﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:05,005 --> 00:00:06,923
‫این دیگه چه کوفتیه؟

3
00:00:07,674 --> 00:00:09,426
‫باید تقاص کاری که کردی رو پس بدی.

4
00:00:09,509 --> 00:00:10,510
‫مگه چی کار کردم؟

5
00:00:11,094 --> 00:00:14,431
‫زندگیم رو وقف ریشه‌کن کردنِ شر کردم؟

6
00:00:14,514 --> 00:00:17,183
‫حذف تهدیدها؟ دفاع از این کشور؟

7
00:00:17,267 --> 00:00:19,811
‫این‌ها رو برو به بقیه مأمورهات بگو.

8
00:00:21,938 --> 00:00:24,107
‫- چی؟
‫- تو ما رو قربانی می‌کنی.

9
00:00:24,190 --> 00:00:25,650
‫ما رو دور می‌اندازی.

10
00:00:25,734 --> 00:00:27,694
‫عملیات‌های سرّی راه می‌اندازی،

11
00:00:28,778 --> 00:00:32,365
‫و هر کسی رو که تهدید بدونی حذف می‌کنی،
‫حتی نیروهای خودت رو.

12
00:00:32,449 --> 00:00:34,701
‫حالا واسه ما شدی فرشته نجات؟

13
00:00:34,784 --> 00:00:36,453
‫اون مردان و زنان بهت اعتماد دارن.

14
00:00:37,287 --> 00:00:39,039
‫می‌فهمی داری چی می‌گی؟

15
00:00:39,998 --> 00:00:41,291
‫فکر کردی کار ما چطوریه؟

16
00:00:42,042 --> 00:00:45,128
‫مهره‌ها حذف می‌شن. آدم‌های خوب می‌میرن.

17
00:00:45,211 --> 00:00:47,464
‫این بهای آزادیه، پسر جون.

18
00:00:48,173 --> 00:00:49,174
‫گرفتیمش.

19
00:00:54,054 --> 00:00:56,264
‫شما دو تا فکر کردید می‌خواید چی کار کنید؟

20
00:00:56,347 --> 00:00:59,642
‫چی، آرشیو رو بدزدید و افشاش کنید؟

21
00:00:59,726 --> 00:01:02,103
‫فکر نکردید که من
‫بهتون برچسب خیانت می‌زنم؟

22
00:01:02,187 --> 00:01:03,563
‫حقیقت اهمیت داره.

23
00:01:03,646 --> 00:01:06,232
‫- حقیقت چیزی‌ـه که من می‌گم.
‫- این رو می‌دونیم.

24
00:01:06,316 --> 00:01:09,235
‫ما نیازی نداریم دنیا رو
‫در مورد حقیقت قانع کنیم.

25
00:01:09,319 --> 00:01:11,112
‫فقط باید اون‌ها رو قانع کنیم.

26
00:01:11,196 --> 00:01:12,739
‫برو، برو، برو!

27
00:01:12,822 --> 00:01:14,449
‫- حرکت کنید!
‫- هی!

28
00:01:14,532 --> 00:01:15,825
‫برگردید عقب!

29
00:01:17,410 --> 00:01:18,620
‫برو، برو، برو!

30
00:01:19,120 --> 00:01:20,789
‫- هی!
‫- بخوابید زمین!

31
00:01:25,168 --> 00:01:28,296
‫«ژاک»، اون مردان و زنان وطن‌پرست رو
یادت میاد

32
00:01:28,379 --> 00:01:30,673
‫که برنامه‌ی سایه تو رو تشکیل میدن،
‫مگه نه؟

33
00:01:31,800 --> 00:01:32,842
‫معلومه که یادت میاد.

34
00:01:33,551 --> 00:01:37,555
‫تو اون‌ها رو دور دنیا مستقر کردی
‫تا دستوراتت رو اجرا کنن، درسته؟

35
00:01:37,639 --> 00:01:39,182
‫خب، من باهاشون تماس گرفتم،

36
00:01:39,265 --> 00:01:43,019
‫چیزهایی که تو آرشیوت دیدم رو
به اشتراک گذاشتم

37
00:01:44,187 --> 00:01:45,730
‫و اون‌ها می‌خواستن بیشتر بدونن.

38
00:01:46,356 --> 00:01:52,195
‫برای همین دعوتشون کردم اینجا
‫تا اون جزئیات رو با خودت در میون بذارن.

39
00:01:54,948 --> 00:01:55,949
‫ببین چی کار کردی.

40
00:01:56,032 --> 00:01:57,992
‫کاری رو کرد که ما آموزشش دادیم.

41
00:01:58,576 --> 00:02:01,704
‫طراحی نقشه، پذیرش سختی‌ها.

42
00:02:03,957 --> 00:02:07,794
‫کشوندیمت اینجا،
‫تا بتونید رودررو حرف بزنید.

43
00:02:07,877 --> 00:02:11,172
‫می‌بینی، همونطور که حدس می‌زنی، مهره‌هات
‫سوالات زیادی برای پرسیدن دارن.

44
00:02:11,756 --> 00:02:14,634
‫در مورد مرگ غیرنظامی‌ها، نبود نظارت،

45
00:02:14,717 --> 00:02:18,888
‫ولی مهم‌تر از همه اینکه چطور مأمورهایی
‫مثل خودشون حذف می‌شن.

46
00:02:20,640 --> 00:02:22,559
‫چطور آدم‌های خوب می‌میرن.

47
00:02:26,938 --> 00:02:29,065
‫هر چیزی که دوست داشتم،
‫هر چیزی که بهش باور داشتم رو

48
00:02:29,149 --> 00:02:30,900
‫ازم گرفتی و نابود کردی.

49
00:02:31,943 --> 00:02:34,779
‫و کشورمون به‌خاطرش امن‌تر شده.

50
00:02:34,863 --> 00:02:37,323
‫شاید. شایدم نه.

51
00:02:37,407 --> 00:02:39,826
‫ولی حقیقت اهمیت داره،
‫و قراره فاش بشه.

52
00:02:39,909 --> 00:02:41,870
‫دارم این‌ها رو
برای سازمان اطلاعات ملی می‌فرستم

53
00:02:42,996 --> 00:02:44,497
‫برنامه‌ت تموم شد.

54
00:02:45,957 --> 00:02:47,750
‫واقعاً به این می‌گی بُرد؟

55
00:02:52,297 --> 00:02:53,298
‫نه.

56
00:02:55,008 --> 00:02:56,176
‫این فاجعه‌ست.

57
00:02:58,011 --> 00:02:59,053
‫من بهت اعتماد کردم.

58
00:03:00,638 --> 00:03:02,182
‫هر کاری می‌گفتی می‌کردم.

59
00:03:04,392 --> 00:03:08,396
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم مجبور شم تبدیل به
‫هیولایی مثل تو بشم تا زمینت بزنم.

60
00:03:17,197 --> 00:03:18,198
‫«سیدنی».

61
00:03:19,782 --> 00:03:22,368
‫لازم نبود تبدیل به چیزی بشی.

62
00:03:23,536 --> 00:03:26,789
‫اون هیولا کسیه که همیشه بودی.

63
00:04:36,734 --> 00:04:39,696
[آخــریـن مــرز]

64
00:04:51,207 --> 00:04:53,459
‫«جین»، ما تو مسیریم،
‫‏10 کیلومتریِ جنوب «ویلو کریک».

65
00:04:53,543 --> 00:04:55,753
‫دریافت شد.
‫مرکز با نیروهای ایالتی هماهنگه.

66
00:04:55,837 --> 00:04:57,130
‫واحدها رو می‌فرستم سمت‌تون.

67
00:04:57,213 --> 00:04:58,464
‫بپرس دید مستقیم دارن یا نه.

68
00:04:59,257 --> 00:05:01,134
‫سازمان زمین‌شناسی تونست تصویری بگیره؟

69
00:05:01,217 --> 00:05:04,429
‫نه، ولی اداره هوانوردی یه خلبان
‫پست‌رسان تو منطقه برام پیدا کرد.

70
00:05:04,512 --> 00:05:07,640
‫می‌تونه تأیید کنه که جنوب سد «نِنانا»
‫فعالیت‌هایی دیده شده.

71
00:05:07,724 --> 00:05:10,518
‫حداقل چهار تا شاسی‌بلند،
‫شاید دوازده نفر یا بیشتر.

72
00:05:10,601 --> 00:05:12,020
‫خیلی‌خب، واحدها رو بفرستید.

73
00:05:13,813 --> 00:05:16,691
‫و بی‌سروصدا نزدیک شید.
‫هیچ ایده‌ای نداریم با چی طرفیم.

74
00:05:17,859 --> 00:05:18,860
‫دریافت شد.

75
00:05:20,194 --> 00:05:22,655
‫من و تو، «هاچ»،
‫امروز این قضیه رو تموم می‌کنیم، درسته؟

76
00:05:23,781 --> 00:05:24,991
‫معلومه که آره.

77
00:05:30,163 --> 00:05:35,835
‫آره. آره، من چند نفر رو قربانی کردم
‫تا میلیون‌ها نفر رو نجات بدم.

78
00:05:36,711 --> 00:05:39,547
‫وقتی یه مأموریت رو رهبری می‌کنی،
‫مگه هر کاری لازم باشه نمی‌کنی

79
00:05:39,630 --> 00:05:41,341
‫تا به هدفت برسی؟

80
00:05:41,424 --> 00:05:43,343
‫مرزها رو رد می‌کنی!

81
00:05:44,344 --> 00:05:49,223
‫من قضاوت‌تون نمی‌کنم.
‫برام مهم نیست تو میدون چی کار می‌کنید.

82
00:05:50,308 --> 00:05:53,269
‫ولی قبل از اینکه وفاداری من رو
زیر سوال ببرید

83
00:05:53,353 --> 00:06:00,318
‫یه دقیقه وقت بذارید و فقط تمام کارهای خوبی
‫که با هم کردیم رو به یاد بیارید.

84
00:06:00,401 --> 00:06:04,364
‫آمریکا به‌خاطر ما آمریکاست!

85
00:06:06,157 --> 00:06:07,992
‫من کاری نمی‌کنم
‫که به این برنامه صدمه بزنه...

86
00:06:10,161 --> 00:06:16,834
‫و هرگز عمداً کاری نمی‌کنم
‫که به یکی از شما آسیب برسه.

87
00:06:19,629 --> 00:06:22,548
‫ولی اگه قراره من نقش آدم بده رو بازی کنم...

88
00:06:23,674 --> 00:06:26,719
‫...لطفاً، خواهش می‌کنم،

89
00:06:27,929 --> 00:06:29,931
‫چهره‌ی خوبی ازم بسازید!

90
00:07:34,120 --> 00:07:38,332
[در حال بارگزاری از دیسک]

91
00:07:49,302 --> 00:07:50,428
‫لعنتی.

92
00:08:46,484 --> 00:08:47,485
‫زود باش!

93
00:08:50,530 --> 00:08:52,949
‫بجنب «مارکس»! بریم!

94
00:08:53,032 --> 00:08:55,618
‫برید سنگر بگیرید. بی‌سیم رو خلوت کنید.

95
00:08:56,118 --> 00:08:58,579
‫دنبال من! حواستون به اطراف باشه.

96
00:09:38,869 --> 00:09:40,746
‫خیلی‌خب، «مارکس»،
‫پوششم بده. آماده‌ای؟

97
00:09:40,830 --> 00:09:42,957
‫- کجا میری؟
‫- دنبال «هولاک»، باشه؟ آماده‌ای؟

98
00:09:43,040 --> 00:09:44,709
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، حالا!

99
00:09:45,334 --> 00:09:46,335
‫برو!

100
00:09:51,173 --> 00:09:53,009
‫بازی تمومه، «سیدنی»!

101
00:09:53,843 --> 00:09:56,512
‫وقتشه این گندکاری رو پشت سر بذاریم.

102
00:09:57,972 --> 00:09:59,265
‫«سیدنی»؟

103
00:10:20,828 --> 00:10:24,707
‫«رابرت» اجازه داد قوانین مانعش بشن
‫تا کارهای بزرگ نکنه،

104
00:10:25,416 --> 00:10:27,585
‫ولی من و تو، عزیزم،

105
00:10:27,668 --> 00:10:32,006
‫می‌فهمیم که دلسوزی تجملاتیه

106
00:10:32,089 --> 00:10:34,425
‫که ما توانایی پرداختش رو نداریم.

107
00:10:38,721 --> 00:10:40,097
[...آفلاین]

108
00:11:48,916 --> 00:11:50,251
‫لعنتی.

109
00:13:17,630 --> 00:13:20,049
‫زنیکه عوضی!

110
00:13:41,695 --> 00:13:42,822
‫خدای من.

111
00:14:40,588 --> 00:14:43,257
‫«سیدنی»، حرف بزن. زخمی شدی.
‫این چی بود؟

112
00:14:49,096 --> 00:14:52,057
‫- چی شده؟
‫- چاقو خورده

113
00:14:53,976 --> 00:14:56,186
‫یا خدا. چقدر عمیقه؟

114
00:14:56,270 --> 00:14:57,313
‫عمیقه.

115
00:14:57,396 --> 00:14:59,189
‫- تا ته رفته.
‫- عمیقه.

116
00:15:00,232 --> 00:15:02,276
‫خیلی‌خب، بیا.
‫بلندش کنیم. یالا.

117
00:15:02,359 --> 00:15:03,360
‫بیا.

118
00:15:13,746 --> 00:15:15,331
‫«مارکس»!

119
00:15:15,414 --> 00:15:18,042
‫- «مارکس»! برگرد تو ماشین.
‫- کمک!

120
00:15:18,125 --> 00:15:19,501
‫خلوتش کنید! برید کنار!

121
00:15:24,298 --> 00:15:25,716
‫باشه. لعنتی.

122
00:15:29,887 --> 00:15:31,889
‫- خونریزی خیلی شدیده.
‫- کبدمه.

123
00:15:31,972 --> 00:15:34,141
‫حتماً به رگ خورده.
‫باید جراحیش کنیم.

124
00:15:34,224 --> 00:15:36,435
‫باید ببینیم کجا آسیب دیده.
‫باید جلوی خونریزی رو بگیریم.

125
00:15:36,518 --> 00:15:38,896
‫- آب دارید؟ سرم بیارید! زود!
‫- داریم میاریم.

126
00:15:38,979 --> 00:15:40,856
‫نگاه کن. به من نگاه کن.

127
00:15:40,898 --> 00:15:42,399
‫تا «کاپر ریور» بیشتر از یک ساعت راهه.

128
00:15:42,441 --> 00:15:44,401
‫- «مارکس».
‫- «هیلی» هم از اون نزدیک‌تر نیست.

129
00:15:44,443 --> 00:15:47,112
‫با فربنکس تماس بگیر. ببین چقدر طول می‌کشه
‫هلیکوپتر امداد برسه اینجا.

130
00:15:47,154 --> 00:15:47,821
‫زنگ می‌زنیم کاپر ریور، آمبولانس بفرستن،
‫مطمئن شو اتاق عمل آماده باشه.

131
00:15:48,739 --> 00:15:51,492
‫نه. من هرگز ترکت نمی‌کنم.

132
00:15:51,575 --> 00:15:53,327
‫از موقعیت بهره ببر.

133
00:15:55,120 --> 00:15:56,705
‫سختی‌ها رو بپذیر.

134
00:16:01,919 --> 00:16:04,797
‫خیلی‌خب بچه‌ها، باید تکونش بدیم. باشه؟
‫باید جابه‌جاش کنیم، باشه؟

135
00:16:04,880 --> 00:16:07,800
‫خیلی‌خب، باید بریم.
‫بیا. گرفتمت. بیا.

136
00:16:08,425 --> 00:16:10,010
‫- بیا.
‫- پتو. پتو بیارید.

137
00:16:10,094 --> 00:16:11,470
‫آره، چند تا پتو بیارید.

138
00:16:14,473 --> 00:16:15,724
‫دوستت دارم.

139
00:16:15,808 --> 00:16:17,685
‫- دوستت دارم.
‫- برام پتو بیارید!

140
00:16:20,187 --> 00:16:22,606
‫- فرانک، فرانک، فرانک. فرانک.
‫- باشه، آره. آره.

141
00:16:22,690 --> 00:16:25,567
‫من و تو جفت‌مون می‌دونیم
‫اون تا کاپر ریور دووم نمیاره.

142
00:16:25,651 --> 00:16:28,153
‫بالای رودخونه، سالت کریک،
‫یه روستای بومی هست.

143
00:16:28,237 --> 00:16:30,072
‫تجهیزات پزشکی دارن، دکتر دارن.

144
00:16:30,155 --> 00:16:31,448
‫- باشه، هماهنگش کن.
‫- باشه.

145
00:16:31,532 --> 00:16:32,908
‫«هاچ» بهت می‌گه کجا بری، باشه؟

146
00:16:32,992 --> 00:16:36,453
‫- بزن بریم.
‫- «فرانک».

147
00:16:36,537 --> 00:16:38,038
‫گفتی من رو دستگیر می‌کنی.

148
00:16:39,832 --> 00:16:41,750
‫فکر نکنم بشه.

149
00:16:42,334 --> 00:16:43,627
‫هنوز ناامید نشو.

150
00:16:44,962 --> 00:16:46,630
‫خیلی‌خب. راه بیفتید.

151
00:16:52,678 --> 00:16:54,596
‫عوضـ... هی!

152
00:16:54,680 --> 00:16:56,181
‫لعنت به این شانس.

153
00:16:56,682 --> 00:16:57,683
‫گندش بزنن.

154
00:17:41,852 --> 00:17:42,853
‫لعنتی!

155
00:17:47,775 --> 00:17:49,234
‫خدا لعنتت کنه.

156
00:17:50,694 --> 00:17:53,322
‫«لیوای»! تکون نخور! نـ...

157
00:17:53,822 --> 00:17:55,074
‫اه.

158
00:17:59,161 --> 00:18:00,287
‫تکون نخور!

159
00:18:03,040 --> 00:18:04,291
‫می‌خوای چی کار کنی، فرانک؟

160
00:18:04,333 --> 00:18:05,834
‫می‌خوای بهم شلیک کنی؟
می‌خوای من رو بکشی؟

161
00:18:05,876 --> 00:18:07,336
‫تکون نخور.

162
00:18:07,419 --> 00:18:09,505
‫من اینجا آدم بده نیستم فرانک،
‫خودت می‌دونی.

163
00:18:09,588 --> 00:18:11,590
‫بهت گفتم دنیا رو تغییر می‌دیم، فرانک.

164
00:18:12,299 --> 00:18:15,636
‫دادیم. «بردفورد» رو افشا کردیم.

165
00:18:16,512 --> 00:18:18,639
‫کل شبکه فاسدش قراره نابود بشه.

166
00:18:19,640 --> 00:18:21,100
‫و الان من تو رو می‌برم.

167
00:18:21,183 --> 00:18:23,519
‫کی می‌دونه دیگه چه نقشه‌ای داشت، فرانک.

168
00:18:23,602 --> 00:18:25,395
‫چند نفر قرار بود کشته بشن؟

169
00:18:25,479 --> 00:18:27,231
‫ما جلوش رو گرفتیم. نجاتشون دادیم فرانک.

170
00:18:27,815 --> 00:18:30,025
‫دادیم. باید بذاری برم.

171
00:18:30,109 --> 00:18:33,403
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫من مارشالم و تو فراری.

172
00:18:35,239 --> 00:18:37,199
‫هدف وسیله رو توجیه نمی‌کنه، لیوای.

173
00:18:38,200 --> 00:18:40,285
‫آدم‌ها مُردن. باید جواب پس بدی.

174
00:18:40,369 --> 00:18:41,662
‫- بخواب رو زمین.
‫- جواب پس بدم؟

175
00:18:41,745 --> 00:18:42,955
‫مگه تو جواب پس دادی، فرانک؟

176
00:18:44,456 --> 00:18:45,624
‫تو هیچ رازی نداری؟

177
00:18:46,667 --> 00:18:48,877
‫اون اسلحه‌ای که تو خونه‌ت پیدا کردم چی؟

178
00:18:48,919 --> 00:18:51,588
‫- همونی که قایمش کردم تا ازت محافظت کنم؟
‫- نه، نه، نه. من باید طبق قانون عمل کنم.

179
00:18:51,630 --> 00:18:52,798
‫طبق قانون؟

180
00:18:54,258 --> 00:18:55,592
‫اگه دلت می‌خواد این رو باور کن.

181
00:18:57,094 --> 00:19:01,098
‫می‌تونی وانمود کنی حقیقته،
‫ولی تو یه حق انتخاب داری فرانک.

182
00:19:01,682 --> 00:19:04,768
‫مجبوری انتخاب کنی که چی درسته و چی غلط.

183
00:19:05,811 --> 00:19:09,148
‫می‌تونی سیدنی رو نجات بدی،
‫یا می‌تونی من رو دستگیر کنی.

184
00:19:10,774 --> 00:19:11,900
‫انتخاب با توئه.

185
00:19:20,659 --> 00:19:22,286
‫لعنتی.

186
00:19:23,203 --> 00:19:24,413
‫آشغال!

187
00:19:25,455 --> 00:19:26,582
‫لعنت بهت!

188
00:19:45,142 --> 00:19:46,185
‫هی.

189
00:19:46,977 --> 00:19:48,979
‫اینجا، پایین‌تر، سمت چپش.

190
00:19:49,396 --> 00:19:51,190
(زبان محلی سرخپوستی)

191
00:19:52,941 --> 00:19:54,067
‫باشه، یه لحظه بهم وقت بده.

192
00:19:59,323 --> 00:20:01,992
‫نمی‌تونم گیره بزنم.
‫باید برش گردونی سمت من.

193
00:20:02,075 --> 00:20:04,119
‫- سریع. سریع.
‫- یه لحظه وایسا. باشه. بلندش کنم؟

194
00:20:04,203 --> 00:20:05,245
‫می‌تونی داخلش رو ببینی، «استگ»؟

195
00:20:11,585 --> 00:20:14,046
‫باشه. باشه، دعا کنیم نگه داره.

196
00:20:14,129 --> 00:20:15,464
‫به نظر پایدار میاد. نذار تکون بخوره.
‫ثابت نگه‌ش دار.

197
00:20:16,256 --> 00:20:17,299
‫باشه...

198
00:20:18,425 --> 00:20:20,594
‫ضدعفونیش کن، یه سرم دیگه بهش وصل کن.

199
00:20:20,677 --> 00:20:24,348
‫«کینای»، برو چند تا پتوی دیگه بیار عزیزم.

200
00:20:30,354 --> 00:20:31,563
‫چه خبره؟

201
00:20:32,731 --> 00:20:34,274
‫- نمی‌دونم.
‫- خب، منظورت چیه؟

202
00:20:34,358 --> 00:20:35,359
‫اوضاع خوب نیست.

203
00:20:37,194 --> 00:20:38,362
‫من...

204
00:20:39,154 --> 00:20:40,906
‫- باید هوا بخورم.
‫- باشه، برو بیرون.

205
00:20:44,451 --> 00:20:45,535
‫حالش چطوره؟

206
00:20:47,788 --> 00:20:49,122
‫خوب نیست.

207
00:20:50,165 --> 00:20:54,044
‫یه بریدگی توی سیاهرگ کبدیش داره.

208
00:20:54,670 --> 00:20:56,338
‫احتمالاً ورید باب.

209
00:20:56,421 --> 00:21:00,634
‫با گیره بستمش، و ما...
‫سرم بهش وصل کردیم.

210
00:21:00,717 --> 00:21:05,639
‫مایعات کمک می‌کنه حجم خونش برگرده
‫و سطح اکسیژنش بیاد بالا،

211
00:21:06,223 --> 00:21:08,892
‫ولی به انتقال خون درست و حسابی نیاز داره

212
00:21:08,976 --> 00:21:11,103
‫- قبل از اینکه دچار کمبود اکسیژن بشه.
‫- و؟

213
00:21:11,853 --> 00:21:13,480
‫و من نمی‌تونم اینجا این کار رو بکنم.

214
00:21:15,440 --> 00:21:18,902
‫سطح اکسیژن خونش
‫روی 90ـه و داره میاد پایین.

215
00:21:18,986 --> 00:21:23,824
‫هر چی زمان بگذره و خونریزی ادامه داشته باشه،
‫این عدد کمتر می‌شه.

216
00:21:24,700 --> 00:21:28,954
‫اگه بیاد زیر 80 درصد،
‫از دستش میدیم.

217
00:21:30,998 --> 00:21:32,207
‫پس چی کار کنیم؟

218
00:21:32,291 --> 00:21:33,542
‫هلیکوپتر خیلی دوره.

219
00:21:33,625 --> 00:21:35,544
‫و تو کاپر ریور هم نمی‌تونن خون تزریق کنن.

220
00:21:35,627 --> 00:21:37,087
‫فربنکس چقدر دوره؟ نود دقیقه؟

221
00:21:37,170 --> 00:21:38,297
‫وقت کافی نیست.

222
00:21:38,380 --> 00:21:41,258
‫حتی اگه جاده‌ها باز باشن،
‫که معجزه‌ست،

223
00:21:41,341 --> 00:21:42,592
‫دووم نمیاره.

224
00:21:42,676 --> 00:21:45,178
‫برف‌روب داریم.
‫از میان‌بر می‌ریم.

225
00:21:45,262 --> 00:21:47,723
‫اگه بنزین کافی داشته باشیم
‫که تا اونجا برسیم، شاید.

226
00:21:47,806 --> 00:21:49,933
‫بیشتر از یه هفته‌ست سوخت برامون نیومده.

227
00:21:50,017 --> 00:21:51,393
‫باید برسونیمش فربنکس.

228
00:21:51,476 --> 00:21:54,146
‫فقط... فقط برای انتقال آماده‌ش کنیم، باشه؟

229
00:21:54,229 --> 00:21:56,690
‫فکر نمی‌کنم وخامت زخمش رو درک کرده باشی.

230
00:21:56,773 --> 00:21:59,526
‫خب، می‌فهمم که اگه اینجا بمونه
‫می‌میره، درسته؟

231
00:22:00,652 --> 00:22:03,363
‫تو راه به اون طولانی زنده نمی‌مونه.

232
00:22:03,447 --> 00:22:05,365
‫باشه، پس چی؟ باشه، بگو.

233
00:22:05,907 --> 00:22:07,159
‫اون زن اون تو داره می‌میره.

234
00:22:07,242 --> 00:22:10,829
‫و اگه بمیره، خونش گردن ماست
‫مگه اینکه یه راهی پیدا کنیم.

235
00:22:10,912 --> 00:22:12,914
‫کار ما همینه، مگه نه؟

236
00:22:12,998 --> 00:22:15,584
‫با هم کار می‌کنیم،
‫منابع رو یکی می‌کنیم، زنده می‌مونیم.

237
00:22:19,504 --> 00:22:20,547
‫پس...

238
00:22:21,173 --> 00:22:22,215
‫سگ‌ها چطور؟

239
00:22:25,052 --> 00:22:27,721
‫«کپی ویور» شش تا هاسکی داره.
‫یه تانکر رو هم می‌تونن بکشن.

240
00:22:28,764 --> 00:22:30,891
‫برو بیارش. آفرین پسر. برو بیارش.

241
00:22:31,767 --> 00:22:33,143
‫باشه، بزن بریم. انجامش می‌دیم.

242
00:22:36,146 --> 00:22:37,564
‫فرانک، نمی‌خوام این رو بگم،

243
00:22:37,647 --> 00:22:40,609
‫ولی حتی با سگ‌ها هم، باید شانس بیاری
‫که مجبور نشی مسیر رو باز کنی.

244
00:22:40,692 --> 00:22:43,278
‫- سرعتت رو کم می‌کنه.
‫- نمی‌ذارم بمیره، هاچ.

245
00:22:44,654 --> 00:22:49,534
‫اگه بتونم از گردنه رد بشم،
‫از مسیر قدیمی یخچال طبیعی میرم.

246
00:22:49,618 --> 00:22:51,578
‫صاف میندازتمون تو بزرگراه.

247
00:22:52,329 --> 00:22:55,207
‫باید «شوتر براون» رو گیر بیاری.
‫نزدیک اونجا زندگی می‌کنه.

248
00:22:55,290 --> 00:22:57,876
‫بهش بگو وانتش رو برداره و
‫پایین مسیر یخچال طبیعی ما رو ببینه.

249
00:22:57,959 --> 00:23:00,754
‫باشه، می‌تونیم یه راست بریم فربنکس.
‫حالش خوبه؟

250
00:23:02,172 --> 00:23:03,840
‫داره مقاومت می‌کنه.

251
00:23:04,633 --> 00:23:06,426
‫باید مثل باد بری.

252
00:23:07,010 --> 00:23:08,220
‫خیلی‌خب، بریم.

253
00:23:09,679 --> 00:23:10,764
‫برات کوله‌پشتی آوردم.

254
00:23:12,182 --> 00:23:13,183
‫تفنگم رو ببر.

255
00:23:13,266 --> 00:23:14,518
‫ممنون، «ریف».

256
00:23:19,231 --> 00:23:20,774
‫ممنون رفیق.

257
00:23:20,857 --> 00:23:21,858
‫باشه.

258
00:23:31,159 --> 00:23:33,620
‫- خیلی‌خب، هاچ.
‫- به محض اینکه از گردنه رد بشی،

259
00:23:33,703 --> 00:23:35,163
‫خیلی لب‌مرزی می‌رسی.

260
00:23:35,247 --> 00:23:37,290
‫- کِی لب‌مرزی نبوده، هاچ؟
‫- آره.

261
00:23:38,917 --> 00:23:40,419
‫ردیفه؟

262
00:23:40,502 --> 00:23:41,503
‫خیلی‌خب.

263
00:23:42,379 --> 00:23:46,049
‫بسیار عالی. بزن بریم. برو.

264
00:23:46,842 --> 00:23:48,009
‫هی!

265
00:24:43,773 --> 00:24:45,942
‫یالا! هی! هی!

266
00:25:22,145 --> 00:25:23,563
‫خیلی‌خب.
‫«شوتر»، بذارش تو وانت.

267
00:25:26,483 --> 00:25:30,320
‫- نه. عمراً. من نمی‌برمش.
‫- چی گفتی؟

268
00:25:30,403 --> 00:25:33,823
‫اون باعث مرگ «دانی»
‫و افسر «رید» و بقیه‌ست.

269
00:25:33,907 --> 00:25:36,243
‫- شوتر، گوش کن، باشه؟
‫- فرانک، شاید تو وظیفه‌ای داری،

270
00:25:36,326 --> 00:25:37,410
‫ولی من بخشی از اون نیستم.

271
00:25:37,494 --> 00:25:39,412
‫هر قضاوت اخلاقی‌ای می‌خوای بکن،

272
00:25:39,496 --> 00:25:43,250
‫ولی من با خیال راحت می‌خوابم وقتی بدونم
‫این زن به‌خاطر من اینجا مُرده.

273
00:25:43,291 --> 00:25:44,918
‫تو بهتر از اینی، شوتر.
‫بی‌خیال. بی‌خیال.

274
00:25:44,960 --> 00:25:48,004
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی،
‫قانون نمی‌گه که من باید کمک کنم.

275
00:25:50,465 --> 00:25:52,759
‫هیچوقت به نظر نمیومد کسی باشی
‫که به قوانین اهمیت میده،

276
00:25:52,842 --> 00:25:54,594
‫شوتر، ولی حالا که میدی،

277
00:25:54,678 --> 00:25:57,931
‫نظرت چیه با نداشتن پلاک شروع کنیم؟

278
00:25:58,014 --> 00:25:59,766
‫گم‌شو بابا.

279
00:25:59,849 --> 00:26:02,352
‫بیا یه نگاه بندازیم داخل.
‫چی داری اینجا؟

280
00:26:02,435 --> 00:26:03,687
‫بفرما.

281
00:26:05,188 --> 00:26:07,691
‫به به، ظرف باز نوشیدنی غیرمجاز
در وسیله نقلیه

282
00:26:07,774 --> 00:26:08,775
‫این یه تخلف.

283
00:26:08,858 --> 00:26:12,070
‫باز کردن غیرقانونی کمربند ایمنی.
‫من تخلف کافی دارم، شوتر،

284
00:26:12,153 --> 00:26:15,323
‫تا ماشینت رو تا آخر فصل شکار گرگ
‫توقیف کنم،

285
00:26:15,407 --> 00:26:16,825
‫ولی نباید
‫زیاد اذیتت کنه، نه؟

286
00:26:16,908 --> 00:26:18,702
‫چون غیر از نوشیدنی،
‫چیز دیگه‌ای نمی‌زنی.

287
00:26:19,953 --> 00:26:21,997
‫لعنت بهت، فرانک.
‫پس اینجوریه؟

288
00:26:22,956 --> 00:26:24,207
‫اینجوریه، شوتر.

289
00:26:25,250 --> 00:26:26,251
‫حالا بیا سوارش کنیم.

290
00:26:27,794 --> 00:26:28,837
‫بجنب.

291
00:26:43,310 --> 00:26:44,477
‫باشه.

292
00:26:47,606 --> 00:26:48,648
‫مواظب سگ‌ها باش.

293
00:29:45,617 --> 00:29:48,286
‫یه بهیار بیاد داروخونه.
‫کایل...

294
00:29:52,457 --> 00:29:53,792
‫لعنتی.

295
00:30:00,381 --> 00:30:02,509
‫- بله.
‫- فرانک، پیداش کردیم.

296
00:30:03,635 --> 00:30:04,928
‫هولاک رو پیدا کردیم.

297
00:30:08,598 --> 00:30:09,599
‫لعنتی.

298
00:30:09,682 --> 00:30:12,644
‫- زانوت دردناک به نظر میاد، فرانک.
‫- همه جام درد می‌کنه.

299
00:30:14,896 --> 00:30:16,481
‫خلبان محلی گزارش داد؟

300
00:30:16,981 --> 00:30:18,525
‫آره، داشت بار می‌برد.

301
00:30:19,400 --> 00:30:21,986
‫تا برسیم اونجا، چیزی ازش نمونده بود.

302
00:30:25,949 --> 00:30:27,408
‫پیچ رو تند رفته؟

303
00:30:27,992 --> 00:30:30,954
‫نه. یخ شفاف، یه لیز خوردن کوتاه، سقوط بلند.

304
00:30:31,538 --> 00:30:34,582
‫- اگه نظر من رو بخوای یه جورایی شاعرانه‌ست.
‫- آره، چطور؟

305
00:30:34,666 --> 00:30:39,379
‫خب، یعنی، در آخر،
‫ما نگرفتیمش، آلاسکا گرفتش.

306
00:30:41,589 --> 00:30:43,341
‫و چقدر مطمئنی که خودشه؟

307
00:30:44,384 --> 00:30:46,344
‫خب، اونقدر سوخته که نمی‌شه اثر انگشت گرفت،

308
00:30:46,427 --> 00:30:48,972
‫ولی ماشین گزارش سرقت شده بود.

309
00:30:49,055 --> 00:30:50,515
‫قدش درسته، وزنش درسته.

310
00:30:51,224 --> 00:30:53,434
‫حرارتش انقدر بالا بوده
‫که دی‌ان‌ای نمونده، آره؟

311
00:30:54,227 --> 00:30:55,645
‫فرانک، خودشه.

312
00:30:57,230 --> 00:31:00,441
‫حتی اون دندون آسیابش هم نیست
‫که فکر می‌کنیم ازش استفاده کرده

313
00:31:00,525 --> 00:31:02,735
‫تا دستبندش رو تو هواپیما باز کنه. ببین.

314
00:31:06,739 --> 00:31:08,992
‫خب، فکر کنم باورم نمی‌شه
‫که بالأخره تموم شد.

315
00:31:11,870 --> 00:31:13,162
‫آلاسکا گرفتش.

316
00:31:22,505 --> 00:31:24,841
‫تامی، چه خبر؟

317
00:31:24,924 --> 00:31:26,885
‫خب، مدیر عملیات تو محله.

318
00:31:26,968 --> 00:31:30,138
‫گفت توربین‌ها رو خاموش کردن،
‫چیزی که از بردفورد مونده بود رو پیدا کردن.

319
00:31:30,763 --> 00:31:32,307
‫- چندش‌آوره.
‫- آره.

320
00:31:32,390 --> 00:31:34,809
‫- به پزشک قانونی زنگ زدی؟
‫- آره، انجام شده.

321
00:31:36,603 --> 00:31:37,854
‫هی، خبری از اسکافیلد نشد؟

322
00:31:39,480 --> 00:31:40,899
‫نه. هنوز نه.

323
00:32:04,005 --> 00:32:07,842
[برای فربنکس دعا کنید]

324
00:32:15,642 --> 00:32:17,352
‫تو مأموریت بعدی می‌بینمت؟

325
00:32:17,435 --> 00:32:21,648
‫خب، اگه خوش‌شانس باشیم، بعدی
‫تو یه ساحل تو فلوریداست.

326
00:32:22,398 --> 00:32:25,652
‫- زیادی گرمه.
‫- شماها کلاً فرق دارید.

327
00:32:54,597 --> 00:32:56,432
‫ممنون که اومدی، تد.
‫قدردانتیم.

328
00:32:57,558 --> 00:32:58,851
‫از شهر کشیدیم بیرون.

329
00:32:58,935 --> 00:33:00,269
‫آره. هاچ رو می‌شناسی؟

330
00:33:01,270 --> 00:33:02,271
‫پدرت چطوره؟

331
00:33:02,355 --> 00:33:06,234
‫از موقع ماهیگیری تو «تونتی‌مایل»
‫ندیدمش.

332
00:33:07,026 --> 00:33:08,236
‫هنوز دردسر درست می‌کنه؟

333
00:33:08,319 --> 00:33:11,447
‫- هنوزم مادرم رو دیوونه می‌کنه.
‫- خب، به پای شما دو تا نمی‌رسه.

334
00:33:11,531 --> 00:33:14,117
‫گزارش سفر رو خوندم.

335
00:33:14,200 --> 00:33:17,704
‫شنیدم جزئیات کمه.

336
00:33:20,331 --> 00:33:21,374
‫خب، چی شد؟

337
00:33:22,375 --> 00:33:25,628
‫خب، مطمئن نیستم
‫خودمون هم هنوز کامل فهمیده باشیم.

338
00:33:26,170 --> 00:33:28,131
‫می‌گن پای سیا وسطه.

339
00:33:28,214 --> 00:33:30,133
‫یه زنی به اسم ژاکلین...

340
00:33:30,216 --> 00:33:32,510
‫- بردفورد.
‫- آره. بردفورد.

341
00:33:34,345 --> 00:33:38,599
‫ببین، تد...
‫من تمام عمرم این کار رو کردم.

342
00:33:38,641 --> 00:33:41,728
‫می‌دونی، تعداد سیاستمدارهایی که بهشون اعتماد دارم
‫به انگشت‌های یه دست نمی‌رسه.

343
00:33:41,811 --> 00:33:43,521
‫تو یکی از بهترین مردهایی هستی که می‌شناسم.

344
00:33:45,940 --> 00:33:49,235
‫واسه همینه که می‌خوام
‫شخصاً این رو بهت بدم.

345
00:34:03,541 --> 00:34:05,668
‫- این چیه؟
‫- حقیقت.

346
00:34:06,419 --> 00:34:09,047
‫بعد از اینکه فرصت کردی نگاه‌ش کنی
‫باید حرف بزنیم.

347
00:34:10,006 --> 00:34:12,842
‫فقط می‌خوام مطمئن شم
...دست کسیه که بهش اعتماد داریم. کسی که

348
00:34:14,093 --> 00:34:17,555
‫کسی که قدرت این رو داره که یه تحقیقات کامل
‫و جامع راه بندازه.

349
00:34:19,432 --> 00:34:20,641
‫آره.

350
00:34:22,310 --> 00:34:23,519
‫فرماندار پشت خطه.

351
00:34:25,104 --> 00:34:26,564
‫بگو خودم بهش زنگ می‌زنم.

352
00:34:26,647 --> 00:34:28,149
‫نه، تد. جواب بده.

353
00:34:29,108 --> 00:34:31,652
‫فرمانداره.
‫ما بیرون منتظر می‌مونیم.

354
00:34:46,834 --> 00:34:48,336
‫چیه؟

355
00:34:49,128 --> 00:34:51,422
‫- داری می‌خندی. چرا؟
‫- نه، مسخره‌ست.

356
00:34:53,883 --> 00:34:54,884
‫چرا؟

357
00:34:57,220 --> 00:34:58,387
‫نمی‌دونم، فقط...

358
00:35:00,348 --> 00:35:03,643
‫اگه بهترین مردی که می‌شناسم اون دیسک رو
‫داد به بهترین مردی که خودش می‌شناسه...

359
00:35:06,020 --> 00:35:07,230
‫بهم امید میده.

360
00:35:10,316 --> 00:35:12,944
‫- دل‌رحم شدی؟
‫- برو بابا.

361
00:35:13,027 --> 00:35:14,779
‫نه، جدی. تعریف بود.

362
00:35:16,155 --> 00:35:17,448
‫هست. ممنونم.

363
00:35:18,908 --> 00:35:20,243
‫منم ازت ممنونم...

364
00:35:21,202 --> 00:35:23,704
‫- ولی بهش عادت نکن، باشه؟ آره.
‫- تو هم بهش عادت نکن.

365
00:35:24,872 --> 00:35:27,041
‫ولی هنوزم تو هاکی شکستت میدم.

366
00:36:00,616 --> 00:36:01,659
‫حالت چطوره؟

367
00:36:14,338 --> 00:36:18,134
‫باید بگم «خوش‌شانسم»؟

368
00:36:20,344 --> 00:36:21,679
‫چون دروغه.

369
00:36:24,515 --> 00:36:26,184
‫خب، بار اولت که نیست، پس...

370
00:36:31,397 --> 00:36:32,815
‫چطور من رو رسوندی اینجا؟

371
00:36:33,900 --> 00:36:35,026
‫کلی کمک داشتم.

372
00:36:42,742 --> 00:36:43,743
‫آرشیو.

373
00:36:43,826 --> 00:36:45,077
‫جاش امنه.

374
00:36:46,746 --> 00:36:48,247
‫دست کسیه که بهش اعتماد دارم.

375
00:36:49,457 --> 00:36:50,666
‫حقیقت فاش می‌شه.

376
00:36:54,462 --> 00:36:56,297
‫گوش کن، یه چیز دیگه هست
‫که باید بدونی.

377
00:36:58,841 --> 00:37:01,093
‫یه تصادف ماشین بود،
‫و یه جسد پیدا کردیم.

378
00:37:04,847 --> 00:37:06,265
‫فکر می‌کنی لیوای بوده؟

379
00:37:07,725 --> 00:37:09,936
‫خب، فکر کنم
‫خیلی‌ها دلشون می‌خواد اون باشه.

380
00:37:11,103 --> 00:37:12,813
‫فکر نکنم لازم باشه بحث کنم.

381
00:37:14,941 --> 00:37:16,859
‫یعنی، کار من پیدا کردن 52 تا زندانی بود.

382
00:37:16,943 --> 00:37:19,570
‫اسم شوهرت هیچوقت
‫تو اون لیست نبود، پس...

383
00:37:25,451 --> 00:37:26,452
‫چیه؟

384
00:37:27,828 --> 00:37:29,330
‫- مهم نیست.
‫- نه، نه، نه.

385
00:37:31,040 --> 00:37:32,291
‫شاید برای من مهمه.

386
00:37:36,587 --> 00:37:38,172
‫داشتم به بردفورد فکر می‌کردم.

387
00:37:40,216 --> 00:37:42,260
‫چیزی که اونجا گفت.

388
00:37:44,011 --> 00:37:47,598
‫تمام این مدت می‌خواستم باور کنم
‫که یه جورایی خودم رو گم کردم...

389
00:37:49,308 --> 00:37:50,434
‫تو این ماجرا.

390
00:37:53,104 --> 00:37:54,981
‫من خودم رو گم نکردم.

391
00:37:57,608 --> 00:37:59,110
‫این تغییرم نداد.

392
00:38:00,486 --> 00:38:04,031
‫نشون داد که همیشه کی بودم.

393
00:38:04,115 --> 00:38:05,783
‫بی‌خیال. واقعاً این رو باور داری؟

394
00:38:14,125 --> 00:38:15,209
‫من به...

395
00:38:17,420 --> 00:38:19,547
‫اون مارشال‌هایی که مُردن فکر می‌کنم.

396
00:38:20,172 --> 00:38:22,300
‫به مردم این شهر فکر می‌کنم.

397
00:38:24,343 --> 00:38:25,886
‫دوستت دانی.

398
00:38:28,306 --> 00:38:31,600
‫همه‌شون به‌خاطر کاری که من کردم مُردن.

399
00:38:33,644 --> 00:38:36,397
‫یه تصمیم عمدی که گرفتم

400
00:38:36,480 --> 00:38:38,274
‫در مورد چیزی که فکر می‌کردم درسته.

401
00:38:38,357 --> 00:38:40,234
‫پدرم از این کار متنفر می‌شد.

402
00:38:40,318 --> 00:38:42,194
‫پدرت با انتخاب‌های مشابهی روبه‌رو نشد.

403
00:38:42,278 --> 00:38:45,740
‫اون طبق قوانین بازی کرد.
‫اون طبق کتاب قانون زندگی کرد.

404
00:38:53,331 --> 00:38:55,708
‫بیا، یه نوشیدنی بخور. بیا.

405
00:39:01,422 --> 00:39:03,299
‫می‌دونی،
‫وقتی راجع به دخترم روبی پرسیدی...

406
00:39:05,301 --> 00:39:06,886
‫کل حقیقت رو بهت نگفتم.

407
00:39:14,310 --> 00:39:18,439
‫دلیلی که اون روز اومدن سراغ من،

408
00:39:18,522 --> 00:39:21,150
‫دلیلی که اون تیر خورد و کشته شد
‫توی درگیری

409
00:39:22,943 --> 00:39:26,614
‫به‌خاطر یه
‫تصمیم عمدی بود که من گرفتم.

410
00:39:26,697 --> 00:39:27,823
‫یه انتخاب.

411
00:39:30,076 --> 00:39:32,370
‫و وقتی دختر کوچولوم رو
‫خاک کردم،

412
00:39:33,204 --> 00:39:37,291
‫با خودم قسم خوردم که از این به بعد همیشه
‫طبق کتاب قانون عمل کنم.

413
00:39:38,042 --> 00:39:41,712
‫و خودم رو مجبور کردم
که دقیقاً همون کار رو بکنم

414
00:39:44,298 --> 00:39:45,633
‫چون وقتی طبق قانون عمل می‌کنی،

415
00:39:45,716 --> 00:39:47,843
‫واقعاً لازم نیست هیچ تصمیمی بگیری،
‫مگه نه؟

416
00:39:50,554 --> 00:39:54,266
‫هیچ انتخاب شخصی‌ای
‫در مورد درست و غلط وجود نداره.

417
00:39:55,309 --> 00:40:00,022
‫مسئول هیچ‌کدوم از
‫خسارت‌هایی نیستی که انتخاب‌هات به بار میارن.

418
00:40:01,524 --> 00:40:04,276
‫فقط داری کارت رو می‌کنی.
‫می‌ندازیش گردن قانون.

419
00:40:08,948 --> 00:40:10,199
‫ولی ازت می‌پرسم، سید،

420
00:40:11,534 --> 00:40:14,703
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫عدالت تو یه کتاب قانون پیدا می‌شه؟

421
00:40:16,038 --> 00:40:17,790
‫یا فکر می‌کنی نیاز به آدم‌هایی داره...

422
00:40:19,375 --> 00:40:20,751
‫که تصمیمات سخت می‌گیرن...

423
00:40:22,962 --> 00:40:26,173
‫گاهی تصمیمات غیرممکن،
‫گاهی تو یه لحظه.

424
00:40:32,263 --> 00:40:34,348
‫من با
‫همه کارهایی که کردی موافق نیستم. نه.

425
00:40:37,893 --> 00:40:39,770
‫ولی می‌تونم بفهمم چرا انجامشون دادی.

426
00:40:42,106 --> 00:40:45,693
‫و فکر می‌کنم پدرت موافق می‌بود
‫که خودت رو فدای یه هدف ارزشمند کردی.

427
00:40:58,164 --> 00:41:00,040
‫قبل از دادگاه می‌بینمت؟

428
00:41:03,335 --> 00:41:06,005
‫یعنی، فکر می‌کنی این
‫به دادگاه می‌رسه؟ بی‌خیال.

429
00:41:07,214 --> 00:41:08,841
‫وزارت دادگستری وقتی بفهمه که می‌تونی

430
00:41:08,924 --> 00:41:12,803
‫گندکاری‌های سیا رو، رو کنی، پیگیری می‌کنه؟
‫بردفورد رو؟

431
00:41:13,387 --> 00:41:14,388
‫آره.

432
00:41:15,556 --> 00:41:16,974
‫دادگاه رو غیرعلنی می‌کنن.

433
00:41:18,392 --> 00:41:21,896
‫به هر پروتکل امنیت ملی
‫که لازم باشه متوسل می‌شن

434
00:41:21,979 --> 00:41:23,564
‫تا قضیه رو محدود نگه دارن.

435
00:41:25,191 --> 00:41:29,987
‫ولی هیچ توهمی ندارم
‫که قراره قسر در برم.

436
00:41:35,910 --> 00:41:42,875
‫اون دوستی که آرشیو دستشه،
‫بهش اعتماد داری؟

437
00:41:47,004 --> 00:41:48,047
‫به قیمت جونم.

438
00:41:50,132 --> 00:41:51,133
‫باید برم.

439
00:42:00,601 --> 00:42:02,019
‫برو خونه، فرانک.

440
00:45:16,004 --> 00:45:17,172
‫خب...

441
00:45:19,842 --> 00:45:22,761
‫من و لوک صحبت کردیم، و هر دوتامون...

442
00:45:22,845 --> 00:45:24,430
‫نیاز به فاصله داشتیم.

443
00:45:27,599 --> 00:45:28,600
‫و...

444
00:45:30,561 --> 00:45:32,479
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌فهمیدیم... نمی‌فهمیم

445
00:45:32,563 --> 00:45:37,568
‫چطور می‌تونیم به عنوان یه خانواده
‌ادامه بدیم

446
00:45:39,945 --> 00:45:44,616
‫ولی در نهایت، این دقیقاً همون کاریه
‫که باید بکنیم.

447
00:45:46,577 --> 00:45:47,703
‫ادامه بدیم.

448
00:45:48,746 --> 00:45:51,331
‫باشه. موافقم. می‌دونم.

449
00:45:53,500 --> 00:45:55,210
‫تو موقعیت سختی قرارمون میده.

450
00:45:57,504 --> 00:45:59,965
‫بابا، یه چیزی بگو.

451
00:46:03,886 --> 00:46:05,596
‫من اسلحه رو تحویل میدم.

452
00:46:05,679 --> 00:46:09,266
‫اعتراف می‌کنم چی کار کردم،
‫و با عواقبش روبه‌رو می‌شم.

453
00:46:10,642 --> 00:46:12,352
‫فکر می‌کنی این کار
‫خواهرم رو برمی‌گردونه؟

454
00:46:13,270 --> 00:46:15,731
‫فکر می‌کنی این کار
‫دوباره ما رو تبدیل به یه خانواده می‌کنه؟

455
00:46:15,814 --> 00:46:17,149
‫پدی کوگن مُرده.

456
00:46:18,233 --> 00:46:20,903
‫روبی رفته، و حالا، چی؟

457
00:46:21,528 --> 00:46:23,322
‫چی، قراره تو رو هم از دست بدیم؟

458
00:46:23,947 --> 00:46:26,992
‫تنها کاری که می‌کنه
‫نابود کردن این خانواده‌ست.

459
00:46:31,079 --> 00:46:32,331
‫می‌تونی از شرّش خلاص شی؟

460
00:46:33,874 --> 00:46:35,918
‫- پسرم، نه. این...
‫- از شرّ اسلحه خلاص شو.

461
00:46:41,465 --> 00:46:44,676
‫بچه‌ها، من قبلاً... من یه بار این کار رو کردم.
‫واسه همینه که اینجاییم، درسته؟

462
00:46:48,180 --> 00:46:52,643
‫باشه. حقم اینه
‫که مسئولیتش رو به عهده بگیرم.

463
00:46:53,185 --> 00:46:58,065
‫پس حقی که لوک داره چی می‌شه؟

464
00:46:59,149 --> 00:47:01,527
‫حقی که من دارم چی؟

465
00:47:03,654 --> 00:47:07,658
‫به تمام کارهای خوبی نگاه کن
‫که انجام دادی، فرانک.

466
00:47:07,741 --> 00:47:10,160
‫انجام دادی. تو بدهیت رو دادی.

467
00:47:10,244 --> 00:47:11,620
‫همه‌مون دادیم.

468
00:47:13,747 --> 00:47:20,254
‫و اگه چیز دیگه‌ای مونده که باید پرداخت بشه،
‫با هم پرداختش می‌کنیم.

469
00:47:29,471 --> 00:47:30,973
‫می‌فهمید داریم چی کار می‌کنیم؟

470
00:47:33,809 --> 00:47:36,728
‫این چیزها برمی‌گردن.
‫عواقب دارن، لوک.

471
00:47:38,564 --> 00:47:40,065
‫این تصمیم بزرگیه.

472
00:47:42,818 --> 00:47:43,819
‫آره.

473
00:47:46,613 --> 00:47:49,449
‫خب، اینجا،
‫ما خانوادگی تصمیم می‌گیریم.

474
00:47:52,536 --> 00:47:54,162
‫و ما بهت نیاز داریم، بابا.

475
00:47:56,123 --> 00:47:59,668
‫تا جایی که به من مربوطه، هرگز وجود نداشته.

476
00:48:00,836 --> 00:48:03,255
‫من هیچوقت اسلحه‌ای ندیدم.

477
00:48:04,673 --> 00:48:05,924
‫منم همینطور.

478
00:48:11,889 --> 00:48:13,181
‫واقعاً می‌خواید این کار رو بکنید؟

479
00:48:13,849 --> 00:48:14,850
‫آره.

480
00:48:16,143 --> 00:48:17,144
‫بله.

481
00:48:22,774 --> 00:48:24,026
‫وقتشه.

482
00:48:25,652 --> 00:48:30,449
‫وقتشه که این خانواده...
‫که ما به جلو حرکت کنیم.

483
00:50:32,904 --> 00:50:34,281
‫ای بابا.

484
00:50:34,281 --> 00:50:35,741
‫♪ کاری کن ارزش زندگی رو داشته باشه ♪

485
00:50:35,782 --> 00:50:38,410
‫- عزیزم، می‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم؟
‫- چی؟

486
00:50:38,493 --> 00:50:41,580
‫دارم فکر می‌کنم یه وان چوبی بزرگ بگیریم.

487
00:50:42,873 --> 00:50:43,874
‫نظرت چیه؟

488
00:50:43,957 --> 00:50:47,669
‫می‌تونیم، بذاریمش لای درخت‌ها
‫پشت کلبه‌های مهمان.

489
00:50:48,670 --> 00:50:51,631
‫برق هم نمی‌خواد.
‫با هیزم گرم می‌شه. نظرت چیه؟

490
00:50:54,009 --> 00:50:57,763
‫- شاید بهتر باشه اول پریز رو درست کنیم.
‫- نه، نه. پریز رو درست کردم.

491
00:50:57,846 --> 00:51:01,058
‫مامان، هواپیما با بارها
‫پیتزای یخ‌زده آورد.

492
00:51:01,141 --> 00:51:03,685
‫- می‌تونیم بخوریم؟
‫- نه، برای شام برنامه دارم.

493
00:51:03,769 --> 00:51:06,813
‫- سلام، «کایرا».
‫- سلام، خانم رمنیک.

494
00:51:06,897 --> 00:51:09,357
‫مامانم این رو فرستاد
‫و خواست بدمش به شما.

495
00:51:09,441 --> 00:51:12,235
‫- گفت کادوی خونه‌نوییه.
‫- آخی، لازم نبود این کار رو بکنه.

496
00:51:12,986 --> 00:51:14,237
‫ممنونم.

497
00:51:15,197 --> 00:51:16,823
‫لعنتی. اَه. ای بابا. لوک!

498
00:51:16,907 --> 00:51:17,908
‫بله؟

499
00:51:17,991 --> 00:51:20,035
‫لوک. چی بهت...

500
00:51:20,118 --> 00:51:22,579
‫در مورد باز گذاشتن در قوطی رنگ چی گفتم...

501
00:51:22,662 --> 00:51:24,539
‫- سلام، کایرا. چطوری؟
‫- سلام.

502
00:51:24,623 --> 00:51:26,374
‫یکی پاش میره روش.

503
00:51:26,416 --> 00:51:28,502
‫- پای کی رفت روش؟ من، پای من.
‫- ببخشید. باشه. ببخشید.

504
00:51:28,543 --> 00:51:31,296
‫- پشیمون باش. باشه.
‫- خب، این خیلی قشنگه.

505
00:51:31,379 --> 00:51:33,256
‫از مادرت تشکر کن،

506
00:51:33,340 --> 00:51:35,592
‫- ولی براش یادداشت می‌فرستم.
‫- ای بابا. پیتزای یخ‌زده.

507
00:51:36,093 --> 00:51:39,137
‫- بگو که شام پیتزا داریم.
‫- مامان نمی‌ذاره بخوریم.

508
00:51:39,221 --> 00:51:40,597
‫- چی؟
‫- نه.

509
00:51:40,680 --> 00:51:42,307
‫بی‌خیال. می‌تونم خوشمزه‌ش کنم.

510
00:51:42,390 --> 00:51:44,518
‫صبر کن. وایستا، وایستا.
داری کثیف‌کاری می‌کنی

511
00:51:44,601 --> 00:51:48,063
‫- کثیف‌کاری می‌کنم. داریم کثیف‌کاری می‌کنیم.
‫- بس کن.

512
00:51:48,146 --> 00:51:49,356
‫♪ کراوات داره خفه‌م می‌کنه
‫تو جامعه سطح بالات، تمام روز گریه می‌کنم ♪

513
00:51:50,065 --> 00:51:52,484
‫- ♪ آهنگ‌های غمگین «هنک ویلیامز»... ♪
‫- الو؟

514
00:51:53,693 --> 00:51:55,112
‫بله. حتماً، اینجاست.

515
00:51:55,195 --> 00:51:56,196
‫با تو کار دارن.

516
00:51:57,239 --> 00:51:58,240
‫کیه؟

517
00:51:58,323 --> 00:51:59,449
‫نمی‌دونم.

518
00:52:00,408 --> 00:52:01,409
‫هی، لوک.

519
00:52:02,619 --> 00:52:03,620
‫بله؟

520
00:52:03,703 --> 00:52:06,414
‫سلام، فرانک. چطوری؟

521
00:52:09,584 --> 00:52:11,128
‫دو دقیقه پیش بهتر بودم.

522
00:52:11,211 --> 00:52:13,588
‫زیاد قشنگ نبود.
‫نگرانم نبودی؟

523
00:52:14,131 --> 00:52:15,132
‫نه حتی یه ذره.

524
00:52:16,925 --> 00:52:19,344
‫حداقل نمی‌خوای بدونی
‫چطور از پسش بر اومدم؟

525
00:52:19,427 --> 00:52:21,680
‫حدس می‌زنم اون جسد «جولین استیل» بوده.

526
00:52:21,763 --> 00:52:22,764
‫اسمش این بود؟

527
00:52:22,848 --> 00:52:25,142
‫جنازه‌ش رو وقتی داشتم
با محلی‌ها می‌گشتم پیدا کردم

528
00:52:25,225 --> 00:52:27,144
‫می‌دونستم به کار میاد.

529
00:52:27,227 --> 00:52:28,645
‫حواس‌ها جمع.

530
00:52:28,728 --> 00:52:30,897
‫آره، اون هیچوقت نرسید
‫به اوکلاهما، مگه نه؟

531
00:52:30,981 --> 00:52:33,984
‫نه، ولی به هدفش رسید.

532
00:52:36,361 --> 00:52:38,446
‫امیدوار بودم آتیش، دی‌ان‌ای‌ش رو تغییر بده،

533
00:52:38,530 --> 00:52:40,448
‫ولی تو همه این‌ها رو می‌دونی، نه، فرانک؟

534
00:52:42,159 --> 00:52:43,660
‫چرا چیزی نگفتی؟

535
00:52:43,743 --> 00:52:45,996
‫چون تو دیگه مشکل من نیستی، لیوای.

536
00:52:46,079 --> 00:52:48,665
‫- واقعیت داره؟
‫- بله، واقعیت داره، خب؟

537
00:52:48,748 --> 00:52:52,711
‫و من می‌تونم با این واقعیت که تو
‫یه جایی توی این دنیا زنده‌ای کنار بیام.

538
00:52:52,794 --> 00:52:55,172
‫فقط تا وقتی که تا جای ممکن دور بمونی

539
00:52:55,255 --> 00:52:57,299
‫از گوشه کوچیک من تو این دنیا.

540
00:52:58,258 --> 00:53:00,302
‫- این کار سخته.
‫- و چرا سخته؟

541
00:53:01,344 --> 00:53:04,890
‫چون تو و اون گوشه کوچیک دنیات، فرانک،

542
00:53:04,973 --> 00:53:06,308
‫حالا مرکز همه چیزید.

543
00:53:07,058 --> 00:53:08,476
‫بعداً توضیح میدم. باید برم.

544
00:53:08,560 --> 00:53:10,395
‫- کار دارم باید بهش برسم.
‫- نه. بهم بگو.

545
00:53:10,478 --> 00:53:14,274
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم
‫که خانواده‌ت تو خونه در امان هستن.

546
00:53:14,357 --> 00:53:16,026
‫گوش کن، دست از سر خانوا...

547
00:53:58,276 --> 00:53:59,527
‫در مورد این مطمئنی؟

548
00:54:00,987 --> 00:54:02,072
‫آره.

549
00:54:03,573 --> 00:54:04,574
‫مطمئن؟

550
00:54:05,408 --> 00:54:07,744
‫- بله.
‫- می‌دونی، تو دیوونه‌ای.

551
00:54:16,670 --> 00:54:17,754
‫چی بگم...

552
00:54:19,547 --> 00:54:20,674
‫عاشق همسرم هستم.

553
00:54:36,982 --> 00:54:39,484
[پایان فصل اول]
