﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,959
.

2
00:00:12,929 --> 00:00:15,265
[ویلوهیل]

3
00:00:26,776 --> 00:00:27,777
‫بیا تو!

4
00:00:45,754 --> 00:00:46,755
‫کتابتون رو خوندم.

5
00:00:47,672 --> 00:00:49,507
‫گشایش ذهن طردشدگان.

6
00:00:50,216 --> 00:00:53,386
‫وقتی داشتم تایلر رو رام می‌کردم
‫خیلی به دردم خورد.

7
00:00:53,887 --> 00:00:57,223
‫من رو می‌بخشید اگه از این به عنوان
‫نقل قول تبلیغاتی تو چاپ بعدی استفاده نکنم.

8
00:00:57,891 --> 00:01:01,311
‫فکر می‌کردم جدا نگه داشتن شما دو نفر
‫سلطه‌ی عاطفیتون رو روش کم می‌کنه.

9
00:01:02,854 --> 00:01:04,981
‫ولی نکرده، مگه نه؟

10
00:01:05,607 --> 00:01:08,860
‫و حالا می‌خواید بهتون بگم چطور
‫قفل هیولای کوچولوی من رو باز کنید.

11
00:01:08,860 --> 00:01:12,447
‫می‌خوام بدونم با تایلر چی کار کردید،
‫تا بتونم بازپروریش کنم.

12
00:01:12,447 --> 00:01:13,615
‫بازپروری؟

13
00:01:14,282 --> 00:01:16,117
‫این کاریه که اینجا می‌کنید؟

14
00:01:16,117 --> 00:01:19,913
‫من همیشه شایعاتی شنیده بودم
‫که ویلوهیل آزمایش‌های مخفی

15
00:01:19,913 --> 00:01:22,582
‫روی طردشده‌ها انجام می‌ده.

16
00:01:22,582 --> 00:01:25,668
‫ما تو زیرزمین کالبدشکافی
‫فضایی‌ها هم انجام می‌دیم.

17
00:01:26,169 --> 00:01:28,129
‫حالا، حاضرید بهم کمک کنید یا نه؟

18
00:01:28,129 --> 00:01:31,132
‫فقط اگه موافقت کنید من رو
‫برای همیشه به اینجا منتقل کنید،

19
00:01:31,132 --> 00:01:33,593
‫به عنوان یه بیمار، نه یه زندانی.

20
00:01:33,593 --> 00:01:36,179
‫اون رو هیئت منصفه تصمیم می‌گیره.

21
00:01:36,971 --> 00:01:39,224
‫متأسفم که نتونستیم به توافق برسیم.

22
00:01:39,724 --> 00:01:43,937
‫مجبورم یه روش تهاجمی‌تر
‫برای باز کردن قفل تایلر پیدا کنم.

23
00:01:45,230 --> 00:01:48,066
‫ترتیبات انتقالش رو به
‫ندامتگاه ایالتی شمالی بدید.

24
00:01:48,066 --> 00:01:50,568
‫و لطفاً قید کنید که من توصیه می‌کنم
‫زندانی

25
00:01:50,568 --> 00:01:52,904
‫تا زمان محاکمه‌ش
.در سلول انفرادی قرار بگیره

26
00:01:52,904 --> 00:01:55,156
‫بله، دکتر.

27
00:01:55,156 --> 00:01:58,118
‫منظورتون رو رسوندید.
‫حاضرم کمک کنم.

28
00:01:58,118 --> 00:01:59,702
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که...

29
00:02:01,454 --> 00:02:04,124
‫... بذارید تایلر رو ببینم، رو در رو.

30
00:02:06,167 --> 00:02:07,252
‫فقط یه بار.

31
00:02:09,212 --> 00:02:10,296
‫لطفاً.

32
00:02:17,512 --> 00:02:18,513
‫تایلر.

33
00:02:42,704 --> 00:02:44,164
‫اشکالی نداره.

34
00:02:46,249 --> 00:02:47,417
‫مامان اینجاست.

35
00:02:50,795 --> 00:02:52,881
‫ببین باهات چی کار کردن.

36
00:03:03,808 --> 00:03:05,351
‫می‌دونم، عزیزم.

37
00:03:06,811 --> 00:03:08,313
‫منم دلم برات تنگ شده بود.

38
00:03:09,147 --> 00:03:12,817
‫من خواب این لحظه رو می‌دیدم.

39
00:03:21,117 --> 00:03:23,036
‫به قلاده‌ی شوکر دست نزن.
‫اون رو می‌کشه.

40
00:03:26,331 --> 00:03:28,208
‫آروم... آروم، عزیزم.

41
00:03:28,917 --> 00:03:30,293
‫می‌دونم ناراحتی.

42
00:03:30,293 --> 00:03:32,128
‫فقط مامانی رو بذار زمین.

43
00:03:32,128 --> 00:03:34,339
‫قول می‌دم از اینجا بیرونت بیارم.

44
00:04:51,582 --> 00:04:56,671
[ونزدی]
[فصل دوم، قسمت چهارم: اگر این رنج‌ها زبان داشتند]

45
00:05:14,939 --> 00:05:17,483
‫هیچی مثل یه خاکستردان
‫حواس آدم رو تحریک نمی‌کنه.

46
00:05:20,194 --> 00:05:24,449
‫تنها کسایی که لیاقت دارن تو این آشغالدونی
‫دفن بشن کارکنان خدمات هستن.

47
00:05:24,991 --> 00:05:26,117
‫مادربزرگ،

48
00:05:26,701 --> 00:05:27,910
‫شما اینجایید.

49
00:05:28,328 --> 00:05:31,581
‫نوه‌م زنگ می‌زنه تا در مورد
‫یه رقیب اطلاعات جمع کنه؟

50
00:05:32,582 --> 00:05:34,834
‫تو عملاً من رو به مبارزه طلبیدی که بیام.

51
00:05:34,834 --> 00:05:37,045
‫می‌دونستم آخر هفته‌ها کار می‌کنی.

52
00:05:37,045 --> 00:05:40,131
‫مرگ هیچوقت تعطیلی نداره،
‫منم ندارم.

53
00:05:40,757 --> 00:05:44,302
‫چرا به این پاتریشیا ردکار
‫علاقه‌مند شدی؟

54
00:05:44,302 --> 00:05:46,346
‫اون بخشی از تحقیقات در حال انجام منه.

55
00:05:47,305 --> 00:05:50,600
‫ببینید. من همه‌ی این آگهی‌های ترحیم رو پیدا کردم.

56
00:05:50,600 --> 00:05:53,686
‫همه‌شون طردشده، همه‌شون بیمار در ویلوهیل.

57
00:05:53,686 --> 00:05:55,646
‫همه‌شون سوزونده شدن و اینجا دفن شدن.

58
00:05:56,147 --> 00:05:57,940
‫این چه ربطی به تو داره؟

59
00:05:58,441 --> 00:06:01,736
‫من رویای مرگ هم‌اتاقیم رو دیدم.
‫یه جورایی همه‌ش به هم مرتبطه.

60
00:06:01,736 --> 00:06:03,529
‫لطفاً کارتم رو بهش بده.

61
00:06:03,529 --> 00:06:07,742
‫من برای تمام مراسم تدفین و تابوت‌ها
‫تخفیف دوستان و خانواده ‌ارائه می‌دم.

62
00:06:08,785 --> 00:06:12,038
‫اگه توانایی ذهنی‌م رو پس می‌گرفتم،
‫تا الان این قضیه رو حل کرده بودم.

63
00:06:12,580 --> 00:06:14,248
‫مادرم می‌خواد کتاب گودی رو بسوزونه.

64
00:06:14,999 --> 00:06:17,251
‫برای خاکستر ریخته شده گریه نکن.

65
00:06:17,251 --> 00:06:19,921
‫می‌دونی من در مورد احساسات چی می‌گم.

66
00:06:19,921 --> 00:06:23,633
‫اون‌ها رو ته دلت چال کن
‫و اجازه بده آروم آروم از درون بخورنت.

67
00:06:26,052 --> 00:06:27,553
‫همه‌ش به حرکت مچه.

68
00:06:32,100 --> 00:06:34,394
‫باید بگم کار شلخته‌ایه. نامنظمه.

69
00:06:35,603 --> 00:06:37,063
‫عجیبه.

70
00:06:38,189 --> 00:06:40,149
‫بیا، دقیقاً همونطور که یادت دادم.

71
00:06:43,236 --> 00:06:44,654
‫رگه‌هایی از گوزن.

72
00:06:45,822 --> 00:06:48,282
‫رگه‌هایی از سنجاب و راکون.

73
00:06:49,575 --> 00:06:51,494
‫و یه ته‌مزه‌ی نامحسوس از شیتزو.

74
00:06:51,494 --> 00:06:52,703
‫خیلی خوبه.

75
00:06:52,703 --> 00:06:53,996
‫چی کمه؟

76
00:06:57,458 --> 00:06:58,418
‫انسان.

77
00:07:01,629 --> 00:07:02,630
‫مدارک من!

78
00:07:24,235 --> 00:07:27,488
‫یه دوی خوب بین سنگ قبرها
‫همیشه به آدم حس زنده بودن می‌ده.

79
00:07:27,488 --> 00:07:30,450
‫اون کلاغ داشت تو رو به
‫یه تله‌ی مرگبار می‌کشوند؟

80
00:07:30,450 --> 00:07:31,826
‫من و واریکوس شرط بسته بودیم.

81
00:07:31,826 --> 00:07:35,079
‫آوینی که اون‌ها رو کنترل می‌کنه
‫همه‌ی مدارک من رو دزدید.

82
00:07:35,079 --> 00:07:36,831
‫قفس پرنده‌شون رو به هم ریختم.

83
00:07:36,831 --> 00:07:38,958
‫ماجرا داره پیچیده‌تر می‌شه. بعدش چی؟

84
00:07:38,958 --> 00:07:42,211
‫این قبرستون رو بخر و بفهم
‫کی مجوز اون سوزوندن‌ها رو داده.

85
00:07:43,129 --> 00:07:45,006
‫چرا باید همچین کار عجولانه‌ای بکنم؟

86
00:07:45,006 --> 00:07:48,718
‫وقتی به مادرم بگی که بالأخره
‫داری من رو وارد کسب و کار خانوادگی می‌کنی،

87
00:07:48,718 --> 00:07:51,721
‫تمام ناامنی‌های دوران کودکیش
‫از زیر پوستش بیرون می‌زنن.

88
00:07:52,889 --> 00:07:54,390
‫چه خوب بازی کردی، عزیزم.

89
00:07:55,057 --> 00:07:59,770
‫تو دقیقاً می‌دونی چطور راهت رو
‫تو قلب سرد و خشکیده‌ی من باز کنی.

90
00:08:02,023 --> 00:08:04,609
‫معمولاً یه آگهی ترحیم
‫پایان داستانه...

91
00:08:06,611 --> 00:08:09,030
‫... نه شروع یه داستان
‫حتی عجیب‌تر.

92
00:08:17,830 --> 00:08:20,082
‫کی مرگ اون بیمارها رو جعل کرده؟

93
00:08:20,791 --> 00:08:21,876
‫لوئیس کیه؟

94
00:08:23,252 --> 00:08:26,214
‫و چطور همه‌ی این‌ها به مرگ قریب‌الوقوع
‫اینید مرتبط بود؟

95
00:08:29,175 --> 00:08:30,927
‫هر چه زودتر به جواب برسم،

96
00:08:30,927 --> 00:08:30,968
‫زودتر می‌تونم اینید رو نجات بدم...

97
00:08:30,968 --> 00:08:32,637
‫زودتر می‌تونم اینید رو نجات بدم...

98
00:08:33,137 --> 00:08:35,473
‫می‌دونی که من از استفاده از تفنگ میخکوب
‫ابایی ندارم.

99
00:08:38,309 --> 00:08:39,477
‫- چقدر وقته اینجایی؟
‫- یه جایی بین...

100
00:08:40,186 --> 00:08:41,354
‫قطعاً آسیب روحی دیدم.

101
00:08:43,564 --> 00:08:46,400
‫- بریم.
‫- از اتاق من دور بمون، موجود چندش.

102
00:08:49,278 --> 00:08:50,404
‫این اخطار دوم بود.

103
00:08:50,404 --> 00:08:52,490
‫داشتم سعی می‌کردم کارهای پیش پا افتاده رو
‫از دوشت بردارم

104
00:08:52,490 --> 00:08:54,450
‫تا بتونی روی پرونده تمرکز کنی.

105
00:08:54,450 --> 00:08:56,160
‫مثل برداشتن نامه‌هات.

106
00:08:56,160 --> 00:08:58,996
‫یه نامه از ناشرت داری.
‫فکر کردم می‌خوای سریع به دستت برسه.

107
00:09:00,206 --> 00:09:03,376
‫"خانم آدامز عزیز، ما همه وایپر رو دوست داریم..."
‫دا-دا-دا-دا-دا...

108
00:09:03,376 --> 00:09:06,379
‫"کار کردن با شما فوق‌العاده سخته..."
‫بلا-بلا-بلا...

109
00:09:06,379 --> 00:09:08,965
‫"امتناع سرسختانه از مشارکت
‫در فرآیند ویرایش و بازنویسی..."

110
00:09:08,965 --> 00:09:10,049
‫دا-دا-دا-دا-دا.

111
00:09:10,591 --> 00:09:13,344
‫"متأسفانه، باید شما رو به عنوان نویسنده
‫کنار بذارم. لطفاً کمک بگیرید."

112
00:09:16,430 --> 00:09:17,515
‫متأسفم.

113
00:09:19,350 --> 00:09:23,062
‫چرا؟ ترجیح می‌دم هیچ‌کس رمانم رو نخونه
‫تا اینکه مصالحه کنم.

114
00:09:24,897 --> 00:09:26,899
‫حالا که این آوین از
‫تحقیقات ما باخبره،

115
00:09:26,899 --> 00:09:28,484
‫وقت زیادی نداریم.

116
00:09:28,484 --> 00:09:30,987
‫تمام جواب‌های ما
‫تو تیمارستان ویلوهیل‌ـه.

117
00:09:32,530 --> 00:09:35,157
‫و من دقیقاً می‌دونم کدوم دیوونه‌ای
‫اون‌ها رو برام به دست میاره.

118
00:09:59,974 --> 00:10:01,100
‫آهای؟

119
00:10:01,434 --> 00:10:02,560
‫زنگ زدی؟

120
00:10:03,561 --> 00:10:05,563
‫ممنون که با این عجله اومدی.

121
00:10:06,063 --> 00:10:07,857
‫برای خواهرزاده‌ی مورد علاقه‌م،

122
00:10:07,857 --> 00:10:09,692
‫همیشه یه ‌کمین فاصله دارم.

123
00:10:09,692 --> 00:10:11,527
‫می‌خوام وارد ویلوهیل بشی.

124
00:10:11,527 --> 00:10:13,738
‫آخرین باری که این کار رو کردم
.برای مادرت بود

125
00:10:13,738 --> 00:10:15,740
‫ازم خواست یه سر به خواهرش بزنم.

126
00:10:16,407 --> 00:10:18,618
‫خاله اوفلیا اونجا بود؟ کی؟

127
00:10:19,118 --> 00:10:22,788
‫سال‌ها پیش. تا وقتی من بستری شدم
‫اون جیم شده بود.

128
00:10:22,788 --> 00:10:24,498
‫چند هفته‌ای اونجا موندم.

129
00:10:24,498 --> 00:10:27,793
‫یه متخصص شوک‌درمانی
‫درجه یک داشتن، ایگور.

130
00:10:27,793 --> 00:10:29,712
‫یه گولاگ تو سیبری اداره می‌کرد.
(زندان سیاسی)

131
00:10:29,712 --> 00:10:32,465
‫اون واقعاً بلد بود چطور
‫مخ آدم رو به هم بریزه.

132
00:10:34,467 --> 00:10:36,677
‫هیچ‌کس نمی‌تونه من رو غافلگیر کنه، بچه.

133
00:10:36,677 --> 00:10:37,762
‫اون با توئه؟

134
00:10:37,762 --> 00:10:39,138
‫این تعقیب‌گر منه.

135
00:10:39,138 --> 00:10:41,682
‫تبدیلش کردم به یه پادوی
‫بی‌جیره و مواجب و مصرفی.

136
00:10:42,600 --> 00:10:44,143
‫من طرفدار بزرگ کار کودکانم.

137
00:10:44,143 --> 00:10:47,605
‫یه گله چوپاکابرا
‫کمتر از تو سروصدا می‌کنه.

138
00:10:47,605 --> 00:10:51,400
‫یاد بگیر نفست رو حبس کنی،
‫و روی درزهای کف‌پوش راه بری.

139
00:10:52,735 --> 00:10:53,819
‫ممنون بابت نکته‌ی حرفه‌ای.

140
00:10:54,737 --> 00:10:57,406
‫به خودم زحمت دادم و
‫نقشه‌های ویلوهیل رو برات گرفتم.

141
00:10:59,241 --> 00:11:02,662
‫می‌خوام لوئیس رو پیدا کنی.
‫می‌تونه یه بیمار باشه، می‌تونه یه دکتر باشه.

142
00:11:02,662 --> 00:11:05,998
‫فقط مطمئن شو اون روان‌پزشک،
‫دکتر فیربرن، نتونه ردت رو تا من بگیره.

143
00:11:05,998 --> 00:11:10,252
‫نگران نباش. اگه کسی متخصص
‫بستری شدن تو دیوونه‌خونه باشه،

144
00:11:10,878 --> 00:11:11,921
‫اون منم.

145
00:11:14,632 --> 00:11:16,676
[مهمانسرای اپل‌ هالو]

146
00:11:18,678 --> 00:11:19,970
‫من یه سوئیت می‌خوام.

147
00:11:19,970 --> 00:11:21,305
‫بزرگ‌ترین اتاقی که دارید.

148
00:11:21,305 --> 00:11:22,973
‫فقط برای یک شب.

149
00:11:22,973 --> 00:11:26,602
‫به مهمانسرای اپل هالو
‫خوش آمدید، آقای دیابولیک.

150
00:11:27,395 --> 00:11:28,854
‫به یه کارت اعتباری نیاز دارم.

151
00:11:29,689 --> 00:11:30,940
‫ترجیح می‌دم نقد پرداخت کنم.

152
00:11:37,613 --> 00:11:40,074
‫نگران نباشید، اون پاک می‌شه.

153
00:11:53,045 --> 00:11:56,465
‫- عزیزم، اون چیه؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم، عزیز دلم...

154
00:11:59,760 --> 00:12:03,264
‫ببخشید. شما اصلاً می‌خواید
‫در این مورد شکایت کنید؟ مسخره‌ست.

155
00:12:03,264 --> 00:12:05,558
‫بله، اونجا دفتر کلانتره؟

156
00:12:05,558 --> 00:12:09,353
‫بله، جنیفر نوسبام هستم
‫از مهمانسرای اپل هالو.

157
00:12:10,521 --> 00:12:12,690
‫باید یه مهمون رو گزارش کنم.

158
00:12:13,649 --> 00:12:15,151
‫این مجرم ماست.

159
00:12:15,151 --> 00:12:18,446
‫متصدی پذیرش گفت با پول دزدی پرداخت کرده
‫و می‌تونه خطرناک باشه.

160
00:12:18,446 --> 00:12:20,948
‫برای احتیاط، طبقه رو تخلیه کنید.

161
00:12:20,948 --> 00:12:22,241
‫در به در برید.

162
00:12:22,241 --> 00:12:23,951
‫من از عهده‌ی آقای دیابولیک برمیام.

163
00:12:32,126 --> 00:12:34,086
‫این اتاق قرار بود خالی باشه.

164
00:12:34,086 --> 00:12:35,337
‫شما کی هستید؟

165
00:12:40,092 --> 00:12:41,969
‫پلیس جریکو، در رو باز کن!

166
00:12:50,728 --> 00:12:52,730
‫پلیس، با دست‌های بالا بیا بیرون!

167
00:12:56,525 --> 00:12:58,903
‫- نشونم بده!
‫- دست‌هات رو نشونم بده!

168
00:13:03,991 --> 00:13:07,953
‫18 تا پاسپورت و
‫33 تا گواهینامه رانندگی داری.

169
00:13:08,746 --> 00:13:09,789
‫می‌خوای توضیح بدی؟

170
00:13:10,372 --> 00:13:11,749
‫عاشق سفرم.

171
00:13:12,249 --> 00:13:13,375
‫علاقه‌امه.

172
00:13:14,210 --> 00:13:15,461
‫- کلانتر.
‫- بله؟

173
00:13:15,461 --> 00:13:16,754
‫این رو نگاه کنید.

174
00:13:16,754 --> 00:13:19,673
‫سارق بانک که پارسال از دستگیری فرار کرد.

175
00:13:20,299 --> 00:13:22,259
‫خب...

176
00:13:22,843 --> 00:13:24,762
‫حداقل از نیمرخ خوبم عکس گرفتن.

177
00:13:27,973 --> 00:13:29,308
‫آب‌نبات طبیعی.

178
00:13:32,812 --> 00:13:34,188
‫با دکتر فیربرن تماس بگیرید.

179
00:13:34,188 --> 00:13:37,358
‫بهش بگید برای این یکی به یه
‫ارزیابی کامل روانی نیاز داریم.

180
00:13:37,358 --> 00:13:39,026
‫اون تنها معمای ما نیست.

181
00:13:40,236 --> 00:13:42,988
‫ظاهراً، اون یه ماهه تو اون
‫اتاق هتل جا خوش کرده.

182
00:13:42,988 --> 00:13:46,158
‫هیچ نشونه‌ای از ورودش ندارن،
‫و هیچ مدرک شناسایی‌ای نداره.

183
00:13:54,166 --> 00:13:56,710
‫خب، دقیقاً داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

184
00:13:56,710 --> 00:14:00,422
‫دعوت‌نامه‌های جشن. هر کدوم
‫باید تو پاکت گذاشته و مهر و موم بشه.

185
00:14:00,923 --> 00:14:04,844
‫این رو به عنوان بخشی از ساعات
‫خدمات اجتماعی اجباری‌تون حساب می‌کنم.

186
00:14:04,844 --> 00:14:07,054
‫مطمئن نیستم چرا من مجازات شدم،

187
00:14:07,054 --> 00:14:10,474
‫وقتی این دو تا احمق کسایی بودن
‫که زامبی مغزخوار رو قایم کردن.

188
00:14:11,141 --> 00:14:12,434
‫من فقط ناظرشون بودم.

189
00:14:13,894 --> 00:14:16,605
‫پروفسور اورلوف با مهربانی
‫موافقت کرده که نظارت کنه.

190
00:14:16,605 --> 00:14:19,275
‫باید این دعوت‌نامه‌ها رو سریع بفرستیم
[کلانتری‌ام! لطفاً سریع بیا]

191
00:14:19,275 --> 00:14:21,151
‫بیانکا بهتون نشون می‌ده چطور انجامش بدید.

192
00:14:21,151 --> 00:14:24,738
‫در واقع من یه مسئله شخصی دارم
‫که باید بهش رسیدگی کنم.

193
00:14:26,448 --> 00:14:28,826
‫این دعوت‌نامه‌ها تنها اولویت شماست.

194
00:14:28,826 --> 00:14:30,578
‫می‌دونم، ولی شما نمی‌فهمید...

195
00:14:30,578 --> 00:14:34,123
‫من باید به هیئت مدیره بگم که
‫به اولین هدف جمع‌آوری کمک مالی‌مون نرسیدیم

196
00:14:34,123 --> 00:14:36,333
‫چون هنوز خیّر اصلی‌مون رو جذب نکردیم.

197
00:14:37,626 --> 00:14:39,712
‫ولی این کاریه که وقتی
‫یه رهبر هستی انجام می‌دی.

198
00:14:39,712 --> 00:14:42,882
‫تو تقصیر گندکاری‌های
‫بقیه رو به گردن می‌گیری.

199
00:14:46,218 --> 00:14:47,887
‫خب، بچه‌ها.

200
00:14:47,887 --> 00:14:50,222
‫دست به کار بشید.

201
00:14:51,140 --> 00:14:54,768
‫اون پاکت‌ها خودشون پر نمی‌شن.

202
00:14:54,768 --> 00:14:57,605
‫و چشمم به شما دوتاست.

203
00:15:00,232 --> 00:15:02,693
‫داری برای کتاب گودی توده‌ی هیزم
‫آماده می‌کنی؟

204
00:15:03,360 --> 00:15:06,113
‫عزیزم، اگه اینجا اومدی که دوباره
‫از خودت دفاع کنی...

205
00:15:06,113 --> 00:15:07,239
‫من التماس نمی‌کنم.

206
00:15:07,239 --> 00:15:10,534
‫همونطور که مادربزرگ گفت،
‫برای خاکستر ریخته شده گریه نکن.

207
00:15:12,953 --> 00:15:15,706
‫به نظر میاد اخیراً
‫خیلی داره بهت نصیحت می‌کنه.

208
00:15:16,206 --> 00:15:18,292
‫خاله اوفلیا به ویلوهیل فرستاده شد.

209
00:15:19,043 --> 00:15:20,169
‫چرا؟

210
00:15:21,086 --> 00:15:22,588
‫از مادربزرگت بپرس.

211
00:15:23,672 --> 00:15:24,924
‫تصمیم اون بود.

212
00:15:24,924 --> 00:15:27,801
‫تو من رو به راز نگه داشتن متهم می‌کنی،
‫ولی خودت بهتر از من نیستی.

213
00:15:28,469 --> 00:15:30,137
‫شاید این اخلاقم رو از تو به ارث بردم.

214
00:15:39,063 --> 00:15:40,689
‫تو سال دومش...

215
00:15:42,358 --> 00:15:44,735
‫اوفلیا در حالی که جیغ می‌کشید
‫تو حیاط پیدا شد.

216
00:15:46,070 --> 00:15:48,948
‫اشک‌های سیاه از گونه‌هاش
‫سرازیر بود.

217
00:15:49,865 --> 00:15:52,409
‫اون به توانایی ذهنی‌ش
‫بیش از حد فشار آورده بود.

218
00:15:54,411 --> 00:15:56,205
‫اون موقع بود که فرستادنش.

219
00:15:58,165 --> 00:15:59,625
‫ولی برخلاف تو...

220
00:16:01,126 --> 00:16:02,252
‫من التماس کردم.

221
00:16:03,253 --> 00:16:07,174
‫به مادربزرگ التماس کردم که اوفلیا
‫تو ویلوهیل فقط بدتر می‌شه.

222
00:16:07,174 --> 00:16:10,010
‫که مشکلاتش روانی نیست،
‫مأورایی‌ـه.

223
00:16:10,844 --> 00:16:13,639
‫ولی درخواست‌هام به گوشش نرسید.

224
00:16:14,264 --> 00:16:17,601
‫مادربزرگ همیشه تو چال کردن چیزها
‫بهتر از درست کردنشون بود.

225
00:16:19,228 --> 00:16:21,855
‫خاطرات قدیمی مثل جنازه‌های قدیمی‌ان.

226
00:16:24,108 --> 00:16:26,986
‫وقتی از زیر خاک درشون میاری،
‫هیچوقت مثل قبل به نظر نمی‌رسن.

227
00:16:27,569 --> 00:16:28,570
‫مامان،

228
00:16:29,822 --> 00:16:31,490
‫چه غافلگیری ناخوشایندی.

229
00:16:31,490 --> 00:16:33,450
‫واریکوس بهم گفت زنگ زدی.

230
00:16:33,450 --> 00:16:37,788
‫و می‌خواستم سند قبرستونی که
‫براش خریدم رو به ونزدی بدم.

231
00:16:37,788 --> 00:16:42,042
‫فقط یه ملک کوچیک برای شروع،
‫تا طعم کسب و کار خانوادگی رو بچشه.

232
00:16:42,042 --> 00:16:44,461
‫یه زن باید سبد سرمایه‌ی
‫خودش رو داشته باشه،

233
00:16:44,461 --> 00:16:46,171
‫و به یه شوهرش متکی نباشه.

234
00:16:47,965 --> 00:16:50,718
‫تو واقعاً لوسش می‌کنی... خیلی زیاد.

235
00:16:51,552 --> 00:16:54,096
‫عزیزم، من و مادربزرگ باید صحبت کنیم.

236
00:16:54,096 --> 00:16:55,305
‫تنها.

237
00:16:57,850 --> 00:17:00,102
‫آگوستوس استون‌هرست.

238
00:17:00,102 --> 00:17:02,521
‫اون کسیه که اون گواهی‌های
‫فوت رو امضا کرده.

239
00:17:08,277 --> 00:17:10,904
‫تو و ونزدی چه نقشه‌ای دارید؟

240
00:17:11,488 --> 00:17:12,573
‫اون ازم کمک خواست.

241
00:17:12,573 --> 00:17:16,201
‫تو کمک نمی‌کنی. داری بین من
‫و دخترم فاصله می‌ندازی.

242
00:17:16,201 --> 00:17:19,496
‫اون فاصله از قبل یه پرتگاه
‫غیرقابل عبور بود، عزیزم.

243
00:17:19,496 --> 00:17:20,622
‫نصیحت من؟

244
00:17:20,622 --> 00:17:22,750
‫این دور و برش چرخیدن دائم رو تموم کن.

245
00:17:22,750 --> 00:17:25,419
‫ونزدی برای رشد به فضا نیاز داره.

246
00:17:25,419 --> 00:17:28,922
‫اگه یه‌کم به دردسر بیفته،
‫وظیفه‌ی یه مادره که عقب بایسته،

247
00:17:28,922 --> 00:17:31,050
‫بذاره خودش راهش رو پیدا کنه.

248
00:17:31,050 --> 00:17:32,134
‫یا رشد کن یا بمیر.

249
00:17:32,134 --> 00:17:35,596
‫این رو زنی می‌گه که دختر کوچیکش
‫20 ساله که گمشده.

250
00:17:37,556 --> 00:17:39,516
‫اتفاقی که برای خواهرت افتاد یه تراژدی بود،

251
00:17:39,516 --> 00:17:42,478
‫ولی حتی اگه من چیزی هم می‌گفتم،
‫اون هیچوقت گوش نمی‌کرد.

252
00:17:42,478 --> 00:17:46,648
‫برخلاف من، که تک تک کلمات
‫ویرانگر تو رو به دل گرفتم.

253
00:17:48,025 --> 00:17:51,570
‫این ترفندت برای اینه که من رو راضی کنی
‫به جشن نورمور کمک مالی کنم؟

254
00:17:51,570 --> 00:17:54,156
‫شنیدم تو رو مسئولش کردن.

255
00:17:54,156 --> 00:17:58,660
‫بی‌شک امیدوارن بتونی من رو قانع کنی
‫که تابوت ثروتم رو باز کنم.

256
00:17:58,660 --> 00:18:01,121
‫من دارم پول جمع می‌کنم، مرده زنده نمی‌کنم.

257
00:18:01,121 --> 00:18:04,541
‫و تازه، هر دومون می‌دونیم
‫تو ترجیح می‌دی با ثروتت دفن بشی.

258
00:18:05,918 --> 00:18:07,628
‫من حاضرم کمک مالی کنم.

259
00:18:09,546 --> 00:18:12,132
‫ولی... یه شرط داره.

260
00:18:13,842 --> 00:18:15,719
‫همیشه یه شرطی هست، مگه نه مامان؟

261
00:18:15,719 --> 00:18:17,221
‫کتاب ونزدی رو بهش برگردون.

262
00:18:32,027 --> 00:18:33,987
‫خانواده‌ی من غیرقابل مذاکره‌‌ان.

263
00:18:59,263 --> 00:19:01,932
‫گوشیت از وقتی رسیدیم
‫یه لحظه آروم نگرفته.

264
00:19:01,932 --> 00:19:03,016
‫چه خبره؟

265
00:19:04,226 --> 00:19:06,311
‫امم، هیچی. من خوبم.

266
00:19:08,564 --> 00:19:10,858
‫دندون‌های نیش من تیزترین نیست،

267
00:19:10,858 --> 00:19:13,986
‫ولی قطعاً می‌تونم تشخیص بدم
‫که یه چیزی خوب نیست.

268
00:19:19,658 --> 00:19:21,118
‫مامانمه.

269
00:19:21,118 --> 00:19:22,411
‫تو دردسر افتاده.

270
00:19:23,287 --> 00:19:28,000
‫و باید از این مخمصه درش بیارم
‫قبل از اینکه برای همیشه زندگیش رو خراب کنه.

271
00:19:30,377 --> 00:19:32,713
‫ولی نمی‌تونم اورلوف رو اغوا کنم.

272
00:19:33,797 --> 00:19:36,341
‫کله‌ش تو یه شیشه‌ست
.پس جلوی آوازم رو می‌گیره

273
00:19:36,341 --> 00:19:39,303
‫شما دو تا، کمتر حرف بزنید، بیشتر پر کنید.

274
00:19:39,803 --> 00:19:40,888
‫پروفسور؟

275
00:19:41,847 --> 00:19:44,808
‫می‌تونید یه نگاهی به این‌ها بندازید،
‫مطمئن بشید مُهرهاشون رو درست زدم؟

276
00:19:44,808 --> 00:19:47,311
‫می‌دونید، من معمولاً با پست
‫سنتی سر و کار ندارم... وا!

277
00:19:54,610 --> 00:19:57,321
‫خب. این برامون چند ساعت وقت خرید.

278
00:19:57,321 --> 00:19:59,531
‫برامون؟ این مشکل منه.

279
00:20:00,032 --> 00:20:01,658
‫نایت‌شیدز برای همیشه، درسته؟

280
00:20:01,658 --> 00:20:03,577
‫هی، ما هم می‌خوایم بیایم.

281
00:20:06,622 --> 00:20:09,708
‫اینجا بمونید و بقیه‌ی
‫دعوت‌نامه‌ها رو تموم کنید.

282
00:20:15,047 --> 00:20:18,592
‫ما فستر فوماگالی رو داریم،
[ویلوهیل]

283
00:20:20,260 --> 00:20:21,887
‫فستر دوبوآ،

284
00:20:22,804 --> 00:20:24,264
‫و اونی که بیشتر دوستش دارم،

285
00:20:25,933 --> 00:20:27,517
‫فستر فیستا.

286
00:20:30,479 --> 00:20:31,647
‫اسم واقعیت چیه؟

287
00:20:31,647 --> 00:20:34,524
‫فقط فستر. مثل یه زخم باز.

288
00:20:35,275 --> 00:20:37,861
‫شما می‌فهمید که
‫تو یه بیمارستان روانی هستید.

289
00:20:37,861 --> 00:20:40,322
‫قبلاً بهشون می‌گفتن مزرعه‌ی دیوونه‌ها.

290
00:20:40,322 --> 00:20:42,741
‫پدر و مادرم وقتی ده سالم بود
‫تو یکی از این‌ها رهام کردن.

291
00:20:42,741 --> 00:20:45,535
‫گفتن کمپ تابستونیه،
‫ولی هیچوقت برنگشتن.

292
00:20:46,036 --> 00:20:47,829
‫بهم بگو چی می‌بینی، فستر.

293
00:20:49,665 --> 00:20:50,832
‫مرگ.

294
00:20:52,709 --> 00:20:53,794
‫مرگ.

295
00:20:55,379 --> 00:20:56,380
‫قیف بستنی.

296
00:20:56,380 --> 00:20:58,173
‫صبر کن، اون طرفیش کن.

297
00:21:00,550 --> 00:21:01,927
‫هنوزم مرگه.

298
00:21:07,015 --> 00:21:09,601
‫دوستت دارم، آقای پشمالو.

299
00:21:12,354 --> 00:21:15,816
‫آدم هیچوقت آغوش سرد
‫اولین تنگ‌پوشش رو فراموش نمی‌کنه.

300
00:21:16,525 --> 00:21:18,068
‫اینجا از این امکانات رفاهی دارید؟

301
00:21:20,946 --> 00:21:22,823
‫- اسکن مغزش، دکتر.
‫- ممنونم.

302
00:21:22,823 --> 00:21:24,032
‫عجب چیزی‌ـه.

303
00:21:31,748 --> 00:21:33,292
‫به ویلوهیل خوش آمدید.

304
00:21:33,959 --> 00:21:36,753
‫ما یه سفر خیلی طولانی پیش رو داریم.

305
00:21:44,011 --> 00:21:46,972
‫هیچی مثل یه شوک خوب
‫برای شروع این مهمونی نمی‌شه.

306
00:21:47,681 --> 00:21:50,058
‫هیچ شانسی هست یه دور دیگه بریم؟

307
00:21:50,058 --> 00:21:54,354
‫نترسید که واقعاً
‫واردش بشید و اون بوم رو نوازش کنید.

308
00:21:54,354 --> 00:21:57,733
‫و واقعاً بذارید اون غروب آفتاب بدرخشه.

309
00:22:12,247 --> 00:22:14,291
‫تفسیر جالبی بود.

310
00:22:14,291 --> 00:22:17,002
‫بعضی‌ها با تاریکی کشتی می‌گیرن، من نه.

311
00:22:17,002 --> 00:22:19,755
‫من عاشق سایه‌هام.
‫اونجا بهترین تعقیب‌هام رو انجام می‌دم.

312
00:22:23,300 --> 00:22:25,510
‫کسی به اسم لوئیس اینجا ندیدی؟

313
00:22:35,103 --> 00:22:37,064
[لوئیس]

314
00:22:37,564 --> 00:22:41,151
‫♪ اوه، رویا باف ♪

315
00:23:18,146 --> 00:23:19,356
‫لوئیس؟

316
00:23:19,356 --> 00:23:20,440
‫نه.

317
00:23:22,192 --> 00:23:24,277
‫اسم شما لوئیزه.

318
00:23:38,667 --> 00:23:41,920
‫استون‌هرست قبلاً دکتر
‫آدم‌های عادی تو ویلوهیل بود.

319
00:23:41,920 --> 00:23:44,339
‫قبل از اون،
‫تو نورمور علوم درس می‌داد.

320
00:23:44,339 --> 00:23:46,591
‫وقت‌هایی که گواهی‌های فوت
‫مشکوک امضا نمی‌کنه،

321
00:23:46,591 --> 00:23:48,510
‫دکتر خوب این روزها کجاست؟

322
00:23:48,510 --> 00:23:49,845
‫تو ویلوهیل.

323
00:23:49,845 --> 00:23:51,805
‫دچار فروپاشی روانی شد.

324
00:23:53,890 --> 00:23:55,725
‫محبوس در تیمارستان خودش.

325
00:23:55,725 --> 00:23:58,895
‫- این یه پیچش داستانی در حد ادگار آلن پوئه.
‫- ونزدی!

326
00:23:59,354 --> 00:24:01,773
‫می‌خوای یه قهوه سفارش بدی
و به ما ملحق شی؟

327
00:24:01,773 --> 00:24:02,816
‫شاید یه‌کم خوش بگذرونی؟

328
00:24:02,816 --> 00:24:05,610
‫من جایی‌ام که خوشی
برای مردن میره. تینگ کجاست؟

329
00:24:06,570 --> 00:24:07,737
‫بهت احتیاج دارم.

330
00:24:07,737 --> 00:24:08,864
‫فوریه.

331
00:24:09,865 --> 00:24:10,991
‫یه پیام به فستر برسون.

332
00:24:10,991 --> 00:24:12,993
‫برو بهش بگو احساس می‌کنی جا موندی.

333
00:24:12,993 --> 00:24:15,787
‫می‌خوام رد آگوستوس استون‌هرست
‫رو بگیره.

334
00:24:15,787 --> 00:24:18,623
‫فکر کنم اون می‌تونه
‫کلید ما برای پیدا کردن لوئیس باشه.

335
00:24:18,623 --> 00:24:20,459
‫می‌دونم تو عادت به کم حرف زدن داری،

336
00:24:20,459 --> 00:24:22,669
‫ولی بعد از پارسال،
‫فکر می‌کردم به هم نزدیک‌تر باشیم.

337
00:24:23,295 --> 00:24:27,132
‫به نظر میاد ترجیح می‌دی با اون روانی
‫فسقلی، اگنس، بگردی تا من.

338
00:24:27,132 --> 00:24:29,092
‫به نظر میاد تو یه‌کم سرت شلوغه.

339
00:24:29,092 --> 00:24:31,303
‫نمی‌تونی این رو گردن
‫برونو و گروه بندازی.

340
00:24:31,303 --> 00:24:33,305
‫مگه نگفتی خوشی و آزادیت
‫رو می‌خوای؟

341
00:24:33,305 --> 00:24:36,057
‫من تو مسائل غیرمرتبط با پرونده هم
‫می‌تونم کمک کنم.

342
00:24:36,057 --> 00:24:37,726
‫مثل یه مادر فضول و بی‌ملاحظه؟

343
00:24:37,726 --> 00:24:39,102
‫ببخشیدها، منم تجربه‌ش کردم.

344
00:24:39,102 --> 00:24:42,981
‫و همچنین، کی قدرت‌هاش از کار افتاده؟
‫اون هم تجربه‌ کردم.

345
00:24:42,981 --> 00:24:45,442
‫الو؟ ونزدی؟

346
00:24:48,987 --> 00:24:51,198
‫اینید، همین الان برو تو.

347
00:24:51,198 --> 00:24:54,493
‫نه، تو بهترین دوست منی.
‫نمی‌ذارم هی ازم دور بشی.

348
00:24:54,493 --> 00:24:56,077
‫اینید!

349
00:25:00,248 --> 00:25:01,666
‫میز!

350
00:25:26,691 --> 00:25:28,360
‫این پرنده‌ها از کجا اومدن؟

351
00:25:35,617 --> 00:25:36,826
‫تینگ!

352
00:26:04,854 --> 00:26:06,064
‫ونزدی!

353
00:26:37,887 --> 00:26:39,514
‫از اینکه خبر دادی ممنونم.

354
00:26:41,933 --> 00:26:43,101
‫خانم آدامز؟

355
00:26:43,810 --> 00:26:45,020
‫غافلگیر شدم.

356
00:26:45,020 --> 00:26:46,563
‫فکر کنم این رو انداختین.

357
00:26:48,148 --> 00:26:49,357
‫ببخشید؟

358
00:26:49,357 --> 00:26:51,526
‫چی شما رو به نورمور کشونده،
‫دکتر فیربرن؟

359
00:26:51,526 --> 00:26:55,822
‫خانم کاپری با سخاوت پیشنهاد داد
‫یه کلاس موسیقی‌درمانی تو ویلوهیل برگزار کنه.

360
00:26:56,114 --> 00:26:59,784
‫می‌دونید که چی می‌گن،
‫موسیقی هیولای وحشی رو آروم می‌کنه.

361
00:26:59,784 --> 00:27:01,828
‫من سلاح رو به موسیقی واگنر ترجیح می‌دم.

362
00:27:04,998 --> 00:27:07,542
‫نمی‌خوام حدس بزنم
‫شما دو تا چطور همدیگه رو می‌شناسید.

363
00:27:08,043 --> 00:27:11,254
‫خانم آدامز در مورد یه هاید قاتل کمک کردن.

364
00:27:13,798 --> 00:27:15,216
‫وقت چای نیست.

365
00:27:15,216 --> 00:27:17,218
‫جودی من رو سخت تحت نظر داره.

366
00:27:17,218 --> 00:27:19,638
‫جلسه هیئت مدیره دارم.
‫فردا شب می‌بینمتون.

367
00:27:19,638 --> 00:27:20,722
‫آره.

368
00:27:25,185 --> 00:27:26,686
‫به نظر نفس‌نفس می‌زنی.

369
00:27:27,812 --> 00:27:29,272
‫روز طولانی‌ای بود.

370
00:27:30,398 --> 00:27:33,234
‫فکر کنم اینجا اومدی که از
‫ارکستر جشن انصراف بدی.

371
00:27:34,277 --> 00:27:36,279
‫تصمیم گرفتم بمونم.

372
00:27:36,279 --> 00:27:38,281
‫هر موتزارتی به سالیری خودش نیاز داره.

373
00:27:43,870 --> 00:27:45,705
‫تو اون اتاق چی کار می‌کردی؟

374
00:27:46,206 --> 00:27:49,167
‫هیچ نشونه‌ای از ورودت نیست،
‫و هیچ مدرک شناسایی‌ای نداری.

375
00:27:50,377 --> 00:27:53,421
‫نمی‌تونیم کمکت کنیم
‫مگر اینکه با ما حرف بزنی.

376
00:27:53,421 --> 00:27:54,464
‫مامان.

377
00:27:55,048 --> 00:27:56,174
‫حالت خوبه؟

378
00:27:57,008 --> 00:27:58,259
‫شما دخترش هستید؟

379
00:27:59,302 --> 00:28:01,054
‫می‌تونم یه کلمه با هر دوتون حرف بزنم؟

380
00:28:01,596 --> 00:28:03,306
‫فکر کنم همه چیز رو روشن می‌کنه.

381
00:28:06,309 --> 00:28:08,937
‫این تحقیقات رو رها می‌کنید،

382
00:28:09,437 --> 00:28:13,316
‫هر چی مدرکه پاره می‌کنید،
‫و فراموش می‌کنید که مادرم رو دیدید.

383
00:28:37,507 --> 00:28:40,385
‫شنیدم عموت فستر تو ویلوهیل‌ـه.

384
00:28:40,927 --> 00:28:43,805
‫هر دومون می‌دونیم اون فقط وقتی
‫گیر میفته که خودش بخواد.

385
00:28:43,805 --> 00:28:46,266
‫چه مأموریت نسنجیده‌ای
‫داره برات انجام می‌ده؟

386
00:28:46,266 --> 00:28:47,892
‫کمک می‌کنه حقیقت رو پیدا کنم.

387
00:28:47,892 --> 00:28:50,145
‫نمی‌ذارم اینید به خاطر من بمیره.

388
00:28:50,145 --> 00:28:51,771
‫من می‌دونم تو اون رویا چی دیدم.

389
00:28:53,022 --> 00:28:55,358
‫سیلی از پرنده‌ها دور سنگ قبرش،

390
00:28:55,358 --> 00:28:57,694
‫همون سیلی که امروز به شما دو تا حمله کرد،

391
00:28:57,694 --> 00:28:59,738
‫تینگ بیچاره که به کنار.

392
00:28:59,738 --> 00:29:02,198
‫باید تمومش کنی، ونزدی.

393
00:29:02,949 --> 00:29:05,994
‫وگرنه همه چیز رو بدتر می‌کنی.

394
00:29:07,287 --> 00:29:08,496
‫خیلی بدتر.

395
00:29:17,255 --> 00:29:18,757
[ورودی خدمه]

396
00:29:34,981 --> 00:29:36,483
‫تینگ!

397
00:29:40,695 --> 00:29:45,241
‫"استون‌هرست رو پیدا کن تا لوئیس رو پیدا کنی."

398
00:29:49,746 --> 00:29:52,999
‫هی، ویلبر، دنبال یه آدم
‫شلخته به اسم استون‌هرست می‌گردم.

399
00:29:52,999 --> 00:29:56,753
‫دیروز بینگوی فراموشی رو برد.
‫یادش رفت جایزه‌ش رو بگیره.

400
00:29:56,753 --> 00:29:57,837
‫می‌تونی نشونم بدیش؟

401
00:29:58,421 --> 00:30:00,924
‫گاس پیر همنشین‌های متفاوتی رو ترجیح می‌ده.

402
00:30:02,801 --> 00:30:05,303
‫- زیاد حرف نمی‌زنه.
‫- چه بلایی سرش اومده؟

403
00:30:05,303 --> 00:30:07,305
‫من چه می‌دونم. قبل از من اینجا بوده.

404
00:30:08,014 --> 00:30:11,184
‫فیربرن هفته‌ای چند بار می‌گه
‫بیاریمش اینجا.

405
00:30:11,184 --> 00:30:13,019
‫آزی پرنده‌ی مورد علاقه‌شه.

406
00:30:13,019 --> 00:30:15,897
‫تقریباً همسن خودشه،
‫و دهنش هم چفته،

407
00:30:15,897 --> 00:30:17,732
‫پس مواظب باش.

408
00:30:19,859 --> 00:30:22,445
‫یه لطفی در حقم بکن و ده دقیقه دیگه
‫برش گردون به اتاقش.

409
00:30:22,445 --> 00:30:24,864
‫- اون تو 103ـه.
‫- 103.

410
00:30:30,328 --> 00:30:32,247
‫دنبال لوئیس می‌گردم.

411
00:30:32,247 --> 00:30:33,915
‫اسمش برات آشناست، پیرمرد؟

412
00:30:33,915 --> 00:30:36,251
‫آزی دختر خوبیه. هیچوقت چیزی نمی‌گه.

413
00:30:37,585 --> 00:30:38,753
‫لوئیس رو می‌شناسی؟

414
00:30:38,753 --> 00:30:40,922
‫- خفه شو.
‫- ببخشید؟

415
00:30:40,922 --> 00:30:42,048
‫کوفت بخور، کچل.

416
00:30:44,175 --> 00:30:46,719
‫شروع کن به جیک جیک کردن
‫وگرنه پرهات رو می‌سوزونم.

417
00:30:46,719 --> 00:30:49,597
‫- لعنتی. حرف می‌زنم!
‫- چطور لوئیس رو پیدا کنم؟

418
00:30:49,597 --> 00:30:51,015
‫51971.

419
00:30:51,599 --> 00:30:54,644
‫51971.

420
00:30:59,315 --> 00:31:03,027
‫خانم آدامز، شنیدم تو راهرو
‫یه هیجانی بوده.

421
00:31:03,027 --> 00:31:04,654
‫یه آوین داره سعی می‌کنه من رو بکشه.

422
00:31:04,654 --> 00:31:10,535
‫هه. به نظر میاد شما قاتل‌ها رو جذب می‌کنید
‫مثل بقیه که سرما می‌خورن.

423
00:31:10,535 --> 00:31:11,661
‫یه موهبته.

424
00:31:11,661 --> 00:31:13,538
‫آگوستوس استون‌هرست رو یادتون میاد؟

425
00:31:13,538 --> 00:31:15,665
‫فهمیدم که اینجا معلم
‫علوم بوده.

426
00:31:15,665 --> 00:31:18,877
‫گاس خیلی محبوب بود.

427
00:31:19,460 --> 00:31:21,671
‫- ولی من هیچوقت طرفدارش نبودم.
‫- چرا نه؟

428
00:31:22,255 --> 00:31:23,673
‫اون یه آدم عادی بود.

429
00:31:23,673 --> 00:31:25,341
‫و من هیچوقت بهش اعتماد نداشتم.

430
00:31:25,592 --> 00:31:28,928
‫هیچوقت به کسی به اسم لوئیس اشاره کرد؟
‫یه همسر، یه دختر؟

431
00:31:28,928 --> 00:31:33,391
‫همسرش قبل از اینکه به نورمور بیاد فوت کرد.

432
00:31:33,391 --> 00:31:35,518
‫ولی یه دختر کوچولو داشت.

433
00:31:36,102 --> 00:31:38,187
‫اسمش یادم نیست.

434
00:31:38,187 --> 00:31:43,192
‫براش یه آشیانه پرنده تو برج یاگو
‫ساخته بود.

435
00:31:48,531 --> 00:31:49,532
‫هی، یالا.

436
00:31:58,249 --> 00:32:00,168
‫می‌تونیم مادرت رو
.تو یه کلاس قدیمی قایم کنیم

437
00:32:00,168 --> 00:32:01,502
‫من کی ناامیدت کردم؟

438
00:32:01,502 --> 00:32:03,922
‫من همیشه هوات رو داشتم.
‫تو هم همیشه هوای من رو داشتی.

439
00:32:03,922 --> 00:32:06,841
‫پس، آروم باش. هیچوقت
‫در مورد چیزی اینقدر مطمئن نبودم.

440
00:32:07,675 --> 00:32:09,802
‫همه چیز تحت کنترله. من...

441
00:32:11,930 --> 00:32:13,306
[یوجین: اوریوف مرخصمون کرد، کجایید؟]

442
00:32:13,348 --> 00:32:15,099
‫- وایستا.
‫- ایجکس!

443
00:32:39,165 --> 00:32:41,250
[ویلوهیل]

444
00:32:42,418 --> 00:32:44,629
‫فستر، بجنب. 20 دقیقه دیگه خاموشیه.

445
00:32:45,296 --> 00:32:46,589
‫میام یه سر به گاس بزنم.

446
00:32:53,972 --> 00:32:56,391
‫من همیشه از دیدن یه زن تو زنجیر خوشم میاد.

447
00:32:57,558 --> 00:32:58,851
‫فستر آدامز.

448
00:33:02,188 --> 00:33:03,773
‫لوئیس... لو...

449
00:33:04,357 --> 00:33:05,400
‫لوئیس...

450
00:33:05,733 --> 00:33:06,776
‫لو...

451
00:33:06,776 --> 00:33:07,860
‫لوئیس.

452
00:33:08,653 --> 00:33:09,654
‫لوئیس.

453
00:33:09,696 --> 00:33:11,030
[نگه‌داری و تعمیرات]
[ورود ممنوع]

454
00:33:13,700 --> 00:33:15,326
‫خواب‌های شیرین ببینی، رفیق.

455
00:33:27,755 --> 00:33:29,966
‫ارتباط من با تایلر عمیقه.

456
00:33:30,591 --> 00:33:32,093
‫من تنها کسی‌ام که بهش اعتماد داره.

457
00:33:32,969 --> 00:33:35,346
‫برای همینه که دیدم داشت سعی می‌کرد
‫گردنت رو بشکنه؟

458
00:33:35,346 --> 00:33:38,808
‫خب، فکر می‌کرد من رهاش کردم.

459
00:33:39,517 --> 00:33:40,893
‫ولی اون هیچوقت من رو نمی‌کشه.

460
00:33:40,893 --> 00:33:44,897
‫اگه یه هاید اربابش رو بکشه،
‫سرنوشت شوم خودش رو رقم زده.

461
00:33:45,815 --> 00:33:50,319
‫پس، اگه واقعاً می‌خوای
‫وارد ذهنش بشی،

462
00:33:50,319 --> 00:33:51,988
‫باید با هم انجامش بدیم.

463
00:33:53,573 --> 00:33:57,285
‫واقعاً فکر می‌کنی من
‫از پسِ خیال‌پردازی متوهمانه‌ت برنمیام؟

464
00:33:58,786 --> 00:34:00,705
‫من آماده‌ی یه معامله‌ام.

465
00:34:01,330 --> 00:34:03,833
‫اطلاعاتی دارم که
‫می‌دونم می‌خوای بشنوی.

466
00:34:03,833 --> 00:34:06,335
‫- خیلی شک دارم.
‫- فستر آدامز.

467
00:34:07,253 --> 00:34:09,589
‫خبر داشتی که اون یکی از بیماران اینجاست؟

468
00:34:09,589 --> 00:34:12,759
‫یه مدتی پیش دیدمش داشت
‫یه بیمار کمازده رو با ویلچر می‌برد.

469
00:34:14,385 --> 00:34:15,470
‫آدامز.

470
00:34:15,470 --> 00:34:18,681
‫و احتمالاً داره
‫با خواهرزاده‌ش، ونزدی، کار می‌کنه.

471
00:34:19,390 --> 00:34:21,684
‫اگه اون موهای بافته‌ش
‫تو کار و بار شما باشه،

472
00:34:21,684 --> 00:34:23,227
‫دردسر خیلی دور نیست.

473
00:34:29,317 --> 00:34:30,568
‫فستر آدامز.

474
00:34:34,989 --> 00:34:36,157
‫این قراره قلقلکم بده!

475
00:34:45,541 --> 00:34:46,584
‫خوش برگشتی.

476
00:34:47,752 --> 00:34:50,213
‫فکر کردم اینجا
‫راحت‌تر باشی.

477
00:34:51,631 --> 00:34:53,466
‫حتی یه هم‌سلولی هم بهت دادم.

478
00:34:54,675 --> 00:34:55,718
‫مواظب باش.

479
00:34:55,718 --> 00:34:56,803
‫گاز می‌گیره.

480
00:35:06,104 --> 00:35:08,439
‫باید برگردی ویلوهیل.

481
00:35:08,439 --> 00:35:11,609
‫حواست به فستر باشه تا من بتونم
‫یه راهی برای فراری دادنش پیدا کنم.

482
00:35:16,906 --> 00:35:18,282
‫هوا داره خراب می‌شه.

483
00:35:18,282 --> 00:35:21,369
‫کاپری امشب یه کلاس موسیقی‌درمانی
‫تو ویلوهیل داره.

484
00:35:21,369 --> 00:35:22,954
‫اون راه ورود و خروج ماست.

485
00:35:24,038 --> 00:35:26,415
‫کلاسش 45 دقیقه طول می‌کشه.
‫این فرصت ماست.

486
00:35:26,415 --> 00:35:29,669
‫تینگ از قبل با رابط فستر
‫در داخل ارتباط برقرار کرده.

487
00:35:30,753 --> 00:35:32,505
‫اون می‌دونه کجا نگه‌ش می‌دارن.

488
00:35:34,048 --> 00:35:37,385
‫تینگ مخفی می‌مونه تا من فستر رو
‫آزاد کنم، و راه خروج خودش رو پیدا می‌کنه.

489
00:35:40,388 --> 00:35:42,223
‫تو دروازه بازرسی وسیله نقلیه هست.

490
00:35:42,223 --> 00:35:45,810
‫اگنس، باید حواس نگهبان رو
‫پرت کنی تا من بتونم وارد بشم.

491
00:35:45,810 --> 00:35:48,062
‫قبل از اینکه تو برسی من سر پستم خواهم بود.

492
00:35:48,646 --> 00:35:50,606
‫بعد از اینکه با رابط فستر ملاقات کردم،

493
00:35:50,606 --> 00:35:53,067
‫اون رو از سلولش بیرون می‌کشم،
‫بعد میرم لوئیس رو پیدا می‌کنم.

494
00:35:53,067 --> 00:35:54,318
‫و من چی؟

495
00:35:56,237 --> 00:35:57,697
‫نقش من تو نقشه چیه؟

496
00:36:02,201 --> 00:36:04,287
‫اصلاً دیگه می‌خوای با من دوست باشی؟

497
00:36:07,248 --> 00:36:08,791
‫این هیچوقت زیر سؤال نبوده.

498
00:36:12,461 --> 00:36:13,546
‫تو دیده‌بانی.

499
00:36:15,131 --> 00:36:17,425
‫فکر می‌کردم یه‌کم
‫برای مأموریت حیاتی‌تر باشم.

500
00:36:17,425 --> 00:36:18,634
‫هستی.

501
00:36:18,634 --> 00:36:20,011
‫ببین، اگه گیر بیفتم،

502
00:36:20,011 --> 00:36:22,388
‫به یکی احتیاج دارم که به طور
‫ناشناس به کلانتر سانتیاگو خبر بده

503
00:36:22,388 --> 00:36:24,640
‫که یه خبرهایی
‫تو ویلوهیل هست.

504
00:36:44,285 --> 00:36:45,912
[ویلوهیل]

505
00:37:17,276 --> 00:37:21,864
‫♪ نمی‌خوام کاملاً ♪

506
00:37:21,864 --> 00:37:23,908
‫♪ تنها باشم ♪

507
00:37:32,458 --> 00:37:33,960
[ویلوهیل]

508
00:37:40,007 --> 00:37:42,760
‫ایزادورا کاپری،
‫من اینجا اومدم تا یه کلاس موسیقی درس بدم.

509
00:37:43,803 --> 00:37:45,554
‫به ویلوهیل خوش آمدید، خانم کاپری.

510
00:37:45,554 --> 00:37:47,390
‫هی دواین، یه بازرسی وسیله نقلیه می‌خوام.

511
00:37:47,974 --> 00:37:51,102
‫باید کمتر از اون بوریتوهای
‫دستگاه فروش بخورم.

512
00:37:51,102 --> 00:37:53,145
‫شکمم مثل سیرک دو سولی شده.

513
00:37:58,442 --> 00:38:00,194
‫باید صندوق عقب رو چک کنم.

514
00:38:22,008 --> 00:38:23,092
‫حالت خوبه؟

515
00:38:23,092 --> 00:38:25,928
‫- اون تو چه غلطی کردی؟
‫- ببخشید، دیرم می‌شه.

516
00:38:32,727 --> 00:38:34,895
‫آره. اشکالی نداره. برو، برو تو.

517
00:38:36,689 --> 00:38:38,316
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

518
00:38:53,706 --> 00:38:55,458
[آمبولانس ویلوهیل]

519
00:38:58,794 --> 00:39:01,130
‫- مسیر چطور بود؟
‫- طولانی بود.

520
00:39:01,130 --> 00:39:04,216
‫خیلی ممنونم که این کار رو
‫می‌کنی، ایزادورا. واقعاً.

521
00:39:05,051 --> 00:39:06,761
‫همین جاست.

522
00:39:06,761 --> 00:39:08,012
‫همگی.

523
00:39:08,471 --> 00:39:09,722
‫هی، خب...

524
00:39:13,059 --> 00:39:16,228
‫امشب، می‌خواستم در مورد
‫موسیقی با شما صحبت کنم،

525
00:39:16,228 --> 00:39:20,441
‫ولی حالا که اینجا هستم و می‌بینم
‫شما این پیانوی زیبا رو دارید،

526
00:39:21,400 --> 00:39:23,319
‫در عوض براتون می‌نوازم.

527
00:39:23,903 --> 00:39:26,614
‫چون باور دارم که موسیقی

528
00:39:27,031 --> 00:39:31,202
‫می‌تونه زخم‌هایی رو التیام بده
‫که پزشکی بهشون دسترسی نداره.

529
00:39:54,475 --> 00:39:57,812
‫عصر به‌خیر، لوئیز.
‫منوی امشب چیه؟

530
00:39:57,812 --> 00:40:00,981
‫هیچی قابل خوردن نیست.

531
00:40:20,918 --> 00:40:23,045
‫به فستر بگو منتظرش می‌مونم.

532
00:40:36,142 --> 00:40:37,351
‫کمتر از ده ثانیه!

533
00:40:37,351 --> 00:40:39,270
‫این شاید یه رکورد خانوادگی باشه.

534
00:40:40,020 --> 00:40:41,063
‫پسر خوبی باش.

535
00:40:41,856 --> 00:40:44,692
‫وقت زیادی نداریم.

536
00:40:44,692 --> 00:40:46,068
‫- باید لوئیس رو پیدا کنیم.
‫- باشه.

537
00:41:03,502 --> 00:41:05,963
‫به دکتر فیربرن بگید
‫داره اشتباه بزرگی می‌کنه.

538
00:41:05,963 --> 00:41:07,047
‫اشتباهی در کار نیست.

539
00:41:07,047 --> 00:41:08,299
‫اون به من احتیاج داره.

540
00:41:08,299 --> 00:41:11,677
‫من تنها آدم زنده‌ای هستم که می‌تونه کمکش کنه
‫ذهن یه هاید رو بفهمه.

541
00:41:11,677 --> 00:41:13,471
‫به حرکت ادامه بده.

542
00:41:15,055 --> 00:41:16,390
‫هی!

543
00:41:58,766 --> 00:42:00,142
‫چه خبره؟

544
00:42:00,142 --> 00:42:02,520
‫دکتر فیربرن، زامبی فرار کرده.

545
00:42:02,520 --> 00:42:05,272
‫من مجوز پروتکل امنیتی
‫کد چهار رو صادر می‌کنم.

546
00:42:05,272 --> 00:42:07,608
‫این موجود رو با هر وسیله‌ای
‫که لازمه از پا دربیارید.

547
00:42:07,608 --> 00:42:09,568
‫همگی، آروم باشید.

548
00:42:10,110 --> 00:42:11,737
‫باید همه رو ببرم بیرون.

549
00:42:13,113 --> 00:42:15,658
‫اشکالی نداره، گاس. خودم همراهیت می‌کنم.

550
00:42:21,622 --> 00:42:22,831
[حفاظت]

551
00:42:26,001 --> 00:42:28,003
[نگه‌داری و تعمیرات]
[ورود ممنوع]

552
00:42:36,679 --> 00:42:39,557
‫پنج، یک، نه، هفت، یک.

553
00:42:40,849 --> 00:42:42,059
‫کد رو از کجا می‌دونستی؟

554
00:42:42,059 --> 00:42:43,269
‫طوطی بددهن.

555
00:42:43,269 --> 00:42:44,520
‫نپرس.

556
00:42:55,489 --> 00:42:57,908
‫اینجا پر از غافلگیریه.

557
00:43:15,843 --> 00:43:17,469
‫حروف اول رو نگاه کن.

558
00:43:17,469 --> 00:43:20,681
‫"مطالعه‌ی بلندمدت ادغام طردشدگان."

559
00:43:20,681 --> 00:43:22,308
‫لوئیس یه شخص نیست.

560
00:43:22,891 --> 00:43:24,393
‫یه برنامه‌ی مخفیه.

561
00:43:53,005 --> 00:43:54,715
‫فکر کنم اون پاتریشیا ردکاره.

562
00:44:00,471 --> 00:44:02,097
‫و اون جولین میوهاسه.

563
00:44:02,765 --> 00:44:04,850
‫از رو آگهی ترحیمشون می‌شناسمشون.

564
00:44:04,850 --> 00:44:07,353
‫جز اینکه هیچ‌کدومشون زیر خاک نیستن.

565
00:44:07,353 --> 00:44:11,231
‫مرگشون باید جعل شده باشه تا بتونن
‫به عنوان آزمایش‌های زنده نگه‌شون دارن.

566
00:44:12,608 --> 00:44:15,235
‫این چیزی‌ـه که گالپین می‌ترسید
‫برای تایلر اتفاق بیفته.

567
00:44:18,489 --> 00:44:20,032
‫کمکم کن!

568
00:44:21,116 --> 00:44:24,370
[بسیار احتیاط کنید]
[بدون اجازه وارد نشوید]

569
00:44:29,458 --> 00:44:30,834
‫سلام؟

570
00:44:34,380 --> 00:44:36,131
‫اینجا اومدی من رو بکشی؟

571
00:44:40,594 --> 00:44:42,012
‫پس تنهام بذار.

572
00:44:51,355 --> 00:44:54,191
‫پس تو چهره‌ی جدید دکترهای دیوونه‌ای.

573
00:44:54,191 --> 00:44:58,028
‫می‌دونی که فیربرن به خوبی
‫فرانکنشتاین تو دهن نمی‌چرخه.

574
00:45:02,700 --> 00:45:04,952
‫کاری که من می‌کنم دیوانگی نیست.

575
00:45:04,952 --> 00:45:06,370
‫فیربرن برای من کار می‌کنه.

576
00:45:06,370 --> 00:45:09,456
‫من اون رو استخدام کردم تا چهره‌ی عمومی
‫این مؤسسه باشه

577
00:45:09,456 --> 00:45:11,083
‫و کار پدرم رو ادامه بده.

578
00:45:12,376 --> 00:45:14,128
‫تو دختر آگوستوس استون‌هرستی.

579
00:45:15,129 --> 00:45:17,673
‫برای همینه که از گذرگاه‌های
‫مخفی تو نورمور خبر داشتی.

580
00:45:17,673 --> 00:45:20,509
‫حتماً از اون‌ها برای سر زدن به آشیانه
‫پرنده‌ت تو برج یاگو استفاده کردی.

581
00:45:20,509 --> 00:45:23,470
‫من خاطرات خیلی خوبی از
‫زمان پدرم تو نورمور دارم.

582
00:45:23,470 --> 00:45:24,722
‫اون عاشق طردشده‌ها بود.

583
00:45:25,055 --> 00:45:26,598
‫شواهد خلاف این رو نشون می‌ده.

584
00:45:26,598 --> 00:45:28,100
‫اون می‌خواست یکی از اون‌ها باشه.

585
00:45:28,350 --> 00:45:32,062
‫تصور کن بتونی توانایی‌هاشون رو
‫استخراج کنی و با آدم‌های عادی به اشتراک بذاری.

586
00:45:32,062 --> 00:45:34,440
‫منظورت دزدیدن و استثمار اون‌هاست.

587
00:45:35,315 --> 00:45:37,609
‫این یه تلاش سطح پایین برای
‫دکتر مورو شدنه.

588
00:45:38,193 --> 00:45:40,696
‫من بیشتر از تلاش کردم.

589
00:45:40,696 --> 00:45:42,281
‫من یه مدرک زنده‌ام.

590
00:45:42,281 --> 00:45:43,699
‫من یه آدم عادی به دنیا اومدم،

591
00:45:43,699 --> 00:45:46,243
‫و به لطف کار پدرم،

592
00:45:46,243 --> 00:45:50,247
‫دوستان زیبای سیاه‌بال من
‫از هر خواسته‌ی من اطاعت می‌کنن.

593
00:45:50,914 --> 00:45:53,250
‫آزمایش کردن روی دختر خودش.

594
00:45:53,250 --> 00:45:54,460
‫این ناجوره.

595
00:45:54,460 --> 00:45:56,378
‫حتی با استانداردهای بیمارگونه‌ی خودم.

596
00:45:56,378 --> 00:45:58,380
‫من داوطلب شدم!

597
00:45:58,380 --> 00:46:00,257
‫من و پدرم یه تیم بودیم.

598
00:46:00,257 --> 00:46:01,967
‫اون به یه سوژه احتیاج داشت.

599
00:46:01,967 --> 00:46:03,969
‫من می‌خواستم بخشی از میراثش باشم.

600
00:46:03,969 --> 00:46:05,471
‫تا وقتی که عقلش رو از دست داد؟

601
00:46:05,471 --> 00:46:08,766
‫اون می‌خواست یه داوینچی باشه،
‫ولی بدنش نمی‌تونست تحمل کنه.

602
00:46:09,391 --> 00:46:13,353
‫خب، اگه نمی‌تونی ایکاروس رو
‫به خورشید ببری، خورشید رو به ایکاروس بیار.

603
00:46:13,353 --> 00:46:14,730
‫درسته، فستر؟

604
00:46:25,240 --> 00:46:26,992
‫چه اتفاقی افتاد؟

605
00:46:26,992 --> 00:46:28,327
‫ونزدی اتفاق افتاد.

606
00:46:28,327 --> 00:46:30,245
‫باید به کلانتر سانتیاگو زنگ بزنیم.

607
00:46:43,133 --> 00:46:46,303
‫ولم کنید! بس کنید! ولم کنید!

608
00:46:46,303 --> 00:46:50,224
‫هر چقدرم که بخوام تماشا کنم
‫پرهای اون رو می‌کنن، باید جیم بشیم.

609
00:46:51,892 --> 00:46:53,435
‫ولم کنید!

610
00:46:54,186 --> 00:46:55,270
‫تو برو.

611
00:46:55,270 --> 00:46:56,897
‫یکی بهت بدهکارم، عمو فستر.

612
00:46:57,523 --> 00:46:58,690
‫شوخیت گرفته؟

613
00:46:59,858 --> 00:47:02,152
‫ما همین الان اولین تیمارستانمون رو آزاد کردیم!

614
00:47:02,152 --> 00:47:04,196
‫من برای روزهایی مثل این زندگی می‌کنم.

615
00:47:08,116 --> 00:47:10,828
‫- من از اینجا بیرونت میارم.
‫- تو چه جور فرشته‌ای هستی؟

616
00:47:10,828 --> 00:47:12,287
‫یه فرشته‌ی انتقام‌جو.

617
00:48:02,421 --> 00:48:04,548
‫بهت گفتم مامان از اینجا بیرونت میاره.

618
00:48:12,556 --> 00:48:13,557
‫یا بهتره بگم...

619
00:48:15,434 --> 00:48:16,518
‫بودی.

620
00:48:17,019 --> 00:48:20,314
‫ونزدی آدامز!
‫هر دومون می‌دونیم که اون دشمن واقعیه.

621
00:48:21,064 --> 00:48:24,067
‫اون اینجاست، تو ساختمون، همین الان.

622
00:48:24,067 --> 00:48:26,820
‫سرنوشت به ما یه شانس دوم داده
‫تا از بین ببریمش.

623
00:48:27,779 --> 00:48:29,573
‫من کار ونزدی رو تموم می‌کنم.

624
00:48:31,241 --> 00:48:33,410
‫درست بعد از اینکه کار تو رو تموم کنم.

625
00:48:34,578 --> 00:48:36,955
‫من تنها کسی‌ام که همیشه دوستت داشته.

626
00:48:36,955 --> 00:48:39,082
‫من پتانسیل واقعیت رو شکوفا کردم.

627
00:48:39,708 --> 00:48:40,751
‫درسته.

628
00:48:42,294 --> 00:48:44,796
‫برای همینه که بهت یه
‫فرصت پنج ثانیه‌ای می‌دم.

629
00:48:50,093 --> 00:48:51,720
‫فرار کن.

630
00:49:33,553 --> 00:49:35,681
‫خواهش می‌کنم، تایلر.

631
00:49:37,057 --> 00:49:38,558
‫مامانی دوستت داره.

632
00:50:13,135 --> 00:50:14,261
‫اینجا در امانیم.

633
00:50:24,855 --> 00:50:25,897
‫کی اونجاست؟

634
00:50:34,406 --> 00:50:35,741
‫خودت رو نشون بده.

635
00:51:04,811 --> 00:51:06,104
‫سلام...

636
00:51:07,564 --> 00:51:10,692
‫دوست قدیمی.

637
00:51:28,960 --> 00:51:29,961
‫برو.

638
00:51:31,379 --> 00:51:32,422
‫الان.

639
00:52:15,924 --> 00:52:17,300
‫اون بالا!

640
00:52:27,644 --> 00:52:28,812
‫برو عقب!

641
00:52:51,543 --> 00:52:53,336
‫یکی آمبولانس خبر کنه!

642
00:52:53,336 --> 00:52:56,256
‫من همیشه آرزو داشتم
‫تو صورت مرگ نگاه کنم.

643
00:52:56,256 --> 00:52:57,757
‫ولی تو لحظات آخرم،

644
00:52:57,757 --> 00:53:00,886
‫تنها چیزی که می‌شنوم حرف‌های مادرمه
‫که تو گوشم زنگ می‌زنه.

645
00:53:01,553 --> 00:53:03,972
‫شاید من همه چیز رو بدتر کردم.

646
00:53:05,515 --> 00:53:06,850
‫خیلی بدتر.
