﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,080
.

2
00:00:17,099 --> 00:00:19,519
‫آنچه در «رابین هود» گذشت.

3
00:00:19,544 --> 00:00:21,447
‫تو فراموش کردی قراره چه جور مردی باشی.

4
00:00:21,472 --> 00:00:25,464
‫مردی که ساکسون‌ها رو به سمت
‫چیزی فراتر هدایت می‌کنه.

5
00:00:25,547 --> 00:00:26,715
‫یه غار عظیم،

6
00:00:26,798 --> 00:00:29,050
‫دویست تا ساکسون اونجا رو
خونه‌ی خودشون کردن

7
00:00:29,134 --> 00:00:30,969
‫برای برگردوندن نظم به ناتینگهام،

8
00:00:31,052 --> 00:00:33,263
‫پادشاه، «گای از گیزبورن» رو اعزام کرده.

9
00:00:33,346 --> 00:00:35,682
‫- سگِ شکاریِ محبوب پادشاه.
‫- همه‌شون رو بکشید!

10
00:00:35,766 --> 00:00:37,350
‫اما حتی درنده‌ترین سگ هم...

11
00:00:37,434 --> 00:00:38,643
‫باید کشته بشه

12
00:00:38,727 --> 00:00:40,228
‫اگه اربابِ اشتباهی رو تهدید کنه.

13
00:00:40,312 --> 00:00:42,856
‫- نقشه‌ای داری؟
‫- در میانِ آشوبِ جنگ،

14
00:00:42,939 --> 00:00:45,442
‫جایی که خنجری که گلوش رو می‌بُره، دیده نشه.

15
00:00:45,525 --> 00:00:47,986
‫جانِ زیرک.
‫تأییدیه‌ی پاپ

16
00:00:48,069 --> 00:00:50,363
‫هدیه داده نمی‌شه،
‫بهاش با خون پرداخت می‌شه.

17
00:00:50,447 --> 00:00:52,157
‫تو به رُم میری، و اونجا

18
00:00:52,240 --> 00:00:53,909
‫به جاه‌طلبی‌های پسرم پایان میدی.

19
00:00:53,934 --> 00:00:55,719
‫- سرنوشت من در دستانِ فرمانِ شماست.
‫- بگو این چه حسیه.

20
00:00:55,744 --> 00:00:57,579
‫- بگو من برات چی هستم.
‫- تو...

21
00:00:57,662 --> 00:00:59,790
‫تنها بانویی هستی که باعث شدی
‫فراموش کنم کی هستم.

22
00:00:59,873 --> 00:01:01,208
‫و حالا باید برم.

23
00:01:01,291 --> 00:01:02,751
‫پادشاه صدها مرد رو فرستاده

24
00:01:02,834 --> 00:01:05,313
‫- تا راب و گروهش رو بکشن.
‫- کجا؟

25
00:01:05,338 --> 00:01:06,964
‫داروغه می‌دونه شما کجایید.

26
00:01:06,989 --> 00:01:10,254
‫هر چی که انتخاب کنی،
‫من تو رو انتخاب می‌کنم.

27
00:01:14,132 --> 00:01:17,093
‫ادریک، ادریکِ وحشی...

28
00:01:18,615 --> 00:01:21,185
‫وقتی بقیه سلاح‌هاشون رو زمین گذاشتن...

29
00:01:21,269 --> 00:01:23,149
‫اون تا لحظه‌ی تلخِ آخر جنگید.

30
00:01:33,197 --> 00:01:35,225
‫اون در نبرد کشته شد...

31
00:01:35,250 --> 00:01:36,877
‫اما روحش هنوز می‌جنگه.

32
00:01:37,380 --> 00:01:39,131
‫و تا ابد خواهد جنگید.

33
00:01:40,105 --> 00:01:41,273
‫در وجودِ تو.

34
00:01:46,445 --> 00:01:48,029
‫حالت خوبه؟

35
00:01:51,575 --> 00:01:52,909
‫خواب بد بود؟

36
00:01:54,244 --> 00:01:55,495
‫فکر کنم.

37
00:02:10,228 --> 00:02:13,798
[رابین هود]
[فصل اول]

38
00:03:00,181 --> 00:03:05,181
[قسمت دهم: با سقوط دشمنی، دشمن دیگری برمی‌خیزد]

39
00:03:07,359 --> 00:03:08,944
‫دعاهات اثر داره؟

40
00:03:10,847 --> 00:03:13,684
‫وقتی تو و ماریان رفتید،
‫دعا کردم برگردید.

41
00:03:13,907 --> 00:03:15,826
‫و حالا اینجایید.

42
00:03:15,909 --> 00:03:17,285
‫رفتن ما رو دیدی؟

43
00:03:19,374 --> 00:03:21,081
‫چرا برگشتید؟

44
00:03:22,290 --> 00:03:24,375
‫من...

45
00:03:24,459 --> 00:03:27,087
‫یه چیزی دیدم که باید
‫بهش پاسخ بدم.

46
00:03:33,385 --> 00:03:34,970
‫در مورد نفرت حق با توئه.

47
00:03:39,057 --> 00:03:40,725
‫ولی رها کردنش آسون نیست.

48
00:03:42,351 --> 00:03:45,021
‫تا الان زنده‌ نگه‌م داشته.
‫ما رو تا اینجا آورده.

49
00:03:46,648 --> 00:03:48,358
‫نمی‌دونم بدون اون چطوری بجنگم.

50
00:03:49,609 --> 00:03:51,862
‫برای چیزی که در پیشه بجنگ.

51
00:03:51,945 --> 00:03:53,613
‫نه چیزی که اتفاق افتاده.

52
00:03:53,697 --> 00:03:55,949
‫نه چیزی که بهت آسیب زده.
‫برای صلح بجنگ.

53
00:03:57,576 --> 00:03:59,160
‫- برای امید.
‫- امید؟

54
00:04:01,997 --> 00:04:03,665
‫به دوش کشیدنِ امید کار سختیه.

55
00:04:05,876 --> 00:04:08,712
‫- سنگین‌تر از فولاده.
‫- آره.

56
00:04:08,795 --> 00:04:10,422
‫ولی مرگ نمی‌تونه لمسش کنه.

57
00:04:12,173 --> 00:04:14,759
‫مردی که امید داره،
‫هرگز فراموش نمی‌شه.

58
00:04:20,849 --> 00:04:23,351
‫اون‌ها خیلی زیادن،
‫خودت این رو می‌فهمی، مگه نه؟

59
00:04:25,979 --> 00:04:27,856
‫نقشه‌ای داری؟

60
00:04:27,939 --> 00:04:29,983
‫تیکه‌هاش تو ذهنم جور شده.

61
00:04:30,066 --> 00:04:32,360
‫فقط باید...

62
00:04:32,444 --> 00:04:34,195
‫واضح ببینمش.

63
00:04:42,936 --> 00:04:45,480
‫دره جلوی حرکت‌شون رو می‌گیره.

64
00:04:45,505 --> 00:04:47,667
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که
‫با نفرات زیاد بهشون حمله کنیم.

65
00:04:47,751 --> 00:04:49,085
‫اون‌ها گیر میفتن.

66
00:04:49,169 --> 00:04:51,046
‫تا وقتی نریختیم سرشون،
‫نمی‌فهمن اونجاییم.

67
00:04:51,071 --> 00:04:53,995
‫هود برای یه حمله‌ی مستقیم آماده شده.

68
00:04:54,020 --> 00:04:56,051
‫اون سرباز نیست،
‫ولی احمق هم نیست.

69
00:04:56,134 --> 00:04:57,636
‫چه اهمیتی داره؟

70
00:04:57,719 --> 00:04:59,679
‫این خودت بودی که گفتی
‫اون مثل یه بچه‌ می‌جنگه،

71
00:04:59,763 --> 00:05:02,098
‫بی‌کله، احساساتی،
‫و ناامید.

72
00:05:02,182 --> 00:05:05,185
‫مردهای ناامید از چیزهایی
‫جون سالم به در می‌برن که نباید ببرن.

73
00:05:05,268 --> 00:05:07,378
‫اون از دستِ من
جون سالم به در نمی‌بره، داروغه

74
00:05:09,898 --> 00:05:12,108
‫من این اطمینانِ تو رو
‫تحسین می‌کنم، گیزبورن.

75
00:05:12,192 --> 00:05:14,819
‫در مردی که هنوز نفس می‌کشه
‫چیزِ کمیابی‌ـه.

76
00:05:14,903 --> 00:05:17,155
‫ما نافرمانیِ اون‌ها رو
‫با انقراض‌شون جواب می‌دیم.

77
00:05:29,000 --> 00:05:31,753
‫موقعیت‌شون رو تغییر ندادن،
‫ولی تعدادشون زیاد شده.

78
00:05:31,836 --> 00:05:33,360
‫حداقل 500 نفر.

79
00:05:33,426 --> 00:05:35,799
‫درو، همه رو داخل غار جمع کن.

80
00:05:35,882 --> 00:05:37,175
‫می‌دونم باید چی‌کار کنیم.

81
00:05:39,218 --> 00:05:41,261
‫اون‌ها الان 500 نفرِ قوی هستن.

82
00:05:41,286 --> 00:05:44,998
‫زره‌پوش، با تدارکات،
‫اسب‌های جنگی، منجنیق‌ها...

83
00:05:45,308 --> 00:05:47,018
‫و جای ما رو هم بلدن.

84
00:05:47,102 --> 00:05:48,812
‫اگه نظر من رو بخوای،
‫این خودش یه مشکله.

85
00:05:48,895 --> 00:05:50,772
‫اون‌ها جای ما رو بلدن.

86
00:05:51,606 --> 00:05:53,525
‫این یعنی ما هم می‌دونیم
‫اون‌ها قراره کجا باشن.

87
00:05:53,608 --> 00:05:55,485
‫آره... همین‌جا،
‫درحالی که دارن تار و مارمون می‌کنن.

88
00:05:55,568 --> 00:05:57,445
‫نه، ما دیگه‌ اینجا نخواهیم بود.

89
00:05:57,529 --> 00:05:59,614
‫توی شروود پنهان می‌شیم،
‫صبر می‌کنیم وارد بشن،

90
00:05:59,698 --> 00:06:02,242
‫و می‌ذاریم رد بشن.
‫و بعدش ما حرکت می‌کنیم.

91
00:06:02,325 --> 00:06:04,202
‫به کجا؟

92
00:06:04,285 --> 00:06:06,204
‫به ناتینگهام.

93
00:06:06,287 --> 00:06:08,957
‫فقط منم که درکِ کارهای
‫این شاهزاده‌ی جوان برام سخته؟

94
00:06:09,040 --> 00:06:11,751
‫چرا باید رودررو باهاشون بجنگیم
‫وقتی می‌تونیم فریبشون بدیم؟

95
00:06:11,835 --> 00:06:14,504
‫اون‌طور که من می‌شناسمشون،
‫نگهبان‌های کمی اونجا گذاشتن.

96
00:06:14,587 --> 00:06:16,297
‫برای متوقف کردن ما کافی نیست.

97
00:06:16,381 --> 00:06:18,216
‫منظورت اینه شهر رو بگیریم؟

98
00:06:18,299 --> 00:06:21,136
‫اون‌ها می‌فهمن و با همون 500 نفر
‫برمی‌گردن سراغمون.

99
00:06:21,219 --> 00:06:23,972
‫و وقتی برگردن، کمون‌دارهای ما رو
‫روی دیوارها می‌بینن.

100
00:06:24,055 --> 00:06:26,057
‫و قبل از اینکه به دروازه برسن
‫صدتاشون رو می‌زنیم.

101
00:06:26,082 --> 00:06:28,584
‫ولی اون‌ها به دروازه می‌رسن
‫و دروازه رو می‌شکنن.

102
00:06:28,609 --> 00:06:30,687
‫- که دقیقاً همون چیزی‌ـه که می‌خوایم.
‫- بذاریم بیان تو؟

103
00:06:30,770 --> 00:06:33,064
‫باید قبل از اینکه سلاخیمون کنن
‫براشون نوشیدنی هم بیاریم؟

104
00:06:33,148 --> 00:06:35,608
‫- چرا باید بذاریم بیان تو؟
‫- اون‌ها توی شهر تجمع می‌کنن.

105
00:06:35,633 --> 00:06:37,093
‫ما از روی پشت‌بوم‌ها،

106
00:06:37,118 --> 00:06:39,404
‫پنجره‌ها، کوچه‌ها می‌زنیمشون،
‫قدم به قدم ازشون تلفات می‌گیریم.

107
00:06:39,487 --> 00:06:41,614
‫همین‌طور که فشار میارن،
‫ما عقب می‌کشیم به سمت قلعه.

108
00:06:41,698 --> 00:06:42,866
‫تا زمانی که
‫دروازه‌ش رو بشکنن،

109
00:06:42,949 --> 00:06:44,367
‫ما دیگه رفتیم.

110
00:06:44,451 --> 00:06:45,785
‫از درِ مخفی به سمت جنگل،

111
00:06:45,869 --> 00:06:48,163
‫- جایی که کار هر کی مونده رو تموم می‌کنیم.
‫- جنگل.

112
00:06:48,246 --> 00:06:50,040
‫همه به جز کمون‌دارهامون اونجا هستن.

113
00:06:50,123 --> 00:06:52,709
‫تو رهبری می‌کنی،
‫از پشت حمله می‌کنی،

114
00:06:52,792 --> 00:06:54,794
‫- و بعد می‌کشیشون داخل.
‫- آره.

115
00:06:54,878 --> 00:06:57,172
‫جنگل دنیای ماست.

116
00:06:57,255 --> 00:06:58,631
‫اونجا ما برتری داریم.

117
00:06:58,715 --> 00:07:00,550
‫اگه بهش اجازه بدیم
‫برای ما می‌جنگه.

118
00:07:00,633 --> 00:07:03,011
‫جداشون می‌کنیم،
‫مجبورشون می‌کنیم در دو جبهه بجنگن.

119
00:07:03,094 --> 00:07:05,305
‫قدرت اون‌ها توی تعدادشونه،
‫این کار اون رو می‌شکنه.

120
00:07:05,388 --> 00:07:07,307
‫ممکنه جواب بده.

121
00:07:07,390 --> 00:07:09,893
‫جواب میده چون
‫انتظارش رو ندارن.

122
00:07:09,976 --> 00:07:12,270
‫و نقشه‌ای برای مقابله باهاش ندارن.

123
00:07:12,353 --> 00:07:13,938
‫و تا زمانی که
‫سر در بیارن...

124
00:07:16,107 --> 00:07:17,734
‫دیگه کار تمومه.

125
00:07:26,659 --> 00:07:27,952
‫معنی این کارها چیه؟

126
00:07:30,789 --> 00:07:33,041
‫بهت گفتم توی
‫«وست‌مینستر» بمونی.

127
00:07:34,667 --> 00:07:37,212
‫مارشال.
‫اون ترکم کرد.

128
00:07:39,239 --> 00:07:42,409
‫از کی تا حالا نبودنِ یه مرد
‫تو رو به این روز انداخته؟

129
00:07:44,334 --> 00:07:46,930
‫ما در خفا ازدواج کرده بودیم،
الان فرزندش رو باردارم

130
00:07:51,059 --> 00:07:53,019
‫همه‌ش تقصیر خودته.

131
00:07:54,395 --> 00:07:56,689
‫مارشال هر مردی نبود.

132
00:07:56,773 --> 00:07:58,691
‫اون دوستم داره،
‫و منم دوستش دارم.

133
00:07:58,775 --> 00:08:00,985
‫مردها، زنی که دوست دارن رو
‫ترک نمی‌کنن.

134
00:08:01,069 --> 00:08:02,779
‫بعضی‌ها ترک می‌کنن.
‫چون مجبورن!

135
00:08:02,862 --> 00:08:04,322
‫اون وظیفه داره به ملکه خدمت کنه...

136
00:08:04,405 --> 00:08:07,325
‫اون بازیت داد!
‫و تو هم اجازه دادی!

137
00:08:07,408 --> 00:08:08,993
‫نه...

138
00:08:11,329 --> 00:08:13,289
‫نگاه کن به خودت.

139
00:08:13,373 --> 00:08:14,916
‫دخترِ ناتینگهام،

140
00:08:14,999 --> 00:08:18,336
‫که با زیاده‌روی و حماقت،
‫نابود شده.

141
00:08:21,988 --> 00:08:23,925
‫من باهات
‫خیلی مدارا کردم.

142
00:08:25,885 --> 00:08:27,220
‫به صومعه میری.

143
00:08:29,222 --> 00:08:32,642
‫- نه، نه...
‫- باید بری!

144
00:08:32,725 --> 00:08:36,020
‫باید تاوان کارت رو بدی!
‫و باید سکوت کنی!

145
00:08:36,104 --> 00:08:38,857
‫- نه...
‫- اونجا، با ضعفی که

146
00:08:38,940 --> 00:08:40,566
‫من در تو می‌بینم روبه‌رو می‌شی

147
00:08:40,650 --> 00:08:42,527
‫و جایگزینش می‌کنی با قدرتی که

148
00:08:42,609 --> 00:08:45,363
‫من یه عمر وقت گذاشتم
‫تا در تو ایجاد کنم.

149
00:08:45,446 --> 00:08:47,348
‫- خواهش می‌کنم...
‫- جای بحثی نیست!

150
00:08:48,366 --> 00:08:49,784
‫این دستورِ منه!

151
00:09:19,480 --> 00:09:21,065
‫یه چیزی مشکل داره.

152
00:09:22,942 --> 00:09:25,028
‫پدرم همیشه می‌گفت...

153
00:09:25,111 --> 00:09:26,779
‫در سکوت حرکت کن.

154
00:09:28,656 --> 00:09:30,867
‫با درخت‌ها یکی شو
‫و در جهت باد حرکت کن.

155
00:09:33,953 --> 00:09:35,580
‫هر مزیتی اهمیت داره.

156
00:09:37,498 --> 00:09:39,667
‫الان می‌دونیم دارن میان
‫ولی نمی‌دونیم کی.

157
00:09:39,751 --> 00:09:42,128
‫این یه...
‫این یه ضعفِ بزرگه.

158
00:09:44,214 --> 00:09:46,132
‫چون اگه خیلی زود حرکت کنیم،
‫جامون لو میره،

159
00:09:46,216 --> 00:09:48,092
‫و... و هرگز به
‫ناتینگهام نمی‌رسیم.

160
00:09:57,644 --> 00:09:59,312
‫پدرم زمانش رو می‌دونه.

161
00:10:01,147 --> 00:10:02,774
‫می‌تونم اطلاعات رو
‫ازش بگیرم.

162
00:10:02,857 --> 00:10:05,109
‫- نه، من همچین چیزی نخواستم.
‫- ولی من دارم پیشنهادش میدم.

163
00:10:06,199 --> 00:10:07,921
‫همون‌طور که گفتی،
‫می‌تونه سرنوشت‌ساز باشه.

164
00:10:07,946 --> 00:10:09,447
‫نه.

165
00:10:09,530 --> 00:10:12,242
‫ماریان، خطراتش
‫خیلی زیاده.

166
00:10:12,637 --> 00:10:14,244
‫خب، اگه به انگیزه‌هات شک کرد چی؟

167
00:10:14,327 --> 00:10:15,536
‫اون‌وقت من رو می‌کشه.

168
00:10:17,044 --> 00:10:20,291
‫راب، اگه این بهترین شانس‌مون رو
‫به ما میده، انجامش می‌دیم.

169
00:10:32,345 --> 00:10:34,097
‫شاید این ساعات،
‫آخرین ساعاتمون باشن.

170
00:10:41,729 --> 00:10:43,606
‫بیا با جنگیدن هدرشون ندیم.

171
00:10:51,029 --> 00:10:53,533
‫نمی‌خوام بذارم بری.

172
00:10:53,616 --> 00:10:55,618
‫مجبور نیستی.

173
00:10:55,702 --> 00:10:57,370
‫نه امشب.

174
00:11:02,041 --> 00:11:03,718
‫اگه تمام چیزی که داریم...

175
00:11:05,753 --> 00:11:07,839
‫همین یک لحظه باشه...

176
00:11:11,009 --> 00:11:12,593
‫کافیه.

177
00:11:16,514 --> 00:11:18,141
‫دوستت دارم، ماریان.

178
00:11:21,185 --> 00:11:23,021
‫دوستت دارم، راب.

179
00:11:33,614 --> 00:11:35,545
‫همین‌جا به اندازه کافی نزدیکه.

180
00:11:41,539 --> 00:11:44,334
‫من وسط روز برمی‌گردم اینجا
‫و یه بار دیگه بعد از غروب.

181
00:11:44,417 --> 00:11:47,045
‫- لبِ خطِ جنگل می‌بینمت.
‫- ممنون، میلانژ.

182
00:11:47,128 --> 00:11:49,630
‫- مراقب باش.
‫- موفق باشی.

183
00:12:21,887 --> 00:12:24,040
‫حق با شما بود.

184
00:12:24,123 --> 00:12:26,292
‫در مورد همه چی.

185
00:12:26,376 --> 00:12:30,213
‫حرف‌هایی که بهتون زدم،
‫انتخاب‌هام، کارهام،

186
00:12:30,296 --> 00:12:31,839
‫همه‌ش به اینجا ختم شد.

187
00:12:34,425 --> 00:12:36,193
‫از همه چی پشیمونم.

188
00:12:39,847 --> 00:12:41,140
‫خواهش می‌کنم.

189
00:12:42,392 --> 00:12:43,643
‫بذارید بیام خونه.

190
00:12:45,978 --> 00:12:47,313
‫و ملکه؟

191
00:12:47,397 --> 00:12:49,607
‫من رو از وظایفم معاف کرد.

192
00:12:49,690 --> 00:12:51,609
‫تا اوضاع رو با خانواده‌م درست کنم.

193
00:13:21,389 --> 00:13:22,806
‫از این مسیر مطمئنید؟

194
00:13:22,831 --> 00:13:25,268
‫داروغه کارِ گیزبورن رو تموم می‌کنه.

195
00:13:25,351 --> 00:13:27,395
‫گیزبورن قدرتمنده.

196
00:13:27,478 --> 00:13:30,731
‫شاید، اما هیچ زرهی نمی‌تونه
‫جلوی خیانت دووم بیاره.

197
00:13:33,234 --> 00:13:36,070
‫داروغه موفق می‌شه،
‫و تو هم همین‌طور.

198
00:13:36,154 --> 00:13:37,947
‫جلوی جاه‌طلبی پسرم رو بگیر،

199
00:13:38,030 --> 00:13:39,907
‫و پاداش خوبی خواهی گرفت.

200
00:13:52,836 --> 00:13:54,630
‫رُم تو رو امتحان می‌کنه.

201
00:13:54,684 --> 00:13:57,165
‫کاری کن که
‫اون هم متقابلاً ازت بترسه.

202
00:14:07,538 --> 00:14:09,721
[جنگل شروود]

203
00:14:20,162 --> 00:14:21,288
‫یه جنگ دیگه؟

204
00:14:22,950 --> 00:14:25,745
‫پدر انگار همیشه
‫دنبال جنگ می‌گرده.

205
00:14:25,828 --> 00:14:27,288
‫گفته کِی لشکرکشی می‌کنن؟

206
00:14:27,371 --> 00:14:28,456
‫نه.

207
00:14:31,959 --> 00:14:33,211
‫نباید برمی‌گشتی.

208
00:14:43,846 --> 00:14:45,806
‫بعضی‌ وقت‌ها به رفتن فکر می‌کنم.

209
00:14:48,100 --> 00:14:50,520
‫شروع کردن زندگیِ خودم.

210
00:14:50,603 --> 00:14:53,689
‫بدون سایه‌ها، بدون نام و نشان.

211
00:14:57,568 --> 00:14:59,904
‫ولی من الان تنها پسرشم،

212
00:14:59,987 --> 00:15:02,365
‫و این براش یه معنی‌ای داره.

213
00:15:02,448 --> 00:15:04,575
‫حدس می‌زنم باید
‫برای منم معنی داشته باشه.

214
00:15:07,954 --> 00:15:09,205
‫داشتنِ نام و نشان خوبه.

215
00:15:11,874 --> 00:15:14,168
‫فقط نذار سنگینیش
‫کمرت رو بشکنه.

216
00:15:32,979 --> 00:15:34,814
‫من گناه کردم.

217
00:15:34,897 --> 00:15:37,817
‫دلم رو به مردی باختم
‫که بهم پشت کرد.

218
00:15:37,900 --> 00:15:40,069
‫این گناه نیست.

219
00:15:40,152 --> 00:15:42,238
‫عهدی که برخلاف میل پدرم باهاش بستم
گناه بود

220
00:15:43,531 --> 00:15:45,349
‫و حالا من میراثش رو با خودم دارم.

221
00:15:46,701 --> 00:15:48,719
‫هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری، نه؟

222
00:15:48,744 --> 00:15:51,211
‫پدرم قصد داره
‫من رو بفرسته صومعه،

223
00:15:51,236 --> 00:15:53,124
‫و مادر روحانی من رو حبس می‌کنه،

224
00:15:53,207 --> 00:15:54,584
‫و من بقیه عمرم رو

225
00:15:54,667 --> 00:15:57,378
‫در گمنامی و بردگیِ خاموش می‌گذرونم.

226
00:15:58,796 --> 00:16:01,924
‫- همچین اتفاقی نمیفته.
‫- نه، نمیفته.

227
00:16:03,744 --> 00:16:06,178
‫چون تو کمک می‌کنی فرار کنم.

228
00:16:06,262 --> 00:16:08,556
‫من همچین کاری نمی‌کنم.

229
00:16:08,639 --> 00:16:10,224
‫وقتی پدرم بمیره،

230
00:16:10,308 --> 00:16:12,268
‫من مقامِ اصلیِ ناتینگهام می‌شم.

231
00:16:12,293 --> 00:16:15,763
‫اون قویه، بله،
‫ولی هیچ مردی حریفِ زمان نمی‌شه.

232
00:16:15,816 --> 00:16:17,940
‫همیشه قصدش این بوده
‫که قدرتِ جایگاهش

233
00:16:18,024 --> 00:16:19,900
‫به من برسه. پادشاه و ملکه

234
00:16:19,984 --> 00:16:23,154
‫این رو تأیید کردن،
‫اون من رو برای همین بزرگ کرده.

235
00:16:23,237 --> 00:16:26,657
‫به عنوان متحدِ پدرم،
‫تو پیشرفت کردی.

236
00:16:26,741 --> 00:16:29,243
‫به عنوان متحدِ من،
‫ثروتت بیشتر می‌شه.

237
00:16:30,745 --> 00:16:33,122
‫اما ردم کنی،
‫تو حذف می‌شی

238
00:16:33,205 --> 00:16:35,958
‫قبل از اینکه سال تموم بشه...
‫مطمئن می‌شم این اتفاق بیفته.

239
00:16:37,877 --> 00:16:39,879
‫این چیزی‌ـه که نیاز دارم.

240
00:16:39,961 --> 00:16:42,590
‫یه کالسکه بیرونِ صومعه منتظر باشه.

241
00:16:42,673 --> 00:16:44,592
‫من رو می‌بره به بندر دووِر،
‫جایی که تو اونجا

242
00:16:44,675 --> 00:16:46,636
‫سفر با یه کشتی به مقصد رُم رو هماهنگ کردی.

243
00:16:50,120 --> 00:16:52,433
‫پدرت چیزهای زیادی
‫درباره قدرت یادت داده.

244
00:16:52,516 --> 00:16:54,477
‫پدرم بهم قدرتِ ایستادگی رو یاد داده، بله.

245
00:16:56,145 --> 00:16:58,356
‫اما قدرتِ نفوذ...

246
00:16:58,439 --> 00:17:00,399
‫قدرتِ نفوذ یاد گرفتنی نیست، جناب اسقف.

247
00:17:01,901 --> 00:17:03,736
‫فقط می‌شه تصاحبش کرد.

248
00:17:12,483 --> 00:17:15,360
‫باید راضی‌کننده باشه
‫که بالأخره این رو تموم کنی.

249
00:17:15,385 --> 00:17:17,333
‫داری درباره چی
‫حرف می‌زنی، دختر؟

250
00:17:17,415 --> 00:17:19,043
‫خلاص شدن از شرّ هود
‫و گروهش.

251
00:17:21,211 --> 00:17:22,837
‫من هیچ‌وقت داروغه رو خیلی قبول نداشتم،

252
00:17:22,862 --> 00:17:24,357
‫ولی نقشه‌هاش تحسین‌برانگیز به نظر میان.

253
00:17:24,382 --> 00:17:26,676
‫نقشه‌های داروغه؟

254
00:17:26,701 --> 00:17:28,369
‫این‌ها مالِ منه.

255
00:17:28,394 --> 00:17:30,253
‫اگه به عهده‌ی خودش بود،
‫چی عوض می‌شد؟

256
00:17:30,278 --> 00:17:31,649
‫البته.

257
00:17:33,140 --> 00:17:34,975
‫مثل جنگ‌های صلیبی،
‫پادشاه دوباره

258
00:17:35,059 --> 00:17:37,353
‫به تو اعتماد می‌کنه تا پیروز بشی...

259
00:17:37,436 --> 00:17:39,230
‫جایی که بقیه شکست می‌خورن.

260
00:17:45,069 --> 00:17:49,281
‫می‌دونم ما همیشه
‫حرف هم رو نمی‌فهمیدیم.

261
00:17:51,200 --> 00:17:54,078
‫اما این،
‫اینکه تو خونه‌ای، این...

262
00:17:56,163 --> 00:17:57,623
‫این همون‌طوریه که باید باشه.

263
00:17:59,542 --> 00:18:00,918
‫بله، پدر.

264
00:18:05,589 --> 00:18:07,633
‫اگه فقط فرار کنن چی؟

265
00:18:07,717 --> 00:18:09,552
‫خب، جایی برای فرار ندارن.

266
00:18:09,635 --> 00:18:13,978
‫اواخر امروز، «لستر» داره
‫با 300 سرباز از پلِ مِدِن رد می‌شه.

267
00:18:14,003 --> 00:18:15,453
‫اون‌ها گیر میفتن.

268
00:18:16,164 --> 00:18:17,519
‫تا غروبِ فردا،

269
00:18:18,453 --> 00:18:20,001
‫شروود می‌سوزه.

270
00:18:20,026 --> 00:18:23,023
‫و همراش،
‫تک‌تکِ یاغی‌ها.

271
00:18:23,048 --> 00:18:24,716
‫نوشیدنیِ بیشتری بیارید.

272
00:18:24,741 --> 00:18:26,951
‫باید بازگشتِ تو رو
‫جشن بگیریم.

273
00:18:28,738 --> 00:18:30,364
‫بله.

274
00:18:30,448 --> 00:18:32,575
‫بیا به افتخار خانواده‌مون جشن بگیریم.

275
00:18:43,583 --> 00:18:45,921
‫خواب به چشمتون نمیاد، سرورم؟

276
00:18:48,758 --> 00:18:51,594
‫استراحت این روزها باهام غریبه‌ست.

277
00:18:55,389 --> 00:18:56,682
‫از «وارین» خبری نشده؟

278
00:18:59,852 --> 00:19:01,645
‫پس باید بدترین حالت رو در نظر بگیریم.

279
00:19:04,356 --> 00:19:06,609
‫می‌دونی چه بهایی داده شد

280
00:19:06,692 --> 00:19:08,527
‫تا صلح به اینجا بیاد؟

281
00:19:08,611 --> 00:19:11,989
‫چند نفر به خاک سپرده شدن
‫تا ما بتونیم در آرامش زندگی کنیم؟

282
00:19:12,798 --> 00:19:15,493
‫و با این حال اینجاییم،
‫بر لبه‌ی پرتگاه جنگ.

283
00:19:17,962 --> 00:19:19,297
‫الان دیگه راه برگشتی نیست.

284
00:19:21,624 --> 00:19:23,083
‫اگه اون‌ها ببرن...

285
00:19:24,543 --> 00:19:26,337
‫آوازِ شورشی‌ها رو می‌خونن.

286
00:19:26,420 --> 00:19:28,839
‫اگه سقوط کنن،
‫آوازِ شهدا رو می‌خونن.

287
00:19:30,758 --> 00:19:32,676
‫ولی به ندرت حرفی از مردانی می‌زنن

288
00:19:32,760 --> 00:19:34,136
‫که دنیا رو سرپا نگه داشتن.

289
00:19:35,554 --> 00:19:36,889
‫بالأخره مردم می‌فهمن.

290
00:19:38,682 --> 00:19:40,059
‫به هر طریقی که شده.

291
00:19:43,562 --> 00:19:45,314
‫به سربازها بگو...

292
00:19:45,397 --> 00:19:47,233
‫با اولین پرتوی نور حرکت می‌کنیم.

293
00:19:54,811 --> 00:19:57,147
‫«من علیه آن‌ها برخواهم خاست.»

294
00:19:58,911 --> 00:20:00,871
‫«من نام و آوازه را
‫از بابل قطع خواهم کرد

295
00:20:00,955 --> 00:20:02,957
‫...همراه با بازماندگان...

296
00:20:03,040 --> 00:20:04,917
‫فرزندان و نسل‌ها.»

297
00:20:23,060 --> 00:20:25,396
‫«من با جاروی نابودی آن‌ها را خواهم روفت،

298
00:20:25,479 --> 00:20:27,439
‫این را خداوند متعال فرموده است...»

299
00:20:27,523 --> 00:20:29,233
‫سپیده‌دم حرکت می‌کنن!

300
00:20:29,316 --> 00:20:31,235
‫لستر با 300 نفر از مِدِن رد می‌شه

301
00:20:31,260 --> 00:20:32,287
‫- تا آخرِ امروز.
‫- چی؟

302
00:20:32,312 --> 00:20:34,280
‫حتی اگه راب ناتینگهام رو بگیره،
‫فایده‌ای نداره.

303
00:20:34,363 --> 00:20:36,407
‫اون بین دو لشکر گیر میفته و له می‌شه.

304
00:20:36,490 --> 00:20:38,409
‫اگه بهشون هشدار ندیم،
‫می‌میرن.

305
00:20:38,492 --> 00:20:41,662
‫«...همانطور که اراده کرده‌ام،
‫چنین خواهد شد.»

306
00:20:46,667 --> 00:20:48,502
‫برو، میلانژ!
‫بهشون هشدار بده!

307
00:20:48,586 --> 00:20:49,877
‫هی! هی!

308
00:20:51,338 --> 00:20:52,423
‫نه!

309
00:20:52,448 --> 00:20:53,453
‫دروغگو!

310
00:20:53,478 --> 00:20:55,012
‫آبروم رو بردی...

311
00:20:55,037 --> 00:20:56,418
‫- نه!
‫- ...برای آخرین بار!

312
00:20:56,444 --> 00:20:57,570
‫چی بهش گفتی؟

313
00:21:03,017 --> 00:21:04,310
‫همانطور که هدف دارم...

314
00:21:05,561 --> 00:21:07,271
‫چنین پایدار خواهد ماند.»

315
00:21:19,200 --> 00:21:21,160
‫اگه خواستِ خداست
‫که برنگردم،

316
00:21:21,243 --> 00:21:24,705
‫وظیفه‌ت رو انجام بده.
‫ماریان باید مجازات بشه.

317
00:21:24,788 --> 00:21:26,999
‫پدر؟

318
00:21:27,082 --> 00:21:28,417
‫اون بهشون هشدار داد.

319
00:21:29,555 --> 00:21:31,045
‫نباید نقشه‌ها رو عوض کنید؟

320
00:21:34,214 --> 00:21:37,092
‫نمی‌ذارم احمق فرض بشم فقط چون
‫یه دختر خیال می‌کنه زرنگه.

321
00:21:37,117 --> 00:21:38,702
‫به هر حال فرقی نمی‌کنه.

322
00:21:38,727 --> 00:21:41,221
‫تعدادشون کمتره، حریف ما نیستن،
‫و سلاحشون کمتره.

323
00:21:41,305 --> 00:21:43,599
‫تهِ این به کشتار ختم می‌شه.

324
00:21:43,682 --> 00:21:45,184
‫به همین سادگی.

325
00:21:54,163 --> 00:21:55,665
‫راب!

326
00:21:55,690 --> 00:21:58,280
‫دیده‌بان‌ها گزارش دادن
‫سربازها حرکتی نکردن.

327
00:21:58,364 --> 00:22:01,186
‫- ماریان کجاست؟
‫- پدرش خبردار شد! گرفتش.

328
00:22:02,157 --> 00:22:04,607
‫- نمی‌تونی بهش برسی.
‫- من میرم.

329
00:22:06,455 --> 00:22:07,873
‫سیصد نفر تحت فرمان لستر

330
00:22:07,957 --> 00:22:10,376
‫سپیده‌دم از مِدِن رد می‌شن.

331
00:22:10,459 --> 00:22:12,586
‫لستر شمال رو می‌بنده.

332
00:22:12,670 --> 00:22:14,129
‫ما گیر میفتیم و نابود می‌شیم.

333
00:22:14,213 --> 00:22:16,840
‫من چند نفر رو برمی‌دارم
‫و به سربازهای لستر شبیخون می‌زنم.

334
00:22:16,924 --> 00:22:19,635
‫اگه الان جدا بشیم،
‫قبل از شروع جنگ باختیم.

335
00:22:20,510 --> 00:22:22,262
‫پس بیا اصلاً
‫باهاشون نجنگیم.

336
00:22:22,287 --> 00:22:23,830
‫منظورت چیه؟

337
00:22:23,855 --> 00:22:26,600
‫پل رو آتیش می‌زنیم، اون‌وقت راهی
‫برای رد شدن از رودخونه ندارن.

338
00:22:26,684 --> 00:22:29,561
‫ما قیر داریم.
‫فقط کارِ چند نفر از ماست.

339
00:22:29,645 --> 00:22:31,271
‫من جلو میرم.

340
00:22:31,355 --> 00:22:34,108
‫- منم میرم.
‫- منم میام.

341
00:22:34,191 --> 00:22:35,901
‫از آتیش‌بازی خوشم میاد.

342
00:22:55,968 --> 00:22:58,090
‫از برجِ قلعه،
‫دود رو می‌بینی.

343
00:22:58,173 --> 00:23:00,342
‫وقتی دیدی،
‫یعنی ما کارمون رو کردیم.

344
00:23:04,097 --> 00:23:06,140
‫تو قبلاً یک بار
‫جونم رو نجات دادی.

345
00:23:06,223 --> 00:23:07,933
‫و الان هم همه‌مون رو نجات میدی.

346
00:23:13,522 --> 00:23:15,524
‫تاک؟

347
00:23:18,485 --> 00:23:19,903
‫برای ماریان دعا کن.

348
00:23:21,113 --> 00:23:23,240
‫دعا کردم، و باز هم می‌کنم.

349
00:23:41,254 --> 00:23:44,511
‫غرور جایی در زندگیِ یه زنِ جوان نداره.

350
00:23:44,595 --> 00:23:47,097
‫فقط اطاعت.

351
00:23:47,181 --> 00:23:49,600
‫یکی باید شکسته بشه...

352
00:23:49,683 --> 00:23:51,268
‫و اون یکی آموخته بشه.

353
00:23:54,438 --> 00:23:55,981
‫درسته.

354
00:23:57,816 --> 00:23:59,401
‫حق با شماست.

355
00:25:05,113 --> 00:25:06,885
‫نظرت چیه، داروغه؟

356
00:25:08,220 --> 00:25:09,763
‫مگه نمی‌بینیش؟

357
00:25:09,847 --> 00:25:11,265
‫من هیچی نمی‌بینم.

358
00:25:11,348 --> 00:25:13,308
‫دقیقاً.

359
00:25:13,392 --> 00:25:15,561
‫الان خیلی اومدیم جلو،
‫و هیچ دیده‌بانی نیست.

360
00:25:16,979 --> 00:25:18,188
‫این عادی نیست.

361
00:26:07,946 --> 00:26:09,573
‫به شهر حمله شده!

362
00:26:09,656 --> 00:26:11,366
‫قایم شید!
‫یاغی‌ها!

363
00:26:11,450 --> 00:26:13,327
‫سریع، فرار کنید!

364
00:26:38,685 --> 00:26:40,312
‫درو، قلعه رو امن کن.

365
00:26:40,395 --> 00:26:42,773
‫بقیه،
‫به سمت برجک‌ها... با من بیاید!

366
00:26:48,237 --> 00:26:51,073
‫غار رو پیدا کردیم.
‫هیچ حرکتی دیده نمی‌شه.

367
00:26:51,156 --> 00:26:52,658
‫دارن سنگر می‌گیرن.

368
00:26:52,741 --> 00:26:54,201
‫آخرین ایستادگی.

369
00:26:54,284 --> 00:26:55,827
‫پس بذار شهادتشون رو
‫بهشون اعطا کنیم.

370
00:26:55,911 --> 00:26:58,163
‫هیچ اثری
‫از کس دیگه‌ای نیست، جرالد؟

371
00:26:58,247 --> 00:26:59,915
‫نه، سرورم.

372
00:27:13,762 --> 00:27:15,389
‫دروازه‌ها رو ببندید!

373
00:27:32,823 --> 00:27:35,909
‫- کجان؟
‫- ترسوها! می‌دونستم فرار می‌کنن.

374
00:27:38,036 --> 00:27:39,705
‫اون‌ها فرار نکردن،
‫اون‌ها جابه‌جا شدن،

375
00:27:39,788 --> 00:27:41,623
‫و ظاهراً
‫با یه نظمِ بسیار عالی.

376
00:27:41,707 --> 00:27:44,001
‫جابه‌جا شدن؟ به کجا؟

377
00:27:48,588 --> 00:27:50,716
‫به تنها جایی که
‫شانسی براشون داره.

378
00:27:58,348 --> 00:28:00,350
‫ناتینگهام.

379
00:28:25,250 --> 00:28:28,086
‫- رالف...
‫- تو...

380
00:28:28,170 --> 00:28:29,629
‫لازم نیست چیزی بگی.

381
00:28:31,548 --> 00:28:33,008
‫من می‌دونم.

382
00:28:36,386 --> 00:28:37,846
‫چی رو می‌دونی؟

383
00:28:44,353 --> 00:28:46,604
‫اینکه من هیچ‌وقت کسی رو
‫بیشتر از تو دوست نخواهم داشت.

384
00:28:48,398 --> 00:28:51,651
‫ولی... تو هیچ‌وقت کسی رو
‫بیشتر از اون دوست نخواهی داشت.

385
00:29:13,375 --> 00:29:14,733
‫برمی‌گردیم به ناتینگهام.

386
00:29:14,758 --> 00:29:16,093
‫بجنبید!

387
00:29:31,716 --> 00:29:33,951
‫سفر طولانی‌تری بود
‫نسبت به چیزی که می‌خواستم...

388
00:29:35,612 --> 00:29:37,280
‫ولی ضروری بود...

389
00:29:37,929 --> 00:29:39,908
‫تا بهت نشون بدم
‫قدرتت کجا تموم می‌شه.

390
00:29:39,991 --> 00:29:42,369
‫همین‌جا، جایی که تو خواهی موند.

391
00:29:44,162 --> 00:29:46,039
‫و جایی که تو خدمت خواهی کرد.

392
00:29:46,123 --> 00:29:50,252
‫توی... مارِ مقدس‌مآبِ دروغگو!

393
00:29:50,335 --> 00:29:52,838
‫واقعاً فکر کردی
‫می‌تونی من رو توی این خراب‌شده حبس کنی؟!

394
00:29:52,921 --> 00:29:55,048
‫یه روزی میاد که
‫جلوی من زانو می‌زنی!

395
00:29:55,132 --> 00:29:57,968
‫من توی قفس نمیرم! هرگز!

396
00:30:15,694 --> 00:30:17,028
‫خون ساکسون‌ها می‌جوشه.

397
00:30:17,112 --> 00:30:19,739
‫بذار ازش بترسن.
‫بذار ما رو ببینن.

398
00:30:35,046 --> 00:30:36,465
‫هود رو بکشید،

399
00:30:36,548 --> 00:30:38,425
‫و بقیه متفرق می‌شن.

400
00:30:38,508 --> 00:30:41,303
‫دروازه‌ها رو
‫از لولا در میاریم.

401
00:30:42,888 --> 00:30:44,598
‫اسیر نگیرید!

402
00:30:44,681 --> 00:30:46,016
‫رحم نکنید!

403
00:30:46,099 --> 00:30:47,976
‫بذارید ساکسون‌های کثیف ببینن

404
00:30:48,059 --> 00:30:49,561
‫روزِ تسویه‌حساب چه شکلیه!

405
00:30:52,689 --> 00:30:54,407
‫منتظر فرمانِ من باشید!

406
00:30:58,820 --> 00:30:59,863
‫صبر کنید...

407
00:31:04,326 --> 00:31:05,952
‫صبر کنید...

408
00:31:08,830 --> 00:31:10,290
‫صبر کنید...

409
00:31:13,001 --> 00:31:14,127
‫رها کنید!

410
00:31:40,362 --> 00:31:43,156
‫هانگتینگتون!
‫از جناحین محافظت کن!

411
00:31:43,240 --> 00:31:46,034
‫سربازها بردار و برو دنبالشون!
‫ما شهر رو می‌گیریم!

412
00:31:46,117 --> 00:31:47,619
‫کاری که می‌گه رو بکنید.

413
00:31:47,644 --> 00:31:49,146
‫دروگو، با اِرل برو!

414
00:31:49,171 --> 00:31:51,164
‫همراه من!
‫به سمت جنگل!

415
00:31:51,248 --> 00:31:52,401
‫هی!

416
00:31:59,798 --> 00:32:01,633
‫عقب‌نشینی کنید!

417
00:32:10,832 --> 00:32:14,604
‫خب، انتظار نداشتم
‫این‌قدر آدم اونجا باشه.

418
00:32:14,688 --> 00:32:17,023
‫ولی هنوزم جواب میده،
‫مگه نه؟

419
00:32:17,107 --> 00:32:19,651
‫فکر کنم.
‫باید جواب بده.

420
00:32:19,734 --> 00:32:21,570
‫از نظر تئوری.

421
00:32:22,154 --> 00:32:24,197
‫این دقیقاً اون دلداری‌ای نبود
‫که دنبالش بودم.

422
00:32:24,281 --> 00:32:26,074
‫پس از یه راهب
‫درباره آتیش‌بازی نپرس.

423
00:32:26,157 --> 00:32:27,993
‫خب، آماده‌اید؟

424
00:33:27,177 --> 00:33:28,678
‫از طریق استراحتگاه
‫به هود می‌رسیم.

425
00:33:28,762 --> 00:33:30,621
‫پله‌ها به پشت‌بوم راه دارن.

426
00:33:52,661 --> 00:33:54,829
‫خودتون رو نشون بدید!

427
00:34:16,850 --> 00:34:18,395
‫از این طرف!

428
00:34:32,575 --> 00:34:34,243
‫رالف، برو به قلعه!
‫برو به قلعه!

429
00:34:34,327 --> 00:34:36,329
‫ساکسون‌ها، به سمت قلعه!

430
00:34:36,413 --> 00:34:38,123
‫به سمت قلعه!

431
00:34:40,375 --> 00:34:41,751
‫برید تو، سریع.

432
00:34:41,835 --> 00:34:43,169
‫برید تو، زود باشید!

433
00:34:55,140 --> 00:34:56,433
‫اون‌ها طبقه‌ی بالان.

434
00:35:00,812 --> 00:35:02,522
‫تکون بخور، قاطر!

435
00:35:25,420 --> 00:35:27,049
‫ترسو...

436
00:35:28,423 --> 00:35:29,799
‫نه.

437
00:35:30,925 --> 00:35:32,385
‫پیروز.

438
00:35:44,814 --> 00:35:46,191
‫تو مردِ خوبی بودی.

439
00:35:47,692 --> 00:35:49,944
‫خدا پاداشت رو میده.

440
00:35:50,028 --> 00:35:53,531
‫به سمت قلعه!
‫ساکسون‌ها به سمت قلعه!

441
00:35:59,287 --> 00:36:01,289
‫اومدن!

442
00:36:05,543 --> 00:36:06,920
‫برید تو! برید تو!

443
00:36:11,174 --> 00:36:12,842
‫بجنب، راهب.

444
00:36:38,718 --> 00:36:42,205
‫پل رو خالی کنید،
‫سربازها دارن میان.

445
00:36:51,381 --> 00:36:53,091
‫پل بسته شده،
‫پل بسته شده...

446
00:36:53,174 --> 00:36:54,634
‫از روی پل برید کنار!

447
00:36:56,367 --> 00:36:57,542
‫آهای! تو!

448
00:37:00,259 --> 00:37:02,717
‫- نه!
‫- گیموِل، پل رو نگه دار!

449
00:37:06,229 --> 00:37:07,689
‫اون‌ها اینجان!

450
00:37:11,025 --> 00:37:12,569
‫برو... برو!

451
00:37:13,474 --> 00:37:15,071
‫فرار کنید!

452
00:37:41,431 --> 00:37:44,392
‫آتیش گرفت.
‫آتیش گرفت!

453
00:37:49,480 --> 00:37:51,316
‫برید داخل!

454
00:37:59,532 --> 00:38:01,200
‫قفلش کن!

455
00:38:01,284 --> 00:38:03,286
‫پل داره می‌سوزه.
‫راه افراد لستر قطع شد...

456
00:38:03,369 --> 00:38:05,413
‫و حالا ما می‌ریم،
‫به سمت جنگل!

457
00:38:07,693 --> 00:38:10,126
‫سریع باشید! باید به برادران‌مون
‫توی جنگل کمک کنیم!

458
00:39:12,855 --> 00:39:14,523
‫باید بریم
‫و به بقیه‌ کمک کنیم.

459
00:39:15,274 --> 00:39:16,776
‫دیگه وقتی نمونده.

460
00:39:16,859 --> 00:39:19,278
‫الان فقط دعاهامون
‫بهشون می‌رسه.

461
00:40:12,373 --> 00:40:13,958
‫عقب‌نشینی کنید! عقب‌نشینی کنید!

462
00:40:14,042 --> 00:40:16,502
!فرار کنید! برگردید به ناتینگهام

463
00:40:16,586 --> 00:40:18,451
‫تمومه!
‫نبرد تمومه!

464
00:40:18,476 --> 00:40:21,007
‫موضع‌تون رو نگه دارید!
!موضع‌تون رو نگه دارید

465
00:40:42,737 --> 00:40:43,780
‫لاکسلی.

466
00:41:09,055 --> 00:41:10,556
‫چی کارش کردی؟

467
00:41:18,231 --> 00:41:21,442
‫کشتنِ تو لطف کردن بهته.

468
00:41:21,467 --> 00:41:23,882
‫کشتنِ اون
‫تو رو نابود می‌کنه!

469
00:41:24,702 --> 00:41:26,329
‫حالت خوبه؟

470
00:41:26,354 --> 00:41:28,478
‫شکستشون دادیم.
‫پل داره می‌سوزه.

471
00:41:28,503 --> 00:41:30,493
‫تعدادشون کمتر از اونیه
‫که بتونن تعقیبمون کنن.

472
00:41:30,576 --> 00:41:31,994
‫از تو می‌خوام
‫همه رو برگردونی.

473
00:41:34,080 --> 00:41:35,643
‫باید خودم رو به ماریان برسونم.

474
00:41:58,896 --> 00:42:00,690
‫لاکسلی!

475
00:42:29,051 --> 00:42:31,304
‫این همه خون.

476
00:42:32,221 --> 00:42:35,016
‫این همه آدمِ مُرده،
‫به خاطر تو.

477
00:42:35,728 --> 00:42:37,643
‫تو کسی بودی که
‫یه مردِ بی‌گناه رو دار زد.

478
00:42:37,727 --> 00:42:39,604
‫«بی‌گناه».

479
00:42:40,396 --> 00:42:43,257
‫من به پدرت بخشش پیشنهاد کردم،
‫اون غرور رو انتخاب کرد.

480
00:42:44,400 --> 00:42:46,110
‫پدرم شرافت رو انتخاب کرد.

481
00:42:47,570 --> 00:42:48,821
‫تو خون رو انتخاب کردی!

482
00:42:48,905 --> 00:42:50,364
‫من نظم رو انتخاب کردم!

483
00:42:50,448 --> 00:42:52,074
‫تو آشوب آوردی!

484
00:42:52,158 --> 00:42:53,951
‫تو ناتینگهام رو مسموم کردی!

485
00:42:54,035 --> 00:42:55,828
‫و برای چی؟

486
00:42:56,746 --> 00:43:00,082
‫هیچ‌کس نه آرمانت رو به یاد میاره
‫نه اسمت رو.

487
00:43:01,751 --> 00:43:03,961
‫فقط خاطره‌ی مرگت می‌مونه.

488
00:43:43,042 --> 00:43:44,460
‫بجنگ!

489
00:43:47,020 --> 00:43:49,215
‫بجنگ... بجنگ!

490
00:43:50,466 --> 00:43:51,592
‫امروز نه، داروغه.

491
00:43:53,094 --> 00:43:54,845
‫به‌زودی.

492
00:43:56,472 --> 00:43:58,072
‫رابین هود!

493
00:44:04,073 --> 00:44:05,491
‫رابین هود!

494
00:44:19,912 --> 00:44:20,955
‫چرا؟

495
00:44:22,039 --> 00:44:24,834
‫- تو بهمون خیانت کردی.
‫- نه.

496
00:44:24,917 --> 00:44:26,669
‫این پدره
‫که به همه‌مون خیانت کرده!

497
00:44:31,257 --> 00:44:32,758
‫باید بذاری بیام بیرون!

498
00:44:32,842 --> 00:44:34,302
‫الپو، خواهش می‌کنم!

499
00:44:37,763 --> 00:44:41,100
‫من چاره‌ای نداشتم.
‫پدر خودش رو گم کرده، خواهش می‌کنم.

500
00:44:41,183 --> 00:44:42,768
‫تو می‌تونی انتخاب کنی
‫که مثل اون نباشی.

501
00:44:42,852 --> 00:44:44,169
‫من مثل اونم.

502
00:44:45,187 --> 00:44:46,564
‫من پسرشم.

503
00:44:48,093 --> 00:44:49,817
‫تو نباید هیچ‌وقت
‫برمی‌گشتی، ماریان.

504
00:44:49,900 --> 00:44:52,361
‫اگه آزادم نکنی،
‫اون من رو می‌کشه،

505
00:44:52,445 --> 00:44:54,488
‫و دیر یا زود تو رو.

506
00:45:17,178 --> 00:45:18,596
‫پدر، زخمی شدی.

507
00:45:19,889 --> 00:45:21,290
‫سرِ پام.
‫کلید.

508
00:45:24,643 --> 00:45:26,145
‫ماریان الان باید جواب پس بده.

509
00:46:02,598 --> 00:46:04,100
‫راب!

510
00:46:04,183 --> 00:46:05,768
‫بیا!

511
00:46:05,851 --> 00:46:08,437
‫- برو!
‫- ماریان، می‌کشتت.

512
00:46:08,521 --> 00:46:10,147
‫اگه دوستم داری، برو.

513
00:46:10,856 --> 00:46:12,108
‫خواهش می‌کنم.

514
00:47:10,892 --> 00:47:13,210
‫ماریان، فرار کن!

515
00:47:13,294 --> 00:47:15,504
‫جرأت می‌کنی روی پدرت
‫شمشیر بکشی.

516
00:47:15,588 --> 00:47:17,590
‫تو برای من هیچ‌کس نیستی.

517
00:47:34,523 --> 00:47:36,901
‫خودم می‌خواستم
‫پدرت رو سلاخی کنم.

518
00:47:36,984 --> 00:47:40,112
‫باید می‌کردم،
‫ولی من مردِ با مقامی هستم...

519
00:47:40,196 --> 00:47:41,697
‫می‌دونی،

520
00:47:41,780 --> 00:47:44,200
‫پس می‌ذارم
‫قانون خونت رو بریزه.

521
00:47:44,283 --> 00:47:48,162
‫و نسلِ تو...
‫امشب تموم می‌شه.

522
00:48:20,694 --> 00:48:22,071
‫تموم شد.

523
00:49:38,647 --> 00:49:40,733
‫اون‌ها الان جری می‌شن.

524
00:49:42,776 --> 00:49:44,486
‫حالا چی؟

525
00:49:44,570 --> 00:49:45,988
‫پادشاه میاد.

526
00:49:47,489 --> 00:49:49,783
‫بذار افرادش هود رو پیدا کنن.

527
00:49:51,201 --> 00:49:53,203
‫و خودِ پادشاه؟

528
00:49:59,793 --> 00:50:02,087
‫هنری نمی‌تونه زنده
‫از انگلیس بره بیرون.

529
00:50:35,329 --> 00:50:36,872
‫هیچ حرکتی نیست.

530
00:50:36,955 --> 00:50:38,248
‫توی ناتینگهام می‌مونن.

531
00:50:38,332 --> 00:50:40,146
‫پس بذار تا وقتی زخمی‌ان
‫بهشون حمله کنیم.

532
00:50:40,171 --> 00:50:41,548
‫نه.

533
00:50:42,711 --> 00:50:44,630
‫ما هم زخمی هستیم.

534
00:50:44,713 --> 00:50:47,007
‫به اندازه کافی بهشون نشون دادیم.
‫خون‌شون رو ریختیم.

535
00:50:48,926 --> 00:50:50,719
‫برای تک‌تکِ کسایی که از دست دادیم.

536
00:50:52,596 --> 00:50:53,889
‫برای داییم.

537
00:50:55,182 --> 00:50:57,476
‫پس... حالا چی؟

538
00:51:00,729 --> 00:51:02,356
‫اینجا امن نیست.

539
00:51:03,565 --> 00:51:05,859
‫اگه بریم جلوتر
‫توی جنگل،

540
00:51:05,943 --> 00:51:08,028
‫فقط دنبالمون میان.

541
00:51:08,112 --> 00:51:10,155
‫پس جلوی چشم‌شون قایم می‌شیم.

542
00:51:10,180 --> 00:51:11,681
‫پیشِ مردم‌مون

543
00:51:11,706 --> 00:51:13,784
‫و روستایی‌هامون
‫که روی زمین‌هامون کار می‌کنن.

544
00:51:16,245 --> 00:51:17,746
‫می‌تونیم شایعه پخش کنیم که یاغی‌ها

545
00:51:17,830 --> 00:51:19,748
‫رفتن به اعماقِ جنگل شروود...

546
00:51:20,491 --> 00:51:23,151
‫و در حالی که نورمن‌ها دنبالمون می‌گردن،
‫ما برنامه‌ریزی می‌کنیم.

547
00:51:23,502 --> 00:51:26,004
‫درحالی که اون‌ها درگیرن،
‫ما بازسازی می‌کنیم،

548
00:51:26,088 --> 00:51:28,716
‫و وقتی زمانش برسه،
‫دوباره می‌جنگیم.

549
00:51:32,845 --> 00:51:34,513
‫می‌جنگیم تا آزاد بشیم.

550
00:51:46,275 --> 00:51:47,818
‫به اندازه کافی تیزه.

551
00:51:51,739 --> 00:51:53,449
‫هر چقدر هم تیز باشه کافی نیست

552
00:51:55,451 --> 00:51:56,493
‫کجا میری؟

553
00:51:58,579 --> 00:52:00,205
‫میرم لندن.

554
00:52:00,289 --> 00:52:01,915
‫کار پیدا می‌کنم.

555
00:52:03,125 --> 00:52:04,543
‫منتظر خبرِ راب می‌مونم.

556
00:52:10,632 --> 00:52:12,009
‫بعید می‌دونم زیاد طول بکشه.

557
00:52:13,302 --> 00:52:14,386
‫همراهی نمی‌خوای؟

558
00:52:17,681 --> 00:52:19,099
‫رالف؟

559
00:52:25,765 --> 00:52:27,642
‫ممکنه این به کارت بیاد.

560
00:52:33,155 --> 00:52:34,907
‫ما کارمون تموم نشده.

561
00:52:45,042 --> 00:52:47,169
‫در مورد طلاهای واریک چی؟

562
00:52:49,421 --> 00:52:51,089
‫خب، می‌بخشیمش.

563
00:52:51,173 --> 00:52:52,841
‫مالیاتی‌ـه که از نورمن‌ها گرفتیم.

564
00:52:57,095 --> 00:52:58,639
‫کی دوباره می‌بینمت؟

565
00:52:59,473 --> 00:53:01,608
‫به‌زودی.
‫مگه نه، جان؟

566
00:53:15,240 --> 00:53:16,800
‫خب...

567
00:53:17,658 --> 00:53:19,034
‫به کجا؟

568
00:53:20,244 --> 00:53:21,662
‫تا حالا فرانسه نرفتم.

569
00:53:21,745 --> 00:53:23,956
‫فرانسه خوب به نظر میاد.

570
00:53:24,039 --> 00:53:25,582
‫من رو دعوت نمی‌کنید؟

571
00:53:25,666 --> 00:53:28,210
‫بی‌خیال،
‫شما دو تا اونجا گم می‌شید.

572
00:53:28,293 --> 00:53:30,128
‫من عملاً فرانسوی‌ام.

573
00:53:30,212 --> 00:53:32,422
‫خوش‌ می‌گذرونم، قهر می‌کنم،

574
00:53:32,506 --> 00:53:34,091
‫و بی‌دلیل مردم رو قضاوت می‌کنم.

575
00:53:34,174 --> 00:53:35,742
‫قشنگ باهاشون جور در میام.

576
00:53:37,761 --> 00:53:40,013
‫بیاید بریم.

577
00:54:13,130 --> 00:54:15,549
‫ممکنه بابت این طردم کنن.

578
00:54:16,463 --> 00:54:19,595
‫پس مطمئن شو نامه‌ی من
‫به دست اعلیحضرت برسه.

579
00:54:24,433 --> 00:54:26,310
‫به هیچ‌کس نگو چی همراهته.

580
00:54:26,393 --> 00:54:28,270
‫حقایقی داخلشه که مربوط می‌شه...

581
00:54:28,353 --> 00:54:30,022
‫به حاکمیتِ انگلستان.

582
00:54:30,957 --> 00:54:33,775
‫حقایقی که به ملکه‌ی پادشاه هنری
‫و ناتینگهام ربط داره...

583
00:54:35,319 --> 00:54:36,612
‫و نامِ رابین هود.

584
00:54:39,948 --> 00:54:42,075
‫شکست نخور.

585
00:54:42,159 --> 00:54:44,995
‫فصل بعدیِ این پادشاهی
‫با نامه‌ی من شروع می‌شه.

586
00:55:28,664 --> 00:55:30,082
‫علیاحضرت.

587
00:55:31,416 --> 00:55:33,752
‫شاهین
‫نزد صاحبش برمی‌گرده.

588
00:55:34,670 --> 00:55:37,422
‫بعد از این همه مدت،
‫یه جورایی فکر می‌کردم نمیای.

589
00:55:39,174 --> 00:55:41,551
‫من از شما فرار نمی‌کردم.

590
00:55:41,635 --> 00:55:42,886
‫تو شجاعی.

591
00:55:44,554 --> 00:55:46,014
‫تو همه چیزت رو به خطر انداختی.

592
00:55:47,557 --> 00:55:49,309
‫زندگیت توی جنگل...

593
00:55:50,268 --> 00:55:52,354
‫و الان حضورت توی قصر.

594
00:55:52,437 --> 00:55:54,022
‫آدم‌هایی مثل تو کمیابن.

595
00:55:56,775 --> 00:55:58,610
‫پس، چرا باید بذارم بری

596
00:55:58,694 --> 00:56:00,737
‫وقتی می‌تونم
‫کنار خودم نگهت دارم؟

597
00:56:03,114 --> 00:56:06,118
‫چون شما بانویِ خوش‌قولی هستید، علیاحضرت.

598
00:56:07,744 --> 00:56:10,372
‫از کی تا حالا یه ملکه
‫مجبوره سر قولش بمونه؟

599
00:56:13,542 --> 00:56:15,460
‫ولی برای تو،
‫استثنا قائل می‌شم.

600
00:56:19,654 --> 00:56:21,989
‫به لطفِ علیاحضرت،

601
00:56:22,134 --> 00:56:24,302
‫بخشش برای رابرتِ لاکسلی.

602
00:56:26,330 --> 00:56:28,622
‫به همین سادگی راضی می‌شی؟

603
00:56:30,695 --> 00:56:33,687
‫یه زندگی آروم چیزی که
‫درونت می‌جوشه رو ساکت نمی‌کنه.

604
00:56:33,770 --> 00:56:35,355
‫کافی نخواهد بود.

605
00:56:35,439 --> 00:56:37,232
‫راب کافیه.

606
00:56:38,775 --> 00:56:40,736
‫شاید تو تشنه‌ی سادگی باشی...

607
00:56:41,820 --> 00:56:44,072
‫ولی اون تو رو نمی‌خواد.

608
00:56:44,156 --> 00:56:46,366
‫تازه، تو می‌دونی
‫قراره چی بشه.

609
00:56:47,576 --> 00:56:48,994
‫لازم نیست بگم.

610
00:56:50,454 --> 00:56:51,747
‫پادشاه هنری.

611
00:56:53,331 --> 00:56:55,930
‫چه بخشش باشه چه نباشه،
‫بازم تعقیبش می‌کنه.

612
00:56:57,002 --> 00:56:58,754
‫بله.

613
00:56:58,837 --> 00:57:02,382
‫و تا وقتی رابین هود نمرده
‫دست برنمی‌داره.

614
00:57:02,466 --> 00:57:04,051
‫پس ازم بپرس، ماریان...

615
00:57:05,469 --> 00:57:07,554
‫من چه پیشنهادی برات دارم؟

616
00:57:12,684 --> 00:57:15,687
‫چی پیشنهاد میدید،
‫علیاحضرت؟

617
00:57:17,981 --> 00:57:19,816
‫تنها شانسِ زنده ‌موندن‌تون.

618
00:57:35,290 --> 00:57:36,500
‫چی گفت؟

619
00:57:38,293 --> 00:57:39,711
‫تو بخششت رو داری.

620
00:57:41,129 --> 00:57:42,756
‫و من آزادیم رو.

621
00:57:52,682 --> 00:57:53,975
‫یه پیشنهادی داد.

622
00:57:55,435 --> 00:57:57,145
‫پیشنهادی که می‌تونه
‫همه چی رو عوض کنه.

623
00:57:57,229 --> 00:58:00,023
‫نه فقط برای ما،
‫بلکه برای چیزی که در پیشه.

624
00:58:00,107 --> 00:58:01,399
‫داری بهش فکر می‌کنی.

625
00:58:03,026 --> 00:58:04,528
‫پیچیده‌ست.

626
00:58:08,490 --> 00:58:10,408
‫خب...

627
00:58:10,492 --> 00:58:12,577
‫ما وقتِ زیادی داریم
‫تا گره‌ها رو باز کنیم.

628
00:58:13,912 --> 00:58:16,373
‫ولی امشب،
‫حتی یه فکر...

629
00:58:16,456 --> 00:58:18,632
‫حتی یه زمزمه از تاج و تخت یا شورش نباشه.

630
00:58:19,501 --> 00:58:21,586
‫فقط فکر خودمون باش
برای یه بار هم که شده

631
00:58:24,506 --> 00:58:25,924
‫باشه.

632
00:58:27,634 --> 00:58:29,177
‫فقط خودمون.

633
00:58:48,658 --> 00:58:52,728
[پایان فصل اول]

