﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,042
.

2
00:00:13,430 --> 00:00:15,849
[‏10 سال قبل]

3
00:00:16,474 --> 00:00:19,185
‫یادت باشه عزیزم، این اولین بارمونه
‫که تو شورا شرکت می‌کنیم.

4
00:00:19,310 --> 00:00:21,187
‫اون عوضی‌ها سعی می‌کنن
‫ما رو مجبور کنن

5
00:00:21,312 --> 00:00:23,440
‫یه معامله‌ی مزخرف رو قبول کنیم.
‫باید سرسخت باشی.

6
00:00:23,523 --> 00:00:24,649
‫من سرسختم!

7
00:00:27,277 --> 00:00:29,904
[پیتزای لبه پنیری]

8
00:00:32,073 --> 00:00:34,242
‫اینم «کریل»، همون غارتگری
‫که در موردش بهت گفتم،

9
00:00:34,325 --> 00:00:36,286
‫از رانچو کوکامونگا!

10
00:00:44,335 --> 00:00:46,296
‫واو.

11
00:00:48,673 --> 00:00:51,426
‫اون صندلی منه.

12
00:00:51,509 --> 00:00:53,803
‫چرا شرّت رو با اون ماتیکت کم نمی‌کنی،

13
00:00:53,887 --> 00:00:55,346
‫چون مردها باید
‫با هم صحبت کاری کنن.

14
00:00:55,346 --> 00:00:57,682
‫ببخشید، باکسر.

15
00:00:57,682 --> 00:00:59,100
‫هنوز دارم تربیتش می‌کنم.

16
00:01:12,030 --> 00:01:14,157
‫خب، فقط تو سایه‌ها
‫قایم نشو.

17
00:01:14,240 --> 00:01:16,034
‫بیا اینجا.

18
00:01:16,117 --> 00:01:18,161
‫تو با اون جدیده‌ـه هستی، درسته؟

19
00:01:18,203 --> 00:01:19,746
‫آره، فعلاً.

20
00:01:19,829 --> 00:01:22,457
‫راستی،
‫من کریستا هستم.

21
00:01:22,582 --> 00:01:24,459
‫- هی!
‫- می‌تونم یه قلپ از اون بخورم؟

22
00:01:24,584 --> 00:01:26,377
‫ممنون.
‫- خیلی‌خب،

23
00:01:26,461 --> 00:01:27,670
‫بریم سر
‫اصل مطلب.

24
00:01:27,754 --> 00:01:31,049
‫لور، تو بابت معامله‌ی ماه پیش
‫یه چیزی به من بدهکاری.

25
00:01:31,049 --> 00:01:32,967
‫این دیگه چه کوفتیه؟
‫نصف اون گلوله‌ها عمل نکردن.

26
00:01:32,967 --> 00:01:34,135
‫آره، تقصیر منه.

27
00:01:34,260 --> 00:01:36,137
‫درک یه قوطی کامل
‫نوشیدنی ریخت روشون.

28
00:01:36,179 --> 00:01:38,640
‫بی‌خیال گلوله‌ها می‌شم
‫و به جاش چند تا وسیله پزشکی اضافه می‌دم.

29
00:01:38,681 --> 00:01:41,184
‫کسی دستمال مرطوب بزرگ داره؟

30
00:01:41,267 --> 00:01:42,227
‫من.

31
00:01:42,310 --> 00:01:43,436
‫ولی من اون باتری‌هایی رو می‌خوام

32
00:01:43,520 --> 00:01:44,646
‫که برای روز مبادا
‫نگه داشتی.

33
00:01:44,771 --> 00:01:46,314
‫- اول باید دستمال مرطوب‌ها
‫رو بگیرم.

34
00:01:46,439 --> 00:01:47,941
‫هی، صبر کن.

35
00:01:48,024 --> 00:01:50,443
‫فکر می‌کردم اون بیرون مردها
‫دارن معامله می‌کنن.

36
00:01:54,155 --> 00:01:56,366
‫- ما کسایی هستیم که این پشت
‫معامله‌های واقعی رو انجام می‌دیم، عزیزم.

37
00:01:56,407 --> 00:01:58,952
‫اون بیرون فقط برای
.کل‌کل‌های همیشگی مردونه‌ست

38
00:02:03,665 --> 00:02:05,583
‫خب، ما رفتیم در رو
‫باز کنیم، خب؟

39
00:02:05,583 --> 00:02:06,668
‫و من انتظار داشتم
‫یه جسد ببینم،

40
00:02:06,668 --> 00:02:07,752
‫چون، بوش خیلی بد بود.

41
00:02:07,794 --> 00:02:10,338
‫و حدس نمی‌زنین
‫چی بود.

42
00:02:11,631 --> 00:02:13,758
‫اوه، بی‌خیال!

43
00:02:13,842 --> 00:02:16,970
‫این، مثلاً، خفن‌ترین
‫شوخی دستی‌ای که دیدم، جس!

44
00:02:19,347 --> 00:02:20,181
‫و این خیلی حال‌گیریه.

45
00:02:20,181 --> 00:02:21,766
‫باشه، پس من اصلاً
‫نمی‌خوام شما دخترها رو بکشم،

46
00:02:21,850 --> 00:02:23,351
‫ولی باکسر گفت، امم،
‫که باید این کار رو بکنم.

47
00:02:23,476 --> 00:02:25,937
‫این یه جور قدرت‌نمایی‌ـه
‫تا بتونه منابع رو کنترل کنه.

48
00:02:26,020 --> 00:02:29,357
‫ولی فقط برای اینکه واضح بگم،
‫من اصلاً دلم نمی‌خواد این کار رو بکنم.

49
00:02:29,482 --> 00:02:31,109
‫لعنتی.

50
00:02:31,192 --> 00:02:32,986
‫لعنتی، نمی‌خوام.

51
00:02:35,071 --> 00:02:36,823
‫ولی اگه
‫مجبور نبودی چی؟

52
00:02:40,285 --> 00:02:42,495
‫ما مزخرفاتشون رو
‫برای محافظت تحمل می‌کنیم، درسته؟

53
00:02:42,620 --> 00:02:44,289
‫ولی...

54
00:02:44,372 --> 00:02:45,832
‫به ما نگاه کنین!

55
00:02:45,915 --> 00:02:47,792
‫ما کنترل اوضاع رو
‫در دست داریم.

56
00:02:47,876 --> 00:02:49,335
‫پدرو گفته
‫ما نمی‌تونیم رانندگی کنیم.

57
00:02:49,419 --> 00:02:50,712
‫خب گور بابای پدرو.

58
00:02:50,837 --> 00:02:52,714
‫اون خیلی اهل دردسره.

59
00:02:52,839 --> 00:02:54,174
‫ما معامله‌ها رو انجام می‌دیم.

60
00:02:54,257 --> 00:02:57,677
‫ما لیاقتمون خیلی بیشتر
‫از فقط یه صندلی سر میزه.

61
00:02:57,760 --> 00:03:00,430
‫ما لیاقت کل این
‫اتاق لعنتی رو داریم.

62
00:03:02,640 --> 00:03:04,684
‫یا اینکه می‌خواین تا ابد
‫همون زن‌های بیچاره‌ای باشین

63
00:03:04,767 --> 00:03:06,436
‫که به دستشویی
‫تبعید شدن؟

64
00:03:09,189 --> 00:03:11,316
‫خیلی‌خب. وقتشه
‫ما هم کل‌کل کنیم.

65
00:03:13,610 --> 00:03:15,653
‫خب خانم‌ها و من
‫داشتیم صحبت می‌کردیم،

66
00:03:15,737 --> 00:03:19,699
‫و همه‌مون تصمیم گرفتیم
‫که شما رو قال بذاریم.

67
00:03:19,782 --> 00:03:23,745
‫حالا، این یه جدایی
‫دوستانه‌ست، پس...

68
00:03:23,828 --> 00:03:28,082
‫ما غذای بچه رو برای شما بچه‌ها
‫می‌ذاریم و بقیه رو برمی‌داریم.

69
00:03:28,166 --> 00:03:29,500
‫این‌ها شرایط ماست.

70
00:03:29,542 --> 00:03:30,710
‫می‌خواین بخواین، نمی‌خواین نخواین.

71
00:03:30,752 --> 00:03:32,670
‫شما نمک‌نشناس‌های بی‌لیاقت
‫می‌تونین برین،

72
00:03:32,712 --> 00:03:35,089
‫ولی اگه سعی کنین
‫به منابع ما دست بزنین

73
00:03:35,173 --> 00:03:36,758
‫قسم می‌خورم
‫می‌کشیمتون...

74
00:03:40,303 --> 00:03:42,555
‫کس دیگه‌ای
‫حرفی برای گفتن داره؟

75
00:03:44,390 --> 00:03:47,018
‫من فکر می‌کنم
‫تو یه عوضی‌ای.

76
00:03:48,603 --> 00:03:50,271
‫تو هیچی
‫بدون من نیستی.

77
00:03:50,396 --> 00:03:52,398
‫من پایه‌ی همه
‫کارهات بودم!

78
00:03:58,029 --> 00:04:01,741
‫خب، این همراهی دیگه
‫تموم شده، پس...

79
00:04:06,496 --> 00:04:10,959
[فلز درهم تنیده]

80
00:04:24,806 --> 00:04:26,432
‫خدایا.

81
00:04:28,559 --> 00:04:31,437
‫هی.

82
00:04:31,521 --> 00:04:32,605
‫هی!

83
00:04:33,564 --> 00:04:34,983
‫سلام.

84
00:04:35,108 --> 00:04:36,442
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

85
00:04:36,484 --> 00:04:37,860
‫نگران
‫لباست نباش.

86
00:04:37,902 --> 00:04:39,529
‫مجبور شدم تو رو
‫برای پیدا کردن اسلحه بگردم.

87
00:04:39,654 --> 00:04:42,699
‫فقط یکی پیدا کردم،
‫اون هم بی‌خطره.

88
00:04:42,699 --> 00:04:46,286
‫پس تو از
‫نیو سان‌فرانسیسکو فرار کردی؟

89
00:04:46,327 --> 00:04:48,454
‫تحسین‌برانگیزه.

90
00:04:48,538 --> 00:04:50,581
‫یا بهتره بگم، اگه جاسوس نبودی
‫تحسین‌برانگیز بود.

91
00:04:50,707 --> 00:04:52,000
‫جاسوس؟ من جاسوس نیستم.

92
00:04:52,083 --> 00:04:54,252
‫خودت رو به خنگی می‌زنی؟
‫حرکت کلاسیک جاسوس‌ها.

93
00:04:54,335 --> 00:04:55,837
‫یا شروع به حرف زدن می‌کنی،

94
00:04:55,962 --> 00:04:57,422
‫یا مامان شروع می‌کنه
‫به ور رفتن با

95
00:04:57,547 --> 00:04:59,549
‫اون گوش‌های کوچولوی
‫مزاحمت.

96
00:05:00,842 --> 00:05:02,302
‫چه مرگته، اشلی؟

97
00:05:02,385 --> 00:05:04,345
‫قرار بود وقتی بیدار شد بیای
‫و ما رو صدا کنی.

98
00:05:04,470 --> 00:05:06,889
‫منظورت اینه که،
‫مثلاً، همون موقع؟

99
00:05:07,015 --> 00:05:09,017
‫باشه.

100
00:05:09,100 --> 00:05:10,560
‫تو قبلاً باحال بودی.

101
00:05:10,643 --> 00:05:12,854
‫کوایت.

102
00:05:12,937 --> 00:05:14,439
‫خیلی خوشحالم
‫که می‌بینمت.

103
00:05:14,564 --> 00:05:17,358
‫خیلی حرف‌ها دارم
‫که بهت بگم.

104
00:05:17,483 --> 00:05:19,819
‫نیو سان‌فران،
‫یه تله بود.

105
00:05:19,902 --> 00:05:22,405
‫ریون سعی کرد من رو مجبور کنه
‫تمام روز بازی‌های ویدیویی کنم

106
00:05:22,530 --> 00:05:24,657
‫تا بتونم وارد مسابقات بشم
‫و آرزوش رو برآورده کنم،

107
00:05:24,741 --> 00:05:27,285
‫که به اون دوست عجیب و غریبش
‫که تو کماست کمک کنه.

108
00:05:29,078 --> 00:05:31,205
‫ام...

109
00:05:31,331 --> 00:05:32,999
‫من خوشحالم که می‌بینمت.

110
00:05:33,082 --> 00:05:34,250
‫منم از دیدنت
‫خوشحالم.

111
00:05:37,420 --> 00:05:40,006
‫و من تنها کسی نیستم
‫که از دیدنت هیجان‌زده‌ست.

112
00:05:43,092 --> 00:05:46,137
‫لیونل، منم.

113
00:05:46,429 --> 00:05:47,472
‫کریستا.

114
00:05:47,472 --> 00:05:51,267
‫حتماً اشتباه گرفتین.
‫اسم من جان‌ـه.

115
00:05:51,309 --> 00:05:54,395
‫آها، حافظه‌ت.

116
00:05:54,479 --> 00:05:56,022
‫ببخشید.

117
00:05:56,105 --> 00:06:00,276
‫خدایا، تو دقیقاً
‫همون شکلی هستی.

118
00:06:00,401 --> 00:06:01,486
‫فقط بدون ارتودنسی.

119
00:06:01,611 --> 00:06:03,196
‫تو از کجا می‌دونی
‫من ارتودنسی داشتم؟

120
00:06:03,196 --> 00:06:05,406
‫می‌دونم چون
‫من خواهرتم.

121
00:06:09,077 --> 00:06:10,411
‫هاه.

122
00:06:10,536 --> 00:06:13,581
‫واو. باشه.

123
00:06:15,666 --> 00:06:17,960
‫این...

124
00:06:18,878 --> 00:06:21,339
‫از دوباره دیدنت خوشبختم،
‫دوباره.

125
00:06:21,339 --> 00:06:22,340
‫باشه، باشه.

126
00:06:24,550 --> 00:06:26,844
‫خب...

127
00:06:26,928 --> 00:06:29,013
‫قضیه‌ی این
‫ماسک‌ها چیه؟

128
00:06:29,138 --> 00:06:30,223
‫و آدم‌های بیرون
‫هر روز بیشتر می‌شه.

129
00:06:30,306 --> 00:06:32,475
‫پس ما می‌جنگیم تا اوضاع
‫رو برابر کنیم.

130
00:06:32,558 --> 00:06:34,811
‫ما داریم تغییر واقعی ایجاد می‌کنیم.

131
00:06:34,936 --> 00:06:38,106
‫تعداد ما با هر جامعه‌ای
‫که آزاد می‌کنیم بیشتر می‌شه.

132
00:06:38,231 --> 00:06:39,774
‫چیزی که فقط
‫با چهار زن شروع شد

133
00:06:39,857 --> 00:06:41,025
‫تبدیل به این شد.

134
00:06:52,829 --> 00:06:54,247
‫این باید
‫اندازه‌ت باشه.

135
00:06:54,330 --> 00:06:56,916
‫همه این‌ها رو با یه
‫نگاه عجیب فهمیدی؟

136
00:06:56,999 --> 00:06:58,793
‫اونقدرام عجیب نبود.

137
00:07:02,839 --> 00:07:05,550
‫هی، عزیزم، می‌شه کمکم کنی
‫این رو باز کنم؟

138
00:07:05,633 --> 00:07:07,260
‫نفسم بالا نمیاد.

139
00:07:07,385 --> 00:07:08,845
‫شاید بعداً.

140
00:07:13,891 --> 00:07:15,226
‫بیا، این رو امتحان کن.

141
00:07:15,309 --> 00:07:16,811
‫با اون شلوار
‫خوب می‌شه.

142
00:07:16,894 --> 00:07:20,064
‫خب، از 20 سال گذشته
‫برام تعریف کن.

143
00:07:20,148 --> 00:07:21,399
‫می‌خوام همه چیز رو بدونم.

144
00:07:21,482 --> 00:07:23,943
‫خب، می‌دونی،
‫یه‌کم از این،

145
00:07:24,026 --> 00:07:25,236
‫یه‌کم از اون.

146
00:07:25,319 --> 00:07:27,363
‫پیک بودم.

147
00:07:27,447 --> 00:07:30,116
‫یه ماشین باحال داشتم.

148
00:07:30,199 --> 00:07:31,909
‫با «کوایت» آشنا شدم.

149
00:07:31,993 --> 00:07:33,161
‫و اینم از ما.

150
00:07:36,622 --> 00:07:38,124
‫دیده‌بان‌ها برگشتن.

151
00:07:38,207 --> 00:07:39,792
‫می‌خوای الان گزارش بدی
‫یا...

152
00:07:39,876 --> 00:07:40,877
‫الان خوبه.

153
00:07:43,254 --> 00:07:44,881
‫جدی، جان؟

154
00:07:45,006 --> 00:07:47,091
‫خواهرت 20 ساله
‫که تو رو ندیده.

155
00:07:47,175 --> 00:07:51,262
‫و بهترین چیزی که تونستی
‫بگی، پیک بودن بود؟

156
00:07:51,345 --> 00:07:53,681
‫فکر می‌کردم یه حسی
‫پیدا می‌کنم،

157
00:07:53,806 --> 00:07:56,058
‫لعنتی، یه چیزی یادم میاد،
‫ولی هیچی.

158
00:07:56,184 --> 00:07:58,728
‫به خواهر خودم نگاه می‌کنم
‫و...

159
00:07:58,853 --> 00:08:00,438
‫اون برای من یه غریبه‌ی
‫کامله.

160
00:08:03,983 --> 00:08:07,195
‫فقط خودت رو
‫ازش دور نکن.

161
00:08:07,195 --> 00:08:08,529
‫فقط چون
‫الان حسی نداری

162
00:08:08,571 --> 00:08:10,114
‫به این معنی نیست
‫که هیچوقت نخواهی داشت.

163
00:08:10,156 --> 00:08:11,324
‫حتماً.

164
00:08:13,242 --> 00:08:14,785
‫یالا.

165
00:08:14,869 --> 00:08:16,829
‫یکی رو دارم که
‫حتماً به یادت میاد.

166
00:08:25,004 --> 00:08:28,174
‫چشمم به جمالت روشن شد

167
00:08:30,092 --> 00:08:33,471
‫قیافه‌ش عالی شده.

168
00:08:33,554 --> 00:08:35,389
‫خب از وقتی من رفتم،

169
00:08:35,473 --> 00:08:38,434
‫به نظر میاد یه تغییراتی
‫دادی...

170
00:08:38,476 --> 00:08:39,560
‫تو ماشین.

171
00:08:39,644 --> 00:08:41,604
‫من بهشون می‌گم
‫ارتقا، ولی، آره.

172
00:08:41,646 --> 00:08:43,105
‫ارتقا، درسته.

173
00:08:43,231 --> 00:08:46,817
‫خب، «رودکیل» از وقتی من رفتم
‫مسافر جدیدی داشته؟
(قاتل جاده)

174
00:08:46,901 --> 00:08:47,985
‫چندتایی.

175
00:08:48,069 --> 00:08:49,820
‫نه که به تو
‫ربطی داشته باشه!

176
00:08:49,904 --> 00:08:52,782
‫نه، نه. ربطی نداره.
‫ماشین توئه، تصمیم با توئه.

177
00:08:52,907 --> 00:08:55,201
‫خب چندتا یعنی چندتا،
‫مثلاً، دوتا؟ دوازده‌تا؟

178
00:08:55,284 --> 00:08:57,203
‫ - جان.
‫ - باشه، باشه،

179
00:08:57,286 --> 00:08:59,080
‫خب باورت نمی‌شه

180
00:08:59,205 --> 00:09:01,916
‫ولی من یه جا پیدا کردم
‫که می‌تونیم بریم اونجا.

181
00:09:01,999 --> 00:09:04,544
‫پدربزرگم،
‫یه کلبه‌ی خانوادگی داشت.

182
00:09:04,669 --> 00:09:06,087
‫جاش خیلی پرته.

183
00:09:06,212 --> 00:09:08,756
‫بالای کوه‌های سیراست، خب؟
‫کلی هم جای ماهیگیری داره.

184
00:09:08,881 --> 00:09:10,716
‫می‌تونیم شام خودمون رو صید کنیم.

185
00:09:10,800 --> 00:09:13,094
‫هیچ‌کس پیدامون نمی‌کنه.
‫امنیت داریم.

186
00:09:13,219 --> 00:09:15,096
‫می‌تونیم با هم زندگی کنیم،
‫فقط من و تو.

187
00:09:16,764 --> 00:09:17,974
‫یعنی، اگه گروهت...

188
00:09:18,099 --> 00:09:19,725
‫بخوان بیان،
‫می‌تونن رو کاناپه بخوابن.

189
00:09:19,850 --> 00:09:20,768
‫مشکلی نیست.

190
00:09:21,435 --> 00:09:23,145
‫اون کلبه عالی
‫به نظر میاد، جان.

191
00:09:23,271 --> 00:09:25,398
‫ - آره؟
‫ - عالیه.

192
00:09:25,481 --> 00:09:27,900
‫ولی من نمی‌تونم فرار کنم.

193
00:09:30,486 --> 00:09:32,613
‫وقتی با «عروسک‌ها» آشنا شدم،
‫فهمیدم که داشتم

194
00:09:32,697 --> 00:09:36,242
‫علیه همه چیز می‌جنگیدم
‫به جای اینکه...

195
00:09:36,325 --> 00:09:37,451
‫برای یه چیزی بجنگم.

196
00:09:43,499 --> 00:09:47,086
‫من نمی‌تونم باهات بیام
‫چون...

197
00:09:47,169 --> 00:09:48,546
‫دارم وارد
‫مسابقات می‌شم.

198
00:09:48,671 --> 00:09:50,298
‫نه، نه، نه.

199
00:09:50,381 --> 00:09:52,758
‫اون مسابقات حکم
‫مرگ حتمی رو داره.

200
00:09:52,842 --> 00:09:54,969
‫ - آره، ولی اگه من ببرم...
‫- حالا داریم با اگه و مگر سر و کار داریم؟

201
00:09:55,011 --> 00:09:56,387
‫وقتی من ببرم،

202
00:09:56,387 --> 00:09:58,764
‫آرزو می‌کنم که
‫تمام دیوارهای شهر رو پایین بیارم.

203
00:09:58,806 --> 00:10:00,808
‫و بالأخره آدم‌های داخل
‫و بیرون دیوار رو

204
00:10:00,891 --> 00:10:02,310
‫تو یه زمین بازی برابر قرار بدم.

205
00:10:02,393 --> 00:10:04,437
‫اوضاع اینجا بده، جان،
‫و داره بدتر هم می‌شه.

206
00:10:04,520 --> 00:10:06,647
‫تو قراره با بی‌رحم‌ترین

207
00:10:06,731 --> 00:10:09,275
‫و خطرناک‌ترین راننده‌های
‫کشور سر و کار داشته باشی!

208
00:10:09,358 --> 00:10:11,819
‫شاید من بی‌رحم‌ترین،
‫خطرناک‌ترین راننده‌ی...

209
00:10:11,902 --> 00:10:13,029
‫کشور باشم.

210
00:10:13,112 --> 00:10:14,864
‫برو بابا!
‫باورش انقدر سخته؟

211
00:10:14,989 --> 00:10:16,699
‫من نمی‌خوام تو برای
‫اثباتش بمیری.

212
00:10:16,824 --> 00:10:18,951
‫تو نمی‌تونی همین‌طوری بعد از هفت ماه
‫اینجا پیدات بشه

213
00:10:18,951 --> 00:10:20,620
‫و شروع کنی
‫برای من تصمیم گرفتن.

214
00:10:20,620 --> 00:10:22,204
‫درسته. حال‌گیریه
‫وقتی آدم‌ها برات تصمیم می‌گیرن،

215
00:10:22,204 --> 00:10:23,289
‫ - نه؟
‫- می‌دونی چیه؟

216
00:10:23,372 --> 00:10:24,373
‫باورم نمی‌شه هنوز
‫از اون موضوع ناراحتی.

217
00:10:24,457 --> 00:10:27,084
‫تو گفتی تنها چیزی که می‌خوای
‫اینه که بری داخل.

218
00:10:27,209 --> 00:10:28,836
‫داشتی ازش دست می‌کشیدی.
‫باید ازم تشکر کنی!

219
00:10:28,919 --> 00:10:31,547
‫باید برای اینکه
‫بهم شلیک کردی ازت تشکر کنم؟

220
00:10:31,589 --> 00:10:34,008
‫کدوم بارش؟ چون داره
‫کمتر و کمتر بامزه می‌شه.

221
00:10:37,136 --> 00:10:40,848
‫- پدرسوخته‌ی کوچولو!
‫- کوایت!

222
00:10:41,557 --> 00:10:43,476
‫اگه فکر می‌کنی قراره
‫نظرم رو عوض کنم...

223
00:10:43,476 --> 00:10:46,062
‫تو حتی من رو نمی‌شناسی.

224
00:10:53,861 --> 00:10:55,363
‫هی، مشنگ.

225
00:10:55,446 --> 00:10:57,156
‫تو اون رو
‫بدون اجازه برداشتی،

226
00:10:57,239 --> 00:10:59,700
‫کوایت.
‫تقصیر من بود.

227
00:10:59,784 --> 00:11:02,036
‫اشلی ازم خواست
‫در رو باز کنم.

228
00:11:02,119 --> 00:11:03,704
‫کلیدهاش رو
‫تو ماشین جا گذاشته بود.

229
00:11:03,704 --> 00:11:06,207
‫دوباره.
‫دومین بار تو این ماه.

230
00:11:06,332 --> 00:11:08,084
‫آره. اشلی
‫واقعاً حواس‌پرته.

231
00:11:08,167 --> 00:11:11,087
‫جز اینکه نکته‌ی عجیبش اینه که
‫این در واقع ماشین اون نیست.

232
00:11:14,757 --> 00:11:16,759
‫چندتا از «عروسک‌ها»
‫باهمدیگه دپرس شدن.

233
00:11:16,884 --> 00:11:19,136
‫گاز استریل داره مثل برق و باد
‫از قفسه‌ها تموم می‌شه.

234
00:11:23,641 --> 00:11:25,935
‫باشه، مچم رو گرفتی.
‫من یه «عروسک» نیستم.

235
00:11:26,018 --> 00:11:28,062
‫نه بابا.
‫کی یواشکی اومدی تو؟

236
00:11:28,187 --> 00:11:30,231
‫دیروز. ببین، من...
‫من خیلی متأسفم.

237
00:11:30,356 --> 00:11:33,234
‫ولی واسه داداش کوچیکمه.
‫من اون رو تو کمپمون جا گذاشتم

238
00:11:33,317 --> 00:11:37,071
‫چند مایل عقب‌تر،
‫و حالش خیلی بده.

239
00:11:37,154 --> 00:11:39,657
‫یعنی، وضعش خیلی خرابه.

240
00:11:39,782 --> 00:11:42,326
‫قسم می‌خورم، من فقط
‫اون چیزی رو دزدیدم که لازم داشتم تا...

241
00:11:44,620 --> 00:11:46,497
‫راحتش کنی.

242
00:11:46,622 --> 00:11:47,498
‫باشه، باشه،
‫آروم باش.

243
00:11:47,498 --> 00:11:49,500
‫باشه، باشه،
‫آروم باش.

244
00:11:49,583 --> 00:11:52,378
‫یعنی، می‌تونیم این موضوع رو
‫مثل آدم بزرگ‌ها حل کنیم، درسته؟

245
00:11:52,461 --> 00:11:53,838
‫آره. می‌دونی،

246
00:11:53,838 --> 00:11:55,214
‫منم داشتم به همین
‫فکر می‌کردم.

247
00:11:59,260 --> 00:12:02,847
‫خب، قراره در مورد
‫موضوع اصلی صحبت کنیم؟

248
00:12:02,930 --> 00:12:05,433
‫داداشت آخرِ جذابیته.

249
00:12:05,558 --> 00:12:06,851
‫خیلی خوشحالم که
‫تو هم متوجه شدی.

250
00:12:06,892 --> 00:12:08,477
‫من حاضرم زنش بشم.

251
00:12:08,519 --> 00:12:10,312
‫من می‌خوام تا آخر عمر جوراب‌هاش رو بشورم.

252
00:12:10,354 --> 00:12:12,189
‫- نه!
‫- کریستا؟

253
00:12:12,732 --> 00:12:14,817
‫باید صحبت کنیم.

254
00:12:14,900 --> 00:12:16,152
‫تنهایی.

255
00:12:21,824 --> 00:12:23,242
‫تو «کوایت» رو شستشوی مغزی دادی.

256
00:12:23,367 --> 00:12:25,911
‫پس، نمی‌دونم، امم،
‫همین الان از شستشوی مغزی درش بیار.

257
00:12:26,036 --> 00:12:28,080
‫می‌خوای اون مزخرف رو دوباره تکرار کنی؟

258
00:12:28,122 --> 00:12:30,666
‫هیچ‌کس سرش رو نمی‌ندازه پایین بیاد تو چادر من
‫و بهم دستور بده،

259
00:12:30,666 --> 00:12:31,834
‫حتی اگه هم‌خونم باشه.

260
00:12:31,876 --> 00:12:34,253
‫تو نمی‌تونی بذاری
‫اون وارد اون مسابقات بشه!

261
00:12:34,295 --> 00:12:36,213
‫ما هنوز تصمیم نگرفتیم
‫کی وارد مسابقات بشه،

262
00:12:36,338 --> 00:12:37,965
‫ولی آره،
‫اون یه شرکت‌کننده‌ست.

263
00:12:38,048 --> 00:12:39,508
‫من «کوایت» رو می‌شناسم.
‫اون آماده نیست.

264
00:12:39,592 --> 00:12:41,969
‫تو «کوایت» رو می‌شناختی،
‫برای یه مدت کوتاه.

265
00:12:42,052 --> 00:12:44,096
‫من «کوایت» رو
‫هفت ماهه که می‌شناسم.

266
00:12:44,138 --> 00:12:46,557
‫به علاوه، مسابقات
‫فکر خود اون بود.

267
00:12:46,599 --> 00:12:49,018
‫ - فکر اون بود؟
‫- بله.

268
00:12:49,101 --> 00:12:51,979
‫ما هردومون می‌دونیم هیچ‌کس
‫نمی‌تونه اون دختر رو شستشوی مغزی بده.

269
00:12:52,062 --> 00:12:53,355
‫حتی اگه منم
‫با تو موافق بودم،

270
00:12:53,439 --> 00:12:56,275
‫که البته نیستم،
‫اون بازم این کار رو می‌کرد.

271
00:12:59,069 --> 00:13:01,405
‫می‌دونی که من راست می‌گم.
‫می‌تونم بفهمم.

272
00:13:03,616 --> 00:13:04,700
‫چطوری؟

273
00:13:04,784 --> 00:13:06,535
‫چون بابا هم قیافه‌ش
‫همین شکلی می‌شد

274
00:13:06,619 --> 00:13:08,245
‫وقتی می‌دونست
‫من راست می‌گم.

275
00:13:12,875 --> 00:13:16,212
‫هنوزم باورم نمی‌شه که تو
‫در مورد پدر و مادرمون نپرسیدی.

276
00:13:16,295 --> 00:13:18,422
‫یعنی، نمی‌خوای بدونی
‫چه اتفاقی براشون افتاد؟

277
00:13:20,549 --> 00:13:22,843
‫داستان خوبیه
‫یا داستان بدیه؟

278
00:13:26,430 --> 00:13:29,433
‫ممنون. نمی‌خواد بگی.

279
00:13:33,938 --> 00:13:36,148
‫از دورو بودن
‫لذت می‌بری؟

280
00:13:36,273 --> 00:13:38,192
‫شما «عروسک‌ها» همه‌ش
‫دزدی می‌کنین.

281
00:13:38,275 --> 00:13:39,735
‫قضیه پیچیده‌ست، بچه.

282
00:13:39,860 --> 00:13:41,570
‫هی، بهم نگو بچه.

283
00:13:41,654 --> 00:13:43,030
‫من «آشوب» هستم.

284
00:13:44,240 --> 00:13:45,741
‫- این اسم رو خودت رو خودت گذاشتی،
‫نه؟

285
00:13:45,825 --> 00:13:48,077
‫واو، واقعاً دارم در مورد
‫اسم از تو درس می‌گیرم،

286
00:13:48,118 --> 00:13:49,286
‫«کوایت»؟

287
00:13:49,286 --> 00:13:51,413
‫حداقل من اسمم رو
‫خودم نذاشتم.

288
00:13:51,497 --> 00:13:53,874
‫اینکه من رو اینجا نگه داشتی
‫فکر خیلی بدیه، باشه؟

289
00:13:53,958 --> 00:13:55,125
‫یه عده دنبالم هستن.

290
00:13:55,209 --> 00:13:57,086
‫آدم‌های خطرناک.

291
00:13:57,169 --> 00:13:59,046
‫و اگه من رو پیدا کنن،
‫خوشت نمیاد.

292
00:13:59,129 --> 00:14:01,966
‫خب،
‫پس تو آزادی که بری.

293
00:14:04,301 --> 00:14:05,761
‫امیدوارم اون بازوهای کوچولوت
‫قوی باشن.

294
00:14:05,845 --> 00:14:06,762
‫چی؟ بی‌خیال.

295
00:14:06,846 --> 00:14:08,722
‫با این کوفتی که نمی‌شه
‫درخت قطع کرد.

296
00:14:08,806 --> 00:14:09,849
‫شاید یه بوته.

297
00:14:09,974 --> 00:14:11,350
‫خب، بهتره
‫شروع کنی.

298
00:14:15,145 --> 00:14:17,398
هی، من جرمی‌ام

299
00:14:17,481 --> 00:14:19,400
‫خوشحالم که یه مذکر دیگه
‫این دور و بر می‌بینم.

300
00:14:19,483 --> 00:14:20,860
‫لطفاً سعی نکن
‫با من صمیمی بشی.

301
00:14:20,943 --> 00:14:22,862
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، گوش کنین.

302
00:14:22,945 --> 00:14:25,155
‫مسابقات «کالیپسو»
‫تا چند روز دیگه شروع می‌شه.

303
00:14:25,239 --> 00:14:28,993
‫یه فرصت برای تغییر
‫همه چیز برای همه‌مون.

304
00:14:29,076 --> 00:14:31,787
‫ - ولی احتمالش کمه.
‫- چه عرض کنم.

305
00:14:31,829 --> 00:14:33,289
‫ما به بیشترین تعداد «عروسک»
‫ممکن نیاز داریم

306
00:14:33,330 --> 00:14:35,416
‫تا به مبارزه‌مون
‫از اینجا ادامه بدیم.

307
00:14:35,416 --> 00:14:38,085
‫پس...

308
00:14:38,168 --> 00:14:42,715
‫ما یه «عروسک» می‌فرستیم،
‫و فقط و فقط یه «عروسک».

309
00:14:42,798 --> 00:14:45,885
‫اگه می‌خواین در نظر گرفته بشین،
‫بلند شین.

310
00:14:45,968 --> 00:14:47,553
‫من آماده‌ام هر پدرسوخته‌ای
‫رو که سر راهم قرار می‌گیره

311
00:14:47,636 --> 00:14:50,472
‫از سر راه بردارم
‫تا به آرزوم برسم.

312
00:14:50,556 --> 00:14:52,850
‫آرزومون.

313
00:14:52,933 --> 00:14:54,268
‫اشلی،
‫بشین سر جات.

314
00:14:54,351 --> 00:14:56,937
‫- هه، کله کدو.
‫من آماده‌ام.

315
00:14:57,021 --> 00:14:58,314
‫منم رانندگی می‌کنم.

316
00:15:01,483 --> 00:15:02,526
‫به نظر من،
‫وقتشه که

317
00:15:02,568 --> 00:15:04,904
‫صدای مردها
‫یه‌کم خاموش شه.

318
00:15:04,987 --> 00:15:07,323
‫تو نمی‌تونی رانندگی کنی.
‫تو یه «عروسک» نیستی.

319
00:15:08,949 --> 00:15:10,576
‫تو حرفی
‫برای گفتن داری؟

320
00:15:10,659 --> 00:15:12,453
‫مشکلی نیست؟

321
00:15:12,578 --> 00:15:14,288
‫می‌دونی، چون
‫منم یه «عروسک» نیستم.

322
00:15:14,413 --> 00:15:17,249
‫پس فقط می‌خوام بدونم
‫قوانین «عروسک‌ها» چیه.

323
00:15:17,333 --> 00:15:18,834
‫مگه اینکه...

324
00:15:18,959 --> 00:15:20,586
‫خب، وایسا.

325
00:15:20,669 --> 00:15:24,715
‫می‌ترسی در مقابل...
‫یه مرد رانندگی کنی؟

326
00:15:24,798 --> 00:15:26,008
‫چون از
‫اینجا که من می‌بینم،

327
00:15:26,133 --> 00:15:28,552
‫به نظر میاد فکر نمی‌کنی
‫می‌تونی شکستش بدی.

328
00:15:28,636 --> 00:15:31,055
‫و اگه نمی‌تونی،

329
00:15:31,096 --> 00:15:32,473
‫خب، پس چی
‫باعث می‌شه فکر کنی

330
00:15:32,473 --> 00:15:33,641
‫تو این مسابقات
‫شانسی داری؟

331
00:15:33,641 --> 00:15:34,224
‫کافیه!

332
00:15:37,561 --> 00:15:39,271
‫این بچه یه حرفی زد.

333
00:15:39,355 --> 00:15:41,607
‫باید ببینیم
‫کی عرضه‌ش رو داره،

334
00:15:41,690 --> 00:15:43,943
‫در مقابل هر رقیبی.

335
00:15:44,068 --> 00:15:46,820
‫و فقط یه راه
‫برای رسیدن به این نتیجه وجود داره.

336
00:15:46,904 --> 00:15:50,574
‫این نبرد قلب‌ها،
‫چرخ‌ها، و هوشه.

337
00:15:52,284 --> 00:15:54,620
‫برای جشن
‫آماده بشین.

338
00:15:54,703 --> 00:15:56,789
‫«عروسک‌ها»؟

339
00:15:56,872 --> 00:15:58,165
‫تو...

340
00:15:58,248 --> 00:15:59,959
‫تو واقعاً همین الان
‫پریدی وسط حرف من؟

341
00:16:02,711 --> 00:16:04,713
‫واقعاً می‌خوای برای
‫متوقف کردن من تا اینجا پیش بری؟

342
00:16:04,713 --> 00:16:07,007
‫تهدیدآمیز به نظر میای.
‫می‌ترسی کم بیاری؟

343
00:16:07,007 --> 00:16:09,093
‫هر کاری تو بتونی بکنی،
‫من برعکسش رو هم می‌تونم.

344
00:16:09,176 --> 00:16:11,136
‫پس فکر کنم نه.

345
00:16:11,220 --> 00:16:14,390
‫خدایا، تو خیلی
‫خنگ و بی‌بخاری.

346
00:16:14,515 --> 00:16:16,642
‫هی، ممنون که از
‫جنسیت ما دفاع کردی.

347
00:16:16,725 --> 00:16:19,019
‫به خاطر تو، منم وارد
‫این گود می‌شم، برادر.

348
00:16:23,065 --> 00:16:24,858
‫خیلی‌خب، خانم‌ها. آماده شید

349
00:16:43,460 --> 00:16:45,629
‫لعنت به من!

350
00:16:54,013 --> 00:16:55,389
‫هی!

351
00:16:55,472 --> 00:16:56,932
‫فکر نمی‌کردم بخوای
‫برای این هدف بجنگی

352
00:16:56,932 --> 00:16:58,767
‫ - اونم بعد از یه بعد از ظهر.
‫ - نمی‌جنگم.

353
00:16:58,767 --> 00:17:00,894
‫دارم سعی می‌کنم نذارم «کوایت»
‫زندگیش رو به باد بده.

354
00:17:00,978 --> 00:17:03,731
‫اگه این کاریه که باید برای
‫متوقف کردنش بکنم، باشه.

355
00:17:03,772 --> 00:17:04,815
‫متوقف کردنش؟

356
00:17:04,857 --> 00:17:06,900
‫گندش بزنن، تو قراره
‫پرواز اون دختر رو ببینی.

357
00:17:06,984 --> 00:17:09,611
‫سعی کن «شَرپنِل» رو
‫زیاد داغون نکنی.

358
00:17:09,737 --> 00:17:11,947
‫رو ماشینت اسم گذاشتی؟

359
00:17:12,072 --> 00:17:13,449
‫آره.

360
00:17:18,412 --> 00:17:19,913
‫«عروسک‌ها»...

361
00:17:20,039 --> 00:17:22,708
‫اولین نفری که از
‫خط پایان رد بشه،

362
00:17:22,791 --> 00:17:23,876
‫برنده‌ست.

363
00:17:32,926 --> 00:17:36,722
‫برنده نماینده‌ی
‫«عروسک‌ها» در مسابقات خواهد بود.

364
00:17:36,805 --> 00:17:38,766
‫خب، کی برای مسابقه آماده‌ست؟

365
00:17:55,240 --> 00:17:57,451
‫نه، نه!
‫برو، برو، برو!

366
00:17:57,576 --> 00:17:58,786
‫باشه. باشه، باشه.

367
00:17:58,911 --> 00:18:00,746
‫جرمی دوباره
‫داره گریه می‌کنه؟

368
00:18:00,829 --> 00:18:03,457
‫شاید اگه پاهام رو ماساژ بده
‫حالش بهتر بشه.

369
00:18:03,457 --> 00:18:04,541
‫جرمی!

370
00:18:07,544 --> 00:18:08,670
‫باشه.

371
00:18:17,012 --> 00:18:18,972
‫حالا داری
‫حرکت‌های من رو می‌زنی.

372
00:18:18,972 --> 00:18:20,682
‫احتمالاً فکر می‌کنه
‫این رو از اون یاد گرفتم.

373
00:18:28,190 --> 00:18:30,109
‫وقت آتیش‌بازیه.

374
00:18:32,861 --> 00:18:33,946
‫وای!

375
00:18:40,077 --> 00:18:42,996
‫آماده شو تا گرد و خاکم رو نوش...
‫لعنتی!

376
00:18:43,372 --> 00:18:45,666
‫تلاش خوبی بود، جان.

377
00:18:45,749 --> 00:18:46,875
‫از مقام دوم لذت ببر.

378
00:18:47,000 --> 00:18:49,336
‫لعنتی!

379
00:18:53,715 --> 00:18:55,676
‫بی‌خیال، رنگ؟
‫جدی؟!

380
00:19:00,055 --> 00:19:01,181
‫لعنتی.

381
00:19:10,524 --> 00:19:11,900
‫ممنون بابت شستشو.

382
00:19:18,031 --> 00:19:20,534
‫من این لعنتی رو
‫می‌برم!

383
00:19:20,659 --> 00:19:23,787
‫نه!
‫نه، لعنتی!

384
00:19:29,042 --> 00:19:30,169
‫لعنتی!

385
00:19:30,252 --> 00:19:31,837
‫حالا فقط من و تو موندیم.

386
00:19:34,089 --> 00:19:35,591
‫عمراً!

387
00:19:41,680 --> 00:19:43,473
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

388
00:19:44,224 --> 00:19:46,351
‫یالا!
‫یالا، عزیزم، یالا!

389
00:19:51,481 --> 00:19:53,692
‫- همه‌ش همین بود؟
‫- گندش بزنن.

390
00:19:53,775 --> 00:19:55,903
‫نه، هنوز نه.

391
00:20:04,953 --> 00:20:07,247
‫تلاش خوبی بود.

392
00:20:11,293 --> 00:20:13,170
‫برو کشکت رو بساب!

393
00:20:13,253 --> 00:20:14,713
‫به درک.

394
00:20:18,592 --> 00:20:20,093
‫لعنتی،
‫اون خیلی سریعه.

395
00:20:20,219 --> 00:20:22,054
‫خیلی سریع!

396
00:20:26,016 --> 00:20:27,726
‫لعنتی!

397
00:20:31,438 --> 00:20:32,856
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی!

398
00:20:38,946 --> 00:20:41,073
‫کوایت.

399
00:20:41,073 --> 00:20:42,157
‫خوبی؟

400
00:20:42,157 --> 00:20:43,825
‫- بذار کمکت کنم
‫- من خوبم، جان

401
00:20:43,951 --> 00:20:45,577
‫- خوبی؟
‫- گفتم خوبم لعنتی.

402
00:20:45,661 --> 00:20:48,455
‫به کمکت احتیاجی ندارم.

403
00:20:48,580 --> 00:20:50,958
‫خانم‌ها، «رودکیل» رو
‫ببرین به یه تعمیرگاه.

404
00:20:50,999 --> 00:20:52,000
‫اون یه مسابقات داره
‫که باید ببره،

405
00:20:52,042 --> 00:20:53,252
‫و خیلی بدجور
‫به یه دستی به سر و روش کشیدن نیاز داره.

406
00:20:58,465 --> 00:20:59,633
‫هی، اون بچه کجاست؟

407
00:20:59,716 --> 00:21:00,968
‫نمی‌دونم.
‫کی اهمیت می‌ده؟

408
00:21:02,261 --> 00:21:03,345
‫کجا داری می‌ری؟

409
00:21:03,345 --> 00:21:05,055
‫اون توله‌سگ
‫بهترین تبر من رو برداشته.

410
00:21:08,058 --> 00:21:10,310
‫بهت گفتم
‫اون کارش درسته.

411
00:21:10,394 --> 00:21:12,020
‫آره، می‌بینم.

412
00:21:17,442 --> 00:21:20,112
‫آشوب!

413
00:21:20,195 --> 00:21:22,322
‫توله‌سگ!

414
00:21:24,866 --> 00:21:27,661
‫تبرم رو پس می‌خوام!

415
00:21:27,786 --> 00:21:30,372
‫پسش بیار و شاید
‫باهاش نکشمت.

416
00:21:36,420 --> 00:21:38,046
‫فقط اومدم تبریک بگم.

417
00:21:38,171 --> 00:21:39,506
‫ممنون.

418
00:21:42,884 --> 00:21:47,097
‫من یه آدم ضعیف رو می‌بینم.

419
00:21:47,222 --> 00:21:49,099
‫اینجا چه غلطی
‫می‌کنی؟

420
00:21:49,224 --> 00:21:50,434
‫فرار کن!

421
00:21:57,232 --> 00:21:58,775
‫این دیگه چه کوفتیه؟

422
00:21:58,900 --> 00:22:00,944
‫این عوضی‌های
‫بی‌قرار رو نگاه.

423
00:22:00,986 --> 00:22:02,070
‫الان نه.

424
00:22:04,239 --> 00:22:05,282
‫تو یه چیزی
‫از من داری.

425
00:22:05,407 --> 00:22:08,076
‫دختر از غار دزدی کرد.

426
00:22:08,201 --> 00:22:09,453
‫غذای ما!

427
00:22:09,578 --> 00:22:10,912
‫کنسروهای ما!

428
00:22:10,996 --> 00:22:12,289
‫دختر باید تاوان بده!

429
00:22:12,414 --> 00:22:15,334
‫«دختر باید تاوان بده.»

430
00:22:15,375 --> 00:22:17,002
‫هی، شما بچه‌ها
‫بدجور به نقشتون متعهدین.

431
00:22:17,002 --> 00:22:17,794
‫خوشم میاد.

432
00:22:17,794 --> 00:22:19,046
‫هرچقدر می‌خواین
‫دختره رو مجبور به تاوان دادن کنین.

433
00:22:19,046 --> 00:22:21,256
‫ببرینش به اون غار عجیب و
‫غریب و درب و داغونتون.

434
00:22:21,298 --> 00:22:23,008
‫برام مهم نیست.
‫من برای اون تبر اینجام.

435
00:22:27,387 --> 00:22:29,097
‫باشه، باشه.
‫یالا، بچه‌ها.

436
00:22:29,222 --> 00:22:33,060
‫ببینین، من جان هستم.
‫اینم «کوایت».

437
00:22:33,143 --> 00:22:34,978
‫بذارین با یه جوک
‫فضا رو عوض کنم.

438
00:22:35,103 --> 00:22:38,190
‫چطوره؟
‫یکی بود یکی نبود.

439
00:22:38,231 --> 00:22:39,441
‫فرار کن!

440
00:22:40,692 --> 00:22:42,736
‫سگ آهنی بلند پارس می‌کنه!

441
00:22:42,819 --> 00:22:44,613
‫آره، آره،
‫از سگ آهنی بترسین!

442
00:22:54,498 --> 00:22:56,166
‫ - خوبی؟
‫- ما تمام این راه رو اومدیم

443
00:22:56,208 --> 00:22:57,667
‫و حالا داریم با
‫غارنشین‌ها می‌جنگیم؟!

444
00:23:03,006 --> 00:23:04,758
‫نمی‌بینم! نمی‌بینم!

445
00:23:07,469 --> 00:23:08,762
‫تبرهای من
‫کدوم گوریه؟

446
00:23:08,845 --> 00:23:09,971
‫کوایت!

447
00:23:23,652 --> 00:23:25,445
‫گندش بزنن.

448
00:23:25,529 --> 00:23:27,989
‫مطمئناً فکر نمی‌کردم
‫که این کار جواب بده.

449
00:23:28,115 --> 00:23:30,534
‫به نظر میاد تو اون هفت ماه
‫خیلی چیزها یاد گرفتی.

450
00:23:30,575 --> 00:23:31,660
‫تو هم همینطور.

451
00:23:31,660 --> 00:23:33,161
‫از کجا یاد گرفتی
‫اونجوری مشت بزنی؟

452
00:23:33,161 --> 00:23:34,663
‫ما تو شهر «مورتال کامبت» داشتیم.

453
00:23:34,663 --> 00:23:36,206
‫خب، خدا رو شکر
‫برای هرچی که هست.

454
00:23:38,917 --> 00:23:40,710
‫عجیبه اگه اعتراف کنم
‫یه جورایی خوش گذشت؟

455
00:23:40,836 --> 00:23:42,003
‫اصلاً عجیب نیست.

456
00:23:42,087 --> 00:23:43,713
‫خوب بود که برای
‫آخرین بار انجامش دادیم.

457
00:23:43,839 --> 00:23:45,257
‫خب، لازم نیست
‫آخرین بار باشه.

458
00:23:45,340 --> 00:23:47,968
‫اون تفنگ کجاست؟
‫می‌خوام بذارمش تو دهنم.

459
00:23:48,051 --> 00:23:49,511
‫ممنون که هوام رو
‫داشتی، جان.

460
00:23:49,511 --> 00:23:50,804
‫خیلی‌خب.

461
00:23:52,556 --> 00:23:54,141
‫وقتی دیوارها
‫پایین اومدن می‌بینمت.

462
00:24:19,458 --> 00:24:21,501
‫چطوری، لیونل؟

463
00:24:21,585 --> 00:24:25,005
‫هیچی.
‫فقط داشتم با غارنشین‌ها می‌جنگیدم.

464
00:24:27,716 --> 00:24:30,218
‫آره، شنیدم تو و «کوایت»
‫تیم خیلی خوبی می‌شین.

465
00:24:30,343 --> 00:24:32,804
‫درست مثل قدیما.

466
00:24:32,888 --> 00:24:35,849
‫حتماً سخته که بالأخره
‫با یکی دوباره متحد بشی

467
00:24:35,932 --> 00:24:38,602
‫و فقط بفهمی که
‫اون دیگه همون آدم سابق نیست.

468
00:24:40,729 --> 00:24:43,023
‫کاش می‌تونستم
‫این رو درک کنم.

469
00:24:45,233 --> 00:24:46,902
‫ببین، می‌دونم به
‫مبارزه‌ی ما اعتقاد نداری،

470
00:24:47,027 --> 00:24:51,573
‫ولی اون دیوارها دلیل
‫مرگ پدر و مادر ما هستن.

471
00:24:51,698 --> 00:24:54,743
‫اون‌ها دلیل مرگ
‫برادر «کوایت» هستن.

472
00:24:54,868 --> 00:24:57,329
‫پس ما کی هستیم
‫که بخوایم جلوش رو بگیریم

473
00:24:57,412 --> 00:24:59,414
‫تا در موردش
‫یه کاری بکنه؟

474
00:25:01,875 --> 00:25:05,670
‫ببین، می‌فهمم.
‫نمی‌خوای اون بمیره.

475
00:25:05,754 --> 00:25:07,297
‫تو نمی‌تونی نجاتش بدی.

476
00:25:09,716 --> 00:25:13,303
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی
‫اینه که کنارش باشی

477
00:25:13,428 --> 00:25:15,805
‫و اگه خواست
‫هواش رو داشته باشی.

478
00:25:20,602 --> 00:25:21,770
‫ممنون.

479
00:25:26,274 --> 00:25:28,443
‫خب، چطوری اون
‫ارتودنسی‌ها رو باز کردی، هان؟

480
00:25:28,527 --> 00:25:31,488
‫ - داستان خوب یا داستان بد؟
‫ - داستان طولانی.

481
00:25:31,613 --> 00:25:34,032
‫من وقت دارم.

482
00:25:39,412 --> 00:25:41,039
‫بی‌خیال، واقعاً؟

483
00:25:41,122 --> 00:25:43,458
‫تو من رو نجات می‌دی و بعد
‫همین‌جا ولم می‌کنی تا بمیرم؟

484
00:25:43,500 --> 00:25:44,709
‫تو اینجا
‫با «عروسک‌ها» می‌مونی.

485
00:25:44,751 --> 00:25:46,670
‫شاید قبلاً می‌تونستی
‫تنهایی از پس خودت بر بیای،

486
00:25:46,711 --> 00:25:49,130
‫ولی امروز اون زبون دروغگوت
‫داشت به کشتنت می‌داد.

487
00:25:49,214 --> 00:25:51,591
‫«عروسک‌ها» هوات رو دارن.

488
00:25:51,675 --> 00:25:53,468
‫گاهی وقتا به این بیشتر
‫از هر چیزی نیاز داری.

489
00:25:53,593 --> 00:25:56,513
‫چی، مثل تو و جان؟

490
00:25:56,638 --> 00:26:00,141
‫نه. نه.
‫اون خیلی فرق داره.

491
00:26:00,183 --> 00:26:01,268
‫می‌فهمم.

492
00:26:01,309 --> 00:26:02,852
‫منم همین ماجرا رو
‫با همسر سابقم داشتم.

493
00:26:02,852 --> 00:26:05,021
‫ - همسر سابقت؟
‫- آره.

494
00:26:05,063 --> 00:26:07,566
‫من و جین درست بعد از
‫فارغ‌التحصیلیم ازدواج کردیم.

495
00:26:07,649 --> 00:26:09,693
‫خدایا، اون ماه عسل
‫عجیبی بود.

496
00:26:09,818 --> 00:26:13,655
‫- همسن خودت بود؟
‫- نه، نه، خیلی جوون‌تر بود.

497
00:26:13,738 --> 00:26:16,741
‫ولی بعد فهمیدم
‫که به جین احتیاجی ندارم.

498
00:26:16,825 --> 00:26:18,034
‫پس من باهات موافقم.

499
00:26:18,159 --> 00:26:19,744
‫اگه به جان احتیاج نداری،
‫ولش کن.

500
00:26:19,828 --> 00:26:22,914
‫یعنی، کی اصلاً یه پیرمرد
‫پرحرف رو دور و برش می‌خواد؟

501
00:26:22,998 --> 00:26:26,209
‫- اون خیلی پیره.
‫- آره. چند سالشه، مثلاً، 60؟

502
00:26:26,334 --> 00:26:28,253
‫- باشه.
‫- 70؟ 80؟

503
00:26:28,336 --> 00:26:31,006
‫بی‌خیال، بامزه بود.
‫داشتیم صمیمی می‌شدیم!

504
00:26:41,850 --> 00:26:43,602
‫«عروسک»‌های بیشتری وارد
‫مسابقات می‌شن؟

505
00:26:43,685 --> 00:26:46,980
‫فقط یه‌کم محافظت اضافه
‫تو مسیرم.

506
00:26:47,063 --> 00:26:49,482
‫ببین، من هنوزم فکر می‌کنم
‫مسابقات فکر بدیه،

507
00:26:49,566 --> 00:26:52,944
‫ولی مشخصه که
‫تو به من احتیاجی نداری.

508
00:26:53,028 --> 00:26:56,865
‫تو خیلی خفنی، «کوایت».
‫من تشویقت می‌کنم.

509
00:27:00,035 --> 00:27:02,579
‫ببین، داشتم فکر می‌کردم...

510
00:27:02,704 --> 00:27:05,248
‫شاید تو باید با من بیای.

511
00:27:05,373 --> 00:27:08,460
‫ببخشید، تو همین الان...
‫چی؟

512
00:27:08,543 --> 00:27:09,961
‫می‌دونی چیه؟
‫خفه شو!

513
00:27:13,590 --> 00:27:15,884
‫با من بیا.

514
00:27:15,967 --> 00:27:18,678
‫نمی‌خوام مزاحم
‫کارت بشم.

515
00:27:18,762 --> 00:27:20,805
‫فقط برای اینکه کاملاً
‫روشن باشه،

516
00:27:20,889 --> 00:27:23,058
‫جان دو، من برای بردن
‫به کمک تو احتیاجی ندارم.

517
00:27:23,141 --> 00:27:25,727
‫نه، نه.

518
00:27:25,810 --> 00:27:28,897
‫من فقط می‌خوام
‫کنارم باشی وقتی که من...

519
00:27:31,107 --> 00:27:32,484
‫ما می‌بریم.

520
00:27:32,567 --> 00:27:33,985
‫بذار برنامه‌م رو چک کنم.

521
00:27:37,864 --> 00:27:40,075
‫شانس آوردی که وقتم آزاده.

522
00:27:42,327 --> 00:27:44,621
‫خیلی‌خب،
‫بزنیم به جاده!

523
00:27:44,746 --> 00:27:46,081
‫اگه شما دوتا
‫می‌خواین ببرین،

524
00:27:46,206 --> 00:27:48,124
‫به چندتا سلاح
‫مخصوص نیاز دارین.

525
00:27:48,249 --> 00:27:51,795
‫و خفن‌ترین، کشنده‌ترین،
‫و قوی‌ترین سلاح‌های مخصوص

526
00:27:51,920 --> 00:27:54,214
‫فقط تو یه جا
‫پیدا می‌شه.

527
00:27:54,297 --> 00:27:55,799
‫شهر دیزل.

528
00:28:14,359 --> 00:28:18,905
[بیمارستان روانی بلک‌فیلد]

529
00:28:49,894 --> 00:28:53,231
‫رانندگی می‌کنین، آقای گریم؟

530
00:29:06,870 --> 00:29:09,372
‫بله.

531
00:29:09,497 --> 00:29:10,957
‫رانندگی می‌کنیم.
