﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:06,589 --> 00:00:07,674
[آنچه گذشت]

3
00:00:14,389 --> 00:00:16,433
‫تبریک به همگی،

4
00:00:16,433 --> 00:00:19,436
‫و به فلز در هم تنیده
‫خوش آمدید.

5
00:00:19,436 --> 00:00:20,729
‫اینجا قوانینی وجود داره.

6
00:00:20,729 --> 00:00:23,231
‫کشتار خارج از
‫مسابقات رسمی ممنوعه.

7
00:00:23,732 --> 00:00:25,025
‫ولی مزایایی
‫هم وجود داره.

8
00:00:25,025 --> 00:00:27,694
‫من اقامتگاه‌های دلپذیری
‫براتون فراهم کردم.

9
00:00:27,694 --> 00:00:29,237
‫عالیه. دبیرستان.

10
00:00:29,529 --> 00:00:31,072
‫انگار کلی خاطره
‫برام زنده شد.

11
00:00:31,072 --> 00:00:31,990
‫چه باحال.

12
00:00:32,032 --> 00:00:33,742
‫من طرز رفتار تو
‫با مایک رو دیدم،

13
00:00:33,742 --> 00:00:35,535
‫و ازش خوشم نمیاد.

14
00:00:35,535 --> 00:00:36,828
‫من که عاشقشم.

15
00:00:37,203 --> 00:00:38,538
‫آخرین راننده‌ای
‫که پشت فرمون بمونه

16
00:00:38,538 --> 00:00:40,040
‫آرزوش برآورده می‌شه.

17
00:00:40,040 --> 00:00:41,791
‫هر ماشین یه آرزو.

18
00:00:42,208 --> 00:00:44,210
‫آرزو می‌کنم همه‌ی
‫دیوارها فرو بریزن

19
00:00:44,210 --> 00:00:46,046
‫تو هر شهری، همه جا.

20
00:00:48,048 --> 00:00:49,340
‫اون ماسک.

21
00:00:49,466 --> 00:00:51,885
‫آرزو می‌کنم کریستا
‫به زندگی برگرده.

22
00:00:53,094 --> 00:00:54,804
‫من بی خبر از کوایت
‫یه کاری کردم.

23
00:00:54,804 --> 00:00:55,889
‫نمی‌دونم قراره
‫در موردش چی کار کنم، رفیق.

24
00:00:55,889 --> 00:00:57,432
‫من هیچ‌وقت قبلاً
‫بهش دروغ نگفته بودم.

25
00:00:59,309 --> 00:01:00,810
‫ما نمی‌تونیم یه روز
‫دیگه مثل این رو تحمل کنیم.

26
00:01:00,852 --> 00:01:02,270
‫جان!
‫این مسئله‌ی مرگ و زندگیه.

27
00:01:02,312 --> 00:01:03,980
‫من هیچ‌وقت تو رو
‫اینجوری ندیده بودم.

28
00:01:03,980 --> 00:01:06,274
‫- چه خبره؟
‫- بهت دروغ گفتم، کوایت.

29
00:01:06,274 --> 00:01:08,109
‫من آرزوی خودم رو کردم.

30
00:01:25,335 --> 00:01:28,963
[نیو اورلئان قدیم، لوئیزیانا]

31
00:01:44,813 --> 00:01:46,106
‫صبحت به‌خیر.

32
00:01:46,106 --> 00:01:47,315
‫چی می‌تونم برات بیارم؟

33
00:01:48,024 --> 00:01:50,360
‫من یه کیک سالگرد
‫لازم دارم

34
00:01:50,360 --> 00:01:52,028
‫که برای هشت نفر کافی باشه.

35
00:01:52,987 --> 00:01:54,364
‫تحویل فوری.

36
00:01:57,200 --> 00:01:58,618
‫عجب کیک گامبویی.

37
00:01:59,536 --> 00:02:00,995
‫یه مناسبت خاصه.

38
00:02:04,874 --> 00:02:06,167
‫بذارش پای حساب من.

39
00:02:08,086 --> 00:02:09,087
‫حله.

40
00:02:17,512 --> 00:02:20,181
[خیابان ریور پارک، پلاک 95]

41
00:02:39,617 --> 00:02:41,619
‫این دیگه چه کوفتیه؟

42
00:03:41,554 --> 00:03:42,555
‫هی.

43
00:03:44,182 --> 00:03:46,226
‫انگار یکی
‫خواب‌های بد دیده.

44
00:03:47,143 --> 00:03:48,353
‫چی؟

45
00:03:48,353 --> 00:03:49,354
‫شب به‌خیر نمی‌گی؟

46
00:03:52,232 --> 00:03:53,358
‫ای لعنت به این زندگی.

47
00:04:03,701 --> 00:04:05,036
‫من خودخواه نیستم!

48
00:04:05,036 --> 00:04:07,080
‫تو آرزوی خودت رو کردی
‫و به من نگفتی.

49
00:04:07,080 --> 00:04:09,874
‫تو زندگی ما، مأموریت،
‫همه‌مون رو به خطر انداختی!

50
00:04:09,874 --> 00:04:11,584
‫و برای همینه که نمی‌خواستم
‫بهت بگم!

51
00:04:11,584 --> 00:04:13,211
‫و این خیلی
‫خودخواهیه، لعنتی.

52
00:04:23,263 --> 00:04:24,806
‫به چی زل زدی
‫کله‌پوک؟

53
00:04:24,806 --> 00:04:26,349
‫به یه روح تنها.

54
00:04:26,349 --> 00:04:28,393
‫ولی همیشه می‌تونی به ما ملحق شی.

55
00:04:28,393 --> 00:04:30,103
‫گم‌شو بابا، اسکلت متحرک!

56
00:04:32,230 --> 00:04:34,565
‫به نظر میاد

57
00:04:34,565 --> 00:04:37,026
‫که این خانم خوشگل
‫دوباره مجرد شده.

58
00:04:37,443 --> 00:04:40,571
‫جدی؟ دیگه خبری از جان نیست؟

59
00:04:40,571 --> 00:04:42,073
‫خوبه.

60
00:04:42,073 --> 00:04:44,075
‫اگه ضعیف باشن
‫شکار کردنشون راحت‌تره.

61
00:04:44,075 --> 00:04:45,702
‫مثل ماهی‌های کوچولو.

62
00:04:59,132 --> 00:05:02,051
‫جداً، جان،
‫تو خیلی کوته‌فکری!

63
00:05:02,051 --> 00:05:04,429
‫فکر می‌کنی من نمی‌خواستم یه
‫عالمه کوفت و زهرمار آرزو کنم؟

64
00:05:04,429 --> 00:05:06,014
‫ولی این مسئله
‫از ما بزرگتره،

65
00:05:06,014 --> 00:05:07,849
‫و تو یه آدم نفهمی
‫که این رو نمی‌گیری.

66
00:05:07,849 --> 00:05:09,934
‫اه! اصلاً نمی‌تونم
‫ریختت رو ببینم.

67
00:05:09,934 --> 00:05:11,477
‫مشکلی نیست!

68
00:05:11,477 --> 00:05:12,520
‫دارم می‌رم.

69
00:05:21,487 --> 00:05:23,656
‫داری سعی می‌کنی بوی نفرتت رو

70
00:05:23,656 --> 00:05:25,074
‫از روی لباس‌هات بشوری؟

71
00:05:25,450 --> 00:05:26,951
‫درسته،
‫هی بوگندو،

72
00:05:26,951 --> 00:05:28,453
‫همه تو اینجا
‫می‌دونن چی شده

73
00:05:28,661 --> 00:05:31,331
‫چون دیوارها کاغذیه.

74
00:05:33,082 --> 00:05:34,792
‫من به کسی اهانت نکردم.

75
00:05:34,792 --> 00:05:36,210
‫باشه.

76
00:05:36,210 --> 00:05:38,004
‫همینجوری به خودت
‫بگو، گردن کلفت.

77
00:05:39,672 --> 00:05:43,259
‫♪ ورمین حقیقت رو می‌دونه ♪

78
00:05:48,348 --> 00:05:49,557
‫من در واقع باید
‫از این طرف برم.

79
00:05:53,269 --> 00:05:55,104
‫یکی باید
‫این چراغ‌ها رو درست کنه.

80
00:06:02,904 --> 00:06:04,197
[دفتر پرستار]

81
00:06:04,238 --> 00:06:06,199
‫وقتی من
‫سوگند بقراط رو خوردم،

82
00:06:06,199 --> 00:06:07,867
‫قسم خوردم
‫که از

83
00:06:07,867 --> 00:06:10,870
‫بهترین منافع
‫همه‌ی بیمارانم دفاع کنم.

84
00:06:10,870 --> 00:06:12,789
‫قدردان
‫نگرانیت هستم، دکتر.

85
00:06:12,830 --> 00:06:14,874
‫من تو بهترین وضعیت
‫زندگیم هستم.

86
00:06:14,874 --> 00:06:17,710
‫در واقع، برای همینه
‫که می‌خواستم باهات صحبت کنم.

87
00:06:17,710 --> 00:06:21,005
‫نتایج آزمایش
‫معاینه‌ی فیزیکیت رو گرفتم،

88
00:06:21,005 --> 00:06:24,217
‫و، خب، راه آسونی
‫برای گفتن این وجود نداره،

89
00:06:24,217 --> 00:06:25,676
‫ولی من یه چیزی پیدا کردم.

90
00:06:26,052 --> 00:06:28,179
‫وایسا. جدی می‌گی، دکتر؟

91
00:06:28,930 --> 00:06:29,931
‫بله.

92
00:06:31,974 --> 00:06:33,434
‫فکر می‌کردم وقت بیشتری دارم.

93
00:06:34,227 --> 00:06:37,397
‫زندگی به طرز باورنکردنی‌ای
‫باارزشه، نه؟

94
00:06:38,356 --> 00:06:39,690
‫باشه.

95
00:06:39,690 --> 00:06:41,275
‫تعارف نکن.
‫صاف و پوست کنده بگو.

96
00:06:41,275 --> 00:06:42,360
‫تحملش رو دارم.

97
00:06:45,446 --> 00:06:46,656
‫شما عقیم هستین.

98
00:06:47,865 --> 00:06:50,618
‫خب، این
‫اون مشکلات عجیب رو توضیح می‌ده.

99
00:06:50,618 --> 00:06:53,079
‫نه، نه.
‫اون... اون کهیره.

100
00:06:53,079 --> 00:06:55,581
‫عقیم بودن یعنی
‫که شما نمی‌تونین بچه‌دار بشین.

101
00:06:55,623 --> 00:06:57,667
‫هی، من هر چند تا بچه
‫که بخوام می‌تونم داشته باشم.

102
00:06:59,085 --> 00:07:00,878
‫یعنی، خب، با بچه‌دزدی.

103
00:07:01,671 --> 00:07:03,381
‫م... منظورم از نظر بیولوژیکیه.

104
00:07:05,758 --> 00:07:07,218
‫بذار توضیح بدم.

105
00:07:07,260 --> 00:07:09,971
‫من کلی از این‌ها دارم.
‫مشکل چیه به نظرت؟

106
00:07:09,971 --> 00:07:11,931
‫در واقع،
‫شما زیادی از این‌ها دارین.

107
00:07:11,931 --> 00:07:14,142
‫و متأسفانه،
‫هیچ‌کدومشون کار نمی‌کنن.

108
00:07:14,142 --> 00:07:16,394
‫مال شما نمی‌تونن تولیدمثل کنن.

109
00:07:16,394 --> 00:07:18,813
‫- می‌... می‌فهمی؟
‫- بله.

110
00:07:21,315 --> 00:07:22,900
‫نه، نه، نمی‌فهمم.

111
00:07:32,535 --> 00:07:34,537
‫از خرناس‌هات می‌تونم بگم،

112
00:07:34,537 --> 00:07:37,290
‫تو و اون مرد پرحرف
‫در حال جنگین.

113
00:07:37,290 --> 00:07:38,749
‫مایه تأسفه.

114
00:07:39,208 --> 00:07:41,586
‫حیفه همچین مردی
‫از دست بره.

115
00:07:42,170 --> 00:07:45,548
‫اگه دیگه بهش احتیاجی نداری،
‫می‌تونم من باهاش آشنا شم؟

116
00:07:45,548 --> 00:07:48,176
‫لازم نیست از من بپرسی.
‫جان هر کاری دلش بخواد می‌کنه.

117
00:07:48,176 --> 00:07:50,344
‫می‌تونه با تو آشنا شه،
‫آرزوی خودش رو بکنه،

118
00:07:50,344 --> 00:07:51,762
‫از یه ساختمون کوفتی بپره پایین.

119
00:07:51,762 --> 00:07:54,682
‫- دیگه برام مهم نیست.
‫- عالیه.

120
00:07:54,682 --> 00:07:56,350
‫خوشحالم که موافقی.

121
00:07:56,350 --> 00:07:59,645
‫چون حتی تو بیابون یخی‌ای
‫که من بهش می‌گم خونه،

122
00:07:59,645 --> 00:08:01,814
‫زیر پا گذاشتن مرام‌نامه‌ی دخترها
‫چیزی‌ـه که...

123
00:08:07,361 --> 00:08:09,363
‫عصر به‌خیر، راننده‌های من.

124
00:08:09,363 --> 00:08:11,365
‫نمایش عالی‌ای بود
‫تو دور قبلی.

125
00:08:11,365 --> 00:08:13,409
‫شما خیلی خوب عمل کردین،

126
00:08:13,409 --> 00:08:16,496
‫اونقدر که من یه دور
‫امتیازی کوچیک برنامه‌ریزی کردم.

127
00:08:17,914 --> 00:08:20,500
‫اطمینان دارم همه‌تون
‫برای مبارزه آماده‌این.

128
00:08:22,210 --> 00:08:24,504
‫گندش بزنن، گندش بزنن. گندش بزنن!

129
00:08:24,504 --> 00:08:26,088
‫من چند تا دوست جدید
‫دعوت کردم

130
00:08:26,088 --> 00:08:30,218
‫تا به این معرکه ملحق بشن،
‫"نُه نفر آخرالزمانی".

131
00:08:30,218 --> 00:08:34,096
‫اون‌ها هیچ حسی ندارن
‫و کشتن‌شون خیلی سخته.

132
00:08:34,138 --> 00:08:36,849
‫اون‌ها بهترین
‫شکارچیان انسان هستن،

133
00:08:36,849 --> 00:08:38,559
‫و بوی شما رو گرفتن.

134
00:08:38,559 --> 00:08:41,521
‫حیفه که سلاح‌هاتون رو ندارید،

135
00:08:41,521 --> 00:08:44,273
‫ولی من همیشه توپ و تفنگ رو
‫یه جور عصای زیر بغل می‌دونستم.

136
00:08:44,607 --> 00:08:46,901
‫فقط باید از
‫مغز، زور بازو،

137
00:08:46,901 --> 00:08:48,736
‫و جربزه‌ی خوب و قدیمی
‫آمریکایی استفاده کنین.

138
00:08:50,696 --> 00:08:53,032
‫قوانین ساده‌ست.

139
00:08:53,032 --> 00:08:55,576
‫همه‌ی شما
‫در مقابل همه‌ی اون‌ها.

140
00:08:55,576 --> 00:08:56,702
‫کوایت.

141
00:08:56,702 --> 00:08:57,745
‫هر کی تا طلوع خورشید

142
00:08:57,745 --> 00:09:00,456
‫سرپا بمونه
‫به مرحله‌ی بعد می‌ره.

143
00:09:00,456 --> 00:09:01,749
‫موفق باشین.

144
00:09:05,253 --> 00:09:06,295
‫بفرما.

145
00:09:06,337 --> 00:09:07,713
‫حالا هیچ‌کس
‫نمی‌تونه بیاد تو.

146
00:09:21,811 --> 00:09:23,354
‫نمی‌تونم به بنزینم برسم.

147
00:09:24,188 --> 00:09:25,439
‫همه‌مون می‌میریم.

148
00:09:57,513 --> 00:10:01,559
‫می‌سوزه. می‌سوزه!

149
00:10:39,680 --> 00:10:41,349
‫حیف اون دوشی که گرفتم.

150
00:10:42,350 --> 00:10:44,393
‫نجاتم دادی.

151
00:10:44,393 --> 00:10:45,645
‫فعلاً.

152
00:10:45,645 --> 00:10:48,230
‫قصد دارم تو دور بعدی
‫دل و روده‌ت رو بریزم بیرون.

153
00:10:48,230 --> 00:10:50,274
‫ولی اول، باید از شر
‫این الدنگ‌ها خلاص شیم.

154
00:10:54,737 --> 00:10:55,821
‫یالا بلند شو.

155
00:11:37,988 --> 00:11:39,699
‫رفیق، داری چه غلطی می‌کنی؟

156
00:11:39,699 --> 00:11:41,575
‫نمی‌دونم.
‫فکر کردم تو، انگار،

157
00:11:41,575 --> 00:11:43,744
‫یه بسکتبالیست خبیثی
‫یا یه همچین چیزی.

158
00:11:43,786 --> 00:11:45,996
‫بسکتبالیست خبیث؟
‫این دیگه چه جونوریه؟

159
00:11:45,996 --> 00:11:48,749
‫ما داشتیم با اون
‫هیولای بستنی زمستونی

160
00:11:48,749 --> 00:11:51,168
‫و یه زن حشره‌ای زندگی می‌کردیم.
‫چطور اینجا من آدم بده شدم؟

161
00:11:54,964 --> 00:11:56,590
‫چی...
‫کجا داری می‌ری؟

162
00:11:56,674 --> 00:11:59,218
‫دنبال کوایت.
‫باید مطمئن شم حالش خوبه.

163
00:11:59,218 --> 00:12:01,554
‫عجب. مطمئنی
‫می‌خوای این کار رو بکنی؟

164
00:12:01,971 --> 00:12:03,389
‫تو کل ماجرا رو نمی‌دونی.

165
00:12:03,389 --> 00:12:05,141
‫می‌دونم که گند زدی.

166
00:12:05,141 --> 00:12:07,184
‫رابطه‌ها
‫بر اساس اعتماد ساخته می‌شن، جان.

167
00:12:07,184 --> 00:12:08,644
‫این‌ها احساسات
‫پیچیده‌ای هستن،

168
00:12:08,644 --> 00:12:09,729
‫و تو نمی‌فهمی.

169
00:12:09,729 --> 00:12:11,230
‫من نمی‌فهمم؟

170
00:12:11,230 --> 00:12:12,565
‫من خودم طلاق گرفتم.

171
00:12:23,576 --> 00:12:24,910
‫گندش بزنن!

172
00:12:27,538 --> 00:12:29,540
‫اون لامصب فردی کروگره؟

173
00:13:01,363 --> 00:13:02,907
‫اون گفت
‫قراره بمیریم؟

174
00:13:02,948 --> 00:13:04,408
‫چون اگه اون یارو
‫با دست‌های فلزی ترسیده باشه،

175
00:13:04,408 --> 00:13:05,534
‫دهنمون سرویسه.

176
00:13:05,910 --> 00:13:08,579
‫هی، گیلبرت گریپ،

177
00:13:09,789 --> 00:13:11,123
‫چه‌ته؟

178
00:13:11,123 --> 00:13:13,292
‫بدون بنزین نمی‌تونم بجنگم، رفیق.

179
00:13:13,292 --> 00:13:14,627
‫نمی‌تونم بجنگم، نمی‌تونم بکشم،

180
00:13:14,627 --> 00:13:15,753
‫همه‌مون به فنا رفتیم.

181
00:13:15,753 --> 00:13:17,922
‫لازمش دارم، رفیق.
‫بنزین رو لازم دارم.

182
00:13:17,922 --> 00:13:19,965
‫- من اون کوفتی رو لازم دارم!
‫- هی، رفیق، آروم باش.

183
00:13:20,007 --> 00:13:21,675
‫هیچ‌کس این دور
‫ماشینش رو نداره.

184
00:13:21,675 --> 00:13:24,136
‫من برای ماشینم
‫لازمش ندارم، کله‌پوک.

185
00:13:24,136 --> 00:13:26,680
‫من برای خودم لازمش دارم.
‫من می‌خورمش.

186
00:13:26,722 --> 00:13:29,767
‫من یه ماشین کشتارم که با
‫بنزین سوپر خالص کار می‌کنه.

187
00:13:29,767 --> 00:13:31,060
‫لعنتی!

188
00:13:32,311 --> 00:13:33,437
‫باشه.

189
00:13:33,813 --> 00:13:35,606
‫این خیلی فرق می‌کنه.

190
00:13:35,648 --> 00:13:38,609
‫بیا نظرات رو
‫کنار بذاریم، استوارت.

191
00:13:38,609 --> 00:13:40,486
‫اینجا یه منطقه‌ی
‫بدون قضاوته.

192
00:13:40,903 --> 00:13:43,030
‫الان گفت بنزین می‌خوره.

193
00:13:44,448 --> 00:13:46,659
‫می‌گی اینجا به بنزین
‫احتیاج داره؟

194
00:13:46,659 --> 00:13:49,036
‫اینجا چیزی‌ـه که
‫بهش احتیاج داری؟

195
00:13:49,036 --> 00:13:50,329
‫این چه کوفتیه؟

196
00:13:50,329 --> 00:13:52,039
‫هی، دِیو، دِیو، دِیو.

197
00:13:52,540 --> 00:13:55,543
‫فکر کنم هر دومون می‌دونیم
‫وقت چیه.

198
00:13:56,502 --> 00:13:58,337
‫گرفتم چی داری
‫می‌گی، مایکل.

199
00:13:59,547 --> 00:14:01,674
‫- چند تا صندلی بیار.
‫- حله، رفیق.

200
00:14:01,674 --> 00:14:03,843
‫وقت چیه؟

201
00:14:03,843 --> 00:14:05,511
‫وقتشه که دِیو
‫این گندکاری رو جمع کنه.

202
00:14:05,511 --> 00:14:06,887
‫وقت همینه.

203
00:14:06,887 --> 00:14:08,347
‫حرف کالیپسو رو نشنیدی؟

204
00:14:08,347 --> 00:14:09,640
‫یه گروه روانی
‫دارن سعی می‌کنن ما رو بکشن.

205
00:14:09,682 --> 00:14:10,850
‫اگه اکسل بهترین مبارز ماست،

206
00:14:10,850 --> 00:14:12,184
‫بیاین فقط
‫بنزین رو بهش بدیم.

207
00:14:12,184 --> 00:14:14,520
‫مهم‌ترین مبارزه‌ی اکسل

208
00:14:14,854 --> 00:14:16,230
‫اونیه که از درون باهاش می‌جنگه.

209
00:14:16,689 --> 00:14:18,232
‫آقایان،

210
00:14:19,441 --> 00:14:21,026
‫ما یه جلسه‌ی
‫ترک اعتیاد داریم.

211
00:14:21,026 --> 00:14:22,403
‫چی؟

212
00:14:24,238 --> 00:14:25,406
‫خوشت میاد.

213
00:14:38,919 --> 00:14:41,171
‫هیچ ایده‌ای داری این
‫آشغال‌ها کی هستن؟

214
00:14:41,171 --> 00:14:43,674
‫نُه نفر آخرالزمانی.
‫این‌ها دیوونه‌ی زنجیری‌ان.

215
00:14:43,883 --> 00:14:45,426
‫می‌دونی چرا
‫پوستشون زرده؟

216
00:14:45,426 --> 00:14:47,761
‫پایانه‌های عصبیشون رو می‌سوزونن
‫تا هیچی حس نکنن.

217
00:14:47,803 --> 00:14:49,263
‫خب جان کجاست؟

218
00:14:49,263 --> 00:14:51,265
‫فکر می‌کردم شما کله‌پوک‌ها
‫نمی‌تونین جایی تنها برین.

219
00:14:51,265 --> 00:14:53,434
‫- اون به تو مربوط نیست.
‫- لعنتی.

220
00:14:53,434 --> 00:14:56,395
‫پس حقیقت داره.
‫اون یه آرزوی دیگه کرده.

221
00:14:56,604 --> 00:14:58,939
‫خواهش می‌کنم، فکر می‌کنی این
‫عفریته‌های خبرچین حرف نمی‌زنن؟

222
00:14:59,398 --> 00:15:00,441
‫من اینجا دارم به

223
00:15:00,441 --> 00:15:01,775
‫خیر و صلاح
‫کل بشریت فکر می‌کنم.

224
00:15:01,817 --> 00:15:03,110
‫اون داره بالقوه
‫به همه‌ش گند می‌زنه

225
00:15:03,110 --> 00:15:04,278
‫فقط با فکر کردن به خودش.

226
00:15:04,278 --> 00:15:06,405
‫خب چه آرزویی کرد؟

227
00:15:06,614 --> 00:15:08,240
‫که خواهرش رو
‫به زندگی برگردونه.

228
00:15:08,240 --> 00:15:10,117
‫جالبه.

229
00:15:10,117 --> 00:15:11,744
‫این دیگه
‫چه معنی‌ای باید بده؟

230
00:15:11,744 --> 00:15:13,621
‫نمی‌دونم. اون شبیه
‫آدم‌هایی‌ـه که

231
00:15:13,621 --> 00:15:14,955
‫آرزو می‌کنن
قد فیل پول داشته باشن

232
00:15:14,955 --> 00:15:16,582
‫یا یه خونه که از آبنبات ساخته شده.

233
00:15:36,894 --> 00:15:39,855
‫چه روانی‌ای
‫همچین کاری می‌کنه؟

234
00:15:39,855 --> 00:15:42,524
‫خب، خب، خب...

235
00:15:42,566 --> 00:15:45,319
‫دخترهای محبوب کلاس اومدن.

236
00:15:45,319 --> 00:15:47,988
‫خدایا، نزدیک بود خودم رو
‫خیس کنم.

237
00:15:47,988 --> 00:15:49,198
‫سورپرایز شدی؟

238
00:15:49,239 --> 00:15:51,867
‫گمونم اونقدرها هم
‫بچه مثبت و اتوکشیده نیستم

239
00:15:51,867 --> 00:15:53,077
‫که فکر می‌کردید.

240
00:15:55,579 --> 00:15:57,081
‫خب، به نظر میاد
‫حواست به اینجا هست.

241
00:15:57,081 --> 00:15:58,332
‫آره. ما می‌ریم که دخل

242
00:15:58,332 --> 00:15:59,416
‫بقیه‌ی این الدنگ‌ها رو بیاریم.

243
00:15:59,416 --> 00:16:00,918
‫و... و... وایسین. من...

244
00:16:02,878 --> 00:16:04,421
‫فقط می‌خواستم بگم...

245
00:16:05,047 --> 00:16:06,340
‫موفق باشین...

246
00:16:06,548 --> 00:16:08,258
‫...هر جا که می‌رین.

247
00:16:08,676 --> 00:16:10,344
‫من فقط...

248
00:16:10,344 --> 00:16:12,012
‫من همین‌جا می‌مونم.

249
00:16:13,389 --> 00:16:14,807
‫تنهایی.

250
00:16:16,016 --> 00:16:17,935
‫خب، نه تنهایی.

251
00:16:17,935 --> 00:16:20,354
‫با تو، البته، ولی...

252
00:16:25,859 --> 00:16:27,695
‫می‌خوای
‫با ما بیای؟

253
00:16:29,279 --> 00:16:30,864
‫انگار این مورچه‌های کارگر

254
00:16:30,864 --> 00:16:32,992
‫تازه تبدیل به یه کلونی شدن.

255
00:16:34,201 --> 00:16:37,871
‫دورهمی دخترونه!

256
00:16:37,871 --> 00:16:39,456
‫می‌تونیم موهای
‫همدیگه رو ببافیم.

257
00:16:39,456 --> 00:16:41,166
‫می‌تونیم دورهمی شبونه بگیریم.
‫می‌تونیم...

258
00:16:41,208 --> 00:16:43,043
‫هیس!

259
00:16:46,588 --> 00:16:49,341
‫ما به سلاح احتیاج داریم.

260
00:16:49,383 --> 00:16:51,385
‫گندش بزنن، انگار یکی
‫همه‌ی چیزهای خوب رو برده.

261
00:16:51,385 --> 00:16:52,928
‫خب، نه بابا.

262
00:16:52,928 --> 00:16:54,388
‫خب، نه بابا

263
00:16:54,388 --> 00:16:55,764
‫مسخره‌بازی رو بذار کنار.

264
00:16:55,764 --> 00:16:57,141
‫دارم سعی می‌کنم یه
‫راه فرار از این مخمصه پیدا کنم.

265
00:16:57,182 --> 00:16:58,392
‫به خودت فشار نیار.

266
00:16:58,392 --> 00:17:00,602
‫من از بچگی داشتم اینجا
‫دووم میاوردم.

267
00:17:00,602 --> 00:17:01,770
‫می‌دونم دارم چی کار می‌کنم.

268
00:17:01,770 --> 00:17:03,355
‫آره؟
‫چند سالت بود؟

269
00:17:03,355 --> 00:17:05,357
‫- دوازده.
‫- هفت.

270
00:17:06,525 --> 00:17:08,736
‫خب، اون اول‌های
‫آخرالزمان بود،

271
00:17:08,736 --> 00:17:10,446
‫وقتی اوضاع واقعاً
‫خراب بود.

272
00:17:10,446 --> 00:17:12,948
‫آره،
‫شرط می‌بندم خیلی سخت بوده

273
00:17:12,948 --> 00:17:15,367
‫که کلی آذوقه
‫و غذا برای غارت کردن داشتی.

274
00:17:15,367 --> 00:17:16,618
‫تا وقتی نسل
‫من بهشون رسید،

275
00:17:16,618 --> 00:17:17,995
‫همه چیز جارو شده بود.

276
00:17:17,995 --> 00:17:19,997
‫پس تو می‌خوای همه چیز
‫آماده تقدیمت بشه؟

277
00:17:19,997 --> 00:17:23,125
‫وقتی من بچه بودم، باید
‫یه ماشین پیدا می‌کردی و می‌رفتی دنبالش.

278
00:17:23,125 --> 00:17:25,544
‫ماشین؟ کدوم ماشین؟
‫هیچی باقی نمونده بود

279
00:17:25,544 --> 00:17:28,088
‫بعد از اینکه قدیمی‌هایی مثل تو
‫همه‌شون رو برداشتن.

280
00:17:28,088 --> 00:17:30,424
‫خدایا، شرط می‌بندم قدیما
‫می‌تونستی همینجوری سکندری بخوری، بیفتی،

281
00:17:30,424 --> 00:17:31,759
‫و کله‌ت بخوره
‫به یه ماشین.

282
00:17:33,218 --> 00:17:35,012
‫نه. آره، خب،

283
00:17:35,012 --> 00:17:36,847
‫باید به یه گروه
‫یا چیزی ملحق می‌شدی.

284
00:17:38,474 --> 00:17:39,600
‫خب، نه بابا.

285
00:17:39,641 --> 00:17:41,727
‫فکر می‌کنی
‫من سعی نکردم؟

286
00:17:41,727 --> 00:17:43,479
‫هر کی رو که من
‫اون بیرون پیدا کردم

287
00:17:43,479 --> 00:17:45,439
‫یه بیمار عجیب
‫یا یه دیوونه بود.

288
00:17:45,439 --> 00:17:48,317
‫من هیچ‌وقت آدم‌هایی رو پیدا نکردم
‫که من رو دور و برشون بخوان...

289
00:17:48,817 --> 00:17:50,194
‫... که واقعاً من رو بفهمن.

290
00:17:53,155 --> 00:17:54,656
‫آره، این حس رو می‌شناسم.

291
00:17:56,867 --> 00:17:57,910
‫باشه، یالا.

292
00:17:57,951 --> 00:17:59,369
‫بین شما دو تا
‫چی شده؟

293
00:18:01,538 --> 00:18:03,665
‫دعوامون شد،
‫یه دعوای بزرگ.

294
00:18:05,709 --> 00:18:06,919
‫اون بهم گفت...

295
00:18:06,919 --> 00:18:09,171
‫... نمی‌تونه ریخت
‫من رو تحمل کنه.

296
00:18:09,171 --> 00:18:10,422
‫خب؟

297
00:18:11,673 --> 00:18:13,425
‫خب منم رفتم.

298
00:18:13,759 --> 00:18:15,928
‫پس تو راه
‫آسون رو انتخاب کردی.

299
00:18:15,928 --> 00:18:17,262
‫حرکت نامردانه‌ای بود.

300
00:18:21,892 --> 00:18:25,354
‫خب، هیچ ایده‌ای داری؟

301
00:18:26,438 --> 00:18:27,606
‫یکی.

302
00:18:32,778 --> 00:18:34,696
‫شکار امروز خوب بود.

303
00:18:34,696 --> 00:18:35,864
‫کله‌ها رو برام نگه دار.

304
00:18:35,906 --> 00:18:37,741
‫دوست دارم چشم‌ها رو بمکم.

305
00:18:40,911 --> 00:18:42,871
‫این دیگه چه کوفتیه؟

306
00:18:42,871 --> 00:18:44,248
‫بذار من امتحان کنم.

307
00:18:47,376 --> 00:18:48,919
‫قفل شده!

308
00:18:48,919 --> 00:18:51,547
‫متوجه شدیم.

309
00:18:51,547 --> 00:18:53,382
‫این‌ها دیگه از کجا
‫پیداشون شد؟

310
00:18:55,300 --> 00:18:56,927
‫آهای؟

311
00:18:56,927 --> 00:19:01,390
‫یا خدا،
‫این‌ها خیلی سریعن!

312
00:19:01,390 --> 00:19:03,392
‫بقیه کدوم گوری هستن؟

313
00:19:04,101 --> 00:19:06,228
‫ببین، رفیق، می‌دونم

314
00:19:06,228 --> 00:19:08,063
‫که حرف زدن در مورد گذشته
‫آسون نیست،

315
00:19:08,856 --> 00:19:10,399
‫ولی ما قضاوت نمی‌کنیم.

316
00:19:10,399 --> 00:19:11,775
‫اینجا یه فضای امنه.

317
00:19:13,777 --> 00:19:16,864
‫حس می‌کنم اینجا
‫در واقع یه فضای خطرناکه.

318
00:19:16,864 --> 00:19:18,115
‫واقعاً وقت این کارها رو داریم؟

319
00:19:18,157 --> 00:19:20,033
‫یکی از اون دریچه‌ها
‫احتمالاً به گاراژ می‌رسه

320
00:19:20,033 --> 00:19:22,327
‫- جایی که بنزین هست.
‫- هی، استو،

321
00:19:22,578 --> 00:19:24,913
‫به پروسه اعتماد کن.

322
00:19:27,207 --> 00:19:28,750
‫- آره.
‫-بگو، اکسل.

323
00:19:31,879 --> 00:19:34,214
‫زندگی من خوب شروع شد.

324
00:19:35,632 --> 00:19:37,217
‫ولی بعد از اینکه بابام رفت
‫اوضاع سخت شد.

325
00:19:37,217 --> 00:19:38,927
‫- آره. سخته.
‫-مشکلی نیست.

326
00:19:38,969 --> 00:19:41,096
‫اگه بخوام صادق باشم،
‫از دست دادن زنم سخت‌تر بود.

327
00:19:41,096 --> 00:19:42,389
‫لعنتی.

328
00:19:42,389 --> 00:19:44,183
‫اون طلاق گرفت
و با بابام ازدواج کرد

329
00:19:44,183 --> 00:19:47,686
‫- واو. واو.
‫- خب، مطمئنم...

330
00:19:47,728 --> 00:19:50,022
‫کارما جواب اون دو تا رو داده.

331
00:19:50,022 --> 00:19:51,231
‫نداده.

332
00:19:52,441 --> 00:19:54,526
‫اون‌ها ازدواج کردن
‫و به ناپا نقل مکان کردن.

333
00:19:54,526 --> 00:19:57,112
‫من؟ من تو
‫لوئیزیانا موندم.

334
00:19:57,529 --> 00:19:59,323
‫کار به سختی پیدا می‌شد.

335
00:20:00,032 --> 00:20:02,701
‫کلی بدهی
‫به آدم‌های ناجور بالا آوردم.

336
00:20:02,701 --> 00:20:04,203
‫پس شروع کردی
‫به بنزین خوردن؟

337
00:20:04,203 --> 00:20:07,206
‫نه. باید بدهیم
‫رو صاف می‌کردم.

338
00:20:07,206 --> 00:20:09,958
‫با کشتن.

339
00:20:11,752 --> 00:20:14,046
‫و یه روز یه کار گرفتم.

340
00:20:14,046 --> 00:20:15,422
‫یه مأموریت معمولی بود.

341
00:20:15,464 --> 00:20:17,132
‫همه رو از بین ببر.

342
00:20:20,177 --> 00:20:22,262
‫ولی یادشون رفت
‫یه چیزی رو بگن.

343
00:20:24,056 --> 00:20:25,140
‫یه بچه.

344
00:20:27,643 --> 00:20:29,353
‫پس تو به خاطر کشتن
‫یه بچه عذاب وجدان داری؟

345
00:20:29,394 --> 00:20:31,271
‫عوضی،
‫من هیچ بچه‌ای رو نکشتم.

346
00:20:31,313 --> 00:20:33,565
‫- من هیچ‌وقت یه بچه رو نمی‌کشم.
‫- البته که نه.

347
00:20:33,815 --> 00:20:35,776
‫من بچه رو از اونجا بردم،

348
00:20:35,776 --> 00:20:37,527
‫و باهم فرار کردیم.

349
00:20:37,527 --> 00:20:39,029
‫یه مدت طولانی

350
00:20:39,029 --> 00:20:40,906
‫فقط ما دو تا
‫تو جاده بودیم.

351
00:20:45,035 --> 00:20:46,620
‫روزهای خوبی بود.

352
00:20:48,497 --> 00:20:50,791
‫بهترین روزهای زندگیم.

353
00:20:50,791 --> 00:20:53,794
‫رفیق، یعنی، تو
‫بچه رو نجات دادی، درسته؟

354
00:20:54,044 --> 00:20:56,338
‫باید به خودت
‫افتخار کنی، برادر.

355
00:20:57,005 --> 00:20:58,340
‫یه روز...

356
00:21:00,509 --> 00:21:02,636
‫... کرکس‌ها به کمپم حمله کردن.

357
00:21:02,636 --> 00:21:05,472
‫تا جایی که می‌تونستم جنگیدم،
‫ولی بی‌هوشم کردن.

358
00:21:08,058 --> 00:21:11,687
‫آخرین چیزی که یادمه
‫فریاد اون بچه‌ست.

359
00:21:16,149 --> 00:21:18,151
‫وقتی به هوش اومدم،
‫بچه رفته بود.

360
00:21:23,115 --> 00:21:25,033
‫پس رفتم دنبالش بگردم.

361
00:21:26,118 --> 00:21:28,537
‫بعد با این
‫دانشمنده، زیمو، آشنا شدم.

362
00:21:31,581 --> 00:21:33,625
‫اون گفت
‫کمکم می‌کنه پیداش کنم.

363
00:21:34,126 --> 00:21:38,213
‫در عوض، من رو به دام انداخت،
‫شکنجه‌م کرد،

364
00:21:38,255 --> 00:21:39,715
‫روم آزمایش کرد.

365
00:21:42,426 --> 00:21:44,011
‫دست‌هام رو ازم گرفت.

366
00:21:46,596 --> 00:21:47,931
‫من رو تو چرخ‌ها گذاشت.

367
00:21:50,183 --> 00:21:52,269
‫و اون موقع بود که
‫بنزین وارد شد.

368
00:21:52,978 --> 00:21:54,938
‫اون موقع بود که شروع کردی
‫به بنزین خوردن.

369
00:21:54,938 --> 00:21:57,399
‫تنها چیزی که داشتم چرخ‌هام
‫و اون گالن بنزین بود،

370
00:21:57,399 --> 00:21:58,734
‫پس اگه به دستش بیاریم،

371
00:21:58,734 --> 00:22:00,360
‫باید سعی کنم یه ضرب
‫برم بالا.

372
00:22:00,569 --> 00:22:03,155
‫ببینین، رفقا،
‫من می‌دونم اینجا چه خبره.

373
00:22:03,155 --> 00:22:06,450
‫تو فکر می‌کنی بنزین
کنترلت می‌کنه

374
00:22:06,450 --> 00:22:10,370
‫درسته، ولی تو قبل از بنزین
‫داشتی آدم‌ها رو می‌کشتی.

375
00:22:10,662 --> 00:22:13,582
‫ببین، رفیق، جدی می‌گم،
‫من قبلاً گوشت آدم می‌خوردم.

376
00:22:13,582 --> 00:22:14,916
‫خیلی حال به هم زنه،

377
00:22:14,958 --> 00:22:16,752
‫و من رو به
‫یه آدم دیگه تبدیل کرد.

378
00:22:16,752 --> 00:22:19,421
‫ولی بالأخره،
‫یاد گرفتم خودم رو ببخشم

379
00:22:19,463 --> 00:22:21,214
‫و ازش گذشتم

380
00:22:21,214 --> 00:22:23,884
‫با یه‌کم کمک
‫از یه دوست.

381
00:22:26,887 --> 00:22:29,097
‫گفتن این برای تو آسونه.

382
00:22:29,139 --> 00:22:31,183
‫فقط منم
‫و چرخ‌هام.

383
00:22:37,064 --> 00:22:39,066
‫پس به ما تکیه کن.
‫دیگه تنها نیستی.

384
00:22:39,524 --> 00:22:42,152
‫ما بهت ایمان داریم
‫حتی اگه خودت الان نداشته باشی.

385
00:22:42,152 --> 00:22:44,863
‫ما می‌دونیم که تو
‫می‌تونی هر کسی رو بکشی

386
00:22:44,863 --> 00:22:46,239
‫اگه ذهنت رو
‫برای کشتن بذاری،

387
00:22:46,239 --> 00:22:47,699
‫حتی وقتی سر حالی.

388
00:22:47,741 --> 00:22:49,368
‫بهتر از این نمی‌تونستم بگم.

389
00:22:49,368 --> 00:22:50,660
‫حرف‌های قشنگی بود، استو.

390
00:22:51,286 --> 00:22:53,080
‫لعنتی!

391
00:23:01,296 --> 00:23:03,215
‫اکسل رو می‌خواین؟

392
00:23:03,507 --> 00:23:05,842
‫من اینجام،
‫بی‌همه‌چیزها!

393
00:23:10,680 --> 00:23:12,724
‫اکسل! اکسل!

394
00:23:12,766 --> 00:23:16,353
‫اکسل! اکسل! اکسل! اکسل!

395
00:23:16,353 --> 00:23:20,148
‫اکسل! اکسل!

396
00:23:26,488 --> 00:23:28,365
‫پس اون آرزو کرد
‫خواهرش برگرده؟

397
00:23:28,407 --> 00:23:30,242
‫این دقیقاً کجاش خودخواهیه؟

398
00:23:30,283 --> 00:23:31,993
‫آره. اینطور نیست که
‫آرزو کرده باشه، مثلاً،

399
00:23:31,993 --> 00:23:33,662
‫یه بدن حشره‌ای
‫یا بال‌های سوسک،

400
00:23:33,662 --> 00:23:34,746
‫یا یه همچین چیزی.

401
00:23:34,788 --> 00:23:36,623
‫باشه.
‫چیزی که آرزو کرد

402
00:23:36,623 --> 00:23:37,999
‫دقیقاً خودخواهانه نبود،

403
00:23:38,041 --> 00:23:39,584
‫ولی هنوزم مأموریت رو
‫به خطر انداخت.

404
00:23:39,584 --> 00:23:41,211
‫مأموریت تو رو به خطر انداخت.

405
00:23:41,211 --> 00:23:43,213
‫گمونم فکر کرد نجات دادن
‫یه نفر مهم‌تره.

406
00:23:43,213 --> 00:23:45,257
‫- من موافقم.
‫- این حقیقت رو عوض نمی‌کنه

407
00:23:45,257 --> 00:23:47,050
‫که اون این رو از من
‫مخفی نگه داشت.

408
00:23:47,050 --> 00:23:48,844
‫قرار بود ما
‫هوای همدیگه رو داشته باشیم.

409
00:23:48,844 --> 00:23:50,804
‫تو واقعاً
‫اینقدر نفهمی؟

410
00:23:50,846 --> 00:23:52,597
‫می‌دونی جان چند بار
‫سعی کرد

411
00:23:52,639 --> 00:23:54,391
‫از شهر من فرار کنه
‫تا برگرده پیش تو؟

412
00:23:54,391 --> 00:23:56,518
‫پونزده بار!

413
00:23:56,518 --> 00:23:58,645
‫اون کله‌پوک حتی
‫سرش رو هم شکوند

414
00:23:58,687 --> 00:24:01,356
‫وقتی از یه کایت
‫ساخته شده از جعبه پیتزا افتاد.

415
00:24:01,398 --> 00:24:03,191
‫اون اهل فکر کردن نیست.

416
00:24:03,191 --> 00:24:05,277
‫خدایا، شما دو تا احمق
‫برای هم ساخته شدین.

417
00:24:09,448 --> 00:24:11,741
‫ببخشید.
‫لگد داره میاد!

418
00:24:15,912 --> 00:24:18,415
‫تا حالا در مورد رونالد
‫براتون گفتم دخترها؟

419
00:24:18,415 --> 00:24:20,834
‫رونالد هینکلی.
‫عشق زندگی من بود...

420
00:24:20,876 --> 00:24:21,918
‫نه.

421
00:24:21,918 --> 00:24:23,962
‫یه دم اسبی
‫کوچولوی براق داشت،

422
00:24:24,004 --> 00:24:26,840
‫و تو گروه کُر
‫کلاس نهم سوپرانو می‌خوند.

423
00:24:26,882 --> 00:24:30,802
‫آره. وقتی می‌خوند
‫دلم یه جوری می‌شد که نگو.

424
00:24:30,844 --> 00:24:33,472
‫♪ اوه ماریا ♪

425
00:24:33,513 --> 00:24:35,140
‫برای هیچ‌کس مهم نیست!

426
00:24:37,976 --> 00:24:39,144
‫یه تابستون،

427
00:24:39,186 --> 00:24:40,645
‫اون تو کمپ فینچ بود،

428
00:24:40,645 --> 00:24:42,939
‫و من اون سر دنیا

429
00:24:42,939 --> 00:24:44,900
‫یه مایل اون‌ورتر

430
00:24:44,941 --> 00:24:47,194
‫تو کمپ شوداک بودم.

431
00:24:48,028 --> 00:24:49,613
‫پس می‌دونین
‫چی کار کردیم؟

432
00:24:50,906 --> 00:24:53,158
‫شب‌ها یواشکی
‫بیرون می‌زدیم

433
00:24:53,158 --> 00:24:54,743
‫تا بتونیم
‫همدیگه رو ببینیم.

434
00:24:57,579 --> 00:24:59,289
‫ما راهش رو پیدا کردیم.

435
00:24:59,289 --> 00:25:00,665
‫می‌دونین چرا؟

436
00:25:00,957 --> 00:25:03,084
‫چون با وجود
‫تفاوت‌هامون،

437
00:25:04,544 --> 00:25:05,879
‫ما عاشق بودیم.

438
00:25:09,049 --> 00:25:10,342
‫چه بلایی سر رونالد اومد؟

439
00:25:10,342 --> 00:25:12,511
‫وقتی توجه کافی بهم نشون نداد
‫شوتش کردم رفت.

440
00:25:12,552 --> 00:25:14,429
‫شما دخترا می‌دونین چی
‫می‌گم، هان؟

441
00:25:14,429 --> 00:25:16,097
‫قبل از اینکه لازم باشه
‫برسه به خونه.

442
00:25:17,557 --> 00:25:19,434
‫لعنتی.

443
00:25:19,476 --> 00:25:20,977
‫شماها فکر می‌کنین
‫اون جان بود؟

444
00:25:22,395 --> 00:25:23,855
‫یعنی، شاید
‫استو بوده باشه.

445
00:25:23,855 --> 00:25:25,190
‫نمی‌دونم.
‫باید بریم چک کنیم؟

446
00:25:26,233 --> 00:25:28,360
‫"باید بریم چک کنیم؟"

447
00:25:28,360 --> 00:25:30,779
‫شاید باید بریم چک کنیم.
‫بزن بریم.

448
00:26:10,569 --> 00:26:12,028
‫سورپرایز، عوضی!

449
00:26:23,290 --> 00:26:24,541
‫نه، نه، نه!

450
00:26:33,758 --> 00:26:35,176
‫آشوب، حالا!

451
00:26:47,939 --> 00:26:50,483
‫لعنت بهش.

452
00:26:50,984 --> 00:26:52,152
‫فکر کنم
‫خودش رو خیس کرد.

453
00:26:52,152 --> 00:26:53,612
‫- تو خوبی؟
‫- آره.

454
00:26:53,612 --> 00:26:55,363
‫آره، چرا؟
‫چیزی روم پاشیده؟

455
00:26:59,034 --> 00:27:00,535
‫یا خدا، چه دیوونه‌بازی‌ای بود.

456
00:27:00,535 --> 00:27:01,703
‫چطور این به ذهنت
‫رسید؟

457
00:27:01,703 --> 00:27:03,455
‫یه ماه تو یه فروشگاه فیلم
‫قایم شده بودم،

458
00:27:03,455 --> 00:27:05,498
‫و فقط با آبنبات مونده
‫و فیلم ترسناک زنده موندم.

459
00:27:05,498 --> 00:27:06,833
‫فیلم ترسناک؟

460
00:27:06,833 --> 00:27:08,460
‫عمراً.
‫اون خیلی ترسناکه.

461
00:27:08,460 --> 00:27:09,961
‫بزدل.

462
00:27:09,961 --> 00:27:11,338
‫بی‌خیال.
‫فیلم‌های ترسناک عالی‌ان.

463
00:27:11,338 --> 00:27:13,506
‫هرچند حاضر نیستم
‫"دریای آبی عمیق" رو ببینم.

464
00:27:13,506 --> 00:27:15,175
‫من با اقیانوس
‫و اون کوفتی‌هایی که

465
00:27:15,175 --> 00:27:16,301
‫توش زندگی می‌کنن
‫شوخی ندارم.

466
00:27:16,301 --> 00:27:17,218
‫خیلی ترسناکه.

467
00:27:17,260 --> 00:27:19,804
‫بالأخره، یکی فهمید
‫که اقیانوس چقدر مزخرفه!

468
00:27:21,973 --> 00:27:23,683
‫لعنتی.

469
00:27:26,019 --> 00:27:27,145
‫نگرانش نباش.

470
00:27:27,145 --> 00:27:28,605
‫جوری که ما دخل
‫اون یارو رو آوردیم،

471
00:27:28,605 --> 00:27:30,565
‫اگه با هم بمونیم،
‫می‌تونیم...

472
00:27:31,274 --> 00:27:32,442
‫لعنتی!

473
00:27:35,945 --> 00:27:37,530
‫- جان!
‫- کوایت.

474
00:27:37,530 --> 00:27:39,157
‫خدا رو شکر زنده‌ای.

475
00:27:39,157 --> 00:27:40,867
‫خب، یعنی، چشمش نزن.

476
00:27:50,752 --> 00:27:53,088
‫برین کنار!

477
00:27:53,088 --> 00:27:54,214
‫این با من.

478
00:28:52,772 --> 00:28:54,858
‫خدا رو شکر اون طرف ماست.

479
00:28:54,858 --> 00:28:55,942
‫آره، فعلاً.

480
00:28:55,942 --> 00:28:57,318
‫من انجامش دادم.

481
00:28:57,318 --> 00:28:59,154
‫بدون بنزین کشتم.

482
00:28:59,154 --> 00:29:00,363
‫خیلی خوب بودی، داداش.

483
00:29:00,363 --> 00:29:02,949
‫هی، تو اون دوازده قدم رو
‫ترکوندی.

484
00:29:02,949 --> 00:29:05,326
‫عالی.
‫کار عالی‌ای بود، اکسل.

485
00:29:06,828 --> 00:29:07,912
‫جدی می‌گم،

486
00:29:07,912 --> 00:29:10,582
‫نمی‌دونم از بین بردن
‫تنها نقطه‌ی ضعف این یارو

487
00:29:10,582 --> 00:29:12,083
‫بهترین ایده بود یا نه.

488
00:29:12,083 --> 00:29:15,086
‫استو! تو اینجایی.

489
00:29:15,086 --> 00:29:17,756
‫نمی‌دونم تو چطوری،
‫ولی من که روز خیلی سختی داشتم.

490
00:29:17,756 --> 00:29:19,174
‫خلاصه بگم،

491
00:29:19,174 --> 00:29:21,092
‫دکتر گفت
‫بدنم داغونه،

492
00:29:21,092 --> 00:29:23,303
‫پس به این زودی‌ها قرار نیست
‫بچه‌دار شم.

493
00:29:23,303 --> 00:29:25,972
‫و این باعث شد فکر کنم
‫و تو زندگیم بازنگری کنم،

494
00:29:25,972 --> 00:29:27,432
‫که چی می‌خوام.

495
00:29:28,224 --> 00:29:30,602
‫من تو رو به فرزندی قبول می‌کنم، پسرم.

496
00:29:31,102 --> 00:29:33,938
‫واو. چی؟

497
00:29:33,938 --> 00:29:36,399
‫باشه، کوچولو.

498
00:29:37,150 --> 00:29:40,153
‫برای توپ بازی با
‫بابات که خیلی پیر نیستی، هستی؟

499
00:29:40,570 --> 00:29:42,489
‫یالا، قهرمان.

500
00:29:42,489 --> 00:29:44,115
‫باید چشمت
‫به کله باشه.

501
00:29:46,451 --> 00:29:47,827
‫تبریک می‌گم،

502
00:29:47,827 --> 00:29:51,122
‫دوستان من،
‫به اون‌هایی که زنده موندن.

503
00:29:51,122 --> 00:29:53,792
‫نُه نفر آخرالزمانی
‫شکست خوردن.

504
00:29:54,000 --> 00:29:56,127
‫شما به عنوان یه تیم خوب کار می‌کنین.

505
00:29:56,503 --> 00:29:58,880
‫حیف شد، چون دور بعدی

506
00:29:58,880 --> 00:30:00,840
‫هر کی برای خودشه.

507
00:30:15,772 --> 00:30:16,773
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

508
00:30:19,234 --> 00:30:20,360
‫آره.

509
00:30:21,277 --> 00:30:22,612
‫کوایت،

510
00:30:23,613 --> 00:30:25,198
‫من متأسفم.

511
00:30:26,825 --> 00:30:28,618
‫بدجوری گند زدم.

512
00:30:30,703 --> 00:30:32,413
‫آره.

513
00:30:32,413 --> 00:30:35,333
‫یه تصمیم آنی گرفتم،
‫و پشیمونم.

514
00:30:45,760 --> 00:30:46,845
‫وقتی کریستا مُرد،

515
00:30:46,845 --> 00:30:50,056
‫ما واقعاً وقت نداشتیم
‫هضمش کنیم.

516
00:30:52,851 --> 00:30:54,310
‫برای اون متأسفم.

517
00:30:58,648 --> 00:31:00,400
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.

518
00:31:03,820 --> 00:31:05,655
‫اگه یه وقت خواستی
‫در موردش حرف بزنی،

519
00:31:06,990 --> 00:31:07,991
‫فقط بگو.

520
00:31:12,537 --> 00:31:13,997
‫فکر کنم
‫باید مال تو باشه.

521
00:31:20,712 --> 00:31:21,713
‫ممنون.

522
00:31:27,677 --> 00:31:29,679
‫یالا.

523
00:31:29,679 --> 00:31:31,306
‫می‌تونیم این رو درستش کنیم.
