﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:08,133 --> 00:00:09,426
‫دزدها زدن به گله!

3
00:00:09,509 --> 00:00:10,844
‫- کجا؟
‫- چراگاهِ پایینی!

4
00:00:10,927 --> 00:00:13,179
‫بجنبین دیگه!

5
00:00:13,263 --> 00:00:14,889
‫اوناهاشون!

6
00:00:14,973 --> 00:00:18,226
‫کار ون‌نس بود.
‫ظلم و ستمش داره بدتر می‌شه.

7
00:00:18,309 --> 00:00:21,396
‫همه‌مون می‌دونیم که بدون
‫توسعه‌ی معادن ون‌نس،

8
00:00:21,479 --> 00:00:24,816
‫«انجل ریج» دوباره به یه خرابه تبدیل می‌شه.

9
00:00:25,775 --> 00:00:27,819
‫[آنچه گذشت]

10
00:00:27,986 --> 00:00:30,155
‫اگه هر چهار تا خانواده با هم متحد بشن،

11
00:00:30,155 --> 00:00:32,449
‫شاید شانس بیشتری
‫برای محافظت از دارایی‌هامون داشته باشیم.

12
00:00:32,490 --> 00:00:34,325
‫شنیدم توی مزرعه‌تون
‫مشکل دزدی احشام داشتین.

13
00:00:34,409 --> 00:00:37,162
‫همه‌مون می‌دونیم شما هیچ نقشی
‫توی وحشت‌آفرینیِ دیشب نداشتین.

14
00:00:37,245 --> 00:00:39,748
‫چون اون حمله نیاز به کمی «عقل» داشت.

15
00:00:44,210 --> 00:00:46,421
‫فکر می‌کنی هی‌ورث میاد
یه «ون‌نس» رو حبس کنه؟

16
00:00:53,011 --> 00:00:56,723
‫سنگ، می‌ریم پیش کلانتر. چوب، سکوت.

17
00:00:57,307 --> 00:01:00,143
‫- هر خانواده دو تا رأی داره.
‫- دیگه به دو تا رأی نیاز نیست.

18
00:01:05,106 --> 00:01:07,233
‫خدا این خونه رو به ما داده.
[سوئیتی، دوست وفاداری که زیر این خاک آرمیده]

19
00:01:07,734 --> 00:01:10,487
‫و فقط خدا می‌تونه اون رو پس بگیره.

20
00:03:03,141 --> 00:03:06,394
‫[رهاشدگان]

21
00:03:24,829 --> 00:03:25,997
‫خدای من.

22
00:03:26,080 --> 00:03:27,457
‫کیه؟

23
00:03:29,918 --> 00:03:31,336
‫یه خرس گریزلی.

24
00:03:31,419 --> 00:03:34,672
‫شهردارمون اون‌قدر بدشانس بوده
‫که صبحونه‌ی این حیوون بشه.

25
00:03:36,216 --> 00:03:37,508
‫وحشتناکه.

26
00:03:37,592 --> 00:03:42,263
‫خرس رفته سمت غرب، احتمالاً
‫طرفِ قله، تا از رودخونه‌ها تغذیه کنه.

27
00:03:42,764 --> 00:03:44,599
‫ما داریم آدم جمع می‌کنیم
‫که جاده‌ها رو بپّان.

28
00:03:44,682 --> 00:03:46,309
‫مطمئن شیم که رفته.

29
00:03:46,893 --> 00:03:49,395
‫من سه تا معدن دارم
‫که نیروی محرکه‌شون از اون رودخونه‌هاست.

30
00:03:49,479 --> 00:03:51,481
‫معدنچی‌هام خبردار می‌شن.

31
00:03:51,564 --> 00:03:54,317
‫این حواس‌پرتی می‌تونه
‫تولید رو برای چند روز عقب بندازه.

32
00:03:54,400 --> 00:03:58,112
‫سرمایه‌گذار اصلی من، آقای وندربیلت،
‫فردا می‌رسه اینجا.

33
00:03:58,196 --> 00:03:59,864
‫این اصلاً براش خوشایند نیست.

34
00:04:01,491 --> 00:04:02,742
‫ما یه گروه شکار تشکیل می‌دیم.

35
00:04:02,825 --> 00:04:04,244
‫ردِ حیوون رو می‌گیریم،

36
00:04:04,327 --> 00:04:06,788
‫و قبل از اینکه ترسِ از اون
‫روی کار اثر بذاره، می‌کشیمش.

37
00:04:08,039 --> 00:04:10,583
‫بله. و خیلی سریع این کار رو می‌کنیم.

38
00:04:13,836 --> 00:04:15,505
‫هیچ سوءظنی دیده نمی‌شه.

39
00:04:15,588 --> 00:04:18,007
‫سوءظن به ندرت چهره‌ش رو نشون میده.

40
00:04:18,091 --> 00:04:20,051
‫ما هنوز از شرِّ دروغی که خاک کردیم
‫رها نشدیم.

41
00:04:21,552 --> 00:04:24,597
‫یا اگه من دنبال چیزی
‫غیر از ترس و وحشت بگردم،

42
00:04:25,515 --> 00:04:28,268
‫یه پیوندِ در حال رشد
‫بین دوستان و همسایه‌های خوب می‌بینم.

43
00:04:28,351 --> 00:04:30,645
‫فکر کنم من به یه عینک قوی‌تر نیاز دارم

44
00:04:30,645 --> 00:04:31,938
‫تا چیزی که تو می‌بینی رو ببینم،

45
00:04:31,980 --> 00:04:33,106
‫همسایه.

46
00:04:35,483 --> 00:04:37,068
‫مامان، معاون‌ها اومدن.

47
00:04:37,944 --> 00:04:39,487
‫من حلش می‌کنم.

48
00:04:42,407 --> 00:04:43,741
‫آقایون.

49
00:04:44,742 --> 00:04:48,371
‫خانم، امروز صبح یه نفر
‫توی شهر توسط یه خرس کشته شده.

50
00:04:48,955 --> 00:04:52,125
‫- قراره گریزلی رو ردگیری کنیم و بکشیم.
‫- دنبال شکارچی می‌گردیم.

51
00:04:52,208 --> 00:04:54,002
‫به درخواستِ شرکتِ ون‌نس.

52
00:04:54,085 --> 00:04:55,920
‫دستمزد همه پرداخت می‌شه.

53
00:04:56,004 --> 00:04:58,172
‫مهارت ردگیری تو به کارمون میاد، کوئنتین.

54
00:04:58,256 --> 00:05:00,091
‫و یه حیوونِ چاق‌وچله، آقای پکستون.

55
00:05:00,091 --> 00:05:01,092
‫برای طعمه خرس.

56
00:05:01,134 --> 00:05:04,637
‫ما داشتیم می‌رفتیم سمت رودخونه‌ی ساس.
‫برای دیدار با کایوس‌ها.

57
00:05:05,221 --> 00:05:07,432
‫- جهت معامله‌ی اسب.
‫- اون‌ها اینجا بهت نیاز دارن.

58
00:05:09,726 --> 00:05:12,937
‫شاید لیلا باهام بیاد. مردمم رو ببینه.

59
00:05:14,772 --> 00:05:17,150
‫بسیار خب،
‫ما سرِ ساعت ده راه میفتیم.

60
00:05:18,776 --> 00:05:21,654
‫شدت این پارگی‌ها باید...

61
00:05:26,951 --> 00:05:29,162
‫...که نشون میده سنش حدود...

62
00:05:29,245 --> 00:05:34,208
‫- شکارچی‌ها!
‫- ...فکر کنم پنج یا شش سال باشه.

63
00:05:37,170 --> 00:05:38,379
‫شکارچی‌ها.

64
00:05:50,725 --> 00:05:53,853
‫این حواله‌ها برای تمام کالاها
‫و خدمات شهر قابل استفاده‌ست.

65
00:05:53,936 --> 00:05:55,980
‫با سپاس از طرف مادرم.

66
00:05:59,525 --> 00:06:01,986
‫کی این سوسولِ نقره‌ای رو کرده
‫سلطانِ شکارچی‌ها؟

67
00:06:15,833 --> 00:06:18,336
‫شنیدم که برای شکار خرس میری.

68
00:06:18,419 --> 00:06:19,629
‫مواظب باش.

69
00:06:20,922 --> 00:06:22,340
‫حتماً، من... من مواظبم.

70
00:06:23,966 --> 00:06:26,302
‫زیر سایه‌ی حمایتِ دست‌های توانمندِ برادرت.

71
00:06:26,386 --> 00:06:28,721
‫همه‌ش هارت و پورتِ الکیه.

72
00:06:29,722 --> 00:06:32,266
‫گرت این‌جوری غم و غصه رو
‫از خودش دور نگه می‌داره.

73
00:06:33,768 --> 00:06:35,436
‫به دل نگیر.

74
00:06:37,188 --> 00:06:38,439
‫به‌عنوان یه لطف؟

75
00:06:39,440 --> 00:06:40,483
‫به من؟

76
00:06:44,237 --> 00:06:45,905
‫هر وقت آماده بودی، برادر.

77
00:06:46,572 --> 00:06:49,659
‫و من برای یه شکار امن و پربرکت دعا می‌کنم.

78
00:07:01,254 --> 00:07:03,673
‫- اون برامون دعا می‌کنه.
‫- شنیدم.

79
00:07:05,007 --> 00:07:08,469
‫دوستان، همسایگان، همشهری‌های عزیز،

80
00:07:08,553 --> 00:07:11,973
‫مصیبت خاصیتش اینه که
‫ما رو دور هم جمع می‌کنه.

81
00:07:12,557 --> 00:07:15,351
‫امروز، «انجل ریج» این پیوند رو داره.

82
00:07:17,145 --> 00:07:20,273
‫بیایید برای یه شکار موفقیت‌آمیز دعا کنیم.

83
00:07:20,982 --> 00:07:22,900
‫و به امور روزمره‌مون ادامه بدیم.

84
00:07:23,609 --> 00:07:25,111
‫خدا پشت و پناه همگی.

85
00:07:25,194 --> 00:07:27,238
‫- خدا نگهدارتون!
‫- در پناه خدا، خانم.

86
00:07:33,703 --> 00:07:35,037
‫خوب رهبری‌شون کن، پسرم.

87
00:07:35,121 --> 00:07:37,248
‫اما خودت رو توی خطر ننداز.

88
00:07:37,915 --> 00:07:39,917
‫من راه و رسم شکار رو بلدم، مادر.

89
00:07:42,086 --> 00:07:43,296
‫به من قول بده.

90
00:07:45,214 --> 00:07:47,049
‫صحیح و سالم برمی‌گردم.

91
00:07:48,134 --> 00:07:49,218
‫شکارچی‌ها!

92
00:07:56,225 --> 00:07:58,394
‫بنده خدا رو بذارین توی آلونکِ قبرستون.

93
00:07:58,478 --> 00:08:01,689
‫چفت در رو محکم کنین وگرنه راکون‌ها
‫باهاش جشن می‌گیرن.

94
00:08:02,982 --> 00:08:05,610
‫کشیش، شهردار نیبلی کاتولیک بود.

95
00:08:05,693 --> 00:08:07,862
‫پدر دافی باید مراسم تدهین رو انجام بده.

96
00:08:07,945 --> 00:08:09,906
‫من بهشون خبر میدم.

97
00:08:09,989 --> 00:08:13,075
‫کشیش شما، حالا دیگه «جناب اسقف دافی» شده.

98
00:08:13,659 --> 00:08:14,869
‫جناب اسقف!

99
00:08:16,579 --> 00:08:17,622
‫خانم‌ها.

100
00:08:19,957 --> 00:08:22,210
‫چه خبرِ فوق‌العاده‌ای در مورد کشیش‌تون.

101
00:08:23,294 --> 00:08:25,338
‫مطمئنم که کاملاً شایسته‌ش بوده.

102
00:08:27,507 --> 00:08:29,800
‫خب، چه روزی شد.

103
00:08:30,927 --> 00:08:34,013
‫بچه‌های ما توی زمان سختی کنار هم جمع شدن.

104
00:08:36,098 --> 00:08:37,683
‫ورق برگشته، نه؟

105
00:08:40,394 --> 00:08:43,481
‫این رو به گله‌ای بگو
‫که تهِ اون دره‌ی لعنتی لاشه شدن.

106
00:08:47,235 --> 00:08:48,945
‫اگه همکاری کنین...

107
00:08:50,404 --> 00:08:52,406
‫امنیت‌تون تضمین می‌شه.

108
00:08:55,660 --> 00:08:58,287
‫امنیت؟ در ازایِ نقره‌های من؟

109
00:09:00,248 --> 00:09:03,459
‫تو باج‌گیری رو پیشرفت جلوه میدی،
‫کنستانس.

110
00:09:06,128 --> 00:09:08,005
‫جواب منفیه.

111
00:09:10,424 --> 00:09:11,884
‫دیگه از من نپرس.

112
00:09:28,734 --> 00:09:30,236
‫خوش اومدین، پدر.

113
00:09:30,319 --> 00:09:31,445
‫ممنونم.

114
00:09:35,366 --> 00:09:39,203
‫ظاهراً نزدیک شدن به خدا
‫نیاز به اسب و کتِ نو داره.

115
00:09:39,287 --> 00:09:40,913
‫همه شایسته‌ی شماست.

116
00:09:40,997 --> 00:09:42,206
‫کشیش کالیر.

117
00:09:42,290 --> 00:09:46,043
‫دعا می‌کنم سفرتون با آرامش بیشتری
‫نسبت به صبحِ ما همراه بوده باشه.

118
00:09:47,545 --> 00:09:48,963
‫فیونای عزیز.

119
00:09:49,547 --> 00:09:50,840
‫دالیای شیرین.

120
00:09:50,923 --> 00:09:52,174
‫پدر...

121
00:09:52,925 --> 00:09:54,343
‫فقط یه تغییرِ عنوانه.

122
00:09:54,969 --> 00:09:57,847
‫- کشیش از سرنوشتِ شهردارمون بهتون گفت؟
‫- بله.

123
00:09:57,930 --> 00:09:59,557
‫پایانِ خیلی تلخی بود.

124
00:09:59,640 --> 00:10:01,601
‫گمونم پسرها رفتن برای شکار؟

125
00:10:01,601 --> 00:10:02,685
‫همین‌طوره.

126
00:10:02,727 --> 00:10:06,856
‫از دیدنتون خوشحالم، کشیشِ بزرگوار.

127
00:10:06,939 --> 00:10:09,025
‫منم همین‌طور، مادام جیزل.

128
00:10:09,108 --> 00:10:12,028
‫می‌تونیم توی مراسم فردا
‫از مهارت لاتین شما استفاده کنیم.

129
00:10:12,111 --> 00:10:15,698
‫دریغا... خداوند خدمتِ بزرگ‌تری رو

130
00:10:24,206 --> 00:10:27,335
‫هیچ خبری از سرنوشت پسرِ ون‌نس نشده؟

131
00:10:27,418 --> 00:10:28,544
‫همونی که گم شده؟

132
00:10:30,463 --> 00:10:31,922
‫به ما چیزی نگفتن.

133
00:10:36,636 --> 00:10:38,638
‫برای شام پیش ما میاین؟

134
00:10:39,722 --> 00:10:42,725
‫خوراکِ مخصوص شما و یه دست بازیِ تخته،

135
00:10:42,808 --> 00:10:45,394
‫دلیلِ واقعیِ این گشت‌های ماهانه‌ی منه.

136
00:10:45,478 --> 00:10:47,480
‫ببین کی اومده.

137
00:10:48,022 --> 00:10:49,357
‫ایشون جناب اسقف هستن.

138
00:10:49,857 --> 00:10:51,275
‫افتخارِ منطقه‌ی لاوث.

139
00:10:51,359 --> 00:10:54,153
‫اگه افتخاری داشتی،
‫یه نوشیدنیِ آبرومندانه‌تر می‌ریختی.

140
00:10:54,612 --> 00:10:57,031
‫چه حرف‌هایی که اینجا نمی‌شنویم.

141
00:11:01,661 --> 00:11:03,537
‫با وجود مراسم عشای ربانی و تدهین،

142
00:11:04,121 --> 00:11:06,374
‫توی این سفر وقتی برای اعتراف هم می‌مونه؟

143
00:11:06,457 --> 00:11:07,917
‫وقت کافی هست.

144
00:11:08,000 --> 00:11:11,295
‫کشیش کلیساش رو طبق نیازمون
‫در اختیارمون گذاشته.

145
00:11:12,922 --> 00:11:16,008
‫بیاین، بریم مستقرتون کنیم.
‫من این رو میارم.

146
00:11:30,106 --> 00:11:33,901
‫دو سری ردپا پیدا کردیم که از
‫پیچ‌های دورِ رودخونه میومدن و می‌رفتن.

147
00:11:33,984 --> 00:11:35,236
‫گریزلی اونجا رو دوست داره.

148
00:11:35,319 --> 00:11:36,904
‫تله‌گذاری یکی دو ساعت طول می‌کشه.

149
00:11:37,488 --> 00:11:38,823
‫به ما وقت میده طعمه بذاریم.

150
00:11:39,407 --> 00:11:40,908
‫فکر کردم حیوونه طعمه‌ست.

151
00:11:40,991 --> 00:11:43,411
‫ما یه ردی از غذا کنار ردپاها می‌ذاریم.

152
00:11:43,494 --> 00:11:45,287
‫حیوون رو می‌کشونیم سمتِ جایزه اصلی.

153
00:11:45,371 --> 00:11:48,207
‫کوئینت، تو، والتر و مایلز یه مسیر رو برید.

154
00:11:48,290 --> 00:11:51,544
‫- من و آلبی هم اون‌یکی رو طعمه می‌ذاریم.
‫- الان داریم از تو دستور می‌گیریم؟

155
00:11:52,211 --> 00:11:54,171
‫به کدوم گروه کمک کنم؟

156
00:11:56,006 --> 00:11:59,135
‫می‌دونی، فکر کنم فرمانده‌مون اینجا
‫نیاز به یه‌کم آموزش خرس‌شناسی داشته باشه.

157
00:11:59,218 --> 00:12:02,096
‫چرا همین‌جا نمی‌مونی
و براش یه قصه قشنگ نمی‌خونی؟

158
00:12:04,348 --> 00:12:05,683
‫بهتره تو با ما بیای، پسرجان.

159
00:12:09,687 --> 00:12:13,607
‫نه، یکی باید مواظب باشه
‫یتیم‌هامون راه رو گم نکنن.

160
00:12:14,316 --> 00:12:15,901
‫دل و روده حیوون رو بردار.

161
00:12:47,892 --> 00:12:49,769
‫چی اون رو به این روز انداخته؟

162
00:12:51,187 --> 00:12:53,564
‫می‌خواد به شورشی‌های کایوس ملحق بشه.

163
00:12:54,106 --> 00:12:56,650
‫با اعتماد پدرش به پیمان‌نامه مشکل داره.

164
00:12:56,984 --> 00:12:59,612
‫پیمان‌نامه‌ها با هیچ ملتی مهربون نبودن.

165
00:13:00,446 --> 00:13:02,615
‫دیگه نگرانیِ تو نیست، خواهر.

166
00:13:02,698 --> 00:13:03,949
‫تو ما رو ترک کردی...

167
00:13:04,950 --> 00:13:06,744
‫به خاطر زندگی با غریبه‌ها.

168
00:13:24,929 --> 00:13:26,138
‫اینجا صبر کن.

169
00:14:19,984 --> 00:14:21,485
‫بابتِ ترسوندنتون عذر می‌خوام، خانم.

170
00:14:23,571 --> 00:14:25,823
‫نمی‌دونستم شنونده دارم.

171
00:14:27,157 --> 00:14:28,909
‫اومدید مادر رو ببینید؟

172
00:14:29,994 --> 00:14:32,705
‫اگه مادرتون خانم ون‌نس هستن، بله.

173
00:14:32,788 --> 00:14:34,665
‫خواهش می‌کنم، ادامه بدین.

174
00:14:35,416 --> 00:14:37,710
‫بداهه‌نوازیِ 90 یکی از
قطعات مورد علاقه‌ی منه

175
00:14:39,044 --> 00:14:40,421
‫شما شوبرت رو می‌شناسین.

176
00:14:40,504 --> 00:14:42,506
‫فقط چون یه مرد ظاهرش یه‌کم خسته‌ست...

177
00:14:42,590 --> 00:14:44,133
‫نه، من...

178
00:14:44,216 --> 00:14:45,509
‫قصد قضاوت نداشتم.

179
00:14:46,093 --> 00:14:48,554
‫چرا داشتین. حق هم دارین.

180
00:14:50,723 --> 00:14:51,724
‫بفرمایید.

181
00:14:52,600 --> 00:14:53,601
‫بشینید.

182
00:14:55,978 --> 00:14:59,273
‫بیشتر مردهای اینجا
‫به زور یه شعر کودکانه رو بلدن.

183
00:15:33,098 --> 00:15:37,978
‫وندربیلت فردا میاد،
‫با این حال تمام فکر و ذکرِ من پیشِ ویلمه.

184
00:15:38,062 --> 00:15:39,146
‫می‌دونم.

185
00:15:39,229 --> 00:15:42,733
‫نگرانم که زیاد
‫به آقای روچ و افرادش اعتماد نداری.

186
00:15:43,859 --> 00:15:46,362
‫من چیزی از اون یا گروهش نمی‌دونم.

187
00:15:47,029 --> 00:15:50,199
‫به جز لیست بلندبالای جنایت‌هایی
‫که به خاطرش تحت تعقیبن.

188
00:15:51,533 --> 00:15:54,703
‫می‌دونم آقای روچ
‫چالش‌های خاصی رو ایجاد می‌کنه،

189
00:15:55,829 --> 00:15:57,790
‫ولی ما کارهایی پیشِ رو داریم

190
00:15:57,873 --> 00:16:01,752
‫که شاید نیاز به کسی داشته باشه
‫که بتونه خط قرمزهایی رو که ما نمی‌تونیم رد کنه.

191
00:16:01,794 --> 00:16:04,046
‫اگه پوتین‌های زیادی از اون خط رد بشن،

192
00:16:04,129 --> 00:16:06,173
‫دیگه دیدنش برای همه سخت می‌شه.

193
00:16:07,591 --> 00:16:09,635
‫از وفاداریت ممنونم، جک.

194
00:16:10,970 --> 00:16:14,139
‫اینم روشِ مؤدبانه‌ی
‫یه خانمِ سفیدپوست برای اینه که بگه،

195
00:16:14,723 --> 00:16:16,976
‫«زبونت رو نگه دار».

196
00:16:38,288 --> 00:16:39,707
‫آقای روچ؟

197
00:16:39,790 --> 00:16:40,958
‫مادر.

198
00:16:42,126 --> 00:16:44,128
‫بهش گفتم پایین منتظر بمونه.

199
00:16:44,211 --> 00:16:45,337
‫ممنونم، جک.

200
00:16:48,799 --> 00:16:52,219
‫عزیزم، می‌شه وسایل شخصی آقای نیبلی رو
‫برای خانواده‌ش جمع کنی؟

201
00:16:52,302 --> 00:16:53,554
‫بله، حتماً.

202
00:17:04,982 --> 00:17:08,485
‫امیدوارم حامل چیزی
‫بیشتر از دانشِ موسیقیِ شوبرت باشید.

203
00:17:09,194 --> 00:17:10,696
‫هستم، خانم.

204
00:17:10,779 --> 00:17:14,074
‫اما یافته‌های من...
‫مایه‌ی آسایشِ چندانی نخواهد بود.

205
00:17:15,826 --> 00:17:17,786
‫ما تمام کمپ‌های معدن رو گشتیم،

206
00:17:17,870 --> 00:17:20,748
‫مال شما، کلوگیج و پول،
‫و شرکت‌های کوچیک‌تر.

207
00:17:21,790 --> 00:17:23,625
‫بازداشتگاه‌ها. درمانگاه‌ها.

208
00:17:26,003 --> 00:17:27,004
‫هیچی.

209
00:17:29,631 --> 00:17:30,883
‫هیچ ردی از ویلم نیست.

210
00:17:41,226 --> 00:17:42,311
‫خانم.

211
00:17:44,563 --> 00:17:46,440
‫اهل کجا هستید، آقای روچ؟

212
00:17:48,817 --> 00:17:50,360
‫خیلی جاها، خانم.

213
00:17:50,944 --> 00:17:53,530
‫ترجیح میدم معماهای زندگیم
‫لای جلد کتاب‌ها باقی بمونن.

214
00:17:58,410 --> 00:18:00,037
‫بیشتر شمال شرق.

215
00:18:01,663 --> 00:18:03,332
‫خانواده‌م زیاد یه جا بند نمی‌شدن.

216
00:18:04,833 --> 00:18:07,628
‫و جذابیت خطر بود که شما رو به غرب کشوند؟

217
00:18:08,629 --> 00:18:11,548
‫بیشتر برای تنهایی اومدم.

218
00:18:12,966 --> 00:18:15,219
‫جایی که کسی سوال نپرسه.

219
00:18:19,681 --> 00:18:21,350
‫سفر به‌خیر، آقای روچ.

220
00:18:22,810 --> 00:18:24,812
‫روز خوبی داشته باشین، خانم.

221
00:18:38,408 --> 00:18:39,493
‫بکش!

222
00:18:50,546 --> 00:18:51,588
‫اینجا.

223
00:18:54,466 --> 00:18:55,509
‫اینجا.

224
00:18:55,843 --> 00:18:57,052
‫و اینجا.

225
00:19:00,264 --> 00:19:01,682
‫خونین‌ترین‌هاش.

226
00:19:05,727 --> 00:19:07,563
‫این برات به اندازه کافی خونین هست؟

227
00:19:25,789 --> 00:19:27,749
‫عجب عطر و بویی!

228
00:19:27,833 --> 00:19:29,293
‫خرگوش و سبزیجات.

229
00:19:29,376 --> 00:19:31,003
‫بشین، عزیزِ دل.

230
00:19:38,302 --> 00:19:39,761
‫باید حسابی داغ باشه.

231
00:19:41,138 --> 00:19:42,723
‫بیا، کاسه‌ها رو بگیر.

232
00:19:44,099 --> 00:19:47,102
‫خواهرانت از شنیدن خبر انتصابت
‫بال در میارن.

233
00:19:47,186 --> 00:19:48,645
‫خیلی سراغت رو می‌گیرن.

234
00:19:48,729 --> 00:19:52,232
‫«مِیو» هرگز اخراج شدنت از «سنت کاترین»
‫رو فراموش نمی‌کنه.

235
00:19:52,816 --> 00:19:55,444
‫نزدیک بود مادر روحانی رو
‫با طنابِ لنگر خفه کنه.

236
00:19:55,527 --> 00:19:57,905
‫اون عجوزه هلم داد توی دریاچه.

237
00:19:57,988 --> 00:19:59,656
‫سعی کرد غرقم کنه.

238
00:19:59,740 --> 00:20:02,159
‫به خیال خودش آموزش شنا بود.
‫اون طناب جونم رو نجات داد.

239
00:20:02,242 --> 00:20:04,828
‫فکر می‌کردم به خاطر دزدیدنِ قاطرِ کشیش
‫اخراج شدی.

240
00:20:07,122 --> 00:20:08,624
‫قاطر رو قرض گرفتم.

241
00:20:09,458 --> 00:20:11,627
‫و اون مالِ کلیسای «بانوی خوش‌ایمان» بود.

242
00:20:12,169 --> 00:20:14,588
‫از سه تا مدرسه اخراج شدی، نه؟

243
00:20:15,172 --> 00:20:17,007
‫دیگه کافیه.

244
00:20:17,633 --> 00:20:20,260
‫انتقامم رو روی تخته نرد می‌گیرم.

245
00:20:21,595 --> 00:20:23,263
‫کمتر از این انتظار نداشتم.

246
00:20:25,349 --> 00:20:27,809
‫صومعه‌ی رودخونه‌ی بوین رو فراموش کردم.

247
00:20:28,393 --> 00:20:29,561
‫چهار تا مدرسه بود.

248
00:20:30,062 --> 00:20:31,230
‫- جداً؟
‫- آره.

249
00:20:31,313 --> 00:20:33,815
‫- مطمئنی؟ برو پی کارت.
‫- آره.

250
00:20:36,818 --> 00:20:39,404
‫حیوون رو سلاخی می‌کنیم، طعمه می‌ذاریم،
‫و کمین می‌کنیم.

251
00:20:39,488 --> 00:20:40,656
‫منتظر شکار می‌مونیم.

252
00:20:40,739 --> 00:20:42,574
‫تدارکات همگی حاضره.

253
00:20:45,911 --> 00:20:47,871
‫توی رودخونه ببُرش، یه شریان خوب پیدا کن،

254
00:20:47,955 --> 00:20:49,748
‫بذار یه‌کم بریزه توی آب،

255
00:20:49,831 --> 00:20:52,751
‫بعد یه ردِ خونِ تازه
‫مستقیم تا خودِ تله بکش.

256
00:20:53,418 --> 00:20:55,045
‫کمکت می‌کنم، والتر.

257
00:21:14,564 --> 00:21:16,149
‫سریع تموم می‌شه.

258
00:21:18,277 --> 00:21:19,361
‫تکون نخور.

259
00:21:41,842 --> 00:21:43,802
‫سند خریدِ زمین‌مون توسط پدر.

260
00:21:44,803 --> 00:21:46,555
‫قبل از مرگش تضمینش کرد.

261
00:21:46,638 --> 00:21:48,682
‫بله. انگس تلر.

262
00:21:49,683 --> 00:21:53,103
‫که مراقبت از شما رو
‫سپرد به دایه‌ی ایرلندیِ سرسختش.

263
00:21:53,770 --> 00:21:56,732
‫بعد از اون آتش‌سوزی بزرگ،
‫اون پرستاریش کرد تا خوب شد.

264
00:21:57,524 --> 00:21:58,775
‫هرگز تنهاش نذاشت.

265
00:22:00,193 --> 00:22:02,863
‫خاطره‌بازی کافیه، کیلیان دافی.

266
00:22:04,906 --> 00:22:07,034
‫وقتشه که ادبت کنم.

267
00:22:08,493 --> 00:22:10,454
‫هرچی تو چنته داری رو کن، بانوی آتشین.

268
00:22:10,537 --> 00:22:12,039
‫همین کار رو می‌کنم.

269
00:22:21,965 --> 00:22:23,550
‫دنبالِ شوبرت‌های بیشتری هستید؟

270
00:22:27,471 --> 00:22:31,767
‫به نظر می‌رسه بی‌توجهی من تبدیل شده
‫به دسته‌بندیِ دیوانه‌وارِ آهنگسازهای مُرده.

271
00:22:39,608 --> 00:22:41,610
‫مردی که امروز داشتی باهاش ساز می‌زدی،

272
00:22:43,111 --> 00:22:44,279
‫آقای روچ،

273
00:22:45,947 --> 00:22:47,491
‫اون یه ردیاب‌ـه،

274
00:22:48,492 --> 00:22:50,160
‫با مردهای کارکشته،

275
00:22:50,952 --> 00:22:52,913
‫که اجیر شدن تا دنبال ویلم بگردن.

276
00:22:52,996 --> 00:22:54,664
‫چیزی پیدا کردن؟

277
00:22:57,125 --> 00:23:00,462
‫متأسفانه باید بگم نه، پیدا نکردن.

278
00:23:10,597 --> 00:23:11,973
‫اون مُرده، مادر؟

279
00:23:25,695 --> 00:23:28,865
‫عشقِ پدرت به شوبرت تو رو هم گرفته.

280
00:23:30,200 --> 00:23:31,618
‫من رو یاد اون میندازه.

281
00:23:33,161 --> 00:23:34,162
‫آره.

282
00:23:36,623 --> 00:23:38,125
‫منم دلم براش تنگ شده.

283
00:23:41,294 --> 00:23:42,295
‫خیلی زیاد.

284
00:24:02,691 --> 00:24:03,692
‫بفرما!

285
00:24:03,775 --> 00:24:05,986
‫من بُردم. هفت بر پنج.

286
00:24:06,361 --> 00:24:07,863
‫ای بابا.

287
00:24:08,947 --> 00:24:10,657
‫حریفش نمی‌شم، دالیا.

288
00:24:11,324 --> 00:24:12,784
‫پیروزی‌هات داره زیاد می‌شه.

289
00:24:12,868 --> 00:24:14,536
‫هر امتیاز نیم پوند.

290
00:24:14,619 --> 00:24:16,371
‫این خیلی خوبه.

291
00:24:16,455 --> 00:24:18,748
‫نیاز به پول دارم که بدم به پیتر.

292
00:24:18,832 --> 00:24:20,041
‫باید بال‌های آزادیم رو بخرم.

293
00:24:39,269 --> 00:24:41,062
‫این از طرف واتیکانه؟

294
00:24:41,938 --> 00:24:43,607
‫از یه آدرس خیلی معمولی‌تره.

295
00:24:44,274 --> 00:24:47,402
‫اسقف‌نشینِ من در اورگان‌سیتی.
‫اسقف اعظم بلانشت.

296
00:24:50,780 --> 00:24:52,032
‫این ارتقا...

297
00:24:53,283 --> 00:24:56,119
‫معنیش اینه که سفرهای ماهانه‌ت به اینجا،
‫تموم می‌شه؟

298
00:24:57,329 --> 00:24:58,872
‫نه به این زودی، ولی بله.

299
00:24:59,831 --> 00:25:01,833
‫قراره یه کلیسا توی سیاتل بگیرم.

300
00:25:02,876 --> 00:25:05,629
‫یه لنگرگاهِ ناهموار
‫که به دستِ توانمندِ خدا نیاز داره.

301
00:25:07,422 --> 00:25:08,673
‫دیگه وقتش بود.

302
00:25:10,091 --> 00:25:13,303
‫تمام سال‌های خدمتت به رسمیت شناخته شد.

303
00:25:18,767 --> 00:25:20,268
‫یه بدهیِ پرداخت شده.

304
00:25:20,769 --> 00:25:21,853
‫بُردِ شما.

305
00:25:23,522 --> 00:25:27,692
‫این انتصابِ جدید بهم این حقوق رو میده
‫که سال‌ها باختنم رو جبران کنم.

306
00:25:32,155 --> 00:25:33,323
‫بازی بود.

307
00:25:37,452 --> 00:25:39,246
‫من نمی‌تونم این رو قبول کنم.

308
00:25:40,705 --> 00:25:42,040
‫در ازای خدمتِ تو، فیونا.

309
00:25:42,707 --> 00:25:44,543
‫یه بازیِ دوستانه بود.

310
00:25:45,126 --> 00:25:46,419
‫هدیه که نیست.

311
00:25:51,466 --> 00:25:54,636
‫- معذرت می‌خوام. یه کارِ احمقانه...
‫- نه، سخاوتت رو می‌بینم.

312
00:25:54,719 --> 00:25:57,138
‫نادانیم رو می‌بینی. این... این...

313
00:26:01,434 --> 00:26:03,311
‫و هنوز یه خطبه هم دارم که باید بنویسم.

314
00:26:06,064 --> 00:26:07,482
‫از هر دوتون ممنونم.

315
00:26:08,066 --> 00:26:10,360
‫یه غذای عالی، هم‌نشینیِ فوق‌العاده.

316
00:26:11,027 --> 00:26:13,238
‫فردا توی مراسم اعتراف می‌بینمتون.

317
00:26:13,780 --> 00:26:14,864
‫شب به‌خیر، خانم‌ها.

318
00:26:21,871 --> 00:26:23,164
‫لعنت بهش.

319
00:26:23,873 --> 00:26:25,250
‫کیلیان، صبر کن.

320
00:26:31,131 --> 00:26:34,175
‫انتصابت واقعاً باعثِ افتخارمه، راست می‌گم.

321
00:26:35,093 --> 00:26:37,762
‫پول فقط یه یادآوریِ سنگینه که حالا

322
00:26:38,513 --> 00:26:42,225
‫مقام و منزلتِ تو برای کسی
‫به سادگیِ من دیگه دست‌نیافتنی می‌شه.

323
00:26:42,309 --> 00:26:43,560
‫زنِ عزیز،

324
00:26:44,894 --> 00:26:46,563
‫منم که آدم ساده‌ای هستم.

325
00:26:47,939 --> 00:26:50,442
‫تو چراغِ راهِ منی، کشیشِ خوب.

326
00:26:52,777 --> 00:26:55,113
‫ایمانِ من به خاطر تو قوی مونده.

327
00:26:57,449 --> 00:26:59,117
‫تو قوتی، فیونا.

328
00:27:00,368 --> 00:27:01,620
‫ایمانت تزلزل‌ناپذیره.

329
00:27:02,829 --> 00:27:05,123
(مناجات به زبان لاتین)

330
00:27:08,501 --> 00:27:10,503
[اِمت ون‌نس، همسر، پدر و ادیب]

331
00:27:22,766 --> 00:27:24,309
‫چطور می‌خوای بگی؟

332
00:27:26,311 --> 00:27:27,687
‫تمام چیزی که شد رو؟

333
00:27:29,064 --> 00:27:30,815
‫کارهایی که کردیم؟

334
00:27:32,734 --> 00:27:34,736
‫اتاق اعتراف جای بخششه.

335
00:27:36,237 --> 00:27:38,573
‫کشیش حقیقتِ ما رو می‌بره پیشِ خدا،

336
00:27:38,657 --> 00:27:40,533
‫خدا هم از طریق اون بخشش رو می‌رسونه.

337
00:27:41,910 --> 00:27:43,536
‫اما اگه حقیقتِ من...

338
00:27:46,206 --> 00:27:47,374
‫اگه...

339
00:27:50,293 --> 00:27:51,544
‫کاری که...

340
00:27:52,712 --> 00:27:55,507
‫ویلم... باهام کرد...

341
00:27:58,593 --> 00:28:00,136
‫شاید خودم باعثش بودم؟

342
00:28:02,972 --> 00:28:04,099
‫یعنی انتقامِ ما...

343
00:28:05,016 --> 00:28:06,017
‫اشتباه بوده؟

344
00:28:10,980 --> 00:28:13,817
‫ویلم ون‌نس یه موجودِ غمگین و شکسته بود.

345
00:28:16,236 --> 00:28:18,613
‫نمی‌تونست نورِ تو رو داشته باشه،
‫پس می‌خواست خاموشش کنه.

346
00:28:18,697 --> 00:28:20,323
‫خدا نذاشت این اتفاق بیفته.

347
00:28:21,658 --> 00:28:23,493
‫خدا اون رو نکشت.

348
00:28:25,370 --> 00:28:26,413
‫ما کشتیم.

349
00:28:29,124 --> 00:28:30,959
‫ما یه انسان رو کشتیم.

350
00:28:35,714 --> 00:28:38,007
‫تو به کشیش ما یه داستانِ ساده می‌گی.

351
00:28:40,218 --> 00:28:42,053
‫جونِت در خطر بود،

352
00:28:42,137 --> 00:28:44,264
‫دفاع کردن تنها انتخابت بود.

353
00:28:47,976 --> 00:28:49,602
‫و تو چی بهش می‌گی؟

354
00:28:54,190 --> 00:28:55,734
‫این یه عملِ عاشقانه بود.

355
00:28:58,778 --> 00:29:03,074
‫برای محافظت از جونِ یه آدم خوب،
‫نفسِ یه آدم شرور رو گرفتم.

356
00:29:04,159 --> 00:29:06,536
‫مرگِ ویلم گناهِ تو نیست.

357
00:29:09,122 --> 00:29:11,291
‫هر بارِ سنگینی که حس می‌کنی، بده به خدا.

358
00:29:13,001 --> 00:29:14,878
‫گفتنش ما رو آزاد می‌کنه.

359
00:29:53,750 --> 00:29:56,252
‫بعد از ظهرها رطوبت هوا زیاد می‌شه.

360
00:29:57,462 --> 00:29:58,546
‫ممنونم.

361
00:30:20,151 --> 00:30:23,905
‫شما مادری هستید که سنگینی
‫غمِ از دست دادن فرزند رو درک می‌کنید.

362
00:30:27,075 --> 00:30:29,536
‫نبودنِ ویلم داره...

363
00:30:30,119 --> 00:30:32,205
‫ما رو تیکه‌تیکه می‌کنه.

364
00:30:34,082 --> 00:30:35,500
‫برام سخته،

365
00:30:36,876 --> 00:30:38,086
‫عمیقاً...

366
00:30:39,712 --> 00:30:42,632
‫پذیرفتن اینکه سرنوشت پسرم...

367
00:30:45,343 --> 00:30:48,388
‫فقط دست خداست.

368
00:30:55,061 --> 00:30:58,773
‫وقت‌هایی هست که ما هیچ نقشی در درست کردن
‫چیزی که شکسته‌مون می‌کنه نداریم.

369
00:31:01,067 --> 00:31:03,444
‫ایمان عملِ دشواریه.

370
00:31:04,654 --> 00:31:05,655
‫بله.

371
00:31:09,576 --> 00:31:12,203
‫تسلیم شدن آسون نیست.

372
00:31:21,045 --> 00:31:23,214
‫ایمانت رو تحسین می‌کنم، فیونا.

373
00:31:24,507 --> 00:31:25,508
‫بهش غبطه می‌خورم.

374
00:31:29,596 --> 00:31:31,639
‫با کشیش تنهاتون می‌ذارم.

375
00:31:32,348 --> 00:31:33,933
‫برای ویلم دعا می‌کنم.

376
00:31:42,859 --> 00:31:44,235
‫جناب اسقف.

377
00:31:48,823 --> 00:31:50,199
‫فیونا.

378
00:32:08,843 --> 00:32:10,929
[مسافرخانه و غذای گرم]

379
00:32:49,842 --> 00:32:51,052
‫خواهش می‌کنم.

380
00:32:54,472 --> 00:32:56,724
‫مرا ببخش پدر، زیرا که گناه کرده‌ام.

381
00:32:59,769 --> 00:33:04,357
‫نزدیک به دو ماه از آخرین اعترافم می‌گذره.

382
00:33:16,619 --> 00:33:18,538
‫از این طرف، آقای وندربیلت.

383
00:33:20,915 --> 00:33:22,125
‫مراقب زیر پاتون باشین، قربان.

384
00:33:49,318 --> 00:33:51,029
‫چی گفت؟

385
00:33:51,696 --> 00:33:54,782
‫تشکیلاتِ کشتیرانی آقای وندربیلت
‫توی خطره.

386
00:33:56,826 --> 00:33:58,995
‫اون نمی‌تونه ریسکِ ضرر رو بپذیره.

387
00:34:01,622 --> 00:34:04,751
‫اگه افتِ ما ترمیم نشه،

388
00:34:06,085 --> 00:34:09,213
‫مجبور می‌شه سرمایه‌ش رو بیرون بکشه.

389
00:34:18,681 --> 00:34:21,976
‫اگه جای کوئنتین بودم،
‫با دیدن اون خرس شلوارم رو خیس می‌کردم.

390
00:34:22,060 --> 00:34:24,645
‫بو گندش که می‌گه خودت رو خراب کردی!

391
00:34:28,024 --> 00:34:29,567
‫ببخشید، رفقا.

392
00:34:29,650 --> 00:34:32,570
‫این‌ها از وسایلِ پدر روحانی
‫موقع تاختن ریخت بیرون.

393
00:34:33,237 --> 00:34:36,324
‫صداش زدم، اما دیگه چهارنعل دور شده بود.

394
00:34:36,407 --> 00:34:38,910
‫فکر کردم شما بهتر می‌دونید
‫چطور به دستش برسونید.

395
00:34:38,951 --> 00:34:41,412
‫- ممنون، آیزاک. به ما ملحق می‌شی؟
‫- لطف داری.

396
00:34:45,374 --> 00:34:47,126
‫این‌ها به تو مربوط نیست، مامان.

397
00:34:47,210 --> 00:34:49,879
‫الان توی دست‌های منه.
‫مسلماً خواستِ خدا بوده.

398
00:34:54,008 --> 00:34:55,510
‫از طرفِ اسقف اعظمه.

399
00:34:56,010 --> 00:34:58,554
‫پدر دافی به مقام اسقفی ارتقا پیدا کرده.

400
00:34:58,638 --> 00:35:00,139
‫خب، دیگه وقتش بود.

401
00:35:10,024 --> 00:35:13,319
‫آیزاک، کشیش از کدوم راه
‫از شهر خارج شد؟

402
00:35:14,445 --> 00:35:16,489
‫سمتِ غرب. طرفِ معادن.

403
00:35:17,031 --> 00:35:18,366
‫دنبال من بیاین.

404
00:35:19,450 --> 00:35:20,493
‫زود!

405
00:35:42,306 --> 00:35:44,142
‫بیا!

406
00:35:49,981 --> 00:35:51,691
‫کیلیان!

407
00:36:10,626 --> 00:36:12,086
‫اتفاقی افتاده؟

408
00:36:13,087 --> 00:36:15,840
‫آیزاک این‌ها رو بیرون آهنگریش پیدا کرد.

409
00:36:20,928 --> 00:36:23,055
‫گره‌های ناشیانه‌ی من.

410
00:36:27,059 --> 00:36:29,812
‫وظیفه‌ی برگردوندن‌شون
‫خیلی فوری انجام شد.

411
00:36:31,689 --> 00:36:34,025
‫این مسیر فقط به یه جا ختم می‌شه.

412
00:36:34,692 --> 00:36:38,196
‫نمی‌دونستم خانواده ون‌نس
‫نیاز به مراسم کاتولیک دارن.

413
00:36:39,155 --> 00:36:40,364
‫ندارن.

414
00:36:41,073 --> 00:36:44,035
‫این یه بازدیدِ محترمانه از طرف اسقف منه.

415
00:36:44,702 --> 00:36:47,079
‫اسقف اعظم فرانسوا بلانشت؟

416
00:36:47,663 --> 00:36:49,332
‫همونی که نوشت،

417
00:36:50,041 --> 00:36:52,168
‫«در وضعیت فعلیِ بدهی‌های ما،

418
00:36:52,793 --> 00:36:54,754
‫ما قادر به تأمین منافع مالی نیستیم

419
00:36:54,837 --> 00:36:57,340
‫تا زمانی که کلیسایی
‫تحتِ هدایت شما قرار بگیره.»

420
00:36:59,300 --> 00:37:02,094
‫اون اسب، لباس‌ها، پول...

421
00:37:02,762 --> 00:37:03,930
‫از طرف کلیسا نبود.

422
00:37:05,556 --> 00:37:07,975
‫کی عهدِ فقرِ تو رو شکست، کیلیان؟

423
00:37:09,727 --> 00:37:10,978
‫خدای من.

424
00:37:12,563 --> 00:37:13,731
‫کنستانس.

425
00:37:16,484 --> 00:37:18,486
‫لعنتی.

426
00:37:18,569 --> 00:37:21,113
‫انگار از خودِ انجیلِ متی کنده شده!

427
00:37:21,197 --> 00:37:23,157
‫سکه‌های نقره خیانت رو می‌خرن.

428
00:37:23,241 --> 00:37:25,201
‫گناهانِ اعتراف شده‌ی ما، حالا گناه اون.

429
00:37:26,118 --> 00:37:27,662
‫که علیه ما استفاده بشه!

430
00:37:30,373 --> 00:37:32,917
‫من هیچ ایده‌ای
از اندازه‌ی اون گناهان نداشتم

431
00:37:47,848 --> 00:37:49,183
‫خشمِ شما به حقه.

432
00:37:59,694 --> 00:38:00,945
‫گناهانِ من،

433
00:38:01,696 --> 00:38:03,364
‫قدیمی‌ترین گناهان انسان.

434
00:38:04,907 --> 00:38:05,992
‫غرور.

435
00:38:07,159 --> 00:38:08,369
‫حسد.

436
00:38:09,704 --> 00:38:10,871
‫طمع.

437
00:38:20,381 --> 00:38:23,175
‫سقوطِ یه کشیش به این گناهان نابخشودنیه.

438
00:38:25,094 --> 00:38:27,555
‫یه مکافاتِ عادلانه و سخت لازمه.

439
00:38:37,064 --> 00:38:38,649
‫بدونِ عذاب وجدان انجامش بده، پسرم.

440
00:38:42,903 --> 00:38:44,572
‫خدا از قبل بخشیدتت.

441
00:38:59,503 --> 00:39:01,422
‫گذاشتنِ این بار روی دوشِ بی‌گناهان.

442
00:39:03,090 --> 00:39:04,467
‫تو کشیش نیستی.

443
00:39:05,593 --> 00:39:07,928
‫فقط یه بزدلی که لباس کشیش‌ها رو پوشیده!

444
00:39:43,464 --> 00:39:44,757
‫کارمون تمومه.
