﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,000
.

2
00:00:06,958 --> 00:00:09,250
‫بجنب! نه، عقب وایسا!

3
00:00:09,333 --> 00:00:10,416
‫برید سمت تالار!

4
00:00:10,500 --> 00:00:11,916
‫هی، تو! وایسا!

5
00:00:14,250 --> 00:00:15,291
‫بجنب!

6
00:00:16,541 --> 00:00:17,625
‫سیری!

7
00:00:23,875 --> 00:00:24,958
‫تو کی هستی؟

8
00:00:27,291 --> 00:00:29,041
‫من سیریلا از سینترا هستم.

9
00:00:31,833 --> 00:00:33,875
‫تو دختر من نیستی!

10
00:00:35,125 --> 00:00:36,375
‫اون کجاست؟

11
00:00:37,000 --> 00:00:38,041
‫اون کجاست؟

12
00:00:38,083 --> 00:00:39,750
‫اونی که دنبالشی رو اینجا
‫پیدا نمی‌کنی.

13
00:00:41,166 --> 00:00:42,958
‫فقط باعث می‌شی هردومون کشته بشیم.

14
00:00:45,041 --> 00:00:46,583
‫تو از طرف ویلگه‌فورتز اومدی.

15
00:00:46,666 --> 00:00:49,000
‫تو یکی از اون تازه‌کارهای «آرتوزا»ـی.

16
00:00:49,583 --> 00:00:52,583
‫- با من بیا. جات امن می‌شه.
‫- هیچ‌جا امن نیست!

17
00:00:52,666 --> 00:00:55,250
‫تو پیش جادوگرها می‌آی. خواهرهات.

18
00:00:55,708 --> 00:00:58,750
‫ویلگه‌فورتز... جسم من رو شکنجه کرد.

19
00:00:59,333 --> 00:01:00,416
‫ذهنم رو!

20
00:01:01,583 --> 00:01:03,583
‫اون‌وقت خواهرهای من کجا بودن؟

21
00:01:06,625 --> 00:01:09,750
‫من اینجا یه نمونه‌ی آزمایشی نیستم.

22
00:01:11,916 --> 00:01:13,250
‫من یه شاهدختم.

23
00:01:14,541 --> 00:01:16,541
‫من از اینجا نمی‌رم.

24
00:01:16,625 --> 00:01:19,000
‫مهاجم تو اتاق‌های سلطنتی!

25
00:01:19,041 --> 00:01:20,000
‫آژیر رو به صدا درآرید!

26
00:01:20,041 --> 00:01:23,125
‫وقتی اِمهیر سیریلای واقعی رو
پیدا کنه، تو رو می‌کشه

27
00:01:23,208 --> 00:01:25,875
‫خواهش می‌کنم، کمک کن اول ما پیداش کنیم.

28
00:01:25,958 --> 00:01:27,375
‫اینجا باید چی کار کنیم؟

29
00:01:27,458 --> 00:01:29,333
‫مهاجم! بجنبید!

30
00:01:31,791 --> 00:01:35,458
‫می‌دونستیم سیری تو خطره،
‫ولی حالا می‌دونیم دقیقاً چقدر.

31
00:01:35,541 --> 00:01:36,916
‫نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته.

32
00:01:37,000 --> 00:01:39,916
‫تو این سرزمین‌ها رو گشتی.
‫چطور به قلعه‌ی اِمهیر برسیم؟

33
00:01:40,000 --> 00:01:42,875
‫تمام این سمت شرق باتلاقه.

34
00:01:42,958 --> 00:01:45,583
‫گذرگاه «آلدیس» ما رو از جنگل می‌بره.

35
00:01:45,666 --> 00:01:47,250
‫می‌تونه برامون پوشش ایجاد کنه.

36
00:01:47,750 --> 00:01:50,166
‫اون جنگل‌ها دارن برای الوار جنگی
پاکسازی می‌شن

37
00:01:50,250 --> 00:01:52,416
‫به شدت توسط سربازهای شمالی محافظت می‌شه.

38
00:01:52,500 --> 00:01:55,041
‫آره. من یکی دیگه با هیچ‌کس نمی‌جنگم

39
00:01:55,416 --> 00:01:58,291
‫تا وقتی که این گرگ اون
‫خلال‌دندون پشتش رو بندازه دور

40
00:01:58,375 --> 00:02:00,125
‫و یه سلاح درست‌حسابی برای خودش بگیره.

41
00:02:00,208 --> 00:02:02,916
‫هه! حداقل شمشیر اون نیلفگاردیه
‫جنسش خوبه.

42
00:02:03,000 --> 00:02:04,750
‫به افتخار بهترینِ تیغه‌ی ماهاکام.

43
00:02:04,833 --> 00:02:07,666
‫برای آخرین بار، من نیلفگاردی نیستم.

44
00:02:07,750 --> 00:02:10,958
‫از من بشنو،
‫اعتراض کردن فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

45
00:02:11,041 --> 00:02:14,375
‫اگه تحمل‌مون برای جنگیدن تموم شده،
‫فقط یه گزینه می‌مونه.

46
00:02:14,458 --> 00:02:16,125
‫از باتلاق‌ها رد می‌شیم.

47
00:02:16,208 --> 00:02:17,416
‫همه موافقن؟

48
00:02:18,958 --> 00:02:20,125
‫آره.

49
00:02:20,500 --> 00:02:21,625
‫پس همینطور باشه.

50
00:02:27,750 --> 00:02:30,375
‫- میلوا؟
‫- من یه چیزی برای گفتن دارم.

51
00:02:32,583 --> 00:02:35,750
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫این رو با کسی در میون بذارم،

52
00:02:35,833 --> 00:02:37,166
‫چه برسه به شماها.

53
00:02:38,500 --> 00:02:41,500
‫فکر می‌کردم خودش حل می‌شه.
‫ولی نشده.

54
00:02:42,375 --> 00:02:45,083
‫اشکالی نداره. می‌تونی به ما بگی.

55
00:02:45,791 --> 00:02:47,583
‫- تو بین دوست‌هات هستی.
‫- آره.

56
00:02:49,041 --> 00:02:51,541
‫بهتون در مورد دورانی
که با «اسکویاتل» بودم، گفتم

57
00:02:53,416 --> 00:02:56,583
‫اون شبی که به... جشن‌شون ملحق شدم.

58
00:02:59,875 --> 00:03:02,333
‫داستان ادامه داره
‫چون من با یکی‌شون ازدواج کردم، و باردارم.

59
00:03:06,458 --> 00:03:07,625
‫نه؟

60
00:03:07,708 --> 00:03:10,916
‫منتظر بودم تا خودت
‫هر وقت راحت بودی بگی.

61
00:03:11,000 --> 00:03:13,208
‫- خیلی خوشحالم که گفتی.
‫- تو می‌دونستی؟

62
00:03:13,291 --> 00:03:15,166
‫ضربان قلب دوم، البته.

63
00:03:15,958 --> 00:03:19,291
‫و اینکه،
‫بوی خونت رو حس می‌کردم.

64
00:03:20,916 --> 00:03:23,625
‫من دیگه زیاد باهاتون هم‌سفر نیستم.
‫و اهل خداحافظی هم نیستم.

65
00:03:23,708 --> 00:03:25,166
‫لعنتی!

66
00:03:25,250 --> 00:03:27,208
‫من از خیلی از زن‌ها
‫تو این شرایط مراقبت کردم.

67
00:03:27,291 --> 00:03:30,750
‫برای بعضی‌ها، اسب‌سواری
‫اصلاً امکان نداره.

68
00:03:30,833 --> 00:03:34,500
‫اون به استراحت و تغذیه‌ی مناسب
‫در فواصل زمانی منظم احتیاج داره.

69
00:03:34,583 --> 00:03:37,583
‫البته. همه‌ی این‌ها
‫تو سفرمون به وفور پیدا می‌شه.

70
00:03:37,666 --> 00:03:39,791
‫شاید یه روستا باشه
‫که اونجا امن باشه.

71
00:03:39,833 --> 00:03:41,250
‫منظورت روستاییه که در حال سوختن نباشه؟

72
00:03:41,291 --> 00:03:43,750
‫می‌گن ملکه‌ی جنگجو «گارلا»
‫نوزادش رو در آغوش داشته

73
00:03:43,791 --> 00:03:46,500
‫در حالی که داشته علیه سواران اهریمنی «کاربنوگ»
‫پتک می‌چرخونده.

74
00:03:46,541 --> 00:03:47,625
‫آره!

75
00:03:47,666 --> 00:03:49,625
‫چیزی که باید در نظر بگیریم اینه که
‫این چه معنایی داره...

76
00:03:49,666 --> 00:03:50,875
‫تمومش کنید!

77
00:03:53,125 --> 00:03:54,875
‫من نظر نخواستم.

78
00:03:55,375 --> 00:03:57,916
‫این فقط اطلاع‌رسانی بود. نه بیشتر.

79
00:04:04,708 --> 00:04:09,083
‫خب، اون راه دیگه‌ای که گفتی
‫ما رو به نیلفگارد می‌رسونه چی بود؟

80
00:04:09,583 --> 00:04:11,958
‫نمی‌تونه اونقدر بد باشه، می‌تونه؟

81
00:04:25,208 --> 00:04:26,375
‫باتلاق «آسگیث».

82
00:04:27,500 --> 00:04:30,250
‫- آسون نخواهد بود.
‫- نمی‌دونیم اون بیرون چه خبره.

83
00:04:30,333 --> 00:04:33,000
‫پر از انواع موجودات لزج و لیزه.

84
00:04:33,750 --> 00:04:36,083
‫مار. مارماهی.

85
00:04:36,166 --> 00:04:38,750
‫زالو. از خون‌خوارها متنفرم.

86
00:04:38,833 --> 00:04:40,041
‫آره.

87
00:04:40,958 --> 00:04:42,041
‫ببخشید.

88
00:04:42,541 --> 00:04:44,125
‫من از آب متنفرم.

89
00:04:48,458 --> 00:04:50,583
‫من خوبم.

90
00:04:58,958 --> 00:05:00,416
‫بزن بریم.

91
00:05:08,166 --> 00:05:13,250
[ویــچـــر]
[فصل چهارم،قسمت هفتم: آنچه دوست دارم، حمل نمی‌کنم]

92
00:05:16,500 --> 00:05:20,666
‫این سفر انگار تمومی نداره،
‫ولی خوشحالم که حالا هدفمون یکی شده.

93
00:05:20,750 --> 00:05:24,125
‫اون خواب‌های سیری،
‫دیگه چی دیدی؟

94
00:05:24,208 --> 00:05:27,166
‫تصاویر مبهم‌ان. ترسناک.

95
00:05:28,000 --> 00:05:29,250
‫دیدم که می‌کُشه.

96
00:05:29,791 --> 00:05:33,916
‫در حالی که لب‌هاش خونیه می‌خنده.
‫تاریکی تو چشم‌هاش بود.

97
00:05:35,208 --> 00:05:36,916
‫نگرانی، گرالت،

98
00:05:37,541 --> 00:05:40,125
‫که اون دیگه اون بچه‌ای نیست
‫که قسم خوردی ازش محافظت کنی؟

99
00:05:41,333 --> 00:05:44,250
‫نگرانم که تو چنان تاریکی‌ای
‫گرفتار شده باشه.

100
00:05:45,333 --> 00:05:48,500
‫پوشش گیاهی اینجا بی‌نظیره.

101
00:05:48,583 --> 00:05:51,458
‫واقعاً نایابه. می‌تونم
‫کلی داروی مختلف با این‌ها درست کنم.

102
00:05:51,541 --> 00:05:56,541
‫- آره، خیلی قشنگه. بیا معطل نکنیم.
‫- بیشتر از حد لازم نه.

103
00:05:58,541 --> 00:06:00,458
‫میلوا، می‌تونم یه سؤال ازت بپرسم؟

104
00:06:00,541 --> 00:06:03,500
‫آره، نُه ماه طول می‌کشه،
‫و نه، واگیردار نیست.

105
00:06:03,583 --> 00:06:05,291
‫- این همه‌ی سؤالاتت بود؟
‫- نه، من...

106
00:06:07,708 --> 00:06:11,958
‫من... فقط می‌خواستم بدونم
می‌تونم... می‌تونم کمک کنم

107
00:06:17,083 --> 00:06:18,125
‫نه.

108
00:06:18,583 --> 00:06:19,750
‫ممنون.

109
00:06:24,458 --> 00:06:26,250
‫زیاد عقب نمونید.

110
00:06:27,750 --> 00:06:29,583
‫گرالت.

111
00:06:31,041 --> 00:06:32,666
‫گوش کن.

112
00:06:34,083 --> 00:06:35,291
‫اون چیه؟

113
00:06:36,083 --> 00:06:37,166
‫چی چیه؟

114
00:06:37,250 --> 00:06:38,458
‫گرالت.

115
00:06:38,958 --> 00:06:41,375
‫- صداها.
‫- اومدی دنبالم؟

116
00:06:41,458 --> 00:06:42,791
‫من چیزی نمی‌شنوم.

117
00:06:42,875 --> 00:06:44,083
‫گرالت.

118
00:06:44,166 --> 00:06:45,541
‫ولی اگه تنها نباشیم،

119
00:06:46,208 --> 00:06:49,833
‫این موضوع به هیچ وجه بهم آرامش نمی‌ده.

120
00:06:51,750 --> 00:06:54,458
‫نزدیک بمونید. یه چیزی درست نیست.

121
00:06:55,916 --> 00:06:58,583
‫«بله، بفرما یسکیر.
‫بله، یه جفت چکمه‌ی نو.»

122
00:06:58,666 --> 00:07:00,750
‫«بیا باهاشون تو باتلاق قدم بزنیم.»

123
00:07:07,833 --> 00:07:09,041
‫هه!

124
00:07:11,458 --> 00:07:12,791
‫همه رد شدن؟

125
00:07:13,375 --> 00:07:15,041
‫همه‌ی روز رو وقت نداریم.

126
00:07:16,500 --> 00:07:18,250
‫محکم باشید، بچه‌ها!

127
00:07:18,333 --> 00:07:20,208
‫نباید بیفتید تو این...

128
00:07:20,291 --> 00:07:21,708
‫- زولتان!
‫- لعنتی.

129
00:07:22,208 --> 00:07:23,583
‫- زولتان؟
‫- زولتان!

130
00:07:23,666 --> 00:07:24,666
‫چه خبر شده؟

131
00:07:24,750 --> 00:07:27,583
‫- می‌بینیش؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌تونم ببینم!

132
00:07:27,666 --> 00:07:28,958
‫- زولتان!
‫- زولتان!

133
00:07:34,083 --> 00:07:35,208
‫کجا هستن؟

134
00:07:35,291 --> 00:07:36,750
‫- زولتان!
‫- یارپن؟

135
00:07:36,833 --> 00:07:40,041
‫- چی شده، گرالت؟
‫- یارپن! زولتان!

136
00:07:40,666 --> 00:07:42,458
‫زولتان! پرسیوال؟

137
00:07:43,500 --> 00:07:44,541
‫لعنتی!

138
00:07:44,625 --> 00:07:47,125
‫- زولتان! پرسیوال!
‫- اون‌ها اینجا نیستن.

139
00:07:47,208 --> 00:07:49,500
‫- باید باشن!
‫- نه اگه یه چیزی اون‌ها رو برده باشه.

140
00:07:49,583 --> 00:07:51,125
‫منظورت چیه، «یه چیزی»؟

141
00:07:51,208 --> 00:07:53,375
‫جالبه، این ناپدید شدن‌ها.

142
00:07:53,458 --> 00:07:56,291
‫جالبه؟ این خیلی وحشتناکه!
‫یارپن؟

143
00:07:56,375 --> 00:07:59,291
‫من می‌تونم بشنومشون.

144
00:07:59,375 --> 00:08:01,583
‫- من نه.
‫- آره، منم همینطور.

145
00:08:03,125 --> 00:08:04,541
‫این دیگه...

146
00:08:07,041 --> 00:08:09,333
‫... همه دارن این رو می‌بینن؟

147
00:08:09,416 --> 00:08:11,208
‫گوش کن.

148
00:08:11,291 --> 00:08:12,708
‫این باتلاق زنده‌‌ست.

149
00:08:13,500 --> 00:08:15,625
‫تو... گرالت... من رو پیدا می‌کنی.

150
00:08:15,708 --> 00:08:18,375
‫- صدای یه دختره. نمی‌شنویدش؟
‫- نه.

151
00:08:18,958 --> 00:08:21,375
‫- حالش خوبه؟
‫- اون فقط با اون حرف می‌زنه.

152
00:08:21,458 --> 00:08:23,333
‫- «اون» دقیقاً چیه؟
‫- کمک!

153
00:08:23,416 --> 00:08:24,625
‫- نمی‌دونم.
‫- نه!

154
00:08:24,708 --> 00:08:25,750
‫کمک!

155
00:08:25,833 --> 00:08:28,041
‫ولی اون، اون‌ها رو برده،
‫و ما باید دنبالش بریم.

156
00:08:31,750 --> 00:08:33,833
‫هیچی مثل یه روز مرخصی نمی‌شه.

157
00:08:34,500 --> 00:08:35,791
‫بدون ریسک، همه‌ش پاداشه.

158
00:08:35,833 --> 00:08:38,166
‫نمی‌تونم آروم باشم. همه‌ش حس می‌کنم
‫قراره یه اتفاق بد بیفته.

159
00:08:38,208 --> 00:08:41,041
‫این صدای گذشته‌ست.
‫به اونم بگو یه روز مرخصی بگیره.

160
00:08:43,833 --> 00:08:47,083
‫اون اسب رو نگاه کن. نباید
‫اینطوری به یه گاری بسته بشه.

161
00:08:47,750 --> 00:08:49,500
‫وقار یه «کلپی» رو داره.

162
00:08:50,375 --> 00:08:50,916
‫بالأخره اومد.

163
00:08:51,458 --> 00:08:52,541
‫دیر کردی.

164
00:08:52,583 --> 00:08:54,291
‫کسایی که خبر میارن هیچوقت دیر نمی‌کنن.

165
00:08:54,333 --> 00:08:56,416
‫این اون‌هایی‌ان که بهشون وابسته‌ان
‫که صرفاً زود اومدن.

166
00:08:56,458 --> 00:08:58,500
‫- بهتره سکه همراهت باشه.
‫- اون مرده تو بازار؟

167
00:08:58,583 --> 00:09:00,041
‫بیا با خبرها شروع کنیم.

168
00:09:00,125 --> 00:09:02,416
‫بارون «کاسادی» قسم خورده
‫که همه‌تون رو آویزون ببینه

169
00:09:02,500 --> 00:09:03,333
‫از کنگره‌های قلعه‌اش.

170
00:09:03,333 --> 00:09:05,625
‫به جز خانم فالکا، البته.

171
00:09:05,708 --> 00:09:06,833
‫و تو کی هستی؟

172
00:09:06,916 --> 00:09:08,666
‫من «هاتسپورن» هستم.

173
00:09:08,750 --> 00:09:10,791
‫و تو همونی هستی که می‌خواد
زنده‌زنده پوستت رو بکنه

174
00:09:11,166 --> 00:09:12,416
‫بذار امتحان کنه.

175
00:09:12,500 --> 00:09:13,916
‫زیاد شجاع‌بازی درنیار.

176
00:09:14,000 --> 00:09:17,875
‫اگه شایعات درست باشه،
‫خود «لئو بونهارت» دنبال این جایزه‌‌ست.

177
00:09:17,958 --> 00:09:21,333
‫گفتن می‌شه قبرستون‌ها رو
‫با جسد کسایی که کشته پر کرد.

178
00:09:21,416 --> 00:09:23,500
‫ما بونهارت رو می‌شناسیم.
‫قبلاً باهاش سروکار داشتیم.

179
00:09:24,083 --> 00:09:26,875
‫شاید به جاش ما اون رو شکار کنیم.

180
00:09:26,958 --> 00:09:30,291
‫یه پیشنهاد جایگزین
‫که ممکنه جون‌تون رو نجات بده.

181
00:09:30,791 --> 00:09:33,416
‫امپراتور تو حال و هوای... جشنه

182
00:09:33,500 --> 00:09:36,833
‫از وقتی مراسم به رسمیت شناختن
‫«توله‌شیر سینترا» رو اعلام کرده.

183
00:09:37,083 --> 00:09:38,208
‫چی؟

184
00:09:38,291 --> 00:09:40,916
‫خدمت صادقانه‌ی شما خیلی به دردش خورده.

185
00:09:41,000 --> 00:09:44,583
‫اگه من... شما رو، به قول معروف،
‫تحویل بدم،

186
00:09:45,083 --> 00:09:48,000
‫می‌تونیم با یه حکم سلطنتی
‫شرّ این گرگ‌ها رو از سرتون کم کنیم.

187
00:09:48,083 --> 00:09:51,458
‫اون... نمی‌تونه توله‌شیر سینترا
‫رو به رسمیت بشناسه. امکان نداره.

188
00:09:52,041 --> 00:09:54,708
‫ما اینجا یه متخصص
‫روابط دیپلماتیک بین‌المللی داریم.

189
00:09:54,791 --> 00:09:56,375
‫آره، حتماً. خودمون رو تحویل بدیم

190
00:09:56,458 --> 00:10:00,541
‫تا بهمون زره بپوشونن
‫و وصلمون کنن به ماشین جنگیش.

191
00:10:00,625 --> 00:10:03,541
‫من همین الانشم دینم رو به اون ارتش ادا کردم.
‫عمراً.

192
00:10:03,625 --> 00:10:05,125
‫ما نه.

193
00:10:05,208 --> 00:10:10,041
‫خب، در اون صورت... «شعله‌ی سفید»
‫مایلن از خدمات شما تشکر کنن.

194
00:10:10,125 --> 00:10:13,583
‫و مطمئنم مایلن
‫که شما هم نوشیدنی‌هاتون رو باهاشون شریک بشید.

195
00:10:22,041 --> 00:10:23,333
‫زنده‌باد «موش»ها.

196
00:10:23,416 --> 00:10:25,333
‫- زنده‌باد «موش»ها.
‫- آره خودشه.

197
00:10:25,416 --> 00:10:28,291
‫- زنده‌باد «موش»ها.
‫- در همین راستا، نصیحت متواضعانه‌ی من.

198
00:10:28,375 --> 00:10:32,208
‫بونهارت تو «جِلسی»ـه.
‫تو مهمون‌خونه‌ای به اسم «کله‌ی کیمِرا».

199
00:10:33,083 --> 00:10:34,875
‫کار احمقانه‌ای نکنید.

200
00:10:49,666 --> 00:10:51,458
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

201
00:10:52,916 --> 00:10:55,166
‫یه‌کم از اون سکه رو بده من
‫چون این رو نسیه گرفتم.

202
00:10:55,250 --> 00:10:57,916
‫وقتی تو بازار دیدمش،
‫گفتی نمی‌شناسیش.

203
00:11:01,416 --> 00:11:04,458
‫ما... ما اون پسره رو
...از خونه‌اش آوردیم برای

204
00:11:06,083 --> 00:11:08,791
‫- ما برای اِمهیر کار می‌کنیم؟
‫- تو اون رو به اسم کوچیک صدا می‌زنی؟

205
00:11:08,875 --> 00:11:12,000
‫- نه بابا، ما برای خودمون کار می‌کنیم.
‫- ما از خیلی‌ها کار می‌گیریم.

206
00:11:12,083 --> 00:11:15,333
‫قیمت می‌دیم، سهم‌مون رو برمی‌داریم.
‫مهم نیست از کی.

207
00:11:15,416 --> 00:11:16,500
‫اون مردم من رو کشت.

208
00:11:16,583 --> 00:11:17,958
‫ما الان مردم توییم.

209
00:11:18,541 --> 00:11:20,541
‫همه‌تون دروغگویید.

210
00:11:21,375 --> 00:11:25,125
‫دروغگوهای کوچولوی مزخرف.

211
00:11:34,916 --> 00:11:36,333
‫سریع!

212
00:11:36,416 --> 00:11:38,791
‫فالکا، وایسا. فالکا، کجا می‌ری؟

213
00:11:38,875 --> 00:11:40,375
‫- تو بهم دروغ گفتی.
‫- من...

214
00:11:40,458 --> 00:11:42,666
‫اون‌وقت تو تمام مدت
‫داشتی برای حقیقت بهم غر می‌زدی.

215
00:11:42,750 --> 00:11:45,541
‫فکر نمی‌کردم مهم باشه. چ...

216
00:11:47,250 --> 00:11:49,250
‫اون مردم تو رو کشت، خانواده‌ات رو.

217
00:11:49,333 --> 00:11:52,333
‫- می‌دونم. متأسفم...
‫- تو گفتی ما به هیچ‌کس جواب پس نمی‌دیم.

218
00:11:52,416 --> 00:11:54,416
‫من برای این خون دادم. براش آدم کشتم.

219
00:11:54,500 --> 00:11:58,375
‫- همه‌ی کاری که داریم می‌کنیم زنده‌موندنه.
‫- هیچ‌کس از دست «شعله‌ی سفید» زنده در نمی‌ره.

220
00:11:58,875 --> 00:12:01,500
‫ارتش‌هاش حمله می‌کنن
ویران می‌کنن و می‌کشن

221
00:12:01,583 --> 00:12:04,291
‫مادربزرگم، خونه‌ام، کل زندگیم.

222
00:12:04,375 --> 00:12:07,000
‫- هر چیزی که بهش دست می‌زنه می‌سوزه.
‫- فالکا، می‌دونم.

223
00:12:07,500 --> 00:12:09,166
‫اون همین کار رو با من کرد.

224
00:12:09,250 --> 00:12:11,750
‫- پس چرا با این قضیه مشکلی نداری؟
‫- بهت گفتم.

225
00:12:11,833 --> 00:12:13,916
‫من با اون دختری که قبلاً بودم خداحافظی کردم.

226
00:12:15,666 --> 00:12:16,958
‫با اون درد.

227
00:12:17,875 --> 00:12:18,958
‫این منم.

228
00:12:20,583 --> 00:12:21,583
‫در حالی که تو...

229
00:12:23,416 --> 00:12:25,791
‫اون جایزه‌ی نیلفگاردی
‫که کِیلی هی در موردش حرف می‌زد.

230
00:12:26,791 --> 00:12:30,291
‫اون مردهایی که تو بازار دنبالمون اومدن،
‫که دنبال تو اومدن.

231
00:12:30,791 --> 00:12:32,333
‫خبر به رسمیت شناختن.

232
00:12:32,416 --> 00:12:33,750
‫تو رو به هم ریخت.

233
00:12:33,833 --> 00:12:36,750
‫چون می‌دونی که نمی‌تونه حقیقت داشته باشه.

234
00:12:39,458 --> 00:12:41,416
‫تو «توله‌شیر سینترا»ـی.

235
00:12:48,500 --> 00:12:49,541
‫یا زمانی بودی.

236
00:12:50,500 --> 00:12:53,333
‫جایی که ازش اومدیم
‫دیگه هویت ما نیست.

237
00:12:54,458 --> 00:12:56,000
‫با ما، تو آزادی.

238
00:12:56,833 --> 00:12:57,833
‫با ما، تو فالکایی.

239
00:13:01,000 --> 00:13:02,000
‫حق با توئه.

240
00:13:03,458 --> 00:13:05,791
‫من دیگه سیریلا نیستم.

241
00:13:08,958 --> 00:13:11,083
‫خب، منم فالکای شما نیستم.

242
00:13:17,041 --> 00:13:18,500
‫باید این اوضاع رو درست کنم.

243
00:13:36,500 --> 00:13:38,833
‫آماده باشید. باید به حرکت ادامه بدیم.

244
00:13:43,041 --> 00:13:44,625
‫اوناهاش.

245
00:13:46,416 --> 00:13:47,625
سیلفیوم

246
00:13:48,125 --> 00:13:52,125
‫یه گیاه داروییه. خیلی قویه.
‫می‌تونه برای وضعیتت کمکت کنه.

247
00:13:52,625 --> 00:13:54,541
‫می‌تونه مشکل رو برطرف کنه.

248
00:13:55,541 --> 00:13:57,041
‫هر طور که خودت انتخاب کنی.

249
00:13:57,125 --> 00:13:59,750
‫رجیس، میلوا. بیاین کنار هم بمونیم.

250
00:13:59,833 --> 00:14:01,750
‫نمی‌تونیم کس دیگه‌ای رو از دست بدیم.

251
00:14:01,833 --> 00:14:03,875
‫نه تا وقتی هنوز بقیه رو پیدا نکردیم.

252
00:14:05,416 --> 00:14:07,375
‫من جلوتر برای شناسایی میرم.
اینجا بمونید

253
00:14:08,000 --> 00:14:10,166
‫ولی... مگه الان چی گفتیم؟

254
00:14:36,166 --> 00:14:37,375
‫کاهیر!

255
00:14:41,833 --> 00:14:43,791
‫کجاست؟ کاهیر!

256
00:14:44,333 --> 00:14:47,000
‫- گرفتمش. گرفتمش! بیا بازی کنیم!
‫- اوناهاش!

257
00:14:47,083 --> 00:14:48,625
‫- دوباره شنیدیش؟
‫- هی، هی!

258
00:14:48,666 --> 00:14:50,791
‫چرا داری دنبالش می‌ری؟
‫این همونی نیست که اون می‌خواد؟

259
00:14:50,833 --> 00:14:52,416
‫- کاهیر!
‫- من اینجام!

260
00:14:54,583 --> 00:14:56,375
‫گرالت. گرالت، وایسا.

261
00:14:56,458 --> 00:14:57,458
‫فکر کنم...

262
00:15:00,583 --> 00:15:01,583
‫یسک!

263
00:15:02,166 --> 00:15:04,250
‫کمکم کنید، خواهش می‌کنم!

264
00:15:08,458 --> 00:15:09,458
‫برشون گردون!

265
00:15:09,541 --> 00:15:11,875
‫به نظر نمیاد به رضایت ما
علاقه‌ای داشته باشه

266
00:15:12,916 --> 00:15:14,708
‫چرا داری با ما بازی می‌کنی؟

267
00:15:14,791 --> 00:15:17,666
‫ما آزاری به تو نرسوندیم.

268
00:15:18,208 --> 00:15:19,875
‫اما من براشون می‌جنگم.

269
00:15:19,958 --> 00:15:21,500
‫گرالت...

270
00:15:22,000 --> 00:15:23,333
‫چی می‌خوای؟

271
00:15:23,416 --> 00:15:26,208
‫تو رو!

272
00:15:27,875 --> 00:15:29,416
‫می‌بینمت...

273
00:15:30,000 --> 00:15:31,125
‫که قایم شدی.

274
00:15:32,583 --> 00:15:34,541
‫سعی کن پیدام کنی!

275
00:15:42,666 --> 00:15:44,000
‫کی این کار رو کرده؟

276
00:15:45,291 --> 00:15:46,708
‫کجا هستن؟

277
00:15:46,791 --> 00:15:49,291
‫تا جایی که می‌تونستم سریع اومدم، سرورم.

278
00:15:49,375 --> 00:15:50,958
‫جسدهاشون رو نشونم بده.

279
00:15:51,041 --> 00:15:52,833
‫می‌خوام جسدهاشون رو ببینم!

280
00:15:52,916 --> 00:15:56,416
‫فقط یکی هست
‫که قدرت زیادی به کار برده.

281
00:15:56,500 --> 00:15:58,375
‫اما اون فرار کرد.

282
00:15:58,458 --> 00:15:59,458
‫خب، بگو.

283
00:16:01,166 --> 00:16:02,791
‫بگو!

284
00:16:06,208 --> 00:16:07,875
‫اون یه جادوگر از آرتوزا بود.

285
00:16:08,791 --> 00:16:11,291
‫با چشم‌های بنفش ترسناک.

286
00:16:11,791 --> 00:16:13,750
‫دنبال دخترش می‌گشت.

287
00:16:14,375 --> 00:16:16,416
‫دخترشون.

288
00:16:17,791 --> 00:16:19,958
‫اون جادوگر و ویچرش.

289
00:16:21,541 --> 00:16:24,583
‫ردش رو بگیرید.
‫حقیقت نباید فاش بشه.

290
00:16:33,916 --> 00:16:35,208
‫این جادوگره، پورتال زد؟

291
00:16:35,291 --> 00:16:36,791
‫بله، سرورم.

292
00:16:37,875 --> 00:16:39,833
‫و به تو پیشنهاد داد که با خودت ببرتت؟

293
00:16:40,541 --> 00:16:41,958
‫بله، سرورم.

294
00:16:45,708 --> 00:16:47,625
‫پس آزادی‌ات بهت پیشنهاد شد.

295
00:16:49,541 --> 00:16:50,708
‫زنده‌ موندنت...

296
00:16:51,625 --> 00:16:52,750
‫تضمین شد.

297
00:16:55,250 --> 00:16:56,291
‫پس بهم بگو.

298
00:16:58,333 --> 00:16:59,416
‫چرا؟

299
00:17:00,916 --> 00:17:03,583
‫چرا در سرنوشتت با من
‫و زندانی بودن، موندی؟

300
00:17:06,083 --> 00:17:09,291
‫تو... جاسوسی؟

301
00:17:10,833 --> 00:17:13,375
‫سرورم، شما جون من رو بخشیدید

302
00:17:14,541 --> 00:17:17,958
‫وقتی ویلگه‌فورتز از من
برای فریب شما استفاده کرد

303
00:17:18,041 --> 00:17:19,791
‫شما به من یه خونه دادید.

304
00:17:20,375 --> 00:17:22,625
‫شما به من هدف دادید.

305
00:17:23,791 --> 00:17:25,833
‫من این رو نادیده نمی‌گیرم.

306
00:17:26,333 --> 00:17:27,500
‫من در خدمت...

307
00:17:28,208 --> 00:17:29,500
‫«شعله‌ی سفید» هستم.

308
00:17:37,500 --> 00:17:38,541
‫دختر خوب.

309
00:17:40,750 --> 00:17:44,750
‫همه‌اش مثل یه بازی می‌مونه، ولی چطور
‫می‌تونیم بازی کنیم اگه قوانین رو نمی‌دونیم؟

310
00:17:44,833 --> 00:17:45,958
‫شاید گرالت بتونه باهاش منطقی حرف بزنه.
‫بفهمه چرا دوست‌هامون رو برده.

311
00:17:45,958 --> 00:17:48,083
‫شاید گرالت بتونه باهاش منطقی حرف بزنه.
‫بفهمه چرا دوست‌هامون رو برده.

312
00:17:48,166 --> 00:17:52,166
‫- گرالت! گرالت!
‫- چیه؟ چی می‌شنوی؟

313
00:17:52,250 --> 00:17:55,125
‫- بیا بازی کنیم!
‫- اینجا بمونید.

314
00:17:55,708 --> 00:17:57,458
‫- اینجا.
‫- اون من رو می‌خواد.

315
00:17:58,041 --> 00:18:01,625
‫انگار ما همین‌طوری می‌ذاریم تو رو ببره.
‫چی تو رو اینقدر خاص کرده؟

316
00:18:01,708 --> 00:18:04,916
‫اون فقط با گرالت حرف می‌زنه
‫چون اون هدف این بازیه.

317
00:18:05,000 --> 00:18:06,833
‫اشکالی نداره. بهم اعتماد کنید.

318
00:18:07,958 --> 00:18:09,250
‫مسئله اعتماد نیست.

319
00:18:09,833 --> 00:18:11,791
‫داری احمقانه رفتار می‌کنی. مگه نه؟

320
00:18:12,791 --> 00:18:15,541
‫اعتماد بین ما... بدیهی‌ـه.

321
00:18:16,041 --> 00:18:18,583
‫تو آزادی که
‫انتخاب خودت رو بکنی، گرالت.

322
00:18:34,750 --> 00:18:36,625
‫دنبال من می‌گشتی؟

323
00:18:36,708 --> 00:18:38,708
‫دنبال من؟

324
00:18:52,375 --> 00:18:55,250
‫خسته‌ام. نمی‌تونم بیشتر از این برم.

325
00:18:57,541 --> 00:18:59,166
‫سیری.

326
00:18:59,250 --> 00:19:02,416
‫یالا، سیری. یالا، من پیشتم.

327
00:19:02,500 --> 00:19:03,666
‫یِن؟

328
00:19:07,583 --> 00:19:10,291
‫- ینیفر، می‌ترسم.
‫- تنهات نمی‌ذارم.

329
00:19:10,375 --> 00:19:12,916
‫- سیری!
‫- قراره بمیرم؟

330
00:19:13,500 --> 00:19:14,833
‫یه روزی آره.

331
00:19:14,916 --> 00:19:15,916
‫امروز نه.

332
00:19:16,000 --> 00:19:19,000
‫یه راهی پیدا می‌کنیم.
‫دوباره گرالت رو پیدا می‌کنیم.

333
00:19:19,083 --> 00:19:21,041
‫خیلی خسته‌ام.

334
00:19:21,125 --> 00:19:23,125
‫- سیری!
‫- می‌دونم. می‌دونم.

335
00:19:23,208 --> 00:19:25,458
‫- یِن!
‫- می‌تونم الان بخوابم؟

336
00:19:25,541 --> 00:19:26,666
‫- آره.
‫- نه!

337
00:19:27,250 --> 00:19:28,416
‫آره، دختر شیرینم.

338
00:19:28,500 --> 00:19:31,250
‫- سیری!
‫- گرالت منتظر ما می‌مونه.

339
00:19:31,333 --> 00:19:32,708
‫من همین‌جام!

340
00:19:32,791 --> 00:19:35,791
‫اگه برنگردیم خونه خیلی ناراحت می‌شه.

341
00:19:35,875 --> 00:19:37,416
‫اون می‌دونه که دوسش داریم.

342
00:19:39,250 --> 00:19:40,500
‫نه!

343
00:19:40,583 --> 00:19:42,791
‫سیری! نه!

344
00:19:43,708 --> 00:19:46,625
‫دختر شیرین و مهربونم.

345
00:19:48,250 --> 00:19:49,708
‫- گرالت...
‫- نه!

346
00:19:49,791 --> 00:19:51,708
‫- گرالت. گرالت!
‫- نه!

347
00:19:51,791 --> 00:19:52,875
‫گرالت.

348
00:19:53,916 --> 00:19:55,375
‫- اون‌ها کجان؟
‫- کی؟

349
00:19:55,458 --> 00:19:57,791
‫- ین و سیری. اون‌ها اینجا بودن.
‫- واقعی نبود.

350
00:19:59,166 --> 00:20:01,416
‫بود. من... من دیدمش. حسش کردم.

351
00:20:01,500 --> 00:20:03,125
‫احساسات قدرت زیادی دارن.

352
00:20:03,208 --> 00:20:05,166
‫به خودت یه لحظه وقت بده
تا به حالت عادی برگردی

353
00:20:05,250 --> 00:20:07,791
‫یا می‌تونم یه چک بهت بزنم
‫که تنها رفتی تو تله.

354
00:20:07,875 --> 00:20:10,958
‫اگه بخوام با کلماتی دیگه
اما با همون نیت بگم

355
00:20:11,041 --> 00:20:12,875
‫ما کنار هم قوی‌تریم.

356
00:20:14,125 --> 00:20:15,333
‫تو گفتی انتخاب خودم بود.

357
00:20:15,416 --> 00:20:17,416
‫که بری، آره، همونطور
که انتخاب ما بود دنبالت بیایم

358
00:20:17,458 --> 00:20:19,333
‫انتخاب یه نفر
‫نباید جلوی انتخاب یکی دیگه رو بگیره.

359
00:20:19,375 --> 00:20:22,208
‫- گرالت! کمک!
‫- کمک لعنتی!

360
00:20:22,291 --> 00:20:23,625
‫خواهش می‌کنم تنهام نذار!

361
00:20:23,708 --> 00:20:25,416
‫- چی می‌شنوی؟
‫- نذار اون‌ها...

362
00:20:25,500 --> 00:20:27,458
‫- گرالت! زود باش!
‫- کمکم کن، خواهش می‌کنم!

363
00:20:27,541 --> 00:20:30,000
‫دوست‌هامون. نزدیک‌ان.

364
00:20:42,125 --> 00:20:43,500
‫می‌دونم اینجایی.

365
00:20:43,583 --> 00:20:45,208
‫گرالت! سعی کن پیدام کنی!

366
00:20:45,291 --> 00:20:47,541
‫خودت رو نشون بده!

367
00:20:48,541 --> 00:20:49,833
‫- گرالت!
‫- گرالت!

368
00:20:49,916 --> 00:20:51,458
‫- نه!
‫- بازی بسه!

369
00:20:51,541 --> 00:20:53,375
‫من رو گیر آوردی! چی می‌خوای؟

370
00:20:53,458 --> 00:20:54,791
‫خودت رو نشون بده!

371
00:20:56,291 --> 00:20:57,833
‫گرالت...

372
00:21:01,083 --> 00:21:02,708
‫نزدیک‌تر.

373
00:21:03,375 --> 00:21:05,083
‫نزدیک‌تر.

374
00:21:21,875 --> 00:21:23,250
‫بالأخره!

375
00:21:24,458 --> 00:21:25,916
‫با اون‌ها چی کار کردی؟

376
00:21:26,000 --> 00:21:29,416
‫مامان! اون برگشته خونه!

377
00:21:40,583 --> 00:21:42,666
‫چه روز هیجان‌انگیزی.

378
00:21:44,250 --> 00:21:46,541
‫این همه روح سرگردان

379
00:21:47,541 --> 00:21:49,166
‫دارن تو خونه‌ی ما پرسه می‌زنن.

380
00:21:49,250 --> 00:21:50,541
‫تنهام نذار! گرالت!

381
00:21:50,625 --> 00:21:54,125
‫دارن تو بدترین ترس‌هاشون می‌پوسن.

382
00:21:54,208 --> 00:21:56,125
‫اونی که می‌خوای اون‌ها نیستن.

383
00:21:56,708 --> 00:21:59,916
‫آزادشون کن، وگرنه می‌میری.

384
00:22:00,833 --> 00:22:03,416
‫مُرده، مُرده. ما همین الانشم مُرده‌ایم.

385
00:22:03,500 --> 00:22:05,250
‫ارواح رو هم می‌شه نابود کرد.

386
00:22:24,250 --> 00:22:26,208
‫- معما رو بگو.
‫- نه، نه، نه، نه!

387
00:22:26,291 --> 00:22:27,833
‫می‌دونم تو چی هستی.

388
00:22:28,416 --> 00:22:30,416
‫اگه زندانی‌ها معما رو حل کنن
‫می‌ذاری آزاد برن.

389
00:22:30,500 --> 00:22:32,041
‫و هیچ‌کدوم حل نکردن.

390
00:22:34,041 --> 00:22:36,666
‫چیزی که دوست دارم رو حمل نمی‌کنم.

391
00:22:37,208 --> 00:22:39,916
‫چیزی که می‌پرورونمش رو تغذیه نمی‌کنم.

392
00:22:40,500 --> 00:22:43,625
‫چیزی که براش زندگی می‌کنم و می‌میرم

393
00:22:43,708 --> 00:22:46,125
‫فقط مال من نیست.

394
00:22:50,416 --> 00:22:51,666
‫من چی هستم؟

395
00:23:00,208 --> 00:23:02,541
‫بمون. معطل کن.

396
00:23:03,791 --> 00:23:07,250
‫تا پروانه‌ی شیرین من
‫از هم‌بازی‌هاش لذت ببره.

397
00:23:07,291 --> 00:23:08,208
‫نه!

398
00:23:08,250 --> 00:23:09,791
‫ولم کنید! ولم کنید!

399
00:23:12,541 --> 00:23:13,958
‫و من...

400
00:23:14,541 --> 00:23:16,000
‫تو من رو می‌خوای.

401
00:23:18,875 --> 00:23:19,875
‫مامان!

402
00:23:23,375 --> 00:23:25,291
‫نه!

403
00:23:37,666 --> 00:23:39,875
‫- پروانه‌ی شیرینم.
‫- مامان.

404
00:23:39,958 --> 00:23:42,166
‫مامان اینجاست.

405
00:23:42,250 --> 00:23:44,333
‫مامان، من می‌ترسم.

406
00:23:44,416 --> 00:23:45,958
‫تنهات نمی‌ذارم.

407
00:23:47,541 --> 00:23:49,166
‫قراره بمیرم؟

408
00:23:50,041 --> 00:23:51,333
‫یه روزی آره.

409
00:23:51,416 --> 00:23:52,791
‫امروز نه.

410
00:23:53,625 --> 00:23:56,958
‫ما راهمون رو پیدا می‌کنیم.
‫دوباره پدرت رو می‌بینیم.

411
00:23:57,041 --> 00:23:58,500
‫من خیلی خسته‌ام.

412
00:24:01,208 --> 00:24:02,750
‫می‌دونم. می‌دونم.

413
00:24:02,833 --> 00:24:04,583
‫می‌تونم الان بخوابم؟

414
00:24:06,208 --> 00:24:09,333
‫آره، اگه این چیزی‌ـه که می‌خوای، دختر شیرینم...

415
00:24:09,416 --> 00:24:10,541
‫بخواب.

416
00:24:11,416 --> 00:24:13,083
‫پدر منتظر ماست.

417
00:24:13,125 --> 00:24:14,083
‫نه.

418
00:24:14,125 --> 00:24:16,625
‫اون خیلی ناراحت می‌شه که برنگشتیم.

419
00:24:17,250 --> 00:24:18,833
‫اون می‌دونه که دوسش داریم.

420
00:24:24,416 --> 00:24:25,541
‫نه.

421
00:24:26,291 --> 00:24:27,416
‫نه.

422
00:24:27,625 --> 00:24:29,583
‫- نه!
‫- گرالت!

423
00:24:32,041 --> 00:24:34,458
‫نه!

424
00:24:35,541 --> 00:24:38,500
‫نه!

425
00:24:43,541 --> 00:24:45,625
‫چیزی که دوست دارم رو حمل نمی‌کنم.

426
00:24:45,708 --> 00:24:49,166
‫- نه!
‫- چیزی که می‌پرورونمش رو تغذیه نمی‌کنم.

427
00:24:49,250 --> 00:24:53,166
‫چیزی که براش زندگی می‌کنی و می‌میری
‫فقط مال تو نیست.

428
00:24:54,333 --> 00:24:56,208
‫من یه پدرم.

429
00:25:12,125 --> 00:25:14,166
‫- عوضی!
‫- عجب!

430
00:25:14,250 --> 00:25:16,708
‫- حال همه خوبه؟
‫- ک... کجان؟

431
00:25:18,666 --> 00:25:19,833
‫اونجا.

432
00:25:23,250 --> 00:25:24,625
‫تو ما رو نجات دادی، ویچر.

433
00:25:25,791 --> 00:25:28,000
‫من از آب لعنتی متنفرم.

434
00:25:34,625 --> 00:25:37,083
‫این داستان اون‌ها بود که دیدم، نه مال خودم.

435
00:25:37,708 --> 00:25:39,500
‫چه جور اهریمنی بودن؟

436
00:25:40,541 --> 00:25:44,041
‫«روسالکا». ارواحی که آبراهه‌هایی
‫که توش مُردن رو تسخیر می‌کنن.

437
00:25:46,000 --> 00:25:47,208
‫اون‌ها مثل ما بودن.

438
00:25:48,750 --> 00:25:50,541
‫می‌جنگیدن تا خانواده‌شون رو پیدا کنن.

439
00:25:54,041 --> 00:25:56,916
‫چه تراژدی‌ای که تو اون مأموریت شکست خوردن.

440
00:25:59,625 --> 00:26:02,875
‫اگه نتونیم از اینجا بریم بیرون
‫یعنی ما هم مثل اون‌ها می‌شیم؟

441
00:26:07,583 --> 00:26:08,583
‫این دیگه...

442
00:26:10,208 --> 00:26:11,208
‫اون چی بود؟

443
00:26:11,291 --> 00:26:13,041
‫رجیس. اون تغییرشکل داده.

444
00:26:13,833 --> 00:26:15,041
‫اون خفاش رو دنبال کنید.

445
00:26:31,333 --> 00:26:35,375
‫یه‌کم دردسر داشت، ولی
‫«پرسی» تونست روی «سیهیل» تو حکاکی کنه.

446
00:26:35,458 --> 00:26:36,750
‫خودت بخون.

447
00:26:41,250 --> 00:26:44,833
‫«این شمشیر متعلق به گرالت از ریویا،
‫مدافع دورف‌هاست.»

448
00:26:45,625 --> 00:26:47,625
‫«باشد که برای هدفی عادلانه به صدا درآید.»

449
00:26:48,125 --> 00:26:49,708
‫تو بخشی از تاریخ اون هستی.

450
00:26:50,208 --> 00:26:53,083
‫می‌خوام که حالا داشته باشیش. و تا ابد.

451
00:26:55,416 --> 00:26:56,833
‫باعث افتخارمه.

452
00:26:56,916 --> 00:26:58,541
‫بهتره حقش رو ادا کنی.

453
00:26:58,625 --> 00:27:00,875
‫من دیگه قرار نیست دور و برت باشم
‫که مراقبت باشم.

454
00:27:00,958 --> 00:27:02,166
‫چی؟ چرا نه؟

455
00:27:05,583 --> 00:27:07,250
‫من دارم برمی‌گردم ماهاکام.

456
00:27:08,000 --> 00:27:09,708
‫اگه کسی می‌خواد همراهم بیاد.

457
00:27:09,791 --> 00:27:11,625
‫چی؟ نه بابا.

458
00:27:12,125 --> 00:27:14,791
‫چی تو ماهاکام
‫مهم‌تر از اینه؟

459
00:27:14,875 --> 00:27:17,375
‫نمی‌دونم تو، زیر اون آب
‫چه رویاهایی دیدی.

460
00:27:18,750 --> 00:27:19,750
‫ولی مال من...

461
00:27:22,583 --> 00:27:23,875
‫پایان کارم بود.

462
00:27:24,625 --> 00:27:25,958
‫شعله‌ی من خاموش شد.

463
00:27:26,041 --> 00:27:27,583
‫و من هنوز کارم با زندگی تموم نشده.

464
00:27:29,208 --> 00:27:32,625
‫یه زن زیبا اونجا در خونه هست،
‫که مشتاقه باهام ازدواج کنه.

465
00:27:33,250 --> 00:27:34,583
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، رفیق.

466
00:27:35,166 --> 00:27:39,083
‫همه‌مون آرزو می‌کنیم. و همونطور
که یه دوست قدیمی یه بار گفت

467
00:27:39,708 --> 00:27:42,208
‫«تا وقتی می‌تونی، کاری رو بکن
«.که خوشحالت می‌کنه

468
00:27:44,291 --> 00:27:45,416
‫این‌ها یه مشت مزخرفه.

469
00:27:50,750 --> 00:27:52,833
‫تو بهم الهام دادی، گرالت.

470
00:27:53,333 --> 00:27:56,083
‫هیچوقت قصد نداشتم سر و سامون بگیرم، ولی...

471
00:27:59,375 --> 00:28:01,500
‫دیدم برای تو چه معنایی داره.

472
00:28:02,541 --> 00:28:03,958
‫با ینیفر و سیری.

473
00:28:05,500 --> 00:28:07,666
‫انگار چیزی‌ـه که ارزش جنگیدن رو داره.

474
00:28:09,083 --> 00:28:12,583
‫باعث خوشحالی و افتخارم بود
‫که باهات هم‌قدم باشم، یارپن.

475
00:28:13,833 --> 00:28:16,666
‫- می‌دونستم ازت خوشم میاد.
‫- چه خبر شده؟

476
00:28:16,750 --> 00:28:19,375
‫یارپن داره برمی‌گرده ماهاکام.

477
00:28:19,458 --> 00:28:22,166
‫برمی‌گرده تا با نامزدش ازدواج کنه.

478
00:28:22,250 --> 00:28:23,791
‫چی؟ تو می‌دونستی؟

479
00:28:23,875 --> 00:28:27,958
‫خب، بقیه راحتن
‫که با من درد و دل کنن.

480
00:28:28,041 --> 00:28:30,708
‫رازداری ارزشیه که براش احترام قائلم.

481
00:28:31,750 --> 00:28:33,083
‫و منم باهاش می‌رم.

482
00:28:33,166 --> 00:28:36,416
‫چی از دهنت پرید بیرون؟
‫هنوز تو گوش‌هام آبه؟

483
00:28:36,500 --> 00:28:38,791
‫سفرهامون رو با هیچی عوض نمی‌کنم.

484
00:28:38,875 --> 00:28:41,000
‫ولی به اندازه‌ی یه عمر
‫مرگ دیدم.

485
00:28:41,583 --> 00:28:45,375
‫منم یه چیز زیبا می‌خوام.
‫درخششی که نور بده.

486
00:28:48,208 --> 00:28:51,250
‫تو دخترت رو پیدا می‌کنی، گرالت.
‫باور دارم.

487
00:28:51,333 --> 00:28:52,916
‫باشه. اگه دارید می‌رید...

488
00:28:53,000 --> 00:28:55,208
‫دست خالی نمی‌رید.

489
00:28:55,291 --> 00:28:57,791
‫نصف پولی که با هم جمع کردیم
‫اینجاست.

490
00:28:58,375 --> 00:28:59,791
‫بهتره همه‌اش باشه، دزد.

491
00:29:02,083 --> 00:29:04,500
‫- خداحافظ، پرسیوال جوان.
‫- باعث افتخار بود.

492
00:29:05,125 --> 00:29:06,875
‫قراره به یادت بمونم.

493
00:29:09,125 --> 00:29:10,375
‫ممنونم.

494
00:29:10,458 --> 00:29:11,458
‫ممنونم.

495
00:29:17,083 --> 00:29:18,750
‫فکر کنم همه‌تون گیر من افتادید.

496
00:29:19,250 --> 00:29:20,583
‫و تا الان دیگه می‌دونید

497
00:29:21,333 --> 00:29:23,166
‫که با یه آدم به‌دردنخور هم‌سفرید.

498
00:29:23,750 --> 00:29:26,208
‫اون پناهنده‌هایی که ازشون محافظت کردی
‫نظر دیگه‌ای دارن.

499
00:29:30,958 --> 00:29:33,333
‫اون‌ها گم شده بودن. ما پناهشون دادیم.

500
00:29:36,708 --> 00:29:37,875
‫به هر حال،

501
00:29:39,208 --> 00:29:40,708
‫فقط انگار اتفاق افتاد.

502
00:29:49,833 --> 00:29:53,083
‫وقتی بچه بودم،
‫پدرم یه کرم ابریشم بهم نشون داد.

503
00:29:54,208 --> 00:29:56,916
‫یه زنبور سیاه توش تخم گذاشته بود.

504
00:29:58,166 --> 00:29:59,500
‫اون‌ها از تخم در اومدن

505
00:30:00,291 --> 00:30:02,833
‫و کرم ابریشم رو
‫از درون خوردن.

506
00:30:05,250 --> 00:30:07,333
‫حس می‌کنم داره همین اتفاق برام میفته.

507
00:30:08,041 --> 00:30:09,958
‫- میلوا...
‫- اسم من میلوا نیست.

508
00:30:11,583 --> 00:30:14,291
‫از قبل. اسمم «ماریا»ـست.

509
00:30:19,083 --> 00:30:20,208
‫میلوا سرسخته.

510
00:30:21,041 --> 00:30:23,000
‫اون از آدم‌ها جسد می‌سازه.

511
00:30:23,625 --> 00:30:26,750
‫اون‌ها رو به سمت نبرد می‌بره. به سمت مرگ.

512
00:30:30,333 --> 00:30:33,041
‫حالا یکی از اون‌ها درون من زنده‌ست،

513
00:30:33,125 --> 00:30:35,375
‫داره میلوا رو از درون می‌خوره.

514
00:30:36,833 --> 00:30:38,958
‫شاید چیزی که باقی می‌مونه ماریا باشه.

515
00:30:41,333 --> 00:30:43,291
‫شاید اون بتونه یه مادر باشه.

516
00:30:45,666 --> 00:30:47,750
‫وقتی من رو... دادن...

517
00:30:48,708 --> 00:30:49,708
‫به «کائر مورهن»،

518
00:30:50,916 --> 00:30:52,791
‫هیچ‌کس ازم نپرسید که می‌خوامش یا نه.

519
00:30:55,416 --> 00:30:57,833
‫و وقتی که یه ویچر شدم،
‫دیگه همون بودم.

520
00:31:00,708 --> 00:31:02,500
‫سیری و یِن

521
00:31:03,500 --> 00:31:04,625
‫من رو عوض کردن.

522
00:31:06,666 --> 00:31:10,291
‫یه «فرزند غافلگیری»
‫و زنی که با یه «جن» بهش متصل شدم.

523
00:31:11,083 --> 00:31:14,250
‫می‌شه استدلال کرد که
‫اون انتخاب‌ها هم مال تو نبودن.

524
00:31:14,333 --> 00:31:15,541
‫آره.

525
00:31:16,666 --> 00:31:18,083
‫اما چیزی که اون‌ها بهم می‌دن،

526
00:31:18,833 --> 00:31:20,500
‫عشقم به اون‌ها، واقعیه.

527
00:31:21,583 --> 00:31:24,291
‫تنها انتخابی که
‫آدم‌هایی مثل من و تو همیشه دارن

528
00:31:25,291 --> 00:31:27,375
‫اینه که چطور با چیزی
که بهمون داده شده کنار بیایم

529
00:31:27,416 --> 00:31:29,708
‫سرنوشت لعنتی.

530
00:31:29,791 --> 00:31:32,250
‫سرنوشت لعنتی.

531
00:31:33,541 --> 00:31:36,125
‫نمی‌دونم کجا بودم
‫اگه مسیرمون به هم نمی‌خورد.

532
00:31:36,750 --> 00:31:38,208
‫تا الان مُرده بودی.

533
00:31:43,041 --> 00:31:45,125
‫ماریا ازت خوشش می‌اومد، گرالت.

534
00:31:49,375 --> 00:31:50,791
‫دلمون برای میلوا تنگ می‌شه.

535
00:32:01,125 --> 00:32:03,250
‫ستاره‌ها دارن به روشنی می‌درخشن.

536
00:32:03,333 --> 00:32:04,916
‫هه! همون ستاره‌هان،

537
00:32:05,000 --> 00:32:07,083
‫مهم نیست کجایی
‫یا از کجا اومدی.

538
00:32:16,166 --> 00:32:17,250
‫یِن؟

539
00:32:18,416 --> 00:32:19,708
‫خواهش می‌کنم بگو خواب نمی‌بینم.

540
00:32:23,291 --> 00:32:26,666
‫♪ همچون ستون‌هایی از نور ♪

541
00:32:28,625 --> 00:32:31,750
‫♪ در میان سایه‌های شب ♪

542
00:32:34,125 --> 00:32:37,666
♪ ‫♪ سایه‌های شب...

543
00:32:42,291 --> 00:32:43,541
‫خواب‌های شیرین دیدی؟

544
00:32:47,083 --> 00:32:50,500
‫چند هفته پیش، عصاره‌ی «مهرگیاه» خوردم.

545
00:32:51,000 --> 00:32:54,208
‫بعضی‌ها می‌گن
عمیق‌ترین آرزوهات رو نشون می‌ده

546
00:32:55,708 --> 00:32:56,916
‫من خواب خودمون رو دیدم.

547
00:32:58,208 --> 00:32:59,333
‫خواب سیری.

548
00:33:01,000 --> 00:33:04,041
‫خوشحال بودیم.
‫اون بزرگ شد. ما با هم پیر شدیم.

549
00:33:05,875 --> 00:33:07,708
‫و من از کهولت سن مُردم.

550
00:33:09,583 --> 00:33:12,833
‫وقتی من به یه زندگی خوب فکر می‌کنم،

551
00:33:14,291 --> 00:33:15,375
‫در مورد ماست.

552
00:33:16,666 --> 00:33:18,708
‫خانواده‌مون. تا آخر.

553
00:33:20,125 --> 00:33:22,083
‫فکر می‌کنی سیری هم همین حس رو داره؟

554
00:33:24,000 --> 00:33:25,875
‫فکر می‌کنی وقت کافی با هم گذروندیم؟

555
00:33:27,791 --> 00:33:31,708
‫نگرانم. اون نمی‌دونه
‫که ما هیچوقت از گشتن دنبالش دست برنمی‌داریم.

556
00:33:31,750 --> 00:33:32,791
‫اون می‌دونه.

557
00:33:32,833 --> 00:33:34,458
‫ویلگه‌فورتز هیچوقت دست برنمی‌داره.

558
00:33:34,541 --> 00:33:36,625
‫- این که معلومه.
‫- پس من اول پیداش می‌کنم.

559
00:33:37,208 --> 00:33:38,416
‫و منم اون رو پیدا می‌کنم.

560
00:33:44,208 --> 00:33:46,416
‫نمی‌خوام برگردم مونته‌کالوو.

561
00:33:46,750 --> 00:33:47,875
‫می‌دونم.

562
00:33:47,916 --> 00:33:50,833
‫باید بهشون بگم
‫که از وقتی شروع کردیم، ذره‌ای جلوتر نرفتم.

563
00:33:50,916 --> 00:33:54,458
‫قدرت تو بهشون انگیزه می‌ده
‫که به جنگیدن ادامه بدن، همونطور که به من داد.

564
00:33:56,166 --> 00:33:57,708
‫تو قطعاً عوض شدی.

565
00:33:58,875 --> 00:34:00,375
‫در گذر زمان.

566
00:34:02,583 --> 00:34:03,708
‫توسط تو.

567
00:34:04,416 --> 00:34:06,625
‫توسط اون‌هایی که... باهاشون هم‌سفرم.

568
00:34:08,791 --> 00:34:11,375
‫هنوز می‌خوام بدونم
‫چطور قاطی...

569
00:34:11,458 --> 00:34:13,291
‫این گروه کوچولوی عجیب و غریب شدی.

570
00:34:13,375 --> 00:34:15,625
‫فقط انگار اتفاق افتاد.

571
00:34:15,708 --> 00:34:18,125
‫مهم‌تر از اون،
‫چطور تو رو تحمل می‌کنن؟

572
00:34:18,875 --> 00:34:20,458
‫واسه من سال‌ها طول کشید.

573
00:34:20,666 --> 00:34:22,916
‫- باید از خودشون بپرسی.
‫- می‌پرسم.

574
00:34:33,416 --> 00:34:34,541
‫قضیه چیه؟

575
00:34:36,208 --> 00:34:38,416
‫سرورم!

576
00:34:39,333 --> 00:34:42,125
‫- من رو احمق جلوه دادی، اِسکلن.
‫- چی؟

577
00:34:42,708 --> 00:34:45,208
‫قبل از اینکه بمیری برام اعتراف کن...

578
00:34:46,375 --> 00:34:48,583
‫- هدفت همین بود؟
‫- نه.

579
00:34:49,166 --> 00:34:50,166
‫نه، سرورم.

580
00:34:50,250 --> 00:34:53,083
‫حقیقت فاش شده، و حالا این خبر

581
00:34:53,166 --> 00:34:56,875
‫که «شعله‌ی سفید» داره
‫یه سیریلای قلابی رو به رسمیت می‌شناسه

582
00:34:57,416 --> 00:35:00,416
‫مثل طاعون تو کل قاره پخش می‌شه.

583
00:35:02,291 --> 00:35:03,291
‫زانو بزن.

584
00:35:04,250 --> 00:35:06,458
‫رو زانوهات بیفت.

585
00:35:11,250 --> 00:35:14,333
‫این نقشه‌ی جعلی تو

586
00:35:14,416 --> 00:35:18,333
‫همون خنجریه
‫که باهاش من رو نابود کردی.

587
00:35:20,333 --> 00:35:22,041
‫پس بهم بگو.

588
00:35:22,125 --> 00:35:23,625
‫کجات خنجر رو فرو کنم؟

589
00:35:25,416 --> 00:35:26,708
‫و چند بار؟

590
00:35:28,583 --> 00:35:30,291
‫من هر مرگی رو

591
00:35:30,375 --> 00:35:32,041
‫که شما تقدیم کنید می‌پذیرم

592
00:35:32,125 --> 00:35:35,625
‫به خاطر اینکه... ناامیدتون کردم.

593
00:35:37,833 --> 00:35:39,291
‫و من می‌میرم

594
00:35:40,083 --> 00:35:43,666
‫به عنوان وفادارترین خدمتکار امپراتورم.

595
00:35:43,750 --> 00:35:44,916
‫آآه!

596
00:35:45,291 --> 00:35:49,041
‫یه جزئیات مهمی هست
‫که همه‌مون نادیده گرفتیم،

597
00:35:49,125 --> 00:35:51,958
‫و از همون اول
‫جلوی چشم‌مون بوده.

598
00:35:53,458 --> 00:35:57,000
‫پیشگوییِ فرزندی که به دنیا خواهد اومد

599
00:35:57,458 --> 00:35:58,916
‫از نسل سیریلا.

600
00:35:59,000 --> 00:36:00,833
‫پیشگویی چی می‌گه؟

601
00:36:00,916 --> 00:36:02,166
‫یه دلیلی داره

602
00:36:02,250 --> 00:36:04,958
‫که قدرتمندترین مردان در قاره

603
00:36:05,041 --> 00:36:07,500
‫نمی‌تونن دخترتون رو پیدا کنن

604
00:36:08,666 --> 00:36:11,708
‫و منم... کنار اون‌ها شکست خوردم.

605
00:36:15,083 --> 00:36:16,250
‫ویچر.

606
00:36:17,458 --> 00:36:20,208
‫اون سرنوشتِ ویچره.

607
00:36:20,958 --> 00:36:22,333
‫و اگه اون مال ویچره،

608
00:36:24,083 --> 00:36:26,250
‫نمی‌تونه مال شما باشه.

609
00:36:28,666 --> 00:36:32,208
‫این نکته واقعاً روشنگر بود.

610
00:36:32,291 --> 00:36:34,291
‫با دو سرنوشت موازی،

611
00:36:34,375 --> 00:36:36,833
‫فقط یکی می‌تونه به ثمر بشینه.

612
00:36:37,958 --> 00:36:41,375
‫گرالت از ریویا مداخله کرد
‫تا جون شما رو وقتی «دونی» بودید نجات بده.

613
00:36:42,291 --> 00:36:46,958
‫اون فرزند پیشگویی شما رو
‫که به عنوان شگفتی بهش داده شده بود رو دزدید.

614
00:36:47,041 --> 00:36:51,291
‫اِسکلن به درستی
‫مانع رو شناسایی کرد.

615
00:36:53,041 --> 00:36:54,583
‫مسیر روشنه.

616
00:36:57,125 --> 00:37:00,208
‫من باید گرالت از ریویا رو بکشم.

617
00:37:04,958 --> 00:37:09,916
‫من از همه‌تون ممنونم
‫به خاطر کاری که برای ما کردید، برای سیری.

618
00:37:09,916 --> 00:37:11,833
‫این مأموریتی‌ـه که همه‌مون بهش باور داریم.

619
00:37:11,916 --> 00:37:14,166
‫اگه فقط یه جهتی داشتیم
که بهش باور داشته باشیم

620
00:37:14,250 --> 00:37:16,916
‫یعنی، اگه اون پیش اِمهیر نیست،
‫پس چطور پیداش کنیم؟

621
00:37:19,958 --> 00:37:22,208
‫- من یه ایده دارم.
‫- هر چی باشه.

622
00:37:23,166 --> 00:37:25,041
‫- دروئیدها.
‫- به جز اون.

623
00:37:25,125 --> 00:37:26,250
‫بذار حرف بزنه.

624
00:37:26,333 --> 00:37:30,333
‫من یه محفلی رو می‌شناسم که
‫در هنر مکان‌یابی و مثلث‌بندی مهارت دارن.

625
00:37:30,833 --> 00:37:32,375
‫در «کید دو»، درست اون طرف رودخونه.

626
00:37:32,458 --> 00:37:36,916
‫قدرتمندترین آدم‌های قاره
‫تلاش کردن و در پیدا کردن سیری شکست خوردن.

627
00:37:37,000 --> 00:37:39,625
‫ویلگه‌فورتز، اِمهیر، ینیفر از ونگربرگ.

628
00:37:39,708 --> 00:37:42,125
‫بعیده که دروئیدها هم
‫بتونن این کار رو بکنن.

629
00:37:42,708 --> 00:37:45,875
‫اما اعتدال پاییزی نزدیکه.

630
00:37:46,375 --> 00:37:49,125
‫اگه تلاشی انجام بشه
‫که همزمان با اون رویداد باشه،

631
00:37:49,916 --> 00:37:51,458
‫قدرت‌شون می‌تونه چند برابر بشه.

632
00:37:51,541 --> 00:37:54,166
‫من مهار کردن همچین قدرتی رو دیدم.

633
00:37:54,250 --> 00:37:55,708
‫فراتر از دنیای ماست.

634
00:37:55,791 --> 00:38:00,625
‫پس ما باید خودمون رو به این جماعت
‫برسونیم تا زمان این رویداد بزرگ آسمانی،

635
00:38:00,708 --> 00:38:03,166
‫اگه بخوایم شانسی
برای پیدا کردن سیری داشته باشیم، نه؟

636
00:38:04,458 --> 00:38:05,791
‫تو با ما میای؟

637
00:38:08,083 --> 00:38:11,583
‫من باید برگردم
‫پیش جادوگرهای بازمانده‌ی مونته‌کالوو.

638
00:38:12,250 --> 00:38:13,666
‫کی باید بری؟

639
00:38:14,583 --> 00:38:16,208
‫متأسفانه، همین الان.

640
00:38:25,333 --> 00:38:27,541
‫یه صبح دیگه که داریم
با هم خداحافظی می‌کنیم

641
00:38:28,208 --> 00:38:29,625
‫من تو بروکلیون پیدات کردم.

642
00:38:30,500 --> 00:38:31,791
‫اینجا پیدات کردم.

643
00:38:33,125 --> 00:38:34,583
‫این پایان داستان ما نیست.

644
00:38:37,875 --> 00:38:39,333
‫دخترمون رو برگردون.

645
00:38:45,500 --> 00:38:47,333
‫اون غرورت کجاست حالا، هاتسپورن؟

646
00:38:48,541 --> 00:38:50,750
‫- داد نزن.
‫- خواهش می‌کنم، می‌تونیم درستش کنیم.

647
00:38:56,541 --> 00:38:58,833
‫حالت خوبه؟

648
00:38:58,916 --> 00:39:01,458
‫به خاطر همه‌چی متأسفم.

649
00:39:01,541 --> 00:39:03,000
‫حالا بدو. بدو.

650
00:39:04,708 --> 00:39:06,166
‫برای همین اومدی؟

651
00:39:06,666 --> 00:39:08,791
‫خوبه. حالا، خواهش می‌کنم...

652
00:39:09,291 --> 00:39:13,500
‫خواهش می‌کنم، پام شکسته و درد می‌کنه.
‫واقعاً درد می‌کنه. من... دارم از حال می‌رم.

653
00:39:14,083 --> 00:39:15,708
‫من پول دارم.

654
00:39:15,791 --> 00:39:17,541
‫تو هیچی که من بخوام نداری.

655
00:39:17,625 --> 00:39:20,625
‫اینطور نیست. من تو جاهای بالا
‫آشنا دارم، عفو اِمهیر...

656
00:39:20,708 --> 00:39:23,208
‫اِمهیر و عفو احمقانه‌اش برام مهم نیستن.

657
00:39:23,291 --> 00:39:26,958
‫باید باشه. واقعاً باید باشه.
‫تو... تو می‌خوای این رو بشنوی!

658
00:39:27,666 --> 00:39:28,708
‫«موش»ها.

659
00:39:29,250 --> 00:39:30,541
‫اون‌ها تو خطرن.

660
00:39:31,041 --> 00:39:32,750
‫همه‌چی به جریان افتاده.

661
00:39:35,208 --> 00:39:36,791
‫منظورت چیه؟

662
00:39:37,666 --> 00:39:39,125
‫کمکم کن.

663
00:39:39,666 --> 00:39:41,083
‫تو حرف بزن.

664
00:39:42,125 --> 00:39:43,958
‫من به دوست‌هات در مورد بونهارت گفتم،

665
00:39:44,666 --> 00:39:46,041
‫در مورد «جِلسی».

666
00:39:46,541 --> 00:39:48,125
‫اون یه هشدار نبود.

667
00:39:48,625 --> 00:39:50,291
‫یه تله بود.

668
00:39:51,000 --> 00:39:52,333
‫چی داری می‌گی؟

669
00:39:52,416 --> 00:39:54,166
‫اون منتظره تا بکشتشون.

670
00:39:54,250 --> 00:39:55,958
‫و زجرکش‌شون می‌کنه،

671
00:39:56,041 --> 00:39:58,541
‫فقط برای اینکه به تو دست پیدا کنه.

672
00:40:00,000 --> 00:40:01,791
‫حالا کمکم کن.

673
00:40:08,708 --> 00:40:09,916
‫نه.

674
00:40:10,458 --> 00:40:12,666
‫نه، نه، نه، نه!
