﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:40,290 --> 00:00:46,004
[برای دزد عزیزم]
[قسمت ششم]

3
00:00:59,601 --> 00:01:01,186
‫چقدر وقته اینجایی؟

4
00:01:01,895 --> 00:01:03,104
‫حدود یه ساعت.

5
00:01:07,358 --> 00:01:08,485
‫ولی نباید می‌پرسیدی...

6
00:01:09,527 --> 00:01:11,488
‫که اصلاً چرا اومدم اینجا؟

7
00:01:17,077 --> 00:01:18,328
‫تو می‌دونستی، مگه نه؟

8
00:01:21,206 --> 00:01:22,207
‫از همون روز اول.

9
00:01:25,752 --> 00:01:26,836
‫چرا من...

10
00:01:34,636 --> 00:01:36,262
‫داره چه بلایی سرمون میاد؟

11
00:01:43,436 --> 00:01:45,230
‫باید برم قصر.

12
00:01:58,118 --> 00:01:59,119
‫اون...

13
00:02:00,120 --> 00:02:01,538
‫ماسک «باک‌جونگ»ـ‍ه؟
(قصاب‌ها)

14
00:02:04,249 --> 00:02:05,458
‫لباس سیاه.

15
00:02:11,214 --> 00:02:12,340
‫ردا‌ی پزشکی.

16
00:02:13,341 --> 00:02:16,261
‫راستش، «اون-جو» باید بهتر از من
‫دیده باشدش.

17
00:02:16,678 --> 00:02:17,971
‫پزشک «هونگ» هم اونجا بود؟

18
00:02:18,054 --> 00:02:20,056
‫از کجا فهمیدی
‫من توی نظمیه بودم؟

19
00:02:20,515 --> 00:02:21,599
‫خب...

20
00:02:21,683 --> 00:02:23,017
‫در هر صورت،

21
00:02:23,143 --> 00:02:25,145
‫خیلی خوشحالم که این پرونده رو حل کردی.

22
00:02:26,062 --> 00:02:27,272
‫چه خوش‌شانسی‌ای.

23
00:02:43,246 --> 00:02:44,539
‫تو بودی.

24
00:02:46,040 --> 00:02:47,041
‫«گیل-دونگ».

25
00:02:48,418 --> 00:02:49,460
‫«گیل-دونگ» کجاست؟

26
00:02:49,544 --> 00:02:50,628
‫اینجا نیست.

27
00:02:50,712 --> 00:02:51,754
‫بیا بریم اون طرف.

28
00:02:58,136 --> 00:02:59,345
‫شاید از این طرف رفته باشه.

29
00:02:59,679 --> 00:03:02,765
‫بی‌خیال.
‫«گیل-دونگ» حتماً صحیح و سالم فرار کرده.

30
00:03:02,849 --> 00:03:04,017
‫اگه اینطور باشه که عالیه.

31
00:03:08,229 --> 00:03:09,814
‫- اون «اون-جو»‍ـه؟
‫- چی؟

32
00:03:10,398 --> 00:03:12,525
‫سلام، بدنِ من...

33
00:03:13,276 --> 00:03:14,819
‫- «اون-جو»!
‫- «اون-جو»!

34
00:03:14,903 --> 00:03:16,237
‫- ای وای!
‫- «اون-جو»!

35
00:03:16,321 --> 00:03:18,114
‫- «اون-جو»! خدای من.
‫- «اون-جو»!

36
00:03:21,618 --> 00:03:23,328
‫چرا زودتر ازم نپرسیدی؟

37
00:03:25,413 --> 00:03:27,165
‫چون سعی می‌کردی مخفیش کنی.

38
00:03:29,792 --> 00:03:30,960
‫اون شب،

39
00:03:31,336 --> 00:03:33,922
‫از سربازها شنیدم
‫که چرا دنبال «گیل-دونگ» بودن.

40
00:03:34,714 --> 00:03:37,217
‫اسم «گیل-دونگ» با خون نوشته شده بود،

41
00:03:37,550 --> 00:03:39,636
‫ولی تو نمی‌تونستی سربازرس رو کشته باشی،

42
00:03:39,719 --> 00:03:41,888
‫اونم وسط عروسی خودت.

43
00:03:41,971 --> 00:03:42,972
‫و...

44
00:03:43,056 --> 00:03:44,265
‫حتی اگه کار تو هم بود،

45
00:03:44,891 --> 00:03:46,643
‫به هر حال مخفیش می‌کردی.

46
00:03:49,020 --> 00:03:50,688
‫ولی با دیدن اینکه اینجایی،

47
00:03:51,105 --> 00:03:52,232
‫نمی‌تونسته کار تو باشه.

48
00:03:53,274 --> 00:03:55,693
‫به نظر میاد
‫واسه یه دلیل مشترک اینجاییم.

49
00:03:56,152 --> 00:03:59,572
‫هر دوتامون اومدیم ببینیم
‫آیا کسی میاد که جسدِ...

50
00:03:59,656 --> 00:04:01,491
‫«گیل-دونگِ» قلابی رو تحویل بگیره یا نه.

51
00:04:02,283 --> 00:04:03,701
‫متأسفم...

52
00:04:04,452 --> 00:04:05,620
‫که بهت دروغ می‌گفتم.

53
00:04:05,703 --> 00:04:07,372
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

54
00:04:07,872 --> 00:04:10,667
‫اینکه یه زن پا پیش بذاره
‫و به اون مردم کمک کنه،

55
00:04:10,750 --> 00:04:12,835
‫چیزی‌ـه که شایسته تحسینه.

56
00:04:17,757 --> 00:04:20,510
‫پس قیافه‌ت رو اونطوری نکن.
‫این صورتِ منه.

57
00:04:56,212 --> 00:04:57,755
‫اونجا دفن شده.

58
00:04:59,090 --> 00:05:01,342
‫فقط می‌خوام آخرین
ادای احترامم رو بجا بیارم

59
00:05:03,886 --> 00:05:05,054
‫کی اونجاست؟

60
00:05:05,138 --> 00:05:06,306
‫چه خبره؟

61
00:05:06,639 --> 00:05:07,724
‫چی شده؟

62
00:05:08,516 --> 00:05:09,767
‫حیوون وحشیه؟

63
00:05:10,476 --> 00:05:11,853
‫بانو «دونگ-جو»، نگران نباشید!

64
00:05:12,228 --> 00:05:13,855
‫این شمایید که وحشی بازی درمیارید.

65
00:05:13,855 --> 00:05:15,565
‫به شما هم می‌گن مرد؟

66
00:05:32,040 --> 00:05:33,374
‫می‌دونی چرا اونجا وایستاد؟

67
00:05:33,458 --> 00:05:36,210
‫حیوون‌های وحشی، مثل ببر،
توی اون مسیر پرسه می‌زنن

68
00:05:37,086 --> 00:05:38,504
‫اون شخص برات پاپوش قتل دوخته.

69
00:05:38,588 --> 00:05:39,881
‫باید بفهمم کیه.

70
00:05:40,548 --> 00:05:42,133
‫بیا دست از تعقیب برداریم. خیلی خطرناکه.

71
00:05:42,175 --> 00:05:43,176
‫واسه‌م مهم نیست.

72
00:05:43,176 --> 00:05:44,344
‫واسه من مهمه.

73
00:05:44,635 --> 00:05:46,804
‫نمی‌خوام به‌خاطر این قضیه
‫آسیب ببینی.

74
00:05:50,433 --> 00:05:51,601
‫اگه یادت رفته،

75
00:05:51,684 --> 00:05:53,019
‫تو توی بدن منی.

76
00:05:53,436 --> 00:05:55,146
‫اگه بری
‫و یه حیوون تیکه پاره‌ت کنه چی؟

77
00:05:55,229 --> 00:05:56,272
‫این بدنِ منه.

78
00:05:57,357 --> 00:05:58,399
‫درسته.

79
00:05:58,983 --> 00:06:00,026
‫یادم رفت.

80
00:06:04,781 --> 00:06:06,199
‫به کسی شک داری...

81
00:06:06,866 --> 00:06:08,451
‫که ممکنه سربازرس رو کشته باشه؟

82
00:06:11,162 --> 00:06:14,374
‫نصف پایتخت از اون مرد متنفر بودن.

83
00:06:16,292 --> 00:06:19,712
‫این یعنی نصف پایتخت
‫آرزوی مرگش رو داشتن.

84
00:06:20,546 --> 00:06:23,216
‫شاید گرفتنِ مجرم
‫دیگه کار سختی باشه.

85
00:06:23,299 --> 00:06:25,802
‫بعد از امشب، دیگه مخفی می‌شه.

86
00:06:26,219 --> 00:06:28,596
‫چرا به عنوان «گیل-دونگ» توی نظمیه ظاهر شدن؟

87
00:06:28,679 --> 00:06:30,598
‫می‌خواستن صحنه مرگ «گیل-دونگ» رو بسازن

88
00:06:30,681 --> 00:06:32,433
‫و پرونده رو ببندن.

89
00:06:32,517 --> 00:06:34,977
‫به یه مظنون نیاز داشتن
‫که مردم باور کنن،

90
00:06:35,061 --> 00:06:36,562
‫و اون «گیل-دونگ» بود.

91
00:06:37,522 --> 00:06:41,359
‫مردم فکر می‌کنن
‫«گیل-دونگ» واقعاً مُرده.

92
00:06:44,695 --> 00:06:46,364
‫برای یه دزدِ خرده‌پا،

93
00:06:46,781 --> 00:06:50,118
‫خیلی بیشتر از حدش معروف شد
‫و شایعات زیادی راه انداخت.

94
00:06:51,119 --> 00:06:52,787
‫نمی‌خوام به مُرده بی‌احترامی ‌کنم،

95
00:06:52,870 --> 00:06:55,832
‫ولی شاید بهترین کار اینه
‫که «گیل-دونگ» همین‌طوری فراموش بشه.

96
00:06:57,708 --> 00:06:58,835
‫صبر کن.

97
00:07:07,427 --> 00:07:08,636
‫داری می‌گی...

98
00:07:09,178 --> 00:07:11,139
‫به دزدی ادامه میدی؟

99
00:07:14,559 --> 00:07:16,018
‫سکوتت یعنی بله.

100
00:07:18,271 --> 00:07:19,981
‫فقط نمی‌تونم بگم

101
00:07:20,440 --> 00:07:21,899
‫که انجامش نمیدم.

102
00:07:23,443 --> 00:07:26,070
‫دلیلی که وانمود کردم
‫نمی‌دونم تو «گیل-دونگ» بودی

103
00:07:26,154 --> 00:07:29,574
‫این بود که تا وقتی بدن‌هامون عوض شده
‫نمی‌تونی دزدی کنی.

104
00:07:30,116 --> 00:07:32,535
‫منم این‌کار رو نمی‌کنم، پس نگران نباش.

105
00:07:32,618 --> 00:07:34,454
‫فکر می‌کنی نگران خودمم؟

106
00:07:35,705 --> 00:07:38,458
‫همونطور که گفتم، اینکه یه زن پا پیش بذاره

107
00:07:38,541 --> 00:07:40,084
‫و به نیازمندان کمک کنه تحسین برانگیزه.

108
00:07:40,168 --> 00:07:42,837
‫ولی این رو فقط چون
قبلاً اتفاق افتاده می‌تونم بگم

109
00:07:42,920 --> 00:07:44,130
‫الان اوضاع فرق داره.

110
00:07:44,464 --> 00:07:46,591
‫اون زن تویی.

111
00:07:48,259 --> 00:07:50,178
‫دزدی، سقوط،
‫پاپوش قتل،

112
00:07:50,261 --> 00:07:52,597
‫تمام اون بی‌آبرویی‌ها الان گردنِ توئه.

113
00:07:53,806 --> 00:07:56,767
‫می‌دونی وقتی داشتم می‌رفتم جسد
‫«گیل-دونگ» قلابی رو ببینم چه حسی داشتم؟

114
00:07:56,851 --> 00:07:58,728
‫خودم رو سرزنش می‌کردم، و از خودم متنفر بودم

115
00:07:58,811 --> 00:08:01,314
‫که چرا پنهانت کردم و جلوت رو نگرفتم،

116
00:08:01,397 --> 00:08:03,065
‫فکر می‌کردم من باعثِ اون سرنوشتت شدم.

117
00:08:03,149 --> 00:08:04,817
‫نیازی نیست اینطوری فکر کنی.

118
00:08:04,901 --> 00:08:06,068
‫من هیچوقت گیر نیفتادم و...

119
00:08:06,152 --> 00:08:07,612
‫تو قبلاً گیر افتادی،

120
00:08:08,112 --> 00:08:09,238
‫توسطِ من.

121
00:08:15,661 --> 00:08:16,954
‫بهت هشدار میدم،

122
00:08:17,330 --> 00:08:19,081
‫مهم نیست توی بدنِ کی هستی.

123
00:08:19,165 --> 00:08:20,958
‫اگه دوباره دزدی کنی،

124
00:08:21,584 --> 00:08:22,919
‫دوباره گیر میفتی.

125
00:08:23,878 --> 00:08:25,004
‫و درست مثل دفعه قبل،

126
00:08:25,087 --> 00:08:26,172
‫گیرِ من میفتی.

127
00:08:35,014 --> 00:08:38,100
‫بازم، اون من رو گیر انداخت.

128
00:08:50,738 --> 00:08:52,031
‫من دیگه برم.

129
00:08:52,156 --> 00:08:53,199
‫ایست.

130
00:08:54,242 --> 00:08:56,285
‫اون زن این وقتِ شب اینجا چی کار می‌کنه؟

131
00:08:58,246 --> 00:08:59,413
‫یه مرد؟

132
00:09:00,206 --> 00:09:01,666
‫باورنکردنیه.

133
00:09:06,546 --> 00:09:09,632
‫[دستورالعمل‌هایی برای بانوان]

134
00:09:14,011 --> 00:09:15,012
‫بانوی من!

135
00:09:15,096 --> 00:09:16,722
‫ارباب دارن میان.

136
00:09:16,806 --> 00:09:17,974
‫عجله کنید!

137
00:09:18,349 --> 00:09:19,517
‫دارم میام.

138
00:09:21,018 --> 00:09:22,144
‫بانوی من.

139
00:09:22,144 --> 00:09:23,646
‫برگشتید، برادر.

140
00:09:27,191 --> 00:09:29,986
‫بهت گفتم به سر و وضعت برس،
‫حتی واسه یه بیرون رفتنِ کوتاه.

141
00:09:30,069 --> 00:09:31,571
‫- جانم؟
‫- بانوی من.

142
00:09:32,071 --> 00:09:33,281
‫کفش‌هاتون.

143
00:09:35,908 --> 00:09:37,743
‫خیلی ذوق داشتم ببینمتون.

144
00:09:38,911 --> 00:09:39,912
‫نندازش تقصیر من.

145
00:09:43,082 --> 00:09:44,083
‫بیا.

146
00:09:44,166 --> 00:09:45,876
‫این رو ببر برای نامزدت.

147
00:09:46,836 --> 00:09:48,921
‫مراسم ختم حتماً خسته‌ش کرده.

148
00:09:51,507 --> 00:09:52,633
‫در مورد ازدواجم...

149
00:09:52,717 --> 00:09:55,344
‫عروسیت به تعویق میفته.

150
00:09:55,720 --> 00:09:58,848
‫برگزاری دو تا مراسم خانوادگی بزرگ
‫توی یه سال،

151
00:09:59,599 --> 00:10:00,975
‫بار سنگینی واسه خانواده‌ش می‌شه.

152
00:10:01,058 --> 00:10:02,518
‫اصلاً شبیه‌ش نیستی.

153
00:10:02,602 --> 00:10:03,644
‫تو زیبایی.

154
00:10:05,479 --> 00:10:06,480
‫بانوی من.

155
00:10:11,611 --> 00:10:12,612
‫خندیدی؟

156
00:10:13,112 --> 00:10:15,197
‫نه، به‌خاطر اینه که شبیه شما نیستم...

157
00:10:17,658 --> 00:10:18,868
‫نه.

158
00:10:19,702 --> 00:10:21,078
‫منظورم اینه...

159
00:10:21,162 --> 00:10:22,413
‫چیزی که می‌خواستم بگم...

160
00:10:23,664 --> 00:10:24,915
‫بانوی من!

161
00:10:31,297 --> 00:10:32,298
‫تو شبیه‌ش نیستی.

162
00:10:33,174 --> 00:10:34,467
‫تو زیبایی.

163
00:10:35,885 --> 00:10:37,678
‫چرا اون لحظه به ذهنم اومد؟

164
00:10:40,139 --> 00:10:41,515
‫واقعاً اینقدر زیبا هستم؟

165
00:10:42,642 --> 00:10:44,226
‫یا یه جور تعجب بود؟

166
00:10:44,727 --> 00:10:46,270
‫مثل وقتی می‌گی کوه‌ها بلندن

167
00:10:46,354 --> 00:10:48,939
‫و گل‌ها قشنگن؟

168
00:10:53,194 --> 00:10:55,112
‫چقدر وقته اونجا وایستادی؟

169
00:10:56,280 --> 00:10:57,865
‫از وقتی شروع کردی با خودت حرف زدن.

170
00:10:57,948 --> 00:10:59,700
‫پس همه چی رو شنیدی.

171
00:11:02,995 --> 00:11:03,996
‫بیا.

172
00:11:04,413 --> 00:11:06,040
‫از طرف برادر بزرگمه.

173
00:11:06,123 --> 00:11:08,376
‫هنوز فکر می‌کنه تو نامزدمی.

174
00:11:14,006 --> 00:11:17,218
‫امروز موضوع بهم خوردن نامزدی‌مون رو
‫مطرح می‌کنم.

175
00:11:17,677 --> 00:11:18,844
‫هر طور مایلی.

176
00:11:21,055 --> 00:11:23,432
‫هنوزم پکر به نظر میای.

177
00:11:25,017 --> 00:11:27,978
‫اون جنگِ بقایی
‫که اون روز بارونی گفتی

178
00:11:28,896 --> 00:11:30,356
‫حتماً هنوز ادامه داره.

179
00:11:33,943 --> 00:11:35,277
‫قطعاً نه.

180
00:11:35,611 --> 00:11:36,821
‫با اجازه.

181
00:11:42,284 --> 00:11:43,411
‫امکان نداره درست باشه.

182
00:11:45,538 --> 00:11:47,039
‫ای وای.

183
00:11:47,123 --> 00:11:50,793
‫با این سر و وضع، واقعاً
‫شبیه بانوی عمارتِ ضمیمه شدی.

184
00:11:51,210 --> 00:11:54,004
‫این رو چطوری می‌بندن؟

185
00:11:56,048 --> 00:11:58,300
‫اصلاً حوصله کسی رو ندارم.
‫کی دنبالم می‌گرده؟

186
00:12:04,390 --> 00:12:05,725
‫پسر ارشدِ منشی ارشد؟

187
00:12:08,978 --> 00:12:10,396
‫چرا می‌خواستید من رو ببینید،

188
00:12:11,147 --> 00:12:12,398
‫ارباب جوان؟

189
00:12:12,398 --> 00:12:14,984
‫دیشب با یه مرد غریبه بیرون بودی؟

190
00:12:15,067 --> 00:12:16,277
‫یه مرد؟

191
00:12:16,569 --> 00:12:18,738
‫ایشون دیشب اون زن رو با من دیده؟

192
00:12:20,030 --> 00:12:22,116
‫نمی‌فهمم
‫در مورد چی حرف می‌زنید،

193
00:12:22,199 --> 00:12:23,409
‫ارباب جوان.

194
00:12:24,493 --> 00:12:27,413
‫به اون صورتِ بی‌شرمت نگاه کن،
‫درست عین پدرتی.

195
00:12:30,875 --> 00:12:32,460
‫این سر و صداها واسه چیه؟

196
00:12:35,588 --> 00:12:36,756
‫پدر،

197
00:12:37,214 --> 00:12:39,800
‫دیشب این زن رو با یه مرد دیدم.

198
00:12:42,094 --> 00:12:43,220
‫راست می‌گه؟

199
00:12:44,430 --> 00:12:45,765
‫حتی منشی ارشد...

200
00:12:46,974 --> 00:12:48,058
‫صبر کن.

201
00:12:48,142 --> 00:12:51,228
‫پسر ارشد منشی ارشد
‫هر روز میاد قصر.

202
00:12:51,312 --> 00:12:53,439
‫امکان نداره من رو نشناخته باشه.

203
00:12:56,776 --> 00:12:59,820
‫باید به همچین سوالِ توهین‌آمیزی جواب بدم؟

204
00:12:59,904 --> 00:13:00,946
‫همین الان چی گفتی؟

205
00:13:01,030 --> 00:13:02,114
‫یه مردِ با فضیلتِ واقعی

206
00:13:02,198 --> 00:13:04,158
‫اول کلِ ماجرا رو می‌پرسه،

207
00:13:04,617 --> 00:13:06,827
‫حتی اگه شکی داشته باشه.

208
00:13:08,579 --> 00:13:11,874
‫مردی که دیروز دیدم
‫اربابِ جوانِ خانواده‌ی پدریم بود.

209
00:13:12,208 --> 00:13:13,959
‫فکر کردی کی بود؟

210
00:13:15,294 --> 00:13:17,213
‫صورتش رو ندیدید؟

211
00:13:18,672 --> 00:13:19,924
‫صورتش رو ندیدم.

212
00:13:20,716 --> 00:13:23,427
‫ولی همین که یه دختر
‫اون وقتِ شب بیرون باشه...

213
00:13:23,511 --> 00:13:24,720
‫یه دختر؟

214
00:13:25,596 --> 00:13:28,390
‫شاید مقامم بالا نباشه،
‫ولی از نظر خانوادگی بزرگ‌تر تو حساب می‌شم.

215
00:13:29,809 --> 00:13:31,435
‫حواست به حرف زدنت باشه.

216
00:13:33,020 --> 00:13:35,856
‫مهم‌تر از همه، بی‌احترامی به من

217
00:13:35,940 --> 00:13:38,734
‫بی‌احترامی به پدربزرگِ مرحومته،

218
00:13:39,360 --> 00:13:41,612
‫چیزی که یه مقام عالی‌رتبه باید بدونه.

219
00:13:44,532 --> 00:13:46,367
‫حتی وقتی خانواده سلطنتی

220
00:13:46,450 --> 00:13:48,786
‫یه صیغه با مقام پایین می‌گیرن،

221
00:13:48,869 --> 00:13:51,831
‫بهش جایگاهی در خورِ شأنش میدن
‫و با احترامِ لازم باهاش رفتار می‌کنن.

222
00:13:53,040 --> 00:13:54,291
‫و به رفتار خودت نگاه کن.

223
00:13:54,375 --> 00:13:55,835
‫چی؟ جایگاهت رو فراموش کردی؟

224
00:13:55,918 --> 00:13:57,753
‫مواظب حرف زدنت باش.

225
00:13:59,088 --> 00:14:00,256
‫پدر.

226
00:14:07,346 --> 00:14:08,597
‫اون اشتباه نمی‌گه.

227
00:14:09,056 --> 00:14:10,683
‫ادب رو رعایت کن.

228
00:14:14,311 --> 00:14:16,689
‫اون ارادتی که باید
در خدمت به پدرم نشون می‌دادی

229
00:14:17,356 --> 00:14:20,568
‫حالا باید تا آخر عمرت
‫صرف احترام به اون بشه.

230
00:14:21,902 --> 00:14:24,405
‫«سونگ-جه»، وقتی آماده رفتن به قصر شدی
‫دنبال من بیا.

231
00:14:25,114 --> 00:14:26,407
‫بله، پدر.

232
00:14:29,493 --> 00:14:30,536
‫بعداً می‌بینمتون.

233
00:14:31,912 --> 00:14:33,455
‫اگه مجبور باشم.

234
00:14:35,791 --> 00:14:37,668
‫اگه دست از پا خطا کنی،

235
00:14:38,085 --> 00:14:40,296
‫فوراً گردن زده می‌شی.

236
00:15:05,321 --> 00:15:06,572
‫چیه؟

237
00:15:07,615 --> 00:15:09,992
‫فکر کردم یه کلمه با نوه‌م حرف بزنم.

238
00:15:11,076 --> 00:15:13,829
‫مردهای این خانواده
‫انگار هیچوقت یاد نگرفتن

239
00:15:13,913 --> 00:15:17,374
‫چطور با بزرگ‌ترشون رفتار کنن،
‫واسه همین داشتم یادشون می‌دادم.

240
00:15:17,958 --> 00:15:19,335
‫این رو تو گوشت فرو کن،

241
00:15:21,253 --> 00:15:23,172
‫از الان به بعد،
‫بهتره چیزهایی مثلِ...

242
00:15:23,255 --> 00:15:24,590
‫«یه دخترِ حقیر»،

243
00:15:24,673 --> 00:15:26,050
‫«یه صیغه معمولی»،

244
00:15:27,217 --> 00:15:29,428
‫یا هر چیزی درباره نابود کردن
یا کشتن من نگی

245
00:15:30,179 --> 00:15:32,306
‫اگه هر کدوم از این چیزها رو بگی،

246
00:15:32,389 --> 00:15:33,557
‫بدجور تو دردسر میفتی.

247
00:15:35,017 --> 00:15:36,852
‫قصد داشتم کاملاً نابودت کنم،

248
00:15:37,937 --> 00:15:39,438
‫ولی انگار دیگه ارزشش رو نداره.

249
00:15:41,106 --> 00:15:42,358
‫چی؟

250
00:15:42,691 --> 00:15:43,817
‫فهمیدم.

251
00:15:43,943 --> 00:15:46,779
‫واسه همینه دروغ گفتی
‫که داری با کی ازدواج می‌کنی.

252
00:15:46,862 --> 00:15:48,530
‫حتماً داشتی روزشماری می‌کردی.

253
00:15:48,614 --> 00:15:49,698
‫با من صادق باش.

254
00:15:49,782 --> 00:15:52,076
‫فقط مقام بالاتر می‌خواستی.

255
00:15:52,701 --> 00:15:54,203
‫بله، ظاهراً.

256
00:15:54,662 --> 00:15:55,788
‫معلوم شد که

257
00:15:55,871 --> 00:15:58,207
‫تو یه دخترِ خلف نبودی
‫که به فکر خانواده‌ش باشه،

258
00:15:59,041 --> 00:16:00,960
‫بلکه کسی بودی که فقط

259
00:16:01,001 --> 00:16:03,379
‫عنوان، ثروت و مقام بالاتری رو می‌خواست

260
00:16:03,462 --> 00:16:05,589
‫که با خانواده منشی ارشد
‫به دست میومد.

261
00:16:06,966 --> 00:16:08,258
‫خیلی قابل پیش‌بینی‌ـه.

262
00:16:08,342 --> 00:16:09,760
‫کسل‌کننده‌ست.

263
00:16:10,427 --> 00:16:11,720
‫ببین، نوه جان،

264
00:16:12,471 --> 00:16:14,264
‫من از مقام حرف نمی‌زدم،

265
00:16:14,723 --> 00:16:16,767
‫از احترامِ اولیه به انسان‌ها حرف می‌زدم.

266
00:16:18,060 --> 00:16:20,104
‫فهمیدنش خیلی برات سخت بود؟

267
00:16:22,272 --> 00:16:23,273
‫خب،

268
00:16:23,357 --> 00:16:27,111
‫من هیچ علاقه‌ای
‫به طرز فکر دنیوی تو ندارم،

269
00:16:27,194 --> 00:16:29,488
‫چه برسه به اینکه بخوام نصیحتت کنم.

270
00:16:30,030 --> 00:16:32,533
‫پس بیا فقط به ادبِ اولیه اکتفا کنیم.

271
00:16:38,414 --> 00:16:39,832
‫تو هیچ فرقی با بقیه نداری.

272
00:16:41,083 --> 00:16:43,544
‫چرا این رویِ خودت رو
به اون مرد نشون نمیدی؟

273
00:16:44,044 --> 00:16:46,380
‫خیلی تأثیر قوی‌تری می‌ذاشت.

274
00:16:48,841 --> 00:16:49,842
‫«اون مرد»؟

275
00:16:54,096 --> 00:16:55,097
‫چی؟

276
00:16:55,806 --> 00:16:57,349
‫یه مرد دیگه هم هست؟

277
00:17:06,608 --> 00:17:08,152
‫این رو برسونید به علیاحضرت.

278
00:17:08,527 --> 00:17:09,903
‫و سلام من رو برسونید.

279
00:17:10,029 --> 00:17:11,572
‫علیاحضرت دستور دادن که...

280
00:17:11,655 --> 00:17:13,574
‫عالیجناب امروز شخصاً
‫برای ادای احترام بیان.

281
00:17:24,960 --> 00:17:28,047
‫باید عناب بخورید،
‫به جای شیرینی‌هایی مثل «یاک‌گوا».

282
00:17:28,505 --> 00:17:31,300
‫علیاحضرت طبع سردی دارن،
‫واسه همین برای بدن‌تون خوبه.

283
00:17:32,051 --> 00:17:33,135
‫دهن‌تون رو باز کنید.

284
00:17:44,063 --> 00:17:47,566
‫شنیدم هر روز صبح میری داروخانه سلطنتی
‫تا بدی معجون رو آماده کنن.

285
00:17:48,400 --> 00:17:49,443
‫بله، علیاحضرت.

286
00:17:51,653 --> 00:17:54,490
‫داری چه نقشه شومی می‌کشی؟

287
00:17:54,573 --> 00:17:57,117
‫می‌خوام اون سوءتفاهم رو برطرف کنم.

288
00:17:57,659 --> 00:17:58,786
‫سوءتفاهم؟

289
00:17:58,869 --> 00:17:59,870
‫پسرتون...

290
00:17:59,953 --> 00:18:01,830
‫یعنی، من.

291
00:18:02,247 --> 00:18:04,875
‫من اون آدم لاابالی یا بیکاری نیستم
‫که فکر می‌کنید.

292
00:18:05,626 --> 00:18:07,628
‫یعنی، می‌دونم شیطنت می‌کنم،

293
00:18:07,711 --> 00:18:09,546
‫بعضی‌ وقت‌ها مغرورم، لجبازم،

294
00:18:09,630 --> 00:18:12,132
‫گاهی وقتا خودم رو برحق می‌دونم، و...

295
00:18:14,301 --> 00:18:16,595
‫خب، من شاهزاده‌م،
‫پس حدس می‌زنم نازپرورده‌م.

296
00:18:17,096 --> 00:18:18,138
‫به هر حال،

297
00:18:18,222 --> 00:18:20,891
‫بلدم چطوری به نیازمندان کمک کنم،

298
00:18:21,266 --> 00:18:23,560
‫و بعضی‌ وقت‌ها سخاوت زیادی نشون میدم.

299
00:18:25,687 --> 00:18:28,315
‫می‌تونم طرد شدن رو با متانت بپذیرم،

300
00:18:29,274 --> 00:18:32,861
‫و حتی براشون آرزوی خوشبختی کنم.

301
00:18:34,363 --> 00:18:37,282
‫می‌تونم ضعف بقیه رو بپوشونم و...

302
00:18:37,366 --> 00:18:40,410
‫استعداد عجیبی تو تعریف کردن از خودت داری.

303
00:18:42,704 --> 00:18:45,332
‫تعریف از خودم، در واقع،
‫تعریف از علیاحضرته.

304
00:18:46,750 --> 00:18:47,751
‫و این...

305
00:18:47,835 --> 00:18:50,546
‫همه‌ش به‌خاطر تربیتِ بزرگوارانه‌ی علیاحضرته.

306
00:18:52,339 --> 00:18:53,966
‫خیلی طول کشید تا این رو بگی.

307
00:18:54,675 --> 00:18:55,884
‫چقدر نادانی.

308
00:18:56,718 --> 00:18:59,888
‫علیاحضرت هم درست مثل هر مادریه.

309
00:19:00,264 --> 00:19:03,016
‫حبس خانگی‌ت لغو شد.

310
00:19:04,434 --> 00:19:07,354
‫پس می‌تونم از این به بعد بیام
‫ادای احترام صبحگاهی کنم؟

311
00:19:16,155 --> 00:19:17,156
‫بانو «کیم».

312
00:19:18,031 --> 00:19:20,576
‫به افسر «سو» بگو اون دختر رو بیاره.

313
00:19:20,993 --> 00:19:22,452
‫کدوم دختر، علیاحضرت؟

314
00:19:23,495 --> 00:19:24,580
‫بانوی دربار

315
00:19:25,038 --> 00:19:26,331
‫«هونگ-شی».

316
00:19:34,464 --> 00:19:36,091
‫چطوره بهش بگیم بیرونش کردن؟

317
00:19:36,175 --> 00:19:38,177
‫اگه از مقامات زن بخواد
‫که پیداش کنن چی؟

318
00:19:38,260 --> 00:19:39,553
‫اون‌وقت قضیه پیچیده می‌شه.

319
00:19:39,636 --> 00:19:41,722
‫من میرم و میارمش قصر.

320
00:19:41,805 --> 00:19:42,806
‫نه.

321
00:19:42,890 --> 00:19:44,808
‫این فوریه، پس منم باهات میام.

322
00:19:49,021 --> 00:19:50,230
‫عالیجناب.

323
00:19:51,190 --> 00:19:52,608
‫به نظر میاد تو عمارت ضمیمه نیست.

324
00:19:53,275 --> 00:19:54,902
‫کجا رفته؟

325
00:19:55,944 --> 00:19:57,905
‫«ده-چو»، می‌تونی بری
‫و توی «هه‌مین‌سو» رو چک کنی؟
(درمانگاه)

326
00:19:57,988 --> 00:19:59,156
‫بله، عالیجناب.

327
00:20:06,914 --> 00:20:09,750
‫ارباب جوان تا ساعت 8 خونه نمیان.

328
00:20:09,833 --> 00:20:12,127
‫مطمئنید می‌تونید تا اون موقع بمونید؟

329
00:20:12,669 --> 00:20:14,880
‫مشکلی نیست. همه بیرونن.

330
00:20:14,963 --> 00:20:17,049
‫یه صحبتی با ارباب جوان دارم.

331
00:20:18,592 --> 00:20:19,801
‫سلام؟

332
00:20:20,928 --> 00:20:22,179
‫این صدا...

333
00:20:28,936 --> 00:20:30,062
‫اینجا چی کار می‌کنید؟

334
00:20:30,646 --> 00:20:31,855
‫می‌شه بپرسم شما کی هستید؟

335
00:20:31,939 --> 00:20:32,940
‫درسته.

336
00:20:34,900 --> 00:20:36,485
‫من دوستِ «ده-ایل» از آکادمی هستم.

337
00:20:36,568 --> 00:20:38,403
‫متوجه شدم.

338
00:20:38,904 --> 00:20:41,323
‫ارباب جوان در حال حاضر بیرون هستن.

339
00:20:43,116 --> 00:20:44,243
‫خب...

340
00:20:44,326 --> 00:20:45,702
‫فکر کنم اومده من رو ببینه.

341
00:20:46,745 --> 00:20:48,330
‫چرا اومدی اینجا؟

342
00:20:48,747 --> 00:20:49,831
‫«اون-جو».

343
00:20:49,831 --> 00:20:51,708
‫ایشون دوستِ ارباب جوان هستن.
‫مؤدب باش.

344
00:20:51,792 --> 00:20:54,753
‫مشکلی نیست.
‫ما با هم راحتیم، از هر لحاظ.

345
00:20:55,254 --> 00:20:56,463
‫چی؟

346
00:20:56,463 --> 00:20:58,257
‫داری می‌ترسونیش.

347
00:20:59,383 --> 00:21:01,260
‫من یه کاری توی «هه‌مین‌سو» دارم،

348
00:21:01,343 --> 00:21:02,719
‫واسه همین گاهی حرف می‌زنیم.

349
00:21:03,387 --> 00:21:04,429
‫فهمیدم.

350
00:21:05,305 --> 00:21:06,765
‫خب؟ چی شده؟

351
00:21:07,975 --> 00:21:08,976
‫قربان؟

352
00:21:09,059 --> 00:21:10,686
‫یکی دنبال «هونگ-شی» می‌گرده.

353
00:21:11,478 --> 00:21:12,562
‫«هونگ-شی» کیه؟

354
00:21:14,106 --> 00:21:15,357
‫بانو «هونگ-شی»؟

355
00:21:16,024 --> 00:21:17,818
‫بله، واسه همین این همه راه اومدم اینجا.

356
00:21:17,901 --> 00:21:19,945
‫این باید بهت بگه
‫کی دنبالته.

357
00:21:23,991 --> 00:21:25,909
‫متأسفانه باید برم.

358
00:21:25,993 --> 00:21:28,203
‫بسیار خب.
‫مرغ رو یه وقت دیگه می‌پزم.

359
00:21:29,913 --> 00:21:30,914
‫صبر کن.

360
00:21:31,373 --> 00:21:32,374
‫«اون-جو»، اینجا وایستا.

361
00:21:32,457 --> 00:21:33,500
‫باید این‌ها رو ببری.

362
00:21:38,630 --> 00:21:40,841
‫چرا مادر دنبالم می‌گرده؟

363
00:21:40,924 --> 00:21:42,634
‫من از کجا بدونم؟

364
00:21:42,718 --> 00:21:45,554
‫و چرا داری مادرم رو مجبور می‌کنی
‫مرغ بپزه؟

365
00:21:46,305 --> 00:21:49,391
‫مادر اصرار کرد.
‫باید چی کار می‌کردم؟

366
00:21:49,474 --> 00:21:51,935
‫می‌شه لطفاً اونطوری صداش نکنی «مادر»؟

367
00:21:53,687 --> 00:21:56,398
‫چرا این چیزهای قشنگ رو
‫توی کشوت ول کرده بودی؟

368
00:21:56,481 --> 00:21:58,025
‫با دقت نگه‌داری شده بودن.

369
00:22:00,485 --> 00:22:01,570
‫نه.

370
00:22:02,946 --> 00:22:04,072
‫صبر کن.

371
00:22:04,323 --> 00:22:05,449
‫این...

372
00:22:08,702 --> 00:22:10,329
‫بسیار خب.

373
00:22:11,163 --> 00:22:13,665
‫من این کار رو کردم؟
من با دقت نگه‌شون داشتم؟

374
00:22:13,749 --> 00:22:14,791
‫مادر...

375
00:22:14,875 --> 00:22:15,917
‫یعنی...

376
00:22:16,335 --> 00:22:18,503
‫دخترتون حتماً با یه دلیلی
اون‌ها رو اونجا گذاشته بود

377
00:22:18,587 --> 00:22:19,963
‫نباید میاوردیشون بیرون.

378
00:22:20,047 --> 00:22:21,214
‫جانم؟

379
00:22:21,340 --> 00:22:22,382
‫خوشحالم که اوردی.

380
00:22:22,466 --> 00:22:24,134
‫بده به من. می‌پوشمشون.

381
00:22:25,218 --> 00:22:27,846
‫خدای من! هر کی این کفش‌ها رو انتخاب کرده

382
00:22:27,929 --> 00:22:29,639
‫سلیقه عالی‌ای داشته.

383
00:22:30,265 --> 00:22:31,475
‫این برگ نیلوفر چیه؟

384
00:22:31,558 --> 00:22:32,893
‫کنارشون بود.

385
00:22:37,397 --> 00:22:40,525
‫حتی این رو خشک کردی و نگه‌ش داشتی؟

386
00:22:40,609 --> 00:22:42,903
‫معلوم بود براتون عزیزه،
‫واسه همین نگه‌ش داشتم.

387
00:22:47,908 --> 00:22:49,117
‫معلومه، مگه نه؟

388
00:22:49,201 --> 00:22:50,202
‫به نظر میان...

389
00:22:50,660 --> 00:22:52,621
‫خیلی عزیز باشن، حتی برای شما، مادر.

390
00:22:52,704 --> 00:22:53,789
‫نه، نیستن.

391
00:22:54,039 --> 00:22:55,540
‫فقط همراه کفش‌های ابریشمی بود.

392
00:22:55,624 --> 00:22:57,501
‫چرا اونطوری داد می‌زنید؟

393
00:22:57,584 --> 00:22:59,127
‫ببین، مادرم رو ترسوندید.

394
00:22:59,211 --> 00:23:00,253
‫زود عذرخواهی کن.

395
00:23:00,962 --> 00:23:02,089
‫عذر می‌خوام.

396
00:23:02,464 --> 00:23:03,840
‫اشکالی نداره.

397
00:23:04,299 --> 00:23:05,384
‫چه‌ته تو؟

398
00:23:06,009 --> 00:23:08,470
‫برگ نیلوفر رو اینجا می‌ذارم.

399
00:23:09,137 --> 00:23:11,223
‫به نظر خیلی ارزشمند میاد.

400
00:23:12,891 --> 00:23:14,393
‫چرا شما جلوتر نمیرید؟

401
00:23:14,476 --> 00:23:15,477
‫مادر،

402
00:23:15,560 --> 00:23:17,104
‫می‌شه یه لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

403
00:23:18,772 --> 00:23:21,024
‫می‌خواستید چیزی بهم بگید؟

404
00:23:22,818 --> 00:23:24,152
‫می‌دونم تازه همو دیدیم

405
00:23:24,611 --> 00:23:26,238
‫و این ممکنه گیج‌کننده باشه،

406
00:23:27,948 --> 00:23:30,909
‫ولی فکر می‌کنم فعلاً باید کمی از دخترتون
‫فاصله بگیرید.

407
00:23:33,120 --> 00:23:35,288
‫چون الان ازدواج کرده؟

408
00:23:35,622 --> 00:23:36,665
‫چی؟

409
00:23:37,290 --> 00:23:39,000
‫بله، دقیقاً.

410
00:23:40,168 --> 00:23:41,586
‫خانواده شوهرش خوشحال نمی‌شن

411
00:23:42,337 --> 00:23:44,131
‫ببینن که اینقدر زیاد به دیدن شما میاد.

412
00:23:44,673 --> 00:23:46,174
‫حق با شماست.

413
00:23:46,800 --> 00:23:48,552
‫من خودخواه بودم.

414
00:23:50,595 --> 00:23:52,973
‫وقتی اینجا بود متوجه نشدم،

415
00:23:53,056 --> 00:23:56,059
‫اما حالا که رفته،
‫خیلی دلم براش تنگ شده.

416
00:23:58,854 --> 00:23:59,896
‫منم همینطور.

417
00:24:00,981 --> 00:24:02,107
‫جانم؟

418
00:24:02,315 --> 00:24:04,568
‫منظورم اینه که، این چیزی‌ـه که
‫دخترتون فکر می‌کنه.

419
00:24:07,320 --> 00:24:08,363
‫به هر حال،

420
00:24:08,822 --> 00:24:10,240
‫به نصیحت‌تون عمل می‌کنم

421
00:24:10,323 --> 00:24:12,868
‫و سعی می‌کنم کمی فاصله بگیرم.

422
00:24:17,330 --> 00:24:18,623
‫خیلی طول نمی‌کشه.

423
00:24:18,957 --> 00:24:20,459
‫فقط واسه یه مدت کوتاه.

424
00:24:22,919 --> 00:24:23,962
‫عذر می‌خوام.

425
00:24:24,421 --> 00:24:25,755
‫یادِ مادرم افتادم.

426
00:24:26,631 --> 00:24:28,216
‫فهمیدم.

427
00:24:28,758 --> 00:24:31,011
‫و اون مرغِ نازنین رو...

428
00:24:31,094 --> 00:24:32,804
‫برای دخترتون نپزید.

429
00:24:42,230 --> 00:24:43,732
‫پس‌شون بده. مالِ منه.

430
00:24:44,065 --> 00:24:46,693
‫چیزی که مالِ منه مالِ توئه،
‫و چیزی که مالِ توئه مالِ منه.

431
00:24:46,776 --> 00:24:47,903
‫من و تو یکی هستیم.

432
00:24:48,778 --> 00:24:49,863
‫ببین،

433
00:24:49,863 --> 00:24:50,864
‫معنیش چیه؟

434
00:24:50,947 --> 00:24:52,741
‫الان اوضاع همینه.

435
00:24:52,824 --> 00:24:54,159
‫چیزی که مالِ منه مالِ توئه،

436
00:24:54,242 --> 00:24:55,702
‫و چیزی که مالِ توئه مالِ منه.

437
00:24:57,954 --> 00:24:59,789
‫از وقتی بدن‌هامون عوض شد،

438
00:24:59,873 --> 00:25:01,583
‫احساس می‌کنم تو یه مسابقه گنج‌یابی‌ام.

439
00:25:01,666 --> 00:25:03,084
‫یکی‌یکی دارم چیزهایی رو کشف می‌کنم

440
00:25:03,168 --> 00:25:05,712
‫که صاحب این بدن قایم کرده.

441
00:25:07,964 --> 00:25:09,549
‫بعدی چیه؟

442
00:25:09,633 --> 00:25:11,218
‫هیچی.

443
00:25:11,301 --> 00:25:12,511
‫در مورد کفش‌های ابریشمی...

444
00:25:12,594 --> 00:25:14,387
‫فقط نمی‌خواستم هدر برن.

445
00:25:15,597 --> 00:25:16,973
‫من کاملاً باور می‌کنم.

446
00:25:18,600 --> 00:25:20,519
‫من الان میرم به اقامتگاهم.

447
00:25:20,602 --> 00:25:22,562
‫می‌تونی تنهایی بری حیاط.

448
00:25:32,072 --> 00:25:33,365
‫سرت رو بنداز پایین.

449
00:25:33,615 --> 00:25:34,699
‫- لعنتی.
‫- عالیجناب.

450
00:25:37,577 --> 00:25:39,371
‫منشی ارشد «ایم». خیلی وقته ندیدمتون.

451
00:25:40,664 --> 00:25:41,957
‫در سلامت کامل بودید؟

452
00:25:42,499 --> 00:25:45,001
‫خبر فوت پدرتون رو شنیدم.

453
00:25:46,378 --> 00:25:48,713
‫صمیمانه امیدوارم که بدن‌شون،

454
00:25:48,797 --> 00:25:51,633
‫که مدت‌ها با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد،
‫حالا به آرامش رسیده باشه.

455
00:25:53,802 --> 00:25:56,429
‫تا حالا پدرم رو ملاقات کردید،
‫عالیجناب؟

456
00:26:00,267 --> 00:26:02,561
‫شنیدم که سخت بیمار بودن.

457
00:26:03,770 --> 00:26:05,480
‫از کلمات محبت‌آمیز
‫عالیجناب سپاسگزارم.

458
00:26:07,607 --> 00:26:10,235
‫شنیدم که دیشب به خوابگاه اعلیحضرت
‫رفتید

459
00:26:10,318 --> 00:26:12,946
‫و ایشون رو از مصرف بیش از حد دارو
‫منع کردید، عالیجناب.

460
00:26:13,238 --> 00:26:14,531
‫بله، همینطوره.

461
00:26:14,614 --> 00:26:16,575
‫به عنوان نایب رئیس
‫داروخانه سلطنتی،

462
00:26:16,616 --> 00:26:18,660
‫- من از پزشکان سلطنتی بازخواست می‌کنم...
‫- نکنید.

463
00:26:18,660 --> 00:26:19,828
‫اونقدرها جدی نیست.

464
00:26:20,203 --> 00:26:22,622
‫چرا وقتی می‌تونیم فقط تبادل نظر کنیم
‫بهشون فشار بیاریم؟

465
00:26:24,874 --> 00:26:26,293
‫اطاعت می‌شه، عالیجناب.

466
00:26:27,002 --> 00:26:28,253
‫خوبه.

467
00:26:29,087 --> 00:26:30,213
‫من باید برم.

468
00:26:37,345 --> 00:26:39,389
‫آهای، بانویِ شاهزاده‌ی بزرگ.
‫ایست.

469
00:27:00,869 --> 00:27:02,954
‫از دست عالیجناب افتاد. بگیرش.

470
00:27:05,248 --> 00:27:06,458
‫بده‌ش به من.

471
00:27:06,541 --> 00:27:08,168
‫چطور جرأت می‌کنه...

472
00:27:08,251 --> 00:27:09,336
‫آهای تو،

473
00:27:09,419 --> 00:27:10,837
‫صدامون رو نشنیدی؟

474
00:27:25,060 --> 00:27:26,770
‫بانو «کیم»، فوراً برو پیش علیاحضرت.

475
00:27:26,853 --> 00:27:27,896
‫کار فوری باهاتون دارن.

476
00:27:28,480 --> 00:27:29,773
‫بله، قربان.

477
00:27:33,902 --> 00:27:35,070
‫بریم به اقامتگاهت.

478
00:27:35,153 --> 00:27:36,529
‫بله.

479
00:27:49,751 --> 00:27:52,420
‫به نظر نمیاد شاهزاده‌ی بزرگ
‫چیز زیادی درباره اون عود بدونه.

480
00:27:53,963 --> 00:27:55,256
‫منشی ارشد «ایم».

481
00:28:00,887 --> 00:28:03,682
‫می‌تونید اسم اون گیاه دارویی
‫که از «مینگ» اومده رو بهم بگید؟

482
00:28:05,225 --> 00:28:07,519
‫می‌شه دلیلِ پرسشِ عالیجناب رو بدونم؟

483
00:28:08,269 --> 00:28:10,480
‫واسه مطالعاتم دونستنش مفیده.

484
00:28:11,189 --> 00:28:13,066
‫شاید بعداً بخوام ازش استفاده کنم.

485
00:28:14,317 --> 00:28:16,152
‫دانه گلی به نام «گوک‌دو» هست،

486
00:28:16,778 --> 00:28:18,613
‫یه گیاه دارویی
که فقط توی «مینگ» پیدا می‌شه

487
00:28:19,072 --> 00:28:20,323
‫«گوک‌دو»؟

488
00:28:21,991 --> 00:28:23,243
‫ممنونم.

489
00:28:36,673 --> 00:28:39,217
‫شنیدم که علیاحضرت دنبالم فرستادن.

490
00:28:39,843 --> 00:28:42,762
‫چون می‌خواستم به‌خاطر خدمات اخیرت هم
‫از تو تقدیر کنم.

491
00:28:42,846 --> 00:28:44,472
‫اینکه کلمه «هم» رو اضافه کردید

492
00:28:44,556 --> 00:28:48,017
‫احتمالاً یعنی
‫چیز مهم‌تری وجود داره.

493
00:28:48,101 --> 00:28:49,102
‫تحت تأثیر قرار گرفتم.

494
00:28:49,644 --> 00:28:52,564
‫نه تنها فرزی،
‫بلکه خیلی هم تیزهوشی.

495
00:28:53,440 --> 00:28:54,524
‫از الان به بعد،

496
00:28:54,941 --> 00:28:56,484
‫شاهزاده‌ی بزرگ رو دقیق زیر نظر بگیر.

497
00:28:58,486 --> 00:28:59,612
‫زیر نظر بگیرم؟

498
00:29:03,032 --> 00:29:05,118
‫من واقعاً مناسب‌ترین فرد

499
00:29:05,201 --> 00:29:06,703
‫برای این کارم.

500
00:29:07,662 --> 00:29:11,166
‫و با احتیاطِ بیشتری
‫در مورد مسائل مربوط به زنان تحقیق کن.

501
00:29:12,751 --> 00:29:14,544
‫زنانِ اطراف اعلیحضرت.

502
00:29:14,627 --> 00:29:17,130
‫اون موضوع رو دقیق بررسی می‌کنم،
‫همونطور که علیاحضرت دستور بدن.

503
00:29:18,006 --> 00:29:20,759
‫این اتفاق اخیر نگرانم کرده.

504
00:29:21,634 --> 00:29:23,136
‫نگرانم که نکنه تو بازار می‌چرخه،

505
00:29:23,219 --> 00:29:26,431
‫و با دخترهای بی‌سر و پایی که اسم و رسمی ندارن
‫گفت و شنود می‌کنه.

506
00:29:30,477 --> 00:29:31,561
‫علیاحضرت،

507
00:29:32,145 --> 00:29:33,855
‫در مورد چیزی که همین الان فرمودید...

508
00:29:34,856 --> 00:29:36,483
‫همچین نگرانی‌هایی نباید هیچوقت

509
00:29:36,566 --> 00:29:38,318
‫در حضورِ عالیجناب به زبون بیاد.

510
00:29:39,486 --> 00:29:40,487
‫چی؟

511
00:29:45,200 --> 00:29:46,409
‫حق با توئه.

512
00:29:47,118 --> 00:29:49,078
‫اون همیشه دوست داره
‫برعکسِ حرف من عمل کنه.

513
00:29:49,162 --> 00:29:51,539
‫اگه بهش بگم کاری رو نکنه،
‫بدتر انجامش میده.

514
00:29:54,584 --> 00:29:57,253
‫تو واقعاً شاهزاده‌ی بزرگ رو خوب می‌شناسی.

515
00:29:58,546 --> 00:29:59,798
‫یه چیز دیگه هم هست.

516
00:30:00,340 --> 00:30:03,176
‫پیدا کن ببین کدوم زن بود
‫که توی حیاط دستش رو گرفته بود.

517
00:30:05,929 --> 00:30:08,014
‫اگه این رو به برادرم بگم،

518
00:30:08,097 --> 00:30:10,225
‫به‌خاطر عجول بودنم سرزنشم می‌کنه.

519
00:30:12,060 --> 00:30:14,270
‫از علیاحضرت تقاضای کمک دارم.

520
00:30:17,190 --> 00:30:20,318
‫از این فکر که با خانواده منشی ارشد
‫وصلت کنیم وحشت داشتم،

521
00:30:21,236 --> 00:30:22,487
‫پس اینطوری بهتر شد.

522
00:30:22,987 --> 00:30:24,906
‫سرِ فرصت باهاش در این مورد صحبت می‌کنم.

523
00:30:25,281 --> 00:30:26,491
‫ممنونم.

524
00:30:28,368 --> 00:30:30,620
‫«هه‌-ریم»، در مورد این تصمیم مطمئنی؟

525
00:30:31,204 --> 00:30:33,289
‫شایعه بهم خوردن نامزدی
‫برای زن‌ها خیلی سنگینه.

526
00:30:33,373 --> 00:30:35,333
‫تا مدت‌ها یقه‌ت رو می‌گیره.

527
00:30:38,211 --> 00:30:41,089
‫تحملش می‌کنم.

528
00:30:49,138 --> 00:30:50,640
‫چرا اینقدر طولش داد؟

529
00:30:52,433 --> 00:30:55,061
‫عالیجناب، «هونگ-شی» اومده.

530
00:30:55,436 --> 00:30:56,521
‫بگو بیاد تو.

531
00:31:06,990 --> 00:31:08,616
‫علیاحضرت چی گفتن؟

532
00:31:10,660 --> 00:31:12,203
‫بعداً می‌گم. خسته‌م.

533
00:31:12,287 --> 00:31:13,913
‫که اشتباهی نکردی، هان؟

534
00:31:14,622 --> 00:31:15,748
‫تو هیچ ایده‌ای نداری

535
00:31:15,832 --> 00:31:18,334
‫که چقدر خسته‌کننده‌ست که با این بدنِ کوچیک

536
00:31:18,418 --> 00:31:19,711
‫این‌ور اون‌ور بری.

537
00:31:19,794 --> 00:31:21,838
‫این بدنِ خودمه. خیلی خوب می‌دونم.

538
00:31:23,381 --> 00:31:25,174
‫بچه ننه بازی در نیار و پاشو.

539
00:31:34,142 --> 00:31:35,560
‫خوابش برد؟

540
00:31:39,397 --> 00:31:40,773
‫حتماً خیلی خسته بوده.

541
00:31:57,498 --> 00:31:58,625
‫بذار...

542
00:31:59,584 --> 00:32:00,710
‫این رو نگه دارم.

543
00:33:15,576 --> 00:33:16,828
‫وایستا.

544
00:33:17,328 --> 00:33:19,455
‫نمی‌دونستم همچین صورت جذابی دارم.

545
00:33:19,539 --> 00:33:20,707
‫دارم ازش لذت می‌برم.

546
00:33:32,218 --> 00:33:33,678
‫حداقل تو این لحظه،

547
00:33:34,429 --> 00:33:36,514
‫اونقدرام بد به نظر نمی‌رسه
‫که روح‌مون جابه‌جا شده.

548
00:33:41,436 --> 00:33:42,562
‫در مورد دیشب...

549
00:33:43,604 --> 00:33:44,897
‫منظورم اون نبود

550
00:33:46,733 --> 00:33:48,276
‫وقتی گفتم که گیرت میندازم.

551
00:33:51,404 --> 00:33:52,572
‫نه.

552
00:33:53,406 --> 00:33:54,699
‫راستش کاش منظورت همون بود.

553
00:33:57,869 --> 00:33:59,287
‫من اون کار رو کردم

554
00:34:00,288 --> 00:34:01,539
‫چون...

555
00:34:02,290 --> 00:34:04,083
‫به ندای قلبم گوش دادم.

556
00:34:05,418 --> 00:34:09,589
‫فقط نمی‌تونستم وایستم و صرفاً نگاه کنم
‫بیمارانی رو که اونقدر دچار سوءتغذیه بودن

557
00:34:11,382 --> 00:34:13,593
‫که حتی دارو هم دیگه روشون اثر نمی‌کرد.

558
00:34:15,303 --> 00:34:16,721
‫می‌دونم درکش سخته

559
00:34:17,513 --> 00:34:18,806
‫که چرا دارم این کار رو می‌کنم.

560
00:34:19,140 --> 00:34:20,641
‫حتی خودم هم درک نمی‌کنم.

561
00:34:21,851 --> 00:34:24,729
‫«من چم شده؟
‫چرا اینطوری‌ام؟»

562
00:34:26,397 --> 00:34:27,899
‫مدام بهش فکر می‌کردم،

563
00:34:28,399 --> 00:34:30,026
‫اما جوابی پیدا نمی‌کردم.

564
00:34:31,235 --> 00:34:32,236
‫واسه همین نتیجه گرفتم

565
00:34:33,196 --> 00:34:35,156
‫که این فضولی چیزی‌ـه
که باهاش به دنیا اومدم

566
00:34:35,573 --> 00:34:36,991
‫نتیجه گرفتم که حتماً همینه.

567
00:34:38,159 --> 00:34:39,744
‫وقتی دیگه نیازی به دلیل نداشتم،

568
00:34:40,787 --> 00:34:42,246
‫خیالم راحت شد.

569
00:34:42,914 --> 00:34:44,749
‫این کار به‌خاطر کسِ دیگه‌ای نبود،

570
00:34:45,500 --> 00:34:47,335
‫بلکه برای آرامشِ ذهنِ خودم بود.

571
00:34:48,252 --> 00:34:49,504
‫خودخواهانه‌ست، نه؟

572
00:34:51,297 --> 00:34:52,590
‫شاید،

573
00:34:53,466 --> 00:34:54,926
‫این غرورِ منه.

574
00:34:55,843 --> 00:34:57,136
‫این قلبِ توئه.

575
00:34:59,472 --> 00:35:00,640
‫و صداقتت.

576
00:35:06,104 --> 00:35:07,897
‫در مورد قولی که اون روز دادی...

577
00:35:08,689 --> 00:35:10,066
‫از این به بعد،

578
00:35:11,234 --> 00:35:12,652
‫در حدِ انتظارات من بمون.

579
00:35:13,361 --> 00:35:14,779
‫فقط در حدی بمون

580
00:35:15,363 --> 00:35:16,531
‫که بتونم جمعش کنم.

581
00:35:16,823 --> 00:35:18,991
‫«اما اگه پات رو از تحملم فراتر بذاری

582
00:35:19,367 --> 00:35:21,494
‫و پایه‌های چوسان رو تهدید کنی،

583
00:35:22,245 --> 00:35:23,538
‫دستگیرت می‌کنم.»

584
00:35:26,499 --> 00:35:29,001
‫اون روز هیچوقت نباید بیاد.

585
00:35:31,254 --> 00:35:32,421
‫امکان نداره.

586
00:35:32,505 --> 00:35:35,007
‫یه دزد خرده‌پا که چیزهای جزئی می‌دزده،

587
00:35:35,091 --> 00:35:37,718
‫هیچوقت نمی‌تونه
‫پایه‌های چوسان رو تهدید کنه.

588
00:35:42,098 --> 00:35:43,307
‫بذار منم یه قولی بدم.

589
00:35:44,684 --> 00:35:46,811
‫اگه قرار باشه روزی گیر بیفتم،

590
00:35:47,353 --> 00:35:50,189
‫اون به دستِ توئه.

591
00:36:03,411 --> 00:36:05,955
‫عالیجناب، افسر «سو» اینجان.

592
00:36:06,831 --> 00:36:07,832
‫بگو بیاد تو.

593
00:36:09,333 --> 00:36:10,543
‫جای نشستن.

594
00:36:21,220 --> 00:36:24,891
‫باید موقعیت‌شناسی می‌کردم
‫و قبل از ورود صبر می‌کردم؟

595
00:36:24,974 --> 00:36:27,560
‫آره. از این به بعد،
‫قبل از اینکه بیای تو تا ده بشمار.

596
00:36:32,148 --> 00:36:33,858
‫منظور منشی ارشد «ایم» چی بود؟

597
00:36:33,900 --> 00:36:35,568
‫رفتی به خوابگاه اعلیحضرت؟

598
00:36:35,651 --> 00:36:36,694
‫آهان.

599
00:36:37,320 --> 00:36:38,654
‫یادم رفت بهت بگم

600
00:36:38,738 --> 00:36:40,656
‫وقتی چند روز پیش دیدمت.

601
00:36:47,455 --> 00:36:50,124
‫پدر، فکر می‌کنید شاهزاده‌ی بزرگ
‫داشت زیر زبون‌تون رو می‌کشید؟

602
00:36:50,208 --> 00:36:51,876
‫به نظر من که اینطور نمیومد.

603
00:36:52,251 --> 00:36:53,878
‫به نظر منم اینطور نبود.

604
00:36:53,961 --> 00:36:56,088
‫پس چی ذهن‌تون رو درگیر کرده؟

605
00:36:57,632 --> 00:36:59,050
‫شاهزاده‌ی بزرگ «دوال»...

606
00:37:01,594 --> 00:37:03,429
‫اون اسم آزارم میده.

607
00:37:03,971 --> 00:37:05,431
‫شما باعث شدید دارو رو قطع کنن؟

608
00:37:07,141 --> 00:37:09,894
‫پس واسه همینه که
‫منشی ارشد و بانو «جانگ»

609
00:37:09,977 --> 00:37:11,938
‫اون روز اسمم رو آوردن.

610
00:37:12,021 --> 00:37:14,190
‫اعلیحضرت از این بابت ناراحت نبودن،

611
00:37:14,273 --> 00:37:15,816
‫واسه همین فکر کردم ختم به خیر شده.

612
00:37:15,900 --> 00:37:17,318
‫زندگی من همینه.

613
00:37:17,401 --> 00:37:20,529
‫مردم حتی توی بی‌معنی‌ترین حرف‌هایی که می‌زنی
‫دنبال معنی می‌گردن.

614
00:37:22,323 --> 00:37:24,909
‫زندگی به عنوان شاهزاده‌ی بزرگ
‫اصلاً آسون نیست.

615
00:37:25,243 --> 00:37:27,662
‫فقط تا کردنِ رختخواب
‫می‌تونه جنجال به پا کنه،

616
00:37:27,745 --> 00:37:29,163
‫و پرسیدنِ اسم یه گیاه

617
00:37:29,247 --> 00:37:31,249
‫می‌تونه باعث بازخواست شدنِ پزشکان سلطنتی بشه

618
00:37:31,916 --> 00:37:35,086
‫شاهزاده‌ی بزرگ
‫نمی‌تونه آزادانه حرف بزنه یا رفتار کنه.

619
00:37:37,755 --> 00:37:39,048
‫درسته.

620
00:37:39,840 --> 00:37:42,593
‫یادم رفته بود که تو الان داری
‫به عنوان یه بیوه جوان زندگی می‌کنی.

621
00:37:43,344 --> 00:37:44,470
‫خب،

622
00:37:44,804 --> 00:37:47,723
‫خانواده شوهرت در واقع مهربون‌تر از اونی‌ان
‫که فکر می‌کردم.

623
00:37:48,224 --> 00:37:49,392
‫واقعاً؟

624
00:37:49,934 --> 00:37:51,185
‫عجیبه.

625
00:37:52,270 --> 00:37:54,939
‫من به عنوان بانوی عمارت ضمیمه
‫زندگی بدی ندارم.

626
00:37:55,314 --> 00:37:56,565
‫نگران من نباش.

627
00:37:58,943 --> 00:38:00,069
‫راستی،

628
00:38:00,695 --> 00:38:02,780
‫اعلیحضرت حتماً گیج شدن

629
00:38:03,739 --> 00:38:05,783
‫که برادرشون همچین نگرانی‌ای نشون داده.

630
00:38:08,494 --> 00:38:10,871
‫اسم اون گیاه دارویی چی بود؟

631
00:38:10,955 --> 00:38:12,331
‫گفتن «گوک‌دو».

632
00:38:15,793 --> 00:38:17,878
‫اعلیحضرت دارن پیر می‌شن؟

633
00:38:19,046 --> 00:38:20,840
‫به نظر میاد بیماریشون
‫داره جدی می‌شه.

634
00:38:29,390 --> 00:38:31,142
‫حالتون خوب نیست؟

635
00:38:33,311 --> 00:38:35,688
‫بدنم اخیراً احساس سنگینی می‌کنه.

636
00:38:35,771 --> 00:38:37,732
‫نمی‌دونم چرا.

637
00:38:37,815 --> 00:38:40,318
‫اخیراً هیچ چیزِ غیرعادی‌ای
‫وجود نداشته.

638
00:38:41,986 --> 00:38:45,323
‫به‌جز اینکه تو این چند روز گذشته
‫اون عود رو نسوزوندید.

639
00:38:48,409 --> 00:38:49,410
‫اون عود...

640
00:38:50,995 --> 00:38:52,121
‫بیاریدش.

641
00:38:54,623 --> 00:38:57,084
‫اعلیحضرت دارن
علائم شدیدِ اعتیاد رو نشون میدن

642
00:38:57,501 --> 00:38:59,420
‫اگه شاهزاده‌ی بزرگ ملاقات‌شون کنن،

643
00:38:59,503 --> 00:39:01,172
‫ایشون دست رو دست نمی‌ذارن.

644
00:39:01,255 --> 00:39:04,383
‫از وقتی اون دفترچه حساب
‫به دست اعلیحضرت رسید،

645
00:39:04,467 --> 00:39:07,094
‫شاهزاده‌ی بزرگ مدام مزاحمت ایجاد می‌کنه.

646
00:39:07,178 --> 00:39:08,804
‫باید بدم بی سر و صدا حذفش کنن؟

647
00:39:12,558 --> 00:39:14,643
‫اگه اوضاع خراب بشه...

648
00:39:16,604 --> 00:39:20,483
‫اگه اوضاع بیخ پیدا کنه،
همه‌مون نابود می‌شیم

649
00:39:24,737 --> 00:39:25,738
‫بهانه.

650
00:39:26,447 --> 00:39:28,157
‫ما یه بهانه لازم داریم.

651
00:39:30,451 --> 00:39:33,037
‫باید تمام حرکات شاهزاده‌ی بزرگ
‫رو رصد کنیم.

652
00:39:33,079 --> 00:39:35,247
‫همه چیز رو، حتی کوچیک‌ترین شایعات.

653
00:39:35,664 --> 00:39:36,749
‫بله، پدر.

654
00:39:36,832 --> 00:39:38,834
‫این دستوری نبود که به تو داده باشم.

655
00:39:39,418 --> 00:39:42,630
‫این کار شاهزاده‌ی بزرگ رو تحت فشار می‌ذاره.
‫خودت رو از خطر دور نگه دار.

656
00:39:42,713 --> 00:39:44,465
‫پس، کی قراره انجامش بده؟

657
00:40:01,816 --> 00:40:04,902
‫من به جای دفتر بازرسی کل،
‫به دیوان عالی منتقل شدم.

658
00:40:05,277 --> 00:40:08,155
‫شنیدم که منشی ارشد
‫پارتی‌بازی کردن.

659
00:40:09,281 --> 00:40:10,408
‫دفتر بازرسی کل؟

660
00:40:11,450 --> 00:40:14,578
‫واسه این بود که فسادِ مقامات عالی‌رتبه‌ی
اونجا رو بررسی کنی؟

661
00:40:14,662 --> 00:40:15,830
‫یا آرزو داشتی

662
00:40:16,122 --> 00:40:18,082
‫که اشراف‌زادگانِ این کشور رو بگیری

663
00:40:18,124 --> 00:40:20,835
‫و بالاتر از اون‌ها بایستی؟

664
00:40:22,545 --> 00:40:24,130
‫شاید کاریه که باید می‌کردم.

665
00:40:24,213 --> 00:40:26,215
‫تو حقِ انجامِ...

666
00:40:26,882 --> 00:40:28,092
‫اون کار رو نداری.

667
00:40:30,761 --> 00:40:32,972
‫چون من هیچوقت اون حق رو بهت ندادم.

668
00:40:34,348 --> 00:40:36,725
‫حیفِ کلمات که واسه یه حیوون حروم بشه.

669
00:40:36,809 --> 00:40:38,477
‫کاربردش رو بگو.

670
00:40:44,859 --> 00:40:46,193
‫فکر می‌کنی چیه؟

671
00:40:46,819 --> 00:40:47,862
‫دیوان عالی.

672
00:40:53,325 --> 00:40:54,326
‫دادگاه سلطنتی؟

673
00:40:55,119 --> 00:40:56,120
‫همینه؟

674
00:41:10,384 --> 00:41:11,927
‫همه چیز رو ببرید دیوان عالی.

675
00:41:12,011 --> 00:41:13,262
‫بله، قربان!

676
00:41:14,513 --> 00:41:16,432
‫داری چه کار می‌کنی؟

677
00:41:19,768 --> 00:41:21,520
‫بهم بگو این تحقیقات در مورد چیه.

678
00:41:21,604 --> 00:41:23,772
‫اون‌وقت، منم گزارش رو مطابق با اون
‫ارائه میدم.

679
00:41:23,856 --> 00:41:25,065
‫نیازی نیست بدونی.

680
00:41:25,149 --> 00:41:26,358
‫محرمانه‌ست.

681
00:41:30,070 --> 00:41:31,155
‫تا ساعت 4 جمعش کنید.

682
00:41:31,197 --> 00:41:32,198
‫بله، قربان.

683
00:41:48,088 --> 00:41:49,173
‫«گیل-دونگ»؟

684
00:41:52,218 --> 00:41:53,302
‫جالبه.

685
00:41:58,015 --> 00:41:59,475
‫اون افراد اونجا چی کار می‌کنن؟

686
00:42:00,226 --> 00:42:02,186
‫«گیل-دونگ» مُرده.

687
00:42:02,269 --> 00:42:04,271
‫الان بیشتر از ده روزه
‫که مردم میان

688
00:42:04,355 --> 00:42:06,232
‫تا ادای احترام کنن.

689
00:42:12,404 --> 00:42:13,572
‫بذارش اونجا.

690
00:42:15,741 --> 00:42:19,078
‫این پولِ واقعیه.
‫گداها برش می‌دارن.

691
00:42:19,203 --> 00:42:20,287
‫بذار بردارن.

692
00:42:22,039 --> 00:42:26,335
‫«گیل-دونگ» هم هر چی گیرش میومد
‫با گرسنگان تقسیم می‌کرد.

693
00:42:27,044 --> 00:42:28,212
‫مراسم یادبود؟

694
00:42:28,295 --> 00:42:31,131
‫توی بازار برگزار می‌شه.
‫نمی‌خوای بری؟

695
00:42:32,466 --> 00:42:33,634
‫مراسم یادبود؟

696
00:42:34,426 --> 00:42:37,846
‫«گیل-دونگ» لیاقت همچین چیزی رو نداره.

697
00:42:52,736 --> 00:42:54,530
‫نمی‌خوام به مُرده بی‌احترامی ‌کنم،

698
00:42:54,863 --> 00:42:56,865
‫ولی امیدوارم اسم بزرگ و شایعاتش

699
00:42:56,949 --> 00:42:58,325
‫همراه با خودش دفن بشن.

700
00:43:17,428 --> 00:43:24,393
‫[مُرده]

701
00:43:59,011 --> 00:44:02,056
‫[«گیل-دونگ» را بگیرید]

702
00:44:06,310 --> 00:44:08,020
‫ما هر دو به دیوان عالی خدمت می‌کنیم،

703
00:44:08,103 --> 00:44:10,898
‫ولی تو یه منشی هستی،
‫و من یه بازرس.

704
00:44:10,981 --> 00:44:13,150
‫به‌خاطر اینه که پدرِ تو
‫منشی ارشدِ فعلیه

705
00:44:13,233 --> 00:44:15,653
‫و پدر من رئیس سابقِ دفتر احکام سلطنتی.

706
00:44:15,736 --> 00:44:17,029
‫قضیه این نیست.

707
00:44:17,488 --> 00:44:19,156
‫من تو آزمون نفر اول شدم،

708
00:44:19,239 --> 00:44:21,575
‫و تو اون مقام رو
‫از طریق رابطه‌ی خانوادگی گرفتی.

709
00:44:23,577 --> 00:44:25,412
‫چرا هی داریم دور خودمون می‌چرخیم؟

710
00:44:25,996 --> 00:44:29,166
‫می‌خوام قبل از اینکه برم و بیارمش
‫ببینم شاهزاده‌ی بزرگِ این کشور

711
00:44:29,249 --> 00:44:30,334
‫چه شکلیه.

712
00:44:30,959 --> 00:44:32,795
‫ولی ایشون چند روزه که تو خوابگاهشون هستن.

713
00:44:32,878 --> 00:44:34,380
‫حالا بیشتر دلم می‌خواد ببینمش.

714
00:44:34,838 --> 00:44:36,131
‫برو ببینش.

715
00:44:36,965 --> 00:44:38,342
‫می‌تونی همین‌طوری بری.

716
00:44:38,425 --> 00:44:40,969
‫ظاهراً، یه منشی دیوان عالی
‫اجازه نداره

717
00:44:41,053 --> 00:44:42,971
‫آزادانه با شاهزاده‌ی بزرگ ملاقات کنه.

718
00:44:46,350 --> 00:44:49,395
‫این چند روز گذشته
‫ایشون به نظمیه نرفتن؟

719
00:44:50,062 --> 00:44:53,148
‫عالیجناب دوباره شروع کردن به خوندنِ...
‫«چهار کتاب و پنج کلاسیک».

720
00:44:53,232 --> 00:44:54,316
‫چهار...

721
00:44:55,901 --> 00:44:58,237
‫ایشون از ده سالگی
‫لایِ یه کتاب رو هم باز نکردن.

722
00:44:58,320 --> 00:45:00,155
‫نکنه مریض باشن؟

723
00:45:00,989 --> 00:45:03,409
‫نه اینکه کتاب نمی‌خوندن،
‫فقط وانمود می‌کردن...

724
00:45:04,618 --> 00:45:07,413
‫کنجکاوم که نکنه فقط وانمود می‌کردن

725
00:45:07,496 --> 00:45:09,123
‫که کتاب نمی‌خونن، که مسخره‌ست.

726
00:45:11,041 --> 00:45:12,584
‫باید وضعیتش رو بررسی کنم.

727
00:45:26,932 --> 00:45:28,058
‫شبیهِ اونه؟

728
00:46:30,579 --> 00:46:31,747
‫اینجا چی کار می‌کنید؟

729
00:46:34,875 --> 00:46:37,628
‫علیاحضرت ملکه
‫تا ظهر تشریف میارن.

730
00:46:37,711 --> 00:46:41,673
‫تا اون موقع، لطفاً همین‌جا بمونید
‫و با هم گفتگو کنید.

731
00:46:41,757 --> 00:46:43,008
‫بله، بانو.

732
00:46:49,306 --> 00:46:51,433
‫خیلی وقته که همدیگه رو ندیدیم.

733
00:46:51,517 --> 00:46:53,101
‫دیدن همگی شما باعث خوشحالیه.

734
00:46:53,185 --> 00:46:54,311
‫بله.

735
00:46:55,312 --> 00:46:56,522
‫درسته.

736
00:46:56,855 --> 00:46:58,857
‫بیاید به بانو «شین» تسلی بدیم.

737
00:46:58,941 --> 00:47:01,068
‫نامزدی‌شون قراره به زودی بهم بخوره.

738
00:47:02,152 --> 00:47:04,446
‫بهتون گفتم که این یه راز بود.

739
00:47:04,530 --> 00:47:07,991
‫در زمان بدبختی،
‫ما باید همدیگه رو دلداری بدیم.

740
00:47:08,075 --> 00:47:09,493
‫ای وای.

741
00:47:09,535 --> 00:47:10,536
‫چی شده؟

742
00:47:10,536 --> 00:47:12,037
‫حتماً عمیقاً ناراحتید.

743
00:47:13,831 --> 00:47:16,500
‫من خوبم.

744
00:47:16,583 --> 00:47:18,126
‫خب، بهمون بگید.

745
00:47:18,752 --> 00:47:20,087
‫چرا بهم خورد؟

746
00:47:20,295 --> 00:47:21,338
‫اون...

747
00:47:21,338 --> 00:47:23,715
‫اگه نتونید توی همچین شرایطی
‫توضیح بدید،

748
00:47:23,799 --> 00:47:25,592
‫تمام تقصیرها گردن شما میفته.

749
00:47:25,676 --> 00:47:27,761
‫مردم می‌گن که احساس دیگه‌ای داشتید،

750
00:47:27,845 --> 00:47:29,680
‫اینکه جذاب نیستید،

751
00:47:29,763 --> 00:47:32,474
‫یا اینکه پوست‌تون عیب و ایراد داشته.

752
00:47:32,558 --> 00:47:33,934
‫درست می‌گم؟

753
00:47:37,729 --> 00:47:41,316
‫عالیجناب، شاهزاده‌ی بزرگ «دوال» وارد می‌شوند!

754
00:47:47,906 --> 00:47:49,324
‫ایشون شاهزاده‌ی بزرگ هستن؟

755
00:47:49,867 --> 00:47:52,411
‫نامزدی یه قوله،

756
00:47:52,494 --> 00:47:54,204
‫نه سوگندی که نشه هیچوقت شکست.

757
00:47:54,830 --> 00:47:56,790
‫فقط به‌خاطر اینکه یه قول شکسته شده

758
00:47:56,874 --> 00:47:58,917
‫معنیش این نیست که کار خطایی صورت گرفته.

759
00:48:00,335 --> 00:48:02,254
‫ببخشید
‫که وسط صحبت‌تون پریدم.

760
00:48:02,796 --> 00:48:05,257
‫آزاردهنده‌تر از اون بود
که بتونم بی‌تفاوت رد بشم

761
00:48:07,634 --> 00:48:10,012
‫خیلی وقته ندیدمتون، عالیجناب.

762
00:48:10,637 --> 00:48:11,638
‫من رو می‌شناسی؟

763
00:48:12,222 --> 00:48:15,267
‫ما اون روز همدیگه رو
‫در اقامتگاه علیاحضرت دیدیم.

764
00:48:15,350 --> 00:48:16,476
‫خب...

765
00:48:16,643 --> 00:48:18,103
‫یادم نمیاد.

766
00:48:19,271 --> 00:48:20,480
‫عذر می‌خوام.

767
00:48:21,648 --> 00:48:22,774
‫خواهش می‌کنم.

768
00:48:24,943 --> 00:48:27,529
‫بانو «هه‌-ریم» از خاندان «شین»؟

769
00:48:27,613 --> 00:48:29,448
‫بله، عالیجناب؟

770
00:48:29,531 --> 00:48:30,782
‫اگه باعث زحمت‌تون نیست،

771
00:48:30,866 --> 00:48:32,868
‫می‌تونم چند لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

772
00:48:34,202 --> 00:48:35,913
‫با من بودید؟

773
00:48:46,173 --> 00:48:47,841
‫یه لحظه‌ی کلاسیکِ توی قصه‌ها بود.

774
00:48:47,925 --> 00:48:51,011
‫شاهزاده سوار بر اسب سفید که وقتی قهرمان داستان تو خطره
‫میاد نجاتش میده.

775
00:48:51,929 --> 00:48:53,096
‫جانم؟

776
00:48:53,764 --> 00:48:55,307
‫پس همچین حسی داره.

777
00:48:55,390 --> 00:48:56,975
‫فکر کنم استعداد ذاتیش رو دارم.

778
00:48:57,601 --> 00:48:59,561
‫شاید باید آدم‌های بیشتری رو نجات بدم.

779
00:49:00,812 --> 00:49:02,022
‫ببخشید.

780
00:49:02,147 --> 00:49:03,732
‫حدس می‌زنم زیاد قصه نمی‌خونید.

781
00:49:04,274 --> 00:49:06,276
‫نه، عاشقشونم.

782
00:49:06,693 --> 00:49:08,570
‫افسانه «سودونگ»،
‫شاهزاده خانم «پیونگ‌گانگ»،

783
00:49:08,654 --> 00:49:11,531
‫قرقاول، افسانه «سوک‌هیانگ»،
‫«یی چون‌پونگ»، «کیم سانگ‌سو»...

784
00:49:11,615 --> 00:49:12,824
‫افسانه «کیم سانگ‌سو»؟

785
00:49:12,908 --> 00:49:14,743
‫اون یه کتاب واقعاً کمیابه.

786
00:49:14,826 --> 00:49:17,871
‫وقتی «سول‌بینگ» از مردی که تا آخر عمر بهش متعهد بود
‫جدا شد،

787
00:49:17,955 --> 00:49:19,414
‫زار زار گریه کردم.

788
00:49:20,707 --> 00:49:23,877
‫وقتی «سول‌بینگ» دوباره متولد شد
‫و به خونه‌ش برگشت،

789
00:49:24,252 --> 00:49:25,921
‫از خوشحالی جیغ زدم.

790
00:49:26,004 --> 00:49:27,839
‫اما جذابیتِ اصلی این کتاب اینه که...

791
00:49:28,298 --> 00:49:30,717
‫«سول‌بینگ» با لباس مبدلِ مردانه
‫یه جنگ رو به پیروزی می‌رسونه!

792
00:49:30,968 --> 00:49:32,177
‫تو یه کتابخونِ قهاری.

793
00:49:32,260 --> 00:49:34,096
‫- واقعاً از کتاب لذت بردید.
‫- آره.

794
00:49:38,767 --> 00:49:40,644
‫شما واقعاً شاهزاده‌ی بزرگ هستید؟

795
00:49:48,694 --> 00:49:50,153
‫ظاهراً، با این قیافه.

796
00:49:50,237 --> 00:49:51,530
‫غافلگیرکننده‌ست، نه؟

797
00:49:55,367 --> 00:49:58,537
‫نمی‌دونستم عالیجناب
‫شاهزاده‌ی بزرگ هستن.

798
00:49:59,037 --> 00:50:00,372
‫عذرخواهی می‌کنم.

799
00:50:00,414 --> 00:50:01,456
‫نگران نباش.

800
00:50:01,498 --> 00:50:03,333
‫فقط داشتم رد می‌شدم.

801
00:50:03,917 --> 00:50:06,628
‫به نظر میومد تو دردسری،
‫واسه همین خواستم کمکت کنم.

802
00:50:06,712 --> 00:50:08,255
‫زیاده‌روی کردم؟

803
00:50:09,006 --> 00:50:10,048
‫نه.

804
00:50:11,133 --> 00:50:12,426
‫عالیجناب پا پیش گذاشتن

805
00:50:12,884 --> 00:50:15,262
‫درست سرِ بزنگاه، و به اندازه.

806
00:50:19,474 --> 00:50:22,144
‫راستش، می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم.

807
00:50:23,395 --> 00:50:26,440
‫اسمت رو لکه‌دار کردم،
‫اگرچه قصدش رو نداشتم.

808
00:50:29,443 --> 00:50:31,236
‫نمی‌پرسی قضیه چی بود؟

809
00:50:32,404 --> 00:50:33,697
‫مطمئنم بهم می‌گید...

810
00:50:34,364 --> 00:50:36,116
‫وقتی زمانِ مناسبش برسه.

811
00:50:38,493 --> 00:50:40,120
‫از درکت ممنونم.

812
00:50:40,203 --> 00:50:42,581
‫سر فرصت همه چیز رو بهت می‌گم.

813
00:50:44,041 --> 00:50:45,125
‫ولم کن.

814
00:50:45,834 --> 00:50:47,461
‫گفتم، ولم کن!

815
00:50:54,342 --> 00:50:55,385
‫ببین کی اینجاست.

816
00:50:55,886 --> 00:50:57,054
‫لعنتی.

817
00:50:57,137 --> 00:50:58,805
‫بازم همدیگه رو دیدیم.

818
00:51:00,390 --> 00:51:02,976
‫آیا شما با ارباب «جه-ای» هم
آشنایی دارید، عالیجناب؟

819
00:51:03,602 --> 00:51:04,770
‫خب...

820
00:51:04,853 --> 00:51:05,854
‫من...

821
00:51:07,731 --> 00:51:08,732
‫عالیجناب؟

822
00:51:13,195 --> 00:51:15,614
‫حالا می‌فهمم چرا با این سر و وضع اینجایی.

823
00:51:17,365 --> 00:51:18,492
‫این یه سوءتفاهمه.

824
00:51:18,575 --> 00:51:20,494
‫تو یه منشی با رتبه چهارمِ پایین هستی.

825
00:51:20,577 --> 00:51:22,370
‫چطور جرأت می‌کنی جلوی شاهزاده‌ی بزرگ بایستی

826
00:51:22,454 --> 00:51:24,664
‫و ادای احترام نکنی؟

827
00:51:24,748 --> 00:51:25,999
‫دهنت رو ببند.

828
00:51:26,083 --> 00:51:29,127
‫اگه این چهره رو نداشتم،
‫الان مُرده بودی.

829
00:51:32,464 --> 00:51:34,382
‫چی...

830
00:51:39,012 --> 00:51:41,515
‫من «جه-ای» از خاندان «ایم» هستم،
‫منشی دیوان عالی.

831
00:51:41,598 --> 00:51:43,183
‫ادای احترام می‌کنم، عالیجناب.

832
00:51:48,939 --> 00:51:49,981
‫به زودی،

833
00:51:50,982 --> 00:51:52,692
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

834
00:51:58,824 --> 00:52:01,118
‫من باید برم.

835
00:52:01,201 --> 00:52:02,661
‫باید خانواده‌م رو کنترل کنم.

836
00:52:03,745 --> 00:52:04,788
‫تو، دنبالم بیا.

837
00:52:11,419 --> 00:52:12,629
‫همین‌جا بمون.

838
00:52:12,629 --> 00:52:14,089
‫اوضاع رو بدتر نکن.

839
00:52:23,640 --> 00:52:24,766
‫عالیجناب،

840
00:52:24,850 --> 00:52:26,351
‫آیا مردی که کنار «هونگ-شی» بود...

841
00:52:47,581 --> 00:52:50,167
‫ثابت کردی که به درد بخوری.

842
00:53:01,970 --> 00:53:03,221
‫عالیجناب،

843
00:53:03,847 --> 00:53:06,850
‫«هونگ-شی» تا الان باید رسیده باشه
‫به اقامتگاه منشی ارشد.

844
00:53:07,434 --> 00:53:08,727
‫اوضاع پیچیده‌تر می‌شه

845
00:53:09,311 --> 00:53:10,562
‫اگه من دخالت کنم.

846
00:53:11,521 --> 00:53:12,898
‫بهتره که بیرون از ماجرا بمونم.

847
00:53:14,566 --> 00:53:15,567
‫بیرون بمونید؟

848
00:53:16,693 --> 00:53:20,071
‫مطمئنم «هونگ-شی» درک می‌کنه،
‫ولی باعث دلخوریش می‌شه.

849
00:53:21,531 --> 00:53:22,616
‫حتماً می‌شه.

850
00:53:23,992 --> 00:53:25,744
‫قطعاً کتک می‌خوره.

851
00:53:26,244 --> 00:53:29,289
‫با اون اخلاقی که اون داره،
‫ممکنه کار بدتری هم بکنه.

852
00:53:30,123 --> 00:53:33,627
‫دست و پاش رو می‌شکنن،
‫شاید هم بدتر.

853
00:53:38,673 --> 00:53:41,009
‫به نظر میاد احساسات‌تون تغییر کرده.

854
00:53:41,551 --> 00:53:43,053
‫شما همون مردی هستید...

855
00:53:43,053 --> 00:53:45,764
‫که روز عروسی «هونگ-شی»
دنبال کالسکه‌ش بودید؟

856
00:53:48,350 --> 00:53:50,393
‫من؟

857
00:53:51,102 --> 00:53:52,520
‫یادتون رفته؟

858
00:53:59,027 --> 00:54:00,445
‫به‌خاطر بارون،

859
00:54:00,528 --> 00:54:02,697
‫محض احتیاط که نکنه کالسکه «هونگ-شی» چپ کنه،

860
00:54:03,406 --> 00:54:06,034
‫سرِ هر پیچی که کالسکه عروس رد می‌شد،

861
00:54:06,117 --> 00:54:10,705
‫دستور دادید شن خشک، کاه
‫و سنگریزه بریزن.

862
00:54:11,206 --> 00:54:13,667
‫این هیچ فرقی نداره
‫با دنبال کردن کالسکه.

863
00:54:15,835 --> 00:54:17,212
‫شما عمیقاً نگران بودید

864
00:54:17,295 --> 00:54:20,340
‫که اگه کفش‌های ابریشمی‌ش خیس بشه
چقدر ناراحت می‌شه

865
00:54:21,675 --> 00:54:23,218
‫واقعاً، قضیه‌ی...

866
00:54:23,802 --> 00:54:25,053
‫این اربابِ تو چیه؟

867
00:54:25,136 --> 00:54:26,930
‫شما اینقدر نگران بودید

868
00:54:27,013 --> 00:54:30,642
‫که نکنه کالسکه عروس
‫تکون بخوره یا چپ کنه.

869
00:54:33,019 --> 00:54:34,312
‫دست بردار.

870
00:54:36,106 --> 00:54:37,691
‫حالا باید چی کار کنم؟

871
00:54:49,744 --> 00:54:51,288
‫داری میرید پیش «هونگ-شی»؟

872
00:54:51,288 --> 00:54:52,414
‫«ده-چو»،

873
00:54:52,497 --> 00:54:54,207
‫یه اسب از اصطبل سلطنتی بیار.

874
00:54:58,586 --> 00:55:00,297
‫از اینجا به بعد، خودت برو تو.

875
00:55:01,548 --> 00:55:03,717
‫تمام مسیر داشتم به یه چیزی فکر می‌کردم.

876
00:55:04,259 --> 00:55:06,720
‫چرا اینقدر عصبانی هستی، نوه جان؟

877
00:55:06,928 --> 00:55:08,096
‫چی؟

878
00:55:08,179 --> 00:55:10,265
‫بدم میاد این رو دوباره بگم،

879
00:55:10,849 --> 00:55:13,643
‫ولی داری طوری رفتار می‌کنی
‫که انگار شوهر این زنی.

880
00:55:13,727 --> 00:55:15,520
‫یادت رفته؟ این واسه حفظِ خانواده...

881
00:55:15,603 --> 00:55:16,688
‫می‌دونم.

882
00:55:18,189 --> 00:55:19,733
‫ولی به نظر من که فقط بهانه‌ست.

883
00:55:31,411 --> 00:55:33,246
‫وقتی به من نگاه می‌کنی،

884
00:55:33,330 --> 00:55:34,914
‫آشوب رو توی چشم‌هات می‌بینم.

885
00:55:39,919 --> 00:55:41,254
‫می‌خوای چی کار کنی؟

886
00:55:41,755 --> 00:55:43,965
‫سعی دارم بگم هیچ کاری نباید کرد.

887
00:55:46,217 --> 00:55:47,302
‫این یه هشداره.

888
00:55:49,554 --> 00:55:50,680
‫قربان.

889
00:55:52,390 --> 00:55:54,601
‫منشی ارشد
‫دستور دادن فوراً برید پیش‌شون.

890
00:55:56,144 --> 00:55:57,228
‫برو.

891
00:55:57,312 --> 00:55:59,314
‫به نظر میاد پدرت
‫کارت داره، فوری.

892
00:56:12,243 --> 00:56:14,954
‫نگاهِ اون ملعون به من
‫پر از عشق و تمنا بود.

893
00:56:16,790 --> 00:56:19,000
‫یعنی تمام این مدت این احساسات رو داشته؟

894
00:56:20,168 --> 00:56:21,378
‫هر چی که هست،

895
00:56:21,461 --> 00:56:23,838
‫بهتره هیچ غلطی نکنه.

896
00:56:26,132 --> 00:56:27,258
‫«اون-جو».

897
00:56:27,550 --> 00:56:28,802
‫«اون-جو».

898
00:56:29,552 --> 00:56:32,222
‫ارباب جوانت خیلی وقته
‫منتظرت بوده.

899
00:56:33,723 --> 00:56:34,849
‫اینطوره؟

900
00:56:59,165 --> 00:57:00,333
‫قضیه چیه؟

901
00:57:00,417 --> 00:57:02,335
‫به نظر سربازهای دیوان عالی میان.

902
00:57:03,044 --> 00:57:04,712
‫قضیه چیه؟ راه رو باز کنید.

903
00:57:15,098 --> 00:57:16,182
‫دوباره همدیگه رو دیدیم،

904
00:57:17,100 --> 00:57:18,143
‫عالیجناب.

905
00:57:23,106 --> 00:57:25,358
‫می‌تونست یه‌کم بیشتر صبر کنه.

906
00:57:25,442 --> 00:57:27,026
‫حتی یه ذره صبر هم نداشت.

907
00:57:29,237 --> 00:57:31,030
‫خیلی خسته‌م.

908
00:57:39,456 --> 00:57:40,540
‫تو کی هستی؟

909
00:57:43,793 --> 00:57:45,128
‫تو «گیل-دونگ» هستی؟

910
00:57:47,964 --> 00:57:49,132
‫از همین لحظه،

911
00:57:49,215 --> 00:57:53,136
‫عالیجناب بازداشت هستن
‫به جرم آزاد کردنِ قاتل، «گیل-دونگ».

912
00:58:22,499 --> 00:58:23,541
‫چه خبره؟

913
00:58:38,515 --> 00:58:39,516
‫برگشتم.

914
00:58:42,936 --> 00:58:44,270
‫بالأخره برگشتم...

915
00:58:48,650 --> 00:58:49,859
‫این یعنی...

916
00:58:50,360 --> 00:58:51,778
‫«هونگ اون-جو» الان...

917
00:58:56,074 --> 00:58:57,200
‫تو کی هستی...

918
00:58:57,951 --> 00:58:59,244
‫«ده-چو»، شمشیر.

919
00:59:05,583 --> 00:59:06,584
‫عالیجناب!

920
00:59:52,171 --> 00:59:56,843
[برای دزد عزیزم]

921
00:59:56,843 --> 00:59:59,053
‫تا حالا سابقه نداشته
[آنچه خواهید دید]

922
00:59:59,137 --> 01:00:02,849
‫که یکی از خاندان سلطنتی طرف دزدها رو بگیره!

923
01:00:02,932 --> 01:00:04,851
‫به نظر میاد می‌خوای اعتراف کنی.

924
01:00:04,892 --> 01:00:07,395
‫باید اول نقابش رو برمی‌داشتم
‫و صورتش رو چک می‌کردم.

925
01:00:07,478 --> 01:00:10,648
‫اون‌وقت، می‌تونستم بدون این همه دردسر
‫از تو محافظت کنم.

926
01:00:10,732 --> 01:00:12,400
‫چرا اینقدر بد ذاتی؟

927
01:00:12,483 --> 01:00:13,901
‫من فقط نگران بودم...

928
01:00:13,985 --> 01:00:15,820
‫مجبورم نکن اهمیت بدم

929
01:00:15,903 --> 01:00:17,655
‫به این خانواده‌ی لعنتی.

930
01:00:17,739 --> 01:00:20,199
‫«هونگ اون-جو» یه زنِ والامقامه.

931
01:00:20,283 --> 01:00:22,160
‫به نظر میاد زیاد
‫موقعیت رو درک نمی‌کنی.
