﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:06,923 --> 00:00:09,467
‫من فقط می‌خوام به چشم
‫چیزی بیشتر از «دخترِ خانواده» دیده بشم.

3
00:00:09,467 --> 00:00:10,510
‫من خیلی بیشتر از این‌ها می‌بینم، تریشا.

4
00:00:10,802 --> 00:00:12,804
[آنچه گذشت]

5
00:00:13,054 --> 00:00:15,640
‫متوجه شدم که تحصیلات رسمی داری.

6
00:00:15,724 --> 00:00:17,684
‫سال دوم دانش دانشگاهی.

7
00:00:18,643 --> 00:00:22,564
‫بچه‌ها، این معلم جدید شماست.
‫از یه خاندانِ شریفِ فرهنگی میان.

8
00:00:23,148 --> 00:00:24,232
‫موفق باشی.

9
00:00:24,733 --> 00:00:27,152
‫آلبرت روح مهربون و بخشنده‌ای داره.

10
00:00:27,235 --> 00:00:30,905
‫- داری ازش استفاده می‌کنی که به من چنگ بندازی.
‫- خب، شاید قضیه در موردِ تو نیست.

11
00:00:30,989 --> 00:00:33,491
‫قراره با مادرت و آقای روچ برم،

12
00:00:33,575 --> 00:00:35,869
‫تا یه طرحِ جدید رو توی «بدلندز» راه بندازیم.

13
00:00:35,952 --> 00:00:37,996
‫نقره معامله‌های زیادی می‌طلبه.

14
00:00:38,079 --> 00:00:42,208
‫تا وقتی اسلحه نداشته باشیم، هیچ حرفی
‫از لطفی که ما در ازاش بکنیم نخواهد بود.

15
00:00:42,292 --> 00:00:43,918
‫من می‌تونم اسلحه بیارم.

16
00:00:44,002 --> 00:00:46,463
‫تفنگ‌ها مثل... عروس می‌مونن.
‫نشون شدن.

17
00:00:46,546 --> 00:00:48,673
‫دو روز وقت داری وسایلت رو جمع کنی.

18
00:00:48,757 --> 00:00:51,593
‫و بعد من این بازارِ روسی
‫پر از گناه رو با خاک یکسان می‌کنم.

19
00:00:51,676 --> 00:00:53,803
‫معلومه که اسلحه رو به شما می‌فروشم.

20
00:00:53,887 --> 00:00:54,971
‫عالیه.

21
00:00:56,097 --> 00:00:58,641
‫مارشال‌ها. دارن گاریِ حمل جسد میارن.

22
00:00:59,225 --> 00:01:00,852
‫این‌ها همراه جسد پیدا شد.

23
00:01:01,853 --> 00:01:04,564
‫هشدار میدم، خانم.
‫صحنه‌ی دلخراشیه.

24
00:01:06,232 --> 00:01:07,400
‫خانم ون‌نس،

25
00:01:09,486 --> 00:01:10,653
‫این ویلمه؟

26
00:01:43,520 --> 00:01:45,021
‫خیلی زیبا بود، کشیش.

27
00:01:46,773 --> 00:01:47,982
‫بله.

28
00:01:48,066 --> 00:01:49,150
‫ممنونم.

29
00:01:51,319 --> 00:01:54,197
‫گرت مراسمِ یادبود رو ادامه میده.

30
00:01:55,615 --> 00:01:57,242
‫البته.

31
00:02:01,246 --> 00:02:04,541
‫ویلم رو آماده کنیم
‫که کنار پدرش دفن بشه؟

32
00:02:05,166 --> 00:02:06,209
‫نه.

33
00:02:07,418 --> 00:02:09,295
‫بقایا باید فرستاده بشه نیویورک.

34
00:02:10,964 --> 00:02:12,340
‫کنار جولیا دفن بشه.

35
00:02:13,800 --> 00:02:14,968
‫مادربزرگش.

36
00:02:18,054 --> 00:02:19,264
‫و فردا،

37
00:02:20,306 --> 00:02:21,558
‫هنگام غروب،

38
00:02:22,642 --> 00:02:25,895
‫همه اهالی «انجل ریج»
‫به مراسم یادبودش دعوتن.

39
00:02:26,396 --> 00:02:29,232
‫ما باید از این تراژدی عبور کنیم.

40
00:02:42,579 --> 00:02:45,498
‫چرا برادر باید کنار مادربزرگی دفن بشه
‫که هرگز ندیدتش؟

41
00:02:45,582 --> 00:02:47,834
‫شاید مادربزرگ جولیا تنهاست.

42
00:02:47,917 --> 00:02:50,378
‫خدایا، این تو رو آزار نمیده؟

43
00:02:50,461 --> 00:02:52,881
‫نادیده گرفتن‌های مادر؟ رازها؟

44
00:02:53,798 --> 00:02:56,301
‫هر وقت لازم باشه چیزی رو بدونم، می‌فهمم.

45
00:02:56,384 --> 00:02:58,636
‫محض رضای خدا. عین خودش حرف می‌زنی.

46
00:02:58,720 --> 00:03:02,348
‫و تو هم، داری شبیه
‫همون یتیمِ کثیف حرف می‌زنی.

47
00:03:05,810 --> 00:03:07,687
‫ظاهراً همه‌مون رازهای خودمون رو داریم.

48
00:03:08,188 --> 00:03:09,355
‫و مال تو؟

49
00:03:09,439 --> 00:03:11,274
‫این دیدار کردنت با تلر؟

50
00:03:12,108 --> 00:03:13,443
‫پایان بدی داره.

51
00:03:13,943 --> 00:03:14,944
‫برای همه.

52
00:03:23,077 --> 00:03:25,413
‫تصور می‌کنم اولش نترسیده بود.

53
00:03:26,372 --> 00:03:27,916
‫ویلم گرگ‌ها رو دوست داشت.

54
00:03:29,292 --> 00:03:31,794
‫و مشکلش با آدم‌ها...

55
00:03:33,588 --> 00:03:35,673
‫کنار حیوانات از بین می‌رفت.

56
00:03:36,633 --> 00:03:38,343
‫اون‌ها رو ترجیح می‌داد.

57
00:03:42,764 --> 00:03:44,265
‫آره، می‌تونستم این رو ببینم.

58
00:03:48,519 --> 00:03:50,438
‫هرچقدر که حقیقت تلخه...

59
00:03:52,649 --> 00:03:54,150
‫دونستنِ اینکه چی شده، این...

60
00:03:54,984 --> 00:03:57,278
‫یه جور آرامش میاره.

61
00:04:01,366 --> 00:04:02,367
‫بگیر.

62
00:04:06,329 --> 00:04:07,330
‫معذرت می‌خوام.

63
00:04:08,831 --> 00:04:11,209
‫اگه صورتت رو با اون پاک کنی،
‫ممکنه چشم سوم دربیاری.

64
00:04:12,669 --> 00:04:14,796
‫من هنوز برای ویلم گریه نکردم.

65
00:04:16,923 --> 00:04:20,760
‫به نظر می‌رسه در هم‌نشینی با تو،
‫این راحتی رو پیدا می‌کنم که خودم باشم.

66
00:04:29,060 --> 00:04:31,312
‫احساساتت نسبت به من، واقعی هستن؟

67
00:04:36,943 --> 00:04:39,988
‫- لعنتی، زیادی تند رفتم.
‫- نه.

68
00:04:43,491 --> 00:04:44,492
‫بهش فکر می‌کنم.

69
00:04:45,618 --> 00:04:46,619
‫اغلب.

70
00:04:50,581 --> 00:04:52,250
‫احساسات من نسبت به تو، من...

71
00:04:53,418 --> 00:04:54,585
‫بیشتر از اغلب.

72
00:04:56,921 --> 00:04:58,423
‫تمامِ مدتِ لعنتی.

73
00:05:32,623 --> 00:05:35,460
[رهاشدگان]

74
00:05:43,468 --> 00:05:46,637
‫من دو سال از ویلم کوچک‌تر بودم.

75
00:05:47,764 --> 00:05:49,474
‫ولی اون همیشه مثل یه دوقلو بود.

76
00:05:50,016 --> 00:05:53,644
‫این فقط شبیه
‫مزخرفاتِ دورانِ بچگی به نظر میاد.

77
00:05:54,729 --> 00:05:57,398
‫ویلم دو سال از من بزرگ‌تر بود.

78
00:05:58,900 --> 00:06:01,152
‫اما همیشه حسِ دوقلوی من رو داشت.

79
00:06:01,235 --> 00:06:02,403
‫همیشه پیشم بود.

80
00:06:02,904 --> 00:06:05,656
‫گاهی رهبری می‌کرد، گاهی دنباله‌روی می‌کرد.

81
00:06:06,574 --> 00:06:10,495
‫زمانِ بزرگ شدن در نیویورک،
‫من و ویلم همیشه یه ماجراجویی پیدا می‌کردیم.

82
00:06:18,086 --> 00:06:21,881
‫- چیزی اینجا لازم دارید؟
‫- معذرت می‌خوام، یه صدایی شنیدم.

83
00:06:24,217 --> 00:06:25,259
‫خیلی شیرین بود.

84
00:06:26,594 --> 00:06:28,096
‫ماجراجویی‌هاتون.

85
00:06:31,224 --> 00:06:35,812
‫زیادی احساساتی به نظر نیومد؟

86
00:06:36,312 --> 00:06:38,731
‫نه! حسش جوری بود که...

87
00:06:40,400 --> 00:06:41,692
‫دلت براش تنگ شده.

88
00:07:00,878 --> 00:07:03,756
‫اینکه برادرِ یگانه‌ت رو به بقیه بشناسونی،
‫توی یکی دو صفحه...

89
00:07:09,303 --> 00:07:12,640
‫داستانِ کسی که دوستش داریم برای بقیه نیست.

90
00:07:15,518 --> 00:07:17,186
‫برای اینه که خودمون فراموش نکنیم.

91
00:07:17,270 --> 00:07:18,271
‫بله.

92
00:07:20,898 --> 00:07:22,275
‫کاملاً درسته.

93
00:07:24,277 --> 00:07:26,446
[سوئیتی، دوست وفاداری که زیر این خاک آرمیده]

94
00:07:37,039 --> 00:07:38,916
‫داری حقیقت رو به خودت یادآوری می‌کنی؟

95
00:07:43,588 --> 00:07:44,755
‫شاید.

96
00:07:48,718 --> 00:07:50,720
‫تریشا با این فقدان چطور کنار میاد؟

97
00:07:52,513 --> 00:07:54,348
‫احساسات من نسبت به تریشا،

98
00:07:54,932 --> 00:07:57,977
‫همیشه فقط یه کششِ بچگانه بود، اما الان...

99
00:08:00,563 --> 00:08:01,689
‫حق با آلبی‌ـه.

100
00:08:02,482 --> 00:08:04,442
‫شاید دارم همه‌مون رو به خطر میندازم.

101
00:08:07,195 --> 00:08:09,822
‫عشق معمولاً همه چیز رو پیچیده می‌کنه.

102
00:08:14,535 --> 00:08:15,536
‫ببخشید.

103
00:08:18,414 --> 00:08:21,417
‫تو خودت به اندازه کافی بار داری،
‫بدون نگرانیِ دلِ احمقِ من.

104
00:08:23,377 --> 00:08:25,379
‫تو مردِ بالغی هستی، الیاس.

105
00:08:26,797 --> 00:08:28,591
‫علاقه‌ت مسئله‌ی شخصی خودته.

106
00:08:44,440 --> 00:08:46,275
‫تسلیت می‌گم.

107
00:08:59,539 --> 00:09:01,249
[یادبود ویلم ون‌نس]

108
00:09:10,800 --> 00:09:15,221
‫ویلم دو سال از من بزرگ‌تر بود،
‫اما همیشه مثل دوقلوم به نظر میومد.

109
00:09:15,930 --> 00:09:18,224
‫بعضی روزها
اون رهبری ماجراجویی‌مون رو می‌کرد

110
00:09:18,307 --> 00:09:19,850
‫روزهای دیگه دنباله‌روی می‌کرد.

111
00:09:20,768 --> 00:09:24,188
‫زمانِ بزرگ شدن در نیویورک، من و ویلم
‫همیشه دنبالِ ماجراجویی بودیم.

112
00:09:24,272 --> 00:09:26,857
‫چه مسابقه با تراموا باشه،

113
00:09:26,941 --> 00:09:28,568
‫یا قایق‌رانی کاغذی

114
00:09:28,651 --> 00:09:31,696
‫بعد از بارونِ بهاری
‫توی جوب‌های سنگفرش شده...

115
00:09:35,283 --> 00:09:37,743
‫- مورن.
‫- ممنون. لطف کردی.

116
00:09:51,340 --> 00:09:53,342
‫- برو توی مغازه.
‫- چی؟

117
00:09:53,426 --> 00:09:55,970
‫- سامارا، باید بریم! زود باش!
‫- چرا؟

118
00:09:56,053 --> 00:09:58,389
‫اما من اون رو توی جنگل به یاد میارم.

119
00:09:58,472 --> 00:10:02,852
‫اونجا بود، گم شده بین درخت‌ها،
‫که چشم‌هاش شفاف‌ترین حالت رو داشت.

120
00:10:04,061 --> 00:10:05,313
‫قدم‌هاش سریع بود.

121
00:10:05,396 --> 00:10:07,189
‫ذهنش روشن بود.

122
00:10:07,273 --> 00:10:08,983
‫اون همه موجودات زنده رو می‌شناخت.

123
00:10:16,324 --> 00:10:18,451
‫من این مردها رو قبلاً می‌شناختم.

124
00:10:19,410 --> 00:10:22,079
‫جنسِ اون‌ها. خیلی خطرناکن.

125
00:10:32,923 --> 00:10:34,050
‫کافه تعطیله.

126
00:10:35,051 --> 00:10:36,344
‫مراسم خصوصیه.

127
00:10:36,427 --> 00:10:38,804
‫رفیق، در مغازه‌ت که چهارطاق بازه.

128
00:10:41,474 --> 00:10:42,767
‫نوشیدنی.

129
00:10:42,850 --> 00:10:44,101
‫سه تا.

130
00:10:47,229 --> 00:10:50,650
‫ما وقتِ این چرت و پرت‌ها رو نداریم، پابلو.
‫گفتیم تعطیلیم.

131
00:10:51,442 --> 00:10:52,818
‫نه!

132
00:10:54,695 --> 00:10:56,614
‫اسم من پابلو نیست.

133
00:11:04,163 --> 00:11:06,916
‫نوشیدنی‌ها آماده باشه
‫وقتی برگشتیم.

134
00:11:06,999 --> 00:11:08,876
‫اون تفنگ‌ها مال کیه؟

135
00:11:09,669 --> 00:11:12,338
‫- بابا، داری می‌ترسونیم!
‫- برو توی انبار.

136
00:11:13,005 --> 00:11:15,424
‫قول میدم،
‫نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

137
00:11:20,680 --> 00:11:24,266
‫حالا، هر وقت صدای جیغِ شاهین رو می‌شنوم،

138
00:11:25,017 --> 00:11:26,852
‫یا زوزه‌ی کایوت رو،

139
00:11:27,770 --> 00:11:29,480
‫یادِ برادرم میفتم.

140
00:11:54,046 --> 00:11:56,257
‫سلام، اهلِ کلیسا.

141
00:11:57,299 --> 00:12:00,720
‫خیلی متأسفم که مزاحم شدم.

142
00:12:03,556 --> 00:12:04,807
‫اسم من خواکین‌ـه.

143
00:12:06,142 --> 00:12:09,019
‫این همکارم خواکین‌ـه.

144
00:12:09,520 --> 00:12:11,564
‫و منم خواکین هستم.

145
00:12:18,195 --> 00:12:22,450
‫ما هم مثل شما، همگی خیلی غمگینیم.

146
00:12:23,909 --> 00:12:27,455
‫ما امروز اومدیم اینجا
‫تا دوستمون رو پیدا کنیم،

147
00:12:28,706 --> 00:12:29,915
‫آرکاشا.

148
00:12:33,627 --> 00:12:35,880
‫اون دردمون رو تسکین میده.

149
00:12:36,422 --> 00:12:39,258
‫کی بهم می‌گه اون کجاست؟

150
00:12:41,260 --> 00:12:42,470
‫اینجاست.

151
00:12:45,264 --> 00:12:46,724
‫روسی‌ـه.

152
00:12:54,440 --> 00:12:57,359
‫دوست من، تفنگ‌هایی که به ما فروختی،

153
00:12:57,443 --> 00:12:58,569
‫همه‌شون غیب شدن.

154
00:13:02,782 --> 00:13:04,533
‫داستانِ خیلی جالبیه، ها؟

155
00:13:04,617 --> 00:13:06,535
‫نه. داستانی نیست.

156
00:13:07,578 --> 00:13:09,371
‫ده تا صندوق تفنگ.

157
00:13:09,955 --> 00:13:11,332
‫کدوم گوری‌ان؟

158
00:13:14,668 --> 00:13:16,086
‫جواب بده!

159
00:13:16,128 --> 00:13:17,671
‫بله! بله!

160
00:13:18,422 --> 00:13:19,423
‫بله.

161
00:13:21,675 --> 00:13:23,052
‫می‌دونم کجان.

162
00:13:52,331 --> 00:13:54,375
‫نه، پسر! بخواب زمین!

163
00:14:06,428 --> 00:14:08,764
‫از این طرف! بیاین!

164
00:14:29,952 --> 00:14:31,996
‫من پوشش میدم. برو، تریشا.

165
00:14:32,830 --> 00:14:34,498
‫برو!

166
00:14:47,970 --> 00:14:49,096
‫وینستون؟

167
00:14:50,014 --> 00:14:51,473
‫تویی؟

168
00:14:59,481 --> 00:15:01,150
‫بریم!

169
00:16:13,138 --> 00:16:14,390
‫نمی‌خوای غذا بخوری؟

170
00:16:14,473 --> 00:16:16,767
‫ظرف‌ها نیاز به تمیزکاری دارن.

171
00:16:20,813 --> 00:16:22,022
‫ظرف‌ها می‌تونن صبر کنن.

172
00:16:36,912 --> 00:16:38,664
‫می‌دونم سوال‌هایی داری.

173
00:16:44,003 --> 00:16:47,715
،‫قبل از اینکه با مادرت ازدواج کنم
...کار می‌کردم

174
00:16:50,092 --> 00:16:51,760
‫برای مردهای قدرتمند.

175
00:16:53,053 --> 00:16:55,180
‫تصاحب زمین در مکزیک.

176
00:16:56,390 --> 00:16:57,891
‫همسایه‌های جنوبی ما

177
00:16:58,600 --> 00:17:02,688
‫از طمعِ «هیکوری پیر» برای
‫قلمرو جدید خوش‌شون نمیومد، برای همین...
(اندرو جکسون)

178
00:17:03,188 --> 00:17:04,773
‫نیرو جمع کردن.

179
00:17:06,734 --> 00:17:07,901
‫آدم‌های بد.

180
00:17:09,278 --> 00:17:10,571
‫مثل اون‌هایی که دیروز دیدیم.

181
00:17:11,655 --> 00:17:13,991
‫سعی کردن جلوی کارمون رو بگیرن. کار من...

182
00:17:14,992 --> 00:17:18,495
‫کار من این بود که نذارم این اتفاق بیفته.

183
00:17:20,247 --> 00:17:21,832
‫اون کیفِ پر از اسلحه...

184
00:17:24,251 --> 00:17:25,669
‫ابزارت بود؟

185
00:17:25,753 --> 00:17:27,838
‫ابزارِ یه شغل متفاوت.

186
00:17:30,507 --> 00:17:31,633
‫یه مرد متفاوت.

187
00:17:39,933 --> 00:17:41,143
‫مادرت،

188
00:17:42,311 --> 00:17:44,229
‫باعث شد تغییر کنم.

189
00:18:22,142 --> 00:18:23,435
‫داری چی کار می‌کنی؟

190
00:18:24,645 --> 00:18:26,563
‫اون‌هایی که باید سفر کنن،

191
00:18:26,647 --> 00:18:28,982
‫پیه نمی‌ذاره گوشت بگنده.

192
00:18:29,066 --> 00:18:31,693
‫خانواده می‌تونه با یه چهره‌ی کامل
‫خداحافظی کنه.

193
00:18:39,827 --> 00:18:41,120
‫چه بلایی سرشون میاد؟

194
00:18:42,913 --> 00:18:44,414
‫مارشال‌ها دارن میان.

195
00:18:44,498 --> 00:18:47,167
‫هر کی رو بتونن با لیست تحت تعقیب
‫تطبیق میدن.

196
00:18:47,668 --> 00:18:50,212
‫فکر می‌کردم خواکین‌ها
‫هنوز توی سونورا هستن.

197
00:18:50,295 --> 00:18:52,297
‫چند ماه پیش از مکزیک فرار کردن.

198
00:18:52,381 --> 00:18:54,383
‫داشتن به کمپ‌های کلمبیا دستبرد می‌زدن.

199
00:18:55,342 --> 00:18:57,261
‫ظاهراً یه‌کم کمبود اسلحه داشتن.

200
00:18:59,346 --> 00:19:01,515
‫آرکاشا هر غلطی که با اون تفنگ‌ها کرد،

201
00:19:02,057 --> 00:19:03,517
‫بعید می‌دونم هرگز بفهمیم.

202
00:19:30,252 --> 00:19:32,254
‫تفنگ‌ها جاساز شدن،

203
00:19:33,005 --> 00:19:34,256
‫امن و خشک.

204
00:19:39,678 --> 00:19:42,389
‫شنیدم برای محافظت از خانم
‫خطر بزرگی رو به جون خریدی.

205
00:19:43,307 --> 00:19:44,349
‫خطری نبود.

206
00:19:44,850 --> 00:19:46,602
‫فقط سرِ قولم موندم.

207
00:19:48,145 --> 00:19:49,855
‫می‌تونی سواری کنی، جک؟

208
00:19:50,689 --> 00:19:51,815
‫کاملاً.

209
00:19:53,609 --> 00:19:55,402
‫من چهارچشمی مراقبم.

210
00:20:01,825 --> 00:20:04,661
‫هیچی در مورد این کار بهمون نمی‌گی،
‫بعد یهو سر از اینجا درمیاریم؟

211
00:20:04,745 --> 00:20:07,873
‫بله، مادر.
‫چه نیازی هست که به خانم نولان سر بزنیم؟

212
00:20:08,373 --> 00:20:11,335
‫نیازی که توش اتحادِ خانواده
به دردمون می‌خوره

213
00:20:15,088 --> 00:20:16,590
‫انتظارش رو داشتی؟

214
00:20:17,424 --> 00:20:18,467
‫نه.

215
00:20:26,058 --> 00:20:28,310
‫- صبح به‌خیر.
‫- صبح به‌خیر.

216
00:20:29,186 --> 00:20:30,270
‫گردشِ خانوادگیه؟

217
00:20:31,563 --> 00:20:33,982
‫خب، خانواده هدفِ بازدیدِ ماست.

218
00:20:34,983 --> 00:20:36,360
‫می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟

219
00:20:38,111 --> 00:20:39,238
‫خصوصی.

220
00:20:40,155 --> 00:20:42,074
‫مسائلی در مورد فرزندان‌مون...

221
00:20:43,408 --> 00:20:44,660
‫و حسن نیت.

222
00:20:47,913 --> 00:20:50,540
‫چای دم کن. از مهمون‌هامون پذیرایی کن.

223
00:20:52,459 --> 00:20:53,835
‫- واقعاً؟
‫- بله، مامان.

224
00:20:57,089 --> 00:20:58,090
‫طویله.

225
00:21:24,533 --> 00:21:25,617
‫ممنونم.

226
00:21:27,494 --> 00:21:29,162
‫خونین و وحشتناک بود،

227
00:21:29,246 --> 00:21:31,373
‫وحشتی که دیروز بهمون وارد شد.

228
00:21:31,873 --> 00:21:32,958
‫دقیقاً.

229
00:21:36,128 --> 00:21:37,963
‫دلیلی که من اینجام همینه.

230
00:21:43,468 --> 00:21:47,597
‫این قلمرو داره خیلی سریع‌تر از اون چیزی که
‫کسی تصورش رو می‌کرد گسترش پیدا می‌کنه.

231
00:21:48,807 --> 00:21:50,350
‫خطرِ دیروز،

232
00:21:51,685 --> 00:21:53,312
‫فقط بدتر می‌شه.

233
00:21:54,271 --> 00:21:55,605
‫بهای پیشرفت.

234
00:21:58,275 --> 00:22:00,569
‫اون تقصیر پیشرفت نبود.

235
00:22:02,195 --> 00:22:05,198
‫اون مردها برای اون روسی اومده بودن،
‫همونی که تو بهش اجازه‌ی تجارت دادی.

236
00:22:05,282 --> 00:22:09,077
‫خلاف و مواد مخدر همیشه راهشون رو
‫به سمت توده‌ی مردم پیدا می‌کنن.

237
00:22:10,120 --> 00:22:11,997
‫من اجازه دادم تا بتونم در امان نگه‌ش دارم.

238
00:22:13,749 --> 00:22:15,042
‫این جواب میده

239
00:22:15,709 --> 00:22:16,918
‫تا وقتی که دیگه نده.

240
00:22:17,502 --> 00:22:22,049
‫و اون تغییراتِ پیش‌بینی نشده
‫همون چیزی‌ـه که نیازِ من به رشد رو هدایت می‌کنه.

241
00:22:23,216 --> 00:22:26,136
‫کارِ معدنِ بیشتر یعنی خانواده‌های بیشتر.

242
00:22:26,762 --> 00:22:27,888
‫تجارتِ بیشتر.

243
00:22:28,597 --> 00:22:29,806
‫قانون و نظمِ بیشتر.

244
00:22:31,016 --> 00:22:34,102
‫این تراژدی
‫هرگز در المپیا اتفاق نمی‌افتاد.

245
00:22:38,774 --> 00:22:41,276
‫ما سرِ یه دوراهی هستیم، فیونا.

246
00:22:41,860 --> 00:22:46,031
‫سرمایه‌گذار اصلی من، آقای وندربیلت،
‫هفته‌ها تا کشیدنِ حمایتش فاصله داره.

247
00:22:46,907 --> 00:22:48,283
‫اگه این اتفاق بیفته،

248
00:22:49,701 --> 00:22:54,414
‫نه معدن نقره‌ای هست، نه شهری،
‫نه کسی که گله‌ی شما رو بخره.

249
00:22:54,498 --> 00:22:55,582
‫هیچی.

250
00:22:56,875 --> 00:22:59,878
‫تلاش من برای زمینِ شما از روی طمع نیست.

251
00:23:01,254 --> 00:23:02,339
‫برای بقاست.

252
00:23:02,422 --> 00:23:06,259
‫و انتظار داری ما همین‌طوری هرچی رو که
‫براش زحمت کشیدیم دو دستی تقدیم کنیم.

253
00:23:07,177 --> 00:23:08,678
‫تو زمین‌مون رو نابود می‌کنی.

254
00:23:08,762 --> 00:23:11,306
‫و حتی مطمئن نیستی که نقره پیدا کنی.

255
00:23:11,390 --> 00:23:13,934
‫خب، این بار روی دوش هر دوی ماست.

256
00:23:14,518 --> 00:23:16,103
‫ما زن‌های باهوشی هستیم.

257
00:23:16,186 --> 00:23:17,979
‫- ما فرمان...
‫- زبون‌بازی رو بذار کنار، زن.

258
00:23:19,898 --> 00:23:22,567
‫فقط بگو چه کوفتی می‌خوای.

259
00:23:25,904 --> 00:23:29,157
‫من به اندازه‌ی کافی از «جاسپر هالو» می‌خوام
‫که سود قابل توجهی نشون بدم.

260
00:23:29,866 --> 00:23:32,160
‫تقریباً 45 درصد.

261
00:23:32,244 --> 00:23:34,162
‫من اون رو به قیمت بالایی می‌خرم.

262
00:23:35,205 --> 00:23:37,707
‫تو و بقیه، بقیه‌ی زمین‌تون رو نگه می‌دارید.

263
00:23:39,042 --> 00:23:40,544
‫چهل و پنج؟

264
00:23:41,795 --> 00:23:42,838
‫چطور تقسیم می‌شه؟

265
00:23:42,921 --> 00:23:45,465
‫خب، تقسیمش قسمت سخت ماجرا نیست.

266
00:23:45,966 --> 00:23:48,885
‫نقشه‌بردارهای من
‫با یه طرح منصفانه میان جلو.

267
00:23:48,969 --> 00:23:51,430
‫به همه‌ی شما دسترسی به رودخونه میدن.

268
00:23:52,055 --> 00:23:53,515
‫راه‌های جدید باز می‌کنن.

269
00:23:54,850 --> 00:23:56,935
‫می‌خوای من بقیه رو راضی کنم.

270
00:23:58,019 --> 00:24:02,107
‫خب، تو و بچه‌های تلر
‫بزرگ‌ترین تیکه زمین اینجا رو دارید.

271
00:24:04,234 --> 00:24:05,735
‫بقیه بهت احترام می‌ذارن،

272
00:24:06,445 --> 00:24:07,487
‫حرفت رو می‌خونن.

273
00:24:14,870 --> 00:24:17,372
‫بعد از تمام زجری که بهمون دادی...

274
00:24:20,542 --> 00:24:22,711
‫چرا باید بهت اعتماد کنیم، کنستانس؟

275
00:24:27,132 --> 00:24:29,509
‫من دنبال درصد نیستم.

276
00:24:31,219 --> 00:24:33,597
‫من وجب به وجبِ این هالو رو می‌خوام.

277
00:24:37,350 --> 00:24:38,518
‫اما امت...

278
00:24:42,355 --> 00:24:44,900
‫اون روی سازش اصرار می‌کرد.

279
00:24:46,485 --> 00:24:48,320
‫بهبودیِ حالِ همگان.

280
00:24:50,405 --> 00:24:51,948
‫من به خاطر اون درخواست می‌کنم.

281
00:24:53,950 --> 00:24:56,453
‫و هرگز از یاد اون
برای فریب استفاده نمی‌کنم

282
00:24:58,538 --> 00:25:00,373
‫اگه به هیچ چیز دیگه اعتماد نداری،

283
00:25:01,291 --> 00:25:02,542
‫به این اعتماد کن.

284
00:25:24,481 --> 00:25:27,442
‫- داری وسایل برادرم رو دید می‌زنی؟
‫- نه، معلومه که نه.

285
00:25:27,526 --> 00:25:29,861
‫اوم، داشتم فقط...

286
00:25:31,446 --> 00:25:33,907
‫بله. ببخشید.

287
00:25:34,616 --> 00:25:35,784
‫داشتم دید می‌زدم.

288
00:25:36,576 --> 00:25:38,203
‫برادرم...

289
00:25:40,580 --> 00:25:44,000
‫اگه این رو بپرسم زبونم رو می‌بُره، اما...

290
00:25:46,545 --> 00:25:47,796
‫دوستش داری؟

291
00:25:48,672 --> 00:25:49,839
‫من...

292
00:25:51,383 --> 00:25:54,261
‫این یه مسئله‌ی نسبتاً شخصیه، مگه نه؟

293
00:25:55,262 --> 00:25:56,972
‫نمی‌دونم.

294
00:25:58,098 --> 00:25:59,975
‫عشق انگار از من فراریه.

295
00:26:06,273 --> 00:26:07,732
‫خب، در مورد مسائل عشقی...

296
00:26:10,569 --> 00:26:13,113
‫برادرت حرفی از همچین چیزی زده؟

297
00:26:14,531 --> 00:26:15,740
‫اگه زده باشه،

298
00:26:16,866 --> 00:26:18,451
‫من متوجه نشدم.

299
00:26:19,703 --> 00:26:22,789
‫حرف‌هاش زیرِ بارِ احساسات...

300
00:26:23,373 --> 00:26:24,958
‫گم و گور می‌شه.

301
00:26:26,793 --> 00:26:27,794
‫آره.

302
00:26:28,503 --> 00:26:30,505
‫متوجه این شدم.

303
00:26:37,220 --> 00:26:40,098
‫ببخشید که محفلِ غیبتِ کوچیک‌تون رو
‫به هم می‌زنم.

304
00:26:40,599 --> 00:26:41,850
‫کار مادرها تموم شد.

305
00:27:11,296 --> 00:27:13,506
‫جای گازگرفتگی روش نمی‌بینم.

306
00:27:15,175 --> 00:27:16,551
‫چی شد، مامان؟

307
00:27:17,636 --> 00:27:19,054
‫باید همه باشن.

308
00:27:19,554 --> 00:27:21,181
‫چوب و سنگ.

309
00:27:21,890 --> 00:27:23,433
‫بهتره با اون‌ها بشنوید.

310
00:27:28,146 --> 00:27:30,440
‫هر کدوم‌مون 10 تا 20 درصد بهش می‌فروشیم.

311
00:27:32,525 --> 00:27:34,611
‫دو برابرِ قیمتِ پیشنهادی قبلی.

312
00:27:35,236 --> 00:27:37,989
‫نقشه‌بردار راهِ دسترسی ما
‫به رودخونه رو جدا می‌کنه.

313
00:27:38,073 --> 00:27:40,283
‫معدنِ ون‌نس

314
00:27:40,325 --> 00:27:43,161
‫هزینه‌ی هر چیزی که نیاز به
‫جابه‌جایی یا ساختن داشته باشه رو میده.

315
00:27:43,244 --> 00:27:45,330
‫اینم یه زهرِ دیگه‌ی اونه.

316
00:27:45,413 --> 00:27:48,917
‫حالا داره از نقشه‌بردار و وکیل استفاده می‌کنه
‫تا به زور به خوردمون بده.

317
00:27:49,000 --> 00:27:50,669
‫ممکنه درست باشه، والتر.

318
00:27:53,004 --> 00:27:54,506
‫برای همین اینجاییم.

319
00:27:55,131 --> 00:27:56,257
‫همه‌مون حق رأی داریم.

320
00:27:56,758 --> 00:27:59,052
‫فشار وندربیلت منطقیه.

321
00:28:00,804 --> 00:28:02,138
‫معدنچی‌ها دارن میرن غرب.

322
00:28:03,056 --> 00:28:04,808
‫کار اینجا داره کم می‌شه.

323
00:28:05,809 --> 00:28:09,104
‫بهش گفتم با هم تصمیم می‌گیریم.

324
00:28:09,187 --> 00:28:10,313
‫به عنوان یه خانواده.

325
00:28:11,022 --> 00:28:12,691
‫یه جبهه‌ی متحد.

326
00:28:13,775 --> 00:28:16,528
‫اگه نیاز دارید فکر کنید،
‫می‌تونیم صبح رأی بگیریم.

327
00:28:17,028 --> 00:28:18,822
‫زمانِ بیشتر نیاز نداریم.

328
00:28:26,788 --> 00:28:29,374
‫سنگ، به ون‌نس می‌فروشیم.

329
00:28:30,250 --> 00:28:31,501
‫چوب، مخالفید.

330
00:28:31,584 --> 00:28:34,212
‫این دفعه هر کدوم یه رأی داریم.
‫اکثریت برنده می‌شه.

331
00:28:34,796 --> 00:28:36,214
‫از کوچیک به بزرگ.

332
00:28:59,195 --> 00:29:02,741
‫نقشه‌بردارهای ما
‫تمام جزئیات زمین رو پر می‌کنن.

333
00:29:03,658 --> 00:29:05,410
‫فرآیندِ خسته‌کننده‌ایه.

334
00:29:06,411 --> 00:29:08,830
‫ولی فعلاً، یه نامه تنظیم می‌کنیم.

335
00:29:09,789 --> 00:29:14,711
‫همه‌شون باید امضاش کنن.
‫این برای آقای گرتی‌ـه.

336
00:29:14,794 --> 00:29:16,755
‫خانم نولان امیدوار به نظر می‌رسید؟

337
00:29:18,256 --> 00:29:20,633
‫سنگینیِ تصمیم رو براش روشن کردم.

338
00:29:20,717 --> 00:29:23,136
‫اون این رو به بقیه منتقل می‌کنه.

339
00:29:23,636 --> 00:29:26,514
‫مطمئنم اون‌ها می‌فهمن
‫که این به نفع یه نیازِ بزرگتره.

340
00:29:27,182 --> 00:29:29,142
‫اون‌ها دارن تقریباً نصف رو می‌فروشن.

341
00:29:33,396 --> 00:29:35,190
‫اگه رد کنن چی؟

342
00:29:35,273 --> 00:29:37,901
‫اون‌وقت چه سنگینی‌ای رو
برای فیونا به بار میاری؟

343
00:29:50,079 --> 00:29:51,790
‫آقای گرتی منتظره.

344
00:30:05,970 --> 00:30:09,432
‫مادر می‌خواد یه نامه
‫برای آقای گرتی تنظیم بشه، لطفاً.

345
00:30:13,311 --> 00:30:15,355
‫یک دقیقه برای کلانتر وقت دارید؟

346
00:30:18,066 --> 00:30:19,734
‫چه کمکی از دستم برمیاد، کلانتر؟

347
00:30:29,118 --> 00:30:31,663
‫وظیفه‌ی من حفظ امنیت مردمه.

348
00:30:32,330 --> 00:30:34,874
‫بیست سال سرباز بودم، حالا یه نشان دارم.

349
00:30:35,667 --> 00:30:37,085
‫این شهرِ شماست.

350
00:30:37,752 --> 00:30:39,045
‫من قوانین رو می‌دونم.

351
00:30:39,546 --> 00:30:42,757
‫قانون رو اجرا می‌کنم، عدالت رو در نظر دارم.

352
00:30:43,258 --> 00:30:45,426
‫و چیزهایی که توی سایه‌ها اتفاق میفته،

353
00:30:45,510 --> 00:30:47,303
‫می‌دونم کی چشم‌پوشی کنم.

354
00:30:48,304 --> 00:30:50,557
‫اما وقتی اون چیزها میان توی روشنایی،

355
00:30:51,474 --> 00:30:52,600
‫روسی،

356
00:30:53,309 --> 00:30:55,228
‫اون یاغی‌های مکزیکی،

357
00:30:56,271 --> 00:30:58,815
‫اگه دخالتِ مایلز آلدرتون نبود،

358
00:30:58,898 --> 00:31:01,651
‫الان تابوت‌های چوبیِ بیشتری اون بیرون بود.

359
00:31:03,778 --> 00:31:06,197
‫- آگاهم که...
‫- بذارید حرفم رو تموم کنم، خانم.

360
00:31:07,699 --> 00:31:11,411
‫دیروز، قوانین عوض شد،
‫و من نتونستم کارم رو انجام بدم.

361
00:31:12,328 --> 00:31:15,123
‫تاوانش جونِ بی‌گناهان بود.

362
00:31:16,499 --> 00:31:18,084
‫اگه قوانین دوباره عوض شه،

363
00:31:19,711 --> 00:31:22,505
‫باید مرد دیگه‌ای رو برای
‫نشان به سینه زدن پیدا کنید.

364
00:33:15,702 --> 00:33:17,745
‫بیا. بیا، بذار من بگیرمش.

365
00:33:22,375 --> 00:33:23,418
‫ممنونم.

366
00:33:24,752 --> 00:33:26,129
‫و منم متشکرم.

367
00:33:28,047 --> 00:33:31,759
‫حتی با اون... اتفاق تراژیکِ دیروز،

368
00:33:32,260 --> 00:33:34,512
‫تو صبور و دلسوز بودی.

369
00:33:35,263 --> 00:33:36,264
‫خیلی کمک کرد.

370
00:33:38,683 --> 00:33:40,768
‫خب، من فقط گوش دادم.

371
00:33:42,020 --> 00:33:44,230
‫شاید اگه بیشتر گوش بدیم،

372
00:33:44,731 --> 00:33:46,733
‫وقت بذاریم همدیگه رو بشناسیم.

373
00:33:48,943 --> 00:33:51,029
‫خیلی عجیبه.

374
00:33:51,112 --> 00:33:53,364
‫ما هر روز همدیگه رو می‌بینیم
...و با این حال

375
00:33:55,033 --> 00:33:58,077
‫خیلی کم در مورد اینکه
واقعاً کی هستیم می‌دونیم

376
00:33:58,828 --> 00:34:00,371
‫باید وقت بذاریم و این رو اصلاح کنیم.

377
00:34:01,497 --> 00:34:03,166
‫دلم می‌خواد همه چیز رو بدونم...

378
00:34:13,885 --> 00:34:15,428
‫داریم برمی‌گردیم به هالو.

379
00:34:27,148 --> 00:34:30,109
‫مهارتت در کشتنِ خواکین‌ها...

380
00:34:30,193 --> 00:34:33,362
‫چند نفر رو تنهایی کشتی؟

381
00:34:35,198 --> 00:34:38,993
‫من هرگز ندیدم کسی
این‌طوری با اسلحه کار کنه

382
00:34:39,077 --> 00:34:41,162
‫بیایید امیدوار باشیم که دیگه هرگز نبینی.

383
00:34:57,303 --> 00:35:00,098
‫سوابق رو چک کن. تا جایی که می‌شه برو عقب.

384
00:35:00,181 --> 00:35:02,683
‫- هر چی پیدا کردی ثبت کن.
‫- بله، قربان.

385
00:35:03,476 --> 00:35:04,936
‫زود برمی‌گردم.

386
00:35:09,065 --> 00:35:10,608
‫پسره چی می‌خواد؟

387
00:35:11,484 --> 00:35:13,736
‫ازم خواست برم پیش مارشال‌ها.

388
00:35:13,820 --> 00:35:17,907
‫بایگانی‌شون رو چک کنم.
‫هر سابقه جنایی روی اون اسم رو یادداشت کنم.

389
00:35:17,949 --> 00:35:19,575
[اِی وینستون]

390
00:35:39,804 --> 00:35:41,222
‫نمی‌خوای بری خونه؟

391
00:35:44,767 --> 00:35:46,894
‫این آهنگساز جدید، وردی.

392
00:35:46,978 --> 00:35:48,813
‫ریگولتو خیلی چالش‌برانگیزه.

393
00:35:49,772 --> 00:35:52,733
‫بهتره اینجا کار کنم
‫و مزاحم شب مادر نشم.

394
00:35:54,694 --> 00:35:56,112
‫و تو؟

395
00:35:56,195 --> 00:35:57,196
‫تا دیروقت می‌مونی؟

396
00:35:57,280 --> 00:35:58,781
‫کار من تمومه.

397
00:36:38,613 --> 00:36:40,072
‫خیلی خوشحالم که اومدی.

398
00:36:43,659 --> 00:36:44,869
‫تنهاییم؟

399
00:36:46,037 --> 00:36:47,038
‫آره.

400
00:36:48,414 --> 00:36:49,832
‫چه رأیی دادی؟

401
00:36:51,375 --> 00:36:52,376
‫من؟

402
00:36:53,586 --> 00:36:56,172
‫آره، اون... همه، هالو.

403
00:36:58,883 --> 00:36:59,884
‫آره.

404
00:37:01,510 --> 00:37:02,887
‫رأی مثبت دادیم. اکثریت بود.

405
00:37:21,656 --> 00:37:23,449
‫بذار کارم اینجا تموم شه.

406
00:37:23,532 --> 00:37:24,825
‫هیس!

407
00:37:30,831 --> 00:37:33,793
‫یه پسرعمو داشتم
‫همین نگاه رو توی چشم‌هاش داشت.

408
00:37:35,044 --> 00:37:36,254
‫اسمش اوتو بود.

409
00:37:37,630 --> 00:37:38,756
‫اوتو.

410
00:38:23,843 --> 00:38:29,056
مالک: قبل از ورود]
[.به کلبه‌ی شگفتی‌ها عنایت فرمایید و در بزنید

411
00:38:31,309 --> 00:38:32,393
‫بیا.

412
00:38:38,691 --> 00:38:39,817
‫آقای ون‌نس؟

413
00:38:45,614 --> 00:38:47,408
‫لعنتی.

414
00:38:47,491 --> 00:38:48,951
‫باز چی شده؟

415
00:38:49,452 --> 00:38:52,830
‫شما وقت دارید، درسته؟

416
00:38:55,499 --> 00:38:56,542
‫عزیزم،

417
00:38:57,418 --> 00:38:59,462
‫پایین کلی چیزِ قشنگ هست.

418
00:39:00,755 --> 00:39:05,009
‫- نمی‌خوای وقتت رو...
‫- بهم نگو چی می‌خوام!

419
00:39:10,681 --> 00:39:11,807
‫البته.

420
00:39:14,268 --> 00:39:15,770
‫برای خودت یه نوشیدنی بریز.

421
00:39:29,575 --> 00:39:30,910
‫من...

422
00:39:31,660 --> 00:39:33,621
‫به صحبت‌هات گوش میدم.

423
00:39:36,290 --> 00:39:39,543
‫هر کمکی که نیازه می‌کنم.

424
00:39:44,590 --> 00:39:45,966
‫دو تا شرط داره.

425
00:39:47,802 --> 00:39:49,637
‫این راز بین ما می‌مونه.

426
00:39:53,933 --> 00:39:56,185
‫و من تعیین می‌کنم تا کِی بمونی.

427
00:39:58,646 --> 00:39:59,855
‫بله، خانم.

428
00:40:16,956 --> 00:40:20,334
‫لطفاً در اتاق پذیرایی منتظر بمونید.
‫خانم ون‌نس به زودی خدمت می‌رسن.

429
00:40:49,488 --> 00:40:51,574
‫لطفاً. بفرمایید.

430
00:40:59,039 --> 00:41:00,082
‫چای؟

431
00:41:01,083 --> 00:41:02,960
‫کیک کره‌ای گرمه.

432
00:41:04,170 --> 00:41:06,505
‫یه نوشیدنی قوی، اگه دارید.

433
00:41:09,175 --> 00:41:10,176
‫خیلی بهتره.

434
00:41:18,601 --> 00:41:20,519
‫با بقیه صحبت کردی؟

435
00:41:23,772 --> 00:41:24,940
‫جمع شدیم.

436
00:41:25,941 --> 00:41:27,109
‫تصمیم گرفتیم.

437
00:41:31,739 --> 00:41:34,033
‫چیزهایی هست که باید بشنوم

438
00:41:34,116 --> 00:41:36,035
‫قبل از اینکه در مورد نتیجه حرف بزنیم.

439
00:41:38,370 --> 00:41:39,538
‫حقیقت.

440
00:41:43,125 --> 00:41:44,960
‫تمام بدشانسی‌ها.

441
00:41:47,463 --> 00:41:48,839
‫در سال گذشته یا همین حدود.

442
00:41:50,508 --> 00:41:51,634
‫متوجه‌ام.

443
00:41:53,761 --> 00:41:54,803
‫یه جور...

444
00:41:55,387 --> 00:41:56,722
‫اعتراف.

445
00:41:57,890 --> 00:41:58,891
‫یه جور...

446
00:42:00,476 --> 00:42:01,894
‫اعتمادسازی.

447
00:42:11,946 --> 00:42:12,947
‫شروع کن.

448
00:42:16,116 --> 00:42:17,576
‫گاوِ سلاخی شده‌ی ما.

449
00:42:19,036 --> 00:42:21,455
‫آدم‌های تو بودن
‫که اون‌ها رو از دیوار پرت کردن؟

450
00:42:22,581 --> 00:42:23,582
‫بله.

451
00:42:27,169 --> 00:42:31,006
‫اسبِ عزیزکرده‌ی اوما و کوئنتین
‫که یهو لنگ شد.

452
00:42:31,882 --> 00:42:33,008
‫کارِ تو بود؟

453
00:42:33,092 --> 00:42:34,802
‫یکی از گله‌دارهای من...

454
00:42:36,971 --> 00:42:38,138
‫تاندونش رو بُرید.

455
00:42:41,684 --> 00:42:44,853
‫و مزارع مایلز، مسموم شده بود؟

456
00:42:46,939 --> 00:42:48,941
‫بارون سم رو وارد آبیاریش کرد.

457
00:42:50,484 --> 00:42:53,070
‫هرگز قصد نداشتیم
این همه هکتار رو از بین ببریم

458
00:42:53,862 --> 00:42:55,489
‫اون یه تصادف بود.

459
00:42:59,118 --> 00:43:00,452
‫کاملاً تموم شد؟

460
00:43:02,997 --> 00:43:05,124
‫سبک کردنِ بارِ خود...

461
00:43:07,251 --> 00:43:10,004
‫فکر کنم از نظر روحی برات مؤثر باشه.

462
00:43:14,758 --> 00:43:15,759
‫نوبتِ منه...

463
00:43:18,679 --> 00:43:20,514
‫...که اعتماد بسازم.

464
00:43:22,558 --> 00:43:25,436
‫اون جسدی که مارشال‌ها برگردوندن...

465
00:43:26,478 --> 00:43:28,856
‫حتی با اون وضعیتِ وحشتناک،

466
00:43:29,815 --> 00:43:31,066
‫چشم‌هاش،

467
00:43:32,359 --> 00:43:34,278
‫خیلی از هم فاصله داشتن.

468
00:43:36,447 --> 00:43:39,491
‫من مطمئنم که اون ویلمِ من نبود.

469
00:43:47,082 --> 00:43:48,167
‫اما من...

470
00:43:49,877 --> 00:43:53,047
‫هنوز مادری هستم که پسرش رو گم کرده.

471
00:43:54,340 --> 00:43:56,050
‫دخترِ تو، فیونا،

472
00:43:56,133 --> 00:43:58,636
‫ظاهراً ویلم دلباخته‌ش بود،

473
00:43:58,719 --> 00:44:01,555
‫و من نمی‌تونم خودم رو از این فکر رها کنم،

474
00:44:01,639 --> 00:44:04,808
‫این... حسِ مادرانه،

475
00:44:06,477 --> 00:44:08,312
‫که چیزهای بیشتری برای دونستن هست.

476
00:44:09,563 --> 00:44:11,940
‫شاید گهگاهی مخفیانه همدیگه رو می‌دیدن.

477
00:44:12,941 --> 00:44:14,526
‫یا نامه رد و بدل می‌کردن.

478
00:44:16,195 --> 00:44:18,113
‫یا نشانه‌های محبت.

479
00:44:20,199 --> 00:44:21,659
‫هر چیزی...

480
00:44:22,576 --> 00:44:23,994
‫که بتونی به یاد بیاری.

481
00:44:29,583 --> 00:44:32,252
‫و اگه قبلاً می‌ترسیدی

482
00:44:32,336 --> 00:44:34,338
‫که چیزی رو با من در میان بذاری،

483
00:44:35,381 --> 00:44:38,092
‫بهت قول میدم
‫هیچ تلافی‌ای در کار نخواهد بود.

484
00:44:41,178 --> 00:44:42,471
‫فقط الان بهم بگو.

485
00:44:48,185 --> 00:44:49,895
‫کمکم کن پسرم رو پیدا کنم.

486
00:44:55,943 --> 00:44:58,028
‫خیلی متأسفم، کنستانس.

487
00:45:03,450 --> 00:45:05,953
‫من هیچ چیزی از ویلم نمی‌دونم
‫که دردت رو تسکین بده.

488
00:45:19,383 --> 00:45:20,592
‫درک می‌کنم.

489
00:45:23,637 --> 00:45:24,680
‫ممنونم.

490
00:45:31,812 --> 00:45:34,148
‫رنج‌های ما، ما رو به هم نزدیک کرد.

491
00:45:38,736 --> 00:45:39,903
‫شاید حالا...

492
00:45:43,323 --> 00:45:45,242
‫شانسی داشته باشن که...

493
00:45:45,909 --> 00:45:47,745
‫کمک‌مون کنن ادامه بدیم.
