﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,006
.

2
00:00:40,343 --> 00:00:46,006
[برای دزد عزیزم]
[قسمت دوازدهم]

3
00:00:47,630 --> 00:00:50,467
‫حالا، ما باید تصمیم بگیریم
‫کدوم شاهزاده رو روی تخت بشونیم.

4
00:00:50,550 --> 00:00:52,594
‫ما باید یه حاکم جدید رو منصوب کنیم

5
00:00:52,677 --> 00:00:55,472
‫تا بتونیم بقیه مقامات دانشمند رو
‫متقاعد و با خودمون همراه کنیم.

6
00:00:56,056 --> 00:00:58,850
‫شاهزاده‌ای که ما روی تخت می‌نشونیم
‫یی یول هست،

7
00:00:58,933 --> 00:01:00,560
‫شاهزاده‌ی بزرگ دوال.

8
00:01:00,627 --> 00:01:02,520
‫اون‌ها دارن علیه پادشاه توطئه می‌کنن.

9
00:01:02,604 --> 00:01:03,938
‫ما باید برنامه رو جلو بندازیم.

10
00:01:04,022 --> 00:01:05,565
‫مقامات تبعیدی رو جمع می‌کنیم و...

11
00:01:05,648 --> 00:01:07,984
‫بانو سوکویی،
‫مشاور ارشد ایالتی هان سونگ-روک...

12
00:01:08,068 --> 00:01:10,487
‫اگه یه ارتش تشکیل بدیم، یه شانسی هست.

13
00:01:10,570 --> 00:01:12,864
‫ما برای کار درست اقدام می‌کنیم،
‫نه برای شانس پیروزی.

14
00:01:12,947 --> 00:01:15,283
‫تأخیر فقط باعث
‫رنج بیشتر مردم می‌شه.

15
00:01:15,366 --> 00:01:17,160
‫ما باید اول مقامات رو دور هم جمع کنیم.

16
00:01:17,243 --> 00:01:19,370
‫بدون یه دربارِ باثبات،
‫این آشفتگی ادامه پیدا می‌کنه

17
00:01:19,454 --> 00:01:20,830
‫حتی زیر نظر یه حاکم جدید.

18
00:01:20,914 --> 00:01:23,458
‫در مورد اون می‌شه
‫بعد از تثبیت تخت پادشاهی بحث کرد.

19
00:01:23,541 --> 00:01:25,126
‫استفاده از زور یه گزینه نیست.

20
00:01:25,210 --> 00:01:27,378
‫قدرت رو فقط می‌شه
‫با قدرتِ بیشتر مهار کرد.

21
00:01:27,462 --> 00:01:29,547
‫موافقم. خونریزی اجتناب‌ناپذیره.

22
00:01:29,631 --> 00:01:32,217
‫خونریزی؟ ما مثل
‫مقامات نظامی اواخر گوریو نیستیم.

23
00:01:32,300 --> 00:01:34,719
‫حتی اگه با شکست تموم بشه،
‫چیزی که براش ایستادیم باقی می‌مونه.

24
00:01:34,803 --> 00:01:37,639
‫درسته.
‫یه نفر دیگه مبارزه رو ادامه میده.

25
00:01:38,848 --> 00:01:41,059
‫بحث حسابی داغ شده بود، نه؟

26
00:01:45,188 --> 00:01:46,314
‫چرا...

27
00:01:47,232 --> 00:01:48,733
‫شاهزاده‌ی بزرگ دوال؟

28
00:01:49,526 --> 00:01:52,278
‫یه آدم پست، یه بی‌کاره،
‫یه آدم زبون‌باز، یه ولخرج.

29
00:01:53,446 --> 00:01:54,572
‫اینجوری صداش می‌زنن.

30
00:01:55,156 --> 00:01:58,284
‫اون حتماً مجبور بوده خودِ واقعیش رو
‫پشت اون لقب‌های شرم‌آور پنهان کنه.

31
00:02:00,453 --> 00:02:02,580
‫تا آخرین لحظاتش،

32
00:02:02,664 --> 00:02:04,916
‫پادشاه فقید به دنبالِ خلعِ ولیعهد بود،

33
00:02:04,999 --> 00:02:07,727
‫و می‌خواست شاهزاده‌ی بزرگ دوال رو
‫به عنوان وارثِ برحق معرفی کنه.

34
00:02:07,877 --> 00:02:09,587
‫و حالا می‌فهمم چرا.

35
00:02:09,671 --> 00:02:11,756
‫اون حتماً ویژگی‌های یه پادشاه رو

36
00:02:11,840 --> 00:02:13,649
‫تو این شاهزاده‌ی جوان دیده بوده.

37
00:02:15,135 --> 00:02:16,761
‫ویژگی‌های یه پادشاه؟

38
00:02:17,428 --> 00:02:19,305
‫قلب مهربونش برای مردم.

39
00:02:20,306 --> 00:02:22,725
‫این چیزی‌ـه که پادشاه فعلی نداره.

40
00:02:24,811 --> 00:02:26,396
‫شما هم این رو دیدین.

41
00:02:26,479 --> 00:02:29,524
‫وقتی برای بیماران دزدی می‌کردین،

42
00:02:29,607 --> 00:02:31,442
‫وقتی مقامات فاسد رو
‫به دست عدالت می‌سپردین،

43
00:02:31,526 --> 00:02:34,279
‫و وقتی به
‫مردمِ اردوگاه جذامی‌ها کمک می‌کردین،

44
00:02:34,362 --> 00:02:37,907
‫شاهزاده‌ی بزرگ همیشه کنار شما بود.

45
00:02:40,952 --> 00:02:43,163
‫و همینطور خیلی تکان‌دهنده بود

46
00:02:43,246 --> 00:02:45,790
‫وقتی برای نجات برادرتون
‫جلوتر از پادشاه قدم برداشت.

47
00:02:47,083 --> 00:02:48,501
‫این قدرتِ عشقه.

48
00:03:00,013 --> 00:03:02,807
‫همونطور که گفتین،
‫من شاهزاده‌ی بزرگ دوال رو خوب می‌شناسم.

49
00:03:02,891 --> 00:03:05,601
‫پس می‌دونم که اون به توطئه‌ی شما ملحق نمی‌شه.

50
00:03:06,603 --> 00:03:10,273
‫ما وجودِ خودمون رو
‫از شاهزاده‌ی بزرگ مخفی نگه می‌داریم.

51
00:03:10,690 --> 00:03:14,360
‫وقتی تو سرنگونیِ پادشاه موفق شدیم،
‫تختِ پادشاهی رو بهش پیشنهاد می‌دیم.

52
00:03:15,111 --> 00:03:16,545
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

53
00:03:16,696 --> 00:03:19,908
‫اگه شاهزاده‌ی بزرگ رو واردِ توطئه کنیم
‫و شکست بخوریم،

54
00:03:20,491 --> 00:03:22,201
‫اون فوراً گردن زده می‌شه.

55
00:03:22,744 --> 00:03:23,995
‫و این نباید اتفاق بیفته

56
00:03:24,579 --> 00:03:26,247
‫تا شانس دیگه‌ای هم وجود داشته باشه.

57
00:03:27,916 --> 00:03:29,876
‫پس شاهزاده‌ی بزرگ باید زنده بمونه

58
00:03:29,959 --> 00:03:32,670
‫تا تلاش بعدی
‫چون مقدر شده که پادشاه بشه؟

59
00:03:40,261 --> 00:03:42,972
‫از چیزی که امروز دیدم،
‫با این تعدادِ کمِ مقامات و دانشمندان،

60
00:03:43,556 --> 00:03:44,557
‫این کار محکوم به شکسته.

61
00:03:44,641 --> 00:03:46,184
‫چیزی جز مرگ در انتظارمون نیست.

62
00:03:46,267 --> 00:03:47,787
‫ما به هر حال مبارزه می‌کنیم.

63
00:03:48,937 --> 00:03:50,479
‫حتی اگه تنها چیزی که در انتظارمونه

64
00:03:50,563 --> 00:03:51,981
‫مرگ باشه.

65
00:03:53,524 --> 00:03:56,277
‫آیا این تصمیمِ تو هم هست،
‫گیل-دونگ؟

66
00:04:17,257 --> 00:04:19,175
‫شما اشتباه می‌کنین، بانو سوکویی.

67
00:04:19,759 --> 00:04:21,052
‫من نمی‌ذارم این بدن...

68
00:04:21,636 --> 00:04:23,346
‫به این شکل بمیره.

69
00:04:28,559 --> 00:04:29,644
‫بیا بریم.

70
00:04:29,727 --> 00:04:30,937
‫یه جایی دور از قصر،

71
00:04:31,020 --> 00:04:32,063
‫یه جایی دور از چوسان.

72
00:04:43,616 --> 00:04:44,742
‫من...

73
00:04:46,369 --> 00:04:47,645
‫نمی‌تونم برم.

74
00:04:52,208 --> 00:04:53,418
‫تو از قبل...

75
00:04:54,752 --> 00:04:56,087
‫می‌دونستی.

76
00:05:02,135 --> 00:05:03,511
‫تو از قبل تصمیمت رو گرفته بودی.

77
00:05:05,013 --> 00:05:06,222
‫تو از قبل...

78
00:05:06,889 --> 00:05:08,349
‫با اون‌ها بودی.

79
00:05:18,860 --> 00:05:20,236
‫ببخشید که نتونستم زودتر بهت بگم.

80
00:05:21,446 --> 00:05:23,948
‫به زمان نیاز داشتم تا بفهمم

81
00:05:24,032 --> 00:05:26,326
‫چرا دارن سعی می‌کنن دنیا رو تغییر بدن،

82
00:05:26,409 --> 00:05:28,119
‫و چرا اربابم اعلیحضرت رو به چالش کشید،

83
00:05:28,619 --> 00:05:30,288
‫و جون خودش رو به خطر انداخت.

84
00:05:30,913 --> 00:05:32,048
‫خب؟

85
00:05:32,373 --> 00:05:34,542
‫این آدم‌ها دارن برای زنده موندن می‌جنگن.

86
00:05:34,625 --> 00:05:36,377
‫و ارباب من

87
00:05:36,461 --> 00:05:39,797
‫احتمالاً سعی کرده کمک کنه
‫آدم‌هایی مثل اون‌ها زنده بمونن.

88
00:05:41,192 --> 00:05:42,383
‫خب؟

89
00:05:42,467 --> 00:05:44,260
‫اگه ما به بدن‌های خودمون برگردیم،

90
00:05:44,343 --> 00:05:45,970
‫من به عنوانِ گیل-دونگ بهشون ملحق می‌شم.

91
00:05:46,054 --> 00:05:47,930
‫اون‌ها دارن ازت استفاده می‌کنن
‫چون تو یه آدمِ معمولی هستی.

92
00:05:48,014 --> 00:05:48,848
‫می‌دونم.

93
00:05:48,931 --> 00:05:51,893
‫وقتی به عنوانِ خائن دستگیر بشی،
‫تیکه‌تیکه‌ات می‌کنن.

94
00:05:51,976 --> 00:05:53,352
‫من برای این آماده‌ام.

95
00:05:56,105 --> 00:05:57,315
‫چطور می‌تونی...

96
00:05:58,858 --> 00:06:01,444
‫به این راحتی
‫درباره‌ی مرگت جلوی من حرف بزنی؟

97
00:06:07,200 --> 00:06:09,243
‫چون پادشاه جدیدی که اون‌ها می‌خوان...

98
00:06:10,620 --> 00:06:11,913
‫تویی.

99
00:06:15,333 --> 00:06:16,584
‫پس تو هم باید...

100
00:06:16,667 --> 00:06:17,902
‫نه.

101
00:06:20,213 --> 00:06:21,580
‫تو اشتباه می‌کنی.

102
00:06:22,280 --> 00:06:23,591
‫منظورت چیه؟

103
00:06:23,674 --> 00:06:26,135
‫اگه تو انتخاب کنی
‫که به عنوان گیل-دونگ یه خائن بشی،

104
00:06:26,219 --> 00:06:29,013
‫من به عنوانِ شاهزاده‌ی بزرگ کنار خانواده سلطنتی می‌ایستم.

105
00:06:29,038 --> 00:06:31,891
‫اون‌ها دارن سنت‌های سلطنتی رو زیر پا می‌ذارن
‫سنت‌هایی که نسل‌ها حفظ شده

106
00:06:31,974 --> 00:06:34,894
‫و تلاش می‌کنن پادشاهی
‫و پادشاهش رو سرنگون کنن.

107
00:06:35,770 --> 00:06:37,230
‫من نمی‌تونم بذارم این کار رو بکنن.

108
00:06:37,313 --> 00:06:39,023
‫من این‌طوری یاد گرفتم.

109
00:06:41,776 --> 00:06:42,819
‫اما...

110
00:06:42,902 --> 00:06:45,404
‫من هرگز پادشاهِ خائنین نخواهم بود.

111
00:06:45,488 --> 00:06:47,156
‫این یعنی این توطئه...

112
00:06:48,324 --> 00:06:49,367
‫محکوم به شکسته.

113
00:06:51,244 --> 00:06:53,079
‫این تصمیمِ منه.

114
00:07:13,307 --> 00:07:15,184
‫اون-جو، مادرت هستم. دارم میام داخل.

115
00:07:18,729 --> 00:07:20,982
‫حتماً خسته‌ای.
‫کارت رو تموم کن و برو بخواب.

116
00:07:21,065 --> 00:07:22,900
‫بعد از این کار.

117
00:07:23,860 --> 00:07:25,111
‫داری درباره‌ی چی می‌نویسی؟

118
00:07:26,696 --> 00:07:28,739
‫ما به هر حال مبارزه می‌کنیم.

119
00:07:28,764 --> 00:07:30,324
‫حتی اگه تنها چیزی که در انتظارمونه

120
00:07:30,408 --> 00:07:32,034
‫مرگ باشه.

121
00:07:34,203 --> 00:07:36,914
‫من سعی می‌کنم به دخترت
‫یه زندگیِ طولانی و سالم بدم.

122
00:07:38,708 --> 00:07:41,043
‫تو چقدر می‌خوای زندگی کنی؟

123
00:07:41,127 --> 00:07:44,714
‫تا زمانی که "پایانِ خوشِ همیشگی"

124
00:07:47,592 --> 00:07:49,276
‫تبدیل بشه به پایانِ داستانِ اون.

125
00:08:57,245 --> 00:08:58,412
‫ببرینش بیرون.

126
00:08:58,496 --> 00:08:59,580
‫من از اعلیحضرت طلبِ بخشش دارم.

127
00:08:59,664 --> 00:09:01,541
‫من از اعلیحضرت طلبِ بخشش دارم!

128
00:09:02,500 --> 00:09:04,627
‫من خدمتکار‌ها رو سر و سامون میدم.

129
00:09:06,128 --> 00:09:08,548
‫سرماخوردگیِ گوم-نوک یه مدتی طول کشید.

130
00:09:09,423 --> 00:09:11,801
‫حالا داره قدرتش رو به دست میاره.

131
00:09:26,482 --> 00:09:28,526
‫بعد از اینکه اون‌طوری رفتی،
‫واقعاً نگرانت بودم.

132
00:09:28,609 --> 00:09:29,777
‫حتماً سردرگمی، اما...

133
00:09:29,860 --> 00:09:31,571
‫نه، ذهنم کاملاً روشنه.

134
00:09:31,654 --> 00:09:34,699
‫فقط دارم به این فکر می‌کنم که
‫چطور می‌تونم توطئه‌گرها رو پایین بکشم.

135
00:09:38,202 --> 00:09:39,287
‫این چیه؟

136
00:09:43,916 --> 00:09:47,545
‫اسمِ توطئه‌گرهایی که
‫دیشب با چشم‌های تو دیدم.

137
00:09:49,171 --> 00:09:50,298
‫می‌خوای با این چی کار کنی؟

138
00:09:52,758 --> 00:09:55,436
‫فکر می‌کنی اگه این رو ببرم پیش پادشاه
چه اتفاقی میفته؟

139
00:09:57,430 --> 00:09:58,598
‫همه‌شون کشته می‌شن.

140
00:10:02,518 --> 00:10:03,769
‫این رفتار از تو بعیده.

141
00:10:03,853 --> 00:10:05,605
‫اگه می‌خوای همین‌طوری بمونم،

142
00:10:05,688 --> 00:10:07,440
‫پس جلوم رو بگیر.

143
00:10:10,234 --> 00:10:13,779
‫اگه تصمیمت رو عوض کنی
‫و کنارِ اون‌ها بایستی،

144
00:10:13,863 --> 00:10:15,323
‫نیاز نیست هیچ‌کس بمیره.

145
00:10:17,992 --> 00:10:18,993
‫بهت یه روز فرصت میدم.

146
00:10:19,577 --> 00:10:20,786
‫تو تصمیم بگیر.

147
00:10:34,467 --> 00:10:35,968
‫یه روز؟

148
00:10:53,444 --> 00:10:54,654
‫ممنون.

149
00:10:55,237 --> 00:10:56,555
‫مراقب باش.

150
00:11:00,201 --> 00:11:01,410
‫باید تعقیبش کنم.

151
00:11:13,839 --> 00:11:15,091
‫این...

152
00:11:15,174 --> 00:11:16,675
‫این خونه‌ی منشی ارشد ایم هست؟

153
00:11:18,761 --> 00:11:20,513
‫چرا محافظِ منشی ارشد ایم

154
00:11:20,596 --> 00:11:23,224
‫به جسدِ گیل-دونگِ جعلی نزدیک شد؟

155
00:11:23,974 --> 00:11:28,437
‫یک. بازرس ارشد
‫قبل از مرگش اسم گیل-دونگ رو نوشت.

156
00:11:28,521 --> 00:11:31,774
‫دو. گیل-دونگِ جعلی
‫قبل از دستگیری با یه تیر کشته شد.

157
00:11:32,441 --> 00:11:35,236
‫سه. کسی که به جسدِ گیل-دونگِ جعلی
نزدیک شد

158
00:11:35,319 --> 00:11:36,612
‫محافظِ منشی ارشد ایم بود.

159
00:11:39,532 --> 00:11:40,866
‫اما چرا؟

160
00:11:42,201 --> 00:11:43,377
‫صبر کن.

161
00:11:44,453 --> 00:11:46,914
‫اگه پشتِ کارهای اون‌ها
‫قصدی بوده باشه چی؟

162
00:11:46,997 --> 00:11:50,042
‫یک. قاتلِ بازرس ارشد
‫باید گیل-دونگ می‌بود.

163
00:11:50,126 --> 00:11:53,462
‫دو. گیل-دونگِ جعلی
‫باید بعد از مرگش دستگیر می‌شد.

164
00:11:53,546 --> 00:11:57,800
‫سه. محافظِ منشی ارشد ایم باید
‫از شرِّ جسدِ گیل-دونگِ جعلی خلاص می‌شد.

165
00:11:57,883 --> 00:11:58,884
‫چرا؟

166
00:11:59,802 --> 00:12:01,679
‫چون بازرس ارشد...
...قتل رسیده بود... توسطِ

167
00:12:05,933 --> 00:12:07,560
‫منشی ارشد ایم.

168
00:12:13,607 --> 00:12:15,484
‫همون کاری رو که گفتم انجام دادی؟

169
00:12:18,487 --> 00:12:21,115
‫این چه نوع بُخوری‌ـه؟

170
00:12:27,788 --> 00:12:29,540
‫این...

171
00:12:30,249 --> 00:12:32,585
‫آرامش رو برای پادشاه به ارمغان میاره.

172
00:12:45,848 --> 00:12:48,559
‫بهتر نیست
‫اگه برم دنبالش بگردم؟

173
00:12:49,226 --> 00:12:51,479
‫من این خونه رو خوب می‌شناسم.

174
00:12:51,562 --> 00:12:54,106
‫و من یه دزدِ کاملاً فرزم، می‌دونی.

175
00:12:54,690 --> 00:12:56,317
‫من واقعاً نمی‌تونم به این عادت کنم.

176
00:12:57,526 --> 00:12:59,445
‫چه عالیجناب باشی چه هانگ-شی،

177
00:12:59,528 --> 00:13:01,363
‫وقتی بهت علامت دادم،
‫فوراً بیا بیرون.

178
00:13:05,659 --> 00:13:08,662
‫اگه این راز باید
‫به قیمتِ جونِ بازرس ارشد حفظ می‌شد،

179
00:13:08,746 --> 00:13:10,039
‫باید یه رازِ خیلی جدی باشه.

180
00:13:10,122 --> 00:13:11,665
‫حداقل تو چوسان...

181
00:13:20,799 --> 00:13:22,468
‫چرا اینقدر طول کشید؟

182
00:13:27,306 --> 00:13:28,599
‫متأسفم.

183
00:13:28,682 --> 00:13:30,017
‫به زودی بیدار می‌شی.

184
00:13:48,702 --> 00:13:51,247
‫عالیجناب؟

185
00:13:51,330 --> 00:13:52,414
‫شما اینجا چی کار می‌کنین؟

186
00:13:52,498 --> 00:13:54,124
‫لطفاً کمکم کن.

187
00:13:54,208 --> 00:13:55,626
‫من الان باید برم به قصر.

188
00:14:04,843 --> 00:14:07,972
‫داری چی رو از
‫عمارتِ فرعیِ خانواده‌ی من می‌دزدی؟

189
00:14:12,309 --> 00:14:13,477
‫بانو جانگ؟

190
00:14:14,061 --> 00:14:15,062
‫شمشیرت رو بنداز زمین.

191
00:14:16,855 --> 00:14:18,148
‫یادم رفت فریاد بزنم

192
00:14:18,232 --> 00:14:20,067
‫که یه دزد پیدا کردم.

193
00:14:20,818 --> 00:14:23,404
‫این زن یه شیء نیست
‫که بشه دزدیدش

194
00:14:23,904 --> 00:14:26,365
‫یا یه حیوون نیست
که بشه آویزونش کرد یا باهاش بدرفتاری کرد

195
00:14:28,158 --> 00:14:29,159
‫آویزون؟

196
00:14:29,994 --> 00:14:31,996
‫به منشیِ ارشدِ سلطنتی بگو

197
00:14:32,079 --> 00:14:34,331
‫که این زن رفت
‫اونجایی که خودش می‌خواست بره.

198
00:14:37,668 --> 00:14:38,794
‫اون رو بذار زمین.

199
00:14:48,220 --> 00:14:49,597
‫بیا بریم.

200
00:15:01,066 --> 00:15:02,234
‫صبر کن.

201
00:15:04,028 --> 00:15:05,446
‫قبل از اینکه برسیم به قصر...

202
00:15:05,529 --> 00:15:07,406
‫چرا تو خونه‌ی اون زندانی بودی؟

203
00:15:09,033 --> 00:15:11,493
‫ظاهراً، اون نمی‌تونه تحمل کنه
...که یه آدمِ پست

204
00:15:12,703 --> 00:15:14,163
‫برای خودش ایده‌هایی داشته باشه.

205
00:15:15,873 --> 00:15:17,249
‫همین؟

206
00:15:17,333 --> 00:15:18,918
‫اون برای چند روز شکنجه شده.

207
00:15:19,001 --> 00:15:20,257
‫بعداً.

208
00:15:22,796 --> 00:15:25,132
‫الان خیلی رنگ‌پریده‌تری.
‫حالت خوبه؟

209
00:15:28,260 --> 00:15:29,428
‫این‌طوری نمی‌شه.

210
00:15:30,471 --> 00:15:32,056
‫بیا از پاسگاه یه اسب بگیریم.

211
00:15:32,139 --> 00:15:33,223
‫بله، عالیجناب.

212
00:15:38,771 --> 00:15:42,399
‫ویزیتِ خانگی تو این وقتِ شب؟

213
00:15:42,483 --> 00:15:43,901
‫گفتن ضروریه.

214
00:15:53,035 --> 00:15:54,453
‫به نظر خیلی بد میاد.

215
00:15:58,874 --> 00:16:00,876
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- من...

216
00:16:00,960 --> 00:16:03,295
‫فکر کنم باید برم.

217
00:16:03,379 --> 00:16:05,673
‫من تو یه مکانِ مخصوصِ خانم‌ها نمی‌مونم.
‫این کار درستی نیست.

218
00:16:05,756 --> 00:16:07,049
‫داری چی می‌گی؟

219
00:16:07,633 --> 00:16:08,892
‫از اونجا شروع کن.

220
00:16:09,551 --> 00:16:11,845
‫ببین، می‌دونم که درک نمی‌کنی،

221
00:16:11,929 --> 00:16:15,766
‫اما من اگه اینجا بمونم دیوونه می‌شم.

222
00:16:16,475 --> 00:16:17,935
‫حواست رو جمع کن، باشه؟

223
00:16:18,018 --> 00:16:20,354
‫می‌دونم که از وقتی اون اتفاق
‫برای اربابت افتاده

224
00:16:20,437 --> 00:16:22,231
‫تو حالِ خودت نیستی.

225
00:16:22,314 --> 00:16:24,316
‫برای همین از تمام اشتباهاتی که کردی
چشم‌پوشی کردم

226
00:16:24,400 --> 00:16:27,277
‫اما الان نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫نمی‌بینی اوضاع اینجا چقدر خرابه؟

227
00:16:39,665 --> 00:16:40,916
‫می‌شه یه‌کم پایین‌تر بری؟

228
00:16:43,961 --> 00:16:45,045
‫اینجا؟

229
00:16:45,129 --> 00:16:47,047
‫می‌شه فقط کنارش بزنم؟

230
00:16:47,131 --> 00:16:48,257
‫یه‌کم معذبم.

231
00:16:48,716 --> 00:16:49,972
‫من معذبم.

232
00:16:51,802 --> 00:16:52,886
‫اینجا؟

233
00:16:54,430 --> 00:16:56,598
‫الان چطوره؟ حسِ بهتری داری؟

234
00:16:56,682 --> 00:16:58,434
‫قدرتِ یه مرد رو داری.

235
00:17:00,019 --> 00:17:01,395
‫غرایزِ خوبی داری.

236
00:17:02,054 --> 00:17:03,188
‫چی؟

237
00:17:03,981 --> 00:17:05,691
‫جای دیگه‌ای هم درد می‌کنه؟

238
00:17:05,774 --> 00:17:08,277
‫اسب برای عالیجناب نیست؟

239
00:17:08,360 --> 00:17:11,238
‫داستانش طولانیه.
‫بانو جانگ قراره سوارِ اسب بشن.

240
00:17:12,876 --> 00:17:14,033
‫گوم-نوک.

241
00:17:14,491 --> 00:17:17,077
‫بانو جانگ اینجاست؟

242
00:17:22,583 --> 00:17:23,584
‫عالیجناب.

243
00:17:52,529 --> 00:17:53,859
‫خیلی وقته ندیدمتون.

244
00:17:55,532 --> 00:17:57,302
‫همدیگه رو می‌شناسین؟

245
00:18:01,205 --> 00:18:03,221
‫ما یه زمانی دستِ همدیگه رو گرفتیم

246
00:18:03,749 --> 00:18:04,958
‫و با هم فرار کردیم.

247
00:18:09,922 --> 00:18:11,090
‫بفرما.

248
00:18:12,841 --> 00:18:14,009
‫من دیگه باید برم.

249
00:18:26,230 --> 00:18:29,316
‫مالِ قبل از زمانی بود که شروع کردم
‫به پوشیدنِ کلاه‌گیسِ خدمتکار‌ها.

250
00:18:30,400 --> 00:18:33,612
‫چرا انتخاب کردی
‫که با دستیار پارک فرار نکنی؟

251
00:18:34,238 --> 00:18:36,073
‫من می‌خواستم تبدیل بشم

252
00:18:36,657 --> 00:18:38,450
‫به قدرتمندترین زنِ چوسان.

253
00:18:39,535 --> 00:18:40,994
‫رویای شما به حقیقت پیوست.

254
00:18:41,078 --> 00:18:42,579
‫شما الان زنِ اعلیحضرت هستین.

255
00:18:42,663 --> 00:18:44,081
‫بیا فرار کنیم.

256
00:18:44,164 --> 00:18:45,374
‫یه جایی دور از قصر،

257
00:18:45,457 --> 00:18:46,667
‫یه جایی دور از چوسان.

258
00:18:48,210 --> 00:18:51,213
‫تو انتخاب کردی که فرار نکنی
‫با مردی که دوستش داشتی.

259
00:18:51,296 --> 00:18:52,297
‫آیا تا حالا...

260
00:18:53,257 --> 00:18:54,841
‫از این بابت پشیمون شدی؟

261
00:18:55,531 --> 00:18:56,760
‫هرگز.

262
00:19:07,971 --> 00:19:09,106
‫یه روزی،

263
00:19:09,690 --> 00:19:11,650
‫شاید بتونم این دین رو ادا کنم.

264
00:19:36,216 --> 00:19:38,010
‫سرما ذهنِ تو رو هم به هم ریخته؟

265
00:19:39,219 --> 00:19:40,888
‫می‌شه خصوصی حرف بزنیم؟

266
00:19:42,389 --> 00:19:43,557
‫گوم-نوک؟

267
00:19:44,141 --> 00:19:46,677
‫من نتونستم جلوی شاهزاده‌ی بزرگ رو بگیرم.

268
00:19:51,732 --> 00:19:53,859
‫شاهزاده‌ی بزرگ چقدر می‌دونه؟

269
00:20:08,081 --> 00:20:09,374
‫برو و به سونگ-جه بگو که

270
00:20:09,458 --> 00:20:13,587
‫اگه اتفاقِ بدی برام افتاد،
‫کاری رو که قبلاً بهش دستور دادم انجام بده.

271
00:20:14,171 --> 00:20:15,923
‫اتفاقِ بد؟ می‌خوای چی کار کنی؟

272
00:20:18,508 --> 00:20:19,801
‫هیچی.

273
00:20:27,226 --> 00:20:29,978
‫من هیچ کاری نمی‌کنم
‫جز اینکه اینجا منتظرِ فرمانِ اعلیحضرت بمونم.

274
00:20:31,647 --> 00:20:34,858
‫آیا این شاید به
‫قضیه‌ی خوابگاه که گفتی ربط داشته باشه؟

275
00:20:37,319 --> 00:20:39,404
‫داری چه توطئه‌ای می‌چینی؟

276
00:20:55,087 --> 00:20:57,464
‫اعلیحضرت اجازه‌ی حضورِ شما رو دادن.

277
00:21:17,651 --> 00:21:18,934
‫اعلیحضرت.

278
00:21:23,949 --> 00:21:25,033
‫بشین.

279
00:21:27,369 --> 00:21:29,012
‫رو تختِ سلطنت بشین.

280
00:21:39,214 --> 00:21:40,590
‫این یه فرمانِ سلطنتیه.

281
00:22:19,463 --> 00:22:20,839
‫نفس بکش

282
00:22:21,423 --> 00:22:22,758
‫عمیق تو ریه‌هات.

283
00:22:27,846 --> 00:22:28,972
‫اعلیحضرت.

284
00:22:40,233 --> 00:22:42,861
‫هر کاری که کردم برای عالیجناب بود.

285
00:22:43,820 --> 00:22:45,655
‫همون بهونه‌ی همیشگی.

286
00:22:46,615 --> 00:22:49,910
‫نقشِ تو این بود که سگِ وفادارِ من باشی.

287
00:22:52,954 --> 00:22:54,331
‫به همین دلیله

288
00:22:54,414 --> 00:22:56,917
‫که من تبدیل شدم به بزرگ‌ترین چاپلوسِ چوسان.

289
00:22:57,000 --> 00:22:59,628
‫تو به اندازه‌ی کافی از قدرتی که
‫با کشیدنِ نخِ خیمه‌شب‌بازی به دست آوردی لذت بردی.

290
00:22:59,711 --> 00:23:01,004
‫حالا،

291
00:23:01,630 --> 00:23:03,507
‫فروتنانه مرگت رو بپذیر.

292
00:23:19,856 --> 00:23:22,400
‫این همون چیزی‌ـه که می‌خواستین من باشم.

293
00:23:24,653 --> 00:23:28,657
‫شما خودتون رو
‫با وزرایی احاطه کردین که بهتون تعظیم می‌کردن،

294
00:23:28,740 --> 00:23:31,660
‫و تمامِ لذت‌های دنیوی رو
‫برای خودتون به قصر آوردین.

295
00:23:31,743 --> 00:23:33,046
‫اشتباه می‌گم؟

296
00:23:34,579 --> 00:23:36,748
‫چه کلماتِ پایانیِ مزخرفی.

297
00:23:38,083 --> 00:23:40,168
‫دست‌های لرزانتون نفرینِ شماست.

298
00:23:41,545 --> 00:23:43,505
‫کِی اون سم رو ترک کردین؟
‫چند ساعت پیش؟

299
00:23:44,005 --> 00:23:46,383
‫امشب، بدنِ شما
‫پر از درد و لرزش می‌شه،

300
00:23:46,466 --> 00:23:49,427
‫و قبل از طلوعِ آفتاب برای اون سم التماس می‌کنین،

301
00:23:49,511 --> 00:23:50,720
‫درست مثلِ همیشه!

302
00:23:50,804 --> 00:23:52,347
‫به زودی، تمامِ چوسان

303
00:23:52,931 --> 00:23:54,808
‫شاهدِ دیوانگیِ شما خواهند بود.

304
00:23:56,101 --> 00:23:57,936
‫برای وزرایی
‫که علیهِ شما شدن،

305
00:23:58,019 --> 00:23:59,855
‫دیوانگیِ شما

306
00:23:59,938 --> 00:24:01,523
‫بهترین توجیه خواهد بود.

307
00:24:07,529 --> 00:24:09,556
‫من دارم درباره‌ی سقوطِ شما حرف می‌زنم.

308
00:24:10,323 --> 00:24:11,783
‫می‌فهمین؟

309
00:24:11,867 --> 00:24:13,660
‫تو تمامِ چوسان،

310
00:24:13,743 --> 00:24:15,954
‫فقط یه نفر هست
‫که می‌خواد شما رو تختِ سلطنت باشین!

311
00:24:16,538 --> 00:24:17,914
‫اون منم!

312
00:24:18,665 --> 00:24:21,918
‫من تنها رعیتِ وفاداری‌ام که دارین!

313
00:25:23,407 --> 00:25:24,700
‫منشیِ ارشد؟

314
00:25:24,725 --> 00:25:27,459
‫به نظر میاد بانو جانگ رو زندانی کرده
‫تا بتونه ذهنش رو به بازی بگیره،

315
00:25:27,484 --> 00:25:30,070
‫چون نمی‌تونست
‫صیغه‌ی اعلیحضرت رو بکشه.

316
00:25:30,695 --> 00:25:34,074
‫صیغه‌ی محبوب پادشاه
‫و اون آدمِ چاپلوس حالا با هم در افتادن؟

317
00:25:34,157 --> 00:25:35,283
‫عجیبه که چرا.

318
00:25:41,748 --> 00:25:42,999
‫می‌دونی؟

319
00:25:43,083 --> 00:25:45,168
‫برام عجیبه که تو هم چرا این کار رو کردی.

320
00:25:45,669 --> 00:25:46,795
‫چی؟

321
00:25:47,587 --> 00:25:49,381
‫خب، دیشب،

322
00:25:49,406 --> 00:25:51,466
‫تو به جای اینکه تصمیمی رو بگیری
 که قرار بود بگیری

323
00:25:51,549 --> 00:25:54,135
‫زدی به خونه‌ی منشی ارشد ایم.

324
00:25:54,886 --> 00:25:56,638
‫تو اصلاً به حرف‌های من اهمیت نمیدی، نه؟

325
00:25:57,197 --> 00:25:58,431
‫فکر نمی‌کنم.

326
00:25:58,515 --> 00:25:59,808
‫من بهت هشدار دادم.

327
00:26:00,433 --> 00:26:01,851
‫اگه امروز جوابت رو نگیرم،

328
00:26:01,935 --> 00:26:04,145
‫فردا لیستِ خائنین رو تحویل میدم.

329
00:26:07,023 --> 00:26:08,483
‫فکر می‌کنی نمی‌تونم این کار رو بکنم؟

330
00:26:11,736 --> 00:26:13,196
‫یه روز خیلی کمه.

331
00:26:14,030 --> 00:26:15,156
‫چی؟

332
00:26:15,240 --> 00:26:17,659
‫من بارها و بارها بهش فکر کردم
‫تا اون تصمیم رو گرفتم.

333
00:26:17,742 --> 00:26:20,287
‫نمی‌تونم یه شبه زیرش بزنم. نمی‌زنم.

334
00:26:21,830 --> 00:26:22,831
‫باشه.

335
00:26:22,914 --> 00:26:25,875
‫اگه تو نمی‌تونی، خودم جلوش رو می‌گیرم.

336
00:26:31,840 --> 00:26:33,133
‫ولم کن.

337
00:26:35,302 --> 00:26:36,636
‫نمی‌تونم.

338
00:26:54,195 --> 00:26:55,238
‫منم نمی‌تونم ولت کنم.

339
00:27:03,288 --> 00:27:04,539
‫هنوز دلیلی برای عجله کردن نیست.

340
00:27:04,622 --> 00:27:07,083
‫تا وقتی بدن‌هامون جابه‌جاست
‫به هر حال کاری از دستم برنمیاد.

341
00:27:07,167 --> 00:27:08,835
‫الان، من شاهزاده‌ی بزرگم.

342
00:27:10,462 --> 00:27:12,464
‫می‌دونم. الان، من گیل‌دونگم...

343
00:27:13,882 --> 00:27:15,008
‫دقیقاً.

344
00:27:15,717 --> 00:27:18,928
‫وقتی برگشتیم به بدن‌های خودمون
‫می‌تونیم درباره‌اش حرف بزنیم.

345
00:27:21,139 --> 00:27:23,224
‫پس ای کاش هیچ‌وقت برنگردیم.

346
00:27:23,308 --> 00:27:24,851
‫چون من هرگز...

347
00:27:24,934 --> 00:27:27,270
‫کاری رو با اون اسمِ معروفِ تو انجام نمیدم.

348
00:27:28,855 --> 00:27:30,065
‫بیا همین کار رو بکنیم.

349
00:27:30,774 --> 00:27:32,442
‫من تا آخرِ عمرم به عنوان تو زندگی می‌کنم.

350
00:28:03,640 --> 00:28:06,059
‫امشب، بدنِ شما
‫پر از درد و لرزش می‌شه،

351
00:28:06,142 --> 00:28:09,020
‫و قبل از طلوعِ آفتاب برای اون سم التماس می‌کنین.

352
00:28:09,104 --> 00:28:11,022
‫صدای موسیقی رو ببرین بالا!

353
00:28:11,106 --> 00:28:12,399
‫گوشم داره زنگ می‌زنه!

354
00:28:44,180 --> 00:28:47,183
‫من تنها رعیتِ وفاداری‌ام که دارین!

355
00:28:47,892 --> 00:28:49,811
‫اون‌ها مردمِ شما هستن، اعلیحضرت.

356
00:28:49,894 --> 00:28:52,939
‫لطفاً صداقتش رو به یاد بیارین.

357
00:28:53,022 --> 00:28:54,899
‫این تنها چیزی‌ـه که آرزو می‌کنم.

358
00:28:58,987 --> 00:29:00,780
‫بیارینش داخل.

359
00:29:00,864 --> 00:29:02,574
‫می‌تونم بپرسم کی رو، اعلیحضرت؟

360
00:29:05,118 --> 00:29:06,870
‫دخترِ هانگ مین-جیک رو.

361
00:29:51,956 --> 00:29:53,917
‫شنیدم که تو
‫دخترِ صیغه‌ی مین-جیک هستی.

362
00:29:58,755 --> 00:29:59,923
‫بله، اعلیحضرت.

363
00:30:07,722 --> 00:30:10,266
‫روحِ تو شبیهِ یه آدمِ پست‌مرتبه نیست.

364
00:30:11,309 --> 00:30:12,560
‫حتماً به پدرت رفتی.

365
00:30:13,645 --> 00:30:15,355
‫این حتماً از تعالیمِ اون بوده.

366
00:30:16,439 --> 00:30:18,525
‫از اونجایی که من می‌دونم،

367
00:30:18,608 --> 00:30:21,778
‫اون مردی بود که برای آدم‌ها ارزش قائل بود،

368
00:30:21,861 --> 00:30:24,572
‫و هرگز اون‌ها رو
‫از روی اصل و نسب یا میزانِ دانش‌شون قضاوت نمی‌کرد.

369
00:30:27,200 --> 00:30:28,284
‫همین‌طوره.

370
00:30:29,869 --> 00:30:33,331
‫برای همینه که با من،
‫پسرِ یه ملکه‌ی خلع‌شده،

371
00:30:34,332 --> 00:30:36,125
‫مثل یه انسان رفتار کرد،

372
00:30:36,209 --> 00:30:38,127
‫برخلافِ معلم‌های دیگه‌ام.

373
00:30:42,215 --> 00:30:44,425
‫چرا دنبال من فرستادین، اعلیحضرت؟

374
00:30:47,929 --> 00:30:50,181
‫تا...

375
00:30:51,224 --> 00:30:52,475
‫صداقتش رو به یاد بیارم.

376
00:31:11,619 --> 00:31:12,954
‫آیا این کاریه که یه نفر...

377
00:31:14,038 --> 00:31:15,734
‫که به یادش میاره باید انجام بده؟

378
00:31:24,924 --> 00:31:26,050
‫عالیجناب،

379
00:31:26,885 --> 00:31:28,219
‫حتی تو همین لحظه هم،

380
00:31:28,303 --> 00:31:31,264
‫پایتخت پر از
‫فریادِ مردمی‌ـه که دارن استثمار می‌شن.

381
00:31:32,265 --> 00:31:33,474
‫بیرون از پایتخت،

382
00:31:33,558 --> 00:31:36,352
‫بیماران با رنج و درد فریاد می‌زنن
‫و از طاعون رنج می‌برن،

383
00:31:36,978 --> 00:31:39,898
‫و خیابون‌ها پر از
‫اشکِ بچه‌های یتیمه.

384
00:31:40,565 --> 00:31:42,317
‫لطفاً بهشون گوش بدین.

385
00:31:42,400 --> 00:31:44,068
‫به حرفِ مردم گوش بدین، نه به چاپلوس‌ها.

386
00:31:44,819 --> 00:31:47,071
‫این وظیفه‌ی تختِ سلطنته.

387
00:31:49,032 --> 00:31:50,450
‫حق با توئه.

388
00:31:51,618 --> 00:31:53,912
‫معلمِ من تو رو فرستاده اینجا.

389
00:31:55,246 --> 00:31:57,790
‫من هنوزم یه رعیتِ وفادار دارم!

390
00:32:03,379 --> 00:32:05,089
‫بهتون گفتم که دست نگه ندارین!

391
00:32:05,173 --> 00:32:06,674
‫لطفاً بس کنین!

392
00:32:07,216 --> 00:32:10,094
‫اون‌ها به سختی روی پاشون وایستادن.
‫بدنشون پوست و استخون شده.

393
00:32:10,678 --> 00:32:13,139
‫به خاطرِ رعیتِ وفادارِ جدیدم،

394
00:32:14,849 --> 00:32:17,352
‫یه مهمونی ترتیب میدم!

395
00:32:26,861 --> 00:32:28,529
‫طبیب هانگ؟

396
00:32:45,004 --> 00:32:46,339
‫صدای موسیقی قشنگه.

397
00:32:47,507 --> 00:32:49,008
‫اون‌قدر قشنگه که...

398
00:32:49,634 --> 00:32:51,052
‫هیچ صدایی رو از بیرون نمی‌شنوم.

399
00:32:51,135 --> 00:32:52,431
‫عالیجناب!

400
00:32:56,015 --> 00:32:57,684
‫هانگ-شی تو خوابگاهِ اعلیحضرت بود.

401
00:32:57,767 --> 00:32:58,977
‫چی؟

402
00:33:26,004 --> 00:33:28,840
‫ما تو قصر حبس شده بودیم،
‫اجازه نداشتیم حتی یه قطره آب بخوریم.

403
00:33:28,923 --> 00:33:31,259
‫مجبور بودیم کلِ روز رو اون‌طوری بمونیم.

404
00:33:34,971 --> 00:33:36,597
‫یکی از استخون‌هام شکست،

405
00:33:37,724 --> 00:33:39,934
‫و اعلیحضرت اصلاً براش مهم نبود.

406
00:33:58,619 --> 00:34:00,121
‫من دنبالِ تو می‌گشتم.

407
00:34:00,955 --> 00:34:02,457
‫تو رفتی به خوابگاهِ اعلیحضرت.

408
00:34:06,419 --> 00:34:07,822
‫حالت خوبه؟

409
00:34:09,130 --> 00:34:10,413
‫نه.

410
00:34:12,216 --> 00:34:13,968
‫چی شده؟

411
00:34:16,554 --> 00:34:17,947
‫بیا بدزدیمشون.

412
00:34:17,972 --> 00:34:19,288
‫چی رو بدزدیم؟

413
00:34:20,683 --> 00:34:22,226
‫زن‌های اعلیحضرت رو.

414
00:34:27,148 --> 00:34:28,149
‫می‌خوام به جای من...

415
00:34:28,232 --> 00:34:30,359
‫بری مادرم و ملکه‌ی همسر رو ببینی.

416
00:34:30,943 --> 00:34:32,403
‫اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه،

417
00:34:32,487 --> 00:34:34,697
‫همه‌ی خدمتکار‌ها
‫تا فردا شب می‌میرن.

418
00:34:35,364 --> 00:34:37,075
‫من به کمکِ علیاحضرت‌ها نیاز دارم.

419
00:34:40,453 --> 00:34:41,537
‫متأسفم.

420
00:34:43,623 --> 00:34:45,708
‫اگه اوضاع خراب شد،

421
00:34:45,792 --> 00:34:46,918
‫بهش بگو این دستورِ من بود.

422
00:34:48,044 --> 00:34:50,880
‫من مادرِ قانونیشم.
‫اون تا جایی پیش نمیره که من رو بکشه.

423
00:34:50,963 --> 00:34:52,131
‫بذار دستورِ من باشه.

424
00:34:54,030 --> 00:34:56,886
‫من از روی حسادتِ کورکورانه
‫دستور دادم که اون زن‌ها رو بیرون کنن.

425
00:34:58,971 --> 00:35:00,640
‫من فقط در ظاهر زنِ اونم،

426
00:35:00,723 --> 00:35:02,475
‫اما اون من رو طرد نمی‌کنه.

427
00:35:03,768 --> 00:35:05,264
‫علیاحضرت.

428
00:35:07,814 --> 00:35:09,107
‫لطفاً الان برید.

429
00:35:09,190 --> 00:35:11,692
‫شما باید اون زن‌ها رو نجات بدین.

430
00:35:19,367 --> 00:35:22,370
‫می‌خوام پنهانی لباس‌های
‫خواجه‌ها و بانوانِ دربار رو برام گیر بیاری.

431
00:35:22,453 --> 00:35:23,955
‫بله، عالیجناب.

432
00:35:30,795 --> 00:35:32,088
‫کاری رو که گفتم انجام بده.

433
00:35:50,148 --> 00:35:53,151
‫شما الان کی هستین؟

434
00:35:54,735 --> 00:35:56,487
‫متأسفانه، هنوز خودمم.

435
00:35:57,864 --> 00:35:59,740
‫عالیجناب، لطفاً اینجا بشینین.

436
00:36:01,617 --> 00:36:03,452
‫یه موضوعِ مهمی رو باید بهتون بگم.

437
00:36:05,997 --> 00:36:08,875
‫چرا نمی‌ریم ماه رو ببینیم؟
‫دفعه‌ی پیش نتونستیم ببینیمش.

438
00:36:58,341 --> 00:36:59,524
‫از اینجا برو بیرون.

439
00:37:03,638 --> 00:37:05,034
‫من اومدم کمکت کنم.

440
00:37:53,938 --> 00:37:56,770
‫من تا همین‌جا می‌تونستم بیام.
به سلامت فرار کنید

441
00:37:59,026 --> 00:38:00,069
‫بیا بریم.

442
00:38:24,093 --> 00:38:26,304
‫خدمتکار‌ها کجان؟

443
00:38:27,221 --> 00:38:29,098
‫ما داریم می‌ریم
‫به ویلای شخصیِ عالیجناب.

444
00:38:33,644 --> 00:38:36,105
‫مزاحم! دروازه‌های قصر رو ببندین!

445
00:38:44,196 --> 00:38:45,948
‫اگه ممکنه سعی کنین تو قصر بمونین.

446
00:38:50,953 --> 00:38:53,247
‫من پیغام رو دریافت کردم. چی شده...

447
00:38:53,706 --> 00:38:55,750
‫- شمشیر؟ برای چی...
‫- تو راه برات توضیح میدم.

448
00:39:08,054 --> 00:39:09,488
‫من باید اینجا متوقف بشم.

449
00:39:09,513 --> 00:39:10,848
‫لطفاً مراقبِ خودت باش.

450
00:39:10,931 --> 00:39:12,224
‫طبیب هانگ.

451
00:39:16,187 --> 00:39:17,772
‫ببخشید دیر کردم.

452
00:39:20,524 --> 00:39:21,747
‫بیا بریم.

453
00:39:27,615 --> 00:39:29,283
‫هیچ اثری ازشون نیست.

454
00:39:33,537 --> 00:39:36,540
‫اگه این یه نقشه‌ی از پیش تعیین‌شده باشه،
‫احتمالاً تا الان از پایتخت خارج شدن.

455
00:39:38,501 --> 00:39:40,503
‫- ما می‌ریم به بندر.
‫- بله، اعلیحضرت.

456
00:39:53,599 --> 00:39:55,434
‫- راه رو باز کنین!
‫- بله، قربان!

457
00:39:56,018 --> 00:39:57,228
‫حرکت کنین!

458
00:40:05,361 --> 00:40:09,073
‫اعلیحضرت، من شین هه‌ریم هستم،
‫برادرزاده‌ی ملکه‌ی همسر.

459
00:40:09,156 --> 00:40:11,867
‫من اعلیحضرت رو تو مراسمِ عروسی‌تون دیدم.

460
00:40:12,910 --> 00:40:14,787
‫بله، یادمه.

461
00:40:16,831 --> 00:40:19,291
‫امروز اومدم بیرون تا ماه رو تماشا کنم.

462
00:40:19,375 --> 00:40:22,753
‫می‌تونم بپرسم شما کجا تشریف می‌برین،
‫اعلیحضرت؟

463
00:40:25,005 --> 00:40:27,716
‫اوه، خدای من. احتمالاً نورِ زیبای ماه
‫حواسم رو پرت کرده بود.

464
00:40:28,509 --> 00:40:31,137
‫دارین چی کار می‌کنین؟ اعلیحضرت اینجان!

465
00:40:31,941 --> 00:40:33,139
‫اعلیحضرت؟

466
00:40:33,222 --> 00:40:34,723
‫اعلیحضرت!

467
00:40:35,558 --> 00:40:37,977
‫اعلیحضرت!

468
00:40:43,858 --> 00:40:45,359
‫فوراً راه رو باز کنین!

469
00:41:18,559 --> 00:41:19,643
‫طبیب هانگ!

470
00:41:32,698 --> 00:41:33,947
‫بشین پایین.

471
00:41:50,297 --> 00:41:51,509
‫به من گوش بدین.

472
00:41:51,592 --> 00:41:54,803
‫قایق تا زمانی که همه‌تون سوار نشین
‫حرکت نمی‌کنه.

473
00:41:54,887 --> 00:41:57,181
‫پس برای جونتون بدویین.
به پشت سرتون هم نگاه نکنین

474
00:42:02,853 --> 00:42:04,313
‫اون‌قدر می‌دوم تا بیفتم.

475
00:42:04,396 --> 00:42:06,357
‫اگه دستگیر بشم، به هر حال می‌میرم.

476
00:42:06,440 --> 00:42:09,401
‫اگه نمی‌رفتم هم فردا
‫از بس راه می‌رفتم، می‌مُردم.

477
00:42:10,694 --> 00:42:13,864
‫پس همون بهتر که اینجا
‫مثل دیوونه‌ها بدوم و بمیرم.

478
00:42:15,991 --> 00:42:17,076
‫خیلی‌خب. یک.

479
00:42:19,453 --> 00:42:20,788
‫دو.

480
00:42:26,085 --> 00:42:27,169
‫سه.

481
00:42:51,277 --> 00:42:52,736
‫اونجا. شلیک کنین.

482
00:43:04,999 --> 00:43:06,208
‫متوقف‌شون کنین!

483
00:43:26,204 --> 00:43:27,378
‫عجله کن.

484
00:43:37,865 --> 00:43:39,081
‫یه ‌کمانداره!

485
00:43:39,106 --> 00:43:40,993
‫آرایش‌تون رو حفظ کنین!

486
00:43:41,076 --> 00:43:43,078
‫مراقبِ تیرهای کماندار باشین!

487
00:43:43,162 --> 00:43:44,204
‫بله، قربان!

488
00:43:46,832 --> 00:43:47,875
‫طبیب هانگ.

489
00:43:47,958 --> 00:43:49,251
‫اونجا.

490
00:44:06,602 --> 00:44:09,438
‫پس بالأخره مجبور شدی بیای.

491
00:44:18,822 --> 00:44:19,823
‫طبیب هانگ!

492
00:44:19,907 --> 00:44:21,075
‫زود باش! بدو!

493
00:44:21,158 --> 00:44:22,201
‫حالا!

494
00:44:25,287 --> 00:44:27,915
‫بدو! بدو بیا اینجا!

495
00:44:52,314 --> 00:44:53,440
‫تموم شد.

496
00:46:13,562 --> 00:46:16,165
‫به هر قیمتی شده جلوشون رو بگیرین،
‫حتی اگه به قیمتِ کشتن‌شون باشه!

497
00:46:16,190 --> 00:46:18,525
‫همه‌شون رو بکشین!

498
00:46:26,909 --> 00:46:28,192
‫اعلیحضرت.

499
00:46:34,917 --> 00:46:37,294
‫"اگه اون زن‌ها رو تعقیب کنین،

500
00:46:37,377 --> 00:46:40,797
‫تیرِ بعدی قلبتون رو می‌شکافه."

501
00:46:46,553 --> 00:46:48,472
‫چطور از این فاصله هدف گرفته؟

502
00:46:53,977 --> 00:46:55,771
‫این همون قاتلِ اون روزه.

503
00:47:20,546 --> 00:47:22,673
‫اگه الان بری،
‫حداقل جونِ خودت رو نجات میدی.

504
00:47:47,197 --> 00:47:48,490
‫لطفاً فرار کن.

505
00:47:55,455 --> 00:47:56,707
‫من رو به حالِ خودم بذار.

506
00:47:57,499 --> 00:47:59,543
‫من برای جونم التماس نمی‌کنم.

507
00:47:59,626 --> 00:48:01,044
‫من کسی‌ام که التماس می‌کنه.

508
00:48:02,379 --> 00:48:04,381
‫من از نیتِ خوبت ممنونم،

509
00:48:05,674 --> 00:48:07,342
‫اما دلیلی برای فرار کردن ندارم.

510
00:48:07,426 --> 00:48:09,511
‫می‌خوای مثل یه سگ اینجا بمیری؟

511
00:48:09,595 --> 00:48:11,430
‫مثل یه آدمِ پست و بی‌ارزش؟

512
00:48:23,108 --> 00:48:24,735
‫به سونگ-جه بگو که

513
00:48:25,319 --> 00:48:26,903
‫من...

514
00:48:28,447 --> 00:48:29,823
‫به زودی برمی‌گردم.

515
00:48:57,225 --> 00:48:59,853
‫تو تمامِ چوسان،
‫فقط یه نفر هست که می‌خواد شما رو تختِ سلطنت باشین!

516
00:48:59,936 --> 00:49:01,938
‫اون منم!

517
00:49:36,306 --> 00:49:37,474
‫منشیِ ارشد رو...

518
00:49:38,725 --> 00:49:40,185
‫بیارین اینجا.

519
00:49:53,115 --> 00:49:55,075
‫عالیجناب گفتن
‫فقط برای یه مدتِ کوتاهه.

520
00:49:55,158 --> 00:49:56,660
‫نگران نباشین.

521
00:49:56,743 --> 00:49:57,953
‫ممکنه کلِ چوسان رو بگردن،

522
00:49:58,036 --> 00:50:00,205
‫اما اینجا آخرین جایی‌ـه
که به ذهن‌شون می‌رسه

523
00:50:00,288 --> 00:50:03,500
‫یه خدمتکار به اسم نو-ئول با ما بود،
‫اما جا موند.

524
00:50:04,167 --> 00:50:05,752
‫ما نمی‌دونیم زنده‌ست یا نه.

525
00:50:07,379 --> 00:50:08,588
‫برو دنبالش بگرد.

526
00:50:08,672 --> 00:50:09,840
‫بله، عالیجناب.

527
00:50:11,633 --> 00:50:12,759
‫منظورم اینه که، بله، حتماً.

528
00:50:13,135 --> 00:50:14,720
‫خیلی ممنونم.

529
00:50:14,803 --> 00:50:17,180
‫ممنونم. ممنونم.

530
00:50:21,268 --> 00:50:23,770
‫از اونجایی که خدمتکار‌ها
‫غیب‌شون زده،

531
00:50:23,854 --> 00:50:25,439
‫شنیدم که تحقیقات متوقف شده.

532
00:50:25,522 --> 00:50:28,817
‫احتمالاً اصلاً به ذهن‌شون هم خطور نمی‌کنه

533
00:50:28,900 --> 00:50:30,652
‫که شاهزاده‌ی بزرگ
‫به اون‌ها کمک کرده باشه.

534
00:50:33,321 --> 00:50:34,448
‫ممنون.

535
00:50:34,990 --> 00:50:37,033
‫لذت‌بخش‌ترین شب
‫برای تماشایِ ماه نبود.

536
00:50:39,661 --> 00:50:41,288
‫من فقط خیلی هیجان‌زده بودم

537
00:50:41,705 --> 00:50:44,374
‫که می‌تونستم به عنوانِ یه زن
‫کاری براشون انجام بدم.

538
00:50:50,756 --> 00:50:54,134
‫عالیجناب یه بار اینجا بهم گفتن

539
00:50:54,760 --> 00:50:57,554
‫که یه زنی هست
‫که هرگز نمی‌تونن فراموشش کنن.

540
00:50:58,722 --> 00:50:59,931
‫همیشه برام سوال بود

541
00:51:00,432 --> 00:51:03,435
‫چطور یه نفر می‌تونه این‌قدر عمیق

542
00:51:04,436 --> 00:51:05,854
‫تو قلبِ یه مرد حک بشه.

543
00:51:08,064 --> 00:51:09,399
‫اما فکر کنم الان می‌دونم.

544
00:51:14,279 --> 00:51:16,615
‫به خاطر اینه که اون زن تویی، اون-جو.

545
00:51:20,285 --> 00:51:22,537
‫الان عالیجناب اونجان، درسته؟

546
00:51:23,455 --> 00:51:24,539
‫این فقط یه ظاهرِ بیرونی‌ـه.

547
00:51:26,291 --> 00:51:28,627
‫آیا منم باید بگم "دیگه از رسمی حرف زدن خبری نیست"؟

548
00:51:28,710 --> 00:51:30,003
‫شما عالیجناب هستین.

549
00:51:31,171 --> 00:51:33,715
‫هر کی که این کار رو کرده، روح یا اسطوره،

550
00:51:33,799 --> 00:51:36,843
‫برام عجیبه که چرا شما رو
به این سرنوشت گره زده

551
00:51:38,929 --> 00:51:41,389
‫اون شب هم
‫همین سوال رو از خودم پرسیدم.

552
00:51:49,606 --> 00:51:52,150
‫هر بار که
‫جونم تو خطر بود این اتفاق می‌افتاد.

553
00:51:53,235 --> 00:51:55,946
‫آیا این به این معنیه که،
‫اگه قرار باشه به بدن‌های خودمون برگردیم،

554
00:51:56,029 --> 00:51:57,906
‫یکی از ما دوباره باید
‫تو خطر بیفته؟

555
00:51:57,989 --> 00:52:00,242
‫فعلاً که فقط یه فرضیه‌ست.

556
00:52:02,077 --> 00:52:03,328
‫حداقل برای الان.

557
00:52:14,548 --> 00:52:16,007
‫یه شب،

558
00:52:16,967 --> 00:52:19,469
‫دنبالِ جوابی می‌گشتم

559
00:52:20,720 --> 00:52:22,430
‫که چرا روح‌های ما باید جابه‌جا می‌شدن.

560
00:52:23,098 --> 00:52:24,808
‫اگه دلیلش اینه،

561
00:52:24,891 --> 00:52:26,101
‫پس چرا باید ما...

562
00:52:27,602 --> 00:52:29,312
‫شاید همون موقع هم می‌دونستم.

563
00:53:18,862 --> 00:53:20,405
‫هنوزم همون احساس رو داری؟

564
00:53:21,531 --> 00:53:23,116
‫- منظورت چیه؟
‫- درباره‌ی اون‌ها و...

565
00:53:23,199 --> 00:53:24,451
‫نه.

566
00:53:25,160 --> 00:53:26,870
‫جوابِ من عوض نشده.

567
00:53:28,204 --> 00:53:29,247
‫من دیگه باید برم.

568
00:53:32,584 --> 00:53:34,002
‫چرا نمی‌خوای باهام روراست باشی؟

569
00:53:35,003 --> 00:53:36,755
‫تو فقط داری فرار می‌کنی

570
00:53:37,422 --> 00:53:38,691
‫از دستِ دنیا.

571
00:53:39,424 --> 00:53:40,508
‫فقط باهام روراست باش.

572
00:53:40,592 --> 00:53:42,385
‫داری ازم دوری می‌کنی الان.

573
00:53:44,429 --> 00:53:45,559
‫چون ترسیدی.

574
00:53:46,097 --> 00:53:47,223
‫چون ترسیدی.

575
00:54:00,820 --> 00:54:02,364
‫حق با توئه، من می‌ترسم.

576
00:54:03,114 --> 00:54:04,790
‫می‌ترسم که از دستت بدم.

577
00:54:08,370 --> 00:54:09,997
‫حتی همین الان هم،

578
00:54:10,497 --> 00:54:12,582
‫قصر هر روز پر از صدای موسیقی‌ـه.

579
00:54:13,875 --> 00:54:15,126
‫در گذشته،

580
00:54:15,919 --> 00:54:20,173
‫وقتی بقیه می‌گفتن که دنیا
‫نسبت به رنجِ ما بی‌تفاوته،

581
00:54:20,799 --> 00:54:23,009
‫من به این امیدِ ضعیف چنگ می‌زدم که

582
00:54:23,034 --> 00:54:25,637
‫اون‌هایی که اون بالا تو قصرن
حتماً دارن یه کاری می‌کنن

583
00:54:25,720 --> 00:54:27,889
‫تا دنیا رو جای بهتری کنن.

584
00:54:28,890 --> 00:54:30,784
‫اما حالا می‌دونم که اشتباه می‌کردم،

585
00:54:30,809 --> 00:54:32,394
‫حالا که زندگیِ تو رو تجربه کردم.

586
00:54:34,562 --> 00:54:36,356
‫این دنیا نبود که بی‌تفاوت بود.

587
00:54:37,440 --> 00:54:38,525
‫اون...

588
00:54:40,568 --> 00:54:42,278
‫مردی بود که رو تختِ سلطنت نشسته بود.

589
00:54:45,615 --> 00:54:47,701
‫حالا، تو...

590
00:54:47,784 --> 00:54:50,161
‫دقیقاً همون چیزهایی رو می‌دونی که آرزو می‌کردم
‫درباره‌ی زندگیم نمی‌دونستی.

591
00:54:53,665 --> 00:54:55,917
‫تو هم زندگیِ من رو تجربه کردی،
‫پس باید بدونی

592
00:54:56,001 --> 00:54:57,460
‫که تو همچین دنیایی،

593
00:54:57,961 --> 00:55:00,213
‫من چاره‌ای ندارم جز اینکه مثل یه دزد زندگی کنم.

594
00:55:01,840 --> 00:55:02,841
‫نه.

595
00:55:04,426 --> 00:55:06,589
‫دوباره اشتباه می‌کنی، هانگ اون-جو.

596
00:55:12,726 --> 00:55:13,893
‫من...

597
00:55:17,230 --> 00:55:18,398
‫من...

598
00:55:26,322 --> 00:55:28,283
‫من هرگز نمی‌ذارم تو مثل یه دزد زندگی کنی.

599
00:56:03,193 --> 00:56:04,277
‫تصمیمت رو گرفتی؟

600
00:56:06,279 --> 00:56:07,655
‫من دنیایی می‌سازم...

601
00:56:09,908 --> 00:56:12,786
‫که توش مجبور نباشم

602
00:56:13,369 --> 00:56:14,496
‫مثل یه دزد زندگی کنم.

603
00:56:34,349 --> 00:56:37,560
‫مشاورِ ایالتیِ چپ،
‫ایم سا-هیونگ، وارد می‌شوند.

604
00:57:00,416 --> 00:57:01,572
‫عالیجناب،

605
00:57:01,923 --> 00:57:05,004
‫امروز یه مهمانیِ پذیرایی از فرستادگان
‫توسط بستگانِ سلطنتی برگزار می‌شه.

606
00:57:07,423 --> 00:57:08,675
‫درسته.

607
00:57:15,473 --> 00:57:16,641
‫خیلی دوره.

608
00:57:17,058 --> 00:57:19,519
‫اون‌ها ضیافت رو تو یه جایی با
‫منظره‌ی زیبا برگزار می‌کنن.

609
00:57:32,031 --> 00:57:34,242
‫بستگانِ سلطنتی هنوز نرسیدن؟

610
00:57:34,868 --> 00:57:35,994
‫همه‌شون رسیدن.

611
00:58:08,818 --> 00:58:09,944
‫امکان نداره...

612
00:58:32,425 --> 00:58:33,676
‫نه.

613
00:58:38,181 --> 00:58:39,557
‫یه شب،

614
00:58:39,641 --> 00:58:41,684
‫من دنبالِ یه جوابی می‌گشتم

615
00:58:41,768 --> 00:58:43,353
‫که چرا روح‌های ما باید جابه‌جا می‌شدن.

616
00:58:45,939 --> 00:58:47,774
‫شاید همون موقع هم می‌دونستم.

617
00:58:48,608 --> 00:58:50,235
‫از وقتی که روح‌هامون جابه‌جا شدن،

618
00:58:50,777 --> 00:58:52,278
‫شاید می‌دونستم که...

619
00:58:52,362 --> 00:58:55,365
‫چهره‌ی بی‌متانتش رو ببین،
‫دقیقاً مثل پدرتی.

620
00:58:59,410 --> 00:59:00,954
‫...مبارزه در برابرِ سختی‌هات...

621
00:59:01,329 --> 00:59:02,539
‫ممنون.

622
00:59:02,914 --> 00:59:04,541
‫ممنون!

623
00:59:04,624 --> 00:59:05,875
‫بایست!

624
00:59:08,503 --> 00:59:10,088
‫...محافظت از مردمت،

625
00:59:17,053 --> 00:59:19,556
‫و به دوش کشیدنِ بارِ دنیا
‫سرنوشتی بود که پیشِ روی من قرار داده شده بود.

626
00:59:21,891 --> 00:59:24,143
‫شاید اینم می‌دونستم که یه روزی،

627
00:59:26,354 --> 00:59:28,189
‫من برای تو هم می‌میرم.

628
00:59:32,986 --> 00:59:34,742
‫و اگه این سرنوشتِ منه،

629
00:59:36,364 --> 00:59:37,574
‫من با کمالِ میل می‌پذیرمش.

630
01:00:11,628 --> 01:00:16,421
[برای دزد عزیزم]

631
01:00:16,446 --> 01:00:18,114
‫تو اینجایی؟
[آنچه خواهید دید]

632
01:00:18,197 --> 01:00:19,824
‫اگه می‌تونی صدام رو بشنوی، جوابم رو بده!

633
01:00:19,907 --> 01:00:21,242
‫خواهش می‌کنم!

634
01:00:21,868 --> 01:00:23,119
‫زیاد نخواب.

635
01:00:26,372 --> 01:00:27,457
‫تبریک می‌گم.

636
01:00:27,540 --> 01:00:29,709
‫از اونجایی که قراره به عنوانِ منشی ارشدِ سلطنتی
‫جانشینِ پدر بشم،

637
01:00:29,792 --> 01:00:32,670
‫دوست دارم کارم رو
‫با لباس‌های درباریِ پدر شروع کنم.

638
01:00:32,754 --> 01:00:33,838
‫این یه فرمانِ سلطنتی‌ـه.

639
01:00:33,921 --> 01:00:35,840
‫هر کسی که گیل-دونگ رو دید

640
01:00:35,923 --> 01:00:38,468
‫باید درجا بکشتش.

641
01:00:38,551 --> 01:00:41,888
‫عالیجناب و من
‫دیگه از یه چیزِ مشترک محافظت نمی‌کنیم.

642
01:00:41,971 --> 01:00:43,389
‫تلاش‌تون رو بکنین.

643
01:00:43,473 --> 01:00:45,725
‫چیزی که من ازش محافظت می‌کنم
هرگز تغییر نکرده

644
01:00:56,486 --> 01:00:59,773
[برای دزد عزیزم]

