﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:04,087 --> 00:00:06,256
آنچه در "بیگانه ساکن زمین" گذشت

3
00:00:06,297 --> 00:00:07,716
‫باید جلوی این موجود رو بگیریم.

4
00:00:07,757 --> 00:00:09,134
‫به نظر میاد این مانتید
‫قصد داره «جشن روزهای خاطره‌انگیز معدن» رو

5
00:00:09,175 --> 00:00:12,012
‫به یه بوفه‌ی سلف سرویس تبدیل کنه.

6
00:00:14,431 --> 00:00:15,932
‫این خیلی ناعادلانه‌ست.

7
00:00:16,016 --> 00:00:18,184
‫سحر تو فستیواله و داره به هری
‫کمک می‌کنه تا مانتید رو بکشه.

8
00:00:18,226 --> 00:00:20,311
‫من تنها کسی‌ام که واقعاً
‫می‌تونه فضایی‌ها رو ببینه.

9
00:00:20,353 --> 00:00:23,023
‫سلام، من رابرت هستم،
‫پسر پیتر باخ.

10
00:00:23,064 --> 00:00:24,816
‫پدرت زنده‌ست.

11
00:00:24,858 --> 00:00:27,861
‫یادت میاد خیلی وقت پیش مکس گفت
‫دکتر جدید شهر یه فضاییه

12
00:00:27,902 --> 00:00:29,487
‫و تو تهدیدش کردی
‫که می‌ندازیش زندان؟

13
00:00:29,529 --> 00:00:30,447
‫باک رو پر کنم؟

14
00:00:30,488 --> 00:00:31,698
‫سلام.

15
00:00:31,740 --> 00:00:33,074
‫مکس؟ مکس!

16
00:00:33,116 --> 00:00:34,159
‫حالا که همه‌تون اینجایین،

17
00:00:34,200 --> 00:00:35,160
‫وقتشه که ما هم
‫این موضوع رو بگیم.

18
00:00:35,201 --> 00:00:37,495
‫هری یه فضاییه.

19
00:00:37,537 --> 00:00:39,372
‫فقط جهت اطلاع،
‫من هنوز بهت اعتماد ندارم.

20
00:00:39,414 --> 00:00:42,208
‫شماها فقط باید با خودتون
‫کنار بیاین و با هم کار کنین.

21
00:00:42,250 --> 00:00:44,169
‫سعی می‌کنیم بکشونیمش
‫توی معدن.

22
00:00:44,210 --> 00:00:46,046
‫وقتی مانتید رو به عنوان طعمه
‫به داخل آسانسور کشوندیم،

23
00:00:46,087 --> 00:00:47,881
‫با الکتریسیته جزغاله‌اش می‌کنیم.

24
00:00:47,922 --> 00:00:49,340
‫مکس، به موقع رسیدی.

25
00:00:49,382 --> 00:00:51,051
‫هری الان می‌خواد
‫بره تو معدن.

26
00:00:51,092 --> 00:00:52,177
‫دیدمش.

27
00:00:52,218 --> 00:00:54,345
‫معاون کلانتر، لیو، همون مانتیده.

28
00:00:57,599 --> 00:01:01,186
[پیشنس، کلرادو]
[‏138 سال قبل]

29
00:01:03,104 --> 00:01:05,857
‫جد کلهون،
‫اون تو حالت خوبه؟

30
00:01:05,899 --> 00:01:07,192
‫نه خیلی، بیدی.

31
00:01:07,233 --> 00:01:08,860
‫خب، همون‌جا بمون.

32
00:01:08,902 --> 00:01:12,447
‫ما 58 نفر اینجا بیرونیم،
‫به علاوه‌ی من، قراره بیاریمت بیرون.

33
00:01:12,489 --> 00:01:15,700
‫‏59 نفر برای نجات یه معدنچی؟

34
00:01:15,742 --> 00:01:17,327
‫آره.

35
00:01:17,368 --> 00:01:19,704
‫این تعداد آدم تو یه تونل
‫خیلی زیاده.

36
00:01:19,746 --> 00:01:21,081
‫امن نیست.

37
00:01:21,122 --> 00:01:22,082
‫اون‌ها رو از اونجا بیار بیرون.

38
00:01:22,123 --> 00:01:23,249
‫الان فرو می‌ریزه.

39
00:01:32,592 --> 00:01:33,968
‫بیدی!

40
00:01:39,766 --> 00:01:41,226
‫آدم‌های خیلی زیادی بودن.

41
00:01:56,616 --> 00:01:59,494
‫ انسان‌ها هزاران سال
‫ در غارها زندگی می‌کردند،

42
00:01:59,536 --> 00:02:01,788
‫تا اینکه به روشنایی آمدند

43
00:02:01,871 --> 00:02:06,334
‫و چیزهایی مثل والیبال ساحلی
‫و سرطان پوست را اختراع کردند.

44
00:02:06,376 --> 00:02:09,254
‫اما برای تغییر و رشد،
‫گاهی اوقات انسان‌ها مجبورند

45
00:02:09,295 --> 00:02:12,757
‫دوباره به تاریکی بازگردند.

46
00:02:12,799 --> 00:02:15,677
‫من از این تاریکی
‫تغییرکرده بیرون خواهم آمد،

47
00:02:15,718 --> 00:02:19,639
‫یا شاید اصلاً بیرون نیایم،
‫که ناراحت‌کننده خواهد بود.

48
00:02:19,681 --> 00:02:21,516
‫نصف پیتزای دیشبم را نگه داشتم،

49
00:02:21,558 --> 00:02:25,311
‫در حالی که می‌توانستم
‫همه‌اش را تمام کنم.

50
00:02:25,353 --> 00:02:29,190
‫معاونت گفت یه مرد سیگاری رو
‫تا اینجا تعقیب کرده.

51
00:02:29,232 --> 00:02:30,900
‫من بوی دود حس نمی‌کنم.

52
00:02:30,942 --> 00:02:32,610
‫آره، خب،
‫معاون لیو دروغگو نیست.

53
00:02:32,652 --> 00:02:34,237
‫پس اگه می‌گه یه مرد
‫سیگاری دیده،

54
00:02:34,279 --> 00:02:36,197
‫حتماً یه مرد سیگاری دیده.

55
00:02:36,239 --> 00:02:38,032
‫شاید دماغ تو کار نمی‌کنه.

56
00:02:38,074 --> 00:02:39,742
‫دماغ من کار می‌کنه.

57
00:02:39,784 --> 00:02:41,286
‫و داره بو می‌کشه.

58
00:02:42,495 --> 00:02:45,957
‫تنها چیزی که حس می‌کنم بوی ترس توئه،
‫مثل میوه‌ی گندیده و آشغال.

59
00:02:45,999 --> 00:02:48,585
‫ترس من بو نداره،
‫چون من ترسی ندارم.

60
00:02:48,626 --> 00:02:50,962
‫والا، اگه کسی بدون
‫غدهد ترشح ترس به دنیا میومد،

61
00:02:51,004 --> 00:02:53,923
‫می‌تونستم مال خودم رو بهش اهدا کنم،
‫چون مال من هیچوقت استفاده نمی‌شه.

62
00:02:53,965 --> 00:02:55,300
‫صبر کن.

63
00:02:55,341 --> 00:02:58,928
‫تو پات رو گذاشتی روی،
‫فضله‌ی راکون؟

64
00:02:58,970 --> 00:03:00,054
‫می‌دونی چیه؟
‫شایدم گذاشته باشم.

65
00:03:00,096 --> 00:03:01,055
‫آره.

66
00:03:01,097 --> 00:03:03,349
‫آره، همونه.

67
00:03:03,391 --> 00:03:04,726
‫خب.

68
00:03:04,767 --> 00:03:06,352
‫باشه.

69
00:03:07,687 --> 00:03:08,730
‫شاید لازم باشه جدا بشیم.

70
00:03:08,771 --> 00:03:11,107
‫بله.

71
00:03:11,149 --> 00:03:14,068
‫من از این طرف میرم.

72
00:03:14,110 --> 00:03:15,945
‫تو برگرد دم ورودی
‫و منتظر بمون.

73
00:03:15,987 --> 00:03:17,655
‫چی؟ عمراً این کار رو بکنم.

74
00:03:17,697 --> 00:03:19,657
‫اگه خواستی می‌تونی با
‫گوشیت بازی کنی.

75
00:03:19,699 --> 00:03:21,201
‫نمی‌شه، دکتر فضایی.

76
00:03:21,242 --> 00:03:22,869
‫من باید اون موجود رو بکشونم
‫توی تله‌ی آسانسور...

77
00:03:22,952 --> 00:03:24,370
‫برقی شده‌ی معدنم.

78
00:03:25,622 --> 00:03:27,999
اون تو رو می‌کشه
قبل از اینکه برسی به تله...‏

79
00:03:28,041 --> 00:03:29,792
‫واقعاً؟

80
00:03:29,834 --> 00:03:32,337
‫من تنها کسی هستم که
‫قادره یه مانتید رو بکشه.

81
00:03:32,378 --> 00:03:34,005
‫آره؟
‫تا الان چند تا کشتی؟

82
00:03:34,047 --> 00:03:35,673
‫با دست‌هام
‫یا با اسلحه؟

83
00:03:35,715 --> 00:03:36,966
‫- هر کدوم.
‫- خب.

84
00:03:37,008 --> 00:03:38,009
‫باید بشمرم.

85
00:03:38,051 --> 00:03:39,552
‫چقدر طول می‌کشه؟

86
00:03:41,804 --> 00:03:43,056
‫زیاد طول نمی‌کشه.

87
00:03:43,097 --> 00:03:44,182
‫تو چطور؟

88
00:03:44,182 --> 00:03:45,642
‫تقریباً همون قدر.

89
00:03:45,683 --> 00:03:46,684
‫باشه.

90
00:03:46,726 --> 00:03:47,977
‫مساوی شدیم.

91
00:03:48,019 --> 00:03:49,520
‫باشه.
‫پس با هم کار می‌کنیم.

92
00:03:49,562 --> 00:03:50,647
‫باشه.

93
00:03:50,688 --> 00:03:52,023
‫من با شاتگان
‫سرعتش رو کم می‌کنم،

94
00:03:52,065 --> 00:03:53,900
‫و بعد تو کارش رو تموم کن.

95
00:03:53,983 --> 00:03:56,778
‫حالا فقط باید تصمیم بگیریم
‫که کدوم یکی از این تونل‌ها...

96
00:03:56,819 --> 00:03:58,196
‫- رو بریم.
‫- باشه.

97
00:03:58,238 --> 00:03:59,530
‫آره، با هم.

98
00:03:59,572 --> 00:04:01,032
‫با هم بهتره.

99
00:04:01,074 --> 00:04:02,367
‫حقیقتش اینه که،
‫اگه با اون

100
00:04:02,408 --> 00:04:04,827
‫کله‌خورِ از خدا بی‌خبر
‫این تو روبه‌رو بشیم، احتمالاً

101
00:04:04,869 --> 00:04:06,287
‫به هر دومون نیاز می‌شه تا...

102
00:04:11,584 --> 00:04:13,002
‫لعنتی.

103
00:04:13,044 --> 00:04:14,379
‫سلام.

104
00:04:14,420 --> 00:04:15,797
‫یالا.
‫بگو بهش چی دیدی.

105
00:04:15,838 --> 00:04:17,340
‫مانتید، معاون بیکره.

106
00:04:17,382 --> 00:04:18,883
‫دیدم که داشت می‌رفت تو معدن.

107
00:04:18,925 --> 00:04:20,343
‫لیو.

108
00:04:20,385 --> 00:04:21,469
‫حتماً یه جایی تغییرشکل داده
‫و شبیه اون شده.

109
00:04:21,511 --> 00:04:22,929
‫باید برم تو
‫و به هری هشدار بدم.

110
00:04:23,012 --> 00:04:24,639
‫اصلاً و ابداً.

111
00:04:24,681 --> 00:04:26,391
‫خیلی خطرناکه.

112
00:04:26,432 --> 00:04:29,519
‫اوم... باشه.

113
00:04:29,560 --> 00:04:31,104
‫شما دو تا همین‌جا بمونید.

114
00:04:31,145 --> 00:04:32,814
‫من از میان‌بر ورودی جنوبی
‫دور می‌زنم.

115
00:04:32,855 --> 00:04:34,190
‫یه سوراخ تو حصار هست.

116
00:04:34,232 --> 00:04:37,068
‫نوجوون‌ها قبلاً از اونجا می‌رفتن
‫تو تا دورهمی داشته باشن.

117
00:04:37,110 --> 00:04:38,152
‫فراموش کنید این رو گفتم.

118
00:04:38,194 --> 00:04:40,571
‫باشه. هیچوقت اون تو دورهمی نگیرید.

119
00:04:40,613 --> 00:04:42,198
‫یا هیچ جای دیگه.

120
00:04:42,240 --> 00:04:44,117
‫تصمیم‌های خوبی بگیرید.

121
00:04:46,202 --> 00:04:47,453
‫بریم.

122
00:04:47,495 --> 00:04:48,663
‫چی؟

123
00:04:48,705 --> 00:04:51,082
‫یه فضاییِ تغییرشکل‌دهنده اون توئه.

124
00:04:51,124 --> 00:04:53,626
‫خیلی خطرناکه.
‫من نمی‌تونم برم تو.

125
00:04:53,668 --> 00:04:55,086
‫تو هم نمی‌تونی.

126
00:04:55,128 --> 00:04:56,963
‫من باید برم.

127
00:04:57,046 --> 00:04:59,674
‫مکس!

128
00:04:59,716 --> 00:05:01,509
‫لطفاً نمیر.

129
00:05:02,885 --> 00:05:04,595
‫هی، باشه.

130
00:05:04,637 --> 00:05:08,558
‫نفر بعدی، برنده‌ی سه دوره‌ی ما
‫در مسابقه‌ی پرپشت‌ترین مو

131
00:05:08,599 --> 00:05:10,560
‫با حمایت کلاس سوم دبستانش.

132
00:05:10,601 --> 00:05:11,602
‫می‌شناسیدش.

133
00:05:11,644 --> 00:05:13,146
‫دوستش دارید،
‫شارمین تاونلی.

134
00:05:13,187 --> 00:05:15,356
‫بن.

135
00:05:15,398 --> 00:05:17,567
‫- بن، مکس رو دیدی؟
‫- نه، مگه با تو نیست؟

136
00:05:17,608 --> 00:05:19,110
‫نه.

137
00:05:19,152 --> 00:05:20,361
‫بود، ولی تو پمپ بنزین
‫از ماشین پرید بیرون.

138
00:05:20,403 --> 00:05:21,529
‫دیدی؟

139
00:05:21,571 --> 00:05:22,739
‫برای همینه که همه‌ش می‌خوام
‫ بودجه بگیرم

140
00:05:22,780 --> 00:05:24,282
‫برای یه معاون شهردار.

141
00:05:24,324 --> 00:05:26,284
‫من خیلی کار سرم ریخته
‫که بخوام این شهر رو تنهایی اداره کنم.

142
00:05:30,705 --> 00:05:32,832
‫وای! یک و نیم سانت.

143
00:05:32,874 --> 00:05:34,459
‫حتی پرپشت‌تر از پارسال.

144
00:05:34,500 --> 00:05:37,503
‫به جرأت می‌تونم بگم، تا زمستون بعدی،
‫می‌تونی بافت آفریقایی بزنی.

145
00:05:38,296 --> 00:05:39,630
‫مکس تو خطره.

146
00:05:39,672 --> 00:05:41,007
‫رفته تو معدن
‫دنبال هری.

147
00:05:41,090 --> 00:05:42,592
‫مانتید اون توئه.

148
00:05:50,600 --> 00:05:51,726
‫هری!

149
00:05:51,768 --> 00:05:52,852
‫مکس؟

150
00:05:52,894 --> 00:05:55,021
‫معاون بیکر همون مانتیده.

151
00:05:55,104 --> 00:05:56,397
‫رفته اینجا.

152
00:05:56,439 --> 00:05:57,565
‫حتماً تو یکی از
‫این تونل‌هاست.

153
00:05:57,607 --> 00:05:59,150
‫این بده.

154
00:05:59,192 --> 00:06:00,234
‫ممنون که بهم گفتی.

155
00:06:00,276 --> 00:06:01,903
‫شجاعانه بود.
‫حالا فرار کن!

156
00:06:01,944 --> 00:06:03,112
‫نه!

157
00:06:03,154 --> 00:06:04,614
‫می‌خوام کمک کنم.

158
00:06:04,655 --> 00:06:06,783
‫چرا همه همه‌ش بهم می‌گن
‫نمی‌تونم.

159
00:06:06,824 --> 00:06:09,118
‫چون تو یه بچه‌ای.

160
00:06:09,160 --> 00:06:10,995
‫آره، قدت بلنده.

161
00:06:11,037 --> 00:06:14,290
‫و آره، عصرها،
‫بوی یه حیوون مُرده میدی،

162
00:06:14,332 --> 00:06:16,793
‫ولی بچه‌ای.

163
00:06:16,834 --> 00:06:19,337
‫به علاوه، پدرت عصبانی می‌شه
‫اگه بذارم بمیری.

164
00:06:19,379 --> 00:06:22,006
‫هیچوقت دست از سرم
‫برنمی‌داره از بس غر می‌زنه.

165
00:06:22,048 --> 00:06:23,758
‫مکس، این تویی؟

166
00:06:23,800 --> 00:06:24,842
‫مکس!

167
00:06:24,884 --> 00:06:26,177
‫اون غر زدن رو می‌شنوی؟

168
00:06:26,219 --> 00:06:27,929
‫اون صدایی‌ـه که
‫کابوس‌هام رو تسخیر می‌کنه.

169
00:06:27,929 --> 00:06:29,055
‫برو پیشش.

170
00:06:29,097 --> 00:06:30,181
‫زود باش!

171
00:06:30,223 --> 00:06:32,266
‫تو هر کاری می‌تونستی تا اینجا کردی.

172
00:06:32,308 --> 00:06:35,019
‫هرچند می‌تونستی
‫برام یه «چورو» بیاری.

173
00:06:35,061 --> 00:06:36,187
‫حالا برو.

174
00:06:36,229 --> 00:06:38,856
‫برو!

175
00:06:48,908 --> 00:06:50,493
‫آخ جون.

176
00:06:50,535 --> 00:06:52,078
‫دکتر وندرسپایگل، اینجایی.

177
00:06:52,161 --> 00:06:55,289
‫من کاملاً گم شدم و
‫مانتید همین دور و براست.

178
00:06:55,331 --> 00:06:57,542
‫کلانتر رو ندیدی؟

179
00:06:57,583 --> 00:06:59,210
‫پخ!

180
00:06:59,252 --> 00:07:01,295
‫پخ، تو یه بازیگر بدی!

181
00:07:01,337 --> 00:07:03,464
‫می‌دونم تو مانتیدی.

182
00:07:03,506 --> 00:07:05,341
‫و حتی لازم نبود کسی بهم بگه.

183
00:07:05,383 --> 00:07:07,260
‫عوضی!

184
00:07:07,301 --> 00:07:09,303
‫خوبه.
‫از این نقش بدم میومد.

185
00:07:09,345 --> 00:07:10,471
‫«وای خدای من.»

186
00:07:10,513 --> 00:07:12,223
‫«فضایی‌ها خیلی باحالن.»

187
00:07:12,265 --> 00:07:14,559
‫خب، حالا خودت فضایی هستی، عزیزم.

188
00:07:14,600 --> 00:07:16,227
‫لذت ببر.

189
00:07:16,269 --> 00:07:18,646
‫در هر صورت، می‌خواستم تو
‫و اون کلانتر احمق رو با هم بکشم.

190
00:07:18,688 --> 00:07:20,189
‫ولی حالا باید
‫یکی یکی این کار رو بکنم.

191
00:07:20,231 --> 00:07:21,482
‫نه.

192
00:07:21,524 --> 00:07:23,067
‫این تویی که یکی
‫یکی خواهی مرد.

193
00:07:23,109 --> 00:07:24,485
‫خب، از من فقط یه دونه‌ست.

194
00:07:24,527 --> 00:07:25,736
‫پس...

195
00:07:25,778 --> 00:07:27,238
‫خب، پس فکر کنم
‫دو بار می‌کشمت.

196
00:07:27,280 --> 00:07:28,656
‫تو حتی یه بار هم نتونستی.

197
00:07:28,698 --> 00:07:31,284
‫مثل بچه‌های ترسو
‫فرار کردی.

198
00:07:31,325 --> 00:07:33,244
‫خب، من همون انسان ضعیفی نیستم

199
00:07:33,286 --> 00:07:34,787
‫که دفعه‌ی قبل باهاش روبه‌رو شدی.

200
00:07:34,829 --> 00:07:37,123
‫تو داری به یه فضایی قدرتمند،
‫و در عین حال از نظر احساسی

201
00:07:37,206 --> 00:07:38,749
‫در دسترس، نگاه می‌کنی.

202
00:07:38,791 --> 00:07:40,710
‫همونی که با پیتزای مفتی گولش زدم.

203
00:07:40,751 --> 00:07:41,836
‫آره.

204
00:07:41,878 --> 00:07:44,130
‫بد به حالت،
‫من قبلاً غذا خوردم.

205
00:07:45,673 --> 00:07:46,799
‫ازش دور شو، فضایی.

206
00:07:46,841 --> 00:07:48,050
‫می‌دونستم.

207
00:07:48,092 --> 00:07:49,385
‫می‌دونستم توی عوضی داری
‫با مانتید کار می‌کنی.

208
00:07:49,427 --> 00:07:50,636
‫اون مانتیده.

209
00:07:50,678 --> 00:07:51,971
‫- بهش شلیک کن.
‫- چی؟

210
00:07:52,013 --> 00:07:53,389
‫نه!
‫دروغ می‌گه.

211
00:07:53,431 --> 00:07:54,474
‫اون مانتیده.

212
00:07:54,515 --> 00:07:55,975
‫اون «مانتیدکُش» من رو دزدید.

213
00:07:56,017 --> 00:07:56,976
‫بهش شلیک کن.

214
00:07:57,018 --> 00:07:58,019
‫به اون شلیک کن.

215
00:07:58,060 --> 00:07:59,061
‫تو من رو می‌شناسی، مایک.

216
00:07:59,103 --> 00:08:00,688
‫ولی هیچوقت به هری اعتماد نداشتی.

217
00:08:00,730 --> 00:08:02,940
‫نه از وقتی که اولین بار دیدیش
‫و گفتی عجیب راه میره.

218
00:08:02,982 --> 00:08:04,358
‫این خیلی بی‌ادبانه بود.

219
00:08:04,400 --> 00:08:06,277
‫می‌دونی، حقیقت تلخه.

220
00:08:13,326 --> 00:08:14,327
‫صبر کن!

221
00:08:14,368 --> 00:08:15,453
‫نه!

222
00:08:18,706 --> 00:08:19,957
‫وقت بالا رفتنه؟

223
00:08:19,999 --> 00:08:22,335
‫وقتشه بریم بالا؟

224
00:08:22,376 --> 00:08:24,462
‫مامان بابا کجان؟

225
00:08:24,504 --> 00:08:26,797
‫خاله آستا کجاست؟

226
00:08:26,839 --> 00:08:29,342
‫اون‌ها تو شکم تو هستن؟

227
00:08:29,383 --> 00:08:32,303
‫اون‌ها تو دماغ تو هستن؟

228
00:08:35,431 --> 00:08:37,517
‫داره بهشون خوش می‌گذره؟

229
00:08:46,692 --> 00:08:48,361
‫بیا، بیا.

230
00:08:51,989 --> 00:08:55,117
‫خب، نگاهش کن،
‫کلانترِ با جربزه.

231
00:08:56,369 --> 00:08:57,995
‫معاون من کجاست؟

232
00:08:58,037 --> 00:09:00,289
‫چطوری فهمیدی
‫من اون نیستم؟

233
00:09:00,331 --> 00:09:01,624
‫چون معاون لیو واقعی

234
00:09:01,666 --> 00:09:02,875
‫هیچوقت من رو «مایک» صدا نمی‌زنه.

235
00:09:02,917 --> 00:09:04,460
‫اون من رو «قربان» صدا می‌زنه.

236
00:09:04,502 --> 00:09:06,337
‫اون خیلی برای سلسله مراتب
‫احترام قائله.

237
00:09:06,379 --> 00:09:09,048
‫و تو هیچوقت واقعاً نگفتی
‫که من عجیب راه میرم.

238
00:09:09,090 --> 00:09:11,008
‫نه، این رو گفتم.
‫حتی نمی‌تونم پشت سرت راه بیام.

239
00:09:11,050 --> 00:09:12,218
‫خیلی عجیبه.

240
00:09:12,301 --> 00:09:13,386
‫نمی‌دونم چطور توضیحش بدم.

241
00:09:13,427 --> 00:09:15,721
‫اون کجاست؟
‫معاون لیو کجاست؟

242
00:09:15,763 --> 00:09:17,306
‫منظورت معاونِ شرودینگره.

243
00:09:17,348 --> 00:09:18,724
‫آه.

244
00:09:18,766 --> 00:09:20,393
‫نمی‌خوام سورپرایز رو خراب کنم.

245
00:09:25,231 --> 00:09:26,899
‫راه رفتن من چه مشکلی داره؟

246
00:09:26,941 --> 00:09:28,442
‫شرودینگر دیگه کدوم خریه؟

247
00:09:28,484 --> 00:09:30,570
‫اون بچه‌ایه که تو کارتون «پیناتس»
‫پیانو می‌زد؟

248
00:09:30,611 --> 00:09:32,488
‫نه، منظورش اون مفهوم
‫تو فیزیک کوانتومه

249
00:09:32,530 --> 00:09:35,533
‫که تا وقتی معاون لیو رو نبینیم،
‫اون هم زنده‌ست

250
00:09:35,575 --> 00:09:36,909
‫و هم مُرده در آنِ واحد.

251
00:09:36,951 --> 00:09:38,286
‫باشه، خب، من زنده رو انتخاب می‌کنم.

252
00:09:38,327 --> 00:09:39,579
‫کی آخه مُرده رو انتخاب می‌کنه؟

253
00:09:39,620 --> 00:09:41,539
‫فکر کنم به عنوان
‫یه شوخی گفت.

254
00:09:41,581 --> 00:09:42,999
‫باشه، خب، خنده‌دار نبود.

255
00:09:43,040 --> 00:09:44,458
‫- کمدی سیاهه.
‫- من کمدی سیاه دوست ندارم.

256
00:09:44,500 --> 00:09:46,085
‫من بیشتر کمدی موقعیت دوست دارم.

257
00:09:46,127 --> 00:09:48,129
‫می‌دونی، مثل غذای هواپیما و
‫اینکه مردم چطور راه میرن و این چیزها.

258
00:09:48,170 --> 00:09:49,380
‫چی؟

259
00:09:49,422 --> 00:09:50,506
‫باشه، یالا، بریم.
‫این رو بردار.

260
00:09:50,548 --> 00:09:52,383
‫این رو بردار.
‫یالا.

261
00:09:54,927 --> 00:09:56,137
‫من عادی راه میرم.

262
00:09:56,178 --> 00:09:57,763
‫من... می‌بینی؟

263
00:09:57,805 --> 00:09:59,932
‫من... عادی راه میرم...

264
00:09:59,974 --> 00:10:02,143
‫من عادی راه میرم!

265
00:10:04,395 --> 00:10:05,896
‫مکس؟

266
00:10:05,938 --> 00:10:07,523
‫کجایی؟

267
00:10:07,565 --> 00:10:09,358
‫هنوز نمی‌فهمم چطور از دستت
‫فرار کرده وقتی تو

268
00:10:09,400 --> 00:10:10,526
‫درست کنار پمپ بنزین بودی.

269
00:10:10,568 --> 00:10:11,736
‫من کنار پمپ نبودم.

270
00:10:11,777 --> 00:10:13,654
‫دادم اون پسره برام بنزین بزنه.

271
00:10:13,696 --> 00:10:15,114
‫از خدمات کامل استفاده کردی؟

272
00:10:15,156 --> 00:10:16,949
‫شروع نکن.
‫جدی می‌گم.

273
00:10:16,991 --> 00:10:19,660
‫- مامان، بابا!
‫- مکس.

274
00:10:19,702 --> 00:10:20,953
‫خدای من.

275
00:10:20,995 --> 00:10:22,455
‫- خوبی.
‫- متأسفم.

276
00:10:22,496 --> 00:10:23,873
‫پسرم، ما رو ترسوندی.

277
00:10:23,914 --> 00:10:25,291
‫باشه، بریم.

278
00:10:25,374 --> 00:10:26,417
‫باید از اینجا بریم.
‫یالا.

279
00:10:26,459 --> 00:10:27,460
‫نه.

280
00:10:27,460 --> 00:10:29,128
‫فقط اومدم شوکرم رو پس بگیرم.

281
00:10:29,170 --> 00:10:30,880
‫چی؟ نه.

282
00:10:30,921 --> 00:10:32,548
‫هری به من احتیاج داره.

283
00:10:32,590 --> 00:10:34,133
‫مانتید یه تغییرشکل‌دهنده‌ست.

284
00:10:34,175 --> 00:10:35,635
‫می‌تونه هر کسی باشه.

285
00:10:35,676 --> 00:10:37,386
‫هر کسی؟

286
00:10:37,428 --> 00:10:38,846
‫واقعاً؟

287
00:10:38,888 --> 00:10:40,181
‫فکر می‌کنی من یه مانتیدم؟

288
00:10:40,222 --> 00:10:41,724
‫من فکر می‌کردم می‌تونی
‫خودت بنزین بزنی.

289
00:10:41,766 --> 00:10:43,142
‫- من چه می‌دونم؟
‫- خدای من.

290
00:10:43,184 --> 00:10:44,935
‫هیچ‌کدومتون نیستین.

291
00:10:44,977 --> 00:10:47,980
‫و من این رو می‌دونم چون
‫من می‌تونم فضایی‌ها رو ببینم.

292
00:10:48,022 --> 00:10:49,148
‫باشه.

293
00:10:49,190 --> 00:10:51,817
‫من تنها کسی هستم
‫که می‌تونه کمک کنه.

294
00:10:51,859 --> 00:10:54,153
‫گرفتین؟

295
00:10:54,195 --> 00:10:55,988
‫ما می‌دونیم که تو پسر مایی.

296
00:10:56,030 --> 00:10:58,282
‫این چیزی‌ـه که گرفتیم.

297
00:10:58,324 --> 00:10:59,742
‫حالا یالا.

298
00:10:59,784 --> 00:11:02,161
‫- نه.
‫- آره.

299
00:11:02,203 --> 00:11:05,122
‫همین الان با ما میای.
‫وگرنه...

300
00:11:05,164 --> 00:11:07,500
‫از پول توجیبی خبری نیست.

301
00:11:07,541 --> 00:11:10,127
‫وقتی دولت من رو استخدام کنه
‫چون می‌تونم فضایی‌ها رو ببینم،

302
00:11:10,169 --> 00:11:11,712
‫به پول توجیبی احتیاج ندارم.

303
00:11:11,754 --> 00:11:14,674
‫باشه، خب، پس...

304
00:11:14,715 --> 00:11:16,008
‫دوچرخه‌سواری ممنوع، باشه؟

305
00:11:16,050 --> 00:11:17,468
‫- دوچرخه‌ات دیگه مال ماست.
‫- آره.

306
00:11:17,510 --> 00:11:19,178
‫من باهاش میرم سر کار.
‫ممنون برای دوچرخه.

307
00:11:19,220 --> 00:11:22,598
‫تقریباً مطمئنم
‫برام راننده استخدام می‌کنن.

308
00:11:22,640 --> 00:11:23,849
‫خب حالا چی کار کنیم؟

309
00:11:23,891 --> 00:11:25,184
‫نمی‌دونم.

310
00:11:25,226 --> 00:11:27,144
‫تهدید کردن تنها ابزار
‫ما برای تربیت بچه بود.

311
00:11:29,563 --> 00:11:30,815
‫باشه.

312
00:11:30,856 --> 00:11:32,191
‫- ولی ما باهات میایم.
‫- آره.

313
00:11:32,233 --> 00:11:33,818
‫مامان.
‫این خیلی خجالت‌آوره.

314
00:11:33,859 --> 00:11:35,695
‫هیس.

315
00:11:35,736 --> 00:11:37,780
‫عزیزم، یه عنکبوت
‫درست کنار سرته.

316
00:11:37,822 --> 00:11:39,365
‫چی؟

317
00:11:50,876 --> 00:11:53,379
‫این رو نگه می‌دارم.

318
00:11:53,462 --> 00:11:55,047
‫ازش خوشم میاد.

319
00:11:58,384 --> 00:11:59,385
‫آستا؟

320
00:11:59,468 --> 00:12:00,886
‫این تویی؟

321
00:12:00,928 --> 00:12:02,847
‫بابا؟

322
00:12:02,888 --> 00:12:05,015
‫بابا، کجایی؟

323
00:12:05,057 --> 00:12:06,183
‫برگرد.

324
00:12:06,225 --> 00:12:09,562
‫این یه اشتباهه.

325
00:12:09,603 --> 00:12:10,980
‫نه، نیست.

326
00:12:11,021 --> 00:12:12,398
‫من باید به هری کمک کنم.

327
00:12:12,440 --> 00:12:13,399
‫تو برگرد.

328
00:12:13,482 --> 00:12:15,693
‫تو نمی‌تونی تنهایی
‫این کار رو بکنی.

329
00:12:15,735 --> 00:12:17,111
‫تو به اندازه‌ی کافی قوی نیستی.

330
00:12:17,153 --> 00:12:20,322
‫چرا، هستم.

331
00:12:20,364 --> 00:12:21,741
‫صبر کن.

332
00:12:21,782 --> 00:12:23,576
‫پدر من هیچوقت این حرف رو نمی‌زد.

333
00:12:23,617 --> 00:12:25,745
‫تو مانتیدی!

334
00:12:25,786 --> 00:12:27,580
‫آستا؟

335
00:12:28,622 --> 00:12:30,374
‫دارسی؟

336
00:12:30,416 --> 00:12:32,042
‫دارسی، مانتید اینجاست!

337
00:12:32,084 --> 00:12:35,129
‫من گم شدم.

338
00:12:35,171 --> 00:12:37,590
‫واقعاً خودتی؟

339
00:12:37,631 --> 00:12:39,175
‫بله.

340
00:12:39,216 --> 00:12:43,596
‫چطور می‌تونی من رو اینجا ول کنی،
‫ای خودخواه عوضی؟

341
00:12:43,637 --> 00:12:45,181
‫خفه شو.

342
00:12:45,222 --> 00:12:47,641
‫خفه شو. خودت رو نشون بده!

343
00:12:49,059 --> 00:12:52,229
‫آستا.

344
00:13:02,990 --> 00:13:04,033
‫اون آستا بود.

345
00:13:04,074 --> 00:13:05,159
‫آستا!

346
00:13:05,201 --> 00:13:06,285
‫اینجایی.

347
00:13:06,327 --> 00:13:08,078
‫- لیو مانتیده!
‫- می‌دونیم.

348
00:13:08,120 --> 00:13:09,121
‫دیدیش؟

349
00:13:09,163 --> 00:13:10,623
‫اینجایین.

350
00:13:10,664 --> 00:13:11,832
‫لیو مانتیده.

351
00:13:11,874 --> 00:13:13,584
‫نه.

352
00:13:13,667 --> 00:13:14,919
‫من مانتید نیستم.

353
00:13:14,960 --> 00:13:15,961
‫اونه.

354
00:13:16,003 --> 00:13:17,421
‫باشه.

355
00:13:17,463 --> 00:13:18,798
‫دوباره این بازی رو نمی‌کنیم.
‫کدومشونه؟

356
00:13:18,839 --> 00:13:20,049
‫نمی‌دونم.

357
00:13:20,090 --> 00:13:21,091
‫چرا ازشون در مورد
‫راه رفتن عجیب من نمی‌پرسی؟

358
00:13:21,133 --> 00:13:23,260
‫به اون شلیک کن.
‫اون مانتیده.

359
00:13:23,302 --> 00:13:24,887
‫اون یکی مانتیده.

360
00:13:30,810 --> 00:13:32,144
‫نه، شلیک نکن!

361
00:13:33,896 --> 00:13:35,231
‫اون چیه؟

362
00:13:35,272 --> 00:13:37,107
‫داره فرو می‌ریزه.

363
00:13:37,149 --> 00:13:39,610
‫مکس، بیا اینجا.

364
00:13:39,652 --> 00:13:41,278
‫- متوقف شد.
‫- باشه، یالا.

365
00:13:41,320 --> 00:13:42,571
‫بریم اون عوضی رو بگیریم.

366
00:13:42,613 --> 00:13:43,823
‫یالا، یالا!

367
00:13:43,864 --> 00:13:44,907
‫قبل از اینکه فرار کنه.

368
00:13:44,949 --> 00:13:46,742
‫یالا!

369
00:13:46,784 --> 00:13:48,661
‫یالا. دنبالم بیاید.

370
00:13:48,702 --> 00:13:49,703
‫مواظب باشید.

371
00:13:49,745 --> 00:13:51,372
‫این سنگ‌ها همین الان ریختن.

372
00:13:54,166 --> 00:13:55,209
‫باشه، یالا.

373
00:13:55,251 --> 00:13:58,295
‫این یه سیستم غار قدیمی‌تره.

374
00:13:58,337 --> 00:14:01,841
‫پیشنهاد نمی‌کنم
‫تو این غارها با اون تفنگ شلیک کنی.

375
00:14:01,882 --> 00:14:03,592
‫مواظب باش، مکس.

376
00:14:06,262 --> 00:14:08,055
‫کیت، کجایی؟

377
00:14:10,349 --> 00:14:11,767
‫خدایا.

378
00:14:14,728 --> 00:14:16,063
‫واو.

379
00:14:16,105 --> 00:14:17,356
‫هری، حق با تو بود.

380
00:14:17,356 --> 00:14:18,440
‫نگاه کن.

381
00:14:18,482 --> 00:14:19,608
‫«ج. ک.»

382
00:14:19,650 --> 00:14:21,110
‫این مقبره‌ی عیسی‌ست؟

383
00:14:21,151 --> 00:14:22,361
‫نه.

384
00:14:22,403 --> 00:14:24,864
‫این جد کلهون بود،
‫معدنچی گمشده.

385
00:14:24,905 --> 00:14:27,032
‫‏59 نفر مُردن تا یکی رو نجات بدن.

386
00:14:29,660 --> 00:14:31,871
‫هری!

387
00:14:46,302 --> 00:14:49,555
‫هری، مواظب باش!

388
00:14:53,642 --> 00:14:55,185
‫نمی‌تونم بهش شلیک کنم.
‫دید واضحی ندارم!

389
00:14:55,227 --> 00:14:57,730
‫از نور گوشیم استفاده می‌کنم.

390
00:14:57,771 --> 00:14:58,898
‫لعنتی.

391
00:15:15,915 --> 00:15:18,083
‫کجا داری میری؟

392
00:15:58,791 --> 00:15:59,833
‫آره، مامان!

393
00:15:59,875 --> 00:16:01,835
‫کارش رو تموم کن!

394
00:16:08,008 --> 00:16:10,010
‫آستا.

395
00:16:10,052 --> 00:16:11,971
‫خوبی؟

396
00:16:14,014 --> 00:16:16,183
‫من خوبم.

397
00:16:37,037 --> 00:16:40,165
‫خدای من.

398
00:16:40,207 --> 00:16:43,293
‫حالا زیاد هم خوشحال نشو.

399
00:16:43,335 --> 00:16:46,547
‫من در هر صورت داشتم می‌مردم.

400
00:16:46,588 --> 00:16:49,049
‫تو فقط جذاب‌ترش کردی.

401
00:16:51,010 --> 00:16:52,678
‫معاون من کجاست، عوضی؟

402
00:16:52,761 --> 00:16:54,304
‫و چرا هنوز شکل اون هستی؟

403
00:16:54,346 --> 00:16:59,435
‫تا بدونی وقتی می‌میره
‫چه شکلی می‌شه.

404
00:17:04,648 --> 00:17:06,233
‫وقتی می‌میره؟
‫شنیدی؟

405
00:17:06,233 --> 00:17:07,484
‫این یعنی هنوز زنده‌ست.

406
00:17:07,484 --> 00:17:09,570
‫بله.

407
00:17:09,611 --> 00:17:11,321
‫فعلاً.

408
00:17:35,846 --> 00:17:36,972
‫چه خبره؟

409
00:17:50,152 --> 00:17:51,737
‫واقعاً زیاد بد نیست.

410
00:17:51,820 --> 00:17:53,614
‫می‌تونستم برم چادر پزشکی
‫تو فستیوال.

411
00:17:53,655 --> 00:17:54,865
‫نه، نه، نه.
‫این خوبه.

412
00:17:54,907 --> 00:17:56,408
‫اینجا دست خودمونه.

413
00:17:56,408 --> 00:17:58,202
‫تو چادر، مجبورت می‌کنن
‫بنویسی چطور زخمی شدی.

414
00:17:58,243 --> 00:18:01,205
‫و من هیچوقت نمی‌دونم
‫«مانتید» با حرف بزرگ نوشته می‌شه یا نه.

415
00:18:01,246 --> 00:18:02,498
‫خدایا.

416
00:18:02,539 --> 00:18:04,124
‫باورم نمی‌شه که
‫تو کارهایی مثل...

417
00:18:04,166 --> 00:18:05,959
‫کار امروز رو هر روز انجام میدی.

418
00:18:06,001 --> 00:18:08,128
‫و... و نتونستی
‫به هیچ‌کس بگی؟

419
00:18:09,004 --> 00:18:10,589
‫خب، نه هر روز.

420
00:18:10,631 --> 00:18:13,550
‫بعضی روزها، خیلی زیاد.

421
00:18:13,592 --> 00:18:14,885
‫باشه، بیشتر روزها.

422
00:18:14,927 --> 00:18:16,678
‫ولی، می‌دونی،
‫برای خوابیدن دارو می‌خورم.

423
00:18:16,720 --> 00:18:18,388
‫خدایا.
‫می‌تونم منم یه‌کم بخورم؟

424
00:18:18,430 --> 00:18:19,765
‫بله.

425
00:18:19,848 --> 00:18:21,517
‫این قطعاً
‫یه مچ پای پیچ‌خورده‌ست.

426
00:18:21,558 --> 00:18:22,851
‫باشه، این جوراب رو بکش بالا.

427
00:18:22,893 --> 00:18:24,061
‫نگه‌ش دار.
‫الان برمی‌گردم.

428
00:18:24,103 --> 00:18:24,895
‫باشه.

429
00:18:24,895 --> 00:18:26,188
‫باید یه باند بیارم.

430
00:18:26,188 --> 00:18:27,439
‫اوه.

431
00:18:34,613 --> 00:18:37,407
‫خدایا.

432
00:18:37,449 --> 00:18:38,909
‫چی؟

433
00:18:48,919 --> 00:18:50,337
‫بله. ممنونم.

434
00:18:50,379 --> 00:18:51,713
‫خداحافظ.

435
00:18:51,755 --> 00:18:53,090
‫باشه.

436
00:18:53,132 --> 00:18:54,550
‫به شوهر لیو، جان،
‫زنگ زدم بیاد.

437
00:18:54,591 --> 00:18:56,510
‫و اون مینی دونات‌ها رو
‫از کجا پیدا کردی؟

438
00:18:56,552 --> 00:18:58,053
‫روی میز شهردار.

439
00:18:58,095 --> 00:19:00,097
‫لعنتی، بهم گفته بود دستگاه
‫خوراکی شارژ نشده.

440
00:19:00,139 --> 00:19:01,723
‫به محض اینکه معاون لیو رو
‫پیدا کنیم، من زنگ می‌زنم

441
00:19:01,765 --> 00:19:03,100
‫برای استیضاحش.

442
00:19:03,142 --> 00:19:05,102
‫اگه شوهرش جان بتونه بهمون
‫بگه کجا رفته،

443
00:19:05,144 --> 00:19:08,438
‫اون‌وقت می‌تونیم تخم‌های
‫مانتید رو پیدا کنیم و تمومش کنیم.

444
00:19:08,480 --> 00:19:10,065
‫نه، نه.

445
00:19:10,107 --> 00:19:12,943
‫اول لیو رو پیدا می‌کنیم، بعد
‫تخم‌ها رو، به همین ترتیب.

446
00:19:12,985 --> 00:19:14,820
‫ترتیبش همینه.

447
00:19:14,903 --> 00:19:16,613
‫مانتید گفت
‫که همین الانشم داره می‌میره،

448
00:19:16,655 --> 00:19:19,616
‫یعنی چرخه‌ی زندگی
‫و مأموریتش رو

449
00:19:19,658 --> 00:19:21,743
‫کامل کرده.

450
00:19:21,785 --> 00:19:23,120
‫برای تداوم نسل.

451
00:19:23,120 --> 00:19:25,205
‫داری می‌گی اون موجود
‫با معاون من نسلش رو ادامه می‌ده؟

452
00:19:25,247 --> 00:19:26,290
‫نمی‌دونم.

453
00:19:26,331 --> 00:19:27,958
‫ولی دو هفته طول می‌کشه
‫تا تخم‌ها رشد کنن،

454
00:19:28,000 --> 00:19:30,460
‫پس هنوز برای نجاتش
‫وقت هست،

455
00:19:30,502 --> 00:19:34,089
‫و برای خریدن یه هدیه‌ی خوب
‫برای جشن سیسمونی بچه فضایی‌اش.

456
00:19:34,131 --> 00:19:35,757
‫من براش پوشک بچه می‌گیرم.

457
00:19:35,799 --> 00:19:38,051
‫سعی کردم بهت زنگ بزنم.

458
00:19:38,093 --> 00:19:39,636
‫من تو یه تونل معدن بودم.

459
00:19:39,678 --> 00:19:41,597
‫خوبی؟

460
00:19:41,638 --> 00:19:43,056
‫من مأمور گاردنر رو پیدا کردم.

461
00:19:43,098 --> 00:19:44,808
‫جولز رو پیدا کردی؟

462
00:19:44,850 --> 00:19:46,518
‫زنده‌ست؟

463
00:19:50,939 --> 00:19:53,066
‫خدایا، نه.

464
00:19:53,108 --> 00:19:55,986
‫و من قبلاً هم جسد
‫مُرده دیدم، مایک.

465
00:19:56,028 --> 00:19:59,656
‫تو می‌دونی که من
‫قبلاً جسد مُرده دیدم.

466
00:19:59,698 --> 00:20:01,283
‫ولی این... یه چیز دیگه بود.

467
00:20:01,325 --> 00:20:02,993
‫خدای من.

468
00:20:03,035 --> 00:20:06,622
‫شکمش... مثل
‫عروسک‌های تودرتو باز شده بود

469
00:20:06,663 --> 00:20:09,374
‫و یه مایع لزج و تار.

470
00:20:09,416 --> 00:20:11,835
‫- این خوب نیست.
‫- نه.

471
00:20:11,877 --> 00:20:13,295
‫نه نیست.

472
00:20:13,337 --> 00:20:15,005
‫به نظرت دارم
‫مثبت به قضیه نگاه می‌کنم؟

473
00:20:15,047 --> 00:20:16,256
‫شکم توخالی؟

474
00:20:16,298 --> 00:20:18,091
‫اونجایی‌ـه که تخم‌هاش باید می‌بوده.

475
00:20:18,133 --> 00:20:20,719
پس مانتید داخل مأمور گاردنر
تخم‌ریزی کرده...‏

476
00:20:20,761 --> 00:20:22,179
‫نه معاون همیشه نالان.

477
00:20:22,221 --> 00:20:24,765
‫خب، این حداقل چیز خوبیه.

478
00:20:24,806 --> 00:20:27,809
آره، خوبه که داخل معاون تخم‌ریزی نشده.‏

479
00:20:27,851 --> 00:20:31,563
‫افسردگی بعد از زایمان مانتید
‫یه چیز خیلی واقعیه.

480
00:20:31,605 --> 00:20:32,564
‫آره، بی‌شوخی.

481
00:20:32,606 --> 00:20:34,024
‫من حالا تا سال‌ها
‫کابوسش رو می‌بینم.

482
00:20:34,066 --> 00:20:35,734
‫این کمدی سیاهه.

483
00:20:35,776 --> 00:20:37,736
‫خیلی متأسفم، مایک.

484
00:20:37,778 --> 00:20:39,488
‫متأسف برای چی؟

485
00:20:39,529 --> 00:20:41,323
‫همه‌ی این‌ها.

486
00:20:41,365 --> 00:20:42,491
‫فضایی‌ها.

487
00:20:43,909 --> 00:20:45,911
‫هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونسته
‫این کار رو کرده باشه.

488
00:20:45,994 --> 00:20:47,788
‫و من باید حرفت رو باور می‌کردم.

489
00:20:47,829 --> 00:20:49,081
‫شاید جولز هنوز زنده بود.

490
00:20:49,122 --> 00:20:50,916
‫و حالا باید
‫همه‌ی فضایی‌ها رو بکشیم.

491
00:20:50,999 --> 00:20:52,084
‫هی!

492
00:20:52,125 --> 00:20:53,669
‫حواست باشه چی می‌گی، خواهر.

493
00:20:53,710 --> 00:20:55,128
‫آره.

494
00:20:55,170 --> 00:20:58,799
‫اون یکیشونه.

495
00:20:59,841 --> 00:21:01,218
‫سلام.

496
00:21:01,260 --> 00:21:02,678
‫ببین، خوشحالم
‫که حرفم رو باور کردی.

497
00:21:02,719 --> 00:21:04,346
‫ولی الان، باید
‫معاون لیو رو پیدا کنیم.

498
00:21:04,388 --> 00:21:07,224
‫حالا، اگه برای تداوم نسل
‫بهش احتیاج نداشته،

499
00:21:07,266 --> 00:21:08,684
‫چرا دیگه باید
‫زنده‌ نگه‌ش داره؟

500
00:21:08,725 --> 00:21:11,144
‫من یه نظریه دارم، ولی خوشت نمیاد.

501
00:21:21,071 --> 00:21:22,739
‫رابرت.

502
00:21:22,781 --> 00:21:24,491
‫رابرت.

503
00:21:24,533 --> 00:21:26,702
‫هی.

504
00:21:35,961 --> 00:21:38,672
‫بیدار شو!

505
00:21:44,303 --> 00:21:47,597
‫ما... ما تو
‫انباری تو هستیم؟

506
00:21:47,639 --> 00:21:48,932
‫آره.

507
00:21:48,974 --> 00:21:51,268
‫من یه کیسه‌ی غول‌پیکر
‫از بچه‌های مانتید نگه می‌دارم.

508
00:21:51,310 --> 00:21:53,353
‫می‌دونی، محض احتیاط که تموم نشه.

509
00:21:53,395 --> 00:21:54,604
‫واو.

510
00:21:54,646 --> 00:21:56,606
‫چطور این اتفاق افتاد؟

511
00:21:56,648 --> 00:21:59,609
‫آخرین چیزی که یادمه اینه که
‫جولز، همون که مانتید بود،

512
00:21:59,651 --> 00:22:02,821
‫ما رو تا انبار تعقیب کرد
‫و بهمون حمله کرد.

513
00:22:02,863 --> 00:22:05,282
‫این یکی رو، هیچ نظری ندارم.

514
00:22:07,826 --> 00:22:10,454
‫من دارم.

515
00:22:10,495 --> 00:22:12,789
‫مانتیدها گونه‌ای انگل‌واره هستن،
‫یعنی تخم‌هاشون رو

516
00:22:12,831 --> 00:22:14,624
‫تو بدن میزبان می‌ذارن.

517
00:22:14,666 --> 00:22:18,545
‫و وقتی از تخم در میان،
‫از اون بدن برای غذا استفاده می‌کنن.

518
00:22:18,587 --> 00:22:19,713
‫خب؟

519
00:22:19,755 --> 00:22:22,466
‫این تخم‌ها دیگه
‫تو بدن نیستن.

520
00:22:22,507 --> 00:22:26,136
‫پس وقتی بچه‌های گرسنه‌ی
‫مانتید از تخم در بیان،

521
00:22:26,178 --> 00:22:28,805
‫غذای اون‌ها باید...

522
00:22:28,847 --> 00:22:31,266
‫ما باشیم.

523
00:22:40,817 --> 00:22:43,195
‫کلانتر، پیغامت رو گرفتم
‫و با بیشترین سرعتی که می‌تونستم اومدم.

524
00:22:43,236 --> 00:22:44,571
‫- از لیو خبری داری؟
‫- هنوز نه.

525
00:22:44,613 --> 00:22:46,198
‫ولی پیداش می‌کنیم.
‫تضمین می‌کنم.

526
00:22:46,239 --> 00:22:47,282
‫نباید تضمین کنی.

527
00:22:47,324 --> 00:22:51,036
‫‏100 درصد تضمین می‌کنم.

528
00:22:51,119 --> 00:22:52,621
‫کارآگاه تورس.

529
00:22:52,662 --> 00:22:54,539
‫آخرین باری که با همسرتون
‫حرف زدین، بهتون گفت کجا میره؟

530
00:22:54,581 --> 00:22:55,457
‫- آره.

531
00:22:55,457 --> 00:22:57,209
‫گفت می‌خواد رابرت،
‫اون ردیاب فضایی‌ها رو،

532
00:22:57,250 --> 00:22:58,335
‫ببره به انباری‌مون
‫تا قایمش کنه

533
00:22:58,377 --> 00:22:59,628
‫از دست مأموران مخفی دولت،

534
00:22:59,669 --> 00:23:01,671
‫چون فکر می‌کرد فضایی‌ دورگه‌ی انسان‌نما

535
00:23:01,713 --> 00:23:02,714
‫دارن تعقیبش می‌کنه.

536
00:23:02,756 --> 00:23:04,132
‫عجیبه.

537
00:23:04,174 --> 00:23:05,717
‫اون هیچوقت نگفته بود
‫که انباری داره.

538
00:23:05,759 --> 00:23:07,594
‫این دقیقاً کم‌عجیب‌ترین
‫چیز تو اون جمله‌ست.

539
00:23:07,636 --> 00:23:09,513
‫وقتی از پر کردن گاراژ توسط
‫اون خسته شدم، گرفتیمش.

540
00:23:09,554 --> 00:23:11,181
‫من بیشتر اهل دور ریختنم،
‫ولی لیو...

541
00:23:11,223 --> 00:23:13,683
‫بعداً می‌تونی در مورد
‫زنِ آشغال‌جمع‌کنت حرف بزنی.

542
00:23:13,725 --> 00:23:15,811
‫بگو انباری کجاست
‫قبل از اینکه زنت

543
00:23:15,852 --> 00:23:17,354
‫خوراک حشره‌های فضایی بشه.

544
00:23:17,396 --> 00:23:18,688
‫- چی؟
‫- فقط برو.

545
00:23:18,730 --> 00:23:20,690
‫- برو، برو، برو، برو.
‫- تو ماشین برات توضیح میدم.

546
00:23:20,732 --> 00:23:22,067
‫یالا.

547
00:23:24,528 --> 00:23:25,862
‫آستا؟

548
00:23:27,989 --> 00:23:30,158
‫اون تو همه چی مرتبه؟

549
00:23:37,666 --> 00:23:38,959
‫آستا؟

550
00:23:45,298 --> 00:23:46,716
‫خدای من.

551
00:23:46,758 --> 00:23:48,552
‫آستا، آستا.

552
00:23:53,932 --> 00:23:55,100
‫آستا، بیدار شو.

553
00:23:55,183 --> 00:23:58,311
‫آستا. آستا.

554
00:24:01,606 --> 00:24:02,691
‫خیلی‌خب.

555
00:24:02,732 --> 00:24:04,776
‫حالا، جان، وقتی اون
‫در رو باز می‌کنی، باید بهت هشدار بدم.

556
00:24:04,818 --> 00:24:05,902
‫نمی‌دونیم اون تو قراره
‫با چی روبه‌رو بشیم.

557
00:24:05,944 --> 00:24:07,028
‫- در مورد شرودینگر بهش بگو.
‫- نه.

558
00:24:07,070 --> 00:24:08,447
‫از کارتون «پیناتس»؟

559
00:24:08,488 --> 00:24:09,531
‫فقط بازش کن و برگرد عقب.

560
00:24:09,573 --> 00:24:10,782
‫باشه؟

561
00:24:16,663 --> 00:24:17,956
‫ست کروکت رو نگه داشته؟

562
00:24:17,998 --> 00:24:19,708
‫- یه بار هم باهاش بازی نکردیم.
‫- لعنتی.

563
00:24:19,749 --> 00:24:21,001
‫سرنخ بدی بود.

564
00:24:21,042 --> 00:24:22,461
‫خب حالا باید چی کار کنیم؟

565
00:24:22,502 --> 00:24:24,337
‫اگه اون نمی‌خوادش،
‫من ست کروکت رو برمی‌دارم.

566
00:24:24,379 --> 00:24:27,132
‫دوربین‌ها خاموش بودن،
‫ولی جای درستی هستیم.

567
00:24:27,215 --> 00:24:28,383
‫از کجا می‌دونی؟

568
00:24:28,425 --> 00:24:29,634
‫اثر انگشت فضایی
‫پیدا کردی یا چی؟

569
00:24:29,676 --> 00:24:31,303
‫یه جورایی.
‫نگهبان انبار سر نداره.

570
00:24:31,344 --> 00:24:33,054
‫- خدای من.
‫- باشه.

571
00:24:33,096 --> 00:24:34,723
‫پس می‌دونیم که
‫جای درستی هستیم.

572
00:24:34,764 --> 00:24:36,349
‫فقط باید بفهمیم
‫تو کدوم انبار هستن.

573
00:24:36,391 --> 00:24:37,392
‫باشه، یالا همگی.

574
00:24:37,434 --> 00:24:38,435
‫بریم.

575
00:24:48,528 --> 00:24:49,529
‫به هری زنگ زدم.

576
00:24:49,571 --> 00:24:51,239
‫جواب نمیده.

577
00:24:51,239 --> 00:24:52,699
‫خب، اون ماده‌ی سیاه
‫تو رگ‌هاش کمتر شده.

578
00:24:52,741 --> 00:24:54,075
‫این احتمالاً خوبه.

579
00:24:54,117 --> 00:24:55,452
‫آره، تو دعوا نتونستم
‫زیاد ببینم.

580
00:24:55,494 --> 00:24:57,287
‫ولی فکر کنم از همون‌جا
‫مانتید گرفتش.

581
00:24:57,329 --> 00:24:59,164
‫شاید یه نوع
‫سم بهش تزریق شده؟

582
00:24:59,247 --> 00:25:00,665
‫آره.

583
00:25:00,707 --> 00:25:02,250
‫خب، به این زودی‌ها دیگه
‫کسی رو مسموم نمی‌کنه.

584
00:25:02,292 --> 00:25:04,169
‫کیت با شوکر حسابی
‫بهش شوک وارد کرد.

585
00:25:04,252 --> 00:25:06,505
‫خب، هری هم با اون کلنگ حفاری
سرش رو له کرد

586
00:25:06,546 --> 00:25:09,758
‫بن بهت گفت که ما جد کلهون،
‫معدنچی گمشده رو پیدا کردیم؟

587
00:25:09,799 --> 00:25:11,092
‫احتمالاً تو اخبار می‌گن.

588
00:25:11,134 --> 00:25:12,385
‫آره، خب، فقط اون قسمتش،
‫نه مانتید رو.

589
00:25:12,427 --> 00:25:14,137
‫هری اون رو از طریق یه
‫پورتال فضایی فرستاد

590
00:25:14,179 --> 00:25:16,806
‫به جایی به اسم
‫«شورای مسکن کهکشانی».

591
00:25:20,560 --> 00:25:23,688
‫ما آهنگ «چرخ‌های اتوبوس» رو خوندیم.

592
00:25:23,730 --> 00:25:25,357
‫باحاله.

593
00:25:25,398 --> 00:25:27,400
‫معاون، اینجایی؟

594
00:25:27,442 --> 00:25:28,443
‫لیو!

595
00:25:28,485 --> 00:25:30,320
‫عزیزم!

596
00:25:30,362 --> 00:25:31,947
‫لیو؟

597
00:25:33,823 --> 00:25:35,450
‫باشه، باشه.
‫باید جدا بشیم.

598
00:25:35,492 --> 00:25:36,826
‫جان، تو با من بیا.

599
00:25:36,826 --> 00:25:38,787
‫اوه.

600
00:25:38,828 --> 00:25:40,163
‫دارم نگران زمان می‌شم.

601
00:25:40,205 --> 00:25:41,331
‫منم همینطور.

602
00:25:41,373 --> 00:25:43,333
‫اگه اون تخم‌ها
‫از تخم در بیان و تکثیر بشن،

603
00:25:43,375 --> 00:25:46,169
‫شورا من رو مقصر می‌دونه و بعد
‫من رو می‌ندازن تو چاله‌ی اسید!

604
00:25:46,211 --> 00:25:47,546
‫هی!

605
00:25:47,587 --> 00:25:48,964
‫اون شورای لعنتی
‫برام مهم نیست.

606
00:25:49,005 --> 00:25:50,799
‫تنها چیزی که برام مهمه
‫پس گرفتن معاونمه.

607
00:25:50,840 --> 00:25:52,968
‫پس تو از هر قدرت
‫فضایی عجیب و غریبی

608
00:25:53,009 --> 00:25:54,803
‫که داری برای این کار
‫استفاده می‌کنی، وگرنه

609
00:25:54,844 --> 00:25:57,806
‫از سر راه من برو کنار،
‫چون من اون رو از دست نمیدم.

610
00:25:57,847 --> 00:25:58,974
‫فهمیدی؟

611
00:25:58,974 --> 00:26:00,350
‫نذاشتی تموم کنم.

612
00:26:00,392 --> 00:26:02,143
‫اون‌ها من رو می‌ندازن
‫تو چاله‌ی اسید.

613
00:26:02,185 --> 00:26:06,231
‫و بعد من نمی‌تونم
‫معاون رو نجات بدم.

614
00:26:06,314 --> 00:26:08,650
‫حالا، تموم شد.

615
00:26:08,692 --> 00:26:10,986
‫احساس می‌کنم این رو فقط اضافه کردی
‫که من عصبانی نشم.

616
00:26:11,027 --> 00:26:13,488
‫ولی من عصبانی‌تر از اونم که عصبانی بشم.

617
00:26:13,530 --> 00:26:15,323
‫فضایی عوضی.

618
00:26:19,119 --> 00:26:20,787
‫خب حالا چی؟
‫دوباره جدا بشیم؟

619
00:26:20,829 --> 00:26:22,330
‫هری.

620
00:26:22,372 --> 00:26:23,665
‫این طرف.
‫عجله کن.

621
00:26:23,707 --> 00:26:24,833
‫آستا؟

622
00:26:24,874 --> 00:26:26,751
‫چی؟

623
00:26:26,793 --> 00:26:28,503
‫- از این طرفه.
‫- صبر کن.

624
00:26:28,545 --> 00:26:29,879
‫از کجا می‌دونی؟

625
00:26:29,921 --> 00:26:32,507
‫و چرا جوری به نظر میای
‫که انگار روح دیدی؟

626
00:26:32,549 --> 00:26:34,718
‫چون آستا داره می‌میره.

627
00:26:38,805 --> 00:26:41,016
‫منظورت چیه که
‫آستا داره می‌میره؟

628
00:26:41,057 --> 00:26:43,143
‫فکر کنم روحش داره سعی می‌کنه
‫از بدنش خارج بشه.

629
00:26:43,184 --> 00:26:45,562
‫اون بین مرگ و زندگیه.

630
00:26:45,604 --> 00:26:47,814
‫چطور پیدات کرد؟

631
00:26:47,856 --> 00:26:51,151
‫نمی‌تونم بدون اجرای
‫یه «حرکت جینگل» توضیحش بدم.

632
00:26:51,192 --> 00:26:52,861
‫اون الان بخشی از همه چیزه.

633
00:26:52,902 --> 00:26:55,280
‫باید برم تا جلوی
‫این اتفاق رو بگیرم.

634
00:26:55,363 --> 00:26:56,406
‫باشه، ببین، رفیق.

635
00:26:56,448 --> 00:26:58,158
‫می‌فهمم، باشه؟

636
00:26:58,199 --> 00:27:01,202
‫وقتی مادرم مُرد، درست در همون
‫لحظه، حس کردم اومد پیشم

637
00:27:01,244 --> 00:27:03,163
‫و بهم گفت مراقب
‫پدرم باشم، باشه؟

638
00:27:03,204 --> 00:27:04,289
‫حرفت رو باور دارم.

639
00:27:04,372 --> 00:27:05,915
‫ولی نمی‌دونم قراره
‫با چی روبه‌رو بشیم

640
00:27:05,957 --> 00:27:07,167
‫وقتی معاونم رو پیدا کنم.

641
00:27:07,208 --> 00:27:08,501
‫و تو قوی‌ترین
‫آدم اینجایی.

642
00:27:08,543 --> 00:27:12,005
‫این...
‫این فقط یه حقیقته، باشه؟

643
00:27:12,047 --> 00:27:13,757
‫پس بهت احتیاج دارم.

644
00:27:13,757 --> 00:27:14,883
‫برو.

645
00:27:14,924 --> 00:27:16,760
‫کمکش کن.

646
00:27:16,801 --> 00:27:19,054
‫لیو رو نجات بده.

647
00:27:19,095 --> 00:27:20,221
‫همه رو نجات بده.

648
00:27:20,263 --> 00:27:22,599
‫باشه.

649
00:27:22,641 --> 00:27:23,725
‫به خاطر تو.

650
00:27:23,767 --> 00:27:24,851
‫واو.

651
00:27:24,893 --> 00:27:26,519
‫به خاطر من؟
‫ممنون، رفیق.

652
00:27:26,561 --> 00:27:28,229
‫یعنی، من فقط
‫از صمیم قلبم حرف زدم.

653
00:27:28,271 --> 00:27:29,397
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫با... روراست باشم.

654
00:27:29,439 --> 00:27:31,024
‫نه به خاطر تو.

655
00:27:31,066 --> 00:27:32,317
‫نه به خاطر من؟

656
00:27:32,400 --> 00:27:33,443
‫فکر کردم همین الان گفتی
‫به خاطر منه.

657
00:27:33,485 --> 00:27:34,694
‫باید تصمیمت رو بگیری، رفیق.

658
00:27:34,736 --> 00:27:36,196
‫داری با قلب من بازی می‌کنی.

659
00:27:38,448 --> 00:27:41,284
‫خدایا، از این متنفرم.

660
00:27:41,326 --> 00:27:44,746
‫هیچوقت گریه کردن رو دوست نداشتم.

661
00:27:44,788 --> 00:27:46,331
‫چیزی که نوشیدنی‌ها
‫براش خوب بودن

662
00:27:46,414 --> 00:27:49,876
‫سرکوب کردن
‫این احساسات بود، خیلی خیلی زیاد.

663
00:27:49,918 --> 00:27:53,546
‫این روزها، من مثل
‫یه چشمه‌ی اشکم.

664
00:27:53,588 --> 00:27:55,173
‫احتمالاً اون تو به اندازه‌ی
‫پذیرایی یه عروسی

665
00:27:55,215 --> 00:27:57,175
‫نوشیدنی هست.

666
00:27:57,217 --> 00:27:58,468
‫به علاوه، اینجا کلی
‫دارو هست

667
00:27:58,510 --> 00:28:00,345
‫که به بی‌حس کردن احساسات کمک می‌کنه.

668
00:28:03,139 --> 00:28:05,767
‫ولی من واقعاً
‫اون نشان 30 روز پاکی رو می‌خوام.

669
00:28:09,312 --> 00:28:12,190
‫ضخامتش برای اینکه
‫جلوی لق زدن میزمون رو بگیره عالیه.

670
00:28:14,818 --> 00:28:17,570
‫این یه شوخی بود.

671
00:28:17,612 --> 00:28:20,073
‫ظاهراً، اینم یه کار دیگه‌ست که می‌کنم،

672
00:28:20,115 --> 00:28:23,118
‫از شوخی برای پوشوندن ترس‌هام
استفاده می‌کنم

673
00:28:23,159 --> 00:28:26,871
‫خیلی چیزها دارم یاد می‌گیرم، آخ جون.

674
00:28:29,833 --> 00:28:33,920
‫فقط دیدنت تو این حالت،
‫که به کمک احتیاج داری، متفاوته.

675
00:28:36,548 --> 00:28:39,509
‫یادمه اولین بار،
‫یکی از تنها بارهایی که من...

676
00:28:39,551 --> 00:28:42,512
‫که دیدم اعتراف می‌کنی
‫آسیب دیدی، وقتی بود که

677
00:28:42,554 --> 00:28:44,305
‫اون توپ وسطی تو سرت خورد

678
00:28:44,347 --> 00:28:45,807
‫که کیتی مورتا پرتاب کرد؟

679
00:28:45,849 --> 00:28:46,975
‫یادته؟

680
00:28:47,016 --> 00:28:48,685
‫خدای من.

681
00:28:48,727 --> 00:28:50,562
‫اون یه سال رفوزه شده بود، و والدینش

682
00:28:50,603 --> 00:28:53,523
‫آلمانی بودن، پس هم‌قد و قواره‌ی
‫یه نگهبان زندان بود.

683
00:28:54,524 --> 00:28:57,944
‫پس می‌دونستم که
‫اون توپ واقعاً درد داشته.

684
00:28:57,986 --> 00:29:00,947
‫تو از اینکه به کسی احتیاج داشته باشی
بدت میومد

685
00:29:00,989 --> 00:29:03,742
‫از اینکه همه دورت
‫جمع بشن و نگرانت باشن بدت میومد.

686
00:29:07,620 --> 00:29:11,541
‫من هیچوقت این مشکل رو نداشتم.

687
00:29:11,583 --> 00:29:12,792
‫ولی تو این رو می‌دونی.

688
00:29:15,378 --> 00:29:18,006
‫ولی من الان بهت احتیاج دارم
‫که مراقب خودت باشی.

689
00:29:21,634 --> 00:29:26,181
‫کاری که لازمه رو انجام بده.

690
00:29:26,222 --> 00:29:29,142
‫فقط زنده بمون.

691
00:29:31,936 --> 00:29:33,813
‫فقط زنده بمون، باشه؟

692
00:29:45,200 --> 00:29:46,409
‫آستا.

693
00:29:49,370 --> 00:29:51,873
‫چه اتفاقی برات داره میفته؟

694
00:29:52,999 --> 00:29:57,545
‫چه اتفاقی داره
‫برات میفته؟

695
00:30:04,219 --> 00:30:05,595
‫هی.

696
00:30:05,637 --> 00:30:07,764
‫تو از تخم‌ها دورتر از من نشستی؟

697
00:30:07,764 --> 00:30:09,057
‫نه.

698
00:30:09,098 --> 00:30:10,266
‫این احمقانه‌ست.
‫خفه شو.

699
00:30:10,308 --> 00:30:11,434
‫نشستی!

700
00:30:11,476 --> 00:30:12,852
‫باشه، ببخشید.

701
00:30:12,894 --> 00:30:15,688
‫غریزه‌ی بقای من
‫الان خیلی بالاست.

702
00:30:15,730 --> 00:30:18,441
‫چرا تو هم نگران نیستی؟

703
00:30:18,483 --> 00:30:22,612
‫من فقط ریلکسم.

704
00:30:23,655 --> 00:30:25,824
‫خدای من!

705
00:30:25,865 --> 00:30:27,700
‫نه!

706
00:30:29,452 --> 00:30:30,954
‫اون‌ها اون تو هستن.

707
00:30:30,995 --> 00:30:32,580
‫معاون! معاون!

708
00:30:32,622 --> 00:30:34,040
‫قربان، ما اینجاییم!

709
00:30:34,082 --> 00:30:35,667
‫آره،
‫و اگه می‌تونید عجله کنید.

710
00:30:37,752 --> 00:30:39,504
‫برید کنار!
‫از سر راه برید کنار!

711
00:30:39,587 --> 00:30:41,005
‫- از سر راه برید کنار!
‫- نمی‌تونیم تکون بخوریم.

712
00:30:41,047 --> 00:30:42,131
‫پس کج بشید.

713
00:30:42,173 --> 00:30:43,967
‫به کیسه‌ی تخم شلیک نکن.

714
00:30:44,008 --> 00:30:45,218
‫بچه‌ها پخش می‌شن.

715
00:30:45,260 --> 00:30:46,177
‫یکیشون اینجاست.

716
00:30:46,219 --> 00:30:47,470
‫خدای من.

717
00:30:47,512 --> 00:30:49,973
‫برگرد اینجا،
‫هیولای جنین کوچولو!

718
00:30:52,392 --> 00:30:54,060
‫خدایا،
‫این تارها مثل فلزن.

719
00:30:54,102 --> 00:30:55,144
‫لیوی!

720
00:30:55,186 --> 00:30:56,229
‫جان.

721
00:30:56,271 --> 00:30:57,313
‫لینا.
‫چاقو داری؟

722
00:30:57,355 --> 00:30:58,439
‫البته.

723
00:30:58,481 --> 00:30:59,649
‫و برای همینه
‫که دوستت دارم.

724
00:30:59,691 --> 00:31:00,859
‫اون رو آزاد کن.

725
00:31:00,900 --> 00:31:02,110
‫بچش این رو،
‫هیولای کوچولوی نکبت.

726
00:31:02,151 --> 00:31:04,279
‫کف پام رو بچش.

727
00:31:04,320 --> 00:31:05,238
‫بیشترشون دارن از تخم در میان.

728
00:31:05,280 --> 00:31:06,239
‫باشه، می‌دونی چیه؟

729
00:31:06,281 --> 00:31:07,532
‫این خیلی طول می‌کشه.

730
00:31:07,615 --> 00:31:08,658
‫بیا فقط بکشیمشون بیرون
‫و در بیرونی رو قفل کنیم.

731
00:31:08,700 --> 00:31:10,451
‫آره، این جواب نمیده.

732
00:31:10,493 --> 00:31:11,661
‫نه، فرار می‌کنن.

733
00:31:11,703 --> 00:31:13,371
‫خب، پس باید
‫چی کار کنیم؟

734
00:31:13,413 --> 00:31:14,414
‫اوه.

735
00:31:30,013 --> 00:31:31,097
‫خب، این جدیده.

736
00:31:31,139 --> 00:31:32,640
‫به خودم اکسسوری اضافه کردم.

737
00:31:32,640 --> 00:31:33,808
‫بابا؟

738
00:31:39,314 --> 00:31:40,982
‫رابرت.

739
00:31:41,024 --> 00:31:43,943
‫رابرت.

740
00:31:43,985 --> 00:31:45,403
‫پسر.

741
00:31:49,824 --> 00:31:51,576
‫- اون یه آدم روباتی‌ـه.
‫- بله.

742
00:31:51,659 --> 00:31:52,744
‫بله، هست.

743
00:31:52,785 --> 00:31:54,537
‫هی، کجا... هری کجاست؟

744
00:31:57,457 --> 00:31:59,792
‫چه...
‫چه اتفاقی براش داره میفته؟

745
00:31:59,834 --> 00:32:01,794
‫عفونت ناشی از
‫خراش مانتید

746
00:32:01,836 --> 00:32:03,963
‫داره سعی می‌کنه نیروی حیاتش
‫رو از بدنش آزاد کنه.

747
00:32:04,005 --> 00:32:05,715
‫ولی جوزف توسط مانتید
‫تیکه پاره شد.

748
00:32:05,757 --> 00:32:07,050
‫چرا این اتفاق براش نیفتاد؟

749
00:32:07,050 --> 00:32:09,010
‫شاید چون جوزف
‫نیمه فضاییه؟

750
00:32:09,052 --> 00:32:10,929
‫بله.

751
00:32:10,970 --> 00:32:13,139
‫و چون منم مصونم...

752
00:32:14,849 --> 00:32:18,728
‫بهش از خون خودم
‫تزریق می‌کنم.

753
00:32:18,770 --> 00:32:20,688
‫و... و اون می‌تونه
‫از این جون سالم به در ببره؟

754
00:32:20,730 --> 00:32:22,148
‫خون تو نجاتش میده؟

755
00:32:22,190 --> 00:32:24,984
‫بله، یا نجاتش میده.

756
00:32:25,026 --> 00:32:27,153
‫یا می‌کشتش.

757
00:32:36,704 --> 00:32:39,832
‫موجودات از هر نوعی
‫راه‌هایی برای تغییر پیدا می‌کنند.

758
00:32:39,874 --> 00:32:42,168
‫پرندگان زمانی دایناسور بودند.

759
00:32:42,210 --> 00:32:43,962
‫یک کرم ابریشم
‫به پیله تبدیل می‌شود

760
00:32:44,003 --> 00:32:46,089
‫و به صورت پروانه بیرون می‌آید.

761
00:32:46,130 --> 00:32:50,510
‫مردم به استراحتگاه‌های آبگرم می‌روند
‫و گیاهخوار بیرون می‌آیند.

762
00:32:50,551 --> 00:32:53,137
‫من نمی‌خواهم آستا تغییر کند.

763
00:32:53,179 --> 00:32:55,807
‫من او را همینطور که هست دوست دارم.

764
00:32:55,848 --> 00:32:59,978
‫اما تا زمانی که او زنده باشد،
‫من خوشحال خواهم بود.

765
00:33:06,192 --> 00:33:07,777
‫حالش چطوره؟

766
00:33:07,819 --> 00:33:11,155
‫هیچ تغییری نکرده؟

767
00:33:11,197 --> 00:33:13,992
‫زنده می‌مونه.

768
00:33:14,033 --> 00:33:16,160
‫خوبه.

769
00:33:16,327 --> 00:33:17,412
‫مطمئنی؟

770
00:33:17,453 --> 00:33:18,663
‫بله، من دکترم.

771
00:33:19,080 --> 00:33:20,331
‫نه واقعاً.

772
00:33:20,373 --> 00:33:21,416
‫بیشتر از تو.

773
00:33:21,416 --> 00:33:23,042
‫بازم نه.

774
00:33:25,211 --> 00:33:28,047
‫دیگه همه‌چیز دست آستاست.

775
00:33:28,089 --> 00:33:30,758
‫آره؟

776
00:33:30,800 --> 00:33:31,843
‫نگران نیستی؟

777
00:33:31,884 --> 00:33:35,013
‫معلومه که هستم.

778
00:33:35,054 --> 00:33:36,681
‫نمی‌خوام بره.

779
00:33:39,183 --> 00:33:40,810
‫من بیشتر از یه بار
‫تهدید کردم که هری رو

780
00:33:40,852 --> 00:33:43,563
‫نابود می‌کنم اگه به اون آسیب بزنه.

781
00:33:43,604 --> 00:33:45,523
‫ولی حالا اینجاییم.

782
00:33:45,565 --> 00:33:49,068
‫و مردم من می‌دونن که ما
‫فقط برای مدت کوتاهی

783
00:33:49,110 --> 00:33:51,821
‫روی این کره‌ی خاکی راه می‌ریم.

784
00:33:51,863 --> 00:33:57,243
‫این یه هدیه‌ست، نه یه تضمین.

785
00:33:59,245 --> 00:34:04,625
‫وقتی پدرم داشت می‌مرد،
‫خیلی آروم بود.

786
00:34:04,667 --> 00:34:08,087
‫من فکر کردم به خاطر مورفینه.

787
00:34:08,129 --> 00:34:10,465
‫ولی اون دستم رو گرفت،
‫و گفت،

788
00:34:10,506 --> 00:34:12,884
‫من فقط اینجا منتظرم
‫تا اسبم بیاد

789
00:34:12,925 --> 00:34:15,803
‫و من رو با خودش ببره.

790
00:34:18,097 --> 00:34:22,101
‫و بعد من میرم.

791
00:34:22,143 --> 00:34:27,065
‫آماده‌ی رفتنم.

792
00:34:27,106 --> 00:34:31,736
‫من آماده‌ام.

793
00:34:31,819 --> 00:34:36,741
‫من می‌تونم آرزو کنم که آستا
‫اینجا بمونه.

794
00:34:36,824 --> 00:34:41,079
‫فکر کنم اون خیلی کارهای
‫بیشتری اینجا برای انجام دادن داره.

795
00:34:45,750 --> 00:34:48,961
‫اما تصمیم با اونیه که یه پاش لب گوره،

796
00:34:49,003 --> 00:34:54,092
‫تصمیم می‌گیره چطور پیش بره.

797
00:35:06,604 --> 00:35:08,231
‫زنده می‌مونه.

798
00:35:11,150 --> 00:35:14,737
‫شما مرد خوبی هستید، دکتر.

799
00:35:27,583 --> 00:35:29,210
‫مچ پات چطوره؟

800
00:35:29,252 --> 00:35:30,795
‫شاید بهتره بری بشینی.

801
00:35:30,878 --> 00:35:32,922
‫آره، من خوبم.

802
00:35:32,964 --> 00:35:34,674
‫احتمالاً واسه آدرنالینه.

803
00:35:38,427 --> 00:35:41,806
‫خب... در مورد مکس.

804
00:35:41,889 --> 00:35:43,224
‫نه، می‌دونم.

805
00:35:43,266 --> 00:35:44,433
‫باید یه عواقبی
‫براش داشته باشه

806
00:35:44,475 --> 00:35:45,935
‫برای پریدن از ماشین
‫وقتی تو داشتی

807
00:35:45,977 --> 00:35:48,062
‫می‌دادی یکی برات بنزین بزنه.

808
00:35:48,104 --> 00:35:50,690
‫نه.

809
00:35:50,731 --> 00:35:52,483
‫باید قبول کنیم
‫که حق با اونه.

810
00:35:52,525 --> 00:35:53,776
‫در مورد؟

811
00:35:53,818 --> 00:35:55,486
‫در مورد چیزی که
‫امروز تو ماشین بهم گفت،

812
00:35:55,528 --> 00:35:58,072
‫در حالی که من داشتم
‫مجموعاً 48 سنت بیشتر می‌دادم

813
00:35:58,114 --> 00:36:00,199
‫تا روی کفش‌هام بنزین نریزه.

814
00:36:02,368 --> 00:36:04,704
‫ببین، اون یه استعدادی داره.

815
00:36:04,745 --> 00:36:09,167
‫امروز ما دیدیم که پسرمون
‫جون آدم‌ها رو نجات داد، از جمله جون ما.

816
00:36:09,208 --> 00:36:10,293
‫می‌دونم، آره؟

817
00:36:10,334 --> 00:36:11,919
‫آره.

818
00:36:11,961 --> 00:36:13,671
‫همون بچه‌ای که هیچوقت حتی
‫یه خلاصۀ کتاب رو تموم نکرده؟

819
00:36:13,713 --> 00:36:14,755
‫آره.

820
00:36:14,797 --> 00:36:16,757
‫ما داشتیم سعی می‌کردیم
‫ازش محافظت کنیم و

821
00:36:16,799 --> 00:36:18,342
‫اون رو تو دنیای گزارش کتاب
‫راهنمایی کنیم

822
00:36:18,384 --> 00:36:23,055
‫در حالی که اون بیرون
‫داشته زندگی می‌کرده...

823
00:36:23,097 --> 00:36:25,183
‫اون چیزی که هست رو تجربه می‌کرده.

824
00:36:25,224 --> 00:36:27,518
‫ولی نمی‌تونست به ما بگه کیه
‫چون می‌دونست که ما

825
00:36:27,560 --> 00:36:28,853
‫نمی‌ذاریم اون باشه.

826
00:36:28,936 --> 00:36:32,023
‫پس بازم، والدین بدی هستیم.

827
00:36:32,064 --> 00:36:33,733
‫نه.

828
00:36:33,774 --> 00:36:35,443
‫نه، چه جور والدینی
‫می‌ذارن بچه‌شون

829
00:36:35,484 --> 00:36:37,153
‫بره بیرون با فضایی‌ها بجنگه؟

830
00:36:37,195 --> 00:36:39,030
‫من فقط دارم سعی می‌کنم عقب نمونم.

831
00:36:39,071 --> 00:36:40,156
‫آره، منم همینطور.

832
00:36:40,198 --> 00:36:41,782
‫این چرت و پرت‌ها تو
‫وبلاگ‌های مادرانه پیدا نمی‌شه.

833
00:36:41,824 --> 00:36:42,658
‫آره.

834
00:36:42,700 --> 00:36:44,535
‫ولی ما خیلی خوش‌شانسیم.

835
00:36:44,577 --> 00:36:49,207
‫امروز دیدیمش،
‫می‌دونی، اون کسی که واقعاً هست.

836
00:36:49,248 --> 00:36:51,959
‫آره.

837
00:36:52,001 --> 00:36:53,586
‫و من رو هم دیدیم.

838
00:36:53,628 --> 00:36:54,754
‫یعنی، من رو دیدی؟

839
00:36:54,795 --> 00:36:55,963
‫بله.

840
00:36:56,005 --> 00:36:58,216
‫اینکه حتی نترسیدی
‫خیلی جذابه.

841
00:36:58,257 --> 00:37:00,009
‫من خیلی ترسیده بودم.

842
00:37:00,051 --> 00:37:02,720
‫ولی نذاشتم جلوم رو بگیره.

843
00:37:02,762 --> 00:37:05,389
‫می‌خوام همیشه
‫اینطوری زندگی کنم،

844
00:37:05,431 --> 00:37:07,266
‫نذارم ترس جلوم رو بگیره.

845
00:37:07,308 --> 00:37:08,643
‫عاشقشم.

846
00:37:10,436 --> 00:37:12,063
‫شاید بتونی این رو بهم یاد بدی.

847
00:37:12,104 --> 00:37:14,690
‫هی، من که معجزه‌گر نیستم.

848
00:37:14,732 --> 00:37:16,400
‫سلام.

849
00:37:16,442 --> 00:37:18,194
‫آستا به هوش اومده.

850
00:37:18,236 --> 00:37:19,987
‫اوه.

851
00:37:22,031 --> 00:37:23,908
‫خیلی خوشحالم که نمردی.

852
00:37:24,533 --> 00:37:25,952
‫آره، منم همینطور.

853
00:37:27,745 --> 00:37:29,747
‫مثل «جادوگر شهر اُز» می‌مونه.

854
00:37:29,789 --> 00:37:32,291
‫هر کسی که دوستش دارم دور تختمه.

855
00:37:32,333 --> 00:37:33,918
‫آخی.

856
00:37:34,001 --> 00:37:37,922
‫این زمان عالی‌ایه تا با
‫همه‌تون با هم صحبت کنم.

857
00:37:38,005 --> 00:37:41,217
‫کی اینجا فکر می‌کنه من
‫عجیب راه میرم؟

858
00:37:41,259 --> 00:37:43,261
‫نه. این درست نیست!

859
00:37:43,302 --> 00:37:45,179
‫این چرت و پرته.

860
00:37:45,221 --> 00:37:46,305
‫کجاش خنده‌داره؟

861
00:37:46,347 --> 00:37:47,348
‫خب، نمی‌دونم.

862
00:37:47,390 --> 00:37:49,267
‫یه جورایی مثل یه بچه‌ی غول‌پیکری؟

863
00:37:49,308 --> 00:37:51,310
‫آره، ولی مثل یه بچه‌ی گیج.

864
00:37:51,352 --> 00:37:52,937
‫آره، که داره دنبال یه اردک می‌دوه.

865
00:37:53,020 --> 00:37:54,272
‫یه اردک؟

866
00:37:54,313 --> 00:37:56,357
‫اردک‌ها احمق‌ترین پرنده‌ها هستن.

867
00:37:56,399 --> 00:37:57,608
‫همه بیرون!

868
00:37:57,650 --> 00:37:59,568
‫بیمار نیاز به استراحت داره.

869
00:37:59,610 --> 00:38:02,363
‫وگرنه، می‌دونید، می‌میره.

870
00:38:02,405 --> 00:38:03,489
‫باشه.

871
00:38:03,531 --> 00:38:07,868
‫سعی کنید ساکت باشید.

872
00:38:07,910 --> 00:38:08,953
‫کیت.

873
00:38:09,036 --> 00:38:10,371
‫من هیچوقت پات رو نبستم.

874
00:38:10,371 --> 00:38:11,622
‫اون... من خوبم.

875
00:38:11,664 --> 00:38:13,457
‫می‌رم یه باند کشی بردارم
‫و مثل دانشجوهای سال اولی

876
00:38:13,499 --> 00:38:14,542
‫خودم رو درمان کنم.

877
00:38:14,583 --> 00:38:16,294
‫لطفاً روش یخ بذار.

878
00:38:16,335 --> 00:38:18,421
‫می‌تونم اول یخ رو
‫بذارم تو نوشیدنی؟

879
00:38:18,462 --> 00:38:19,839
‫آره. دیگه بهتر.

880
00:38:25,136 --> 00:38:26,971
‫خب می‌خواستم بهت بگم...

881
00:38:27,054 --> 00:38:28,723
‫شنیدم.

882
00:38:28,764 --> 00:38:29,807
‫شنیدی؟

883
00:38:29,849 --> 00:38:32,435
‫آره.

884
00:38:32,476 --> 00:38:36,063
‫همه‌اش رو شنیدم.

885
00:38:36,105 --> 00:38:37,815
‫همه‌اش رو دیدم.

886
00:38:37,857 --> 00:38:43,571
‫هم جلو بود و هم عقب.

887
00:38:43,612 --> 00:38:46,115
‫مثل این بود که اصلاً
‫«حالا»یی وجود نداشت.

888
00:38:46,157 --> 00:38:51,245
‫فقط «همیشه» بود.

889
00:38:51,287 --> 00:38:52,997
‫توضیحش سخته.

890
00:38:55,249 --> 00:38:57,501
‫ولی ما خوبیم.

891
00:38:57,543 --> 00:38:59,086
‫هیچ مشکلی نداریم.

892
00:38:59,128 --> 00:39:01,797
‫آره.

893
00:39:01,839 --> 00:39:03,966
‫- آخی.
‫- داره میاد.

894
00:39:04,008 --> 00:39:05,134
‫داره میاد.

895
00:39:05,176 --> 00:39:07,011
‫باشه.

896
00:39:07,094 --> 00:39:09,680
‫من خوبم.

897
00:39:09,722 --> 00:39:11,724
‫می‌دونستم که هیچوقت رابرت رو
‫با فقط گشتن رو زمین

898
00:39:11,724 --> 00:39:13,351
‫پیدا نمی‌کنم.

899
00:39:13,392 --> 00:39:16,145
‫به علاوه، هر بار که خیس می‌شم،
‫قاطی می‌کنم.

900
00:39:16,187 --> 00:39:17,813
‫و باید خودم رو
‫بذارم تو برنج.

901
00:39:17,855 --> 00:39:20,358
‫فهمیدم که اون آدم‌های دولتی
‫تمام این مدت

902
00:39:20,399 --> 00:39:21,901
‫رابرت رو زیر نظر داشتن.

903
00:39:21,942 --> 00:39:23,194
‫می‌دونستم.

904
00:39:23,194 --> 00:39:25,029
‫پس ردیابم رو روشن کردم.

905
00:39:25,112 --> 00:39:26,238
‫گذاشتم من رو پیدا کنن.

906
00:39:26,280 --> 00:39:27,531
‫و یه معامله کردم.

907
00:39:27,573 --> 00:39:29,241
‫اون‌ها من رو به رابرت می‌رسونن،
‫و من هم

908
00:39:29,283 --> 00:39:30,910
‫وقتی بهم احتیاج داشتن کمکشون می‌کنم.

909
00:39:30,951 --> 00:39:34,038
‫خب، خوش به حال ما، چون شماها
‫درست به موقع رسیدین.

910
00:39:34,121 --> 00:39:35,623
‫ولی حالا که من رو
‫پیدا کردی، می‌تونی فقط

911
00:39:35,664 --> 00:39:37,333
‫دوباره ردیابت رو خاموش کنی.

912
00:39:37,333 --> 00:39:39,502
‫خب، این کار درستی نیست، رابرت.

913
00:39:39,543 --> 00:39:42,380
‫شاید بقیه‌ی پسرهای ربوده‌شده
‫اینطور رفتار کنن.

914
00:39:42,421 --> 00:39:44,590
‫ولی نه پسر من.

915
00:39:44,632 --> 00:39:47,385
‫ببخشید، بابا.

916
00:39:47,426 --> 00:39:49,053
‫باشه، باید بریم.

917
00:39:49,136 --> 00:39:50,763
‫همین الان مرگ نگهبان
‫رو گزارش دادم،

918
00:39:50,805 --> 00:39:52,556
‫و اینجا الانه که
‫به یه صحنه‌ی جرم تبدیل بشه.

919
00:39:52,598 --> 00:39:57,311
‫خب، کلانتر، لیو،
‫ممنون برای همه چیز.

920
00:39:57,353 --> 00:39:58,562
‫شما دوستان واقعی بودین.

921
00:39:58,604 --> 00:40:00,898
‫باشه، الان گریه‌ام می‌گیره.

922
00:40:03,734 --> 00:40:06,362
‫ممنون برای همه چیز.

923
00:40:06,404 --> 00:40:08,906
‫جدی می‌گم.

924
00:40:08,948 --> 00:40:10,241
‫بریم، پسر.

925
00:40:14,620 --> 00:40:16,914
‫خب، جان کجا رفت؟

926
00:40:16,956 --> 00:40:19,417
‫داره چوب‌های گلفش رو
‫از انباری برمی‌داره.

927
00:40:19,458 --> 00:40:21,335
‫می‌دونستم دوباره می‌خواد بازی کنه.

928
00:40:22,586 --> 00:40:25,589
‫خب، معاون،
‫بالأخره یه فضایی دیدی.

929
00:40:25,631 --> 00:40:29,802
‫و نه تو شکل انسانی، بلکه، می‌دونی،
‫با کل بدن فضایی

930
00:40:29,844 --> 00:40:31,178
‫و سر و همه چیز، هان؟

931
00:40:31,220 --> 00:40:32,596
‫تبریک.

932
00:40:32,638 --> 00:40:33,931
‫تبریک؟

933
00:40:33,973 --> 00:40:37,059
‫اون عوضی‌های کوچولو
‫سعی کردن من رو بکشن.

934
00:40:37,101 --> 00:40:39,687
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام
‫کلمه‌ی «فضایی» رو بشنوم.

935
00:40:43,065 --> 00:40:44,483
‫لعنتی.

936
00:40:44,525 --> 00:40:46,610
‫باشه.

937
00:40:53,492 --> 00:40:57,538
‫احساس گیجی می‌کنم، و خیلی گرسنمه.

938
00:40:57,580 --> 00:41:00,958
‫این اثرات خون منه.

939
00:41:01,000 --> 00:41:03,627
‫خب،
‫ممنون برای خون فضایی‌ات.

940
00:41:03,669 --> 00:41:06,338
‫که حدس می‌زنم الان یه
‫چیز عادی برای گفتنه.

941
00:41:07,256 --> 00:41:08,507
‫خواهش می‌کنم.

942
00:41:10,301 --> 00:41:12,970
‫می‌تونم یه‌کم از پای تو بخورم؟

943
00:41:14,221 --> 00:41:16,015
‫نه.

944
00:41:16,056 --> 00:41:17,141
‫باشه.

945
00:41:17,141 --> 00:41:21,937
‫می‌دونی، خیلی عجیب بود.

946
00:41:21,979 --> 00:41:28,319
‫عفونت من رو آزاد کرد،
‫و من احساس آزادی کردم، مثل پرواز،

947
00:41:28,360 --> 00:41:33,991
‫بدون هیچ وابستگی، مثل اینکه
‫بالاتر از همه و مشکلاتشون باشم.

948
00:41:34,033 --> 00:41:36,118
‫می‌تونستی فقط بگی
‫«مثل یه پرنده»، چون من

949
00:41:36,160 --> 00:41:37,536
‫اون رو می‌فهمیدم.

950
00:41:37,578 --> 00:41:39,121
‫ولی بیشتر از اون.

951
00:41:39,163 --> 00:41:40,998
‫مثل این بود که می‌تونستم
‫مشکلاتشون رو ببینم،

952
00:41:40,998 --> 00:41:42,750
‫ولی مجبور نبودم حلشون کنم.

953
00:41:42,791 --> 00:41:44,543
‫این متفاوت بود.

954
00:41:44,585 --> 00:41:46,921
‫حداقل برای من متفاوت بود.

955
00:41:46,962 --> 00:41:48,547
‫خدایا، این خودخواهیه
‫که ازش خوشم اومد؟

956
00:41:48,589 --> 00:41:50,049
‫تو خودخواه نیستی.

957
00:41:50,090 --> 00:41:52,092
‫تو مهربونی.

958
00:41:52,134 --> 00:41:55,012
‫حالا باید یه‌کم با خودت مهربون باشی.

959
00:41:55,012 --> 00:41:58,807
‫آره، دارسی هم
‫همین رو گفت.

960
00:41:58,849 --> 00:42:01,310
‫شاید بهتره یه‌کم به فکر خودم باشم.

961
00:42:01,352 --> 00:42:02,686
‫فکر بدی نیست.

962
00:42:02,728 --> 00:42:05,439
‫شاید یه استراحتگاه آبگرم.

963
00:42:05,481 --> 00:42:09,860
‫ولی گیاهخوار
‫بیرون نیا.

964
00:42:09,902 --> 00:42:12,446
‫این یه چیز رایجه.

965
00:42:12,488 --> 00:42:15,366
‫خوشحالم که این رو گفتی.

966
00:42:15,407 --> 00:42:16,951
‫نه اون قسمتش رو.

967
00:42:16,992 --> 00:42:21,455
‫ولی... فکر کنم برای اینکه
‫اون احساسی که داشتم

968
00:42:21,497 --> 00:42:24,792
‫رو واقعاً داشته باشم،

969
00:42:24,833 --> 00:42:28,629
‫می‌دونی، اون آزادی،
‫باید بذارم قلبم

970
00:42:28,671 --> 00:42:30,381
‫جایی که بهش تعلق داره رو پیدا کنه.

971
00:42:32,591 --> 00:42:34,885
‫باید از اینجا برم.

972
00:42:37,179 --> 00:42:38,389
‫متأسفم.

973
00:42:38,430 --> 00:42:40,558
‫نباش.

974
00:42:41,934 --> 00:42:43,894
‫اشکالی نداره.

975
00:42:43,936 --> 00:42:45,104
‫نداره؟

976
00:42:45,145 --> 00:42:46,814
‫بله.

977
00:42:49,233 --> 00:42:51,860
‫بعد از شنیدن حرف‌های دن در مورد
‫اینکه چقدر زمان کمی

978
00:42:51,902 --> 00:42:54,947
‫روی این سیاره داریم
...یا هر سیاره‌ی دیگه‌ای

979
00:42:57,700 --> 00:42:59,827
‫من باید الان برم.

980
00:42:59,868 --> 00:43:03,455
‫من دیگه به اینجا تعلق ندارم.

981
00:43:03,497 --> 00:43:07,126
‫باید با هدر باشم.

982
00:43:16,385 --> 00:43:17,553
‫ما داریم می‌ریم.

983
00:43:18,846 --> 00:43:20,306
‫زمان مثل آتش است.

984
00:43:20,347 --> 00:43:20,889
‫می‌تواند چیزهایی مانند
‫سنگ‌ها و نان را سخت کند

985
00:43:20,889 --> 00:43:21,849
‫می‌تواند چیزهایی مانند
‫سنگ‌ها و نان را سخت کند

986
00:43:21,890 --> 00:43:25,477
‫یا آن‌ها را مانند
‫کره و قلب‌ها نرم کند.

987
00:43:25,519 --> 00:43:29,064
‫همه‌ی تغییرها یکسان نیستند،
‫اما همه‌ی چیزها تغییر می‌کنند.

988
00:43:29,106 --> 00:43:30,190
‫نه.

989
00:43:30,190 --> 00:43:33,402
‫- ولی این...
‫- هری، نه.

990
00:43:33,444 --> 00:43:36,739
‫آستا به مرگ نزدیک شد
‫تا بفهمد چه می‌خواهد.

991
00:43:36,780 --> 00:43:39,700
‫و من تریلیون‌ها کیلومتر مسیر
‫تا زمین آمدم.

992
00:43:39,742 --> 00:43:41,952
‫حالا تهدیدهای اینجا از بین رفته‌اند.

993
00:43:41,994 --> 00:43:44,663
‫ما هر دو بالأخره می‌توانیم آن چیزی باشیم
‫که سفرمان...

994
00:43:44,705 --> 00:43:47,333
‫از ما ساخته است،
‫کسی که قرار بوده باشیم.

995
00:43:49,543 --> 00:43:51,086
‫اون‌ها اینجان.
