﻿1
00:00:20,988 --> 00:00:24,258
‫به نظر میاد این مکان با قانون های
‫شب و روز گیج شده..

2
00:00:25,693 --> 00:00:28,429
‫یا اینم که فقط اونارو نادیده میگیره!

3
00:00:28,496 --> 00:00:31,132
‫وقتی خورشید محو میشه
‫حاضر نیست که آروم بشه..

4
00:00:34,768 --> 00:00:36,604
‫انگار که خدا هنوز تصمیمشو نگرفته

5
00:00:36,670 --> 00:00:37,971
‫که اینجارو به چی تبدیل کنه...

6
00:00:40,408 --> 00:00:41,609
‫آیا صحرایی خواهد بود؟

7
00:00:43,977 --> 00:00:45,279
‫و یا دشتی...؟

8
00:00:52,786 --> 00:00:57,291
‫هر موجوده زنده ای که مسلح به خار
‫و شاخ و نیشه..

9
00:00:57,358 --> 00:01:01,695
‫شبیهه زمین که با خودش میجنگه،
‫دنباله جواب میگرده...

10
00:01:07,868 --> 00:01:09,937
‫من اون جنگ رو میشناختم..

11
00:01:10,003 --> 00:01:13,174
‫یه جنگ، بینِ چیزی که باید
‫تبدیل بهش بشی...

12
00:01:13,241 --> 00:01:14,842
‫و چیزی که میتونی بهش تبدیل بشی

13
00:01:18,546 --> 00:01:22,783
‫من به این مکان نگاه کردم
‫و روح ناتمامِ خودم رو دیدم..

14
00:01:25,386 --> 00:01:29,790
‫به این مکان نگاه کردم..
‫و اینو میدونستم، که برای من...

15
00:01:29,857 --> 00:01:31,425
‫اون جنگ دیگه به آخر رسیده..!

16
00:01:33,427 --> 00:01:34,795
‫الان... میدونم که چی هستم!

17
00:01:36,997 --> 00:01:38,332
‫یه گاوچرونم..

18
00:01:53,113 --> 00:01:56,184
‫انگاری که هرچقدر از تمدن دورتر میشیم...

19
00:01:56,250 --> 00:01:58,552
‫قوانینشو بیشتر جا میذاریم..

20
00:01:59,553 --> 00:02:01,054
‫سُنَت ‌هاشو..

21
00:02:02,290 --> 00:02:03,324
‫خویشتن داریاشو...

22
00:02:05,293 --> 00:02:07,495
‫هرچی بیشتر به طرف غرب میریم،

23
00:02:07,561 --> 00:02:11,098
‫اون قوانین و آداب و رسوم
‫بیشتر سربارِمون میشن..

24
00:02:55,776 --> 00:02:57,311
‫تو انگلیسی بلدی؟

25
00:02:57,378 --> 00:03:01,081
‫ببخشید...
‫انگلیسی، نه!

26
00:03:02,082 --> 00:03:03,016
‫آلینا..

27
00:03:06,687 --> 00:03:08,389
‫همسرم.. انگلیسی بلده

28
00:03:08,456 --> 00:03:10,758
‫اوه، آم...

29
00:03:10,824 --> 00:03:12,460
‫به اونا چی میگین؟

30
00:03:14,328 --> 00:03:15,263
‫شلوار...

31
00:03:15,329 --> 00:03:17,698
‫به زبون خودش

32
00:03:17,765 --> 00:03:19,933
‫پَنتالونی..

33
00:03:20,000 --> 00:03:21,369
‫ازش بپرس ببین بازم داره

34
00:03:21,435 --> 00:03:24,405
‫میدونم که بیشترم داره..
‫چونکه من دوختمشون

35
00:03:24,472 --> 00:03:26,874
‫- میتونم چندتاشونو مبادله کنم؟
‫- داد و ستد...

36
00:03:26,940 --> 00:03:28,542
‫من یه چیزی بهت میدم
‫و توام...

37
00:03:28,609 --> 00:03:31,111
‫میدونم داد و ستد چجوریه...

38
00:03:31,178 --> 00:03:33,247
‫چرا شلوارای شوهرمو میخوای؟

39
00:03:33,314 --> 00:03:35,416
‫از تاوَلایی که به خاطره زینِ اسب زدم
‫خسته شدم..

40
00:03:35,483 --> 00:03:38,118
‫بیا درباره مبادله حرف بزنیم..

41
00:03:38,185 --> 00:03:40,187
‫- چی میخوای؟
‫- چی داری..؟

42
00:03:40,254 --> 00:03:42,990
‫- چی لازم داری؟
‫- همه‏ چی لازم داریم

43
00:03:52,333 --> 00:03:53,901
‫طلاست...

44
00:03:53,967 --> 00:03:55,936
‫اینجا طلا به چه دردی میخوره؟

45
00:03:56,003 --> 00:03:59,607
‫اگه میگی همه‌ چی لازم داری،
‫طلا میتونه همه چی برات بخره

46
00:03:59,673 --> 00:04:02,976
‫اوه... منم الان راه میفتم..
‫میرم فروشگاه...

47
00:04:03,043 --> 00:04:04,478
‫تو "ابیلین" فروشگاهم هست..

48
00:04:10,284 --> 00:04:11,619
‫چرا طلا با خودت داری؟

49
00:04:11,685 --> 00:04:13,053
‫اینکه چرا دارمش،
‫به تو ربط نداره...

50
00:04:13,120 --> 00:04:15,122
‫پس دزدیدیش... و مبادله تعطیله!

51
00:04:15,188 --> 00:04:17,558
‫صبر کن...

52
00:04:17,625 --> 00:04:19,560
‫پدرم.. برای پنهان کردن پولاش
‫باهاشون جواهرات درست میکرد..

53
00:04:19,627 --> 00:04:21,395
‫یه مقدار ازشون رو، روی من مخفی کرد!

54
00:04:23,864 --> 00:04:25,065
!‫خب.. حالا دیگه مالِ تو نیست
‫که بتونی مخفیش بکنی..

55
00:04:26,334 --> 00:04:27,868
‫من برات شلوار میارم..

56
00:04:35,643 --> 00:04:38,211
‫...اینم از شلوار

57
00:04:38,278 --> 00:04:40,381
‫این دیگه باید سایزت باشه...
‫برای اون زیادی کوچیکه

58
00:04:40,448 --> 00:04:42,015
‫ولی.. تو پهلوهات لاغرن

59
00:04:42,082 --> 00:04:45,753
‫اینطوری فکر میکنی؟

60
00:04:45,819 --> 00:04:47,555
‫میدونم همینطوریه!
..‫دارم نگات میکنم

61
00:04:47,621 --> 00:04:49,189
‫وقتی بچه‌ دار بشی،
‫سرش شبیهه...

62
00:04:49,256 --> 00:04:50,558
‫بادمجون میاد بیرون..

63
00:04:51,659 --> 00:04:52,960
‫بادمجون چیه دیگه؟

64
00:05:09,276 --> 00:05:10,444
‫میتونی با لباسِ منم اینکارو کنی؟

65
00:05:30,764 --> 00:05:33,166
‫چیشده... تاحالا زنی ندیدی
‫که شلوار بپوشه؟

66
00:05:33,233 --> 00:05:36,370
‫نه!! گمونم تو اولین نفری

67
00:05:37,805 --> 00:05:39,239
‫هی... بس کن

68
00:05:47,080 --> 00:05:48,582
‫اوه

69
00:05:53,821 --> 00:05:55,589
‫بدترین ایده ‏ای که
‫تاحالا داشتی نیست...

70
00:05:58,892 --> 00:06:01,629
‫نمیخوام بدونم شلوارتو
..از کجا آوردیش

71
00:06:01,695 --> 00:06:04,264
‫- عوض‎ بدلشون کردم با..
!‫- گفتم که! نمیخوام بدونم

72
00:06:07,801 --> 00:06:09,570
‫چیو جاش دادی؟

73
00:06:09,637 --> 00:06:10,738
‫بیخیال...
!‫نمیخوام بدونم

74
00:06:21,582 --> 00:06:23,584
‫- جلسه کی شروع میشه؟
‫- همین الان

75
00:06:23,651 --> 00:06:25,085
‫میخوای باهات بیام؟

76
00:06:25,152 --> 00:06:28,422
‫نه! تو پیشه گله بمون..
‫کناره رودخونه جای پای گرگ دیدم

77
00:06:35,463 --> 00:06:36,864
‫اون یکی.. از اون کولیاست؟

78
00:06:36,930 --> 00:06:38,165
‫یجورایی

79
00:06:38,231 --> 00:06:40,100
‫برات شام میارم

80
00:06:40,167 --> 00:06:41,435
‫هی...برام دوتا وعده بیار

81
00:08:10,290 --> 00:08:12,626
‫از نظره من که رودخونه
‫خیلی عمیق بود...

82
00:08:12,693 --> 00:08:14,061
‫سطحه آبش بالاست

83
00:08:14,127 --> 00:08:16,163
‫شاید اونجایی که بودیم
‫باید با ریسک رد میشدیم

84
00:08:16,229 --> 00:08:18,031
‫حالا باید از دوتا رودخونه رد شیم

85
00:08:18,098 --> 00:08:20,568
‫تا برسیم به مقصدمون
‫باید از 20تا رودخونه رد بشیم

86
00:08:20,634 --> 00:08:22,736
‫من اینجا نقطه درست و حسابی‏
‫برای رد شدن ندیدم

87
00:08:22,803 --> 00:08:24,805
‫چند کیلومتر جلوتر یه نقطه هست

88
00:08:24,872 --> 00:08:27,474
‫یه جا که گاوای وحشی میچرن

89
00:08:27,541 --> 00:08:29,442
‫زمینش پر از سنگ و کلوخه

90
00:08:29,509 --> 00:08:30,978
‫چقدر عمیقه؟

91
00:08:31,044 --> 00:08:33,547
‫باید شنا کرد

92
00:08:33,614 --> 00:08:35,515
‫مردمِت شنا کردن بلدن؟

93
00:08:35,583 --> 00:08:37,651
،‫اونجایی که ما اهلش هستیم
‫غیره قانونیه...

94
00:08:38,652 --> 00:08:40,087
‫شنا کردن؟

95
00:08:40,153 --> 00:08:41,922
‫جایی که من اهلشم
‫جسدِ کسایی که غرق شدنو...

96
00:08:41,989 --> 00:08:43,256
،‫قبل از این که دفنشون کنن
‫ با شلاق میزنن..

97
00:08:43,323 --> 00:08:45,458
‫برای اینکه از اول رفتن تو رودخونه

98
00:08:45,525 --> 00:08:46,827
‫ما شنا نمیکنیم..!

99
00:08:48,829 --> 00:08:51,765
‫میتونیم اول گله گاوا رو ببریم اون سمتی

100
00:08:51,832 --> 00:08:54,802
‫بعدش تا اونجا که بشه،
‫مردمو سوار روی اسب ها رد کنیم

101
00:08:54,868 --> 00:08:56,837
‫بعدشم ارابه ‏ها...

102
00:09:00,007 --> 00:09:03,811
‫ببینید.. نظره منو میخواین؟

103
00:09:03,877 --> 00:09:05,512
‫اگه اول گله ی گاوا رو رد کنیم،

104
00:09:05,579 --> 00:09:08,081
‫لبه ی رودخونه رو به کثافت میکِشن

105
00:09:08,148 --> 00:09:09,382
‫اونجوری اگر یکی از ارابه هامون گیر کنه...

106
00:09:09,449 --> 00:09:11,218
‫وسط رودخونه راه ‌بندون میشه..!

107
00:09:11,284 --> 00:09:14,955
‫من دیدمش،
‫و نمیخواین که اینجوری پیش بره...؟!

108
00:09:15,022 --> 00:09:17,257
‫اول مردمو ببرید اون طرف،
‫بعد ارابه‏ هارو بفرستید...

109
00:09:17,324 --> 00:09:18,558
‫بعدم گله رو رد کنید..

110
00:09:18,626 --> 00:09:21,561
‫چند نفر برای نگه داشتنه گله لازم داری؟

111
00:09:21,629 --> 00:09:23,731
‫نگرانه گله نباش!
..‫گله رو من رد میکنم

112
00:09:23,797 --> 00:09:25,633
‫تو فقط نذار ارابه ‌ها لبه رودخونه گیر کنن

113
00:09:25,699 --> 00:09:26,967
‫و اگرنه، منم میخورم به راه ‌بندون...

114
00:09:29,670 --> 00:09:33,240
‫میتونی کمکمون کنی
‫مردمو رد کنیم؟

115
00:09:33,306 --> 00:09:34,507
‫میتونم این کارو بکنم..

116
00:09:34,574 --> 00:09:36,710
‫این یعنی اینکه زنت باید یه ارابه رو هدایت کنه..!

117
00:09:36,777 --> 00:09:39,713
‫زنِ من میتونه با ارابه از درِ
...‫یه کافه هم بره داخل

118
00:09:39,780 --> 00:09:40,781
‫برای اون مشکلی پیش نمیاد!

119
00:09:43,383 --> 00:09:45,118
‫صبح ردشون میکنیم..

120
00:09:45,185 --> 00:09:47,054
‫صبر کن تا هوا گرمتر شه

121
00:09:47,120 --> 00:09:49,723
‫صبرکن تا همه‌ چی گرم
‫و یکم هم خسته بشن..

122
00:09:49,790 --> 00:09:52,225
‫اون موقع حیوونام بیشتر آمادن
‫تا برن توی رودخونه..

123
00:09:52,292 --> 00:09:54,394
‫اون ناحیه بارونیه..

124
00:09:54,461 --> 00:09:56,229
‫بارونی که از اونجا به اینجا جریان پیدا کنه،
‫سطحِ آب رودخونه اینجارو میبره بالاتر..

125
00:09:56,296 --> 00:09:57,731
‫همین الانشم بالا هست...

126
00:10:01,301 --> 00:10:03,303
‫تا موقعی که این نخاله‌ هارو
..حرکت بدم

127
00:10:03,370 --> 00:10:04,938
‫ظهر میشه کشاورز..!

128
00:10:05,005 --> 00:10:06,339
‫نگرانش نباش!

129
00:10:08,475 --> 00:10:09,777
‫من کشاورز نیستم..

130
00:10:10,844 --> 00:10:12,112
‫قبلا که بودی

131
00:10:12,179 --> 00:10:14,514
‫یه سروانم بودم

132
00:10:14,581 --> 00:10:16,416
‫به خودم سروان هم نمیگم..

133
00:10:21,755 --> 00:10:22,990
..‫سروان

134
00:10:32,532 --> 00:10:35,268
‫اگه اشکال نداره
‫یکم "هارت.‏تک" برمیدارم
‫(یه نوع بیسکوئیت)

135
00:10:35,335 --> 00:10:39,106
‫تو چادره من یکم بیسکوئیت
‫و بِیکِن هست..

136
00:10:39,172 --> 00:10:41,508
‫بیسکوئیتا ماله کِین؟

137
00:10:41,574 --> 00:10:43,076
‫به اندازه کافی تازه ان..

138
00:10:50,050 --> 00:10:51,218
‫فکر میکردم قراره آشپز استخدام کنیم..

139
00:10:52,452 --> 00:10:54,087
‫ابلین..

140
00:10:54,154 --> 00:10:55,255
‫چطوره وقتی که از رودخونه رد شدیم..

141
00:10:55,322 --> 00:10:57,390
‫یکی از اون گاوا رو سر ببریم؟

142
00:10:57,457 --> 00:11:00,460
‫موقعی گاو سر میبُریم که آشپز
‫برای قصابی کردنشم داشته باشیم..

143
00:11:00,527 --> 00:11:02,830
‫اینجای سفر نباید لاغر مردنی شیم..

144
00:11:02,896 --> 00:11:04,998
‫این موقع باید چاق و چله بشیم..

145
00:11:05,065 --> 00:11:06,767
‫ لاغر شدن موقعش بعدهاست..

146
00:11:06,834 --> 00:11:11,638
‫اگه خودمون قصابی کنیمش،
‫بیشترش هدر میره..

147
00:11:11,705 --> 00:11:13,841
‫یه ماهه گله رو تموم میکنیم..

148
00:11:13,907 --> 00:11:18,311
‫اون موقع دیگه فقط لاغر نمیشیم،
!!‫گرسنگی میکِشیم

149
00:11:18,378 --> 00:11:23,116
‫خب! یه نگاه به اطراف بنداز سروان..

150
00:11:23,183 --> 00:11:26,887
‫همین الانشم داریم گرسنگی میکشیم

151
00:11:29,923 --> 00:11:32,225
‫این حاضر جوابی کردنا،
‫داره واگیردار میشه...

152
00:11:33,526 --> 00:11:35,595
...باید با اون کشاورزه صحبت کنی

153
00:11:37,397 --> 00:11:38,565
‫جوری صحبت کنی که حالیش بشه

154
00:11:39,800 --> 00:11:43,703
‫بذار من باهاش حرف بزنم،
‫مطمئن بشم که حالیش میشه..

155
00:11:46,039 --> 00:11:48,108
‫وقتی که به سرزمینای قلمرویی برسیم

156
00:11:48,175 --> 00:11:50,443
‫به همه قوتش برای مبارزه کردن
‫نیاز پیدا میکنیم...

157
00:11:56,549 --> 00:12:00,053
،‫اونا بخاطره اینکه شنا کردن غیرقانونیه
‫جَسدارو شلاق میزنن

158
00:12:01,054 --> 00:12:03,156
‫همه ‌کار غیرقانونیه

159
00:12:03,223 --> 00:12:04,524
‫جز مالیات دادن...

160
00:12:14,167 --> 00:12:16,937
‫آه..! اورگن..

161
00:12:18,371 --> 00:12:20,273
‫تو دیدیش؟

162
00:12:20,340 --> 00:12:21,474
‫دیدمش

163
00:12:22,742 --> 00:12:24,577
‫چطوری بود؟

164
00:12:24,644 --> 00:12:27,314
‫ارزشه خطرشو داره
‫اگه سوالت اینه..

165
00:12:29,249 --> 00:12:30,617
‫سوالم همین بود..

166
00:12:41,829 --> 00:12:43,663
‫وقتی از رود "برازوس" رد شدیم

167
00:12:43,730 --> 00:12:45,298
‫دیگه برگشتنی درکار نیست...

168
00:12:45,365 --> 00:12:46,466
‫نه..! نیست

169
00:12:50,670 --> 00:12:54,274
‫من خیلی سخت حیرت‎ زده میشم توماس

170
00:12:54,341 --> 00:12:58,645
‫این آدما هیچ وقت اجازه نداشتن
‫که برای خودشون فکر بکنن..

171
00:12:58,711 --> 00:13:01,214
‫حالا اصلا به زور میتونن فکر بکنن..

172
00:13:01,281 --> 00:13:04,151
‫اینکه به گلوستون نمیرن...

173
00:13:04,217 --> 00:13:07,287
‫و واسه برگشتن به خونه با التماس
‫سوار قایق نمیشن.. منو شوکه ام میکنه..

174
00:13:08,788 --> 00:13:12,192
‫منو شوکه میکنه توماس!

175
00:13:12,259 --> 00:13:15,062
!!‫اینکه هنوز تسلیم نشدن

176
00:13:15,128 --> 00:13:19,232
‫اصلا نمیدونم چرا اونا باید برن خونه

177
00:13:19,299 --> 00:13:21,334
‫بنظر میاد که خونَشون مثلِ جهنمه..

178
00:13:21,401 --> 00:13:24,037
‫چون اونا فقط جهنمو میشناسن..

179
00:13:24,104 --> 00:13:26,907
‫وحشتناکترین چیزه توی دنیا
‫جای ناشناخته ست..

180
00:13:29,342 --> 00:13:32,212
‫بخاطره اینه که تو هیچ وقت
‫شلاق نخوردی سروان

181
00:13:37,117 --> 00:13:40,287
‫بذار یکی شلاقت بزنه...

182
00:13:40,353 --> 00:13:42,990
‫اون وقت بهم بگو که
‫از جای ناشناخته میترسی..

183
00:13:45,425 --> 00:13:48,561
...‫این آدما، هیچ وقت برنمیگردن به خونه

184
00:15:39,239 --> 00:15:40,473
‫هی..

185
00:15:41,975 --> 00:15:44,344
‫باید امشب اردوگاهو جمع کنیم
...‫و از رودخونه رد بشیم

186
00:15:46,146 --> 00:15:49,382
‫چرا امشب؟

187
00:15:49,449 --> 00:15:51,651
‫امن نیست، که پشتِ سره اونا باشیم..

188
00:15:51,718 --> 00:15:54,988
‫فکر میکنی تنها رد شدن، توی شب..
‫از رودخونه امن تره؟

189
00:15:55,055 --> 00:15:57,057
..‫این آدما به کمک نیاز پیدا میکنن

190
00:15:57,124 --> 00:15:58,125
،‫اگه خودمونم یکی از اونا باشیم
‫نمیتونیم کمکی کنیم

191
00:16:00,760 --> 00:16:01,894
‫السا چی؟

192
00:16:04,264 --> 00:16:05,365
‫من میارمش

193
00:16:10,770 --> 00:16:12,039
‫تیم رو جمع میکنم..

194
00:16:52,479 --> 00:16:53,546
‫دست از خوندن برندار

195
00:17:03,001 --> 00:17:04,790
‫نمیتونم...

196
00:17:04,791 --> 00:17:05,892
‫چرا؟

197
00:17:07,427 --> 00:17:09,396
‫من خجالتیم

198
00:17:09,462 --> 00:17:11,864
‫از کِی تاحالا خجالتی شدی؟

199
00:17:11,931 --> 00:17:14,367
‫خب... من موقع آواز خوندن خجالتیم

200
00:17:16,436 --> 00:17:17,737
‫من فقط...

201
00:17:19,106 --> 00:17:20,940
‫نگرانم که آوازم خوب نباشه

202
00:17:21,007 --> 00:17:23,042
‫گاوها براشون اهمیت نداره
‫که آوازت چطوری باشه..

203
00:17:23,110 --> 00:17:27,280
‫اصلا من کل شبو براشون میخونم،
‫و خجالتم نمیکشم..

204
00:17:27,347 --> 00:17:28,981
‫احتمالا باید خجالت بکشی..

205
00:17:31,184 --> 00:17:35,021
‫خب! تو موقع سربه سر گذاشتنه من
‫که خجالت نمیکشی

206
00:17:35,088 --> 00:17:37,290
‫نه.. اون برام خیلی راحته

207
00:17:41,128 --> 00:17:43,696
‫خب...

208
00:17:43,763 --> 00:17:45,232
‫یکی باید براشون بخونه

209
00:18:34,681 --> 00:18:36,549
‫فکر کنم الان من دیگه رُکم...

210
00:18:38,017 --> 00:18:39,252
‫ببخشید... احتمالا باید...

211
00:18:39,319 --> 00:18:40,820
‫دوباره اینکارو انجام بده...

212
00:19:31,704 --> 00:19:33,340
‫میخوای بهم شلیک کنی؟

213
00:19:33,406 --> 00:19:34,774
...‫تو فکرشم

214
00:19:36,876 --> 00:19:38,911
‫داریم ارابه رو از رودخونه رد میکنیم..

215
00:19:38,978 --> 00:19:40,280
‫کِی؟

216
00:19:40,347 --> 00:19:42,715
‫همین الان!

217
00:19:42,782 --> 00:19:46,152
‫من باید پیشه گله بمونم...
‫سه نفر برای جابه ‏جا کردنش لازم داریم

218
00:19:46,219 --> 00:19:48,721
‫با خاله ‌بازیای شما،
‫گله هیچ‏ جایی نمیره...

219
00:19:49,889 --> 00:19:52,792
‫تو باید کاری که به عهده داری رو
!‫ انجامش بدی

220
00:19:52,859 --> 00:19:54,927
‫بله آقا

221
00:19:58,097 --> 00:19:59,065
‫بابا؟

222
00:20:12,945 --> 00:20:14,013
‫عصبانی هستی؟

223
00:20:16,983 --> 00:20:18,251
‫ازش خوشت میاد؟

224
00:20:22,355 --> 00:20:23,823
‫آره..

225
00:20:26,426 --> 00:20:27,794
‫پس باید عصبانی باشم؟

226
00:20:31,998 --> 00:20:34,233
‫نمیتونم وقتی که نفع برای منه،
‫مثل یه آدمه بالغ باهات رفتار کنم..

227
00:20:34,301 --> 00:20:36,068
‫و وقتی نگرانم، مثل یه بچه
‫باهات رفتار کنم..

228
00:20:38,037 --> 00:20:39,272
‫فقط یکی از دوتایی

229
00:20:41,641 --> 00:20:46,679
‫ولی مادرت قصه اش جداست...

230
00:20:46,746 --> 00:20:48,247
‫بهش میگی؟

231
00:20:48,315 --> 00:20:51,284
‫من عمرا بهش بگم..

232
00:20:51,351 --> 00:20:52,919
..‫تو بهش میگی

233
00:20:57,357 --> 00:20:59,992
‫تا رد شدنه تک تکه ارابه‏ ها،
‫گله رو نگه دارین..

234
00:21:01,794 --> 00:21:02,795
‫بله آقا

235
00:21:13,740 --> 00:21:15,675
‫بهم شلیک نمیکنه؟

236
00:21:15,742 --> 00:21:17,677
‫نه! گفت من میتونم
‫بهت شلیک کنم...

237
00:21:17,744 --> 00:21:19,479
‫اگه خطایی ازت سر بزنه...

238
00:21:21,814 --> 00:21:25,318
‫خب! تنها مهارتِ من
‫خطا کردنه...

239
00:21:26,586 --> 00:21:27,587
‫نه! نیست

240
00:21:30,390 --> 00:21:31,391
‫دوباره منو ببین..!

241
00:21:34,561 --> 00:21:36,195
‫بیا اینجا

242
00:22:45,264 --> 00:22:48,100
‫اوه.. نه! آذوقه ‏هاتو برای من هدر نده خانوم

243
00:22:48,167 --> 00:22:52,204
‫تو فقط...
‫فقط شکمِ بچه ‏هارو سیر کن!

244
00:22:53,640 --> 00:22:54,941
‫خودتم بخور

245
00:22:57,544 --> 00:22:59,812
،‫اگه بخاطره تو نبود
‫آذوقه‏ ای برام نمیموند..

246
00:23:27,507 --> 00:23:28,575
‫چیکار میکنی؟

247
00:23:29,909 --> 00:23:31,110
‫نگاه میکنم

248
00:23:31,177 --> 00:23:32,411
‫این کارو نکن..

249
00:23:33,880 --> 00:23:35,114
‫چرا؟

250
00:23:42,421 --> 00:23:44,056
‫ازدواج با یه سیاه‏ پوست..

251
00:23:44,123 --> 00:23:45,558
‫مشکلاتتو حل نمیکنه خانوم

252
00:23:47,193 --> 00:23:49,562
‫کلی مشکلات جدیدم
‫برات بوجود میاره

253
00:23:50,630 --> 00:23:52,198
‫اینجا کشوره آزادیه

254
00:23:53,600 --> 00:23:56,135
‫حدهایی از آزادی هست.. خانوم

255
00:23:56,202 --> 00:23:58,638
‫منظورت چیه؟

256
00:23:58,705 --> 00:24:00,940
‫دولت میتونه بهم بگه... که
‫کِی دوست داشته باشم؟

257
00:24:01,007 --> 00:24:04,544
‫دولتِ شما که میگه
‫نمیتونین شنا کنین..

258
00:24:04,611 --> 00:24:07,647
‫نمیتونی از خودت محافظت کنی..

259
00:24:07,714 --> 00:24:10,650
‫معلومه که دولت میتونه بهت بگه
‫کیو دوست داشته باشی..

260
00:24:10,717 --> 00:24:12,118
‫و اینکه چطوری دوسشون داشته باشی..

261
00:24:14,186 --> 00:24:15,254
‫نباید این کارو بکنن..

262
00:24:17,189 --> 00:24:18,390
‫ولی تواناییشو دارن..

263
00:24:23,896 --> 00:24:26,699
‫پس میریم یه جایی که نتونن..

264
00:24:31,804 --> 00:24:34,273
‫خانوم! به نفعته سر و کاری
‫با من نداشته باشی

265
00:24:37,844 --> 00:24:38,945
..‫من خیلی پیرم

266
00:24:41,380 --> 00:24:42,982
..‫عادتای تغییر ناپذیری دارم

267
00:24:44,450 --> 00:24:46,385
‫از حرف زدن خوشم نمیاد..

268
00:24:46,452 --> 00:24:50,456
‫دوست دارم بیرون بخوابم
‫و دوست دارم تو رودخونه حموم کنم..

269
00:24:50,523 --> 00:24:52,024
‫این خواسته ی یه زن نیست!

270
00:24:53,526 --> 00:24:56,095
‫مَردا اصلا نمیدونن
..‫خواسته زنا چی هست

271
00:24:56,162 --> 00:24:59,098
‫تو این که شکی نیست!

272
00:25:02,935 --> 00:25:03,936
‫میدونی چرا؟

273
00:25:06,739 --> 00:25:08,307
‫چون هیچ وقت نمیپرسن

274
00:25:11,310 --> 00:25:12,679
‫تو چی میخوای؟

275
00:25:14,480 --> 00:25:16,182
‫میخوام غذا خوردنتو تماشا کنم

276
00:25:24,356 --> 00:25:25,424
‫باشه...

277
00:25:40,673 --> 00:25:42,274
‫گرگ..

278
00:25:42,341 --> 00:25:43,542
..‫اوهم

279
00:25:43,610 --> 00:25:44,844
‫حتی اینجام گرگ داره...

280
00:25:49,015 --> 00:25:49,949
‫آووو

281
00:25:54,754 --> 00:25:57,056
‫اون دیگه صدای چی بود؟

282
00:25:57,123 --> 00:25:58,457
‫نمیدونم

283
00:26:01,127 --> 00:26:02,528
‫اورگن اینطوری نیست..؟

284
00:26:06,465 --> 00:26:09,101
‫اورگن...

285
00:26:09,168 --> 00:26:10,269
‫کوهستان داره...

286
00:26:11,838 --> 00:26:15,141
‫و چمنای سبزی داره
‫که تا کمرت قد کشیدن

287
00:26:16,709 --> 00:26:18,444
‫تا خودِ اقیانوس...

288
00:26:18,510 --> 00:26:21,781
‫که اونجا تا مچِ پات میری تو آب..

289
00:26:27,954 --> 00:26:29,555
‫اورگن بهشته..

290
00:26:32,358 --> 00:26:33,626
‫امیدوارم..

291
00:26:38,130 --> 00:26:40,099
‫قول میدم..

292
00:26:44,804 --> 00:26:46,873
‫و بعد یه خانواده؟

293
00:26:47,874 --> 00:26:49,942
‫و بعد یه خانواده میسازیم

294
00:26:50,009 --> 00:26:52,211
‫بعدش خانواده ‎دار میشیم..

295
00:26:59,518 --> 00:27:00,853
‫از امشب شروع به درست کردنش میکنیم

296
00:27:57,609 --> 00:27:58,978
..‫بنظر عمیق میاد

297
00:27:59,045 --> 00:28:01,347
‫خب! کم ‌عمق که نیست..

298
00:28:01,413 --> 00:28:04,550
‫- جانو با خودت ببر..
‫- بله خانوم

299
00:28:10,189 --> 00:28:11,490
‫بیا پسرم

300
00:28:18,931 --> 00:28:22,234
‫چیزی توی این ارابه نیست، که
‫ارزش داشته باشه واسش بمیری

301
00:28:22,301 --> 00:28:25,104
‫اگه رفت زیره آب،
‫از اسب‏ بپر..

302
00:28:25,171 --> 00:28:27,339
‫بذار همه این آت‏ آشغالا
‫برن ته رودخونه...

303
00:28:27,406 --> 00:28:29,541
‫شنا کن سمته بالای رود..
‫میام دنبالت..

304
00:28:29,608 --> 00:28:31,911
‫باشه

305
00:28:31,978 --> 00:28:33,245
‫استرس داری؟

306
00:28:33,312 --> 00:28:34,747
‫طوریم نیست..

307
00:28:34,814 --> 00:28:35,982
‫دوستت دارم

308
00:28:37,950 --> 00:28:39,118
‫چرا این حرفو زدی؟

309
00:28:39,185 --> 00:28:40,286
..‫چون ‏خواستم که بدونی

310
00:28:40,352 --> 00:28:41,754
‫حالا استرس گرفتم...

311
00:28:45,925 --> 00:28:47,226
‫..هی! ..هی!

312
00:29:28,067 --> 00:29:31,270
‫اوه!!! چه خوشی گذشت!

313
00:29:31,337 --> 00:29:33,439
‫به توام خوش گذشت مامان؟

314
00:29:33,505 --> 00:29:36,008
‫آره... خیلی حال داد پسرم

315
00:29:37,476 --> 00:29:38,710
‫چشماتو ببند پسرم

316
00:29:39,812 --> 00:29:41,113
‫ گوشاتم بگیر

317
00:29:42,982 --> 00:29:44,583
‫این سختتر از چیزیه که میگفتی...

318
00:29:44,650 --> 00:29:47,753
...‫بهت که گفتم، هرچی که داشتیمو میطلبه
‫و حتی بیشتر

319
00:29:47,820 --> 00:29:50,356
‫باید توضیح میدادی که
‫منظورت از "همه‏ چی" چیه!

320
00:30:59,758 --> 00:31:01,193
‫نه!

321
00:31:15,975 --> 00:31:18,077
‫واسه همینه که خوشم نمیاد بخوابم

322
00:31:20,279 --> 00:31:22,414
‫اولین باری نیست که دیدمش!

323
00:31:24,516 --> 00:31:26,818
‫من هیچ وقت ندیدم
‫تو اینجوری کنی..

324
00:31:26,885 --> 00:31:29,221
‫تو شبیهه یه نوزاد میخوابی...

325
00:31:29,288 --> 00:31:30,622
‫هیچ وقت درکش نکردم!

326
00:31:33,459 --> 00:31:34,493
‫جوری که من بزرگ شدم؟

327
00:31:35,594 --> 00:31:37,930
‫چیزایی که دیدم..؟
‫لعنت..

328
00:31:40,199 --> 00:31:41,767
‫اصلا از کابوس نمیترسیدم

329
00:31:46,038 --> 00:31:47,706
‫اصلا میخوابیدیم
‫تا از کابوسا فرار کنیم..

330
00:31:55,147 --> 00:31:56,315
‫من قهوه درست کردم

331
00:32:50,969 --> 00:32:52,138
‫صبح بخیر

332
00:32:54,173 --> 00:32:55,174
‫صبح بخیر سروان

333
00:34:14,353 --> 00:34:17,156
‫پس "صبر کنیم تا هوا گرم شه" چیشد؟

334
00:34:17,223 --> 00:34:18,724
‫منظورم خودم که نبود!

335
00:34:20,392 --> 00:34:23,262
‫جریانش از چیزی که بنظر میاد بیشتره
‫و وسطش هم یه کانالِ عمیق هست!

336
00:34:23,329 --> 00:34:25,731
‫ارابه‏ های سنگین گیر میکنن

337
00:34:26,765 --> 00:34:28,900
‫خب...
‫اگه نتونن از اینجا رد بشن

338
00:34:28,967 --> 00:34:31,370
‫نباید جلوتر برن

339
00:34:31,437 --> 00:34:33,239
‫پس تا اینجام نباید میومدن

340
00:34:34,840 --> 00:34:36,442
‫میشه گفت هیچکدوممون
‫نباید میومدیم

341
00:34:39,911 --> 00:34:41,313
‫فکر کنم من میارمش..

342
00:34:42,314 --> 00:34:43,915
..‫ما منتظر میمونیم

343
00:34:43,982 --> 00:34:45,184
‫واقعا؟

344
00:34:45,251 --> 00:34:48,220
‫گفتم که کمک میکنم..
‫کمک میکنم..

345
00:35:04,836 --> 00:35:06,472
‫چندتا چیز هستن که فقط...

346
00:35:06,538 --> 00:35:08,274
‫روی زمان حال تمرکز میکنن

347
00:35:10,842 --> 00:35:13,145
!‫وحشت، یکیشونه

348
00:35:13,212 --> 00:35:14,246
‫غم، یکی دیگشون!

349
00:35:15,481 --> 00:35:18,083
‫ولی هیچی مثل صورتِ یه نفره دیگه...

350
00:35:18,150 --> 00:35:19,685
..‫دنیارو نمیشوره

351
00:35:22,288 --> 00:35:24,055
‫به نظر سُنتِ عجیبی میاد!

352
00:35:24,122 --> 00:35:26,692
‫که غریبه ‏ها صورت هاشون
‫رو بهم بچسبونن!

353
00:35:26,758 --> 00:35:29,961
‫و با چشمانشون هم دیگرو
‫برانداز کنن!

354
00:35:30,028 --> 00:35:33,732
‫وقتی بهش فکر میکنی،
‫اینکار اصلا با عقل جور درنمیاد!

355
00:35:44,910 --> 00:35:46,678
‫صبح بخیر

356
00:35:46,745 --> 00:35:48,814
‫هومم...
!‫آره، صبحه

357
00:35:48,880 --> 00:35:50,216
‫الان چند ساعتی میشه
‫که صبح شده..

358
00:35:54,152 --> 00:35:55,587
‫معذرت میخوام

359
00:35:58,056 --> 00:36:00,058
..‫فکر کنم به خوابه نازت میرسیدی

360
00:36:07,199 --> 00:36:09,067
‫خدا میدونه که اصلا به ناز بودن
‫نیازی نداری...

361
00:36:14,840 --> 00:36:16,575
‫بجنب..
‫بیا کار کنیم...

362
00:36:19,144 --> 00:36:20,712
..‫بیا

363
00:36:23,081 --> 00:36:25,517
‫- تو طرفِ راستو نگه دار باشه؟
‫- باشه!

364
00:36:25,584 --> 00:36:26,818
‫یالا

365
00:36:26,885 --> 00:36:28,654
‫یالا... میبریم‌شون سمتِ آب

366
00:36:28,720 --> 00:36:30,389
‫یالا... گاوها

367
00:36:32,724 --> 00:36:34,626
‫بغل کردن چقدر چیزه مسخره ‏ایه

368
00:36:36,762 --> 00:36:39,865
‫چه کاره بیهوده و بی‌ هدفی!!

369
00:36:43,068 --> 00:36:45,036
‫و من مشتاقانه، یه بغل دیگه میخوام..

370
00:36:51,343 --> 00:36:52,944
‫رودخونه از دیشب اومده بالا!

371
00:36:54,413 --> 00:36:55,447
‫چقدر؟

372
00:36:55,514 --> 00:36:56,648
‫به اندازه کافی بالا اومده..

373
00:36:56,715 --> 00:36:58,350
‫باید ارابه ‏هارو سبک کنیم!

374
00:36:58,417 --> 00:37:01,853
‫اگه چیزی واقعا ضروری نباشه،
‫نباید با خودتون ببرینش...

375
00:37:10,562 --> 00:37:11,863
‫میتونیم بعدا دنباله چیزایی که
‫ولشون کردیم برگردیم..؟

376
00:37:11,930 --> 00:37:13,499
‫چجوری میخوایم همچین کاریو بکنیم؟

377
00:37:13,565 --> 00:37:16,935
‫اگه زیادی سنگینه.. همین جا میمونه.
‫زود باشید..

378
00:37:18,970 --> 00:37:21,006
‫اینجوری که با هیچی میرسیم به اورگن..!

379
00:37:21,072 --> 00:37:22,974
‫چطوری با هیچی زندگی کنیم؟

380
00:37:27,045 --> 00:37:28,046
‫جوزف؟

381
00:37:38,757 --> 00:37:39,891
‫جوزف!

382
00:37:46,732 --> 00:37:51,870
‫والا نمیدونم اسب‌ ها چطوری اینو
‫رو زمینِ خشک تحمل کردن..!

383
00:37:58,410 --> 00:37:59,678
‫زیادی سنگینه..!

384
00:38:05,250 --> 00:38:06,918
‫همه ی اون چیزارو بندازین پایین..

385
00:38:09,287 --> 00:38:10,556
‫ارابه‏ هاتونو خالی کنین..

386
00:38:16,362 --> 00:38:18,196
‫لعنتی..

387
00:38:18,263 --> 00:38:19,798
‫اینو ببین

388
00:38:21,700 --> 00:38:25,103
‫تو "فورت وورث" بهت چی گفت؟

389
00:38:25,170 --> 00:38:28,139
‫گفتم اگه کاملا ضروری نیست،

390
00:38:28,206 --> 00:38:29,875
‫با خودتون نیارین..

391
00:38:29,941 --> 00:38:32,578
‫این ضروریه..
‫اون یه نوازند‌ست

392
00:38:32,644 --> 00:38:35,313
‫نه.. نوازنده نیست!

393
00:38:35,381 --> 00:38:36,982
‫و توام نجار نیستی..

394
00:38:37,048 --> 00:38:39,184
‫و اونم یه آهنگره احمق نیست!

395
00:38:39,250 --> 00:38:43,655
‫شما فقط یه عده پیشگام هستین!
‫و تا به مقصد نرسیدین، فقط همینین...
‫«پیشگامان : افرادی که به غرب آمریکا مهاجرت کردند»

396
00:38:43,722 --> 00:38:46,992
‫نه خونه ای، نه شغلی،
‫نه مزرعه ‎‏ای دارین...

397
00:38:47,058 --> 00:38:49,561
‫فقط سفر رو دارید..! همین

398
00:39:09,648 --> 00:39:11,550
‫چی داره میگه؟

399
00:39:11,617 --> 00:39:14,285
‫میگه این چیزارو میشه جایگزین کرد..

400
00:39:14,352 --> 00:39:18,023
‫تو داری اونو میفرستی به اورگن،
‫تا تو خیابوناش گدایی کنه..

401
00:39:18,089 --> 00:39:22,694
‫این گزینه‌ هاییه که داره..
‫ارابشو خالی میکنه...

402
00:39:22,761 --> 00:39:24,463
‫یا اینکه برمیگرده به "فورت وورث"

403
00:39:24,530 --> 00:39:27,433
‫و اگرنه، ارابشو آتیش میزنم...
‫بهش بگو

404
00:40:07,773 --> 00:40:09,207
‫اونا ازت متنفر میشن..

405
00:40:11,409 --> 00:40:12,878
‫حداقل زنده میمونن،
!‫...تا ازم متنفر باشن

406
00:41:48,039 --> 00:41:49,307
‫باید از اونجا رد شیم؟

407
00:41:52,143 --> 00:41:53,278
‫جوزف؟

408
00:41:54,412 --> 00:41:55,747
‫باید از اونجا رد شیم؟

409
00:41:55,814 --> 00:41:58,483
‫بله...
‫از اونجا رد میشیم

410
00:42:46,431 --> 00:42:48,133
‫طوریتون نیست..!
‫چیزیتون نمیشه!

411
00:43:48,827 --> 00:43:50,295
‫اون حفره رو نشونم بده

412
00:43:56,134 --> 00:43:57,468
‫از اینجا شروع میشه..

413
00:43:59,604 --> 00:44:01,740
‫باید از راسته اون نقطه بری

414
00:44:01,807 --> 00:44:05,210
‫میدونم سروان..
‫به بقیه هم گفتم..

415
00:44:05,276 --> 00:44:08,013
‫فقط امیدوارم اینا صبور باشن!

416
00:44:08,079 --> 00:44:10,315
‫آدمای خون‏ سرد از رود ها عبور میکنن..

417
00:44:10,381 --> 00:44:12,017
‫آدمای عجول هم غرق میشن!

418
00:44:17,756 --> 00:44:19,157
‫ارابه ‌هارو میکِشیم...

419
00:44:19,224 --> 00:44:20,792
‫اگه کسی ازشون افتاد

420
00:44:20,859 --> 00:44:23,628
‫براشون طناب بنداز
‫و بکشونشون به سمته لبِ رودخونه!

421
00:44:23,695 --> 00:44:25,430
‫نذار به اسبت برسن!

422
00:44:25,496 --> 00:44:27,332
‫میکِشن و میندازنت..

423
00:44:27,398 --> 00:44:29,067
‫چرا باید منو بگیرن بندازن؟

424
00:44:29,134 --> 00:44:32,470
‫چون وقتی آدما وحشت میکنن،
‫همین کارو میکنن..

425
00:44:32,537 --> 00:44:36,107
‫اگه از رو زین بیوفتی،
‫لباست تورو غرق میکنه..!

426
00:44:36,174 --> 00:44:38,276
‫اوه... خدای من!

427
00:44:38,343 --> 00:44:40,879
‫فکر کنم بعده امروز قراره...

428
00:44:40,946 --> 00:44:43,614
‫خیلی بهتر هم دیگرو بشناسیم!

429
00:45:08,506 --> 00:45:11,509
‫به نظر سره عقل اومدن،
‫و بارشونو سبکتر کردن!

430
00:45:11,576 --> 00:45:13,344
‫رودخونه این کارو باهات میکنه..

431
00:45:14,846 --> 00:45:17,749
‫عجیبه که همینطوری ولشون کردن!

432
00:45:17,816 --> 00:45:19,250
‫باید همونجا توی شهر میذاشتنشون

433
00:45:20,852 --> 00:45:22,120
‫وقتی که برسیم به کانزاس..

434
00:45:22,187 --> 00:45:23,388
‫با چیزایی که ملت
‫لبِ رود ریختن...

435
00:45:23,454 --> 00:45:25,323
‫عینِ یه آشغالدونی میمونه...

436
00:45:25,390 --> 00:45:27,125
‫اجاق‌ ها.. وان‌ های حمام..

437
00:45:27,192 --> 00:45:29,694
‫پره‏ های آسیاب‌ بادی، به بزرگیه
‫خودِ ارابه ‏ای که توش بودن...

438
00:45:31,096 --> 00:45:35,033
‫قسم میخورم ملت فکر میکنن
‫مسیره غرب سنگ فرش شدست...

439
00:45:58,056 --> 00:46:00,658
‫تو پیانو میزنی..؟

440
00:46:00,725 --> 00:46:01,726
‫میزنم...

441
00:46:04,362 --> 00:46:06,064
‫میزدم..

442
00:46:07,065 --> 00:46:08,299
...‫گمونم دیگه نمیزنم

443
00:46:09,935 --> 00:46:12,904
‫خب.. میتونی یه‏ بار دیگه امتحانش کنی!

444
00:51:10,034 --> 00:51:11,402
‫آهنگِ شاد بلد نیستی؟

445
00:51:23,481 --> 00:51:26,151
‫هیچوقت علاقه ای به آهنگای شاد نداشتم

446
00:51:41,566 --> 00:51:44,502
‫هی... گاو!
‫هی، گاو...

447
00:51:44,569 --> 00:51:48,373
‫- پاشو
‫- یی ‌ها...!

448
00:51:48,439 --> 00:51:50,040
‫هوپ! هوپ! هوپ!

449
00:51:52,109 --> 00:51:55,546
‫پاشو گاو.. پاشو..
!‫یالا..! یالا

450
00:51:58,583 --> 00:51:59,517
‫یالا! هی..!

451
00:51:59,584 --> 00:52:00,551
‫- برو برو!
‫- هوپ..!

452
00:52:00,618 --> 00:52:01,586
‫پاشو گاو

453
00:52:04,189 --> 00:52:07,192
‫هی، گاو..!

454
00:52:58,643 --> 00:53:01,812
‫من هر خاطره‏ ای از تنسی داشتم
‫رو جا گذاشته بودم..

455
00:53:01,879 --> 00:53:04,382
‫انگاری که توی این سفر به دنیا اومده بودم...

456
00:53:04,449 --> 00:53:05,950
‫ولی اینطوری نبود..

457
00:53:08,586 --> 00:53:12,257
،‫داشتیم یه جارو ترک میکردیم
‫و دنباله جای دیگه ‏ای میگشتیم..

458
00:53:12,323 --> 00:53:15,226
‫و سفر... راهه اسفبار.. لازمه ی...

459
00:53:15,293 --> 00:53:17,395
!‫بین این دو بود

460
00:53:22,933 --> 00:53:25,770
‫یجورایی احساس کردم که
‫از خطرات اینجا مصونم..!

461
00:53:27,071 --> 00:53:28,973
‫انگار من و سرزمین،
!..‫باهمدیگه یه جور معامله‏ کردیم

462
00:53:30,975 --> 00:53:34,211
‫تا وقتی که دوستش داشتم،
‫میتونستم بدونِ آسیب بگذرم..!

463
00:53:36,080 --> 00:53:37,348
‫و دوستش داشتم!

464
00:53:37,415 --> 00:53:39,484
،‫همه‏ چیزش رو دوست داشتم

465
00:53:42,553 --> 00:53:45,923
‫ولی رد شدن از رود برازوس، بهم یاد داد که
‫معامله ‏ای درکار نبوده!

466
00:53:47,692 --> 00:53:51,262
‫مهم نیست چقدر دوستش داشته باشیم...

467
00:53:51,329 --> 00:53:54,765
‫سرزمین، هرگز مارو دوست نخواهد داشت...!

