﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,006
.

2
00:00:04,880 --> 00:00:07,049
‫شیرها دارن میان سمت
‫شکار، مگه نه باز؟

3
00:00:07,074 --> 00:00:08,096
‫آره.

4
00:00:08,121 --> 00:00:11,442
‫یوزپلنگ‌ها بالأخره
‫یه شکار موفق داشتن.

5
00:00:13,191 --> 00:00:15,807
‫ولی یه مهمون ناخونده
‫واسه شام رسیده.

6
00:00:16,767 --> 00:00:18,268
‫اون دودله.

7
00:00:20,119 --> 00:00:21,480
‫الان، اون‌ها فقط
‫دارن سعی می‌کنن

8
00:00:21,559 --> 00:00:22,898
‫با نهایت سرعت بخورن.

9
00:00:28,320 --> 00:00:29,488
‫داره میاد.

10
00:00:31,625 --> 00:00:36,398
["یـوزها از نزدیک با "برتی گرگوری]

11
00:00:36,442 --> 00:00:39,446
[تانزانیا]

12
00:00:43,708 --> 00:00:50,247
‫سرنگتی، نقطه‌ی شروعِ یکی از
‫بزرگ‌ترین رویدادهای طبیعت.

13
00:00:52,886 --> 00:00:55,389
‫همه‌جا پر از
‫گوزن یالداره؛

14
00:00:55,472 --> 00:00:57,557
‫تا چشم کار می‌کنه تو افق
‫دیده می‌شن.

15
00:00:59,418 --> 00:01:01,436
‫این اولین بارِ منه که در طول
‫«مهاجرت بزرگ»...

16
00:01:01,520 --> 00:01:02,813
‫توی تانزانیا هستم.

17
00:01:03,343 --> 00:01:05,524
‫این باید یکی از باشکوه‌ترین
‫نمایش‌های...

18
00:01:05,607 --> 00:01:07,109
‫دنیای طبیعی باشه.

19
00:01:08,360 --> 00:01:10,237
‫با شروع فصل بارندگی،

20
00:01:10,320 --> 00:01:12,864
‫بیشتر از دو میلیون حیوان
‫به حرکت در میان.

21
00:01:17,996 --> 00:01:21,123
‫و هزاران شکارچی گرسنه
‫دنبالشون می‌کنن.

22
00:01:22,908 --> 00:01:25,794
‫من اینجام تا از سریع‌ترین‌شون
‫فیلم بگیرم.

23
00:01:26,320 --> 00:01:28,322
‫الان بهترین زمان سال
‫واسه فیلمبرداری از یوزه.

24
00:01:28,491 --> 00:01:31,283
‫اون‌ها قراره نهایت استفاده رو
‫از این منبع غذایی بی‌پایان ببرن...

25
00:01:31,366 --> 00:01:34,213
‫که داره صاف از وسط قلمروشون
‫رد می‌شه.

26
00:01:35,782 --> 00:01:38,832
‫ولی این معنیش این نیست که
‫زندگیشون آسونه.

27
00:01:39,608 --> 00:01:43,712
‫در سطح جهانی، جمعیت یوزپلنگ‌ها
‫در قرن گذشته...

28
00:01:43,795 --> 00:01:45,438
‫90 درصد کاهش پیدا کرده.

29
00:01:51,303 --> 00:01:55,349
‫من می‌خوام بفهمم چرا زنده موندن
‫برای سریع‌ترین حیوان خشکی‌زیِ...

30
00:01:55,432 --> 00:01:57,920
‫روی سیاره این‌قدر سخته.

31
00:02:04,900 --> 00:02:07,778
‫تخمین زده می‌شه که فقط
‫300 تا یوزپلنگ اینجا زندگی می‌کنن،

32
00:02:08,737 --> 00:02:11,156
‫و من فقط چهار هفته وقت دارم
‫پیداشون کنم.

33
00:02:11,590 --> 00:02:13,200
‫به کمک نیاز دارم.

34
00:02:13,282 --> 00:02:17,037
‫راهنمای خبره‌ی حیات‌وحش، «باز کِسی»
‫راننده‌ی ماشین ماست.

35
00:02:18,038 --> 00:02:21,291
‫از توی این ماشین، من از پهپاد
‫و دوربین لنز تِلِه استفاده می‌کنم.

36
00:02:22,876 --> 00:02:25,963
‫توی ماشین دوم، «دنیس مولِل»
‫و «تام واکر» هستن.

37
00:02:27,548 --> 00:02:30,551
‫اون‌ها بهترین تیم جهان برای فیلمبرداری
‫از شکارهای سرعت بالا...

38
00:02:30,634 --> 00:02:32,936
‫با دوربین‌های لرزش‌گیردار هستن.

39
00:02:38,353 --> 00:02:39,685
‫این گله گورخر،

40
00:02:39,768 --> 00:02:42,521
‫همه‌شون خیلی هوشیار وایسادن
‫و دارن زل می‌زنن...

41
00:02:42,604 --> 00:02:43,897
‫به اون سمت.

42
00:02:43,981 --> 00:02:46,650
‫پس ما داریم از نگاه اون‌ها
‫استفاده می‌کنیم تا...

43
00:02:46,733 --> 00:02:48,960
‫موقعیت چیزی که دارن
‫نگاهش می‌کنن رو پیدا کنیم.

44
00:02:51,738 --> 00:02:54,457
‫باید همون دور و بر باشه.

45
00:02:55,867 --> 00:02:57,160
‫برتی، صدام رو داری؟

46
00:02:57,619 --> 00:02:58,787
‫آره، بگو.

47
00:02:58,812 --> 00:03:00,481
‫ما یه مادر پیدا کردیم
‫با دوتا...

48
00:03:00,506 --> 00:03:02,332
‫...توله‌ی خیلی کوچولو این سمت.

49
00:03:02,791 --> 00:03:03,834
‫باشه، گرفتم.

50
00:03:05,210 --> 00:03:06,837
‫خب، این خبرِ خیلی خیلی
‫هیجان‌انگیزیه.

51
00:03:06,920 --> 00:03:09,673
‫اون یکی ماشین‌مون یه مادر
‫با دوتا توله‌ی خیلی...

52
00:03:09,756 --> 00:03:11,091
‫خیلی کوچیک پیدا کرده.

53
00:03:11,174 --> 00:03:12,759
‫چیزی نیست که
‫همیشه ببینی،

54
00:03:12,843 --> 00:03:14,477
‫واسه همین می‌ریم که
‫بررسی‌شون کنیم.

55
00:03:15,130 --> 00:03:18,765
‫95 درصد توله یوزها به
‫سن بلوغ نمی‌رسن.

56
00:03:21,268 --> 00:03:25,322
‫بزرگ‌ترین تهدیدشون کشته شدن
‫توسط شیرها و کفتارهاست.

57
00:03:26,273 --> 00:03:27,816
‫خیلی‌خب، دارمشون،
‫آره، اینجا خوبه.

58
00:03:29,860 --> 00:03:31,653
‫مادرها بچه‌هاشون رو
‫مخفی نگه می‌دارن.

59
00:03:35,907 --> 00:03:37,576
‫خدای من.

60
00:03:37,659 --> 00:03:39,337
‫توله‌ها فسقلی‌ان.

61
00:03:41,496 --> 00:03:44,499
‫اون‌ها فقط یه مشت گوله پشم‌ان
‫زیر پای مادرشون.

62
00:03:45,876 --> 00:03:47,878
‫فقط کله‌هاشون رو می‌بینم
‫که هر از گاهی...

63
00:03:47,961 --> 00:03:49,421
‫از لای چمن‌ها میاد بالا.

64
00:04:08,148 --> 00:04:10,275
‫خیلی کوچولو هستن.

65
00:04:11,208 --> 00:04:12,903
‫می‌بینید که طرح پوستشون
‫کاملاً...

66
00:04:12,986 --> 00:04:14,154
‫با مادر متفاوته.

67
00:04:14,237 --> 00:04:15,864
‫پهلوهای خیلی
‫تیره‌ای دارن،

68
00:04:15,947 --> 00:04:17,908
‫و یه یالِ نقره‌ای و خاکستری.

69
00:04:18,241 --> 00:04:20,285
‫نظریه اینه که این رنگ‌بندی
‫باعث می‌شه شبیه...

70
00:04:20,369 --> 00:04:21,787
‫«گورکن عسل‌خوار» بشن.

71
00:04:22,162 --> 00:04:24,956
‫یه حیوان کوچیکِ درنده
‫که دندون‌های بزرگ و تیز،

72
00:04:25,040 --> 00:04:27,567
‫پنجه‌های بُرنده، و اخلاق
‫خیلی گندی داره.

73
00:04:28,400 --> 00:04:30,671
‫ایده‌ اینه که اگه توله‌ها
‫شبیه گورکن عسل‌خوار باشن،

74
00:04:30,754 --> 00:04:33,674
‫شاید شکارچی‌های بزرگ
‫بی‌خیالشون بشن.

75
00:04:37,424 --> 00:04:40,263
‫ولی اون‌ها ریزه‌میزه‌ان،
‫نمی‌تونن بیشتر از یک ماه داشته باشن.

76
00:04:41,973 --> 00:04:44,518
‫که یعنی مادرشون کار سختی داره
‫واسه مراقبت...

77
00:04:44,601 --> 00:04:46,211
‫و غذا دادن بهشون،

78
00:04:48,855 --> 00:04:50,273
‫چون اگه بخواد بره
‫شکار کنه،

79
00:04:50,357 --> 00:04:51,983
‫باید اون‌ها رو
‫تنها بذاره.

80
00:04:59,324 --> 00:05:02,159
‫فکر کنم یه شکاری رو
‫تو افق دیده.

81
00:05:15,257 --> 00:05:17,092
‫اوناهاش، غزال اونجاست.

82
00:05:20,345 --> 00:05:24,033
‫غزال‌ها می‌تونن با سرعت
‫50 مایل بر ساعت بدوئن.

83
00:05:25,434 --> 00:05:28,269
‫یوزپلنگ‌ها می‌تونن
‫نزدیک به 70 تا برن،

84
00:05:28,295 --> 00:05:31,561
‫اما فقط واسه یه مسافت کوتاه
‫می‌تونن حفظش کنن.

85
00:05:33,528 --> 00:05:37,931
‫هر بار که غزال می‌چرخه،
‫مادر خشکش می‌زنه.

86
00:05:46,596 --> 00:05:48,772
‫این یوزپلنگ
‫کارش رو بلده.

87
00:05:53,583 --> 00:05:56,111
‫فقط داره سعی می‌کنه قبل از شروع،
‫فاصله‌اش رو کم کنه.

88
00:06:02,095 --> 00:06:03,513
‫این یه کلاسِ درسِ کمین کردنه.

89
00:06:10,374 --> 00:06:13,523
‫باید بدون دیده شدن به فاصله
‫30 یاردی برسه...

90
00:06:13,607 --> 00:06:15,458
‫تا شانسی داشته باشه.

91
00:06:23,325 --> 00:06:24,993
‫هر لحظه ممکنه منفجر بشه.

92
00:06:48,225 --> 00:06:50,352
‫اون از پهپاد هم سریع‌تره،
‫ببین چطور میره.

93
00:06:58,443 --> 00:07:00,406
‫گرفتش، گرفتش!

94
00:07:00,431 --> 00:07:01,641
‫ایول.

95
00:07:01,666 --> 00:07:03,465
‫شکارش تقریباً
‫هم‌قد خودشه.

96
00:07:05,867 --> 00:07:07,661
‫توی اون کمین کردن
‫خیلی صبور بود،

97
00:07:07,744 --> 00:07:10,330
‫همین‌جوری فاصله رو کم می‌کرد،
‫کم می‌کرد، و من فکر کردم،

98
00:07:10,372 --> 00:07:12,165
‫باید بره، باید حمله کنه.

99
00:07:12,249 --> 00:07:15,627
‫ولی اون می‌دونه که باید خیلی خیلی
‫نزدیک بشه چون،

100
00:07:15,710 --> 00:07:18,463
‫با اینکه سریع‌ترین حیوان
‫خشکیِ جهانه،

101
00:07:18,547 --> 00:07:20,507
‫این غزال‌ها هم
‫خیلی سریعن.

102
00:07:20,590 --> 00:07:22,717
‫اون به فاصله بحرانی رسید
‫و بعد پاش رو...

103
00:07:22,801 --> 00:07:23,927
‫گذاشت رو پدال گاز،

104
00:07:24,010 --> 00:07:26,971
‫و باورم نمی‌شه این یوزها
‫چقدر سریعن.

105
00:07:28,603 --> 00:07:31,434
‫امروز اون می‌تونه
‫واسه بچه‌هاش شیر تولید کنه.

106
00:07:34,771 --> 00:07:36,731
‫ولی همه‌ی شکارها
‫موفق نیستن،

107
00:07:37,732 --> 00:07:40,527
‫و هر بار که تنهاشون می‌ذاره،
‫ریسک می‌کنه.

108
00:07:43,029 --> 00:07:47,200
‫عجیب نیست که فقط 5 درصد یوزهای جوان
‫به سن بزرگسالی می‌رسن.

109
00:07:50,852 --> 00:07:53,790
‫چالش‌هایی که یوزها توی این
‫دشت وسیع باهاش روبه‌رو ان...

110
00:07:53,873 --> 00:07:55,667
‫به همین‌جا ختم نمی‌شه.

111
00:08:00,463 --> 00:08:01,506
‫برای اینکه بیشتر بفهمیم،

112
00:08:01,590 --> 00:08:03,300
‫باید برسیم به
‫موج مهاجرت.

113
00:08:13,480 --> 00:08:15,812
‫ولی دنبال کردن رد پای این
‫جاذبه‌های یوزپلنگی...

114
00:08:15,895 --> 00:08:18,064
‫بدی‌هایی هم داره.

115
00:08:19,024 --> 00:08:20,942
‫بجنب.

116
00:08:21,979 --> 00:08:26,114
‫به گمونم پشت هر مهاجرت بزرگی،
‫یه کپه‌ی...

117
00:08:26,197 --> 00:08:28,407
‫بزرگ‌تر از فضولات گوزن یالدار هست.

118
00:08:30,503 --> 00:08:32,412
‫قراره بوی گندی بده.

119
00:08:45,518 --> 00:08:47,552
‫بعد از چند ساعت گشتن،

120
00:08:47,636 --> 00:08:49,220
‫یه حرکتی دور از گله
‫دیده می‌شه.

121
00:08:52,055 --> 00:08:53,433
‫خب، این باورنکردنیه،

122
00:08:53,475 --> 00:08:56,478
‫ما یه گروهِ سه تایی از
‫یوزهای نرِ بالغ رو با هم پیدا کردیم.

123
00:08:57,809 --> 00:09:01,358
‫اغلب می‌گن شیرها تنها گربه‌سانان
‫بزرگِ اجتماعی هستن،

124
00:09:01,441 --> 00:09:03,318
‫که بالغ‌هاشون گروه تشکیل میدن،

125
00:09:03,363 --> 00:09:06,529
‫اما این کاملاً درست نیست
‫چون یوزپلنگ‌های نر...

126
00:09:06,613 --> 00:09:09,498
‫گروه تشکیل میدن،
‫و بهشون می‌گن «ائتلاف».

127
00:09:09,845 --> 00:09:12,243
‫وقتی کاملاً بالغ شدن،
‫نرها مادرشون رو ترک می‌کنن؛

128
00:09:12,327 --> 00:09:14,504
‫معمولاً با برادرهاشون
‫می‌مونن،

129
00:09:14,663 --> 00:09:16,039
‫و ائتلاف تشکیل میدن.

130
00:09:16,276 --> 00:09:18,625
‫دارن سعی می‌کنن
‫بپرن رو سر و کول هم.

131
00:09:20,377 --> 00:09:23,588
‫در کنار هم، می‌تونن از قلمروشون
‫در برابر نرهای رقیب دفاع کنن،

132
00:09:23,880 --> 00:09:25,757
‫و با شکار تیمی،

133
00:09:25,840 --> 00:09:28,609
‫باید بتونن شکارهای
‫بزرگ‌تری رو زمین بزنن.

134
00:09:30,011 --> 00:09:32,018
‫فکر کنم پارسال این سه تا
‫رو دیدیم.

135
00:09:32,097 --> 00:09:33,264
‫خیلی دنبالشون کردیم،

136
00:09:33,348 --> 00:09:34,808
‫ولی شکارشون خیلی خوب نبود؛

137
00:09:34,891 --> 00:09:36,393
‫البته خب خیلی جوون بودن.

138
00:09:36,843 --> 00:09:38,520
‫امیدوارم تمرین کرده باشن.

139
00:09:40,190 --> 00:09:43,400
‫یوزهای نر معمولاً عمر
‫کوتاه‌تری نسبت به ماده‌ها دارن.

140
00:09:44,985 --> 00:09:47,570
‫دعوا با شیرها و بقیه‌ی نرها
‫می‌تونه مرگبار باشه.

141
00:09:49,489 --> 00:09:51,408
‫و حتی طعمه‌هاشون هم
‫می‌تونن خطرناک باشن.

142
00:09:53,201 --> 00:09:54,244
‫تام، فقط محض اطلاع،

143
00:09:54,327 --> 00:09:55,996
‫یه گله گورخر جلوشونه.

144
00:09:56,621 --> 00:09:58,081
‫دارم می‌بینمشون.

145
00:09:59,666 --> 00:10:02,794
‫سه تا یوز نر
گروهِ شکارچیِ ترسناکی رو می‌سازن

146
00:10:03,878 --> 00:10:05,714
‫ولی گورخر هدف آسونی نیست.

147
00:10:06,840 --> 00:10:08,842
‫یه لگد می‌تونه کشنده باشه.

148
00:10:18,518 --> 00:10:20,729
‫قطعاً چندتا گورخرِ نرِ قوی
‫اون تو هستن.

149
00:10:22,939 --> 00:10:25,233
‫باید هدفشون رو هوشمندانه انتخاب کنن.

150
00:10:39,721 --> 00:10:41,014
‫خیلی‌خب، دارن میرن.

151
00:10:46,963 --> 00:10:48,339
‫رفتن، رفتن.

152
00:10:52,774 --> 00:10:54,429
‫همین‌طور که گله پراکنده می‌شن،

153
00:10:54,554 --> 00:10:56,556
‫ائتلاف دنبال
‫یه هدف آسیب‌پذیر می‌گرده.

154
00:10:57,601 --> 00:10:59,934
‌‫بچه‌ها باید گزینه‌ی
‫راحت‌تری باشن.

155
00:11:02,311 --> 00:11:04,160
‫مامانِ کُره داره راه رو می‌بنده!

156
00:11:07,859 --> 00:11:09,569
‫- گرفتیش؟
‫- نمی‌دونم.

157
00:11:17,042 --> 00:11:18,942
‫مراقب لگد گورخر باش،
‫آقا یوزه.

158
00:11:19,237 --> 00:11:21,414
‫بخوره تو صورتت،
‫کارت تمومه.

159
00:11:24,626 --> 00:11:26,461
‫و بقیه‌ی گله هم
‫دارن ملحق می‌شن.

160
00:11:29,631 --> 00:11:31,091
‫و یوزها بی‌خیال شدن.

161
00:11:31,925 --> 00:11:33,885
‫بازی تمومه.

162
00:11:33,916 --> 00:11:36,387
‫خیلی عجیب بود؛ همه‌شون
‫درست پشت سرِ...

163
00:11:36,471 --> 00:11:38,008
‫مادر و کُره صف کشیدن.

164
00:11:38,033 --> 00:11:39,349
‫آره.

165
00:11:39,374 --> 00:11:42,852
‫آره، اون‌ها می‌تونن از لگدهاشون
‫برای دور کردن یوز استفاده کنن.

166
00:11:46,064 --> 00:11:48,608
‫می‌دونی، این نشون میده که،

167
00:11:48,691 --> 00:11:50,451
‫شکار واسه یوزها آسون نیست،

168
00:11:50,527 --> 00:11:52,412
‫حتی اگه سه تا نرِ گنده باشن.

169
00:11:53,029 --> 00:11:55,281
‫می‌دونی شکار خیلی خیلی
‫چالش‌برانگیزه،

170
00:11:55,365 --> 00:11:57,617
‫و امروز قدرت گورخرها،

171
00:11:57,659 --> 00:11:59,536
‫دفاع گله‌ای‌شون، لگدهاشون،

172
00:11:59,619 --> 00:12:01,621
‫کافی بود تا یوز رو از...

173
00:12:01,704 --> 00:12:03,623
‫گرفتن یکی از بچه‌هاشون دور کنن.

174
00:12:08,097 --> 00:12:11,089
‫آسیب دیدنِ یکی از اعضای ائتلاف
‫می‌تونه همه‌شون رو...

175
00:12:11,172 --> 00:12:12,549
‫به خطر بندازه.

176
00:12:14,884 --> 00:12:17,137
‫بعضی ریسک‌ها
‫ارزشش رو نداره.

177
00:12:23,025 --> 00:12:26,354
‫زندگی واسه این گربه‌ها
‫پر از تصمیماتِ سخته.

178
00:12:35,403 --> 00:12:38,677
‫مهاجرت شاید بهترین زمانِ سال
‫واسه فیلمبرداری از یوز باشه،

179
00:12:39,409 --> 00:12:41,251
‫ولی چالش‌های خودش رو هم داره.

180
00:12:42,370 --> 00:12:43,580
‫خب، با بارون‌هایی که تو راهه،

181
00:12:43,663 --> 00:12:46,425
‫ما باید بتونیم تو هوای
‫بارونی یا آفتابی فیلم بگیریم.

182
00:12:46,450 --> 00:12:48,084
‫با یه دوربین معمولی،
‫اگه بارون بگیره،

183
00:12:48,168 --> 00:12:50,128
‫توی دردسر میفتی،
‫قطره‌ها می‌شینن رو لنز،

184
00:12:50,211 --> 00:12:52,088
‫و نمی‌تونی فیلم بگیری،
‫ولی رو دوربینِ تام،

185
00:12:52,172 --> 00:12:54,007
‫یه تیکه تجهیزاتِ خیلی خاص داره

186
00:12:54,090 --> 00:12:55,258
‫که اون مشکل رو حل می‌کنه.

187
00:12:55,283 --> 00:12:56,660
‫بهش می‌گن «سیستم دفع قطرات».

188
00:12:56,685 --> 00:12:57,969
‫می‌خوام نشونتون بدم چطور کار می‌کنه.

189
00:12:58,011 --> 00:13:00,138
‫خب، تام، اگه می‌شه روشنش کن.

190
00:13:04,865 --> 00:13:06,575
‫خیلی‌خب، آماده‌ای تام؟

191
00:13:07,178 --> 00:13:09,221
‫بزن بریم.

192
00:13:09,246 --> 00:13:11,738
‫کاملاً تمیز شد.

193
00:13:11,763 --> 00:13:13,860
‫خیلی خوب کار می‌کنه.

194
00:13:13,943 --> 00:13:15,278
‫ایول.

195
00:13:16,937 --> 00:13:19,537
‫راه‌حل من
‫خیلی تکنولوژیش پایین‌تره.

196
00:13:19,906 --> 00:13:22,410
‫خب، پهپادها، همون‌طور که معروفه،
‫توی بارون خیلی خوب نیستن.

197
00:13:22,435 --> 00:13:24,954
‫معمولاً از آسمون میفتن پایین
‫چون قطعات الکترونیکی‌شون ذوب می‌شه.

198
00:13:25,038 --> 00:13:26,998
‫پس، کاری که من عملاً
‫تو چند ساعت گذشته کردم

199
00:13:27,081 --> 00:13:31,878
‫پر کردنِ تمام منافذ و سوراخ‌ها
‫با سیلیکون بوده،

200
00:13:31,961 --> 00:13:34,005
‫به این امید که
‫ضدآبش کنه.

201
00:13:34,047 --> 00:13:35,632
‫البته، من قرار نیست
‫هیچ آبی بریزم روش

202
00:13:35,715 --> 00:13:37,592
‫چون مطمئن نیستم
‫کار کنه،

203
00:13:37,717 --> 00:13:39,180
‫ولی خدا کنه جواب بده.

204
00:13:45,642 --> 00:13:46,726
‫صبح روز بعد،

205
00:13:46,809 --> 00:13:48,519
‫ما مسیر مهاجرت رو
‫در طول سفرِ...

206
00:13:48,603 --> 00:13:50,605
‫900 مایلی‌شون دنبال می‌کنیم.

207
00:13:54,776 --> 00:13:56,778
‫و چندتا چهره‌ی جدید پیدا می‌کنیم.

208
00:14:01,074 --> 00:14:04,410
‫واو، به نظر میاد یه مادر
‫با دوتا توله‌ی بزرگه.

209
00:14:07,830 --> 00:14:10,750
‫این خیلی هیجان‌انگیزه
‫چون دنبال کردن توله‌هایی تو این سن...

210
00:14:10,792 --> 00:14:12,762
‫خیلی باحاله.

211
00:14:13,002 --> 00:14:15,171
‫خیلی شلوغ‌کارن،
‫خیلی بازیگوشن،

212
00:14:15,755 --> 00:14:18,925
‫و جالب‌ترین چیز واسه من
‫اینه که این سنیه که...

213
00:14:19,008 --> 00:14:20,977
‫واقعاً شروع می‌کنن
‫شکار رو از مادر یاد بگیرن.

214
00:14:21,297 --> 00:14:24,263
‫هنوز یه‌کم کوچیک‌تر از مادرن
‫و دارن آخرین بقایای...

215
00:14:24,347 --> 00:14:26,933
‫اون یال‌های نقره‌ای گردنشون رو
‫از دست میدن.

216
00:14:38,861 --> 00:14:40,951
‫وقتِ بازیِ صبحگاهی‌ـه.

217
00:14:43,074 --> 00:14:44,909
‫توله‌ها تو حالتِ کاملِ کمین هستن.

218
00:14:55,461 --> 00:14:57,138
‫دارن حواصیل‌ها
‫رو دنبال می‌کنن.

219
00:15:04,619 --> 00:15:06,347
‫این بازی کردن ممکنه
‫باحال به نظر بیاد،

220
00:15:06,431 --> 00:15:07,974
‫و مطمئنم که
‫خیلی هم کیف میده،

221
00:15:09,559 --> 00:15:12,353
‫ولی همه‌ش تمرینیه واسه
‫تعقیب و گریزهای سرعت بالاشون.

222
00:15:14,140 --> 00:15:16,816
‫فقط تا چند ماه دیگه،
‫انتظار میره که توله‌ها...

223
00:15:16,899 --> 00:15:18,517
‫خودشون تنهایی شکار کنن.

224
00:15:26,953 --> 00:15:28,404
‫شنیدید؟

225
00:15:30,100 --> 00:15:31,927
‫این مادره که داره توله‌ها رو صدا می‌کنه.

226
00:15:32,749 --> 00:15:34,333
‫زنگ تفریح تمومه.

227
00:15:35,041 --> 00:15:37,670
‫مامان می‌خواد نشون‌شون بده
‫کار چطوری انجام می‌شه.

228
00:15:43,885 --> 00:15:46,637
‫گورخرها و گوزن‌های یالدار بالغ
‫واسه این خانواده‌ی جوون...

229
00:15:46,721 --> 00:15:48,056
‫خیلی بزرگن.

230
00:15:48,931 --> 00:15:51,350
‫ولی کلی بچه غزال هم هست.

231
00:15:52,477 --> 00:15:56,981
‫کوچیک و کُند، طعمه‌ی ایده‌آلی
‫واسه تازه‌کارها هستن.

232
00:16:03,071 --> 00:16:06,449
‫توله‌ها باید نگاه کنن و یاد بگیرن
‫که مادرشون چطور هدف رو انتخاب می‌کنه.

233
00:16:19,462 --> 00:16:21,464
‫ولی انگار این توله
‫هنوز تو باغ نیست.

234
00:16:25,817 --> 00:16:27,887
‫باز، اون‌ها توله‌هان
‫که دارن گورخر رو دنبال می‌کنن؟

235
00:16:27,970 --> 00:16:29,388
‫آره،
‫این توله‌ست.

236
00:16:31,057 --> 00:16:33,142
‫توله داره
‫گورخر رو دنبال می‌کنه.

237
00:16:34,894 --> 00:16:36,930
‫هر کی به هر کی شد.

238
00:16:37,340 --> 00:16:39,649
‫گوزن و گورخر
‫دارن همه جا می‌پرن.

239
00:16:49,325 --> 00:16:51,035
‫توله داره از تصمیمش
‫پشیمون می‌شه.

240
00:16:54,831 --> 00:16:56,332
‫حالا گورخر
‫داره توله رو دنبال می‌کنه.

241
00:16:59,127 --> 00:17:00,419
‫ورق برگشت.

242
00:17:02,296 --> 00:17:03,756
‫بدو، بدو، بدو.

243
00:17:05,007 --> 00:17:06,467
‫اووه، گورخر درست پشت سرشه.

244
00:17:14,767 --> 00:17:16,727
‫این خیلی خوبه.

245
00:17:20,868 --> 00:17:23,609
‫شاید این درسی نبود که
‫مامان قصدش رو داشت،

246
00:17:23,693 --> 00:17:25,111
‫ولی به هر حال یه درسه.

247
00:17:32,743 --> 00:17:35,955
‫همه‌ی این اکشن‌ها توجهِ یه گونه‌ی دیگه
‫رو توی سرنگتی...

248
00:17:36,038 --> 00:17:37,798
‫به خودش جلب کرده.

249
00:17:45,965 --> 00:17:48,401
‫به نظر میاد کلی ماشین
‫تو راهن، باز.

250
00:17:48,426 --> 00:17:49,594
‫آره.

251
00:17:50,995 --> 00:17:54,265
‫من عاشق اینم که ببینم مردم
‫پول و وقتشون رو صرف...

252
00:17:54,307 --> 00:17:57,364
‫نزدیک شدن به طبیعت می‌کنن،
‫اما این،

253
00:17:57,918 --> 00:18:00,688
‫وقتی این همه ماشین دور و برِ...

254
00:18:00,771 --> 00:18:04,245
‫یوز مادر و توله‌هاشن،
‫نمی‌تونه چیز خوبی باشه.

255
00:18:04,442 --> 00:18:07,481
‫آره، واسه خودِ یوز سخته چون...

256
00:18:07,506 --> 00:18:10,200
‫نمی‌تونه شکار رو ببینه.

257
00:18:12,700 --> 00:18:15,453
‫فکر می‌کنی چرا
‫این ماشین‌ها این‌قدر نزدیک...

258
00:18:15,536 --> 00:18:17,997
‫به حیوانات میرن و این‌قدر
‫تعدادشون زیاده؟

259
00:18:18,022 --> 00:18:20,124
‫- خب، فکر کنم به خاطر کمبود آموزش
‫واسه راننده‌هاست...

260
00:18:20,208 --> 00:18:22,104
‫یا دانش،

261
00:18:22,835 --> 00:18:27,074
‫مسیر‌های پارک باید 25 متر
‫از حیوانات فاصله داشته باشن،

262
00:18:27,465 --> 00:18:28,508
‫ولی توریست‌ها،

263
00:18:28,591 --> 00:18:30,009
‫می‌خوان سلفی بگیرن
‫یا می‌خوان...

264
00:18:30,051 --> 00:18:32,481
‫عکس بگیرن ولی دارن
‫از گوشی‌شون استفاده می‌کنن.

265
00:18:33,012 --> 00:18:35,848
‫واسه همین مردم رو تشویق می‌کنه
‫که خیلی نزدیک بشن.

266
00:18:39,352 --> 00:18:41,437
‫می‌دونی، من یه جورایی،

267
00:18:41,521 --> 00:18:44,774
‫احساس عذاب وجدان دارم که این رو می‌بینم
‫چون حس می‌کنم تو برنامه‌های ما،

268
00:18:44,857 --> 00:18:48,319
‫شاید یه انتظار غیرواقعی به مردم می‌دیم
‫از چیزی که...

269
00:18:48,402 --> 00:18:50,279
‫قراره ببینن و،

270
00:18:50,363 --> 00:18:52,490
‫و چقدر قراره نزدیک بشن
‫چون ما داریم از...

271
00:18:52,615 --> 00:18:56,577
‫تکنولوژی فوق‌العاده‌ای استفاده می‌کنیم
‫که یعنی بیننده رو می‌بریم توی...

272
00:18:56,661 --> 00:18:58,788
‫جایی که هیچ‌وقت نمی‌تونستن با،

273
00:18:58,871 --> 00:19:00,414
‫چشم خودشون تو واقعیت باشن.

274
00:19:01,040 --> 00:19:02,208
‫و درک می‌کنم واسه این،

275
00:19:02,333 --> 00:19:04,210
‫این راهنماها، اون‌ها خیلی تحت فشارن
‫تا...

276
00:19:04,293 --> 00:19:06,170
‫توی یه زمان کوتاه نتیجه بدن،

277
00:19:06,254 --> 00:19:08,630
‫حیوان رو پیدا کنن،
‫به حیوان نزدیک بشن.

278
00:19:10,174 --> 00:19:12,718
‫گردشگری یه منبع
‫حیاتیِ درآمد...

279
00:19:12,802 --> 00:19:14,538
‫واسه خیلی از مناطق حفاظت‌شده‌ست.

280
00:19:16,764 --> 00:19:20,601
‫ولی کلید تماشای مسئولانه‌ی حیات‌وحش
‫اینه که نیازهای...

281
00:19:20,685 --> 00:19:22,395
‫حیوانات رو تو اولویت بذاریم.

282
00:19:23,896 --> 00:19:26,816
‫وقتی من مشتری‌های خودم رو دارم
‫یا شاید یکی رو می‌برم،

283
00:19:26,899 --> 00:19:30,528
‫به سافاری، و خودم توضیح میدم
‫چرا قرار نیست خیلی...

284
00:19:30,611 --> 00:19:31,988
‫به حیوان نزدیک بشیم،

285
00:19:32,071 --> 00:19:33,864
‫اون‌ها واقعاً خیلی راحت درک می‌کنن.

286
00:19:35,074 --> 00:19:36,826
‫توله‌ها باید
‫هر روز غذا بخورن،

287
00:19:36,909 --> 00:19:39,553
‫ولی امشب گرسنه می‌مونن.

288
00:19:43,708 --> 00:19:46,252
‫وقتشه که یوزها
‫برن بخوابن و قایم بشن،

289
00:19:47,211 --> 00:19:49,547
‫چون شیرها و کفتارها
‫میان بیرون واسه شکار.

290
00:20:01,225 --> 00:20:04,145
‫صبح، ما همون مادر و توله‌ها
‫رو پیدا می‌کنیم.

291
00:20:05,178 --> 00:20:06,606
‫باز، خودشه اونجا؟

292
00:20:06,939 --> 00:20:08,107
‫ آره.

293
00:20:12,261 --> 00:20:14,490
‫داره کمین می‌کنه،
‫مشخصه که تاریکه،

294
00:20:14,515 --> 00:20:15,683
‫ولی آره، تو کمینه.

295
00:20:16,699 --> 00:20:18,826
‫فشارِ سیر کردنِ خانواده
‫داره هلش میده...

296
00:20:18,909 --> 00:20:20,328
‫که ریسک کنه.

297
00:20:22,288 --> 00:20:24,165
‫خب، مادر و دوتا توله
‫راه افتادن.

298
00:20:27,585 --> 00:20:29,295
‫اولِ صبحی زدن به جاده.

299
00:20:29,378 --> 00:20:31,047
‫هنوز تقریباً تاریکه،

300
00:20:31,130 --> 00:20:33,591
‫که یعنی قراره کلی شکارچیِ
‫بزرگ‌ترِ دیگه...

301
00:20:33,674 --> 00:20:34,759
‫همین الان فعال باشن.

302
00:20:35,593 --> 00:20:37,178
‫پس، باید خیلی گرسنه باشه.

303
00:20:42,141 --> 00:20:43,559
‫خیلی‌خب، مادر یه چیزی دیده.

304
00:21:00,951 --> 00:21:01,994
‫آره. گرفتش.

305
00:21:02,078 --> 00:21:03,954
‫- آره. گرفتش.
‫- گرفتش.

306
00:21:08,000 --> 00:21:09,877
‫چیزی که واقعاً جالبه
‫اینه که اون هیچ فرصتی...

307
00:21:09,960 --> 00:21:12,797
‫به توله‌ها نداد تا شکار رو
‫با این غزال تمرین کنن.

308
00:21:12,880 --> 00:21:14,465
‫درجا کشتش.

309
00:21:14,548 --> 00:21:17,385
‫چون فقط باید جلوی
سر و صدا کردنِ این موجود رو بگیره

310
00:21:19,387 --> 00:21:21,597
‫قراره کلی شکارچی بزرگ،
‫کلی کفتار،

311
00:21:21,681 --> 00:21:24,558
‫و کلی شیر هنوز فعال باشن
‫و این دور و بر بچرخن.

312
00:21:27,520 --> 00:21:29,021
‫داره لاشه رو می‌کِشه،

313
00:21:29,772 --> 00:21:31,607
‫و به نظر میاد می‌بره
‫توی علف‌های بلندتر،

314
00:21:32,775 --> 00:21:34,860
‫و این واسه اینه که
‫دیده شدنش سخت‌تر بشه.

315
00:21:41,506 --> 00:21:43,924
‫و توله‌ها خیلی گرسنه به نظر میان.

316
00:21:49,704 --> 00:21:51,293
‫و بفرما، صدای شیرها رو می‌شنوم.

317
00:21:57,216 --> 00:21:58,509
‫یه جایی اون ورا.

318
00:22:01,929 --> 00:22:03,764
‫توله‌ها دارن می‌خورن،

319
00:22:03,848 --> 00:22:06,600
‫ولی سرِ مامان مدام بالاست،
‫داره اطراف رو می‌پاد.

320
00:22:11,439 --> 00:22:13,274
‫من یه کفتار می‌بینم،
‫مستقیم اون جلو.

321
00:22:14,316 --> 00:22:15,818
‫- کفتار می‌بینی؟
‫- آره.

322
00:22:22,533 --> 00:22:24,744
‫- کفتارها دارن میان، آره.
‫- داره میاد این سمتی.

323
00:22:25,828 --> 00:22:27,788
‫اگه بیای اینجا
‫سمتِ راستمون

324
00:22:27,872 --> 00:22:29,665
‫که کفتاره اونجاست،

325
00:22:29,749 --> 00:22:31,584
‫می‌تونی یه شاتِ دوتاییِ خوب بگیری.

326
00:22:31,834 --> 00:22:33,335
‫نمی‌دونم دیدتش یا نه.

327
00:22:34,837 --> 00:22:38,132
‫کفتارها معروفن به اینکه
‫شکار بقیه شکارچی‌ها رو می‌دزدن.

328
00:22:42,094 --> 00:22:44,346
‫یه کفتارِ بزرگه.

329
00:22:45,264 --> 00:22:46,474
‫مامان مشکل بزرگی داره.

330
00:22:46,557 --> 00:22:48,017
‫آره.

331
00:22:48,042 --> 00:22:51,187
‫قدرت فکِ هزار پوند
‫بر اینچ مربع‌شون...

332
00:22:51,270 --> 00:22:53,433
‫یعنی می‌تونن
‫استخون رو خرد کنن.

333
00:22:54,356 --> 00:22:57,109
‫اگه کفتار بخوادش،
‫به‌دستش میاره.

334
00:23:02,364 --> 00:23:03,866
‫این کفتاره نزدیکه.

335
00:23:04,533 --> 00:23:05,989
‫می‌خوای چی‌کار کنی، مامان؟

336
00:23:07,745 --> 00:23:09,906
‫می‌خوای بجنگی یا
‫می‌خوای فرار کنی؟

337
00:23:13,959 --> 00:23:15,878
‫مامان و توله‌ها دارن نگاه می‌کنن.

338
00:23:19,449 --> 00:23:20,966
‫مامان بلند شد، مامان بلند شد.

339
00:23:21,050 --> 00:23:22,301
‫داره میره سمت کفتار.

340
00:23:23,969 --> 00:23:25,429
‫برو مامان.

341
00:23:40,778 --> 00:23:42,154
‫ایول!

342
00:23:43,447 --> 00:23:44,949
‫دمت گرم، مامان.

343
00:23:50,384 --> 00:23:52,990
‫آره، این یوزها واسه
‫سرعت ساخته شدن، نه جنگیدن،

344
00:23:53,465 --> 00:23:56,837
‫پس تنها کاری که می‌تونه بکنه اینه که
‫هل بده و بلوف بزنه تا کفتار دور شه،

345
00:23:57,127 --> 00:23:59,046
‫چون اگه وارد یه دعوای واقعی بشن،

346
00:23:59,129 --> 00:24:01,705
‫کفتار خیلی بزرگ‌تره،
‫خیلی قدرتمندتره.

347
00:24:04,385 --> 00:24:07,029
‫استراتژی اینه که فقط
‫این کفتار رو دور نگه داره،

348
00:24:07,054 --> 00:24:09,289
‫تا توله‌ها بتونن
‫از شکار تغذیه کنن.

349
00:24:16,542 --> 00:24:18,816
‫می‌تونید صدای کلی کفتار
‫رو از این سمت بشنوید.

350
00:24:19,692 --> 00:24:21,569
‫همه‌شون دارن می‌خندن و سروصدا می‌کنن.

351
00:24:22,967 --> 00:24:24,572
‫مامان واقعاً خیلی خوش‌شانسه؛

352
00:24:24,655 --> 00:24:26,073
‫بقیه کفتارها
‫صداشون میاد که انگار...

353
00:24:26,156 --> 00:24:27,449
‫سرِ شکارِ خودشونن.

354
00:24:30,189 --> 00:24:31,857
‫شیرها هم اون سمتن.

355
00:24:36,959 --> 00:24:38,752
‫خب، من یه جورایی
‫باورم نمی‌شه،

356
00:24:38,836 --> 00:24:42,673
‫مامان با موفقیت از شکارش
‫در برابر این کفتار دفاع کرد،

357
00:24:42,756 --> 00:24:44,925
‫و شاید شانس آورد که
‫کفتارهای بیشتری...

358
00:24:45,009 --> 00:24:46,844
‫نیومدن وسط،

359
00:24:46,885 --> 00:24:50,364
‫ولی یه خشونتِ واقعاً شگفت‌انگیز نشون داد،

360
00:24:50,389 --> 00:24:51,891
‫تا بگه، "از شکار من
‫دور شو."

361
00:25:00,190 --> 00:25:04,403
‫مامان تونست امروز غذا رو جور کنه،
‫ولی به‌زودی توله‌ها مجبورن...

362
00:25:04,486 --> 00:25:06,538
‫یاد بگیرن واسه خودشون شکار کنن.

363
00:25:15,966 --> 00:25:19,195
‫همین‌طور که روز گرم‌تر می‌شه، ما
‫ائتلافِ نرها رو پیدا می‌کنیم،

364
00:25:19,418 --> 00:25:20,711
‫که دنبال طعمه می‌گردن.

365
00:25:23,722 --> 00:25:26,759
‫اون‌ها از یه دیده‌بانی به بعدی می‌پرن
‫تا وقتی که...

366
00:25:26,842 --> 00:25:28,312
‫یه هدف پیدا کنن.

367
00:25:36,185 --> 00:25:37,811
‫در مقایسه با
‫یوزپلنگ‌های مادر،

368
00:25:37,895 --> 00:25:39,521
‫اون‌ها رویکردِ نترس‌تری دارن.

369
00:25:45,569 --> 00:25:47,154
‫ولی بدون ریسک هم نیست.

370
00:25:48,864 --> 00:25:50,282
‫یه شیر
‫زیر درخته،

371
00:25:50,366 --> 00:25:51,784
‫ممکنه باهاش شاخ تو شاخ بشن.

372
00:25:53,994 --> 00:25:55,162
‫گرفتم، ممنون.

373
00:25:58,488 --> 00:26:00,668
‫این پسرها به نظر میاد که
‫می‌خوان از این درخت برن بالا،

374
00:26:00,751 --> 00:26:02,795
‫ولی چیزی که اون‌ها نمی‌دونن
‫و ما می‌دونیم،

375
00:26:02,878 --> 00:26:04,380
‫اینه که یه شیر
‫پایین درخته.

376
00:26:06,105 --> 00:26:07,508
‫قراره حسابی
‫شوکه بشن.

377
00:26:16,350 --> 00:26:17,768
‫شیره بیدار شد.

378
00:26:18,852 --> 00:26:19,979
‫اووه.

379
00:26:22,272 --> 00:26:23,565
‫نرِ گنده.

380
00:26:25,909 --> 00:26:28,112
‫1، 2، 3، 4 تا شیر نر.

381
00:26:28,904 --> 00:26:31,633
‫این یه شوکِ ریز
‫واسه اون یوزها بود،

382
00:26:31,658 --> 00:26:34,496
‫ولی خوشبختانه، شیرها
‫دنبالشون نکردن.

383
00:26:37,788 --> 00:26:39,206
‫دیدی همه‌شون
‫یهو جا خوردن!

384
00:26:39,231 --> 00:26:41,250
‫ آره، دیدم ترسیدن.

385
00:26:41,959 --> 00:26:46,360
‫ آره، انگار گفتن ما دیگه
‫زحمت رو کم می‌کنیم، خداحافظ.

386
00:26:47,866 --> 00:26:50,300
‫فقط 300 تا
‫یوزپلنگ اینجاست،

387
00:26:50,926 --> 00:26:53,116
‫ولی بیشتر از 3000 تا شیر.

388
00:26:55,681 --> 00:26:58,933
‫توی دعوا با این شکارچی‌های
‫بزرگ‌تر و قوی‌تر،

389
00:27:00,060 --> 00:27:01,979
‫یوزها هیچ شانسی ندارن.

390
00:27:11,695 --> 00:27:14,106
‫جستجوی ائتلاف واسه غذا
‫ادامه داره.

391
00:27:16,285 --> 00:27:18,537
‫من واقعاً امیدوارم ببینم
‫که موفق می‌شن، قبل از اینکه...

392
00:27:18,579 --> 00:27:19,955
‫وقت‌مون تموم بشه.

393
00:27:31,086 --> 00:27:33,761
‫زندگیِ یوزها خیلی سخت‌تر
‫از چیزی‌ـه که فکر می‌کردم،

394
00:27:34,108 --> 00:27:37,647
‫حتی داخلِ منطقه حفاظت‌شده‌ی
‫پارک ملی سرنگتی.

395
00:27:39,287 --> 00:27:42,186
‫فشار برای زنده موندن می‌تونه
‫یوزها رو مجبور کنه که پرسه بزنن...

396
00:27:42,269 --> 00:27:44,225
‫در خارج از منطقه‌ی حفاظت‌شده...

397
00:27:44,480 --> 00:27:45,814
‫جای باحالیه.

398
00:27:46,390 --> 00:27:49,483
‫...جایی که با مشکلات دیگه‌ای
‫ناشی از فعالیت‌های انسانی روبه‌رو ان.

399
00:27:49,943 --> 00:27:51,320
‫ممنون، باز.

400
00:27:52,297 --> 00:27:53,924
‫سلام، سلام.

401
00:27:53,991 --> 00:27:56,033
‫من با «کلوین مونیسی»
‫از...

402
00:27:56,116 --> 00:27:57,659
‫پروژه‌ی یوزپلنگ سرنگتی دیدار می‌کنم.

403
00:27:57,951 --> 00:27:59,244
‫- آره.
‫- همیشه آماده.

404
00:27:59,269 --> 00:28:00,324
‫- صبح به‌خیر.
‫- از دیدنت خوشبختم، رفیق.

405
00:28:00,349 --> 00:28:02,581
‫می‌خوام بفهمم که تحقیقش
‫چطور کمک می‌کنه...

406
00:28:02,623 --> 00:28:03,957
‫با این چالش‌ها مقابله بشه.

407
00:28:06,627 --> 00:28:10,286
‫طولی نمی‌کشه که چندتا
‫چهره‌ی آشنا می‌بینیم.

408
00:28:11,173 --> 00:28:13,383
‫کلوین، این مادر و توله‌ها،
‫این خانواده،

409
00:28:13,408 --> 00:28:14,985
‫در واقع خانواده‌ایه که
‫ما داشتیم دنبال می‌کردیم.

410
00:28:15,010 --> 00:28:16,178
‫تو، تو می‌شناسیش؟

411
00:28:16,261 --> 00:28:18,931
‫- بله، ما می‌شناسیمش،
‫و اسمش «آدورا» ـست.

412
00:28:19,014 --> 00:28:21,029
‫- آدورا؟
‫- آدورا، آره.

413
00:28:21,054 --> 00:28:22,601
‫و می‌دونی تا حالا چند بار
‫زایمان داشته...

414
00:28:22,643 --> 00:28:23,602
‫توی زندگیش؟

415
00:28:23,685 --> 00:28:25,187
‫خب، این دومین
‫زایمانشه.

416
00:28:25,434 --> 00:28:27,890
‫اولین زایمانش
‫سال 2020 بود،

417
00:28:28,315 --> 00:28:31,902
‫و خیلی خوب پیش نرفت،
‫چون همه توله‌هاش رو از دست داد.

418
00:28:31,944 --> 00:28:32,961
‫نه.

419
00:28:32,986 --> 00:28:35,113
‫آره، آره، غم‌انگیزه،
‫و پارسال ما در واقع...

420
00:28:35,197 --> 00:28:36,907
‫با پنج تا توله پیداش کردیم.

421
00:28:36,990 --> 00:28:38,325
‫- پنج تا؟
‫- آره، آره.

422
00:28:38,408 --> 00:28:39,743
‫- پس، الان فقط دوتا داره،
‫یعنی اون،

423
00:28:39,827 --> 00:28:41,495
‫اون سه تا از توله‌های
‫این زایمانش رو از دست داده؟

424
00:28:41,620 --> 00:28:42,913
بله، اون سه تا از
‫توله‌هاش رو از دست داده.

425
00:28:42,996 --> 00:28:44,498
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

426
00:28:44,932 --> 00:28:48,627
‫حدس می‌زنم این واقعیتِ زندگی
...توی سرزمینی‌ـه که پر شده

427
00:28:48,669 --> 00:28:50,295
‫از شکارچی‌هایی که
‫از تو بزرگ‌ترن.

428
00:28:50,379 --> 00:28:52,130
‫شکارچی‌ها. آره، دقیقاً.

429
00:28:52,214 --> 00:28:54,383
‫آره. اون واقعاً مادرِ خوبیه.

430
00:28:54,466 --> 00:28:57,636
‫واسه یه یوزپلنگ با پنج تا توله
‫که دوتا توله واسه‌ش مونده...

431
00:28:57,678 --> 00:29:02,132
‫این، این هنوزم یه مادر خوبه
‫توی همچین محیط خشنی.

432
00:29:03,809 --> 00:29:05,644
‫کارِ میدانیِ کلوین
‫دو بخش داره.

433
00:29:06,770 --> 00:29:10,158
‫اول، اون نقشه‌ی
پرسه زدنِ هر یوزپلنگ رو می‌کشه

434
00:29:11,567 --> 00:29:15,445
‫و بعد، باید دی‌ان‌ای اون‌ها رو
‫به کم‌دردسرترین...

435
00:29:15,529 --> 00:29:16,989
‫روش ممکن جمع‌آوری کنه.

436
00:29:18,433 --> 00:29:21,285
‫پس، تو کلی وقت می‌ذاری و
‫به یوزها زل می‌زنی به این امید که...

437
00:29:21,310 --> 00:29:22,603
‫اون‌ها شماره دو کنن؟

438
00:29:22,628 --> 00:29:23,745
‫آره، آره.

439
00:29:24,692 --> 00:29:26,361
‫آره. آره.

440
00:29:30,537 --> 00:29:33,686
‫کلوین اون، اون داره
‫چمباتمه می‌زنه اونجا.

441
00:29:34,072 --> 00:29:35,340
‫آره، آره.

442
00:29:35,365 --> 00:29:36,539
‫یعنی می‌خواد بره
‫دستشویی؟

443
00:29:36,564 --> 00:29:37,968
‫داره پی‌پی می‌کنه، داره پی‌پی می‌کنه.

444
00:29:38,010 --> 00:29:40,012
آره، آره، آره
‫عالیه.

445
00:29:40,095 --> 00:29:42,973
‫کلوین، معمولاً وقتی با دانشمندها
‫کار می‌کنم و از...

446
00:29:43,015 --> 00:29:45,767
‫کار فوق‌العاده‌شون فیلم می‌گیرم،
‫پیشنهاد کمک میدم تا درگیر بشم،

447
00:29:45,851 --> 00:29:49,396
‫ولی فکر کنم تو این مورد
‫من اوکی‌ام، همه‌ش مال تو.

448
00:29:49,421 --> 00:29:51,565
‫- باید بسپاریش به
‫جمع‌کنندگانِ حرفه‌ایِ پی‌پی.

449
00:29:51,593 --> 00:29:52,691
‫آره.

450
00:30:00,053 --> 00:30:01,533
‫فکر کنم گرفتش.

451
00:30:01,617 --> 00:30:03,035
‫آره، گرفتش.

452
00:30:03,118 --> 00:30:05,495
‫هیچ‌وقت این‌قدر ذوق‌زده نشده بودم
‫واسه پیدا کردنِ...

453
00:30:05,579 --> 00:30:07,809
‫پی‌پیِ یه حیوان وحشی.

454
00:30:08,206 --> 00:30:09,708
‫همه‌ش به خاطر علمه.

455
00:30:15,714 --> 00:30:19,259
‫شاید خیلی شیک نباشه،
‫ولی کار کلوین حیاتیه...

456
00:30:19,343 --> 00:30:21,102
‫واسه نظارت بر
‫قلمروهای یوزپلنگ.

457
00:30:23,597 --> 00:30:25,641
‫ما قراره
‫دی‌ان‌ای رو استخراج کنیم،

458
00:30:25,724 --> 00:30:30,412
‫تا بتونیم بفهمیم
‫تنوع ژنتیکی چقدره.

459
00:30:30,437 --> 00:30:33,857
‫این می‌تونه به ما بگه که
‫جمعیت یوزها چقدر متصله...

460
00:30:33,941 --> 00:30:36,151
‫از جمعیت سرنگتی،

461
00:30:36,234 --> 00:30:38,650
‫بگیر تا جمعیتِ ماسایی مارا،

462
00:30:38,820 --> 00:30:40,781
‫و همچنین بقیه‌ی مناطق
‫حفاظت‌شده در...

463
00:30:40,864 --> 00:30:42,449
‫چشم‌انداز آفریقای شرقی.

464
00:30:42,532 --> 00:30:44,743
‫مخلوط شدن این گروه‌ها
‫حیاتیه،

465
00:30:45,202 --> 00:30:47,579
‫ولی جابه‌جایی واسه یوزها
‫داره سخت‌تر می‌شه وقتی...

466
00:30:47,663 --> 00:30:51,320
‫انسان‌ها تو مسیرشون مزرعه
‫و شهر می‌سازن.

467
00:30:51,750 --> 00:30:54,544
‫راه‌حل، کاهش فعالیت‌های انسانی
‫در...

468
00:30:54,628 --> 00:30:57,047
‫کریدورهای حیات‌وحشه
‫تا بتونیم...

469
00:30:57,130 --> 00:31:00,300
‫اتصال بین این جمعیت‌های کوچیک
‫که داریم رو...

470
00:31:00,384 --> 00:31:01,802
‫افزایش بدیم.

471
00:31:02,678 --> 00:31:04,888
‫کلوین امیدواره که
‫این اطلاعات بتونه استفاده بشه تا...

472
00:31:04,972 --> 00:31:08,058
‫زمین‌ها جوری مدیریت بشن
‫که از یوزها حمایت کنن.

473
00:31:09,101 --> 00:31:11,937
‫وصل کردنِ قلمروها
‫و دادن فضایی بهشون...

474
00:31:12,062 --> 00:31:13,605
‫که واسه بقا نیاز دارن.

475
00:31:23,699 --> 00:31:24,700
‫صبح روز بعد،

476
00:31:24,783 --> 00:31:26,827
‫ما دوباره ائتلاف نرها
‫رو پیدا می‌کنیم.

477
00:31:34,626 --> 00:31:36,545
‫اون‌ها با یه
‫گله گوزن یالدارن،

478
00:31:36,628 --> 00:31:39,923
‫و به نظر میاد این می‌تونه
‫شانس شکاری باشه...

479
00:31:40,007 --> 00:31:43,921
‫که منتظرش بودن،
‫ولی اون‌ها تنها نیستن.

480
00:31:44,845 --> 00:31:47,097
‫پسرها اونجان.
‫گوزن‌ها اونجان.

481
00:31:47,180 --> 00:31:48,807
‫یه دسته شیر هم
‫اونجاست.

482
00:31:50,392 --> 00:31:51,977
‫این می‌تونه باعث هرج‌ومرج بشه.

483
00:31:54,349 --> 00:31:55,689
‫آره، تام، ما پسرها رو داریم،

484
00:31:55,814 --> 00:31:58,083
‫حدود 300 متر با گله‌ی گوزن یالدار
‫فاصله دارن،

485
00:31:58,108 --> 00:31:59,943
‫و شیرها هم نزدیکن.

486
00:32:04,531 --> 00:32:06,324
‫خب، ما این گله‌ی بزرگ
‫گوزن یالدار رو داریم،

487
00:32:06,825 --> 00:32:08,910
‫و پسرها این سمت گله هستن.

488
00:32:08,994 --> 00:32:10,912
‫چیزی که نمی‌دونن اینه که
‫یه گله شیر...

489
00:32:10,996 --> 00:32:13,022
‫اون طرفه که ما موقع اومدن
‫ردشون کردیم.

490
00:32:14,124 --> 00:32:16,168
‫پس، اگه انتخاب کنن که
‫بدوئن تو دل اون گله‌ی گوزن،

491
00:32:17,294 --> 00:32:19,837
‫فکر کنم ممکنه
با یه سورپرایزِ خیلی بد روبه‌رو بشن

492
00:32:22,632 --> 00:32:24,551
‫پایین بمونید پسرها، پایین بمونید.

493
00:32:25,343 --> 00:32:27,888
‫نمی‌خواید با یه دسته شیر
‫در بیفتید.

494
00:32:32,559 --> 00:32:34,061
‫فکر می‌کنی دیدنشون؟

495
00:32:34,144 --> 00:32:36,780
‫- نه.
‫- خیلی نزدیکن.

496
00:32:43,612 --> 00:32:44,905
‫همه گوزن‌ها دارن میدوئن.

497
00:32:50,285 --> 00:32:51,661
‫اووه. پسرهای گنده.

498
00:33:01,470 --> 00:33:03,924
‫به اندازه‌ی اون یارو
‫سمت راستی نگاه کن.

499
00:33:06,301 --> 00:33:08,637
‫خدای من، چقدر زیباست.

500
00:33:08,987 --> 00:33:11,181
‫به یالش نگاه کن که
‫تو باد تکون می‌خوره.

501
00:33:19,120 --> 00:33:21,441
‫خب، پسرهای یوزپلنگ
‫خیلی شانس آوردن.

502
00:33:21,525 --> 00:33:23,276
‫اون گله شیر
‫ندیدشون،

503
00:33:23,360 --> 00:33:24,778
‫و دارن میرن اون سمتی.

504
00:33:28,657 --> 00:33:30,367
‫ولی عنصر غافلگیری‌شون رو
‫از دست دادن؛

505
00:33:30,450 --> 00:33:32,244
‫گله‌ی گوزن‌ها واقعاً ترسیدن...

506
00:33:32,327 --> 00:33:33,912
‫به خاطر شیرها.

507
00:33:39,186 --> 00:33:42,212
‫هنوز ندیدیم که ائتلاف
‫شکار موفقی داشته باشه.

508
00:33:48,051 --> 00:33:49,803
‫دیگه نمی‌تونن صبر کنن.

509
00:34:00,230 --> 00:34:01,982
‫دنبال هدف می‌گردن.

510
00:34:19,958 --> 00:34:21,960
‫خیلی‌خب، یه گوساله دیدن.

511
00:34:25,982 --> 00:34:27,382
‫دارن حرکت می‌کنن
‫توی گله،

512
00:34:27,407 --> 00:34:28,942
‫یه جورایی دارن با سرِ بالا
‫اطراف رو نگاه می‌کنن.

513
00:34:28,967 --> 00:34:29,968
‫سریع نمیرن.

514
00:34:30,051 --> 00:34:31,219
‫دنبال هدف می‌گردن،

515
00:34:31,303 --> 00:34:33,889
‫ولی با دویدنِ کل گله با هم،
‫خیلی متراکمه.

516
00:34:33,972 --> 00:34:35,682
‫دویدن تو دلش
‫خیلی خطرناکه.

517
00:34:36,860 --> 00:34:40,103
‫انتخاب هدفِ درست
‫در زمانِ درست مسأله‌ی...

518
00:34:40,187 --> 00:34:41,855
‫مرگ و زندگیه.

519
00:34:49,696 --> 00:34:52,532
‫یه گوزن یالدار بزرگ دیدن.

520
00:34:55,160 --> 00:34:56,411
‫یه ساله‌ست.

521
00:35:03,293 --> 00:35:04,878
‫رفت
‫عقب توی گله،

522
00:35:05,462 --> 00:35:07,088
‫دفاعِ گله‌ایِ عالی.

523
00:35:08,148 --> 00:35:09,591
‫خیلی‌خب، هدف رو عوض کردن.

524
00:35:09,674 --> 00:35:11,426
‫یکی دیگه پیدا کردن.

525
00:35:11,510 --> 00:35:13,303
‫- هنوز داریش؟
‫- آره.

526
00:35:13,637 --> 00:35:15,096
‫داره میاد جلو.

527
00:35:20,519 --> 00:35:21,811
‫هنوز داریش؟

528
00:35:32,030 --> 00:35:34,115
‫فکر کنم گرفتش.

529
00:35:38,495 --> 00:35:40,455
‫خب، اون گوزن یالدار
‫مقاومت خیلی خوبی کرد.

530
00:35:45,229 --> 00:35:48,499
‫بالأخره، می‌تونن از یه وعده
‫که حقشون بود لذت ببرن،

531
00:35:49,373 --> 00:35:53,426
‫ولی شکار موفق همیشه
‫منجر به شکمِ سیر نمی‌شه.

532
00:36:02,435 --> 00:36:04,104
‫شیرها دارن میان سمت
‫شکار، مگه نه باز؟

533
00:36:04,187 --> 00:36:05,605
‫آره.

534
00:36:08,233 --> 00:36:10,903
‫اون‌ها سه تان و این یکی.

535
00:36:13,530 --> 00:36:14,906
‫اون دودله.

536
00:36:15,740 --> 00:36:17,826
‫مطمئناً، قرار نیست
‫باهاش بجنگن.

537
00:36:17,967 --> 00:36:20,203
‫اگه اون پسرها
‫بفهمن که موقعیت امن نیست،

538
00:36:20,228 --> 00:36:21,812
‫میرن پی کارشون.

539
00:36:21,837 --> 00:36:23,557
‫پس الان
‫فقط دارن سعی می‌کنن تا جایی که...

540
00:36:23,582 --> 00:36:25,000
‫می‌شه سریع بخورن.

541
00:36:41,099 --> 00:36:42,976
‫شکار رو برداشت.

542
00:36:44,603 --> 00:36:47,397
‫و واسه همینه که یوزپلنگ بودن
‫این اطراف خیلی سخته.

543
00:36:48,607 --> 00:36:50,108
‫اون همه زحمت می‌کشی
‫و بعد یه شیر...

544
00:36:50,150 --> 00:36:51,693
‫غذات رو می‌دزده.

545
00:36:54,487 --> 00:36:57,198
‫و حالا این پسرها باید
‫دوباره از اول شکار کنن.

546
00:36:58,867 --> 00:37:00,410
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.

547
00:37:03,441 --> 00:37:06,041
‫رقابت با شکارچی‌های بزرگ‌تر
‫واسه یوزها...

548
00:37:06,124 --> 00:37:07,500
‫بی‌رحمانه‌ست.

549
00:37:11,838 --> 00:37:14,007
‫ولی تسلیم شدن جزو گزینه‌ها نیست.

550
00:37:28,647 --> 00:37:30,231
‫برتی، صدام رو داری؟

551
00:37:30,778 --> 00:37:31,896
‫آره، بگو.

552
00:37:31,921 --> 00:37:33,193
‫مشخصه که
‫بارون داره میاد،

553
00:37:33,276 --> 00:37:35,337
‫پس ما سیستم دفع قطرات رو روشن می‌کنیم.

554
00:37:35,362 --> 00:37:36,613
‫باشه، گرفتم.

555
00:37:36,655 --> 00:37:38,281
‫منم سوئیچ می‌کنم رو
‫پهپادِ ضدآب.

556
00:37:49,084 --> 00:37:50,377
‫با وجود بارون،

557
00:37:50,460 --> 00:37:52,295
‫ائتلاف با گله می‌مونه.

558
00:37:54,464 --> 00:37:56,633
‫موفق باشی اون بیرون،
‫پهپاد کوچولو.

559
00:38:07,227 --> 00:38:09,688
‫خب، بارون
‫شروع کرده به باریدن،

560
00:38:09,771 --> 00:38:12,590
‫و یوزها هنوز دارن
‫شکار می‌کنن، پس نمایش باید ادامه پیدا کنه.

561
00:38:17,112 --> 00:38:18,988
‫صاف دارن میرن تو دل بارون.

562
00:38:22,909 --> 00:38:24,577
‫و پهپاد هنوز داره پرواز می‌کنه.

563
00:38:27,657 --> 00:38:30,625
‫طوفان کاملاً
‫پویاییِ بین...

564
00:38:30,709 --> 00:38:33,085
‫شکارچی و طعمه رو عوض می‌کنه.

565
00:38:34,504 --> 00:38:36,881
‫گوزن‌های یالدار پشت به
‫بارون وایسادن؛

566
00:38:38,091 --> 00:38:40,885
‫حواس‌شون به یوزها نیست،

567
00:38:41,761 --> 00:38:43,972
‫و صداشون رو هم نمی‌شنون.

568
00:38:44,239 --> 00:38:46,225
‫خیلی‌خب، دارن می‌رسن
‫به گوزن‌ها.

569
00:38:46,419 --> 00:38:47,976
‫داره سیل میاد از آسمون.

570
00:38:48,101 --> 00:38:49,978
‫یالا، پهپاد.
‫طاقت بیار.

571
00:38:53,022 --> 00:38:55,150
‫با از بین رفتنِ تهدید شیرها،

572
00:38:55,233 --> 00:38:57,569
‫شانس به نفعِ ائتلاف برگشته.

573
00:38:58,403 --> 00:38:59,988
‫خیلی‌خب،
‫چک یک، دو، سه.

574
00:39:08,453 --> 00:39:10,623
‫خیلی‌خب، یوزِ جلویی
‫یه هدف داره.

575
00:39:14,753 --> 00:39:16,755
‫باشه، افزایش سرعت، بزن بریم.

576
00:39:18,840 --> 00:39:20,467
‫پسر، دارن پرواز می‌کنن.

577
00:39:36,149 --> 00:39:37,901
‫گوزن داره برمی‌گرده
‫تا بجنگه.

578
00:39:40,445 --> 00:39:41,863
‫مراقب شاخ‌ها باش.

579
00:39:44,115 --> 00:39:45,700
‫نیروی کمکی داره می‌رسه.

580
00:39:47,296 --> 00:39:49,006
‫هر سه تا پسر رو سرِ گوزن‌ان.

581
00:39:49,811 --> 00:39:51,354
‫طاقت بیار، پهپاد.

582
00:39:55,140 --> 00:39:56,600
‫زدنش زمین.

583
00:39:56,697 --> 00:39:58,240
‫خدای من!

584
00:39:58,265 --> 00:40:00,048
‫چرخید و سعی کرد با اون یکی
‫بجنگه و اگه اون،

585
00:40:00,073 --> 00:40:01,466
‫اگه اون یوز نر،

586
00:40:01,508 --> 00:40:03,468
‫تنها بود،

587
00:40:03,551 --> 00:40:05,428
‫فکر نکنم می‌تونست بگیرتش.

588
00:40:06,095 --> 00:40:08,431
‫و همه‌ی این‌ها زیر رگبار بارونه.

589
00:40:08,918 --> 00:40:10,503
‫دیوونه‌کننده بود.

590
00:40:13,895 --> 00:40:15,146
‫پهپاد هنوز پرواز می‌کنه،

591
00:40:15,230 --> 00:40:16,773
‫میارمش خونه
‫قبل از اینکه بیفته پایین.

592
00:40:16,856 --> 00:40:18,233
‫بهتره بیاریش.

593
00:40:19,484 --> 00:40:21,736
‫زنده موند.
‫دمت گرم، پهپاد خیس.

594
00:40:22,328 --> 00:40:24,823
‫این اولین باره که شکار یوزپلنگ
‫این‌طوری توی بارون...

595
00:40:24,906 --> 00:40:26,241
‫فیلمبرداری شده.

596
00:40:26,741 --> 00:40:30,413
‫نمی‌دونستم این پهپاد
‫زنده می‌مونه یا نه، ولی موند،

597
00:40:30,537 --> 00:40:32,622
‫و تونستیم یه رفتار
‫واقعاً خارق‌العاده رو...

598
00:40:32,664 --> 00:40:34,040
‫باهاش ثبت کنیم.

599
00:40:35,083 --> 00:40:38,211
‫شکار یوزپلنگ به صورت تیمی،
‫زیر بارون سیل‌آسا.

600
00:40:43,216 --> 00:40:45,343
‫حتی زیر پوششِ طوفان،

601
00:40:45,385 --> 00:40:48,780
‫زمین زدن یه گوزن یالدار
‫بی‌نهایت خطرناکه...

602
00:40:48,805 --> 00:40:50,640
‫واسه این یوزها.

603
00:40:51,879 --> 00:40:54,678
‫خیالم راحت شد که بالأخره
‫دیدم غذا گیرشون اومد،

604
00:40:55,895 --> 00:40:59,357
‫و اینکه می‌دونن می‌تونن
‫چند روز استراحت کنن قبل از اینکه...

605
00:40:59,399 --> 00:41:01,442
‫مجبور بشن دوباره همه‌ی این کارها رو بکنن.

606
00:41:06,948 --> 00:41:10,660
‫ثبت این رودرروییِ نمادین
‫بین یوزها و گوزن یالدار...

607
00:41:10,702 --> 00:41:12,979
‫چیزی‌ـه که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

608
00:41:16,782 --> 00:41:18,960
‫حالا که وقتم اینجا
‫داره تموم می‌شه،

609
00:41:19,043 --> 00:41:20,962
‫یکی هست که می‌خوام
‫چکش کنم.

610
00:41:25,008 --> 00:41:26,426
‫ما مامان رو داریم،

611
00:41:27,927 --> 00:41:30,788
‫ولی سوال بزرگ اینه که،
‫توله‌ها کجان؟

612
00:41:32,265 --> 00:41:35,798
‫بجنبید، توله کوچولوها،
‫لطفاً هنوز زنده باشید.

613
00:41:40,768 --> 00:41:42,442
‫توله‌ها اینجان.
‫توله‌ها اینجان.

614
00:41:50,367 --> 00:41:52,827
‫خب، این واقعاً
‫مایه‌ی آرامشه.

615
00:41:54,621 --> 00:41:55,997
‫توله‌ها دووم آوردن،

616
00:41:56,038 --> 00:41:58,207
‫و خیلی شاد و سالم به نظر میان.

617
00:42:00,389 --> 00:42:01,794
‫در واقع به نظر میاد
‫تبدیل شدن به...

618
00:42:01,878 --> 00:42:03,796
‫یه مشت وروجکِ تمام‌عیار.

619
00:42:03,880 --> 00:42:06,090
‫الان خیلی انرژی دارن،
‫این‌ور اون‌ور میرن،

620
00:42:06,174 --> 00:42:07,717
‫می‌پرن رو سر و کول مامان.

621
00:42:09,344 --> 00:42:11,829
‫و خیلی بزرگ شدن
‫از وقتی دیدیمشون،

622
00:42:12,221 --> 00:42:14,057
‫می‌دونید، دارن کم‌کم اون...

623
00:42:14,140 --> 00:42:16,142
‫پهلوهای سیاه‌رنگشون رو از دست میدن.

624
00:42:16,167 --> 00:42:18,811
‫می‌تونم ببینم که خال‌های کوچولوی
‫بزرگسالی‌شون داره در میاد.

625
00:42:32,714 --> 00:42:35,119
‫می‌دونید نرخ بقای توله
‫توی یوزپلنگ‌ها واقعاً...

626
00:42:35,144 --> 00:42:36,179
‫خیلی خوب نیست.

627
00:42:36,204 --> 00:42:38,623
‫95 درصد به بزرگسالی نمی‌رسن.

628
00:42:39,582 --> 00:42:40,583
‫ولی این دوتا فسقلی،

629
00:42:40,667 --> 00:42:42,293
‫اون‌ها از یکی از خطرناک‌ترین...

630
00:42:42,377 --> 00:42:44,128
‫دوره‌های زندگیشون رد شدن،

631
00:42:44,564 --> 00:42:46,547
‫و یه مادرِ فوق‌العاده دارن
‫که هواشون رو داره.

632
00:42:46,818 --> 00:42:49,281
‫پس، من خیلی امیدوارم
‫که زنده بمونن.

633
00:43:11,698 --> 00:43:13,574
‫من همیشه فکر می‌کردم
‫یوزپلنگ‌ها...

634
00:43:13,658 --> 00:43:16,519
‫شکارچی‌های برترِ فوق‌سریع و
‫دست‌نیافتنی‌ای هستن.

635
00:43:16,828 --> 00:43:18,538
‫معلوم شد کلاً اشتباه فکر می‌کردم.

636
00:43:18,970 --> 00:43:22,486
‫و تهدید شیرها و کفتارها
‫اینجا تمومی نداره.

637
00:43:23,292 --> 00:43:26,081
‫فعالیت انسانی هم داره به
‫مشکلات‌شون اضافه می‌کنه.

638
00:43:28,449 --> 00:43:31,509
‫در حالی که خیلی راحته که
‫تحت تأثیر ائتلاف نرها قرار بگیری،

639
00:43:31,753 --> 00:43:34,570
‫این ماده‌ها هستن
‫که من بیشتر از همه تحسین‌شون می‌کنم.

640
00:43:34,595 --> 00:43:36,806
‫می‌دونید، این حقیقت که اون‌ها
‫می‌تونن هر توله‌ای رو تو این...

641
00:43:36,848 --> 00:43:39,183
‫سرزمین بزرگ کنن، یه گواهی بر
‫مادرانِ خارق‌العاده‌ایه...

642
00:43:39,208 --> 00:43:40,685
‫که ما دنبال کردیم.

643
00:43:41,375 --> 00:43:44,063
‫من هیچ‌وقت تماشای بزرگ شدن
‫این یوزها رو فراموش نمی‌کنم،

644
00:43:44,147 --> 00:43:46,816
‫یاد گرفتن از مادر،
‫به دست آوردن مهارت‌های بقا،

645
00:43:47,275 --> 00:43:48,901
‫تا با یه‌کم شانس،

646
00:43:48,985 --> 00:43:51,195
‫بتونن از پسِ هر چیزی
...که سرنگتی واسه‌شون

647
00:43:51,279 --> 00:43:52,739
‫توی آستین داره، بربیان.

