﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,674
‫هیچ سوءظنی دیده نشده.

3
00:00:07,757 --> 00:00:10,176
‫سوءظن به ندرت چهره‌ش رو نشون میده.

4
00:00:10,260 --> 00:00:12,470
‫ما هنوز از شرِّ دروغی که خاک کردیم
‫رها نشدیم.

5
00:00:12,554 --> 00:00:15,682
‫شما مادری هستید که
‫سنگینیِ غمِ از دست دادن فرزند رو درک می‌کنید.

6
00:00:15,765 --> 00:00:18,101
‫نبودنِ ویلم داره...

7
00:00:18,852 --> 00:00:20,478
‫ما رو تیکه‌تیکه می‌کنه.

8
00:00:20,937 --> 00:00:21,438
[آنچه گذشت]

9
00:00:21,479 --> 00:00:23,148
‫تو خیلی مهربونی، الیاس.
[آنچه گذشت]

10
00:00:24,024 --> 00:00:25,275
‫من خیلی بهت علاقه دارم.

11
00:00:26,401 --> 00:00:31,948
‫من الان تحت فشارم که
‫تصمیماتی بگیرم که نتیجه‌شون نامعلومه.

12
00:00:32,032 --> 00:00:34,492
‫امنیتِ تو بزرگ‌ترین نگرانیِ منه.

13
00:00:34,576 --> 00:00:35,869
‫میراثِ ما...

14
00:00:36,870 --> 00:00:38,413
‫بزرگ‌ترین نگرانیِ ماست.

15
00:00:38,496 --> 00:00:40,248
‫پرنده‌ی سرخ نیاز به منابع داره.

16
00:00:40,331 --> 00:00:41,875
‫و اون منابع؟

17
00:00:41,958 --> 00:00:43,585
‫اسلحه، مهمات.

18
00:00:43,668 --> 00:00:44,753
‫آقای روچ.

19
00:00:45,336 --> 00:00:47,630
‫من به شغل می‌شناسمش، نه اسم.

20
00:00:47,714 --> 00:00:50,425
‫اون یه ردیابه که مادر استخدام کرده
‫تا دنبال ویلم بگرده.

21
00:00:50,508 --> 00:00:52,510
‫من تقریباً مطمئنم
‫که این ردیابِ شما یه راهزنه.

22
00:00:52,594 --> 00:00:55,597
‫تریشا گفت که اون داره از
‫صورت‌سرخ‌ها برای پیدا کردن ویلم استفاده می‌کنه.

23
00:00:55,680 --> 00:00:59,184
‫یا خدا.
‫چطور جلوشون رو بگیریم که جنازه رو پیدا نکنن؟

24
00:00:59,267 --> 00:01:01,519
‫سرجوخه میچل ازم خواست
‫که به بقایاش رسیدگی کنم.

25
00:01:01,603 --> 00:01:03,271
‫آخرین درخواستش بود.

26
00:01:03,855 --> 00:01:06,441
‫کلانتر هرچی که پیدا کنه،
‫فرض رو بر این می‌ذاره که ویلمه،

27
00:01:06,524 --> 00:01:08,818
‫یا مردیه که اون رو دزدیده و کشته.

28
00:01:08,902 --> 00:01:12,363
‫لباس تنش کنید.
یه جا برای گذاشتنش پیدا می‌کنیم

29
00:01:23,583 --> 00:01:29,214
‫ای پدر آسمانی،
‫بهم نشون بده چطور با عشق و شجاعت رهبری کنم.

30
00:01:31,591 --> 00:01:33,426
‫کمکم کن اون‌ها رو کنار خودم نگه دارم.

31
00:01:36,554 --> 00:01:37,806
‫ما رو متحد نگه دار.

32
00:01:38,973 --> 00:01:41,476
‫در پناهِ عشق و رحمتِ خودت.

33
00:01:41,559 --> 00:01:44,604
‫- ...یه حقِ انتخابِ کوفتی بهمون می‌داد!
‫- اون دلایل خودش رو داره!

34
00:01:44,687 --> 00:01:46,981
‫خدای بزرگ،
‫خودت بهم صبر بده که خون به پا نکنم.

35
00:01:47,065 --> 00:01:48,691
‫...می‌رفت پیشِ کنستانس.

36
00:01:48,775 --> 00:01:50,735
‫انگار که انتخابِ دیگه‌ای هم داشتن.

37
00:01:50,819 --> 00:01:51,986
‫صداتون رو بیارید پایین.

38
00:01:54,030 --> 00:01:56,032
‫- صبح به‌خیر، مامان.
‫- صبح به‌خیر.

39
00:01:56,116 --> 00:01:58,785
‫گوشِ فرشته‌ها هم امروز صبح
‫نمی‌تونست دعاهای من رو بشنوه.

40
00:01:58,868 --> 00:02:01,079
‫خب، الان باید یه چیزی بگی.

41
00:02:03,414 --> 00:02:05,166
‫چی باید بگم؟

42
00:02:06,876 --> 00:02:09,045
‫اتفاقاتی که اخیراً افتاده.

43
00:02:09,129 --> 00:02:11,256
‫اهالی هالو حق دارن که بدونن.

44
00:02:11,840 --> 00:02:13,758
‫اینکه کنستانس کشیش ما رو خرید.

45
00:02:14,259 --> 00:02:18,012
‫ارتباطش با صورت‌سرخ‌ها. و خاک کردن
‫یه بره توی لباسِ گرگ.

46
00:02:18,096 --> 00:02:20,431
‫همه‌ی چیزهایی که خودمون تنهایی حلش کردیم.

47
00:02:20,515 --> 00:02:23,560
‫چیزهایی که نباید
‫ذهنِ بچه‌های من رو درگیر کنه.

48
00:02:23,643 --> 00:02:24,644
‫ما بچه نیستیم.

49
00:02:29,190 --> 00:02:32,485
‫من تصمیم می‌گیرم کی زمانِ مناسب
‫برای گفتن به بقیه‌ست.

50
00:02:34,612 --> 00:02:35,738
‫فرشته‌ها...

51
00:02:38,116 --> 00:02:41,661
‫حالا زمانِ الهیِ گفتنِ حقیقت رو
‫بهت وحی می‌کنن؟

52
00:02:42,453 --> 00:02:44,706
‫- مواظب حرف زدنت باش.
‫- نه.

53
00:02:45,540 --> 00:02:47,167
‫این خشونتی که درون توئه،

54
00:02:48,001 --> 00:02:49,419
‫خطرناکه.

55
00:02:51,421 --> 00:02:53,715
‫منم می‌خوام شرِّ ون‌نس
...از سرمون کم بشه، اما

56
00:02:53,798 --> 00:02:57,969
‫تو داری همه چیزمون رو،
‫هر چی که مالِ ماست رو به خطر میندازی.

57
00:03:01,973 --> 00:03:03,725
‫برین سرِ کارهای روزانه‌تون.

58
00:03:22,410 --> 00:03:25,788
‫خانم، عذرخواهی من رو بپذیرید
‫که نتونستم پسرتون رو پیدا کنم.

59
00:03:26,372 --> 00:03:27,624
‫درک می‌کنم.

60
00:03:27,707 --> 00:03:31,711
‫تونستم اسلحه‌هایی رو که برای معامله
‫با کایوس‌ها نیاز دارید پیدا کنم.

61
00:03:32,629 --> 00:03:35,965
‫دوستِ شیادِ روسیِ شما، آرکاشا،

62
00:03:36,049 --> 00:03:38,134
‫ظاهراً الان زده توی کار اسلحه.

63
00:03:38,218 --> 00:03:40,720
‫سرنوشت صرفاً قربانیِ شرایطه.

64
00:03:42,222 --> 00:03:44,057
‫به نظر می‌رسه سرنوشت ما، آقای روچ،

65
00:03:45,141 --> 00:03:47,060
‫الان کمی وحشی‌تر شده.

66
00:03:52,357 --> 00:03:55,902
‫[رهاشدگان]

67
00:04:02,325 --> 00:04:04,077
‫بسیار خب، آلبرت. اینجا رو امضا کن.

68
00:04:05,119 --> 00:04:07,914
‫- بازارِ بعدی این بدهی‌ها رو صاف می‌کنیم.
‫- مشکلی نیست.

69
00:04:12,502 --> 00:04:13,670
‫خواهرزاده‌ی همسرم.

70
00:04:13,753 --> 00:04:15,255
‫طرفِ کارائیب.

71
00:04:15,755 --> 00:04:17,840
‫هنوز داره به تراشه‌ها عادت می‌کنه.

72
00:04:25,890 --> 00:04:28,685
‫- دنبالم می‌گشتی.
‫- بله.

73
00:04:31,020 --> 00:04:33,022
‫نگران بودم.

74
00:04:33,106 --> 00:04:37,277
‫خیلی آشفته به نظر می‌رسیدی...
‫سرِ قضیه‌ی حقیقتِ روچ.

75
00:04:37,986 --> 00:04:41,030
‫ظاهراً مادر به یه جنایتکار
‫بیشتر از بچه‌های خودش اعتماد داره.

76
00:04:42,198 --> 00:04:44,701
‫آره، مثل مادر من و تسبیحش.

77
00:04:45,285 --> 00:04:47,287
‫طبیعتِ محافظت‌گرش...

78
00:04:47,912 --> 00:04:49,747
‫من رو هل میده که فرار کنم.

79
00:04:51,708 --> 00:04:54,961
‫من فقط می‌خوام به چشمِ چیزی بیشتر از
‫«دخترِ خانواده» دیده بشم.

80
00:04:55,878 --> 00:04:58,131
‫من خیلی بیشتر از این‌ها می‌بینم، تریشا.

81
00:05:09,309 --> 00:05:10,351
‫لعنتی.

82
00:05:10,435 --> 00:05:11,477
‫اوم...

83
00:05:12,478 --> 00:05:13,604
‫می‌شه بعداً همدیگه رو ببینیم؟

84
00:05:13,688 --> 00:05:17,191
‫یه جایی دور از سوت زدن‌های برادرم.

85
00:05:17,942 --> 00:05:19,110
‫مشتاقم.

86
00:05:20,278 --> 00:05:23,072
‫دشتِ نزدیکِ مسیرِ دلتا؟
‫آخرِ روز؟

87
00:06:06,074 --> 00:06:08,701
‫هی! کجا میری؟

88
00:06:09,285 --> 00:06:11,746
‫می‌بینمت، دزدِ کوچولو!

89
00:06:13,581 --> 00:06:15,291
‫این مالِ تو نیست.

90
00:06:15,375 --> 00:06:16,501
‫این مالِ لاکوتاست.

91
00:06:16,584 --> 00:06:18,044
‫چپقِ مقدس.

92
00:06:18,127 --> 00:06:20,213
‫من می‌دونم چه کوفتیه.

93
00:06:20,922 --> 00:06:22,673
‫سه تا سرخپوست رو کشتم تا مالِ من بشه.

94
00:06:36,020 --> 00:06:38,147
‫رو آب بخند، حیوانِ کثیف.

95
00:06:59,585 --> 00:07:00,628
‫کافیه!

96
00:07:11,139 --> 00:07:14,559
‫- می‌دونم گفتید مزاحمتون نشیم.
‫- ببخشید که مزاحم شدم، خانم.

97
00:07:14,642 --> 00:07:16,936
‫دیگه صبر و چاره‌م تموم شده.

98
00:07:17,019 --> 00:07:18,980
‫من... من به راهنمایی شما نیاز دارم.

99
00:07:20,731 --> 00:07:23,067
‫پنج دقیقه‌ی دیگه توی حیاط کلیسا.

100
00:07:23,151 --> 00:07:24,819
‫ممنون، بانوی نیکوکار.

101
00:07:29,157 --> 00:07:32,827
‫من نهایت تلاشم رو کردم
‫که بچه‌ها رو طبقِ درس پیش ببرم،

102
00:07:32,910 --> 00:07:35,496
‫اما... با وجود وظایفِ کلیسایی...

103
00:07:41,377 --> 00:07:42,795
‫شما به کمک نیاز دارید.

104
00:07:43,629 --> 00:07:44,797
‫به‌شدت.

105
00:08:09,238 --> 00:08:10,281
‫تو فرار کردی.

106
00:08:32,803 --> 00:08:34,972
‫توی خودم گم می‌شم، مامان.

107
00:08:35,056 --> 00:08:36,849
‫این بخشی از وجودِ منه.

108
00:08:39,602 --> 00:08:41,646
‫پس اگه نرم سمت اون...

109
00:08:43,189 --> 00:08:44,607
‫یا اون‌طوری نباشم...

110
00:08:46,108 --> 00:08:47,902
‫دارم به مردمم خیانت می‌کنم؟

111
00:08:51,030 --> 00:08:52,698
‫و بعد به تو نگاه می‌کنم...

112
00:08:55,201 --> 00:08:57,537
‫برادرها و خواهرم...

113
00:09:01,207 --> 00:09:03,251
‫نمی‌تونم به خانواده‌م خیانت کنم.

114
00:09:13,010 --> 00:09:15,304
‫تصمیمی که فقط خودت می‌تونی بگیری، لیلا...

115
00:09:18,849 --> 00:09:21,269
‫اما من اون قلبت رو می‌شناسم...

116
00:09:24,021 --> 00:09:25,898
‫انتخابِ درست رو نشونت میده.

117
00:09:28,943 --> 00:09:30,778
‫تو جونم رو نجات دادی، مامان.

118
00:09:32,697 --> 00:09:33,781
‫دوستم داری.

119
00:09:35,408 --> 00:09:36,617
‫این دِین رو...

120
00:09:38,411 --> 00:09:40,329
‫هرگز نمی‌تونم فراموش کنم.

121
00:09:59,307 --> 00:10:02,435
‫- می‌تونم کمک کنم. نه. نه، خودم می‌برمش.
‫- نه. مشکلی نیست.

122
00:10:08,566 --> 00:10:10,151
‫میخ و میخ‌چوبی.

123
00:10:12,320 --> 00:10:13,362
‫آلبرت.

124
00:10:14,071 --> 00:10:15,072
‫میسون.

125
00:10:17,366 --> 00:10:19,285
‫لوسیندا بورل.

126
00:10:19,368 --> 00:10:21,120
‫از آشنایی باهات خوشبختم.

127
00:10:22,747 --> 00:10:23,831
‫لهجه‌ت...

128
00:10:24,582 --> 00:10:25,625
‫خیلی قشنگه.

129
00:10:25,708 --> 00:10:28,002
‫اهل ترینیدادم. اونجا به دنیا اومدم.

130
00:10:28,836 --> 00:10:30,379
‫و شما؟

131
00:10:30,463 --> 00:10:31,464
‫از شمال؟

132
00:10:32,256 --> 00:10:33,633
‫یه مردِ آزاد.

133
00:10:35,384 --> 00:10:37,219
‫بله. آزاد به دنیا اومدم.

134
00:10:38,054 --> 00:10:39,430
‫همون‌طور که پدرم بود.

135
00:10:41,599 --> 00:10:44,226
‫این لیست افراد تحصیل‌کرده‌ی منطقه‌ست.

136
00:10:44,310 --> 00:10:46,228
‫همه‌شون معلم‌های خوبی می‌شن.

137
00:10:47,355 --> 00:10:49,940
‫متأسفانه، هیچ‌کدوم ساکن «انجل ریج» نیستن.

138
00:10:56,781 --> 00:10:58,532
‫من به این موضوع رسیدگی می‌کنم.

139
00:11:09,752 --> 00:11:11,295
‫کمک لازم داری؟

140
00:11:21,013 --> 00:11:22,807
‫ممنونم، آقای میسون.

141
00:11:24,100 --> 00:11:25,351
‫باعث افتخاره.

142
00:11:28,729 --> 00:11:29,730
‫مرد جوان.

143
00:11:34,318 --> 00:11:37,571
‫بله، شما. با من بیا.

144
00:11:49,625 --> 00:11:51,377
‫اسمت آلبرته، درسته؟

145
00:11:52,795 --> 00:11:53,796
‫بله.

146
00:11:54,547 --> 00:11:57,216
‫متوجه شدم که تحصیلات رسمی داری.

147
00:11:58,217 --> 00:11:59,218
‫از کجا می‌دونید؟

148
00:12:00,052 --> 00:12:01,262
‫من همه چیز رو می‌دونم.

149
00:12:02,972 --> 00:12:05,725
‫تحصیل کرده در فرانکلین کانتی، پنسیلوانیا.

150
00:12:07,184 --> 00:12:08,477
‫پدرم معلم بود.

151
00:12:12,148 --> 00:12:14,650
‫تحصیلات ابتدایی رو در ده سالگی تموم کردم.

152
00:12:15,609 --> 00:12:18,237
‫سه سال دوره متوسطه قبل از اینکه
‫پدرم بیمار بشه.

153
00:12:19,196 --> 00:12:21,365
‫تحصیلات بعد از اون، با تلاش خودم بود.

154
00:12:21,991 --> 00:12:23,284
‫فکر می‌کنم نزدیک به...

155
00:12:24,493 --> 00:12:26,662
‫سال دوم دانش دانشگاهی باشم.

156
00:12:28,330 --> 00:12:31,041
‫خب، باید لباس مناسب تنت کنیم.

157
00:12:32,084 --> 00:12:34,170
‫من همه چیز رو کاملاً برات روشن می‌کنم.

158
00:13:10,873 --> 00:13:13,584
‫روبان بستن دورش
‫باعث نمی‌شه کمتر مایه دردسر باشه.

159
00:13:13,667 --> 00:13:15,294
‫همین الانش هم از تو خوشش اومده.

160
00:13:15,377 --> 00:13:18,714
‫از پس‌مونده غذا خوشش میاد.
‫دنبال یه شکم اضافه برای سیر کردن نیستم.

161
00:13:19,381 --> 00:13:21,175
‫پس فقط تیکه‌تیکه‌ش کن.

162
00:13:21,258 --> 00:13:22,843
‫بده حیوون‌های گنده بخورن.

163
00:13:24,011 --> 00:13:25,221
‫لیتل بول.

164
00:13:25,304 --> 00:13:27,348
‫چیه؟ باید ولش کنیم بره.

165
00:13:27,431 --> 00:13:30,810
‫گرگ‌ها و کایوت‌ها هم همین کار رو می‌کنن.

166
00:13:32,436 --> 00:13:33,687
‫شرمنده، والتر.

167
00:13:35,314 --> 00:13:37,274
‫نمی‌خواستم چندش‌آورش کنم.

168
00:13:42,363 --> 00:13:43,614
‫اگه ولش کنی،

169
00:13:44,198 --> 00:13:46,242
‫میره دنبالِ آب تازه.

170
00:13:46,826 --> 00:13:50,204
‫جریان رودخونه می‌کشتش پایین
‫قبل از اینکه چیزی بتونه بخورتش.

171
00:13:51,747 --> 00:13:53,541
‫این که به نظر دردناک‌تر میاد.

172
00:13:59,588 --> 00:14:02,007
‫می‌شه فقط مراقبش باشی؟

173
00:14:02,842 --> 00:14:05,010
‫تا وقتی کسی رو پیدا کنیم که ببرتش؟

174
00:14:16,856 --> 00:14:19,024
‫پنجه‌ش همچین بزرگ هم نیست.

175
00:14:19,525 --> 00:14:21,735
‫کوچیک‌ها وحشی‌ترن.

176
00:14:28,367 --> 00:14:31,745
‫من کاملاً آگاهم
‫که چه کلکی بهم زدید.

177
00:14:32,538 --> 00:14:34,206
‫ملاقاتِ خوبی بود، والتر.

178
00:14:54,894 --> 00:14:56,395
‫دو روز بهش وقت می‌دیم.

179
00:14:57,771 --> 00:15:00,524
‫اگه بیشتر دوا بود تا درد...

180
00:15:02,234 --> 00:15:03,736
‫شاید یه اسم براش گذاشتی.

181
00:15:06,280 --> 00:15:07,281
‫بیا بریم.

182
00:15:14,872 --> 00:15:15,998
‫بچه‌ها.

183
00:15:17,124 --> 00:15:19,835
‫این معلم جدید شماست، آقای میسون.

184
00:15:20,502 --> 00:15:21,712
‫ایشون یه مرد آزاد هستن.

185
00:15:21,795 --> 00:15:23,672
‫متولدِ پنسیلوانیا.

186
00:15:23,756 --> 00:15:26,091
‫از یه خاندانِ شریفِ فرهنگی میان.

187
00:15:27,635 --> 00:15:29,011
‫اون رنگین‌پوسته.

188
00:15:30,012 --> 00:15:32,097
‫بله. همین‌طوره.

189
00:15:33,057 --> 00:15:35,392
‫و این آخرین حرفیه
‫که در این مورد زده می‌شه.

190
00:15:36,185 --> 00:15:37,269
‫شیرفهم شد؟

191
00:15:43,442 --> 00:15:44,485
‫موفق باشی.

192
00:15:52,117 --> 00:15:55,829
‫می‌خوام همین الان با کلانتر حرف بزنم!
‫من نگران امنیتم هستم، معاون.

193
00:15:55,913 --> 00:15:58,040
‫همسرم هیچ خبری از این استخدام بهم نداد.

194
00:15:58,123 --> 00:15:59,583
‫کدوم استخدام؟

195
00:15:59,667 --> 00:16:00,834
‫خبر ندارین؟

196
00:16:01,377 --> 00:16:04,672
‫خانم ون‌نس پسر شما رو معلم ما کرده.

197
00:16:07,216 --> 00:16:09,468
‫خب، حرف الف.

198
00:16:10,928 --> 00:16:13,055
‫الف مثل اردک

199
00:16:13,138 --> 00:16:14,932
‫کواک!

200
00:16:16,517 --> 00:16:17,643
‫نه.

201
00:16:19,395 --> 00:16:20,729
‫بیشتر شبیه...

202
00:16:21,563 --> 00:16:22,648
‫کواک!

203
00:16:26,068 --> 00:16:27,403
‫حالا روی تخته‌هاتون بنویسید.

204
00:16:28,278 --> 00:16:30,406
‫با حروف بزرگ.

205
00:16:35,327 --> 00:16:36,495
‫مامان.

206
00:16:38,539 --> 00:16:39,665
‫مامان!

207
00:16:40,499 --> 00:16:42,126
‫مامان! صبر کن!

208
00:16:59,101 --> 00:17:00,561
‫این رو نگاه.

209
00:17:02,187 --> 00:17:03,397
‫دو کلمه حرف بزنیم؟

210
00:17:08,819 --> 00:17:11,780
‫آلبرت رو استخدام کردی.
‫قصدت چیه؟

211
00:17:14,450 --> 00:17:18,412
‫کلیسا و مدرسه
‫توسط شورای کلیسا تأمین مالی می‌شن.

212
00:17:19,663 --> 00:17:21,415
‫اون کارمندِ من نیست.

213
00:17:21,498 --> 00:17:23,542
‫تو نخِ همه‌ی عروسک‌های این شهر رو می‌کشونی.

214
00:17:24,543 --> 00:17:27,713
‫کشیدنِ من فقط یه هدف داره.

215
00:17:28,505 --> 00:17:30,716
‫بهبودِ «انجل ریج».

216
00:17:31,467 --> 00:17:34,386
‫و پسر تو آماده‌ست که به این نیاز کمک کنه.

217
00:17:34,470 --> 00:17:35,888
‫خودش می‌فهمه کی آماده‌ست.

218
00:17:35,971 --> 00:17:39,641
‫- به نظر می‌رسه آلبرت...
‫- از پسر من استفاده نکن تا ما رو تحت فشار بذاری.

219
00:17:39,725 --> 00:17:43,103
‫با القاب گولش می‌زنی،
‫لباس‌های فاخر تنش می‌کنی. که چی بشه؟

220
00:17:43,187 --> 00:17:45,397
‫خیانت، همون‌طوری که به کشیشِ من کردی؟

221
00:17:56,784 --> 00:17:58,202
‫جناب اسقف دافی.

222
00:18:02,706 --> 00:18:04,917
‫من چه خیانتی رو در اون برانگیختم؟

223
00:18:09,421 --> 00:18:11,882
‫آلبرت روح مهربون و بخشنده‌ای داره.

224
00:18:13,634 --> 00:18:15,803
‫داری ازش استفاده می‌کنی
که به من چنگ بندازی

225
00:18:15,886 --> 00:18:18,388
‫خب، شاید قضیه در موردِ تو نیست.

226
00:18:22,184 --> 00:18:25,395
‫فکر نمی‌کنی که اون شایسته‌ی
‫همچین مقامِ بالایی باشه؟

227
00:18:26,105 --> 00:18:27,147
‫چرا؟

228
00:18:28,065 --> 00:18:29,525
‫چون سیاه‌پوسته؟

229
00:18:30,442 --> 00:18:32,111
‫چطور به خودت جرأت میدی؟

230
00:18:33,612 --> 00:18:35,864
‫غریزه‌ی مادرانه برای محافظت.

231
00:18:36,990 --> 00:18:38,826
‫چیزِ خیلی قدرتمندیه...

232
00:18:40,202 --> 00:18:42,496
‫اما می‌تونه عقلِ سلیم ما رو کور کنه.

233
00:18:43,664 --> 00:18:48,836
‫ذهن‌مون رو قانع کنه
‫به داستان‌های تراژیکی که وجود ندارن.

234
00:18:51,255 --> 00:18:53,465
‫شاید عقل سلیم شما کور شده.

235
00:18:56,426 --> 00:18:58,679
‫ناراحتید که ویلم هنوز پیدا نشده؟

236
00:19:02,266 --> 00:19:04,101
‫ذهنِ من کاملاً روشنه.

237
00:19:05,352 --> 00:19:06,478
‫در مورد ویلم.

238
00:19:08,856 --> 00:19:09,857
‫و آلبرت.

239
00:19:10,607 --> 00:19:12,317
‫انتصابِ پسرِ شما،

240
00:19:12,401 --> 00:19:15,612
‫تنها انگیزه‌م اینه که کارِ درستیه.

241
00:19:17,030 --> 00:19:20,617
‫هزینه‌ی کت‌شلوار و کفش‌هاش
‫از حقوقش کم می‌شه.

242
00:19:21,368 --> 00:19:23,370
‫اختلاف ما، فیونا،

243
00:19:24,163 --> 00:19:26,331
‫مسئله‌ایه مربوط به املاک،

244
00:19:26,832 --> 00:19:27,958
‫نه بچه‌ها.

245
00:19:29,418 --> 00:19:31,461
‫همه مسائل به بچه‌های من مربوط می‌شه.

246
00:19:32,462 --> 00:19:35,716
‫اما آیا بچه‌های ما هنوز
‫به چنین نگرانی‌ای نیاز دارن؟

247
00:19:36,967 --> 00:19:39,386
‫یا ما زیرکانه پرورشش می‌دیم،

248
00:19:39,469 --> 00:19:41,930
‫و به هدفِ مادریمون می‌چسبیم؟

249
00:20:08,498 --> 00:20:09,917
‫می‌تونم کمک‌تون کنم، آقا؟

250
00:20:18,508 --> 00:20:20,010
‫بهتره بیرون منتظر بمونی.

251
00:20:20,636 --> 00:20:22,012
‫برگرد اینجا، پسرجان.

252
00:20:22,596 --> 00:20:23,889
‫باید این رو ببینی.

253
00:20:23,972 --> 00:20:26,475
‫راست می‌گی. پسره باید ببینه.

254
00:20:32,856 --> 00:20:35,192
‫این ماجرا تموم نشده، آقای معلم.

255
00:20:43,367 --> 00:20:45,494
‫اون کت‌شلوار. خیلی بهت میاد.

256
00:20:49,081 --> 00:20:52,459
‫در مورد همه‌ی این‌ها
‫با خانم ون‌نس صحبت کردم.

257
00:20:53,043 --> 00:20:54,878
‫لحظات درخشانی نبود.

258
00:20:55,754 --> 00:20:57,839
‫نمی‌دونم چرا من رو گذاشت سر این کار، مامان.

259
00:20:58,590 --> 00:21:01,802
‫اما اگه ذره‌ای حس کنم داره سعی می‌کنه...
‫بینِ ما جدایی بندازه...

260
00:21:01,885 --> 00:21:05,597
‫با لذت نفرتم رو نسبت بهش شعله‌ور می‌کنم.

261
00:21:06,974 --> 00:21:10,435
‫وقتی این کار رو می‌کنم، دیگه نمی‌تونم
‫خوبی رو توی هیچ چیزِ لعنتی‌ای ببینم.

262
00:21:15,274 --> 00:21:16,483
‫من رو ببخش، آلبرت.

263
00:21:17,651 --> 00:21:19,736
‫فقط بدون که خیلی بهت افتخار می‌کنم.

264
00:21:27,452 --> 00:21:29,454
‫[تسلیحات سلطنتی]

265
00:21:31,206 --> 00:21:32,916
‫خیلی متأسفم، خانم ون‌نس.

266
00:21:33,000 --> 00:21:35,711
‫تفنگ‌ها مثل... عروس می‌مونن.

267
00:21:36,295 --> 00:21:37,504
‫نشون شدن.

268
00:21:39,047 --> 00:21:42,384
‫آرکاشا، منم متأسفم.

269
00:21:43,051 --> 00:21:45,637
‫می‌دونم چقدر از «انجل ریج» خوشت میاد.

270
00:21:46,263 --> 00:21:48,432
‫دو روز وقت داری وسایلت رو جمع کنی.

271
00:21:48,515 --> 00:21:51,601
‫و بعد من این بازارِ روسی
‫پر از گناه رو با خاک یکسان می‌کنم.

272
00:21:55,147 --> 00:21:57,524
‫خانم! عروس می‌تونه دمدمی‌مزاج باشه، نه؟

273
00:22:01,445 --> 00:22:03,822
‫ممکنه لحظه‌ی آخر از ازدواج سر باز بزنه.

274
00:22:04,406 --> 00:22:06,325
‫معلومه که اسلحه رو به شما می‌فروشم.

275
00:22:06,408 --> 00:22:09,244
‫عالیه. خوش اومدی به خونه.

276
00:22:21,131 --> 00:22:22,799
‫تفنگ‌ها رو توی انبار ما بذار.

277
00:22:23,884 --> 00:22:26,094
‫- بعد معامله رو هماهنگ کن.
‫- باشه.

278
00:22:26,887 --> 00:22:29,514
‫عاقلانه‌ست که تو و مردانت نزدیک باشین.

279
00:22:29,598 --> 00:22:31,308
‫کنار رودخونه اردو بزنید.

280
00:22:31,391 --> 00:22:32,559
‫نزدیک بودن خوبه.

281
00:22:33,185 --> 00:22:35,687
‫خبر دادم که بقیه‌ی گروهم رو بیارن.

282
00:22:36,188 --> 00:22:39,232
‫توی آیووا بودن و گندکاری‌های
‫یه خانواده رو جمع می‌کردن.

283
00:22:40,442 --> 00:22:44,112
‫به همه بگو که آقای روچ
‫الان داره امنیت ما رو تأمین می‌کنه.

284
00:22:44,738 --> 00:22:46,490
‫هیچ‌کس این نیاز رو زیر سؤال نمی‌بره.

285
00:23:28,740 --> 00:23:31,660
‫تو کوچیک‌تر از اونی بودی که یادت بیاد،
‫ولی بهش می‌گفتی «بی-بو».

286
00:23:32,994 --> 00:23:34,871
‫تلاشم برای گفتن «برادر بزرگ» بود.

287
00:23:39,167 --> 00:23:40,544
‫پدر فکر می‌کرد خیلی بامزه‌ست.

288
00:23:49,928 --> 00:23:51,179
‫ویلم ازش متنفر بود.

289
00:24:18,874 --> 00:24:22,043
‫[شرکت ون‌نس ونچرز]

290
00:24:30,260 --> 00:24:32,137
‫مثل روح خرامان میای تو.

291
00:24:32,220 --> 00:24:33,388
‫ببخشید.

292
00:24:35,432 --> 00:24:37,851
‫اون خانم واقعاً معلمت کرد.

293
00:24:39,769 --> 00:24:40,770
‫بله.

294
00:24:41,688 --> 00:24:42,689
‫فعلاً.

295
00:24:54,826 --> 00:24:56,495
‫[قهرمانان و شروران زن]

296
00:24:57,412 --> 00:24:58,538
‫اسطوره‌شناسی.

297
00:24:59,956 --> 00:25:01,082
‫من خوندن بلدم.

298
00:25:01,708 --> 00:25:02,751
‫و نوشتن.

299
00:25:05,545 --> 00:25:06,630
‫قضاوتت نکردم.

300
00:25:11,676 --> 00:25:13,011
‫خب، کدومشون جذاب‌ترن؟

301
00:25:14,471 --> 00:25:15,639
‫خوب‌ها...

302
00:25:16,890 --> 00:25:18,266
‫یا بدها؟

303
00:25:22,354 --> 00:25:25,148
‫خب، مثل اکثرِ زن‌ها،

304
00:25:25,982 --> 00:25:29,194
‫اسطوره‌ها ترکیبی از قهرمان و شرور هستن.

305
00:25:30,320 --> 00:25:31,696
‫اکثر زن‌ها؟

306
00:25:32,572 --> 00:25:36,159
‫پس شما توی این موضوع حسابی خبره هستین،
‫نه آقای میسون؟

307
00:25:36,660 --> 00:25:41,915
‫من توی تمامِ مواردِ مربوط به این حوزه،
‫کاملاً بی‌سوادم.

308
00:25:43,124 --> 00:25:45,627
‫[اِمِت ون‌نس]

309
00:26:03,812 --> 00:26:06,356
‫ممنون، کوئنتین. بعدی با من.

310
00:26:10,819 --> 00:26:12,529
‫دلت پیشِ اونه؟

311
00:26:14,281 --> 00:26:15,448
‫نمی‌دونم.

312
00:26:17,492 --> 00:26:18,785
‫فکرم پیشِ اونه.

313
00:26:20,120 --> 00:26:21,663
‫تنها چیزی‌ـه که بهش فکر می‌کنم.

314
00:26:41,725 --> 00:26:44,102
‫این موقعِ روز خیلی آرامش‌بخشه.

315
00:26:45,020 --> 00:26:46,021
‫بله.

316
00:26:46,688 --> 00:26:49,107
‫حسی که خیلی لازمش داشتم.

317
00:26:53,320 --> 00:26:54,571
‫و روزِ تو چطور بود؟

318
00:26:57,657 --> 00:26:59,242
‫زیاد ندیدمت.

319
00:26:59,826 --> 00:27:02,746
‫داشتم به تعقیب‌مون
توی «بدلندز» فکر می‌کردم

320
00:27:04,205 --> 00:27:07,083
‫من عمیقاً به خانواده‌م اهمیت میدم، اما...

321
00:27:08,084 --> 00:27:10,587
‫اخیراً، حس می‌کنم یه مهمانم،

322
00:27:10,670 --> 00:27:12,756
‫که دنبالِ محبتِ غریبه‌هاست.

323
00:27:15,133 --> 00:27:16,134
‫و...

324
00:27:17,260 --> 00:27:19,471
‫اون کسی که تقریباً غریبه‌ست...

325
00:27:20,639 --> 00:27:22,057
‫من رو آروم نگه می‌داره.

326
00:27:23,767 --> 00:27:25,185
‫خیلی نزدیک به قلبم حس می‌شه.

327
00:27:30,357 --> 00:27:32,734
‫[مارشال‌های ایالات متحده]
‫[اورِگان‌سیتی]

328
00:27:47,957 --> 00:27:50,585
‫مارشال‌ها. دارن گاریِ حمل جسد میارن.

329
00:28:08,478 --> 00:28:10,605
‫این‌ها همراه جسد پیدا شد.

330
00:28:11,106 --> 00:28:13,692
[و.و.ن]

331
00:28:16,194 --> 00:28:19,114
‫هشدار میدم، خانم.
‫صحنه‌ی دلخراشیه.

332
00:28:22,200 --> 00:28:23,201
‫نشونم بده.

333
00:28:59,988 --> 00:29:01,698
‫این پسرِ شماست، خانم؟

334
00:29:18,965 --> 00:29:21,885
‫خانم ون‌نس، این ویلمه؟

335
00:29:41,988 --> 00:29:43,364
‫خانم ون‌نس؟
