﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,006
.

2
00:00:56,352 --> 00:01:01,408
‫[جـابه‌جـایــی]

3
00:01:44,512 --> 00:01:48,580
‫خب، خب، خب، همین‌جا وایسید.
‫اسم من آلی‌ـه.

4
00:01:48,666 --> 00:01:52,000
‫شاید براتون عجیب باشه،
‫ولی این بدترین روز زندگیم نیست.

5
00:01:52,666 --> 00:01:54,416
‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه.

6
00:01:54,500 --> 00:01:59,439
‫اون مال خیلی وقت پیشه،
.مال وقتی که بچه بودم

7
00:02:00,864 --> 00:02:02,672
‫از وقتی که یادم میاد،

8
00:02:02,960 --> 00:02:07,872
‫کنجکاوی همیشه کار دستم می‌داد.

9
00:05:50,750 --> 00:05:53,625
‫اوه، سلام، بابا...

10
00:05:53,710 --> 00:05:54,773
‫تشنه‌ای؟

11
00:05:55,250 --> 00:05:58,791
‫آلی، هیچ‌وقت
.به هیچ موجود دیگه‌ای اعتماد نکن

12
00:05:58,875 --> 00:06:00,375
‫آلی کوچولوی من!

13
00:06:00,458 --> 00:06:03,416
‫برات یه کلاه برداشت جدید درست کردم.

14
00:06:03,500 --> 00:06:04,708
‫اون از جزیره رفته بیرون.

15
00:06:04,791 --> 00:06:06,000
‫از جزیره رفتی بیرون؟

16
00:06:06,083 --> 00:06:08,458
‫مامان، باورت نمی‌شه چی دیدم!

17
00:06:08,541 --> 00:06:10,250
‫باورنکردنی بود.

18
00:06:10,333 --> 00:06:12,833
‫یه برگ‌هایی بودن که چشم داشتن.

19
00:06:12,916 --> 00:06:17,625
‫یه ماهی بزرگ با پولک‌های رنگین‌کمونی بود
که بهم لبخند زد

20
00:06:17,708 --> 00:06:19,208
‫واقعاً؟ ماهی بزرگ رنگین‌کمونی؟

21
00:06:19,291 --> 00:06:21,875
‫برام مهم نیست! حق نداری از جزیره بری بیرون.

22
00:06:21,954 --> 00:06:24,708
‫- آخه چرا؟
‫- چون خطرناکه، دلیلش اینـه.

23
00:06:24,791 --> 00:06:26,083
‫ما نگرانتیم.

24
00:06:26,166 --> 00:06:29,375
‫نمی‌فهمم چرا انقدر بزرگش می‌کنین.
‫فقط داشتم یه‌کم می‌گشتم.

25
00:06:29,458 --> 00:06:32,333
‫پسرم، پوکوها قرار نیست کنجکاو باشن.

26
00:06:32,416 --> 00:06:33,416
‫شعارمون چیه؟

27
00:06:33,500 --> 00:06:37,833
‫- «امروز پنهان شو تا فردا زنده بمونی.»
‫- دقیقاً.

28
00:06:37,916 --> 00:06:41,000
‫برای همینه که دماغ پوکویی‌مون رو داریم،

29
00:06:41,083 --> 00:06:44,083
‫که بتونیم خطر رو بو بکشیم و ازش دوری کنیم.

30
00:06:44,166 --> 00:06:46,958
‫ما همه‌چی رو بو می‌کشیم،
ولی همه‌چی که تهدیدآمیز نیست

31
00:06:47,041 --> 00:06:49,583
‫می‌دونی چیه؟ دیگه بسه.
قصه رو براش تعریف می‌کنم

32
00:06:49,666 --> 00:06:50,750
‫کالو! نه...

33
00:06:50,833 --> 00:06:51,916
‫وایسا. قصه؟

34
00:06:52,000 --> 00:06:55,666
‫همون قصه‌ی معروف؟
‫می‌خوام بشنومش.

35
00:06:55,750 --> 00:06:59,416
‫برای شنیدن درباره‌ی... گرگ خیلی بچه‌ست.
‫شب‌ها کابوس می‌بینه.

36
00:06:59,500 --> 00:07:01,791
‫نمی‌بینم. مامان‌بابای لاد بهش گفتن.

37
00:07:01,875 --> 00:07:05,250
‫فکر نکنم خوب باشه
از مامان بابای لاد الگو بگیریم

38
00:07:05,333 --> 00:07:07,083
‫وای خدایا، بی‌خیال.

39
00:07:07,166 --> 00:07:09,916
‫- چی...
‫- باید بدونه!

40
00:07:10,000 --> 00:07:11,416
‫مامان‌بزرگ؟

41
00:07:11,500 --> 00:07:16,791
‫وقتی باد با صدایی وهم‌آلود
لای دره‌ها سوت می‌کشید

42
00:07:16,875 --> 00:07:22,541
‫اون موجود تاریک
در شبی سیاه و بی‌ابر بیرون اومد

43
00:07:22,625 --> 00:07:28,375
‫ویرانگر بزرگ که آتش جهنمی به پا کرد

44
00:07:28,458 --> 00:07:30,541
‫و دره رو به آتیش کشید.

45
00:07:30,625 --> 00:07:32,708
‫اوه، وای. قراره خیلی خفن باشه!

46
00:07:32,791 --> 00:07:35,000
‫می‌شه یه‌کم شدتش رو کم کنی، لطفاً؟

47
00:07:35,083 --> 00:07:36,125
‫نه!

48
00:07:36,625 --> 00:07:39,916
‫همه‌چی از خیلی وقت پیش شروع شد،

49
00:07:40,000 --> 00:07:43,625
‫وقتی دره جای کاملاً متفاوتی بود.

50
00:07:44,261 --> 00:07:48,250
‫پوکوها همیشه مثل الان
روی جزیره زندگی نمی‌کردن

51
00:07:48,791 --> 00:07:51,833
‫اون‌ها بین بقیه‌ی حیوانات زندگی می‌کردن...

52
00:07:51,916 --> 00:07:56,833
‫و همه از گرگ درنده‌ای
که توی دره پرسه می‌زد می‌ترسیدن

53
00:08:00,958 --> 00:08:05,125
‫اما بعد همه‌چی عوض شد.

54
00:08:05,208 --> 00:08:09,416
‫موجود خیلی عظیمی وارد دره شد،

55
00:08:09,500 --> 00:08:14,958
‫زوها، باغ‌های متحرک باشکوه.

56
00:08:15,041 --> 00:08:20,916
‫با خرد و مهربونی بی‌پایان‌شون،
زوها موهبتی به موجودات دادن

57
00:08:21,000 --> 00:08:24,625
‫روی شاخه‌هاشون غلافی جادویی
و درخشان رشد می‌کرد

58
00:08:24,708 --> 00:08:30,666
‫که قدرت شگفت‌انگیزی داشت
تا یک موجود رو به موجودی دیگه تبدیل کنه

59
00:08:36,916 --> 00:08:41,625
‫اون غلاف‌ها بهشون این توانایی رو داد
که همدیگه رو بفهمن

60
00:08:41,708 --> 00:08:44,916
‫و همین باعث شد بهم نزدیک‌تر بشن.

61
00:08:45,666 --> 00:08:47,500
‫اما گرگ،

62
00:08:47,583 --> 00:08:51,000
‫که به‌خاطر از دست دادنِ کنترل دره
عصبانی شده بود

63
00:08:51,083 --> 00:08:53,125
‫از این روش جدید بیزار بود،

64
00:08:53,208 --> 00:08:59,625
‫پس موهبتِ زوها رو دزدید
تا خودش رو به هیولا تبدیل کنه

65
00:09:00,416 --> 00:09:05,208
‫تا تبدیل بشه به گرگ آتشین!

66
00:09:05,291 --> 00:09:09,250
‫و برای نابود کردن غلاف‌ها،
!به زوها حمله کرد

67
00:09:09,958 --> 00:09:12,583
‫چهارتای اول رو کشت!

68
00:09:14,666 --> 00:09:17,625
‫و بقیه رو فراری داد.

69
00:09:25,166 --> 00:09:26,958
‫باعث ریزش کوه شد،

70
00:09:28,958 --> 00:09:30,375
‫که یه سد درست کرد.

71
00:09:37,583 --> 00:09:42,166
‫و زوهای باقی‌مونده رو
برای همیشه از دره تبعید کرد

72
00:09:43,375 --> 00:09:47,708
‫بدون زوها، موجوداتِ دره رو

73
00:09:47,791 --> 00:09:52,875
‫به زندگی پر از ترس و بی‌اعتمادی برگردوند.

74
00:09:54,666 --> 00:10:01,666
‫و گرگ آتشین تا همین امروز هنوز حاکم دره‌ست.

75
00:10:04,375 --> 00:10:06,666
‫هوم؟ خیلی خوب بود، نه؟

76
00:10:07,666 --> 00:10:08,666
‫اه.

77
00:10:08,750 --> 00:10:11,458
‫«اه»؟
‫اه یعنی چی؟

78
00:10:11,483 --> 00:10:14,058
‫پس خون و دل‌وروده‌ش کو؟ صحنه‌های خونین؟

79
00:10:14,083 --> 00:10:17,541
‫مثلاً گرگ آتشین کاج‌تیغی‌ها رو تیکه‌پاره کنه

80
00:10:17,625 --> 00:10:19,333
‫و با دل‌وروده‌شون جشن بگیره؟

81
00:10:19,416 --> 00:10:21,666
‫اون‌وقت خفن می‌شد.

82
00:10:23,708 --> 00:10:25,875
‫می‌دونی چیه؟ این پسر خودته.

83
00:10:25,958 --> 00:10:29,541
‫ما دوستت داریم. فقط می‌خوایم در امان باشی.

84
00:10:29,625 --> 00:10:32,125
‫- می‌دونم.
‫- دور‌وبرت رو ببین، کوچولو.

85
00:10:32,208 --> 00:10:34,416
‫اینجا، این پوکوها،

86
00:10:34,500 --> 00:10:37,916
‫تنها چیزی‌ـه که لازم نیست ازشون بترسی.

87
00:10:38,000 --> 00:10:40,666
‫برای همینه که داریم جشن می‌گیریم،

88
00:10:40,750 --> 00:10:43,375
‫تا بابت برداشت پیپلت‌ها شکرگزاری کنیم.

89
00:10:43,458 --> 00:10:46,791
‫ما واقعاً خوش‌شانسیم
که همه‌ی این‌ها رو داریم

90
00:11:01,208 --> 00:11:04,708
‫آماده، شروع، پیپلت رو پاس‌کاری کنید!

91
00:11:22,291 --> 00:11:24,250
‫یه جاوان؟

92
00:11:32,916 --> 00:11:35,500
‫می‌دونم که نباید کنجکاو باشیم...

93
00:14:01,708 --> 00:14:02,958
‫آلی!

94
00:14:03,791 --> 00:14:06,208
‫می‌تونم بوت رو یه جایی همین اطراف حس کنم.

95
00:14:06,274 --> 00:14:07,958
‫هی، کجایی؟

96
00:14:09,291 --> 00:14:11,875
‫هی، بابا، نگران نباش. خطرناک نیست.

97
00:14:11,958 --> 00:14:13,625
‫باهوشه. ببین.

98
00:14:13,708 --> 00:14:15,125
‫این حرکت رو بهش یاد دادم.

99
00:14:16,875 --> 00:14:18,250
‫یادش دادم چطوری غذا بخوره.

100
00:15:07,541 --> 00:15:08,750
‫آلی.

101
00:15:10,041 --> 00:15:12,000
‫چی کار کردی؟

102
00:15:18,583 --> 00:15:22,125
‫آره، همون بود. بدترین روز زندگیم.

103
00:15:22,750 --> 00:15:25,875
‫اون ضرب‌المثله چی بود؟
‫کنجکاوی گربه رو کشت.

104
00:15:25,958 --> 00:15:27,625
‫نمی‌دونم گربه چیه،

105
00:15:27,708 --> 00:15:30,791
‫ولی کنجکاوی من قطعاً پوکوها رو به فنا داد.

106
00:15:44,000 --> 00:15:46,291
‫جاوان‌ها دارن همه‌چی رو می‌خورن.

107
00:15:46,375 --> 00:15:48,625
‫هر سال هم تعدادشون بیشتر می‌شه.

108
00:15:48,708 --> 00:15:52,750
‫- فقط برمی‌دارن، برمی‌دارن، برمی‌دارن. کارشون همینه.
‫- ولی خب آذوقه‌ی اضطراری چی؟

109
00:15:52,830 --> 00:15:53,840
‫تموم شده.

110
00:15:54,250 --> 00:15:56,625
‫انبار تقریباً خالیه.

111
00:15:56,708 --> 00:16:00,125
‫قراره چطوری توی زمستون دووم بیاریم؟

112
00:16:00,208 --> 00:16:04,125
‫باید پیپلت بیشتری پیدا کنیم وگرنه...
...وگرنه

113
00:16:04,208 --> 00:16:05,541
‫وگرنه چی؟

114
00:16:07,500 --> 00:16:08,833
‫از گرسنگی می‌میریم.

115
00:16:24,750 --> 00:16:26,166
‫اه، بابا.

116
00:16:26,250 --> 00:16:29,416
‫هی، بابا، من با استتار برگی رفته بودم
سطح زمین

117
00:16:31,125 --> 00:16:34,375
‫و... تونستم این رو پیدا کنم.

118
00:16:45,500 --> 00:16:48,458
‫چرا باید به اون جاوان غذا می‌دادم؟

119
00:16:48,541 --> 00:16:52,416
‫چرا؟ ها؟ آخه مشکل من چیه؟

120
00:18:00,625 --> 00:18:01,833
‫کار می‌کنه؟

121
00:18:02,375 --> 00:18:04,291
‫بابا، کار می‌کنه!

122
00:18:04,375 --> 00:18:05,750
‫همه گوش کنید!

123
00:18:06,291 --> 00:18:09,541
‫من راه‌حل رو پیدا کردم!

124
00:18:10,375 --> 00:18:11,750
‫آره، آره، آره، آره!

125
00:18:11,833 --> 00:18:13,833
‫آه، خوبه.

126
00:18:19,333 --> 00:18:21,000
‫خب، ببین کی اینجاست.

127
00:18:21,083 --> 00:18:22,166
‫یه قهرمان.

128
00:18:22,250 --> 00:18:23,791
‫بجنب، بیا جلو.

129
00:18:24,833 --> 00:18:27,041
‫کیسه‌ی گنده‌ی پَریِ خنگ!
‫بیا من رو بگیر.

130
00:18:27,125 --> 00:18:29,750
‫منتظر چی هستی؟ یالا بیا!

131
00:18:29,833 --> 00:18:31,000
‫بیا من رو بگیر!

132
00:19:22,000 --> 00:19:23,583
‫غلاف درخشان؟

133
00:19:25,580 --> 00:19:26,944
‫قصه‌ی مامان بزرگ...

134
00:19:27,040 --> 00:19:28,080
‫واقعیه.

135
00:19:28,480 --> 00:19:30,813
‫نه، نه، نه، من از اینجا میرم، نه.

136
00:19:31,416 --> 00:19:33,750
‫دیگه هیچی رو تغییر نمی‌دیم. نه.

137
00:19:33,833 --> 00:19:36,250
‫نیازی به این غلاف‌های جادویی مسخره نداریم
نه

138
00:19:36,333 --> 00:19:40,416
‫این‌ها همه‌ش تقصیر توئه، جاوان احمق!

139
00:19:53,333 --> 00:19:55,333
‫آلی!

140
00:19:56,625 --> 00:19:57,833
‫زودباش.

141
00:19:57,916 --> 00:20:00,166
‫آلی! آهای؟

142
00:20:01,291 --> 00:20:02,541
‫آلی!

143
00:20:03,488 --> 00:20:04,790
‫سرم.

144
00:20:04,875 --> 00:20:05,916
‫آلی!

145
00:20:07,166 --> 00:20:08,291
‫خودتی؟

146
00:20:08,375 --> 00:20:10,541
‫آره. این پایینم!

147
00:20:10,625 --> 00:20:12,958
‫پیداش کردم! بچه‌ها، پیداش کردم.

148
00:20:13,041 --> 00:20:16,500
‫توی گوداله!
‫توی یه گودال خیلی، خیلی تاریکه.

149
00:20:16,583 --> 00:20:19,416
‫- اونجا چی کار می‌کنی؟
‫- گیر کردی، عزیزم؟

150
00:20:19,500 --> 00:20:22,458
‫کجات درد می‌کنه؟
‫مچ پا؟ پا؟ دست؟ دنده؟ کمر؟

151
00:20:22,541 --> 00:20:25,916
‫- نگو که سرته!
‫- نه، سرم نیست.

152
00:20:26,000 --> 00:20:28,333
‫فقط یه‌کم حالم عجیبه.

153
00:20:28,416 --> 00:20:29,875
‫خب بیا بیرون دیگه.

154
00:20:29,958 --> 00:20:31,625
‫دارم میام.

155
00:20:39,541 --> 00:20:40,625
‫جاوان!

156
00:20:40,708 --> 00:20:43,333
‫چی؟ چی؟ کجا؟ کجا؟

157
00:20:43,833 --> 00:20:45,666
‫وایسا، وایسا، وای. من یه...

158
00:20:45,750 --> 00:20:48,166
‫نه، نه، نه. من یه...

159
00:20:48,250 --> 00:20:49,500
‫جاوان!

160
00:20:49,583 --> 00:20:51,916
‫نه، مامان! کمک، کمکم کن!

161
00:20:52,000 --> 00:20:53,333
‫مامان، منم!

162
00:20:54,958 --> 00:20:55,958
‫آلی؟

163
00:20:57,458 --> 00:20:58,583
‫کمکم کن.

164
00:20:59,083 --> 00:21:00,750
‫می‌ترسم، مامان.

165
00:21:02,083 --> 00:21:06,750
‫صدای آلی... از اون پرنده میاد؟

166
00:21:07,458 --> 00:21:09,208
‫خب، این یعنی...

167
00:21:09,708 --> 00:21:12,083
‫پرنده آلی رو خورده!

168
00:21:12,166 --> 00:21:13,875
‫جاوان آلی رو خورده!

169
00:21:18,708 --> 00:21:21,041
‫نه! آلی!

170
00:21:21,875 --> 00:21:24,083
‫- کالی!
‫- اون جاوان آلی رو خورده!

171
00:21:38,000 --> 00:21:39,208
‫وای!

172
00:22:10,583 --> 00:22:12,291
‫جزیره‌ی پوکو؟

173
00:22:15,916 --> 00:22:16,916
‫وای!

174
00:22:35,500 --> 00:22:38,208
‫جاوان! جاوان! جاوان!

175
00:22:47,833 --> 00:22:48,916
‫سلام!

176
00:22:55,541 --> 00:22:57,916
‫برید عقب! از... از من دور شید!

177
00:22:58,416 --> 00:23:00,500
‫وایسا، صبرکن، صبرکن.

178
00:23:02,416 --> 00:23:04,500
‫- اه، آیوی؟
‫عقب وایسید!

179
00:23:04,583 --> 00:23:07,291
‫- بله، لیلی؟
‫- به نظرت یه‌کم عجیب نیست؟

180
00:23:07,375 --> 00:23:10,333
‫یه‌کم؟ ببین باهاش چی کار کردی، آیوی.

181
00:23:10,416 --> 00:23:12,166
‫برید عقب!

182
00:23:12,250 --> 00:23:14,416
‫وایولت، انقدر گنده‌ش نکن.

183
00:23:14,500 --> 00:23:15,833
‫حالش خوبه.

184
00:23:15,906 --> 00:23:18,541
‫سلام، جناب رفیق. حالت چطوره؟

185
00:23:18,625 --> 00:23:21,583
‫عقب وایسا. هی، عقب وایسا. عقب وایسید.

186
00:23:21,666 --> 00:23:24,083
‫چه روش عجیبی برای تشکر کردن.
‫من جونت رو نجات دادم.

187
00:23:24,166 --> 00:23:25,416
‫اه، ما جونت رو نجات دادیم.

188
00:23:25,500 --> 00:23:30,458
‫اگه منظورت از «ما» خودمم، اونم کاملاً تنها،
بدون کمک شما، مثل همیشه

189
00:23:30,541 --> 00:23:32,791
‫اون‌وقت آره، ما نجاتت دادیم.

190
00:23:32,875 --> 00:23:36,000
‫عقب وایسا! تکون نخور.
‫تو. و تو. تو!

191
00:23:36,083 --> 00:23:37,208
‫از این استفاده می‌کنم‌ها!

192
00:23:37,291 --> 00:23:39,166
‫اون چوب رو بذار زمین.

193
00:23:39,250 --> 00:23:41,458
‫وای، مغزش رو خراب کردی.

194
00:23:41,541 --> 00:23:43,916
‫من مغزش رو خراب نکردم.

195
00:23:44,000 --> 00:23:47,708
‫سلام.
‫اسم من آیوی‌ـه. این‌ها هم خواهرهام ان.

196
00:23:47,791 --> 00:23:50,666
‫ام، خودمون می‌تونیم خودمون رو معرفی کنیم.

197
00:23:50,750 --> 00:23:51,958
‫- من وایولتم.
‫اون وایولته.

198
00:23:52,041 --> 00:23:53,041
‫- اون لیلی‌ـه.
‫- سلام!

199
00:23:53,625 --> 00:23:57,500
‫فقط یه کوچولو
یه‌کم مراقبت پزشکی لازم داری

200
00:23:57,583 --> 00:23:59,833
‫برای همین می‌خوام ببرمت به صخره‌ی جاوان.

201
00:24:00,541 --> 00:24:02,833
‫ها؟ صخره‌ی جاوان؟

202
00:24:02,916 --> 00:24:04,416
‫آره، خونه، اونجاست.

203
00:24:04,500 --> 00:24:07,291
‫من به صخره‌ی جاوان نمیام!
!اونجا خونه‌ی من نیست

204
00:24:07,375 --> 00:24:08,875
‫باشه، رفیق. آروم.

205
00:24:08,958 --> 00:24:12,041
‫صخره‌ی جاوان هرچی
که برای درمانت لازم هست رو داره

206
00:24:12,125 --> 00:24:14,500
‫- به من اعتماد کن.
‫- اعتماد کنم؟ به تو؟

207
00:24:22,791 --> 00:24:23,791
‫خیلی خنده‌داره.

208
00:24:23,875 --> 00:24:26,833
‫شاید اون سقوط، شنواییش رو معیوب کرده.

209
00:24:26,916 --> 00:24:31,208
‫حرفم رو می‌فهمی؟

210
00:24:31,291 --> 00:24:36,208
‫اوه، می‌فهمم. خیلی هم خوب می‌فهمم
...که تو و این حقه‌بازی‌ها، دزدی

211
00:24:36,291 --> 00:24:38,250
‫من... وایسا، وایسا، وایسا. من...

212
00:24:38,333 --> 00:24:40,250
‫من حرفت رو می‌فهمم.

213
00:24:40,333 --> 00:24:43,583
‫چطوری دارم حرف تو رو می‌فهمم؟

214
00:24:44,083 --> 00:24:45,541
‫چون گیر افتادم.

215
00:24:45,625 --> 00:24:48,750
‫چون توی بدن یه جاوان گیر افتادم!

216
00:24:48,833 --> 00:24:51,291
‫این پرها رو ازم جدا کنید! جداشون کنید!

217
00:24:52,250 --> 00:24:54,625
‫این پرها رو از تنم بکنین!

218
00:24:54,708 --> 00:24:57,250
‫وای نه، دیگه رفتنیه. ما چی کار کردیم؟

219
00:24:57,333 --> 00:25:00,000
‫- ما؟ منظورت اینه که اون چی کار کرد؟
‫- گیر افتادم!

220
00:25:00,083 --> 00:25:01,375
‫هیچ کمکی نمی‌کنی!

221
00:25:01,458 --> 00:25:04,000
‫من توی این بدن گیر کردم! کمک! یکی کمکم کنه!

222
00:25:04,083 --> 00:25:06,625
‫کمک به تو؟ اول به من کمک کن!

223
00:25:06,708 --> 00:25:09,791
‫اینجا دارم سرگین قل میدم!
‫می‌خوای از سر راهم بری کنار یا نه؟

224
00:25:09,875 --> 00:25:11,250
‫تو هم می‌تونی حرف بزنی؟

225
00:25:11,333 --> 00:25:14,500
‫آره، درسته، نابغه، و دارم با تو حرف می‌زنم.

226
00:25:14,583 --> 00:25:16,125
‫حالا گم‌شو کنار. تکون بخور.

227
00:25:16,208 --> 00:25:18,125
‫می‌شه انقدر طولش ندی؟

228
00:25:18,208 --> 00:25:20,333
‫چقدر باید منتظر این سرگین بمونم؟

229
00:25:20,416 --> 00:25:24,791
‫حالا تو هم می‌خوای مخم رو بخوری؟
‫اول اون احمق، و حالا تو!

230
00:25:24,875 --> 00:25:26,333
‫لازم نیست داد بزنی.

231
00:25:26,416 --> 00:25:29,625
‫از کجا باید بدونم؟
‫واسه من شبیه‌ یه خاک توپی کوچولوئه.

232
00:25:29,708 --> 00:25:33,333
‫ام، آیوی، الان داره با حشره‌ها حرف می‌زنه.

233
00:25:33,416 --> 00:25:37,458
‫درباره‌ی سرگین. آیدی، داره درباره‌ی سرگین حرف می‌زنه.
‫بهش بگو چی کار کردی.

234
00:25:37,541 --> 00:25:42,708
‫- هوم، منظورت نجات قهرمانانه‌ی جون‌شه؟
‫- فکر کنم منظورش اون، امم، اون یکی چیزه؟

235
00:25:42,791 --> 00:25:45,375
‫چیزهای دیگه! جمع!

236
00:25:45,458 --> 00:25:47,250
‫دارین درباره‌ی چی حرف می‌زنین؟

237
00:25:47,333 --> 00:25:50,125
‫خب، باشه. وقتی داشتم نجاتت می‌دادم،

238
00:25:50,208 --> 00:25:52,741
‫ممکنه یه‌کم توانایی شنا کردنت رو
دست بالا گرفته باشم

239
00:25:55,416 --> 00:25:59,208
‫- وایسا. سر من رو بردی زیر آب؟
‫- و؟

240
00:25:59,291 --> 00:26:03,541
‫و بعدش هم شاید اتفاقی
به یه سنگ‌ریزه کوبیده باشمت

241
00:26:06,333 --> 00:26:07,625
‫چی کار کردی؟

242
00:26:07,708 --> 00:26:09,208
‫یه چیز دیگه هم بود...

243
00:26:11,666 --> 00:26:13,416
‫باشه، کافیه!

244
00:26:13,500 --> 00:26:17,625
‫لیز بودی. و البته حسابی هم سنگین.
‫منم فقط یه دستم آزاد بود!

245
00:26:17,708 --> 00:26:19,458
‫وایسا، وایسا، وایسا، خودتی!

246
00:26:19,541 --> 00:26:22,208
‫تو همون جاوان قهرمانی
که من رو هل داد توی گودال

247
00:26:22,291 --> 00:26:25,583
‫آره! من یه قهرمانم.

248
00:26:25,666 --> 00:26:28,416
‫به لطف من، الان از دست اون موش کوچولوی عصبانی
 در امانی

249
00:26:28,500 --> 00:26:30,875
‫اون موش کوچولو خود منم!

250
00:26:30,958 --> 00:26:33,241
‫و این‌که موش نیستم، پوکوام!

251
00:26:33,750 --> 00:26:35,833
‫پوکو؟ پوکو دیگه چیه؟

252
00:26:35,916 --> 00:26:39,291
‫دیگه داره کلمه می‌سازه.
‫هنوز فکر می‌کنی مغزش رو خراب نکردی؟

253
00:26:39,375 --> 00:26:41,625
‫- من مغزش رو خراب نکردم!
‫- اون مغزت رو خراب کرده.

254
00:26:41,708 --> 00:26:45,166
‫در بهترین حالت، یه ضربه‌ی مغزی خفیف داری
برای همین باید ببریمت خونه

255
00:26:45,250 --> 00:26:47,833
‫باز از اون کلمه استفاده کردی، «خونه».
‫منظورت چیه؟

256
00:26:47,916 --> 00:26:50,291
‫- صخره‌ی جاوان.
‫- صخره‌ی جاوان خونه‌ی من نیست.

257
00:26:52,250 --> 00:26:54,166
‫- اون چیه؟
‫- الان وقت سوال نیست.

258
00:26:54,250 --> 00:26:55,875
‫خوشش نمیاد ازش سوال بپرسن.

259
00:26:55,958 --> 00:26:58,125
‫مشکلی ندارم!
‫فقط چیزی برای پرسیدن وجود نداره،

260
00:26:58,208 --> 00:26:59,875
‫پس کاری که می‌گم رو بکن و پرواز کن!

261
00:26:59,958 --> 00:27:02,333
‫من نمی‌تونم پرواز کنم! ولم کن!

262
00:27:07,166 --> 00:27:08,875
‫- آیوی...
‫- باشه، نقشه‌ی دوم.

263
00:27:08,958 --> 00:27:11,583
‫اگه نتونه بوش رو حس کنه، نمی‌تونه بخورتش.

264
00:27:11,666 --> 00:27:14,583
‫لیلی، نگه‌ش دار.
‫وایولت، سرگین رو بمال بهش.

265
00:27:14,666 --> 00:27:17,208
‫- چی؟
‫- من به اون چیزه دست نمی‌زنم.

266
00:27:17,291 --> 00:27:21,125
‫واقعاً می‌میری اگه فقط یه بار
به حرف من گوش کنی؟

267
00:27:21,208 --> 00:27:22,958
‫اه، خیلی دستور میدی!

268
00:27:25,416 --> 00:27:28,166
‫نه، نه! اون‌طوری نه! اینجوری.

269
00:27:28,250 --> 00:27:30,958
‫می‌بینی پرها چطوری دارن گلی می‌شن؟

270
00:27:31,041 --> 00:27:34,000
‫سرگین رو تا ته روی ساقه‌ی پر فرو کن.

271
00:27:34,083 --> 00:27:37,000
‫اوه، چقدر نازه. مثل یه نوزاد سرگینه.

272
00:27:37,083 --> 00:27:40,541
‫خب، شما دوتا به صخره‌ی جاوان برید.
‫لیلی، تا من برگردم تو مسئولی.

273
00:27:40,625 --> 00:27:41,541
‫- هورا!
‫- چی؟

274
00:27:41,625 --> 00:27:43,458
‫- من بزرگ‌ترم!
‫- موضوع بزرگ‌تر بودن نیست.

275
00:27:43,541 --> 00:27:45,458
‫- از کی؟
‫- از اونجایی که من بزرگ‌ترم.

276
00:27:45,483 --> 00:27:47,641
‫حالا همون کاری رو بکن
!که به لیلی گفتم بهت بگه انجام بدی

277
00:27:47,666 --> 00:27:51,166
‫- دیکتاتور لعنتی.
‫- موفق باشی، نوزاد سرگین!

278
00:27:52,416 --> 00:27:54,125
‫زودباش! عجله کن!

279
00:27:54,208 --> 00:27:56,583
‫سرجات بمون. بهم اعتماد کن.

280
00:27:57,458 --> 00:27:59,083
‫ها، به تو اعتماد کنم؟

281
00:28:09,166 --> 00:28:10,750
‫گرگ آتشین؟

282
00:28:22,458 --> 00:28:23,833
‫بابا راست می‌گفت؟

283
00:28:26,250 --> 00:28:29,583
‫غلاف‌های مسخره، پرنده‌های احمق.

284
00:28:29,666 --> 00:28:32,291
‫تبدیل شدن‌های مسخره.

285
00:28:33,000 --> 00:28:34,000
‫اَه.

286
00:28:38,958 --> 00:28:40,458
‫سلام!

287
00:28:43,250 --> 00:28:45,750
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- هیس، یه گرگ آتشین این دور و برهاست!

288
00:28:45,833 --> 00:28:47,500
‫گرگ آتشین؟ کجاست؟

289
00:28:48,125 --> 00:28:52,041
‫- گرگ آتشین دیگه چیه؟
‫- هیس. فکر کنم رفت.

290
00:28:57,833 --> 00:29:01,333
‫وایسا. من تو رو می‌شناسم.
‫خیلی وقت پیش همو ندیدیم؟

291
00:29:01,416 --> 00:29:03,333
‫- آره.
‫- می‌دونستم!

292
00:29:03,416 --> 00:29:06,041
‫یه لحظه پیش، جزو خیلی وقت پیش
حساب می‌شه دیگه، درسته؟

293
00:29:06,125 --> 00:29:08,416
‫- نه.
‫- خب پس نه.

294
00:29:08,500 --> 00:29:11,625
‫ولی من تنها بوگل این دریاچه‌ام، پس آره!

295
00:29:12,500 --> 00:29:13,500
‫تو کی هستی؟

296
00:29:13,583 --> 00:29:15,041
‫آره، چیزه... ام...

297
00:29:15,125 --> 00:29:17,916
‫توضیحش سخته.
‫من توی بدن اشتباهی‌ام.

298
00:29:18,000 --> 00:29:20,041
‫اوه، بدن اشتباهی.

299
00:29:20,125 --> 00:29:21,916
‫باحال به نظر میاد. چطوری اینجوری شدی؟

300
00:29:22,000 --> 00:29:23,166
‫افتادم تو یه گودال،

301
00:29:23,250 --> 00:29:26,166
‫و اونجا یه غلاف درخشان بود
که مادربزرگم درباره‌ش گفته بود

302
00:29:26,250 --> 00:29:27,250
‫مال زوها.

303
00:29:27,333 --> 00:29:30,958
‫اون موجودات باغ‌شکل متحرک
که مال خیلی وقت پیشن

304
00:29:31,583 --> 00:29:34,083
‫چرا دارم خودم رو اذیت می‌کنم؟
‫هیچ منطقی نداره.

305
00:29:34,708 --> 00:29:36,875
‫غلاف درخشان قشنگی بود؟

306
00:29:36,958 --> 00:29:38,125
‫آره.

307
00:29:38,208 --> 00:29:40,416
‫آره، دیدمشون.

308
00:29:40,500 --> 00:29:42,875
‫دیدی؟ کجا؟ می‌دونی یکی دیگه‌ش کجاست؟

309
00:29:42,958 --> 00:29:44,333
‫هوم، آره، می‌دونم.

310
00:29:44,416 --> 00:29:46,750
‫می‌بینیش؟ درست اون طرف بیشه‌ست.

311
00:29:46,833 --> 00:29:48,916
‫دنبال اون درخت بزرگ، گرد و خشک بگرد.

312
00:29:49,000 --> 00:29:52,041
‫گرفتم. غلاف درخشان. درخت بزرگ خشکیده.

313
00:29:52,125 --> 00:29:55,041
‫- ممنون! راستی اسمت چیه؟
‫- بوگل. اسم تو چیه؟

314
00:29:55,125 --> 00:29:56,541
‫آلی. ممنون، بوگل.

315
00:29:56,625 --> 00:29:59,291
‫درخت بزرگ گرد خشکیده، غلاف درخشان.

316
00:30:00,041 --> 00:30:03,000
‫- درخت بزرگ گرد خشکیده، غلاف درخشان.
‫- ام، سلام.

317
00:30:03,083 --> 00:30:07,291
‫رفیق! اون بخش رو یادت رفته
که خیلی واضح گفتم «همون‌جا بمون»؟

318
00:30:07,375 --> 00:30:11,416
‫دوباره یه پوکو شو. درخت رو پیدا کن.
غلاف درخشان. دوباره یه پوکو بشو

319
00:30:11,500 --> 00:30:14,833
‫- یه ماهی خندون بهم گفت.
‫- ماهی خندون. غلاف‌های جادویی درخشان.

320
00:30:14,916 --> 00:30:18,125
‫- یه ماهی که لبخند می‌زد بهم گفت. وای!
‫- داره بدتر می‌شه.

321
00:30:24,125 --> 00:30:25,291
‫خب، بسه!

322
00:30:25,375 --> 00:30:27,333
‫دوباره به خودت صدمه می‌زنی.

323
00:30:27,416 --> 00:30:29,666
‫چی لازم داری؟

324
00:30:29,750 --> 00:30:31,916
‫من... من اون غلاف رو لازم دارم.

325
00:30:34,125 --> 00:30:37,666
‫من... اون غلاف رو لازم دارم
تا برگردم، باشه؟

326
00:30:37,750 --> 00:30:39,375
‫پوکو بشم. پوکو.

327
00:30:39,458 --> 00:30:43,250
‫پس وقتی این غلاف جادویی رو پیدا کردی،
‫قول میدی به صخره‌ی جاوان بیای؟

328
00:30:43,333 --> 00:30:45,666
‫- آره، باشه، هرچی.
‫- خیلی‌خب.

329
00:30:46,166 --> 00:30:48,541
‫اینم غلاف ارزشمندت.

330
00:30:48,625 --> 00:30:49,625
‫نه، بهش دست نزن!

331
00:30:49,708 --> 00:30:52,916
‫- که بتونی به یه پوکو تبدیل بشی...
‫- نه، لطفاً! نکن.

332
00:30:53,000 --> 00:30:56,333
‫اون موجود عجیبی که از خودت درآوردی
و بعدش می‌تونیم به صخره‌ی جاوان برگردیم

333
00:30:56,416 --> 00:30:58,166
‫نه!

334
00:30:58,250 --> 00:31:00,416
‫نه. حالا دیگه قول دادی.

335
00:31:01,458 --> 00:31:04,708
‫وایسا، این بوی چیه؟
‫چرا همه‌چی انقدر بو میده؟

336
00:31:04,791 --> 00:31:07,041
‫نه، نه، نه... خواهش می‌کنم، نه.

337
00:31:08,583 --> 00:31:12,416
‫آه! پرهای خوشگل من کجان؟
‫بال‌های خوشگلم کجان؟

338
00:31:12,500 --> 00:31:16,375
‫اه، این چنگال‌های کوچولوی چندش دیگه چی‌ان؟

339
00:31:16,916 --> 00:31:19,958
‫- تو چی کار کردی؟
‫- وایسا، وایسا، صبرکن، نه ببخشید.

340
00:31:20,041 --> 00:31:21,458
‫من چی کار کردم؟

341
00:31:21,541 --> 00:31:23,708
‫تو غلاف من رو برداشتی و پوکو شدی.

342
00:31:23,791 --> 00:31:27,708
‫غلاف؟ پوکو؟
‫وایسا ببینم. یعنی من مغزت رو خراب نکرده بودم؟

343
00:31:27,791 --> 00:31:30,750
‫- نه!
‫- اه، می‌دونستم! ضایع شدی، وایولت.

344
00:31:30,833 --> 00:31:33,208
‫چرا به غلاف من دست زدی؟ چرا؟

345
00:31:33,291 --> 00:31:35,125
‫چرا نگفتی دست نزنم؟

346
00:31:35,208 --> 00:31:36,208
‫- گفتم!
‫- کِی؟

347
00:31:36,291 --> 00:31:37,916
‫دقیقاً قبل از این‌که بهش دست بزنی.

348
00:31:38,000 --> 00:31:40,583
‫خب، مشخصه که خوب توضیح ندادی،

349
00:31:40,666 --> 00:31:43,333
‫چون اگه داده بودی، متوجه می‌شدم.

350
00:31:43,416 --> 00:31:47,875
‫می‌دونی چیه؟ خسته شدم، دیگه بسه!
‫دیگه یه ثانیه‌م وقتم رو واسه تو تلف نمی‌کنم،

351
00:31:47,958 --> 00:31:50,375
‫چون فقط زندگی من رو به گند کشیدی!

352
00:31:50,458 --> 00:31:52,291
‫اوه، مشکلت چیه؟

353
00:31:52,375 --> 00:31:56,041
‫تو... توی احمق... دیوانه‌ی احمق!

354
00:31:56,125 --> 00:32:00,875
‫نمی‌دونم چرا انقدر ناراحتی.
‫انگار تقصیر من بوده.

355
00:32:00,958 --> 00:32:02,791
‫انگار؟ همه‌ش. همه‌ش تقصیر توئه.

356
00:32:02,875 --> 00:32:05,166
‫- یه دونه‌ش رو بگو.
‫- تو من رو انداختی توی اون گودال.

357
00:32:05,250 --> 00:32:10,083
‫وایسا، تو همون موش کوچولوی
عصبانی کورکننده‌ی جاوان بودی؟

358
00:32:10,166 --> 00:32:13,333
‫بازم می‌گم من موش نیستم، یه پوکوام!

359
00:32:13,416 --> 00:32:15,416
‫راستی، پوکو واقعاً اسم احمقانه‌ایه.

360
00:32:15,500 --> 00:32:18,375
‫- باید بیشتر روش کار می‌کردی.
‫- اصلاً هم نیست!

361
00:32:18,458 --> 00:32:22,541
‫اصلاً متوجه‌این که توی اسمتون کلمه‌ی «پو» رو دارین؟
‫(پی‌پی)

362
00:32:22,625 --> 00:32:26,708
‫قبلاً فکر می‌کردم ازت متنفرم، ولی الان...

363
00:32:26,791 --> 00:32:28,291
‫- عاشقمی؟
‫- نه.

364
00:32:28,375 --> 00:32:30,708
‫اه، مسخره نباش. من فوق‌العاده‌ام!

365
00:32:32,166 --> 00:32:34,708
‫- خداحافظ.
‫- هی! وایسا! کجا داری میری؟

366
00:32:34,791 --> 00:32:36,250
‫- هیچ‌جا.
‫- باور نمی‌کنم.

367
00:32:36,275 --> 00:32:38,141
‫- برام مهم نیست.
‫- یه فکری تو سرته.

368
00:32:38,166 --> 00:32:40,208
‫تو می‌دونی چطوری یه غلاف دیگه پیدا کنی.

369
00:32:40,291 --> 00:32:41,500
‫- نه.
‫- دروغ می‌گی.

370
00:32:41,583 --> 00:32:43,875
‫- نمی‌گم.
‫- باشه، پس اگه دنبالت بیام ناراحت نمی‌شی.

371
00:32:43,958 --> 00:32:45,125
‫- بس کن.
‫- متأسفم، داداش.

372
00:32:45,208 --> 00:32:47,541
‫از این‌جا به بعد، تا لحظه‌ی مرگت
من همراهتم

373
00:32:47,625 --> 00:32:48,916
‫ترجیح میدم بمیرم.

374
00:32:54,416 --> 00:32:56,666
‫وایسا، بوگل، بوگل! عالیه، عالیه.

375
00:32:56,750 --> 00:32:59,708
‫هی، آلی، غلاف رو پیدا کردی؟

376
00:32:59,791 --> 00:33:03,458
‫- نه، دزدیدنش. توضیحش طولانیه.
‫- ببخشید! من ندزدیدمش!

377
00:33:03,541 --> 00:33:05,583
‫اوه! آلی، دوستت کیه؟

378
00:33:05,666 --> 00:33:08,791
‫هیچ‌کس. اون هیچ‌کسی نیست.
‫زودباش، بگو اون یکی غلاف کجاست.

379
00:33:08,875 --> 00:33:11,757
‫- می‌دونی، من از این لحن...
‫- سلام، هیچ‌کس.

380
00:33:12,875 --> 00:33:14,583
‫ماهی‌های بوگل... حرف می‌زنن؟

381
00:33:14,666 --> 00:33:17,750
‫- واقعاً؟ کجاست؟
‫- سوال احمقانه نپرس. معلومه که می‌زنن.

382
00:33:17,833 --> 00:33:19,875
‫- تا الان داشتی باهاش حرف می‌زدی دیگه، نه؟
‫- آره.

383
00:33:19,958 --> 00:33:22,583
‫ولی تا الان نتونسته بودم
تیکه‌ها رو کنار هم بچینم

384
00:33:22,666 --> 00:33:25,458
‫- چون زیاد باهوش نیستی.
‫- بی‌خیال، من نابغه‌ام.

385
00:33:25,541 --> 00:33:29,500
‫سلام، بوگل!

386
00:33:29,583 --> 00:33:32,541
‫- چرا این‌طوری حرف می‌زنی؟
‫- می خوام بفهمه چی می‌گم.

387
00:33:32,625 --> 00:33:35,833
‫اون قشنگ حرف تو رو می‌فهمه.
‫متأسفانه، همه‌ی ما می‌فهمیم چی می‌گی.

388
00:33:35,916 --> 00:33:39,708
‫می‌تونی بهم بگی

389
00:33:39,791 --> 00:33:44,125
‫اون یکی غلاف کجاست؟

390
00:33:44,208 --> 00:33:47,166
‫نه، بهش اعتماد نکن. اون یه جاوانه.
‫همه‌شون دروغگو و دزدن.

391
00:33:47,250 --> 00:33:49,750
‫خب، همه‌ی پوکوها هم جونده‌های حسود و خبیثن.

392
00:33:49,833 --> 00:33:54,041
‫وقتی اون غلاف رو بگیرم،
فوری همه‌تون رو از جزیره‌م بیرون می‌کنم

393
00:33:54,125 --> 00:33:57,041
‫هی، هی. به اندازه‌ی کافی غلاف
واسه هردوتون هست

394
00:33:57,125 --> 00:33:58,250
‫من دیدمشون.

395
00:34:00,666 --> 00:34:04,375
‫تمام عمرم تنها بودم.

396
00:34:04,458 --> 00:34:08,458
‫خب، از وقتی که رانش بزرگ زمین رخ داد
و دره رو زیر آب برد

397
00:34:08,541 --> 00:34:12,625
‫وقت زیادی داشتم که اطراف شنا کنم
و همه‌چی رو ببینم

398
00:34:12,708 --> 00:34:15,000
‫وای. چه چیزهایی دیدم.

399
00:34:15,083 --> 00:34:17,083
‫درخت‌ها، صدف‌ها، سنگ‌ها،

400
00:34:17,166 --> 00:34:19,791
‫سنگ‌های ترسناک، سنگ‌های غیرترسناک...

401
00:34:19,875 --> 00:34:22,166
‫آره، باشه، هرچی. سنگ‌های ترسناک.

402
00:34:22,250 --> 00:34:23,458
‫غلاف‌ها چی؟

403
00:34:23,541 --> 00:34:25,041
‫طبق چیزی که دیدم،

404
00:34:25,125 --> 00:34:28,541
‫غلاف‌های درخشان خوشگل
فقط روی زوهای پیر هستن

405
00:34:29,791 --> 00:34:30,958
‫زو.

406
00:34:31,041 --> 00:34:34,000
‫- همون درخت‌های بزرگ متحرک؟
‫- درسته.

407
00:34:34,083 --> 00:34:36,208
‫جاوان‌ها قدیم‌ها روی شاخه‌هاشون
زندگی می‌کردن

408
00:34:36,958 --> 00:34:39,000
‫ولی... اون‌ها ناپدید شدن.

409
00:34:39,083 --> 00:34:41,458
‫آره، همه‌شون، به جز اون چهارتای مُرده.

410
00:34:41,541 --> 00:34:44,000
‫ببخشید. می‌دونم کلمه‌ی «مُرده» یه‌کم ترسناکه،

411
00:34:44,083 --> 00:34:46,625
‫ولی نمی‌دونم چطور باید بگم که زنده نیستن.

412
00:34:46,708 --> 00:34:50,250
‫- زنده نیستن، مُرده‌ن.
‫- باشه، می‌شه برگردیم سر بحث غلاف‌ها؟

413
00:34:50,333 --> 00:34:53,416
‫لطفاً. بگو نزدیک‌ترین زوی مُرده‌ کجاست؟

414
00:34:53,500 --> 00:34:56,416
‫اوه آره، اون یکی کنار آبشار بزرگه.

415
00:34:56,500 --> 00:34:58,333
‫آره، خیلی هم بزرگه.

416
00:34:58,416 --> 00:35:01,625
‫هم زو، هم آبشار. هردوشون بزرگن.

417
00:35:02,458 --> 00:35:04,666
‫این آبشار بزرگ کجاست؟

418
00:35:04,750 --> 00:35:07,708
‫اون طرف دره‌ست، خیلی دورتر از اون صخره‌ها.

419
00:35:07,791 --> 00:35:11,208
‫راستی، یه چیزی بود می‌خواستم بگم،

420
00:35:11,291 --> 00:35:14,541
‫ولی نمی‌دونم چه حسی می‌گیری اگه...

421
00:35:15,750 --> 00:35:16,750
‫آلی؟

422
00:35:18,000 --> 00:35:19,083
‫هیچ‌کس؟

423
00:35:19,750 --> 00:35:21,291
‫کسی نیست؟

424
00:35:25,416 --> 00:35:26,541
‫بریم.

425
00:35:33,041 --> 00:35:34,875
‫چرا اینجوری میری؟

426
00:35:34,958 --> 00:35:38,250
‫این پنجه‌ها رو ببین!
‫با این‌ها مگه می‌شه بالا رفت؟

427
00:35:38,333 --> 00:35:40,333
‫بهشون می‌گن بال.
‫برای همینه که پرواز می‌کنیم.

428
00:35:40,416 --> 00:35:42,125
‫- من پرواز نمی‌کنم.
‫- اگه بخوای می‌تونی.

429
00:35:42,208 --> 00:35:43,958
‫حتی بچه جاوان‌ها هم می‌تونن پرواز کنن.

430
00:35:44,041 --> 00:35:46,541
‫خب من چی کار کنم؟
‫بال‌هام رو باز کنم و...

431
00:35:57,875 --> 00:35:59,166
‫بال‌های مسخره.

432
00:35:59,250 --> 00:36:00,708
‫نمی‌تونی زمین بکنی.

433
00:36:00,791 --> 00:36:02,250
‫نمی‌تونی چیزی رو بگیری.

434
00:36:02,333 --> 00:36:04,250
‫نمی‌تونی بالا بری. این‌ها...

435
00:36:04,333 --> 00:36:06,666
‫- کاملاً به درد نخورن.
‫- بس کن دیگه.

436
00:36:06,750 --> 00:36:08,791
‫تو یه موجود شگفت‌آوری.

437
00:36:08,875 --> 00:36:10,375
‫اما من...

438
00:36:10,458 --> 00:36:13,958
‫کوتاه، پشمالوام
تقریباً هر چیزی توی دره، دوست داره من رو بخوره

439
00:36:14,041 --> 00:36:17,041
‫خیلی اعتماد به نفس نگیر.
‫شرط می‌بندم مزه‌ت افتضاحه.

440
00:36:18,458 --> 00:36:20,291
‫- زودباش، سرگین پیدا کن!
‫- وقت نیست!

441
00:36:20,375 --> 00:36:23,625
‫اون توپک‌های کثیف رو بمال به من.
‫من رو به یه نوزاد سرگینی تبدیل کن.

442
00:36:30,916 --> 00:36:34,458
‫بابا؟ بابا؟ کجایی؟

443
00:36:34,541 --> 00:36:37,125
‫وایسا، اون یه توله‌ی گرگ آتشین‌ـه؟

444
00:36:37,208 --> 00:36:38,916
‫کجا رفتی؟

445
00:36:39,000 --> 00:36:40,458
‫گرگ‌ها حرف می‌زنن؟

446
00:36:40,483 --> 00:36:43,266
‫بعد از این‌که غلاف رو لمس کنی، همه می‌تونن
حرف بزنن. حواست رو جمع کن

447
00:36:43,291 --> 00:36:45,583
‫کوچولوی بیچاره گم شده.

448
00:36:45,666 --> 00:36:47,666
‫- فقط یه‌کم کمک لازم داره.
‫- آره، می‌دونم.

449
00:36:47,750 --> 00:36:50,875
‫بعدش هم می‌بینی دوست‌هاش رو صدا می‌کنه
و می‌ریزن سرت

450
00:36:50,958 --> 00:36:53,291
‫و تا ابد زندگیت رو نابود می‌کنن.

451
00:36:53,375 --> 00:36:56,625
‫خب، این خیلی دقیق و عجیبه.

452
00:36:58,000 --> 00:37:00,666
‫- هی، این بوی چیه؟
‫- می‌شه ساکت شی؟

453
00:37:00,750 --> 00:37:03,000
‫نه، اه. اینجا واقعاً بو میده.

454
00:37:03,083 --> 00:37:06,125
‫هیس! بابای اون یه جایی همین دوروبرهاست.

455
00:37:06,208 --> 00:37:08,250
‫همین جاست.

456
00:37:15,875 --> 00:37:18,791
‫پیدات کردم. چی کار می‌کنی؟

457
00:37:18,875 --> 00:37:20,500
‫دنبال شکارمون می‌گردیم.

458
00:37:20,583 --> 00:37:22,750
‫منظورت همونایی‌ان که دارن در میرن؟

459
00:37:27,375 --> 00:37:29,583
‫پرواز کن! بدن جاوانت رو بپذیر!

460
00:37:29,666 --> 00:37:32,875
‫- بال بزن، آلی!
‫- خفه شو! دارم سعی می‌کنم بدوئم!

461
00:37:39,041 --> 00:37:40,250
‫- مراقب باش!
‫- وای!

462
00:37:47,791 --> 00:37:49,541
‫تقریباً شبیه پرواز کردن بود.

463
00:38:00,166 --> 00:38:03,000
‫- بدو توی غار!
‫- فکر می‌کنی دارم چی کار می‌کنم؟

464
00:38:08,916 --> 00:38:12,041
‫چرا... چرا دنبال‌مون نمیان تو؟

465
00:38:13,375 --> 00:38:14,375
‫وای!

466
00:38:18,875 --> 00:38:21,583
‫شاید به خاطر این بوی افتضاحه.

467
00:38:21,666 --> 00:38:23,166
‫بوی چی میده؟

468
00:38:23,250 --> 00:38:24,916
‫هوم. نمی‌دونم. اَه.

469
00:38:25,000 --> 00:38:26,250
‫دقیق توصیفش کن.

470
00:38:26,333 --> 00:38:28,541
‫مثل یه کابوس، ولی کابوس بوئه.

471
00:38:28,625 --> 00:38:29,750
‫می‌تونم حسش کنم.

472
00:38:30,625 --> 00:38:31,833
‫کجا؟

473
00:38:32,625 --> 00:38:33,916
‫همه‌جا.

474
00:38:45,125 --> 00:38:47,291
‫افتادیم توی لونه‌ی مارهای ریشه‌ای.

475
00:38:47,791 --> 00:38:50,958
‫نه، نه، نه، بی‌خیال. نه، من نیستم.

476
00:38:53,083 --> 00:38:55,958
‫گوش کن، من ازت خوشم نمیاد،
‫و تو هم فکر می‌کنی از من خوشت نمیاد...

477
00:38:56,041 --> 00:38:57,708
‫آروم‌تر. صدامون رو می‌شنون.

478
00:38:57,791 --> 00:39:02,166
‫اه. مارهای ریشه‌ای خیلی خوب نمی‌شنون.
‫لرزش رو حس می‌کنن.

479
00:39:04,833 --> 00:39:06,000
‫باشه.

480
00:39:06,083 --> 00:39:09,625
‫نقشه اینه. باید از روی ریشه‌ها رد بشیم.

481
00:39:09,708 --> 00:39:13,875
‫ام، نمی‌شنون، درست،
‫اما همین الان گفتم لرزش رو حس می‌کنن،

482
00:39:13,958 --> 00:39:17,250
‫و این‌که ریشه‌ها و مارها
دقیقاً شبیه‌ همن. پس نه، نه

483
00:39:17,333 --> 00:39:20,291
‫این جواب نمیده.
‫یه نقشه‌ی دیگه می‌ریزم.

484
00:39:20,375 --> 00:39:24,583
‫یه ثانیه این دستور دادن‌ها رو بذار کنار
و به من گوش بده

485
00:39:24,666 --> 00:39:27,208
‫باید از دماغ پوکوییت استفاده کنی.

486
00:39:27,291 --> 00:39:30,041
‫پوکوها بوها رو می‌بینن.

487
00:39:30,750 --> 00:39:33,125
‫پوکوها می‌تونن بوها رو ببینن؟

488
00:39:33,708 --> 00:39:37,416
‫خب، خب. اول، چشم‌هات رو ببند.

489
00:39:37,500 --> 00:39:39,458
‫توی لونه‌ی مار چشم‌هام رو ببندم؟

490
00:39:39,541 --> 00:39:44,291
‫گوش کن، هیچ بویی جز بویی
که دقیقاً جلوی روته مهم نیست

491
00:39:47,666 --> 00:39:51,333
‫اوه، وای! واقعاً بوها رو می‌بینید!

492
00:39:51,833 --> 00:39:54,583
‫آه، انگار توی دماغت چشم داری!

493
00:39:54,666 --> 00:39:57,208
‫- می شه لطفاً روی کارمون تمرکز کنیم؟
‫- آها، باشه.

494
00:39:59,166 --> 00:40:01,083
‫- ریشه.
‫- جون‌مون بهش بنده.

495
00:40:01,166 --> 00:40:03,083
‫کاملاً مطمئنی؟

496
00:40:03,166 --> 00:40:04,916
‫اوه، آره صد‌درصد.

497
00:40:05,000 --> 00:40:07,541
‫اون ریشه‌ست. به من اعتماد کن.

498
00:40:19,200 --> 00:40:21,469
‫باشه، باشه. از پسش برمیام.

499
00:40:22,583 --> 00:40:24,666
‫می‌تونم ببینم که اون...

500
00:40:25,541 --> 00:40:27,583
‫- یه مار ریشه‌ایه.
‫- گفتی ریشه‌ست یا ماره؟

501
00:40:27,666 --> 00:40:29,666
‫دارم می‌گم مار ریشه‌ایه.

502
00:40:29,750 --> 00:40:31,625
‫فهمیدی؟ تأکید روی ماره.

503
00:40:31,708 --> 00:40:33,958
‫وقتی ریشه باشه، روی «ریشه» تأکید می‌کنم.

504
00:40:34,041 --> 00:40:38,208
‫فقط بگو «ریشه» یا «مار».
‫ریشه یا مار.

505
00:40:38,291 --> 00:40:40,541
‫باشه، مار.

506
00:40:40,625 --> 00:40:42,458
‫خوبه. بو بکش.

507
00:40:43,625 --> 00:40:45,291
‫خب، ریشه. برو.

508
00:40:48,041 --> 00:40:50,708
‫ریشه، ریشه. خوبه، خوبه.

509
00:40:51,416 --> 00:40:54,083
‫مار، قطعاً ماره.

510
00:40:55,416 --> 00:40:57,208
‫اون بزرگ سمت راست رو امتحان کن.

511
00:40:59,041 --> 00:41:00,125
‫ریشه.

512
00:41:00,750 --> 00:41:02,416
‫ریشه. یه قدم به چپ.

513
00:41:02,500 --> 00:41:03,500
‫نه، مار!

514
00:41:04,541 --> 00:41:06,583
‫این طرف. این طرف. اه وایسا.

515
00:41:07,958 --> 00:41:09,333
‫یه قدم بزرگ به راستت.

516
00:41:09,416 --> 00:41:11,083
‫آها همینه. ریشه.

517
00:41:11,583 --> 00:41:14,125
‫مار، راست.

518
00:41:14,875 --> 00:41:17,750
‫چپ، مار، مار. از اون طرف.

519
00:41:18,250 --> 00:41:22,041
‫باشه، ریشه ریشه، خوبه.
‫ادامه بده. برو، آره، آره، آره.

520
00:41:22,125 --> 00:41:23,166
‫نزدیکیم.

521
00:41:23,250 --> 00:41:26,000
‫داریم انجامش می‌دیم
خب، بیشترش رو من دارم انجام میدم

522
00:41:30,500 --> 00:41:31,500
‫هوم.

523
00:41:38,875 --> 00:41:39,875
‫شام.

524
00:41:39,958 --> 00:41:41,375
‫خوش‌طعم.

525
00:41:41,458 --> 00:41:42,791
‫گرسنه‌ایم.

526
00:41:43,541 --> 00:41:44,958
‫این خوب نیست.

527
00:41:45,041 --> 00:41:46,291
‫بدو.

528
00:42:00,291 --> 00:42:01,625
‫خوش‌طعم!

529
00:42:01,708 --> 00:42:04,416
‫- گیر کردن.
‫- گرفتیمشون.

530
00:42:04,500 --> 00:42:08,791
‫فکر کنم از پس‌شون بربیایم.
‫من چشم‌هاشون رو می‌زنم، تو باهاشون گلاویز شو.

531
00:42:08,875 --> 00:42:11,750
‫دیوانه شدی؟ نه! باید پرواز کنی!

532
00:42:11,833 --> 00:42:13,791
‫بهت گفتم! من پرواز نمی‌کنم!

533
00:42:16,250 --> 00:42:18,291
‫ما می‌میریم!

534
00:42:18,375 --> 00:42:21,083
‫وحشت نکن!
‫روی نیروهای برآ، پسا و رانش خودش تمرکز کن!

535
00:42:21,108 --> 00:42:23,475
‫جریان هوای بالا رونده رو حس کن
!که داره از لای پرهات رد می‌شه

536
00:42:23,500 --> 00:42:24,958
‫کدوم پرها؟ این‌ها؟

537
00:42:25,041 --> 00:42:27,791
‫نه، اون‌ها پرهای اصلیت‌ان!
‫دارم پرهای محوریت رو می‌گم!

538
00:42:27,875 --> 00:42:30,125
‫- محو-چی؟
‫- خب، آلی، یا بال بزن یا له می‌شی!

539
00:42:30,208 --> 00:42:31,666
‫- له می‌شم؟
‫- نه، بال بزن!

540
00:42:31,750 --> 00:42:34,250
‫همه‌ی جاوان‌ها همین‌جوری پرواز یاد می‌گیرن.
‫به من اعتماد کن!

541
00:42:34,333 --> 00:42:37,125
‫- می‌ترسم، آیوی!
‫- به خودت اعتماد داشته باش!

542
00:42:37,875 --> 00:42:39,583
‫بال بزن، آلی، بال بزن!

543
00:42:50,458 --> 00:42:52,125
‫آلی، داری پرواز می‌کنی.

544
00:42:52,208 --> 00:42:54,083
‫واقعاً؟ من... واقعاً؟

545
00:42:54,166 --> 00:42:56,000
‫- آره!
‫- مواظب باش!

546
00:42:57,291 --> 00:42:58,333
‫حواست باشه.

547
00:43:00,500 --> 00:43:01,541
‫همینه.

548
00:43:02,083 --> 00:43:05,375
‫آره! توی ذاتته.

549
00:43:05,458 --> 00:43:08,875
‫یوهو! این عالیه! خیلی حس خوبی داره!

550
00:43:19,791 --> 00:43:22,750
‫امم، سعی نکن از بین‌شون پرواز کنی.

551
00:43:22,833 --> 00:43:27,041
‫چی گفتی؟ بین‌شون؟ دارم میام!

552
00:43:27,125 --> 00:43:29,666
‫وای! مراقب باش.

553
00:43:33,958 --> 00:43:35,541
‫وای، این دیگه چیه؟

554
00:43:35,625 --> 00:43:38,291
‫یه جریان بالا رونده‌ست. فقط سوارش شو.

555
00:43:59,458 --> 00:44:02,416
‫خب، آلی. الان می‌تونی ما رو ببری پایین.

556
00:44:02,500 --> 00:44:04,541
‫الان گفتی «بریم پایین»؟

557
00:44:05,125 --> 00:44:06,166
‫آلی...

558
00:44:06,666 --> 00:44:09,375
‫آلی!

559
00:44:09,458 --> 00:44:11,458
‫یوهو!

560
00:44:42,208 --> 00:44:43,416
‫اووه!

561
00:44:46,625 --> 00:44:48,875
‫چرا زودتر درباره‌ی پرواز بهم نگفتی؟

562
00:44:48,958 --> 00:44:51,833
‫ام، گفتم. چند بار.

563
00:44:51,916 --> 00:44:54,291
‫خب، معلومه خیلی خوب توضیحش ندادی،

564
00:44:54,375 --> 00:44:56,500
‫چون اگه داده بودی، متوجه می‌شدم.

565
00:45:01,541 --> 00:45:03,708
‫ممنونم. می‌دونی، واسه...

566
00:45:04,708 --> 00:45:07,066
‫- واسه این‌که مجبورم کردی.
‫- اوه!

567
00:45:08,125 --> 00:45:09,250
‫خواهش می‌کنم.

568
00:45:10,500 --> 00:45:14,041
‫تا حالا هیچ‌کس به خاطر زورگو بودن
ازم تشکر نکرده بود

569
00:45:17,666 --> 00:45:20,333
‫خیلی‌خب. آبشار بزرگ باید همین اطراف باشه.

570
00:45:20,416 --> 00:45:21,833
‫بیا بریم دنبالش.

571
00:45:21,916 --> 00:45:23,500
‫امم، نور داره کم می‌شه،

572
00:45:23,583 --> 00:45:25,166
‫و خیلی مِه گرفته‌ست.

573
00:45:25,250 --> 00:45:26,583
‫صبح پیداش می‌کنیم.

574
00:45:28,250 --> 00:45:30,500
‫اوه. این صدا رو می‌شناسم.

575
00:45:30,583 --> 00:45:32,375
‫یکی گرسنه‌ست.

576
00:45:33,000 --> 00:45:34,208
‫- من خوبم.
‫- اوهوم.

577
00:45:34,291 --> 00:45:35,291
‫حتماً.

578
00:45:36,458 --> 00:45:38,708
‫جاوان‌ها باید در طول روز غذا بخورن.

579
00:45:39,458 --> 00:45:42,833
‫پس با حساب‌وکتاب من، تو به زور سرپایی.

580
00:45:43,958 --> 00:45:46,541
‫بیا. ریشه‌ی بوته.
کمک می‌کنه با گرسنگی مبارزه کنی

581
00:45:48,541 --> 00:45:49,558
‫هوم.

582
00:45:49,583 --> 00:45:51,083
‫اَه!

583
00:45:51,166 --> 00:45:53,750
‫عادت می‌کنی... چند سال دیگه.

584
00:45:53,833 --> 00:45:55,583
‫نمی‌تونم... شما...

585
00:45:55,666 --> 00:45:57,583
‫شما واقعاً با میل خودتون این رو می‌خورید؟

586
00:45:57,666 --> 00:46:00,208
‫جاوان‌ها زندگی‌شون رو مدیون همین‌ها هستن.

587
00:46:01,666 --> 00:46:04,250
‫وقتی زوها رفتن،
منبع غذامون رو از دست دادیم

588
00:46:05,208 --> 00:46:08,291
‫ریشه‌ی بوته گرسنگی رو کم می‌کرد،
ولی فقط برای یه مدت کوتاه

589
00:46:10,208 --> 00:46:11,791
‫جاوان‌ها تقریباً از گرسنگی مُردن.

590
00:46:13,375 --> 00:46:16,208
‫این رو نمی‌دونستم.

591
00:46:18,458 --> 00:46:20,041
‫خیلی‌ها رو از دست دادیم.

592
00:46:21,583 --> 00:46:23,875
‫دوست‌ها، دخترعمو، پسرعموها،

593
00:46:24,666 --> 00:46:26,750
‫خاله‌ و عمه‌ها، عمو و دایی‌ها.

594
00:46:32,125 --> 00:46:33,500
‫مامان و بابام.

595
00:46:41,875 --> 00:46:44,958
‫من از همه بزرگ‌تر بودم، برای همین، ام...

596
00:46:45,875 --> 00:46:50,250
‫وظیفه‌ی من بود برای خواهرهام غذا پیدا کنم
که از گرسنگی نمیرن

597
00:46:50,791 --> 00:46:53,625
‫البته که ذره‌ای قدرش رو نمی‌دونن.

598
00:46:54,375 --> 00:46:57,291
‫اون‌ها فقط من رو یه خواهر بزرگ‌ترِ زورگو
و اعصاب‌خردکُن می‌بینن

599
00:46:59,583 --> 00:47:01,541
‫ولی اگه من حواسم بهشون نباشه،

600
00:47:02,460 --> 00:47:03,850
‫کی حواسش هست؟

601
00:47:08,166 --> 00:47:12,166
‫این به نظر... مسئولیت خیلی سنگینی‌ـه.

602
00:47:19,458 --> 00:47:20,458
‫آره.

603
00:47:22,500 --> 00:47:25,041
‫خداروشکر که پیپلت‌ها رو پیدا کردم.

604
00:47:25,125 --> 00:47:26,833
‫واقعاً نجات‌مون دادن.

605
00:47:28,208 --> 00:47:29,458
‫تو چی؟

606
00:47:29,541 --> 00:47:31,541
‫منبع غذایی جدیدمون رو کشف کردم.

607
00:47:31,625 --> 00:47:32,916
‫سال‌ها پیش بود.

608
00:47:33,000 --> 00:47:36,958
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
اون اولین باری بود که یه پوکو دیدم

609
00:47:37,041 --> 00:47:40,250
‫اون موقع نمی‌دونستم اسمشون چیه،
‫ولی یه کوچولویی بود

610
00:47:40,333 --> 00:47:43,291
‫که نشونم داد
چطوری دونه‌های پیپلت رو باز کنم

611
00:47:44,333 --> 00:47:45,333
‫ها.

612
00:47:46,750 --> 00:47:48,375
‫خیلی خسته به نظر میای.

613
00:47:48,458 --> 00:47:51,375
‫فکر کنم وقتشه بخوابیم.

614
00:47:52,000 --> 00:47:53,250
‫شب‌به‌خیر، آلی.

615
00:47:53,916 --> 00:47:56,458
‫اوه راستی جاوان‌ها وارونه می‌خوابن.

616
00:47:57,416 --> 00:47:58,583
‫شوخی کردم!

617
00:48:13,916 --> 00:48:16,041
‫ام، آلی؟

618
00:48:17,208 --> 00:48:18,208
‫آلی!

619
00:48:19,916 --> 00:48:21,458
‫آبشار بزرگ!

620
00:48:26,875 --> 00:48:29,708
‫نگاه کن! اون زوئه!

621
00:48:39,958 --> 00:48:42,000
‫بابا، گرسنه‌مه.

622
00:48:42,083 --> 00:48:44,416
‫می‌دونم. هر دقیقه یادآوری می‌کنی.

623
00:48:44,500 --> 00:48:47,416
‫چون گرسنه‌ام!

624
00:48:47,500 --> 00:48:51,083
‫گرگ‌ها! این لونه‌ی گرگ‌هاست.

625
00:48:54,291 --> 00:48:55,375
‫سلام بچه‌ها!

626
00:48:55,458 --> 00:48:58,916
‫اه خداروشکر. قبلش فرصت نشد بگم، ولی...

627
00:48:59,000 --> 00:49:02,833
‫آره، لونه‌ی گرگ‌ها.
‫آره، واقعاً مهم بود، لونه‌ی گرگ‌ها.

628
00:49:02,916 --> 00:49:04,083
‫هیچ راه ورودی‌ای نداره.

629
00:49:04,166 --> 00:49:07,583
‫من یه راه دارم که ببرمتون داخل.
‫نگران نباشید. حواس‌شون رو پرت می‌کنم.

630
00:49:07,666 --> 00:49:11,291
‫وایسا، وایسا
واقعاً این کار رو برامون می‌کنی؟

631
00:49:11,375 --> 00:49:15,166
‫خب... شما تنها دوست‌هام هستین.

632
00:49:15,250 --> 00:49:19,750
‫و وقتی شما برگردین به حالت قبل
...من دیگه هیچ دوستی ندارم، پس

633
00:49:22,416 --> 00:49:24,458
‫خب امیدوار بودم شاید بتونین...

634
00:49:24,541 --> 00:49:25,583
‫برات یه غلاف بیاریم!

635
00:49:25,666 --> 00:49:27,250
‫می‌تونی یه جاوان بشی.

636
00:49:27,916 --> 00:49:31,041
‫یا پوکو.
‫اون‌ها دماغ خفنی دارن.

637
00:49:31,125 --> 00:49:33,666
‫اوه... پوکو...

638
00:49:33,750 --> 00:49:36,708
‫آه! این عالی می‌شه!

639
00:49:36,791 --> 00:49:38,958
‫ما برات یه غلاف پیدا می‌کنیم، بوگل.

640
00:49:39,041 --> 00:49:40,125
‫قول می‌دیم.

641
00:49:40,208 --> 00:49:43,083
‫ممنونم. خب، حالا عجله کنید.
‫وقت زیادی ندارین.

642
00:49:43,166 --> 00:49:45,916
‫ولی وایستا. چطوری می‌خوای
حواس گرگ‌ها رو پرت کنی؟

643
00:49:46,000 --> 00:49:48,333
‫می‌خوام ناهارشون بشم.

644
00:50:01,125 --> 00:50:04,625
‫عجب ماهی گنده‌ایه.

645
00:50:04,708 --> 00:50:06,583
‫سرش مال منه!

646
00:50:19,250 --> 00:50:21,750
‫بابا، داری می‌ذاری در بره!

647
00:50:27,791 --> 00:50:29,750
‫غلاف‌ها! غلاف‌ها!

648
00:50:31,541 --> 00:50:34,250
‫ولی فقط یکیه.

649
00:50:34,333 --> 00:50:37,375
‫نه، باید بیشتر باشه.
‫بوگل گفت کلی ازشون هست.

650
00:50:38,458 --> 00:50:40,583
‫ببین خیلی وقت نداریم.
‫من برش می‌دارم.

651
00:50:40,666 --> 00:50:43,041
‫هی، وایسا، صبرکن، صبرکن. چرا؟

652
00:50:43,066 --> 00:50:44,183
‫چون دوباره جاوان می‌شم،

653
00:50:44,208 --> 00:50:46,541
‫می‌تونیم باهم پرواز کنیم و یکی دیگه پیدا کنیم.

654
00:50:50,416 --> 00:50:52,250
‫چیه؟ به من اعتماد نداری؟

655
00:50:54,750 --> 00:50:56,541
‫تو به من اعتماد نداری؟

656
00:50:58,250 --> 00:50:59,291
‫ای داد.

657
00:50:59,375 --> 00:51:02,791
‫باشه. خب، جامعه‌ی من به من وابسته‌ست.

658
00:51:02,875 --> 00:51:04,625
‫اوه، و مال من نیست؟

659
00:51:04,708 --> 00:51:07,750
‫بی‌خیال. اصلاً قابل مقایسه نیست.
‫از هیچ نظری.

660
00:51:07,833 --> 00:51:09,083
‫بد نیست بدونی

661
00:51:09,166 --> 00:51:11,875
‫وظیفه‌ی منه که مطمئن شم
جاوان‌ها برای زمستون حسابی چاق بشن

662
00:51:11,958 --> 00:51:13,000
‫چاق بشن؟

663
00:51:13,083 --> 00:51:14,958
‫بله، و ذخیره‌ی پیپلت‌هامون داره کم می‌شه.

664
00:51:15,041 --> 00:51:16,333
‫پیپلت‌های شما؟

665
00:51:16,416 --> 00:51:18,708
‫- بله.
‫- منظورت همون‌هاست که از من گرفتی؟

666
00:51:18,791 --> 00:51:22,208
‫چی؟ من هیچ‌وقت از تو چیزی نگرفتم.

667
00:51:22,291 --> 00:51:25,208
‫واقعاً یادت نمیاد، نه؟

668
00:51:25,291 --> 00:51:28,208
‫چی رو یادم نمیاد؟
‫آلی، درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

669
00:51:28,291 --> 00:51:31,708
‫اون پوکوی کوچولویی که بهت یاد داد
چطور پیپلت‌ها رو باز کنی؟

670
00:51:32,708 --> 00:51:34,750
‫اون من بودم.

671
00:51:36,884 --> 00:51:39,416
‫شما همه‌چیز رو خوردین
ما رو مجبور کردین زیر زمین زندگی کنیم

672
00:51:39,500 --> 00:51:41,333
‫و حالا ما با ته‌مونده‌های شما
زندگی می‌کنیم

673
00:51:41,416 --> 00:51:43,625
‫بابام همیشه می‌گفت
به غریبه‌ها نباید اعتماد کرد

674
00:51:43,708 --> 00:51:45,875
‫ولی من گوش نکردم. هیچ‌وقت گوش نمی‌کنم!

675
00:51:45,958 --> 00:51:47,208
‫و همه‌ش تقصیر منه،

676
00:51:47,291 --> 00:51:50,666
‫چون خیلی ساده‌لوح، خام و احمق بودم!

677
00:51:50,750 --> 00:51:53,666
‫ما زمستون رو زنده نمی‌مونیم.
‫این رو می‌فهمی؟

678
00:51:54,250 --> 00:51:55,708
‫ما از گرسنگی می‌میریم.

679
00:51:59,333 --> 00:52:00,333
‫من...

680
00:52:05,791 --> 00:52:07,958
‫همه‌ش تقصیر منه.

681
00:52:12,541 --> 00:52:13,541
‫می‌دونی...

682
00:52:14,458 --> 00:52:15,916
‫حتی پدر خودم...

683
00:52:16,625 --> 00:52:19,791
‫حاضر نیست دیگه توی چشم‌هام نگاه کنه.

684
00:52:22,541 --> 00:52:24,166
‫و همه‌ش به خاطر اینه که...

685
00:52:25,166 --> 00:52:26,916
‫به تو اعتماد کردم.

686
00:52:37,666 --> 00:52:38,750
‫بوگل، بوگل!

687
00:52:38,833 --> 00:52:40,750
‫- بوگل کمک کن!
‫- بوگل، کمک!

688
00:52:40,833 --> 00:52:43,416
‫بوگل! بوگل!

689
00:52:52,375 --> 00:52:53,375
‫کمک!

690
00:52:54,543 --> 00:52:55,708
‫کمک!

691
00:52:57,750 --> 00:52:58,750
‫آلی؟

692
00:52:58,833 --> 00:53:00,333
‫هیچ‌کس؟

693
00:53:01,010 --> 00:53:03,625
‫شما بوگل شدین؟ چی شد؟

694
00:53:04,208 --> 00:53:06,875
‫اه، فقط یه غلاف بود،

695
00:53:06,958 --> 00:53:10,375
‫و ما درست قبل از اینکه لمسش کنیم
گفتیم بوگل

696
00:53:11,208 --> 00:53:15,625
‫الان که فکر می‌کنم
منم قبل از لمس اون یکی غلاف گفتم پوکو

697
00:53:15,708 --> 00:53:17,583
‫پس حتماً این‌طوری کار می‌کنه.

698
00:53:17,666 --> 00:53:19,583
‫هر چی که بگی، همون می‌شی.

699
00:53:19,666 --> 00:53:21,875
‫عالیه. آره. وقتی توی زمان به عقب برگردیم

700
00:53:21,958 --> 00:53:23,900
‫و همه‌چی رو دوباره انجام بدیم
!به دردمون می‌خوره

701
00:53:24,500 --> 00:53:26,083
‫آیوی، ما ماهی شدیم.

702
00:53:26,108 --> 00:53:28,832
‫به لطف تو، الان نسبت به قبل
...از خونه‌م

703
00:53:28,857 --> 00:53:30,176
‫و نجات دهکده‌م دورتر هم شدم.

704
00:53:30,333 --> 00:53:31,958
‫- آلی، گوش کن...
‫- ببین گوش کن.

705
00:53:32,041 --> 00:53:33,541
‫تو یه جاوانی.

706
00:53:33,625 --> 00:53:34,625
‫من یه پوکوام.

707
00:53:35,291 --> 00:53:37,416
‫ما همیشه قرار بود از هم جدا باشیم.

708
00:53:40,458 --> 00:53:42,333
‫اینجاست که باید خداحافظی کنیم.

709
00:53:43,208 --> 00:53:44,291
‫پس...

710
00:53:49,708 --> 00:53:52,375
‫خداحافظ، آلی! دلم برات تنگ می‌شه!

711
00:53:52,458 --> 00:53:54,291
‫به عنوان یه بوگل زندگی خوبی داشته باشی!

712
00:53:54,375 --> 00:53:57,208
‫درباره‌ی باقی غلاف‌ها به آیوی می‌گم!

713
00:53:57,291 --> 00:53:59,458
‫کلی ازشون هست!

714
00:53:59,541 --> 00:54:01,333
‫به امید دیدار، آلی!

715
00:54:01,416 --> 00:54:04,791
‫همیشه به یادت می‌مونم!

716
00:54:20,083 --> 00:54:22,125
‫هی، نمی‌خوام فضولی کنم،

717
00:54:22,625 --> 00:54:25,375
‫ولی به نظر نمیاد شما دو تا
خیلی خوب با هم کنار بیاید

718
00:54:25,458 --> 00:54:27,000
‫آره. کاریش نمیشه کرد.

719
00:54:27,083 --> 00:54:29,333
‫اون غلاف‌ها، ببین...

720
00:54:29,416 --> 00:54:32,500
‫بالای آبشار صخره‌ی ترسناک هستن.

721
00:54:32,583 --> 00:54:35,000
‫حتی گفتن اسمش هم من رو می‌ترسونه.

722
00:54:35,083 --> 00:54:36,791
‫ترسناک‌ترین جای دره.

723
00:54:36,875 --> 00:54:39,666
‫باید با هم کار کنیم
تا بتونیم بریم اون بالا

724
00:54:39,750 --> 00:54:42,958
‫پس شما دوتا هم بهتره سریع آشتی کنین، خب؟

725
00:54:48,958 --> 00:54:52,916
‫خب. یه راز کوچیک بهتون می‌گم.

726
00:54:53,000 --> 00:54:57,750
‫وقتی من رو می‌بینین
!احتمالاً می‌گین: وای، بوگل همه‌چی داره

727
00:54:57,833 --> 00:55:01,750
‫هوش، قیافه، جذبه، هوش.

728
00:55:02,291 --> 00:55:03,625
‫اما حقیقت اینه که...

729
00:55:04,291 --> 00:55:05,916
‫بوگل هیچی نداره.

730
00:55:07,041 --> 00:55:13,750
‫تمام عمرم رو توی این دریاچه ول گشتم و
‫همیشه حس می‌کردم یه چیزی کمه.

731
00:55:15,750 --> 00:55:17,666
‫بعد فهمیدم چی بوده.

732
00:55:22,541 --> 00:55:23,958
‫من کاملاً تنها بودم.

733
00:55:27,875 --> 00:55:32,208
‫و باور کنین
...وقتی خیلی طولانی تنها می‌مونی

734
00:55:34,041 --> 00:55:39,125
‫وارد جاهای خیلی، خیلی تاریکی می‌شی.

735
00:55:42,541 --> 00:55:44,083
‫منظورم اینه که...

736
00:55:44,166 --> 00:55:50,250
‫باعث می‌شه بفهمی چرا
باید همدیگه رو داشته باشیم

737
00:56:08,750 --> 00:56:09,750
‫آلی.

738
00:56:10,625 --> 00:56:11,666
‫من...

739
00:56:14,125 --> 00:56:18,666
‫وقتی بچه بودیم
تو اولین پوکویی بودی که دیدم

740
00:56:19,333 --> 00:56:21,375
‫خواهرهام چند روز بود چیزی نخورده بودم.

741
00:56:22,916 --> 00:56:24,416
‫منم ترسیده بودم.

742
00:56:25,458 --> 00:56:28,333
‫ولی یه چیزی توی وجودت بود
که باعث شد بهت اعتماد کنم

743
00:56:29,250 --> 00:56:30,750
‫با من مهربون بودی.

744
00:56:31,250 --> 00:56:33,833
‫یادم دادی چطوری پیپلت‌ها رو باز کنم.

745
00:56:34,458 --> 00:56:35,875
‫و بعد رفتی.

746
00:56:37,750 --> 00:56:39,708
‫هیچ‌وقت نفهمیدم کجا رفتی.

747
00:56:40,583 --> 00:56:45,125
‫ولی... هیچ‌وقت فراموشت نکردم.

748
00:56:47,000 --> 00:56:48,291
‫و، آلی...

749
00:56:49,791 --> 00:56:52,458
‫من نمی‌دونستم که این همه بهت آسیب زدم.

750
00:56:54,000 --> 00:56:57,375
‫من خیلی، خیلی متأسفم.

751
00:57:01,291 --> 00:57:02,333
‫ببینید!

752
00:57:02,416 --> 00:57:04,541
‫ما رسیدیم!

753
00:57:07,458 --> 00:57:10,750
‫آبشار صخره‌ی ترسناک.

754
00:57:13,458 --> 00:57:15,708
‫غلاف‌ها! کلی غلاف!

755
00:57:15,791 --> 00:57:17,791
‫من میرم سراغشون! من میرم!

756
00:57:27,791 --> 00:57:29,500
‫آره، امتحان کرده بودم.

757
00:57:29,583 --> 00:57:32,291
‫جریانِ آبشار برای یه بوگل خیلی قوی‌ـه،

758
00:57:32,375 --> 00:57:34,833
‫اما برای سه تا بوگل نه.

759
00:57:34,916 --> 00:57:36,791
‫تشکیل اَبَرماهی!

760
00:57:36,875 --> 00:57:39,083
‫- ابرماهی؟
‫- ابرماهی، درسته.

761
00:57:39,166 --> 00:57:42,541
‫باله‌ها رو قفل کنین و با هم شنا کنید. ابرماهی!

762
00:57:42,625 --> 00:57:44,458
‫مثل یه ماهی شنا کنید!

763
00:57:56,750 --> 00:57:59,583
‫- یوهو!
‫- خوب بود. یکی رد شد، دو تا مونده.

764
00:57:59,666 --> 00:58:00,833
‫ایول همینه!

765
00:58:07,625 --> 00:58:09,791
‫چی می‌بینم؟ این چیه؟

766
00:58:13,208 --> 00:58:14,208
‫ماهی؟

767
00:58:14,291 --> 00:58:15,916
‫ماهی؟
‫ماهی؟

768
00:58:16,000 --> 00:58:18,583
‫ماهی؟

769
00:58:18,666 --> 00:58:19,708
‫اون‌ها چی‌ان؟

770
00:58:19,791 --> 00:58:22,583
‫اون‌ها؟ همون صخره‌های ترسناکن دیگه.

771
00:58:23,666 --> 00:58:25,333
‫ماهی!

772
00:58:43,500 --> 00:58:44,916
‫تشکیل دوباره‌ی ابرماهی!

773
00:59:02,416 --> 00:59:03,625
‫تقریباً رسیدیم!

774
00:59:11,666 --> 00:59:14,500
‫خب، حالا باید چی کار کنیم؟
‫یکی یه چیزی بگه!

775
00:59:18,166 --> 00:59:20,333
‫آه، بابا!

776
00:59:25,958 --> 00:59:29,125
‫الان فرصت ماست.

777
00:59:31,208 --> 00:59:33,625
‫منتظر چی هستیم؟ بیا بریم!

778
00:59:34,125 --> 00:59:36,250
‫توله! دُمم رو بگیر!

779
01:00:19,833 --> 01:00:21,000
‫- اوه!
‫- آره!

780
01:00:21,083 --> 01:00:23,916
‫رسیدیم.
‫چطوری همه‌ی اون کارها رو کردی؟

781
01:00:24,000 --> 01:00:26,666
‫من؟ تو خودت کلی مهارت نشون دادی.

782
01:00:26,750 --> 01:00:28,250
‫واقعاً توی ذاتته.

783
01:00:32,125 --> 01:00:33,125
‫شنیدی؟

784
01:00:33,625 --> 01:00:34,708
‫زوها هستن.

785
01:00:36,125 --> 01:00:37,250
‫خودشونن.

786
01:00:40,708 --> 01:00:43,333
‫خب نظرت چیه؟ با هم، با شمارش سه.

787
01:00:43,416 --> 01:00:46,000
‫یک، دو، سه!

788
01:00:46,083 --> 01:00:47,541
‫- پوکو!
‫- جاوان!

789
01:00:48,666 --> 01:00:51,541
‫- آره! ممنون!
‫- آره! برگشتم!

790
01:00:51,625 --> 01:00:53,125
‫من برگشتم، عزیزم!

791
01:00:54,166 --> 01:00:55,291
‫هی، بچه‌ها!

792
01:00:55,375 --> 01:00:58,875
‫هی، بوگل، تو می‌خوای چی بشی؟

793
01:00:58,958 --> 01:01:01,000
‫همین الان داشتم بهش فکر می‌کردم.

794
01:01:01,083 --> 01:01:04,458
‫پوکو، جاوان، یه کاج‌تیغی یا...

795
01:01:04,541 --> 01:01:06,458
‫یا، وایسا، فهمیدم.

796
01:01:06,541 --> 01:01:08,791
‫شاید بتونم تبدیل بشم به...

797
01:01:09,666 --> 01:01:11,208
‫گرگ آتشین!

798
01:01:14,750 --> 01:01:15,750
‫بوگل؟

799
01:01:18,208 --> 01:01:20,291
‫هیچ‌وقت بوگلی در کار نبود.

800
01:01:29,166 --> 01:01:31,500
‫تمام این مدت فقط...

801
01:01:32,500 --> 01:01:33,625
‫من بودم.

802
01:01:34,125 --> 01:01:35,125
‫قصه.

803
01:01:35,916 --> 01:01:38,416
‫تو همونی... تو بودی که دره رو نابود کردی.

804
01:01:38,500 --> 01:01:41,750
‫تو سد رو ساختی و زوها رو فراری دادی.

805
01:01:41,833 --> 01:01:44,666
‫بله، بله، و بله.

806
01:01:44,750 --> 01:01:47,000
چی بگم؟ کارم درسته

807
01:01:47,083 --> 01:01:48,666
‫ولی چرا؟ تو همه‌چی رو خراب کردی.

808
01:01:48,750 --> 01:01:51,750
‫اینجا آرامش و صلح داشت، و تو نابودش کردی.

809
01:01:51,833 --> 01:01:54,583
‫- تو باعثِ این همه درد شدی.
‫- پس درد من چی؟

810
01:01:55,083 --> 01:01:57,583
‫من کوچک‌ترین توله‌ی گله‌م بودم،

811
01:01:57,666 --> 01:01:59,958
‫گله‌م من رو پرت کرد بیرون تا بمیرم،

812
01:02:00,041 --> 01:02:04,500
‫و هیچ‌کدوم از موجودات دیگه نمی‌خواستن
من اطرافشون باشم

813
01:02:04,583 --> 01:02:09,291
‫پس به خودم قول دادم یه روز دره رو
با خاکستر می‌کنم

814
01:02:09,375 --> 01:02:13,333
‫و هر کی زنده بمونه مجبوره
جلوی من تعظیم کنه

815
01:02:14,000 --> 01:02:15,583
‫من به اینجا حکومت می‌کردم

816
01:02:15,666 --> 01:02:19,458
‫تا اون هیولاهای درختی
آخرین غلافشون رو فرستادن

817
01:02:19,541 --> 01:02:22,958
‫و من رو توی اون بدن ماهیِ مزخرف زندونی کردن.

818
01:02:23,833 --> 01:02:24,833
‫غلاف‌ها.

819
01:02:24,916 --> 01:02:28,291
‫سال‌ها صبر کردم تا یکی پیداش بشه.

820
01:02:28,375 --> 01:02:31,958
‫یه احمق ساده‌لوح، قابل اعتماد مثل تو!

821
01:02:32,791 --> 01:02:36,708
‫اوه، آلی، این کار رو
به خاطر من می‌کنی؟ وای

822
01:02:36,791 --> 01:02:38,208
‫تو بهترین دوستمی.

823
01:02:42,500 --> 01:02:44,666
‫تو اصلاً به هیچ‌کدوم از این‌ها فکر کردی؟

824
01:02:44,750 --> 01:02:47,875
‫واقعاً فکر کردی
اون گله‌ گرگ درختی ریزه‌میزه

825
01:02:47,958 --> 01:02:49,791
‫گرگ آتشین‌ان؟

826
01:02:53,750 --> 01:02:54,791
‫آیوی!

827
01:02:55,291 --> 01:02:57,333
‫نه، نه، نه، نه، نه! آیوی! آیوی!

828
01:02:57,416 --> 01:02:59,791
‫«آیوی! آیوی!»

829
01:02:59,875 --> 01:03:03,208
‫برای چی گریه می‌کنی؟
‫خودت می‌خواستی از شرّش خلاص بشی، نه؟

830
01:03:04,208 --> 01:03:06,041
‫فکر می‌کنی اون دوستته؟

831
01:03:06,625 --> 01:03:09,708
‫توی دره هیچ دوستی وجود نداره.

832
01:03:12,041 --> 01:03:18,666
‫وقتش رسیده که ترس دوباره
در دره حکم‌فرما بشه

833
01:03:25,750 --> 01:03:26,750
‫آلی.

834
01:03:30,375 --> 01:03:32,166
‫اون درباره‌ت اشتباه می‌کنه.

835
01:03:33,625 --> 01:03:34,625
‫قلبت رو...

836
01:03:35,333 --> 01:03:36,833
‫باز...

837
01:03:37,416 --> 01:03:38,541
‫نگه دار.

838
01:03:38,932 --> 01:03:42,000
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه! آیوی! آیوی!

839
01:03:42,958 --> 01:03:44,041
‫نه.

840
01:03:47,250 --> 01:03:49,166
‫من تو رو به صخره‌ی جاوان می‌رسونم.

841
01:05:02,541 --> 01:05:03,541
‫آیوی؟

842
01:05:05,333 --> 01:05:07,375
‫کمکش کنید.

843
01:05:16,708 --> 01:05:18,541
‫آیوی! آیوی!

844
01:05:19,041 --> 01:05:21,791
‫آیوی کجاست؟

845
01:05:21,875 --> 01:05:23,875
‫اه، متأسفم، عزیزم.

846
01:05:23,958 --> 01:05:26,291
‫اون... رفته.

847
01:05:31,500 --> 01:05:32,666
‫آیوی...

848
01:05:34,375 --> 01:05:35,458
‫نه.

849
01:05:38,375 --> 01:05:39,375
‫نه.

850
01:05:45,500 --> 01:05:47,166
‫خیلی متأسفم.

851
01:05:49,583 --> 01:05:50,583
‫تو...

852
01:05:51,875 --> 01:05:53,166
‫بهترین دوستی بودی...

853
01:05:55,125 --> 01:05:56,291
‫که تا حالا داشتم.

854
01:06:00,416 --> 01:06:01,750
‫آروم باش، آروم.

855
01:06:02,375 --> 01:06:06,250
‫گفتن اون همه‌چیزهای خوب
درباره‌ی من رو قطع نکن

856
01:06:06,333 --> 01:06:09,791
‫چطور ممکنه اینجا باشی اگه...
‫اما اون گفت که تو رفتی.

857
01:06:09,875 --> 01:06:12,416
‫رفتم برات غذا بیارم.

858
01:06:21,083 --> 01:06:22,625
‫می‌دونی که حق با من بود.

859
01:06:23,291 --> 01:06:25,583
‫تو هنوز هم همون پوکوی مهربونی.

860
01:06:31,750 --> 01:06:34,791
‫آره، خب، اون پوکوی مهربون...

861
01:06:36,125 --> 01:06:38,208
‫ظاهراً همیشه همه‌چی رو خراب می‌کنه.

862
01:06:44,416 --> 01:06:46,541
‫بذار یه چیزی نشونت بدم.

863
01:07:04,750 --> 01:07:05,750
‫دالی!

864
01:07:07,708 --> 01:07:08,791
‫دالی!

865
01:07:10,291 --> 01:07:11,291
‫دالی!

866
01:07:15,875 --> 01:07:19,250
‫هی، بچه‌ها، شنیدین لونه‌ی برادرم چی شده؟
‫آب بهش آسیب زده.

867
01:07:19,333 --> 01:07:21,916
‫- نوه‌م می‌تونه کمک کنه.
‫- واقعاً؟

868
01:07:22,000 --> 01:07:24,458
‫اوه آره. توی تعمیر کردن چیزها کارش خوبه.

869
01:07:24,541 --> 01:07:26,541
‫توی خراب کردن‌شون هم خوبه!

870
01:07:27,125 --> 01:07:31,750
‫بال بزن یا له شو!
‫بال بزن یا له شو! بال بزن یا له شو!

871
01:07:35,083 --> 01:07:36,208
‫بال بزن یا له شو!

872
01:07:36,291 --> 01:07:38,541
‫اوه!

873
01:07:38,625 --> 01:07:40,000
‫له شد!

874
01:07:40,083 --> 01:07:41,291
‫من خوبم.

875
01:07:44,166 --> 01:07:49,625
‫می‌دونم این، آسیبی رو که ما... و من
به جامعه‌ی شما زدیم، عوض نمی‌کنه

876
01:07:50,250 --> 01:07:52,791
‫و برای اون، واقعاً متأسفم.

877
01:07:53,458 --> 01:07:55,166
‫ولی می‌خوام بدونی

878
01:07:55,250 --> 01:07:57,666
‫همه‌ی کارهایی که می‌کنی بد از آب درنمیاد.

879
01:07:57,750 --> 01:08:00,833
‫تمام پدر و مادرهاشون به خاطر پیپلت‌هایی که

880
01:08:00,916 --> 01:08:03,083
‫تو یادم دادی چطوری بخورم، نجات پیدا کردن.

881
01:08:06,333 --> 01:08:09,041
‫اگه تو نبودی، هیچ‌کدومشون الان اینجا نبودن.

882
01:08:13,875 --> 01:08:14,875
‫ممنونم.

883
01:08:16,416 --> 01:08:18,291
‫اونه! اون آلی‌ـه!

884
01:08:20,708 --> 01:08:22,791
‫- خیلی بامزه‌ست!
‫- چه دماغ بزرگی!

885
01:08:22,875 --> 01:08:24,583
‫چرا انقدر پشمالوئه؟

886
01:08:24,666 --> 01:08:27,500
‫چطور با این بال‌های کوچیک
تا اینجا پرواز کرده؟

887
01:08:27,583 --> 01:08:30,250
‫اوه، من نمی‌تونم پرواز کنم، یه پوکوام.

888
01:08:31,583 --> 01:08:34,375
‫می‌تونه حرف بزنه!

889
01:08:34,458 --> 01:08:36,875
‫سلام، سرگین کوچولو! ما رو یادت میاد؟

890
01:08:36,958 --> 01:08:39,625
‫- ما بودیم که با سرگین پوشوندیمت.
‫- آره، یادمه.

891
01:08:41,125 --> 01:08:43,208
‫ولی ممنون. شما نجاتم دادین.

892
01:08:44,875 --> 01:08:46,291
‫ببینید! داره برف میاد!

893
01:08:46,375 --> 01:08:48,458
‫- داره برف میاد!
‫- من عاشق برفم!

894
01:08:48,541 --> 01:08:50,041
‫برف میاد! وای!

895
01:08:50,125 --> 01:08:52,250
‫- برف میاد!
‫- آره! مدرسه تعطیله!

896
01:08:52,275 --> 01:08:53,308
‫داره برف میاد.

897
01:08:53,333 --> 01:08:54,916
‫این برف نیست.

898
01:09:01,375 --> 01:09:02,666
‫گرگ آتشین.

899
01:09:02,750 --> 01:09:05,166
‫آتیش خیلی سریع داره پخش می‌شه.

900
01:09:05,250 --> 01:09:08,458
‫آسمون‌ها امن نیستن.
‫همه رو بفرستین توی لونه‌هاشون!

901
01:09:08,541 --> 01:09:10,125
‫ما باید به دره کمک کنیم.

902
01:09:10,208 --> 01:09:13,041
‫صبر کنید! همه وایسین!

903
01:09:13,125 --> 01:09:14,708
‫باید کمک کنیم.

904
01:09:14,791 --> 01:09:17,833
‫خیلی خطرناکه.
‫ما باید مراقب گونه‌ی خودمون باشیم.

905
01:09:17,916 --> 01:09:19,708
‫همگی گوش کنید!

906
01:09:20,333 --> 01:09:25,208
‫خب، خواهر بزرگ من شاید زورگو،
...اعصاب‌خردکُن و زیادی سخت‌گیر باشه

907
01:09:25,291 --> 01:09:27,333
‫بعضی‌ها حتی ممکنه بگن خیلی دیکتاتوره...

908
01:09:27,416 --> 01:09:28,458
‫وایسا ببینم!

909
01:09:28,541 --> 01:09:29,541
‫دارم صحبت می‌کنم.

910
01:09:29,625 --> 01:09:31,791
‫نه‌تنها وسط حرف می‌پره،
خیلی هم زیاد حرف می‌زنه

911
01:09:31,875 --> 01:09:33,875
‫تازه، کاکُلش هم زیاده از حد بزرگ و رومُخه.

912
01:09:33,958 --> 01:09:36,833
‫این‌ها چیزهایی‌ـه که واضحه همه‌مون
...سرش توافق داریم، اما

913
01:09:37,333 --> 01:09:41,125
‫اون همیشه خودش رو
به خطر انداخته تا از ما مراقبت کنه

914
01:09:42,000 --> 01:09:44,208
‫و اگه اون نبود، هیچ‌کدوم از ما
الان اینجا نبودیم

915
01:09:46,708 --> 01:09:49,708
‫فکر می‌کنه من این رو نمی‌دونم، ولی می‌دونم.

916
01:09:49,791 --> 01:09:54,291
‫ببینید، شاید همیشه حق باهاش نباشه، اما قطعاً
‫توی این مورد حق‌داره.

917
01:09:54,375 --> 01:09:55,916
‫دره به کمک ما نیاز داره.

918
01:09:56,000 --> 01:09:58,500
‫وایولت درباره‌ی این‌که آیوی درست می‌گه،
درست می‌گه

919
01:10:41,833 --> 01:10:44,666
‫تمام این موجودات! گیر افتادن!

920
01:10:44,750 --> 01:10:47,833
‫بریم کمک‌شون کنیم.
‫می‌تونیم تا ساحل هدایت‌شون کنیم.

921
01:10:47,916 --> 01:10:50,541
‫این ایده‌ی فوق‌العاده‌ایه، وایولت.

922
01:10:50,625 --> 01:10:51,981
‫ما هم همین‌کار رو می‌کنیم.

923
01:11:06,750 --> 01:11:08,208
‫نزدیک بمون!

924
01:11:14,666 --> 01:11:16,791
‫چیزی نیست. ما برای کمک اومدیم.

925
01:11:38,041 --> 01:11:39,041
‫اه...

926
01:11:40,791 --> 01:11:43,666
‫جزیره‌ی پوکو.
‫تنها جای امنی‌ـه که مونده.

927
01:11:43,750 --> 01:11:45,208
‫چطوری ببریمشون اونجا؟

928
01:11:58,208 --> 01:12:00,791
‫ممنون که پسرم رو نجات دادی.

929
01:12:01,916 --> 01:12:03,166
‫الان باید چی بگی؟

930
01:12:03,250 --> 01:12:04,333
‫ممنون!

931
01:12:06,875 --> 01:12:08,250
‫ما می‌تونیم کمک کنیم.

932
01:12:29,041 --> 01:12:33,083
‫همه سوار شید!
‫وقت تلف نکنید! نترسید!

933
01:12:33,166 --> 01:12:35,000
‫قهرمان من!

934
01:12:35,083 --> 01:12:36,750
‫بیاید بریم!

935
01:13:04,083 --> 01:13:06,583
‫- آلی؟
‫- زنده‌ست؟

936
01:13:07,083 --> 01:13:09,125
‫مامان! بابا! به کمک‌تون نیاز دارم!

937
01:13:09,625 --> 01:13:10,916
‫آلی!

938
01:13:25,333 --> 01:13:26,541
‫نه!

939
01:13:34,250 --> 01:13:35,625
‫آیوی!

940
01:13:39,333 --> 01:13:41,875
‫مواظب باش! از اون موجودات دور شو!

941
01:13:41,958 --> 01:13:46,000
‫بابا، به حرفم گوش بده. این یه حمله نیست.
‫این‌ها موجودات دره هستن.

942
01:13:46,083 --> 01:13:48,416
‫جای دیگه‌ای برای رفتن ندارن.
‫به کمک ما نیاز دارن.

943
01:13:50,625 --> 01:13:51,791
‫بابا.

944
01:13:52,291 --> 01:13:53,541
‫اون‌ها به کمک‌مون نیاز دارن.

945
01:13:54,041 --> 01:13:56,125
‫کمکم کن بیاریمشون توی جزیره.

946
01:13:56,208 --> 01:13:58,666
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم، آلی.

947
01:13:58,750 --> 01:14:02,416
‫هیچ‌وقت به چیزی غیر از پوکو اعتماد نکن.
‫خودت این رو می‌دونی.

948
01:14:02,500 --> 01:14:05,625
‫نه، بابا. قصه واقعیه.

949
01:14:05,708 --> 01:14:08,041
‫زوها، گرگ آتشین، غلاف‌ها...

950
01:14:08,125 --> 01:14:11,041
‫من از اون غلاف‌ها استفاده کردم
تا به موجودات دره تبدیل بشم

951
01:14:11,125 --> 01:14:12,625
‫و یه چیزی یاد گرفتم.

952
01:14:18,375 --> 01:14:19,791
‫وقتی باهمیم...

953
01:14:20,708 --> 01:14:21,916
‫قوی‌تریم.

954
01:14:23,416 --> 01:14:25,500
‫بابا، می‌دونم ترسیدی.

955
01:14:26,666 --> 01:14:28,958
‫اما باید به همدیگه اعتماد کنیم.

956
01:15:20,000 --> 01:15:21,250
‫آلی!

957
01:15:22,666 --> 01:15:26,541
‫آلی!

958
01:15:40,083 --> 01:15:41,875
‫وقت زیادی نداریم.

959
01:15:42,666 --> 01:15:43,791
‫دنبالم بیا.

960
01:15:48,000 --> 01:15:50,625
‫- نقشه چیه؟
‫- گرگ آتشین خودش گفت.

961
01:15:50,708 --> 01:15:54,083
‫زوها یه بار با غلاف گیرش انداختن.
‫شاید دوباره بتونیم این کار رو بکنیم.

962
01:15:57,791 --> 01:15:59,250
‫درباره‌ش مطمئنی؟

963
01:15:59,833 --> 01:16:00,875
‫نه.

964
01:16:13,208 --> 01:16:15,916
‫زو، اونجایی؟

965
01:16:16,000 --> 01:16:17,250
‫صدای من رو می‌شنوی؟

966
01:16:22,916 --> 01:16:24,583
‫آلی، عجله کن!

967
01:16:25,875 --> 01:16:29,291
‫من فقط یه غلاف دیگه لازم دارم.
‫می‌تونی یه غلاف دیگه برام بفرستی؟

968
01:16:29,375 --> 01:16:32,625
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً.
‫دره به کمکت نیاز داره.

969
01:16:37,291 --> 01:16:38,458
‫لطفاً...

970
01:17:01,375 --> 01:17:02,416
‫زو.

971
01:17:20,708 --> 01:17:22,291
‫زو...

972
01:17:22,791 --> 01:17:24,166
‫محاله.

973
01:17:26,208 --> 01:17:28,458
‫خب، آلی، از پسش برمیایم.

974
01:17:30,125 --> 01:17:31,125
‫آلی؟

975
01:17:31,208 --> 01:17:32,833
‫اون پسر ماست.

976
01:17:52,041 --> 01:17:53,583
‫ازشون دور شو!

977
01:17:54,208 --> 01:17:56,666
‫آلی، یه غلاف دیگه پیدا کردی.

978
01:17:56,750 --> 01:17:59,416
‫اوه، متوجه شدی.

979
01:18:28,333 --> 01:18:30,166
‫گرگ آتشین ساده‌لوح کوچولو.

980
01:18:30,728 --> 01:18:32,433
‫بیشتر دوستت داشتم وقتی که بودی یه...

981
01:18:32,458 --> 01:18:33,516
‫بوگل!

982
01:18:40,041 --> 01:18:44,000
‫فکر کردی برای همون تله‌ی احمقانه‌ی قبلی
آماده نیستم؟

983
01:18:44,083 --> 01:18:46,541
‫حالا کی ساده‌لوحه؟

984
01:19:19,958 --> 01:19:22,416
‫آلی، آلی، آلی...

985
01:19:23,166 --> 01:19:25,708
‫حالا می‌خوای چی کار کنی؟

986
01:19:25,791 --> 01:19:29,291
‫نمی‌تونی بپری توی آب، چون خیلی عمیقه،

987
01:19:29,375 --> 01:19:31,083
‫و زوها غرق می‌شن.

988
01:19:31,166 --> 01:19:32,875
‫مواظب باش، آلی!

989
01:19:39,708 --> 01:19:41,125
‫فکر کردی یه زویی؟

990
01:19:41,208 --> 01:19:45,041
‫که صلح و آرامش رو به دره برمی‌گردونه؟

991
01:19:45,125 --> 01:19:50,618
‫تو فقط یه موش کوچیک خشمگینی
‫که الکی برای چیزی می‌جنگی که فکر می‌کنی مال توئـه.

992
01:19:51,875 --> 01:19:55,291
‫فقط این‌که، این بار بحث جونتـه.

993
01:19:58,250 --> 01:20:01,208
‫این دیگه دره‌ی منه.

994
01:20:03,375 --> 01:20:04,375
‫چی؟

995
01:20:17,416 --> 01:20:18,791
‫نه.

996
01:20:18,875 --> 01:20:20,250
‫این دره‌ی ماست.

997
01:20:25,833 --> 01:20:26,833
‫نه.

998
01:20:27,916 --> 01:20:30,333
‫نه، نه، نه، نه.

999
01:20:30,416 --> 01:20:32,125
‫داری چی کار می‌کنی؟ وایسا.

1000
01:20:32,625 --> 01:20:34,000
‫نباید این کار رو کنی.

1001
01:20:34,708 --> 01:20:37,333
‫هی. به من اعتماد کن.

1002
01:20:43,958 --> 01:20:46,500
‫نه!

1003
01:21:03,416 --> 01:21:05,083
‫آلی!

1004
01:21:19,666 --> 01:21:20,916
‫آلی!

1005
01:21:22,666 --> 01:21:23,708
‫آلی!

1006
01:21:25,583 --> 01:21:26,708
‫آلی!

1007
01:21:28,041 --> 01:21:29,666
‫آلی!

1008
01:25:06,041 --> 01:25:08,416
‫آلی! آلی!

1009
01:25:09,666 --> 01:25:10,875
‫تو زنده‌ای!

1010
01:25:10,958 --> 01:25:14,125
‫اه! فکر کردم برای همیشه رفتی!

1011
01:25:14,208 --> 01:25:16,958
‫کجا... چطوری... من...

1012
01:25:17,583 --> 01:25:19,541
‫زوها. اون‌ها من رو پیدا کردن.

1013
01:25:20,250 --> 01:25:24,125
‫می‌دونی، اون‌ها یه چیزهایی دارن
به اسم... غلاف‌های جادویی

