﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,000
.

2
00:00:39,791 --> 00:00:43,166
‫[این فیلم از رمانی به همین نام
‫اثر جولیانو دا اِمپولی اقتباس شده.]

3
00:00:43,208 --> 00:00:46,666
‫[هرچند این اثر از اتفاقات تاریخی الهام
[‫گرفته شده، اما کماکان یک اثر هنری است.

4
00:00:46,708 --> 00:00:50,375
‫[شخصیت‌ها و همچنین بیانات
‫و عقیده‌ها خیالی‌ هستند.]

5
00:01:30,166 --> 00:01:32,750
‫از وقتی که وادیم بارانوف دیگه مشاور

6
00:01:32,916 --> 00:01:35,916
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین،
‫تزار، نبود

7
00:01:36,125 --> 00:01:39,666
‫افسانه‌هایی که درباره‌ش بود، نه
‫تنها از بین نرفتن، بلکه بیشتر هم شدن.

8
00:01:40,375 --> 00:01:44,000
‫بیشترِ مردهایِ قدرتمند، ابهت‌شون
‫رو از جایگاهشون می‌گیرن.

9
00:01:44,125 --> 00:01:47,625
‫وقتی از دستش می‌دن، انگار
‫دوشاخه از پریز کشیده شده.

10
00:01:48,291 --> 00:01:50,791
‫بارانوف از یه نژاد دیگه بود.

11
00:01:51,916 --> 00:01:55,625
‫به گفته‌ی بعضی‌ها، اون به یه
‫صومعه توی کوه آتوس پناه برده بود.

12
00:01:55,791 --> 00:01:57,791
‫بقیه قسم می‌خوردن که
‫اون رو توی ایبیزا دیدن

13
00:01:57,916 --> 00:02:00,416
‫در حالی که دورش رو
.همون‌های خوشحال گرفته بودن

14
00:02:01,375 --> 00:02:05,541
‫بعضی‌های دیگه هم ادعا می‌کردن
‫که اون رو توی جبهه‌ی دونباس دیدن.

15
00:02:07,541 --> 00:02:11,500
‫وادیم بارانوف توی زندگی‌ش
‫میون گردابی از معماها پیش می‌رفت.

16
00:02:12,291 --> 00:02:15,666
‫تنها چیزی که قطعی
‫بود، نفوذش روی تزار بود.

17
00:02:17,166 --> 00:02:19,000
‫توی پونزده سالی که در خدمتش بود

18
00:02:19,166 --> 00:02:22,750
‫نقش تعیین‌کننده‌ای توی
‫گسترش قدرتش داشت.

19
00:02:23,666 --> 00:02:26,541
‫بهش می‌گفتن جادوگر کرملین

20
00:02:26,750 --> 00:02:28,416
‫راسپوتین جدید.

21
00:02:31,416 --> 00:02:35,000
‫نصف‌شب می‌رفت
‫توی دفتر رئیس‌جمهور

22
00:02:35,166 --> 00:02:37,166
‫تا به کارهای فوری رسیدگی کنه.

23
00:02:38,500 --> 00:02:42,125
‫شاید خودِ تزار با خط
‫مستقیمش احضارش می‌کرد.

24
00:02:44,166 --> 00:02:47,041
‫گاهی یه وزیرِ سرشناس
‫هم بهشون ملحق می‌شد

25
00:02:47,166 --> 00:02:50,125
‫یا رئیسِ یه شرکت بزرگ دولتی.

26
00:02:51,500 --> 00:02:54,166
‫اما این شاهدها هیچ چیزی رو

27
00:02:54,166 --> 00:02:57,166
‫درباره‌ی فعالیت‌های شبانه‌ی
‫تزار و مشاورش روشن نمی‌کردن.

28
00:03:00,500 --> 00:03:04,416
‫وقتی چند سال بعد از ‫ناپدید شدنش برگشتم مسکو
[مسکو، سال 2019]

29
00:03:04,541 --> 00:03:07,541
‫خاطره‌ی بارانوف مثل
‫یه سایه همه جا بود.

30
00:03:07,833 --> 00:03:09,791
‫مطبوعات اصرار داشتن که

31
00:03:09,916 --> 00:03:12,541
‫مرموزترین اقدامات
‫کرملین رو به اون نسبت بدن.

32
00:03:13,291 --> 00:03:14,416
‫در مورد خودم هم باید بگم

33
00:03:14,541 --> 00:03:18,666
‫مقاله اخیرم توی فارن اِفِرز
‫یه‌کم سر و صدا به پا کرده بود.

34
00:03:20,166 --> 00:03:24,375
‫عنوانش این بود:
‫«وادیم بارانوف و اختراع دموکراسیِ جعلی».

35
00:03:30,041 --> 00:03:33,041
‫اگه لازم شد، شماره 9 رو بگیرین.

36
00:03:33,166 --> 00:03:35,875
‫- روز به‌خیر آقای رولند.
‫- روز شما هم به‌خیر.

37
00:03:39,666 --> 00:03:41,666
‫من تو مرخصی مطالعاتی از یِیل بودم

38
00:03:41,875 --> 00:03:44,791
‫تا اولین زندگی‌نامه
‫یوگنی زامیاتین رو بنویسم

39
00:03:44,916 --> 00:03:46,625
‫نویسنده بزرگ روسی

40
00:03:46,791 --> 00:03:50,416
‫و از مخالفان اولیه‌ی
‫رژیم کمونیستی استالین.

41
00:03:52,875 --> 00:03:54,791
‫تو فضای بی‌روح زمستونی قدم می‌زدم

42
00:03:55,416 --> 00:03:57,541
‫کتاب‌های قدیمی رو ورق می‌زدم.

43
00:03:58,625 --> 00:04:01,041
‫زامیاتین شد دغدغه‌ی فکریم.

44
00:04:01,166 --> 00:04:02,500
‫اون یه آدم آینده‌نگر بود.

45
00:04:02,625 --> 00:04:07,375
‫نه فقط در مورد استالین، بلکه
‫در مورد همه دیکتاتورهای آینده.

46
00:04:07,500 --> 00:04:11,166
‫از اُلیگارش‌های سیلیکون ولی
‫گرفته تا تک‌حزبی‌های چین.

47
00:04:11,375 --> 00:04:14,166
‫از مارک زاکربرگ تا شی جین‌پینگ.

48
00:04:16,250 --> 00:04:18,375
‫رمان پادآرمان‌شهریش، به اسم «ما»

49
00:04:18,500 --> 00:04:21,500
‫الهام‌بخش جورج اورول برای 1984 بود.

50
00:04:24,541 --> 00:04:27,041
‫[نمی‌دونستم تو دانشگاه‌های
[‫آمریکا زامیاتین می‌خونن.

51
00:04:31,750 --> 00:04:34,250
‫[زامیاتین پیشگوی عصر ماست.]

52
00:04:49,125 --> 00:04:50,666
‫[زیاد تو مسکو می‌مونین؟]

53
00:04:50,666 --> 00:04:52,500
‫[یه چیزی دارم که
‫باید بهتون نشون بدم.]

54
00:05:10,291 --> 00:05:12,166
‫موقع خروج از شهر

55
00:05:12,291 --> 00:05:16,416
‫جنگل‌های بی‌پایان و تاریک تا
‫خودِ سیبری ادامه داشتند.

56
00:05:18,541 --> 00:05:21,791
‫کنجکاویم با دلهره همراه بود.

57
00:05:22,666 --> 00:05:26,041
‫تو روسیه، معمولاً
‫اوضاع خوب پیش میره.

58
00:05:26,166 --> 00:05:29,416
‫ولی وقتی اوضاع بد می‌شه، خیلی بد می‌شه.

59
00:05:48,250 --> 00:05:49,500
‫صبح به‌خیر.

60
00:05:50,208 --> 00:05:51,458
‫صبح به‌خیر.

61
00:05:53,250 --> 00:05:55,291
‫لطفاً دنبال من بیاین، آقای رولند.

62
00:05:57,041 --> 00:05:58,666
‫می‌تونم پالتوتون رو بگیرم؟

63
00:06:01,750 --> 00:06:03,666
‫براتون چای میارم.
ممنون

64
00:06:04,625 --> 00:06:05,708
ممنونم

65
00:06:35,666 --> 00:06:38,125
‫کتاب‌های قدیمی جمع می‌کنین؟

66
00:06:38,125 --> 00:06:40,125
‫کلکسیون درست نمی‌کنم،
‫می‌خونمشون.

67
00:06:40,250 --> 00:06:41,666
‫خیلی فرقشه.

68
00:06:43,416 --> 00:06:45,125
‫زامیاتین می‌خونین؟

69
00:06:46,666 --> 00:06:50,041
‫یه چیزی دارم که اگه نشون‌تون
‫بدم حتماً ازش خوشتون میاد.

70
00:06:59,625 --> 00:07:01,375
‫می‌دونین این چیه؟

71
00:07:02,500 --> 00:07:04,791
‫نامه‌ی زامیاتین به استالینه.

72
00:07:05,000 --> 00:07:08,291
‫ازش اجازه می‌خواد
‫که از شوروی بره.

73
00:07:08,416 --> 00:07:10,416
‫یوسیف ویساریونویچ عزیز.

74
00:07:10,541 --> 00:07:12,750
‫همون‌طور که مسیحی‌ها
‫شیطان رو اختراع کردن

75
00:07:12,916 --> 00:07:15,791
‫تا به تمام شکل‌های
‫شر، تجسم ببخشن

76
00:07:16,000 --> 00:07:20,125
‫منتقدها هم از من
.شیطانِ ادبیات شوروی رو ساختن

77
00:07:21,500 --> 00:07:24,541
‫زامیاتین خیلی چیزها
‫رو خیلی زود فهمید

78
00:07:24,750 --> 00:07:27,291
‫و بی‌احتیاطی کرد
‫که اون‌ها رو نوشت.

79
00:07:31,125 --> 00:07:32,291
لطفاً

80
00:07:32,541 --> 00:07:33,875
‫بفرمایین بشینین.

81
00:07:35,541 --> 00:07:36,833
[فارن افرز]

82
00:07:36,875 --> 00:07:38,791
‫- خوندینش؟
‫- البته.

83
00:07:41,416 --> 00:07:43,666
‫وقت گذاشتین و براش حاشیه نوشتین.

84
00:07:43,791 --> 00:07:45,000
‫باعث افتخارمه.

85
00:07:45,166 --> 00:07:47,166
‫بیاید از بحث دور نشیم.

86
00:07:48,125 --> 00:07:51,291
‫ولی برخلاف بقیه، شما
‫یه چیزهایی فهمیدین.

87
00:07:51,500 --> 00:07:53,416
‫نه خیلی زیاد، ولی یه چیزهایی.

88
00:07:55,625 --> 00:07:56,625
‫ممنون.

89
00:07:58,666 --> 00:08:00,791
‫خودتون رو یه هنرمند می‌دونین؟

90
00:08:01,625 --> 00:08:04,791
‫بذارین این‌طوری بگم که در واقع من
‫نقش مکمل داشتم. الان دیگه بازنشسته‌ام.

91
00:08:05,416 --> 00:08:06,666
‫دلتون برای آدرنالین تنگ نشده؟

92
00:08:06,875 --> 00:08:10,041
‫هیچ لذتی بالاتر از این نیست
‫که صبح از خواب بیدار بشی

93
00:08:10,250 --> 00:08:11,375
‫قهوه‌ات رو بخوری

94
00:08:11,500 --> 00:08:13,416
‫و دخترت رو ببری مدرسه.

95
00:08:14,250 --> 00:08:15,625
‫بقیه چه واکنشی نشون دادن؟

96
00:08:15,791 --> 00:08:18,416
‫به رفتنم؟ بد، معلومه دیگه.

97
00:08:19,250 --> 00:08:22,791
‫توی دربار، همه رو می‌بخشن:
‫دزدها، قاتل‌ها، خائن‌ها.

98
00:08:23,000 --> 00:08:24,666
‫ولی فراری‌ها رو نه.

99
00:08:24,791 --> 00:08:27,791
‫"چیزی رو که ما حاضریم
‫براش آدم بکشیم، تو نمی‌خوای؟"

100
00:08:27,916 --> 00:08:30,000
‫و تزار چی؟

101
00:08:30,166 --> 00:08:32,000
‫تزار، اون یه بحث دیگه‌ست.

102
00:08:34,791 --> 00:08:37,875
‫پدرم از این کتابخونه می‌ترسید.

103
00:08:39,000 --> 00:08:40,416
‫مال پدربزرگم بود.

104
00:08:40,875 --> 00:08:44,041
‫کوستین، گراسیان، ماکیاولی

105
00:08:44,166 --> 00:08:46,500
‫شکاک‌ها، ناامیدها.

106
00:08:46,666 --> 00:08:48,541
‫واقعاً با عقاید شوروی جور نبود.

107
00:08:48,666 --> 00:08:51,500
‫ولی دمش گرم، هیچ‌وقت سعی
‫نکرد من رو ازش محروم کنه.

108
00:08:51,625 --> 00:08:52,625
‫پدرتون؟

109
00:08:52,666 --> 00:08:56,541
‫آخرش شد رئیس آکادمی
‫علوم اجتماعیِ حزب.

110
00:08:56,666 --> 00:08:59,791
‫تنها هدفش این بود که دمِ صبح

111
00:08:59,916 --> 00:09:02,000
‫با صدای در زدنِ کا‌گ‌ب‌ بیدار نشه.

112
00:09:02,500 --> 00:09:05,500
‫با اون پستی که داشت،
‫نباید نگران می‌شد.

113
00:09:05,666 --> 00:09:08,375
‫توی شوروی هیچ‌کس در امان نبود.

114
00:09:08,500 --> 00:09:11,166
‫توی روسیه هیچ‌کس
‫در امان نیست، تمام.

115
00:09:11,291 --> 00:09:12,625
‫نه من.

116
00:09:12,791 --> 00:09:14,250
‫نه حتی شما.

117
00:09:17,166 --> 00:09:18,416
‫توی بچگی‌م

118
00:09:18,541 --> 00:09:21,541
‫بیشترین امتیازی که همه
‫دنبالش بودن، کرملیوفکا بود

119
00:09:21,750 --> 00:09:25,375
‫یه سبد خوراکی که مخصوص آپاراتچیک‌ها بود.
(اعضای حزب)

120
00:09:25,500 --> 00:09:26,875
‫امروز چی می‌خوریم؟

121
00:09:27,041 --> 00:09:28,666
‫پیراشکی سالمون

122
00:09:29,875 --> 00:09:31,416
‫کتلتِ برّه.

123
00:09:31,541 --> 00:09:34,791
‫در واقع، مشکل من اینه
‫که بچگیِ شادی داشتم.

124
00:09:34,916 --> 00:09:37,416
‫توی روسیه، این عادی نیست.

125
00:09:37,541 --> 00:09:40,125
‫تمامِ نخبه‌های روسیه
طعمِ بدبختیِ دوران شوروی رو

126
00:09:40,291 --> 00:09:43,541
‫قبل از اینکه به ویلاهای
‫کوت دازور برسن، چشیدن.

127
00:09:43,750 --> 00:09:45,416
‫هنوز هم از اون فضا درنیومدن.

128
00:09:46,250 --> 00:09:47,291
‫حتی تزار

129
00:09:47,791 --> 00:09:50,500
‫من، بچه‌ای هستم که
‫توی یه کومونالکا بزرگ شدم

130
00:09:50,625 --> 00:09:52,666
‫تهِ یه حیاطِ کثیف
‫توی سنت پترزبورگ

131
00:09:52,875 --> 00:09:55,625
‫حالا دیگه تو کاخ
‫باکینگهام پذیرفته شدم!

132
00:09:57,541 --> 00:10:00,041
‫- زمونه عوض شده.
‫- نه اون‌قدرها.

133
00:10:00,250 --> 00:10:02,166
‫سمت شما، پول حرف اول رو می‌زنه.

134
00:10:02,375 --> 00:10:05,041
‫تو روسیه، چیزی که
‫مهمه، نزدیکی به قدرته.

135
00:10:05,166 --> 00:10:08,791
‫سیستم شوروی بر پایه
‫امتیاز بود، نه پول نقد.

136
00:10:08,916 --> 00:10:12,250
‫دیروز خبری ازش
‫نبود. فردا هم خدا بزرگه.

137
00:10:12,416 --> 00:10:14,625
‫پس بهتره همین الان خرجش کنیم.

138
00:10:15,791 --> 00:10:18,125
‫می‌دونین «ورتوشکا» چیه؟

139
00:10:18,291 --> 00:10:20,041
‫یه تلفن بدون شماره‌گیر

140
00:10:20,250 --> 00:10:23,416
‫که به کله‌گنده‌های حزب اجازه
‫می‌داد مستقیم باهاتون تماس بگیرن.

141
00:10:23,541 --> 00:10:25,416
‫داشتن یکیش نشونه موفقیت بود.

142
00:10:25,541 --> 00:10:27,875
‫نگاه کنین. این یه ورتوشکاست.

143
00:10:28,041 --> 00:10:30,166
‫خاکستری، مثل هر
‫چیزی که مال شوروی‌ـه.

144
00:10:30,291 --> 00:10:33,000
‫اگه به نظرتون مسکو خاکستری‌ـه،
‫واشنگتن رو امتحان کنین.

145
00:10:33,166 --> 00:10:35,541
‫اونجا خاکستری نیستن، مُرده‌ان.

146
00:10:35,666 --> 00:10:39,166
‫به هر حال، ورود من
‫به آمریکا و اروپا ممنوعه.

147
00:10:41,000 --> 00:10:42,500
‫- پدرتون هنوز زنده‌ست؟
‫- نه.

148
00:10:42,666 --> 00:10:45,291
‫تو دنیای خودش،
‫می‌تونست خیلی دووم بیاره.

149
00:10:45,500 --> 00:10:48,791
‫اما گورباچف با لیوان
‫شیرش از راه رسید.

150
00:10:48,916 --> 00:10:50,500
‫لیوان شیرش!

151
00:10:50,791 --> 00:10:54,541
‫لازم نبود به حرف‌های گورباچف گوش
‫بدی تا بفهمی شوروی رو نابود می‌کنه.

152
00:10:54,666 --> 00:10:56,500
‫فقط کافی بود بهش نگاه کنی.

153
00:10:56,625 --> 00:10:59,791
‫می‌رفت پشت تریبون و
‫براش یه لیوان شیر می‌آوردن.

154
00:11:00,000 --> 00:11:02,666
‫بعدش قیمت نوشیدنی رو دو برابر کرد

155
00:11:02,791 --> 00:11:05,416
‫و سعی کرد همه رو شیرخور کنه.

156
00:11:05,541 --> 00:11:06,666
‫تو روسیه!

157
00:11:06,875 --> 00:11:08,375
‫می‌تونین تصورش رو بکنین؟

158
00:11:09,791 --> 00:11:12,791
‫تعجبی نداره که
‫همه‌چی به فنا رفت.

159
00:11:14,041 --> 00:11:17,166
‫اون پایان کمونیسم و پدرم بود.

160
00:11:17,375 --> 00:11:19,041
‫همه‌چیزش رو از دست داد.

161
00:11:19,250 --> 00:11:22,166
‫کارش، امتیازاتش، اعتبارش.

162
00:11:22,375 --> 00:11:24,541
‫و شما؟ اون موقع چی کار می‌کردین؟

163
00:11:25,125 --> 00:11:27,791
‫پدرم می‌خواست دیپلمات بشم.

164
00:11:28,000 --> 00:11:31,125
‫اما میلی به درس خوندن
‫نداشتم. کارهای خرده‌پا می‌کردم.

165
00:11:31,291 --> 00:11:34,791
‫تلویزیون و ضبط‌صوت می‌فروختم.

166
00:11:35,000 --> 00:11:36,791
‫کارم خوب گرفت.

167
00:11:37,750 --> 00:11:41,666
‫کم‌کم بیشتر از پدرم
‫پول درآوردم، خیلی بیشتر.

168
00:11:42,291 --> 00:11:44,125
‫یه بچه نادون بودم.

169
00:11:44,291 --> 00:11:47,375
‫واسه همین با دنیای
‫جدید بهتر کنار اومدم.

170
00:11:48,250 --> 00:11:50,250
‫[روس‌های جدید]

171
00:11:50,416 --> 00:11:52,166
‫اوایل دهه‌ی 1990

172
00:11:52,291 --> 00:11:54,000
‫مسکو یه شهر پر از هیجان بود.

173
00:11:54,166 --> 00:11:57,875
‫چند سال کوتاه، پر از امید بود.

174
00:11:58,041 --> 00:12:00,291
‫هر هفته کتاب‌های
‫ممنوعه چاپ می‌شدن.

175
00:12:00,416 --> 00:12:03,500
‫سولژنیتسین، پاسترناک، بولگاکف

176
00:12:03,625 --> 00:12:06,541
‫مجله‌های هنری و ادبی
‫میلیونی فروش می‌رفتن.

177
00:12:06,666 --> 00:12:09,416
‫عطش روس‌ها برای
‫آزادی سیری‌ناپذیر بود.

178
00:12:12,416 --> 00:12:16,291
‫توی آکادمی هنرهای
‫دراماتیک مسکو ثبت‌نام کردم

179
00:12:16,416 --> 00:12:19,625
‫و غرق زندگی
‫غیرمتعارفِ تئاتری‌ها شدم.

180
00:12:28,416 --> 00:12:31,666
‫بیست سالمون بود و یه دنیای
‫جدید داشت به رومون باز می‌شد

181
00:12:31,875 --> 00:12:35,041
‫درست همون موقعی که
‫قدرت فتح کردنش رو داشتیم.

182
00:12:36,041 --> 00:12:37,958
‫می‌شد تئاترهایی که از
‫اروپا اومده بودن رو دید

183
00:12:38,166 --> 00:12:41,333
‫تا سپیدۀ صبح با بازیگرها
‫و کارگردان‌ها بحث کرد.

184
00:12:41,458 --> 00:12:44,416
‫واقعاً فکر می‌کنین
‫آزادی همه‌چیزی رو

185
00:12:44,583 --> 00:12:46,416
‫که توی یه دنیای پر از فرهنگ و
‫شعر زندگی می‌کنین، عوض می‌کنه؟

186
00:12:46,541 --> 00:12:48,541
‫نسل ما سیستم رو پس زد.

187
00:12:48,666 --> 00:12:51,875
‫پدر و مادرهامون سرشون
‫رو انداختن پایین، ولی ما نه.

188
00:12:52,041 --> 00:12:53,541
‫با این‌که شاید خوشتون نیاد

189
00:12:53,666 --> 00:12:56,625
‫کمونیسم دوران فرمانروایی
‫فرهنگ و شعر بود.

190
00:12:56,791 --> 00:12:58,666
‫چطور می‌تونین این رو بگین؟

191
00:12:58,875 --> 00:13:00,541
‫توی دوران کمونیسم، بازنده بودن

192
00:13:00,666 --> 00:13:03,375
‫تنها راه برای حفظ عزت‌نفس بود.

193
00:13:03,375 --> 00:13:05,041
‫حداقلش این بود که
‫باهاشون همدست نمی‌شدیم.

194
00:13:05,208 --> 00:13:06,208
‫عالیه.

195
00:13:08,833 --> 00:13:10,666
‫من یکی رو که
‫تحت‌تأثیر قرار دادی.

196
00:13:12,125 --> 00:13:13,125
‫جدی؟

197
00:13:13,333 --> 00:13:16,000
‫می‌خواستم این رو بهتون بگم
‫چون به‌ندرت برام پیش میاد.

198
00:13:16,000 --> 00:13:17,583
...خب

199
00:13:18,875 --> 00:13:20,125
‫جالبه.

200
00:13:21,000 --> 00:13:22,500
‫شما آدم معمولی‌ای نیستین.

201
00:13:23,125 --> 00:13:25,833
‫- چی شما رو تحت‌تأثیر قرار داد؟
‫- شما.

202
00:13:25,958 --> 00:13:27,500
‫اجراتون.

203
00:13:27,625 --> 00:13:28,833
‫کدوم اجرا؟

204
00:13:28,958 --> 00:13:30,500
‫مگه همین الان آواز نخوندین؟

205
00:13:30,625 --> 00:13:32,333
‫به اون می‌گین آواز خوندن؟

206
00:13:32,500 --> 00:13:33,875
‫شما بهش چی می‌گین؟

207
00:13:34,000 --> 00:13:35,875
‫یه مشت چرت‌وپرتِ مُد روز.

208
00:13:36,875 --> 00:13:38,000
‫به کی؟

209
00:13:39,000 --> 00:13:41,833
‫به مأمورای کا‌گ‌ب که دارن
‫زاغ سیاه‌مون رو چوب می‌زنن.

210
00:13:42,458 --> 00:13:46,208
‫خوشحالم که یه چیزی بهشون میدم
‫که گزارش‌هاشون رو جذاب‌تر کنه.

211
00:13:47,250 --> 00:13:49,125
‫حیفه. شما استعداد دارین.

212
00:13:49,250 --> 00:13:52,875
‫واسه اینکه کاری رو بکنم که
‫نیویورکی‌ها 15 سال پیش می‌کردن؟

213
00:13:53,083 --> 00:13:54,875
‫شما یه شوروی‌ایِ واقعی هستین.

214
00:13:55,083 --> 00:13:58,500
‫فکر می‌کنین دنیا
‫فقط منتظر شماست.

215
00:13:58,541 --> 00:14:00,416
‫و شما یه شوروی‌ایِ واقعی نیستین؟

216
00:14:00,458 --> 00:14:04,375
‫پدر و مادرم دوتا
‫دیوونه‌ی بیچاره بودن.

217
00:14:04,583 --> 00:14:06,500
‫هیپی بودن.

218
00:14:06,708 --> 00:14:09,375
‫من رو از اینجا به
‫اونجا می‌کشوندن.

219
00:14:09,583 --> 00:14:13,500
‫امروز دیگه پیر و مریضن و
‫دیگه به ارزش‌هاشون ایمانی ندارن.

220
00:14:14,000 --> 00:14:17,208
‫یه چیز قطعیه، من
‫مثل اون‌ها تموم نمی‌کنم.

221
00:14:17,333 --> 00:14:18,583
‫یه نقش براتون دارم.

222
00:14:18,750 --> 00:14:21,375
‫منت می‌ذارین یه‌کم جدی صحبت کنیم؟

223
00:14:21,416 --> 00:14:22,500
‫یه نقش.

224
00:14:24,916 --> 00:14:26,083
...چی

225
00:14:26,750 --> 00:14:29,208
‫از اون‌هایی که به
‫بازیگرها پیشنهاد میدن؟

226
00:14:29,208 --> 00:14:30,791
‫از اون‌هایی که به
‫بازیگرها پیشنهاد میدن.

227
00:14:30,833 --> 00:14:32,375
‫حیف شد

228
00:14:32,500 --> 00:14:36,250
‫من بازیگر نیستم و هیچ
‫تمایلی هم ندارم که باشم.

229
00:14:36,458 --> 00:14:39,833
‫حتی می‌تونم بگم
‫همیشه هر کاری کردم

230
00:14:39,958 --> 00:14:41,458
‫که جزوشون نباشم.

231
00:14:41,625 --> 00:14:44,333
‫یوگنی زامیاتین رو می‌شناسین؟

232
00:14:44,458 --> 00:14:48,958
‫یه نماد از آوانگاردهای
‫خیلی سنتی.

233
00:14:49,500 --> 00:14:51,000
‫تو فاز من نیست.

234
00:14:51,041 --> 00:14:53,125
‫با تمام احترامی که براتون
‫قائلم، دارین اشتباه می‌کنین.

235
00:14:53,125 --> 00:14:56,958
‫می‌خوام رمان «ما» اثر اون رو توی
‫مؤسسه‌ی هنرهای دراماتیک روی صحنه ببرم.

236
00:14:57,125 --> 00:15:00,958
‫ریسک می‌کنین.
‫داره برام جالب می‌شه.

237
00:15:01,875 --> 00:15:03,833
‫- ماشین دارین؟
‫- بله.

238
00:15:05,625 --> 00:15:06,875
‫من رو برسونین.

239
00:15:07,083 --> 00:15:09,083
‫دیگه از این مهمونی خسته شدم.

240
00:15:10,208 --> 00:15:11,333
‫عجله داری؟

241
00:15:12,500 --> 00:15:14,500
‫دارم زیادی تند میرم؟

242
00:15:15,208 --> 00:15:18,125
‫همه تو موقعیت شروع.

243
00:15:18,250 --> 00:15:21,000
‫قیچی، دی-503، تو موقعیت.

244
00:15:21,208 --> 00:15:22,500
‫کدوم صحنه رو اجرا می‌کنیم؟

245
00:15:22,625 --> 00:15:25,125
‫همیشه همون، یوری. صحنه‌ی آینه.

246
00:15:25,250 --> 00:15:27,250
‫نشستم یا دراز کشیدم؟

247
00:15:27,375 --> 00:15:31,125
‫دراز کشیدی، و وقتی نور
‫اینتگرال رو حس کردی، می‌شینی.

248
00:15:31,750 --> 00:15:34,375
‫مخصوصاً تکراری عمل کنین.

249
00:15:34,500 --> 00:15:36,333
‫عالی بود، ممنون.

250
00:15:36,500 --> 00:15:39,833
‫شام خیلی رها و آزاد
‫بود. مکانیکی‌تر باشین.

251
00:15:40,000 --> 00:15:42,375
‫- اینتگرال آماده‌ست؟
‫- آماده‌ست!

252
00:15:42,666 --> 00:15:44,750
‫خیلی‌خب، به کارهاتون ادامه بدین

253
00:15:44,875 --> 00:15:47,500
‫و وقتی نور اینتگرال رو حس کردین

254
00:15:47,625 --> 00:15:50,583
‫همه‌تون بلند می‌شین و
‫به سمت پنجره‌ها می‌رین.

255
00:15:50,750 --> 00:15:52,875
‫میلانا، آماده‌ای؟

256
00:15:53,083 --> 00:15:54,208
‫آره!

257
00:16:01,125 --> 00:16:03,083
‫یه مورد بد!

258
00:16:03,208 --> 00:16:05,208
‫ظاهراً، یه روح در تو حلول کرده.

259
00:16:05,375 --> 00:16:07,500
‫خیلی جدی‌ـه، دکتر؟

260
00:16:07,708 --> 00:16:09,000
‫علاج‌ناپذیره.

261
00:16:09,125 --> 00:16:12,500
‫ولی دقیقاً موضوع چیه؟ نمی‌فهمم.

262
00:16:12,708 --> 00:16:14,500
‫چطوری توضیح بدم؟

263
00:16:14,625 --> 00:16:16,083
‫یه سطح رو در نظر بگیرین.

264
00:16:16,208 --> 00:16:17,958
‫مثلاً، این آینه رو.

265
00:16:18,125 --> 00:16:21,000
‫می‌دونین که یه آینه معمولی
‫واقعیت رو منعکس می‌کنه.

266
00:16:21,125 --> 00:16:23,125
‫این یکی جذبش می‌کنه

267
00:16:23,250 --> 00:16:25,875
‫و ردّ همه‌چی رو نگه می‌داره.

268
00:16:33,458 --> 00:16:35,000
‫برادران من!

269
00:16:35,125 --> 00:16:36,250
‫همه‌تون می‌دونین

270
00:16:36,458 --> 00:16:40,208
‫اونجا توی شهر، دارن یه
‫سفینه فضایی می‌سازن: اینتگرال.

271
00:16:46,208 --> 00:16:49,000
‫مرگ بر اینتگرال! مرگ بر اون!

272
00:16:50,250 --> 00:16:51,458
‫برادران من.

273
00:16:52,333 --> 00:16:55,500
‫اینتگرال باید مال ما باشه.

274
00:16:57,125 --> 00:16:59,125
‫و مال ما هم می‌شه.

275
00:17:00,458 --> 00:17:03,833
‫وقتی برای اولین بار بره به آسمون

276
00:17:04,000 --> 00:17:07,083
‫ما هستیم که سوارشیم.

277
00:17:08,833 --> 00:17:12,875
‫چون ما سازنده‌ی اینتگرال
‫رو پیش خودمون داریم.

278
00:17:14,125 --> 00:17:17,083
‫اون شهر رو ول
‫کرده، با من اومده اینجا

279
00:17:18,333 --> 00:17:19,625
‫تا بین شما باشه.

280
00:17:26,000 --> 00:17:28,208
‫شاید جاه‌طلبی‌هاش مبهم بودن

281
00:17:28,833 --> 00:17:32,833
‫اما تئاتر آوانگارد مسکو
‫قرار نبود اون‌ها رو برآورده کنه.

282
00:17:33,000 --> 00:17:35,375
‫می‌دونم. من اون سال‌ها
‫رو توی مسکو زندگی کردم.

283
00:17:35,583 --> 00:17:37,000
‫هیچ محدودیتی وجود نداشت.

284
00:17:37,125 --> 00:17:40,833
‫همه‌چی همزمان فرو می‌ریخت
‫و دوباره ساخته می‌شد.

285
00:17:41,500 --> 00:17:44,458
‫همزمان هم جذاب بود و هم ترسناک.

286
00:17:44,625 --> 00:17:46,750
‫من و کاسینیا توی یه
‫حباب زندگی می‌کردیم

287
00:17:46,875 --> 00:17:49,833
‫وقتی زندگیِ پیرامون‌مون
‫پر از فرصت بود.

288
00:17:50,000 --> 00:17:53,208
‫هر روز، یه رفیق قدیمی
‫با یه ایده می‌اومد سراغم

289
00:17:53,375 --> 00:17:54,958
‫یه بیزنس برای راه انداختن.

290
00:17:55,125 --> 00:17:57,833
‫اول با دوچرخه‌ی پدربزرگش

291
00:17:58,000 --> 00:18:01,208
‫بعدش توی یه بنتلی
‫ضدگلوله، احاطه‌شده با بادیگاردها.

292
00:18:02,083 --> 00:18:04,250
‫این کم‌وبیش همون اتفاقیه
‫که برای دیمیتری افتاد.

293
00:18:04,458 --> 00:18:06,250
‫- سیدوروف؟
‫- سیدوروف، آره.

294
00:18:06,458 --> 00:18:08,000
‫دیمیتری سیدوروف.

295
00:18:09,000 --> 00:18:10,375
‫از دبیرستان می‌شناختمش.

296
00:18:10,500 --> 00:18:13,500
‫اون موقع، مسئول جوانان
‫کمونیست توی دانشگاه بود.

297
00:18:13,625 --> 00:18:15,625
‫فکر نکنین یه آپاراتچیک بود.

298
00:18:15,833 --> 00:18:17,083
‫اواخر دهه‌ی 1980

299
00:18:17,208 --> 00:18:20,583
‫تعاونی دانشجوها، مهد
‫سرمایه‌داری روسیه بود.

300
00:18:21,625 --> 00:18:23,708
‫دوست داشتم برام از
‫ماجراجویی‌هاش بگه.

301
00:18:23,875 --> 00:18:27,125
‫می‌خواستم یه نمایشنامه درباره‌ی
‫کارآفرین‌هایی مثل اون بنویسم.

302
00:18:27,250 --> 00:18:28,458
‫دیمیتری رو دیدی؟

303
00:18:28,625 --> 00:18:31,125
‫پنج دقیقه پیش رفت. برو
‫توی کافه ببین هست.

304
00:18:31,250 --> 00:18:35,083
‫یه طبقه اجتماعی جدید،
‫که از ناکجاآباد طی چندماه پیدا شده بود.

305
00:18:35,125 --> 00:18:36,875
‫خیلی عجیب بود.

306
00:18:37,583 --> 00:18:38,875
‫وادیا!

307
00:18:40,375 --> 00:18:41,750
‫خوشحالم می‌بینمت.

308
00:18:41,958 --> 00:18:43,583
‫این کافه اولین بیزینسم بود

309
00:18:43,750 --> 00:18:46,458
‫ولی بهم کمک کرد فعالیت‌های
‫پرسودتری رو راه بندازم.

310
00:18:46,625 --> 00:18:48,125
‫همه‌شون هم قانونی نبودن.

311
00:18:48,250 --> 00:18:51,250
‫دیگه قانونی وجود نداره،
‫بی‌خیال. برات تعریف می‌کنم.

312
00:18:51,375 --> 00:18:53,875
‫بی‌خیال نوشتن. گوش کن.
‫مثل مامانت واسه‌ت قصه می‌گم.

313
00:18:54,000 --> 00:18:57,208
‫یکی بود یکی نبود. یه
‫محموله‌ی غیرقانونی گیرم اومد.

314
00:18:57,333 --> 00:18:59,875
‫- نوشیدنی تقلبی.
‫- تقلبی، واقعی، مهم نیست.

315
00:19:00,000 --> 00:19:02,750
‫گذاشتمشون برای
‫فروش، بطری‌ای 50 دلار.

316
00:19:02,875 --> 00:19:04,125
‫می‌شنوی؟

317
00:19:06,125 --> 00:19:08,000
‫هیچی. هیچ‌کس نمی‌خوادشون.

318
00:19:08,208 --> 00:19:11,166
‫قیمتش رو کردم 500 دلار،
‫ملت برای خریدنش دعوا می‌کردن.

319
00:19:11,750 --> 00:19:13,625
‫مطمئنم فقط به نوشیدنی بسنده نکردی.

320
00:19:13,791 --> 00:19:15,875
‫کامپیوتر، شلوار جین سنگ‌شور،
‫صنایع دستی، نرم‌افزار

321
00:19:16,083 --> 00:19:18,000
‫به لطف تعاونی دانشجویی.

322
00:19:18,125 --> 00:19:21,375
‫چند تا کلاهبرداری
‫کوچیک. باورش برام سخته.

323
00:19:21,500 --> 00:19:22,958
‫تو رو که نمی‌شه پیچوند!

324
00:19:23,125 --> 00:19:25,750
‫این‌ها خاطراتی‌ان که
‫تماشاچی‌هات رو سرگرم کنی.

325
00:19:25,875 --> 00:19:27,125
‫این یه نمایشنامه‌ست.

326
00:19:27,750 --> 00:19:29,000
‫یه کلکی سوار کردم

327
00:19:29,125 --> 00:19:31,708
‫تا پرداخت‌های بین شرکت‌های
‫دولتی رو تسهیل کنم.

328
00:19:31,875 --> 00:19:34,208
‫پول قرض می‌گیرم،
‫به بقیه وام می‌دم.

329
00:19:34,375 --> 00:19:37,083
‫در واقع، به این می‌گن بانک، اما...

330
00:19:38,000 --> 00:19:40,875
‫تو این کشور، کی
‫می‌دونه بانک چیه؟

331
00:19:43,708 --> 00:19:45,583
‫سوال‌های نیش‌دار!

332
00:19:50,625 --> 00:19:54,000
‫در واقع، من اولین بانک
‫تجاری روسیه رو راه انداختم.

333
00:19:54,125 --> 00:19:55,875
‫چطوری؟ یه کتاب پیدا کرده بودم.

334
00:19:56,083 --> 00:19:59,625
‫بانک‌های تجاری
‫کشورهای سرمایه‌داری.

335
00:19:59,833 --> 00:20:01,125
‫یه اثر فوق‌العاده.

336
00:20:01,250 --> 00:20:04,833
‫خیلی ساده و با جزئیات، طرز
‫کار سیستم بانکی رو توضیح می‌داد.

337
00:20:05,000 --> 00:20:07,000
‫با خودم گفتم: بدک نیست!

338
00:20:09,166 --> 00:20:11,958
‫یعنی می‌گی آدم طماعی هستی؟

339
00:20:12,125 --> 00:20:13,250
‫کاملاً، بله.

340
00:20:13,458 --> 00:20:16,125
‫نبودم، ولی هر چی
‫می‌گذره بیشتر می‌شم.

341
00:20:16,250 --> 00:20:19,083
‫تو کار من، این یه مزیت محسوب
‫می‌شه. شخصیتم مثل بانکدارهاست.

342
00:20:19,208 --> 00:20:20,583
‫پول رو دوست دارم.

343
00:20:23,083 --> 00:20:25,208
‫- کت قشنگیه.
‫- پیراهن قشنگیه.

344
00:20:27,750 --> 00:20:29,000
‫مطالعه‌های خوبی داری!

345
00:20:29,125 --> 00:20:31,875
‫اون‌ها یه قدم عقبن.
‫هنوز سبیل داشتی.

346
00:20:32,083 --> 00:20:35,375
‫خبرنگارها همیشه یه قدم
‫عقبن. خودت که بهتر می‌دونی.

347
00:20:35,500 --> 00:20:36,750
‫چه سبیل دهاتی‌طوری.

348
00:20:36,958 --> 00:20:38,375
‫خوب کاری کردی زدیش.

349
00:20:38,500 --> 00:20:40,375
‫نمایشنامه‌ت چطور پیش می‌ره؟

350
00:20:40,583 --> 00:20:42,708
‫- نمایشنامه‌م درباره تو؟
‫- آره.

351
00:20:42,875 --> 00:20:44,875
‫- نمی‌نویسمش.
‫- چرا؟

352
00:20:45,083 --> 00:20:47,583
‫تموم شد. دیگه نمی‌تونی
‫بهم حقیقت رو بگی.

353
00:20:49,708 --> 00:20:50,958
‫حق با توئه.

354
00:20:52,125 --> 00:20:54,083
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم
‫همه‌چیز رو بهت بگم.

355
00:20:54,125 --> 00:20:56,750
‫نه، ولی قبلاً، یه‌کم
‫بیشتر بهم می‌گفتی.

356
00:21:12,208 --> 00:21:15,333
‫پس، اون دیمیتری معروف شمایین؟

357
00:21:15,500 --> 00:21:17,083
‫کس دیگه‌ای رو نمی‌بینم.

358
00:21:17,208 --> 00:21:20,000
‫وادیم می‌گه سالی 80
‫میلیون روبل درآمد دارین.

359
00:21:20,208 --> 00:21:22,083
‫- راست می‌گه؟
‫- شاید، نمی‌دونم.

360
00:21:22,208 --> 00:21:23,875
‫اینم می‌گه که شما یه پا لاتین.

361
00:21:25,125 --> 00:21:26,250
‫اینطوریه؟

362
00:21:26,458 --> 00:21:28,083
‫این که عیبی نداره.

363
00:21:32,500 --> 00:21:33,750
‫اولیس ناردین.

364
00:21:35,125 --> 00:21:37,625
‫یه‌کم زیادی زرق‌وبرق
‫داره که بخواد شیک باشه.

365
00:21:37,833 --> 00:21:41,166
‫زرق‌وبرق؟ این رو دختری
‫می‌گه که یه خرس رو سرشه.

366
00:21:41,458 --> 00:21:45,125
‫تو دنیای من، واسه اینکه بهت احترام
‫بذارن، بهتره پر زرق‌وبرق باشی تا شیک.

367
00:21:46,875 --> 00:21:48,791
‫واسه همینه این کراوات
‫مزخرف رو بستی.

368
00:21:48,833 --> 00:21:51,875
‫اوجنیو مارینلا از ناپل، خیلی هم خوبـه!

369
00:21:52,000 --> 00:21:53,500
‫کراوات به این زیبایی.

370
00:21:53,625 --> 00:21:55,000
‫نمی‌شناسمش.

371
00:21:55,125 --> 00:21:57,208
‫معلومه. یه مغازه خیلی کوچیکه.

372
00:21:57,333 --> 00:21:59,250
‫خودش میاد تا کراوات‌های
‫سفارشی بدوزه.

373
00:21:59,458 --> 00:22:01,125
‫مگه کراوات سفارشی هم می‌دوزن؟

374
00:22:01,250 --> 00:22:03,500
‫تو دنیایی که من
‫زندگی می‌کنم، آره.

375
00:22:04,000 --> 00:22:06,125
‫نوشیدنی دوست دارین؟
‫یا زیادی پر زرق‌وبرقه؟

376
00:22:07,958 --> 00:22:11,958
‫باید می‌فهمیدم. از همون اولین
‫دیدار، سرنوشتم رقم خورده بود.

377
00:22:12,125 --> 00:22:14,083
‫کاسینیا، دیمیتری رو انتخاب می‌کرد

378
00:22:14,208 --> 00:22:16,750
‫بی‌نزاکتیش، انرژیش.

379
00:22:16,875 --> 00:22:18,750
‫دیمیتری همون موقع حسش کرد.

380
00:22:18,875 --> 00:22:20,333
‫و منم همین‌طور.

381
00:22:20,500 --> 00:22:23,208
‫ولی تا مدت‌ها
‫نمی‌خواستم باورش کنم.

382
00:22:25,333 --> 00:22:26,833
‫اومدم، اومدم.

383
00:22:28,916 --> 00:22:30,416
‫- بدموقع اومدم؟
دیمیتری -

384
00:22:30,416 --> 00:22:31,916
‫می‌خواستم غافلگیرتون کنم.

385
00:22:31,916 --> 00:22:33,583
‫بیاید، بیاید! عجله کنین!

386
00:22:33,583 --> 00:22:34,791
‫گرسنه‌تونه؟

387
00:22:34,833 --> 00:22:37,333
‫تا دلت بخواد زرق‌وبرق!

388
00:22:37,375 --> 00:22:38,416
‫خاویار!

389
00:22:38,500 --> 00:22:41,291
وادیا، بهتره بذارنش اونجا

390
00:22:41,666 --> 00:22:42,958
‫از اون لحظه به بعد

391
00:22:43,166 --> 00:22:45,166
‫دیمیتری شروع کرد
‫به رفت‌وآمد مداوم با ما.

392
00:22:45,166 --> 00:22:46,375
‫و منِ ساده فکر می‌کردم
‫از روی احترام به هنره

393
00:22:46,583 --> 00:22:49,750
‫همون هنری که من و کاسینیا تصمیم
‫گرفته بودیم زندگیمون رو وقفش کنیم.

394
00:22:49,875 --> 00:22:50,291
‫انگار که فرهنگ هنوزم رو
‫دنیای واقعی تأثیری داشت.

395
00:22:50,291 --> 00:22:50,708
‫انگار که فرهنگ هنوزم رو
‫دنیای واقعی تأثیری داشت.

396
00:22:50,833 --> 00:22:52,166
‫از این صدا خوشم میاد.

397
00:22:56,708 --> 00:23:00,458
‫دنیای پر زرق‌وبرق پول،
‫محیط طبیعی دیمیتری بود.

398
00:23:00,666 --> 00:23:02,708
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست اون رو
‫از اون راه منصرف کنه.

399
00:23:04,416 --> 00:23:07,958
‫ولی اون کاسینیا رو می‌خواست، واسه
‫همین قبول می‌کرد که با ما وقت بگذرونه

400
00:23:08,083 --> 00:23:10,666
‫تو ویرونه‌های شهر مرده‌ها.

401
00:23:10,750 --> 00:23:11,833
!کاسینیا

402
00:23:12,708 --> 00:23:14,333
‫ماه‌ها گذشت و

403
00:23:14,458 --> 00:23:18,208
‫کاسینیا روز به روز بیشتر مجذوب
‫دست‌ودلبازی‌های اون می‌شد.

404
00:23:19,208 --> 00:23:21,833
‫تمام چیزهایی که شروع
‫رابطه‌مون رو رقم زده بود

405
00:23:21,958 --> 00:23:23,208
‫کتاب خوندن‌ها، کنسرت‌ها،
‫بحث‌های تا دم صبح

406
00:23:26,916 --> 00:23:28,416
‫نگه دار.

407
00:23:28,625 --> 00:23:30,000
‫نگه دار!

408
00:23:31,250 --> 00:23:32,791
‫نگه دار لعنتی!

409
00:23:43,666 --> 00:23:45,666
‫آب می‌خوای؟

410
00:23:51,083 --> 00:23:52,250
بفرما

411
00:24:02,166 --> 00:24:05,291
‫دیمیتری، واسه دهمین باره که
‫می‌گم، خیلی بد رانندگی می‌کنی.

412
00:24:05,291 --> 00:24:06,625
‫دست خودم نیست.

413
00:24:06,625 --> 00:24:08,791
‫بذار وادیم رانندگی کنه وگرنه
‫با ماشین‌های گذری می‌رم.

414
00:24:10,416 --> 00:24:12,833
‫می‌خوای عقب بشینی؟

415
00:24:12,916 --> 00:24:16,916
‫لطف داری، ولی من عقب
‫که می‌شینم حالم بدتر می‌شه.

416
00:24:57,041 --> 00:24:59,416
‫یادم رفت یه چیزی بهت بگم.

417
00:24:59,625 --> 00:25:00,791
‫سراپا گوشم.

418
00:25:02,041 --> 00:25:03,250
‫دارم می‌رم.

419
00:25:08,375 --> 00:25:10,166
‫ته واکنشت همینه؟

420
00:25:10,375 --> 00:25:13,250
‫نگاهِ من و دیمیتری رو دیدی.
‫فکر کردی متوجه نشدم؟

421
00:25:16,666 --> 00:25:19,250
‫رابطه‌ی ما خیلی وقته که تموم شده.

422
00:25:30,291 --> 00:25:31,375
‫بیا نزدیک.

423
00:25:31,875 --> 00:25:33,916
‫مزاحمم نیستی.

424
00:25:34,041 --> 00:25:35,541
‫می‌ترسیدم بیدارت کنم.

425
00:25:35,541 --> 00:25:36,708
‫بشین.

426
00:25:39,416 --> 00:25:43,166
‫بالأخره یه بهونه پیدا کردم که
‫کل روز رو توی تخت بمونم.

427
00:25:43,291 --> 00:25:46,666
‫کتاب‌های کلاسیک رو دوباره
‫می‌خونم و چرت می‌زنم. برام خوبه.

428
00:25:46,791 --> 00:25:48,500
‫مریضی هست دیگه.

429
00:25:48,666 --> 00:25:50,041
‫شاید به نظرت متناقض بیاد

430
00:25:50,166 --> 00:25:53,250
‫ولی مریضی لزوماً چیز جدی‌ای نیست.

431
00:25:53,416 --> 00:25:55,166
‫چیزهای جدی

432
00:25:55,375 --> 00:25:56,916
‫مثل تلاش، کار

433
00:25:57,125 --> 00:25:59,875
‫بارِ روی دوش آدم‌های سالمه.

434
00:25:59,875 --> 00:26:02,041
‫آدم‌های در حال مرگ دیگه
‫کاری برای انجام دادن ندارن.

435
00:26:02,041 --> 00:26:04,541
‫می‌تونن از روزهاشون لذت ببرن.

436
00:26:18,875 --> 00:26:21,000
‫از کاسینیا جدا شدم.

437
00:26:22,375 --> 00:26:23,666
‫می‌دونم.

438
00:26:24,875 --> 00:26:27,541
‫فرصت این رو پیدا می‌کنی
‫که زندگیت رو از نو بسازی.

439
00:26:28,791 --> 00:26:31,875
‫انتظار داشتم خیلی عذاب بکشم، اما...

440
00:26:32,541 --> 00:26:35,416
‫احساس سبکی می‌کنم. و قدرت.

441
00:26:35,416 --> 00:26:36,416
‫خوبـه.

442
00:26:36,583 --> 00:26:39,500
‫تئاتر دیگه برام کافی نیست.

443
00:26:40,541 --> 00:26:43,541
‫از دست دادن کاسینیا
‫من رو جاه‌طلب کرد.

444
00:26:43,666 --> 00:26:45,000
‫الان دیگه جاه‌طلب شدی؟

445
00:26:46,041 --> 00:26:47,666
‫غیرمنتظره‌ست.

446
00:26:48,416 --> 00:26:50,625
‫ولی من این رو به عنوان
‫یه خبر خوب می‌بینمش.

447
00:26:50,791 --> 00:26:54,000
‫دیگه ناتوانی نویسنده در برابر
‫واقعیت رو نمی‌تونم تحمل کنم.

448
00:26:54,166 --> 00:26:56,666
‫می‌خوام بازیگر دوران خودم باشم

449
00:26:56,875 --> 00:26:58,750
‫نه فقط یه شاهد ساده.

450
00:26:58,875 --> 00:27:00,041
‫می‌دونی چیه؟

451
00:27:01,666 --> 00:27:03,875
‫دوران تو رو، می‌سپارم به خودت.

452
00:27:04,000 --> 00:27:05,291
‫بدون هیچ پشیمونی‌ای.

453
00:27:09,791 --> 00:27:11,125
‫این اسپوتنیک‌ـه.

454
00:27:11,291 --> 00:27:13,291
‫تنها کسی که اجازه
‫داره بیاد اینجا.

455
00:27:13,500 --> 00:27:15,666
‫بیا اینجا اسپوتی، سلام کن.

456
00:27:15,875 --> 00:27:17,625
‫دخترم عاشقشه.

457
00:27:18,500 --> 00:27:22,041
‫آخرش هم پدرم سکته
‫کرد و خیلی زود مُرد.

458
00:27:22,875 --> 00:27:26,625
‫نمی‌شه گفت که مراسمش
‫تیتر اول خبرها شد.

459
00:27:27,666 --> 00:27:30,875
‫چهار تا آدم پیزوری با یه ماشین
‫قراضه دنبال ماشین نعش‌کش بودن

460
00:27:31,041 --> 00:27:34,291
‫در حالی که شاسی‌بلندهای تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها
‫با سرعت از کنارشون رد می‌شدن.

461
00:27:34,500 --> 00:27:35,916
‫خیلی دیر مُرد.

462
00:27:36,083 --> 00:27:38,916
‫احتمالاً ترجیحش یه
‫خاکسپاری مجلل بود.

463
00:27:39,125 --> 00:27:41,041
‫ولی آخرش، دیگه
‫براش فرقی نمی‌کرد.

464
00:27:41,250 --> 00:27:43,541
‫یعنی، امیدوارم اینطور بوده باشه.

465
00:27:46,083 --> 00:27:49,291
[واقع‌نما]

466
00:27:51,375 --> 00:27:53,500
‫نیاز داشتم حال‌وهوام رو عوض کنم

467
00:27:53,666 --> 00:27:57,500
‫و مسکو در اواسط دهه
‫90، جای ایده‌آلی بود.

468
00:27:57,666 --> 00:27:59,666
‫تصور کنین همه
‫اون جوون‌هایی رو که

469
00:27:59,791 --> 00:28:03,666
‫که یهو می‌دیدن راه‌های
‫دنیا به روشون باز شده.

470
00:28:03,875 --> 00:28:05,625
‫می‌تونستن هر چی که می‌خوان بشن

471
00:28:05,791 --> 00:28:08,250
‫ثروت به هم بزنن،
‫کل دنیا رو بگردن.

472
00:28:08,416 --> 00:28:10,916
‫جوری که آدم عقلش
‫رو از دست می‌داد.

473
00:28:11,125 --> 00:28:13,166
‫سطح خشونت باورنکردنی بود.

474
00:28:13,291 --> 00:28:16,791
‫از همه طرف شلیک می‌شد،
‫اونم به پیش‌پاافتاده‌ترین دلایل.

475
00:28:16,916 --> 00:28:19,791
‫شبه‌نظامی‌های خصوصی آدم‌های
‫بی‌اهمیت رو اسکورت می‌کردن

476
00:28:19,916 --> 00:28:22,416
‫تا روزی که تو هوا منفجر می‌شدن.

477
00:28:26,541 --> 00:28:29,875
‫تبدیل تجربه‌ی تئاترم به
‫حرفه‌ی تهیه‌کنندگی تلویزیون

478
00:28:30,041 --> 00:28:33,666
‫مثل این بود که از گاری
‫سوار لامبورگینی بشی.

479
00:28:33,875 --> 00:28:35,041
‫یه روز

480
00:28:35,083 --> 00:28:38,750
‫داشتم در مورد مایاکوفسکی
‫بحث می‌کردم و چای می‌خوردم.

481
00:28:38,875 --> 00:28:40,541
‫روز بعد، داشتم لاته می‌خوردم

482
00:28:40,666 --> 00:28:43,791
‫توی یه فضای باز که معمارهای
‫هلندی طراحی کرده بودن.

483
00:28:44,416 --> 00:28:47,666
‫شبکه‌ی یک رو فراموش کنین،
‫تلویزیون دولتی رو فراموش کنین.

484
00:28:47,791 --> 00:28:49,666
‫ما یه شرکت خصوصی هستیم.
دوره زمونه عوض شده

485
00:28:49,875 --> 00:28:52,000
‫می‌خوایم مسابقه و
‫سیاست راه بندازیم.

486
00:28:52,166 --> 00:28:53,166
‫اما به یه شکل دیگه.

487
00:28:53,375 --> 00:28:57,416
‫شوروی‌ها سعی کردن کشور
‫رو زیر یه لایه از کسالت خفه کنن.

488
00:28:57,541 --> 00:29:00,416
‫قانون اول، کسل‌کننده نباشین.

489
00:29:01,791 --> 00:29:05,166
‫یه پروژه هست که از
‫بقیه سرتره. همین یکی.

490
00:29:05,750 --> 00:29:06,791
‫می‌دونین چرا؟

491
00:29:06,833 --> 00:29:07,833
نه

492
00:29:08,791 --> 00:29:11,916
‫چون تمام کلیشه‌های روسی رو داره

493
00:29:12,125 --> 00:29:13,291
‫بدون استثنا.

494
00:29:13,708 --> 00:29:14,583
‫بابوشکای شهرستانی

495
00:29:14,625 --> 00:29:15,708
‫اون دختر جوان بلندپرواز.

496
00:29:15,833 --> 00:29:18,083
‫خوندمش. آشغاله.

497
00:29:19,708 --> 00:29:22,500
‫- همه‌شون رو خوندم، همه‌شون آشغالن.
‫- مخصوصاً این یکی.

498
00:29:22,625 --> 00:29:25,083
‫ولی این یکی جواب میده.

499
00:29:25,250 --> 00:29:27,333
‫ما فقط برنامه تولید نمی‌کنیم.

500
00:29:27,500 --> 00:29:30,333
‫بقیه نهادها همه فروپاشیدن.

501
00:29:30,500 --> 00:29:32,875
‫الان وظیفه‌ی تلویزیونه
‫که راه رو نشون بده.

502
00:29:33,083 --> 00:29:35,208
‫یه برنامه‌ی واقع‌نما درباره مدرسه‌ها

503
00:29:35,375 --> 00:29:39,125
‫که توش به دخترهای جوون یاد
‫میدن چطوری با نوکیسه‌ها ازدواج کنن؟

504
00:29:39,333 --> 00:29:41,250
‫بد نیست. واقعاً همچین چیزی هست؟

505
00:29:41,458 --> 00:29:44,750
‫آره بابا، خیلی هم هست.
‫بدجوری هم جواب میده.

506
00:29:44,833 --> 00:29:46,208
[ناتالیا، 37 ساله، قد 170]

507
00:29:47,625 --> 00:29:50,208
‫رویای من اینه که یه
‫سوپراستار بین‌المللی بشم.

508
00:29:50,250 --> 00:29:51,416
[تاتیانا، 21 ساله، قد 172]

509
00:29:52,958 --> 00:29:56,666
‫رویای من اینه که برای مامانم
‫قشنگ‌ترین خونه کراسنویارسک رو بخرم.

510
00:30:01,000 --> 00:30:02,833
‫پروژه خیلی خوبیه

511
00:30:03,000 --> 00:30:05,583
‫و این دختره دقیقاً به
‫درد همین کار می‌خوره.

512
00:30:08,958 --> 00:30:11,125
‫اون زمان، شبکه آر‌تی‌پی

513
00:30:11,250 --> 00:30:15,208
‫مال یه ریاضی‌دان بود که میلیاردر
‫شده بود، بوریس برزوفسکی.

514
00:30:15,375 --> 00:30:18,958
‫یه کاخ قدیمی توی خیابون
‫نووکوزنتسکایا خریده بود.

515
00:30:19,583 --> 00:30:21,291
‫روبه‌روم یه جنگ‌سالاره

516
00:30:21,458 --> 00:30:24,083
‫که چند تا افسر روسی
‫رو گروگان گرفته.

517
00:30:24,291 --> 00:30:25,541
‫شوخی‌بردار نیست.

518
00:30:26,333 --> 00:30:28,708
‫تا الان سرِ یکی‌شون رو بُریده.

519
00:30:29,291 --> 00:30:32,333
‫ولی بحث سیاسی نیست. تجاری‌ـه. پول می‌خواد.

520
00:30:32,541 --> 00:30:34,416
‫اونم همین الان. منم پول
‫نقد همراهم نیست.

521
00:30:34,583 --> 00:30:36,583
‫با دسته‌های پول
‫این‌ور اون‌ور نمیرم.

522
00:30:36,791 --> 00:30:38,666
‫ولی می‌بینم که
‫چشمش دنبال ساعتمه.

523
00:30:38,833 --> 00:30:41,583
‫یه پتک فیلیپ ناتیلوس، مثل همین.

524
00:30:42,541 --> 00:30:43,958
‫بعد بهش می‌گم:

525
00:30:44,166 --> 00:30:45,833
‫از ساعتم خوشت اومده؟

526
00:30:45,958 --> 00:30:48,958
‫می‌دونی چقدر می‌ارزه؟
‫بیشتر از گروگان‌هات.

527
00:30:49,083 --> 00:30:53,208
‫بهم می‌گه: دقیقاً می‌دونم چقدر
‫می‌ارزه. 800 هزار دلار، دست دومش.

528
00:30:53,333 --> 00:30:55,916
‫جا خوردم. قیمت
‫دقیقش رو می‌دونست.

529
00:30:56,083 --> 00:30:57,833
‫رستم اصلاً احمق نبود.

530
00:30:58,041 --> 00:30:59,291
‫بهم گفت:

531
00:30:59,416 --> 00:31:01,583
‫«اگه گروگان‌ها رو برگردونی

532
00:31:01,791 --> 00:31:04,666
‫تبلیغاتی که توی تلویزیون گیرت میاد
‫بیشتر از 800 هزار دلار می‌ارزه.»

533
00:31:04,833 --> 00:31:08,666
‫نگاه خیره‌ی سرباز.
‫بی‌اضافه‌کاری.

534
00:31:09,916 --> 00:31:12,458
‫«سود می‌کنی. معامله کنیم؟»

535
00:31:13,958 --> 00:31:16,166
‫ساعتم رو بهش میدم،
‫گروگان‌ها رو برمی‌گردونم.

536
00:31:16,291 --> 00:31:18,583
‫تیتر اول همه‌ی بخش‌های خبری شد.

537
00:31:20,458 --> 00:31:23,791
‫اون موقع‌ها، موفقیت‌های کوچیک من
به عنوان تهیه‌کننده‌ی تلویزیون

538
00:31:23,958 --> 00:31:27,500
‫باعث می‌شد بعضی‌ وقت‌ها به
‫باشگاه لوگوواز دعوت بشم.

539
00:31:28,166 --> 00:31:30,666
‫یا یه دوستی به
‫همون اندازه دور.

540
00:31:32,166 --> 00:31:33,166
‫بیا تو.

541
00:31:35,333 --> 00:31:37,083
‫- وادیا!
‫- بوریس.

542
00:31:39,291 --> 00:31:42,208
‫دوست‌مون وادیا یه جادوگره.

543
00:31:42,833 --> 00:31:44,166
...‫به لطف اون

544
00:31:44,833 --> 00:31:46,833
‫رقبا رو له می‌کنیم.

545
00:31:48,208 --> 00:31:49,833
‫می‌خوای همین‌جا تمومش کنی؟

546
00:31:50,833 --> 00:31:52,291
‫درست متوجه نمی‌شم.

547
00:31:52,458 --> 00:31:56,791
‫توی این کشور، چه توی بازی
‫باشی چه نباشی، خطراتش برات یکی‌ـه.

548
00:31:57,208 --> 00:31:58,833
‫داستانم رو برات تعریف می‌کنم

549
00:31:58,958 --> 00:32:00,291
‫اون‌وقت می‌فهمی.

550
00:32:00,916 --> 00:32:03,708
‫من واسه خودم آروم یه گوشه بودم.

551
00:32:03,833 --> 00:32:07,291
‫یه کسب‌وکار کوچیک مدرن
‫و تمیز راه انداخته بودم.

552
00:32:07,291 --> 00:32:09,958
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫کسب‌وکارت اون‌قدرها هم تمیز نبود.

553
00:32:10,166 --> 00:32:13,458
‫ماشین‌های دزدی رو از دمِ درِ کارخونه
آب می‌کردی

554
00:32:16,083 --> 00:32:18,833
‫- مثل بقیه انجام می‌دادم.
‫- بدتر از بقیه.

555
00:32:19,041 --> 00:32:21,291
‫زیاد روی شریک‌هات حساس نبودی.

556
00:32:21,458 --> 00:32:23,333
‫- ببخشیدها.
‫- بگذریم.

557
00:32:24,541 --> 00:32:29,083
‫یه روز یه کثافتی پیداش شد و خواست
‫کلِ کار و بارم رو از چنگم دربیاره.

558
00:32:29,208 --> 00:32:32,083
‫حالا چی کار می‌کنه؟ یه
‫شرکت رقیب باز می‌کنه

559
00:32:32,208 --> 00:32:34,708
‫تا مثل آمریکا یا اروپا
‫توی بازار شکستم بده؟

560
00:32:34,833 --> 00:32:36,666
‫نه، این کار رو نکرد.

561
00:32:36,833 --> 00:32:41,166
‫این عوضی یه اوپل
‫قدیمی رو پر از تی‌ان‌تی می‌کنه

562
00:32:41,291 --> 00:32:42,833
‫و سر راهم پارک می‌کنه.

563
00:32:42,958 --> 00:32:46,083
‫وقتی دارم رد می‌شم، دکمه‌ی
‫ریموت رو می‌زنه و بوم.

564
00:32:46,958 --> 00:32:48,583
‫دیگه از برزوفسکی خبری نیست.

565
00:32:49,708 --> 00:32:51,166
‫یعنی نقشه‌ش این بود.

566
00:32:51,333 --> 00:32:53,916
‫متأسفانه واسه اون، نگرفت.

567
00:32:55,041 --> 00:32:58,583
‫یهو به خودم اومدم و
‫دیدم سرِ راننده‌م توی بغلمه.

568
00:32:59,458 --> 00:33:00,916
‫زنده موندم.

569
00:33:01,916 --> 00:33:05,083
‫ولی اون روز فهمیدم که
‫اگه تو سراغ قدرت نری

570
00:33:05,208 --> 00:33:06,333
‫قدرت میاد سراغت.

571
00:33:06,916 --> 00:33:09,541
‫15 روز رفتم سوئیس تا مداوا بشم.

572
00:33:09,708 --> 00:33:12,208
‫و می‌دونی وقتی برگشتم
‫مسکو چی کار کردم؟

573
00:33:13,083 --> 00:33:14,833
‫یاد گرفتی تنیس بازی کنی.

574
00:33:14,833 --> 00:33:17,458
‫به سختی. از این ورزش متنفرم.

575
00:33:18,083 --> 00:33:19,916
‫تو از همه‌ی ورزش‌ها متنفری.

576
00:33:22,166 --> 00:33:25,333
‫رئیس‌جمهور پیر، بوریس
‫یلتسین، رو به افول بود.

577
00:33:26,166 --> 00:33:28,708
‫می‌گفتن از زیاده‌رویش در پُرخوری‌ـه.

578
00:33:28,916 --> 00:33:32,958
‫یه باشگاه ورزشی روی تپه‌ی
‫گنجشک‌ها برای خودش ساخته بود.

579
00:33:33,583 --> 00:33:37,041
‫همه‌ش وقتش رو با تنیس
‫بازی کردن می‌گذروند.

580
00:33:37,166 --> 00:33:39,458
‫این تنها راهی بود که
‫می‌شد بهش نزدیک شد.

581
00:33:41,708 --> 00:33:43,583
‫بیا روراست باشیم،
‫کار بوریس تموم بود.

582
00:33:43,791 --> 00:33:46,041
‫انتخابات نزدیک بود و
‫نظرسنجی‌هاش هم در پایین‌ترین حد

583
00:33:46,166 --> 00:33:49,583
‫تمام اون دار و دسته‌ی حقه‌بازش
‫بدجوری خودشون رو باخته بودن.

584
00:33:49,791 --> 00:33:52,666
‫زود فهمیدن که من تنها امیدشونم.

585
00:33:52,666 --> 00:33:54,083
‫هنوز همه چیز از دست نرفته بود.

586
00:34:04,166 --> 00:34:05,583
‫به من گوش کن

587
00:34:05,791 --> 00:34:07,166
‫بوریس نیکولایویچ.

588
00:34:07,791 --> 00:34:11,541
‫روسیه هنوز بهت نیاز
‫داره. به شجاعتت و به

589
00:34:11,541 --> 00:34:13,041
‫صداقتت.

590
00:34:13,583 --> 00:34:15,666
‫دیگه هیچ‌کس دوستم نداره.

591
00:34:15,833 --> 00:34:17,416
‫من دموکراسی رو نجات دادم

592
00:34:17,583 --> 00:34:19,458
‫اما دموکراسی اینجا یعنی

593
00:34:19,458 --> 00:34:22,208
‫اینکه همه فقیر شدن.

594
00:34:22,333 --> 00:34:25,333
‫به جز یه سری آدم زرنگ مثل تو

595
00:34:25,458 --> 00:34:27,416
‫که کل پول‌ها رو به جیب زدن.

596
00:34:29,708 --> 00:34:31,291
‫اگه به من

597
00:34:31,833 --> 00:34:33,791
‫کنترل تلویزیون دولتی رو بدی

598
00:34:34,833 --> 00:34:38,208
‫یه ‌کمپین انتخاباتی برات راه
‫می‌ندازم که لنگه‌ش دیده نشده باشه.

599
00:34:38,416 --> 00:34:42,041
‫الان ته چاهی. دو ماه
‫دیگه، اون بالا بالاهایی.

600
00:34:44,666 --> 00:34:48,458
‫این‌طوری بود که کنترل شبکه‌ی
‫یک، آر‌تی‌پی رو گرفتم دستم.

601
00:34:48,583 --> 00:34:49,958
‫اما حواست باشه.

602
00:34:50,708 --> 00:34:53,291
‫من سر حرفم موندم. توی
‫نظرسنجی‌ها دوباره زنده‌ش کردم.

603
00:34:53,291 --> 00:34:54,916
‫تو بیشتر رقیب‌هاش
‫رو کله‌پا کردی.

604
00:34:54,916 --> 00:34:58,000
‫یه مشت آدم که حسرت دوران کمونیسم
‫رو می‌خوردن و کله‌پا کردن‌شون راحت بود.

605
00:34:58,041 --> 00:35:00,375
‫تو داشتی از منافع خودت
‫و الیگارش‌ها دفاع می‌کردی.

606
00:35:01,333 --> 00:35:02,791
‫آره.

607
00:35:02,958 --> 00:35:05,166
‫درسته. خب که چی؟

608
00:35:05,291 --> 00:35:07,916
‫- این فرآیند دموکراتیکه.
‫- آره.

609
00:35:08,083 --> 00:35:10,833
‫البته طبق یه برداشت
‫خیلی مبهم از دموکراسی.

610
00:35:17,750 --> 00:35:20,083
‫پیرمرد کم‌کم داشت
‫بهش خوش می‌گذشت.

611
00:35:20,250 --> 00:35:21,333
‫تنها مشکل این بود:

612
00:35:21,500 --> 00:35:24,000
‫دو هفته مونده به
‫رأی‌گیری، سکته قلبی کرد.

613
00:35:24,208 --> 00:35:25,750
‫اوضاع خیلی بیخ پیدا کرده بود.

614
00:35:26,208 --> 00:35:30,250
‫همون روزی که قرار بود آخرین
‫پیامش رو برای ملت ضبط کنه.

615
00:35:30,375 --> 00:35:31,958
‫معلومه که همه چیز رو لغو کردیم.

616
00:35:32,125 --> 00:35:35,083
‫اما بعد از چند روز،
‫شایعات پخش شد.

617
00:35:35,083 --> 00:35:36,375
‫باید خودش رو نشون می‌داد.

618
00:35:36,416 --> 00:35:39,125
‫اما دکتر اجازه نمی‌داد
‫از خونه‌ش بیاد بیرون.

619
00:35:39,333 --> 00:35:42,958
‫خیلی خطرناک بود. واسه همین
‫تصمیم گرفتیم برای ظاهرسازی

620
00:35:43,375 --> 00:35:45,625
‫اثاثیه‌ی کرملین رو
‫برداریم ببریم خونه‌ش.

621
00:35:48,250 --> 00:35:50,333
‫پرچم‌ها، روی پایه‌هاشون.

622
00:35:54,625 --> 00:35:56,500
‫اون که مال جمهوری فدرال‌ـه، سمت چپ.

623
00:35:56,625 --> 00:35:58,375
‫حواستون به فاصله‌ها باشه.

624
00:35:58,583 --> 00:36:00,375
‫رئیس‌جمهور داره میاد پایین.

625
00:36:01,208 --> 00:36:02,208
نه، نه، این‌طرف

626
00:36:15,250 --> 00:36:17,750
‫سلام، بوریس نیکولایویچ!

627
00:36:17,958 --> 00:36:19,625
‫تشریف بیارید ببینین چی کار کردیم.

628
00:36:19,750 --> 00:36:22,083
‫این کپیِ دقیقِ
‫دفترتونه توی کرملین.

629
00:36:22,250 --> 00:36:23,875
‫هیچ‌کس متوجه فرقش نمی‌شه.

630
00:36:25,125 --> 00:36:26,833
‫کمک‌شون کنید بشینن.

631
00:37:01,000 --> 00:37:02,875
‫هموطنان عزیز

632
00:37:04,083 --> 00:37:05,375
‫واسه همینه که...

633
00:37:07,625 --> 00:37:09,583
‫میهن...

634
00:37:11,083 --> 00:37:12,375
‫دوباره شروع می‌کنیم.

635
00:37:12,375 --> 00:37:13,208
...رخ خواهد داد

636
00:37:13,250 --> 00:37:16,000
‫میشا، می‌تونی سرعت
‫دستگاه متن‌خوان رو کم کنی؟

637
00:37:16,041 --> 00:37:17,041
...آینده

638
00:37:18,791 --> 00:37:21,166
‫هموطنان عزیز...

639
00:37:21,208 --> 00:37:22,458
‫یه بار دیگه، لطفاً.

640
00:37:23,250 --> 00:37:25,125
‫هموطنان عزیز

641
00:37:26,458 --> 00:37:28,375
‫سوم جولای

642
00:37:29,583 --> 00:37:31,458
‫روز انتخابات

643
00:37:32,625 --> 00:37:33,958
‫شما فقط...

644
00:37:34,125 --> 00:37:35,625
‫به یلتسین رأی نمی‌دین

645
00:37:35,750 --> 00:37:37,458
‫نمی‌تونیم از پسش بربیایم.

646
00:37:41,500 --> 00:37:43,250
‫فقط کاری کن لب‌هاش رو تکون بده.

647
00:37:43,375 --> 00:37:46,625
‫تیکه‌هایی از سخنرانی‌های
‫قدیمی‌ش رو سر هم می‌کنیم.

648
00:37:47,708 --> 00:37:50,125
‫یلتسین با اقتدار
‫دوباره انتخاب شد

649
00:37:50,250 --> 00:37:52,375
‫بعدش دوباره رفت توی کما.

650
00:37:52,416 --> 00:37:54,500
‫دو بار دیگه هم سکته قلبی کرد.

651
00:37:54,625 --> 00:37:56,375
‫توی اون 4 سالِ دوره‌ی دومش

652
00:37:56,583 --> 00:37:59,250
‫برزوفسکی رئیسِ واقعیِ روسیه بود.

653
00:37:59,375 --> 00:38:02,125
‫الیگارش‌ها هر چی
‫می‌تونستن رو بالا کشیدن.

654
00:38:02,333 --> 00:38:05,125
‫این‌جوری بود که رفیقم
‫دیمیتری سیدوروف

655
00:38:05,250 --> 00:38:09,625
‫یه غولِ انرژی‌های فسیلی
‫رو فقط با 168 میلیون خرید.

656
00:38:09,750 --> 00:38:12,833
‫قرار بود سالی 3 میلیارد
‫براش سود داشته باشه.

657
00:38:13,333 --> 00:38:14,375
‫اولیا!

658
00:38:15,875 --> 00:38:18,208
‫برزوفسکی حس می‌کرد
‫اوضاع داره عوض می‌شه.

659
00:38:19,083 --> 00:38:21,958
‫روس‌ها خسته بودن و
‫به نظم احتیاج داشتن.

660
00:38:22,125 --> 00:38:26,125
‫اون‌ها توی یه میهن بزرگ شده بودن و حالا
‫خودشون رو توی یه سوپرمارکت می‌دیدن.

661
00:38:26,250 --> 00:38:29,583
‫چالش این بود که قبل از این‌که
‫بقیه بجنبن، یه راهی پیدا کنن.

662
00:38:29,750 --> 00:38:30,958
‫خب، آره.

663
00:38:32,375 --> 00:38:34,375
‫من توی کرملین دوست و آشنا دارم.

664
00:38:34,500 --> 00:38:36,625
‫گاهی اوقات یه
‫کمکی از دستم برمی‌آد.

665
00:38:37,250 --> 00:38:39,875
‫اما سناریو کلاً عوض شده.

666
00:38:40,083 --> 00:38:43,125
‫دیگه بحثِ حمایت
‫از رژیم فعلی نیست.

667
00:38:43,250 --> 00:38:45,125
‫باید یه چیز جدید اختراع کنیم.

668
00:38:45,333 --> 00:38:47,125
‫یه چیزی و یه کسی.

669
00:38:47,333 --> 00:38:49,333
‫رئیس‌جمهور دوره‌اش
‫رو تموم نمی‌کنه.

670
00:38:49,500 --> 00:38:52,375
‫یکی که نقشش رو
‫بازی کنه. اینش راحته.

671
00:38:53,375 --> 00:38:54,583
‫اما ما...

672
00:38:54,750 --> 00:38:58,000
‫اول از همه، به یه حزبی که
‫همه رو متحد کنه، احتیاج داریم.

673
00:38:58,458 --> 00:39:00,208
‫حزب وحدت.

674
00:39:03,375 --> 00:39:04,833
‫نظرت چیه، وادیا؟

675
00:39:05,875 --> 00:39:07,458
‫همین الانش هم یه نماد دارم.

676
00:39:08,625 --> 00:39:10,000
‫خرس.

677
00:39:10,125 --> 00:39:11,958
‫نمادِ روحِ روسی.

678
00:39:15,333 --> 00:39:17,250
‫می‌خوای تو هم باشی؟

679
00:39:17,375 --> 00:39:19,833
‫نمی‌دونم. کارم رو دوست دارم.

680
00:39:19,833 --> 00:39:21,208
‫همون کاره.

681
00:39:23,083 --> 00:39:27,125
‫فقط بهت پیشنهاد میدم
‫بری به یه سطح بالاتر.

682
00:39:27,250 --> 00:39:28,958
‫دست از داستان‌بافی برداری

683
00:39:29,125 --> 00:39:30,958
‫و واقعیت رو بسازی.

684
00:39:31,166 --> 00:39:32,375
‫با من.

685
00:39:36,000 --> 00:39:38,416
[ولادیمیر ولادیمیرویچ]

686
00:39:38,458 --> 00:39:41,416
‫[لوبیانکا، مقر اصلی اف‌اس‌بی]

687
00:39:43,875 --> 00:39:46,458
‫رئیس اف‌اس‌بی
‫کاندیدای خوبی می‌شه.

688
00:39:47,958 --> 00:39:49,583
‫پیرمرد بهش اعتماد داره.

689
00:39:49,750 --> 00:39:52,625
‫توی لحظات سرنوشت‌ساز
‫خودش رو ثابت کرده.

690
00:39:52,625 --> 00:39:55,291
‫آدم متواضعیه. ازش خوشت میاد.

691
00:40:04,458 --> 00:40:06,708
‫آقای پوتین شما رو می‌پذیرن.

692
00:40:17,125 --> 00:40:18,333
‫بفرمایین تو.

693
00:40:20,875 --> 00:40:21,958
‫بفرمایین بشینین.

694
00:40:23,583 --> 00:40:24,875
‫می‌دونم واسه چی اینجایین.

695
00:40:25,000 --> 00:40:27,625
‫البته. شما مطلع‌ترین آدم کشورید.

696
00:40:27,833 --> 00:40:30,250
‫فکرهام رو کردم، بوریس آبراموویچ.

697
00:40:32,625 --> 00:40:33,875
‫ببین...

698
00:40:34,083 --> 00:40:38,083
‫سرویس‌های مخفی تمام
‫مزایای سیاست رو دارن

699
00:40:39,250 --> 00:40:41,250
‫بدون هیچ‌کدوم از معایبش.

700
00:40:43,250 --> 00:40:45,250
‫من اینجا تو مرکز سیستمم.

701
00:40:45,375 --> 00:40:48,250
‫جایگاهم خوبه. همه‌چی
‫رو می‌شنوم و می‌بینم.

702
00:40:48,375 --> 00:40:52,125
‫می‌تونم برای محافظت از رئیس‌جمهور
‫و خانواده‌ش به‌طور موثری دخالت کنم.

703
00:40:52,125 --> 00:40:54,541
‫قبلاً این کار رو
‫کردم و بازم می‌کنم.

704
00:40:56,625 --> 00:40:58,958
‫اگه من رو از اینجا بکشین
‫بیرون و بذارین تو دولت

705
00:40:59,125 --> 00:41:02,333
‫مثل بقیه‌ی نخست‌وزیرها له می‌شم

706
00:41:02,458 --> 00:41:05,083
‫توی این چند سال و چند ماه اخیر.

707
00:41:05,250 --> 00:41:08,000
‫و وفادارترین نگهبان
‫دولت رو از دست میدین.

708
00:41:08,125 --> 00:41:09,750
‫اگه سریع وارد عمل نشیم

709
00:41:09,958 --> 00:41:14,083
‫تا یه سال دیگه نه رئیس‌جمهوری می‌مونه نه
‫خانواده‌ای که بخوایم ازشون محافظت کنیم و...

710
00:41:14,500 --> 00:41:17,375
‫اولین اقدام رئیس جدید کرملین

711
00:41:17,583 --> 00:41:19,458
‫این خواهد بود که
‫شما رو جایگزین کنه.

712
00:41:20,375 --> 00:41:21,708
‫چرا من؟

713
00:41:23,250 --> 00:41:24,625
‫من یه کارمند دولتم.

714
00:41:26,083 --> 00:41:28,125
‫درسته، من...

715
00:41:29,625 --> 00:41:31,583
‫چند تا سخنرانی عمومی ‌کردم

716
00:41:31,750 --> 00:41:34,125
‫ولی هیچ‌وقت فوق‌العاده نبوده.

717
00:41:34,250 --> 00:41:38,125
‫رئیس‌جمهور وارد یه اتاق
‫می‌شه، فضا رو بو می‌کشه و همه

718
00:41:38,250 --> 00:41:41,000
‫توی دو دقیقه شیفته‌ش
‫می‌شن، می‌خندن، گریه می‌کنن

719
00:41:41,208 --> 00:41:43,125
‫انگار دارن توی آشپزخونه‌ش
‫باهاش گپ می‌زنن.

720
00:41:43,250 --> 00:41:45,125
‫من از اون قماش نیستم.

721
00:41:45,250 --> 00:41:47,958
‫اگه اجازه بدین،
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ

722
00:41:48,625 --> 00:41:50,500
‫دقیقاً بحث سر همینه.

723
00:41:51,125 --> 00:41:54,083
‫شخصیت رئیس‌جمهور منحصربه‌فرده.

724
00:41:54,250 --> 00:41:56,875
‫ویژگی‌های انسانیش
‫باعث شد کشورمون

725
00:41:57,083 --> 00:42:00,583
‫از شورویِ سابق به
‫روسیه‌ی امروز برسه.

726
00:42:01,125 --> 00:42:03,000
‫ولی اون دیگه فرسوده شده.

727
00:42:03,458 --> 00:42:05,250
‫ما به یکی نیاز داریم
‫که متفاوت باشه

728
00:42:05,250 --> 00:42:06,916
‫کسی که یه نقطه‌ی عطف ایجاد کنه.

729
00:42:06,958 --> 00:42:10,000
‫اگه رئیس‌جمهور شما؛ ولادیمیر ولادیمیرویچ رو به
‫عنوان نخست‌وزیر انتخاب کنه

730
00:42:10,125 --> 00:42:12,625
‫شما مظهر یه قدرت
‫مشروع خواهید بود.

731
00:42:13,250 --> 00:42:16,333
‫روس‌ها به ثبات
‫و امنیت نیاز دارن.

732
00:42:16,500 --> 00:42:19,375
‫شما جوون، ورزشکار
‫و پرانرژی هستین.

733
00:42:19,583 --> 00:42:20,833
‫یه چیزی در وجودتون می‌گه:

734
00:42:21,000 --> 00:42:24,125
‫«می‌تونم مسئولیت کامل
‫فرماندهی رو به عهده بگیرم.»

735
00:42:24,958 --> 00:42:28,500
‫سوابق شما در سرویس‌های مخفی،
‫تضمین‌کننده‌ی قابل‌اعتماد بودن‌تونه.

736
00:42:29,083 --> 00:42:32,333
‫کم‌حرف بودنتون به
‫نفعتون تموم می‌شه.

737
00:42:32,375 --> 00:42:33,541
‫نه به ضررتون.

738
00:42:33,583 --> 00:42:35,500
‫روس‌ها از آدم‌های
‫چرب‌زبون خسته شدن.

739
00:42:36,250 --> 00:42:38,750
‫کمپینی که مد نظر ماست

740
00:42:40,083 --> 00:42:44,000
‫از میتینگ‌ها و وعده‌های
‫توخالی ساخته نمی‌شه.

741
00:42:44,125 --> 00:42:46,750
‫هدف اینه که طوری نشون‌تون بدیم

742
00:42:46,958 --> 00:42:49,500
‫که انگار یه سیاستمدار
‫از یه نوع جدیدید.

743
00:42:49,625 --> 00:42:53,125
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ، من
‫سیاست رو خوب نمی‌شناسم

744
00:42:53,333 --> 00:42:56,083
‫اما دو سه تا چیز
‫درباره‌ی ارتباطات می‌دونم.

745
00:42:56,250 --> 00:42:57,750
‫دو تا بُعد وجود داره

746
00:42:57,958 --> 00:42:59,333
‫توی یه جامعه.

747
00:42:59,458 --> 00:43:01,750
‫محور افقی، همون زندگی روزمره‌ست.

748
00:43:01,958 --> 00:43:04,708
‫محور عمودی، همون اقتداره.

749
00:43:05,250 --> 00:43:07,208
‫جامعه‌ی شوروی عمودی بود

750
00:43:07,333 --> 00:43:09,583
‫و یهو، وقتی دیگه شوروی نبود

751
00:43:09,750 --> 00:43:11,750
‫افقی شد.

752
00:43:11,958 --> 00:43:15,875
‫افقی بودنِ بیش از
‫حد، یعنی هرج‌ومرج.

753
00:43:16,000 --> 00:43:18,375
‫روس‌ها رویای عمودی بودن رو دارن.

754
00:43:18,583 --> 00:43:20,125
‫یه روان‌کاو می‌گفت

755
00:43:20,250 --> 00:43:23,875
‫که اون‌ها منتظر رهبری هستن که
‫باعث بشه زبان مادری رو فراموش کنن

756
00:43:24,000 --> 00:43:26,625
‫و دوباره حرف پدر رو حاکم کنه.

757
00:43:26,750 --> 00:43:29,000
‫افکار عمومی زود شکل می‌گیره.

758
00:43:29,125 --> 00:43:33,000
‫ما فقط چند ماه وقت داریم تا
‫مردم روسیه رو متقاعد کنیم

759
00:43:33,708 --> 00:43:36,375
‫که شما مردِ این میدون هستید.

760
00:43:39,625 --> 00:43:43,083
‫و فراموش نفرمایید،
‫شما تنها نخواهید بود.

761
00:43:43,250 --> 00:43:47,000
‫من کنارتون می‌مونم تا به شما
‫کمک کنم و به شما مشورت بدم

762
00:43:47,208 --> 00:43:48,625
‫هر وقت که لازم داشته باشید.

763
00:43:53,250 --> 00:43:54,625
‫کار تمومه.

764
00:43:56,083 --> 00:43:59,375
‫نوبل علوم نمی‌گیره،
‫ولی کار رو راه می‌ندازه.

765
00:44:01,875 --> 00:44:04,125
‫سرم رو تکون می‌دادم
‫و باهاش می‌خندیدم

766
00:44:04,333 --> 00:44:06,500
‫اما اوضاع پیچیده‌تر از اون بود

767
00:44:06,625 --> 00:44:08,750
‫که برزوفسکی استنباط می‌کرد.

768
00:44:12,250 --> 00:44:15,500
‫وقتی با همون خوش‌روییِ
‫همیشگی‌ش باهاش حرف می‌زد

769
00:44:15,625 --> 00:44:19,250
‫سایه‌ای از کلافگی رو
‫توی نگاه پوتین حس کردم.

770
00:44:19,375 --> 00:44:21,250
‫و اون جرقه‌ی تمسخر وجود داشت

771
00:44:21,375 --> 00:44:24,625
‫وقتی بوریس قول داد که
‫قدم‌به‌قدم راهنمایی‌ش کنه.

772
00:44:25,500 --> 00:44:28,125
‫انگار حتی فکرِ راهنمایی
‫شدن توسط این آدم

773
00:44:28,250 --> 00:44:31,625
‫از نظر رئیس اف‌اس‌بی،
‫خیلی خنده‌دار بود.

774
00:44:35,500 --> 00:44:37,625
‫عجله کنین، وادیم الکسیویچ.

775
00:44:37,750 --> 00:44:39,958
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ منتظره.

776
00:44:52,583 --> 00:44:54,000
‫عصر به‌خیر قربان.

777
00:44:54,875 --> 00:44:56,000
‫چی پیشنهاد می‌دین؟

778
00:44:56,125 --> 00:44:58,458
‫صدف‌های «سن ژاک» عالی داریم

779
00:44:58,625 --> 00:45:00,000
‫با موسلین گل‌کلم.

780
00:45:00,000 --> 00:45:01,125
‫یه کاسه کاشا.

781
00:45:01,250 --> 00:45:03,125
‫- دو تا.
‫- باشه، آقا.

782
00:45:06,333 --> 00:45:08,625
‫من خیلی واسه
‫برزوفسکی احترام قائلم.

783
00:45:09,500 --> 00:45:11,208
‫من ازش ممنونم

784
00:45:11,375 --> 00:45:13,375
‫بابت پیشنهادش، اما اگه...

785
00:45:14,458 --> 00:45:16,000
‫وارد...

786
00:45:16,750 --> 00:45:17,958
‫این...

787
00:45:19,875 --> 00:45:20,958
‫ماجراجویی بشم...

788
00:45:21,583 --> 00:45:23,875
‫با تکیه به قدرت خودم خواهد بود

789
00:45:24,000 --> 00:45:25,875
‫نه قدرت بقیه.

790
00:45:26,500 --> 00:45:28,625
‫رئیس‌جمهور روسیه نمی‌تونه

791
00:45:28,833 --> 00:45:30,958
‫و نباید هم

792
00:45:31,083 --> 00:45:33,625
‫مطیع هیچ‌کسی باشه.

793
00:45:35,125 --> 00:45:36,708
‫این واسه من غیرقابل‌تصوره.

794
00:45:38,375 --> 00:45:41,208
‫تحلیل اون روزتون خیلی جالب بود

795
00:45:41,375 --> 00:45:44,500
‫اما اول باید یه
‫نکته رو روشن کنیم.

796
00:45:45,958 --> 00:45:47,750
‫اگه پیشنهادم رو قبول کنین

797
00:45:47,875 --> 00:45:50,833
‫فقط و فقط واسه من کار می‌کنین

798
00:45:51,833 --> 00:45:52,958
‫وادیم الکسیویچ.

799
00:46:02,000 --> 00:46:04,833
‫به مفهوم عمودیتِ شما فکر کردم.

800
00:46:05,458 --> 00:46:06,625
‫قدرتمنده.

801
00:46:07,625 --> 00:46:09,708
‫اما نمی‌تونه انتزاعی بمونه.

802
00:46:11,625 --> 00:46:15,625
‫ما به یه صحنه‌ی مشخص نیاز داریم
‫تا عمودیت قدرت رو توش احیا کنیم.

803
00:46:15,833 --> 00:46:17,625
‫وگرنه، بی‌دفاع به نظر میایم

804
00:46:17,750 --> 00:46:19,375
‫مثل بقیه‌ی سیاستمداران این کشور.

805
00:46:19,583 --> 00:46:21,125
‫درسته، ولادیمیر ولادیمیرویچ

806
00:46:21,333 --> 00:46:23,750
‫اما فقط با یه بشکن زدن
‫کار درست نمی‌شه.

807
00:46:24,166 --> 00:46:26,291
‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده هم هست.

808
00:46:26,291 --> 00:46:28,666
‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده
‫همیشه نتیجه‌ی بی‌کفایتی‌ان.

809
00:46:28,708 --> 00:46:31,500
‫- همه چی به شرایط بستگی داره.
‫- شرایط؟

810
00:46:31,625 --> 00:46:33,250
‫جلو چشم‌مونه.

811
00:46:34,750 --> 00:46:36,166
‫نمی‌بینیدشون؟

812
00:46:38,875 --> 00:46:41,000
‫بنیادگراهای اسلامی.

813
00:46:42,083 --> 00:46:44,833
‫اون‌ها دیگه به چچن راضی نیستن.

814
00:46:46,625 --> 00:46:47,875
‫اون‌ها داغستان رو می‌خوان

815
00:46:47,875 --> 00:46:50,625
‫اینگوشتیا، باشقیرستان.

816
00:46:52,750 --> 00:46:54,625
‫اگه بذاریم هر کاری می‌خوان بکنن

817
00:46:55,625 --> 00:46:58,750
‫تا چند سال دیگه، چیزی از
‫روسیه‌ی فدرال باقی نمی‌مونه.

818
00:46:58,958 --> 00:47:02,750
‫ببخشید، اما من قبل از وارد شدن
‫به این باتلاق، خوب فکرهام رو می‌کنم.

819
00:47:02,875 --> 00:47:04,125
‫توی این چند سال اخیر

820
00:47:04,333 --> 00:47:07,083
‫چچن بیشتر از
‫دشمن‌های توی میدون جنگ

821
00:47:07,250 --> 00:47:09,375
‫توی مسکو باعث نابودیِ مهره‌های سیاسی شده.

822
00:47:09,583 --> 00:47:12,500
‫هیچ‌کدومشون انرژی
‫کافی واسه‌ش نذاشتن.

823
00:47:12,625 --> 00:47:15,625
‫همه‌ی این سیاستمدارها
‫می‌خواستن جنگی راه بندازن

824
00:47:15,833 --> 00:47:18,625
‫که جرأت نداشتن اسمش رو بیارن.

825
00:47:18,833 --> 00:47:20,750
‫یه جنگ بشردوستانه

826
00:47:20,875 --> 00:47:22,625
‫مثل آمریکایی‌ها.

827
00:47:23,583 --> 00:47:25,375
‫من دارم از یه چیز
‫دیگه حرف می‌زنم.

828
00:47:26,333 --> 00:47:28,958
‫جایزه‌ی نوبل صلح
‫واسه‌م اهمیتی نداره.

829
00:47:29,125 --> 00:47:30,583
‫چیزی که واسه‌م مهمه...

830
00:47:31,583 --> 00:47:35,083
‫احیای تمامیت روسیه‌ی فدرال‌‌ـه.

831
00:47:35,250 --> 00:47:37,000
‫من راجع به ژئوپلیتیک
‫حرف نمی‌زنم.

832
00:47:37,125 --> 00:47:39,625
‫این کار من نیست.

833
00:47:39,833 --> 00:47:41,750
‫ولی چیزی که می‌تونم بگم

834
00:47:42,500 --> 00:47:44,625
‫اینه که از نظر سیاسی،
‫این یه خودکشیه.

835
00:47:45,375 --> 00:47:47,083
‫اینجاست که اشتباه می‌کنین.

836
00:47:48,458 --> 00:47:52,125
‫شما یه ‌کمپین انتخاباتی رو
‫به سبک غربی تصور می‌کنین:

837
00:47:52,250 --> 00:47:56,333
‫دو تا تیم از اقتصاددان‌ها که دارن
‫راجع به ارائه‌های پاورپوینت بحث می‌کنن.

838
00:47:59,500 --> 00:48:00,833
‫تو روسیه

839
00:48:01,625 --> 00:48:02,833
‫قدرت...

840
00:48:03,875 --> 00:48:05,875
‫یه چیز کاملاً متفاوته.

841
00:48:09,458 --> 00:48:13,500
‫اون روز، من دقیقاً نفهمیدم
‫ولادیمیر پوتین چی رو می‌خواست بگه

842
00:48:13,708 --> 00:48:16,125
‫اما با یه اطمینان اون
‫میز ناهار رو ترک کردم:

843
00:48:16,250 --> 00:48:19,625
‫بوریس برزوفسکی بزرگ‌ترین
‫اشتباه زندگیش رو مرتکب شده بود.

844
00:48:21,500 --> 00:48:23,125
‫در روزهای ابتدایی آگوست

845
00:48:23,333 --> 00:48:27,000
‫بوریس یلتسین یه نخست‌وزیر جدید رو
‫منصوب کرد که برای بیشتر مردم ناشناخته بود.

846
00:48:27,500 --> 00:48:31,500
‫انتصاب ولادیمیر پوتین
‫با شک و تردید مواجه شد.

847
00:48:31,708 --> 00:48:35,875
‫این پنجمین رئیس دولتی بود که یلتسین
‫تو کمتر از یه سال منصوب می‌کرد.

848
00:48:37,875 --> 00:48:40,333
‫دفترهای ما تو کاخ قدیمی شوروی بود

849
00:48:40,500 --> 00:48:42,375
‫که بهش می‌گفتن کاخ سفید روسیه.

850
00:48:42,583 --> 00:48:46,208
‫یک بلوک عظیم نفتالین
‫در کنار رود موسکووا.

851
00:48:46,291 --> 00:48:47,416
‫یه طبقه رو برای
‫تازه‌کارها خالی کرده بودن.

852
00:48:47,625 --> 00:48:51,041
‫پوتین می‌دونست که وقت کمی برای
‫جا انداختن خودش تو افکار عمومی داره.

853
00:48:51,250 --> 00:48:52,666
‫نمی‌خواست هیچ
‫وقتی رو از دست بده.

854
00:48:55,166 --> 00:48:56,250
‫به اون عوضی بگو

855
00:48:56,416 --> 00:48:59,000
‫که نخست‌وزیر تو
‫میدون عمل، نتیجه می‌خواد.

856
00:48:59,166 --> 00:49:00,666
‫مهم نیست چطوری.

857
00:49:00,875 --> 00:49:04,416
‫الان وقت رسانه نیست،
‫وقت سیاسته.

858
00:49:04,541 --> 00:49:06,916
‫ما اینجاییم که نتیجه تولید کنیم

859
00:49:07,041 --> 00:49:08,541
‫نه بهانه‌های آبکی.

860
00:49:09,416 --> 00:49:12,416
‫نظرسنجی‌هات ر‌و گرفتم.
‫کمکم کن تا تحلیل‌شون کنیم.

861
00:49:12,458 --> 00:49:14,541
‫میام پیشت. باید
‫گوسینسکی رو ببینم.

862
00:49:14,583 --> 00:49:15,750
‫داریم راه درست رو می‌ریم.

863
00:49:15,750 --> 00:49:18,416
‫دیمیتری آناتولیویچ، اون مهم نیست

864
00:49:18,416 --> 00:49:20,416
‫ما همین الانش هم رسیدیم.

865
00:49:25,875 --> 00:49:27,291
‫گوسینسکی کجاست؟

866
00:49:27,416 --> 00:49:29,166
‫متأسفانه، نتونست بیاد.

867
00:49:30,625 --> 00:49:32,625
‫ما به اندازه کافی
‫براش مهم نیستیم؟

868
00:49:32,750 --> 00:49:35,875
‫- اون خارج از کشوره.
‫- شما کی هستین؟ پیام‌رسان‌هاش؟

869
00:49:36,000 --> 00:49:37,875
‫ما شبکه رو اداره می‌کنیم.

870
00:49:39,291 --> 00:49:42,500
‫پس به آقای گوسینسکی این رو بگین:

871
00:49:42,625 --> 00:49:45,625
‫سیاست روسیه‌ی فدرال

872
00:49:45,791 --> 00:49:49,416
‫تو دفترای ان‌تی‌وی تعیین نمی‌شه.

873
00:49:49,541 --> 00:49:51,666
‫این حتی به ذهن آقای
‫گوسینسکی هم خطور نمی‌کنه.

874
00:49:51,791 --> 00:49:52,791
‫من کوکلی رو می‌بینم

875
00:49:53,000 --> 00:49:54,250
‫عروسک‌های سیاسی شما رو.

876
00:49:54,416 --> 00:49:57,666
‫بعضی‌ وقت‌ها، خنده‌دار به
‫نظرم میاد. من رو می‌خندونه.

877
00:49:58,541 --> 00:50:02,791
‫متأسفانه، نخست‌وزیر حس
‫شوخ‌طبعی شما رو نداره.

878
00:50:02,916 --> 00:50:05,666
‫اون به آقای گوسینسکی مشکوکه
‫که می‌خواد بهش آسیب بزنه.

879
00:50:05,791 --> 00:50:08,166
‫نه بابا، اصلاً محاله.

880
00:50:08,291 --> 00:50:10,791
‫حیف که اینجا نیست تا توضیح بده.

881
00:50:10,916 --> 00:50:14,791
‫شما نخست‌وزیر ولادیمیر ولادیمیرویچ رو مثل
‫یه کوتوله نشون میدین.

882
00:50:14,916 --> 00:50:16,250
‫این درست نیست

883
00:50:16,250 --> 00:50:18,708
‫یه کوتوله که الیگارش‌ها
‫کنترلش می‌کنن.

884
00:50:18,750 --> 00:50:21,541
‫از نظر کمدین‌ها،
‫بیشتر شبیه یه بچه‌ست.

885
00:50:21,666 --> 00:50:22,916
‫بله، دقیقاً.

886
00:50:23,125 --> 00:50:26,541
‫و این خنده‌داره؟ یه
‫کوتوله‌ی بچه‌صفت؟

887
00:50:26,666 --> 00:50:28,000
‫این یه برنامه‌ی طنزه.

888
00:50:28,166 --> 00:50:31,375
‫نخست‌وزیر مرز بین طنز
‫و توهین رو مشخص می‌کنه

889
00:50:31,541 --> 00:50:33,250
‫مخصوصاً تو دوران انتخابات.

890
00:50:33,416 --> 00:50:36,166
‫نخست‌وزیر یه خط قرمز مشخص کرده.

891
00:50:36,375 --> 00:50:39,000
‫آقای گوسینسکی یا متوجه
‫می‌شه کجا قرار داره.

892
00:50:39,166 --> 00:50:41,291
‫یا با ضرر دادن یاد می‌گیره.

893
00:50:41,291 --> 00:50:42,666
‫روز خوبی داشته باشین!

894
00:50:44,666 --> 00:50:48,750
‫من روزی 18 ساعت کار می‌کردم، و
‫پشت سر هم با نخست‌وزیر جلسه داشتم

895
00:50:48,916 --> 00:50:52,916
‫هر کدومش شامل کلی
‫تصمیمات تاریخی می‌شد.

896
00:50:53,125 --> 00:50:55,916
‫ولی هر چی بیشتر غرق
‫روزمرگی حکومت آدم‌ها می‌شدم

897
00:50:56,125 --> 00:50:58,750
‫بیشتر دنیا به نظرم
‫پر از سوءتفاهم

898
00:50:58,916 --> 00:51:00,416
‫و فرصت‌های از دست رفته‌ می‌اومد.

899
00:51:01,166 --> 00:51:03,416
‫اون موقع بود که
‫اتفاق غیرمنتظره افتاد.

900
00:51:05,666 --> 00:51:07,916
‫یه شب پاییزی، کمی بعد از نیمه‌شب

901
00:51:08,125 --> 00:51:11,291
‫یه غرش بزرگ تاریکی
‫پایتخت رو شکافت.

902
00:51:11,416 --> 00:51:13,916
‫خیابون گوریانوا، تو حومه‌ی مسکو

903
00:51:14,125 --> 00:51:15,875
‫صدها کیلو مواد منفجره

904
00:51:16,041 --> 00:51:19,166
‫یه ساختمون مسکونی
‫نُه طبقه رو دو نیم کرد.

905
00:51:20,541 --> 00:51:22,500
‫ده‌ها خانواده‌ی خوابیده

906
00:51:22,625 --> 00:51:24,500
‫با انفجار بلعیده شدن.

907
00:51:24,625 --> 00:51:25,666
‫چهار روز بعد

908
00:51:27,541 --> 00:51:30,166
‫یه انفجار دوم ساعت
‫5 صبح شهر رو لرزوند

909
00:51:30,375 --> 00:51:32,625
‫و یه ساختمون دیگه
‫تو حومه رو نابود کرد.

910
00:51:32,791 --> 00:51:34,875
‫بیشتر از صد قربانی.

911
00:51:35,041 --> 00:51:36,875
‫این 11 سپتامبر ما بود.

912
00:51:37,041 --> 00:51:39,541
‫تا اون موقع، جنگ تو
‫چچن دور به نظر میومد.

913
00:51:39,666 --> 00:51:42,791
‫ولی وقتی ساختمون‌ها دور و بر
‫مسکو شروع کردن به ترکیدن

914
00:51:42,916 --> 00:51:45,791
‫جنگ اومد تو خونه‌‌ی روس‌ها.

915
00:51:47,125 --> 00:51:48,416
‫البته

916
00:51:48,625 --> 00:51:49,791
‫می‌دونین...

917
00:51:50,291 --> 00:51:51,916
‫مردم چی می‌گن.

918
00:51:53,875 --> 00:51:55,875
‫می‌گن که ما این کار رو کردیم.

919
00:51:56,666 --> 00:51:59,000
‫یعنی، ما: اف‌اس‌بی.

920
00:51:59,166 --> 00:52:00,791
‫این فقط یه شایعه نیست.

921
00:52:01,625 --> 00:52:03,958
‫شواهد جدی و هم‌سو هست.

922
00:52:04,000 --> 00:52:05,666
‫راستش، نمی‌دونم.

923
00:52:06,541 --> 00:52:10,416
‫اگه این رازه، خدا رو
‫شکر هیچ‌کس به من نگفته.

924
00:52:10,416 --> 00:52:12,625
‫ولی چرا باید این کار رو می‌کردیم؟

925
00:52:12,666 --> 00:52:14,166
‫پیروزی ما قطعی بود.

926
00:52:14,375 --> 00:52:16,166
‫برای واقع کردن ترس.

927
00:52:16,291 --> 00:52:19,666
‫برای اینکه روس‌ها از
‫چچنی‌ها احساس خطر کنن.

928
00:52:21,291 --> 00:52:23,666
‫و برای توجیه کردن جنگ دوم چچن.

929
00:52:23,875 --> 00:52:26,791
‫که خیلی به موقع بود برای
‫آماده کردن افکار عمومی

930
00:52:26,916 --> 00:52:30,666
‫برای اومدن یه رژیم استبدادی.

931
00:52:33,916 --> 00:52:35,625
‫دوست ندارم تو جمع حرف بزنم.

932
00:52:35,750 --> 00:52:38,416
‫مردم باید صدات رو بشنون.

933
00:52:38,625 --> 00:52:41,666
‫اینجا، تو یه سفر
‫رسمی، نه از کرملین.

934
00:52:42,291 --> 00:52:44,541
‫بهشون یه حس درک شرایط اضطرار بده.

935
00:52:44,666 --> 00:52:46,041
‫من یه بازیگر نیستم.

936
00:52:47,000 --> 00:52:49,291
‌‫من به یه بیانیه‌ی
‫ساده بسنده می‌کنم.

937
00:52:55,041 --> 00:52:57,541
‫شما دستور دادین فرودگاه
‫گروزنی رو بمباران کنن

938
00:52:57,666 --> 00:52:59,291
‫در جواب حملات.

939
00:52:59,500 --> 00:53:01,000
‫فکر نمی‌کنین چنین اقدامی

940
00:53:01,041 --> 00:53:03,166
‫ممکنه وضعیت رو بدتر کنه؟

941
00:53:03,291 --> 00:53:05,166
‫من از این جور سوالات خسته شدم.

942
00:53:05,291 --> 00:53:08,166
‫ما تروریست‌ها رو
‫می‌زنیم هر جا که قایم بشن.

943
00:53:08,291 --> 00:53:10,291
‫اگه تو فرودگاه باشن،
‫ما فرودگاه رو می‌زنیم.

944
00:53:10,416 --> 00:53:12,458
‫اگه تو مستراح باشن،
‫ببخشید این حرف رو می‌زنم

945
00:53:12,500 --> 00:53:15,416
‫ما می‌ریم می‌کشیمشون
‫حتی تو مستراح.

946
00:53:15,541 --> 00:53:18,250
‫شما اصلاً نمی‌دونین
‫این جمله چه تأثیری

947
00:53:18,250 --> 00:53:20,125
‫رو مخاطب روس داشت.

948
00:53:20,291 --> 00:53:23,000
‫بالأخره، صدای فرماندهی و کنترل

949
00:53:23,166 --> 00:53:25,416
‫که روس‌ها دیگه نمی‌شنیدن.

950
00:53:25,541 --> 00:53:26,916
‫صدای استالین؟

951
00:53:27,125 --> 00:53:28,625
‫حداقل صدای یلتسین نبود.

952
00:53:28,791 --> 00:53:30,416
‫و نه صدای گورباچف.

953
00:53:31,125 --> 00:53:34,291
‫اون روز، پوتین شد تزار.

954
00:53:35,791 --> 00:53:38,875
‫[ساختار عمودی قدرت]

955
00:53:47,416 --> 00:53:50,416
‫آقای نخست‌وزیر، نمی‌تونیم
‫تو گودرمس فرود بیایم.

956
00:53:50,541 --> 00:53:52,416
‫دید کافی نیست.

957
00:53:52,625 --> 00:53:55,666
‫من برنامه‌ریزی کردم سال
‫نو رو با سربازهامون بگذرونم.

958
00:53:55,791 --> 00:53:57,250
‫باید فرود بیایم.

959
00:53:57,416 --> 00:53:58,750
‫باید فرود بیایم!

960
00:53:58,916 --> 00:54:02,166
‫ما به 150 متر دید نیاز داریم.

961
00:54:02,291 --> 00:54:05,250
‫به زور 100 متر
‫داریم. خیلی خطرناکه.

962
00:54:12,625 --> 00:54:15,791
‫ما سرباز داریم که
‫تو داغستان مستقرن.

963
00:54:16,666 --> 00:54:20,000
‫اون‌ها برای سان دیدن آماده‌ن.
‫این می‌تونه یه گزینه باشه.

964
00:54:26,500 --> 00:54:29,125
‫اگه تزار می‌خواست سال
‫نو رو تو چچن جشن بگیره

965
00:54:29,291 --> 00:54:31,000
‫همون‌جا می‌رفتیم.

966
00:54:31,166 --> 00:54:35,791
‫ساعت 1 صبح، با جیپ
‫از جاده‌های کوهستانی رفتیم.

967
00:54:38,333 --> 00:54:40,291
!یالا بجنبید! همه به صف

968
00:54:40,291 --> 00:54:42,375
!بیاید، بیاید، بیاید

969
00:55:05,625 --> 00:55:08,541
‫لشکر 33، سرهنگ دوم فدوروف.

970
00:55:08,666 --> 00:55:10,625
‫به پایگاه خوش
‫اومدین، آقای پوتین.

971
00:55:11,541 --> 00:55:14,416
‫آقایون، کاری که شما
‫می‌کنین خیلی مهمه.

972
00:55:15,000 --> 00:55:17,666
‫مردم به شما ایمان دارن.
‫من اومدم این رو بهتون بگم.

973
00:55:17,875 --> 00:55:20,291
‫ما بهتون افتخار می‌کنیم.
‫شما سخت کار می‌کنین.

974
00:55:21,416 --> 00:55:24,666
‫من می‌دونم شما چی کار
‫کردین، خیلی شجاعانه بود.

975
00:55:25,125 --> 00:55:28,291
‫می‌خوام بدونین که مردم روسیه

976
00:55:28,500 --> 00:55:29,750
‫به فکر شما هستن

977
00:55:29,916 --> 00:55:31,375
‫و بهتون افتخار می‌کنن.

978
00:55:31,791 --> 00:55:33,000
‫سال نو مبارک.

979
00:56:48,791 --> 00:56:50,125
‫صبر کنین.

980
00:56:52,291 --> 00:56:56,750
‫دوست دارم جایِ مجروحین رو خالی کنم
و آرزو کنم

981
00:56:57,416 --> 00:57:00,000
‫برای همه‌ی حاضرین سال خوبی باشه

982
00:57:00,750 --> 00:57:03,625
‫ولی ما وظایف سنگینی پیش رو داریم

983
00:57:04,916 --> 00:57:06,416
‫همه‌ی شما می‌دونین.

984
00:57:07,500 --> 00:57:11,125
‫ما فقط برای شرف
‫و حیثیت‌مون نمی‌جنگیم

985
00:57:11,291 --> 00:57:15,166
‫بلکه برای تموم کردن احتمال
‫فروپاشی روسیه می‌جنگین.

986
00:57:17,916 --> 00:57:21,166
‫ما نمی‌تونیم حتی یه
‫لحظه ضعف نشون بدیم.

987
00:57:22,666 --> 00:57:24,541
‫اگه حواسمون پرت شه

988
00:57:25,166 --> 00:57:26,750
‫اون‌هایی که مُردن

989
00:57:27,416 --> 00:57:28,666
‫بیهوده مُردن.

990
00:57:30,166 --> 00:57:32,666
‫پس پیشنهاد می‌کنم
‫لیوان‌هامون رو بذاریم زمین.

991
00:57:36,125 --> 00:57:38,791
‫بعداً جشن می‌گیریم، ولی نه الان.

992
00:57:46,625 --> 00:57:48,041
‫من میرم.

993
00:57:50,791 --> 00:57:53,541
‫قبل از تموم شدن دوره‌م میرم.

994
00:57:54,375 --> 00:57:57,625
‫فهمیدم که این کار لازمه.

995
00:57:58,791 --> 00:58:00,625
‫روسیه باید...

996
00:58:01,166 --> 00:58:04,500
‫این هزاره‌ی جدید رو با
‫مسئولان سیاسی جدید شروع کنه

997
00:58:05,166 --> 00:58:08,250
‫و من با تمام اعتمادم شما رو

998
00:58:08,416 --> 00:58:12,000
‫به ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین میسپرم.

999
00:58:17,416 --> 00:58:19,166
‫دوران یلتسین تموم شد.

1000
00:58:19,291 --> 00:58:21,916
‫دوستت بوریس برزوفسکی باید بفهمه

1001
00:58:22,125 --> 00:58:25,166
‫که من از این یادداشت‌های
‫مزخرف خسته شدم.

1002
00:58:25,291 --> 00:58:27,291
‫فکر می‌کردم دوستمونه.

1003
00:58:27,500 --> 00:58:29,541
‫بوریس آدم خیلی باهوشیه

1004
00:58:29,666 --> 00:58:32,875
‫ولی هوشش اون رو از
‫حماقتش محافظت نمی‌کنه.

1005
00:58:34,875 --> 00:58:35,875
‫بذار بیاد تو.

1006
00:58:42,416 --> 00:58:43,875
‫بوریس آبراموویچ.

1007
00:58:44,541 --> 00:58:45,666
‫بیا جلو.

1008
00:58:46,500 --> 00:58:47,500
‫بشین.

1009
00:58:51,125 --> 00:58:53,125
‫پیغام‌هات رو خوندم

1010
00:58:53,291 --> 00:58:54,916
‫بعضی از یادداشت‌هات رو.

1011
00:58:55,625 --> 00:58:58,541
‫همیشه مشاور خوبی بودی. گوش میدم.

1012
00:58:58,666 --> 00:59:00,875
‫وولودیا، یه ساعت
‫من رو منتظر گذاشتی.

1013
00:59:01,041 --> 00:59:02,541
‫تو این ملاقات رو می‌خواستی.

1014
00:59:03,250 --> 00:59:04,500
‫خب.

1015
00:59:06,625 --> 00:59:07,666
‫بگو.

1016
00:59:10,666 --> 00:59:12,041
‫خلاصه می‌گم.

1017
00:59:13,541 --> 00:59:15,625
‫ما خیلی داریم رو به افول می‌ریم.

1018
00:59:15,750 --> 00:59:18,166
‫اوضاع خیلی تیره و تاره. جنگه، قبول،

1019
00:59:18,291 --> 00:59:19,916
‫شما یه ژنرال بزرگی

1020
00:59:20,125 --> 00:59:23,416
‫ما رو به پیروزی می‌رسونی.
‫ولی بیا یه تلاشی بکنیم.

1021
00:59:23,916 --> 00:59:27,250
‫یه‌کم امید به این
‫روس‌های بیچاره بدیم.

1022
00:59:27,416 --> 00:59:30,666
‫وگرنه به جای اینکه بهت رأی بدن،
‫خودشون رو از پنجره میندازن پایین.

1023
00:59:31,625 --> 00:59:33,625
‫جلسات، کنسرت‌ها

1024
00:59:33,750 --> 00:59:35,666
‫تبلیغات تلویزیونی، پوسترها!

1025
00:59:35,666 --> 00:59:37,333
‫باید صدامون رو به گوش همه برسونیم.

1026
00:59:37,375 --> 00:59:39,250
‫- کی پولش رو میده؟
‫- معلومه، من.

1027
00:59:39,916 --> 00:59:43,416
‫قید فضاهای تبلیغاتی رایگان رو زدین؟

1028
00:59:43,416 --> 00:59:46,541
‫درسته. این یه انتخابه،
‫استراتژی ماست.

1029
00:59:46,541 --> 00:59:48,791
‫می‌بینیم که آیا واقعیت‌ها به ما
‫درست و نادرست رو نشون میدن.

1030
00:59:48,791 --> 00:59:52,541
‫اگه همینجوری ادامه بدین،
‫مردم یادشون میره که تو کاندیدایی.

1031
00:59:52,666 --> 00:59:54,500
‫شوخی نکن، بوریس.

1032
00:59:54,625 --> 00:59:57,791
‫من سه ماهه که رئیس موقتم.
‫ دولت خود ما هستیم.

1033
00:59:59,291 --> 01:00:02,291
‫کمپین ما، اتفاقات
‫روزه، کاری‌ـه که ما می‌کنیم

1034
01:00:03,250 --> 01:00:05,125
‫تاریخی اونی‌ـه که ما می‌نویسیم.

1035
01:00:06,625 --> 01:00:09,041
‫دیگه هیچ‌کس به
‫تبلیغات باور نداره.

1036
01:00:09,250 --> 01:00:12,625
‫واقعیت‌ها تنها تبلیغی‌ان
‫که برامون مهمه.

1037
01:00:16,416 --> 01:00:18,666
‫تزار عمود قدرت رو احیا کرده بود

1038
01:00:18,875 --> 01:00:21,291
‫و رأی‌دهنده‌ها قدردانش بودن.

1039
01:00:21,416 --> 01:00:24,625
‫اون تو دور اول به عنوان
‫رئیس‌جمهور فدرال انتخاب شد.

1040
01:00:26,625 --> 01:00:30,291
‫برزوفسکی دیگه کرملین رو با
‫تماس‌های بی‌جوابش اذیت نکرد.

1041
01:00:30,500 --> 01:00:34,166
‫البته، خبرنگارهاش تشریفات پر زرق
‫و برق مراسم تحلیف رو مسخره کردن

1042
01:00:34,375 --> 01:00:36,375
‫ولی بوریس منتظر یه چیز دیگه بود:

1043
01:00:37,041 --> 01:00:40,375
‫فرصتی که به تزار
‫نشون بده کی رئیسه.

1044
01:00:47,375 --> 01:00:50,000
‫[سوچی، اقامتگاه تابستانی روسای جمهور روسیه]

1045
01:01:24,541 --> 01:01:26,791
‫یادمه که تو ترجیح میدی

1046
01:01:27,416 --> 01:01:28,625
‫نیم‌پز باشه.

1047
01:01:30,166 --> 01:01:31,875
‫ممنون که یادت بود.

1048
01:01:43,541 --> 01:01:44,625
‫آقا

1049
01:02:06,916 --> 01:02:09,291
‫12 آگوست سال 2000، کورسک

1050
01:02:09,416 --> 01:02:11,791
‫یکی از بزرگ‌ترین
‫زیردریایی‌های هسته‌ای

1051
01:02:11,916 --> 01:02:15,291
‫حین یه رزمایش تو
‫دریای بارنتس غرق شد.

1052
01:02:15,916 --> 01:02:17,541
‫صد نفر خدمه داشت.

1053
01:02:18,541 --> 01:02:20,666
‫بعضی‌هاشون درجا مُردن.

1054
01:02:20,875 --> 01:02:23,166
‫بقیه ته دریا گیر افتاده بودن.

1055
01:02:24,541 --> 01:02:28,416
‫این همون فرصتی بود که
‫برزوفسکی منتظرش بود.

1056
01:02:35,916 --> 01:02:39,541
‫یه هلیکوپتر اجاره کردیم تا محل
‫غرق شدن رو زیر نظر بگیریم.

1057
01:02:39,666 --> 01:02:41,375
‫- شناسایی شد؟
‫- آره.

1058
01:02:41,541 --> 01:02:44,375
‫خبر تازه رسیده. خبری از امداد
‫و کمک اون دور و اطراف نیست.

1059
01:02:44,375 --> 01:02:47,083
‫شرم‌آوره. این چیزی‌ـه
‫که باید محکومش کنیم.

1060
01:02:47,125 --> 01:02:49,000
‫کارشناسان روسی حاضر
‫نیستن خودشون رو درگیر کنن.

1061
01:02:49,000 --> 01:02:50,125
‫جای دیگه بگردین.

1062
01:02:50,125 --> 01:02:54,625
‫یه تیم تو آلمان داریم.
‫میگن ناتو پیشنهاد کمک داده

1063
01:02:54,750 --> 01:02:56,541
‫ولی نیروی دریایی روسیه ردش کرده.

1064
01:02:56,666 --> 01:02:58,125
‫این‌ها کشتی‌های جاسوسی‌ان.

1065
01:02:58,291 --> 01:03:00,875
‫روسیه نمی‌تونه جلوی
‫اون‌ها خودش رو تحقیر کنه.

1066
01:03:01,041 --> 01:03:03,041
‫نمی‌تونه جلوی اون‌ها
‫خودش رو تحقیر کنه؟

1067
01:03:03,250 --> 01:03:06,500
‫از خانواده‌ها بپرسین نظرشون چیه.

1068
01:03:06,625 --> 01:03:08,541
‫- همین کار رو می‌کنیم.
‫- تلویزیون یعنی احساسات.

1069
01:03:08,666 --> 01:03:12,375
‫احساسات یعنی خانواده‌ها.
‫اضطرابشون رو تصور می‌کنین؟

1070
01:03:12,541 --> 01:03:16,041
‫عزیزانشون، شاید هنوز زنده
‫باشن، تو یه محفظه ضد آب گیر افتادن

1071
01:03:16,250 --> 01:03:18,166
‫و کمکی که شاید هیچوقت نرسه!

1072
01:03:20,291 --> 01:03:22,625
‫چقدر طول می‌کشه؟

1073
01:03:22,750 --> 01:03:25,291
‫پسرهامون ماهی 50 دلار حقوق می‌گیرن

1074
01:03:25,416 --> 01:03:28,666
‫و اون‌ها تو این قوطی
‫کنسرو گیر افتادن!

1075
01:03:29,625 --> 01:03:34,291
‫پسرم رو برای چی بزرگ
‫کردم؟ شما بچه دارین؟

1076
01:03:35,166 --> 01:03:37,166
‫کی می‌تونه ما رو درک کنه؟

1077
01:03:37,375 --> 01:03:40,250
‫نه شما، آدم‌های تو قدرت.
‫شما هیچ‌وقت هیچی نمی‌فهمین!

1078
01:03:40,416 --> 01:03:42,541
‫شما فقط به فکر پر
‫کردن شکم خودتونین!

1079
01:03:42,666 --> 01:03:47,166
‫ملوان‌هامون چیزی برای زندگی
‫کردن ندارن و شما می‌ذارین بمیرن!

1080
01:03:47,791 --> 01:03:50,041
‫وضعیت از کنترل خارج شده بود.

1081
01:03:50,083 --> 01:03:51,666
‫من خودم رو سریع رسوندم سوچی.

1082
01:03:51,791 --> 01:03:54,791
‫من نمی‌فهمیدم چرا
‫پوتین اونجا نبود.

1083
01:03:57,125 --> 01:03:59,250
‫چی کار می‌خوای بکنم؟

1084
01:04:01,166 --> 01:04:03,000
‫همه‌شون مُردن، معلومه.

1085
01:04:03,166 --> 01:04:05,291
‫وقتی بهشون برسیم، می‌فهمیم.

1086
01:04:05,500 --> 01:04:08,166
‫به گفته‌ی همه‌ی کارشناس‌ها،
‫بازمانده‌هایی هستن.

1087
01:04:08,166 --> 01:04:10,416
‫این یه واقعیته.
‫باید نجاتشون بدیم.

1088
01:04:10,458 --> 01:04:13,750
‫چه مرده باشن چه نباشن، بوریس
‫برزوفسکی دنبال اینه که به من آسیب بزنه.

1089
01:04:13,916 --> 01:04:15,625
‫همه منتظرن که تو کاری بکنی.

1090
01:04:15,791 --> 01:04:18,500
‫من وقتی اقدام می‌کنم
‫که صلاح بدونم.

1091
01:04:19,541 --> 01:04:22,291
‫خونسردیت خیلی به
‫محبوبیتت کمک کرده

1092
01:04:22,291 --> 01:04:24,125
‫اما داره علیه خودت برمی‌گرده.

1093
01:04:24,541 --> 01:04:27,916
‫مردم روسیه دارن رنج
‫می‌برن و تو کنارشون نیستی.

1094
01:04:28,125 --> 01:04:29,416
‫این جدیه.

1095
01:04:31,250 --> 01:04:34,125
‫چون مقامات تا این لحظه هیچ کاری نمی‌کنن

1096
01:04:34,625 --> 01:04:37,416
‫ آر‌تی‌پی یه‌کمک مالی برای
‫خانواده‌های ملوانان سازماندهی کرده.

1097
01:04:37,625 --> 01:04:40,000
‫ با این شماره تماس بگیرین
...برای کمک به خویشاوندان

1098
01:04:40,041 --> 01:04:41,250
‫متوجه‌ای؟

1099
01:04:41,916 --> 01:04:45,916
‫اون‌ها دولت رو نابود کردن،
‫ده سال غارتش کردن.

1100
01:04:46,541 --> 01:04:49,416
‫ارتش ما رو نابود کردن و
‫حالا دارن کمک مالی جمع می‌کنن!

1101
01:04:49,625 --> 01:04:51,666
‫از دست این عوضی‌ها! فقط کافیه

1102
01:04:51,791 --> 01:04:54,000
‫کلبه‌هاشون رو تو
‫سنت موریتس بفروشن

1103
01:04:56,625 --> 01:04:58,625
‫به اون عوضی زنگ بزن!

1104
01:05:08,416 --> 01:05:10,666
‫متوجه‌ای داری چی کار می‌کنی؟

1105
01:05:10,791 --> 01:05:14,041
‫شبکه‌ی تو 24 ساعته به
‫کی فرصت حرف زدن میده

1106
01:05:14,250 --> 01:05:16,416
‫به بازیگرهای درجه 3ای که نقش
‫زن ملوانان رو بازی می‌کنن.

1107
01:05:16,625 --> 01:05:18,416
‫چی داری می‌گی؟ داری هذیون می‌گی.

1108
01:05:18,541 --> 01:05:20,291
‫اون‌ها زن‌های واقعی‌شون هستن.

1109
01:05:20,416 --> 01:05:23,291
‫شما تلویزیون دولتی هستین، بوریس.

1110
01:05:23,500 --> 01:05:25,625
‫و شما دارین علیه ریاست
‫جمهوری توطئه می‌کنین.

1111
01:05:25,791 --> 01:05:27,666
‫یعنی چی؟

1112
01:05:27,791 --> 01:05:30,666
‫دقیقاً یعنی چی؟ دارم
‫ازت سوال می‌پرسم!

1113
01:05:30,791 --> 01:05:32,916
‫من یه سوال از تو دارم،
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ.

1114
01:05:33,041 --> 01:05:36,250
‫داری چه غلطی می‌کنی
‫تو تعطیلات تو دریای سیاه؟

1115
01:05:36,416 --> 01:05:38,625
‫تو نباید تو مورمانسک
درحال اجرای عملیات باشی؟

1116
01:05:38,750 --> 01:05:39,791
‫و تو، کجایی؟

1117
01:05:40,416 --> 01:05:42,166
‫می‌خندی، تو کجایی؟

1118
01:05:42,375 --> 01:05:44,166
‫تو کوت دازور؟ داری
‫اونجا چه غلطی می‌کنی؟

1119
01:05:44,375 --> 01:05:47,541
‫بالأخره! من رئیس جمهور
‫نیستم. مهم نیست کجام.

1120
01:05:47,666 --> 01:05:50,041
‫و اتفاقاً من مسکوام.

1121
01:05:51,500 --> 01:05:52,791
‫ فکر کن، وولودیا.

1122
01:05:52,916 --> 01:05:55,041
‫ اگه بری زن‌های
‫ملوانان رو دلداری بدی

1123
01:05:55,250 --> 01:05:57,375
‫ میزان بیننده رو منفجر می‌کنی.

1124
01:05:57,541 --> 01:06:01,291
‫و شبکه‌ی ما تمام قدرتش
‫رو در خدمت تو می‌ذاره.

1125
01:06:01,791 --> 01:06:03,875
‫ و تو می‌دونی که
‫اون قابل توجهه.

1126
01:06:09,541 --> 01:06:10,625
‫خب؟

1127
01:06:11,541 --> 01:06:14,291
‫برمی‌گردیم مسکو. این
‫ملاقات لعنتی رو ترتیب می‌دیم.

1128
01:06:14,291 --> 01:06:15,833
‫چاره‌ای نداریم.

1129
01:06:23,791 --> 01:06:26,375
‫و همین که از این
‫باتلاق خلاص شدیم

1130
01:06:26,875 --> 01:06:29,250
‫به دوستت بوریس رسیدگی می‌کنیم.

1131
01:06:32,416 --> 01:06:35,166
‫چطور بوریس می‌تونست تصور کنه

1132
01:06:35,291 --> 01:06:37,750
‫که اون یه رابطه‌ی
‫برابر رو تحمل می‌کنه

1133
01:06:37,916 --> 01:06:39,541
‫با یکی از رعیت‌هاش؟

1134
01:06:39,666 --> 01:06:41,750
‫همه‌ی الیگارش‌ها اشتباه کردن.

1135
01:06:42,791 --> 01:06:45,125
‫با تصمیم گرفتن برای
‫شرط بستن رو پوتین

1136
01:06:46,500 --> 01:06:49,791
‫فکر می‌کردن یه آدم پوشالی رو
‫عوض می‌کنن، نه یه سیستم رو.

1137
01:06:50,000 --> 01:06:53,750
‫گرفتن تلویزیونش از بوریس
‫برزوفسکی مثل آب خوردن بود.

1138
01:06:53,916 --> 01:06:57,916
‫اون اکثریت رو کنترل
‫نمی‌کرد، فقط 49 درصد.

1139
01:06:58,125 --> 01:07:01,375
‫فقط کافی بود
به مدیر عامل آر‌تی‌پی اطلاع بدن

1140
01:07:01,541 --> 01:07:04,625
‫که از این به بعد، دستوراتش
‫رو از کرملین بگیره.

1141
01:07:09,541 --> 01:07:12,666
‫بدت رو نمی‌خواد.
‫بهت احترام می‌ذاره.

1142
01:07:12,791 --> 01:07:16,500
‫آروم تو مسکو بمون و
‫هر کاری خواستی بکن.

1143
01:07:16,666 --> 01:07:19,416
‫ولی قید سیاست رو بزن.

1144
01:07:19,916 --> 01:07:21,875
‫سیاست، کار اونه.

1145
01:07:22,666 --> 01:07:26,125
‫پوتین یه محصول خالص کا‌گ‌ب‌ـست.

1146
01:07:27,875 --> 01:07:30,166
‫از وحشی‌ترین نوعش.

1147
01:07:30,375 --> 01:07:33,791
‫روسیه رو به بند می‌کشه.

1148
01:07:33,916 --> 01:07:37,750
‫و هر کاری که تو ده سال گذشته
‫کردیم تا یه کشور عادی بشیم

1149
01:07:37,875 --> 01:07:39,875
‫از بین میره.

1150
01:07:40,041 --> 01:07:41,666
‫حتی تو، وادیا.

1151
01:07:41,875 --> 01:07:44,500
‫شما دارین یه رژیم بدتر
‫از شوروی می‌سازین.

1152
01:07:44,666 --> 01:07:46,000
‫حداقل اون موقع

1153
01:07:46,166 --> 01:07:49,791
‫حزب جلوی دهن سگ‌های
‫نگهبان کا‌گ‌ب رو می‌گرفت.

1154
01:07:49,916 --> 01:07:52,041
‫حالا دیگه حزب وجود نداره.

1155
01:07:52,250 --> 01:07:54,500
‫اف‌اس‌بی از کا‌گ‌ب بدتره.

1156
01:07:54,666 --> 01:07:56,625
‫کی جلوشون رو می‌گیره؟ تو؟

1157
01:07:56,791 --> 01:07:59,416
‫معلومه که نه. تو
‫هم یکی از اون‌ها شدی.

1158
01:08:00,000 --> 01:08:02,541
‫این‌ها جونورهای وحشی‌ان.

1159
01:08:02,666 --> 01:08:04,791
‫این‌ها از هیچ اومدن.

1160
01:08:04,916 --> 01:08:07,416
‫این‌ها راه خودشون رو با
‫زور و چماق باز کردن.

1161
01:08:07,625 --> 01:08:09,750
‫بدون قانون، بدون محدودیت.

1162
01:08:09,875 --> 01:08:11,000
‫این‌ها گرسنه‌ان.

1163
01:08:11,166 --> 01:08:13,375
‫یه گرسنگی ریشه‌دار.

1164
01:08:14,291 --> 01:08:16,125
‫این‌ها تحقیر شدن.

1165
01:08:16,291 --> 01:08:19,041
‫این‌ها از قرن‌ها تحقیر میان.

1166
01:08:20,666 --> 01:08:23,625
‫این‌ها باید همه چی
‫رو همین الان بگیرن.

1167
01:08:24,583 --> 01:08:27,458
‫چون می‌دونن چرخ روزگار می‌چرخه.

1168
01:08:27,500 --> 01:08:28,916
‫شاید، بوریس.

1169
01:08:29,291 --> 01:08:30,750
‫نمی‌دونم.

1170
01:08:31,791 --> 01:08:35,875
‫ولی می‌دونم که روسیه
‫همیشه اینجوری ساخته شده.

1171
01:08:36,416 --> 01:08:38,000
‫با تبر.

1172
01:08:38,166 --> 01:08:41,958
‫[دفتر مرکزی سازمان ملل، نیویورک]

1173
01:08:42,000 --> 01:08:45,125
‫برزوفسکی با احتیاط،
‫تبعید رو تو لندن انتخاب کرد.

1174
01:08:45,291 --> 01:08:48,166
‫تو همین حین، ما به سمت
‫نیویورک پرواز می‌کردیم.

1175
01:08:48,375 --> 01:08:49,541
‫وقتی به اوج می‌رسین

1176
01:08:49,750 --> 01:08:53,625
‫سیاست شما رو بدون آمادگی قبلی
‫به صحنه‌ی جهانی پرتاب می‌کنه.

1177
01:08:53,791 --> 01:08:56,250
‫بزرگان این دنیا
‫هم‌ردیف شما می‌شن.

1178
01:08:56,416 --> 01:08:58,041
‫ولی اون‌ها یه حلقه‌ی
‫تنگ رو تشکیل میدن.

1179
01:08:58,166 --> 01:09:00,541
‫اون‌ها وقت داشتن قوانین
‫پایه رو یاد بگیرن.

1180
01:09:01,541 --> 01:09:04,791
‫شما هر چقدر هم که تو کشورتون
‫ازتون بترسن و بهتون احترام بذارن

1181
01:09:04,916 --> 01:09:07,791
‫اینجا، شما فقط تازه‌واردین.

1182
01:09:08,500 --> 01:09:10,541
‫والدورف آستوریا بهترین هتله.

1183
01:09:10,666 --> 01:09:14,041
‫پروتکل برامون یه طبقه
‫رزرو کرده. بیست تا اتاق.

1184
01:09:15,750 --> 01:09:16,916
‫پنت‌هاوس؟

1185
01:09:17,541 --> 01:09:19,250
‫نه.

1186
01:09:19,416 --> 01:09:20,416
‫چرا؟

1187
01:09:20,625 --> 01:09:24,166
‫سه طبقه آخر سالیانه توسط
‫سعودی‌ها رزرو شده‌ن.

1188
01:09:25,541 --> 01:09:27,000
‫کمتر از یه ساعت طول می‌کشه.

1189
01:09:27,166 --> 01:09:31,291
‫15 دقیقه تا استودیو، 30 دقیقه
‫مصاحبه و 15 دقیقه برگشت.

1190
01:09:33,041 --> 01:09:34,791
‫این امتیاز خوبیه واسه ما.

1191
01:09:45,875 --> 01:09:47,041
‫این چیه؟

1192
01:09:48,000 --> 01:09:49,291
‫فرمان ایست‌ـه.

1193
01:09:50,666 --> 01:09:53,625
‫کاروان رئیس‌جمهور
‫آمریکا داره حرکت می‌کنه.

1194
01:09:53,791 --> 01:09:55,625
‫هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه حرکت کنه.

1195
01:09:58,791 --> 01:10:00,166
‫زیاد طول می‌کشه؟

1196
01:10:02,000 --> 01:10:03,041
‫بستگی داره.

1197
01:10:08,375 --> 01:10:10,916
‫خب، جاسوسی کردن چطوره؟

1198
01:10:11,041 --> 01:10:13,541
‫خیلی فرق نداره با
‫روزنامه‌نگاری کردن.

1199
01:10:14,250 --> 01:10:18,166
‫اطلاعات جمع می‌کنیم،
‫خلاصه‌شون می‌کنیم

1200
01:10:18,750 --> 01:10:22,750
‫و ارائه می‌دیم به تصمیم‌گیرنده‌ها
‫که می‌تونن ازش استفاده کنن.

1201
01:10:22,750 --> 01:10:24,375
‫دوست داشتین این کار رو بکنین؟

1202
01:10:24,541 --> 01:10:27,916
‫اطلاعات بهم اجازه
‫داد دیدگاهم رو وسیع‌تر کنم

1203
01:10:28,041 --> 01:10:30,625
‫یه سری ویژگی‌ها رو توسعه بدم

1204
01:10:31,916 --> 01:10:35,125
‫ویژگی‌های مدیریتی.
‫روی اولویت‌ها تمرکز کنم.

1205
01:10:36,375 --> 01:10:38,166
‫یه تجربه‌ی آموزشی.

1206
01:10:38,791 --> 01:10:42,416
‫فاجعه کورسک تمام دنیا
‫رو تحت تأثیر قرار داد.

1207
01:10:42,625 --> 01:10:45,000
‫بهم بگین، چی شد؟

1208
01:10:45,541 --> 01:10:48,041
‫چی به سر زیردریایی اومد؟

1209
01:10:49,625 --> 01:10:50,875
‫غرق شد.

1210
01:11:00,250 --> 01:11:01,541
‫اگه مریخی‌ها

1211
01:11:01,583 --> 01:11:03,541
‫قدرت رو تو مسکو به دست بگیرن

1212
01:11:03,583 --> 01:11:07,041
‫آمریکا بلافاصله اون‌ها رو به عنوان
‫دولت قانونی به رسمیت می‌شناسه

1213
01:11:07,166 --> 01:11:10,416
‫به شرطی که دست به منافع‌شون نزنن

1214
01:11:10,541 --> 01:11:13,041
‫و همچنان باهاشون
‫مثل رئیس رفتار کنن.

1215
01:11:13,916 --> 01:11:17,166
‫مشکل اینه که اون‌ها فکر
‫می‌کنن جنگ سرد رو بردن.

1216
01:11:17,375 --> 01:11:19,541
‫ولی اتحادیه‌ی جماهیر شوروی...

1217
01:11:19,541 --> 01:11:21,125
‫نباختش.

1218
01:11:21,291 --> 01:11:25,166
‫جنگ سرد تموم شد چون ما
‫یه دیکتاتوری رو تموم کردیم.

1219
01:11:25,291 --> 01:11:27,541
‫این فرق داره.

1220
01:11:27,750 --> 01:11:29,541
‫ما پیمان ورشو رو منحل کردیم.

1221
01:11:29,750 --> 01:11:31,666
‫ما بهشون صلح پیشنهاد دادیم

1222
01:11:31,791 --> 01:11:33,166
‫نه تسلیم شدن.

1223
01:11:34,375 --> 01:11:36,250
‫اون‌ها باید این رو یادشون باشه.

1224
01:11:36,875 --> 01:11:38,125
‫هر از گاهی.

1225
01:11:56,500 --> 01:11:58,250
‫لیمونوف برای شما احترام قائله.

1226
01:11:58,416 --> 01:12:00,125
‫من فکر می‌کردم
‫اون من رو تحقیر می‌کنه.

1227
01:12:00,291 --> 01:12:01,875
‫اون یه آینده‌نگره.

1228
01:12:02,375 --> 01:12:04,916
‫همه تو حزبش جا دارن.

1229
01:12:06,416 --> 01:12:10,250
‫خب، نظرت در مورد پیشگامان انقلابی من چیه؟

1230
01:12:10,416 --> 01:12:13,083
‫کرملین اونقدرها نگران نیست.

1231
01:12:13,125 --> 01:12:15,666
‫کرملین اشتباه می‌کنه. بفرمایید.

1232
01:12:17,500 --> 01:12:19,916
‫خب، سفر چطور بود؟

1233
01:12:20,791 --> 01:12:22,666
‫می‌دونی اونجا چه‌جوریه.

1234
01:12:22,750 --> 01:12:24,666
‫ من که می‌گم، همیشه نسبتاً بامزه.

1235
01:12:24,666 --> 01:12:29,041
‫نیویورک می‌تونه بامزه باشه،
‫اگه از آمریکایی‌ها دوری کنی.

1236
01:12:30,250 --> 01:12:31,916
‫کدوم رو ترجیح میدی، ادوارد؟

1237
01:12:33,666 --> 01:12:35,166
‫این رو.

1238
01:12:36,250 --> 01:12:39,166
‫رفتی به یکی از محفل‌های شام‌شون؟

1239
01:12:39,291 --> 01:12:41,541
‫همه‌ی مردها تو پرینستون
‫یا ییل درس خوندن.

1240
01:12:41,750 --> 01:12:44,416
‫بچه‌هاشون میرن همون مدرسه‌ها.

1241
01:12:44,541 --> 01:12:45,541
‫حداقل، جوون‌تر که بودم

1242
01:12:45,750 --> 01:12:49,791
‫می‌تونستم با یه دختر جدید آشنا شم.

1243
01:12:49,916 --> 01:12:52,166
‫جذابیت پنهان بورژوازی.

1244
01:12:52,291 --> 01:12:53,666
‫همه جا همینه.

1245
01:12:53,708 --> 01:12:55,416
‫نه، وادیا.

1246
01:12:55,625 --> 01:12:57,416
‫آمریکا بورژوازی رو نابود کرده.

1247
01:12:57,625 --> 01:12:59,166
‫بورژوازی ارزش داشت.

1248
01:12:59,291 --> 01:13:02,166
‫این آدم‌ها فقط به
‫اعداد اعتقاد دارن.

1249
01:13:02,375 --> 01:13:04,291
‫کسل‌کننده‌ان مثل مرگ.

1250
01:13:05,916 --> 01:13:08,125
‫مشکل امپریالیسم نیست

1251
01:13:08,125 --> 01:13:09,833
‫فرهنگ آمریکایی‌ـه.

1252
01:13:09,875 --> 01:13:13,916
‫بهش علاقه داشتی قبل اینکه
‫قورتت بده و تف کنه بیرون.

1253
01:13:14,125 --> 01:13:15,250
‫وقتی یلتسین رو دیدم

1254
01:13:15,416 --> 01:13:19,000
‫روسیه رو تبدیل کرد به نسخه‌ی
‫ارزون‌قیمت آسایشگاه آمریکایی

1255
01:13:19,166 --> 01:13:21,916
‫تصمیم گرفتم حزب
‫ملی-بلشوویکی رو تأسیس کنم.

1256
01:13:22,041 --> 01:13:24,125
‫می‌دونی چرا اسمش رو این گذاشتم؟

1257
01:13:24,291 --> 01:13:25,750
‫واسه اینکه شما رو عصبانی کنم!

1258
01:13:25,875 --> 01:13:26,916
‫ناز-بول!

1259
01:13:27,791 --> 01:13:30,500
‫ما استالینیست‌های
‫سابق رو جمع می‌کنیم

1260
01:13:30,666 --> 01:13:33,375
‫نوگراها و پانک‌ها رو

1261
01:13:33,541 --> 01:13:35,166
‫آنارشیست‌ها، اسکین‌هدها رو

1262
01:13:35,375 --> 01:13:36,875
‫متعصب‌های مذهبی رو

1263
01:13:37,000 --> 01:13:38,916
‫از بودایی‌ها تا ارتدوکس‌ها.

1264
01:13:39,041 --> 01:13:42,875
‫سخت‌ترین کار اینه که
‫نذاریم همدیگه رو بکشن.

1265
01:13:43,041 --> 01:13:44,791
‫مطمئن باش زیاد موفق نمی‌مونید.

1266
01:13:44,916 --> 01:13:46,500
‫تو نمی‌فهمی.

1267
01:13:46,666 --> 01:13:50,250
‫این جوون‌ها می‌خوان از کسالت
‫یه زندگی عادی فرار کنن.

1268
01:13:50,416 --> 01:13:52,750
‫اون‌ها دنبال قهرمان‌بازی‌ان.

1269
01:13:52,875 --> 01:13:54,916
‫حیفه که این رو خراب کنیم.

1270
01:13:56,875 --> 01:13:59,041
‫یه سیگار بهم میدی، سرگئی؟

1271
01:13:59,625 --> 01:14:01,041
‫باید راه برم.

1272
01:14:05,000 --> 01:14:08,416
‫من همیشه لیمونوف رو یه
‫جامعه‌ستیز باهوش می‌دونستم

1273
01:14:08,541 --> 01:14:11,041
‫که کاملاً فاقد حس سیاسی بود.

1274
01:14:11,250 --> 01:14:14,416
‫هنوز آماده نبودم که بهش حق بدم.

1275
01:14:15,375 --> 01:14:18,875
‫اما استدلال‌هاش همون
‫چیزی بود که به نظر میومد.

1276
01:14:19,541 --> 01:14:22,041
‫نه نتیجه‌ی یه تحلیل دقیق

1277
01:14:22,166 --> 01:14:24,875
‫بلکه خیلی بیشتر
‫از یه شهود اتفاقی.

1278
01:14:31,791 --> 01:14:34,916
‫[پایان الیگارش‌ها]

1279
01:14:35,125 --> 01:14:36,666
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ

1280
01:14:36,875 --> 01:14:38,625
‫وادیم الکسیویچ اینجاست.

1281
01:14:39,416 --> 01:14:40,625
‫بیاین تو.

1282
01:14:45,541 --> 01:14:48,875
‫محبوبیتم چطوره؟ انتخابات نزدیکه.

1283
01:14:49,041 --> 01:14:50,041
‫جای نگرانی نیست.

1284
01:14:50,166 --> 01:14:53,291
‫حدود 60 درصد.
‫نامزد بعدی 12 درصده.

1285
01:14:53,500 --> 01:14:55,166
‫اون‌ها قابل چشم‌پوشی‌ان.

1286
01:14:55,375 --> 01:14:57,166
‫یه روس هست که از من محبوب‌تره.

1287
01:14:58,500 --> 01:14:59,625
‫استالین.

1288
01:15:00,791 --> 01:15:02,666
‫اون مدتیه که مُرده.

1289
01:15:02,791 --> 01:15:05,666
‫شما روشنفکرها، وحشت‌های
‫گولاگ رو محکوم می‌کنین.

1290
01:15:05,875 --> 01:15:09,625
‫به نظر شما، استالین با وجود
‫قتل‌عام‌ها محبوب بود. اشتباهه.

1291
01:15:09,791 --> 01:15:12,125
‫اون به خاطر
‫قتل‌عام‌ها محبوب بود.

1292
01:15:12,291 --> 01:15:15,791
‫چون می‌دونست چطور با
‫یه دزد، یه خائن برخورد کنه.

1293
01:15:17,125 --> 01:15:20,041
‫می‌دونی چی کار کرد
‫وقتی قطارهای شوروی

1294
01:15:20,250 --> 01:15:22,541
‫- شروع کردن به از ریل خارج شدن؟
‫- نه.

1295
01:15:22,541 --> 01:15:25,416
‫اون مدیر راه‌آهن رو به خاطر
‫خرابکاری اعدام کرد.

1296
01:15:25,541 --> 01:15:28,791
‫این مشکل رو حل نکرد،
‫حتی ممکنه بدترش کرده باشه

1297
01:15:28,916 --> 01:15:32,250
‫ولی یه راهی برای تخلیه خشم داد.

1298
01:15:33,166 --> 01:15:34,791
‫خشم یه داده‌ی ساختاریه.

1299
01:15:34,916 --> 01:15:37,375
‫نیازی به مبارزه باهاش
‫نیست، باید مدیریتش کرد.

1300
01:15:38,541 --> 01:15:40,541
‫- می‌خوای خشم رو تغذیه کنی؟
‫- آره.

1301
01:15:40,750 --> 01:15:42,541
‫مردم یه سر می‌خوان.

1302
01:15:43,291 --> 01:15:44,291
‫سرِ کی؟

1303
01:15:44,500 --> 01:15:46,416
‫سرِ مغرورترین الیگارش.

1304
01:15:47,166 --> 01:15:48,250
‫دیمیتری سیدوروف.

1305
01:15:50,000 --> 01:15:51,541
‫دوست سابقِت.

1306
01:15:52,291 --> 01:15:54,500
‫مثل اینکه نامزدت رو ازت دزدیده.

1307
01:15:55,041 --> 01:15:56,166
‫باید خوشحال باشی.

1308
01:15:56,375 --> 01:15:59,250
‫طول نکشید. باد آورده رو باد می‌بره.

1309
01:15:59,416 --> 01:16:02,666
‫اون داره آماده می‌شه تا اکثریت
‫سهام شرکت نفتیش رو واگذار کنه

1310
01:16:02,791 --> 01:16:04,000
‫به اکسون موبیل.

1311
01:16:04,000 --> 01:16:05,458
‫مدت‌هاست داره روش کار می‌کنه.

1312
01:16:05,458 --> 01:16:08,166
‫اون 20 میلیارد دلار پولدارتر می‌شه

1313
01:16:08,291 --> 01:16:12,125
‫با قرار دادن غول انرژی‌های
‫فسیلی ما تحت کنترلِ سرمایه‌گذاران آمریکا.

1314
01:16:12,291 --> 01:16:14,916
‫یه شرکت روسی جایگاه
‫بین‌المللی پیدا می‌کنه.

1315
01:16:15,041 --> 01:16:16,625
‫نه، اشتباهه.

1316
01:16:16,791 --> 01:16:20,541
‫اون داره یه خزانه جنگی برای مقابله
‫با من تو انتخابات 2007 جمع می‌کنه.

1317
01:16:20,666 --> 01:16:23,541
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- به‌نظرت چطوری؟ تلفنش شنود می‌شه.

1318
01:16:28,666 --> 01:16:29,916
‫"هیچ‌کاره."

1319
01:16:31,416 --> 01:16:35,041
‫با دوست‌هاش
‫تو واشنگتن اینطوری صدام می‌کنه.

1320
01:16:35,166 --> 01:16:36,916
‫یه "هیچ‌کاره".

1321
01:16:37,041 --> 01:16:40,791
‫یا وقتی توضیح می‌ده که بعد از انتخاب
‫شدن، قانون اساسی رو عوض می‌کنه

1322
01:16:40,916 --> 01:16:43,916
‫و زرادخانه هسته‌ای
‫ما رو از بین می‌بره.

1323
01:16:44,041 --> 01:16:45,375
‫"هیچ‌کاره"!

1324
01:16:46,541 --> 01:16:47,666
‫"هیچ‌کاره"!

1325
01:16:49,750 --> 01:16:50,916
‫این مرد...

1326
01:16:51,666 --> 01:16:54,541
‫بیشتر از اون چیزی که بتونم
‫قورت بدم، بهم لجن خورونده.

1327
01:16:59,000 --> 01:17:00,166
‫من دستور دادم

1328
01:17:00,375 --> 01:17:02,541
‫که دیمیتری سیدوروف رو دستگیر کنن

1329
01:17:02,750 --> 01:17:04,291
‫فردا صبح زود.

1330
01:17:04,500 --> 01:17:07,041
‫اون داره میره سیبری.
‫باید سوخت‌گیری کنه.

1331
01:17:07,166 --> 01:17:08,416
‫اونجا می‌گیریمش.

1332
01:17:08,625 --> 01:17:11,500
‫فیلمبردارها و خبرنگارها
‫از قبل اونجا هستن.

1333
01:17:11,666 --> 01:17:14,166
‫وظیفه توئه که همه‌ی این‌ها رو
‫برای رسانه‌ها هماهنگ کنی.

1334
01:17:32,666 --> 01:17:33,875
‫تا اینجا بود.

1335
01:17:35,416 --> 01:17:36,416
‫تموم شد.

1336
01:17:36,625 --> 01:17:38,541
‫خبر تو کل دنیا پخش شد.

1337
01:17:38,541 --> 01:17:43,125
‫و این رو یادآوری کرد
‫که پول از همه‌چیز محفوظت نمی‌کنه.

1338
01:17:43,291 --> 01:17:46,500
‫برای شما غربی‌ها،
‫این یه تابوی مطلقه.

1339
01:17:46,666 --> 01:17:49,166
‫یه سیاستمدار دستگیر
‫بشه، چرا که نه؟

1340
01:17:49,291 --> 01:17:51,791
‫ولی یه میلیاردر؟ محاله.

1341
01:17:51,916 --> 01:17:54,291
‫چون جامعه‌ی شما بر این اساسه که

1342
01:17:54,333 --> 01:17:56,291
‫هیچی بالاتر از پول نیست.

1343
01:17:58,125 --> 01:18:02,875
‫کار من این بود که از سقوط دیمیتری
‫یه برنامه تلویزیونی موفق بسازم.

1344
01:18:03,041 --> 01:18:05,000
‫کار سختی نبود.

1345
01:18:05,166 --> 01:18:08,291
‫مردم همیشه عاشق این بودن
‫که سقوط یه قدرتمند رو ببینن.

1346
01:18:08,500 --> 01:18:11,541
‫هیچ دیکتاتوری
‫خونخوارتر از مردم نیست.

1347
01:18:12,791 --> 01:18:14,416
‫وقتی سیدوروف دستگیر شد

1348
01:18:14,541 --> 01:18:16,750
‫انتخاب مجدد پوتین
‫یه تشریفات بود.

1349
01:18:17,541 --> 01:18:18,875
‫از اون به بعد

1350
01:18:19,000 --> 01:18:22,416
‫ماهیت دولت روسیه خیلی عوض شد.

1351
01:18:22,541 --> 01:18:25,041
‫مبارزه برای قدرت از دید عموم رفت

1352
01:18:25,250 --> 01:18:26,500
‫به سمت اطرافیان تزار.

1353
01:18:27,166 --> 01:18:30,541
‫دولت دوباره وابسته
‫به دسیسه‌های دربار شد.

1354
01:18:31,041 --> 01:18:33,125
‫اون‌هایی هستن که
‫دفترشون نزدیک تزار هست

1355
01:18:33,125 --> 01:18:35,291
‫و اون‌هایی که خط
‫مستقیم تزار رو دارن.

1356
01:18:35,333 --> 01:18:37,916
‫اون‌هایی که همراهیش
‫می‌کنن خارج از کشور

1357
01:18:38,041 --> 01:18:40,750
‫و اون‌هایی که میرن تعطیلات سوچی.

1358
01:18:40,875 --> 01:18:44,250
‫هیچ جزئیاتی رو نباید نادیده
‫گرفت، هر چقدر هم که کوچیک باشه.

1359
01:18:44,416 --> 01:18:46,291
‫از چیدمان میز تو یه شام رسمی

1360
01:18:46,500 --> 01:18:49,041
‫تا زمان انتظار تو اتاق
‫انتظار رئیس‌جمهور

1361
01:18:49,250 --> 01:18:52,166
‫هیچی از هوشیاری
‫درباری دور نمی‌مونه.

1362
01:18:54,416 --> 01:18:57,666
‫من خودم رو با رژیم جدید وفق دادم،
‫همونطور که با همه چی وفق میدم.

1363
01:18:57,875 --> 01:19:00,000
‫ولی بقیه خیلی بهتر از من بودن.

1364
01:19:00,166 --> 01:19:01,625
‫مثل ایگور سچین؟

1365
01:19:02,791 --> 01:19:05,041
‫مخصوصاً ایگور سچین.

1366
01:19:06,041 --> 01:19:10,500
‫مثل خیلی از آدم‌های از جنس اون، قدرتش
‫رو از دست کم گرفته شدن می‌گرفت.

1367
01:19:10,666 --> 01:19:14,500
‫وقتی زمان درباری‌ها
‫رسید، اون تو کار خودش بود.

1368
01:19:14,666 --> 01:19:17,166
‫اون حتی رئیس درباری‌ها بود.

1369
01:19:19,166 --> 01:19:20,875
‫با دیمیتری سیدوروف تو زندان

1370
01:19:21,000 --> 01:19:23,000
‫با شرکتش چی کار کنیم؟

1371
01:19:23,541 --> 01:19:25,791
‫سچین یه لقمه‌اش کرد.

1372
01:19:25,916 --> 01:19:29,666
‫توقیف قضایی، حراج
‫عمومی با یه شرکت‌کننده

1373
01:19:29,791 --> 01:19:32,916
‫و اون میره تو جیب
‫یه گروه مالی انقدر مبهم

1374
01:19:33,041 --> 01:19:34,916
‫که حتی شماره تلفن هم نداره.

1375
01:19:35,041 --> 01:19:37,250
‫خب، به چیزی که می‌خواستی رسیدی؟

1376
01:19:37,416 --> 01:19:38,791
‫چیزی که تزار می‌خواست.

1377
01:19:38,916 --> 01:19:40,916
‫اون شرکت دیمیتری رو می‌خواست؟

1378
01:19:41,041 --> 01:19:43,541
‫چیزی که اون می‌خواد،
‫نابود کردن الیگارش‌هاست.

1379
01:19:43,666 --> 01:19:45,916
‫و جایگزین‌شون کنه با
‫سیلوویکی‌هایی مثل تو؟

1380
01:19:46,125 --> 01:19:49,000
‫روسیه همیشه به آدم‌های
‫قدرتمند نیاز داشته.

1381
01:19:49,166 --> 01:19:52,041
‫نظامی‌ها، جاسوس‌ها، پلیس‌ها.

1382
01:19:52,250 --> 01:19:53,666
‫به همین دلیله که من اینجام.

1383
01:19:53,875 --> 01:19:55,875
‫و هر چی می‌خوای برمی‌داری. آفرین.

1384
01:19:56,041 --> 01:19:58,791
‫اگه می‌خوای اینجوری بگی
مشکلی نیست، وادیم الکسیویچ

1385
01:19:59,583 --> 01:20:01,916
‫و راستی... مواظب باش.

1386
01:20:02,083 --> 01:20:06,041
‫از جی20 تو برلین
‫برگشته. خسته و بدخلق.

1387
01:20:08,416 --> 01:20:11,041
‫همیشه همینه، باهام طوری
‫رفتار می‌کنن انگار که من

1388
01:20:11,250 --> 01:20:13,166
‫رئیس جمهور فنلاندم.

1389
01:20:13,750 --> 01:20:17,125
‫ولی حواست باشه! باید مراقب باشن.

1390
01:20:17,791 --> 01:20:19,541
‫توانایی ترسوندن

1391
01:20:19,583 --> 01:20:22,750
‫تنها سلاح یه آدم فقیره
‫واسه حفظ غرورش.

1392
01:20:22,875 --> 01:20:24,291
‫این رو تو خیابون یاد گرفتم.

1393
01:20:24,291 --> 01:20:27,375
‫فقط اینکه با ترسوندن دشمن

1394
01:20:27,541 --> 01:20:29,875
‫ممکنه بازار رو هم بترسونیم.

1395
01:20:30,041 --> 01:20:31,250
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

1396
01:20:31,416 --> 01:20:34,041
‫بازارها هیچوقت
‫روسیه رو اداره نکردن، وادیا.

1397
01:20:34,250 --> 01:20:35,750
‫شاید یه بار.

1398
01:20:36,500 --> 01:20:38,250
‫شاید یه بار زمان یلتسین.

1399
01:20:38,416 --> 01:20:41,000
‫و نتیجه‌ش چی شد؟ قانون جنگل.

1400
01:20:42,875 --> 01:20:44,541
‫ما نیاز داریم

1401
01:20:44,666 --> 01:20:45,916
‫که کنترل رو به دست بگیریم.

1402
01:20:46,125 --> 01:20:48,875
‫کنترل تمام ثروت‌های کشور رو.

1403
01:20:49,000 --> 01:20:53,041
‫جنگل‌ها، معادن، گاز، نفت.

1404
01:20:54,166 --> 01:20:57,041
‫ما این‌ها رو در خدمت منافع

1405
01:20:57,166 --> 01:20:59,916
‫و عظمت مردم روسیه قرار می‌دیم.

1406
01:21:02,500 --> 01:21:05,041
‫- مثل دیمیتری.
‫- چی، دیمیتری؟

1407
01:21:06,041 --> 01:21:08,166
‫انحصار نفت

1408
01:21:08,375 --> 01:21:11,541
‫از جیب سیدوروف رفت تو جیب سچین.

1409
01:21:12,875 --> 01:21:16,416
‫این چه ربطی به منافع و
‫عظمت مردم روسیه داره؟

1410
01:21:18,083 --> 01:21:23,458
[کاپ دانتیب]
[ساحل آزور: ریویرای فرانسه]

1411
01:21:45,250 --> 01:21:48,125
‫هوا خوبه. قبل رفتن
‫باید یه شنا بکنی.

1412
01:21:48,291 --> 01:21:50,416
‫ممنون، ولی یه وقت دیگه.

1413
01:21:50,541 --> 01:21:51,750
‫سوچی رو ترجیح میدی؟

1414
01:21:52,791 --> 01:21:54,125
‫می‌دونی چرا اینجام.

1415
01:21:55,916 --> 01:21:58,041
‫می‌خوام از زبون خودت بشنوم.

1416
01:21:58,250 --> 01:22:01,125
‫- طبق شایعات ...
‫- تو که واسه یه شایعه نمیای.

1417
01:22:07,625 --> 01:22:09,375
‫طبق اطلاعات خیلی موثق

1418
01:22:09,541 --> 01:22:12,291
‫تو یه حامی سرسخت
‫معترضان اوکراینی هستی.

1419
01:22:12,500 --> 01:22:14,875
‫- حالا که می‌دونی
‫- پوتین از عصبانیت دیوونه شده.

1420
01:22:15,000 --> 01:22:18,666
‫نگران بودم. در واقع،
‫تو خبر خوبی آوردی.

1421
01:22:18,791 --> 01:22:22,166
‫اوکراین قرن‌هاست که بخشی
‫جدایی‌ناپذیر از روسیه بوده.

1422
01:22:22,208 --> 01:22:24,875
‫- واقعاً باورش داری؟
‫- من فقط پیام‌آورم.

1423
01:22:25,916 --> 01:22:27,333
‫می‌دونی چی گفت؟

1424
01:22:28,166 --> 01:22:30,000
‫برو اون عوضی رو ببین.

1425
01:22:30,166 --> 01:22:31,875
‫بهش بگو که داره از حدش می‌گذره

1426
01:22:31,875 --> 01:22:33,583
‫و سعی کن قانعش کنی.

1427
01:22:35,000 --> 01:22:37,541
‫- مشکلش رو می‌دونی؟
‫- می‌دونم تو چی فکر می‌کنی.

1428
01:22:37,750 --> 01:22:42,416
‫که اون یه سیاستمدار معمولی نیست،
‫بلکه یه مرد کا‌گ‌بی، یه جاسوسه.

1429
01:22:42,541 --> 01:22:46,291
‫اون جاسوس نیست. یه جاسوس
‫اطلاعات دقیق جمع می‌کنه.

1430
01:22:46,500 --> 01:22:50,541
‫اون یه ضدجاسوسه.
‫کارش اینه که پارانوئید باشه

1431
01:22:50,666 --> 01:22:53,000
‫همه جا توطئه ببینه

1432
01:22:53,166 --> 01:22:54,875
‫و اگه لازم شد، اختراعشون کنه.

1433
01:22:55,000 --> 01:22:57,041
‫خیلی وقته تو تبعیدی.

1434
01:22:57,250 --> 01:22:58,416
‫دیگه تو باغ نیستی.

1435
01:22:58,541 --> 01:23:01,666
‫انگار نه انگار که این اوکراینی‌ها
‫دلیلی واسه شورش نداشتن

1436
01:23:01,708 --> 01:23:03,375
‫علیه یه دولت طرفدار روسیه.

1437
01:23:03,416 --> 01:23:06,875
‫می‌دونی حامی‌های اصلی
‫معترض‌های اوکراینی کی‌ان؟

1438
01:23:07,000 --> 01:23:09,541
‫سی‌آی‌اِی، وزارت خارجه‌ی آمریکا

1439
01:23:09,666 --> 01:23:11,416
‫بنیادهای بزرگ آمریکایی

1440
01:23:11,625 --> 01:23:13,666
‫جورج سوروس و تو

1441
01:23:13,875 --> 01:23:16,166
‫به مبلغ 30 میلیون دلار

1442
01:23:16,375 --> 01:23:17,541
‫اون‌طور که می‌گن.

1443
01:23:17,750 --> 01:23:18,916
‫این سیاسته.

1444
01:23:19,416 --> 01:23:21,041
‫و می‌دونی چیه؟

1445
01:23:21,250 --> 01:23:22,625
‫این دموکراسیه.

1446
01:23:23,166 --> 01:23:25,916
‫تو معنی این کلمه رو
‫خیلی وقته یادت رفته.

1447
01:23:31,500 --> 01:23:33,541
‫من اینجا به انتخاب خودم نیستم.

1448
01:23:33,666 --> 01:23:35,916
‫من تو تبعیدم، وادیا.

1449
01:23:36,875 --> 01:23:40,625
‫اگه پام رو بذارم تو روسیه،
‫میرم سیبری، مثل سیدوروف.

1450
01:23:42,000 --> 01:23:43,041
‫بوریس

1451
01:23:43,041 --> 01:23:46,541
‫با وجود اختلاف‌هامون، تزار
‫دوستیش رو باهات حفظ کرد.

1452
01:23:46,666 --> 01:23:49,041
‫تونستی دارایی‌های روسیت رو بفروشی.

1453
01:23:49,166 --> 01:23:51,666
‫1.3 میلیارد، مگه نه؟

1454
01:23:51,791 --> 01:23:52,916
‫خیلی بیشتر ارزش داشتن.

1455
01:24:01,291 --> 01:24:03,041
‫و اگه من اصرار کنم؟

1456
01:24:05,541 --> 01:24:07,166
‫واسه‌م آدم‌کش می‌فرستین؟

1457
01:24:10,666 --> 01:24:13,541
‫ببین. منم از این‌ها دارم.

1458
01:24:15,166 --> 01:24:17,041
‫و اون‌ها از مال شما بهترن

1459
01:24:17,541 --> 01:24:19,875
‫چون من ده برابر
‫بیشتر بهشون پول میدم.

1460
01:24:21,541 --> 01:24:24,125
‫من نیومدم تهدیدت کنم.

1461
01:24:25,041 --> 01:24:27,291
‫کینه‌ت رو می‌فهمم.

1462
01:24:28,041 --> 01:24:30,166
‫ولی علیه وطنت برنگرد.

1463
01:24:30,291 --> 01:24:32,500
‫روسیه‌ی پوتین وطن من نیست.

1464
01:24:33,375 --> 01:24:34,916
‫با همه‌ی عیب و ایرادهامون

1465
01:24:35,041 --> 01:24:37,250
‫ما تونسته بودیم یه
‫کشور آزاد بسازیم

1466
01:24:37,416 --> 01:24:39,666
‫که توش می‌شد هرچی
‫می‌خوایم بگیم و انجام بدیم.

1467
01:24:39,875 --> 01:24:41,625
‫یه اتفاق بی‌سابقه
‫تو تاریخ روسیه.

1468
01:24:41,791 --> 01:24:44,541
‫و شما تو چند سال
‫همه‌ش رو خراب کردین.

1469
01:24:46,000 --> 01:24:49,125
‫شما روسیه رو برگردوندین
‫به چیزی که همیشه بوده:

1470
01:24:50,541 --> 01:24:52,250
‫یه زندان به وسعت یه کشور.

1471
01:24:53,416 --> 01:24:55,541
‫مثل دوران شوروی.

1472
01:25:34,250 --> 01:25:35,458
سلام

1473
01:25:37,833 --> 01:25:39,333
‫این قایق توئه؟

1474
01:25:39,833 --> 01:25:41,333
‫هیچ‌چیزی هیچ‌وقت مال من نیست.

1475
01:25:42,166 --> 01:25:44,083
‫نه اون‌طور که تو فکر می‌کنی.

1476
01:25:45,041 --> 01:25:46,583
‫به خرج الیگارش‌ها؟

1477
01:25:47,416 --> 01:25:48,708
‫می‌ترسی؟

1478
01:25:49,916 --> 01:25:51,708
‫که ارباب‌هات بفهمن؟

1479
01:25:51,750 --> 01:25:53,208
‫ارباب‌های من؟

1480
01:25:53,333 --> 01:25:54,541
‫اون‌طور که من می‌شنوم

1481
01:25:54,541 --> 01:25:56,416
‫تو خودت رو در خدمت قدرت قرار دادی.

1482
01:25:56,416 --> 01:25:58,250
‫لابد اینطوریه اگه تو این‌طور می‌خوای.

1483
01:25:59,041 --> 01:26:02,083
‫تو ولادیمیر ولادیمیرویچ
‫رو زیاد دوست نداری.

1484
01:26:02,125 --> 01:26:03,583
‫نه، حق با توئه.

1485
01:26:03,708 --> 01:26:05,458
‫من قدرت رو دوست ندارم.

1486
01:26:05,583 --> 01:26:08,666
‫مخصوصاً وقتی به
‫خودت می‌گی این هنر مدرن‌ـه.

1487
01:26:08,833 --> 01:26:11,166
‫وادیا ببخشید، ولی به نظرم پستی.

1488
01:26:11,333 --> 01:26:12,333
‫پست؟

1489
01:26:13,416 --> 01:26:15,708
‫- کلمه‌ی سنگینی‌ـه.
‫- لیاقتش رو داری.

1490
01:26:17,291 --> 01:26:18,541
‫جوابم رو ندادی.

1491
01:26:18,666 --> 01:26:21,458
‫ما از پول الیگارش‌ها
‫استفاده می‌کنیم؟

1492
01:26:22,791 --> 01:26:26,666
‫این قایق مال یه
‫کارآفرین از پورتلنده.

1493
01:26:26,791 --> 01:26:29,333
‫اون تو 24 سالگی یه
‫نرم‌افزار اختراع کرد.

1494
01:26:29,458 --> 01:26:30,958
‫تو 26 سالگی مولتی‌میلیونر شد.

1495
01:26:31,166 --> 01:26:34,166
‫تو 28 سالگی شرکتش رو
‫به مایکروسافت فروخت.

1496
01:26:34,333 --> 01:26:36,666
‫از اون موقع مثل موش
‫حوصله‌ش سر رفته.

1497
01:26:37,833 --> 01:26:40,208
‫دوست داره یه ایده‌ی
‫دیگه تو زندگیش داشته باشه

1498
01:26:40,416 --> 01:26:41,833
‫ولی دیر میاد.

1499
01:26:42,416 --> 01:26:43,666
‫بهش علاقه داری؟

1500
01:26:44,791 --> 01:26:46,083
‫اصلاً.

1501
01:26:46,958 --> 01:26:49,041
‫وقتی ایده‌ی یه خط
‫تولید جواهرات رو دارم

1502
01:26:49,208 --> 01:26:50,791
‫اون تأمین مالیش می‌کنه.

1503
01:26:50,958 --> 01:26:52,791
‫گاهی وقت‌ها یه‌کم پول در میاره.

1504
01:26:52,791 --> 01:26:55,708
‫برای اون، این‌ها پول خرد هم نیست.

1505
01:26:55,750 --> 01:26:58,166
‫و هر وقت دلت بخواد
‫قایقش رو بهت قرض میده؟

1506
01:26:58,333 --> 01:26:59,500
‫آره.

1507
01:26:59,500 --> 01:27:03,458
‫وقتی دنیا حوصله‌م رو
‫سر می‌بره، یعنی اغلب اوقات

1508
01:27:03,666 --> 01:27:06,041
‫میام اینجا پناه می‌گیرم.

1509
01:27:06,208 --> 01:27:07,708
‫یه قفس طلایی.

1510
01:27:07,833 --> 01:27:09,333
‫منطقه‌ی امنت.

1511
01:27:11,333 --> 01:27:13,041
‫دیمیتری رو دوست داشتم.

1512
01:27:14,833 --> 01:27:17,291
‫چند ماهی حسابی خوش گذروندیم.

1513
01:27:17,458 --> 01:27:20,291
‫اون شور و هیجان اون
‫دوران رو دوست داشتم.

1514
01:27:20,458 --> 01:27:21,958
‫و اون هم ول کردی.

1515
01:27:22,166 --> 01:27:23,541
‫بی‌رحم نبودم.

1516
01:27:23,666 --> 01:27:24,958
‫حداقل اون دفعه نه.

1517
01:27:26,916 --> 01:27:28,500
‫از همدیگه دور شدیم.

1518
01:27:28,500 --> 01:27:32,708
‫دیمیتری به نفت علاقه داشت.
‫که براش خوش‌شانسی نیاورد.

1519
01:27:34,833 --> 01:27:37,791
‫و برای چند سال، لس آنجلس رو به

1520
01:27:37,958 --> 01:27:39,083
‫بقیه‌ی دنیا ترجیح دادم.

1521
01:27:39,291 --> 01:27:41,583
‫هالیوود انتظاراتت
‫رو برآورده کرد؟

1522
01:27:41,708 --> 01:27:43,083
‫هالیوود!

1523
01:27:43,666 --> 01:27:45,916
‫من از هالیوود دوری کردم.

1524
01:27:46,083 --> 01:27:47,791
‫مثل مسکوئه.

1525
01:27:47,958 --> 01:27:49,916
‫فقط روابط قدرت مهمه.

1526
01:27:50,083 --> 01:27:52,166
‫بقیه‌ش بی‌اهمیته.

1527
01:27:52,333 --> 01:27:53,583
‫کویر رو دوست داشتم.

1528
01:27:53,708 --> 01:27:56,666
‫موج‌های اقیانوس رو دوست داشتم

1529
01:27:57,583 --> 01:28:00,583
‫رانندگی تو بزرگراه
‫ساحلی پاسیفیک.

1530
01:28:01,666 --> 01:28:04,916
‫و وقتی دلم می‌خواست
‫برم ژاپن، می‌رفتم ژاپن.

1531
01:28:13,791 --> 01:28:17,000
‫[انقلاب نارنجی]

1532
01:28:18,291 --> 01:28:20,791
[مایدان، میدان استقلال]
[اوکراین - سال 2004]

1533
01:28:20,916 --> 01:28:23,166
‫پاییز بعدی، طبق پیش‌بینی

1534
01:28:23,291 --> 01:28:25,625
‫وضعیت تو اوکراین به هم ریخت.

1535
01:28:25,791 --> 01:28:29,125
‫معترض‌ها حاضر نشدن
‫نتیجه‌ی انتخابات رو قبول کنن.

1536
01:28:29,625 --> 01:28:32,166
‫صدها هزار نفر،
‫مایدان رو اشغال کردن

1537
01:28:32,291 --> 01:28:35,666
‫میدان اصلی کی‌یف، با
‫شعارهاشون، روبان‌های نارنجی‌شون

1538
01:28:35,875 --> 01:28:39,166
‫چادرهای رنگارنگ‌شون و
‫شعارهای غرب‌گرایانه‌شون.

1539
01:28:40,791 --> 01:28:42,166
‫پراکنده نشین.

1540
01:28:43,000 --> 01:28:44,791
‫تو مایدان بمونین!

1541
01:28:45,000 --> 01:28:49,250
‫صدها هزار اوکراینی
‫دارن بهمون ملحق می‌شن!

1542
01:28:50,291 --> 01:28:52,541
‫یهو، ناظرهای بین‌المللی

1543
01:28:52,541 --> 01:28:56,291
‫از ناکجاآباد پیدا شدن تا نتیجه‌ی
‫انتخابات رو زیر سؤال ببرن

1544
01:28:56,416 --> 01:28:59,541
‫که کاندیدای طرفدار روسیه،
‫یانوکوویچ، برنده شده بود.

1545
01:29:00,625 --> 01:29:02,916
‫این انتخابات معلوم بود
‫که تقلب شده بود توش.

1546
01:29:03,041 --> 01:29:04,416
‫اتفاقاً من اونجا بودم.

1547
01:29:04,541 --> 01:29:06,125
‫واقعاً؟

1548
01:29:06,291 --> 01:29:08,125
‫تازه تو عراق
‫رأی‌گیری کرده بودیم.

1549
01:29:08,291 --> 01:29:10,666
‫سربازهای آمریکایی صندوق‌های
‫رأی رو کنترل می‌کردن

1550
01:29:10,791 --> 01:29:14,541
‫و همه هم می‌گفتن خیلی
‫خوبه. ولی تو اوکراین نه.

1551
01:29:14,666 --> 01:29:16,791
‫نه. تو اوکراین باید
‫دوباره رأی‌گیری می‌شد

1552
01:29:16,916 --> 01:29:19,166
‫چون نتیجه خوب نبود.

1553
01:29:19,291 --> 01:29:22,000
‫این مسخره‌بازی رو اسمش
‫رو گذاشتن "انقلاب نارنجی".

1554
01:29:22,166 --> 01:29:25,666
‫سال قبلش، تو گرجستان،
‫"انقلاب گل رز" بود.

1555
01:29:25,791 --> 01:29:28,000
‫بازم یه انقلاب شاعرانه

1556
01:29:28,166 --> 01:29:30,291
‫دخترهای خوشگل و آرمان‌های والا

1557
01:29:30,416 --> 01:29:32,916
‫ولی بازم یه دست‌نشانده‌ی
‫آمریکایی‌هاست

1558
01:29:32,916 --> 01:29:34,750
‫که به قدرت می‌رسه.

1559
01:29:34,791 --> 01:29:39,166
‫شما واقعاً فکر می‌کنین
‫یه توطئه‌ی سی‌آی‌اِی لازمه

1560
01:29:39,375 --> 01:29:41,416
‫تا مردم اوکراین از روسیه دور بشن

1561
01:29:41,458 --> 01:29:43,250
‫و به نفع اتحادیه‌ی
‫اروپا عمل کنن؟

1562
01:29:43,291 --> 01:29:45,416
‫راجع به کدوم مردم حرف می‌زنین؟

1563
01:29:45,541 --> 01:29:49,166
‫فکر می‌کنین همه اروپای شما
‫رو اینقدر خواستنی می‌دونن؟

1564
01:29:49,208 --> 01:29:52,541
‫لازم نیست غیب‌گو باشی، به
‫زودی نوبت روسیه هم می‌شه.

1565
01:29:52,583 --> 01:29:55,791
‫انقلاب رنگی بعدی
‫تو مسکو خواهد بود.

1566
01:29:56,000 --> 01:29:58,166
‫رئیس‌جمهور آینده‌ی
‫روسیه‌ی فدرال

1567
01:29:58,291 --> 01:30:00,250
‫فارغ‌التحصیل ییل خواهد بود.

1568
01:30:00,875 --> 01:30:03,750
‫این روند اجتناب‌ناپذیر
‫به نظر می‌رسید.

1569
01:30:03,916 --> 01:30:06,791
‫جوون‌ها دیگه از ما خسته
‫شده بودن و آمریکایی‌ها

1570
01:30:07,000 --> 01:30:08,750
‫از این شورش سوءاستفاده می‌کردن.

1571
01:30:09,291 --> 01:30:12,541
‫برای بقا، باید از
‫اون‌ها قوی‌تر می‌بودیم.

1572
01:30:12,666 --> 01:30:15,041
‫روش‌های قدیمی دیگه جواب نمی‌داد.

1573
01:30:15,250 --> 01:30:17,666
‫دستگیر کردن آشوب‌گرها،
‫اخراج کردن دیپلمات‌ها.

1574
01:30:17,791 --> 01:30:21,291
‫و اگه بدخلق بودیم،
‫مخالف‌ها رو از بین می‌بردیم.

1575
01:30:21,291 --> 01:30:23,125
‫من به هیچ‌کدوم
‫از این‌ها اعتقاد ندارم.

1576
01:30:24,666 --> 01:30:27,875
‫واسه همین ریسک کردم و یه
‫تاکتیک دیگه رو در پیش گرفتم.

1577
01:30:41,416 --> 01:30:45,166
‫رئیس‌جمهور از اومدنت
‫خبر دارن. سلام رسوندن.

1578
01:30:51,125 --> 01:30:53,250
‫الکساندر سرگئیویچ

1579
01:30:53,416 --> 01:30:56,875
‫چند ساله که دنبالت
‫می‌کنم، با "گرگ‌های شب"ـت.

1580
01:30:57,041 --> 01:30:58,750
‫شما من رو تحت تأثیر قرار می‌دین.

1581
01:30:58,916 --> 01:31:01,916
‫شما این بی‌کس و
‫کارها رو برمی‌دارین و...

1582
01:31:02,750 --> 01:31:04,541
‫بهشون یه خونه می‌دین.

1583
01:31:04,666 --> 01:31:05,916
‫یه نظم.

1584
01:31:06,125 --> 01:31:09,291
‫گروه ما دو تا چیز
‫بهشون میده که ندارن:

1585
01:31:09,416 --> 01:31:11,625
‫برادری و قدرت.

1586
01:31:11,791 --> 01:31:13,916
‫شما فقط یه گروه
‫موتورسوار نیستین.

1587
01:31:14,041 --> 01:31:15,666
‫شما وطن‌پرستان واقعی روسین.

1588
01:31:15,875 --> 01:31:16,916
‫ما ارزش‌هایی داریم.

1589
01:31:17,125 --> 01:31:18,666
‫ارزش‌های روسی.

1590
01:31:18,791 --> 01:31:22,375
‫از مادر مقدس
‫کلیسای ارتدوکس‌مون.

1591
01:31:22,541 --> 01:31:26,416
‫این رو خوب فهمیدم، الکساندر
‫سرگئیویچ، رئیس‌جمهور هم همینطور.

1592
01:31:26,625 --> 01:31:28,875
‫گرگ‌ها فقط شکارچی نیستن

1593
01:31:29,041 --> 01:31:31,416
‫اون‌ها نگهبانان جنگل‌ هم هستن.

1594
01:31:32,541 --> 01:31:34,666
‫تو دیدی تو اوکراین چی شد؟

1595
01:31:34,791 --> 01:31:36,291
‫آره. انقلاب و این‌ها.

1596
01:31:36,500 --> 01:31:37,791
‫یه کودتا.

1597
01:31:39,291 --> 01:31:40,750
‫می‌دونی کی قدرت رو گرفت؟

1598
01:31:40,916 --> 01:31:42,916
‫- آمریکایی‌ها.
‫- آفرین!

1599
01:31:43,625 --> 01:31:45,625
‫اون‌ها یه سازمان جوانان ساختن

1600
01:31:45,791 --> 01:31:48,666
‫کنسرت‌های مجانی رو تو
‫مایدان تأمین مالی کردن.

1601
01:31:48,875 --> 01:31:52,666
‫شرط می‌بندم که حتی روبان
‫نارنجی هم، ایده‌ی یه تبلیغات‌چی‌ـه.

1602
01:31:52,791 --> 01:31:55,166
‫همه چی سفارشی
‫واسه جوون‌ها ساخته شده

1603
01:31:55,291 --> 01:31:58,625
‫چون انرژی‌شون
‫باارزش‌ترین کالاست.

1604
01:31:58,750 --> 01:32:00,250
‫سرخوردگی‌شون

1605
01:32:00,416 --> 01:32:02,500
‫میلشون به تغییر دنیا.

1606
01:32:02,625 --> 01:32:04,166
‫جوون‌ها به یه هدف نیاز دارن.

1607
01:32:04,291 --> 01:32:05,625
‫و یه دشمن.

1608
01:32:06,541 --> 01:32:08,625
‫باید بهشون یه هدف و یه دشمن بدیم

1609
01:32:08,791 --> 01:32:11,500
‫قبل از اینکه خودشون انتخاب کنن.

1610
01:32:11,625 --> 01:32:14,875
‫یا بدترش، اینکه آمریکایی‌ها
‫واسه‌شون انتخاب کنن.

1611
01:32:15,041 --> 01:32:17,000
‫فقط اینکه ما نمی‌تونیم
‫این کار رو بکنیم.

1612
01:32:17,166 --> 01:32:18,875
‫اطرافت رو نگاه کن، الکساندر.

1613
01:32:19,041 --> 01:32:21,541
‫فقط بوروکرات‌ها با
‫کت و شلوار و کراوات.

1614
01:32:21,666 --> 01:32:23,041
‫ما بزرگسالیم

1615
01:32:23,250 --> 01:32:26,125
‫ما قدرتیم. دشمن واقعی‌شون ماییم.

1616
01:32:26,791 --> 01:32:28,625
‫تو از من جوون‌تری، فکر کنم.

1617
01:32:28,750 --> 01:32:30,666
‫تو یه راه دیگه رو رفتی.

1618
01:32:30,875 --> 01:32:34,291
‫تو نماد آزادی و ماجراجویی هستی.
‫انرژی حیاتی‌ت دست‌نخورده‌ست.

1619
01:32:34,416 --> 01:32:36,000
‫جوون‌ها این رو حس می‌کنن.

1620
01:32:36,625 --> 01:32:39,125
‫تزار با شماست. اون برادر شماست.

1621
01:32:39,291 --> 01:32:40,791
‫اون یه بوروکرات نیست.

1622
01:32:41,000 --> 01:32:43,500
‫سرعت رو دوست داره،
‫جودو کار می‌کنه، شکار می‌کنه.

1623
01:32:43,625 --> 01:32:46,416
‫اون از نژاد فاتح‌هاست.

1624
01:32:46,625 --> 01:32:49,666
‫فکر می‌کنی به یکی از گردهمایی‌هامون میاد؟

1625
01:32:49,875 --> 01:32:52,916
‫- معلومه.
‫- گرگ‌های شب از این بابت مفتخر می‌شن.

1626
01:32:53,041 --> 01:32:55,666
‫ما یه گردهمایی واسه جوون‌های
‫وطن‌پرست برگزار می‌کنیم.

1627
01:32:55,791 --> 01:32:58,625
‫مبارزه رو شروع
‫می‌کنیم علیه دشمن واقعی:

1628
01:32:58,750 --> 01:33:01,541
‫غرب منحط و ارزش‌های دروغینش.

1629
01:33:01,666 --> 01:33:04,250
‫مایدان، ولی برعکس.

1630
01:33:04,416 --> 01:33:05,541
‫دقیقاً.

1631
01:33:05,666 --> 01:33:08,541
‫روسیه باید یه جایی بشه

1632
01:33:08,666 --> 01:33:11,541
‫که توش بشه خشم آدم
‫رو از دنیا خالی کرد

1633
01:33:11,666 --> 01:33:14,416
‫در عین حال که یه نوکر
‫وفادار تزار باقی موند.

1634
01:33:14,625 --> 01:33:18,666
‫در واقع، شما می‌خواین
‫انقلاب رو غیرممکن کنین.

1635
01:33:18,875 --> 01:33:22,041
‫بذارین بگیم که ما می‌خوایم
‫نیازش رو از بین ببریم.

1636
01:33:24,875 --> 01:33:26,291
‫بدون هیچ ماده‌ی روان‌گردانی

1637
01:33:26,416 --> 01:33:29,666
‫زالدواستانوف مسرور
و مشعوف از کرملین خارج شد

1638
01:33:29,791 --> 01:33:31,791
‫ولی نمی‌دونست که بعد از اون

1639
01:33:32,000 --> 01:33:36,041
‫من داشتم از سخنگوی مرموز یه
‫جنبش احیای ارتدوکس پذیرایی می‌کردم.

1640
01:33:38,500 --> 01:33:42,791
‫بعدش رهبر یه گروه از کمونیست‌های
‫جوون که خیلی کله‌شق بودن.

1641
01:33:44,291 --> 01:33:47,375
‫و رهبر طرفدارهای اسپارتاک.

1642
01:33:47,541 --> 01:33:49,250
‫همه‌شون رو استخدام کردم:

1643
01:33:49,416 --> 01:33:50,791
‫موتورسوارها و هولیگان‌ها

1644
01:33:50,916 --> 01:33:54,625
‫آنارشیست‌ها و اسکین‌هدها،
‫کمونیست‌ها و متعصب‌های مذهبی

1645
01:33:54,791 --> 01:33:57,625
‫از راست افراطی تا چپ
‫افراطی و فراتر از اون.

1646
01:33:57,791 --> 01:33:59,416
‫بعد از اتفاقات تو اوکراین

1647
01:33:59,541 --> 01:34:02,916
‫ما باید نیروهای خشم
‫رو مهار می‌کردیم.

1648
01:34:03,041 --> 01:34:05,625
‫انحصار قدرت دیگه کافی نبود

1649
01:34:05,750 --> 01:34:08,291
‫ما به انحصار
‫خرابکاری نیاز داشتیم.

1650
01:34:14,041 --> 01:34:16,416
‫کی رو استخدام نکردم؟

1651
01:34:16,875 --> 01:34:20,916
‫تکنوکرات‌های مسئول
‫فجایع دهه‌ی 90

1652
01:34:21,541 --> 01:34:23,666
‫الیگارش‌های باقی‌مونده

1653
01:34:23,791 --> 01:34:26,416
‫پرچمدارهای درستکاری سیاسی

1654
01:34:26,541 --> 01:34:27,875
‫وگان‌ها

1655
01:34:28,041 --> 01:34:29,291
‫راستش رو بخواین

1656
01:34:30,041 --> 01:34:32,791
‫من به این آدم‌ها تو
‫اپوزیسیون نیاز داشتم.

1657
01:34:33,416 --> 01:34:34,875
‫اون‌ها بهترین بازیگرهای من بودن.

1658
01:34:40,208 --> 01:34:42,208
‫♪ مریم باکره، مادر خدا

1659
01:34:44,125 --> 01:34:45,666
‫و فحش و ناسزا می‌دادن
‫به پوتین و پاتریارک کوفتیل

1660
01:34:45,791 --> 01:34:47,791
‫ما پنج امتیاز تو
‫نظرسنجی‌ها بالا رفتیم.

1661
01:34:47,791 --> 01:34:48,041
‫ما پنج امتیاز تو
‫نظرسنجی‌ها بالا رفتیم.

1662
01:34:48,208 --> 01:34:50,333
‫من اون‌ها رو قهرمان دیدم.

1663
01:34:50,541 --> 01:34:52,291
‫اون‌ها کارشون رو بلد نیستن.

1664
01:34:52,458 --> 01:34:55,791
‫اون‌ها به دروازه‌ی خودشون گل
‫می‌زنن. تو سیاست، این بخشیدنی نیست.

1665
01:34:55,916 --> 01:34:57,583
‫این یه شمشیر دو لبه‌ست.

1666
01:34:58,166 --> 01:35:00,458
‫این اون‌ها رو در سطح
‫جهانی معروف کرد.

1667
01:35:01,208 --> 01:35:03,375
متأسفم ایشون نمیان

1668
01:35:03,833 --> 01:35:05,583
‫یه لحظه، برمی‌گردم.

1669
01:35:06,708 --> 01:35:08,458
‫وادیم!

1670
01:35:08,666 --> 01:35:09,458
‫خانم چخووا.

1671
01:35:09,458 --> 01:35:12,166
‫مسخره نکنین. شما می‌دونین
‫که سالن شما چقدر نفوذ داره.

1672
01:35:12,375 --> 01:35:13,416
‫عزیزم

1673
01:35:13,541 --> 01:35:17,125
‫حرف‌های بیهوده‌ی مجالس
‫هیچ‌وقت روی قدرت تأثیر نذاشته.

1674
01:35:17,291 --> 01:35:21,041
‫به لطف شما، من می‌تونم
‫با رقبام معاشرت کنم.

1675
01:35:21,250 --> 01:35:22,375
‫درسته.

1676
01:35:23,416 --> 01:35:26,041
‫گری کاسپاروف اینجاست.

1677
01:35:28,250 --> 01:35:31,250
‫قهرمان‌های شطرنج هیچ‌وقت
‫تو سیاست زیاد پیش نمیرن.

1678
01:35:31,375 --> 01:35:32,750
‫وادیم بارانوف.

1679
01:35:33,375 --> 01:35:36,041
‫- جادوگر کرملین.
‫- خودِ خودشم.

1680
01:35:36,250 --> 01:35:38,541
‫شما یه اسم واسه
‫دکترین‌تون اختراع کردین.

1681
01:35:38,583 --> 01:35:40,666
‫دقیقاً، دموکراسی مستقل.

1682
01:35:40,875 --> 01:35:44,541
‫روسیه باید یه دموکراسی
‫باشه تا از جهانی‌شدن سود ببره.

1683
01:35:44,750 --> 01:35:48,625
‫من اثری از دموکراسی تو
‫جامعه‌مون نمی‌بینم، ولی ادامه بدین.

1684
01:35:48,791 --> 01:35:51,416
‫استقلال از نظر
‫سیاسی مترادف ثباته.

1685
01:35:51,625 --> 01:35:54,916
‫هرچی یه رژیم
‫باثبات‌تر باشه، رقابتی‌تره.

1686
01:35:55,125 --> 01:35:58,291
‫می‌دونین راجع به "دموکراسی
‫مستقل" شما چی می‌گن؟

1687
01:35:58,500 --> 01:36:00,166
‫که رابطه‌ش با دموکراسی

1688
01:36:00,291 --> 01:36:03,250
‫مثل رابطه‌ی صندلی
‫الکتریکی با صندلیه.

1689
01:36:06,375 --> 01:36:09,000
‫حرف قشنگیه، ولی بامزه‌ست.

1690
01:36:17,250 --> 01:36:19,416
‫کوت دازور رو ترک کردی.

1691
01:36:19,541 --> 01:36:21,791
‫من هیچ‌وقت یه جا بند نمی‌شم.

1692
01:36:21,916 --> 01:36:24,250
‫تو که من رو می‌شناسی. یه جا
‫موندن خصلت من نیست.

1693
01:36:24,375 --> 01:36:25,791
‫تو مسکو زندگی می‌کنی؟

1694
01:36:26,625 --> 01:36:29,416
‫وقتی اینجام، تو هتل
‫متروپل اقامت دارم.

1695
01:36:29,625 --> 01:36:31,083
‫یه سوئیت رو سالانه اجاره کردم.

1696
01:36:31,125 --> 01:36:32,250
‫دعوتم نمی‌کنی؟

1697
01:36:37,166 --> 01:36:40,125
‫دوستم رو یادت میاد، که لباس سگ می‌پوشید؟

1698
01:36:40,250 --> 01:36:42,500
‫معلومه. آرسنی.

1699
01:36:42,666 --> 01:36:44,291
‫اون یه کارگردان معروفه.

1700
01:36:44,500 --> 01:36:47,166
‫اون "اورفئو"ـی مونته‌وردی
‫رو روی صحنه برده.

1701
01:36:47,791 --> 01:36:52,041
‫اون تئاتر رو تبدیل
‫کرده به یه کلیسای پاگانی.

1702
01:36:53,041 --> 01:36:55,041
‫بهش می‌گه لیتورژی فضایی.

1703
01:36:55,916 --> 01:36:57,916
‫من کاهن اعظمش بودم تو پاریس.

1704
01:36:59,291 --> 01:37:00,416
‫میای؟

1705
01:37:00,500 --> 01:37:04,416
‫مگر اینکه این جور فعالیت‌ها
‫دیگه برات جالب نباشه.

1706
01:37:11,416 --> 01:37:13,750
‫مطمئن نیستم یادم
‫بیاد تو کی هستی.

1707
01:37:13,916 --> 01:37:15,666
‫من تو هزارتوهای تو گم می‌شم.

1708
01:37:15,875 --> 01:37:17,041
‫این یه بازیه.

1709
01:37:17,916 --> 01:37:20,916
‫سیاست تنها بازیه که
‫ارزش بازی کردن رو داره.

1710
01:37:21,041 --> 01:37:22,291
‫تو بدبین شدی.

1711
01:37:22,916 --> 01:37:25,750
‫هوشت ته کشیده.

1712
01:37:25,916 --> 01:37:26,916
‫بدبین.

1713
01:37:27,791 --> 01:37:29,000
‫ممکنه.

1714
01:37:30,041 --> 01:37:31,166
‫ولی نه فقط این.

1715
01:37:31,291 --> 01:37:32,541
‫نمی‌دونم.

1716
01:37:34,416 --> 01:37:36,416
‫بهت می‌گم.

1717
01:37:39,791 --> 01:37:42,166
‫همین الان، مطمئن نیستم.

1718
01:37:43,166 --> 01:37:44,875
‫با من بیا اپرا.

1719
01:37:47,166 --> 01:37:49,166
‫می‌ریم شام بخوریم تو متروپل.

1720
01:38:22,000 --> 01:38:24,375
‫خسته‌م، کاسینیا.

1721
01:38:24,541 --> 01:38:25,750
‫از چی؟

1722
01:38:27,750 --> 01:38:30,125
‫از اینکه جادوی سیاهت رو
‫در خدمت قدرت قرار میدی؟

1723
01:38:31,041 --> 01:38:33,916
‫اون روز تصویر خودم رو تو آینه دیدم

1724
01:38:34,041 --> 01:38:35,625
‫ولی اون من نبودم

1725
01:38:36,166 --> 01:38:37,666
‫پدرم بود.

1726
01:38:37,875 --> 01:38:39,916
‫قیافه‌ی بابام رو صورت منه

1727
01:38:40,041 --> 01:38:42,166
‫با وجود همه‌ی تلاش‌هام.

1728
01:38:44,166 --> 01:38:45,291
‫بریم تو.

1729
01:38:46,541 --> 01:38:47,541
‫سردمه.

1730
01:38:51,791 --> 01:38:54,416
‫دفعه‌ی پیش، یه سوال ازم پرسیدی.

1731
01:38:55,000 --> 01:38:56,500
‫یادته؟

1732
01:38:56,666 --> 01:38:58,291
‫می‌گفتی به زمان نیاز داری.

1733
01:38:58,416 --> 01:39:00,041
‫حالا می‌تونم جواب بدم.

1734
01:39:00,250 --> 01:39:02,791
‫تو فقط بدبین نیستی.

1735
01:39:02,916 --> 01:39:04,875
‫تو انتخاب کردی

1736
01:39:05,041 --> 01:39:06,541
‫با زمانه‌ات کنار بیای.

1737
01:39:06,666 --> 01:39:09,291
‫می‌تونستی ازش فرار کنی.

1738
01:39:09,500 --> 01:39:12,041
‫- این زمانه رو دوست داری؟
‫- مال خودمونه.

1739
01:39:14,166 --> 01:39:17,000
‫ما نه بهتر از اونیم، نه بدتر.

1740
01:39:17,166 --> 01:39:20,750
‫خودم رو گول نمی‌زنم. من بدترینش‌ام.

1741
01:39:21,291 --> 01:39:24,250
‫و فکر می‌کنی یه روزی
‫باید جواب پس بدی؟

1742
01:39:24,375 --> 01:39:26,541
‫به آینده اعتقاد داری؟

1743
01:39:26,750 --> 01:39:28,166
‫من نه.

1744
01:39:28,291 --> 01:39:30,916
‫آینده هیچ کاری با ما نداره.

1745
01:39:31,708 --> 01:39:35,583
‫زخم‌مون تازه‌ست
‫زیر یوغ این زمانه.

1746
01:39:37,750 --> 01:39:39,041
‫ببین

1747
01:39:39,791 --> 01:39:42,291
‫پشت جنگلی که توش راه می‌ریم

1748
01:39:42,500 --> 01:39:43,916
‫لرزون

1749
01:39:44,541 --> 01:39:47,041
‫مثل یه قلعه‌ی نورانی

1750
01:39:47,166 --> 01:39:48,916
‫شب در انتظاره.

1751
01:39:49,041 --> 01:39:50,166
‫ریلکه.

1752
01:39:52,041 --> 01:39:54,708
[آژانس تحقیقات اینترنتی]

1753
01:39:56,166 --> 01:39:58,958
‫من هیچ‌وقت شیفته‌ی
‫سنت پترزبورگ نبودم.

1754
01:39:59,166 --> 01:40:01,458
‫اون یه شهر موزه‌ایه،
‫که تو زمان منجمد شده.

1755
01:40:01,916 --> 01:40:05,041
‫تزار، برعکس، فقط
‫اونجا کاملاً راحته

1756
01:40:05,208 --> 01:40:06,958
‫با دوست‌های واقعی و همیشگیش

1757
01:40:07,541 --> 01:40:11,791
‫ترکیبی از مأمورهای سابق
‫اف‌اس‌بی، کمربند مشکی‌های جودو

1758
01:40:11,958 --> 01:40:14,708
‫و گنگسترهای واقعی که
‫به پول گنده رسیده بودن.

1759
01:40:14,916 --> 01:40:18,666
‫همه‌شون انگار از دورانِ ریچارد
‫سوم اومده بودن بیرون.

1760
01:40:18,833 --> 01:40:21,916
‫تو چند سال، این
‫کلاهبردارهای گمنام شهرستانی

1761
01:40:22,083 --> 01:40:25,416
‫ثروتی جمع کرده بودن
‫در حد امیرهای خلیج.

1762
01:40:33,166 --> 01:40:34,291
‫فوق‌العاده‌ست!

1763
01:40:37,041 --> 01:40:38,333
‫محشره.

1764
01:40:39,583 --> 01:40:40,666
متشکرم

1765
01:40:40,666 --> 01:40:41,666
احسنت

1766
01:40:43,708 --> 01:40:44,833
‫خوبه، بچه‌ها.

1767
01:41:01,916 --> 01:41:04,416
‫غذای مخصوص سرآشپز جدیدمون:

1768
01:41:04,541 --> 01:41:06,083
‫ریزوتو با قارچ دنبلان.

1769
01:41:09,208 --> 01:41:12,833
‫بهم بگین باید نگه‌ش
‫دارم یا بفرستمش ایتالیا.

1770
01:41:14,041 --> 01:41:15,291
‫نوش جان.

1771
01:41:16,583 --> 01:41:19,166
‫ژنیا، داری ناامیدمون می‌کنی.

1772
01:41:19,333 --> 01:41:23,083
‫داری بهمون ریزوتو با قارچ
‫دنبلان می‌دی. راکت کجاست؟

1773
01:41:24,083 --> 01:41:25,541
‫باید یادت بندازم

1774
01:41:25,708 --> 01:41:29,583
‫که تیم هاکی روی یخمون
‫ششم جدول قهرمانی شد؟

1775
01:41:31,958 --> 01:41:34,708
‫هفت پله تو جدول اومدیم بالا

1776
01:41:34,833 --> 01:41:37,041
‫و از دینامو مسکو هم رد شدیم.

1777
01:41:37,208 --> 01:41:38,708
‫صبر کن سال دیگه.

1778
01:41:38,916 --> 01:41:39,958
‫خودت می‌بینی.

1779
01:41:40,166 --> 01:41:43,333
‫خب، روکولاتو سال دیگه داری.

1780
01:41:44,708 --> 01:41:47,458
‫روکولای درست‌وحسابی
‫تو روسیه نیست.

1781
01:41:47,583 --> 01:41:50,791
‫ولی یه زمین تو دریای
‫سیاه خریدم که اونجا بکارم.

1782
01:41:50,958 --> 01:41:53,958
‫عالی می‌شه، ولی باید صبور باشیم.

1783
01:41:54,166 --> 01:41:55,333
‫آشپز رو نگه دار.

1784
01:41:55,458 --> 01:41:57,541
‫کارش رو بلده.

1785
01:41:58,125 --> 01:42:01,541
‫بلیتش برای پیزا از
‫قبل رزرو شده بود.

1786
01:42:01,708 --> 01:42:02,916
‫با رایان‌ایر!

1787
01:42:07,833 --> 01:42:11,041
‫یوگنی خیلی سخت‌گیره.

1788
01:42:11,208 --> 01:42:15,291
‫ولی استعدادهاش فراتر از آشپزیه
‫و به ژئوپلیتیک هم مربوط می‌شه.

1789
01:42:16,583 --> 01:42:19,208
‫حتی به بعضی از مسائلی که
‫ما درباره‌شون حرف می‌زنیم.

1790
01:42:19,333 --> 01:42:22,333
‫خوب می‌شه اگه با هم حرف بزنین.

1791
01:42:26,208 --> 01:42:29,166
‫من پریگوژین رو خوب نمی‌شناختم.
‫جز به عنوان یه رستوران‌دار.

1792
01:42:29,333 --> 01:42:31,583
‫ولی پوتین صعودش رو

1793
01:42:31,708 --> 01:42:33,791
‫با مهربونی بی‌تغییری
‫همراهی کرده بود.

1794
01:42:34,583 --> 01:42:36,291
‫یه پرواز 5 دقیقه‌ای.

1795
01:42:36,458 --> 01:42:37,708
‫کمی بعد از بلند شدن

1796
01:42:37,833 --> 01:42:40,666
‫شروع کردیم به فرود
‫اومدن تو جزیره‌ی کامنی

1797
01:42:40,833 --> 01:42:42,291
‫جایی که نزدیکان تزار

1798
01:42:42,458 --> 01:42:45,833
‫تو زیباترین قصرهای اشرافیت
‫امپراتوری زندگی می‌کردن.

1799
01:42:49,916 --> 01:42:51,791
‫من مثل تو روشنفکر نیستم

1800
01:42:51,958 --> 01:42:54,166
‫ولی چند تا درس از زندگی گرفتم.

1801
01:42:54,333 --> 01:42:55,791
‫و نه فقط تو زندان.

1802
01:42:56,708 --> 01:42:58,333
‫شک ندارم.

1803
01:42:58,791 --> 01:43:00,583
‫می‌دونی چه‌جوری شروع کردم؟

1804
01:43:00,791 --> 01:43:01,833
‫با شریک‌هام

1805
01:43:02,041 --> 01:43:05,708
‫اولین مجوز کافه‌ی بازی رو
‫تو سنت پترزبورگ گرفتیم.

1806
01:43:05,833 --> 01:43:09,208
‫یا بهتر بگم، تزار وقتی
‫معاون شهردار بود، بهت دادش.

1807
01:43:09,416 --> 01:43:10,791
‫می‌دونی کافه چیه؟

1808
01:43:10,958 --> 01:43:14,208
‫یه بنا برای غیرمنطقی بودن انسان.

1809
01:43:14,416 --> 01:43:16,333
‫چرا پولت رو دور بریزی

1810
01:43:16,458 --> 01:43:19,041
‫وقتی همه‌ی احتمالات علیه توئه؟

1811
01:43:19,208 --> 01:43:21,833
‫با شرط‌بندی رو غیرمنطقی
‫بودن، همیشه برنده می‌شی.

1812
01:43:22,041 --> 01:43:23,333
‫دقیقاً.

1813
01:43:23,416 --> 01:43:25,541
‫یه آدم معمولی رو در نظر بگیر.

1814
01:43:25,708 --> 01:43:27,583
‫تا وقتی که راحت باشه

1815
01:43:27,708 --> 01:43:31,458
‫یه کار مطمئن داشته باشه،
‫تعطیلات خانوادگی کنار دریا

1816
01:43:31,583 --> 01:43:33,458
‫بازنشستگی تو افق باشه

1817
01:43:33,583 --> 01:43:35,166
‫آروم می‌شینه سر جاش.

1818
01:43:35,333 --> 01:43:37,333
‫ولی اگه اوضاع خراب بشه

1819
01:43:37,833 --> 01:43:40,083
‫اگه کارش رو از
‫دست بده، خونه‌اش رو

1820
01:43:40,208 --> 01:43:42,833
‫اگه آینده نامعلوم بشه

1821
01:43:42,958 --> 01:43:45,083
‫آیا احتیاط می‌کنه؟

1822
01:43:45,208 --> 01:43:46,333
‫اصلاً.

1823
01:43:46,333 --> 01:43:50,583
‫اون ریسک رو انتخاب می‌کنه به
‫جای یه وضعیت موجود ناامیدکننده.

1824
01:43:50,708 --> 01:43:53,541
‫هرج‌ومرج جذاب‌تر از نظمه.

1825
01:43:53,666 --> 01:43:57,458
‫غربی‌ها چین، هند
‫و روسیه رو می‌بینن

1826
01:43:57,583 --> 01:44:00,458
‫که دارن قدم‌های غول‌آسا برمیدارن
‫در حالی که خودشون راکد موندن.

1827
01:44:00,583 --> 01:44:03,541
‫اون‌ها آماده‌ان که غیرمنطقی‌ترین
‫شرط‌بندی‌ها رو بکنن.

1828
01:44:03,708 --> 01:44:05,458
‫کار ما اینه که تشویق‌شون کنیم.

1829
01:44:05,583 --> 01:44:06,916
‫تو اینترنت.

1830
01:44:07,708 --> 01:44:10,291
‫این میدون نبرد جنگ مدرنه.

1831
01:44:10,458 --> 01:44:11,583
‫من این ابزار رو ساختم.

1832
01:44:12,541 --> 01:44:15,083
‫تزار می‌خواد تو ادامه بدی.

1833
01:44:20,708 --> 01:44:22,666
‫آژانس تحقیقات اینترنتی.

1834
01:44:22,833 --> 01:44:26,458
‫این اسم رو روش گذاشتم.
‫خوبه، نه؟ نظرت چیه؟

1835
01:44:27,291 --> 01:44:28,458
‫آنتون!

1836
01:44:28,916 --> 01:44:30,708
‫مدیر تحریریه‌ی ما.

1837
01:44:31,041 --> 01:44:33,791
‫اون دکترای روابط بین‌الملل داره

1838
01:44:33,958 --> 01:44:36,541
‫و هر زبونی که فکرش رو بکنی، بلده.

1839
01:44:36,666 --> 01:44:38,291
‫خوشبختم، آنتون.

1840
01:44:38,458 --> 01:44:40,541
‫توضیح بده اینجا چی کار می‌کنین.

1841
01:44:40,708 --> 01:44:42,291
‫نفوذ. اطلاعات.

1842
01:44:42,458 --> 01:44:45,666
‫دیدگاه روسیه در مورد
‫غرب. برای غربی‌ها.

1843
01:44:45,833 --> 01:44:48,708
‫اون‌ها فکر می‌کنن رسانه‌هاشون و
‫نخبگان‌شون در مورد همه چی دروغ می‌گن.

1844
01:44:48,833 --> 01:44:51,041
‫اون‌ها مشتری نسخه‌های جایگزینن.

1845
01:44:51,208 --> 01:44:54,458
‫پیام ما: ما حقیقت رو می‌گیم.

1846
01:44:54,583 --> 01:44:56,791
‫روسیه حقیقت رو می‌گه.

1847
01:44:56,958 --> 01:44:58,166
‫مثل راشا تودی.

1848
01:44:58,333 --> 01:45:00,833
‫ما تو شبکه‌های اجتماعی
‫هستیم، نه تو تلویزیون.

1849
01:45:01,458 --> 01:45:02,833
‫یه قهوه میل دارین؟

1850
01:45:03,458 --> 01:45:06,458
‫ما یه فضای استراحت
‫داریم با مبل، گل و گیاه

1851
01:45:06,583 --> 01:45:08,208
‫و میز پینگ‌پنگ.

1852
01:45:08,416 --> 01:45:10,541
‫برو، ما بهت ملحق می‌شیم.

1853
01:45:14,208 --> 01:45:17,166
‫یوگنی، باید بهم توضیح بدی

1854
01:45:17,333 --> 01:45:19,291
‫چون من سخت متوجه می‌شم.

1855
01:45:19,458 --> 01:45:20,458
‫چیزی شده؟

1856
01:45:21,208 --> 01:45:22,458
‫می‌شه حرف بزنیم؟

1857
01:45:22,458 --> 01:45:23,541
‫البته.

1858
01:45:28,708 --> 01:45:32,541
‫فکر می‌کردم می‌خواستیم رو
‫ذهنیت‌ها تو اروپا و آمریکا تأثیر بذاریم

1859
01:45:32,541 --> 01:45:34,583
‫- تو ذهن مردم نفوذ کنیم
البته -

1860
01:45:34,583 --> 01:45:36,291
‫و تو آنتون رو میاری پیش من؟

1861
01:45:36,458 --> 01:45:39,666
‫- اون بهترینه.
‫- مشکل دقیقاً همینه.

1862
01:45:39,833 --> 01:45:43,666
‫غربی‌ها دیگه به
‫سیاست علاقه ندارن.

1863
01:45:43,833 --> 01:45:47,458
‫واسه اینکه گولشون بزنیم، باید در
‫مورد همه چی حرف بزنیم جز سیاست.

1864
01:45:47,583 --> 01:45:49,208
‫ما به آنتون احتیاج نداریم.

1865
01:45:49,416 --> 01:45:51,541
‫- پس به کی؟
‫- به احمق‌ها.

1866
01:45:51,666 --> 01:45:53,583
‫روش‌های اعتیادآور.

1867
01:45:54,416 --> 01:45:56,166
‫اوتاکوهای معتاد به اینترنت

1868
01:45:56,333 --> 01:45:59,208
‫دخترای لوسِ مشاور زیبایی،
یوتیوبرهای توطئه‌گر

1869
01:45:59,333 --> 01:46:01,333
‫هر چیزی که کلیک تولید می‌کنه.

1870
01:46:01,458 --> 01:46:04,791
‫یه جایی بالأخره باید
‫پیام‌مون رو برسونیم.

1871
01:46:05,916 --> 01:46:07,833
‫ما رو چی فرض کردی؟

1872
01:46:07,958 --> 01:46:09,583
‫کمینترن؟

1873
01:46:09,791 --> 01:46:12,958
‫متأسفم بهت اطلاع بدم که
‫شوروی دیگه وجود نداره.

1874
01:46:13,166 --> 01:46:17,416
‫دیگه خط مشی حزبی نیست، دیگه
‫پیامی نیست که بخوایم برسونیم، یوگنی.

1875
01:46:17,541 --> 01:46:18,916
‫فقط سیم.

1876
01:46:19,458 --> 01:46:22,208
‫بیا، بریم. اینجا داریم
‫وقتمون رو تلف می‌کنیم.

1877
01:46:25,541 --> 01:46:27,666
‫از چه سیمی حرف می‌زنی؟

1878
01:46:27,833 --> 01:46:29,833
‫چطوری یه سیم رو می‌شکونی؟

1879
01:46:29,958 --> 01:46:32,583
‫یه بار از یه طرف خمِش
‫می‌کنی، یه بار از اون طرف.

1880
01:46:32,708 --> 01:46:34,583
‫همین کار رو می‌کنیم، یوگنی.

1881
01:46:34,791 --> 01:46:36,541
‫بگو چطوری.

1882
01:46:37,416 --> 01:46:40,583
‫شبکه‌ت رو بساز و ببین
‫کی به قلاب گیر می‌کنه.

1883
01:46:40,708 --> 01:46:44,541
‫همه‌شون یه وسواس دارن.
‫کلیک‌ها بهمون می‌گن کدومه.

1884
01:46:44,708 --> 01:46:48,708
‫یکی ضد واکسن می‌شه، اون یکی
‫طرفدار زندگی، یا طرفدار انتخاب.

1885
01:46:48,833 --> 01:46:52,333
‫مهم نیست. ما نمی‌خوایم
‫کسی رو تغییر بدیم.

1886
01:46:52,458 --> 01:46:55,458
‫فقط کافیه هرکی یه چیزی
‫داشته باشه که دیوونش کنه.

1887
01:46:55,583 --> 01:46:58,166
‫و یه نفر که عصبانیش کنه.

1888
01:46:58,333 --> 01:46:59,458
‫این محاله شکست بخوره.

1889
01:46:59,583 --> 01:47:02,583
‫نه ترجیحی، نه بحثی.

1890
01:47:02,708 --> 01:47:03,958
‫همون سیم.

1891
01:47:04,166 --> 01:47:07,833
‫یه بار از یه طرف خمِش می‌کنیم،
‫یه بار از اون طرف تا بشکنه.

1892
01:47:08,041 --> 01:47:09,791
‫فهمیدم. همون سیم.

1893
01:47:10,666 --> 01:47:13,208
‫ولی خب، همه چی تو
‫اینترنت قابل ردیابی‌ـه.

1894
01:47:13,375 --> 01:47:15,708
‫دیر یا زود گیر میفتیم.

1895
01:47:15,875 --> 01:47:19,083
‫البته. و ما دنبال همین‌ایم.

1896
01:47:19,083 --> 01:47:21,958
‫حمایت از متحدان‌مون قابل پیش‌بینی‌ـه.
‫ولی اون‌ها چطور واکنش نشون میدن

1897
01:47:21,958 --> 01:47:25,458
‫وقتی ببینن ما از
‫دشمنان‌مون هم حمایت می‌کنیم؟

1898
01:47:25,583 --> 01:47:27,416
‫فکر می‌کنن ما احمقیم.

1899
01:47:27,541 --> 01:47:30,583
‫دیوونه می‌شن! گیج می‌شن.

1900
01:47:30,708 --> 01:47:33,083
‫فقط می‌فهمن که ما رفتیم تو مغزشون

1901
01:47:33,291 --> 01:47:36,083
‫تا مدارهای عصبی‌شون
‫رو دستکاری کنیم.

1902
01:47:36,916 --> 01:47:39,333
‫آمریکایی‌ها الگوریتم رو ساختن.

1903
01:47:39,333 --> 01:47:40,708
‫ما هم ازش استفاده می‌کنیم.

1904
01:47:40,708 --> 01:47:42,333
‫و بهتر از اون‌ها.

1905
01:47:42,458 --> 01:47:46,083
‫اون‌هایی که ما رو متهم می‌کنن به توطئه
‫علیه دموکراسی، متحدان‌مون می‌شن.

1906
01:47:46,208 --> 01:47:48,708
‫اون‌ها افسانه‌ی قدرت
‫مطلق ما رو می‌سازن.

1907
01:47:48,916 --> 01:47:52,458
‫این بزرگ‌ترین راز می‌شه
‫چون همه باهاش شریکن:

1908
01:47:52,583 --> 01:47:56,083
‫روس‌ها دنیای مدرن
‫رو کنترل می‌کنن.

1909
01:47:56,208 --> 01:47:57,708
‫اون‌ها اربابش‌ان.

1910
01:47:59,208 --> 01:48:02,166
‫می‌بینی، این چیزی‌ـه
‫که تو سیاست جالبه.

1911
01:48:02,333 --> 01:48:04,583
‫هرچیزی که توهم قدرت رو میده

1912
01:48:04,708 --> 01:48:07,458
‫در واقع اون قدرت رو زیاد می‌کنه.

1913
01:48:13,291 --> 01:48:15,333
[لندن، سال 2013]

1914
01:48:24,458 --> 01:48:26,000
‫- بوریا.
‫- وادیا.

1915
01:48:28,916 --> 01:48:31,000
‫پیامی داری؟

1916
01:48:31,166 --> 01:48:33,416
‫متأسفم، بوریا، هیچ پیامی ندارم.

1917
01:48:33,625 --> 01:48:35,250
‫پس به چه مناسبتی؟

1918
01:48:35,416 --> 01:48:36,541
‫واسه خوشگذرونی.

1919
01:48:39,000 --> 01:48:41,500
‫اومدی انجمن المپیک
‫بریتانیا رو ببینی؟

1920
01:48:43,166 --> 01:48:45,041
‫همیشه خوب مطلعی.

1921
01:48:45,250 --> 01:48:48,375
‫تزار دیگه فقط به بازی‌های
‫المپیک سوچی علاقه داره.

1922
01:48:48,541 --> 01:48:53,000
‫رئیس جمهور من رو مسئول
‫نظارت بر مراسم افتتاحیه کرده.

1923
01:48:53,166 --> 01:48:56,416
‫مدال بهترین ترور سیاسی
‫رو هم در نظر گرفتین؟

1924
01:48:56,541 --> 01:48:58,125
‫نمی‌دونم، بوریس.

1925
01:48:58,291 --> 01:49:00,916
‫مهم اینه که روسیه اول بشه.

1926
01:49:02,625 --> 01:49:04,125
‫من نگران نیستم.

1927
01:49:05,125 --> 01:49:06,791
‫شما پیدا می‌کنین

1928
01:49:06,916 --> 01:49:08,791
‫بدترین راه حل رو می‌گم.

1929
01:49:09,416 --> 01:49:10,875
‫مثل همیشه.

1930
01:49:12,083 --> 01:49:13,083
ممنون

1931
01:49:22,666 --> 01:49:26,250
‫شاید تو پیامی واسه
‫من نداشته باشی، ولی...

1932
01:49:28,166 --> 01:49:29,875
‫من یکی واسه اون دارم.

1933
01:49:33,291 --> 01:49:35,166
‫خوبه، پولونیوم نداره.

1934
01:49:35,750 --> 01:49:39,000
‫این یه نامه واسه
‫تزاره. از ته دله.

1935
01:49:39,166 --> 01:49:40,791
‫اگه می‌خوای بخونش.

1936
01:49:46,500 --> 01:49:48,916
‫"التماس می‌کنم که من رو به
‫عنوان یه مسیحی ببخشی "

1937
01:49:49,125 --> 01:49:50,541
‫جدی می‌گی؟

1938
01:49:50,750 --> 01:49:54,166
‫من به ایمانش متوسل می‌شم
‫و خدماتم رو بهش پیشنهاد میدم.

1939
01:49:54,375 --> 01:49:57,250
‫"بر اساس تجربه‌ای که کسب کردم "

1940
01:50:02,041 --> 01:50:04,625
‫گوش کن، راستش نه!

1941
01:50:06,625 --> 01:50:07,875
‫زمونه عوض شده.

1942
01:50:08,041 --> 01:50:10,666
‫تو دیگه تو بازی نیستی.
‫ببخشید که بی‌رحم‌ام.

1943
01:50:10,791 --> 01:50:12,500
‫من به انسانیتش متوسل می‌شم.

1944
01:50:12,541 --> 01:50:15,041
‫بوریس، کی رو مسخره می‌کنی؟

1945
01:50:15,166 --> 01:50:17,416
‫"سختی تبعید "

1946
01:50:17,541 --> 01:50:18,916
‫"گذشت زمان "

1947
01:50:19,125 --> 01:50:20,625
‫"مرگی که داره میاد "

1948
01:50:20,791 --> 01:50:21,875
‫می‌فهمم.

1949
01:50:22,625 --> 01:50:24,416
‫ولی این باعث نمی‌شه اغماض کنه.

1950
01:50:24,625 --> 01:50:28,416
‫آرامش تموم کردن عمرم
‫تو وطن مادری‌مون.

1951
01:50:28,541 --> 01:50:30,666
‫نمی‌تونه این رو درک کنه؟

1952
01:50:37,291 --> 01:50:38,791
‫باید برم.

1953
01:50:46,666 --> 01:50:49,041
‫با این حال نامه رو بهش بده.

1954
01:50:50,375 --> 01:50:52,000
‫فکر می‌کنم ممکنه جواب بده.

1955
01:50:52,791 --> 01:50:54,416
‫صادقانه.

1956
01:50:57,041 --> 01:50:59,625
‫کاش می‌تونستم بهش
‫بگم که جواب میده.

1957
01:50:59,791 --> 01:51:01,041
‫که تزار تحت تأثیر قرار می‌گیره

1958
01:51:01,250 --> 01:51:05,000
‫که تو المپیک، تو جایگاه
‫ویژه، کنار هم می‌شینیم.

1959
01:51:06,000 --> 01:51:07,500
‫ازش خوشم میومد.

1960
01:51:07,666 --> 01:51:11,375
‫با اینکه قدیس نبود، ولی
‫یه شادابی بچگونه داشت.

1961
01:51:11,541 --> 01:51:13,625
‫تزار که هم‌نوعانش رو
‫تبعید کرده بود

1962
01:51:13,791 --> 01:51:17,541
‫فقط مردهای قدرتمند و اراده‌ی
‫غم‌انگیزشون تو مسکو مونده بودن.

1963
01:51:18,250 --> 01:51:22,250
‫بدتر از همه اینه که
‫منم توش نقش داشتم.

1964
01:51:24,500 --> 01:51:27,166
‫خب؟ خوب پیش رفت؟

1965
01:51:27,375 --> 01:51:29,125
‫مگه می‌تونست؟

1966
01:51:29,291 --> 01:51:32,166
‫اون بهت کمک کرد.
‫می‌تونستی بهش دست یاری بدی.

1967
01:51:32,375 --> 01:51:35,166
‫بوریس نزدیک شدن
‫المپیک سوچی رو می‌بینه.

1968
01:51:35,375 --> 01:51:37,750
‫هنوز پول هست که دربیاره

1969
01:51:37,875 --> 01:51:40,791
‫حتی اگه همه
‫جیب‌هاشون رو پر کرده باشن.

1970
01:51:40,916 --> 01:51:42,750
‫تو هم همینطور.

1971
01:51:44,416 --> 01:51:48,166
‫خوشت میاد؟ لباس‌های
‫اصلی مراسم افتتاحیه.

1972
01:51:48,291 --> 01:51:49,541
‫مهم‌تر از اون

1973
01:51:49,666 --> 01:51:52,166
‫آیا انجمن المپیک بریتانیا
‫ازش خوشش اومد؟

1974
01:51:52,291 --> 01:51:53,750
‫برامون مهم نیست.

1975
01:51:53,875 --> 01:51:57,750
‫اون‌ها قبلاً المپیک زمستونی رو
‫تو یه شهر ساحلی قبول کردن.

1976
01:51:57,875 --> 01:52:00,875
‫که هیچ زیرساخت ورزشی نداره.

1977
01:52:01,916 --> 01:52:03,666
‫بقیه رو دیدی؟

1978
01:52:04,916 --> 01:52:06,875
‫نه. واقعاً نه.

1979
01:52:13,791 --> 01:52:17,875
‫نگاه کن. هر جزیره یه دوره‌ای
‫از تاریخ ما رو نشون میده.

1980
01:52:18,041 --> 01:52:20,625
‫اون‌ها در حرکتن، تو هوا شناورن.

1981
01:52:20,791 --> 01:52:24,375
‫کل تاریخ ادبیات‌مون
‫قراره به نمایش دربیاد.

1982
01:52:24,541 --> 01:52:27,166
‫گنبدهای سنت باسیل

1983
01:52:27,375 --> 01:52:29,666
‫و بعدش دریاچه قو.

1984
01:52:31,833 --> 01:52:34,833
‫ولی اون‌ها بودن که قبلاً
‫به ما الهام می‌دادن.

1985
01:52:35,541 --> 01:52:37,208
‫دیر شده.

1986
01:52:39,166 --> 01:52:40,458
‫خودت می‌دونی.

1987
01:52:45,083 --> 01:52:46,916
‫نمی‌تونی روحت رو نجات بدی.

1988
01:52:49,208 --> 01:52:52,583
‫این مراسم فقط نقاب دیکتاتوری‌ـه.

1989
01:52:52,708 --> 01:52:55,708
‫بقیه‌ش بهونه‌های توخالیه.

1990
01:52:58,458 --> 01:53:00,166
‫من تو رو خوب می‌شناسم.

1991
01:53:03,708 --> 01:53:06,166
‫این به این معنی
‫نیست که دوستت ندارم.

1992
01:53:07,458 --> 01:53:09,916
‫ولی من همدستت نمی‌شم.

1993
01:53:16,583 --> 01:53:18,916
‫- چیزی براتون بیارم؟
‫- نوشیدنی.

1994
01:53:19,083 --> 01:53:20,541
‫- خانم؟
‫- منم همینطور.

1995
01:53:28,708 --> 01:53:30,083
‫تزار...

1996
01:53:31,708 --> 01:53:33,666
‫قراره دوست ما
‫دیمیتری رو آزاد کنه.

1997
01:53:37,083 --> 01:53:38,416
‫مطمئنی؟

1998
01:53:38,958 --> 01:53:40,666
‫اولین بار نیست این رو میگی.

1999
01:53:40,833 --> 01:53:42,958
‫دو هفته قبل از بازی‌ها
‫این کار رو می‌کنه.

2000
01:53:44,333 --> 01:53:47,166
‫رسانه‌های غربی حسابی کیف می‌کنن.

2001
01:53:47,333 --> 01:53:48,666
‫دلیلش همینه.

2002
01:54:01,916 --> 01:54:04,708
‫نمی‌پرسی امروز چی کار کردم؟

2003
01:54:04,916 --> 01:54:06,583
‫خرید که نه.

2004
01:54:07,708 --> 01:54:09,708
‫تیپ تو نیست.

2005
01:54:09,916 --> 01:54:12,416
‫یه چیز جدی‌تر.

2006
01:54:12,541 --> 01:54:14,416
‫کنایه رو ول کن.

2007
01:54:14,541 --> 01:54:16,416
‫داشتم حدس می‌زدم.

2008
01:54:16,541 --> 01:54:18,291
‫پیش دکتر زنان بودم.

2009
01:54:23,333 --> 01:54:24,333
‫حامله‌م.

2010
01:54:36,166 --> 01:54:39,333
‫- تو به نظر...
‫- آره، یه‌کم شوکه شدم.

2011
01:54:43,833 --> 01:54:45,708
‫راستش، خیلی بهم ریختم.

2012
01:54:49,666 --> 01:54:53,041
[جنگ در کریمه]

2013
01:54:53,083 --> 01:54:54,791
‫طبق اولین مشاهدات پلیس

2014
01:54:54,916 --> 01:54:57,791
‫مرگ بوریس برزوفسکی
‫به خاطر حلق‌آویز شدن بوده.

2015
01:54:57,916 --> 01:55:01,500
‫برزوفسکی دیشب تو اقامتگاهش
‫تو اسکات مُرده پیدا شده.

2016
01:55:01,500 --> 01:55:04,208
‫پزشک قانونی هیچ اثری
‫از درگیری پیدا نکرده.

2017
01:55:04,250 --> 01:55:06,583
‫ورود ممنوع شده تا بررسی کنن

2018
01:55:06,583 --> 01:55:10,125
‫که سم شیمیایی، بیولوژیکی
‫یا هسته‌ای وجود نداشته باشه.

2019
01:55:15,541 --> 01:55:17,791
‫باید همینجوری تموم می‌شد.

2020
01:55:17,916 --> 01:55:19,750
‫از تبعید زیادی رنج می‌برد.

2021
01:55:21,541 --> 01:55:22,791
‫دلم براش تنگ می‌شه.

2022
01:55:23,291 --> 01:55:25,666
‫اون یه چهره‌ی نفرت‌انگیز
‫از اپوزیسیون نشون می‌داد.

2023
01:55:25,791 --> 01:55:27,416
‫این برای ما ارزشمند بود.

2024
01:55:28,625 --> 01:55:31,416
‫اینم برنامه‌ی مراسم افتتاحیه.

2025
01:55:32,625 --> 01:55:34,750
‫طبق دستورالعمل‌های تو به‌روز شد.

2026
01:55:41,750 --> 01:55:43,750
‫دفت پانک چیه؟

2027
01:55:43,875 --> 01:55:45,875
‫موسیقی الکترونیکه.

2028
01:55:46,000 --> 01:55:47,500
‫شماره یک تو دنیاست.

2029
01:55:48,666 --> 01:55:51,541
‫دو تا فرانسوی که هیچ‌وقت
‫کلاه‌های رباتی‌شون رو درنمیارن.

2030
01:55:51,750 --> 01:55:54,125
‫این بخش تو نسخه‌ی قبلی نبود.

2031
01:55:54,125 --> 01:55:57,625
‫اون‌ها پنج تا جایزه‌ی گرمی
‫بردن. باید خودت رو به‌روز کنی.

2032
01:55:57,666 --> 01:56:00,000
‫گروه کُر پلیس قراره آهنگ
‫معروف‌شون رو بازخوانی کنه.

2033
01:56:01,041 --> 01:56:03,416
‫مراسم رو تبدیل می‌کنه به یه مسخره‌بازی.

2034
01:56:04,708 --> 01:56:05,708
خیلی‌خب

2035
01:56:06,791 --> 01:56:09,000
‫دلایلت رو به ایگور توضیح بده.

2036
01:56:09,666 --> 01:56:13,375
‫این همونیه که مردم می‌خوان
‫باهاش شادی کنن. به همین سادگی.

2037
01:56:13,375 --> 01:56:14,625
‫این مسخره می‌شه.

2038
01:56:14,666 --> 01:56:16,291
‫نه، این کیچ می‌شه.
‫(آثار هنری با ظاهر زیبا اما کلیشه‌ای)

2039
01:56:16,333 --> 01:56:18,958
‫کل دنیا، سه میلیارد تماشاچی

2040
01:56:19,041 --> 01:56:21,625
‫منتظر بزرگ‌ترین نمایشی‌ان
‫که تا حالا دیده شده.

2041
01:56:21,791 --> 01:56:24,541
‫این نمی‌تونه چیزی
‫جز اوج کیچ باشه.

2042
01:56:25,625 --> 01:56:28,916
‫کیچ تنها زبان ممکنه

2043
01:56:28,958 --> 01:56:31,250
‫اگه بخوایم با توده‌ی
‫مردم ارتباط برقرار کنیم.

2044
01:56:31,250 --> 01:56:35,000
‫- ما می‌خوایم روسیه‌مون رو بهشون نشون بدیم.
‫- هیچ‌کس نمی‌خواد روسیه‌ی تو رو ببینه.

2045
01:56:35,166 --> 01:56:38,750
‫تازه، تو هیچی برای نشون دادن
‫نداری و کارت پنهان کردنه.

2046
01:56:39,291 --> 01:56:42,250
‫ما می‌خوایم یه تصویر
‫از یه روسیه‌ی باز بدیم

2047
01:56:42,416 --> 01:56:45,666
‫مطمئن از خودش، ولی
‫همچنین قادر به لبخند زدن.

2048
01:56:45,875 --> 01:56:48,416
‫دنیای امروز این
‫خودانتقادی رو می‌خواد

2049
01:56:48,625 --> 01:56:51,166
‫نه بالالایکا‌های تو، ایگور.

2050
01:56:51,375 --> 01:56:54,541
‫می‌فهمی چی می‌گم یا چرت و پرته؟

2051
01:56:55,541 --> 01:56:56,916
چه میشه کرد؟

2052
01:56:58,791 --> 01:57:00,041
‫وادیا

2053
01:57:00,625 --> 01:57:02,375
‫یه آکروباته.

2054
01:57:02,541 --> 01:57:05,875
‫هنرمند برای سیاستمدارها،
‫سیاستمدار برای هنرمندها.

2055
01:57:06,041 --> 01:57:07,791
‫حواست باشه، وادیا.

2056
01:57:07,916 --> 01:57:10,625
‫دیر یا زود، ممکنه
‫از روی طناب بیفتی

2057
01:57:10,791 --> 01:57:12,791
‫و پخش زمین شی.

2058
01:57:16,416 --> 01:57:17,791
‫من اعلام می‌کنم

2059
01:57:17,916 --> 01:57:22,250
‫بیست و دومین بازی‌های
‫المپیک زمستانی سوچی

2060
01:57:22,250 --> 01:57:23,625
‫آغاز شد.

2061
01:57:25,916 --> 01:57:28,166
‫احتمالاً باید اون شب می‌رفتم.

2062
01:57:28,291 --> 01:57:31,625
‫کتاب رو تو همین صفحه
‫می‌بستم، یه پایان خوب برای من.

2063
01:57:45,666 --> 01:57:48,791
‫استقلال‌طلب‌های اوکراینی
‫از آتش‌بس المپیک استفاده کردن

2064
01:57:48,916 --> 01:57:51,416
‫تا دوباره میدان
‫مایدان رو اشغال کنن.

2065
01:57:53,000 --> 01:57:55,041
‫دو روز قبل از پایان بازی‌ها

2066
01:57:55,166 --> 01:57:57,750
‫اون‌ها رئیس‌جمهور طرفدار روسیه،
‫یانوکوویچ رو سرنگون کردن

2067
01:57:57,875 --> 01:57:59,500
‫که همون روز فرار کرد.

2068
01:58:00,541 --> 01:58:02,541
‫هرج و مرج حاصل از اون
...به تزار

2069
01:58:02,541 --> 01:58:05,125
‫یه بهانه‌ی طلایی
‫برای حمله به اوکراین می‌داد.

2070
01:58:08,666 --> 01:58:11,916
‫تک‌تیراندازهای روسی بیش
‫از صد معترض رو کشتن.

2071
01:58:12,041 --> 01:58:13,791
‫می‌گن که شما مسئولش‌اید.

2072
01:58:15,666 --> 01:58:17,000
‫کی می‌گه؟

2073
01:58:17,166 --> 01:58:18,416
‫اوکراینی‌ها.

2074
01:58:19,250 --> 01:58:20,875
‫طبق ایمیل‌های خودتون.

2075
01:58:22,166 --> 01:58:24,791
‫دست شما به خون اوکراینی‌ها آلوده‌ست.

2076
01:58:33,625 --> 01:58:36,000
‫شب قبل از مراسم اختتامیه

2077
01:58:36,166 --> 01:58:38,125
‫در راستای نقشه‌ی بزرگش

2078
01:58:38,666 --> 01:58:41,166
‫تزار تصمیم گرفت
‫کریمه رو ضمیمه کنه.

2079
01:58:43,250 --> 01:58:45,791
‫کریمه جزوِ اوکراین بود.

2080
01:58:47,000 --> 01:58:50,833
‫قرار نبود نیرو بفرستیم به
‫یه کشور مستقل حمله کنیم.

2081
01:58:50,833 --> 01:58:51,833
نه

2082
01:58:52,541 --> 01:58:57,000
‫شما سربازهای روسی فرستادین
‫که هیچ نشون ملی‌ای نداشتن.

2083
01:58:57,166 --> 01:59:00,875
‫"مردان سبزپوش کوچولو"،
‫همکارهای خبرنگارتون اینطوری می‌گفتن.

2084
01:59:01,041 --> 01:59:03,666
‫وقتی زالدواستانوف و گرگ‌های شبش

2085
01:59:03,791 --> 01:59:06,500
‫در کریمه پیاده شدن، شما بودین که
‫داشتین نخ‌ها رو می‌کشیدین.

2086
01:59:06,666 --> 01:59:10,041
‫درسته. من بهشون
‫یه نقش فرعی سپردم.

2087
01:59:10,875 --> 01:59:12,916
‫نقش‌های فرعی مهمن.

2088
01:59:14,375 --> 01:59:16,375
‫تا وقتی که جوگیر نشن.

2089
01:59:40,666 --> 01:59:42,625
‫پرچم‌های ما رو دیدی؟

2090
01:59:43,041 --> 01:59:46,375
‫دیگه از پرچم‌های روسیه‌ی فدرال
استفاده نمی‌کنیم

2091
01:59:46,541 --> 01:59:48,541
‫ما چیزهای دیگه‌ای تو سرمون داریم.

2092
01:59:48,750 --> 01:59:52,791
‫ما دیگه فدرال نیستیم. ما فاتحیم.

2093
01:59:54,666 --> 01:59:58,166
‫ما کریمه رو از
‫اوکراینی‌ها پس گرفتیم.

2094
01:59:58,375 --> 02:00:00,666
‫به زودی کل دونباس روسی می‌شه.

2095
02:00:00,875 --> 02:00:02,916
‫وقتشه یه جمع‌بندی کنیم.

2096
02:00:03,125 --> 02:00:04,875
‫جمع‌بندی. واقعاً.

2097
02:00:05,041 --> 02:00:06,916
‫من مرد عملم.

2098
02:00:07,125 --> 02:00:09,541
‫ما اینجاییم تا از ارتش
‫روسیه حمایت کنیم.

2099
02:00:09,541 --> 02:00:11,625
‫ما براتون پیروزی رو میاریم.

2100
02:00:11,666 --> 02:00:13,791
‫کی حرف از پیروزی می‌زنه؟

2101
02:00:15,166 --> 02:00:18,166
‫هدف ما تو اوکراین فتح نیست.

2102
02:00:18,375 --> 02:00:19,791
‫هرج و مرجه.

2103
02:00:20,916 --> 02:00:22,791
‫اوکراینی‌ها به خودشون گفتن

2104
02:00:22,916 --> 02:00:25,791
‫که انقلاب نارنجی‌شون باعث
‫می‌شه اون‌ها وارد اروپا بشن.

2105
02:00:25,916 --> 02:00:28,875
‫اون اون‌ها رو برمی‌گردونه
‫به قرون وسطی.

2106
02:00:29,041 --> 02:00:32,416
‫قول‌های غربی‌ها، همیشه
‫یه جور تموم می‌شه.

2107
02:00:32,625 --> 02:00:34,291
‫اون‌ها سر اولین مانع ولت می‌کنن

2108
02:00:34,500 --> 02:00:36,666
‫و تو تنها می‌مونی تو
‫کشور ویرون‌شده‌ت.

2109
02:00:36,791 --> 02:00:38,500
‫اینم نتیجه‌ی این داستان.

2110
02:00:39,416 --> 02:00:42,375
‫این جنگ تو واقعیت جنگیده نمی‌شه

2111
02:00:42,541 --> 02:00:44,375
‫بلکه تو ذهن تماشاگرها

2112
02:00:44,541 --> 02:00:46,000
‫تو اخبار تلویزیون‌ـه.

2113
02:00:46,166 --> 02:00:49,166
‫تو مسکو، تو کی‌یف، تو برلین.

2114
02:00:49,291 --> 02:00:53,375
‫شما بازیگرهای یه نمایش‌نامه
‫هستین که از شما فراتره

2115
02:00:53,541 --> 02:00:56,125
‫و طنین‌اندازه خیلی
‫فراتر از این مرزها.

2116
02:01:01,541 --> 02:01:05,416
‫یا قبول می‌کنی یه مُهره باشی
‫تو بازی من، با همه‌ی مزایا

2117
02:01:05,625 --> 02:01:09,625
‫یا نه. ولی بدون که من می‌تونم
‫هر وقت بخوام از کار بندازمت.

2118
02:01:09,791 --> 02:01:13,166
‫و اون وقت، اوضاع
‫برات سخت‌تر می‌شه

2119
02:01:13,375 --> 02:01:16,625
‫گرگ‌هات و کار و
‫کاسبی‌های کوچیک‌تون.

2120
02:01:17,416 --> 02:01:18,541
‫که رونق دارن

2121
02:01:18,750 --> 02:01:20,125
‫اونطور که شنیدم.

2122
02:01:38,375 --> 02:01:40,750
‫می‌شه یه لحظه مزاحمتون
‫بشم، وادیم الکسیویچ؟

2123
02:01:40,875 --> 02:01:42,041
‫خواهش می‌کنم.

2124
02:01:43,875 --> 02:01:46,666
‫سفرت به لوهانسک
‫چطور گذشت؟ خوب بود؟

2125
02:01:46,791 --> 02:01:49,875
‫حتماً گزارش‌ها رو از
‫سرویس‌هات خوندی.

2126
02:01:51,291 --> 02:01:53,666
‫ما از آمریکایی‌ها خبر داریم.

2127
02:01:54,166 --> 02:01:55,166
‫چه خبر؟

2128
02:01:55,291 --> 02:01:57,250
‫می‌گن یه لیست سیاه درست کردن

2129
02:01:57,416 --> 02:01:59,166
‫از آدم‌های ناخواسته.

2130
02:01:59,791 --> 02:02:01,416
‫اسم تو هم توش هست.

2131
02:02:02,291 --> 02:02:05,000
‫باید نیویورک رو فعلاً فراموش کنی.

2132
02:02:06,291 --> 02:02:09,541
‫تحریم‌های الحاق کریمه. کِی شروع می‌شن؟

2133
02:02:09,750 --> 02:02:10,791
‫دوشنبه.

2134
02:02:12,041 --> 02:02:15,000
‫چه خوب که دیگه
‫نیویورک رو دوست ندارم.

2135
02:02:15,916 --> 02:02:18,250
‫یه چیز دیگه هم شنیدم.

2136
02:02:20,541 --> 02:02:21,541
‫بگو.

2137
02:02:22,166 --> 02:02:24,041
‫فردا رسمی می‌شه.

2138
02:02:24,250 --> 02:02:28,000
‫اسم تو تو لیست
‫اروپایی‌ها هم هست.

2139
02:02:29,125 --> 02:02:30,416
‫پاریس

2140
02:02:30,625 --> 02:02:31,916
‫لندن

2141
02:02:32,041 --> 02:02:33,375
‫تموم شد.

2142
02:02:34,166 --> 02:02:36,166
‫می‌گن دلت برای ناپل تنگ می‌شه.

2143
02:02:39,500 --> 02:02:42,166
‫بیشتر از این مزاحمت
‫نمی‌شم، وادیم الکسیویچ.

2144
02:02:42,875 --> 02:02:45,166
‫حتماً کلی کار داری.

2145
02:02:45,166 --> 02:02:46,375
‫با وقتِ کم.

2146
02:03:29,541 --> 02:03:31,375
‫لیونیا، در جریانی؟

2147
02:03:31,875 --> 02:03:34,125
‫آره، امشب یا نهایتاً فردا.

2148
02:03:35,000 --> 02:03:37,541
‫مصاحبه نه، فقط یه بیانیه.

2149
02:03:37,750 --> 02:03:38,916
‫یادداشت می‌کنی؟

2150
02:03:39,208 --> 02:03:40,208
بله

2151
02:03:41,375 --> 02:03:43,416
‫"من این تحریم‌ها
‫رو یه اسکار می‌دونم

2152
02:03:43,625 --> 02:03:46,250
‫که کل دوران فعالیت
‫سیاسی من رو تاج‌گذاری می‌کنه.

2153
02:03:47,041 --> 02:03:50,416
‫"این یعنی من شرافتمندانه
‫به کشورم خدمت کردم." تموم.

2154
02:03:50,458 --> 02:03:51,583
ادامه داره؟

2155
02:03:51,625 --> 02:03:52,875
‫نه، همین.

2156
02:03:52,875 --> 02:03:54,041
‫ممنون.

2157
02:04:29,000 --> 02:04:30,041
‫کاسینیا؟

2158
02:04:31,291 --> 02:04:34,291
‫وسایلت رو جمع کن.
‫یه ربع دیگه می‌رسم.

2159
02:04:36,500 --> 02:04:39,208
‫چند ساعت بعد، ما
‫تو استکهلم فرود اومدیم

2160
02:04:39,250 --> 02:04:41,666
‫برای آخرین آخر هفته‌ی اروپایی‌مون.

2161
02:05:11,875 --> 02:05:14,000
‫فکر کنم باید این اتفاق میفتاد.

2162
02:05:15,333 --> 02:05:17,333
‫فقط خودت می‌تونستی
‫ازش جلوگیری کنی.

2163
02:05:17,458 --> 02:05:18,625
‫با استعفا دادن؟

2164
02:05:18,750 --> 02:05:19,875
‫مثلاً.

2165
02:05:22,458 --> 02:05:26,333
‫قدرت یه اعتیاده. ترک کردنش سخته.

2166
02:05:26,500 --> 02:05:28,708
‫قبلاً، وقتی این حرف‌های
‫کلیشه‌ای رو می‌زدی

2167
02:05:28,875 --> 02:05:30,583
‫به گوش من طعنه می‌اومد.

2168
02:05:31,333 --> 02:05:32,375
‫این بار نه.

2169
02:05:32,500 --> 02:05:33,750
‫طعنه‌ای نبود.

2170
02:05:34,666 --> 02:05:37,333
‫جنگ اوکراین، مثل بقیه چیزهاست.

2171
02:05:37,458 --> 02:05:40,000
‫من نخواستمش. حتی
‫باهاش مخالفت کردم.

2172
02:05:40,208 --> 02:05:41,333
‫این حرف توئه.

2173
02:05:41,458 --> 02:05:42,500
‫درسته.

2174
02:05:43,208 --> 02:05:44,583
‫خودم می‌گم.

2175
02:05:45,250 --> 02:05:48,708
‫و اینم می‌گم که وقتی
‫تزار تصمیمش رو گرفت

2176
02:05:49,333 --> 02:05:52,083
‫من هر کاری تونستم
‫کردم تا موفق بشه.

2177
02:05:52,250 --> 02:05:53,583
‫از روی عادت.

2178
02:05:54,958 --> 02:05:56,208
‫از روی غرور.

2179
02:05:57,000 --> 02:05:58,458
‫و چون می‌تونستم.

2180
02:05:58,500 --> 02:05:59,958
‫بدون هیچ عذاب وجدانی.

2181
02:06:00,000 --> 02:06:01,333
‫درسته.

2182
02:06:01,500 --> 02:06:03,333
‫از اولش همین‌جوری بود.

2183
02:06:04,000 --> 02:06:07,583
‫با بمب‌گذاری‌های
‫مسکو و جنگ تو چچن.

2184
02:06:08,333 --> 02:06:10,833
‫با دستگیری دیمیتری و
‫سقوط بوریس برزوفسکی.

2185
02:06:11,000 --> 02:06:14,250
‫و حالا، قتل‌های مایدان.

2186
02:06:15,125 --> 02:06:17,625
‫من هیچ‌کدوم از این‌ها رو نخواستم

2187
02:06:17,750 --> 02:06:20,875
‫ولی هر بار، تلاش
‫خستگی‌ناپذیرم رو وقفش کردم.

2188
02:06:21,083 --> 02:06:22,625
‫و حالا تو خسته‌ای.

2189
02:06:23,125 --> 02:06:25,750
‫روسیه پدربزرگم رو بلعید.

2190
02:06:27,000 --> 02:06:29,875
‫تو پدرم رو می‌شناختی، اون هم بلعید.

2191
02:06:30,708 --> 02:06:33,333
‫من نمی‌دونم نجات
‫پیدا می‌کنم یا نه.

2192
02:06:33,500 --> 02:06:34,708
‫احتمالاً نه.

2193
02:06:36,375 --> 02:06:38,375
‫به هر حال، خیلی دیره.

2194
02:06:41,750 --> 02:06:43,708
‫ولی بچه‌مون نجات پیدا می‌کنه.

2195
02:07:07,500 --> 02:07:08,583
‫کاسینیا؟

2196
02:07:12,208 --> 02:07:13,250
‫کاسینیا!

2197
02:07:18,791 --> 02:07:20,250
‫کاسینیا!

2198
02:07:32,333 --> 02:07:34,375
‫کاسینیا!

2199
02:07:56,625 --> 02:08:00,000
‫من هیچ‌وقت با دل
‫خوش نرفتم نوو-اوگاریوو.

2200
02:08:00,208 --> 02:08:02,375
‫اون فضای خشک و
‫ورزشی افسرده‌م می‌کرد.

2201
02:08:02,583 --> 02:08:06,625
‫یه بار که از استکهلم
‫برگشتم، دیگه پام رو اونجا نذاشتم.

2202
02:08:06,833 --> 02:08:08,875
‫اعتماد یه شاهزاده امتیاز نیست

2203
02:08:09,083 --> 02:08:10,708
‫بلکه یه حکم محکومیت‌‌ـه.

2204
02:08:10,875 --> 02:08:14,333
‫من نقشم رو بازی کرده
‫بودم، دیگه به دردم نمی‌خورد.

2205
02:08:14,958 --> 02:08:17,958
‫یه جایی، دیگه عادت
‫دیدن من رو از دست داد.

2206
02:08:18,125 --> 02:08:19,250
‫همین.

2207
02:08:20,458 --> 02:08:22,583
‫اون زود بیدار می‌شه،
‫تخم‌مرغ تازه صبحونه می‌خوره

2208
02:08:22,750 --> 02:08:25,333
‫از مزرعه‌ی پاتریارک کوفتیل.

2209
02:08:25,500 --> 02:08:28,375
‫اونجاست که یادداشت‌های
‫محرمانه رو می‌خونه

2210
02:08:28,500 --> 02:08:30,375
‫و دستوراتش رو صادر می‌کنه.

2211
02:08:31,000 --> 02:08:33,833
‫بعدش یه کیلومتر شنا می‌کنه.

2212
02:08:34,000 --> 02:08:36,250
‫اولین بازدیدکننده‌هاش
‫کنار استخر منتظرن.

2213
02:08:36,375 --> 02:08:39,083
‫وزرا، مشاوران، مدیران شرکت‌ها.

2214
02:08:39,875 --> 02:08:43,833
‫کاروان ریاست‌جمهوری
‫اوایل بعدازظهر راه می‌افته.

2215
02:08:44,458 --> 02:08:46,875
‫خیابون‌ها نیم ساعت زودتر بسته شدن.

2216
02:08:47,083 --> 02:08:51,333
‫از نوو-اوگاریوو تا کرملین، پوتین
‫از پایتخت یخ‌زده‌ش عبور می‌کنه.

2217
02:08:52,083 --> 02:08:54,208
‫اون‌وقت روز واقعی‌ش شروع می‌شه.

2218
02:08:55,333 --> 02:08:57,833
‫که گاهی وقت‌ها تا
‫سپیده‌دم طول می‌کشه.

2219
02:09:00,875 --> 02:09:02,708
‫فقط یه نفر نمی‌خوابه

2220
02:09:04,083 --> 02:09:07,833
‫و هر کی تو مسکو مهم
‫باشه، تو بیداریش شریکه.

2221
02:09:08,458 --> 02:09:10,333
‫مثل زمان استالین.

2222
02:09:12,375 --> 02:09:13,625
‫کیه اونجا؟

2223
02:09:16,541 --> 02:09:18,375
‫سلام، عزیزم.

2224
02:09:19,458 --> 02:09:21,083
‫می‌تونم با ماچکا بازی کنم؟

2225
02:09:21,250 --> 02:09:23,333
‫البته. مزاحم‌مون نیستی.

2226
02:09:24,708 --> 02:09:26,208
‫کجاست؟

2227
02:09:26,333 --> 02:09:27,958
‫ماچکا کجا رفته؟

2228
02:09:28,083 --> 02:09:29,458
‫- زیر میزه؟
‫- نه.

2229
02:09:29,583 --> 02:09:31,125
‫- زیر میز نیست؟
‫- نه.

2230
02:09:31,333 --> 02:09:32,583
‫- زیر بالشته؟
‫- نه.

2231
02:09:32,750 --> 02:09:34,083
‫- مطمئنی؟
‫- نه.

2232
02:09:34,250 --> 02:09:35,833
‫- اون زیر پیانوئه؟
‫- نه.

2233
02:09:35,916 --> 02:09:38,125
نه؟ -
نه -

2234
02:09:38,166 --> 02:09:39,833
‫- اونجاست!
‫- ایناهاش!

2235
02:09:40,250 --> 02:09:41,250
!ایناهاش

2236
02:09:45,666 --> 02:09:49,000
‫تمام خوشبختی‌ای که
‫تا به حال داشتم، تو وجود اونه.

2237
02:09:49,875 --> 02:09:51,000
‫بابا

2238
02:09:51,125 --> 02:09:54,625
‫ماچکا چی می‌گفت اگه
‫می‌تونست حرف بزنه؟

2239
02:09:54,750 --> 02:09:56,166
‫فکر کنم می‌گفت:

2240
02:09:56,208 --> 02:09:58,375
‫"اگه یه خرگوش واقعی داشتم،
‫بیشتر بهم خوش می‌گذشت."

2241
02:09:58,375 --> 02:09:59,250
‫بابا!

2242
02:09:59,291 --> 02:10:00,166
نه، نه

2243
02:10:00,166 --> 02:10:01,625
‫اون می‌گفت:

2244
02:10:01,750 --> 02:10:04,041
‫"آنیا، من بیشتر از
‫هر چیزی دوستت دارم.

2245
02:10:04,250 --> 02:10:06,250
‫"فقط می‌خوام با تو بازی کنم."

2246
02:10:08,125 --> 02:10:10,000
‫من عاشق گربه‌ها نیستم.

2247
02:10:10,125 --> 02:10:12,750
‫ولی تا کی می‌تونم خوشحالش کنم؟

2248
02:10:13,875 --> 02:10:16,375
‫قبل از آنیا، من
‫ترس رو نمی‌شناختم.

2249
02:10:16,500 --> 02:10:20,250
‫از اولین باری که دیدمش،
‫تو وحشت زندگی می‌کنم.

2250
02:10:20,250 --> 02:10:23,125
‫زندگی من تو دست‌های
‫اونه، نه برعکس.

2251
02:10:24,250 --> 02:10:26,666
‫دخترم نه ساعت‌ها رو
‫می‌شماره نه روزها رو.

2252
02:10:27,916 --> 02:10:29,875
‫من همیشه تو آینده زندگی می‌کردم.

2253
02:10:32,250 --> 02:10:34,375
‫اون به من حال رو هدیه داد.

2254
02:12:18,541 --> 02:12:21,041
[جادوگر کرملین]

2255
02:12:25,291 --> 02:12:28,250
[بر اساس رمانی از جولیانو دا اِمپولی]
