﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,073
.

2
00:00:15,024 --> 00:00:18,024
[مهاجم مقبره]
[افسانه‌ی لارا کرافت]

3
00:01:06,000 --> 00:01:07,916
‫«ایداریجی».

4
00:01:08,833 --> 00:01:12,458
‫اون اسم پسرش رو گذاشت «بخشش».

5
00:01:16,208 --> 00:01:19,416
‫ما اُریشاها از این چیزها نصیب‌مون نمی‌شه.

6
00:01:20,791 --> 00:01:22,958
‫نصیب ما فقط درده.

7
00:01:23,541 --> 00:01:25,333
‫به اندازه‌ی چند عمر.

8
00:01:27,333 --> 00:01:29,541
‫ما همه‌مون نفرین شده‌ایم.

9
00:01:34,625 --> 00:01:36,416
‫می‌خوایم چی کار کنیم، لارا؟

10
00:01:37,958 --> 00:01:39,291
‫اون هنوزم جوابه.

11
00:01:40,125 --> 00:01:41,125
‫هی!

12
00:01:41,208 --> 00:01:42,958
‫فقط باید بفهمم چطوری.

13
00:01:54,791 --> 00:01:55,833
‫هی.

14
00:01:56,416 --> 00:01:59,166
‫سوراخ کردن کفش‌هات با نگاه
‫باعث نمی‌شه حالت بهتر بشه.

15
00:02:05,750 --> 00:02:07,458
‫تروسی.

16
00:02:08,291 --> 00:02:11,458
‫«اسطوره‌ی شرارت
‫و آورنده‌ی مرگ.»

17
00:02:11,958 --> 00:02:14,541
‫این چیزی بود که توی نیواورلئان
‫به اِشو می‌گفت، ولی...

18
00:02:14,625 --> 00:02:17,791
‫ما دیدیمش، و اون بیشتر شبیه
‫«آورنده‌ی آزمایشِ صبر»ـه.

19
00:02:17,875 --> 00:02:19,458
‫- اسطوره‌ی...
‫- شرارت.

20
00:02:20,916 --> 00:02:25,125
‫اون تنها روحیه که می‌تونه بدزده
‫هم از انسان‌ها و هم از اسطوره‌ها.

21
00:02:25,625 --> 00:02:28,791
‫نمی‌تونم اون تصویری که توی مغازه
‫ازش بود رو از سرم بیرون کنم.

22
00:02:29,833 --> 00:02:34,166
‫اون به عنوان یه موجود
‫خطرناک و وحشتناک به تصویر کشیده شده بود.

23
00:02:41,041 --> 00:02:43,416
‫به طرز وحشتناکی رو اعصاب.

24
00:02:47,791 --> 00:02:50,041
‫چرا مادرت گفت
‫تو جوابِ تمام این‌هایی؟

25
00:02:50,125 --> 00:02:53,208
‫دست بردار، زن.

26
00:02:53,291 --> 00:02:57,166
‫اگه حق با یامه‌ژا باشه،
‫تو تنها امید ما برای متوقف کردنِ میلایی.

27
00:02:57,250 --> 00:02:59,708
‫تموم شده.

28
00:03:00,500 --> 00:03:02,416
‫چه فایده‌ای داره؟

29
00:03:08,958 --> 00:03:11,500
‫ببخشید، عزیزم.

30
00:03:12,000 --> 00:03:13,166
‫بیدارت کردیم؟

31
00:03:30,958 --> 00:03:33,666
‫نقاب من توی شهرِ گمشده‌ست.

32
00:03:35,250 --> 00:03:37,000
‫پس بریم خونه.

33
00:03:56,916 --> 00:03:57,916
‫واو.

34
00:03:59,041 --> 00:04:00,958
‫اینجا زیباست.

35
00:04:02,416 --> 00:04:04,333
‫معلومه که هست.

36
00:04:05,833 --> 00:04:07,750
‫باید ترک کردنش سخت بوده باشه.

37
00:04:17,208 --> 00:04:18,791
‫از اینجا پیاده می‌ریم.

38
00:04:29,541 --> 00:04:30,958
‫کی قراره ازش بپرسی؟

39
00:04:31,041 --> 00:04:33,333
‫وقتی آماده باشه
‫درباره قدرت‌هاش بهمون می‌گه.

40
00:04:34,291 --> 00:04:35,791
‫و اگه اشتباه کنی چی،

41
00:04:36,333 --> 00:04:39,041
‫و نقابِ اون چیزی نباشه
‫که می‌تونه جلوی میلا رو بگیره؟

42
00:04:43,250 --> 00:04:44,408
‫اِشو؟

43
00:05:05,666 --> 00:05:07,083
‫نزدیکیم.

44
00:05:19,958 --> 00:05:21,083
‫شهر گمشده.

45
00:05:21,604 --> 00:05:22,604
‫نخیر

46
00:05:23,375 --> 00:05:24,916
‫دروازه‌ی ورود بهش.

47
00:05:25,750 --> 00:05:28,291
‫ممکنه موقع ورود سنگسارمون کنن.

48
00:05:29,458 --> 00:05:30,458
‫گفت...

49
00:05:31,666 --> 00:05:33,750
‫صبر کن. سنگسارمون کنن؟

50
00:05:46,166 --> 00:05:47,666
‫بقیه کجان؟

51
00:06:11,791 --> 00:06:14,166
‫اِشو، یه کاری بکن!

52
00:06:33,041 --> 00:06:36,125
‫بعدازظهر به‌خیر، مادر.

53
00:06:42,083 --> 00:06:44,916
‫خوش اومدی، فرزندم.

54
00:06:51,708 --> 00:06:54,833
‫خوش اومدی، فرزندم.

55
00:06:59,750 --> 00:07:01,250
‫خوش اومدی.

56
00:07:03,208 --> 00:07:05,791
‫ورود شما خوش‌یمنه.

57
00:07:30,000 --> 00:07:33,625
‫اون‌ها باهوش و دوست‌داشتنی هستن،
‫و حق با توئه.

58
00:07:34,208 --> 00:07:35,416
‫مثل همیشه!

59
00:07:36,250 --> 00:07:37,500
‫در مورد چی؟

60
00:07:38,000 --> 00:07:41,791
‫میلا اینقدر شدید می‌خواد
‫همه چی رو تغییر بده و درست کنه،

61
00:07:41,875 --> 00:07:44,541
‫که فراموش کرده چرا اصلاً
‫می‌خواد این کار رو بکنه.

62
00:07:45,416 --> 00:07:46,708
‫به خاطر این.

63
00:07:47,375 --> 00:07:49,875
‫اینه دلیلی که دنیا ارزش محافظت داره.

64
00:07:52,416 --> 00:07:55,875
‫قطعاً چیز خوبیه،
‫این تغییری که کردی.

65
00:08:08,500 --> 00:08:11,250
‫ما سپاسگزاریم از اسطوره‌ها

66
00:08:11,333 --> 00:08:15,083
‫برای خورشید، زمین، و باران

67
00:08:15,583 --> 00:08:18,375
‫که این محصول را برای ما آوردند.

68
00:08:18,458 --> 00:08:19,875
‫چی می‌گه؟

69
00:08:19,958 --> 00:08:21,916
‫می‌گه اون‌ها احمقن.

70
00:08:23,125 --> 00:08:25,625
‫هنوز فکر می‌کنن
‫اُریشاها نجات‌شون میده.

71
00:08:26,250 --> 00:08:29,333
‫نمی‌دونم. به نظر میاد
‫توی غیابِ تو یاد گرفتن

72
00:08:29,416 --> 00:08:31,083
‫چطور خودشون رو نجات بدن.

73
00:08:32,166 --> 00:08:34,000
‫اون‌ها «اولومو» هستن.

74
00:08:34,625 --> 00:08:36,708
‫بقایای شهاب‌سنگ.

75
00:08:36,791 --> 00:08:39,250
‫هدیه‌ای از طرف اسطوره‌ها.

76
00:08:40,250 --> 00:08:42,875
‫آره، اون‌ها سنت‌های قدیمی رو یادشونه.

77
00:08:43,375 --> 00:08:47,708
‫حرف ما را بشنوید، اُریشاهای قدرتمند.

78
00:08:48,375 --> 00:08:51,416
‫و ما این پیشکش را تقدیم می‌کنیم.

79
00:08:51,500 --> 00:08:54,708
‫فریادهای ما را بشنوید، اُریشاها.

80
00:08:54,791 --> 00:08:56,875
‫دیگر ما را رها نکنید.

81
00:08:56,958 --> 00:08:58,625
‫به سوی ما بازگردید.

82
00:08:59,125 --> 00:09:00,875
‫باشد که چنین شود.

83
00:09:02,333 --> 00:09:03,583
‫احمق‌ها.

84
00:09:05,416 --> 00:09:06,458
‫اِشو.

85
00:09:06,958 --> 00:09:10,708
‫هر چیزی که وقتی توی تاریکیِ خودت
‫بهش نگاه می‌کنی می‌ترسوندت...

86
00:09:13,125 --> 00:09:16,083
‫هر چیزِ خوبی
‫در طرفِ دیگه‌ی اونه.

87
00:09:17,416 --> 00:09:18,583
‫فقط باید رها کنی.

88
00:09:19,750 --> 00:09:20,833
‫بهت قول میدم.

89
00:09:22,958 --> 00:09:26,833
‫مردم معمولاً تا الان
‫دیگه سعی می‌کنن من رو بپیچونن یا تیکه‌تیکه‌م کنن.

90
00:09:27,333 --> 00:09:28,916
‫چرا اینقدر باهام مهربونی؟

91
00:09:30,208 --> 00:09:33,750
‫من می‌تونم یه کتاب قطور بنویسم
‫درباره اینکه چطور آدم‌ها رو از خودت برونی.

92
00:09:34,291 --> 00:09:36,583
‫من توی اون تاریکی بودم.

93
00:09:38,291 --> 00:09:40,500
‫تنهایی نمی‌تونی ازش بیای بیرون.

94
00:09:42,791 --> 00:09:45,041
‫می‌دونی، بعضی‌ وقت‌ها خیلی تو خودتی.

95
00:09:45,541 --> 00:09:46,666
‫من رو می‌ترسونی.

96
00:09:49,625 --> 00:09:53,125
‫من نقابم رو 164 سال،

97
00:09:53,208 --> 00:09:57,041
‫‏58 روز، و خورده‌ای پیش گم کردم.

98
00:09:57,916 --> 00:09:59,916
‫از اون موقع برنگشتم...

99
00:10:02,375 --> 00:10:04,833
‫...و از تک‌تک لحظاتش متنفر بودم.

100
00:10:09,750 --> 00:10:11,166
‫ممنون، افسرده‌خانم.

101
00:10:11,791 --> 00:10:13,333
‫می‌بینمت.

102
00:10:17,791 --> 00:10:20,958
‫لارا کرافت! همه‌ش سعی می‌کردم پیدات کنم.
‫آب شدی رفتی توی زمین؟

103
00:10:21,458 --> 00:10:25,583
‫یه دوجین کشور گزارش
‫مسمومیت منابع آب، ویروس‌های ناشناخته دادن.

104
00:10:26,291 --> 00:10:30,125
‫هنوز هیچ‌کس ارتباطی پیدا نکرده
‫که این‌ها وقایع جداگانه نیستن.

105
00:10:30,708 --> 00:10:33,583
‫اون حتی تو صورتشون هم
نگاه نمی‌کنه، لارا کرافت

106
00:10:33,666 --> 00:10:35,500
‫فقط داره ادای اسطوره‌ رو درمیاره.

107
00:10:35,583 --> 00:10:38,041
‫اِشو یه جوری کلیدِ تمام این ماجراست.

108
00:10:38,125 --> 00:10:39,708
‫فقط باید قفلش رو باز کنیم.

109
00:10:39,791 --> 00:10:40,833
‫اِشو؟

110
00:10:40,916 --> 00:10:42,041
‫نقشه‌ت اینه؟

111
00:10:42,125 --> 00:10:45,541
‫به کامیلا زنگ بزن. بگو شروع کنه
‫آروم مراکز شهری رو تخلیه کنه.

112
00:10:45,625 --> 00:10:46,625
‫جونا و ابی...

113
00:10:46,708 --> 00:10:49,833
‫براشون ماشین می‌فرستم.
‫می‌تونن بیان پیش من.

114
00:10:49,916 --> 00:10:52,833
‫به چند تا حرفِ «جونا» نیاز دارم
‫تا این فشار خون رو آروم کنم.

115
00:10:57,666 --> 00:10:59,666
‫لارا، چه خبره؟

116
00:10:59,750 --> 00:11:01,166
‫فکر کنم آماده‌ست.

117
00:11:22,375 --> 00:11:25,583
‫خداوند نگه‌دارت باشد.

118
00:12:06,333 --> 00:12:07,875
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

119
00:12:12,041 --> 00:12:13,875
‫به نظر میاد یه جور حمله بوده.

120
00:12:16,291 --> 00:12:18,750
‫اِشو، نقابت کجاست؟

121
00:12:19,250 --> 00:12:22,791
‫گذاشته بودمش... اینجا.

122
00:12:52,875 --> 00:12:54,125
‫هی!

123
00:12:58,625 --> 00:13:01,291
‫یه جور پیشکش؟

124
00:13:03,833 --> 00:13:06,083
‫جشنواره‌ی «ایو».

125
00:13:07,750 --> 00:13:10,250
‫وقتی اومدن که می‌دونستن ضعیفیم.

126
00:13:11,416 --> 00:13:13,250
‫وقتی خوشحال بودیم.

127
00:13:13,958 --> 00:13:15,875
‫محاصره شده بودین.

128
00:13:23,750 --> 00:13:26,333
‫این... یه کشتار بود.

129
00:14:34,625 --> 00:14:36,750
‫این شهرِ من بود.

130
00:14:41,208 --> 00:14:43,218
‫من محافظشون بودم.

131
00:14:43,243 --> 00:14:44,266
‫کمک‌مون کن، اِشو!

132
00:14:44,291 --> 00:14:46,541
‫ولی تمام چیزی که می‌تونستم بهش فکر کنم

133
00:14:46,625 --> 00:14:48,708
‫این بود که چقدر می‌ترسم.

134
00:14:50,333 --> 00:14:51,500
‫- اِشو!
‫- اِشو!

135
00:14:56,853 --> 00:14:58,000
‫اِشو!

136
00:14:58,083 --> 00:15:00,166
‫یه کاری بکن! نجات‌مون بده!

137
00:15:05,916 --> 00:15:08,625
‫هر کی رو تونستن پیدا کنن کشتن.

138
00:15:10,333 --> 00:15:11,916
‫بعضی‌ها فرار کردن.

139
00:15:12,500 --> 00:15:14,375
‫یه نفر بهشون می‌گفت فرار کنن.

140
00:15:15,833 --> 00:15:16,991
‫من...

141
00:15:18,375 --> 00:15:19,666
‫هیچی نگفتم.

142
00:16:42,208 --> 00:16:43,333
‫اِشو.

143
00:16:44,083 --> 00:16:46,458
‫من واقعاً، واقعاً متأسفم.

144
00:16:46,541 --> 00:16:48,416
‫این رو به من نگو!

145
00:16:49,750 --> 00:16:51,375
‫لیاقتش رو ندارم.

146
00:17:08,625 --> 00:17:12,000
‫توپ‌ها مُهرِ امپراتوری بریتانیا رو دارن.

147
00:17:12,541 --> 00:17:16,000
‫ولی تفنگ‌ها ساخت آفریقای شمالی‌ان،

148
00:17:16,083 --> 00:17:18,625
‫و این مراکشیه.

149
00:17:19,166 --> 00:17:21,916
‫این‌ها باید سربازهای انگلیسی باشن
‫که اونجا مستقر بودن.

150
00:17:25,458 --> 00:17:26,533
‫اِشو.

151
00:17:27,083 --> 00:17:28,708
‫می‌دونم نقابت رو کجا پیدا کنم.

152
00:17:47,500 --> 00:17:48,708
‫باشه...

153
00:17:50,000 --> 00:17:51,583
‫نگرانشم.

154
00:17:53,791 --> 00:17:55,375
‫خب، راستش رو بگو.

155
00:17:55,458 --> 00:17:57,625
‫وقتی گفتی می‌دونی
‫نقابِ اِشو کجاست،

156
00:17:57,708 --> 00:18:01,458
‫منظورت این بود که می‌دونی
‫کجا باید گشتنِ بی‌حاصل رو شروع کنیم.

157
00:18:01,541 --> 00:18:05,750
‫سربازهای انگلیسی معروف بودن به اینکه
‫از حملاتشون عتیقه جمع می‌کردن

158
00:18:05,833 --> 00:18:07,583
‫و توی خونه به موزه‌ها می‌فروختن

159
00:18:07,666 --> 00:18:10,458
‫یا کلکسیونرهای شخصی
‫که عاشق چیزهای «عجیب و غریب» بودن.

160
00:18:11,375 --> 00:18:14,666
‫مهم نبود از دستِ سرد و مُرده‌ی کی
‫بیرونش کشیده بودن.

161
00:18:15,250 --> 00:18:19,041
‫تا قرن نوزدهم،
‫این یه تجارتِ تمام عیار شده بود.

162
00:18:19,583 --> 00:18:20,616
‫پیداش کردم.

163
00:18:21,053 --> 00:18:24,625
‫«مهراک درویش»، ملقب به شاهین.

164
00:18:24,708 --> 00:18:27,708
‫مهراک بزرگترین
‫آدمِ بی‌همه‌چیزی‌ـه که تا حالا دیدی،

165
00:18:27,791 --> 00:18:31,041
‫ولی اون وصل‌ترین دلال عتیقه توی شهره.

166
00:18:32,416 --> 00:18:35,708
‫اگه نقاب اِشو تا حالا معامله شده باشه،
‫اون ممکنه بدونه.

167
00:18:36,708 --> 00:18:38,125
‫یا شایعاتش رو شنیده باشه.

168
00:18:49,875 --> 00:18:51,791
‫لیدی کرافت.

169
00:18:52,291 --> 00:18:53,583
‫بزرگ شدی.

170
00:18:54,625 --> 00:18:57,458
‫صورتت لاغرتر شده.

171
00:18:57,541 --> 00:18:59,416
‫و مال تو چاق‌تر.

172
00:19:00,750 --> 00:19:02,250
‫چطوری، درویش؟

173
00:19:02,750 --> 00:19:03,916
‫بستگی داره.

174
00:19:04,416 --> 00:19:06,625
‫اومدی چی بهم بفروشی؟

175
00:19:07,833 --> 00:19:09,416
‫من مثل پدرم نیستم.

176
00:19:09,500 --> 00:19:12,166
‫عتیقه‌هایی که مال خودت نیست رو نمی‌فروشم.

177
00:19:13,375 --> 00:19:16,958
‫پوزخندِ قضاوت‌گرِ یه زنِ سفیدپوستِ مرفه.

178
00:19:17,041 --> 00:19:19,208
‫چطور قراره تحملش کنم؟

179
00:19:20,166 --> 00:19:22,500
‫بهت پنج دقیقه وقت میدم،

180
00:19:23,208 --> 00:19:24,958
‫به یاد «ریچارد»،

181
00:19:25,041 --> 00:19:27,458
‫بهترین مشتری من.

182
00:19:29,291 --> 00:19:31,916
‫دنبال یه نقاب آفریقایی می‌گردم.

183
00:19:51,958 --> 00:19:54,708
‫گفتی قرمز و سیاه؟

184
00:19:54,791 --> 00:19:57,125
‫یه نقاب با اون مشخصات

185
00:19:57,208 --> 00:19:59,125
‫واقعاً آشنا به نظر میاد.

186
00:20:00,291 --> 00:20:02,291
‫چرا مهمه؟

187
00:20:02,375 --> 00:20:04,291
‫بیشتر احساسیه تا چیز دیگه.

188
00:20:14,375 --> 00:20:15,375
‫هی!

189
00:20:15,958 --> 00:20:17,958
‫این آشغال رو بندازین بیرون!

190
00:20:18,583 --> 00:20:22,125
‫این‌ها مال تو نیستن!

191
00:20:31,416 --> 00:20:32,500
‫جلوش رو بگیرین!

192
00:20:36,083 --> 00:20:37,166
‫ولش کنین!

193
00:20:47,958 --> 00:20:49,333
‫برای همه‌ش برمی‌گردیم.

194
00:20:50,541 --> 00:20:51,666
‫قول میدم.

195
00:21:06,666 --> 00:21:08,833
‫خب، اون که بی‌فایده بود.

196
00:21:09,333 --> 00:21:10,833
‫نقاب اِشو رو داشت؟

197
00:21:11,333 --> 00:21:13,041
‫متوجه عتیقه‌ها شدی؟

198
00:21:13,125 --> 00:21:15,416
‫خیلی‌هاشون با آتیش آسیب دیده بودن.

199
00:21:15,500 --> 00:21:17,625
‫آره. خب، قدیمی‌ان دیگه.

200
00:21:17,708 --> 00:21:19,250
‫می‌تونه هر معنی‌ای داشته باشه.

201
00:21:19,333 --> 00:21:22,208
‫یا می‌تونه معنیِ یه چیزِ خیلی خاص رو
داشته باشه

202
00:21:22,708 --> 00:21:25,166
‫بگو. قیافه‌ش رو گرفتی.

203
00:21:51,250 --> 00:21:54,500
‫قدیمی‌ترین مکان مذهبی
‫در شهر «مسجد قدیم»ـه،

204
00:21:54,583 --> 00:21:57,875
‫و انگلیسی‌ها، درست همون زمانی که
‫شهرِ اِشو رو غارت کردن،

205
00:21:57,958 --> 00:22:00,375
‫تبدیلش کردن به کلیسای آنگلیسی.

206
00:22:00,458 --> 00:22:03,375
‫مسلمون‌ها بالأخره پسش گرفتن،
‫و داستان می‌گه

207
00:22:03,458 --> 00:22:06,125
‫یه سرباز جوان انگلیسی بود
‫که اونجا مستقر بود،

208
00:22:06,208 --> 00:22:09,166
‫و مأمور شده بود به هر قیمتی
‫از عتیقه‌های کلیسا محافظت کنه.

209
00:22:10,291 --> 00:22:13,958
‫پس خودش رو آتیش زد،
‫و بعد توی راهروها پرسه زد،

210
00:22:14,041 --> 00:22:18,250
‫و اینطوری برای همیشه جلوی هر کسی رو گرفت
‫که باارزش‌ترین گنجینه‌هاشون رو بدزده.

211
00:22:18,333 --> 00:22:21,166
‫پس فکر می‌کنی نقاب اِشو
‫یکی از اون گنجینه‌ها بوده؟

212
00:22:21,250 --> 00:22:23,250
‫درویش نقابی که توصیف کردم رو می‌شناخت.

213
00:22:23,333 --> 00:22:24,666
‫دیدتش.

214
00:22:25,250 --> 00:22:28,916
‫اگه داشته آروم آروم از مسجد قدیم دزدی می‌کرده
‫تا عتیقه بفروشه...

215
00:22:29,000 --> 00:22:30,666
‫شاید اونجا دیدتش.

216
00:22:32,416 --> 00:22:33,458
‫اووه.

217
00:22:33,541 --> 00:22:35,750
‫خب، ما سرنخ‌های ضعیف‌تر
از این رو هم دنبال کردیم

218
00:22:48,595 --> 00:22:50,711
[احتیاط]
[در حال ساخت و ساز]

219
00:23:42,208 --> 00:23:44,333
‫ببخشید که مزاحم دعاتون شدم.

220
00:23:44,416 --> 00:23:45,833
‫نه. من... من...

221
00:23:45,916 --> 00:23:47,166
‫من...

222
00:23:50,791 --> 00:23:52,541
‫ایه.

223
00:23:55,416 --> 00:23:57,291
‫بیا، مال تو.

224
00:23:58,625 --> 00:24:00,625
‫من رو یاد خودم می‌ندازه.

225
00:24:07,625 --> 00:24:10,708
‫از روزی که به دنیا اومده
‫شیطون بوده.

226
00:24:11,666 --> 00:24:15,125
‫فکر کنم واسه همینه
که اِشو رو بیشتر دوست داره

227
00:24:18,625 --> 00:24:20,833
‫اون رهاتون کرد.

228
00:24:21,708 --> 00:24:23,541
‫چرا هنوز...

229
00:24:24,333 --> 00:24:25,458
‫باور دارید؟

230
00:24:27,125 --> 00:24:30,500
‫اگه قرار بود فقط بر اساس اشتباهاتم
‫دوست داشته بشم،

231
00:24:30,583 --> 00:24:32,750
‫این کوچولو رو نداشتم.

232
00:24:33,708 --> 00:24:36,125
‫زندگی یعنی شرارت، دوست من،

233
00:24:36,750 --> 00:24:40,625
‫ولی اِشو بهمون یاد میده
‫که با لبخند ازش بگذریم.

234
00:24:51,708 --> 00:24:53,791
‫جشنواره‌ی ایو.

235
00:25:03,833 --> 00:25:07,708
‫شاید هر چی باشه ایمانت رو از دست ندادی،
‫دوست من.

236
00:25:08,416 --> 00:25:09,452
‫بله؟

237
00:25:45,291 --> 00:25:46,458
‫آره!

238
00:26:01,083 --> 00:26:03,443
[مهاجم مقبره]
[افسانه‌ی لارا کرافت]

