﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,006
.

2
00:00:40,897 --> 00:00:46,101
[برای دزد عزیزم]
[قسمت پنجم]

3
00:00:49,966 --> 00:00:51,426
‫چرا من تو بازارم؟

4
00:00:51,509 --> 00:00:53,553
‫«گیل-دونگ» اینجاست!

5
00:00:53,636 --> 00:00:55,305
‫«گیل-دونگ» رو پیدا کنید!

6
00:00:55,388 --> 00:00:56,389
‫«گیل-دونگ»؟

7
00:00:58,933 --> 00:01:00,009
‫چی؟

8
00:01:07,567 --> 00:01:09,069
‫چه بلایی سرِ صدام اومده؟

9
00:01:10,528 --> 00:01:12,280
‫گوش‌هام ایراد پیدا کرده؟

10
00:01:27,253 --> 00:01:28,513
‫چی؟

11
00:01:34,010 --> 00:01:35,386
‫چرا صورتت...

12
00:01:37,764 --> 00:01:39,265
‫چرا صدات...

13
00:01:42,936 --> 00:01:44,395
‫چرا من...

14
00:01:52,445 --> 00:01:54,280
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

15
00:02:09,587 --> 00:02:10,922
‫چقدر دیگه باید منتظر بمونم؟

16
00:02:11,005 --> 00:02:13,258
‫چرا بیدار نمی‌شم؟
‫چرا این خواب نیست؟

17
00:02:13,341 --> 00:02:14,384
‫چرا آخه...

18
00:02:15,009 --> 00:02:17,262
‫من توی بدنِ اون دستیارم؟

19
00:02:20,807 --> 00:02:22,225
‫برم همون‌جایی که بودم.

20
00:02:22,308 --> 00:02:23,476
‫باید برم همون‌جایی که هستم.

21
00:02:25,770 --> 00:02:27,522
‫ولی من کجام؟

22
00:02:30,900 --> 00:02:31,943
‫به علیاحضرت بگید که

23
00:02:32,026 --> 00:02:34,863
‫یه مسئله فوری مربوط به ازدواجمه.

24
00:02:34,946 --> 00:02:36,022
‫بله، بانوی من.

25
00:02:40,910 --> 00:02:42,787
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

26
00:02:44,747 --> 00:02:46,374
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

27
00:02:46,791 --> 00:02:49,919
‫دوباره؟ به نظر میاد
‫باید بشناسمش.

28
00:02:50,253 --> 00:02:51,921
‫از دیدارتون خوشحالم؟

29
00:02:52,922 --> 00:02:54,465
‫این بار من رو یادت اومد.

30
00:02:55,091 --> 00:02:56,676
‫مگه قبلاً نشناخته بودش؟

31
00:02:57,385 --> 00:02:58,803
‫البته که یادمه.

32
00:03:00,722 --> 00:03:02,265
‫من الان یه‌کم گیج شدم.

33
00:03:02,348 --> 00:03:03,516
‫ما کجاییم؟

34
00:03:04,100 --> 00:03:06,102
‫ما تو قصریم.

35
00:03:06,936 --> 00:03:08,021
‫قصر؟

36
00:03:08,104 --> 00:03:09,397
‫بله، قصر.

37
00:03:09,898 --> 00:03:12,358
‫قصر؟ من تو قصر سلطنتی‌ام؟

38
00:03:12,442 --> 00:03:13,985
‫قصری که پادشاه توش زندگی می‌کنه؟

39
00:03:15,111 --> 00:03:16,487
‫چرا قصر، از بین این همه جا؟

40
00:03:16,571 --> 00:03:19,365
‫من با اینجا آشنا نیستم.
‫نمی‌دونم چطوری از اینجا برم بیرون.

41
00:03:19,449 --> 00:03:20,783
‫گفتی من رو می‌شناسی.

42
00:03:20,867 --> 00:03:22,410
‫می‌تونی کمکم کنی؟

43
00:03:25,558 --> 00:03:26,623
‫حتماً.

44
00:03:26,706 --> 00:03:29,667
‫تو دفعه‌ی قبل کمکم کردی.
‫اگه کاری از دستم برمیاد بگو تا...

45
00:03:29,751 --> 00:03:30,868
‫ممنون.

46
00:03:37,258 --> 00:03:38,551
‫دروازه بعدی کجاست؟

47
00:03:38,635 --> 00:03:40,136
‫دروازه «هیوب‌سِنگ» اون طرفه.

48
00:03:40,220 --> 00:03:41,846
‫عذر می‌خوام، ولی می‌شه عجله کنیم؟

49
00:03:41,871 --> 00:03:42,947
‫باید سریع برم.

50
00:03:42,972 --> 00:03:44,053
‫باشه.

51
00:03:51,105 --> 00:03:53,775
‫چه زوج جوونِ عجولی.

52
00:03:54,651 --> 00:03:56,194
‫ولی چقدر عجیب.

53
00:03:57,195 --> 00:04:00,198
‫مرده دقیقاً شبیه پسرم بود.

54
00:04:01,449 --> 00:04:02,784
‫بدشانسیه، علیاحضرت.

55
00:04:05,203 --> 00:04:06,829
‫دنبالِ قاضی «سئو» بفرستید.

56
00:04:15,004 --> 00:04:16,631
‫ممنون که راهنماییم کردید به سمت بیرون.

57
00:04:17,715 --> 00:04:19,384
‫و دست‌هام...

58
00:04:20,885 --> 00:04:23,721
‫بی‌ادبیم رو ببخشید. عجله داشتم.

59
00:04:24,430 --> 00:04:26,266
‫با دیدن اینکه عالیجناب
‫انقدر دیر برگشتن،

60
00:04:26,349 --> 00:04:28,351
‫حتماً اتفاقی تو شهربانی افتاده.

61
00:04:29,060 --> 00:04:30,687
‫به نظر میاد همین‌طوره.

62
00:04:30,770 --> 00:04:32,814
‫از اینجا به بعد رو خودم میرم.

63
00:04:32,897 --> 00:04:34,065
‫ممنون بابت امروز.

64
00:04:35,525 --> 00:04:36,609
‫«هه‌-ریم»!

65
00:04:37,860 --> 00:04:38,861
‫اسمم اینه.

66
00:04:42,615 --> 00:04:44,325
‫«هه‌-ریم» از خاندان «شین».

67
00:04:44,784 --> 00:04:46,160
‫و برادرم هم...

68
00:04:46,619 --> 00:04:49,038
‫سرپرستِ «هه‌مین‌سو» هستن.

69
00:04:50,581 --> 00:04:52,750
‫شما خواهرِ سرپرستید؟

70
00:04:54,252 --> 00:04:55,295
‫شبیه اون نیستید.

71
00:04:55,878 --> 00:04:57,005
‫شما زیبایید.

72
00:04:58,256 --> 00:04:59,373
‫با اجازتون.

73
00:05:09,183 --> 00:05:10,184
‫دفعه‌ی بعد،

74
00:05:10,768 --> 00:05:12,729
‫لطفاً اسم منم یادتون باشه.

75
00:05:22,447 --> 00:05:23,781
‫چطور...

76
00:05:23,865 --> 00:05:26,159
‫پیام من به این زودی بهتون رسید؟

77
00:05:26,534 --> 00:05:28,036
‫نه، قربان.

78
00:05:28,061 --> 00:05:29,105
‫بله؟

79
00:05:29,130 --> 00:05:30,673
‫یعنی...

80
00:05:31,039 --> 00:05:32,623
‫داشتم واسه یه کار دیگه رد می‌شدم.

81
00:05:37,170 --> 00:05:39,297
‫من اون‌ها رو انداختم تو چاه.

82
00:05:39,380 --> 00:05:40,840
‫همین الان پیداشون کردن.

83
00:05:40,923 --> 00:05:42,300
‫مال «گیل-دونگ»ـه.

84
00:05:43,342 --> 00:05:45,511
‫بازرس ارشد

85
00:05:45,595 --> 00:05:47,263
‫امروز توسط «گیل-دونگ» کشته شد.

86
00:05:48,973 --> 00:05:50,207
‫که اینطور؟

87
00:05:51,142 --> 00:05:52,477
‫حدود چهار ساعت پیش،

88
00:05:52,560 --> 00:05:55,229
‫اون اومد
تا جاسوسیِ خونه‌ی بازرس ارشد رو بکنه

89
00:05:56,689 --> 00:05:59,901
‫و به نظر میاد همین اطراف زخمی شده.

90
00:06:01,069 --> 00:06:03,154
‫من انقدر خونریزی داشتم؟

91
00:06:03,237 --> 00:06:04,864
‫به نظر میاد زخمش سرعتش رو کم کرده،

92
00:06:04,947 --> 00:06:07,116
‫واسه همین ماسک و لباسش رو دور انداخته

93
00:06:07,200 --> 00:06:11,037
‫و با چهره‌ی واقعیش فرار کرده.

94
00:06:11,829 --> 00:06:14,248
‫باید یه مدتی بیهوش بوده باشم.

95
00:06:14,332 --> 00:06:15,625
‫نمی‌دونم خودم به هوش اومدم

96
00:06:16,125 --> 00:06:18,211
‫یا کسی جابه‌جام کرده.

97
00:06:19,712 --> 00:06:21,756
‫دستیار «کانگ»، خوب گوش کن.

98
00:06:22,924 --> 00:06:24,008
‫«گیل-دونگ»

99
00:06:24,467 --> 00:06:25,760
‫واسه‌ش پاپوش دوختن.

100
00:06:26,135 --> 00:06:27,386
‫پاپوش دوختن؟

101
00:06:27,470 --> 00:06:28,638
‫یادته...

102
00:06:28,721 --> 00:06:31,015
‫وقتی اراذلِ خیابونِ «اون‌جونگ»

103
00:06:31,099 --> 00:06:33,226
‫با ابریشمی که زمستونِ پارسال دزدیده بودن
دستگیر شدن؟

104
00:06:33,309 --> 00:06:35,478
‫اون‌ها ادعا کردن که
‫این‌ها رو «گیل-دونگ» دزدیده بوده.

105
00:06:35,561 --> 00:06:36,646
‫یادمه.

106
00:06:36,729 --> 00:06:39,607
‫یکی از صنفِ بازرگانان
‫یکی از اون اراذل رو یادش بود،

107
00:06:39,690 --> 00:06:41,609
‫پس «گیل-دونگ» تونست بی‌گناهیش رو ثابت کنه.

108
00:06:41,692 --> 00:06:42,777
‫یه مورد دیگه هم بود.

109
00:06:42,860 --> 00:06:44,779
‫یه شایعه بود
‫که «گیل-دونگ» عروسِ...

110
00:06:44,862 --> 00:06:46,781
‫بازرس کل رو دزدیده.

111
00:06:47,532 --> 00:06:49,325
‫بعد معلوم شد که اون خودش فرار کرده

112
00:06:49,408 --> 00:06:51,202
‫معلمِ خطاطی هم کمکش کرده.

113
00:06:51,744 --> 00:06:54,872
‫پس یکی دوباره
از اسم «گیل-دونگ» استفاده کرده؟

114
00:06:54,956 --> 00:06:57,667
‫عمراً فکر نمی‌کردم اسمش
‫تو یه قتل استفاده بشه.

115
00:06:58,209 --> 00:06:59,435
‫به هر حال،

116
00:06:59,460 --> 00:07:01,045
‫فقط روی پیدا کردن مدرک تمرکز کن.

117
00:07:01,129 --> 00:07:03,214
‫گولِ پیام نوشته شده با خون رو نخور.

118
00:07:03,297 --> 00:07:04,382
‫بله، عالیجناب.

119
00:07:06,843 --> 00:07:08,678
‫ولی من به شما

120
00:07:08,761 --> 00:07:11,013
‫در مورد اون پرونده‌ها گزارشی ندادم.

121
00:07:11,097 --> 00:07:13,933
‫شما کلی جزئیات می‌دونید،
‫از جمله پیامِ خونی.

122
00:07:14,684 --> 00:07:16,936
‫اتفاقی یه جایی شنیدم.

123
00:07:17,895 --> 00:07:19,355
‫که اینطور؟

124
00:07:20,231 --> 00:07:21,365
‫درسته.

125
00:07:21,941 --> 00:07:24,986
‫گزارشی بوده از اینکه
‫کسی همین اطراف بیهوش پیدا شده باشه؟

126
00:07:25,069 --> 00:07:26,195
‫خیر، عالیجناب.

127
00:07:26,988 --> 00:07:27,989
‫راستی...

128
00:07:32,410 --> 00:07:33,911
‫نوشیدنی خوردید؟

129
00:07:35,997 --> 00:07:37,081
‫انگار خوردم.

130
00:07:37,915 --> 00:07:40,251
‫شنیدم که امروز
‫عروسیِ طبیب «هونگ» بوده.

131
00:07:40,334 --> 00:07:41,836
‫شاید دلیلش همینه.

132
00:07:44,130 --> 00:07:45,214
‫من باید برم.

133
00:07:45,298 --> 00:07:46,757
‫کجا؟

134
00:07:46,782 --> 00:07:47,859
‫بعداً میگم!

135
00:07:47,884 --> 00:07:49,510
‫نمی‌تونید بدونِ قاضی «سئو» برید!

136
00:07:49,594 --> 00:07:50,678
‫عالیجناب!

137
00:08:16,454 --> 00:08:17,747
‫اینجایی.

138
00:08:20,833 --> 00:08:22,543
‫یه طبیب هم اینجا بود.

139
00:08:23,586 --> 00:08:25,213
‫کی من رو آورد اینجا؟

140
00:08:25,296 --> 00:08:28,132
‫بیا این رو بین خودمون نگه داریم.
‫به هیچ‌کس نگو.

141
00:08:28,216 --> 00:08:31,219
‫اگه بزرگ‌ترها بفهمن عروسِ جدید
‫بیهوش بیرون از خونه پیدا شده،

142
00:08:31,302 --> 00:08:32,553
‫واسه‌ش بد می‌شه.

143
00:08:32,637 --> 00:08:34,013
‫باشه.

144
00:08:34,096 --> 00:08:36,057
‫خوبه که پیداش کردی.

145
00:08:36,140 --> 00:08:39,060
‫اونجا چه غلطی می‌کرده؟

146
00:08:41,604 --> 00:08:44,649
‫می‌خواسته فرار کنه
‫چون شوهرش مُرده؟

147
00:08:44,732 --> 00:08:45,895
‫چی؟

148
00:08:46,484 --> 00:08:48,110
‫دهنت رو ببند.

149
00:08:49,070 --> 00:08:50,112
‫هی.

150
00:08:50,738 --> 00:08:51,822
‫بیدار شو.

151
00:08:52,865 --> 00:08:54,075
‫چرا بیدار نمی‌شه؟

152
00:08:55,826 --> 00:08:57,203
‫ولی قلبش هنوز می‌زنه.

153
00:09:00,831 --> 00:09:02,208
‫کسی اون تو هست؟

154
00:09:04,377 --> 00:09:05,586
‫این بدن خالیه؟

155
00:09:07,964 --> 00:09:09,131
‫کسی اینجاست؟

156
00:09:09,632 --> 00:09:11,300
‫اونجایی؟

157
00:09:16,847 --> 00:09:18,063
‫چی؟

158
00:09:18,599 --> 00:09:19,934
‫برگشتم؟

159
00:09:21,811 --> 00:09:22,853
‫می‌دونستم.

160
00:09:23,813 --> 00:09:24,939
‫فقط یه خواب بود.

161
00:09:25,022 --> 00:09:26,107
‫اگه واقعاً برگشته بودی،

162
00:09:26,649 --> 00:09:28,150
‫این چهره رو نمی‌دیدی.

163
00:09:32,488 --> 00:09:33,711
‫تو کی هستی؟

164
00:09:34,490 --> 00:09:36,200
‫هر کی که اونجا داره حرف می‌زنه،

165
00:09:36,284 --> 00:09:37,660
‫تو صاحبِ این صورتی؟

166
00:09:38,911 --> 00:09:40,162
‫«اون-جو» از خاندان «هونگ»؟

167
00:09:40,705 --> 00:09:41,998
‫آخه چطور...

168
00:09:42,748 --> 00:09:45,876
‫واقعاً جای روحمون عوض شده؟

169
00:09:46,544 --> 00:09:47,837
‫این اصلاً با عقل جور درنمیاد!

170
00:09:50,298 --> 00:09:51,299
‫خیلی درد داره؟

171
00:09:52,550 --> 00:09:54,176
‫سرت چطوری ضربه خورد؟

172
00:09:55,928 --> 00:09:59,015
‫سکندری خوردم و بیرون افتادم
‫چون تاریک بود.

173
00:10:00,266 --> 00:10:01,642
‫چطوری اومدی اینجا؟

174
00:10:03,019 --> 00:10:05,563
‫تا چشمم رو باز کردم دوباره از هوش رفتم.

175
00:10:05,646 --> 00:10:07,648
‫درست قبلش،
‫برده‌های بازرس ارشد اومدن.

176
00:10:08,691 --> 00:10:10,651
‫اون نمی‌دونه من «گیل-دونگ»ام.

177
00:10:12,820 --> 00:10:13,946
‫خدای من.

178
00:10:14,655 --> 00:10:17,742
‫چطور صورتِ خودم می‌تونه
انقدر ناآشنا به نظر بیاد؟

179
00:10:18,284 --> 00:10:19,368
‫منم همینطورم.

180
00:10:19,785 --> 00:10:21,829
‫اول، باید یه راهی پیدا کنیم تا برگردیم.

181
00:10:23,539 --> 00:10:25,082
‫باید از اینجا بریم بیرون.

182
00:10:25,499 --> 00:10:26,834
‫می‌تونی تکون بخوری؟

183
00:10:38,054 --> 00:10:39,055
‫خورشید طلوع کرده.

184
00:10:39,805 --> 00:10:40,973
‫برو یه‌کم بخواب.

185
00:10:41,057 --> 00:10:43,059
‫پدر به زودی میاد بیرون.

186
00:10:51,776 --> 00:10:54,236
‫شام رو همونطور که دستور دادید تحویل دادم.

187
00:10:54,320 --> 00:10:56,530
‫بهش گفتم بعد از شام یه‌کم بخوابه.

188
00:10:58,824 --> 00:11:00,117
‫با اجازتون.

189
00:11:03,537 --> 00:11:06,290
‫جوری به نظر می‌رسید که
‫ممکنه هر لحظه بمیره.

190
00:11:06,374 --> 00:11:08,292
‫«اون-جو»ـی بیچاره ممکنه سخت مریض بشه.

191
00:11:10,169 --> 00:11:11,253
‫بهتره که بمیره.

192
00:11:21,347 --> 00:11:23,766
‫اگه همین‌طوری غیبت بزنه،
‫ممکنه دردسر درست بشه.

193
00:11:23,849 --> 00:11:26,936
‫به دربان بگو
‫که داری میری دیدن مادرت.

194
00:11:27,812 --> 00:11:28,854
‫مادرم؟

195
00:11:28,938 --> 00:11:30,398
‫پس، من الان کجام؟

196
00:11:32,358 --> 00:11:33,818
‫اینجا خونه‌ی پدرشوهرته؟

197
00:11:37,238 --> 00:11:38,406
‫لعنتی.

198
00:11:38,489 --> 00:11:39,990
‫چرا باید میاوردنت اینجا؟

199
00:11:41,158 --> 00:11:43,202
‫از دیروز، اینجا جایی‌ـه که زندگی می‌کنم.

200
00:11:46,163 --> 00:11:49,458
‫راستی، چرا تنم لباس عزا کردن؟

201
00:11:50,543 --> 00:11:52,044
‫کسی تو این خانواده مُرده؟

202
00:11:53,045 --> 00:11:54,964
‫اون...

203
00:11:55,673 --> 00:11:57,925
‫خب، اون...

204
00:12:00,886 --> 00:12:02,062
‫یکی داره میاد.

205
00:12:03,055 --> 00:12:04,682
‫ممکنه من رو ببینن، قایم می‌شم.

206
00:12:11,495 --> 00:12:12,623
‫عالی شد.

207
00:12:12,648 --> 00:12:14,191
‫چرا این مرتیکه، از بین این همه آدم؟

208
00:12:17,153 --> 00:12:18,571
‫این وقت صبح اینجا چی کار می‌کنی؟

209
00:12:19,321 --> 00:12:20,544
‫منظورم اینه که...

210
00:12:21,782 --> 00:12:23,159
‫چی شما رو اینجا کشونده، قربان؟

211
00:12:26,662 --> 00:12:29,206
‫اومدم جنازه رو ببرم،
‫ولی انگار خیلی زود اومدم.

212
00:12:29,290 --> 00:12:30,291
‫وای، نه.

213
00:12:30,374 --> 00:12:31,584
‫پسر دوم؟

214
00:12:33,169 --> 00:12:34,203
‫جنازه؟

215
00:12:35,337 --> 00:12:37,047
‫چرا جنازه باید اینجا باشه؟

216
00:12:37,548 --> 00:12:38,684
‫ارباب جوان؟

217
00:12:39,717 --> 00:12:42,178
‫مگه جنازه نباید
‫پشت میزِ عود باشه؟

218
00:12:42,761 --> 00:12:44,346
‫برو اقامتگاه رو مردان چک کن.

219
00:12:44,513 --> 00:12:45,639
‫ارباب جوان.

220
00:12:45,723 --> 00:12:47,558
‫دارید شوخی می‌کنید؟

221
00:12:47,641 --> 00:12:48,684
‫به هیچ وجه.

222
00:12:49,602 --> 00:12:50,738
‫ارباب جوان.

223
00:12:51,729 --> 00:12:53,063
‫شما اشتباه اومدید.

224
00:12:53,147 --> 00:12:54,440
‫حالا، برگردید، ارباب جوان.

225
00:12:54,523 --> 00:12:56,442
‫نزدیک بود ناامیدم کنی.

226
00:13:01,572 --> 00:13:03,824
‫چون نمی‌تونی بمیری قبل از اینکه نابودت کنم.

227
00:13:04,909 --> 00:13:06,125
‫ببین...

228
00:13:11,207 --> 00:13:12,333
‫می‌دونید،

229
00:13:13,501 --> 00:13:15,920
‫من خیلی متوجه منظورتون نمی‌شم.

230
00:13:16,253 --> 00:13:17,338
‫چطور یه شوهر...

231
00:13:18,088 --> 00:13:20,633
‫می‌تونه همچین چیزهایی به تازه عروسش بگه؟

232
00:13:22,551 --> 00:13:23,652
‫شوهر؟

233
00:13:23,928 --> 00:13:25,930
‫وای، نه...

234
00:13:26,013 --> 00:13:28,724
‫شما باید
‫عروستون رو دوست داشته باشید و گرامی بدارید.

235
00:13:28,807 --> 00:13:30,267
‫بعد چی گفتید؟ نابودش کنید؟

236
00:13:31,810 --> 00:13:35,981
‫اگه دیشب با زنتون دعوا کردید...

237
00:13:36,065 --> 00:13:37,316
‫این شوهر کیه؟

238
00:13:37,691 --> 00:13:38,926
‫چی دارید می‌گید؟

239
00:13:39,276 --> 00:13:40,486
‫شمایید دیگه، مشخصاً.

240
00:13:40,861 --> 00:13:42,905
‫این دیگه داره از کنترل خارج می‌شه.

241
00:13:44,782 --> 00:13:46,617
‫شوخی کردن دیگه بسه.

242
00:13:46,700 --> 00:13:48,077
‫چرا فکر می‌کنی دارم شوخی می‌کنم؟

243
00:13:48,160 --> 00:13:49,411
‫عقلت رو از دست دادی؟

244
00:13:49,495 --> 00:13:52,081
‫شوهری که همه‌ش داری در موردش حرف می‌زنی
‫دیشب فوت کرد.

245
00:13:54,792 --> 00:13:55,834
‫فوت کرد؟

246
00:14:00,631 --> 00:14:02,800
‫پس من به خاطر شوهرم این لباس عزا رو پوشیدم؟

247
00:14:05,094 --> 00:14:06,417
‫پس، تو کی هستی؟

248
00:14:08,973 --> 00:14:10,289
‫جواب بده.

249
00:14:11,141 --> 00:14:12,518
‫نوه‌ی مرحوم.

250
00:14:14,395 --> 00:14:15,437
‫نوه؟

251
00:14:17,147 --> 00:14:20,317
‫چی باعث شده این وقتِ صبح بیای اینجا؟

252
00:14:21,151 --> 00:14:23,279
‫اومدم خانواده‌م رو کنترل کنم.

253
00:14:25,531 --> 00:14:26,991
‫واسه همینه که...

254
00:14:30,703 --> 00:14:31,704
‫صبر کن.

255
00:14:32,413 --> 00:14:34,623
‫اگه اون نوه داشته،

256
00:14:35,040 --> 00:14:38,460
‫باید خیلی بالای 60، حتی 70 سالش بوده باشه.

257
00:14:40,546 --> 00:14:41,797
‫این ازدواج هیچ منطقی نداره.

258
00:14:46,093 --> 00:14:48,304
‫واقعاً عقلت رو از دست دادی؟

259
00:14:49,388 --> 00:14:51,140
‫یا بالأخره سر عقل اومدی؟

260
00:14:51,515 --> 00:14:52,874
‫خب، معلومه که...

261
00:14:54,935 --> 00:14:56,520
‫دومیه.

262
00:14:56,604 --> 00:14:57,840
‫ارباب جوان.

263
00:15:01,400 --> 00:15:02,651
‫گمونم...

264
00:15:02,735 --> 00:15:04,445
‫یه لحظه درست فکر نمی‌کردم

265
00:15:04,528 --> 00:15:06,655
‫به خاطر شوکِ وارده.

266
00:15:07,615 --> 00:15:10,075
‫ممنون که کمکم کردی بفهمم
‫چه خبره، نوه جان.

267
00:15:12,745 --> 00:15:13,829
‫راستی،

268
00:15:13,913 --> 00:15:16,749
‫ممنون می‌شم اگه از حافظه‌ت پاک کنی

269
00:15:16,832 --> 00:15:19,460
‫که همین الان تو رو با شوهرم اشتباه گرفتم.

270
00:15:20,294 --> 00:15:22,046
‫اینکه همچین فکری کردم، حتی واسه یه لحظه،

271
00:15:22,129 --> 00:15:24,506
‫واسه من خیلی کسرِ شأنه.

272
00:15:25,841 --> 00:15:27,593
‫سر عقل اومدی،

273
00:15:28,802 --> 00:15:30,387
‫ولی این چه طرز رفتاره؟

274
00:15:30,471 --> 00:15:31,513
‫ارباب جوان.

275
00:15:32,723 --> 00:15:35,392
‫چند تا عزادار از شرق اومدن.

276
00:15:35,834 --> 00:15:36,977
‫بفرمایید.

277
00:15:37,061 --> 00:15:39,355
‫صاحب عزا نباید زیاد دور باشه.

278
00:15:39,438 --> 00:15:40,614
‫ارباب جوان.

279
00:15:46,153 --> 00:15:47,154
‫تو، صبر کن.

280
00:15:50,824 --> 00:15:52,451
‫حالتون چطوره، بانوی من؟

281
00:15:52,534 --> 00:15:54,495
‫یادتون میاد که
‫دیروز شما رو آوردن تو؟

282
00:15:56,580 --> 00:15:57,998
‫تار و مبهم.

283
00:15:58,958 --> 00:16:00,709
‫چون من زنم،

284
00:16:01,085 --> 00:16:03,045
‫نیازی نیست عزاداران رو بپذیرم.

285
00:16:03,921 --> 00:16:06,924
‫لطفاً مطمئن شو که هیچ‌کس در طول دوره‌ی‌ عزاداری
‫وارد اینجا نشه.

286
00:16:07,007 --> 00:16:09,969
‫من میرم دیدنِ مادرم.
‫نذار کسی بفهمه.

287
00:16:10,803 --> 00:16:12,013
‫بله، بانوی من.

288
00:16:22,398 --> 00:16:23,857
‫می‌تونی بیای بیرون، «هونگ اون-جو».

289
00:16:37,121 --> 00:16:38,372
‫از دیوار بپر اون‌ور.

290
00:16:38,664 --> 00:16:40,916
‫دلم نمی‌خواد حتی یه ثانیه
‫اینجا بمونم.

291
00:16:51,552 --> 00:16:52,970
‫کجا داریم می‌ریم؟

292
00:16:53,429 --> 00:16:55,889
‫هیچ‌کس از این راه رد نمی‌شه.

293
00:16:55,973 --> 00:16:57,141
‫اینجا می‌تونیم حرف بزنیم.

294
00:17:03,564 --> 00:17:06,116
‫در مورد عروسیم، چیزی که شنیدی حقیقته.

295
00:17:06,483 --> 00:17:08,485
‫اربابِ پیر شوهرم بود،

296
00:17:08,569 --> 00:17:11,280
‫و درست بعد از عروسی فوت کرد.

297
00:17:12,740 --> 00:17:14,908
‫می‌دونم ممکنه به نظرت مسخره بیاد،

298
00:17:15,451 --> 00:17:17,161
‫ولی این برای آدم‌های طبقه من عادیه.

299
00:17:22,499 --> 00:17:25,627
‫متأسفم که گفتم
‫قراره با پسر دومشون ازدواج کنم. دروغ گفتم.

300
00:17:26,211 --> 00:17:28,464
‫فقط فکر کردم اینجوری بهتره.

301
00:17:29,006 --> 00:17:31,592
‫چون کمکت می‌کرد زودتر فراموش کنی

302
00:17:32,843 --> 00:17:34,261
‫و خیالم رو راحت می‌کرد.

303
00:17:42,394 --> 00:17:44,480
‫چرا ساکتی؟

304
00:17:44,813 --> 00:17:47,566
‫یه چیزی بگو.
‫باید یه راهی پیدا کنیم تا این رو درست کنیم.

305
00:17:49,401 --> 00:17:51,361
‫نمی‌دونم چی بگم.

306
00:17:53,155 --> 00:17:55,449
‫تمامِ راه داشتم بهش فکر می‌کردم،

307
00:17:56,283 --> 00:17:57,701
‫و هیچی نیست که بتونم بگم.

308
00:18:01,330 --> 00:18:03,040
‫چون من هیچ‌کسِ تو نیستم،

309
00:18:03,832 --> 00:18:06,502
‫حتی نمی‌تونم از دستت عصبانی باشم.

310
00:18:07,586 --> 00:18:10,047
‫و می‌دونم انتخابت چقدر باید سخت بوده باشه،

311
00:18:10,130 --> 00:18:11,590
‫پس حتی نمی‌تونم سرزنشت کنم.

312
00:18:11,673 --> 00:18:14,510
‫ولی دلم نمی‌خواد وانمود کنم
‫که چیزی که گفتی رو می‌پذیرم یا ازش حمایت می‌کنم.

313
00:18:14,593 --> 00:18:15,928
‫اینکه این عادیه.

314
00:18:17,971 --> 00:18:19,932
‫چیزی که الان داره دیوونه‌م می‌کنه

315
00:18:20,974 --> 00:18:22,601
‫اینه که تو بدنِ خودم نیستم،

316
00:18:22,976 --> 00:18:25,979
‫پس حتی نمی‌تونم برم و مثل یه مستبد
‫بکشمت بیرون از اون خانواده.

317
00:18:31,944 --> 00:18:34,363
‫پس اول باید بدنم رو پس بگیرم.

318
00:18:35,989 --> 00:18:38,325
‫به نظر میاد
‫واقعاً کاری که گفتی رو انجام میدی

319
00:18:38,867 --> 00:18:40,786
‫وقتی بدنت رو پس بگیری.

320
00:18:40,869 --> 00:18:42,287
‫دقیقاً منظورم همین بود.

321
00:18:43,413 --> 00:18:46,125
‫دارم به اینم فکر می‌کنم که
‫چطوری این خانواده رو نابود کنم

322
00:18:46,208 --> 00:18:48,752
‫که اجازه دادن این عروسی اتفاق بیفته
‫تا خشمم فروکش کنه.

323
00:18:53,924 --> 00:18:55,992
‫ولی چیزی که بیشتر از همه
...عصبانیم می‌کنه اینه

324
00:18:56,885 --> 00:18:58,387
‫که کاملاً از این ماجرا بی‌خبر بودم

325
00:18:59,429 --> 00:19:01,223
‫و کفش‌های ابریشمی رو بهت دادم،

326
00:19:01,849 --> 00:19:04,017
‫با آرزوی خوشبختی.

327
00:19:04,434 --> 00:19:05,519
‫خیلی از دستِ خودم عصبانی‌ام.

328
00:19:08,063 --> 00:19:09,857
‫پس این بار از قبل بهت می‌گم.

329
00:19:10,607 --> 00:19:12,734
‫از این به بعد،
‫حتی بی‌رحم‌تر خواهم بود.

330
00:19:13,569 --> 00:19:15,487
‫حتی یه لحظه هم تردید نمی‌کنم.

331
00:19:18,365 --> 00:19:19,835
‫بذار همینطور بمونه.

332
00:19:23,370 --> 00:19:24,580
‫می‌تونستی...

333
00:19:25,873 --> 00:19:26,957
‫ازش دوری کنی.

334
00:19:29,376 --> 00:19:31,003
‫می‌تونستی بهم بگی.

335
00:19:31,378 --> 00:19:33,088
‫احساس نکردم نیازی باشه دوری کنم.

336
00:19:33,172 --> 00:19:35,674
‫و اونقدر رقت‌انگیز نیست
‫که نیاز به کمک داشته باشم.

337
00:19:37,342 --> 00:19:38,886
‫بدشانسیه که

338
00:19:38,969 --> 00:19:41,054
‫مرد بیمار در روز عروسی فوت کرد،

339
00:19:41,638 --> 00:19:44,474
‫ولی قرار بود بقیه عمرم رو
‫به راحتی زندگی کنم،

340
00:19:44,558 --> 00:19:46,935
‫در ساختمان ضمیمه‌ی اون‌ها
به عنوان خانمِ خونه

341
00:19:47,853 --> 00:19:49,688
‫البته تا قبل از اینکه جامون عوض بشه.

342
00:19:51,064 --> 00:19:53,567
‫دلیل بیشتری واسه اینکه
‫جامون رو عوض کنیم.

343
00:19:53,650 --> 00:19:56,528
‫تو یه زندگی راحت داری که بکنی،
‫و منم استبداد دارم که اعمال کنم.

344
00:19:56,612 --> 00:19:59,097
‫هر کدوم‌مون وظایفی داریم که باید انجام بدیم.

345
00:19:59,531 --> 00:20:01,241
‫این فعلاً توافق ماست.

346
00:20:02,826 --> 00:20:04,536
‫خانم، حالتون خوبه؟

347
00:20:06,622 --> 00:20:08,790
‫ارباب بزرگ فوت کردن؟

348
00:20:09,166 --> 00:20:11,418
‫پس، چی سرِ «اون-جو» میاد؟

349
00:20:11,501 --> 00:20:13,462
‫اون الان یه بیوه‌ی جوونه.

350
00:20:14,630 --> 00:20:16,506
‫می‌تونیم بیاریمش خونه؟

351
00:20:16,590 --> 00:20:17,925
‫اون الان ازدواج کرده.

352
00:20:17,950 --> 00:20:19,509
‫اون جزوی از خانواده‌ی ‌اون‌هاست.

353
00:20:19,593 --> 00:20:22,221
‫این یعنی باید تا آخر عمرش با اون‌ها زندگی کنه.

354
00:20:23,764 --> 00:20:26,350
‫مگر اینکه فرار کنه بره یه جای دور.

355
00:20:28,268 --> 00:20:29,645
‫فرار کنه؟

356
00:20:34,066 --> 00:20:37,903
‫من تا حالا همچین داستانی
‫تو هیچ کتابی نخوندم.

357
00:20:37,986 --> 00:20:41,323
‫هیچ افسانه یا داستان قدیمی‌ای هم
‫این شکلی نشنیدم.

358
00:20:41,782 --> 00:20:43,158
‫داشتم بهش فکر می‌کردم،

359
00:20:43,909 --> 00:20:45,327
‫و این کارِ انسان نیست.

360
00:20:46,995 --> 00:20:48,538
‫پس کارِ یه نیروی برتره؟

361
00:20:48,622 --> 00:20:49,790
‫به عنوان مجازات؟

362
00:20:49,873 --> 00:20:51,541
‫خب، تابلوئه که نعمت نیست.

363
00:20:57,214 --> 00:20:58,382
‫ازت عصبانی نمی‌شم،

364
00:20:58,966 --> 00:21:00,384
‫پس لطفاً باهام صادق باش.

365
00:21:01,051 --> 00:21:02,719
‫اخیراً کار بدی کردی؟

366
00:21:04,221 --> 00:21:05,438
‫نه.

367
00:21:06,390 --> 00:21:09,726
‫و حتی اگه کرده باشم،
‫چرا تو باید با من مجازات بشی؟

368
00:21:10,269 --> 00:21:13,939
‫سوال اینه که
‫چرا من و تو، از بینِ این همه آدم.

369
00:21:17,901 --> 00:21:19,278
‫تاریخ تولدت کیه؟

370
00:21:19,499 --> 00:21:21,530
‫روز «گیه‌هه»، ماه «گیونگجا»، سال «بیونگو».

371
00:21:21,613 --> 00:21:24,032
‫با مال من فرق داره.

372
00:21:27,202 --> 00:21:29,162
‫پس رو آوردیم به خرافات؟

373
00:21:29,538 --> 00:21:30,561
‫پس، دنبالم بیا.

374
00:21:42,175 --> 00:21:44,428
‫تو یه طبیبی.
‫نمی‌تونی علمی بهش نگاه کنی؟

375
00:21:44,511 --> 00:21:46,138
‫ساکت. انرژی منفی میاری.

376
00:21:49,057 --> 00:21:50,058
‫یه...

377
00:21:50,392 --> 00:21:51,893
‫روحِ دوشیزه تو بدنته.

378
00:21:53,979 --> 00:21:54,980
‫می‌بینیش؟

379
00:21:56,148 --> 00:21:57,774
‫واقعاً داری چیزی می‌بینی؟

380
00:21:58,650 --> 00:22:01,903
‫واسه همینه که اون می‌دونه
‫زن‌ها چی می‌خوان، بهتر از خودِ زن‌ها.

381
00:22:03,864 --> 00:22:05,023
‫تو.

382
00:22:06,116 --> 00:22:07,826
‫تو یه زبون‌بازی، مگه نه؟

383
00:22:11,288 --> 00:22:12,372
‫پاشو. بریم.

384
00:22:14,583 --> 00:22:16,126
‫بیا یه مراسم اجرا کنیم.

385
00:22:16,209 --> 00:22:17,961
‫من روح رو احضار می‌کنم.

386
00:22:18,105 --> 00:22:19,296
‫گوش کن،

387
00:22:19,379 --> 00:22:22,174
‫من هیچ قصدی ندارم
‫بذارم این خانم از بدنم بره بیرون.

388
00:22:23,091 --> 00:22:24,801
‫چرا مراسم رو امتحان نکنیم؟

389
00:22:25,552 --> 00:22:27,345
‫وقتی روح از بدن خارج شد،

390
00:22:27,429 --> 00:22:29,097
‫می‌تونیم ببینیم چی کار می‌شه کرد.

391
00:22:29,181 --> 00:22:30,849
‫اگه دیگه برنگرده چی؟

392
00:22:30,932 --> 00:22:32,726
‫من هیچ علاقه‌ای ندارم
‫که اون دنیا رو ببینم.

393
00:22:36,104 --> 00:22:37,981
‫اگه روح‌هامون جابه‌جا نشده باشه چی،

394
00:22:38,065 --> 00:22:39,724
‫بلکه بدنمون جابه‌جا شده باشه؟

395
00:22:40,358 --> 00:22:41,601
‫چی؟

396
00:22:41,693 --> 00:22:43,528
‫در اون صورت، باید از بدنمون استفاده کنیم.

397
00:22:54,498 --> 00:22:57,250
‫دستم رو بگیر، صادقانه و با جدیت.

398
00:23:25,403 --> 00:23:26,733
‫چیزی حس می‌کنی؟

399
00:23:26,988 --> 00:23:28,304
‫اصلاً.

400
00:23:29,741 --> 00:23:31,451
‫گفتی باید از بدنمون استفاده کنیم.

401
00:23:31,535 --> 00:23:33,531
‫دست گرفتن کاری نمی‌کنه.

402
00:23:34,037 --> 00:23:35,600
‫خب پیشنهاد می‌کنی چی کار کنیم؟

403
00:23:35,914 --> 00:23:37,165
‫منظور بدی ندارم.

404
00:23:37,707 --> 00:23:38,708
‫منظور چی؟

405
00:23:56,601 --> 00:23:59,020
‫می‌شه سعی کنی باهام همکاری کنی؟

406
00:23:59,104 --> 00:24:00,147
‫چی؟

407
00:24:00,230 --> 00:24:01,442
‫باشه.

408
00:24:26,381 --> 00:24:28,508
‫چیزی حس می‌کنی؟

409
00:24:29,217 --> 00:24:31,094
‫آره، خیلی بلنده.

410
00:24:33,814 --> 00:24:36,224
‫نمی‌دونستم ضربان قلبم انقدر بلنده.

411
00:24:37,142 --> 00:24:38,525
‫این واسه‌ت شوخیه؟

412
00:24:39,436 --> 00:24:40,562
‫از صداش خوشم میاد.

413
00:24:41,605 --> 00:24:43,481
‫هرچقدر دلت می‌خواد گوش کن
‫وقتی برگشتی.

414
00:24:44,441 --> 00:24:45,942
‫پس بدنمون هم نیست.

415
00:24:49,321 --> 00:24:50,906
‫ساعت چند بود وقتی جابه‌جا شدیم؟

416
00:24:52,199 --> 00:24:53,825
‫حوالی ساعتِ منع رفت و آمدِ دیشب.

417
00:24:58,163 --> 00:25:00,123
‫یعنی اون موقع برمی‌گردیم؟

418
00:25:00,207 --> 00:25:01,750
‫این فقط یه کابوسه؟

419
00:25:02,751 --> 00:25:04,169
‫ساعتِ منع رفت و آمده!

420
00:25:11,259 --> 00:25:12,385
‫به نظر میاد کابوس...

421
00:25:14,346 --> 00:25:15,889
‫...قراره طولانی باشه.

422
00:25:19,100 --> 00:25:20,644
‫لعنتی.

423
00:25:22,687 --> 00:25:25,148
‫پیش‌تر گفتی نمی‌تونه
‫کارِ انسان باشه.

424
00:25:25,232 --> 00:25:28,526
‫این یعنی هیچ کاری از دست آدم‌ها برنمیاد.

425
00:25:28,610 --> 00:25:30,320
‫اصلاً می‌تونیم اینطوری ادامه بدیم؟

426
00:25:30,403 --> 00:25:32,197
‫بدون اینکه بدونیم
‫کی برمی‌گردیم؟

427
00:25:33,114 --> 00:25:35,116
‫عالیجناب، اینجا بودید!

428
00:25:38,495 --> 00:25:40,497
‫اقامتگاه عالیجناب
‫حسابی بهم ریخته.

429
00:25:41,314 --> 00:25:42,624
‫بازم تویی.

430
00:25:43,291 --> 00:25:44,751
‫من دیگه چیزی نمی‌گم.

431
00:25:45,877 --> 00:25:48,004
‫قیافه‌ت همه چی رو گفت.

432
00:25:48,181 --> 00:25:49,339
‫چی؟

433
00:25:49,422 --> 00:25:51,716
‫تابلوئه
‫که منم که داره کشیده می‌شه بیرون.

434
00:25:51,741 --> 00:25:53,735
‫و تو یه جوری نگاه می‌کنی
‫انگار می‌خوای من رو سرزنش کنی.

435
00:25:53,760 --> 00:25:55,776
‫این مرتیکه رو سرزنش کن. ولم نمی‌کنه.

436
00:25:55,803 --> 00:25:56,930
‫این مرتیکه؟

437
00:25:57,013 --> 00:25:59,432
‫یادت باشه الان داری از دهن کی
‫حرف می‌زنی.

438
00:25:59,891 --> 00:26:01,977
‫اگه حرف درسته، مهمه که
‫دهن کی می‌گتش؟

439
00:26:04,104 --> 00:26:05,320
‫ببین.

440
00:26:05,814 --> 00:26:07,482
‫اون رو ول کن و با من حرف بزن، آقا.

441
00:26:07,565 --> 00:26:09,317
‫- بله؟
‫- منظورم اینه که، با من حرف بزن.

442
00:26:09,401 --> 00:26:10,527
‫بله.

443
00:26:10,610 --> 00:26:13,280
‫قصر الان تو هرج و مرجه.

444
00:26:13,579 --> 00:26:14,698
‫چرا؟

445
00:26:14,781 --> 00:26:17,242
‫علیاحضرت دستور دادن
‫فوراً برگردید.

446
00:26:17,325 --> 00:26:18,743
‫علیاحضرت؟ چرا؟

447
00:26:20,370 --> 00:26:21,538
‫به علیاحضرت بگو که

448
00:26:21,621 --> 00:26:24,416
‫ایشون الان نمی‌تونن بیان
‫به خاطر شرایط.

449
00:26:24,499 --> 00:26:26,584
‫این در جایگاه شما نیست که دخالت کنید.

450
00:26:27,085 --> 00:26:29,212
‫اون فقط به حرف تو گوش میده. تو بگو.

451
00:26:29,296 --> 00:26:30,486
‫تو؟

452
00:26:31,006 --> 00:26:32,757
‫علیاحضرت از دیشب غذا نخوردن

453
00:26:32,841 --> 00:26:35,010
‫و می‌گن تا شما نرید اونجا
لب به غذا نمی‌زنن

454
00:26:35,343 --> 00:26:36,511
‫به خاطر من؟

455
00:26:36,594 --> 00:26:38,596
‫کی دیگه می‌تونه باشه؟

456
00:26:39,639 --> 00:26:42,225
‫خودت رو تو چه دردسری انداختی؟

457
00:26:45,478 --> 00:26:47,230
‫نه وقاری هست،

458
00:26:47,314 --> 00:26:49,607
‫نه متانتی و نه هیچ بهونه‌ای.

459
00:26:50,066 --> 00:26:52,319
‫چرا باید وقتی من تو این بدنم
‫این قضیه رو بشه؟

460
00:26:58,116 --> 00:27:00,452
‫برو و به علیاحضرت بگو
‫که اون داره برمی‌گرده.

461
00:27:06,374 --> 00:27:07,490
‫پس...

462
00:27:08,501 --> 00:27:11,338
‫به نظر میاد باید برگردید،

463
00:27:12,505 --> 00:27:13,840
‫عالیجناب.

464
00:27:15,592 --> 00:27:16,968
‫عالیجناب؟

465
00:27:19,304 --> 00:27:21,389
‫بله، خودتونید.

466
00:27:22,265 --> 00:27:23,516
‫شاهزاده‌ی بزرگ.

467
00:27:41,242 --> 00:27:42,369
‫پس، می‌خواید بگید...

468
00:27:43,119 --> 00:27:45,830
‫شما پسر دوم پادشاه فقید هستید؟

469
00:27:47,582 --> 00:27:48,718
‫بله.

470
00:27:48,875 --> 00:27:52,170
‫و برادر کوچیکِ اعلیحضرت، پادشاه فعلی.

471
00:27:52,921 --> 00:27:53,963
‫درسته.

472
00:27:54,047 --> 00:27:55,173
‫به عبارتی،

473
00:27:56,132 --> 00:27:57,550
‫شما شاهزاده‌ی چوسانید.

474
00:27:59,719 --> 00:28:01,805
‫خیلی متعجب به نظر میاین.

475
00:28:01,888 --> 00:28:03,856
‫چون خوش‌تیپم، همونطور که شایعه‌ها می‌گن؟

476
00:28:09,687 --> 00:28:11,523
‫تو توی قصر بیدار شدی.

477
00:28:12,107 --> 00:28:14,776
‫فکر می‌کردم تا این حدش رو حدس بزنی.

478
00:28:21,950 --> 00:28:23,493
‫خیلی ساکت شدی.

479
00:28:25,870 --> 00:28:28,331
‫خودمم نمی‌دونم چی بگم.

480
00:28:29,749 --> 00:28:32,585
‫نمی‌تونم جلوی زبونم رو نگیرم

481
00:28:32,961 --> 00:28:36,131
‫زیرِ سنگینیِ اسمِ شاهزاده‌ی بزرگ.

482
00:28:36,214 --> 00:28:38,258
‫اینجوری نباش. بهت نمیاد.

483
00:28:39,467 --> 00:28:42,554
‫دارم سعی می‌کنم همه چیزهایی که
‫تا حالا گفتم رو به یاد بیارم.

484
00:28:42,637 --> 00:28:44,431
‫هیچ‌کدومش
‫خیانت بزرگ محسوب نمی‌شه؟

485
00:28:44,514 --> 00:28:46,808
‫اگه اینطوره،
‫بهم وقت داده می‌شه تا جبران کنم؟

486
00:28:47,350 --> 00:28:48,560
‫فقط مثل همیشه رفتار کن.

487
00:28:48,643 --> 00:28:51,229
‫مثل همیشه رفتار کنم و سرم رو به باد بدم؟

488
00:28:51,896 --> 00:28:52,897
‫داری شوخی می‌کنی؟

489
00:28:55,316 --> 00:28:56,443
‫من تو کلِ زندگیم،

490
00:28:56,526 --> 00:28:59,154
‫حتی یک بار هم
پام به نزدیکی خانواده سلطنتی نرسیده بود

491
00:28:59,237 --> 00:29:01,448
‫بعد، یهو بی مقدمه،
‫من اینجام، کنار کسی که...

492
00:29:01,531 --> 00:29:04,072
‫درست در مرکز خانواده‌ی سلطنتیه،
‫اونم در بالاترین جایگاهش.

493
00:29:04,108 --> 00:29:05,510
‫تصور کن چقدر باید شوکه شده باشم.

494
00:29:05,535 --> 00:29:07,370
‫دقیقاً به همین دلیل بهت نگفتم.

495
00:29:07,454 --> 00:29:10,999
‫چون می‌دونستم باعث می‌شه هر کسی
‫احساس فشار و معذب بودن بکنه.

496
00:29:11,499 --> 00:29:14,335
‫من پنهانش نکردم
‫چون چیزِ خیلی دهن‌پرکنی بود یا هر چی.

497
00:29:16,629 --> 00:29:18,298
‫این حکمِ ملوکانه‌ی منه.

498
00:29:18,381 --> 00:29:20,967
‫مثل قبل باهام رفتار کن.
‫و هیچ سرپیچی‌ای رو تحمل نمی‌کنم.

499
00:29:23,136 --> 00:29:24,471
‫وقتی توی قصر بیدار شدم،

500
00:29:24,554 --> 00:29:26,765
‫فکر کردم برای کار اینجایی
‫چون تو یه دستیاری.

501
00:29:26,848 --> 00:29:28,433
‫کی فکرش رو می‌کرد قصر خونه‌ت باشه؟

502
00:29:28,516 --> 00:29:31,102
‫احتمالاً بیشتر از دوازده نفر
اونجا زندگی نمی‌کنن

503
00:29:33,730 --> 00:29:35,231
‫حداقل بیشتر از ده نفرن.

504
00:29:35,315 --> 00:29:37,442
‫من در جایگاهی نیستم که این رو بگم،
‫چون منم دروغ گفتم،

505
00:29:37,525 --> 00:29:39,235
‫ولی الان اصلاً وقت خوبی نیست.

506
00:29:39,819 --> 00:29:41,654
‫اگه بخوای می‌تونی رد کنی.

507
00:29:41,738 --> 00:29:42,864
‫چی؟

508
00:29:42,947 --> 00:29:46,159
‫چطور می‌تونی اینقدر ناخلف باشی و این حرف رو بزنی
‫وقتی مادرت لب به غذا نمی‌زنه؟

509
00:29:46,868 --> 00:29:48,661
‫صاحب اصلی این بدن

510
00:29:48,745 --> 00:29:50,163
‫همچین پسرِ خلفی هم نیست.

511
00:29:51,414 --> 00:29:52,582
‫یعنی ازم می‌خوای...

512
00:29:53,082 --> 00:29:55,752
‫بذارم ملکه‌ی این کشور
‫از گرسنگی بمیره؟

513
00:29:56,961 --> 00:29:59,172
‫من نمی‌گم نمیرم.
‫دارم می‌پرسم باید چی کار کنم.

514
00:29:59,255 --> 00:30:01,132
‫بجنب. نزدیک سپیده دمه.

515
00:30:01,633 --> 00:30:02,967
‫فقط هر کاری می‌گم بکن.

516
00:30:06,262 --> 00:30:07,847
‫اول، دست‌هات رو ببر پشت کمرت.

517
00:30:08,932 --> 00:30:10,433
‫کمرت رو همیشه صاف نگه دار،

518
00:30:11,392 --> 00:30:13,677
‫و تا جایی که می‌تونی
مغرور و ازخودراضی به نظر برس

519
00:30:14,020 --> 00:30:15,263
‫چی؟

520
00:30:16,314 --> 00:30:17,774
‫مگه نگفتی داره میاد؟

521
00:30:18,191 --> 00:30:19,594
‫عالیجناب دارن تشریف میارن.

522
00:30:32,539 --> 00:30:34,165
‫باید علیاحضرت باشن.

523
00:30:40,421 --> 00:30:42,590
‫هول نشو. فقط کاری که گفتم رو بکن.

524
00:30:43,258 --> 00:30:46,302
‫هر چی که می‌گم، حرف‌های خودم نیست.

525
00:30:46,386 --> 00:30:49,556
‫به نظر میاد لجبازیِ علیاحضرت
‫با بالا رفتن سن‌شون بیشتر شده.

526
00:30:50,348 --> 00:30:52,016
‫چرا دست از غذا خوردن کشیدید؟

527
00:30:52,725 --> 00:30:54,702
‫فقط باعث می‌شه صورت زیباتون خراب بشه.

528
00:30:54,727 --> 00:30:56,479
‫این دو شب گذشته کجا خوابیدی؟

529
00:30:57,063 --> 00:30:58,147
‫باورم نمی‌شه.

530
00:30:58,231 --> 00:31:00,233
‫حرف‌های تندم اصلاً غافلگیرش نکرد.

531
00:31:00,775 --> 00:31:02,569
‫یه جایی که آسمون سقف‌شه

532
00:31:02,652 --> 00:31:04,529
‫و باد رواندازم.

533
00:31:06,614 --> 00:31:08,658
‫اون خانم همراهت بود؟

534
00:31:08,741 --> 00:31:09,742
‫کدوم خانم؟

535
00:31:10,451 --> 00:31:12,927
‫هی، تو حرفی از هیچ خانمی نزدی.
‫اون کیه؟

536
00:31:12,954 --> 00:31:13,947
‫منم نمی‌دونم.

537
00:31:13,972 --> 00:31:14,973
‫پس کی می‌دونه؟

538
00:31:14,998 --> 00:31:18,376
‫دیشب دیدمت که توی قصر
‫می‌پلکیدی و خوش‌گذرونی می‌کردی،

539
00:31:18,459 --> 00:31:20,962
‫دست تو دستِ اون خانم.

540
00:31:26,968 --> 00:31:28,720
‫علیاحضرت، این یه سوءتفاهمه.

541
00:31:28,803 --> 00:31:30,638
‫هیچ چیزی بین من و اون خانم نیست.

542
00:31:31,197 --> 00:31:32,432
‫فقط یک بار دیدمش.

543
00:31:32,515 --> 00:31:34,809
‫نه، فقط یک بار ندیدمش.

544
00:31:34,834 --> 00:31:35,785
‫دو بار دیدمش.

545
00:31:35,810 --> 00:31:37,395
‫اینقدر دستپاچه به نظر نرس.

546
00:31:37,478 --> 00:31:38,708
‫وقار داشته باش.

547
00:31:39,230 --> 00:31:40,857
‫خودم ازش می‌پرسم.

548
00:31:40,940 --> 00:31:42,567
‫مال کدوم خاندانه؟

549
00:31:42,625 --> 00:31:44,068
‫خودت رو بزن به اون راه.

550
00:31:44,152 --> 00:31:45,695
‫نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم.

551
00:31:45,778 --> 00:31:49,073
‫حتماً باید تمام بانوان این کشور رو بازجویی کنم
‫تا به حرف بیای؟

552
00:31:51,451 --> 00:31:54,412
‫بهش بگو فقط یک حس زودگذر بوده
‫واسه همین اسمش رو نمی‌دونی.

553
00:31:54,495 --> 00:31:56,915
‫فقط یک حس زودگذر بود
‫واسه همین اسمش رو نمی‌دونم.

554
00:31:56,998 --> 00:31:58,458
‫چی؟

555
00:31:58,917 --> 00:32:01,602
‫داری می‌گی تو هم درگیرِ این
‫به‌اصطلاح عشق‌های بی قید و بند شدی،

556
00:32:01,711 --> 00:32:03,087
‫درست مثل رعیت و عوام؟

557
00:32:03,171 --> 00:32:05,047
‫- من یکی از اون‌هام.
‫- من یکی از اون‌هام.

558
00:32:07,342 --> 00:32:08,625
‫چی؟

559
00:32:10,470 --> 00:32:11,512
‫چطور جرأت می‌کنی؟

560
00:32:12,055 --> 00:32:14,338
‫عذر می‌خوام که پسرتون رو اینطوری بار آوردم.

561
00:32:15,850 --> 00:32:17,116
‫نه، منظورم اینه...

562
00:32:17,141 --> 00:32:18,976
‫عذر می‌خوام که مثل عوام رفتار کردم.

563
00:32:20,271 --> 00:32:21,814
‫تو شاهزاده‌ی بزرگی.

564
00:32:22,398 --> 00:32:24,609
‫باید با فضیلت باشی
‫و الگو قرار بگیری.

565
00:32:30,365 --> 00:32:31,950
‫فوراً پزشک سلطنتی رو خبر کنید.

566
00:32:32,298 --> 00:32:33,952
‫همین‌جوریش هم حالتون خوش نیست.

567
00:32:34,035 --> 00:32:36,831
‫چرا دست از غذا خوردن کشیدید
‫و اوضاع رو بدتر کردید...

568
00:32:44,212 --> 00:32:46,214
‫این چیزی‌ـه که عالیجناب گفتن

569
00:32:46,297 --> 00:32:49,842
‫بارها و بارها
‫چون عمیقاً نگران‌تون بودن.

570
00:32:49,926 --> 00:32:51,719
‫واسه همین بی اختیار روی زبونم چرخید.

571
00:32:52,553 --> 00:32:54,222
‫درسته. من این کار رو کردم.

572
00:32:55,139 --> 00:32:56,307
‫حال‌تون خوبه؟

573
00:32:56,849 --> 00:32:58,101
‫دستت رو بکش.

574
00:32:58,184 --> 00:32:59,435
‫چه لاابالی.

575
00:32:59,519 --> 00:33:02,647
‫چطور جرأت می‌کنی با دختر مردم
‫مثل یک حس زودگذر رفتار کنی؟

576
00:33:03,106 --> 00:33:05,191
‫من تو رو اینطوری بزرگ نکردم.

577
00:33:06,985 --> 00:33:08,987
‫اگه ذره‌ای احترام برام قائلی،

578
00:33:09,070 --> 00:33:11,163
‫حداقل وانمود کن که تنبیهت رو می پذیری.

579
00:33:11,781 --> 00:33:13,032
‫اطاعت می‌شه.

580
00:33:19,580 --> 00:33:21,499
‫تو یه بانوی درباری هستی که قبلاً ندیدمت.

581
00:33:22,542 --> 00:33:23,851
‫من؟

582
00:33:25,024 --> 00:33:28,047
‫من بانوی جدیدی هستم
‫که برای اقامتگاه عالیجناب منصوب شدم.

583
00:33:29,257 --> 00:33:30,633
‫اسمت چیه؟

584
00:33:35,763 --> 00:33:37,223
‫اسمم «هونگ-شی»‍ـه، علیاحضرت.

585
00:33:51,863 --> 00:33:53,222
‫هونگ-شی؟
(خرمالو)

586
00:33:53,781 --> 00:33:55,199
‫مگه چه اشکالی داره؟

587
00:33:55,283 --> 00:33:58,369
‫[تسلیت]

588
00:34:02,790 --> 00:34:04,917
‫درگذشت پدربزرگتون رو
‫تسلیت می‌گم.

589
00:34:05,334 --> 00:34:07,837
‫همه‌ش به‌خاطر اینه که زنِ اشتباهی
‫وارد این خانواده شده.

590
00:34:12,842 --> 00:34:15,119
‫اگه یه نوشیدنی می‌خوای، بیا بیرون.

591
00:34:17,013 --> 00:34:18,203
‫«جه-ای»،

592
00:34:18,890 --> 00:34:20,433
‫بی‌خیال نوشیدنی می‌شم.

593
00:34:21,768 --> 00:34:22,769
‫اونجا رو ببین.

594
00:34:26,314 --> 00:34:27,440
‫مادرِ «اون-جو»‍ـه.

595
00:34:28,066 --> 00:34:30,151
‫می‌تونی بذاری یک لحظه «اون-جو» رو ببینه؟

596
00:34:41,704 --> 00:34:45,041
‫من مخفی نگه‌ش داشتم
‫چون گفت می‌خواد مادرش رو ببینه.

597
00:34:50,797 --> 00:34:52,173
‫تقصیر منه.

598
00:34:52,590 --> 00:34:54,675
‫من باعث ناراحتی علیاحضرت شدم.

599
00:34:55,134 --> 00:34:57,678
‫نگران نباش. بار اولش نیست.

600
00:34:59,222 --> 00:35:01,349
‫ما نمی‌تونیم با هم بمونیم.

601
00:35:01,432 --> 00:35:02,975
‫من باید بدن تو رو

602
00:35:03,059 --> 00:35:05,520
‫تا فردا صبح
‫ببرم خونه‌ی مادرت.

603
00:35:06,229 --> 00:35:09,357
‫موندن توی عمارت ضمیمه در طول عزاداری
‫مشکوک نیست،

604
00:35:09,440 --> 00:35:10,775
‫اما فردا روزِ خاکسپاریه.

605
00:35:11,484 --> 00:35:12,902
‫حداقل باید خودت رو نشون بدی.

606
00:35:14,695 --> 00:35:16,280
‫می‌تونی این کار رو برام بکنی؟

607
00:35:16,781 --> 00:35:18,116
‫خودت گفتی که باید حفظش کنی.

608
00:35:19,325 --> 00:35:22,245
‫گرچه نمی‌فهمم با اون ازدواج
‫چی رو باید حفظ کنی.

609
00:35:24,705 --> 00:35:26,958
‫تو چی؟
‫فکر می‌کنی می‌تونی تنهایی از پسش بربیای؟

610
00:35:27,875 --> 00:35:28,918
‫باید بتونم.

611
00:35:29,001 --> 00:35:32,213
‫باید یه راهی پیدا کنیم
که بدون به هم زدنِ زندگی روزمره‌مون برگردیم

612
00:35:37,635 --> 00:35:39,971
‫پس، باید دوباره تا صبح بیدار بمونیم.

613
00:35:46,394 --> 00:35:47,563
‫اون کیه؟

614
00:35:47,895 --> 00:35:49,438
‫چرا مثل بانوان دربار رفتار می‌کنه؟

615
00:35:49,522 --> 00:35:51,274
‫شیش ساعته اون تو دارن چی کار می‌کنن؟

616
00:35:51,357 --> 00:35:52,358
‫گل گفتی.

617
00:35:52,383 --> 00:35:53,626
‫همونطور که عالیجناب دستور دادن،

618
00:35:53,651 --> 00:35:56,612
‫اگه این قضیه درز کنه،
‫همگی به سختی مجازات می‌شید.

619
00:36:16,090 --> 00:36:18,384
‫فکر کنم به اندازه کافی
‫درباره آدم‌های اطرافت فهمیدم.

620
00:36:18,467 --> 00:36:21,429
‫بقیه‌ش رو با هوش و ذکاوت خودم مدیریت می‌کنم.

621
00:36:24,473 --> 00:36:26,309
‫راستی...

622
00:36:28,311 --> 00:36:29,854
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای اضافه کنی؟

623
00:36:30,563 --> 00:36:33,357
‫مطمئن نبودم چطور این رو مطرح کنم، اما...

624
00:36:34,400 --> 00:36:35,634
‫چی شده؟

625
00:36:36,444 --> 00:36:37,570
‫وقتی همه‌چی برگشت...

626
00:36:38,154 --> 00:36:39,488
‫بیا فرض کنیم هیچی نشده.

627
00:36:40,281 --> 00:36:41,357
‫آهان.

628
00:36:41,782 --> 00:36:43,398
‫حالا حریم خصوصی می‌خوای؟

629
00:36:43,910 --> 00:36:45,161
‫ولی ما که دیگه اینجوری شدیم.

630
00:36:45,244 --> 00:36:47,538
‫نه، من هیچی ندیدم و نشنیدم.

631
00:36:47,622 --> 00:36:49,582
‫اصلاً هیچی نشده.

632
00:36:49,665 --> 00:36:52,418
‫من از طریق چشم‌های تو دیدم،
‫پس تو اونی هستی که دیدی.

633
00:36:52,501 --> 00:36:55,129
‫به نظر میاد خیلی بهت خوش گذشته.

634
00:36:56,339 --> 00:36:57,548
‫در مورد منم همینه.

635
00:36:57,632 --> 00:36:59,300
‫تو هیچی ندیدی و نشنیدی.

636
00:36:59,383 --> 00:37:01,010
‫این منم که می‌بینم و می‌شنوم.

637
00:37:02,261 --> 00:37:03,346
‫خب...

638
00:37:04,114 --> 00:37:05,615
‫ولی اون‌ها خاطراتِ منن.

639
00:37:05,640 --> 00:37:06,641
‫ببین،

640
00:37:06,724 --> 00:37:08,100
‫من به خودم مطمئنم.

641
00:37:09,435 --> 00:37:10,728
‫می‌دونی منظورم چیه.

642
00:37:11,896 --> 00:37:13,105
‫من ندیدم و نشنیدم.

643
00:37:13,189 --> 00:37:14,690
‫من خودم نبودم.

644
00:37:16,525 --> 00:37:18,261
‫حالا، «ده-چو» رو صدا کن بیاد.

645
00:37:19,022 --> 00:37:20,146
‫چی؟

646
00:37:20,488 --> 00:37:21,739
‫داری از سوالم طفره میری؟

647
00:37:27,203 --> 00:37:28,871
‫از اینجا پیاده میرم.

648
00:37:28,955 --> 00:37:30,298
‫ممکنه مردم ببیننم.

649
00:37:31,040 --> 00:37:32,083
‫هر طور مایلی.

650
00:37:35,795 --> 00:37:36,978
‫«ده-چو»...

651
00:37:37,546 --> 00:37:38,762
‫یعنی منظورم،

652
00:37:38,965 --> 00:37:40,049
‫افسر «سو» بود.

653
00:37:40,716 --> 00:37:44,637
‫مطمئن شو که همیشه
‫کنارِ عالیجناب می‌مونی.

654
00:37:44,720 --> 00:37:46,472
‫ببین نکنه از ترس بلرزه،

655
00:37:46,555 --> 00:37:48,307
‫دستپاچه این‌ور اون‌ور بدوه،

656
00:37:48,391 --> 00:37:50,351
‫غذاش رو کامل می‌خوره یا نه،

657
00:37:50,434 --> 00:37:52,311
‫یا شب‌ها تنهایی

658
00:37:54,480 --> 00:37:55,481
‫گریه می‌کنه یا نه.

659
00:37:56,816 --> 00:37:57,858
‫چشمت حسابی بهش باشه.

660
00:37:58,484 --> 00:38:00,695
‫نیازی به نصیحت ندارم. کارم همینه.

661
00:38:01,445 --> 00:38:02,621
‫بسیار خب.

662
00:38:04,657 --> 00:38:07,243
‫می‌دونم نباید تو مسائل
‫بین آدم‌ها دخالت کنم...

663
00:38:08,995 --> 00:38:11,080
‫یعنی، می‌دونم به من مربوط نیست،

664
00:38:11,497 --> 00:38:12,540
‫اما اگه یه وقت...

665
00:38:12,623 --> 00:38:15,042
‫به عالیجناب صدمه بزنی
یا ازش سوءاستفاده کنی

666
00:38:15,126 --> 00:38:17,503
‫اون‌وقت من وارد عمل می‌شم.

667
00:38:17,878 --> 00:38:20,231
همیشه انقدر هوام رو داشتی؟

668
00:38:20,256 --> 00:38:21,405
‫چی؟

669
00:38:21,799 --> 00:38:23,175
‫مردِ جذابی هستی.

670
00:38:36,253 --> 00:38:37,523
‫صبر کن!

671
00:38:37,940 --> 00:38:39,150
‫هر فکری می‌کردی رو بس کن.

672
00:38:42,570 --> 00:38:43,654
[ارباب جوان]

673
00:38:43,738 --> 00:38:44,772
‫[مادر]

674
00:38:49,327 --> 00:38:51,203
‫مادر، ارباب جوان.

675
00:38:52,413 --> 00:38:53,831
‫چی باعث شده اینجا بیای؟

676
00:38:53,914 --> 00:38:57,001
‫دختره‌ی خیره‌سر.
‫کجا بودی این‌ور اون‌ور می‌دویدی؟

677
00:38:57,084 --> 00:38:59,879
‫ارباب جوان بدون فکر حرف می‌زنه.

678
00:38:59,962 --> 00:39:01,321
‫پس حرف‌های تندش رو نشنیده بگیر.

679
00:39:01,346 --> 00:39:03,098
‫ذاتاً مهربونه.

680
00:39:05,843 --> 00:39:07,762
‫به‌خاطر این کارت ممکن بود بیرونت کنن.

681
00:39:08,137 --> 00:39:09,555
‫آرزوم دقیقاً همینه.

682
00:39:09,638 --> 00:39:10,639
‫چی؟

683
00:39:11,557 --> 00:39:13,934
‫مهم اینه که صحیح و سالم برگشته.

684
00:39:15,353 --> 00:39:18,230
‫رفتم به یه بیمار رسیدگی کنم.

685
00:39:18,898 --> 00:39:21,859
‫خیلی باملاحظه بودی.

686
00:39:21,942 --> 00:39:24,278
‫امان از تو و این ذاتِ فضولت.

687
00:39:24,362 --> 00:39:26,155
‫باید حتماً الان این کار رو می‌کردی؟

688
00:39:26,238 --> 00:39:28,157
‫کسی که فوت کرده دیگه رفته،

689
00:39:28,240 --> 00:39:29,658
‫اما زنده‌ها باید زندگی کنن.

690
00:39:29,742 --> 00:39:31,285
‫حتی ناراحت هم به نظر نمیای.

691
00:39:32,536 --> 00:39:36,082
‫انگار منتظر بودی
‫که ارباب بزرگ بمیرن.

692
00:39:38,376 --> 00:39:40,294
‫نگاهش کنید، خانم.

693
00:39:40,378 --> 00:39:41,879
‫حتی جواب هم نداد.

694
00:39:42,755 --> 00:39:43,923
‫فهمیدم.

695
00:39:44,006 --> 00:39:46,842
‫واسه همینه دروغ گفتی
‫که داری با کی ازدواج می‌کنی.

696
00:39:46,926 --> 00:39:48,928
‫حتماً داشتی روزشماری می‌کردی.

697
00:39:49,011 --> 00:39:52,515
‫باید وقتی برخلاف مخالفت‌های خانم
‫اصرار می‌کردی، می‌فهمیدم.

698
00:39:54,809 --> 00:39:55,851
‫آیا من...

699
00:39:56,394 --> 00:39:58,312
‫پنهانش کردم...

700
00:39:58,896 --> 00:40:00,773
‫حتی از خانواده‌ی خودم؟

701
00:40:01,455 --> 00:40:02,942
‫داری خودت رو به اون راه می‌زنی؟

702
00:40:03,025 --> 00:40:05,986
‫با من صادق باش.
‫فقط مقام بالاتر می‌خواستی.

703
00:40:08,697 --> 00:40:10,741
‫بله، ظاهراً.

704
00:40:11,784 --> 00:40:13,661
‫خانم.

705
00:40:13,744 --> 00:40:14,954
‫بیاید بریم.

706
00:40:15,037 --> 00:40:16,664
‫نباید نگران اون باشیم.

707
00:40:25,339 --> 00:40:26,507
‫می‌شه یک لحظه حرف بزنیم؟

708
00:40:27,842 --> 00:40:30,719
‫تنها چیزی که براش مهمه من و خانواده‌مم.

709
00:40:33,722 --> 00:40:36,976
‫پس من وارد این خانواده شدم

710
00:40:37,059 --> 00:40:38,602
‫برخلاف میل تو.

711
00:40:40,104 --> 00:40:43,899
‫وقتی تصمیم بگیری کاری رو انجام بدی،
‫تحت هر شرایطی انجامش می‌دی.

712
00:40:45,359 --> 00:40:48,195
‫سعی نکردم دوباره جلوت رو بگیرم
‫چون می‌دونستم گوش نمیدی.

713
00:40:49,822 --> 00:40:51,031
‫خیلی خوب می‌دونم.

714
00:40:51,866 --> 00:40:53,617
‫یه دختر لجباز بار آوردی.

715
00:40:56,078 --> 00:40:57,663
‫ولی الان که به عقب نگاه می‌کنم،

716
00:40:58,038 --> 00:41:01,542
‫شاید از اون به عنوان بهانه‌ای استفاده کردم
‫تا بذارم بری.

717
00:41:02,793 --> 00:41:05,004
‫من واقعاً خجالت سرم نمی‌شه.

718
00:41:10,593 --> 00:41:12,845
‫واقعاً نمی‌فهمم.

719
00:41:14,722 --> 00:41:16,223
‫الان دخترت...

720
00:41:17,266 --> 00:41:19,643
‫باید چه حسی داشته باشه؟

721
00:41:21,687 --> 00:41:23,189
‫طفلکی من.

722
00:41:24,732 --> 00:41:26,400
‫معلومه که نمی‌فهمی.

723
00:41:27,985 --> 00:41:29,612
‫چون همه چی رو دفن کردی...

724
00:41:29,987 --> 00:41:31,989
‫زیرِ کلمه‌ی «من خوبم».

725
00:41:32,448 --> 00:41:34,283
‫تو قلبت رو دفن کردی.

726
00:41:43,334 --> 00:41:44,335
‫عالیجناب.

727
00:41:49,048 --> 00:41:51,050
‫دیدم که رفت داخل.

728
00:41:52,676 --> 00:41:54,762
‫حتماً خسته‌اید. کمی استراحت کنید.

729
00:41:56,096 --> 00:41:57,245
‫راستی،

730
00:41:57,759 --> 00:42:00,726
‫وقتی دنبال عالیجناب می‌گشتم
‫یه چیزی فهمیدم.

731
00:42:01,519 --> 00:42:02,870
‫می‌دونید...

732
00:42:02,895 --> 00:42:05,481
‫اون زن...

733
00:42:06,774 --> 00:42:07,858
‫با کی ازدواج کرده بود؟

734
00:42:10,861 --> 00:42:12,321
‫بدون اینکه بخوام...

735
00:42:13,572 --> 00:42:15,157
‫فهمیدم.

736
00:42:18,577 --> 00:42:20,579
‫کاش هیچوقت نمی‌فهمیدم.

737
00:42:21,705 --> 00:42:22,875
‫عالیجناب،

738
00:42:23,374 --> 00:42:24,708
‫حالتون خوبه؟

739
00:42:26,168 --> 00:42:27,169
‫من خوبم.

740
00:42:28,045 --> 00:42:29,255
‫خوب می‌شم.

741
00:42:31,090 --> 00:42:34,134
‫یعنی اون همیشه
‫بقیه رو به خودش ترجیح میده؟

742
00:42:35,761 --> 00:42:37,179
‫همه‌ش تقصیر منه.

743
00:42:38,764 --> 00:42:40,307
‫تنها چیزی که یادش دادم

744
00:42:41,016 --> 00:42:42,351
‫تحمل کردن و دووم آوردن بود.

745
00:42:46,939 --> 00:42:48,357
‫متأسفم، «اون-جو».

746
00:42:53,737 --> 00:42:55,823
‫به نظر میاد مادرم کسیه که...

747
00:42:56,991 --> 00:42:58,367
‫باید ازش محافظت کنم.

748
00:42:59,868 --> 00:43:02,204
‫نه، نکن.

749
00:43:05,749 --> 00:43:06,792
‫این رو بگیر.

750
00:43:06,875 --> 00:43:09,378
‫از رئیس دفتر احکام سلطنتی قرض گرفتم.

751
00:43:12,673 --> 00:43:13,674
‫این پول واسه چیه؟

752
00:43:16,260 --> 00:43:17,469
‫همونطور که گفتی،

753
00:43:18,095 --> 00:43:20,764
‫تو صیغه‌ی یه خانواده قدرتمندی،
‫پس راحت زندگی می‌کنی

754
00:43:21,640 --> 00:43:23,934
‫بدون نگرانی بابت غذا یا پول.

755
00:43:24,685 --> 00:43:26,020
‫اما گوش کن، «اون-جو».

756
00:43:27,146 --> 00:43:28,606
‫اگه یه وقت...

757
00:43:29,231 --> 00:43:30,941
‫پشیمون شدی...

758
00:43:31,775 --> 00:43:34,320
‫از زندگی راحتت
‫و خواستی فرار کنی،

759
00:43:34,945 --> 00:43:36,363
‫این رو بردار.

760
00:43:37,781 --> 00:43:40,576
‫شنیدم کسایی که به «مینگ» فرار می‌کنن
‫رو کسی نمی‌تونه پیدا کنه.

761
00:43:44,580 --> 00:43:47,041
‫به من یا ارباب فکر نکن...

762
00:43:47,833 --> 00:43:49,376
‫و هر جا که دلت خواست برو.

763
00:43:50,711 --> 00:43:53,047
‫می‌تونی به مادرت همین یه قول رو بدی؟

764
00:44:03,332 --> 00:44:05,392
‫دخترِ زیبایی که می‌شناسی...

765
00:44:05,934 --> 00:44:07,186
‫این قول رو می‌داد.

766
00:44:09,104 --> 00:44:10,356
‫اما الان،

767
00:44:11,315 --> 00:44:12,733
‫می‌تونم این قول رو بهت بدم.

768
00:44:14,526 --> 00:44:15,778
‫چی؟

769
00:44:20,824 --> 00:44:22,910
‫کاری می‌کنم
‫که هیچوقت آب توی دلش تکون نخوره.

770
00:44:37,549 --> 00:44:39,426
‫اون قضیه چطور پیش میره؟

771
00:44:39,885 --> 00:44:42,012
‫از اسم دزدی به نام «گیل-دونگ» استفاده کردم.

772
00:44:46,975 --> 00:44:48,129
‫«گیل-دونگ»؟

773
00:44:48,154 --> 00:44:50,406
‫همونی که از انبار سربازرس دزدی کرده بود.

774
00:44:50,771 --> 00:44:53,857
‫سربازرس حتی تا روزهای آخرش
‫با تلخی ازش یاد می‌کرد،

775
00:44:53,941 --> 00:44:55,651
‫پس کسی بهش شک نمی‌کنه.

776
00:45:02,908 --> 00:45:03,909
‫شمشیر سیاه.

777
00:45:08,914 --> 00:45:10,332
‫اوضاع تو نظمیه چطوره؟

778
00:45:10,416 --> 00:45:12,501
‫دارن از اطرافیانِ سربازرس بازجویی می‌کنن.

779
00:45:13,669 --> 00:45:16,505
‫حسابی حواست بهش باشه.
‫این کار رو به کسی دیگه نسپار.

780
00:45:17,131 --> 00:45:18,406
‫بله، قربان.

781
00:45:23,053 --> 00:45:25,013
‫این کشوره...

782
00:45:25,556 --> 00:45:27,057
‫که بهش طمع داری؟

783
00:45:27,141 --> 00:45:28,267
‫چطور جرأت می‌کنی؟

784
00:45:28,809 --> 00:45:30,978
‫از عواقبش نمی‌ترسی؟

785
00:45:31,061 --> 00:45:32,271
‫اگه اعلیحضرت بفهمن،

786
00:45:32,813 --> 00:45:36,859
‫کلِ خاندانت،
‫تا سه نسل، تکه‌تکه می‌شن.

787
00:45:37,651 --> 00:45:39,695
‫اگه می‌خوای زنده بمونی،

788
00:45:40,028 --> 00:45:43,365
‫نصف چوسان رو به من بده.

789
00:45:47,744 --> 00:45:49,329
‫طمع...

790
00:45:49,913 --> 00:45:52,458
‫در دستان احمق‌ها
‫فقط به نابودی ختم می‌شه.

791
00:45:55,669 --> 00:45:57,838
‫این کلمات رو روی قلبت حک کن،

792
00:45:57,921 --> 00:45:59,923
‫اگرچه اون قلب به زودی می‌پوسه.

793
00:46:49,264 --> 00:46:52,226
‫ممکنه در طول روز
‫به بقیه اعضای خانواده سلطنتی بر بخورم،

794
00:46:52,309 --> 00:46:55,812
‫پس وقتی همه خوابن،
‫راه و چاه قصر رو یاد می‌گیرم.

795
00:47:05,280 --> 00:47:06,740
‫بانو «جانگ».

796
00:47:06,823 --> 00:47:09,493
‫حتماً «گوم-نوک»‍ـه.
‫شایعات زیادی در موردش شنیدم.

797
00:47:31,473 --> 00:47:32,849
‫بوی گیاهان دارویی میاد.

798
00:47:34,142 --> 00:47:35,394
‫از کجا میاد؟

799
00:47:46,029 --> 00:47:47,698
‫تا حالا همچین بویی به مشامم نخورده.

800
00:47:48,282 --> 00:47:52,452
‫دود ناشی از سوزاندن گیاهان دارویی
‫می‌تونه بعضی علائم رو تسکین بده،

801
00:47:52,536 --> 00:47:55,289
‫اما پر کردن اتاق با این حجم از دود
‫که بیرون می‌زنه،

802
00:47:55,372 --> 00:47:56,790
‫می‌تونه خطرناک باشه.

803
00:47:56,873 --> 00:47:58,333
‫کی داره درمان می‌شه؟

804
00:48:00,460 --> 00:48:01,712
‫«تالار گانگ‌نیونگ».

805
00:48:03,589 --> 00:48:04,798
‫خوابگاه اعلیحضرت.

806
00:48:06,091 --> 00:48:08,677
‫به هر قیمتی شده از اعلیحضرت دوری کن.

807
00:48:10,137 --> 00:48:11,346
‫نه.

808
00:48:11,430 --> 00:48:14,099
‫زمان اشتباه واسه فضولی،
‫آدم اشتباه واسه فضولی.

809
00:48:15,934 --> 00:48:18,687
‫[تالار گانگ‌نیونگ]

810
00:48:24,818 --> 00:48:25,902
‫عالیجناب.

811
00:48:27,029 --> 00:48:28,530
‫ساکت.

812
00:48:35,412 --> 00:48:38,040
‫هیچ‌کس نباید بفهمه من اینجام.

813
00:48:40,125 --> 00:48:41,126
‫بله، عالیجناب.

814
00:48:42,794 --> 00:48:45,172
‫در مورد درمانی که
‫اعلیحضرت دریافت می‌کنن...

815
00:48:55,682 --> 00:48:56,767
‫صداش.

816
00:48:57,225 --> 00:48:59,144
‫عفو کنید، اعلیحضرت.

817
00:48:59,728 --> 00:49:01,146
‫از بیماری پوستی رنج می‌برن؟

818
00:49:01,229 --> 00:49:02,230
‫بله، عالیجناب.

819
00:49:03,857 --> 00:49:05,025
‫قضیه چیه؟

820
00:49:05,108 --> 00:49:08,111
‫گفتم ساکت باش.
‫اعلیحضرت رو بیدار می‌کنی.

821
00:49:27,589 --> 00:49:30,092
‫اعلیحضرت؟

822
00:49:42,032 --> 00:49:44,022
‫می‌خواستی گیاهان دارویی رو چک کنی؟

823
00:49:45,941 --> 00:49:46,942
‫بله، اعلیحضرت.

824
00:49:47,651 --> 00:49:48,860
‫داشتم قدم می‌زدم و...

825
00:49:50,278 --> 00:49:51,412
‫اعلیحضرت،

826
00:49:51,437 --> 00:49:53,063
‫اول باید دود رو خارج کنیم.

827
00:49:53,490 --> 00:49:55,617
‫کمکم کن هوای اتاق رو عوض کنیم.

828
00:49:56,660 --> 00:49:57,911
‫تو هم همینطور، زود باش.

829
00:50:04,543 --> 00:50:06,128
‫داری چه کار می‌کنی؟

830
00:50:08,338 --> 00:50:09,773
‫اعلیحضرت،

831
00:50:09,798 --> 00:50:12,259
‫وقتی زیاد استفاده بشه،
‫هر درمانی می‌تونه عوارض جانبی داشته باشه.

832
00:50:12,342 --> 00:50:14,761
‫داری درمان پزشک سلطنتی
‫رو زیر سوال می‌بری؟

833
00:50:14,786 --> 00:50:15,879
‫من جسارت نمی‌کنم.

834
00:50:15,904 --> 00:50:17,614
‫اما طبق تجربه من،
‫برای بیماری‌های پوستی،

835
00:50:17,639 --> 00:50:19,883
‫معجونی که با سنگ صفراوی گاو
و پیچ امین‌الدوله دم شده باشه

836
00:50:19,908 --> 00:50:22,452
‫به همراه پماد و هوای تازه،
‫مؤثرترین روشه.

837
00:50:22,477 --> 00:50:24,562
‫منظورم این بود که نباید
‫فقط به گیاهان جدید تکیه کنید،

838
00:50:24,587 --> 00:50:26,839
‫بلکه از این درمان‌های ثابت شده هم استفاده کنید.

839
00:50:27,607 --> 00:50:30,527
‫به نظر میاد در مورد وضعیتم
‫چیزهای زیادی می‌دونی.

840
00:50:33,530 --> 00:50:35,365
‫به نظر ناامید میای.

841
00:50:35,449 --> 00:50:37,576
‫چون اونقدر کشنده نیست که من رو بکشه.

842
00:50:38,243 --> 00:50:39,339
‫جانم؟

843
00:50:39,870 --> 00:50:41,246
‫مسئله این نیست.

844
00:50:41,329 --> 00:50:44,416
‫توی اون دود غلیظ،
‫می‌تونستم رنج اعلیحضرت رو ببینم.

845
00:50:46,251 --> 00:50:47,461
‫چی؟

846
00:50:48,962 --> 00:50:51,882
‫این بیماری پوستی ممکنه روی سطح
‫به شکل زخم‌های کوچک ظاهر بشه،

847
00:50:52,632 --> 00:50:55,302
‫اما آروم‌آروم زندگی روزمره بیمار
‫رو فرسایش میده.

848
00:50:56,219 --> 00:50:58,263
‫و وقتی طولانی بشه،
‫کل زندگی‌شون رو نابود می‌کنه.

849
00:50:59,347 --> 00:51:01,266
‫زخم روی بدن بیمار

850
00:51:01,600 --> 00:51:05,020
‫قلبشون رو هم زخمی می‌کنه.

851
00:51:06,062 --> 00:51:08,648
‫بنابراین به امید کاهش اون بار،
‫حتی شده اندکی،

852
00:51:09,399 --> 00:51:11,276
‫حد خودم رو فراموش کردم و جسارت کردم.

853
00:51:20,744 --> 00:51:23,830
‫خیلی صادقانه به نظر می‌رسید.
‫تقریباً تحت تأثیر قرار گرفتم.

854
00:51:24,915 --> 00:51:25,957
‫حالا برو.

855
00:51:26,958 --> 00:51:28,126
‫بله، اعلیحضرت.

856
00:51:37,928 --> 00:51:39,221
‫اون اعلیحضرت بود؟

857
00:51:41,223 --> 00:51:43,183
‫ایشون رابطه خوبی
‫با شاهزاده‌ی بزرگ ندارن؟

858
00:51:56,238 --> 00:51:57,656
‫باید الان برگردم به اقامتگاهم.

859
00:51:58,573 --> 00:51:59,741
‫همین الانش هم وقت خاموشیه...

860
00:52:06,164 --> 00:52:09,292
‫اوضاع اینقدر شلوغ پلوغ بود
‫که «گیل-دونگ» رو کلاً فراموش کردم.

861
00:52:10,585 --> 00:52:12,337
‫کنجکاوم بدونم قاتل واقعی رو گرفتن یا نه.

862
00:52:13,046 --> 00:52:16,466
‫نمی‌تونم از قصر خارج بشم
‫چون در حبس خانگی‌ام.

863
00:52:17,634 --> 00:52:18,760
‫چی کار کنم؟

864
00:52:20,679 --> 00:52:22,138
‫منظورت چیه، کار «گیل-دونگ» نیست؟

865
00:52:22,222 --> 00:52:24,474
‫اسمش با خون نوشته شده بود.

866
00:52:24,558 --> 00:52:27,352
‫ما داریم از کسایی تحقیق می‌کنیم
‫که ممکنه از مجرم کینه داشته باشن.

867
00:52:28,186 --> 00:52:29,437
‫الان به شوهرم گفتی...

868
00:52:30,063 --> 00:52:31,982
‫«مجرم»؟

869
00:52:32,732 --> 00:52:34,818
‫اون به ناحق کشته شد!

870
00:52:34,901 --> 00:52:36,903
‫چطور جرأت می‌کنی بهش بگی مجرم؟

871
00:52:36,987 --> 00:52:38,655
‫چطور جرأت می‌کنی؟

872
00:52:38,738 --> 00:52:40,073
‫ایشون رو تا خونه همراهی کنید.

873
00:52:40,156 --> 00:52:41,252
‫بله، قربان.

874
00:52:41,616 --> 00:52:43,410
‫ولم کنید!

875
00:52:53,712 --> 00:52:54,981
‫«گیل-دونگ»؟

876
00:52:55,630 --> 00:52:56,673
‫بگیریدش!

877
00:52:56,756 --> 00:53:00,260
‫«گیل-دونگ»، ای ملعون!

878
00:53:05,682 --> 00:53:07,392
‫نکشیدش. باید زنده بگیریمش!

879
00:53:19,170 --> 00:53:20,322
‫قربان.

880
00:53:20,405 --> 00:53:22,490
‫فوراً به عالیجناب اطلاع بدید.

881
00:53:22,574 --> 00:53:23,817
‫بله، قربان.

882
00:54:01,613 --> 00:54:03,740
‫خانواده منشی ارشد «ایم سا-هیونگ».

883
00:54:04,991 --> 00:54:06,660
‫یه جورایی دارم سرک می‌کشم توی

884
00:54:06,743 --> 00:54:09,162
‫خصوصی‌ترین مسائل خانوادگی
بزرگ‌ترین حیله‌گر چوسان

885
00:54:17,462 --> 00:54:18,638
‫بانو «جانگ»؟

886
00:54:31,685 --> 00:54:33,853
‫با این سر و وضع اینجا چی کار می‌کنی؟

887
00:54:40,402 --> 00:54:43,321
‫به نظر میاد شاهزاده‌ی بزرگ «دوال»
‫در مورد گیاهان دارویی فهمیدن.

888
00:54:45,490 --> 00:54:46,700
‫شاهزاده‌ی بزرگ «دوال»؟

889
00:54:47,993 --> 00:54:49,077
‫بله.

890
00:54:49,661 --> 00:54:50,954
‫تمام عودها رو برداشتن.

891
00:55:04,426 --> 00:55:05,677
‫اون چی بود؟

892
00:55:05,760 --> 00:55:08,888
‫چرا باید اسم من
‫حتی توی مکالمه‌شون بیاد؟

893
00:55:08,972 --> 00:55:11,182
‫- ای وای. گرفتنش؟
‫- «گیل-دونگ» رو گرفتن.

894
00:55:11,683 --> 00:55:14,436
‫- «گیل-دونگ»؟
‫- «گیل-دونگ» رو بردن نظمیه.

895
00:55:15,478 --> 00:55:17,772
‫این خیلی ناامیدکننده‌ست.

896
00:55:20,150 --> 00:55:21,192
‫«اون-جو»!

897
00:55:22,235 --> 00:55:23,451
‫«اون-جو».

898
00:55:23,737 --> 00:55:25,321
‫از مراسم خاکسپاری میای؟

899
00:55:25,405 --> 00:55:27,407
‫حالت چطوره؟ خوبی؟

900
00:55:27,723 --> 00:55:28,783
‫آره.

901
00:55:28,867 --> 00:55:30,910
‫راستی، «گیل-دونگ» رو گرفتن؟

902
00:55:31,369 --> 00:55:32,746
‫منم تازه شنیدم.

903
00:55:32,829 --> 00:55:35,749
‫«گیل-دونگ» دیروز تیر خورده.

904
00:55:37,042 --> 00:55:38,211
‫چی؟

905
00:55:40,211 --> 00:55:41,254
‫«اون-جو».

906
00:55:42,464 --> 00:55:44,215
‫عالیجناب دوباره ناپدید شدن؟

907
00:55:44,883 --> 00:55:48,011
‫صدای سرفه‌ای نشنیدم واسه همین چک کردم،
‫و ایشون نبودن.

908
00:55:50,764 --> 00:55:52,265
‫پرونده مختومه‌ست.

909
00:55:52,348 --> 00:55:53,511
‫بله، قربان.

910
00:55:55,769 --> 00:55:56,978
‫صبر کنید!

911
00:55:58,646 --> 00:55:59,969
‫پزشک «هونگ».

912
00:56:13,161 --> 00:56:15,705
‫این «گیل-دونگ» بود؟

913
00:56:21,586 --> 00:56:24,964
‫عالیجناب رختخواب و لباس‌ها رو
‫به این تمیزی تا کردن؟

914
00:56:25,632 --> 00:56:26,841
‫فقط اون نیست.

915
00:56:28,384 --> 00:56:30,011
‫داشتن تمیزکاری می‌کردن!

916
00:56:30,929 --> 00:56:32,013
‫این مسئله جدی‌ای‍ه.

917
00:56:33,181 --> 00:56:34,766
‫عالیجناب رو پیدا کنید!

918
00:56:34,791 --> 00:56:35,825
‫اتفاقی افتاده؟

919
00:56:35,850 --> 00:56:36,851
‫ترسوندیدم.

920
00:56:37,560 --> 00:56:39,270
‫کجا بودید؟

921
00:56:39,354 --> 00:56:40,605
‫رفتم داروخانه‌ی سلطنتی.

922
00:56:40,688 --> 00:56:42,565
‫تا بدم معجون رو
‫برای علیاحضرت آماده کنن.

923
00:56:42,649 --> 00:56:43,792
‫جانم؟

924
00:56:43,942 --> 00:56:47,028
‫فکر کردم برای کم کردن عذاب وجدانم
‫باید حداقل این کار رو بکنم.

925
00:56:47,946 --> 00:56:50,156
‫چرا رختخواب و لباس خواب رو تا کردید؟

926
00:56:51,157 --> 00:56:52,325
‫چون بیدار شدم.

927
00:56:52,408 --> 00:56:53,785
‫می‌تونستید ما رو خبر کنید.

928
00:56:54,327 --> 00:56:56,913
‫نکنه عالیجناب
‫لباس‌هاشون رو هم خودشون پوشیدن؟

929
00:56:57,622 --> 00:56:59,624
‫آره، تا بتونید بیشتر بخوابید.

930
00:57:01,543 --> 00:57:05,130
‫لطفاً اگه کار اشتباهی کردیم
‫به ما بگید، عالیجناب!

931
00:57:05,155 --> 00:57:06,335
‫کار اشتباهی نکردید.

932
00:57:06,360 --> 00:57:08,320
‫فوراً پزشک سلطنتی رو خبر کنید.

933
00:57:08,603 --> 00:57:09,884
‫چرا دارید این کار رو می‌کنید؟

934
00:57:09,968 --> 00:57:10,969
‫عالیجناب،

935
00:57:12,303 --> 00:57:14,556
‫افسر «پارک» به نظمیه رسیده.

936
00:57:15,557 --> 00:57:17,142
‫پیغام رو دریافت کردن؟

937
00:57:20,311 --> 00:57:23,064
‫تیر خورده بود
‫و درجا مُرده.

938
00:57:24,649 --> 00:57:27,360
‫«گیل-دونگ» مُرده؟

939
00:57:29,154 --> 00:57:30,238
‫و «گیل-دونگ» قلابی؟

940
00:57:30,822 --> 00:57:32,073
‫ترتیبش داده شده.

941
00:57:32,157 --> 00:57:34,492
‫بقیه‌ش رو با دست‌های خودت راست و ریس کن.

942
00:57:34,576 --> 00:57:35,839
‫بله، قربان.

943
00:57:45,628 --> 00:57:46,671
‫تموم شد.

944
00:57:49,048 --> 00:57:50,508
‫خداحافظ، «گیل-دونگ».

945
00:57:51,050 --> 00:57:52,343
‫- بریم.
‫- بله، قربان.

946
00:57:59,851 --> 00:58:02,020
‫ممکنه کسی بیاد تا جسد...

947
00:58:02,103 --> 00:58:04,022
‫«گیل-دونگ» قلابی رو تحویل بگیره.

948
00:59:51,762 --> 00:59:56,568
[برای دزد عزیزم]

949
00:59:56,593 --> 00:59:58,319
‫با دقت نگه‌داری شده بودن.
[آنچه خواهید دید]

950
00:59:58,344 --> 00:59:59,387
‫اون‌ها...

951
00:59:59,412 --> 01:00:00,464
‫من این کار رو کردم؟

952
01:00:00,489 --> 01:00:01,823
‫من با دقت نگه‌شون داشتم؟

953
01:00:01,848 --> 01:00:03,308
‫دست بردار.

954
01:00:03,391 --> 01:00:04,934
‫باید با این چی کار کنم؟

955
01:00:05,018 --> 01:00:08,313
‫باید موقعیت‌شناسی می‌کردم
‫و قبل از ورود صبر می‌کردم؟

956
01:00:08,396 --> 01:00:10,940
‫آره. از این به بعد،
‫قبل از اینکه بیای تو تا ده بشمار.

957
01:00:11,024 --> 01:00:14,110
‫وقتی نگاهت می‌کنم،
‫آشوب رو توی چشم‌هات می‌بینم.

958
01:00:14,193 --> 01:00:15,236
‫می‌خوای چی کار کنی؟

959
01:00:15,320 --> 01:00:17,363
‫سعی دارم بگم هیچ کاری نباید کرد.

960
01:00:17,447 --> 01:00:20,366
‫شاهزاده‌ی بزرگ همه‌ش دست و پاگیر می‌شه.

961
01:00:20,450 --> 01:00:22,452
‫آهای، بانویِ شاهزاده‌ی بزرگ.
‫ایست.

962
01:00:34,175 --> 01:00:37,221
[برای دزد عزیزم]

