﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,006
.

2
00:00:17,355 --> 00:00:19,638
‫آنچه در «رابین هود» گذشت.

3
00:00:24,921 --> 00:00:26,381
‫بابت تأخیرم
‫عذرخواهی می‌کنم.

4
00:00:26,423 --> 00:00:28,175
‫گمونم درست
‫به موقع رسیدی.

5
00:00:28,216 --> 00:00:30,844
‫مادر، من با هدایایی اومدم.

6
00:00:30,886 --> 00:00:32,387
‫سرورم...

7
00:00:32,429 --> 00:00:33,555
‫من خبر نداشتم.

8
00:00:33,597 --> 00:00:35,640
‫دوشیزه ماریان از لاکسلی،

9
00:00:35,682 --> 00:00:37,601
‫تو به من
‫سوگند وفاداری یاد خواهی کرد

10
00:00:37,642 --> 00:00:39,936
‫و به عنوان ندیمه
‫خدمت می‌کنی.

11
00:00:39,978 --> 00:00:41,416
‫چه چیزی تو رو به اینجا کشونده،
‫پسرم؟

12
00:00:41,441 --> 00:00:43,565
‫روزهای پدر به شماره افتاده.
‫قصد من اینه

13
00:00:43,607 --> 00:00:44,991
‫که جای اون رو بگیرم.

14
00:00:45,016 --> 00:00:46,735
‫خون به تنهایی
‫پادشاهِ لایق نمی‌سازه.

15
00:00:46,777 --> 00:00:48,303
‫مسیر من مشخصه.

16
00:00:49,484 --> 00:00:52,616
‫- و اون مسیر رسیدن به تاج و تخته.
‫- «جان» با هر چیزی مخالفت می‌کنه

17
00:00:52,657 --> 00:00:54,409
‫که به نفع خودش نباشه.

18
00:00:54,451 --> 00:00:57,120
‫من باید ذهنش رو بخونم.
‫راه و روش‌هاش رو.

19
00:00:57,162 --> 00:00:59,956
‫- هدف نهایی‌اش رو.
‫- چطور باید چنین کاری کنم؟

20
00:00:59,998 --> 00:01:02,751
‫خودت رو در نظرش پنهان نکن.
‫یه گل رُز باش.

21
00:01:02,793 --> 00:01:04,418
‫نه یه سوسنِ گوشه‌گیر.

22
00:01:04,461 --> 00:01:06,188
‫اومدم تا در مورد «پریسیلا»
‫با شما صحبت کنم.

23
00:01:06,213 --> 00:01:08,632
‫می‌خوام اجازه بدید
‫ازش خواستگاری کنم.

24
00:01:08,673 --> 00:01:11,051
‫هر گزندی که
‫از جانب تو به اون برسه،

25
00:01:11,092 --> 00:01:14,074
‫هزار برابرش رو
‫پس خواهی داد.

26
00:01:14,099 --> 00:01:17,307
‫بگو از جنگلبان،
‫«هیو لاکسلی» چه می‌دونی.

27
00:01:17,349 --> 00:01:18,934
‫مرگِ «آرون» یک
‫حادثه‌ی وحشتناک بود.

28
00:01:18,975 --> 00:01:20,588
‫- همه‌اش یه حادثه بود.
‫- من... من نمی‌خواستم

29
00:01:20,613 --> 00:01:21,895
‫هیچ‌کدوم از این‌ها
‫اتفاق بیفته، ماریان.

30
00:01:21,937 --> 00:01:23,188
‫مهم نیست
‫تو چی می‌خواستی.

31
00:01:23,230 --> 00:01:25,565
‫دیگه نمی‌خوام
‫هرگز تو رو ببینم.

32
00:01:25,607 --> 00:01:27,691
‫- من معامله کردم.
‫- با کی؟

33
00:01:27,734 --> 00:01:29,653
‫الینور، اون می‌خواد
‫آتش شورش رو شعله‌ور کنه.

34
00:01:29,694 --> 00:01:31,279
‫- به چه منظور؟
‫- تا پادشاه رو مجبور کنه

35
00:01:31,321 --> 00:01:33,072
‫- به اینجا بیاد.
‫- و چه چیزی نصیب تو می‌شه؟

36
00:01:33,114 --> 00:01:34,533
‫اون ماریان رو
‫از خدمت مرخص می‌کنه.

37
00:01:40,372 --> 00:01:42,249
‫وقت تسویه حسابه.

38
00:01:42,290 --> 00:01:43,917
‫می‌خواستم بکشمت،
‫اما رها کردنت

39
00:01:43,959 --> 00:01:45,961
‫بدون هیچ سکه‌ای
‫سرنوشت ظالمانه‌تری‌ـه.

40
00:01:46,002 --> 00:01:47,921
‫رابین هود
‫بارون واریک رو غارت کرده.

41
00:01:47,963 --> 00:01:50,090
‫من شما رو،
‫رهبران...

42
00:01:50,131 --> 00:01:52,704
‫جامعه ساکسون‌ها رو،
‫مسئول می‌دونم.

43
00:01:52,729 --> 00:01:55,929
‫شما زندانی می‌شید
‫تا زمانی که رابین هود خودش رو نشون بده،

44
00:01:55,971 --> 00:01:58,306
‫و تسلیم عدالت نورمن‌ها بشه.

45
00:02:10,986 --> 00:02:14,004
‫[رابین هود]
[فصل اول]

46
00:03:00,903 --> 00:03:04,903
[قسمت هشتم: بهای واقعیِ سرپیچی]

47
00:03:10,186 --> 00:03:12,230
‫احضار شدید.

48
00:03:44,913 --> 00:03:48,041
‫رابین هود یه بار دیگه
‫از چنگال عدالت گریخت.

49
00:03:49,464 --> 00:03:51,753
‫فقط می‌تونم شک کنم
‫که مردم ساکسون

50
00:03:51,795 --> 00:03:53,057
‫در این کار دست داشتند.

51
00:03:55,924 --> 00:03:58,885
‫من سعی کردم
‫با شما با منطق رفتار کنم.

52
00:04:00,473 --> 00:04:02,764
‫پیشنهاد صلح دادم،
‫با شما مدارا کردم.

53
00:04:02,806 --> 00:04:05,892
‫حالا به نظر می‌رسه
‫یه رویکرد مستقیم‌تر...

54
00:04:05,934 --> 00:04:07,143
‫لازمه.

55
00:04:10,271 --> 00:04:12,107
‫بنابراین...

56
00:04:12,148 --> 00:04:14,734
‫یکی از شما آزاد می‌شه

57
00:04:14,776 --> 00:04:16,569
‫تا پیامی رو
‫به رابین هود برسونه.

58
00:04:16,610 --> 00:04:19,656
‫اگر اون تا پایان هفته
‫تسلیم نشه،

59
00:04:19,698 --> 00:04:21,992
‫بقیه‌ی شما به عنوان خائن

60
00:04:22,033 --> 00:04:23,702
‫به دار آویخته می‌شید.

61
00:04:25,440 --> 00:04:29,290
‫وقتشه که هود
‫بهای واقعی سرکشی‌اش رو بفهمه.

62
00:04:37,340 --> 00:04:39,426
‫اگر برای جان دیگران ارزش قائلی،

63
00:04:39,467 --> 00:04:41,136
‫پیام من رو به هود برسون.

64
00:04:46,933 --> 00:04:48,729
‫واقعاً باور داری
‫رابین هود تسلیم می‌شه؟

65
00:04:49,811 --> 00:04:51,730
‫امیدوارم نشه.

66
00:04:51,771 --> 00:04:54,024
‫اگر بشه،
‫نقشه‌های من رو خراب می‌کنه.

67
00:05:18,131 --> 00:05:19,299
‫حس متفاوتی داره، نه؟

68
00:05:20,633 --> 00:05:23,720
‫هوا، سنگین از نفوذ و قدرته.

69
00:05:23,762 --> 00:05:25,680
‫تیز و برنده با جاه‌طلبی.

70
00:05:25,722 --> 00:05:28,308
‫پس بویی که میاد همینه؟

71
00:05:28,349 --> 00:05:29,976
‫تو نگرانی.

72
00:05:32,395 --> 00:05:34,355
‫جای تو اینجاست، پریسیلا.

73
00:05:34,397 --> 00:05:36,191
‫تو همیشه بلد بودی
‫چطور هر مجلسی رو مدیریت کنی

74
00:05:36,232 --> 00:05:39,360
‫و ورق رو به نفع خودت برگردونی...
‫«وست‌مینستر» هم فرقی نداره.

75
00:05:39,402 --> 00:05:40,987
‫جنگلی‌ـه برای خودش،

76
00:05:41,029 --> 00:05:43,198
‫پر از شکارچی و شکار.

77
00:05:44,634 --> 00:05:46,826
‫به نظر می‌رسه
‫میدان نبرد مورد علاقه‌ی منه.

78
00:06:00,423 --> 00:06:03,593
‫خب، می‌بینم که
‫دست‌پرورده‌ای از ناتینگهام آورده.

79
00:06:03,635 --> 00:06:05,595
‫یه هفته بهش وقت می‌دم.

80
00:06:05,637 --> 00:06:07,180
‫شاید هم کمتر.

81
00:06:10,642 --> 00:06:11,851
‫دوام نمیاره.

82
00:06:38,086 --> 00:06:40,213
‫به زودی...

83
00:06:40,255 --> 00:06:41,965
‫تمام اهالی وست‌مینستر
‫با بانو پریسیلا

84
00:06:42,006 --> 00:06:44,008
‫از ناتینگهام آشنا خواهند شد.

85
00:06:47,971 --> 00:06:50,180
‫مارشال، زیباست.

86
00:06:52,764 --> 00:06:55,228
‫باید ظاهری
‫برازنده و آراسته داشته باشی.

87
00:06:56,814 --> 00:06:59,357
‫بودن در اینجا حس خوبی داره.

88
00:06:59,399 --> 00:07:01,985
‫دور از ناتینگهام.

89
00:07:02,026 --> 00:07:05,113
‫خیلی دور
‫از اون رابین هودِ ملعون.

90
00:07:19,235 --> 00:07:21,421
‫امروز امواج دریا
‫چه چیزی آوردند؟

91
00:07:24,674 --> 00:07:26,676
‫کشتی‌ای از شرق.

92
00:08:04,839 --> 00:08:06,883
‫جان.

93
00:08:06,925 --> 00:08:08,635
‫خیلی وقت گذشته.

94
00:08:08,676 --> 00:08:10,970
‫کم‌کم داشتم فکر می‌کردم مُردی.

95
00:08:13,056 --> 00:08:14,557
‫تلاش‌هایی براش شد.

96
00:08:16,559 --> 00:08:19,020
‫این تاک‌ـه. اون هم راب.

97
00:08:19,062 --> 00:08:20,730
‫راب؟

98
00:08:20,772 --> 00:08:22,482
‫چرا رابین هود نه؟

99
00:08:22,523 --> 00:08:25,693
‫مگه این اسمی نیست
‫که به تو داده شده؟

100
00:08:25,735 --> 00:08:28,363
‫توسط پدرم نه.

101
00:08:28,404 --> 00:08:30,114
‫توسط دشمنم.

102
00:08:30,156 --> 00:08:33,200
‫پس این همون اسمی‌ـه
‫که ماندگار می‌شه.

103
00:08:35,078 --> 00:08:37,329
‫اسمی که دشمنت نفرین می‌کنه

104
00:08:37,372 --> 00:08:39,582
‫همون اسمی‌ـه
‫که تاریخ خواهد نوشت.

105
00:08:52,637 --> 00:08:55,223
‫ابراهیم... الرشید.

106
00:08:56,432 --> 00:08:58,101
‫«الرشید.»

107
00:08:58,142 --> 00:09:00,019
‫«هدایت شده.»

108
00:09:00,061 --> 00:09:02,355
‫اسمی مناسب
‫برای مردی با غریزه قوی،

109
00:09:02,397 --> 00:09:04,565
‫مردی مثل من.

110
00:09:04,607 --> 00:09:06,792
‫عربی رو کجا یاد گرفتی؟

111
00:09:06,817 --> 00:09:08,820
‫بلد نیستم،
‫فقط همین اسم رو،

112
00:09:08,861 --> 00:09:10,905
‫از کتابی بود
‫که مادرم مجبورم کرد بخونم.

113
00:09:10,947 --> 00:09:12,448
‫پس مادر خوبی بوده.

114
00:09:13,574 --> 00:09:15,868
‫همینطوره.

115
00:09:15,910 --> 00:09:18,579
‫آوازه‌ی کارهات
‫به لندن رسیده.

116
00:09:18,621 --> 00:09:20,748
‫دزدی از اربابان نورمن.

117
00:09:20,790 --> 00:09:24,919
‫عصبانی کردن داروغه جنگجوی ناتینگهام.

118
00:09:24,961 --> 00:09:27,588
‫- تحسین‌برانگیزه.
‫- من اینجا نیستم که تحسین شم.

119
00:09:29,048 --> 00:09:30,675
‫چیزی که نیاز داریم رو داری؟

120
00:09:39,475 --> 00:09:40,727
‫فولاد.

121
00:09:41,853 --> 00:09:43,104
‫این‌ها رو برمی‌داریم.

122
00:09:43,146 --> 00:09:44,731
‫اون‌ها گرون‌ترند.

123
00:09:44,772 --> 00:09:47,025
‫- چقدر بیشتر؟
‫- پنجاه دوکات.

124
00:09:47,066 --> 00:09:49,027
‫ما اینقدر طلا
‫به شهر نیاوردیم.

125
00:09:51,362 --> 00:09:52,905
‫اما مخفیگاه‌های دیگه‌ای داریم.

126
00:09:52,947 --> 00:09:54,782
‫می‌تونم طی هفته آینده
‫برات بیارم.

127
00:09:54,824 --> 00:09:56,885
‫نمی‌دونم، جان.

128
00:09:56,910 --> 00:09:59,454
‫من هرگز در پرداخت کوتاهی نکردم.

129
00:09:59,495 --> 00:10:01,601
‫تو هرگز با چیزی که
‫الان روبه‌رویی، مواجه نبودی.

130
00:10:01,626 --> 00:10:04,751
‫تو قرار نیست با
‫چندتا سرباز گیج تو مسافرخانه بجنگی.

131
00:10:04,792 --> 00:10:06,961
‫تو داری داروغه رو
‫به چالش می‌کشی،

132
00:10:07,003 --> 00:10:10,298
‫و مردی مثل اون طلبش رو
‫با خون پس می‌گیره.

133
00:10:10,340 --> 00:10:12,300
‫فکر می‌کنم قراره بمیری.

134
00:10:12,342 --> 00:10:13,634
‫اون نمی‌میره.

135
00:10:15,511 --> 00:10:17,221
‫بزرگتر از اونی‌ـه که بمیره.
‫نگاهش کن.

136
00:10:20,350 --> 00:10:22,185
‫درخواست زیادی داری، هود.

137
00:10:27,148 --> 00:10:30,109
‫ما بدهی‌مون رو
‫صاف می‌کنیم.

138
00:10:30,151 --> 00:10:33,029
‫و غیر از طلا،
‫چیز باارزش‌تری بهت بدهکار می‌شیم.

139
00:10:33,071 --> 00:10:34,989
‫اون چیه؟

140
00:10:35,031 --> 00:10:36,657
‫وفاداری.

141
00:10:44,170 --> 00:10:46,547
‫یه چیزی تغییر کرده.

142
00:10:46,572 --> 00:10:48,419
‫چند شب پیش،
‫جاه‌طلبی‌های تو

143
00:10:48,461 --> 00:10:50,046
‫به مرزهای ناتینگهام
‫ختم می‌شد.

144
00:10:50,088 --> 00:10:52,256
‫حالا ما در لندن،

145
00:10:52,298 --> 00:10:54,384
‫با ساراسن‌ها پیمان می‌بندیم.

146
00:10:56,928 --> 00:10:58,638
‫چی رو به من نمی‌گی؟

147
00:11:02,100 --> 00:11:03,559
‫وقت غذا و استراحته.

148
00:11:03,601 --> 00:11:05,063
‫راه برگشت طولانیه.

149
00:11:05,088 --> 00:11:08,403
‫و باید به درستی... تجدیدقوا کنیم.

150
00:11:10,274 --> 00:11:12,443
‫من نه. شما برید.

151
00:11:12,485 --> 00:11:14,153
‫من کاری دارم
‫که باید انجام بدم.

152
00:11:17,407 --> 00:11:18,699
‫بیا بریم.

153
00:11:32,296 --> 00:11:34,424
‫می‌تونم تو رو
‫تا دروازه خائنین ببرم.

154
00:11:34,465 --> 00:11:36,068
‫نه جلوتر.

155
00:11:36,093 --> 00:11:37,488
‫زنی که دنبالش هستی،

156
00:11:37,513 --> 00:11:39,804
‫اقامتگاهش در بال شرقیه.

157
00:11:39,846 --> 00:11:42,098
‫این تنها چیزی بود که به من گفتند.

158
00:11:42,140 --> 00:11:43,683
‫همین کافیه.

159
00:12:52,084 --> 00:12:53,503
‫راب...

160
00:13:29,121 --> 00:13:30,581
‫ماریان...

161
00:13:31,869 --> 00:13:33,918
‫راب... محض رضای خدا،

162
00:13:33,960 --> 00:13:36,629
‫اینجا چی کار می‌کنی؟
‫برو!

163
00:13:36,671 --> 00:13:38,422
‫من می‌خوام
‫یه کاری برام انجام بدی.

164
00:13:38,464 --> 00:13:40,174
‫راجع به چی حرف می‌زنی؟

165
00:13:42,760 --> 00:13:45,179
‫این رو به ملکه برسون.

166
00:13:45,221 --> 00:13:47,181
‫و بهش بگو
‫از طرف رابین هوده.

167
00:13:50,810 --> 00:13:54,021
‫تو جرأت می‌کنی اون اسم رو
‫جلوی من به زبان بیاری.

168
00:13:54,063 --> 00:13:56,524
‫و اینقدر گستاخی که درخواستی
‫هم از من داشته باشی.

169
00:13:56,566 --> 00:13:58,276
‫برو، راب، همین الان.

170
00:13:59,860 --> 00:14:01,404
‫من... می‌رم.

171
00:14:03,197 --> 00:14:05,116
‫فقط می‌خوام
‫یه چیز رو بهم بگی،

172
00:14:05,157 --> 00:14:06,993
‫و اون هم اینکه
‫من رو دوست نداری.

173
00:14:15,836 --> 00:14:18,004
‫بگو،
‫و دیگه هرگز من رو نمی‌بینی.

174
00:14:22,128 --> 00:14:24,130
‫عشق ربطی به این ماجرا نداره.

175
00:14:25,755 --> 00:14:28,389
‫عشق همه چیزِ این ماجراست.

176
00:14:28,431 --> 00:14:29,974
‫دیگه چی مونده؟

177
00:14:30,016 --> 00:14:32,101
‫کلی چیز دیگه مونده.

178
00:14:32,143 --> 00:14:33,978
‫برادرم،
‫اون مُرده!

179
00:14:35,186 --> 00:14:36,772
‫و دروغ‌های تو هم هست!

180
00:14:40,311 --> 00:14:42,737
‫سوال این نیست که
‫دوستت دارم یا نه.

181
00:14:44,180 --> 00:14:46,532
‫سوال اینه که،
‫اصلاً می‌خوام دوستت داشته باشم؟

182
00:14:48,409 --> 00:14:50,165
‫و پاسخ اینه: نه، نمی‌خوام.

183
00:15:06,052 --> 00:15:07,362
‫مشکلت چیه، ناتینگهام؟

184
00:15:11,432 --> 00:15:13,184
‫هیچی.

185
00:15:41,157 --> 00:15:42,963
‫شاهزاده جان به دنبال
‫ملاقات با پاپ‌ـه؟

186
00:15:43,005 --> 00:15:45,091
‫پس اون دنبال
‫تأییدیه‌ی پاپ‌ـه.

187
00:15:45,883 --> 00:15:47,843
‫این لازمه‌ی هر نجیب‌زاده‌ایه

188
00:15:47,885 --> 00:15:49,512
‫که می‌خواد بر تخت بنشینه.

189
00:15:49,553 --> 00:15:51,430
‫کار آسونی نخواهد بود.

190
00:15:51,472 --> 00:15:53,307
‫مسیر رسیدن به پادشاهی
‫هرگز مستقیم نیست.

191
00:15:53,332 --> 00:15:54,636
‫یه بازی سیاسیه.

192
00:15:54,661 --> 00:15:56,769
‫اون ابتدا باید با
‫کاردینال‌ها نشست و برخاست کنه.

193
00:15:56,811 --> 00:15:58,646
‫جاه‌طلبی‌ها و غرورشون رو
‫مدیریت کنه

194
00:15:58,688 --> 00:16:00,606
‫فقط برای اینکه به پادشاهی
‫نزدیک شه،

195
00:16:00,648 --> 00:16:02,161
‫و حتی اون‌وقت هم،

196
00:16:02,194 --> 00:16:03,734
‫دعای خیر پاپ
‫ارزان به دست نمیاد.

197
00:16:05,152 --> 00:16:08,197
‫- جان هیچ بودجه‌ای نداره.
‫- نه.

198
00:16:08,239 --> 00:16:10,324
‫اما طبق چیزی که من فهمیدم،
‫دنبال حامیان مالیه.

199
00:16:11,891 --> 00:16:14,662
‫من هنوز
‫مأموران قابل اعتمادی در رُم دارم؟

200
00:16:14,704 --> 00:16:16,339
‫بله.

201
00:16:16,364 --> 00:16:18,374
‫به اون‌ها نامه بنویس و بگو
‫توجه کاملشون رو

202
00:16:18,416 --> 00:16:21,001
‫- به این موضوع معطوف کنند.
‫- و بعد از اون؟

203
00:16:21,043 --> 00:16:23,462
‫هیچی. صبر می‌کنیم.

204
00:16:23,504 --> 00:16:25,464
‫مهره‌ها رو می‌چینیم،
‫و بعد حرکت می‌کنیم.

205
00:16:28,255 --> 00:16:30,511
‫جان داره باهوش‌تر از چیزی که
‫فکر می‌کردم عمل می‌کنه.

206
00:16:36,809 --> 00:16:38,144
‫خب...

207
00:16:41,408 --> 00:16:43,232
‫هر چی باشه، پسر منه.

208
00:17:50,201 --> 00:17:51,619
‫کجاست؟

209
00:17:53,010 --> 00:17:54,845
‫- کی؟
‫- رابین هود.

210
00:17:57,139 --> 00:17:58,891
‫کجا مخفی می‌شن؟

211
00:17:59,399 --> 00:18:02,394
‫به من دروغ نگو. می‌دونم
‫شما جنگلبانان می‌تونید پیداش کنید.

212
00:18:10,864 --> 00:18:13,572
‫- قصر برازنده‌ی توئه.
‫- البته که هست.

213
00:18:13,614 --> 00:18:15,988
‫دیدی که
‫همراه چه کسی هستم؟

214
00:18:16,013 --> 00:18:19,203
‫عیار یه زن به مردی که
‫همراهشه سنجیده نمی‌شه.

215
00:18:19,245 --> 00:18:20,663
‫این رو یه بار به من گفتی.

216
00:18:20,704 --> 00:18:22,790
‫واقعاً؟

217
00:18:22,832 --> 00:18:24,416
‫خب، اون قبل از این بود
‫که اون مرد

218
00:18:24,458 --> 00:18:26,710
‫«ارل مارشال پمبروک» باشه.

219
00:18:26,752 --> 00:18:29,797
‫تو پیش اون متفاوتی.
‫به شیوه‌ی خوبی.

220
00:18:29,839 --> 00:18:32,216
‫اون شبیه هیچ مرد دیگه‌ای نیست
‫که تا حالا شناختم.

221
00:18:32,258 --> 00:18:34,468
‫سعی نمی‌کنه من رو کوچیک بشماره.

222
00:18:34,510 --> 00:18:36,929
‫نمی‌خواد این کار رو بکنه.

223
00:18:36,971 --> 00:18:39,098
‫دوستش داری، نه؟

224
00:18:39,139 --> 00:18:40,599
‫آره.

225
00:18:42,560 --> 00:18:44,186
‫برات خوشحالم، پریسیلا.

226
00:18:46,814 --> 00:18:49,191
‫باز هم داری
‫به راب فکر می‌کنی، نه؟

227
00:18:50,032 --> 00:18:52,361
‫فکر می‌کردم تا الان
‫سراغ فرد بهتری رفته باشی.

228
00:18:52,403 --> 00:18:54,280
‫کسی که کمتر غیرممکن باشه.

229
00:18:54,321 --> 00:18:55,781
‫سعی می‌کنم.

230
00:18:55,823 --> 00:18:57,901
‫فقط...

231
00:18:57,926 --> 00:18:59,785
‫خب، دیشب، ناخواسته
‫به یادش افتادم.

232
00:18:59,827 --> 00:19:01,335
‫ماریان!

233
00:19:01,360 --> 00:19:03,647
‫فکر می‌کنی
‫زندگی با راب چه شکلیه؟

234
00:19:04,455 --> 00:19:07,376
‫میوفتادن دنبالتون،
‫تا اون‌ور دنیا.

235
00:19:07,418 --> 00:19:09,091
‫رویای تو اینه؟

236
00:19:09,116 --> 00:19:11,729
‫که خودت رو برای مردی تباه کنی
‫که حتی نمی‌تونه خودش رو نجات بده؟

237
00:19:13,340 --> 00:19:14,675
‫نه، البته که نه.

238
00:19:16,276 --> 00:19:18,429
‫ماریان عزیزم.

239
00:19:18,470 --> 00:19:21,307
‫هیچ چیزی اونچه رو که
‫راب بهش تبدیل شده تغییر نمی‌ده.

240
00:19:21,348 --> 00:19:24,268
‫مردی که دوستش داشتی از دست رفته،
‫حتی بدتر...

241
00:19:24,310 --> 00:19:25,603
‫محکوم به فناست.

242
00:19:27,730 --> 00:19:29,189
‫می‌دونم.

243
00:19:30,608 --> 00:19:32,359
‫و می‌پذیرمش.

244
00:19:46,624 --> 00:19:48,459
‫بزرگِ خاندان گیم‌ول، سرورم.

245
00:19:48,500 --> 00:19:50,169
‫درخواستی داره.

246
00:19:51,754 --> 00:19:53,714
‫پس بشنویمش.

247
00:20:00,387 --> 00:20:02,431
‫به دار آویختن بقیه
‫فقط آتشِ میان

248
00:20:02,473 --> 00:20:04,350
‫ساکسون و نورمن رو شعله‌ور می‌کنه.

249
00:20:04,391 --> 00:20:07,186
‫اگه مردی باید بمیره
‫برای اعمال راب...

250
00:20:07,227 --> 00:20:09,355
‫بذارید فقط من باشم.

251
00:20:09,396 --> 00:20:12,441
‫عملی فداکارانه و تحسین‌برانگیزه،
‫گیم‌ول، اما...

252
00:20:14,360 --> 00:20:16,236
‫در نهایت بی‌معنی.

253
00:20:16,278 --> 00:20:18,671
‫قانون باید اجرا بشه،

254
00:20:18,696 --> 00:20:21,659
‫وگرنه این سرزمین به
‫هرج و مرج سابقش باز می‌گرده،

255
00:20:21,700 --> 00:20:24,157
‫پیش از اونکه حکومت نورمن
‫نظم رو برقرار کنه.

256
00:20:24,182 --> 00:20:27,081
‫اونچه شما نظم می‌نامید، سرورم،
‫چماقیه در دست...

257
00:20:27,122 --> 00:20:29,625
‫خواص برای غارت
‫حق مادری ساکسون‌ها.

258
00:20:31,392 --> 00:20:33,420
‫همون گلایه‌های تکراری.

259
00:20:33,462 --> 00:20:35,464
‫تکراری نیست.

260
00:20:35,506 --> 00:20:37,311
‫بلکه حقیقته، سرورم.

261
00:20:37,336 --> 00:20:39,438
‫مالیات‌هایی که کمر
‫مردان درستکار رو می‌شکنه.

262
00:20:40,544 --> 00:20:43,055
‫قوانینی که فقط
‫به ثروتمندان خدمت می‌کنند.

263
00:20:44,916 --> 00:20:46,978
‫اگر ساکسونی نتونه بپردازه،
‫گرسنگی می‌کشه.

264
00:20:47,003 --> 00:20:48,975
‫اگر مقاومت کنه، اعدام می‌شه.

265
00:20:52,356 --> 00:20:56,026
‫تو از عدالت حرف می‌زنی، گیم‌ول.

266
00:20:56,068 --> 00:20:58,070
‫عدالت؟

267
00:20:58,402 --> 00:21:00,674
‫آیا عدالت بود
‫که «هیو لاکسلی» رو به دار آویخت؟

268
00:21:00,699 --> 00:21:02,825
‫من سعی کردم به لاکسلی کمک کنم.

269
00:21:04,785 --> 00:21:06,578
‫به اون مقامی
‫پرافتخار پیشنهاد دادم،

270
00:21:06,620 --> 00:21:08,455
‫سرجنگلبان،
‫اون بهش پشت پا زد.

271
00:21:10,082 --> 00:21:12,626
‫همون قانونی رو شکست
‫که سوگند خورده بود بهش خدمت کنه.

272
00:21:12,668 --> 00:21:14,962
‫- اون تاوانش رو می‌دونست.
‫- اون مرد خوبی بود.

273
00:21:19,216 --> 00:21:22,469
‫و با این حال یکی از خودتون
‫علیه‌ش شهادت داد.

274
00:21:26,515 --> 00:21:27,850
‫یه ساکسون؟

275
00:21:27,891 --> 00:21:30,102
‫«الوین»، جنگلبان.

276
00:21:30,978 --> 00:21:33,856
‫حرف اون بود
‫که هیو لاکسلی رو محکوم کرد.

277
00:21:38,485 --> 00:21:40,738
‫من این دردسرها رو
‫شروع نکردم، گیم‌ول.

278
00:21:42,865 --> 00:21:45,784
‫در واقع، هر کاری
‫از دستم برمی‌اومد کردم تا جلوش رو بگیرم.

279
00:21:47,411 --> 00:21:49,246
‫من دنبال صلح بودم.

280
00:21:49,288 --> 00:21:51,874
‫اما مجبورم کردند.

281
00:21:53,333 --> 00:21:55,502
‫پس حالا کارمون به اینجا کشیده.

282
00:21:55,544 --> 00:21:57,755
‫رابین هود تقاص
‫جنایاتش رو پس میده،

283
00:21:57,796 --> 00:22:00,049
‫درست مثل پدرش
‫قبل از اون.

284
00:22:00,090 --> 00:22:02,092
‫طناب دار محکم‌تر میشه.

285
00:22:03,594 --> 00:22:05,554
‫و دنیا به راه خودش ادامه می‌ده.

286
00:22:07,214 --> 00:22:11,226
‫به جز برای کسانی که میان
‫من و اون پسر قرار بگیرند.

287
00:22:19,443 --> 00:22:21,403
‫در موردت اشتباه فکر می‌کردم، ماریان.

288
00:22:22,654 --> 00:22:24,239
‫فکر می‌کردم
‫زنی با جاه‌طلبی

289
00:22:24,281 --> 00:22:26,541
‫دربار مردان قدرتمند رو
‫به باغ‌های خداوند ترجیح میده

290
00:22:27,317 --> 00:22:31,205
‫من زیبایی رو ترجیح می‌دم،
‫هر جا پیداش کنم.

291
00:22:31,246 --> 00:22:33,165
‫زیبایی چیز جالبیه،
‫نه؟

292
00:22:33,207 --> 00:22:35,542
‫هم صبر می‌خواد
‫و هم کنترل.

293
00:22:35,584 --> 00:22:36,919
‫کنترل؟

294
00:22:38,677 --> 00:22:40,964
‫مگه زیبایی وقتی رها بشه
‫بهتر شکوفا نمی‌شه؟

295
00:22:41,006 --> 00:22:42,699
‫خب، بستگی داره.

296
00:22:42,724 --> 00:22:45,511
‫برخی چیزها اگه رها بشن
‫باشکوه می‌شن.

297
00:22:45,552 --> 00:22:48,639
‫بقیه می‌شن علف هرز.

298
00:22:48,680 --> 00:22:50,766
‫شاید این بارِ روی دوش
‫یه باغبانه،

299
00:22:50,808 --> 00:22:52,309
‫که تفاوت رو بدونه.

300
00:22:54,394 --> 00:22:56,105
‫متأسفانه، عالی‌جناب،

301
00:22:56,146 --> 00:22:58,232
‫امروز من بیشتر حس
‫علف هرز دارم تا گل.

302
00:22:58,273 --> 00:23:00,317
‫این، ماریان،
‫اولین چیزی‌ـه که

303
00:23:00,359 --> 00:23:02,027
‫تا به حال درباره‌اش اشتباه کردی.

304
00:23:03,813 --> 00:23:07,407
‫باغ‌های اینجا
‫باید باشکوه‌تر باشند.

305
00:23:07,449 --> 00:23:09,232
‫مثل «فونتن‌بلو»،
‫تا حالا اونجا رفتی؟

306
00:23:10,494 --> 00:23:12,382
‫یه روز می‌برمت.

307
00:23:12,407 --> 00:23:14,706
‫البته،
‫اگه دست از غیب شدن برداری.

308
00:23:16,125 --> 00:23:18,418
‫- غیب شدن؟
‫- همیشه یه دلیلی پیدا می‌کنی

309
00:23:18,460 --> 00:23:20,379
‫که از مجالس من فرار کنی،

310
00:23:20,420 --> 00:23:22,965
‫درست قبل از اینکه
‫مجلس گرم بشه.

311
00:23:23,006 --> 00:23:25,008
‫حضور مادرتون معمولاً
‫اوضاع رو پیچیده می‌کنه.

312
00:23:26,335 --> 00:23:28,679
‫خب، اون همیشه اینجا نخواهد بود.

313
00:23:28,720 --> 00:23:32,099
‫وقتی اون بره،
‫خیلی چیزها تغییر می‌کنه.

314
00:23:32,141 --> 00:23:35,102
‫حاکمان جدید، اتحادهای جدید.

315
00:23:37,406 --> 00:23:39,690
‫شاید حتی
‫روزی یه ملکه‌ی جدید.

316
00:23:41,984 --> 00:23:44,278
‫یه ملکه‌ی جدید؟

317
00:23:44,319 --> 00:23:46,071
‫چه کسی جرأت داره آرزوی
‫چنین چیزی رو کنه؟

318
00:23:47,041 --> 00:23:49,116
‫این یه آرزو نیست، ماریان.

319
00:23:49,158 --> 00:23:51,451
‫این یه امر اجتناب‌ناپذیره.

320
00:23:51,493 --> 00:23:52,870
هر چیزی یه عمری داره

321
00:23:54,204 --> 00:23:55,539
همینطور انسان‌ها

322
00:23:57,014 --> 00:24:00,669
‫بگو ببینم، هیچ‌وقت آرزوی
‫چیزی بزرگتر رو نداری؟

323
00:24:00,711 --> 00:24:02,404
‫فراتر از اونچه به تو داده شده؟

324
00:24:03,005 --> 00:24:05,007
‫گاهی، بله.

325
00:24:05,048 --> 00:24:07,050
‫البته که داری.

326
00:24:07,092 --> 00:24:09,636
‫زنی مثل تو ساخته نشده
‫که فقط زنده باشه.

327
00:24:11,096 --> 00:24:13,140
‫اون ساخته شده تا...

328
00:24:13,182 --> 00:24:15,392
‫هر چی می‌خواد داشته باشه.

329
00:24:15,434 --> 00:24:18,478
‫برای تو هم همینطوره، دوشیزه ماریان.

330
00:24:18,520 --> 00:24:20,564
‫تنها کاری که باید بکنی...

331
00:24:20,606 --> 00:24:22,107
‫اینه که لب تر کنی.

332
00:24:53,263 --> 00:24:55,098
‫نفرین بر تو.

333
00:24:57,184 --> 00:25:00,229
‫به خاطر تو،
‫ساکسون‌های خوب به دار آویخته می‌شن،

334
00:25:00,270 --> 00:25:01,980
‫دایی‌ات هم میان اون‌هاست.

335
00:25:04,816 --> 00:25:06,235
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

336
00:25:06,995 --> 00:25:11,156
‫دایی‌ات و چهار نفر دیگه،
‫داروغه اون‌ها رو برد.

337
00:25:11,198 --> 00:25:14,034
‫مجازات کاری که با
‫بارون واریک کردی.

338
00:25:14,351 --> 00:25:18,038
‫و همه اون‌ها رو دار می‌زنن،
‫مگه اینکه خودت رو تسلیم کنی.

339
00:25:22,953 --> 00:25:24,878
‫دایی من هیچ گناهی نداره.

340
00:25:26,546 --> 00:25:29,049
‫اون هر کاری کرد...

341
00:25:29,091 --> 00:25:30,873
‫تا طبق رسوم‌شون زندگی کنه.

342
00:25:30,898 --> 00:25:33,150
‫به قوانین‌شون احترام گذاشت،
‫مالیاتش رو پرداخت کرد.

343
00:25:33,175 --> 00:25:35,844
‫تنها پسرش رو به دربار فرستاد
‫و این پاداش اونه؟

344
00:25:37,307 --> 00:25:40,894
‫خیانت... اعدام.

345
00:25:40,936 --> 00:25:42,896
‫اگر معامله کنیم چی؟

346
00:25:42,938 --> 00:25:45,211
‫در ازای جان گیم‌ول
‫طلا پیشنهاد بدیم؟

347
00:25:45,236 --> 00:25:47,776
‫داروغه دست‌نشونده‌ی پادشاهه،
‫نه یه بازرگان.

348
00:25:47,818 --> 00:25:51,323
‫تهش طلا رو به واریک برمی‌گردونه
‫و باز هم اون رو دار می‌زنه.

349
00:25:52,864 --> 00:25:54,908
‫پس خودم رو تسلیم می‌کنم.

350
00:25:54,950 --> 00:25:56,990
‫نه، نمی‌کنی.

351
00:25:57,015 --> 00:25:59,621
‫اون مجبورت می‌کنه مرگ بقیه رو
‫تماشا کنی و بعد تو رو می‌کشه.

352
00:25:59,663 --> 00:26:00,872
‫اون می‌خواد زهر چشم بگیره.

353
00:26:02,082 --> 00:26:03,834
‫هیچ راه فراری نیست.

354
00:26:06,086 --> 00:26:07,754
‫ما به ناتینگهام می‌تازیم
‫تا آزادشون کنیم.

355
00:26:07,796 --> 00:26:11,717
‫یه نبرد،
‫زبانی که من می‌فهمم.

356
00:26:11,758 --> 00:26:14,678
‫حمله به یه قلعه‌ی نورمن
‫خودکشیه.

357
00:26:14,720 --> 00:26:16,722
‫قبلاً انجامش دادیم
‫و همه‌مون هنوز اینجاییم.

358
00:26:16,763 --> 00:26:18,465
‫اون موقع نمی‌دونستند
‫ما داریم میایم.

359
00:26:18,490 --> 00:26:21,560
‫خب، پیشنهاد تو چیه، تاک؟
‫همینطور رهاشون کنیم تا بمیرند؟

360
00:26:21,601 --> 00:26:23,687
‫نه، نه، پیشنهاد من این نیست.

361
00:26:23,729 --> 00:26:25,731
‫اما اگه همینطوری برید...

362
00:26:25,772 --> 00:26:27,190
‫همه‌تون می‌میرید.

363
00:26:27,232 --> 00:26:29,424
‫تو، دایی‌ات، همه.

364
00:26:29,449 --> 00:26:31,670
‫و تو راه
‫دیگه‌ای سراغ داری؟

365
00:26:31,695 --> 00:26:33,864
‫ساکسون‌ها اون قلعه رو ساختند.

366
00:26:33,905 --> 00:26:36,408
‫شرط می‌بندم اون قلعه رازهایی داره.

367
00:26:36,450 --> 00:26:39,286
‫داره. روز اولی که
‫زندانی شدم،

368
00:26:39,328 --> 00:26:41,515
‫هم‌سلولی‌ام یه سنگ‌تراش بود.

369
00:26:41,540 --> 00:26:45,044
‫مدام درباره فرار
‫از یه درِ مخفی حرف می‌زد.

370
00:26:45,375 --> 00:26:46,960
‫اون چیه؟

371
00:26:47,002 --> 00:26:48,420
‫یه جور ورودی مخفی بود،

372
00:26:48,462 --> 00:26:49,945
‫تا اونجا که من فهمیدم.

373
00:26:49,970 --> 00:26:52,056
‫ساخته شده برای فرار یواشکی
‫هنگام محاصره.

374
00:26:52,081 --> 00:26:54,818
‫راست میگه. به ظرافت پنهان شده
‫در امتداد دیوار شرقی،

375
00:26:54,843 --> 00:26:56,470
‫نزدیک‌ترین جا به خط درختان.

376
00:26:56,511 --> 00:26:59,264
‫اگر داروغه روزی بخواد فرار کنه،
‫از اونجا می‌ره.

377
00:26:59,306 --> 00:27:01,183
‫حتی اگر وارد شیم،

378
00:27:01,224 --> 00:27:03,143
‫باز هم نمی‌دونیم چی در انتظارمونه.

379
00:27:03,185 --> 00:27:04,186
‫نه.

380
00:27:06,563 --> 00:27:08,732
‫من تمام دالان‌ها رو بلدم.

381
00:27:08,774 --> 00:27:11,068
‫تمام راه‌پله‌ها.
‫راهروهای خدمتکاران.

382
00:27:12,319 --> 00:27:14,488
‫می‌تونم راهنمایی‌تون کنم.

383
00:27:14,529 --> 00:27:15,781
‫مطمئنی؟

384
00:27:16,948 --> 00:27:18,700
‫مطمئنم.

385
00:27:18,742 --> 00:27:20,744
‫پس می‌ریم.

386
00:27:20,786 --> 00:27:22,704
‫شبانه، سریع داخل و خارج می‌شیم.

387
00:27:22,746 --> 00:27:25,582
‫قبل از اینکه داروغه بفهمه
‫سیاه‌چالش خالی شده.

388
00:27:39,471 --> 00:27:40,847
‫قایم شدی؟

389
00:27:40,889 --> 00:27:42,349
‫نه، دارم فکر می‌کنم.

390
00:27:44,969 --> 00:27:46,436
‫دلم برات تنگ شده بود.

391
00:27:47,562 --> 00:27:49,064
‫وقتی نبودی.

392
00:27:53,026 --> 00:27:54,903
‫من رو با علاقه نگاه کردی.

393
00:27:55,977 --> 00:27:57,361
‫ازم خوشت اومد؟

394
00:27:58,532 --> 00:27:59,950
‫آره.

395
00:28:01,952 --> 00:28:03,870
‫پس چرا رفتی؟

396
00:28:04,785 --> 00:28:06,665
‫چرا در قلبت رو به روی من بستی؟

397
00:28:09,459 --> 00:28:10,919
‫کار درستی نبود.

398
00:28:12,587 --> 00:28:13,839
‫چرا؟

399
00:28:21,430 --> 00:28:22,722
‫هنوز دوستش داری.

400
00:28:34,151 --> 00:28:35,819
‫می‌تونم کاری کنم فراموشش کنی.

401
00:28:40,115 --> 00:28:41,491
‫بذار من کنارت باشم.

402
00:29:03,680 --> 00:29:05,348
‫دیگه جوانمردی بسه.

403
00:29:07,184 --> 00:29:09,227
‫ممکنه امشب بمیریم.

404
00:29:09,269 --> 00:29:11,313
‫اما اگر نمیریم،

405
00:29:11,370 --> 00:29:13,023
‫تو با من ازدواج می‌کنی.

406
00:29:35,406 --> 00:29:38,048
‫به نظر می‌رسه
‫راه رو اشتباه اومدی.

407
00:29:43,011 --> 00:29:45,160
‫کمی دور از ناتینگهامه، به گمونم.

408
00:29:45,931 --> 00:29:47,807
‫دنبال بال شرقی می‌گردم.

409
00:29:47,849 --> 00:29:49,351
‫اقامتگاه ارل مارشال.

410
00:29:49,392 --> 00:29:51,561
‫بال شرقی؟

411
00:29:52,233 --> 00:29:55,690
‫فکر کنم در جنوب راحت‌تر باشی.

412
00:29:55,732 --> 00:29:58,401
‫- جنوب؟
‫- اقامتگاه خدمتکاران.

413
00:29:59,653 --> 00:30:01,400
‫تو...

414
00:30:01,425 --> 00:30:03,156
‫باید «سلین دو فیتزو» باشی،

415
00:30:03,198 --> 00:30:05,575
‫خدمتکار ملکه.

416
00:30:05,617 --> 00:30:08,453
‫همیشه دنباله‌روی الینوری،
‫اونطور که شنیدم.

417
00:30:08,495 --> 00:30:10,563
‫از ناتینگهام،
‫خیلی چیزها می‌شنوی.

418
00:30:10,588 --> 00:30:14,125
‫گمونم شایعات در چنین
‫محافل کوچکی سریع پخش می‌شن.

419
00:30:14,167 --> 00:30:17,629
‫من شایعه‌پراکنی نمی‌کنم.
‫گوش می‌کنم.

420
00:30:17,671 --> 00:30:20,090
‫این‌طوری حرف‌های معنادار رو

421
00:30:20,131 --> 00:30:21,550
‫از بی‌معنی تشخیص می‌دم.

422
00:30:21,591 --> 00:30:23,802
‫و با این حال، به نظر می‌رسه،

423
00:30:23,843 --> 00:30:26,388
‫هنوز راهت رو پیدا نکردی.

424
00:30:26,429 --> 00:30:28,181
‫شاید به حرف آدم‌های اشتباهی گوش دادی.

425
00:30:28,223 --> 00:30:30,336
،شاید زیادی مطمئن حرف می‌زنی

426
00:30:30,361 --> 00:30:33,197
با اینکه چیز زیادی نمی‌دونی

427
00:30:33,222 --> 00:30:35,772
‫نقصی رایج
‫میان کسانی که خدمت می‌کنند.

428
00:30:42,904 --> 00:30:45,282
‫از اقامتت لذت ببر،
‫بانو پریسیلا.

429
00:30:45,323 --> 00:30:47,534
‫بالأخره می‌فهمی
‫به کجا تعلق داری.

430
00:30:47,576 --> 00:30:49,327
‫قصر روش خاصی داره برای دسته‌بندی آدم‌ها

431
00:30:49,369 --> 00:30:51,121
‫در جایگاه مناسب‌شون.

432
00:31:02,465 --> 00:31:04,801
‫کشیش‌ها میگن...

433
00:31:04,843 --> 00:31:08,638
‫بادِ شتابان نفسِ خداست.

434
00:31:08,680 --> 00:31:11,766
‫خب،
‫ساکسون‌ها میگن فقط باده.

435
00:31:15,061 --> 00:31:17,439
‫آشفته‌ای.

436
00:31:17,480 --> 00:31:18,982
‫کاری که لازمه رو می‌کنیم.

437
00:31:20,442 --> 00:31:22,068
‫با این حال، کار سختیه.

438
00:31:22,110 --> 00:31:23,658
‫بله.

439
00:31:23,683 --> 00:31:26,698
‫حمله به یه قلعه‌ی نورمن
‫حمله‌ی جسورانه‌ایـه.

440
00:31:28,158 --> 00:31:30,201
‫اونقدر جسورانه، که در واقع،
‫ممکنه حتی...

441
00:31:30,243 --> 00:31:32,078
‫به گوش پادشاه
‫در فرانسه هم برسه.

442
00:31:32,120 --> 00:31:33,872
‫با جان کوچولو حرف زدی؟

443
00:31:33,913 --> 00:31:36,499
‫فقط چون تو داری
‫چیزی رو از من پنهان می‌کنی.

444
00:31:36,541 --> 00:31:38,585
‫فهمیدنش سخت نبود.

445
00:31:41,035 --> 00:31:43,131
‫داری همه رو
‫به سمت خطر می‌بری.

446
00:31:44,013 --> 00:31:45,800
‫شاید حتی مرگ.

447
00:31:45,842 --> 00:31:47,302
‫می‌دونی چرا؟

448
00:31:47,344 --> 00:31:49,012
‫برای نجات بزرگان‌مون.

449
00:31:49,054 --> 00:31:50,847
‫دایی‌ام هم میان اون‌هاست.

450
00:31:50,889 --> 00:31:52,724
‫می‌خوای به قرارت
‫با ملکه عمل کنی؟

451
00:31:52,766 --> 00:31:54,476
‫این هیچ ربطی به اون نداره.

452
00:31:54,517 --> 00:31:56,519
‫اینقدر مطمئنی؟

453
00:31:56,561 --> 00:31:59,496
‫از تمام دروغ‌هایی
‫که یه مرد می‌تونه بگه،

454
00:31:59,521 --> 00:32:02,108
‫هیچ‌کدوم خطرناک‌تر از دروغی نیست
‫که به خودش میگه.

455
00:32:04,778 --> 00:32:06,905
‫داری پیچیده‌اش می‌کنی، تاک.

456
00:32:06,946 --> 00:32:09,407
‫من امشب می‌جنگم
‫چون یه نفر باید بجنگه.

457
00:32:09,449 --> 00:32:11,493
‫وگرنه، مردان بی‌گناه می‌میرند.

458
00:32:12,661 --> 00:32:14,663
‫همه آماده‌اند، راب.

459
00:32:26,174 --> 00:32:28,301
‫سریع حرکت می‌کنیم، بی‌صدا،

460
00:32:28,343 --> 00:32:30,345
‫متوقف نمی‌شیم
‫تا وقتی مردم‌مون آزاد بشن.

461
00:32:31,930 --> 00:32:33,973
‫بریم چندتا نورمن بکشیم.

462
00:32:38,645 --> 00:32:41,690
‫و چند ساکسون هم نجات بدیم،
‫به امید خدا.

463
00:32:56,496 --> 00:32:58,081
‫نگهبان، نگهبان، نگهبان، نگهبان...

464
00:33:07,465 --> 00:33:09,342
‫مطمئنی
‫می‌تونی پیداش کنی؟

465
00:33:09,384 --> 00:33:10,885
‫قبلاً پیدا کردم.

466
00:33:13,513 --> 00:33:15,515
‫خیلی‌خب، تو راهت رو
‫به سمت اصطبل باز کن

467
00:33:15,557 --> 00:33:17,892
‫و اسب‌ها رو آزاد کن.
‫به سمت سیاه‌چال‌ها، میلانژ.

468
00:33:19,060 --> 00:33:21,521
‫راب...

469
00:33:21,563 --> 00:33:23,189
‫نمیر.

470
00:34:08,610 --> 00:34:10,487
‫- به راست.
‫- راب!

471
00:34:10,528 --> 00:34:11,821
‫دایی!

472
00:34:13,281 --> 00:34:14,602
‫نباید میومدی.

473
00:34:14,627 --> 00:34:16,910
‫پس کی تو رو از طناب دار
‫نجات می‌داد، پیرمرد؟

474
00:34:16,950 --> 00:34:18,327
‫راب.

475
00:34:21,664 --> 00:34:23,291
‫خدا حفظت کنه، پسرم.

476
00:34:23,333 --> 00:34:24,605
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

477
00:34:24,630 --> 00:34:26,464
‫ما برای خودمون دقیقه‌ای وقت خریدیم،
‫نه ساعتی،

478
00:34:26,489 --> 00:34:28,463
‫- پس هدرش ندیم.
‫- از این طرف.

479
00:34:37,138 --> 00:34:38,909
‫- نگهبان‌ها...
‫- می‌تونیم از این راه بریم.

480
00:34:46,564 --> 00:34:47,899
‫- مستقیم برید.
‫- چی؟

481
00:34:47,941 --> 00:34:50,446
‫- همه برید داخل.
‫- بزرگان رو ببرید.

482
00:34:50,485 --> 00:34:51,668
واینستید، برید

483
00:34:51,693 --> 00:34:53,988
‫رد شید، مستقیم رد شید،
‫مستقیم از اونجا.

484
00:35:07,710 --> 00:35:09,295
‫رابین هود، به گمونم.

485
00:35:12,382 --> 00:35:15,385
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی
‫به این سادگی یواشکی وارد شی؟

486
00:35:16,553 --> 00:35:18,304
‫گمونم همین فکر رو کردم.

487
00:35:18,346 --> 00:35:21,307
‫در بهترین حالت، نصفِ مردی هستی
‫که پدرت بود.

488
00:35:22,392 --> 00:35:23,893
‫هنوز فقط یه پسربچه‌ای.

489
00:35:23,935 --> 00:35:25,353
‫جان.

490
00:35:26,229 --> 00:35:28,523
‫همه رو از در جلو ببر بیرون،
‫من حواس داروغه رو پرت می‌کنم.

491
00:35:31,150 --> 00:35:32,569
بکُشیدشون

492
00:35:34,445 --> 00:35:35,697
‫حالا.

493
00:36:12,108 --> 00:36:13,860
‫هنری، برو بیرون!

494
00:36:23,453 --> 00:36:25,538
‫دارن میان!

495
00:36:27,040 --> 00:36:28,625
‫نه، نه،
‫نه، نه، نه، نه...

496
00:36:28,666 --> 00:36:31,252
‫- نه... نه... نه.
‫- نه، برید.

497
00:36:33,322 --> 00:36:35,074
‫برید!

498
00:36:54,943 --> 00:36:56,486
‫لاکسلی!

499
00:36:58,279 --> 00:36:59,572
‫لاکسلی!

500
00:38:04,303 --> 00:38:06,097
‫خیلی‌خب، اسب‌ها.

501
00:38:20,611 --> 00:38:22,655
‫این دزدی حساب نمی‌شه.

502
00:38:47,805 --> 00:38:49,932
‫فکر کردی کجا
‫می‌تونی فرار کنی؟

503
00:38:52,268 --> 00:38:54,771
‫من فرار نمی‌کنم، داروغه.

504
00:38:57,627 --> 00:38:58,941
‫من اومدم سراغ تو.

505
00:39:34,060 --> 00:39:35,478
‫عجله کنید، افراد!

506
00:39:40,775 --> 00:39:42,151
‫تموم شد، لاکسلی.

507
00:39:42,193 --> 00:39:44,946
‫کاری رو بکن که پدرت نتونست.

508
00:39:44,987 --> 00:39:46,531
‫به جنایاتت اعتراف کن.

509
00:39:46,572 --> 00:39:48,157
‫تاوانش رو بده.

510
00:39:50,952 --> 00:39:52,328
‫امروز نه!

511
00:39:58,751 --> 00:40:00,628
‫پس مثل پدرت می‌میری،

512
00:40:00,670 --> 00:40:03,381
‫تنها، شکست‌خورده،
‫و از یاد رفته.

513
00:40:15,476 --> 00:40:16,644
‫بگیریدش!

514
00:40:16,686 --> 00:40:17,854
‫- می‌پریم!
‫- چی؟!

515
00:40:28,322 --> 00:40:29,866
‫آماده‌ای؟

516
00:40:35,472 --> 00:40:37,748
‫راب! سوار شو!

517
00:40:40,126 --> 00:40:41,711
‫دایی، سوار شو!

518
00:40:44,088 --> 00:40:45,840
‫- جان!
‫- زود باش، زود باش!

519
00:40:47,508 --> 00:40:49,719
‫باید همین الان بریم!

520
00:40:49,760 --> 00:40:51,637
‫سوار شید!

521
00:40:51,679 --> 00:40:53,556
‫- سوار شو! سوار شو!
‫- نه! نه!

522
00:40:53,598 --> 00:40:55,491
‫- برو، تاک، برو!
‫- نمی‌تونیم هنری رو جا بذاریم.

523
00:40:56,475 --> 00:40:57,602
‫برو!

524
00:41:24,498 --> 00:41:26,458
‫هیچ اثری ازشون نیست.

525
00:41:26,483 --> 00:41:29,736
‫مثل ارواح در جنگل
‫ناپدید شدند.

526
00:41:29,842 --> 00:41:31,719
‫بد شد.

527
00:41:34,388 --> 00:41:37,183
‫اگر هود همین‌جا می‌مرد
‫کار تمیزتر بود.

528
00:41:37,225 --> 00:41:39,435
‫و بقیه؟

529
00:41:39,477 --> 00:41:41,979
‫یاغی‌ها آزادشون کردند.

530
00:41:42,021 --> 00:41:44,649
‫- همه‌شون رو؟
‫- تک‌تک‌شون رو.

531
00:41:44,690 --> 00:41:46,275
‫خوبه.

532
00:41:47,944 --> 00:41:51,113
‫حالا در اردوگاه رابین هود
‫چشم و گوش دارم.

533
00:41:55,541 --> 00:41:58,579
از ناتینگهام
نمایش‌خانه‌ی دیدنی‌تریه، مگه نه؟

534
00:41:58,621 --> 00:42:01,249
‫و با این حال به نظرم تمام بازیگران
‫عین هم هستند.

535
00:42:01,290 --> 00:42:03,251
‫نظرت راجع به اون‌ها چیه؟

536
00:42:04,418 --> 00:42:06,254
‫حقیرند.

537
00:42:06,295 --> 00:42:09,340
‫پس گمونم عادلانه‌ست
‫جایگاهشون رو به یادشون بیاری.

538
00:42:10,673 --> 00:42:12,927
‫و چطور باید این کار رو کرد،
‫سرورم؟

539
00:42:15,554 --> 00:42:18,057
‫تو بانو پریسیلا
‫از ناتینگهام هستی.

540
00:42:19,438 --> 00:42:21,477
‫دخترِ داروغه‌ی ناتینگهام.

541
00:42:21,519 --> 00:42:23,938
‫دخترخوانده‌ی پادشاه.

542
00:42:23,980 --> 00:42:26,399
‫و همراه
‫ارل مارشال پمبروک هستی.

543
00:42:27,608 --> 00:42:29,860
‫بذار تو رو ببینند.

544
00:42:47,837 --> 00:42:50,881
‫گِل... و کرم‌ها.

545
00:42:50,923 --> 00:42:54,135
‫بدون خاطره، بدون معنی.

546
00:42:55,553 --> 00:42:58,723
‫فقط مُرده و رفته.

547
00:42:58,764 --> 00:43:01,550
‫اون بیهوده نمرد، رالف.

548
00:43:01,575 --> 00:43:04,070
‫اون در حال جنگیدن برای
‫چیزی که ارزش داشت مُرد.

549
00:43:05,187 --> 00:43:07,481
‫نباید او رو جا می‌ذاشتیم.

550
00:43:10,985 --> 00:43:12,486
‫مجبور بودیم.

551
00:43:14,655 --> 00:43:16,157
‫این وداع نیست.

552
00:43:17,477 --> 00:43:19,771
‫این احترام به هنری نیست.

553
00:43:19,994 --> 00:43:21,370
‫این نمایشه.

554
00:43:22,997 --> 00:43:25,249
‫دود و تشریفات.

555
00:43:29,754 --> 00:43:31,714
‫حالا می‌دونم
‫چه حسی داری، راب.

556
00:43:34,967 --> 00:43:36,302
‫حالا می‌فهمم.

557
00:43:38,054 --> 00:43:40,598
‫می‌فهمم چرا تو اینجوری هستی.

558
00:43:43,434 --> 00:43:45,227
‫منم همونی رو می‌خوام که تو می‌خوای.

559
00:43:49,565 --> 00:43:51,192
‫من خون می‌خوام.

560
00:44:12,338 --> 00:44:14,757
‫عالی‌جناب،
‫ارل مارشال پمبروک،

561
00:44:14,799 --> 00:44:16,634
‫و بانو پریسیلا از ناتینگهام

562
00:44:16,675 --> 00:44:19,512
‫اکنون مراسم رو با حضورشون مفتخر می‌کنند.

563
00:45:23,599 --> 00:45:26,245
‫ایستادن در حاشیه‌ی زندگی
‫برازنده‌ی تو نیست، ماریان.

564
00:45:29,623 --> 00:45:31,625
‫بیا، همراهیم کن.

565
00:45:35,287 --> 00:45:37,089
‫مطمئناً افراد
‫دیگه‌ای اینجا هستند

566
00:45:37,131 --> 00:45:38,716
‫که بیشتر سزاوار
‫توجه عالی‌جناب باشند.

567
00:45:38,757 --> 00:45:41,552
‫با این حال من مقابل تو ایستاده‌ام،
‫نه اون‌ها.

568
00:45:55,524 --> 00:45:57,526
‫اگر شاهزاده‌ای من رو به جشن دعوت کنه،

569
00:45:57,568 --> 00:45:59,236
‫من کی باشم که رد کنم؟

570
00:46:05,366 --> 00:46:07,786
‫«تمام پیروزی‌هات در خارج

571
00:46:07,828 --> 00:46:09,830
‫هیچ ارزشی نخواهد داشت

572
00:46:09,872 --> 00:46:11,624
‫اگر بیش از این معطل کنی.

573
00:46:11,665 --> 00:46:13,542
‫انگلستان منتظره.

574
00:46:15,628 --> 00:46:18,088
‫اما دشمنانت بیکار ننشسته‌اند.

575
00:46:19,628 --> 00:46:22,343
‫تاج فقط پوشیدنی نیست، ریچارد،

576
00:46:22,384 --> 00:46:26,234
‫باید از اون محافظت و دفاع بشه.

577
00:46:26,259 --> 00:46:31,310
‫در غیاب تو، مردان حقیر
‫چشم بهش دوخته‌اند.

578
00:46:31,352 --> 00:46:34,522
‫حتی همین حالا، کسانی هستند
‫که اسم تو رو کمتر زمزمه می‌کنند

579
00:46:34,563 --> 00:46:36,273
‫و اسم جان رو بیشتر.

580
00:46:38,234 --> 00:46:41,153
‫باید بازگردی.

581
00:46:41,195 --> 00:46:43,322
‫اگه بازنگردی...

582
00:46:43,364 --> 00:46:45,390
به خودت میای و می‌بینی که

583
00:46:45,415 --> 00:46:47,993
صرفاً پادشاه خاطرات دور و
پیروزی‌های بی‌ارزش هستی

584
00:46:53,249 --> 00:46:57,839
،از طرف النور، ملکه‌ی انگلستان
«به لطف خدا

585
00:47:15,669 --> 00:47:17,898
‫گفتم که می‌سوزه.

586
00:47:17,940 --> 00:47:20,943
‫باید مدتی با اون سر کنی
‫تا خوب بشه.

587
00:47:20,985 --> 00:47:23,028
‫با بدتر از این سر کردم.

588
00:47:27,616 --> 00:47:28,993
‫اشتباه می‌کردم.

589
00:47:30,129 --> 00:47:32,204
‫تو اینجا یه چیزی ساختی.

590
00:47:32,246 --> 00:47:35,541
‫یه خانه، یه آرمان.

591
00:47:35,583 --> 00:47:38,711
‫جایی که ساکسون‌ها و طردشدگان

592
00:47:38,752 --> 00:47:40,838
‫می‌تونند کنار هم بایستند.

593
00:47:40,879 --> 00:47:43,382
‫وقتی گفتم بری،
‫این رو نمی‌فهمیدم.

594
00:47:43,424 --> 00:47:44,967
‫حالا می‌فهمم.

595
00:47:51,932 --> 00:47:53,475
‫چیز دیگه‌ای هم هست.

596
00:47:57,548 --> 00:48:00,399
‫داروغه با من
‫درباره‌ی مرگ پدرت حرف زد.

597
00:48:03,444 --> 00:48:05,404
‫حقیقت تلخی رو به من گفت.

598
00:48:08,574 --> 00:48:10,409
‫یه ساکسون بود
‫که به اون خیانت کرد.

599
00:48:11,910 --> 00:48:13,454
‫یه ساکسون؟

600
00:48:17,750 --> 00:48:19,084
‫کی؟

601
00:48:22,379 --> 00:48:23,839
‫الوین.

602
00:48:36,310 --> 00:48:38,729
‫تو شبی که پدرم محکوم شد
‫در قلعه بودی.

603
00:48:40,022 --> 00:48:41,732
‫- آره.
‫- کی اونجا بود؟

604
00:48:42,708 --> 00:48:44,593
‫ام، فقط...

605
00:48:46,028 --> 00:48:49,490
‫داروغه، اسقف،

606
00:48:49,531 --> 00:48:51,033
‫ارل هانتینگدون...

607
00:48:53,118 --> 00:48:54,495
‫و یه مرد دیگه.

608
00:48:55,930 --> 00:48:57,665
‫یه جنگلبان، فکر کنم.

609
00:48:59,025 --> 00:49:01,210
‫- شنل داشت؟
‫- قدبلند بود؟

610
00:49:01,251 --> 00:49:04,088
‫- موهاش قرمز بود؟
‫- آره.

611
00:49:48,882 --> 00:49:50,634
‫تو، اون رو بگیر!

612
00:49:59,727 --> 00:50:02,187
‫نه! نه!

613
00:50:02,229 --> 00:50:05,232
‫نه، راب، نه! نه! بس کن!

614
00:50:09,615 --> 00:50:11,504
‫دیوانه شده، کمکم کنید!

615
00:50:11,529 --> 00:50:13,157
‫راب، چی کار می‌کنی؟

616
00:50:13,198 --> 00:50:14,742
‫دیوانه شده، کمک...

617
00:50:17,545 --> 00:50:19,955
‫این مرد علیه پدرم
‫توطئه کرد

618
00:50:19,997 --> 00:50:21,547
‫با داروغه‌ی ناتینگهام.

619
00:50:22,970 --> 00:50:25,169
‫اون با خیانتش
‫پدرم رو به کشتن داد،

620
00:50:25,210 --> 00:50:28,338
‫و حالا سزای
‫عملش رو می‌بینه.

621
00:50:28,380 --> 00:50:30,883
‫- صبر کن، راب، خواهش می‌کنم...
‫- انکارش کن!

622
00:50:32,384 --> 00:50:34,224
‫نمی‌خواستم
‫این‌طور بشه!

623
00:50:34,249 --> 00:50:35,554
‫نمی‌دونستم
‫اون رو دار می‌زنند!

624
00:50:36,889 --> 00:50:38,432
‫از کجا باید می‌دونستم؟

625
00:50:41,393 --> 00:50:43,312
‫نورمن‌ها...

626
00:50:43,353 --> 00:50:45,981
‫اون‌ها مردانی مثل تو رو مسموم می‌کنند...

627
00:50:46,023 --> 00:50:47,816
‫تا علیه خودی‌ها بشورونند،

628
00:50:47,858 --> 00:50:50,110
‫تا از تاج و تخت‌شون محافظت کنند،

629
00:50:50,152 --> 00:50:51,945
‫قدرتشون، طلاشون.

630
00:50:53,655 --> 00:50:55,741
‫تو به اون‌ها اجازه دادی.

631
00:50:59,453 --> 00:51:00,871
‫تو به همه‌ی ما خیانت کردی.

632
00:51:05,292 --> 00:51:07,002
‫رابرت.

633
00:52:11,698 --> 00:52:13,235
‫خودش باعث این شد.

634
00:52:16,460 --> 00:52:18,282
‫این سزای خیانته.

