﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,092
.

2
00:00:40,890 --> 00:00:45,833
[برای دزد عزیزم]
[قسمت دهم]

3
00:01:13,531 --> 00:01:16,201
‫یه‌کم پیش، همراه دخترت بودم.

4
00:01:17,619 --> 00:01:19,604
‫هیچ دلیلی برای پنهان کردنش نیست.

5
00:01:20,497 --> 00:01:22,165
‫و هیچ جای نگرانی هم نخواهد بود.

6
00:01:23,875 --> 00:01:25,585
‫عالیجناب،

7
00:01:26,127 --> 00:01:28,630
‫من می‌دونم که شما سرِ قولتون هستید.

8
00:01:29,672 --> 00:01:31,508
‫و همچنین می‌دونم

9
00:01:31,591 --> 00:01:34,260
‫که دارم در حق شما بی‌انصافی می‌کنم.

10
00:01:35,637 --> 00:01:36,813
‫با این حال،

11
00:01:37,388 --> 00:01:39,766
‫اون-جو قبلاً چیزهایی رو تجربه کرده

12
00:01:40,433 --> 00:01:42,352
‫که حتی از اینم بدتر بودن.

13
00:01:44,896 --> 00:01:47,941
‫در سال گیونگو،
‫وقتی که جلوی اعلیحضرت حرف دلم رو زدم

14
00:01:48,024 --> 00:01:50,527
‫فقط و فقط از روی لجبازیِ محض...

15
00:01:50,610 --> 00:01:52,529
‫اون-جو! بانو!

16
00:01:52,612 --> 00:01:55,156
‫بذارین مجرم هانگ مین-جیک
‫مقامش رو نگه داره،

17
00:01:55,240 --> 00:01:57,867
‫اما هر چیزی که داره رو ضبط کنین،
‫از جمله برده‌هاش.

18
00:01:57,951 --> 00:01:59,119
‫بله، قربان!

19
00:02:01,788 --> 00:02:02,914
‫صبر کنین!

20
00:02:05,291 --> 00:02:07,710
‫هر کی که رو خانواده‌ام دست بلند کنه،

21
00:02:07,794 --> 00:02:08,920
‫تیکه‌تیکه‌اش می‌کنم.

22
00:02:09,796 --> 00:02:11,673
‫- سرورم.
‫- پدر.

23
00:02:16,136 --> 00:02:17,303
‫لطفاً شمشیرتون رو غلاف کنین.

24
00:02:17,387 --> 00:02:18,346
‫عقب وایسین.

25
00:02:18,429 --> 00:02:20,140
‫سرپیچی از فرمانِ سلطنتی خیانته.

26
00:02:20,223 --> 00:02:22,583
‫من نمی‌ذارم شما رو به عنوان برده‌ی حکومتی ببرن.

27
00:02:22,892 --> 00:02:24,102
‫اگه پافشاری کنین،

28
00:02:24,185 --> 00:02:26,104
‫همین الان جون خودم رو می‌گیرم.

29
00:02:28,898 --> 00:02:30,692
‫اگه شما سقوط کنین، سرورم،

30
00:02:31,693 --> 00:02:34,988
‫دیگه دنیایی برای زندگی کردن برام باقی نمی‌مونه.

31
00:02:42,120 --> 00:02:43,746
‫منم دنبالتون میام.

32
00:02:57,802 --> 00:02:59,304
‫سرورم!

33
00:02:59,387 --> 00:03:01,264
‫اون روز، من از پا افتادم،

34
00:03:01,347 --> 00:03:05,393
‫و از اون زمان به بعد،
‫اون بارِ خانواده رو به دوش کشید.

35
00:03:07,437 --> 00:03:09,814
‫برای همین بود که طبیب شد.

36
00:03:11,441 --> 00:03:12,650
‫داغه!

37
00:03:14,986 --> 00:03:18,948
‫از اونجایی که درآمدش برای
‫تأمین هزینه‌ی داروهای من کافی نبود،

38
00:03:19,032 --> 00:03:20,450
‫شروع کرد به ویزیتِ خانگی،

39
00:03:20,533 --> 00:03:22,577
‫- درمان زنان با موکسا.
‫- ممنون.

40
00:03:23,161 --> 00:03:25,705
‫تا سر حدِ مرگ کار می‌کرد.

41
00:03:31,044 --> 00:03:33,546
‫می‌گه 30 دو برای یک گیول.

42
00:03:34,130 --> 00:03:36,090
‫اگه وزیر دوم 100 دو خواست،

43
00:03:36,174 --> 00:03:37,759
‫می‌تونی به پاسگاه گزارش بدی.

44
00:03:37,842 --> 00:03:40,261
‫اون به تمام همسایه‌هایی که
‫من ازشون مراقبت می‌کردم رسیدگی کرد.

45
00:03:40,345 --> 00:03:41,562
‫حالا، فین کن!

46
00:03:42,347 --> 00:03:44,265
‫اون از بچه‌های پلِ گوانگ‌تونگ مراقبت کرد

47
00:03:45,808 --> 00:03:47,477
‫و همین‌طور از بیمارانِ هیمین‌سو

48
00:03:48,478 --> 00:03:50,271
‫وقتی که من تو بستر بیماری بودم.

49
00:03:53,983 --> 00:03:57,195
‫و حدود یه سال پیش،

50
00:03:57,278 --> 00:03:59,364
‫وقتی بالأخره به هوش اومدم...

51
00:04:00,073 --> 00:04:02,158
‫لطفاً این رو برای سرورم بپزین،
‫برای بهبودی‌شون.

52
00:04:02,867 --> 00:04:05,161
‫زیاد نیست، اما امیدوارم کمک کنه.

53
00:04:05,870 --> 00:04:07,997
‫این گل‌ها رو از دشت چیدم.

54
00:04:09,540 --> 00:04:13,544
‫این‌ها از طرفِ کسانی هستن
‫که برای شما آرزوی بهبودیِ کامل دارن.

55
00:04:18,549 --> 00:04:21,135
‫امیدوارم مهربونی‌شون
‫بهتون کمک کنه تا قدرت‌تون رو به دست بیارین.

56
00:04:32,689 --> 00:04:34,816
‫اون حتی بارِ من رو هم به دوش کشید.

57
00:04:35,817 --> 00:04:37,360
‫اون همچین دختریه.

58
00:04:43,449 --> 00:04:44,867
‫قول میدم...

59
00:04:46,119 --> 00:04:47,370
‫که باری به دوشش اضافه نکنم.

60
00:04:50,540 --> 00:04:52,000
‫می‌دونم که...

61
00:04:52,083 --> 00:04:54,961
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست که
‫قبل از رفتنم همچین درخواستی بکنم.

62
00:04:59,090 --> 00:05:00,717
‫لطفاً من رو ببخشید.

63
00:05:05,430 --> 00:05:07,181
‫چقدر دیگه تا مسافرخونه مونده؟

64
00:05:09,100 --> 00:05:10,601
‫تقریباً رسیدیم.

65
00:05:11,769 --> 00:05:14,105
‫این دهمین باریه که این رو می‌گی.

66
00:05:26,868 --> 00:05:29,912
‫خیلی شلوغه.
‫مگه جشنی تو شهره؟

67
00:05:29,996 --> 00:05:31,372
‫داریم یه فاجعه رو جشن می‌گیریم.

68
00:05:31,956 --> 00:05:34,292
‫همه‌شون به خاطر پادشاه
‫به اینجا رونده شدن.

69
00:05:34,375 --> 00:05:35,835
‫رونده شدن؟

70
00:05:35,918 --> 00:05:38,421
‫به خاطر سفرِ شکاریِ پادشاه
‫تو ویلای سلطنتی،

71
00:05:38,504 --> 00:05:41,883
‫تمامِ مردمِ شهرهای اطراف
‫رونده شدن.

72
00:05:44,260 --> 00:05:47,889
‫یعنی تمام اون مردم به زور از
‫خونه‌هاشون بیرون انداخته شدن و تو خیابون‌ها آواره شدن؟

73
00:05:48,639 --> 00:05:50,099
‫فکر کنم همین اتفاق افتاده.

74
00:05:54,187 --> 00:05:55,688
‫چی کار کنیم؟

75
00:05:57,940 --> 00:06:00,818
‫از این به بعد چطوری باید زندگی کنیم؟

76
00:06:05,615 --> 00:06:08,117
‫این دیوانگیه!
‫ما حتی نمی‌تونیم این‌ها رو برداشت کنیم!

77
00:06:13,164 --> 00:06:16,000
‫من شنیدم که موکبِ اعلیحضرت
‫از مزارع کشاورزی رد شده،

78
00:06:16,417 --> 00:06:18,319
‫اما این بدتر از چیزی‌ـه که فکر می‌کردم.

79
00:06:20,129 --> 00:06:22,381
‫محصولِ کلِ سالشون
‫نابود شده.

80
00:06:22,465 --> 00:06:24,634
‫ما چی کار کردیم که مستحقِ اینیم؟

81
00:06:24,717 --> 00:06:29,263
‫پادشاه می‌گه تقصیر ماست
‫که زودتر برداشت نکردیم.

82
00:06:29,347 --> 00:06:32,350
‫محصولات باید برسن
‫تا بتونیم برداشت‌شون کنیم!

83
00:06:44,278 --> 00:06:47,240
‫خب، اینم از
‫تنها رعیتِ صادقِ پادشاهیِ من.

84
00:07:33,870 --> 00:07:37,623
‫چه بلایی سرِ لرد هانگ مین-جیک اومد؟

85
00:07:38,541 --> 00:07:40,209
‫اون مشاوره‌ی صادقانه‌ای به اعلیحضرت داد،

86
00:07:42,378 --> 00:07:43,546
‫و تبدیل شد به شکار

87
00:07:45,089 --> 00:07:46,549
‫تو سفر شکاریِ اعلیحضرت.

88
00:08:44,065 --> 00:08:45,775
‫تا الان که آروم به نظر می‌رسه.

89
00:08:45,858 --> 00:08:47,693
‫هنوز حتی گریه هم نکرده.

90
00:08:53,533 --> 00:08:56,536
‫این رو می‌گم
‫تا دیگه هیچ‌وقت برنگردی.

91
00:08:57,036 --> 00:08:59,747
‫حالا، لطفاً قبل از اینکه
‫هانگ اون-جو برگرده، از اینجا برو.

92
00:09:01,499 --> 00:09:02,708
‫خونه نیست؟

93
00:09:02,733 --> 00:09:04,961
‫رفته بیرون تا کارهای مراسم خاکسپاری رو بکنه.

94
00:09:05,044 --> 00:09:07,296
‫اما من بیشتر از چهار ساعته که اینجام.

95
00:09:11,968 --> 00:09:13,052
‫امکان نداره اون...

96
00:09:14,762 --> 00:09:15,846
‫پیداش کردی؟

97
00:09:15,930 --> 00:09:17,139
‫نه.

98
00:09:17,223 --> 00:09:19,809
‫تیرِ اعلیحضرت تو اتاقش بود،
‫و الان غیبش زده.

99
00:09:20,434 --> 00:09:22,019
‫اگه اون چیزی که فکر می‌کنم بشه،

100
00:09:22,103 --> 00:09:23,521
‫نه تنها اون-جو،

101
00:09:23,604 --> 00:09:25,815
‫بلکه تمامِ خانواده‌اش اعدام می‌شن.

102
00:09:26,649 --> 00:09:27,650
‫منظورت چیه؟

103
00:09:29,360 --> 00:09:30,770
‫ما نباید بذاریم این اتفاق بیفته.

104
00:09:33,489 --> 00:09:34,824
‫هرگز.

105
00:09:41,372 --> 00:09:42,665
‫پدر.

106
00:09:55,386 --> 00:09:57,221
‫از اعلیحضرت و عالیجناب محافظت کنین!

107
00:10:21,537 --> 00:10:23,289
‫قاتل رو پیدا کنین!

108
00:10:24,874 --> 00:10:26,083
‫آرزوی مرگ داری؟

109
00:10:28,294 --> 00:10:29,712
‫اگه می‌خوای بمیری، تنهایی بمیر.

110
00:10:29,795 --> 00:10:32,423
‫اگه بفهمن،
‫مادرت و ده-ایل مثل سگ کشته می‌شن،

111
00:10:32,506 --> 00:10:34,717
‫و جسدِ پدرت
‫حتی تو مرگ هم تیکه‌تیکه می‌شه!

112
00:10:35,968 --> 00:10:37,595
‫هانگ اون-جو! به خودت بیا!

113
00:10:41,265 --> 00:10:43,851
‫اون حتی پرید وسط تا جلوش رو بگیره.

114
00:11:07,291 --> 00:11:09,627
‫اون-جو وقتی برگشت
‫قیافه‌اش خیلی آشفته بود.

115
00:11:09,710 --> 00:11:12,463
‫کجا رفته بود
‫که کفش‌های ابریشمی‌ش این‌طوری خراب شده؟

116
00:11:14,507 --> 00:11:16,258
‫احتمالاً الان تو حالِ خودش نیست.

117
00:11:16,342 --> 00:11:18,052
‫تو راهِ خونه چند بار زمین خورد.

118
00:11:20,554 --> 00:11:22,139
‫جای تعجب نداره.

119
00:11:22,723 --> 00:11:23,766
‫میرم ببینم حالش چطوره.

120
00:11:25,184 --> 00:11:27,353
‫مطمئن شو که تو اتاق می‌مونه.

121
00:11:28,354 --> 00:11:30,523
‫اگه دخترِ یه صیغه‌ایِ پست
‫تو مراسم خاکسپاری ظاهر بشه،

122
00:11:31,315 --> 00:11:32,566
‫مردم تیکه‌تیکه‌اش می‌کنن.

123
00:11:38,948 --> 00:11:41,325
‫برگرد!

124
00:11:43,369 --> 00:11:46,038
‫برگرد!

125
00:11:46,956 --> 00:11:49,875
‫برگرد!

126
00:11:55,172 --> 00:11:58,008
‫سرورم!

127
00:13:21,175 --> 00:13:22,718
‫ممنون.

128
00:13:39,235 --> 00:13:42,321
‫با نهایتِ خلوص ادای احترام کن.

129
00:13:46,075 --> 00:13:48,452
‫روی زمینِ لخت؟

130
00:14:05,219 --> 00:14:06,845
‫مشاور ارشد ایالتی عقلش رو از دست داده.

131
00:14:06,929 --> 00:14:09,223
‫اون حتی دانشجوهای
‫آکادمیِ سلطنتیِ کنفوسیوس رو هم آورده.

132
00:14:09,932 --> 00:14:11,016
‫به هر حال مرگِ خوبی بود.

133
00:14:11,100 --> 00:14:12,935
‫به لطفِ خشمِ اعلیحضرت...

134
00:14:15,145 --> 00:14:16,313
‫امروز،

135
00:14:17,189 --> 00:14:19,191
‫ما عزاداریم. فقط همین.

136
00:14:21,235 --> 00:14:22,361
‫اعلیحضرت،

137
00:14:22,444 --> 00:14:24,864
‫الان زمان خوبی نیست.

138
00:14:25,406 --> 00:14:28,325
‫لطفاً تو یه روز آفتابی برگردین.

139
00:14:29,451 --> 00:14:30,744
‫گوم-نوک،

140
00:14:30,828 --> 00:14:32,788
‫نقش دربان رو بازی نکن.

141
00:14:33,873 --> 00:14:36,834
‫کنار بایست و فقط خوشگل باش.

142
00:14:37,585 --> 00:14:39,962
‫این تنها راهیه...

143
00:14:40,045 --> 00:14:41,755
‫که می‌تونی تو این قصر زنده بمونی.

144
00:14:57,855 --> 00:14:59,148
‫خسته‌این، اعلیحضرت؟

145
00:14:59,732 --> 00:15:02,943
‫بعد از کشتنِ تنها رعیتِ وفادار تو این پادشاهی،

146
00:15:03,527 --> 00:15:04,862
‫چطور این‌قدر آروم می‌خوابین؟

147
00:15:23,964 --> 00:15:25,507
‫یول!

148
00:15:33,390 --> 00:15:35,017
‫چی شد؟

149
00:15:38,228 --> 00:15:39,730
‫این جونت رو نجات داد.

150
00:15:40,940 --> 00:15:44,610
‫این جلوی تیر رو گرفت.
‫جونت رو نجات داد.

151
00:15:49,239 --> 00:15:50,157
‫[زندگی]

152
00:15:53,327 --> 00:15:54,495
‫ده-چو.

153
00:15:54,578 --> 00:15:57,122
‫عالیجناب تو اقامتگاهشون در کمال صحت و سلامت هستن،

154
00:15:57,206 --> 00:15:58,382
‫اما قاتل...

155
00:15:58,707 --> 00:15:59,983
‫هنوز متواریه.

156
00:16:01,418 --> 00:16:02,586
‫طبیب سلطنتی رو بیارین.

157
00:16:02,670 --> 00:16:04,421
‫بله، اعلیحضرت.

158
00:16:06,799 --> 00:16:08,158
‫متأسفم.

159
00:16:09,677 --> 00:16:11,470
‫مهم اینه که زنده‌ای.

160
00:16:12,262 --> 00:16:14,848
‫این تنها چیزی‌ـه که ازت می‌خوام.

161
00:16:20,187 --> 00:16:21,438
‫چند وقته که اینجام؟

162
00:16:23,232 --> 00:16:24,316
‫پنج روز شده.

163
00:16:27,736 --> 00:16:28,946
‫کجا میرین؟

164
00:16:31,073 --> 00:16:32,307
‫باید ببینمش.

165
00:16:46,714 --> 00:16:47,923
‫اعلیحضرت.

166
00:16:48,424 --> 00:16:50,492
‫شما می‌تونین برین داخل، اما نمی‌تونین ببینینش.

167
00:16:50,801 --> 00:16:52,219
‫منظورتون چیه، اعلیحضرت؟

168
00:16:53,554 --> 00:16:55,097
‫اعلیحضرت

169
00:16:56,807 --> 00:16:59,727
‫نتونستن از
‫خوابِ عمیقشون بیدار بشن.

170
00:17:02,688 --> 00:17:05,190
‫حالا باید چی کار کنیم؟

171
00:17:20,372 --> 00:17:22,124
‫پدر و مادرِ من

172
00:17:22,708 --> 00:17:26,253
‫هر دو وقتی پنج سالم بود از طاعون مُردن.

173
00:17:27,796 --> 00:17:31,300
‫کاش می‌تونستم مثل برادرهام
‫دلتنگِ پدر و مادرم بشم،

174
00:17:32,468 --> 00:17:34,053
‫اما حتی چهره‌شون رو هم به یاد نمیارم.

175
00:17:36,346 --> 00:17:38,390
‫بعضی‌ وقت‌ها، دلم می‌خواد گریه کنم،

176
00:17:40,100 --> 00:17:41,602
‫اما انگار نمی‌تونم.

177
00:17:47,441 --> 00:17:49,443
‫من تو دلداری دادن خیلی خوب نیستم،

178
00:17:51,528 --> 00:17:54,448
‫پس با خودم گفتم
‫بخشی از غمِ خودم رو باهات شریک بشم.

179
00:18:06,668 --> 00:18:08,796
‫فردا برمی‌گردم.

180
00:18:52,798 --> 00:18:56,510
‫من دلم می‌خواد اون‌ها با احترام باهات رفتار کنن.
‫برای همین این‌ها رو آماده کردم.

181
00:18:57,177 --> 00:18:58,470
‫پس حتماً بپوششون.

182
00:20:41,240 --> 00:20:42,324
‫می‌دونم.

183
00:20:44,201 --> 00:20:45,452
‫من لیاقتِ این رو ندارم

184
00:20:46,620 --> 00:20:47,621
‫که درخواست بخشش کنم،

185
00:20:50,916 --> 00:20:52,251
‫یا حتی براش عزاداری کنم.

186
00:21:17,943 --> 00:21:19,069
‫لطفاً برو.

187
00:21:34,835 --> 00:21:38,297
‫فردا دوباره میام.

188
00:22:03,030 --> 00:22:04,740
‫بهت گفتم بری.

189
00:22:04,823 --> 00:22:06,241
‫نشنیدی چی گفتم؟

190
00:22:06,325 --> 00:22:08,327
‫حداقل بذار رسیدنت به پایتخت رو ببینم.

191
00:22:08,410 --> 00:22:09,536
‫نیازی بهش ندارم.

192
00:22:09,619 --> 00:22:11,455
‫اگه با این وضعیت بری...

193
00:22:11,538 --> 00:22:12,873
‫این به تو ربطی نداره.

194
00:22:20,964 --> 00:22:22,716
‫چرا اون‌طوری نگاه می‌کنی؟

195
00:22:23,133 --> 00:22:24,468
‫این‌طوری نیست که کارِ تو باشه.

196
00:22:25,427 --> 00:22:26,887
‫چرا فقط من رو سرزنش نمی‌کنی؟

197
00:22:29,056 --> 00:22:30,348
‫ازم متنفر باش.

198
00:22:30,432 --> 00:22:31,558
‫تحقیرم کن.

199
00:22:32,893 --> 00:22:34,561
‫من بدتر از این‌ها رو هم می‌تونم تحمل کنم.

200
00:22:38,398 --> 00:22:40,734
‫مادر و اربابِ جوانم

201
00:22:42,110 --> 00:22:43,403
‫حتی نمی‌تونن

202
00:22:44,112 --> 00:22:48,200
‫مردی رو که شوهر و پدرشون رو کشته
‫سرزنش کنن.

203
00:22:48,950 --> 00:22:52,204
‫چون نفرت از اعلیحضرت
‫خیانتِ بزرگی محسوب می‌شه.

204
00:22:54,289 --> 00:22:56,500
‫اون‌ها حتی نمی‌تونن با صدای بلند گریه کنن،

205
00:22:57,542 --> 00:22:58,794
‫چون...

206
00:22:59,586 --> 00:23:00,962
‫ممکنه اعلیحضرت صداشون رو بشنوه.

207
00:23:03,048 --> 00:23:04,508
‫و این...

208
00:23:05,425 --> 00:23:06,635
‫قلبم رو می‌شکنه.

209
00:23:11,431 --> 00:23:12,891
‫اگه کاری هست

210
00:23:13,426 --> 00:23:14,618
‫که بتونم...

211
00:23:14,643 --> 00:23:15,685
‫نه.

212
00:23:18,480 --> 00:23:20,148
‫الان نمی‌تونی این کار رو بکنی.

213
00:23:22,984 --> 00:23:24,152
‫تو...

214
00:23:24,736 --> 00:23:26,071
‫نباید این کار رو بکنی.

215
00:23:37,415 --> 00:23:38,575
‫تو.

216
00:23:39,042 --> 00:23:40,961
‫تو الان نمی‌تونی
‫عالیجناب رو ببینی، درسته؟

217
00:23:43,964 --> 00:23:45,841
‫پس بذار من اینجا یه مهمون ناخونده باشم.

218
00:23:48,844 --> 00:23:50,178
‫و کارم رو درست انجام میدم.

219
00:23:59,312 --> 00:24:00,313
‫برو.

220
00:24:19,958 --> 00:24:21,835
‫من هانگ اون-جو رو تعقیب کردم.

221
00:24:26,006 --> 00:24:27,799
‫کی می‌دونه بعدش چه دردسری درست می‌کنه.

222
00:24:29,259 --> 00:24:30,468
‫آفرین.

223
00:24:30,552 --> 00:24:32,012
‫پس، فعلاً،

224
00:24:32,804 --> 00:24:34,306
‫اون احساساتِ غیرضروری رو بذار کنار.

225
00:24:52,157 --> 00:24:53,325
‫من خوبم.

226
00:24:54,910 --> 00:24:56,828
‫نفس کشیدنم مشکلی نداره،

227
00:24:57,537 --> 00:24:59,623
‫و قلبم مثل قبل می‌تپه.

228
00:25:00,207 --> 00:25:01,499
‫خوب غذا می‌خورم،

229
00:25:01,583 --> 00:25:02,918
‫و خوب خوابیدم.

230
00:25:04,211 --> 00:25:06,296
‫هرچند به نظر میاد زندگیم به خوبیِ قبل...

231
00:25:08,089 --> 00:25:09,591
‫...نخواهد بود.

232
00:25:13,553 --> 00:25:14,829
‫من که نپرسیدم.

233
00:25:16,223 --> 00:25:17,357
‫دقیقاً.

234
00:25:17,807 --> 00:25:19,726
‫ای کاش می‌پرسیدی.

235
00:25:35,700 --> 00:25:38,620
‫من و ملکه‌ی همسر
‫اون برخوردهای تصادفی رو ترتیب دادیم.

236
00:25:38,703 --> 00:25:40,121
‫ازتون می‌خوام که درک کنین.

237
00:25:40,622 --> 00:25:44,125
‫این تلاشِ ناامیدانه‌ی یه مادر
‫برای نجاتِ پسرش بود.

238
00:25:44,709 --> 00:25:45,961
‫لطفاً نگران نباشین.

239
00:25:47,337 --> 00:25:50,173
‫حال عالیجناب خوبه؟

240
00:25:50,548 --> 00:25:53,134
‫من دور موندم
‫تا تو روندِ بهبودی‌شون اختلالی ایجاد نکنم.

241
00:25:54,803 --> 00:25:56,763
‫شنیدم که با وجود جراحاتش،

242
00:25:56,846 --> 00:25:59,724
‫خیلی به مزارِ لرد هانگ سر می‌زنه.

243
00:26:00,183 --> 00:26:03,103
‫آیا با هم آشنایی داشتن؟

244
00:26:04,604 --> 00:26:06,773
‫شنیدم که به تازگی
‫با هم آشنا شده بودن.

245
00:26:07,649 --> 00:26:09,985
‫احتمالاً احساسِ عذاب وجدان می‌کنه.

246
00:26:12,570 --> 00:26:15,064
‫اعلیحضرت بالأخره پاش رو از گلیمش درازتر کرد.

247
00:26:16,616 --> 00:26:18,576
‫- حرکت کنین!
‫- بله، قربان!

248
00:26:31,756 --> 00:26:32,882
‫عالیجناب،

249
00:26:32,966 --> 00:26:34,426
‫دیوانِ عالیِ کشور متوجه شد که

250
00:26:34,509 --> 00:26:36,428
‫تیر متعلق به اعلیحضرت بوده.

251
00:26:36,511 --> 00:26:37,846
‫انگیزه‌ی این کار یه کینه‌ی شخصیه.

252
00:26:37,929 --> 00:26:40,849
‫و مدرکش هم
‫همون تیری‌ـه که به لرد هانگ اصابت کرد.

253
00:26:40,932 --> 00:26:44,185
‫در حال حاضر، خانواده‌ی لرد هانگ
‫مظنونینِ اصلی هستن.

254
00:26:45,478 --> 00:26:46,646
‫فوراً بفرستین دنبال ایم جه-یی.

255
00:26:46,730 --> 00:26:49,024
‫من یکی از تیرهای اعلیحضرت رو می‌دزدم.

256
00:26:59,993 --> 00:27:01,077
‫چه خبره؟

257
00:27:01,161 --> 00:27:03,538
‫ما تو راهمونیم
‫تا خونه‌ی لرد هانگ رو بگردیم.

258
00:27:09,002 --> 00:27:10,337
‫همون‌طور که قبلاً گفتم،

259
00:27:10,420 --> 00:27:14,007
‫اون موقع اون‌قدر آشفته بودم
‫که نتونستم تیری رو که تو بدنش گیر کرده بود دربیارم!

260
00:27:15,050 --> 00:27:16,926
‫باید یه جایی تو خونه‌مون باشه.

261
00:27:17,010 --> 00:27:19,429
‫بذارین دوباره دنبالش بگردم.

262
00:27:19,512 --> 00:27:22,206
‫اگه تیر رو بهمون نشون ندین،
‫به عنوانِ یه مظنون شناخته می‌شین.

263
00:27:23,516 --> 00:27:25,518
‫هر ردی از قاتل پیدا کردین خبر بدین!

264
00:27:25,602 --> 00:27:26,861
‫بله، قربان!

265
00:27:28,730 --> 00:27:30,982
‫صبر کنین. قاتل؟

266
00:27:31,066 --> 00:27:33,902
‫یه نفر سعی کرده
‫با یه تیر اعلیحضرت رو ترور کنه.

267
00:27:36,738 --> 00:27:38,156
‫کار من بود.

268
00:27:40,325 --> 00:27:42,994
‫اون تیر تو گوشتِ سرورم فرو رفت.

269
00:27:44,287 --> 00:27:45,705
‫نتونستم دیدنش رو تحمل کنم،

270
00:27:46,539 --> 00:27:47,999
‫برای همین انداختمش دور.

271
00:27:48,833 --> 00:27:50,668
‫اگه دلیلش اینه، فقط منم که...

272
00:27:50,752 --> 00:27:52,128
‫کجا انداختیش دور؟

273
00:27:58,843 --> 00:28:00,845
‫جوابم رو بده. کجا انداختیش دور؟

274
00:28:05,558 --> 00:28:07,894
‫اگه تیر
‫همون جایی که می‌گی پیدا نشه،

275
00:28:08,478 --> 00:28:11,648
‫هم تو و هم خانواده‌ات دستگیر می‌شین.

276
00:28:12,899 --> 00:28:14,943
‫بانو.

277
00:28:20,281 --> 00:28:21,408
‫بهم بگو

278
00:28:22,742 --> 00:28:24,202
‫کجاست.

279
00:28:35,296 --> 00:28:36,673
‫تو جویبار.

280
00:28:37,215 --> 00:28:38,633
‫انداختمش کنارِ جویبار.

281
00:28:43,722 --> 00:28:45,432
‫من میرم
‫دنبالش بگردم.

282
00:28:50,562 --> 00:28:52,647
‫عالیجناب گفتن
‫نیازی به حرف زدن نیست.

283
00:29:14,586 --> 00:29:16,212
‫این تیرِ اعلیحضرته.

284
00:29:16,296 --> 00:29:18,465
‫- عقب‌نشینی کنین.
‫- بله، قربان!

285
00:29:20,258 --> 00:29:22,844
‫این غیرقابلِ قبوله!

286
00:29:22,927 --> 00:29:24,053
‫پدرِ من

287
00:29:24,137 --> 00:29:28,641
‫با تیرِ اعلیحضرت کشته شد!
‫فکر نمی‌کنین این درد برای ما کافیه؟

288
00:29:29,976 --> 00:29:31,770
‫اربابِ جوان، لطفاً بس کنین.

289
00:29:32,854 --> 00:29:34,230
‫معذرت می‌خوام.

290
00:29:34,314 --> 00:29:36,608
‫لطفاً چیزی رو که الان گفت فراموش کنین.

291
00:29:53,374 --> 00:29:54,626
‫صبر کن.

292
00:29:58,505 --> 00:29:59,964
‫با تمامِ چیزهایی...

293
00:30:00,048 --> 00:30:02,425
‫که اتفاق افتاده،
‫فرصت نکردم این رو بهت بگم.

294
00:30:03,051 --> 00:30:04,344
‫اون روز روی صخره...

295
00:30:04,427 --> 00:30:06,221
‫من فقط ادای دین کردم.

296
00:30:08,973 --> 00:30:10,475
‫اینقدر دلت می‌خواد فروخته بشی؟

297
00:30:19,734 --> 00:30:21,027
‫تو...

298
00:30:21,110 --> 00:30:23,071
‫مادرم، اربابِ جوانم

299
00:30:23,655 --> 00:30:25,031
‫و من رو نجات دادی.

300
00:30:26,741 --> 00:30:27,784
‫و در موردِ...

301
00:30:28,785 --> 00:30:29,828
‫کسی...

302
00:30:30,662 --> 00:30:33,039
‫که اون روز تیر بهش خورد...

303
00:30:35,708 --> 00:30:36,960
‫اون زنده‌ست.

304
00:30:40,839 --> 00:30:42,090
‫این جای شکرش باقیه.

305
00:30:42,841 --> 00:30:44,133
‫کجاست؟

306
00:30:45,051 --> 00:30:46,886
‫کاری که من کردم غیرقابلِ بخششه.

307
00:30:46,970 --> 00:30:49,722
‫می‌دونم دیره، اما می‌خوام عذرخواهی کنم.

308
00:30:56,813 --> 00:30:58,022
‫شنیدم حالش خوبه.

309
00:31:00,733 --> 00:31:04,070
‫نفس کشیدنش مشکلی نداره،
‫و قلبش مثل قبل می‌تپه.

310
00:31:04,571 --> 00:31:06,406
‫خوب غذا می‌خوره، و خوب خوابیده.

311
00:31:07,115 --> 00:31:08,700
‫هرچند گفت...

312
00:31:09,742 --> 00:31:12,245
‫زندگیش به خوبیِ قبل نیست.

313
00:31:13,454 --> 00:31:15,623
‫شما می‌شناسینش؟

314
00:31:16,833 --> 00:31:18,251
‫مطمئنم شما بهتر می‌شناسینش.

315
00:31:22,922 --> 00:31:26,050
‫به غیر از خودِ پادشاه،

316
00:31:26,134 --> 00:31:28,761
‫فکر می‌کنی کی
‫می‌تونه تیرِ یه خانواده‌ی سلطنتی رو بدزده؟

317
00:31:30,263 --> 00:31:32,098
‫هانگ اون-جو! به خودت بیا!

318
00:31:32,181 --> 00:31:34,392
‫اون حتی پرید وسط تا جلوش رو بگیره.

319
00:31:37,812 --> 00:31:38,855
‫امکان نداره...

320
00:31:48,615 --> 00:31:49,824
‫می‌شه...

321
00:31:50,325 --> 00:31:52,911
‫دوباره یه سیلیِ محکم بهم بزنی؟

322
00:31:54,495 --> 00:31:55,830
‫از این به بعد،

323
00:31:55,914 --> 00:31:58,791
‫واقعاً باید حواسم رو جمع کنم.

324
00:32:03,504 --> 00:32:04,739
‫عالیجناب.

325
00:32:05,322 --> 00:32:06,524
‫چطور پیش رفت؟

326
00:32:06,549 --> 00:32:08,384
‫دیوانِ عالیِ کشور عقب‌نشینی کرده.

327
00:32:14,807 --> 00:32:15,934
‫عالیجناب.

328
00:32:20,021 --> 00:32:21,856
‫هنوز قاتل رو پیدا نکردیم؟

329
00:32:21,940 --> 00:32:25,777
‫من هنوز به
‫خانواده‌ی لرد هانگ مین-جیک مشکوکم.

330
00:32:30,615 --> 00:32:32,325
‫واقعاً؟ اون خانواده؟

331
00:32:33,076 --> 00:32:36,663
‫پسرِ بزرگِ مین-جیک
‫جرأت و مهارتِ این کار رو نداره.

332
00:32:36,746 --> 00:32:39,040
‫اون یکی هم که دخترِ صیغه‌شه.

333
00:32:39,123 --> 00:32:41,376
‫شنیدم تعدادِ تیرهایی که
‫اعلیحضرت تو این شکار استفاده کرده

334
00:32:41,459 --> 00:32:43,827
‫از تیرهایی که تو جنگِ اولمیو استفاده شده بیشتره.

335
00:32:44,170 --> 00:32:48,049
‫تیرهای اعلیحضرت
‫بدونِ اینکه جمع‌آوری بشن، دور تا دورِ ویلای سلطنتی پخش شدن.

336
00:32:50,051 --> 00:32:51,094
‫باید از...

337
00:32:51,177 --> 00:32:53,680
‫هزاران نفری که از چونگ‌چونگ
‫بیرون انداخته شدن بازجویی کنیم؟

338
00:32:56,140 --> 00:32:58,767
‫شنیدم شاهزاده‌ی بزرگ دوال به هوش اومده.
‫برو باهاش حرف بزن.

339
00:32:58,851 --> 00:33:00,979
‫اون با دونستنِ نقشه‌ی قاتل
‫وارد عمل شده.

340
00:33:01,062 --> 00:33:02,605
‫حتماً یه منبعی داشته.

341
00:33:03,347 --> 00:33:04,857
‫بذارین من برم باهاش حرف بزنم.

342
00:33:05,441 --> 00:33:07,735
‫ما رابطه‌ی خوبی با هم نداریم،
‫اما من قبلاً باهاش حرف زدم.

343
00:33:09,445 --> 00:33:11,072
‫فقط یه بهونه‌ای جور کن.

344
00:33:12,156 --> 00:33:15,159
‫بگو از شدتِ شوک حافظه‌ام رو از دست دادم،
‫یا یه چیزی تو همین مایه‌ها.

345
00:33:17,412 --> 00:33:19,080
‫من حوصله‌ی شوخی ندارم.

346
00:33:19,163 --> 00:33:21,082
‫تو شوخی نمی‌کنی چون حوصله‌اش رو نداری.

347
00:33:21,165 --> 00:33:23,083
‫شوخی می‌کنی تا حوصله‌اش رو پیدا کنی.

348
00:33:25,962 --> 00:33:27,630
‫"سال گیونگو فراموش نشده."

349
00:33:27,714 --> 00:33:30,842
‫بهش بگو اون پیام
‫دوباره تو بازار نصب شده.

350
00:33:30,925 --> 00:33:33,136
‫اون همیشه تحتِ خطرِ تروره،

351
00:33:33,636 --> 00:33:35,429
‫پس بقیه‌اش رو خودت یه چیزی سرهم کن.

352
00:33:36,222 --> 00:33:37,807
‫پس الان داری بهم دستور میدی؟

353
00:33:38,808 --> 00:33:40,435
‫ما می‌خوایم از یه شخصِ واحد محافظت کنیم.

354
00:33:41,686 --> 00:33:43,438
‫این یه اتحادِ استراتژیکه.

355
00:33:45,273 --> 00:33:46,899
‫از اونجایی که ما تو یه جبهه‌ایم،

356
00:33:49,485 --> 00:33:51,111
‫می‌تونیم با هم دوست هم باشیم.

357
00:33:54,949 --> 00:33:56,159
‫این یه‌کم سخته.

358
00:33:58,036 --> 00:33:59,687
‫من به هانگ اون-جو گفتم...

359
00:34:00,788 --> 00:34:03,291
‫که کی با تیر عالیجناب رو زد.

360
00:34:05,710 --> 00:34:08,296
‫اون همین الانش هم غرقِ در اندوهه.

361
00:34:08,379 --> 00:34:10,548
‫- چرا این کار رو کردی؟
‫- اون باید بدونه.

362
00:34:10,631 --> 00:34:13,217
‫اون باید بدونه
‫خشمش متوجه کی بوده

363
00:34:13,968 --> 00:34:17,013
‫تا یه تصمیمِ احمقانه نگیره
‫مثل گرفتنِ جونِ خودش.

364
00:34:17,972 --> 00:34:19,766
‫و اون دور خواهد شد.

365
00:34:19,849 --> 00:34:23,227
‫وقتی ببینه
‫این پیوندِ شوم به کجا ختم می‌شه،

366
00:34:25,313 --> 00:34:27,023
‫مجبور می‌شه که دور بشه.

367
00:34:29,442 --> 00:34:30,568
‫پس...

368
00:34:31,402 --> 00:34:32,987
‫امیدوارم زودتر خوب بشی.

369
00:34:34,197 --> 00:34:36,699
‫این رو به عنوانِ کسی می‌گم
‫که برای یه مدتِ کوتاه دوستت بود.

370
00:34:39,744 --> 00:34:43,247
‫[هه‌مین‌سو]

371
00:35:12,235 --> 00:35:14,112
‫برو. من نیازی به این ندارم.

372
00:35:14,195 --> 00:35:15,363
‫این به تو ربطی نداره.

373
00:35:49,021 --> 00:35:51,315
‫به نظر میاد عجله داری.

374
00:35:51,399 --> 00:35:53,109
‫اگه داری میری ویزیتِ خانگی...

375
00:35:53,776 --> 00:35:55,820
‫من تو راهم بودم که بیام تو رو ببینم.

376
00:35:58,906 --> 00:36:00,783
‫انگار یه‌کم دیر رسیدم.

377
00:36:03,870 --> 00:36:05,746
‫می‌خوای یه لحظه بریم داخل؟

378
00:36:07,790 --> 00:36:09,125
‫درباره‌ی اون روز...

379
00:36:09,208 --> 00:36:10,543
‫نگرانش نباش.

380
00:36:12,879 --> 00:36:13,921
‫من اومدم که این رو بگم.

381
00:36:24,807 --> 00:36:26,142
‫من خوبم.

382
00:36:26,767 --> 00:36:29,437
‫طبیبِ سلطنتی گفت
‫که من ذاتاً قلبِ قوی‌ای دارم.

383
00:36:53,252 --> 00:36:54,253
‫می‌بینی؟

384
00:36:55,755 --> 00:36:57,131
‫داره می‌تپه.

385
00:37:24,200 --> 00:37:25,660
‫حتماً

386
00:37:26,410 --> 00:37:27,578
‫خیلی درد داشته.

387
00:37:31,499 --> 00:37:32,733
‫اصلاً.

388
00:37:35,086 --> 00:37:37,046
‫من فقط خوشحال بودم...

389
00:37:37,129 --> 00:37:38,965
‫که تیر به اینجا خورد.

390
00:38:00,194 --> 00:38:01,487
‫متأسفم.

391
00:38:04,198 --> 00:38:05,408
‫من واقعاً...

392
00:38:06,659 --> 00:38:07,994
‫متأسفم.

393
00:38:48,659 --> 00:38:50,369
‫قراره کل شب رو همین بیرون بمونی؟

394
00:38:52,204 --> 00:38:53,622
‫دارم به این فکر می‌کنم

395
00:38:54,790 --> 00:38:57,168
‫که چطوری می‌تونم ناراحتیش رو رفع کنم.

396
00:39:27,073 --> 00:39:28,699
‫داری چی کار می‌کنی؟

397
00:39:30,076 --> 00:39:31,232
‫ورزشِ بهبودی.

398
00:39:31,494 --> 00:39:33,496
‫برحسبِ تصادف به یه درختِ محکم برخوردم.

399
00:39:33,579 --> 00:39:34,997
‫پس خداحافظ.

400
00:39:56,602 --> 00:39:58,437
‫به یه درختِ محکمِ دیگه برخوردم.

401
00:39:59,146 --> 00:40:00,689
‫پس خداحافظ.

402
00:40:16,705 --> 00:40:18,082
‫زود کارت رو تموم کردی.

403
00:40:18,749 --> 00:40:20,501
‫گفت که می‌خواد یه سری مهارت‌ها یاد بگیره.

404
00:40:24,964 --> 00:40:26,424
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

405
00:40:30,469 --> 00:40:31,470
‫چی شده؟

406
00:40:32,012 --> 00:40:33,639
‫برای چی می‌خوای بهم غر بزنی؟

407
00:40:40,354 --> 00:40:41,689
‫می‌دونم...

408
00:40:42,398 --> 00:40:43,732
‫داری چی کار می‌کنی.

409
00:40:47,361 --> 00:40:48,487
‫پیامت رو گرفتم.

410
00:40:54,201 --> 00:40:55,619
‫خیلی تابلو بود؟

411
00:40:59,081 --> 00:41:00,583
‫زیاده‌روی نکن.

412
00:41:04,128 --> 00:41:06,922
‫حتی اگه تابلوئه، فقط باورش کن.

413
00:41:07,339 --> 00:41:09,049
‫فقط باهاش راه بیا...

414
00:41:09,925 --> 00:41:13,345
‫و فراموش کن اون روز کی رو با تیر زدی.

415
00:41:15,473 --> 00:41:18,049
‫می‌دونم که نمی‌تونی فراموش کنی
‫اون روز چه اتفاقی افتاد،

416
00:41:19,393 --> 00:41:20,978
‫و احتمالاً هم نباید فراموش کنی،

417
00:41:23,230 --> 00:41:24,857
‫اما حداقل اون قسمتش رو فراموش کن.

418
00:41:26,066 --> 00:41:27,818
‫حداقل فقط همین قسمتش رو.

419
00:41:31,655 --> 00:41:33,407
‫اگه این رو بهم قول بدی،

420
00:41:33,949 --> 00:41:35,659
‫دیگه همچین دروغ‌های تابلویی نمی‌گم.

421
00:41:44,668 --> 00:41:45,836
‫قول میدم.

422
00:41:49,215 --> 00:41:50,632
‫سعی می‌کنم فراموش کنم.

423
00:41:56,914 --> 00:41:59,683
‫[آقایانِ محترم از خاندانِ هانگ در نامیانگ - تونگجونگ ده‌بو]

424
00:42:05,231 --> 00:42:06,815
‫کاری که من کردم اشتباه بود.

425
00:42:17,034 --> 00:42:20,329
‫وقتی زهِ کمان رو می‌کشی،
‫نفست رو حبس کن.

426
00:42:20,412 --> 00:42:23,457
‫حتی ملایم‌ترین نسیم
‫می‌تونه تیر رو منحرف کنه.

427
00:42:28,212 --> 00:42:31,298
‫وقتی زهِ کمان رو می‌کشی،
‫احساساتت رو آروم کن.

428
00:42:31,715 --> 00:42:34,718
‫حتی کوچیک‌ترین غم
‫می‌تونه باعث بشه تیر تغییر مسیر بده.

429
00:42:37,721 --> 00:42:40,432
‫من می‌ترسم، سرورم.

430
00:42:41,559 --> 00:42:42,768
‫اگه...

431
00:42:43,561 --> 00:42:46,230
‫باعث آسیب رسیدن به کسی بشم چی؟

432
00:42:47,856 --> 00:42:51,694
‫شمشیرها و کمان‌ها برای آسیب رسوندن نیستن.

433
00:42:52,278 --> 00:42:54,154
‫اون‌ها برای محافظت کردنن.

434
00:42:57,032 --> 00:42:58,951
‫من کورِ خشمم شده بودم

435
00:42:59,577 --> 00:43:01,996
‫و در نهایت همون کاری رو کردم

436
00:43:02,079 --> 00:43:04,039
‫که پادشاه با شما کرد، پدر.

437
00:43:07,001 --> 00:43:08,502
‫من سزاوارِ سرزنشِ شما هستم.

438
00:43:31,900 --> 00:43:34,403
‫کِی می‌تونیم اعلیحضرت رو ببینیم؟

439
00:43:35,404 --> 00:43:38,073
‫اخیراً قلبِ اعلیحضرت
‫ناآروم بوده. لطفاً صبر کنین.

440
00:43:38,157 --> 00:43:41,285
‫شایعه شده که حال اعلیحضرت خوب نیست.

441
00:43:44,830 --> 00:43:48,125
‫امیدوارم این چیزی نباشه
که شما آرزوش رو دارین

442
00:43:48,584 --> 00:43:49,918
‫این حرف مسخره‌ست.

443
00:43:50,309 --> 00:43:51,587
‫فقط منظورم این بود

444
00:43:51,670 --> 00:43:54,298
‫که اگه این‌طوره،
‫نباید فقط شما مسئول باشین.

445
00:44:06,143 --> 00:44:08,312
‫اون درباره‌ی آسیبی که

446
00:44:08,395 --> 00:44:11,732
‫شکارها و مهمانی‌های اعلیحضرت
‫به مردم وارد می‌کرد ابراز نگرانی کرد.

447
00:44:13,067 --> 00:44:16,987
‫و این اعلیحضرت رو خشمگین کرد.

448
00:44:19,073 --> 00:44:20,366
‫تا همون آخر،

449
00:44:22,493 --> 00:44:23,869
‫به خودش وفادار موند.

450
00:44:29,291 --> 00:44:32,336
‫همون‌طور که گفتین، لرد هانگ مین-جیک

451
00:44:32,419 --> 00:44:35,089
‫رعیتی بود
‫که فقط مشاوره‌ی صادقانه و ضروری می‌داد.

452
00:44:36,006 --> 00:44:38,967
‫تمامِ رعایایی که اعلیحضرت رو به چالش کشیدن
‫کشته شدن،

453
00:44:40,427 --> 00:44:42,638
‫اما اون لرد هانگ رو زنده نگه داشت.

454
00:44:49,228 --> 00:44:51,146
‫همون‌طور که می‌دونین، به این دلیله که

455
00:44:51,814 --> 00:44:53,774
‫اون هم معلم بود
‫و هم دوست اعلیحضرت.

456
00:44:58,028 --> 00:44:59,571
‫مطمئنین این تنها دلیلش بود؟

457
00:45:01,782 --> 00:45:05,035
‫من جرأت نمی‌کنم به شما دروغ بگم، عالیجناب.

458
00:45:07,246 --> 00:45:08,455
‫حال پادشاه چطوره؟

459
00:45:10,207 --> 00:45:12,584
‫شنیدم هنوز خوابه.

460
00:45:15,170 --> 00:45:18,173
‫داره یه اتفاقاتی تو خوابگاهش میفته.

461
00:45:18,715 --> 00:45:20,759
‫چی می‌تونه باشه؟

462
00:45:23,095 --> 00:45:24,596
‫حالش چطوره؟

463
00:45:25,472 --> 00:45:26,849
‫برای مدت کوتاهی سرحال می‌شه،

464
00:45:27,433 --> 00:45:29,977
‫بعد از هر وعده غذا
‫به خاطر تأثیرِ دارو به خواب میره.

465
00:45:34,398 --> 00:45:36,108
‫اتفاقی که تو سفرِ شکاری افتاد

466
00:45:36,692 --> 00:45:38,986
‫هرگز نباید برای کسی فاش بشه.

467
00:45:41,613 --> 00:45:44,074
‫اون‌ها مردمِ شما هستن، اعلیحضرت.

468
00:45:44,158 --> 00:45:45,868
‫لطفاً بهشون رحم کنین.

469
00:46:00,674 --> 00:46:03,469
‫کافیه. داری حالم رو می‌گیری.

470
00:46:08,223 --> 00:46:11,560
‫مین-جیک، برگرد به پایتخت
‫و منتظر فرمانِ من باش.

471
00:46:15,314 --> 00:46:17,566
‫بیاین شکار رو شروع کنیم!

472
00:47:08,033 --> 00:47:09,618
‫یه ببره.

473
00:47:18,502 --> 00:47:20,879
‫ببری رو که شکار کردم بیارین!

474
00:47:51,952 --> 00:47:54,871
‫این گیاه می‌تونه باعث
‫توهمِ دیداری و شنیداری بشه؟

475
00:47:54,955 --> 00:47:57,040
‫چطور تونستی این رو بهم نگی؟

476
00:47:57,874 --> 00:48:00,627
‫فردا، ممکنه من رو به شکل یه روباه ببینه
‫و منم شکار کنه!

477
00:48:00,711 --> 00:48:03,630
‫و این مرگِ خیلی شرافتمندانه‌ای
‫برای آدمِ پستی مثل توئه.

478
00:48:07,843 --> 00:48:10,137
‫جسد رو بفرست برای پسرِ مین-جیک

479
00:48:10,554 --> 00:48:12,306
‫و بهش یه اسب بده.

480
00:48:15,142 --> 00:48:18,687
‫فکر کنم برای یه لحظه جایگاهم رو فراموش کردم.

481
00:48:30,324 --> 00:48:32,409
‫بذار پادشاه همون‌جا دراز بکشه

482
00:48:33,160 --> 00:48:35,495
‫و تبدیل به یه مرده‌ی متحرک بشه.

483
00:48:37,539 --> 00:48:39,666
‫نگران نباش.

484
00:49:11,740 --> 00:49:12,824
‫حالا،

485
00:49:14,076 --> 00:49:15,869
‫برگرد به این شکنجه‌گاه.

486
00:49:26,546 --> 00:49:29,841
‫هر چیزی که اینجا دیدی و شنیدی
‫باید کاملاً مخفی بمونه.

487
00:49:31,718 --> 00:49:32,844
‫- بله، قربان.
‫- بله، قربان.

488
00:49:42,521 --> 00:49:44,064
‫چون اون راز با شما دفن می‌شه.

489
00:49:46,441 --> 00:49:47,775
‫تموم شد.

490
00:49:49,945 --> 00:49:51,029
‫می‌دونم سرت شلوغه.

491
00:49:51,780 --> 00:49:54,074
‫ببخشید که با این قضیه به زحمت انداختمت.

492
00:49:54,950 --> 00:49:57,369
‫نگران نباش. این کارِ منه.

493
00:49:58,745 --> 00:50:00,372
‫شنیدم چه اتفاقی برای لرد هانگ افتاد.

494
00:50:01,164 --> 00:50:02,398
‫واقعاً متأسفم.

495
00:50:13,677 --> 00:50:15,220
‫می‌تونی به زندگی ادامه بدی؟

496
00:50:21,643 --> 00:50:23,353
‫دیگه مثل قبل نمی‌شه.

497
00:50:24,020 --> 00:50:25,564
‫تو دنیات رو از دست دادی.

498
00:50:29,651 --> 00:50:32,028
‫برای همینه که منم دارم می‌میرم.

499
00:50:33,613 --> 00:50:35,323
‫عمیقاً بهت تسلیت می‌گم.

500
00:50:44,124 --> 00:50:45,167
‫تو گیل-دونگ هستی؟

501
00:50:45,751 --> 00:50:47,461
‫ما به نامِ گیل-دونگ نیاز داریم.

502
00:50:47,544 --> 00:50:49,629
‫شما بودین که به نامِ... نیاز داشتین.

503
00:50:51,047 --> 00:50:52,748
‫از آشنایی باهاتون خوشحالم...

504
00:50:53,717 --> 00:50:55,343
‫گیل-دونگ.

505
00:50:59,473 --> 00:51:01,892
‫شما کی هستین؟

506
00:51:02,309 --> 00:51:04,978
‫من مادری‌ام
‫که پسرش توسط پادشاه ازش گرفته شده.

507
00:51:05,812 --> 00:51:09,566
‫من یتیمی‌ام
‫که خانواده‌اش توسط پادشاه ازش گرفته شده.

508
00:51:09,649 --> 00:51:12,778
‫من پدری‌ام
‫که دخترش ازش گرفته شده.

509
00:51:14,196 --> 00:51:16,848
‫من بچه‌ای‌ام که خواهر و برادرش ازش گرفته شده.

510
00:51:17,073 --> 00:51:19,868
‫من یه راهبِ پیرم
‫که دوستش ازش گرفته شده.

511
00:51:20,827 --> 00:51:23,205
‫من رعیتی‌ام
‫که وفاداریش ازش گرفته شده.

512
00:51:27,959 --> 00:51:30,796
‫همه‌ی ما دنیامون رو از دست دادیم.

513
00:51:37,761 --> 00:51:38,929
‫قصر.

514
00:51:42,682 --> 00:51:44,518
‫اعلیحضرت،

515
00:51:44,601 --> 00:51:47,187
‫لطفاً تو تصمیمتون تجدید نظر کنین!

516
00:51:47,270 --> 00:51:48,271
‫آکادمیِ سلطنتیِ کنفوسیوس.

517
00:51:48,355 --> 00:51:50,982
‫لطفاً تو تصمیمتون تجدید نظر کنین!

518
00:51:52,526 --> 00:51:54,444
‫بازارها. مدرسه‌ها.

519
00:51:55,195 --> 00:51:56,613
‫تو هر گوشه از این پادشاهی،

520
00:51:57,072 --> 00:51:59,032
‫آدم‌هایی مثل شما هستن.

521
00:52:14,548 --> 00:52:18,426
‫اسمِ گیل-دونگ قراره کجا استفاده بشه؟

522
00:52:19,302 --> 00:52:23,515
‫اسمِ اون نماینده‌ی مردمی خواهد بود
‫که زیرِ بارِ فقر و ظلم کمر خم کردن.

523
00:52:27,853 --> 00:52:30,021
‫و هدف چیه؟

524
00:52:31,231 --> 00:52:32,566
‫هدف...

525
00:52:32,649 --> 00:52:35,318
‫پایین کشیدنِ کسیه که رو تختِ سلطنت نشسته.

526
00:52:36,152 --> 00:52:37,737
‫تختِ سلطنت؟

527
00:52:39,698 --> 00:52:41,074
‫یعنی...

528
00:52:44,202 --> 00:52:45,520
‫یه شورش.

529
00:52:47,455 --> 00:52:49,207
‫اگه شکست بخوریم

530
00:52:49,708 --> 00:52:51,793
‫این‌طوری تو تاریخ ثبت می‌شه.

531
00:52:55,380 --> 00:52:57,883
‫گیل-دونگ چیزی بیشتر
‫از یه دزدِ خرده‌پا نیست.

532
00:52:57,966 --> 00:52:59,384
‫اون نمی‌تونه نماینده‌ی مردم باشه.

533
00:52:59,926 --> 00:53:01,887
‫بازگشتِ روحِ ایم کوک-جونگ.

534
00:53:01,970 --> 00:53:03,138
‫دزدِ بزرگ.

535
00:53:03,221 --> 00:53:04,514
‫یه حیوان با قدرتی هیولایی.

536
00:53:04,598 --> 00:53:06,349
‫یه گوشه‌نشینِ افسانه‌ای. یه موجودِ نامیرا.

537
00:53:06,433 --> 00:53:08,393
‫اون‌ها چیزی جز شایعاتِ دروغین نیستن.

538
00:53:08,476 --> 00:53:09,811
‫اون‌ها رویا هستن.

539
00:53:11,563 --> 00:53:13,064
‫و اون‌ها امید هستن.

540
00:53:17,527 --> 00:53:18,945
‫گیل-دونگ همیشه بهم سر می‌زد

541
00:53:19,029 --> 00:53:20,739
‫هر وقت که گرسنه و مریض بودم،

542
00:53:20,822 --> 00:53:23,533
‫هرچند نمی‌دونم چطوری همیشه می‌فهمید.

543
00:53:24,910 --> 00:53:26,745
‫پس هر بار که بهم سر می‌زد،

544
00:53:26,828 --> 00:53:28,580
‫تأثیری که از خودش به جا می‌ذاشت
‫من رو خیلی خوشحال می‌کرد.

545
00:53:28,663 --> 00:53:30,206
‫گیل-دونگ!

546
00:53:31,207 --> 00:53:33,960
‫به نظر میاد گیل-دونگ
‫مراقبِ ما هم هست.

547
00:53:34,628 --> 00:53:37,797
‫هیچ‌جایی تو چوسان نیست

548
00:53:37,881 --> 00:53:40,675
‫که دست‌های گیل-دونگ بهش نرسه!

549
00:53:44,679 --> 00:53:46,932
‫"یه دوست تو مسیر"؟

550
00:53:47,015 --> 00:53:48,558
‫معنیش اینه؟

551
00:53:51,519 --> 00:53:53,438
‫اگه کسی که رو تختِ سلطنت می‌شینه عوض بشه،

552
00:53:55,607 --> 00:53:57,859
‫دنیا هم عوض می‌شه؟

553
00:53:58,693 --> 00:54:00,820
‫دیروز، پسرِ من مُرد.

554
00:54:01,488 --> 00:54:03,823
‫امروز، پدرِ تو مُرد.

555
00:54:04,824 --> 00:54:07,494
‫فردا، ممکنه
‫مادر و برادرت باشن.

556
00:54:08,119 --> 00:54:09,120
‫و بعد،

557
00:54:09,955 --> 00:54:11,247
‫نفرِ بعدی ممکنه تو باشی.

558
00:54:15,502 --> 00:54:18,338
‫حداقلش اینه که،
‫ما می‌تونیم فردا رو تغییر بدیم

559
00:54:18,421 --> 00:54:20,173
‫و روزهایی که بعد از اون میان.

560
00:54:41,361 --> 00:54:43,947
‫انتظارِ مخالفتِ گیل-دونگ رو داشتی؟

561
00:54:45,490 --> 00:54:47,242
‫اون برمی‌گرده،

562
00:54:47,742 --> 00:54:49,369
‫تا به زندگیش ادامه بده.

563
00:54:55,208 --> 00:54:58,378
‫قبل از اون، ما باید یه راهی پیدا کنیم
‫تا به خوابگاهِ پادشاه نزدیک بشیم.

564
00:54:59,295 --> 00:55:02,340
‫ما باید بفهمیم
‫تو قصر چه خبره.

565
00:55:29,034 --> 00:55:30,160
‫برگشتی.

566
00:55:31,661 --> 00:55:34,831
‫اعلیحضرت به هوش اومدن.
‫فوراً به ملکه خبر بدین!

567
00:55:34,914 --> 00:55:36,458
‫بله، بانو.

568
00:55:42,756 --> 00:55:43,965
‫کجا میری؟

569
00:55:45,633 --> 00:55:47,677
‫دیوانِ عالیِ کشور رو جمع کنین.

570
00:55:54,976 --> 00:55:57,353
‫این خائن قصدِ ترورِ اعلیحضرت رو داشته.

571
00:55:57,437 --> 00:55:59,606
‫- بگیرینش!
‫- بله، قربان!

572
00:56:00,690 --> 00:56:02,067
‫این برای چیه؟

573
00:56:02,609 --> 00:56:03,926
‫عالیجناب!

574
00:56:05,904 --> 00:56:08,448
‫اعلیحضرت الان دارن
‫از پسرِ بزرگِ هانگ مین-جیک بازجویی می‌کنن.

575
00:56:16,790 --> 00:56:20,085
‫من هیچی درباره‌اش نمی‌دونم، اعلیحضرت!

576
00:56:20,168 --> 00:56:23,171
‫دیوانِ عالیِ کشور
‫منطقه رو به دقت بازرسی کرد

577
00:56:23,254 --> 00:56:24,714
‫قبل از اینکه موکبِ سلطنتی برسه.

578
00:56:25,298 --> 00:56:26,758
‫هنوزم انکار می‌کنی؟

579
00:56:26,841 --> 00:56:30,595
‫چطوری این من رو تبدیل می‌کنه به قاتل؟

580
00:56:30,678 --> 00:56:31,971
‫در سرتاسرِ چوسان،

581
00:56:32,055 --> 00:56:35,600
‫تنها یه‌کماندار هست
‫که تیرش می‌تونه به هدفی

582
00:56:35,683 --> 00:56:37,227
‫از فاصله‌ی پنج ری اصابت کنه.

583
00:56:40,980 --> 00:56:42,190
‫اون کیه؟

584
00:56:46,569 --> 00:56:47,737
‫اون...

585
00:56:51,074 --> 00:56:52,784
‫پدرِ من بود.

586
00:57:04,129 --> 00:57:06,339
‫و کی خونِ اون رو به ارث برده؟

587
00:57:14,681 --> 00:57:16,015
‫من جوابی نمی‌شنوم.

588
00:57:16,099 --> 00:57:17,559
‫پاهاش رو بپیچونین.

589
00:57:17,642 --> 00:57:18,893
‫بله، اعلیحضرت.

590
00:57:19,602 --> 00:57:20,728
‫صبر کنین!

591
00:57:34,534 --> 00:57:35,994
‫داری چی کار می‌کنی؟

592
00:57:36,077 --> 00:57:37,454
‫شما اینجایین.

593
00:57:38,788 --> 00:57:42,250
‫من دنبالِ مردی می‌گردم
‫که نزدیک بود جون‌تون رو بگیره.

594
00:57:42,750 --> 00:57:44,127
‫من قبلاً پیداش کردم.

595
00:57:49,674 --> 00:57:51,176
‫اون جلوم ایستاده.

596
00:58:01,478 --> 00:58:03,021
‫دوباره بگو.

597
00:58:03,396 --> 00:58:04,772
‫همه‌ی این تراژدی‌ها...

598
00:58:06,191 --> 00:58:08,067
‫با اعلیحضرت شروع شد.

599
00:58:31,049 --> 00:58:32,050
‫دوباره بگو.

600
00:58:33,593 --> 00:58:34,969
‫این تقصیرِ اعلیحضرته.

601
00:58:37,595 --> 00:58:38,806
‫دوباره بگو.

602
00:58:38,890 --> 00:58:40,183
‫اعلیحضرت!

603
00:58:41,976 --> 00:58:43,144
‫این تقصیرِ شماست.

604
00:58:56,866 --> 00:58:57,992
‫مادر.

605
00:58:58,952 --> 00:59:00,328
‫چی شده؟

606
00:59:00,912 --> 00:59:02,163
‫اربابِ جوان...

607
00:59:08,044 --> 00:59:10,004
‫- می‌خوای چی کار کنی؟
‫- ولم کنین.

608
00:59:10,588 --> 00:59:11,756
‫همین‌جا بمونین.

609
00:59:11,839 --> 00:59:13,758
‫بدونِ هیچ مدرکی،
‫بعد از شکنجه آزادش می‌کنن.

610
00:59:13,841 --> 00:59:15,343
‫به خاطر من...

611
00:59:16,052 --> 00:59:17,136
‫چی شده؟

612
00:59:30,858 --> 00:59:32,151
‫هانگ اون-جو!

613
00:59:42,495 --> 00:59:44,622
‫این همون کسیه که شما می‌بینین؟

614
01:00:02,348 --> 01:00:03,474
‫اربابِ جوان.

615
01:00:04,559 --> 01:00:06,269
‫این آخرین باریه که می‌پرسم.

616
01:00:07,061 --> 01:00:08,438
‫دوباره بگو.

617
01:00:29,876 --> 01:00:31,502
‫یعنی الان هانگ اون-جو...

618
01:00:35,256 --> 01:00:36,674
‫نه.

619
01:01:12,619 --> 01:01:17,357
[برای دزد عزیزم]

620
01:01:17,382 --> 01:01:20,677
‫دیگه اشتباهی در کار نخواهد بود؟
[آنچه خواهید دید]

621
01:01:20,702 --> 01:01:21,662
‫کیه؟

622
01:01:21,719 --> 01:01:24,347
‫کی پشتِ شما پنهان شد و سر راهم قرار گرفت؟

623
01:01:24,430 --> 01:01:25,515
‫شما بودین؟

624
01:01:26,057 --> 01:01:27,767
‫پشتِ همه‌ی این‌ها شما بودین؟

625
01:01:27,850 --> 01:01:29,268
‫برداشتِ بدی نکنین.

626
01:01:29,352 --> 01:01:31,854
‫فقط می‌خوام ببینم
‫سالمم یا نه.

627
01:01:31,938 --> 01:01:35,233
‫چرا همه‌چیز
‫باید با ما اینقدر بی‌رحم باشه؟

628
01:01:35,316 --> 01:01:37,777
‫مرگِ هانگ مین-جیک
‫وزرای دربار رو متزلزل کرده.

629
01:01:37,860 --> 01:01:40,029
‫به نظر میاد تصمیم گرفته شده.

630
01:01:40,113 --> 01:01:42,865
‫این خواسته‌ی پادشاهِ فقید هم بود.

631
01:01:42,949 --> 01:01:44,492
‫اگه اینجا بمونین تو خطر میفتین.

632
01:01:44,575 --> 01:01:45,868
‫بیاین فرار کنیم.

633
01:01:56,068 --> 01:01:59,093
[برای دزد عزیزم]

