﻿ 1
00:00:0۱,020 --> 00:00:۴,230
انتزاعی: هنر طراحی
قسمت ۱: اولافور الیاسون

1
00:00:0۵,020 --> 00:00:۶,230
زیرنویس اختصاصی فیلیمو

1
00:00:07,020 --> 00:00:10,230
می‌خوام با شما یه آزماش رو طراحی کنم

2
00:00:11,280 --> 00:00:14,070
معنی‌اش اینه که 
من و شما قراره همکاری کنیم 

3
00:00:14,780 --> 00:00:17,950
تا این اتفاق بیفته... خیلی خوب
میشه اگه تمام چراغ‌ها

4
00:00:18,990 --> 00:00:22,410
چراغ صفحه‌ای رو که بهش نگاه می‌کنید، خاموش کنید

5
00:00:23,660 --> 00:00:27,130
هر زمانی که خواستید، می‌تونید قسمت رو متوقف کنید
و بیایید بیرون

6
00:00:27,790 --> 00:00:29,000
ولی به صفحه

7
00:00:29,920 --> 00:00:32,510
به مانیتور و تلویزین به‌عنوان یه چراغ فکر کنید

8
00:00:34,470 --> 00:00:37,550
شما نباید به خود چراغ نگاه کنید
شما دارید به فضای اطراف چراغ نگاه می‌کنید

9
00:00:37,640 --> 00:00:40,180
و به  این توجه می‌کنید
که چطور توی این فضا هستید

10
00:00:40,260 --> 00:00:42,520
حالا بیایید... بیایید شروع کنیم
خب، اینو ببینید

11
00:00:42,600 --> 00:00:44,980
اول از همه این رو زرد می‌کنم

12
00:00:46,770 --> 00:00:48,190
رنگ زرد رو خیلی دوست دارم

13
00:00:48,270 --> 00:00:50,860
حالا نگاه کنید که اتاق
درواقع چطور زرد رنگ شده

14
00:00:52,570 --> 00:00:53,650
از رنگ زرد لذت ببرید

15
00:00:55,200 --> 00:00:56,660
یه نفس عمیق بکشید

16
00:00:57,990 --> 00:00:59,240
حالا بیایین رنگ رو عوض کنیم

17
00:01:02,080 --> 00:01:04,210
دیدید رنگ اتاق هم چقدر سریع عوض شد؟

18
00:01:06,170 --> 00:01:09,420
رنگ قرمز به شما آرامش بیشتری می‌ده
خسته‌تون می‌کنه و آروم‌تون می‌کنه

19
00:01:11,840 --> 00:01:15,510
حالا اینجا، با یه رنگ آبی دقیق
بیدار می‌مونید

20
00:01:17,550 --> 00:01:21,060
خب، تقریباً هر رنگی یه راه
مختص شده رو داره تا روی ما اثر بذاره

21
00:01:22,390 --> 00:01:23,850
هنر هم درباره‌ی همینه

22
00:01:24,430 --> 00:01:26,810
شما همکار مؤلف من هستید

23
00:01:27,770 --> 00:01:31,400
شما شخصیت اصلی هستید
هرچی می‌بینید کاملاً به خودتون وابسته‌اس

24
00:01:40,280 --> 00:01:41,660
اولافور الیاسون

25
00:01:42,120 --> 00:01:44,870
هنرمند، معمار و پدیده‌ی طراحی

26
00:01:45,450 --> 00:01:48,290
دربرابر کار اولافور
شما اول می‌گید «وای» و

27
00:01:49,290 --> 00:01:50,840
بعدش میگید
«آهان!»

28
00:01:57,130 --> 00:01:58,590
اولافور الیاسون برای

29
00:01:58,680 --> 00:02:01,760
فضاهای همگرا و تجربه‌گرا معروفه

30
00:02:03,970 --> 00:02:07,020
هنرمندیه که واقعاً
با فضای اطرافش درگیر میشه

31
00:02:08,730 --> 00:02:12,110
الیاسون واقعاً یه هنرمند و یه 
شعبده‌باز تردسته

32
00:02:14,070 --> 00:02:15,780
هیچ هنرمند زنده‌ی دیگه‌ای نیست

33
00:02:15,860 --> 00:02:18,570
که در چنین مقیاس جهانی‌ای مثل
اولافور کار کنه

34
00:02:23,450 --> 00:02:27,910
برای اون، تغییر دنیا به معنای 
تغییر شکل نجربه‌اندوزی ما در دنیاست

35
00:02:4۰,۷10 --> 00:02:4۴,۷80
(برلین) 

35
00:02:45,510 --> 00:02:47,980
اینجای کارگاه منه... در برلین

36
00:02:49,270 --> 00:02:51,560
کارگاه جائیه که توش

37
00:02:52,230 --> 00:02:55,190
یه گروه دارم
ما با هم کار می‌کنیم تا اثر هنری بسازیم

38
00:02:56,610 --> 00:02:59,360
من دو دارم کارگاهم 
خیلی هیجان‌انگیز و جادوئی باشه

39
00:02:59,450 --> 00:03:03,370
و قادر باشه کارهایی بکنه
که جای دیگه نتونی انجامشون بدی

40
00:03:03,450 --> 00:03:04,830
چون کلی بازی می‌کنیم

41
00:03:05,740 --> 00:03:07,830
نه منطقیه و نه واقع‌بینانه

42
00:03:08,540 --> 00:03:10,040
منظورم اینه که
این فقط هنره

43
00:03:11,290 --> 00:03:15,250
پس یعنی مثل این نیست که
از واقعیت وارد رویایی فانتزی‌گونه بشی. نه؟

44
00:03:15,340 --> 00:03:16,840
درواقع وارد کارگاه میشی

45
00:03:16,920 --> 00:03:19,380
و دنیای واقعی رو زیر میکروسکوپ می‌بینی

46
00:03:20,050 --> 00:03:22,640
آینه الان به سمت مرکزه

47
00:03:22,720 --> 00:03:24,906
آره، ولی معنیش اینه که
آینه‌ای که رو به مرکزه

48
00:03:24,930 --> 00:03:26,180
همزمان یه توپ هم هست 

49
00:03:26,260 --> 00:03:27,350
آره -
درسته -

50
00:03:27,430 --> 00:03:29,350
منظورم اینه که، خیلی چیزها اتفاق میفته

51
00:03:29,730 --> 00:03:32,230
که دراقع خیلی هم

52
00:03:33,060 --> 00:03:34,100
با دقت دیده نمیشه

53
00:03:35,310 --> 00:03:36,950
فکر کنم خیلی جالب‌تر باشه اگه

54
00:03:38,110 --> 00:03:39,610
اینو به این وصل کنیم؟

55
00:03:39,690 --> 00:03:42,950
چون یه جورایی قلاب‌هاش 
خیلی جلب توجه میکنه

56
00:03:44,110 --> 00:03:45,870
خیلی خب، بریم سراغش

57
00:03:48,410 --> 00:03:49,910
فیل؟ بله

58
00:03:52,960 --> 00:03:54,040
اولافور انواع

59
00:03:54,790 --> 00:03:56,380
مختلفی از متریال و همینطور 


59
00:03:54,۷90 --> 00:0۴:۰۰,380
(آی وی وی، هنرمند)

60
00:03:56,840 --> 00:03:59,590
شکل‌های متفاوتی از ساختن رو دوست داره

61
00:04:01,010 --> 00:04:04,130
بنابراین، این گشودگی شیوه‌ها براش

62
00:04:04,680 --> 00:04:06,390
به مثابه یک نوع هنر جدیده

63
00:04:10,680 --> 00:04:14,140
(فضای شعله‌ور شبکیه- ۲۰۱۸)

63
00:04:10,680 --> 00:04:14,140
خیلی از کارهام درحال کشف تصورمون

64
00:04:14,600 --> 00:04:18,230
از حقیقته، که به نوع نگاه شما وابسته است

65
00:04:20,110 --> 00:04:23,200
در حین اینکه در فضا حرکت می‌کنیم
حقیقت رو هم می‌سازیم

66
00:04:28,950 --> 00:04:30,660
وقتی به یه اثر هنری نگاه میکنی

67
00:04:32,500 --> 00:04:34,960
اونطوری بنظر میاد که می‌بینی‌اش

68
00:04:35,460 --> 00:04:37,960
این تویی که داری شنیده میشی

69
00:04:43,300 --> 00:04:47,640
کار من کاملاً به بیننده وابسته است

70
00:04:47,720 --> 00:04:50,140
تبدیل ایده‌ها به اثر هنری

71
00:04:51,310 --> 00:04:54,730
و این مثل تماشای مثلا
نتقلیکس می‌مونه

72
00:04:55,020 --> 00:04:58,190
مشخصاً وقتی یکی داره چیزی تماشا
میکنه، اینجا داریمش

73
00:04:58,650 --> 00:05:00,110
سلام. و بعد

74
00:05:00,860 --> 00:05:02,740
مثلاً فرض می‌کنم اینجا یه صفحه نمایشه

75
00:05:04,240 --> 00:05:08,530
شاید جالب باشه که کشف کنیم
مردم واقعاً دارن به چی نگاه می‌کنن

76
00:05:08,620 --> 00:05:10,410
منظورم اینه که 
جدی جدی چه خبره

77
00:05:13,500 --> 00:05:16,000
قضیه‌ی اینه که
این یه وضعیت ساخته شده است

78
00:05:16,080 --> 00:05:17,170
بذارید نشون‌تون بدم

79
00:05:17,370 --> 00:05:20,290
می‌بینی؟
این شمایی، و این هم.. دوربین. درسته؟ 

80
00:05:20,380 --> 00:05:23,340
ببینید. این افراد
در اینجا تمام دور من هستن

81
00:05:23,960 --> 00:05:25,380
منظورم اینه که
چیزی که به ما نشون داده میشه اینه که

82
00:05:25,470 --> 00:05:27,760
«آها داره با دوربین حرف میزنه... »
ولی درواقع

83
00:05:27,840 --> 00:05:29,680
من نمی‌گم این دستکاری شده... ولی میدونی

84
00:05:30,100 --> 00:05:32,100
این... این تصویر قطعاً ساخته شده است

85
00:05:32,180 --> 00:05:33,720
یک کمی شبیه به همین قسمت

86
00:05:34,930 --> 00:05:38,150
خیلی خب چرا با مارک حرف نمیزنی؟ -
همینجا یه لحظه -

87
00:05:38,230 --> 00:05:40,730
وقتی شروع به کار کردم
خیلی به 

88
00:05:41,190 --> 00:05:43,480
فضای میان دیوارها علاقمند بودم

89
00:05:43,570 --> 00:05:46,450
منظورم فضای مخفی ئه
که... حدس می‌زدم

90
00:05:46,530 --> 00:05:50,660
حدس می‌زدم هوا باشه
ولی چطور می‌تونستم این «هیچی» رو نشون بدم؟ 

91
00:05:52,660 --> 00:05:56,290
بنابراین، یکی از نخستین کارهام
تلاشی بود برای نمایش رنگین کمان

91
00:05:5۴,660 --> 00:05:5۸,290
(زیبایی، ۱۹۹۳)

92
00:05:58,290 --> 00:06:00,290
به این فکر می‌کردم که رنگین کمان چطور تشکیل میشه

93
00:06:01,590 --> 00:06:03,500
ولی درواقع حقیقت اینه که
کار خاصی برای تشکیلش انجام نمیشه

94
00:06:04,920 --> 00:06:08,470
فقط به زاویه‌ی دید، قطرات آب و نور وابسته است

95
00:06:09,390 --> 00:06:11,100
و اگر چشم و دیدنی در کار نباشه

96
00:06:11,180 --> 00:06:14,100
بنابراین این زاویه دیده نمی‌شه
و درواقع دیگه رنگین کمانی وجود نخواهد داشت

97
00:06:14,310 --> 00:06:16,640
فرد کناریِ شما، رنگین کمانی رو که شما می‌بینید، نمی‌بینه

98
00:06:16,730 --> 00:06:18,560
چون چشمش جای دیگه‌ای رو می‌بینه

99
00:06:20,560 --> 00:06:23,980
این فضائیه که تماماً به حضور شما وابسته است

100
00:06:25,610 --> 00:06:29,150
وقتی از نمایشگاه میرید بیرون
هیچ‌کس اونجا نیست

101
00:06:30,240 --> 00:06:31,410
و هم‌چنین اثر هنری‌ای هم نیست

102
00:06:32,830 --> 00:06:35,490
درحقیقت نمایشگاه درباره‌ی رنگین کمان نیست

103
00:06:35,700 --> 00:06:38,750
«آیا به چشمای خودم و به قابلیتم در

104
00:06:39,460 --> 00:06:40,790
کنش در جهان اعتماد دارم؟»

105
00:06:45,550 --> 00:06:47,550
خب پس، چرا این چیزها رو درست می‌کنم. نه؟

106
00:06:5۲,230 --> 00:0۶:۵۴,770
(ایسلند)

106
00:06:59,230 --> 00:07:01,770
من در دانمارک بزرگ شدم اما زمان زیادی رو

107
00:07:02,650 --> 00:07:04,190
با پدرم در ایسلند سپری کردم

108
00:07:05,570 --> 00:07:10,070
و از آب، و یخ و مه و هرچیزی که در طبیعت
در اختیارم می‌ذاشت استفاده می‌کردم

109
00:07:12,700 --> 00:07:15,160
این ارجاع به طبیعت رو در کارهام دوست دارم

109
00:07:1۶,۴00 --> 00:07:1۹,160
(شکل رودش شما بالعکس شده، ۱۹۹۹)

110
00:07:17,160 --> 00:07:18,870
بذار ببینم میشه از مردم
که به این کار نگاه می‌کنن فیلم گرفت یا نه

111
00:07:20,960 --> 00:07:23,580
ببخشید، اینجا عکاسی و فیلمبرداری ممنوعه

112
00:07:23,670 --> 00:07:27,460
باشه، من هنرمند این اثرم
مطمئنم مشکلی نیست که خودم فیلم بگیرم

113
00:07:30,840 --> 00:07:33,390
طبیعت برای من به راهی جهت

114
00:07:33,970 --> 00:07:35,220
ساختن یه زبان تبدیل شد

115
00:07:35,300 --> 00:07:38,020
زبانی که مردم بتونن باهاش ارتباط بگیرن

116
00:07:40,810 --> 00:07:43,560
چون هرکسی یه رنگین کمان می‌شناسه 

116
00:07:4۱,810 --> 00:07:4۵,۳60
(مجمع مِه، کاخ ورسای، ۲۰۱۶)

117
00:07:45,060 --> 00:07:48,320
یه پدیده‌ی طبیعیه که 
خیلی ساده بدست میاد

118
00:07:48,980 --> 00:07:51,740
و آب چون داره میریزه
ذهن به سمت 

119
00:07:51,820 --> 00:07:53,320
زمان در حال گذار کشیده میشه

120
00:07:54,990 --> 00:07:56,870
به این دلیل آبشارها رو خیلی دوست دارم

121
00:07:56,950 --> 00:07:59,450
چون خیلی جالبه که فقط از راه 

122
00:07:59,540 --> 00:08:03,120
تماشای سرعت سقوط آبشارها، حسی 
از ابعاد و اندازه‌ها به آدم دست میده

123
00:08:04,000 --> 00:08:07,920
به همین دلیل این آبشار رو
زیر پل بروکلین ساختم 

123
00:08:0۹,000 --> 00:08:۱۳,۵20
(آبشار نیویورک، ۲۰۰۸)

124
00:08:12,300 --> 00:08:14,130
چون مثلاً اگه

125
00:08:14,590 --> 00:08:17,260
از سمت منهتن بهش نگاه کنید، می‌گید

126
00:08:17,350 --> 00:08:19,970
«وای خدا... پل بروکلین چقدر بزرگه

127
00:08:21,810 --> 00:08:25,350
و فاصله‌ی ایست ریور خیلی زیاده»

128
00:08:27,400 --> 00:08:29,690
و به محض اینکه متوجه ابعاد آبشار میشی

129
00:08:29,780 --> 00:08:32,820
فهمی هم از اندازه‌ی خودتون به دست میارید

130
00:08:34,910 --> 00:08:37,120
و اینجاست که جالب میشه. نه؟

131
00:08:38,660 --> 00:08:41,830
تمام ماجرا درباره‌ی منظره و کوه و طبیعت و این چیزا نیست

132
00:08:41,910 --> 00:08:42,910
درباره‌ی خود ماست

132
00:08:4۴,۴10 --> 00:08:4۷,۷10
(آبشار، کاخ ورسای، ۲۰۱۶)

133
00:09:00,510 --> 00:09:02,020
کی توانش رو داره که

134
00:09:02,520 --> 00:09:04,180
کاری در چنین ابعادی انجام بده؟ 


134
00:09:02,520 --> 00:09:0۶,۴80
(کارول بکر، رئیس دانشکده‌ی هنر دانشگاه کلمبیا)

135
00:09:04,270 --> 00:09:05,390
شگفت‌انگیزه

136
00:09:07,980 --> 00:09:12,440
باید خیلی از ایده‌ات مطمئن باشی

137
00:09:12,900 --> 00:09:15,030
که مشتاق رفتن به سمت چنین ریسکی باشی

138
00:09:15,820 --> 00:09:19,200
چنین چیزی رو تو هنرمندای زیادی نمی‌بینی

139
00:09:24,910 --> 00:09:26,290
شیوه‌ای که کار می‌کنم 

140
00:09:26,370 --> 00:09:29,500
اینطوریه
همه‌چیز با ایده شروع میشه. خب؟

141
00:09:29,590 --> 00:09:31,800
بنابراین یه ایده مثل این... اینجا

142
00:09:31,880 --> 00:09:36,880
و بعد، بلافاصله مشکلی داری که
این ایده هنوز هیچ زبانی نداره

143
00:09:37,430 --> 00:09:41,970
و بعد اون فضای زیبا و جذابی پدید میاد
که برای بیان ایده‌ات، زبانی رو پیدا می‌کنی

144
00:09:42,470 --> 00:09:44,536
قبل از این هم، ایده خودش
از یه جایی میاد دیگه، درسته؟

145
00:09:44,560 --> 00:09:46,480
بنابراین پیش از خود ایده، یه چیزی باید وجود داشته باشه

146
00:09:46,810 --> 00:09:50,520
این هم فضای جالبیه. نه؟ 
چون می‌بینیم که ایده‌ها از کجا میان؟

147
00:09:52,360 --> 00:09:54,610
وقتی سخت مشغول کارم ایده‌ها به سمتم سرازیر میشن

148
00:09:5۶,۵20 --> 00:10:0۰,030
(کارگاه اولافور الیاسون، برلین)

148
00:09:57,820 --> 00:10:01,030
همکاری بخشی مرکزی از روند کار منه

149
00:10:02,530 --> 00:10:04,240
این اون کاریه که ازش حرف زده بودیم

150
00:10:04,330 --> 00:10:08,080
و این هم رنگ‌هایی که سفارش دادیم

151
00:10:08,370 --> 00:10:10,540
باید برای ایده، زبانی پیدا کنم

152
00:10:10,630 --> 00:10:12,670
و پاسخ به این که اون زبان چیه

153
00:10:12,750 --> 00:10:14,500
شاید کمی به تحلیل کار کمک کنه

154
00:10:15,300 --> 00:10:19,010
«چرا من به سراغ این ایده رفتم؟
چی‌اش برام جالب توجه بوده؟»

155
00:10:20,890 --> 00:10:23,390
اینجا طراحی می‌کنم

156
00:10:23,470 --> 00:10:25,930
چون نمی‌دونم چطور باید کلمات رو سوار کار کنم

157
00:10:28,190 --> 00:10:30,190
قدم بعدی اما زبانه 

158
00:10:30,270 --> 00:10:34,230
خیلی خوشحالم که تیمی حرفه‌ای دارم
که زبان کار و 

159
00:10:34,610 --> 00:10:35,610
طراحی رو دریافت می‌کنن

160
00:10:35,860 --> 00:10:37,530
بعد شروع می‌کنیم به مدل‌سازی

161
00:10:37,940 --> 00:10:39,860
اینجا می‌نویسم
«مدل»

162
00:10:41,950 --> 00:10:42,950
اوه، عالی شده

163
00:10:43,450 --> 00:10:47,200
و این مدل‌ها یه جورایی
به ایده و

164
00:10:47,540 --> 00:10:50,580
طراحی ابعاد و جسمیت می‌دن
و بعد ناگهان، بحث فضا به میون میاد

165
00:10:53,250 --> 00:10:56,800
این کاریه که دارم برای نمایشگاهی
در لس آنجلس انجام میدم

166
00:10:57,380 --> 00:10:58,380
توی... آه

167
00:10:58,880 --> 00:11:00,340
توی... یه گالری

168
00:11:00,880 --> 00:11:02,680
اینجا... برای دو ماه آینده

169
00:11:03,550 --> 00:11:05,310
که درباره‌ی کارهای مشابهه

170
00:11:05,560 --> 00:11:07,850
چیزهایی که می‌تونید توی خونه‌تون هم ازش استفاده کنید

171
00:11:08,930 --> 00:11:10,810
باید یک کمی

172
00:11:10,890 --> 00:11:12,770
روشنتر بشه -
آره شفاف‌تر -

173
00:11:12,850 --> 00:11:14,020
راست میگی -
آره -

174
00:11:14,730 --> 00:11:17,900
نقشم اینه که مطمئن بشم
این یه اثر هنریه... و

175
00:11:18,280 --> 00:11:20,530
اونچه که هر تصمیمی رو هدایت میکنه

176
00:11:20,610 --> 00:11:22,700
چگونگی نیست، بلکه چرایی ماجراست

177
00:11:24,450 --> 00:11:27,370
گروه من داره سعی می‌کنه به «چگونگی» برسه 

178
00:11:27,790 --> 00:11:29,080
بنابراین نقش من اینه که

179
00:11:29,710 --> 00:11:30,870
کسی باشم که «چرا» رو میگه

180
00:11:30,960 --> 00:11:32,120
لازمه یه کم دیگه بکشیمش؟

181
00:11:32,210 --> 00:11:33,630
آره، یک کم بیارش عقب

182
00:11:33,710 --> 00:11:34,710
زیاد شد

183
00:11:37,170 --> 00:11:39,170
یادمه اوایل کارش

184
00:11:39,510 --> 00:11:43,720
اولافور رو توی کارگاهش دیدم و 
اون داشت نوری رو


185
00:11:4۱,180 --> 00:11:45,۹60
(لاوس بیزن‌باخ، مدیر موزه هنرمای معاصر لس‌آنجلس)

185
00:11:44,180 --> 00:11:45,760
نصب می‌کرد که فکر کردم زرده

186
00:11:45,850 --> 00:11:48,140
اما نهایتاً فهمیدم که

187
00:11:48,220 --> 00:11:50,230
اصلاً رنگ دیگه‌ای رو تشخیص نمیدم

188
00:11:50,310 --> 00:11:52,980
ناگهان همه‌چیز سیاه و سفید و خاکستری شد

189
00:11:54,940 --> 00:11:57,940
کنار چراغی ایستاده بودم
که همه‌ی رنگ‌ها رو می‌گرفت

190
00:11:58,610 --> 00:12:00,050
و فکر کردم
«وای این یه معجزه‌اس»

191
00:12:01,570 --> 00:12:05,620
خب این یک چراغ تک فام ئه. نورش طوری
نشون میده انگار هیچ رنگ دیگه‌ای نیست

192
00:12:05,700 --> 00:12:07,330
منظورم اینه که درواقع 
هیچ رنگ دیگه‌ای اینجا نیست

193
00:12:07,410 --> 00:12:10,200
چون نور سفیدی وجود نداره که
اونارو به ما بازتاب بده

194
00:12:10,580 --> 00:12:11,790
ولی حالا اینو ببینید

195
00:12:14,670 --> 00:12:17,630
اینا رنگ‌های رنگین کمانه
رنگ‌های منشوری

196
00:12:19,210 --> 00:12:20,920
تمام رنگ‌ها الان اینجان

197
00:12:24,510 --> 00:12:26,890
یکی از اولین نمایشگاه‌هام

198
00:12:26,970 --> 00:12:29,640
اتاق بزرگ زردرنگی داشت که

199
00:12:30,220 --> 00:12:32,560
توش مردم به دست‌هاشون نگاه می‌کردن و می‌گفتن

200
00:12:33,890 --> 00:12:34,900
«هیچ رنگی اینجا نیست»

201
00:12:37,560 --> 00:12:40,280
مشخص شد که نبود رنگ شما رو

202
00:12:40,650 --> 00:12:43,650
بیشتر به دقیق شدن 
در سایر چیزها سوق میده

203
00:12:44,570 --> 00:12:45,950
می‌خواستیم بیشتر ببینیم 

204
00:12:46,820 --> 00:12:48,660
چون مدیر موزه گفت

205
00:12:48,740 --> 00:12:52,450
«تو که قرار نیست اینجا 
فقط یه اتاق زرد خالی درست کنی»

206
00:12:52,750 --> 00:12:54,330
اون افتاد... افتاد رو زانوهاش و گفت

207
00:12:54,410 --> 00:12:57,630
«نمیشه فقط یه گل رز قرمز کوچولو روی زمین بذاریم

208
00:12:57,710 --> 00:13:00,210
که وقتی نگاهش می‌کنی... دیگه قرمز نباشه؟»

209
00:13:01,210 --> 00:13:02,800
من گفتم
«نه

210
00:13:03,380 --> 00:13:05,550
چون اوموقع کل نمایشگاه میشه درباره گل رز»

211
00:13:06,890 --> 00:13:09,600
بعضی وقتا فکر می‌کنم 
درگیر «چطور» میشم

212
00:13:09,680 --> 00:13:12,390
و بعد حتی چرایی 
انجام کار رو هم از دست میدی

213
00:13:18,650 --> 00:13:20,020
از نور زرد بیشتر استفاده کردم

214
00:13:20,110 --> 00:13:23,320
چندتا کار دیگه هم باهاش انجام دادم
بنظرم خیلی موجز و مینیماله

215
00:13:24,690 --> 00:13:28,110
بعد وقتی که داشتم با کیوریتور
موزه تیت کار می‌کردم

215
00:13:2۸,690 --> 00:13:۳۱,110
(موزه تیت، لندن)

216
00:13:30,530 --> 00:13:32,450
فکر آب‌وهوا 

217
00:13:32,540 --> 00:13:33,540
اومد تو ذهنم

217
00:13:3۴,540 --> 00:13:3۹,540
(چیدمان آب وهوا، ۲۰۰۳)

218
00:13:35,370 --> 00:13:36,870
سال ۲۰۰۳ بود

219
00:13:37,040 --> 00:13:41,250
و شخصاً برای خودم
زمانی بود که موج آگاهی‌بخشی درباره‌ی تغییرات اقلیمی شروع شده بود

220
00:13:44,130 --> 00:13:45,300
اما پروژه‌ی آب‌وهوا

221
00:13:45,380 --> 00:13:48,590
قرار بود پروژه‌ای طولانی مدت باشه

222
00:13:49,890 --> 00:13:53,350
که نهایتاً مدل بزرگی از فضا رو توش بسازم

223
00:13:53,720 --> 00:13:54,980
که بشه درش راه رفت

223
00:13:53,720 --> 00:13:5۶,980
(مدل پروژه)

224
00:13:56,520 --> 00:13:58,770
همه‌اش تو فکرم این بود 
«چطور می‌تونم.

225
00:13:58,850 --> 00:14:01,270
هوا، خلأ و اتمسفر رو بصورت واضحی

226
00:14:01,690 --> 00:14:02,690
بسازم؟»

227
00:14:02,730 --> 00:14:05,650
و اینطوری بود که به مِه رسیدم

228
00:14:09,360 --> 00:14:10,740
به  محض اینکه بالا رو نگاه کنید,

229
00:14:10,950 --> 00:14:13,660
می‌خوام جلوی نور آسمون رو بگیرم

230
00:14:16,660 --> 00:14:20,830
اما بعد تصمیم گرفتم که آینه
بذارم تا حتی فضا رو بزرگتر نشون بده

231
00:14:2۲,550 --> 00:14:2۵,840
(مدل پروژه)

231
00:14:23,550 --> 00:14:26,840
بعد به این فکر افتادم که
«چرا فقط نصفش رو نسازم و نصف دیگه

232
00:14:27,720 --> 00:14:29,220
توی آینه می‌افته»

233
00:14:30,050 --> 00:14:31,220
که باید یه جوری

234
00:14:31,550 --> 00:14:34,060
پیشنهاد می‌دادم که 
دوبرابر قد آدم می‌شد

235
00:14:34,510 --> 00:14:37,350
چون چشم و مغز
به راحتی فریب می‌خورن

236
00:14:38,770 --> 00:14:41,060
و خوشبختانه خیلی به مدلش شبیه شد

237
00:14:46,650 --> 00:14:48,400
اون رنگ زرد تک‌فام 

238
00:14:48,700 --> 00:14:52,820
یه جور حس اخروی و آن‌جهانی بهتون میده
انگار که آسمون مصنوعی بالای سر شماست

239
00:14:54,280 --> 00:14:56,410
به همین دلیل اسمش رو گذاشتم
پروژه‌ی آب‌وهوا

240
00:14:58,750 --> 00:15:01,710
و واضح بود که مردم
تجربه‌های خیلی متفاوتی ازش داشتن

241
00:15:01,790 --> 00:15:04,500
بعضیا می‌گفتن
«وای خدا این خیلی غم‌انگیز و تلخه

242
00:15:04,590 --> 00:15:06,170
درباره‌ی آخرالزمانه»

243
00:15:06,800 --> 00:15:10,590
و بعضی دیگه هم می‌گفتن
«میدونی... این درباره‌ی روحیه‌ای غیرمادی ئه

244
00:15:10,680 --> 00:15:12,390
باید یوگا انجام بدم»

245
00:15:15,560 --> 00:15:18,140
و خیلی جالبه که 
هردوی این نظریات 

246
00:15:18,220 --> 00:15:19,560
می‌تونن کنار هم باشن

247
00:15:22,650 --> 00:15:26,270
برای بهره بردن از یک فضا
حتماً نباید مثل هم باشیم

248
00:15:30,610 --> 00:15:32,990
و نور زرد فکر کنم مثل 
یک کلید اساسی

249
00:15:33,070 --> 00:15:34,120
در کل چیدمان عمل می‌کرد

250
00:15:38,580 --> 00:15:41,620
پروژه‌ی آب‌وهوا عامل اساسی‌ای رو در چگونگی

251
00:15:41,710 --> 00:15:44,250
در چک و دریافت هنر معاصر در مردم تغییر داد

252
00:15:44,330 --> 00:15:47,880
این چیزیه که به 
نوع نگاه شما به دنیا بستگی داره 

253
00:15:49,760 --> 00:15:54,220
و این کار، اون رو بسیار مشهورتر و شناخته‌شده‌تر کرد

254
00:15:58,890 --> 00:16:01,020
گرفتیمش. ممنونم از مشا

255
00:16:01,480 --> 00:16:02,480
عالیه

256
00:16:03,230 --> 00:16:04,230
خوبه

257
00:16:04,270 --> 00:16:07,230
چی می‌گید، مثلا
«تموم شد؟» 

258
00:16:07,320 --> 00:16:10,070
هنوز نه -
آها نه هنوز. باشه فهمیدم -


258
00:16:۱۳,320 --> 00:16:1۷,070
(ایسلند)

259
00:16:21,200 --> 00:16:23,330
حالا ما در سواحل جنوبی 

260
00:16:24,000 --> 00:16:28,340
ایسلند هستیم... و اینجا 
جاییه که پدرم زندگی می‌کرد

261
00:16:30,420 --> 00:16:32,340
پدرم هنرمند بود

262
00:16:33,880 --> 00:16:36,050
فکر کنم در اولین نقاشی‌های پدرم 

263
00:16:36,140 --> 00:16:37,680
یه ساحل سیاه رو می‌کشید

264
00:16:37,760 --> 00:16:39,180
شاید همینجا باشه

265
00:16:41,810 --> 00:16:44,600
فیلم‌های پدرم رو داری؟ -
آره اینجاست -

266
00:16:46,270 --> 00:16:49,110
هنرمند خیلی فراری بود
کلی کارهای مختلف کرد

267
00:16:49,190 --> 00:16:51,150
فکر کنم هم به همین خاطر

268
00:16:51,820 --> 00:16:54,280
نتونست هنرمند موفقی بشه و
از این راه زندگی کنه


269
00:16:5۳,740 --> 00:16:57,740
(الیاس هیورلفیسن ۱۹۴۵-۲۰۰۱)

269
00:16:56,740 --> 00:16:57,740
این پدرمه

270
00:16:57,910 --> 00:17:01,790
وقتی بچه بودم، از این که 
یه مدل از سر خودش ساخته بود می‌ترسیدم

271
00:17:02,250 --> 00:17:04,460
همیشه هم تو کارگاه پدرم اون

272
00:17:04,540 --> 00:17:05,540
سر بود

273
00:17:05,620 --> 00:17:07,540
که روی پایه قرار داشت

274
00:17:08,540 --> 00:17:10,210
پدرم یک کم خل‌وچل بود

275
00:17:10,960 --> 00:17:12,170
والدینم طلاق گرفته بودن

276
00:17:12,260 --> 00:17:14,720
و چون احتمالاً من با مادرم زندگی کرده بودم

277
00:17:14,800 --> 00:17:17,720
فکر می‌کردم هر کاری که پدرم انجام
داده بود، حتماً شگفت‌انگیز بوده

278
00:17:18,300 --> 00:17:19,720
البته که همیشه می‌خواستمش

279
00:17:20,310 --> 00:17:21,310
خیلی دوستش داشتم

280
00:17:21,350 --> 00:17:24,480
وقتی پیش مادرم موندم
همیشه برای پدرم نقاشی می‌فرستادم

281
00:17:25,350 --> 00:17:27,980
و پدرم هم مرتباً بهم می‌گفت
که کارهای جدید براش بفرستم

282
00:17:28,730 --> 00:17:30,440
و در کل، می‌تونم بگم به خوبی ازم حمایت میشد

283
00:17:32,860 --> 00:17:35,610
ولی چیزی که بیشتر روی من تأثیر داشت
این حقیقت بود که 

284
00:17:36,700 --> 00:17:39,990
کاری که کردم، اساساً برای این نبود که 

285
00:17:40,200 --> 00:17:41,870
نمی‌دونم چطور بهتون بگم

286
00:17:42,700 --> 00:17:46,620
نمی‌خواستم از نظر اینکه مثلاً کارهام باکیفیت باشه، موفق باشم

287
00:17:49,790 --> 00:17:51,540
ببینید من الان بچه دارم

288
00:17:53,210 --> 00:17:55,340
و سعی نمی‌کنم به بچه‌هام

289
00:17:56,550 --> 00:17:57,550
فشار بیارم

290
00:17:58,760 --> 00:17:59,760
این

291
00:18:00,680 --> 00:18:02,760
این... یه جورایی  امروز غلط به نظر میرسه. نه؟

292
00:18:02,850 --> 00:18:04,810
اما درحقیقت والدین خودم هم 

293
00:18:06,270 --> 00:18:09,020
نخواستن که حتماً برم و یه کاری انجام بدم 

294
00:18:09,560 --> 00:18:10,610
جالبه

295
00:18:19,070 --> 00:18:21,120
این هم میره لس آنجلس؟ -
آره میره -

296
00:18:21,200 --> 00:18:23,870
خیلی خب باید روی نورها کار کنیم
ببین اینا میاد اینجا

297
00:18:23,950 --> 00:18:25,870
درسته، خب 
ما این رو هم داریم

298
00:18:27,500 --> 00:18:30,250
این خیلی بده
اصلاً جواب نمیده

299
00:18:30,330 --> 00:18:31,330
باشه

300
00:18:32,210 --> 00:18:35,590
خب این یکی 
خیلی نورش زیاده و سفیده 

301
00:18:35,670 --> 00:18:38,760
درسته -
که بخواهیم روی دیوار چیزی بسازیم -

302
00:18:39,300 --> 00:18:40,590
الان خیلی بهتر شد

303
00:18:40,680 --> 00:18:42,800
این خیلی بهتره -
آره؟ -

304
00:18:43,930 --> 00:18:46,020
بریتا، ممکنه روشنش کنی؟ -
البته -

305
00:18:51,940 --> 00:18:55,190
خیلی باحاله که بنفش اینقدر تیره شده
دیگه سیاه بنظر میرسه

306
00:18:55,480 --> 00:18:59,240
اما وقتی از نزدیک نگاهش می‌کنی
یه بنفش خیلی خیلی عمیق رو می‌بینی

307
00:19:01,160 --> 00:19:03,070
یه جورایی حیفه 

308
00:19:05,330 --> 00:19:06,330
بفرستیمش

309
00:19:07,250 --> 00:19:09,160
نه... این نیست
این رو نگه میدام

310
00:19:09,250 --> 00:19:11,370
نه. نه. این برای نمایشگاهه

311
00:19:11,460 --> 00:19:12,630
ای بابا وحشتناکه

312
00:19:16,130 --> 00:19:18,840
چه چیزی فضا رو قابل تحمل و جامع‌تر میکنه؟

313
00:19:22,510 --> 00:19:24,430
بدن راهنمای خوبیه

314
00:19:33,190 --> 00:19:34,610
کی درباره‌ی بدن چیزهایی می‌دونه؟

315
00:19:36,020 --> 00:19:37,020
رقصنده‌ها

316
00:19:38,860 --> 00:19:41,200
فکر کنم ۱۹۸۳ بود

317
00:19:41,820 --> 00:19:44,320
یا اوایل ۱۹۸۲، بهرحال اون اوایل

318
00:19:46,620 --> 00:19:51,080
تو ویترین یه مغازه، این آدما داشتن 
لال‌بازی می‌کردن، و ادای مانکن درمیاوردن

319
00:19:51,370 --> 00:19:52,890
و مثل ربات حرکت می‌کردن

320
00:19:58,800 --> 00:20:01,260
اون واقعاً تماماً مغز من رو تحت تأثیر قرار داد

321
00:20:02,300 --> 00:20:05,090
انگار که یه نوری دیده باشم

322
00:20:07,600 --> 00:20:09,930
انگار که یه دنیای تازه
به من داشت گشوده میشد

323
00:20:10,930 --> 00:20:13,100
و دیگه نمی‌تونستم مثل ربات‌ها تکون نخورم

324
00:20:17,770 --> 00:20:20,150
و چون خیلی زود شروع کرده بودم

325
00:20:20,780 --> 00:20:22,990
بعدتر به یه مد روز تبدیل شد

326
00:20:23,070 --> 00:20:24,570
من و چند نفر دیگه

327
00:20:25,570 --> 00:20:27,830
تو این کار خیلی 
ماهر شده بودیم

328
00:20:31,660 --> 00:20:33,460
تو مراکز خرید و کافه‌ها

329
00:20:33,870 --> 00:20:35,630
و سالن‌ها و کلوپ‌ها می‌رقصیدیم

330
00:20:36,380 --> 00:20:39,460
و در آخر روز
تو وجودم اعتماد به نفس بالایی رو حس میکردم

331
00:20:39,550 --> 00:20:43,130
این ماجرا به من خیلی یاد داد
بخصوص درباره‌ی جسمیت و فضا

332
00:20:45,130 --> 00:20:48,010
رقصیدن اثر مهمی روی من داشت

333
00:20:50,390 --> 00:20:54,230
به هندسه و حرکت خیلی علاقمند شدم

334
00:20:57,650 --> 00:20:59,820
من دارم... دارم 
با این آینه بازی می‌کنم

335
00:20:59,900 --> 00:21:03,740
خیلی جالبه، یه آینه‌ی دوار ئه


336
00:21:04,110 --> 00:21:05,110
خب

337
00:21:05,150 --> 00:21:07,160
حالا اینو ببینید... من این کار رو می‌کنم

338
00:21:09,580 --> 00:21:13,200
دیدید؟ حالا نشونتون میدم
یه آینه‌ي آهسته کننده‌اس

339
00:21:13,540 --> 00:21:14,580
صبر کنید 
صبر کنید

340
00:21:17,040 --> 00:21:19,920
دیدین؟
خب زمان اینجا

341
00:21:20,670 --> 00:21:21,670
میتونه کُند بشه

342
00:21:22,340 --> 00:21:23,340
الان روشنه

343
00:21:27,550 --> 00:21:28,590
و حالا هم خاموش

344
00:21:28,930 --> 00:21:30,810
خیلی از این... از این خوشم میاد

345
00:21:31,510 --> 00:21:32,600
بذارید دوباره امتحان کنم

346
00:21:32,770 --> 00:21:34,980
می‌تونم یه چیزایی اینجا بهتون نشون بدم

347
00:21:37,730 --> 00:21:39,560
ولی مشخصاً حقیقت اینه که

348
00:21:40,190 --> 00:21:42,030
این یه آینده‌ی گرد نیست 

349
00:21:43,150 --> 00:21:45,900
یه آینه‌ی تخم‌مرغی شکله
من این آزمایش رو که با شکل‌های متغیر

350
00:21:45,990 --> 00:21:47,160
 انجام میشه خیلی دوست دارم

351
00:21:47,240 --> 00:21:49,030
ببینید 
وقتی بهش نگاه می‌کنید

352
00:21:50,330 --> 00:21:51,330
مثلاً این شکلی

353
00:21:51,450 --> 00:21:52,660
از یه زاویه‌ی خاص می‌بینیدش

354
00:21:53,160 --> 00:21:55,330
دایره‌ای به نظر میرسه

355
00:21:56,040 --> 00:21:58,290
این کلک خیلی زیاد استفاده میشه
و من خیلی ازش خوشم میاد

356
00:21:58,370 --> 00:22:00,340
الان سرگرم آزمایش با این هستم 

357
00:22:04,920 --> 00:22:08,840
به ایده‌های درباره‌ی فضا و شکل خیلی علاقمندم

358
00:22:11,850 --> 00:22:15,180
همیشه ترکیبی از طبیعت و طراحی وجود داشته

359
00:22:19,690 --> 00:22:22,320
به کسایی مثل باکمینستر فولر 
بسیار علاقه دارم

360
00:22:22,770 --> 00:22:25,610
گنبد میله‌ای اون
ثابت کرد که بسیاری از اهداف

360
00:22:2۳,۵70 --> 00:22:25,910
(باکمینستر فولر، معمار) 

361
00:22:25,690 --> 00:22:27,820
ما برای فضای بهینه، نامکشوف موندن

362
00:22:28,820 --> 00:22:30,490
من اومدم اینجا، به ایسلند

363
00:22:30,570 --> 00:22:32,830
یکی که باکمینستر فولر رو از نزدیک می‌شناخت

364
00:22:33,160 --> 00:22:34,790
اسمش اینار تورستین بود

365
00:22:35,660 --> 00:22:39,000
می‌خواستم مجسمه‌ای با الهام از کار فولر بسازم 

366
00:22:39,920 --> 00:22:43,290
بعد اینار گفت
«اوه، من کارهای ریاضی و فرمول‌هاش رو بلدم»

367
00:22:44,630 --> 00:22:47,470
اون اومد و برای ۱۵ سال
در استودیو مشغول کار شد

368
00:22:48,800 --> 00:22:51,470
اینطوری بود که من با دانشمندان

369
00:22:51,550 --> 00:22:53,220
و معماران شروع به کار کردم

370
00:22:54,930 --> 00:22:56,930
به این ترتیب
رشد زیادی پیدا کردم

371
00:22:57,020 --> 00:22:58,730
کمی شبیه به کارهای خودم

372
00:23:03,770 --> 00:23:05,250
اما با پدیده‌های طبیعی

373
00:23:05,320 --> 00:23:09,900
علاقه‌ام به هندسه درواقع از 
علاقه‌ام به جهان نشئت می‌گیره

374
00:23:14,160 --> 00:23:15,330
خب، در کارگاه

375
00:23:16,240 --> 00:23:18,160
ما خیلی با هندسه سروکار داریم و 

376
00:23:19,500 --> 00:23:23,250
گروهی از سیستم‌های فضایی کاملاً
از طبیعت الهام گرفته شدن

377
00:23:23,330 --> 00:23:26,340
برای مثال این یکی از اوناست
ستون‌های سنگ بازالت 

378
00:23:27,880 --> 00:23:29,510
این.. این سنگ‌های بازالت درواقع از

379
00:23:29,590 --> 00:23:31,550
یک آتشفشان در زیر
توده‌های کوخ یخی ایجاد شدن

380
00:23:31,630 --> 00:23:34,760
این انجماد سریع 
باعث کریستالی شدن سنگ شده

381
00:23:36,720 --> 00:23:39,560
وقتی برای اولین بار دعوت شدم که 

382
00:23:40,440 --> 00:23:42,230
در پروژه طراحی هارپا شرکت کنم

383
00:23:42,310 --> 00:23:45,860
که ساختمان کنسرت و نشست 
در ریکاویک هستش

384
00:23:47,190 --> 00:23:50,110
مسئولان پروژه می‌خواستن نشانی از ایسلند در کار دیده بشه
(هارپا، ریکاویک، ایسلند) 

385
00:23:52,070 --> 00:23:55,910
ما در کارگاه با هندسه و طبیعت و بسته‌بندی کار می‌کردیم

386
00:23:55,990 --> 00:23:59,120
و همینطور این سنگ‌های بازالت
و این که چطور کریستالی میشن

387
00:23:59,830 --> 00:24:03,830
نمونه‌ی خیلی خوبی از اینه که
طبیعت چطور فضا رو شکل میده

388
00:24:06,290 --> 00:24:10,010
اینار تورستین تحقیقات فوق‌العاده‌ای رو 
هندسه‌ی پنج وجهی انجام داد

389
00:24:10,630 --> 00:24:12,680
اما مهم‌تر از اون
ما تونستیم قضیه رو

390
00:24:12,760 --> 00:24:15,050
به درون یک ساختار معمارانه گسترش بدیم

391
00:24:18,760 --> 00:24:20,310
یه قالب فضایی ساختیم 

392
00:24:21,480 --> 00:24:23,480
که خیلی استوار و قوی بودن

393
00:24:24,060 --> 00:24:26,480
و درواقع برای ساختن چنین نمای

394
00:24:26,730 --> 00:24:28,650
قدرتمندی، از مواد خیلی کوچیکی استفاده کردیم که

395
00:24:28,820 --> 00:24:30,740
برای مثال، کل سقف رو هم نگه میداره

396
00:24:32,570 --> 00:24:34,610
بدنه‌ی ساختمان درواقع

397
00:24:34,700 --> 00:24:37,200
این کیفیات ناپایدار 
رو تقویت می‌کنه

398
00:24:38,030 --> 00:24:40,080
علت این که نما رو یه کمی

399
00:24:40,240 --> 00:24:41,790
اینجوری... چرخوندیم 

400
00:24:41,870 --> 00:24:43,960
اینه که وقتی نور زمستان می‌تابه

401
00:24:44,500 --> 00:24:46,500
مثل... مثل آینه عمل کنه و

402
00:24:46,960 --> 00:24:50,340
نور آفتاب رو کمی بتونه به داخل بیاره

403
00:24:53,260 --> 00:24:55,640
و بعد، سقف هم نور رو
به ساختمون منتقل می‌کنن

404
00:24:56,430 --> 00:24:58,430
چون نور به کف بنا می‌رسه

405
00:25:00,180 --> 00:25:02,560
و ایده‌ی این که بتونی یه جوری نمای

406
00:25:03,230 --> 00:25:06,440
بیرونی رو حرکت بدی
تا حس زنده بودن به بنا بده

407
00:25:09,400 --> 00:25:11,940
ما از یه جایی تو ریاضیات شروع کردیم 

408
00:25:12,150 --> 00:25:15,200
بعد تبدیل به طبیعت شد و 
طبیعت به مهندسی تبدیل شد

409
00:25:15,280 --> 00:25:19,030
و بعد به پوسته بدل شد
پوسته‌ای برای سالن کنسرت و اجتماعات

410
00:25:20,540 --> 00:25:22,370
روند خارق‌العاده‌ای بود

411
00:25:26,460 --> 00:25:30,210
بعد از هارپا گفتم
«بیایید شرکت معماری راه بندازیم»

412
00:25:33,510 --> 00:25:36,050
اینم فولاده؟ -
آره، و همه چیز بازه -

413
00:25:36,130 --> 00:25:38,680
به سمت آب و باران روباز کار شده

414
00:25:38,760 --> 00:25:41,310
انگار درواقع بخش‌هایی از یک کشتی هستن

415
00:25:41,390 --> 00:25:43,140
خیلی جالبه. دوستش دارم

416
00:25:44,230 --> 00:25:46,640
درواقع یه کارگاه در دل کارگاه ما باز شده بود

417
00:25:52,650 --> 00:25:56,490
و معماری به جزئی از فعالیت‌های ما بدل شد

418
00:25:57,570 --> 00:26:00,120
ساختمانی که اخیراً در دانمارک افتتاح کردیم

419
00:26:00,200 --> 00:26:01,530
بهش میگیم فیوردانهوس

420
00:26:01,620 --> 00:26:03,700
چون این یه «هوس» یه خونه است 

421
00:26:03,790 --> 00:26:05,120
که روی آب ایستاده


421
00:26:0۷,790 --> 00:26:0۱۰,7۰۰
(فیوردانهوس، ۲۰۰۹-۲۰۱۸)


422
00:26:08,290 --> 00:26:10,960
بنا پیچیده بنظر میاد

423
00:26:11,040 --> 00:26:13,880
اما درواقع شیوه‌ی طراحی
و ساختش خیلی ساده است

423
00:26:11,040 --> 00:26:1۵,۶80
(سباستین بهمان، مدیر طراحی) 

424
00:26:13,960 --> 00:26:15,590
خب این مدل کاره

425
00:26:15,670 --> 00:26:19,840
پوسته‌ی کار به واسطه‌ی این ستون‌های منفی ایجاد شده

426
00:26:19,930 --> 00:26:22,310
می‌بینی که این یکی 
اینجا جا می‌گیره

427
00:26:23,140 --> 00:26:25,100
و میاد این کنار

428
00:26:25,180 --> 00:26:26,560
و بعد هماهنگ میشه

429
00:26:26,640 --> 00:26:29,310
این ورودی‌های سهمی‌گونه هستن

430
00:26:29,400 --> 00:26:31,560
و این فضاها به‌عنوان 

431
00:26:31,650 --> 00:26:34,730
بالکن، فضاهای باز
یا مثلاً دفتر کار می‌تونن استفاده بشن

432
00:26:37,150 --> 00:26:39,530
اگه از یه دیوار دارای انحنا عکس بگیری

433
00:26:39,700 --> 00:26:41,030
یه جورایی تخت بنظر میرسه

434
00:26:42,160 --> 00:26:45,200
ولی اگر جلوش تکون بخوری
پرسپکتیو دیوار خمیده خیلی تغییر میکنه

435
00:26:45,830 --> 00:26:48,660
بعدش دیگه قضیه ساده و راحت میشه

436
00:27:00,260 --> 00:27:04,350
فکر می‌کنم مرز مشترک هنر و معماری
به پیشرفت هردو کمک میکنه

437
00:27:07,220 --> 00:27:10,060
اینا نقشه‌های فنی نمایشگاه لس آنجلس هستن

438
00:27:10,520 --> 00:27:13,150
خب پس اشکالی نداره
اگه یه آینه اینجا روی دیوار  باشه

439
00:27:13,230 --> 00:27:14,860
بعد هم با این تموم میشه ه

440
00:27:14,940 --> 00:27:18,030
آره ولی شاید اگه حرکتش بدیم 
یک کم بیاد اینطرف‌تر

441
00:27:18,110 --> 00:27:19,700
بعدش کار رو می‌تونیم بذاریم

442
00:27:19,990 --> 00:27:20,990
این وسط قرار بگیره

443
00:27:22,660 --> 00:27:24,620
امتحان می‌کنیم. شاید این یکی به دردمون نخوره

444
00:27:24,700 --> 00:27:27,450
چون وجود اون قطب‌نما تو فضا
خیلی زیباتره

445
00:27:27,540 --> 00:27:28,700
و بعد این و اون یکی

446
00:27:28,950 --> 00:27:30,620
خب عالیه
همینه 

447
00:27:33,250 --> 00:27:34,380
برم خودکارم رو بیارم 

448
00:27:36,000 --> 00:27:38,710
همیشه درگیر امر درک و دریافت بودم 
449
00:27:42,390 --> 00:27:44,800
نمونه‌های زیادی هستن 
که از نظر تاریخی میگن

450
00:27:44,890 --> 00:27:47,390
ما چطور انتخاب کردیم که از چشممون استفاده کنیم

451
00:27:50,020 --> 00:27:51,390
اولین آینه‌های دنیا

452
00:27:51,480 --> 00:27:53,230
از ابسدین سیاه ساخته شده بودن
(سنگ سیاه آتشفشانی)

453
00:27:53,310 --> 00:27:55,230
مردم به پارک‌ها می‌رفتن و

454
00:27:55,310 --> 00:27:58,070
از توی آینه
پشت‌سرشون رو می‌دیدن

455
00:27:59,240 --> 00:28:02,450
جلوت آینده رو داری
و اگر آینه رو بالا بگیری

456
00:28:02,530 --> 00:28:05,570
جایی رو که ازش اومدی می‌بینی
گذشته رو می‌بینی

457
00:28:08,870 --> 00:28:10,620
وقتی هنرمند جوان‌تری بودم

458
00:28:11,290 --> 00:28:13,120
هنوزم یه کم جوونم دیگه. نه؟

459
00:28:13,210 --> 00:28:14,710
ولی وقتی هنرمند تازه‌کاری بودم 

460
00:28:15,040 --> 00:28:18,000
از دانمارک اومدم آلمان

461
00:28:20,340 --> 00:28:23,720
نمی‌تونم بگم راحت بود
چون همه‌چیز رو برای این کار وقف کردم

462
00:28:24,930 --> 00:28:26,510
تا بتونم دنبال خواسته‌هام برم

463
00:28:30,730 --> 00:28:33,270
فکر کنم سال نو تازه در دو تا آلمان (شرقی و غربی) شروع شده بود

464
00:28:33,350 --> 00:28:37,060
با اون نشانه‌های ماندگار
انگار خیلی ازش نگذشته

465
00:28:38,480 --> 00:28:40,610
سال ۱۹۸۹ بود

466
00:28:41,440 --> 00:28:43,400
پتک... وقتی ضربه زد

467
00:28:43,490 --> 00:28:45,410
دیوار برلین فروریخت

468
00:28:47,660 --> 00:28:49,700
حتی اهالی آلمان شرقی هم بنظر هیجان‌زده بودن 

469
00:28:49,790 --> 00:28:53,540
من و چند دانشجوی دیگه
یه ماشین کرایه کردیم و رفتیم برلین

470
00:28:59,840 --> 00:29:03,300
بعد ناگهان
میدیدی مردم از شرق دارن میان

471
00:29:15,770 --> 00:29:16,900
خیلی اثرگذار بود

471
00:29:15,۸70 --> 00:29:1۹,900
(مسافر نابینای تو، ۲۰۱۰)

472
00:29:18,360 --> 00:29:20,000
منظورم اینه که فهمش سخته

473
00:29:21,070 --> 00:29:23,990
فهم اونچه که درواقع
اونا دیدن سخته

474
00:29:28,820 --> 00:29:33,040
چطور چیزی رو که ذهنی ئه، عینی کنم؟

475
00:29:34,830 --> 00:29:37,330
روندیه که خیلی حساس و ظریفه

476
00:29:40,960 --> 00:29:42,710
وقتی اومدم آلمان

477
00:29:42,800 --> 00:29:46,630
فکر کردم میرم به دنیایی که 
مثل همه‌ی هنرمندای دیگه بشم

478
00:29:47,090 --> 00:29:48,260
ولی کار اونا خیلی خوب بود

479
00:29:48,340 --> 00:29:49,930
من به خودم می‌گفتم

480
00:29:50,720 --> 00:29:51,890
«عمراً موفق نمیشم»

481
00:29:53,020 --> 00:29:55,390
می‌گفتم
«اگه قراره چیزی بگم

482
00:29:55,890 --> 00:29:57,230
بهتره که خودم باشم»


483
00:30:0۵,۸80 --> 00:30:۱۰,280
(نمایشگر حقیقت، ۲۰۱۸)


483
00:30:08,280 --> 00:30:12,280
دوست دارم که مسئولیت تجربه‌اندوزی 
از اثر هنری رو به

484
00:30:12,620 --> 00:30:13,830
مخاطب بدم

485
00:30:21,290 --> 00:30:24,170
نمایشگر حقیقت یه فضای خیلی بزرگه که

486
00:30:24,260 --> 00:30:26,010
یه جور بالکن برای ورود داره

487
00:30:26,090 --> 00:30:28,180
خب،‌ این فضای شخصیه. درسته؟

488
00:30:28,510 --> 00:30:31,390
بعد در این فضا
سقف با این خرپاهای

489
00:30:31,470 --> 00:30:33,350
مثلثی فوق‌العاده حضور داره

490
00:30:35,640 --> 00:30:38,060
بعد فکر کردم
«شاید بشه که
491
00:30:38,140 --> 00:30:41,610
سازه‌ای که سقف رو نگه داشته، برجسته کرد»

492
00:30:43,110 --> 00:30:45,990
بعد یه سری لامپ گذاشتیم اینجا

493
00:30:46,400 --> 00:30:48,110
و بعد هم سایه‌هاش رو داری

494
00:30:48,780 --> 00:30:52,200
که دارن از سمت سقف منعکس میشن

495
00:30:53,410 --> 00:30:55,410
اگر منبع نور رو حرکت بدی
اونا هم تکون می‌خورن

496
00:30:55,790 --> 00:30:56,790
یه جورایی خیلی جالب بود

497
00:30:56,870 --> 00:30:59,710
اگر دو نور داشتی که در جهات مختلف حرکت می‌کردن

498
00:30:59,790 --> 00:31:02,380
سایه‌ها هم در هم تکون می‌خوردن 
و بعد نوسان و فیلم بوجود می‌اومد

499
00:31:07,170 --> 00:31:10,550
علاقه‌اش برای دخیل کردن معماری

500
00:31:10,630 --> 00:31:13,850
فکر می‌کنم رویکرد خیلی هوشمندانه‌ای هستش

501
00:31:13,930 --> 00:31:16,310
و احتمالات رو به حداکثر می‌رسونه

502
00:31:22,190 --> 00:31:24,820
فراموش نکنید که یه فرد اینجاست

503
00:31:24,900 --> 00:31:27,480
سلام. آدم کوچولو

504
00:31:28,280 --> 00:31:30,150
خیلی عظیم بود

505
00:31:30,570 --> 00:31:32,030
خیلی تجریدی بود

506
00:31:34,740 --> 00:31:38,120
دیدن این سایه‌های متحرک بزرگ
یه جورایی رویایی بود

507
00:31:40,500 --> 00:31:42,630
خیلی آرامش‌بخش بود 

508
00:31:45,380 --> 00:31:47,460
فکر کردم باید صدا هم بهش اضافه کنیم

509
00:31:58,720 --> 00:32:02,560
دوست هنرمند من یانچی صدای جابجایی پیانو و

510
00:32:03,100 --> 00:32:05,440
صدای ساختن پیانو رو ضبط کرد

511
00:32:10,190 --> 00:32:11,400
بعضی آدما توش

512
00:32:11,820 --> 00:32:13,910
جرثقیل‌های شهری، بندرگاه و 

513
00:32:14,280 --> 00:32:15,570
سیستم‌های مدرن رو می‌دیدن

514
00:32:16,580 --> 00:32:19,580
بعضی‌ها هم نقاشی‌های انتزاعی و فیلم رنگی 

515
00:32:19,660 --> 00:32:21,750
چیزهایی مثل تصاویر توهم‌زا

516
00:32:26,210 --> 00:32:29,460
لایه‌ی زیرین این ایده
قدرت دادن به بیننده بود

517
00:32:29,960 --> 00:32:32,170
و چیزی که خیلی اساسی و حیاتیه

518
00:32:34,180 --> 00:32:37,890
موزه‌ها کلی توضیحات می‌ذارن تا مطمئن بشن مخاطب قضیه رو فهمیده

519
00:32:38,140 --> 00:32:40,390
ولی گاهی می‌بینی که

520
00:32:40,890 --> 00:32:44,400
«باید خیلی احمق باشم که اینهمه توضیح دادم»

521
00:32:47,190 --> 00:32:50,400
بنابراین وقتی میگم بیننده‌ی اثر هنری

522
00:32:50,690 --> 00:32:53,740
اونقدر باهوشه که در ساخت روایت اثر مشارکت می‌کنه

523
00:32:54,070 --> 00:32:57,700
بهش این حس رو می‌ده که
«خب منم یه چیزایی حالیمه»

524
00:33:05,210 --> 00:33:08,170
وقتتی بچه بودم
طراحی کردن رو خیلی دوست داشتم

525
00:33:11,760 --> 00:33:13,590
و پدرم هم مثل همه بهم

526
00:33:13,670 --> 00:33:16,930
میگفت بشینم روی کاغذ طراحی کنم 

527
00:33:17,010 --> 00:33:19,760
میدونی... قلم رو اینور و اونور بکشم 

528
00:33:19,850 --> 00:33:22,180
و بعد یهو زمینه‌هایی بوجود اومد

529
00:33:23,430 --> 00:33:26,310
البته که این‌ها طراحی‌ها و نقاشی‌های انتزاعی بودن

530
00:33:28,560 --> 00:33:31,070
ولی درواقع
تمرین کردن همون تجربه کسب کردنه

531
00:33:31,150 --> 00:33:32,320
و یا، همون خیال‌پردازیه

532
00:33:32,400 --> 00:33:34,700
و رسیدن به دیدن چیزهایی 
که پنهان شدن

533
00:33:34,780 --> 00:33:37,320
خب بیایید گربه رو اینجا نشونتون بدم

534
00:33:37,740 --> 00:33:39,030
اینا چشماشه

535
00:33:40,370 --> 00:33:42,040
یه چشم دیگه

536
00:33:42,660 --> 00:33:45,370
اینم شاید دماغش باشه

537
00:33:45,750 --> 00:33:47,210
اینم از اینطرف

538
00:33:47,420 --> 00:33:48,420
خوبه

539
00:33:48,540 --> 00:33:50,750
بعدش هم اینو می‌ذاریم

540
00:33:52,250 --> 00:33:55,340
اینم یه گوش
یه گوش دیگه هم هست. نه؟

541
00:33:56,470 --> 00:33:58,640
دیدید؟ خب این گربه‌ی من


542
00:33:59,260 --> 00:34:00,760
یه جورایی شیرماننده

543
00:34:02,850 --> 00:34:06,440
وقتی به بچه‌ها می‌گم که مثلاً
«یه ماشین برام میکشی؟»

544
00:34:06,940 --> 00:34:09,650
خیلی سعی می‌کنم 
بهشون بگم که فقط قضیه ماشین نیست

545
00:34:09,730 --> 00:34:11,020
بیشتر مهم اینه که

546
00:34:11,110 --> 00:34:13,530
«آیا از تخیلت برای دیدن ماشین استفاده میکنی؟»

547
00:34:14,900 --> 00:34:15,900
بریم

548
00:34:17,650 --> 00:34:20,700
ایول. از زمان بچگی از این کارها نکرده بودم

549
00:34:25,290 --> 00:34:26,790
هرچقدر استودیوم گسترش پیدا می‌کرد

550
00:34:27,000 --> 00:34:30,420
شروع کردم با گروه‌های مدافع و فعال کار کردن

551
00:34:31,540 --> 00:34:34,000
و امروز استودیو ترکیبیه از 

552
00:34:34,090 --> 00:34:36,220
اثر هنری عادی

553
00:34:36,300 --> 00:34:39,180
اما یه جورایی درگیر سیاست هم شدیم

554
00:34:40,720 --> 00:34:42,350
و فکر کردن رو به عمل منتقل می‌کنیم

555
00:34:47,100 --> 00:34:48,890
فکر کردم باید بفهمم که آیا

556
00:34:48,980 --> 00:34:52,150
آیا هنری که کار می‌کنم، قابلیت اضافه شدن به

557
00:34:52,230 --> 00:34:53,860
به یه جور... مثلاً

558
00:34:53,940 --> 00:34:55,280
کار فعالانه رو داره یا نه

559
00:34:55,480 --> 00:34:58,200
اینطوری بود که پروژه‌ی کشیک یخ بوجود اومد

560
00:35:03,080 --> 00:35:05,660
ما چطور آب‌وهوا رو مشخص می‌کنیم

561
00:35:06,200 --> 00:35:08,120
و بهش فکر می‌کنیم؟

562
00:35:10,250 --> 00:35:12,880
پروژه‌ی کشیک یخ خیلی ساده و سرراست بود

563
00:35:12,960 --> 00:35:15,800
توده‌های یخی از گرینلد

564
00:35:16,170 --> 00:35:18,420
از کوه یخی که داره آب میشه، می‌اومد

565
00:35:18,840 --> 00:35:19,840
و میذاشتیم‌شون تو خیابون

569
00:35:31,550 --> 00:35:۳۴,910
(کشیک یخ، ۲۰۱۴) 

566
00:35:32,440 --> 00:35:33,810
مردم دورش راه میرفتن

567
00:35:34,480 --> 00:35:35,940
بهش دست می‌زدن
بهش گوش می‌دادن

568
00:35:37,780 --> 00:35:39,860
آب شدن و محو شدن یعنی همین
(کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل، پاریس، ۲۰۱۵)

569
00:35:39,950 --> 00:35:41,910
درواقع در همون لحظه داشت آب میشدن

570
00:35:42,870 --> 00:35:44,530
داریم از همچین چیزی حرف می‌زنیم

571
00:35:48,000 --> 00:35:50,500
دستشون رو می‌ذاشتن روش و می‌گفتن

572
00:35:50,580 --> 00:35:51,790
«خیلی سرده»

573
00:35:52,920 --> 00:35:55,880
البته که همه میدونن یخ سرده، چون یخه. نه؟

574
00:35:55,960 --> 00:35:59,630
اما تغییرات رفتاری خیلی بیشتر 
برمبنای احساسات بود

575
00:36:04,340 --> 00:36:05,350
خیلی ساده است

576
00:36:06,510 --> 00:36:09,020
اما سادگی فریبنده هم هست

577
00:36:09,980 --> 00:36:13,350
چون قراره که محو بشه
و می‌دونیند که داره محو میشه

578
00:36:15,190 --> 00:36:17,020
اون می‌تونه یه چیز خیلی زیبا بسازه

579
00:36:17,110 --> 00:36:18,940
که حتی افکار نادیده رو هم
جادو میکنه

580
00:36:19,480 --> 00:36:21,400
این نشان یک هنرمند
واقعی و بزرگه

581
00:36:26,780 --> 00:36:28,660
این پایین چه 
منظره‌ی خوبی داره

582
00:36:28,740 --> 00:36:29,950
آره

583
00:36:34,370 --> 00:36:35,370
اینجا

584
00:36:36,000 --> 00:36:39,000
وقتی خیلی جوون‌تر بودم

585
00:36:39,090 --> 00:36:40,630
اینجا

586
00:36:40,710 --> 00:36:4۴,220
(ژورفین کلوگارت، نویسنده)

586
00:36:40,710 --> 00:36:42,220
میدونی... یخ می‌اومد پایین

587
00:36:42,300 --> 00:36:45,930
آب به این سمت حرکت می‌کرد
آره یادمه

588
00:36:46,010 --> 00:36:48,180
اون... اون توده یخ شکست؟ -
آره... آره -

589
00:36:48,260 --> 00:36:50,770
آره ولی هنوز اینجا زیباست -
درسته -

590
00:36:50,850 --> 00:36:54,560
میدونی. به اینجا نگاه می‌کنیم و 
فکر می‌کنیم ازش دانشی داریم

591
00:36:55,230 --> 00:36:58,650
خیلی مهمه که هدف داشته باشیم
و امیدوار باشیم

592
00:36:58,730 --> 00:36:59,570
درسته

593
00:36:59,650 --> 00:37:01,030
یه تیکه یخ

594
00:37:01,110 --> 00:37:02,610
شاید بشه بگیریمش -
بیا یه امتحانی بکنیم -

595
00:37:02,950 --> 00:37:05,240
بیا امتحانش کنیم -
ببینیم میشه یخ رو بگیریم یا نه -

596
00:37:08,910 --> 00:37:09,990
گرفتیمش 

597
00:37:10,830 --> 00:37:12,080
خب

598
00:37:12,160 --> 00:37:14,080
یه فریزر می‌خواهیم

599
00:37:15,120 --> 00:37:16,880
یه بزرگش رو -
آره -

600
00:37:16,960 --> 00:37:18,840
اثر هنری قشنیگه -
دقیقاً -

601
00:37:18,920 --> 00:37:21,340
شایدم یه شعر زیبا -
درسته -

602
00:37:22,920 --> 00:37:23,920
آره

603
00:37:23,970 --> 00:37:26,010
اونا حبابن؟ -
آره -

604
00:37:26,090 --> 00:37:28,760
توی حباب هواست، وقتی میاد بیرون

605
00:37:28,930 --> 00:37:31,140
یه حباب هواست که مال ۵هزار سال پیشه

606
00:37:31,220 --> 00:37:33,520
منظورم اینه که 
اونچیزی که قشنگه، اینه که همونطور که آب

607
00:37:33,600 --> 00:37:34,810
آره -
یه جورایی بیرون هم میاد -

608
00:37:34,890 --> 00:37:35,730
درسته

609
00:37:35,810 --> 00:37:38,610
اگه خیلی ساکت باشیم و بشینیم 
و کمی صبر کنیم 

610
00:37:38,940 --> 00:37:40,770
یخ شروع می‌کنه به صحبت با ما

611
00:37:40,860 --> 00:37:42,400
و مثل پاپ‌کورن صدا میده

612
00:37:43,190 --> 00:37:46,200
درواقع محو نمی‌شه
بلکه پراکنده میشه و میرسه

613
00:37:46,660 --> 00:37:48,450
درواقع درباره‌ی حضوره... وجود داشتن

614
00:37:51,240 --> 00:37:54,830
اگه می‌خواهیم کاری برای اقلیم بکنیم
باید کار مشخصی باشه

615
00:37:54,910 --> 00:37:56,250
باید جنبه‌ی جسمانی داشته باشه

616
00:37:56,330 --> 00:38:00,210
و فرهنگ هم همینه. نه؟ 
فرهنگ وسعت عظیمی از جسمیته

617
00:38:00,540 --> 00:38:03,420
این... این 
وارد دنیای ما شده

618
00:38:07,930 --> 00:38:09,680
من با نور خیلی کار کردم

619
00:38:11,260 --> 00:38:13,720
نور برای خیلی چیزها اساسی محسوب میشه

620
00:38:17,560 --> 00:38:19,900
هم‌چنین شروع به سفر کردم و فهمیدم

621
00:38:20,730 --> 00:38:22,980
از هر هشت نفر در دنیا یک نفر 


622
00:38:23,400 --> 00:38:25,740
به منابع انرژی دسترسی نداره
به نور دسترسی نداره

623
00:38:28,240 --> 00:38:30,070
خب این درواقع خورشید کوچولوی ماست

624
00:38:30,660 --> 00:38:33,490
پشتش یه صفحه‌ی خورشیدی داره

625
00:38:34,160 --> 00:38:36,160
که وقتی اینطوری نگهش دارم
درواقع دارم شارژش میکنم

626
00:38:36,200 --> 00:38:37,910
و برای کل شب، نور دارم

627
00:38:3۷,250 --> 00:38:4۲,000
(خورشید کوچولو، ۲۰۱۲)

627
00:38:38,250 --> 00:38:41,000
حالا درست کف دستم
منبع پایداری از انرژی دارم

628
00:38:41,080 --> 00:38:43,750
بهش می‌گم
نگه داشتن خورشید با دست

629
00:38:46,720 --> 00:38:49,010
ولی درباره‌ی حق دسترسی به خورشید

630
00:38:49,260 --> 00:38:51,640
هیچکس نباید تو تاریکی بشینه

631
00:38:54,140 --> 00:38:57,770
اینارو به موزه‌ها با قیمت بالاتری می‌فروشیم
با علم به اینکه فروشگاه موزه‌ها آنلاین هستن

632
00:38:58,140 --> 00:39:02,810
و با سود حاصل از فروش
لامپ‌ها رو به مناطق محروم می‌بریم

633
00:39:04,320 --> 00:39:05,360
تو اون مناطق

634
00:39:05,440 --> 00:39:08,570
بطور هفتگی ۱۰۰ میلی‌لیتر نفت چراغ می‌خرن

635
00:39:08,650 --> 00:39:11,700
که پولش می‌تونه صرف چیزهای دیگه بشه

636
00:39:11,780 --> 00:39:15,240
این وارد اقتصاد میشه
نه بیرون میره و نه از صنعت نفت حارج میشه

637
00:39:24,500 --> 00:39:26,960
خیلی مهمه که درباره‌ی وضعیت اقلیمی حرف بزنیم

638
00:39:27,340 --> 00:39:30,300
اونم به زبانی که همه‌اش آه و ناله نباشه

639
00:39:31,130 --> 00:39:34,260
مهمه چیزهایی طراحی کنیم که نگرشی مثبت داشته باشن 

640
00:39:39,180 --> 00:39:42,480
میشه فکر کردن رو به عمل کردن تبدیل کرد. میشه

640
00:39:۵۷,180 --> 00:۴۰:۰۱,۰80
(لس آنجلس، کالیفرنیا)

641
00:40:04,130 --> 00:40:07,960
گالری‌ای که باهاش کار می‌کنم اینجا
در لس آنجلس یه سالن جدید باز کرده

642
00:40:08,460 --> 00:40:11,180
خیلی هیجان‌انگیزه چون اولین نمایشگاهم در اینجاست

643
00:40:11,260 --> 00:40:13,180
و اولین باره که این کارها رو نشون میدم

644
00:40:20,480 --> 00:40:21,480
دوستشون دارم

645
00:40:21,850 --> 00:40:23,400
خیلی قشنگ شده 

646
00:40:23,770 --> 00:40:27,400
اصلاً یادم نمیاد که 
تو کارگاه اینطوری بوده باشه

647
00:40:32,860 --> 00:40:36,120
خیلی خوبه که با آینه اثر هنری بسازیم
می‌تونم موهام رو توش مرتب کنم

648
00:40:58,850 --> 00:41:01,810
هنر قابلیت دنیاست برای

649
00:41:02,270 --> 00:41:06,190
جستجو و داشتن ارتباطی معناداره

650
00:41:08,570 --> 00:41:12,490
گرهارد ریشتر نقاش آلمانی میگه
«هنر والاترین شکل امیده»

651
00:41:16,950 --> 00:41:20,410
از صمیم قلبم عاشق کار هنرم

652
00:41:29,590 --> 00:41:31,960
خب، چرا این قسمت رو دیدید؟

653
00:41:32,170 --> 00:41:33,760
منظورم اینه خیلی خوشحالم که دیدید

654
00:41:33,840 --> 00:41:36,720
ولی مهمه که راجع به خودتون فکر کنید. درسته؟

655
00:41:36,800 --> 00:41:38,300
براتون چی داره؟ 

656
00:41:39,430 --> 00:41:41,100
شما دقیقاً اینجا چه کار می‌کنید؟

657
00:41:42,850 --> 00:41:46,140
درواقع درباره‌ی توانایی دیدنه

658
00:41:50,400 --> 00:41:54,110
به طرز شگفت‌آوری مهمه که از
شکست‌هامون درس بگیریم

659
00:41:56,110 --> 00:41:59,160
تا بفهمیم که میشه بیشتر دید
و بتونم اثر بذارم

660
00:42:03,410 --> 00:42:04,250
تأثیر حداقلی

661
00:42:04,330 --> 00:42:06,710
بسته به این که کجای دنیا هستید

662
00:42:07,210 --> 00:42:09,290
کیفیت نور روز متفاوته

663
00:42:11,380 --> 00:42:13,340
این نور روز در برلینه

664
00:42:15,760 --> 00:42:18,300
و این هم نور فوق‌العاده‌ی آفتاب
در لس آنجلس

665
00:42:18,680 --> 00:42:21,560
البته درست مثل ترافیکش
خیلی معروفه

666
00:42:21,640 --> 00:42:23,520
ما تو خیابون درست

667
00:42:23,600 --> 00:42:24,680
جلوی گالری ایستادیم

668
00:42:27,810 --> 00:42:30,810
این هم رنگ نور روز در ایسلنده

669
00:42:30,900 --> 00:42:32,770
درست بیرون کارگاه من

670
00:42:33,280 --> 00:42:35,280
حتی همین جمله‌ی ساده که

671
00:42:35,860 --> 00:42:37,360
«ای بابا این که نور خورشیده»

672
00:42:37,450 --> 00:42:38,820
درواقع خیلی متفاوته

672
00:42:۴۵,450 --> 00:42:۴۶,820
(هونولولو، هاوایی)

672
00:42:۴۸,450 --> 00:42:۵۰,820
(بوگوتا، کلمبیا)

672
00:42:۵۴,450 --> 00:42:۵۶,820
(پوئبلا، مکزیک)

672
00:42:۵۸,450 --> 00:4۳:۰۰,820
(تل آویو، فلسطین اشغالی)

672
00:4۳:۰۴,450 --> 00:4۳:۰۶,820
(ایروان، ارمنستان) 

672
00:4۳:۰۹,450 --> 00:4۳:۱۱,820
(کیپ تاون، آفریقای جنوبی) 


673
00:43:07,480 --> 00:43:10,150
لحظه‌ای که ببینی واقعیت چقدر متغیره

674
00:43:11,650 --> 00:43:14,320
و به تغییرات وابسته است

675
00:43:16,990 --> 00:43:18,950
خب، شمال اینطرفه

676
00:43:20,660 --> 00:43:22,120
برلین، و کارگاه من هم اینطرفه

677
00:43:22,870 --> 00:43:23,700
نه؟

678
00:43:23,780 --> 00:43:25,660
اینطرفه

679
00:43:27,950 --> 00:43:30,370
خوبه آخر سر گم نشدیم

