﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,083
.

2
00:00:14,291 --> 00:00:15,291
‫خنده‌دار نیست؟

3
00:00:15,375 --> 00:00:17,416
‫همه جای دیگه،
‫مردم دارن از نیلفگارد فرار می‌کنن،

4
00:00:17,500 --> 00:00:20,458
‫و ما داریم هر کاری می‌کنیم
‫که برسیم اونجا.

5
00:00:20,541 --> 00:00:22,708
‫اون تنها راه به «کید دو» هست.

6
00:00:22,791 --> 00:00:25,875
‫- برای نجات سیری، هدف وسیله رو توجیه می‌کنه.
‫- باید یه راه برای عبور پیدا کنیم.

7
00:00:25,958 --> 00:00:27,750
‫- میلوا مسیرها رو بلد بود.
‫- آره.

8
00:00:27,833 --> 00:00:29,500
‫اگه اون اینجا بود وضعمون بهتر بود.

9
00:00:29,583 --> 00:00:31,375
‫هی، من خودمم خیلی خوب بلدمشون.

10
00:00:31,458 --> 00:00:32,750
‫اون قدیما که «سندپایپر» بودم،

11
00:00:32,833 --> 00:00:37,458
‫نه تنها به شجاعتم معروف بودم
‫بلکه به چشم‌های تیزبینم هم شهرت داشتم.

12
00:00:37,541 --> 00:00:38,916
‫و چشم‌های عقابیم برای...

13
00:00:42,458 --> 00:00:43,583
‫خوبی؟

14
00:00:43,666 --> 00:00:44,708
‫آره، فقط...

15
00:00:45,208 --> 00:00:47,250
‫یه ریشه‌ی کوچیک اونجا بود.

16
00:00:47,833 --> 00:00:50,125
‫یکی باید
‫«چشم عقابی»ـش رو چک کنه.

17
00:00:50,208 --> 00:00:52,291
‫هی. آدم علیل رو مسخره نکنید.

18
00:00:52,375 --> 00:00:54,541
‫این ریشه نیست. طنابه.

19
00:00:54,625 --> 00:00:56,083
‫خب پس، شاید...

20
00:01:00,666 --> 00:01:03,125
‫آره! گرالت،
‫باید بیای این رو ببینی.

21
00:01:03,208 --> 00:01:05,875
‫آفرین، یسکیر.
‫یه قایق متروکه برامون پیدا کردی.

22
00:01:05,958 --> 00:01:07,208
‫متروکه نیست.

23
00:01:09,583 --> 00:01:11,250
‫این دوتا تو بوته‌ها قایم شده بودن.

24
00:01:14,208 --> 00:01:17,083
‫- ما باید از رودخونه رد بشیم.
‫- چی، به سمت نیلفگارد؟

25
00:01:17,166 --> 00:01:19,416
‫متأسفم، ولی این لگن قدیمی
‫به اونجا نمی‌رسه.

26
00:01:19,500 --> 00:01:21,208
‫به نظر که خیلی سرپا میاد.

27
00:01:21,291 --> 00:01:24,625
‫آره، خب، الان دیگه تعطیلیم،
‫مگه نه؟ با این جنگی که هست.

28
00:01:24,708 --> 00:01:26,791
‫و... حمله‌های بابون‌ها.

29
00:01:26,875 --> 00:01:30,125
‫بابون‌ها؟ من تو سفرهام به اینجا
‫هیچوقت بابونی ندیدم.

30
00:01:30,208 --> 00:01:33,125
‫شرط می‌بندم اگه قیمت مناسب باشه
‫هیچ سفری رو از دست نمی‌دین.

31
00:01:33,208 --> 00:01:34,333
‫و تو...

32
00:01:34,833 --> 00:01:36,291
‫اون قیمت مناسب رو داری؟

33
00:01:37,083 --> 00:01:39,416
‫آره، همونطور که فکر می‌کردم.
‫ما هیچ‌جا نمی‌ریم.

34
00:01:39,500 --> 00:01:43,000
‫یا ما رو می‌بری،
‫یا خودمون برش می‌داریم می‌ریم.

35
00:01:51,791 --> 00:01:54,500
‫بعد از این همه انحراف از مسیر، مرگ و نبرد،

36
00:01:54,583 --> 00:01:57,000
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫اینطوری به نیلفگارد برسیم؟

37
00:01:57,083 --> 00:01:59,708
‫من کارهایی کردم
که از این سواری طولانی‌تر بوده

38
00:02:01,083 --> 00:02:03,541
‫تو تنها کسی نیستی که
‫در بازی با کلمات مهارت داره، شاعر.

39
00:02:06,333 --> 00:02:09,791
‫بعد از این همه مدت، نیلفگارد
‫شبیه هر تیکه‌ی دیگه‌ای از خاکه.

40
00:02:09,875 --> 00:02:13,333
‫آره، فقط یه چیز دیگه
‫که آدم‌ها سرش بجنگن و بمیرن.

41
00:02:13,416 --> 00:02:14,583
‫هیچ چیز خاصی نداره.

42
00:02:14,666 --> 00:02:16,708
‫مطمئن نیستم همه موافق باشن.

43
00:02:17,833 --> 00:02:19,416
‫می...

44
00:02:19,500 --> 00:02:20,750
‫بـ... بابون‌ها!

45
00:02:20,833 --> 00:02:23,125
‫- بـ... بابون‌ها!
‫- شماها، وایسید!

46
00:02:25,083 --> 00:02:26,083
‫اون‌ها شمالی‌ان.

47
00:02:26,166 --> 00:02:28,958
‫- قایق اونجاست! سریع!
‫- اون‌ها تو نیلفگارد چی کار می‌کنن؟

48
00:02:29,041 --> 00:02:30,208
‫میمون نیستن.

49
00:02:30,708 --> 00:02:32,708
‫چریک‌ان، دارن پشت خطوط دشمن می‌جنگن!

50
00:02:32,791 --> 00:02:35,083
‫اون قایق رو برگردونید به ساحل!

51
00:02:35,166 --> 00:02:38,125
‫- لعنتی! نیلفگاردی‌ها!
‫- نیلفگارد! عقب‌نشینی!

52
00:02:38,208 --> 00:02:40,208
‫- مواضع رو حفظ کنید!
‫- خودتون رو نگه دارید!

53
00:02:40,291 --> 00:02:43,166
‫- برای نیلفگارد!
‫- اون‌ها تو نیلفگارد دووم نمیارن.

54
00:02:43,250 --> 00:02:45,083
‫و ما راه برگشتشون به جای امن رو گرفتیم.

55
00:02:45,166 --> 00:02:47,708
‫اون قایق تنها امیدمونه!

56
00:02:47,791 --> 00:02:49,916
‫- این دیگه...
‫- دارن ما رو می‌کشن سمت خودشون!

57
00:02:50,000 --> 00:02:52,458
‫- وسط دعواشون.
‫- داری چی کار... نه!

58
00:02:52,541 --> 00:02:55,583
‫نه، نه، نه، نه!
‫چرا این کار رو کردی، احمق؟

59
00:02:56,916 --> 00:02:58,666
‫این قراره حتی بیشتر عصبانی‌شون کنه!

60
00:02:58,750 --> 00:03:00,500
‫- برگردید!
‫- ب... ببخشید!

61
00:03:00,583 --> 00:03:03,333
‫اون قایق رو بگیرید!
‫اون‌ها جاسوس‌های نیلفگاردن!

62
00:03:03,416 --> 00:03:05,375
‫باید همین الان رد بشیم!

63
00:03:05,458 --> 00:03:08,041
‫- آتش!
‫- داره میاد!

64
00:03:08,541 --> 00:03:10,208
‫لعنتی. دارن چی کار می‌کنن؟

65
00:03:10,291 --> 00:03:12,083
‫- یه پارو بردار و پارو بزن!
‫- کجا پارو بزنم؟

66
00:03:12,166 --> 00:03:13,291
‫یالا!

67
00:03:13,375 --> 00:03:14,791
‫پارو بزن، پارو بزن!

68
00:03:16,416 --> 00:03:17,791
‫ما طرف شماییم!

69
00:03:42,916 --> 00:03:48,916
[ویـــچـــر]
[فصل چهارم، قسمت هشتم: غسل آتش]

70
00:03:51,291 --> 00:03:55,041
‫در حالی که روی اون رودخونه شناور بودن،
‫گیر افتاده بین دو ارتش در حال جنگ،

71
00:03:55,125 --> 00:03:58,541
‫ویچرِ ما می‌دونست
‫مأموریتش برای پیدا کردن سیری در خطره.

72
00:03:59,041 --> 00:04:01,750
‫اما این بار،
‫چون به همدیگه ‌ایمان داشتن،

73
00:04:01,833 --> 00:04:03,875
‫گروه کوچولوی عجیب گرالت...

74
00:04:03,958 --> 00:04:05,416
‫- «هانزا».
‫- و...

75
00:04:07,208 --> 00:04:09,791
‫اون‌ها به اسم «هانزا» شناخته شدن.

76
00:04:10,375 --> 00:04:12,375
‫- «آنگولیم» این اسم رو ساخت.
‫- کی؟

77
00:04:12,458 --> 00:04:14,583
‫نگران نباش. به زودی می‌بینیش.

78
00:04:14,666 --> 00:04:18,041
‫«نیموئه» کوچولو! نگاهش کن.

79
00:04:18,541 --> 00:04:23,333
‫چقدر بزرگ شدی، و هنوزم
‫لازم می‌بینی حرف «استریبوگ» پیر رو تصحیح کنی.

80
00:04:24,541 --> 00:04:26,083
‫معمولاً، من اونی‌ام که می‌ره.

81
00:04:26,166 --> 00:04:30,291
‫بهت گفتم یه روزی این اتفاق میفته.
‫من یه سرنوشت دارم که باید پیداش کنم.

82
00:04:31,208 --> 00:04:33,791
‫چطوره؟ یه داستان آخر؟

83
00:04:33,875 --> 00:04:36,250
‫آره، لطفاً، استریبوگ!
‫«هانزا» چی کار کردن؟

84
00:04:36,333 --> 00:04:39,125
‫- لطفاً بهمون بگو!
‫- باشه، باشه!

85
00:04:39,208 --> 00:04:41,333
‫خب، کجا بودم؟

86
00:04:41,416 --> 00:04:43,208
‫قایق داشت توسط بابون‌ها تیربارون می‌شد.

87
00:04:43,291 --> 00:04:44,375
‫آها.

88
00:04:44,458 --> 00:04:47,541
‫«هانزا» موفق شدن زنده بمونن.

89
00:04:47,625 --> 00:04:49,541
‫فعلاً.

90
00:04:49,625 --> 00:04:51,791
‫به نظر میاد
‫از خطر رد شدیم، دوستان.

91
00:04:51,875 --> 00:04:54,916
‫آره! اونم روی رودخونه‌ای
‫که ما رو دشمن همه کرده.

92
00:04:55,000 --> 00:04:57,208
‫- ها!
‫- هیچ‌جایی برای پهلو گرفتن نیست.

93
00:04:58,541 --> 00:05:00,291
‫بیاین در مسیر رودخونه به حرکت ادامه بدیم.

94
00:05:00,375 --> 00:05:03,291
‫اون زره‌سفیدها اهل کدوم بخش شمال بودن؟

95
00:05:03,375 --> 00:05:07,375
‫نشان‌هاشون ترکیبی بود.
‫یه جور ارتش مشترک.

96
00:05:07,458 --> 00:05:09,291
‫لازم نیست دقیق بشناسیمشون.

97
00:05:09,375 --> 00:05:11,458
‫فقط بیاین خوشحال باشیم که به دردسر نیفتادیم
‫و بریم.

98
00:05:11,541 --> 00:05:13,333
‫تیراندازها، سمت شمال!

99
00:05:13,416 --> 00:05:15,083
‫درسته، یالا! عجله کنید!

100
00:05:15,166 --> 00:05:16,375
‫آتش!

101
00:05:17,083 --> 00:05:18,625
‫مواظب باش!

102
00:05:18,708 --> 00:05:21,208
‫- اون‌ها نیلفی‌ان؟
‫- من هیچی از این‌ها سر در نمیارم.

103
00:05:21,291 --> 00:05:24,125
‫شمالی‌ها تو ساحل جنوبی،
‫نیلفگاردی‌ها تو ساحل شمالی.

104
00:05:24,208 --> 00:05:26,750
‫انقدر سعی نکن از جنگ سر دربیاری!

105
00:05:26,833 --> 00:05:27,875
‫آتش!

106
00:05:28,333 --> 00:05:29,416
‫پناه بگیرید!

107
00:05:29,500 --> 00:05:30,916
‫اینجا گیر افتادیم!

108
00:05:31,000 --> 00:05:32,125
‫قایقم!

109
00:05:32,208 --> 00:05:35,750
‫نمی‌خوام بهت بگم کارت رو چطور انجام بدی،
‫ولی می‌شه لطفاً فقط...

110
00:05:35,833 --> 00:05:37,333
‫نه. نه، اون مُرد.

111
00:05:37,833 --> 00:05:39,416
‫اون مُرد. لعنتی!

112
00:05:39,500 --> 00:05:41,208
‫کشتیش، آره.

113
00:05:44,291 --> 00:05:45,666
‫دیگه تیراندازی بسه!

114
00:05:45,750 --> 00:05:48,375
‫آره، خلاقیتشون یه‌کم کمه،
‫مگه نه؟

115
00:05:48,458 --> 00:05:51,416
‫- لعنت.
‫- تیراندازها، آتش بس!

116
00:05:51,500 --> 00:05:54,000
‫- فکر کنم صدات رو شنیدن.
‫- مواظب باش!

117
00:05:54,083 --> 00:05:55,291
‫بیاریدش بالا!

118
00:05:56,375 --> 00:05:58,708
‫- منتظر باشید!
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟

119
00:05:58,791 --> 00:05:59,958
‫نشونه‌گیری.

120
00:06:00,541 --> 00:06:01,583
‫هدف‌گیری.

121
00:06:01,666 --> 00:06:03,541
‫- روی هدف نشونه‌گیری شد!
‫- نگه دارید!

122
00:06:04,541 --> 00:06:05,708
‫خلاقیتشون.

123
00:06:05,791 --> 00:06:07,791
‫- آتش!
‫- همه‌مون قراره بمیریم!

124
00:06:10,416 --> 00:06:11,458
‫زود باشید!

125
00:06:11,500 --> 00:06:13,541
‫- سریع، خاموشش کنید!
‫- خاموشش کنید!

126
00:06:13,625 --> 00:06:14,666
‫چه خبر شده؟

127
00:06:21,083 --> 00:06:22,791
‫- میلوا!
‫- آهای!

128
00:06:24,250 --> 00:06:26,833
‫- هوو، هوو!
‫- یالا!

129
00:06:32,333 --> 00:06:33,833
‫سنجاب!

130
00:06:33,916 --> 00:06:36,625
‫آره، یالا! شنا کن، زود باش!

131
00:06:41,583 --> 00:06:42,375
‫عجب ورود باشکوهی.

132
00:06:42,375 --> 00:06:43,833
‫یکی باید جونتون رو نجات می‌داد.

133
00:06:44,916 --> 00:06:46,083
‫حالت خوبه؟

134
00:06:46,875 --> 00:06:48,166
‫من خوبم.

135
00:06:48,250 --> 00:06:49,291
‫واقعاً خوبم.

136
00:06:50,000 --> 00:06:51,250
‫- رجیس!
‫- اونجا!

137
00:06:58,000 --> 00:07:00,291
‫تیراندازی استادانه‌ای بود.

138
00:07:00,375 --> 00:07:01,916
‫زدن تو قلبت.

139
00:07:02,000 --> 00:07:03,166
‫عزیزم.

140
00:07:03,458 --> 00:07:06,916
‫مگه تو رو از شر
‫این باورهای انسانی عجیب راحت نکرده بودم؟

141
00:07:08,833 --> 00:07:10,250
‫اوف.

142
00:07:10,333 --> 00:07:13,708
‫تصور کن یه تیکه‌ی ساده‌ی چوب
‫پایان کار من باشه.

143
00:07:13,791 --> 00:07:17,208
‫به همون مسخرگی که پایان کار تو
‫چیزی بدون دندون باشه.

144
00:07:17,708 --> 00:07:20,000
‫بیا امیدوار باشیم هیچ‌کدوم
‫در آینده‌ی نزدیک اتفاق نیفته.

145
00:07:21,791 --> 00:07:25,666
‫- خوش برگشتی. جات خالی بود.
‫- یادت میاد داشتی از شر ما خلاص می‌شدی؟

146
00:07:26,750 --> 00:07:27,958
‫کدوم بار؟

147
00:07:40,333 --> 00:07:42,166
‫قرن‌ها درخشش.

148
00:07:43,875 --> 00:07:44,958
‫ایسترد.

149
00:07:46,708 --> 00:07:47,833
‫ریتا.

150
00:07:48,833 --> 00:07:49,875
‫وزمیر.

151
00:07:51,458 --> 00:07:52,666
‫تازه‌کارها.

152
00:07:53,333 --> 00:07:55,583
‫رفتن. همه‌اش به خاطر یه نفر.

153
00:07:57,291 --> 00:07:58,666
‫می‌دونی چی مسخره‌ست؟

154
00:08:00,541 --> 00:08:02,541
‫من واقعاً فکر می‌کردم می‌تونیم انجامش بدیم.

155
00:08:05,083 --> 00:08:07,791
‫واقعاً باور داشتم
‫چون خیلی شدید می‌خواستیمش

156
00:08:07,875 --> 00:08:10,541
‫که بالأخره ویلگه‌فورتز رو نابود می‌کنیم.

157
00:08:14,208 --> 00:08:15,541
‫وایسا. سیری کجاست؟

158
00:08:17,208 --> 00:08:19,041
‫اِمهیر اون رو نگرفته، فیلیپا.

159
00:08:22,458 --> 00:08:23,833
‫اون یه جا اون بیرونه.

160
00:08:24,125 --> 00:08:26,375
‫یه جایی. ولی نمی‌دونم کجا.

161
00:08:26,875 --> 00:08:28,416
‫متأسفم.

162
00:08:28,500 --> 00:08:30,625
‫نه، من متأسفم.

163
00:08:31,833 --> 00:08:33,583
‫می‌دونم اون دختر توئه.

164
00:08:36,250 --> 00:08:38,125
‫ولی اون امید ما هم بود.

165
00:08:40,166 --> 00:08:42,875
‫حالا واقعاً حس می‌کنم... تموم شده.

166
00:08:43,833 --> 00:08:44,958
‫همه‌ی این‌ها.

167
00:08:46,041 --> 00:08:47,083
‫همه‌مون.

168
00:08:48,750 --> 00:08:50,083
‫وقتی پیدات کردم...

169
00:08:52,458 --> 00:08:53,750
‫از تو پرسیدم،

170
00:08:54,791 --> 00:08:56,583
‫«چطور دوباره متولد می‌شی؟»

171
00:08:56,666 --> 00:08:58,625
‫یادت میاد؟

172
00:08:59,125 --> 00:09:02,041
‫اون موقع،
‫نمی‌فهمیدم معنیش واقعاً چیه.

173
00:09:02,541 --> 00:09:04,166
‫داشتم یه ارتش می‌ساختم.

174
00:09:04,250 --> 00:09:06,500
‫فکر می‌کردم
‫برای اینکه زنده بمونیم،

175
00:09:06,583 --> 00:09:08,500
‫ما جادوگرها باید تبدیل بشیم...

176
00:09:09,583 --> 00:09:10,625
‫به سرباز.

177
00:09:11,333 --> 00:09:12,916
‫خیلی اشتباه می‌کردم.

178
00:09:14,333 --> 00:09:15,458
‫منظورت چیه؟

179
00:09:15,541 --> 00:09:19,708
‫تمام این مدت، من داشتم چیزی رو نادیده می‌گرفتم
‫که درست جلوی چشمم بود.

180
00:09:21,291 --> 00:09:25,000
‫چیزی که از اینجا به بعد
‫قوی‌ترین برگ برنده‌ی ما خواهد بود.

181
00:09:28,958 --> 00:09:30,041
‫خواهری ما.

182
00:09:31,708 --> 00:09:32,916
‫بقیه رو جمع کن.

183
00:09:35,125 --> 00:09:37,250
‫همه خیلی از «لئو بونهارت» می‌ترسن.

184
00:09:37,333 --> 00:09:40,125
‫نمی‌تونم صبر کنم قیافه‌اش رو ببینم
‫وقتی غافلگیرش کنیم.

185
00:09:40,208 --> 00:09:41,916
‫اون یه آدم معمولی نیست.

186
00:09:42,416 --> 00:09:43,958
‫آره، کاش فالکا رو داشتیم.

187
00:09:44,041 --> 00:09:47,041
‫- کاش می‌دونستم چرا رفت.
‫- اون تو حال خودش نبود.

188
00:09:47,125 --> 00:09:49,625
‫اون پیش ما برمی‌گرده. می‌تونم حسش کنم.

189
00:09:49,708 --> 00:09:51,708
‫- شاید.
‫- ولی تو امیدواری، مگه نه؟

190
00:09:51,791 --> 00:09:55,041
‫من دیگه امیدی ندارم.
‫فقط روی چیزی که می‌دونم واقعیه تمرکز می‌کنم.

191
00:09:55,125 --> 00:09:56,541
‫مثل لئو بونهارت.

192
00:09:56,625 --> 00:10:00,250
‫حق با میسله. فالکا انتخابش رو کرد.
‫ما انتخاب بهتری کردیم.

193
00:10:00,333 --> 00:10:03,125
‫بزن بریم.
‫بهترین راه برای افسانه شدن، کشتن یه افسانه‌ست.

194
00:10:03,208 --> 00:10:04,791
‫آره!

195
00:10:15,083 --> 00:10:19,541
[تحت تعقیب - زنده]
[مو بلوند، چشم سبز، بسیار خطرناک، پاداشی ارزنده]

196
00:10:44,000 --> 00:10:46,291
‫یالا، کلپی. یالا.

197
00:10:48,583 --> 00:10:49,750
‫اینجا امن به نظر میاد.

198
00:10:49,833 --> 00:10:52,958
‫بقیه‌ی سفرمون
‫تا پیش دروئیدها شاید پیاده امن‌تر باشه.

199
00:10:53,041 --> 00:10:54,375
‫یاه!

200
00:10:54,458 --> 00:10:55,791
‫اون‌ها؟ دوباره؟

201
00:10:55,875 --> 00:10:57,333
‫محض رضای خدا.

202
00:10:57,416 --> 00:11:00,125
‫- دارن ما رو تعقیب می‌کنن؟
‫- انگار دارن تعقیب می‌شن.

203
00:11:00,208 --> 00:11:01,750
‫برسید به اون قایق!

204
00:11:01,833 --> 00:11:05,541
‫- انگار بین دو تا آتش‌سوزی گیر افتادیم.
‫- این یه کابوس لعنتیه.

205
00:11:05,625 --> 00:11:06,916
‫لعنت بهت، عوضی!

206
00:11:07,000 --> 00:11:08,000
‫دارن چی می‌گن؟

207
00:11:08,083 --> 00:11:11,500
‫خب، سخته بشه فهمید
‫بین این همه «عوضی» و «آشغال».

208
00:11:11,583 --> 00:11:14,458
!‫بهتون دستور می‌دم وایسید
!اون قایق رو برگردونید

209
00:11:14,541 --> 00:11:16,500
‫نیلفگارد داره میاد!

210
00:11:16,541 --> 00:11:17,458
‫اون...

211
00:11:17,500 --> 00:11:19,000
‫اون قایق لعنتی رو برام بیارید!

212
00:11:19,041 --> 00:11:20,333
‫...ملکه «میو»ـه.

213
00:11:20,416 --> 00:11:22,916
‫عجب جرأتی داره
‫که داره تو نیلفگارد می‌چرخه.

214
00:11:23,000 --> 00:11:24,166
‫و ما اون رو سرگردون ول کردیم.

215
00:11:26,250 --> 00:11:28,125
‫جاسوس‌های نیلفگاردی،

216
00:11:28,208 --> 00:11:31,083
‫بدین وسیله به شما دستور داده می‌شه
‫توسط علیاحضرت ملکه

217
00:11:31,166 --> 00:11:33,458
‫که اون قایق رو
‫فوراً به ساحل برگردونید!

218
00:11:33,541 --> 00:11:37,125
‫سرپیچی از این دستور منجر به اعدام می‌شه!

219
00:11:37,208 --> 00:11:39,500
‫نمی‌خوام تو منطق‌تون ایراد بگیرم،

220
00:11:39,583 --> 00:11:41,583
‫ولی ما نیلفگاردی نیستیم!

221
00:11:41,666 --> 00:11:42,875
‫ما طرف شماییم.

222
00:11:43,750 --> 00:11:45,250
‫فکر کنم باید به پارو زدن ادامه بدیم.

223
00:11:45,333 --> 00:11:46,791
‫فایده‌ای براتون نداره.

224
00:11:46,875 --> 00:11:49,166
‫یه‌کم جلوتر، می‌رسیم به دریای آزاد.

225
00:11:49,250 --> 00:11:50,583
‫دریای آب شور؟

226
00:11:50,666 --> 00:11:52,541
‫چرا؟ یه باور انسانی عجیب دیگه؟

227
00:11:52,625 --> 00:11:54,541
‫نه، پوستم رو می‌خوره.

228
00:11:54,625 --> 00:11:56,583
‫به دستور ملکه!

229
00:11:56,666 --> 00:11:57,666
‫من یه خون‌آشامم.

230
00:12:05,166 --> 00:12:06,375
‫خدانگه‌دار!

231
00:12:06,458 --> 00:12:07,541
‫بهتون دستور می‌دم...

232
00:12:07,625 --> 00:12:10,958
‫ایده‌ای داری چطور
‫می‌خوایم از این سفر رودخونه‌ای جون سالم به در ببریم؟

233
00:12:11,041 --> 00:12:12,250
‫با تموم کردنش.

234
00:12:12,333 --> 00:12:14,083
‫باید از آب بیایم بیرون.

235
00:12:25,500 --> 00:12:27,333
‫حتی از همون اولش،

236
00:12:28,500 --> 00:12:31,375
‫«انجمن برادری»
‫مجموعه‌ای از تناقضات بود،

237
00:12:31,916 --> 00:12:35,250
‫قدرت خدادادی ما رو
‫برای خدمت به هوس‌هاش تبدیل به سلاح کرد،

238
00:12:35,750 --> 00:12:37,416
‫به نفرت دامن زد

239
00:12:38,166 --> 00:12:40,791
‫و با بی‌اعتمادی به هر کسی که متفاوته،

240
00:12:43,083 --> 00:12:45,208
‫ما رو به سمت اتحادهای سلطنتی هُل داد،

241
00:12:45,708 --> 00:12:47,250
‫ما رو مقابل هم قرار داد.

242
00:12:48,416 --> 00:12:50,125
‫اما در عرض چند هفته،

243
00:12:51,000 --> 00:12:54,375
‫ما، زنانی که در این اتاق هستیم،

244
00:12:54,458 --> 00:12:57,500
‫موفق شدیم جادومون رو، روش‌هامون رو،
‫ترکیب کنیم،

245
00:12:58,000 --> 00:13:00,083
‫از دشمنان قدیمی متحد بسازیم،

246
00:13:00,166 --> 00:13:02,125
‫چون همه‌مون یه هدف مشترک داشتیم.

247
00:13:02,208 --> 00:13:05,583
‫محافظت از جادو
‫در برابر تسلط ویلگه‌فورتز.

248
00:13:05,666 --> 00:13:07,791
‫فرینجیلا، تو از همه‌ی ما قوی‌تری

249
00:13:08,791 --> 00:13:11,375
‫که تونستی بلایی که ویلگه‌فورتز
‫سرت آورد رو تحمل کنی.

250
00:13:13,958 --> 00:13:17,750
‫انگار، تمام زندگیم،
‫فقط یه غریزه‌ی اصلی رو می‌شناختم.

251
00:13:19,166 --> 00:13:21,666
‫و اونم این بوده که
‫دنبال قدرتمندها بگردم و بهشون بچسبم.

252
00:13:24,625 --> 00:13:27,666
‫- تا اینکه تو سر و کله‌ات دم درِ خونه‌ام پیدا شد.
‫- لونه‌ی خرگوشت.

253
00:13:32,541 --> 00:13:35,541
‫می‌دونی، معلوم شد که قدرت ما،

254
00:13:37,208 --> 00:13:38,750
‫قدرت همه‌ی ما...

255
00:13:40,291 --> 00:13:41,291
‫ذاتیه.

256
00:13:41,333 --> 00:13:42,458
‫و وقتی با همیم...

257
00:13:43,208 --> 00:13:44,333
‫قوی‌تریم.

258
00:13:44,375 --> 00:13:47,625
‫و با هم، می‌تونیم
این به هم ریختگی رو جمع و جور کنیم

259
00:13:47,708 --> 00:13:50,708
‫همه‌مون هم می‌تونیم قبول کنیم
‫که این تقصیر ویلگه‌فورتزه.

260
00:13:50,791 --> 00:13:52,041
‫اون هنوز اون بیرونه.

261
00:13:52,541 --> 00:13:53,875
‫کار ما هنوز تموم نشده.

262
00:13:54,375 --> 00:13:56,250
‫آینده‌ی جادو هنوز در خطره.

263
00:13:56,333 --> 00:13:58,375
‫سیری هنوز در خطره.

264
00:13:58,458 --> 00:13:59,750
‫پیداش می‌کنیم.

265
00:13:59,833 --> 00:14:01,291
‫و در این حین،

266
00:14:01,375 --> 00:14:04,291
‫مطمئن می‌شیم که یه خونه هست
‫که بهش برگرده.

267
00:14:04,791 --> 00:14:07,166
‫«آسیر»، «آیدا»،

268
00:14:07,250 --> 00:14:09,875
‫«زایمر»، «آلینا»
و تازه‌کارها رو برمی‌گردونیم

269
00:14:09,958 --> 00:14:13,166
‫و یه «کلبه‌ی جادوگران» می‌سازیم.

270
00:14:13,916 --> 00:14:15,875
‫و این کار رو به روش خودمون انجام می‌دیم.

271
00:14:27,916 --> 00:14:29,875
‫بالأخره پیداش شد.

272
00:14:29,958 --> 00:14:33,375
‫- اولین گذرگاه در این چند کیلومتر.
‫- و احتمالاً آخرین.

273
00:14:33,458 --> 00:14:36,166
‫عجیب نیست این همه نیرو این دور و بره.

274
00:14:36,250 --> 00:14:37,958
‫هر کی پل رو در اختیار داشته باشه...

275
00:14:38,041 --> 00:14:39,666
‫...بر کل این قلمرو حکومت می‌کنه.

276
00:14:40,166 --> 00:14:43,666
‫بیاین اون پل رو پاکسازی کنیم،
‫به خشکی برسیم، و ردهامون رو پاک کنیم.

277
00:14:44,375 --> 00:14:47,333
‫برگردیم سر مأموریت اصلی‌مون
‫و اون دروئیدها رو پیدا کنیم.

278
00:14:48,041 --> 00:14:50,583
‫خودشه. به ما توجه نکنید.

279
00:14:51,083 --> 00:14:53,791
‫ما فقط یه گروه
‫آدم‌های خوش‌گذرون و ناجوریم

280
00:14:53,875 --> 00:14:56,666
‫که اینجاییم تا یه شاهدخت رو
‫از یه سرنوشت وحشتناک نجات بدیم.

281
00:14:56,750 --> 00:14:59,833
‫فقط... نگاه...

282
00:14:59,916 --> 00:15:02,458
‫- صف بکشید. پل رو نگه دارید...
‫- ...پایین نکنید.

283
00:15:02,541 --> 00:15:04,458
‫- اون پایین!
‫- یه قایق!

284
00:15:06,041 --> 00:15:07,500
‫- برید پایین!
‫- دوباره شروع شد!

285
00:15:07,583 --> 00:15:08,833
‫دوباره پر کنید!

286
00:15:08,916 --> 00:15:10,875
‫- متوقف‌شون کنید!
‫- قایق اون پایینه!

287
00:15:10,958 --> 00:15:13,458
‫- به گِل نشستیم! سعی کنید هُلش بدید! بجنبید!
‫- یالا!

288
00:15:13,541 --> 00:15:15,250
‫- همه‌شون رو بکشید!
‫- برید، برید، برید!

289
00:15:17,083 --> 00:15:18,250
‫رها کنید!

290
00:15:18,625 --> 00:15:19,750
‫بجنب!

291
00:15:20,791 --> 00:15:22,416
‫آره، بزن بریم!

292
00:15:25,208 --> 00:15:26,500
‫تیر خوردی.

293
00:15:26,500 --> 00:15:28,166
‫بخابونش. سریع.

294
00:15:28,250 --> 00:15:30,166
‫آروم. آروم! سریع.

295
00:15:30,250 --> 00:15:32,958
‫- تو قطعاً حالت خوب نیست.
‫- علائمش واضحه.

296
00:15:33,041 --> 00:15:34,666
‫داره بچه‌اش رو از دست می‌ده.

297
00:15:34,750 --> 00:15:36,541
‫ممنون که اعلام کردی.

298
00:15:37,041 --> 00:15:40,208
‫- میلوا، چی کار می‌تونم بکنم؟
‫- می‌تونی تنهام بذاری.

299
00:15:40,750 --> 00:15:42,083
‫بهمون حمله شده!

300
00:15:42,166 --> 00:15:44,041
‫- مقاومت کنید!
‫- نیلفگارده!

301
00:15:44,125 --> 00:15:45,750
‫- پل رو نگه دارید!
‫- برید، سریع!

302
00:15:45,833 --> 00:15:47,791
‫میلوا، تو نباید حرکت کنی
‫تا خونریزیت بند بیاد.

303
00:15:47,875 --> 00:15:48,916
‫می‌دونم.

304
00:15:49,000 --> 00:15:50,875
‫- کاهیر، چه خبره؟
‫- یالا!

305
00:15:50,958 --> 00:15:52,125
‫یالا، سریع!

306
00:15:52,208 --> 00:15:54,416
‫نیروهای نیلفگارد تو انتهای شمالی!

307
00:15:57,916 --> 00:16:00,375
‫اگه نیلفگارد اون پل رو بگیره،
‫وجب به وجبش رو امن می‌کنه

308
00:16:00,458 --> 00:16:02,583
‫و هر کی رو این پایین پیدا کنه
از بین می‌بره

309
00:16:02,666 --> 00:16:04,625
‫- این جنگ ما نیست.
‫- نه، به خاطر میلوا!

310
00:16:04,708 --> 00:16:06,916
‫چرا گوش نمی‌کنید؟ گفتم تنهام بذارید!

311
00:16:07,000 --> 00:16:09,208
‫برای حریم خصوصیت، آره.
‫ولی هیچ‌کس تو رو تنها نمی‌ذاره.

312
00:16:09,291 --> 00:16:10,541
‫من می‌تونم بهش کمک کنم،

313
00:16:10,625 --> 00:16:12,875
‫ولی شماها باید کمک کنید
‫یه مسیر امن پیدا کنیم.

314
00:16:13,458 --> 00:16:15,708
‫سنجاب، تو جون ما رو نجات دادی.

315
00:16:15,791 --> 00:16:18,083
‫و یه دورف هیچوقت بدهی رو بی‌جواب نمی‌ذاره.

316
00:16:18,166 --> 00:16:19,583
‫ما تو رو از اینجا می‌بریم بیرون،

317
00:16:19,666 --> 00:16:23,125
‫حتی اگه هیچ ایده‌ی لعنتی‌ای نداشته باشم
‫چطور از وسط میدون جنگ رد بشیم.

318
00:16:23,208 --> 00:16:25,375
‫چه درجه‌ای تو
‫ارتش نیلفگارد داشتی؟

319
00:16:25,458 --> 00:16:26,458
‫یه افسر بودم.

320
00:16:26,541 --> 00:16:28,916
‫حاضری چیزی رو بکشی
‫که یه زمانی خودت بودی؟

321
00:16:29,541 --> 00:16:31,708
‫تو بالأخره فهمیدی
‫که من دیگه اون آدم نیستم.

322
00:16:31,791 --> 00:16:33,500
‫چه استراتژی‌ای پیشنهاد می‌دی؟

323
00:16:34,000 --> 00:16:35,041
‫خودتون رو برسونید.

324
00:16:35,916 --> 00:16:37,458
‫گرالت!

325
00:16:38,583 --> 00:16:39,958
‫درست می‌شه، ماریا.

326
00:16:45,125 --> 00:16:46,791
‫یالا. حمله!

327
00:16:47,708 --> 00:16:48,916
‫حمله!

328
00:16:49,000 --> 00:16:52,875
‫چقدر احتمال داره که هردوشون
‫تو بچگی از سر افتاده باشن؟

329
00:16:52,958 --> 00:16:56,666
‫حتی یه افسر و یه ویچر هم حریف
‫یه ارتش کامل از کله‌خراب‌ها نمی‌شن!

330
00:16:56,750 --> 00:16:58,541
‫یسکیر. برو.

331
00:17:00,166 --> 00:17:01,750
‫ما برمی‌گردیم.

332
00:17:01,833 --> 00:17:03,000
‫قول می‌دم.

333
00:17:03,708 --> 00:17:06,541
‫نمی‌تونیم بذاریم همه‌ی خوشی مال اون‌ها باشه،
‫می‌تونیم؟

334
00:17:07,416 --> 00:17:10,666
‫- زود برمی‌گردم.
‫- بیا چندتا عوضی‌ نیلفی رو تیکه پاره کنیم.

335
00:17:10,750 --> 00:17:13,041
‫- ووا.
‫- آآه!

336
00:17:14,333 --> 00:17:17,875
‫- یالا، پیرمرد.
‫- لازم نیست بهم انگیزه بدی!

337
00:17:17,958 --> 00:17:20,333
‫- عقب‌نشینی!
‫- جون‌تون رو نجات بدید!

338
00:17:20,416 --> 00:17:23,375
‫یه قدم دیگه بردارید،
‫تا خودم کارتون رو تموم کنم!

339
00:17:23,458 --> 00:17:25,500
‫تعدادشون زیاده! پل رو از دست دادیم!

340
00:17:25,583 --> 00:17:28,125
‫- تا وقتی من نگم از دست رفته، از دست نرفته.
‫- بجنب. تو، بجنب.

341
00:17:28,208 --> 00:17:31,666
‫پس برگردید و بجنگید!

342
00:17:31,750 --> 00:17:34,250
‫- دستورتون چی بود؟
‫- ن... نگه داشتن پل برای ملکه.

343
00:17:34,333 --> 00:17:37,625
‫پس اون پل لعنتی رو نگه دارید،
‫وگرنه ملکه‌تون رو از دست می‌دید!

344
00:17:37,666 --> 00:17:38,625
‫نیلفگارد!

345
00:17:38,666 --> 00:17:41,375
‫امیدوارم از مزه‌ی چرم لذت ببرید،
‫دوستان،

346
00:17:41,458 --> 00:17:46,500
‫چون قراره چکمه‌های این مرد رو
‫جوری حس کنید،

347
00:17:46,583 --> 00:17:49,416
‫و سگک‌هاش رو گاز بزنید!

348
00:17:49,500 --> 00:17:51,166
‫به حرفش گوش کنید

349
00:17:51,666 --> 00:17:53,291
‫و مقاومت کنید!

350
00:17:54,541 --> 00:17:56,250
‫چیزی برای اضافه کردن هست، یا...

351
00:17:57,083 --> 00:17:58,541
‫بزن بریم بجنگیم!

352
00:17:58,625 --> 00:18:00,750
‫یالا!

353
00:18:12,208 --> 00:18:14,125
‫همینه! یالا!

354
00:18:27,041 --> 00:18:28,166
‫برای نیلفگارد!

355
00:18:29,875 --> 00:18:31,083
‫تسلیم شید!

356
00:18:35,708 --> 00:18:37,083
‫- یالا!
‫- گرالت!

357
00:18:39,416 --> 00:18:41,791
‫انقدر وول نخورید.
‫بیاین تمومش کنیم!

358
00:18:41,875 --> 00:18:43,208
‫مقاومت کنید!

359
00:18:46,375 --> 00:18:48,750
‫فکر کردم این پایین بیشتر بهم احتیاج باشه.

360
00:18:48,833 --> 00:18:50,583
‫چه خبره؟ بگو ببینم.

361
00:18:51,083 --> 00:18:53,791
‫اوضاع قمر در عقربه، ولی دارن می‌جنگن.

362
00:18:54,666 --> 00:18:57,375
‫میلوا، شمال داره مقابله می‌کنه.

363
00:18:57,875 --> 00:19:01,833
‫فقط یه نیلفگاردی،
‫یه ویچر و یه دورف لازم بود تا رهبری‌شون کنن.

364
00:19:01,916 --> 00:19:03,875
‫ولی اون‌ها مسیر «کید دو» رو باز می‌کنن.

365
00:19:05,875 --> 00:19:06,916
‫احتیاج داشتم...

366
00:19:08,250 --> 00:19:09,250
‫به یه خبر خوب.

367
00:19:10,625 --> 00:19:13,208
‫- خط رو نگه دارید!
‫- مقاومت کنید!

368
00:19:19,583 --> 00:19:20,958
‫بزن بریم!

369
00:19:21,666 --> 00:19:23,458
‫فکر می‌کردم احمقی
که این کار رو امتحان کردی

370
00:19:23,541 --> 00:19:26,583
‫ولی بازم اومدی.
‫خوشحالی که حالا من رو نکشتی؟

371
00:19:26,666 --> 00:19:27,791
‫بمیر لعنتی!

372
00:19:27,875 --> 00:19:29,375
‫بهت خبر می‌دم.

373
00:19:29,458 --> 00:19:31,166
‫پس‌شون بزنید!

374
00:19:33,458 --> 00:19:34,458
‫از اینجا!

375
00:19:34,541 --> 00:19:36,625
‫- مقاومت کنید!
‫- پاشو!

376
00:19:43,500 --> 00:19:45,500
‫بگیر که اومد!

377
00:19:55,166 --> 00:19:57,750
‫- برای نیلفگارد!
‫- نیلفگارد!

378
00:19:59,250 --> 00:20:00,916
‫سواره‌نظام!

379
00:20:01,000 --> 00:20:02,666
‫نشونه بگیرید. آتش!

380
00:20:03,958 --> 00:20:05,208
‫پناه بگیرید!

381
00:20:08,500 --> 00:20:09,750
‫عقب‌نشینی!

382
00:20:09,833 --> 00:20:11,625
‫پناه بگیرید، سربازها!

383
00:20:15,291 --> 00:20:16,541
‫عقب‌نشینی!

384
00:20:16,625 --> 00:20:19,416
‫عقب‌نشینی! بجنبید! بجنبید!

385
00:20:20,041 --> 00:20:22,375
‫اون مال منه!

386
00:20:31,958 --> 00:20:33,458
‫بجنب! بجنب!

387
00:20:33,541 --> 00:20:36,166
‫بجنب! بجنب!

388
00:20:58,875 --> 00:21:00,208
‫یالا، جلوشون رو بگیرید!

389
00:21:00,958 --> 00:21:02,166
‫نذارید هیچ‌کدومشون رد بشن!

390
00:21:24,708 --> 00:21:26,750
‫ادامه بدید! پس‌شون بزنید!

391
00:21:27,250 --> 00:21:29,208
‫نیلفگارد!

392
00:21:32,416 --> 00:21:34,375
‫بزن بریم!

393
00:21:47,458 --> 00:21:48,625
‫تجدید قوا!

394
00:21:48,708 --> 00:21:49,916
‫تجدید...

395
00:21:50,000 --> 00:21:51,458
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

396
00:21:53,041 --> 00:21:55,583
‫- دارن عقب‌نشینی می‌کنن!
‫- آره!

397
00:21:55,666 --> 00:21:57,083
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن!

398
00:21:57,166 --> 00:21:58,500
‫آره!

399
00:22:01,416 --> 00:22:03,916
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن!

400
00:22:04,000 --> 00:22:06,458
‫بیاین تمومش کنیم! یالا!

401
00:22:07,666 --> 00:22:11,041
‫- یالا، بیاین بکشیمشون!
‫- بزن بریم! برید!

402
00:22:13,291 --> 00:22:14,583
‫ملکه!

403
00:22:17,041 --> 00:22:19,083
‫- داره میاد!
‫- برای ملکه!

404
00:22:19,166 --> 00:22:21,083
‫- از ملکه محافظت کنید!
‫- یالا!

405
00:22:21,166 --> 00:22:22,416
‫دنبالم بیاید!

406
00:22:34,916 --> 00:22:36,333
‫برگردید نیلفگارد!

407
00:22:36,416 --> 00:22:38,875
‫- نه!
‫- پاشو! پاشو!

408
00:22:38,958 --> 00:22:40,375
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

409
00:22:40,958 --> 00:22:43,041
‫اون‌ها دیگه به یه افسر احتیاج ندارن.

410
00:22:43,125 --> 00:22:44,125
‫نه! وایستا!

411
00:22:44,208 --> 00:22:45,666
‫اون‌ها به یه ویچر احتیاج دارن.

412
00:22:51,000 --> 00:22:52,875
‫- عقب‌نشینی!
‫- اون چیه؟

413
00:23:06,416 --> 00:23:07,708
‫برید کنار!

414
00:23:07,791 --> 00:23:09,041
‫عقب‌نشینی!

415
00:25:03,000 --> 00:25:04,375
‫بیاید پیش من!

416
00:25:41,791 --> 00:25:43,125
‫آآه!

417
00:25:43,208 --> 00:25:45,666
‫اینجایید شماها،
‫و کله‌هاتون هنوز سر جاشه.

418
00:25:45,750 --> 00:25:47,041
‫هرچند نزدیک بود کباب بشید.

419
00:25:49,250 --> 00:25:50,416
‫ممنونم.

420
00:25:50,500 --> 00:25:54,625
‫می‌بینید؟ دست کم گرفته شدن
‫مزایای خاص خودش رو داره.

421
00:25:57,833 --> 00:25:59,041
‫ما پل رو نگه داشتیم.

422
00:26:00,291 --> 00:26:01,541
‫آره.

423
00:26:02,875 --> 00:26:04,833
‫- بیاید میلوا رو پیدا کنیم.
‫- آره.

424
00:26:15,333 --> 00:26:17,416
‫تریس؟ به کمکت احتیاج دارم.

425
00:26:18,333 --> 00:26:20,416
‫منظورت به جز جارو کردنه؟

426
00:26:23,000 --> 00:26:24,000
‫اون چیه؟

427
00:26:24,041 --> 00:26:26,458
‫این خنجریه که وزمیر برای زخمی‌ کردن
‫ویلگه‌فورتز استفاده کرد.

428
00:26:26,500 --> 00:26:27,500
‫و دست توئه چون...؟

429
00:26:27,583 --> 00:26:30,416
‫می‌خوام ازش استفاده کنی تا ویلگه‌فورتز رو
‫تا «اِستیگا» ردیابی کنی.

430
00:26:31,041 --> 00:26:32,583
‫- ین، نه.
‫- اون ضعیفه.

431
00:26:32,666 --> 00:26:35,958
‫- اگه الان پیداش کنم، می‌تونم بکشمش.
‫- ولی «کلبه‌ی جادوگران».

432
00:26:36,041 --> 00:26:37,708
‫تو اون جرقه رو روشن کردی.

433
00:26:38,458 --> 00:26:39,958
‫من شما رو به یه ایده رسوندم.

434
00:26:41,000 --> 00:26:42,958
‫این به شما بستگی داره
که به سرانجام برسونیدش

435
00:26:43,041 --> 00:26:44,291
‫نمی‌فهمم.

436
00:26:45,500 --> 00:26:49,250
‫من باید از سیری محافظت کنم، و نمی‌ذارم
‫کس دیگه‌ای برای این رنج بکشه.

437
00:26:49,333 --> 00:26:50,958
‫- شبیه گرالت حرف می‌زنی.
‫- ممنونم.

438
00:26:51,041 --> 00:26:52,666
‫این تعریف نبود.

439
00:26:52,750 --> 00:26:54,500
‫نه در این مورد.

440
00:26:55,041 --> 00:26:57,208
‫حتی اگه بتونی
‫از شبکه‌ی پورتالش رد بشی،

441
00:26:57,291 --> 00:26:59,750
‫سر از جایی درمیاری
‫که اون خوب می‌شناسه، و تو اصلاً.

442
00:26:59,833 --> 00:27:03,208
‫می‌دونم. قول دادم جلوش رو بگیرم،
‫و قصد دارم به قولم عمل کنم.

443
00:27:03,958 --> 00:27:06,375
‫به خاطر ایسترد.
به خاطر گرالت. به خاطر جادو

444
00:27:07,416 --> 00:27:08,583
‫به خاطر خودم.

445
00:27:37,666 --> 00:27:38,916
‫اگه برنگشتم...

446
00:27:39,000 --> 00:27:40,166
‫اون حرف رو نزن.

447
00:27:40,250 --> 00:27:42,166
‫با من یا بدون من،

448
00:27:43,625 --> 00:27:44,916
‫«آرتوزا» رو دوباره بسازید.

449
00:27:46,875 --> 00:27:47,958
‫قول می‌دی؟

450
00:27:52,583 --> 00:27:53,708
‫قول می‌دم.

451
00:28:37,708 --> 00:28:40,833
‫تنها بازمانده‌های
‫نبرد مونته‌کالوو.

452
00:28:42,416 --> 00:28:44,250
‫به خونه خوش اومدید.

453
00:28:52,875 --> 00:28:56,041
‫فقط یه راه وجود داره
‫که تونسته باشید زنده فرار کنید.

454
00:28:59,000 --> 00:29:00,166
‫بزدلی.

455
00:29:01,166 --> 00:29:02,375
‫یه مؤمن واقعی

456
00:29:02,958 --> 00:29:05,750
‫باید تا حد خاکستر می‌سوخت
‫تا اون جادوگرها رو بکشه.

457
00:29:07,000 --> 00:29:08,208
‫اما...

458
00:29:10,666 --> 00:29:12,125
‫یه شانس دوم گیرتون میاد

459
00:29:13,083 --> 00:29:16,250
‫که در مرگ بهتر از چیزی باشید
‫که در زندگی بودید.

460
00:29:33,291 --> 00:29:35,500
‫تو همیشه چیره‌دست بودی.

461
00:29:36,583 --> 00:29:37,791
‫یادمه.

462
00:29:46,750 --> 00:29:48,791
‫تو همیشه زبون تیزی داشتی.

463
00:29:55,291 --> 00:29:56,583
‫آآه.

464
00:29:58,208 --> 00:30:00,583
‫تو رو نمی‌شناسم.

465
00:30:02,333 --> 00:30:06,333
‫تو زیباترین چشم‌هایی رو داری
‫که تا حالا دیدم،

466
00:30:07,416 --> 00:30:10,541
‫و اون‌ها شاهد پیروزی نهایی من خواهند بود.

467
00:30:15,291 --> 00:30:18,083
‫ویلگه‌فورتز می‌دونست
‫ینیفر سراغش میاد،

468
00:30:18,166 --> 00:30:19,666
‫ولی اون یه داستان دیگه‌ست.

469
00:30:19,750 --> 00:30:21,750
‫برید دیگه. برید.

470
00:30:21,833 --> 00:30:23,541
‫برید.

471
00:30:25,458 --> 00:30:28,083
‫- می‌خوایم بریم لب رودخونه؟
‫- بیاین اونجا بازی کنیم!

472
00:30:28,166 --> 00:30:31,125
‫من می‌خوام تو آرتوزا درس بخونم.

473
00:30:31,833 --> 00:30:33,416
‫آرتوزا، آره؟

474
00:30:34,541 --> 00:30:38,083
‫بعد از این همه سال؟
‫باورم نمی‌شه دوباره باز شده.

475
00:30:38,166 --> 00:30:42,458
‫باورم نمی‌شه قراره روی همون سنگ‌هایی قدم بذارم
‫که بانو ینیفر گذاشته.

476
00:30:42,541 --> 00:30:45,083
‫تا هر چی می‌تونم
‫در مورد همه‌شون یاد بگیرم.

477
00:30:45,583 --> 00:30:47,291
‫- مخصوصاً...
‫- سیری.

478
00:30:48,250 --> 00:30:49,833
‫یادمه.

479
00:30:50,500 --> 00:30:52,666
‫هنوزم بهش یه حس نزدیکی دارم.

480
00:30:52,750 --> 00:30:54,458
‫متصل شده با...

481
00:30:54,541 --> 00:30:56,208
‫سرنوشت.

482
00:30:59,958 --> 00:31:01,750
‫داستان‌ها خیلی قدرتمندن.

483
00:31:02,833 --> 00:31:04,041
‫اون‌ها ما رو عوض می‌کنن.

484
00:31:05,333 --> 00:31:06,416
‫و ما،

485
00:31:07,041 --> 00:31:08,375
‫علی‌رغم اون،

486
00:31:09,083 --> 00:31:11,583
‫ما هم اون‌ها رو عوض می‌کنیم.

487
00:31:23,958 --> 00:31:25,250
‫برای درس‌هات.

488
00:31:26,208 --> 00:31:29,333
‫این دفعه لازم نیست کِش بری.
[نیم قرن شاعری به قلم ویکنت لتن‌هوف]

489
00:31:31,166 --> 00:31:32,958
‫- نمی‌تونم قبول کنم.
‫- مزخرف نگو.

490
00:31:33,041 --> 00:31:35,666
‫چشم‌هام داره ضعیف می‌شه.
به یه خونه‌ی خوب احتیاج داره

491
00:31:36,166 --> 00:31:38,583
‫و کی می‌دونه اصلاً چیزی
ازش حقیقت داره یا نه؟

492
00:31:39,541 --> 00:31:41,750
‫ولی تو خودت گفتی.

493
00:31:42,958 --> 00:31:46,000
‫اینکه این حماسه چطور تموم بشه
شاید به تو بستگی داشته باشه

494
00:31:46,083 --> 00:31:47,916
‫ولی چطور؟

495
00:31:49,916 --> 00:31:51,166
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

496
00:31:52,833 --> 00:31:54,000
‫برای سیری؟

497
00:31:55,583 --> 00:31:58,166
‫گرالت ملکه «میو» رو نجات داد.
و ین هم دنبال ویلگه‌فورتز بود

498
00:31:58,250 --> 00:32:00,458
‫ولی تو هیچوقت داستان سیری رو تموم نکردی.

499
00:32:04,125 --> 00:32:06,375
‫داری از آدم اشتباهی می‌پرسی.

500
00:32:08,375 --> 00:32:10,583
‫در دنبال کردن سرنوشت موفق باشی.

501
00:32:19,375 --> 00:32:20,625
‫حق با «ایسکرا» بود.

502
00:32:21,208 --> 00:32:24,583
‫سیری سراغشون برمی‌گرده.
‫ولی بعدش چی شد؟

503
00:32:27,875 --> 00:32:29,166
‫یه چیزی شروع می‌شه.

504
00:32:31,000 --> 00:32:32,791
‫ولی یه چیزی هم تموم می‌شه.

505
00:32:33,416 --> 00:32:34,666
‫«موش»ها!

506
00:32:34,708 --> 00:32:35,666
‫برید تو!

507
00:32:35,708 --> 00:32:38,083
‫نگاه کنید! «موش»ها! یالا!

508
00:32:38,166 --> 00:32:40,416
‫- بیاین، عروسکم ایسکرا رو ببینید.
‫- برو تو!

509
00:32:40,916 --> 00:32:42,708
‫همین الان برید تو!

510
00:32:43,208 --> 00:32:44,708
‫- لایلا!
‫- بیا تو!

511
00:32:44,791 --> 00:32:46,708
‫همین الان بیا اینجا!

512
00:32:47,458 --> 00:32:49,333
‫ما کاری باهاتون نداریم.

513
00:32:49,416 --> 00:32:52,041
‫تا وقتی که ما نرفتیم
‫زبون‌تون رو نگه دارید.

514
00:32:52,125 --> 00:32:53,583
‫«کله‌ی کیمِرا» کجاست؟

515
00:32:55,375 --> 00:32:57,416
‫هی! یه کلمه هم حرف نزنید.

516
00:32:59,250 --> 00:33:01,625
‫«موش»ها اینجان. همین الان برید تو!

517
00:33:04,791 --> 00:33:05,833
‫بونهارت؟

518
00:33:06,416 --> 00:33:08,916
‫- لئو!
‫- لئو بونهارت، یالا بیا بیرون!

519
00:33:09,000 --> 00:33:11,083
‫- بونهارت!
‫- ما اینجاییم!

520
00:33:11,166 --> 00:33:13,083
‫- می‌دونیم اون تویی.
‫- یالا بیا بیرون!

521
00:33:13,583 --> 00:33:14,958
‫ما رو یادت میاد، سگ پیر؟

522
00:33:15,041 --> 00:33:16,958
‫نترس. یالا.

523
00:33:17,750 --> 00:33:18,833
‫آآه.

524
00:33:19,666 --> 00:33:20,791
‫بالأخره.

525
00:33:21,500 --> 00:33:22,583
‫یالا، لئو.

526
00:33:23,166 --> 00:33:24,375
‫یالا، زود باش.

527
00:33:28,041 --> 00:33:29,750
‫صبح به‌خیر، موش‌های کوچولوی من.

528
00:33:29,833 --> 00:33:31,291
‫من... تو الان...

529
00:33:32,750 --> 00:33:34,000
‫تمومش کن!

530
00:33:34,583 --> 00:33:36,625
‫اگه قراره بچرخیم، می‌چرخیم.

531
00:33:36,708 --> 00:33:38,625
‫ولی حداقل بذار
‫اول بهت یه پیشنهاد بدم.

532
00:33:38,708 --> 00:33:40,875
‫چرا خفه نمی‌شی؟

533
00:33:44,583 --> 00:33:46,166
‫در حالی که دارم بهش فکر می‌کنم،

534
00:33:47,291 --> 00:33:48,458
‫به پیشنهاد من گوش کن.

535
00:33:49,000 --> 00:33:51,291
‫جایزه‌ی خوبی برای مُرده‌تون هست.

536
00:33:51,375 --> 00:33:54,583
‫ولی موظفم بهتون بگم

537
00:33:55,083 --> 00:33:57,750
‫که جایزه‌ی خیلی بزرگ‌تری

538
00:33:57,791 --> 00:33:59,083
‫برای زنده بودن‌تون هست.

539
00:33:59,125 --> 00:34:00,500
‫خب، کدومش؟

540
00:34:00,583 --> 00:34:03,833
‫راه آسون یا راه سخت؟
‫راه آسون دردش خیلی کمتره.

541
00:34:03,916 --> 00:34:06,708
‫هی، انقدر وراجی نکن و بیا پایین،
‫عوضی لاغرمُردنی!

542
00:34:06,791 --> 00:34:09,291
‫بله! پس راه سخت!

543
00:34:09,791 --> 00:34:11,458
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

544
00:34:13,708 --> 00:34:14,750
‫فالکا کجاست؟

545
00:34:15,583 --> 00:34:17,958
‫فالکا، اون خیلی ماهره،
‫کجاست؟

546
00:34:18,541 --> 00:34:19,791
‫نیستش؟

547
00:34:21,125 --> 00:34:22,166
‫قایم شده؟

548
00:34:24,750 --> 00:34:25,958
‫الان میام پایین.

549
00:34:28,916 --> 00:34:30,250
‫بیاین این روانی رو بکشیم.

550
00:34:31,708 --> 00:34:33,541
‫تقریباً رسیدیم، کلپی.

551
00:34:33,625 --> 00:34:34,833
‫ادامه بده!

552
00:34:51,166 --> 00:34:53,583
‫بذار موسیقی... شروع بشه.

553
00:35:05,625 --> 00:35:07,208
‫ریف!

554
00:35:07,500 --> 00:35:08,541
‫یالا.

555
00:35:08,625 --> 00:35:11,208
‫اول باید از رو نعش من رد بشی.

556
00:35:11,291 --> 00:35:12,916
‫خیلی گنده‌ای که بشه از روت رد شد.

557
00:35:24,875 --> 00:35:26,083
‫ریف!

558
00:35:26,166 --> 00:35:28,208
‫ایسا! نه.

559
00:35:28,291 --> 00:35:30,125
‫یالا، موش‌های کوچولو.

560
00:35:30,833 --> 00:35:33,375
‫به «برهن» فکر کنید.

561
00:35:34,416 --> 00:35:36,375
‫اون ازتون می‌خواست
بهتر عمل کنید، مگه نه؟

562
00:35:36,875 --> 00:35:38,750
‫نه اینکه مثل سگ بمیرید!

563
00:35:53,750 --> 00:35:54,958
‫گیز!

564
00:36:00,458 --> 00:36:02,166
‫گیز!

565
00:36:08,666 --> 00:36:09,666
‫خیلی‌خب.

566
00:36:10,166 --> 00:36:11,583
‫فالکا کجاست؟

567
00:36:13,416 --> 00:36:16,041
‫بهم بگو کجاست،
‫تا بذارم زنده بمونی.

568
00:36:16,125 --> 00:36:19,208
‫ما «موش»های مردابیم

569
00:36:20,000 --> 00:36:21,666
‫- یالا.
‫- ما...

570
00:36:21,750 --> 00:36:24,958
‫- «موش»های مردابیم، ما...
‫- همه‌شون مُردن. هیچ‌کس نمی‌فهمه.

571
00:36:28,083 --> 00:36:29,375
‫چی؟

572
00:36:42,166 --> 00:36:44,333
‫لعنتی!

573
00:36:46,916 --> 00:36:48,125
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

574
00:36:49,708 --> 00:36:51,125
‫فالکا کجاست؟

575
00:36:56,000 --> 00:36:57,166
‫کجاست اون...

576
00:36:58,666 --> 00:37:00,500
‫...دوست کوچولوی خاصت؟

577
00:37:06,791 --> 00:37:08,250
‫داری می‌میری، می‌دونستی؟

578
00:37:08,833 --> 00:37:11,083
‫اون میاد دنبالت؟

579
00:37:12,333 --> 00:37:15,125
‫خودشه. می‌تونم گروه رو کامل کنم.

580
00:37:17,666 --> 00:37:18,708
‫فالکا.

581
00:37:19,208 --> 00:37:20,875
‫بالأخره همدیگه رو دیدیم.

582
00:37:25,583 --> 00:37:26,750
‫خب، یالا دیگه.

583
00:37:38,541 --> 00:37:39,583
‫اوه.

584
00:37:40,750 --> 00:37:41,833
‫خیلی نزدیک بود.

585
00:37:42,916 --> 00:37:46,708
‫اگه دوست‌هات مثل تو می‌جنگیدن،
‫شاید هنوز زنده بودن.

586
00:37:46,791 --> 00:37:48,208
‫آره!

587
00:37:54,583 --> 00:37:56,083
‫داری اینجا می‌میری،

588
00:37:56,916 --> 00:37:58,875
‫ولی ازش نمی‌ترسی، مگه نه؟

589
00:37:59,875 --> 00:38:02,375
‫این فالکا کیه

590
00:38:02,458 --> 00:38:04,125
‫که از مرگ نمی‌ترسه؟

591
00:38:21,625 --> 00:38:24,208
‫سیریلا...

592
00:38:26,166 --> 00:38:27,625
‫متأسفم.

593
00:38:29,875 --> 00:38:31,083
‫خیلی متأسفم.

594
00:38:31,583 --> 00:38:34,416
‫هی. الان دیگه شل نشو.

595
00:38:36,291 --> 00:38:39,791
‫تو مهارتش رو داری،
‫ولی دل و جرأت جنگیدن رو نداری.

596
00:38:39,875 --> 00:38:41,000
‫هوم.

597
00:38:41,083 --> 00:38:43,500
‫اینطوریه که می‌میری.

598
00:38:43,583 --> 00:38:46,375
‫توی کثافت و آشغال خودت

599
00:38:46,458 --> 00:38:48,500
‫خون و دل و روده‌ات.

600
00:38:49,708 --> 00:38:50,708
‫هوو!

601
00:38:56,666 --> 00:38:58,583
‫استراحت مال آدم‌های شروره!

602
00:38:59,083 --> 00:39:01,000
‫خوب جنگیدی، رفیق. بزن بریم.

603
00:39:01,083 --> 00:39:03,208
‫- سعی کن یه‌کم استراحت کنی.
‫- آره.

604
00:39:04,666 --> 00:39:05,875
‫مفتخر باشید.

605
00:39:06,750 --> 00:39:08,083
‫کارتون امروز خوب بود.

606
00:39:14,916 --> 00:39:15,958
‫حالش چطوره؟

607
00:39:16,666 --> 00:39:18,041
‫بچه رو از دست داد.

608
00:39:20,000 --> 00:39:21,041
‫حال خودش چطوره؟

609
00:39:21,125 --> 00:39:22,375
‫خوب می‌شه.

610
00:39:22,458 --> 00:39:23,625
‫کاملاً.

611
00:39:24,166 --> 00:39:25,541
‫با شما سفر می‌کنه؟

612
00:39:25,625 --> 00:39:27,875
‫تا وقتی که ما رو بخواد.

613
00:39:28,708 --> 00:39:29,708
‫ممنونم.

614
00:39:29,791 --> 00:39:31,375
‫ما باید از شما تشکر کنیم.

615
00:39:32,000 --> 00:39:34,541
‫اگه به خاطر تو و دوست‌هات نبود،
‫همه‌مون مُرده بودیم.

616
00:39:35,125 --> 00:39:36,791
‫یا امروز لباس سیاه و طلایی تن‌مون بود.

617
00:39:38,500 --> 00:39:41,166
‫شما نه تنها من رو نجات دادید،
‫بلکه ملکه‌مون رو نجات دادید.

618
00:39:44,333 --> 00:39:46,083
‫ملکه «میو» از کجا؟

619
00:39:47,208 --> 00:39:49,333
‫پادشاهی «لیریا» و «ریویا».

620
00:39:50,833 --> 00:39:53,958
‫کی جونش رو به خطر می‌ندازه
‫بدون اینکه بدونه داره برای کی می‌جنگه؟

621
00:40:01,000 --> 00:40:03,083
‫امشب جشن به پاست!

622
00:40:20,958 --> 00:40:22,833
‫- همینه؟
‫- بله، علیاحضرت.

623
00:40:23,625 --> 00:40:26,291
‫برای ملکه «میو» بلند شید.

624
00:40:31,125 --> 00:40:32,375
‫نه.

625
00:40:33,416 --> 00:40:36,333
‫هر اتفاقی که بیفته،
‫اون‌ها کنار من می‌مونن.

626
00:40:43,041 --> 00:40:45,333
‫تو حمله‌ی دفاع از پل رو رهبری کردی؟

627
00:40:45,958 --> 00:40:47,083
‫ما ازش دفاع کردیم.

628
00:40:47,166 --> 00:40:50,041
‫چی باعث شد همچین کاری بکنید
‫وقتی من نمی‌تونستم مردان خودم رو قانع کنم؟

629
00:40:51,125 --> 00:40:52,708
‫فقط انگار اتفاق افتاد.

630
00:40:54,208 --> 00:40:55,500
‫«انگار اتفاق افتاد»؟

631
00:40:58,041 --> 00:41:00,458
‫این حس رو می‌شناسم. یه عوضی‌ای
‫محکم کوبید تو صورتم.

632
00:41:00,541 --> 00:41:02,125
‫اونم فقط انگار اتفاق افتاد.

633
00:41:03,583 --> 00:41:04,750
‫اسمت چیه؟

634
00:41:04,833 --> 00:41:05,875
‫گرالت.

635
00:41:06,625 --> 00:41:07,833
‫گرالت از کجا؟

636
00:41:09,125 --> 00:41:10,250
‫راستش، هیچ‌جا.

637
00:41:11,416 --> 00:41:12,791
‫خب، اینطوری نمی‌شه.

638
00:41:15,333 --> 00:41:17,625
‫تو سوگند رو بخون. من دندون ندارم.

639
00:41:22,750 --> 00:41:23,916
‫زانو بزن.

640
00:41:26,958 --> 00:41:28,125
‫آره.

641
00:41:30,958 --> 00:41:35,000
‫برای شجاعت مثال‌زدنی
‫در نبردی برای هدفی عادلانه، من...

642
00:41:36,458 --> 00:41:37,583
‫میو،

643
00:41:38,125 --> 00:41:41,291
‫به لطف خداوند،
‫ملکه‌ی لیریا و ریویا،

644
00:41:41,375 --> 00:41:44,833
‫با قدرت، حق، و امتیاز خودم
‫به تو مقام شوالیه اعطا می‌کنم.

645
00:41:45,541 --> 00:41:46,875
‫این ضربه رو تحمل کن.

646
00:41:46,958 --> 00:41:49,541
‫- به من نگاه نکن. به اون نگاه کن.
‫- از درد شونه خالی نکن.

647
00:41:49,583 --> 00:41:51,916
‫- همونطور که از افتخار شونه خالی نکردی.
‫- بی‌خیال، بذار من انجامش بدم.

648
00:41:51,958 --> 00:41:53,083
‫بهترین بخش شغل منه.

649
00:41:53,583 --> 00:41:54,833
‫بهش نگو من گفتم،

650
00:41:54,875 --> 00:41:57,125
‫ولی از همون اولی که همدیگه رو دیدیم
‫می‌خواست یه شوالیه باشه.

651
00:41:57,166 --> 00:41:59,708
‫- یه شوالیه‌ی سفید، و حالا هست.
‫- فکر کنم همیشه بود.

652
00:41:59,791 --> 00:42:00,916
‫هیس!

653
00:42:01,000 --> 00:42:02,666
‫تو لحظه باشید، احمق‌ها.

654
00:42:02,750 --> 00:42:05,500
‫باشد که همیشه هدفی که
‫براش می‌جنگی رو به یاد داشته باشی...

655
00:42:06,541 --> 00:42:08,583
‫...و اون‌هایی که قسم خوردی
ازشون محافظت کنی

656
00:42:09,166 --> 00:42:13,000
‫صادقانه به ما خدمت کن، سِر گرالت از ریویا،

657
00:42:13,583 --> 00:42:15,583
‫با شجاعت و دلاوری،

658
00:42:15,666 --> 00:42:17,666
‫با وفاداری به من،

659
00:42:18,333 --> 00:42:19,833
‫و فقط به من.

660
00:42:21,500 --> 00:42:22,916
‫در روزهای پیش رو...

661
00:42:25,541 --> 00:42:27,208
‫و تا ابد.

662
00:42:34,500 --> 00:42:35,583
‫لعنتی.

663
00:42:55,083 --> 00:42:56,125
‫میسل؟

664
00:42:57,041 --> 00:42:58,041
‫میسل؟

665
00:43:00,375 --> 00:43:01,416
‫ترشی «موش»!

666
00:43:04,250 --> 00:43:07,125
‫هی، کاری کن چشم‌هاش رو من باشه.

667
00:43:07,958 --> 00:43:09,833
‫وگرنه کله‌ی تو می‌ره تو بشکه.

668
00:43:13,416 --> 00:43:14,916
‫نه!

669
00:43:23,500 --> 00:43:25,125
‫آخریش.

670
00:43:31,333 --> 00:43:32,875
‫نه!

671
00:43:40,875 --> 00:43:42,416
‫یه راهی هست، سرورم،

672
00:43:42,500 --> 00:43:45,625
‫تا مسیرمون رو به
‫پیشگویی ایثلین تسریع کنیم،

673
00:43:45,708 --> 00:43:47,250
‫ولی خطرناکه.

674
00:43:47,333 --> 00:43:50,125
‫دارم از این
‫نمایش‌هات خسته می‌شم، زارتیسیوس.

675
00:43:50,208 --> 00:43:51,291
‫نشونم بده.

676
00:43:53,625 --> 00:43:56,416
‫یه نمونه‌ی واقعاً باشکوه براتون دارم.

677
00:43:57,916 --> 00:44:01,750
‫بزرگ‌ترین و وحشی‌ترین موجودی که
‫تا حالا دیدم.

678
00:44:04,458 --> 00:44:05,458
‫آره.

679
00:44:06,583 --> 00:44:08,000
‫تو خیلی خوب به درد می‌خوری.

680
00:44:10,125 --> 00:44:12,333
‫یکی هست که باید برام پیدا کنی.

681
00:44:13,500 --> 00:44:16,541
‫یکی که بین من
‫و دخترم ایستاده.

682
00:44:17,625 --> 00:44:18,791
‫سرنوشت من.

683
00:44:20,000 --> 00:44:22,000
‫کسی که اراده‌اش به اندازه‌ی من قویه.

684
00:44:23,583 --> 00:44:26,208
‫بذار یه نمونه از بوش رو بهت بدم.

685
00:44:26,291 --> 00:44:27,291
‫بده‌ش به من.

686
00:44:30,375 --> 00:44:31,625
‫بیا.

687
00:44:33,833 --> 00:44:35,000
‫بیا.

688
00:44:38,166 --> 00:44:41,458
‫گرالت از ریویا رو پیدا کن.

689
00:44:42,416 --> 00:44:44,666
[پایان فصل چهارم]
