,041 --> 00:16:34,750
‫از این جا برام بگو،

185
00:16:35,208 --> 00:16:36,458
‫مریدونوم.

186
00:16:38,000 --> 00:16:42,250
‫توسط رومی‌ها تو دل یه دره پربرکت ساخته شده،

187
00:16:42,250 --> 00:16:43,500
‫نه چندان دور از دریا.

188
00:16:43,500 --> 00:16:45,416
‫مباشر تو یه عادت بد داره

189
00:16:45,416 --> 00:16:47,166
‫که از طرف تو حرف می‌زنه، مرلین.

190
00:16:48,916 --> 00:16:53,208
‫اگه مباشر من بود،
به خاطر گستاخی می‌دادم شلاقش بزنن

191
00:16:54,416 --> 00:16:57,583
‫پلیاس همونطور که خدمت می‌کنه،
با اراده آزاد خودش حرف می‌زنه

192
00:16:59,125 --> 00:17:00,708
‫تو دوست داری اینطوری فکر کنه.

193
00:17:02,208 --> 00:17:04,625
‫داری می‌گی امریس من رو طلسم کرده؟

194
00:17:06,166 --> 00:17:08,375
‫این‌ها حرف‌های توئه، پسر، نه من.

195
00:17:09,750 --> 00:17:12,041
‫من رو متعجب می‌کنی، اوتر.

196
00:17:12,041 --> 00:17:14,958
‫فکر نمی‌کردم جزو کسایی باشی
که به جادو اعتقاد دارن

197
00:17:15,875 --> 00:17:19,000
‫وقتی نگاه یه مرد با یه زن زیبا گره می‌خوره،

198
00:17:19,000 --> 00:17:20,541
‫مگه اونم یه نوع جادو نیست؟

199
00:17:22,458 --> 00:17:25,458
‫یا وقتی یه پادشاه با حیله و فریب

200
00:17:25,458 --> 00:17:27,125
‫وفاداری مردمش رو به دست میاره؟

201
00:17:28,666 --> 00:17:30,250
‫مگه اونم یه جور جادوگری نیست؟

202
00:17:32,333 --> 00:17:34,958
‫میردین، تو می‌دونی باید چی کار کنی.

203
00:17:51,250 --> 00:17:52,458
‫می‌بینمت.

204
00:17:53,625 --> 00:17:56,875
‫می‌بینمت، حالا بیا اینجا، بیا پیدام کن.

205
00:17:59,666 --> 00:18:03,625
‫باید پیداش کنی،
تو فقط به همون یه نفر نیاز داری

206
00:18:03,666 --> 00:18:05,750
‫چرا تردید می‌کنی؟

207
00:18:06,333 --> 00:18:08,083
‫می‌دونی باید چی کار کنی.

208
00:18:08,083 --> 00:18:09,250
‫استاد،

209
00:18:11,416 --> 00:18:12,750
‫چی شده؟

210
00:18:30,000 --> 00:18:34,375
[مریدونوم]

211
00:18:35,625 --> 00:18:38,375
‫- می‌خوای بریم استراحتگاه؟
‫- آره.

212
00:19:13,458 --> 00:19:15,041
‫چه جای دلپذیری.

213
00:19:28,375 --> 00:19:30,458
‫اینجا چی کار دارید؟

214
00:19:30,458 --> 00:19:32,416
‫اومدم دنبال خونه‌ای
که زمانی می‌شناختم بگردم

215
00:19:34,833 --> 00:19:35,833
‫کدوم خونه؟

216
00:19:37,166 --> 00:19:38,791
‫آخرین باری که اینجا بودم،

217
00:19:41,958 --> 00:19:43,833
‫پنداران شمشیر سرخ پادشاه بود.

218
00:19:45,375 --> 00:19:46,625
‫میردین؟

219
00:19:50,166 --> 00:19:51,583
‫فوراً راهشون بدید تو.

220
00:19:51,583 --> 00:19:52,791
‫به اسب‌هاشون برسید.

221
00:20:06,083 --> 00:20:09,916
‫همون حمله‌ای که ملویس رو گرفت،
شهر رو هم تصرف کرد

222
00:20:09,958 --> 00:20:11,875
‫و تیثفالت، پدرم، سعی کرد تا جایی که می‌تونه

223
00:20:11,875 --> 00:20:13,875
‫چیزهایی رو نجات بده
اما چیز زیادی نمونده بود

224
00:20:14,458 --> 00:20:16,750
‫و این تازه شروع دردسرهای ماست.

225
00:20:18,375 --> 00:20:21,125
‫همین داستان
تو تمام این سرزمین‌ها گفته می‌شه

226
00:20:22,000 --> 00:20:24,291
‫می‌ترسم تهدید بزرگ‌تری تو راه باشه.

227
00:20:24,291 --> 00:20:26,583
‫آره، از وقتی که رفتی،
اینجا یه دنیای دیگه‌ست

228
00:20:27,458 --> 00:20:29,291
‫خب، از وقتی که تو نبودی.

229
00:20:31,375 --> 00:20:34,000
‫سر میز ما می‌شینید، سرورم؟

230
00:20:36,083 --> 00:20:37,625
‫خیلی لطف دارید.

231
00:20:41,916 --> 00:20:44,458
‫چرا جایگاه پادشاه رو بهش تعارف می‌کنه؟

232
00:20:44,458 --> 00:20:47,333
‫چون مرلین پادشاه بر حق مریدونوم هستش.

233
00:20:51,625 --> 00:20:53,833
‫اجازه بدید جامتون رو پر کنم، سرورم.

234
00:21:15,583 --> 00:21:18,583
‫جام من رو بیارید.

235
00:21:18,583 --> 00:21:22,625
‫این حیوون من رو تا اعماق تپه‌ها کشوند

236
00:21:22,625 --> 00:21:24,458
‫اما نمی‌تونستم دست از شکارش بردارم.

237
00:21:26,083 --> 00:21:29,000
‫این روزها، خیلی کم پیش میاد
که بتونم تیری تو کمون بذارم

238
00:21:30,666 --> 00:21:34,125
‫یه شکار عالیه، میوریگ آپ تیودریگ.

239
00:21:34,125 --> 00:21:36,708
‫پسرم، با مهمون‌هامون آشنا شو.

240
00:21:38,291 --> 00:21:42,125
‫اوتر، پلیاس و میردین امریس.

241
00:21:51,375 --> 00:21:53,791
‫باید بگم، هنر طعم‌دهی به اوج خودش رسیده

242
00:21:53,791 --> 00:21:57,000
‫از آخرین باری که همچین جامی دستم گرفتم.

243
00:21:57,000 --> 00:21:59,125
‫این نوشیدنی برازنده‌ی هر پادشاهیه.

244
00:21:59,125 --> 00:22:01,625
‫یه بشکه ازش بهتون می‌دیم
که با خودتون ببرید

245
00:22:01,625 --> 00:22:05,083
‫بله، وقتی کارتون اینجا تموم شد.

246
00:22:08,416 --> 00:22:10,750
‫کارتون چیه؟

247
00:22:10,750 --> 00:22:12,125
‫شاید بهتر باشه کارمون رو

248
00:22:12,125 --> 00:22:13,833
‫تو روشنایی روز مطرح کنیم.

249
00:22:13,833 --> 00:22:17,500
‫ما اینجاییم تا برای برادرم حمایت جمع کنیم،

250
00:22:19,000 --> 00:22:20,750
‫اورلیوس، پادشاه بزرگ بریتانیا.

251
00:22:21,916 --> 00:22:23,208
‫پادشاه بزرگ؟

252
00:22:23,208 --> 00:22:25,291
‫ورتیگرن قبلاً این عنوان رو به دست آورده.

253
00:22:27,208 --> 00:22:29,958
‫ورتیگرن دیگه نیازی بهش نداره.

254
00:22:35,541 --> 00:22:40,541
‫خب، پیروزیت رو بهت تبریک می‌گم.

255
00:22:40,833 --> 00:22:44,083
‫در برابر یه پیرمرد
که از قبل خسته و محاصره شده بود

256
00:22:46,375 --> 00:22:48,166
‫چالش بزرگ‌تر پیش روئه.

257
00:22:49,083 --> 00:22:50,375
‫ساکسون‌ها.

258
00:22:50,916 --> 00:22:53,833
‫و یه مشت پادشاه کوچیک‌تر که خودشون رو

259
00:22:53,833 --> 00:22:56,083
‫کاملاً شایسته تاج و تخت می‌دونن.

260
00:22:58,041 --> 00:23:01,625
‫و اون‌ها چاره‌ای ندارن
جز اینکه تسلیم بشن

261
00:23:05,791 --> 00:23:06,958
‫مگه نه؟

262
00:23:10,208 --> 00:23:11,500
‫گوش کن، تیودریگ.

263
00:23:12,666 --> 00:23:15,333
‫هنگیستِ ساکسون
بزرگ‌ترین ارتش جنگی رو دور هم جمع کرده

264
00:23:15,333 --> 00:23:17,166
‫که تا حالا تو جزیره قدرتمندان دیده شده

265
00:23:18,125 --> 00:23:19,916
‫و تا قبل از اینکه تابستون تموم بشه،

266
00:23:19,916 --> 00:23:21,333
‫قصد داره تاج و تخت رو بگیره.

267
00:23:22,875 --> 00:23:25,750
‫و این کار رو می‌کنه اگه ما خیلی مشغول

268
00:23:25,750 --> 00:23:28,666
‫دعواهای بین خودمون باشیم
و در برابرش دست به سلاح نبریم

269
00:23:30,250 --> 00:23:34,958
‫ما سلاح داریم، اسب داریم
و مردانی که می‌تونن ازشون استفاده کنن

270
00:23:34,958 --> 00:23:36,291
‫میوریگ.

271
00:23:37,208 --> 00:23:39,125
‫مگه من فرمانده ارتش‌شون نیستم؟

272
00:23:39,125 --> 00:23:41,833
‫بله، افتخاری که اصرار داری
تو هر فرصتی به هدرش بدی

273
00:23:41,833 --> 00:23:43,416
‫وقتی دست‌هام رو بستی چه چاره‌ای دارم؟

274
00:23:43,416 --> 00:23:44,833
‫ساکت!

275
00:23:51,000 --> 00:23:54,250
‫روز داره طولانی می‌شه
و منم مرد جوونی نیستم

276
00:23:57,916 --> 00:24:00,916
‫اگه بشه کمی بیشتر
از مهمان‌نوازی‌تون بهره‌مند شیم؟

277
00:24:02,625 --> 00:24:05,291
‫بله، چند تا اتاق برای شما
و مردان‌تون آماده می‌کنم

278
00:24:05,333 --> 00:24:07,041
‫شاید امریس ترجیح بده

279
00:24:07,041 --> 00:24:08,625
‫تو اقامتگاه قدیمی‌ش بمونه؟

280
00:24:09,958 --> 00:24:12,833
‫اقامتگاه پادشاه؟

281
00:24:14,166 --> 00:24:15,416
‫بله، اگه خودش بخواد.

282
00:24:16,625 --> 00:24:18,708
‫- ما اصرار داریم.
‫- ممنون، بانوی من.

283
00:24:50,541 --> 00:24:53,916
‫مرلین، برام یه پادشاهی به دست بیار.

284
00:25:09,416 --> 00:25:10,916
‫اوتر.

285
00:25:13,458 --> 00:25:15,208
‫من رو احمق فرض کردی؟

286
00:25:17,250 --> 00:25:18,375
‫نه.

287
00:25:18,375 --> 00:25:21,291
‫پس شاید بهتر باشه
باهام مثل یه احمق رفتار نکنی

288
00:25:22,375 --> 00:25:26,041
‫من قول دادم برای برادرت ارتش جمع کنم، اوتر.

289
00:25:26,041 --> 00:25:28,833
‫اینکه چطوری کارهای خودم رو پیش می‌برم
به تو ربطی نداره

290
00:25:28,833 --> 00:25:30,708
‫شاید برادر من رو تحت‌تأثیر قرار داده باشی

291
00:25:30,708 --> 00:25:34,083
‫اما قدرت متقاعد کردنت رو من اثری نداره.

292
00:25:34,083 --> 00:25:36,041
‫تو این مورد هیچ شکی ندارم.

293
00:25:45,666 --> 00:25:49,958
[اُرکیدز، جزایر ترس]

294
00:26:28,000 --> 00:26:29,333
‫اورین؟

295
00:26:35,625 --> 00:26:37,166
‫اونجایی، عزیزم.

296
00:26:37,541 --> 00:26:40,708
‫باید زودتر به درس‌هات با کلیاس برسی.

297
00:26:40,708 --> 00:26:42,458
‫دلم نمی‌خواد درس بخونم.

298
00:26:42,458 --> 00:26:46,333
‫اگه می‌خوای تو یادگیریت پیشرفت کنی
باید این کار رو بکنی

299
00:26:46,333 --> 00:26:51,166
‫یادت باشه اورین،
مادرت می‌دونه چی برات بهتره

300
00:26:55,125 --> 00:26:56,375
‫برو دیگه.

301
00:26:58,083 --> 00:26:59,000
‫همه‌اش به خاطر اینه
که ما تو این سواحل دورافتاده زندگی می‌کنیم

302
00:26:59,250 --> 00:27:00,375
‫بخش اعظم بریتانیا

303
00:27:00,375 --> 00:27:02,416
‫ممکنه تو آتیش بسوزه و ما اصلاً خبردار نشیم.

304
00:27:02,416 --> 00:27:05,041
‫بذار بسوزه، چه فرقی می‌کنه؟

305
00:27:06,250 --> 00:27:07,875
‫ما تنها و بی‌دفاعیم، پدر.

306
00:27:07,875 --> 00:27:10,583
‫نباید برای رفاه پادشاهی‌مون
دنبال متحد بگردیم؟

307
00:27:10,583 --> 00:27:12,583
‫اگه از ورتیگرن کمک بخوایم...

308
00:27:12,583 --> 00:27:14,250
‫ورتیگرن مُرده.

309
00:27:18,500 --> 00:27:21,500
‫برجش دو هفته پیش
به دست پسران کنستانس سقوط کرد

310
00:27:23,125 --> 00:27:24,541
‫تو از کجا می‌دونی؟

311
00:27:24,541 --> 00:27:28,125
‫بدون شک اورلیوس
تاج و تخت رو برای خودش می‌خواد

312
00:27:28,125 --> 00:27:29,458
‫خاک این سرزمین‌ها...

313
00:27:29,500 --> 00:27:32,125
‫با خون پادشاهانِ مدعی آغشته شده.

314
00:27:32,125 --> 00:27:33,333
‫شاید باید در نظر بگیریم

315
00:27:33,333 --> 00:27:35,125
‫که حمایتمون رو از اورلیوس اعلام کنیم.

316
00:27:40,875 --> 00:27:42,000
‫لات عزیزم،

317
00:27:43,916 --> 00:27:47,666
‫توافقی رو که با رئیس ساکسون‌ها کردیم
یادت رفته؟

318
00:27:47,666 --> 00:27:49,125
‫چطور می‌تونم فراموش کنم، مادر،

319
00:27:50,041 --> 00:27:53,000
‫وقتی که با تمام وجود
با اتحادمون با اون وحشی‌ها مخالفت کردم؟

320
00:27:54,375 --> 00:27:55,916
‫هنگیست یه آدم وحشیه؟

321
00:27:57,916 --> 00:27:59,250
‫اون برای منافع

322
00:27:59,250 --> 00:28:01,666
‫همنوعان خودش می‌جنگه، دقیقاً مثل اورلیوس.

323
00:28:03,041 --> 00:28:06,708
‫اما ما بریتانیایی هستیم،
باید از مردم خودمون حمایت کنیم

324
00:28:06,708 --> 00:28:08,833
‫اون‌ها مردم ما هستن؟

325
00:28:10,041 --> 00:28:12,375
‫همین چند لحظه پیش داشتی
از این واقعیت شکایت می‌کردی

326
00:28:12,375 --> 00:28:14,333
‫که ما کلاً توسط اون‌ها فراموش شدیم.

327
00:28:16,666 --> 00:28:18,750
‫اما من از این چیزها چی می‌دونم؟

328
00:28:18,750 --> 00:28:21,833
‫من فقط یه همسر و یه مادرم.

329
00:28:24,291 --> 00:28:27,416
‫با این حال، برام سواله که نکنه یه

330
00:28:27,416 --> 00:28:33,750
‫برتری استراتژیک بزرگ‌تری
تو این توافق فعلی برای تو باشه؟

331
00:28:35,958 --> 00:28:39,583
‫تو می‌تونی باارزش‌ترین متحد هنگیست باشی.

332
00:28:39,625 --> 00:28:41,208
‫ساکسون‌ها؟

333
00:28:41,208 --> 00:28:43,916
‫آینده تو دست ساکسون‌هاست.

334
00:28:52,375 --> 00:28:54,500
‫امیدوارم خوب خوابیده باشی، اوتر؟

335
00:28:55,875 --> 00:28:58,000
‫یه سرباز همیشه با یه چشم باز می‌خوابه.

336
00:28:58,000 --> 00:29:00,041
‫به نظر سخت میاد.

337
00:29:00,041 --> 00:29:02,041
‫به سختیِ یه خنجر تو پشت نیست.

338
00:29:02,041 --> 00:29:04,583
‫بیاین، ما همه اینجا با هم دوستیم.

339
00:29:04,583 --> 00:29:05,750
‫من دشمنان زیادی رو دیدم

340
00:29:05,791 --> 00:29:07,416
‫که تو لباس دوست اومدن، مرلین.

341
00:29:07,416 --> 00:29:08,708
‫سرورم میردین.

342
00:29:10,250 --> 00:29:12,333
‫می‌تونم چند کلمه باهاتون صحبت کنم؟

343
00:29:15,083 --> 00:29:16,291
‫به طور خصوصی.

344
00:29:17,750 --> 00:29:19,000
‫البته.

345
00:29:20,333 --> 00:29:22,041
‫مواظب باش اوتر دردسر درست نکنه.

346
00:29:31,583 --> 00:29:33,666
‫بریم یه لقمه غذا پیدا کنیم بخوریم؟

347
00:29:52,000 --> 00:29:55,125
‫آره، حالا یه چاقو بده به من، بهت یاد میدم.

348
00:29:55,125 --> 00:29:56,458
‫- مواظب باش.
‫- بفرمایید.

349
00:30:10,916 --> 00:30:13,208
‫یه جام از اون شهد معروفِ شیرینت، دوست من.

350
00:30:13,208 --> 00:30:15,833
‫ما اینجا شهد نداریم، فقط شربت مخصوص داریم.

351
00:30:15,833 --> 00:30:17,458
‫پس یه جام از اون شربت معروفت بده.

352
00:30:23,083 --> 00:30:25,625
‫مثل رومی‌ها با آب قاطیش می‌کنن

353
00:30:28,666 --> 00:30:31,791
‫اما به اندازه کافی، کار آدم رو راه میندازه.

354
00:30:43,125 --> 00:30:45,083
‫آیا ارتش مریدونوم

355
00:30:45,083 --> 00:30:47,875
‫تمام روز رو به جای تمرین،
به خوش‌گذرونی و خوردن می‌گذرونه؟

356
00:30:49,666 --> 00:30:51,666
‫اما همونطور که می‌بینی،
ما داریم تمرین می‌کنیم

357
00:30:51,666 --> 00:30:54,291
‫همین‌جا تو تاریکی این کلبه

358
00:30:55,250 --> 00:30:57,208
‫با هیچی برای رفع تشنگی‌مون

359
00:30:57,208 --> 00:30:59,625
‫به جز این شربت بی‌کیفیت؟

360
00:31:02,416 --> 00:31:06,083
‫به افتخارش بازگشت امن‌تون،
بعد از این همه غیبت طولانی

361
00:31:13,916 --> 00:31:16,916
‫من رو ببخشید
اگه نمی‌دونم چطور باید ازتون استقبال کنم

362
00:31:17,541 --> 00:31:19,416
‫این قلمرو شماست و به حق هم همینطوره

363
00:31:19,416 --> 00:31:21,833
‫اما من سال‌هاست که اینجا پادشاهی کردم.

364
00:31:21,833 --> 00:31:24,375
‫و پدرت و قبل از اونم پدرش.

365
00:31:24,375 --> 00:31:25,666
‫بله.

366
00:31:25,666 --> 00:31:27,916
‫و پسرتون نفر بعدی برای تاج و تخته.

367
00:31:30,166 --> 00:31:31,708
‫میوریگ بیشتر به شکار علاقه داره

368
00:31:31,708 --> 00:31:34,875
‫و خوشگذرانی تا رسیدگی به امور پادشاهی‌مون.

369
00:31:34,875 --> 00:31:36,958
‫و با این حال، اون فرمانده‌ی جنگی شماست.

370
00:31:38,708 --> 00:31:41,250
‫جای تعجبه که چطور وقت برای تفریح داره،

371
00:31:41,250 --> 00:31:43,166
‫با توجه به حملات پی در پی.

372
00:31:47,166 --> 00:31:49,166
‫سرزمین شما سرزمین پربرکتیه، تیودریگ.

373
00:31:50,166 --> 00:31:53,625
‫با این حال مزارعتون غارت شده،
دیوارتون شکسته

374
00:31:53,625 --> 00:31:56,458
‫آذوقه حتی سر میز پادشاه هم کمه.

375
00:31:57,666 --> 00:32:00,291
‫از دست کی این بی‌عدالتی رو تحمل می‌کنید؟

376
00:32:01,583 --> 00:32:03,000
‫قطعاً ساکسون‌ها نیستن،

377
00:32:04,125 --> 00:32:06,416
‫چون اون‌وقت زنده نمی‌موندید
تا داستانش رو تعریف کنید

378
00:32:10,916 --> 00:32:12,750
‫مورکانت از قوم بلگای؟

379
00:32:12,750 --> 00:32:14,625
‫اون داره از سرزمین‌های همسایه

380
00:32:14,625 --> 00:32:17,208
‫غلات و گله می‌دزده. نزدیک به یک ساله،

381
00:32:17,208 --> 00:32:19,500
‫مثل یه خرس گرسنه که قصد داره

382
00:32:19,500 --> 00:32:21,666
‫تو یه زمستون طولانی بخوابه.

383
00:32:22,666 --> 00:32:24,125
‫چرا؟

384
00:32:24,125 --> 00:32:26,708
‫اون می‌دونه که جنگ با ساکسون‌ها تو راهه

385
00:32:28,250 --> 00:32:31,041
‫و قصد داره صبر کنه

386
00:32:31,041 --> 00:32:33,000
‫با آذوقه کافی و اضافه.

387
00:32:33,875 --> 00:32:35,083
‫و تو بهش اجازه میدی ازتون غارت کنه؟

388
00:32:35,083 --> 00:32:35,666
‫و تو بهش اجازه میدی ازتون غارت کنه؟

389
00:32:35,666 --> 00:32:37,666
‫تعداد مردان اون دو برابر ماست.

390
00:32:37,666 --> 00:32:39,875
‫پس می‌ذاری مردمت گرسنگی بکشن؟

391
00:32:39,875 --> 00:32:42,791
‫من حاضر نیستم مردمم رو به سمت نابودی ببرم.

392
00:32:42,791 --> 00:32:43,875
‫به خاطر اینه که حاضر نیستی

393
00:32:43,875 --> 00:32:47,416
‫رهبریشون کنی که نابودیشون نزدیکه.

394
00:32:47,416 --> 00:32:49,458
‫ما نمی‌تونیم باهاش بجنگیم.

395
00:32:49,458 --> 00:32:51,791
‫اما ما می‌جنگیم!

396
00:32:51,791 --> 00:32:55,083
‫ترجیح می‌دیم در مقابل اون مار
با شمشیر کشته بشیم

397
00:32:55,083 --> 00:32:57,208
‫تا اینکه بذاریم چیزی رو که حق ماست ببره!

398
00:32:59,375 --> 00:33:01,083
‫این‌ها رو به پدرت هم گفتی؟

399
00:33:02,208 --> 00:33:05,750
‫پدرم خیلی مغروره
که به مشورت‌های ما گوش بده

400
00:33:05,750 --> 00:33:06,916
‫من شرمنده‌ام، میردین.

401
00:33:08,500 --> 00:33:09,708
‫اعتراف می‌کنم.

402
00:33:11,708 --> 00:33:13,416
‫هیچ راه دیگه‌ای نمی‌دیدم.

403
00:33:18,000 --> 00:33:21,791
‫اغلب از خودم می‌پرسم
که آیا لیاقت پوشیدن این گردنبند رو دارم یا نه

404
00:33:23,791 --> 00:33:24,916
‫اگه پادشاهم،

405
00:33:28,125 --> 00:33:29,291
‫پادشاه خیلی خوبی نیستم.

406
00:33:32,750 --> 00:33:34,458
‫پدرت حتماً دلیل خوبی داره

407
00:33:34,458 --> 00:33:36,375
‫که اجازه میده این توهین بی‌پاسخ بمونه.

408
00:33:37,541 --> 00:33:41,125
‫هیچ پادشاهی به این راحتی
زیر بار همچین تحقیری نمیره

409
00:33:41,125 --> 00:33:44,625
‫خب، دلیلش هر چی که باشه،
دیگه خیلی مهم نخواهد بود

410
00:33:44,625 --> 00:33:46,916
‫خانواده‌ی من به این پادشاهی حکومت کردن

411
00:33:46,916 --> 00:33:49,041
‫برای سه نسل گذشته.

412
00:33:49,875 --> 00:33:53,166
‫حالا مرلین برمی‌گرده
تا تاج و تختش رو پس بگیره

413
00:33:53,166 --> 00:33:55,291
‫و ما نمی‌تونیم جلوش بایستیم.

414
00:33:56,583 --> 00:33:57,875
‫اون فقط یه مَرده.

415
00:34:01,500 --> 00:34:02,708
‫چیه؟

416
00:34:04,750 --> 00:34:05,958
‫شما نمی‌دونید؟

417
00:34:20,375 --> 00:34:23,166
‫سال‌ها پیش توسط یه زن پری نقاشی شده،

418
00:34:24,625 --> 00:34:25,916
‫حداقل داستان اینطوری می‌گه.

419
00:34:28,416 --> 00:34:30,500
‫می‌گن مرلین هفتاد نفر رو

420
00:34:30,500 --> 00:34:33,041
‫با دست‌های خودش تو همین دروازه‌ها کشت.

421
00:34:34,041 --> 00:34:35,500
‫تو گوتِی،

422
00:34:36,916 --> 00:34:38,541
‫تو گوتِی، 500 نفر رو کشت.

423
00:34:41,875 --> 00:34:44,583
‫هیچ انسانی قادر به چنین کاری نیست.

424
00:34:44,583 --> 00:34:45,875
‫هیچ انسان فانی‌ای.

425
00:34:46,666 --> 00:34:48,791
‫می‌گن وقتی الهام بهش وارد می‌شه،

426
00:34:48,791 --> 00:34:51,291
‫قدرتی از آسمان بهش داده می‌شه.

427
00:34:51,291 --> 00:34:53,958
‫دنیا می‌ایسته.

428
00:34:53,958 --> 00:34:56,458
‫هیچ‌کس نمی‌تونه در برابرش بایسته.

429
00:34:58,458 --> 00:35:01,208
‫من می‌تونم بهت اطمینان بدم، دوست من،

430
00:35:01,208 --> 00:35:04,000
‫تنها چیزی که تو جنگ مهمه قدرت زور بازوئه.

431
00:35:06,583 --> 00:35:08,583
‫جادو مال درویدها و زن‌های بی‌حوصله‌ست.

432
00:35:12,916 --> 00:35:14,375
‫شاید.

433
00:35:15,916 --> 00:35:19,458
‫اما اون تو این سرزمین‌ها یه افسانه‌ست

434
00:35:20,458 --> 00:35:21,833
‫و چیزی بیشتر از یه پادشاهه.

435
00:35:23,083 --> 00:35:25,250
‫اون تقریباً یه موجود ماورائی‌ـه.

436
00:35:28,541 --> 00:35:31,541
‫اون گردنبند پادشاهی رو از پدرم می‌گیره

437
00:35:31,541 --> 00:35:34,166
‫و قبل از اینکه کارش تموم بشه،
خودش رو پادشاه بزرگ اعلام می‌کنه

438
00:35:35,875 --> 00:35:38,208
‫و نه تو و نه ساکسون‌ها

439
00:35:38,208 --> 00:35:42,000
‫و نه تمام ارتش‌های بریتانیا و آرموریکا
نمی‌تونن جلوش رو بگیرن

440
00:35:43,875 --> 00:35:45,750
‫مگر اینکه همین‌جا جلوش رو بگیریم

441
00:35:47,125 --> 00:35:48,333
‫و همین الان.

442
00:36:08,041 --> 00:36:10,458
‫باید به حرف من گوش کنی، اوتر.

443
00:36:10,458 --> 00:36:13,083
‫برو کنار، مباشر.

444
00:36:16,500 --> 00:36:18,500
‫من قبلاً یه بار تو رو شکست دادم.

445
00:36:19,875 --> 00:36:21,375
‫مجبورم نکن دوباره انجامش بدم.

446
00:36:21,375 --> 00:36:23,416
‫اون موقع عنصر غافلگیری رو داشتی.

447
00:36:24,666 --> 00:36:25,791
‫این بار نه.

448
00:36:25,791 --> 00:36:27,916
‫فکر کردی اون تنها غافلگیری من بود؟

449
00:36:47,708 --> 00:36:50,375
‫به یه مرد بی‌سلاح حمله می‌کنی؟

450
00:37:29,666 --> 00:37:31,375
‫تمومش کن، اوتر.

451
00:37:31,375 --> 00:37:33,875
‫داری کار امریس رو خراب می‌کنی.

452
00:37:33,875 --> 00:37:36,083
‫این دقیقاً همون کاریه که قصد دارم بکنم.

453
00:37:52,458 --> 00:37:53,958
‫اوتر!

454
00:38:05,666 --> 00:38:07,416
‫بلند شو، پادشاه تیودریگ.

455
00:38:15,125 --> 00:38:17,458
‫تو حق داری که مردم خودت رو ناامید کردی.

456
00:38:19,375 --> 00:38:22,875
‫تو اجازه دادی ترس به قلبت حکومت کنه
و اعمالت رو کنترل کنه

457
00:38:22,875 --> 00:38:24,916
‫و من در واقع حق دارم که

458
00:38:24,916 --> 00:38:27,416
‫پادشاهیم رو پس بگیرم
و چیزی که قانوناً مال منه رو برگردونم

459
00:38:30,583 --> 00:38:33,333
‫اما صلاح می‌دونم از ادعای خودم بگذرم.

460
00:38:35,916 --> 00:38:38,750
‫سال‌های زیادی گذشته
تا بتونم تاج و تختم رو پس بگیرم

461
00:38:40,750 --> 00:38:43,958
‫میردین دیگه تو مریدونوم پادشاه نمی‌شه،

462
00:38:45,625 --> 00:38:48,125
‫به شرطی که تعهد بدی
از اورلیوس حمایت می‌کنی

463
00:38:54,291 --> 00:38:55,791
‫روی حرف من حساب کنید.

464
00:39:05,625 --> 00:39:07,625
‫حالت خوبه، اوتر؟

465
00:39:07,625 --> 00:39:10,625
‫فقط نفسم بند اومده، همین.

466
00:39:15,041 --> 00:39:17,375
‫ارتش من برای اورلیوس نمی‌جنگه

467
00:39:17,375 --> 00:39:19,875
‫تا وقتی مورکانت بتونه
خونه‌هامون رو تهدید کنه

468
00:39:19,875 --> 00:39:21,041
‫خب، پس خیلی خوبه که ما

469
00:39:21,041 --> 00:39:23,875
‫فرمانده جنگی بریتانیا رو داریم
تا بلگای رو سر جاش بنشونه

470
00:39:28,041 --> 00:39:29,416
‫متأسفانه باید رد کنم.

471
00:39:30,375 --> 00:39:31,583
‫اوتر؟

472
00:39:32,208 --> 00:39:34,250
‫من تو جنگ شما علیه مورکانت شرکت می‌کنم.

473
00:39:35,500 --> 00:39:38,750
‫اما، فقط به عنوان یه سرباز ساده.

474
00:39:40,541 --> 00:39:43,916
‫یه استراتژی زیرکانه‌ست، اوتر
البته اگه ازش جون سالم به در ببریم

475
00:39:45,125 --> 00:39:47,750
‫هیچی مثل یه سوارکاری تند و تیز
آدم رو سر حال نمیاره

476
00:40:09,083 --> 00:40:10,666
‫آره، این خوبه.

477
00:40:20,083 --> 00:40:23,083
‫عیسی، بندگانت رو با رحمت بپذیر.

478
00:40:25,541 --> 00:40:26,791
‫اون‌ها کی‌ان؟

479
00:40:28,875 --> 00:40:30,416
‫بریتانیایی‌ها

480
00:40:31,416 --> 00:40:33,583
‫از روستاهای مرز شرقی ما.

481
00:40:38,291 --> 00:40:43,916
‫ساکسون‌ها به سمت جنوب و غرب حرکت می‌کنن،
می‌کشن و غارت می‌کنن

482
00:40:43,916 --> 00:40:46,791
‫اون‌ها به ندرت بازمانده‌ای جا می‌ذارن
اما وقتی این کار رو می‌کنن

483
00:40:46,791 --> 00:40:49,291
‫ما هر کاری بتونیم
برای کمک بهشون انجام می‌دیم

484
00:40:49,666 --> 00:40:52,541
‫شما از افراد در حال مرگ مراقبت می‌کنید

485
00:40:52,541 --> 00:40:54,791
‫در حالی که می‌تونستید
جلوی مرگشون رو بگیرید

486
00:40:55,791 --> 00:40:58,333
‫شما هر کاری از دست‌تون برمیومد کردید.

487
00:40:58,333 --> 00:40:59,416
‫نه.

488
00:40:59,416 --> 00:41:01,166
‫نه، نه، می‌تونستید بجنگید.

489
00:41:02,250 --> 00:41:06,125
‫قدرتی که فکر می‌کنید ما داریم یه توهمه.

490
00:41:06,125 --> 00:41:09,291
‫هر سال، از تعداد ما کم می‌شه.

491
00:41:10,583 --> 00:41:13,000
‫هیچ بچه‌ای تو قوم ما متولد نشده
...از زمانی که

492
00:41:17,375 --> 00:41:20,125
‫مردم ما خیلی تو این دنیا نمی‌مونن.

493
00:41:21,166 --> 00:41:23,125
‫شما سلاح‌هایی دارید
که تا حالا هیچ‌کس ندیده

494
00:41:24,000 --> 00:41:26,541
‫زرهی که می‌تونه
سرسخت‌ترین شمشیر ساکسون‌ها رو متوقف کنه

495
00:41:26,541 --> 00:41:28,083
‫به عنوان پادشاه،

496
00:41:29,000 --> 00:41:30,708
‫وظیفه من در قبال مردم خودمه.

497
00:41:33,166 --> 00:41:36,125
‫من نمی‌تونم در جنگ تو بجنگم، اورلیوس،

498
00:41:36,125 --> 00:41:38,208
‫هر چقدر هم که دلیلت موجه باشه.

499
00:41:41,208 --> 00:41:42,500
‫تعداد ما خیلی کمه.

500
00:41:53,750 --> 00:41:55,208
‫ساکسون‌ها الان کجان؟

501
00:42:06,750 --> 00:42:09,250
‫به هر حال لات در صف تاج و تخته.

502
00:42:11,208 --> 00:42:13,083
‫و پادشاه خوبی خواهی شد، پسرم.

503
00:42:15,541 --> 00:42:16,666
‫اما...

504
00:42:17,375 --> 00:42:20,291
‫اگه ما سر حرفمون نمونیم پس کی هستیم؟

505
00:42:24,291 --> 00:42:26,875
‫می‌گن هنگیست مردانش رو مجبور می‌کنه

506
00:42:26,875 --> 00:42:29,416
‫تا پای مرگ با هم بجنگن تا سرگرم بشه.

507
00:42:31,791 --> 00:42:34,041
‫نباید هر چیزی رو که می‌شنوی باور کنی.

508
00:42:34,041 --> 00:42:37,916
‫از طرف دیگه، اورلیوس از خون نجیب‌زادگانه.

509
00:42:38,750 --> 00:42:40,333
‫یه دیپلمات.

510
00:42:40,333 --> 00:42:42,166
‫حرف لات منطقیه.

511
00:42:42,166 --> 00:42:44,541
‫آیا اورلیوس برای رهبری مناسب‌تر نیست؟

512
00:42:47,625 --> 00:42:49,666
‫کی می‌دونه کی قراره
به این سرزمین‌ها حکومت کنه

513
00:42:49,708 --> 00:42:51,000
‫وقتی کار از کار بگذره.

514
00:42:55,583 --> 00:42:58,875
‫اما اگه خواسته تو اینه
که عهدت رو با ساکسون‌ها بشکنی

515
00:42:58,875 --> 00:43:02,125
‫پس من کی هستم که باهات مخالفت کنم؟

516
00:43:02,958 --> 00:43:06,625
‫اما اعتراف می‌کنم،
نگرانم چطور تو رو می‌پذیره

517
00:43:07,583 --> 00:43:10,166
‫اگه خبر معاملات تو با هنگیست به گوشش برسه.

518
00:43:10,875 --> 00:43:12,500
‫درسته.

519
00:43:12,500 --> 00:43:15,708
‫بله، نباید کاری کنیم که فکر کنه تو خائنی.

520
00:43:15,708 --> 00:43:16,916
‫خائن؟

521
00:43:17,541 --> 00:43:18,833
‫به این فکر نکرده بودم.

522
00:43:19,791 --> 00:43:21,833
‫قطعاً هر کسی که مظنون به توطئه

523
00:43:21,833 --> 00:43:24,750
‫با ساکسون‌ها باشه
هیچ رحمی بهش نمی‌شه

524
00:43:26,625 --> 00:43:28,625
‫مطمئنم تصمیم درستی می‌گیری.

525
00:43:44,125 --> 00:43:45,791
‫به خدای خودت دعا کن، مرلین.

526
00:43:47,791 --> 00:43:49,500
‫نقشه خیلی خوبی نیست.

527
00:43:49,875 --> 00:43:52,625
‫خدای من دعای همه کسانی رو
که اسمش رو صدا می‌زنن می‌شنوه

528
00:43:58,583 --> 00:44:00,333
‫اتفاقی برای چشمت افتاده؟

529
00:44:26,000 --> 00:44:28,208
‫می‌خوای تنهایی به کمک روستا بری؟

530
00:44:30,375 --> 00:44:31,750
‫سعیم رو می‌کنم.

531
00:44:33,375 --> 00:44:37,041
‫تو مرد خوبی هستی، پسر کنستانس، اما احمقی.

532
00:44:38,000 --> 00:44:39,875
‫می‌خواستی چی کار کنم؟

533
00:44:39,875 --> 00:44:41,041
‫من چه پادشاهی هستم

534
00:44:41,083 --> 00:44:42,583
‫اگه بذارم مردمم قتل‌عام بشن؟

535
00:44:42,583 --> 00:44:44,916
‫پادشاهی که محدودیت‌هاش رو می‌شناسه.

536
00:44:46,125 --> 00:44:48,000
‫جنگ‌های دیگه‌ای هم تو راهه، اورلیوس.

537
00:44:49,250 --> 00:44:50,250
‫تو یه نفری.

538
00:44:51,916 --> 00:44:53,500
‫تو حتی این منطقه رو نمی‌شناسی.

539
00:44:56,625 --> 00:44:58,458
‫برای من کسر شأن نیست که ازت بخوام

540
00:44:58,458 --> 00:45:00,083
‫من رو به مسیر درست راهنمایی کنی.

541
00:45:05,125 --> 00:45:07,083
‫من فقط یه چیز دارم تا به مردمم بدم،

542
00:45:09,333 --> 00:45:10,583
‫همه چیزم رو.

543
00:45:17,583 --> 00:45:19,833
‫سربازهای ما نمی‌تونن با تو تا ریانفا بیان

544
00:45:22,000 --> 00:45:25,083
‫اما شاید بتونن شاهدخت‌شون رو اسکورت کنن

545
00:45:25,083 --> 00:45:27,333
‫برای یه سوارکاری
تا شرقی‌ترین مرزهای قلمرومون

546
00:45:27,333 --> 00:45:28,458
‫بانوی من...

547
00:45:28,458 --> 00:45:30,833
‫اما ما نمی‌تونیم
از قلمرومون خارج بشیم، اورلیوس

548
00:45:31,083 --> 00:45:34,833
‫اگه تصمیم بگیری با ساکسون‌ها درگیر بشی،
باید تنهایی این کار رو بکنی

549
00:46:03,458 --> 00:46:10,250
[ونتا بولگاروم، سرزمین بلگای]

550
00:46:20,208 --> 00:46:21,416
‫همون‌جا وایسا.

551
00:46:31,833 --> 00:46:33,416
‫اینجا چی کار دارید؟

552
00:46:33,416 --> 00:46:35,833
‫شما قوم بلگای دارید از غلاتی چاق می‌شید که

553
00:46:35,833 --> 00:46:37,958
‫از مزارع مریدونوم غارت کردید!

554
00:46:40,166 --> 00:46:41,625
‫خب؟

555
00:46:41,625 --> 00:46:43,291
‫و ما اون رو پس می‌گیریم.

556
00:46:50,791 --> 00:46:52,333
‫نیازی نیست امروز کسی بمیره.

557
00:46:53,166 --> 00:46:56,666
‫به پادشاهت بگو میردین امریس می‌خواد ببینتش.

558
00:46:56,708 --> 00:46:59,166
‫پادشاه من به این راحتی‌ها احضار نمی‌شه.

559
00:46:59,583 --> 00:47:02,166
‫قصد ندارم کار رو آسون کنم.

560
00:47:07,416 --> 00:47:09,166
‫مریدون‌ها، از اسب پیاده شید!

561
00:47:19,833 --> 00:47:24,041
[سرزمین‌های تابستان، مرز شرقی]

562
00:48:00,333 --> 00:48:02,083
‫اگه برنگشتم،

563
00:48:03,958 --> 00:48:06,208
‫به برادرم بگو مرگم شرافتمندانه بود.

564
00:48:35,666 --> 00:48:37,416
شما از کجا اومدید؟

565
00:49:02,958 --> 00:49:04,541
‫رها کنید!

566
00:49:35,625 --> 00:49:37,333
‫برای مریدونوم!

567
00:52:03,333 --> 00:52:07,083
‫مورکانت!

568
00:52:16,750 --> 00:52:18,916
‫اون چی بود؟

569
00:52:36,833 --> 00:52:37,833
‫ممنون، بانوی من.

570
00:52:38,875 --> 00:52:39,958
‫هنوز برای تشکر زوده.

571
00:52:41,250 --> 00:52:42,958
‫تا وقتی که امشب تموم بشه،

572
00:52:43,875 --> 00:52:46,416
‫ممکنه هردومون از سرزمین‌های تابستان
تبعید بشیم

573
00:53:09,166 --> 00:53:10,666
‫هر کی که هستی،

574
00:53:11,291 --> 00:53:14,791
‫زمان خیلی بدی رو برای ملاقات انتخاب کردی.

575
00:53:14,791 --> 00:53:16,166
‫دارم از شامم لذت می‌برم.

576
00:53:19,625 --> 00:53:22,041
‫تو خیلی خوب می‌دونی من کیم، مورکانت.

577
00:53:23,291 --> 00:53:25,250
‫می‌دونم ادعا می‌کنی کی هستی

578
00:53:26,541 --> 00:53:28,500
‫اما چرا باید حرفت رو باور کنم؟

579
00:53:29,583 --> 00:53:33,750
‫من با یه پیشنهاد صلح
...از طرف اوتر اومدم، فرمانده جنگیِ

580
00:53:33,750 --> 00:53:36,666
‫بریتانیا و برادر خودِ پادشاه بزرگ، اورلیوس.

581
00:53:38,208 --> 00:53:42,041
‫تو این سرزمین‌ها صلحی در کار نیست
تا وقتی که همه ما زیر خاک بریم

582
00:53:42,041 --> 00:53:45,083
‫یا تا زمانی که پادشاهان بریتانیا
با هم متحد بشن

583
00:53:48,958 --> 00:53:51,708
‫اگه تو پسر تالیه‌سینی،

584
00:53:51,708 --> 00:53:54,041
‫خردت خیلی غلو شده‌ست.

585
00:53:55,500 --> 00:53:57,000
‫تو با نیرویی نصف اندازه‌ی ارتش من

586
00:53:57,000 --> 00:53:59,208
‫به یه قلعه مستحکم حمله می‌کنی،

587
00:54:00,083 --> 00:54:03,208
‫مردان من ارتش تو رو
تو یک چشم به هم زدن نابود می‌کنن

588
00:54:04,375 --> 00:54:06,166
‫اگه تا الان این کار رو نکرده باشن.

589
00:54:06,666 --> 00:54:08,750
‫تو با برادران پادشاهت می‌جنگی

590
00:54:08,750 --> 00:54:11,291
‫در حالی که ساکسون‌ها
مردم‌مون رو تهدید به نابودی می‌کنن

591
00:54:12,583 --> 00:54:14,083
‫برادر من کیه؟

592
00:54:17,541 --> 00:54:18,958
‫مردم من کی هستن؟

593
00:54:20,333 --> 00:54:21,750
‫من پادشاه بلگای هستم.

594
00:54:23,166 --> 00:54:25,291
‫هیچ‌کس دیگه‌ای به من ربطی نداره.

595
00:54:25,291 --> 00:54:27,500
‫و چطور می‌خوای از بلگای دفاع کنی

596
00:54:27,500 --> 00:54:30,250
‫وقتی ارتش ساکسون‌ها تو مزارعت رژه برن؟

597
00:54:31,333 --> 00:54:33,833
‫آخرین باری که
شمشیر در دست ایستادی

598
00:54:33,833 --> 00:54:37,250
‫زیر صدای کرکننده‌ی شیپور جنگی ساکسون‌ها

599
00:54:37,916 --> 00:54:40,250
‫در حالی که یه لشکر کامل از جنگجویان ساکسون

600
00:54:40,250 --> 00:54:42,500
‫تو میدون جنگ به سمتت هجوم می‌آوردن؟

601
00:54:46,791 --> 00:54:51,041
‫من به اندازه کافی آذوقه خواهم داشت
بعد از اینکه به هر پادشاهی‌ای بتازم که

602
00:54:51,041 --> 00:54:54,583
‫رها شده توسط پادشاهانی
...که مشتاقن دوش به دوشِ

603
00:54:54,583 --> 00:54:59,583
‫فرمانده‌ی جنگی تو؛ اوتر و برادر احمقش

604
00:54:59,708 --> 00:55:01,666
‫تو جنگ احمقانه‌شون بجنگن.

605
00:55:02,750 --> 00:55:04,583
‫اینجاست که اشتباه می‌کنی.

606
00:55:06,916 --> 00:55:08,375
‫هیچ جنگی در کار نخواهد بود.

607
00:55:12,125 --> 00:55:15,583
‫خود اوتر تصمیم گرفته با ساکسون‌ها درگیر نشه

608
00:55:15,583 --> 00:55:18,125
‫تا زمانی که هر چی غارت کردی رو پس بدی

609
00:55:18,125 --> 00:55:20,083
‫و به اورلیوس سوگند وفاداری بخوری.

610
00:55:27,291 --> 00:55:29,666
‫اگه اورلیوس با ساکسون‌ها نجنگه،

611
00:55:30,583 --> 00:55:32,750
‫پادشاه بزرگِ هیچ‌جا خواهد بود.

612
00:55:36,333 --> 00:55:39,250
‫همین امروز، اوتر داره علیه تو می‌تازه.

613
00:55:39,291 --> 00:55:41,083
‫اگه اون رهبر این حمله‌ست،

614
00:55:42,250 --> 00:55:44,500
‫پس فرمانده جنگی‌ای نیست که بشه ازش ترسید.

615
00:55:44,500 --> 00:55:46,041
‫در واقع.

616
00:55:46,875 --> 00:55:49,875
‫اوتر فرماندهی ارتش تیودریگ رو
بر عهده نداره

617
00:55:51,583 --> 00:55:54,541
‫اون امروز مثل یه سرباز ساده می‌جنگه،

618
00:55:56,333 --> 00:55:58,291
‫غیرقابل تشخیص از بقیه.

619
00:56:02,875 --> 00:56:03,958
‫بلوف می‌زنی.

620
00:56:05,708 --> 00:56:08,083
‫واقعاً امیدوارم مردانت تا الان نکشته باشنش.

621
00:56:09,916 --> 00:56:11,750
‫اورلیوس خودِ پادشاه بزرگ رو کشت

622
00:56:11,750 --> 00:56:13,458
‫تا انتقام خون پدرش رو بگیره.

623
00:56:15,166 --> 00:56:18,875
‫آدم فقط می‌تونه تصور کنه
که چه بلایی سر تو میاره

624
00:56:26,416 --> 00:56:28,125
‫کمانداران‌مون رو متوقف کنید.

625
00:56:28,125 --> 00:56:30,541
‫جنگجوهامون رو برگردونید پشت دیوارها.

626
00:56:30,541 --> 00:56:31,791
‫همین الان!

627
00:56:36,166 --> 00:56:38,208
‫غارتگری تو به پایان رسیده، مورکانت.

628
00:56:39,583 --> 00:56:41,750
‫تو از قدرتت سوءاستفاده کردی

629
00:56:41,750 --> 00:56:44,041
‫و حالا وقتشه که جبران کنی.

630
00:56:45,041 --> 00:56:48,916
‫اگه این کار رو نکنی،
اورلیوس به جمع‌آوری ارتشش ادامه میده

631
00:56:50,208 --> 00:56:52,583
‫اما اون ارتشی که علیهش می‌تازه
ساکسون‌ها نخواهند بود

632
00:57:09,375 --> 00:57:12,833
‫دختر من همیشه برای خودش تصمیم می‌گیره

633
00:57:13,083 --> 00:57:15,291
‫اما تو که قصد داری خودت رو

634
00:57:15,291 --> 00:57:17,750
‫پادشاه بزرگ کنی باید بهتر بدونی.

635
00:57:18,875 --> 00:57:21,208
‫اگه اجازه ندم وجدانم من رو راهنمایی کنه،

636
00:57:23,375 --> 00:57:25,458
‫لایق تاج و تخت نیستم.

637
00:57:25,458 --> 00:57:28,041
‫تو مردم من رو به خطر انداختی.

638
00:57:28,041 --> 00:57:30,583
‫مردم شما همین الانشم تو خطرن، پادشاه آوالاخ

639
00:57:30,583 --> 00:57:32,083
‫و تا زمانی که ساکسون‌ها

640
00:57:32,125 --> 00:57:33,541
‫جای پایی تو این سرزمین دارن،
تو خطر می‌مونن

641
00:57:33,541 --> 00:57:35,458
‫پدر، بریتانیایی‌هایی
که از حمله جون سالم به در بردن رو

642
00:57:35,458 --> 00:57:36,875
‫آوردن قصر.

643
00:57:36,875 --> 00:57:38,208
‫به من نیاز دارن.

644
00:57:46,166 --> 00:57:49,541
‫تو نمی‌تونی مردمت رو از این تهدید نجات بدی

645
00:57:49,541 --> 00:57:53,125
‫اگه جون خودت رو به خطر بندازی، اورلیوس.

646
00:57:53,125 --> 00:57:57,166
‫یه پادشاه بعضی‌ وقت‌ها
باید انتخاب‌های وحشتناکی بکنه

647
00:57:58,500 --> 00:57:59,708
‫احمقانه بود.

648
00:58:00,833 --> 00:58:02,000
‫می‌دونم.

649
00:58:02,583 --> 00:58:05,208
‫راستش رو بخوای،
برای چیزی که پیش رو دارم آماده نیستم

650
00:58:05,208 --> 00:58:06,833
‫نبرد با ورتیگرن...

651
00:58:07,750 --> 00:58:08,958
‫کوتاه بود؟

652
00:58:09,000 --> 00:58:10,208
‫قاطع بود.

653
00:58:12,666 --> 00:58:14,958
‫من تجربه خیلی کمی تو جنگ دارم.

654
00:58:14,958 --> 00:58:16,208
‫این که کاملاً واضحه.

655
00:58:17,041 --> 00:58:18,416
‫در حقیقت،

656
00:58:20,458 --> 00:58:22,416
‫این دختر شما بود که جون من رو نجات داد.

657
00:58:24,250 --> 00:58:25,500
‫بله.

658
00:58:27,000 --> 00:58:28,791
‫اون تو این کار مهارت داره.

659
00:58:38,875 --> 00:58:40,708
‫تو امروز شجاعت زیادی نشون دادی

660
00:58:41,875 --> 00:58:44,208
‫و عشق بزرگی به مردمی
که قراره بهشون حکومت کنی

661
00:58:46,625 --> 00:58:49,916
‫و خدای من بهم می‌گه
عشقی بزرگ‌تر از این نیست

662
00:58:51,291 --> 00:58:53,625
‫که حاضر باشی برای دیگران بمیری.

663
00:59:01,833 --> 00:59:06,000
‫به همین رویه ادامه بده
تا شاید واقعاً پادشاه بزرگ بشی

664
00:59:15,916 --> 00:59:17,166
‫نوشیدنی؟

665
00:59:19,666 --> 00:59:21,750
‫پادشاه تیودریگ مرد قولشه.

666
00:59:23,291 --> 00:59:24,750
‫دو تا دیگه از پادشاهان غربی

667
00:59:24,791 --> 00:59:26,875
‫با اورلیوس عهد وفاداری بستن.

668
00:59:26,916 --> 00:59:29,458
‫همین الان ارتش‌هاشون دارن
به سمت شرق می‌تازن

669
00:59:29,458 --> 00:59:31,083
‫افسانه‌ی اورلیوس داره رشد می‌کنه.

670
00:59:31,083 --> 00:59:33,458
‫بله.
‫ارتش تو هم همینطور.

671
00:59:33,458 --> 00:59:35,250
‫حالا باید پیش برادرت برگردی.

672
00:59:36,125 --> 00:59:38,500
‫من و پلیاس به سمت شمال، به گوتِی می‌تازیم.

673
00:59:38,500 --> 00:59:39,791
‫تو باید تنهایی بری.

674
00:59:40,875 --> 00:59:41,958
‫من ثابت نکردم

675
00:59:41,958 --> 00:59:44,416
‫که همسفر نسبتاً خوبی هستم؟

676
00:59:44,416 --> 00:59:47,708
‫اوتر، تو ثابت کردی که یه استراتژیست زیرکی

677
00:59:47,708 --> 00:59:49,666
‫و به شدت به برادرت وفاداری.

678
00:59:50,416 --> 00:59:52,750
‫اما باید مراقب باشی،

679
00:59:52,750 --> 00:59:54,708
‫چون وفاداریت ممکنه باعث نابودیت بشه.

680
00:59:57,166 --> 00:59:58,416
‫بازم معما.

681
00:59:58,416 --> 01:00:00,166
‫شاید دفعه بعدی که همو دیدیم،

682
01:00:00,166 --> 01:00:02,250
‫بتونیم از همون‌جا که بحث‌مون
قطع شد ادامه بدیم

683
01:00:02,250 --> 01:00:05,083
‫اعتراف می‌کنم دست کم گرفته بودمت، مباشر.

684
01:00:07,000 --> 01:00:09,875
‫اما هنوزم فکر می‌کنم
به خاطر گستاخیت باید شلاقت بزنن

685
01:00:33,625 --> 01:00:37,041
‫تو تالار کاستنین جات امن نیست.

686
01:00:37,041 --> 01:00:39,416
‫باید راه دیگه‌ای باشه.

687
01:00:44,458 --> 01:00:45,958
‫هیچ راه دیگه‌ای نیست.

688
01:01:52,083 --> 01:01:54,416
‫من فوراً به سمت اردوگاه ساکسون‌ها راه میفتم.

689
01:01:56,166 --> 01:01:57,541
‫اگه خواسته‌ات اینه، باشه.

690
01:01:59,000 --> 01:02:00,166
‫همینطوره، مادر.

691
01:02:03,208 --> 01:02:04,875
‫همین‌جا منتظر بمون.

692
01:02:29,500 --> 01:02:30,750
‫یه هدیه...

693
01:02:31,958 --> 01:02:32,958
‫برای هنگیست.

694
01:02:37,750 --> 01:02:39,750
[آنچه خواهید دید پس از تیتراژ]

695
01:04:10,250 --> 01:04:11,791
[آنچه خواهید دید]

696
01:04:13,666 --> 01:04:16,250
‫دشمن‌مون داره لحظه به لحظه قوی‌تر می‌شه.

697
01:04:18,166 --> 01:04:20,958
‫هر روز، کشتی‌های بیشتری از دریا عبور می‌کنن.

698
01:04:22,375 --> 01:04:24,583
‫تعداد اون‌ها پنج برابر ماست.

699
01:04:26,416 --> 01:04:28,333
‫قراره یه پادشاه بزرگ جدید داشته باشیم.

700
01:04:28,333 --> 01:04:30,958
‫اون‌ها همون کسایی هستن
که حالا باید با ساکسون‌ها مقابله کنن

701
01:04:31,875 --> 01:04:34,625
‫چند تا مرد براشون مونده که فرا بخونن‌شون؟

702
01:04:34,625 --> 01:04:36,750
‫اون پسرها تنها هستن.

703
01:04:36,750 --> 01:04:40,416
‫من پسران اربابانم رو نمی‌فرستم تا بمیرن

704
01:04:40,416 --> 01:04:43,875
‫پشت سر دو تا پسر بی‌انضباط و بی‌تجربه.

705
01:04:45,666 --> 01:04:49,083
‫اومدم تا از اربابان شمالی بخوام
به اون‌ها ملحق بشن

706
01:04:49,083 --> 01:04:51,750
‫تو همون مرلین قدرتمند نیستی،

707
01:04:51,750 --> 01:04:55,083
‫که روبه‌رو شدن باهاش تو میدون جنگ وحشتناکه؟

708
01:04:55,125 --> 01:04:57,666
‫من دیدم چه کارهایی ازت برمیاد.

709
01:05:01,375 --> 01:05:06,291
[چرخه‌ی پندراگون: ظهور مرلین]
