﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:19,019 --> 00:00:21,855
‫لیست انتظار استاسا شش ماهه‌ست.

3
00:00:21,855 --> 00:00:25,275
‫چطور با یه تلفن تونستی
اون رو تا جریکو بکشونی؟

4
00:00:25,275 --> 00:00:28,194
‫اون روی اعضای قطع شده از بدن
‫نقطه ضعف داره.

5
00:00:28,820 --> 00:00:30,780
‫و دستمزد معمولش رو سه برابر کردم.

6
00:00:31,489 --> 00:00:34,868
‫خیلی شرمنده‌م که
‫تولد تینگ رو فراموش کردیم.

7
00:00:34,868 --> 00:00:36,494
‫نابخشودنیه.

8
00:00:36,494 --> 00:00:40,457
‫اینقدر درگیر بچه‌ها و ریاست
‫جشن خیریه بودم که...

9
00:00:40,457 --> 00:00:42,167
‫نه، نه، نه، نه، نه...

10
00:00:42,167 --> 00:00:44,044
‫غصه نخور، زیبای من.

11
00:00:44,669 --> 00:00:47,005
‫یه ساعت دیگه زیر دست ماهرانه‌ی استاسا،

12
00:00:47,922 --> 00:00:49,549
‫تینگ یه دست نو می‌شه.

13
00:00:51,134 --> 00:00:53,553
‫بگو ببینم، جمع‌آوری کمک مالی چطور پیش میره؟

14
00:00:54,721 --> 00:00:55,972
‫عذاب‌آور.

15
00:00:59,350 --> 00:01:00,393
‫دیشب،

16
00:01:01,102 --> 00:01:04,022
‫یهو دلم خواست به مامان زنگ بزنم،

17
00:01:04,022 --> 00:01:05,815
‫و ازش بخوام که

18
00:01:06,316 --> 00:01:07,984
‫مهمان افتخاری جشن باشه.

19
00:01:09,360 --> 00:01:10,987
‫چقدر ناراحت‌کننده.

20
00:01:11,696 --> 00:01:14,449
‫اون ثروتمندترین فارغ‌التحصیل نورموره.

21
00:01:15,158 --> 00:01:17,952
‫بی‌شک برای همینه که
‫مدیر دورت من رو انتخاب کرده.

22
00:01:17,952 --> 00:01:19,746
‫البته که نه، عزیزم.

23
00:01:19,746 --> 00:01:22,749
‫هیچوقت نمی‌فهمم چرا...

24
00:01:24,084 --> 00:01:26,252
‫... مامان عزیزم

25
00:01:26,252 --> 00:01:29,631
‫باید هر تعاملی رو
‫اینقدر عذاب‌آور کنه.

26
00:01:29,631 --> 00:01:33,718
‫خوشبختانه، من آستانه‌ی درد
‫بسیار بالایی دارم.

27
00:01:34,385 --> 00:01:37,055
‫که همینش من رو مجذوب می‌کنه.

28
00:01:37,055 --> 00:01:40,058
‫شاید بتونم کمکت کنم حواست رو
‫از...

29
00:01:40,058 --> 00:01:41,142
‫مادرت پرت کنم.

30
00:02:03,832 --> 00:02:08,711
‫عزیزم، میرم یه لباس
‫رسمی‌تر و خاص‌تر بپوشم.

31
00:02:10,338 --> 00:02:13,842
‫مطمئن شو کلی
‫خار و سگک داشته باشه.

32
00:02:19,389 --> 00:02:21,307
[تلاش خوبی بود، ونزدی]
[مادر بافکرت]

33
00:02:22,851 --> 00:02:25,228
‫شنوایی خفاش‌مانندت رو دست کم گرفته بودم.

34
00:02:25,228 --> 00:02:27,522
‫و غریزه‌ی مادریم رو.

35
00:02:29,232 --> 00:02:32,652
‫واقعاً فکر کردی
‫کتاب گودی رو اون تو قایم می‌کنم؟

36
00:02:32,652 --> 00:02:35,280
‫تو همیشه هدیه‌های "روز مردگان" ما رو
‫اینجا قایم می‌کردی.

37
00:02:35,280 --> 00:02:37,615
‫چون می‌خواستم اون‌ها رو پیدا کنی.

38
00:02:39,659 --> 00:02:41,703
‫قصه‌ی قبل از خواب مورد علاقه‌م رو
یادت میاد؟

39
00:02:42,912 --> 00:02:45,790
‫رونوشت‌های محاکمات جادوگران سیلم.

40
00:02:45,790 --> 00:02:49,169
‫هیچی سریع‌تر از یاوه‌گویی‌های
‫محکومین تو رو به خواب نمی‌برد.

41
00:02:49,169 --> 00:02:51,588
‫به اون‌ها اجازه داده می‌شد
‫در برابر قاضی از خودشون دفاع کنن.

42
00:02:52,630 --> 00:02:54,382
‫به منم همین لطف رو می‌کنی؟

43
00:02:57,677 --> 00:02:59,262
‫در آخرین رویای من،

44
00:03:00,013 --> 00:03:02,473
‫فهمیدم که من مسئول
‫مرگ اینیدم.

45
00:03:03,892 --> 00:03:05,059
‫چی دیدی؟

46
00:03:05,059 --> 00:03:06,853
‫یه سنگ قبر با اسم اینید.

47
00:03:06,853 --> 00:03:09,439
‫وسط یه قبرستان
‫پر از کلاغ بود.

48
00:03:09,439 --> 00:03:11,900
‫یه کلاغ تک‌چشم اون‌ها رو رهبری می‌کرد.

49
00:03:13,484 --> 00:03:15,612
‫بعد اینید ظاهر شد
‫و ادعا کرد که تقصیر من بوده.

50
00:03:17,363 --> 00:03:20,325
‫گالپین توسط همون
‫کلاغ تک‌چشم به قتل رسید.

51
00:03:20,325 --> 00:03:23,161
‫و همکار سابقش هم
‫توسط همین پرنده‌ها کشته شد.

52
00:03:24,287 --> 00:03:26,956
‫این‌ها حملات تصادفی نیستن.
‫یکی پشت همه‌ی این قضایاست.

53
00:03:27,498 --> 00:03:28,499
‫یه آوین؟

54
00:03:31,044 --> 00:03:33,963
‫باید قاتل رو پیدا کنم
‫قبل از اینکه به اینید برسه.

55
00:03:36,466 --> 00:03:38,551
‫من به تو به عنوان مادرم متوسل نمی‌شم،

56
00:03:38,968 --> 00:03:40,970
‫بلکه به عنوان یه همکار غیب‌بین
.ازت کمک می‌خوام

57
00:03:41,095 --> 00:03:45,141
‫به عنوان یه همکار غیب‌بین،
‫تو می‌دونی که رویاهات غیرقابل اعتمادن

58
00:03:45,141 --> 00:03:47,310
‫و تعابیر زیادی دارن.

59
00:03:47,310 --> 00:03:48,436
‫مال من نه.

60
00:03:49,604 --> 00:03:53,483
‫من به تواناییم مسلط شده بودم.
‫دقیقاً چیزی رو که باید می‌دیدم بهم نشون داد.

61
00:03:55,443 --> 00:03:57,737
‫مثل اون قاتل سریالی؟

62
00:03:58,696 --> 00:03:59,822
‫در کانزاس سیتی.

63
00:04:02,575 --> 00:04:05,286
‫هر هنرمندی به امضای خودش نیاز داره.

64
00:04:06,246 --> 00:04:09,207
‫استدلال بسیار قانع‌کننده‌ای آوردی...

65
00:04:10,833 --> 00:04:12,585
‫برای اینکه هیچوقت اون کتاب رو بهت پس ندم.

66
00:04:13,836 --> 00:04:16,214
‫تو به هیچی مسلط نیستی.

67
00:04:16,214 --> 00:04:18,591
‫ولی تنها جواب‌هایی که دارم
‫تو اون کتابه.

68
00:04:18,591 --> 00:04:19,801
‫اون‌ها جواب نیستن.

69
00:04:19,801 --> 00:04:21,678
‫میان‌بُر هستن

70
00:04:21,678 --> 00:04:25,598
‫که تو رو به یه مسیر
‫خیانت‌بار و پر از درد می‌کشونن.

71
00:04:25,598 --> 00:04:28,017
‫جاده‌ی پرخطر تو،
‫تفرجگاه منه.

72
00:04:29,394 --> 00:04:31,104
‫دقیقاً مثل اوفلیا حرف می‌زنی.

73
00:04:31,813 --> 00:04:34,691
‫اون هم بی‌صبر و خودرأی بود،

74
00:04:34,691 --> 00:04:37,986
‫و اجازه داد تواناییش
‫اون رو به جنون بکشونه.

75
00:04:37,986 --> 00:04:39,737
‫من خواهر تو نیستم.

76
00:04:39,737 --> 00:04:41,364
‫نه، تو دختر منی.

77
00:04:42,156 --> 00:04:44,075
‫و من در مورد تو شکست نمی‌خورم

78
00:04:44,075 --> 00:04:46,286
‫همون‌طور که مادرم در مورد اوفلیا شکست خورد.

79
00:04:47,578 --> 00:04:48,997
‫این ماجرا تموم نشده.

80
00:04:56,796 --> 00:04:57,964
‫تیش؟

81
00:04:59,966 --> 00:05:01,634
‫متأسفم، عزیز دلم.

82
00:05:02,302 --> 00:05:05,763
‫حال و هوای خلاقانه‌م
‫به طور غیرمنتظره‌ای پرید.

83
00:05:08,933 --> 00:05:10,101
‫شاید بعداً.

84
00:05:12,729 --> 00:05:16,232
[ونزدی]

85
00:05:18,568 --> 00:05:22,030
[فصل دوم، قسمت سوم: ندای اندوه]

86
00:05:26,659 --> 00:05:29,454
‫تا وقتی نتونم تهدید مادرم رو خنثی کنم
‫و کتاب گودی رو پس بگیرم،

87
00:05:30,038 --> 00:05:32,707
‫شاید مجبور بشم این پرونده رو
‫به روش قدیمی حل کنم.

88
00:05:34,000 --> 00:05:36,502
‫گالپین ممکنه بالأخره
‫یه سرنخ مفید به جا گذاشته باشه.

89
00:05:38,379 --> 00:05:41,299
‫ولی حتی در مرگ هم
‫از همکاری سر باز می‌زنه.

90
00:05:42,008 --> 00:05:43,843
‫من محکوم به شکستم.

91
00:05:44,427 --> 00:05:45,970
‫هیچی ندارم بپوشم.

92
00:05:46,929 --> 00:05:49,390
‫و لباس شنای
‫گورخری من کجاست؟

93
00:05:49,390 --> 00:05:50,516
‫از خجالت قایم شده.

94
00:05:50,516 --> 00:05:53,144
‫می‌خوای به اون چشم چندش‌آور
‫زل بزنی،

95
00:05:53,144 --> 00:05:54,520
‫یا به دوستت کمک کنی؟

96
00:05:54,520 --> 00:05:56,439
‫یه سفر کمپینگ یک شبه‌ست.

97
00:05:56,439 --> 00:05:58,232
‫مگه چند دست لباس می‌تونی لازم داشته باشی؟

98
00:05:58,232 --> 00:05:59,400
‫لباس مناسب اتوبوس هست،

99
00:05:59,400 --> 00:06:02,403
‫بعدش آتش اولیه‌ی کمپ،
‫بعد شنای آخر شب،

100
00:06:02,403 --> 00:06:04,906
‫بعد پیاده‌روی صبح،
‫و گردهمایی نهایی.

101
00:06:04,906 --> 00:06:07,283
‫تازه صبحانه، ناهار و شام
‫که به کنار.

102
00:06:07,283 --> 00:06:09,494
‫اگه بیای، یه فرصت
‫عالی می‌شه

103
00:06:09,494 --> 00:06:11,245
‫که گروه گرگ‌ها رو بهتر بشناسی.

104
00:06:11,245 --> 00:06:14,749
‫همونطور که ولتر گفته: "شادترین
‫زندگی‌ها، یک انزوای پرمشغله است."

105
00:06:14,749 --> 00:06:16,542
‫نمی‌تونی برای همیشه از مردم دوری کنی.

106
00:06:17,251 --> 00:06:19,796
‫کنایه‌آمیزه، با توجه به اینکه
‫تو داری از ایجکس دوری می‌کنی.

107
00:06:19,796 --> 00:06:23,257
‫اون هی پشت در هدیه می‌ذاره
‫مثل یه راکون مستأصل.

108
00:06:23,257 --> 00:06:26,511
‫فقط انتظار نداشتم رابطه‌م
‫با برونو اینقدر سریع جدی بشه.

109
00:06:26,511 --> 00:06:29,180
‫ما رسماً پریدیم به مرحله‌ی حرف زدن.

110
00:06:29,180 --> 00:06:32,141
‫نمی‌دونم چطور
‫به ایجکس حالی کنم.

111
00:06:32,141 --> 00:06:34,102
‫یه ضربه‌ی سریع به سرش کفایت می‌کنه.

112
00:06:35,019 --> 00:06:37,814
‫نمی‌خوام احساساتش رو جریحه‌دار کنم.
‫تقصیر اون نیست که از هم دور شدیم.

113
00:06:39,982 --> 00:06:41,943
‫دیوینا لباست رو قرض نگرفته بود؟

114
00:06:42,568 --> 00:06:44,487
‫خدای من. شاید گرفته باشه. ممنون.

115
00:06:48,408 --> 00:06:50,451
‫نمی‌دونم دیوینا
‫لباسش رو قرض گرفته یا نه.

116
00:06:50,451 --> 00:06:53,246
‫لازم داشتم سطح سروصدا
‫پایین بیاد تا بتونم فکر کنم.

117
00:06:55,915 --> 00:06:58,376
‫اون پیشگویی بین خودمون می‌مونه.

118
00:06:59,127 --> 00:07:02,046
‫اون سر یه لباس طوری رفتار می‌کنه
‫انگار دنیا به آخر رسیده.

119
00:07:02,046 --> 00:07:04,882
‫کی می‌دونه اگه بفهمه من رویای
‫مرگش رو دیدم چه واکنشی نشون می‌ده؟

120
00:07:04,882 --> 00:07:07,802
‫اینید داره می‌میره؟
می‌تونم تو مراسمش آواز بخونم؟

121
00:07:08,302 --> 00:07:09,846
‫"جایی بالای رنگین‌کمان".

122
00:07:09,846 --> 00:07:12,348
‫خیلی به اینید میاد.
‫شعرش رو هم بلدم.

123
00:07:12,348 --> 00:07:14,434
‫چقدر وقته اینجایی؟

124
00:07:14,517 --> 00:07:16,018
‫دوباره غیبش کن.

125
00:07:16,602 --> 00:07:17,895
‫اینید قرار نیست بمیره،

126
00:07:17,895 --> 00:07:19,689
‫چون من اول قاتل رو
‫پیدا می‌کنم.

127
00:07:20,731 --> 00:07:21,899
‫یه کلمه حرف بزنی...

128
00:07:21,899 --> 00:07:25,069
‫یه راه شیطانی و عجیب و غریب
‫برای کشتنت پیدا می‌کنی.

129
00:07:25,069 --> 00:07:26,070
‫می‌دونم.

130
00:07:28,114 --> 00:07:29,866
‫خب، حرکت بعدیمون چیه؟

131
00:07:29,866 --> 00:07:31,534
‫حرکت بعدی‌ای وجود نداره.

132
00:07:32,076 --> 00:07:33,870
‫من خودم یه دست راست دارم.

133
00:07:33,870 --> 00:07:35,079
‫به یکی دیگه احتیاج ندارم.

134
00:07:35,580 --> 00:07:37,415
‫برو یکی دیگه رو برای تعقیب کردن پیدا کن.

135
00:07:37,415 --> 00:07:39,250
‫هر چی بیشتر من رو پس بزنی،

136
00:07:39,750 --> 00:07:41,711
‫بیشتر می‌خوام راضیت کنم.

137
00:07:42,628 --> 00:07:44,881
‫تکنیک کلاسیک دستکاری عاطفی.

138
00:07:48,593 --> 00:07:50,678
‫برای یه مراسم تدفین دیرم شده.

139
00:07:51,387 --> 00:07:53,973
‫اگه وقتی برگشتم اینجا باشی،
‫برای یکی دیگه زود می‌رسم.

140
00:08:00,938 --> 00:08:02,231
[هورت]

141
00:08:02,315 --> 00:08:05,776
‫پس، هورت همین‌طوری خودش برگشت؟

142
00:08:05,776 --> 00:08:08,237
‫آره. وقتی امروز صبح اومدم
‫اینجا بود.

143
00:08:09,655 --> 00:08:10,823
‫متفاوت به نظر میاد.

144
00:08:10,823 --> 00:08:12,492
‫من... من فکر کنم داره خوب می‌شه.

145
00:08:12,492 --> 00:08:15,077
‫داخل جمجمه‌ش رو نگاه کن.

146
00:08:17,580 --> 00:08:20,875
‫فکر کنم حتی داره دوباره
‫اون تو مغز درمیاره.

147
00:08:20,875 --> 00:08:22,084
‫باورنکردنیه.

148
00:08:22,668 --> 00:08:27,340
‫انگار داره با سرعت فوق‌العاده‌ای
‫خودش رو بازسازی می‌کنه.

149
00:08:27,965 --> 00:08:30,134
‫بهت که گفتم، کار همون گوشت مرموزه.

150
00:08:30,134 --> 00:08:32,678
‫هر چی بیشتر می‌خوره، زنده‌تر می‌شه.

151
00:08:33,471 --> 00:08:35,765
‫اگه دوباره فرار کنه
‫می‌خوایم چی کار کنیم؟

152
00:08:36,516 --> 00:08:37,517
‫فرار نمی‌کنه.

153
00:08:38,226 --> 00:08:41,646
‫شاید بی‌مغز باشه، ولی می‌دونه
‫اینجا چه جای دنجی داره.

154
00:08:41,646 --> 00:08:43,856
‫دیگه کی می‌خواد ازش مراقبت کنه؟

155
00:08:44,440 --> 00:08:47,026
‫واو! این لارو رو نگاه کن!

156
00:08:49,612 --> 00:08:53,032
‫پروانه‌ی مرده‌خوار نیواینگلند.
‫فوق‌العاده نایاب. فقط پیدا می‌شه...

157
00:08:53,032 --> 00:08:54,200
‫در جنازه‌ها؟

158
00:08:56,953 --> 00:08:59,288
‫چه‌ته پسر؟

159
00:09:01,958 --> 00:09:05,002
‫شنیدی؟ اولین کلمه‌ش رو گفت.

160
00:09:05,002 --> 00:09:07,505
‫دا...

161
00:09:07,505 --> 00:09:09,048
‫درسته، من داداشتم!

162
00:09:09,048 --> 00:09:10,049
‫اون یه زامبی‌ـه.

163
00:09:10,049 --> 00:09:13,636
‫نمی‌خواد بهت بگه داداش.
‫داره سعی می‌کنه بگه "مغز".

164
00:09:15,137 --> 00:09:17,181
‫از کلمه‌ی "ز" استفاده نکن.

165
00:09:17,974 --> 00:09:19,016
‫اون حساسه.

166
00:09:19,684 --> 00:09:21,018
‫چطور این رو نمی‌دونی؟

167
00:09:21,018 --> 00:09:22,812
‫ما قرار بود دوست‌هاش باشیم!

168
00:09:23,896 --> 00:09:26,357
‫گاز نگیر! گاز نگیر! هورت بد!

169
00:09:26,357 --> 00:09:28,442
‫این خیلی خطرناکه.
‫باید به یکی بگیم.

170
00:09:28,442 --> 00:09:29,777
‫نه!

171
00:09:29,777 --> 00:09:32,488
‫اون‌وقت می‌برنش،
‫یا بدتر، خلاصش می‌کنن.

172
00:09:32,488 --> 00:09:35,950
‫اون همین الان هم مُرده‌. نمی‌تونیم وقتی
‫رفتیم کمپینگ اینجا تنها ولش کنیم.

173
00:09:35,950 --> 00:09:37,451
‫نگران اون نباش.

174
00:09:38,202 --> 00:09:39,745
‫من قبلاً فکر اونجاش رو کردم.

175
00:09:50,339 --> 00:09:52,466
‫باشد که جاده به استقبالت بیاید.

176
00:09:52,466 --> 00:09:54,802
‫باشد که باد همیشه پشتت باشد.

177
00:09:54,802 --> 00:10:00,099
‫باشد که آفتاب چهره‌ات را گرم کند،
‫و باران بر مزارعت ببارد.

178
00:10:01,017 --> 00:10:04,604
‫باشد که خدا همیشه نگه‌دارت باشد. آمین.

179
00:10:05,938 --> 00:10:06,981
‫دو نفر عزادار.

180
00:10:08,232 --> 00:10:10,610
‫دو نفر بیشتر از چیزی‌ـه
.که گالپین لیاقتش رو داشت

181
00:10:10,610 --> 00:10:12,737
‫اداره مجبور بود یه نماینده رسمی بفرسته.

182
00:10:12,737 --> 00:10:14,488
‫اون کلانتر سابق بود.

183
00:10:15,281 --> 00:10:17,033
‫من تو شیر یا خط به رایکن باختم.

184
00:10:17,992 --> 00:10:20,202
‫و من اینجا نماینده‌ی تایگرم.

185
00:10:20,202 --> 00:10:24,332
‫اون خیلی تلخ ازم خواست
‫مطمئن بشم پدرش واقعاً مُرده.

186
00:10:24,332 --> 00:10:25,374
‫بهونه‌ی تو چیه؟

187
00:10:25,374 --> 00:10:27,710
‫من کار و تفریح رو قاطی کردم.

188
00:10:27,710 --> 00:10:29,295
‫مراسم تدفین یه سرگرمیه.

189
00:10:30,046 --> 00:10:33,174
‫و قاتل‌ها عادت دارن تو مراسم
‫خاکسپاری قربانی‌هاشون پیداشون بشه.

190
00:10:33,174 --> 00:10:36,969
‫دکتر فیربرن بهم گفت که
‫تو ویلوهیل به تایلر سر زدی.

191
00:10:38,179 --> 00:10:40,139
‫اون بهت سرنخ نمی‌ده.

192
00:10:40,139 --> 00:10:42,391
‫اون تو رو به بیراهه می‌کشونه.

193
00:10:42,391 --> 00:10:44,727
‫دیدن این موضوع به سال‌ها
‫کار پلیسی احتیاج نداره.

194
00:10:44,727 --> 00:10:48,731
‫این سال‌ها کار پلیسی نبود که تایلر رو
‫به عنوان یه هاید رسوا کرد. من بودم.

195
00:10:49,315 --> 00:10:50,775
‫پس نباید لازم باشه بهت هشدار بدم

196
00:10:50,775 --> 00:10:54,111
‫که از تیررس یه طردشده‌ی
‫روانی دیگه دور بمونی.

197
00:10:54,820 --> 00:10:57,948
‫هر کی که گالپین و بردبری رو کشته
‫شوخی نداره.

198
00:10:58,783 --> 00:11:00,493
‫با سرنوشت بازی نکن، خانم آدامز.

199
00:11:02,620 --> 00:11:04,246
‫گالپین هیچوقت به تایلر سر زد؟

200
00:11:05,915 --> 00:11:08,125
‫واقعاً انتظار نداری که
‫بهت بگم.

201
00:11:11,671 --> 00:11:12,672
‫یک بار.

202
00:11:13,464 --> 00:11:18,219
‫در عرض چند ثانیه، تایلر تغییر شکل داد.
‫نزدیک بود اون میله‌های تیتانیومی رو نصف کنه.

203
00:11:18,636 --> 00:11:22,556
‫پنج دقیقه با یه قلاده‌ی شوکری طول کشید
‫تا به حالت انسانیش برگرده.

204
00:11:22,556 --> 00:11:24,058
‫هیچوقت همچین چیزی ندیده بودم.

205
00:11:24,767 --> 00:11:27,520
‫خشم خالص و بی‌حد و مرز.

206
00:11:29,188 --> 00:11:32,024
‫این قاتل، فکر کنم یه آوین‌ـه.

207
00:11:33,776 --> 00:11:35,945
‫توانایی کنترل پرنده‌ها.

208
00:11:37,655 --> 00:11:38,989
‫نظریه‌ی جالبیه.

209
00:11:40,449 --> 00:11:43,661
‫مطمئن باش، ما هیچ بیمار
‫آوینی تو ویلوهیل نداریم.

210
00:11:45,454 --> 00:11:46,997
‫از صداقتت قدردانی می‌کنم.

211
00:11:48,124 --> 00:11:52,920
‫همونطور که گفتی، تنها دلیلی که تایلر
‫صحیح و سالم زندانیه به خاطر توئه.

212
00:11:54,004 --> 00:11:56,882
‫فکر کنم این ارزش یه بده‌بستان
‫غیررسمی رو داشته باشه.

213
00:11:59,343 --> 00:12:01,220
‫این بیشتر از چیزی‌ـه که گالپین بهم داد.

214
00:12:14,066 --> 00:12:17,737
[مهمانسرای اپل ‌هالو]

215
00:12:22,950 --> 00:12:25,870
‫به مهمانسرای "اپل هالو" خوش آمدید.

216
00:12:25,870 --> 00:12:26,954
‫اتاق می‌گیرید؟

217
00:12:27,830 --> 00:12:30,833
‫کلید اتاق 302 رو می‌خوام.

218
00:12:37,798 --> 00:12:39,884
‫مزاحم این مهمان نشید.

219
00:12:40,468 --> 00:12:41,719
‫و من هیچوقت اینجا نبودم.

220
00:12:48,726 --> 00:12:49,935
[لطفاً مزاحم نشوید]

221
00:12:52,563 --> 00:12:53,564
‫منم.

222
00:12:58,569 --> 00:12:59,653
‫مامان؟

223
00:13:03,115 --> 00:13:07,119
‫بهت گفتم این‌ها رو بسته نگه دار.
‫بیرون که نرفتی، رفتی؟

224
00:13:07,119 --> 00:13:09,163
‫چشمم به اخبار بوده.

225
00:13:09,872 --> 00:13:10,706
[هجوم به مجتمع مورنینگ سانگ]

226
00:13:10,748 --> 00:13:15,586
‫آره. شنیدم اف‌بی‌آی امروز صبح
‫به مجتمع "مورنینگ سانگ" حمله کرده.

227
00:13:15,586 --> 00:13:17,213
‫ولی گیدیون اونجا نبود.

228
00:13:18,297 --> 00:13:19,715
‫من می‌ترسم.

229
00:13:19,715 --> 00:13:23,177
‫تنها راه خروجت از اون فرقه
‫با دستبند یا تو کیسه‌ی جنازه بود.

230
00:13:23,177 --> 00:13:25,262
‫- نمی‌خواستم این اتفاق بیفته.
‫- می‌دونم.

231
00:13:29,642 --> 00:13:33,229
‫ببین، گیدیون تو آسیب‌پذیرترین
‫حالتت پیدات کرد.

232
00:13:34,063 --> 00:13:35,564
‫من سرزنشت نمی‌کنم.

233
00:13:35,564 --> 00:13:36,649
‫باید این کار رو بکنی.

234
00:13:36,649 --> 00:13:38,984
‫هر دومون می‌دونیم
تنها دلیلی که با من ازدواج کرد

235
00:13:38,984 --> 00:13:42,655
‫این بود که کمکش کنم مردم رو جذب کنه
‫تا بتونه پولشون رو بدزده.

236
00:13:44,532 --> 00:13:45,616
‫گذشته‌ها گذشته.

237
00:13:46,826 --> 00:13:48,452
‫قسمت سختش تموم شده.

238
00:13:48,452 --> 00:13:49,954
‫من تو رو بیرون آوردم.

239
00:13:50,830 --> 00:13:53,290
‫حالا فقط باید به نقشه پایبند باشی.

240
00:13:54,083 --> 00:13:58,212
‫تو مدارکی که ثابت می‌کنه گیدیون یه کلاهبرداره رو داری
‫و من اون مأموران فدرال رو وادار به اقدام کردم.

241
00:13:59,046 --> 00:14:00,214
[تحت تعقیب: گیدیون استرلینگ]

242
00:14:00,256 --> 00:14:02,049
‫پیداش می‌کنن.

243
00:14:02,049 --> 00:14:05,678
‫و بعد، وقتی که بازداشت بشه،
‫ما آزاد می‌شیم.

244
00:14:07,847 --> 00:14:09,890
‫قول می‌دم ازت محافظت کنم.

245
00:14:13,644 --> 00:14:15,563
‫این تحقیقات به بن‌بست رسیده.

246
00:14:15,563 --> 00:14:19,024
‫تنها شانس برای احیاش
‫انجام اقدامات شدیده.

247
00:14:20,025 --> 00:14:23,028
‫اگنس، وقتی اون پیام‌های
‫تعقیب‌گرانه رو برام فرستادی،

248
00:14:23,028 --> 00:14:24,989
‫چطور قفل گوشی گالپین رو باز کردی؟

249
00:14:27,449 --> 00:14:30,077
[کلانتر سابق جریکو در خانه‌اش مُرد]

250
00:14:31,579 --> 00:14:33,998
‫دماغش یه‌کم بزرگ‌تره.

251
00:14:43,799 --> 00:14:44,800
‫باز شد.

252
00:14:46,927 --> 00:14:49,138
‫تغییر شکل خوبی بود، جوزفین.

253
00:14:49,638 --> 00:14:51,515
‫هر کاری برای ونزدی آدامز می‌کنم.

254
00:14:52,808 --> 00:14:56,395
‫قبل از اینکه پلیس‌ها یه بازرسی کامل بکنن،
‫هر چی تونستم از خونه‌ی گالپین برداشتم.

255
00:14:56,395 --> 00:14:59,857
‫برای اولین پرونده‌ی مشترکمون،
‫می‌خواستم سنگ تموم بذارم.

256
00:15:01,108 --> 00:15:05,279
‫بی‌حد و مرز بودنت رو عصبانی‌کننده
‫و ارادت چاپلوسانه‌ت رو آزاردهنده می‌دونم.

257
00:15:06,405 --> 00:15:09,199
‫اما تواناییت مزایای
‫تحقیقاتی خودش رو داره.

258
00:15:11,160 --> 00:15:13,203
‫از نزدیک حتی بی‌رحم‌تره.

259
00:15:13,203 --> 00:15:15,372
‫برید. هر دوتون مرخصید.

260
00:15:20,210 --> 00:15:21,587
‫اون‌ها دنبالم هستن.

261
00:15:21,587 --> 00:15:23,380
‫اگه نتونستم فرار کنم،
‫مدارک تو "بولپن" امنه.

262
00:15:23,380 --> 00:15:25,299
[پیغام صوتی از کارل بردبری]

263
00:15:25,341 --> 00:15:26,592
‫بولپن؟

264
00:15:26,592 --> 00:15:28,552
‫بردبری سال‌هاست دیگه پلیس نیست.

265
00:15:29,386 --> 00:15:32,222
‫شک دارم منظورش بولپن
‫ایستگاه کلانتر بوده باشه.

266
00:15:32,973 --> 00:15:36,101
‫فکر کنم دنبال آدرس
‫یه خونه یا آپارتمان می‌گردیم.

267
00:15:45,319 --> 00:15:47,529
[بولپن، سال 2015، پاین کرست]

268
00:15:48,238 --> 00:15:49,740
‫پاین کرست، 2015.

269
00:15:59,541 --> 00:16:01,043
[جریکو]

270
00:16:01,085 --> 00:16:02,127
[پاین کرست]

271
00:16:02,169 --> 00:16:03,879
‫بله، ولی چطور به اونجا برسیم؟

272
00:16:05,881 --> 00:16:07,633
[اردوگاه جریکو]

273
00:16:07,675 --> 00:16:10,260
‫به نظر میاد طبیعت گردی
‫بالأخره داره ما رو صدا می‌زنه.

274
00:16:11,428 --> 00:16:12,554
‫سلاح بردارید.

275
00:16:26,902 --> 00:16:28,404
‫خبردار!

276
00:16:28,404 --> 00:16:31,532
‫وقتشه به ندای ماجراجویی پاسخ بدیم!

277
00:16:34,785 --> 00:16:36,912
‫صبح به‌خیر، طردشدگان عزیز من!

278
00:16:36,912 --> 00:16:40,165
‫خیلی خوشحالم که چهره‌های
‫روشن و درخشان شما رو می‌بینم.

279
00:16:40,165 --> 00:16:41,959
‫اتوبوس‌ها رسیده‌ن.

280
00:16:41,959 --> 00:16:44,336
‫موقع بار زدن اون تابوت‌ها مراقب باشید.

281
00:16:44,336 --> 00:16:46,547
‫اولاً، مراقب همدیگه باشید.

282
00:16:46,547 --> 00:16:48,841
‫دوماً، خوش بگذرونید!

283
00:16:49,425 --> 00:16:52,761
‫این آخرین چشیدن طعم تمدن منه
‫برای دو روز کامل.

284
00:16:53,053 --> 00:16:56,056
‫من یه فوروچینوی بزرگ می‌خوام،
‫دو پمپ شکلات، یه پمپ توت فرنگی،

285
00:16:56,056 --> 00:16:58,267
‫و یه پمپ اضافه سس استیک، لطفاً.

286
00:16:59,101 --> 00:17:01,145
‫مثل اینکه آماده نبودی
‫به چیزی متعهد بشی.

287
00:17:02,980 --> 00:17:04,023
‫هی.

288
00:17:04,606 --> 00:17:07,735
‫می‌دونم دوست داری تا لحظه آخر
‫نظرت رو در مورد لباس‌هات عوض کنی.

289
00:17:10,487 --> 00:17:13,991
‫آره، داشتم خیلی سعی می‌کردم
‫روی اعتیادم به بار و بندیل زیاد کار کنم،

290
00:17:13,991 --> 00:17:15,909
‫ولی تا الان به طرز فجیعی شکست خوردم.

291
00:17:15,909 --> 00:17:17,369
‫بذار کمکت کنم.

292
00:17:17,369 --> 00:17:19,538
‫نگران نباش. خودم از پسش برمیام.

293
00:17:23,208 --> 00:17:24,376
‫خانم سینکلر.

294
00:17:24,960 --> 00:17:25,961
‫یه لحظه؟

295
00:17:27,838 --> 00:17:28,922
‫ممنونم.

296
00:17:30,758 --> 00:17:32,509
‫تو کمپ می‌بینمت.

297
00:17:33,135 --> 00:17:35,345
‫حتماً. برنامه‌ی خوبیه.

298
00:17:36,513 --> 00:17:38,223
‫به نظر میومد کمک لازم داری.

299
00:17:38,223 --> 00:17:41,310
‫باید یه سری قوانین اساسی رو
‫با همه مرور کنیم،

300
00:17:41,310 --> 00:17:45,814
‫چون یکی تصمیم گرفته یه سفر کمپینگ
‫رو تو ماه کامل برنامه‌ریزی کنه.

301
00:17:45,814 --> 00:17:47,232
‫آقای تودور پول!

302
00:17:52,571 --> 00:17:54,698
‫خدای من، آره!

303
00:17:54,740 --> 00:17:57,868
‫تصمیم گرفتی بیای.
‫قراره خیلی خوش بگذره.

304
00:17:57,868 --> 00:17:59,661
‫هیجانت رو کنترل کن.

305
00:17:59,661 --> 00:18:02,748
‫این فقط یه پوشش برای
‫تحقیقات قتل در حال انجام منه.

306
00:18:02,748 --> 00:18:04,750
‫یه تعطیلات به سبک ونزدی، با چاشنی قتل.

307
00:18:08,170 --> 00:18:10,839
‫گم شو، روانی، قبل از اینکه
‫پنجه‌هام بلغزه.

308
00:18:10,839 --> 00:18:13,050
‫گوله‌ی پشمیت رو به هم گره نزن.

309
00:18:13,050 --> 00:18:14,843
‫من دارم به ونزدی کمک می‌کنم.

310
00:18:15,427 --> 00:18:17,930
‫موفق شدم مختصات دقیق
‫کلبه رو پیدا کنم.

311
00:18:17,930 --> 00:18:20,265
‫یه پیاده‌روی 30 دقیقه‌ای سریع
‫از کمپ ماست.

312
00:18:20,265 --> 00:18:22,643
‫به خودم زحمت دادم و
‫چندین مسیر رو مشخص کردم.

313
00:18:22,643 --> 00:18:24,228
‫اون سعی کرد من رو بکشه، یادت که نرفته؟

314
00:18:24,228 --> 00:18:27,106
‫بله، ولی شکست خورد،
‫که ثابت می‌کنه اون فقط یه آماتوره.

315
00:18:27,856 --> 00:18:28,857
‫آخ.

316
00:18:30,150 --> 00:18:31,527
‫من... من حقم بود.

317
00:18:32,778 --> 00:18:33,987
‫کوله پشتی من رو بگیر.

318
00:18:35,030 --> 00:18:36,490
‫برام یه صندلی کنار پنجره بگیر.

319
00:18:37,699 --> 00:18:39,868
‫با یه چشم باز می‌خوابم.

320
00:18:40,577 --> 00:18:42,287
‫خودت رو خسته نکن، توله.

321
00:18:42,788 --> 00:18:44,957
‫در هر صورت اومدنم رو نمی‌بینی.

322
00:18:49,711 --> 00:18:54,216
‫خانم آدامز، خوشحالم که در لحظه‌ی آخر
‫به ماجراجویی ما اضافه شدید.

323
00:18:54,216 --> 00:18:55,926
‫چرا نظرت عوض شد؟

324
00:18:55,926 --> 00:18:58,887
‫طبق تجربه‌ی من،
‫همیشه یکی تو جنگل می‌میره.

325
00:18:58,887 --> 00:19:00,305
‫شاید شانس با ما یار باشه.

326
00:19:04,143 --> 00:19:07,229
‫♪ من با یه زامبی راه رفتم ♪

327
00:19:08,355 --> 00:19:11,191
‫♪ من با یه زامبی راه رفتم ♪

328
00:19:12,317 --> 00:19:15,154
‫♪ من با یه زامبی راه رفتم ♪

329
00:19:15,154 --> 00:19:16,655
‫♪ دیشب ♪

330
00:19:20,534 --> 00:19:22,828
‫♪ من با یه زامبی راه رفتم ♪

331
00:19:22,870 --> 00:19:24,413
[اردوگاه جریکو]
[خوش آمدید]

332
00:19:24,496 --> 00:19:27,249
‫♪ من با یه زامبی راه رفتم ♪

333
00:19:28,417 --> 00:19:31,295
‫♪ من با یه زامبی راه رفتم ♪

334
00:19:31,295 --> 00:19:33,380
‫♪ دیشب ♪

335
00:19:42,514 --> 00:19:47,769
‫با وجود تلاش‌های من برای خون‌گیری،
‫تو کاملاً بی‌خون نیستی.

336
00:19:48,145 --> 00:19:49,771
‫آبجی، چه... چه خبر؟

337
00:19:49,771 --> 00:19:51,732
‫این تابوت خون‌آشام چیه؟

338
00:19:53,442 --> 00:19:56,695
‫ازش برای قاچاق منورهای سیگنال
‫و بنزین استفاده کردم.

339
00:19:57,696 --> 00:19:59,489
‫می‌دونی، برای آتش‌سوزی جنگل؟

340
00:19:59,489 --> 00:20:00,616
‫منظورت آتش کمپه.

341
00:20:00,616 --> 00:20:02,951
‫هر... هر چی. تا وقتی که یه چیزی بسوزه.

342
00:20:18,967 --> 00:20:21,887
‫سلام، نابغه‌ی شرور من.

343
00:20:23,180 --> 00:20:28,143
‫به نظرت بوی هوای تازه
‫به طور مثبتی تهوع‌آور نیست؟

344
00:20:28,727 --> 00:20:30,729
‫این ظهور وحشتناک رو مدیون چه چیزی هستیم؟

345
00:20:30,729 --> 00:20:33,565
‫یه فراخوان برای سرپرست‌های والدین داده شد،

346
00:20:33,565 --> 00:20:37,069
‫و من قبلاً سهم خودم رو زیر
‫سایبان طبیعت گذروندم.

347
00:20:37,569 --> 00:20:39,696
‫می‌دونی که جنگل بتنی
‫حساب نیست.

348
00:20:41,823 --> 00:20:43,242
‫اون اینجا چی کار می‌کنه؟

349
00:20:43,242 --> 00:20:46,662
‫تصور اون از "ارتباط با طبیعت"
‫چیدن رزهای پژمرده تو گلخونه‌ست.

350
00:20:47,246 --> 00:20:49,164
‫فکر کردم بهتره یه کار خانوادگی بکنیم.

351
00:20:49,164 --> 00:20:53,210
‫من و پاگزلی می‌تونیم یه‌کم
‫صمیمیت پدر و پسری داشته باشیم.

352
00:20:53,210 --> 00:20:55,003
‫نه... نه ممنون، بابا.

353
00:20:55,003 --> 00:20:57,881
‫من... من فکر کنم با یوجین بمونم.

354
00:20:58,382 --> 00:20:59,758
‫لرچ، می‌تونی کمکم کنی؟

355
00:21:11,311 --> 00:21:13,230
‫شاید شما دو تا بتونید با هم کنار بیاید.

356
00:21:42,592 --> 00:21:44,428
‫نگاه یه شکارچی رو داری.

357
00:21:46,013 --> 00:21:48,849
‫اجازه بده طعمه‌ی بی‌دفاعت باشم.

358
00:21:49,850 --> 00:21:51,101
‫الان نه، عشق من.

359
00:21:54,021 --> 00:21:59,318
‫تیش، از دیدنت تو این حال بدم میاد.
‫شاید باید کتاب رو به ونزدی بدی.

360
00:21:59,318 --> 00:22:02,863
‫می‌دونم غریزه‌ت اینه که
‫در برابرش کوتاه بیای، ولی نمی‌تونیم.

361
00:22:02,863 --> 00:22:07,868
‫می‌تونم با کینه‌ی زهرآگینش کنار بیام،
‫ولی نمی‌تونم از دستش بدم.

362
00:22:08,452 --> 00:22:09,536
‫و عزیزم،

363
00:22:09,536 --> 00:22:12,414
‫به حمایت کامل تو احتیاج دارم.

364
00:22:27,554 --> 00:22:29,431
‫ممنون که چادر رو برپا کردی.

365
00:22:29,431 --> 00:22:32,392
‫این بیرون، دنیای تراریوم منه.

366
00:22:37,522 --> 00:22:39,024
‫این موشک‌های بطری‌ای چی‌ان؟

367
00:22:40,150 --> 00:22:41,818
‫سیستم هشدار اولیه.

368
00:22:41,818 --> 00:22:42,944
‫برای چی؟

369
00:22:51,620 --> 00:22:53,330
‫هورت اینجا چی کار می‌کنه؟

370
00:22:53,330 --> 00:22:55,582
‫همونطور که تو گفتی.
‫نمی‌تونستیم تنهاش بذاریم.

371
00:22:56,458 --> 00:23:00,420
‫پس اون رو با تمام همکلاسی‌هامون
‫آوردی کمپینگ تو جنگل؟

372
00:23:01,171 --> 00:23:03,924
‫آروم باش. اگه سعی کنه فرار کنه، می‌فهمیم.

373
00:23:07,803 --> 00:23:09,971
‫همینه. من پیش بقیه پسرها می‌خوابم.

374
00:23:09,971 --> 00:23:11,765
‫من پیش یه زامبی نمی‌خوابم.

375
00:23:12,724 --> 00:23:15,310
‫زامبی‌ها نمی‌خوابن. واقعاً که.

376
00:23:15,310 --> 00:23:16,436
‫سلام؟

377
00:23:16,436 --> 00:23:19,272
‫سلام، پسرها. با هدیه اومدم.

378
00:23:23,485 --> 00:23:27,948
‫خب، مادرتون یه‌کم
‫آجیل مخصوص دست‌ساز فرستاده.

379
00:23:27,948 --> 00:23:30,909
‫کرم خاکی، حشره، خاک، ناخن پای اضافه.

380
00:23:30,909 --> 00:23:33,370
‫هر چیزی که تو راه پیدا می‌شه.

381
00:23:34,079 --> 00:23:35,747
‫باحاله. ممنون.

382
00:23:37,207 --> 00:23:38,583
‫فقط صدای شکم‌امه.

383
00:23:39,084 --> 00:23:40,627
‫چه به موقع با خوراکی‌ها اومدید.

384
00:23:43,046 --> 00:23:47,634
‫خب، قراره من رو دعوت کنید تو
‫تا چادرتون رو بازرسی کنم؟

385
00:23:47,634 --> 00:23:48,635
‫نه... نه.

386
00:23:49,219 --> 00:23:51,138
‫یوجین همین الان یه گند حسابی زد.

387
00:23:52,305 --> 00:23:55,225
‫آره، بوی گند میده
‫انگار یکی اون تو مُرده.

388
00:23:57,811 --> 00:23:59,604
‫خب، اگه به دردسر افتادید،

389
00:23:59,604 --> 00:24:01,481
‫اولین قانون کمپینگ رو یادتون باشه.

390
00:24:02,482 --> 00:24:03,817
‫هیچ ردی به جا نذارید.

391
00:24:04,401 --> 00:24:06,695
‫مخصوصاً از جنازه‌ها.

392
00:24:08,405 --> 00:24:09,865
‫بامزه بود، آقای آدامز.

393
00:24:16,788 --> 00:24:18,415
‫برای دو روز آینده،

394
00:24:18,415 --> 00:24:20,167
‫اردوگاه جریکو

395
00:24:20,792 --> 00:24:22,335
‫از این به بعد به عنوان...

396
00:24:23,753 --> 00:24:25,172
‫اردوگاه طردشدگان شناخته می‌شه!

397
00:24:31,553 --> 00:24:34,097
‫این یه سنت سالانه‌ی جدیده در نورمورـه.

398
00:24:34,097 --> 00:24:37,392
‫یه اردوی تفریحی در طبیعت
‫که باعث ترویج جامعه‌سازی،

399
00:24:37,392 --> 00:24:38,935
‫روحیه تیمی،

400
00:24:38,935 --> 00:24:40,770
‫و مهم‌تر از همه...

401
00:24:40,812 --> 00:24:41,938
‫غرور طردشدگان می‌شه!

402
00:24:43,607 --> 00:24:44,608
‫آره!

403
00:24:46,693 --> 00:24:50,280
‫در اردوگاه طردشدگان، هیچ تلفن همراهی نیست.

404
00:24:51,031 --> 00:24:53,283
‫و تا کیلومترها هیچ آدم عادی‌ای نیست.

405
00:24:56,786 --> 00:24:57,954
‫اشتباهه!

406
00:25:01,041 --> 00:25:02,918
‫با نکته آخرتون مخالفم.

407
00:25:08,173 --> 00:25:09,257
‫ران کروگر،

408
00:25:09,257 --> 00:25:10,550
‫فرمانده پیشاهنگان ققنوس.

409
00:25:10,550 --> 00:25:12,886
‫من این اردوگاه رو شش ماه پیش رزرو کردم

410
00:25:12,886 --> 00:25:14,679
‫برای کمپ سالانه‌ی "کلاو" خودم.

411
00:25:15,263 --> 00:25:18,266
‫پیشاهنگان... "کلاو" یعنی چی؟

412
00:25:18,266 --> 00:25:21,102
‫کمپینگ، یادگیری، ماجراجویی، طبیعت!

413
00:25:25,148 --> 00:25:26,775
‫ما یه قرارداد امضا شده داریم.

414
00:25:27,859 --> 00:25:31,780
‫که یعنی باید چادرهاتون رو جمع کنید
‫و فوراً جنگل رو تخلیه کنید.

415
00:25:31,780 --> 00:25:34,533
‫خب، منم یه قرارداد دارم

416
00:25:35,325 --> 00:25:36,993
‫که توسط صاحب کمپ امضا شده.

417
00:25:36,993 --> 00:25:39,496
‫جک پیر؟ آره، اون تو اورلاندو بازنشسته شده.

418
00:25:39,496 --> 00:25:41,164
‫پسرهاش الان کار رو می‌چرخونن.

419
00:25:41,748 --> 00:25:43,291
‫حتماً همزمان به دو نفر رزرو دادن.

420
00:25:43,291 --> 00:25:45,877
‫بوی بی‌کفایتی آدم‌های عادی میاد.

421
00:25:45,877 --> 00:25:48,171
‫خب، می‌بینمت، گروهبان.

422
00:25:50,549 --> 00:25:52,968
‫من 364 روز گذشته داشتم
‫این پسرها رو آماده می‌کردم

423
00:25:52,968 --> 00:25:54,803
‫برای چالش نهایی در طبیعت.

424
00:25:54,803 --> 00:25:56,555
‫که همین آخر هفته برگزار می‌شه!

425
00:25:56,555 --> 00:25:59,432
‫پیشاهنگان، کمکشون کنید
.جمع و جور کنن و بار بزنن

426
00:25:59,432 --> 00:26:01,518
‫طردشده‌ها تا ساعت 1600 رفته باشن.

427
00:26:01,518 --> 00:26:02,936
‫قربان، بله قربان!

428
00:26:14,406 --> 00:26:17,993
‫اگه تو و اون پهپادهای بی‌روحت
‫اینقدر این اردوگاه رو می‌خواید،

429
00:26:18,535 --> 00:26:19,869
‫پس براش با ما بجنگید.

430
00:26:19,869 --> 00:26:20,996
‫ببخشید؟

431
00:26:20,996 --> 00:26:23,081
‫برنده همه چیز رو می‌بره. بازنده میره خونه.

432
00:26:23,832 --> 00:26:25,083
‫از این خوشم اومد.

433
00:26:25,083 --> 00:26:27,877
‫مگر اینکه تو و پسرهات
‫آماده‌ی چالش نباشید.

434
00:26:31,464 --> 00:26:32,632
‫باشه، مو بافته.

435
00:26:33,633 --> 00:26:35,385
‫ما به زبون هم حرف می‌زنیم.

436
00:26:35,927 --> 00:26:37,095
‫پیشنهادت چیه؟

437
00:26:41,182 --> 00:26:43,476
‫در یه تغییر غیرمنتظره در برنامه‌مون،

438
00:26:43,476 --> 00:26:49,107
‫اولین جنگ رنگی پیشاهنگان در مقابل
‫طردشدگان رو اعلام می‌کنم.

439
00:26:49,107 --> 00:26:54,321
‫هر طرف نماد تیم خودش رو خواهد داشت،
‫که توسط دانش‌آموزان داوینچی‌مون طراحی شده.

440
00:26:55,780 --> 00:26:57,949
‫قوانین درگیری ساده‌ست.

441
00:26:57,949 --> 00:27:00,660
‫تیم‌ها شامل حداکثر
‫ده عضو خواهند بود.

442
00:27:00,660 --> 00:27:04,164
‫اون‌ها به مدافعان
‫و مهاجمان تقسیم می‌شن.

443
00:27:04,998 --> 00:27:08,293
‫مدافعان نماد تیم مقابل رو
‫گروگان می‌گیرن.

444
00:27:08,293 --> 00:27:13,256
‫مهاجمان مجازن با هر وسیله‌ای
‫که لازمه نماد رو پس بگیرن.

445
00:27:14,674 --> 00:27:17,302
‫وقتی یه تیم نمادش رو پس گرفت،

446
00:27:17,302 --> 00:27:19,387
‫یه منور شلیک می‌کنه.

447
00:27:21,723 --> 00:27:25,101
‫بعدش یه مسابقه تا خط پایانه،
‫از عرض آبشار سایدریک،

448
00:27:25,101 --> 00:27:27,437
‫تا اینجا به برج دیده‌بانی.

449
00:27:28,480 --> 00:27:32,484
‫اولین تیمی که نمادش رو روی سه‌پایه‌ی
‫بالای برج بذاره برنده می‌شه.

450
00:27:33,860 --> 00:27:36,196
‫پنج دقیقه وقت دارید
‫هم‌تیمی‌هاتون رو انتخاب کنید.

451
00:27:37,614 --> 00:27:39,240
‫مثل اینکه "نایت‌شیدز" برگشته.

452
00:27:39,240 --> 00:27:41,034
‫- من و برونو می‌خوایم باشیم.
‫- منم همینطور.

453
00:27:41,034 --> 00:27:42,494
‫رفیق.

454
00:27:43,203 --> 00:27:46,373
‫متأسفم. این تیم فقط مخصوص
‫اعضای نایت‌شیدزـه.

455
00:27:51,628 --> 00:27:54,089
‫- ولی، حتماً. بفرمایید.
‫- خب نقشه چیه؟

456
00:27:54,673 --> 00:27:56,299
‫خب، ما می‌تونیم از نماد محافظت کنیم.

457
00:27:56,299 --> 00:27:59,177
‫من سنگ‌شون می‌کنم و تو با آواز هر کسی
‫که بهمون نزدیک بشه رو اغوا می‌کنی.

458
00:27:59,177 --> 00:28:01,054
‫بقیه‌مون هم تو حمله هستیم.

459
00:28:01,554 --> 00:28:03,014
‫موفق باشید، عجیب‌الخلقه‌ها!

460
00:28:06,393 --> 00:28:09,354
‫من فقط تختم رو با یه چادر عوض کردم
‫تا کلبه‌ی گالپین رو پیدا کنم.

461
00:28:09,354 --> 00:28:13,358
‫یه گروه کله‌پوکِ پر از تستوسترون
‫این مأموریت رو به خطر نمی‌اندازه.

462
00:28:14,734 --> 00:28:19,364
‫نوآ، دیلن، گریفین، جاسپر.

463
00:28:20,365 --> 00:28:21,991
‫شما یه خط دفاعی تشکیل می‌دید.

464
00:28:23,034 --> 00:28:25,870
‫- نذارید اون عجایب رد بشن.
‫- قربان، بله قربان!

465
00:28:27,288 --> 00:28:31,418
‫من یه سری تجهیزات نظامی غیرمجاز
‫قایم کردم تا شانس‌ها برابر بشه.

466
00:28:35,255 --> 00:28:38,007
‫بیلی، تو جوخه‌ی حمله‌ی ما رو رهبری می‌کنی.

467
00:28:38,007 --> 00:28:40,802
‫پیروزی تنها نتیجه‌ی قابل قبوله.

468
00:28:40,802 --> 00:28:42,137
‫قربان، بله قربان!

469
00:28:42,137 --> 00:28:44,389
‫شکست یه گزینه نیست.

470
00:28:44,389 --> 00:28:46,599
‫- قربان، بله قربان!
‫- نمی‌شنوم!

471
00:28:46,599 --> 00:28:47,809
‫قربان، بله قربان!

472
00:28:54,858 --> 00:28:57,277
‫- موفق باشید، بچه‌ها!
‫- ایجکس، از این طرف.

473
00:28:58,278 --> 00:29:01,072
‫- جوخه‌ی حمله، جدا بشید.
‫- بله قربان. بریم!

474
00:29:16,004 --> 00:29:18,047
‫- تمرکز کن، پیشاهنگ.
‫- بله قربان!

475
00:29:19,591 --> 00:29:21,926
‫نمی‌تونم وقتی هدفون دارن
‫با آوازم اغواشون کنم.

476
00:29:37,525 --> 00:29:39,319
‫کلاه گورگون رو هدف بگیرید.

477
00:29:44,115 --> 00:29:45,116
‫نه.

478
00:29:45,116 --> 00:29:46,326
‫چشم‌هاتون رو ببندید!

479
00:29:51,998 --> 00:29:54,626
‫گرفتمش! منور رو شلیک کن!

480
00:29:54,626 --> 00:29:56,795
‫یالا!

481
00:30:01,216 --> 00:30:03,843
‫منور سبز. پیشاهنگ‌ها نمادشون رو گرفتن.

482
00:30:06,971 --> 00:30:08,097
‫یالا!

483
00:30:08,097 --> 00:30:09,307
‫آره!

484
00:30:12,101 --> 00:30:13,561
‫سگ‌های شکاری رو خبر کن.

485
00:30:22,028 --> 00:30:23,238
‫یالا!

486
00:30:32,455 --> 00:30:34,541
‫- مواظب باش!
‫- گاز اشک‌آوره!

487
00:30:38,419 --> 00:30:39,921
‫به پشتیبانی هوایی علامت بده.

488
00:31:14,497 --> 00:31:16,040
‫برش دار... برش دار!

489
00:31:24,048 --> 00:31:25,717
‫چیزی بیشتر از جنگ شیمیایی لازمه

490
00:31:25,717 --> 00:31:27,552
‫تا اشک به چشم‌های من بیاره.

491
00:31:42,817 --> 00:31:45,278
‫منور بنفش! ونزدی نماد رو گرفت!

492
00:31:45,278 --> 00:31:46,404
‫آره!

493
00:31:58,750 --> 00:32:00,501
‫ولی ونزدی خیلی عقبه.

494
00:32:13,598 --> 00:32:14,641
‫یالا!

495
00:32:14,641 --> 00:32:15,767
‫یالا، یالا!

496
00:32:19,437 --> 00:32:20,813
‫یالا، بریم.

497
00:32:20,813 --> 00:32:21,898
‫هوو، آره!

498
00:32:36,204 --> 00:32:37,413
‫نقشه چیه؟

499
00:33:01,688 --> 00:33:02,689
‫چی؟ یالا.

500
00:33:03,272 --> 00:33:04,399
‫یالا، بریم.

501
00:33:07,902 --> 00:33:09,320
‫آره!

502
00:33:45,773 --> 00:33:47,525
[اردوگاه جریکو]

503
00:33:48,568 --> 00:33:52,196
‫کلبه‌ی گالپین تقریباً
‫چهار کیلومتری شرق اردوگاهه.

504
00:33:52,196 --> 00:33:55,241
‫آماده باش برای بازگشت
‫عذاب‌آور سیاه‌بال ما.

505
00:33:57,535 --> 00:34:00,913
‫اگه الان راه بیفتیم، می‌تونیم قبل از اینکه
‫کسی بفهمه رفتیم، برگردیم.

506
00:34:01,581 --> 00:34:04,333
‫امشب به جشن دور آتش
‫بهمون ملحق می‌شید، خانم آدامز؟

507
00:34:04,917 --> 00:34:08,004
‫من معمولاً از مجازات‌های بی‌رحمانه و
‫عجیب لذت می‌برم. امشب نه.

508
00:34:08,588 --> 00:34:10,715
‫بیشتر مردم فومو دارن.

509
00:34:10,715 --> 00:34:11,966
‫"ترس از دست دادن."

510
00:34:11,966 --> 00:34:14,594
‫من فوبی دارم. "ترس از شامل شدن."

511
00:34:15,845 --> 00:34:16,846
‫خب...

512
00:34:17,972 --> 00:34:21,684
‫فقط می‌خواستم بگم ممنون
‫که جلوی اون آدم‌های عادی ایستادی.

513
00:34:22,185 --> 00:34:24,812
‫برای کسی که ادعا می‌کنه
‫ضداجتماعیه،

514
00:34:24,812 --> 00:34:26,773
‫تو یه بعد از ظهر به چیزی رسیدی

515
00:34:26,773 --> 00:34:29,567
‫که هزارتا تمرین
‫اعتمادسازی هیچوقت نمی‌تونست برسونتت.

516
00:34:30,651 --> 00:34:31,652
‫پس ممنون.

517
00:34:38,785 --> 00:34:41,454
‫یه کلمه برای عملکرد امروزتون دارم.

518
00:34:41,454 --> 00:34:42,538
‫رقت‌انگیز!

519
00:34:42,580 --> 00:34:43,748
‫قربان، بله قربان!

520
00:34:43,748 --> 00:34:48,169
‫شما از یه طردشده‌ی
‫نوجوان فسقلی بازی خوردید!

521
00:34:48,169 --> 00:34:49,796
‫اون هم یه دختر!

522
00:34:52,131 --> 00:34:53,800
‫چه حسی بهتون می‌ده؟

523
00:34:54,759 --> 00:34:57,220
‫جواب درست بی‌ارزشی‌ـه!

524
00:34:57,220 --> 00:34:59,597
‫ممنون از بازخورد ارزشمندتون، قربان!

525
00:34:59,597 --> 00:35:02,767
‫شما در هم شکستید...
‫و در نبرد تحقیر شدید.

526
00:35:03,476 --> 00:35:07,688
‫اما یه ققنوس همیشه از شکست برمی‌خیزه!

527
00:35:08,356 --> 00:35:09,357
‫امشب،

528
00:35:09,941 --> 00:35:12,401
‫ما اردوگاه جریکو رو پس می‌گیریم!

529
00:35:12,401 --> 00:35:13,903
‫قربان، بله قربان!

530
00:35:22,745 --> 00:35:25,957
‫♪ ماه بد رو در حال طلوع می‌بینم ♪

531
00:35:25,957 --> 00:35:27,208
‫ممنونم.

532
00:35:28,835 --> 00:35:32,046
‫♪ دردسر رو در راه می‌بینم ♪

533
00:35:34,757 --> 00:35:38,886
‫♪ زلزله و صاعقه می‌بینم ♪

534
00:35:40,763 --> 00:35:44,684
‫♪ امروز روزهای بدی می‌بینم ♪

535
00:35:46,686 --> 00:35:49,188
‫♪ امشب دور و بر نرو ♪

536
00:35:49,188 --> 00:35:52,567
‫♪ خب، حتماً جونت رو می‌گیره ♪

537
00:35:52,567 --> 00:35:56,988
‫♪ یه ماه بد در حال طلوعه ♪

538
00:35:58,823 --> 00:36:02,160
‫♪ صدای وزش طوفان‌ها رو می‌شنوم ♪

539
00:36:05,037 --> 00:36:07,999
‫♪ می‌دونم پایان به زودی فرا می‌رسه ♪

540
00:36:10,459 --> 00:36:14,672
‫♪ از طغیان رودخونه‌ها می‌ترسم ♪

541
00:36:16,591 --> 00:36:20,928
‫♪ صدای خشم و ویرانی رو می‌شنوم ♪

542
00:36:51,375 --> 00:36:53,294
‫هر آینه‌ای یه روی تاریک داره.

543
00:37:06,349 --> 00:37:07,350
‫پاتریشیا ردکار.

544
00:37:07,391 --> 00:37:10,311
بیمارستان روانی ویلوهیل اعلام کرد بیمار طردشده‌ی]
[.قدیمی‌شان؛ پاتریشیا ردکار 23 آوریل درگذشت

545
00:37:11,562 --> 00:37:12,647
‫برونته ویگان.

546
00:37:15,149 --> 00:37:16,776
‫جولین میوهاس.

547
00:37:17,360 --> 00:37:19,237
‫این‌ها همه‌شون آگهی ترحیم طردشده‌هاست.

548
00:37:20,071 --> 00:37:21,989
‫بعضی‌هاشون بیشتر از 15 سال پیش مُردن.

549
00:37:22,031 --> 00:37:23,241
[گریفین ویتکر، درگذشتۀ 2 ژانویه‌ 2021]

550
00:37:23,241 --> 00:37:24,951
‫همه‌ی بیماران ویلوهیل.

551
00:37:28,704 --> 00:37:29,872
‫"لوئیس."

552
00:37:30,539 --> 00:37:34,543
‫اگه اون کسیه که طردشده‌ها رو هدف گرفته،
‫اینید می‌تونه قربانی بعدیش باشه.

553
00:37:49,308 --> 00:37:51,894
‫کتاب گودی تنها راه برای
‫پس گرفتن توانایی‌مه.

554
00:37:52,937 --> 00:37:56,274
‫من با روی خوش درخواست کردم.
‫وقتشه یه چیز تیزتر رو امتحان کنم.

555
00:37:56,274 --> 00:37:59,235
‫♪ خب، حتماً جونت رو می‌گیره ♪

556
00:37:59,235 --> 00:38:03,572
‫♪ یه ماه بد در حال طلوعه ♪

557
00:38:03,572 --> 00:38:04,740
‫♪ طلوع ♪

558
00:38:05,241 --> 00:38:10,329
‫♪ یه ماه بد هست ♪

559
00:38:10,329 --> 00:38:12,581
‫♪ در حال طلوع ♪

560
00:38:17,128 --> 00:38:18,212
‫ممنونم.

561
00:38:19,505 --> 00:38:21,674
‫صدای زیبایی دارید، خانم آدامز.

562
00:38:23,259 --> 00:38:25,469
‫من معمولاً فقط تو مراسم تدفین آواز می‌خونم.

563
00:38:26,512 --> 00:38:29,932
‫این یه جلسه‌ی بداهه‌ی
‫جمع‌آوری کمک مالیه؟

564
00:38:29,932 --> 00:38:31,017
‫نه.

565
00:38:32,518 --> 00:38:34,395
‫ولی با مادرم تماس گرفتم.

566
00:38:37,315 --> 00:38:41,569
‫امم، می‌دونم که اون سال‌هاست
‫که یه خیّر فعال نبوده.

567
00:38:41,569 --> 00:38:44,322
‫تونستید قانعش کنید
‫که تجدید نظر کنه؟

568
00:38:44,947 --> 00:38:46,657
‫تماسم رو جواب نداد.

569
00:38:46,657 --> 00:38:50,119
‫خب، شاید بتونیم
‫به آکادمی دعوتش کنیم.

570
00:38:50,703 --> 00:38:52,621
‫رو در رو همیشه بهتره.

571
00:38:52,621 --> 00:38:55,791
‫به نظر میاد رابطه‌ی
‫پیچیده‌ای دارید.

572
00:38:57,418 --> 00:38:59,503
‫اون خیلی غیرپیچیده‌ست.

573
00:38:59,503 --> 00:39:03,716
‫دوست داره هر موقعیتی رو دستکاری کنه،
‫و من از بازی کردن تو بازیش امتناع می‌کنم.

574
00:39:04,884 --> 00:39:09,013
‫خب، به اطرافتون نگاه کنید، خانم آدامز.
‫نورمور یعنی این.

575
00:39:09,555 --> 00:39:12,141
‫فکر می‌کنید شاید بتونید
‫اختلافات‌تون رو کنار بذارید

576
00:39:12,141 --> 00:39:13,601
‫و شاخه‌ی زیتون دراز کنید؟
(نماد صلح)

577
00:39:14,643 --> 00:39:17,688
‫مامان فقط شوکران رو قبول می‌کنه.

578
00:39:21,942 --> 00:39:23,527
‫بعد از اینکه توله‌ها رو تو قفس کردیم،

579
00:39:23,527 --> 00:39:26,655
‫یواشکی می‌ریم پایین دریاچه
‫برای آخرین هواخوری. هستی؟

580
00:39:27,990 --> 00:39:29,658
‫چقدر وقته از هم جدا شدیم؟

581
00:39:31,702 --> 00:39:33,579
‫می‌دونم که گورگون‌ها
،می‌تونن یه‌کم دیرفهم باشن

582
00:39:34,914 --> 00:39:36,749
‫ولی فکر کنم فقط
‫نمی‌خواستم باورش کنم.

583
00:39:43,506 --> 00:39:44,882
‫حق با توئه، ایجکس.

584
00:39:46,342 --> 00:39:49,595
‫باید همون اول مدرسه بهت می‌گفتم
‫که احساساتم تغییر کرده.

585
00:39:50,304 --> 00:39:52,473
‫- کار بدی کردم؟
‫- نه.

586
00:39:55,059 --> 00:39:56,394
‫فقط، تو تابستون،

587
00:39:56,394 --> 00:40:00,064
‫فهمیدم که دیگه اون دختر ترسویی نیستم
‫که فکر می‌کرد هیچوقت جا نمی‌افته.

588
00:40:00,064 --> 00:40:01,357
‫ولی من اون دختر رو دوست داشتم.

589
00:40:01,941 --> 00:40:02,942
‫می‌دونم.

590
00:40:04,777 --> 00:40:07,405
‫و اون گرگ شد. و خودش رو پیدا کرد.

591
00:40:09,990 --> 00:40:11,742
‫هیچوقت بهم خبر ندادی.

592
00:40:13,244 --> 00:40:15,871
‫کاش می‌تونستیم فقط
‫در موردش حرف بزنیم قبل از اینکه تو...

593
00:40:16,497 --> 00:40:18,582
‫قبل از اینکه بدون من ادامه بدی.

594
00:40:19,708 --> 00:40:20,918
‫واقعاً متأسفم.

595
00:40:23,879 --> 00:40:27,508
‫فقط انتظار نداشتم اوضاع
‫با برونو اینقدر سریع جدی بشه.

596
00:40:33,097 --> 00:40:34,890
‫اون روز رو تو "اورایا هیپ" یادت میاد؟

597
00:40:39,311 --> 00:40:41,939
‫فکر کنم سنجاب‌ها و موش‌ها
‫بالأخره با هم کنار نمیان.

598
00:41:00,833 --> 00:41:02,751
‫یه جورایی دلم برای اون گورگون می‌سوزه.

599
00:41:03,252 --> 00:41:05,588
‫- منم همینطور.
‫- حرکت کنیم.

600
00:41:19,393 --> 00:41:20,394
‫ونزدی،

601
00:41:21,187 --> 00:41:23,814
‫همه‌ی فعالیت‌های دور آتش رو از دست دادی.

602
00:41:23,814 --> 00:41:25,774
‫پس زمان‌بندیم عالیه.

603
00:41:26,567 --> 00:41:28,068
‫اینجا اومدی حرف بزنی؟

604
00:41:28,068 --> 00:41:30,488
‫ما تو این خانواده هیچی رو
‫با حرف حل نمی‌کنیم.

605
00:41:30,488 --> 00:41:32,281
‫ما با عمل انجامش می‌دیم.

606
00:41:32,281 --> 00:41:33,657
‫اکثراً هم اعمال کثیف.

607
00:41:34,200 --> 00:41:36,577
‫نمونه‌ش، دزدیدن کتاب گودی توسط تو.

608
00:41:38,329 --> 00:41:41,081
‫بهت یه فرصت آخر می‌دم
‫که به من برگردونیش.

609
00:41:41,081 --> 00:41:42,917
‫می‌دونی که این کار رو نمی‌کنم.

610
00:41:43,417 --> 00:41:44,752
‫پس هیچ چاره‌ای برام نمی‌ذاری.

611
00:41:47,755 --> 00:41:50,007
‫دارم تو رو به دوئل چشم‌بسته دعوت می‌کنم.

612
00:41:56,931 --> 00:42:00,309
‫می‌خوای تو یه دوئل چشم‌بسته شمشیر بزنیم؟

613
00:42:01,644 --> 00:42:05,105
‫اثر انگشت‌های استخونی
‫مادربزرگت رو روی این نقشه حس می‌کنم.

614
00:42:05,105 --> 00:42:06,732
‫می‌دونم شما دو تا با هم حرف زدید.

615
00:42:06,732 --> 00:42:09,276
‫اون قبلاً من رو هم به همین شکل
‫مقابل اوفلیا قرار می‌داد.

616
00:42:09,276 --> 00:42:11,153
‫این هیچ ربطی به مادربزرگ نداره.

617
00:42:11,153 --> 00:42:13,197
‫ربط به رد کردن حد و مرز توسط تو داره.

618
00:42:14,698 --> 00:42:16,742
‫امشب دوئل می‌کنیم، زیر ماه کامل.

619
00:42:17,451 --> 00:42:19,745
‫چالشم رو قبول می‌کنی؟

620
00:42:27,044 --> 00:42:28,796
‫این هم از مین زمینی کوچولوی من.

621
00:42:33,717 --> 00:42:34,718
‫عزیزم،

622
00:42:36,011 --> 00:42:39,139
‫من و ونزدی قراره تو جنگل
‫شمشیربازی کنیم

623
00:42:39,139 --> 00:42:40,975
‫و اختلافاتمون رو حل کنیم.

624
00:42:42,893 --> 00:42:44,186
‫چه خبر دلنشینی.

625
00:42:44,186 --> 00:42:46,772
‫میرم تو یکی از اون کابین‌های
‫روستایی دوش بگیرم.

626
00:42:46,772 --> 00:42:48,315
‫خوش بگذره.

627
00:42:58,492 --> 00:43:00,953
‫اول این محیط بیرونی چادرها رو
‫امن کنید.

628
00:43:00,953 --> 00:43:04,331
‫با استفاده از مهارت‌های برترتون
‫در گره زدن، طردشده‌ها رو ببندید.

629
00:43:04,331 --> 00:43:05,374
‫قربان،

630
00:43:06,375 --> 00:43:08,419
‫ما فکر نمی‌کنیم این ایده‌ی خوبی باشه.

631
00:43:08,419 --> 00:43:09,962
‫اون‌ها عادلانه و منصفانه بردن.

632
00:43:09,962 --> 00:43:13,841
‫کی به تو گفت فکر کنی؟
‫همینجوریه که کشته می‌شی.

633
00:43:14,550 --> 00:43:17,052
‫زنده موندنت به دنبال کردن دستورات
.بستگی داره

634
00:43:17,052 --> 00:43:18,554
‫دستورات من.

635
00:43:18,554 --> 00:43:20,889
‫ببینید و یاد بگیرید.

636
00:43:20,889 --> 00:43:24,310
‫همه‌ش به مخفی‌کاری و غافلگیریه.

637
00:43:25,102 --> 00:43:26,687
‫برید! برید! برید!

638
00:43:27,605 --> 00:43:28,981
‫شما پسرها با من‌اید.

639
00:43:32,818 --> 00:43:34,445
‫هوپ، هوپ، هوپ...

640
00:44:02,598 --> 00:44:03,599
‫- هورت.
‫- هورت.

641
00:44:07,686 --> 00:44:08,771
‫این پسر منه.

642
00:44:10,564 --> 00:44:15,235
‫دوئل چشم‌بسته یه سنت
‫خیلی قدیمی در خانواده‌ی آدامزه.

643
00:44:15,235 --> 00:44:17,237
‫نتیجه‌ی این دوئل لازم‌الاجراست.

644
00:44:17,237 --> 00:44:19,239
‫من از عواقبش آگاهم.

645
00:44:20,324 --> 00:44:21,700
‫تینگ شاهد ماست.

646
00:44:22,284 --> 00:44:24,703
‫فکر کردم بهتره این قضیه
‫بین خانواده بمونه.

647
00:44:24,703 --> 00:44:26,246
‫در این مورد موافقیم.

648
00:44:32,586 --> 00:44:35,589
‫هر کس اول قلب شیشه‌ای دیگری رو
‫سوراخ کنه برنده می‌شه.

649
00:44:36,340 --> 00:44:37,800
‫اگه من ببرم،

650
00:44:38,717 --> 00:44:40,552
‫کتاب گودی رو برمی‌گردونی.

651
00:44:40,552 --> 00:44:42,012
‫و اگه من ببرم...

652
00:44:44,515 --> 00:44:45,516
‫اون رو می‌سوزونم.

653
00:44:49,019 --> 00:44:51,105
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

654
00:45:13,335 --> 00:45:15,003
‫می‌دونستم باید به یکی می‌گفتیم.

655
00:45:15,003 --> 00:45:16,922
‫به هر حال هورت بیشتر دوست تو بود.

656
00:45:16,922 --> 00:45:20,384
‫پناه دادن به یه زامبی قاتل حتماً
‫باعث اخراج جفت‌تون می‌شه.

657
00:45:20,384 --> 00:45:22,553
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

658
00:45:22,553 --> 00:45:26,432
‫با انجام دادن کارهای کم‌اهمیت خواهرت،
‫خودم رو بهش ثابت می‌کنم.

659
00:45:26,932 --> 00:45:28,225
‫مثل زنده نگه داشتن شما.

660
00:45:30,853 --> 00:45:32,229
‫باید هورت رو پیدا کنیم.

661
00:45:33,522 --> 00:45:34,648
‫عمراً.

662
00:45:34,648 --> 00:45:36,483
‫من دیگه با کار و بار زامبی کاری ندارم.

663
00:45:36,483 --> 00:45:39,194
‫آروم باش. هورت هیچوقت سعی نکرد
.مغز من رو بخوره

664
00:45:39,194 --> 00:45:41,488
‫چون اون بدون کالری ‌بود.

665
00:45:42,114 --> 00:45:45,743
‫ببین، آخرین باری که با یه هیولا
‫تو جنگل تنها بودم،

666
00:45:45,743 --> 00:45:47,119
‫سر از کما درآوردم.

667
00:45:48,328 --> 00:45:49,413
‫اینقدر پز نده.

668
00:46:01,550 --> 00:46:05,095
‫داری زنگ می‌زنی، مادر.
‫عملاً می‌تونم صدای جیرجیرت رو بشنوم.

669
00:46:21,945 --> 00:46:24,031
‫هنوزم با چاقو به جنگ شمشیر میای؟

670
00:46:38,670 --> 00:46:40,297
‫تو هر چی می‌دونم رو بهم یاد دادی.

671
00:46:40,297 --> 00:46:42,341
‫ولی من هر چی می‌دونم رو بهت یاد ندادم.

672
00:47:14,998 --> 00:47:17,000
‫♪ مرا دریاب ♪

673
00:47:18,794 --> 00:47:22,631
‫♪ مرا بسیار دریاب ♪

674
00:47:24,299 --> 00:47:28,053
‫♪ گویی که امشب ♪

675
00:47:28,053 --> 00:47:33,725
‫♪ آخرین بار است ♪

676
00:47:34,226 --> 00:47:40,148
‫♪ مرا بسیار دریاب ♪

677
00:47:45,070 --> 00:47:48,115
‫صبر کن، قلب آتشین من.

678
00:47:51,201 --> 00:47:54,830
‫هوای روستا یکی رو سر حال آورده.

679
00:47:57,499 --> 00:47:59,918
‫هو، اوه...

680
00:47:59,918 --> 00:48:01,128
‫اوه!

681
00:48:02,504 --> 00:48:05,549
‫تو امشب یه ببر ماده‌ای.

682
00:48:08,010 --> 00:48:09,219
‫تبر بازی...

683
00:48:13,265 --> 00:48:14,641
‫بذار من...

684
00:48:17,644 --> 00:48:18,937
‫واو!

685
00:48:18,937 --> 00:48:21,231
‫نه، هورت! پدرم نه!

686
00:48:23,483 --> 00:48:26,737
‫♪ ... بسیار ♪

687
00:48:26,737 --> 00:48:30,616
‫♪ که می‌ترسم از دستت بدم ♪

688
00:48:30,616 --> 00:48:31,658
‫واو.

689
00:48:31,658 --> 00:48:32,784
‫♪ از دستت بدم... ♪

690
00:48:32,784 --> 00:48:34,745
‫بذارید رد شم. بذارید رد شم.

691
00:48:34,745 --> 00:48:36,038
‫چی شده؟

692
00:48:36,580 --> 00:48:38,206
‫عشقم...

693
00:48:40,626 --> 00:48:43,378
‫برید! برگردید تو چادرهاتون! بدوید!

694
00:49:14,660 --> 00:49:15,911
‫متأسفم، عزیزم.

695
00:49:42,437 --> 00:49:44,398
‫زامبی‌های نوجوان،

696
00:49:44,398 --> 00:49:46,692
‫فرماندهان پیشاهنگ خودپسند...

697
00:49:50,112 --> 00:49:52,781
‫کمپینگ حتی از چیزی که تصور می‌کردم
‫وحشیانه‌تره.

698
00:49:56,034 --> 00:49:58,537
‫معلوم شد طبیعت ما رو
‫کنار هم جمع نمی‌کنه.

699
00:50:00,831 --> 00:50:02,332
‫ما رو از هم تیکه پاره می‌کنه.

700
00:50:11,758 --> 00:50:13,301
‫ضعیف رو می‌بلعه،

701
00:50:15,137 --> 00:50:17,389
‫و قوی رو رها می‌کنه
.تا تلوتلوخوران ادامه بده

702
00:50:25,564 --> 00:50:27,232
‫شکست‌خورده از مادرم.

703
00:50:28,150 --> 00:50:29,860
‫محروم از کتاب گودی.

704
00:50:30,861 --> 00:50:32,237
‫خالی شده از تواناییم.

705
00:50:34,281 --> 00:50:36,533
‫یک قدم هم به نجات اینید نزدیک‌تر نشدم.

706
00:50:37,993 --> 00:50:40,912
‫در معرض شکارچی‌ای هستم
‫که همیشه در حال تماشاست.

707
00:50:44,249 --> 00:50:46,084
‫در جلوی چشم پنهان شده.

708
00:50:47,878 --> 00:50:50,130
‫منتظر زمان مناسب برای حمله‌ست.

709
00:50:59,681 --> 00:51:02,309
‫زمان برای این تحقیقات رو به اتمامه.

710
00:51:03,769 --> 00:51:07,481
‫چرا گالپین آمار
‫طردشدگان فوت شده رو نگه می‌داشت؟

711
00:51:10,650 --> 00:51:12,110
‫لوئیس کیه؟

712
00:51:12,402 --> 00:51:13,528
[لوئیس]

713
00:51:13,528 --> 00:51:16,406
‫و چطور به مرگ قریب‌الوقوع
‫اینید مرتبطه؟

714
00:51:18,742 --> 00:51:20,994
‫دو راه در جنگل از هم جدا می‌شن.

715
00:51:24,873 --> 00:51:27,209
‫من باید راه کمتر پیموده شده رو برم.

716
00:51:30,170 --> 00:51:31,505
‫و اون راه...

717
00:51:32,964 --> 00:51:34,257
‫به ویلوهیل منتهی می‌شه.

718
00:51:36,885 --> 00:51:40,555
‫دکتر فیربرن، انتقالی اینجاست.
‫گذاشتمش تو 3989.

719
00:51:40,555 --> 00:51:42,516
‫می‌خوام برای این یکی
.امنیت بیشتری در کار باشه

720
00:51:42,516 --> 00:51:46,186
‫فوق‌العاده خطرناکه.
‫مسئول حداقل دو قتله.

721
00:51:46,186 --> 00:51:48,605
‫من مجوز نظارت و مراقبت
‫24 ساعته رو صادر می‌کنم.

722
00:51:48,605 --> 00:51:50,941
‫مطلقاً نمی‌تونیم ریسک کنیم.

723
00:51:57,072 --> 00:51:58,824
‫به ویلوهیل خوش آمدی.
