﻿1
00:00:۰3,070 --> 00:00:۰7,490
انتزاعی: هنر طراحی
قسمت ۳: روث کارتر

1
00:00:۰8,070 --> 00:00:11,490
زیرنویس اختصاصی فیلیمو

1
00:00:13,070 --> 00:00:17,490
بعضیا فکر می‌کنن چون عاشق مد هستم، طراح لباس شدم

2
00:00:20,580 --> 00:00:22,250
ولی قضیه فقط همین نیست

3
00:00:23,160 --> 00:00:25,960
قهرمانان من لنگستون هیوز

4
00:00:26,040 --> 00:00:30,300
جیمز بالدوین، نیکی جیووانی و سونیا سانچز

5
00:00:31,010 --> 00:00:33,090
نمایشنامه‌نویس‌ها و شاعران بودن

6
00:00:33,510 --> 00:00:36,220
اونا طراحانی بودن که روی من اثر گذاشتن

7
00:00:37,260 --> 00:00:40,850
بعضیا فکر می‌کنن نشستم کوک می‌زنم
ولی این تمام کارم نیست

8
00:00:41,680 --> 00:00:44,690
کاری که میکنم گفتن قصه‌هاس

9
00:01:37,740 --> 00:01:41,160
وقتی اولش برای تئاترها لباس طراحی می‌کردم

10
00:01:41,240 --> 00:01:45,080
مامانم به یکی از اجراها اومد، بعدش اومد پشت صحنه

11
00:01:46,460 --> 00:01:48,290
و تو اتاق لباس نشست

12
00:01:48,370 --> 00:01:51,590
درحالی‌که من داشتم لباس‌های شسته‌شده
رو که از 

13
00:01:51,670 --> 00:01:54,000
کارگاه اومده بود، جمع می‌کردم

14
00:01:54,380 --> 00:01:56,220
بهم گفت
«یعنی می‌خوایی بهم بگی 
15
00:01:56,380 --> 00:01:59,680
که نشستی ۴ سال درس خوندی و مدرک گرفتی 

16
00:01:59,760 --> 00:02:02,430
که بیایی و لباس شسته‌های بقیه رو جمع کنی؟»

17
00:02:07,430 --> 00:02:09,730
طراحی لباس چیه؟ 

18
00:02:11,110 --> 00:02:13,440
کسی دقیقاً نمی‌دونه ماها چه کار می‌کنیم؟

19
00:02:13,770 --> 00:02:16,070
طراحی مده؟ خیاطی ئه؟

20
00:02:17,320 --> 00:02:21,700
منظورم اینه، همه می‌دونن نورپردازی و کارگردانی چیه

21
00:02:22,200 --> 00:02:25,410
فکر کنم هرچقدر ما 
به مثابه بدنه‌ی فیلمسازی رشد کردیم

22
00:02:25,490 --> 00:02:28,410
توجه بیشتری به این قضیه، به‌عنوان یه فرم هنری شد

23
00:02:31,330 --> 00:02:36,550
طراحی لباس برای من یعنی
روند ساخت یه

24
00:02:36,630 --> 00:02:39,300
یه ایده و تبدیلش به چیزی زنده

24
00:02:36,630 --> 00:02:۴۱,300
(آمیستاد، ۱۹۹۷)

25
00:02:39,630 --> 00:02:41,930
اولش از اینجا شروع میشه

26
00:02:42,260 --> 00:02:45,100
و بعد، آه... توسعه پیدا میکنه

27
00:02:46,970 --> 00:02:50,020
باید درباره‌ی مردم بدونی 

27
00:02:46,۰70 --> 00:02:50,020
(رزوود، ۱۹۹۷)

28
00:02:51,940 --> 00:02:55,150
چه چیزی یه آدم رو می‌سازه

28
00:02:51,۴40 --> 00:02:55,۸50
(کار درست رو انجام بده، ساخته اسپایک لی، ۱۹۸۹)

28
00:02:5۶,۴40 --> 00:02:5۸,۸50
(عشق چه ربطی به قضیه داره؟، ۱۹۹۳)


29
00:02:56,230 --> 00:02:58,690
کجا زندگی می‌کنن، به چی اعتقاد دارن

30
00:03:01,740 --> 00:03:04,700
گاهی این توی خروجی خیلی موثره

30
00:03:01,740 --> 00:03:04,۰00
(سلما، ۲۰۱۴)


31
00:03:05,700 --> 00:03:07,040
اینا همه‌اش قصه‌گویی ئه

32
00:03:13,380 --> 00:03:16,750
بهترین طراح لباس کار دقیق

33
00:03:16,840 --> 00:03:19,420
آماده‌سازی صحنه برای بیننده رو انجام میده

34
00:03:20,130 --> 00:03:22,680
وقتی کار به دست کسی مثل روث کارتر سپرده میشه

35
00:03:22,760 --> 00:03:26,680
حتی نمیتونی بگی که اون داره
برای قصه‌ی فیلم چیزی طراحی می‌کنه

35
00:03:2۳,۴60 --> 00:03:26,۹80
(تانیشا سی. فورد، استاد رشته نقد فرهنگی)

36
00:03:27,890 --> 00:03:30,100
یه مسیر قطعی وجود داره که روث

37
00:03:30,180 --> 00:03:31,810
لباس‌هاش رو آماده می‌کنه

38
00:03:31,890 --> 00:03:3۵,۴90
(آول اریکزو، هنرمند) 

38
00:03:31,890 --> 00:03:34,690
که بهت این حس رو میده
که اون نقش، کیه

39
00:03:34,770 --> 00:03:36,900
درحقیقت اونا مالک

40
00:03:36,980 --> 00:03:39,690
صاحب، راستش
نمی‌خوام بگم صاحب لباس ها هستن

41
00:03:39,780 --> 00:03:43,280
چون فکر می‌کنم قدرت در اینه که
فکر نکنی اینا «لباس‌ها»ی اون شخصیت‌ها هستن

42
00:03:43,360 --> 00:03:45,720
بلکه فکر کنی
«این‌ها خود اون افرادن»


43
00:03:4۷,580 --> 00:03:51,۵60
(روزای مدرسه، ۱۹۸۸)


43
00:03:48,580 --> 00:03:51,660
به‌عنوان یه کارگردان
همیشه می‌خوایی بهترین‌ها اطرافت باشن 

44
00:03:51,750 --> 00:03:53,710
فیلم‌هایی که با روث کار کردم، مثل این نیست که 

45
00:03:54,۰10 --> 00:03:5۹,۰70
(اسپایک لی، کارگردان، همکاری با روث در ۱۲ فیلم)

45
00:03:54,210 --> 00:03:55,670
همه‌اش بخواهی راجع به کار حرف بزنی

46
00:03:57,040 --> 00:03:58,300
خودمون از قبل می‌دونیم که باید چی کار کنیم

46
00:03:5۹,40 --> 00:0۴:۰۳,۰00
(بهترین بلوز، ۱۹۹۰) 

47
00:03:58,750 --> 00:04:01,760
بهش اعتماد دارم
می‌دونم با دست پر برمی‌گرده 

48
00:04:01,840 --> 00:04:04,130
و چیزهایی رو بهم نشون خواهد داد
که دقیقاً قراره توی فیلم باشه


49
00:04:0۵,550 --> 00:04:09,۹20
(اولدبوی، ۲۰۱۳)


49
00:04:06,550 --> 00:04:09,520
باعث میشه توی اون لباس‌ها 
احساس خوبی داشته باشی

50
00:04:09,600 --> 00:04:11,560
می‌تونی بگی کِی 

50
00:04:۱۲,600 --> 00:04:1۶,560
(ساموئل ال. جکسون، بازیگر، همکاری با روث در ۸ فیلم)

51
00:04:11,640 --> 00:04:15,560
به نتیجه رسیده یا احساس کرده
که به نتیجه‌ی مطلوب رسیده

52
00:04:17,900 --> 00:04:20,900
چیزی که کار روث رو زیبا می‌کنه انسانیته

53
00:04:20,990 --> 00:04:23,820
اصلاً حس لباس ابرقهرمانی بهت نمیده
انگار یه لباس عادی پوشیدی

54
00:04:2۲,۵00 --> 00:04:2۴,۱80
(رایان کوگلر، کارگردان پلنگ سیاه)


54
00:04:2۴,۵00 --> 00:04:2۸,۱80
(پلنگ سیاه، ۲۰۱۸)

54
00:04:23,900 --> 00:04:25,780
حتی اگر اون لباس خیلی افراطی بنظر برسه

55
00:04:25,860 --> 00:04:29,950
آدم‌ها از هواپیما می‌پرن پایین
و در نبردهای بزرگ افروفیوچریستیک می‌جنگن

56
00:04:31,450 --> 00:04:34,160
همچنان این حس رو میده که 
این شخصیت‌ها لباس رو پوشیدن

57
00:04:34,620 --> 00:04:35,710
و به تنشون نشسته

58
00:04:36,210 --> 00:04:37,670
کاملاً حس انسانی داره

59
00:04:38,090 --> 00:04:41,460
اینم از اون چیزاییه که گاهی از خودم می‌پرسم
«پسر! چطوری این کار رو انجام داده؟»

60
00:04:44,590 --> 00:04:4۶,۶70
(لس آنجلس، کالیفرنیا) 

60
00:04:45,590 --> 00:04:48,970
اولین کاری که می‌کنم اینه که
فیلمنامه رو تقطیع می‌کنم

61
00:04:51,560 --> 00:04:56,520
کلی غافلگیری در اولین دور 
خواندن فیلمنامه هست

62
00:04:57,270 --> 00:05:00,070
«چطوری قراره به این حمله کنیم؟

63
00:05:00,150 --> 00:05:04,950
مدیر فیلمبرداری چطور می‌خواد 
با این پالت رنگی کار بکنه؟‌

64
00:05:05,700 --> 00:05:09,490
فکر و ایده‌ی کارگردان
درباره‌ی این شخصیت‌ها چیه

65
00:05:09,580 --> 00:05:11,330
و دیگران چطور می‌بینن این شخصیت‌هارو؟»

66
00:05:12,240 --> 00:05:15,370
یکی از بهترین کارهام در ریشه‌ها بود


66
00:05:12,240 --> 00:05:1۶,370
(ریشه‌ها، ۲۰۱۶)

67
00:05:17,710 --> 00:05:19,750
«صدای طبل‌ها رو می‌شنویم و

68
00:05:20,420 --> 00:05:24,130
این صدا تبدیل به فریاد آفریقایی‌هایی میشه
که دارن به بردگی گرفته میشن

69
00:05:24,550 --> 00:05:27,010
و بعد صدای امواج دریا به این ترکیب اضافه میشه

70
00:05:27,340 --> 00:05:29,970
کیزی کسی رو می‌بینه که به سمتش میاد

71
00:05:30,050 --> 00:05:33,310
مثل روز براش مشخصه 
که اون، کنتا کیانته‌ی جوانه»

72
00:05:34,480 --> 00:05:36,770
به زیبایی نوشته شده

73
00:05:37,810 --> 00:05:41,070
کار من، تصویری کردن این قصه است

74
00:05:41,320 --> 00:05:44,360
میدونی، برای ساختن این طرح‌ها و رنگ‌ها

75
00:05:44,440 --> 00:05:47,780
که چقدر زیبا درون داستان جا گرفتن

76
00:05:51,660 --> 00:05:55,290
فکر کنم اولین طرح ذهنی
خیلی کلی و بزرگ باشه

77
00:05:57,790 --> 00:06:00,080
می‌خواهی که رنگ‌های درون صحنه

78
00:06:00,170 --> 00:06:03,880
از کلمات درون متن حمایت کنن

79
00:06:05,800 --> 00:06:09,220
خاک، طبل‌ها و دریا

80
00:06:10,510 --> 00:06:12,970
اون آبی نیلی مخصوص آفریقا

81
00:06:13,060 --> 00:06:17,350
موهای کیزی به شکل سنتی
منطقه‌شان بافته شده 

82
00:06:17,680 --> 00:06:20,150
می‌تونی رنگ زمین رو درش حس کنی

83
00:06:20,230 --> 00:06:23,110
رنگی به سرخیِ رُس یا قهوه‌ایِ خاک

84
00:06:23,190 --> 00:06:26,740
یه جورایی میتونی غنای صحنه رو حس کنی

85
00:06:27,780 --> 00:06:30,860
این بخش مبتنی بر تخیلِ روند کاره

85
00:06:۳۴,۳80 --> 00:06:3۷,860
(کارگاه طراحی لباس، لس آنجلس) 

86
00:06:42,380 --> 00:06:44,550
فیلمنامه اولین قدم کاره

87
00:06:45,590 --> 00:06:47,800
اون رو می‌گیرم و تفسیر و بسط می‌دم

88
00:06:51,390 --> 00:06:55,640
الان ما در انبار لباس‌های فیلم 
دولمایت نام من است قرار داریم 

89
00:06:55,720 --> 00:06:57,220
که ادی مورفی بازی‌اش می‌کرد

90
00:06:58,350 --> 00:07:00,890
دولمایت قصه‌ی رودی ری‌مور رو روایت میکنه

91
00:07:01,100 --> 00:07:03,610
اون یه کمدین بود

92
00:07:03,690 --> 00:07:07,360
و شخصیت بدکار خودش رو به نام دولمایت خلق کرد

93
00:07:07,780 --> 00:07:09,650
دولمایت اسم منه 

93
00:07:07,780 --> 00:07:۱۳,650
(دولمایت، ۱۹۷۵)

94
00:07:09,740 --> 00:07:12,410
کل‌کل با کله‌گنده‌ها کار منه

 

96
00:07:14,530 --> 00:07:17,540
دهه‌ی ۷۰ زمانی بسیار شخصی‌ای برای خودم بود

97
00:07:17,620 --> 00:07:19,460
زمانی که اوایل جوانی‌ام بود و

98
00:07:19,540 --> 00:07:22,290
خیلی چیزها از اون موقع یادمه

99
00:07:22,370 --> 00:07:26,840
بنابراین تمام اون خاطرات رو
در طراحی لباس این فیلم زنده کردم

100
00:07:28,010 --> 00:07:31,130
می‌دونستیم که قراره 
کلی سروصدا به پا کنه

101
00:07:31,550 --> 00:07:36,510
تمام پارچه‌ها،‌دوخت‌ها، دکمه‌ها و برش‌ها

102
00:07:36,930 --> 00:07:39,310
و روش ترکیب کردنشون

103
00:07:39,390 --> 00:07:41,770
داره حقیقت داستان این شخصیت

104
00:07:41,850 --> 00:07:44,270
رو که از خود زندگی بزرگ‌تر بود، بازگو می‌کنه

105
00:07:47,360 --> 00:07:50,070
بعد مرحله‌ی عملی کردن ایده‌ها رسید

106
00:07:50,150 --> 00:07:52,240
«شکل بیرونی این ایده‌ها واقعاً چه جوریه؟»

107
00:07:52,320 --> 00:07:56,450
یا
«چطور اونارو جلوی خودم مجسم کنم و بتونم شناسایی‌شون کنم؟»

108
00:07:57,330 --> 00:07:59,870
آدمای زیادی هستن که باید درباره‌ی
تصور و نگاهت بدونن

109
00:07:59,950 --> 00:08:02,830
بنابراین، این بوردها به این کار کمک می‌کنن

110
00:08:03,830 --> 00:08:07,170
این یه تخته‌ی درهم‌وبرهم از پارچه‌ها

111
00:08:07,250 --> 00:08:09,340
بریده‌ی صفحات مجلات

112
00:08:09,420 --> 00:08:11,470
تصویرسازی‌ها و طراحی

113
00:08:11,550 --> 00:08:13,720
و عکس‌هایی از فیلم اصلیه

114
00:08:14,130 --> 00:08:16,090
هرچیزی که الهام‌بخش باشه

115
00:08:17,220 --> 00:08:19,520
هرچیزی که دولمایت به‌عنوان لباس مخصوصش بتونه بپوشه

116
00:08:20,100 --> 00:08:22,270
نمی‌خوام با این مزخرف سوار ماشینم بشم

117
00:08:22,350 --> 00:08:24,350
خوشحالم که همه‌ی لباس‌هام رو آوردی

118
00:08:24,770 --> 00:08:30,070
این قراره به لباسی که 
دولمایت می‌پوشید خیلی نزدیک باشه

119
00:08:30,530 --> 00:08:33,650
حقیقتاً نمی‌دونیم اون توری رو از کجا آورده بودن

120
00:08:33,740 --> 00:08:37,200
دارم فکر می‌کنم اگه
دولمایت بتونه تو این کت راه بره

121
00:08:37,490 --> 00:08:40,120
حتماً می‌گفت
«هی پسر! اینو از رو زره ساختن»

122
00:08:40,370 --> 00:08:41,790
منم می‌گفتم
«چی؟؟»

123
00:08:42,250 --> 00:08:44,210
ولی خب این چیزی که ما استفاده کردیم

124
00:08:44,290 --> 00:08:46,960
قطعاً از زنجیر زره خیلی راحت‌تر و آروم‌تره

125
00:08:47,460 --> 00:08:50,960
میدونی، به محض این که تموم بشه
به لباسی واسه تن زدن تبدیل میشه

126
00:08:51,050 --> 00:08:52,880
بعد، بازیگر رو میاری و تنش میکنی

127
00:08:52,970 --> 00:08:54,760
خیلی راضی‌ام ازش

128
00:08:59,140 --> 00:09:02,350
اتاق پرو یه‌جور جای تبدیله

129
00:09:03,350 --> 00:09:07,150
قراره توی صحنه‌ی خلافکاری باشی
پس باید درست و حسابی اونجا بری

130
00:09:07,770 --> 00:09:10,980
بیا ببینیم این پیرهن چطوری میشه
اون سبزه

131
00:09:11,730 --> 00:09:15,780
اون همیشه می‌خواد با لباسی که می‌پوشی راحت باشی

132
00:09:15,860 --> 00:09:18,910
بنابراین زمانی که داری بازی میکنی
بهترین بازی‌ات رو ارائه می‌دی

133
00:09:19,660 --> 00:09:21,580
داره شلوار می‌پوشه

134
00:09:22,580 --> 00:09:24,580
بعضی وقت‌ها می‌خواستم محو بشم

135
00:09:24,660 --> 00:09:28,750
و گاهی هم می‌خواستم تو کانون توجه باشم 

136
00:09:28,830 --> 00:09:30,040
همونطور که خودش میدونه

137
00:09:30,340 --> 00:09:31,840
بچرخ، بذار ببینم

138
00:09:32,050 --> 00:09:32,920
اوه

139
00:09:33,010 --> 00:09:35,090
رفتی دهه ۷۰

140
00:09:35,880 --> 00:09:38,970
وقتی لباسم رو می‌پوشم و به خودم نگاه می‌کنم

141
00:09:39,050 --> 00:09:40,600
می‌بینم که همه‌چی تکمیل شده

142
00:09:41,390 --> 00:09:43,770
آره!‌ خودشه

143
00:09:45,230 --> 00:09:47,190
فکر کنم دیدن این که بازیگر

144
00:09:47,270 --> 00:09:51,020
و کاراکتر چطور در هم ترکیب میشن، خیلی دلفریبه

145
00:09:51,400 --> 00:09:54,400
آره، حالا برو وایسا و ژست بگیر

146
00:09:54,780 --> 00:09:55,780
عالیه

147
00:09:55,990 --> 00:09:58,860
این واقعاً کارته
این اون چیزیه که دیگران ازت می‌خوان انجام بدی

148
00:09:58,950 --> 00:10:00,030
یقه باز

149
00:10:01,240 --> 00:10:02,240
حله

150
00:10:0۴,620 --> 00:10:08,000
(دولمایت نام من است، ۲۰۱۹، پشت صحنه)

150
00:10:05,620 --> 00:10:08,000
به چیزها نگاه می‌کنم 
و می‌خوام ببینم که چطور می‌تونن بهتر

151
00:10:08,080 --> 00:10:09,540
باشن و چطور می‌تونن تغییر ایجاد بکنن

152
00:10:09,630 --> 00:10:13,050
مثل نقاش دربرابر نقاشی‌اش، هیچوقت تموم نمیشه

153
00:10:13,380 --> 00:10:15,300
درباره‌ی تمام طراحی لباس‌هام همین حس رو دارم

154
00:10:16,470 --> 00:10:19,510
باید گاهی چیزهایی رو که نمی‌خوایی ببینی
تا بدونی چه چیزهایی رو می‌خوایی
 
155
00:10:19,590 --> 00:10:22,640
گاهی هم اینطوریه که
«اوه خدا یه لحظه وایسا

156
00:10:22,930 --> 00:10:26,180
کتت رو ببند، پیرهنت رو از شلوار دربیار.. بدو بدو

157
00:10:26,270 --> 00:10:27,730
چقدر وقت دارم؟»

158
00:10:29,810 --> 00:10:31,980
ماژیک -
شروع کنیم واسه تمرین بچه‌ها -

159
00:10:32,060 --> 00:10:35,530
تمومی نداره
گاهی باید منو از صحنه بکشن بیرون

160
00:10:35,610 --> 00:10:38,650
منم دارم داد و فریاد می‌کنم
بعد تازه میرن سراغ ضبط

161
00:10:38,740 --> 00:10:40,860
بریم مارک، ضبط می‌کنیم -
ضبط -

162
00:10:44,280 --> 00:10:46,620
واقعاً از بازسازی دهه ۷۰ لذت می‌برم

163
00:10:47,080 --> 00:10:48,750
دهه ۷۰ دوره‌ی من بود

164
00:10:50,620 --> 00:10:54,590
اون سال‌های دبیرستان
به تئاتر خیلی علاقه داشتم

165
00:10:54,670 --> 00:10:57,670
عاشق هنرهای نمایشی بودم

166
00:10:58,170 --> 00:11:02,640
وقتی رفتم کالج، با گروه
تئاتر وقت می‌گذروندم و

167
00:11:03,010 --> 00:11:04,760
در نمایش‌ها بازی می‌کردم

168
00:11:04,850 --> 00:11:08,180
یادمه برای نمایش 
بورژوای نجیب‌زاده از مولیر تست میدادم

169
00:11:08,270 --> 00:11:10,730
تو تست موفق نشدم

170
00:11:11,060 --> 00:11:14,020
ولی مدیر نمایش گفت
«می‌خوایی کار لباس‌های نمایش رو به‌عهده بگیری؟»

171
00:11:14,110 --> 00:11:15,190
منم گفتم 
«باشه»

172
00:11:16,230 --> 00:11:19,900
هیچ مطالعه‌ی دانشگاهی روی طراحی لباس نبود

173
00:11:19,990 --> 00:11:22,700
ولی من میدونستم که چطور
باید حول نمایشنامه باشم

174
00:11:22,950 --> 00:11:25,830
به یه پارچه فروشی محلی رفتم 

175
00:11:25,910 --> 00:11:28,580
و کلی پارچه و چندین طرح گرفتم

176
00:11:32,250 --> 00:11:36,130
و در هر نمایش بعد از نمایش دیگه‌ای
زیاد و زیادتر شدن

177
00:11:36,210 --> 00:11:39,800
خیلی زود 
من تو کل دانشکده، طراح لباس شده بودم


178
00:11:4۲,090 --> 00:11:4۵,510
(مرکز تئاتر لس آنجلس، کالیفرنیا) 

178
00:11:44,090 --> 00:11:46,510
تئاتر اولین عشق من بود 

179
00:11:47,180 --> 00:11:50,060
طراحی برای تئاتر نسبت به طراحی 

180
00:11:50,600 --> 00:11:52,640
برای فیلم خیلی متفاوته

181
00:11:54,980 --> 00:11:58,190
در تئاتر شما 
از منظر تماشاچی داری به 

182
00:11:58,280 --> 00:11:59,610
طراحی و اجرا نگاه میکنی

183
00:12:03,070 --> 00:12:07,330
مقدار دقیقی از طرح و رنگ وجود داره

184
00:12:07,410 --> 00:12:10,950
و مسائلی که با فاصله گرفتن از موضوع
کمتر اونارو می‌بینی

185
00:12:11,910 --> 00:12:16,250
بنابراین ما الگوها و طرح‌ها رو
کمی بزرگتر از نسبت‌های حقیقی‌شون می‌گیریم

186
00:12:16,330 --> 00:12:20,630
و کارهایی که انجام دادی
از چشم تماشاچی پنهان نمی‌مونه

187
00:12:21,880 --> 00:12:25,930
ولی در فیلم 
چون همه‌چیز در ابعاد خیلی عظیمی صورت میگیره

188
00:12:26,010 --> 00:12:30,430
چیزهایی که تأثیرات روی فیلم دارن 
و گاهی هم خیلی جزئی هستن

189
00:12:31,430 --> 00:12:34,390
اما ورود به سینما، آخرین چیزی بود که بهش فکر می‌کردم 

190
00:12:34,480 --> 00:12:36,400
واقعاً تلاش داشتم که در تئاتر کار کنم

191
00:12:38,400 --> 00:12:40,110
در این سالن تئاتر 

192
00:12:40,190 --> 00:12:43,740
و برای گروه رقص لباس طراحی کردم

193
00:12:44,110 --> 00:12:48,740
و این، همون نمایشی بود که من رو به اسپایک لی معرفی کرد

194
00:12:50,410 --> 00:12:52,790
در مقام کارگردان
باید کاشف استعداد هم باشی

195
00:12:52,870 --> 00:12:55,330
داشتم گروهی رو می‌ساختم 
که من مدیرشون بودم

196
00:12:56,120 --> 00:12:58,340
میدونی مثل ورزش 
تیم خودم رو جمع می‌کردم

197
00:12:59,130 --> 00:13:00,550
و به یک طراح لباس نیاز داشتم

198
00:13:01,880 --> 00:13:04,050
برام یه کارت پستال فرستاد

199
00:13:04,130 --> 00:13:07,390
و منو به نمایش فیلم 
می‌خواد به دستش بیاره دعوت کرد

200
00:13:08,090 --> 00:13:10,010
با خودم گفتم
«عمراً! بذارش توی کشو

201
00:13:10,100 --> 00:13:12,430
یه فیلم دیگه از اسپایک لی! بذارش تو کشو»

202
00:13:12,520 --> 00:13:16,520
بعدش اون دوستم که منو بهش معرفی کرده بود، زنگ زد و گفت

203
00:13:16,600 --> 00:13:18,610
«اسپایک با فیلم می‌خواد به دستش بیاره 

204
00:13:18,690 --> 00:13:20,270
داره میره جشنواره کن»

205
00:13:20,360 --> 00:13:21,820
بعد من اینجوری بودم که
«چی؟؟

206
00:13:22,110 --> 00:13:24,690
چرا من به هیچ‌کدوم 
از کارت پستال‌هاش جواب نداده بودم!»

207
00:13:26,070 --> 00:13:29,990
یکی یه بار ساعت ۵ صبح بهم زنگ زد

208
00:13:30,240 --> 00:13:32,290
گفت: روث؟
گفتم: بله؟

209
00:13:32,410 --> 00:13:33,870
«روث؟»
«بله؟»

210
00:13:33,950 --> 00:13:35,790
«روث؟»
«بله؟»

211
00:13:36,330 --> 00:13:38,080
«مرد رویاهات تماس گرفته»

212
00:13:39,040 --> 00:13:41,090
منم گفتم 
«دنزل؟»

213
00:13:41,960 --> 00:13:43,550
«نه! اسپایک‌ام»

214
00:13:50,640 --> 00:13:53,220
کارگردانی کار درست رو انجام بده

215
00:13:53,720 --> 00:13:58,730
تو گرم‌ترین روز تابستون انجام میشد

216
00:13:59,400 --> 00:14:02,020
شلوارک و رکابی

217
00:14:02,480 --> 00:14:03,860
جین‌های بریده شده

218
00:14:04,360 --> 00:14:07,280
منظورم اینه که 
به لباسی که روث واسه رزی پرز در صحنه‌ی افتتاحیه

219
00:14:07,360 --> 00:14:09,070
فیلم درست کرده نگاه کنید

220
00:14:09,200 --> 00:14:11,580
تمام اون چیزهایی که تن رزی در حال رقص بود

221
00:14:11,660 --> 00:14:13,120
همه... همه‌اش کار روث کارتر بود

222
00:14:13,830 --> 00:14:15,080
کار درست رو انجام بده فیلمی بود که 

223
00:14:15,160 --> 00:14:18,750
یه تنه عرصه مد و فشن 
هیپ‌هاپ رو تکون داد

224
00:14:19,080 --> 00:14:22,040
سرخپوست‌ها، زردپوست‌ها
سیاه‌ها و سبزها همه و همه

225
00:14:22,130 --> 00:14:25,960
همگی داشتن از این تنوع غرب آفریقایی تقلید میکردن

226
00:14:26,460 --> 00:14:29,130
اون موقع تو بروکلین خیلی مرسوم بود که

227
00:14:29,220 --> 00:14:33,390
به فرهنگ خودت و به آفریقا متصل باشی

228
00:14:33,470 --> 00:14:35,430
لباس‌های کنته بپوشی 
(کنته: یکی از انواع پارچه و لباس‌های سنتی آفریقای غربی)

229
00:14:35,520 --> 00:14:39,940
گردنبندی بندازی که نقشه‌ی 
آفریقا روش باشه

230
00:14:40,020 --> 00:14:43,770
ما می‌خواستیم این بالاپوش‌های آفریقایی

231
00:14:43,860 --> 00:14:45,780
و البسه‌ی آفریقایی رو

232
00:14:46,230 --> 00:14:52,320
می‌خواستیم یه جورایی اونارو 
به خرده فرهنگ درون شهری متصل کنیم

233
00:14:52,820 --> 00:14:55,290
او از این پالت رنگی متنوع

234
00:14:55,370 --> 00:14:57,700
به‌عنوان رنگ‌های اعتراضی استفاده می‌کرد

235
00:14:58,040 --> 00:15:01,670
به همین دلیل که
لباس‌های کار درست رو انجام بده انقدر مهم هستن

236
00:15:01,750 --> 00:15:03,670
چون به ما کمک می‌کنن تا 

237
00:15:03,750 --> 00:15:05,500
سیاست فضای جامعه رو درک کنیم

238
00:15:05,590 --> 00:15:09,340
بیشتر تماشاچی‌ها در میانه‌ی آمریکا، درواقع تجربه‌ای از

239
00:15:10,260 --> 00:15:12,340
لحظه‌ای نداشتن که جان سویج 

240
00:15:12,430 --> 00:15:15,680
که لباس لری برد در بوستون رو پوشیده

241
00:15:15,970 --> 00:15:20,350
اشتباهی پاش رو می‌ذاره روی 
کفش‌های نوی جردنی که پای باگین اوت بوده

242
00:15:20,560 --> 00:15:21,560
تو

243
00:15:22,600 --> 00:15:24,610
این اون بخشی از فرهنگه که... منظورم اینه که

244
00:15:24,690 --> 00:15:25,690
تو

245
00:15:26,150 --> 00:15:28,110
به همین دلیله که فیلم همچنان به‌عنوان

246
00:15:28,190 --> 00:15:30,110
یکی از اثرگذارترین آثار درباره‌ی 

247
00:15:30,200 --> 00:15:33,320
ارتباطات نژادی در قرن بیستم، حرف داره

248
00:15:34,660 --> 00:15:38,500
هالیوود به اسپایک لی‌ها چندان عادت نداشت

249
00:15:38,580 --> 00:15:42,000
می‌خواست سیاهپوست‌ها رو در فیلم‌ها و در سینماها، به شیوه‌ی

250
00:15:42,080 --> 00:15:45,130
طبیعی‌تری نشون بده

251
00:15:46,000 --> 00:15:48,460
ما اصلاً تصویر مثبتی از 

252
00:15:48,760 --> 00:15:50,220
خودمون نداشتیم

253
00:15:50,470 --> 00:15:52,630
من با تماشای فیلم‌های

254
00:15:52,880 --> 00:15:55,100
سیاه و سفید بزرگ شدم

255
00:15:59,060 --> 00:16:01,480
تولد یک ملت یکی از اولین فیلم ها بود

255
00:15:5۸,060 --> 00:16:0۳,480
(تولد یک ملت، ۱۹۱۵) 

256
00:16:01,600 --> 00:16:06,730
برای آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار خیلی توهین‌آمیز بود

257
00:16:06,820 --> 00:16:09,860
مرد سفیدپوستی که صورتش رو سیاه کرده
اینور اونور می‌رفت و

258
00:16:09,940 --> 00:16:14,820
زنی هم جیغ می‌کشید و فرار می‌کرد
انگار که هیولا دیده

259
00:16:15,990 --> 00:16:21,200
و میدونی، تو بقیه‌ی فیلم‌ها هم 
یا داشتیم می‌رقصیدیم یا خدمتکار بودیم

259
00:16:1۷,۵90 --> 00:16:21,200
(بر باد رفته، ۱۹۳۹)


260
00:16:21,790 --> 00:16:23,830
فکر کنم دهه ۶۰ شروع تغییرات بود

259
00:16:۲۲,۵90 --> 00:16:2۶,200
(حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید؟، ۱۹۶۷)

261
00:16:23,920 --> 00:16:25,630
ولی خیلی آروم بود

262
00:16:25,960 --> 00:16:28,670
اما بعد یهو انفجار فیلم‌های سیاه رخ داد

263
00:16:2۷,۵50 --> 00:16:31,۵20
(سزار سیاه، ۱۹۷۳) 

263
00:16:28,750 --> 00:16:31,920
که توش ما سیاه‌ها نقش خلافکار و موادفروش و قاچاقی داشتیم

264
00:16:32,420 --> 00:16:34,776
ده تا از بهترین‌ها واسه من کار می‌کنن

265
00:16:3۳,800 --> 00:16:3۷,۸00
(مک، ۱۹۷۳) 

265
00:16:34,800 --> 00:16:37,600
و از هرکدوم روز ۱۰۰تا کاسب‌ام. می‌فهمی؟

266
00:16:39,680 --> 00:16:43,940
وظیفه‌ی ما این بود 
که این وضعیت رو بازنویسی کنیم

267
00:16:48,230 --> 00:16:50,980
من در شهر کوچک اسپرینگفیلد در ماساچوست بزرگ شدم

267
00:16:4۹,230 --> 00:16:5۲,980
(کتابخانه‌ی مرکزی اسپرینگفیلد، ماساچوست) 

268
00:16:52,440 --> 00:16:55,700
وقتی به کتابخانه‌ی قدیمی کودکی‌ام نگاه می‌کنم

269
00:16:55,990 --> 00:16:59,780
هنوز این حس رو داره که جایی است که

270
00:17:00,040 --> 00:17:04,910
می‌تونم توش خودم رو در شعر و تاریخ غرق کنم

271
00:17:05,000 --> 00:17:09,500
و سعی کنم هرچیزی رو یاد بگیرم

272
00:17:09,590 --> 00:17:12,340
امکانات اینجا تمومی نداره

273
00:17:14,090 --> 00:17:17,510
این کتابخونه درست 
اونطرف خیابان مدرسه‌ی من بود

274
00:17:18,930 --> 00:17:20,180
جای خلوت و آرومی بود

275
00:17:21,930 --> 00:17:25,890
کسی واقعاً ازم نمی‌پرسید اینجا چی می‌خوام

276
00:17:27,150 --> 00:17:29,940
حتی اگه ساعت ۲ بعدازظهر بود 
می‌تونستم بیام کتابخونه

277
00:17:31,110 --> 00:17:33,150
فقط فرار کنم

278
00:17:34,190 --> 00:17:36,400
همیشه می‌خواهیم حواسمون جمع باشه

279
00:17:36,490 --> 00:17:40,830
بنابراین مطالعه درباره‌ی برده‌داری یا آزادی‌های اجتماعی 

280
00:17:40,910 --> 00:17:45,460
برای من به‌عنوان فردی جوان، نقطه‌ی آغاز مناسبی بود

281
00:17:47,750 --> 00:17:51,170
دوست دارم احساس کنم که لباس‌هام

282
00:17:51,250 --> 00:17:54,510
قصه‌ای اساسی‌تر رو روایت می‌کنن

283
00:17:54,920 --> 00:17:58,680
قصه‌ی یک دوران و قصه‌ی یک فرد

284
00:17:58,890 --> 00:18:03,930
دوست دارم حس کنم 
که اونا هم نفس می‌کشن

285
00:18:07,600 --> 00:18:10,310
برای خودم یه روند رشد طبیعی بود

286
00:18:10,400 --> 00:18:13,730
که تو فیلم‌هایی باشم که براشون تحقیق کنم

287
00:18:15,190 --> 00:18:17,570
رنگ‌های اون دوره چیا بودن

288
00:18:17,650 --> 00:18:20,370
اقتصاد اون دوره چه شکلی داشته؟

289
00:18:21,070 --> 00:18:24,990
به محض این که جهانی که شخصیت درش زندگی می‌کنه رو می‌فهمی

290
00:18:25,080 --> 00:18:29,210
می‌تونی با طراحی‌ات از اون بخش قصه حمایت کنی و قوی‌اش کنی

291
00:18:32,500 --> 00:18:35,760
مالکوم ایکس اولین فیلمی بود که کار کردم

292
00:18:35,840 --> 00:18:37,170
و قصه‌اش در دوره‌های متعددی می‌گذشت

293
00:18:37,670 --> 00:18:39,340
او چهره‌ای چندوجهی بود

294
00:18:39,430 --> 00:18:41,590
با تمام کارهایی که تو زندگی‌اش کرده

295
00:18:43,260 --> 00:18:46,470
تحقیق درباره‌ی نیویورک دهه ۴۰ فوق‌العاده بود

296
00:18:46,560 --> 00:18:49,020
هارلم زنده و سرحال بود

297
00:18:49,350 --> 00:18:53,940
و می‌خواستیم که واقعاً یه حسی 
از اون هارلم رو داشته باشیم

298
00:18:55,150 --> 00:18:58,320
مناطق مشخصی داشتیم که 
خیلی مهم بودن


299
00:18:5۷,570 --> 00:19:0۲,200
(مالکوم ایکس، کارگردان: اسپایک لی، ۱۹۹۲)


299
00:18:58,570 --> 00:19:00,200
دو دست کت‌وشلوار زوت بودن

300
00:19:00,280 --> 00:19:03,030
اون‌موقع کت‌های زوت رو 
قلدرهای محله می‌پوشیدن

301
00:19:03,120 --> 00:19:04,120
رزلند

302
00:19:04,910 --> 00:19:06,660
سکانس رقص توی فیلم با

303
00:19:06,740 --> 00:19:08,120
کت‌وشلوارهای زوت

304
00:19:08,200 --> 00:19:09,910
فوق... فوق‌العاده بود

305
00:19:10,750 --> 00:19:14,090
تحقیق کردم و طول دقیق کت رو درآوردم
و اینکه

306
00:19:14,170 --> 00:19:16,380
شلوارش چقدر باید نازک باشه

307
00:19:16,670 --> 00:19:20,090
چه نوع زنجیری و 
چه مدل ساعت جیبی‌ای استفاده می‌شد

308
00:19:20,380 --> 00:19:22,140
طول پر چقدر بوده

309
00:19:22,550 --> 00:19:24,970
بنابراین تونستیم حس دقیقی از 

310
00:19:25,050 --> 00:19:27,970
شکل و شمایل کت‌وشلوار زوت رو دربیاریم

311
00:19:29,430 --> 00:19:32,350
از اونجا سفر ما به  سمت

312
00:19:32,440 --> 00:19:35,940
دوران گانگستری‌اش در دهه‌های ۴۰ و ۵۰

313
00:19:36,360 --> 00:19:39,440
و دوران  زندانش ادامه داشت

314
00:19:41,610 --> 00:19:43,660
به اداره نظامی رفتم و

315
00:19:43,740 --> 00:19:47,450
ازشون خواستم پرونده‌ی مالکوم ایکس رو دراختیارم بذارن

316
00:19:48,830 --> 00:19:51,040
سوابق پزشکی و 

317
00:19:51,460 --> 00:19:53,210
عکس‌هاش رو دیدم

318
00:19:54,080 --> 00:19:56,590
و دو سه نامه‌ای رو که نوشته بود
اونجا خوندم

319
00:19:58,090 --> 00:20:01,260
متوجه شدم که 
طرز قلمش چطور تغییر کرده 

320
00:20:01,340 --> 00:20:05,010
و زبانش قوی شده، و 
اینکه خودش همه‌ی اینارو یاد گرفته

321
00:20:08,470 --> 00:20:11,560
وقتی از زندان بیرون اومد
خیلی متواضع بود

322
00:20:12,390 --> 00:20:16,110
اون لحظه‌ای با لباس‌های ارتباط گرفتم که

323
00:20:17,440 --> 00:20:22,990
توی اون کت گشادش خمیده شده بود

324
00:20:23,400 --> 00:20:27,120
دیگه یه خلافکار مغرور نبود

325
00:20:28,490 --> 00:20:32,080
احساس می‌کنم طراحی لباس برای 
این چهره‌ای تاریخی، مسئولیت بزرگیه 

326
00:20:32,160 --> 00:20:34,620
چون مردم... اونارو می‌شناسن

327
00:20:34,710 --> 00:20:36,630
نزد مردم عزیزن

328
00:20:36,710 --> 00:20:41,130
درواقع داری با کار هنری‌ات
بهشون افتخار میدی

329
00:20:42,550 --> 00:20:44,300
گاهی وقتی یه فیلم می‌بینی

330
00:20:44,380 --> 00:20:47,140
قراره که چیزی حقیقی و واقعی رو بازنمایی کنه

331
00:20:47,220 --> 00:20:50,140
ولی بعد، فقط نسخه‌ای رو می‌بینی 
که فیلم داره بهت نشون میده

332
00:20:51,350 --> 00:20:54,440
اما اون همیشه سعی می‌کنه
به حقیقت نزدیک بشه

333
00:20:54,940 --> 00:20:57,360
جنبه‌ی انسانی طراحی لباسش

334
00:20:57,440 --> 00:20:59,400
دقت فوق‌العاده‌ای که تو انتخاب‌هاش هست

335
00:20:59,480 --> 00:21:03,610
به کاراکتر فیلم همیشه نوعی
وقار و غرور می‌بخشه

336
00:21:03,700 --> 00:21:06,490
حتی با اینکه، از نظر تاریخی
ممکنه اون وقار رو نداشته باشن

337
00:21:07,320 --> 00:21:11,290
به فهرست وسایلی
که در آمیستاد واقعی بودن نگاه کردم

338
00:21:11,370 --> 00:21:15,210
و دیدم که اونجا انواع پتو و لباس موجود بوده

339
00:21:15,960 --> 00:21:21,090
میدونی، فکر کردم که اینها آفریقایی‌ها هستن
که از مجامع و فرهنگ‌های مختلفی اومدن

340
00:21:21,460 --> 00:21:25,510
شاید موهاشون رو می‌پوشوندن
عمامه و روسری داشتن

341
00:21:26,720 --> 00:21:29,800
به محض این که رسیدن
بردنشون زندان

342
00:21:30,010 --> 00:21:34,480
یه جوری تنظیم کردیم که پرچم آمریکا 
روی سر یکی از افراد همیشه پیچیده باشه

343
00:21:34,560 --> 00:21:37,480
انگار که اصلاً نمی‌دونه پرچم چه معنایی داره

344
00:21:38,520 --> 00:21:42,280
در یکی از یادداشت‌های پرونده‌ی آمیستاد

345
00:21:42,360 --> 00:21:45,990
نوشته بود که توی دادگاه
همه‌شون شبیه کبوتر بودن 

346
00:21:46,450 --> 00:21:50,160
بنابراین منم بهشون
این لباس‌های سفید و تمیز رو پوشوندم

347
00:21:50,240 --> 00:21:53,540
تا بهشون شمایلی 
کبوترگونه بدم

348
00:22:00,840 --> 00:22:04,510
میدونی من چندان نمی‌خوام 
فقط به ناخودآگاه خودم تکیه کنم

349
00:22:04,590 --> 00:22:08,010
چون فکر می‌کنم خیلی وقتا اشتباه میکنه

350
00:22:09,930 --> 00:22:12,720
این آگهی‌ها درباره‌ی برده‌های فراری خیلی جالبن

351
00:22:13,140 --> 00:22:15,180
ده دلار جایزه برای تابیثا 

352
00:22:15,270 --> 00:22:18,350
تابیثا حدوداً ۱متر و ۶۰سانتی‌متر قد داره

353
00:22:18,440 --> 00:22:20,900
چهره‌ی زرد تیره داره، قوی بنیه است

354
00:22:20,980 --> 00:22:24,070
موهاش معمولیه و حدوداً ۲۰ سالشه

355
00:22:26,190 --> 00:22:28,110
عاشق آدم‌هایی‌ام که درباره‌شون می‌خونم

356
00:22:28,200 --> 00:22:33,370
خیلی دوست دارم یه جوری
اونا رو دوباره ببینم

357
00:22:33,450 --> 00:22:39,370
بنابراین به سختی کار می‌کردم تا جزئیات
رو به بازیگر برسونم 

358
00:22:41,290 --> 00:22:43,630
فکر می‌کنم هنوز به اندازه کافی

359
00:22:43,710 --> 00:22:46,210
درباره تاریخ آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار مطالعه نشده

360
00:22:46,300 --> 00:22:50,300
و شیوه‌ای که ما قصه‌هامون رو میگیم

361
00:22:50,390 --> 00:22:52,760
گاهی از طریق فیلم هم صورت می‌گیره

362
00:22:52,850 --> 00:22:56,810
مهمه که ما مسئولیت‌پذیر باشیم و... و

363
00:22:57,180 --> 00:22:58,480
و

364
00:22:58,940 --> 00:23:02,060
حقیقت رو به بهترین شکلی که می‌تونیم، به نمایش بذاریم

365
00:23:0۵,240 --> 00:23:۰۹,۰30
(اسپرینگفیلد، ماساچوست) 

365
00:23:09,240 --> 00:23:11,530
خانواده‌ی ما هشت نفره بود

366
00:23:12,030 --> 00:23:13,410
من کوچیکترین‌ام

367
00:23:14,580 --> 00:23:17,870
روی سه سال از من بزرگتره -
آره دارم روش کار می‌کنم -

368
00:23:18,370 --> 00:23:21,000
من همه‌اش می‌رفتم تو اتاقت و تو
هم از این کار متنفر بودی

366
00:23:1۹,030 --> 00:23:۲۱,410
(روی کارتر، برادر روث)

369
00:23:21,080 --> 00:23:22,170
آره -
چرا؟ -

370
00:23:22,250 --> 00:23:26,250
هنوزم تا الان نمی‌دونم روی. چرا 
بدت می‌اومد برم تو اتاقت

371
00:23:26,340 --> 00:23:27,880
چون اونجا وسایل من توش بود

372
00:23:31,130 --> 00:23:32,640
مامان، من چه جور بچه‌ای بودم؟ 

373
00:23:33,300 --> 00:23:35,930
دختر خوبی بودی -
آه! خوشحالم -

374
00:23:36,640 --> 00:23:38,850
مامان ما رو تا مدرسه با ماشین می‌رسوند


375
00:23:38,۸۵0 --> 00:23:42,۹60
(میبل کارتر، مادر روث) 

375
00:23:38,930 --> 00:23:42,560
بعد تا بالای تپه می‌اومدی 
به کالج مهندسی

376
00:23:42,650 --> 00:23:43,900
و می‌رفتی سر کلاست 

377
00:23:44,400 --> 00:23:47,610
من اونموقع روی... روی
آموزش خیلی تأکید داشتم

378
00:23:47,690 --> 00:23:51,200
دوست داشتم بیشتر از اینا می‌رفتم مدرسه

379
00:23:51,570 --> 00:23:53,030
مدرسه رو دوست دارم

380
00:23:54,870 --> 00:23:59,200
باور دارم که مادرم 
من رو به این سو کشوند

381
00:23:59,290 --> 00:24:01,580
به سمت همدلی با مردم

382
00:24:02,500 --> 00:24:06,540
میدونی چون مادرم در رشته روانشناسی تحصیل کرده بود

383
00:24:06,630 --> 00:24:08,710
و هرروز می‌اومد خونه

384
00:24:08,800 --> 00:24:15,260
منم باهاش تو این مسئله
غوطه‌ور می‌شدم که انسان‌ها چرا اینجوری هستن

385
00:24:15,340 --> 00:24:19,430
میدونی... ازش خیلی ممنونم
که به ما همدلی رو یاد داد

386
00:24:19,520 --> 00:24:24,730
شاید به همین خاطره که شخصیت‌ها رو
اینطور که هستن، می‌بینم

387
00:24:28,360 --> 00:24:31,400
این چرخ قدیمیه که تو اتاقم داشتم

388
00:24:31,650 --> 00:24:33,780
در طول روز میز بود 

389
00:24:33,990 --> 00:24:36,660
و به گمونم... در شب 

390
00:24:36,740 --> 00:24:38,120
می‌شد چرخ خیاطی

391
00:24:38,200 --> 00:24:39,240
چراغ باحالی داره

392
00:24:40,080 --> 00:24:44,830
وقتی برای دانشگاه... از خونه رفتم
روش یه یادداشت گذاشتم 

393
00:24:44,920 --> 00:24:48,040
که میگفت: در زمانی که از خونه دورم
هیچ‌کس حق نداره اینو بندازه بیرون

394
00:24:48,130 --> 00:24:50,050
خیلی این چرخ خیاطی رو دوست دارم

395
00:24:50,130 --> 00:24:52,630
نوشته
«چرخ متعلق به روث ای. کارتر است

396
00:24:52,720 --> 00:24:55,050
آن را دور نندازید، نفروشید یا پیش خودتان نبرید

397
00:24:55,590 --> 00:24:57,050
متشکرم. این مال منه»

398
00:24:57,890 --> 00:25:02,100
یادمه یه جلیقه‌ی کش‌باف نارنجی بافتم

399
00:25:02,180 --> 00:25:04,730
که تو مهمونی یکی از دوستام پوشیدمش

400
00:25:04,810 --> 00:25:06,900
اونم ازم پرسید
«خودت دوختی‌اش»

401
00:25:06,980 --> 00:25:08,190
منم گفتم
«آره

402
00:25:08,690 --> 00:25:09,690
خودم درستش کردم»

403
00:25:12,530 --> 00:25:17,620
شم خاصی تو ساختن چیزها از هیچی داشتم

404
00:25:22,200 --> 00:25:24,500
از راهنمایی که به دبیرستان رفتم

405
00:25:25,120 --> 00:25:27,710
تصمیم گرفتم مسلمان بشم
(بازسازی سال دهم مدرسه)

406
00:25:29,420 --> 00:25:33,510
بنابراین شلوارهام رو نپوشیدم و از بعضی‌شون
دامن‌های بلندی درست کردم

407
00:25:33,590 --> 00:25:35,260
موهام رو پوشوندم

408
00:25:35,340 --> 00:25:37,640
و شروع کردم به مطالعه‌ی قرآن

409
00:25:37,720 --> 00:25:40,140
بقیه فکر می‌کردن عارف شدم. خب؟

410
00:25:42,720 --> 00:25:45,140
به سمت شرق نماز می‌خوندم

411
00:25:45,230 --> 00:25:47,690
آدما یک کم ازم فاصله گرفتن

412
00:25:47,770 --> 00:25:51,020
چون برای خودم هدف و هاله‌ای داشتم

413
00:25:52,860 --> 00:25:55,610
اما سال یازدهم
همه‌اش از ذهنم رفت

414
00:25:56,070 --> 00:25:58,700
به مدرسه‌ی دیگه‌ای که بالای خیابون بود رفتم

415
00:26:00,700 --> 00:26:05,910
یادمه که با قیافه‌ی کاملاً تازه‌ای
به اون مدرسه رفتم

416
00:26:07,040 --> 00:26:10,960
بوت‌های بلند، گائوچوی (نوعی پانچو) بلند و پلیور می‌پوشیدم

417
00:26:11,040 --> 00:26:13,420
کیف کوچیک و بلوز هم داشتم

418
00:26:14,380 --> 00:26:16,920
یادمه یه سری بچه‌ها تو راهرو بودن

419
00:26:17,010 --> 00:26:19,760
و ازم سؤال می‌کردن، فکر می‌کردن
من معلم جایگزین‌شون هستم

420
00:26:21,350 --> 00:26:22,180
اوه

421
00:26:22,260 --> 00:26:24,270
میدونی. دیگه دختر مسلمون نبودم

422
00:26:24,350 --> 00:26:27,020
من... دیگه، می‌دونی... دختر بازاری و اهل کار بودم

423
00:26:27,810 --> 00:26:31,440
و اون‌موقع، من این شخصیت رو گرفتم

424
00:26:32,860 --> 00:26:35,150
وقتی تو فروشگاه لباس‌های تازه رو امتحان می‌کنیم

425
00:26:35,360 --> 00:26:39,450
هیجان‌زده میشیم
چون به کلی تازه میشیم

426
00:26:39,860 --> 00:26:44,290
با خریدهای تازه‌ات که توی کیسه است
از فروشگاه خارج میشی

427
00:26:44,370 --> 00:26:48,290
بعد میایی خونه و به خودت میگی
«به چی فکر می‌کردم؟

428
00:26:48,830 --> 00:26:51,460
این که اصلاً شبیه شخصیت من نیست»

429
00:26:51,540 --> 00:26:53,170
یا 
«عجب حماقتی کردم»

430
00:26:54,340 --> 00:26:56,590
دارید درواقع درباره‌ی شخصیتتون حرف می‌زنید

431
00:27:01,970 --> 00:27:06,600
یکی از راه‌هایی که ایده به سرم می‌زنه 
اینه که میرم تو خیابون

432
00:27:06,680 --> 00:27:08,180
و مردم رو تماشا می‌کنم

433
00:27:10,520 --> 00:27:12,230
بخصوص وقتی نیویورک هستم

434
00:27:13,270 --> 00:27:15,570
عاشق اینم که برم و آدما رو تماشا کنم

435
00:27:16,730 --> 00:27:18,690
به لباس‌هاشون نگاه می‌کنم

436
00:27:19,360 --> 00:27:21,200
چطور خودشون رو ارائه میدن

437
00:27:22,030 --> 00:27:25,280
بعد تو ذهنم درباره‌ی زندگی‌شون داستان می‌سازم

438
00:27:25,370 --> 00:27:27,750
همه‌اش هم مبتنی بر مشاهداتمه

439
00:27:29,120 --> 00:27:32,920
اینا آدمایی هستن 
که برای کار ازشون ایده می‌گیرم

440
00:27:36,250 --> 00:27:39,340
طرز لباس پوشیدن
درباره‌ی یه شخصیت خیلی چیزها بهتون میگه

441
00:27:41,340 --> 00:27:44,800
میدونی... اگه مادر باشن
اگه هنرمند باشن

442
00:27:46,100 --> 00:27:50,480
بهتون اطلاعات میده... درباره‌ی کفش‌هاشون

443
00:27:50,560 --> 00:27:52,440
کهنگی لباس‌هاشون

444
00:27:52,730 --> 00:27:56,570
قیمت لباس‌ها و اینکه
وضعیت اقتصادی‌شون چطوره

445
00:27:57,400 --> 00:27:58,900
به چی اهمیت میدن؟

446
00:28:00,070 --> 00:28:02,660
همه‌ی این چیزها در لباس‌ها نهفته است

447
00:28:04,070 --> 00:28:05,990
بخشی از یه تصویر بزرگتره

448
00:28:1۴,550 --> 00:28:۱۸,840
(بررسی طراحی مفهومی، لس آنجلس)

448
00:28:18,550 --> 00:28:21,840
شاید اگه دست از بررسی بکشیم و

449
00:28:22,090 --> 00:28:26,010
و.. یه جورایی خط خودمون رو اینجا بکشیم

450
00:28:27,140 --> 00:28:29,720
به محض این که ایده‌ای به ذهنم می‌رسه
طرحی سریع ازش می‌کشم

451
00:28:29,850 --> 00:28:34,020
و ایده‌هام رو برای یه تصویرساز دیجیتال می‌برم

452
00:28:34,690 --> 00:28:36,730
فکر کنم بهتره یک کمی رشته بشه اینجا

453
00:28:36,810 --> 00:28:39,070
باشه -
احتمالاً باید اینجا ریشه اضافه کنیم -

454
00:28:39,150 --> 00:28:40,900
تا بیشتر حس دراماتیک داشته باشه

455
00:28:40,990 --> 00:28:44,700
بعدش هم کمی از نشانه‌های روی سپر رو اضافه کنیم

456
00:28:45,110 --> 00:28:48,330
آگاهی دادن بهشون درباره‌ی جزئیات به خودت بستگی داره 

457
00:28:48,620 --> 00:28:51,700
و این بخش خیلی خوبه ماجراست
چون همه‌شون هنرمندای قابلی هستن

458
00:28:51,790 --> 00:28:54,290
و کارت رو به زیبایی جلوه میدن

459
00:28:54,870 --> 00:28:56,630
روند خیلی هماهنگی هستش

460
00:28:56,710 --> 00:28:59,170
که درش ما نه تنها کار میکنیم
بلکه از کار طراح هم نسخه‌ای داریم

461
00:28:5۸,250 --> 00:29:0۲,۵40
(فیلیپ بوتل، طراح مفهومی) 

461
00:28:59,250 --> 00:29:01,840
تا بفهمیم که تو سرشون چی... داره می‌گذره

462
00:29:01,920 --> 00:29:04,260
و سعی می‌کنیم اون رو برای دیگران نمایان کنیم 

463
00:29:05,130 --> 00:29:08,050
خودش یه جور.. هنره درواقع -
آره -

464
00:29:09,350 --> 00:29:12,100
داری میگی تو سر من خیلی چیزها می‌گذره؟

465
00:29:12,430 --> 00:29:13,430
اوهوم. آره

466
00:29:15,520 --> 00:29:19,020
و باید از سرم خارج‌شون کنم -
اوهوم. آره. منم کمکت می‌کنم -

467
00:29:19,110 --> 00:29:20,020
خیلی زیاد

468
00:29:20,110 --> 00:29:22,490
زیبایی موضوعی درونی و ذهنی است

469
00:29:22,570 --> 00:29:26,780
نیازه که ببینم با روحم
چه چیزی رو حس می‌کنم

470
00:29:26,860 --> 00:29:30,490
و اگر اون حس رو نداشت
باید عوضش کنیم

471
00:29:34,620 --> 00:29:39,790
برای ما به‌عنوان هنرمند،‌باید این زیبایی رو
تبدیل به چیزی پوشیدنی بکنیم 

472
00:29:39,880 --> 00:29:41,340
هنری پوشیدنیه

473
00:29:41,960 --> 00:29:46,680
باید قادر باشی مشکلات رو حدس بزنی و 

474
00:29:46,760 --> 00:29:49,350
از طریق متریالی که داری اونارو ببینی

475
00:29:49,760 --> 00:29:53,600
میتونه خیلی هم ترسناک باشه
چون زمان یعنی پول 

476
00:29:53,680 --> 00:29:56,770
و تو هم که نمی‌خواهی کارت به جای غلطی بیفته

477
00:29:57,520 --> 00:29:59,310
تو ذهنت جزئیات زیادی هست

478
00:29:59,900 --> 00:30:03,070
و هرچقدر پروژه بزرگتر باشه
کارش هم چالشی‌تر میشه

479
00:30:10,410 --> 00:30:12,660
هربار باید جهانی رو خلق کنی 

480
00:30:12,740 --> 00:30:15,790
خیلی بزرگه، وظیفه‌ای تاریخیه

481
00:30:18,580 --> 00:30:21,590
وقتی مردم میگن
«وای اون پلنگ سیاه رو طراحی کرده

482
00:30:21,670 --> 00:30:23,250
بهمون بگو روند کاری‌ات چطور بود»

483
00:30:23,340 --> 00:30:26,670
منم بهشون می‌گفتم
«خب راستش هرشب می‌اومدم خونه و روی بالشم حسابی گریه می‌کردم

484
00:30:26,760 --> 00:30:28,220
چون ترسیده بودم»

485
00:30:30,680 --> 00:30:35,640
فکر کنم به خاطر سطح استرس 
و سطح مسئولیتش بود

486
00:30:35,720 --> 00:30:39,060
میدونی. تا قبلش هیچ فیلم ابرقهرمانی کار نکرده بودم

487
00:30:39,980 --> 00:30:43,440
تو فیلمی مثل پلنگ سیاه
وضعیت بیشتر از بقیه فیلم‌ها پیچیده است

488
00:30:43,520 --> 00:30:46,990
ولی خب میدونی... من بازیکن فوتبالم
اومدم که بازی کنم

489
00:30:47,070 --> 00:30:48,530
باید به کسی مثل روث زنگ بزنیم که بیاد

490
00:30:48,610 --> 00:30:50,450
کسی که.. به قول ورزشی‌ها
کار با توپش خوب باشه

491
00:30:50,530 --> 00:30:52,090
پاهاش سریع باشه. میدونی؟

492
00:30:52,120 --> 00:30:55,620
اون قادره که تغییرات رو طوری 
ایجاد کنه که بی‌نقص باشن. میدونی؟

493
00:30:57,620 --> 00:31:02,670
قبل از پلنگ سیاه، تجربه‌ی خیلی کوچکی 
در ژانر فانتزی

493
00:30:57,620 --> 00:31:01,670
(سرنیتی، کارگردان: جاس ویدون، ۲۰۰۵)


494
00:31:02,750 --> 00:31:04,500
و ایده‌های آینده‌نگرانه داشتم

495
00:31:08,630 --> 00:31:13,640
کاری که کردم این بود که
ببینم آینده براساس گذشته‌ی ما

496
00:31:13,720 --> 00:31:15,310
چه شکلی خواهد بود 

497
00:31:16,220 --> 00:31:19,060
همین بود که کار  پلنگ سیاه رو هم انجام دادم

498
00:31:19,140 --> 00:31:22,440
تماشای قبایل بومی که در جای‌جای آفریقا بودن

499
00:31:22,770 --> 00:31:28,070
و خود آفریقا
عرصه‌ی بزرگی از الهامات هنریه

500
00:31:28,320 --> 00:31:32,070
تصویرسازی مجدد این چیزها
یه جورایی جالبه

501
00:31:33,410 --> 00:31:35,830
البسه‌ی اونا
فرمی از توصیف‌گری رو داره

502
00:31:36,080 --> 00:31:39,460
وقتی آدما رو توی فیلم می‌بینی
معمولاً اولین برداشت

503
00:31:39,540 --> 00:31:41,790
از اونا براساس لباس‌هاییه 
که پوشیدن

504
00:31:41,870 --> 00:31:43,030
درباره‌اش فکر نمی‌کنی

505
00:31:43,080 --> 00:31:45,710
منتظری که اونا از جانب شخصیت حرف بزنن
یا کاری انجام بدن

506
00:31:45,790 --> 00:31:47,500
و درباره‌ی اون شخصیت بهت چیزهایی بگن

507
00:31:47,590 --> 00:31:49,510
ولی... خب اون 
برخورد اولیه

508
00:31:49,590 --> 00:31:50,670
همون چیزیه که دارند

509
00:31:51,630 --> 00:31:53,180
وقتی تو این فیلم کیلمانگر رو می‌بینی

510
00:31:53,260 --> 00:31:55,820
به محض این که می‌بینی‌اش کمی درباره‌اش می‌فهمی

511
00:31:55,850 --> 00:31:56,680
صبح بخیر

512
00:31:56,760 --> 00:31:58,220
به سبک غربی لباس پوشیده

513
00:31:58,310 --> 00:32:00,110
کت جین پوشیده با شلوار شیاه

514
00:32:00,140 --> 00:32:02,190
یه لحظه حس معاصر بودن بهت میده

515
00:32:02,270 --> 00:32:03,940
یه جورایی داری همه‌چیز رو زمان‌بندی می‌کنی

516
00:32:04,020 --> 00:32:07,150
و فکر می‌کنم... فکر می‌کنم
بهترین کارکردش رو وقتی داره 

517
00:32:07,230 --> 00:32:09,400
که... میدونی
درباره‌ی شخصیت بهت

518
00:32:09,490 --> 00:32:10,780
اطلاعات میده 

519
00:32:10,860 --> 00:32:12,740
در مسیری که به داستان کمک کنه

520
00:32:1۵,700 --> 00:32:۱۷,160
(هارلم، نیویورک) 

520
00:32:18,700 --> 00:32:20,160
کی می‌تونم بیام بگیرمش؟ 

521
00:32:20,250 --> 00:32:22,160
هر پارچه‌ای خواستی بردار

522
00:32:22,250 --> 00:32:24,420
و هرچیزی که خواستی برات می‌دوزن

523
00:32:25,420 --> 00:32:30,210
پارچه‌های آفریقایی درواقع توسط هلندی‌ها 
به آفریقا برده شدن

524
00:32:30,300 --> 00:32:34,010
و از اونجا که ما داریم سعی می‌کنیم
واکاندا رو پیش از مستعمره شدن تصویر کنیم

525
00:32:34,090 --> 00:32:36,850
تلاش کردیم تا طرح‌های خودمون رو بسازیم 

526
00:32:36,930 --> 00:32:38,510
و بعد، کلی از این رو ترکیب کردم

527
00:32:38,600 --> 00:32:40,430
خب، برای رنگش... و 

528
00:32:40,520 --> 00:32:41,930
میدونی... میگه من آفریقایی‌ام

529
00:32:42,730 --> 00:32:44,940
بنابراین، صرف‌نظر از همه‌چیز
میگه من آفریقایی‌ام

530
00:32:45,650 --> 00:32:48,860
ولی راجع به کاربردشون خیلی محتاط بودم

531
00:32:49,610 --> 00:32:52,320
اینا از مالی هستش
از قبیله‌ی توارگ

532
00:32:52,820 --> 00:32:56,070
اینا بیشتر از آفریقای جنوبی هستش
از آمبر 

533
00:32:56,160 --> 00:32:57,240
خیلی از این استفاده می‌کنن

534
00:32:58,080 --> 00:33:01,700
اومدیم اینجا تا چیزهایی رو که برای سکانس آبشار جنگجویان 

535
00:33:01,790 --> 00:33:03,120
لازم داشتیم، بگیریم

536
00:33:0۴ ,580 --> 00:33:09,880
(آبشار جنجگویان) 

536
00:33:06,580 --> 00:33:09,880
یه تم مهم برای من
نوع دریافت اون از آفریقایی بودن بود

537
00:33:09,960 --> 00:33:12,050
و اینکه استعمار چه اثری روی ما داشته

538
00:33:12,130 --> 00:33:14,760
میدونی... می‌خواستیم تا واقعاً
تمام گروه‌های نژادی واکاندا رو پوشش بدیم

539
00:33:15,050 --> 00:33:17,470
همه‌شون رو یجورایی واقعی جلوه بدیم

540
00:33:17,550 --> 00:33:19,600
گروه‌های نژادی و قومی حقیقی
از دل قاره‌ی آفریقا

541
00:33:22,020 --> 00:33:25,230
دورا میلاژه مورد علاقه‌ی خیلی از طرفدارها بود

542
00:33:28,650 --> 00:33:31,360
تو لباسش موارد زیادی هست

543
00:33:31,440 --> 00:33:33,360
که نشان‌دهنده‌ی آفریقاست 

544
00:33:33,440 --> 00:33:39,030
و برای اینکه اون رو 
بالاترین زن مبارز در واکاندا نشون بدیم

545
00:33:40,080 --> 00:33:45,080
چاپ لباس‌هاشون 
شکل خاصی داشت که مثل

546
00:33:45,160 --> 00:33:46,960
جای زخم‌آرایی بنظر بیاد

547
00:33:47,420 --> 00:33:52,210
حلقه‌های دور گردن و دستاشون هم 
از قبیله‌ی اندبله در جنوب آفریقا الهام گرفته 

548
00:33:52,300 --> 00:33:56,050
و کلیت اون رنگ قرمز هم از 
قبیله‌ی ماسایی و خیلی

549
00:33:56,130 --> 00:33:58,090
گروه‌های دیگه گرفته شده

550
00:33:59,180 --> 00:34:03,060
روی شنل‌هاشون، جواهرات ریزی کار شده 

551
00:34:03,140 --> 00:34:07,690
و هرکدوم از اون جواهرات نشان‌دهنده‌ی قبیله‌ی فرد هستش

552
00:34:08,440 --> 00:34:09,900
یه جورایی اونا رو اضافه کردم

553
00:34:09,980 --> 00:34:11,690
بنابراین هرکدوم از دوراها 

554
00:34:11,770 --> 00:34:15,030
چیزی همراه‌شون دارن که
هویت‌شون رو خاص می‌کن

555
00:34:16,110 --> 00:34:17,570
می خواهی احساس واقعی بودن داشته باشه

556
00:34:17,650 --> 00:34:21,370
می‌خواهی که نمایشگر دقیق وقار و ویژگی‌های فرهنگی 
 اون شخصیت باشه 

557
00:34:21,450 --> 00:34:24,750
و بعضی‌شون رو هم از آدم‌ها در دنیای واقعی برداشت میکنی

557
00:34:21,450 --> 00:34:2۸,۱50
(واکاندا)

558
00:34:24,830 --> 00:34:27,040
و بعضی‌شون رو هم کاملاً ابداع می‌کنی

559
00:34:28,460 --> 00:34:32,840
موفق شدیم تا اون 
هجرت و دیاسپورای فرهنگی آفریقا

560
00:34:32,920 --> 00:34:36,510
رو با کرانه‌های فانتزی و آینده‌نگری پیوند بزنیم

561
00:34:36,590 --> 00:34:40,930
و تو محدوده‌ی دانش طرفدارها از شخصیت پلنگ سیاه نگهش داریم

562
00:34:42,430 --> 00:34:45,100
ما به... به
بازیگرانی سیاه‌پوست نیاز داشتیم

563
00:34:45,180 --> 00:34:48,560
به این فیلم قهرمانی که
همه‌ی شخصیت‌هاش سیاه باشن نیاز داشتیم

564
00:34:49,190 --> 00:34:53,020
میدونی.. هنوز یه جورایی 
الهام‌بخشه. بخصوص برای نسل جوان

565
00:34:54,230 --> 00:34:57,240
پلنگ سیاه در کنار بسیاری دیگه 

566
00:34:57,320 --> 00:35:00,320
از فیلم‌ها قرار می‌گیره که
سعی داره

567
00:35:00,410 --> 00:35:03,910
 مشکلات ناشی 
از برداشت‌های عمومی منفی رو برطرف کنه

568
00:35:03,990 --> 00:35:05,870
و فرهنگ رو به پیش ببره

569
00:35:1۱,۲70 --> 00:35:۱۵,390
او در سال ۲۰۱۹ تاریخ‌ساز شد
روث به اولین زن آمریکایی آفریقایی‌تباری تبدیل شد که توانست
جایزه اسکار طراحی لباس را برای فیلم «پلنگ سیاه» بدست بیاورد


569
00:35:19,470 --> 00:35:22,390
هرچقدر که دوست دارم طراح باشم

570
00:35:22,640 --> 00:35:25,430
فداکاری‌هایی هم در این مسیر پدید اومدن

571
00:35:26,520 --> 00:35:29,640
سه ماه در یک شهر هستی و 

572
00:35:29,730 --> 00:35:32,150
بعد، میری یه شهر دیگه 

573
00:35:33,020 --> 00:35:38,190
به خاطر همین، داشتن ارتباطات 
طولانی‌مدت خیلی سخته

574
00:35:40,650 --> 00:35:43,490
من با همسرم در یک آرایشگاه آشنا شدم

575
00:35:44,070 --> 00:35:46,450
ماریو جکسون

576
00:35:47,540 --> 00:35:49,410
لقبش اسنگ بود

577
00:35:50,620 --> 00:35:51,620
اسم خیابونی‌اش

578
00:35:54,500 --> 00:35:59,050
وقتی اولین بار دیدمش
چیزی از کارهای گنگسترهای خیابونی نمی‌دونستم

579
00:36:00,300 --> 00:36:03,840
اون خیلی جذاب و گیرا و گرم بود

580
00:36:03,930 --> 00:36:07,720
آدم عادی‌ای بود. ولی
خب میدونی، بین کریپس‌ها بزرگ شده بود
(کریپس یکی از بزرگترین گنگ‌های خلافکاری در آمریکا)

581
00:36:08,060 --> 00:36:12,020
و وقتی هم بزرگ میشی
دیگه ولت نمی‌کنه

582
00:36:20,320 --> 00:36:22,740
سر صحنه‌ی فیلم پسربچه
به من خیلی چیزها گفت

583
00:36:23,200 --> 00:36:24,620
چه کفش‌های قشنگی

583
00:36:23,200 --> 00:36:2۷,620
(پسر بچه، کارگردان: جان سینگلتون، ۲۰۰۱) 

583
00:36:2۵,200 --> 00:36:2۷,620
(برند کفش استیسی آدامز)

584
00:36:24,700 --> 00:36:27,450
اینکه چطور کفش‌های استیسی آدامز می‌پوشن

585
00:36:27,530 --> 00:36:30,000
چطور شلواراشون رو خط می‌ندازن

583
00:36:29,200 --> 00:36:۳۱,620
(دوچرخه دیکی با دسته‌ی طرح نظامی) 


586
00:36:3۲,500 --> 00:36:3۴,500
(شلوار جین گشاد رانگلر) 

586
00:36:3۵,500 --> 00:36:3۷,500
(تیشرت سفید یقه گرد تنگ)


586
00:36:30,500 --> 00:36:33,500
معمولاً چه مدل شلوار رانگلری می‌پوشن

587
00:36:33,580 --> 00:36:36,630
تی‌شرت چجوری باید دور یقه بایسته

588
00:36:36,710 --> 00:36:39,050
چه سایزی ازشون باید بگیرم

589
00:36:3۸,130 --> 00:36:4۰,380
(شلوار رانگلر و پیراهن پندلتون)

589
00:36:۴۱,130 --> 00:36:4۲,380
(کمربند وب)


589
00:36:۴۳,130 --> 00:36:4۴ ,380
(دمپایی روفرشی رومئو)

589
00:36:39,130 --> 00:36:41,380
چه مدل کمربندی باید تهیه کنیم

590
00:36:41,470 --> 00:36:43,840
اصلاً روفرشی رومئو کجا به کار میاد

591
00:36:43,930 --> 00:36:46,050
و کجا می‌تونم برم و از اینا بگیرم

592
00:36:47,890 --> 00:36:52,390
همه‌ی این ویژگی‌ها رو دقیقاً در 
خانه‌ی من توضیح داد

593
00:36:54,730 --> 00:36:58,190
میدونی... ازدواج با 
اسنگ آسون نبود

594
00:36:59,900 --> 00:37:02,400
اون این دنیا رو به خونه‌اش راه نمی‌داد

595
00:37:02,780 --> 00:37:06,160
ولی خب... امم
یه گروه فعال از دوستاش رو داشت

596
00:37:06,240 --> 00:37:10,410
که از اونجا می‌اومدن
و همه‌چیز رو راجع به زندگی‌شون می‌دونست

597
00:37:15,960 --> 00:37:19,340
اون روز، ‌رفته بود بیرون تا دوستش رو ببینه
(پنجم می ۲۰۰۷)

598
00:37:20,000 --> 00:37:23,300
یادمه که تو جای پارک ایستادم و باهاش خداحافظی کردم

599
00:37:23,380 --> 00:37:26,680
قبل از اینکه سوار ماشینش بشه صبر کرد

600
00:37:26,760 --> 00:37:30,350
از مسیری که رفته بود برگشت و باهام خداحافظی کرد

601
00:37:30,760 --> 00:37:32,100
نشست تو ماشین و رفت

602
00:37:33,930 --> 00:37:35,690
آخرین باری بود که می‌دیدمش

603
00:37:40,860 --> 00:37:45,610
اون روز، رفتم یه بوم آوردم
می‌خواستم تو حیاط پشتی نقاشی بکشم

604
00:37:48,030 --> 00:37:52,580
تصویر این زن رو دیده بودم که 
دستاش رو کشیده رو  به بالا و ایستاده

605
00:37:52,660 --> 00:37:57,870
شروع به نقاشی کردم و به موضوع رسیدم

606
00:38:03,170 --> 00:38:04,920
حدودای ساعت ۱۰ شب بود

607
00:38:06,170 --> 00:38:08,290
فکر کردم
«خب! خبری هم ازش نشد»

608
00:38:10,010 --> 00:38:12,310
یکی بهم زنگ زد و گفت
«اوه روث»

609
00:38:14,930 --> 00:38:18,060
اونجوری که اون حرف زد 

610
00:38:19,150 --> 00:38:20,190
یه‌جورایی فهمیدم

611
00:38:21,860 --> 00:38:26,820
داشتن توی یه بار
مسابقه‌ی بوکس می‌دیدن
 

613
00:38:32,620 --> 00:38:34,410
یه نفر اومد داخل

614
00:38:34,950 --> 00:38:36,200
تفنگش رو درآورد

615
00:38:36,960 --> 00:38:38,960
دوست صمیمی شوهرم رو کشت

616
00:38:39,370 --> 00:38:41,750
و بعد هفت مرتبه به شوهرم شلیک کرد

617
00:38:44,840 --> 00:38:47,220
اساساً فقط از سر حسادت بود

618
00:38:47,510 --> 00:38:49,510
چون اون زندگی‌اش رو تغییر داده بود

619
00:38:49,970 --> 00:38:51,430
تغییر کرده بود

620
00:38:53,680 --> 00:38:56,680
پاهام یه تُن شده بود

621
00:38:58,100 --> 00:39:01,480
احساس می‌کردم به جای پا، بلوک سیمانی دارم

622
00:39:01,560 --> 00:39:05,440
به زحمت می‌تونستم راه برم تا
برسم اونجا

623
00:39:09,280 --> 00:39:11,160
میدونم بنظر عجیب میاد

624
00:39:11,320 --> 00:39:13,660
ولی بعد از این اتفاق

625
00:39:13,740 --> 00:39:16,040
بعد از اینکه رها شد

626
00:39:16,660 --> 00:39:17,950
منم رها شدم

627
00:39:18,540 --> 00:39:21,000
و دیگه بار زندگی اون روی 
دوشم حس نمی‌کردم

628
00:39:22,330 --> 00:39:25,210
میدونی. دوباره زندگی 
برام شروع شده بود

629
00:39:42,520 --> 00:39:45,980
بدنبال تمرین‌های روحی و 
معنوی بودم

630
00:39:46,070 --> 00:39:48,610
هیچوقت کلیسا بهم آرامش نمی‌داد

631
00:39:48,690 --> 00:39:52,110
و مراقبه کردن هم کافی نبود

632
00:39:53,620 --> 00:39:55,620
و بعد، یه روز اپرا اومد سر صحنه

633
00:39:57,160 --> 00:40:01,580
وسط لوئیزیانا کنار رودخانه‌ای بودیم

634
00:40:01,670 --> 00:40:03,210
که خیلی از همه‌جا فاصله داشت

635
00:40:03,460 --> 00:40:06,210
بعد بهم گفت
«میدونی... هنر یه جور عبادته

636
00:40:06,550 --> 00:40:08,670
انگار خداوند از طریق تو داره صحبت می‌کنه»

637
00:40:10,050 --> 00:40:12,220
انگار یه کوه آجر رو سرم ریخته باشه

638
00:40:14,050 --> 00:40:18,060
چون می‌گفتم
«وای! گفت هنر عبادته؟

639
00:40:18,390 --> 00:40:20,100
کاملاً می‌فهمم چی میگه»

640
00:40:21,480 --> 00:40:24,310
وقتی روی کاری که می‌کنید متمرکز هستید

641
00:40:24,810 --> 00:40:26,440
خیلی خلاقانه است

642
00:40:26,690 --> 00:40:28,610
پر از تخیله

643
00:40:28,860 --> 00:40:30,610
باعث تجدید قوا میشه

644
00:40:31,490 --> 00:40:33,280
کیه که بگه این عبادت نیست؟

645
00:40:38,200 --> 00:40:40,450
حالا می‌خوام خودم رو جدی بگیرم

646
00:40:40,790 --> 00:40:41,790
حالا

647
00:40:42,000 --> 00:40:43,830
رفتم به مدرسه

648
00:40:43,920 --> 00:40:48,340
خانواده‌ها، دانش‌آموزا و شاعران جدی

649
00:40:48,420 --> 00:40:51,840
اون شکافی رو که باعث صدمات
جدی میشد می‌شناختم

650
00:40:52,260 --> 00:40:56,390
شب و روز خیلی جدی
روی خودم کار می‌کنم

651
00:40:56,470 --> 00:41:00,970
از عشاق ریاکار و رپرها زخم خوردم

652
00:41:01,220 --> 00:41:04,900
هربار که از کنار آینه رد میشم نگاه میکنم

653
00:41:04,980 --> 00:41:09,570
به تصویرم لبخند می‌زنم و می‌گم
«اصلاً ساده نبود خواهر، آره

654
00:41:09,940 --> 00:41:12,320
ولی به زیبایی ازش گذشتی

655
00:41:12,400 --> 00:41:14,490
سرت رو بالا و بالاتر بگیر

656
00:41:14,570 --> 00:41:16,820
چون هنوز بهترین رو انجام ندادی»

657
00:41:17,240 --> 00:41:19,080
می‌خوام خودم رو جدی بگیرم

658
00:41:19,160 --> 00:41:20,830
امروز. الان

659
00:41:20,910 --> 00:41:22,200
و خودم رو بشناسم

660
00:41:22,290 --> 00:41:25,000
دکترای روث کارترشناسی بگیرم

661
00:41:25,080 --> 00:41:27,920
و بگم اگه کسی جرأت داره
روی من محدودیت اعمال کنه

662
00:41:28,000 --> 00:41:31,380
جون با زیبایی روث بهش حمله می‌کنم

663
00:41:31,670 --> 00:41:32,590
آموختن

664
00:41:32,670 --> 00:41:33,590
عشق

665
00:41:33,670 --> 00:41:35,680
و اینا خطرناک خواهند بود

666
00:41:35,760 --> 00:41:38,930
خودم رو جدی می‌گیرم

667
00:41:39,010 --> 00:41:40,640
و زندگی می‌کنم

668
00:41:4۴,730 --> 00:41:4۶,۶30
(پیتزبورگ، پنسیلوانیا) 

668
00:41:46,730 --> 00:41:47,730
آره

669
00:41:53,490 --> 00:41:55,450
یه کم خاک... روی 

670
00:41:55,530 --> 00:41:57,160
اینجا روی شونه هست

671
00:41:57,240 --> 00:42:01,700
شاید بخواهی بهش کمک کنی
چون الان یقه  خیلی وسط وایساده

672
00:42:01,790 --> 00:42:04,120
باشه.. .بریم
بریم بعدی 

673
00:42:04,200 --> 00:42:05,830
کارمون چطور پیش میره؟

674
00:42:07,670 --> 00:42:11,170
پلنگ سیاه باعث شد همه‌ی کارهایی
که کرده بودم،‌روی یک محور قرار بگیره

675
00:42:12,050 --> 00:42:16,550
و فکر می‌کنم خیلی عالی باشه که
کارت رو مجدداً معرفی کنی

676
00:42:19,220 --> 00:42:21,600
فقط به این کار نگاه کن

677
00:42:۲4,570 --> 00:42:۲8,۹20
(موزه هاینز، مروری بر آثار روث کارتر)

677
00:42:34,570 --> 00:42:38,320
اولین باره که همه‌ی لباس‌ها رو
یک جا زیر یه سقف می‌بینم

678
00:42:43,660 --> 00:42:46,080
خیلی عالیه. واقعاً عالیه

679
00:42:48,540 --> 00:42:51,380
کلی خاطرات خوب و عزیز اینجاست

680
00:42:52,880 --> 00:42:56,670
کلی کار واقعاً مهم

681
00:42:57,260 --> 00:43:01,470
کلی اوقات خوش
و آدم‌های خوب

682
00:43:06,180 --> 00:43:10,480
جالبه که الان آدم‌ها روث رو می‌بینن 
و می‌خوان ازش بدونن

683
00:43:11,940 --> 00:43:14,221
خود کارش حضورش رو داره

684
00:43:14,270 --> 00:43:17,690
منظورم اینه که... انگار یه کار پیکاسو باشه
میفهمی منظورم رو؟ انگاری

685
00:43:17,780 --> 00:43:20,490
میراثش همیناست
خیلی خیلی بزرگتر از خودش به جا گذاشته

686
00:43:22,120 --> 00:43:25,450
ما این زن را در دوران کاری‌اش دیدیم

687
00:43:25,540 --> 00:43:30,500
یاد گرفتیم که چطور انسانیت و احساس را از

688
00:43:30,580 --> 00:43:32,330
طریق لباس به کار اضافه کنیم

689
00:43:32,420 --> 00:43:35,670
آن هم به طریقی که نه تنها از نظر تاریخی صحیح باشد

690
00:43:36,000 --> 00:43:39,340
بلکه برای زندگی سیاهان نیز روایاتی را در نظر بگیرد

691
00:43:39,420 --> 00:43:42,430
که کتب تاریخی معمولاً‌ از نوشتن آن عاجز بودند

692
00:43:43,470 --> 00:43:46,470
فیلم می‌بینیم تا سرگرم بشویم

693
00:43:46,560 --> 00:43:48,810
و چیزهایی نیز بیاموزیم

694
00:43:49,770 --> 00:43:52,440
بنابراین بخش بزرگی از فرهنگ ماست

695
00:43:52,520 --> 00:43:54,770
جایگاه ما را در زمان مشخص می‌کند

696
00:43:55,650 --> 00:43:59,820
اگر به من این مسئولیت خطیر واگذار شده که

697
00:43:59,900 --> 00:44:02,660
البسه‌ی فرهنگی را نشان بدهم

698
00:44:02,740 --> 00:44:05,410
می‌خواهم پا را فراتر از جایی بگذارم 

699
00:44:05,490 --> 00:44:07,910
که پیشتر دیگران انجام داده بودند

700
00:44:13,380 --> 00:44:16,750
بسیار مشغوف شدم 

701
00:44:17,380 --> 00:44:19,920
خانم‌ها و آقایان... ما موفق شدیم

702
00:44:20,010 --> 00:44:23,300
باورتون میشه که این 
شب بالاخره فرا رسیده؟

703
00:44:34,730 --> 00:44:36,060
وقتی به گذشته نگاه می‌کنم

704
00:44:36,360 --> 00:44:41,110
یک «من» متفاوت در هر فیلم می‌بینم

705
00:44:45,530 --> 00:44:47,080
انگار که من اینجا هستم

706
00:44:48,280 --> 00:44:50,950
انگار که من به صدای خودم

707
00:44:51,500 --> 00:44:52,660
متصل شدم

