﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,053
.

2
00:00:21,312 --> 00:00:23,648
‫در طول عمرم،

3
00:00:24,149 --> 00:00:27,527
‫جاهای فوق‌العاده‌ی
‫زیادی رو دیدم.

4
00:00:31,448 --> 00:00:34,701
‫موجودات شگفت‌انگیز
‫زیادی رو دیدم...

5
00:00:37,412 --> 00:00:38,872
‫اما ‫بعضی‌هاشون هستن

6
00:00:38,955 --> 00:00:42,751
‫که حس می‌کنم ارتباط خیلی
‫عمیقی باهاشون دارم.

7
00:00:52,302 --> 00:00:54,846
‫اون‌ها قدرت و
‫نیرویی دارن...

8
00:00:57,015 --> 00:00:59,559
‫که ‫خیلی از ما بیشتره.

9
00:01:02,103 --> 00:01:03,438
‫اما وقتی بهشون
‫نگاه می‌کنم،

10
00:01:03,938 --> 00:01:07,984
‫اندازه و قدرتشون نیست که من
‫رو غرق شگفتی می‌کنه.

11
00:01:09,277 --> 00:01:14,074
‫این هوش و آگاهیه که توی
‫چشم‌هاشون می‌بینم

12
00:01:14,574 --> 00:01:16,951
‫وقتی که به من
‫نگاه می‌کنن.

13
00:01:23,875 --> 00:01:28,254
‫اون‌ها من رو پر از یه حس عجیب
‫از شگفتی می‌کنن

14
00:01:29,047 --> 00:01:30,381
‫و ترس.

15
00:01:36,054 --> 00:01:38,681
‫اما نه ترس
‫از اون‌ها.

16
00:01:41,017 --> 00:01:46,231
‫این ترس که من، ما،
‫ممکنه چیزی رو جا انداخته باشیم.

17
00:01:47,023 --> 00:01:49,192
‫یه چیز مهم.

18
00:01:50,652 --> 00:01:54,489
‫یه درک عمیق‌تر از اینکه
‫چی و کی هستن...

19
00:01:57,242 --> 00:02:00,245
‫...و این ممکنه برای ما
‫چه معنی‌ای داشته باشه.

20
00:02:01,062 --> 00:02:10,447
[داستان یک گوریل]
[به روایتِ دیوید آتنبورو]

21
00:02:12,423 --> 00:02:14,777
[زندگی روی زمین]

22
00:02:18,429 --> 00:02:22,725
‫اولین باری که گوریل‌های
‫کوهی رو دیدم یادمه.

23
00:02:27,689 --> 00:02:31,317
‫"دوشنبه 9 ژانویه 1978."

24
00:02:33,862 --> 00:02:37,740
‫"مخروط‌های بی‌نقص آتشفشان‌های
‫ویرونگا در پیش رومون."

25
00:02:37,765 --> 00:02:40,029
[رواندا، آفریقای شرقی]

26
00:02:43,746 --> 00:02:47,709
‫"پیاده‌روی یک و نیم ساعته به بالای
‫کوه رو شروع می‌کنیم."

27
00:02:49,502 --> 00:02:55,592
‫"آروم‌آروم، بوته‌زارهای معمولی به جنگل‌های
‫بارانی مرتفع تبدیل می‌شن."

28
00:03:01,639 --> 00:03:05,226
‫"درخت‌هایی با شاخه‌های بلند که پر از
‫بالشتک‌های گیاهان هوازی هستن."

29
00:03:07,729 --> 00:03:10,023
‫"سرخس‌های سبز با
‫برگ‌های روبان‌مانند

30
00:03:10,106 --> 00:03:13,693
‫با خزه‌های اسپانیایی کم‌رنگ و
‫پراکنده در همه‌جا."

31
00:03:22,035 --> 00:03:26,164
‫"یه گروه از ماده‌ها و جوون‌ترها رو توی یه محوطه‌ی
‫باز کوچیک پیدا کردیم،

32
00:03:27,749 --> 00:03:30,960
‫و، در کمال تعجبم،
‫بهم اجازه دادن که نزدیک بشم."

33
00:03:40,720 --> 00:03:43,097
‫"این کار ممکن نبود

34
00:03:43,181 --> 00:03:46,893
‫بدون کارهای پیشگامانه‌ی دایان فوسی."

35
00:03:49,270 --> 00:03:52,065
‫"اون بین گوریل‌ها
‫زندگی می‌کرد،

36
00:03:54,025 --> 00:03:58,071
‫و جزئیات دقیق زندگی‌شون
‫رو مطالعه می‌کرد."

37
00:04:00,990 --> 00:04:04,827
‫چون ما همون‌طوری که دایان بهمون
‫گفته بود، عمل کردیم،

38
00:04:04,911 --> 00:04:07,789
‫اون‌ها هم ما رو با همون
‫شرایط پذیرفتن.

39
00:04:09,332 --> 00:04:12,710
‫"مجبور شدم مکث کنم و یه خرناس از
‫ته گلو در بیارم."

40
00:04:12,794 --> 00:04:15,922
‫"صدای اطمینان‌بخشی که معنیش
‫اینه: «من این‌جام.»"

41
00:04:21,469 --> 00:04:25,139
‫بینایی‌شون، شنوایی‌شون،
‫حس بویایی‌شون...

42
00:04:25,974 --> 00:04:27,433
‫اون‌قدر به ما شبیه‌ـه

43
00:04:27,517 --> 00:04:31,646
‫که ما دنیا رو همون‌طوری می‌بینیم
‫که اون‌ها می‌بینن.

44
00:04:33,648 --> 00:04:37,527
‫پس، اگه امکانی برای فرار از شرایط
‫انسانی وجود داشت

45
00:04:37,610 --> 00:04:42,949
‫و زندگی خیالی توی دنیای
‫یه موجود دیگه،

46
00:04:43,533 --> 00:04:45,285
‫اون حتماً با یه گوریل‌ـه.

47
00:04:50,999 --> 00:04:53,042
‫چیزی که اون‌جا نمی‌گم،

48
00:04:53,126 --> 00:04:54,627
...‫اینه که

49
00:04:54,711 --> 00:05:00,466
‫قرار نبود این یه فیلم از ملاقات
‫مستقیم با گوریل‌ها باشه.

50
00:05:00,550 --> 00:05:03,511
هدف از اون سکانس‏.‏‏.‏‏.‏

51
00:05:03,594 --> 00:05:05,805
‫اهمیت انگشت شست و
‫اشاره بود...

52
00:05:05,888 --> 00:05:07,640
‫انگشت شست و اشاره‌ی در
‫تقابل با هم.

53
00:05:10,143 --> 00:05:12,895
‫فکر نمی‌کردیم قرار باشه باهاشون
‫تماس داشته باشیم.

54
00:05:12,979 --> 00:05:15,440
‫فقط می‌خواستیم اون‌جا بشینیم و
‫در موردشون حرف بزنیم.

55
00:05:17,567 --> 00:05:20,987
‫برگشتم. اون‌ها روی زمین دراز کشیده بودن. برگشتم
‫تا دوباره به دوربین نگاه کنم.

56
00:05:21,070 --> 00:05:23,865
‫یه وزنی رو روی پاهام
‫حس کردم.

57
00:05:24,365 --> 00:05:26,951
‫و به پایین نگاه کردم.
‫پابلو کوچولو اون‌جا بود.

58
00:05:28,538 --> 00:05:33,894
‫[پابلو‏،‏ 3 ساله]

59
00:05:33,958 --> 00:05:37,170
‫نمی‌تونستم در مورد تکامل انگشت
‫شست و اشاره حرف بزنم.

60
00:05:37,253 --> 00:05:39,464
‫فقط تکیه دادم و گذاشتم
‫اتفاق بیفته.

61
00:05:58,191 --> 00:06:00,443
‫به این موجود کوچولوی
‫دوست‌داشتنی نگاه کنین.

62
00:06:00,526 --> 00:06:03,279
‫منظورم اینه که کاملاً جذابه.
‫دلت می‌خواد بغلش کنی.

63
00:06:03,780 --> 00:06:05,990
فقط‏.‏‏.‏‏.‏ فقط‏.‏‏.‏‏.‏

64
00:06:06,491 --> 00:06:08,117
‫فقط یه لذت خالصه، واقعاً.

65
00:06:12,997 --> 00:06:15,875
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن اون
‫مهم‌ترین سکانس

66
00:06:15,958 --> 00:06:17,251
‫توی اون مجموعه بود.

67
00:06:17,960 --> 00:06:22,590
‫اگه نگیم در کل زندگی
‫فیلمبرداری‌شده‌ی من.

68
00:06:24,217 --> 00:06:29,180
‫معنی و درک متقابل بیشتری

69
00:06:29,263 --> 00:06:33,017
‫توی رد و بدل کردن یه نگاه با
‫یه گوریل وجود داره

70
00:06:34,219 --> 00:06:36,229
‫تا هر حیوون دیگه‌ای
‫که می‌شناسم.

71
00:06:39,023 --> 00:06:43,736
‫اون موقع اصلاً نمی‌دونستم پابلو چه زندگی
‫شگفت‌انگیزی خواهد داشت...

72
00:06:46,114 --> 00:06:48,991
‫یا چه میراثی از خودش
‫به جا می‌ذاره.

73
00:06:52,078 --> 00:06:55,748
‫حالا این شانس رو دارم که داستان
‫پابلو رو تعریف کنم

74
00:06:55,832 --> 00:06:57,792
‫و همین‌طور داستان
‫نوادگانش رو

75
00:06:57,875 --> 00:07:02,004
‫که هنوز توی اون دامنه‌های کوه
‫ویرونگا زندگی می‌کنن.

76
00:07:13,599 --> 00:07:15,768
تقریباً‌ پنجاه سال بعد‏،‏

77
00:07:15,852 --> 00:07:20,181
‫این خانواده ‌از گوریل‌ها، که حالا به عنوان
‫گروه پابلو شناخته می‌شن،

78
00:07:20,231 --> 00:07:22,984
‫توی نقطه‌ی عطفی از
‫داستان‌شون هستن.

79
00:07:36,205 --> 00:07:41,544
‫گوریل پشت‌نقره‌ای غالب و
‫رهبر گروه، گیچوراسی‌ـه.

80
00:07:41,569 --> 00:07:44,016
[گیچوراسی، 27 ساله]

81
00:07:55,808 --> 00:08:00,021
‫اون یکی از پیرترین و
‫باتجربه‌ترین گوریل‌های

82
00:08:00,104 --> 00:08:01,564
‫روی این کوهه.

83
00:08:07,445 --> 00:08:13,361
‫و گروه پابلو تحت رهبری اون از
‫یه دوره ثبات لذت برده.

84
00:08:19,207 --> 00:08:24,712
‫این ثبات، تا حدودی،
‫به خاطر مهم‌ترین متحدشه.

85
00:08:29,008 --> 00:08:31,928
‫تتا، ‫ماده‌ی غالبه.

86
00:08:31,953 --> 00:08:35,763
[تتا، 13 ساله]

87
00:08:40,937 --> 00:08:43,356
‫تتا احترام ‫گروه رو داره،

88
00:08:43,856 --> 00:08:45,775
‫و اون‌ها ازش پیروی ‫می‌کنن.

89
00:08:54,283 --> 00:08:56,536
‫تتا و گیچوراسی...

90
00:08:57,453 --> 00:09:00,289
‫یه پیوند منحصربه‌فرد
‫با هم دارن.

91
00:09:09,507 --> 00:09:11,968
‫با حضور اون ‫در کنارش،

92
00:09:12,051 --> 00:09:16,556
‫اون تونسته قدرت رو برای پنج
‫سال طولانی حفظ کنه.

93
00:09:37,743 --> 00:09:41,872
‫اون‌ها قلب این خانواده
‫از گوریل‌ها هستن.

94
00:09:55,678 --> 00:10:00,975
‫اما گیچوراسی حالا خیلی از اوج
‫فیزیکی خودش فاصله گرفته.

95
00:10:03,686 --> 00:10:06,606
‫و بقیه توی صف
‫منتظرن.

96
00:10:11,402 --> 00:10:12,820
‫اوبوزو...

97
00:10:12,845 --> 00:10:15,523
[اوبوزو، 17 ساله]

98
00:10:15,573 --> 00:10:18,075
‫یه پشت‌نقره‌ای آینده‌دار.

99
00:10:20,745 --> 00:10:21,996
‫خیلی بزرگ،

100
00:10:23,289 --> 00:10:24,707
‫خیلی قوی،

101
00:10:26,459 --> 00:10:29,253
‫با جاه‌طلبی‌های خودش.

102
00:10:33,633 --> 00:10:36,677
‫گیچوراسی داره قدرتش
‫رو از دست می‌ده...

103
00:10:40,681 --> 00:10:44,852
‫و اوبوزو می‌خواد رهبری
‫رو به دست بگیره.

104
00:11:08,959 --> 00:11:14,340
‫اما فعلاً،
‫تمام توجه گروه به بچه‌ی تتاست.

105
00:11:18,386 --> 00:11:20,221
‫درست مثل ما،

106
00:11:20,304 --> 00:11:23,808
‫یه نوزاد تازه‌متولدشده
‫منبع جذابیته.

107
00:11:34,151 --> 00:11:36,987
‫اما اون فقط
‫چند ماهشه،

108
00:11:37,571 --> 00:11:40,908
‫پس تتا باید اون رو از خطر
‫دور نگه داره،

109
00:11:42,076 --> 00:11:44,995
‫مخصوصاً وقتی که اوضاع
‫یه‌کم شلوغ‌پلوغ می‌شه.

110
00:12:00,886 --> 00:12:04,640
‫گوریل‌ها توی هر سنی که باشن، بازی
‫کردن رو دوست دارن.

111
00:12:13,357 --> 00:12:18,237
‫این بخش مهمی از ایجاد
‫و حفظ روابطه.

112
00:12:38,966 --> 00:12:43,387
‫اما اوبوزو علاقه‌ای
‫به بازی کردن نداره.

113
00:12:51,937 --> 00:12:55,900
‫همین الان،
‫تمام تمرکزش روی گیچوراسی‌ـه.

114
00:12:59,361 --> 00:13:05,284
‫اون از نر پیرتر بزرگ‌تر شده و سعی
‫می‌کنه اون رو بترسونه.

115
00:13:18,589 --> 00:13:22,968
‫اما رهبری یه گروه از گوریل‌ها فقط
‫به قدرت بدنی نیست...

116
00:13:26,514 --> 00:13:30,976
‫همون‌طوری که خودم اون‌همه سال
‫پیش توی رواندا دیدم.

117
00:13:37,691 --> 00:13:41,153
‫"پشت‌نقره‌ای غالب بتهوون‌ـه،
‫احتمالاً 30 سالشه."

118
00:13:45,037 --> 00:13:50,402
[بتهوون]

119
00:13:50,871 --> 00:13:53,123
‫"اون یه راه رفتن مغرورانه
‫و خشن داره."

120
00:13:54,458 --> 00:13:56,919
‫اون وارد می‌شه،
‫و یه حیوون خیلی بزرگه.

121
00:13:57,002 --> 00:13:59,421
‫می‌دونین، منظورم اینه...
‫در مقایسه با شما خیلی بزرگه.

122
00:13:59,505 --> 00:14:03,175
‫منظورم اینه، فقط یه ضربه از مُشتش
‫می‌تونه سرتون رو بشکافه.

123
00:14:06,053 --> 00:14:09,640
‫با این حال،
‫بتهوون یه روی دیگه هم داشت،

124
00:14:10,808 --> 00:14:12,393
‫و این برای من روشن شد

125
00:14:12,476 --> 00:14:15,312
‫از طریق رابطه‌اش با
‫پابلو کوچولو.

126
00:14:18,649 --> 00:14:22,903
‫مدت کوتاهی بعد از اینکه دیدمش،
‫مادرش ناپدید شد،

127
00:14:22,987 --> 00:14:26,448
‫و اون مجبور شد خودش روی پای
‫خودش بایسته.

128
00:14:32,037 --> 00:14:35,916
‫بدون حمایت مادرش،
‫یه گوریل هم‌سن پابلو

129
00:14:36,000 --> 00:14:38,043
‫برای زنده موندن
‫به مشکل می‌خورد.

130
00:14:39,211 --> 00:14:42,172
‫اما بعد یه اتفاق
‫قابل‌توجه افتاد.

131
00:14:42,256 --> 00:14:47,386
‫بتهوون، پشت‌نقره‌ای غول‌پیکر،
‫اون رو زیر پر و بال خودش گرفت.

132
00:14:53,851 --> 00:14:57,563
‫اون تمام تلاشش رو کرد تا مثل مادرش
‫ازش مراقبت کنه.

133
00:15:03,694 --> 00:15:06,864
‫و پابلو همیشه کنارش بود.

134
00:15:16,457 --> 00:15:17,541
‫اون تماشا می‌کرد.

135
00:15:22,212 --> 00:15:23,672
‫و یاد می‌گرفت.

136
00:15:30,429 --> 00:15:32,640
‫با وجود بتهوون به عنوان
‫یه چهره‌ی پدرانه،

137
00:15:34,516 --> 00:15:36,769
‫پابلو شروع به رشد کرد.

138
00:15:38,771 --> 00:15:43,525
‫این رابطه‌ای بود که زندگی پابلو رو
‫برای همیشه تغییر می‌داد.

139
00:15:53,661 --> 00:15:55,829
‫درست مثل همون گوریل‌هایی
‫که من دیدم،

140
00:15:58,123 --> 00:16:03,128
‫امروز هم شخصیت‌های متفاوت زیادی
‫توی گروه پابلو وجود دارن.

141
00:16:08,217 --> 00:16:12,554
‫و یکی هست که من رو یاد خود
‫پابلو می‌ندازه.

142
00:16:12,579 --> 00:16:16,016
[اوبی‏،‏ 2 ساله]

143
00:16:19,186 --> 00:16:21,271
‫نه تنها خیلی
‫شبیه‌شه،

144
00:16:22,731 --> 00:16:26,276
‫بلکه به نظر می‌رسه همون شجاعت و
‫کنجکاوی رو هم داره.

145
00:16:30,781 --> 00:16:36,245
‫اما اون شیفتگی خاصی به یه گوریل
‫به‌خصوص داره.

146
00:16:39,081 --> 00:16:40,407
‫ایمفورا.

147
00:16:40,457 --> 00:16:44,041
[ایمفورا، 14 ساله]

148
00:16:58,809 --> 00:17:01,812
‫ایمفورا توی
‫سن سختیه.

149
00:17:03,147 --> 00:17:05,774
‫اون در آستانه ‫بزرگسالیه،

150
00:17:05,858 --> 00:17:09,862
‫و پشتش داره نشونه‌هایی از نقره‌ای
‫شدن رو نشون می‌ده.

151
00:17:12,031 --> 00:17:14,575
‫اما ذهنش
‫هنوز جوونه.

152
00:17:30,799 --> 00:17:33,343
‫گوریل‌ها موجودات به‌شدت
‫اجتماعی‌ای هستن

153
00:17:33,427 --> 00:17:37,723
‫و توی شبکه‌ای از روابط
‫مختلف زندگی می‌کنن

154
00:17:38,223 --> 00:17:40,559
‫که کمک می‌کنه شکل بگیرن
‫که کی هستن

155
00:17:41,060 --> 00:17:43,395
‫و قراره کی بشن.

156
00:17:48,402 --> 00:17:53,864
‫کاملاً مشخصه که ایمفورا یه روی
‫بازیگوش و دلسوز داره.

157
00:17:55,991 --> 00:17:59,828
‫اما اندازه و قدرتش
‫براش تازگی دارن.

158
00:18:02,414 --> 00:18:05,334
‫و این از چشم بقیه دور نمونده.
[اوبوزو]

159
00:18:05,365 --> 00:18:08,232
[اوبوزو]

160
00:18:52,464 --> 00:18:57,219
‫ایمفورا به شدت توسط
‫اوبوزو زخمی شده.

161
00:19:00,055 --> 00:19:01,473
‫بی‌رحمانه
‫به نظر می‌رسه،

162
00:19:01,557 --> 00:19:05,352
‫اما هر گوریل پشت‌نقره‌ای
‫یه روی خشن هم داره.

163
00:19:08,897 --> 00:19:14,653
‫و برای اوبوزو طبیعیه که سعی کنه
‫رقیبش رو از بین ببره.

164
00:19:18,699 --> 00:19:21,368
‫اما ایمفورا
‫هنوز جوونه.

165
00:19:23,412 --> 00:19:26,165
‫و نمی‌دونست چطوری از
‫خودش دفاع کنه.

166
00:19:54,109 --> 00:19:57,321
‫گروه پابلو دارن
‫بیدار می‌شن.

167
00:20:07,748 --> 00:20:09,833
‫توی ارتفاع
‫3650 متری،

168
00:20:10,500 --> 00:20:13,837
‫این‌جا بالاترین نقطه‌ی پادشاهی
‫کوهستانی اون‌هاست.

169
00:20:46,620 --> 00:20:49,331
‫اوبوزو در ‫حال حرکته.

170
00:20:54,920 --> 00:20:58,507
‫پشت‌نقره‌ای‌های زیادی روی
‫این کوه‌ها حکومت کردن.

171
00:21:00,008 --> 00:21:03,720
‫حالا اوبوزو آماده‌ست
‫تا نوبتش رو بگیره.

172
00:21:24,449 --> 00:21:28,078
‫اما بقیه‌ی گروه هنوز
‫متقاعد نشدن،

173
00:21:29,246 --> 00:21:32,165
‫و عصبانیتش داره
‫بیشتر می‌شه.

174
00:21:42,092 --> 00:21:44,219
‫هدفش ترسوندن
‫اون‌ها نیست.

175
00:21:49,391 --> 00:21:52,811
‫اینه‌ که بهشون نشون بده چقدر
‫می‌تونه ترسناک باشه.

176
00:21:54,396 --> 00:21:58,233
‫اینکه به عنوان رهبرشون چقدر
‫می‌تونه توانا باشه.

177
00:22:03,071 --> 00:22:05,490
‫گیچوراسی داره
‫تماشا می‌کنه.

178
00:22:07,409 --> 00:22:10,996
‫اما به دلایلی،
‫هیچ واکنشی نشون نمی‌ده.

179
00:22:14,595 --> 00:22:18,832
[اوبوزو]

180
00:22:20,589 --> 00:22:23,133
‫وقتی به هر گوریلی
‫نگاه می‌کنین،

181
00:22:23,633 --> 00:22:28,513
‫نمی‌تونین تصور نکنین که دارن به چی فکر
‫می‌کنن یا چه حسی دارن.

182
00:22:30,849 --> 00:22:32,309
‫اینکه چی می‌خوان،

183
00:22:33,810 --> 00:22:36,104
‫یا قصد دارن چی‌کار کنن.

184
00:22:40,901 --> 00:22:43,403
‫اینکه مطمئن بشیم غیرممکنه.

185
00:22:46,406 --> 00:22:49,368
‫ما فقط می‌تونیم مشاهده کنیم
‫و شگفت‌زده بشیم.

186
00:22:53,914 --> 00:22:55,749
‫با این حال یه چیز قطعیه.

187
00:22:55,832 --> 00:22:57,501
‫با وجود جثه‌شون،

188
00:22:57,584 --> 00:23:00,921
‫گوریل‌ها موجودات پیچیده
‫و حساسی هستن.

189
00:23:01,819 --> 00:23:02,981
[تتا]

190
00:23:03,006 --> 00:23:04,466
‫هر کدومشون با هم فرق دارن
[تتا]

191
00:23:04,549 --> 00:23:06,968
‫و شخصیت منحصربه‌فرد خودشون رو دارن.
[گیچوراسی]

192
00:23:07,001 --> 00:23:07,869
[گیچوراسی]

193
00:23:08,540 --> 00:23:11,582
[اوبوزو]

194
00:23:13,308 --> 00:23:14,851
و مثل ما‏،‏

195
00:23:14,935 --> 00:23:18,146
‫توسط تمام تجربیات
‫زندگی‌شون شکل می‌گیرن.

196
00:23:18,230 --> 00:23:19,272
‫خوب...

197
00:23:20,440 --> 00:23:21,775
‫و بد.

198
00:23:40,961 --> 00:23:42,796
‫زخم‌های ایمفورا
‫دارن خوب می‌شن...

199
00:23:44,965 --> 00:23:47,217
‫اما اون داره از گروه
‫دور می‌مونه.

200
00:24:02,232 --> 00:24:03,567
‫توی این مرحله
‫از زندگی،

201
00:24:03,650 --> 00:24:07,779
‫گوریل‌های نر می‌تونن
‫خیلی منزوی بشن.

202
00:24:14,453 --> 00:24:18,248
‫و حتی خانواده‌های خودشون
‫هم باهاشون محتاط می‌شن.

203
00:24:18,273 --> 00:24:19,571
[اوبی]

204
00:24:28,049 --> 00:24:32,387
‫نرهای جوونی مثل ایمفورا بعضی وقت‌ها تصمیم
‫می‌گیرن گروهشون رو ترک کنن

205
00:24:32,471 --> 00:24:34,931
‫تا خانواده‌ی خودشون
‫رو تشکیل بدن.

206
00:24:36,933 --> 00:24:41,730
‫و بعضی وقت‌ها چاره‌ای جز رفتن
‫براشون باقی نمی‌مونه.

207
00:25:01,625 --> 00:25:05,420
‫گروه‌های دیگه‌ای هم
‫اون بیرون هستن.

208
00:25:05,504 --> 00:25:07,422
‫ایمفورا نمی‌تونه
‫اون‌ها رو ببینه،

209
00:25:08,965 --> 00:25:10,550
‫اما می‌تونه صداشون
‫رو بشنوه.

210
00:25:16,056 --> 00:25:21,436
‫و بعضی‌هاشون خیلی بزرگ‌تر و قدرتمندتر
‫از گروه پابلو هستن.

211
00:25:36,243 --> 00:25:40,497
‫با این تعداد زیاد و
‫این‌همه پشت‌نقره‌ای،

212
00:25:40,580 --> 00:25:43,458
‫بروز خشونت
‫خیلی رایج‌تره.

213
00:25:51,424 --> 00:25:55,053
‫گیر افتادن به تنهایی توسط یکی
‫از این گروه‌های بزرگ

214
00:25:55,136 --> 00:25:58,723
‫برای ایمفورا بی‌نهایت
‫خطرناک خواهد بود.

215
00:26:40,849 --> 00:26:44,561
‫اوبوزو به همراه بعضی از اعضای خانواده
‫داره دنبال غذا می‌گرده.

216
00:26:52,027 --> 00:26:56,740
‫محدوده‌ی گروه پابلو حدود
‫سه مایل مربعه...

217
00:26:59,242 --> 00:27:02,454
‫و شامل انواع مختلفی
‫از گیاهان می‌شه

218
00:27:02,537 --> 00:27:05,123
‫که بیشتر رژیم غذایی‌شون
‫رو تشکیل می‌دن.

219
00:27:12,297 --> 00:27:15,008
‫اما گوریل‌ها
‫فرصت‌طلب هستن.

220
00:27:25,101 --> 00:27:28,563
‫و اوبوزو به چیز
‫متفاوتی برخورده.

221
00:27:42,786 --> 00:27:44,496
‫مورچه‌ها.

222
00:27:47,332 --> 00:27:51,294
‫اما این‌ها مورچه‌های لشکری با
‫آرواره‌های قدرتمند هستن.

223
00:28:02,180 --> 00:28:03,848
‫و اون‌ها هم گاز ‫می‌گیرن.

224
00:28:31,918 --> 00:28:34,170
‫این هیجان بقیه رو
‫هم جذب می‌کنه.

225
00:28:56,818 --> 00:28:59,863
‫یکی از وظایف
‫یه پشت‌نقره‌ای غالب

226
00:28:59,946 --> 00:29:03,533
‫هدایت گروه به مناطق
‫تغذیه‌ی مناسبه...

227
00:29:13,334 --> 00:29:17,464
‫و مهم‌تر از اون، دور هم جمع کردن گروهه.
[اوبوزو]

228
00:29:25,722 --> 00:29:29,392
‫نفوذ اوبوزو در
‫حال افزایشه.

229
00:29:41,780 --> 00:29:45,492
‫پشت‌نقره‌ای‌ها به روش‌های پیچیده‌ای ارتباط برقرار می‌کنن...
[گیچوراسی]

230
00:29:47,619 --> 00:29:50,830
‫و زبان بدن نقش بزرگی ایفا می‌کنه.
[اوبوزو]

231
00:30:00,235 --> 00:30:03,406
[اوبوزو]

232
00:30:03,468 --> 00:30:07,931
‫اینکه کجا می‌شینی و چطور حرکت می‌کنی،
‫خیلی چیزها رو نشون می‌ده.

233
00:30:09,896 --> 00:30:11,703
[گیچوراسی]

234
00:30:19,234 --> 00:30:22,779
‫اوبوزو داره گیچوراسی
‫رو به چالش می‌کشه

235
00:30:22,862 --> 00:30:25,740
‫با حرکت مستقیم
‫به سمتش.

236
00:30:27,659 --> 00:30:31,746
‫به عنوان رهبر گروه، گیچوراسی
‫باید اون رو فراری بده.

237
00:30:33,540 --> 00:30:35,124
‫اما اون هیچ
‫کاری نمی‌کنه.

238
00:30:39,462 --> 00:30:42,090
‫تتا با دقت
‫نگاه می‌کنه.

239
00:30:49,639 --> 00:30:54,394
‫درگیری بین پشت‌نقره‌ای‌ها می‌تونه
‫خیلی زود بالا بگیره.

240
00:30:58,690 --> 00:31:01,526
‫اوبوزو حمله می‌کنه.

241
00:31:15,915 --> 00:31:19,961
‫پشت‌نقره‌ای‌ها بیشتر از دو برابر
‫یه مرد بالغ هستن.

242
00:31:25,049 --> 00:31:27,343
‫اون‌ها خیلی قوی‌ترن.

243
00:31:35,393 --> 00:31:38,229
‫و دعوا می‌تونه به مرگ
‫ختم بشه.

244
00:32:03,046 --> 00:32:06,090
‫اوبوزو بدون آسیب
‫بیرون میاد.

245
00:32:15,141 --> 00:32:17,685
‫اما هیچ اثری از
‫گیچوراسی نیست.

246
00:32:40,458 --> 00:32:43,169
‫گیچوراسی از دعوا جون
‫سالم به در برده.

247
00:32:45,046 --> 00:32:46,965
‫اما به شدت کتک ‫خورده.

248
00:32:48,216 --> 00:32:52,220
‫توسط نر جوون‌تر جلوی کل
‫گروه مغلوب شده.

249
00:33:05,274 --> 00:33:07,235
‫به عنوان
‫ماده‌ی غالب،

250
00:33:07,318 --> 00:33:11,364
‫تتا باید به گروه نشون بده که
‫از کی حمایت می‌کنه.

251
00:33:20,665 --> 00:33:23,334
‫اون با نر مسن‌تر ‫می‌ره.

252
00:33:26,796 --> 00:33:28,756
‫و گروه هم
‫دنبالش می‌رن.

253
00:33:32,844 --> 00:33:35,221
‫پس از پنج سال
‫رهبری،

254
00:33:35,304 --> 00:33:38,474
‫گیچوراسی وفاداری اون‌ها
‫رو به دست آورده.

255
00:33:44,772 --> 00:33:47,817
‫اوبوزو طرد شده.

256
00:33:54,449 --> 00:33:58,286
‫هر پشت‌نقره‌ای ویژگی‌های لازم
‫برای رهبری رو نداره.

257
00:33:59,871 --> 00:34:03,875
‫موفقیت یا شکست به شخصیت
‫بستگی داره.

258
00:34:10,173 --> 00:34:12,967
‫من پابلو رو فقط تو سه
‫سالگی می‌شناختم،

259
00:34:13,468 --> 00:34:17,847
‫اما مشخص بود که حتی اون موقع هم یه شخصیت
‫منحصربه‌فرد داشت.

260
00:34:19,474 --> 00:34:22,769
‫با به فرزندی پذیرفته شدن و بزرگ شدن توسط
‫یه پشت‌نقره‌ای قدرتمند،

261
00:34:23,352 --> 00:34:25,396
‫وقتی به 18 سالگی رسید،

262
00:34:25,480 --> 00:34:27,732
‫آماده بود که خودش
‫رهبری کنه.

263
00:34:28,610 --> 00:34:33,661
[پابلو، 18 ساله]

264
00:34:33,696 --> 00:34:36,324
‫اون جدا شد تا گروه خودش
‫رو تشکیل بده،

265
00:34:36,407 --> 00:34:37,909
‫گروه پابلو.

266
00:34:42,747 --> 00:34:47,168
‫با این حال،
‫پابلو یه رهبر غیرمتعارف بود.

267
00:34:47,251 --> 00:34:49,921
‫وقتی توسط یه پشت‌نقره‌ای رقیب

268
00:34:50,004 --> 00:34:51,714
‫از داخل گروه خودش
‫به چالش کشیده شد،

269
00:34:51,798 --> 00:34:53,508
‫به جای جنگیدن،

270
00:34:53,591 --> 00:34:58,012
‫پابلو از فرصت استفاده کرد تا یه اتحاد
‫قدرتمند با اون تشکیل بده.

271
00:34:59,263 --> 00:35:03,434
‫با جایگزین کردن
‫پرخاشگری با همکاری،

272
00:35:03,518 --> 00:35:08,022
‫اون‌ها با هم گروه رو قدرتمندتر
‫از قبل کردن.

273
00:35:10,399 --> 00:35:14,320
‫در اوج خودشون،
‫گروه پابلو 65 نفر بودن،

274
00:35:14,403 --> 00:35:16,989
‫بزرگ‌ترین گروه از گوریل‌های کوهی
‫که تا به حال شناخته شده.

275
00:35:38,928 --> 00:35:44,809
‫و در بین اون‌ها یه نر جوون بود که یه روز
‫خودش رهبر می‌شد.

276
00:35:47,019 --> 00:35:48,437
‫گیچوراسی.

277
00:35:59,198 --> 00:36:03,619
‫اما الان،
‫تسلط گیچوراسی داره به چالش کشیده می‌شه.

278
00:36:05,413 --> 00:36:08,291
‫سوال اینه که آیا اون
‫متقابلاً می‌جنگه،

279
00:36:08,791 --> 00:36:12,253
‫یا می‌تونه یاد بگیره که با
‫اوبوزو همکاری کنه؟

280
00:36:36,736 --> 00:36:39,739
‫با وجود پیروزی در مبارزه
‫با گیچوراسی،

281
00:36:39,822 --> 00:36:45,328
‫اوبوزو هنوز توسط بقیه گروه به عنوان
‫رهبر پذیرفته نمی‌شه.

282
00:36:48,080 --> 00:36:49,332
‫یا تتا.

283
00:36:50,583 --> 00:36:53,461
‫بدون حمایت
‫ماده‌ی غالب،

284
00:36:54,295 --> 00:36:57,423
‫اوبوزو ممکنه هرگز نتونه گروه
‫رو با خودش همراه کنه.

285
00:37:32,463 --> 00:37:37,812
[تتا]

286
00:37:42,176 --> 00:37:45,429
‫اما وفاداری تتا ممکنه
‫در حال تغییر باشه.

287
00:37:50,726 --> 00:37:55,231
‫با ترک کردن گیچوراسی و
‫پیوستن به اوبوزو،

288
00:37:57,483 --> 00:38:01,529
‫اون داره حمایتش رو از نر
‫جوون‌تر نشون می‌ده.

289
00:38:20,464 --> 00:38:23,884
‫و گیچوراسی
‫کنار می‌کشه.

290
00:38:57,877 --> 00:39:02,673
‫اوبوزو حالا رهبر
‫گروه پابلوئه،

291
00:39:03,632 --> 00:39:05,676
‫اما این تازه ‫شروعه.

292
00:39:08,137 --> 00:39:10,765
‫به دست گرفتن رهبری
‫یه چیزه.

293
00:39:12,808 --> 00:39:18,439
‫بالا موندن و ایمن نگه داشتن
‫همه یه چیز دیگه.

294
00:39:50,888 --> 00:39:53,849
‫یه عضو جدید به گروه
‫اضافه شده،

295
00:39:55,017 --> 00:39:59,021
‫یه ماده‌ی مهاجر از
‫اون‌طرف کوه.

296
00:40:02,441 --> 00:40:05,778
‫اینیانگه گروهی رو که توش
‫متولد شده بود ترک کرده

297
00:40:05,861 --> 00:40:07,988
‫و به گروه
‫پابلو پیوسته

298
00:40:08,072 --> 00:40:11,117
‫تا بتونه خانواده
‫خودش رو تشکیل بده.

299
00:40:11,142 --> 00:40:12,368
[اینیانگه، 6 ساله]

300
00:40:13,953 --> 00:40:17,998
‫این یه حرکت سخته اما
‫ناشی از غریزه‌ست،

301
00:40:18,082 --> 00:40:20,751
‫و از درون‌زایی
‫جلوگیری می‌کنه.

302
00:40:23,129 --> 00:40:26,799
‫اون باید روابط خودش رو
‫این‌جا شکل بده،

303
00:40:26,882 --> 00:40:29,885
‫اما هنوز برای گروه
‫پابلو یه غریبه‌ست

304
00:40:31,762 --> 00:40:33,806
‫و باید با احتیاط
‫رفتار کنه.

305
00:41:07,752 --> 00:41:11,904
[اوبوزو]

306
00:41:19,643 --> 00:41:24,982
‫اوبوزو و گیچوراسی دارن خودشون رو
‫با رابطه‌ی جدیدشون وفق می‌دن.

307
00:41:28,110 --> 00:41:30,696
‫حالا که اوبوزو ‫مسئوله،

308
00:41:30,779 --> 00:41:33,866
‫اون باید یاد بگیره پرخاشگری
‫خودش رو کنترل کنه،

309
00:41:34,825 --> 00:41:39,205
‫و گیچوراسی باید یاد بگیره به اقتدار
‫اون احترام بذاره.

310
00:41:45,252 --> 00:41:47,087
‫هنوز تنش
‫وجود داره،

311
00:41:48,005 --> 00:41:53,093
‫اما زبان بدن اون‌ها نشون می‌ده ممکنه سطحی از
‫همکاری در حال توسعه باشه،

312
00:41:54,386 --> 00:41:57,598
‫که این بقیه گروه رو
‫آروم می‌کنه.

313
00:42:44,395 --> 00:42:48,023
‫در حالی که بین خواب و
‫بیداری هستن،

314
00:42:50,901 --> 00:42:54,655
‫حس قدرتمندی از با هم بودن و
‫تعلق ابراز می‌شه

315
00:42:54,738 --> 00:42:58,826
‫در زنجیره‌ای از تماس‌های
‫فیزیکی لطیف.

316
00:43:03,122 --> 00:43:09,336
‫پیوندهای صمیمی و غیرقابل‌انکار
‫یه خانواده نزدیک گوریل.

317
00:43:18,846 --> 00:43:23,684
‫اعضای جوون‌تر گروه فقط برای مدت
‫کوتاهی استراحت می‌کنن.

318
00:43:33,569 --> 00:43:36,155
‫اوبی هم داره
‫وول می‌خوره.

319
00:43:46,165 --> 00:43:50,044
‫و مادرش رو ترک می‌کنه
‫تا بره بگرده.

320
00:44:02,389 --> 00:44:06,852
‫ایمفورا داره از یه کتک دیگه
‫بهبود پیدا می‌کنه.

321
00:44:20,449 --> 00:44:25,537
‫اون حالا تقریباً تمام تماس‌های معنی‌دار
‫خودش با گروه رو از دست داده.

322
00:44:28,457 --> 00:44:33,754
‫به نظر می‌رسه که اوبی تنها دوست
‫باقی‌مونده‌ی ایمفوراست.

323
00:44:48,602 --> 00:44:51,397
‫اما یه چیزی
‫درست نیست.

324
00:45:15,379 --> 00:45:18,298
‫مادر اوبی همون
‫نزدیکی‌هاست.

325
00:45:34,523 --> 00:45:38,110
‫به نظر می‌رسه داره پیامی برای
‫ایمفورا می‌فرسته.

326
00:45:38,736 --> 00:45:41,864
‫"به بچه‌ام نزدیک نشو‫"

327
00:46:00,716 --> 00:46:04,762
‫همه دارن به ایمفورا
‫پشت می‌کنن.

328
00:46:35,292 --> 00:46:38,295
‫اینیانگه،
‫ماده‌ی تازه‌وارد،

329
00:46:38,378 --> 00:46:41,340
‫مدتیه که داره گروه رو
‫زیر نظر می‌گیره.

330
00:46:42,257 --> 00:46:44,009
‫مخصوصاً تتا رو.

331
00:46:46,637 --> 00:46:48,096
‫به عنوان
‫ماده‌ی غالب،

332
00:46:48,180 --> 00:46:52,184
‫این می‌تونه یه رابطه خیلی مهم
‫برای اینیانگه باشه.

333
00:47:04,488 --> 00:47:08,742
‫اگه تتا به اینیانگه اجازه بده
‫به خانواده‌اش نزدیک بشه،

334
00:47:08,826 --> 00:47:12,246
‫این پیامی به بقیه
‫گروه خواهد بود.

335
00:47:14,748 --> 00:47:17,695
[اوبوزو]

336
00:47:22,464 --> 00:47:25,551
‫و به نظر می‌رسه تتا داره ازش
‫استقبال می‌کنه.

337
00:47:29,888 --> 00:47:33,350
‫حتی به اینیانگه اعتماد می‌کنه
‫تا بچه‌اش رو بغل کنه.

338
00:47:37,729 --> 00:47:40,357
‫ماده‌های جوون این کار رو
‫غریزی انجام می‌دن.

339
00:47:40,440 --> 00:47:43,277
‫این اون‌ها رو برای مادر
‫شدن آماده می‌کنه.

340
00:47:54,162 --> 00:47:57,457
‫ورود اینیانگه
‫یه نشونه مثبته

341
00:47:57,541 --> 00:48:01,587
‫هم برای گروه پابلو و هم
‫برای اوبوزو.

342
00:48:05,591 --> 00:48:08,802
‫خانواده‌های گوریل همیشه
‫به دنبال بزرگ‌تر شدن هستن.

343
00:48:10,304 --> 00:48:12,306
‫قدرت تو جمعیته.

344
00:48:27,487 --> 00:48:31,700
‫اینیانگه تو زمان
‫خیلی خوبی رسیده.

345
00:48:34,202 --> 00:48:39,875
‫اوبوزو که رهبری رو به دست گرفته، مشتاقه که
‫فرزندان خودش رو داشته باشه.

346
00:49:06,445 --> 00:49:08,780
‫با ورود ماده‌های
‫جدید...

347
00:49:10,991 --> 00:49:13,493
و امید به بچه‌های جدید‏،‏

348
00:49:15,454 --> 00:49:17,289
‫گروه ممکنه خیلی
‫خوب رشد کنه

349
00:49:17,372 --> 00:49:21,418
‫و تحت رهبری اوبوزو
‫قدرتمندتر بشه.

350
00:49:53,366 --> 00:49:58,872
‫ایمفورا ماه‌هاست که از زندگی
‫گروهی کنار گذاشته شده.

351
00:50:12,344 --> 00:50:17,057
‫اون حالا به تنهایی داره
‫از کوه پایین می‌ره.

352
00:50:23,897 --> 00:50:28,235
‫یه دیوار حد جنگل گوریل‌ها
‫رو نشون می‌ده.

353
00:50:36,660 --> 00:50:40,705
‫ایمفورا به لبه دنیای
‫اون‌ها رسیده.

354
00:51:07,774 --> 00:51:11,570
‫اون وارد دنیای
‫انسان‌ها شده.

355
00:51:16,700 --> 00:51:20,036
‫هزاران ساله که مردم
‫این‌جا زندگی می‌کنن.

356
00:51:23,456 --> 00:51:26,751
‫و اون‌ها هم به زمین ‫وابسته‌ان.

357
00:52:06,374 --> 00:52:09,169
‫رابطه بین انسان‌ها و گوریل‌ها

358
00:52:09,252 --> 00:52:11,213
‫همیشه یه رابطه سخت بوده.

359
00:52:11,713 --> 00:52:14,424
‫وقتی من تقریباً 50 سال پیش
‫تو رواندا بودم،

360
00:52:14,507 --> 00:52:19,471
‫شکار غیرقانونی جمعیت گوریل‌ها رو
‫به مرز انقراض کشونده بود.

361
00:52:19,554 --> 00:52:24,809
‫فقط حدود 250 گوریل تو کوه‌های
‫ویرونگا باقی مونده بود.

362
00:52:31,107 --> 00:52:33,860
‫اگه دایان
‫فوسی نبود

363
00:52:33,944 --> 00:52:36,655
‫ممکن بود اصلاً گوریل کوهی
‫وجود نداشته باشه.

364
00:52:44,788 --> 00:52:50,085
‫وقتی شکارچیان شروع کردن به کشتن گوریل‌هایی
‫که اون می‌شناخت و دوستشون داشت،

365
00:52:50,111 --> 00:52:51,645
[دیجیت، 1965- 1977]

366
00:52:51,670 --> 00:52:54,376
‫اون زندگیش رو وقف محافظت از اون‌ها کرد...
[عمو برت، 1952 - 1978]

367
00:52:56,383 --> 00:52:58,009
‫با هر وسیله ممکنی.

368
00:53:02,112 --> 00:53:05,742
[دایان فوسی، 1985- 1932]

369
00:53:05,767 --> 00:53:07,894
‫حتی بعد
‫از مرگش،

370
00:53:07,978 --> 00:53:11,314
‫مطالعات پیشگامانه‌اش درباره
‫گوریل‌ها ادامه پیدا کرد.

371
00:53:13,984 --> 00:53:15,235
‫در طول سال‌ها،

372
00:53:15,318 --> 00:53:18,780
‫خیلی‌های دیگه برای محافظت از
‫گوریل‌ها الهام گرفتن

373
00:53:20,240 --> 00:53:23,743
‫از داخل رواندا و
‫جاهای دیگه.

374
00:53:26,162 --> 00:53:30,542
‫و تلاش‌ها برای حفظ اون‌ها به طور
‫فزاینده‌ای موفقیت‌آمیز شد.

375
00:53:39,676 --> 00:53:44,055
‫امروزه، جمعیت گوریل‌های رواندا تا
‫حد زیادی بهبود پیدا کرده.

376
00:53:49,769 --> 00:53:52,814
‫اما در حالی که جمعیتشون
‫افزایش پیدا کرده،

377
00:53:54,149 --> 00:53:56,359
‫کوه‌ها بزرگ‌تر نشدن.

378
00:54:07,287 --> 00:54:09,873
‫این برای ایمفورا
‫چه معنی‌ای داره؟

379
00:54:13,918 --> 00:54:16,046
‫و از این‌جا به کجا ‫می‌ره؟

380
00:54:20,633 --> 00:54:23,845
‫خیلی از گوریل‌ها تو همون
‫فضای قبلی جمع شدن.

381
00:54:24,346 --> 00:54:26,848
‫این داره رفتار اون‌ها

382
00:54:27,349 --> 00:54:30,143
‫و روابطشون با همدیگه
‫رو تغییر می‌ده.

383
00:54:35,273 --> 00:54:39,402
‫ایمفورا تو گروه پابلو
‫جایی نداره.

384
00:54:42,280 --> 00:54:44,282
‫اون بالای کوه بوده

385
00:54:45,658 --> 00:54:47,994
‫و تا پایینش
‫هم اومده.

386
00:54:51,998 --> 00:54:54,542
‫گزینه‌هاش دارن
‫تموم می‌شن.

387
00:55:06,846 --> 00:55:11,267
‫ممکنه سرنوشتش این باشه که
‫یه پشت‌نقره‌ای تنها بشه،

388
00:55:12,268 --> 00:55:16,022
‫غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین
‫حیوون‌های روی کوه.

389
00:55:52,350 --> 00:55:56,271
‫اوبوزو حالا با خیال راحت
‫در صدر قرار داره.

390
00:55:58,773 --> 00:56:02,694
‫گروه ثبات داره و
‫در حال رشده.

391
00:56:06,281 --> 00:56:08,992
‫دو تا نوزاد تازه متولد
‫شده هستن...

392
00:56:12,912 --> 00:56:15,331
‫که یکی از اون‌ها مال
‫اینیانگه‌ست.

393
00:56:17,250 --> 00:56:20,336
‫اولین فرزند اوبوزو
‫به عنوان رهبر.

394
00:56:25,967 --> 00:56:29,679
‫نوزادان گوریل کاملاً
‫به مادرهاشون وابسته‌ان،

395
00:56:31,556 --> 00:56:35,768
‫و مادران گوریل کاملاً
‫وقف بچه‌هاشون هستن.

396
00:56:39,522 --> 00:56:43,735
‫اون‌ها تو چند ماه اول زندگی
‫از هم جدا نمی‌شن.

397
00:56:56,915 --> 00:56:59,542
‫اینیانگه برای اولین
‫بار مادر شده

398
00:56:59,626 --> 00:57:02,504
‫و مسلماً عصبیه.

399
00:57:11,429 --> 00:57:14,807
‫اوبوزو به دقت
‫حواسش بهش هست،

400
00:57:15,642 --> 00:57:18,394
‫و کارش رو تو محافظت از اون
‫خوب انجام داده.

401
00:57:25,568 --> 00:57:28,029
‫اما به عنوان
‫پشت‌نقره‌ای غالب،

402
00:57:28,112 --> 00:57:31,616
‫اوبوزو نمی‌تونه فقط
‫مراقب اینیانگه باشه.

403
00:57:33,076 --> 00:57:36,913
‫ماده‌های دیگه‌ای هم هستن
‫که توجهش رو می‌خوان.

404
00:57:46,589 --> 00:57:50,343
‫این نمایش‌ها دعوت
‫به پیونده.

405
00:58:06,526 --> 00:58:08,361
‫اوبوزو قبول می‌کنه

406
00:58:09,821 --> 00:58:13,199
‫و گروه رو بدون محافظ
‫رها می‌کنه.

407
00:58:47,132 --> 00:58:50,695
[اینیانگه]

408
00:58:52,697 --> 00:58:55,408
‫وقتی حواس اوبوزو
‫پرت بود،

409
00:58:55,491 --> 00:58:58,202
‫یه اتفاق وحشتناک ‫افتاده.

410
00:59:15,595 --> 00:59:19,349
‫بچه‌ی اینیانگه
‫کشته شده.

411
00:59:27,357 --> 00:59:32,320
‫زخم‌ها نشون می‌ده که یه گوریل
‫مسئول این کار بوده.

412
01:00:12,485 --> 01:00:16,406
‫ماده‌های دیگه گروه
‫دورش جمع می‌شن.

413
01:00:18,605 --> 01:00:21,078
[تتا]

414
01:00:29,252 --> 01:00:33,339
‫فقط اینیانگه دقیقاً
‫می‌دونه چی شده...

415
01:00:36,592 --> 01:00:38,761
‫و کی مسئوله.

416
01:00:43,850 --> 01:00:46,644
‫اون ممکنه تازه به گروه
‫اومده باشه،

417
01:00:47,228 --> 01:00:50,940
‫اما به نظر می‌رسه از دست دادن بچه‌اش
‫رو همه تأثیر گذاشته.

418
01:01:11,377 --> 01:01:14,422
‫اینیانگه خودش
‫رو دور کرده.

419
01:01:17,884 --> 01:01:20,428
‫اما حداقل
‫تنها نیست.

420
01:01:24,849 --> 01:01:27,560
‫اوبوزو پدر ‫بچه بود.

421
01:01:30,688 --> 01:01:34,192
‫اما اون نتونست از اینیانگه
‫و بچه‌اش دفاع کنه.

422
01:02:05,389 --> 01:02:10,394
‫چهار روز از کشته شدن بچه‌ی
‫اینیانگه می‌گذره.

423
01:02:12,230 --> 01:02:14,774
‫از دست دادن یه نوزاد
‫به این شکل

424
01:02:14,857 --> 01:02:18,402
‫می‌تونه باعث بشه گروه اعتمادش
‫رو به رهبرش از دست بده

425
01:02:20,238 --> 01:02:22,990
‫و حتی ممکنه گروه رو
‫از هم بپاشه.

426
01:02:30,832 --> 01:02:34,544
‫اما فعلاً دور
‫اوبوزو جمع شدن،

427
01:02:36,170 --> 01:02:39,507
‫و اینیانگه
‫درست کنارشه.

428
01:02:49,976 --> 01:02:52,395
‫یه چیزی اون رو ‫ترسونده.

429
01:02:59,443 --> 01:03:01,904
‫ایمفورا برگشته.

430
01:03:04,824 --> 01:03:08,953
‫واکنش اون هر چیزی رو که اوبوزو
‫باید بدونه بهش می‌گه.

431
01:03:09,453 --> 01:03:13,249
‫ایمفورا بچه‌ی
‫اینیانگه رو کشته.

432
01:03:16,544 --> 01:03:19,338
‫و حالا اون برای همه
‫یه تهدیده.

433
01:03:27,388 --> 01:03:29,056
‫اوبوزو ‫حمله می‌کنه.

434
01:03:40,610 --> 01:03:44,030
‫اما حالا،
‫ایمفورا خیلی قوی‌تره.

435
01:03:50,745 --> 01:03:52,538
‫گیچوراسی هم
‫وارد می‌شه.

436
01:04:14,143 --> 01:04:15,937
‫ایمفورا ‫فرار می‌کنه.

437
01:04:22,985 --> 01:04:24,779
‫اما اون‌قدرها
‫هم دور نشده.

438
01:04:30,534 --> 01:04:32,078
‫تو یک سال گذشته،

439
01:04:32,161 --> 01:04:34,789
‫در حالی که از زندگی گروهی
‫طرد شده بود،

440
01:04:35,957 --> 01:04:38,501
‫هرگز اون‌ها رو کاملاً
‫ترک نکرده بود.

441
01:04:44,423 --> 01:04:47,510
‫اما حالا،
‫از خط قرمز عبور کرده.

442
01:04:49,762 --> 01:04:53,140
‫اون یکی از اعضای خانواده‌ی
‫خودش رو کشته.

443
01:05:04,110 --> 01:05:07,947
‫گروه دور رهبرشون،
‫اوبوزو، جمع شدن.

444
01:05:20,960 --> 01:05:24,588
‫و حالا، اون داره اون‌ها رو تو
‫یه مأموریت رهبری می‌کنه.

445
01:05:42,898 --> 01:05:46,569
‫ایمفورا داره از
‫کوه بالا می‌ره،

446
01:05:47,069 --> 01:05:49,071
‫اما تنها نیست.

447
01:05:51,157 --> 01:05:53,367
‫اوبوزو درست
‫پشت سرشه

448
01:05:54,201 --> 01:05:57,788
‫در حالی که تتا و گیچوراسی
‫هم کنارش هستن.

449
01:06:12,219 --> 01:06:15,765
‫اون‌ها دارن ایمفورا رو
‫کاملاً بیرون می‌کنن.

450
01:06:36,077 --> 01:06:41,582
‫ایمفورا داره به تنهایی
‫وارد دره‌ی بعدی می‌شه.

451
01:06:58,557 --> 01:07:01,894
‫شاید قرار بود از همون اول
‫سرنوشتش این بشه.

452
01:07:03,896 --> 01:07:08,692
‫یا شاید یه گوریل فقط می‌تونه
‫تا یه حدی کتک بخوره.

453
01:07:21,747 --> 01:07:26,502
‫ایمفورا حالا ممکنه سال‌ها تو
‫کوهستان تنها سرگردون باشه.

454
01:07:28,754 --> 01:07:32,591
‫یا شایدم یه روزی خانواده
‫خودش رو پیدا کنه.

455
01:07:35,052 --> 01:07:36,846
‫فقط زمان
‫مشخص می‌کنه.

456
01:08:10,171 --> 01:08:15,467
‫حداقل یک نفر تو گروه هست که دلش
‫برای ایمفورا تنگ می‌شه.

457
01:08:19,680 --> 01:08:25,644
‫اوبی احتمالاً خیلی کوچیک‌تر از اونه که اتفاقاتی
‫که این‌جا افتاده رو درک کنه.

458
01:08:27,980 --> 01:08:30,900
‫اما ایمفورا
‫دوستش بود.

459
01:08:32,026 --> 01:08:35,362
‫و حالا،
‫دوستش رفته.

460
01:08:51,295 --> 01:08:56,175
‫با این حال، اوبی، درست مثل پابلو
‫کوچولو، خیلی سازگاره.

461
01:08:57,384 --> 01:09:01,764
‫و به نظر می‌رسه قصد داره یه دوست
‫بزرگ جدید پیدا کنه.

462
01:09:08,062 --> 01:09:09,146
‫اوبوزو.

463
01:09:22,993 --> 01:09:26,163
‫سال پرچالشی برای
‫اوبوزو بود،

464
01:09:26,830 --> 01:09:29,208
‫اما تو نقش خودش به عنوان
‫رهبر جا افتاده.

465
01:09:33,504 --> 01:09:38,759
‫و شاید حالا دوستی با اوبی دقیقاً همون چیزی‌ـه
‫که تو زندگیش بهش نیاز داره.

466
01:10:02,866 --> 01:10:06,287
‫گیچوراسی دیگه
‫این‌جا رئیس نیست،

467
01:10:06,787 --> 01:10:12,835
‫اما با حمایت از یه پشت‌نقره‌ای جوون‌تر و قوی‌تر،
‫داره نقش جدیدی رو پر می‌کنه.

468
01:10:14,753 --> 01:10:19,550
‫اون دانش زیادی داره و کمک بزرگی
‫برای اوبوزو خواهد بود.

469
01:10:22,094 --> 01:10:26,223
‫این ممکنه مهم‌ترین
‫نقش زندگیش باشه.

470
01:10:36,233 --> 01:10:42,239
‫تتا نقش حیاتی تو حمایت از
‫انتقال قدرت ایفا کرده،

471
01:10:43,032 --> 01:10:45,993
‫و اون و خانواده‌اش
‫حالشون خوبه.

472
01:10:49,455 --> 01:10:52,875
‫بچه‌اش حالا تقریباً
‫دو سالشه.

473
01:10:56,170 --> 01:10:58,714
‫داره قوی‌تر می‌شه

474
01:10:59,923 --> 01:11:01,508
‫و شخصیتش شکل
‫می‌گیره.

475
01:11:20,944 --> 01:11:23,614
‫اینیانگه روزهای
‫سختی رو گذرونده.

476
01:11:24,365 --> 01:11:26,408
‫اون اولین بچه‌اش
‫رو از دست داد،

477
01:11:26,492 --> 01:11:28,035
‫و فقط می‌تونیم
‫تصور کنیم

478
01:11:28,118 --> 01:11:31,830
‫که این اتفاق تأثیر موندگاری
‫روش خواهد داشت.

479
01:11:33,624 --> 01:11:38,170
‫اما حالا عضو ثابت گروه
‫پابلو شده...

480
01:11:42,466 --> 01:11:47,554
‫و بخشی از چیزی که تو قلب
‫زندگی گوریل‌هاست.

481
01:11:53,352 --> 01:11:54,520
‫خانواده.

482
01:12:04,530 --> 01:12:08,200
‫گروه پابلو یه خانواده‌ی
‫بی‌نقص نیست.

483
01:12:09,952 --> 01:12:11,703
‫هیچ خانواده‌ای بی‌نقص نیست‏.‏

484
01:12:17,042 --> 01:12:21,630
‫اما اون‌ها تو روزهای خیلی ‫سخت کنار هم موندن.

485
01:12:27,970 --> 01:12:32,182
‫و همین الان اوضاع برای گروه پابلو
‫داره بهتر می‌شه...

486
01:12:36,061 --> 01:12:39,773
‫همون‌طور که برای کل
‫گونه‌شون این‌طوره.

487
01:12:47,739 --> 01:12:51,535
‫امروزه بیش از ششصد گوریل کوهی‏.‏‏.‏‏.‏

488
01:12:51,618 --> 01:12:54,079
‫تو کوه‌های ویرونگا
‫وجود دارن.

489
01:12:54,663 --> 01:12:59,793
‫از زمانی که من تقریباً 50 سال پیش اون‌جا بودم،
‫جمعیت‌شون بیش از دو برابر شده.

490
01:13:12,764 --> 01:13:17,936
‫این یکی از بزرگ‌ترین داستان‌های موفقیت تو حفاظت
‫از محیط زیسته که شاهدش بودم.

491
01:13:22,399 --> 01:13:26,403
‫و شاید این به خاطر ارتباط
‫عمیقی‌ـه که آدم‌ها

492
01:13:26,487 --> 01:13:28,071
‫با گوریل‌ها احساس می‌کنن.

493
01:13:29,031 --> 01:13:33,702
‫ارتباطی که تو تمام
‫عمرم با من مونده.

494
01:13:37,748 --> 01:13:42,294
‫و همه‌چیز با یه گوریل کوچولوی
‫خاص شروع شد.

495
01:13:47,508 --> 01:13:49,885
‫با وجود یه شروع سخت
‫تو زندگی،

496
01:13:50,761 --> 01:13:54,890
‫پابلو به یه رهبر قوی و
‫کاریزماتیک تبدیل شد.

497
01:14:00,270 --> 01:14:05,317
‫اون تا آخرین لحظه به خانواده‌اش
‫وفادار موند.

498
01:14:11,532 --> 01:14:15,744
‫این‌ها از آخرین تصاویر
‫ثبت‌شده از پابلو هستن.

499
01:14:17,955 --> 01:14:20,082
‫در 33 سالگی،

500
01:14:20,165 --> 01:14:23,460
‫وقتی داشت از گروهش در برابر یه گوریل
‫رقیب دفاع می‌کرد،

501
01:14:23,961 --> 01:14:26,880
‫این پشت‌نقره‌ایِ ‫بزرگ کشته شد.

502
01:14:30,384 --> 01:14:32,844
‫من هرگز اون‏.‏‏.‏‏.‏

503
01:14:36,056 --> 01:14:39,142
و تأثیری که روی زندگیم گذاشت رو
فراموش نمی‌کنم‏.‏

504
01:14:39,787 --> 01:14:43,539
[پابلو، 2008 - 1974]

505
01:14:43,564 --> 01:14:45,148
‫جمله‌ای که من
‫به کار می‌برم اینه،

506
01:14:45,232 --> 01:14:49,820
‫"معنی و درک متقابل بیشتری در رد و بدل کردن
‫یه نگاه با یه گوریل وجود داره

507
01:14:49,903 --> 01:14:52,531
‫تا هر حیوون دیگه‌ای
‫که می‌شناسم."

508
01:14:53,198 --> 01:14:54,616
هنوز سر حرفم هستم‏.‏

509
01:14:55,117 --> 01:14:56,660
به نظرم‏،‏ همین‌طوره‏.‏

510
01:15:10,613 --> 01:15:13,235
[راوی: دیوید آتنبورو]

