﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:06,041 --> 00:00:09,916
‫[آنچه گذشت]

3
00:00:17,041 --> 00:00:18,875
‫وایسا! لوسی!

4
00:00:20,000 --> 00:00:21,375
‫من دنبال پدرم می‌گردم.

5
00:00:22,125 --> 00:00:23,875
‫تو دنیای منی.

6
00:00:24,750 --> 00:00:27,375
‫اون توسط زنی به اسم «مولدِیوِر»
‫دزدیده شده.

7
00:00:27,416 --> 00:00:28,875
‫تو باید برگردی خونه.

8
00:00:29,000 --> 00:00:31,500
‫ پناهگاه‌نشین‌ها اینجا
‫یه گونه‌ی در حال انقراض محسوب می‌شن.

9
00:00:31,541 --> 00:00:33,083
‫اینجا برای هیچ‌کدوم از اون چیزها
تره هم خورد نمی‌کنن

10
00:00:33,583 --> 00:00:35,208
‫من بدون پدرم برنمی‌گردم.

11
00:00:35,250 --> 00:00:37,583
‫پس مجبوری خودت رو وفق بدی.

12
00:00:39,250 --> 00:00:41,375
‫یه جایزه تعیین شده.

13
00:00:41,458 --> 00:00:44,958
‫یه نفر فرار کرده...
‫از محفل.

14
00:00:46,333 --> 00:00:49,500
‫این هدف، شیء‌ای همراهش داره

15
00:00:49,583 --> 00:00:53,333
‫با پتانسیلِ عظیم

16
00:00:53,375 --> 00:00:55,000
‫برای آسیب زدن به ملت‌مون

17
00:00:57,250 --> 00:00:58,958
‫یا نجات دادنش.

18
00:01:01,958 --> 00:01:04,583
‫- کجاست؟
‫- نمی‌تونی با مردم اینطوری رفتار کنی!

19
00:01:06,583 --> 00:01:07,583
‫آره؟ چرا اون‌وقت؟

20
00:01:09,458 --> 00:01:11,125
‫به‌خاطر قانون طلایی.

21
00:01:12,125 --> 00:01:14,875
‫«آنچه برای خود نمی‌پسندی
‫برای دیگران هم نپسند.»

22
00:01:17,833 --> 00:01:19,583
‫تو دیگه چی هستی؟

23
00:01:20,208 --> 00:01:22,208
‫من خودِ توأم، عزیز دلم.

24
00:01:30,000 --> 00:01:33,083
‫فقط یه‌کم بهش زمان بده.

25
00:01:35,375 --> 00:01:37,958
‫شرکت «والت‌تک»
‫بزرگترین کمپانی در آمریکاست.

26
00:01:38,000 --> 00:01:40,750
‫توی فروختنِ «پایان دنیا»
‫پول خیلی زیادی خوابیده.

27
00:01:41,083 --> 00:01:43,208
‫- این چیه؟
‫- یه دستگاه شنوده.

28
00:01:43,333 --> 00:01:44,875
‫می‌خواید از همسرم جاسوسی کنم؟

29
00:01:44,916 --> 00:01:45,875
‫من هر کاری لازم باشه می‌کنم
‫تا مطمئن بشم کسایی که دوستشون دارم...

30
00:01:45,916 --> 00:01:47,833
‫یعنی تو و جینی...

31
00:01:47,916 --> 00:01:51,666
‫به یه پناهگاه مخصوصِ
‫بخش مدیریت منتقل می‌شین.

32
00:01:53,166 --> 00:01:55,916
‫آمریکا درگیر
‫جنگ بر سر منابع شده.

33
00:01:55,958 --> 00:01:58,458
‫والت‌تک ابزارِ پایان دادن
به این جنگ رو خریده

34
00:01:58,541 --> 00:02:01,541
‫همجوشی سرد. انرژی بی‌پایان.

35
00:02:03,291 --> 00:02:04,708
‫اووه.

36
00:02:05,541 --> 00:02:07,666
‫یه رویداد هسته‌ای می‌تونه یه تراژدی باشه.

37
00:02:07,791 --> 00:02:09,458
‫اما در عین حال یه فرصته.

38
00:02:10,416 --> 00:02:12,541
‫چون جنگ، خب...

39
00:02:14,791 --> 00:02:16,541
‫جنگ هیچ‌وقت عوض نمی‌شه.

40
00:02:22,291 --> 00:02:23,666
‫تراشه‌ی تصفیه آب نابود شده.

41
00:02:23,708 --> 00:02:27,083
‫پناهگاه فقط به اندازه دو ماه آب داره
‫تا جمعیتمون رو زنده نگه داره.

42
00:02:27,166 --> 00:02:29,666
‫ما خوش‌شانس‌ها هستیم.

43
00:02:29,791 --> 00:02:33,291
‫سه تا پناهگاهِ جدا از هم برای جلوگیری
‫از گسترش تهدیدات.

44
00:02:33,333 --> 00:02:36,916
‫فکر نمی‌کنین عجیبه که ما همیشه
‫یه سرپرست از پناهگاه 31 انتخاب می‌کنیم؟

45
00:02:36,958 --> 00:02:38,666
‫«استف» اهل پناهگاه 31ـه.

46
00:02:41,208 --> 00:02:45,166
‫بعضی از ما قراره به پناهگاه 32 منتقل بشیم
‫تا دوباره شروع کنیم.

47
00:02:50,791 --> 00:02:53,166
‫اینجاست که پدرم ازش اومده؟

48
00:02:55,000 --> 00:02:57,291
‫این‌ها «رُفقای باد» هستن.

49
00:02:57,333 --> 00:02:59,541
‫رُفقای من.
‫یه کادرِ خوب آموزش‌دیده

50
00:02:59,583 --> 00:03:01,458
‫از مدیران اجرایی رده‌پایین و تحت‌نظارت

51
00:03:01,541 --> 00:03:03,416
‫از برنامه‌ی دستیار پروریِ خودم.

52
00:03:03,541 --> 00:03:05,125
‫[هنک مک‌لین]
‫[ورود: 2077 - خروج: 2268]

53
00:03:05,166 --> 00:03:08,208
‫چون آینده‌ی بشریت
‫در یک کلمه خلاصه می‌شه:

54
00:03:08,916 --> 00:03:10,291
‫مدیریت.

55
00:03:10,416 --> 00:03:11,833
‫می‌دونی،
‫من راستش باید برگردم خونه.

56
00:03:15,000 --> 00:03:18,291
‫تایتوس اسم شوالیه‌ای بود
‫که قبل از من صاحب این زره بود.

57
00:03:21,458 --> 00:03:22,916
‫تو آدم خوبی هستی.

58
00:03:23,166 --> 00:03:24,833
‫«برهوت» جای مزخرفیه.

59
00:03:28,083 --> 00:03:29,708
‫انجمن برادری.

60
00:03:31,583 --> 00:03:34,041
‫اون‌ها هیچوقت دست از گشتن
‫دنبال اون عتیقه برنمی‌دارن.

61
00:03:34,791 --> 00:03:36,375
‫پیدام کن.

62
00:03:37,916 --> 00:03:39,875
‫پیدات می‌کنم.

63
00:03:48,625 --> 00:03:50,500
‫پدرم رو بهم پس بده.

64
00:03:51,000 --> 00:03:52,791
‫ولی اول...

65
00:03:53,875 --> 00:03:56,375
‫نظرت چیه بهت بگم اون واقعاً کیه؟

66
00:03:57,541 --> 00:03:59,875
‫شیدی سندز.

67
00:04:00,541 --> 00:04:03,791
‫پدرت اون شهر رو با خاک یکسان کرد
‫و به آتیش کشید.

68
00:04:06,750 --> 00:04:08,666
‫برام سواله کسی هم زنده موند یا نه.

69
00:04:11,250 --> 00:04:12,750
‫من زنده موندم.

70
00:04:12,791 --> 00:04:14,125
‫[بطری‌های شیر]

71
00:04:15,041 --> 00:04:17,791
‫اگه مشکلِ دنیا حزب و گروه‌هاست،

72
00:04:17,875 --> 00:04:20,625
‫که همه‌ش دارن می‌جنگن،
‫همه‌ش در حال نبردن،

73
00:04:20,666 --> 00:04:24,541
‫پس راه‌حل چیه
‫غیر از اینکه از شر گروه‌ها خلاص شیم؟

74
00:04:24,625 --> 00:04:27,375
‫تا دنیا رو تبدیل کنیم به «ما»،

75
00:04:27,500 --> 00:04:29,416
‫که فقط خودمون بسازیمش.

76
00:04:37,000 --> 00:04:38,750
‫می‌بینی این خراب‌شده با مردم چی کار می‌کنه؟

77
00:04:42,250 --> 00:04:44,791
‫من بیش از 200 سال صبر کردم

78
00:04:45,416 --> 00:04:48,875
‫تا از یه نفر فقط یه سوال بپرسم.

79
00:04:50,375 --> 00:04:52,875
‫خانواده‌ی لعنتیِ من کجان؟

80
00:04:59,541 --> 00:05:02,375
‫ردگیریِ یه خوکِ گیر افتاده آسون‌تره

81
00:05:02,416 --> 00:05:04,750
‫تا اینکه ازش بپرسی کجا داره میره.

82
00:05:07,000 --> 00:05:08,500
‫حالا می‌تونی همین‌جا بمونی

83
00:05:08,625 --> 00:05:11,250
‫یا می‌تونی بیای و خالق‌هات رو ببینی.

84
00:05:12,583 --> 00:05:14,125
‫باشه پس!

85
00:05:17,250 --> 00:05:19,125
‫درود بر شوالیه ماکسیموس!

86
00:05:19,583 --> 00:05:21,458
‫درود بر شوالیه ماکسیموس!

87
00:05:21,583 --> 00:05:23,708
‫درود بر شوالیه ماکسیموس!

88
00:05:23,750 --> 00:05:25,458
‫درود بر شوالیه ماکسیموس!

89
00:05:26,333 --> 00:05:28,708
‫وقتی به این برهوت نگاه می‌کنی،

90
00:05:28,750 --> 00:05:30,333
‫به نظر هرج‌ومرج میاد.

91
00:05:32,750 --> 00:05:34,875
‫ولی همیشه یه نفر پشت فرمونه.

92
00:05:51,916 --> 00:05:56,666
‫[مرد آگاه]

93
00:06:09,583 --> 00:06:11,833
‫می‌تونم کمک‌تون کنم روز بهتری داشته باشین؟

94
00:06:16,208 --> 00:06:17,916
‫[اعتصاب علیه راب‌کو]

95
00:06:17,958 --> 00:06:21,083
‫ببینید، نگرانی اصلی ما
‫در صنایع «راب‌کو»

96
00:06:21,125 --> 00:06:24,333
‫ایجاد بهره‌وری بالاتر در محیط کاره.

97
00:06:24,458 --> 00:06:26,833
‫اگه دولت آمریکا کمکی نیاز داره

98
00:06:26,875 --> 00:06:30,083
‫برای حل‌وفصل مناقشات بین‌المللی‌ترمون...

99
00:06:30,125 --> 00:06:31,458
‫[رابرت هاوس: مؤسس صنایع راب‌کو]

100
00:06:31,458 --> 00:06:32,958
‫خب اون‌ها می‌دونن با کی تماس بگیرن.

101
00:06:33,000 --> 00:06:35,000
‫مرتیکه یه انگلِ لعنتیه.

102
00:06:36,250 --> 00:06:37,958
‫ما به این مفت‌خورِ نادون رأی ندادیم.

103
00:06:38,750 --> 00:06:40,583
‫چرا دادیم.

104
00:06:49,208 --> 00:06:51,625
‫هر دلاری که خرج می‌شه،
یه رأی‌ـه که داده می‌شه

105
00:06:52,583 --> 00:06:56,000
‫و اون هم‌شهری‌ای که اونجاست،
‫اون بیشتر از تک‌تکِ...

106
00:06:56,083 --> 00:06:59,375
‫اون سیاستمدارهای کله‌پوک
توی واشنگتن رأی داره

107
00:07:01,875 --> 00:07:03,750
‫طرفدارِ دوآتیشه‌شی یا چی؟

108
00:07:08,083 --> 00:07:09,208
‫خب بله.

109
00:07:10,333 --> 00:07:11,833
‫بله، فکر کنم هستم.

110
00:07:14,083 --> 00:07:16,625
‫و اگه خواستِ مردم آمریکا این بوده
‫که به اون مرد

111
00:07:16,708 --> 00:07:20,125
‫بخش قابل توجهی از ثروتشون رو ببخشن، خب...

112
00:07:20,208 --> 00:07:22,583
‫خب، ای بابا،
‫این که نمی‌تونه چیز بدی باشه، مگه نه؟

113
00:07:24,375 --> 00:07:26,583
‫شغلت چیه رفیق؟

114
00:07:28,708 --> 00:07:29,875
‫ساخت‌وساز.

115
00:07:30,833 --> 00:07:34,208
‫پس حتماً از میخکوب‌های
‫«اچ اند اچ» استفاده می‌کنی.

116
00:07:35,208 --> 00:07:36,833
‫دستگاهِ محشریه.

117
00:07:37,875 --> 00:07:40,833
‫خوش‌دسته، روون کار می‌کنه.

118
00:07:40,958 --> 00:07:43,125
‫قطعاً بهتر از چکش‌های مسخره‌ی قدیمیه، نه؟

119
00:07:44,458 --> 00:07:46,083
‫عجب، فکر می‌کردم سپاسگزار باشی.

120
00:07:47,708 --> 00:07:49,250
‫«سپاسگزار.»

121
00:07:50,458 --> 00:07:52,208
‫فکر کنم کافه رو اشتباه اومدی داداش.

122
00:07:53,958 --> 00:07:56,958
‫منسوخ شدن.

123
00:07:57,083 --> 00:07:59,833
‫چیز عجیبیه.

124
00:08:00,958 --> 00:08:03,083
‫می‌دونی، سعی می‌کنم
‫از زاویه دید تو ببینمش،

125
00:08:03,125 --> 00:08:06,125
‫ولی سخته تصور کنم آدم اینقدر کُندذهن باشه

126
00:08:06,208 --> 00:08:08,708
‫که از امرِ اجتناب‌ناپذیر غافلگیر بشه.

127
00:08:17,708 --> 00:08:19,708
‫بزن تو دهنم.

128
00:08:19,833 --> 00:08:21,000
‫فکر کنم ازش لذت ببرم.

129
00:08:29,333 --> 00:08:32,958
‫من به ندرت اشتباه می‌کنم، ولی بگذریم.

130
00:08:42,583 --> 00:08:47,083
‫اون 31 میلیون دلاره.

131
00:08:50,708 --> 00:08:55,458
‫خب، برای اون همه پول چی کار می‌کنی؟

132
00:08:58,625 --> 00:08:59,833
‫ایده‌ای نداری؟

133
00:09:00,833 --> 00:09:03,750
‫خب، تعجبی هم نداره.
‫چطوره من یه پیشنهادی بهت بدم؟

134
00:09:13,583 --> 00:09:16,000
‫اجازه بده این رو بذارم...

135
00:09:16,083 --> 00:09:17,458
‫پشت گردنت.

136
00:09:18,833 --> 00:09:20,375
‫این چه کوفتیه؟

137
00:09:21,458 --> 00:09:26,083
‫اسمش رو بذار همون تحقیقاتِ بازارِ
‫سنتی و قدیمی.

138
00:09:26,875 --> 00:09:29,708
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام
‫اینکه این رو بزنی...

139
00:09:29,833 --> 00:09:31,333
‫پشت گردنت،

140
00:09:31,458 --> 00:09:34,333
‫و تمام اون پول‌های نازنین مال خودت می‌شه.

141
00:09:35,875 --> 00:09:38,333
‫نظرت چیه اون دست‌هات که هیچوقت
‫ازشون استفاده نکردی رو بشکنم؟

142
00:09:38,375 --> 00:09:40,375
‫ببینم اصلاً متوجه می‌شی یا نه.

143
00:09:40,458 --> 00:09:42,083
‫بعدش پولش رو برمی‌داریم.

144
00:09:42,208 --> 00:09:44,375
‫- این پولدارهای لعنتی خیلی...
‫- خب...

145
00:10:04,083 --> 00:10:06,333
‫دلم می‌خواد
‫یه لطف کوچیک در حقم بکنی.

146
00:10:08,083 --> 00:10:09,375
‫از شرِ دوست‌هات خلاص شو.

147
00:10:14,958 --> 00:10:16,458
‫بیل.

148
00:10:16,583 --> 00:10:18,208
‫بیل.

149
00:10:18,333 --> 00:10:19,333
‫آخ!

150
00:10:20,208 --> 00:10:21,333
‫وای!

151
00:10:22,333 --> 00:10:25,208
‫شما رفقا واقعاً
‫از میخکوب‌های «اچ اند اچ» استفاده می‌کنین!

152
00:10:27,333 --> 00:10:28,583
‫باید حس خوبی داشته باشین.

153
00:10:29,500 --> 00:10:31,333
‫شما پولِ همه‌ی این‌ها رو دادین!

154
00:11:16,583 --> 00:11:21,500
‫دنیا شاید به آخر برسه،
‫ولی پیشرفت ادامه داره.

155
00:11:26,916 --> 00:11:34,416
[سقوط]
[فصل دوم، قسمت اول]

156
00:11:45,333 --> 00:11:46,875
‫خان‌ها!

157
00:11:47,708 --> 00:11:50,583
‫امروز یه چیز خیلی هیجان‌انگیز
‫براتون دارم.

158
00:11:57,208 --> 00:11:59,458
‫این عوضی
‫ما خان‌ها رو عذاب می‌داده

159
00:11:59,583 --> 00:12:01,500
‫از قبل از اینکه پدربزرگ‌هاتون به دنیا بیان.

160
00:12:02,208 --> 00:12:03,583
‫و امروز!

161
00:12:05,833 --> 00:12:09,833
‫یه جایزه‌بگیرِ فسقلی
‫اون رو صاف انداخت تو دامنِ ما.

162
00:12:09,875 --> 00:12:11,875
‫پس، حالا حسابمون رو تسویه می‌کنیم!

163
00:12:14,250 --> 00:12:16,083
‫چه حسی راجع بهش داری؟

164
00:12:29,875 --> 00:12:31,583
‫اینجا قبلاً یه مغازه نبود؟

165
00:12:33,500 --> 00:12:37,458
‫فکر کنم حدود 25 سال پیش
‫اینجا یه نوشیدنی خریدم.

166
00:12:37,500 --> 00:12:39,958
‫زر زدنت تموم شد؟

167
00:12:40,000 --> 00:12:41,708
‫ما باید یه عدالتی رو...

168
00:12:41,750 --> 00:12:45,083
‫دارلا! آره، خانمی که پشت پیشخون بود،
‫اسمش دارلا بود.

169
00:12:45,125 --> 00:12:47,625
‫زنِ منطقی‌ای بود

170
00:12:49,083 --> 00:12:52,083
‫تا اینکه شما شغال‌های کاپشن‌ست‌پوش
‫پیداتون شد و ریختین اینجا.

171
00:12:54,500 --> 00:12:58,333
‫خب، گپ زدن باهاتون جالب بود،
‫ولی اگه موافق باشین...

172
00:12:59,333 --> 00:13:00,958
‫من دیگه آماده‌ام کار رو تموم کنم.

173
00:13:03,000 --> 00:13:04,708
‫چیه، صدام رو نمی‌شنوین؟

174
00:13:04,833 --> 00:13:06,458
‫بلندتر می‌گم.
‫گفتم...

175
00:13:07,333 --> 00:13:09,458
‫آماده‌ام کار رو تموم کنم.

176
00:13:16,208 --> 00:13:18,125
‫تا کار رو تموم کنم!

177
00:13:24,750 --> 00:13:25,750
‫لعنتی.

178
00:13:36,208 --> 00:13:38,083
‫- خب، تو...
‫- سلام، ببخشید.

179
00:13:38,125 --> 00:13:39,125
‫سلام.

180
00:13:39,208 --> 00:13:41,208
‫ببخشید.
‫خیلی معذرت می‌خوام.

181
00:13:41,333 --> 00:13:42,958
‫امیدوارم بتونین یه بحثی رو
‫حل‌وفصل کنین

182
00:13:43,000 --> 00:13:45,500
‫بین من
‫و همسفرم که اونجاست.

183
00:13:45,583 --> 00:13:49,458
‫ما داریم دنبال پدرم می‌گردیم،
‫که البته آدم خوبی نیست.

184
00:13:49,500 --> 00:13:52,583
‫و تو این سفر، دیدیم که
‫به غذا و آذوقه نیاز داریم.

185
00:13:52,625 --> 00:13:55,625
‫نقشه اول این بود که شما رو ول کنیم
‫و کلاً از این سناریو دوری کنیم،

186
00:13:55,708 --> 00:13:58,583
‫ولی امتحانش کردیم،
‫و من داشتم از گشنگی می‌مردم.

187
00:14:00,000 --> 00:14:03,083
‫نقشه دوم... که ایده‌ی اون بود...
‫این بود که من اون رو تحویل شما بدم

188
00:14:03,125 --> 00:14:04,708
‫تا شما گاوصندوقتون رو باز کنین
...و به من

189
00:14:04,750 --> 00:14:06,500
‫اون جایزه قابل‌توجهی
که براش گذاشتین رو بدین

190
00:14:06,500 --> 00:14:09,083
‫- شلیک کن دیگه لعنتی!
‫- ایده ‌این بود که من بهش شلیک کنم،

191
00:14:09,208 --> 00:14:10,583
‫اون اسلحه‌های شما رو برداره،

192
00:14:10,708 --> 00:14:13,500
‫و از هر خشونتی که لازمه استفاده کنه
‫تا بتونیم فرار کنیم.

193
00:14:13,583 --> 00:14:16,250
‫که خب، طبق تجربه‌ی من تا اینجا...

194
00:14:17,208 --> 00:14:19,333
‫خیلی خشونت زیادیه، واسه همین...

195
00:14:20,583 --> 00:14:22,833
‫من واقعاً، واقعاً امیدوارم
‫با نقشه سوم موافقت کنین؟

196
00:14:25,083 --> 00:14:26,458
‫نقشه سوم چیه؟

197
00:14:29,083 --> 00:14:30,625
‫شما فقط بذارین ما بریم.

198
00:14:31,833 --> 00:14:33,750
‫و ما هم پول‌هایی
که بهم دادین رو نگه می‌داریم

199
00:14:33,750 --> 00:14:36,833
‫که برای شفاف‌سازی بگم،
‫ما برای بقا بهش نیاز داریم.

200
00:14:40,583 --> 00:14:42,958
‫و فقط محض پرسیدن،
‫کمکی می‌کنه اگه بگم «لطفاً»؟

201
00:14:46,708 --> 00:14:49,458
‫هرکی دختره رو بکشه
‫سگه مال اون می‌شه که کبابش کنه.

202
00:14:51,000 --> 00:14:52,708
‫باشه پس!

203
00:14:58,958 --> 00:15:00,375
‫وای خدایا.

204
00:15:08,208 --> 00:15:09,583
‫لعنتی!

205
00:15:18,208 --> 00:15:19,875
‫آماتورِ لعنتی.

206
00:15:30,250 --> 00:15:32,083
‫[مرگ پیش از تسلیم]

207
00:16:54,708 --> 00:16:56,583
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫داری کمک می‌کنی...

208
00:16:57,458 --> 00:17:00,000
‫که می‌زنی زانو و پای ملت رو سوراخ می‌کنی.

209
00:17:01,208 --> 00:17:03,208
‫ولی اگه بخوام صادق باشم، کمکی نمی‌کنی.

210
00:17:03,250 --> 00:17:06,083
‫من قرار نیست
به‌خاطر نکشتن آدم‌ها عذرخواهی کنم

211
00:17:10,083 --> 00:17:14,833
‫خب تنها چیزی که برای من مهمه
‫اینه که به اون طنابِ لعنتی شلیک کنی.

212
00:17:22,708 --> 00:17:24,083
‫خب، شلیک کردم دیگه، مگه نه؟

213
00:18:06,833 --> 00:18:09,208
‫هنوزم شبیه عکس‌های قدیمیه.

214
00:18:12,458 --> 00:18:14,000
‫بمب‌ها رو توی هوا زدن.

215
00:18:15,250 --> 00:18:16,958
‫اکثرشون رو، به هر حال.

216
00:18:20,333 --> 00:18:22,416
‫خب، اگه اون‌ها تونستن این کار رو
‫برای لاس‌وگاس بکنن،

217
00:18:22,458 --> 00:18:24,583
‫چرا نتونستن برای کل آمریکا انجامش بدن؟

218
00:18:26,208 --> 00:18:28,500
‫چون «اون‌ها»یی در کار نبود.

219
00:18:28,583 --> 00:18:30,750
‫«اون» در کار بود.

220
00:18:30,833 --> 00:18:33,000
‫مردی به اسم
‫«رابرت هاوس».

221
00:18:34,500 --> 00:18:37,083
‫شاید خانواده‌ت رفتن اونجا.
‫اونجا جاشون امنه.

222
00:18:38,458 --> 00:18:40,333
‫هیچ‌جایی نزدیک رابرت هاوس امن نیست.

223
00:18:46,458 --> 00:18:48,375
‫چرا پدرم باید بره لاس‌وگاس؟

224
00:19:18,458 --> 00:19:20,083
‫پتانسیل درآمدزاییِ زیادی

225
00:19:20,125 --> 00:19:21,250
‫در پایانِ دنیا وجود داره.

226
00:19:28,458 --> 00:19:30,708
‫چطور می‌تونین نتایج رو تضمین کنین؟

227
00:19:30,750 --> 00:19:31,583
‫[راب‌کو]

228
00:19:33,375 --> 00:19:35,833
‫با انداختن بمب‌ها توسط خودمون.

229
00:19:43,833 --> 00:19:45,958
‫جینی؟ عزیزم؟

230
00:19:46,083 --> 00:19:47,333
‫- جینی!
‫- بابایی.

231
00:19:47,375 --> 00:19:49,750
‫- هی. هی.
‫- بابایی.

232
00:19:54,083 --> 00:19:55,833
‫به من گوش کن.

233
00:19:55,875 --> 00:19:58,083
‫می‌خوام بری تو اتاقت، باشه؟

234
00:19:58,125 --> 00:20:00,833
‫و می‌خوام سه تا از لباس‌های
مورد علاقه‌ت رو برداری

235
00:20:00,958 --> 00:20:03,250
‫با اسباب‌بازی مورد علاقه‌ت، باشه؟

236
00:20:03,333 --> 00:20:04,833
‫بعدش بیا همین‌جا.

237
00:20:06,583 --> 00:20:07,833
‫باشه، برو.

238
00:20:33,500 --> 00:20:34,750
‫کجا داریم می‌ریم، بابایی؟

239
00:20:40,958 --> 00:20:42,083
‫بیکرزفیلد.

240
00:20:42,208 --> 00:20:44,875
‫امم، داریم می‌ریم بیکرزفیلد،
‫عزیزم، باشه؟

241
00:20:46,583 --> 00:20:48,083
‫مامان چی؟

242
00:20:49,000 --> 00:20:50,958
‫- اونم با ما میاد؟
‫- لطفاً توجه کنید،

243
00:20:51,083 --> 00:20:53,083
‫آزمایش سیستم پخش هشدار اضطراری...

244
00:20:53,208 --> 00:20:54,500
‫...برای منطقه‌ی لس‌آنجلس

245
00:20:54,583 --> 00:20:56,208
‫تا 10 ثانیه دیگر آغاز می‌شود.

246
00:21:00,083 --> 00:21:02,125
‫بجنب، بجنب،
‫بجنب، بجنب، بجنب، بجنب.

247
00:21:06,208 --> 00:21:10,083
‫[صنایع والت‌تک]

248
00:21:26,083 --> 00:21:28,083
‫برید داخل!

249
00:21:30,000 --> 00:21:32,583
‫آغاز آزمایش. تکرار می‌کنم...

250
00:21:32,708 --> 00:21:34,250
‫این یک آزمایش است.

251
00:21:34,333 --> 00:21:35,583
‫فقط یه آزمایشه!

252
00:21:36,750 --> 00:21:37,750
‫باید همین الان بریم!

253
00:21:37,833 --> 00:21:39,833
‫همه‌مون می‌میریم!

254
00:21:39,958 --> 00:21:40,958
‫بابایی، می‌ترسم.

255
00:21:42,500 --> 00:21:43,833
‫- بیا اینجا.
‫- می‌ترسم.

256
00:21:43,958 --> 00:21:45,333
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

257
00:21:52,750 --> 00:22:00,458
‫[با والت‌تک از عزیزانتان
‫محافظت کنید - کوپر هاوارد]

258
00:22:01,875 --> 00:22:03,333
‫چیزی نیست.

259
00:22:04,833 --> 00:22:06,208
‫چیزی نیست.

260
00:22:32,958 --> 00:22:36,333
‫ما داریم ذخایر آبمون رو
با سرعتِ نگران‌کننده‌ای مصرف می‌کنیم

261
00:22:36,375 --> 00:22:38,125
‫پس باید برق رو دوباره اختصاص بدیم

262
00:22:38,208 --> 00:22:41,625
‫به فیلترهای آب موقتی
‫که با قطعات یدکی ساختیم.

263
00:22:43,208 --> 00:22:44,583
‫سلام بچه‌ها.

264
00:22:45,750 --> 00:22:47,375
‫می‌تونم کمکت کنم، رِج؟

265
00:22:47,458 --> 00:22:48,875
‫«نورم» رو ندیدین؟

266
00:22:48,958 --> 00:22:53,250
‫نورم فرستاده شده برای
برنامه تبادلِ مدیریت به پناهگاه 31

267
00:22:53,333 --> 00:22:55,708
‫همه دارن تو دنیا پیشرفت می‌کنن غیر از من.

268
00:22:55,750 --> 00:23:00,583
‫رج، این جامعه همیشه هر کاری
‫لازم بوده برای بقا انجام داده.

269
00:23:00,625 --> 00:23:02,750
‫حدس می‌زنم همینطوره.

270
00:23:03,750 --> 00:23:06,958
‫- شماها دارین روی چی کار می‌کنین؟
‫- تراشه‌ی آب.

271
00:23:07,083 --> 00:23:10,083
‫که برای زنده موندن بهش نیاز داریم.
‫که خرابه.

272
00:23:10,208 --> 00:23:12,333
‫درسته، آره، اون.

273
00:23:14,166 --> 00:23:15,708
‫خبر بدین اگه کمکی از دستم برمیاد.

274
00:23:15,750 --> 00:23:19,375
‫من مهندس نیستم،
‫ولی تعجب می‌کنین اگه بدونین

275
00:23:19,458 --> 00:23:21,625
‫یه نفر با دکترای
‫برنامه‌ریزی مراسم چه کارهایی...

276
00:23:25,208 --> 00:23:27,458
‫شاید باید یه راهی
برای تخلیه انرژی پیدا کنی

277
00:23:27,583 --> 00:23:29,375
‫یه انجمن یا همچین چیزی راه بنداز.

278
00:23:29,458 --> 00:23:30,750
‫یه انجمن؟

279
00:23:31,583 --> 00:23:32,708
‫چه جور انجمنی؟

280
00:23:32,750 --> 00:23:34,625
‫ما اخیراً سختی‌های زیادی کشیدیم.

281
00:23:34,708 --> 00:23:36,875
‫شاید بتونی یه گروه راه بندازی
‫برای اینکه آدم‌ها

282
00:23:36,958 --> 00:23:41,208
‫راجع به هر نوع احساسی که ممکنه داشته باشن
‫حرف بزنن.

283
00:23:41,250 --> 00:23:42,833
‫من چه نوع احساساتی دارم حس می‌کنم؟

284
00:23:43,833 --> 00:23:46,458
‫شرمساری؟
‫بی‌مصرف بودن؟

285
00:23:46,583 --> 00:23:47,708
‫احساس بی‌مصرف بودن نمی‌کنم.

286
00:23:48,833 --> 00:23:50,333
‫ولی از شرمساری خوشم میاد.

287
00:23:51,500 --> 00:23:52,833
‫شرمساری رو هستم.

288
00:23:53,875 --> 00:23:56,750
‫البته، باید یه بودجه‌ای هم
برای خوراکی باشه

289
00:23:56,833 --> 00:24:01,458
‫درخواست تدارکات بفرست، من امضاش می‌کنم.

290
00:24:05,583 --> 00:24:07,208
‫تاج پادشاهی سنگینه.

291
00:24:08,375 --> 00:24:10,125
‫حالا کجاش رو دیدی؟!

292
00:24:10,208 --> 00:24:12,958
‫خب، می‌بینی که با چی درگیرم.

293
00:24:13,000 --> 00:24:16,333
‫توی پناهگاه 33، از اقامتگاهم میام بیرون،
‫می‌پیچم راست،

294
00:24:16,375 --> 00:24:17,958
‫یه راست دیگه به سمت آسانسور.

295
00:24:18,083 --> 00:24:22,583
‫اینجا تو 32، باید بپیچم چپ،
‫و یه چپ دیگه به سمت آسانسور.

296
00:24:22,625 --> 00:24:26,333
‫آره، دوباره می‌گم،
‫اینجا همه‌چی برعکسه،

297
00:24:26,458 --> 00:24:28,708
‫پس فقط برعکسِ کاری که
‫قبلاً می‌کردی رو انجام بده.

298
00:24:28,833 --> 00:24:31,833
‫مطمئن نیستم به این سادگی باشه.

299
00:24:31,958 --> 00:24:34,833
‫هست.

300
00:24:34,875 --> 00:24:38,458
‫حالا، ببین، به‌عنوان سرپرست تو،
‫باید بپرسم...

301
00:24:39,500 --> 00:24:43,333
‫اینجا چیزی هست که
‫واقعاً قابل اجرا باشه؟

302
00:24:43,458 --> 00:24:45,208
‫کاری که بتونم برات بکنم؟

303
00:24:46,458 --> 00:24:47,833
‫تابلوهای راهنما.

304
00:24:48,583 --> 00:24:50,875
‫نه، این می‌تونه بحث‌برانگیز باشه.

305
00:24:50,958 --> 00:24:54,208
‫شاید بتونی دستور یه مطالعه امکان‌سنجی بدی

306
00:24:54,250 --> 00:24:57,083
‫در بابِ موضوع تابلوهای راهنما.

307
00:25:05,708 --> 00:25:07,500
‫عجب همسری داری، چِت.

308
00:25:07,583 --> 00:25:09,125
‫ما راستش هنوز ازدواج نکردیم.

309
00:25:09,208 --> 00:25:12,125
‫- و چه بچه‌ی خوشگلی.
‫- بچه‌ی من نیست.

310
00:25:12,208 --> 00:25:15,458
‫من هیچوقت خانواده نداشتم.
‫چرا آخه؟

311
00:25:15,500 --> 00:25:17,708
‫زندگیه دیگه، گمونم.

312
00:25:17,833 --> 00:25:19,708
‫این پایین همه‌چی خیلی سریع پیش میره.

313
00:25:19,833 --> 00:25:22,125
‫منم خانواده ندارم، دِیوی.

314
00:25:22,208 --> 00:25:23,833
‫خب، قدرش رو بدون.

315
00:25:26,583 --> 00:25:28,333
‫از این طرف...

316
00:25:36,750 --> 00:25:37,833
‫عه تو بودی.

317
00:25:39,583 --> 00:25:42,500
‫این دیوی، منظورم اینه...

318
00:25:42,583 --> 00:25:46,458
‫خدا حفظش کنه، ولی، می‌دونی.

319
00:25:49,625 --> 00:25:52,750
‫فقط می‌خواستم ببینم فرصت کردی
‫یه وظیفه شغلی بهم محول کنی یا نه.

320
00:25:52,833 --> 00:25:56,625
‫فقط چون، می‌دونی،
‫بقیه همه شغل دارن.

321
00:25:56,708 --> 00:26:00,833
‫اگه هنوز نگهبان دروازه انتخاب نکردی،
‫من تجربه دارم.

322
00:26:01,583 --> 00:26:03,708
‫چت، سرم شلوغ بوده.

323
00:26:03,750 --> 00:26:05,708
‫و من نیاز دارم یکی مراقب بچه باشه،

324
00:26:05,833 --> 00:26:07,750
‫و اون به تو عادت داره.

325
00:26:07,833 --> 00:26:11,958
‫ولی اون بچه‌ی من نیست.

326
00:26:12,958 --> 00:26:15,708
‫همه طوری رفتار می‌کنن انگار هست...

327
00:26:15,833 --> 00:26:17,083
‫چت.

328
00:26:17,125 --> 00:26:19,333
‫حداقل می‌شه به این فکر کنی
‫که روش اسم بذاری؟

329
00:26:19,375 --> 00:26:22,583
‫چون همسایه‌ها شروع کردن
‫بهش می‌گن «چت جونیور».

330
00:26:22,625 --> 00:26:24,208
‫پس بذاریم همون باشه.

331
00:26:24,333 --> 00:26:28,333
‫خب، ببین، چت جونیور
‫اسمِ پدرِ خدابیامرز من بود.

332
00:26:28,375 --> 00:26:30,375
‫این، یه جورایی موضوع شخصیه برام،

333
00:26:30,500 --> 00:26:33,500
‫چون دیدم که چطور تو قحطی بزرگ
‫از گشنگی مُرد.

334
00:26:35,000 --> 00:26:38,833
‫چت؟
‫الان داریم بحث می‌کنیم؟

335
00:26:42,708 --> 00:26:43,958
‫همون چت جونیور عالیه.

336
00:26:53,208 --> 00:26:56,083
‫رابطه‌ت با کامپیوترها چطوره؟

337
00:26:56,125 --> 00:26:58,625
‫اون بخشِ مربوط به نورم بود.

338
00:26:58,708 --> 00:27:00,333
‫شاید بتونی تو پایانه ازش بپرسی.

339
00:27:01,000 --> 00:27:02,583
‫ایده‌ی عالی‌ایه.

340
00:27:02,625 --> 00:27:05,583
‫من یه پیام به اون یکی پناهگاه می‌فرستم.

341
00:27:16,375 --> 00:27:17,375
‫باشه.

342
00:27:18,250 --> 00:27:21,458
‫باشه.

343
00:27:26,208 --> 00:27:29,583
‫ای کشک و بادمجون و پلو!

344
00:27:29,833 --> 00:27:31,333
‫نه، نه، نه، نه!

345
00:27:31,458 --> 00:27:33,750
‫ارتباطات بین-پناهگاهی قطع شده؟

346
00:27:33,833 --> 00:27:36,708
‫خیلی‌خب، بذار ببینم. کجاست؟

347
00:27:36,750 --> 00:27:38,083
‫کجاست؟ کجایی؟!

348
00:27:38,208 --> 00:27:39,708
‫دارم میام سراغت.

349
00:27:39,833 --> 00:27:41,333
‫دارم میام سراغت!

350
00:27:41,750 --> 00:27:42,958
‫الان پیدام می‌شه.

351
00:27:43,958 --> 00:27:46,333
‫خدایا، این گند و کثافت رو ببین!

352
00:27:46,458 --> 00:27:49,583
‫تو واقعاً یه حیوونِ کثیف
و حال‌به‌هم‌زنی، مگه نه؟

353
00:27:49,833 --> 00:27:52,083
‫خب امیدوارم انتظار نداشته باشی
‫من این‌ها رو تمیز کنم.

354
00:27:57,000 --> 00:27:59,458
‫خب آب پیدا کردی،
‫ولی غذات تموم شده.

355
00:27:59,500 --> 00:28:01,750
‫مردن از گرسنگی راه مزخرفیه
‫واسه ریغ رحمت رو سر کشیدن.

356
00:28:03,583 --> 00:28:05,958
‫من دارم بهت یه راه‌حل
خیلی محترمانه‌تر پیشنهاد میدم

357
00:28:06,000 --> 00:28:09,083
‫نسبت به اونی که خودت برای خودت انتخاب کردی،
‫پسرِ هنک.

358
00:28:09,208 --> 00:28:11,208
‫برو تو محفظه‌ی انجمادِ بابات.

359
00:28:12,208 --> 00:28:13,833
‫من قرار نیست زندانی تو باشم.

360
00:28:13,875 --> 00:28:16,000
‫تو همین الانشم زندانی منی.

361
00:28:16,083 --> 00:28:20,583
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که صبر کنی
‫تا سطح زمین برای سکونت دوباره امن بشه.

362
00:28:20,625 --> 00:28:23,125
‫اون‌وقت، همه‌مون می‌ریم بالا
‫برای «روزِ بازپس‌گیری».

363
00:28:23,833 --> 00:28:25,583
‫و اون دقیقاً کِی هست؟

364
00:28:25,708 --> 00:28:28,250
‫وقتی که دیگه کسی روی سطح زمین نمونده باشه
‫که باهامون مخالفت کنه.

365
00:28:30,333 --> 00:28:31,875
‫یا می‌تونی فقط بذاری برم خونه.

366
00:28:33,125 --> 00:28:35,333
‫مردم متوجه می‌شن که من گم شدم.

367
00:28:35,375 --> 00:28:36,958
‫ما برای همه چی پروتکل داریم،

368
00:28:37,083 --> 00:28:39,375
‫از جمله وقتی که یه نفر
‫از پناهگاه گم می‌شه.

369
00:28:39,458 --> 00:28:42,833
‫سرپرستت مدیریتش می‌کنه.
‫هیچ‌کس قرار نیست بیاد سراغت رفیق.

370
00:28:43,833 --> 00:28:47,208
‫شاید وقتی یه‌کم گرسنه‌تر شدی
‫معقول‌تر رفتار کنی.

371
00:28:48,250 --> 00:28:51,125
‫موفق باشی برای پیدا کردن چیزی واسه خوردن
‫وقتی نمی‌تونی جایی رو ببینی.

372
00:28:54,458 --> 00:28:56,083
‫تو داری تو دنیای من زندگی می‌کنی.

373
00:28:57,333 --> 00:29:01,458
‫این سه تا پناهگاه
محصولِ دهه‌ها استراتژی‌چینی هستن

374
00:29:01,583 --> 00:29:05,125
‫تلاش‌های مشترکِ صدها نفر
‫از درخشان‌ترین مغزهای قبل از جنگ

375
00:29:05,208 --> 00:29:08,250
‫با تمام منابعِ یک تمدنِ کارآمد.

376
00:29:08,333 --> 00:29:11,875
‫تو فقط یه ناراضی هستی
‫که اشتباهی پیچیده تو راهروی غلط.

377
00:29:13,208 --> 00:29:16,208
‫چه امیدی داری
‫در برابر بزرگترین دستاورد

378
00:29:16,250 --> 00:29:18,625
‫در تاریخِ «ادغام عمودی»؟

379
00:29:18,708 --> 00:29:20,708
‫باهاش روبه‌رو شو، پسرِ هنک.

380
00:29:22,208 --> 00:29:23,583
‫تو لقمه بزرگتر از دهنت برداشتی.

381
00:29:24,625 --> 00:29:28,250
‫و هیچ‌کس نمیاد نجاتت بده.

382
00:29:41,458 --> 00:29:46,333
[هنک مک‌لین - دستیار اجرایی]

383
00:30:02,958 --> 00:30:05,000
‫خب، تو فکر می‌کنی پدرم

384
00:30:05,083 --> 00:30:07,208
‫قراره تو رو ببره پیش خانواده‌ت.

385
00:30:07,333 --> 00:30:09,208
‫یعنی فکر می‌کنی
‫خانواده‌ت هنوز زنده‌ن

386
00:30:09,333 --> 00:30:12,125
‫بعد از 200 سال، و اون‌وقت
‫من شدم خوش‌بینه؟

387
00:30:18,708 --> 00:30:19,958
‫از دستِ بابات.

388
00:30:21,083 --> 00:30:23,250
‫همیشه رفیق‌های جدید پیدا می‌کنه.

389
00:30:49,583 --> 00:30:51,958
[تازه‌ی تازه]

390
00:30:52,000 --> 00:30:54,375
[رستوران یه‌کم جلوتره]

391
00:30:54,458 --> 00:30:56,000
[سوپ داغ و خوشمزه]

392
00:30:56,916 --> 00:30:58,750
‫اون زنه حتماً رد شدنش رو دیده.

393
00:31:02,708 --> 00:31:04,958
‫ما می‌تونیم خیلی ساده ازش بپرسیم.

394
00:31:11,708 --> 00:31:13,333
‫ببخشید!

395
00:31:13,458 --> 00:31:14,625
‫سلام خانم.

396
00:31:14,708 --> 00:31:17,250
‫من یه کاسه سوپِ...

397
00:31:17,250 --> 00:31:19,250
[سوپ کَک، دو در بطری]

398
00:31:20,708 --> 00:31:21,875
‫کَک می‌خواستم.

399
00:31:23,208 --> 00:31:24,208
‫حتماً.

400
00:31:29,125 --> 00:31:32,208
‫خب، امم، فقط می‌خواستم بدونم
‫شما احیاناً ندیدین...

401
00:31:42,333 --> 00:31:45,333
‫اگه بخوای من یه‌کم بیسکوییت خشک دارم.

402
00:31:45,375 --> 00:31:47,083
‫تو اون یکی شلوارمه.

403
00:31:47,958 --> 00:31:50,458
‫من خوبم، ولی...

404
00:31:50,583 --> 00:31:52,583
‫تا داغه بخورش دخترجون.

405
00:32:04,083 --> 00:32:05,333
‫آره.

406
00:32:05,458 --> 00:32:08,958
‫خب، شما احیاناً مردی رو ندیدین
‫که از اینجا رد بشه

407
00:32:09,083 --> 00:32:13,208
‫و یه جور لباسِ خیلی گنده‌ی
‫فلزی تنش باشه؟

408
00:32:13,333 --> 00:32:14,833
‫اون پسرم رو برد.

409
00:32:14,958 --> 00:32:17,083
‫مطمئنم پسرتون، امم...

410
00:32:17,208 --> 00:32:18,583
‫اون مُرده.

411
00:32:18,625 --> 00:32:20,458
‫نه، ما که این رو نمی‌دونیم.

412
00:32:20,500 --> 00:32:21,500
‫چرا.

413
00:32:21,583 --> 00:32:23,125
‫اون مُرده.

414
00:32:23,208 --> 00:32:24,708
‫اینم از شانسِ ما.

415
00:32:26,208 --> 00:32:27,958
‫نکبتِ مفت‌خور بهم بدهکار بود.

416
00:32:31,000 --> 00:32:34,625
‫متأسفم بابتِ... پولتون.

417
00:32:34,708 --> 00:32:36,333
‫از اون طرف رفت.

418
00:32:37,083 --> 00:32:38,125
‫ممنونم.

419
00:32:42,000 --> 00:32:45,708
‫اگه پولی تو جیبِ جنازه پیدا کردین، مالِ منه!

420
00:32:50,458 --> 00:32:52,583
‫یه سوال.
‫دقیقاً چه برنامه‌ای داری

421
00:32:52,708 --> 00:32:54,750
‫واسه وقتی که بابات رو پیدا کردیم؟

422
00:32:55,750 --> 00:32:57,750
‫می‌خوایم طبقِ معمول پیش بریم؟

423
00:32:57,833 --> 00:32:59,875
‫تو یه گلوله حرومِ پاش می‌کنی،

424
00:32:59,958 --> 00:33:01,958
‫و می‌سپری به من که یکی
‫خالی کنم تو سرش؟

425
00:33:04,500 --> 00:33:05,625
‫نه، من...

426
00:33:06,708 --> 00:33:09,083
‫می‌خوام تحویل قانون بدمش تا عدالت اجرا بشه.

427
00:33:09,208 --> 00:33:11,833
‫فکر می‌کنی لیاقتش اونه؟

428
00:33:11,875 --> 00:33:14,458
‫من جوری بزرگ شدم که باور داشته باشم
‫این چیزی‌ـه که همه لیاقتش رو دارن،

429
00:33:14,458 --> 00:33:17,208
‫تا مردم بدونن که
‫نحوه‌ی رفتارشون اهمیت داره،

430
00:33:17,250 --> 00:33:18,708
‫و امیدشون رو از دست ندن.

431
00:33:18,833 --> 00:33:22,875
‫مثل تو که می‌گی از دستش دادی
‫ولی واقعاً هنوز امیدواری.

432
00:33:25,500 --> 00:33:28,083
‫خب، بدم میاد بزنم تو ذوقت خوشگله،

433
00:33:28,208 --> 00:33:30,208
‫ولی اون روشی که باهاش بزرگ شدی
‫واقعی نبود.

434
00:33:31,708 --> 00:33:34,875
‫این رو می‌دونم.
‫ولی به جایگزینش نگاه کن.

435
00:33:37,375 --> 00:33:39,250
‫فکر کنم فقط دارم سعی می‌کنم
‫الگوی خوبی باشم.

436
00:33:46,583 --> 00:33:47,875
[استارلایت]
[سینمای ماشینی]

437
00:33:47,958 --> 00:33:50,583
[اکرانِ فیلم مَردی و سگش: قسمت سوم]
[با بازی کوپر هاوارد]

438
00:34:27,416 --> 00:34:28,791
[!کمونیست رو بزن]

439
00:34:28,833 --> 00:34:30,458
‫اون‌ها دورِ اون میز نشسته بودن

440
00:34:30,583 --> 00:34:32,375
‫و داشتن راجع به
‫پایانِ دنیا حرف می‌زدن

441
00:34:32,458 --> 00:34:35,333
‫انگار که دارن درباره‌ی
‫یه استراتژی تجاریِ جدید حرف می‌زنن.

442
00:34:35,458 --> 00:34:37,583
‫به نظر میاد چیزهای جالبی شنیدی.

443
00:34:39,250 --> 00:34:40,583
‫چیه، تو می‌دونستی؟

444
00:34:41,958 --> 00:34:45,583
‫و حالا، تو هم می‌دونی،
‫خب قراره راجع بهش چی کار کنیم؟

445
00:34:46,583 --> 00:34:48,583
‫منظورت چیه که،
‫«قراره راجع بهش چی کار کنیم؟»

446
00:34:48,708 --> 00:34:50,750
‫بهت که گفتم.
‫من جاسوس نیستم.

447
00:34:50,833 --> 00:34:53,333
‫من «کمونیست» نیستم.
‫من یه بازیگرِ لعنتیِ هالیوودم

448
00:34:53,458 --> 00:34:55,708
‫که از اسب و ماشین خوشش میاد.

449
00:34:55,833 --> 00:34:58,458
‫و از قضا تو
‫آدم معروفی هم هستی.

450
00:34:58,500 --> 00:35:01,750
‫و شهرت یه نوعِ نادری از قدرته.

451
00:35:01,833 --> 00:35:05,458
‫تو می‌تونی تو اتاق‌هایی بشینی که من نمی‌تونم،
‫آدم‌هایی رو ببینی که من هرگز...

452
00:35:05,500 --> 00:35:07,000
‫آدم‌هایی مثلِ کی رو ببینم؟

453
00:35:09,208 --> 00:35:11,208
‫با رابرت هاوس
‫آشنایی داری؟

454
00:35:13,208 --> 00:35:16,208
‫آره، رابرت هاوس رو می‌شناسم.

455
00:35:16,333 --> 00:35:18,083
‫یارو نصفِ لاس‌وگاس
‫مال اونه.

456
00:35:18,125 --> 00:35:22,250
‫اون همچنین داره یه سامانه‌ی موشکیِ
‫خصوصی تو لاس‌وگاس می‌سازه...

457
00:35:23,333 --> 00:35:27,958
‫با قدرت آتشِ کافی برای اینکه بتونه
‫پیشنهادات همسرت رو عملی کنه.

458
00:35:29,583 --> 00:35:32,833
‫وقتی بمب‌ها بیفتن،
‫این رابرت هاوس خواهد بود

459
00:35:32,875 --> 00:35:34,958
‫که دکمه رو فشار میده.

460
00:35:36,958 --> 00:35:40,708
‫داری ازم می‌خوای که از
‫پولدارترین مردِ آمریکا جاسوسی کنم؟

461
00:35:42,333 --> 00:35:43,583
‫نه که جاسوسیش رو کنی.

462
00:35:50,375 --> 00:35:53,708
‫- تو ازم می‌خوای که...
‫- همسرت هفته‌ی آینده میره وگاس

463
00:35:54,833 --> 00:35:58,000
‫تا همجوشی سرد رو
‫به رابرت هاوس بفروشه.

464
00:35:58,083 --> 00:36:01,333
‫اون‌وقت، اون هر چیزی که نیاز داره رو داره

465
00:36:01,375 --> 00:36:02,583
‫تا اون دکمه رو فشار بده

466
00:36:02,625 --> 00:36:04,333
‫مگه اینکه تو جلوش رو بگیری.

467
00:36:04,375 --> 00:36:08,458
‫با خانمت خوش‌رفتاری کن
‫و خودت رو تو اون سفر وگاس جا کن.

468
00:36:12,500 --> 00:36:13,875
‫کجا داری میری؟

469
00:36:13,958 --> 00:36:17,083
‫خونه، تا وقتی که هنوز یکی دارم.

470
00:36:17,125 --> 00:36:19,708
‫وقتی دنیا
‫توی شعله‌های آتش سوخت،

471
00:36:19,833 --> 00:36:22,000
‫حداقل می‌دونی
‫که دست‌های تو پاکه.

472
00:36:30,500 --> 00:36:32,875
‫جینی، بریم.

473
00:36:32,958 --> 00:36:33,958
‫بجنب. بجنب.

474
00:36:34,083 --> 00:36:35,083
‫- چی؟
‫- بیا بریم.

475
00:36:39,708 --> 00:36:43,333
‫در اخبار اقتصادی،
‫سهام «وست‌تک» دوباره بالا رفته، در پی گزارشاتی که

476
00:36:43,375 --> 00:36:45,333
‫آخرین محصولات بیولوژیکی اون‌ها...

477
00:36:45,375 --> 00:36:47,583
‫...قراره انقلابی در مراقبت از پوست ایجاد کنه.

478
00:36:47,708 --> 00:36:50,000
‫در همین حال، مالکِ «راب‌کو»
‫رابرت هاوس

479
00:36:50,083 --> 00:36:53,458
‫امروز با اظهاراتی درباره‌ی جنگِ رو به تشدید
‫جنجال به پا کرد.

480
00:36:53,500 --> 00:36:56,833
‫در مصاحبه‌ای با «اخبار کهکشان»،
‫او اظهار داشت که سوال

481
00:36:56,875 --> 00:36:59,458
‫شاید این نباشه که آیا دنیا به پایان می‌رسه،

482
00:36:59,583 --> 00:37:02,833
‫بلکه صرفاً اینه که چه کسی
‫دکمه را فشار خواهد داد.

483
00:37:02,958 --> 00:37:05,708
‫خبرهای بیشتر در این باره
‫بعد از پیامی از طرف اسپانسرهامون.

484
00:37:12,208 --> 00:37:14,458
‫تخم‌مرغ‌های شکم‌پرِ یام یام!

485
00:37:35,291 --> 00:37:37,375
[انتقام بروتوس]

486
00:37:40,208 --> 00:37:41,458
‫به خونه خوش اومدی.

487
00:37:57,458 --> 00:37:59,625
‫به نظر میاد بابایی
‫تغییر مسیر داده.

488
00:38:04,125 --> 00:38:06,250
‫تا حالا پناهگاهی
‫شبیه این ندیده بودم.

489
00:38:10,333 --> 00:38:12,583
‫طبق تجربه‌ی من،
‫این چیزها عادیه.

490
00:38:14,000 --> 00:38:15,583
‫تو به پناهگاه‌های زیادی رفتی؟

491
00:38:21,458 --> 00:38:22,583
‫حتماً دوستشون داری.

492
00:38:26,333 --> 00:38:30,625
‫هر بار که پا می‌ذارم
‫توی یکی از این جعبه‌کفش‌های بتنی...

493
00:38:31,958 --> 00:38:34,125
‫باید با این حقیقت کنار بیام
‫که ممکنه بالأخره بفهمم

494
00:38:34,208 --> 00:38:38,208
‫چه اتفاقی
‫برای همسر و دخترم افتاده.

495
00:38:39,958 --> 00:38:43,125
‫چه زنده باشن، چه مُرده، یا...

496
00:38:44,833 --> 00:38:46,375
‫یه چیزی خیلی بدتر.

497
00:38:49,000 --> 00:38:50,083
‫درسته.

498
00:38:51,875 --> 00:38:53,125
‫من راجع به آزمایش‌ها می‌دونم.

499
00:38:54,375 --> 00:38:55,375
‫من پناهگاه 4 بودم.

500
00:38:57,083 --> 00:38:59,958
‫پناهگاه 4 بهترین سناریوی ممکنه.

501
00:39:00,000 --> 00:39:02,833
‫خب، انصافاً، یه‌کم عجیب‌تر از اونی بود
‫که من ازش اومدم.

502
00:39:06,208 --> 00:39:08,000
‫اینطور فکر می‌کنی؟

503
00:39:08,083 --> 00:39:10,875
‫اون پایین تو پناهگاه 4
‫چند تا شهر رو نابود کردن؟

504
00:39:16,125 --> 00:39:17,708
‫بازش کن.

505
00:39:21,000 --> 00:39:23,625
[پیپ‌بوی - کنترل از راه دور]

506
00:39:32,875 --> 00:39:35,083
‫تو واقعاً فکر می‌کنی
‫پدرم اون پایینه؟

507
00:39:35,125 --> 00:39:36,708
‫ردپا می‌گه که اومده تو.

508
00:39:38,208 --> 00:39:39,750
‫ردپا همینطور می‌گه که رفته بیرون.

509
00:39:46,083 --> 00:39:47,625
‫ولی چیزی که برام عجیبه...

510
00:39:49,458 --> 00:39:51,333
‫اینه که اصلاً چرا اومده اینجا.

511
00:40:00,250 --> 00:40:02,083
‫تو هم یه کوچولو کنجکاو نیستی؟

512
00:40:24,000 --> 00:40:26,916
[پناهگاه 33]

513
00:40:26,958 --> 00:40:29,500
‫تقصیر تو نیست
‫که تو یه پناهگاه به دنیا اومدی.

514
00:40:30,458 --> 00:40:31,583
‫بذار بشنوم که می‌گیدش.

515
00:40:31,708 --> 00:40:34,500
‫تقصیر من نیست
‫که تو یه پناهگاه به دنیا اومدم.

516
00:40:34,583 --> 00:40:37,708
‫و تقصیر تو نیست که والدینت
‫فامیل بودن یا هستن.

517
00:40:37,833 --> 00:40:39,625
‫و تقصیر من نیست که والدینم...

518
00:40:39,708 --> 00:40:42,333
‫- ...فامیل بودن.
‫- ...فامیل بودن یا هستن.

519
00:40:46,833 --> 00:40:48,750
‫حس خوبیه که بلند بگیدش،
‫مگه نه؟

520
00:40:50,583 --> 00:40:52,250
‫این تازه قدمِ اوله.

521
00:40:52,333 --> 00:40:55,875
‫به من اعتماد کنین، به‌عنوان کسی که
‫از اون سمتِ ماجرا اومده بیرون،

522
00:40:55,958 --> 00:40:57,708
‫می‌دونم چه حسی داره
‫که ندونی آیا مردم

523
00:40:57,833 --> 00:41:00,750
‫به‌خاطر شجره‌نامه‌ت
‫بهت نگاهِ تحقیرآمیز دارن یا نه.

524
00:41:00,833 --> 00:41:02,833
‫یه آدمِ معمولی
‫ممکنه ناخنش توی گوشت پا فرو بره،

525
00:41:02,958 --> 00:41:06,250
‫و این فقط یه ناخنِ توی گوشته.

526
00:41:06,333 --> 00:41:07,583
‫ولی ما؟

527
00:41:09,500 --> 00:41:12,958
‫ما باید از خودمون بپرسیم نکنه به‌خاطر اینه
‫که ژن‌های ما یه جوری خرابن.

528
00:41:14,083 --> 00:41:16,083
‫که نکنه من یه جوری ایراد دارم.

529
00:41:18,000 --> 00:41:21,708
‫خب، پس ما قوانین رو تغییر می‌دیم، مگه نه؟

530
00:41:24,208 --> 00:41:25,583
‫ازدواج فامیلی تو پناهگاه ممنوع.

531
00:41:25,625 --> 00:41:27,000
‫ما این رو تغییر می‌دیم، درسته؟

532
00:41:28,083 --> 00:41:30,833
‫نه.
‫اون... اون چیزی نیست که موضوعِ بحثه.

533
00:41:30,958 --> 00:41:33,625
‫قوانین خوبن.
‫ولی این معنیش این نیست که ماهایی

534
00:41:33,708 --> 00:41:35,875
‫که محصولِ ازدواج فامیلی هستیم
‫باید حس بدی داشته باشیم.

535
00:41:35,958 --> 00:41:37,208
‫متوجه‌این؟

536
00:41:38,833 --> 00:41:39,833
پاشو بریم

537
00:41:47,958 --> 00:41:50,083
‫- من یه سوال دارم.
‫- بله، ماریان.

538
00:41:50,125 --> 00:41:52,708
‫من یه حساسیت خفیف به گرد و خاک دارم.

539
00:41:52,750 --> 00:41:56,208
‫و بعضی‌ وقت‌ها فکر می‌کنم
‫نکنه تقصیر پدرم بوده

540
00:41:56,250 --> 00:41:59,875
‫چون عاشقِ دخترعموش شد...
‫یعنی مادرم.

541
00:41:59,958 --> 00:42:03,458
‫فقط برام سواله
‫که آیا ارتباط بیولوژیکی وجود داره.

542
00:42:05,125 --> 00:42:07,833
‫من ژنتیک نخوندم، پس...

543
00:42:07,958 --> 00:42:09,083
‫خب، باشه.

544
00:42:09,208 --> 00:42:11,458
‫قطعاً می‌تونه تقصیر اون باشه.

545
00:42:12,208 --> 00:42:15,083
‫می‌دونستم!
‫راستی خوراکی‌ها عالی بودن.

546
00:42:16,333 --> 00:42:19,208
‫می‌دونی، من همیشه حس می‌کردم مادرم
‫به من به‌عنوان یه رقیب نگاه می‌کنه،

547
00:42:19,250 --> 00:42:21,833
‫که بازتابِ رابطه‌ی خودش
‫با مادرِ خودش بود،

548
00:42:21,875 --> 00:42:24,708
‫که عاشقِ فامیلش بود،
‫یعنی پسرخاله‌ی پنجمش.

549
00:42:24,833 --> 00:42:27,500
‫همه‌ی پسرخاله‌های پنجم در واقع دخترعموهای چهارمِ
‫پسرخاله‌های دوم بودن.

550
00:42:27,583 --> 00:42:28,958
‫یعنی، دقیقاً اینطوری نیست که...

551
00:42:32,000 --> 00:42:33,041
[!پیش به سوی آینده]

552
00:42:33,083 --> 00:42:35,791
خوراکی‌ها و وسایل بهداشتی]
[قبل از ورود به پناهگاه‌ها

553
00:42:38,625 --> 00:42:40,208
دیگه چیزی نمونده

554
00:42:43,083 --> 00:42:44,708
‫حتماً خیلی گرسنه‌ای

555
00:42:44,750 --> 00:42:46,000
‫و خیلی تشنه.

556
00:42:47,125 --> 00:42:50,250
‫چرا خودت رو شکنجه میدی
‫وقتی یه محفظه‌ی انجمادِ گرم و نرم

557
00:42:50,333 --> 00:42:52,583
‫درست همین‌جا منتظره که بپری توش؟

558
00:42:53,583 --> 00:42:55,708
بابام چه‌جور آدمی بود؟

559
00:42:57,125 --> 00:42:58,583
‫بلندپرواز.

560
00:43:00,250 --> 00:43:01,708
‫پس چرا اون اینجا بود؟

561
00:43:01,833 --> 00:43:03,458
‫خب، جزو «رُفقای باد» بودن

562
00:43:03,583 --> 00:43:05,833
‫اون قدیما یه جایگاهِ خیلی پرطرفدار بود.

563
00:43:06,500 --> 00:43:08,916
‫ما متقاضی‌هایی از
‫جاهای دوری مثل فرزنو داشتیم.

564
00:43:09,250 --> 00:43:12,625
‫خوردنِ اون شاید ایده خوبی به نظر بیاد،
‫ولی سمّیه.

565
00:43:12,708 --> 00:43:14,958
‫یه مرگِ آروم و دردناک خواهی داشت.

566
00:43:15,666 --> 00:43:18,333
‫اگه مایل نیستی بری تو محفظه،
‫همیشه می‌تونی بذاری با این دوست‌مون

567
00:43:18,375 --> 00:43:19,833
‫بهت تزریق کنم.

568
00:43:20,458 --> 00:43:23,833
‫واقعاً خیلی آسون‌تر خواهد بود.
‫برای جفت‌مون.

569
00:43:25,500 --> 00:43:29,333
‫- چی کار می‌کنه؟
‫- می‌کشتت، سریع و بدون درد.

570
00:43:29,458 --> 00:43:32,583
‫بدنت به سرعت تجزیه می‌شه،
‫و تبدیل می‌شه به یه گرد و خاک

571
00:43:32,708 --> 00:43:34,875
‫که از طریق سیستم تهویه
‫به گردش در میاد،

572
00:43:34,958 --> 00:43:37,458
‫و نهایتاً راهش رو به
‫مزارعِ ذرتِ خونه‌ت پیدا می‌کنه.

573
00:43:37,500 --> 00:43:39,875
‫اگه بهش فکر کنی، اونقدرها هم بد نیست.

574
00:43:39,958 --> 00:43:43,958
‫اون‌وقت، دیگه مجبور نیستی با
‫تمام دردسرهای زنده بودن سروکله بزنی.

575
00:43:45,125 --> 00:43:48,583
‫بنابراین، دو تا انتخاب منطقی داری.

576
00:43:48,708 --> 00:43:51,375
‫برو تو محفظه‌ی پدرت.
‫یا بمیر.

577
00:43:53,458 --> 00:43:56,000
‫حق با توئه،
‫من فقط دو تا انتخاب منطقی دارم.

578
00:44:00,750 --> 00:44:02,458
‫ولی کلی انتخاب غیرمنطقی دارم.

579
00:44:04,208 --> 00:44:05,500
‫داری چی کار می‌کنی؟

580
00:44:06,500 --> 00:44:09,458
‫دویست سال برنامه‌ریزی
‫برای اینکه همه‌چی درست پیش بره.

581
00:44:09,583 --> 00:44:11,833
‫اگه نظر من رو بخوای،
‫به نظر کارِ خیلی زیادی میاد.

582
00:44:11,875 --> 00:44:13,750
‫عقب وایسا.
‫عقب وایسا.

583
00:44:15,125 --> 00:44:17,458
‫من شخصاً فکر می‌کنم
‫برنامه‌ها یه‌کم زیادی جدی گرفته می‌شن.

584
00:44:19,375 --> 00:44:21,958
‫نه، نه، نه، نه.
‫صبر کن، من اون رو لازم دارم تا تهدیدت کنم.

585
00:44:22,083 --> 00:44:24,083
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- یخِ همه رو آب می‌کنم.

586
00:44:24,125 --> 00:44:27,375
‫چی؟ نه!
‫نمی‌تونی همین‌طوری یخ همه رو آب کنی.

587
00:44:30,708 --> 00:44:33,958
‫نه، نه، نه. اون‌ها قرار بوده
هر 30 سال یک بار بیان بیرون

588
00:44:34,000 --> 00:44:36,083
‫این حتی یه نقشه‌ی منسجم هم نیست.
‫این فقط هرج‌ومرجه.

589
00:44:36,500 --> 00:44:38,333
‫موافقم.
‫نقشه‌ریختن سخته.

590
00:44:39,208 --> 00:44:42,208
‫ولی هرج‌ومرج...
‫هرج‌ومرج آسونه.

591
00:45:14,708 --> 00:45:15,833
[پناهگاه 24]

592
00:45:24,083 --> 00:45:26,333
‫باز هم کاپشن‌های سِت.

593
00:45:32,500 --> 00:45:35,250
‫چرا والت‌تک باید به کمونیست‌ها اجازه بده
‫بیان تو یکی از پناهگاه‌هاش؟

594
00:45:36,583 --> 00:45:38,583
‫من اونقدر مطمئن نیستم که اجازه داده باشن.

595
00:45:53,083 --> 00:45:56,208
‫فرد در درجه دوم اهمیت
نسبت به جمع قرار داره

596
00:46:02,458 --> 00:46:07,000
‫...سرباز واقعی
‫همکاری رو به فردگرایی ترجیح میده.

597
00:46:12,833 --> 00:46:16,083
‫دشمنِ ما
‫منافعِ محصول رو انتخاب کرده

598
00:46:16,125 --> 00:46:18,583
‫به جای منافعِ مردم.

599
00:46:18,625 --> 00:46:22,083
‫ما مردم رو به محصول ترجیح می‌دیم.

600
00:46:32,208 --> 00:46:33,833
‫این‌ها آمریکایی هستن.

601
00:46:35,333 --> 00:46:37,333
‫پناهگاه تبدیلشون کرده
‫به کمونیست.

602
00:46:37,375 --> 00:46:39,708
‫آزادی اجتناب‌ناپذیره.

603
00:46:48,958 --> 00:46:53,083
‫انقلاب بیهوده نخواهد بود.

604
00:46:59,750 --> 00:47:01,208
[سیستم‌عامل شرکت راب‌کو]

605
00:47:05,833 --> 00:47:09,250
‫فرد
‫در درجه دوم اهمیت نسبت به جمع قرار داره.

606
00:47:12,375 --> 00:47:15,083
[داده‌ها در دسترس نیست]
[هارد برداشته شده]

607
00:47:16,750 --> 00:47:18,375
‫پدرم هارد رو برداشته.

608
00:47:51,958 --> 00:47:53,583
[شیرین‌عسل - صبحانه‌ی آماده]

609
00:48:19,833 --> 00:48:21,500
‫خب سلام علیکم، «شیرین‌عسلم»!

610
00:48:26,083 --> 00:48:28,875
‫به نظر میاد باباجونت
‫واسه خودش یه موش آزمایشگاهی گیر آورده.

611
00:48:33,833 --> 00:48:35,625
‫چی می‌خوای؟

612
00:48:37,708 --> 00:48:38,708
‫من...

613
00:48:39,875 --> 00:48:42,583
‫همه‌چی رو... درست می‌کنم.

614
00:48:43,583 --> 00:48:46,083
‫برو خونه...

615
00:48:47,375 --> 00:48:48,500
‫شیرین‌عسلم.

616
00:48:49,833 --> 00:48:51,083
‫برو خونه!

617
00:48:52,958 --> 00:48:53,958
‫برو خونه!

618
00:48:56,083 --> 00:48:57,208
‫برو!

619
00:48:59,500 --> 00:49:02,208
‫خونـ...!

620
00:49:29,625 --> 00:49:32,333
‫تا حالا دیده بودی بابات
‫از یکی از این‌ها استفاده کنه؟

621
00:49:33,833 --> 00:49:34,958
‫نه.

622
00:49:37,333 --> 00:49:39,083
‫می‌خوای به نصیحتش گوش کنی؟

623
00:49:42,583 --> 00:49:44,958
‫اون دست از صدمه زدن به مردم برنمی‌داره.

624
00:49:45,708 --> 00:49:47,500
‫آره، معلومه که برنمی‌داره.

625
00:49:50,958 --> 00:49:52,875
‫خب، پس بهتره راه بیفتیم.

626
00:50:23,833 --> 00:50:30,583
[والت‌تک]

627
00:50:47,625 --> 00:50:54,250
[شرکت والت‌تک]

628
00:51:18,708 --> 00:51:19,958
‫شما...

629
00:51:21,083 --> 00:51:26,583
‫...‏462,311 پیام خوانده نشده دارید.

630
00:51:27,833 --> 00:51:29,250
‫بریم سراغش.

631
00:52:29,208 --> 00:52:34,083
[شبکه‌ی ارتباطات جهانی]

632
00:52:58,958 --> 00:53:02,125
‫اینجانب هنک مک‌لین،
‫آماده به خدمت هستم، قربان.

633
00:53:05,083 --> 00:53:07,583
‫هیچ‌کس تو والت‌تک
‫نمی‌دونه من اینجام.

634
00:53:09,958 --> 00:53:12,583
‫و هیچ‌کس تو والت‌تک
‫دیگه چیز زیادی نمی‌دونه.

635
00:53:15,625 --> 00:53:17,500
‫خواستم بهتون اطلاع بدم
‫من هنوز زنده‌م.

636
00:53:19,458 --> 00:53:21,375
‫امیدوارم شما هم زنده باشین.

637
00:53:21,458 --> 00:53:24,625
‫یعنی، شکی ندارم که هستین.

638
00:53:24,708 --> 00:53:26,333
‫شما زمان زیادی رو صرف کردین...

639
00:53:27,375 --> 00:53:30,458
‫واسه محاسبه‌ی اینکه چطور از
‫تمام احتمالاتِ ممکن جون سالم به در ببرین.

640
00:53:34,208 --> 00:53:36,333
‫من خودم رو مشغول نگه داشتم.

641
00:53:36,458 --> 00:53:38,500
‫این روزها تو وگاس هستم،

642
00:53:38,583 --> 00:53:40,833
‫راستش برگشتم به
‫پاتوق‌های قدیمیِ خودتون...

643
00:53:41,833 --> 00:53:44,125
‫سعی دارم از همون جایی ادامه بدم
‫که شما کار رو ول کردین.

644
00:53:46,750 --> 00:53:48,875
‫به نظر میاد یه جفت
‫از آزمایش‌های پناهگاه

645
00:53:48,958 --> 00:53:50,583
‫به دست‌انداز خوردن.

646
00:53:52,208 --> 00:53:55,875
‫شماره 24 توی رابط مغز و کامپیوتر
‫پیشرفت‌هایی داشته.

647
00:53:58,250 --> 00:54:01,625
‫این یکی، توی کوچک‌سازی.

648
00:54:05,083 --> 00:54:06,875
‫چیزی که همه‌ش لازم داره یکپارچه‌سازیه.

649
00:54:07,875 --> 00:54:10,333
‫ولی من مطمئنم
‫اگه فقط آستین‌هام رو بزنم بالا،

650
00:54:10,375 --> 00:54:12,208
‫می‌تونم همه‌ش رو براتون به سرانجام برسونم.

651
00:54:13,958 --> 00:54:16,750
‫اون‌وقت، بالأخره می‌تونیم درباره‌ی
‫ترفیع من صحبت کنیم.

652
00:54:22,833 --> 00:54:25,125
‫من قراره کاری که شما شروع کردین رو
‫تموم کنم.

653
00:54:26,208 --> 00:54:29,958
‫و وقتی همه‌ی این‌ها تموم بشه،
‫شما بهم التماس می‌کنین که کمک‌تون کنم.

654
00:54:37,208 --> 00:54:41,125
[پس از تیتراژ ادامه دارد]

655
00:55:56,833 --> 00:56:00,708
[آنچه در این فصل خواهید دید]

656
00:56:01,458 --> 00:56:02,750
‫با هم...

657
00:56:03,875 --> 00:56:06,083
‫ما به قولمون عمل می‌کنیم.

658
00:56:09,208 --> 00:56:12,083
‫تا این دنیای سقوط کرده رو بهتر کنیم.

659
00:56:14,083 --> 00:56:15,333
‫ببخشید حرفتون رو قطع می‌کنم.

660
00:56:17,833 --> 00:56:20,833
‫متوجه‌ام که داریم راجع به
‫یه جنگ داخلی بحث می‌کنیم.

661
00:56:24,625 --> 00:56:26,500
‫«مشترک‌المنافع» قراره همه‌مون رو بکشه.

662
00:56:26,583 --> 00:56:27,750
‫مگه اینکه جلوش رو بگیرم.

663
00:56:29,250 --> 00:56:30,583
‫ما همیشه چی می‌گیم؟

664
00:56:30,625 --> 00:56:33,708
‫اکثر بچه‌ها تو این سن دیگه مُردن!

665
00:56:36,583 --> 00:56:38,333
‫من دنبالِ یه نفر می‌گردم.

666
00:56:38,375 --> 00:56:40,333
‫قصد داری وقتی پیداش کردی
‫چی کارش کنی؟

667
00:56:40,375 --> 00:56:42,333
‫نظر شما چیه، خانم مک‌لین؟

668
00:56:44,208 --> 00:56:46,750
‫خانواده‌ت ممکنه
‫خیلی راحت هنوز اون بیرون باشن.

669
00:56:46,833 --> 00:56:48,625
‫ولی یه چیزی که من روش حساب نمی‌کنم

670
00:56:48,708 --> 00:56:50,708
‫اینه که اون‌ها از این نوع آدمی که شدی
‫خوش‌شون بیاد.

671
00:56:53,083 --> 00:56:54,708
[اتاق کنفرانس]

672
00:56:57,083 --> 00:56:59,708
‫آدم‌های بدتری از من
‫اون بیرون هستن.

673
00:57:02,583 --> 00:57:04,750
‫نمی‌دونی توی وگاس
‫چی می‌گن؟

674
00:57:05,458 --> 00:57:08,708
‫همه برنده‌ن!
‫بالأخره یه روزی.

675
00:57:09,333 --> 00:57:11,833
‫طبق تجربه‌ی من،
‫همین راجع به باختن هم صدق می‌کنه.

676
00:57:11,958 --> 00:57:13,750
‫غیر از یک نفر.

677
00:57:17,958 --> 00:57:19,333
‫آقای هاوارد.

678
00:57:20,333 --> 00:57:23,333
‫می‌دونم که اومدی وگاس
‫تا من رو بکشی.

679
00:57:25,708 --> 00:57:27,083
‫غیر از اینه؟

680
00:57:29,583 --> 00:57:32,708
‫و من هنوز نمی‌دونم تو چطور
‫در پایان دادن به دنیا نقش داری.

681
00:57:32,833 --> 00:57:34,958
‫ولی قطعاً نقش داری.

682
00:57:38,458 --> 00:57:42,333
‫اگه کمک‌مون نکنی،
‫دیگه پناهگاه 33ـی وجود نخواهد داشت.

683
00:57:43,708 --> 00:57:44,958
‫بابا، اگه صدام رو می‌شنوی...

684
00:57:45,708 --> 00:57:47,458
‫چه اتفاقی قراره برای پناهگاه ما بیفته؟

685
00:58:00,083 --> 00:58:02,333
[شبیه‌سازی]

686
00:58:04,833 --> 00:58:06,375
‫شیرین‌عسلِ کوچولوی من.
