﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:06,339 --> 00:00:10,885
‫ما سرِ یه دوراهی هستیم، فیونا.
‫تلاش من برای زمینِ شما از روی طمع نیست.

3
00:00:10,969 --> 00:00:12,303
‫برای بقاست.

4
00:00:12,345 --> 00:00:14,639
[آنچه گذشت]

5
00:00:15,890 --> 00:00:20,186
‫تا وقتی اسلحه نداشته باشیم، هیچ حرفی
‫از لطفی که ما در ازاش بکنیم نخواهد بود.

6
00:00:20,270 --> 00:00:21,563
‫من می‌تونم اسلحه بیارم.

7
00:00:21,646 --> 00:00:25,483
‫دوست من، تفنگ‌هایی که به ما فروختی،
‫کدوم گوری‌ان؟

8
00:00:25,567 --> 00:00:27,152
‫داستانِ خیلی جالبیه، ها؟

9
00:00:31,072 --> 00:00:32,991
‫برو، تریشا! من پوشش میدم!

10
00:00:35,577 --> 00:00:37,078
‫وینستون، تویی؟

11
00:00:37,579 --> 00:00:41,082
‫من هرگز ندیدم کسی
این‌طوری با اسلحه کار کنه

12
00:00:41,666 --> 00:00:43,668
‫بیایید امیدوار باشیم که دیگه هرگز نبینی.

13
00:00:43,752 --> 00:00:46,755
‫خطرِ دیروز،
‫فقط بدتر می‌شه.

14
00:00:46,838 --> 00:00:50,050
‫من به اندازه‌ی کافی از «جاسپر هالو» می‌خوام
‫که سود قابل توجهی نشون بدم.

15
00:00:50,133 --> 00:00:51,885
‫تو و بقیه،
‫باقی زمین‌تون رو نگه می‌دارید.

16
00:00:51,968 --> 00:00:54,095
‫- چه رأیی دادی؟
‫- رأی مثبت دادیم.

17
00:00:55,847 --> 00:01:00,101
‫شاید حالا،
‫شانسی داشته باشن که کمک‌مون کنن ادامه بدیم.

18
00:01:14,074 --> 00:01:15,158
‫حل شد؟

19
00:01:17,368 --> 00:01:18,578
‫فیونا؟

20
00:01:20,080 --> 00:01:21,456
‫فیونا، چی شد؟

21
00:01:24,876 --> 00:01:25,877
‫فیونا، وایسا!

22
00:01:29,255 --> 00:01:30,423
‫کافیه!

23
00:01:32,675 --> 00:01:34,135
‫اون تو چه اتفاقی افتاد؟

24
00:01:34,969 --> 00:01:36,304
‫اون می‌دونه.

25
00:01:36,387 --> 00:01:37,388
‫چی رو می‌دونه؟

26
00:01:37,472 --> 00:01:39,557
‫می‌دونه که جنازه مال ویلم نیست.

27
00:01:39,641 --> 00:01:42,560
‫شروع کرد حرف زدن در مورد نامه و این‌ها.
‫دالیا رو مقصر می‌دونه.

28
00:01:42,644 --> 00:01:44,145
‫«پسرِ بیچاره‌ش.»

29
00:01:44,813 --> 00:01:46,981
‫نزدیک بود چشم‌های لعنتیش رو
از کاسه دربیارم

30
00:01:47,065 --> 00:01:48,858
‫چی کار کردی، فیونا؟

31
00:01:50,610 --> 00:01:53,071
‫- چی کار کردی؟
‫- کارِ درست رو انجام دادم.

32
00:01:55,365 --> 00:01:56,699
‫بهش گفتم نه.

33
00:02:06,709 --> 00:02:09,379
‫خانم! حالتون خوبه؟

34
00:02:30,483 --> 00:02:32,152
‫در رو قفل کن، خاویر.

35
00:03:04,767 --> 00:03:07,812
[رهاشدگان]

36
00:03:10,273 --> 00:03:13,401
[رهاشدگان]

37
00:03:21,284 --> 00:03:22,827
‫نتونستم بخوابم.

38
00:03:23,620 --> 00:03:24,996
‫خیلی چیزها تو سرم بود.

39
00:03:25,079 --> 00:03:26,831
‫خودم رو مشغول کردم.

40
00:03:28,166 --> 00:03:29,375
‫معامله.

41
00:03:30,710 --> 00:03:31,794
‫ون‌نس، اون...

42
00:03:32,337 --> 00:03:33,463
‫انجام شد؟

43
00:03:34,339 --> 00:03:35,340
‫آره.

44
00:03:36,049 --> 00:03:37,217
‫همه‌ش رو تعریف می‌کنم.

45
00:03:38,551 --> 00:03:40,261
‫بذار یه‌کم جمع و جور کنم.

46
00:03:41,846 --> 00:03:43,473
‫همه‌تون رو توی بازار می‌بینم.

47
00:03:55,777 --> 00:03:57,111
‫همین کافیه.

48
00:04:06,829 --> 00:04:08,831
‫عذر می‌خوام که مزاحم شدم.

49
00:04:09,666 --> 00:04:13,253
‫«نلی بوکز»، مشاور پرنده‌ی سرخ،
‫دیشب دیداری داشت.

50
00:04:14,295 --> 00:04:15,880
‫سواره‌نظام امتیازاتی داد.

51
00:04:15,964 --> 00:04:17,507
‫پرنده‌ی سرخ موافقت کرده ملاقات کنه.

52
00:04:17,590 --> 00:04:18,925
‫برای صلح مذاکره کنن.

53
00:04:19,008 --> 00:04:21,469
‫ممکنه دیگه نیازی به اسلحه نداشته باشن.

54
00:04:24,889 --> 00:04:26,307
‫و این ملاقات...

55
00:04:28,059 --> 00:04:29,727
‫کی و کجاست؟

56
00:04:30,853 --> 00:04:32,188
‫فکر کنم ظهر.

57
00:04:32,272 --> 00:04:33,398
‫نهرِ گربه.

58
00:04:33,481 --> 00:04:35,358
‫جنگل‌های هم‌مرز با زمینِ کایوس‌ها.

59
00:04:36,901 --> 00:04:38,027
‫کاری نمی‌شه کرد.

60
00:04:38,528 --> 00:04:42,240
‫الان دیگه تلاشیه
مربوط به امور ایالتی و قبیله‌ای

61
00:04:43,324 --> 00:04:44,742
‫پس تلاشِ من چی می‌شه؟

62
00:04:45,618 --> 00:04:49,664
‫اون اسلحه‌ها شهر من رو غرقِ خون کردن،
‫یه بچه رو کشتن.

63
00:04:50,415 --> 00:04:52,792
‫یه بدهی وجود داره.

64
00:04:53,459 --> 00:04:55,295
‫چی از اون‌ها می‌خواید؟

65
00:05:06,097 --> 00:05:07,724
‫فیونا و بقیه...

66
00:05:08,266 --> 00:05:10,268
‫سخاوت من رو رد کردن،

67
00:05:10,351 --> 00:05:13,396
‫این نیاز به داسِ تیزتری رو ایجاب می‌کنه.

68
00:05:13,479 --> 00:05:14,689
‫و بنابراین،

69
00:05:15,398 --> 00:05:18,860
‫من الان باید «جاسپر هالو» رو...

70
00:05:18,943 --> 00:05:21,112
‫از شرِّ علف‌های هرزِ سمج خلاص کنم.

71
00:05:21,696 --> 00:05:24,699
‫و اگه شورشی‌های کایوس
‫باشن که داس رو می‌چرخونن،

72
00:05:24,782 --> 00:05:26,993
‫هیچ‌کس نمی‌پرسه کی و چرا.

73
00:05:28,995 --> 00:05:31,497
‫ترسِ کوته‌فکرانه این رو فقط...

74
00:05:32,415 --> 00:05:35,543
‫یه حمله‌ی بی‌معنیِ دیگه
‫توسط وحشی‌های بی‌رحم می‌بینه.

75
00:05:35,626 --> 00:05:38,713
‫و کایوس‌ها در ازاش هیچی گیرشون نمیاد.

76
00:05:40,131 --> 00:05:41,132
‫جک...

77
00:05:42,800 --> 00:05:45,053
‫تو می‌دونی که من چقدر احترام قائلم

78
00:05:45,136 --> 00:05:48,097
‫برای مردمانی که قبل از ما
روی این زمین راه رفتن

79
00:05:48,806 --> 00:05:52,185
‫من مراقبت از کسی رو
‫که بیشتر از همه دوستش دارم سپردم...

80
00:05:52,268 --> 00:05:56,898
‫به مهربونی و خردِ یه «کریِ» خوب.

81
00:05:58,274 --> 00:05:59,692
‫و اون کسی که دوستش داری؟

82
00:06:00,902 --> 00:06:03,696
‫اِمت در مورد تمام این‌ها چی فکر می‌کرد؟

83
00:06:06,157 --> 00:06:08,493
‫عملِ یه روحِ بی خدا.

84
00:06:10,453 --> 00:06:12,038
‫و یه ذهنِ دیوانه شده.

85
00:06:21,255 --> 00:06:23,508
‫ممنونم، جک.

86
00:06:27,595 --> 00:06:29,013
‫بابت همه چیز.

87
00:06:33,518 --> 00:06:36,062
‫با توجه به شرایطِ فعلیِ خانواده،

88
00:06:37,313 --> 00:06:39,273
‫فکر کنم بهتره که تو...

89
00:06:41,192 --> 00:06:43,069
‫کارهات رو اینجا تموم کنی...

90
00:06:45,113 --> 00:06:46,531
‫و بری.

91
00:07:02,213 --> 00:07:03,631
‫آقای روچ رو پیدا کن.

92
00:07:04,173 --> 00:07:05,550
‫اطاعت، خانم.

93
00:07:13,433 --> 00:07:14,642
‫جک!

94
00:07:19,105 --> 00:07:20,731
‫معامله‌ی جاسپر هالو.

95
00:07:23,526 --> 00:07:24,694
‫ردش کردن.

96
00:07:25,820 --> 00:07:26,904
‫نه.

97
00:07:27,655 --> 00:07:28,656
‫اون‌ها گفتن آره.

98
00:07:31,325 --> 00:07:33,369
‫اون خیلی خوشحال بود! اون...

99
00:07:33,453 --> 00:07:34,454
‫ما...

100
00:07:36,581 --> 00:07:37,832
‫چرا باید به من دروغ بگه؟

101
00:07:48,968 --> 00:07:53,097
‫انداختنِ این ترس به جونِ پرنده‌ی سرخ،
‫همه‌ش برای نجاتِ معامله‌ی اسلحه‌ست؟

102
00:07:54,182 --> 00:07:55,683
‫نگرانی‌هایی داری؟

103
00:07:56,559 --> 00:07:58,978
‫نگرانی از ریسکه یا عذاب وجدان؟

104
00:07:59,520 --> 00:08:01,856
‫بهتره زیاد درگیر هیچ‌کدومشون نشم.

105
00:08:01,939 --> 00:08:05,193
‫«دوپار» رو مأمورش می‌کنم،
‫و با مخبرمون توی سواره‌نظام حرف می‌زنم.

106
00:08:05,276 --> 00:08:07,695
‫ببینم می‌تونیم زیرآبِ این صلح رو بزنیم.

107
00:08:07,778 --> 00:08:08,905
‫آقای روچ.

108
00:08:10,990 --> 00:08:12,200
‫خاویر، من...

109
00:08:12,992 --> 00:08:17,705
‫- دیشب، باید بهت بگم که...
‫- می‌دونم، کنستانس.

110
00:08:18,623 --> 00:08:20,833
‫صحبت‌مون یه حواس‌پرتیِ به موقع بود.

111
00:08:22,335 --> 00:08:24,253
‫و دوست‌داشتنی‌.

112
00:08:25,254 --> 00:08:27,006
‫اما من معنایی بیشتر از این بهش نمیدم.

113
00:08:28,716 --> 00:08:29,717
‫بله.

114
00:08:31,010 --> 00:08:32,762
‫این خوبه.

115
00:08:35,973 --> 00:08:38,643
‫- متأسفم.
‫- فکر کنم کارمون تمومه، پسرجان.

116
00:08:39,477 --> 00:08:41,312
‫به کار رسیدگی می‌کنم، خانم.

117
00:08:45,650 --> 00:08:47,652
‫کاری که آقای روچ بهش اشاره کرد...

118
00:08:47,735 --> 00:08:49,403
‫به من مربوط نیست.

119
00:08:50,363 --> 00:08:51,864
‫من یاد گرفتم، مادر،

120
00:08:52,448 --> 00:08:55,034
‫تلاش برای جلبِ اعتماد تو کارِ بیهوده‌ایه.

121
00:08:57,954 --> 00:09:01,332
‫من هر کاری که بخوای انجام میدم.

122
00:09:02,500 --> 00:09:04,126
‫جک رو با یه اسبِ بارکش دیدم.

123
00:09:04,210 --> 00:09:06,796
‫داره میره شمال،
‫اطلاعات نقشه‌برداری جدید رو جمع کنه؟

124
00:09:10,258 --> 00:09:11,259
‫بشین.

125
00:09:18,140 --> 00:09:19,850
‫هیچ‌جوره نمی‌شه نظرش رو عوض کرد.

126
00:09:19,934 --> 00:09:22,520
‫مادر درست فکر نمی‌کنه، جک.

127
00:09:22,603 --> 00:09:24,730
‫به خاطر فشارِ وندربیلت‌ـه.

128
00:09:25,898 --> 00:09:29,068
‫من به پدرت قول دادم که اینجا بمونم،

129
00:09:29,151 --> 00:09:30,611
‫هر جوری می‌تونم کمک کنم.

130
00:09:30,695 --> 00:09:34,448
‫دیگه نمی‌دونم چطور می‌تونم کمک کنم.

131
00:09:34,532 --> 00:09:37,034
‫پدر مثل برادر دوستت داشت، جک.

132
00:09:39,495 --> 00:09:41,330
‫درمان‌های «کری» تو،

133
00:09:42,081 --> 00:09:43,833
‫دردش رو کم می‌کرد، اما...

134
00:09:43,916 --> 00:09:47,295
‫آرامشِ تو ذهنش رو تسکین می‌داد.

135
00:09:48,337 --> 00:09:50,089
‫اون می‌دونست ما به این نیاز داریم.

136
00:09:55,845 --> 00:09:57,555
‫سربازِ سواره‌نظام.

137
00:09:58,264 --> 00:09:59,265
‫چه خبره، جک؟

138
00:10:07,648 --> 00:10:10,276
‫چرا اون مردِ سواره‌نظام داره
با آقای روچ حرف می‌زنه؟

139
00:10:10,359 --> 00:10:11,611
‫نمی‌دونم.

140
00:10:12,403 --> 00:10:15,364
‫- جک، قضیه چیه؟ من چطور می‌تونم...
‫- فقط...

141
00:10:15,948 --> 00:10:17,491
‫- اینجا صبر کن.
‫- نه!

142
00:10:17,575 --> 00:10:19,910
‫من دیگه نمی‌تونم فقط اینجا صبر کنم!

143
00:10:19,910 --> 00:10:20,953
‫من فقط...

144
00:10:20,995 --> 00:10:24,248
‫می‌خوام یکی حقیقت رو بهم بگه
‫تا بدونم چطور کمک کنم!

145
00:10:24,332 --> 00:10:25,374
‫خواهش می‌کنم!

146
00:10:29,378 --> 00:10:30,421
‫حق با توئه، پسر.

147
00:10:30,504 --> 00:10:33,049
‫اسب و یه اسلحه بردار.

148
00:10:38,679 --> 00:10:40,931
‫آخرین خدمتِ من به پدرت.

149
00:11:07,583 --> 00:11:09,293
‫امروز مدرسه نداریم، آقای معلم؟

150
00:11:10,294 --> 00:11:12,922
‫تعطیلاتِ مذهبیِ کلیساست.

151
00:11:13,005 --> 00:11:15,800
‫فکر کنم فقط دوست دارم تو رو
‫توی اون کت‌شلوارِ برازنده ببینم.

152
00:11:17,051 --> 00:11:18,135
‫درسته.

153
00:11:27,603 --> 00:11:28,604
‫ممنونم.

154
00:11:30,481 --> 00:11:31,649
‫شاید...

155
00:11:33,526 --> 00:11:36,112
‫دفعه‌ی بعدی که خوش‌تیپ کردم،

156
00:11:37,029 --> 00:11:38,155
‫یه روز رو با من بگذرونی.

157
00:11:39,865 --> 00:11:41,033
‫قدم زدن کنار دلتا؟

158
00:11:41,867 --> 00:11:42,868
‫پیک‌نیک؟

159
00:11:44,745 --> 00:11:45,746
‫شاید.

160
00:11:47,915 --> 00:11:50,292
‫و فقط کت‌شلوار نیست که دوست دارم.

161
00:11:52,670 --> 00:11:54,213
‫باید کار کنیم، دختر.

162
00:12:03,764 --> 00:12:05,141
‫آلبی.

163
00:12:12,273 --> 00:12:13,858
‫حالا می‌دونی چه حسی داره.

164
00:12:24,952 --> 00:12:26,495
‫اون سرباز سواره‌نظام.

165
00:12:26,579 --> 00:12:29,039
‫برای همینه که داریم
افراد خودمون رو تعقیب می‌کنیم؟

166
00:12:29,123 --> 00:12:31,751
‫افرادتون دارن میرن که خیانت کنن.

167
00:12:32,543 --> 00:12:34,211
‫مادر این رو می‌دونه؟

168
00:12:34,295 --> 00:12:35,504
‫مادر درخواستش کرد.

169
00:12:36,338 --> 00:12:39,049
‫پرنده‌ی سرخ، برای جنگیدن
نیاز به اسلحه داشت

170
00:12:39,133 --> 00:12:41,343
‫مادرت به یه لطفِ مرگبار نیاز داره
تا برنده‌ی جنگ خودش بشه

171
00:12:41,927 --> 00:12:44,221
‫- یا خدا. هالو.
‫- بله.

172
00:12:44,305 --> 00:12:47,892
‫و، امروز، پرنده‌ی سرخ با رؤسای کایوس
‫و اداره امور سرخپوستان جلسه داره.

173
00:12:47,975 --> 00:12:51,479
‫صحبت از یه صلح احتمالی
‫برای پایان دادن به تمام جنگ‌ها.

174
00:12:51,562 --> 00:12:53,981
‫مادرت نمی‌تونه بذاره این اتفاق بیفته.

175
00:13:06,744 --> 00:13:08,412
‫تریش. صبح به‌خیر.

176
00:13:08,496 --> 00:13:10,456
‫- امیدوارم که...
‫- من به هیچی امید و اعتماد ندارم!

177
00:13:10,539 --> 00:13:11,999
‫همه‌ش کلک بود؟

178
00:13:12,082 --> 00:13:13,209
‫چی؟

179
00:13:13,292 --> 00:13:14,543
‫یه داستان بی‌رحمانه؟

180
00:13:14,627 --> 00:13:17,671
‫احساساتت؟
‫اینکه از روز اول دوستم داشتی؟

181
00:13:17,755 --> 00:13:21,091
‫- من داستان نگفتم.
‫- یه بازیِ موذیانه برای باز کردنِ درِ قلبم؟

182
00:13:21,175 --> 00:13:22,676
‫که می‌دونستی فریبم میده؟

183
00:13:23,260 --> 00:13:26,639
‫- من... من...
‫- الیاس، من دیگه از هیچی سر درنمیارم.

184
00:13:41,195 --> 00:13:42,321
‫صبح به‌خیر.

185
00:13:49,620 --> 00:13:50,788
‫هی!

186
00:14:20,442 --> 00:14:22,695
‫ما لایقِ یه توضیح‌ایم.

187
00:14:24,363 --> 00:14:27,825
‫کمک‌مون کن بفهمیم
‫چرا معامله رو رد کردی.

188
00:14:29,493 --> 00:14:32,329
‫من با کنستانس حرف زدم.
‫توی چشم‌هاش نگاه کردم.

189
00:14:33,038 --> 00:14:36,876
‫می‌دونه که اون جسدِ ویلم نبود،
‫به ما شک داره.

190
00:14:37,501 --> 00:14:39,545
‫تنها چیزی که می‌خواد زمینه.

191
00:14:39,628 --> 00:14:42,840
‫هیچ اعتمادی به زنی نیست
‫که خانواده رو با خاک عوض می‌کنه.

192
00:14:43,799 --> 00:14:45,593
‫در جایگاه تو نبود که تصمیم بگیری.

193
00:14:47,177 --> 00:14:48,596
‫ما رأی دادیم.

194
00:14:51,098 --> 00:14:53,517
‫مسئله‌ی ساده‌ی چوب و سنگ نبود.

195
00:14:54,059 --> 00:14:55,060
‫نه.

196
00:14:56,604 --> 00:15:00,524
‫مسئله‌ی نیازِ توئه به اینکه
‫دستت رو روی هر اهرمِ کوفتی‌ای بذاری.

197
00:15:01,984 --> 00:15:03,986
‫اون همه چیز رو به نفع خودش می‌چرخونه.

198
00:15:06,071 --> 00:15:08,908
‫دیوانگیِ مقدسِ اون
‫در مورد هر حرکتِ لعنتی تصمیم می‌گیره!

199
00:15:08,991 --> 00:15:11,619
‫انگار که تریشا
‫تو رو دنبالِ خودش نمی‌کشه.

200
00:15:11,702 --> 00:15:13,287
‫الان وقتش نیست.

201
00:15:13,787 --> 00:15:15,289
‫این در مورد معامله‌ست.

202
00:15:16,498 --> 00:15:20,628
‫برادرت حرف حساب حالیش نمی‌شه.
‫ون‌نس توی گوشش نجوا می‌کنه.

203
00:15:21,712 --> 00:15:22,838
‫خیلی اشتباهه؟

204
00:15:23,797 --> 00:15:24,798
‫هان؟

205
00:15:25,382 --> 00:15:28,552
‫که من بخوام یه زندگی داشته باشم
‫که با پرهیزگاری و خشم گره نخورده باشه؟

206
00:15:28,636 --> 00:15:30,304
‫که بخوام عاشق کسی باشم؟

207
00:15:31,805 --> 00:15:34,058
‫ما توی اون خونه با تو زندانی شدیم.

208
00:15:38,646 --> 00:15:39,939
‫با عاشق یه پولدارِ لعنتی شدی،

209
00:15:40,022 --> 00:15:42,942
‫و فکر می‌کنی از همه‌ی ما بهتری، پسرجان؟
‫همینه؟

210
00:15:46,028 --> 00:15:48,906
‫- می‌کشمت!
‫- دستت رو بکش!

211
00:15:48,989 --> 00:15:51,533
‫- بس کنید! دارید چی کار می‌کنید؟
‫- مامان، بس کن!

212
00:15:51,617 --> 00:15:53,202
‫- بس کنید!
‫- کافیه!

213
00:15:53,285 --> 00:15:55,412
‫کافیه! کافیه!

214
00:15:56,413 --> 00:15:57,498
‫کافیه.

215
00:16:02,920 --> 00:16:04,713
‫از من خواستی بهتون ملحق شم.

216
00:16:05,297 --> 00:16:06,507
‫رأی بدم.

217
00:16:06,590 --> 00:16:07,633
‫بجنگم.

218
00:16:08,175 --> 00:16:10,135
‫اما جنگیدن تنها کاریه که می‌کنید.

219
00:16:11,011 --> 00:16:12,096
‫هیچ بهونه‌ای ندارید.

220
00:16:12,179 --> 00:16:14,014
‫شما حتی هم‌خون نیستید.

221
00:16:14,098 --> 00:16:15,641
‫این دیوانگیه.

222
00:16:15,724 --> 00:16:17,476
‫دیوانگیِ لعنتی نیست.

223
00:16:18,143 --> 00:16:19,144
‫ما خانواده‌ایم.

224
00:16:20,896 --> 00:16:21,981
‫تو دم از خانواده می‌زنی.

225
00:16:23,065 --> 00:16:25,818
‫تو لباس ویلم رو تن یه سرباز کردی

226
00:16:25,901 --> 00:16:28,487
‫و دادی خوراکِ گرگ‌های لعنتی بشه.

227
00:16:28,570 --> 00:16:30,531
‫- چی؟
‫- من دیدم.

228
00:16:31,281 --> 00:16:33,283
‫پدر، چرا چیزی نگفتی؟

229
00:16:34,118 --> 00:16:37,371
‫و کشیشت چی، فیونا؟
‫اونم کارِ تو بود؟

230
00:16:38,247 --> 00:16:39,248
‫بهشون بگو.

231
00:16:44,545 --> 00:16:47,297
‫من سرباز رو دادم به گرگ‌های لعنتی.

232
00:16:49,508 --> 00:16:51,051
‫من پیشنهاد ون‌نس رو رد کردم.

233
00:16:51,135 --> 00:16:52,386
‫من کشیش خودم رو کشتم.

234
00:16:55,264 --> 00:16:57,850
‫و هزار بارِ لعنتیِ دیگه هم این کار رو می‌کنم.

235
00:16:58,392 --> 00:17:00,102
‫چون اینجا خونه‌ی منه.

236
00:17:00,728 --> 00:17:02,396
‫اینجا خونه‌ی لعنتیِ منه!

237
00:17:02,938 --> 00:17:04,690
‫و من برای این خانواده آدم می‌کشم.

238
00:17:55,449 --> 00:17:57,743
‫فکر کردی نمی‌دونستیم دنبالمون اید؟

239
00:17:58,577 --> 00:17:59,620
‫هان؟

240
00:17:59,661 --> 00:18:02,247
‫مردِ سفیدپوست نرمت کرده، «کری».

241
00:18:02,331 --> 00:18:03,832
‫مهارت ردگیریت خراب شده.

242
00:18:06,210 --> 00:18:08,128
‫نه به خرابیِ مالِ تو.

243
00:19:32,212 --> 00:19:33,881
‫نه!

244
00:20:12,085 --> 00:20:13,587
‫«کریِ» لعنتی!

245
00:20:28,310 --> 00:20:30,020
‫مرگِ اون کایوس...

246
00:20:31,021 --> 00:20:34,066
‫تقصیرِ تو نیست، جک.

247
00:20:34,733 --> 00:20:36,526
‫فقط یه مرگ نیست، پسرجان.

248
00:20:37,110 --> 00:20:39,655
‫دست‌های بی‌دقت که
‫با سرنوشتِ صلح بازی می‌کنن؟

249
00:20:41,323 --> 00:20:42,950
‫هزاران نفر خواهند مُرد.

250
00:20:50,916 --> 00:20:53,919
‫ما این مرد رو توی گذرگاه با یکی دیگه دیدیم.

251
00:20:54,002 --> 00:20:55,545
‫لاغر، چشم شیری.

252
00:20:56,630 --> 00:20:58,590
‫هیچ مدرک شناسایی‌ای نداشت.

253
00:20:59,549 --> 00:21:00,801
‫به جز این.

254
00:21:00,884 --> 00:21:03,303
‫تمامِ یونیفورم‌پوش‌ها و نشان‌دارها
‫در فاصله‌ی یک روز سواری.

255
00:21:03,845 --> 00:21:08,100
‫می‌خوام بیفتن دنبالِ اون چشم‌شیریِ لعنتی.
‫قبل از اینکه دارش بزنم چند تا سوال ازش دارم.

256
00:21:15,941 --> 00:21:18,902
‫دفعه بعدی که روچ من رو ببینه،
‫احتمالاً یه گلوله توی سرم خالی می‌کنه.

257
00:21:20,028 --> 00:21:22,948
‫مادرت هر کاری رو که امروز کردم
‫به چشم خیانت می‌بینه.

258
00:21:24,491 --> 00:21:25,701
‫من یه خطرم.

259
00:21:30,497 --> 00:21:31,623
‫کجا میری؟

260
00:21:32,958 --> 00:21:34,918
‫من هنوز یه‌کم دیگه کار دارم که درستش کنم.

261
00:21:35,961 --> 00:21:37,045
‫تو هم همین‌طور.

262
00:21:39,965 --> 00:21:42,009
‫خانواده‌ت بهت نیاز دارن، پسر.

263
00:21:42,092 --> 00:21:43,468
‫یه دستِ قوی.

264
00:21:44,428 --> 00:21:45,887
‫ذهنِ آروم.

265
00:21:47,639 --> 00:21:49,433
‫باید کمکش کنی واضح ببینه.

266
00:21:50,892 --> 00:21:51,893
‫می‌دونم.

267
00:21:57,983 --> 00:21:59,860
‫من بهت مدیونم، جک کری.

268
00:22:25,218 --> 00:22:28,930
‫آقای ون‌نس؟
‫من سوابق زیادی برای اون اسم پیدا کردم.

269
00:22:29,514 --> 00:22:30,891
‫اِی. وینستون.

270
00:22:45,822 --> 00:22:47,908
‫«کری» دخالت کرد.

271
00:22:47,991 --> 00:22:48,992
‫افراد من رو تعقیب کرد.

272
00:22:49,576 --> 00:22:51,036
‫و پسرتون هم باهاش بود!

273
00:22:51,119 --> 00:22:53,830
‫گرت الان از تمام نقشه‌ها خبر داره.

274
00:22:55,749 --> 00:22:56,958
‫یه روز صبر کن.

275
00:22:58,126 --> 00:23:00,045
‫بعد با پرنده‌ی سرخ ارتباط بگیر.

276
00:23:01,421 --> 00:23:04,049
‫ما هنوز یه معامله داریم که باید تمومش کنیم.

277
00:23:04,132 --> 00:23:05,550
‫یه چیزِ فوری‌تر هست، خانم.

278
00:23:06,134 --> 00:23:09,096
‫سواره‌نظام می‌دونه
‫که دوپار توی کشتار دست داشته.

279
00:23:09,179 --> 00:23:12,057
‫اگه پیداش کنن، هر دوتامون رو لو میده.

280
00:23:12,140 --> 00:23:14,434
‫خب، پس تو اول پیداش می‌کنی.

281
00:23:14,518 --> 00:23:17,396
‫افرادِ من دارن دنبالش می‌گردن.
‫و «کری»؟

282
00:23:17,896 --> 00:23:19,356
‫کاری هست که باید بکنم؟

283
00:23:20,315 --> 00:23:21,566
‫جک رفته.

284
00:23:22,526 --> 00:23:24,653
‫دیگه برای من کار نمی‌کنه.

285
00:23:25,570 --> 00:23:28,240
‫من خودم به مسئله‌ی آگاهی پسرم
‫رسیدگی می‌کنم.

286
00:23:58,603 --> 00:24:00,439
‫داروهای «کری»‌ـش.

287
00:24:02,482 --> 00:24:04,985
‫اون برای این‌ها برنمی‌گرده.

288
00:24:07,320 --> 00:24:08,321
‫می‌دونم.

289
00:24:10,282 --> 00:24:11,408
‫با روچ حرف زدی؟

290
00:24:13,535 --> 00:24:14,536
‫آره.

291
00:24:19,708 --> 00:24:23,420
‫حداقل الان می‌فهمی
‫چرا می‌خواستم شما رو از همه‌ی این‌ها دور نگه دارم.

292
00:24:25,839 --> 00:24:27,174
‫فریب.

293
00:24:28,091 --> 00:24:29,301
‫خیانت.

294
00:24:30,385 --> 00:24:31,511
‫قتل.

295
00:24:32,554 --> 00:24:35,640
‫کدوم مادری نمی‌خواد
‫بچه‌هاش رو از این چیزها دور کنه؟

296
00:24:40,061 --> 00:24:43,940
‫احتیاطِ پدرت بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کردم
‫روی تو سنگینی می‌کنه.

297
00:24:49,613 --> 00:24:52,866
‫واضحه که من شدم اون شیطانی
‫که حالا باید ازش فرار کنی.

298
00:24:53,658 --> 00:24:55,619
‫من از تو فرار نمی‌کنم، مادر.

299
00:24:56,745 --> 00:24:58,663
‫من دارم تو رو برمی‌گردونم خونه.

300
00:24:59,289 --> 00:25:00,499
‫قتلِ دیگه تمومه.

301
00:25:01,082 --> 00:25:02,501
‫از قانون استفاده می‌کنیم.

302
00:25:09,341 --> 00:25:12,802
‫آدام وینستون یه مارشالِ ویژه بود.

303
00:25:12,886 --> 00:25:15,722
‫مستقیماً به اندرو جکسون گزارش می‌داد.

304
00:25:18,975 --> 00:25:22,896
‫کمک کرد تگزاس از چنگ
‫اربابانِ زمین‌دارِ مکزیکی آزاد بشه.

305
00:25:25,273 --> 00:25:27,317
‫بعدش، به دلایل نامعلوم،

306
00:25:27,400 --> 00:25:28,693
‫یاغی شد.

307
00:25:29,277 --> 00:25:31,488
‫هشت تا رنجر رو توی یه شب کشت.

308
00:25:33,698 --> 00:25:36,743
‫واحد سواره‌نظامی که برای تعقیبش فرستاده شد،
‫قتل‌عام شد.

309
00:25:37,452 --> 00:25:38,745
‫مال بیست سال پیشه.

310
00:25:39,329 --> 00:25:42,999
‫اما وضعیت تحت تعقیب بودنش هنوز خیلی فعاله.

311
00:25:45,669 --> 00:25:47,671
‫چرا داری این‌ها رو به من نشون میدی؟

312
00:25:48,255 --> 00:25:50,549
‫کافه‌دارِ عینکی و آرومِ ما،

313
00:25:51,675 --> 00:25:54,261
‫من کاملاً مطمئنم که آدام وینستونه.

314
00:25:58,056 --> 00:25:59,599
‫خدای من.

315
00:26:01,810 --> 00:26:03,562
‫مهارتش با اسلحه...

316
00:26:04,688 --> 00:26:07,232
‫این‌طوریه که ما هالو رو می‌گیریم.

317
00:26:08,275 --> 00:26:10,318
‫مایلز یا به ما می‌فروشه، یا دار زده می‌شه.

318
00:26:10,402 --> 00:26:12,821
‫با دسترسی اون به رودخونه،
‫تسلط فیونا شکسته می‌شه.

319
00:26:12,904 --> 00:26:15,073
‫بقیه مجبورن تسلیم بشن.

320
00:26:15,657 --> 00:26:16,992
‫چه رهاشدگان باشن یا نباشن،

321
00:26:17,075 --> 00:26:19,995
‫منبع سود کافی بهمون میده
‫که وندربیلت رو راضی نگه داریم.

322
00:26:20,495 --> 00:26:21,663
‫باعث رشدمون می‌شه.

323
00:26:22,497 --> 00:26:24,165
‫و تو تمام این کارها رو...

324
00:26:25,166 --> 00:26:26,167
‫تنهایی کردی؟

325
00:26:26,876 --> 00:26:27,877
‫بله، مادر.

326
00:26:29,504 --> 00:26:31,756
‫و این تنها راهیه که می‌تونیم پیش بریم.

327
00:26:32,841 --> 00:26:36,136
‫اجازه هیچ حرف دیگه‌ای
‫در مورد شورشی‌ها یا خیانت نمیدم.

328
00:26:42,684 --> 00:26:44,394
‫پس به روش تو انجامش می‌دیم.

329
00:26:46,688 --> 00:26:49,024
‫این هم جنی‌ـه که یه تمیزکاری اساسی بکنه.

330
00:26:52,360 --> 00:26:53,486
‫نه.

331
00:26:54,362 --> 00:26:55,363
‫خفه شو!

332
00:27:04,998 --> 00:27:09,961
‫من پول می‌خوام، نقره،
‫چند تا اسب، غذا و آب.

333
00:27:10,045 --> 00:27:11,630
‫که خودم رو برسونم جنوب.

334
00:27:12,797 --> 00:27:14,341
‫پسره! بگو بره بیاره!

335
00:27:14,424 --> 00:27:16,301
‫همین‌طوری بدیمشون به تو؟

336
00:27:16,885 --> 00:27:19,262
‫فکر کردی برای چی کوفتی اینجام؟

337
00:27:20,221 --> 00:27:22,641
‫شما هم به اندازه من
چیز برای از دست دادن دارین

338
00:27:23,266 --> 00:27:24,517
‫اگه من گیر بیفتم،

339
00:27:25,101 --> 00:27:27,270
‫به قانون در مورد «مامان» می‌گم.

340
00:27:27,812 --> 00:27:31,399
‫یاغی‌ها، تفنگ‌های توی انبار، خیانت،

341
00:27:31,983 --> 00:27:33,234
‫قتل.

342
00:27:33,860 --> 00:27:37,489
‫این‌قدر نقره توی ساحل نیست
‫که جلوی سفت شدن طناب دور گردنش رو بگیره.

343
00:27:37,572 --> 00:27:39,157
‫هر چی می‌خواد بهش بده.

344
00:27:52,504 --> 00:27:53,713
‫تو احمقی، پسر!

345
00:27:53,797 --> 00:27:56,675
‫کافیه! بهش صدمه نزن!

346
00:27:56,758 --> 00:27:58,301
‫فقط... نه!

347
00:27:58,385 --> 00:28:01,012
‫من چیزی که می‌خوای رو بهت میدم.

348
00:28:02,847 --> 00:28:04,224
‫بهت قول میدم.

349
00:28:11,731 --> 00:28:12,774
‫بسیار خب.

350
00:28:13,274 --> 00:28:14,275
‫برو.

351
00:28:15,318 --> 00:28:16,361
‫یالا!

352
00:28:17,445 --> 00:28:18,488
‫مادر.

353
00:29:13,126 --> 00:29:15,712
‫من هنوزم فکر نمی‌کنم
‫کاری که کردی درست بود.

354
00:29:18,006 --> 00:29:20,133
‫اما حرف‌هایی که از روی خشم زدم...

355
00:29:22,552 --> 00:29:24,345
‫خشمی که حقم بود.

356
00:29:25,221 --> 00:29:27,390
‫چیزهایی که از دهنِ کثیفم بیرون اومد...

357
00:29:28,808 --> 00:29:29,934
‫نفرت‌انگیز بود.

358
00:29:32,228 --> 00:29:33,605
‫متأسفم.

359
00:29:56,211 --> 00:29:57,253
‫آقای ون‌نس؟

360
00:30:00,173 --> 00:30:02,383
‫تمام اون حرف‌هایی که در مورد
‫کارهای خانم زد؟

361
00:30:03,384 --> 00:30:05,637
‫دوپار کاملاً دیوانه شده بود، جنی.

362
00:30:06,012 --> 00:30:07,806
‫کاملاً مشخص بود.

363
00:30:07,889 --> 00:30:10,725
‫پس چرا آورده بودنش
‫که با آقای روچ از ما محافظت کنه،

364
00:30:10,809 --> 00:30:12,227
‫همونی که کشتش؟

365
00:30:19,317 --> 00:30:20,485
‫ببخشید، قربان.

366
00:30:21,152 --> 00:30:24,197
‫دارم پرحرفی می‌کنم.
‫دیگه ساکت می‌شم.

367
00:30:24,280 --> 00:30:27,158
‫گمونم فردا صبح
‫کلانتر به همه چیز رسیدگی می‌کنه.

368
00:30:27,700 --> 00:30:28,827
‫بله.

369
00:30:29,994 --> 00:30:32,080
‫مطمئنم که رسیدگی می‌شه.

370
00:30:40,588 --> 00:30:41,756
‫ادامه بده.

371
00:30:42,382 --> 00:30:45,969
‫من میرم هیلد و بئاتریس رو بیارم
‫که توی جمع کردنِ این گندکاری کمک کنن.

372
00:30:50,723 --> 00:30:52,308
‫حالت خوبه، پسرم؟

373
00:31:00,650 --> 00:31:04,737
‫جنی هم شاهدِ خشم دوپار بود.

374
00:31:06,072 --> 00:31:08,616
‫به من حمله کرد، جنی رو کشت.

375
00:31:09,117 --> 00:31:11,703
‫اگه تو وظیفه‌ت رو انجام نمی‌دادی
‫به مادر صدمه می‌زد.

376
00:31:12,412 --> 00:31:13,705
‫به عنوان محافظ منظورمه.

377
00:31:17,834 --> 00:31:19,919
‫جنی دهن‌لقی می‌کرد.

378
00:31:20,587 --> 00:31:23,506
‫مزخرفاتِ دوپار در مورد قتل و خیانت.

379
00:31:47,238 --> 00:31:49,741
‫نه! نه! نه!

380
00:31:51,451 --> 00:31:52,577
‫خدای من.

381
00:31:53,286 --> 00:31:54,370
‫جنی.

382
00:32:08,259 --> 00:32:09,761
‫ورودِ بدون اجازه‌م رو ببخشید.

383
00:32:11,346 --> 00:32:13,723
‫اومدی دستور بعدیِ اون رو برسونی؟

384
00:32:13,806 --> 00:32:15,600
‫خانم ون‌نس دیگه دستوری نداره.

385
00:32:17,352 --> 00:32:19,187
‫اون هالو رو ویران می‌کنه

386
00:32:19,812 --> 00:32:23,274
‫با مجبور کردنِ یه ملتِ ناآرام به حمله.

387
00:32:27,862 --> 00:32:29,364
‫معنیش چیه، «کری»؟

388
00:32:29,447 --> 00:32:31,032
‫خودتون رو آماده کنید.

389
00:32:32,200 --> 00:32:33,785
‫جهنم داره میاد.

390
00:32:42,669 --> 00:32:44,879
‫بقیه رو بیدار کنید. همین الان.
