﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,147
.

2
00:00:01,500 --> 00:00:08,500


3
00:00:10,000 --> 00:00:18,500


4
00:00:20,000 --> 00:00:31,000


5
00:00:44,281 --> 00:00:48,943
‫[آنچه در ادامه می‌بینید، روایتی‌ست از
‫زبان آنان که این حوادث را از سر گذراندند.]

6
00:00:48,968 --> 00:00:53,165
‫[و آنان ‌که جانِ سالم به در نبردند.]

7
00:01:01,873 --> 00:01:07,364
‫[آدولف هیتلر مُرده]

8
00:01:07,389 --> 00:01:11,903
‫[شیرازه‌ی فرماندهیِ عالیِ نازی‌ از هم پاشیده]

9
00:01:11,928 --> 00:01:14,925
‫[هفتاد میلیون نفر در جهان جان باختند؛

10
00:01:14,950 --> 00:01:20,388
‫شماری فراتر از قربانیانِ
‫هر جنگِ دیگری در تاریخِ بشریت.]

11
00:01:24,514 --> 00:01:27,531
‫[هفتم مِی 1945]

12
00:01:27,556 --> 00:01:32,863
[آخرین روزِ جنگ در اروپا]

13
00:01:52,714 --> 00:01:54,414
‫یکی از ماشین‌های خودمون نیست؟

14
00:01:56,684 --> 00:01:58,086
‫برید کنار! برید کنار!

15
00:01:58,218 --> 00:01:59,821
‫راه رو باز کنید! راه رو باز کنید!

16
00:02:01,382 --> 00:02:02,982
‫خونسردیت رو حفظ کن، هانس
(آلمانی)

17
00:02:04,588 --> 00:02:06,350
‫بی‌زحمت ماشین رو خاموش کن

18
00:02:05,050 --> 00:02:07,805


19
00:02:14,281 --> 00:02:15,928
‫دستمالی چیزی داری؟

20
00:02:14,882 --> 00:02:18,128


21
00:02:23,726 --> 00:02:24,967
‫نه، نه

22
00:02:24,317 --> 00:02:26,214


23
00:02:26,308 --> 00:02:30,256
‫اِدا، به خاطر بابا قوی باش، خب؟

24
00:02:35,590 --> 00:02:38,158
‫هی! دست‌هات رو بیار بالا ببینم!

25
00:03:02,950 --> 00:03:04,519
‫یا خدا...
‫اون هرمان گورینگه.

26
00:03:04,652 --> 00:03:05,687
‫کی؟

27
00:03:05,820 --> 00:03:07,055
‫مرد شماره دو هیتلر.

28
00:03:08,321 --> 00:03:09,389
‫جانشینِ پیشوا.

29
00:03:10,126 --> 00:03:11,126
‫آقایون…

30
00:03:10,723 --> 00:03:12,854


31
00:03:13,422 --> 00:03:15,898
‫بنده رسماً خودم رو تسلیم می‌کنم

32
00:03:17,554 --> 00:03:19,390
‫چمدون‌هام توی ماشینـه

33
00:03:18,176 --> 00:03:21,255


34
00:03:21,401 --> 00:03:22,402
‫چی گفت؟

35
00:03:23,938 --> 00:03:26,007
‫ازمون خواست چمدون‌هاش رو بیاریم.

36
00:03:31,655 --> 00:03:36,021
‫[واشنگتن دی‌سی]

37
00:03:46,194 --> 00:03:48,228
‫قاضی جکسون؟

38
00:03:48,361 --> 00:03:49,964
‫بستگی داره دلیل موجهی داشته باشی

39
00:03:50,098 --> 00:03:52,133
‫که ساعت 3 صبح داری می‌کوبی به در.

40
00:03:52,265 --> 00:03:53,968
‫هرمان گورینگ رو زنده دستگیر کردن.

41
00:03:56,204 --> 00:03:57,538
‫- کجا؟
‫- اتریش.

42
00:04:00,340 --> 00:04:01,509
‫قراره باهاش چی کار کنن؟

43
00:04:01,534 --> 00:04:02,852
‫خب، سوال اصلی همین‌جاست، مگه نه؟

44
00:04:02,877 --> 00:04:03,920
‫می‌شه بیام تو؟

45
00:04:03,945 --> 00:04:05,813
‫- نه.
‫- ولی داره بارون میاد.

46
00:04:05,947 --> 00:04:08,549
‫دارم می‌بینم.
‫می‌خوان تیربارانش کنن؟

47
00:04:08,683 --> 00:04:10,952
‫تا اونجایی که من می‌دونم، نه.

48
00:04:11,085 --> 00:04:12,854
‫خب، خیلی وقت بود که قرار بود اعدامش کنن.

49
00:04:12,987 --> 00:04:14,254
‫بله قربان.

50
00:04:14,279 --> 00:04:15,998
‫چرچیل و روزولت خودشون دستورش رو امضا کردن.

51
00:04:16,023 --> 00:04:17,309
‫دستوری که تو باهاش مخالفت کردی.

52
00:04:17,334 --> 00:04:18,835
‫من قاضی دیوان عالی هستم.

53
00:04:18,860 --> 00:04:21,294
‫معمولاً با اعدام افراد بدون محاکمه مخالفم.

54
00:04:21,428 --> 00:04:22,964
‫واسه همین اومدم باهات حرف بزنم.

55
00:04:25,233 --> 00:04:26,634
‫شدنی نیست.

56
00:04:26,768 --> 00:04:28,770
‫- هی همین رو می‌گی.
‫- چون واقعاً نمی‌شه.

57
00:04:28,795 --> 00:04:30,245
‫یه دلیل قانع‌کننده بیار که چرا نمی‌شه.

58
00:04:30,270 --> 00:04:33,641
‫هیچ سابقه قانونی برای محاکمه وجود نداره.

59
00:04:33,775 --> 00:04:36,144
‫هیچ قانون بین‌المللی نیست
که بشه اتهامات رو روش سوار کرد

60
00:04:36,276 --> 00:04:38,478
‫هیچ‌کس تا حالا جنایتکاران جنگی رو

61
00:04:38,503 --> 00:04:40,348
‫خارج از حوزه قضایی کشور خودشون محاکمه نکرده

62
00:04:40,380 --> 00:04:43,084
‫چون کل مفهومِ حقوق بین‌الملل اینه که

63
00:04:43,109 --> 00:04:44,927
‫یک کشور نمی‌تونه
به شهروندان یه کشور دیگه بگه

64
00:04:44,952 --> 00:04:46,254
‫که چطور رفتار کنن.

65
00:04:46,386 --> 00:04:48,189
‫- السی...
‫- محاکمه این آدم‌ها

66
00:04:48,321 --> 00:04:49,991
‫تو دادگاه آلمان یه بحث دیگه‌ست.

67
00:04:50,124 --> 00:04:51,959
‫اما چیزی که تو داری می‌گی
یعنی محاکمه اون‌ها

68
00:04:52,093 --> 00:04:54,461
‫توی یه برزخ قانونی که اصلاً وجود خارجی نداره،

69
00:04:54,595 --> 00:04:56,831
‫با استفاده از قوانینی که هنوز نوشته نشدن،

70
00:04:56,964 --> 00:04:59,100
‫و اگه حسابش از دستت در رفته باید بگم،

71
00:04:59,125 --> 00:05:01,102
‫تا همین الان چهارتا دلیل آوردم که چرا نمی‌شه.

72
00:05:01,135 --> 00:05:02,203
‫می‌رم یه چیزی بریزم بخوریم.

73
00:05:02,236 --> 00:05:03,638
‫من چیزی نمی‌خورم.

74
00:05:03,663 --> 00:05:06,265
‫پس واسه خودم می‌ریزم
‫واسه تو هم یکی میارم که خشک و خالی نباشه.

75
00:05:07,108 --> 00:05:08,341
‫کی رو می‌خوای محاکمه کنی؟

76
00:05:10,310 --> 00:05:11,646
‫فرمانده‌های آلمانی رو؟

77
00:05:12,412 --> 00:05:13,815
‫سربازهای وظیفه رو؟

78
00:05:13,948 --> 00:05:16,217
‫اون قاضی‌هایی که قوانین نژادپرستانه رو
اجرا می‌کردن چی؟

79
00:05:16,349 --> 00:05:18,152
‫مسلماً،
‫باید این موارد رو حل و فصل کنیم.

80
00:05:18,286 --> 00:05:20,387
‫و وقتی تصمیم گرفتی
‫کی رو محاکمه کنی،

81
00:05:20,521 --> 00:05:22,824
‫می‌خوای به چه جرمی متهمشون کنی؟

82
00:05:22,957 --> 00:05:25,693
‫توطئه برای آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه جهان.

83
00:05:25,827 --> 00:05:27,628
‫و از ایالات متحده می‌خوای
که به عنوان دادستان

84
00:05:27,762 --> 00:05:29,797
‫این بحث رو پیش ببره؟

85
00:05:29,931 --> 00:05:31,199
‫بله.

86
00:05:31,331 --> 00:05:32,967
‫علیه آلمان،

87
00:05:33,100 --> 00:05:35,503
‫کشوری که هیچوقت به ما حمله نکرد.

88
00:05:38,410 --> 00:05:39,682
‫فقط برای یه لحظه فرض کن،

89
00:05:39,707 --> 00:05:40,975
‫- که شدنی باشه.
‫- رابرت...

90
00:05:41,000 --> 00:05:42,742
‫نمی‌خوای بدونی چطوری انجامش می‌دم؟

91
00:05:43,845 --> 00:05:45,680
‫باید یه تلاشِ...

92
00:05:45,813 --> 00:05:47,849
‫کاملاً بین‌المللی باشه.

93
00:05:49,719 --> 00:05:52,620
‫تمام متفقین باید مشارکت کنن.

94
00:05:52,753 --> 00:05:53,788
‫آمریکا،

95
00:05:53,921 --> 00:05:56,624
‫بریتانیا، فرانسه، روسیه.

96
00:05:56,757 --> 00:05:58,993
‫بدون روس‌ها نمی‌تونی انجامش بدی.

97
00:05:59,126 --> 00:06:01,361
‫چهارتا قاضی بین‌المللی.

98
00:06:01,494 --> 00:06:03,264
‫داری در مورد یه دیوانِ عالی حرف می‌زنی.

99
00:06:03,389 --> 00:06:04,832
‫دقیقاً.

100
00:06:04,966 --> 00:06:08,202
‫دنیا باید بدونه
‫این آدم‌ها چی کار کردن.

101
00:06:08,336 --> 00:06:09,804
‫این کار از نظر اجرایی یه کابوسه.

102
00:06:09,937 --> 00:06:11,005
‫می‌دونم.

103
00:06:13,107 --> 00:06:14,709
‫ولی باید انجام بشه.

104
00:06:23,054 --> 00:06:27,656
‫[لوکزامبورگ، موندورف]

105
00:06:28,865 --> 00:06:33,437
تلاش شوروی برای از بین بردن]
[لکه‌ی ننگ نازی‌ها

106
00:06:45,873 --> 00:06:47,074
‫یه کارت بردار.

107
00:06:49,243 --> 00:06:50,244
‫فکر نکنم بخوام.

108
00:06:51,785 --> 00:06:54,636
‫[هرمان دیگر احتیاجی به تجملات ندارد]

109
00:06:55,216 --> 00:06:56,416
‫بگو من یه دونه بردارم.

110
00:07:07,161 --> 00:07:08,329
‫یه کارت بردار.

111
00:07:15,770 --> 00:07:18,606
‫حالا ازم بخواه که حفظش کنم
‫و بذارمش توی دسته کارت‌ها.

112
00:07:20,007 --> 00:07:22,810
‫لطفاً حفظش کن
‫و بذارش تو دسته کارت‌ها.

113
00:07:26,881 --> 00:07:28,115
‫حالا بُر بزن.

114
00:07:38,726 --> 00:07:39,860
‫حالا چی؟

115
00:07:39,994 --> 00:07:41,629
‫کارت من سه پیک بود.

116
00:07:41,762 --> 00:07:42,930
‫خب، این که شعبده‌بازی نبود.

117
00:07:43,064 --> 00:07:44,165
‫کارتِ رویی رو برگردون.

118
00:07:57,445 --> 00:07:58,446
‫تو کی هستی؟

119
00:07:59,580 --> 00:08:00,648
‫من روانپزشکم.

120
00:08:03,050 --> 00:08:05,319
‫و چرا داری میری
‫به «موندورف»؟

121
00:08:05,453 --> 00:08:06,486
‫کاش می‌دونستم.

122
00:08:07,822 --> 00:08:10,124
‫جدیداً روانپزشک‌ها رو می‌فرستن مأموریت سرّی؟

123
00:08:10,257 --> 00:08:11,993
‫مطمئنم من اولیشم.

124
00:08:16,464 --> 00:08:19,499
‫چطوری اون کار رو کردی؟
‫با کارت‌ها.

125
00:08:20,434 --> 00:08:21,702
‫من کاری نکردم.

126
00:08:23,504 --> 00:08:25,639
‫شعبده‌باز خیلی ماهری هستی.

127
00:08:39,687 --> 00:08:41,155
‫دکتر «کلی»؟

128
00:08:41,288 --> 00:08:42,890
‫گروهبان «هاوی تریست»، در خدمتم.

129
00:08:43,024 --> 00:08:45,259
‫من شما رو می‌برم دفتر فرمانده.

130
00:08:45,393 --> 00:08:47,061
‫- طرفدار ببرهایی، ها؟
‫- بله قربان.

131
00:08:47,194 --> 00:08:48,662
‫شاید دور و بر دیدمتون.

132
00:08:51,332 --> 00:08:52,333
‫عجب.

133
00:08:53,334 --> 00:08:54,702
‫اون کی بود؟

134
00:08:54,835 --> 00:08:57,004
‫اون، هاوی،
‫یه خانم خیلی جذاب بود.

135
00:08:57,138 --> 00:08:59,206
‫گفتی «فرمانده»؟

136
00:09:00,374 --> 00:09:02,810
‫بله قربان. سرهنگ «اندروس».

137
00:09:02,943 --> 00:09:05,279
‫خب، می‌شه بگی
‫من قراره اینجا چی کار کنم؟

138
00:09:05,413 --> 00:09:07,048
‫من فکر می‌کردم جنگ تموم شده.

139
00:09:08,049 --> 00:09:09,250
‫نمی‌تونم بگم.

140
00:09:10,284 --> 00:09:11,685
‫نمی‌تونی بگی
‫چون خودتم نمی‌دونی

141
00:09:11,710 --> 00:09:12,828
‫یا نمی‌تونی بگی چون یکی

142
00:09:12,853 --> 00:09:13,854
‫بهت گفته که نباید بگی؟

143
00:09:15,489 --> 00:09:16,757
‫نمی‌تونم بگم.

144
00:09:17,327 --> 00:09:19,038


145
00:09:19,126 --> 00:09:21,262
‫از دستم دلخور نشو دکتر.
‫من فقط مترجمتم.

146
00:09:22,096 --> 00:09:23,364
‫مترجم برای چی؟

147
00:09:25,032 --> 00:09:27,068
‫خودت می‌بینی.

148
00:09:31,283 --> 00:09:33,586
‫[هتل مجلل موندورف]
‫[اسم رمز: خاکستردان]

149
00:09:33,674 --> 00:09:36,610
‫دکتر کلی، ظاهراً
‫فرماندهی مرکزی فکر می‌کنه

150
00:09:36,744 --> 00:09:38,946
‫شما یه جورایی
‫روانپزشک کاردرستی هستی.

151
00:09:39,080 --> 00:09:40,781
‫تصور می‌کنم
‫چندتا سوال از من داری.

152
00:09:40,915 --> 00:09:42,883
‫- بیشتر از چندتا.
‫- پس بریم سر اصل مطلب.

153
00:09:43,017 --> 00:09:45,786
‫شما الان وسط
‫یه زندان نظامی فوق سرّی هستی.

154
00:09:45,920 --> 00:09:48,622
‫اینجا در حال حاضر محل نگه‌داریِ
‫باقیمونده‌ی فرماندهی عالی نازی‌هاست.

155
00:09:48,756 --> 00:09:50,458
‫دولت‌های روسیه، فرانسه،

156
00:09:50,591 --> 00:09:52,493
‫بریتانیا،
‫و ایالات متحده خودمون

157
00:09:52,626 --> 00:09:53,994
‫دارن همین الان تصمیم می‌گیرن

158
00:09:54,128 --> 00:09:56,464
‫که این آدم‌ها رو
‫محاکمه کنن یا نه.

159
00:09:56,597 --> 00:09:59,733
‫شما رو آوردن اینجا
‫تا سلامت روانی زندانی‌ها رو

160
00:09:59,867 --> 00:10:02,803
‫در صورتی که دادگاه برگزار بشه،
‫بررسی و تأیید کنید.

161
00:10:03,404 --> 00:10:04,772
‫خودکشی.

162
00:10:04,905 --> 00:10:07,208
‫این نگرانی اصلی ما
‫در مورد اکثر زندانی‌هاست.

163
00:10:07,341 --> 00:10:08,609
‫هیتلر، گوبلز و هیملر

164
00:10:08,742 --> 00:10:10,744
‫همین الانشم خودشون رو کشتن.

165
00:10:10,878 --> 00:10:12,646
‫نمی‌تونیم تلفات دیگه‌ای بدیم.

166
00:10:13,848 --> 00:10:15,683
‫گوبلز و هیملر
‫با این کارش رو کردن.

167
00:10:16,984 --> 00:10:19,453
‫کپسول سیانور مخفی.

168
00:10:19,588 --> 00:10:21,455
‫کسی که باید بیشتر از همه بپایی، گورینگه.

169
00:10:22,056 --> 00:10:23,057
‫گورینگ؟

170
00:10:23,904 --> 00:10:25,301
‫منظورتون همون هرمان گورینگه؟

171
00:10:25,326 --> 00:10:26,427
‫خودشه.

172
00:10:27,529 --> 00:10:29,230
‫هرمان گورینگ اینجاست؟

173
00:10:29,363 --> 00:10:31,765
‫گروهبان، ممکنه توی راهِ دفترِ من
‫ضربه محکمی

174
00:10:31,790 --> 00:10:33,142
‫به سر جناب سرگرد خورده باشه؟

175
00:10:33,167 --> 00:10:35,211
‫- تا جایی که من می‌دونم خیر قربان.
‫- معذرت می‌خوام.

176
00:10:35,236 --> 00:10:36,312
‫فقط هضمش یه‌کم سخته.

177
00:10:36,337 --> 00:10:37,880
‫معلومه که سخته.
‫سعی کن سریع‌تر هضمش کنی.

178
00:10:37,905 --> 00:10:39,440
‫- بله قربان.
‫- وقتی گورینگ تسلیم شد،

179
00:10:39,574 --> 00:10:41,375
‫داشت با خانواده‌ش سفر می‌کرد.

180
00:10:41,510 --> 00:10:44,245
‫بیشتر از یک میلیون دلار
‫پول نقد آلمانی و جواهرات داشت.

181
00:10:44,378 --> 00:10:45,846
‫و مقدار زیادی...

182
00:10:45,980 --> 00:10:47,381
‫...از این‌ها.

183
00:10:47,406 --> 00:10:48,592
‫فرستادیمشون آمریکا

184
00:10:48,617 --> 00:10:49,920
‫واسه بررسی و طبقه‌بندی.

185
00:10:51,418 --> 00:10:52,920
‫پاراکدئین.

186
00:10:53,053 --> 00:10:55,289
‫یه مسکن خیلی قوی.
‫خودم طرفدارشم.

187
00:10:56,857 --> 00:10:57,925
‫می‌گه واسه قلبشه.

188
00:10:58,058 --> 00:11:02,158
‫خب پس، منم یه پلِ خیلی بزرگ توی بروکلین دارم
‫که می‌تونم بهت بفروشم.

189
00:11:02,183 --> 00:11:03,603
‫این‌ها هیچ ربطی به قلب ندارن.

190
00:11:03,628 --> 00:11:04,663
‫مخدر هستن.

191
00:11:05,534 --> 00:11:07,468
‫روزی چندتا قرص می‌خوره؟

192
00:11:07,602 --> 00:11:09,170
‫- گروهبان؟
‫- چهل‌تا قربان.

193
00:11:10,539 --> 00:11:11,814
‫فکر کنم با اطمینان می‌شه گفت

194
00:11:11,839 --> 00:11:13,575
‫جناب رایش‌مارشال اعتیاد داره.

195
00:11:14,408 --> 00:11:15,676
‫خانواده‌ش کجان؟

196
00:11:15,809 --> 00:11:17,512
‫آزاد شدن و دیگه ربطی به شما ندارن.

197
00:11:17,646 --> 00:11:20,247
‫تنها کار شما ارزیابی گورینگ و بقیه‌ست.

198
00:11:20,381 --> 00:11:21,382
‫همین.

199
00:11:22,517 --> 00:11:23,884
‫قربان، من دکتر خوبی‌ام،

200
00:11:24,018 --> 00:11:26,220
‫ولی روانکاویِ کلِ فرماندهی عالی نازی‌ها

201
00:11:26,353 --> 00:11:28,923
‫شاید یه‌کم فراتر از تخصص من باشن.

202
00:11:29,056 --> 00:11:31,560
‫باور کن سرگرد،
‫این ایده من نبوده.

203
00:11:33,093 --> 00:11:34,161
‫مرخصید.

204
00:11:37,965 --> 00:11:40,067
‫خیلی توی روحیه دادن خوب نیست، نه؟

205
00:11:40,201 --> 00:11:42,102
‫فرمانده خیلی به گرم بودن معروف نیست، قربان.

206
00:11:42,236 --> 00:11:44,038
‫- می‌خوام ببینمش.
‫- کی رو؟

207
00:11:44,171 --> 00:11:45,839
‫- گورینگ رو. همین الان.
‫- ببخشید قربان.

208
00:11:45,864 --> 00:11:47,183
‫نمی‌خوای اول مستقر بشی؟

209
00:11:47,208 --> 00:11:49,109
‫می‌خوام بدونم با چی طرفم.

210
00:11:49,243 --> 00:11:50,579
‫بسیار خب،
‫فقط خیلی مرعوب نشی.

211
00:11:50,711 --> 00:11:52,880
‫نمی‌شم. ازش برام بگو.

212
00:11:53,013 --> 00:11:56,150
‫رایش‌مارشال هرمان گورینگ، رئیس رایشستاگ،
 (مجلس)

213
00:11:56,283 --> 00:11:57,751
‫وزیر هوانوردی،

214
00:11:57,885 --> 00:11:59,688
‫فرمانده کل لوفت‌وافه
(نیروی هوایی)

215
00:11:59,820 --> 00:12:01,255
‫وزیر اقتصاد،

216
00:12:01,388 --> 00:12:03,924
‫یکی از اعضای بنیان‌گذارِ پلیس مخفی گشتاپو،

217
00:12:04,058 --> 00:12:06,487
‫سال 1939 به عنوان جانشین هیتلر منصوب شد

218
00:12:06,512 --> 00:12:07,637
‫و بالاترین درجه‌ی

219
00:12:07,662 --> 00:12:08,996
‫افسر نظامی تاریخ آلمان رو داره.

220
00:12:09,129 --> 00:12:10,699
‫باشه.

221
00:12:10,831 --> 00:12:12,701
‫الان یه‌کم مرعوب شدم.

222
00:12:12,833 --> 00:12:14,735
‫نباش. کارت درسته.

223
00:12:14,868 --> 00:12:17,672
‫رایش‌مارشال.

224
00:12:17,805 --> 00:12:19,173
‫روز به‌خیر آقای تریست.

225
00:12:22,243 --> 00:12:23,319
‫رایش‌مارشال گورینگ،

226
00:12:23,344 --> 00:12:24,872
‫اسم من دکتر داگلاس کلی هست.

227
00:12:30,017 --> 00:12:31,553
‫می‌گه: «عالیه، یه دکتر.»

228
00:12:31,686 --> 00:12:33,387
‫هستم. می‌تونم نبضتون رو بگیرم؟

229
00:12:36,090 --> 00:12:37,726
‫بله، بله.

230
00:12:41,262 --> 00:12:42,930
‫سراغ قرص‌هاش رو می‌گرفت.
‫می‌خواد که شما

231
00:12:43,063 --> 00:12:44,832
‫براش بیاریدشون.

232
00:12:44,965 --> 00:12:46,934
‫متوجه شدم که مشکل قلبی دارید.

233
00:12:52,641 --> 00:12:54,074
‫«من چندین حمله قلبی خفیف داشتم

234
00:12:54,208 --> 00:12:55,710
‫«و قرص‌ها واسه اون کمک می‌کنن.»

235
00:12:55,843 --> 00:12:57,811
‫ممکنه دکمه پیرهنتون رو باز کنید، لطفاً؟

236
00:13:01,866 --> 00:13:03,780
خوبـه؟ -
اوهوم -

237
00:13:05,085 --> 00:13:07,021
‫تنفس سریع و سطحیه.

238
00:13:07,154 --> 00:13:08,455
‫این رو ترجمه نکن.

239
00:13:09,990 --> 00:13:12,661
‫قرص‌ها
‫واسه درد هم کمک می‌کنن؟

240
00:13:14,729 --> 00:13:15,829
‫بله، بله.

241
00:13:20,401 --> 00:13:22,403
‫می‌گه توی جنگ جهانی اول
‫سقوط کرده.

242
00:13:22,537 --> 00:13:23,772
‫یه گلوله توی لگن راستش داره.

243
00:13:23,904 --> 00:13:27,241
‫سال 1923،
‫توی کودتای مونیخ

244
00:13:27,266 --> 00:13:28,518
‫به کشاله رانش شلیک شده.

245
00:13:28,543 --> 00:13:29,678
‫خیلی تیر خوردید قربان.

246
00:13:34,381 --> 00:13:35,816
‫«خطرات شغلیه.»

247
00:13:36,817 --> 00:13:39,320
‫خب، اگه واقعاً
‫می‌خواید مراقب قلبتون باشید،

248
00:13:39,453 --> 00:13:41,723
‫بهترین راهش اینه که وزنتون رو کم کنید.

249
00:13:51,899 --> 00:13:53,200
‫«بهت اطمینان میدم، داری

250
00:13:53,225 --> 00:13:55,177
‫«به بهترین فیزیک بدنی در تمام آلمان نگاه می‌کنی،

251
00:13:55,202 --> 00:13:56,970
‫«از همسرم بپرس.»

252
00:13:57,104 --> 00:13:58,205
‫مطمئنم حق با شماست قربان،

253
00:13:58,339 --> 00:14:00,174
‫ولی نگهبان‌های اینجا
‫بهتون می‌گن «خپله».

254
00:14:04,813 --> 00:14:06,480
‫مطمئنم...

255
00:14:06,614 --> 00:14:10,426
‫واسه یه مرد معمولی
‫کم کردن این وزن سخته،

256
00:14:10,256 --> 00:14:15,871


257
00:14:10,451 --> 00:14:13,045
‫ولی شما
‫یه استقامت و نظمی دارید

258
00:14:13,070 --> 00:14:15,197
‫که بقیه ندارن، درسته؟

259
00:14:22,196 --> 00:14:23,531
‫«می‌بینی،
‫این مرد متفاوته.»

260
00:14:27,301 --> 00:14:28,536
‫«ما دوستان خوبی می‌شیم.

261
00:14:28,670 --> 00:14:29,671
‫«مطمئنم.»

262
00:14:30,971 --> 00:14:32,373
‫مشتاقانه منتظرشم.

263
00:14:34,007 --> 00:14:35,710
‫- روز خوش.
‫- خدانگهدار.

264
00:14:42,550 --> 00:14:44,184
‫چه خودشیفته‌ست.

265
00:14:45,386 --> 00:14:46,387
‫چه جذاب.

266
00:14:47,488 --> 00:14:48,556
‫انگلیسی بلده.

267
00:14:49,890 --> 00:14:51,526
‫چی؟ چی؟ چی؟

268
00:14:51,659 --> 00:14:54,027
‫آره، جوری که نگام کرد
‫وقتی بهش گفتم خپله.

269
00:14:54,161 --> 00:14:56,130
‫آره، متوجه حرفم شد.
‫داشته بازیت می‌داده.

270
00:14:58,666 --> 00:15:00,735
‫نه. نه، چرا...
‫چرا باید وانمود کنه؟

271
00:15:00,869 --> 00:15:03,705
‫ترجمه بهش وقت بیشتری میده
‫تا روی جواب‌هاش فکر کنه.

272
00:15:03,838 --> 00:15:05,640
‫فکر می‌کنه
‫این بهش برتری میده.

273
00:15:07,609 --> 00:15:09,677
‫صبر کن، وایستا.

274
00:15:09,811 --> 00:15:11,780
‫داری می‌گی من سه ماه گذشته رو

275
00:15:11,805 --> 00:15:13,922
‫با خودم پچ‌پچ می‌کردم
‫در حالی که اون همه چی رو می‌فهمیده؟

276
00:15:13,947 --> 00:15:14,948
‫تقریباً.

277
00:15:15,983 --> 00:15:17,552
‫ای بابا.

278
00:15:17,685 --> 00:15:19,521
‫می‌خوای... می‌خوای
‫بهش بگی که فهمیدی؟

279
00:15:19,654 --> 00:15:23,090
‫نه، نه. نه، خودش هروقت آماده باشه
‫بهم می‌گه.

280
00:15:23,223 --> 00:15:24,859
‫- کِی هست؟
‫- وقتی به این نتیجه برسه

281
00:15:24,992 --> 00:15:26,259
‫که من تهدید نیستم.

282
00:15:27,428 --> 00:15:29,329
‫می‌خوام بقیه‌شون رو ببینم.
‫بعدی کیه؟

283
00:15:29,463 --> 00:15:32,466
‫دکتر رابرت لِی.

284
00:15:33,500 --> 00:15:35,170
‫رئیس جبهه کارگری آلمان.

285
00:15:35,637 --> 00:15:37,938
‫یکی از اولین پیروان هیتلر.

286
00:15:37,963 --> 00:15:40,349
‫یه بار یه کتاب نوشت که انقدر توش
‫از پیشوا تعریف و تمجید کرده بود

287
00:15:40,374 --> 00:15:41,876
‫که هیتلر انقدر خجالت کشید

288
00:15:41,901 --> 00:15:43,549
‫دستور داد کل نسخه‌هاش رو نابود کنن.

289
00:15:45,045 --> 00:15:48,215
‫لی، کسی که رهبری
‫برنامه برده‌داری نازی‌ها رو بر عهده داشت

290
00:15:48,348 --> 00:15:49,983
‫با پیژامه دستگیر شد،

291
00:15:50,117 --> 00:15:52,520
‫و خودش رو
‫«دکتر دیستلمایر» معرفی می‌کرد.

292
00:15:57,692 --> 00:15:58,959
‫«من مثل این

293
00:15:59,092 --> 00:16:01,195
‫«مردان تشنه قدرتی که اینجا حبس کردید نیستم.»

294
00:16:05,767 --> 00:16:07,267
‫«می‌تونم بوی یهودی رو حس کنم.»

295
00:16:10,003 --> 00:16:11,806
‫دریاسالار بزرگ کارل دونیتس.

296
00:16:11,940 --> 00:16:14,107
‫فرمانده کل نیروی دریایی آلمان.

297
00:16:14,132 --> 00:16:17,024
‫معمار حملات زیردریایی‌های یو-بوت
‫که نیروی دریایی انگلیس رو فلج کرد.

298
00:16:18,377 --> 00:16:20,314
‫دونیتس دستور قتل زندانی‌ها رو تأیید می‌کرد
[نقل است فرمانده‌ی جدید گفته انسانیت یعنی ضعف]

299
00:16:20,339 --> 00:16:21,516
‫توی دریاهای آزاد.

300
00:16:23,110 --> 00:16:25,762
‫یه نازی متعصب، با دستگیری دونیتس،
[ژنرال‌ها در راه رسیدن به ژاپن با زیردریایی ناکام ماندند]

301
00:16:25,787 --> 00:16:28,121
‫رایش سوم برای همیشه تموم شد.

302
00:16:31,358 --> 00:16:33,761
‫«من 76 روزه
‫که در بازداشتم.

303
00:16:33,895 --> 00:16:35,630
‫«هنوز رسماً دستگیر نشدم

304
00:16:35,763 --> 00:16:37,331
‫«یا به جرم خاصی متهم نشدم،

305
00:16:37,464 --> 00:16:40,735
‫«که نقضِ مستقیمِ کنوانسیون ژنوه.

306
00:16:40,869 --> 00:16:42,637
‫«یا متهمم کنید یا آزادم کنید.»

307
00:16:43,838 --> 00:16:44,873
‫یولیوس اشترایشر.

308
00:16:45,005 --> 00:16:47,040
‫مدیر تبلیغات هیتلر.

309
00:16:47,174 --> 00:16:48,977
‫ناشر روزنامه ملیِ یهودستیزِ،

310
00:16:49,109 --> 00:16:50,110
‫«اشتورمر».

311
00:16:50,244 --> 00:16:51,345
‫اشترایشر!

312
00:16:51,478 --> 00:16:53,581
‫ملقب به کاهن اعظمِ یهودستیزی
[خطرِ یهودی‌ها]

313
00:16:53,715 --> 00:16:55,415
‫و هیولای فرانکونیا،

314
00:16:55,550 --> 00:16:58,887
‫تحریم یهودیان رو رهبری کرد...

315
00:16:59,052 --> 00:17:02,189
‫...و با مشت آهنین
‫بر نورنبرگ حکومت کرد.

316
00:17:04,792 --> 00:17:06,159
‫می‌خواد بدونه
‫یهودی هستی یا نه.

317
00:17:06,828 --> 00:17:07,996
‫نه.

318
00:17:11,533 --> 00:17:13,100
‫«ولی تو
‫توی یه شغل یهودی کار می‌کنی.»

319
00:17:20,875 --> 00:17:22,710
‫«برای چی می‌جنگی، دکتر؟»

320
00:17:25,547 --> 00:17:28,215
‫کلید ماجرا گورینگه.

321
00:17:28,348 --> 00:17:30,350
‫رهبرِ یه ملت در تبعید.

322
00:17:30,484 --> 00:17:32,053
‫اون همه رو کنار هم نگه داشته.

323
00:17:32,942 --> 00:17:35,030
‫یه رژیم غذایی سخت خودخواسته رو شروع کرده

324
00:17:35,055 --> 00:17:36,858
‫و برنامه ورزشی،

325
00:17:36,991 --> 00:17:39,894
‫و داره یهویی مصرف قرص رو قطع می‌کنه.

326
00:17:40,028 --> 00:17:43,397
‫انگاری داره
‫واسه یه چیزی تمرین می‌کنه.

327
00:17:43,531 --> 00:17:45,600
‫اگه یکی بخواد یه کتاب
‫در موردش بنویسه، این...

328
00:17:58,580 --> 00:18:00,147
‫توی شهر کتابخونه هست؟

329
00:18:00,222 --> 00:18:03,001


330
00:18:00,280 --> 00:18:01,549
‫می‌خوای بری کتابخونه؟

331
00:18:01,683 --> 00:18:02,951
‫بله.

332
00:18:03,083 --> 00:18:05,118
‫- ساعت 2:33 صبح؟
‫- آره. کتت رو بردار.

333
00:18:07,855 --> 00:18:08,856
‫میرم کتم رو بردارم.

334
00:18:10,518 --> 00:18:12,067
‫با این حجم از آدم‌های خودشیفته‌ای

335
00:18:12,092 --> 00:18:13,962
‫که ما توی اون هتل حبس کردیم،

336
00:18:14,094 --> 00:18:16,229
‫شرط می‌بندم حداقل نصفشون اینجا
 کتاب‌هایی دارن

337
00:18:16,363 --> 00:18:18,967
‫که یا در موردشون نوشته شده
‫یا خودشون نوشتن.

338
00:18:19,099 --> 00:18:21,035
‫ما قراره
‫ته و توی این‌ها رو دربیاریم.

339
00:18:21,168 --> 00:18:24,539
‫آره؟
‫آلمانی زیاد بلدی دکتر؟

340
00:18:24,564 --> 00:18:26,448
‫حتی یه ذره هم بلد نیستم.
‫تو چطور یاد گرفتی؟

341
00:18:26,473 --> 00:18:30,444
‫مادرم آلمانی حرف می‌زد
‫و من می‌خواستم مثل اون باشم.

342
00:18:32,055 --> 00:18:33,848
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی انجامش بدی؟

343
00:18:33,982 --> 00:18:35,950
‫چی کار کنم؟

344
00:18:36,084 --> 00:18:38,987
‫خب، کاری کنی این‌ها
سفره دلشون رو برات باز کنن

345
00:18:39,012 --> 00:18:40,120
‫حتماً.

346
00:18:41,632 --> 00:18:42,824
‫چطوری؟

347
00:18:44,489 --> 00:18:46,101
‫همه دوست دارن
‫به حرفشون گوش داده بشه.

348
00:18:46,126 --> 00:18:47,494
‫این یه غریزه طبیعیه.

349
00:18:48,830 --> 00:18:51,799
‫من در موردشون یاد می‌گیرم.
‫کاری می‌کنم بهم اعتماد کنن.

350
00:18:52,934 --> 00:18:53,935
‫اون‌وقت حرف می‌زنن.

351
00:18:55,135 --> 00:18:56,804
‫جوری می‌گی انگار خیلی ساده‌ست.

352
00:18:57,572 --> 00:19:00,140
‫چی می‌شد اگه می‌تونستیم
شرارت» رو تشریح کنیم؟»

353
00:19:00,273 --> 00:19:02,877
‫منظورم اینه که، چی این مردان رو
‫از بقیه متمایز می‌کنه؟

354
00:19:03,011 --> 00:19:06,146
‫چی باعث شد که بتونن اون جنایاتی رو
‫که انجام دادن مرتکب بشن؟

355
00:19:06,279 --> 00:19:08,516
‫اون‌ها تقریباً دنیا رو تصاحب کردن.

356
00:19:08,650 --> 00:19:10,618
‫در مورد
‫اردوگاه‌های کار اجباری یهودی‌ها شنیدی؟

357
00:19:14,488 --> 00:19:17,157
‫شایعه شده
‫که اونجا فقط اردوگاه کار نبوده.

358
00:19:18,626 --> 00:19:20,227
‫شنیدم.

359
00:19:20,360 --> 00:19:22,630
‫خب، آدم‌ها چطوری
‫این‌شکلی می‌شن؟

360
00:19:22,764 --> 00:19:25,265
‫ما واقعاً یه شانس داریم
‫که این رو بفهمیم.

361
00:19:26,567 --> 00:19:31,039
‫تا بفهمیم چی
‫آلمانی‌ها رو متفاوت کرده.

362
00:19:31,939 --> 00:19:33,007
‫متفاوت؟

363
00:19:34,709 --> 00:19:35,710
‫از ما.

364
00:19:37,645 --> 00:19:40,680
‫مردی که یه کتاب در اون مورد بنویسه
‫می‌تونه پول زیادی به جیب بزنه.

365
00:19:45,153 --> 00:19:47,487
‫می‌دونی، واسه یه لحظه
‫فکر کردم نیتت خیره.

366
00:19:50,024 --> 00:19:51,059
‫نیت خیر می‌خوای؟

367
00:19:53,027 --> 00:19:54,128
‫بسیار خب.

368
00:19:54,261 --> 00:19:59,299
‫اگه بتونیم «شرارت» رو
‫از نظر روانشناختی تعریف کنیم،

369
00:19:59,433 --> 00:20:02,570
‫می‌تونیم کاری کنیم چیزی شبیه این
‫دیگه هیچوقت تکرار نشه.

370
00:20:16,517 --> 00:20:17,518
‫چه خبره؟

371
00:20:17,543 --> 00:20:18,990
‫هرمان گورینگ
‫نمی‌تونه نفس بکشه.

372
00:20:20,088 --> 00:20:21,789
‫- برید کنار!
‫- هاوی!

373
00:20:28,361 --> 00:20:29,731
‫آقا.

374
00:20:29,756 --> 00:20:31,239
‫- خیلی‌خب، راه تنفسش بازه.
‫- این خوبه، نه؟

375
00:20:31,264 --> 00:20:32,299
‫نه،
‫داره سکته می‌کنه.

376
00:20:32,324 --> 00:20:33,526
‫- چی؟
‫- دکترِ زندان

377
00:20:33,551 --> 00:20:34,802
‫- کدوم گوریه؟
‫- تو راهه.

378
00:20:34,827 --> 00:20:35,932
‫بسیار خب.
‫بهش بگو عجله کنه.

379
00:20:35,957 --> 00:20:37,071
‫- هاوی، آسپرین می‌خوام.
‫- باشه.

380
00:20:37,096 --> 00:20:38,371
‫آسپرین معمولیِ ساده.

381
00:20:38,396 --> 00:20:40,049
‫- فهمیدم! فهمیدم!
‫- همین الان بیارش! بدو! هی، هی، هی.

382
00:20:40,074 --> 00:20:41,441
‫قلبت هنوز می‌زنه،

383
00:20:41,576 --> 00:20:42,744
‫یعنی هنوز زنده‌ای.

384
00:20:42,877 --> 00:20:44,444
‫می‌خوام همینجوری
‫نگه‌ت دارم، باشه؟

385
00:20:44,579 --> 00:20:46,279
‫باید آروم باشی،
‫باشه؟

386
00:20:46,413 --> 00:20:50,718
‫با من نفس بکش. دم و بازدم. دم و بازدم.

387
00:20:50,743 --> 00:20:52,327
‫من اینجام. من اینجام. به من نگاه کن.

388
00:20:52,352 --> 00:20:55,022
‫من اینجام. نمی‌ذارم بمیری، باشه؟

389
00:20:55,156 --> 00:20:56,423
‫نفس بکش و...

390
00:20:58,562 --> 00:21:00,862
‫بیا. این همسرته؟

391
00:21:00,995 --> 00:21:03,598
‫اون اینجاست.
‫اون اینجاست. اون اینجاست.

392
00:21:03,731 --> 00:21:04,866
‫نفس بکش. با من نفس بکش.

393
00:21:04,891 --> 00:21:06,374
‫دکتر تو راهه.
‫دکتر تو راهه. آسپرین.

394
00:21:06,399 --> 00:21:07,744
‫آره.
‫چندتا از اون‌ها بده من، خب؟

395
00:21:07,769 --> 00:21:08,903
‫ممنون، هاوی.

396
00:21:09,036 --> 00:21:11,304
‫هی، هی،
‫بهترین چیز واسه قلب،

397
00:21:11,438 --> 00:21:12,940
‫آسپرین معمولیه. آره.

398
00:21:15,487 --> 00:21:16,998


399
00:21:17,078 --> 00:21:18,445
‫به من اعتماد کن، باشه؟

400
00:21:19,947 --> 00:21:21,348
‫نفس بکش.
‫دم و بازدم.

401
00:21:21,481 --> 00:21:24,018
‫بجو، بجو. آره. بهتر شد.

402
00:21:24,152 --> 00:21:26,988
‫آره، نبضت کند شده. آره.

403
00:21:27,121 --> 00:21:30,925
‫هی، حدس بزن چی شد؟
‫زنده‌ای. زنده‌ای.

404
00:21:31,626 --> 00:21:32,627
‫خب، نظرت چیه؟

405
00:21:33,728 --> 00:21:34,929
‫ممنونم.

406
00:21:35,062 --> 00:21:36,764
‫بیا ببریمش
‫بهداری. بلند شو.

407
00:21:48,441 --> 00:21:49,610
‫واسه چی نیشت بازه؟

408
00:21:49,955 --> 00:21:51,666


409
00:21:53,147 --> 00:21:54,682
‫به انگلیسی گفت «ممنونم».

410
00:22:00,121 --> 00:22:02,757
‫ترومن می‌خواد
‫توی انتخابات سال 48 برنده بشه.

411
00:22:02,890 --> 00:22:06,127
‫اون با ناز نازی کردن نازی‌ها
‫به این هدف نمی‌رسه.

412
00:22:06,260 --> 00:22:07,327
‫حرفت درسته.

413
00:22:07,460 --> 00:22:09,218
‫به علاوه، دادگاه یعنی
‫دادن شانس به اون‌ها

414
00:22:09,243 --> 00:22:11,879
‫که داستان‌شون رو
‫برای دنیا تعریف کنن.

415
00:22:11,966 --> 00:22:14,135
‫مگه از شنیدن چی می‌ترسیم؟

416
00:22:14,268 --> 00:22:16,704
‫ما اون جنگ لعنتی رو بردیم، باب.

417
00:22:16,838 --> 00:22:18,139
‫اگه این کار رو بکنی،

418
00:22:18,272 --> 00:22:21,008
‫تبدیل می‌شه به بزرگترین
‫افتضاح تاریخ.

419
00:22:21,033 --> 00:22:22,350
‫دوربین‌ها توی اون دادگاه لعنتی...

420
00:22:22,375 --> 00:22:23,953
‫و چی می‌شه اگه حس ترحم بقیه رو جلب کنن؟

421
00:22:23,978 --> 00:22:26,681
‫چی می‌شه اگه تنها کاری که این دادگاه می‌کنه
‫فراهم کردن یه تریبون واسه اون‌ها باشه

422
00:22:26,714 --> 00:22:29,183
‫برای گسترش یهودستیزی
‫در تمام دنیا؟

423
00:22:29,317 --> 00:22:31,052
‫می‌خوای
‫مسئول همچین چیزی باشی؟

424
00:22:33,254 --> 00:22:35,455
‫می‌خوای بدونی
‫آیا من راحتم

425
00:22:35,590 --> 00:22:38,826
‫که چندتا نازی رو بدون محاکمه
‫اعدام کنیم؟

426
00:22:38,960 --> 00:22:40,228
‫معلومه که هستم.

427
00:22:42,663 --> 00:22:44,799
‫در هر صورت مهم نیست.

428
00:22:44,824 --> 00:22:46,780
‫شما هیچوقت روس‌ها رو راضی نمی‌کنید.

429
00:22:48,035 --> 00:22:49,804
‫ما تأیید روس‌ها رو داریم.

430
00:22:49,937 --> 00:22:52,006
‫- چی؟
‫- ما تأیید روس‌ها رو داریم.

431
00:22:52,726 --> 00:22:53,883
‫جدی؟

432
00:22:53,908 --> 00:22:55,710
‫خود ترومن شخصاً به استالین زنگ زد.

433
00:22:55,735 --> 00:22:58,054
‫داریم به «نیکیچنکو» برای دادستان ارشد فکر می‌کنیم.

434
00:22:58,079 --> 00:22:59,379
‫این خبر فوق‌العاده‌ایه.

435
00:22:59,513 --> 00:23:00,982
‫اصلاً نمی‌دونم شما کی هستید.

436
00:23:01,782 --> 00:23:02,925
‫سرهنگ «جان آمِن»، قربان.

437
00:23:02,950 --> 00:23:04,818
‫من برای
‫«دادستان کل ارتش» کار می‌کنم.

438
00:23:05,553 --> 00:23:08,356
‫پس، ارتش برامون یه وکیل فرستاده؟

439
00:23:09,090 --> 00:23:10,124
‫بله قربان.

440
00:23:10,258 --> 00:23:11,859
‫من حامل سلام
‫از طرف ژنرال آیزنهاور هستم،

441
00:23:11,993 --> 00:23:13,127
‫ایشون گفتن که بدونید

442
00:23:13,261 --> 00:23:15,263
‫موافقِ دار زدنِ کسی بدون محاکمه نیستن.

443
00:23:15,395 --> 00:23:16,731
‫خب، این خودش پیشرفته.

444
00:23:16,864 --> 00:23:18,699
‫همچنین گفتن امیدوارن
‫محاکمه خیلی طول نکشه

445
00:23:18,833 --> 00:23:20,234
‫تا بتونیم بریم سراغ
‫دار زدنشون.

446
00:23:20,368 --> 00:23:22,637
‫بشینید.

447
00:23:24,538 --> 00:23:26,307
‫من خیلی در مورد شما خوندم قربان.

448
00:23:26,439 --> 00:23:27,975
‫می‌گن قراره
‫رئیسِ بعدیِ دیوان عالی باشید.

449
00:23:28,109 --> 00:23:30,211
‫رئیس جمهور شخصاً اون صندلی رو
 بهشون قول داده

450
00:23:30,344 --> 00:23:31,879
‫و ازم خواست رازدار باشم،

451
00:23:32,013 --> 00:23:33,381
‫پس شاید بهتر باشه به هر کسی

452
00:23:33,514 --> 00:23:35,750
‫که وارد دفتر می‌شه این رو نگیم، باشه؟

453
00:23:35,883 --> 00:23:36,918
‫خب، همه توی دفترِ من

454
00:23:36,943 --> 00:23:39,178
‫می‌گن امکان نداره
‫پرونده این محاکمه به شما برسه.

455
00:23:39,754 --> 00:23:40,755
‫شما چی می‌گید؟

456
00:23:41,856 --> 00:23:43,757
‫من می‌گم از آدم‌هایی
که شانس کمی دارن خوشم میاد

457
00:23:44,424 --> 00:23:46,459
‫صبح به‌خیر، یولیوس.

458
00:23:46,594 --> 00:23:48,629
‫من می‌خوام بهت
‫یه سری کارت نشون بدم،

459
00:23:48,763 --> 00:23:50,064
‫که روی هر کدوم لکه‌ی جوهره،

460
00:23:50,197 --> 00:23:53,034
‫و تو قراره بهم بگی
‫توی هر لکه‌ی جوهر چی می‌بینی.

461
00:23:54,402 --> 00:23:55,770
‫شاید این کار

462
00:23:55,903 --> 00:23:57,470
‫چیزهایی رو در مورد
‫شخصیتت آشکار کنه،

463
00:23:57,605 --> 00:24:00,341
‫در مورد هوشت، خلاقیتت.

464
00:24:00,473 --> 00:24:02,710
‫و هر چی اینجا گفته بشه
‫بین خودمون می‌مونه.

465
00:24:07,581 --> 00:24:08,582
‫آقای دکتر.

466
00:24:10,051 --> 00:24:12,119
‫بله.

467
00:24:12,253 --> 00:24:16,190
‫اگه کمکی می‌کنه
‫می‌تونم باهات انگلیسی حرف بزنم.

468
00:24:18,392 --> 00:24:20,061
‫فقط اگه
‫باعث می‌شه راحت باشی.

469
00:24:21,128 --> 00:24:22,338
‫شروع کنیم؟

470
00:24:23,798 --> 00:24:24,999
‫«پروانه.»

471
00:24:25,132 --> 00:24:26,801
‫«جادوگر.»

472
00:24:29,070 --> 00:24:30,204
‫«برخورد اژدر.»

473
00:24:30,338 --> 00:24:32,106
‫انگار یکی یه چیزی رو ریخته.

474
00:24:33,774 --> 00:24:36,243
‫من 10 هزار اسب می‌بینم.

475
00:24:36,377 --> 00:24:39,647
‫من سوارکارانِ «والکری» رو می‌بینم.

476
00:24:42,950 --> 00:24:44,097
‫«گل‌سر زن.»

477
00:24:45,152 --> 00:24:46,454
‫«گل‌سر زن.»

478
00:24:50,624 --> 00:24:52,026
‫«گل‌سر زنِ یهودی.»

479
00:24:52,105 --> 00:24:53,384


480
00:24:53,461 --> 00:24:54,628
‫این خون‌ـه.

481
00:24:54,762 --> 00:24:55,963
‫خونِ کی؟

482
00:24:58,833 --> 00:25:00,334
‫یا جوهر.

483
00:25:00,468 --> 00:25:02,370
‫با جوهر می‌شه
‫خیلی چیزها گفت.

484
00:25:03,981 --> 00:25:05,139
‫متأسفم باب.

485
00:25:05,272 --> 00:25:06,474
‫خبرش امشب رسید.

486
00:25:06,607 --> 00:25:07,775
‫قراره جواب منفی باشه.

487
00:25:07,855 --> 00:25:09,800


488
00:25:10,199 --> 00:25:13,047
‫کنگره قراره به دادگاه
‫جواب رد بده.

489
00:25:13,180 --> 00:25:14,982
‫اون‌ها فقط اعدام می‌خوان.

490
00:25:16,250 --> 00:25:17,818
‫- دیگه راهی ندارم.
‫- رئیس جمهور چی؟

491
00:25:17,952 --> 00:25:19,653
‫رئیس جمهور می‌خواد
‫پشتِ یکی قایم بشه،

492
00:25:19,787 --> 00:25:21,455
‫واسه همینه که به کنگره نیاز داره.

493
00:25:22,123 --> 00:25:23,958
‫هیچ‌کدوم بدون اون یکی کار رو انجام نمیدن.

494
00:25:23,983 --> 00:25:26,435
‫پس به یکی نیاز داری
‫که از رئیس جمهور بزرگتر باشه تا حمایتت کنه.

495
00:25:26,460 --> 00:25:28,596
‫بی‌خیال.
‫کی کله‌گنده‌تر از رئیس جمهوره؟

496
00:25:43,310 --> 00:25:45,046
‫یا خدا.

497
00:25:46,080 --> 00:25:47,381
‫به معنای واقعی کلمه.

498
00:25:48,249 --> 00:25:50,718
‫- کاتولیکی؟
‫- الان دیگه هستم.

499
00:25:53,354 --> 00:25:54,989
‫«پاپ اعظم» الان شما رو می‌پذیرن.

500
00:25:55,069 --> 00:25:56,746


501
00:25:57,625 --> 00:26:01,228
‫شما می‌خواید این مردان رو
‫بر سر جانشون محاکمه کنید،

502
00:26:01,362 --> 00:26:05,599
‫و اومدید تا در این راه
‫برکت و دعای کلیسا رو طلب کنید.

503
00:26:05,733 --> 00:26:07,176
‫حمایت شما تأثیر زیادی

504
00:26:07,201 --> 00:26:09,770
‫در ایجاد
‫یک اجماع بین‌المللی داره.

505
00:26:09,904 --> 00:26:11,906
‫هیچ‌کس انکار نمی‌کنه
‫که این مردان شرور هستن.

506
00:26:13,207 --> 00:26:14,642
‫اما چشم در برابر چشم...

507
00:26:16,210 --> 00:26:17,611
‫راه حل نیست.

508
00:26:17,745 --> 00:26:20,448
‫شاید نباشه، اما تقریباً مطمئنم
‫اولین بار کجا این جمله رو خوندم.

509
00:26:23,984 --> 00:26:25,086
‫شما کاتولیک هستید؟

510
00:26:25,753 --> 00:26:26,754
‫خیر قربان.

511
00:26:28,155 --> 00:26:29,356
‫مرد مذهبی هستید؟

512
00:26:30,291 --> 00:26:31,325
‫نه به اون صورت.

513
00:26:31,459 --> 00:26:34,929
‫با این حال، در وطن،
‫شما رو «عدالت‌گستر» صدا می‌زنن.
 (قاضی)

514
00:26:35,062 --> 00:26:36,330
‫من این اسم رو انتخاب نکردم.

515
00:26:36,464 --> 00:26:39,867
‫اگه به مدت طولانی
‫در جایگاه قضاوت دیگران بنشینید،

516
00:26:40,000 --> 00:26:45,221
‫باور می‌کنید که قوانین بشر
‫سنگین‌تر از قوانین خداوند هستند.

517
00:26:46,971 --> 00:26:48,802
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

518
00:26:48,827 --> 00:26:50,128
‫پس...

519
00:26:51,759 --> 00:26:52,893
‫به چی باور دارید؟

520
00:26:55,765 --> 00:26:57,033
‫من به انسان‌ها باور دارم.

521
00:26:57,544 --> 00:26:59,956
‫به توانایی‌مون برای نجات خودمون

522
00:26:59,981 --> 00:27:01,730
‫از دست آدم‌هایی مثل نازی‌ها.

523
00:27:03,234 --> 00:27:04,711
‫من معتقدم این عملِ درستیه.

524
00:27:05,011 --> 00:27:07,626
‫انقدر درست که حاضرید
‫قوانین خودتون رو دور بزنید

525
00:27:07,651 --> 00:27:09,185
‫تا بهش برسید؟

526
00:27:10,631 --> 00:27:12,047
‫متأسفم،

527
00:27:12,072 --> 00:27:13,340
‫اما کلیسای کاتولیک

528
00:27:13,365 --> 00:27:16,736
‫نمی‌تونه در این راه از شما حمایت کنه.

529
00:27:19,740 --> 00:27:22,176
‫ولی سال 1933 تونستید
‫از اون‌ها حمایت کنید.

530
00:27:25,646 --> 00:27:27,648
‫منظورتون چیه؟

531
00:27:27,781 --> 00:27:30,784
‫شما خودتون توافق‌نامه رو
با هیتلر امضا کردید

532
00:27:32,521 --> 00:27:34,321
‫اون موضوع فرق داشت.

533
00:27:34,455 --> 00:27:35,557
‫شما مونیخ زندگی می‌کردید،

534
00:27:35,689 --> 00:27:37,958
‫شما سفیر پاپ در امپراتوری آلمان بودید.

535
00:27:38,092 --> 00:27:41,795
‫کلیسای کاتولیک
‫اولین قدرت جهانی بود

536
00:27:41,929 --> 00:27:44,298
‫که «دولت پیشوا» رو
‫به رسمیت شناخت.

537
00:27:44,431 --> 00:27:46,133
‫شما به نازی‌ها اعتبار بخشیدید.

538
00:27:46,267 --> 00:27:48,637
‫برای اینکه از کاتولیک‌های آلمان محافظت کنم.

539
00:27:48,769 --> 00:27:50,337
‫واقعاً حیف نیست

540
00:27:50,471 --> 00:27:53,542
‫که یهودی‌ها کسی رو نداشتن
‫که این کار رو براشون بکنه؟

541
00:27:55,009 --> 00:27:56,977
‫فکر می‌کنید
‫من کارهاشون رو تأیید می‌کردم؟

542
00:28:01,982 --> 00:28:03,817
‫مردم به یاد خواهند آورد قربان...

543
00:28:06,187 --> 00:28:08,557
‫کاری که سال 1933 کردید،

544
00:28:09,890 --> 00:28:11,458
‫و کاری که الان می‌کنید.

545
00:28:12,493 --> 00:28:13,994
‫اون‌ها به بچه‌هاشون خواهند گفت.

546
00:28:16,598 --> 00:28:19,700
‫که آیا کلیسای کاتولیک
‫پشت نازی‌ها ایستاد...

547
00:28:21,636 --> 00:28:22,903
‫یا مقابلشون؟

548
00:28:29,043 --> 00:28:30,645
‫الان از پاپ اخاذی کردی؟

549
00:28:30,778 --> 00:28:32,479
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

550
00:28:35,749 --> 00:28:38,118
‫دیشب خبرش رسید.

551
00:28:38,252 --> 00:28:39,554
‫قراره محاکمه برگزار بشه.

552
00:28:43,724 --> 00:28:44,758
‫محاکمه؟

553
00:28:46,961 --> 00:28:49,063
‫خوبه. خوبه.

554
00:28:50,097 --> 00:28:51,566
‫همونطوری که باید باشه.

555
00:29:00,874 --> 00:29:03,244
‫اون کارت‌هایی که بهم نشون دادی،

556
00:29:04,345 --> 00:29:06,280
‫در مورد من چی بهت یاد دادن؟

557
00:29:07,781 --> 00:29:10,084
‫صادقانه بگم،
‫اینکه شما بسیار باهوش هستید.

558
00:29:10,167 --> 00:29:11,377


559
00:29:11,452 --> 00:29:13,220
‫این رو خودم هم می‌تونستم بهت بگم.

560
00:29:13,354 --> 00:29:15,590
‫و اینکه شما یه خودشیفته هستید

561
00:29:15,724 --> 00:29:19,594
‫که درگیر یه زندگی فانتزیِ گسترده
و تهاجمی شده

562
00:29:19,728 --> 00:29:23,330
‫با جاه‌طلبی و میلِ شدید
‫برای مطیع کردنِ دنیایی

563
00:29:23,464 --> 00:29:25,966
‫که می‌خواید طبقِ الگوی فکریِ خودتون باشه.

564
00:29:27,968 --> 00:29:29,638
‫و از این موضوع تعجب کردید؟

565
00:29:31,105 --> 00:29:32,741
‫نه.

566
00:29:32,873 --> 00:29:35,610
‫پس کارت‌ها
‫هیچی بهتون یاد ندادن.

567
00:29:37,044 --> 00:29:39,980
‫آقای تریست،
‫می‌گه شما شعبده‌بازی می‌کنید.

568
00:29:43,817 --> 00:29:45,119
‫شرمنده.

569
00:29:45,252 --> 00:29:46,387
‫بله.

570
00:29:46,521 --> 00:29:49,256
‫خب، شاید،
‫اگه زحمتی نیست،

571
00:29:49,390 --> 00:29:51,091
‫ما اینجا سرگرمی نداریم.

572
00:29:54,128 --> 00:29:55,129
‫چرا که نه؟

573
00:29:56,631 --> 00:30:00,501
‫این یه سکه نقره‌ی
‫معمولی و ساده‌ست.

574
00:30:07,274 --> 00:30:08,610
‫تا دا!

575
00:30:11,245 --> 00:30:12,346
‫خیلی خوبه.

576
00:30:12,479 --> 00:30:13,515
‫خیلی خوبه.

577
00:30:14,815 --> 00:30:17,484
‫منم یه روز یه تردستی
‫بهتون نشون میدم.

578
00:30:19,386 --> 00:30:20,487
‫چی؟

579
00:30:22,557 --> 00:30:25,025
‫من قراره
‫از طناب دار فرار کنم.

580
00:30:27,762 --> 00:30:29,863
‫و چطوری
‫قصد دارید این کار رو بکنید؟

581
00:30:31,999 --> 00:30:35,537
‫اگه بهتون بگم،
‫دیگه تردستی نیست.

582
00:30:37,728 --> 00:30:38,872
‫نورنبرگ.

583
00:30:45,212 --> 00:30:46,847
‫«می‌بینی
‫متفقین قادر به چه کاری هستن؟

584
00:30:46,980 --> 00:30:48,449
‫«هیچی نمونده.»

585
00:30:53,911 --> 00:30:55,055
‫«جز اون.»

586
00:31:04,666 --> 00:31:06,033
‫کاخ دادگستری.

587
00:31:07,836 --> 00:31:10,337
‫سقفش به‌خاطر حملات هوایی آسیب دیده.

588
00:31:11,573 --> 00:31:13,207
‫آتیش طبقات بالایی رو تخریب کرده

589
00:31:13,340 --> 00:31:15,442
‫و برج ساعت
‫فرو ریخته، اما...

590
00:31:16,644 --> 00:31:17,746
‫این دادگاه باید بتونه

591
00:31:17,878 --> 00:31:21,348
‫وقتی کارش تموم شد 600 نفر رو جا بده.

592
00:31:21,482 --> 00:31:22,851
‫قضیه این همه تجهیزات چیه؟

593
00:31:22,983 --> 00:31:25,386
‫نازی‌ها
‫آخرین ایستادگی‌شون رو اینجا کردن

594
00:31:25,520 --> 00:31:26,588
‫وقتی شهر سقوط کرد.

595
00:31:26,721 --> 00:31:28,222
‫و دوباره هم همین کار رو می‌کنن.

596
00:31:30,759 --> 00:31:33,193
‫از بین اون همه شهر زیبا
‫توی این سرزمینِ اشغال شده،

597
00:31:33,327 --> 00:31:36,230
‫می‌خواید توی این مخروبه‌ی بمباران شده
محاکمه‌شون کنید؟

598
00:31:37,866 --> 00:31:39,667
‫ایشون سِر «دیوید مکسول-فایف» هستن،

599
00:31:39,801 --> 00:31:41,368
‫دستیار دادستانِ بریتانیا.

600
00:31:42,771 --> 00:31:43,904
‫بله قربان، همینطوره.

601
00:31:43,929 --> 00:31:45,627
‫اول اینکه، می‌تونیم فضا رو کنترل کنیم.

602
00:31:45,673 --> 00:31:47,137
‫دوم اینکه،
‫یه زندان چسبیده بهش هست

603
00:31:47,162 --> 00:31:49,009
‫که ظرفیت
‫تا 1200 زندانی رو داره.

604
00:31:49,143 --> 00:31:50,612
‫ما فقط برای 22 نفر جا لازم داریم.

605
00:31:51,412 --> 00:31:54,415
‫ببخشید. 22 نفر، قربان؟

606
00:31:54,549 --> 00:31:56,417
‫این تعداد افرادیه
‫که داریم متهم می‌کنیم

607
00:31:56,551 --> 00:31:57,985
‫برای دادگاه اول.

608
00:31:58,118 --> 00:32:00,655
‫ببینید،
‫اگه توی این دادگاه برنده نشیم،

609
00:32:00,789 --> 00:32:02,956
‫دیگه دادگاه‌های بعدی وجود نخواهد داشت.

610
00:32:03,090 --> 00:32:05,593
‫و شما، خودم،
‫و قاضی جکسون،

611
00:32:05,727 --> 00:32:07,094
‫و دولت‌های مربوطه‌مون

612
00:32:07,227 --> 00:32:09,062
‫مضحکه خاص و عام توی دنیا می‌شیم،

613
00:32:09,196 --> 00:32:12,232
‫شکست خورده توسط همون مردانی
‫که زندانی کردیم.

614
00:32:12,366 --> 00:32:14,067
‫خب، این خیلی خوش می‌گذره.

615
00:32:16,036 --> 00:32:19,173
‫دوستانم توی واشنگتن می‌گن
‫نظرها علیه تو برگشته.

616
00:32:19,306 --> 00:32:20,340
‫ای بابا.

617
00:32:20,474 --> 00:32:22,075
‫حرفش هست که تو صاحبِ...

618
00:32:22,209 --> 00:32:24,144
‫صندلی ریاست دیوان عالی نمی‌شی

619
00:32:24,278 --> 00:32:25,479
‫وقتی «استون» کناره‌گیری کنه.

620
00:32:25,504 --> 00:32:26,922
‫ترومن کی رو می‌خواد انتخاب کنه؟

621
00:32:26,947 --> 00:32:28,949
‫وینسون؟ وینسون خیلی سیاسیه.

622
00:32:29,082 --> 00:32:30,618
‫آره، ولی اون اونجاست.

623
00:32:30,643 --> 00:32:32,519
‫کل این قضیه
‫تبدیل شده به یه نمایش فرعی، رابرت.

624
00:32:32,554 --> 00:32:33,621
‫هنوز حتی شروع نشده.

625
00:32:34,789 --> 00:32:35,989
‫می‌گن...

626
00:32:37,424 --> 00:32:39,661
‫داری تمام لایحه‌ها رو
‫خودت می‌نویسی،

627
00:32:39,794 --> 00:32:41,261
‫و کمک وکلای دیگه رو
‫رد می‌کنی.

628
00:32:41,395 --> 00:32:42,764
‫چون باید درست انجام بشه.

629
00:32:42,897 --> 00:32:44,866
‫و می‌شه.
‫ولی نمی‌تونی تنهایی انجامش بدی.

630
00:32:44,998 --> 00:32:48,202
‫وقتی واقعاً دادگاه شروع بشه
‫همه چی درست می‌شه.

631
00:32:48,227 --> 00:32:49,479
‫این حرف رو جوری می‌زنی

632
00:32:49,504 --> 00:32:51,405
‫انگار محاکمه‌ی
‫فرماندهی عالی نازی‌ها

633
00:32:51,539 --> 00:32:53,974
‫با قوانین آزمون پس نداده
‫در حالی که کل دنیا داره تماشا می‌کنه

634
00:32:54,107 --> 00:32:55,108
‫قراره قسمتِ آسونش باشه.

635
00:32:57,110 --> 00:32:58,847
‫خب، وقتی اینجوری
‫می‌گیش...

636
00:32:58,979 --> 00:33:03,150
‫هر چیزی کمتر از پیروزی مطلق
‫شکست محض تلقی می‌شه.

637
00:33:03,283 --> 00:33:05,520
‫یعنی اینکه، تو نباید فقط
‫برنده بشی، رابرت،

638
00:33:05,653 --> 00:33:07,254
‫باید بی‌نقص باشی.

639
00:33:08,756 --> 00:33:10,157
‫اصلاً هم فشار روم نیست.

640
00:33:12,193 --> 00:33:13,528
‫من یکی دیگه می‌خورم.

641
00:33:13,553 --> 00:33:15,395
‫سلول‌های شما
‫از سنگ ساخته شده.

642
00:33:16,698 --> 00:33:18,198
‫‏3 متر در 4 متر.

643
00:33:19,500 --> 00:33:22,135
‫تخت‌های شما
‫به دیوار پیچ شده.

644
00:33:22,269 --> 00:33:25,540
‫تشک‌هاتون جای فنر
‫با کاه پر شده.

645
00:33:26,641 --> 00:33:27,942
‫میزهاتون مقوایی هستن

646
00:33:28,075 --> 00:33:30,712
‫و وزن کامل یک مرد رو
‫تحمل نمی‌کنن.

647
00:33:30,845 --> 00:33:33,815
‫صندلی‌هاتون هیچوقت اجازه ندارن
‫به دیواری تکیه داده بشن،

648
00:33:33,948 --> 00:33:37,552
‫و هر شب موقع غروب خورشید
‫برداشته می‌شن.

649
00:33:38,418 --> 00:33:39,954
‫وقتی می‌خوابید،

650
00:33:40,087 --> 00:33:42,189
‫سر و دست‌هاتون
‫باید روی پتو بمونه،

651
00:33:42,322 --> 00:33:44,659
‫و همیشه قابل رویت باشه.

652
00:33:44,792 --> 00:33:48,195
‫به شما کمربند داده نمی‌شه،
‫بند کفش داده نمی‌شه،

653
00:33:48,328 --> 00:33:52,232
‫صندلی توالت داده نمی‌شه،
‫هیچ چیزی به شما داده نمی‌شه

654
00:33:52,366 --> 00:33:56,004
‫که بتونید به عنوان سلاح استفاده کنید
‫تا جون خودتون رو بگیرید.

655
00:33:59,039 --> 00:34:00,307
‫به نورنبرگ خوش اومدید.

656
00:34:31,573 --> 00:34:32,574
‫حالا این...

657
00:34:33,741 --> 00:34:34,876
‫یه سلوله.

658
00:34:35,312 --> 00:34:36,376
‫تأیید می‌کنید؟

659
00:34:36,511 --> 00:34:37,679
‫ساخت آلمانه.

660
00:34:39,047 --> 00:34:40,247
‫چطور می‌تونم نکنم؟

661
00:34:45,152 --> 00:34:46,854
‫به‌زودی متهم‌مون می‌کنن، آره؟

662
00:34:46,988 --> 00:34:48,656
‫مشتاقش هستید؟

663
00:34:48,790 --> 00:34:51,793
‫گمونم هستم.

664
00:34:51,926 --> 00:34:57,565
‫بالأخره، به قول شما،
‫«نوبت من در دادگاه» می‌رسه.

665
00:34:59,767 --> 00:35:01,603
‫این جکسون رو می‌شناسی؟

666
00:35:01,736 --> 00:35:03,972
‫جناب قاضی جکسون؟

667
00:35:04,104 --> 00:35:05,205
‫نه، نمی‌شناسم.

668
00:35:06,074 --> 00:35:07,875
‫سعی می‌کنه ازم زرنگ‌تر باشه...

669
00:35:09,577 --> 00:35:11,646
‫ولی موفق نخواهد شد.

670
00:35:11,779 --> 00:35:13,581
‫خیلی به خودت مطمئنی.

671
00:35:13,715 --> 00:35:15,248
‫دکتر،

672
00:35:15,382 --> 00:35:18,653
‫هیچ مردی تا حالا من رو شکست نداده.

673
00:35:20,153 --> 00:35:22,690
‫کتاب‌ها پر شدن از اسم کسانی

674
00:35:22,824 --> 00:35:24,291
‫که سعی کردن این کار رو بکنن.

675
00:35:25,827 --> 00:35:27,127
‫ولی الان اینجا نشستی.

676
00:35:29,964 --> 00:35:31,254
‫توی سلولِ ساخت آلمانه.

677
00:35:33,901 --> 00:35:37,304
‫فکر می‌کنی من توی یه جور
‫موضع ضعف هستم

678
00:35:37,437 --> 00:35:38,840
‫چون توی یه سلول نشستم؟

679
00:35:40,708 --> 00:35:41,943
‫بهت یادآوری می‌کنم،

680
00:35:43,077 --> 00:35:44,411
‫من تسلیم شدم.

681
00:35:45,546 --> 00:35:49,249
‫اینجا دقیقاً همون جاییه
‫که دلم می‌خواست باشم.

682
00:35:51,986 --> 00:35:54,454
‫گورینگ
‫هنوز برام یه معماست.

683
00:35:54,589 --> 00:35:56,356
‫هر چی
‫به اعلام جرم نزدیک‌تر می‌شیم،

684
00:35:56,490 --> 00:35:58,693
‫اون اعتماد به نفسش بیشتر می‌شه.

685
00:35:58,826 --> 00:36:01,228
‫باید یه راهی پیدا کنم
‫که بهش نزدیک‌تر بشم.

686
00:36:01,929 --> 00:36:03,330
‫خب، چطوری این کار رو بکنیم؟

687
00:36:06,634 --> 00:36:08,168
‫ازش کمک می‌خوایم.

688
00:36:09,236 --> 00:36:10,938
‫واسه چی؟

689
00:36:12,507 --> 00:36:13,541
‫رودلف هِس.

690
00:36:14,241 --> 00:36:15,375
‫رودلف...

691
00:36:15,510 --> 00:36:18,478
‫رودلف هس داره میاد اینجا؟

692
00:36:22,617 --> 00:36:25,753
‫رودلف هس.
‫جانشینِ پیشوا.

693
00:36:25,887 --> 00:36:28,623
‫نفر سوم در صف جانشینی،
‫بعد از هیتلر و گورینگ.

694
00:36:30,357 --> 00:36:32,527
‫هس کتاب «نبرد من» رو برای هیتلر نوشت

695
00:36:32,660 --> 00:36:34,095
‫زمانی که هر دو در زندان بودن،

696
00:36:34,227 --> 00:36:37,397
‫و به عنوان یکی از متعصب‌ترین
‫پیروانش شناخته می‌شد.

697
00:36:37,422 --> 00:36:39,001
‫زیک هایل!
(زنده‌باد پیشوا)

698
00:36:41,102 --> 00:36:42,904
‫دیگه هیچوقت توی زندانِ من
‫این کار رو نکن.

699
00:36:50,277 --> 00:36:53,246
‫در 10 می 1941،
‫در اوج جنگ،

700
00:36:53,380 --> 00:36:54,448
‫هس سوار بر

701
00:36:54,582 --> 00:36:57,250
‫یک جنگنده مسرشمیت شد، تنها،

702
00:36:57,384 --> 00:36:59,120
‫و بر فراز دریای شمال پرواز کرد.

703
00:37:04,692 --> 00:37:06,259
‫یه جایی بالای اسکاتلند
‫پرید بیرون

704
00:37:06,393 --> 00:37:08,096
‫و موقع فرود
‫قوزک پاش شکست.

705
00:37:08,896 --> 00:37:10,031
‫به‌محض اینکه پیداش کردن،

706
00:37:10,164 --> 00:37:12,200
‫اعلام کرد که رودلف هس هستش،

707
00:37:12,332 --> 00:37:14,334
‫نفر سوم
‫فرماندهی عالی آلمان،

708
00:37:14,468 --> 00:37:16,369
‫و با مأموریت صلح اومده،

709
00:37:16,504 --> 00:37:19,040
‫و می‌خواست با
‫«داگلاس داگلاس-همیلتون» صحبت کنه،

710
00:37:19,173 --> 00:37:21,075
‫سیزدهمین دوکِ همیلتون

711
00:37:21,209 --> 00:37:22,577
‫که هس اون رو

712
00:37:22,710 --> 00:37:25,947
‫در بازی‌های المپیک 1936
‫در برلین دیده بود.

713
00:37:26,080 --> 00:37:29,050
‫بعد از یه سری موانع،
‫به هس اجازه ملاقات دادن.

714
00:37:30,051 --> 00:37:31,586
‫اونجا،
‫قصدش رو اعلام کرد

715
00:37:31,719 --> 00:37:33,788
‫که با پادشاه جورج ششم ملاقات کنه،

716
00:37:33,921 --> 00:37:35,690
‫باعث اخراج وینستون چرچیل بشه،

717
00:37:35,823 --> 00:37:38,492
‫و با بریتانیا
‫مذاکره‌ی صلح کنه،

718
00:37:38,626 --> 00:37:41,129
‫تا به دو ملت اجازه بده
‫نیروهاشون رو یکی کنن

719
00:37:41,261 --> 00:37:44,464
‫و اتحاد جماهیر شوروی رو شکست بدن.

720
00:37:44,599 --> 00:37:47,235
‫هس بلافاصله
‫در برج لندن زندانی شد.

721
00:37:47,367 --> 00:37:49,203
‫اونجا، هس شروع به ادعا کرد

722
00:37:49,336 --> 00:37:51,072
‫که هیچ خاطره‌ای
‫از وقایع گذشته نداره،

723
00:37:51,205 --> 00:37:52,907
‫حتی کودکی خودش.

724
00:37:53,040 --> 00:37:56,309
‫این وضع تا فوریه 1945
‫ادامه داشت،

725
00:37:56,443 --> 00:37:58,278
‫زمانی که گفت
‫فراموشی قبلیش

726
00:37:58,411 --> 00:37:59,847
‫ساختگی بوده.

727
00:37:59,981 --> 00:38:01,314
‫بعد دوباره تغییر موضع داد

728
00:38:01,448 --> 00:38:04,952
‫و گفت فراموشیش
‫در جولای 1945 برگشته،

729
00:38:05,086 --> 00:38:06,587
‫وقتی آلمان سقوط کرد.

730
00:38:06,721 --> 00:38:09,190
‫پس، حالا اومدی سراغ هرمان گورینگ...

731
00:38:10,124 --> 00:38:12,459
‫تا اعتبارِ دوست قدیمیم رو خراب کنی.

732
00:38:14,862 --> 00:38:18,431
‫این کار چه نفعی برای من داره؟

733
00:38:21,936 --> 00:38:22,937
‫چی می‌خوای؟

734
00:38:26,674 --> 00:38:27,675
‫همسرم...

735
00:38:28,643 --> 00:38:29,644
‫و دخترم.

736
00:38:31,512 --> 00:38:33,114
‫هیچ‌کس نتونسته
‫پیداشون کنه

737
00:38:33,247 --> 00:38:34,615
‫از وقتی من تسلیم شدم.

738
00:38:35,750 --> 00:38:37,552
‫من نیاز دارم
‫پیداشون کنی دکتر.

739
00:38:38,252 --> 00:38:40,822
‫تا این‌ها رو بهشون بدی.

740
00:38:42,322 --> 00:38:43,323
‫نامه.

741
00:38:48,963 --> 00:38:50,463
‫اول، با هس حرف می‌زنیم...

742
00:38:52,399 --> 00:38:53,634
‫و بعد خانواده‌ت.

743
00:38:56,003 --> 00:38:57,271
‫نظرت چیه؟

744
00:38:57,404 --> 00:38:59,507
‫خب که چی، این یارو تقریباً
‫کل دنیا رو گرفته

745
00:38:59,640 --> 00:39:02,176
‫حالا می‌خوای بشیم پستچی‌ش؟
‫دکتر!

746
00:39:02,310 --> 00:39:04,745
‫من بیشتر از هر کسی
‫وارد بازی این یارو شدم،

747
00:39:04,879 --> 00:39:07,815
‫و دیدن خانواده‌ش
‫فقط اطلاعات بیشتری بهم میده.

748
00:39:09,517 --> 00:39:11,085
‫خب، رودلف...

749
00:39:13,120 --> 00:39:14,722
‫من رو یادت میاد؟

750
00:39:18,793 --> 00:39:20,161
‫ما با هم بودیم، بله.

751
00:39:21,629 --> 00:39:23,064
‫حتماً همینطور بوده.

752
00:39:24,364 --> 00:39:26,067
‫ولی من هیچ‌کس رو یادم نمیاد.

753
00:39:28,903 --> 00:39:30,705
‫ما سه نفر بودیم، رودلف.

754
00:39:32,340 --> 00:39:33,341
‫تو...

755
00:39:34,041 --> 00:39:35,042
‫و من...

756
00:39:37,511 --> 00:39:38,546
‫و آدولف.

757
00:39:40,348 --> 00:39:41,716
‫ما بر یک امپراتوری حکومت می‌کردیم.

758
00:39:45,119 --> 00:39:46,354
‫متأسفم.

759
00:39:51,225 --> 00:39:52,894
‫شما شاید
‫یک دوست بوده باشید...

760
00:39:55,363 --> 00:39:57,064
‫ولی من دیگه نمی‌شناسمتون.

761
00:40:03,104 --> 00:40:04,272
‫داره دروغ می‌گه.

762
00:40:05,840 --> 00:40:09,243
‫همین الان یک ساعت وقت گذاشت تا بگه
‫من رو یادش نمیاد.

763
00:40:11,212 --> 00:40:13,080
‫ولی وقتی وارد
‫زندان شد

764
00:40:13,214 --> 00:40:14,215
‫و من رو دید...

765
00:40:15,583 --> 00:40:16,684
‫چی کار کرد؟

766
00:40:17,885 --> 00:40:18,886
‫سلام نظامی.

767
00:40:20,171 --> 00:40:21,289
‫زیک هایل.

768
00:40:24,692 --> 00:40:26,027
‫خیلی خوب بود.

769
00:40:32,033 --> 00:40:33,100
‫این احمقانه‌ست.

770
00:40:33,734 --> 00:40:34,777
‫من احمقم.

771
00:40:34,802 --> 00:40:36,137
‫می‌دونستم
‫کارم رو راه می‌اندازی.

772
00:40:36,270 --> 00:40:38,471
‫آره. چون من یه احمقم.

773
00:40:43,644 --> 00:40:44,945
‫چطوری پیداشون کردی؟

774
00:40:44,970 --> 00:40:47,081
‫محلی‌ها بهم آمار دادن
‫که اون‌ها توی «ولدنشتاین» هستن.

775
00:40:47,915 --> 00:40:48,916
‫سیگار؟

776
00:40:53,712 --> 00:40:55,056
‫هیچوقت ندیدم سیگار بکشی.

777
00:40:56,123 --> 00:40:57,625
‫آره، نمی‌کشم. ترکش کردم.

778
00:40:58,926 --> 00:41:00,127
‫پدر و مادرم متنفر بودن ازش.

779
00:41:02,263 --> 00:41:03,631
‫همیشه همرات داری.

780
00:41:03,764 --> 00:41:05,766
‫یه ترفنده واسه اینکه با افسرها قاطی بشم.

781
00:41:07,401 --> 00:41:09,937
‫به خودم می‌گم وقتی جنگ تموم بشه
‫یه نخ می‌کشم.

782
00:41:10,071 --> 00:41:11,672
‫جنگ تموم شده، هاوی.

783
00:41:13,174 --> 00:41:14,508
‫خیلی دیگه راه نمونده.

784
00:41:32,544 --> 00:41:35,104
نگران نباش، ما دوستیم
دوستیم

785
00:41:35,129 --> 00:41:36,163
‫فرانتس؟

786
00:41:36,923 --> 00:41:38,373
چی شده؟

787
00:41:38,398 --> 00:41:39,442
چیزی نیست

788
00:41:39,467 --> 00:41:40,901
‫خانم گورینگ؟

789
00:41:42,470 --> 00:41:44,138
‫خانم گورینگ...

790
00:41:45,339 --> 00:41:47,908
‫اسم من داگلاس کلی هست.

791
00:41:48,042 --> 00:41:50,211
‫من توی زندان کار می‌کنم.
‫روانپزشکم.

792
00:42:00,755 --> 00:42:02,123
‫همسرتون ازم خواست

793
00:42:02,256 --> 00:42:03,724
‫چندتا نامه براتون بیارم.

794
00:42:07,995 --> 00:42:08,996
‫هرمان؟

795
00:42:10,398 --> 00:42:11,399
‫بله.

796
00:42:26,003 --> 00:42:27,681
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه.

797
00:42:28,526 --> 00:42:29,750
‫داره دووم میاره.

798
00:42:43,333 --> 00:42:44,465
‫اِدا.

799
00:42:47,068 --> 00:42:48,503
‫تو بودی داشتی می‌زدی؟

800
00:42:51,372 --> 00:42:52,373
‫خیلی قشنگ بود.

801
00:43:04,752 --> 00:43:06,987
‫می‌گه:
‫«ایشون از دوستان پدرته.»

802
00:43:09,190 --> 00:43:10,457
‫اِدا...

803
00:43:14,361 --> 00:43:15,396
‫«حال پاپا چطوره؟»

804
00:43:16,764 --> 00:43:18,165
‫اون...

805
00:43:19,633 --> 00:43:21,068
‫حالش خیلی خوبه.

806
00:43:22,436 --> 00:43:23,737
‫«آیا شجاع هست؟»

807
00:43:23,871 --> 00:43:24,872
‫خیلی شجاعه.

808
00:43:27,675 --> 00:43:29,376
‫می‌خواد که تو هم شجاع باشی.

809
00:43:37,051 --> 00:43:38,285
‫برات نامه نوشته.

810
00:43:47,061 --> 00:43:48,128
‫ممنون.

811
00:43:51,799 --> 00:43:53,901
‫«اون 100 بار
‫می‌خوندش. ممنون.»

812
00:43:54,034 --> 00:43:55,102
‫ممنون.

813
00:44:02,977 --> 00:44:03,978
‫دکتر!

814
00:44:09,753 --> 00:44:10,885
‫برای هرمان.

815
00:44:11,994 --> 00:44:13,622
‫نمی‌دونم بتونم به دستش برسونم یا نه.

816
00:44:13,647 --> 00:44:14,722
‫خواهش می‌کنم.

817
00:44:25,733 --> 00:44:26,800
‫باشه.

818
00:44:28,402 --> 00:44:29,604
‫باز بیاید.

819
00:44:39,446 --> 00:44:40,447
‫خوبی دکتر؟

820
00:44:55,863 --> 00:44:56,964
‫این دیگه چیه؟

821
00:45:05,139 --> 00:45:06,307
‫چه خبر شده؟

822
00:45:06,440 --> 00:45:07,875
‫خبرش چند ساعت پیش رسید.

823
00:45:08,008 --> 00:45:09,576
‫داریم به زندانی‌ها تفهیم اتهام می‌کنیم.

824
00:45:09,953 --> 00:45:11,078
‫کجا بودی؟

825
00:45:26,260 --> 00:45:27,261
‫هرمان گورینگ؟

826
00:45:28,495 --> 00:45:32,032
‫من رایش‌مارشال
‫هرمان گورینگ هستم.

827
00:45:32,166 --> 00:45:33,334
‫هرمان ویلهلم گورینگ،

828
00:45:33,467 --> 00:45:34,703
‫شما بدین وسیله متهم می‌شوید

829
00:45:34,835 --> 00:45:36,770
‫توسط ایالات متحده آمریکا،
‫جمهوری فرانسه،

830
00:45:36,904 --> 00:45:38,906
‫پادشاهی متحده بریتانیا
‫و ایرلند شمالی

831
00:45:39,039 --> 00:45:40,407
‫و اتحاد
‫جماهیر شوروی سوسیالیستی

832
00:45:40,542 --> 00:45:42,409
‫به چهار فقره جرم زیر.

833
00:45:42,544 --> 00:45:44,211
‫جنایات علیه صلح،
‫جنایات جنگی،

834
00:45:44,345 --> 00:45:45,647
‫جنایات علیه بشریت

835
00:45:45,779 --> 00:45:47,047
‫و یک طرح مشترک
‫یا توطئه

836
00:45:47,181 --> 00:45:48,583
‫برای ارتکاب آن جنایات.

837
00:45:48,715 --> 00:45:49,758
‫جنایات علیه بشریت

838
00:45:49,783 --> 00:45:51,252
‫که به آن متهم هستید
‫شامل قتل،

839
00:45:51,385 --> 00:45:53,087
‫نسل‌کشی،
‫بردگی، تبعید،

840
00:45:53,220 --> 00:45:54,421
‫و دیگر اعمال غیرانسانی است.

841
00:45:54,446 --> 00:45:55,665
‫این کپیِ کیفرخواست شماست.

842
00:45:55,690 --> 00:45:56,725
‫سوالی ندارید؟

843
00:45:58,759 --> 00:45:59,760
‫خیر.

844
00:46:00,851 --> 00:46:01,962
‫روز خوش.

845
00:46:03,931 --> 00:46:05,065
‫بعدی کیه؟

846
00:46:05,199 --> 00:46:06,200
‫اشترایشر.

847
00:46:17,111 --> 00:46:18,779
‫سوالی دارید؟

848
00:46:23,284 --> 00:46:24,485
‫چی گفت؟

849
00:46:25,953 --> 00:46:28,022
‫گفت که
‫یه وکیل یهودی می‌خواد.

850
00:46:30,257 --> 00:46:31,492
‫«من دادگاه نمیرم.»

851
00:46:32,527 --> 00:46:33,762
‫میرید، دکتر لی.

852
00:46:37,231 --> 00:46:38,799
‫«من هیچوقت کسی رو نکشتم.»

853
00:46:41,035 --> 00:46:42,303
‫نگهبان‌ها!

854
00:46:42,436 --> 00:46:43,638
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

855
00:46:43,772 --> 00:46:44,838
‫- بهم دست نزن.
‫- آروم باش.

856
00:46:44,863 --> 00:46:45,981
‫- رابرت. رابرت...
‫- بهم دست نزن!

857
00:46:46,006 --> 00:46:47,341
‫- هی، هی!
‫- بگیریدش!

858
00:46:47,474 --> 00:46:49,443
‫- یالا!
‫- مهارش کنید!

859
00:46:49,577 --> 00:46:52,681
‫من رو مثل یه خلافکار معمولی
‫محاکمه نکنید! زود باشید!

860
00:46:52,813 --> 00:46:54,982
‫به من شلیک کنید! به من شلیک کنید!

861
00:46:55,115 --> 00:46:56,618
‫شلیک کنید!

862
00:46:56,689 --> 00:46:59,398
‫♪ اِی وای و اِی وای ♪

863
00:46:59,423 --> 00:47:02,226
‫♪ یه سبد قهوه‌ای و زرد ♪

864
00:47:02,251 --> 00:47:05,466
‫♪ یه نامه دادم به مامانم و ♪

865
00:47:05,491 --> 00:47:07,848
‫♪ تو راه گمش کردم ♪

866
00:47:07,873 --> 00:47:10,680
‫♪ گمش کردم و گمش کردم ♪

867
00:47:10,705 --> 00:47:13,563
‫♪ آره، تو راه گمش کردم ♪

868
00:47:13,588 --> 00:47:16,602
‫♪ یه دختر کوچولو برداشتش و ♪

869
00:47:16,627 --> 00:47:19,104
‫♪ گذاشتش تو جیبش ♪

870
00:47:19,129 --> 00:47:22,219
‫♪ شادمان توی خیابون می‌رفت ♪

871
00:47:22,244 --> 00:47:24,613
‫♪ هیچ کار دیگه‌ای هم نداشت ♪

872
00:47:24,878 --> 00:47:25,879
‫روز سختی بود؟

873
00:47:26,815 --> 00:47:28,382
‫خانمِ توی قطار.

874
00:47:28,982 --> 00:47:30,050
‫مردِ شعبده‌باز.

875
00:47:31,218 --> 00:47:32,554
‫مأموریت سرّی چطور پیش میره؟

876
00:47:34,789 --> 00:47:36,457
‫به چندتا مانع خورده.

877
00:47:39,493 --> 00:47:40,628
‫مشخصه.

878
00:47:41,830 --> 00:47:43,230
‫شما اینجا چی کار می‌کنید؟

879
00:47:44,766 --> 00:47:46,801
‫من با تیم مطبوعاتی اومدم.

880
00:47:46,934 --> 00:47:49,103
‫هرمان گورینگ و نازی‌ها
‫امروز تفهیم اتهام می‌شن.

881
00:47:49,236 --> 00:47:50,371
‫جدی می‌گی؟

882
00:47:51,506 --> 00:47:54,576
‫کمربندت رو ببند.

883
00:47:54,709 --> 00:47:57,344
‫این شهر قراره تبدیل بشه
‫به «بزرگترین نمایشِ روی زمین».

884
00:48:27,074 --> 00:48:28,075
‫از طرف همسرتون.

885
00:48:32,112 --> 00:48:33,113
‫دیدیش؟

886
00:48:37,050 --> 00:48:38,118
‫خیلی ممنون، دکتر.

887
00:48:49,697 --> 00:48:51,465
‫اخبار فوری از نورنبرگ!

888
00:48:51,599 --> 00:48:53,434
‫در حالی که شایعات سیاه
‫همچنان می‌چرخن

889
00:48:53,568 --> 00:48:56,003
‫در مورد هدف واقعی
‫اردوگاه‌های کار نازی‌ها،

890
00:48:56,136 --> 00:48:59,173
‫تیم‌های حقوقی دارن جمع می‌شن
‫برای چیزی که قول داده شده

891
00:48:59,306 --> 00:49:01,008
‫«محاکمه‌ی قرن» باشه.

892
00:49:01,141 --> 00:49:04,579
‫از طریق این تونل، نازی‌ها
‫به دادگاه منتقل خواهند شد،

893
00:49:04,712 --> 00:49:06,881
‫که هم‌اکنون برای محاکمه
‫داره بازسازی می‌شه.

894
00:49:06,906 --> 00:49:08,798
‫اونجا، نورهای فیلمبرداری
‫انقدر روشن خواهند بود

895
00:49:08,823 --> 00:49:12,027
‫که به حضارِ دادگاه
‫عینک آفتابی داده می‌شه.

896
00:49:12,052 --> 00:49:14,087
‫هرمان گورینگ
‫و رفقای هیتلر-دوستش

897
00:49:14,221 --> 00:49:16,691
‫طبق برنامه قراره یک هفته دیگه
‫با بچه‌های ما روبه‌رو بشن.

898
00:49:16,825 --> 00:49:20,595
‫آیا عدالت پیروز خواهد شد؟
‫یا فاشیست‌ها آزاد می‌شن؟

899
00:49:20,728 --> 00:49:21,995
‫این خبرنگار شدیداً امیدواره

900
00:49:22,129 --> 00:49:25,032
‫که متفقین
‫به هیچ مشکلی برنخورن.

901
00:49:26,146 --> 00:49:27,448
‫ما یه مشکل داریم.

902
00:49:27,473 --> 00:49:31,271
‫عملیات «وزروبونگ»
‫حمله‌ی آلمان به دانمارک

903
00:49:31,405 --> 00:49:32,841
‫و نروژ در سال 1940 بود.

904
00:49:32,973 --> 00:49:34,475
‫نمونه کلاسیک جنگ تجاوزکارانه.

905
00:49:34,609 --> 00:49:37,077
‫نازی‌ها، تانک‌ها رو میارن تو،
‫کشور بی‌طرف رو اشغال می‌کنن.

906
00:49:37,211 --> 00:49:38,979
‫فقط اینکه، اون‌ها قراره ادعا کنن

907
00:49:39,112 --> 00:49:41,649
‫که این حمله
‫یک اقدام پیشگیرانه بوده.

908
00:49:41,783 --> 00:49:43,651
‫پیشگیری از چی؟

909
00:49:43,785 --> 00:49:45,118
‫طرح بریتانیا
‫برای حمله به نروژ.

910
00:49:45,252 --> 00:49:47,922
‫- خب، این مسخره‌ست.
‫- کاملاً مسخره‌ست.

911
00:49:48,055 --> 00:49:50,692
‫من کاملاً موافقم.

912
00:49:50,825 --> 00:49:53,360
‫اینکه الان شما توی این اتاق هستید
‫من رو نگران می‌کنه.

913
00:49:53,494 --> 00:49:56,664
‫خب، علاوه بر
‫مسخره بودن،

914
00:49:56,798 --> 00:49:57,899
‫اتفاقاً حقیقت هم داره.

915
00:49:57,924 --> 00:49:59,576
‫ایده ‌این بود که از اون کشور استفاده بشه

916
00:49:59,601 --> 00:50:01,569
‫به عنوان سکوی پرتاب
‫برای عقب نگه داشتن نازی‌ها.

917
00:50:01,703 --> 00:50:05,372
‫ما نمی‌تونیم نازی‌ها رو به‌خاطر
‫برنامه‌ریزی جنگ‌های تجاوزکارانه محاکمه کنیم

918
00:50:05,397 --> 00:50:07,884
‫اگه شماها
‫داشتید برای جنگ‌های تجاوزکارانه برنامه‌ریزی می‌کردید.

919
00:50:07,909 --> 00:50:09,276
‫اعتراف می‌کنم
‫یه منطقی توش هست.

920
00:50:09,409 --> 00:50:10,845
‫آیا نازی‌ها می‌تونن اثباتش کنن؟

921
00:50:10,979 --> 00:50:12,847
‫وکیل آلمانی همین الانشم
‫درخواست اسناد کرده،

922
00:50:12,981 --> 00:50:14,114
‫ولی ندارنش. هنوز نه.

923
00:50:14,248 --> 00:50:16,049
‫- پس ما مشکلی نداریم.
‫- شاید.

924
00:50:17,317 --> 00:50:20,287
‫ولی یه مسئله بزرگتر رو پیش می‌کشه.

925
00:50:20,420 --> 00:50:22,790
‫ما باید بدونیم
‫که نازی‌ها چی می‌دونن،

926
00:50:22,924 --> 00:50:25,058
‫استراتژی دفاعی‌شون چیه.

927
00:50:25,192 --> 00:50:27,227
‫دقیقاً پیشنهاد می‌کنید
‫چطوری این کار رو بکنیم؟

928
00:50:30,698 --> 00:50:32,199
‫دکتر کلی،

929
00:50:32,332 --> 00:50:35,168
‫شما قراره امشب با یه شخص
‫خیلی مهم ملاقات کنید.

930
00:50:35,879 --> 00:50:37,379
‫این شاید
‫واقعاً شانس شما باشه

931
00:50:37,404 --> 00:50:38,873
‫که بالأخره یه فایده‌ای داشته باشید.

932
00:50:44,712 --> 00:50:45,880
‫تحسین‌برانگیزه، نه؟

933
00:50:49,061 --> 00:50:50,459
‫هیتلر داشت این رو می‌ساخت تا بشه

934
00:50:50,484 --> 00:50:52,219
‫بزرگترین استادیومِ
‫روی کره زمین.

935
00:50:54,556 --> 00:50:55,890
‫شما قاضی جکسون هستید.

936
00:50:57,090 --> 00:50:58,191
‫و شما هم اون روانپزشکه.

937
00:51:00,028 --> 00:51:01,896
‫اینجا جاییه
‫که جلسات رو برگزار می‌کردن.

938
00:51:02,030 --> 00:51:04,032
‫هر سال،
‫هیتلر اینجا رو پر می‌کرد،

939
00:51:04,164 --> 00:51:06,099
‫و برای کل حزب نازی
‫سخنرانی می‌کرد.

940
00:51:07,267 --> 00:51:08,368
‫فیلمبرداریش می‌کردن.

941
00:51:10,738 --> 00:51:12,707
‫سال 1935،
‫اینجا جایی بود که

942
00:51:12,732 --> 00:51:14,374
‫قوانین نورنبرگ رو اعلام کرد.

943
00:51:15,009 --> 00:51:16,076
‫قوانین رو می‌دونید؟

944
00:51:18,211 --> 00:51:20,180
‫قوانین نورنبرگ، «یهودی» رو

945
00:51:20,314 --> 00:51:23,518
‫هر شخصی که سه یا چهار پدربزرگ و مادربزرگ
‫یهودی داشته باشه تعریف می‌کرد.

946
00:51:24,886 --> 00:51:27,055
‫و مهم نبود
‫که پیروِ آیین یهود باشی،

947
00:51:27,187 --> 00:51:28,890
‫حتی اگه
‫به مسیحیت گرویده بودی،

948
00:51:29,023 --> 00:51:31,759
‫این در مورد خون بود.

949
00:51:34,361 --> 00:51:38,900
‫قوانین، تمام یهودی‌ها رو
‫از شهروندیِ آلمان محروم کرد.

950
00:51:39,033 --> 00:51:42,804
‫ازدواج یهودی‌ها و آلمانی‌ها رو
‫با همدیگه غیرقانونی کرد

951
00:51:42,937 --> 00:51:45,138
‫به‌خاطر ترس از
‫«آلودگی نژادی».

952
00:51:46,007 --> 00:51:47,742
‫آلوده شدنِ خون.

953
00:51:50,410 --> 00:51:51,746
‫طبق این قوانین،

954
00:51:51,879 --> 00:51:55,482
‫یهودی‌ها از استفاده
‫از بیمارستان‌های دولتی منع شدن،

955
00:51:55,617 --> 00:51:57,919
‫و اجازه دسترسی
‫به تحصیلات عمومی رو نداشتن

956
00:51:58,052 --> 00:51:59,453
‫بعد از سن 14 سالگی.

957
00:52:01,055 --> 00:52:04,291
‫کتابخانه‌ها، پارک‌ها و سواحل
‫به روی یهودی‌ها بسته شد.

958
00:52:05,760 --> 00:52:08,930
‫بناهای یادبود جنگ
‫تمام اسامی یهودی رو از روشون...

959
00:52:10,263 --> 00:52:11,264
‫پاک کردن.

960
00:52:12,600 --> 00:52:15,770
‫همه این‌ها
‫همین‌جا اعلام شد،

961
00:52:15,903 --> 00:52:17,304
‫روی همین خاک.

962
00:52:21,776 --> 00:52:23,011
‫از من چی می‌خواید؟

963
00:52:24,812 --> 00:52:27,481
‫بیمارانتون...

964
00:52:27,615 --> 00:52:30,518
‫می‌خوام شروع کنید به پرسیدن
‫سوال‌های درست ازشون.

965
00:52:33,788 --> 00:52:35,523
‫سوال‌های درست چی هستن؟

966
00:52:36,758 --> 00:52:38,492
‫چیزهایی که به وکیل‌هاشون می‌گن.

967
00:52:38,626 --> 00:52:40,728
‫اینکه چطور برنامه دارن
‫از خودشون دفاع کنن.

968
00:52:45,332 --> 00:52:46,768
‫شما می‌خواید من جاسوس باشم.

969
00:52:48,401 --> 00:52:50,445
‫می‌خوام به وطنت خدمت کنی
‫و وظیفه‌ت رو انجام بدی.

970
00:52:50,470 --> 00:52:53,808
‫نه، شما می‌خواید من
‫راز داریِ بین پزشک و بیمار رو بشکنم.

971
00:52:53,833 --> 00:52:55,652
‫فکر کنم
‫همین الانشم این کار رو کردید، دکتر.

972
00:52:55,677 --> 00:52:57,210
‫ما تمام گزارش‌ها رو خوندیم.

973
00:52:58,112 --> 00:52:59,513
‫اطلاعات بیشتری لازم داریم.

974
00:53:10,858 --> 00:53:12,160
‫چرا فقط تیربارانشون نمی‌کنید؟

975
00:53:14,162 --> 00:53:16,229
‫این چیزی‌ـه که همه می‌خوان.

976
00:53:16,254 --> 00:53:17,674
‫منظورم اینه که،
‫اگه قراره جرزنی کنید...

977
00:53:17,699 --> 00:53:19,307
‫- این جرزنی نیست.
‫- اگه دارید ازم می‌خواید

978
00:53:19,332 --> 00:53:20,802
‫به سوگندم خیانت کنم...

979
00:53:23,604 --> 00:53:25,740
‫چرا فقط اعدامشون نمی‌کنید
‫تا قال قضیه کنده بشه؟

980
00:53:29,342 --> 00:53:32,180
‫بعد از آخرین جنگ بزرگ،
‫ما کاری کردیم آلمان به چهار دست و پا بیفته.

981
00:53:33,915 --> 00:53:35,415
‫تحقیرشون کردیم.

982
00:53:35,550 --> 00:53:37,785
‫مجبورشون کردیم غرامت‌هایی بدن
‫که از پسش برنمی‌اومدن.

983
00:53:39,352 --> 00:53:43,991
‫کاری کردیم انقدر ازمون متنفر بشن
‫که در کمتر از دو دهه،

984
00:53:44,125 --> 00:53:47,562
‫از یه ملتِ ورشکسته
‫تبدیل شدن به فاتحانِ تقریباً کل جهان.

985
00:53:49,329 --> 00:53:51,431
‫ما باید این کار رو درست انجام بدیم،
‫چون اگه ندیم...

986
00:53:53,000 --> 00:53:56,170
‫اگه 15 سال دیگه،
‫حتی قوی‌تر برگردن...

987
00:53:58,005 --> 00:54:00,074
‫نمی‌دونم بتونیم
‫برای بار سوم شکستشون بدیم یا نه.

988
00:54:03,343 --> 00:54:05,813
‫اگه فقط به این مردها شلیک کنیم،
‫ازشون شهید می‌سازیم.

989
00:54:06,914 --> 00:54:08,381
‫من همچین اجازه‌ای بهشون نمیدم.

990
00:54:09,684 --> 00:54:11,451
‫هیچ مجسمه‌ای ازشون نخواهد بود.

991
00:54:12,854 --> 00:54:14,387
‫هیچ سرودِ ستایشی.

992
00:54:16,724 --> 00:54:19,026
‫من قراره هرمان گورینگ رو
‫ببرم روی جایگاه

993
00:54:20,393 --> 00:54:22,730
‫و مجبورش کنم
‫به دنیا بگه چی کار کرده.

994
00:54:24,766 --> 00:54:26,634
‫طوری که
‫دیگه هیچوقت تکرار نشه.

995
00:54:34,709 --> 00:54:36,276
‫شما من رو به‌خاطر گورینگ
‫آوردید اینجا؟

996
00:54:37,410 --> 00:54:38,411
‫نه.

997
00:54:41,783 --> 00:54:43,818
‫من آوردمت اینجا

998
00:54:43,951 --> 00:54:46,419
‫تا بهت نشون بدم که
‫قبل از شلیک گلوله‌ها،

999
00:54:47,922 --> 00:54:50,423
‫قبل از اینکه ده‌ها میلیون
‫انسان بمیرن...

1000
00:54:53,227 --> 00:54:55,129
‫تمام این ماجرا با قوانین شروع شد.

1001
00:54:56,864 --> 00:55:00,101
‫این جنگ توی دادگاه تموم می‌شه.

1002
00:55:02,435 --> 00:55:04,304
‫با گورینگ.

1003
00:55:04,437 --> 00:55:06,207
‫اون الان
‫چهره‌ی نازی‌هاست.

1004
00:55:07,508 --> 00:55:09,442
‫وقتی اون سقوط کنه، همه سقوط می‌کنن.

1005
00:55:11,746 --> 00:55:13,313
‫ولی اگه بخوام این کار رو بکنم، من...

1006
00:55:15,650 --> 00:55:17,118
‫باید براش آماده باشم.

1007
00:55:21,656 --> 00:55:22,790
‫کمکم می‌کنی؟

1008
00:55:40,440 --> 00:55:42,009
‫بیاید در مورد هیتلر حرف بزنیم.

1009
00:55:45,947 --> 00:55:50,318
‫جالبه که قبلاً مستقیم
‫این رو از من نپرسیده بودید.

1010
00:55:50,450 --> 00:55:53,187
‫کنجکاوم بدونم
‫جذابیتش چی بود.

1011
00:55:54,822 --> 00:55:56,657
‫اون یه نقاش شکست‌خورده بود، درسته؟

1012
00:55:56,791 --> 00:56:00,962
‫سرباز خیلی خوبی هم نبود،
‫با این حال پرستش می‌شه و مورد احترامه.

1013
00:56:03,664 --> 00:56:05,465
‫اون باعث شد دوباره احساس آلمانی بودن بکنیم.

1014
00:56:11,005 --> 00:56:12,006
‫چطوری؟

1015
00:56:14,041 --> 00:56:16,210
‫خب، جنگ اول
‫باعث شد آلمان له بشه.

1016
00:56:17,345 --> 00:56:20,248
‫و یهویی مردی میاد که می‌گه،

1017
00:56:20,380 --> 00:56:23,217
‫«ما می‌تونیم شکوهِ گذشته‌مون رو پس بگیریم.»

1018
00:56:25,853 --> 00:56:27,921
‫آیا شما
‫از همچین مردی پیروی نمی‌کردید؟

1019
00:56:28,956 --> 00:56:30,892
‫بستگی داره دیگه
‫چی بخواد انجام بده.

1020
00:56:34,295 --> 00:56:37,899
‫اولین باری که
‫دیدم هیتلر حرف می‌زنه، سال...

1021
00:56:39,834 --> 00:56:41,702
‫‏1922 بود.

1022
00:56:41,836 --> 00:56:45,106
‫طبقه بالای یه قهوه‌خونه.
‫شاید برای 30 نفر.

1023
00:56:46,841 --> 00:56:47,909
‫زمان صلح بود،

1024
00:56:48,042 --> 00:56:51,712
‫ولی صلحی بدونِ غذا،
‫شغل، و کفش.

1025
00:56:53,180 --> 00:56:55,116
‫و اون ایستاد، و گفت،

1026
00:56:55,249 --> 00:56:59,520
‫«شکم فرانسوی‌ها داره
‫با درد و رنجِ آلمان پر می‌شه.»

1027
00:57:00,855 --> 00:57:01,856
‫بعدش،

1028
00:57:03,057 --> 00:57:06,627
‫«اگه تهدید می‌کنید،
‫به سرنیزه احتیاج دارید.

1029
00:57:06,761 --> 00:57:09,330
‫«تجدید سلاح کنید! مرگ بر ورسای!»

1030
00:57:11,632 --> 00:57:15,502
‫بنابراین، اون شب،
‫من یک ناسیونال سوسیالیست شدم.

1031
00:57:17,538 --> 00:57:20,574
‫فقط با... یک سخنرانی؟

1032
00:57:20,708 --> 00:57:24,045
‫خب، می‌تونستم بفهمم که اون
‫برای سربازان قدیمی جذابه.

1033
00:57:24,178 --> 00:57:26,647
‫اگه سربازان قدیمی رو داشته باشیم،
‫نیروی انسانی داریم.

1034
00:57:26,781 --> 00:57:31,419
‫حتی با وجود یهودستیزیش،
‫هدفِ کاربردی داشت.

1035
00:57:31,552 --> 00:57:33,154
‫آدم‌هایی رو جذب می‌کرد که نیاز داشتن

1036
00:57:33,287 --> 00:57:35,589
‫به یه چیزِ دیگه
‫تا احساساتشون رو روش متمرکز کنن.

1037
00:57:35,723 --> 00:57:36,991
‫یه چیزِ دیگه که مقصر بدوننش.

1038
00:57:39,994 --> 00:57:40,995
‫و اردوگاه‌ها؟

1039
00:57:46,334 --> 00:57:49,003
‫اون‌ها قرار بود
‫اردوگاه کار باشن

1040
00:57:49,136 --> 00:57:51,639
‫برای مخالفین سیاسی ما،
‫نه چیز دیگه.

1041
00:57:52,573 --> 00:57:54,275
‫و شما پاش رو امضا کردید؟

1042
00:57:54,408 --> 00:57:55,509
‫برای اردوگاه کار، بله.

1043
00:57:55,643 --> 00:57:57,445
‫فکر نمی‌کنید

1044
00:57:57,578 --> 00:58:01,015
‫ژاپنی‌هایی که توسط آمریکایی‌ها
‫بعد از پرل هاربر بازداشت شدن

1045
00:58:01,148 --> 00:58:03,084
‫به کار گرفته نشدن؟
‫معلومه که شدن.

1046
00:58:05,069 --> 00:58:07,321
‫من اردوگاه‌ها رو ساختم
‫برای صلاح آلمان،

1047
00:58:07,455 --> 00:58:08,589
‫برای تلاش جنگی.

1048
00:58:10,858 --> 00:58:11,959
‫نه برای مرگ.

1049
00:58:14,328 --> 00:58:16,330
‫هیملر، هایدریش.

1050
00:58:17,431 --> 00:58:18,632
‫اون‌ها مسئول بودن؟

1051
00:58:21,102 --> 00:58:23,037
‫اگه حقیقت داشته باشه

1052
00:58:23,170 --> 00:58:25,139
‫چیزهایی که می‌گن
‫توی اردوگاه‌ها اتفاق افتاده...

1053
00:58:27,241 --> 00:58:30,277
‫این لکه ننگ بزرگیه
‫بر دامن رایشِ بزرگِ آلمان.

1054
00:58:33,981 --> 00:58:35,883
‫این رو به وکیلتون گفتید؟

1055
00:58:38,486 --> 00:58:42,089
‫داگلاس، من مقابل
‫پیشوا نخواهم ایستاد.

1056
00:58:44,125 --> 00:58:46,060
‫حتی اگه کمکتون کنه؟

1057
00:58:46,193 --> 00:58:49,196
‫این‌ها چیزهایی نیست که مردم
‫لازم باشه بدونن، دکتر.

1058
00:58:51,565 --> 00:58:52,566
‫فقط تو.

1059
00:58:55,202 --> 00:58:56,737
‫می‌شه باهاش همدردی کرد.

1060
00:58:58,339 --> 00:58:59,907
‫قراره برات مشکل‌ساز بشه.

1061
00:59:00,041 --> 00:59:01,709
‫اون جداً ادعا می‌کنه
‫که فکر می‌کرده

1062
00:59:01,734 --> 00:59:02,916
‫اون‌ها فقط اردوگاه کار بودن؟

1063
00:59:02,943 --> 00:59:04,311
‫- درسته.
‫- باورش می‌کنی؟

1064
00:59:06,380 --> 00:59:08,749
‫هیملر اردوگاه‌ها رو اداره می‌کرد، نه؟

1065
00:59:08,883 --> 00:59:10,126
‫رئیس اِس‌اِس بود.
(شوتزاِشتافل)

1066
00:59:10,151 --> 00:59:11,919
‫گورینگ رئیس نیروی هوایی بود.

1067
00:59:12,053 --> 00:59:14,455
‫چقدر پیش میاد توی آمریکا
‫رئیس نیروی هوایی بدونه

1068
00:59:14,588 --> 00:59:16,357
‫رئیس سرویس مخفی
‫داره چی کار می‌کنه؟

1069
00:59:16,382 --> 00:59:17,800
‫متأسفم، ولی نمی‌تونم باور کنم

1070
00:59:17,825 --> 00:59:19,360
‫که داریم این بحث رو می‌کنیم.

1071
00:59:19,493 --> 00:59:21,128
‫- دارم کاری که گفتی رو می‌کنم.
‫- نه!

1072
00:59:21,262 --> 00:59:23,197
‫- داری توجیهش می‌کنی.
‫- آقایون، لطفاً.

1073
00:59:23,235 --> 00:59:24,481
‫من کسی نیستم
‫که داره از نازی دفاع می‌کنه.

1074
00:59:24,506 --> 00:59:25,841
‫فکر می‌کنی دارم ازش دفاع می‌کنم؟

1075
00:59:25,866 --> 00:59:28,102
‫دارم تحلیلش می‌کنم،
‫احمقِ کوته‌فکر.

1076
00:59:29,804 --> 00:59:33,607
‫گورینگ،
‫مهم‌تر از هر چیزی، یه خودشیفته‌ست.

1077
00:59:33,741 --> 00:59:36,110
‫تنها چیزی که براش مهمه
‫ساختن آلمانه

1078
00:59:36,243 --> 00:59:37,745
‫و بعد تبدیل شدن به رهبر اون.

1079
00:59:37,878 --> 00:59:39,580
‫براش یهودی‌ها مهم نیستن.

1080
00:59:39,605 --> 00:59:40,856
‫بنابراین با مردنشون مشکلی نداره.

1081
00:59:40,881 --> 00:59:42,349
‫و با نمردنشون هم مشکلی نداره.

1082
00:59:42,483 --> 00:59:45,786
‫تنها چیزی که هرمان گورینگ
‫بهش اهمیت میده، هرمان گورینگه.

1083
00:59:45,920 --> 00:59:48,789
‫آیا این شبیه مردیه
‫که خودش رو وقف

1084
00:59:48,923 --> 00:59:51,125
‫نابودیِ یک نژاد کامل بکنه؟

1085
00:59:54,795 --> 00:59:56,330
‫خب، دکتر کلی،
‫من واقعاً قدردان

1086
00:59:56,355 --> 00:59:57,706
‫نکته‌سنجی شما در این مورد هستم،

1087
00:59:57,731 --> 00:59:59,633
‫ولی باید اعتراف کنم،
‫باورش...

1088
01:00:00,607 --> 01:00:01,802
‫خیلی سخته.

1089
01:00:03,671 --> 01:00:04,939
‫می‌خوای بری
‫توی اون دادگاه

1090
01:00:05,072 --> 01:00:06,907
‫با یه مشت فرضیات،

1091
01:00:07,705 --> 01:00:08,809
‫باشه.

1092
01:00:10,211 --> 01:00:11,912
‫ولی اون
‫توی یه لقمه چپت می‌کنه.

1093
01:00:24,836 --> 01:00:26,135
‫«می‌خوام
‫معذرت‌خواهی کنم

1094
01:00:26,160 --> 01:00:27,361
‫«به‌خاطر طغیانِ عصبیم.

1095
01:00:27,495 --> 01:00:28,796
‫«الان حالم خیلی بهتره.»

1096
01:00:30,498 --> 01:00:31,665
‫خوبه، دکتر لی.

1097
01:00:36,977 --> 01:00:38,012
‫«و شما؟

1098
01:00:38,037 --> 01:00:39,473
‫«انگار چیزی
‫داره اذیت‌تون می‌کنه.»

1099
01:00:42,577 --> 01:00:43,612
‫من خوبم.

1100
01:00:49,730 --> 01:00:50,818
‫«نگران نباشید.»

1101
01:00:54,922 --> 01:00:56,457
‫«همه این‌ها به‌زودی تموم می‌شه.»

1102
01:01:02,997 --> 01:01:05,933
‫خلق و خوی «لی»
‫به‌طور قابل توجهی بهتر شده.

1103
01:01:06,066 --> 01:01:10,505
‫به ما گفت که شروع کرده به انجام
‫هماهنگی‌ها برای دفاع از خودش.

1104
01:01:10,639 --> 01:01:13,340
‫احساس می‌کنم،
‫برای اولین بار،

1105
01:01:13,474 --> 01:01:14,643
‫دست یاری به سمتم دراز کرده.

1106
01:01:17,311 --> 01:01:18,613
‫لعنتی.

1107
01:01:19,313 --> 01:01:20,347
‫بجنبید! برید کنار!

1108
01:01:20,481 --> 01:01:21,583
‫دکتر! زود بیا!

1109
01:01:26,887 --> 01:01:28,657
‫یا خدا!

1110
01:01:35,597 --> 01:01:37,965
‫لبه‌ی حوله‌ش رو کنده تا طناب درست کنه.

1111
01:01:39,668 --> 01:01:41,143
‫دستمالش رو
‫تپونده توی دهنش

1112
01:01:41,168 --> 01:01:42,671
‫که صدای جیغش نیاد
‫و بعد...

1113
01:01:44,838 --> 01:01:46,575
‫فقط خودش رو انداخته جلو.

1114
01:01:46,707 --> 01:01:48,909
‫ظاهراً، با عزم و اراده‌ی
‫بسیار زیاد.

1115
01:01:50,477 --> 01:01:52,079
‫متوجه هیچ‌کدوم از این‌ها نشدی؟

1116
01:01:52,213 --> 01:01:53,582
‫بهم گفت حالش بهتره.

1117
01:01:55,716 --> 01:01:56,784
‫«بهت گفت»؟

1118
01:01:59,086 --> 01:02:00,522
‫وظیفه توئه
‫که زنده نگه‌شون داری.

1119
01:02:05,007 --> 01:02:06,812
‫[رابرت لی]

1120
01:02:05,880 --> 01:02:07,941


1121
01:02:11,332 --> 01:02:13,100
‫من دارم یه دکتر دیگه میارم.

1122
01:02:13,234 --> 01:02:14,902
‫تصمیم بر این شده
‫که نظر دوم

1123
01:02:15,035 --> 01:02:16,605
‫لازمه
‫برای بعضی از بیماران شما.

1124
01:02:18,305 --> 01:02:20,374
‫دکتر گیلبرت
‫امروز بعد از ظهر می‌رسه.

1125
01:02:21,041 --> 01:02:22,209
‫شما توجیهش می‌کنید.

1126
01:02:28,415 --> 01:02:30,484
‫نظرت در مورد خودکشی چیه؟

1127
01:02:36,156 --> 01:02:38,526
‫آخرین پناهگاه ترسوهاست، آره.

1128
01:02:40,528 --> 01:02:43,030
‫یا آخرین اقدامِ یک مرد ناامید؟

1129
01:02:44,932 --> 01:02:47,067
‫البته، همیشه استثنائاتی وجود داره.

1130
01:02:51,105 --> 01:02:54,275
‫تو توی دردسر افتادی.

1131
01:02:54,408 --> 01:02:55,476
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

1132
01:02:55,610 --> 01:02:58,580
‫دکتر جدید. آزمایشات جدید.

1133
01:02:58,713 --> 01:03:01,782
‫از وقتی لی مُرد،
‫دیگه بهت اعتماد ندارن.

1134
01:03:02,717 --> 01:03:03,784
‫اشتباه می‌کنی.

1135
01:03:04,952 --> 01:03:07,221
‫داگلاس...

1136
01:03:08,889 --> 01:03:11,458
‫وقتی تو
‫در موضع قدرت هستی...

1137
01:03:13,794 --> 01:03:15,630
‫اون‌ها همیشه میان سراغت.

1138
01:03:16,531 --> 01:03:18,432
‫باید از خودت محافظت کنی.

1139
01:03:18,566 --> 01:03:20,267
‫چرا باید
‫از خودم محافظت کنم

1140
01:03:20,401 --> 01:03:22,136
‫در برابر متحدینم؟

1141
01:03:22,269 --> 01:03:24,838
‫فقط به‌خاطر اینکه یه نفر متحدته

1142
01:03:24,972 --> 01:03:28,677
‫دلیل نمی‌شه
‫که طرفِ تو باشه.

1143
01:03:28,809 --> 01:03:31,011
‫پدرم دیپلمات بود.
‫این رو بهت گفته بودم؟

1144
01:03:31,145 --> 01:03:32,146
‫نه.

1145
01:03:35,849 --> 01:03:37,719
‫آره.

1146
01:03:37,851 --> 01:03:41,756
‫اون...
‫...به آفریقا اعزام شد.

1147
01:03:43,457 --> 01:03:46,661
‫و اونجا بود که قرار بود
‫بهترین دوستش رو ببینه.

1148
01:03:47,529 --> 01:03:51,932
‫مردی به نام هرمان فون اپشتاین.

1149
01:03:53,768 --> 01:03:55,537
‫اسم من رو از روی اون برداشتن.

1150
01:03:58,773 --> 01:04:01,710
‫آره، من هم‌نامِ یه یهودی شدم.

1151
01:04:03,545 --> 01:04:07,682
‫ما عمو هرمان رو
‫خیلی دوست داشتیم.

1152
01:04:07,816 --> 01:04:11,151
‫خیلی پولدار بود.

1153
01:04:11,285 --> 01:04:14,789
‫توی قلعه‌ی ولدنشتاین زندگی می‌کرد.

1154
01:04:14,922 --> 01:04:17,024
‫و وقتی من شش سالم بود،

1155
01:04:18,859 --> 01:04:22,062
‫کل خانواده‌م رو آورد پیش خودش.

1156
01:04:23,430 --> 01:04:25,332
‫می‌تونی تصور کنی؟

1157
01:04:25,466 --> 01:04:29,370
‫رویای یه بچه بود
‫که توی همچین قلعه‌ای زندگی کنه.

1158
01:04:29,503 --> 01:04:33,073
‫من توی راهروها می‌دویدم،
‫وانمود می‌کردم یه شوالیه‌م.

1159
01:04:34,208 --> 01:04:36,711
‫از بالای برج و بارو
‫خیره می‌شدم پایین،

1160
01:04:36,845 --> 01:04:40,114
‫تصور می‌کردم ارتش‌ها
‫دارن هجوم میارن برای حمله.

1161
01:04:41,683 --> 01:04:43,884
‫عمو هرمان،
‫توی بزرگترین

1162
01:04:44,017 --> 01:04:47,555
‫و زیباترین اتاقِ طبقه آخر زندگی می‌کرد.

1163
01:04:47,689 --> 01:04:50,090
‫ته راهرو،
‫مادرم یه اتاق خواب داشت،

1164
01:04:50,224 --> 01:04:51,225
‫اونم اتاق زیبایی بود.

1165
01:04:53,293 --> 01:04:54,495
‫پدرم...

1166
01:04:57,030 --> 01:04:59,534
‫اون توی یه اتاق خواب کوچیک
‫طبقه همکف زندگی می‌کرد.

1167
01:05:01,770 --> 01:05:07,074
‫اونجا بود که فهمیدم
‫عمو هرمان چقدر ثروتمنده.

1168
01:05:08,275 --> 01:05:11,412
‫انقدر ثروتمند که
‫تونست خانواده‌م رو بیاره اونجا.

1169
01:05:12,680 --> 01:05:14,549
‫انقدر ثروتمند که
‫تونست پدرم رو بذاره

1170
01:05:14,682 --> 01:05:15,784
‫طبقه همکف.

1171
01:05:18,352 --> 01:05:20,421
‫انقدر ثروتمند که،
‫هر وقت دلش می‌خواست،

1172
01:05:22,022 --> 01:05:23,892
‫می‌تونست تو راهرو قدم بزنه...

1173
01:05:27,027 --> 01:05:28,630
‫و مادرم رو تماشا کنه.

1174
01:05:31,866 --> 01:05:33,635
‫فقط به‌خاطر اینکه یه نفر متحدته

1175
01:05:35,035 --> 01:05:37,806
‫دلیل نمی‌شه
‫که طرفِ تو باشه.

1176
01:05:46,213 --> 01:05:49,717
‫شما هرمان گورینگ رو
‫«خیال‌پرداز» دیدید؟

1177
01:05:49,851 --> 01:05:52,821
‫من اینطور ندیدمش، آزمایش این رو نشون داد.

1178
01:05:52,953 --> 01:05:55,824
‫خب، نظر دوم
‫واسه همینه دیگه.

1179
01:05:55,956 --> 01:05:58,325
‫که...

1180
01:05:58,459 --> 01:06:01,696
‫...ما رو می‌رسونه به رودلف هس.

1181
01:06:01,830 --> 01:06:04,498
‫من مایلم
‫که باور کنم

1182
01:06:04,632 --> 01:06:06,166
‫فراموشیش واقعیه.

1183
01:06:06,300 --> 01:06:08,670
‫منظورتون اون قسمتیه که
‫یادش میره نازی بوده؟

1184
01:06:09,470 --> 01:06:12,039
‫بسیار خب. ببینید دکتر کلی،

1185
01:06:12,172 --> 01:06:14,843
‫من اینجا نیستم
‫که پا تو کفش شما بکنم، باشه؟

1186
01:06:16,076 --> 01:06:18,278
‫تحقیقاتم رو به اشتراک می‌ذارم.
‫با هم می‌نویسیم.

1187
01:06:19,480 --> 01:06:20,748
‫با هم چی رو می‌نویسیم؟

1188
01:06:20,790 --> 01:06:22,424
‫لازم نیست
‫با من موش و گربه بازی کنید.

1189
01:06:22,449 --> 01:06:24,117
‫جفت‌مون به یه دلیل اینجاییم.

1190
01:06:25,587 --> 01:06:27,856
‫حالا، دوتا کتاب
‫در مورد فرماندهی عالی نازی،

1191
01:06:27,988 --> 01:06:29,557
‫این بازار فروش رو خراب می‌کنه.

1192
01:06:29,691 --> 01:06:31,693
‫من می‌گم با هم بنویسیمش.

1193
01:06:32,368 --> 01:06:35,578


1194
01:06:38,332 --> 01:06:39,801
‫موفق باشید
‫با آزمایشات‌تون.

1195
01:06:43,618 --> 01:06:48,623


1196
01:06:54,314 --> 01:06:55,315
‫دکتر.

1197
01:07:00,087 --> 01:07:01,255
‫خیلی ممنون.

1198
01:07:05,782 --> 01:07:07,970
بفرمایید تو

1199
01:08:08,422 --> 01:08:09,624
‫غافلگیر شد؟

1200
01:08:09,757 --> 01:08:13,093
‫شد، مبهوت موند.

1201
01:08:13,226 --> 01:08:15,095
‫این ترفند رو یادم بده.

1202
01:08:15,228 --> 01:08:16,631
‫- سکه پشت گوش؟
‫- آره، آره.

1203
01:08:16,764 --> 01:08:20,267
‫این ترفند رو یادم بده،
‫تا منم بتونم مبهوتش کنم.

1204
01:08:23,037 --> 01:08:24,539
‫من سکه‌ی نقره‌م رو دادم

1205
01:08:24,672 --> 01:08:26,641
‫به دخترتون.

1206
01:08:26,774 --> 01:08:28,076
‫ساده‌ترین ترفندِ دنیاست.

1207
01:08:28,208 --> 01:08:31,311
‫جواب میده چون، می‌دونید،
‫مردم دوست دارن باور کنن.

1208
01:08:31,445 --> 01:08:34,448
‫خب، دلار رو می‌گیرید بالا،
‫و می‌گید،

1209
01:08:34,582 --> 01:08:35,750
‫«هی، رفقا!

1210
01:08:35,883 --> 01:08:38,519
‫«این یه سکه نقره‌ی
‫معمولی و ساده‌ست.»

1211
01:08:40,454 --> 01:08:42,991
‫بعد می‌ذاریدش
‫توی اون یکی دست‌تون. خب؟

1212
01:08:44,458 --> 01:08:45,526
‫روش تمرکز می‌کنید.

1213
01:08:47,962 --> 01:08:50,197
‫ولی در واقع، همین‌جاست.

1214
01:08:52,066 --> 01:08:54,035
‫کف دست راست‌تون مخفیش می‌کنید.

1215
01:08:54,167 --> 01:08:55,770
‫- کف دست.
‫- آره.

1216
01:08:55,903 --> 01:08:57,038
‫بین این دوتا انگشت

1217
01:08:57,170 --> 01:08:58,673
‫نگه‌ش می‌دارید...

1218
01:08:58,806 --> 01:09:00,474
‫...و کف دست‌تون رو
‫دورِش حلقه می‌کنید،

1219
01:09:00,608 --> 01:09:02,476
‫ولی روی دست چپ‌تون تمرکز می‌کنید.

1220
01:09:05,113 --> 01:09:08,148
‫و سکه رو اون تو حس می‌کنید،
‫سنگینیش رو. درسته؟

1221
01:09:08,281 --> 01:09:12,252
‫و اگه خودتون باورش کنید،
‫اون‌وقت اون‌ها هم باورش می‌کنن.

1222
01:09:14,287 --> 01:09:17,659
‫و بعدش، فقط، خب،
‫دست می‌برید پشت گوش...

1223
01:09:19,493 --> 01:09:23,531
‫اجی مجی لاترجی!

1224
01:09:25,933 --> 01:09:27,602
‫«اجی مجی» چیه؟

1225
01:09:27,735 --> 01:09:29,269
‫کلمات جادوییه.

1226
01:09:29,403 --> 01:09:32,006
‫به وهم و خیال...

1227
01:09:32,140 --> 01:09:34,809
‫...وزن کیهانی میده.

1228
01:09:34,942 --> 01:09:37,310
‫و همیشه
‫باید «اجی مجی» باشه؟

1229
01:09:37,444 --> 01:09:39,312
‫نه، نه. هر چیزی می‌تونه باشه.

1230
01:09:39,446 --> 01:09:41,415
‫می‌تونه «پرستو» باشه.

1231
01:09:43,316 --> 01:09:45,153
‫فکر کنم «اجی مجی» رو ترجیح میدم.

1232
01:09:45,285 --> 01:09:47,588
‫خب، پدرتون بود
‫که این ترفند رو یادتون داد؟

1233
01:09:47,722 --> 01:09:50,558
‫پدرم؟ نه.

1234
01:09:52,259 --> 01:09:54,562
‫جوری می‌گید
‫انگار غیرقابل تصوره.

1235
01:09:55,429 --> 01:09:56,698
‫آره، پدر من راضی بود

1236
01:09:56,831 --> 01:10:01,569
‫که کار خودش رو بکنه و
‫اخلاق خوش نشون بده.

1237
01:10:03,971 --> 01:10:06,339
‫مردی بود
‫بدونِ هیچ دستاوردی.

1238
01:10:06,473 --> 01:10:07,709
‫ولی تو باور داری...

1239
01:10:09,711 --> 01:10:11,311
‫سرنوشتت چیز بیشتریه.

1240
01:10:13,280 --> 01:10:15,415
‫می‌خوای به عنوان
‫یه مرد بزرگ شناخته بشی.

1241
01:10:21,388 --> 01:10:22,532
‫بله.

1242
01:10:22,557 --> 01:10:24,659
‫و من بلیتِ تو هستم.

1243
01:10:28,062 --> 01:10:29,329
‫تو به آمریکا برمی‌گردی

1244
01:10:29,463 --> 01:10:31,364
‫به عنوان محقق بزرگِ نازی‌ها،

1245
01:10:32,800 --> 01:10:37,038
‫و من یه ترفند دارم
‫برای تحت تأثیر قرار دادن دخترم

1246
01:10:37,972 --> 01:10:39,439
‫وقتی این دادگاه تموم بشه.

1247
01:10:46,246 --> 01:10:47,815
‫دیگه من رو با خودت نمی‌بری پیشش.

1248
01:10:52,086 --> 01:10:53,621
‫نمی‌خواستم
‫این وقت شب مزاحمت بشم.

1249
01:10:55,189 --> 01:10:56,991
‫خیلی بدون من می‌بینیش.

1250
01:10:58,126 --> 01:10:59,326
‫داری چی کار می‌کنی، دکتر؟

1251
01:11:01,261 --> 01:11:02,597
‫سعی می‌کنم یه چیزی یاد بگیرم.

1252
01:11:03,931 --> 01:11:05,633
‫مطمئنی قضیه هنوز همینه؟

1253
01:11:09,302 --> 01:11:10,370
‫شب به‌خیر، هاوی.

1254
01:11:20,915 --> 01:11:22,917
‫چطوری می‌خوای
‫از خودت دفاع کنی، هرمان؟

1255
01:11:23,025 --> 01:11:25,069


1256
01:11:25,119 --> 01:11:27,420
‫- دوست نداری بدونی؟
‫- جدی می‌گم.

1257
01:11:31,926 --> 01:11:33,127
‫آیا ما دوستیم، دکتر؟

1258
01:11:35,395 --> 01:11:39,432
‫فکر می‌کنم این کلمه واسه چیزی که ما هستیم
‫یه‌کم زیادی ساده‌ست.

1259
01:11:42,170 --> 01:11:43,671
‫ولی داری این رو...

1260
01:11:45,338 --> 01:11:46,439
‫به عنوان یه دوست می‌پرسی؟

1261
01:11:49,677 --> 01:11:50,678
‫بله.

1262
01:11:55,516 --> 01:11:59,687
‫فردا
‫وقتی وارد جایگاه دفاع بشم،

1263
01:12:01,689 --> 01:12:03,224
‫یه بیانیه می‌خونم.

1264
01:12:04,158 --> 01:12:06,493
‫قراره بگم

1265
01:12:06,627 --> 01:12:10,397
‫که تمام مسئولیت اعمالم رو
‫بر عهده می‌گیرم.

1266
01:12:10,531 --> 01:12:12,600
‫با این حال، امتناع می‌کنم،

1267
01:12:12,733 --> 01:12:16,436
‫از پذیرفتن مسئولیت
‫اعمالی که توسط دیگران انجام شده

1268
01:12:16,571 --> 01:12:17,872
‫که من ازشون بی‌خبر بودم،

1269
01:12:19,472 --> 01:12:21,441
‫و تأییدشون نمی‌کردم.

1270
01:12:24,846 --> 01:12:25,947
‫کاری که کردم...

1271
01:12:29,183 --> 01:12:30,551
‫برای کشورم کردم.

1272
01:12:32,352 --> 01:12:34,454
‫به من بگو تو واسه کشور خودت
‫همین کار رو نمی‌کردی.

1273
01:12:52,840 --> 01:12:54,742
‫بهم گفتن
‫می‌تونم اینجا پیدات کنم.

1274
01:12:59,547 --> 01:13:01,182
‫هفت ساعت دیگه...

1275
01:13:03,551 --> 01:13:06,520
‫کل دنیا قراره روی این اتاق
‫متمرکز بشه.

1276
01:13:08,556 --> 01:13:09,690
‫همینه.

1277
01:13:10,892 --> 01:13:11,926
‫این همه‌چیزه.

1278
01:13:18,699 --> 01:13:19,834
‫این بیانیه‌ایه

1279
01:13:19,967 --> 01:13:22,069
‫که گورینگ برنامه داره فردا بخونه.

1280
01:13:29,310 --> 01:13:30,344
‫ممنون.

1281
01:14:02,922 --> 01:14:04,942
پابرجا باشید

1282
01:14:06,397 --> 01:14:07,794
...ما کسانی هستیم که

1283
01:14:08,077 --> 01:14:09,077
‫[آرام‌بخش]

1284
01:14:09,487 --> 01:14:12,311
.به سرزمین پدری خدمت کردیم

1285
01:14:18,127 --> 01:14:21,485
نه بیشتر و نه کمتر

1286
01:14:24,065 --> 01:14:25,433
‫خبردار!

1287
01:14:32,440 --> 01:14:33,441
‫بریم.

1288
01:14:34,773 --> 01:14:37,830
و تو درست کنار من می‌شینی

1289
01:14:49,457 --> 01:14:50,620
‫دارن میان!

1290
01:14:54,919 --> 01:14:56,030
‫یا خدا!

1291
01:15:01,929 --> 01:15:03,874
!برای آلمان قوی باشید

1292
01:16:01,896 --> 01:16:02,930
‫همه برخیزید!

1293
01:16:47,675 --> 01:16:48,976
‫با اجازه قضات محترم...

1294
01:16:52,547 --> 01:16:57,418
‫امتیازِ افتتاحِ اولین دادگاه در تاریخ

1295
01:16:57,552 --> 01:16:59,987
‫برای جنایات علیه صلحِ جهانی

1296
01:17:00,121 --> 01:17:02,623
‫مسئولیت سنگینی را تحمیل می‌کند.

1297
01:17:04,725 --> 01:17:07,928
‫خطاهایی که ما به دنبال
‫محکوم کردن و مجازاتشان هستیم

1298
01:17:08,963 --> 01:17:10,498
‫چنان حساب‌شده...

1299
01:17:11,566 --> 01:17:12,700
‫...چنان بدخیم،

1300
01:17:12,833 --> 01:17:14,935
‫و چنان ویرانگر بوده‌اند

1301
01:17:15,069 --> 01:17:18,839
‫که تمدن نمی‌تواند
‫نادیده گرفتنشان را تحمل کند،

1302
01:17:20,174 --> 01:17:23,043
‫چرا که ما از تکرار آن‌ها
‫جان سالم به در نخواهیم برد.

1303
01:17:26,280 --> 01:17:31,652
‫در جایگاه متهمین
‫بیست و اندی مردِ درهم‌شکسته نشسته‌اند.

1304
01:17:31,785 --> 01:17:36,490
‫ما نشان خواهیم داد که آن‌ها
‫نمادهای زنده‌ی نفرت نژادی،

1305
01:17:38,092 --> 01:17:40,761
‫تروریسم و خشونت،

1306
01:17:42,329 --> 01:17:47,134
‫و تکبر و بی‌رحمیِ قدرت هستند.

1307
01:17:49,170 --> 01:17:52,541
‫تمدن
‫نمی‌تواند هیچ سازشی را بپذیرد

1308
01:17:52,673 --> 01:17:55,876
‫با برخورد مبهم یا غیرقاطع،

1309
01:17:56,010 --> 01:17:58,913
‫با مردانی که این نیروها

1310
01:17:59,046 --> 01:18:01,516
‫اکنون به شکلی متزلزل در آن‌ها زنده‌اند.

1311
01:18:06,555 --> 01:18:08,722
‫جنگ‌ها دیگر محلی نیستند.

1312
01:18:11,058 --> 01:18:16,063
‫تمام جنگ‌های مدرن
‫در نهایت تبدیل به جنگ‌های جهانی می‌شوند.

1313
01:18:18,633 --> 01:18:21,702
‫و هیچ‌کدام از ملت‌های بزرگ
‫نمی‌توانند بیرون بمانند.

1314
01:18:23,370 --> 01:18:28,577
‫اما گام نهایی
‫در اجتناب از جنگ‌های دوره‌ای

1315
01:18:28,709 --> 01:18:31,680
‫در سیستمِ بی‌قانونیِ بین‌المللی

1316
01:18:33,180 --> 01:18:37,151
‫این است که دولتمردان را
‫در برابر قانون پاسخگو کنیم!

1317
01:18:39,853 --> 01:18:41,355
‫و بگذارید روشن کنم

1318
01:18:41,488 --> 01:18:43,490
‫که اگرچه این قانون
‫ابتدا

1319
01:18:43,625 --> 01:18:45,192
‫علیه متجاوزان آلمانی اعمال می‌شود،

1320
01:18:45,326 --> 01:18:48,195
‫اما باید تجاوز
‫توسط هر ملت دیگری را هم محکوم کند

1321
01:18:48,329 --> 01:18:50,831
‫از جمله کسانی که
‫اکنون اینجا در جایگاه قضاوت نشسته‌اند.

1322
01:18:52,333 --> 01:18:57,271
‫ما قادر خواهیم بود
‫بساط استبداد داخلی

1323
01:18:57,404 --> 01:18:59,306
‫و خشونت و تجاوز

1324
01:18:59,440 --> 01:19:01,108
‫توسط صاحبان قدرت
‫علیه حقوق...

1325
01:19:01,133 --> 01:19:02,540
‫مردم خودشان را برچینیم...

1326
01:19:03,911 --> 01:19:06,380
‫تنها زمانی که تمام انسان‌ها را

1327
01:19:07,748 --> 01:19:09,917
‫در برابر قانون پاسخگو کنیم.

1328
01:19:24,431 --> 01:19:25,600
‫هرمان گورینگ.

1329
01:19:28,235 --> 01:19:30,204
‫متهمان
‫باید اعلام کنند که گناهکار

1330
01:19:30,337 --> 01:19:32,773
‫یا بی‌گناه هستند
‫در برابر اتهامات وارده.

1331
01:19:33,742 --> 01:19:35,577
‫آن‌ها به نوبت،

1332
01:19:35,710 --> 01:19:38,647
‫به نقطه‌ای در جایگاه
‫روبه‌روی میکروفون خواهند رفت.

1333
01:19:52,226 --> 01:19:53,994
‫من هرمان ویلهلم گورینگ هستم.

1334
01:19:54,790 --> 01:19:56,472
‫من امروز
‫در پیشگاه دادگاه ایستاده‌ام...

1335
01:19:56,497 --> 01:19:58,232
‫...و جهان...

1336
01:19:58,257 --> 01:19:59,793
‫...و عهد می‌بندم
‫که فقط حقیقت را...

1337
01:20:02,102 --> 01:20:04,305
‫دیوان
‫به این تصمیم رسیده است

1338
01:20:04,438 --> 01:20:06,807
‫که متهمان
‫حق ندارند

1339
01:20:06,940 --> 01:20:08,876
‫بیانیه‌ای صادر کنند.

1340
01:20:08,901 --> 01:20:11,287
‫به آن‌ها اجازه داده خواهد شد
‫که خطاب به دادگاه صحبت کنند

1341
01:20:11,312 --> 01:20:12,714
‫پیش از صدور حکم.

1342
01:20:15,583 --> 01:20:17,017
‫به عنوان رایش‌مارشالِ آلمان...

1343
01:20:17,151 --> 01:20:19,987
‫شما اینجا
‫رایش‌مارشال نیستید.

1344
01:20:20,120 --> 01:20:23,457
‫شما فقط هرمان گورینگ هستید،
‫یک زندانی.

1345
01:20:23,591 --> 01:20:26,493
‫اعلام می‌کنید گناهکارید
‫یا بی‌گناه؟

1346
01:20:32,171 --> 01:20:33,904
بی‌گناه

1347
01:21:03,163 --> 01:21:04,164
‫اِمی!

1348
01:21:05,499 --> 01:21:06,500
‫اِدا!

1349
01:21:07,901 --> 01:21:08,902
‫اِمی!

1350
01:21:10,672 --> 01:21:13,240
‫چی شد؟ چی شد؟
‫کجان؟

1351
01:21:14,709 --> 01:21:16,210
‫چی؟
‫کجان؟

1352
01:21:16,343 --> 01:21:17,746
‫- بردنشون!
‫- کی؟

1353
01:21:18,713 --> 01:21:19,947
‫آمریکایی‌ها!

1354
01:21:34,962 --> 01:21:36,035
‫اِمی!

1355
01:21:36,964 --> 01:21:38,600
‫اِمی! اِدا!

1356
01:21:40,869 --> 01:21:42,202
‫اِمی. اِدا.

1357
01:21:43,370 --> 01:21:45,172
‫اِمی! اِمی گورینگ!

1358
01:21:50,377 --> 01:21:52,614
‫بله؟

1359
01:21:55,583 --> 01:21:58,952
‫یه لطفی بهم بکن.

1360
01:21:59,086 --> 01:22:00,220
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

1361
01:22:01,556 --> 01:22:02,891
‫ممنون. بهش نیاز دارم.

1362
01:22:04,692 --> 01:22:07,294
‫اون‌ها امی گورینگ رو
‫دستگیر کردن

1363
01:22:07,428 --> 01:22:10,264
‫به جرمِ همدستی
‫در سرقت‌های هنری همسرش.

1364
01:22:10,397 --> 01:22:13,100
‫بچه میره پیش راهبه‌ها.
‫ملاقات ممنوع.

1365
01:22:13,233 --> 01:22:14,435
‫اون‌ها زن و بچه‌ن.

1366
01:22:15,603 --> 01:22:16,671
‫آره.

1367
01:22:17,682 --> 01:22:19,239
‫قربان، ما قرار بود
‫بهتر از این باشیم.

1368
01:22:19,373 --> 01:22:20,809
‫از دست من خارجه!

1369
01:22:22,409 --> 01:22:23,410
‫و خواهش می‌کنم.

1370
01:22:27,281 --> 01:22:28,949
‫راستی،

1371
01:22:29,082 --> 01:22:30,484
‫از کجا می‌دونستی
‫کجا قایم شده؟

1372
01:22:42,630 --> 01:22:44,131
‫اِدا بازم برات ساز زد؟

1373
01:22:47,367 --> 01:22:49,169
‫آره.

1374
01:22:50,204 --> 01:22:51,573
‫خیلی با استعداده.

1375
01:22:52,206 --> 01:22:53,440
‫از تو خوشش میاد.

1376
01:22:56,210 --> 01:22:57,779
‫نامه‌هاشون رو داری؟

1377
01:22:59,614 --> 01:23:00,615
‫نه.

1378
01:23:01,616 --> 01:23:04,084
‫نامه‌ای نیست، متأسفانه.

1379
01:23:04,128 --> 01:23:05,185
‫نه؟

1380
01:23:06,453 --> 01:23:08,055
‫دفعه بعد.

1381
01:23:12,993 --> 01:23:15,195
‫و اینم دکتر جدیدِ منه.

1382
01:23:15,329 --> 01:23:17,331
‫داشتیم در مورد
‫خانواده‌م حرف می‌زدیم.

1383
01:23:17,464 --> 01:23:20,133
‫بله. خب، متأسف شدم
‫که اون خبر رو شنیدم.

1384
01:23:22,469 --> 01:23:23,638
‫کدوم خبر؟

1385
01:23:23,771 --> 01:23:25,005
‫دستگیریشون.

1386
01:23:25,138 --> 01:23:28,041
‫همسر و دخترتون پنج روز پیش
‫دستگیر شدن.

1387
01:23:29,777 --> 01:23:30,879
‫بهتون نگفت؟

1388
01:23:36,561 --> 01:23:37,585
‫هی.

1389
01:23:37,719 --> 01:23:39,954
‫هی! اون چه غلطی بود کردی؟

1390
01:23:40,087 --> 01:23:42,557
‫اون من بودم
‫که با بیمارم صادق بودم،

1391
01:23:42,582 --> 01:23:44,233
‫چیزی که تو هم
‫باید بعضی‌ وقت‌ها امتحان کنی.

1392
01:23:44,258 --> 01:23:45,693
‫تو نابودش کردی اون تو.

1393
01:23:45,827 --> 01:23:46,994
‫خب که چی؟

1394
01:23:49,029 --> 01:23:50,230
‫مشکلت چیه؟

1395
01:23:50,364 --> 01:23:51,566
‫چت شده تو؟

1396
01:23:53,535 --> 01:23:55,369
‫- هی، بس کنید!
‫- هی، بس کنید!

1397
01:23:56,838 --> 01:23:57,972
‫ای بابا.

1398
01:23:58,105 --> 01:24:00,407
‫شما متخصصان
‫سلامت روان هستید!

1399
01:24:00,542 --> 01:24:01,809
‫محض رضای خدا!

1400
01:24:05,680 --> 01:24:06,981
‫دکتر گیلبرت، می‌خواید من

1401
01:24:07,114 --> 01:24:09,249
‫دکتر کلی رو بازداشت کنم؟

1402
01:24:13,574 --> 01:24:14,898
‫- نه قربان.
‫- پس از

1403
01:24:14,923 --> 01:24:16,290
‫دفترِ لعنتی من گم‌شید بیرون!

1404
01:24:21,194 --> 01:24:23,430
‫سینماست.

1405
01:24:27,401 --> 01:24:28,435
‫همه برخیزید!

1406
01:24:42,917 --> 01:24:44,217
‫با اجازه دادگاه،

1407
01:24:44,351 --> 01:24:46,888
‫دادستانی اکنون می‌خواهد
‫به عنوان مدرک

1408
01:24:47,021 --> 01:24:48,890
‫فیلم زیر را ارائه دهد.

1409
01:24:49,023 --> 01:24:51,025
‫تصاویری که قرار است ببینید

1410
01:24:51,158 --> 01:24:54,062
‫پیش از این هرگز
‫در انظار عمومی نمایش داده نشده‌اند.

1411
01:24:54,227 --> 01:24:57,632
‫این فیلم باید توضیح مختصری
‫ارائه دهد

1412
01:24:57,765 --> 01:25:01,035
‫که کلماتِ
‫«اردوگاه کار اجباری» چه معنایی داشتند.

1413
01:25:14,026 --> 01:25:16,416
‫[اردوگاه‌های کار اجباری نازی]

1414
01:25:16,951 --> 01:25:18,218
‫این‌ها مکان‌های

1415
01:25:18,352 --> 01:25:20,855
‫بزرگترین اردوگاه‌های کار اجباری
‫و زندان‌هایی هستند

1416
01:25:20,989 --> 01:25:23,357
‫که در سراسر آلمان
‫و اروپای اشغالی

1417
01:25:23,490 --> 01:25:24,926
‫تحت رژیم نازی دایر بودند.

1418
01:25:25,751 --> 01:25:27,775
‫[اردوگاه کار اجباری اوردروف]

1419
01:25:27,929 --> 01:25:29,998
‫لشکر زرهی چهارمِ
‫ارتش سوم ژنرال پاتون

1420
01:25:30,130 --> 01:25:32,000
‫این اردوگاه را
‫در اوایل آوریل آزاد کرد.

1421
01:25:34,887 --> 01:25:36,403
‫آن‌ها انبار چوبی را می‌بینند

1422
01:25:36,428 --> 01:25:38,481
‫جایی که اجساد پوشیده از آهک
‫لایه‌لایه روی هم انباشته شده‌اند

1423
01:25:38,506 --> 01:25:40,273
‫و بوی تعفن غیرقابل تحمل است.

1424
01:25:50,084 --> 01:25:52,086
‫اردوگاه کار اجباری در نوردهاوزن

1425
01:25:52,199 --> 01:25:55,045


1426
01:25:52,219 --> 01:25:53,621
‫توسط لشکر زرهی سوم،

1427
01:25:53,755 --> 01:25:54,956
‫ارتش اول آزاد شد.

1428
01:25:55,089 --> 01:25:57,592
‫حداقل 3000
‫زندانی سیاسی اینجا کشته شدند

1429
01:25:57,725 --> 01:25:59,093
‫به دستان بی‌رحم
‫نیروهای اس‌اس

1430
01:25:59,226 --> 01:26:00,662
‫و جنایتکاران آلمانیِ عفو شده

1431
01:26:00,795 --> 01:26:02,262
‫که نگهبان اردوگاه بودند.

1432
01:26:02,396 --> 01:26:04,164
‫نوردهاوزن
‫یک انبار بوده

1433
01:26:04,189 --> 01:26:06,141
‫برای بردگانی که
‫برای کار نامناسب تشخیص داده می‌شدند

1434
01:26:06,166 --> 01:26:08,102
‫در کارخانه‌های زیرزمینیِ بمب‌های وی

1435
01:26:08,127 --> 01:26:10,370
‫و در دیگر اردوگاه‌ها
‫و کارخانه‌های آلمان.

1436
01:26:15,342 --> 01:26:17,078
‫در میان اجساد،
‫اسکلت‌های انسانی وجود دارد

1437
01:26:17,103 --> 01:26:18,666
‫که برای حرکت کردن خیلی ضعیف‌اند.

1438
01:26:23,216 --> 01:26:25,887
‫مردان گردان‌های پزشکی ما
‫دو شبانه روز کار کردند

1439
01:26:26,020 --> 01:26:28,156
‫زخم‌ها را پانسمان کردند
‫و دارو دادند.

1440
01:26:28,288 --> 01:26:31,025
‫اما برای موارد پیشرفته
‫گرسنگی و سل،

1441
01:26:31,159 --> 01:26:33,728
‫اغلب هیچ درمانی وجود نداشت.

1442
01:26:33,861 --> 01:26:35,530
‫بازماندگان در حال تخلیه دیده می‌شوند

1443
01:26:35,663 --> 01:26:37,598
‫برای درمان
‫در بیمارستان‌های متفقین.

1444
01:26:50,477 --> 01:26:53,648
‫من ستوان یکم
‫جک اچ. تیلور، نیروی دریایی آمریکا هستم،

1445
01:26:53,781 --> 01:26:55,049
‫از هالیوود، کالیفرنیا.

1446
01:26:55,074 --> 01:26:56,458
‫باور کنید یا نه،
‫این اولین باریه

1447
01:26:56,483 --> 01:26:58,086
‫که من توی فیلم هستم.

1448
01:26:58,218 --> 01:27:01,221
‫من اول دسامبر اسیر شدم.

1449
01:27:01,354 --> 01:27:05,059
‫من رو بردن به این
‫اردوگاه کار ماوتهاوزن،

1450
01:27:05,193 --> 01:27:07,895
‫یک اردوگاه مرگ،

1451
01:27:08,029 --> 01:27:15,203
‫جایی که به ما گرسنگی می‌دادن
‫و... و کتک می‌خوردیم و کشته می‌شدیم.

1452
01:27:15,335 --> 01:27:18,072
‫خوشبختانه،
‫نوبت من نرسیده بود.

1453
01:27:19,040 --> 01:27:22,910
‫اونجا...

1454
01:27:23,044 --> 01:27:24,377
‫به چند روش
‫اعدام می‌کنن؟

1455
01:27:25,213 --> 01:27:26,279
‫پنج یا شش روش.

1456
01:27:26,413 --> 01:27:29,382
‫با گاز،
‫با شلیک، با کتک زدن.

1457
01:27:29,517 --> 01:27:30,985
‫یعنی، کتک زدن با چماق.

1458
01:27:31,734 --> 01:27:33,611


1459
01:27:34,055 --> 01:27:36,991
‫با سرما دادن.

1460
01:27:37,125 --> 01:27:38,425
‫یعنی،
‫ایستادن بیرون توی برف

1461
01:27:38,559 --> 01:27:39,794
‫به‌صورت برهنه برای 48 ساعت

1462
01:27:39,927 --> 01:27:41,929
‫و ریختن آب سرد
‫روی اون‌ها

1463
01:27:42,063 --> 01:27:43,564
‫در وسط زمستان.

1464
01:27:43,698 --> 01:27:44,799
‫گرسنگی.

1465
01:27:46,234 --> 01:27:47,334
‫سگ‌ها.

1466
01:27:47,467 --> 01:27:49,971
‫و هل دادن از بالای
‫یه صخره 30 متری.

1467
01:27:51,773 --> 01:27:53,440
‫همه این‌ها واقعی‌ست،
‫دیده شده،

1468
01:27:53,574 --> 01:27:55,243
‫و اکنون ضبط می‌شود.

1469
01:27:57,874 --> 01:28:00,319
[اردوگاه کار اجباری بوخن‌والد]

1470
01:28:00,380 --> 01:28:02,750
‫ملیت‌ها و
‫شماره‌های زندان خالکوبی شده‌اند

1471
01:28:02,884 --> 01:28:04,619
‫بر روی شکمِ زندانیان.

1472
01:28:13,293 --> 01:28:14,796
‫در گزارش رسمی،

1473
01:28:14,929 --> 01:28:17,799
‫اردوگاه بوخن‌والد،
‫کارخانه مرگ نامیده شده است.

1474
01:28:19,100 --> 01:28:20,433
‫اجساد انباشته شده
‫یکی روی دیگری

1475
01:28:20,568 --> 01:28:22,870
‫پیدا شدند
‫در بیرون کوره آدم‌سوزی.

1476
01:28:26,073 --> 01:28:27,842
‫یک کارخانه دفع جسد.

1477
01:28:27,975 --> 01:28:30,443
‫در داخل، کوره‌هایی هستند
‫که به کوره آدم‌سوزی

1478
01:28:30,578 --> 01:28:32,013
‫حداکثر ظرفیت دفعِ...

1479
01:28:32,146 --> 01:28:34,982
‫حدود 400 جسد
‫در هر 10 ساعت روز را می‌دادند.

1480
01:28:38,820 --> 01:28:40,555
‫داخائو، نزدیک مونیخ،

1481
01:28:40,688 --> 01:28:42,824
‫یکی از قدیمی‌ترین
‫اردوگاه‌های زندان نازی.

1482
01:28:58,973 --> 01:29:02,342
‫این چیزی است که نیروهای آزادی‌بخش
‫در داخل ساختمان‌ها یافتند.

1483
01:29:28,501 --> 01:29:31,038
‫لباس‌های زندانیانی
‫که در ردیف‌های منظم آویزان شده بود

1484
01:29:31,172 --> 01:29:34,575
‫کسانی که در یک اتاق گاز مرگبار
‫خفه شده بودند.

1485
01:29:34,709 --> 01:29:37,178
‫آن‌ها را متقاعد کرده بودند
‫که لباس‌هایشان را در بیاورند

1486
01:29:37,311 --> 01:29:38,913
‫به بهانه
‫دوش گرفتن،

1487
01:29:39,046 --> 01:29:41,949
‫که برای آن حوله
‫و صابون فراهم شده بود.

1488
01:29:42,435 --> 01:29:44,357
[اردوگاه کار اجباری برگن-بلزن]

1489
01:29:43,364 --> 01:29:45,675


1490
01:29:47,688 --> 01:29:49,924
‫شرایط بهداشتی
‫چنان وحشتناک بود

1491
01:29:50,057 --> 01:29:51,726
‫که تجهیزات سنگین
‫باید آورده می‌شد

1492
01:29:51,859 --> 01:29:53,828
‫برای سرعت بخشیدن به کارِ پاکسازی.

1493
01:30:15,249 --> 01:30:17,450
‫این برگن-بلزن بود.

1494
01:30:45,478 --> 01:30:46,781
‫چطور ممکنه؟

1495
01:30:57,391 --> 01:30:58,626
‫چیزی که همین الان دیدم.

1496
01:31:04,464 --> 01:31:05,733
‫چطور ممکنه؟

1497
01:31:09,303 --> 01:31:11,005
‫هیملر.

1498
01:31:11,138 --> 01:31:12,840
‫هیملر
‫مرد شماره دو نبود.

1499
01:31:13,644 --> 01:31:14,842
‫تو بودی.

1500
01:31:15,475 --> 01:31:17,578
‫‏1200 تا اردوگاه؟

1501
01:31:17,712 --> 01:31:18,946
‫نه. من قراره
‫چی رو باور کنم،

1502
01:31:18,971 --> 01:31:20,122
‫که تو نمی‌دونستی؟

1503
01:31:20,147 --> 01:31:21,857
‫هر کسی می‌تونه یه جنایت رو صحنه‌سازی کنه.

1504
01:31:21,882 --> 01:31:23,317
‫پس، داری می‌گی
‫اون فیلم ساختگی بود.

1505
01:31:23,342 --> 01:31:24,527
‫دفاعت همینه؟

1506
01:31:24,552 --> 01:31:25,628
‫می‌خوای چی بگم؟

1507
01:31:25,653 --> 01:31:27,455
‫نظرت در مورد حقیقت چیه برای یه بار؟

1508
01:31:27,588 --> 01:31:29,290
‫چرا؟

1509
01:31:29,423 --> 01:31:31,025
‫که بتونی بدوی و به جکسون بگی؟

1510
01:31:32,760 --> 01:31:34,128
‫دوست من،

1511
01:31:35,696 --> 01:31:37,198
‫ریاکاریِ تو خیره‌کننده‌ست.

1512
01:31:38,199 --> 01:31:39,533
‫ریاکاری من؟

1513
01:31:39,667 --> 01:31:42,136
‫فکر می‌کنی گلوله‌ها و بمب‌های آمریکایی
‫آدم نمی‌کشن؟

1514
01:31:42,269 --> 01:31:46,707
‫شما 150 هزار ژاپنی رو
‫با فشار یه دکمه بخار می‌کنید،

1515
01:31:46,841 --> 01:31:48,843
‫و به خودتون اجازه میدید
‫در جایگاه قضاوت بایستید

1516
01:31:48,976 --> 01:31:50,478
‫علیه من برای جنایات جنگی؟

1517
01:31:50,503 --> 01:31:52,147
‫ما کاملاً حق داشتیم
‫از خودمون دفاع کنیم.

1518
01:31:52,179 --> 01:31:54,715
‫چطوری از خودتون دفاع می‌کنید
‫توی خاکِ یکی دیگه؟

1519
01:31:54,849 --> 01:31:57,284
‫یه تفاوتی هست
‫بین بمباران کارخانه‌های جنگی توسط ما

1520
01:31:57,418 --> 01:31:59,887
‫و مردن غیرنظامی‌ها
‫به عنوان تلفات جانبی،

1521
01:32:00,021 --> 01:32:03,457
‫و اینکه شما
‫‏1200 تا کشتارگاه انسانی بسازید

1522
01:32:03,591 --> 01:32:06,694
‫که طراحی شده برای نابودیِ یک نژاد کامل،

1523
01:32:06,827 --> 01:32:08,829
‫و تو این رو می‌دونی!

1524
01:32:08,963 --> 01:32:10,664
‫فکر می‌کنی جنگ چیه؟

1525
01:32:14,368 --> 01:32:15,836
‫چیزی که امروز دیدم نیست.

1526
01:32:15,970 --> 01:32:18,873
‫فکر می‌کنی روس‌ها
‫با اسرای جنگی آلمانی چی کار می‌کنن؟

1527
01:32:19,006 --> 01:32:21,675
‫تو آزادیت رو داری،
‫و من زندانی‌ام

1528
01:32:21,809 --> 01:32:24,178
‫چون شما بردید، و ما باختیم.

1529
01:32:24,311 --> 01:32:27,415
‫نه به‌خاطر اینکه
‫شما از نظر اخلاقی برترید!

1530
01:32:27,548 --> 01:32:30,785
‫این دادگاه 15 سال دیگه
‫یه مضحکه می‌شه.

1531
01:32:30,918 --> 01:32:34,388
‫به فاتحان بزرگ
‫به چشم قاتل نگاه نمی‌شه.

1532
01:32:34,523 --> 01:32:36,557
‫چنگیز خان،
‫اسکندر کبیر...

1533
01:32:36,690 --> 01:32:38,726
‫تو اسکندر کبیر نیستی!

1534
01:32:40,694 --> 01:32:43,197
‫تو یه مرد چاق توی یه سلولی.

1535
01:32:45,366 --> 01:32:46,767
‫و تو می‌دونستی.

1536
01:32:47,610 --> 01:32:48,810
هوم

1537
01:32:51,405 --> 01:32:53,574
‫من اشتباه کردم.

1538
01:32:57,945 --> 01:32:59,680
‫سرنوشت تو چیز بیشتری نیست.

1539
01:33:01,215 --> 01:33:04,952
‫فکر می‌کنم،
‫زندگی غمگینی خواهی داشت.

1540
01:33:07,522 --> 01:33:09,924
‫همه‌چیز
‫تحت سایه‌ی این قرار می‌گیره،

1541
01:33:11,225 --> 01:33:12,793
‫زمانی که با من گذروندی.

1542
01:33:14,195 --> 01:33:16,964
‫تو کتاب‌هات رو می‌نویسی،
‫سعی می‌کنی دوباره زنده‌ش کنی.

1543
01:33:17,998 --> 01:33:19,867
‫تنها لحظه‌ای در زندگیت

1544
01:33:21,368 --> 01:33:23,904
‫که واقعاً
‫در کنار عظمت ایستادی.

1545
01:33:24,038 --> 01:33:25,639
‫فکر می‌کنی مرد بزرگی هستی؟

1546
01:33:28,909 --> 01:33:30,845
‫فکر می‌کنی میراثت همینه؟

1547
01:33:30,978 --> 01:33:33,180
‫حداقل
‫من یه میراثی خواهم داشت.

1548
01:33:33,314 --> 01:33:36,117
‫تو هیچ اثری
‫روی این دنیا نخواهی گذاشت.

1549
01:33:37,218 --> 01:33:38,786
‫من خودِ کتابم!

1550
01:33:38,919 --> 01:33:41,856
‫تو صرفاً یه پاورقی هستی.

1551
01:33:46,727 --> 01:33:48,329
‫اون‌ها می‌کشنت.

1552
01:33:50,297 --> 01:33:52,534
‫اون‌ها از گردن

1553
01:33:52,666 --> 01:33:55,503
‫دارت می‌زنن
‫تا وقتی که خودت رو خیس کنی...

1554
01:33:56,670 --> 01:33:57,671
‫و بمیری.

1555
01:34:00,575 --> 01:34:01,809
‫همسرت بیوه می‌شه.

1556
01:34:03,545 --> 01:34:05,514
‫دخترت یتیم می‌شه.

1557
01:34:08,949 --> 01:34:10,985
‫و تو خودت این کار رو
‫با خودت کردی.

1558
01:34:43,684 --> 01:34:45,052
‫می‌دونم کی هستی.

1559
01:34:46,687 --> 01:34:47,988
‫چطور آدمیه؟

1560
01:34:48,689 --> 01:34:50,559
‫دلت نمی‌خواد بدونی.

1561
01:34:50,691 --> 01:34:52,860
‫جکسون پس‌فردا می‌برتش
‫روی جایگاه.

1562
01:34:55,296 --> 01:34:58,332
‫جکسون قراره نابود بشه.

1563
01:34:58,465 --> 01:34:59,867
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

1564
01:35:01,202 --> 01:35:04,038
‫چون گورینگ براش آماده‌ست.

1565
01:35:07,007 --> 01:35:08,643
‫اون واسه همه‌مون آماده بود.

1566
01:35:12,880 --> 01:35:17,084
‫چرا
‫همه‌چیز رو بهم نمی‌گی؟

1567
01:35:18,886 --> 01:35:20,921
‫به این نگاه کن.
[دکتر زندان همه چیز را گفت]

1568
01:35:21,055 --> 01:35:23,692
‫مکالمات خصوصی شما
‫با هرمان گورینگ

1569
01:35:23,824 --> 01:35:24,892
‫تیترِ صفحه اول شده.

1570
01:35:25,025 --> 01:35:26,427
‫- قربان، من...
‫- کارت تمومه.

1571
01:35:27,662 --> 01:35:29,763
‫من حکم انتقالت رو
‫امروز صبح امضا کردم.

1572
01:35:29,897 --> 01:35:31,365
‫قراره فرستاده بشی
‫به آمریکا

1573
01:35:31,390 --> 01:35:32,839
‫و اونجا از خدمت مرخص می‌شی.

1574
01:35:33,230 --> 01:35:34,735
این آخرین باری بود که

1575
01:35:34,868 --> 01:35:36,403
آبروی من و این اداره رو می‌بری

1576
01:35:39,039 --> 01:35:40,307
‫متأسفم، سرهنگ.

1577
01:35:41,879 --> 01:35:43,110
‫حقتون بهتر از این بود.

1578
01:35:43,244 --> 01:35:44,311
‫بله، بود.

1579
01:35:46,715 --> 01:35:48,583
‫و محض اطلاع،

1580
01:35:48,717 --> 01:35:51,752
‫ما داریم همسر و دختر گورینگ رو
‫آزاد می‌کنیم.

1581
01:35:51,885 --> 01:35:53,622
‫حق با تو بود.
‫ما بهتر از این حرف‌هاییم.

1582
01:35:58,859 --> 01:36:01,095
‫- ممنون، قربان.
‫- قطارت ساعت پنجه.

1583
01:36:02,487 --> 01:36:05,232
‫بد برداشت نکن،
‫ولی دلم نمی‌خواد دیگه هیچوقت ببینمت.

1584
01:36:20,347 --> 01:36:22,584
‫اومدی خداحافظی کنی؟

1585
01:36:22,717 --> 01:36:25,620
‫واقعاً جدی گفتی وقتی گفتی
‫جکسون هیچ شانسی نداره؟

1586
01:36:25,645 --> 01:36:26,726
‫البته

1587
01:36:26,751 --> 01:36:29,591
‫همه‌ش فقط یه نمایش بزرگه
‫واسه دوربین‌ها، همین.

1588
01:36:29,724 --> 01:36:31,125
‫پس، مهم نیست
‫فردا چی می‌شه.

1589
01:36:31,258 --> 01:36:33,595
‫اگه گورینگ جکسون رو شکست بده،
‫بذار بده.

1590
01:36:33,728 --> 01:36:34,995
‫آره، من این رو باور نمی‌کنم.

1591
01:36:37,732 --> 01:36:39,088
‫خودت هم باور نداری.

1592
01:36:40,602 --> 01:36:42,836
‫تو بیشتر از هر کسی روی زمین
‫در موردش می‌دونی.

1593
01:36:44,138 --> 01:36:45,472
‫آره، درسته. می‌دونم.

1594
01:36:46,907 --> 01:36:48,510
‫من هزاران ساعت رو
‫باهاش گذروندم.

1595
01:36:48,643 --> 01:36:50,612
‫صدها آزمایش گرفتم.

1596
01:36:50,745 --> 01:36:52,446
‫می‌دونی چی
‫اون رو از ما متمایز می‌کنه؟

1597
01:36:54,014 --> 01:36:55,115
‫هیچی.

1598
01:36:56,474 --> 01:36:57,719
‫می‌دونم.

1599
01:36:59,820 --> 01:37:00,821
‫می‌دونی؟

1600
01:37:01,989 --> 01:37:03,390
‫چون من یکی از اون‌هام.

1601
01:37:05,359 --> 01:37:06,460
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

1602
01:37:07,961 --> 01:37:09,463
‫من آلمانی‌ام، دکتر.

1603
01:37:11,432 --> 01:37:13,635
‫من توی مونیخ بزرگ شدم.

1604
01:37:13,768 --> 01:37:16,370
‫تو توی دیترویت بزرگ شدی.
‫گفتی مادرت آلمانی حرف می‌زد.

1605
01:37:16,503 --> 01:37:18,707
‫می‌زد. پدرم هم همینطور.

1606
01:37:20,775 --> 01:37:22,476
‫چون من اینجا بزرگ شدم.

1607
01:37:22,610 --> 01:37:24,011
‫تو یه سرباز آمریکایی هستی.

1608
01:37:27,081 --> 01:37:28,292
‫چرا از اونجا رفتی؟

1609
01:37:31,185 --> 01:37:32,286
‫فکر می‌کنی چرا؟

1610
01:37:38,192 --> 01:37:39,193
‫تو یهودی هستی.

1611
01:37:47,968 --> 01:37:50,003
‫می‌دونی، با موهای بلوند
‫و چشم‌های آبی،

1612
01:37:50,137 --> 01:37:51,740
‫خیلی اذیتم نمی‌کردن.

1613
01:37:54,875 --> 01:37:56,511
‫پدرم یه وطن‌پرست بود

1614
01:37:56,644 --> 01:37:58,613
‫که توی جنگ جهانی اول
‫برای آلمان جنگیده بود.

1615
01:38:01,482 --> 01:38:02,916
‫ما عاشق این کشور بودیم.

1616
01:38:05,018 --> 01:38:06,755
‫نهایتاً، فهمید
‫که باید بریم.

1617
01:38:10,424 --> 01:38:11,425
‫چطوری انجامش دادید؟

1618
01:38:13,327 --> 01:38:15,229
‫مشکل
‫گرفتن ویزای سفر بود.

1619
01:38:17,064 --> 01:38:18,700
‫کشورهای دیگه
‫ما رو قبول نمی‌کردن.

1620
01:38:20,033 --> 01:38:23,036
‫پدرم یه پسرعمو توی نیویورک داشت
‫که کمک کرد.

1621
01:38:24,706 --> 01:38:26,875
‫بالأخره ویزای خروج‌مون رو
‫سال 1940 گرفتیم.

1622
01:38:29,076 --> 01:38:31,278
‫ولی فقط پول کافی داشتیم
‫واسه یه بلیت خروج.

1623
01:38:34,716 --> 01:38:36,216
‫خواهر کوچیکم مارگو...

1624
01:38:38,520 --> 01:38:40,889
‫اون فقط 11 سالش بود، پس،

1625
01:38:41,021 --> 01:38:42,891
‫پدر و مادرم نمی‌خواستن
‫تنها سفر کنه.

1626
01:38:44,793 --> 01:38:45,794
‫پس من رو فرستادن.

1627
01:38:49,564 --> 01:38:51,498
‫پسر، کل مسیر رو
‫دریازده بودم.

1628
01:38:55,737 --> 01:38:57,971
‫وقتی رسیدم،
‫پیش پسرعموم موندم.

1629
01:39:00,775 --> 01:39:02,309
‫و نازی‌ها به هلند حمله کردن.

1630
01:39:06,980 --> 01:39:08,248
‫خانواده‌م هیچوقت نیومدن.

1631
01:39:12,453 --> 01:39:13,788
‫اون موقع بود که رفتم دیترویت.

1632
01:39:16,256 --> 01:39:19,661
‫یه کار به عنوان شاگرد
‫توی کارخونه‌ی ابزارسازی گرفتم.

1633
01:39:19,794 --> 01:39:22,262
‫انگلیسی رو با گوش دادن
‫به گزارش بیسبال توی رادیو یاد گرفتم.

1634
01:39:24,364 --> 01:39:26,033
‫وقتی جنگ پرل هاربر اتفاق افتاد...

1635
01:39:27,569 --> 01:39:28,903
‫من نفر اول بودم

1636
01:39:29,036 --> 01:39:30,605
‫دمِ دفتر گزینش
‫واسه ثبت نام.

1637
01:39:33,123 --> 01:39:34,341
‫می‌دونی چی گفتن؟

1638
01:39:36,076 --> 01:39:37,812
‫نمی‌تونستن من رو بگیرن

1639
01:39:37,946 --> 01:39:39,279
‫چون شهروندِ آمریکا نبودم.

1640
01:39:41,783 --> 01:39:43,785
‫باید صبر می‌کردم تا مشمول بشم.

1641
01:39:46,821 --> 01:39:47,822
‫پس صبر کردم.

1642
01:39:49,122 --> 01:39:50,725
‫صبر کردم، و صبر کردم،

1643
01:39:50,859 --> 01:39:54,294
‫و صندوق پست رو هر روز چک می‌کردم
‫برای دو سال.

1644
01:39:57,464 --> 01:39:59,199
‫‏6 ژوئن 1944...

1645
01:40:00,938 --> 01:40:03,738
‫توی ساحل اوماها در «روز دی» پیاده شدم.
(حمله‌ی متفقین)

1646
01:40:09,009 --> 01:40:10,244
‫چهار سال قبلش...

1647
01:40:12,981 --> 01:40:14,983
‫من این کشور رو ترک کردم

1648
01:40:15,115 --> 01:40:17,819
‫ترسیده و تنها
‫در نیمه شب.

1649
01:40:22,022 --> 01:40:24,491
‫ولی با یه ارتشِ لعنتی برگشتم.

1650
01:40:28,530 --> 01:40:29,631
‫مارگو رو پیدا کردم.

1651
01:40:31,766 --> 01:40:34,067
‫توی سوئیسه.

1652
01:40:34,201 --> 01:40:36,738
‫الان 16 سالشه.
‫داره با اقوام زندگی می‌کنه.

1653
01:40:38,873 --> 01:40:39,874
‫حالش خوبه.

1654
01:40:41,308 --> 01:40:42,309
‫جون سالم به در برد.

1655
01:40:44,211 --> 01:40:45,212
‫و پدر و مادرت؟

1656
01:40:48,048 --> 01:40:52,587
‫سوابق نشون میده که پدر و مادرم
‫وارد آشویتس شدن،

1657
01:40:52,720 --> 01:40:54,622
‫‏12 آگوست 1942.

1658
01:40:57,892 --> 01:41:01,563
‫اردوگاه آزاد شد
‫‏27 ژانویه 1945.

1659
01:41:05,867 --> 01:41:06,868
‫هیچ اثری ازشون نیست.

1660
01:41:09,671 --> 01:41:12,272
‫نازی‌ها یه اسم داشتن
‫واسه کاری که با ما کردن.

1661
01:41:16,343 --> 01:41:17,645
‫«راه‌حل نهایی.»

1662
01:41:22,215 --> 01:41:23,685
‫انگار ما...

1663
01:41:26,086 --> 01:41:28,923
‫فقط یه جور معمای آزاردهنده بودیم

1664
01:41:29,057 --> 01:41:31,559
‫که بالأخره فهمیده بودن
‫چطوری حلش کنن.

1665
01:41:35,362 --> 01:41:36,764
‫خیلی متأسفم، هاوی.

1666
01:41:38,833 --> 01:41:40,735
‫من می‌خوام به اشترایشر بگم.

1667
01:41:44,072 --> 01:41:45,807
‫می‌خوام بهش بگم.

1668
01:41:45,940 --> 01:41:48,643
‫درست قبل از اینکه
‫طناب رو بندازن دور گردنش،

1669
01:41:48,776 --> 01:41:50,143
‫من می‌خوام
‫به اون آشغال بگم

1670
01:41:50,277 --> 01:41:51,846
‫که داشته به یه یهودی اعتماد می‌کرده.

1671
01:41:56,784 --> 01:42:00,420
‫می‌گی مهم نیست
‫فردا چی می‌شه.

1672
01:42:05,960 --> 01:42:06,961
‫مهمه.

1673
01:42:09,764 --> 01:42:11,232
‫بیشتر از اون چیزی که بدونی.

1674
01:42:13,067 --> 01:42:14,235
‫واسه من مهمه.

1675
01:42:16,503 --> 01:42:17,504
‫واسه خانواده‌م.

1676
01:42:18,673 --> 01:42:20,440
‫واسه کل آلمان.

1677
01:42:20,575 --> 01:42:21,809
‫گورینگ باید سقوط کنه.

1678
01:42:29,817 --> 01:42:31,986
‫اگه فکر می‌کنی
‫اون قراره جکسون رو شکست بده...

1679
01:42:34,221 --> 01:42:37,659
‫دکتر، خواهش می‌کنم فقط
‫یه کاری بکن.

1680
01:42:41,896 --> 01:42:43,064
‫نمی‌تونم.

1681
01:42:46,266 --> 01:42:47,267
‫نمی‌تونی؟

1682
01:42:50,303 --> 01:42:51,371
‫من فقط یه روانپزشکم.

1683
01:43:08,890 --> 01:43:11,059
‫می‌خوای بدونی
‫چرا اینجا اتفاق افتاد؟

1684
01:43:14,028 --> 01:43:15,362
‫چون مردم اجازه دادن اتفاق بیفته.

1685
01:43:17,264 --> 01:43:19,567
‫چون تا وقتی که خیلی دیر شده بود
‫جلوش نایستادن.

1686
01:43:22,469 --> 01:43:24,372
‫سفر بی‌خطری به خونه داشته باشی، دکتر.

1687
01:43:37,217 --> 01:43:38,853
‫بله قربان. البته.

1688
01:43:41,122 --> 01:43:44,224
‫نه. من...
‫من کاملاً درک می‌کنم.

1689
01:43:46,728 --> 01:43:47,729
‫ممنونم.

1690
01:43:50,965 --> 01:43:52,233
‫عجب شانسی.

1691
01:43:54,202 --> 01:43:56,070
‫ترومن همین الان
‫«فردریک وینسون» رو نامزد کرد

1692
01:43:56,204 --> 01:43:58,039
‫برای ریاست دیوان عالی.

1693
01:43:58,159 --> 01:43:59,836


1694
01:44:00,942 --> 01:44:02,710
‫من که اون شغل رو
‫نمی‌خواستم.

1695
01:44:02,844 --> 01:44:04,111
‫کی می‌خواست؟

1696
01:44:05,947 --> 01:44:07,715
‫بزن بریم.

1697
01:44:10,383 --> 01:44:11,652
‫دارید وارد تله می‌شید.

1698
01:44:11,786 --> 01:44:13,453
‫دکتر کلی،
‫من تحت این تصور بودم

1699
01:44:13,588 --> 01:44:14,989
‫که شما مرخص شدید.

1700
01:44:15,123 --> 01:44:17,257
‫بردن گورینگ روی جایگاه
‫بهش هر چی که می‌خواد رو میده.

1701
01:44:17,390 --> 01:44:19,326
‫واسه همینه که در وهله اول
‫تسلیم شد.

1702
01:44:19,459 --> 01:44:22,295
‫آخرین شانسش برای رستگار کردنِ
‫«رایش» در صحنه جهانی.

1703
01:44:22,320 --> 01:44:24,073
‫بعد از چیزی که امروز صبح
‫توی روزنامه خوندم،

1704
01:44:24,098 --> 01:44:25,967
‫فکر نمی‌کنم
‫دیگه نظرتون برام مهم باشه.

1705
01:44:26,100 --> 01:44:27,602
‫- نمی‌تونید شکستش بدید!
‫- نگهبان‌ها!

1706
01:44:27,735 --> 01:44:29,302
‫بدون کمک نه.

1707
01:44:30,605 --> 01:44:32,272
‫این تمام چیزی‌ـه
‫که ازش دارم.

1708
01:44:32,405 --> 01:44:35,042
‫پرونده‌های خصوصی،
‫مکالمات ثبت نشده.

1709
01:44:35,176 --> 01:44:37,410
‫من بیشتر از هر کسی روی زمین
‫این مرد رو می‌شناسم

1710
01:44:37,545 --> 01:44:38,813
‫و همه‌ش این توئه.

1711
01:44:42,587 --> 01:44:43,885
‫چرا این‌ها رو داری؟

1712
01:44:46,087 --> 01:44:47,287
‫می‌خواستم کتاب بنویسم.

1713
01:44:49,757 --> 01:44:51,391
‫واسه خودم کسی بشم، آره.

1714
01:44:55,462 --> 01:44:56,463
‫عیبی نداره.

1715
01:44:58,166 --> 01:45:00,500
‫خب، واقعاً فکر می‌کنی
‫نمی‌تونم شکستش بدم؟

1716
01:45:00,635 --> 01:45:01,669
‫صادقانه؟

1717
01:45:04,272 --> 01:45:05,505
‫نمی‌دونم.

1718
01:45:06,707 --> 01:45:08,543
‫می‌دونید،
‫من قرار بود رئیس دیوان عالی بشم.

1719
01:45:10,443 --> 01:45:11,612
‫حالا شانس بیارم
‫اگه یه جایگاه

1720
01:45:11,746 --> 01:45:13,648
‫توی دادگاه برام مونده باشه
‫وقتی برگردم.

1721
01:45:13,781 --> 01:45:17,618
‫از شش ساعت پیش،
‫من از ارتش مرخص شدم.

1722
01:45:17,752 --> 01:45:19,787
‫دیگه کاری برامون نمونده
‫که بکنیم قربان.

1723
01:45:22,590 --> 01:45:24,491
‫بهتره بریم کار جنگ رو تموم کنیم.

1724
01:45:30,419 --> 01:45:32,130


1725
01:45:34,501 --> 01:45:37,337
‫ترفندش اینه که از غرورش
‫علیه خودش استفاده کنید.

1726
01:45:39,073 --> 01:45:41,175
‫اون رایش‌مارشاله.

1727
01:45:41,309 --> 01:45:43,811
‫و رایش‌مارشال هیچوقت اشتباه نمی‌کنه.

1728
01:45:44,477 --> 01:45:46,047
‫نمی‌تونه بکنه.

1729
01:45:46,180 --> 01:45:48,983
‫هر تصمیمی
‫که اون رو به این جایگاه رسونده

1730
01:45:49,116 --> 01:45:50,852
‫باید تصمیم درست باشه.

1731
01:45:50,985 --> 01:45:53,888
‫پس، هر چقدر هم که نخواد
‫در مورد اردوگاه‌ها حرف بزنه

1732
01:45:54,021 --> 01:45:56,456
‫و اس‌اس
‫و راه‌حل نهایی،

1733
01:45:57,264 --> 01:45:59,393
‫می‌تونید مجبورش کنید
 مسئولیتش رو به عهده بگیره

1734
01:46:00,161 --> 01:46:01,361
‫کلی راست می‌گه.

1735
01:46:01,494 --> 01:46:04,265
‫کاری کنید اعتراف کنه
‫که اون دستورها رو امضا کرده،

1736
01:46:04,999 --> 01:46:06,167
‫و اون‌وقت گیرش انداختید.

1737
01:46:08,002 --> 01:46:09,236
‫گیرش می‌اندازم.

1738
01:46:12,673 --> 01:46:13,674
‫امروز روز توئه.

1739
01:46:15,009 --> 01:46:16,010
‫تو آماده‌ای.

1740
01:47:27,581 --> 01:47:29,917
‫گروهبان، داگ کلی
‫هنوز اینجا چی کار می‌کنه؟

1741
01:47:32,253 --> 01:47:33,254
‫نمی‌دونم قربان.

1742
01:47:36,557 --> 01:47:37,625
‫همه برخیزید!

1743
01:47:52,073 --> 01:47:54,775
‫قاضی جکسون، آماده‌اید؟

1744
01:48:12,994 --> 01:48:16,130
‫دادستانی اکنون
‫هرمان گورینگ را به جایگاه فرا می‌خواند.

1745
01:49:05,379 --> 01:49:08,182
‫جهت ثبت در پرونده،
‫آیا هیچ شکی در ذهن شما وجود دارد

1746
01:49:08,315 --> 01:49:09,683
‫که آدولف هیتلر مُرده؟

1747
01:49:13,687 --> 01:49:15,089
‫هیچ شکی ندارم.

1748
01:49:16,590 --> 01:49:20,294
‫پس، آگاه هستید که این
‫شما رو تنها فرد زنده می‌کنه

1749
01:49:20,428 --> 01:49:21,729
‫که می‌تونه برای ما

1750
01:49:21,754 --> 01:49:24,078
‫اهداف واقعیِ حزب نازی

1751
01:49:24,103 --> 01:49:26,467
‫و عملکرد درونیِ رهبریِ اون رو تشریح کنه؟

1752
01:49:27,868 --> 01:49:29,737
‫من کاملاً
‫به این آگاهم، بله.

1753
01:49:29,860 --> 01:49:31,738


1754
01:49:31,772 --> 01:49:33,874
‫حزب شما،
‫از همان ابتدا،

1755
01:49:34,008 --> 01:49:36,744
‫قصد داشت
‫جمهوری وایمار رو سرنگون کنه؟

1756
01:49:39,180 --> 01:49:40,881
‫این قصدِ قاطع ما بود.

1757
01:49:42,183 --> 01:49:43,284
‫این دیگه چه کوفتیه؟

1758
01:49:43,417 --> 01:49:44,718
‫و به محض رسیدن به قدرت،

1759
01:49:44,743 --> 01:49:45,760
‫شما بلافاصله

1760
01:49:45,785 --> 01:49:48,030
‫دولت پارلمانی رو
‫در آلمان منحل کردید؟

1761
01:49:48,055 --> 01:49:50,357
‫ما متوجه شدیم
‫که دیگه ضروری نیست.

1762
01:49:50,994 --> 01:49:52,460
‫آیا به این دلیل بود که باور داشتید

1763
01:49:52,593 --> 01:49:54,728
‫مردم لایقِ خودگردانی نیستند؟

1764
01:49:57,532 --> 01:50:03,037
‫ما توسط مردم انتخاب شدیم
‫و حکمِ تغییر دریافت کردیم.

1765
01:50:03,170 --> 01:50:05,206
‫سیستمی
‫که پیش از اون وجود داشت

1766
01:50:05,339 --> 01:50:07,975
‫آلمان رو
‫به مرز نابودی کشونده بود.

1767
01:50:08,109 --> 01:50:10,444
‫رئیس جمهور خودتون، روزولت، گفت:

1768
01:50:10,579 --> 01:50:12,646
‫«مردمانی خاص
‫در اروپا هستند

1769
01:50:12,780 --> 01:50:15,015
‫«که دموکراسی را رها کرده‌اند

1770
01:50:15,149 --> 01:50:18,152
‫«نه به این خاطر
‫که آرزوی آن را نداشتند،

1771
01:50:18,285 --> 01:50:20,454
‫«بلکه به این خاطر که
‫دموکراسی مردانی را بار آورده بود

1772
01:50:20,479 --> 01:50:22,189
‫«که بیش از حد ضعیف بودند.»

1773
01:50:23,791 --> 01:50:25,793
‫برو سراغ جنایات جنگی.

1774
01:50:25,926 --> 01:50:27,294
‫بعد از اینکه به قدرت رسیدید،

1775
01:50:27,428 --> 01:50:29,997
‫ضروری دانستید
‫که سرکوب کنید

1776
01:50:30,131 --> 01:50:32,166
‫تمام احزاب مخالف رو، صحیحه؟

1777
01:50:32,299 --> 01:50:33,602
‫ما ضروری دانستیم

1778
01:50:33,734 --> 01:50:36,804
‫که دیگه اجازه مخالفت ندیم، بله.

1779
01:50:36,937 --> 01:50:39,306
‫و همچنین بلافاصله ضروری دانستید

1780
01:50:39,440 --> 01:50:41,275
‫که اردوگاه‌های کار اجباری رو تأسیس کنید؟

1781
01:50:42,309 --> 01:50:44,011
‫اردوگاه‌ها برپا شدند

1782
01:50:44,145 --> 01:50:46,347
‫به عنوان یک اقدام
‫علیه‌کمونیست‌ها

1783
01:50:47,081 --> 01:50:48,315
‫و خشونتِ آن‌ها.

1784
01:50:48,449 --> 01:50:51,352
‫بنابراین، ضروری بود
‫که اردوگاهی برای آن‌ها بنا کنیم.

1785
01:50:51,485 --> 01:50:54,355
‫یک، دو یا سه اردوگاه،
‫چیزی شبیه این.

1786
01:50:54,488 --> 01:50:57,358
‫شما همچنین
‫باید گروه‌های خاصی می‌داشتید

1787
01:50:57,491 --> 01:51:00,661
‫تا دستورات رو اجرا کنند و اگر لازم شد
‫برای شما بجنگند، درسته؟

1788
01:51:01,596 --> 01:51:02,863
‫گروه‌های خاص؟

1789
01:51:02,997 --> 01:51:05,833
‫خب، برای مثال، اگه می‌خواستید
‫افراد خاصی کشته بشن،

1790
01:51:05,966 --> 01:51:07,301
‫باید سازمانی می‌داشتید

1791
01:51:07,434 --> 01:51:08,435
‫که اون‌ها رو بکشه.

1792
01:51:09,770 --> 01:51:11,972
‫بله، آلمان این سطح از
‫پلیس سیاسی رو داشت

1793
01:51:11,997 --> 01:51:13,617
‫همونطور که
‫توی هر کشور دیگه‌ای پیدا می‌شه.

1794
01:51:13,642 --> 01:51:15,075
‫و اس‌آ و اس‌اس

1795
01:51:15,209 --> 01:51:18,045
‫سازمان‌هایی بودند
‫که این دستورات را اجرا می‌کردند

1796
01:51:18,070 --> 01:51:19,255
‫و با مردم برخورد می‌کردند

1797
01:51:19,280 --> 01:51:21,081
‫در سطح فیزیکی،
‫اینطور نبود؟

1798
01:51:21,215 --> 01:51:24,418
‫اس‌آ هرگز دستوری دریافت نکرد
‫برای کشتنِ کسی.

1799
01:51:24,553 --> 01:51:26,420
‫اس‌اس هم همینطور.
‫نه در زمانِ من.

1800
01:51:26,555 --> 01:51:29,123
‫از یه جایی به بعد،
‫من نفوذی روی اون نداشتم.

1801
01:51:30,124 --> 01:51:32,527
‫خب، اس‌اس
‫دستگیری‌ها رو انجام می‌داد.

1802
01:51:33,539 --> 01:51:35,371
‫اون‌ها مسئولیت
‫حمل و نقلِ آدم‌ها رو داشتن

1803
01:51:35,396 --> 01:51:36,665
‫به اردوگاه‌های کار اجباری.

1804
01:51:36,797 --> 01:51:38,766
‫آیا نمی‌تونید زمانی رو به یاد بیارید

1805
01:51:38,899 --> 01:51:40,602
‫که اس‌اس شروع کرد
‫به انجام وظیفه‌ی

1806
01:51:40,734 --> 01:51:43,237
‫عمل کردن به عنوانِ جلادِ حزب نازی؟

1807
01:51:43,370 --> 01:51:44,738
‫بسیار مشکل خواهد بود
‫برای من

1808
01:51:44,872 --> 01:51:46,373
‫که برای یک خارجی توضیح بدم

1809
01:51:46,508 --> 01:51:48,510
‫کجا اس‌اس
‫یا کجا گشتاپو

1810
01:51:48,643 --> 01:51:49,877
‫ممکنه فعال باشه یا نباشه.

1811
01:51:51,278 --> 01:51:52,913
‫سعی کنید.

1812
01:51:53,047 --> 01:51:56,350
‫خب، شاید، وقتی پلیس
‫بیشتر و بیشتر افتاد

1813
01:51:56,483 --> 01:51:58,252
‫به دست هیملر،

1814
01:51:58,385 --> 01:51:59,853
‫انتظارات تغییر کرد.

1815
01:51:59,987 --> 01:52:03,023
‫و البته، کاملاً مشخصه
‫که برخی واحدهای اس‌اس

1816
01:52:03,157 --> 01:52:04,725
‫از اردوگاه‌ها نگهبانی می‌کردند،
‫و بعداً،

1817
01:52:04,858 --> 01:52:08,762
‫برخی وظایف پلیسی رو انجام دادند.

1818
01:52:08,896 --> 01:52:13,767
‫و وظایف دیگری رو انجام دادند
‫در اردوگاه‌ها؟

1819
01:52:13,901 --> 01:52:15,736
‫به چه وظایفی اشاره می‌کنید؟

1820
01:52:17,404 --> 01:52:19,740
‫آن‌ها تمام وظایفِ اردوگاه‌ها رو

1821
01:52:19,873 --> 01:52:21,976
‫انجام می‌دادند، مگه نه؟

1822
01:52:27,748 --> 01:52:30,784
‫اگر یک واحد اس‌اس
‫از اردوگاه نگهبانی می‌کرده

1823
01:52:32,086 --> 01:52:35,422
‫و یک رهبر اس‌اس
‫فرمانده اردوگاه بوده،

1824
01:52:36,757 --> 01:52:39,126
‫پس منطقیه که فرض کنیم

1825
01:52:40,127 --> 01:52:42,896
‫آن‌ها تمام وظایفِ اردوگاه رو

1826
01:52:43,030 --> 01:52:44,765
‫انجام می‌دادند.

1827
01:52:46,000 --> 01:52:47,268
‫خاکش کن.

1828
01:52:47,293 --> 01:52:50,304
‫شما گفتید که می‌خواستید
‫یک دولت آلمان قدرتمند بسازید

1829
01:52:50,437 --> 01:52:53,240
‫تا بر شرایط پیمان ورسای غلبه کنید،
‫درسته؟

1830
01:52:53,374 --> 01:52:56,977
‫ما یک دولت آلمان قدرتمند می‌خواستیم،
‫صرف نظر از ورسای.

1831
01:52:57,111 --> 01:52:59,813
‫اولین کشوری که توسط آلمان جذب شد
‫اتریش بود

1832
01:52:59,947 --> 01:53:01,549
‫اما بخشی از آلمان نبود

1833
01:53:01,683 --> 01:53:03,450
‫قبل از جنگ جهانی اول

1834
01:53:03,577 --> 01:53:07,054


1835
01:53:03,585 --> 01:53:05,286
‫و از آلمان گرفته نشده بود

1836
01:53:05,419 --> 01:53:06,954
‫توسط پیمان ورسای،
‫درسته؟

1837
01:53:07,087 --> 01:53:09,056
‫این کاملاً
‫درست نیست، خیر.

1838
01:53:09,189 --> 01:53:12,159
‫دومین سرزمینی که توسط آلمان گرفته شد
‫بوهمیا بود،

1839
01:53:12,293 --> 01:53:14,228
‫سپس موراویا،
‫و بعد اسلواکی.

1840
01:53:15,597 --> 01:53:17,831
‫این‌ها از آلمان گرفته نشده بودند

1841
01:53:17,965 --> 01:53:19,300
‫توسط پیمان ورسای

1842
01:53:19,433 --> 01:53:21,603
‫و بخشی از آلمان هم نبودند

1843
01:53:21,736 --> 01:53:23,337
‫قبل از جنگ جهانی اول،
‫بودند؟

1844
01:53:23,470 --> 01:53:25,674
‫این بخش‌های قلمروی چک

1845
01:53:25,806 --> 01:53:28,510
‫بخشی از رایشِ آلمانِ کوچکتر نبودند

1846
01:53:28,643 --> 01:53:31,178
‫در زمانِ
‫پیمان ورسای.

1847
01:53:31,312 --> 01:53:33,147
‫با این حال، سابقاً،

1848
01:53:33,280 --> 01:53:35,983
‫متحد شده بودند
‫با رایش آلمان...

1849
01:53:37,619 --> 01:53:39,119
‫برای صدها سال.

1850
01:53:39,253 --> 01:53:41,155
‫شما هنوز
‫به سوال من جواب ندادید.

1851
01:53:41,288 --> 01:53:42,724
‫من به سوال شما
‫جواب دادم.

1852
01:53:42,856 --> 01:53:46,293
‫اگه حقایق به مذاقتون خوش نمیاد،
‫کاری از دست من برنمیاد.

1853
01:53:46,427 --> 01:53:47,995
‫نمی‌تونید جواب بدید با
‫«بله» یا «خیر»؟

1854
01:53:48,128 --> 01:53:50,665
‫شاید زمان برای شما
‫اونقدر معنی نداشته باشه

1855
01:53:50,799 --> 01:53:52,333
‫که برای بقیه ما داره.

1856
01:53:52,466 --> 01:53:55,637
‫آقای قاضی، دیوان فکر می‌کند
‫شاهد باید اجازه داشته باشد

1857
01:53:55,770 --> 01:53:59,840
‫توضیحاتی را که درست می‌داند
‫ارائه دهد.

1858
01:53:59,865 --> 01:54:01,450
‫من اطمینان دارم که
‫دادگاه بی‌خبر نیست

1859
01:54:01,475 --> 01:54:03,444
‫که بیرون از این سالن دادگاه

1860
01:54:03,578 --> 01:54:06,715
‫یک مسئله اجتماعی بزرگ وجود داره
‫در مورد احیای نازیسم،

1861
01:54:06,838 --> 01:54:09,751


1862
01:54:06,847 --> 01:54:08,282
‫و اینکه یکی از اهداف

1863
01:54:08,415 --> 01:54:09,651
‫متهم گورینگ

1864
01:54:09,784 --> 01:54:12,019
‫تشویق
‫و جاودانه کردنِ اونه

1865
01:54:12,152 --> 01:54:15,122
‫از طریق تبلیغات در این دادگاهی
‫که اکنون در جریانه.

1866
01:54:15,255 --> 01:54:17,391
‫- آقای قاضی...
‫- این شاهد اتخاذ کرده

1867
01:54:17,525 --> 01:54:20,027
‫در جایگاه شهود
‫و جایگاه متهمین

1868
01:54:20,160 --> 01:54:22,262
‫یک نگرش متکبرانه
‫و تحقیرآمیز

1869
01:54:22,396 --> 01:54:23,765
‫نسبت به این دیوان

1870
01:54:23,931 --> 01:54:27,535
‫که داره به اون فرصتِ یک محاکمه رو می‌ده،

1871
01:54:27,560 --> 01:54:29,111
‫چیزی که اون هرگز
‫به هیچ موجود زنده‌ای نداد!

1872
01:54:29,136 --> 01:54:31,939
‫حکم پابرچاست، آقای قاضی.

1873
01:54:37,675 --> 01:54:38,887
‫من باید، البته،

1874
01:54:38,912 --> 01:54:41,081
‫در برابر حکم دیوان
‫سر تعظیم فرود بیاورم،

1875
01:54:42,483 --> 01:54:44,519
‫و فقط درخواست می‌کنم
‫که شاهد

1876
01:54:44,652 --> 01:54:47,254
‫راهی پیدا کنه
‫که پاسخ‌هاش مختصر باشند.

1877
01:54:51,325 --> 01:54:53,828
‫ممکنه لطفاً
‫سوال رو تکرار کنید؟

1878
01:54:55,530 --> 01:54:59,433
‫اون‌ها از شما گرفته نشده بودند

1879
01:54:59,567 --> 01:55:01,068
‫توسط پیمان ورسای،

1880
01:55:01,201 --> 01:55:02,570
‫- درسته؟
‫- البته،

1881
01:55:02,704 --> 01:55:05,406
‫اتریش توسط
‫پیمان ورسای گرفته شد،

1882
01:55:05,431 --> 01:55:08,110
‫سودتنلند هم همینطور.
(نامی آلمانی برای مناطق غربی چکسلواکی)

1883
01:55:09,009 --> 01:55:12,781
‫چرا که هر دوی این سرزمین‌ها
‫سرزمین‌های آلمانی می‌بودند

1884
01:55:12,913 --> 01:55:14,783
‫از طریق حق ساده‌ی مردم

1885
01:55:14,915 --> 01:55:16,885
‫برای تعیین سرنوشت خودشون.

1886
01:55:18,185 --> 01:55:20,387
‫خب، برام جالبه

1887
01:55:20,522 --> 01:55:23,457
‫با توجه به اینکه همین الان شهادت دادید
‫که حق تعیین سرنوشت مردم

1888
01:55:23,591 --> 01:55:25,593
‫اولین چیزی بود
‫که ازشون گرفتید.

1889
01:55:28,028 --> 01:55:29,664
‫از همان ابتدا،

1890
01:55:29,798 --> 01:55:32,166
‫شما حذف یهودی‌ها

1891
01:55:32,299 --> 01:55:34,736
‫از زندگی اقتصادیِ آلمان رو

1892
01:55:34,869 --> 01:55:37,304
‫به عنوان یک فازِ برنامه چهار ساله

1893
01:55:37,438 --> 01:55:39,741
‫تحت حوزه قضایی خود می‌دونستید،
‫درسته؟

1894
01:55:39,874 --> 01:55:41,942
‫- تا حدودی درسته.
‫- «تا حدودی».

1895
01:55:42,744 --> 01:55:44,344
‫متوجه‌ام.

1896
01:55:44,478 --> 01:55:48,182
‫مایلم
‫با شما مختصراً مرور کنم،

1897
01:55:49,082 --> 01:55:50,752
‫اقدامات عمومی انجام شده توسط شما رو

1898
01:55:50,885 --> 01:55:53,287
‫در رابطه با مسئله یهود.

1899
01:55:53,420 --> 01:55:56,390
‫اول، آیا شما
‫قوانین نورنبرگ رو اعلام کردید؟

1900
01:55:59,059 --> 01:56:00,562
‫بله، اعلام کردم.

1901
01:56:00,695 --> 01:56:03,430
‫به عنوان رئیس رایشستاگ،
‫این وظیفه‌ام بود.

1902
01:56:04,264 --> 01:56:05,332
‫چه تاریخی بود؟

1903
01:56:06,701 --> 01:56:08,837
‫‏15 سپتامبر، 1935.

1904
01:56:08,969 --> 01:56:12,406
‫سپس در اولین روز
‫دسامبر 1936،

1905
01:56:12,540 --> 01:56:15,409
‫قانونی تصویب کردید که مجازات مرگ تعیین می‌کرد
‫برای آلمانی‌هایی که

1906
01:56:15,543 --> 01:56:17,244
‫اموال رو به خارج منتقل کنند؟

1907
01:56:18,078 --> 01:56:19,179
‫صحیحه.

1908
01:56:19,313 --> 01:56:21,181
‫اون «حکمِ حاکم بر محدودیت

1909
01:56:21,315 --> 01:56:22,483
‫«ارز خارجی» بود.

1910
01:56:22,617 --> 01:56:25,219
‫سپس، در 22 آوریل 1938،
‫شما مجازات‌هایی منتشر کردید

1911
01:56:25,352 --> 01:56:26,855
‫برای پنهان کردنِ ماهیتِ...

1912
01:56:26,987 --> 01:56:29,056
‫یک بنگاهِ یهودی
‫در داخل رایش.

1913
01:56:29,189 --> 01:56:30,692
‫«پنهان کردن»، بله.

1914
01:56:30,825 --> 01:56:33,494
‫سپس، در 26 آوریل 1938،
‫شما حکمی امضا کردید

1915
01:56:33,628 --> 01:56:36,163
‫که دستور ثبت
‫تمام اموال یهودی رو می‌داد

1916
01:56:36,296 --> 01:56:37,799
‫در داخل و خارج آلمان.

1917
01:56:39,132 --> 01:56:40,133
‫اگه توسط من امضا شده...

1918
01:56:40,267 --> 01:56:42,637
‫سپس حکمی
‫در 12 نوامبر 1938،

1919
01:56:42,770 --> 01:56:45,305
‫که جریمه‌ای
‫معادل یک میلیارد رایش‌مارک

1920
01:56:45,439 --> 01:56:47,474
‫برای کفاره بر تمام یهودیان تحمیل می‌کرد.

1921
01:56:47,609 --> 01:56:49,409
‫- بله، ولی اون...
‫- و اینکه تمام خسارات

1922
01:56:49,544 --> 01:56:52,680
‫وارده به اموال یهودی
‫در شورش‌های 1938

1923
01:56:52,814 --> 01:56:55,115
‫باید بلافاصله
‫توسط یهودیان تعمیر شود

1924
01:56:55,249 --> 01:56:56,518
‫با هزینه خودشون،

1925
01:56:56,651 --> 01:56:58,786
‫و مطالبات بیمه اون‌ها
‫به نفع رایش مصادره شود.

1926
01:56:58,920 --> 01:57:00,487
‫جزئیات زیادی اینجا هست.

1927
01:57:00,622 --> 01:57:02,557
‫- بیمه...
‫- و یک حکم

1928
01:57:02,690 --> 01:57:04,491
‫در 17 سپتامبر 1940،

1929
01:57:04,516 --> 01:57:05,668
‫دستور به توقیف

1930
01:57:05,693 --> 01:57:07,294
‫تمام اموال یهودی
‫در لهستان.

1931
01:57:07,427 --> 01:57:11,498
‫بله. در اون بخش از لهستان،
‫که یک استان سابق آلمان بود

1932
01:57:11,633 --> 01:57:14,802
‫- و در 31 جولای 1941...
‫- ...و به آلمان باز می‌گشت.

1933
01:57:14,936 --> 01:57:18,238
‫...حکمی
‫که از هیملر و هایدریش می‌خواست

1934
01:57:18,372 --> 01:57:20,575
‫برنامه‌ریزی کنند
‫برای «راه حل نهایی»

1935
01:57:20,708 --> 01:57:22,010
‫مسئله یهود.

1936
01:57:29,349 --> 01:57:30,952
‫این صحیح نیست.

1937
01:57:31,084 --> 01:57:32,554
‫من اون حکم رو خیلی خوب می‌شناسم.

1938
01:57:33,880 --> 01:57:40,128


1939
01:57:33,888 --> 01:57:36,858
‫درخواست می‌کنم سند 710
‫به شما نشان داده شه،

1940
01:57:37,659 --> 01:57:39,426
‫مدرک شماره 509-آمریکا.

1941
01:57:42,262 --> 01:57:43,898
‫فکر می‌کنم باید
‫برای ثبت خوانده شه

1942
01:57:44,032 --> 01:57:46,601
‫تا هیچ بحثی
‫در مورد ترجمه اون نداشته باشیم.

1943
01:57:46,734 --> 01:57:47,769
‫خیلی ممنون.

1944
01:57:53,073 --> 01:57:55,910
‫اون سند
‫توسط شما امضا شده، صحیحه؟

1945
01:57:57,912 --> 01:57:59,581
‫صحیحه.

1946
01:57:59,714 --> 01:58:01,716
‫لطفاً اگر اشتباه می‌کنم اصلاح کنید.

1947
01:58:04,418 --> 01:58:08,255
‫«پیرو وظیفه‌ای که
‫به شما محول شد در تاریخ 24-1-1939

1948
01:58:09,185 --> 01:58:11,559
‫«که مربوط می‌شد به رسیدن به...

1949
01:58:11,693 --> 01:58:15,029
‫«یک راه حلِ مشکل یهود، تا حد امکان سودمند،

1950
01:58:15,162 --> 01:58:17,031
...از طریقِ پیشبردِ امرِ

1951
01:58:17,164 --> 01:58:19,000
مهاجرت و تخلیه؛

1952
01:58:19,132 --> 01:58:22,937
‫«من بدین وسیله شما را مسئول می‌کنم
‫به انجام تمام تدارکات لازم

1953
01:58:23,071 --> 01:58:24,438
‫«در رابطه با مسائل سازمانی

1954
01:58:24,572 --> 01:58:27,240
‫«و مالی
‫برای ایجادِ...

1955
01:58:28,776 --> 01:58:32,112
‫«یک راه حل نهایی
‫از مسئله یهود.»

1956
01:58:33,246 --> 01:58:34,247
‫گیرش انداخت.

1957
01:58:37,719 --> 01:58:39,020
‫تا اینجا درست گفتم؟

1958
01:58:41,221 --> 01:58:43,858
‫نه. ترجمه شما
‫صحیح نیست.

1959
01:58:46,828 --> 01:58:49,162
‫پس، لطفاً،
‫ترجمه خودتون رو به ما بدید.

1960
01:58:54,167 --> 01:58:59,473
‫«تکمیل وظیفه‌ای
‫که به شما سپرده شد

1961
01:58:59,607 --> 01:59:02,777
‫«در حکمِ
‫مورخ 24 ژانویه 1939،

1962
01:59:02,910 --> 01:59:06,346
‫«برای حل مسئله یهود
‫توسط مهاجرت و تخلیه

1963
01:59:06,480 --> 01:59:09,182
‫«به مطلوب‌ترین
‫روش ممکن.

1964
01:59:11,418 --> 01:59:14,421
‫«با توجه به شرایط کنونی،
‫من بدین وسیله شما را مأمور می‌کنم

1965
01:59:14,555 --> 01:59:17,290
‫«به انجام
‫تمام تدارکات لازم

1966
01:59:17,424 --> 01:59:18,926
‫«با توجه به دیدگاه‌های سازمانی،

1967
01:59:19,060 --> 01:59:21,829
‫«ماهوی،
‫و مالی.»

1968
01:59:23,097 --> 01:59:24,331
‫حالا، اینجاست...

1969
01:59:25,633 --> 01:59:26,934
‫این جمله.

1970
01:59:27,068 --> 01:59:30,470
‫«برای یک راه حل کامل،»

1971
01:59:30,605 --> 01:59:32,506
‫نه «یک راه حل نهایی.»

1972
01:59:32,640 --> 01:59:35,843
‫«برای یک راه حل کلی
‫از مسئله یهود.»

1973
01:59:38,646 --> 01:59:41,683
‫«یک راه حل کامل و کلی»؟

1974
01:59:41,816 --> 01:59:43,985
‫کامل و کلی، بله.

1975
01:59:44,118 --> 01:59:46,353
‫یک راه حل کامل و کلی

1976
01:59:46,486 --> 01:59:50,058
‫که شما می‌خواستید رئیس اس‌اس
‫اون رو اجرا کنه؟

1977
01:59:50,190 --> 01:59:53,326
‫بله، اما می‌خوام
‫توضیحی بدم.

1978
01:59:53,895 --> 01:59:54,996
‫خواهش می‌کنم بفرمایید.

1979
01:59:57,865 --> 02:00:01,869
‫من این نامه رو
‫به هیملر و هایدریش فرستادم

1980
02:00:03,004 --> 02:00:05,873
‫زیرا حدود
‫‏18 ماه می‌گذشت

1981
02:00:06,007 --> 02:00:09,376
‫از بیانیه‌ی
‫‏24 ژانویه 1939.

1982
02:00:09,510 --> 02:00:12,479
‫و هایدریش
‫دستاورد بسیار کمی داشت،

1983
02:00:12,613 --> 02:00:15,016
‫بنابراین، من اون رو موظف کردم
‫که تسریع ببخشه به وظیفه‌ی

1984
02:00:15,149 --> 02:00:17,350
‫رسیدگی به مهاجرت یهودیان.

1985
02:00:20,387 --> 02:00:24,058
‫«مهاجرت»؟ شما ادعا می‌کنید این
‫نامه در مورد مهاجرت بود؟

1986
02:00:25,526 --> 02:00:27,762
‫در خط اول این رو نوشته.

1987
02:00:29,982 --> 02:00:33,380
[پیش‌بردِ مهاجرت]

1988
02:00:37,270 --> 02:00:39,107
‫اون فقط جمله اوله.

1989
02:00:39,239 --> 02:00:40,641
‫نامه ادامه میده با بیانِ...

1990
02:00:40,775 --> 02:00:42,910
‫تمایل من...

1991
02:00:43,044 --> 02:00:46,114
‫برای یک راه حل کامل
‫برای مشکل یهود،

1992
02:00:46,246 --> 02:00:49,117
‫و پایان دادن
‫به نفوذ مالی اون‌ها

1993
02:00:49,249 --> 02:00:52,220
‫از طریق مهاجرت
‫و تخلیه اون‌ها از آلمان.

1994
02:00:54,722 --> 02:00:58,092
‫در همین سندی‌ـه
‫که شما به من ارائه دادید.

1995
02:01:09,103 --> 02:01:11,639
‫آیا سوال دیگری
‫برای شاهد دارید،

1996
02:01:11,773 --> 02:01:12,807
‫قاضی جکسون؟

1997
02:01:21,115 --> 02:01:24,252
‫آقای قاضی،
‫شاهد مرخصه؟

1998
02:01:31,559 --> 02:01:32,994
‫من یک سوال دارم.

1999
02:01:38,933 --> 02:01:41,269
‫دیوان
‫تحت این تصور بود

2000
02:01:41,401 --> 02:01:46,439
‫که دادستان آمریکایی
‫امروز از این شاهد بازجویی خواهد کرد.

2001
02:01:46,574 --> 02:01:49,043
ما همیشه از شنیدنِ نظرِ همتای گران‌قدرمون از

2002
02:01:49,177 --> 02:01:51,946
بریتانیای کبیر استقبال می‌کنیم، جناب قاضی

2003
02:02:00,320 --> 02:02:02,156
‫فقط چند
‫پرسش ساده، قضات محترم.

2004
02:02:02,290 --> 02:02:04,826
‫بیشتر از چند لحظه وقت نمی‌گیره.

2005
02:02:04,959 --> 02:02:08,629
‫شما به این دادگاه القا کردید
‫که مقداری نفوذ از دست دادید

2006
02:02:08,763 --> 02:02:12,066
‫نزد آدولف هیتلر در سال 1942،
‫درسته؟

2007
02:02:12,200 --> 02:02:14,836
‫من معتقدم
‫همینطور بوده، بله.

2008
02:02:14,969 --> 02:02:16,070
‫اما شما هنوز

2009
02:02:16,204 --> 02:02:19,307
‫رایش‌مارشال آلمان بودید
‫در سال 1942،

2010
02:02:19,439 --> 02:02:21,474
‫جانشین هیتلر، بله؟

2011
02:02:23,778 --> 02:02:27,014
‫بله، من
‫رایش‌مارشال بودم.

2012
02:02:27,148 --> 02:02:29,817
‫و دارید به من می‌گید
‫که کاملاً بی‌خبر بودید

2013
02:02:29,951 --> 02:02:33,554
‫که سه میلیون یهودی
‫در سال 1942 به قتل رسیدند؟

2014
02:02:38,659 --> 02:02:40,094
‫من بی‌خبر بودم.

2015
02:02:40,228 --> 02:02:44,565
‫در سال 1943، حداقل 800 هزار یهودی

2016
02:02:44,699 --> 02:02:46,133
‫در اردوگاه‌ها اعدام شدند.

2017
02:02:46,267 --> 02:02:49,904
‫شما هنوز رایش‌مارشال بودید
‫در سال 1943، درسته؟

2018
02:02:51,572 --> 02:02:52,874
‫درسته.

2019
02:02:53,007 --> 02:02:57,078
‫در سال 1944،
‫‏800 هزار یهودی دیگه

2020
02:02:57,211 --> 02:02:58,613
‫در اردوگاه‌ها مردند.

2021
02:02:58,746 --> 02:03:02,016
‫شما هنوز رایش‌مارشال بودید
‫در سال 1944، درسته؟

2022
02:03:03,416 --> 02:03:04,417
‫درسته.

2023
02:03:04,552 --> 02:03:09,190
‫در سال 1945، 250 هزار،

2024
02:03:09,323 --> 02:03:12,560
‫تخمین زده شده
‫شش میلیون یهودی در مجموع،

2025
02:03:12,693 --> 02:03:15,495
‫و همچنین شهروندان
‫شوروی و لهستان،

2026
02:03:15,630 --> 02:03:18,900
‫مردمانِ کولی،
‫هنرمندان، دانشمندان،

2027
02:03:19,033 --> 02:03:21,869
‫نویسندگان، روزنامه‌نگاران،
‫عکاسان، فیلمسازان،

2028
02:03:22,003 --> 02:03:24,605
‫مردمی که کشته شدند، نه در نبرد،

2029
02:03:24,739 --> 02:03:26,607
‫نه در آتش دشمن،

2030
02:03:26,741 --> 02:03:29,442
‫بلکه نابود شدند
‫توسط دولت آلمان،

2031
02:03:29,577 --> 02:03:33,614
‫دولتی که شما
‫رایش‌مارشالِ اون بودید،

2032
02:03:33,748 --> 02:03:37,184
‫برجسته‌ترین مقام سیاسیِ کشورتون،

2033
02:03:37,318 --> 02:03:41,555
‫و شما ادعا می‌کنید
‫که هیچ اطلاعی نداشتید.

2034
02:03:47,094 --> 02:03:48,428
‫حداقل این رو به من بگید.

2035
02:03:49,864 --> 02:03:51,498
‫با دانستنِ چیزهایی که الان می‌دونیم،

2036
02:03:52,633 --> 02:03:54,235
‫با دانستن اینکه چه اتفاقی افتاد

2037
02:03:54,368 --> 02:03:57,138
‫برای شش میلیون یهودی،
‫باید بپرسم...

2038
02:04:01,375 --> 02:04:05,513
‫آیا هنوز پیروی می‌کردید
‫از پیشوا، آدولف هیتلر؟

2039
02:04:15,056 --> 02:04:16,057
‫بله...

2040
02:04:17,649 --> 02:04:18,926
‫می‌کردم.

2041
02:04:22,630 --> 02:04:24,598
‫نظم رو رعایت کنید! نظم رو رعایت کنید!

2042
02:04:28,402 --> 02:04:29,705
‫هایل هیتلر.

2043
02:04:32,273 --> 02:04:33,441
‫سوال دیگری نیست.

2044
02:04:41,182 --> 02:04:43,384
‫فکر می‌کنم
‫اینجا جای خوبی باشه

2045
02:04:43,517 --> 02:04:46,020
‫برای ختم جلسه امروز.

2046
02:04:52,460 --> 02:04:53,694
‫درخشان جنگیدید.

2047
02:04:53,828 --> 02:04:54,829
‫مطلقاً درخشان.

2048
02:04:57,031 --> 02:04:58,532
‫- زنده موندم.
‫- تو انجامش دادی.

2049
02:05:24,358 --> 02:05:25,526
‫حق با تو بود.

2050
02:05:27,695 --> 02:05:28,896
‫نمی‌تونستم شکستش بدم.

2051
02:05:29,764 --> 02:05:31,832
‫بدون کمک نه.

2052
02:05:31,966 --> 02:05:33,868
‫«گورینگ نمی‌تونه بایسته
‫مقابل پیشوا.»

2053
02:05:34,001 --> 02:05:35,903
‫اطلاعات ارزشمندی بود، دکتر.

2054
02:05:39,306 --> 02:05:40,307
‫پس، حالا چی؟

2055
02:05:42,209 --> 02:05:44,378
‫وقتی گورینگ سقوط کنه، همه‌شون سقوط می‌کنن.

2056
02:05:45,713 --> 02:05:47,131
مشکلی برامون پیش نمیاد

2057
02:05:47,491 --> 02:05:48,616
‫بیا.

2058
02:05:52,887 --> 02:05:54,021
‫داری میری؟

2059
02:05:55,489 --> 02:05:57,291
‫یه کار دیگه مونده که باید بکنم.

2060
02:06:17,546 --> 02:06:18,746
‫دکتر.

2061
02:06:21,882 --> 02:06:23,552
‫تو کمکشون کردی، مگه نه؟

2062
02:06:24,819 --> 02:06:25,986
‫آره.

2063
02:06:28,155 --> 02:06:29,223
‫دارم میرم.

2064
02:06:30,925 --> 02:06:31,926
‫میری؟

2065
02:06:33,971 --> 02:06:35,129
‫میرم خونه.

2066
02:06:37,231 --> 02:06:38,732
‫اومدم خداحافظی کنم.

2067
02:06:43,003 --> 02:06:44,539
‫حالا چی کار کنیم، دکتر؟

2068
02:06:46,607 --> 02:06:47,775
‫دست بدیم؟

2069
02:06:52,713 --> 02:06:54,849
‫می‌دونم
‫ما دوست بودیم، داگلاس...

2070
02:06:57,451 --> 02:06:58,452
‫برای مدتی.

2071
02:07:08,062 --> 02:07:09,130
‫خداحافظ، هرمان.

2072
02:07:15,970 --> 02:07:17,238
‫سال‌ها بعد...

2073
02:07:19,273 --> 02:07:21,408
‫کنجکاوم
‫چه چیزی در مورد ما خواهی گفت.

2074
02:07:22,710 --> 02:07:24,845
‫اصلاً تأیید می‌کنی
‫که ما انسان بودیم؟

2075
02:07:44,498 --> 02:07:45,534
‫حکمِ...

2076
02:07:45,699 --> 02:07:48,669
‫دادگاه
‫نظامی ‌بین‌المللی

2077
02:07:48,802 --> 02:07:49,803
‫اکنون قرائت خواهد شد.

2078
02:07:49,842 --> 02:07:50,998
[سی سپتامبر 1946]

2079
02:07:51,105 --> 02:07:54,308
‫هر متهم
‫به نوبت مخاطب قرار می‌گیرد.

2080
02:07:57,478 --> 02:07:59,013
‫هرمان گورینگ،

2081
02:08:00,347 --> 02:08:03,484
‫شواهد نشان می‌دهد که،
‫پس از هیتلر،

2082
02:08:03,618 --> 02:08:07,556
‫شما برجسته‌ترین مرد
‫در رژیم نازی بودید.

2083
02:08:10,024 --> 02:08:13,194
‫گناه شما در عظمت آن
‫بی‌همتاست.

2084
02:08:14,695 --> 02:08:17,666
‫سوابق شما
‫هیچ عذری را آشکار نمی‌کند.

2085
02:08:19,833 --> 02:08:22,169
‫دادگاه
‫نظامی ‌بین‌المللی

2086
02:08:22,303 --> 02:08:23,470
‫شما را محکوم می‌کند

2087
02:08:24,505 --> 02:08:26,575
‫به مرگ با طناب دار.

2088
02:08:37,952 --> 02:08:39,486
‫رودلف هس.

2089
02:08:40,555 --> 02:08:43,357
‫شما متهم هستید
‫در تمام چهار مورد.

2090
02:08:45,326 --> 02:08:48,862
‫اعدام‌ها برای نیمه‌شب امشب
‫برنامه‌ریزی شده.

2091
02:08:49,997 --> 02:08:52,433
‫برای حفظ نظم،

2092
02:08:52,567 --> 02:08:54,569
‫به زندانیان
‫اطلاع داده نخواهد شد

2093
02:08:54,703 --> 02:08:57,438
‫تا ساعت 11:45 شب

2094
02:08:57,572 --> 02:08:59,641
‫زمانی که در سلول‌هاشون
‫بیدار خواهند شد

2095
02:08:59,773 --> 02:09:02,309
‫و آخرین تشریفات مذهبی
‫به اون‌ها پیشنهاد می‌شه.

2096
02:09:02,443 --> 02:09:05,112
‫در ساعت 8:00 شب،
‫هشت روزنامه‌نگار دست‌چین شده

2097
02:09:05,246 --> 02:09:07,147
‫به زندان خواهند رسید.

2098
02:09:07,281 --> 02:09:11,085
‫دو فرانسوی، دو انگلیسی،
‫دو آمریکایی، دو روسی.

2099
02:09:12,520 --> 02:09:14,488
‫خاموشی ساعت 9:30 هست،

2100
02:09:14,513 --> 02:09:15,931
‫یعنی زمانی که
‫دکتر...

2101
02:09:15,956 --> 02:09:17,733
‫آخرین گشت‌زنی معمول خودش رو انجام میده.

2102
02:09:17,758 --> 02:09:19,493
‫هر زندانی که
‫درخواست کمک برای خواب کنه

2103
02:09:19,628 --> 02:09:22,263
‫یک دارونما با جوش شیرین
‫به اون داده خواهد شد.

2104
02:09:25,332 --> 02:09:26,834
‫در ساعت ده،

2105
02:09:26,967 --> 02:09:29,537
‫ما مطبوعات رو
‫به پایین چوبه‌های دار می‌بریم

2106
02:09:29,562 --> 02:09:31,080
‫جایی که من اون‌ها رو توجیه خواهم کرد

2107
02:09:31,105 --> 02:09:33,140
‫در مورد تدارکات نهایی
‫برای امشب.

2108
02:09:45,453 --> 02:09:47,862
قرص خواب؟

2109
02:09:47,888 --> 02:09:48,889
‫نه.

2110
02:09:49,945 --> 02:09:51,083
شب به‌خیر

2111
02:10:21,488 --> 02:10:22,890
‫اجی مجی لاترجی.

2112
02:10:27,696 --> 02:10:30,699
‫زندانی‌ها
‫یکی یکی آورده خواهند شد،

2113
02:10:30,831 --> 02:10:34,001
‫و به اون‌ها فرصت داده می‌شه
‫تا آخرین کلمات خودشون رو بگن.

2114
02:10:34,134 --> 02:10:35,269
‫سپس اون‌ها...

2115
02:10:39,607 --> 02:10:40,608
‫ببخشید.

2116
02:10:45,498 --> 02:10:46,681
‫- کیه؟
‫- گورینگ، قربان.

2117
02:10:46,815 --> 02:10:47,982
‫لعنتی.

2118
02:10:54,723 --> 02:10:57,324
‫نه، نه. نه. نه!

2119
02:10:57,458 --> 02:10:59,393
‫نه، توی عوضی!
‫حق نداشتی این کار رو بکنی.

2120
02:10:59,527 --> 02:11:01,495
‫اون مُرده، قربان. سیانور.

2121
02:11:01,629 --> 02:11:02,697
‫لعنت بهش!

2122
02:11:06,233 --> 02:11:08,001
‫توی عوضی.

2123
02:11:12,741 --> 02:11:16,343
‫متأسفم، قربان،
‫ولی ما باید تصمیم بگیریم.

2124
02:11:16,477 --> 02:11:18,412
‫ما می‌تونیم یا
‫اعدام‌های امشب رو لغو کنیم

2125
02:11:18,546 --> 02:11:20,013
‫یا ادامه بدیم.

2126
02:11:20,147 --> 02:11:21,683
‫فقط تمومش کنیم.

2127
02:11:21,708 --> 02:11:25,192
‫قربان. اشترایشر قبول نمی‌کنه
‫لباس‌هاش رو بپوشه.

2128
02:11:29,189 --> 02:11:32,574
!نه! نه! عوضی‌های یهودی! نه

2129
02:11:32,599 --> 02:11:33,837
‫- ولش کنید.
‫- اما، قربان...

2130
02:11:33,862 --> 02:11:35,730
‫ولش کنید!

2131
02:11:49,677 --> 02:11:50,678
‫یولیوس.

2132
02:11:53,046 --> 02:11:54,047
‫یولیوس.

2133
02:12:00,381 --> 02:12:01,745
یه آلمانی باش

2134
02:12:06,226 --> 02:12:07,227
‫تو...

2135
02:12:09,764 --> 02:12:11,331
‫تو یه دوست بودی.

2136
02:12:23,043 --> 02:12:24,411
‫یالا.

2137
02:12:26,413 --> 02:12:27,649
‫بیا با هم انجامش بدیم.

2138
02:12:28,917 --> 02:12:30,484
‫یالا.

2139
02:12:32,787 --> 02:12:33,822
‫پیرهنش رو بده من.

2140
02:13:31,613 --> 02:13:33,447
‫اسمش رو بپرس.

2141
02:13:33,581 --> 02:13:36,016
‫تو اسمم رو می‌دونی.

2142
02:13:36,149 --> 02:13:37,785
‫حرفِ آخری داری؟

2143
02:13:38,485 --> 02:13:41,455
‫جشن پوریم، 1946!

2144
02:13:42,272 --> 02:13:47,788
!یه روزی بولشویک‌ها دارتون می‌زنن

2145
02:13:57,045 --> 02:13:59,213
!ادل، زن عزیزم

2146
02:14:23,834 --> 02:14:24,966
‫لعنتی.

2147
02:15:41,475 --> 02:15:42,744
‫عوضی.

2148
02:15:42,901 --> 02:15:46,080
[گورینگ خودکُشی کرد]

2149
02:15:47,782 --> 02:15:48,850
‫فرار کرد.

2150
02:16:04,065 --> 02:16:05,533
‫باید
‫صادق باشم، دکتر کلی،

2151
02:16:05,667 --> 02:16:06,734
‫من متوجه شدم
‫بعضی از نتایج

2152
02:16:06,868 --> 02:16:09,537
‫کتاب شما
‫کاملاً غیرقابل باوره.

2153
02:16:09,671 --> 02:16:11,304
‫شما داشتید با
‫نازی‌ها سر و کله می‌زدید،

2154
02:16:11,438 --> 02:16:14,742
‫کسانی که باید اعتراف کنید
‫مردمان منحصر به فردی هستند.

2155
02:16:14,876 --> 02:16:16,343
‫اون‌ها مردمان
‫منحصر به فردی نیستند.

2156
02:16:16,476 --> 02:16:18,478
‫آدم‌هایی مثل نازی‌ها وجود دارند

2157
02:16:18,613 --> 02:16:21,149
‫در هر کشوری
‫در دنیای امروز.

2158
02:16:21,281 --> 02:16:24,552
‫- نه در آمریکا.
‫- بله، در آمریکا!
[پخش زنده]

2159
02:16:24,686 --> 02:16:27,421
‫الگوهای شخصیتی اون‌ها مبهم نیست.
[‏22 سلول در نورنبرگ]

2160
02:16:27,555 --> 02:16:30,058
‫اون‌ها کسانی هستند
‫که می‌خوان در قدرت باشند.

2161
02:16:30,190 --> 02:16:32,126
‫و در حالی که شما می‌گید
‫اون‌ها اینجا وجود ندارند،

2162
02:16:32,259 --> 02:16:35,997
‫من میگم کاملاً مطمئنم
‫آدم‌هایی در آمریکا هستند

2163
02:16:36,130 --> 02:16:38,298
‫که با کمال میل
‫از روی اجسادِ...

2164
02:16:38,432 --> 02:16:40,068
‫نیمی از مردم آمریکا رد می‌شن

2165
02:16:40,233 --> 02:16:42,670
‫اگر بدونند که می‌تونند
‫کنترل نیم دیگرش رو به‌دست بگیرند.

2166
02:16:42,804 --> 02:16:43,838
‫دکتر، لطفاً.

2167
02:16:43,971 --> 02:16:46,040
‫اون‌ها نفرت‌افکنی می‌کنند.

2168
02:16:47,441 --> 02:16:49,544
‫این کاریه که هیتلر و گورینگ کردن،

2169
02:16:49,677 --> 02:16:52,245
روش کارشون کاملاً کلیشه‌ای و طبقِ فرمولـه

2170
02:16:52,379 --> 02:16:54,882
‫و اگه فکر می‌کنید
‫دفعه بعدی که اتفاق بیفته،

2171
02:16:55,016 --> 02:16:56,017
‫ما می‌شناسیمشون چون

2172
02:16:56,150 --> 02:16:57,985
‫اون‌ها
‫یونیفرم‌های ترسناک پوشیدن...

2173
02:17:00,320 --> 02:17:02,090
‫...عقلتون رو از دست دادید.

2174
02:17:08,029 --> 02:17:10,263
وقتی برگردیم، بحث رو با
کارشناس‌هامون ادامه می‌دیم

2175
02:17:14,001 --> 02:17:15,703
‫آره...

2176
02:17:15,837 --> 02:17:18,271
‫اون‌ها دعوتت نمی‌کنن
‫که واسه بخش بعدی بمونی.

2177
02:17:19,841 --> 02:17:21,108
‫بریم.

2178
02:17:30,383 --> 02:17:31,586
‫و محض اطلاع...

2179
02:17:33,286 --> 02:17:34,889
‫کوبیدنِ کشورمون

2180
02:17:35,022 --> 02:17:36,958
‫احتمالاً بهترین راه
‫واسه فروش کتابت نیست.

2181
02:17:45,961 --> 02:17:48,971


2182
02:17:48,973 --> 02:17:51,056


2183
02:17:50,141 --> 02:17:53,451
[رابرت جکسون به دیوان عالی بازگشت]

2184
02:17:53,476 --> 02:17:59,093
،قوانینی که در نورنبرگ پایه‌گذاری کرد]
[زیربنای محاکمات جنایات جنگیِ عصر حاضر شد

2185
02:17:57,761 --> 02:18:02,882


2186
02:18:01,383 --> 02:18:08,443
هاوی تریست پس از اتمام دادگاه‌ها، خدمت در]
[ارتش را رها کرد و همراه خواهرش به آمریکا برگشت

2187
02:18:08,468 --> 02:18:12,499
[او در سن 93 سالگی درگذشت]

2188
02:18:15,109 --> 02:18:18,858
.کتاب داگلاس کلی شکست خورد]
[.او هرگز کتابِ دیگری ننوشت

2189
02:18:18,883 --> 02:18:23,748
،از اینکه کسی هشدارهایش را جدی نمی‌گرفت]
[به شدت آشفته و کلافه شد

2190
02:18:23,773 --> 02:18:32,531
در 1958، پس از مدت طولانی‌ای دست و پنجه]
[نرم کردن با افسردگی، دست به خودکشی زد

2191
02:18:35,928 --> 02:18:42,511
،او همانند هرمان گورینگ]
[از سیانور برای این کار استفاده کرد

2192
02:18:48,519 --> 02:18:57,599
،یگانه قرینه بر آنچه انسان می‌تواند کرد]
[همان است که انسان کرده است

2193
02:18:57,624 --> 02:19:00,554
[رابین جورج کالینگوود]

2194
02:19:04,407 --> 02:19:14,188


2195
02:19:14,125 --> 02:19:19,208
[بر اساس کتابِ "نازی و روانکاو" اثر جک اِل‌های]

2196
02:19:20,703 --> 02:19:25,841


2197
02:19:26,172 --> 02:19:31,315


2198
02:19:31,523 --> 02:19:37,175


2199
02:19:37,199 --> 02:19:42,420


2200
02:19:42,444 --> 02:19:47,635


2201
02:19:53,566 --> 02:19:59,049


2202
02:22:04,938 --> 02:22:09,781
[نـــورنبـــرگ]

2203
02:28:18,374 --> 02:28:22,888

