﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,087
.

2
00:01:29,000 --> 00:01:30,500
‫[قانون اساسی ایتالیا
‫اصل 87]

3
00:01:30,583 --> 00:01:33,083
‫«رئیس‌جمهور
‫رئیس دولت است

4
00:01:33,167 --> 00:01:35,000
‫«و نماد
‫وحدت ملی محسوب می‌شود.»

5
00:01:39,542 --> 00:01:44,250
‫«او می‌تواند پیام‌هایی به مجلس بفرستد.»

6
00:01:47,083 --> 00:01:49,708
‫«او زمان انتخابات مجلس جدید را تعیین می‌کند

7
00:01:49,792 --> 00:01:51,875
‫«و زمان اولین جلسه آن‌ها را مشخص می‌سازد.»

8
00:01:54,583 --> 00:01:57,583
‫«او ارائه لوایح دولتی

9
00:01:57,667 --> 00:02:00,375
‫«به مجلس را تأیید می‌کند.»

10
00:02:03,042 --> 00:02:05,917
‫«او قوانین را ابلاغ کرده

11
00:02:06,000 --> 00:02:08,875
‫«و احکام و مقررات قانونی را صادر می‌کند.»

12
00:02:11,500 --> 00:02:13,833
‫«او درخواست همه‌پرسی عمومی می‌دهد

13
00:02:13,917 --> 00:02:16,042
‫«در مواردی که توسط
‫قانون اساسی پیش‌بینی شده است.»

14
00:02:19,208 --> 00:02:21,500
‫«او مقامات دولتی را منصوب می‌کند

15
00:02:21,583 --> 00:02:23,875
‫«در مواردی که در قانون پیش‌بینی شده است.»

16
00:02:26,500 --> 00:02:29,042
‫«او دیپلمات‌ها را می‌پذیرد و تأیید می‌کند،

17
00:02:29,125 --> 00:02:31,000
‫«معاهدات بین‌المللی را تصویب می‌کند،

18
00:02:31,083 --> 00:02:34,250
‫«پس از کسب اجازه
‫از مجلس در صورت لزوم.»

19
00:02:37,042 --> 00:02:39,000
‫«او فرماندهی نیروهای مسلح را بر عهده دارد،

20
00:02:39,083 --> 00:02:42,167
‫«ریاست شورای عالی
‫دفاع تعیین شده توسط قانون را بر عهده دارد،

21
00:02:42,250 --> 00:02:45,125
‫«و وضعیت جنگی
‫تصویب شده توسط مجلس را اعلام می‌کند.»

22
00:02:47,375 --> 00:02:52,167
‫«او ریاست
‫شورای عالی قضایی را بر عهده دارد.»

23
00:02:54,917 --> 00:02:59,542
‫«او نشان‌های افتخار
‫جمهوری را اعطا می‌کند.»

24
00:03:02,458 --> 00:03:07,250
‫«او می‌تواند عفو اعطا کند
‫و مجازات‌ها را تخفیف دهد.»

25
00:03:57,300 --> 00:04:01,374
[موهبت]

26
00:04:01,458 --> 00:04:02,958
‫آرورا.

27
00:04:04,500 --> 00:04:05,750
‫آرورا،

28
00:04:06,750 --> 00:04:08,083
‫دلم برات تنگ شده.

29
00:04:13,500 --> 00:04:15,542
‫رئیس‌جمهور د سانتیس
‫شما سیگار کشیدین.

30
00:04:15,625 --> 00:04:16,750
‫نه.

31
00:04:17,750 --> 00:04:19,208
‫دارید شواهد رو انکار می‌کنید.

32
00:04:19,292 --> 00:04:21,958
‫در علم حقوق، شواهد همیشه بدیهی نیستن.

33
00:04:22,667 --> 00:04:26,000
‫می‌دونم، تو کتاب «د سانتیس» نوشته شده.

34
00:04:29,000 --> 00:04:31,792
‫بابا، باید یادت بیارم
‫که فقط یه ریه داری؟

35
00:04:31,875 --> 00:04:33,958
‫نه، از اونجایی که کلاً دو تا داشتم.

36
00:04:34,625 --> 00:04:35,958
‫داری چی کار می‌کنی؟

37
00:04:36,042 --> 00:04:38,875
‫بررسی چند تا تبصره
‫از لایحه‌ای که باید امضا کنی.

38
00:04:38,958 --> 00:04:41,458
‫- کدوم لایحه؟
‫- خودت خیلی خوب می‌دونی.

39
00:04:42,458 --> 00:04:44,667
‫از برادرت ریکاردو
‫خبری داری؟

40
00:04:44,750 --> 00:04:48,125
‫از اینکه رفته مونترال خوشحاله،
‫می‌گه اونجا خیلی قشنگه.

41
00:04:50,917 --> 00:04:53,375
‫می‌شناسیش که،
‫اون همه چیز رو قشنگ می‌بینه.

42
00:04:54,708 --> 00:04:56,667
‫فردا وارد
‫ترم سفید می‌شیم.

43
00:04:57,708 --> 00:05:00,292
‫شیش ماه دیگه
‫تو برمی‌گردی خونه.

44
00:05:01,542 --> 00:05:05,833
‫حالا، حتی اگه می‌خواستم هم،
‫نمی‌تونستم مجلس رو منحل کنم.

45
00:05:05,917 --> 00:05:07,458
‫منحلشون می‌کردی؟

46
00:05:07,542 --> 00:05:09,625
‫نه، دیگه نیازی نیست.

47
00:05:09,708 --> 00:05:12,583
‫مشکل حل شد.
‫همه چیز مثل قبله.

48
00:05:13,292 --> 00:05:14,458
‫درسته؟

49
00:05:17,000 --> 00:05:18,167
‫نه.

50
00:05:40,208 --> 00:05:42,042
‫هنوز تو دفترید، ژنرال؟

51
00:05:43,708 --> 00:05:45,958
‫وقتی کار نمی‌کنم، رئیس‌جمهور،

52
00:05:46,917 --> 00:05:48,750
‫حوصلم سر میره.

53
00:05:48,833 --> 00:05:50,167
‫منم همینطور.

54
00:05:51,375 --> 00:05:54,333
‫شیش ماه دیگه برمی‌گردید خونه.

55
00:05:54,417 --> 00:05:56,833
‫اما هنوز می‌تونیم اعلان جنگ کنیم، مگه نه؟

56
00:05:57,500 --> 00:05:59,375
‫وسوسه‌ام نکنید.

57
00:06:00,208 --> 00:06:03,333
‫پدربزرگ من تو
‫نیروهای آلپینی والپولیچلا بود.

58
00:06:03,417 --> 00:06:06,750
‫یه بخش عالی،
‫که الان توسط یه مرد شایسته رهبری می‌شه.

59
00:06:08,750 --> 00:06:11,250
‫ما بهش می‌گیم بشکه،

60
00:06:12,125 --> 00:06:13,333
‫به خاطر هیکلش.

61
00:06:13,417 --> 00:06:16,125
‫شما هم لقب دارید، ژنرال؟

62
00:06:16,208 --> 00:06:18,500
‫من کابوس شبم.

63
00:06:18,583 --> 00:06:19,917
‫چرا؟

64
00:06:20,000 --> 00:06:22,167
‫به خاطر اسمم:

65
00:06:22,250 --> 00:06:23,875
‫لانفرانکو ماره.

66
00:06:26,917 --> 00:06:28,333
‫و من؟

67
00:06:28,417 --> 00:06:30,292
‫منم لقبی دارم؟

68
00:06:32,208 --> 00:06:34,708
‫هیچ‌کس جرأتش رو نداره.

69
00:06:34,792 --> 00:06:38,708
‫پس شجاعت معروف
‫نیروهای آلپینی چی شد؟

70
00:06:41,333 --> 00:06:43,250
‫بعضی‌ها به شما می‌گن...

71
00:06:44,125 --> 00:06:45,875
‫بتن آرمه.

72
00:06:47,333 --> 00:06:50,417
‫- لقب چاپلوسانه‌ایه.
‫- اینطور فکر می‌کنید؟

73
00:06:54,000 --> 00:06:55,708
‫مطمئن نیستم.

74
00:07:05,875 --> 00:07:07,833
‫ساعت 5 عصر،

75
00:07:07,917 --> 00:07:10,208
‫جلسه هفتگی
‫با نخست‌وزیر.

76
00:07:10,292 --> 00:07:14,125
‫ساعت 7 عصر، شام با دوست‌تون،
‫کوکو والوری.

77
00:07:14,208 --> 00:07:17,000
‫رئیس‌جمهور پرتغال
‫روز بیست و یه‌کم میاد.

78
00:07:17,083 --> 00:07:21,042
‫تشریفات می‌خواد بدونه
‫که از این منوی پیشنهادی خوشتون میاد یا نه.

79
00:07:23,583 --> 00:07:26,708
‫«مدالیون بادمجان.
‫ماهی زبان مونیه...»

80
00:07:26,792 --> 00:07:27,917
‫داریم شوخی می‌کنیم؟

81
00:07:28,000 --> 00:07:30,833
‫- کینوا و ماهی بخارپز.
‫- عالیه.

82
00:07:30,917 --> 00:07:34,500
‫سردبیر ووگ یه
‫بیانیه در مورد مُد می‌خواد.

83
00:07:38,542 --> 00:07:44,833
‫مُد یک بخش صنعتی
‫برجسته تو ایتالیاست...

84
00:07:44,917 --> 00:07:46,292
‫نه، بابا.

85
00:07:46,375 --> 00:07:49,458
‫- تو سال‌های اخیر...
‫- من رو ببخشید، رئیس‌جمهور.

86
00:07:49,542 --> 00:07:52,875
‫ووگ یه بیانیه رسمی
‫در مورد صنعت مُد نمی‌خواد.

87
00:07:52,958 --> 00:07:54,667
‫اون‌ها نظر شما رو می‌خوان

88
00:07:54,750 --> 00:07:58,708
‫درباره اینکه وقتی کت و شلوار نمی‌پوشید
‫دوست دارید چی تن‌تون کنید.

89
00:07:58,792 --> 00:08:02,719
‫عنوان پیشنهادی اینه:
‫وقارِ رئیس‌جمهور.

90
00:08:05,833 --> 00:08:07,875
‫همسر من باوقار بود.

91
00:08:07,958 --> 00:08:09,333
‫عالیه.

92
00:08:09,417 --> 00:08:11,875
‫من محترمانه این درخواست رو رد می‌کنم.

93
00:08:11,958 --> 00:08:13,167
‫چیز دیگه‌ای هست؟

94
00:08:13,250 --> 00:08:16,792
‫ارتباط با
‫مهندس جوردانو هنوز تو وضع تعلیقه.

95
00:08:16,875 --> 00:08:18,958
‫اون تو ایستگاه فضایی تو مداره.

96
00:08:19,042 --> 00:08:21,583
‫- چقدره که تو مداره؟
‫- یک سال.

97
00:08:21,667 --> 00:08:23,875
‫- چقدر مونده تا برگرده؟
‫- شیش ماه.

98
00:08:23,958 --> 00:08:27,375
‫تا پایان دوره‌ی من
‫زمان زیادی داریم.

99
00:08:30,875 --> 00:08:32,167
‫در نتیجه،

100
00:08:32,917 --> 00:08:35,375
‫در این مقطع، باید بگم: عالیه.

101
00:08:37,542 --> 00:08:38,708
‫و جناح مخالف؟

102
00:08:38,792 --> 00:08:41,583
‫مثل همیشه، تظاهر به عصبانیت می‌کنن.

103
00:08:41,667 --> 00:08:44,833
‫پس، بعد از سال‌ها گرفتاری،
‫همه چیز داره خوب پیش میره،

104
00:08:44,917 --> 00:08:47,500
‫کشور به لطف شما تو امنیته.

105
00:08:47,583 --> 00:08:50,125
‫و من تبدیل به آدم بی‌اهمیتی شدم،

106
00:08:50,667 --> 00:08:54,125
‫که خب، همینی‌ـه که هست.

107
00:08:54,208 --> 00:08:56,000
‫من نمی‌گم بی‌ربط،

108
00:08:56,083 --> 00:08:59,333
‫شما هنوز باید لایحه
‫حق اُتانازی رو امضا کنید.

109
00:09:00,000 --> 00:09:02,250
‫راستی،
‫پاپ می‌خواد من رو ببینه.

110
00:09:02,333 --> 00:09:04,750
‫عجیب بود اگه نمی‌خواست.

111
00:09:05,583 --> 00:09:07,125
‫امضاش می‌کنید؟

112
00:09:08,208 --> 00:09:11,625
‫مشاوران حقوقی من
‫دارن روی چند تا نکته حیاتی کار می‌کنن.

113
00:09:13,958 --> 00:09:16,500
‫شیش ماه کافیه؟

114
00:09:21,542 --> 00:09:24,542
‫رئیس‌جمهور، قانون خوبیه.

115
00:09:24,625 --> 00:09:26,625
‫واسه شام پیش من و دخترم بمونید.

116
00:09:27,583 --> 00:09:30,250
‫یکی از دوست‌های قدیمی مدرسه‌ام
‫هم اونجاست،

117
00:09:30,333 --> 00:09:31,917
‫کوکو والوری، آدم باحالیه.

118
00:09:33,958 --> 00:09:36,667
‫- با کمال میل.
‫- یه شام سبک.

119
00:09:36,750 --> 00:09:38,750
‫دخترم داره سعی می‌کنه با تبدیل کردن من

120
00:09:38,833 --> 00:09:40,750
‫به یه زاهد، من رو زنده نگه داره.

121
00:09:42,875 --> 00:09:46,042
‫من سر کتاب راهنمای شما
‫خیلی عذاب کشیدم، رئیس‌جمهور.

122
00:09:46,125 --> 00:09:50,458
‫2046 صفحه، ما دانشجوها
‫بهش می‌گفتیم «هیمالیا، کی3».

123
00:09:51,000 --> 00:09:54,458
‫- اما کی3 وجود نداره.
‫- دقیقاً، صعود بهش غیرممکن بود.

124
00:09:56,417 --> 00:09:58,375
‫خب، این مفهوم رو می‌رسونه.

125
00:10:00,792 --> 00:10:03,375
‫حقوق کیفری همینه،

126
00:10:03,458 --> 00:10:05,875
‫صعود به غیرممکن.

127
00:10:05,958 --> 00:10:07,208
‫[کتاب راهنمای حقوق کیفری]

128
00:10:09,042 --> 00:10:12,333
‫اگه اجازه بدید بپرسم،
‫منظورتون از غیرممکن چیه؟

129
00:10:13,292 --> 00:10:15,292
‫اثبات حقیقت.

130
00:10:16,042 --> 00:10:20,125
‫کارتون با این ایتالیای خسته‌کننده
‫و کوته‌فکر تموم شد؟

131
00:10:20,208 --> 00:10:22,583
‫می‌بینید؟ کوکو خیلی باحاله.

132
00:10:22,667 --> 00:10:25,458
‫درسته، فقط آدم‌های عوضی باحالن.
‫منم همینطورم.

133
00:10:25,542 --> 00:10:26,750
‫جوون‌تر شدی!

134
00:10:26,833 --> 00:10:30,042
‫دوری حق داشت
‫سیگار و پاستا رو ازت بگیره.

135
00:10:31,708 --> 00:10:34,750
‫- جولیو مالربا.
‫- کوکو والوری، کاریکاتوری از یه منتقد هنری.

136
00:10:34,833 --> 00:10:36,708
‫این حرف‌ها چیه، شما خودتون یه نهادید.

137
00:10:36,792 --> 00:10:40,875
‫پس بهم بگو چرا قدیمی‌ترین دوستم،
‫که الان رئیس دولته،

138
00:10:40,958 --> 00:10:43,417
‫یه موزه بهم نداده تا مدیریتش کنم؟

139
00:10:43,500 --> 00:10:45,333
‫این تو حوزه اختیارات من نیست،

140
00:10:45,417 --> 00:10:48,000
‫طبق اصل 87
‫قانون اساسی.

141
00:10:48,083 --> 00:10:50,683
‫شوخی کردم.
‫من تمام موزه‌ها رو به آتیش می‌کشم.

142
00:10:50,708 --> 00:10:54,250
‫نخست‌وزیر، من این
‫سنگ یکپارچه رو 56 ساله می‌شناسم.

143
00:10:54,333 --> 00:10:56,500
‫کوکو، بیا در مورد من حرف نزنیم،

144
00:10:56,583 --> 00:10:58,667
‫من خسته‌کننده‌ترین موضوعی‌ام که می‌شناسم.

145
00:10:58,750 --> 00:11:00,500
‫عاشقشم،
‫اون همیشه حقیقت رو می‌گه.

146
00:11:00,583 --> 00:11:02,583
‫از روز اول دبیرستان هم‌میز بودیم.

147
00:11:02,667 --> 00:11:04,000
‫همه چیزش رو مدیون منه.

148
00:11:04,083 --> 00:11:07,267
‫من اون رو با آرورا،
‫بهترین دوستم، آشنا کردم.

149
00:11:07,292 --> 00:11:10,608
‫بدون من هیچ‌وقت
‫جرأت نمی‌کرد بره خواستگاریش.

150
00:11:10,667 --> 00:11:11,917
‫آرورا یه زیبارو بود،

151
00:11:12,000 --> 00:11:15,250
‫این به زور قابل تحمل بود، اگه بخوام محترمانه بگم.

152
00:11:15,333 --> 00:11:18,458
‫به لطف من،
‫دوری شگفت‌انگیز به دنیا اومد.

153
00:11:18,909 --> 00:11:21,792
‫- ریکاردو رو دیدید؟
‫- نه، این افتخار رو نداشتم.

154
00:11:21,875 --> 00:11:23,833
‫- اون تو کانادا زندگی می‌کنه.
‫- چی کار می‌کنه؟

155
00:11:23,917 --> 00:11:25,958
‫- موسیقی کلاسیک می‌سازه.
‫- مزخرفه!

156
00:11:26,042 --> 00:11:30,042
‫اون برای ستاره‌های پاپ آمریکایی آهنگ می‌نویسه
‫و از همه ما بیشتر پول درمیاره.

157
00:11:30,125 --> 00:11:32,708
‫جشنواره هنر معاصر
‫کی شروع می‌شه؟

158
00:11:32,792 --> 00:11:34,042
‫بهتون خبر میدم.

159
00:11:34,125 --> 00:11:37,500
‫خوشحالی که شیش ماه دیگه
‫از این موزه میری

160
00:11:37,583 --> 00:11:40,125
‫و برمی‌گردی خونه میون کتاب‌های حقوقت؟

161
00:11:40,708 --> 00:11:43,375
‫- اعتراف می‌کنم که خوشحالم.
‫- اون حرف نمی‌زنه، اعتراف می‌کنه.

162
00:11:43,458 --> 00:11:45,708
‫اون یه کاتولیک دوآتیشه‌ست
‫و من یه بی‌اعتقاد دوآتیشه.

163
00:11:45,792 --> 00:11:47,917
‫برای همینه که با هم می‌سازیم، نه؟

164
00:11:48,000 --> 00:11:50,167
‫اوگو رومانی، وزیر دادگستری شما،

165
00:11:50,250 --> 00:11:52,500
‫اونم هم‌کلاسی ما بود،
‫می‌دونستید؟

166
00:11:52,583 --> 00:11:56,417
‫بله، چون رومانی
‫عاشق عکس‌های قدیمی کلاسه.

167
00:11:56,500 --> 00:11:59,333
‫- اون‌هارو جمع می‌کنه.
‫- اینم از عشق و علاقه‌اش.

168
00:11:59,417 --> 00:12:01,625
‫اوگو یکی دیگه از دوست‌های قدیمیه.

169
00:12:01,708 --> 00:12:04,167
‫اما رفوزه شده بود.
‫یه سال از ما بزرگ‌تره.

170
00:12:04,250 --> 00:12:05,500
‫خوش‌تیپ ولی خنگ.

171
00:12:05,583 --> 00:12:07,208
‫وزیر شدن اون

172
00:12:07,292 --> 00:12:09,458
‫مثل کفن تورین یه معمای حل‌نشدنیه.

173
00:12:09,542 --> 00:12:11,333
‫- اما کاربلد هست؟
‫- خیلی.

174
00:12:11,417 --> 00:12:12,708
‫بهت اعتماد ندارم.

175
00:12:12,792 --> 00:12:15,750
‫شما سیاستمدارها یه
‫رابطه هیستریک با حقیقت دارید.

176
00:12:15,833 --> 00:12:18,792
‫- منم یه سیاستمدارم.
‫- نه، تو یه حقوق‌دانی.

177
00:12:18,875 --> 00:12:22,167
‫- بچه‌ها...
‫- بحث تاریخ باستان دیگه کافیه.

178
00:12:22,250 --> 00:12:27,333
‫به جاش بگو، از دنیای هنریِ پر زرق و برقت
چه خبر؟

179
00:12:27,417 --> 00:12:29,792
‫شبیه سردخونه‌ست، در مقایسه با اون
‫اینجا شبیه ایبیزاست.

180
00:12:29,875 --> 00:12:31,750
‫همه ادعا می‌کنن هنرمندن

181
00:12:31,833 --> 00:12:34,000
‫اما انگشت کوچیکه
‫د کایریکو هم نمی‌شن.

182
00:12:34,083 --> 00:12:36,708
‫من نورچشمی استاد بودم.

183
00:12:36,792 --> 00:12:40,500
‫اون به من خیلی علاقه داشت،
‫من 21 سالم بود...

184
00:12:40,583 --> 00:12:44,250
‫سال‌هاست که داره این افسانه رو سر زبون‌ها می‌ندازه
‫که نامزد د کایریکو بوده.

185
00:12:44,333 --> 00:12:47,083
‫کوکو، بس کن،
‫اینجا جاش نیست.

186
00:12:47,167 --> 00:12:50,625
‫اینجا بهترین جاست.
‫تحت پوشش اسرار دولتیه.

187
00:12:50,708 --> 00:12:53,542
‫دیر یا زود اسرار دولتی
‫به گوش همه می‌رسه.

188
00:12:53,625 --> 00:12:57,750
‫خواهش می‌کنم، بذارید من یه موضوع عمومی بشم!
‫نمی‌تونم صبر کنم!

189
00:12:59,833 --> 00:13:02,792
‫برای تولدت می‌خوای چی کار کنی؟

190
00:13:02,875 --> 00:13:03,958
‫هیچی.

191
00:13:04,667 --> 00:13:06,792
‫مثل همیشه پر از سوپرایز!

192
00:13:06,875 --> 00:13:10,463
‫رژیم یه بحثه،
‫اما تو داری اون رو از گشنگی می‌کشی.

193
00:13:10,625 --> 00:13:13,208
‫من رفتم، با چند تا
‫دلال مجارستانی شام دارم.

194
00:13:13,292 --> 00:13:16,083
‫- یه شام دیگه؟
‫- این شام نبود، فقط یه پیشنهاد بود.

195
00:13:16,167 --> 00:13:19,292
‫- نخست‌وزیر، باعث افتخار بود.
‫- باعث افتخار من بود.

196
00:13:19,375 --> 00:13:22,125
‫- عزیزم، فردا بهت زنگ می‌زنم.
‫- میام بدرقه‌ت.

197
00:13:24,708 --> 00:13:27,500
‫- چطور دیدیش؟
‫- پدرت شکست‌ناپذیره.

198
00:13:27,583 --> 00:13:30,875
‫- باید برای تولدش یه هدیه بگیرم.
‫- برای بتن آرمه: یه کلنگ بگیر.

199
00:13:30,958 --> 00:13:34,292
‫- چی نگرانت کرده؟
‫- همه چی رو می‌ریزه تو خودش.

200
00:13:34,375 --> 00:13:36,250
‫- تو هم همینی.
‫- از چه لحاظ؟

201
00:13:36,333 --> 00:13:38,583
‫خیلی خشکی،
‫بلد نیستی چطور آروم باشی.

202
00:13:38,667 --> 00:13:40,042
‫از من الگو بگیر،

203
00:13:40,125 --> 00:13:43,542
‫من با وجود 22 کیلو اضافه‌وزن فاجعه‌بار،
‫بازم سبکم.

204
00:13:43,625 --> 00:13:46,208
‫اما اون زیر
‫بار مسئولیت کمر خم کرده.

205
00:13:46,292 --> 00:13:47,458
‫و تو چی؟

206
00:14:20,583 --> 00:14:23,500
‫- حرفی برای گفتن داری؟
‫- فقط شب به‌خیر.

207
00:14:28,625 --> 00:14:30,833
‫از رپ خوندن گوئه خوشت میاد؟

208
00:14:30,917 --> 00:14:32,083
‫احمقانه‌ست!

209
00:14:32,167 --> 00:14:34,917
‫من از ترجیع‌بندهای موسیقی مدرن متنفرم.

210
00:14:35,500 --> 00:14:38,042
‫وقتی مالربا دستش رو فشرد،

211
00:14:38,125 --> 00:14:40,208
‫به نظرت چاپلوسانه نیومد؟

212
00:14:44,667 --> 00:14:48,500
‫می‌دونستی لقب من
‫بتن آرمه‌ست؟

213
00:14:49,208 --> 00:14:50,833
‫همه می‌دونن.

214
00:14:53,542 --> 00:14:55,042
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟

215
00:14:55,125 --> 00:14:57,917
‫نمی‌خواستم ضمیر ناخودآگاهت رو
‫بهم بریزم.

216
00:15:02,833 --> 00:15:04,292
‫تصمیم خوبی بود.

217
00:15:05,833 --> 00:15:07,500
‫[دادخواست‌های عفو]

218
00:15:07,583 --> 00:15:11,125
‫- بهم نگو که...
‫- اما باید بگم.

219
00:15:11,208 --> 00:15:13,875
‫دو تا دادخواست عفو که ارزش بررسی دارن.

220
00:15:13,958 --> 00:15:17,083
‫اخیراً از این جنبه کار
‫غافل شدیم.

221
00:15:17,667 --> 00:15:19,625
‫وزیر دادگستری
‫داره پیگیریشون می‌کنه.

222
00:15:19,708 --> 00:15:23,875
‫دفتر من و خودم به اتفاق آراء
‫با پرونده آرپا موافقیم.

223
00:15:25,000 --> 00:15:28,375
‫پرونده روکا پیچیده‌تره.
‫نظر ما منفیه.

224
00:15:29,042 --> 00:15:30,542
‫تو بهش رسیدگی می‌کنی؟

225
00:15:32,125 --> 00:15:35,333
‫شما خانم گالو
‫و یه تیم حقوق‌دان دارید، چرا من؟

226
00:15:35,417 --> 00:15:38,667
‫دوروتی، تو حقوق‌دانی هستی
‫که پدرت بیشترین احترام رو براش قائله.

227
00:15:39,500 --> 00:15:41,708
‫- بعد از خودش.
‫- این که گفتن نداره.

228
00:16:07,542 --> 00:16:11,292
‫ادای احترام به رئیس‌جمهور
‫جمهوری پرتغال.

229
00:16:12,292 --> 00:16:13,750
‫سرهنگ،

230
00:16:15,042 --> 00:16:16,917
‫منم همونقدر پیر به نظر میام؟

231
00:16:19,417 --> 00:16:20,750
‫نه، رئیس‌جمهور.

232
00:16:23,625 --> 00:16:24,958
‫حرفم رو باور می‌کنی؟

233
00:16:25,542 --> 00:16:27,250
‫من همیشه حرفتون رو باور می‌کنم.

234
00:16:28,750 --> 00:16:30,917
‫اما اخیراً، وقتی دعا می‌کنم

235
00:16:31,000 --> 00:16:32,750
‫خوابم می‌بره.

236
00:16:34,917 --> 00:16:37,875
‫از حال میرم.
‫برای چند دقیقه.

237
00:16:40,083 --> 00:16:41,917
‫و هیچ‌وقت خواب نمی‌بینم.

238
00:16:43,042 --> 00:16:44,875
‫دلتون می‌خواد خواب ببینید؟

239
00:16:46,833 --> 00:16:48,542
‫خیلی زیاد.

240
00:16:50,500 --> 00:16:52,542
‫می‌خوام یه چیزی رو
‫برام پیدا کنی.

241
00:16:52,625 --> 00:16:53,917
‫چی؟

242
00:16:55,917 --> 00:16:57,333
‫اسم یه آهنگ.

243
00:19:53,667 --> 00:19:55,958
‫هیچ‌وقت باهاش کنار نیومدم، آرورا.

244
00:19:56,625 --> 00:19:59,250
‫هیچ‌وقت با رفتنت کنار نیومدم.

245
00:20:00,292 --> 00:20:02,875
‫الان هشت سال می‌گذره.

246
00:20:02,958 --> 00:20:06,208
‫من رو تنها، بیوه، پیر،

247
00:20:06,292 --> 00:20:08,500
‫بی‌فایده و فرسوده رها کردی.

248
00:20:08,583 --> 00:20:10,875
‫و زندگی، بدون تو،

249
00:20:11,625 --> 00:20:13,583
‫دیگه برام هیجانی نداره.

250
00:20:14,292 --> 00:20:16,000
‫اما بیا در مورد من حرف نزنیم.

251
00:20:16,083 --> 00:20:17,750
‫می‌دونی،

252
00:20:17,833 --> 00:20:21,083
‫من خسته‌کننده‌ترین موضوعی‌ام که می‌شناسم.

253
00:20:24,917 --> 00:20:26,458
‫بیا در مورد تو حرف بزنیم.

254
00:20:29,833 --> 00:20:31,167
‫من فقط یه بچه بودم.

255
00:20:34,042 --> 00:20:37,750
‫خانواده‌ام تازه از شهرستان‌های
‫ناپل اومده بودن.

256
00:20:38,542 --> 00:20:42,667
‫من تو رو از مزرعه‌مون دیدم
‫و یه فکر دقیق به ذهنم خطور کرد:

257
00:20:45,042 --> 00:20:46,125
‫اون نامیراست.

258
00:20:47,750 --> 00:20:51,875
‫برای یه لحظه
‫پاهات به زمین نمی‌خورد،

259
00:20:53,000 --> 00:20:56,000
‫تو هوا معلق بودن،
‫انگار که جاذبه‌ای وجود نداره.

260
00:20:56,917 --> 00:20:58,625
‫فراموش‌نشدنی.

261
00:21:00,333 --> 00:21:03,708
‫آرورا، وقتی یادم میاد،

262
00:21:04,833 --> 00:21:06,250
‫می‌میرم.

263
00:21:22,059 --> 00:21:25,083
‫♪ و اینطوری، هیس، هیس
‫اگه هیچی نمی‌فهمی

264
00:21:25,167 --> 00:21:28,458
‫تو طبقه سی و نهم
‫دارم قلیون می‌کشم

265
00:21:28,542 --> 00:21:31,875
‫فلو دست منه
‫دما میره بالا

266
00:21:31,958 --> 00:21:34,167
‫و حالا همه این‌ها دارن گریه می‌کنن

267
00:21:34,250 --> 00:21:37,042
‫از پنجره خم شو بیرون
‫اوه رفیق من

268
00:21:37,125 --> 00:21:40,458
‫رویای یه بنتلی
‫شیش نفری تو یه کلیو

269
00:21:40,542 --> 00:21:43,167
‫رویای پول
‫و یه اهداکننده قلب

270
00:21:43,250 --> 00:21:46,833
‫دخترهای افاده‌ای
‫دیوونه‌شون می‌کنم

271
00:21:46,917 --> 00:21:49,500
‫حالا دارم رویام رو زندگی می‌کنم
‫انتظار هیچ احترامی رو ندارم

272
00:21:49,583 --> 00:21:52,042
‫تو جدی هستی، تو فکر می‌کنی... ♪

273
00:21:52,958 --> 00:21:56,333
‫یادته وقتی اون شعر کوتاه
‫رو بهت تقدیم کردم؟

274
00:21:56,417 --> 00:21:58,583
‫اسمش
‫پاییزها بود.

275
00:21:58,667 --> 00:22:00,833
‫خوشت نیومد. حق داشتی.

276
00:22:01,625 --> 00:22:03,958
‫من هیچ‌وقت شاعر خوبی نبودم.

277
00:22:04,667 --> 00:22:07,083
‫اما تو؟ تو چی بودی؟

278
00:22:08,167 --> 00:22:10,417
‫یه لبخند خلع‌سلاح‌کننده،

279
00:22:10,500 --> 00:22:12,167
‫و دیگه چی؟

280
00:22:14,917 --> 00:22:16,583
‫یه دروغ.

281
00:22:16,667 --> 00:22:17,708
‫آره.

282
00:22:18,208 --> 00:22:19,625
‫همون دروغ!

283
00:22:21,167 --> 00:22:25,708
‫اون زمان اون سایه چقدر
‫رو زندگی ما سنگینی می‌کرد؟

284
00:22:25,792 --> 00:22:29,167
‫می‌دونم می‌گفتی،
‫«خیلی وقت پیش بود، بس کن.

285
00:22:29,250 --> 00:22:31,167
‫«ما همدیگه رو دوست داشتیم.»

286
00:22:31,250 --> 00:22:34,792
‫پس چرا زمان من رو درمان نکرده، آرورا؟

287
00:22:34,875 --> 00:22:37,792
‫چرا، از اون روز،
‫40 سال پیش،

288
00:22:37,875 --> 00:22:39,875
‫هیچ‌وقت نتونستم فراموش کنم؟

289
00:22:41,167 --> 00:22:43,208
‫من بتن آرمه‌ام.

290
00:22:43,292 --> 00:22:46,458
‫حالا ریشه پنهان
‫لقبم رو درک می‌کنم.

291
00:22:55,042 --> 00:22:56,625
‫حالش چطوره؟

292
00:22:56,708 --> 00:22:58,333
‫داره زود خوب می‌شه.

293
00:22:59,000 --> 00:23:00,875
‫الویس شکست‌ناپذیره.

294
00:23:02,750 --> 00:23:06,167
‫سرهنگ، چطوری اون...

295
00:23:06,250 --> 00:23:08,792
‫اسم آهنگ رو اینقدر زود پیدا کردی؟

296
00:23:08,875 --> 00:23:11,208
‫یه محافظ ویژه باید
‫همه کار بلد باشه،

297
00:23:11,292 --> 00:23:13,167
‫حتی یه مأمور مخفی باشه.

298
00:23:16,250 --> 00:23:17,333
‫مشکلی پیش اومده؟

299
00:23:19,083 --> 00:23:22,042
‫- وقتی دعا می‌کنم، چرت می‌زنم.
‫- پس، دعا نکنید.

300
00:23:24,875 --> 00:23:27,958
‫امروز صبح تو مراسم عشای ربانی
‫کشیش در مورد زندگی پس از مرگ صحبت کرد.

301
00:23:28,792 --> 00:23:31,083
‫شرط می‌بندم گفت
‫زندگی متعلق به ما نیست.

302
00:23:31,167 --> 00:23:32,458
‫آره، گذرا اشاره کرد.

303
00:23:33,125 --> 00:23:34,542
‫فکر می‌کنم وقتی بمیرم،

304
00:23:34,625 --> 00:23:36,292
‫بازم پیش شما می‌مونم،

305
00:23:36,375 --> 00:23:40,292
‫نزدیک تو و برادرت،
‫اما بدون اینکه هیچ‌وقت دخالت کنم.

306
00:23:41,083 --> 00:23:43,708
‫این با الان که
‫زنده‌ای چه فرقی داره؟

307
00:23:44,667 --> 00:23:46,375
‫چرا اینقدر تلخی؟

308
00:23:46,958 --> 00:23:49,833
‫چون تو هیچ‌وقت دخالت نمی‌کنی،
‫همیشه محتاطانه عمل می‌کنی،

309
00:23:49,917 --> 00:23:52,125
‫اینطوری بود که با
‫شیش تا بحران دولتی روبه‌رو شدی.

310
00:23:54,917 --> 00:23:56,250
‫شاید.

311
00:23:56,333 --> 00:23:58,750
‫فرهنگ قدیمی دموکرات مسیحی
‫روم سایه انداخته.

312
00:23:58,833 --> 00:24:04,042
‫اما دموکرات‌های مسیحی‌،
‫تو لحظات حساس، می‌دونستن چطور تصمیم بگیرن.

313
00:24:04,125 --> 00:24:05,500
‫اون‌ها می‌دونستن، اما تو چی؟

314
00:24:05,583 --> 00:24:07,667
‫می‌خوای چی ازم بپرسی؟

315
00:24:07,750 --> 00:24:10,375
‫ما سه ماهه که روی
‫لایحه اُتانازی داریم کار می‌کنیم.

316
00:24:10,458 --> 00:24:13,583
‫من، خانم گالو،
‫کل تیم حقوقی، شبانه‌روز.

317
00:24:13,667 --> 00:24:17,208
‫اصلاح کردیم، بریدیم، تصحیح کردیم.

318
00:24:17,292 --> 00:24:19,625
‫همه این‌ها برای رضایت تو.

319
00:24:20,583 --> 00:24:24,667
‫اما بی‌فایده‌ست،
‫چون تو هیچ‌وقت اون لایحه رو امضا نمی‌کنی.

320
00:24:24,750 --> 00:24:27,500
‫امضا کردن اون لایحه شجاعتی می‌خواد
‫که تو نداری.

321
00:24:29,625 --> 00:24:32,042
‫- نه، اینطوری نیست.
‫- پس چطوریه؟

322
00:24:32,125 --> 00:24:35,958
‫داری مسئله رو تقلیل میدی
‫به تضاد بین شجاعت و ترس.

323
00:24:36,042 --> 00:24:38,292
‫- اما بحث این نیست.
‫- پس چیه؟

324
00:24:39,500 --> 00:24:42,083
‫اگه امضا نکنم، یه شکنجه‌گرم،

325
00:24:42,167 --> 00:24:44,250
‫اگه امضا کنم، یه قاتلم.

326
00:24:44,333 --> 00:24:45,958
‫مسئله اینه.

327
00:24:47,583 --> 00:24:49,417
‫در واقع، دوراهی اینه.

328
00:24:50,917 --> 00:24:53,333
‫تئوری شیب لغزنده رو
‫که می‌دونی، نه؟

329
00:24:53,417 --> 00:24:55,917
‫خیلی خوب.
‫هولوکاست نتیجه نهاییِ

330
00:24:56,000 --> 00:24:58,542
‫یه نیت اولیه
‫بی‌خطر و سخاوتمندانه‌ست:

331
00:24:58,625 --> 00:25:00,917
‫تسکین درد
‫کسانی که بیمارن.

332
00:25:01,000 --> 00:25:04,167
‫اگه قانون‌گذار سر الف کوتاه بیاد،
‫به مرور زمان تا ی کوتاه میاد.

333
00:25:04,250 --> 00:25:06,750
‫اول اینکه، نمی‌شه ثابتش کرد
‫و گذشته از اون، این اتفاق نمیفته.

334
00:25:06,833 --> 00:25:07,833
‫چرا؟

335
00:25:07,917 --> 00:25:10,542
‫چون به لطف شما،
‫ما از شما بهتریم.

336
00:25:11,750 --> 00:25:14,250
‫فقط به یه سوال ختم می‌شه.

337
00:25:14,333 --> 00:25:16,917
‫- سوالات زیادی هست.
‫- نه، فقط یکی.

338
00:25:17,708 --> 00:25:19,875
‫روزهای ما متعلق به کیه؟

339
00:25:51,125 --> 00:25:53,208
‫روزهای ما متعلق به کیه؟

340
00:26:24,375 --> 00:26:26,042
‫ممنون، خواهر.

341
00:26:26,625 --> 00:26:28,625
‫حالا یه چیزی بهم بگو.

342
00:26:29,333 --> 00:26:32,958
‫با وجود تمام این ابرها،
‫روز زیباییه.

343
00:26:36,208 --> 00:26:40,042
‫لبخند زنان داره دنیا رو تغییر میده.

344
00:26:40,125 --> 00:26:41,583
‫اینطور نیست؟

345
00:26:42,167 --> 00:26:44,750
‫می‌بینم که خیلی خوش‌بین هستید، پدر مقدس.

346
00:26:47,625 --> 00:26:50,042
‫دوست من، دوست من.

347
00:26:50,958 --> 00:26:52,708
‫شما دوست من هستید.

348
00:26:54,500 --> 00:26:56,667
‫دوست عزیز من.

349
00:27:00,208 --> 00:27:03,333
‫دوست دارید چیزی از من بپرسید، نه؟

350
00:27:04,333 --> 00:27:06,083
‫- می‌تونم حدس بزنم.
‫- بله، همینطوره.

351
00:27:07,417 --> 00:27:11,958
‫بفرمایید، از یه دوست
‫هر چیزی می‌تونید بپرسید.

352
00:27:13,417 --> 00:27:15,792
‫من احساس تنهایی می‌کنم، عالیجناب.

353
00:27:18,542 --> 00:27:20,417
‫شما مسن هستید،

354
00:27:21,583 --> 00:27:23,833
‫درد و رنج به سراغتون میاد،

355
00:27:24,708 --> 00:27:29,042
‫عملکرد سیاسی و اجتماعی شما
‫رو به پایانه،

356
00:27:30,542 --> 00:27:32,792
‫افق نزدیک می‌شه،

357
00:27:33,542 --> 00:27:36,625
‫فکر و قلب فرزندان‌تون
‫جای دیگه‌ایه،

358
00:27:37,333 --> 00:27:39,625
‫همسرتون از دنیا رفته.

359
00:27:39,708 --> 00:27:41,708
‫گذشته یه باره.

360
00:27:42,750 --> 00:27:44,417
‫آینده؟

361
00:27:44,500 --> 00:27:46,167
‫یه فضای خالی.

362
00:27:50,167 --> 00:27:53,208
‫شما قطعاً
‫تو صداقت کم و کسری ندارید.

363
00:27:53,292 --> 00:27:56,458
‫دروغ مال کشیش‌های روستاییه،

364
00:27:56,542 --> 00:27:58,583
‫من پاپ هستم.

365
00:28:00,583 --> 00:28:02,292
‫با دقت گوش بدید.

366
00:28:05,208 --> 00:28:07,917
‫آیا گرفتار تنهایی شدید

367
00:28:08,000 --> 00:28:12,250
‫یا فقط طولانی بودن زندگی
‫روتون سنگینی می‌کنه؟

368
00:28:12,333 --> 00:28:16,458
‫هنوز یادتون میاد
‫سبک بودن چه حسی داره؟

369
00:28:17,458 --> 00:28:20,250
‫تا حالا سبک بودید؟

370
00:28:24,208 --> 00:28:25,583
‫سبک؟

371
00:28:30,250 --> 00:28:32,625
‫- نمی‌دونم...
‫- بفرمایید.

372
00:28:33,792 --> 00:28:35,833
‫هیچ‌کس نمی‌دونه.

373
00:28:36,875 --> 00:28:38,417
‫هیچ‌کس.

374
00:28:39,167 --> 00:28:44,167
‫خداوند سوالات رو مطرح می‌کنه
‫و با دقت از جواب دادن طفره میره.

375
00:28:45,208 --> 00:28:47,875
‫او ما رو با راز زنده نگه می‌داره.

376
00:28:48,458 --> 00:28:51,625
‫وظیفه ما جواب دادن نیست.

377
00:28:52,292 --> 00:28:54,750
‫وظیفه علم نیست،

378
00:28:54,833 --> 00:28:57,750
‫حتی علم حقوق هم نیست،

379
00:28:57,833 --> 00:29:01,333
‫که شما
‫نماینده برجسته اون هستید.

380
00:29:02,458 --> 00:29:05,458
‫برای همینه که مطمئنم

381
00:29:05,542 --> 00:29:09,000
‫که اون قانون مرگ رو امضا نخواهید کرد.

382
00:29:10,208 --> 00:29:11,542
‫درسته؟

383
00:29:11,625 --> 00:29:13,458
‫درسته، دوست من؟

384
00:29:13,542 --> 00:29:15,458
‫من، شما...

385
00:29:16,250 --> 00:29:18,083
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جواب بده.

386
00:30:17,500 --> 00:30:19,667
‫- تولدت مبارک، ماریانو.
‫- ممنون، اوگو.

387
00:30:25,417 --> 00:30:28,375
‫این اصلیه‌ست.
‫سال دوم دبیرستان رشته کلاسیک.

388
00:30:28,458 --> 00:30:30,750
‫یه کپیش رو برای خودم نگه داشتم.

389
00:30:30,833 --> 00:30:33,750
‫- چقدر خاطره.
‫- لطف کردی.

390
00:30:34,792 --> 00:30:36,542
‫لاغر شدی.

391
00:30:36,625 --> 00:30:40,292
‫وقتی می‌خوام یه‌کم به خودم برسم،
‫دوروتی بهم دمنوش گیاهی میده.

392
00:30:41,500 --> 00:30:42,625
‫حالش چطوره؟

393
00:30:43,250 --> 00:30:44,958
‫مثل همیشه، مبارزه‌طلب.

394
00:30:45,042 --> 00:30:48,333
‫بهم گیر میده که جرأت
‫امضا کردن لایحه اُتانازی رو ندارم.

395
00:30:48,917 --> 00:30:52,125
‫موضوع حساس و پردردسریه،
‫دوست نداشتم جای تو باشم.

396
00:30:52,708 --> 00:30:55,833
‫به نظر میاد بی‌حرکتی
‫یکی از ویژگی‌های تاریخی منه.

397
00:30:55,917 --> 00:30:58,750
‫می‌دونستی لقب من
‫بتن آرمه‌ست؟

398
00:30:59,750 --> 00:31:02,167
‫می‌تونن هر چی دلشون می‌خواد صدات کنن،

399
00:31:02,250 --> 00:31:05,250
‫اما تو رئیس‌جمهور
‫بزرگی بودی.

400
00:31:06,167 --> 00:31:09,792
‫ششمین بحران دولتیه
‫که اون احمق بی‌مسئولیت راه انداخته.

401
00:31:10,958 --> 00:31:13,000
‫تو کار فوق‌العاده‌ای کردی،

402
00:31:13,083 --> 00:31:15,375
‫همیشه به قانون اساسی پایبند موندی.

403
00:31:16,500 --> 00:31:19,042
‫از اینکه داره تموم می‌شه خیالت راحته؟

404
00:31:19,125 --> 00:31:21,292
‫آره، بی‌صبرانه منتظرم برم خونه.

405
00:31:21,917 --> 00:31:23,833
‫و آزادیت رو پس بگیری.

406
00:31:23,917 --> 00:31:27,000
‫تو سن و سال ما، آزادی به درد کاری نمی‌خوره.

407
00:31:30,000 --> 00:31:32,792
‫گذشته از اون، آزادی من اسمش آرورا بود.

408
00:31:34,500 --> 00:31:36,042
‫دلت براش تنگ شده؟

409
00:31:38,250 --> 00:31:40,042
‫منم دلم براش تنگ شده.

410
00:31:52,250 --> 00:31:53,417
‫ازم بپرس.

411
00:31:54,875 --> 00:31:56,083
‫بسیار خب.

412
00:31:56,792 --> 00:31:58,875
‫وقتی دوره‌ت تموم بشه،

413
00:31:59,500 --> 00:32:01,417
‫اگه اسم من به عنوان...

414
00:32:01,500 --> 00:32:04,417
‫کاندیدای ریاست جمهوری مطرح بشه،
ازم حمایت می‌کنی؟

415
00:32:04,500 --> 00:32:07,125
‫این چه سوالیه!
‫ما سال‌هاست همدیگه رو می‌شناسیم!

416
00:32:07,208 --> 00:32:10,000
‫- برای همین اومدی؟
‫- فقط این نبود.

417
00:32:10,625 --> 00:32:13,458
‫یه مسئله دیگه هست، یه‌کم حساس‌تر.

418
00:32:13,542 --> 00:32:16,125
‫می‌خوام همین الان باهات در میون بذارم،

419
00:32:16,208 --> 00:32:18,250
‫تا هر سوتفاهمی رو برطرف کنم.

420
00:32:18,333 --> 00:32:22,958
‫نمی‌خوام فکر کنی
دارم از دوستیمون سوءاستفاده می‌کنم

421
00:32:23,833 --> 00:32:26,000
‫من دو تا دادخواست عفو برات فرستادم،

422
00:32:26,083 --> 00:32:28,042
‫یکی مربوط به ایسا روکا،

423
00:32:28,125 --> 00:32:30,583
‫45 ساله، قتل درجه یک.

424
00:32:31,833 --> 00:32:33,708
‫نُه سال از حبسش رو کشیده.

425
00:32:34,792 --> 00:32:36,375
‫ایسا روکا...

426
00:32:37,417 --> 00:32:39,708
‫خواهرزاده نامزد منه.

427
00:32:40,417 --> 00:32:42,958
‫می‌دونم، تضاد منافع وجود داره.

428
00:32:47,167 --> 00:32:49,417
‫راستش رو بخوای، خسته‌ام،

429
00:32:50,083 --> 00:32:53,042
‫بررسی دادخواست‌ها رو
‫می‌سپارم به دوروتی،

430
00:32:53,125 --> 00:32:56,292
‫به عنوان یه حقوق‌دان الان خیلی
‫از من تیزتره.

431
00:33:03,292 --> 00:33:05,333
‫قرار نبود امشب کینوا بخورم؟

432
00:33:05,417 --> 00:33:07,667
‫به خاطر تولدت استثنا قائل می‌شیم.

433
00:33:10,917 --> 00:33:13,250
‫- تا حالا به ازدواج مجدد فکر کردی؟
‫- هیچ‌وقت.

434
00:33:13,333 --> 00:33:16,208
‫- چرا؟ مامان خوشحال می‌شد.
‫- بعید می‌دونم.

435
00:33:16,292 --> 00:33:18,917
‫- خودش بهم گفت.
‫- به هر حال، خودم خوشحال نمی‌شدم.

436
00:33:20,000 --> 00:33:24,125
‫چرا ریکاردو دوباره موسیقی
‫کلاسیک نمی‌نویسه؟ خیلی کارش خوب بود.

437
00:33:24,208 --> 00:33:26,750
‫چون مثل تو موسیقی پاپ رو دوست داره.

438
00:33:29,708 --> 00:33:31,042
‫کادوی تو.

439
00:33:31,125 --> 00:33:34,333
‫- چیه؟
‫- یه هدست برای گوشیت.

440
00:33:34,417 --> 00:33:36,375
‫نمی‌تونی با سی‌دی ادامه بدی.

441
00:33:36,458 --> 00:33:39,042
‫- بلد نیستم ازش استفاده کنم.
‫- لابارو کمکت می‌کنه.

442
00:33:47,583 --> 00:33:49,708
‫من هیچ کدومتون رو نمی‌شناسم.

443
00:33:50,667 --> 00:33:52,875
‫من و ریکاردو هم تو رو نمی‌شناسیم.

444
00:33:53,625 --> 00:33:55,458
‫تو چی؟

445
00:33:55,542 --> 00:33:57,125
‫هیچ‌وقت ازدواج می‌کنی؟

446
00:33:57,875 --> 00:33:59,792
‫دادخواست‌های عفو رو
‫نگاه کردی؟

447
00:33:59,875 --> 00:34:01,833
‫نه، می‌خوام تو بهشون رسیدگی کنی.

448
00:34:03,833 --> 00:34:06,250
‫الان وقت آزادت بیشتره،
‫چرا خودت انجامش نمیدی؟

449
00:34:06,333 --> 00:34:08,167
‫سال‌هاست که دیگه قاضی نیستم.

450
00:34:08,250 --> 00:34:10,708
‫قاضی تو تمام عمرش قاضی می‌مونه.

451
00:34:32,833 --> 00:34:37,833
‫برام سواله مهندس جوردانو تو
‫کپسول فضاییش داره چی کار می‌کنه.

452
00:34:38,958 --> 00:34:40,750
‫احتمال داره خوابیده باشه.

453
00:34:42,042 --> 00:34:45,792
‫خوابیدن بدون جاذبه
‫نباید آسون باشه.

454
00:34:47,958 --> 00:34:49,792
‫یا شایدم باشه.

455
00:34:59,375 --> 00:35:00,708
‫پشه‌ها.

456
00:35:08,417 --> 00:35:11,042
‫یه محافظ ویژه باید
‫همه کار بلد باشه.

457
00:35:33,500 --> 00:35:35,125
‫آرورا،

458
00:35:35,208 --> 00:35:37,917
‫چرا 40 سال پیش من رو بازی دادی؟

459
00:36:04,292 --> 00:36:05,792
‫آرورا،

460
00:36:06,708 --> 00:36:08,667
‫چرا، روز خاکسپاریت

461
00:36:08,750 --> 00:36:12,917
‫این حس قوی رو داشتم
‫که نامزد سابقت اونجا بود؟

462
00:36:19,875 --> 00:36:22,667
‫هیچ‌وقت نخواستی اسمش رو لو بدی

463
00:36:23,250 --> 00:36:25,083
‫اما حضورش رو حس کردم.

464
00:36:27,333 --> 00:36:31,083
‫آرورا، اون اونجا بود.

465
00:36:43,458 --> 00:36:44,917
‫داری چی کار می‌کنی؟

466
00:36:47,250 --> 00:36:50,208
‫داری کنترلت رو از دست میدی.
‫برگرد سر جات.

467
00:36:52,292 --> 00:36:54,167
‫برگرد سر جات.

468
00:37:01,292 --> 00:37:03,708
‫به دادخواست‌های عفو رسیدگی می‌کنی؟

469
00:37:03,792 --> 00:37:06,458
‫دارم پرونده‌ها رو بررسی می‌کنم، آره.

470
00:37:06,542 --> 00:37:08,708
‫نظرت چیه؟

471
00:37:08,792 --> 00:37:12,000
‫پرونده ایسا روکا من رو تحت‌تأثیر قرار داد.

472
00:37:12,083 --> 00:37:14,583
‫اما این اهمیتی نداره چون
‫از دیدگاه اخلاقی

473
00:37:14,667 --> 00:37:16,833
‫عفو کردنش یه شرط‌بندیه.

474
00:37:16,917 --> 00:37:19,292
‫- فکر نکنم بابا...
‫- من می‌شناسمش.

475
00:37:20,208 --> 00:37:21,875
‫باید ببینیش.

476
00:37:22,875 --> 00:37:24,417
‫منظورت چیه؟

477
00:37:24,500 --> 00:37:27,292
‫برو تو زندان بهش سر بزن، تو تورین‌ـه.

478
00:37:28,458 --> 00:37:32,042
‫- دید بهتری بهت میده.
‫- نیازی نیست.

479
00:37:32,125 --> 00:37:34,667
‫دید حقوقی رو می‌شه
‫از پرونده‌ها استنباط کرد.

480
00:37:34,750 --> 00:37:37,042
‫پرونده‌ها همه چیز نیستن،

481
00:37:37,958 --> 00:37:39,792
‫آدم‌ها هم مهمن.

482
00:37:43,083 --> 00:37:46,500
‫فکر می‌کنی بابا
‫لایحه اُتانازی رو امضا می‌کنه؟

483
00:37:46,583 --> 00:37:48,000
‫فکر نکنم.

484
00:37:48,625 --> 00:37:50,958
‫اما اگه من جای اون بودم،

485
00:37:52,458 --> 00:37:53,958
‫امضاش می‌کردم.

486
00:38:04,500 --> 00:38:06,625
‫«ایسا روکا، متولد رُم،

487
00:38:06,708 --> 00:38:08,167
‫در 9 اکتبر 1980.

488
00:38:08,250 --> 00:38:11,750
‫محکوم به قتل درجه یک
‫همسرش آلسیو پیکُنه.

489
00:38:13,500 --> 00:38:17,750
‫آلسیو پیکُنه، متولد رُم،
‫در 2 آگوست 1975،

490
00:38:17,833 --> 00:38:21,625
‫«اون برای 15 سال ایسا روکا رو اذیت کرد،
‫تهدید کرد و کتک زد.»

491
00:38:23,667 --> 00:38:27,375
‫«کریستیانو آرپا،
‫متولد تورین، در 3 فوریه 1951.

492
00:38:27,458 --> 00:38:31,667
‫معلم تاریخ در دبیرستان
‫کلاسیک مونکالیری، تورین.

493
00:38:33,167 --> 00:38:35,250
‫محکوم به قتل درجه یک

494
00:38:35,333 --> 00:38:38,542
‫همسرش دایانا دلا راجیونه،
‫که از آلزایمر رنج می‌برد.

495
00:38:40,958 --> 00:38:43,625
‫'می‌خوام از شاگردانم
‫به خاطر همبستگی‌شون تشکر کنم،

496
00:38:43,708 --> 00:38:46,208
‫'اما فکر نمی‌کنم سزاوار عفو باشم.

497
00:38:46,292 --> 00:38:48,333
‫"'من نتونستم تاب بیارم.'"

498
00:38:54,792 --> 00:38:58,167
‫صداتون کردم چون
‫برنامه‌ام رو یادم نیست.

499
00:38:58,250 --> 00:39:01,083
‫دو ساعت دیگه سفیر
‫لیتوانی رو می‌پذیرید.

500
00:39:01,167 --> 00:39:02,750
‫درسته، یادم رفته بود.

501
00:39:02,833 --> 00:39:06,500
‫یادتون نره، چهارشنبه
‫افتتاحیه هنر معاصره.

502
00:39:08,417 --> 00:39:09,750
‫سردبیر ووگ...

503
00:39:15,750 --> 00:39:16,792
‫عالیه.

504
00:39:17,458 --> 00:39:19,000
‫عالیه.

505
00:39:19,083 --> 00:39:21,000
‫برای جلسه آماده می‌شم.

506
00:39:25,208 --> 00:39:26,583
‫بسیار خوب.

507
00:39:27,167 --> 00:39:30,250
‫مثل همیشه جلسه پرباری بود.

508
00:39:30,333 --> 00:39:32,167
‫شاید آخرین جلسه‌مون،

509
00:39:32,750 --> 00:39:34,333
‫دوره من داره تموم می‌شه.

510
00:39:34,417 --> 00:39:35,708
‫مال منم همینطور.

511
00:39:35,792 --> 00:39:38,833
‫- مأموریت بعدی شما کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

512
00:39:38,917 --> 00:39:42,000
‫اما تصمیم گرفتم
‫یه سال مرخصی بگیرم

513
00:39:42,083 --> 00:39:46,417
‫و تو رُم بمونم،
‫تا بالأخره بتونم از شهر دیدن کنم.

514
00:39:47,105 --> 00:39:52,292
‫و با توجه به اینکه دوره شما هم داره تموم می‌شه،

515
00:39:52,375 --> 00:39:54,375
‫شاید، اگه مایل باشید،

516
00:39:54,458 --> 00:39:58,333
‫بتونید بناهای تاریخی‌ای که
‫تا الان نتونستم ببینم رو بهم نشون بدید.

517
00:40:00,667 --> 00:40:03,125
‫به زودی ما دو تا شهروند آزاد می‌شیم.

518
00:40:09,000 --> 00:40:11,708
‫- ایده عجیبی‌ـه.
‫- با این حال، یه ایده‌ست.

519
00:40:12,542 --> 00:40:14,458
‫نزدیک بود یادم بره بهتون بگم...

520
00:40:15,875 --> 00:40:18,208
‫موی کوتاه بهتون میاد.

521
00:40:40,458 --> 00:40:42,875
‫همون طرز راه رفتن تو رو داره، آرورا.

522
00:41:03,958 --> 00:41:06,708
‫اون موقع تو چی می‌پوشیدی، آرورا؟

523
00:41:07,458 --> 00:41:09,292
‫چی مُد بود؟

524
00:41:12,000 --> 00:41:13,958
‫ما فقط یه جفت بچه بودیم.

525
00:41:30,833 --> 00:41:31,958
‫الویس؟

526
00:41:33,583 --> 00:41:34,917
‫چی شده؟

527
00:41:46,542 --> 00:41:48,125
‫حالش داشت خوب می‌شد.

528
00:41:48,750 --> 00:41:50,333
‫بیماریش عود کرد.

529
00:41:51,167 --> 00:41:53,125
‫بذارید راحتش کنیم.

530
00:42:00,875 --> 00:42:02,292
‫نه، زنده نگه‌ش دارید.

531
00:42:04,333 --> 00:42:05,625
‫رئیس‌جمهور،

532
00:42:06,292 --> 00:42:08,000
‫داره درد می‌کشه.

533
00:42:15,167 --> 00:42:16,375
‫من تصمیمم رو گرفتم.

534
00:42:32,625 --> 00:42:33,750
‫ازم بپرس.

535
00:42:36,750 --> 00:42:39,583
‫می‌خوای آخرین پیش‌نویس
‫اُتانازی رو بخونی؟

536
00:42:47,333 --> 00:42:48,958
‫ماژیک نارنجی.

537
00:42:53,750 --> 00:42:54,750
‫بفرمایید.

538
00:43:03,667 --> 00:43:05,167
‫عالیه.

539
00:43:07,958 --> 00:43:09,958
‫ماده 4، تبصره 1:

540
00:43:12,167 --> 00:43:13,292
‫گمراه‌کننده‌ست، حذفش کن.

541
00:43:13,375 --> 00:43:16,292
‫تبصره 2:
‫معنی درد و رنج رو روشن کن.

542
00:43:17,625 --> 00:43:21,208
‫تبصره 3:
‫«فقط در موارد پیش‌بینی شده توسط قانون» رو اضافه کن.

543
00:43:22,000 --> 00:43:26,000
‫ماده 4:
‫«منوط به نظر کتبی پزشکی» رو اضافه کن.

544
00:43:26,875 --> 00:43:28,167
‫«همینطور نظر یه پزشک دیگه.»

545
00:43:29,708 --> 00:43:31,583
‫ماده 5، تبصره 1:

546
00:43:32,542 --> 00:43:34,833
‫گمراه‌کننده‌ست، حذفش کن.

547
00:43:34,917 --> 00:43:36,000
‫درد و رنج رو روشن کن.

548
00:43:36,583 --> 00:43:39,083
‫برگرد به تبصره 3: درد و رنج رو روشن کن.

549
00:43:45,875 --> 00:43:47,917
‫اگه به طور جدی به این موارد رسیدگی کنی،

550
00:43:48,000 --> 00:43:50,250
‫به امضا کردنش فکر می‌کنم.

551
00:43:58,417 --> 00:44:01,042
‫- بابا، من...
‫- بریم سراغ دادخواست‌های عفو.

552
00:44:08,292 --> 00:44:10,375
‫«کریستیانو آرپا، 73 ساله.

553
00:44:10,458 --> 00:44:14,708
‫35 سال متأهل،
‫بدون فرزند،

554
00:44:14,792 --> 00:44:17,000
‫معلم تاریخ دبیرستان،

555
00:44:17,083 --> 00:44:19,750
‫همسرش، هفت سال
‫از آلزایمر رنج می‌برده.

556
00:44:20,333 --> 00:44:23,125
‫درخواست بازنشستگی پیش از موعد داده
‫تا ازش مراقبت کنه.

557
00:44:23,208 --> 00:44:25,875
‫یک سال بعد از گرفتنش،
‫اون رو خفه کرده.

558
00:44:27,458 --> 00:44:30,250
‫ادعا می‌کنه، "دیگه نمی‌تونستم

559
00:44:30,333 --> 00:44:34,000
‫حملات مداوم خشم و خشونت
‫اون رو تحمل کنم."

560
00:44:34,917 --> 00:44:38,167
‫خودش درخواست عفو نداده،
‫شاگردهای سابقش دادن.

561
00:44:39,625 --> 00:44:41,667
‫15 ساله که تو زندانه،

562
00:44:41,750 --> 00:44:45,250
‫اعتراف کرده و می‌گه
‫سزاوار عفو نیست.

563
00:44:45,917 --> 00:44:48,083
‫درخواست‌کنندگان نامه‌های عاشقانه‌ای رو
ضمیمه کردن

564
00:44:48,167 --> 00:44:51,250
‫که معلم تو دوران بیماری
‫برای همسرش نوشته بود.

565
00:44:51,875 --> 00:44:54,458
‫دیگه کتاب نمی‌خونه،
‫به زور غذا می‌خوره،

566
00:44:54,542 --> 00:44:56,542
‫برای هواخوری به حیاط نمیره،

567
00:44:56,625 --> 00:44:58,500
‫هیچ ملاقات‌کننده‌ای نمی‌خواد،

568
00:45:00,125 --> 00:45:02,042
‫«داره به پیشواز مرگ میره.»

569
00:45:05,417 --> 00:45:06,792
‫تو چی فکر می‌کنی؟

570
00:45:14,708 --> 00:45:16,292
‫بابا، چی شده؟

571
00:45:19,083 --> 00:45:22,167
‫امروز، بر حسب اتفاق حقیقت رو
‫از نزدیک دیدم.

572
00:45:22,708 --> 00:45:25,875
‫قانون همیشه اون رو
‫از دور نشون میده.

573
00:46:25,292 --> 00:46:27,958
‫یه اتاق براتون رزرو کردیم
‫که اونجا منتظر بمونید، خانم.

574
00:46:28,042 --> 00:46:29,083
‫ممنون.

575
00:47:14,333 --> 00:47:15,708
‫حالتون چطوره؟

576
00:47:20,917 --> 00:47:23,500
‫من شوهرم رو تو دانشگاه دیدم.

577
00:47:26,000 --> 00:47:28,083
‫بعد از اولین دیدار فشارش افتاد.

578
00:47:31,708 --> 00:47:34,208
‫همون موقع هم، بیشتر از خودم دوستش داشتم.

579
00:47:35,542 --> 00:47:38,625
‫هیچ‌وقت نباید کسی رو
‫بیشتر از خودت دوست داشته باشی.

580
00:47:41,458 --> 00:47:42,708
‫می‌دونم.

581
00:47:43,625 --> 00:47:45,792
‫شما هیچی نمی‌دونید.

582
00:47:48,292 --> 00:47:49,958
‫چرا؟

583
00:47:50,625 --> 00:47:52,500
‫چون آزادید.

584
00:47:56,417 --> 00:47:57,958
‫شما هم آزاد بودید،

585
00:47:58,042 --> 00:48:01,625
‫اگه شوهرت رو تو خواب
‫با 18 ضربه چاقو نمی‌کشتی.

586
00:48:04,042 --> 00:48:05,625
‫مجبور بودم.

587
00:48:07,708 --> 00:48:10,542
‫- مجبور بودی؟
‫- اون یه بیماری لاعلاج داشت.

588
00:48:12,083 --> 00:48:13,583
‫از چی رنج می‌برد؟

589
00:48:15,542 --> 00:48:17,083
‫از وسواس‌هاش.

590
00:48:20,458 --> 00:48:22,667
‫- شوهرت سالم بود.
‫- نه.

591
00:48:24,250 --> 00:48:25,792
‫اون داغون شده بود.

592
00:48:26,750 --> 00:48:28,667
‫اون از درون داغون شده بود،

593
00:48:29,500 --> 00:48:31,333
‫من آزادش کردم.

594
00:48:32,417 --> 00:48:35,875
‫- من سزاوار عفوم.
‫- با این تئوری راه به جایی نمی‌بری.

595
00:48:39,375 --> 00:48:42,208
‫تو هیچی نمی‌دونی
‫چون تا حالا عاشق نشدی.

596
00:48:43,292 --> 00:48:45,458
‫کافیه، شما هیچی درباره من نمی‌دونید.

597
00:48:45,542 --> 00:48:47,750
‫تو یه احمقی، این رو خوب می‌دونم.

598
00:48:50,167 --> 00:48:52,167
‫چرا اومدید اینجا؟

599
00:48:57,083 --> 00:48:58,792
‫تا تلاشم رو بکنم.

600
00:49:00,750 --> 00:49:02,875
‫اما این رفتار نچسبت کمکی نمی‌کنه.

601
00:49:05,625 --> 00:49:09,500
‫عفو از روی بخشش اعطا می‌شه
‫نه از روی ترحم.

602
00:49:09,583 --> 00:49:13,042
‫بخشش کافی نیست،
‫نیاز به یه بهانه قانونی داره،

603
00:49:13,125 --> 00:49:14,958
‫که شما هیچ کدومش رو ندارید.

604
00:49:19,000 --> 00:49:20,125
‫اُتانازی.

605
00:49:22,792 --> 00:49:25,667
‫من شوهرم رو
‫از اون بیماری لاعلاجش آزاد کردم.

606
00:49:28,042 --> 00:49:29,875
‫این اُتانازی بود.

607
00:49:33,167 --> 00:49:35,958
‫تو ایتالیا ما
‫قانونی برای اُتانازی نداریم.

608
00:49:36,042 --> 00:49:38,875
‫به عنوان یه عامل تشدیدکننده،
‫به نظر میاد یه چیز دیگه در میون بوده.

609
00:49:41,000 --> 00:49:42,875
‫معلومه که یه چیز دیگه در میون بود.

610
00:49:45,833 --> 00:49:48,083
‫کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم،

611
00:49:48,167 --> 00:49:50,333
‫شوهرم موهام رو تو خواب سوزوند،

612
00:49:50,417 --> 00:49:53,333
‫من رو تو زیرزمین حبس کرد
‫و چراغ رو خاموش کرد.

613
00:49:54,083 --> 00:49:56,042
‫معلومه که یه سرگرمی داشتم.

614
00:49:58,292 --> 00:50:00,500
‫منم نیاز داشتم نفس بکشم.

615
00:50:07,458 --> 00:50:09,792
‫شما نفس نمی‌کشید، خانم.

616
00:50:15,792 --> 00:50:18,625
‫حداقل یه نامه بنویس
‫برای ابراز پشیمونی صادقانه.

617
00:50:18,708 --> 00:50:21,500
‫- اگه طلب بخشش می‌کردی...
‫- از کی؟

618
00:50:23,000 --> 00:50:24,208
‫از خدا؟

619
00:50:29,708 --> 00:50:32,125
‫تو این شرایط
‫رئیس‌جمهور

620
00:50:32,208 --> 00:50:34,167
‫شما رو عفو نمی‌کنه.

621
00:50:34,250 --> 00:50:36,292
‫اما این کار رو می‌کنه.

622
00:50:36,375 --> 00:50:37,625
‫چرا باید این کار رو بکنه؟

623
00:50:37,708 --> 00:50:39,583
‫چون من زجر کشیدم.

624
00:50:46,708 --> 00:50:48,417
‫و پدرتون این رو می‌دونه.

625
00:50:53,958 --> 00:50:55,625
‫من نفس نمی‌کشم.

626
00:50:59,125 --> 00:51:00,292
‫می‌دونم.

627
00:51:14,458 --> 00:51:16,542
‫یه قهوه می‌خوام.

628
00:51:16,625 --> 00:51:17,958
‫چشم، خانم.

629
00:52:02,917 --> 00:52:04,500
‫مارکو، ولش کن.

630
00:52:09,458 --> 00:52:12,000
‫با اینکه ممکنه برعکس فکر کنی،

631
00:52:12,083 --> 00:52:14,000
‫از دیدنت خوشحال شد.

632
00:52:15,292 --> 00:52:18,375
‫- شما...؟
‫- آره، من هر روز میام اینجا.

633
00:52:18,458 --> 00:52:20,458
‫- برای دیدن اون؟
‫- نه.

634
00:52:20,542 --> 00:52:23,667
‫شما فقط هفته‌ای یه بار می‌تونی زندانی‌ها رو ببینی.

635
00:52:26,208 --> 00:52:28,417
‫- پس چرا میای؟
‫- من؟

636
00:52:30,125 --> 00:52:31,583
‫من منتظرشم.

637
00:56:24,708 --> 00:56:25,792
‫اون نیست.

638
00:56:26,375 --> 00:56:29,250
‫- پس، کیه؟
‫- به آرورا قسم خوردم که هیچ‌وقت بهت نگم!

639
00:56:29,333 --> 00:56:31,708
‫به چی قسم خوردی؟
‫تو که بی‌اعتقادی!

640
00:56:31,792 --> 00:56:33,583
‫بهش قول دادم!

641
00:56:33,667 --> 00:56:36,292
‫اون قول دیگه اعتباری نداره، آرورا مُرده.

642
00:56:36,875 --> 00:56:39,375
‫الان باید بهم بگی!

643
00:56:39,458 --> 00:56:41,792
‫من اسم نامزد سابق زنم رو می‌خوام!

644
00:56:41,875 --> 00:56:44,083
‫40 ساله که دارم بهش فکر می‌کنم!

645
00:56:44,167 --> 00:56:46,042
‫دست از سرم بردار عوضی!

646
00:56:46,125 --> 00:56:48,542
‫دست از سرم بردار کثافت!

647
00:56:54,625 --> 00:56:57,667
‫تو نمی‌تونی با رئیس‌جمهور
‫اینطوری صحبت کنی.

648
00:56:57,750 --> 00:57:01,167
‫به جرم توهین به دولت دستگیرم کن،
‫اما هیچ‌وقت اون اسم رو نمی‌گم!

649
00:57:29,708 --> 00:57:31,000
‫سلام، ریکاردو.

650
00:57:32,000 --> 00:57:33,667
‫من چطورم؟

651
00:57:35,292 --> 00:57:37,208
‫سوال دیگه‌ای نداری؟

652
00:57:37,875 --> 00:57:39,250
‫بابا؟

653
00:57:39,333 --> 00:57:40,667
‫حالش خوبه.

654
00:57:41,250 --> 00:57:42,958
‫روزی فقط یه نخ سیگار می‌کشه

655
00:57:43,042 --> 00:57:45,875
‫و بعد از 7 سال تو کاخ کوئیرینال
‫از رفتن به خونه می‌ترسه.

656
00:57:48,167 --> 00:57:50,125
‫امروز ایسا روکا رو دیدم،

657
00:57:50,792 --> 00:57:52,958
‫بهم گفت یه آدم نادونم،

658
00:57:53,042 --> 00:57:54,417
‫اما من به دل نگرفتم.

659
00:57:54,500 --> 00:57:56,917
‫گفت من هیچ‌وقت عاشق کسی نبودم،

660
00:57:58,667 --> 00:58:00,375
‫و به دل نگرفتم.

661
00:58:06,792 --> 00:58:08,750
‫می‌گه من نفس نمی‌کشم

662
00:58:11,000 --> 00:58:12,875
‫و این من رو داغون کرد.

663
00:58:14,583 --> 00:58:15,875
‫از درون من رو شکست.

664
00:58:18,375 --> 00:58:21,375
‫آره، ریکاردو، دیر یا زود
‫میام بهت سر می‌زنم.

665
00:58:27,667 --> 00:58:30,167
‫تو کافه، نامزد جدیدش رو دیدم،

666
00:58:30,958 --> 00:58:32,958
‫تمام روز رو بیرون سلولش می‌گذرونه.

667
00:58:35,083 --> 00:58:36,417
‫چی کار می‌کنه؟

668
00:58:38,500 --> 00:58:39,917
‫منتظرشه.

669
00:58:50,083 --> 00:58:51,917
‫تغییرات خوبن؟

670
00:58:52,000 --> 00:58:54,708
‫دولت
‫پیشنهادات شما رو پذیرفته.

671
00:58:55,833 --> 00:58:57,333
‫الان می‌تونی امضا کنی.

672
00:59:04,458 --> 00:59:06,833
‫چرا این مرد، کریستیانو آرپا،

673
00:59:07,917 --> 00:59:10,875
‫دیگه کتاب نمی‌خونه
و ملاقات‌کننده نمی‌پذیره؟

674
00:59:10,958 --> 00:59:12,833
‫چرا دست از زندگی کشیده؟

675
00:59:12,917 --> 00:59:15,250
‫- داری بحث رو عوض می‌کنی.
‫- حق با توئه.

676
00:59:16,042 --> 00:59:19,750
‫با پیشنهاد اوگو،
‫رفتم تو زندان به ایسا روکا سر زدم.

677
00:59:20,833 --> 00:59:22,625
‫این کار طبق روال نیست.

678
00:59:22,708 --> 00:59:25,333
‫اما تو گفتی
‫آدم باید حقیقت رو از نزدیک ببینه.

679
00:59:25,417 --> 00:59:28,375
‫نه، گفتم بر حسب اتفاق دیدمش.

680
00:59:28,458 --> 00:59:31,000
‫- من از این روال‌های تکراری خسته‌ام.
‫- می‌تونم درک کنم.

681
00:59:32,042 --> 00:59:33,750
‫درباره ایسا روکا بهم بگو.

682
00:59:35,167 --> 00:59:37,458
‫شوهرش سال‌ها شکنجه‌اش می‌داد.

683
00:59:37,542 --> 00:59:39,875
‫اون رو تو یه
‫زیرزمین تاریک حبس می‌کرد،

684
00:59:39,958 --> 00:59:42,125
‫موهاش رو می‌سوزوند، کتکش می‌زد.

685
00:59:42,792 --> 00:59:45,042
‫اما اون تو خواب شوهرش رو کشت،

686
00:59:45,125 --> 00:59:47,000
‫با 18 ضربه چاقو.

687
00:59:47,083 --> 00:59:49,000
‫این قتل درجه یکه.

688
00:59:50,375 --> 00:59:51,458
‫می‌دونم.

689
00:59:52,958 --> 00:59:54,458
‫پشیمونه؟

690
00:59:58,958 --> 01:00:01,125
‫- پشیمونه؟
‫- آره، آره.

691
01:00:01,208 --> 01:00:03,125
‫تو بلد نیستی دروغ بگی.

692
01:00:05,125 --> 01:00:07,000
‫اون ادعا می‌کنه که با کشتنش

693
01:00:07,083 --> 01:00:09,542
‫اون رو از
‫یه اختلال روانی لاعلاج آزاد کرده.

694
01:00:10,042 --> 01:00:14,167
‫- به همین دلیل، اُتانازی‌ـه.
‫- ما قانونی برای اُتانازی نداریم.

695
01:00:16,375 --> 01:00:18,000
‫با این حال، اون سزاوار عفوه.

696
01:00:18,083 --> 01:00:20,333
‫- نیاز به یه بهانه قانونی داره.
‫- می‌دونم.

697
01:00:20,417 --> 01:00:23,458
‫با این وجود، اون بدون هیچ شکی
‫سزاوار عفوه.

698
01:00:23,542 --> 01:00:25,125
‫شک اینجاست:

699
01:00:25,208 --> 01:00:28,667
‫ایسا روکا خواهرزاده‌ی
‫نامزد وزیر دادگستریه.

700
01:00:30,000 --> 01:00:31,750
‫- اوگو؟
‫- آره، اوگو رومانی.

701
01:00:32,458 --> 01:00:35,667
‫من و اوگو از دبیرستان
‫با هم دوست بودیم،

702
01:00:35,750 --> 01:00:39,375
‫اگه این عفو رو بدم،
‫افکار عمومی من رو نابود می‌کنه.

703
01:00:41,750 --> 01:00:43,292
‫کاغذبازی اداری.

704
01:00:44,208 --> 01:00:47,167
‫همه ازش متنفرن
‫چون کارها رو کند می‌کنه،

705
01:00:47,250 --> 01:00:48,667
‫اما کاربردش همینه.

706
01:00:48,750 --> 01:00:51,417
‫- کاربردش چیه؟
‫- برای جلوگیری از تصمیم‌های عجولانه.

707
01:00:54,833 --> 01:00:57,042
‫برای فکر کردن به زمان بیشتری نیاز دارم.

708
01:01:27,750 --> 01:01:30,417
‫یه مشکلی
‫تو ارتباط صوتی هست،

709
01:01:30,500 --> 01:01:32,871
‫نمی‌تونیم با مهندس جوردانو صحبت کنیم.

710
01:01:33,458 --> 01:01:35,208
‫اون نمی‌دونه ما وصل شدیم.

711
01:01:35,292 --> 01:01:38,000
‫مهم نیست،
‫می‌مونم و یه‌کم نگاهش می‌کنم.

712
01:04:08,625 --> 01:04:10,250
‫«عشق من،

713
01:04:11,000 --> 01:04:14,250
‫پشت این ظاهر بافرهنگ و جدی
‫که از خودم ساختم،

714
01:04:15,250 --> 01:04:19,542
‫متوجه شدم که همیشه
‫فقط یه هدف تو وجودم بوده:

715
01:04:19,625 --> 01:04:21,083
‫عشق،

716
01:04:21,667 --> 01:04:23,583
‫عشق بی‌حد و مرز من به تو.

717
01:04:24,833 --> 01:04:27,708
‫امروز این عشق غیرممکن شده،

718
01:04:27,792 --> 01:04:30,625
‫برای همینه که، به زودی،
‫تو دیگه نیستی.

719
01:04:31,667 --> 01:04:34,042
‫بنابراین، منم دیگه نخواهم بود.

720
01:04:34,708 --> 01:04:37,208
‫سعی می‌کنم بذارم زنده بمونم،

721
01:04:37,292 --> 01:04:41,125
‫در انتظار دیدار مرموز بعدی‌مون،

722
01:04:41,208 --> 01:04:44,542
‫چیزی که دنیا با
‫یه کلمه زیبا صداش می‌زنه:

723
01:04:44,625 --> 01:04:46,125
‫دنیای پس از مرگ.

724
01:04:47,292 --> 01:04:49,542
‫«دوستدار همیشگی تو، کریستیانو.»

725
01:05:06,875 --> 01:05:09,250
‫- می‌تونم یه جوک برات بگم؟
‫- نه.

726
01:05:09,917 --> 01:05:11,958
‫حیف شد، چون خنده‌دار بود.

727
01:05:13,208 --> 01:05:14,458
‫یکی می‌خوای؟

728
01:05:25,625 --> 01:05:27,042
‫تو بودی.

729
01:05:27,792 --> 01:05:28,875
‫من چی کار کردم؟

730
01:05:29,458 --> 01:05:33,292
‫40 سال پیش تو نامزد سابق آرورا بودی.

731
01:05:36,958 --> 01:05:38,167
‫ماریانو؟

732
01:05:40,792 --> 01:05:44,000
‫اگه این ترفندیه
‫که بهش رسیدی

733
01:05:44,083 --> 01:05:47,500
‫تا بهم بگی ایسا روکا
‫رو عفو نمی‌کنی، بی‌خیال شو.

734
01:05:47,583 --> 01:05:49,708
‫می‌تونی مستقیم بهم بگی.

735
01:05:49,792 --> 01:05:51,083
‫کار تو بود.

736
01:05:55,167 --> 01:05:59,667
‫گوش کن، حتی به قیمت
‫توهین به دولت،

737
01:05:59,750 --> 01:06:02,667
‫باید این رو بگم:
‫عقلت رو از دست دادی.

738
01:06:02,750 --> 01:06:04,917
‫چطور می‌تونی اینطوری فکر کنی؟

739
01:06:05,000 --> 01:06:07,333
‫من از دبیرستان
‫بهترین دوستت بودم.

740
01:06:07,417 --> 01:06:08,792
‫کار تو بود.

741
01:06:10,458 --> 01:06:11,958
‫می‌دونم.

742
01:06:17,625 --> 01:06:18,625
‫اوگو.

743
01:06:30,958 --> 01:06:34,125
‫بابام وقتی سیگار می‌کشه
‫به چی فکر می‌کنه؟

744
01:06:34,208 --> 01:06:35,542
‫به مادرت.

745
01:06:36,833 --> 01:06:38,417
‫مادر من؟

746
01:06:40,625 --> 01:06:41,750
‫آره.

747
01:06:54,833 --> 01:06:56,208
‫ازم بپرس.

748
01:07:07,833 --> 01:07:09,083
‫ازم بپرس.

749
01:07:10,542 --> 01:07:12,208
‫چرا ولش نمی‌کنی بره؟

750
01:07:14,708 --> 01:07:16,167
‫چون ازم نخواست این کار رو بکنم.

751
01:07:24,083 --> 01:07:26,833
‫- داری کجا میری؟
‫- دیگه‌ اینجا کاری ندارم.

752
01:07:26,917 --> 01:07:29,333
‫گذشته از این، سال‌هاست که
‫مرخصی نرفتم.

753
01:07:29,417 --> 01:07:31,708
‫میرم مونترال تا به ریکاردو سر بزنم.

754
01:07:32,708 --> 01:07:35,833
‫منم می‌تونم بیام،
‫خیلی وقته ندیدمش.

755
01:07:35,917 --> 01:07:37,792
‫نه، من و ریکاردو تصمیم گرفتیم

756
01:07:37,875 --> 01:07:41,417
‫وقتمون رو
‫به عنوان خواهر و برادر با هم بگذرونیم.

757
01:07:44,792 --> 01:07:46,750
‫داری من رو مجازات می‌کنی چون

758
01:07:46,833 --> 01:07:48,958
‫اون لایحه‌ای که برات مهم بود رو امضا نکردم.

759
01:07:49,042 --> 01:07:51,250
‫مهم نیست،

760
01:07:51,333 --> 01:07:54,208
‫اوگو رومانی امضاش می‌کنه
‫وقتی جات رو بگیره.

761
01:07:54,292 --> 01:07:56,750
‫اوه، آره؟ من اینقدر مطمئن نیستم.

762
01:08:00,042 --> 01:08:02,417
‫چرا اینقدر به اون قانون علاقه داری؟

763
01:08:02,500 --> 01:08:04,125
‫این دیگه چه سوالیه؟

764
01:08:05,375 --> 01:08:07,208
‫اگه دنیا دیگه برات هیجانی نداره،

765
01:08:07,292 --> 01:08:10,217
‫نمی‌تونی از بقیه انتظار داشته باشی
‫که اون‌ها هم هیجانشون رو از دست بدن.

766
01:08:10,417 --> 01:08:11,958
‫داری میری تا من رو مجازات کنی.

767
01:08:13,333 --> 01:08:14,833
‫تو هیچی نمی‌فهمی.

768
01:08:14,917 --> 01:08:16,417
‫چی رو باید بفهمم؟

769
01:08:18,292 --> 01:08:22,458
‫نمی‌خوام اینجا باشم
‫وقتی برای همیشه کوئیرینال رو ترک می‌کنی.

770
01:08:25,208 --> 01:08:27,292
‫درسته، من هیچی نمی‌فهمم.

771
01:08:29,125 --> 01:08:31,417
‫هیچ‌وقت نفهمیدم
‫برادرت کیه،

772
01:08:31,500 --> 01:08:33,375
‫تو کی هستی.

773
01:08:33,458 --> 01:08:35,708
‫نمی‌دونم دوستی داری یا نه،

774
01:08:35,792 --> 01:08:37,958
‫نامزدی داری یا نه.

775
01:08:38,583 --> 01:08:42,792
‫تنها چیزی که درباره تو می‌دونم
‫اینه که هر روز حقوق می‌خونی.

776
01:08:44,542 --> 01:08:47,375
‫و اینکه من زندگیم رو فدا کردم
‫تا از تو مراقبت کنم؟

777
01:08:47,458 --> 01:08:49,458
‫حتی این رو هم نمی‌دونی؟

778
01:08:50,583 --> 01:08:52,417
‫اما حالا دیگه به من نیازی نداری.

779
01:08:52,500 --> 01:08:55,167
‫راستش رو بخوای، هیچ‌وقت بهم نیاز نداشتی.

780
01:08:55,250 --> 01:08:59,375
‫تنها چیزی که همیشه نیاز داشتی
‫«زمان بیشتر برای فکر کردن» بود.

781
01:09:02,917 --> 01:09:05,125
‫دوره‌ات داره تموم می‌شه، بابا،

782
01:09:05,208 --> 01:09:07,542
‫کی قراره برای چیزی تصمیم بگیری؟

783
01:09:18,417 --> 01:09:19,750
‫به زودی.

784
01:09:27,208 --> 01:09:29,417
‫تو هم چیزی درباره من نمی‌دونی.

785
01:09:32,792 --> 01:09:35,000
‫همون چیزی رو می‌دونم که خودت اجازه دادی بدونم.

786
01:09:41,667 --> 01:09:43,458
‫چهل سال پیش،

787
01:09:44,917 --> 01:09:46,583
‫مادرت...

788
01:09:49,542 --> 01:09:52,042
‫یه نامزد دیگه داشت.

789
01:09:53,500 --> 01:09:56,875
‫هیچ‌وقت نتونستم باهاش کنار بیام، لعنت بهش!

790
01:10:04,708 --> 01:10:07,583
‫تو تمام عمرم
‫نشنیده بودم ناسزا بگی.

791
01:10:13,708 --> 01:10:14,917
‫خودمم همینطور.

792
01:10:19,875 --> 01:10:21,708
‫چی می‌تونم بگم، بابا؟

793
01:10:22,958 --> 01:10:26,208
‫مال 40 سال پیش بود،
‫دیگه مشمول مرور زمان شده.

794
01:10:27,292 --> 01:10:30,333
‫وقتشه که خودت رو پیدا کنی،
‫یه تغییراتی بدی.

795
01:10:33,250 --> 01:10:36,292
‫باید برم، هواپیما داره می‌پره.
‫وقتی نشستم بهت زنگ می‌زنم.

796
01:11:04,708 --> 01:11:06,125
‫گیج شدم.

797
01:11:08,375 --> 01:11:11,958
‫یه فضانورد تو فضا گریه می‌کنه
‫و بعد به اشک‌هاش می‌خنده.

798
01:11:13,500 --> 01:11:16,375
‫کوکو والوری حاضره
‫موزه‌ها رو به آتیش بکشه،

799
01:11:17,000 --> 01:11:19,708
‫اما اون اسمی رو که
‫می‌خوام بشنوم فاش نمی‌کنه،

800
01:11:19,792 --> 01:11:22,000
‫نمی‌خواد
‫به یه دوستی قدیمی خیانت کنه.

801
01:11:22,083 --> 01:11:24,167
‫اما مگه اون دوست منم نیست؟

802
01:11:25,750 --> 01:11:29,792
‫یه زن زیبا
‫ازم خواست که باهاش برم بیرون.

803
01:11:32,542 --> 01:11:36,042
‫می‌بینم که داره میره، آزاد، بی‌خیال.

804
01:11:36,625 --> 01:11:38,958
‫پس، یه نگاه اجمالی می‌ندازم

805
01:11:39,042 --> 01:11:40,792
‫به اینکه خوشبختی از چی ساخته شده.

806
01:11:40,875 --> 01:11:43,167
‫و نور هم اونقدرها خوب نبود.

807
01:11:47,708 --> 01:11:50,208
‫زیاد غذا نمی‌خورم، سیگار هم کمتر می‌کشم.

808
01:11:51,583 --> 01:11:53,917
‫با این حال، ریه‌ای که ندارم، درد می‌کنه.

809
01:11:54,667 --> 01:11:56,125
‫بچه‌های من...

810
01:11:58,208 --> 01:11:59,917
‫کارها رو بدون من ترتیب دادن.

811
01:12:00,000 --> 01:12:01,583
‫اون‌ها باهوشن،

812
01:12:02,417 --> 01:12:05,458
‫آینده رو می‌شناسن،
‫من حتی گذشته رو هم نمی‌شناسم.

813
01:12:06,250 --> 01:12:09,125
‫و بعدش بهترین دوستم،

814
01:12:10,417 --> 01:12:11,708
‫من...

815
01:12:13,542 --> 01:12:16,208
‫بهش توهین کردم،
‫بدتر از اون، تحقیرش کردم.

816
01:12:17,875 --> 01:12:20,000
‫یه مرد دیگه هم هست...

817
01:12:21,083 --> 01:12:23,417
‫که دیگه کتاب نمی‌خونه،
‫که کسی رو نمی‌بینه.

818
01:12:23,500 --> 01:12:25,125
‫اون چی می‌دونه؟

819
01:12:25,625 --> 01:12:28,042
‫اون چی می‌دونه که من نمی‌دونم؟

820
01:12:29,583 --> 01:12:34,625
‫باز هم یه مرد دیگه که هر روز بیرون یه زندان
‫منتظر نامزدشه،

821
01:12:34,708 --> 01:12:37,333
‫تو بارون، تو سرما، تو گرما.

822
01:12:41,500 --> 01:12:43,917
‫من هر روز به همسرم فکر می‌کنم،

823
01:12:45,083 --> 01:12:46,708
‫می‌پرستیدمش،

824
01:12:47,250 --> 01:12:49,833
‫و ازش متنفر بودم،
‫اون باهام روراست نبود.

825
01:12:52,083 --> 01:12:55,458
‫و با این حال ادامه دادم
‫به دوست داشتن و احترام گذاشتن بهش،

826
01:12:56,083 --> 01:12:58,750
‫با اینکه تنها ایده منطقی‌ای
‫که به ذهنم می‌رسید

827
01:12:58,833 --> 01:13:01,417
‫این بود که بکشمش، اما این کار رو نکردم.

828
01:13:01,500 --> 01:13:02,875
‫چرا؟

829
01:13:06,500 --> 01:13:09,375
‫در آخر، یه اسب هست، پدر مقدس.

830
01:13:09,917 --> 01:13:11,458
‫داره می‌میره.

831
01:13:13,958 --> 01:13:17,000
‫همه ما داریم
‫همراه با این اسب زجر می‌کشیم.

832
01:13:23,333 --> 01:13:26,333
‫می‌دونی چی داری، دوست من؟

833
01:13:29,375 --> 01:13:30,500
‫چی؟

834
01:13:32,792 --> 01:13:34,583
‫موهبت.

835
01:13:36,833 --> 01:13:38,458
‫و اون چیه؟

836
01:13:55,750 --> 01:13:58,792
‫♪ اسکن کن ما رو اگه رسیدیم اونجا

837
01:13:58,875 --> 01:14:01,833
‫حکم رو بگو
‫داداش‌ها پشتشون گرمه

838
01:14:01,917 --> 01:14:04,792
‫ده سال پیش‌رو
‫سه تا رو آیفون، چهار تا تو جیب

839
01:14:04,875 --> 01:14:08,042
‫خداحافظ خرده‌فروشی
‫ایول، سباستین اینگروسو

840
01:14:08,125 --> 01:14:11,208
‫آمکس مشکی و ویزا کارت طلایی
‫می‌ترکونیم

841
01:14:11,292 --> 01:14:14,375
‫دو تا دورگه فیلیپینی
‫با کفش‌های فیلیپ پلین

842
01:14:14,458 --> 01:14:17,583
‫مه بنفش تو آسمون
‫حساب بانکیم پر پول می‌شه

843
01:14:18,208 --> 01:14:20,167
‫هی، وقتی رپ می‌خونی

844
01:14:20,250 --> 01:14:23,167
‫این‌ها دارن گریه می‌کنن
‫و اینطوری، هیس، هیس

845
01:14:23,250 --> 01:14:24,375
‫اگه هیچی نمی‌فهمی

846
01:14:24,458 --> 01:14:27,792
‫تو طبقه سی و نهم
‫دارم قلیون می‌کشم

847
01:14:28,333 --> 01:14:31,333
‫فلو دست منه
‫دما میره بالا

848
01:14:32,583 --> 01:14:34,708
‫و حالا همه این‌ها دارن گریه می‌کنن

849
01:14:34,792 --> 01:14:38,750
‫از پنجره خم شو بیرون
‫اوه رفیق من

850
01:14:40,208 --> 01:14:43,167
‫و حالا همه این‌ها دارن گریه می‌کنن ♪

851
01:14:52,250 --> 01:14:53,500
‫رئیس‌جمهور.

852
01:14:54,625 --> 01:14:57,292
‫- الویس...
‫- به زمان بیشتری برای فکر کردن نیاز دارم.

853
01:14:58,458 --> 01:15:00,417
‫نیازی به این کار نیست.

854
01:15:00,500 --> 01:15:02,958
‫لازم نیست این تصمیم رو بگیرید.

855
01:15:05,417 --> 01:15:06,750
‫الویس مُرد.

856
01:15:09,333 --> 01:15:11,167
‫به دلایل طبیعی؟

857
01:15:13,292 --> 01:15:15,458
‫بله، به دلایل طبیعی.

858
01:15:17,833 --> 01:15:21,042
‫رئیس‌جمهور، شب افتتاحیه
‫تو لا اِسکالا در میلان هست.

859
01:15:27,500 --> 01:15:28,792
‫خوبه،

860
01:15:30,000 --> 01:15:33,250
‫اما اول می‌خوام برم
‫جایی که آرورا رو دیدم.

861
01:15:33,333 --> 01:15:36,042
‫زندانی که
‫آرپا توش نگه‌داری می‌شه همون نزدیکیاست،

862
01:15:36,125 --> 01:15:39,042
‫- می‌خوام باهاش صحبت کنم.
‫- این طبق روال نیست.

863
01:15:39,125 --> 01:15:41,792
‫از روال‌های تکراری خسته‌ام.

864
01:15:41,875 --> 01:15:46,708
‫معمولش اینه که این مدل سرکشی
‫تو 18 سالگی بروز می‌کنه.

865
01:15:59,250 --> 01:16:00,875
‫من رو ببخشید، رئیس‌جمهور.

866
01:16:01,875 --> 01:16:04,125
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم، منشی.

867
01:16:07,667 --> 01:16:09,625
‫روزهای ما متعلق به کیه؟

868
01:16:11,917 --> 01:16:13,667
‫هیچ‌کس نمی‌دونه.

869
01:16:17,667 --> 01:16:19,500
‫بیا سعی کنیم بفهمیم.

870
01:16:56,375 --> 01:17:00,611
‫♪ از بام‌های امن روستا

871
01:17:01,125 --> 01:17:04,917
‫نیروهای شجاع آلپینی رفتن

872
01:17:05,583 --> 01:17:09,625
‫اون‌ها قدرت و شجاعت رو نشون میدن

873
01:17:10,625 --> 01:17:13,625
‫از جوانی استوارشون

874
01:17:14,792 --> 01:17:18,708
‫اون‌ها افسرهای خوش‌تیپ کوه‌های آلپ هستن

875
01:17:19,625 --> 01:17:23,417
‫تو ژرفای جوانی

876
01:17:24,458 --> 01:17:27,792
‫از قلب‌های جسور و قویشون

877
01:17:29,000 --> 01:17:33,542
‫یه غرور تسلیم‌ناپذیر بیرون میاد

878
01:17:34,167 --> 01:17:37,750
‫اوه ای آلپینی شجاع

879
01:17:37,833 --> 01:17:43,250
‫همیشه از مرز دفاع کن

880
01:17:43,333 --> 01:17:46,917
‫و اونجا تو مرز

881
01:17:47,000 --> 01:17:51,625
‫همیشه پرچم رو بالا نگه دار

882
01:17:52,500 --> 01:17:56,250
‫نگهبان، کشیک بده

883
01:17:56,333 --> 01:18:00,667
‫در دفاع از خاک ایتالیای ما

884
01:18:01,708 --> 01:18:05,417
‫جایی که عشق لبخند می‌زنه

885
01:18:05,500 --> 01:18:09,583
‫و خورشید مهربون‌تر می‌تابه

886
01:18:11,375 --> 01:18:15,417
‫اونجا، میون جنگل‌ها و دره‌ها

887
01:18:16,500 --> 01:18:20,458
‫اونجا، تو مه سرد و یخ

888
01:18:21,125 --> 01:18:25,042
‫اون‌ها کلنگ‌هاشون رو محکم می‌کوبن

889
01:18:25,833 --> 01:18:29,500
‫و مسیرها کوتاه‌تر به نظر میان

890
01:18:30,250 --> 01:18:34,792
‫و وقتی خورشید می‌سوزونه و گرم می‌کنه

891
01:18:34,875 --> 01:18:38,833
‫قله کوه‌ها و دره رو

892
01:18:38,917 --> 01:18:43,333
‫آلپینی شجاع نگهبانی میده و نگاه می‌کنه

893
01:18:43,417 --> 01:18:47,500
‫آماده‌ست تا بپرسه، «کی اونجاست؟»

894
01:18:48,208 --> 01:18:52,000
‫اوه ای آلپینی شجاع

895
01:18:52,083 --> 01:18:56,917
‫تو همیشه از مرز دفاع می‌کنی

896
01:18:57,625 --> 01:19:01,375
‫و اونجا، تو مرز

897
01:19:01,458 --> 01:19:05,750
‫همیشه پرچم رو بالا نگه دار

898
01:19:06,542 --> 01:19:10,250
‫نگهبان، کشیک بده

899
01:19:10,333 --> 01:19:14,875
‫در دفاع از خاک ایتالیای ما

900
01:19:15,458 --> 01:19:19,000
‫جایی که عشق لبخند می‌زنه

901
01:19:19,083 --> 01:19:23,583
‫و خورشید مهربون‌تر می‌تابه ♪

902
01:19:47,458 --> 01:19:51,750
‫[هیچ‌کس از اینجا عبور نخواهد کرد]

903
01:20:07,792 --> 01:20:11,542
‫[هیچ‌کس از اینجا عبور نخواهد کرد]

904
01:21:32,333 --> 01:21:34,000
‫استعفا میدم...

905
01:21:37,083 --> 01:21:40,083
‫دو هفته قبل از پایان دوره‌ام.

906
01:21:44,333 --> 01:21:45,792
‫چرا، رئیس‌جمهور؟

907
01:21:49,625 --> 01:21:51,333
‫چون اونطوری،

908
01:21:52,292 --> 01:21:54,667
‫به عنوان یه سناتور مادام‌العمر

909
01:21:56,875 --> 01:22:00,625
‫حق رأی خواهم داشت
‫برای رئیس‌جمهور بعدیِ جمهوری.

910
01:22:03,333 --> 01:22:06,375
‫رئیس‌جمهور، اجازه یه تعریف رو می‌دید؟

911
01:22:10,958 --> 01:22:12,125
‫بفرمایید.

912
01:22:13,000 --> 01:22:15,333
‫شما خیلی، خیلی باهوشید.

913
01:22:20,208 --> 01:22:21,292
‫آره.

914
01:22:22,792 --> 01:22:24,583
‫این رو شنیدم.

915
01:22:37,250 --> 01:22:39,042
‫من قبلاً اینجا زندگی می‌کردم.

916
01:22:48,833 --> 01:22:50,542
‫و اون از اینجا رد می‌شد.

917
01:23:17,750 --> 01:23:20,167
‫چرا این دو تا صندلی اینجان؟

918
01:23:22,208 --> 01:23:24,167
‫دقیق نمی‌دونم.

919
01:23:27,000 --> 01:23:28,417
‫آقای شهردار،

920
01:23:29,292 --> 01:23:33,208
‫موضع شما چیه
‫در مورد دادخواست عفو آرپا؟

921
01:23:34,833 --> 01:23:38,750
‫اون مثالی از اینه که چطور
‫جامعه برای یه هدف متحد می‌شه.

922
01:23:39,667 --> 01:23:43,167
‫آرپا به نسل‌هایی
‫از دانش‌آموزان این شهر آموزش داد

923
01:23:43,250 --> 01:23:45,500
‫و همیشه مورد علاقه و احترام بود.

924
01:23:46,708 --> 01:23:48,792
‫همه تحت‌تأثیر قرار گرفتن

925
01:23:48,875 --> 01:23:53,250
‫از نحوه مراقبت آرپا
‫از همسر بیچاره‌اش که آلزایمر داشت.

926
01:23:55,250 --> 01:23:59,000
‫دادخواست عفو
‫توسط همه شهروندان امضا شد.

927
01:23:59,083 --> 01:24:00,625
‫همه‌شون؟

928
01:24:02,125 --> 01:24:03,417
‫این عجیبه.

929
01:24:03,500 --> 01:24:05,333
‫می‌شه گفت همه‌شون.

930
01:24:07,167 --> 01:24:10,042
‫- کی امضا نکرد؟
‫- فقط دو نفر.

931
01:24:11,542 --> 01:24:12,708
‫اون‌ها کی‌ان؟

932
01:24:17,833 --> 01:24:19,375
‫همسرم

933
01:24:19,458 --> 01:24:20,625
‫و من.

934
01:24:22,333 --> 01:24:25,750
‫- چرا؟
‫- اینجا یه شهر کوچیکه.

935
01:24:25,833 --> 01:24:28,833
‫ازت نپرسیدم شهر چقدر بزرگه،

936
01:24:29,500 --> 01:24:32,458
‫پرسیدم چرا شما دو تا امضا نکردید.

937
01:24:37,917 --> 01:24:41,208
‫همسر من هیچ‌وقت از کریستیانو آرپا خوشش نمیومد.

938
01:24:42,417 --> 01:24:44,583
‫- و اینم می‌گه...
‫- چی می‌گه؟

939
01:24:47,375 --> 01:24:48,875
‫طبق گفته همسرم...

940
01:24:49,667 --> 01:24:53,792
‫آلزایمر نبود که باعث می‌شد اون
‫حملات خشمگینانه داشته باشه.

941
01:24:54,583 --> 01:24:57,083
‫اما این فقط نظر همسر منه.

942
01:24:57,167 --> 01:24:58,500
‫پس چی بود؟

943
01:24:58,583 --> 01:25:03,125
‫همسرم ادعا می‌کنه که آرپا
‫مدتی وفادار نبوده.

944
01:25:08,500 --> 01:25:12,708
‫چرا کریستیانو آرپا
‫داره به پیشواز مرگ میره؟

945
01:25:12,792 --> 01:25:14,208
‫نمی‌دونم.

946
01:25:14,292 --> 01:25:16,042
‫همسرت در این مورد چی می‌گه؟

947
01:25:16,958 --> 01:25:19,375
‫اون ادعا می‌کنه که این یه تاکتیکه

948
01:25:20,708 --> 01:25:22,292
‫تا شما رو تحت‌تأثیر قرار بده،

949
01:25:22,375 --> 01:25:25,208
‫تا شانس گرفتن
‫عفو رو بالا ببره.

950
01:25:26,042 --> 01:25:27,958
‫اینم اضافه می‌کنه که...

951
01:25:28,042 --> 01:25:29,250
‫چی؟

952
01:25:31,917 --> 01:25:34,375
‫که کریستیانو آرپا خیلی باهوشه.

953
01:25:36,333 --> 01:25:39,208
‫- اون فقط نظر اونه.
‫- نظر شما چیه؟

954
01:25:43,250 --> 01:25:45,417
‫همسر منم خیلی باهوشه.

955
01:26:12,500 --> 01:26:13,917
‫اگه اشتباه باشه چی؟

956
01:26:14,500 --> 01:26:15,625
‫چی؟

957
01:26:16,167 --> 01:26:17,583
‫اومدن به اینجا.

958
01:26:19,792 --> 01:26:24,292
‫دیدن کریستیانو آرپا تو زندان،

959
01:26:25,292 --> 01:26:28,125
‫تو تلاشی
‫برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت.

960
01:26:29,917 --> 01:26:32,125
‫می‌تونم رک حرف بزنم؟

961
01:26:34,458 --> 01:26:35,750
‫این دیوونگیه.

962
01:26:36,625 --> 01:26:40,250
‫اما شما یه حقوق‌دان بزرگ هستید،
‫می‌تونید حقیقت رو کشف کنید.

963
01:26:41,208 --> 01:26:44,875
‫بهش آسون نگیرید،
‫اون رو تو منگنه بذارید.

964
01:26:44,958 --> 01:26:46,875
‫ژنرال، این یه جنگ نیست.

965
01:26:48,292 --> 01:26:49,500
‫حیف.

966
01:26:53,167 --> 01:26:55,792
‫تا حالا کار احمقانه‌ای کردید؟

967
01:26:59,250 --> 01:27:00,625
‫یه بار.

968
01:27:01,667 --> 01:27:04,583
‫اتاق پسرم آنتونیو رو گشتم.

969
01:27:05,875 --> 01:27:09,500
‫تو یه کشو، داخل یه جامدادی،

970
01:27:12,292 --> 01:27:13,917
‫یه سیگار پیدا کردم.

971
01:27:16,875 --> 01:27:18,750
‫کشیدمش.

972
01:27:22,542 --> 01:27:25,333
‫و تأثیری هم داشت؟

973
01:27:25,417 --> 01:27:26,625
‫نه،

974
01:27:27,542 --> 01:27:29,375
‫چون بلد نیستم چطوری حبسش کنم.

975
01:27:36,833 --> 01:27:38,000
‫و شما؟

976
01:27:45,417 --> 01:27:48,500
‫من هیچ‌وقت شجاع نبودم.

977
01:27:59,542 --> 01:28:01,750
‫شما حقوق‌دان‌ها و ما نظامی‌ها

978
01:28:02,958 --> 01:28:06,000
‫فکر می‌کردیم که قانون و نظم

979
01:28:06,750 --> 01:28:10,250
‫ما رو از
‫این وظیفه آزاردهنده خلاص می‌کنه

980
01:28:11,750 --> 01:28:14,083
‫که احساسات داشته باشیم.

981
01:28:15,292 --> 01:28:17,042
‫اما اینطوری پیش نرفت.

982
01:28:55,542 --> 01:28:58,708
‫می‌خواید ایسا روکا رو هم ببینید؟
‫اونم اینجا حبسه.

983
01:28:59,417 --> 01:29:01,708
‫نیازی نمی‌بینم.

984
01:29:01,792 --> 01:29:04,792
‫رئیس‌جمهور، یه اتاق رزرو کردیم
‫که اونجا منتظر بمونید.

985
01:29:08,583 --> 01:29:10,583
‫نه، با بقیه منتظر می‌مونم.

986
01:31:18,792 --> 01:31:20,833
‫شما تاریخ درس می‌دادید؟

987
01:31:25,083 --> 01:31:27,208
‫دلتون برای تدریس تنگ شده؟

988
01:31:28,000 --> 01:31:30,542
‫من هیچ‌وقت چیزی درس ندادم،

989
01:31:30,625 --> 01:31:35,125
‫فقط با شور و شوق اونچه رو
‫تو کتاب‌ها نوشته شده بود بازی می‌کردم.

990
01:31:36,042 --> 01:31:39,917
‫شاگردهام از من قدردانی می‌کردن
‫چون من بازیگر نسبتاً خوبی بودم.

991
01:31:44,458 --> 01:31:48,542
‫فقط تو مدرسه بازی می‌کردید
‫یا تو خونه هم همینطور بود؟

992
01:31:51,375 --> 01:31:55,292
‫من رو ببخشید، اما
‫جواب دادن به این سوال فایده‌ای نداره.

993
01:31:56,792 --> 01:32:00,250
‫اگه بازیگر خوبی باشید
‫هیچ‌وقت حرفتون رو باور نمی‌کنن،

994
01:32:00,333 --> 01:32:02,375
‫جواب هر چی که باشه.

995
01:32:07,208 --> 01:32:10,083
‫- می‌گن سر از کارتون نمی‌شد درآورد.
‫- حقیقت نداره.

996
01:32:13,583 --> 01:32:16,208
‫من قصدی ندارم
‫که شما رو محاکمه کنم.

997
01:32:17,625 --> 01:32:18,958
‫ممنون.

998
01:32:20,667 --> 01:32:25,750
‫خدا رو شکر، حکم من
‫تو زمان کوتاهی صادر شد.

999
01:32:27,125 --> 01:32:29,125
‫من همون موقع خودم رو تسلیم کردم.

1000
01:32:29,208 --> 01:32:32,167
‫این یه عامل تخفیف‌دهنده نیست.

1001
01:32:32,250 --> 01:32:34,708
‫نه، اما یه حقیقته.

1002
01:32:41,083 --> 01:32:43,708
‫شما گفتید که سزاوار عفو نیستید.

1003
01:32:47,667 --> 01:32:51,333
‫به نظر نمیاد علاقه‌ای داشته باشید
‫که آزادیتون رو پس بگیرید.

1004
01:32:53,125 --> 01:32:56,583
‫تو سن من، آزادی به درد کاری نمی‌خوره.

1005
01:33:10,208 --> 01:33:13,167
‫- همسرتون آلزایمر داشت؟
‫- مرحله آخر.

1006
01:33:13,875 --> 01:33:15,958
‫زندگیش یه جهنم واقعی بود.

1007
01:33:16,958 --> 01:33:18,292
‫و زندگی منم همینطور.

1008
01:33:21,958 --> 01:33:25,208
‫پس کشتینش
‫تا از رنج کشیدن آزادش کنید؟

1009
01:33:26,375 --> 01:33:29,583
‫- نه، از روی عشق کشتمش.
‫- از روی عشق.

1010
01:33:32,542 --> 01:33:35,208
‫این داستان رو بارها شنیدم.

1011
01:33:35,292 --> 01:33:37,250
‫و هر بار درکش نمی‌کنم.

1012
01:33:38,625 --> 01:33:41,000
‫عشق به عنوان یه بهانه برای مرگ.

1013
01:33:43,750 --> 01:33:46,500
‫برای من، عشق جشنی برای زندگیه.

1014
01:33:46,583 --> 01:33:48,875
‫حق صددرصد با شماست،

1015
01:33:48,958 --> 01:33:51,542
‫اما با کمال تأسف بحث این نیست.

1016
01:33:53,792 --> 01:33:55,875
‫برای شما بحث چیه؟

1017
01:33:55,958 --> 01:34:01,333
‫بحث اینه که همیشه آسون نیست
‫که آدم به اصولش پایبند بمونه.

1018
01:34:07,417 --> 01:34:09,917
‫خلاصه بگم، شما عفو نمی‌خواید؟

1019
01:34:10,917 --> 01:34:13,292
‫همه تو شهر من می‌خوان.

1020
01:34:17,083 --> 01:34:18,792
‫نه همه.

1021
01:34:22,833 --> 01:34:26,125
‫تو نامه‌ای که به همسرتون نوشتید
‫چند روز قبل از خفه کردنش،

1022
01:34:26,208 --> 01:34:29,625
‫گفتید،
‫«سعی می‌کنم خودم رو زنده نگه‌دارم.»

1023
01:34:30,250 --> 01:34:32,292
‫اما الان نظرتون عوض شده.

1024
01:34:32,792 --> 01:34:34,333
‫دارید به پیشواز مرگ می‌رید.

1025
01:34:35,500 --> 01:34:38,292
‫دارید ادعا می‌کنید
که من دارم فیلم بازی می‌کنم؟

1026
01:34:38,375 --> 01:34:41,125
‫نه، من یه تناقض می‌بینم.

1027
01:34:43,583 --> 01:34:46,417
‫و تناقض‌ها به شک ختم می‌شن.

1028
01:34:48,583 --> 01:34:53,917
‫برای همینه که نوشتن یه کتاب راهنمای حقوق کیفری
‫2046 صفحه طول می‌کشه.

1029
01:34:58,417 --> 01:35:01,125
‫اما من هیچ تناقضی نمی‌بینم،

1030
01:35:01,708 --> 01:35:06,042
‫اجازه دادن برای زنده موندن
‫همون اجازه دادن برای مُردنه.

1031
01:35:10,750 --> 01:35:12,750
‫چرا دارید به پیشواز مرگ می‌رید؟

1032
01:35:15,333 --> 01:35:17,667
‫چون فقط می‌خوام فراموش کنم...

1033
01:35:19,417 --> 01:35:21,417
‫و دوباره سبک بشم.

1034
01:35:49,583 --> 01:35:52,417
‫«سرمایی، تو گرم می‌شی.

1035
01:35:54,083 --> 01:35:56,875
‫تاریکی‌ای، تو روشن می‌شی.

1036
01:35:58,375 --> 01:36:00,083
‫من گم شدم،

1037
01:36:00,583 --> 01:36:02,417
‫تو من رو پیدا می‌کنی.

1038
01:36:03,583 --> 01:36:05,458
‫الان نه،

1039
01:36:05,542 --> 01:36:06,875
‫فردا.

1040
01:36:07,417 --> 01:36:09,333
‫یک، ده،

1041
01:36:10,375 --> 01:36:12,333
‫«صد تا پاییز.»

1042
01:37:16,208 --> 01:37:19,000
‫شما ما رو از دست اون احمق بی‌پروا نجات دادید!

1043
01:37:19,083 --> 01:37:21,083
‫رئیس‌جمهور، شما ما رو نجات دادید!

1044
01:38:06,968 --> 01:38:09,417
‫استقبال گرمی
که تو لا اسکالا ازت شد رو دیدی؟

1045
01:38:09,500 --> 01:38:11,417
‫این کشور عاشق توئه.

1046
01:38:13,875 --> 01:38:15,917
‫به زودی عاشق اوگو رومانی می‌شن.

1047
01:38:16,000 --> 01:38:17,833
‫داری چه یاوه‌ای می‌گی؟

1048
01:38:17,917 --> 01:38:19,583
‫نمی‌دونستی؟

1049
01:38:21,000 --> 01:38:23,458
‫اوگو می‌خواد بشه
‫رئیس‌جمهور.

1050
01:38:23,542 --> 01:38:25,000
‫خدای بزرگ!

1051
01:38:25,083 --> 01:38:28,167
‫قبل از بازنشستگی،
‫نمی‌تونی یه لایحه امضا کنی

1052
01:38:28,250 --> 01:38:31,833
‫که به طور قطع
‫جاه‌طلبی رو تو کشور ما ممنوع کنه؟

1053
01:38:36,875 --> 01:38:38,583
‫چی شده، عزیزم؟

1054
01:38:39,167 --> 01:38:41,000
‫دیالوگ خوبی بود.

1055
01:38:46,500 --> 01:38:48,542
‫وقتی دعا می‌کنم، خوابم می‌بره.

1056
01:38:48,625 --> 01:38:51,208
‫خوش به حالت، من به دو تا قرص خواب نیاز دارم.

1057
01:38:54,042 --> 01:38:55,750
‫آرورا هر شب خواب می‌دید

1058
01:38:55,833 --> 01:38:58,875
‫و صبح‌ها با جزئیات
‫و به شکل سورئال برام تعریف می‌کرد.

1059
01:38:58,958 --> 01:39:00,708
‫اون‌ها من رو مسحور می‌کردن.

1060
01:39:01,917 --> 01:39:03,583
‫تو هیچ‌وقت خواب نمی‌بینی؟

1061
01:39:03,667 --> 01:39:04,875
‫هیچ‌وقت.

1062
01:39:05,833 --> 01:39:07,542
‫دوست داری ببینی؟

1063
01:39:08,125 --> 01:39:09,125
‫خیلی زیاد.

1064
01:39:10,542 --> 01:39:12,542
‫دوست داری در مورد چی خواب ببینی؟

1065
01:39:13,917 --> 01:39:15,167
‫آرورا؟

1066
01:39:21,458 --> 01:39:23,500
‫نبود جاذبه.

1067
01:39:34,500 --> 01:39:36,333
‫باشه، بهت می‌گم.

1068
01:39:40,667 --> 01:39:42,000
‫اوگو نبود.

1069
01:39:45,042 --> 01:39:48,000
‫این رو قبلاً بهم گفتی
‫و من باورت نکردم.

1070
01:39:50,250 --> 01:39:52,000
‫ماریانو، اوگو نبود.

1071
01:39:53,417 --> 01:39:55,042
‫پس کی بود؟

1072
01:39:59,677 --> 01:40:00,875
‫برادر من.

1073
01:41:07,042 --> 01:41:08,125
‫تبریک می‌گم.

1074
01:41:43,875 --> 01:41:46,917
‫♪ بعدش عذرخواهی می‌کنم
‫نه اینکه قبلش خواهش کنم

1075
01:41:54,250 --> 01:41:57,583
‫یه فیلم پر خون تو سرم
‫مثل فیلم کلاکرز شیرکاکائو می‌خورم

1076
01:41:57,667 --> 01:42:00,083
‫یه کوه پول
‫مثل دابل ووپر

1077
01:42:00,167 --> 01:42:02,083
‫کابوس ایتالیایی
‫اگه جیبت خالیه

1078
01:42:02,167 --> 01:42:04,875
‫یه هدف قرمز
‫مثل متال گیر سالید

1079
01:42:04,958 --> 01:42:07,458
‫به دریا نگاه می‌کنم
‫و یه دریای پول می‌بینم

1080
01:42:07,542 --> 01:42:10,167
‫تو صدا رو می‌بری بالا
‫من درآمدم رو

1081
01:42:10,250 --> 01:42:12,375
‫اسکن کن ما رو اگه رسیدیم اونجا

1082
01:42:12,458 --> 01:42:13,875
‫حکم رو بگو

1083
01:42:13,958 --> 01:42:15,542
‫داداش‌ها پشتشون گرمه ♪

1084
01:42:52,167 --> 01:42:57,792
‫[اُتانازی]
(مرگ خودخواسته)

1085
01:44:00,042 --> 01:44:01,917
‫ما خیلی با هم نمی‌ساختیم.

1086
01:44:02,500 --> 01:44:05,292
‫اما اونقدر باهوش بودیم
‫که پیش خودمون نگه‌ش داریم.

1087
01:44:05,375 --> 01:44:06,417
‫نه،

1088
01:44:06,917 --> 01:44:09,042
‫ما باهوش نبودیم،

1089
01:44:09,125 --> 01:44:10,625
‫ما باوقار بودیم.

1090
01:44:32,958 --> 01:44:36,000
‫مشکلی پیش میاد اگه پیاده برم خونه؟

1091
01:44:36,917 --> 01:44:39,708
‫هفت ساله که پیاده‌روی نکردم.

1092
01:44:41,083 --> 01:44:43,458
‫مشکلی نیست، یه کاریش می‌کنیم.

1093
01:44:44,792 --> 01:44:45,917
‫عالیه.

1094
01:46:31,250 --> 01:46:33,042
‫اگه دروغ گفته باشه چی؟

1095
01:46:33,125 --> 01:46:34,375
‫کی؟

1096
01:46:34,458 --> 01:46:35,625
‫کوکو.

1097
01:46:35,708 --> 01:46:36,917
‫در چه موردی؟

1098
01:46:37,625 --> 01:46:41,458
‫هیچ‌وقت با اطمینان کامل نمی‌فهمم
‫که نامزد سابق همسرم کی بود.

1099
01:46:43,208 --> 01:46:45,667
‫اجازه هست یه انتقاد بکنم؟

1100
01:46:46,833 --> 01:46:47,833
‫بله.

1101
01:46:48,875 --> 01:46:50,458
‫اما ملایم باش.

1102
01:46:51,458 --> 01:46:54,250
‫شما به حقیقت اهمیت
‫خیلی زیادی می‌دید.

1103
01:46:56,667 --> 01:46:59,542
‫این یه عادت حرفه‌ای بین قاضی‌هاست.

1104
01:47:00,250 --> 01:47:01,958
‫اما الان شما بازنشسته شدید.

1105
01:47:12,917 --> 01:47:15,500
‫برنامه‌تون
‫برای امشب چیه، رئیس‌جمهور؟

1106
01:47:16,500 --> 01:47:18,208
‫یه پیتزا سفارش میدم.

1107
01:47:20,250 --> 01:47:22,667
‫من بهتون یه هدیه کوچیک دادم.

1108
01:47:22,750 --> 01:47:24,000
‫کجاست؟

1109
01:47:24,083 --> 01:47:26,417
‫پیداش می‌کنید. به وقتش.

1110
01:47:27,292 --> 01:47:29,750
‫یه محافظ ویژه می‌دونه چطوری چیزها رو قایم کنه.

1111
01:47:34,875 --> 01:47:37,000
‫برای جلوگیری از نشون دادن احساسات تو جمع.

1112
01:47:37,750 --> 01:47:39,833
‫یه محافظ ویژه باید همه کار بلد باشه.

1113
01:49:48,167 --> 01:49:49,292
‫الو؟

1114
01:49:50,042 --> 01:49:51,792
‫من ماریانو د سانتیس هستم،

1115
01:49:51,875 --> 01:49:53,667
‫رئیس‌جمهور سابق.

1116
01:49:54,167 --> 01:49:55,542
‫اوه، لعنتی!

1117
01:49:56,333 --> 01:49:57,708
‫من رو ببخشید.

1118
01:49:57,792 --> 01:49:59,125
‫بخشیدمتون.

1119
01:50:00,417 --> 01:50:02,417
‫اما شما شماره من رو دارید؟

1120
01:50:03,500 --> 01:50:07,208
‫من به خودم جسارت دادم
‫و از خانم کافیرو گرفتمش، کار بدی کردم؟

1121
01:50:07,292 --> 01:50:09,208
‫درست برعکس.

1122
01:50:10,667 --> 01:50:13,625
‫هنوز سردبیر ووگ هستید؟

1123
01:50:13,708 --> 01:50:15,375
‫- البته.
‫- خوبه.

1124
01:50:16,417 --> 01:50:18,708
‫هنوز به اون مقاله علاقه دارید

1125
01:50:18,792 --> 01:50:21,958
‫درباره اینکه یه رئیس‌جمهور سابق
‫تو اوقات فراغتش چی می‌پوشه،

1126
01:50:22,042 --> 01:50:23,417
‫یا دیگه خیلی دیر شده؟

1127
01:50:23,500 --> 01:50:25,958
‫دیر؟ معلومه که نه.

1128
01:50:26,042 --> 01:50:27,167
‫خوبه.

1129
01:50:27,250 --> 01:50:29,833
‫من آماده‌ام به سوالات‌تون جواب بدم.

1130
01:50:31,625 --> 01:50:32,625
‫بله.

1131
01:50:33,208 --> 01:50:34,542
‫بیاین شروع کنیم.

1132
01:50:36,750 --> 01:50:40,000
‫رئیس‌جمهور، یادتون میاد
‫تو بچگی چی می‌پوشیدید؟

1133
01:50:40,083 --> 01:50:41,375
‫البته.

1134
01:50:41,958 --> 01:50:43,958
‫من از فراموش کردن خوشم نمیاد.

1135
01:50:46,708 --> 01:50:48,583
‫من به خاطر آوردن رو دوست دارم.

1136
01:50:55,292 --> 01:50:58,917
‫انکار نمی‌کنم که منم آرزو داشتم

1137
01:50:59,000 --> 01:51:04,667
‫یکی از اون مردهایی باشم که با پوشیدن
‫یه کت قرمز و شلوار سفید راحتن،

1138
01:51:05,667 --> 01:51:07,833
‫اما هیچ‌وقت جرأتش رو نداشتم.

1139
01:51:09,042 --> 01:51:11,875
‫می‌دونید، خانم،
‫من همیشه

1140
01:51:12,833 --> 01:51:15,167
‫یه مرد خاکستری و خسته‌کننده بودم،

1141
01:51:16,458 --> 01:51:20,208
‫همیشه مرد قانون بودم

1142
01:51:22,375 --> 01:51:24,542
‫و به هیچ وجه از این بابت ناراحت نیستم.

1143
01:51:25,833 --> 01:51:31,167
‫همسرم...
‫آدم برون‌گرای رابطه ما بود.

1144
01:51:35,750 --> 01:51:38,000
‫و این من رو خوشحال می‌کرد.

1145
01:51:41,333 --> 01:51:48,333
‫اون عاشق... قرمز، زرد، کرم بود.

1146
01:51:50,708 --> 01:51:52,458
‫تو تابستون، آبی روشن.

1147
01:51:53,750 --> 01:51:56,125
‫بله، آبی روشن.

1148
01:51:57,667 --> 01:52:00,000
‫آبی روشن تو تمام طیف‌هاش.

1149
01:52:01,292 --> 01:52:02,625
‫چقدر عالی.

1150
01:52:04,333 --> 01:52:05,750
‫تو زمستون، سبز.

1151
01:52:07,833 --> 01:52:08,833
‫بله.

1152
01:52:08,917 --> 01:52:13,333
‫همونطور که می‌دونید،
‫خوش‌تیپ شدن با رنگ سبز کار راحتی نیست.

1153
01:52:16,667 --> 01:52:19,917
‫و با این حال، آرورا تو رنگ سبز خیره‌کننده بود.

1154
01:52:21,417 --> 01:52:23,042
‫بعد یه روز،

1155
01:52:24,167 --> 01:52:26,583
‫درست چند روز
‫قبل از اینکه فوت کنه،

1156
01:52:27,458 --> 01:52:32,417
‫یه گل‌سینه رو یه کت آبی زد.

1157
01:52:32,500 --> 01:52:34,625
‫پس بهش گفتم،

1158
01:52:34,708 --> 01:52:39,292
‫«نه، آرورا، با این گل‌سینه رو کتت
‫خیلی شبیه بانوها می‌شی.»

1159
01:52:40,833 --> 01:52:44,625
‫و اون، با تعجب،

1160
01:52:44,708 --> 01:52:46,833
‫گفت، «چرا؟

1161
01:52:49,417 --> 01:52:51,750
‫«مگه من بانو نیستم؟»

1162
01:52:53,083 --> 01:52:57,333
‫تو اون لحظه،
‫یه جواب عجیب به ذهنم رسید،

1163
01:52:59,083 --> 01:53:00,333
‫گفتم،

1164
01:53:02,542 --> 01:53:04,500
‫«تو دخترک منی.»

1165
01:53:08,833 --> 01:53:10,208
‫عجیب نبود،

1166
01:53:12,208 --> 01:53:14,042
‫دلخراش بود.

1167
01:53:17,000 --> 01:53:19,792
‫بله، دلخراش کلمه درستی برای توصیفشه،

1168
01:53:19,875 --> 01:53:22,375
‫در حقیقت آرورا نخندید.

1169
01:53:27,292 --> 01:53:29,125
‫چی کار کرد؟

1170
01:53:32,167 --> 01:53:34,417
‫اول گفت، «بس کن!»

1171
01:53:35,833 --> 01:53:38,917
‫اما تو سکوت متوجه شدم که احساساتی شده.

1172
01:53:43,792 --> 01:53:48,208
‫متوجه شدم که چیز زیادی
‫درباره خودم بهتون نمی‌گم.

1173
01:53:49,625 --> 01:53:51,333
‫مهم نیست.

1174
01:53:51,417 --> 01:53:54,417
‫شنیدن حرف‌های شما
‫درباره همسرتون خیلی قشنگه.

1175
01:53:57,875 --> 01:53:59,417
‫براتون جالبه؟

1176
01:54:00,417 --> 01:54:01,792
‫خیلی زیاد.

1177
01:54:05,583 --> 01:54:08,083
‫ببینید، خیلی ساده بگم،

1178
01:54:10,500 --> 01:54:13,250
‫آرورا یه زن بی‌نقص بود.

1179
01:54:17,208 --> 01:54:19,500
‫یه زن بی‌نقص برای من.

1180
01:54:21,042 --> 01:54:22,292
‫چرا؟

1181
01:54:32,417 --> 01:54:34,750
‫چون هیچ‌وقت من رو فراموش نکرد.

1182
01:54:40,083 --> 01:54:43,083
‫هر چقدر زمان نیاز دارید طول بدید، رئیس‌جمهور.

1183
01:54:43,167 --> 01:54:44,625
‫من منتظرتون می‌مونم.

1184
01:55:35,667 --> 01:55:37,792
‫شما خیلی تیزبین هستید.

1185
01:55:37,875 --> 01:55:39,542
‫می‌دونستید، خانم؟

1186
01:55:39,625 --> 01:55:41,292
‫ممنون، رئیس‌جمهور.

1187
01:55:44,250 --> 01:55:47,542
‫و برای همینه که دلم می‌خواد
‫یه خبر دست اول بهتون بدم.

1188
01:55:49,500 --> 01:55:51,542
‫این نقطه اوج دوران کاری من می‌شه.

1189
01:55:53,333 --> 01:55:55,292
‫قبل از ترک کوئیرینال،

1190
01:55:57,125 --> 01:55:59,792
‫می‌خواستم یه لایحه آخر رو امضا کنم،

1191
01:55:59,875 --> 01:56:01,958
‫لایحه حق اُتانازی.

1192
01:56:03,500 --> 01:56:05,333
‫هنوز هیچ‌کس نمی‌دونه.

1193
01:56:09,208 --> 01:56:12,125
‫این به معنی واقعی کلمه نقطه اوج
‫دوران کاری منه.

1194
01:56:17,333 --> 01:56:19,333
‫پاپ چه واکنشی نشون میده؟

1195
01:56:21,917 --> 01:56:23,917
‫فکر نمی‌کنم واکنش بدی نشون بده،

1196
01:56:24,000 --> 01:56:25,833
‫پاپ دوست منه.

1197
01:56:26,750 --> 01:56:29,917
‫اجازه بدید فکر کنم
‫در هر صورت از این کار خوشش نمیاد.

1198
01:56:30,833 --> 01:56:32,083
‫خب،

1199
01:56:32,167 --> 01:56:34,542
‫این اجتناب‌ناپذیره،
‫نقش‌های ما متفاوته.

1200
01:56:35,333 --> 01:56:38,083
‫پاپ باید به خدا جواب پس بده،

1201
01:56:39,667 --> 01:56:41,875
‫من، به بچه‌هام.

1202
01:56:41,958 --> 01:56:44,500
‫چی متقاعدتون کرد؟

1203
01:56:45,333 --> 01:56:47,583
‫این یه سوپرایز بزرگه.

1204
01:56:48,708 --> 01:56:50,792
‫همه فکر می‌کردن به عنوان یه کاتولیک،

1205
01:56:50,875 --> 01:56:54,167
‫به عنوان مردی که تمایل داره
‫به تعادل و سازش،

1206
01:56:54,250 --> 01:56:57,958
‫شما بدون امضا کردنش
‫وقت‌کُشی می‌کنید،

1207
01:56:58,625 --> 01:57:01,583
‫و این کار رو به جانشین‌تون می‌سپارید.

1208
01:57:01,667 --> 01:57:03,833
‫چی متقاعدتون کرد؟

1209
01:57:03,917 --> 01:57:05,417
‫دخترم.

1210
01:57:06,667 --> 01:57:08,375
‫اون متقاعدم کرد.

1211
01:57:09,625 --> 01:57:11,708
‫اون یه حقوق‌دان بزرگه،

1212
01:57:12,542 --> 01:57:15,000
‫چون تونست
‫تو اصول من رخنه کنه.

1213
01:57:15,083 --> 01:57:17,208
‫شما هم حقوق‌دان بزرگی هستید.

1214
01:57:19,208 --> 01:57:21,875
‫حالا می‌خوام یه
‫چیز پیش‌پاافتاده بهتون بگم، خانم.

1215
01:57:23,333 --> 01:57:27,000
‫یه زمانی هست که بچه‌ها
‫باید پیروی پدر و مادرشون باشن،

1216
01:57:27,833 --> 01:57:30,167
‫اما یه زمان بعدی هم هست

1217
01:57:30,250 --> 01:57:32,958
‫که پدر و مادرها باید
‫پیروی بچه‌هاشون باشن.

1218
01:57:33,542 --> 01:57:37,125
‫علاوه بر این، دختر من یه چیز اضافه‌تر داره،

1219
01:57:37,875 --> 01:57:39,708
‫اشتیاق،

1220
01:57:39,792 --> 01:57:42,792
‫چیزی که، به خاطر سنم، من از دستش دادم.

1221
01:57:44,018 --> 01:57:46,333
‫اشتیاق‌تون رو دوباره پیدا کردید؟

1222
01:57:47,375 --> 01:57:49,833
‫برای اشتیاق دیره،

1223
01:57:50,792 --> 01:57:52,125
‫اما...

1224
01:57:55,125 --> 01:57:57,917
‫یه چیزی شبیه‌ش پیدا کردم.

1225
01:58:00,833 --> 01:58:02,250
‫موهبت.

1226
01:58:03,917 --> 01:58:06,625
‫موهبت یعنی زیبایی شک.

1227
01:58:08,542 --> 01:58:12,083
‫پس امضاش کردید،
‫تصمیمتون رو گرفتید، حتی با وجود شک.

1228
01:58:13,250 --> 01:58:16,000
‫این همون کاری نیست که همیشه می‌کنیم؟

1229
01:58:16,083 --> 01:58:17,792
‫هر روز؟

1230
01:58:17,875 --> 01:58:20,250
‫تظاهر به اطمینان.

1231
01:58:21,875 --> 01:58:25,917
‫بله، رئیس‌جمهور،
‫این کاریه که ما هر روز می‌کنیم.

1232
01:58:26,000 --> 01:58:27,833
‫بهش می‌گن شجاعت.

1233
01:58:32,042 --> 01:58:36,167
‫یه روز، دخترم دوروتی ازم پرسید،

1234
01:58:36,250 --> 01:58:38,250
‫«روزهای ما متعلق به کیه؟»

1235
01:58:38,917 --> 01:58:40,667
‫جوابش خیلی واضحه.

1236
01:58:43,042 --> 01:58:44,458
‫متعلق به ماست.

1237
01:58:45,208 --> 01:58:46,458
‫اما در کمال تعجب،

1238
01:58:46,542 --> 01:58:49,333
‫یه عمر برای
‫درک کردنش کافی نیست.

1239
01:58:58,375 --> 01:59:00,083
‫آرپا، زود اومدی.

1240
01:59:00,167 --> 01:59:02,958
‫مگه مرخصی روزانه‌ات ساعت 10 شب تموم نمی‌شد؟

1241
01:59:32,125 --> 01:59:33,500
‫سلام، دوروتی.

1242
01:59:34,667 --> 01:59:36,250
‫سلام، ریکاردو.

1243
01:59:36,333 --> 01:59:37,500
‫سلام، بابا.

1244
01:59:37,583 --> 01:59:39,583
‫دارین چی کار می‌کنین؟

1245
01:59:39,667 --> 01:59:40,875
‫شام می‌خوریم.

1246
01:59:40,958 --> 01:59:42,208
‫چی؟

1247
01:59:42,958 --> 01:59:44,083
‫کینوا.

1248
01:59:44,875 --> 01:59:46,833
‫اون یه پیتزا سفارش داد بیارن.

1249
01:59:48,500 --> 01:59:50,333
‫تو مثل مادرت هستی.

1250
01:59:52,583 --> 01:59:54,167
‫از چه نظر؟

1251
01:59:54,250 --> 01:59:56,542
‫- تو من رو می‌شناسی.
‫- نه چندان.

1252
01:59:56,625 --> 01:59:59,875
‫هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کردم
‫ایسا روکا رو عفو کنی.

1253
02:00:00,542 --> 02:00:02,125
‫و انگیزه‌اش رو.

1254
02:00:03,542 --> 02:00:05,833
‫«دفاع مشروع پیشگیرانه.»

1255
02:00:06,625 --> 02:00:12,208
‫یه بسط جسورانه
‫از اصل دفاع مشروع.

1256
02:00:12,292 --> 02:00:14,917
‫دفاع مشروع از زندگی‌ای که یه جهنم بود.

1257
02:00:16,542 --> 02:00:18,542
‫اما اون شوهرش رو تو خواب کشت.

1258
02:00:18,625 --> 02:00:22,208
‫اون بیدار می‌شد
‫و به شکنجه کردنش ادامه می‌داد.

1259
02:00:24,375 --> 02:00:27,000
‫- می‌تونست فرار کنه.
‫- نه.

1260
02:00:27,083 --> 02:00:28,333
‫نمی‌تونست.

1261
02:00:30,500 --> 02:00:31,708
‫چرا نه؟

1262
02:00:32,708 --> 02:00:34,042
‫چون عاشقش بود.

1263
02:00:35,792 --> 02:00:38,750
‫این به معنی
‫فرار کردن از زندگی خودش بود.

1264
02:00:39,917 --> 02:00:44,250
‫انتخاب دیگه‌ای نداشت،
‫برای همینه که عفوش کردیم.

1265
02:00:47,292 --> 02:00:49,542
‫چرا آرپا رو عفو نکردی؟

1266
02:00:50,167 --> 02:00:52,042
‫روایتش گمراه‌کننده بود.

1267
02:00:54,000 --> 02:00:55,292
‫از چه نظر؟

1268
02:00:56,000 --> 02:00:58,000
‫اون عاشق همسرش نبود.

1269
02:00:59,292 --> 02:01:01,333
‫تو از کجا می‌دونی؟

1270
02:01:01,417 --> 02:01:02,750
‫من باهاش حرف زدم.

1271
02:01:04,125 --> 02:01:05,792
‫اون داغون شده بود.

1272
02:01:07,167 --> 02:01:08,458
‫از درون شکسته بود.

1273
02:01:09,083 --> 02:01:11,000
‫بدون هیچ شکی.

1274
02:01:19,542 --> 02:01:20,542
‫بابا،

1275
02:01:22,542 --> 02:01:25,417
‫دوست داری
‫آخرین آهنگی که نوشتم رو بشنوی؟

1276
02:01:27,625 --> 02:01:28,792
‫باشه.

1277
02:03:52,233 --> 02:04:00,776
[موهبت]

1278
02:04:03,917 --> 02:04:08,875
‫[ایسا روکا و نامزدش، شیش ماه
‫بعد از اینکه عفو اعطا شد، از هم جدا شدن.

1279
02:04:10,000 --> 02:04:13,000
‫کریستیانو آرپا،
‫بعد از اینکه عفوش رد شد،

1280
02:04:13,083 --> 02:04:15,833
‫دوباره درخواست داد، این بار به اسم خودش.

1281
02:04:17,000 --> 02:04:20,292
‫اوگو رومانی فقط با اختلاف یه رأی
‫رئیس‌جمهور نشد.

1282
02:04:20,375 --> 02:04:23,000
‫شایعه شده که
‫اون یه رأی، رأی ماریانو د سانتیس بوده.

1283
02:04:23,958 --> 02:04:27,542
‫دوروتی د سانتیس
‫تو یه کلاس ورزش ثبت نام کرد.

1284
02:04:28,625 --> 02:04:32,000
‫هر روز صبح، ماریانو د سانتیس
‫به عنوان یه سناتور مادام‌العمر به دفترش میره.

1285
02:04:32,083 --> 02:04:33,625
‫شب‌ها،
‫تو خونه منتظر می‌مونه.

1286
02:04:34,583 --> 02:04:39,708
‫منتظر می‌مونه تا دوستش کوکو والوری بیاد
‫و با هم یه شام سبک بخورن.]

1287
02:05:12,667 --> 02:05:14,625
‫دست از سرم بردار.

