﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:06,047 --> 00:00:07,632
‫آنچه در "کراس" گذشت...

3
00:00:07,716 --> 00:00:10,051
‫من کلیدِ صندوق اماناتت
تو هیوستون رو می‌خوام

4
00:00:10,135 --> 00:00:11,136
‫تو کی هستی؟

5
00:00:11,219 --> 00:00:12,470
‫- وای...
‫- این رو می‌پرسی

6
00:00:12,554 --> 00:00:15,181
‫چون نمی‌دونی چی کار کردی
‫که مستحقِ این باشی یا چون

7
00:00:15,265 --> 00:00:18,643
‫تو طولِ عمرت
‫این‌قدر کارهای شیطانی کردی

8
00:00:18,727 --> 00:00:18,768
‫که نمی‌تونی بفهمی کدوم ارواحِ گذشته
‫اومدن تا یقه‌ت رو بگیرن؟

9
00:00:18,768 --> 00:00:21,521
‫که نمی‌تونی بفهمی کدوم ارواحِ گذشته
‫اومدن تا یقه‌ت رو بگیرن؟

10
00:00:24,816 --> 00:00:25,984
‫اِل آدمِ خوبیه.

11
00:00:26,067 --> 00:00:27,152
‫یه سال و نیمه
‫داری سعی می‌کنی دلش رو به دست بیاری

12
00:00:27,235 --> 00:00:28,945
‫و هنوزم فقط در حد یه دوست می‌بینتت.

13
00:00:29,029 --> 00:00:31,406
‫- می‌تونی هیچ‌وقت من رو ببخشی؟
‫- همین الانش هم بخشیدمت.

14
00:00:31,489 --> 00:00:33,533
‫اما این به این معنی نیست
‫که می‌تونم باهات باشم، الکس.

15
00:00:33,616 --> 00:00:35,035
‫با لنس دورند آشنایی داری؟

16
00:00:35,118 --> 00:00:37,203
‫صنایع کرست‌بروک؟
‫یه نفر داره سعی می‌کنه بکشتش.

17
00:00:37,287 --> 00:00:38,580
‫این تنها چیزی‌ـه که پیدا کردیم

18
00:00:38,663 --> 00:00:41,750
‫که فکر کردیم ممکنه مهم باشه،
‫از یه سخنرانی تو یه سالِ پیش.

19
00:00:41,833 --> 00:00:44,127
‫هرکسی که بود، دیروز کنارِ من بود،

20
00:00:44,210 --> 00:00:45,837
‫اون‌قدر نزدیک که می‌تونست انگشت‌ها رو
‫بذاره تو جعبه.

21
00:00:45,920 --> 00:00:48,131
‫برای همین تصمیم گرفتم

22
00:00:48,214 --> 00:00:50,508
‫- نَت رو بیارم تو تیمت.
‫- این رو ببین.

23
00:00:50,592 --> 00:00:51,676
‫اون هیچ‌وقت دستِ چپش رو

24
00:00:51,760 --> 00:00:53,011
‫از جیبش درنمیاره، حتی وقتی بهش نیاز داره.

25
00:00:53,094 --> 00:00:54,929
‫چون انگشت‌هاش قطع شده.

26
00:00:55,013 --> 00:00:57,390
‫- لادونا دوورنی رو می‌شناسی؟
‫- نه. چطور؟

27
00:00:57,474 --> 00:00:59,517
‫- اون مستقیماً سراغ تو رو گرفت.
‫- من مادرت هستم.

28
00:00:59,601 --> 00:01:01,728
‫تو نمی‌تونی
‫جلوی این تحقیقاتِ اسلحه رو بگیری،

29
00:01:01,811 --> 00:01:05,190
‫اما شاید بتونی در مورد اینکه
‫تهش به کی می‌رسن، یه کاری بکنی.

30
00:01:10,028 --> 00:01:16,618
[این قسمت حاوی حادثه‌ی خودکشی می‌باشد]
[بنا بر صلاحدید خود تماشا کنید]

31
00:01:35,929 --> 00:01:37,430
‫غلاتِ صبحونه؟

32
00:01:37,514 --> 00:01:40,350
‫نانا مجبور شد بره ویرجینیا
‫تا به یه دوست کمک کنه.

33
00:01:44,062 --> 00:01:46,147
‫گوشیت پیشته؟

34
00:01:46,231 --> 00:01:48,066
‫بله.

35
00:01:48,149 --> 00:01:49,818
‫و نه.

36
00:01:49,901 --> 00:01:51,444
‫فقط یه ایموجی.

37
00:01:51,528 --> 00:01:53,780
‫دیشب هم گفتی
‫"فقط یه ایموجی".

38
00:01:53,863 --> 00:01:56,366
‫اگه می‌خوای به اون جمالِ دندون‌فاصله‌دار
‫پیام بدی،

39
00:01:56,449 --> 00:01:58,660
‫باید صبر کنی تا گوشیِ خودت رو بگیری.

40
00:01:58,743 --> 00:02:00,036
‫نمی‌دونم کِی قراره اون روز برسه.

41
00:02:00,120 --> 00:02:01,746
‫فقط می‌خوام صبح‌به‌خیر بگم.

42
00:02:01,830 --> 00:02:04,165
‫تو یه بار بهش پیام دادی، اون جواب نداد.

43
00:02:04,249 --> 00:02:05,834
‫نمی‌تونی همین‌طوری یکی دیگه بفرستی.

44
00:02:05,917 --> 00:02:07,961
‫این‌طوری چه فکری در موردت می‌کنه؟

45
00:02:08,044 --> 00:02:10,839
‫تازه، قرار نیست
‫با این گوشی به پسرها پیام بدی، مگه نه؟

46
00:02:10,922 --> 00:02:13,341
‫این همونه که...؟

47
00:02:13,424 --> 00:02:15,176
‫اینستا ممنوع، تیک‌تاک ممنوع

48
00:02:15,260 --> 00:02:17,470
‫و پیام دادن به پسرها هم ممنوع.

49
00:02:17,554 --> 00:02:20,515
‫ممنون، ممنون،
‫ممنون، ممنون، ممنون.

50
00:02:20,598 --> 00:02:22,433
‫صبر کن.

51
00:02:22,517 --> 00:02:24,727
‫فکر کردم قرار بود
‫با اِل بریم خرید.

52
00:02:25,812 --> 00:02:27,939
‫اون، خب، اون...
‫سرش تو کار شلوغ شد.

53
00:02:28,022 --> 00:02:30,275
‫اما بهم گفت

54
00:02:30,358 --> 00:02:32,694
‫بهت بگم که
‫این بهترین مدلشه.

55
00:02:32,777 --> 00:02:34,737
‫حالا، امشب راه‌اندازیش می‌کنیم.

56
00:02:34,821 --> 00:02:38,408
‫اما الان، وسایلت رو بردار.
‫مدیر براک می‌خواد برسونت‌تون.

57
00:02:40,994 --> 00:02:42,954
‫- سلام، چطوری مارتی؟
‫- صبح به‌خیر. حالت چطوره؟

58
00:02:43,037 --> 00:02:44,622
‫هی، بیا تو.
‫خوبم، خوبم، خوبم.

59
00:02:44,706 --> 00:02:46,457
‫- ممنون بابتِ این.
‫- می‌دونی که ما تو هیل‌کرست چطوری کار می‌کنیم.

60
00:02:46,541 --> 00:02:47,709
‫ما یه خانواده‌ایم.

61
00:02:47,792 --> 00:02:49,919
‫- صبح به‌خیر آقای براک.
‫- سلام. چقدر خوش‌تیپ شدین شماها!

62
00:02:50,003 --> 00:02:52,630
‫صبح به‌خیر، پادشاه. صبح به‌خیر، ملکه.

63
00:02:52,714 --> 00:02:55,466
‫هی. یه رهبر باش.

64
00:03:01,055 --> 00:03:03,391
‫پسرعمو مانی، تا حالا دزدهای دریایی رو دیدی؟

65
00:03:03,474 --> 00:03:06,561
‫نه. خدا رو شکر.

66
00:03:06,644 --> 00:03:08,855
‫آدم‌هایی که سعی می‌کنن
‫یه کشتیِ باری رو

67
00:03:08,938 --> 00:03:11,024
‫با چندتا قایقِ قراضه بدزدن؟

68
00:03:11,107 --> 00:03:13,401
‫این‌قدر مستأصل بودن
‫که نمی‌خوای باهاشون درگیر بشی.

69
00:03:13,484 --> 00:03:16,988
‫خیلی ترجیح می‌دم اینجا پیش شما بچه‌ها باشم،
‫و از مدرسه جیم بشیم.

70
00:03:17,071 --> 00:03:18,573
‫- آره!
‫- ایول!

71
00:03:20,158 --> 00:03:22,702
‫- امروز می‌مونی اینجا؟
‫- ببین،

72
00:03:22,785 --> 00:03:24,913
‫غیبت کردن بچه‌ها از مدرسه یه حرفه.

73
00:03:24,996 --> 00:03:26,623
‫اما بانک‌ها، می‌دونم،
‫یه‌کم سخت‌گیرترن.

74
00:03:26,706 --> 00:03:27,832
‫آره، حق با اونه.

75
00:03:27,916 --> 00:03:30,627
‫- مامان باید بره.
‫- بابا می‌تونه بمونه.

76
00:03:30,710 --> 00:03:33,296
‫وقتشه که واقعاً
‫همدیگه رو بشناسیم.

77
00:03:37,926 --> 00:03:40,803
‫نظرت چیه مامانت رو
‫تا بیرون بدرقه کنیم، کنزو؟

78
00:03:40,887 --> 00:03:43,306
‫- آره.
‫- نمی‌خوایم که دیرش بشه، مگه نه؟

79
00:03:56,444 --> 00:03:58,238
‫گوش کن،
‫مراقبِ خواهرت باش.

80
00:03:58,321 --> 00:03:59,656
‫- باشه.
‫- به من گوش کن...

81
00:03:59,739 --> 00:04:00,865
‫وقتِ عکسه.

82
00:04:00,949 --> 00:04:03,326
‫و یه لبخندِ بزرگ می‌خوام.

83
00:04:03,409 --> 00:04:05,370
‫- سیب.
‫- سیب.

84
00:04:06,621 --> 00:04:08,414
‫خیلی‌خب.
‫چرا نمیری صبحونه‌ت رو تموم کنی،

85
00:04:08,498 --> 00:04:10,500
‫- مردِ کوچک؟
‫- باشه. خداحافظ، مامان.

86
00:04:15,088 --> 00:04:16,673
‫عالیه.

87
00:04:16,756 --> 00:04:18,800
‫با این عکس می‌تونه سریع بشناستت.

88
00:04:18,883 --> 00:04:20,468
‫دارم التماست می‌کنم،

89
00:04:20,551 --> 00:04:22,595
‫- لطفاً بهشون آسیب نرسون، خواهش می‌کنم.
‫- هی، هی.

90
00:04:22,679 --> 00:04:24,055
‫- به من گوش کن.
‫- خواهش می‌کنم.

91
00:04:24,138 --> 00:04:25,848
‫این معامله خیلی ساده‌ست.

92
00:04:25,932 --> 00:04:28,726
‫و من بهت اعتماد دارم که سهمِ خودت رو
‫انجام میدی، بورلی. بهت اعتماد دارم.

93
00:04:28,768 --> 00:04:31,604
‫و تو هم می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫که خانواده‌ت رو سالم نگه می‌دارم.

94
00:04:32,689 --> 00:04:34,774
‫اون اشک‌ها رو از چشم‌هات پاک کن،

95
00:04:34,857 --> 00:04:37,318
‫و حواست رو جمع کن.

96
00:04:37,402 --> 00:04:38,987
‫تو از پسش برمیای.

97
00:04:41,823 --> 00:04:43,741
‫خوبه. حالا برو.

98
00:04:47,954 --> 00:04:50,290
‫شما با مأمور کریگ تماس گرفته‌اید.
‫پیام بگذارید.

99
00:04:50,373 --> 00:04:54,168
‫کیلا. من فکر می‌کنم باید
‫دستیارِ لنس رو جداگانه بازجویی کنیم.

100
00:04:54,252 --> 00:04:58,172
‫بدونِ اینکه رئیسش اونجا وایساده باشه،
‫ممکنه خیلی بیشتر حرف برای گفتن داشته باشه.

101
00:04:58,256 --> 00:05:00,591
‫- پس...
‫- نانا؟

102
00:05:00,675 --> 00:05:02,844
‫- الکس؟
‫- من... تو آشپزخونه‌م!

103
00:05:02,927 --> 00:05:05,930
‫به هر حال، وقتی این رو شنیدی بهم زنگ بزن.

104
00:05:08,349 --> 00:05:11,352
‫- هی، چطوری جان؟
‫- نانا کجاست؟

105
00:05:11,436 --> 00:05:13,021
‫مجبور شد بره بیرونِ شهر.

106
00:05:13,104 --> 00:05:15,231
‫دوستش تصادف کرده بود.

107
00:05:15,315 --> 00:05:16,649
‫چه خبره پسر؟ گرسنه‌ته؟

108
00:05:16,733 --> 00:05:18,234
‫داریم هانی‌کامب می‌خوریم.

109
00:05:18,318 --> 00:05:19,944
‫نه، برای غذا خوردن نیومدم.

110
00:05:23,197 --> 00:05:24,615
‫خوابم نبرده، پسر.

111
00:05:26,617 --> 00:05:28,619
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم

112
00:05:28,703 --> 00:05:31,372
‫چرا نانا باید
‫در موردِ مرگِ مادرم دروغ بگه.

113
00:05:31,456 --> 00:05:34,417
‫خب، ببین، من... من نمی‌خوام
‫از طرف اون حرف بزنم، اما...

114
00:05:34,500 --> 00:05:37,003
‫شاید فکر می‌کرده بهتره
‫که تو ندونی.

115
00:05:37,086 --> 00:05:39,213
‫اینکه حقیقت رو ندونم؟

116
00:05:39,297 --> 00:05:41,299
‫اون باید این رو برام توضیح بده.

117
00:05:45,720 --> 00:05:48,139
‫یه چیزی هست
‫که هنوز داره ذهنم رو درگیر می‌کنه.

118
00:05:50,975 --> 00:05:52,393
‫تو می‌دونستی؟

119
00:06:01,903 --> 00:06:03,529
‫از کِی؟

120
00:06:04,614 --> 00:06:06,240
‫از کِی، رفیق؟

121
00:06:12,580 --> 00:06:14,207
‫از... از وقتی که بچه بودیم.

122
00:06:56,666 --> 00:06:59,585
[کراس]
[فصل دوم، قسمت دوم]

123
00:07:11,848 --> 00:07:13,182
[ساعت هشدار]

124
00:07:46,883 --> 00:07:47,925
‫لعنتی.

125
00:08:15,703 --> 00:08:18,372
[پیام جدید: آدرس یوآراِل و کلمه‌عبور]

126
00:08:35,097 --> 00:08:36,432
‫چیه؟

127
00:08:36,516 --> 00:08:38,100
‫موقعیتِ ساده‌ای نیست.

128
00:08:38,184 --> 00:08:39,810
‫ما اصلاً فکر نمی‌کردیم برگرده.

129
00:08:39,894 --> 00:08:42,480
‫بس کن. نه اینجا، نه الان.

130
00:08:42,563 --> 00:08:45,107
‫قبول. اما بالأخره یه زمانی
‫باید به حرفم گوش بدی.

131
00:08:45,191 --> 00:08:46,651
‫من و نانا فقط سعی داشتیم
‫از تو محافظت کنیم...

132
00:08:46,734 --> 00:08:49,195
‫من هرچیزی که باید می‌شنیدم رو شنیدم،
‫باشه؟ هر دوتاتون دروغ گفتین،

133
00:08:49,278 --> 00:08:51,614
‫و حالا اینجا نشستی
‫و سعی می‌کنی طوری رفتار کنی که انگار هیچ مشکلی نیست.

134
00:08:51,697 --> 00:08:55,117
‫ببین، می‌دونم عصبانی هستی، اما بهتره
‫از خودت بپرسی که واقعاً از دستِ کی عصبانی هستی...

135
00:08:55,201 --> 00:08:56,827
‫از زنی که بزرگت کرد،
‫و بهترین دوستت

136
00:08:56,911 --> 00:08:57,912
‫- از وقتی که هشت سالت بود
‫- نه. نه.

137
00:08:57,995 --> 00:09:00,498
‫یا مظنون به قتلی
‫که بهت پشت کرد؟

138
00:09:00,581 --> 00:09:03,209
‫برای من نقشِ روانشناس رو بازی نکن، دکتر کراس.
‫باشه؟

139
00:09:03,292 --> 00:09:05,628
‫گفتم نه اینجا، نه الان.

140
00:09:05,711 --> 00:09:08,464
‫ببخشید که معطل شدین.

141
00:09:08,548 --> 00:09:11,259
‫نگران نباش.
‫انگار نه انگار که جونِ یه آدم در خطره.

142
00:09:11,342 --> 00:09:12,677
‫خیلی‌خب، بیاید سریع شروع کنیم.

143
00:09:12,760 --> 00:09:14,887
‫اِم، چی
‫تو پرونده‌های کارمندهای

144
00:09:14,971 --> 00:09:17,306
‫صنایع کرست‌بروک پیدا کردیم؟

145
00:09:17,390 --> 00:09:19,892
‫سوابقِ دیجیتال تا 28 سال پیش رو پوشش میده.
‫همه‌ش رو بررسی کردیم.

146
00:09:19,976 --> 00:09:21,310
‫هیچ موردی پیدا نشد.

147
00:09:21,394 --> 00:09:24,355
‫قبل از اون کاغذی بوده، اما حتی اگه
‫این مرد ده سال مسن‌تر از چیزی که به نظر میاد باشه،

148
00:09:24,438 --> 00:09:27,358
‫اون‌موقع برای کار تو یه کارخونه‌ی فرآوری
‫خیلی جوون بوده.

149
00:09:27,441 --> 00:09:29,235
‫اکبر، چیزی
‫در موردِ شرکت‌کننده‌های کنفرانس پیدا نکردی؟

150
00:09:29,318 --> 00:09:30,820
‫صفر.

151
00:09:30,903 --> 00:09:33,155
‫ما با هر کسی که
‫تو ویدیو کنارش دیده می‌شد تماس گرفتیم،

152
00:09:33,239 --> 00:09:34,407
‫حتی یادشون نمیاد اون مرد رو دیده باشن.

153
00:09:34,490 --> 00:09:36,826
‫- اون یه مردِ خاکستریه.
‫- مردِ خاکستری؟

154
00:09:36,909 --> 00:09:38,578
‫این یه چیزِ جدیده
‫که باید نگرانش باشم؟

155
00:09:38,661 --> 00:09:40,288
‫این یه اصطلاحِ نظامیه

156
00:09:40,371 --> 00:09:42,665
‫برای کسی که می‌تونه
‫تو جمعیت نامرئی بشه.

157
00:09:42,748 --> 00:09:44,375
‫شاید بهتر باشه تمرکزمون رو از روش برداریم.

158
00:09:44,458 --> 00:09:47,295
‫اون می‌دونه چطوری از دیدِ دوربین‌ها فرار کنه.
‫اما اگه اون کارت شناسایی جعلی بوده،

159
00:09:47,378 --> 00:09:48,921
‫پس حتماً
‫از درِ اصلی نیومده تو، درسته؟

160
00:09:49,005 --> 00:09:50,506
‫یه نفر باید راهش داده باشه تو.

161
00:09:50,590 --> 00:09:53,718
‫شاید یه آشنا اون تو داشته.
‫باید سعی کنیم پیداش کنیم.

162
00:09:53,801 --> 00:09:55,886
‫- باشه.
‫- هی.

163
00:09:55,970 --> 00:09:58,598
‫کسی اینجا اسمِ «ریچارد هلوینگ» به گوشش خورده؟

164
00:09:58,681 --> 00:10:01,475
‫- همون میلیاردرِ عوضی؟
‫- خودشه.

165
00:10:01,559 --> 00:10:04,437
‫اون کثافتِ عوضی
‫سه روز پیش کشته شده.

166
00:10:04,520 --> 00:10:06,314
‫ربطی به پرونده داره، ستوان؟

167
00:10:06,397 --> 00:10:08,649
‫سه تا از انگشت‌های اون مرد قطع شده،
‫پس خودت بگو.

168
00:10:08,733 --> 00:10:12,194
‫دوست‌های اف‌بی‌آی‌مون تونستن
‫جسد رو مصادره کنن.

169
00:10:12,278 --> 00:10:15,072
‫جاندو یه‌کم روش کار کرده،
‫الان آماده‌ست تا یه گزارش اولیه بده.

170
00:10:15,156 --> 00:10:17,033
‫لعنتی. داریم میایم.

171
00:10:17,116 --> 00:10:18,367
‫- باشه.
‫- خب،

172
00:10:18,451 --> 00:10:19,910
‫نیاز دارم یه نفر هر ارتباطی رو که
[آدرس و کلمه‌عبور]

173
00:10:19,994 --> 00:10:21,829
‫بین لنس دورند و ریچارد هلوینگ هست بررسی کنه.

174
00:10:21,912 --> 00:10:24,665
‫ببینید آیا هردوشون
‫تو کارهای غیرقانونی دست داشتن یا نه.

175
00:10:24,749 --> 00:10:26,167
‫دارم روش کار می‌کنم.

176
00:10:26,250 --> 00:10:27,418
‫باشه.

177
00:10:27,501 --> 00:10:30,421
‫بعداً بهت ملحق می‌شم،
‫چند تا تماس هست که باید بگیرم.

178
00:10:30,504 --> 00:10:32,256
‫- مشکلی نیست.
‫- آره.

179
00:10:34,300 --> 00:10:35,885
[برنامه درحال بارگزاری]

180
00:10:35,926 --> 00:10:37,178
[راه‌اندازی]

181
00:10:37,178 --> 00:10:39,930
[جلسه تا 4 ساعت، 13 دقیقه و 43 ثانیه دیگر آغاز می‌شود]

182
00:10:44,310 --> 00:10:46,812
‫- انگشت‌ها مطابقت دارن؟
‫- جواب کوتاهش بله‌ست.

183
00:10:46,896 --> 00:10:49,315
‫اما بذار چند تا نکته رو
‫براتون روشن کنم.

184
00:10:49,398 --> 00:10:51,817
‫ببینید، معمولاً تو این نوع آسیب‌ها
‫له‌شدگی دیده می‌شه.

185
00:10:51,901 --> 00:10:54,362
‫با پیچ‌بُر، ساطور،

186
00:10:54,445 --> 00:10:55,988
‫می‌دونید، یه همچین چیزهایی.

187
00:10:56,072 --> 00:10:59,283
‫لعنتی، جاندو، خودم دیدمش.
‫لطفاً خلاصه‌ش کن.

188
00:10:59,367 --> 00:11:01,118
‫این دفعه فرق می‌کنه.

189
00:11:01,202 --> 00:11:03,746
‫این کار با یه تیغه‌ی خیلی تیز انجام شده.

190
00:11:04,413 --> 00:11:07,458
‫اگه بخوام حدس بزنم،
‫کار کسیه که قبلاً هم این کار رو کرده.

191
00:11:07,541 --> 00:11:10,670
‫دقیقاً می‌دونسته باید کجا رو ببره
‫درست رو مفصل‌ها.

192
00:11:10,753 --> 00:11:13,547
‫تقریباً هیچ خراشی اطرافش نیست
‫که نشون بده دنبال مفصل می‌گشته.

193
00:11:13,631 --> 00:11:16,509
‫اما دندانه‌های استخوان‌ها با هم می‌خونن.

194
00:11:16,592 --> 00:11:17,802
‫انگشت‌ها مال خودشه.

195
00:11:18,844 --> 00:11:21,514
‫- باشه، ممنون، جاندو.
‫- یه نکته‌ی دیگه.

196
00:11:21,597 --> 00:11:23,057
‫این مرد...

197
00:11:23,140 --> 00:11:25,810
‫روی تمام نیم‌تنه‌اش
‫بریدگی‌های سطحی داره.

198
00:11:25,893 --> 00:11:28,020
‫خب، اون‌قدر عمیق نیستن که کشنده باشن،
‫اما فقط زمانی ایجاد شدن

199
00:11:28,104 --> 00:11:30,022
‫که اون از قبل مُرده بوده.

200
00:11:30,106 --> 00:11:31,357
‫در مورد انگشت‌ها هم همین‌طوره.

201
00:11:31,440 --> 00:11:33,359
‫آره، قطعشون کردن،
‫اما فقط بعد از اینکه کشته شده.

202
00:11:33,442 --> 00:11:35,653
‫که باعث می‌شه یه چیزی برام سؤال بشه.

203
00:11:35,695 --> 00:11:36,987
‫شاید به عنوان یادگاری برداشتت‌شون.

204
00:11:37,029 --> 00:11:38,656
‫نه.

205
00:11:38,739 --> 00:11:41,158
‫قاتل اون انگشت‌ها رو
‫برای قربانیِ بعدیش فرستاده.

206
00:11:45,246 --> 00:11:48,791
‫وای...
‫دارید دنبال چه روانیِ کثافتی می‌گردید؟

207
00:11:49,041 --> 00:11:50,626
[بانک خصوصی اوک‌هیون]

208
00:11:50,668 --> 00:11:52,878
‫زنی که الان قراره
‫ببینمش کیه؟

209
00:11:52,962 --> 00:11:55,131
‫- همون‌جا، اون که پالتو پوشیده.
‫- ممنون.

210
00:11:58,217 --> 00:12:00,094
‫ایزابلا گالاردو؟ صبح به‌خیر.

211
00:12:00,177 --> 00:12:02,263
‫من بورلی سومز هستم، معاونِ مدیر.

212
00:12:02,346 --> 00:12:04,014
‫می‌تونم چیزی برای نوشیدن بهتون تعارف کنم؟

213
00:12:04,098 --> 00:12:05,641
‫- قهوه؟ چای؟
‫- چیزی که می‌خوام

214
00:12:05,725 --> 00:12:07,935
‫اینکه گاوصندوقِ خصوصیتون رو ببینم.

215
00:12:08,018 --> 00:12:11,105
‫البته. از این طرف.

216
00:12:28,122 --> 00:12:29,874
‫خدای من.

217
00:12:29,957 --> 00:12:32,209
‫چطوری داری خودت رو کنترل می‌کنی؟

218
00:12:32,293 --> 00:12:34,336
‫حس می‌کنم الان حالم به هم می‌خوره.

219
00:12:35,337 --> 00:12:37,798
‫باشه. اون خاله‌مه.
‫اون مرد، اون بردتش.

220
00:12:37,882 --> 00:12:39,467
‫بهم گفت
‫خانواده‌ی تو رو هم گرفته، درسته؟

221
00:12:39,550 --> 00:12:40,885
‫گفت بچه‌هات رو گرفته.

222
00:12:40,968 --> 00:12:42,720
‫بله. اون چی می‌خواد؟

223
00:12:42,803 --> 00:12:45,014
‫بهم گفت باید هر کاری که تو گفتی رو انجام بدم.

224
00:12:45,097 --> 00:12:47,266
‫و همه‌ش در موردِ این مرد حرف می‌زد. هلوینگ؟

225
00:12:47,349 --> 00:12:49,935
‫اون یکی از مشتری‌های بزرگِ ماست،
‫اما تازه فوت کرده.

226
00:12:50,019 --> 00:12:51,103
‫یه نفر...

227
00:12:51,187 --> 00:12:53,522
‫چی... اون به قتل رسیده.

228
00:12:53,606 --> 00:12:55,149
‫- فکر می‌کنی...
‫- نمی‌دونم.

229
00:12:55,232 --> 00:12:56,692
‫احتمالاً.

230
00:12:56,776 --> 00:12:59,028
‫اما اون که
‫بچه‌هام رو نمی‌کشه، مگه نه؟

231
00:12:59,111 --> 00:13:00,905
‫بیا فقط این کار رو تموم کنیم.

232
00:13:00,988 --> 00:13:02,948
‫ما قرار بود بیایم تا...

233
00:13:03,783 --> 00:13:05,826
‫...هر چیزی که تو این
‫صندوقِ امانات هست رو برداریم.

234
00:13:05,910 --> 00:13:06,952
‫باشه.

235
00:13:07,036 --> 00:13:09,497
‫لعنتی. کلیدِ دوم تو دفتره.

236
00:13:09,580 --> 00:13:11,332
‫باید برم بیارمش.

237
00:13:11,415 --> 00:13:15,127
‫هی. خودت رو کنترل کن، باشه؟

238
00:13:16,545 --> 00:13:18,422
‫تو از پسش برمیای.

239
00:13:20,049 --> 00:13:21,091
‫باشه.

240
00:13:21,175 --> 00:13:24,345
‫اوه، این خیلی نامردیه.

241
00:13:24,428 --> 00:13:25,930
‫چی؟ چی شده؟

242
00:13:26,013 --> 00:13:27,515
‫اون می‌خواد شهرت رو بگیره.

243
00:13:29,058 --> 00:13:30,893
‫اصلاً جالب نیست، گریس.

244
00:13:30,976 --> 00:13:33,646
‫فکر می‌کردم با هم دوستیم.
‫با همه‌ی مهمون‌هات این‌طوری رفتار می‌کنی؟

245
00:13:33,729 --> 00:13:36,023
‫تو عشق و جنگ همه‌چیز عادلانه‌ست.

246
00:13:36,106 --> 00:13:38,859
‫اینجا... نباید سرِ پسرعمو مانی رو
شیره بمالی، عزیزم

247
00:13:38,943 --> 00:13:41,987
‫اهمیت نده، گاوین.
‫فقط برای خنده‌ست.

248
00:13:43,239 --> 00:13:44,657
‫پس جنگ شروع شد، بچه.

249
00:14:00,005 --> 00:14:01,715
[پیام از فرستنده‌ی ناشناس]

250
00:14:20,860 --> 00:14:22,862
‫اینجا. کلیدت رو بیار.

251
00:14:22,945 --> 00:14:24,655
‫آوردم.

252
00:14:29,827 --> 00:14:31,412
‫باشه. بیا.

253
00:14:38,294 --> 00:14:40,337
‫این به نظر نمی‌رسه
‫ارزش کشتن یه نفر رو داشته باشه.

254
00:14:40,421 --> 00:14:42,256
‫خب، ظاهراً برای اون ارزش داره.

255
00:14:42,339 --> 00:14:44,717
‫هی، ما... ما وقت زیادی نداریم.

256
00:14:44,800 --> 00:14:47,344
‫اون به همه‌ی این چیزها نیازی نداره.

257
00:14:47,428 --> 00:14:49,388
‫پرونده‌ها رو می‌تونیم بذاریم اینجا.

258
00:14:50,306 --> 00:14:53,100
‫تو خانواده‌هامون رو به کشتن میدی.
‫اون گفت همه‌چیز.

259
00:14:53,142 --> 00:14:54,101
‫پول نقد رو می‌دیم به مانی.

260
00:14:54,143 --> 00:14:56,604
‫ما نمی‌دونیم
‫مانی انتظار داره چی اینجا پیدا کنه.

261
00:14:56,687 --> 00:14:58,522
‫- حماقت نکن.
‫- مانی هیچ‌وقت نمی‌فهمه.

262
00:14:59,690 --> 00:15:01,358
‫چرا، می‌فهمه.

263
00:15:03,485 --> 00:15:04,987
‫چون من قراره بهش بگم.

264
00:15:07,364 --> 00:15:08,866
‫سورپرایز.

265
00:15:10,117 --> 00:15:11,702
‫ما احمق نیستیم، بورلی.

266
00:15:11,785 --> 00:15:14,747
‫می‌دونستیم که نمی‌شه بهت اعتماد کرد
‫تا این کار رو بدونِ نظارت انجام بدی،

267
00:15:14,830 --> 00:15:17,166
‫و تو الان این رو ثابت کردی.

268
00:15:17,249 --> 00:15:19,418
‫نه. نه، من این کار رو نکردم، من فقط...

269
00:15:20,794 --> 00:15:22,296
‫خواهش می‌کنم بهم آسیب نرسونین.

270
00:15:22,379 --> 00:15:25,007
‫اینکه بعدش چی می‌شه به خودت بستگی داره.

271
00:15:25,090 --> 00:15:27,885
‫چون همون‌طور که دیدی،
‫ما همه‌چیز رو در موردت می‌دونیم.

272
00:15:28,928 --> 00:15:31,138
‫و در مورد بچه‌هات.

273
00:15:31,221 --> 00:15:33,891
‫و سکوتِ تو می‌تونه جونشون رو بخره.

274
00:15:35,684 --> 00:15:37,603
‫پس، تکون بخور، بورلی،

275
00:15:37,686 --> 00:15:39,688
‫و کمکم کن این خرت‌وپرت‌ها رو از اینجا ببریم بیرون.

276
00:15:57,665 --> 00:15:58,874
‫نمی‌شناسیش؟

277
00:15:58,958 --> 00:16:01,835
‫شوخیت گرفته؟
‫این آدم کاملاً سوخته و جزغاله شده.

278
00:16:01,919 --> 00:16:04,588
‫می‌دونی، حق با توئه، معذرت می‌خوایم.
‫باید اطلاعات بیشتری بهت می‌دادیم.

279
00:16:04,672 --> 00:16:06,382
‫انگشت‌هایی که
‫تو جعبه‌ی موسیقی‌ت پیدا کردی...

280
00:16:06,465 --> 00:16:08,092
‫مالِ این مرد بودن.

281
00:16:08,175 --> 00:16:11,428
‫اسمش ریچارد هلوینگه. برات آشناست؟

282
00:16:11,512 --> 00:16:12,763
‫وای پسر.

283
00:16:12,846 --> 00:16:15,182
‫تو وقتی همو دیدیم می‌دونستی
‫این‌ها انگشت‌های هلوینگه.

284
00:16:15,265 --> 00:16:17,267
‫وقتمون رو تلف کردیم.

285
00:16:17,351 --> 00:16:20,854
‫تو وقتمون رو تلف کردی. چرا؟

286
00:16:21,605 --> 00:16:24,108
‫فرض می‌کنم که
‫شایعات رو در مورد هلوینگ می‌دونی.

287
00:16:24,191 --> 00:16:25,901
‫- اون‌ها بیشتر از یه شایعه‌ان.
‫- درسته.

288
00:16:25,985 --> 00:16:28,487
‫من نمی‌خوام
‫اسمم با...

289
00:16:28,570 --> 00:16:31,824
‫با اون آزارگر کثیف
‫به هیچ وجه، شکل یا فرمی گره بخوره.

290
00:16:31,907 --> 00:16:35,369
‫مخصوصاً الان.
‫ما در آستانه‌ی تغییر هستیم...

291
00:16:35,452 --> 00:16:37,705
‫طرحِ «بذر رفاه» رو
‫برای یه لحظه بی‌خیال شو.

292
00:16:37,788 --> 00:16:41,417
‫ما داریم سعی می‌کنیم جونت رو نجات بدیم.
‫می‌شناختیش؟

293
00:16:42,459 --> 00:16:45,045
‫البته. بله. یه بار دیدمش...

294
00:16:45,129 --> 00:16:46,547
‫فقط یه بار. فقط همون یه بار.

295
00:16:46,630 --> 00:16:48,257
‫دوباره سعی کن.

296
00:16:48,340 --> 00:16:51,176
‫شما دوتا هر دو تو اجلاسِ جی20
و تو دره‌ی خورشید

297
00:16:51,260 --> 00:16:52,720
‫فقط همین پارسال با هم دیده شدین.

298
00:16:52,803 --> 00:16:56,598
‫در واقع، ما این عکس رو از شما دوتا داریم،
‫شونه به شونه‌ی هم.

299
00:16:56,682 --> 00:16:58,100
‫عجب.

300
00:16:59,393 --> 00:17:02,563
‫خب، شاید فقط همون یه بار
‫با هم رفتین به یه مهمونی،

301
00:17:02,646 --> 00:17:03,897
‫و تو فقط خوش گذروندی.

302
00:17:03,981 --> 00:17:06,817
‫باشه، بس کنید. ببینید...

303
00:17:06,900 --> 00:17:09,028
‫من اوایلِ پاندمی
‫دیدمش.

304
00:17:09,111 --> 00:17:11,030
‫کشور با مشکلِ تأمینِ مواد غذایی روبه‌رو بود،

305
00:17:11,113 --> 00:17:14,199
‫من کارگر داشتم،
‫نمی‌تونستم ببرمشون تو خطِ تولید

306
00:17:14,283 --> 00:17:16,410
‫چون نمی‌تونستم
‫از خونه‌هاشون بیارمشون بیرون.

307
00:17:16,493 --> 00:17:18,412
‫هلوینگ من رو با کسایی آشنا کرد

308
00:17:18,495 --> 00:17:21,206
‫که می‌تونستن
‫کارگرهای من رو به عنوانِ نیروی ضروری طبقه‌بندی کنن،

309
00:17:21,290 --> 00:17:25,294
‫و این‌طوری بود که نذاشتم
‫قفسه‌های غذا تو آمریکا خالی بمونه.

310
00:17:25,377 --> 00:17:27,629
‫تو می‌خواستی شرکتت
‫با تمامِ قوا به کارش ادامه بده،

311
00:17:27,713 --> 00:17:29,548
‫برای همین با یه عوضی گرم گرفتی؟

312
00:17:29,590 --> 00:17:31,008
‫ما از هیچ‌کدومِ اون چیزها خبر نداشتیم.

313
00:17:31,050 --> 00:17:33,343
‫به محض اینکه فهمیدیم،
‫لنس ارتباطش رو کاملاً قطع کرد.

314
00:17:33,427 --> 00:17:35,804
‫فقط بهم بگو... چرا یه نفر باید
‫بخواد تو و هلوینگ رو بکشه

315
00:17:35,888 --> 00:17:37,139
‫به خاطرِ محدودیت‌های کرونا؟

316
00:17:37,222 --> 00:17:39,600
‫حدودِ دوازده تا از کارگرها مریض شدن،

317
00:17:39,683 --> 00:17:41,477
‫و بعضی‌هاشون
‫به خاطرِ ویروس مُردن.

318
00:17:41,560 --> 00:17:42,686
‫خب، تو اون شرایط،

319
00:17:42,770 --> 00:17:45,606
‫من داشتم کاری رو می‌کردم که برای کشور بهترین بود.

320
00:17:45,689 --> 00:17:47,524
‫- من... نمی‌تونم، من نمی‌تونم...
‫- می‌دونی، اگه همون موقع

321
00:17:47,608 --> 00:17:48,984
‫ارتباط برقرار می‌کردی و راستش رو می‌گفتی،

322
00:17:49,068 --> 00:17:51,111
‫ما تو عرضِ چند ساعت یه تیم
‫می‌فرستادیم به اون جزیره.

323
00:17:51,195 --> 00:17:52,821
‫ما مظنونِ اصلی رو بهتون دادیم.

324
00:17:52,905 --> 00:17:54,907
‫بیاید فقط تمرکزمون رو روی اون نگه داریم.

325
00:17:58,327 --> 00:18:01,038
‫ما نمی‌تونیم کارمون رو انجام بدیم

326
00:18:01,121 --> 00:18:03,415
‫اگه بهمون دروغ بگین.

327
00:18:03,499 --> 00:18:06,085
‫من... معذرت می‌خوام. دیگه تکرار نمی‌شه.

328
00:18:06,168 --> 00:18:08,045
‫قسم می‌خورم.

329
00:18:10,005 --> 00:18:11,256
‫پیداش کردم!

330
00:18:11,340 --> 00:18:13,342
‫- کی رو؟
‫- خانمی که «دو انگشت» رو پارسال

331
00:18:13,425 --> 00:18:14,968
‫راه داده بود تو سمینار.

332
00:18:15,052 --> 00:18:17,846
‫گفتی یه آشنا اون تو داشته؟ این خودشه.

333
00:18:20,015 --> 00:18:22,518
‫روی قفل نوارچسب زده
‫تا در قفل نشه.

334
00:18:22,601 --> 00:18:23,936
‫لطفاً بگو می‌شناسیش.

335
00:18:24,019 --> 00:18:27,773
‫آره. این یکی هیچ ایده‌ای نداره
‫که چطوری از تشخیصِ چهره فرار کنه.

336
00:18:27,856 --> 00:18:31,318
‫آشنا بشید با همدست‌مون،
‫«مکنزی استل زوکوف».

337
00:18:31,401 --> 00:18:34,655
‫در حالِ حاضر ساکنِ «کتون‌اسویل»، مریلنده.

338
00:18:34,738 --> 00:18:38,659
‫پنج سالِ گذشته رو مشغول به کار بوده به عنوانِ...
‫کی می‌تونست حدس بزنه؟

339
00:18:38,742 --> 00:18:40,786
‫یه تراپیست
‫تو بیمارستانِ روانپزشکیِ...

340
00:18:40,869 --> 00:18:42,621
‫مک‌کینی-آلن.

341
00:18:50,671 --> 00:18:53,757
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫این بهترین نقشه‌ست...

342
00:18:53,841 --> 00:18:55,509
‫کاری کنیم احساس کنه داره بهش کمک می‌کنه؟

343
00:18:55,592 --> 00:18:58,470
‫خب، اون ریسکِ بزرگی برای این مرد کرده.
‫یه ریسکِ خیلی خیلی بزرگ.

344
00:18:58,554 --> 00:19:00,639
‫چرا باید همچین کاری کنه
‫مگر اینکه بهش حسی داشته باشه؟

345
00:19:00,722 --> 00:19:02,182
‫زندگی شخصیش رو چک کردی؟

346
00:19:03,225 --> 00:19:05,435
‫آره. مجرده، بچه‌ام نداره.

347
00:19:05,519 --> 00:19:08,689
‫باشه، شاید عشقه، شاید فقط علاقه‌ست،
‫در هر صورت، می‌تونیم امتحانش کنیم.

348
00:19:08,689 --> 00:19:10,732
‫چیه، برای وقتِ آرایشگاهت دیرت شده
‫یا یه همچین چیزی؟

349
00:19:10,816 --> 00:19:12,776
‫آره. چه رنگی باید انتخاب کنم؟

350
00:19:12,860 --> 00:19:14,695
شیکه -
می‌دونم -

351
00:19:14,778 --> 00:19:16,989
‫سلام. ما دنبالِ دکتر زوکوف می‌گردیم.

352
00:19:17,072 --> 00:19:20,117
‫- اتاقِ 11.
‫- ممنون.

353
00:19:20,200 --> 00:19:23,787
‫باشه، پس مضطربش می‌کنیم،
‫انگار که ممکنه یارو کشته بشه یا همچین چیزی.

354
00:19:23,829 --> 00:19:27,708
‫دقیقاً، دقیقاً، این‌طوری اگه جوابِ سؤالاتمون رو بده،
جونِ اون رو نجات داده

355
00:19:27,749 --> 00:19:29,042
‫دکتر زوکوف.

356
00:19:29,126 --> 00:19:31,503
‫سلام. من کارآگاه الکس کراس هستم.

357
00:19:31,587 --> 00:19:33,922
‫ایشون هم همکارم،
‫مأمور ویژه کیلا کریگ هستن.

358
00:19:33,964 --> 00:19:36,175
‫اگه می‌خواید در موردِ یه بیمار صحبت کنید،
‫باید حکمِ دادگاه بگیرید.

359
00:19:36,216 --> 00:19:37,843
‫نه، نه، نه،
‫در واقع ما برای شما اینجاییم.

360
00:19:37,843 --> 00:19:40,804
‫آره، اما نه... نه... نه اون‌طوری.
‫نه، ما دنبالِ کسی می‌گردیم

361
00:19:40,888 --> 00:19:42,306
‫که قبلاً اینجا بیمار بوده.

362
00:19:42,389 --> 00:19:45,058
‫مسئولِ پذیرش، دکتر مندوزا...
‫گفت که شما خیلی باهاش صمیمی بودین.

363
00:19:46,894 --> 00:19:48,770
‫آره، اون، جان راموس‌ـه.

364
00:19:48,854 --> 00:19:50,689
‫یادمه. چی کار کرده؟

365
00:19:50,772 --> 00:19:52,733
‫مسئله این نیست که چی کار کرده،
‫مسئله اینه که چه اتفاقی ممکنه براش بیفته.

366
00:19:52,816 --> 00:19:54,860
‫ما نگرانیم که جونش تو خطر باشه.

367
00:19:56,111 --> 00:19:57,196
‫از طرفِ چی؟ چه خبر شده؟

368
00:19:57,279 --> 00:19:59,406
‫اگه اشکالی نداره،
‫اول می‌شه لطفاً یه‌کم

369
00:19:59,489 --> 00:20:00,824
‫در موردِ سابقه‌ی آشنایی‌تون باهاش
بهمون بگین؟

370
00:20:00,908 --> 00:20:02,659
‫اون قبلاً بیمارِ اینجا بود.

371
00:20:05,412 --> 00:20:07,956
‫دکتر زوکوف، ترجیح می‌دید
‫این مکالمه رو تو اداره داشته باشیم؟

372
00:20:08,040 --> 00:20:10,167
‫یا می‌خواید شاید
‫شروع کنید به گفتنِ حقیقت؟

373
00:20:10,250 --> 00:20:13,378
‫ما... ما با هم رفیق شدیم.
‫با هم بیرون می‌رفتیم.

374
00:20:13,462 --> 00:20:14,463
‫نه تا وقتی که اینجا بود.

375
00:20:14,546 --> 00:20:17,549
‫اما بیرون از بیمارستان
‫می‌شناختیش، درسته؟

376
00:20:17,633 --> 00:20:21,386
‫ما فیلمی داریم که نشون میده شما بهش کمک کردین
‫یواشکی واردِ یه کنفرانسِ محیط زیست بشه.

377
00:20:22,095 --> 00:20:24,306
‫حقیقت اینه که اون از همون اول
‫اصلاً نباید اینجا می‌بود.

378
00:20:25,766 --> 00:20:27,559
‫تو چه جور دردسری افتاده؟

379
00:20:27,643 --> 00:20:29,102
‫ما نمی‌تونیم اون جزئیات رو بهتون بدیم،
‫اما جدیه.

380
00:20:29,186 --> 00:20:31,897
‫متوجهِ اون قسمت شدین
‫که گفتیم جونش تو خطره؟

381
00:20:31,980 --> 00:20:33,565
‫ما واقعاً نیاز داریم بهمون بگید کجاست.

382
00:20:33,649 --> 00:20:35,275
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

383
00:20:35,776 --> 00:20:37,945
‫جدی می‌گم. اون خیلی مخفی‌کاره.

384
00:20:38,028 --> 00:20:39,613
‫من هیچ شماره یا آدرسی ازش ندارم.

385
00:20:39,696 --> 00:20:41,615
‫اگه هم با هم حرف بزنیم،
‫به خاطرِ اینه که اون تماس گرفته.

386
00:20:41,698 --> 00:20:44,451
‫باشه، باشه.
‫خب، حداقل، اسمِ واقعیش چیه؟

387
00:20:44,534 --> 00:20:46,286
‫جان راموس.

388
00:20:46,370 --> 00:20:47,996
‫معذرت می‌خوام، باید این تماس رو جواب بدم.
[شماره ناشناس]

389
00:20:48,080 --> 00:20:50,082
‫- مأمور کریگ.
‫- ویدیو کنفرانسِ شما

390
00:20:50,165 --> 00:20:51,500
‫تا سه دقیقه‌ی دیگه شروع می‌شه.

391
00:20:51,583 --> 00:20:55,212
‫اِم، الکس، من... من...
‫باید برم، زود برمی...

392
00:20:55,295 --> 00:20:56,755
‫من بیرون منتظر می‌مونم، باشه؟

393
00:21:03,303 --> 00:21:05,722
‫شما در اتاقِ انتظار هستید.

394
00:21:07,808 --> 00:21:09,059
‫جلسه شروع شد.

395
00:21:10,102 --> 00:21:11,687
‫مگی؟

396
00:21:11,770 --> 00:21:13,397
‫کیلا؟

397
00:21:13,480 --> 00:21:16,316
‫خدای من. خیلی وقت بود ندیده بودمت.

398
00:21:16,400 --> 00:21:17,401
‫چطوری؟

399
00:21:17,484 --> 00:21:19,903
‫من... حالا که می‌بینمت بهترم.

400
00:21:19,987 --> 00:21:21,989
‫کی بهتر نمی‌شه؟

401
00:21:22,072 --> 00:21:23,073
‫این رو ببین.

402
00:21:23,156 --> 00:21:26,285
‫- واو.
‫- و دو تا بچه‌ی شیطون.

403
00:21:26,368 --> 00:21:28,203
‫واو، تو گفتی هیچ‌وقت از این کارها نمی‌کنی.

404
00:21:28,287 --> 00:21:31,498
‫همه یه نقشه‌ای دارن
‫تا وقتی که یه سیلی بخورن تو صورتشون.

405
00:21:31,581 --> 00:21:32,874
‫یا یه ملاقات.

406
00:21:32,958 --> 00:21:34,376
‫تو چطور؟

407
00:21:34,459 --> 00:21:37,170
‫شنیدم روی یه پرونده‌ی دیگه
‫با الکس کراس کار می‌کنی.

408
00:21:37,254 --> 00:21:38,922
‫بالأخره قراره یه حرکتی بزنی؟

409
00:21:39,006 --> 00:21:40,882
‫چی... نه، نه. نه، نه، نه، من...

410
00:21:40,966 --> 00:21:42,551
‫ببین یه کیسِ مناسبِ نامزد شدن هست

411
00:21:42,634 --> 00:21:45,095
‫و یه کیسِ مناسبِ همکار بودن و من...

412
00:21:45,178 --> 00:21:47,389
‫من کاملاً و قاطعانه تو دسته‌ی دومم.

413
00:21:47,472 --> 00:21:48,807
‫گوش کن، گوش کن، مگز،

414
00:21:48,890 --> 00:21:52,144
‫چند روز پیش یه اسلحه پیدا شده،
‫بدونِ شماره،

415
00:21:52,227 --> 00:21:55,272
‫مرتبط با «مکتبِ بد»،
‫و من الان تو یه وضعیتِ افتضاحم.

416
00:21:55,355 --> 00:21:58,108
‫این آدم‌ها دارن کندوکاو می‌کنن و من باید
‫مطمئن بشم که هیچی پیدا نمی‌کنن.

417
00:21:58,191 --> 00:22:01,445
‫وقتی ایمیلت رو گرفتم باید می‌فهمیدم
‫یه مشکلی پیش اومده.

418
00:22:01,528 --> 00:22:02,696
‫ایمیلِ من؟

419
00:22:02,779 --> 00:22:05,032
‫همونی که لینکِ این تماس توش بود.

420
00:22:07,284 --> 00:22:08,660
‫مگ، من ایمیل تو رو ندارم.

421
00:22:08,744 --> 00:22:12,331
‫من داشتم پروتکلِ اضطراری رو دنبال می‌کردم
‫تا به «مسترمایند» برسم.

422
00:22:12,414 --> 00:22:14,541
‫و در عوض من رو فرستاد سراغ تو.

423
00:22:16,209 --> 00:22:19,004
‫بدبخت شدیم، کیلا، هردومون.

424
00:22:19,087 --> 00:22:21,798
‫نه اگه بتونم مطمئن شم که پلیس‌ها
‫اسلحه رو نه به ما ربط میدن، نه

425
00:22:21,882 --> 00:22:24,134
‫به مذهب بد.
‫سوابق کجان؟

426
00:22:24,217 --> 00:22:25,385
‫لازم نیست
‫نگرانِ پلیس‌ها باشی.

427
00:22:25,469 --> 00:22:26,553
‫این مسترماینده.

428
00:22:26,636 --> 00:22:28,013
‫اگه فکر کنه گندی بالا اومده،

429
00:22:28,096 --> 00:22:29,473
‫خودش جمعش می‌کنه.

430
00:22:29,556 --> 00:22:32,100
‫مگز، من می‌تونم این رو درست کنم،
‫می‌تونم کاری کنم که یقه‌مون رو نگیره،

431
00:22:32,184 --> 00:22:34,019
‫من فقط... می‌دونم که اون‌ها
‫سوابق رو یه جای دیگه نگه می‌دارن،

432
00:22:34,102 --> 00:22:36,855
‫- فقط باید بدونم کجا.
‫- بازی تموم شده.

433
00:22:36,938 --> 00:22:38,315
‫- واقعاً می‌خوای تا تهش بری؟
‫- آره.

434
00:22:38,398 --> 00:22:39,649
‫راهِ دیگه‌ای بلد نیستم.

435
00:22:39,733 --> 00:22:40,901
‫نکن...

436
00:22:40,984 --> 00:22:42,736
‫داری چی کار می‌کنی؟
‫من رو اینجا تنها نذار.

437
00:22:42,819 --> 00:22:44,112
‫مارگارت.

438
00:22:44,196 --> 00:22:46,198
‫لعنتی. من این‌همه مدت
و این‌قدر سخت کار نکردم

439
00:22:46,281 --> 00:22:48,241
‫که بذارم یه اسلحه‌ی بی‌صاحب
من رو زمین بزنه

440
00:22:48,325 --> 00:22:50,118
‫صدام رو می‌شنوی؟

441
00:22:53,372 --> 00:22:57,125
‫تو همیشه فرق داشتی.
‫همه این رو می‌دونستن.

442
00:22:57,209 --> 00:22:59,961
‫همه. باشه؟

443
00:23:00,045 --> 00:23:02,756
‫این رو بهت میدم،
‫چون لعنت به مسترمایند.

444
00:23:04,299 --> 00:23:05,967
‫یه بایگان اونجا بود،

445
00:23:06,051 --> 00:23:09,096
‫به اسمِ «ابراهیم مصطفی».

446
00:23:09,179 --> 00:23:11,181
‫اگه هنوز زنده باشه،
‫می‌دونه سوابق کجان.

447
00:23:12,224 --> 00:23:14,101
‫اما حالا تو باید یه کاری برام بکنی.

448
00:23:14,184 --> 00:23:16,395
‫وقتی مسترمایند رو دیدی،

449
00:23:16,478 --> 00:23:18,397
‫بهش بگو دست از سرِ خانواده‌م برداره.

450
00:23:18,480 --> 00:23:19,940
‫اون‌ها هیچی نمی‌دونن.

451
00:23:20,023 --> 00:23:21,608
‫- و هیچ‌وقت هم نخواهند فهمید.
‫- مارگارت، داری چی کار... چی کار...

452
00:23:21,650 --> 00:23:22,943
‫نه، مارگارت. نـ...

453
00:23:22,984 --> 00:23:24,111
‫نه، نه!

454
00:23:35,455 --> 00:23:36,790
‫خب،
‫اون حاضر نشد لوش بده،

455
00:23:36,873 --> 00:23:39,584
‫اما من حسابی ترسوندمش،
‫پس می‌دونه که من...

456
00:23:39,668 --> 00:23:42,087
‫خوبی؟ هی.

457
00:23:43,171 --> 00:23:45,549
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

458
00:23:45,632 --> 00:23:47,467
‫خواهش می‌کنم، کـ...

459
00:23:47,551 --> 00:23:48,927
‫کیلا.

460
00:23:49,010 --> 00:23:50,345
‫حالت خوبه؟

461
00:23:54,641 --> 00:23:57,185
‫همین الان یه... یه خبرِ بد شنیدم.

462
00:23:57,269 --> 00:24:00,355
‫یکی از دوست‌هام همین الان، اِم... همین الان فوت کرد.

463
00:24:03,233 --> 00:24:04,568
[مسافرخانه]

464
00:24:25,839 --> 00:24:27,632
‫- باشه، سخت نگیر، بچه جون.
‫- آره.

465
00:24:28,925 --> 00:24:30,010
‫اوه، گریس.

466
00:24:30,093 --> 00:24:32,429
‫دخترِ خوبی برای بابات باش، باشه؟

467
00:24:32,512 --> 00:24:33,597
‫- باشه.
‫- شوخی می‌کنم.

468
00:24:35,348 --> 00:24:36,766
‫به زودی می‌بینمت.

469
00:24:40,479 --> 00:24:41,771
‫ممنون.

470
00:24:41,855 --> 00:24:43,899
‫خدای من. ممنون.

471
00:24:43,982 --> 00:24:47,819
‫شاید حرفم رو باور نکنی، بورلی،
‫اما بچه‌هات هیچ‌وقت تو خطر نبودن.

472
00:24:47,903 --> 00:24:50,864
‫آسیب رسوندن به بچه‌های بی‌گناه

473
00:24:50,947 --> 00:24:54,618
‫فقط برای رسیدن به خواسته‌های خودت؟

474
00:24:56,536 --> 00:24:59,748
‫راستش، آدم‌هایی که این‌قدر خودخواهن...
‫حقشون نیست زنده بمونن.

475
00:25:03,460 --> 00:25:05,378
‫اما من دارم چی می‌گم؟

476
00:25:05,462 --> 00:25:06,713
‫تو یه مادری.

477
00:25:06,796 --> 00:25:08,590
‫حتماً تو هم همین حس رو داری.

478
00:25:09,674 --> 00:25:11,176
‫البته.

479
00:25:11,259 --> 00:25:12,928
‫بهم بگو،

480
00:25:13,011 --> 00:25:15,847
‫چرا هیچ‌وقت به کسی نگفتی
‫هلوینگ داره چی کار می‌کنه؟

481
00:25:17,349 --> 00:25:18,642
‫من نمی‌دونستم.

482
00:25:21,686 --> 00:25:23,063
‫چی رو نمی‌دونستی؟

483
00:25:25,482 --> 00:25:27,734
‫اسمت تو لیستِ پروازهاست.

484
00:25:27,817 --> 00:25:31,530
‫تو به مردی پول نقد می‌دادی که می‌دونستی

485
00:25:31,613 --> 00:25:34,282
‫داره انسان‌های جوون رو
برای هلوینگ قاچاق می‌کنه

486
00:25:34,366 --> 00:25:36,993
‫برای همینه که
‫تو صندوق امانات رو زیر و رو کردی.

487
00:25:37,077 --> 00:25:40,914
‫می‌خواستی مطمئن بشی
‫هیچ‌چیزی علیه تو نیست.

488
00:25:43,416 --> 00:25:44,626
‫خواهش می‌کنم.

489
00:25:45,877 --> 00:25:47,003
‫بچه‌هام بهم نیاز دارن.

490
00:25:47,087 --> 00:25:49,172
‫تو لیاقتِ بچه‌دار شدن رو نداری.

491
00:25:52,884 --> 00:25:54,135
‫و بچه‌هات

492
00:25:54,219 --> 00:25:56,972
‫لیاقتِ مادری مثل تو رو ندارن، یه کثافتِ تمام عیار.

493
00:26:47,105 --> 00:26:48,356
‫سلام.

494
00:26:48,440 --> 00:26:50,358
‫ممنون که مراقبِ بچه‌ها بودی.

495
00:26:50,442 --> 00:26:51,484
‫آره، خوش گذشت.

496
00:26:53,987 --> 00:26:56,114
‫کمک کردم جَنی گوشیِ جدیدش رو راه بندازه.

497
00:26:56,197 --> 00:26:58,575
‫تو، اِم، بهش گفتی

498
00:26:58,658 --> 00:27:00,869
‫سرم خیلی شلوغ بود
که نتونستم باهاش برم خرید؟

499
00:27:02,495 --> 00:27:04,205
‫باید چی می‌گفتم؟

500
00:27:06,124 --> 00:27:08,043
‫ببین، اِل، اِم...

501
00:27:10,295 --> 00:27:13,173
‫مطمئن نیستم که...

502
00:27:13,256 --> 00:27:16,509
‫فکر خوبی باشه که تو همچنان
به اینجا رفت و آمد کنی

503
00:27:18,803 --> 00:27:19,846
‫چرا؟

504
00:27:19,929 --> 00:27:21,556
‫خودت می‌دونی چرا.

505
00:27:21,640 --> 00:27:23,224
‫باعثِ سردرگمی می‌شه.

506
00:27:23,308 --> 00:27:25,560
‫من فقط با تو رابطه نداشتم، الکس.

507
00:27:25,644 --> 00:27:27,687
‫من با خانواده‌ت هم رابطه داشتم.

508
00:27:27,771 --> 00:27:29,898
‫این برای من مهمه.

509
00:27:29,981 --> 00:27:31,775
‫و برای اون‌ها هم مهمه، مخصوصاً جَنی.

510
00:27:31,816 --> 00:27:34,653
‫فکر می‌کنم خیلی بد می‌شه اگه یه نفرِ دیگه
‫تو زندگیش به همین راحتی غیب بشه.

511
00:27:34,694 --> 00:27:37,155
‫صبر کن، تو واقعاً می‌خوای باور کنم
‫که این به خاطرِ خانواده‌مه،

512
00:27:37,238 --> 00:27:40,450
‫وقتی یه دقیقه من رو می‌خوای،
‫و دقیقه‌ی بعد بهم می‌گی

513
00:27:40,533 --> 00:27:42,827
‫همه‌چیز بینمون تموم شده، و الان داری
‫بهم می‌گی چی برای دخترم بهتره

514
00:27:42,911 --> 00:27:46,206
‫در حالی که داری
‫به همسرِ مقتولم کنایه می‌زنی؟

515
00:27:46,289 --> 00:27:48,124
‫صادق باش. این به خاطرِ من و توئه.

516
00:27:48,208 --> 00:27:49,209
‫نه خانواده‌م.

517
00:27:49,292 --> 00:27:50,335
‫حقیقت رو می‌خوای، الکس؟

518
00:27:50,418 --> 00:27:52,128
‫- آره، حقیقت رو بهم بگو.
‫- الکس،

519
00:27:52,212 --> 00:27:54,047
‫آدم‌هایی که دورتن،
‫کسایی که بهت نیاز دارن،

520
00:27:54,130 --> 00:27:55,840
‫به تو زنگ نمی‌زنن.

521
00:27:55,924 --> 00:27:57,550
‫به من زنگ می‌زنن.

522
00:27:58,593 --> 00:28:01,721
‫و من با کمالِ میل این جای خالی رو براشون پر می‌کنم.

523
00:28:01,805 --> 00:28:03,890
‫و من این جای خالی رو
‫برای تو هم پر می‌کردم، اما تو...

524
00:28:03,973 --> 00:28:05,725
‫تو نتونستی صادق باشی.

525
00:28:05,809 --> 00:28:08,061
‫من اشتباه کردم. اون مالِ گذشته بود.

526
00:28:08,144 --> 00:28:09,354
‫تا کِی قراره
‫این رو بکوبی تو سرم؟

527
00:28:09,437 --> 00:28:10,480
‫تا کِی؟

528
00:28:11,731 --> 00:28:13,733
‫خود کرده را تدبیر نیست.

529
00:28:15,944 --> 00:28:19,489
‫پس، اگه جَنی ناامیدت می‌کرد،
‫بهش یه فرصتِ دوباره می‌دادی؟

530
00:28:24,160 --> 00:28:25,829
‫پس چرا به من ندی؟

531
00:28:44,347 --> 00:28:45,932
‫سلام، جان.

532
00:28:46,015 --> 00:28:49,144
‫دلاکنر گفت تو
‫یه کپی از پرونده‌ی دوورنی رو خواستی؟

533
00:28:49,227 --> 00:28:51,062
‫آره، من...

534
00:28:51,146 --> 00:28:52,772
‫کنجکاو شدم.

535
00:28:52,856 --> 00:28:54,357
‫آره.

536
00:28:54,441 --> 00:28:55,650
‫می‌فهمم.

537
00:28:55,734 --> 00:28:57,110
‫خب، می‌تونی این رو به کپی خودت اضافه کنی.

538
00:28:57,193 --> 00:28:59,821
‫اثر انگشت‌های روی آلتِ قتاله اومده.

539
00:28:59,904 --> 00:29:01,656
‫مالِ اونه.

540
00:29:02,741 --> 00:29:03,950
‫غافلگیرت کرد؟

541
00:29:04,033 --> 00:29:06,411
‫فکر می‌کردم اون
‫همه‌چیزش کامله به جز یه پاپیون رو سرش.

542
00:29:06,494 --> 00:29:08,037
‫آره، ظاهراً این‌طور نیست.

543
00:29:09,038 --> 00:29:11,416
‫اما من امیدوار بودم که
‫شانسی باشه که کارِ اون نبوده باشه.

544
00:29:11,499 --> 00:29:14,294
‫منظورم اینه که، اگه خانواده‌ی خودم بود
‫دلم می‌خواست این‌طوری باشه.

545
00:29:14,753 --> 00:29:16,629
‫ممنون که به فکرم بودی، ایمی‌لین.

546
00:29:18,214 --> 00:29:19,758
‫اما اون خانواده‌ی من نیست.

547
00:29:22,051 --> 00:29:23,470
‫هی!

548
00:29:23,553 --> 00:29:25,138
‫یکی طلبت.

549
00:29:32,145 --> 00:29:33,229
‫سلام، الکس.

550
00:29:33,313 --> 00:29:34,439
‫سلام، چطوری سر می‌کنی؟

551
00:29:34,522 --> 00:29:37,192
‫روزِ سختی بود. هنوزم هست.

552
00:29:37,275 --> 00:29:39,068
‫خب، بعداً زنگ می‌زنم

553
00:29:39,152 --> 00:29:41,196
‫یا می‌خوای یه خبرِ جدید بدم
که ممکنه خوشت بیاد؟

554
00:29:41,279 --> 00:29:43,323
‫نه، نه، نه، خبر بده. لطفاً بگو که خبر خوبیه.

555
00:29:43,406 --> 00:29:45,533
‫زوکوف یه بلیت برای شیکاگو خریده.

556
00:29:45,617 --> 00:29:47,744
‫فردا صبحِ کله‌ی سحر پرواز می‌کنه.

557
00:29:47,827 --> 00:29:49,454
‫واو، به این زودی؟ حواسمون بهش هست؟

558
00:29:49,537 --> 00:29:51,456
‫آره، با پلیسِ شیکاگو هماهنگ کردیم.

559
00:29:51,539 --> 00:29:54,501
‫قراره وقتی رسید دستگیرش کنن
‫و تا وقتی ما نرسیدیم نگه‌ش دارن.

560
00:29:54,584 --> 00:29:57,629
‫هی، ببین، اگه هنوزم به زمان نیاز داری
‫من می‌تونم خودم قضیه رو جمعش کنم.

561
00:29:57,712 --> 00:29:59,380
‫نه، شکارِ یه قاتلِ سریالی

562
00:29:59,464 --> 00:30:02,342
‫دقیقاً همون چیزی‌ـه که الان
‫برای پرت کردنِ حواسم بهش نیاز دارم.

563
00:30:03,843 --> 00:30:05,970
[شیکاگو، ایلینوی]

564
00:31:30,889 --> 00:31:32,807
‫یادت مونده.

565
00:31:35,810 --> 00:31:37,353
‫خدایا.

566
00:31:37,437 --> 00:31:39,105
‫فقط می‌خوام نگاهت کنم.

567
00:31:39,188 --> 00:31:41,566
‫تا ماهِ دیگه منتظرت نبودم.

568
00:31:41,649 --> 00:31:43,401
‫شانس آوردی که تو شهرم.

569
00:31:43,484 --> 00:31:44,944
‫آره.

570
00:31:46,946 --> 00:31:48,865
‫اما قراره عصبانی بشی.

571
00:31:50,408 --> 00:31:51,659
‫چرا؟

572
00:31:51,743 --> 00:31:53,536
‫اِم...

573
00:31:53,620 --> 00:31:56,915
‫چند تا پلیس اومدن در موردت سؤال ‌پرسیدن.

574
00:31:56,998 --> 00:31:58,958
‫راستش، یکیشون پلیس بود.

575
00:31:59,042 --> 00:32:00,752
‫اون یکی مالِ اف‌بی‌آی بود.

576
00:32:00,835 --> 00:32:03,880
‫اون‌ها می‌دونن که من کمکت کردم
‫پارسال واردِ اون سخنرانی بشی.

577
00:32:03,963 --> 00:32:06,049
‫گفتن یه نفر داره سعی می‌کنه بکشتت.

578
00:32:06,132 --> 00:32:07,383
‫من رو؟

579
00:32:07,467 --> 00:32:08,885
‫اون‌ها اسمِ من رو می‌دونن؟

580
00:32:08,968 --> 00:32:10,386
‫فقط راموس.

581
00:32:10,470 --> 00:32:12,138
‫اما می‌دونن که جعلیه.

582
00:32:13,514 --> 00:32:15,350
‫- نباید می‌اومدی.
‫- مجبور بودم.

583
00:32:15,433 --> 00:32:16,768
‫اون‌ها گفتن جونت تو خطره.

584
00:32:16,851 --> 00:32:18,061
‫خودِ اون لعنتی‌ها خطرن...

585
00:32:23,983 --> 00:32:25,360
‫متأسفم، مَک.

586
00:32:25,443 --> 00:32:26,486
‫تقصیرِ تو نیست.

587
00:32:26,569 --> 00:32:28,488
‫احتمالاً چیزِ مهمی هم نیست.

588
00:32:29,614 --> 00:32:30,990
‫دوستت دارم که اومدی.

589
00:32:37,705 --> 00:32:39,749
‫اگه گارسون اومد برام دوباره پُرش کن، باشه؟

590
00:32:39,832 --> 00:32:41,292
‫- باشه.
‫- باید برم دستشویی.

591
00:32:48,549 --> 00:32:50,593
‫اون رفت. دیگه نمی‌بینمش.

592
00:32:50,677 --> 00:32:52,971
‫منم نمی‌بینمش. کی پشتِ دره؟

593
00:32:53,054 --> 00:32:54,681
‫یانکوفسکی، خبری نیست؟

594
00:32:54,764 --> 00:32:56,307
‫منفی. هیچ‌کس نرفته تو یا نیومده بیرون.

595
00:33:04,107 --> 00:33:06,150
‫هنوزم نمی‌بینمش، کیلا.

596
00:33:06,234 --> 00:33:08,277
‫- از این وضعیت خوشم نمیاد.
‫- بفرستشون تو.

597
00:33:08,361 --> 00:33:10,863
‫- بفرستشون.
‫- تیمِ آبی، حرکت.

598
00:33:10,947 --> 00:33:12,824
‫تکرار می‌کنم: تیمِ آبی، حرکت!

599
00:33:15,994 --> 00:33:17,578
‫آشپزخونه پاکه.

600
00:33:17,662 --> 00:33:18,788
‫دستشویی پاکه.

601
00:33:18,871 --> 00:33:20,540
‫کوچه‌ی سمتِ خیابونِ هالستد رو چک کنید.

602
00:33:31,592 --> 00:33:33,553
‫اون فرار کرده، داره میره سمتِ جنوب
تو خیابونِ هالستد

603
00:33:45,898 --> 00:33:47,900
‫مترو.

604
00:33:48,901 --> 00:33:51,112
‫- برو. برو. پلیس! برو کنار!
‫- برید کنار! اف‌بی‌آی!

605
00:33:51,195 --> 00:33:53,239
‫- پلیس!
‫- برو، برو، برو، برو...

606
00:33:53,322 --> 00:33:55,742
‫لعنتی، قطار رو متوقف کن.

607
00:33:55,825 --> 00:33:57,368
‫تو برو اون پایین.
‫من این واگن رو می‌گردم. برو، برو!

608
00:33:57,452 --> 00:33:58,703
‫من این پایینم.

609
00:33:58,786 --> 00:34:00,621
‫آروم باشید. پلیس.

610
00:34:00,705 --> 00:34:02,331
‫- قطار رو نگه دار. تکون نخور.
‫- اف‌بی‌آی!

611
00:34:02,415 --> 00:34:04,709
‫همه، حرکت کنن.

612
00:34:04,792 --> 00:34:06,002
‫برو اون‌ور.

613
00:34:08,796 --> 00:34:11,591
‫همه، آروم باشن.

614
00:34:11,674 --> 00:34:13,217
‫پلیس.

615
00:34:13,301 --> 00:34:15,553
‫همه‌چیز مرتبه،
‫فقط سرِ جاتون بمونید.

616
00:34:21,768 --> 00:34:23,019
‫خیلی‌خب. پلیس.

617
00:34:23,102 --> 00:34:24,479
‫آروم باشید.

618
00:34:24,562 --> 00:34:25,813
‫مأمورِ پلیس.

619
00:34:25,897 --> 00:34:27,106
‫همه‌چیز مرتبه.

620
00:34:27,190 --> 00:34:28,858
‫فقط آروم باشید.

621
00:34:34,155 --> 00:34:36,240
‫هیچی.

622
00:34:36,324 --> 00:34:37,909
‫لعنتی.

623
00:34:41,621 --> 00:34:43,247
‫ادامه بده.

624
00:34:46,125 --> 00:34:47,168
‫اون رفت پایین.

625
00:34:47,251 --> 00:34:49,337
‫- مجبور بود.
‫- آره.

626
00:34:56,052 --> 00:34:57,970
‫چراغ‌قوه.

627
00:34:58,971 --> 00:35:00,223
‫اون ریلِ لعنتی برق داره.

628
00:35:00,306 --> 00:35:02,266
‫خب، اون جون سالم به در برد.

629
00:35:33,339 --> 00:35:34,590
‫کراس، اینجام.

630
00:35:34,674 --> 00:35:36,717
‫چیزی در موردِ این تونل‌های پایین می‌دونی؟

631
00:35:36,801 --> 00:35:38,719
‫می‌دونی این راه به کجا ختم می‌شه؟

632
00:35:38,803 --> 00:35:40,972
‫زمستون‌ها بی‌خانمان‌ها میان این پایین.

633
00:35:41,055 --> 00:35:43,057
‫اما بیشترِ درهای این بخش
‫مهر و موم شدن.

634
00:35:45,143 --> 00:35:46,936
‫- پاکه.
‫- پاکه.

635
00:35:59,157 --> 00:36:01,576
‫قفل نیست.

636
00:36:01,659 --> 00:36:03,911
‫داستان اینه که،
‫یه بخش از تونل زیرِ اینجا هست،

637
00:36:03,995 --> 00:36:05,913
‫برای خطِ طلایی که هیچ‌وقت نساختنش.

638
00:37:07,642 --> 00:37:08,643
‫گیر کرده.

639
00:37:08,726 --> 00:37:10,228
‫فکر کنم یه چیزی جلوش رو گرفته.

640
00:37:10,311 --> 00:37:11,979
‫بذار ببینم می‌تونم تکونش بدم.

641
00:37:40,758 --> 00:37:42,260
‫- همه حالشون خوبه؟
‫- صدمه دیدی؟

642
00:37:42,343 --> 00:37:44,637
‫- یانکوفسکی، ویلیامز، جواب بدین.
‫- خوبیم.

643
00:37:44,720 --> 00:37:46,347
‫- کیلا؟
‫- آره، من خوبم.

644
00:37:47,848 --> 00:37:49,475
‫خیلی‌خب. دنبالم بیاین.

645
00:38:17,420 --> 00:38:19,422
‫- پاکه.
‫- پاکه.

646
00:38:51,203 --> 00:38:53,080
‫این‌ها رونوشت‌های قانونی‌ان.

647
00:38:54,373 --> 00:38:55,708
‫لعنتی.

648
00:38:55,791 --> 00:38:57,835
‫این خرت‌وپرت‌های عجیب رو ببین.

649
00:39:21,108 --> 00:39:24,070
‫این شبیه
‫مجسمه‌ی چاکاست.

650
00:39:24,153 --> 00:39:26,530
‫یانکوفسکی، این
‫شبیه همون مجسمه‌ی چاکا نیست

651
00:39:26,614 --> 00:39:28,699
‫که تو مرکزِ شهر دارن؟

652
00:39:34,955 --> 00:39:36,415
‫یا خدا. اون‌ها انگشتن؟

653
00:39:36,999 --> 00:39:38,834
‫یا خدا.

654
00:39:38,918 --> 00:39:40,836
‫این یارو چه کثافت‌کاری‌هایی می‌کرده؟

655
00:39:46,050 --> 00:39:48,511
‫چیزی که می‌خواستی رو
‫از صندوق اماناتِ هلوینگ پیدا کردی؟

656
00:39:48,594 --> 00:39:51,013
‫بیشتر از چیزی که می‌خواستم.

657
00:39:51,097 --> 00:39:53,891
‫این‌ها مدارکِ پزشکیِ یکی از اون بچه‌هاست.

658
00:39:54,934 --> 00:39:56,685
‫از هانفورد فیلد؟

659
00:39:56,769 --> 00:39:59,480
‫هفت تا بچه مُردن. اما یکیشون...

660
00:39:59,563 --> 00:40:01,524
‫فرانسیسکو هررا...

661
00:40:01,607 --> 00:40:03,275
‫زنده موند.

662
00:40:04,360 --> 00:40:06,612
‫ببین، خاله، اون الان تو مکزیکه،

663
00:40:06,695 --> 00:40:08,280
‫و هلوینگ عکس‌های بزرگسالیش رو داره.

664
00:40:08,280 --> 00:40:10,074
‫احتمالاً برای تضمین.

665
00:40:10,157 --> 00:40:12,410
‫یه سپر بلا اگه یه روزی بهش نیاز پیدا می‌کرد.

666
00:40:12,493 --> 00:40:14,662
‫اگه زنده مونده، یعنی
‫لازم نیست تو انتقامش رو بگیری.

667
00:40:17,498 --> 00:40:19,917
‫اون به خاطرِ اون زنده موند.

668
00:40:20,000 --> 00:40:23,212
‫مادرم. و اون زنده موند
‫تا بتونه اسمِ کسایی که

669
00:40:23,295 --> 00:40:25,548
‫به اندازه‌ی اون خوش‌شانس نبودن رو بهمون بگه.

670
00:40:26,173 --> 00:40:28,134
‫و بگه کی این کار رو کرده.

671
00:40:28,217 --> 00:40:31,679
‫حالا، با کمالِ افتخار
‫پاول هارتسفیلد رو بهتون معرفی می‌کنم.

672
00:40:31,762 --> 00:40:33,848
‫پاول معاونِ سابقِ...

673
00:40:33,931 --> 00:40:35,808
‫وزارتِ کاره.

674
00:40:35,891 --> 00:40:39,770
‫اون همچنین
از دوستانِ قدیمیِ مزارعِ کرست‌بروک هست

675
00:40:39,854 --> 00:40:43,399
‫داشتنش تو تیم، اینکه مستقیماً
‫تو خط مقدم با تیم کار می‌کنه،

676
00:40:43,482 --> 00:40:45,818
‫و استراتژی‌های عادلانه‌ی کار رو
‫توسعه میده،

677
00:40:45,901 --> 00:40:47,736
‫از جمله اجرای تدابیرِ حفاظتی

678
00:40:47,820 --> 00:40:50,406
‫برای کارگرهای زحمت‌کشمون
‫تو سراسر جهان،

679
00:40:50,489 --> 00:40:53,659
‫یه موفقیتِ بزرگ و قطعی
‫برای صنایعِ کرست‌بروک بوده.

680
00:40:53,742 --> 00:40:55,077
‫دقیقاً.

681
00:40:55,161 --> 00:40:56,954
‫خب، پس این به نظر
‫بهترین موقعیت میاد

682
00:40:57,037 --> 00:40:59,039
‫برای اینکه خبرهای خودمون رو به اشتراک بذاریم.

683
00:40:59,123 --> 00:41:01,500
‫خوشحالم که تأیید کنم
‫ما از طرحِ...

684
00:41:01,584 --> 00:41:03,043
‫منابعِ غذاییِ جهانی حمایت خواهیم کرد.

685
00:41:03,127 --> 00:41:05,045
‫هی!

686
00:41:05,129 --> 00:41:08,132
‫ایول! آره! آره!

687
00:41:08,215 --> 00:41:09,967
‫ممنون، ممنون. نمی‌تونین تصور کنین

688
00:41:10,050 --> 00:41:12,720
‫که این برای من چقدر ارزش داره، بارنابی.
‫و ممنون

689
00:41:12,803 --> 00:41:16,056
‫که کمک‌مون می‌کنین با هم، دنیایی رو بسازیم

690
00:41:16,140 --> 00:41:18,559
‫که توش از گرسنگی خبری نباشه.

691
00:41:18,642 --> 00:41:21,604
‫خب، خانم‌ها و آقایان، بهتر از این نمی‌شه.
‫برای امروز کافیه خسته نباشید.

692
00:41:21,687 --> 00:41:25,399
‫بارنابی، اواخرِ این هفته باهات تماس می‌گیرم
‫تا یه قراری بذاریم، باشه؟

693
00:41:25,483 --> 00:41:28,110
‫ممنون. پسر، چطور بود؟!

694
00:41:28,194 --> 00:41:30,654
‫فوق‌العاده بود. خوب بود.

695
00:41:30,738 --> 00:41:32,615
‫ممنون، بچه‌ها. لطف کردین.

696
00:41:32,698 --> 00:41:33,866
‫با احتیاط برونید.

697
00:41:33,949 --> 00:41:36,160
‫نَت. در رو ببند.

698
00:41:37,328 --> 00:41:38,704
‫چی پیدا کردی؟

699
00:41:38,787 --> 00:41:40,289
‫نیروی ضربت
‫تو شیکاگو بهش رسید.

700
00:41:40,372 --> 00:41:41,749
‫- خب.
‫- اما اون فرار کرد.

701
00:41:41,832 --> 00:41:44,001
‫لعنت بهش.

702
00:41:45,044 --> 00:41:47,463
‫هی. بالأخره یه اسمِ واقعی
‫برای «دو انگشت» پیدا کردیم.

703
00:41:47,546 --> 00:41:49,632
‫لینکولن استبان، 36 ساله،

704
00:41:49,715 --> 00:41:51,717
‫25 سال پیش به طورِ غیرقانونی از خالیسکو اومده.

705
00:41:51,800 --> 00:41:54,178
‫11 سالِ گذشته کاملاً نامرئی بوده،
‫پس هیچ کمکی بهمون نمی‌کنه،

706
00:41:54,261 --> 00:41:56,388
‫اما حداقل می‌تونیم دیگه از اسمِ مستعار استفاده نکنیم.

707
00:41:56,472 --> 00:41:59,016
‫- خدا رو شکر بابت همین لطفِ کوچیک.
‫- آره.

708
00:41:59,099 --> 00:42:01,852
‫- هی، بیا این رو ببین.
‫- از این‌ها چیزی دستگیرت شد؟

709
00:42:01,936 --> 00:42:04,230
‫با یه متخصص تو دانشگاهِ امریکن صحبت کردم.

710
00:42:04,313 --> 00:42:07,149
‫واضحه که این تصاویر
‫المان‌های آمریکای مرکزی رو دارن.

711
00:42:07,233 --> 00:42:08,984
‫و "لا لاتز" یعنی "نور."

712
00:42:09,068 --> 00:42:11,320
‫بنابراین اون معتقده که این یه زیارتگاه
‫برای الهه‌ی نوره،

713
00:42:11,403 --> 00:42:15,282
‫اما زیارتگاهی که به نظر می‌رسه استبان
‫خودش برای خودش ساخته.

714
00:42:15,366 --> 00:42:16,784
‫یه جورایی
‫اسطوره‌ی عجیبی برای کسیه

715
00:42:16,784 --> 00:42:18,744
‫که آدم می‌کشه و ناقص می‌کنه، مگه نه؟

716
00:42:18,786 --> 00:42:21,121
‫و این‌ها
‫درست وسطِ زیارتگاه بودن.

717
00:42:21,205 --> 00:42:23,582
‫این یه جور پیشکشه؟

718
00:42:23,666 --> 00:42:26,794
‫این توضیح میده که چرا استبان
‫انگشت‌های قربانی‌هاش رو می‌بره،

719
00:42:26,877 --> 00:42:29,588
‫اما اگه این‌ها پیشکش هستن،

720
00:42:29,672 --> 00:42:33,300
‫چرا باید انگشت‌های هلوینگ رو
‫برای لنس دورند بفرسته؟

721
00:42:33,384 --> 00:42:34,885
‫یه جای کار می‌لنگه.

722
00:42:34,969 --> 00:42:36,720
‫منظورم اینه که استبان، این‌ها رو نگه داشته.

723
00:42:36,804 --> 00:42:38,973
‫اون‌ها رو تو زیارتگاه نگه داشته.

724
00:42:39,056 --> 00:42:40,599
‫یه نماد.

725
00:42:40,683 --> 00:42:43,143
‫از سرسپردگی، وفاداری.

726
00:42:43,227 --> 00:42:44,562
‫و براش مهمن.

727
00:42:44,645 --> 00:42:47,606
‫منظورم اینه که اون به این‌ها اهمیت میده.
‫اون‌ها براش شخصی‌ان، اون‌ها...

728
00:42:48,482 --> 00:42:50,442
‫لعنتی.

729
00:42:50,526 --> 00:42:52,278
‫شرط می‌بندم این‌ها انگشت‌های خودشن.

730
00:42:53,696 --> 00:42:55,489
‫باشه.

731
00:42:55,573 --> 00:42:58,993
‫باشه، پس، انگشت‌های خودش یه پیشکش‌ان.

732
00:42:59,076 --> 00:43:01,161
‫وفاداری به الهه‌اش.

733
00:43:01,245 --> 00:43:03,998
‫و انگشت‌های اون‌ها یه مجازاته.

734
00:43:04,081 --> 00:43:07,209
‫انتقام از قربانیانش.

735
00:43:07,293 --> 00:43:09,628
‫آره، خب، این رو ببین.

736
00:43:09,712 --> 00:43:12,423
‫آزمایشگاه اف‌بی‌آی داره
‫روی مدارکِ سوخته کار می‌کنه.

737
00:43:12,506 --> 00:43:14,216
‫این یه جور دفترِ کله.

738
00:43:14,300 --> 00:43:16,385
‫اسکن نشون میده
‫یه لیست از تاریخ‌ها و اعداد توشه.

739
00:43:16,468 --> 00:43:17,970
‫تاریخِ بعدی برای روزِ جمعه‌ست.

740
00:43:18,053 --> 00:43:20,014
‫باشه، من فکر کنم قبلاً یه چیزی دیدم.

741
00:43:20,097 --> 00:43:22,266
‫اِم... آره، آره.
‫اون... رو با خودمون بیاریم.

742
00:43:25,394 --> 00:43:27,229
‫اینجا رو ببین.

743
00:43:30,524 --> 00:43:33,319
‫- کامیون‌ها، پلاک...
‫- نه، نه، نه. برگردونش. ببین.

744
00:43:33,402 --> 00:43:35,362
‫می‌بینی؟

745
00:43:36,405 --> 00:43:37,823
‫با دفترِ کل مطابقت داره.

746
00:43:37,906 --> 00:43:40,409
‫آره، این اعدادِ ده رقمی...
‫باید مختصات باشن.

747
00:43:40,492 --> 00:43:41,910
‫درسته؟ طول و عرض جغرافیایی.

748
00:43:48,792 --> 00:43:51,253
‫هارلینجن، تگزاس.

749
00:43:51,337 --> 00:43:52,588
‫یه شهرِ مرزیه.

750
00:43:52,671 --> 00:43:54,465
‫از اونجا تا مکزیک
‫فقط یه قدم راهه.

751
00:43:54,548 --> 00:43:57,468
‫آیا اونجا دنبال چیزی‌ـه
‫یا نقشه داره بره اونجا؟

752
00:43:57,551 --> 00:43:59,928
‫در هر صورت، ما باید بریم تگزاس.

753
00:44:00,012 --> 00:44:01,096
‫بزن بریم.

754
00:44:01,180 --> 00:44:02,431
‫- نه. نه.
‫- چی؟

755
00:44:02,514 --> 00:44:03,849
‫نه.

756
00:44:03,932 --> 00:44:06,685
‫نانا، این کار عملی نیست.

757
00:44:06,769 --> 00:44:09,146
‫چـ... چرا نه؟
‫بچه‌ها خیلی دوستش دارن.

758
00:44:09,229 --> 00:44:11,106
‫من... مشکل چیه؟

759
00:44:11,190 --> 00:44:12,650
‫- بهش اعتماد نداری؟
‫- خب، اِ...

760
00:44:12,733 --> 00:44:15,944
‫اما... درسته، اما تو نگفتی... نگفتی
‫خانم ویلیامز می‌تونه پرستارِ بچه‌ها باشه؟

761
00:44:16,028 --> 00:44:19,114
‫بهش فکر کردم،
‫اما اِل منطقی‌تره.

762
00:44:19,198 --> 00:44:22,326
‫هردومون که نیستیم، جان هم
‫داره با تو میاد تگزاس.

763
00:44:22,409 --> 00:44:24,662
‫اِل آشناترین چهره‌ایه

764
00:44:24,745 --> 00:44:26,372
‫که می‌تونن وقتی بیدار می‌شن ببینن.

765
00:44:26,455 --> 00:44:29,541
‫اون اول صبح میاد اینجا
‫و صبحونه میاره.

766
00:44:29,625 --> 00:44:32,503
‫این‌طوری، بچه‌های من
‫مجبور نیستن غلاتِ سرد بخورن.

767
00:44:33,754 --> 00:44:35,506
‫ممنون، مامان نانا.

768
00:44:35,589 --> 00:44:38,759
‫اون یه شخصیتِ سیاسیه.
‫می‌دونستیم این اتفاق می‌افته.
[معاون رئیس، روی مکل‌هانون]

769
00:44:38,842 --> 00:44:40,427
‫هی، فقط از جلوی دوربین‌ها دور بمون.

770
00:44:40,511 --> 00:44:43,180
‫من اصلاً دلم نمی‌خواد
‫قیافه‌ت رو تو پس‌زمینه ببینم

771
00:44:43,263 --> 00:44:45,265
‫وقتی که سی‌ان‌ان رو روشن می‌کنم، فهمیدی؟

772
00:44:45,349 --> 00:44:48,018
‫باشه، عالیه. خیلی‌خب، ممنون.

773
00:44:49,311 --> 00:44:51,772
‫- سلام.
‫- سلام.

774
00:44:51,855 --> 00:44:53,899
‫پیامم رو گرفتی؟

775
00:44:55,734 --> 00:44:56,944
‫حالش چطوره؟

776
00:44:58,112 --> 00:44:59,279
‫مُرده.

777
00:44:59,863 --> 00:45:02,741
‫فکر کرده مسترمایند می‌خواد
‫همه‌چیز و همه‌کس رو از سرِ راه برداره

778
00:45:02,783 --> 00:45:04,952
‫و به این نتیجه رسیده که فقط زمان لازمه
‫تا نوبتِ اونم برسه،

779
00:45:04,993 --> 00:45:06,829
‫برای همین خودش پیشدستی کرده.

780
00:45:06,912 --> 00:45:08,831
‫لعنتی.

781
00:45:08,914 --> 00:45:11,166
‫این دیگه آخرِ بدبختیه.

782
00:45:11,250 --> 00:45:14,253
‫آره، من به یه تیمِ تاکتیکیِ سه‌نفره
با وسیله‌ی نقلیه‌ی امن نیاز دارم

783
00:45:14,336 --> 00:45:15,629
‫و یه تیمِ امنیتیِ 48 ساعته...

784
00:45:15,713 --> 00:45:17,464
‫- کیلا، نه.
‫- اما... من... باشه،

785
00:45:17,548 --> 00:45:19,508
‫- پس یه تیم دونفره...
‫- بس کن!

786
00:45:19,591 --> 00:45:21,385
‫به حرفم گوش کن.

787
00:45:22,136 --> 00:45:24,346
‫چیزی که داری پیشنهاد میدی
‫توجه همه رو جلب می‌کنه.

788
00:45:24,430 --> 00:45:26,724
‫اگه یکی از مقامات بالا چیزی در مورد این بشنوه،

789
00:45:26,807 --> 00:45:28,851
‫زنده‌زنده می‌سوزوننت.

790
00:45:28,934 --> 00:45:31,145
‫مسترمایند داره سعی می‌کنه ردپاش رو پاک کنه،

791
00:45:31,228 --> 00:45:33,355
‫- و من نمی‌تونم این کار رو تنهایی انجام بدم.
‫- من درک می‌کنم

792
00:45:33,397 --> 00:45:35,107
‫که تو چه مخمصه‌ای هستی، واقعاً درک می‌کنم.

793
00:45:35,149 --> 00:45:37,776
‫اما تو این مورد باید رو پای خودت بایستی.

794
00:45:37,860 --> 00:45:40,529
‫هیچ کمکی تو راه نیست.
‫هیچ نیروی پشتیبانی‌ای وجود نداره.

795
00:45:42,197 --> 00:45:45,159
‫من نمی‌تونم... من نمی‌تونم این کار رو
تنهایی انجام بدم

796
00:45:45,242 --> 00:45:46,660
‫- روی، من تنهایی از پسش برنمیام.
‫- می‌فهمم.

797
00:45:46,744 --> 00:45:48,912
‫مأمور کریگ. معما اینجاست.

798
00:45:48,996 --> 00:45:51,123
‫تو تنهایی نمی‌تونی انجامش بدی،

799
00:45:51,206 --> 00:45:53,625
‫نمی‌تونی از منابعِ اف‌بی‌آی هم استفاده کنی.

800
00:45:53,709 --> 00:45:54,960
‫خودت یه راهی پیدا کن.

801
00:45:56,003 --> 00:45:57,004
‫فهمیدم.

802
00:46:03,844 --> 00:46:06,930
‫صبر کن، صبر کن، چطوری غیررسمی؟

803
00:46:07,014 --> 00:46:08,474
‫قانونی بود؟

804
00:46:08,557 --> 00:46:10,142
‫روی گفت که هست.

805
00:46:10,225 --> 00:46:11,977
‫سالِ دومم بود، برای همین حرفش رو باور کردم.

806
00:46:12,060 --> 00:46:13,270
‫اما حالا چی؟

807
00:46:14,313 --> 00:46:16,857
‫من بهش می‌گم یه برنامه‌ی ویژه‌ی دولتی.

808
00:46:16,940 --> 00:46:18,859
‫کاملاً قانونیه تا زمانی که گیر بیفتی.

809
00:46:18,942 --> 00:46:20,235
‫تو؟

810
00:46:20,319 --> 00:46:22,029
‫اون‌ها.

811
00:46:22,112 --> 00:46:24,072
‫بی‌خیال دیگه، کیلا. بی‌خیال.

812
00:46:24,156 --> 00:46:26,241
‫مجبورم نکن به زور از زیر زبونت بکشم بیرون.

813
00:46:26,241 --> 00:46:28,869
‫فکر کنم یه نفر به این نتیجه رسیده
‫که من رو قربانی کنه تا خودش قسر در بره.

814
00:46:28,952 --> 00:46:31,914
‫اما تو می‌تونی به موقع از سر راه بری کنار.

815
00:46:32,706 --> 00:46:33,916
‫امیدوارم همین بشه.

816
00:46:33,999 --> 00:46:35,709
‫من چه کمکی می‌تونم بکنم؟

817
00:46:35,793 --> 00:46:37,544
‫هیچی.
‫نمی‌خوام تو هم قاطیِ این ماجرا بشی.

818
00:46:37,628 --> 00:46:39,421
‫- من نمی‌...
‫- نه، نه، نه. نه، نه، تو...

819
00:46:39,505 --> 00:46:42,090
‫تو همیشه پشتم بودی.
‫بذار منم پشت تو باشم.

820
00:46:42,174 --> 00:46:44,968
‫تازه، از نظر قانونی،
‫ما الان همکاریم، پس...

821
00:46:45,052 --> 00:46:46,804
‫خیلی لطف داری.

822
00:46:46,887 --> 00:46:48,972
‫اما ما به اندازه‌ی کافی درگیریم،

823
00:46:49,056 --> 00:46:52,100
‫و یه نفرِ دیگه هست
‫که فکر کنم می‌تونه تو این قضیه‌ کمک کنه.

824
00:46:52,184 --> 00:46:54,353
‫- باشه.
‫- اما ممنون.

825
00:46:54,436 --> 00:46:57,648
‫واقعاً شنیدنِ این حرف از زبون تو
‫خیلی حسِ خوبی بهم داد.

826
00:46:57,731 --> 00:47:00,984
‫خب... این پیشنهاد همیشه پابرجاست.

827
00:47:01,068 --> 00:47:03,695
‫باشه؟ هر زمان، هر مکان.

828
00:47:03,779 --> 00:47:05,864
‫- خوبی؟
‫- آره.

829
00:47:34,560 --> 00:47:36,728
‫307 رو باز کن!

830
00:47:42,109 --> 00:47:44,152
‫دست‌هات رو بیار جلو!

831
00:47:46,780 --> 00:47:49,241
‫استعمارگرهای عوضی.

832
00:47:50,993 --> 00:47:52,870
‫بشین.

833
00:48:08,719 --> 00:48:11,805
‫خب، بهتر از چیزی که فکر می‌کردم به نظر میای.

834
00:48:11,930 --> 00:48:14,266
‫خب، اون‌ها تو فروشگاه زندان

835
00:48:14,349 --> 00:48:17,978
‫یه مرطوب‌کننده‌ی کره‌ی شیا دارن
‫که حرف نداره.

836
00:48:18,061 --> 00:48:19,646
‫شاید بخوای قبل از رفتن یه مقدار بگیری.

837
00:48:19,730 --> 00:48:22,274
‫اوه. کجا برم؟

838
00:48:22,316 --> 00:48:23,609
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

839
00:48:25,068 --> 00:48:27,779
‫چی این‌قدر آشفته‌ت کرده

840
00:48:27,863 --> 00:48:30,782
‫که آماده‌ای تا کراکن رو آزاد کنی؟

841
00:48:30,866 --> 00:48:33,076
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

842
00:48:34,661 --> 00:48:35,996
‫نه.

843
00:48:36,038 --> 00:48:38,790
‫فقط داشتم سرِ صحبت رو باز می‌کردم.

844
00:48:45,255 --> 00:48:47,215
[کراس]
