﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,040
.

2
00:00:19,086 --> 00:00:22,836
‫[در آینده، سودای جاودانگی
[:به سه شکل تجلی می‌یابد

3
00:00:22,919 --> 00:00:27,336
[انسان‌های آمیخته با سایبرنتیک: سایبورگ‌ها]
[موجوداتِ دارای هوش مصنوعی: مصنوعی‌ها]

4
00:00:27,399 --> 00:00:31,336
‫[و کالبدهای مصنوعی با ضمیر انسانی: هایبریدها]

5
00:00:35,655 --> 00:00:41,363
‫[فناوری پیروز، شرکتِ فرمانروای جهان را
[مشخص خواهد کرد

6
00:01:19,088 --> 00:01:24,172
[بیگانه: زمین]

7
00:01:30,586 --> 00:01:35,294
[سفینۀ فضایی استعماری آمریکا، ماژینو]
[شرکت ویلند-یوتانی]

8
00:01:37,252 --> 00:01:42,877
[سال 2120]

9
00:01:48,961 --> 00:01:53,461
[مدت مأموریت: 65 سال]

10
00:01:56,252 --> 00:02:00,752
[فاصله تا زمین: 1.3 میلیارد کیلومتر]

11
00:02:35,833 --> 00:02:37,082
‫نمی‌خوای بخوریش، رفیق؟

12
00:02:37,083 --> 00:02:38,333
‫چرا، می‌خواستم.

13
00:02:39,833 --> 00:02:42,207
‫قرار نیست قبل از خواب مصنوعی
‫غذای سنگین بخوری.

14
00:02:42,208 --> 00:02:44,291
‫- خیلی ممنونم.
‫- به عنوان دکترت دارم بهت می‌گم.

15
00:02:44,292 --> 00:02:46,696
‫- تو دکتر نیستی.
‫- آره خب، حق با توئه.

16
00:02:46,735 --> 00:02:48,814
‫معلومه که خوب نیست

17
00:02:48,839 --> 00:02:50,808
‫باید خودت…
‫خودت دست به کار شی

18
00:02:50,833 --> 00:02:52,667
‫حالت خوبه، خوشگله؟

19
00:02:53,417 --> 00:02:56,541
‫راستش،
‫خواب مصنوعی واقعاً من رو می‌ترسونه.

20
00:02:56,542 --> 00:02:57,707
‫معلومه که می‌ترسی.

21
00:02:57,708 --> 00:03:00,457
‫واسه اینه که اون «تنگ»
‫با اون چشم‌های ریزش،

22
00:03:00,458 --> 00:03:01,832
‫وقتی خوابی بهت زل می‌زنه.

23
00:03:01,833 --> 00:03:04,543
‫لعنتی.
‫دختره باید بدونه دیگه.

24
00:03:05,667 --> 00:03:08,082
‫- اون این کار رو نمی‌کنه. دیگه نه.
‫- معلومه که این کار رو می‌کنه.

25
00:03:08,083 --> 00:03:09,166
‫معلومه که نه.

26
00:03:09,167 --> 00:03:10,582
‫«مورو» باهاش حرف زد.
‫مگه نه؟

27
00:03:10,583 --> 00:03:15,041
‫آقای «تنگ» مشکلی ایجاد نمی‌کنه،
‫مگه اینکه بخواد 65 سال مفتی کار کنه.

28
00:03:15,042 --> 00:03:18,457
‫اوه، «تنگ».

29
00:03:18,458 --> 00:03:19,541
‫خسیس.

30
00:03:19,542 --> 00:03:20,707
‫تنگ، ما دوستت داریم.

31
00:03:20,708 --> 00:03:22,416
‫اون پسر خوبیه.
‫چرا اینجوری می‌کنی؟

32
00:03:22,417 --> 00:03:25,166
‫- چطور خوابیدی؟
‫- خوب.

33
00:03:25,167 --> 00:03:27,957
‫صبر کن. ببخشید، دوباره بگو.

34
00:03:27,958 --> 00:03:29,749
‫اون یکی چیه؟

35
00:03:29,750 --> 00:03:30,832
‫این سیاست شرکته.

36
00:03:30,833 --> 00:03:34,041
‫- یعنی می‌گی اون «ویلند-یوتانی»...
‫- اون ماییم؟

37
00:03:34,042 --> 00:03:35,624
‫آره، ما برای اون‌ها کار می‌کنیم.

38
00:03:35,625 --> 00:03:36,750
‫- باشه.
‫- خب؟

39
00:03:37,458 --> 00:03:40,791
‫و اون‌ها آمریکای شمالی
و جنوبی رو کنترل می‌کنن

40
00:03:40,792 --> 00:03:43,250
‫- و ماه رو، درسته؟
‫- نه، اون مالِ «داینامیکه».

41
00:03:44,083 --> 00:03:45,582
‫«یوتانی» مریخ و زحل رو داره.

42
00:03:45,583 --> 00:03:48,542
‫آره، ولی ما داریم در مورد زمین حرف می‌زنیم.
‫کی به کجا حکومت می‌کنه.

43
00:03:49,042 --> 00:03:50,666
‫این بچه درس مطالعات اجتماعیش رو نخونده.

44
00:03:50,667 --> 00:03:53,750
‫چهارتا شرکت هستن.
‫اون‌ها کل کره زمین رو اداره می‌کنن.

45
00:03:54,333 --> 00:03:56,458
‫اون جدیده رو فراموش نکن. «پرادیجی».

46
00:03:57,042 --> 00:03:58,291
‫اون دیگه چیه؟

47
00:03:58,292 --> 00:04:03,874
‫مربوط به مصنوعی‌هاست، هوش مصنوعی.
‫یه بچه حدود ده سال پیش راهش انداخت؟

48
00:04:03,875 --> 00:04:05,374
‫آره. «بوی کاوالیر».

49
00:04:05,375 --> 00:04:07,832
‫- خودشه.
‫- جوان‌ترین تریلیونر تاریخ.

50
00:04:07,833 --> 00:04:11,416
‫خب. پس پنج‌تا شرکت هستن، درسته؟

51
00:04:11,417 --> 00:04:13,707
‫- من هنوز نمی‌فهمم.
‫- بچه‌ی بیچاره.

52
00:04:13,708 --> 00:04:14,792
‫آقای «تنگ».

53
00:04:31,625 --> 00:04:33,750
‫کامپیوتر مسیریاب رو چک کردی، آقای تنگ؟

54
00:04:38,042 --> 00:04:40,207
‫داری می‌پرسی من کارم رو انجام دادم یا نه؟

55
00:04:40,208 --> 00:04:41,874
‫چقدر تا مدار زمین مونده؟

56
00:04:41,875 --> 00:04:45,375
‫ ‏10,525,000 ثانیه.‏

57
00:04:45,875 --> 00:04:48,041
‫یه عالمه... وقت.

58
00:04:48,042 --> 00:04:50,957
‫به ماه بگو، «تنگ». به ماه بهم بگو.

59
00:04:50,958 --> 00:04:53,166
‫- چهار ماه.
‫- عجب عوضی‌ای.

60
00:04:53,167 --> 00:04:54,875
‫چند روز کمتر یا بیشتر.

61
00:04:56,000 --> 00:04:57,499
‫همه چی مرتبه، کاپیتان؟

62
00:04:57,500 --> 00:04:58,583
‫سلام.

63
00:04:59,375 --> 00:05:02,791
‫ارتباطات قطع شده.
‫به نظر میاد فایل‌های گزارش هم خراب شدن.

64
00:05:02,792 --> 00:05:05,749
‫خب، احتمالاً فقط یه مشکل فنی‌ـه.
‫می‌تونم یه نگاهی بهش بندازم.

65
00:05:05,750 --> 00:05:08,249
‫نه. بخش امنیت بررسی می‌کنه.

66
00:05:08,250 --> 00:05:10,400
‫همچنین داریم سوخت خیلی زیادی مصرف می‌کنیم.

67
00:05:10,958 --> 00:05:14,957
‫می‌خوام تو و «تنگ» بررسی کنید
‫ببینید چه سیستمی رو می‌تونیم خاموش کنیم.

68
00:05:14,958 --> 00:05:20,082
‫چرا ما نمونه‌های «چیبوزو» رو
‫پرت نکنیم تو فضا

69
00:05:20,083 --> 00:05:22,582
‫و درِ اون باغ وحش کوچولوش رو تخته نکنیم؟

70
00:05:22,583 --> 00:05:25,041
‫باشه. فکر کنم منظورش پیشنهادات واقعیه.

71
00:05:25,042 --> 00:05:27,582
‫این یه پیشنهاد واقعیه.
‫اون چیزها حال من رو بهم می‌زنن.

72
00:05:27,583 --> 00:05:31,375
‫- آره، منم همینطور.
‫- نمونه‌ها خودِ مأموریت هستن.

73
00:05:33,000 --> 00:05:34,708
‫واسه تو گفتنش آسونه، سایبورگ.

74
00:05:39,728 --> 00:05:41,750
‫ما کلی آدم خوب رو
برای به دست آوردنشون از دست دادیم

75
00:05:43,792 --> 00:05:45,083
‫که چی بشه؟

76
00:05:46,250 --> 00:05:50,749
‫که شرکت بتونه تو غلات صبحانه‌مون
‫کوفت و زهر مار بریزه تا ذهنمون رو کنترل کنه؟

77
00:05:50,750 --> 00:05:52,666
‫- خب. این یه چیز واقعی نیست.
‫- نه.

78
00:05:52,667 --> 00:05:54,332
‫نمی‌فهمم
‫چی داری می‌گی، رفیق.

79
00:05:54,333 --> 00:05:57,500
‫نمونه‌ها خودِ مأموریت هستن. تمام.

80
00:06:00,417 --> 00:06:04,208
‫لازمه نگهبان اضافی بذارم،
‫یا تو اتاقت حبست کنم؟

81
00:06:20,208 --> 00:06:22,082
‫سالیوان، پتروویچ.

82
00:06:22,083 --> 00:06:23,167
‫حله.

83
00:06:25,875 --> 00:06:27,535
‫موقع نزدیک شدن نهایی بیدارم کن.

84
00:06:27,917 --> 00:06:28,917
‫حتماً.

85
00:06:31,750 --> 00:06:33,416
‫بعداً می‌بینمت، رفیق.

86
00:06:33,417 --> 00:06:34,749
‫اون گفت میدون مین؟

87
00:06:34,750 --> 00:06:36,874
‫من ترجیح می‌دم برگردم بخوابم،
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

88
00:06:45,000 --> 00:06:47,500
‫خیلی ممنونم.
‫و سلام.

89
00:07:09,820 --> 00:07:11,300
‫قصه‌ی قبل خواب چیزی بلدی؟

90
00:07:11,325 --> 00:07:14,010
کسی نمی‌دونه من قبلاً دچار فروپاشی روانی شدم

91
00:08:49,901 --> 00:08:56,016
[پرادیجی - جزیرۀ تحقیقاتیِ ناکجاآباد]

92
00:09:09,333 --> 00:09:10,333
‫اون چیه؟

93
00:09:14,375 --> 00:09:15,417
‫یه عقربه.

94
00:09:18,792 --> 00:09:19,875
‫از کجا اومده؟

95
00:09:21,167 --> 00:09:22,208
‫تو سالن غذاخوری بود.

96
00:09:25,958 --> 00:09:27,375
‫می‌خوای باهاش چی کار کنی؟

97
00:09:28,708 --> 00:09:30,458
‫فکر می‌کنی باید باهاش چی کار کنیم؟

98
00:09:34,792 --> 00:09:35,875
‫لهش کن،

99
00:09:36,958 --> 00:09:38,458
‫که نیشت نزنه.

100
00:09:40,125 --> 00:09:45,499
‫اگه وقتی دارم لهش می‌کنم، یه عقرب دیگه
‫برای محافظت از دوستش من رو نیش بزنه چی؟

101
00:09:45,500 --> 00:09:47,625
‫همونطور که تو داری سعی می‌کنی
از من محافظت کنی

102
00:09:49,667 --> 00:09:50,895
‫من رو می‌ترسونه.

103
00:09:51,375 --> 00:09:53,542
‫فکر کن عقربه چه حسی باید داشته باشه.

104
00:09:54,042 --> 00:09:55,541
‫زیر شیشه گیر افتاده،

105
00:09:55,542 --> 00:09:57,500
‫توسط غول‌ها تهدید می‌شه.

106
00:09:59,542 --> 00:10:01,375
‫باشه، عزیز دلم.

107
00:10:02,458 --> 00:10:03,458
‫وقتشه.

108
00:10:06,292 --> 00:10:07,375
‫مجبوریم؟

109
00:10:09,917 --> 00:10:10,917
‫آره.

110
00:10:12,250 --> 00:10:16,250
‫برو. وقتی بیدار بشی من همین‌جا پیشتم.

111
00:10:26,333 --> 00:10:27,458
‫می‌خوای بکشیش؟

112
00:10:28,833 --> 00:10:29,917
‫تو می‌خوای بکشمش؟

113
00:10:37,917 --> 00:10:38,917
‫نه.

114
00:11:02,792 --> 00:11:03,792
‫درد داره؟

115
00:11:04,833 --> 00:11:05,917
‫نه.

116
00:11:06,583 --> 00:11:09,833
‫بهت که گفتم، درست مثل... خوابیدنه.

117
00:11:11,375 --> 00:11:12,375
‫خواب می‌بینم؟

118
00:11:15,042 --> 00:11:18,875
‫نمی‌دونم. باید وقتی بیدار شدی
‫بهم بگی.

119
00:11:34,157 --> 00:11:35,917
‫خودشه.

120
00:11:37,333 --> 00:11:38,457
‫سلام.

121
00:11:38,458 --> 00:11:40,207
‫یه چیزی رو صورتته، کوچولو.

122
00:11:42,000 --> 00:11:43,000
‫خب.

123
00:11:43,917 --> 00:11:45,320
‫یه نفس عمیق برام بکش.

124
00:11:47,500 --> 00:11:49,167
‫آفرین.

125
00:11:51,667 --> 00:11:53,667
‫می‌دونی، دیشب
‫عجیب‌ترین خواب دنیا رو دیدم.

126
00:11:54,750 --> 00:11:57,375
‫ما یه بچه داشتیم و اون بچه یه خوکچه بود.

127
00:11:58,375 --> 00:12:00,624
‫وای.
‫من وقتی بچه بودم یه خوکچه داشتم.

128
00:12:00,625 --> 00:12:03,707
‫بامزه بود. بعد شد 150 کیلو.

129
00:12:03,708 --> 00:12:07,167
‫هوم. پس بهتره بچه‌مون
‫بیشتر شبیه آدمیزاد باشه.

130
00:12:08,958 --> 00:12:10,458
‫ما در این مورد حرف زدیم.

131
00:12:14,083 --> 00:12:15,375
‫این‌ها بچه‌های ما هستن.

132
00:12:35,167 --> 00:12:36,417
‫حالا تمرکز کن.

133
00:12:40,667 --> 00:12:42,249
‫من قراره این شکلی بشم؟

134
00:12:42,250 --> 00:12:44,417
‫آره. اون تویی.

135
00:12:46,500 --> 00:12:49,167
‫اون خوشگله.

136
00:12:51,292 --> 00:12:54,667
‫خیلی‌خب. خوش اومدی.

137
00:12:55,583 --> 00:12:57,000
‫موشی موشی.

138
00:12:57,667 --> 00:12:59,167
‫دختر ما چطوره؟

139
00:13:00,333 --> 00:13:02,375
‫اون آماده‌ست.

140
00:13:03,833 --> 00:13:06,832
‫می‌دونی نیل آرمسترانگ کی بود؟

141
00:13:06,833 --> 00:13:08,291
‫اون یه فضانورد بود.

142
00:13:08,292 --> 00:13:10,542
‫نه فقط یه فضانورد.

143
00:13:11,042 --> 00:13:13,792
‫اون اولین انسانی بود
‫که روی ماه قدم گذاشت.

144
00:13:14,792 --> 00:13:16,208
‫تو هم قراره اولین باشی.

145
00:13:17,500 --> 00:13:18,541
‫من دارم میرم ماه؟

146
00:13:18,542 --> 00:13:21,208
‫نه... شیطون.

147
00:13:21,792 --> 00:13:24,792
‫تو قراره اولین کسی باشی
‫که از یه بدن انسانی

148
00:13:26,000 --> 00:13:27,610
‫به یه بدن مصنوعی منتقل می‌شه.

149
00:13:27,875 --> 00:13:29,375
‫چون من خاصم.

150
00:13:30,000 --> 00:13:31,042
‫دقیقاً.

151
00:13:31,708 --> 00:13:35,333
‫تو خیلی، خیلی... خاصی.

152
00:13:36,750 --> 00:13:39,333
‫می‌خوای یه تردستی ببینی؟ آره؟

153
00:13:51,292 --> 00:13:54,333
‫خیلی باحاله. مگه نه؟

154
00:14:06,125 --> 00:14:08,583
‫خب، تو. برو روی تخت.

155
00:14:10,583 --> 00:14:11,792
‫من داداشم رو می‌خوام.

156
00:14:13,750 --> 00:14:15,292
‫بهت که گفتم، می‌تونی ببینیش...

157
00:14:16,375 --> 00:14:17,458
‫وقتی بیدار شدی.

158
00:14:19,667 --> 00:14:21,500
‫ولی اون نمی‌تونه من رو ببینه.

159
00:14:22,917 --> 00:14:24,707
‫نه.

160
00:14:24,708 --> 00:14:28,458
‫چون کاری که داریم می‌کنیم یه رازه.

161
00:14:28,958 --> 00:14:30,042
‫آره.

162
00:14:39,708 --> 00:14:40,708
‫یالا.

163
00:14:51,167 --> 00:14:52,583
‫وقت خوابه؟

164
00:14:55,917 --> 00:14:57,042
‫درسته، مارسی.

165
00:15:03,583 --> 00:15:04,583
‫وندی.

166
00:15:05,708 --> 00:15:06,750
‫چی گفتی؟

167
00:15:12,167 --> 00:15:13,667
‫اون بهش میاد «وندی» باشه.

168
00:17:18,625 --> 00:17:19,708
‫وندی.

169
00:17:22,875 --> 00:17:23,875
‫وندی!

170
00:17:24,375 --> 00:17:25,708
‫ما منتظرتیم!

171
00:17:35,041 --> 00:17:36,351
‫مسابقه بدیم.

172
00:18:16,000 --> 00:18:17,250
‫وندی، عزیزم...

173
00:18:18,542 --> 00:18:19,792
‫امروز چه حسی داری؟

174
00:18:22,083 --> 00:18:23,125
‫این‌ها عجیبن.

175
00:18:24,208 --> 00:18:25,249
‫اعضای بدنت؟

176
00:18:25,250 --> 00:18:26,417
‫عجیبن.

177
00:18:27,833 --> 00:18:29,500
‫وقتی می‌دوم تکون می‌خورن.

178
00:18:30,000 --> 00:18:33,792
‫خب، تو الان دیگه تو یه بدن بزرگسال هستی.

179
00:18:35,250 --> 00:18:36,541
‫چرا؟

180
00:18:36,542 --> 00:18:38,417
‫چون بدن‌های مصنوعی رشد نمی‌کنن.

181
00:18:39,458 --> 00:18:40,625
‫خب که چی؟

182
00:18:41,250 --> 00:18:45,208
‫احساساتت چطورن؟
‫خوشحال بودی؟ ناراحت؟

183
00:18:45,917 --> 00:18:49,208
‫نمی‌دونم.
‫الان ساکت شدن.

184
00:18:50,583 --> 00:18:53,291
‫بدن انسان هورمون تولید می‌کنه،

185
00:18:53,292 --> 00:18:58,249
‫دوپامین، سروتونین، استروژن،
‫که خلق و خو رو می‌سازن.

186
00:18:58,250 --> 00:18:59,833
‫تو دیگه اون‌ها رو نداری.

187
00:19:00,076 --> 00:19:01,832
‫ما سعی کردیم اون‌ها رو شبیه‌سازی کنیم.

188
00:19:01,833 --> 00:19:05,999
‫که دوران نوجوانی رو شبیه‌سازی کنیم،
‫همینطور که داری به بدن بزرگسالت عادت می‌کنی،

189
00:19:06,000 --> 00:19:07,958
‫که اینطور نباشه
که انگار یه کلید رو زده باشیم

190
00:19:08,500 --> 00:19:12,292
‫ولی شاید
‫لازم باشه شدتش رو بیشتر کنیم.

191
00:19:15,042 --> 00:19:18,499
‫ما این بحث رو داشتیم.
‫اون دیگه انسان نیست.

192
00:19:18,500 --> 00:19:20,208
‫چرا وانمود می‌کنیم که هست؟

193
00:19:20,917 --> 00:19:23,708
‫«اون» همین‌جا نشسته،

194
00:19:24,250 --> 00:19:27,667
‫و این پروتکلی‌ـه که
‫مدیرعامل تعیین کرده.

195
00:19:28,208 --> 00:19:30,457
‫بدن، ظرفی برای ذهنه.

196
00:19:30,458 --> 00:19:34,667
‫یک ذهن انسانی، در مسیرش به سوی زندگی ابدی.
[شرکت پرادیجی]

197
00:19:35,208 --> 00:19:37,583
‫شبیه‌سازی تجربه‌ی انسانی حیاتیه.

198
00:19:38,823 --> 00:19:40,281
‫پس، من چی‌ام؟

199
00:19:42,833 --> 00:19:44,167
‫اگه من انسان نیستم،

200
00:19:45,417 --> 00:19:46,667
‫پس چی‌ام؟

201
00:19:48,583 --> 00:19:50,125
‫هرچیزی که بخوای باشی.

202
00:19:52,208 --> 00:19:55,042
‫برات یه چیزی آوردم،
‫برای کلکسیونت.

203
00:19:58,042 --> 00:20:00,167
‫و یه خبر خوب دارم.

204
00:20:01,875 --> 00:20:03,417
‫بچه‌های دیگه هم رسیدن.

205
00:20:06,042 --> 00:20:07,166
‫من دیگه تنها نیستم؟

206
00:20:07,167 --> 00:20:10,917
‫عزیزم، تو هیچوقت تنها نیستی. تو ما رو داری.

207
00:20:13,375 --> 00:20:15,332
‫ولی آره، حالا، بقیه هم هستن.

208
00:20:15,333 --> 00:20:16,457
‫مثل من؟

209
00:20:16,458 --> 00:20:17,542
‫هنوز نه.

210
00:20:18,625 --> 00:20:19,958
‫اون‌ها هنوز بچه‌ن.

211
00:20:20,917 --> 00:20:23,875
‫پس ما باید بهشون کمک کنیم تا این انتقال رو انجام بدن،
‫که نترسن.

212
00:20:26,458 --> 00:20:27,625
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

213
00:20:29,750 --> 00:20:31,429
‫می‌تونی یه خواهر بزرگ‌تر باشی؟

214
00:20:39,292 --> 00:20:41,166
‫گوش کنید. حواستون رو جمع کنید!

215
00:20:41,167 --> 00:20:43,292
‫شما می‌تونید مثل من بزرگ و قوی بشید.

216
00:20:47,500 --> 00:20:48,832
‫کی سواری می‌خواد؟

217
00:20:48,833 --> 00:20:50,916
‫من! من! من! من! من! من!

218
00:20:52,875 --> 00:20:55,167
‫هی!

219
00:21:09,083 --> 00:21:11,042
‫و خیلی هم سریع می‌شید.

220
00:21:12,667 --> 00:21:14,833
‫تو هم مریض بودی؟ قبلاً.

221
00:21:16,542 --> 00:21:19,583
‫حتی در حال مرگ بودم
و همه خیلی ناراحت بودن

222
00:21:21,917 --> 00:21:23,792
‫ولی بعدش اون پسر نابغه از راه رسید،

223
00:21:24,625 --> 00:21:26,000
‫و گفت...

224
00:21:26,708 --> 00:21:29,708
‫«ناراحت نباشید.
‫من حسابی حالتون رو خوب می‌کنم.»

225
00:21:31,208 --> 00:21:32,833
‫و دقیقاً همون کار رو هم کرد.

226
00:21:34,167 --> 00:21:35,833
‫این بدن بزرگ رو به من داد.

227
00:21:36,583 --> 00:21:37,792
‫از روز اول هم بهترم.

228
00:21:39,208 --> 00:21:40,500
‫حالا من دختر ابدی‌ام.

229
00:21:41,000 --> 00:21:44,625
‫چون ذهن‌های بزرگسال توش جا نمی‌شن؟

230
00:21:45,125 --> 00:21:47,417
‫چون ذهن‌های بزرگسال
،خیلی خشک و غیرقابل انعطافن

231
00:21:48,083 --> 00:21:50,027
‫پس اون‌ها هنوز نمی‌تونن
،این سفر رو انجام بدن

232
00:21:50,083 --> 00:21:53,083
‫ولی ذهن‌های ما، ذهن‌های بچه‌ها،
‫کاملاً اندازه‌ان.

233
00:21:54,375 --> 00:21:55,375
‫سوالی هست؟

234
00:21:55,875 --> 00:21:57,500
‫من دوباره می‌تونم راه برم؟

235
00:21:58,343 --> 00:22:01,625
‫تو می‌تونی راه بری،
‫بدوئی، بپری، بچرخی.

236
00:22:02,542 --> 00:22:04,750
‫- شماها بپربپر دوست دارید؟
‫- آره.

237
00:22:07,292 --> 00:22:10,207
‫- سوال داری؟
‫- من می‌خوام وقتی بزرگ شدم دانشمند بشم.

238
00:22:10,208 --> 00:22:12,750
‫باشه. این سوال نبود،

239
00:22:13,917 --> 00:22:14,917
‫ولی باحاله.

240
00:22:17,292 --> 00:22:19,083
‫کی می‌تونیم بریم خونه؟

241
00:22:23,208 --> 00:22:24,208
‫هیچوقت.

242
00:22:39,125 --> 00:22:40,667
‫من تمام مدت اینجا پیشتم، باشه؟

243
00:22:41,875 --> 00:22:42,875
‫قول؟

244
00:22:43,875 --> 00:22:44,875
‫قول.

245
00:22:46,206 --> 00:22:48,082
‫می‌شه بری کنار لطفاً؟ من باید شروع کنم.

246
00:22:48,083 --> 00:22:49,167
‫از اون‌ور برو.

247
00:22:53,583 --> 00:22:55,000
‫می‌خوای یه تردستی ببینی؟

248
00:22:57,292 --> 00:22:58,832
‫آره.

249
00:24:08,904 --> 00:24:11,042
‫«خانم دارلینگ
‫اولین بار اسم پیتر رو شنید

250
00:24:11,865 --> 00:24:14,667
‫وقتی داشت ذهن بچه‌هاش رو
‫مرتب می‌کرد.

251
00:24:15,167 --> 00:24:17,875
‫این رسم هر شبِ
‫هر مادر خوبیه،

252
00:24:18,375 --> 00:24:20,166
‫بعد از اینکه بچه‌هاش خوابیدن،

253
00:24:20,167 --> 00:24:23,292
‫که تو ذهن‌شون بگرده
‫و همه چیز رو سر جاش بذاره.

254
00:24:24,875 --> 00:24:26,292
‫وقتی صبح بیدار می‌شی،

255
00:24:27,083 --> 00:24:29,875
‫شیطنت‌ها و افکار بدی که
‫باهاشون به خواب رفتی،

256
00:24:30,458 --> 00:24:33,792
‫کوچک و مرتب تا شده
‫و ته ذهنت قرار گرفتن.

257
00:24:34,667 --> 00:24:40,000
‫و روی همه چیز، در حالی که کاملاً هوا خوردن،
‫افکار زیباترت پهن شدن،

258
00:24:40,500 --> 00:24:42,042
‫آماده برای اینکه بپوشیشون.

259
00:24:43,042 --> 00:24:44,374
‫در روزهای قدیم،

260
00:24:44,375 --> 00:24:45,458
‫در خانه،

261
00:24:45,958 --> 00:24:50,875
‫ناکجاآباد همیشه نزدیک وقت خواب
‫کمی تاریک و تهدیدآمیز به نظر می‌رسید.

262
00:24:52,375 --> 00:24:55,667
‫بعد تکه‌های کشف نشده در آن پدیدار
‫و گسترده می‌شدند.

263
00:24:57,000 --> 00:24:59,458
‫سایه‌های سیاه در آن‌ها حرکت می‌کردند.

264
00:25:00,708 --> 00:25:05,667
‫غرش حیوانات درنده
‫حالا کاملاً متفاوت بود، و مهم‌تر از همه،

265
00:25:06,583 --> 00:25:09,499
‫تو دیگر آن اطمینان را نداشتی
‫که پیروز خواهی شد.»

266
00:25:29,044 --> 00:25:30,877
[ماژینو]

267
00:26:00,250 --> 00:26:01,500
‫خطر برخورد.

268
00:26:02,667 --> 00:26:04,208
‫خطر برخورد.

269
00:26:10,086 --> 00:26:12,461
[گزارش وضعیت از افسر امنیتی سفینۀ ماژینو]

270
00:26:12,544 --> 00:26:13,844
[سیستم ناوبری: مختل شده]

271
00:26:21,502 --> 00:26:22,877
[مهار محموله: ناموفق]

272
00:26:32,252 --> 00:26:33,377
[نمونه‌ها: آزاد شده]

273
00:26:38,125 --> 00:26:39,250
‫مورو!

274
00:26:40,625 --> 00:26:42,250
‫مورو! در رو باز کن!

275
00:26:43,458 --> 00:26:45,832
‫خواهش می‌کنم! داره میاد.

276
00:26:45,833 --> 00:26:47,556
‫در رو باز کن!

277
00:26:47,961 --> 00:26:49,294
[وضعیت خدمه؟]

278
00:26:51,083 --> 00:26:52,583
‫مورو، در رو باز کن!

279
00:26:56,083 --> 00:26:58,291
‫داری چی کار می‌کنی؟ در رو باز کن!

280
00:26:58,292 --> 00:26:59,708
‫داره میاد.

281
00:27:07,792 --> 00:27:10,417
‫زود باش. عجله کن. داره میاد.

282
00:27:13,375 --> 00:27:16,374
‫نه. داری چی کار می‌کنی؟
‫نه، نه، نه. درو باز کن!

283
00:27:16,375 --> 00:27:19,166
‫مورو! نه!

284
00:27:19,167 --> 00:27:21,083
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟

285
00:27:21,750 --> 00:27:23,333
‫عوضیِ پست‌فطرت!

286
00:27:34,333 --> 00:27:35,957
‫نه.
[خدمه: جان باختند]

287
00:27:35,958 --> 00:27:37,750
‫نه!

288
00:28:14,846 --> 00:28:16,336
[برخورد با زمین: حتمی]

289
00:28:19,586 --> 00:28:21,211
[اولویت اصلی: مهار نمونه‌ها]

290
00:28:36,708 --> 00:28:38,958
‫مادر، من به اتاق برخورد نیاز دارم.

291
00:28:50,375 --> 00:28:52,624
‫خطر برخورد.

292
00:28:52,625 --> 00:28:54,749
‫خطر برخورد.

293
00:28:55,833 --> 00:28:59,582
‫خطر برخورد.

294
00:29:01,792 --> 00:29:03,375
‫خطر برخورد.

295
00:29:04,458 --> 00:29:09,207
‫خطر برخورد.

296
00:29:09,208 --> 00:29:13,708
‫برخورد تا 10 ثانیه‌ی دیگر.

297
00:29:14,542 --> 00:29:15,833
‫نه...

298
00:29:20,208 --> 00:29:23,167
‫... چهار، سه، دو...

299
00:29:55,014 --> 00:30:00,000
[سیام نو]
[شهر پرادیجی]

300
00:30:08,333 --> 00:30:09,791
‫آره،
‫همونطور که داشتی می‌گفتی.

301
00:30:09,792 --> 00:30:12,332
‫یه توپ ساده به مرکز زمین.
‫اینم دو امتیاز دیگه.

302
00:30:25,083 --> 00:30:26,667
‫خب، خوشحالم که پرسیدی.

303
00:30:27,098 --> 00:30:28,207
‫می‌بینمت.

304
00:30:28,208 --> 00:30:29,292
‫اسمش «جو»ـه.

305
00:30:30,958 --> 00:30:33,082
‫جو دی‌ماجیو، مثل اون بازیکن بیسبال.

306
00:30:33,083 --> 00:30:35,732
‫شمارش دو و دوئه
‫و ما تو دور سومیم. آماده برای شروع.

307
00:30:36,750 --> 00:30:38,457
‫ویلسون توپ رو زد.

308
00:30:38,458 --> 00:30:41,999
‫ارتفاعش خوبه،
‫و مسافتش هم خوبه.

309
00:30:42,000 --> 00:30:43,416
‫یه هوم ران دو امتیازی برای ویلسون.

310
00:30:43,417 --> 00:30:46,292
‫- آره!
‫- و... پیش افتادن. دو بر صفر.

311
00:30:47,958 --> 00:30:49,083
‫چی کاره‌ست؟

312
00:30:50,833 --> 00:30:52,583
‫خب، اون یه پزشک‌یاره.

313
00:30:53,083 --> 00:30:54,167
‫مثل یه دکتر.

314
00:30:55,863 --> 00:30:56,999
‫سلام.

315
00:30:57,000 --> 00:30:58,667
‫بابا همیشه این رو می‌گفت.

316
00:31:00,792 --> 00:31:01,958
‫کجا داری میری؟

317
00:31:03,000 --> 00:31:04,124
‫پزشک‌یار بودن خیلی باحاله.

318
00:31:07,333 --> 00:31:08,583
‫تو کارش هم خیلی خوبه.

319
00:31:25,833 --> 00:31:26,833
‫اون...

320
00:31:28,583 --> 00:31:30,366
‫اون دوباره داره داداشش رو نگاه می‌کنه.

321
00:31:32,958 --> 00:31:34,333
‫برای کی کار می‌کنه؟

322
00:31:38,500 --> 00:31:40,116
‫اون برای «پرادیجی» کار می‌کنه.

323
00:31:41,000 --> 00:31:42,000
‫درست مثل ما.

324
00:31:44,196 --> 00:31:47,375
‫مجبوره با سربازهایی کار کنه،
‫که با اسلحه کار می‌کنن.

325
00:31:50,083 --> 00:31:51,292
‫بهش گفتن من مُردم.

326
00:32:19,375 --> 00:32:20,542
‫شام چی داریم؟

327
00:32:21,417 --> 00:32:22,875
‫دلم برای غذا خوردن تنگ شده.

328
00:32:28,542 --> 00:32:30,417
‫اینجایی.

329
00:32:42,208 --> 00:32:45,416
‫من دارم توهم می‌زنم،
‫یا اون یخ داره مستقیم میاد سمت ما؟

330
00:32:45,417 --> 00:32:48,582
‫آره، آره، داره میاد.
‫صداش شبیه اینه که روش حیوون باشه.

331
00:32:48,583 --> 00:32:52,082
‫آخ جون! داریم نجات پیدا می‌کنیم!
‫داریم نجات پیدا می‌کنیم!

332
00:32:52,083 --> 00:32:53,458
‫صدای خنده می‌شنوم.

333
00:32:54,250 --> 00:32:55,708
‫باید یه کشتی تفریحی باشه.

334
00:32:57,542 --> 00:32:59,185
‫هی، شماهایی که اون پایین‌اید!

335
00:32:59,625 --> 00:33:02,708
‫می‌دونید که، این آب‌ها
‫پر از دزدهای دریایی‌ـه.

336
00:33:05,375 --> 00:33:08,000
‫کاپیتان «گات» اینجاست تا کمک کنه!

337
00:33:08,792 --> 00:33:10,499
‫ببین، ما دنبال دردسر نیستیم.

338
00:33:10,500 --> 00:33:13,916
‫- حالا کشتی‌تون رو تسلیم کنید وگرنه با خشم من روبه‌رو...
‫- کشتی‌تون رو تسلیم کنید وگرنه با خشم من روبه‌رو...

339
00:33:13,917 --> 00:33:15,332
‫- ... می‌شید.
‫- ... می‌شید.

340
00:33:15,333 --> 00:33:16,874
‫- با پشم روبه‌رو شیم؟
‫- با پشم روبه‌رو شیم؟

341
00:33:16,875 --> 00:33:19,541
‫- «پشم» نه. «خشم»!
‫- خشم.

342
00:33:19,542 --> 00:33:20,792
‫آتیش!

343
00:33:24,208 --> 00:33:25,250
‫شب به‌خیر، جو.

344
00:33:46,333 --> 00:33:47,417
‫بزن بریم.

345
00:33:48,125 --> 00:33:51,333
‫الان؟ واقعاً؟

346
00:33:55,042 --> 00:33:57,875
‫هی، اون رباته دیروز چی گفت؟

347
00:33:58,583 --> 00:34:00,458
‫من باید تا آخر قراردادم بمونم.

348
00:34:01,208 --> 00:34:02,208
‫درسته.

349
00:34:03,917 --> 00:34:05,041
‫یالا.

350
00:34:05,042 --> 00:34:06,860
‫هی، حواست به توپ باشه، برهما.

351
00:34:11,417 --> 00:34:12,583
‫مدرسه‌ی پزشکی چی؟

352
00:34:14,667 --> 00:34:16,208
‫پس گیر ما افتادی.

353
00:34:23,000 --> 00:34:25,000
‫- تو عاشقمی.
‫- عزیزم.

354
00:34:25,583 --> 00:34:27,750
‫فقط می‌ترسی به زبون بیاریش.

355
00:34:31,000 --> 00:34:32,292
‫لعنتی!

356
00:34:46,083 --> 00:34:48,041
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- گزارش کن.

357
00:34:48,042 --> 00:34:49,874
‫- کاپیتان...
‫- گزارش کن!

358
00:34:49,875 --> 00:34:50,957
‫همه خوبن؟

359
00:34:50,958 --> 00:34:54,457
‫اینجا سیگما-پرایم. ما یه سفینه‌ی سقوط کرده
‫با تلفات متعدد داریم.

360
00:34:54,458 --> 00:34:55,750
‫داریم به سمت محل سقوط می‌ریم.

361
00:35:23,458 --> 00:35:25,291
‫خب، طبق اصول پیش می‌ریم.

362
00:35:25,292 --> 00:35:29,041
‫بازمانده‌ها رو پیدا کنید،
‫زخمی‌ها رو تخلیه کنید، محل رو امن کنید.

363
00:35:29,042 --> 00:35:30,250
‫اطاعت قربان!

364
00:35:45,166 --> 00:35:47,124
‫- اعضا، اسلحه‌هاتون رو چک کنید.
‫- اطاعت قربان.

365
00:35:47,125 --> 00:35:48,291
‫چک شد.

366
00:35:48,292 --> 00:35:50,916
‫برهما، برو بالا.
‫برای تخلیه‌ی زخمی‌ها آماده شو.

367
00:35:50,917 --> 00:35:51,999
‫اطاعت قربان.

368
00:35:52,000 --> 00:35:54,082
‫- رشیدی، چهار نفر رو ببر طبقه‌ی همکف.
‫- اطاعت قربان.

369
00:35:54,083 --> 00:35:56,707
‫داریم حرکت می‌کنیم!
‫برید، برید، برید!

370
00:35:56,708 --> 00:36:00,207
‫برید، برید، برید! حرکت کنید، حرکت کنید!

371
00:36:00,208 --> 00:36:01,791
‫حالا بگردید دنبال زخمی‌ها!

372
00:36:01,792 --> 00:36:03,582
‫دوتا دوتا!

373
00:36:03,583 --> 00:36:05,792
‫یالا دیگه! یالا دیگه!
‫یالا حالا!

374
00:36:13,708 --> 00:36:14,708
‫همینه!

375
00:36:15,208 --> 00:36:17,083
‫بیارش پایین! بیارش پایین!

376
00:36:19,375 --> 00:36:21,958
‫کمک! کمک! کمک!

377
00:36:38,125 --> 00:36:41,375
‫به حرکت ادامه بدید، به حرکت ادامه بدید!
‫هرمیت، با من، با من، بزن بریم!

378
00:36:44,875 --> 00:36:48,249
‫- چادر پزشکی سمت راسته!
‫- به رفتن ادامه بدید!

379
00:36:48,250 --> 00:36:51,125
‫اگه زخمی شدید، برید پیش پزشک‌یارها!
‫پزشک‌یارهای بیشتری دارن میان!

380
00:36:51,875 --> 00:36:53,750
‫به حرکت ادامه بدید!

381
00:36:55,083 --> 00:36:57,249
‫- برید! برید! برید!
‫- برید داخل!

382
00:37:01,583 --> 00:37:04,500
‫حرکت کنید! حرکت کنید! برید! برید!

383
00:37:07,736 --> 00:37:08,832
‫بجنبید، بچه‌ها!

384
00:37:08,833 --> 00:37:11,499
‫- دوتا اون‌ور، سه تا این‌ور.
‫- اطاعت قربان.

385
00:37:11,500 --> 00:37:12,791
‫دنبالم بیاید.

386
00:37:14,792 --> 00:37:16,166
‫کسی زخمی شده؟

387
00:37:16,167 --> 00:37:18,249
‫خدمات امنیتی!

388
00:37:18,250 --> 00:37:21,000
‫- کسی آسیب دیده؟
‫- جستجو و نجات!

389
00:37:22,542 --> 00:37:23,792
‫جستجو و نجات!

390
00:37:25,708 --> 00:37:27,458
‫جستجو و نجات! داریم میایم داخل!

391
00:37:28,833 --> 00:37:30,333
‫جستجو و نجات!

392
00:37:32,833 --> 00:37:34,917
‫- جستجو و نجات!
‫- هرمیت!

393
00:37:37,000 --> 00:37:38,541
‫- گرفتم.
‫- آره.

394
00:37:38,542 --> 00:37:39,916
‫جستجو و نجات!

395
00:37:39,917 --> 00:37:41,292
‫جستجو و نجات!

396
00:37:43,875 --> 00:37:45,167
‫عقب نمون.

397
00:37:51,250 --> 00:37:52,625
‫گوش باشید.

398
00:37:54,000 --> 00:37:55,458
‫این پایین صدای آدم میاد.

399
00:38:04,375 --> 00:38:05,707
‫خدمات امنیتی!

400
00:38:05,708 --> 00:38:07,082
‫- خوبی؟
‫- آره.

401
00:38:07,083 --> 00:38:08,791
‫جستجو و نجات.

402
00:38:08,792 --> 00:38:10,333
‫جستجو و نجات!

403
00:38:11,208 --> 00:38:12,957
‫- کسی آسیب دیده؟
‫- جستجو و نجات!

404
00:38:17,519 --> 00:38:18,749
‫اون سگ رو کنترل کن، رفیق.

405
00:38:18,750 --> 00:38:20,749
‫- جستجو و نجات!
‫- داریم میایم داخل!

406
00:38:20,750 --> 00:38:22,624
‫- داریم میایم داخل!
‫- کاپیتان.

407
00:38:22,625 --> 00:38:23,957
‫هرمیت! حالت خوبه؟

408
00:38:23,958 --> 00:38:25,541
‫- لطفاً ساختمون رو تخلیه کنید.
‫- داریم میایم داخل.

409
00:38:25,542 --> 00:38:27,291
‫- از مرکز پزشکی بیرون استفاده کنید.
‫- هرمیت!

410
00:38:27,292 --> 00:38:28,957
‫- قربان، صدام رو می‌شنوید؟
‫- پزشک‌یار داریم.

411
00:38:28,958 --> 00:38:31,125
‫- هی، آنانت، به هرمیت یه‌کم نیرو بده.
‫- گرفتم.

412
00:38:32,042 --> 00:38:33,541
‫- حالت خوبه، هرمیت؟
‫- آره.

413
00:38:33,542 --> 00:38:35,499
‫- جستجو و نجات!
‫- جستجو و نجات!

414
00:38:35,500 --> 00:38:37,041
‫- اون رفت؟
‫- هرمیت؟

415
00:38:37,042 --> 00:38:38,332
‫لعنتی.

416
00:38:54,417 --> 00:38:56,207
‫به نظر میاد تا پایین
‫ادامه داره.

417
00:38:56,208 --> 00:38:57,457
‫- کورتز.
‫- بله قربان.

418
00:38:57,458 --> 00:39:00,041
‫- با بی‌سیم یه واحد اطفاء حریق خبر کن.
‫- چشم، کاپیتان.

419
00:39:00,042 --> 00:39:02,624
‫اگه کسی بوی گوگرد حس کرد،
‫خبر بده.

420
00:39:02,625 --> 00:39:04,416
‫- بریم داخل.
‫- تأیید شد.

421
00:39:04,417 --> 00:39:06,124
‫اینجا کورتز به مرکز فرماندهی.

422
00:39:06,125 --> 00:39:09,916
‫ما یه وضعیت 10-50 آتش‌سوزی داریم.
‫تکرار می‌کنم، یه وضعیت 10-50 آتش‌سوزی داریم.

423
00:39:15,375 --> 00:39:17,999
‫ما تلفات متعدد،
‫یک کشته، و خسارت مالی داریم.

424
00:39:18,000 --> 00:39:19,292
‫درخواست آمبولانس...

425
00:39:24,042 --> 00:39:25,042
‫جستجو و نجات!

426
00:39:28,042 --> 00:39:29,208
‫موفق باشید، بچه‌ها.

427
00:39:30,713 --> 00:39:31,874
‫لعنتی.

428
00:39:31,875 --> 00:39:32,958
‫یالا.

429
00:39:33,917 --> 00:39:35,457
‫اندازه‌ی اون کوفتی رو نگاه کن.

430
00:39:35,458 --> 00:39:38,583
‫باید مرخصی استعلاجی می‌گرفتم.

431
00:39:39,083 --> 00:39:42,249
‫خب، نگران نباش،
‫من تو کوله‌م زیرشلواری یدک آوردم.

432
00:39:54,375 --> 00:39:55,667
‫یالا.

433
00:40:04,083 --> 00:40:05,458
‫این دیگه چه جور سفینه‌ایه؟

434
00:40:05,958 --> 00:40:08,667
‫فکر کنم یه سفینه‌ی تحقیقاتی باشه.
‫مالِ ویلند-یوتانی‌ـه.

435
00:40:09,458 --> 00:40:11,292
‫من وقتی بچه بودم کارت‌هاش رو
‫جمع می‌کردم.

436
00:40:11,320 --> 00:40:13,124
‫فکر می‌کنی جایزه‌ی یابندگی داشته باشه؟

437
00:40:13,125 --> 00:40:14,604
‫اون چرندیات رو تمومش کن.

438
00:40:17,667 --> 00:40:19,167
‫هویت، آنانت.

439
00:40:20,000 --> 00:40:21,416
‫- گرفتم.
‫- بزن بریم.

440
00:40:21,417 --> 00:40:22,833
‫بزن بریم. با من.

441
00:40:43,921 --> 00:40:45,261
[مگینوت]

442
00:41:58,583 --> 00:42:01,624
‫مادر، اینجا مورو. به مرکز ویلند خبر بده.

443
00:42:01,625 --> 00:42:05,167
‫به سفینه حمله شده.
‫وضعیت محموله نامعلومه.

444
00:42:06,375 --> 00:42:10,250
‫من دارم به سمت اسلحه‌خانه میرم و
‫محل رو تا رسیدن نیروی کمکی امن می‌کنم.

445
00:42:20,042 --> 00:42:21,333
‫خیلی‌خب.

446
00:42:22,042 --> 00:42:23,458
‫می‌خوام این‌ رو بذاری.

447
00:42:26,375 --> 00:42:28,874
‫و وقتی یه صدایی شنیدی، دستت رو ببر بالا.

448
00:42:28,875 --> 00:42:31,083
‫- باشه.
‫- باشه.

449
00:42:36,750 --> 00:42:38,083
‫چرا شما بچه ندارید؟

450
00:42:40,292 --> 00:42:44,457
‫خب، ما س... سعی کردیم بچه دار شیم،
‫ولی من... من تعداد سلول‌های باروریم کمه.

451
00:42:44,458 --> 00:42:47,542
‫- سلول باروری.
‫- آره، سلول باروری. کلمه‌ی خنده‌داریه.

452
00:42:47,862 --> 00:42:52,583
‫مگه سلول باروری اونی نیست
که بچه ازش تشکیل می‌شه؟

453
00:42:53,375 --> 00:42:54,542
‫آره، درسته.

454
00:42:55,292 --> 00:42:56,541
‫آره.

455
00:42:56,542 --> 00:42:59,651
‫شنواییش فراتر از
‫تمام فرکانس‌های انسانیه، 75,000 هرتز.

456
00:43:10,625 --> 00:43:11,916
‫وندی، ما...

457
00:43:11,917 --> 00:43:14,417
‫این‌ رو دوباره بذار،
‫ما هنوز... کارمون تموم نشده.

458
00:43:21,750 --> 00:43:23,750
‫- اون داره چی کار...
‫- هیس!

459
00:43:31,458 --> 00:43:33,707
‫سفینه ساعت 17:30 سقوط کرده.

460
00:43:33,708 --> 00:43:37,007
‫یه سفینه تحقیقاتی اعماق فضاست،
‫کلاس سی.

461
00:43:38,208 --> 00:43:39,624
‫مال ویلند-یوتانی‌ـه.

462
00:43:39,625 --> 00:43:41,082
‫بازمانده‌ها؟

463
00:43:41,083 --> 00:43:43,624
‫توی سفینه؟ نامعلوم. ارتباطات قطعه.

464
00:43:43,625 --> 00:43:45,375
‫سفینه حتماً به برجک خورده.

465
00:43:46,208 --> 00:43:47,958
‫ولی ما نیرو روی زمین داریم.

466
00:43:48,542 --> 00:43:51,625
احتمالاً بین ساکنین تلفات زیادی داشتیم

467
00:43:52,167 --> 00:43:54,333
‫خوشبختانه،
‫جشن روز بنیان‌گذار بود.

468
00:43:54,958 --> 00:43:57,124
‫صدها نفر تو پارک بودن.

469
00:43:57,125 --> 00:43:58,457
‫- قربان...
‫- الان نه.

470
00:43:58,458 --> 00:44:00,082
‫- بریم.
‫- نه. نه.

471
00:44:00,083 --> 00:44:02,666
‫امداد رو بر اساس سطح درآمد
‫اولویت‌بندی کنید. نیروهای ذخیره رو خبر کنید،

472
00:44:02,667 --> 00:44:05,417
‫و این قضیه رو مخفی نگه دارید
‫تا وقتی که میزان خسارت رو بفهمیم.

473
00:44:05,653 --> 00:44:06,916
‫ما می‌تونیم انجامش بدیم.

474
00:44:06,917 --> 00:44:08,000
‫و سفینه؟

475
00:44:08,667 --> 00:44:12,374
‫اوه، یه سفینه تحقیقاتی اعماق فضا
‫که معلوم نیست چی توشه؟

476
00:44:12,375 --> 00:44:13,624
‫فکر کنم اون دیگه مال ماست.

477
00:44:13,625 --> 00:44:15,167
‫اون از این خوشش نمیاد.

478
00:44:15,708 --> 00:44:18,332
‫- یوتانی.
‫- آره، خب می‌تونه شکایت کنه.

479
00:44:18,333 --> 00:44:20,167
‫گفتم ما می‌تونیم انجامش بدیم.

480
00:44:23,417 --> 00:44:26,208
‫قربان، ما سریعیم، ما قوی‌ایم،
‫ما نمی‌شکنیم.

481
00:44:27,250 --> 00:44:29,875
‫شما ما رو ساختید. ما می‌تونیم انجامش بدیم.

482
00:44:31,167 --> 00:44:32,625
‫مردم رو نجات بدیم، تمیزکاری کنیم.

483
00:44:35,458 --> 00:44:36,666
‫چرا؟

484
00:44:36,667 --> 00:44:40,999
‫برادرش از زندگی قبلیش،
‫اون یه پزشک‌یار تو واحد تاکتیکی‌ـه.

485
00:44:41,000 --> 00:44:42,708
‫اون‌ها داخل برج هستن.

486
00:44:45,125 --> 00:44:46,583
‫پس می‌خوای بهش کمک کنی؟

487
00:44:48,208 --> 00:44:49,792
‫به صورتش نگاه کن.

488
00:44:50,568 --> 00:44:51,790
‫زبان بدنش.

489
00:44:51,815 --> 00:44:54,315
‫یعنی، اگه نمی‌دونستم،
‫می‌گفتم اون انسانه.

490
00:44:55,708 --> 00:44:57,042
‫من انسانم.

491
00:45:13,375 --> 00:45:14,708
‫بفرستشون.

492
00:45:15,375 --> 00:45:17,792
‫- بفرستم...
‫- آره، پسران گمشده رو.

493
00:45:18,292 --> 00:45:20,041
‫ببینیم چطور با استرس کنار میان.

494
00:45:20,042 --> 00:45:21,999
‫می‌خوام تمام تکنسین‌ها آماده باشن.

495
00:45:22,000 --> 00:45:23,749
‫عملکرد مغز رو نظارت کنید،
‫واکنش عاطفی،

496
00:45:23,750 --> 00:45:25,416
‫ببینید فیزیولوژی تقویت شده چطور عمل می‌کنه.

497
00:45:25,417 --> 00:45:27,625
‫قربان، اون‌ها امدادگر نیستن.

498
00:45:28,458 --> 00:45:30,332
‫اون‌ها هنوز تو مرحله‌ی نمونه‌ی اولیه هستن،

499
00:45:30,333 --> 00:45:32,457
‫از دست دادن حتی یه واحد
‫فاجعه‌بار خواهد بود.

500
00:45:32,458 --> 00:45:34,208
‫آره، آره. پس یکیشون رو هم از دست نده.

501
00:45:35,000 --> 00:45:36,333
‫حواست بهشون هست؟

502
00:45:37,583 --> 00:45:39,333
‫و اون‌ها می‌تونن دستورات رو اجرا کنن، یعنی...

503
00:45:40,208 --> 00:45:44,125
‫تو می‌تونی دستورات رو اجرا کنی، درسته؟

504
00:45:45,792 --> 00:45:47,125
‫قربان، بله قربان.

505
00:45:51,458 --> 00:45:52,833
‫دیدی؟

506
00:45:54,583 --> 00:45:55,667
‫برید دیگه.

507
00:46:18,292 --> 00:46:19,916
‫من قبل از اینکه مریض بشیم هم مریض بودم.

508
00:46:19,917 --> 00:46:22,041
‫یعنی، یه جورایی، همیشه مریض بودم.

509
00:46:22,042 --> 00:46:23,708
‫مامانم می‌گفت: «سیستم ایمنی نداره».

510
00:46:24,250 --> 00:46:25,250
‫من نه.

511
00:46:26,042 --> 00:46:28,833
‫مثل اسب سرحال و قبراق بودم.

512
00:46:29,333 --> 00:46:32,332
‫چرا اسب؟ اون‌ها خیلی سالمن؟

513
00:46:32,333 --> 00:46:37,000
‫هر چیزی فقط به اندازه‌ی خودش سالمه،
‫‏100‏% یعنی سالم‌ترین حالت ممکن.

514
00:46:37,500 --> 00:46:38,708
‫من دوستش نداشتم.

515
00:46:40,292 --> 00:46:41,292
‫مریض بودن رو.

516
00:46:41,792 --> 00:46:44,207
‫هیچ‌کس دوست نداره.

517
00:46:44,208 --> 00:46:45,292
‫نه.

518
00:46:46,708 --> 00:46:47,917
‫ترسناک بود.

519
00:46:49,875 --> 00:46:52,375
‫هر شب تو تختم دراز می‌کشیدم
‫و فکر می‌کردم ممکنه بمیرم.

520
00:46:53,166 --> 00:46:54,416
‫حالا ما نمی‌تونیم بمیریم.

521
00:46:54,417 --> 00:46:56,832
‫ولی هنوز می‌تونیم له بشیم یا مثلاً،
‫منفجر بشیم.

522
00:46:56,833 --> 00:46:58,874
‫یا آتیش بگیریم. صبر کن، می‌تونیم غرق بشیم؟

523
00:46:58,875 --> 00:47:02,041
‫آره، مثلاً یه اسب آبی بیاد
‫و ما رو تیکه پاره کنه یا یه تمساح...

524
00:47:02,042 --> 00:47:04,292
‫ولی پیر نمی‌شیم یا مریضی نمی‌گیریم.

525
00:47:06,333 --> 00:47:07,333
‫درسته؟

526
00:47:11,583 --> 00:47:15,624
‫شاید باتری‌هامون
‫فقط تموم بشه و ما، همینجوری...

527
00:47:20,875 --> 00:47:22,999
‫وایسادن، لباس پوشیدن، دویدن.

528
00:47:23,000 --> 00:47:27,125
‫ما یه مأموریت نجات مرگ و زندگی
‫مربوط به سقوط سفینه داریم.

529
00:47:29,583 --> 00:47:30,750
‫جدی؟

530
00:48:27,333 --> 00:48:30,667
‫جستجو و نجات! کسی اینجاست؟

531
00:49:10,333 --> 00:49:11,541
‫اول تو.

532
00:49:12,708 --> 00:49:13,792
‫معلومه.

533
00:49:27,333 --> 00:49:28,542
‫لعنتی!

534
00:49:29,208 --> 00:49:30,250
‫ای بابا.

535
00:49:48,875 --> 00:49:51,333
‫این دیگه چه کوفتیه؟

536
00:50:01,667 --> 00:50:02,792
‫بیا این رو ببین.

537
00:50:12,000 --> 00:50:13,417
‫فکر می‌کنی تو سقوط مرده؟

538
00:50:14,458 --> 00:50:15,542
‫بهش شلیک شده.

539
00:50:16,708 --> 00:50:18,917
‫دوتا تو بدن، یکی تو سر.

540
00:50:30,958 --> 00:50:32,417
بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

541
00:50:33,750 --> 00:50:35,875
‫- آره.
‫- بزن بریم.

542
00:50:54,333 --> 00:50:55,750
‫برنگردید.

543
00:50:59,833 --> 00:51:02,417
‫آروم، اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین.

544
00:51:02,958 --> 00:51:06,792
‫آروم باش، دوست من،
‫ما تیم جستجو و نجات «پرادیجی» هستیم.

545
00:51:07,917 --> 00:51:09,207
‫شما سقوط کردید.

546
00:51:09,208 --> 00:51:11,624
‫فقط بذار به تیم پزشکی خبر بدم.

547
00:51:11,625 --> 00:51:13,541
‫لعنتی.

548
00:51:13,542 --> 00:51:15,333
‫مجبورم نکن دوباره بگم.

549
00:51:25,042 --> 00:51:26,292
‫اسلحه‌های کمری‌تون.

550
00:51:30,500 --> 00:51:31,500
‫بلند شید.

551
00:51:33,250 --> 00:51:34,458
‫برگردید تو آزمایشگاه.

552
00:51:35,667 --> 00:51:36,667
‫حرکت کنید.

553
00:51:51,000 --> 00:51:52,625
‫وایسا.

554
00:51:53,667 --> 00:51:55,957
‫رو زمین، پشت به لوله.

555
00:51:55,958 --> 00:51:59,750
‫رفیق، این ساختمون هر لحظه ممکنه
‫بریزه پایین.

556
00:52:04,042 --> 00:52:05,167
‫با دستبند به لوله ببندش.

557
00:52:16,583 --> 00:52:17,583
‫حالا خودت.

558
00:52:26,875 --> 00:52:30,542
‫جدی می‌گم. ما حتی گزارش هم نمی‌کنیم.

559
00:52:31,375 --> 00:52:34,333
‫فقط بذار ما بریم و وانمود می‌کنیم
‫این اتفاق هیچوقت نیفتاده، باشه؟

560
00:52:46,417 --> 00:52:47,708
‫«کاوالیر» کجاست؟

561
00:52:49,708 --> 00:52:51,583
‫اون تریلیونره؟
‫من چه می‌دونم آخه؟

562
00:52:57,333 --> 00:53:00,000
‫لعنتی.
‫هی، اون یه سایبورگ‌ـه.

563
00:53:01,333 --> 00:53:04,500
‫مادر، نمونه‌های آزمایشگاهی
سالم به نظر می‌رسن

564
00:53:05,167 --> 00:53:06,792
‫در حال ردیابی فراری‌ها.

565
00:53:10,875 --> 00:53:11,917
‫داداش، بی‌خیال.

566
00:53:13,458 --> 00:53:14,833
‫نمی‌تونی ما رو اینجوری ول کنی بری.

567
00:53:15,833 --> 00:53:17,041
‫من داداش تو نیستم.

568
00:53:42,792 --> 00:53:43,792
‫هی.

569
00:54:01,083 --> 00:54:04,083
‫فرماندهی، دارید این رو می‌بینید؟

570
00:54:05,042 --> 00:54:06,792
‫ما داخل اتاقک خواب مصنوعی هستیم.

571
00:54:07,625 --> 00:54:09,207
‫به نظر میاد هیچ بازمانده‌ای نیست.

572
00:54:09,234 --> 00:54:10,441
دریافت شد، سروان

573
00:54:11,917 --> 00:54:13,000
‫فرماندهی؟

574
00:54:21,708 --> 00:54:23,083
‫- هرمیت!
‫- دارم میام.

575
00:54:28,683 --> 00:54:29,917
‫چی این کار رو می‌کنه؟

576
00:54:30,750 --> 00:54:31,792
‫نمی‌دونم.

577
00:54:38,083 --> 00:54:41,083
‫یه هفته‌ست مُرده، شاید بیشتر.

578
00:54:41,958 --> 00:54:43,707
‫رنگ خون رو می‌بینی؟

579
00:54:43,708 --> 00:54:45,625
‫- آره.
‫- لخته شدنش رو.

580
00:54:47,917 --> 00:54:49,875
‫صبر کن، چرا این سفینه سقوط کرده؟

581
00:54:50,583 --> 00:54:51,583
‫هرمیت.

582
00:54:54,083 --> 00:54:55,625
‫یه چیزی از اینجا بیرون خزیده.

583
00:54:58,833 --> 00:55:00,046
‫یعنی چی؟

584
00:55:02,083 --> 00:55:04,304
‫باید اون چیزی
که این رد رو به‌جا گذاشته پیدا کنیم

585
00:55:24,583 --> 00:55:27,125
‫هی! ما اینجاییم!

586
00:55:29,792 --> 00:55:31,125
‫فکر کنم پام به چاقوم برسه.

587
00:55:34,500 --> 00:55:37,875
‫تقریباً گرفتمش.

588
00:55:40,625 --> 00:55:42,124
‫- یا خدا.
‫- چی؟

589
00:55:42,125 --> 00:55:43,207
‫یه چیزی رومه.

590
00:55:43,208 --> 00:55:45,083
‫یعنی چی
‫یه چیزی روت‌ـه؟

591
00:55:45,833 --> 00:55:47,832
‫- نمی‌دونم. لعنتی.
‫- هویت؟

592
00:55:47,833 --> 00:55:49,249
‫یه جور حشره‌ی گنده‌ی عوضی.

593
00:55:49,250 --> 00:55:50,833
‫چی؟

594
00:55:51,667 --> 00:55:53,708
‫لعنتی. ها؟

595
00:55:55,500 --> 00:55:58,374
‫لعنتی. لعنتی.

596
00:55:58,375 --> 00:56:00,166
‫هویت، یالا، باید بلند شیم.

597
00:56:00,167 --> 00:56:01,416
‫نمی‌تونم بندازمش!

598
00:56:01,417 --> 00:56:04,042
‫- هویت! باید بلند شیم!
‫- لعنتی!

599
00:56:09,542 --> 00:56:11,917
‫- کجا رفت؟ نمی‌بینمش.
‫- ها؟

600
00:56:13,917 --> 00:56:14,999
‫هویت!

601
00:56:15,000 --> 00:56:16,749
‫لعنتی گازم گرفت!

602
00:56:16,750 --> 00:56:18,093
‫- هویت، بلند شو!
‫- لعنتی!

603
00:56:22,708 --> 00:56:24,999
‫لعنتی! هویت!

604
00:56:25,000 --> 00:56:26,375
‫هویت.

605
00:56:28,375 --> 00:56:29,375
‫هویت.

606
00:56:30,500 --> 00:56:31,500
‫هویت!

607
00:56:33,833 --> 00:56:34,833
‫هویت.

608
00:56:35,917 --> 00:56:38,083
‫لعنتی!

609
00:56:49,875 --> 00:56:52,332
‫نه.

610
00:56:52,333 --> 00:56:55,875
‫نه. نه. لعنتی. لعنتی. نه.

611
00:57:40,167 --> 00:57:41,958
‫قبلاً غذا بودید، می‌دونی.

612
00:57:45,042 --> 00:57:46,417
‫من؟

613
00:57:49,125 --> 00:57:50,125
‫بشریت.

614
00:57:54,417 --> 00:57:57,458
‫زندگی‌هاتون کوتاه
‫و پر از ترس بود.

615
00:57:59,167 --> 00:58:01,249
‫بعد مغزهاتون رشد کرد.

616
00:58:01,250 --> 00:58:04,249
‫شما ابزار ساختید و ازشون
‫برای تسخیر طبیعت استفاده کردید.

617
00:58:04,250 --> 00:58:09,500
‫شما ماشین‌های غیرممکن ساختید
‫و به فضا رفتید.

618
00:58:12,042 --> 00:58:13,708
‫دیگه غذا نبودید.

619
00:58:15,708 --> 00:58:18,125
‫یا بهتره بگم،

620
00:58:19,333 --> 00:58:23,667
‫شما به خودتون گفتید
‫که دیگه غذا نیستید.

621
00:58:27,833 --> 00:58:32,207
‫ولی، در قلمرو حیوانات،
‫همیشه یکی بزرگ‌تر یا کوچیک‌تر هست،

622
00:58:32,208 --> 00:58:34,832
‫که اگه فرصتش رو داشت
‫شما رو زنده زنده می‌خورد.

623
00:58:34,833 --> 00:58:37,458
‫حیوان بودن یعنی این.

624
00:58:38,833 --> 00:58:43,250
‫به دنیا میای، زندگی می‌کنی، می‌میری.

625
00:59:11,833 --> 00:59:13,875
‫برادر من قرار نیست بمیره.

626
00:59:16,375 --> 00:59:18,124
‫معلومه که می‌میره.

627
00:59:19,958 --> 00:59:20,958
‫همه خوبن؟

628
00:59:21,625 --> 00:59:22,625
‫آره.

629
00:59:23,625 --> 00:59:24,625
‫رئیس؟

630
00:59:26,958 --> 00:59:28,332
‫ادامه می‌دیم.

631
00:59:28,333 --> 00:59:31,875
‫جراحت، بیماری، پیری.

632
00:59:32,375 --> 00:59:33,458
‫همه‌شون می‌میرن.

633
00:59:35,583 --> 00:59:37,708
‫نسل پشت نسل.

634
00:59:39,833 --> 00:59:42,333
‫تنها کاری که از ما برمیاد
اینه که تماشا کنیم و اسم بنویسیم

635
00:59:47,125 --> 00:59:48,457
‫نه.

636
00:59:50,750 --> 00:59:52,333
‫اون قرار نیست بمیره.

637
00:59:57,625 --> 00:59:58,814
‫من نجاتش می‌دم.

