﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:06,006 --> 00:00:09,300
‫تشکیلاتِ کشتیرانی آقای وندربیلت
‫توی خطره.

3
00:00:09,384 --> 00:00:12,053
‫اگه افتِ ما ترمیم نشه،

4
00:00:12,137 --> 00:00:14,431
‫مجبور می‌شه سرمایه‌ش رو بیرون بکشه.

5
00:00:15,682 --> 00:00:17,308
‫اگه همکاری کنین،

6
00:00:18,852 --> 00:00:20,895
‫امنیت‌تون تضمین می‌شه.

7
00:00:20,979 --> 00:00:23,064
‫امنیت؟ در ازایِ نقره‌های من؟

8
00:00:23,148 --> 00:00:24,524
‫جواب منفیه.

9
00:00:24,858 --> 00:00:27,068
‫[آنچه گذشت]

10
00:00:27,777 --> 00:00:29,779
‫فکر کردم شاید یکی دیگه میل داشته باشین.

11
00:00:29,863 --> 00:00:32,532
‫تریشا ماری،
‫همیشه یه بهونه‌ی الکی پیدا می‌شه.

12
00:00:34,409 --> 00:00:35,827
‫حواست به خودت باشه!

13
00:00:36,745 --> 00:00:38,747
‫ویلم دیشب نیومد خونه.

14
00:00:38,830 --> 00:00:40,081
‫دالیا تلر.

15
00:00:40,165 --> 00:00:42,292
‫شاید غرور ویلم رو جریحه‌دار کرده باشه.

16
00:00:42,375 --> 00:00:44,419
‫خانم ون‌نس، خاویر روچ هستم.

17
00:00:44,502 --> 00:00:48,089
‫خدماتی که من بهش نیاز دارم
‫مستلزمِ نفوذِ عمیقه.

18
00:00:48,173 --> 00:00:51,134
‫بهتون اطمینان میدم، من چشم‌های زیادی دارم.

19
00:00:51,760 --> 00:00:52,761
‫خوبه.

20
00:00:56,931 --> 00:00:59,601
‫ویلم ون‌نس یه موجودِ غمگین و شکسته بود.

21
00:00:59,684 --> 00:01:01,686
‫هر بارِ سنگینی که حس می‌کنی، بده به خدا.

22
00:01:01,770 --> 00:01:04,022
‫مرا ببخش پدر، زیرا که گناه کرده‌ام.

23
00:01:05,732 --> 00:01:08,026
‫کیلیان! اون لباس‌ها، اون پول...

24
00:01:08,109 --> 00:01:10,070
‫کی عهدِ فقرِ تو رو شکست، کیلیان؟

25
00:01:12,113 --> 00:01:13,114
‫کنستانس.

26
00:01:13,198 --> 00:01:16,618
‫گناهانِ اعتراف شده‌ی ما،
‫حالا گناهان اون، که علیه ما استفاده بشه.

27
00:01:16,701 --> 00:01:17,911
‫خدای من.

28
00:01:19,746 --> 00:01:20,955
‫کارمون تمومه.

29
00:01:31,216 --> 00:01:33,468
‫هی! یه نفر اونجاست!

30
00:01:41,434 --> 00:01:43,311
‫هیس! آروم! کی اونجاست؟

31
00:01:59,953 --> 00:02:01,913
‫خانم! کشیشه!

32
00:02:13,216 --> 00:02:15,885
‫[رهاشدگان]

33
00:02:20,932 --> 00:02:23,143
‫گروهان، ایست! پیاده شید.

34
00:02:23,226 --> 00:02:24,561
‫گروهان، ایست!

35
00:02:37,907 --> 00:02:42,078
‫بهش بگو امیدواریم این پیشکش
‫برای شروعِ مذاکراتِ صلح رضایت‌بخش باشه.

36
00:02:44,330 --> 00:02:46,749
‫اجناس.

37
00:02:47,667 --> 00:02:51,337
‫امیدواریم راضی‌کننده باشه.

38
00:03:13,484 --> 00:03:17,822
‫- شورشی‌هان!
‫- بهمون حمله شده! آتش!

39
00:03:17,906 --> 00:03:19,115
‫گرفتمت، میچل.

40
00:03:37,258 --> 00:03:38,343
‫خب…

41
00:03:39,886 --> 00:03:41,471
‫علت مرگ...

42
00:03:41,554 --> 00:03:43,765
‫قطعاً سقوط بوده.

43
00:03:43,848 --> 00:03:46,267
‫ردِ سوختگی چرم روی گردن هست.

44
00:03:46,351 --> 00:03:49,729
‫موقع سقوط، باید
‫توی افسارِ اسب گیر کرده باشه.

45
00:03:51,231 --> 00:03:52,982
‫کسی سقوط رو ندیده؟

46
00:03:53,066 --> 00:03:54,067
‫سوارکارهای دیگه؟

47
00:03:55,401 --> 00:03:57,612
‫من منتظرِ جناب اسقف بودم.

48
00:03:57,695 --> 00:03:59,864
‫یه نشانه‌ی حسن نیت از طرفِ اسقف اعظمشون.

49
00:04:03,284 --> 00:04:04,369
‫صبر کن.

50
00:04:04,452 --> 00:04:06,663
‫کمینِ کایوس‌ها توی جنگلِ گرگ.

51
00:04:06,746 --> 00:04:08,122
‫به چند نفر کمک نیاز دارم، دکتر.

52
00:04:08,915 --> 00:04:12,001
‫- بجنبین، جلوی کاروان.
‫- اینجا کمک لازم داریم!

53
00:04:14,212 --> 00:04:16,130
‫باید بریم دکتر خبر کنیم، مرد.

54
00:04:16,214 --> 00:04:18,132
‫برو، یه‌کم آب بیار.

55
00:04:18,216 --> 00:04:20,843
‫پنج تا آدمِ قوی‌هیکل پیدا کن...
‫هرچقدر می‌تونین آب بیارین.

56
00:04:20,927 --> 00:04:22,512
‫بازم حمله؟

57
00:04:23,346 --> 00:04:25,056
‫فرمانده‌شون رو پیدا کن.

58
00:04:28,643 --> 00:04:30,520
‫ما اینجا کلی زخمی داریم!

59
00:04:30,603 --> 00:04:34,148
‫به جک و اون رفیقِ شوبرت‌بازِت بگو
‫من توی دفترمم.

60
00:04:39,654 --> 00:04:41,572
‫آیزاک رو بیار. به چادرها نیاز داریم.

61
00:04:41,656 --> 00:04:44,158
‫ببین جیزل و دخترهاش می‌تونن کمک کنن.

62
00:04:44,993 --> 00:04:46,577
‫توی محوطه‌ی مرغداری جمع بشید.

63
00:04:47,954 --> 00:04:50,456
‫این سومین حمله توی این ماهه.

64
00:04:50,540 --> 00:04:53,418
‫کایوسی که به سواره‌نظام شبیخون زد

65
00:04:53,501 --> 00:04:56,296
‫اسمش «پرنده‌ی سرخ»ـه،
‫و قبایل رو دورِ خودش جمع کرده.

66
00:04:56,379 --> 00:04:58,256
‫«نِز پِرس»، «یوماتیلا»...

67
00:04:58,965 --> 00:05:00,883
‫مرتیکه داره ارتش جمع می‌کنه.

68
00:05:00,967 --> 00:05:03,469
‫و همگی با ایده‌ی پیمان‌نامه مخالفن؟

69
00:05:04,512 --> 00:05:05,847
‫اوهوم

70
00:05:05,972 --> 00:05:08,349
‫و با این سرعتی که حملات دارن،

71
00:05:08,433 --> 00:05:10,601
‫پرنده‌ی سرخ نیاز به منابع داره.

72
00:05:11,185 --> 00:05:12,895
‫حاضره مذاکره کنه.

73
00:05:12,979 --> 00:05:15,023
‫در مورد معامله حرف بزنه.

74
00:05:15,565 --> 00:05:17,108
‫و اون منابع؟

75
00:05:17,817 --> 00:05:18,818
‫مهمات جنگی؟

76
00:05:19,527 --> 00:05:20,653
‫بله، خانم.

77
00:05:21,237 --> 00:05:22,989
‫اسلحه، مهمات...

78
00:05:24,615 --> 00:05:27,577
‫می‌شه بهش اعتماد کرد،
به این... پرنده‌ی سرخ؟

79
00:05:28,077 --> 00:05:30,121
‫مطمئن نیستم بشه به هیچ‌کس اعتماد کرد.

80
00:05:30,204 --> 00:05:34,917
‫اما فقط یک سال از زمانی که
‫مقصرین کشتارِ کلیسا رو دار زدن می‌گذره.

81
00:05:35,626 --> 00:05:39,255
‫مردم... هنوز کایوس‌ها رو وحشی می‌بینن.

82
00:05:42,216 --> 00:05:44,135
‫چرا همچین ریسکی رو می‌پذیرید؟

83
00:05:45,094 --> 00:05:47,263
‫همون تصورِ وحشی‌گری...

84
00:05:48,097 --> 00:05:50,266
‫چیزی‌ـه که من بهش نیاز دارم، آقای روچ.

85
00:05:57,440 --> 00:05:59,359
‫جک به اندازه کافی زبان کایوس بلده.

86
00:05:59,442 --> 00:06:02,236
‫اون نشانه‌ی حسن نیت من رو
‫می‌بره به «بدلندز» در حالی که تو...

87
00:06:02,320 --> 00:06:04,697
‫عذر می‌خوام اگه واضح نگفتم.

88
00:06:04,781 --> 00:06:06,783
‫اون... گوسفندِ سیاهِ ما،

89
00:06:06,866 --> 00:06:08,993
‫خیلی خوب می‌دونه تو کی هستی.

90
00:06:09,077 --> 00:06:12,830
‫مطمئنم تو یا پسرت می‌تونید انجامش بدید،
‫اما برای اینکه اعتماد شکل بگیره،

91
00:06:13,581 --> 00:06:16,459
‫باید یه «ون‌نس» باشه
‫که توی چشم‌هاش نگاه می‌کنه.

92
00:06:17,377 --> 00:06:19,712
‫کدوم گوسفندی نیاز به چشم‌های تو داره؟

93
00:06:22,173 --> 00:06:23,549
‫فردا صبح.

94
00:06:23,633 --> 00:06:25,093
‫ساعت هشت.

95
00:06:25,176 --> 00:06:26,469
‫عمارتِ ما.

96
00:06:27,345 --> 00:06:29,680
‫- سروقت بیا.
‫- بله، خانم.

97
00:06:47,698 --> 00:06:49,534
‫باید این رو سفت ببندی.

98
00:06:55,081 --> 00:06:57,417
‫دستِ خیلی سبکی داری، خانم.

99
00:06:57,500 --> 00:06:59,752
‫بذار زخم یه‌کم هوا بخوره.

100
00:07:00,420 --> 00:07:02,255
‫پزشکیارت کارش خوب بود.

101
00:07:04,382 --> 00:07:05,550
‫چقدر بده؟

102
00:07:06,676 --> 00:07:08,177
‫خطرِ عفونت...

103
00:07:09,387 --> 00:07:11,264
‫به زمان و دعا بستگی داره.

104
00:07:11,347 --> 00:07:12,849
‫می‌فهمم.

105
00:07:12,932 --> 00:07:15,643
‫پس شما باید فرشته‌ی «انجل ریج» باشین.

106
00:07:16,811 --> 00:07:19,897
‫توی این سال‌ها اسم‌های زیادی
‫روم گذاشتن، سرجوخه.

107
00:07:20,898 --> 00:07:22,900
‫«فرشته» هنوز وارد لیست نشده.

108
00:07:25,862 --> 00:07:27,029
‫استراحت کن.

109
00:07:38,791 --> 00:07:44,672
‫خواهرم، لولو، استعدادِ موسیقیش
‫ویژگی‌ای بود که شوهرش بیشتر از همه تحسین می‌کرد...

110
00:07:46,757 --> 00:07:48,342
‫در واقع، لازمش داشت.

111
00:07:50,845 --> 00:07:52,680
‫خاله‌ت ازدواج خوبی کرد.

112
00:07:53,806 --> 00:07:56,267
‫موسیقی طعمه‌ی من برای شوهر کردن نیست.

113
00:07:56,934 --> 00:07:58,644
‫من یه عروسک کوکی نیستم.

114
00:07:59,979 --> 00:08:02,231
‫داشتم تشویقت می‌کردم.

115
00:08:03,858 --> 00:08:06,319
‫وقتی با یه شوهرِ مناسب ازدواج کنی،

116
00:08:06,903 --> 00:08:09,947
‫استعدادت یه امتیاز محسوب می‌شه.

117
00:08:15,453 --> 00:08:16,454
‫فیونا.

118
00:08:18,623 --> 00:08:20,750
‫بهتره روی زخم‌ها ریخته بشه،
‫نه توی شکم.

119
00:08:20,833 --> 00:08:22,168
‫عفونت رو می‌کُشه.

120
00:08:22,251 --> 00:08:23,252
‫ممنونم.

121
00:08:25,171 --> 00:08:28,216
‫می‌شه لطفاً به دخترم یادآوری کنی
‫که اون خرجش رو از راهِ...

122
00:08:28,299 --> 00:08:29,759
‫پزشکی درنمیاره؟

123
00:08:31,594 --> 00:08:34,722
‫نه به عنوان آشپز، یا رخت‌شور،

124
00:08:35,348 --> 00:08:37,642
‫ولی ظاهراً من زیاد از این کارها می‌کنم.

125
00:08:42,980 --> 00:08:45,233
‫داره وقت زیادی رو دوروبرِ تو می‌گذرونه.

126
00:08:46,609 --> 00:08:49,904
‫باید این‌طور برداشت کنم که شما داشتین
‫این تشکیلات رو تنهایی می‌چرخوندین؟

127
00:08:50,655 --> 00:08:51,656
‫بله.

128
00:08:52,490 --> 00:08:54,283
‫امتِ من فوت کرده.

129
00:08:54,825 --> 00:08:57,245
‫هفته‌ی دیگه می‌شه دو سال.

130
00:08:57,912 --> 00:08:59,205
‫خب، تسلیت می‌گم.

131
00:08:59,288 --> 00:09:02,625
‫حداقل این بارِ سنگین به زودی میفته
‫روی شونه‌های یه مردِ جوونِ لایق.

132
00:09:03,793 --> 00:09:06,712
‫«انجل ریج» برای من و امت بارِ سنگینی نبود.

133
00:09:08,047 --> 00:09:09,674
‫رویای ما بود.

134
00:09:09,757 --> 00:09:11,384
‫ما شریک بودیم.

135
00:09:11,467 --> 00:09:14,845
‫هم توی عشق و هم توی کار.

136
00:09:15,846 --> 00:09:18,224
‫جناب سرگرد، این حمله...

137
00:09:18,307 --> 00:09:20,434
‫باعث توقفِ تمام مذاکراتِ پیمان‌نامه می‌شه؟

138
00:09:20,518 --> 00:09:24,272
‫خب، تا وقتی درگیریِ داخلی‌شون حل نشه،
‫کایوس‌ها مذاکره نمی‌کنن.

139
00:09:25,231 --> 00:09:28,484
‫خب... اگه کاری هست
‫که ما برای کمک بتونیم انجام بدیم،

140
00:09:29,318 --> 00:09:31,654
‫«انجل ریج» در خدمت شماست، سرگرد.

141
00:09:32,446 --> 00:09:34,365
‫هرچقدر که نیاز دارید می‌تونید بمونید.

142
00:09:39,120 --> 00:09:41,497
‫متأسفم که هیچ خبری از برادرتون نیست.

143
00:09:41,581 --> 00:09:43,082
‫- ممنون، سرگرد.
‫- خواهش می‌کنم.

144
00:09:44,375 --> 00:09:46,377
‫فردا نمی‌تونم برم شمال،

145
00:09:46,460 --> 00:09:47,920
‫به معادنِ جدید سرکشی کنم.

146
00:09:48,004 --> 00:09:51,007
‫قراره با مادرت و آقای روچ برم،

147
00:09:51,507 --> 00:09:54,635
‫تا یه طرحِ جدید رو توی «بدلندز» راه بندازیم.

148
00:09:54,719 --> 00:09:57,972
‫- چه طرح جدیدی؟ چرا مادر...
‫- دونستنِ «چرا»ـش کار من نیست.

149
00:10:03,477 --> 00:10:05,855
‫فقط وظیفه‌ی جدیدم رو بهت گفتم...

150
00:10:06,439 --> 00:10:09,525
‫که بدونی اوضاع داره تغییر می‌کنه.

151
00:10:14,780 --> 00:10:16,407
‫دوباره بهش بده!

152
00:10:16,490 --> 00:10:19,076
‫داریم این افیون رو مثل آب مصرف می‌کنیم.

153
00:10:19,160 --> 00:10:20,286
‫به آرکاشا نیاز داریم!

154
00:10:21,704 --> 00:10:23,247
‫این تیغ بُرش نداره!

155
00:10:25,666 --> 00:10:26,959
‫بذار من بِکشم.

156
00:10:30,755 --> 00:10:31,964
‫پاهاش رو بگیر، دکتر.

157
00:10:44,060 --> 00:10:45,686
‫فقط یه تیکه هیزمه، برادر.

158
00:10:52,902 --> 00:10:53,986
‫نگه‌ش دار.

159
00:10:54,070 --> 00:10:55,696
‫نگه‌ش دار!

160
00:10:55,780 --> 00:10:58,240
‫آخراشه!

161
00:11:07,833 --> 00:11:10,378
‫بعضی‌ وقت‌ها کاش بلد بودم چطور دعا کنم.

162
00:11:12,129 --> 00:11:13,464
‫تحمل همه‌ش خیلی سنگینه.

163
00:11:13,547 --> 00:11:15,549
‫دافی، حالا هم این.

164
00:11:15,633 --> 00:11:17,843
‫بارِ خونِ کیلیان دافی روی دوشِ منه.

165
00:11:19,970 --> 00:11:21,305
‫برو. پیش بقیه باش.

166
00:11:27,853 --> 00:11:29,105
‫خیلی عذر می‌خوام.

167
00:11:29,188 --> 00:11:30,481
‫من قصد نداشتم...

168
00:11:32,858 --> 00:11:34,944
‫دعای عصرگاهیِ ما دیگه تموم شد.

169
00:11:35,528 --> 00:11:36,862
‫شما دو تا رو تنها می‌ذارم.

170
00:11:49,166 --> 00:11:50,167
‫اجازه هست بشینم؟

171
00:11:51,293 --> 00:11:53,671
‫بله، البته. ببخشید.

172
00:11:57,550 --> 00:11:58,718
‫حالت خوبه؟

173
00:12:02,054 --> 00:12:04,432
‫از وقتی پدر فوت کرده، احساس می‌کنم خیلی...

174
00:12:05,474 --> 00:12:06,726
‫دورم.

175
00:12:07,685 --> 00:12:08,686
‫نامرئی‌ام.

176
00:12:10,229 --> 00:12:13,190
‫برای مادر، گرت و...

177
00:12:14,984 --> 00:12:18,612
‫و حالا هم که ویلم گم شده.

178
00:12:23,033 --> 00:12:24,535
‫برای تو هم پیش میاد؟

179
00:12:25,619 --> 00:12:27,079
‫با خانواده؟ که...

180
00:12:29,373 --> 00:12:32,668
‫حس کنی بخشی از چیزی که
‫باید باشی نیستی.

181
00:12:36,797 --> 00:12:38,549
‫آیا من... من...

182
00:12:38,632 --> 00:12:40,885
‫- دارم حرف‌های دیوانه‌وار می‌زنم؟
‫- نه.

183
00:12:43,637 --> 00:12:45,014
‫خیلی صادقانه می‌گی.

184
00:12:50,352 --> 00:12:53,147
‫من به دنبال کردنِ علایق خودم فکر می‌کنم.

185
00:12:55,274 --> 00:12:56,734
‫ماجراجویی.

186
00:12:59,153 --> 00:13:00,279
‫بدونِ وابستگی.

187
00:13:03,783 --> 00:13:06,494
‫دست‌هات خیلی محکم‌تر از اون چیزی‌ـه
‫که فکر می‌کردم.

188
00:13:08,287 --> 00:13:09,622
‫نه اینکه...

189
00:13:11,123 --> 00:13:14,293
‫منظورم اینه که...
‫فکر می‌کردم ظریف‌تر باشن.

190
00:13:15,711 --> 00:13:18,297
‫نه اینکه خشن باشن یا... یا مردونه.

191
00:13:18,380 --> 00:13:19,507
‫فقط...

192
00:13:19,590 --> 00:13:22,468
‫اندازه‌شون، وقتی می‌گیرمشون، اینه که...

193
00:13:24,595 --> 00:13:26,806
‫وای خدا، باید اون زبونِ لعنتیم رو گاز بگیرم.

194
00:13:28,933 --> 00:13:31,435
‫اگه این روشِ توئه برای اینکه بگی،

195
00:13:32,061 --> 00:13:35,648
‫«تو زنِ تواناتری هستی
‫نسبت به چیزی که تصور می‌کردم»،

196
00:13:36,315 --> 00:13:38,734
‫من تعریف رو می‌پذیرم.

197
00:13:38,818 --> 00:13:41,529
‫قصدم دقیقاً همین بود.

198
00:13:45,991 --> 00:13:48,536
‫- ما داریم می‌ریم خونه، برادر.
‫- باشه.

199
00:13:49,370 --> 00:13:50,371
‫اومدم.

200
00:13:53,374 --> 00:13:55,668
‫امیدوارم دعای...

201
00:13:55,751 --> 00:13:57,670
‫خوش... خوشایندی داشته باشین.

202
00:14:11,058 --> 00:14:13,727
‫این کمدیه یا تراژدی؟

203
00:14:16,939 --> 00:14:20,818
‫لازم نیست حتماً کلیسا بری
‫تا رحمتِ خدا شامل حالت بشه.

204
00:14:21,527 --> 00:14:24,321
‫و تو دنبال چه رحمتی هستی، فیونا؟

205
00:14:33,873 --> 00:14:35,749
‫رحمتی که من دنبالشم...

206
00:14:38,878 --> 00:14:40,713
‫فقط هدایتِ ساده‌ست.

207
00:14:42,798 --> 00:14:45,217
‫الان تمام تصمیماتم نامطمئن به نظر میاد.

208
00:14:46,677 --> 00:14:49,889
‫این خواستِ خداست یا نیازِ خودخواهانه‌ی من؟

209
00:14:54,476 --> 00:14:56,645
‫طوری که وحشت دارم
تمام تصمیم‌هام، ‫اون‌هایی

210
00:14:56,687 --> 00:14:58,480
که گرفتم، و اون‌هایی
که باید بگیرم

211
00:14:58,564 --> 00:15:00,024
‫همه‌شون اشتباه باشه.

212
00:15:23,047 --> 00:15:25,174
‫عصر به‌خیر، مادر.

213
00:15:26,425 --> 00:15:27,843
‫سلام، عزیزم.

214
00:15:29,303 --> 00:15:31,805
‫برای ماجراجوییت به «بدلندز» نقره لازم داری؟

215
00:15:34,600 --> 00:15:36,894
‫جک کریِ وفادار ما.

216
00:15:36,977 --> 00:15:40,272
‫- چه جزئیات دیگه‌ای رو...
‫- هیچی جز نگرانیش.

217
00:15:40,356 --> 00:15:41,941
‫که مجبورش کردم بگه.

218
00:15:43,734 --> 00:15:46,195
‫«بدلندز» جای نگرانی هم داره.

219
00:15:47,196 --> 00:15:49,365
‫مخصوصاً وقتی من رو بی‌خبر می‌ذارین.

220
00:15:52,618 --> 00:15:54,453
‫وظیفه‌ی ما نسبت به این شهر

221
00:15:54,536 --> 00:15:58,832
‫اغلب ایجاب می‌کنه که
‫قوانین منطقه‌ای رو زیر پا بذاریم.

222
00:16:00,834 --> 00:16:03,170
‫پس خطراتش فقط مالِ شماست؟

223
00:16:17,309 --> 00:16:23,482
‫من الان تحت فشارم که تصمیماتی بگیرم
‫که نتیجه‌شون نامعلومه.

224
00:16:25,109 --> 00:16:28,195
‫نمی‌تونم ریسک کنم
که عواقبش دامنِ تو رو بگیره

225
00:16:29,405 --> 00:16:31,865
‫امنیتِ تو بزرگ‌ترین نگرانیِ منه.

226
00:16:31,949 --> 00:16:33,575
‫میراثِ ما...

227
00:16:34,243 --> 00:16:36,078
‫بزرگ‌ترین نگرانیِ ماست.

228
00:16:36,954 --> 00:16:39,039
‫و تو اون میراث هستی، گرت.

229
00:16:39,123 --> 00:16:40,708
‫همیشه بودی.

230
00:16:41,417 --> 00:16:43,335
‫از وقتی سه سالت بود،

231
00:16:43,919 --> 00:16:45,879
‫من و پدرت هر دو می‌دونستیم.

232
00:16:49,341 --> 00:16:50,342
‫و ویلم؟

233
00:16:52,428 --> 00:16:53,470
‫اونم می‌دونست؟

234
00:16:54,138 --> 00:16:57,641
‫وارثِ مسلم،
‫از اون سنِ کم از تخت پایین کشیده شده بود؟

235
00:16:59,393 --> 00:17:02,312
‫ویلم دوست داشته می‌شد، عمیقاً.

236
00:17:04,189 --> 00:17:05,649
‫اما مسیر اون...

237
00:17:08,694 --> 00:17:09,778
‫متفاوت بود.

238
00:17:13,657 --> 00:17:16,660
‫ممنونم، مورن.

239
00:17:21,790 --> 00:17:23,584
‫هی، تو! روی صندلیِ من نشستی.

240
00:17:30,758 --> 00:17:33,052
‫لطف کرده برام یه نوشیدنی گذاشته.

241
00:17:43,979 --> 00:17:45,939
‫نوشیدنی بیشتر برای سربازها!

242
00:17:46,023 --> 00:17:47,858
‫گروهبان، مؤدب باش.

243
00:17:48,901 --> 00:17:49,735
‫ترجیح میدم این رو ادب کنم!

244
00:17:49,818 --> 00:17:52,488
‫- هی!
‫- ولم کن!

245
00:17:53,155 --> 00:17:55,616
‫دست از پیدا کردنش برداشتیم؟

246
00:17:55,699 --> 00:17:58,452
‫آقای روچ، از الان رفتین سراغ کارهای جدید؟

247
00:17:58,535 --> 00:18:03,082
‫به تمام کارآگاه‌ها از نیویورک
‫تا سان‌فرانسیسکو هشدار داده شده.

248
00:18:03,832 --> 00:18:05,501
‫من هرگز امیدم رو از دست نمیدم.

249
00:18:19,598 --> 00:18:21,892
‫بس کنید! کافیه! تمومش کنید!

250
00:18:21,975 --> 00:18:24,019
‫- بذارش زمین!
‫- دستت رو بکش!

251
00:18:39,159 --> 00:18:40,661
‫خوبه، پسرجان؟

252
00:18:51,380 --> 00:18:52,923
‫گردن‌کلفتی می‌کنید؟

253
00:19:11,191 --> 00:19:13,318
‫من روحیه‌تون رو تحسین می‌کنم، پسرها.

254
00:19:14,695 --> 00:19:16,572
‫عقل سلیم‌تون، یه‌کم کمه.

255
00:19:17,406 --> 00:19:20,200
‫اما شجاعت‌تون، قابل ستایشه.

256
00:19:20,742 --> 00:19:21,869
‫لعنتی.

257
00:19:29,793 --> 00:19:31,170
‫کارتون تموم شد؟

258
00:19:31,253 --> 00:19:34,131
‫یا بازم مسخره‌بازی هست که باید تحمل کنم؟

259
00:19:49,563 --> 00:19:51,356
‫دعوای خوبی بود؟

260
00:19:53,150 --> 00:19:54,860
‫خفه شو، آرکاشا.

261
00:20:03,785 --> 00:20:05,746
‫چیزی هست، گریدی...

262
00:20:05,829 --> 00:20:08,540
‫کاری که نیاز به رسیدگی داشته باشه؟

263
00:20:09,875 --> 00:20:12,294
‫نمی‌خوام توی مرگم ریاکاری باشه.

264
00:20:13,503 --> 00:20:17,174
‫اینکه جام رو توی یه... زمین مقدس بگیرم،

265
00:20:17,841 --> 00:20:20,636
‫کنار استخون‌ها و جمجمه‌های غریبه.

266
00:20:21,261 --> 00:20:23,764
‫باید یه مراسمی باشه.

267
00:20:23,847 --> 00:20:25,474
‫فقط برای طبیعت.

268
00:20:26,266 --> 00:20:27,768
‫یه جنازه، ولی...

269
00:20:29,561 --> 00:20:31,521
‫هدیه‌ای به زمین.

270
00:20:33,440 --> 00:20:35,525
‫بذار ستاره‌ها رو ببینم.

271
00:20:37,277 --> 00:20:38,820
‫بهم قول میدی؟

272
00:20:43,492 --> 00:20:44,993
‫نعل‌های عقب رو عوض کردم.

273
00:20:45,577 --> 00:20:47,704
‫هزینه‌ش رو زدم به حسابِ ون‌نس.

274
00:20:49,289 --> 00:20:50,415
‫ممنونم.

275
00:20:51,333 --> 00:20:53,043
‫بیا بریم.

276
00:21:27,452 --> 00:21:29,037
[و.ن]

277
00:21:31,665 --> 00:21:33,292
‫لعنتی.

278
00:21:55,272 --> 00:21:56,940
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

279
00:21:57,024 --> 00:21:58,066
‫ای بابا...

280
00:21:58,567 --> 00:21:59,818
‫پاتریشیا.

281
00:22:00,319 --> 00:22:02,529
‫هر کسی ممکنه تو رو حینِ پاییدن اینجا ببینه.

282
00:22:03,155 --> 00:22:04,281
‫خوشحالم که تو بودی.

283
00:22:10,203 --> 00:22:12,706
‫اومدی کبودی‌هایی که باعثش شدم رو
‫نشونم بدی؟

284
00:22:14,041 --> 00:22:15,208
‫نه.

285
00:22:15,751 --> 00:22:17,836
‫فقط دارم کنجکاویم رو دنبال می‌کنم.

286
00:22:21,256 --> 00:22:23,633
‫اون مردی که مادرت داره باهاش حرف می‌زنه...

287
00:22:23,717 --> 00:22:24,968
‫آقای روچ.

288
00:22:25,052 --> 00:22:27,179
‫من به شغل می‌شناسمش، نه اسم.

289
00:22:27,679 --> 00:22:30,349
‫اون یه ردیابه که مادر استخدام کرده
‫تا دنبال ویلم بگرده.

290
00:22:32,476 --> 00:22:33,560
‫قضیه چیه؟

291
00:22:35,937 --> 00:22:37,898
‫من تقریباً مطمئنم
‫که این ردیابِ شما یه راهزنه.

292
00:22:37,981 --> 00:22:40,734
‫«چهار انگشتی»، رئیسِ «صورت‌سرخ‌ها».

293
00:22:40,817 --> 00:22:42,903
‫یه صورت‌سرخ؟

294
00:22:43,737 --> 00:22:44,738
‫نه، این...

295
00:22:44,821 --> 00:22:46,948
‫مادرِ من با همچین...

296
00:22:47,032 --> 00:22:48,825
‫چه چیزی مادرت رو این‌قدر زود کشونده غرب؟

297
00:22:50,619 --> 00:22:52,621
‫هیچ چیزی که به مردهای نقابدار مربوط باشه.

298
00:22:53,747 --> 00:22:54,873
‫احتمالاً حق با توئه.

299
00:22:55,457 --> 00:22:56,917
‫شرمنده که صبحِت رو خراب کردم.

300
00:22:58,835 --> 00:23:00,670
‫قصد داری تعقیب‌شون کنی؟

301
00:23:00,754 --> 00:23:02,464
‫فقط خودت رو ضایع می‌کنی.

302
00:23:03,131 --> 00:23:06,218
‫و خب، من باهات می‌مونم

303
00:23:06,760 --> 00:23:08,804
‫تا وقتی که به اشتباهت پی ببری.

304
00:23:11,223 --> 00:23:13,725
‫این فقط لذتِ حق به جانب بودنِ من رو
‫بیشتر می‌کنه.

305
00:23:27,781 --> 00:23:30,450
‫بسیار خب پسرها، راه درازی در پیش داریم.

306
00:23:30,534 --> 00:23:31,701
‫بهتره راه بیفتیم.

307
00:23:37,833 --> 00:23:39,251
‫مطمئن شو که تنهاییم.

308
00:23:39,334 --> 00:23:40,710
‫مشکلی هست؟

309
00:23:41,294 --> 00:23:42,295
‫فقط یه حسه.

310
00:24:04,526 --> 00:24:06,528
‫مادر داره تو این خراب‌شده چی کار می‌کنه؟

311
00:24:06,611 --> 00:24:07,863
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

312
00:24:29,759 --> 00:24:32,095
‫خب این دو تا، دنبال چی می‌گردن؟

313
00:24:32,179 --> 00:24:34,389
‫بیایید ترسِ خدا رو بندازیم به جونشون.

314
00:24:34,473 --> 00:24:36,641
‫- لعنتی.
‫- برو. برو!

315
00:25:11,009 --> 00:25:12,761
‫تریش! مواظب خودت باش!

316
00:25:12,844 --> 00:25:14,804
‫لعنتی!

317
00:25:25,524 --> 00:25:29,027
‫جاده‌ی باریک جلوتره!
‫می‌تونه از روی اون شکاف بپره؟

318
00:25:29,110 --> 00:25:30,237
‫من از پسش برمیام!

319
00:25:42,415 --> 00:25:43,917
‫- الیاس!
‫- تریشا!

320
00:25:58,056 --> 00:26:00,642
‫آره، فرار کنید، فضول‌های خیره‌سر!

321
00:27:03,913 --> 00:27:05,332
‫بهتره همین‌جا جدا بشیم.

322
00:27:11,087 --> 00:27:12,422
‫ممنونم.

323
00:27:19,721 --> 00:27:22,015
‫اون‌ها آدم‌های آقای روچ بودن، آدم‌های مادر.

324
00:27:22,098 --> 00:27:24,517
‫و قصد داشتن به ما صدمه بزنن.

325
00:27:25,935 --> 00:27:27,145
‫باید باهاش حرف بزنم.

326
00:27:28,188 --> 00:27:30,315
‫احتمالاً بهتره این رو پیش خودت نگه داری...

327
00:27:31,107 --> 00:27:33,401
‫تا وقتی که هر دومون
‫درک بهتری از ماجرا پیدا کنیم.

328
00:27:38,281 --> 00:27:39,991
‫حمایتی که امروز از من کردی،

329
00:27:40,950 --> 00:27:42,702
‫من بهش عادت ندارم.

330
00:27:46,081 --> 00:27:47,957
‫تو خیلی مهربونی، الیاس.

331
00:27:51,211 --> 00:27:52,962
‫من خیلی بهت علاقه دارم.

332
00:27:58,885 --> 00:28:01,471
‫یه دنیا مانع بین ماست، تریشا.

333
00:28:02,305 --> 00:28:04,349
‫من خودم رو گول نمی‌زنم
‫که می‌شه ازش رد شد.

334
00:28:06,518 --> 00:28:07,686
‫اما...

335
00:28:07,769 --> 00:28:11,231
‫اما اگه کمک لازم داشتی،
‫لحظه‌ای تردید نکن.

336
00:28:13,024 --> 00:28:14,234
‫بیا سراغ من.

337
00:28:15,902 --> 00:28:17,028
‫حتماً.

338
00:28:18,655 --> 00:28:20,490
‫امیدوارم تو هم همین کار رو بکنی.

339
00:28:36,214 --> 00:28:39,467
‫پس کنستانس برای خودش
‫یه ارتشِ یاغی خریده.

340
00:28:41,845 --> 00:28:44,764
‫تریشا گفت که اون داره از صورت‌سرخ‌ها
‫برای پیدا کردن ویلم استفاده می‌کنه.

341
00:28:44,848 --> 00:28:48,143
‫یا خدا. خب، چطور جلوشون رو بگیریم
‫که جنازه رو پیدا نکنن؟

342
00:28:55,150 --> 00:28:56,276
‫مامان.

343
00:30:02,509 --> 00:30:06,012
‫این نقره نشانه‌ی حسن نیته برای جلب اعتماد

344
00:30:06,095 --> 00:30:08,640
‫به سمتِ آینده‌ای که
‫هر دومون توش به چیزی که می‌خوایم برسیم.

345
00:30:19,192 --> 00:30:22,821
‫نقره معامله‌های زیادی می‌طلبه،
‫زمانِ زیادی می‌بره.

346
00:30:24,239 --> 00:30:25,532
‫نیازِ ما فوریه.

347
00:30:32,413 --> 00:30:37,001
‫تا وقتی اسلحه نداشته باشیم، هیچ حرفی
‫از لطفی که ما در ازاش بکنیم نخواهد بود.

348
00:30:44,551 --> 00:30:46,261
‫من می‌تونم اسلحه بیارم.

349
00:30:51,474 --> 00:30:53,685
‫پسرها، گاری رو بیارین.

350
00:30:53,768 --> 00:30:56,354
‫- بله، مامان.
‫- خانم؟

351
00:30:57,647 --> 00:31:00,275
‫سرجوخه میچل ازم خواست
‫که به بقایاش رسیدگی کنم.

352
00:31:00,358 --> 00:31:02,277
‫آخرین درخواستش...

353
00:31:03,611 --> 00:31:04,863
‫خیلی صادقانه بود.

354
00:31:05,363 --> 00:31:07,657
‫بسیار خب،
‫به عنوانِ تدفینِ محلی ثبتش می‌کنم.

355
00:31:10,243 --> 00:31:11,786
‫می‌برمش قبرستون.

356
00:31:11,870 --> 00:31:14,539
‫قبرستون نه. من بهش قول دادم.

357
00:31:15,206 --> 00:31:17,041
‫پسرهام کارش رو انجام میدن.

358
00:31:39,689 --> 00:31:40,732
‫بئاتریس!

359
00:31:44,110 --> 00:31:46,070
‫من چند تا بچه دارم؟

360
00:31:51,367 --> 00:31:52,577
‫متأسفم، خانم.

361
00:32:28,905 --> 00:32:32,533
‫مامان، واقعاً معتقدی
‫که این کار درستیه؟

362
00:32:35,203 --> 00:32:39,123
‫اگه قرار بود لیستی از کارهای درست بنویسم،
‫مطمئن نیستم این بالای لیست می‌بود.

363
00:32:39,207 --> 00:32:40,458
‫یا پایینش.

364
00:32:41,542 --> 00:32:44,128
‫ما باید این ماجرا رو تموم کنیم.

365
00:32:52,095 --> 00:32:53,513
‫صبر کنید.

366
00:33:09,153 --> 00:33:10,488
‫یکی داره میاد.

367
00:33:18,371 --> 00:33:19,872
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

368
00:33:21,165 --> 00:33:23,960
‫از وقتی کشیش‌تون اون‌طوری بی‌موقع مُرد،

369
00:33:24,585 --> 00:33:25,837
‫شما از روال خارج شدین.

370
00:33:26,462 --> 00:33:29,799
‫پس این زاغ‌سیاه چوب زدن فقط
‫نگرانیِ خیرخواهانه‌ی همسایگی‌ـه، آره؟

371
00:33:32,927 --> 00:33:35,722
‫کمک به تدفینِ محلیِ شما
‫کارِ مسیحی‌پسندانه‌ای به نظر میومد.

372
00:33:39,475 --> 00:33:41,811
‫پس نقشه‌تون اینه.

373
00:33:42,562 --> 00:33:44,063
‫کلانتر هرچی که پیدا کنه،

374
00:33:44,147 --> 00:33:47,650
‫فرض رو بر این می‌ذاره که ویلمه
‫یا مردیه که اون رو دزدیده و کشته.

375
00:33:52,071 --> 00:33:55,283
‫لباس تنش کنید.
یه جا برای گذاشتنش پیدا می‌کنیم

376
00:34:14,135 --> 00:34:16,012
‫آسوده بخواب، گریدی میچل.

377
00:34:46,793 --> 00:34:47,919
‫بجنبین، پسرها!
