﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,026
.

2
00:00:06,069 --> 00:00:07,654
‫آنچه در "کراس" گذشت...

3
00:00:07,738 --> 00:00:09,281
‫بالأخره یه اسم واقعی
‫برای «دو انگشتی» پیدا کردیم.

4
00:00:09,364 --> 00:00:10,407
‫لینکلن استبان.

5
00:00:10,490 --> 00:00:12,701
‫اینکه استبان الهه‌ی مقدس
‫شخصیِ خودش رو...

6
00:00:12,784 --> 00:00:13,952
‫خلق کرده، چه چیزی رو
‫درباره‌اش نشون میده؟

7
00:00:14,035 --> 00:00:17,622
‫من دختر گابریلا الخاندرا پوراس هستم.

8
00:00:17,706 --> 00:00:20,333
‫و اومدم تا انتقام مرگش رو بگیرم.

9
00:00:20,417 --> 00:00:22,919
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چرا «نانا»
‫درباره‌ی مرگ مادرم دروغ گفته.

10
00:00:23,003 --> 00:00:24,963
‫شاید فکر می‌کرده ندونستنش
‫برات بهتره.

11
00:00:25,046 --> 00:00:27,507
‫- تو می‌دونستی؟
‫- از... از همون بچگی‌مون.

12
00:00:28,425 --> 00:00:29,968
‫حالا، باعث افتخارمه که...

13
00:00:30,051 --> 00:00:31,845
‫پاول هارتسفیلد رو بهتون معرفی کنم،

14
00:00:31,928 --> 00:00:35,265
‫معاونِ دستیارِ سابق وزیر
‫در وزارت کار.

15
00:00:35,348 --> 00:00:36,767
‫مارگارت. نه، نه!

16
00:00:36,850 --> 00:00:38,226
‫مسترمایند می‌خواد همه چی رو پاک کنه،

17
00:00:38,310 --> 00:00:40,228
‫- و من تنهایی از پسش برنمیام.
‫- تو برای این پرونده تنهایی.

18
00:00:40,312 --> 00:00:41,938
‫- هیچ نیروی کمکی‌ای در کار نیست.
‫- چی کار می‌تونم بکنم؟

19
00:00:42,022 --> 00:00:44,357
‫- بذار کنارت باشم.
‫- یه نفر دیگه هست که فکر می‌کنم...

20
00:00:44,441 --> 00:00:46,026
‫می‌تونه تو این قضیه‌ کمک کنه.

21
00:00:46,109 --> 00:00:51,031
‫چی این‌قدر آشفته‌ات کرده که
‫حاضری هیولا رو آزاد کنی؟

22
00:00:51,114 --> 00:00:53,283
‫- مگه فرقی هم می‌کنه؟
‫- نه.

23
00:00:53,366 --> 00:00:56,161
‫آزمایشگاه اف‌بی‌آی داره
‫اسناد سوخته رو بررسی می‌کنه.

24
00:00:56,244 --> 00:00:57,829
‫اسکن‌ها یه لیست از
‫تاریخ‌ها و اعداد رو نشون دادن.

25
00:00:57,913 --> 00:00:59,664
‫این اعداد ده رقمی،
‫باید مختصات باشن.

26
00:00:59,748 --> 00:01:01,291
‫هارلینجن، تگزاس.

27
00:01:01,374 --> 00:01:02,959
‫باید بریم تگزاس.

28
00:01:16,264 --> 00:01:17,682
‫برو دیگه، عزیزم.

29
00:01:27,651 --> 00:01:30,654
‫الکس، این جان‌ـه.

30
00:01:30,737 --> 00:01:33,712
‫جان، این الکس‌ـه.

31
00:02:05,189 --> 00:02:07,449
[لادونا دوورنی]

32
00:02:32,340 --> 00:02:34,259
‫فکر می‌کردم قرارمون تو فرودگاهه.

33
00:02:34,342 --> 00:02:35,844
‫اول باید حرف بزنیم.

34
00:02:35,927 --> 00:02:37,804
‫نه، تو باید حرف بزنی.

35
00:02:37,888 --> 00:02:39,931
‫هیچ قانونی نگفته که من باید گوش بدم.

36
00:02:54,029 --> 00:02:56,781
‫اون... اون یه بار اومد دیدن مامان نانا.

37
00:02:58,909 --> 00:03:00,368
‫وقتی بچه بودیم.

38
00:03:00,452 --> 00:03:02,078
‫تو دیدیش؟

39
00:03:02,162 --> 00:03:05,665
‫نه. نه، من... من رو پله‌ها بودم.

40
00:03:05,749 --> 00:03:09,085
‫صداش رو شنیدم، اما هیچ‌وقت قیافه‌اش رو ندیدم.

41
00:03:09,169 --> 00:03:10,837
‫چرا اومده بود اونجا؟

42
00:03:11,922 --> 00:03:12,923
‫برای پول.

43
00:03:19,012 --> 00:03:21,806
‫نانا می‌خواست تو رو به سرپرستی بگیره، جان.

44
00:03:21,890 --> 00:03:25,060
‫دادگاه گفت که لادونا
‫باید از حق مادری‌اش بگذره.

45
00:03:25,143 --> 00:03:27,103
‫با عقل جور در نمی‌اومد
‫چون اصلاً صلاحیت مادری تو رو نداشت،

46
00:03:27,187 --> 00:03:31,816
‫اما تا وقتی از حقش نمی‌گذشت،
‫نمی‌ذاشتن کسی تو رو به سرپرستی بگیره.

47
00:03:31,900 --> 00:03:34,235
‫برای همین مجبور شدی
‫اون همه سال تو پرورشگاه بمونی.

48
00:03:34,319 --> 00:03:37,447
‫مامان نانا هیچ‌وقت چیزی
‫درباره‌ی به سرپرستی گرفتن من نگفت.

49
00:03:37,530 --> 00:03:40,617
‫خب، نمی‌خواست الکی
‫امیدوارت کنه، برای وقتی که نشد.

50
00:03:41,701 --> 00:03:46,498
‫جان، نانا به لادونا پیشنهاد 5000 دلار داد
‫تا از حقش بگذره.

51
00:03:46,581 --> 00:03:48,291
‫این بیشتر از کل پولی بود که داشتیم.

52
00:03:48,374 --> 00:03:51,544
‫لادونا هم، پول رو گرفت
‫و بعدش هیچ غلطی نکرد.

53
00:03:51,628 --> 00:03:53,338
‫تقریباً 30 سال گذشته، الکس.

54
00:03:53,421 --> 00:03:54,673
‫می‌دونم.

55
00:03:54,756 --> 00:03:56,216
‫هیچ‌وقت به این فکر نکردی که
‫چیزی بهم بگی؟

56
00:03:56,299 --> 00:03:57,550
‫متأسفم، رفیق.

57
00:03:57,634 --> 00:04:00,512
‫واقعاً متأسفم. اما نانا فکر می‌کرد...

58
00:04:00,595 --> 00:04:04,015
‫اگه بدونی قضیه از چه قرار بوده
‫اذیت می‌شی.

59
00:04:04,099 --> 00:04:05,725
‫من... منم فکر کردم حق با اونه.

60
00:04:05,809 --> 00:04:07,936
‫فکر می‌کردی ظرفیتش رو ندارم؟

61
00:04:08,019 --> 00:04:09,437
‫لعنتی، خودم به‌زور می‌تونستم هضمش کنم.

62
00:04:09,521 --> 00:04:12,190
‫و هر چی بیشتر بهت نمی‌گفتم،
‫سخت‌تر می‌شد.

63
00:04:12,273 --> 00:04:14,985
‫ولی، هی، تو... تو بهم می‌گفتی، جان؟

64
00:04:15,068 --> 00:04:17,487
‫حتی اگه می‌دونستی باعث نابودیم می‌شه؟

65
00:04:19,739 --> 00:04:21,949
‫آره می‌گفتم.

66
00:04:22,033 --> 00:04:24,995
‫چون همون‌جا بودم تا تیکه‌هات رو جمع کنم
‫و دوباره سرِ همت کنم.

67
00:04:29,040 --> 00:04:32,043
‫ولی بی‌خیال. بریم تگزاس.

68
00:05:12,577 --> 00:05:15,329
[کراس]
[فصل دوم، قسمت سوم]

69
00:05:29,440 --> 00:05:33,460
[هارلینجن، تگزاس]

70
00:05:34,647 --> 00:05:36,900
‫شش ساعت گذشته.

71
00:05:36,983 --> 00:05:38,693
‫شاید منفجر کردن مخفیگاه استبان...

72
00:05:38,777 --> 00:05:41,905
‫ترسونده‌تش و تصمیم گرفته بی‌خیال بشه.

73
00:05:41,988 --> 00:05:43,239
‫پیداش می‌شه.

74
00:05:43,323 --> 00:05:44,824
‫اون همه‌چیز رو به صورت رمز نوشته بود.

75
00:05:44,908 --> 00:05:46,743
‫هیچ دلیلی نداره فکر کنه
‫ما رمز رو شکستیم.

76
00:05:46,826 --> 00:05:49,120
‫- آره.
‫- آره.

77
00:05:51,873 --> 00:05:53,416
‫یه پیام دیگه برای «اِل»؟

78
00:05:54,417 --> 00:05:55,840
‫دوباره با هم تو رابطه‌این؟

79
00:05:57,045 --> 00:05:59,172
‫برای مدت کوتاهی فکر کردم هستیم.

80
00:06:00,673 --> 00:06:02,383
‫اشتباه می‌کردم.

81
00:06:02,467 --> 00:06:04,219
‫خونه‌ی توئه، درسته؟

82
00:06:05,553 --> 00:06:07,305
‫داره از بچه‌هات مراقبت می‌کنه.

83
00:06:08,098 --> 00:06:10,183
‫یه موقعیت موقتیه.

84
00:06:12,852 --> 00:06:15,146
‫دارم سعی می‌کنم جلوی خنده‌ام رو بگیرم.
‫ببخشید.

85
00:06:15,230 --> 00:06:16,564
‫نکن... بس کن.

86
00:06:16,648 --> 00:06:17,857
‫- چیه؟ بگو. نه بابا.
‫- ببخشید.

87
00:06:17,941 --> 00:06:20,443
‫خودِ تو بودی که سال‌ها
‫زندگی عاطفیم رو مسخره می‌کردی.

88
00:06:20,527 --> 00:06:23,780
‫خب، اگه اختلال شخصیت اجتنابی
‫با شرایطت جوره...

89
00:06:23,863 --> 00:06:25,865
‫بی‌خیال. اگه من یه مرد بودم،

90
00:06:25,949 --> 00:06:28,827
‫هیچ‌کس زری نمی‌زد که چرا
‫شغلم رو تو اولویت قرار دادم.

91
00:06:28,910 --> 00:06:29,953
‫نمی‌تونی هر دو رو با هم داشته باشی؟

92
00:06:30,036 --> 00:06:31,663
‫- کار و عشق؟
‫- آره.

93
00:06:31,746 --> 00:06:34,415
‫تا وقتی که نفر بعدی
‫به‌طور اتفاقی، می‌دونی،

94
00:06:34,499 --> 00:06:36,501
‫با یه دسته عکس از صحنه‌ی جرم روبه‌رو بشه یا،

95
00:06:36,584 --> 00:06:38,086
‫نمی‌دونم، قشقرق به پا کنه

96
00:06:38,169 --> 00:06:40,672
‫چون وقتی تو مأموریتم، نمی‌تونم
‫به‌اندازه‌ی کافی سریع جواب پیام‌هاش رو بدم.

97
00:06:40,755 --> 00:06:42,882
‫آدم‌هایی هم هستن که درک کنن.

98
00:06:42,957 --> 00:06:44,129
‫آره، واسه تو یه نفر بود.

99
00:06:44,154 --> 00:06:46,657
‫و باهاش ازدواج کردی.

100
00:06:50,180 --> 00:06:51,182
‫آره.

101
00:06:51,266 --> 00:06:52,308
‫آره.

102
00:06:53,393 --> 00:06:55,645
‫می‌دونی،
‫منم بدم نمی‌اومد شانسم رو امتحان کنم.

103
00:06:56,624 --> 00:06:58,398
‫فقط زیاد شانسی در این مورد ندارم.

104
00:06:58,481 --> 00:07:00,525
‫واو.

105
00:07:00,608 --> 00:07:03,403
‫تو آدم مزخرفی هستی. فقط...

106
00:07:03,486 --> 00:07:05,613
‫می‌دونم، می‌دونم.

107
00:07:07,615 --> 00:07:08,992
‫لعنتی.

108
00:07:14,622 --> 00:07:16,124
‫خیلی‌خب.

109
00:07:16,207 --> 00:07:18,835
‫باید برم دست‌به‌آب.

110
00:07:18,918 --> 00:07:22,172
بدو دیر نرسی

111
00:07:22,255 --> 00:07:24,132
‫به سلامت.

112
00:07:27,067 --> 00:07:29,137
‫هی، جان دو، اونجا هنوز بیداری؟

113
00:07:29,220 --> 00:07:30,597
‫آره، تازه فهمیدم

114
00:07:30,680 --> 00:07:32,182
‫که کلانتر تدی تو آرکانزاس بزرگ شده.

115
00:07:32,265 --> 00:07:34,392
‫اینجا داره سعی می‌کنه
‫بهم بگه نولان ریچاردسون

116
00:07:34,475 --> 00:07:36,436
‫مربی کالج بهتری نسبت به جان تامپسونه.

117
00:07:36,519 --> 00:07:39,022
‫ببخشید. چی؟

118
00:07:39,105 --> 00:07:40,190
‫چی؟ هی، یوینگ،

119
00:07:40,273 --> 00:07:42,233
‫آیورسن، مورنینگ، موتومبو.

120
00:07:42,317 --> 00:07:44,152
‫همیشه مربی تامپسون.

121
00:07:44,235 --> 00:07:46,196
‫باید با دلیل بهتری بیای، داداش.

122
00:07:46,221 --> 00:07:48,006
‫تا حالا اصطلاح
‫«40 دقیقه جهنم» به گوشت خورده؟

123
00:07:48,031 --> 00:07:50,158
‫- بفرما.
‫- بحث تمومه.

124
00:07:50,241 --> 00:07:51,910
‫هی، رفیق، اون‌ها یه دوره‌ای داشتن.

125
00:07:51,993 --> 00:07:54,287
‫جورج‌تاون یه سلسله داشت، باشه؟

126
00:07:54,370 --> 00:07:56,497
‫بحث تمومه.

127
00:07:56,581 --> 00:07:57,582
‫هی، جان،

128
00:07:57,665 --> 00:07:59,042
‫با امنیت داخلی چک کردی؟

129
00:07:59,125 --> 00:08:00,919
‫لارسن پشت یه سوپرمارکت مستقر شده.

130
00:08:01,002 --> 00:08:02,587
‫هیچی ندیده.

131
00:08:02,670 --> 00:08:05,006
‫تدی، فکر کنم
‫امروز دیگه چیزی گیرمون نمیاد.

132
00:08:05,089 --> 00:08:06,216
‫نظرت چیه تمومش کنیم؟

133
00:08:06,299 --> 00:08:08,218
‫مشکل لارسن چیه؟

134
00:08:08,301 --> 00:08:10,303
‫امنیت داخلی، همیشه دنبال اینن زود جیم شن.

135
00:08:11,512 --> 00:08:14,265
‫بودجه اف‌بی‌آیه، تصمیم هم با اف‌بی‌آیه.

136
00:08:21,189 --> 00:08:25,985
‫مدلین، تو واقعاً کارت رو بلدی.

137
00:08:26,069 --> 00:08:27,695
‫همچین مشت‌و‌مالی

138
00:08:27,779 --> 00:08:30,990
‫قطعاً مُرده‌ رو هم زنده می‌کنه

139
00:08:35,786 --> 00:08:36,829
‫من اومدم.

140
00:08:36,913 --> 00:08:38,665
‫ابراهیم رو پیدا کردی؟

141
00:08:38,748 --> 00:08:42,084
‫می‌دونم تحت فشاری، اما...

142
00:08:42,168 --> 00:08:44,253
‫بهتره حواست به لحن حرف زدنت باشه.

143
00:08:45,838 --> 00:08:47,298
‫عصر به‌خیر، بابی تری.

144
00:08:47,382 --> 00:08:49,425
‫امیدوارم روز فوق‌العاده‌ای داشته باشی.

145
00:08:49,509 --> 00:08:52,011
‫حالا می‌شه لطفاً
‫جواب سوالم رو بدی:

146
00:08:52,095 --> 00:08:54,180
‫ابراهیم رو پیدا کردی؟

147
00:08:54,264 --> 00:08:55,431
‫نزدیکم.

148
00:08:55,515 --> 00:08:57,475
‫چقدر نزدی...

149
00:08:57,558 --> 00:08:59,185
‫عوضیِ آشغال.

150
00:08:59,269 --> 00:09:01,813
‫همه‌شون آشغالن، عزیزم.

151
00:09:39,809 --> 00:09:41,102
‫شماها هم این رو می‌بینید؟

152
00:09:41,185 --> 00:09:43,271
‫یارویی که الان سوار
‫کامیون میوه و تره‌بار شد

153
00:09:43,354 --> 00:09:45,648
‫راننده‌ی اصلی نیست.

154
00:09:45,732 --> 00:09:49,694
‫تو مسافت‌های طولانی،
‫راننده‌ها مدام جاشون رو عوض می‌کنن.

155
00:09:49,777 --> 00:09:52,572
‫بدون اینکه با هم حرف بزنن؟
‫یه جای کار می‌لنگه.

156
00:09:52,655 --> 00:09:55,783
‫«یه جای کار می‌لنگه»ـت رو قبول می‌کنم
‫و یه «مظنون احتمالی» هم بهش اضافه می‌کنم.

157
00:09:55,867 --> 00:09:58,536
‫هودی نارنجی، شلوار استتاری،
‫گوشه‌ی جنوب غربی محوطه.

158
00:09:58,619 --> 00:10:00,455
‫به نظرت شبیه استبانه؟

159
00:10:00,538 --> 00:10:02,040
‫آره، خودشه.

160
00:10:03,124 --> 00:10:04,417
‫چی تو دستشه؟

161
00:10:04,500 --> 00:10:07,295
‫- دارمش.
‫- خیلی‌خب، وایسا... وایسا.

162
00:10:07,378 --> 00:10:09,464
‫نمی‌خوایم بترسونیمش.

163
00:10:09,547 --> 00:10:11,341
‫دارم میرم سمتش.

164
00:10:34,229 --> 00:10:35,865
‫امنیت داخلی! اسلحه‌ات رو بنداز!

165
00:10:35,948 --> 00:10:37,825
‫شلیک نکن، شلیک نکن! شلیک نکن!

166
00:10:37,909 --> 00:10:39,285
‫عقب وایسا، لارسن!

167
00:10:39,369 --> 00:10:40,620
‫این یه دوربینه! فقط یه دوربینه!

168
00:10:40,703 --> 00:10:42,038
‫عقب وایسا!

169
00:10:43,539 --> 00:10:45,166
‫به نظر تو شبیه چیه؟

170
00:10:45,249 --> 00:10:46,959
‫- شبیه یه کلت لعنتی بود!
‫- این یه دوربینه! یه دوربین لعنتی!

171
00:10:47,043 --> 00:10:49,253
‫- لارسن، حواست رو جمع کن!
‫- ولم کن، رفیق، باید کمک‌شون کنم!

172
00:10:49,337 --> 00:10:50,671
‫- کمک کی؟
‫- اون‌ها!

173
00:10:52,006 --> 00:10:53,508
‫برو، برو، برو!

174
00:10:58,012 --> 00:10:59,555
‫کی داره
‫به ما تیراندازی می‌کنه؟

175
00:10:59,639 --> 00:11:01,474
‫یکی داره با کامیون
‫ور میره!

176
00:11:01,557 --> 00:11:03,184
‫اون‌ها رو از بار دور کن!

177
00:11:03,267 --> 00:11:05,937
‫- جان، چیزی می‌بینی؟
‫- نه. هنوز نه.

178
00:11:06,020 --> 00:11:08,019
‫ولی یه دقیقه دیگه می‌رسیم اونجا.
‫همون‌جا بمون.

179
00:11:18,825 --> 00:11:20,827
‫آره. آره، یه دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم.

180
00:11:20,910 --> 00:11:22,703
‫کی تو کامیونه؟

181
00:11:22,787 --> 00:11:23,996
‫یه چند تا بچه اون تو هستن.

182
00:11:25,832 --> 00:11:28,292
‫بیا... بیا ببریمشون بیرون!

183
00:11:28,376 --> 00:11:29,752
‫بزن بریم!

184
00:11:29,836 --> 00:11:30,837
‫زود باش.

185
00:11:32,171 --> 00:11:34,173
‫حرکت کن، حرکت کن. بزن بریم.

186
00:11:37,093 --> 00:11:39,262
‫آروم بمون، تکون نخور.
‫سرت پایین. تکون نخور، تکون نخور.

187
00:11:43,099 --> 00:11:45,852
‫زود باشین، پاشین. باید بریم.

188
00:11:45,935 --> 00:11:47,854
‫لعنتی!

189
00:11:47,936 --> 00:11:49,480
‫الکس، حالت خوبه؟

190
00:11:49,564 --> 00:11:51,607
‫- تو کامیون آدم هست.
‫- باید بهشون کمک کنی!

191
00:11:51,691 --> 00:11:54,235
‫باید از بچه‌ها محافظت کنی.

192
00:11:54,318 --> 00:11:55,528
‫توجان، وضعیتت چطوره؟

193
00:11:55,611 --> 00:11:57,447
‫دارم با سرعت می‌کشم کنار،
‫میام سمتت.

194
00:12:02,243 --> 00:12:04,620
‫باید بریم سراغ کامیون میوه‌ها.
‫اون تو بچه هست.

195
00:12:07,039 --> 00:12:11,252
‫تموم واحدها در مجاورت بذر و خوراکِ باکس
‫در نشانگر مایل 52،

196
00:12:11,335 --> 00:12:13,963
‫افسر به نیروی کمکی فوری نیاز داره،

197
00:12:14,046 --> 00:12:15,047
‫به سمت غرب.

198
00:12:15,131 --> 00:12:16,966
‫درخواست پشتیبانی هوایی و اورژانسِ...

199
00:12:17,049 --> 00:12:18,050
‫پزشکی داریم.

200
00:12:18,134 --> 00:12:19,177
‫اگه بهتون شلیک شد،

201
00:12:19,260 --> 00:12:20,928
‫تیراندازی نکنید. تکرار می‌کنم،

202
00:12:21,012 --> 00:12:23,347
‫تیراندازی نکنید.

203
00:12:23,431 --> 00:12:24,807
‫کامیون محموله انسانی داره.

204
00:12:53,419 --> 00:12:55,421
‫لعنتی.

205
00:13:23,032 --> 00:13:25,675
‫- خوبی؟
‫- همه خوبن؟ خوبی؟

206
00:13:26,953 --> 00:13:29,372
‫آفرین، خوبه، آفرین.

207
00:13:29,455 --> 00:13:30,665
‫تیرانداز! اسلحه!

208
00:13:30,748 --> 00:13:31,916
‫اوه، اوه،

209
00:13:31,999 --> 00:13:33,626
‫- اوه، اوه، اوه!
‫- امروز با من می‌میره...

210
00:13:33,709 --> 00:13:35,962
‫- اگه ولم نکنی!
‫- مشکلی نیست.

211
00:13:36,045 --> 00:13:38,297
‫هر چی بخوای بهت می‌دیم.
‫فقط پسره رو بده به من.

212
00:13:41,801 --> 00:13:43,219
‫جان، خوبی؟

213
00:13:43,302 --> 00:13:44,971
‫بله، قربان. من خوبم.

214
00:13:45,054 --> 00:13:46,931
‫همه خوبن.

215
00:13:47,014 --> 00:13:48,099
‫امروز همه زنده می‌مونن.

216
00:13:48,182 --> 00:13:50,226
‫یه ماشین می‌خوام. و یه‌کم پول!

217
00:13:50,309 --> 00:13:52,103
‫باشه. می‌تونیم جورش کنیم.

218
00:13:52,186 --> 00:13:55,147
‫بسیار خب، می‌خوایم در موردش حرف بزنیم.
‫فقط اول باید اسمت رو بدونم.

219
00:13:55,231 --> 00:13:56,607
‫من الکسم.

220
00:13:56,691 --> 00:13:58,317
‫اسم تو چیه؟

221
00:14:00,236 --> 00:14:01,404
‫زود باش.

222
00:14:01,487 --> 00:14:02,530
‫هی، هی. زود باش.

223
00:14:02,613 --> 00:14:04,448
‫- چه غلطی می‌کنی؟!
‫- بیا اینجا.

224
00:14:04,532 --> 00:14:05,658
‫بیا اینجا.

225
00:14:08,369 --> 00:14:10,997
‫چی کار کردی؟ داشتیم حلش می‌کردیم.

226
00:14:40,985 --> 00:14:42,945
‫انگار اینجا زیاد شهر توریستی‌ای نیست.

227
00:14:43,029 --> 00:14:45,698
‫خوبه.
‫پیدا کردن آدم‌ها رو راحت‌تر می‌کنه.

228
00:14:45,781 --> 00:14:46,782
‫خانم.

229
00:14:47,074 --> 00:14:48,951
‫دنبال مردی به اسم
‫فرانسیسکو هررا می‌گردیم.

230
00:14:49,035 --> 00:14:50,536
‫می‌شناسیدش؟

231
00:14:51,370 --> 00:14:53,289
‫نه. هیچ فرانسیسکویی رو نمی‌شناسم.

232
00:14:53,372 --> 00:14:55,499
‫ما الان باید
‫بریم سراغ پاول هارتسفیلد،

233
00:14:55,583 --> 00:14:59,378
‫نه اینکه تو مکزیک
‫دنبال یه مأموریت فرعی باشیم.

234
00:14:59,462 --> 00:15:03,466
‫هارتسفیلد هر روز بین ساعت 5:12 تا 6:02
‫تو پارک مورگان می‌دوئه.

235
00:15:03,549 --> 00:15:06,677
‫هر وقت بخوایم دخلش رو بیاریم،
‫پیدا کردنش راحته.

236
00:15:08,012 --> 00:15:09,388
‫آقا.

237
00:15:09,472 --> 00:15:10,640
‫یکی، لطفاً.

238
00:15:12,308 --> 00:15:14,268
‫نه، یکی.

239
00:15:14,352 --> 00:15:16,354
‫یکی.

240
00:15:16,437 --> 00:15:19,190
‫دنبال مردی به اسم
‫فرانسیسکو هررا می‌گردم.

241
00:15:19,273 --> 00:15:20,691
‫می‌شناسیدش؟

242
00:15:21,192 --> 00:15:23,110
‫متأسفم، خانم. ولی...

243
00:15:23,486 --> 00:15:24,945
‫نمی‌تونم کمک‌تون کنم.

244
00:15:26,656 --> 00:15:28,616
‫برای اطلاعات پول می‌دیم.

245
00:15:28,699 --> 00:15:31,035
‫- ببین. پول می‌دیم.
‫- نه. می‌شه اون رو بذاری جیبت؟

246
00:15:31,118 --> 00:15:33,371
‫ما حتی نمی‌دونیم
‫این یارو فرانکی زنده‌ست یا نه،

247
00:15:33,454 --> 00:15:35,289
‫چه برسه به اینکه اسم بچه‌هایی رو که مُردن
‫یادش باشه.

248
00:15:35,373 --> 00:15:36,707
‫اون باهاشون زندگی کرده، باشه؟

249
00:15:36,791 --> 00:15:39,085
‫پس اسمشون یادش می‌مونه.

250
00:15:39,168 --> 00:15:41,295
‫خانم، یه سوال، لطفاً.

251
00:15:41,379 --> 00:15:43,005
‫قبلاً ازش پرسیدی.

252
00:15:44,006 --> 00:15:46,467
‫از قصاب و نونوا و...

253
00:15:46,550 --> 00:15:49,387
‫بچه‌ای که سر خیابون ترقه می‌فروشه
‫هم پرسیدی.

254
00:15:49,470 --> 00:15:51,639
‫یا فرانکی اینجا نیست یا...

255
00:15:51,722 --> 00:15:54,392
‫و من کاملاً با این موضوع همدردی می‌کنم...

256
00:15:54,445 --> 00:15:56,143
‫که نمی‌خواد ما رو ببینه.

257
00:16:00,815 --> 00:16:04,235
‫این یارو نزدیک 20 ساله
‫که خودش رو مخفی کرده.

258
00:16:04,318 --> 00:16:06,737
‫- تو تلاشت رو کردی.
‫- کافی نیست.

259
00:16:06,821 --> 00:16:08,406
‫خانواده‌های اون بچه‌ها
‫یه جایی اون بیرونن،

260
00:16:08,489 --> 00:16:10,616
‫و احتمالاً حتی نمی‌دونن
‫چه بلایی سرشون اومده.

261
00:16:10,700 --> 00:16:12,751
‫پس اگه ما پیداشون نکنیم،
‫کی این کار رو می‌کنه؟

262
00:16:27,633 --> 00:16:29,301
‫- روز به‌خیر.
‫- بیا تو.

263
00:16:31,804 --> 00:16:33,347
‫بفرمایید، خانم.

264
00:16:33,431 --> 00:16:35,141
‫ممنون.

265
00:16:40,061 --> 00:16:42,022
‫فکر کنم فرانکی رو پیدا کردیم.

266
00:16:44,233 --> 00:16:45,234
‫خیلی‌خب.

267
00:17:07,855 --> 00:17:09,966
‫دست‌ها جایی که بتونم ببینم.

268
00:17:10,050 --> 00:17:11,510
‫فرانسیسکو؟

269
00:17:11,594 --> 00:17:13,471
‫کی فرستادت‌تون؟

270
00:17:15,138 --> 00:17:16,282
‫کی شما رو فرستاده؟

271
00:17:16,307 --> 00:17:18,350
‫دکتر گابی.

272
00:17:24,273 --> 00:17:25,899
‫چشم‌هات شبیه اونه.

273
00:17:28,152 --> 00:17:30,237
‫مادرت جونم رو نجات داد.

274
00:17:30,321 --> 00:17:32,448
‫مادرم چی کار کرد؟

275
00:17:33,365 --> 00:17:35,701
‫می‌خوام کاری رو که شروع کرده بود تموم کنم.

276
00:17:35,910 --> 00:17:39,246
‫نمی‌تونم همه‌چیز رو درست کنم، اما...

277
00:17:39,705 --> 00:17:41,665
‫شاید بتونم بهترش کنم.

278
00:17:42,208 --> 00:17:44,293
‫چیزی به خانواده‌هایی برگردونم...

279
00:17:44,376 --> 00:17:46,628
‫که بچه‌هاشون توسط
‫هیولاهای کرست‌بروک کشته شدن.

280
00:17:48,297 --> 00:17:49,799
‫اسمشون رو می‌دونی؟

281
00:17:50,716 --> 00:17:51,926
‫اینکه از کجا اومدن؟

282
00:17:53,344 --> 00:17:54,512
‫اینجا.

283
00:17:55,054 --> 00:17:56,889
‫همه‌مون از اینجا اومدیم.

284
00:18:00,684 --> 00:18:03,687
‫- خب حالا چی به سرشون میاد؟
‫- میانگین اقامت در اداره‌ی...

285
00:18:03,771 --> 00:18:07,107
‫اسکان پناهندگان 152 روزه.

286
00:18:08,901 --> 00:18:11,320
‫- پیدات کردم.
‫- اون چی؟

287
00:18:11,345 --> 00:18:13,672
‫به عنوان شاهد کلیدی، توسط مارشال‌های
‫آمریکا نگه‌داری می‌شه...

288
00:18:13,697 --> 00:18:15,741
‫تا زمانی که بتونه شهادت بده.

289
00:18:15,825 --> 00:18:17,493
‫لعنتی.

290
00:18:17,576 --> 00:18:20,704
‫بدترین شرایط رو گذرونده و حالا
‫قراره بره بازداشتگاه؟

291
00:18:25,721 --> 00:18:27,419
‫اون‌ها نفر بعدی رو تو می‌خوان، تدی.

292
00:18:27,503 --> 00:18:28,963
‫اوضاع اینجا حسابی قاراشمیشه.

293
00:18:29,046 --> 00:18:30,464
‫قاراشمیشیِ توئه.

294
00:18:30,548 --> 00:18:32,758
‫- ببخشید؟
‫- شنیدی چی گفتم.

295
00:18:32,842 --> 00:18:35,219
‫اگه تو پارکینگ کامیون‌ها تیراندازی نمی‌کردی،
‫نه تعقیب و گریزی در کار بود،

296
00:18:35,302 --> 00:18:36,595
‫نه تیراندازی‌ای، نه کسی می‌مُرد.

297
00:18:36,679 --> 00:18:38,389
‫- هی، من کارم رو انجام دادم.
‫- آره،

298
00:18:38,472 --> 00:18:41,767
،‫تضمین می‌کنم تو قوانین
...استفاده از زورِ امنیت داخلی، شلیک به سرِ یه نفر

299
00:18:41,851 --> 00:18:43,269
‫درحالی‌که یه بچه رو گروگان گرفته، نیومده.

300
00:18:43,352 --> 00:18:44,436
‫من جون اون بچه رو نجات دادم.

301
00:18:44,520 --> 00:18:46,689
‫تو جونش رو به خطر انداختی.

302
00:18:46,772 --> 00:18:50,359
‫و مظنونی رو کشتی که می‌تونست
‫اطلاعات باارزشی بهمون بده.

303
00:18:50,442 --> 00:18:52,444
‫اطلاعاتی که فکر کنم تو دنبالشی.

304
00:18:52,528 --> 00:18:53,612
‫این دیگه چه معنی‌ای میده؟

305
00:18:53,696 --> 00:18:55,114
‫خودت می‌دونی یعنی چی.

306
00:18:55,197 --> 00:18:56,991
‫می‌دونی چیه؟ چیزی که می‌خوام بدونم...

307
00:18:57,074 --> 00:18:59,326
‫اینه که یه بی‌خانمان از شیکاگو...

308
00:18:59,410 --> 00:19:04,206
‫چطور بیشتر از تو درباره‌ی یه کامیون پر از بچه‌های
‫قاچاق‌شده تو منطقه‌ی خودت می‌دونه.

309
00:19:04,290 --> 00:19:06,584
‫چطوری؟ این رو توضیح بده.

310
00:19:12,172 --> 00:19:14,174
‫بسیار خب. زود باش.

311
00:19:15,301 --> 00:19:16,677
‫من خوبم.

312
00:19:18,387 --> 00:19:21,098
‫آره. داری به چیزی که
‫براش اومدی می‌رسی، مدلین؟

313
00:19:21,181 --> 00:19:23,642
‫من... آره.

314
00:19:23,726 --> 00:19:26,478
‫- باید اون کلمات جادویی رو بشنوم، مدلین.
‫- اوه!

315
00:19:27,688 --> 00:19:29,023
‫بابی تری اسطوره‌ی منه،

316
00:19:29,106 --> 00:19:32,067
‫- و من واقعاً قبولش دارم.
‫- آره. آره.

317
00:19:32,151 --> 00:19:34,403
‫- یالا بگو. یالا بگو. یالا بگو.
‫- بابی تری اسطوره‌ی منه،

318
00:19:34,486 --> 00:19:36,906
‫و من واقعاً قبولش دارم!

319
00:19:39,825 --> 00:19:42,411
‫می‌دونم این نمی‌تونه دخترتون رو برگردونه،

320
00:19:42,436 --> 00:19:43,888
‫اما امیدوارم یه‌کم از دردهاتون رو کم کنه.

321
00:19:43,913 --> 00:19:45,080
‫ممنون.

322
00:19:48,083 --> 00:19:49,376
‫ربکا.

323
00:19:49,460 --> 00:19:51,128
‫ایشون لوپه هستن و
‫نوه‌شون، آدریانا.

324
00:19:51,221 --> 00:19:52,463
‫ممنون که اومدین.

325
00:19:52,488 --> 00:19:54,064
‫وقتی بچه بودیم
‫و تو کارخونه کار می‌کردیم...

326
00:19:54,089 --> 00:19:55,382
‫پسر لوپه، هرنان

327
00:19:55,466 --> 00:19:56,675
‫کسی بود که خط تولید رو رها کرد

328
00:19:56,759 --> 00:19:58,594
‫تا من رو بعد از تصادف ببره درمونگاه.

329
00:19:58,677 --> 00:20:00,346
‫می‌تونم بپرسم چی شد؟

330
00:20:00,429 --> 00:20:01,680
‫اون روز مریض بودم.

331
00:20:01,764 --> 00:20:03,432
‫تو خط کند کار می‌کردم.

332
00:20:04,058 --> 00:20:05,726
‫رئیس، لالو، عصبانی شد.

333
00:20:06,018 --> 00:20:07,019
‫من رو هول داد...

334
00:20:07,478 --> 00:20:10,481
‫افتادم تو دستگاهی که
‫برای بریدن گوشت و استخون استفاده می‌شد.

335
00:20:10,572 --> 00:20:12,274
‫مادرت من رو بخیه زد و به هم دوخت.

336
00:20:12,358 --> 00:20:13,734
‫و من رو قایم کرد...

337
00:20:13,817 --> 00:20:16,612
‫اما بقیه‌ی دوست‌هام و هرنان...

338
00:20:16,695 --> 00:20:18,405
‫کشته شدن تا نتونن حرفی بزنن.

339
00:20:24,036 --> 00:20:26,330
‫ما یه عکس از هرنان آوردیم.

340
00:20:28,728 --> 00:20:31,043
‫کاری که این آدم‌ها کردن...

341
00:20:31,126 --> 00:20:34,213
‫فقط دزدیدن بچه‌ها
‫از پدر و مادرهاشون نیست،

342
00:20:34,296 --> 00:20:37,132
‫اون‌ها میراث بچه‌ها رو ازشون می‌دزدن،

343
00:20:37,216 --> 00:20:39,301
‫آینده رو از جوامع می‌دزدن.

344
00:20:41,136 --> 00:20:43,097
‫به خاطر همینه که...

345
00:20:43,681 --> 00:20:45,557
‫برگشتنت به زادگاه مادرت

346
00:20:45,641 --> 00:20:46,976
‫اینقدر ارزش داره.

347
00:20:47,059 --> 00:20:49,144
‫مادر من... اهل اینجا بوده؟

348
00:20:50,229 --> 00:20:51,981
‫نمی‌دونستی؟

349
00:20:52,006 --> 00:20:53,691
‫این یعنی تو هم از خودمونی!

350
00:20:53,941 --> 00:20:55,776
‫می‌تونی بیای جشن کینسه آنیرای من!

351
00:20:55,859 --> 00:21:00,197
‫متأسفم. نمی‌تونم.
‫تو خونه کار دارم.

352
00:21:14,795 --> 00:21:16,005
‫حتماً شوخیت گرفته.

353
00:21:16,088 --> 00:21:17,464
‫مأمور لارسن، کی این رو تأیید کرده؟

354
00:21:17,548 --> 00:21:18,966
‫رئیست.

355
00:21:19,049 --> 00:21:20,843
‫اما کینه‌ای در کار نیست.

356
00:21:20,926 --> 00:21:22,594
‫کی می‌خواد پلیس خوبه بشه؟

357
00:21:31,645 --> 00:21:33,355
‫من کارآگاه الکس کراس هستم.

358
00:21:33,439 --> 00:21:35,524
‫ایشون هم مأمور کیلا کریگ.

359
00:21:35,607 --> 00:21:36,817
‫حالت چطوره، لینکلن؟

360
00:21:36,900 --> 00:21:38,861
‫من حق دارم به زبان خودم
‫وکیل داشته باشم.

361
00:21:38,944 --> 00:21:41,697
‫باورت می‌شه
‫من یه مترجم رسمی‌ام؟

362
00:21:41,864 --> 00:21:43,824
‫کمربندت رو ببند، عوضی.

363
00:21:44,825 --> 00:21:46,243
‫من به زبون ناهواتل حرف می‌زنم.

364
00:21:46,326 --> 00:21:48,287
‫نادونیت قابل پیش‌بینیه، مأمور فدرال.

365
00:21:48,370 --> 00:21:49,621
‫باشه. باشه. تو راهه.

366
00:21:49,705 --> 00:21:52,541
‫در ضمن، تا وقتی منتظریم،
‫می‌خوای بگی چرا اینجایی؟

367
00:21:52,624 --> 00:21:53,959
‫من برای عدالت اینجام.

368
00:21:54,043 --> 00:21:55,461
‫تو برای چی اینجایی؟

369
00:21:55,544 --> 00:21:58,213
‫ارتباط بین
‫ریچارد هلویک و لنس دورند چیه؟

370
00:22:02,634 --> 00:22:04,553
‫جفتشون حقشونه بمیرن.

371
00:22:04,636 --> 00:22:06,930
‫به نظر من که یه اعترافه.

372
00:22:07,014 --> 00:22:09,933
‫از کجا می‌دونستی پشت اون کامیون
‫بچه هست؟

373
00:22:10,017 --> 00:22:12,561
‫خوب بهت آموزش دادن، نه؟

374
00:22:12,644 --> 00:22:14,396
‫برده‌ی قانون.

375
00:22:14,480 --> 00:22:16,940
‫اگه به کار درست اهمیت می‌دادی،
‫بهم کمک می‌کردی،

376
00:22:17,024 --> 00:22:19,777
‫- نه اینکه سد راهم بشی.
‫- تو چی کمکت می‌کردم؟

377
00:22:19,860 --> 00:22:21,528
‫از بچه‌های غیرقانونی عکس بگیری؟

378
00:22:21,612 --> 00:22:24,615
‫اون بچه‌های بی‌مدرک
‫قربانی فساد شما هستن.

379
00:22:24,698 --> 00:22:26,825
‫از خانواده‌هاشون جدا شدن،

380
00:22:26,850 --> 00:22:29,803
‫مثل حیوون‌ها از کارخونه‌ای به کارخونه‌ی دیگه
‫جابه‌جا می‌شن،

381
00:22:29,828 --> 00:22:31,830
‫تو شرایط خطرناک کار می‌کنن.

382
00:22:31,914 --> 00:22:34,124
‫اون‌ها شکم این کشور رو سیر می‌کنن،
‫اما کی شکم اون‌ها رو سیر می‌کنه؟

383
00:22:34,208 --> 00:22:36,752
‫نه تو. نه هیچ‌کدوم از شما.

384
00:22:36,835 --> 00:22:38,921
‫هلویک سه تا انگشت نداشت.

385
00:22:39,004 --> 00:22:42,508
‫قضیه همینه، لینکلن؟
‫چشم در برابر چشم، انگشت در برابر انگشت؟

386
00:22:42,591 --> 00:22:47,012
‫دستگاه‌ها انگشت‌های بچه‌ها رو می‌خورن
‫و غذایی که شما می‌خورین رو پس میدن.

387
00:22:47,096 --> 00:22:49,181
‫هلادیو مولینا زاوالاس.

388
00:22:49,264 --> 00:22:51,725
‫ایما گالیندو باریوس. هنوز مفقودن.

389
00:22:51,809 --> 00:22:54,103
‫می‌خوای سر به نیستم کنید، ساکتم کنید.

390
00:22:54,186 --> 00:22:58,857
‫اما اهمیتی نداره
‫چون من کاملاً برای مُردن آماده‌ام.

391
00:22:58,941 --> 00:22:59,942
‫چرا؟

392
00:23:00,025 --> 00:23:02,236
‫چرا آماده‌ی مُردنی، لینکلن؟

393
00:23:02,319 --> 00:23:03,612
‫من مهم نیستم.

394
00:23:03,695 --> 00:23:05,405
‫دیگه نه.

395
00:23:06,657 --> 00:23:10,911
‫نور انتقام همه‌مون رو می‌گیره.

396
00:23:13,664 --> 00:23:16,083
‫نور، نور. لا لوز.

397
00:23:20,337 --> 00:23:22,464
‫- نور چیه، لینکلن؟
‫- اینکه استبان...

398
00:23:22,548 --> 00:23:25,467
‫الهه‌ی خودش رو خلق کرده،
‫چه چیزی رو درباره‌اش نشون میده؟

399
00:23:25,551 --> 00:23:28,095
‫زنان اولین محافظانن،
‫بخشندگان زندگی.

400
00:23:28,178 --> 00:23:30,139
‫انگشت‌هاش یه پیشکش‌ـه،

401
00:23:30,222 --> 00:23:32,057
‫وفاداری به الهه‌اش.

402
00:23:32,141 --> 00:23:34,977
‫«لا لوز» یعنی «نور».
‫الهه‌ی نور.

403
00:23:35,060 --> 00:23:36,979
‫فقط همون سمتِ خودت بمون.

404
00:23:37,062 --> 00:23:38,522
‫هی، هی.

405
00:23:40,440 --> 00:23:43,360
‫باید بری.

406
00:23:43,443 --> 00:23:45,696
‫مزخرفات ساحل شرقی.

407
00:23:45,779 --> 00:23:49,116
‫نمی‌خوای قانون رو اجرا کنی...

408
00:23:49,199 --> 00:23:51,430
‫لیاقت داشتن این نشان رو نداری.

409
00:23:51,455 --> 00:23:53,499
‫می‌خوای امتحان کنی
‫ببینی می‌تونی ازم بگیریش؟

410
00:23:56,290 --> 00:23:58,584
‫همین فکر رو می‌کردم.

411
00:24:05,632 --> 00:24:06,800
‫لینکلن؟

412
00:24:09,344 --> 00:24:11,346
‫نور کیه؟

413
00:24:14,808 --> 00:24:18,061
‫گم‌شو، مأمور فدرال.

414
00:24:18,145 --> 00:24:21,190
‫برام یه وکیلی بیارین که به زبون خودم حرف بزنه.

415
00:24:30,324 --> 00:24:32,743
‫هیچ‌کدوم از اون خانواده‌ها
‫جنازه‌ی بچه‌شون رو پس نگرفتن.

416
00:24:32,826 --> 00:24:35,245
‫فکر می‌کنی کرست‌بروک
‫یه جایی یه قبرستون داره؟

417
00:24:36,580 --> 00:24:38,040
‫چی؟

418
00:24:38,123 --> 00:24:40,083
‫چیه، واقعاً
‫نمی‌خوایم در موردش حرف بزنیم؟

419
00:24:41,877 --> 00:24:43,921
‫ای بابا.

420
00:24:44,004 --> 00:24:47,132
‫بیا یه چیزی بخوریم
‫و برام از مادرت بگو.

421
00:24:50,219 --> 00:24:53,180
‫باشه. تو بردی.

422
00:24:53,263 --> 00:24:54,723
‫مادرم،

423
00:24:54,806 --> 00:24:58,060
‫درباره‌ی بزرگ شدنش تو مکزیک حرف می‌زد.

424
00:24:58,143 --> 00:25:01,313
‫داستان شوچیتل رو برام تعریف کرد، و...

425
00:25:01,338 --> 00:25:02,664
‫می‌گفت یه روز، وقتی بزرگ‌تر شدم،

426
00:25:02,689 --> 00:25:05,150
‫بهم یاد میده
‫چطوری آروز کُن پویو درست کنم.
(برنج و مرغ مکزیکی)

427
00:25:05,234 --> 00:25:08,612
‫اما تا وقتی بزرگ شم، دیگه رفته بود.

428
00:25:18,372 --> 00:25:20,540
‫ما با هم
‫تو مزارع قدم می‌زدیم.

429
00:25:21,625 --> 00:25:25,087
‫صدای حرف زدنش
‫مثل برگ‌های ذرت نوازشم می‌کرد.

430
00:25:26,171 --> 00:25:30,008
‫برام درباره‌ی شوچیتل
‫و شجاعتش داستان می‌گفت.

431
00:25:30,092 --> 00:25:32,678
‫همیشه برام سوال بود
‫که منم می‌تونم اونقدر شجاع باشم.

432
00:25:32,761 --> 00:25:37,933
‫که آیا مثل اون، خودم رو
‫فدای مردمم می‌کنم یا نه.

433
00:25:39,977 --> 00:25:41,979
‫اگه تو جایی مثل اینجا بزرگ می‌شدم،

434
00:25:42,062 --> 00:25:44,022
‫در محاصره‌ی مردم اون،

435
00:25:44,106 --> 00:25:46,984
‫جامعه‌ی اون،
‫می‌تونستم بخشی از وجودش رو زنده نگه دارم.

436
00:25:47,067 --> 00:25:48,986
‫کاری که ما می‌کنیم هم همینه. ما داریم...

437
00:25:49,069 --> 00:25:51,029
‫به مردمی کمک می‌کنیم که اون جزوشون بود.

438
00:25:51,113 --> 00:25:54,074
‫ما مقصرها رو مجازات می‌کنیم،
‫چه مقام بالا چه پایین.

439
00:25:54,157 --> 00:25:56,493
‫اینجا می‌تونست خونه‌ی من باشه،
‫اما در عوض اینجا یه غریبه‌ام.

440
00:25:56,576 --> 00:25:59,871
‫چون اون هیولاها
‫فرهنگت، تاریخت رو دزدیدن.

441
00:25:59,955 --> 00:26:02,291
‫درست همونطوری که
‫از اون بچه‌های کوچیک دزدیدن.

442
00:26:02,374 --> 00:26:05,210
‫اما فرقش اینه که، تو هنوز زنده‌ای...

443
00:26:05,294 --> 00:26:08,588
‫و این شانس رو داری که
‫بخشی از اون رو پس بگیری.

444
00:26:08,672 --> 00:26:12,009
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که برو به اون جشن.

445
00:26:12,092 --> 00:26:14,094
‫من حواسم به پاول هست.

446
00:26:17,597 --> 00:26:22,227
‫اصلاً می‌دونی چقدر نادره که بهت پیشنهاد بدن
‫تیکه‌ای از روحت رو پس بگیری؟

447
00:26:22,311 --> 00:26:23,979
‫قبولش کن.

448
00:26:26,685 --> 00:26:27,833
[رستوران بن]

449
00:26:27,858 --> 00:26:29,484
‫من از بچگی...

450
00:26:29,568 --> 00:26:32,904
‫درگیر توسعه‌ی جامعه بودم،

451
00:26:32,988 --> 00:26:34,906
‫از وقتی که زمین بیسبال رو
‫تو بخش سفیدپوست‌نشین شهر دیدم...

452
00:26:34,990 --> 00:26:37,784
‫و فهمیدم ما می‌تونیم کارهای بیشتری بکنیم.

453
00:26:38,869 --> 00:26:42,831
‫من خونه‌ی خودم رو دارم، پس‌انداز دارم،

454
00:26:42,914 --> 00:26:44,875
‫تیم تفریحی کیک‌بال دارم.

455
00:26:44,958 --> 00:26:48,378
‫چیزی که ندارم یه میشل اوباما برای خودمه.

456
00:26:49,212 --> 00:26:50,797
‫کار خیلی سختیه، آقا.

457
00:26:50,881 --> 00:26:54,551
‫آره، منم همین فکر رو می‌کردم،
تا وقتی که تو رو دیدم

458
00:26:56,303 --> 00:26:58,013
‫ببین...

459
00:26:59,014 --> 00:27:01,475
‫...می‌دونم فقط یه مدته
‫که با هم آشنا شدیم...

460
00:27:03,727 --> 00:27:06,271
‫...اما فکر کنم بتونه به جای خوبی برسه.

461
00:27:09,399 --> 00:27:11,568
‫ببخشید، از طرف مدرسه‌‌ست.

462
00:27:11,651 --> 00:27:14,363
‫باید یه رضایت‌نامه
‫برای جَنی امضا کنم.

463
00:27:14,446 --> 00:27:17,074
‫جَنی؟ دخترِ نامزد سابقت؟

464
00:27:18,367 --> 00:27:21,244
‫آره، وقتی من و الکس با هم بودیم،
‫خیلی با بچه‌ها صمیمی شدم.

465
00:27:21,269 --> 00:27:22,871
‫و قرار نیست...

466
00:27:22,896 --> 00:27:25,540
‫فقط به خاطر اینکه ما از هم جدا شدیم،
‫منم از زندگیشون برم بیرون.

467
00:27:25,624 --> 00:27:28,794
‫من فقط تا وقتی که الکس
‫از تگزاس برگرده اونجا می‌مونم.

468
00:27:29,878 --> 00:27:31,630
‫تو خونه‌ی اون می‌مونی؟

469
00:27:32,214 --> 00:27:34,049
‫اینطوری راحت‌تره.

470
00:27:35,342 --> 00:27:36,927
‫برای بچه‌ها.

471
00:27:53,777 --> 00:27:55,737
‫چه خبر؟

472
00:27:55,821 --> 00:27:57,906
‫- داری میری؟
‫- آره.

473
00:27:57,989 --> 00:28:00,450
‫وگا زنگ زد. باید برگردم دی‌سی.

474
00:28:00,534 --> 00:28:03,495
‫هیئت منصفه عالیِ لادونا
‫کمتر از یه هفته دیگه تشکیل می‌شه.

475
00:28:03,578 --> 00:28:06,498
‫پس اگه چیزی اون بیرون هست
‫که بتونه تبرئه‌اش کنه،

476
00:28:06,581 --> 00:28:07,916
‫باید الان رو بشه.

477
00:28:09,334 --> 00:28:11,336
‫حالت خوبه؟

478
00:28:13,672 --> 00:28:15,757
‫بهتر از اینم بودم.

479
00:28:18,385 --> 00:28:20,595
‫اون بچه‌ها...

480
00:28:22,472 --> 00:28:23,765
‫آره.

481
00:28:25,934 --> 00:28:27,727
‫عزیزم، به یه لطفی نیاز دارم.

482
00:28:31,273 --> 00:28:33,483
‫یه لطف بزرگ.

483
00:29:01,845 --> 00:29:03,680
‫برتو؟

484
00:29:03,763 --> 00:29:05,557
‫این آقا می‌خواد باهات حرف بزنه.

485
00:29:05,640 --> 00:29:07,809
‫سلام، برتو.

486
00:29:07,893 --> 00:29:09,269
‫من الکس کراس هستم.

487
00:29:09,352 --> 00:29:12,481
‫دوستم جان ازم خواست
‫بیام و بهت سر بزنم.

488
00:29:12,564 --> 00:29:14,691
‫سلام، برتو. اسم من الکس کراسه.

489
00:29:14,774 --> 00:29:17,402
‫دوستم جان ازم خواست بیام
‫تا ببینم حالت چطوره.

490
00:29:17,486 --> 00:29:20,530
‫تو رو دیدم. با پلیس‌ها.

491
00:29:20,614 --> 00:29:22,574
‫من تو رو با پلیس‌ها دیدم.

492
00:29:22,657 --> 00:29:24,910
‫بله، من... من یه کارآگاه پلیسم. بله.

493
00:29:24,993 --> 00:29:28,455
‫اما مهم‌تر از اون، من یه پدرم.

494
00:29:28,538 --> 00:29:30,790
‫من یه کارآگاه پلیسم.

495
00:29:30,874 --> 00:29:33,376
‫اما مهم‌تر از اون، من یه پدرم.

496
00:29:33,460 --> 00:29:35,253
‫ببین...

497
00:29:37,380 --> 00:29:38,924
‫ببین، این پسر منه.

498
00:29:39,007 --> 00:29:41,510
‫اسمش دیمونه. عاشق بازی‌های ویدیویی‌ـه.

499
00:29:41,593 --> 00:29:44,304
‫یعنی، خیلی... یه نمه
‫بیش از حد دوستشون داره.

500
00:29:44,387 --> 00:29:46,556
‫این پسر منه، دیمون.

501
00:29:46,640 --> 00:29:48,808
‫یه نمه بیش از حد عاشق بازی‌های ویدیویی‌ـه.

502
00:29:48,892 --> 00:29:51,102
‫و... و این دخترم جَنی‌ـه.

503
00:29:51,186 --> 00:29:53,897
‫ببین، اون هم‌سن و سال توئه.
‫اون باهوش‌ترین آدمیه...

504
00:29:53,980 --> 00:29:55,440
‫که تو عمرم دیدم.

505
00:29:55,524 --> 00:29:57,651
‫حتی یه‌کم ترسناکه.

506
00:29:57,734 --> 00:30:00,862
‫این دخترم جَنی‌ـه.
‫اون هم‌سن و سال توئه.

507
00:30:00,946 --> 00:30:03,698
‫اون باهوش‌ترین آدمیه
‫که تو عمرم دیدم.

508
00:30:03,782 --> 00:30:05,867
‫جفتشون به نظر آدم‌های خوبی میان.

509
00:30:05,951 --> 00:30:08,370
‫جفتشون خیلی خوب به نظر میان.

510
00:30:08,453 --> 00:30:09,871
‫و...

511
00:30:09,955 --> 00:30:11,998
‫ممنون.

512
00:30:12,082 --> 00:30:13,959
‫ممنون.

513
00:30:15,043 --> 00:30:19,548
‫خب، من بچه‌هام رو بیشتر از هر چیزی
‫تو این دنیا دوست دارم.

514
00:30:19,631 --> 00:30:23,176
‫و اگه، زبونم لال، یه روزی تک و تنها
‫تو یه کشور غریب گیر بیفتن،

515
00:30:23,260 --> 00:30:26,346
‫من... من دلم نمی‌خواد تو یه جایی مثل اینجا
‫حبس بشن.

516
00:30:26,429 --> 00:30:28,723
‫دلم می‌خواد یکی مراقبشون باشه.

517
00:30:28,807 --> 00:30:31,977
‫من بچه‌هام رو بیشتر از هر چیزی
‫تو این دنیا دوست دارم.

518
00:30:32,060 --> 00:30:36,189
‫و اگه، زبونم لال، یه روزی تک و تنها
‫تو یه کشور غریب گیر بیفتن...

519
00:30:36,273 --> 00:30:39,150
‫دلم نمی‌خواد
‫تو یه جایی مثل اینجا حبس بشن.

520
00:30:39,234 --> 00:30:41,820
‫دلم می‌خواد یکی مراقبشون باشه.

521
00:30:42,821 --> 00:30:45,198
‫خب، برتو،

522
00:30:45,282 --> 00:30:47,867
‫اگه بتونم اجازه‌اش رو بگیرم،

523
00:30:47,951 --> 00:30:51,621
‫دوست داری بیای و برای یه مدت
‫با من و خانواده‌ام بمونی؟

524
00:30:51,705 --> 00:30:53,373
‫اگه بتونم اجازه‌اش رو بگیرم،

525
00:30:53,456 --> 00:30:56,918
‫دوست داری بیای و برای یه مدت
‫با من و خانواده‌ام بمونی؟

526
00:31:00,046 --> 00:31:02,173
‫آره؟ خیلی‌خب...

527
00:31:02,257 --> 00:31:05,927
‫ام، چطوری... چطوری...
‫چطوری می‌گی «من خیلی خوشحالم»؟

528
00:31:06,011 --> 00:31:07,178
‫«استوی موی فلیز.»

529
00:31:07,262 --> 00:31:09,514
‫اس... همونی که گفت.

530
00:31:09,598 --> 00:31:11,182
‫بسیار خب.

531
00:31:12,684 --> 00:31:15,520
‫مدیر براک ازم خواست
‫برای مناظره نفر آخر باشم.

532
00:31:15,604 --> 00:31:17,731
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً واقعاً.

533
00:31:17,814 --> 00:31:20,942
‫اِل گفت این یعنی
‫حتماً فکر می‌کنن من از همه بهترم.

534
00:31:21,026 --> 00:31:22,569
‫من... منم شرط می‌بندم حق با اونه.

535
00:31:22,652 --> 00:31:24,529
‫خب، تو امروز چی کار کردی؟

536
00:31:24,613 --> 00:31:26,197
‫کارت عالی بود، مأمور کریگ.

537
00:31:26,281 --> 00:31:28,033
‫- اعتراف گرفتیم؟
‫- هنوز نه،

538
00:31:28,116 --> 00:31:30,327
‫ولی فردا دوباره
‫می‌بریمش بازجویی.

539
00:31:30,410 --> 00:31:33,021
‫دارم بهت می‌گم، همین‌طوری ادامه بدی،
‫هیچ محدودیتی برات وجود نداره.

540
00:31:33,705 --> 00:31:36,291
‫داریم درباره‌ی منطقه‌ی مأمور ویژه حرف می‌زنیم،
‫می‌فهمی؟

541
00:31:36,374 --> 00:31:37,876
‫خدا از دهنت بشنوه.

542
00:31:37,959 --> 00:31:40,587
‫اما نه اگه اون یکی قضیه
‫گریبانت رو بگیره.

543
00:31:40,670 --> 00:31:43,715
‫می‌دونم، دارم، دارم... دارم روش کار می‌کنم.

544
00:31:55,852 --> 00:31:57,729
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

545
00:32:02,359 --> 00:32:07,989
‫یه مهمون تو خونه‌ی مادرت، ابراهیم.

546
00:32:08,073 --> 00:32:09,949
‫تو با دوست‌هاش این‌طوری حرف می‌زنی؟

547
00:32:10,033 --> 00:32:12,160
‫اون دوست‌هایی مثل تو نداره.

548
00:32:12,243 --> 00:32:16,353
‫می‌دونی، اگه یکی حساس‌تر از من بود
‫می‌تونست بهش بربخوره، پسرم.

549
00:32:17,123 --> 00:32:18,333
‫- مامان؟
‫- هی.

550
00:32:18,416 --> 00:32:21,878
‫مجبورم ازت بخوام
‫صدات رو بیاری پایین.

551
00:32:21,961 --> 00:32:25,090
‫چون این مدل خوابیدن،

552
00:32:25,173 --> 00:32:27,342
‫راحت گیر نمیاد.

553
00:32:28,468 --> 00:32:31,888
‫حالا گوش کن، ما داریم
‫برای شام، صبحونه می‌خوریم.

554
00:32:31,971 --> 00:32:33,390
‫تخم‌مرغ می‌خوای؟

555
00:32:33,473 --> 00:32:35,934
‫من تخم‌مرغ نمی‌خوام.
‫می‌خوام از خونه‌ام بری بیرون.

556
00:32:42,482 --> 00:32:44,359
‫پس، اینجا حالا خونه‌ی توئه؟

557
00:32:44,901 --> 00:32:47,278
‫قسط‌هاش رو تو میدی؟

558
00:32:52,534 --> 00:32:54,160
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

559
00:33:01,918 --> 00:33:05,547
‫تو بخش مدیریت داده‌های
‫شرکتِ انبار گرین‌والت کار می‌کنی،

560
00:33:05,630 --> 00:33:07,549
‫سالی 100 هزار تا درمیاری، و بازم

561
00:33:07,632 --> 00:33:09,676
‫تو خونه‌ی مادرت زندگی می‌کنی.

562
00:33:09,759 --> 00:33:16,182
‫ما باید درباره‌ی آینده‌ات صحبت کنیم، ابراهیم،
‫چون من یه نقشه‌هایی برات دارم.

563
00:33:16,266 --> 00:33:21,229
‫اما اول، باید بهم بگی
‫کجا می‌تونم این...

564
00:33:22,313 --> 00:33:23,690
‫...فایل‌ها رو پیدا کنم.

565
00:33:26,943 --> 00:33:29,154
‫نمی‌تونم.

566
00:33:29,237 --> 00:33:32,073
‫این‌ها مال آدم‌های خطرناکی‌ان، باشه؟

567
00:33:32,157 --> 00:33:33,366
‫من رو می‌کشن.

568
00:33:33,450 --> 00:33:36,620
‫درکت می‌کنم. نمی‌خوای
‫آدم‌ها رو عصبانی کنی.

569
00:33:36,645 --> 00:33:39,163
‫اما مرد و مردونه؟
‫بهتره بقیه رو عصبانی کنی

570
00:33:39,188 --> 00:33:42,942
‫تا اینکه خودت نابود شی.
‫پس من این تصمیم رو

571
00:33:42,967 --> 00:33:46,725
‫بدون هیچ دردسری برات می‌گیرم.
‫فایل‌ها رو بده به من و منم میرم.

572
00:33:47,380 --> 00:33:49,466
‫این کار رو نکنی، مُردی.

573
00:33:49,549 --> 00:33:51,342
‫می‌فهمی؟

574
00:33:51,426 --> 00:33:52,927
‫آره. آره، آره، آره، آره.

575
00:33:53,011 --> 00:33:54,345
‫آره، آره، آره، آره، آره، آره.

576
00:33:54,429 --> 00:33:56,514
‫حالا پاشو برو طبقه بالا،
‫دست و روت رو بشور، پسر.

577
00:33:56,598 --> 00:33:59,184
‫برو. بزن بریم. عجله کن. عجله کن.

578
00:34:00,935 --> 00:34:03,438
‫پسره‌ی رنگ‌پریده‌ی عوضی.

579
00:34:06,361 --> 00:34:07,454
[کافه]

580
00:34:30,923 --> 00:34:33,843
‫- هی.
‫- لباس رسمی پوشیدی؟ واو!

581
00:34:33,927 --> 00:34:35,220
‫- خدایا.
‫- چیه؟

582
00:34:35,303 --> 00:34:37,847
‫خدایا. نه، نه، نه، نه، نه.

583
00:34:37,930 --> 00:34:40,557
‫باید می‌دونستم.
‫وقتی استرس دارم خرید می‌کنم، باشه؟

584
00:34:40,642 --> 00:34:42,435
‫- جدی؟ قضیه اینه؟
‫- برو ازم شکایت کن. آره.

585
00:34:42,519 --> 00:34:43,602
‫پس حسابی استرس داشتی.

586
00:34:43,686 --> 00:34:45,354
‫آره، یه روز افتضاحِ لعنتی بود، باشه؟

587
00:34:45,438 --> 00:34:46,773
‫- بود. خب...
‫- آره.

588
00:34:46,856 --> 00:34:47,899
‫از دیدنت خوشحالم.

589
00:34:47,981 --> 00:34:49,234
‫منم همین‌طور.

590
00:34:51,110 --> 00:34:54,488
‫اوه. آره.

591
00:34:54,572 --> 00:34:55,824
‫- آره.
‫- قشنگه.

592
00:34:55,849 --> 00:34:57,342
‫ولی من به
‫چهار تا دیگه از این نوشیدنی‌ها نیاز دارم.

593
00:34:57,367 --> 00:34:58,368
‫پایه‌ای؟

594
00:34:58,451 --> 00:35:00,703
‫یعنی، اگه فقط همین‌قدر ظرفیت داری، من...

595
00:35:00,787 --> 00:35:02,705
‫- وسوسه‌ام نکن، الکس کراس.
‫- بزن بریم.

596
00:35:02,789 --> 00:35:04,374
‫آره. دو تا دیگه. ممنون.

597
00:35:04,457 --> 00:35:05,792
‫بسیار خب.

598
00:35:05,871 --> 00:35:07,877
‫- درباره‌ی قضیه‌ات خبری نشد؟
‫- بفرما.

599
00:35:07,961 --> 00:35:08,962
‫اون...

600
00:35:09,963 --> 00:35:11,506
‫...پرونده‌ی ویژه‌ی عمو سام؟
(کنایه از دولت آمریکا)

601
00:35:11,589 --> 00:35:12,966
‫سعی می‌کنم الان
‫بهش فکر نکنم.

602
00:35:13,049 --> 00:35:13,967
‫فهمیدم.

603
00:35:14,050 --> 00:35:15,301
‫باشه؟

604
00:35:15,385 --> 00:35:17,136
‫از «اِل» خبری داری؟

605
00:35:17,220 --> 00:35:20,682
‫سعی می‌کنم به اونم
‫فکر نکنم. آره.

606
00:35:20,765 --> 00:35:24,727
‫دارم یاد می‌گیرم که شرایط عادیِ جدید رو بپذیرم.

607
00:35:24,811 --> 00:35:26,771
‫به افتخارش.

608
00:35:29,148 --> 00:35:30,400
‫می‌دونی چیه؟

609
00:35:30,483 --> 00:35:34,237
‫از این لحظه به بعد، قراره حسابی خوش بگذرونیم،

610
00:35:34,320 --> 00:35:36,573
‫قراره مهمونی بگیریم،
‫و قرار نیست به...

611
00:35:36,656 --> 00:35:39,534
‫تموم اون مزخرفاتی
‫که پشت اون دره فکر کنیم.

612
00:35:39,617 --> 00:35:41,286
‫- پایه‌ام.
‫- ایول.

613
00:35:41,369 --> 00:35:43,121
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

614
00:35:43,204 --> 00:35:45,707
‫وقت جشنه، کارآگاه.

615
00:35:45,790 --> 00:35:48,293
‫خانم، من به نظرت شبیه محلی‌هام؟

616
00:35:48,376 --> 00:35:49,878
‫بیانسه می‌تونه، تو هم می‌تونی.

617
00:35:49,961 --> 00:35:52,714
‫- اسم بیانسه رو میاری؟
‫- زود باش، از رو صندلی پاشو.

618
00:35:52,797 --> 00:35:55,091
‫چند تا از من می‌بینی؟

619
00:35:55,174 --> 00:35:56,301
‫- زود باش.
‫- آره.

620
00:35:56,384 --> 00:35:57,552
‫زود باش.

621
00:35:58,803 --> 00:36:00,597
‫من حتی... من برای این کار نیومدم.

622
00:36:00,680 --> 00:36:02,515
‫من حتی کفش‌هام رو هم نپوشیدم.

623
00:37:19,050 --> 00:37:20,677
‫داری می‌ترکونی.

624
00:37:20,760 --> 00:37:23,179
‫بزن بریم!

625
00:37:23,262 --> 00:37:24,847
‫یه لیوان دیگه برام بریز.

626
00:37:24,931 --> 00:37:26,933
‫- من یه لیوان دیگه می‌خوام.
‫- باشه.

627
00:37:30,103 --> 00:37:31,479
‫چی سفارش بدیم؟

628
00:37:33,481 --> 00:37:34,691
‫وای پسر...

629
00:37:34,774 --> 00:37:36,275
‫چیه؟

630
00:37:38,569 --> 00:37:41,447
‫ممنون که امروز هوام رو داشتی. آره.

631
00:37:41,531 --> 00:37:43,491
‫آره. معلومه.

632
00:37:43,574 --> 00:37:47,328
‫یعنی، من و تو همدیگه رو...

633
00:37:47,412 --> 00:37:49,288
‫ما خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

634
00:37:49,372 --> 00:37:50,707
‫- آره.
‫- آره.

635
00:37:57,046 --> 00:37:59,966
‫می‌شه یه‌کم روی اون حرکاتت
‫کار کنیم، لطفاً؟

636
00:39:30,932 --> 00:39:32,100
‫باشه.

637
00:39:41,109 --> 00:39:42,318
‫ممنون.

638
00:39:58,334 --> 00:39:59,752
‫اتاقم اینجاست.

639
00:40:02,672 --> 00:40:04,674
‫شب به‌خیر، همکار.

640
00:40:04,757 --> 00:40:05,967
‫شب به‌خیر.

641
00:41:35,890 --> 00:41:37,808
‫یه شاتِ اضافه، شکر اضافه.

642
00:41:37,892 --> 00:41:40,561
‫که می‌تونه سرحالت بیاره.

643
00:41:40,645 --> 00:41:42,396
‫بعد از یه دوش.

644
00:41:42,480 --> 00:41:44,523
‫بو... میدی.

645
00:41:44,607 --> 00:41:45,858
‫مردونه؟

646
00:41:45,942 --> 00:41:47,068
‫البته.

647
00:41:48,402 --> 00:41:49,987
‫چیزی پیدا کردی؟

648
00:41:50,071 --> 00:41:51,280
‫نه.

649
00:41:51,364 --> 00:41:53,407
‫فقط وقت لعنتیم رو تلف کردم.

650
00:41:53,491 --> 00:41:56,953
‫شاهدها گفتن دیدن که لادونا
‫بعد از شنیدن صدای تیراندازی با ماشین دور شده.

651
00:41:57,036 --> 00:42:00,206
‫پزشکی قانونی رد خون مقتول رو
‫تو ماشینش پیدا کرده.

652
00:42:00,289 --> 00:42:04,043
‫اثر انگشتش همه‌جای اسلحه‌ست.
‫نمی‌دونم چرا هنوز داره بازی درمیاره.

653
00:42:04,126 --> 00:42:05,753
‫شاید بازی درنمیاره.

654
00:42:08,089 --> 00:42:09,632
‫من درباره‌اش پرس و جو کردم.

655
00:42:09,715 --> 00:42:11,801
‫ببین، می‌دونم چی گفتی، اما آدم‌های

656
00:42:11,884 --> 00:42:13,678
‫زیادی اون بیرون هستن
‫که می‌گن اون بی‌گناهه.

657
00:42:13,761 --> 00:42:16,055
‫آدم‌های زیادی هم فکر می‌کنن توپاک زنده‌ست
‫و تو کوبا داره عشق و حال می‌کنه.

658
00:42:16,138 --> 00:42:17,932
‫یه جای این کار می‌لنگه، جان.

659
00:42:18,015 --> 00:42:19,684
‫- ملیکا...
‫- خودتم می‌دونی یه جای کار می‌لنگه،

660
00:42:19,767 --> 00:42:21,769
‫وگرنه کل شب رو با این پرونده
‫سر نمی‌کردی.

661
00:42:21,852 --> 00:42:24,146
‫- باید باهاش حرف بزنی.
‫- من باید...

662
00:42:24,230 --> 00:42:25,439
‫پس تو الان پلیس شدی؟

663
00:42:25,523 --> 00:42:28,985
‫خیلی‌خب. لابد وقتی من تگزاس بودم
‫نشانت رو گرفتی.

664
00:42:29,068 --> 00:42:30,236
‫باشه.

665
00:42:30,950 --> 00:42:33,781
‫- مدارک می‌گن اون این کار رو کرده.
‫- برای همین اینقدر عصبانی هستی؟

666
00:42:33,864 --> 00:42:35,533
‫چون مادرت یه نفر رو کشته؟

667
00:42:35,616 --> 00:42:36,993
‫بهت که گفتم اون مادر من نیست!

668
00:42:37,076 --> 00:42:39,161
‫ببین، برای من هیچ اهمیتی نداره
‫که اون زن چی کار کرده.

669
00:42:39,245 --> 00:42:40,413
‫نداره؟

670
00:42:40,438 --> 00:42:42,348
‫خب، یه چیزی الان تو رو
‫از روی اون صندلی بلند کرد،

671
00:42:42,373 --> 00:42:44,834
‫و می‌دونم به خاطر این نیست
‫که من پرس و جو کردم.

672
00:42:45,876 --> 00:42:47,628
‫من کار دارم. ممنون بابت قهوه.

673
00:42:49,547 --> 00:42:51,634
‫بسه. من کلی کار دارم.

674
00:42:52,800 --> 00:42:55,052
‫تو حق داری عصبانی باشی.

675
00:42:55,136 --> 00:42:57,471
‫اما اگه مادرت به خاطر یه اتهام دروغین
‫بیفته زندان، چه حسی پیدا می‌کنی،

676
00:42:57,555 --> 00:43:00,141
‫فقط به خاطر اینکه تو
‫خیلی ترسیده بودی باهاش حرف بزنی؟

677
00:43:00,224 --> 00:43:03,978
‫ملیکا، لطفاً،
‫می‌خوام همین الان از اون در بری بیرون.

678
00:43:04,061 --> 00:43:05,313
‫من هیچ جا نمیرم.

679
00:43:05,396 --> 00:43:09,400
‫- گفتم، «برو.»
‫- منم گفتم نه.

680
00:43:20,369 --> 00:43:22,580
‫فقط به خاطر اینکه اون راحت ولت کرد،

681
00:43:22,663 --> 00:43:24,957
‫دلیل نمی‌شه منم این کار رو بکنم.

682
00:43:25,041 --> 00:43:27,126
‫مهم نیست چقدر عصبانی بشی.

683
00:43:53,736 --> 00:43:55,279
‫آخ.

684
00:44:02,453 --> 00:44:04,205
‫هی.

685
00:44:05,247 --> 00:44:06,457
‫هی.

686
00:44:11,337 --> 00:44:12,546
‫ما خوبیم؟

687
00:44:13,589 --> 00:44:15,800
‫آره، معلومه.

688
00:44:15,883 --> 00:44:18,344
‫یعنی، می‌دونم دیشب جفت‌مون خیلی
‫احساساتی شده بودیم.

689
00:44:18,427 --> 00:44:21,055
‫تو...

690
00:44:21,138 --> 00:44:23,891
‫اما، یعنی، من و تو...

691
00:44:23,974 --> 00:44:26,310
‫اتفاقی بود که باید میفتاد.

692
00:44:26,394 --> 00:44:30,022
‫ما فقط، اون حس رو از خودمون دور کردیم.

693
00:44:34,110 --> 00:44:36,737
‫دور کردیم؟

694
00:44:45,621 --> 00:44:47,248
‫من میرم یه قهوه بگیرم.

695
00:44:47,331 --> 00:44:49,208
‫بیرون می‌بینمت؟

696
00:44:51,669 --> 00:44:53,129
‫آره.

697
00:45:12,565 --> 00:45:14,775
‫ممنون که اومدی دیدنم، جان.

698
00:45:17,653 --> 00:45:21,115
‫ببین، می‌دونم
‫باید درباره‌ی این پرونده حرف بزنیم،

699
00:45:21,198 --> 00:45:23,993
‫- اما می‌خوام بهت بگم...
‫- می‌خوای وکیلت حضور داشته باشه؟

700
00:45:24,076 --> 00:45:26,328
‫با پسرم؟

701
00:45:26,412 --> 00:45:29,748
‫من در مقام یه کارآگاه
‫که داره روی یه قتل تحقیق می‌کنه اینجام.

702
00:45:29,832 --> 00:45:31,500
‫اما این تغییری تو اینکه
تو برام کی هستی ایجاد نمی‌کنه

703
00:45:31,584 --> 00:45:33,252
‫فقط بهم بگو چی شده.

704
00:45:35,212 --> 00:45:37,131
‫من بچه‌ام رو ول کردم.

705
00:45:39,800 --> 00:45:41,719
‫این چیزی‌ـه که اتفاق افتاد.

706
00:45:41,802 --> 00:45:45,222
‫من... من آمادگی تو رو نداشتم.

707
00:45:45,306 --> 00:45:48,100
‫این هیچ بهانه‌ای نیست، اما آمادگی نداشتم.

708
00:45:48,184 --> 00:45:52,897
‫اگه می‌تونستم بفهمم
‫که آدمی مثل من...

709
00:45:54,899 --> 00:45:59,069
‫...می‌تونه آدمی مثل تو رو به وجود بیاره...

710
00:46:01,947 --> 00:46:04,366
‫...یه انتخاب دیگه می‌کردم.

711
00:46:08,245 --> 00:46:12,958
‫می‌دونم به نظر میاد فقط به این خاطر
‫خواستمت که تو این وضعیتم.

712
00:46:14,710 --> 00:46:18,797
‫اما بعد از این همه سال
‫که نتونستم حتی...

713
00:46:18,881 --> 00:46:22,134
‫خودم رو مجبور کنم یه تلفن بردارم...

714
00:46:23,052 --> 00:46:25,387
‫جان.

715
00:46:29,808 --> 00:46:31,519
‫جان.

716
00:46:33,521 --> 00:46:36,899
‫مجبور شدم خودم رو تا سر حد جنون ببرم...

717
00:46:38,901 --> 00:46:41,487
‫...تا اسم تو رو به اون کارآگاه بدم.

718
00:46:52,081 --> 00:46:54,458
‫شب قتل کجا بودی؟

719
00:47:21,360 --> 00:47:22,611
‫اومدی!

720
00:47:22,736 --> 00:47:24,363
‫چیزی برای خوردن می‌خوای؟

721
00:47:24,446 --> 00:47:25,948
‫باشه.

722
00:47:26,031 --> 00:47:28,200
‫خب، آخرین خبر از
‫اون کامیون گمشده تو تگزاس چیه؟

723
00:47:28,284 --> 00:47:30,286
‫قربان،
‫ما یه مشکلی داریم.

724
00:47:30,369 --> 00:47:32,538
‫کارگرها تو بازداشتگاه فدرال هستن.

725
00:47:32,621 --> 00:47:36,292
‫به مدیرهای کارخونه اطلاع داده شده
‫و دارایی‌ها در حال بازتوزیع هستن.

726
00:47:36,375 --> 00:47:37,710
‫ما شما رو در جریان می‌ذاریم.

727
00:47:37,793 --> 00:47:39,753
‫- همین کار رو بکن.
‫- سلام، پاول.

728
00:48:14,496 --> 00:48:16,040
‫من مادرت رو می‌شناختم.

729
00:48:16,540 --> 00:48:18,250
‫همه‌مون می‌شناختیمش.

730
00:48:18,275 --> 00:48:20,528
‫دوست داری بیای
‫یه مدت پیش ما بشینی؟

731
00:48:30,846 --> 00:48:33,557
‫گروه «منودو» تو مکزیکوسیتی اجرا داشت.

732
00:48:33,641 --> 00:48:36,644
‫یه اجرای آخر قبل از اینکه
‫برای یه سال برن تور.

733
00:48:37,061 --> 00:48:39,563
‫هیچ‌کدوم از پدر و مادرهامون ما رو نمی‌بردن.

734
00:48:40,481 --> 00:48:42,483
‫اما گابی یه نقشه داشت.

735
00:48:43,859 --> 00:48:45,027
‫مادرت...

736
00:48:45,277 --> 00:48:47,446
‫باهوش‌ترین فرد روستا بود.

737
00:48:48,447 --> 00:48:49,865
‫شجاع‌ترین هم بود.

738
00:48:49,948 --> 00:48:51,283
‫و حالا خودت رو ببین.

739
00:48:51,367 --> 00:48:53,494
‫که برای جامعه‌ات اومدی اینجا...

740
00:48:53,577 --> 00:48:54,662
‫درست مثل اون.

741
00:48:59,249 --> 00:49:00,319
‫ببخشید.

742
00:49:15,649 --> 00:49:17,143
[پیام جدید از دانی]

743
00:49:36,328 --> 00:49:38,330
‫- سلام.
‫- یه خبر جدید دارم.

744
00:49:38,414 --> 00:49:40,582
‫مأمور لارسن، استبان رو ترخیص کرده.

745
00:49:40,666 --> 00:49:43,377
‫گفته می‌خواد ببرتش
‫به دفتر محلی امنیت داخلی برای بازجویی.

746
00:49:43,460 --> 00:49:45,295
‫و کلانترها هم اجازه دادن؟

747
00:49:45,379 --> 00:49:47,005
‫بدتر از اینم می‌شه.

748
00:49:48,298 --> 00:49:50,175
‫یه راننده ماشین رو
‫لابه‌لای درخت‌ها دیده.

749
00:49:50,259 --> 00:49:52,219
‫فکر کرده گیر کردن
‫و برای کمک وایساده.

750
00:49:52,302 --> 00:49:53,721
‫کی اجازه انتقال رو داده؟

751
00:49:53,804 --> 00:49:55,389
‫هنوز مشخص نشده.

752
00:49:55,472 --> 00:49:57,349
‫چقدر با دفتر محلی شما فاصله داریم؟

753
00:49:57,433 --> 00:50:01,395
‫مأمور لارسن راه طولانی رو انتخاب کرده،
‫اگه سوالت اینه.

754
00:50:01,478 --> 00:50:03,230
‫معلومه که سوال‌مون همینه.

755
00:50:03,313 --> 00:50:06,483
‫مأمور شما زندانی ما رو گرفته
‫و رفته وسط ناکجاآباد.

756
00:50:06,567 --> 00:50:08,569
‫اصلاً لارسن با کسی در ارتباط بوده؟

757
00:50:08,652 --> 00:50:10,529
‫نه اون‌قدرها.

758
00:50:10,612 --> 00:50:12,030
‫اون کدوم گوریه؟

759
00:50:12,114 --> 00:50:14,450
‫دارم به همون‌جا می‌رسم.

760
00:50:19,913 --> 00:50:21,790
‫مأمور کثیفِ شما مظنون ما رو کشته؟

761
00:50:21,874 --> 00:50:25,085
‫راستش رو بخوای،
‫مظنون شما مأمور ما رو کشته.

762
00:50:28,797 --> 00:50:30,215
‫داشتیم گیرش می‌انداختیم لعنتی.

763
00:50:43,508 --> 00:50:45,777
[سانرایز، فلوریدا]

764
00:50:48,233 --> 00:50:50,778
‫- کارت تقریباً تمومه؟
‫- آروم باش.

765
00:50:50,861 --> 00:50:53,572
‫دارم سعی می‌کنم قشنگ بمونی.

766
00:50:53,655 --> 00:50:55,365
‫باید باهات می‌اومدم.

767
00:50:55,390 --> 00:50:57,926
‫- معلومه که باید می‌اومدی.
‫- بهش گفتم می‌تونم تنهایی انجامش بدم.

768
00:50:57,951 --> 00:51:00,329
‫در عوض داری تو مکزیک ول می‌گردی.

769
00:51:00,412 --> 00:51:03,415
‫نه، ما تو مکزیک ول نمی‌گشتیم.
‫ما تو اویساچه بودیم.

770
00:51:03,499 --> 00:51:05,459
‫آره، فهمیدم.

771
00:51:05,542 --> 00:51:08,128
‫همون جایی‌ـه که تو و مادرم بزرگ شدین.

772
00:51:08,153 --> 00:51:10,230
‫اون خواهرت بود،
‫و تو هیچ‌وقت درباره‌اش حرف نمی‌زنی.

773
00:51:10,255 --> 00:51:12,216
‫تنها چیزی که دارم یه مشت خاطره‌ست.

774
00:51:12,299 --> 00:51:14,775
‫تو همه‌ی اطلاعات رو داری
‫و داری اون‌ها رو احتکار می‌کنی.

775
00:51:17,554 --> 00:51:20,974
‫یادت میاد وقتی
‫درباره‌اش حرف می‌زدم چطوری بودی؟

776
00:51:21,058 --> 00:51:24,061
‫اگه اسمش رو می‌آوردم،
‫تا چند روز گریه می‌کردی.

777
00:51:24,144 --> 00:51:26,063
‫اگه یه عکس بهت نشون می‌دادم
‫یا یه غذای محلی می‌پختم،

778
00:51:26,146 --> 00:51:28,649
‫انگار نمک رو زخمت می‌پاشیدم.

779
00:51:28,732 --> 00:51:30,317
‫نمی‌تونستم تحمل کنم تو رو اون‌طوری ببینم.

780
00:51:30,400 --> 00:51:32,611
‫من دیگه بچه نیستم.

781
00:51:32,694 --> 00:51:34,822
‫و با این حال مدام میری عطاری.

782
00:51:34,905 --> 00:51:36,698
‫- دنبال آرامش می‌گردی یا بخشش...

783
00:51:36,782 --> 00:51:37,783
‫- یا نمی‌دونم چی...
‫- بس کن.

784
00:51:37,866 --> 00:51:40,828
‫این حرف‌ها برای کسی که
‫دستش به خون آلوده نیست، خیلی بزرگه.

785
00:51:43,664 --> 00:51:44,790
‫من باز می‌کنم.

786
00:51:44,873 --> 00:51:47,709
‫نه، نه، نه. من میرم.

787
00:52:12,234 --> 00:52:13,735
‫لوز.
(نور)

788
00:52:16,905 --> 00:52:19,157
‫پیدات کردم.

789
00:52:33,605 --> 00:52:35,765
[کراس]

