﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:01,167 --> 00:00:04,921
[آنچه خواهید دید در انتهای اپیزود]

3
00:00:10,385 --> 00:00:11,928
[آنچه گذشت]

4
00:00:11,970 --> 00:00:14,097
...به چند نفر از افرادم حمله شده و

5
00:00:14,139 --> 00:00:15,432
ول‌شون کردن تا بمیرن

6
00:00:15,473 --> 00:00:17,225
یکی از افرادم تونسته فرار کنه

7
00:00:17,225 --> 00:00:19,936
دیشب با دو نفر دیگه غیبش زد

8
00:00:21,021 --> 00:00:22,397
‫داره نفس می‌کشه.

9
00:00:22,397 --> 00:00:23,606
باید می‌دیدمش

10
00:00:23,606 --> 00:00:25,191
‫شاید امن‌تره که
‫ما ندونیم.

11
00:00:25,191 --> 00:00:27,193
‫اینجوری «فده» هم گمراه می‌شه،
‫و اون می‌تونه بهتر بشه.

12
00:00:27,235 --> 00:00:29,446
‫اون‌ها از «ال آلکازار»
‫داروی جدید دارن.

13
00:00:29,612 --> 00:00:30,905
‫اون کاروان بعدش
‫کجا میره؟

14
00:00:30,905 --> 00:00:32,490
‫احتمالاً بارسلونا.

15
00:00:32,532 --> 00:00:34,325
‫دریل دنبالشون رفت
‫تا «یوستینا» رو بیاره.

16
00:01:26,211 --> 00:01:28,463
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

17
00:01:28,546 --> 00:01:30,799
‫منم می‌تونستم همین سؤال رو
‫از تو بپرسم.

18
00:01:32,759 --> 00:01:35,303
‫فکر کردم شاید تو بارسلونا
‫به یه راهنمای تور احتیاج داشته باشی.

19
00:01:42,769 --> 00:01:45,480
به قیافه‌ات نمی‌خوره
همچین بطری‌ای دستت بگیری

20
00:01:45,563 --> 00:01:46,815
‫حالا هرچی.

21
00:01:48,274 --> 00:01:49,442
‫بزن بریم.

22
00:02:11,256 --> 00:02:14,759
[بارسلونا، 85 کیلومتر]

23
00:02:36,281 --> 00:02:39,409
[مردگان متحرک: دریل دیکسون]
[فصل سوم]

24
00:02:40,410 --> 00:02:44,414
[قسمت ششم: قاچاق]

25
00:02:53,006 --> 00:02:55,884
‫بچه که بودیم عاشق این بودم
‫که با دخترخاله‌هام بیام اینجا.

26
00:02:57,135 --> 00:02:59,429
‫نمی‌دونستم
‫بارسلونا اینقدر بزرگه.

27
00:03:02,140 --> 00:03:03,808
‫اون طرف...

28
00:03:05,185 --> 00:03:08,646
‫...«سیوتات وِیّا»ـست،
‫محله‌ی قدیمی گوتیک.

29
00:03:08,730 --> 00:03:11,191
‫کاروان قراره بره اونجا.

30
00:03:11,274 --> 00:03:13,443
‫خیلی‌خب، راه رو نشون بده.

31
00:03:13,526 --> 00:03:16,029
‫ما خودمون به تنهایی
‫نمی‌تونیم از پسش بربیایم.

32
00:03:16,070 --> 00:03:17,655
‫نه، مشکلی پیش نمیاد.

33
00:03:19,115 --> 00:03:21,242
‫من اینجا آدم‌هایی رو می‌شناسم.
‫اون‌ها می‌تونن کمک کنن.

34
00:03:21,367 --> 00:03:22,911
‫ما بهشون احتیاجی نداریم.

35
00:03:26,289 --> 00:03:28,875
‫اوایل که شروع شد، با دوستم
‫«نِرِآ» اومدم اینجا.

36
00:03:29,584 --> 00:03:32,170
‫اینجا یه جامعه‌ی پناهنده‌ها بود.

37
00:03:32,253 --> 00:03:34,214
‫اون‌ها ما رو پذیرفتن.

38
00:03:34,380 --> 00:03:35,840
‫خب، اونجا عاشق
‫یه مردی شد

39
00:03:35,965 --> 00:03:37,967
‫و تصمیم گرفت که بمونه.

40
00:03:38,092 --> 00:03:39,719
‫ولی تو به حرکت ادامه دادی؟

41
00:03:44,599 --> 00:03:46,142
‫من...

42
00:03:46,226 --> 00:03:47,852
‫من دنبال یه نفر می‌گشتم.

43
00:03:54,192 --> 00:03:57,779
‫باید راه بیوفتیم.
‫بریم دوستت رو پیدا کنیم.

44
00:03:57,820 --> 00:03:58,988
‫دنبالم بیا.

45
00:04:47,287 --> 00:04:50,081
‫چه مدت تو بارسلونا
‫زندگی کردی؟

46
00:04:50,123 --> 00:04:53,167
‫چهار سال قبل از
‫«سقوط».

47
00:04:53,251 --> 00:04:55,378
‫من واقعاً می‌خواستم فیلم بسازم.

48
00:04:58,923 --> 00:05:01,009
‫تو بیشتر از یه خوره‌ی فیلمی.

49
00:05:01,884 --> 00:05:06,306
‫من پول کادوی عشاء ربانی‌ام رو
‫خرج یه دوربین سوپر 8 کردم.

50
00:05:06,389 --> 00:05:08,057
‫مادرم گریه کرد.

51
00:05:08,099 --> 00:05:10,518
‫پدرم با کمربند من رو زد.

52
00:05:10,560 --> 00:05:12,145
‫هیچ‌کس نمی‌فهمید.

53
00:05:12,228 --> 00:05:14,355
‫بعد با ماریا آشنا شدم.

54
00:05:14,522 --> 00:05:18,359
‫اون اولین کسی بود
‫که باور داشت این فقط...

55
00:05:18,401 --> 00:05:20,153
‫اصطلاحش چیه؟

56
00:05:20,236 --> 00:05:22,280
‫یه رؤیای دست‌نیافتنی؟

57
00:05:27,994 --> 00:05:29,495
میشه بیام داخل؟

58
00:05:29,579 --> 00:05:30,913
‫خانم مارگا.

59
00:05:30,955 --> 00:05:32,832
شب تا صبح حالش چطور بود؟

60
00:05:33,124 --> 00:05:34,667
خوب خوابید

61
00:05:36,210 --> 00:05:37,879
یه‌کم پیش بیدار بود

62
00:05:37,920 --> 00:05:39,756
ولی نمی‌تونست صحبت کنه

63
00:05:41,591 --> 00:05:43,259
‫عصر به‌خیر.
‫عصر به‌خیر.

64
00:06:02,779 --> 00:06:05,239
شنیدم حال روبرتو خیلی بهتر شده

65
00:06:05,281 --> 00:06:06,282
اوهوم

66
00:06:11,871 --> 00:06:14,290
‫- چیزی گفته؟
‫- نه.

67
00:06:14,332 --> 00:06:17,627
‫فقط باید بذاریم روش درمان
‫خانم مارگا کار خودش رو بکنه.

68
00:06:17,710 --> 00:06:19,879
‫دوستت چی؟

69
00:06:19,962 --> 00:06:22,673
‫اون شب و روز
‫روی قایق کار می‌کنه.

70
00:06:22,757 --> 00:06:23,883
‫بدون استراحت.

71
00:06:23,966 --> 00:06:25,009
‫این اخلاق دریله.

72
00:06:25,093 --> 00:06:26,636
‫اون فقط خیلی سخت‌کوشه.

73
00:06:28,513 --> 00:06:29,514
البته

74
00:06:29,514 --> 00:06:30,681
البته، البته

75
00:06:30,723 --> 00:06:32,350
‫فده.

76
00:06:32,475 --> 00:06:34,394
سرخیو کارِت داره

77
00:06:34,769 --> 00:06:36,062
دم دروازه‌هاست

78
00:06:36,104 --> 00:06:37,230
اومدم

79
00:06:38,940 --> 00:06:41,859
‫خب، من رو در جریان بذار.

80
00:06:41,943 --> 00:06:44,153
‫مردم شهرم حق دارن بدونن
‫چه اتفاقی افتاده.

81
00:06:44,237 --> 00:06:46,114
‫- باشه؟
‫- باشه.

82
00:06:46,197 --> 00:06:47,365
‫خوبه.

83
00:06:58,835 --> 00:07:00,670
چه بوی گندی میاد

84
00:07:00,711 --> 00:07:01,963
از اینجا متنفرم

85
00:07:02,213 --> 00:07:03,881
چرا گفتی بیام اینجا؟

86
00:07:05,091 --> 00:07:06,759
...اون سه‌تا سربازِ ال آلکازار که

87
00:07:06,801 --> 00:07:09,011
غیب‌شون زد رو یادته؟ -
اوهوم -

88
00:07:11,055 --> 00:07:12,265
،یک

89
00:07:12,974 --> 00:07:14,100
،دو

90
00:07:14,308 --> 00:07:15,560
سه

91
00:07:17,937 --> 00:07:19,605
سربازهای ال آلکازارن

92
00:07:24,360 --> 00:07:26,112
مأموریتت به کجا رسید؟

93
00:07:26,529 --> 00:07:28,531
چند روزه که کسی به قایق سر نزده

94
00:07:31,367 --> 00:07:33,119
اون زنِ آمریکایی صاف تو صورتم دروغ میگه

95
00:07:33,870 --> 00:07:36,414
معلوم نیست دیکسون چی تو سرشه

96
00:07:37,331 --> 00:07:39,250
حالم بد شد، بیا بریم

97
00:07:54,098 --> 00:07:55,475
‫نه، نه، نه.
‫نه، نه.

98
00:07:58,227 --> 00:08:02,106
‫یه لحظه دیگه کارم تموم می‌شه.

99
00:08:02,190 --> 00:08:04,192
‫خدای من.

100
00:08:04,442 --> 00:08:06,068
‫من... کاری ندارم.

101
00:08:06,068 --> 00:08:08,571
‫من فقط... دنبال یه
‫پیچ‌گوشتی می‌گشتم...

102
00:08:09,906 --> 00:08:11,407
‫...برای قایق.

103
00:08:12,742 --> 00:08:14,744
‫گربه‌ات گرسنه‌‌ست.

104
00:08:14,869 --> 00:08:16,662
‫پسره، دختره؟

105
00:08:17,663 --> 00:08:19,707
‫خدای من، چقدر ابزار.

106
00:08:19,832 --> 00:08:22,835
‫ببخشید، من به داشتن
‫مهمون عادت ندارم.

107
00:08:23,920 --> 00:08:26,923
‫ولی آب هنوز گرمه
‫اگه تو هم می‌خوای دوش بگیری.

108
00:08:29,133 --> 00:08:31,135
‫منظورم...

109
00:08:31,219 --> 00:08:33,387
‫- پیداش کردم.
‫- بعد از اینکه کارت تموم شد.

110
00:08:33,429 --> 00:08:35,473
‫لعنتی.

111
00:08:39,644 --> 00:08:42,230
‫و مقیاس ورنیه چی می‌گه؟

112
00:08:42,855 --> 00:08:46,108
‫اِم... سه دهم
‫از یک دقیقه قوسی.

113
00:08:46,192 --> 00:08:48,069
‫باشه.

114
00:08:48,152 --> 00:08:50,530
‫خب، با درجه‌ها
‫و دقیقه‌ها،

115
00:08:50,613 --> 00:08:54,116
‫تصحیحات رو برای
‫شکست نور، سطح دریا،

116
00:08:54,200 --> 00:08:55,868
‫و ارتفاع خورشید انجام میدی...

117
00:08:57,495 --> 00:08:59,121
‫و اینم از این.

118
00:08:59,205 --> 00:09:01,040
‫اینجوری همیشه می‌دونی
‫کجا هستی.

119
00:09:14,345 --> 00:09:15,846
‫تو...؟

120
00:09:15,930 --> 00:09:17,139
‫چی؟

121
00:09:18,558 --> 00:09:20,351
‫نوشیدنی محلی رو امتحان کردی؟

122
00:09:21,185 --> 00:09:22,603
‫خدای من، تو افتضاحی.

123
00:09:24,230 --> 00:09:25,439
‫نگاه کن.

124
00:09:26,649 --> 00:09:29,860
‫این... ممکنه کمک کنه.

125
00:09:31,404 --> 00:09:33,364
‫بهش احتیاجی پیدا نمی‌کنم.
‫داریم می‌ریم.

126
00:09:33,447 --> 00:09:36,075
‫دقیقاً.
‫وقت زیادی نداری.

127
00:09:39,287 --> 00:09:41,038
‫باشه. بذار ببینم.
[اصطلاحات اسپانیایی]

128
00:09:50,339 --> 00:09:52,258
‫«زهر رو با زهر می‌شورن»؟

129
00:09:52,341 --> 00:09:55,386
‫زهر؟ این چیه؟
‫کتاب خودشناسی اسپانیایی؟

130
00:09:55,428 --> 00:09:58,681
‫نه، فقط معنیش اینه
‫که بعضی‌ وقت‌ها...

131
00:09:58,806 --> 00:10:01,017
‫بعضی‌ وقت‌ها
‫به یه چیزی احتیاج داری...

132
00:10:02,184 --> 00:10:03,227
‫...که خطرناکه.

133
00:10:03,352 --> 00:10:04,854
‫اِم...

134
00:10:04,937 --> 00:10:06,564
‫پرریسک، خطرناک.

135
00:10:07,481 --> 00:10:09,483
‫اِم...

136
00:10:09,567 --> 00:10:11,485
‫نوشیدنی، آشنایی...

137
00:10:13,154 --> 00:10:14,405
‫عشق.

138
00:10:20,995 --> 00:10:22,663
شیفت‌هام تموم شد

139
00:10:22,997 --> 00:10:25,750
سوختگی‌های رودریگو خیلی بهتر شدن

140
00:10:25,916 --> 00:10:27,460
...کیسه‌ی آبِ جما پاره شده

141
00:10:27,501 --> 00:10:29,962
چند ساعت دیگه بچه‌اش به دنیا میاد

142
00:10:30,588 --> 00:10:32,590
نمی‌دونم بدون تو چی کار می‌کردم، مامان

143
00:10:33,132 --> 00:10:34,258
خیلی‌خب

144
00:10:34,967 --> 00:10:37,762
تا موقع میرم به روبرتو برسم

145
00:10:37,970 --> 00:10:39,180
نه

146
00:10:39,513 --> 00:10:41,098
نه. پیشِ جما بمون

147
00:10:41,682 --> 00:10:44,352
.روبرتو خودش تنش می‌خارید
.باید درس عبرت بگیره

148
00:10:45,102 --> 00:10:46,187
بسیارخب

149
00:10:47,313 --> 00:10:48,856
خودت هم قبلاً همینجوری بودی

150
00:10:49,190 --> 00:10:52,860
یادمـه سرِ یه دختره چقدر احمق‌بازی درآوردی

151
00:10:53,194 --> 00:10:55,237
هیچوقت اسمش رو بهم نگفتی

152
00:10:55,321 --> 00:10:57,156
این قضیه مال خیلی وقت پیشه

153
00:10:57,198 --> 00:10:59,200
همیشه مشغولِ کاری، پسرم

154
00:10:59,283 --> 00:11:00,826
حواست به اموراتِ شهر هست

155
00:11:01,744 --> 00:11:04,664
خیلی بده یکی باشه که
حواسش به تو باشه؟

156
00:11:07,708 --> 00:11:08,959
تو حواست به من هست دیگه

157
00:11:10,169 --> 00:11:12,046
خودت می‌دونی منظورم چیه

158
00:11:12,588 --> 00:11:14,340
تو خوشتیپی، بااستعدادی

159
00:11:14,382 --> 00:11:16,592
اینقدر سعی نکن من رو زن بدی

160
00:11:16,634 --> 00:11:18,969
برو به جما برس، بهتره بالا سرش باشی

161
00:11:19,095 --> 00:11:21,263
خانم لوپا رو می‌فرستم پیش روبرتو

162
00:12:11,814 --> 00:12:13,190
به بابایی سلام کن

163
00:12:13,733 --> 00:12:14,734
به بابایی سلام کن

164
00:12:14,734 --> 00:12:16,026
!الان من رو می‌گیره

165
00:12:16,026 --> 00:12:17,153
!کمک

166
00:12:18,904 --> 00:12:20,614
یالا، بیا بریم میدون

167
00:12:26,746 --> 00:12:30,207
چقدر ترسناکه. هنوزم اژدها اینجا هست؟

168
00:12:30,833 --> 00:12:34,587
نه، اژدهایان فقط بیرون شهر زندگی می‌کنن

169
00:12:36,005 --> 00:12:38,090
...بذار این رو بذارم زمین تا

170
00:12:38,215 --> 00:12:39,884
یه قصه واست تعریف کنم

171
00:12:43,804 --> 00:12:44,805
بیا بغلم

172
00:12:48,392 --> 00:12:53,939
روزی روزگاری، اژدهایی خشمگین
سایه‌ی وحشت بر سر شهری انداخته بود

173
00:12:54,523 --> 00:12:58,527
اونقدر ترسناک بود که
...مردم برای اینکه وارد شهر نشه

174
00:12:58,527 --> 00:13:02,448
تصمیم گرفتن هر روز
...یه حیوون تقدیمش کنن

175
00:13:02,490 --> 00:13:05,868
...وقتی دیگه حیوونی براشون نمونده بود

176
00:13:05,910 --> 00:13:10,039
مردم مجبور شدن با قرعه‌کشی
،یه نفر رو انتخاب کنن و به جای حیوون بفرستن

177
00:13:10,080 --> 00:13:12,041
دستِ بر قضا، شاهدخت انتخاب شد

178
00:13:13,083 --> 00:13:15,503
اژدها با نفس آتشینش از راه رسید

179
00:13:15,544 --> 00:13:18,714
شاهدخت مطمئن بود که زمان مرگش فرا رسیده

180
00:13:18,714 --> 00:13:21,967
تا اینکه جرجیس از راه رسید

181
00:13:22,009 --> 00:13:23,260
،با شمشیرش

182
00:13:23,302 --> 00:13:24,720
اژدها رو کُشت

183
00:13:24,762 --> 00:13:28,015
از خونِ اژدها، یه گل رُز پدیدار شد

184
00:13:30,059 --> 00:13:32,269
‫تلف کردن محض وقت.

185
00:13:32,353 --> 00:13:34,688
‫مال 13، 14 سال پیش بود، درسته؟

186
00:13:35,856 --> 00:13:37,274
‫باید دوست‌هام رو پیدا کنیم.

187
00:13:46,325 --> 00:13:47,827
‫امیدوارم این‌ها
‫دوست‌هات نباشن.

188
00:14:03,342 --> 00:14:04,468
‫حواست باشه!

189
00:14:13,352 --> 00:14:14,436
!بیاید

190
00:14:14,520 --> 00:14:15,563
!برید داخل

191
00:14:15,604 --> 00:14:17,565
!برید! برید، برید، برید

192
00:14:18,399 --> 00:14:19,441
!بدوید داخل

193
00:14:19,483 --> 00:14:20,776
!درها رو ببندید

194
00:14:21,277 --> 00:14:23,028
!ببندید! ببندید

195
00:14:23,571 --> 00:14:24,655
‫آروم باشین.

196
00:14:27,700 --> 00:14:29,285
جُم بخوری کُشتمت

197
00:14:31,453 --> 00:14:32,746
‫لایا؟

198
00:14:34,790 --> 00:14:36,000
‫پاز؟

199
00:14:38,294 --> 00:14:39,461
واقعاً خودتی؟

200
00:14:57,563 --> 00:14:58,898
‫کمان قشنگی داری.

201
00:15:06,780 --> 00:15:09,074
‫قبلاً فقط
‫ده دوازده تا دختر بودیم

202
00:15:09,074 --> 00:15:10,576
‫که از «مراسم پیشکشی»
‫فرار می‌کردیم.

203
00:15:10,576 --> 00:15:11,869
‫بعضی‌ها بزرگ شدن،

204
00:15:11,952 --> 00:15:14,079
‫برای خودشون تشکیل خانواده دادن،

205
00:15:14,204 --> 00:15:17,333
‫و ما همچنان از بقیه استقبال می‌کنیم
‫تا از دست «ال آلکازار» نجاتشون بدیم.

206
00:15:17,416 --> 00:15:19,084
‫ما هم به همین خاطر اینجاییم.

207
00:15:19,209 --> 00:15:21,420
‫باید به اون‌ها برسیم.

208
00:15:21,545 --> 00:15:23,631
‫ما یه جامعه‌ی پناهنده‌ها هستیم.

209
00:15:23,714 --> 00:15:26,508
‫منابع لازم
‫برای حمله رو نداریم.

210
00:15:26,592 --> 00:15:28,928
‫شما قطعاً می‌تونین
‫از خودتون محافظت کنین.

211
00:15:29,011 --> 00:15:30,471
‫برای زنده موندن.

212
00:15:30,554 --> 00:15:32,264
‫ولی برای کاری که ما می‌کنیم،

213
00:15:32,348 --> 00:15:34,433
‫باید چراغ خاموش حرکت کنیم.

214
00:15:35,726 --> 00:15:39,229
‫بیا. یه نفر هست که
‫می‌خوای بهش سلام کنی.

215
00:15:45,736 --> 00:15:47,363
‫خالد!

216
00:15:47,529 --> 00:15:49,239
ببینم می‌شناسیش یا نه

217
00:15:50,115 --> 00:15:51,241
...دو سال پیش

218
00:15:51,784 --> 00:15:52,910
فوت کرد

219
00:15:58,457 --> 00:16:00,626
خیلی متأسفم، خالد

220
00:16:04,129 --> 00:16:05,506
النا چی شد؟

221
00:16:07,508 --> 00:16:09,301
نتونستم پیداش کنم

222
00:16:11,178 --> 00:16:13,764
‫اِم...
‫این دوستمه. دریل.

223
00:16:13,806 --> 00:16:15,975
‫اون از یه جای خیلی دور میاد.

224
00:16:16,058 --> 00:16:17,184
خوشبختم

225
00:16:17,726 --> 00:16:19,895
‫الان همه جا دوره، نه؟

226
00:16:20,020 --> 00:16:21,772
‫گل گفتی.

227
00:16:21,855 --> 00:16:24,483
‫تو و دوستت،
‫باید گرسنه باشین.

228
00:16:24,525 --> 00:16:25,776
‫بشینین.

229
00:16:25,859 --> 00:16:27,152
‫آره. بیاید.

230
00:16:30,948 --> 00:16:34,910
‫«رو زبونم مو در نیومده»...؟

231
00:16:36,620 --> 00:16:39,999
‫آره. یعنی اینکه، رک و راست حرفت رو می‌زنی.

232
00:16:41,667 --> 00:16:44,169
‫«پِلو» به معنی مو نیست؟

233
00:16:44,253 --> 00:16:46,171
‫ترجمه‌ی
‫تحت‌اللفظیش می‌شه

234
00:16:46,213 --> 00:16:48,841
‫«من روی زبانم مو ندارم.»

235
00:16:49,008 --> 00:16:52,845
‫خب، اینجوری
‫خیلی منطقی‌تره.

236
00:16:52,928 --> 00:16:54,513
‫این اصطلاح رو
‫می‌دونی، اِم،

237
00:16:54,596 --> 00:16:56,890
‫«مثل یه آبپاش می‌مونی»؟

238
00:16:57,016 --> 00:16:59,018
‫تو کتابت نیست؟

239
00:16:59,059 --> 00:17:00,185
‫این...؟

240
00:17:00,269 --> 00:17:02,187
‫...اینجاست.

241
00:17:03,647 --> 00:17:06,358
‫- «من یه آبپاشم»؟
‫- نه.

242
00:17:06,400 --> 00:17:10,154
‫یعنی اینکه، تو عقلت رو از دست دادی.

243
00:17:12,197 --> 00:17:13,574
‫رِگادِرا.

244
00:17:13,657 --> 00:17:15,200
‫رِگادِرا.

245
00:17:15,242 --> 00:17:18,579
‫- رِگا...
‫- باید «ر» رو «رررر» تلفظ کنی.

246
00:17:18,620 --> 00:17:20,706
ررر -
ررر -

247
00:17:20,789 --> 00:17:22,624
ررر -
ررر -

248
00:17:22,666 --> 00:17:25,377
‫- درسته، آره.
‫- رررر. سخته.

249
00:17:25,502 --> 00:17:27,379
‫مخصوصاً با این همه مویی که
‫رو زبونمه.

250
00:17:29,256 --> 00:17:31,300
‫ریو. رودخونه.

251
00:17:31,341 --> 00:17:33,385
‫- ریو...
‫- من، من، من می‌خندم.

252
00:17:33,427 --> 00:17:35,179
‫- خندیدن؟
‫- بله.

253
00:17:40,893 --> 00:17:43,353
خانم مارگا باید تو زایمان یه نفر کمک می‌کرد

254
00:17:44,688 --> 00:17:46,857
خانم مارگا مجبور شده بره
بالاسرِ یه نفر برای زایمان

255
00:17:48,484 --> 00:17:50,069
‫تبش از کی شروع شد؟

256
00:17:50,069 --> 00:17:51,779
‫تبش از کی شروع شد؟

257
00:17:51,820 --> 00:17:52,946
نگران نباشید

258
00:17:52,946 --> 00:17:55,032
چایی درست کنید. لباس‌های خنک بیارید

259
00:17:55,991 --> 00:17:58,494
‫نمی‌فهمم.
‫اون بهتر شده بود.

260
00:17:58,577 --> 00:18:00,162
‫ما به دارو احتیاج داریم.

261
00:18:00,245 --> 00:18:02,081
‫باید از «فده» یه‌کم آسپرین
‫بخواهیم

262
00:18:02,206 --> 00:18:03,540
‫یا یه چیزی که
‫تب رو پایین بیاره.

263
00:18:03,665 --> 00:18:05,876
‫اون به من نمیدتش.

264
00:18:05,959 --> 00:18:07,628
‫خب، پس مجبوریم
‫وادارش کنیم.

265
00:18:10,589 --> 00:18:12,883
‫اون الان به چیزی بیشتر از
‫چای و دعا احتیاج داره.

266
00:18:26,647 --> 00:18:29,650
‫شهر داره تا جایی
‫که ممکنه منابع رو...

267
00:18:29,733 --> 00:18:31,652
‫به پسرت اختصاص میده.

268
00:18:31,735 --> 00:18:36,949
‫خواهش می‌کنم. دیدی که چقدر ضعیفه.
‫فقط آسپرین برای پایین آوردن تب.

269
00:18:37,032 --> 00:18:40,577
‫روبرتو وقتی به تنهایی رفت
‫همه ما رو به خطر انداخت.

270
00:18:40,702 --> 00:18:42,121
اون جوونـه و خام

271
00:18:42,162 --> 00:18:44,665
یه جوون که خیال می‌کنه بالاتر از قوانینـه

272
00:18:44,832 --> 00:18:46,291
خودت که می‌شناسیش، آنتونیو

273
00:18:48,961 --> 00:18:51,839
‫ما قوانینی داریم
‫تا همه رو در امان نگه داریم.

274
00:18:51,922 --> 00:18:53,799
‫در واقع، اون کار منه.

275
00:18:53,841 --> 00:18:56,593
‫یعنی می‌گی نمی‌تونی
‫هیچی برای روبرتو کنار بذاری؟

276
00:18:56,718 --> 00:18:59,054
‫اون اتحاد ما رو
‫به خطر انداخت.

277
00:18:59,179 --> 00:19:01,014
‫می‌فهمی؟

278
00:19:01,181 --> 00:19:03,976
‫کی می‌دونه محموله‌ی بعدی
‫کی می‌رسه؟

279
00:19:04,017 --> 00:19:06,061
‫تا اون موقع،
‫من باید برای شهر خودم جیره‌بندی کنم.

280
00:19:06,186 --> 00:19:07,771
‫کنجکاوم بدونم
‫شهر خودت چه فکری می‌کرد

281
00:19:07,813 --> 00:19:09,481
‫اگه می‌فهمید
‫داری چی کار می‌کنی.

282
00:19:11,316 --> 00:19:13,318
‫می‌خوای من رو تهدید کنی؟

283
00:19:13,402 --> 00:19:15,279
‫می‌خوای این کار رو بکنی؟

284
00:19:19,491 --> 00:19:21,702
‫شاید وقتشه که بری.

285
00:19:21,827 --> 00:19:24,454
‫قصد دارم برم،
‫خیلی زود.

286
00:19:24,538 --> 00:19:27,040
‫ولی تا اون موقع،
‫اون مهمون منه.

287
00:19:27,166 --> 00:19:31,170
پس به مهمونت بگو اگه راه بیفته و
،این رازها رو فاش کنه

288
00:19:31,211 --> 00:19:32,754
کلاه‌مون میره تو هم

289
00:19:32,838 --> 00:19:34,798
نمی‌ذارم اینجا دردسر درست کنه

290
00:19:34,840 --> 00:19:36,425
شیرفهمش کن

291
00:20:01,825 --> 00:20:03,535
‫صدای قشنگی داره.

292
00:20:05,537 --> 00:20:06,788
‫ساندرا.

293
00:20:07,998 --> 00:20:11,460
‫‏14 سالش بود که
‫فرستادنش «ال آلکازار»،

294
00:20:11,585 --> 00:20:13,295
‫ولی هیچوقت براش همسری پیدا نشد.

295
00:20:13,337 --> 00:20:16,381
‫پس به کار گماشتنش.

296
00:20:16,423 --> 00:20:18,258
‫اونجا کتکش می‌زدن.

297
00:20:18,342 --> 00:20:20,344
‫مثل یه برده نگه‌ش می‌داشتن.

298
00:20:20,427 --> 00:20:22,638
‫اینکه تونست فرار کنه
‫یه معجزه بود.

299
00:20:23,680 --> 00:20:25,641
‫سه ماه اولی که اینجا بود،

300
00:20:25,682 --> 00:20:27,976
‫یه کلمه هم حرف نزد.

301
00:20:28,060 --> 00:20:29,561
‫اینقدر آسیب دیده بود.

302
00:20:31,313 --> 00:20:33,357
‫مسابقه‌ی بعدی حیوون‌ها کیه؟

303
00:20:33,440 --> 00:20:34,858
مراسم پیشکشی

304
00:20:34,942 --> 00:20:36,485
‫دارن میرن اونجا.
‫کِی هست؟

305
00:20:36,526 --> 00:20:38,946
‫خیلی زود.
‫دو روز دیگه.

306
00:20:39,029 --> 00:20:41,240
‫اون‌ها به شدت مسلح خواهند بود.

307
00:20:41,281 --> 00:20:43,116
‫و به محض اینکه وارد
‫«سیوتات وِیّا» بشن،

308
00:20:43,158 --> 00:20:44,660
‫دیگه هیچ شانسی نداری.

309
00:20:44,701 --> 00:20:46,536
‫باید ازشون جلو بزنیم.

310
00:20:46,620 --> 00:20:48,038
‫امکان نداره.

311
00:20:48,121 --> 00:20:49,873
‫من دارم سعی می‌کنم
‫یه دختر رو نجات بدم.

312
00:20:49,915 --> 00:20:51,583
‫کاری که شما اینجا می‌کنین
‫همین نیست؟

313
00:20:51,625 --> 00:20:53,669
‫و فکر می‌کنی چه اتفاقی
‫برای همه‌ی این دخترها میوفته

314
00:20:53,710 --> 00:20:56,797
‫اگه «ال آلکازار» از
‫اینجا خبردار بشه؟

315
00:20:56,838 --> 00:20:59,258
‫من نمی‌تونم همه چیز رو
‫فقط برای یه دختر به خطر بندازم.

316
00:21:00,259 --> 00:21:01,718
‫فقط یه دختر نیست.

317
00:21:05,847 --> 00:21:07,724
‫«گیِرمو تورس»
‫باهاشونه.

318
00:21:08,684 --> 00:21:10,394
‫نفر بعدی در صف
‫تاج و تخت.

319
00:21:11,520 --> 00:21:13,397
‫ما دختر خودمون رو
‫نجات می‌دیم...

320
00:21:13,480 --> 00:21:15,565
‫تو هم پادشاه بعدی
‫اسپانیا رو می‌کشی.

321
00:21:16,358 --> 00:21:17,609
‫دیگه پادشاهی در کار نیست.

322
00:21:17,693 --> 00:21:19,486
‫دیگه مراسم پیشکشی‌ای در کار نیست.

323
00:21:35,961 --> 00:21:39,339
‫برای رسیدن به «سیوتات وِیّا»،
‫باید از اینجا رد بشن.

324
00:21:39,464 --> 00:21:41,383
‫لا ریادا.

325
00:21:41,466 --> 00:21:44,428
‫- اون چیه، یه رودخونه؟
‫- یه نوع بدش.

326
00:21:44,553 --> 00:21:47,806
‫«سیوتات وِیّا» یه تله ساخت
‫تا «سیری‌ناپذیرها» رو مهار کنه.

327
00:21:47,889 --> 00:21:50,684
‫اینجا به «پوچ‌ها»
‫این رو می‌گن.

328
00:21:50,767 --> 00:21:52,102
‫سیری‌ناپذیرها.

329
00:21:54,146 --> 00:21:56,648
‫اولش به عنوان راهی
‫برای محبوس کردنشون شروع شد.

330
00:21:56,732 --> 00:21:58,317
‫و با گذشت زمان،

331
00:21:58,400 --> 00:22:00,902
‫تبدیل به کمربندی شده
‫که از جامعه محافظت می‌کنه.

332
00:22:11,830 --> 00:22:13,957
‫پس، وِیّا؟
‫دارن میرن اونجا؟

333
00:22:14,041 --> 00:22:15,125
آره

334
00:22:20,672 --> 00:22:22,341
‫و اون تنها گذرگاهه.

335
00:22:32,976 --> 00:22:36,813
‫همون‌جاست که بهشون حمله می‌کنیم،
‫قبل از اینکه رد بشن.

336
00:22:36,897 --> 00:22:38,523
‫یه مشکلی هست.

337
00:22:38,607 --> 00:22:41,109
‫سربازهای کاروان
‫و نگهبان‌های ایست بازرسی

338
00:22:41,234 --> 00:22:42,778
‫با هم می‌جنگن.

339
00:22:42,819 --> 00:22:44,821
‫تعداد ما از اون‌ها کمتره.

340
00:22:46,365 --> 00:22:47,866
‫پس، همزمان به همه‌شون
‫حمله نمی‌کنیم.

341
00:23:02,047 --> 00:23:04,007
‫- از اینجا برو!
‫- تو هم باید بیای.
[بن‌بست]

342
00:23:06,760 --> 00:23:08,887
‫برو! بدو!

343
00:23:12,474 --> 00:23:16,019
‫من می‌ترسم.

344
00:23:17,437 --> 00:23:19,022
‫دریل! بجنب!

345
00:23:19,106 --> 00:23:21,024
‫حالا، برو! پشت سرت رو نگاه نکن.

346
00:23:25,570 --> 00:23:27,072
‫هیچوقت پشت سرت رو نگاه نکن.

347
00:23:30,200 --> 00:23:32,786
‫تو نگران من نباش.
‫من از پسش برمیام، باشه؟

348
00:23:36,623 --> 00:23:38,750
‫- تو هم باید بیای.
‫- من چیزیم نمی‌شه.

349
00:23:38,875 --> 00:23:40,710
‫حالا برو. برو!

350
00:23:40,710 --> 00:23:42,170
دریل، برگرد اینجا

351
00:24:25,088 --> 00:24:27,466
‫شاید بهتره یه‌کم از
‫اون تیغه رو برای فردا نگه داری.

352
00:24:30,510 --> 00:24:32,554
‫خواب بد می‌بینی؟

353
00:24:32,637 --> 00:24:34,264
‫رنگین‌کمون و توله‌سگ.

354
00:24:36,600 --> 00:24:38,393
‫برای دوستت متأسفم.

355
00:24:45,525 --> 00:24:48,028
‫می‌دونی، تو «ساحل آرامش»،
‫من تو رو با اون خانمه دیدم.

356
00:24:48,111 --> 00:24:50,071
‫همونی که از «ال آلکازار» بود.

357
00:24:54,034 --> 00:24:56,369
‫النا.

358
00:24:56,495 --> 00:24:58,288
‫اون الان یه شاهدختـه.

359
00:25:02,918 --> 00:25:06,296
‫نوجوون بودیم که
‫تو مدرسه با هم دوست شدیم.

360
00:25:06,338 --> 00:25:08,632
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫اون من رو ببینه.

361
00:25:08,715 --> 00:25:11,176
‫بعد دید، و...

362
00:25:11,218 --> 00:25:12,761
‫و رفاقت‌مون جادویی بود.

363
00:25:16,765 --> 00:25:19,851
‫اون چند ماه اول
‫بعد از «سقوط»،

364
00:25:19,893 --> 00:25:22,145
‫وقتی دنیا داشت
‫از هم می‌پاشید...

365
00:25:24,022 --> 00:25:25,440
‫من و اون...

366
00:25:27,025 --> 00:25:28,401
‫...خیلی خوشحال بودیم.

367
00:25:30,570 --> 00:25:32,155
‫بعد اون‌ها بردنش؟

368
00:25:33,615 --> 00:25:35,158
‫اولین «مراسم پیشکشی».

369
00:25:36,743 --> 00:25:39,329
‫قرار بود فقط
‫یک بار باشه،

370
00:25:39,371 --> 00:25:41,623
‫برای ازدیاد جمعیت
‫یا یه همچین مزخرفاتی.

371
00:25:42,707 --> 00:25:44,668
‫و تو رفتی
‫تا برش گردونی.

372
00:25:46,086 --> 00:25:49,297
‫ما خیلی ساده‌لوح بودیم،
‫من و «نِرِآ»،

373
00:25:49,381 --> 00:25:51,466
‫دنبال کاروان از
‫این شهر به اون شهر می‌رفتیم.

374
00:25:51,591 --> 00:25:53,176
‫همیشه خیلی دیر می‌رسیدیم.

375
00:25:54,719 --> 00:25:57,097
‫حس می‌کردم
‫اگه وایستم...

376
00:25:57,180 --> 00:25:59,266
‫واقعی می‌شه.

377
00:25:59,349 --> 00:26:01,851
‫اینکه دیگه نمی‌بینمش.

378
00:26:01,977 --> 00:26:03,979
‫ولی اگه تسلیم نمی‌شدم...

379
00:26:04,062 --> 00:26:05,897
‫مجبور نبودی قبولش کنی.

380
00:26:08,900 --> 00:26:10,026
‫می‌فهمم.

381
00:26:13,488 --> 00:26:15,907
‫من خودم رو رسوندم
‫به «ال آلکازار».

382
00:26:17,367 --> 00:26:19,995
‫سعی کردم مخفیانه وارد شم،
‫ولی من رو گرفتن.

383
00:26:20,078 --> 00:26:23,707
‫من رو تو جاده ول کردن تا بمیرم،
‫تا «پوچ‌ها» بخورنم.

384
00:26:25,417 --> 00:26:26,751
‫ولی زنده موندم.

385
00:26:31,339 --> 00:26:35,176
‫خودم رو متقاعد کردم
‫که بهتره فراموش کنم.

386
00:26:35,302 --> 00:26:38,138
‫که فراموش کردن با
‫تسلیم شدن فرق داره.

387
00:26:39,598 --> 00:26:40,765
‫چی عوض شد؟

388
00:26:46,688 --> 00:26:49,065
‫اون تو «ساحل آرامش»
‫پیداش شد.

389
00:26:50,692 --> 00:26:52,068
‫یهویی.

390
00:26:53,069 --> 00:26:54,529
‫مثل یه رؤیا.

391
00:26:56,281 --> 00:26:59,284
‫و همه‌ی ماجرای روبرتو...

392
00:26:59,367 --> 00:27:02,537
‫اینکه چقدر سخت می‌جنگید،
‫هیچوقت تسلیم نمی‌شد.

393
00:27:04,372 --> 00:27:06,958
‫فهمیدم که اشتباه می‌کردم
‫که اصلاً دست از تلاش کشیدم.

394
00:27:16,343 --> 00:27:18,970
‫حالا تو دلیل من برای
‫اینجا بودن رو می‌دونی.

395
00:27:19,888 --> 00:27:21,097
‫دلیل تو چیه؟

396
00:27:25,352 --> 00:27:27,979
‫فکر کنم، شاید...

397
00:27:29,731 --> 00:27:31,274
‫...تو هم یه نفر رو از دست دادی.

398
00:27:32,692 --> 00:27:34,361
‫یه نفری که
‫نمی‌تونی برش گردونی.

399
00:27:37,072 --> 00:27:39,115
‫من آدم‌های زیادی رو از دست دادم.

400
00:27:42,869 --> 00:27:44,788
‫همه‌شون یه جور
‫آدم رو نمی‌سوزونن.

401
00:29:03,366 --> 00:29:05,076
اوضاع خونه چطوره، گوستاوو؟

402
00:29:05,618 --> 00:29:06,786
خوبـه

403
00:29:07,454 --> 00:29:08,621
زنت چطوره؟

404
00:29:09,122 --> 00:29:10,582
بهتر نشده

405
00:29:12,000 --> 00:29:14,753
،اگه داروی اضافه خواستی
بیا پیشِ خودم

406
00:29:16,254 --> 00:29:19,257
ممنون، سرخیو. متشکرم

407
00:30:42,674 --> 00:30:46,177
‫خانم مارگا. لطفاً.

408
00:30:47,220 --> 00:30:50,390
‫برای روبرتو. حالش خیلی بده.

409
00:30:50,473 --> 00:30:52,475
‫خیلی مریضه.

410
00:30:52,559 --> 00:30:54,894
‫یوستینا عاشقش بود.

411
00:30:54,936 --> 00:30:57,105
‫اون بهش رسیده بود.

412
00:30:57,230 --> 00:30:59,274
‫این گردنبند اونه.

413
00:31:00,191 --> 00:31:01,609
‫فده دروغ گفت.

414
00:31:04,320 --> 00:31:06,489
‫اون سال‌هاست که داره دروغ می‌گه.

415
00:31:07,657 --> 00:31:10,326
‫یوستینا فهمید،
‫و فده اون رو فرستاد بره.

416
00:31:14,038 --> 00:31:16,332
‫شما نمی‌فهمین من چی می‌گم.

417
00:31:18,001 --> 00:31:19,377
‫فده...

418
00:31:19,419 --> 00:31:20,795
دروغ گفت

419
00:31:21,379 --> 00:31:23,423
دروغ‌های زیاد

420
00:31:24,048 --> 00:31:25,216
‫نه.

421
00:31:25,216 --> 00:31:26,926
فده‌ی من دروغگو نیست

422
00:31:26,968 --> 00:31:29,262
چرا، دروغ گفته

423
00:31:29,888 --> 00:31:31,681
‫یوستینا روبرتو رو دوست داشت.

424
00:31:33,349 --> 00:31:34,559
...یوستینا

425
00:31:34,934 --> 00:31:36,895
عاشق روبرتو بود

426
00:31:43,526 --> 00:31:44,652
‫خدای من.

427
00:31:47,322 --> 00:31:49,073
‫فده داره بهش سم میده.

428
00:31:49,282 --> 00:31:50,783
گربه‌ـه

429
00:31:50,783 --> 00:31:51,826
مُرده

430
00:31:51,868 --> 00:31:53,161
زهر

431
00:31:53,286 --> 00:31:55,747
‫به خاطر همینه که حالش اینقدر بده.

432
00:31:55,914 --> 00:31:57,540
‫لطفاً.

433
00:32:15,224 --> 00:32:17,060
‫خیلی خیلی ممنونم.

434
00:32:38,748 --> 00:32:40,458
‫دارو داره اثر می‌کنه.

435
00:32:40,541 --> 00:32:41,960
‫تبش اومده پایین.

436
00:32:42,043 --> 00:32:44,587
‫خوبه.
‫ما باید بریم.

437
00:32:44,671 --> 00:32:46,214
‫اون برای جابه‌جا کردن
‫خیلی ضعیفه.

438
00:32:46,297 --> 00:32:47,590
‫فقط تا فانوس دریاییه.

439
00:32:47,715 --> 00:32:49,258
‫والنتینا می‌ذاره
‫اونجا بمونیم.

440
00:32:49,384 --> 00:32:50,885
‫اگه به خاطر من بمیره...

441
00:32:51,010 --> 00:32:53,596
‫باید قبل از اینکه «فده»
‫بویی ببره بریم.

442
00:32:54,722 --> 00:32:56,599
‫و بعدش چی؟

443
00:32:56,683 --> 00:32:59,102
‫بعد وقتی دریل
‫و یوستینا برگردن،

444
00:32:59,185 --> 00:33:00,770
‫سوار اون قایق می‌شیم.

445
00:33:00,812 --> 00:33:02,188
‫به آمریکا؟

446
00:33:02,271 --> 00:33:03,648
‫من نمی‌تونم.

447
00:33:03,731 --> 00:33:05,525
‫- چرا، می‌تونی.
‫- نه.

448
00:33:06,484 --> 00:33:09,195
‫هر چیز وحشتناکی که «فده»
‫داره باهاش تو رو تهدید می‌کنه،

449
00:33:09,237 --> 00:33:10,738
‫تو به اندازه‌ی کافی
‫بهاش رو دادی.

450
00:33:10,738 --> 00:33:11,823
‫تو نمی‌فهمی!

451
00:33:11,906 --> 00:33:13,992
‫خب، باشه،
‫پس کمکم کن بفهمم.

452
00:33:15,243 --> 00:33:16,995
‫بهم بگو چیه.

453
00:33:25,461 --> 00:33:27,130
‫می‌تونم نشونت بدم.

454
00:33:44,397 --> 00:33:47,442
‫«اِتا» یه گروه رادیکال بود.

455
00:33:47,483 --> 00:33:51,029
‫اون‌ها دهه‌ها برای استقلال
‫«باسک» جنگیدن.

456
00:33:51,112 --> 00:33:52,822
‫از زمان فرانکو.

457
00:33:54,073 --> 00:33:55,616
‫اون‌ها کشور
‫خودشون رو می‌خواستن؟

458
00:33:55,700 --> 00:33:56,951
‫بله.

459
00:33:58,077 --> 00:34:00,121
‫اِئوسکال هِریا.
(سرزمین باسک)

460
00:34:00,246 --> 00:34:02,623
‫مادر من باسک بود.

461
00:34:02,707 --> 00:34:06,169
‫اون بهش باور داشت.

462
00:34:06,252 --> 00:34:08,588
‫منم داشتم.

463
00:34:08,713 --> 00:34:10,089
‫برای مدتی.

464
00:34:12,759 --> 00:34:15,219
‫من داشتم روی یه
‫مستند کار می‌کردم.

465
00:34:15,553 --> 00:34:17,764
صدام میاد؟ -
آره. واضحه -

466
00:34:19,766 --> 00:34:22,310
.این کار درستی نیست، آنتونیو
.ما نباید اینجا باشیم

467
00:34:22,310 --> 00:34:25,938
عزیزم... این لحظه‌ایـه که
!قراره دنیا رو متحول کنیم

468
00:34:26,272 --> 00:34:27,356
!اوناهاش

469
00:34:27,482 --> 00:34:28,733
آماده شو

470
00:34:45,833 --> 00:34:49,212
‫ماریا نمی‌خواست
‫هیچ ربطی به این فرآیند داشته باشه.

471
00:34:50,838 --> 00:34:54,509
‫اون از اینکه ما داشتیم به
‫تروریست‌ها تریبون می‌دادیم متنفر بود.

472
00:34:54,592 --> 00:34:57,887
‫ولی من وادارش کردم این کار رو بکنه.
‫من اصرار کردم.

473
00:35:29,710 --> 00:35:32,004
‫ماریا!

474
00:35:32,130 --> 00:35:34,006
‫فده فهمید.

475
00:35:35,258 --> 00:35:37,135
‫می‌خواست به روبرتو بگه.

476
00:35:38,010 --> 00:35:39,971
‫در عوض،
‫ازش علیه من استفاده کرد.

477
00:35:40,138 --> 00:35:42,890
‫کمک!

478
00:35:42,974 --> 00:35:45,601
‫من هیچوقت نتونستم حقیقت رو
‫به پسرم بگم.

479
00:35:46,769 --> 00:35:49,814
‫ممکن نبود بهش بگم

480
00:35:49,856 --> 00:35:52,150
‫که مادرش چطور مُرد.

481
00:35:53,151 --> 00:35:55,486
‫چطور اون کار رو به خاطر من کرد.

482
00:35:57,697 --> 00:35:59,949
‫چطور همه‌ش تقصیر من بود.

483
00:36:00,658 --> 00:36:01,868
تقصیر من بود

484
00:36:02,535 --> 00:36:03,744
تقصیر من بود

485
00:36:04,579 --> 00:36:06,789
!همه‌ش تقصیر من بود

486
00:36:22,221 --> 00:36:25,516
‫روبرتو. روبرتو.

487
00:36:25,725 --> 00:36:26,851
!وایسا

488
00:37:05,681 --> 00:37:07,433
نترس

489
00:38:05,533 --> 00:38:07,034
‫بزن بریم. بزن بریم.

490
00:38:29,515 --> 00:38:31,309
چرا وایسادیم؟

491
00:38:35,855 --> 00:38:37,106
نمی‌دونم

492
00:38:42,361 --> 00:38:43,571
!راه بیفت

493
00:39:43,089 --> 00:39:44,382
خدای من

494
00:40:03,359 --> 00:40:05,027
!برید عقب

495
00:40:06,904 --> 00:40:08,155
دریل

496
00:40:09,240 --> 00:40:10,658
‫یه چیز دیگه پیدا کن!

497
00:40:25,005 --> 00:40:26,507
‫و روبرتو؟

498
00:40:26,590 --> 00:40:28,175
‫اون خوب می‌شه.

499
00:40:31,971 --> 00:40:33,222
‫مشکل چیه؟

500
00:40:33,305 --> 00:40:34,849
‫کار نمی‌کنه.

501
00:40:40,563 --> 00:40:42,523
!چی کار می‌کنی؟ سرت رو بدزد

502
00:40:51,198 --> 00:40:53,075
‫نگهبان،
‫کلیدها دست اونه!

503
00:41:21,604 --> 00:41:23,898
!دروازه داره باز میشه! بریم

504
00:41:25,191 --> 00:41:27,735
‫داره باز می‌شه!
‫یالا!

505
00:41:36,994 --> 00:41:38,537
لایا. داری چی کار می‌کنی؟

506
00:41:40,164 --> 00:41:42,208
نباید بذاریم گیرمو فرار کنه

507
00:41:45,002 --> 00:41:47,713
!النا توی ماشینه
!می‌کُشیش

508
00:42:00,184 --> 00:42:01,519
!ماشین‌ها رو بیارید

509
00:42:01,560 --> 00:42:02,937
!بزنید بریم

510
00:42:02,978 --> 00:42:05,189
!ما رو از اینجا ببر! راه بیفت! برو

511
00:42:08,651 --> 00:42:10,653
‫لایا! لایا، نه!

512
00:42:15,741 --> 00:42:16,951
لایا

513
00:42:20,996 --> 00:42:22,623
‫دریل، دارن حرکت می‌کنن!

514
00:42:22,748 --> 00:42:24,333
‫همین الان بیارشون بیرون!

515
00:42:35,135 --> 00:42:37,888
‫دریل، یالا! دریل!

516
00:42:37,930 --> 00:42:39,431
‫عجله کن!

517
00:42:39,557 --> 00:42:41,475
‫برید عقب!

518
00:42:49,942 --> 00:42:51,277
گندش بزنن

519
00:43:09,336 --> 00:43:10,921
!یوستینا، متأسفم! ببخشید

520
00:43:10,963 --> 00:43:12,756
‫- دریل!
‫- نذار بریم!

521
00:43:13,966 --> 00:43:15,926
‫دریل! خواهش می‌کنم! نه!

522
00:43:44,955 --> 00:43:47,875
‫می‌دونم جای پاش
‫درجه یک نیست.

523
00:43:48,000 --> 00:43:50,085
‫تا وقتی من رو از اینجا
‫ببره بیرون، خوبه.

524
00:44:01,430 --> 00:44:02,890
‫خوبی؟

525
00:44:05,851 --> 00:44:07,561
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

526
00:44:14,360 --> 00:44:16,654
‫بالأخره باهات حرف می‌زنه.

527
00:44:18,822 --> 00:44:22,242
‫بهترین چیز در مورد
‫گفتن یه دروغ...

528
00:44:22,242 --> 00:44:24,370
‫اینه که وقتی شروع می‌کنی
‫به گفتن حقیقت.

529
00:44:25,454 --> 00:44:27,289
‫واقعاً یه جورایی
‫آزادت می‌کنه.

530
00:44:28,457 --> 00:44:29,917
‫امیدوارم.

531
00:44:31,085 --> 00:44:33,253
‫اول از اتفاقی که برات افتاده
‫جون سالم به در می‌بری...

532
00:44:34,588 --> 00:44:37,341
‫...بعد از خودِ این زنده موندن
‫جون سالم به در می‌بری.

533
00:44:37,424 --> 00:44:39,385
‫و بعد از مدتی،
‫اگه خوش‌شانس باشی،

534
00:44:39,468 --> 00:44:42,012
‫هدیه‌ای که می‌گیری اینه که
‫دوباره شروع به زندگی می‌کنی.

535
00:44:47,267 --> 00:44:50,604
‫گوستاوو کمکم می‌کنه
‫که مخفیانه بیام بیرون.

536
00:44:50,729 --> 00:44:52,606
‫تو فانوس دریایی می‌بینمت.

537
00:44:54,108 --> 00:44:55,317
خیلی‌خب -
...درضمن، کارول -

538
00:44:55,442 --> 00:44:57,194
‫یه چیز دیگه هم
‫می‌خوام بگم.

539
00:44:57,277 --> 00:44:58,904
‫می‌تونی بعداً بگی.

540
00:44:58,946 --> 00:45:00,948
‫برای نجات دادن روبرتو...

541
00:45:00,989 --> 00:45:03,325
‫برای اهمیت دادن بهش...

542
00:45:04,910 --> 00:45:08,497
‫یعنی، فکر کنم چیزی که
‫می‌خوام بگم...

543
00:45:11,333 --> 00:45:12,626
‫- باشه.
‫- من کلیدها رو لازم دارم.

544
00:45:12,710 --> 00:45:14,044
‫باشه.

545
00:45:16,588 --> 00:45:17,965
‫تا بعد، خارجی.

546
00:46:10,309 --> 00:46:12,519
‫می‌تونید برگردید به کمپ؟

547
00:46:16,231 --> 00:46:17,816
به مقاومت ادامه می‌دیم

548
00:46:24,156 --> 00:46:25,324
موفق باشید

549
00:46:25,657 --> 00:46:26,867
ممنونم

550
00:46:30,204 --> 00:46:31,663
‫قول میدی برگردی؟

551
00:46:32,039 --> 00:46:32,414
‫خیلی متأسفم.

552
00:46:38,504 --> 00:46:39,880
‫ما باید تلاش می‌کردیم.

553
00:46:53,101 --> 00:46:56,063
‫تو قرار نبود
‫ولش کنی، مگه نه؟

554
00:46:57,439 --> 00:46:59,399
‫فکر کردم شاید اون
‫تنها شانسم باشه.

555
00:47:06,031 --> 00:47:07,699
‫خب، ال آلکازار.

556
00:47:10,244 --> 00:47:11,912
‫از کدوم طرف بریم؟

557
00:47:41,024 --> 00:47:43,026
‫برای ساحل یه‌کم دیر نیست؟

558
00:47:43,151 --> 00:47:44,653
‫داشتم از شهر می‌رفتم.

559
00:47:44,820 --> 00:47:46,697
‫خوش گذشت،
‫ولی وقت رفتن منه.

560
00:47:49,616 --> 00:47:51,493
‫عصر به‌خیر.

561
00:47:51,577 --> 00:47:54,454
‫باید وسیله‌ی نقلیه‌تون رو
‫بازرسی کنیم.

562
00:47:54,538 --> 00:47:58,083
‫حتماً. باید بهتون هشدار بدم،
‫اون پشت مثل بازی جنگا می‌مونه.

563
00:48:03,338 --> 00:48:07,175
‫یادم نمیاد وقتی رسیدی
‫پنل خورشیدی همراهت آورده باشی.

564
00:48:07,259 --> 00:48:10,971
‫هدیه‌ی آنتونیو برای
‫سفر برگشت به خونه.

565
00:48:12,097 --> 00:48:15,976
‫آنتونیو خیلی سخاوتمنده،
‫ولی مگه این مال اونه که ببخشه؟

566
00:48:23,317 --> 00:48:26,612
مردم دیگه از شهر هم نمی‌تونن خارج شن؟

567
00:48:32,618 --> 00:48:35,203
از کِی تا حالا شهرمون زندان شده؟

568
00:48:39,583 --> 00:48:41,543
...از دزدها به اندازه‌ی

569
00:48:41,585 --> 00:48:43,253
دروغگوها بدم میاد

570
00:48:45,297 --> 00:48:47,257
،اگه اینجا جایی برای دروغگوها نیست

571
00:48:47,257 --> 00:48:50,052
شاید خودت هم باید از اینجا بری

572
00:48:51,470 --> 00:48:52,846
...یا از اون بهتر

573
00:48:53,513 --> 00:48:56,350
چرا به همه نمیگی که

574
00:48:56,600 --> 00:48:58,727
چه بلایی سر یوستینا آوردی؟

575
00:49:06,777 --> 00:49:09,279
...چون روبرتو به هوش اومده و

576
00:49:09,279 --> 00:49:11,531
!همه چی رو به من گفته

577
00:49:14,451 --> 00:49:17,454
چرا به ملت نمیگی سعی کردی
پسرم رو مسموم کنی؟

578
00:49:18,413 --> 00:49:20,791
برای اینکه روی دروغ‌هات سرپوش بذاری

579
00:49:22,584 --> 00:49:25,420
به نظر من قاتل از دزد بدتره

580
00:49:26,129 --> 00:49:28,882
دنیا با اون فیلم‌هایی که
می‌بینی فرق داره، تونتی

581
00:49:29,341 --> 00:49:31,051
توهم زدی

582
00:49:32,678 --> 00:49:34,221
‫خداحافظ، کارول.

583
00:49:35,847 --> 00:49:37,683
‫این دیگه به تو
‫ربطی نداره.

584
00:49:37,766 --> 00:49:38,850
‫ممنون.

585
00:49:45,732 --> 00:49:46,817
‫برو.

586
00:50:19,766 --> 00:50:20,976
متأسفم

587
00:50:21,893 --> 00:50:23,270
‫نه.

588
00:50:23,353 --> 00:50:25,313
دوباره تلاش کن. لطفاً

589
00:50:25,355 --> 00:50:26,898
کار دیگه‌ای از دست‌مون برنمیاد

590
00:50:26,940 --> 00:50:28,275
یه بار دیگه

591
00:50:29,359 --> 00:50:30,777
خواهش می‌کنم، آقا. لطفاً

592
00:50:30,819 --> 00:50:32,738
کلی آدم دیگه هستن که کمک می‌خوان

593
00:50:32,779 --> 00:50:34,072
متأسفم

594
00:50:36,450 --> 00:50:38,285
‫عشقم. عشق من.

595
00:50:41,371 --> 00:50:43,206
متأسفم، عشقم

596
00:50:43,248 --> 00:50:44,708
ببخشید

597
00:50:46,418 --> 00:50:48,253
معذرت می‌خوام، عشقم

598
00:50:48,295 --> 00:50:49,921
دار و ندارم تویی

599
00:50:50,255 --> 00:50:52,215
زندگی بدون تو واسه‌م معنایی نداره

600
00:51:45,060 --> 00:51:46,436
باید برگردم دنبال بابات

601
00:51:46,603 --> 00:51:48,063
‫اون علناً بهش تهمت زده.

602
00:51:48,063 --> 00:51:50,107
‫فکر نکنم فده
‫از این قضیه بگذره.

603
00:51:50,148 --> 00:51:51,691
[آنچه خواهید دید]

604
00:51:52,109 --> 00:51:53,360
واسه خودت مشکل تراشیدی

605
00:51:53,360 --> 00:51:55,028
،تو و اون دوستت

606
00:51:55,028 --> 00:51:56,363
آقای دیکسون

607
00:51:56,446 --> 00:51:58,198
چی تو سرشـه؟

608
00:51:59,825 --> 00:52:01,368
‫هیچ ایده‌ای داری؟

609
00:52:01,368 --> 00:52:02,786
‫هنوز دارم روش کار می‌کنم.

610
00:52:03,036 --> 00:52:04,287
‫روبرتو.

611
00:52:04,287 --> 00:52:06,414
‫همه چیز رو ازم گرفتید.

612
00:52:06,581 --> 00:52:08,583
‫شما همینجا می‌میرید.

613
00:52:09,501 --> 00:52:11,670
[مردگان متحرک: دریل دیکسون]
