﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:16,307 --> 00:00:17,851
[برای فربنکس دعا کنید]

3
00:00:59,809 --> 00:01:01,144
‫داره تشنج می‌کنه.

4
00:01:01,728 --> 00:01:03,980
‫برگرد تو اتوبوس،
‫یه آنژیوکت با سِرُم نمکی آماده کن.

5
00:01:03,980 --> 00:01:05,690
‫گرفتم. میرم جعبه‌ی کمک‌های اولیه رو بیارم.

6
00:01:14,074 --> 00:01:15,575
‫باهاش نجنگ، رفیق جون.

7
00:01:17,035 --> 00:01:18,161
‫خودت رو رها کن.

8
00:01:22,040 --> 00:01:24,584
‫همه‌چی خیلی زود تموم می‌شه.

9
00:01:27,295 --> 00:01:28,379
‫آره.

10
00:01:49,484 --> 00:01:51,319
‫چقدی تو، 60 کیلو؟ 65؟

11
00:01:51,903 --> 00:01:53,738
‫همون 65 کیلوگرم حساب می‌کنیم.

12
00:01:54,364 --> 00:01:55,615
‫باید نفست رو نگه دارم.

13
00:01:55,615 --> 00:01:58,326
‫بس کن. خواهش می‌کنم.

14
00:02:14,884 --> 00:02:17,929
‫تو رو باش. هنوز زنده‌ای.

15
00:02:17,929 --> 00:02:19,013
‫آفرین به تو.

16
00:02:19,639 --> 00:02:21,057
‫اوضاعمون چطوره؟

17
00:02:22,851 --> 00:02:27,564
‫حالا، نمی‌خوام نگران باشی
‫چون من کارم رو تو تگزاس...

18
00:02:28,064 --> 00:02:29,566
‫با تزریقات مرگبار شروع کردم.

19
00:02:31,276 --> 00:02:33,695
‫چی؟ شوخی می‌کنم. شوخی می‌کنم.

20
00:02:33,695 --> 00:02:36,114
‫پس می‌خوام فقط آروم باشی

21
00:02:36,948 --> 00:02:40,243
‫چون کارت عالیه.

22
00:02:40,243 --> 00:02:41,369
‫آها.

23
00:02:41,369 --> 00:02:44,122
‫و تا هشت ساعت دیگه،

24
00:02:44,914 --> 00:02:46,291
‫آزاد می‌شی...

25
00:02:48,293 --> 00:02:49,460
‫یا می‌میری.

26
00:02:52,255 --> 00:02:53,339
‫نه.

27
00:02:53,339 --> 00:02:55,049
‫برامون آرزوی موفقیت کن.

28
00:02:55,049 --> 00:02:57,177
‫مثبت فکر کن!

29
00:03:55,610 --> 00:03:58,529
[آخرین مرز]

30
00:04:26,683 --> 00:04:30,228
‫با اداره برق حرف زدم. همه‌چی شمال «گاکونا» قطعه.
‫موبایل. اینترنت.

31
00:04:30,270 --> 00:04:33,231
‫حتی فرودگاه فربنکس هم تعطیله. دارن کل
‫ترافیک هوایی رو به «انکوریج» تغییر مسیر میدن.

32
00:04:33,231 --> 00:04:36,192
‫- در مورد فراری‌هامون چی؟
‫- شیش تا زندانی فراری داریم.

33
00:04:36,859 --> 00:04:38,945
‫باید کلید رمزنگاری
‫بی‌سیم مشترکمون رو عوض کنیم.

34
00:04:38,945 --> 00:04:41,281
‫آره، می‌خوای شیر یا خط بندازیم
‫کی با اداره پلیس فربنکس حرف بزنه؟

35
00:04:41,281 --> 00:04:43,533
‫رئیس هنوز سر قضیه‌ی
‫بازی هاکیِ بین سازمانی دلخوره.

36
00:04:43,533 --> 00:04:44,617
‫آره، تو پاش رو شکستی.

37
00:04:44,659 --> 00:04:47,996
‫- هی، یخ پاش رو شکست، باشه؟
‫- آره جون خودت.

38
00:04:47,996 --> 00:04:50,623
‫من باهاش حرف می‌زنم.
‫بهش می‌گم سوخت ذخیره کنن.

39
00:04:50,623 --> 00:04:52,166
‫این وارونگی هوا قراره افتضاح بشه.

40
00:04:52,166 --> 00:04:54,210
‫- وارونگی؟
‫- وارونگی چی هست؟

41
00:04:54,210 --> 00:04:57,630
‫کیفیت هوا. تو روزهای عادی هم
‫با این همه هیزم، هوا داغونه.

42
00:04:57,630 --> 00:05:00,091
‫حالا که برق رفته،
‫همه برای گرما چوب می‌سوزونن.

43
00:05:00,091 --> 00:05:03,970
‫یه لایه‌ی هوای سرد هم بیاد روش،
‫هواش از هوای هیوستون تو تیر ماه هم دودی‌تر می‌شه.

44
00:05:03,970 --> 00:05:06,514
‫گوش کن، کول، یه لطفی کن.
‫با اداره زندان‌ها تماس بگیر.

45
00:05:06,514 --> 00:05:08,266
‫ببین چقدر می‌تونن
‫نیروی کمکی بفرستن.

46
00:05:08,266 --> 00:05:10,101
‫جین، با دفتر فرماندار تماس بگیر.

47
00:05:10,101 --> 00:05:13,104
‫بهشون بگو پروتکل‌های اضطراری رو
‫فعال می‌کنیم. چی شده؟

48
00:05:13,104 --> 00:05:15,940
‫اون هارد دیسکی که تو مسافرخونه پیدا کردیم،
‫تهش چی شد؟

49
00:05:15,940 --> 00:05:17,400
‫تو پایگاه هواییه.

50
00:05:17,400 --> 00:05:19,319
‫- رمزگشایی شده؟
‫- نه، چرا؟

51
00:05:19,319 --> 00:05:22,989
‫چون اف‌بی‌آی می‌خواد
‫اون هارد رو بکشه زیر دست خودش.

52
00:05:22,989 --> 00:05:25,491
‫نمی‌تونیم بذاریم این اتفاق بیفته.
‫نه تا وقتی نفهمیم توش چیه.

53
00:05:25,491 --> 00:05:27,160
‫باشه. چند تا تلفن می‌زنم.

54
00:05:31,372 --> 00:05:32,874
‫نگرانشی؟

55
00:05:32,874 --> 00:05:34,417
‫من نگران همه‌ام، هاچ.

56
00:05:35,001 --> 00:05:37,295
‫با همکار قدیمیم
‫مایک تو شیکاگو تماس گرفتم

57
00:05:37,295 --> 00:05:39,213
‫ببینم می‌تونه کمکمون کنه
‫اون «پیک» رو شناسایی کنیم.

58
00:05:39,213 --> 00:05:41,758
‫مایک؟ هیچوقت در مورد مایک نگفته بودی.

59
00:05:41,799 --> 00:05:44,344
‫باید حسودیم بشه؟
‫از من خوشگل‌تره؟

60
00:05:44,344 --> 00:05:46,429
‫هیچ‌کس خوش‌تیپ‌تر از تو نیست، هاچ.

61
00:05:48,139 --> 00:05:49,098
‫هی.

62
00:05:49,849 --> 00:05:53,269
‫اگه «سیا» اون پیک رو فرستاده
‫تا اون هواپیما رو ساقط کنه
‫و «هولاک» رو بکشه،

63
00:05:53,895 --> 00:05:55,229
‫کارش هنوز تموم نشده.

64
00:05:55,813 --> 00:05:57,940
‫اون میاد کاری که شروع کرده رو تموم کنه.

65
00:06:03,112 --> 00:06:04,447
‫ران، سلام.

66
00:06:04,989 --> 00:06:06,115
‫حالش چطوره؟

67
00:06:06,115 --> 00:06:07,200
‫خوش‌شانسه.

68
00:06:07,784 --> 00:06:09,327
‫همه‌ی آزمایش‌هاش نرماله.

69
00:06:09,327 --> 00:06:11,954
‫در مورد مچ دست چپش
‫یه چیزی گفت.

70
00:06:11,954 --> 00:06:15,083
‫عکس رادیولوژی تمیز بود. شکستی در کار نیست.
‫اون خوبه. کایرا هم خوبه.

71
00:06:15,083 --> 00:06:16,584
‫هر دوتاشون خوب می‌شن.

72
00:06:16,584 --> 00:06:18,503
‫- ممنون.
‫- دکتر اسکات.

73
00:06:18,503 --> 00:06:21,339
‫تو اورژانس بهتون نیاز داریم. یه ماشین انتقال
‫از «فورت وِین‌رایت» تصادف کرده.

74
00:06:21,339 --> 00:06:25,051
‫الان یه موج بیمار می‌رسه.
‫از تعداد زخمی‌ها مطمئن نیستیم.

75
00:06:25,051 --> 00:06:27,470
‫کلیر، سلام. می‌تونم کمک کنم؟

76
00:06:27,470 --> 00:06:28,721
‫تو باید پیش لوک بمونی.

77
00:06:29,347 --> 00:06:31,641
‫یالا دیگه. منم. چی کار می‌تونم بکنم؟

78
00:06:31,641 --> 00:06:34,268
‫بانک خون رو آماده‌باش نگه دار.

79
00:06:34,268 --> 00:06:37,355
‫مطمئن شو تو هر بخش
‫یه «آمبوبگ» باشه
‫اگه مجبور شدیم دستی تنفس بدیم.

80
00:06:37,355 --> 00:06:38,731
‫باشه. برو. حله.

81
00:06:40,400 --> 00:06:41,359
‫باشه.

82
00:06:49,450 --> 00:06:51,369
‫تو اتاق 3 به خون سازگار نیاز داریم.

83
00:07:05,967 --> 00:07:07,301
‫هی، مواظب باش.

84
00:07:07,301 --> 00:07:08,636
‫دارم سعی می‌کنم رد شم.

85
00:07:08,636 --> 00:07:13,182
‫یه بیمار ناشناس زن دارم. فشار 180 روی 99.
‫احتمال هماتوم داخل جمجمه.

86
00:07:14,684 --> 00:07:17,353
‫آره. رادیولوژی پایین راهروئه.

87
00:07:17,353 --> 00:07:18,479
‫ممنون.

88
00:07:24,569 --> 00:07:26,362
‫- سلام، جرمی.
‫- سلام، چطوری؟

89
00:07:26,863 --> 00:07:28,656
‫اون یارو رو می‌شناسی؟ اون امدادگره؟

90
00:07:28,656 --> 00:07:31,951
‫مطمئن نیستم.
‫آمبولانس از همه‌جا داره میاد.

91
00:07:44,130 --> 00:07:45,882
‫ممنون. چی شده؟ لوک خوبه؟

92
00:07:46,466 --> 00:07:49,635
‫اون خوبه. فکر کنم
‫اینجا تو بیمارستان یه مشکلی داریم.

93
00:07:49,635 --> 00:07:54,015
‫دارم وسایل رو جابه‌جا می‌کنم
‫و این یارو هست. این امدادگره...

94
00:07:54,015 --> 00:07:56,058
‫- کی؟ کدوم امدادگر؟
‫- خب، مسئله همینه...

95
00:07:56,058 --> 00:07:57,852
‫من فقط...

96
00:07:58,853 --> 00:08:00,271
‫حس می‌کنم اون یکی از آدم‌های توئه.

97
00:08:00,271 --> 00:08:01,856
‫فکر می‌کنی یه فراریه؟

98
00:08:01,856 --> 00:08:03,483
‫آره. فکر کنم...

99
00:08:04,192 --> 00:08:06,235
‫فکر کنم اون رو
‫تو یکی از پرونده‌هات دیدم.

100
00:08:06,235 --> 00:08:09,030
‫گوش کن، ازش فاصله بگیر.
‫به افسر مسئول خبر بده.

101
00:08:09,030 --> 00:08:11,407
‫- بهش بگو به پلیس زنگ بزنه. من تو راهم.
‫- نه، فرانک.

102
00:08:11,449 --> 00:08:13,451
‫لازم نیست تو بیای.
‫فقط یکی رو بفرست.

103
00:08:13,451 --> 00:08:17,079
‫من تو راهم، باشه؟
‫اینم جواب سوالت، کار یا خانواده؟

104
00:08:17,830 --> 00:08:19,081
‫من خودمون رو انتخاب می‌کنم.

105
00:08:19,081 --> 00:08:20,249
‫هر بار.

106
00:08:24,879 --> 00:08:27,131
‫خوبه که آسانسورها
‫هنوز کار می‌کنن.

107
00:08:27,131 --> 00:08:29,133
‫فقط همین یکی.
‫به ژنراتور برقی وصله.

108
00:08:29,133 --> 00:08:32,053
‫رادیولوژی طبقه‌ی زیرزمینه.
‫راهروی دی2.

109
00:08:34,055 --> 00:08:35,348
‫سلام.

110
00:08:35,389 --> 00:08:36,516
‫من دکتر ویگ هستم.

111
00:08:40,061 --> 00:08:41,354
‫اسمت چیه، بره‌ی کوچولو؟

112
00:08:41,854 --> 00:08:45,441
‫کلیر. وقتی در این آسانسور باز شد،

113
00:08:45,441 --> 00:08:48,986
‫تو با امدادگر پروازِ شیفت تماس می‌گیری،
‫و بهشون توضیح میدی

114
00:08:48,986 --> 00:08:51,447
‫که ما یه بیمار
‫با خونریزی خارج مغزی داریم.

115
00:08:51,489 --> 00:08:55,368
‫بهشون می‌گی که باید
‫با آمبولانس هوایی منتقل بشه

116
00:08:55,409 --> 00:08:59,705
‫به بیمارستان «آلاسکا ریجنال»، و اینکه
‫تو قبلاً این رو با مرکز هماهنگ کردی.

117
00:09:00,748 --> 00:09:02,583
‫می‌تونی این کار رو بکنی، کلیر؟

118
00:09:04,919 --> 00:09:05,920
‫خوبه.

119
00:09:10,299 --> 00:09:13,010
‫فرانک، صدام رو داری؟
‫فکر کنم می‌دونم دنبال کی می‌گردیم.

120
00:09:13,010 --> 00:09:17,223
‫فراری ما یه پزشکه به اسم
‫دکتر ویلیام ویگ، معروف به «فرشته‌ی مرگ».

121
00:09:17,223 --> 00:09:19,350
‫این یارو باهوشه. تحصیل‌کرده‌ی ییل.

122
00:09:19,350 --> 00:09:21,852
‫دارای بورد تخصصی تومورشناسی مغز و اعصاب.
‫کلی مقاله داره.

123
00:09:21,852 --> 00:09:23,563
‫اون یه قاتل زنجیره‌ای هم هست.

124
00:09:23,563 --> 00:09:26,691
‫سوابق دادگاه می‌گه ویگ
‫حدود 36 تا از بیماران...

125
00:09:26,691 --> 00:09:28,192
‫و همکارانش رو مسموم کرده.

126
00:09:28,192 --> 00:09:30,069
‫در سال 2005، به قتل عمد محکوم شد

127
00:09:30,069 --> 00:09:31,779
‫و دهه‌ی گذشته رو در «پلیکان بِی» گذرونده.

128
00:09:31,779 --> 00:09:33,990
‫همه‌ی فرجام‌خواهی‌هاش این ماه تموم شد

129
00:09:33,990 --> 00:09:37,994
‫و داشت به «تِرِهوت» برای اعدام منتقل می‌شد
‫که هواپیمای ما سقوط کرد.

130
00:09:37,994 --> 00:09:39,829
‫گرفتم. ما الان می‌رسیم.

131
00:09:42,456 --> 00:09:43,541
‫پشت من باش.

132
00:09:46,210 --> 00:09:47,503
‫کلیر. سلام.

133
00:09:47,753 --> 00:09:50,089
‫دنبالت می‌گشتم.
‫این همون اعزام هوایی ماست؟

134
00:09:50,089 --> 00:09:53,426
‫- خودشه. باید فوراً منتقلش کنیم.
‫- باشه، بیا...

135
00:09:53,467 --> 00:09:54,969
‫بیا از این راه بریم.

136
00:09:59,890 --> 00:10:02,727
‫سر شما شلوغه. نمی‌خوام شما رو
‫از بقیه‌ی بیمارها جدا کنم.

137
00:10:02,768 --> 00:10:05,354
‫نه، این... نه.
‫اصلاً مشکلی نیست.

138
00:10:05,354 --> 00:10:07,940
‫ما فقط شما دو تا رو
‫راهی می‌کنیم.

139
00:10:07,940 --> 00:10:10,860
‫و اینطوری یه بیمار کمتر
‫برای ما می‌شه که... نگرانش باشیم.

140
00:10:12,945 --> 00:10:14,071
‫کلیر، فرار کن!

141
00:10:15,031 --> 00:10:16,032
‫تکون نخور!

142
00:10:17,658 --> 00:10:20,244
‫شریان کاروتید.
‫شاهراه قلبه.

143
00:10:20,244 --> 00:10:24,248
‫‏600 میلی‌لیتر در دقیقه،
‫و با این حال خدا اون رو درست اینجا قرار داده،

144
00:10:24,874 --> 00:10:26,459
‫کاملاً بی‌دفاع.

145
00:10:27,460 --> 00:10:28,544
‫دست‌ها بالا!

146
00:10:31,589 --> 00:10:33,507
‫صبر کن! نه، تو نمی‌خوای به من آسیب بزنی.
‫خلبان.

147
00:10:33,507 --> 00:10:35,801
‫کدوم خلبان؟ باشه،
‫داری چه چرت و پرتی می‌گی؟

148
00:10:35,801 --> 00:10:38,471
‫اونی که کمک کرد هواپیما بشینه.
‫اون زنده‌ست.

149
00:10:39,764 --> 00:10:42,308
‫اگه ولم کنی، می‌تونم
‫ببرمت پیشش.

150
00:10:47,188 --> 00:10:48,230
‫هی.

151
00:10:56,072 --> 00:10:58,199
‫- خلبان...
‫- تیموتی اوبانن.

152
00:11:00,910 --> 00:11:02,370
‫داری می‌گی اون هنوز زنده‌ست؟

153
00:11:02,370 --> 00:11:04,246
‫جنازه‌ش رو پیدا کردید؟

154
00:11:04,288 --> 00:11:07,249
‫تو محکوم به اعدامی.
‫داشتی منتقل می‌شدی که اعدام بشی.

155
00:11:07,249 --> 00:11:09,710
‫واقعاً انتظار داری باور کنیم

156
00:11:09,710 --> 00:11:12,421
‫که تو ترغیب شدی
‫جون یه آدم رو نجات بدی به جای اینکه فرار کنی؟

157
00:11:12,421 --> 00:11:14,590
‫نه، من یه برگ برنده می‌خواستم.

158
00:11:15,174 --> 00:11:18,219
‫حالا که جلوی فرار من رو گرفتید،
‫دارم اون برگ برنده رو، رو می‌کنم.

159
00:11:18,219 --> 00:11:19,970
‫و چرا باید باور کنیم که
‫اون هنوز زنده‌ست؟

160
00:11:19,970 --> 00:11:21,681
‫چون من یه دکتر خارق‌العاده‌ام.

161
00:11:23,140 --> 00:11:24,892
‫سی و شش تا از بیمارهای تو مُردن.

162
00:11:25,267 --> 00:11:26,769
‫نمی‌تونی همه‌شون رو نجات بدی.

163
00:11:26,769 --> 00:11:28,270
‫داره دروغ می‌گه.

164
00:11:28,270 --> 00:11:29,814
‫داری چرت می‌گی، رفیق.

165
00:11:29,814 --> 00:11:33,943
‫بیمار یه مرد 43 ساله‌ی
‫فیلیپینی‌ـه. تمام عمرش سیگاری بوده.

166
00:11:33,943 --> 00:11:37,697
‫یه زخم افقی روی
‫شونه‌ی راستش داره مال جراحی شانه.

167
00:11:37,738 --> 00:11:42,284
‫آسم داره. دوز متوسطی
‫از «لگزاپرو» برای درمان افسردگیش مصرف می‌کنه،

168
00:11:42,868 --> 00:11:45,913
‫دوزی که من توصیه می‌کنم
‫کاهش پیدا کنه.

169
00:11:46,997 --> 00:11:48,207
‫تو یه چیزی می‌خوای.

170
00:11:49,083 --> 00:11:50,084
‫خب، بگو.

171
00:11:50,751 --> 00:11:51,961
‫چی می‌خوای؟

172
00:11:51,961 --> 00:11:55,965
‫من یه صندوق امانات
‫تو بانک «فرست فدرال» سیاتل دارم.

173
00:11:55,965 --> 00:11:58,843
‫صندوق شماره 337.

174
00:11:58,843 --> 00:12:01,887
‫کاری کنید رئیس بانک
‫اون رو تا اینجا برام بیاره،

175
00:12:01,887 --> 00:12:05,141
‫باز نشده و دستکاری نشده،
‫تا ساعت 6 صبح،

176
00:12:05,975 --> 00:12:07,518
‫و خلبان زنده می‌مونه.

177
00:12:07,518 --> 00:12:08,853
‫و اگه نیارم؟

178
00:12:10,312 --> 00:12:11,731
‫اون‌وقت خلبان می‌میره.

179
00:12:12,398 --> 00:12:15,234
‫وقتی از لاشه کشیدمش بیرون،
‫وضعیتش رو بررسی کردم.

180
00:12:15,234 --> 00:12:20,072
‫بیمار تو شوک بود،
‫ضربان قلب بالا داشت. بی‌حال بود. گیج بود.

181
00:12:20,072 --> 00:12:22,825
‫معلوم شد مشکل،
‫ورم مغزی بوده.

182
00:12:23,659 --> 00:12:25,661
‫درمانش کردم. وضعیتش پایداره.

183
00:12:26,370 --> 00:12:27,371
‫یه جای امنه.

184
00:12:28,664 --> 00:12:30,458
‫ولی ساعت داره کار می‌کنه.

185
00:12:31,417 --> 00:12:35,045
‫تو ورم مغزی رو
‫تو جنگل تشخیص دادی و درمان کردی؟

186
00:12:36,505 --> 00:12:39,341
‫با «سوراخ کردن جمجمه» آشنایی؟

187
00:12:39,341 --> 00:12:42,720
‫وقتی مغز متورم می‌شه،
‫گزینه‌های محدودی داره.

188
00:12:42,720 --> 00:12:44,638
‫نمی‌تونه بره بالا. نمی‌تونه بره بیرون.

189
00:12:44,638 --> 00:12:46,682
‫پس میره پایین به سمت
‫قاعده‌ی جمجمه

190
00:12:46,682 --> 00:12:49,101
‫جایی که مخچه
‫به ساقه‌ی مغز می‌رسه.

191
00:12:49,602 --> 00:12:52,229
‫مشکل اینه که،
‫ساقه‌ی مغز از هم‌نشین خوشش نمیاد.

192
00:12:52,229 --> 00:12:55,483
‫مرگ حتمیه
‫مگه اینکه فشار رو آزاد کنی.

193
00:12:55,483 --> 00:13:01,071
‫«سوراخ کردن جمجمه» عملیه
‫که توش سوراخ‌هایی در جمجمه ایجاد می‌کنی.

194
00:13:01,655 --> 00:13:05,534
‫این روشیه که توسط
‫باستان‌شناس‌ها و مورخ‌ها

195
00:13:05,534 --> 00:13:07,328
‫برای 1500 سال مشاهده شده.

196
00:13:07,328 --> 00:13:11,457
‫اگه یه دکتر «اینکا»ـیی می‌تونسته
‫ورم مغزی رو تو جنگل تشخیص بده و درمان کنه،

197
00:13:11,457 --> 00:13:13,375
‫من قطعاً می‌تونم تو جنگل این کار رو بکنم.

198
00:13:13,375 --> 00:13:15,669
‫تو سر یه آدم رو سوراخ کردی.

199
00:13:15,669 --> 00:13:18,798
‫می‌تونستم. و شاید اون
‫تو وضعیت بهتری بود

200
00:13:20,132 --> 00:13:21,300
‫آره، اگه این کار رو می‌کردم.

201
00:13:21,300 --> 00:13:23,636
‫نه، من اون رو به روش شیمیایی
‫با «مانیتول» درمان کردم که

202
00:13:23,677 --> 00:13:27,515
‫از یه خراب‌شده‌ی حال‌بهم‌زن به اسم
‫کلینیک دامپزشکی به دست آوردم.

203
00:13:27,515 --> 00:13:31,852
‫هشتاد میلی‌گرم هر هشت ساعت.
‫آخرین بار ساعت 10 شب تزریق شد.

204
00:13:31,852 --> 00:13:36,273
‫پس، اگه آقای اوبانن
‫دوز بعدی‌ش رو تا طلوع آفتاب نگیره،

205
00:13:36,273 --> 00:13:38,234
‫اون‌وقت کارش تمومه.

206
00:13:38,234 --> 00:13:39,735
‫یا به عبارت دقیق‌تر...

207
00:13:42,988 --> 00:13:45,866
‫گوش کن، صندوق 337.

208
00:13:45,908 --> 00:13:49,370
‫کاری کن رئیس بانک اون رو برام بیاره،
‫باز نشده، تا 6 صبح،

209
00:13:51,121 --> 00:13:52,748
‫وگرنه خلبان می‌میره.

210
00:13:53,624 --> 00:13:56,168
‫و اون خال رو مچ دستت هم
‫یه چک بکن.

211
00:13:56,168 --> 00:13:58,921
‫شکل نامتقارنش
‫نشون‌دهنده‌ی ملانوماست.

212
00:14:02,132 --> 00:14:03,759
‫خواهش می‌کنم.

213
00:14:05,553 --> 00:14:06,720
‫نظرت چیه؟

214
00:14:06,720 --> 00:14:08,514
‫- به‌نظر چرت و پرت میاد، فرانک.
‫- چرا؟

215
00:14:08,931 --> 00:14:11,892
‫عمراً اون خلبان
‫زنده مونده باشه. عمراً.

216
00:14:12,893 --> 00:14:14,061
‫اگه زنده مونده باشه چی؟

217
00:14:15,604 --> 00:14:18,858
‫باشه، بی‌خیال. یعنی،
‫هاچ، فقط بهش فکر کن، باشه؟

218
00:14:19,525 --> 00:14:22,778
‫یعنی، اگه زنده باشه،
‫ما وظیفه داریم پیداش کنیم و برش گردونیم.

219
00:14:22,778 --> 00:14:25,030
‫بی‌خیال، رفیق.
‫ما اصلاً نمی‌دونیم تو اون جعبه چیه.

220
00:14:25,948 --> 00:14:26,907
‫می‌تونه بمب باشه،

221
00:14:27,491 --> 00:14:28,826
‫یه سلاح،

222
00:14:28,868 --> 00:14:31,370
‫یا خود سرطان.

223
00:14:31,370 --> 00:14:33,581
‫فکر می‌کنم باید جعبه رو
‫برای ویگ ببریم.

224
00:14:34,248 --> 00:14:36,125
‫خلبانه زن داره، دو تا دختر...

225
00:14:36,125 --> 00:14:40,004
‫و من نمی‌خوام اونی باشم که
‫به دخترهاش بگه ما سر زندگیش شرط‌بندی کردیم.

226
00:14:40,004 --> 00:14:42,339
‫موافقم.
‫باشه، به علاوه، اگه خلبان رو پیدا کنیم،

227
00:14:42,339 --> 00:14:44,633
‫اون ممکنه واقعاً بهمون بگه
‫تو اون کابین خلبان چی گذشته.

228
00:14:45,301 --> 00:14:46,719
‫تو چیزی داری که بهم بگی؟

229
00:14:46,719 --> 00:14:47,803
‫نه.

230
00:14:49,179 --> 00:14:50,264
‫در مورد کابین خلبان چی؟

231
00:14:50,264 --> 00:14:52,224
‫ما خلبان رو برمی‌گردونیم، باشه؟
‫با بانک تماس بگیر.

232
00:14:52,224 --> 00:14:54,977
‫یکی رو از خواب بیدار کن.
‫بذار اون جعبه رو راه بندازن.

233
00:14:55,519 --> 00:14:57,438
‫فرانک، چی رو داری بهم نمی‌گی؟

234
00:14:57,479 --> 00:14:59,982
[‌فروشگاه تانانا سندبار]

235
00:15:12,453 --> 00:15:14,038
‫سلام، غریبه. چه حسی داری؟

236
00:15:14,914 --> 00:15:17,750
‫بهترین حسی که می‌شه
‫بعد از یه تصادف ماشین انتظار داشت،

237
00:15:17,750 --> 00:15:19,168
‫با یه دیوونه...

238
00:15:19,668 --> 00:15:21,211
‫تو یه دشت یخ‌زده.

239
00:15:23,797 --> 00:15:25,132
‫ام...

240
00:15:27,551 --> 00:15:29,470
‫ببین، من فقط، ام... می‌خواستم

241
00:15:30,721 --> 00:15:34,183
‫عذرخواهی کنم که تو رو
‫کشوندم تو کل این مخمصه. من...

242
00:15:35,267 --> 00:15:36,310
‫تقصیر تو نیست.

243
00:15:36,810 --> 00:15:37,811
‫هست.

244
00:15:38,812 --> 00:15:42,149
‫می‌دونی، حق با تو بود.
‫من فکر نمی‌کنم. احمقانه بود.

245
00:15:42,149 --> 00:15:45,986
‫گاهی وقت‌ها حس می‌کنم شبیه اون
‫پادشاهه تو نمایشنامه‌ای‌ام که تو انگلیسی خوندیم.

246
00:15:46,028 --> 00:15:47,237
‫کدوم نمایشنامه؟

247
00:15:47,237 --> 00:15:48,656
‫اون یونانیه، یادت نیست؟

248
00:15:48,697 --> 00:15:51,158
‫اون یارو که قلمروش
‫دچار طاعون شده بود.

249
00:15:52,201 --> 00:15:54,578
‫و معلوم شد که
‫خودش باعثش بوده.

250
00:15:54,578 --> 00:15:56,538
‫آره، ولی اون نفرین شده بود.

251
00:15:57,247 --> 00:15:58,248
‫تو نیستی.

252
00:15:58,248 --> 00:16:01,585
‫هر جا میرم، یه چیزی خراب می‌شه.
‫آدم‌ها آسیب می‌بینن.

253
00:16:03,128 --> 00:16:05,506
‫نمی‌دونم چطوری،
‫ولی می‌خوام این رو عوض کنم.

254
00:16:05,547 --> 00:16:07,299
‫سلام، بچه‌ها. حالتون چطوره؟

255
00:16:07,925 --> 00:16:09,718
‫کایرا، باید علائم حیاتی‌ت رو بگیرم.

256
00:16:15,432 --> 00:16:17,559
‫حق با تو بود. واقعاً خوش‌شانسی میاره.

257
00:16:35,953 --> 00:16:38,163
‫یه مشکلی داریم.
‫با رئیس بانک تماس گرفتیم.

258
00:16:38,163 --> 00:16:40,874
‫ولی بدون کلید،
‫حتی اونم نمی‌تونه صندوق رو باز کنه.

259
00:16:40,874 --> 00:16:42,292
‫باید قفل رو سوراخ کنن.

260
00:16:42,292 --> 00:16:44,336
‫باشه، خب، فقط بهم بگو
‫دارن یه کاری در موردش می‌کنن.

261
00:16:44,378 --> 00:16:45,921
‫- هاچ؟
‫- قفل‌ساز زنگ زد.

262
00:16:45,921 --> 00:16:48,882
‫- گفت 30 دقیقه‌ی دیگه اونجاست.
‫- تا اون‌ها قفل‌ها رو ببرن،

263
00:16:48,882 --> 00:16:51,510
‫- حداقل یه ساعت رو از دست می‌دیم.
‫- باشه، با پلیس سیاتل تماس بگیر.

264
00:16:51,510 --> 00:16:54,304
‫بگو یه اسکورت ترتیب بدن، باشه؟
‫ما صندوق و رئیس بانک رو

265
00:16:54,304 --> 00:16:55,848
‫می‌خوایم تو هواپیما، تو آسمون، تا نیمه‌شب.

266
00:16:55,848 --> 00:16:57,141
‫فرودگاه شما برق نداره.

267
00:16:57,141 --> 00:16:59,351
‫تا وقتی هواپیما آماده‌ی
‫فرود بشه، برق وصل می‌شه.

268
00:16:59,351 --> 00:17:01,478
‫- و اگه نشه؟
‫- رمنیک، اونجایی؟

269
00:17:02,688 --> 00:17:03,689
‫رمنیک به گوشم.

270
00:17:03,689 --> 00:17:06,025
‫با اون زنی که ویگ
‫آورد اورژانس حرف زدم.

271
00:17:06,025 --> 00:17:08,235
‫اون یه امدادگره که تو پایگاه ارتشه.

272
00:17:08,235 --> 00:17:10,612
‫اون و همکارش داشتن
‫به یه تصادف رسیدگی می‌کردن

273
00:17:10,612 --> 00:17:12,740
‫که ویگ بهشون شبیخون زده
‫و آمبولانس‌شون رو دزدیده.

274
00:17:12,740 --> 00:17:14,783
‫همکارش هیچ اطلاعاتی نداره؟

275
00:17:14,783 --> 00:17:16,785
‫نمی‌تونیم پیداش کنیم. گُم شده.

276
00:17:16,827 --> 00:17:18,579
‫این خبر بده. خبر خوب،

277
00:17:18,579 --> 00:17:22,124
‫مرکز فرماندهی محل تصادفی
‫که داشتن می‌رفتن رو تأیید کرد.

278
00:17:22,124 --> 00:17:24,793
‫تقاطع «فارمرز لوپ» و جاده‌ی «کالج».

279
00:17:24,793 --> 00:17:26,295
‫دارم میرم اونجا.

280
00:17:27,087 --> 00:17:31,050
‫گوش کنید. فراری ما یه امدادگر رو
‫کمتر از یه ساعت پیش از این محل دزدیده،

281
00:17:31,050 --> 00:17:35,888
‫که نشون میده گروگانش، خلبان هواپیمای زندان،
تیم اوبانن، ممکنه تو این منطقه باشه

282
00:17:36,638 --> 00:17:39,308
‫اوبانن گفته شده زخمیه
‫ولی وضعیتش پایداره و امنه.

283
00:17:39,892 --> 00:17:40,893
‫حرکت کنید.

284
00:18:07,753 --> 00:18:10,339
‫اینجا! امدادگر رو پیدا کردم.

285
00:18:11,215 --> 00:18:13,133
‫سگ‌ها یه بویی گرفتن.

286
00:18:13,717 --> 00:18:15,552
‫فرانک، فکر می‌کنیم خلبانه.

287
00:18:16,970 --> 00:18:18,055
‫پیداش کنید! پیداش کنید!

288
00:18:20,933 --> 00:18:22,643
‫کمک. کمک.

289
00:18:38,617 --> 00:18:39,993
‫خب، جابه‌جاش کرده.

290
00:18:40,494 --> 00:18:41,912
‫اگه اصلاً اینجا بوده باشه.

291
00:19:26,957 --> 00:19:31,086
[کیف، اوکراین]
[دو سال پیش]

292
00:19:32,880 --> 00:19:34,089
‫سلام.

293
00:19:35,424 --> 00:19:37,301
‫- بخش باحالش کجاست؟
‫- باحال؟

294
00:19:37,301 --> 00:19:39,428
‫می‌دونی، کمیک‌ها. جوک‌ها.

295
00:19:39,428 --> 00:19:40,512
‫اسنوپی. گارفیلد.

296
00:19:40,512 --> 00:19:42,472
‫گارفیلد رو داریم.
‫ولی نه تو روزنامه.

297
00:19:42,472 --> 00:19:44,099
‫روزنامه‌ها برای چیزهای جدی‌ان.

298
00:19:44,099 --> 00:19:45,601
‫آره، قشنگیش به همینه.

299
00:19:46,143 --> 00:19:48,270
‫جدی‌ها رو
‫با چند تا شوخی می‌شوری می‌بری،

300
00:19:48,854 --> 00:19:50,939
‫ماجراهای یه گربه‌ی بداخلاق و گشنه.

301
00:19:51,064 --> 00:19:52,524
‫«از شنبه‌ها متنفرم، مگه نه؟»

302
00:19:52,524 --> 00:19:53,775
‫امروز چهارشنبه‌ست.

303
00:19:53,817 --> 00:19:55,319
‫نه، می‌دونم. داشتم...

304
00:19:55,319 --> 00:19:57,154
‫داشتم ادای گارفیلد رو در میاوردم.

305
00:19:58,030 --> 00:19:59,781
‫نگران نباش. تو ترجمه گم می‌شه.

306
00:20:00,949 --> 00:20:02,743
‫ام... من یه امانتی دارم.

307
00:20:10,083 --> 00:20:11,877
‫باید تا امشب برسه دست «وولکوف».

308
00:20:12,669 --> 00:20:14,713
‫- انجام شده بدونش.
‫- هفته‌ی بعد می‌بینمت؟

309
00:20:14,713 --> 00:20:17,049
‫آره. و سعی می‌کنم
‫برات یه‌کم چیزهای باحال پیدا کنم.

310
00:20:17,049 --> 00:20:19,092
‫«باحال‌ها».

311
00:20:20,177 --> 00:20:21,720
‫انگلیسیه. تقصیر تو نیست.

312
00:20:21,720 --> 00:20:23,597
‫«انگلیسیه، مگه نه؟»
‫- خدایا.

313
00:20:31,063 --> 00:20:32,940
‫سید، کی رسیدی؟

314
00:20:35,108 --> 00:20:36,235
‫همین الان.

315
00:20:36,235 --> 00:20:37,569
‫داری دندو‌ن‌هات رو مسواک می‌زنی.

316
00:20:38,153 --> 00:20:41,323
‫من هیچوقت این
‫مسواک زدنِ بعد از سفر تو رو درک نمی‌کنم.

317
00:20:41,323 --> 00:20:44,034
‫آخرین باری که من مریض شدم کی بود،
‫و آخرین باری که تو مریض شدی کی بود؟

318
00:20:44,034 --> 00:20:46,328
‫خب، یه فرقی هست بین...

319
00:20:46,328 --> 00:20:48,747
‫«همبستگی» و «رابطه‌ی علّی».

320
00:20:49,373 --> 00:20:50,791
‫ممنونم، پروفسور.

321
00:20:50,791 --> 00:20:52,542
‫اگه یه بار دیگه
‫اون سخنرانی رو بشنوم،

322
00:20:52,542 --> 00:20:56,546
‫یه «همبستگی»
‫بین مشتم و اون لبخند بی‌نقصت ایجاد می‌کنم.

323
00:20:56,546 --> 00:20:57,547
‫اون دیگه می‌شه «رابطه‌ی علّی».

324
00:20:57,547 --> 00:20:58,882
‫اون امشب وولکوف رو می‌بینه.

325
00:20:59,800 --> 00:21:02,052
‫باید برای فردا یه قرار
‫ملاقات دیگه باهاش بذاری.

326
00:21:02,052 --> 00:21:03,136
‫چرا؟

327
00:21:04,096 --> 00:21:05,138
‫چی شده؟

328
00:21:06,265 --> 00:21:09,268
‫نیروهای ویژه امشب
‫به مقر ژنرال وولکوف حمله می‌کنن.

329
00:21:09,309 --> 00:21:11,520
‫آدم‌هاش می‌خوان بدونن
‫کی بهش خیانت کرده.

330
00:21:11,520 --> 00:21:14,064
‫باید یه دلیلی بهشون بدیم
‫که به تو شک نکنن.

331
00:21:15,065 --> 00:21:16,483
‫می‌خوای الیزابت رو حذف کنم؟

332
00:21:16,483 --> 00:21:19,236
‫همه‌ی کارهاش انجام شده.
‫یادداشت خودکشی. سوابق تلفن.

333
00:21:19,236 --> 00:21:22,739
‫این ردپاها اینطور نشون میده که
‫الیزابت داشته با «سیا» کار می‌کرده،

334
00:21:23,949 --> 00:21:25,200
‫و می‌دونسته که لو رفته.

335
00:21:25,200 --> 00:21:26,660
‫نه، من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

336
00:21:27,202 --> 00:21:29,162
‫اون داشت به دشمن
‫اطلاعات می‌فروخت.

337
00:21:29,162 --> 00:21:30,831
‫تا از اردوگاه خودش محافظت کنه.

338
00:21:30,831 --> 00:21:33,375
‫نه، حقش این نیست، سید.
‫اون زندگی داره. خانواده داره.

339
00:21:33,375 --> 00:21:35,002
‫- نه. نه.
‫- می‌دونم، لیوای.

340
00:21:35,752 --> 00:21:37,921
‫اون می‌تونه همه‌چیز رو به خطر بندازه.
‫متأسفم.

341
00:21:57,774 --> 00:22:00,193
‫- فرانک.
‫- آره، نگاه کن. ماشین رو لخت کرده.

342
00:22:00,193 --> 00:22:03,405
‫پلاک. شماره شاسی.
‫همه‌چیز. به همه‌ی جزئیات فکر کرده.

343
00:22:03,405 --> 00:22:04,573
‫هنوز با هاچ حرف نزدی؟

344
00:22:04,573 --> 00:22:06,616
‫رئیس بانک و صندوق
‫تو راه فرودگاهن.

345
00:22:06,616 --> 00:22:10,120
‫خب، بهتره بجنبن
‫چون اون خلبان کمتر از هفت ساعت وقت داره.

346
00:22:10,120 --> 00:22:12,497
‫با تحقیقات ویژه در مورد
‫نگه داشتن اون هارد حرف زدی؟

347
00:22:12,539 --> 00:22:13,915
‫نه، یه‌کم سرم شلوغ بوده.

348
00:22:13,915 --> 00:22:17,210
‫اف‌بی‌آی درخواست کتبی داده
‫که هارد رو تحویل بگیره.

349
00:22:17,210 --> 00:22:19,629
‫گوش کن. تا وقتی رمزگشاییش نکنیم
‫کاری نمی‌شه کرد...

350
00:22:19,629 --> 00:22:21,590
‫اون هارد اون چیزی نیست
‫که تو فکر می‌کنی.

351
00:22:21,590 --> 00:22:23,342
‫- پس چیه؟
‫- اون «آرشیو 6» نیست.

352
00:22:25,719 --> 00:22:26,720
‫یه بدافزاره.

353
00:22:27,763 --> 00:22:30,349
‫که حدس می‌زنم
‫همون چیزی‌ـه که تو و هاچ کشف کردید

354
00:22:30,349 --> 00:22:32,100
‫و دارید از من پنهونش می‌کنید.

355
00:22:33,310 --> 00:22:38,273
‫فرانک، اون سقوط هواپیمای زندان یه تصادف نبود.
‫یه سوءقصد ناموفق بود.

356
00:22:39,441 --> 00:22:42,819
‫سقوطی که، اگه موفق می‌شد،
‫شبیه یه تصادف به نظر میومد.

357
00:22:42,819 --> 00:22:46,156
‫مسافرها و خدمه
‫هیچ شانسی نداشتن.

358
00:22:46,156 --> 00:22:49,326
‫همه‌چی از قبل برنامه‌ریزی شده بود.
‫قرار بود همه تو اون هواپیما بمیرن.

359
00:22:51,745 --> 00:22:52,996
‫و تو این رو از کجا می‌دونی؟

360
00:22:54,331 --> 00:22:56,500
‫دو سال پیش،
‫به من مأموریت داده شد که...

361
00:22:56,500 --> 00:22:58,460
‫یه دیپلمات عالی‌رتبه‌ی چینی رو حذف کنم.

362
00:22:59,669 --> 00:23:01,546
‫می‌خواستن شبیه یه تصادف
‫به نظر بیاد.

363
00:23:01,546 --> 00:23:04,466
‫یه آتیش‌سوزی.
‫خارج شدن قطار از ریل.

364
00:23:04,466 --> 00:23:05,842
‫یه سقوط هواپیما.

365
00:23:06,635 --> 00:23:08,595
‫پرواز «آسترا ایر 446» یادت میاد؟

366
00:23:08,595 --> 00:23:12,307
‫آره. تو اقیانوس اطلس سقوط کرد.
‫نیویورک به آتن. خب که چی؟

367
00:23:12,349 --> 00:23:15,977
‫سرعت‌سنج‌های هواپیما یخ زدن،
‫هواپیما رو فرستادن تو حالت «کنترل مستقیم».

368
00:23:16,019 --> 00:23:18,230
‫هر 228 نفر سرنشین کشته شدن.

369
00:23:18,814 --> 00:23:22,734
‫من و لیوای پیشنهاد دادیم که
‫اگه «سیا» بتونه این تصادف رو شبیه‌سازی کنه،

370
00:23:23,860 --> 00:23:28,281
‫اگه بتونیم یه بدافزار به هواپیما بدیم
‫تا سقوط کنه و یه هدف رو بکشه،

371
00:23:28,281 --> 00:23:30,283
‫این می‌تونه بهترین پوشش باشه.

372
00:23:30,784 --> 00:23:32,619
‫من این رو فرستادم بالا
‫برای آژانس.

373
00:23:32,619 --> 00:23:33,703
‫خوش‌شون اومد.

374
00:23:33,703 --> 00:23:36,081
‫ولی در نهایت،
‫تصمیم گرفتن عملیات رو لغو کنن.

375
00:23:36,081 --> 00:23:37,791
‫گفتن ریسکش خیلی بالاست.

376
00:23:38,875 --> 00:23:39,876
‫تا اینکه...

377
00:23:41,795 --> 00:23:43,547
‫تصمیم گرفتن علیه «هولاک»
‫ازش استفاده کنن.

378
00:23:43,588 --> 00:23:45,549
‫آره. ولی اون بوش رو شنیده بود.

379
00:23:45,549 --> 00:23:48,927
‫و حالا اون فرار کرده،
‫و اون‌ها دنبال یکی می‌گردن که بندازن گردنش. من.

380
00:23:48,969 --> 00:23:51,096
‫- چرا؟ تو که انگیزه‌ای نداری.
‫- به انگیزه احتیاج ندارم.

381
00:23:51,763 --> 00:23:53,390
‫من همین الانشم تحت بازجویی‌ام.

382
00:23:53,390 --> 00:23:54,766
‫تو با دشمن ازدواج کردی.

383
00:23:54,766 --> 00:23:57,644
‫اگه اف‌بی‌آی اون بدافزار رو
‫روی هارد پیدا کنه،

384
00:23:57,644 --> 00:23:59,729
‫اون‌ها فکر می‌کنن
‫این ایده‌ی من بوده.

385
00:23:59,729 --> 00:24:01,690
‫چون واقعاً هم
‫ایده‌ی من بوده.

386
00:24:01,690 --> 00:24:03,483
‫ما هولاک رو تحویل می‌دیم،

387
00:24:03,483 --> 00:24:06,778
‫اون‌ها حذفش می‌کنن، و
‫کل این گندکاری رو می‌ندازن گردن من.

388
00:24:07,612 --> 00:24:10,949
‫تحقیقات ویژه در مورد هارد می‌دونه، باشه؟

389
00:24:12,200 --> 00:24:13,910
‫من نمی‌تونم همین‌طوری
‫تحقیقات رو متوقف کنم.

390
00:24:13,910 --> 00:24:16,830
‫باشه، ولی می‌تونی کُندش کنی.
‫برامون زمان بخر.

391
00:24:21,918 --> 00:24:23,962
‫فکر می‌کنی هولاک
‫چقدر از این‌ها رو واقعاً می‌دونه؟

392
00:24:23,962 --> 00:24:26,006
‫خب، اون قطعاً می‌دونه
‫که سعی کردن بکشنش.

393
00:24:26,256 --> 00:24:28,091
‫اون داره سعی می‌کنه
‫این رو به تو نشون بده.

394
00:24:28,091 --> 00:24:32,304
‫اون، تو رو به مسافرخونه‌ی پیک،
‫پاسپورت‌هاش، و اون هارد رسوند.

395
00:24:32,304 --> 00:24:33,972
‫صدای ضبط‌شده‌ی کابین خلبان.
‫اونی که دزدید.

396
00:24:33,972 --> 00:24:34,973
‫نمی‌فهمی؟

397
00:24:34,973 --> 00:24:39,102
‫هولاک داره بهت مدرک میده
‫چون به یه «نگهبان حقیقت» نیاز داره.

398
00:24:39,102 --> 00:24:42,022
‫اون داره سعی می‌کنه
‫این قضیه رو باز کنه، مثل من و تو.

399
00:24:42,022 --> 00:24:46,651
‫و اون می‌دونه که کنترل کردن شواهد
‫یعنی کنترل کردن حقایق.

400
00:24:49,529 --> 00:24:52,032
‫برام آسون نیست
‫که درخواست کمک کنم، فرانک.

401
00:24:52,782 --> 00:24:53,909
‫من اینجا تنهام.

402
00:24:56,036 --> 00:24:57,621
‫ولی دارم بهت التماس می‌کنم.

403
00:24:59,039 --> 00:25:04,920
‫خواهش می‌کنم نذار اف‌بی‌آی
‫دستش به اون هارد برسه.

404
00:25:08,465 --> 00:25:10,592
‫فرانک. یه مشکلی پیش اومده.

405
00:25:13,094 --> 00:25:14,262
‫فرانک به گوشم.

406
00:25:15,347 --> 00:25:16,890
‫ما به زمان بیشتری احتیاج داریم.

407
00:25:16,890 --> 00:25:18,433
‫خلبان وقت بیشتری نداره.

408
00:25:18,433 --> 00:25:19,559
‫بشین سر جات.

409
00:25:21,019 --> 00:25:23,563
‫اون صندوق اماناتی که
‫خواستی تو یه هواپیماست.

410
00:25:23,563 --> 00:25:26,399
‫رئیس بانک داره اسکورتش می‌کنه،
‫همونطور که خواستی،

411
00:25:26,399 --> 00:25:28,735
‫ولی بدون چراغ رو اون باند،
‫اون‌ها نمی‌تونن فرود بیان.

412
00:25:28,735 --> 00:25:30,820
‫اداره هوانوردی همه‌ی ترافیک رو
‫به انکوریج هدایت می‌کنه.

413
00:25:30,820 --> 00:25:32,030
‫اون مشکل من نیست.

414
00:25:32,030 --> 00:25:34,032
‫دقیقاً مشکل خودته.

415
00:25:34,032 --> 00:25:36,034
‫صندوق توئه، مهلت توئه.

416
00:25:37,369 --> 00:25:41,623
‫به عنوان یه متخصص سرطانِ محکوم به اعدام،
‫من به شدت از مسائل پایان زندگی آگاهم.

417
00:25:41,623 --> 00:25:43,583
‫- این دغدغه‌ی ذهنی منه.
‫- این چه ربطی...

418
00:25:43,583 --> 00:25:45,669
‫من به طور گسترده در مورد اخلاق زیستی

419
00:25:45,669 --> 00:25:47,879
‫و تخصیص
‫منابع محدود پزشکی نوشتم.

420
00:25:47,879 --> 00:25:51,550
‫می‌دونستی 40 درصد کل پرداخت‌های
‫بیمه صرف پایان زندگی می‌شه؟

421
00:25:51,550 --> 00:25:53,677
‫- نه، ما فقط وقت بیشتری لازم داریم. همین.
‫- جدی؟

422
00:25:53,718 --> 00:25:54,970
‫- آره.
‫- ارزشش رو داره؟

423
00:25:54,970 --> 00:25:58,807
‫از چه نقطه‌ای به بعد، طولانی کردن زندگی
‫یه بیمار به هزینه‌اش می‌ارزه؟

424
00:25:58,848 --> 00:26:02,060
‫- همیشه ارزشش رو داره.
‫- من... من خیلی مطمئن نیستم که موافق باشم.

425
00:26:02,060 --> 00:26:05,063
‫من اصلاً علاقه‌ای ندارم
‫با تو بحث کنم، فهمیدی؟

426
00:26:05,063 --> 00:26:06,189
‫من فقط کمکت رو لازم دارم.

427
00:26:07,399 --> 00:26:08,525
‫نه،

428
00:26:08,525 --> 00:26:10,443
‫تو باید یه تصمیم بگیری.

429
00:26:10,944 --> 00:26:15,198
‫حاضری چه منابعی رو منحرف کنی
‫تا زندگی خلبان رو نجات بدی؟

430
00:26:17,993 --> 00:26:20,370
‫ما اون صندوق امانات رو
‫زیر چهار ساعت اینجا می‌خوایم.

431
00:26:20,370 --> 00:26:21,997
‫چند تا گزینه می‌خوام، باشه؟ هر کی. بگید.

432
00:26:21,997 --> 00:26:23,957
‫- فرود تو پایگاه هوایی چطوره؟
‫- امتحان کردیم.

433
00:26:23,999 --> 00:26:26,960
‫«ایلسون» رو برق اضطراریه
‫دستور ویژه دارن که توان عملیاتی رو حفظ کنن.

434
00:26:26,960 --> 00:26:29,713
‫- یه چیز دیگه. چی؟
‫- باند فرودگاه «نِنانا» برق داره؟

435
00:26:29,713 --> 00:26:32,382
‫نه، ولی مال «مینتو» داره.
‫می‌تونن اونجا پرواز کنن، ما هم یه ماشین بفرستیم.

436
00:26:32,382 --> 00:26:34,593
‫این دو ساعت
‫به سفر اضافه می‌کنه. وقت نداریم.

437
00:26:34,593 --> 00:26:36,886
‫کاری که باید بکنیم اینه که یه خلبان بوش
‫بفرستیم انکوریج. هواپیما رو ببینه.

438
00:26:36,928 --> 00:26:39,639
‫- بازم جایی برای فرود نیست.
‫- نه، ولی یه هواپیمای ملخی با یه خلبان خوب

439
00:26:39,639 --> 00:26:41,683
‫می‌تونه جاهای خیلی بیشتری بشینه
‫تا یه جت شخصی.

440
00:26:41,683 --> 00:26:43,852
‫- بهترین خلبان بوشی که داریم کیه؟
‫- مارک بِل.

441
00:26:43,852 --> 00:26:45,562
‫دومین نفر هم «مارک بِل»ـه وقتی هوشیاره.

442
00:26:45,562 --> 00:26:47,731
‫باشه. بیدارش کنید.
‫بفرستیدش تو آسمون.

443
00:26:48,440 --> 00:26:51,860
‫خبر خوب. تونستم بارکد
‫باتری اون کامیون رو ردیابی کنم.

444
00:26:51,860 --> 00:26:53,820
‫معلوم شد فروخته شده
‫به شرکت «داونینگ».

445
00:26:53,820 --> 00:26:55,322
‫- همون شرکت باربری؟
‫- که صاحب

446
00:26:55,322 --> 00:26:57,073
‫یه عالمه انبار کانتینری هم تو این منطقه‌ست.

447
00:26:57,073 --> 00:26:59,701
‫فکر می‌کنم ویگ، اوبانن رو
‫تو یکی از اون کانتینرها قایم کرده.

448
00:26:59,701 --> 00:27:02,203
‫وقتی برای حکم دادگاه نیست.
‫می‌تونیم رضایت بازرسی بگیریم؟

449
00:27:02,203 --> 00:27:04,623
‫آره. ولی با این همه مکان،
‫می‌شه بالای 600 تا کانتینر.

450
00:27:04,623 --> 00:27:07,542
‫اگه بخوایم تا 6 صبح بگردیمش،
‫تمام افسرهای موجود رو لازم داریم.

451
00:27:07,542 --> 00:27:08,752
‫ما. نیروهای ایالتی. پلیس فربنکس.

452
00:27:08,752 --> 00:27:10,253
‫فرانک، این ایده‌ی بدیه.

453
00:27:10,253 --> 00:27:13,256
‫ما اصلاً نمی‌دونیم ویگ
‫از اولش اوبانن رو داشته یا نه.

454
00:27:13,256 --> 00:27:17,052
‫شاید اون خلبان هنوز رو صندلیش
‫یه جایی اون بیرون تو جنگل بسته شده.

455
00:27:17,052 --> 00:27:19,262
‫حتی یه شاهد هم نمی‌تونه
تأیید کنه اون زنده‌ست

456
00:27:21,056 --> 00:27:22,223
‫یکی هست که می‌تونه.

457
00:27:28,938 --> 00:27:30,231
‫هارتمن، اونجایی؟

458
00:27:35,195 --> 00:27:37,238
‫یالا، می‌دونم داری گوش میدی. جواب بده.

459
00:27:44,621 --> 00:27:46,581
‫قبلاً گفتی می‌خواستی
‫اعتمادم رو جلب کنی.

460
00:27:46,581 --> 00:27:48,083
‫باشه، خب، اینم فرصتت.

461
00:27:48,083 --> 00:27:51,086
‫یکی از فراری‌های ما می‌گه
‫یه گروگان از پرواز تو داره.

462
00:27:51,086 --> 00:27:55,382
‫ولی قبل از اینکه منابع رو برای پیدا کردنش منحرف کنم،
‫باید بدونم هنوز زنده‌ست یا نه.

463
00:27:55,382 --> 00:27:58,176
‫اسمش اوبانن‌ـه.
‫یکی از اون دو تا خلبان هواپیما بود.

464
00:27:58,176 --> 00:27:59,761
‫هنوز زنده‌ست؟

465
00:28:01,221 --> 00:28:02,514
‫سلام، فرانک.

466
00:28:02,514 --> 00:28:04,599
‫سارا هدیه‌ی من رو بهت داد، مگه نه؟

467
00:28:04,599 --> 00:28:06,101
‫اون رو نگه دار، فرانک.

468
00:28:06,101 --> 00:28:10,355
‫اون کارت حافظه خیلی مهم می‌شه.
‫به زودی یه هدیه‌ی دیگه هم می‌گیری.

469
00:28:10,855 --> 00:28:12,607
‫خلبان. در مورد خلبان بهم بگو.

470
00:28:12,649 --> 00:28:14,526
‫اوبانن هنوز زنده‌ست؟

471
00:28:15,193 --> 00:28:17,946
‫تو بهم گفتی این
‫فرصت منه که اعتمادت رو جلب کنم.

472
00:28:17,946 --> 00:28:20,073
‫ما قبلاً به این نتیجه رسیدیم
‫که من بهت اعتماد دارم.

473
00:28:20,073 --> 00:28:22,701
‫ولی خوشحالم که می‌شنوم
‫تو به من اعتماد داری.

474
00:28:23,410 --> 00:28:26,329
‫و، آره، خلبان هنوز زنده‌ست.

475
00:28:26,329 --> 00:28:28,790
‫حداقل وقتی که داشتن
‫می‌کشیدنش تو جنگل، زنده بود.

476
00:28:28,790 --> 00:28:29,833
‫امیدوارم زود پیداش کنی.

477
00:28:30,500 --> 00:28:32,961
‫اون مردی که گرفتش
‫شبیه یه روانی عوضی بود.

478
00:28:33,503 --> 00:28:35,130
‫لعنتی. باشه، خوبه. همه رو خبر کن،

479
00:28:35,130 --> 00:28:37,674
‫هر نیرو و افسر
‫در دسترسی رو بذار روی این کار،

480
00:28:37,674 --> 00:28:39,426
‫دنبال اوبانن بگردن. بزن بریم.

481
00:28:45,515 --> 00:28:46,516
‫سلام.

482
00:28:46,516 --> 00:28:48,351
‫با چند نفر دیگه تماس گرفتم.

483
00:28:48,351 --> 00:28:50,145
‫چیزی که بحث کردیم رو
باهاشون در میون گذاشتم

484
00:28:50,145 --> 00:28:51,229
‫خب؟

485
00:28:51,229 --> 00:28:53,440
‫خیلی علاقه‌مند شدن که مدرک رو ببینن.

486
00:28:53,440 --> 00:28:55,817
‫در واقع، اون‌ها با پیشنهادت
‫موافقن که همگی جمع بشیم.

487
00:28:55,859 --> 00:28:57,736
‫نه، شما باید بیاید پیش من.

488
00:28:57,736 --> 00:28:59,863
‫- فهمیدم.
‫- زود باشید.

489
00:28:59,863 --> 00:29:01,781
‫دارم هماهنگی‌ها رو انجام میدم.

490
00:29:02,532 --> 00:29:04,033
‫تو فربنکس می‌بینیمت.

491
00:29:04,033 --> 00:29:05,535
‫باشه.

492
00:29:20,049 --> 00:29:22,343
‫- چیه؟
‫- زود باش بازش کن.

493
00:29:23,803 --> 00:29:26,848
‫- داری فیلم می‌گیری؟
‫- آره. خدای من. بازش کن دیگه.

494
00:29:27,515 --> 00:29:28,933
‫باورم نمی‌شه!

495
00:29:28,933 --> 00:29:32,979
‫این برای شیشه‌ی آرزوهاته تا بتونی
‫امن نگه‌ش داری. با خودت ببرش.

496
00:29:32,979 --> 00:29:34,397
‫خیلی باحاله.

497
00:29:34,439 --> 00:29:35,607
‫لوک، ممنونم...

498
00:29:35,648 --> 00:29:36,900
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- آره.

499
00:29:36,900 --> 00:29:39,152
‫- ببخشید. می‌تونم بعداً بیام.
‫- نه، نه.

500
00:29:39,152 --> 00:29:40,361
‫تو خوبی؟

501
00:29:40,361 --> 00:29:42,739
‫نه، آره. هی. بیا تو. من خوبم.

502
00:29:44,616 --> 00:29:46,493
‫شنیدم داری مرخص می‌شی.

503
00:29:47,452 --> 00:29:48,536
‫آره، آره.

504
00:29:48,578 --> 00:29:50,747
‫دارن به خاطر رفتار خوب
‫زودتر می‌فرستنم برم.

505
00:29:50,789 --> 00:29:53,625
‫می‌تونم با هیئت عفو صحبت کنم،
‫یه سفارشی برات بکنم.

506
00:29:54,375 --> 00:29:55,418
‫چی شده؟

507
00:29:55,960 --> 00:29:56,961
‫ام...

508
00:29:59,255 --> 00:30:03,176
‫فقط داشتم فکر می‌کردم،
‫می‌دونی، در مورد قبل.

509
00:30:03,718 --> 00:30:05,720
‫تو اون کلبه و همه‌ی اون ماجراها.

510
00:30:05,720 --> 00:30:10,642
‫و فقط می‌خواستم بگم متأسفم
‫که اونقدر بهت سخت گرفتم.

511
00:30:10,642 --> 00:30:11,851
‫نه، مشکلی نیست.

512
00:30:13,269 --> 00:30:15,355
‫فکر کنم دارم درکت می‌کنم.

513
00:30:16,022 --> 00:30:18,608
‫- من رو؟
‫- آره. تو رو.

514
00:30:19,651 --> 00:30:20,652
‫تو

515
00:30:21,861 --> 00:30:23,112
‫متفاوتی.

516
00:30:23,112 --> 00:30:25,573
‫خدایا. شروع شد.

517
00:30:25,573 --> 00:30:27,492
‫جدی می‌گم، باشه؟

518
00:30:27,492 --> 00:30:33,164
‫تو و خانواده‌ات چیزهایی رو از سر گذروندید
‫که من حتی نمی‌تونم تصورش کنم یا بفهممش.

519
00:30:33,164 --> 00:30:37,252
‫و این می‌تونه اوضاع رو
‫برای آدم‌هایی مثل من گاهی عجیب کنه.

520
00:30:37,252 --> 00:30:38,336
‫ولی...

521
00:30:40,338 --> 00:30:43,216
‫تو شبیه اون پادشاهه تو اون نمایشنامه نیستی.

522
00:30:43,800 --> 00:30:45,051
‫تو نفرین شده نیستی.

523
00:30:46,469 --> 00:30:48,346
‫اتفاق‌های بد هی میفتن.

524
00:30:48,930 --> 00:30:50,390
‫نه به خاطر تو.

525
00:30:50,390 --> 00:30:54,310
‫آره، خب، ام،
‫اگه من اونی نیستم که مسئوله،

526
00:30:54,310 --> 00:30:56,229
‫پس کیه؟

527
00:30:56,813 --> 00:30:58,731
‫تو واقعاً باهوشی، لوک.

528
00:30:58,731 --> 00:31:01,651
‫اگه به اندازه‌ی کافی بهش فکر کنی،
‫احتمالاً می‌فهمی.

529
00:31:01,651 --> 00:31:05,029
‫ولی هیچی از این‌ها تقصیر تو نیست.

530
00:31:11,870 --> 00:31:15,373
‫اسکافیلد بهت گفت که «سیا» داره سعی می‌کنه
‫براش پاپوش درست کنه که هواپیما رو اون انداخته؟

531
00:31:15,373 --> 00:31:17,959
‫آره. رک و پوست کنده اعتراف کرد.

532
00:31:17,959 --> 00:31:21,170
‫ترسیده بود، ولی من باورش کردم.

533
00:31:22,380 --> 00:31:24,424
‫- آره، منم همینطور.
‫- تو هم؟

534
00:31:25,508 --> 00:31:27,594
‫- چرا؟
‫- رفیق، من برای دولت کار می‌کنم.

535
00:31:27,594 --> 00:31:29,512
‫دلیل نمی‌شه به نصف
‫گندکاری‌هاشون اعتماد داشته باشم.

536
00:31:29,512 --> 00:31:32,223
‫اون عوضی‌ها تو واشنگتن
‫اسکافیلد رو نابود می‌کنن

537
00:31:32,223 --> 00:31:33,683
‫اگه قرار باشه قدرتشون رو حفظ کنن.

538
00:31:34,309 --> 00:31:35,602
‫فکر می‌کنی باید چی کار کنیم؟

539
00:31:35,602 --> 00:31:38,855
‫همون کاری که داریم می‌کنیم رو ادامه می‌دیم.
‫این قضیه رو بین خودمون نگه می‌داریم.

540
00:31:43,109 --> 00:31:44,652
‫بریگز فکر می‌کنه یه چیزی پیدا کرده.

541
00:31:44,694 --> 00:31:46,696
‫وقتی داشتی با هولاک با بی‌سیم حرف می‌زدی،

542
00:31:46,696 --> 00:31:49,449
‫تصمیم گرفتم صدات رو ضبط کنم
‫چون یه صدایی شنیدم.

543
00:31:50,533 --> 00:31:52,619
‫سارا هدیه‌ی من رو بهت داد، مگه نه؟

544
00:31:52,619 --> 00:31:54,120
‫اون رو نگه دار، فرانک.

545
00:31:54,120 --> 00:31:56,414
‫اون کارت حافظه خیلی مهم می‌شه...

546
00:31:56,414 --> 00:31:57,999
‫اون صدای زنگ کلیساست؟

547
00:31:57,999 --> 00:32:01,836
‫منم همین فکر رو کردم. ولی بیشتر زنگ‌ها
‫فقط ساعت 9، ظهر و 3 زنگ می‌زنن،

548
00:32:01,878 --> 00:32:04,130
‫و این زنگ‌ها ساعت 2 نصف شب
‫سر ساعت زدن.

549
00:32:04,130 --> 00:32:06,132
‫و تنها زنگ‌های دیگه‌ای که می‌تونم
‫تو فربنکس بهش فکر کنم...

550
00:32:06,132 --> 00:32:07,550
‫برج ساعت کاریلون.

551
00:32:07,550 --> 00:32:10,345
‫آره. دو بلوک اون‌ورتر از
‫تئاتر قدیمی پولاریس.

552
00:32:10,345 --> 00:32:12,931
‫هولاک ریسک نمی‌کنه بره تو تئاتر.
‫زیادی شلوغه.

553
00:32:12,931 --> 00:32:14,015
‫نه تو این تئاتر.

554
00:32:14,015 --> 00:32:17,060
‫‏20 ساله متروکه شده.
‫جای عالی برای قایم شدنه.

555
00:32:17,060 --> 00:32:19,312
‫- باید همین الان بریم اونجا.
‫- می‌خوای به کول زنگ بزنم؟

556
00:32:19,312 --> 00:32:21,564
‫بهش بگم اون واحدها رو بکشه عقب
‫همون‌هایی که فرستادیم انبارها؟

557
00:32:21,564 --> 00:32:23,441
‫نه. از بی‌سیم استفاده نکن.
‫بیا ساده نگه‌ش داریم.

558
00:32:23,441 --> 00:32:26,194
‫من می‌تونم بیام. و می‌تونم روهاس
‫و کارلایل رو هم بیارم. اینطوری می‌شیم شیش نفر.

559
00:32:26,194 --> 00:32:27,570
‫- انجامش بده.
‫- باشه.

560
00:32:27,570 --> 00:32:29,030
‫من با اون میرم.

561
00:32:29,572 --> 00:32:32,075
‫- براش آماده‌ای؟
‫- اگه بگم نه، فرقی هم می‌کنه؟

562
00:32:53,429 --> 00:32:54,931
‫وولکوف مُرده؟

563
00:32:54,931 --> 00:32:57,225
‫آدم‌های وولکوف فکر می‌کنن
یه خائن این وسط بوده

564
00:32:57,225 --> 00:32:59,811
‫واسه همین اینجایی؟
‫اون‌ها فکر می‌کنن منم؟

565
00:32:59,811 --> 00:33:00,979
‫خود تویی.

566
00:33:01,771 --> 00:33:03,481
‫- تو داشتی با «سیا» حرف می‌زدی.
‫- نه.

567
00:33:03,481 --> 00:33:05,692
‫تو همین الانم داری با «سیا» حرف می‌زنی.

568
00:33:05,692 --> 00:33:07,527
‫نه، تو یه فراری هستی.

569
00:33:07,568 --> 00:33:11,030
‫اون‌ها من رو فرستادن که تو رو حذف کنم.
‫و می‌خوان شبیه خودکشی به نظر بیاد.

570
00:33:12,740 --> 00:33:13,825
‫یه راه دیگه هم هست.

571
00:33:13,825 --> 00:33:17,036
‫اگه بتونم همین الان تو رو از اینجا ببرم،
‫همین الان، قبل از اینکه کسی بفهمه...

572
00:33:17,078 --> 00:33:18,454
‫چه «سیا» چه آدم‌های وولکوف...

573
00:33:22,125 --> 00:33:25,294
‫- می‌خوای فرار کنم؟
‫- آره، ولی باید همین الان بریم.

574
00:33:25,294 --> 00:33:27,130
‫پس خانواده‌ام چی؟ زندگیم اینجا چی؟

575
00:33:27,130 --> 00:33:28,840
‫زندگی تو اینجا تموم شده، الیزابت.

576
00:33:29,382 --> 00:33:32,343
‫نقشه‌ی خوبی نیست،
‫ولی این تنها راهیه که می‌تونم ازت محافظت کنم.

577
00:33:33,553 --> 00:33:35,972
‫بزن بریم. وسایلت رو بردار.

578
00:33:36,931 --> 00:33:37,932
‫سریع باش.

579
00:36:19,510 --> 00:36:22,013
‫بالکن بالا! بالکن بالا، هاچ.

580
00:36:29,270 --> 00:36:30,521
‫تفنگ رو بذار زمین.

581
00:36:39,405 --> 00:36:41,282
‫داری اشتباه بزرگی می‌کنی.

582
00:36:42,950 --> 00:36:45,203
‫سیا از تو می‌خواست هواپیمای من رو بندازی.

583
00:36:46,204 --> 00:36:47,413
‫اون چقدر می‌دونست؟

584
00:36:48,164 --> 00:36:50,291
‫سیدنی. چقدر در مورد
‫نقشه می‌دونست؟

585
00:36:52,710 --> 00:36:54,503
‫می‌دونست؟ آره یا نه؟

586
00:36:55,254 --> 00:36:56,255
‫لعنتی.

587
00:37:06,015 --> 00:37:07,016
‫بندازش.

588
00:37:20,821 --> 00:37:21,822
‫لیوای!

589
00:37:23,032 --> 00:37:24,242
‫لیوای!

590
00:37:28,663 --> 00:37:29,956
‫برو، پسر! برو!

591
00:37:31,123 --> 00:37:32,124
‫پخش شید.

592
00:37:32,124 --> 00:37:34,252
‫همه‌ی قفل‌ها رو ببُرید.
همه‌ی درها رو باز کنید

593
00:37:34,252 --> 00:37:36,671
‫گروگان اینجاست
‫و وقت زیادی نداره.

594
00:37:39,090 --> 00:37:40,091
‫هیچی نیست.

595
00:37:40,091 --> 00:37:41,592
‫اصلاً این دور و بر نیست.

596
00:37:41,592 --> 00:37:42,677
‫تا تهش برید.

597
00:37:48,891 --> 00:37:50,851
‫اسمت چیه؟

598
00:37:50,851 --> 00:37:52,687
‫وینسنت تیاگویی؟

599
00:37:53,187 --> 00:37:54,313
‫کورهان دوراک؟

600
00:37:54,313 --> 00:37:56,691
‫- کدومشه؟
‫- جواب سوال رو بده.

601
00:37:56,691 --> 00:37:58,693
‫رفیق، یه عالمه
‫پاسپورت با اسم تو داریم.

602
00:37:58,693 --> 00:38:01,070
‫باید بدونم کدوم رو می‌خوای
‫تو گزارش بنویسم.

603
00:38:01,070 --> 00:38:02,780
‫می‌دونیم برای هولاک کار نمی‌کنی.

604
00:38:02,780 --> 00:38:05,366
‫«سیا» تو رو فرستاد تا هولاک رو بکشی.

605
00:38:05,366 --> 00:38:07,576
‫داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم.
‫اون جواب نمیده.

606
00:38:07,576 --> 00:38:09,412
‫باید یه فکری بکنیم
‫چطوری اون هواپیما رو بنشونیم.

607
00:38:09,412 --> 00:38:10,913
‫اوبانن کمتر از یه ساعت وقت داره.

608
00:38:19,130 --> 00:38:20,381
‫یونانیه. قبرسی.

609
00:38:21,132 --> 00:38:27,513
‫خدا فرشتگان خود را ارواح می‌سازد
‫و خادمان خود را شعله‌های آتش.

610
00:38:29,181 --> 00:38:30,391
‫شعله‌های آتش؟

611
00:38:34,312 --> 00:38:35,479
‫چی پیدا کردی؟

612
00:38:37,523 --> 00:38:41,193
‫«آر.اِی.اف گِرِیولی» یه پایگاه هواییه
‫که بریتانیا تو جنگ جهانی دوم استفاده می‌کرد،

613
00:38:41,193 --> 00:38:45,573
‫و معروفه که، به خاطر آب و هوا،
‫مجبور شدن باند فرود رو با آتیش روشن کنن.

614
00:38:45,573 --> 00:38:47,992
‫می‌خوای سعی کنی
‫یه باند رو با آتیش روشن کنی؟

615
00:38:47,992 --> 00:38:49,910
‫می‌خوام از نور ماشین‌ها استفاده کنم.

616
00:38:49,910 --> 00:38:52,121
‫- جین، اونجایی؟
‫- آره، جین به گوشم.

617
00:38:52,121 --> 00:38:54,457
‫جین، کول تونسته
‫اوبانن رو پیدا کنه؟

618
00:38:54,457 --> 00:38:57,543
‫هنوز نه. هنوز دارن می‌گردن.
‫ولی کمتر از یه ساعت وقت دارن.

619
00:38:57,543 --> 00:38:59,253
‫باشه، گوش کن،
‫بگو به گشتن ادامه بده.

620
00:38:59,253 --> 00:39:02,840
‫ولی در عین حال، ویگ رو سوار
‫یه ماشین کنید بفرستید سمت فربنکس.

621
00:39:02,840 --> 00:39:05,551
‫هواپیما 15 دقیقه پیش
‫برگشت سمت انکوریج. سوخت کافی ندارن.

622
00:39:05,551 --> 00:39:08,346
‫جین، به خلبان بی‌سیم بزن
‫بگو برگرده.

623
00:39:08,346 --> 00:39:10,681
‫- همین الان ویگ رو سوار اون ماشین کنید.
‫- گرفتم.

624
00:39:10,681 --> 00:39:12,641
‫ما هیچوقت دکتر رو
‫به موقع به باند نمی‌رسونیم.

625
00:39:12,641 --> 00:39:14,602
‫ما دکتر رو به باند نمی‌بریم.

626
00:39:14,602 --> 00:39:16,771
‫ما باند رو می‌بریم پیش دکتر.

627
00:39:19,690 --> 00:39:23,194
‫صبح به‌خیر، فربنکس. «بو استارلایت» هستم
‫با یه درخواست غیرمعمول،

628
00:39:23,194 --> 00:39:24,320
‫پس گوش کنید.

629
00:39:24,320 --> 00:39:26,113
‫مارشال‌های آمریکا به کمکتون احتیاج دارن.

630
00:39:26,113 --> 00:39:28,491
‫مارک بِل داره سعی می‌کنه
‫هواپیمای «سوپر کاب»ـِش رو

631
00:39:28,491 --> 00:39:30,910
‫به عنوان بخشی از عملیات تعقیبشون بنشونه،
‫و به نور احتیاج داره.

632
00:39:30,910 --> 00:39:34,413
‫مارشال‌ها دارن درخواست می‌کنن که
‫هر کامیون، تراکتور و ماشین برفی

633
00:39:34,413 --> 00:39:37,291
‫که چراغ جلو داره، خودش رو برسونه
‫به مزرعه‌ی «رزی کریک».

634
00:39:37,291 --> 00:39:40,211
‫اون مزرعه قراره تبدیل بشه
‫به یه باند فرود اضطراری.

635
00:39:40,211 --> 00:39:42,254
‫پس نوشیدنی‌تون رو بذارید زمین
یا از تخت بیاید بیرون

636
00:39:42,254 --> 00:39:44,924
‫تا کمک کنید یه‌کم نور جمع بشه
‫تا مارک بتونه هواپیماش رو بنشونه.

637
00:40:46,569 --> 00:40:47,945
‫نه، نه، نه.

638
00:40:47,945 --> 00:40:49,530
‫چیزی که ما می‌خوایم رو بهمون بگو.

639
00:40:49,530 --> 00:40:51,991
‫خلبان تو یه انبار کانتینری‌ـه
‫تو شرکت «داونینگ».

640
00:40:51,991 --> 00:40:54,827
‫جاده کالج 206. کانتینر 315.

641
00:40:54,827 --> 00:40:56,871
‫- کول، صدا داری؟
‫- باشه، بازش کنید.

642
00:40:56,871 --> 00:41:00,332
‫انبار 315. تکرار می‌کنم، سه، یک، پنج.

643
00:41:00,332 --> 00:41:01,500
‫گرفتم.

644
00:41:01,500 --> 00:41:02,960
‫‏315 رو پیدا کنید.

645
00:41:30,070 --> 00:41:32,114
‫پسرت. هنری.

646
00:41:32,114 --> 00:41:33,574
‫اون اولین قتلم بود.

647
00:41:34,742 --> 00:41:37,786
‫- من آزادش کردم.
‫- این ماجرا هیچوقت ربطی به اون جعبه نداشت.

648
00:41:37,786 --> 00:41:40,539
‫- بذار حرف بزنه. بذار حرف بزنه.
‫- لازم نیست به این گوش بدی.

649
00:41:41,290 --> 00:41:43,751
‫من خیلی به شما فکر می‌کردم،
‫خانم شراک.

650
00:41:44,960 --> 00:41:46,670
‫اسم من دکتر ویلیام ویگه.

651
00:41:47,546 --> 00:41:51,342
‫من رزیدنت بیمارستان «پسیفیک متودیست» بودم
‫وقتی پسرت فوت کرد.

652
00:41:51,926 --> 00:41:54,553
‫به شما گفته شد مرگش
‫در نتیجه‌ی نارسایی قلبی بوده.

653
00:41:54,553 --> 00:41:55,971
‫اون یه دروغ بود.

654
00:41:57,473 --> 00:41:59,433
‫پسرت سرطان لاعلاج داشت.

655
00:42:00,226 --> 00:42:01,602
‫آستروسیتومای درجه 4.

656
00:42:01,602 --> 00:42:04,271
‫واسه همین بود
که جواب آزمایش‌هاش رو جابه‌جا کردم

657
00:42:04,271 --> 00:42:07,191
‫و بهش یه ترکیب از مواد دادم
‫تا به زندگیش پایان بدم.

658
00:42:07,191 --> 00:42:10,194
‫به عذابش پایان بدم. آزادش کنم.

659
00:42:11,946 --> 00:42:12,947
‫می‌دونم.

660
00:42:13,572 --> 00:42:14,823
‫می‌دونی؟

661
00:42:15,491 --> 00:42:16,617
‫چی رو می‌دونی؟

662
00:42:16,659 --> 00:42:18,244
‫اینکه کی هستی.

663
00:42:18,244 --> 00:42:19,370
‫چی کار کردی.

664
00:42:20,120 --> 00:42:23,874
‫- واسه همین سوار اون هواپیما شدم.
‫- تو چطور ممکنه بدونی من کی‌ام؟

665
00:42:23,874 --> 00:42:25,501
‫دادگاهت رو تو تلویزیون دیدم.

666
00:42:26,043 --> 00:42:27,795
‫چهره‌ات یادم مونده.

667
00:42:28,504 --> 00:42:32,550
‫تمام این سال‌ها فکر می‌کردم
‫باهات تماس بگیرم، ولی چه فایده‌ای داشت؟

668
00:42:33,300 --> 00:42:34,593
‫چی می‌خواستم بگم؟

669
00:42:35,553 --> 00:42:36,929
‫چی می‌خواستی بگی؟

670
00:42:37,930 --> 00:42:38,973
‫که متأسفم.

671
00:42:38,973 --> 00:42:40,641
‫واسه همین ازم خواستی بیام اینجا؟

672
00:42:41,725 --> 00:42:43,060
‫که عذرخواهی کنی؟

673
00:42:43,060 --> 00:42:45,479
‫- بله.
‫- تو متأسف نیستی.

674
00:42:47,022 --> 00:42:48,232
‫من تو رو می‌شناسم.

675
00:42:48,232 --> 00:42:50,025
‫همه‌ی مقاله‌هات رو خوندم.

676
00:42:50,025 --> 00:42:53,112
‫برای تو، پسر من
‫چیزی جز یه انگل نبود.

677
00:42:53,112 --> 00:42:54,572
‫یه سربار روی سیستم.

678
00:42:54,572 --> 00:42:55,864
‫سیستم ایراد داره.

679
00:42:55,864 --> 00:42:57,992
‫سر این موافقیم. بله.

680
00:42:57,992 --> 00:43:02,079
‫همون سیستمی که نتونست تو رو
‫مسئول مرگ پسر من بدونه.

681
00:43:02,913 --> 00:43:06,834
‫که بهت جا داد و غذا داد و تمام این سال‌ها
زنده‌ نگهت داشت فقط برای اینکه اعدامت کنه

682
00:43:07,751 --> 00:43:10,170
‫با این همه مقاله‌ای که
‫در مورد اخلاق زیستی نوشتی،

683
00:43:10,170 --> 00:43:13,882
‫تو از همه‌ی آدم‌ها بهتر باید بفهمی که
‫چه اتلاف منابع وحشتناکی هستی.

684
00:43:16,552 --> 00:43:19,096
‫- کاملاً موافقم.
‫- خوبه.

685
00:43:19,096 --> 00:43:21,432
‫پس اینم می‌فهمی
‫که من اومدم اینجا،

686
00:43:21,432 --> 00:43:25,019
‫نه فقط برای روبه‌رو شدن با تو،
‫بلکه برای آزاد کردنت.

687
00:43:25,936 --> 00:43:27,271
‫بمون پایین!

688
00:44:03,891 --> 00:44:04,850
‫راه رو باز کنید!

689
00:44:07,019 --> 00:44:08,020
‫زنده‌ست.

690
00:44:08,812 --> 00:44:10,230
‫اوبانن زنده‌ست.

691
00:44:46,850 --> 00:44:49,436
‫- تو دستورات مشخصی داشتی.
‫- من در مورد این اشتباه نمی‌کنم.

692
00:44:49,436 --> 00:44:51,563
‫- تو از دستورات سرپیچی کردی.
‫- نه، تنها کسی

693
00:44:51,563 --> 00:44:53,065
‫که بهش خیانت شد، الیزابت‌ـه.

694
00:44:53,065 --> 00:44:54,983
‫اون بیشتر از یه سال برای ما کار کرد.

695
00:44:54,983 --> 00:44:57,945
‫و در عوض، آژانس،
‫اون رو فروخت. چرا؟

696
00:44:58,570 --> 00:44:59,947
‫چرا؟ که از من محافظت کنه؟

697
00:44:59,988 --> 00:45:02,074
‫نه، نه فقط تو.

698
00:45:02,700 --> 00:45:04,201
‫«برنامه».

699
00:45:04,201 --> 00:45:08,372
‫و با فراری بودن الیزابت،
‫آدم‌های وولکوف دنبالش میفتن.

700
00:45:08,372 --> 00:45:11,750
‫خانواده‌ش رو شکنجه می‌کنن.
‫هر کسی که دوست داره.

701
00:45:11,750 --> 00:45:14,211
‫ولی اون زنده‌ست.

702
00:45:15,170 --> 00:45:16,880
‫- مشکل تو چیه؟
‫- مشکل من چیه؟

703
00:45:16,880 --> 00:45:20,217
‫مشکل تو چیه؟ باورم نمی‌شه
‫که تو با این قضیه مشکلی نداری!

704
00:45:20,259 --> 00:45:21,510
‫من مشکل دارم!

705
00:45:21,510 --> 00:45:23,220
‫کاری که ما با اون زن کردیم

706
00:45:24,430 --> 00:45:25,639
‫وحشتناک بود.

707
00:45:27,641 --> 00:45:28,976
‫غم‌انگیز بود.

708
00:45:28,976 --> 00:45:31,937
‫ولی یه سیستمی وجود داره
‫که ما باید بهش اعتماد کنیم.

709
00:45:31,979 --> 00:45:34,857
‫تو با زندگیت به سیستم اعتماد می‌کنی؟
‫با زندگی من؟

710
00:45:34,857 --> 00:45:36,483
‫- آره.
‫- جدی؟

711
00:45:37,526 --> 00:45:41,321
‫و چقدر طول می‌کشه تا آژانس
‫بخواد من رو حذف کنه یا تو رو؟

712
00:45:43,031 --> 00:45:47,035
‫اون‌ها به محض اینکه براشون منفعت داشته باشه،
‫به هردومون خیانت می‌کنن.

713
00:45:48,620 --> 00:45:50,205
‫ما باید جلوی این وایسیم.

714
00:45:52,541 --> 00:45:53,792
‫می‌دونم نمی‌خوای حرف بزنی.

715
00:45:53,792 --> 00:45:57,004
‫فرانک می‌گه چون تو مال «سیا» هستی
‫و می‌خوای از آدم‌هات محافظت کنی.

716
00:45:57,004 --> 00:45:58,630
‫این رو می‌فهمم.

717
00:45:58,630 --> 00:45:59,757
‫این یه اشتباهه.

718
00:45:59,757 --> 00:46:02,050
‫تو همونی هستی که مردم من
‫بهش می‌گن «نائین».

719
00:46:02,050 --> 00:46:03,761
‫یعنی «مطرود».

720
00:46:03,761 --> 00:46:06,764
‫می‌بینی، وقتی یکی باعث ننگ قبیله می‌شه،
‫مجبورش می‌کنن بره،

721
00:46:07,473 --> 00:46:09,016
‫از جامعه طرد می‌شه.

722
00:46:09,016 --> 00:46:10,225
‫رها می‌شه تا سرگردون باشه.

723
00:46:10,225 --> 00:46:12,060
‫این حکم مرگه.

724
00:46:12,811 --> 00:46:15,606
‫«نائین»، اون‌ها سعی می‌کنن
‫بچه‌ها رو از دهکده دور کنن

725
00:46:15,606 --> 00:46:17,399
‫تا بخورن‌شون چون غذایی ندارن.

726
00:46:18,025 --> 00:46:20,611
‫ابزاری ندارن،
‫سرپناه یا اجتماعی ندارن.

727
00:46:21,403 --> 00:46:24,782
‫و نداشتن یه اجتماع اینجا
‫تو قطب شمال، یعنی می‌میری.

728
00:46:25,365 --> 00:46:28,911
‫بقای تو به خودت بستگی داره
‫و اینکه حاضر باشی چی کار کنی.

729
00:46:29,411 --> 00:46:31,622
‫چون هیچ‌کس قرار نیست بیاد سراغت.

730
00:46:31,622 --> 00:46:32,956
‫دیگه خودتی و خودت.

731
00:46:38,295 --> 00:46:41,256
‫- رمنیک.
‫- ببین کی اینقدر زود بیدار شده. وای.

732
00:46:41,256 --> 00:46:43,383
‫مایکی. چطوری؟ کجایی؟

733
00:46:43,383 --> 00:46:45,969
‫خیلی دور از اون
‫پاتوق همیشگیمون تو شیکاگو.

734
00:46:45,969 --> 00:46:47,012
‫پیغامم رو گرفتی؟

735
00:46:47,012 --> 00:46:48,931
‫نه. هنوز برق نداریم. موبایل قطعه.

736
00:46:48,931 --> 00:46:50,057
‫اینجا اوضاع افتضاحه.

737
00:46:50,098 --> 00:46:51,767
‫چیزی در مورد اون ناشناس من پیدا کردی؟

738
00:46:51,809 --> 00:46:53,393
‫آره. برات فکس کردم.

739
00:46:53,393 --> 00:46:56,104
‫چهره‌ش رو تو یه سری
‫پایگاه داده چک کردم

740
00:46:56,104 --> 00:46:58,607
‫که تمام حقوق مدنیش
‫رو نقض می‌کرد.

741
00:46:58,649 --> 00:47:01,902
‫یه عکس ازش پیدا کردم
‫مال 20 سال پیش.

742
00:47:01,902 --> 00:47:03,487
‫- فقط یکی؟
‫- یه عکس.

743
00:47:03,529 --> 00:47:05,113
‫تو تمام پلتفرم‌ها.

744
00:47:05,113 --> 00:47:07,741
‫وب فعال، آرشیوها، دارک‌ساید.

745
00:47:08,534 --> 00:47:10,410
‫فرانک، می‌دونی چقدر سخته

746
00:47:10,410 --> 00:47:12,496
‫که فقط یه عکس
‫از تو توی اینترنت باشه؟

747
00:47:12,496 --> 00:47:15,916
‫نه تاریخچه‌ای، نه سابقه‌ای
‫تو پایگاه‌های داده‌ی مدنی یا جنایی؟

748
00:47:15,916 --> 00:47:17,042
‫یکی پاکسازیش کرده.

749
00:47:17,042 --> 00:47:19,419
‫این یارو هر کی هست، وجود خارجی نداره.

750
00:47:19,419 --> 00:47:22,422
‫- نمی‌دونم چطوری می‌خوای پیداش کنی.
‫- مشکل من همینه. همین الانم پیداش کردم.

751
00:47:23,465 --> 00:47:26,009
‫گوش کن، من باید برم، باشه؟
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم. ممنون، مایکی.

752
00:47:26,009 --> 00:47:28,470
‫- چی شده؟
‫- خلبان. به هوش اومده.

753
00:47:28,804 --> 00:47:30,472
‫وضعیت اضطراری، اضطراری، اضطراری.

754
00:47:30,472 --> 00:47:32,516
‫اینجا نوامبر 207، موتور آتیش گرفته.

755
00:47:32,516 --> 00:47:34,852
‫درخواست مسیر فوری برای فرود داریم.

756
00:47:34,852 --> 00:47:37,646
‫داریم فشار رو از دست می‌دیم. باید بشینیم.

757
00:47:37,646 --> 00:47:40,566
‫فرمان‌ها کار نمی‌کنن! قفل کرده...

758
00:47:41,900 --> 00:47:43,861
‫هنوز داشتیم اوج می‌گرفتیم
‫که هشدار رو گرفتیم.

759
00:47:44,403 --> 00:47:46,321
‫موتور شماره 1 آتیش گرفته بود.

760
00:47:46,321 --> 00:47:49,783
‫سیستم اطفاء حریق کار نکرد.
‫پیغام‌ها همه‌شون قاطی بودن.

761
00:47:49,783 --> 00:47:51,660
‫آره، قاطی بودن، یعنی چطور؟

762
00:47:51,660 --> 00:47:53,620
‫ما سه تا کامپیوتر تو هواپیما داریم.

763
00:47:53,620 --> 00:47:56,331
‫اون‌ها دائماً دستورات رو
‫برای ایمنی ارزیابی می‌کنن.

764
00:47:56,331 --> 00:47:59,835
‫ولی تو این مورد،
‫هر سه تا کامپیوتر آلوده شده بودن.

765
00:47:59,835 --> 00:48:02,337
‫رادار پرید. نشانگرهای جهت.

766
00:48:02,379 --> 00:48:04,172
‫نمی‌تونستیم زاویه‌ی اوج‌گیری رو کنترل کنیم.

767
00:48:04,172 --> 00:48:05,716
‫کنترل دست ما نبود.

768
00:48:05,716 --> 00:48:08,093
‫- ببخشید، آقای رمنیک؟
‫- بله؟

769
00:48:08,093 --> 00:48:09,720
‫یه تماس باهاتون دارن.

770
00:48:10,679 --> 00:48:11,972
‫ممنون. تو ادامه میدی؟

771
00:48:16,351 --> 00:48:18,437
‫پس، فکر می‌کنی هواپیما
‫دستکاری شده بود؟

772
00:48:18,478 --> 00:48:20,564
‫اون موقع به ذهنم نرسید.

773
00:48:20,564 --> 00:48:22,649
‫چطوری دوباره کنترل رو به دست گرفتید؟

774
00:48:22,649 --> 00:48:23,984
‫ما نگرفتیم.

775
00:48:25,068 --> 00:48:26,570
‫یکی از زندانی‌ها این کار رو کرد.

776
00:48:34,953 --> 00:48:36,914
‫آره، خودشه.

777
00:48:36,914 --> 00:48:41,001
‫اون یه جوری خودش رو رسوند به کابین.
‫می‌دونست داده‌های هوا آلوده شدن.

778
00:48:41,001 --> 00:48:42,461
‫اون خاموش‌شون کرد.

779
00:48:42,461 --> 00:48:44,963
‫اون هواپیما رو مجبور کرد
‫بره رو حالت دستی.

780
00:48:44,963 --> 00:48:48,342
‫- اون کنترل رو به دست گرفت؟
‫- نه، اون... کنترل رو به ما برگردوند.

781
00:48:49,885 --> 00:48:51,011
‫اون هواپیما رو نجات داد.

782
00:48:51,678 --> 00:48:54,222
‫اون یارو تنها دلیلی‌ـه که
‫هر کی تو اون هواپیما بوده زنده مونده.

783
00:49:02,272 --> 00:49:03,273
‫چی؟

784
00:49:04,441 --> 00:49:05,776
‫هاچ بود.

785
00:49:05,776 --> 00:49:06,985
‫اون...

786
00:49:08,362 --> 00:49:09,696
‫اف‌بی‌آی همین الان از پایگاه رفت.

787
00:49:09,696 --> 00:49:11,740
‫هارد دیسک دست اف‌بی‌آی‌ـه.

788
00:49:13,533 --> 00:49:15,911
‫و تحلیل‌گرها گفتن
‫موفق شدن رمز رو بشکنن.

789
00:49:15,911 --> 00:49:19,790
‫گفتن این یه جور
‫نرم‌افزار هدایت از پیش تعیین شده‌ست، تِرکام.

790
00:49:19,790 --> 00:49:21,416
‫- تِرکام.
‫- آره.

791
00:49:22,501 --> 00:49:24,252
‫سامانه‌ی تطبیق پستی و بلندی زمین.

792
00:49:25,003 --> 00:49:29,800
‫همون نوع نرم‌افزاری که ارتش استفاده می‌کنه تا
‫موشک‌های کروز رو تو یه مسیر از پیش تعیین شده قرار بده.

793
00:49:31,051 --> 00:49:32,844
‫متأسفم واقعاً. من فقط...

794
00:49:32,844 --> 00:49:34,513
‫تلاشمون رو کردیم. تمام سعی‌مون رو کردیم.

795
00:49:34,513 --> 00:49:37,474
‫پس، حالا اون‌ها مدرک فیزیکی دارن...

796
00:49:37,474 --> 00:49:40,602
‫...و یه شاهد که همون خلبانه.

797
00:49:43,981 --> 00:49:45,023
‫یه فکری براش می‌کنیم.

798
00:49:50,570 --> 00:49:50,612
‫نه. هی، هی. هی.

799
00:50:30,652 --> 00:50:31,778
‫هی!

800
00:50:32,320 --> 00:50:33,947
‫خدایا، لوک.

801
00:50:33,947 --> 00:50:35,741
‫- جابه‌جاش کردی.
‫- چی رو جابه‌جا کردم؟

802
00:50:35,741 --> 00:50:37,659
‫می‌دونم اونجا چی قایم شده بود.
‫قبلاً دیدمش.

803
00:50:37,659 --> 00:50:39,453
‫- پسر...
‫- نه. به من گوش کن.

804
00:50:39,953 --> 00:50:41,288
‫من کامل نمی‌دونم چه خبره.

805
00:50:42,039 --> 00:50:45,417
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که یه چیزی خرابه،
‫و تقصیر من نیست.

806
00:50:45,417 --> 00:50:46,793
‫- پسر...
‫- و قرار نیست درست بشه

807
00:50:46,793 --> 00:50:49,921
‫- تا وقتی که حقیقت رو به ما بگی.
‫- بیا اینجا... پسرم، هی.

808
00:50:49,921 --> 00:50:51,548
‫لوک. لوک.
