﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:06,000 --> 00:00:09,875
[آنچه گذشت]

3
00:00:14,500 --> 00:00:16,791
‫با «رابرت هاوس» آشنایی داری؟

4
00:00:16,833 --> 00:00:21,000
‫داری ازم می‌خوای که از
‫ثروتمندترین مرد آمریکا جاسوسی کنم؟

5
00:00:21,083 --> 00:00:22,625
‫جاسوسی نه.

6
00:00:27,125 --> 00:00:29,125
‫کمک!

7
00:00:29,250 --> 00:00:32,125
‫آدم‌هایی که اون لباس‌ها تن‌شونه
‫لیاقت نجات دادن ندارن.

8
00:00:38,083 --> 00:00:39,875
‫ولش کن!

9
00:00:42,250 --> 00:00:43,750
‫اون استیم‌پک رو بده به من.

10
00:00:43,791 --> 00:00:45,250
‫فقط یه دونه دارم.

11
00:00:45,333 --> 00:00:46,625
‫کمکم کن!

12
00:00:47,166 --> 00:00:48,375
‫خواهش می‌کنم!

13
00:00:51,000 --> 00:00:52,250
‫بدونِ اون می‌میره.

14
00:00:52,875 --> 00:00:54,750
‫قانون طلایی، جناب.

15
00:00:54,791 --> 00:00:56,750
‫من هیچ شباهتی به تو ندارم.

16
00:00:57,333 --> 00:00:59,625
‫ما تو رو صحیح و سالم پیش مردمت برمی‌گردونیم.

17
00:01:02,000 --> 00:01:05,750
‫محور قدرت
‫در «انجمن برادری» تغییر کرده.

18
00:01:05,833 --> 00:01:07,666
‫یا خدا!

19
00:01:08,000 --> 00:01:09,750
‫چند تا از این‌ها می‌تونی بسازی؟

20
00:01:10,791 --> 00:01:16,000
‫بیشتر از چیزی که کل تاریخ بشریت
‫بتونه مصرف کنه.

21
00:01:19,291 --> 00:01:21,166
‫فرستاده‌ای از «مشترک‌المنافع».

22
00:01:24,500 --> 00:01:27,291
‫این‌طور که فهمیدم داریم راجع به
‫جنگ داخلی حرف می‌زنیم.

23
00:01:36,041 --> 00:01:37,791
‫فقط جهت اطلاع...

24
00:01:38,916 --> 00:01:40,125
‫من آدم مهربونی‌ام.

25
00:01:43,125 --> 00:01:44,083
[پخش زنده]

26
00:01:46,250 --> 00:01:48,000
‫نه...

27
00:01:49,541 --> 00:01:51,166
‫تادئوس...

28
00:01:51,250 --> 00:01:54,000
‫من فکر می‌کنم تو شاید «غول» شده باشی.

29
00:01:54,500 --> 00:01:56,000
‫نه!

30
00:02:21,666 --> 00:02:24,541
‫آره! آره، همینه.

31
00:02:33,125 --> 00:02:35,541
‫دست مریزاد، لوئیس.
‫همین‌طوری ادامه بده.

32
00:02:35,625 --> 00:02:37,166
‫ممنون، رئیس.

33
00:02:41,875 --> 00:02:43,833
‫بابی! هی!

34
00:02:43,916 --> 00:02:46,041
‫می‌بینم که اونجا چشم‌هات داره گرم می‌شه.

35
00:02:46,125 --> 00:02:48,125
‫می‌دونی وقتی سرِ کار خوابت ببره
‫چی می‌شه؟

36
00:02:48,250 --> 00:02:49,250
‫قطعاً چیز خوبی نمی‌شه.

37
00:02:49,333 --> 00:02:51,125
‫آره.

38
00:02:51,250 --> 00:02:53,791
‫بجنبید بچه‌ها،
‫تازه 12 ساعت از شیفت گذشته!

39
00:02:53,875 --> 00:02:55,750
‫‏10 ساعت دیگه مونده!

40
00:02:55,833 --> 00:02:57,875
‫باشه؟

41
00:02:58,000 --> 00:03:00,333
‫پری، می‌دونی چیه؟
‫بدون دستکش امتحان کن.

42
00:03:01,333 --> 00:03:03,416
‫گوشتِ کفِ دستت،
‫باعث می‌شه بهتر بچسبه.

43
00:03:03,500 --> 00:03:05,500
‫فقط... دستت رو بکن توش.

44
00:03:05,541 --> 00:03:08,083
‫یه کوچولو درد داره، ولی...

45
00:03:10,750 --> 00:03:11,833
‫انجامش دادم!

46
00:03:11,916 --> 00:03:14,958
‫همین‌طوری ادامه بده تا سه‌سوته
‫دست‌های بزرگ و زمخت و پینه‌بسته پیدا کنی.

47
00:03:15,333 --> 00:03:17,791
‫چشم، قربان!

48
00:03:17,875 --> 00:03:18,875
‫ترودی!

49
00:03:20,125 --> 00:03:21,791
‫چرا واسه من پول درنمیاری؟

50
00:03:22,833 --> 00:03:25,250
‫لوئیس بهم حرف بد زد.

51
00:03:26,791 --> 00:03:28,375
‫لوئیس، راست میگه؟

52
00:03:29,875 --> 00:03:31,833
‫بهم گفت شبیه غول شدم.

53
00:03:31,916 --> 00:03:34,833
‫خب، غول بودن هیچ اشکالی نداره،
‫فقط مسئله اینه که تو غول نیستی.

54
00:03:36,041 --> 00:03:37,250
‫من غولم.

55
00:03:37,333 --> 00:03:39,833
‫پری که اونجاست،
‫آها، اون یه غوله.

56
00:03:39,916 --> 00:03:41,500
‫چندش‌آوره! اییی!

57
00:03:42,416 --> 00:03:44,625
‫فکر کنم این یه یادآوری خوب واسه همه‌تون باشه.

58
00:03:44,750 --> 00:03:46,833
‫هی، هی، گوش کنید!

59
00:03:46,916 --> 00:03:48,916
‫یه استراحتِ خیلی کوتاه، همگی.

60
00:03:49,000 --> 00:03:50,000
‫بسیار خب.

61
00:03:52,250 --> 00:03:56,000
‫یادتون باشه، ما همگی واقعاً،
‫واقعاً خوش‌شانسیم که اینجاییم.

62
00:03:56,041 --> 00:03:59,500
‫باور کنید،
‫من اون بیرون چیزهای وحشتناکی دیدم.

63
00:03:59,541 --> 00:04:01,500
‫ولی اینجا، نونمون تو روغنه.

64
00:04:01,583 --> 00:04:05,500
‫یه سقف بالا سرمونه،
‫یه محیطِ کاملاً محافظت‌شده داریم.

65
00:04:05,541 --> 00:04:07,750
‫- آب چی؟
‫- فقط نوشابه‌ت رو بخور، باشه؟

66
00:04:07,833 --> 00:04:09,916
‫شما... شما می‌دونید بهترین بخشِ اینجا چیه؟

67
00:04:10,000 --> 00:04:12,000
‫هیچ‌کس صبح بیدارتون نمی‌کنه
که بشین پاشو برید

68
00:04:12,041 --> 00:04:15,083
‫یا مجبورتون نمی‌کنه همیشه
‫یه کوله‌ی گنده رو حمل کنید.

69
00:04:15,166 --> 00:04:17,875
‫روی هم رفته، می‌گم زندگی خیلی هم خوبه.

70
00:04:19,041 --> 00:04:20,250
‫ما همیشه چی می‌گیم؟

71
00:04:20,291 --> 00:04:24,125
‫بیشتر بچه‌ها تا این سن دیگه مُردن!

72
00:04:24,250 --> 00:04:26,041
‫خیلی‌خب، برگردید سر کار.

73
00:04:26,125 --> 00:04:28,125
‫یالا!

74
00:04:36,333 --> 00:04:38,000
[سقوط]

75
00:04:48,333 --> 00:04:49,333
‫عقب نمونید!

76
00:05:00,375 --> 00:05:01,375
‫حرکت کنید!

77
00:05:22,666 --> 00:05:24,083
‫تو سربازِ لژیونت رو گم کردی.

78
00:05:24,916 --> 00:05:27,583
.‫خواهش می‌کنم
...خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. خو

79
00:05:30,375 --> 00:05:33,333
[لژیون]
(سپاه رومی‌ها)

80
00:05:33,958 --> 00:05:37,458
‫لشکر دشمن توپخونه‌ش رو
‫داره به سمت شمالِ دورتر منتقل می‌کنه.

81
00:05:37,958 --> 00:05:41,958
‫بنابراین، برای ایجاد تعادل،
‫ما هم باید مال خودمون رو جابه‌جا کنیم.

82
00:05:54,750 --> 00:05:56,583
‫درود، ای گمراه.

83
00:06:00,708 --> 00:06:01,708
‫بله.

84
00:06:06,250 --> 00:06:07,250
‫سلام، قربان.

85
00:06:07,333 --> 00:06:09,958
‫چطور جرأت می‌کنی
قیصر کبیر رو خطاب قرار بدی؟

86
00:06:11,250 --> 00:06:12,833
‫«قیصر»؟ شما...

87
00:06:12,875 --> 00:06:15,750
‫مـ... منظورتون «سزار»ـه؟

88
00:06:15,833 --> 00:06:17,708
‫فکر کنم قیصرها آلمانی بودن،
‫و شما بچه‌ها...

89
00:06:17,833 --> 00:06:20,583
‫بیشتر تمِ رومی دارید، پس...

90
00:06:21,750 --> 00:06:23,250
‫مـ... من فکر کنم همون سزاره.

91
00:06:28,333 --> 00:06:29,833
‫خودشه.

92
00:06:29,875 --> 00:06:33,125
.‫قربان، خواهش می‌کنم
...ام... من می‌بینم که اینجا یه

93
00:06:34,500 --> 00:06:37,625
‫ام... اردوگاه کاره.

94
00:06:37,708 --> 00:06:40,250
‫- و اگه اجازه بدید، من آدمِ خیلی...
‫- هیس.

95
00:06:40,333 --> 00:06:43,375
‫ما داریم سر حق و حقوق
‫ازدواجِ اولت مذاکره می‌کنیم.

96
00:06:45,500 --> 00:06:46,625
‫حق ازدواج اول؟

97
00:06:50,958 --> 00:06:54,250
‫بسیار خب. اول از همه، خجالت بکشید.

98
00:06:54,333 --> 00:06:55,625
‫این کار وحشتناکه.

99
00:06:55,708 --> 00:06:58,583
‫و دوم اینکه، حق ازدواج اول
‫اصلاً یه سنت رومی نیست.

100
00:06:58,625 --> 00:07:00,458
‫مال قرون وسطی‌ست.
‫فقط کار یه مشت آدم بدجنس بوده

101
00:07:00,583 --> 00:07:01,833
‫که از یه عبارت لاتین استفاده کردن.

102
00:07:01,916 --> 00:07:04,208
‫و هرچقدر هم که دلم بخواد
‫به سنت‌های شما احترام بذارم...

103
00:07:05,333 --> 00:07:08,333
‫یه خط قرمزی برای همه این‌ها هست،
‫که فکر کنم پیداش کردیم.

104
00:07:09,416 --> 00:07:11,500
‫و باید بدونید
‫که من حتی الان در شرف ازدواج هم نیستم.

105
00:07:11,583 --> 00:07:13,166
...‫و این شاملِ

106
00:07:13,250 --> 00:07:15,833
‫اون همه ماجرای نامزدی با پسرعموم نمی‌شه، که خودش
‫حداقل یکی دو صفحه از رزومه‌مه.

107
00:07:15,916 --> 00:07:18,000
‫پس، به نظر میاد گزینه‌ای نداریم.

108
00:07:20,875 --> 00:07:23,000
‫اگه ناراحت نمی‌شید که بگم،
‫به نظر میاد شما بچه‌ها

109
00:07:23,083 --> 00:07:24,958
‫شاید راهتون رو اینجا گم کردید.

110
00:07:25,083 --> 00:07:27,416
‫انتظار ندارم یه گمراهی
‫مثل تو بفهمه.

111
00:07:27,500 --> 00:07:30,333
‫- ما در جنگیم.
‫- با کی؟

112
00:07:30,416 --> 00:07:32,083
‫جمهوری کالیفرنیای جدید.

113
00:07:32,125 --> 00:07:34,416
‫خان‌ها. انجمن برادری.

114
00:07:34,500 --> 00:07:35,833
‫اما اول، باید پیروز بشیم بر

115
00:07:35,875 --> 00:07:37,708
‫اعضای توبه‌نکرده‌ی
‫لژیونِ سزار.

116
00:07:40,125 --> 00:07:41,125
‫اونجا.

117
00:07:45,625 --> 00:07:48,333
‫درود بر سزار!

118
00:07:51,583 --> 00:07:53,583
‫دو تا سزار وجود داره؟

119
00:07:53,625 --> 00:07:56,250
‫بنیان‌گذار بزرگ این امپراتوری، مُرد.

120
00:07:57,333 --> 00:07:59,833
‫از اون موقع تا حالا در جنگ بودیم
‫بر سر اینکه کی باید وارثش باشه.

121
00:07:59,916 --> 00:08:01,500
‫اون اسم جانشینش رو نوشت.

122
00:08:01,583 --> 00:08:03,416
‫و گذاشتش توی جیبِ مقدسش.

123
00:08:03,458 --> 00:08:05,208
[...من]

124
00:08:05,250 --> 00:08:07,125
‫اما هر بار که سعی می‌کنیم بگیریمش،

125
00:08:07,208 --> 00:08:10,500
‫سزار دروغین و پیروانش،
‫به ما شلیک می‌کنن.

126
00:08:12,958 --> 00:08:14,458
‫ما به بن‌بست رسیدیم.

127
00:08:16,708 --> 00:08:18,000
‫شاید بتونم کمک‌تون کنم.

128
00:08:18,083 --> 00:08:19,916
‫من تجربه مشاوره خانواده دارم،

129
00:08:20,000 --> 00:08:23,416
‫و گاهی حل اختلاف...

130
00:08:24,333 --> 00:08:26,083
‫آسون‌تر از چیزی‌ـه که فکر می‌کنید.

131
00:08:29,333 --> 00:08:30,458
‫عجب.

132
00:08:36,625 --> 00:08:38,583
‫ببخشید!

133
00:08:38,666 --> 00:08:41,500
‫اینجا رُم نیست، باشه؟ اینجا آمریکاست!

134
00:08:42,333 --> 00:08:45,125
‫- هست؟
‫- آره، هست.

135
00:08:45,208 --> 00:08:46,583
‫حداقل طبقِ تمام نقشه‌ها.

136
00:08:46,666 --> 00:08:48,083
‫نقشه‌هایی که مُرده‌ها کشیدن.

137
00:08:49,083 --> 00:08:50,833
‫تمام چیزی که از آمریکا مونده

138
00:08:50,875 --> 00:08:53,166
‫شواهدِ قاطعِ شکستشه.

139
00:08:53,875 --> 00:08:56,666
‫حالا، اگه اجازه بدید،
‫ما یه جنگ داریم که باید توش پیروز بشیم.

140
00:08:56,750 --> 00:08:58,958
‫می‌دونید، به عنوان کسی که

141
00:08:59,083 --> 00:09:00,625
‫بالای 15 تا فیلمِ مختلف دیده، می‌گم،

142
00:09:00,708 --> 00:09:02,583
‫اگه فکر می‌کنید همه آدم‌بده هستن،

143
00:09:02,625 --> 00:09:04,583
‫احتمالش هست که خودتون آدم‌بده باشید.

144
00:09:04,666 --> 00:09:07,500
‫ولی «خوب» یه بردارِ معنادار
‫در تاریخ نیست.

145
00:09:09,208 --> 00:09:10,958
‫فقط قدرت مهمه.

146
00:09:23,500 --> 00:09:27,708
[بیمارستان آلز، با قیمتِ به‌صرفه]

147
00:09:27,833 --> 00:09:30,500
[متوفی]

148
00:10:21,250 --> 00:10:22,333
‫آره، خب...

149
00:10:24,375 --> 00:10:27,250
‫نظرت راجع به قایقی که قایق نیست چیه.
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

150
00:10:30,125 --> 00:10:31,750
‫البته که می‌فهمی.

151
00:10:42,208 --> 00:10:44,916
‫یه تخته رو برمی‌داری...

152
00:10:46,375 --> 00:10:48,208
‫قایق همونیه که همیشه بوده.

153
00:10:49,666 --> 00:10:52,333
‫فقط یه... یه سوراخ توشه،
‫همین.

154
00:10:56,750 --> 00:10:59,833
‫تخته‌های... زیادی رو برمی‌داری...

155
00:11:00,625 --> 00:11:02,916
‫و یهو،
‫باید از خودت بپرسی...

156
00:11:04,500 --> 00:11:07,500
‫...من... من دارم به چه کوفتی نگاه می‌کنم؟

157
00:11:07,583 --> 00:11:10,125
‫این که دیگه قایق نیست.

158
00:11:11,125 --> 00:11:14,208
‫فقط یه... یه مشت چوبه، رفیق.

159
00:11:14,333 --> 00:11:17,208
‫فقط یه مشت چوبِ لعنتیه.

160
00:11:42,916 --> 00:11:45,333
‫نمی‌دونم
‫چرا دارم این‌ها رو به تو می‌گم.

161
00:11:47,083 --> 00:11:49,083
‫می‌دونم خودت همه این‌ها رو می‌دونی.

162
00:11:56,166 --> 00:11:57,750
‫فقط خیلی وقته...

163
00:11:58,750 --> 00:12:01,333
‫کسی رو نداشتم که ارزش حرف زدن داشته باشه.

164
00:12:04,333 --> 00:12:05,375
‫همین.

165
00:12:36,125 --> 00:12:37,208
‫حالت خوبه؟

166
00:12:40,083 --> 00:12:43,083
‫آره، من...

167
00:12:43,125 --> 00:12:48,125
‫فقط... نمی‌تونم عروسکِ جینی رو
‫توی صندوق یادگاری جا بدم.

168
00:12:50,583 --> 00:12:51,833
‫برای پناهگاه.

169
00:12:52,916 --> 00:12:55,250
‫فقط متنفرم از اینکه
‫چیزی رو جا بذارم، می‌دونی؟

170
00:12:56,875 --> 00:12:59,208
‫خب، شاید مجبور نشیم، درسته؟

171
00:13:13,375 --> 00:13:16,166
‫خب، من باید برم
‫به این مراسمه واسه چارلی.

172
00:13:18,416 --> 00:13:19,500
‫باشه.

173
00:13:37,708 --> 00:13:39,916
[انجمن کهنه‌سربازان برون‌مرزی ایالات متحده]

174
00:13:46,375 --> 00:13:49,041
[انجمن خدمات تفریحی ارتش آمریکا]
[مراسم خیریه‌ی سالانه]

175
00:13:49,083 --> 00:13:50,833
‫از «رابرت هاوس» چی می‌دونی؟

176
00:13:51,833 --> 00:13:55,208
‫تنها چیزی که شنیدم اینه که داره یه جور
‫سیستم تسلیحاتی تو وگاس می‌سازه.

177
00:13:55,250 --> 00:13:58,208
‫طبق اطلاعات‌مون مربوط می‌شه
‫به چیزی که شنیدی بارب راجع بهش حرف می‌زد.

178
00:13:59,000 --> 00:14:00,083
‫اطلاعات‌تون؟

179
00:14:01,333 --> 00:14:03,583
‫چندتا نقشه‌ی ساختمونه با یه مشت
‫سوابق تلفن.

180
00:14:03,625 --> 00:14:05,083
‫دیگه چی باید صداش کنم؟

181
00:14:06,458 --> 00:14:07,833
‫همون اطلاعات، گمونم.

182
00:14:09,166 --> 00:14:11,750
‫خب، می‌دونی رئیست
‫ازم می‌خواد چه بلایی سرش بیارم؟

183
00:14:19,958 --> 00:14:21,375
‫نمی‌دونستم.

184
00:14:21,458 --> 00:14:24,416
‫ببین، من می‌خوام کمک کنم.
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم.

185
00:14:25,333 --> 00:14:26,708
‫ولی باید یه راه دیگه‌ای هم باشه.

186
00:14:28,666 --> 00:14:29,916
‫ببین کجاییم، کوپ.

187
00:14:31,000 --> 00:14:32,750
‫نصف آدم‌های اینجا آدم کشتن.

188
00:14:34,166 --> 00:14:35,583
‫شاید نه آدم‌های درست رو.

189
00:14:37,666 --> 00:14:39,916
‫رابرت هاوس فقط یه نفره.

190
00:14:51,375 --> 00:14:53,833
‫اسم من دایان ولچ هست،

191
00:14:53,916 --> 00:14:56,875
‫نماینده‌ی کنگره
‫از منطقه گلندیل.

192
00:14:56,958 --> 00:14:58,875
‫و اگه تا حالا اسمم رو نشنیدید،

193
00:14:58,958 --> 00:15:02,916
‫احتمالاً به این خاطره که
‫من تنها نماینده‌ی حاضر در مجلس

194
00:15:03,000 --> 00:15:07,000
‫در این دولت هستم که
‫بودجه شرکتی رو رد کرده.

195
00:15:07,083 --> 00:15:12,333
‫بنابراین، شاید نتونم
‫از پس هزینه تبلیغات تلویزیونی و بیلبورد بربیام،

196
00:15:12,416 --> 00:15:14,916
‫فکر نمی‌کنم آمریکا بتونه از پسِ...

197
00:15:15,000 --> 00:15:18,083
‫نفوذِ بیشترِ شرکت‌ها
‫در واشنگتن بربیاد.

198
00:15:18,166 --> 00:15:20,916
‫برو سر اصل مطلب.

199
00:15:22,375 --> 00:15:24,583
‫بسیار خب.

200
00:15:24,625 --> 00:15:26,833
‫خب، امروز درباره من نیست،

201
00:15:26,875 --> 00:15:31,250
‫درباره شما و فداکاری‌هاییه
‫که برای این ملت بزرگ کردید.

202
00:15:31,916 --> 00:15:36,000
‫به عنوان دوستی برای برادران
‫و خواهرانمان در نیروهای مسلح،

203
00:15:36,083 --> 00:15:38,708
‫باعث افتخار منه که جایزه بدم به...

204
00:15:39,250 --> 00:15:43,083
‫ام، بذارید کارتم رو پیدا کنم.

205
00:15:48,750 --> 00:15:52,250
‫داستانِ اولین نفری که امروز تجلیل می‌شه
‫واقعاً...

206
00:15:52,333 --> 00:15:53,875
‫من میرم دستشویی.

207
00:15:53,958 --> 00:15:56,000
‫...شگفت‌انگیزه،
‫اگه بتونم یادداشت‌هام رو پیدا کنم.

208
00:16:10,333 --> 00:16:12,208
‫امشب جایزه‌ای می‌گیری؟

209
00:16:13,583 --> 00:16:15,083
‫ام، نه.

210
00:16:15,708 --> 00:16:18,083
‫نه، نه، من فقط به خاطر یه دوست قدیمی اینجام.

211
00:16:18,166 --> 00:16:21,166
‫سرجوخه چارلی وایت‌نایف.

212
00:16:22,083 --> 00:16:23,750
‫آره. آره، چارلی.

213
00:16:26,916 --> 00:16:28,833
‫شایعه شده، یه‌کم چپی‌ـه.

214
00:16:29,750 --> 00:16:31,208
‫درسته؟

215
00:16:33,625 --> 00:16:34,875
‫من از این چیزها خبر ندارم.

216
00:16:35,875 --> 00:16:37,833
‫شما چطور، آقای هاوارد؟

217
00:16:38,750 --> 00:16:39,875
‫من چطور؟

218
00:16:39,958 --> 00:16:42,208
‫کوپر هاوارد؟

219
00:16:43,750 --> 00:16:45,125
‫کهنه‌سرباز آمریکایی؟

220
00:16:46,250 --> 00:16:48,000
‫ستاره‌ی پرده‌ی نقره‌ای؟

221
00:16:50,250 --> 00:16:51,333
‫چپی؟

222
00:16:55,625 --> 00:16:57,666
‫هر چیزی که می‌خونی رو باور نکن.

223
00:16:57,750 --> 00:16:59,083
‫اشتباه برداشت نکن.

224
00:16:59,166 --> 00:17:01,083
‫من با دیدگاه چپی‌ها همدردی می‌کنم.

225
00:17:01,958 --> 00:17:02,958
‫آره.

226
00:17:03,083 --> 00:17:05,583
‫اون‌ها از نهادهای سنتی گلایه دارن.

227
00:17:07,000 --> 00:17:09,208
‫اگه از من بپرسی، کاملاً موجه‌ـه.

228
00:17:10,125 --> 00:17:11,333
‫من ازت نپرسیدم.

229
00:17:12,333 --> 00:17:14,125
‫مشکل راه‌حلشونه.

230
00:17:15,166 --> 00:17:16,583
‫بیا.

231
00:17:19,500 --> 00:17:22,875
‫اگه یکی رو گیر بندازی،
‫ممکنه دست به هر کاری بزنه.

232
00:17:25,583 --> 00:17:29,000
‫اگه میلیاردها نفر رو هم‌زمان
‫گیر بندازی...

233
00:17:30,500 --> 00:17:31,583
‫نچ.

234
00:17:34,375 --> 00:17:36,833
‫همه هم‌زمان سعی می‌کنن یه مشکل رو حل کنن

235
00:17:36,875 --> 00:17:38,375
‫با یه عالمه راه‌حل مختلف.

236
00:17:41,583 --> 00:17:43,083
‫خر تو خر می‌شه، نه؟

237
00:17:49,375 --> 00:17:50,750
‫حدس می‌زنم کهنه‌سرباز نیستی.

238
00:17:53,833 --> 00:17:55,208
‫از کجا فهمیدی؟

239
00:17:55,333 --> 00:17:58,500
‫چون یه کهنه‌سرباز می‌دونه که
‫نباید بحث سیاسی بکنه

240
00:17:58,583 --> 00:18:00,583
‫وقتی یه مرد مشغولِ کارِ خصوصیه.

241
00:18:03,750 --> 00:18:05,333
‫تا دیدار بعد، آقای هاوارد.

242
00:18:19,000 --> 00:18:21,125
‫کتاب قانون درباره سلسله مراتب صریحه.

243
00:18:21,208 --> 00:18:23,916
‫ما نباید این فرصت رو از دست بدیم.

244
00:18:24,000 --> 00:18:26,166
‫بهت گفتم. ما نیستیم.

245
00:18:26,250 --> 00:18:30,000
‫من قبول دارم که ورودِ پالادین
‫از مشترک‌المنافع

246
00:18:30,083 --> 00:18:33,583
‫قضیه رو پیچیده می‌کنه، اما...

247
00:18:33,625 --> 00:18:35,833
‫من علاقه‌ای به جنگیدن تو یه شورش ندارم، کوئینتوس.

248
00:18:35,916 --> 00:18:39,958
‫اما انجمن برادری
‫با یه شورش شروع شد.

249
00:18:43,833 --> 00:18:47,166
‫قبل از جنگ، یه کاپیتانِ معمولی

250
00:18:47,250 --> 00:18:49,833
‫به یه مرکز تحقیقاتی
در کالیفرنیا فرستاده شد

251
00:18:51,000 --> 00:18:53,833
‫راجر مکسون.

252
00:18:55,333 --> 00:18:57,375
‫و وقتی دید
‫اونجا دارن چی کار می‌کنن...

253
00:18:58,500 --> 00:19:03,583
‫آزمایش‌های شرورانه روی نمونه‌های انسانی،

254
00:19:03,666 --> 00:19:08,583
‫خب، اون‌وقت، راجر مکسون
‫باید از خودش می‌پرسید،

255
00:19:08,666 --> 00:19:10,166
‫به کی خدمت می‌کنه؟

256
00:19:10,250 --> 00:19:11,583
‫خداش؟

257
00:19:13,916 --> 00:19:15,583
‫یا دولتش؟

258
00:19:22,000 --> 00:19:24,125
‫اون خداش رو انتخاب کرد.

259
00:19:24,958 --> 00:19:26,708
‫اون دانشمندان رو کشت.

260
00:19:26,833 --> 00:19:30,083
‫اون کسایی رو کشت که سعی کردن جلوش رو بگیرن.

261
00:19:30,125 --> 00:19:32,958
‫دولتش از خدا سرپیچی کرده بود،

262
00:19:33,083 --> 00:19:36,916
‫و به همین خاطر، اون از دولتش سرپیچی کرد.

263
00:19:38,333 --> 00:19:40,375
‫اما مجازات نشد.

264
00:19:40,458 --> 00:19:42,458
‫نجات پیدا کرد.

265
00:19:43,583 --> 00:19:48,333
‫تا بتونه فرقه اصیل ما رو پایه‎گذاری کنه.

266
00:19:51,375 --> 00:19:53,500
‫اگه شورش ما بر حق باشه...

267
00:19:55,458 --> 00:19:58,208
‫راه برای ما هموار خواهد شد.

268
00:20:02,375 --> 00:20:03,583
‫بهت گفتم.

269
00:20:06,333 --> 00:20:07,833
‫من اهلِ چیزهای مذهبی نیستم.

270
00:20:12,083 --> 00:20:14,916
‫عتیقه‌ی هم‌جوشی سرد رو
‫بده به مشترک‌المنافع.

271
00:20:31,583 --> 00:20:32,750
‫سرورم...

272
00:20:35,083 --> 00:20:36,500
‫این یارو زاندر...

273
00:20:40,625 --> 00:20:42,208
‫می‌تونم همین‌طوری بکشمش.

274
00:20:47,083 --> 00:20:50,250
‫خب، این کاریه که اینجا می‌کنیم. مگه نه؟

275
00:20:55,416 --> 00:21:00,333
‫بنگرید، به کندذهنیِ شمشیرزن را.

276
00:21:01,916 --> 00:21:04,250
‫ما همین الان اتحاد رو از دست دادیم.

277
00:21:04,333 --> 00:21:07,875
‫اگه زاندر، فرستاده‌ی مشترک‌المنافع رو بکشیم،

278
00:21:07,958 --> 00:21:09,625
‫جنگ می‌شه.

279
00:21:09,708 --> 00:21:12,333
‫و بدون حمایتِ شعبه‌های دیگه،

280
00:21:12,416 --> 00:21:16,083
‫تهش سرهای همه‌مون میره بالای نیزه.

281
00:21:16,125 --> 00:21:18,958
‫بله، سرورم،
‫اما اگه هدفِ ما بر حق باشه...

282
00:21:19,083 --> 00:21:23,333
‫من نیازی به افکارِ یه شمشیرزن ندارم!

283
00:21:25,875 --> 00:21:27,000
‫برو بیرون.

284
00:21:33,750 --> 00:21:35,458
‫باید حرفم رو تکرار کنم؟

285
00:21:41,208 --> 00:21:42,333
‫نه، سرورم.

286
00:21:58,625 --> 00:21:59,750
‫آها، پیداش شد.

287
00:22:08,083 --> 00:22:09,416
‫چی می‌خوای؟

288
00:22:09,500 --> 00:22:13,166
‫خب، به نظر میاد ورود من
‫گند زده به مکالمه.

289
00:22:13,250 --> 00:22:14,625
‫با زانوهات بلند کن!

290
00:22:14,708 --> 00:22:16,708
‫کاتبانِ شما حتی نگاهم هم نمی‌کنن.

291
00:22:18,958 --> 00:22:21,708
‫شماها خیلی کاتب دارید،
‫می‌دونستی؟

292
00:22:23,958 --> 00:22:25,625
‫آره، گمونم داریم.

293
00:22:25,708 --> 00:22:27,958
‫آره، همه جا مثل سوسک
‫می‌لولن.

294
00:22:30,166 --> 00:22:31,583
‫مگه نه؟

295
00:22:31,625 --> 00:22:33,500
‫یعنی، ما هم اونجا تو مشترک‌المنافع
‫کاتب داریم.

296
00:22:33,583 --> 00:22:35,916
‫فقط، مثلاً،
‫رئیس نیستن، می‌دونی؟

297
00:22:36,000 --> 00:22:37,625
‫و می‌دونم هر شعبه
‫از انجمن برادری

298
00:22:37,708 --> 00:22:39,583
‫یه‌کم متفاوته، ولی این یکی...

299
00:22:40,958 --> 00:22:43,333
‫...افتضاحه. به دل نگیریا.

300
00:22:44,833 --> 00:22:47,458
‫من نباید باهات حرف بزنم.
‫سرِ سلسله مراتب.

301
00:22:48,333 --> 00:22:50,458
‫باریکلا. دیدی؟

302
00:22:50,583 --> 00:22:52,000
‫به این می‌گن سرباز.

303
00:22:58,708 --> 00:23:01,416
‫کاتب ارشدِ شما قراره
‫یه اشتباهی بکنه.

304
00:23:01,500 --> 00:23:04,000
‫انجمن برادری‌ای که تو بهش باور داری،
‫که من بهش باور دارم؟

305
00:23:04,083 --> 00:23:07,833
‫ما آخرین سنگرِ نظم تو این کشوریم.

306
00:23:07,916 --> 00:23:10,333
‫ما سدی در برابر هرج و مرجیم.

307
00:23:12,875 --> 00:23:15,708
‫اگه نظر من رو بخوای، دامن زدن به یه شورش

308
00:23:15,833 --> 00:23:17,416
‫خیلی شبیه هرج و مرجه.

309
00:23:22,750 --> 00:23:26,375
‫می‌دونی، اونجا تو شرق،
‫آدم‌هایی مثل ما تصمیم می‌گیرن.

310
00:23:27,375 --> 00:23:29,750
‫کسایی که جونشون رو کف دستشون می‌ذارن.

311
00:23:29,833 --> 00:23:33,458
‫این اساسِ مرامِ انجمن برادریه.

312
00:23:33,583 --> 00:23:35,333
‫کاتبانِ شما؟ چی کار می‌کنن؟

313
00:23:35,375 --> 00:23:38,125
‫یه گوشه وایمیستن، سخنرانی می‌کنن.

314
00:23:38,208 --> 00:23:40,375
‫ماییم که خون می‌دیم.

315
00:23:46,125 --> 00:23:48,125
‫می‌خوای چی کار کنم؟

316
00:23:50,625 --> 00:23:51,833
‫فقط باهام حرف بزن.

317
00:23:52,916 --> 00:23:55,000
‫می‌دونی، این اولین بار نیست
‫که انجمن برادری

318
00:23:55,083 --> 00:23:56,708
‫در آستانه‌ی جنگ داخلیه.

319
00:23:56,833 --> 00:24:00,500
‫ولی اگه ما سربازها یه راهی پیدا کنیم،

320
00:24:00,583 --> 00:24:03,458
‫اولین باری نخواهد بود که
‫عقل سلیم پیروز می‌شه.

321
00:24:08,875 --> 00:24:10,083
‫نظرت چیه؟

322
00:24:16,833 --> 00:24:18,208
‫آره، بیا حرف بزنیم.

323
00:24:19,958 --> 00:24:21,125
‫ایول.

324
00:24:32,416 --> 00:24:33,833
‫خب، دوشیزه لوسی...

325
00:24:34,666 --> 00:24:37,083
‫حالا اون قانونِ طلایی
‫چطور داره برات کار می‌کنه؟

326
00:24:39,583 --> 00:24:40,958
‫این دیگه چه کوفتیه؟

327
00:25:01,833 --> 00:25:04,708
‫به نظر میاد برای خودمون
‫یه جنگ داخلی راه انداختیم.

328
00:25:07,333 --> 00:25:08,875
‫خب، لعنت بهش.

329
00:25:10,000 --> 00:25:11,666
‫تو چی فکر می‌کنی، هاپو؟

330
00:25:11,750 --> 00:25:15,708
[مجتمع تفریحی و رفاهی]
[جمهوری کالیفرنیای جدید]

331
00:25:22,250 --> 00:25:23,333
‫چیه؟

332
00:25:25,666 --> 00:25:28,500
‫اون‌جوری نگاهم نکن.
‫منم ازش خوشم نمیاد.

333
00:25:28,583 --> 00:25:31,875
‫ولی بعداً بهش نیاز پیدا می‌کنیم.

334
00:25:33,208 --> 00:25:35,708
‫من قرار نیست تو یه بعدازظهر
‫با دو تا لژیون دربیفتم.

335
00:25:35,833 --> 00:25:37,083
‫ما به کمک نیاز داریم.

336
00:25:37,125 --> 00:25:39,833
‫و اینجا تقریباً
‫بهترین جا برای گرفتنش هست.

337
00:25:39,916 --> 00:25:41,958
‫حداقل قبلاً که بود.

338
00:26:52,875 --> 00:26:55,833
‫سـ-سلام، ر-ر-ر-ر-ر-رفیق!

339
00:26:55,875 --> 00:26:57,416
‫تویی، ویکتور؟

340
00:26:57,500 --> 00:27:01,583
‫و-و-ویکتور. این اسم واقعاً آشناست.

341
00:27:01,666 --> 00:27:04,208
‫خب، لعنتی، ده سالِ گذشته رو گذروندم

342
00:27:04,333 --> 00:27:06,166
‫با این فکر که من یه دستگاه نوشابه‌ام.

343
00:27:07,166 --> 00:27:08,375
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

344
00:27:09,500 --> 00:27:11,333
‫خب، م-م-من چه می‌دونم، رفیق.

345
00:27:11,416 --> 00:27:14,583
‫یکی حسابی زده تنظیماتم رو به هم ریخته.

346
00:27:14,666 --> 00:27:16,416
‫حافظه‌م قاطی پاتی شده.

347
00:27:17,458 --> 00:27:18,625
‫جدی؟

348
00:27:20,208 --> 00:27:22,958
‫خب، من باید یه پناهگاهیِ مشنگ
‫رو از دست لژیون نجات بدم.

349
00:27:23,083 --> 00:27:25,750
‫اومدم اینجا به امید اینکه
‫از «جمهوری کالیفرنیای جدید» کمک بگیرم.

350
00:27:25,833 --> 00:27:28,166
‫جـ-جـ-جـ-جمهوری؟ من که ندیدمشون.

351
00:27:28,250 --> 00:27:30,375
‫این روزها کی این اطراف رو می‌چرخونه؟

352
00:27:30,458 --> 00:27:32,375
‫خب تو که می‌دونی اوضاع اینجا چطوریه.

353
00:27:32,458 --> 00:27:36,583
‫جمهوری و لژیون افتادن به جون هم
‫مثل سگ و گربه.

354
00:27:36,625 --> 00:27:41,208
‫گرچه الان، لژیون هم داره با لژیون
‫مثل سگ و گربه می‌جنگه.

355
00:27:41,333 --> 00:27:42,583
‫واقعاً؟

356
00:27:43,583 --> 00:27:45,625
‫ولی می‌دونی تو وگاس چی می‌گن.

357
00:27:46,583 --> 00:27:49,708
‫بالأخره همه برنده می‌شن.

358
00:27:49,833 --> 00:27:52,208
‫همین در مورد باختن هم صدق می‌کنه،
‫طبقِ تجربه‌ی من.

359
00:27:53,666 --> 00:27:55,250
‫به جز یه نفر.

360
00:27:56,625 --> 00:27:58,083
‫مردی که تو رو ساخت.

361
00:28:01,333 --> 00:28:03,208
‫«رابرت هاوس» کجاست؟

362
00:28:03,333 --> 00:28:04,958
‫اون مُرده.

363
00:28:05,083 --> 00:28:07,083
‫اون تمام پولِ دنیا رو داشت.

364
00:28:07,125 --> 00:28:09,833
‫اما تنها چیزی که واقعاً می‌خواست
‫این بود که تا ابد زنده بمونه.

365
00:28:10,583 --> 00:28:12,583
‫گمونم زندگی عادلانه نیست.

366
00:28:12,666 --> 00:28:14,875
‫خب، معمولاً، باهات موافقم.

367
00:28:16,416 --> 00:28:20,250
‫ولی تو باید بهتر از هر کسی بدونی
‫که هاوس استعدادِ نقشه‌کشی برای آینده رو داشت.

368
00:28:20,875 --> 00:28:22,916
‫آره، اون نقشه داشت.

369
00:28:23,000 --> 00:28:26,708
‫ولی به اون ماسماسکِ «هم‌جوشی سرد»
‫از قبلِ جنگ نیاز داشت.

370
00:28:26,833 --> 00:28:30,125
‫مگه تو با اون قضیه
‫سروکار نداشتی؟

371
00:28:31,625 --> 00:28:33,916
‫اون قدیما؟

372
00:28:37,500 --> 00:28:39,625
‫داری میری؟

373
00:28:39,708 --> 00:28:43,125
‫این روزها کسی دور و بر نیست که
‫ویکتورِ بیچاره رو همراهی کنه.

374
00:28:43,208 --> 00:28:45,500
‫فقط اون تکاورها تو تپه‌ها هستن.

375
00:28:45,583 --> 00:28:47,416
‫تکاورها تو تپه‌ها؟

376
00:28:47,500 --> 00:28:49,208
‫خب، می‌دونی اوضاع چطوریه.

377
00:28:49,333 --> 00:28:52,375
‫جمهوری و لژیون،
‫نمی‌تونن دست از جنگیدن بردارن.

378
00:28:52,458 --> 00:28:55,166
‫مثل س-س-س-سگ و گ-گربه.

379
00:28:55,250 --> 00:28:56,583
‫ممنونم ازت، ویکتور.

380
00:28:56,666 --> 00:28:58,500
‫خب، می‌بینمت!

381
00:28:58,583 --> 00:29:00,083
‫مطمئنم می‌بینی.

382
00:29:11,166 --> 00:29:12,458
‫ما به یه خلبان نیاز داریم.

383
00:29:12,583 --> 00:29:14,208
‫و بذاریم یکی دیگه همه حالش رو ببره؟

384
00:29:14,333 --> 00:29:16,458
‫- بزن بریم!
‫- خب، باید برم...

385
00:29:16,583 --> 00:29:19,375
‫لازم نیست زره‌ت رو برداری.
‫من یه یدکی دارم که می‌تونی استفاده کنی.

386
00:29:19,875 --> 00:29:21,125
‫بهت یدکی میدن؟

387
00:29:38,125 --> 00:29:39,916
‫موتورهای کمکیِ حرکتی.

388
00:29:41,208 --> 00:29:42,375
‫خوبه.

389
00:29:42,458 --> 00:29:44,666
‫آره، من هیچی راجع به
‫این چرت و پرت‌ها نمی‌دونم، پسر.

390
00:29:44,750 --> 00:29:47,000
‫فقط می‌دونم چطور دهن سرویس کنم،
‫می‌دونی؟

391
00:29:47,083 --> 00:29:48,375
‫بسیار خب.

392
00:29:48,458 --> 00:29:50,083
‫تا حالا با یکی از این‌ها پرواز کردی؟

393
00:29:50,750 --> 00:29:51,750
‫نه، نه.

394
00:29:51,791 --> 00:29:53,500
‫بیا، بذار همین الان کنترل رو بدم بهت.
‫بگیرش.

395
00:29:53,500 --> 00:29:55,083
‫- نه، نه!
‫- دکمه رو بزن... مطمئنی؟ ها؟

396
00:29:55,166 --> 00:29:56,916
‫- نه!
‫- باشه.

397
00:29:57,000 --> 00:29:58,708
‫باید امتحانش کنی.

398
00:30:01,083 --> 00:30:02,083
‫به‌زودی.

399
00:30:05,208 --> 00:30:08,500
‫هی، ماکسیموس، می‌شه یه لحظه
‫رک باشیم؟

400
00:30:09,916 --> 00:30:11,083
‫آره.

401
00:30:13,333 --> 00:30:15,916
‫مگه اینکه اون یاروت کوئینتوس
‫اون عتیقه رو بده به من،

402
00:30:16,000 --> 00:30:17,708
‫من و تو قراره
‫تو خط مقدم

403
00:30:17,833 --> 00:30:19,333
‫به‌زودی به هم شلیک کنیم.

404
00:30:20,583 --> 00:30:24,375
‫و می‌دونم کارت خیلی درسته، ولی باور کن،
‫تو اون دردسر رو نمی‌خوای.

405
00:30:25,583 --> 00:30:27,000
‫و نمی‌دونم، فقط دارم فکر می‌کنم،

406
00:30:27,083 --> 00:30:30,875
‫اگه من با عتیقه برگردم خونه،
‫هیچ خونریزی‌ای نمی‌شه، می‌دونی؟

407
00:30:35,833 --> 00:30:37,750
‫با تو صادق می‌مونم، پسر.

408
00:30:37,833 --> 00:30:40,125
‫ما اونجا تو خونه واقعاً تو مخصمه‌ایم.

409
00:30:41,166 --> 00:30:44,833
‫بدون اون عتیقه‌ای که پیدا کردی،
‫ما خطرِ از دست دادن مشترک‌المنافع رو داریم.

410
00:30:44,875 --> 00:30:46,708
‫و اگه مشترک‌المنافع سقوط کنه...

411
00:30:48,625 --> 00:30:51,583
‫تمدن زیاد دووم نمیاره.

412
00:30:51,666 --> 00:30:53,083
‫منظورت چیه، «دووم نمیاره»؟

413
00:30:53,125 --> 00:30:56,625
‫- یعنی، بیرون رو نگاه کن.
‫- می‌تونه بدتر بشه.

414
00:30:58,000 --> 00:30:59,083
‫بهم اعتماد کن.

415
00:31:03,833 --> 00:31:05,416
‫فقط بهش فکر کن، همین.

416
00:31:06,583 --> 00:31:08,666
‫من به قضاوتت اعتماد دارم، ماکسیموس.

417
00:31:10,208 --> 00:31:11,500
‫تو هم باید داشته باشی.

418
00:31:17,333 --> 00:31:20,750
‫آره لعنتی!

419
00:31:20,833 --> 00:31:22,458
[هشدارِ وضعیتِ اضطراری]

420
00:31:22,583 --> 00:31:26,208
‫- چیه؟
‫- سیگنال‌های انرژی تو یه مجتمع نزدیک.

421
00:31:26,333 --> 00:31:28,958
‫به نظر فعالیتِ خودکارِ غیرمجاز میاد.

422
00:31:29,083 --> 00:31:31,208
‫تو 3000 کیلومتر از خونه دوری.

423
00:31:31,333 --> 00:31:33,833
‫چرا به چند تا ربات تو بیابون
‫اهمیت میدی؟

424
00:31:33,875 --> 00:31:35,833
‫ما انجمن برادریِ فولادیم.

425
00:31:35,916 --> 00:31:37,833
‫ما هرزآباد رو امن نگه می‌داریم.

426
00:31:37,875 --> 00:31:39,875
‫این کاریه که می‌کنیم!

427
00:31:40,833 --> 00:31:42,625
‫این کاریه که «فرصت می‌کنیم» انجام بدیم!

428
00:31:44,375 --> 00:31:46,458
‫ایناهاش.

429
00:31:50,833 --> 00:31:52,208
‫ایول!

430
00:31:54,750 --> 00:31:56,416
‫بیا!

431
00:31:56,500 --> 00:31:58,000
‫آره!

432
00:31:58,083 --> 00:31:59,625
‫ایول.

433
00:32:16,833 --> 00:32:18,000
‫می‌دونم.

434
00:32:28,875 --> 00:32:31,958
‫کاپیتان رودریگز
‫از جمهوری کالیفرنیای جدید!

435
00:32:32,000 --> 00:32:34,458
[جمهوری کالیفرنیای جدید]

436
00:32:35,750 --> 00:32:38,375
‫خب، می‌بینم که سلام و احوالپرسیت
‫عوض نشده.

437
00:32:38,458 --> 00:32:39,833
‫عوضی!

438
00:32:48,166 --> 00:32:49,875
‫بس کن! بهش صدمه نزن!

439
00:32:50,625 --> 00:32:52,083
‫چرا نه؟

440
00:32:52,125 --> 00:32:54,625
‫این غول و جمهوری سابقه‌ی طولانی دارن.

441
00:33:00,625 --> 00:33:02,166
‫باید آماده باشیم.

442
00:33:02,250 --> 00:33:04,833
‫باید آماده باشیم. هر لحظه ممکنه برسن.

443
00:33:04,875 --> 00:33:08,250
‫ما باید آماده باشیم. هر لحظه ممکنه بیان.

444
00:33:08,333 --> 00:33:09,750
‫اگه اجازه بدید...

445
00:33:10,958 --> 00:33:13,625
‫جمهوری کالیفرنیای جدید
‫شاید بخواد کلمه «جدید» رو حذف کنه،

446
00:33:13,708 --> 00:33:15,583
‫چون همه‌تون حسابی گرد و خاکی شدید.

447
00:33:17,583 --> 00:33:18,916
‫بقیه کجان؟

448
00:33:20,083 --> 00:33:21,416
‫این بالا، فقط ماییم.

449
00:33:22,250 --> 00:33:24,666
‫بیشتر از ده ساله که ارتباطمون
‫با نیروهای کمکی قطع شده.

450
00:33:26,083 --> 00:33:27,416
‫اون‌ها میان.

451
00:33:27,500 --> 00:33:30,958
‫گمونم، گذرِ زمان روی بعضی‌ها
‫بیشتر از بقیه اثر می‌ذاره.

452
00:33:35,333 --> 00:33:38,166
‫وقتی «شیدی سندز» سقوط کرد،
‫ما یه گردان در شرق داشتیم.

453
00:33:38,250 --> 00:33:40,833
‫- ما هنوز می‌تونیم بهشون برسیم.
‫- شیدی سندز؟

454
00:33:41,833 --> 00:33:44,333
‫می‌دونی که اون
مالِ بیشتر از 20 سال پیش بود، نه؟

455
00:33:52,333 --> 00:33:54,250
‫لژیون ما رو محاصره کرده.

456
00:33:54,333 --> 00:33:58,083
‫ما ارتباطمون رو با گردانمون از دست دادیم.
‫خواهش می‌کنم، کمک کن باهاشون تماس بگیریم.

457
00:33:58,666 --> 00:34:00,250
‫بذار مردم‌مون بدونن ما هنوز اینجاییم.

458
00:34:03,916 --> 00:34:05,958
‫چی خنده‌داره؟

459
00:34:06,083 --> 00:34:07,833
‫من تو یه مخمصه کوچیک گیر کردم.

460
00:34:07,875 --> 00:34:11,125
‫من اومدم پیش جمهوری واسه کمک
‫بر اساس اون فرضِ خوش‌خیالانه

461
00:34:11,208 --> 00:34:13,750
‫که آدم‌خوب‌ها توی
‫ایالتِ بزرگ نوادا پیروز می‌شن.

462
00:34:13,833 --> 00:34:15,833
‫- ما داریم جنگ رو می‌بریم.
‫- داریم می‌بریم.

463
00:34:15,875 --> 00:34:17,750
‫خب، اگه این بردن باشه،

464
00:34:17,833 --> 00:34:20,375
‫اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم
‫باختن چه شکلیه.

465
00:34:31,250 --> 00:34:32,625
‫خواهش می‌کنم.

466
00:34:32,708 --> 00:34:34,125
‫چیزهایی که براش می‌جنگیم...

467
00:34:35,416 --> 00:34:37,500
‫آبِ تمیز، مدارس...

468
00:34:38,916 --> 00:34:40,583
‫حقوق آدم‌هایی مثل تو...

469
00:34:42,083 --> 00:34:44,500
‫شنیدم که تو هم قبلاً
‫به این چیزها باور داشتی.

470
00:34:47,458 --> 00:34:51,833
‫خواهش می‌کنم، کمکمون کن،
قبل از اینکه اسیر بشیم

471
00:35:01,625 --> 00:35:03,125
‫هیچ‌کس نمیاد.

472
00:35:04,458 --> 00:35:06,458
‫چون هیچ‌کس باقی نمونده.

473
00:35:15,583 --> 00:35:19,000
‫یه نصیحتِ کوچیک که کمکم کرده
‫در طول سال‌ها شب‌ها بخوابم.

474
00:35:19,916 --> 00:35:24,666
‫وقتی چیزی مُرده،
‫معمولاً به این خاطره که لیاقتش مُردن بوده.

475
00:35:52,333 --> 00:35:55,208
‫خیلی‌خب، داداش. بریم تو کارش.

476
00:35:56,583 --> 00:35:57,583
‫این تو.

477
00:35:58,916 --> 00:36:00,125
‫بیا، مکس.

478
00:36:00,750 --> 00:36:01,875
‫دارم... دارم میام.

479
00:36:01,958 --> 00:36:03,500
‫وایسا.

480
00:36:03,583 --> 00:36:06,083
‫ایست! مدارکت رو نشون بده!

481
00:36:06,166 --> 00:36:07,333
‫درود، بازدیدکننده!

482
00:36:07,416 --> 00:36:10,833
‫آیا امروز ماساژِ گردن
‫یا پا رو ترجیح میدی؟

483
00:36:10,875 --> 00:36:12,166
‫خبری از ماساژ نیست!

484
00:36:12,250 --> 00:36:13,583
‫شـ-شـ-شناسایی...

485
00:36:13,666 --> 00:36:15,583
‫لطفاً لباست رو دربیار

486
00:36:15,666 --> 00:36:17,666
‫و از حوله رایگان استفاده کن.

487
00:36:17,750 --> 00:36:20,375
‫پروتکلِ مـ-مـ-ماساژ
‫رو فوراً لغو کن! نفوذی!

488
00:36:20,458 --> 00:36:22,250
‫پروتکل ماساژ فعال شد!

489
00:36:22,333 --> 00:36:23,833
‫فعال‌سازی نسخه...

490
00:36:23,875 --> 00:36:25,208
‫زاندر؟

491
00:36:25,333 --> 00:36:28,083
‫نفوذی!
‫آماده باش تا خنثی ب-بشی.

492
00:36:28,166 --> 00:36:30,125
‫آرامش‌بخشیِ قریب‌الوقوع!
[منتظر بمانید]

493
00:36:30,208 --> 00:36:31,583
‫برو عقب!

494
00:36:39,125 --> 00:36:40,458
‫ها، ها، ایول!

495
00:36:41,833 --> 00:36:43,333
‫تا حالا یکی از این‌ها رو دیده بودی؟

496
00:36:44,125 --> 00:36:45,125
‫اون چیه؟

497
00:36:46,708 --> 00:36:47,833
‫تماشا کن.

498
00:36:55,916 --> 00:36:58,625
‫بیا جلو، تیکه آهن‌پاره گنده!

499
00:36:58,708 --> 00:37:00,083
‫آره!

500
00:37:01,500 --> 00:37:03,125
‫آره!

501
00:37:03,208 --> 00:37:04,333
‫بگیر که اومد!

502
00:37:08,083 --> 00:37:09,083
‫اووه!

503
00:37:09,125 --> 00:37:10,583
‫همه‌ش همین بود؟

504
00:37:19,916 --> 00:37:21,750
‫هی، زاندر، خوبی؟

505
00:37:21,833 --> 00:37:22,916
‫بمیر!

506
00:37:25,458 --> 00:37:26,458
‫بیا.

507
00:37:28,000 --> 00:37:30,125
‫هی، مکس! تو هم یه فیضی ببر!

508
00:37:31,125 --> 00:37:32,500
‫ایول.

509
00:37:32,583 --> 00:37:35,500
‫اینجا، ای کیسه‌ی پیچ و مهره.

510
00:37:36,625 --> 00:37:37,750
‫بیا، کله‌پوک!

511
00:37:52,583 --> 00:37:55,000
‫- خوب بود!
‫- هورا!

512
00:37:55,083 --> 00:37:56,750
‫- نه؟
‫- بوم!

513
00:37:56,833 --> 00:37:59,583
‫آره. پسر، چه حالی داد.

514
00:38:00,958 --> 00:38:02,625
‫- شنیدی چی گفت؟
‫- آره.

515
00:38:02,708 --> 00:38:04,375
‫می‌خوای این رو بگیری؟

516
00:38:04,458 --> 00:38:06,083
‫وای، د... ممنون.

517
00:38:06,166 --> 00:38:07,583
‫ایول.

518
00:39:41,916 --> 00:39:43,666
‫«درود»

519
00:39:43,750 --> 00:39:45,833
‫یا هر کوفتی که
‫شماها به هم می‌گید.

520
00:39:46,750 --> 00:39:48,708
‫ادعا می‌کنی اطلاعاتی برای سزار داری.

521
00:39:48,833 --> 00:39:51,250
‫خب، می‌دونم که لژیون طرفدارِ...

522
00:39:51,333 --> 00:39:53,375
‫پیشرفتِ خطیِ زمان نیست...

523
00:39:54,333 --> 00:39:56,125
‫یا تلفظِ درست القاب تاریخی، در این مورد.

524
00:39:57,166 --> 00:40:00,125
‫ولی شرط می‌بندم هنوز علت و معلول رو
‫می‌فهمید.

525
00:40:00,208 --> 00:40:02,583
‫حالا، من چیزی رو بهتون میدم که می‌خواید.

526
00:40:03,458 --> 00:40:08,625
‫و، خب، شما هم چیزی رو بهم می‌دید
که من می‌خوام

527
00:40:08,708 --> 00:40:12,083
‫یا می‌تونیم به صلیب بکشیمت
‫تا وقتی که چیزی رو که می‌خوایم بهمون بدی.

528
00:40:12,125 --> 00:40:14,916
‫خب، آره، می‌تونید این کار رو بکنید.

529
00:40:15,625 --> 00:40:19,666
‫یا می‌تونید آخرین سنگر
‫جمهوری کالیفرنیای جدید رو نابود کنید.

530
00:40:27,500 --> 00:40:29,333
‫من می‌تونم بهتون بگم کجا قایم شدن.

531
00:40:36,500 --> 00:40:39,333
‫حالا، یادتون باشه،
‫این‌ها مدل 45 هستن.

532
00:40:39,416 --> 00:40:41,250
‫راه رفتن توشون خیلی سخته.

533
00:40:41,333 --> 00:40:43,875
‫و این زرهِ قدرت
‫به خاطر آتیش اون‌قدر داغه

534
00:40:43,958 --> 00:40:46,583
‫که داره برفِ زیر پاهام رو آب می‌کنه.

535
00:40:46,666 --> 00:40:48,375
‫و دارم این یارو رو می‌کشم، می‌دونید،

536
00:40:48,458 --> 00:40:51,333
‫فقط دارم می‌کشمش
‫از توی گل و لای.

537
00:40:52,375 --> 00:40:55,375
‫و نمی‌دونم این
‫سربازِ بیچاره زنده‌ست یا مرده.

538
00:40:56,708 --> 00:41:00,750
‫پس، اولین فرصتی که گیر میارم،
‫سنگر می‌گیرم، زانو می‌زنم،

539
00:41:00,833 --> 00:41:02,750
‫اون نقاب رو باز می‌کنم.

540
00:41:02,833 --> 00:41:05,083
‫و می‌بینم کی زل زده تو چشم‌هام؟

541
00:41:06,708 --> 00:41:08,166
‫کوپر هاوارد.

542
00:41:09,708 --> 00:41:11,125
‫درسته.

543
00:41:12,416 --> 00:41:14,333
‫می‌دونید بهم چی گفت؟

544
00:41:14,375 --> 00:41:15,583
‫کوپ.

545
00:41:15,666 --> 00:41:16,916
‫یادته؟

546
00:41:19,333 --> 00:41:20,875
‫«چه شکلی شدم؟»

547
00:41:22,416 --> 00:41:25,083
‫این دروغه، خانم‌ها و آقایان.
‫این دروغه.

548
00:41:25,125 --> 00:41:28,833
‫یعنی، کوپر هاواردِ ستاره سینما،
‫اون احتمالاً این رو می‌گفت.

549
00:41:28,875 --> 00:41:30,833
‫ولی مردی که من داشتم بهش نگاه می‌کردم...

550
00:41:32,375 --> 00:41:34,708
‫نگاهم کرد و گفت:

551
00:41:34,833 --> 00:41:36,250
‫«بقیه چطورن؟»

552
00:41:39,666 --> 00:41:41,125
‫تقریباً زنده زنده سوخته بود...

553
00:41:42,666 --> 00:41:44,666
‫و نگرانِ جوخه‌مون بود.

554
00:41:45,833 --> 00:41:47,416
‫تفنگدارانِ دریاییِ لعنتی؟

555
00:41:49,458 --> 00:41:52,166
‫ما دوست داریم داستان تعریف کنیم
‫درباره کارهایی که اون بیرون کردیم.

556
00:41:54,625 --> 00:41:56,708
‫آره، نه همه‌شون رو، البته.

557
00:41:58,375 --> 00:41:59,833
‫بعضی‌هاشون رو نمی‌تونیم بگیم.

558
00:42:04,458 --> 00:42:05,833
‫ولی اون‌هایی که می‌گیم...

559
00:42:07,166 --> 00:42:09,916
‫می‌گیمشون تا حس خوبی داشته باشیم
‫نسبت به کاری که کردیم.

560
00:42:18,625 --> 00:42:21,666
‫تا به خودمون امید بدیم که همه‌ش
‫به دلایل درستی بوده.

561
00:42:24,583 --> 00:42:26,000
‫ولی ما فقط سربازیم.

562
00:42:27,333 --> 00:42:29,250
‫ما امتیازِ دونستن رو نداریم.

563
00:42:30,208 --> 00:42:32,625
‫ما فقط باید با چیزی می‌رفتیم جلو
‫که بهمون گفته بودن.

564
00:42:34,875 --> 00:42:36,833
‫بهمون گفتن که همه چی
‫در خطره...

565
00:42:37,875 --> 00:42:39,583
‫سرنوشتِ کلِ دنیای آزاد.

566
00:42:41,416 --> 00:42:43,083
‫با این شرط‌های سنگین...

567
00:42:44,458 --> 00:42:46,458
‫ما حق انتخاب زیادی نداشتیم، مگه نه؟

568
00:42:47,666 --> 00:42:49,625
‫و بهتون قول میدم،

569
00:42:49,708 --> 00:42:53,208
‫به آدم‌های اون طرف هم
‫همین اراجیف رو گفته بودن.

570
00:42:54,333 --> 00:42:58,166
‫امشب، ما جمهوری کالیفرنیای جدید
‫رو دفن می‌کنیم!

571
00:43:05,333 --> 00:43:06,958
[دینامیت]

572
00:43:08,750 --> 00:43:10,333
‫در پایانِ روز،

573
00:43:10,416 --> 00:43:14,083
‫فقط باید امیدوار باشیم
‫که روی طرفِ درست شرط بستیم.

574
00:43:15,500 --> 00:43:17,500
‫طرفی که از آدم‌هایی که دوستشون داریم
‫محافظت می‌کنه.

575
00:43:18,583 --> 00:43:19,916
‫چون اگه این کار رو کرد...

576
00:43:21,083 --> 00:43:23,208
‫گمونم ارزشِ انجامِ تقریباً هر کاری رو داره.

577
00:43:25,083 --> 00:43:26,333
‫حتی یه کار بد.

578
00:43:35,583 --> 00:43:38,583
‫به هر حال، ممنون
‫بابت سالاد الویه.

579
00:43:39,625 --> 00:43:44,083
‫ام، دیدنِ همه‌تون خوب بود،
‫و، ممنون.

580
00:43:45,833 --> 00:43:48,708
‫صبر کن.
‫بدون جایزه‌ت نمی‌تونی بری.

581
00:43:50,458 --> 00:43:52,833
‫یه، ام، فندک یادگاریه.

582
00:43:52,916 --> 00:43:55,083
‫پس، تبریک می‌گم، سرجوخه.

583
00:43:56,500 --> 00:43:57,583
‫ممنون.

584
00:43:58,583 --> 00:44:00,583
‫ممنون.

585
00:44:11,625 --> 00:44:12,833
‫ممنون.

586
00:44:14,583 --> 00:44:16,250
‫هنوز تشکر نکن.

587
00:44:24,166 --> 00:44:25,458
‫این برای توئه.

588
00:44:31,583 --> 00:44:33,416
‫این رو بهم دادن چون یه نفر رو نجات دادم.

589
00:44:35,583 --> 00:44:37,625
‫نه برای کشتنِ اون سه نفری
‫که لازم بود بکشم.

590
00:45:06,000 --> 00:45:07,625
‫شاید این اشتباه بود.

591
00:45:09,458 --> 00:45:10,958
‫چرا؟ چی کار کردی؟

592
00:45:12,458 --> 00:45:14,250
‫نمی‌دونم. شاید یه کارِ خوب.

593
00:45:16,666 --> 00:45:18,750
‫یا شاید یه کارِ احمقانه.

594
00:46:15,083 --> 00:46:16,750
‫گرفتمت!

595
00:46:16,833 --> 00:46:18,166
‫بلند شو!

596
00:46:26,208 --> 00:46:27,916
‫نه. نه.

597
00:46:31,000 --> 00:46:33,750
‫آخی، فقط یه موجودِ ناقص‌الخلقه‌ی کوچولوئه!

598
00:46:34,833 --> 00:46:36,833
‫هی، رفیق.

599
00:46:36,916 --> 00:46:38,250
‫دوست‌هات کجان؟

600
00:46:39,083 --> 00:46:41,166
‫جایی که یکی هست، همیشه یکی دیگه هم هست.

601
00:46:44,458 --> 00:46:48,125
‫خیلی‌خب، می‌دونم بازم اینجا هستید،
‫پس بهتره بیاید بیرون.

602
00:46:48,750 --> 00:46:52,166
‫نگران نباشید. قرار نیست بهتون صدمه بزنیم.

603
00:47:01,333 --> 00:47:03,125
‫آخی، کوچولوهای خوب.

604
00:47:08,166 --> 00:47:10,416
‫زدم به هدف.

605
00:47:11,250 --> 00:47:13,583
‫داشتید قایم‌موشک بازی می‌کردید؟

606
00:47:13,666 --> 00:47:15,708
‫عاشق این بازی‌ام.

607
00:47:16,583 --> 00:47:17,833
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره.

608
00:47:17,875 --> 00:47:19,583
‫شما حالتون خوبه.

609
00:47:19,625 --> 00:47:21,916
‫آره، همه‌تون خوبید.

610
00:47:24,000 --> 00:47:27,333
‫بسیار خب، می‌خوام شما رو
‫به دو گروه تقسیم کنم، باشه؟

611
00:47:27,416 --> 00:47:31,750
‫اگه پوستِ صاف دارید،
‫برید این طرفِ میز.

612
00:47:36,708 --> 00:47:40,166
‫چروک‌ها، همین‌جا بمونید
‫جلوی من، باشه؟

613
00:47:42,833 --> 00:47:45,583
‫هی، صبر کن. زاندر؟ زاندر.

614
00:47:45,666 --> 00:47:48,458
‫خیلی‌خب، صاف‌ها، چشم‌هاتون رو ببندید.

615
00:47:50,166 --> 00:47:51,333
‫خواهش می‌کنم، بس کن.

616
00:47:53,833 --> 00:47:55,375
‫سلام! درود!

617
00:47:57,416 --> 00:47:59,000
‫اگه اجازه بدید.

618
00:47:59,083 --> 00:48:02,833
‫من مدیرِ اینجام،
‫و، فقط ازت می‌خوام...

619
00:48:04,000 --> 00:48:06,291
‫خواهش می‌کنم کاری که می‌خوای بکنی رو نکن.

620
00:48:07,541 --> 00:48:09,625
‫می‌دونم اهرم فشارِ زیادی
‫اینجا ندارم یا هر چی،

621
00:48:09,708 --> 00:48:12,416
‫ولی، می‌دونی، اون‌ها فقط...
‫اون‌ها فقط بچه‌ان.

622
00:48:12,500 --> 00:48:14,333
‫پس، چه اهمیتی داره، مگه نه؟

623
00:48:16,000 --> 00:48:19,166
‫اون‌ها بچه نیستن. موجودات ناقص‌الخلقه‌ان.

624
00:48:20,583 --> 00:48:21,875
‫و تو هم همین‌طور.

625
00:48:22,916 --> 00:48:24,666
‫ولی اون‌ها بچه‌ان.

626
00:48:25,416 --> 00:48:27,958
‫زاندر. زاندر، بی‌خیال، پسر، ما...

627
00:48:28,083 --> 00:48:30,125
‫- نه.
‫- خواهش می‌کنم، زاندر، خواهش می‌کنم بس کن!

628
00:48:30,208 --> 00:48:32,208
‫کتاب قانون در این مورد صریحه.

629
00:48:33,083 --> 00:48:35,666
‫و بدون قوانین، ما کجاییم؟

630
00:48:35,750 --> 00:48:38,125
‫گور بابای کتاب قانون، زاندر! به من گوش کن!

631
00:48:38,208 --> 00:48:39,958
‫نه. نه، نه، نه. نه، نه، نه!

632
00:48:40,083 --> 00:48:41,875
‫- ایول!
‫- بس کن، زاندر!

633
00:48:41,958 --> 00:48:43,666
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!
‫- صبر کن!

634
00:48:43,750 --> 00:48:45,500
‫نه! نه!

635
00:49:13,250 --> 00:49:14,583
‫سلام، رفیق.

636
00:49:15,916 --> 00:49:17,250
‫سلام.

637
00:49:18,208 --> 00:49:21,125
‫اوضاع احوال چطوره؟

638
00:49:23,750 --> 00:49:26,083
‫فکر کنم همین الان یه جنگ راه انداختم.

639
00:49:28,666 --> 00:49:29,875
‫بسیار خب.

640
00:49:31,166 --> 00:49:35,208
‫آره، خب، ام،
‫من مدیرِ سالنِ اینجام.

641
00:49:36,083 --> 00:49:38,708
‫پس، به نظر میاد جفت‌مون
‫سرمون حسابی شلوغه.

642
00:49:41,458 --> 00:49:42,750
‫آره.
