﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:13,513 --> 00:00:17,225
‫[آنجل ریج]

3
00:00:17,934 --> 00:00:21,062
‫[قلمرو واشنگتن]
‫[سال 1854]

4
00:00:59,017 --> 00:01:00,351
‫ممنونم، مادر.

5
00:01:03,855 --> 00:01:06,149
‫ویلم، حواست به اسب‌ها باشه.

6
00:01:06,232 --> 00:01:08,485
‫تسا امروز یه‌کم چموش شده.

7
00:01:08,568 --> 00:01:12,155
‫می‌دونی که من از پسِ کارهای مهم‌تر از...

8
00:01:13,823 --> 00:01:14,908
‫اسب‌داری برمیام.

9
00:01:14,991 --> 00:01:16,576
‫بس کن دیگه، ویل.

10
00:01:17,285 --> 00:01:19,996
‫می‌دونی که مادر
‫دردانه‌ش رو فقط به تو می‌سپره.

11
00:01:20,789 --> 00:01:22,290
‫حق با برادرته.

12
00:01:22,373 --> 00:01:23,458
‫و تو...

13
00:01:24,542 --> 00:01:26,294
‫ماجراجوییِ بی‌جا نکن.

14
00:01:32,342 --> 00:01:33,676
‫خانم ون‌نِس.

15
00:01:35,053 --> 00:01:37,097
‫کاری از دست من ساخته‌ست؟

16
00:01:37,180 --> 00:01:42,393
‫آقای شهردار، معادن وست‌هیل
‫و سامیتِ ما 27 درصد افت داشتن.

17
00:01:42,477 --> 00:01:46,022
‫و شریک اصلی من،
‫جناب آقای وندربیلت...

18
00:01:46,106 --> 00:01:49,359
‫خب، اگه کورنلیوس ببینه
‫که یکی از سرمایه‌گذاری‌هاش داره...

19
00:01:49,442 --> 00:01:51,027
‫از رمق میفته،

20
00:01:51,653 --> 00:01:54,447
‫خب، نگرانی اون به بقیه هم سرایت می‌کنه.

21
00:01:54,531 --> 00:01:58,993
‫اون رگه‌ی نقره‌ای که از «جاسپر هالو» رد می‌شه
‫بهترین راه‌حلِ فعلی ماست.

22
00:01:59,077 --> 00:02:03,289
‫خب، پیشنهادهای سخاوتمندانه‌ای
‫به هر چهار خانواده‌ی ساکنِ هالو داده شده.

23
00:02:03,373 --> 00:02:06,876
‫شکی نیست که عقل سلیم پیروز می‌شه.

24
00:02:06,960 --> 00:02:12,590
‫ما نمی‌تونیم روی عقلِ نصفه‌نیمه‌ی
‫عوام حساب کنیم، ویکتور.

25
00:02:13,675 --> 00:02:18,638
‫همه‌مون می‌دونیم که بدون توسعه‌ی
‫معادن ون‌نس، «انجل ریج» دوباره...

26
00:02:18,721 --> 00:02:20,849
‫به یه خرابه تبدیل می‌شه.

27
00:02:21,432 --> 00:02:22,642
‫ما این رو نمی‌خوایم.

28
00:02:22,725 --> 00:02:24,853
‫نه، مسلماً نمی‌خوایم.

29
00:02:25,770 --> 00:02:29,858
‫بنابراین تلاش ما برای تصاحب هالو
‫ادامه پیدا می‌کنه.

30
00:02:58,344 --> 00:03:00,513
‫- هی!
‫- بجنبین، بجنبین، بجنبین!

31
00:03:04,809 --> 00:03:07,103
‫الیاس! بلند شو!

32
00:03:07,187 --> 00:03:09,022
‫- دزدها زدن به گله!
‫- کجا؟

33
00:03:09,105 --> 00:03:10,273
‫چراگاهِ پایینی.

34
00:03:10,982 --> 00:03:12,692
‫دالی! لیتل بول!

35
00:03:12,775 --> 00:03:14,652
‫فکر کردین صدای اون تفنگ لعنتی رو نشنیدیم؟

36
00:03:15,236 --> 00:03:16,446
‫زود باش، آلبرت.

37
00:03:18,156 --> 00:03:20,700
‫- تکون بخورین! یالا! بجنبین دیگه!
‫- آماده‌ام.

38
00:03:22,243 --> 00:03:23,536
‫بریم.

39
00:03:35,381 --> 00:03:37,967
‫- یالا! بِکشین!
‫- زود باشین دیگه!

40
00:04:19,384 --> 00:04:20,885
‫دیدمشون!

41
00:04:21,552 --> 00:04:22,637
‫بیاین!

42
00:04:37,277 --> 00:04:39,153
‫اونجان! اونجان!

43
00:04:39,737 --> 00:04:41,990
‫- رسیدن!
‫- برو، تکون بخور.

44
00:04:42,991 --> 00:04:44,409
‫اوناهاشون!

45
00:04:46,411 --> 00:04:48,454
‫الیاس، آلبرت، سردسته رو پیدا کنین.

46
00:04:48,538 --> 00:04:50,373
‫آرومش کنین. بقیه هم آروم می‌شن.

47
00:04:50,456 --> 00:04:52,000
‫سردسته وسط گله‌ست.

48
00:04:53,501 --> 00:04:55,962
‫لیلا، برو سمت دیواره. دالیا، با من بیا.

49
00:04:56,045 --> 00:04:57,297
‫هی. هی!

50
00:05:15,106 --> 00:05:16,774
‫گرفتیش! گرفتیش!

51
00:05:19,319 --> 00:05:20,903
‫الیاس. مواظب باش.

52
00:05:33,124 --> 00:05:34,917
‫گرفتیش!

53
00:05:35,001 --> 00:05:36,461
‫آروم، آروم!

54
00:05:37,754 --> 00:05:39,005
‫هش، هش!

55
00:06:03,154 --> 00:06:04,822
‫باید بریم، مادر.

56
00:06:19,045 --> 00:06:21,547
‫لعنت به ون‌نس.

57
00:06:22,799 --> 00:06:24,133
‫این کشتار...

58
00:06:25,760 --> 00:06:27,845
‫درست بیخ گوشمون.

59
00:06:31,474 --> 00:06:33,017
‫الان بیشتر از یه ساله،

60
00:06:33,810 --> 00:06:36,437
‫فقط نفرین و عذاب سهم‌مون بوده.

61
00:06:36,521 --> 00:06:38,564
‫پس دعا می‌کنیم خدا راه رو نشون‌مون بده.

62
00:07:04,924 --> 00:07:08,094
‫کار ون‌نس بود.
‫ظلم و ستمش داره بدتر می‌شه.

63
00:07:08,886 --> 00:07:10,555
‫مطمئن نیستی که کار اون بوده.

64
00:07:10,638 --> 00:07:12,807
‫همون‌قدر مطمئنم که
‫کوئنتین اسبش رو از دست داد.

65
00:07:13,808 --> 00:07:16,060
‫یا مزارع گندمتون
‫که با سمِ آرسنیک خشک شدن.

66
00:07:16,144 --> 00:07:18,938
‫فکر می‌کنین همه‌ی این‌ها
‫یه سری بدشانسیِ تصادفیه؟

67
00:07:19,021 --> 00:07:22,775
‫هر اتفاقی که اینجا داره میفته
‫نشونه‌ای از تموم شدن نداره.

68
00:07:23,359 --> 00:07:25,153
‫اگه هر چهار تا خانواده با هم متحد بشن،

69
00:07:25,236 --> 00:07:27,905
‫شاید شانس بیشتری
‫برای محافظت از دارایی‌هامون داشته باشیم.

70
00:07:27,989 --> 00:07:29,240
‫محافظت؟

71
00:07:30,992 --> 00:07:32,535
‫این کارِ قانونه.

72
00:07:34,829 --> 00:07:37,248
‫نصفه‌شب این بلا رو سرمون آوردن.

73
00:07:37,999 --> 00:07:39,375
‫درک می‌کنم.

74
00:07:41,252 --> 00:07:42,962
‫چیزهایی که بردن رو بنویس.

75
00:07:43,463 --> 00:07:45,756
‫این یه تهدید بود، جناب کلانتر، نه دزدی.

76
00:07:45,840 --> 00:07:49,093
‫گله‌ی ما دزیده نشد،
‫قتل‌عام شد.

77
00:07:49,677 --> 00:07:51,387
‫«کایوس‌ها» خیلی ناآرومی می‌کنن.

78
00:07:52,013 --> 00:07:53,264
‫کار کایوس‌ها نبود.

79
00:07:53,347 --> 00:07:55,224
‫کار «صورت‌سرخ‌ها» هم نبود.

80
00:07:55,308 --> 00:07:57,059
‫خودتون می‌دونین کار کی بوده.

81
00:08:18,247 --> 00:08:19,665
‫این‌قدر زل نزن.

82
00:08:24,712 --> 00:08:26,881
‫از دختر یتیمه خوشت اومده.

83
00:08:28,216 --> 00:08:29,634
‫برو باهاش حرف بزن.

84
00:08:29,717 --> 00:08:31,636
‫حسابی خوشی زده زیر دلت.

85
00:08:33,346 --> 00:08:37,308
‫خب، اگه خیلی خجالتی هستی
‫و نمی‌تونی یه قدم دوستانه برداری...

86
00:08:39,393 --> 00:08:40,394
‫تریشا ماری!

87
00:08:40,478 --> 00:08:42,688
‫تریشا ماری! چه غلطی...

88
00:08:42,772 --> 00:08:44,023
‫ای خدا بگم چی کارت نکنه.

89
00:08:46,275 --> 00:08:47,443
‫تریشا...

90
00:08:48,194 --> 00:08:49,987
‫دالیا تلر؟

91
00:08:50,071 --> 00:08:52,156
‫- اینجا یکی هست که می‌خواد...
‫- تریشا!

92
00:08:54,116 --> 00:08:57,954
‫هی، آیزاک، فکر کنم اسب مادرم
‫نیاز به توجه کامل جنابعالی داشته باشه.

93
00:08:58,037 --> 00:09:00,289
‫دارم به اسب پالومینو خوب می‌رسم.

94
00:09:00,873 --> 00:09:04,043
‫یه‌کم ناآرومه.
‫دیشب شب سختی رو گذرونده.

95
00:09:05,211 --> 00:09:06,337
‫آره.

96
00:09:06,420 --> 00:09:07,630
‫شنیدم توی مزرعه‌تون...

97
00:09:08,130 --> 00:09:10,049
‫مشکلِ دزدیِ احشام داشتین.

98
00:09:11,384 --> 00:09:14,679
‫شایدم همین دزدها بودن که
‫نعلِ اسب پالومینو رو کندن.

99
00:09:15,721 --> 00:09:17,932
‫داری به خانواده‌ی من توهین می‌کنی؟

100
00:09:19,141 --> 00:09:22,228
‫آیزاک منظوری نداشت.

101
00:09:23,062 --> 00:09:25,690
‫درسته. فقط یه حرف بی‌جا بود.

102
00:09:26,190 --> 00:09:27,441
‫بریم.

103
00:09:28,025 --> 00:09:29,944
‫آره، بهتره دیگه تکرار نشه.

104
00:09:30,736 --> 00:09:33,573
‫چون من اصلاً با تهمت‌های بی‌اساس
‫کنار نمیام.

105
00:09:36,242 --> 00:09:38,995
‫مخصوصاً از طرف یه یهودیِ بی‌مقدار.

106
00:09:40,329 --> 00:09:43,541
‫خب، همه‌مون می‌دونیم شما هیچ نقشی
‫توی وحشت‌آفرینیِ دیشب نداشتین.

107
00:09:43,624 --> 00:09:46,168
‫چون اون حمله نیاز به کمی «عقل» داشت.

108
00:09:53,384 --> 00:09:54,385
‫بسیار خب.

109
00:10:06,439 --> 00:10:08,899
‫- اتفاقی برای ویلم افتاده؟
‫- مطمئن نیستم.

110
00:10:08,983 --> 00:10:11,319
‫یهو حسابی رفت تو هم و کلافه شد.

111
00:10:13,195 --> 00:10:14,572
‫کاری به کارش نداشته باش.

112
00:10:14,655 --> 00:10:18,618
‫اگه اعصابش خرابه،
‫ترجیح میدم تنها باشه تا اینکه با اوباش بگرده.

113
00:10:30,671 --> 00:10:32,256
‫عصر به‌خیر، والتر.

114
00:10:32,923 --> 00:10:34,091
‫آقای پکستون.

115
00:10:38,387 --> 00:10:41,182
‫گفتم شاید بتونی تیکه‌تیکه‌ش کنی،
‫بدی حیوون‌هات بخورن.

116
00:10:41,265 --> 00:10:42,433
‫توی طویله‌ست.

117
00:10:48,606 --> 00:10:50,274
‫کار کنستانس بود.

118
00:10:50,358 --> 00:10:52,985
‫آدم‌هاش دوازده‌تای دیگه رو هم
‫از دیواره پرت کردن پایین.

119
00:10:53,069 --> 00:10:54,362
‫توی دره.

120
00:10:59,784 --> 00:11:00,951
‫آقای پکستون،

121
00:11:01,452 --> 00:11:03,454
‫ما فکر می‌کنیم می‌تونیم مقاومت کنیم.

122
00:11:03,537 --> 00:11:07,249
‫این تهدید رو متوقف کنیم، اما فقط
‫اگه همه‌ی خانواده‌ها با هم متحد بشن.

123
00:11:10,002 --> 00:11:11,962
‫تو اینجا خانواده‌ای می‌بینی، پسرم؟

124
00:11:14,048 --> 00:11:15,299
‫نه قربان، من... من...

125
00:11:15,800 --> 00:11:17,301
‫منظورم شما...

126
00:11:19,720 --> 00:11:22,682
‫بیا اینجا! چیه؟

127
00:11:23,516 --> 00:11:25,768
‫چیه؟ فکر کردی وقتِ بازی کردن دارم؟

128
00:11:30,314 --> 00:11:31,607
‫زبونِ من...

129
00:11:32,817 --> 00:11:34,694
‫فقط می‌چرخه که مهمل ببافه.

130
00:11:59,802 --> 00:12:01,637
‫من نیازی به پاییدن ندارم، جک.

131
00:12:02,805 --> 00:12:05,599
‫مورن، کار آقای ون‌نس اینجا تمومه.

132
00:12:06,392 --> 00:12:07,685
‫متوجه شدم.

133
00:12:09,437 --> 00:12:13,441
‫تو خیلی کله‌شقی.
‫نمی‌خوام خودت رو توی دردسر بندازی.

134
00:12:14,692 --> 00:12:16,819
‫جک، دوستِ خوب و بزرگ من.

135
00:12:18,112 --> 00:12:19,196
‫این...

136
00:12:20,740 --> 00:12:22,450
‫روشیه که خودم رو پیدا می‌کنم.

137
00:12:37,590 --> 00:12:39,258
‫من کارم فوری تموم می‌شه.

138
00:12:42,845 --> 00:12:44,722
‫بعدش میرم خونه پیشِ...

139
00:12:45,306 --> 00:12:46,307
‫مادرِ...

140
00:12:47,475 --> 00:12:48,726
‫عزیز و دلسوزم.

141
00:13:35,189 --> 00:13:36,816
‫گشت‌های شبانه می‌ذاریم.

142
00:13:37,775 --> 00:13:38,943
‫هالو رو پوشش می‌دیم.

143
00:13:39,735 --> 00:13:41,654
‫از کوهپایه تا پیچِ جنوبی.

144
00:13:41,737 --> 00:13:44,824
‫دو نفر از خانواده‌های ما، دو نفر غریبه.

145
00:13:45,616 --> 00:13:47,409
‫و کسایی که راستش رو بگن.

146
00:13:48,244 --> 00:13:49,787
‫هر اتفاقی که بیفته.

147
00:13:49,870 --> 00:13:51,163
‫بدون هیچ تعصبی.

148
00:13:52,623 --> 00:13:53,874
‫سکونتگاه کایوس‌ها.

149
00:13:54,917 --> 00:13:56,252
‫دو ساعت به سمت شمال.

150
00:13:57,002 --> 00:13:58,629
‫من با خیلی‌هاشون بزرگ شدم.

151
00:13:58,712 --> 00:14:01,924
‫آوردنِ کایوس‌ها کمکی به این نمی‌کنه
‫که مردم حرفمون رو باور کنن.

152
00:14:02,007 --> 00:14:05,094
‫چرا؟ فقط سفیدپوست‌ها راست می‌گن؟

153
00:14:05,761 --> 00:14:08,556
‫و مکزیکی‌ها چی، ما قابل اعتماد نیستیم؟

154
00:14:08,973 --> 00:14:10,641
‫من درخواست کمک نکردم.

155
00:14:11,934 --> 00:14:14,687
‫مرز مشترک باعث اتحاد نمی‌شه.

156
00:14:14,770 --> 00:14:18,232
‫ما اینجا جمع شدیم،
‫کنار رودی که به همه‌ی زمین‌هامون آب میده،

157
00:14:19,441 --> 00:14:20,985
‫چون منافع‌مون مشترکه.

158
00:14:21,652 --> 00:14:22,987
‫ما به هم نیاز داریم.

159
00:14:23,070 --> 00:14:24,071
‫بقا...

160
00:14:24,822 --> 00:14:27,700
‫چه فامیل باشیم چه نه، چسبِ قدرتمندیه.

161
00:14:58,606 --> 00:15:00,566
‫اومدم عذرخواهیِ طلبم رو بگیرم.

162
00:15:01,233 --> 00:15:03,319
‫تمسخرِ تو...

163
00:15:04,528 --> 00:15:06,113
‫امروز من رو احمق جلوه داد.

164
00:15:06,196 --> 00:15:07,781
‫منم اظهار پشیمونی می‌کنم،

165
00:15:08,449 --> 00:15:12,161
‫به‌محض اینکه گله‌ای رو که از صخره
‫پرت کردین پایین، زنده کنین.

166
00:15:12,244 --> 00:15:15,706
‫فکر می‌کنی خیلی درستکاری.

167
00:15:16,290 --> 00:15:18,584
‫من فکر می‌کنم تو خیلی گیجی.

168
00:15:19,418 --> 00:15:22,004
‫اون‌وقت دخترکِ یتیم من رو قضاوت می‌کنه؟

169
00:15:23,297 --> 00:15:26,175
‫باید شکرگزارِ خداوند باشی.

170
00:15:27,551 --> 00:15:29,303
‫که مردی مثل من...

171
00:15:30,179 --> 00:15:32,848
‫حتی به ذهنش خطور کنه که بهت توجه نشون بده.

172
00:15:33,557 --> 00:15:36,101
‫این رو هم به دعاهای شبانه‌م اضافه می‌کنم.

173
00:15:36,185 --> 00:15:37,353
‫الان...

174
00:15:39,521 --> 00:15:42,483
‫- بس کن، بس کن، بس کن!
‫- دالی!

175
00:15:42,566 --> 00:15:45,903
‫خواهش می‌کنم، بس کن! ویلم!

176
00:15:45,986 --> 00:15:47,029
‫عقب بایست.

177
00:15:47,112 --> 00:15:49,281
‫بس کن، بس کن، بس کن!

178
00:15:49,531 --> 00:15:49,657
‫هیولای عوضی.

179
00:15:55,788 --> 00:15:57,164
‫خب حالا چی، پسرجان؟

180
00:15:58,123 --> 00:15:59,959
‫می‌خوای به من شلیک کنی؟

181
00:16:01,085 --> 00:16:03,462
‫می‌سپارمت به قانون
‫تا به اعمالِ وحشیانه‌ت رسیدگی کنه.

182
00:16:03,545 --> 00:16:05,172
‫قانون؟

183
00:16:05,923 --> 00:16:08,425
‫فکر می‌کنی هی‌ورث میاد
یه «ون‌نس» رو حبس کنه؟

184
00:16:10,719 --> 00:16:11,845
‫دلیل اومدنم به اینجا؟

185
00:16:12,346 --> 00:16:14,223
‫فقط برای گرفتنِ طلبم بود...

186
00:16:52,011 --> 00:16:53,178
‫دالی!

187
00:16:55,848 --> 00:16:56,849
‫آبجی.

188
00:17:03,814 --> 00:17:04,857
‫خدا به دادمون برسه.

189
00:17:09,194 --> 00:17:11,196
‫هیس، هیس، هیس. هیس.

190
00:17:12,448 --> 00:17:14,616
‫ما اینجاییم. همه‌مون اینجاییم، عزیزم.

191
00:17:17,703 --> 00:17:19,705
‫کسی نرفته دنبال دکتر؟

192
00:17:19,788 --> 00:17:21,832
‫پیدا کردنِ «مامان» دوای سریع‌تری بود.

193
00:17:36,680 --> 00:17:39,433
‫دکتر ولز دیگه کاری از دستش
‫برای این زخم‌ها برنمیاد.

194
00:17:39,516 --> 00:17:42,311
‫نزدیک‌ترین جراح توی اورگان‌سیتی‌ـه،
‫اونم نصف روز راهه.

195
00:17:42,394 --> 00:17:44,688
‫بیا بریم خونه، دخترم.
‫این مشکلِ ما نیست.

196
00:17:44,772 --> 00:17:45,856
‫من اینجا بودم.

197
00:17:46,440 --> 00:17:48,275
‫پدر، دیدم که قصد جونش رو کرده بود.

198
00:17:48,358 --> 00:17:50,611
‫- دیدم که دالیا...
‫- مشکلِ خانواده‌ی ما نیست.

199
00:17:50,694 --> 00:17:54,281
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه.
‫حضور همه‌مون در اینجا ما رو شریک جرم می‌کنه.

200
00:17:54,364 --> 00:17:56,909
‫پس این مسئله‌ی قانونه،
‫و شخص مقصر.

201
00:17:56,992 --> 00:17:59,495
‫اون پسر یه «ون‌نس» هستش، مایلز.

202
00:18:00,204 --> 00:18:02,414
‫مادرش همه‌ی ما رو مقصر می‌دونه.

203
00:18:02,498 --> 00:18:05,542
‫- علیهش استفاده می‌کنیم...
‫- جون یه آدم داره از دست میره.

204
00:18:05,626 --> 00:18:06,794
‫حق با «اوما»ست.

205
00:18:08,378 --> 00:18:10,380
‫جون ویلم دیگه دست خداست.

206
00:18:12,466 --> 00:18:14,676
‫اگه تا صبح دووم بیاره،
‫و حالش بهتر بشه،

207
00:18:14,760 --> 00:18:16,887
‫اون‌وقت طلوع خورشید می‌فرستیم دنبال کلانتر.

208
00:18:17,638 --> 00:18:20,390
‫پسر رو می‌بریم اورگان‌سیتی،
‫تا مراقبت‌های لازم رو دریافت کنه.

209
00:18:23,477 --> 00:18:24,937
‫ما مواظب اسبش هستیم.

210
00:18:25,020 --> 00:18:26,063
‫باشه.

211
00:20:35,567 --> 00:20:36,860
‫بفرمایید.

212
00:20:40,906 --> 00:20:42,616
‫دالیا نمی‌خواد بخوابه.

213
00:20:42,699 --> 00:20:44,701
‫شاید نیاز داره که اینجا باشه.

214
00:20:45,786 --> 00:20:49,206
‫الیاس، برو چند ساعتی استراحت کن.

215
00:20:50,415 --> 00:20:52,834
‫هر دوتون. برین.

216
00:20:52,918 --> 00:20:54,419
‫الان دیگه مسئولیت با منه.

217
00:20:56,880 --> 00:20:58,006
‫باشه.

218
00:21:05,931 --> 00:21:06,932
‫حواسم بهش هست، مامان.

219
00:21:07,015 --> 00:21:08,308
‫شب به‌خیر.

220
00:21:25,951 --> 00:21:27,744
‫می‌دونی شوهرم چطور مُرد؟

221
00:21:32,708 --> 00:21:33,917
‫اون... اون افتاد...

222
00:21:35,919 --> 00:21:37,129
‫چون ناخوش بود...

223
00:21:39,506 --> 00:21:40,924
‫از روی پشت‌بوم.

224
00:21:43,010 --> 00:21:45,095
‫بعد از اینکه بچه‌ی سوم رو از دست دادم،

225
00:21:46,096 --> 00:21:48,682
‫فهمیدم بچه‌دار شدن توی تقدیرِ خدا نیست.

226
00:21:52,477 --> 00:21:54,563
‫تیمی نمی‌تونست با این قضیه کنار بیاد.

227
00:21:56,773 --> 00:21:59,443
‫و اون ناراحتی رو
‫با مشت‌های گره‌کرده نشون می‌داد.

228
00:22:00,027 --> 00:22:02,487
‫تقریباً هر شب تا سر حدِ مرگ کتک‌کاری می‌کرد.

229
00:22:04,823 --> 00:22:07,200
‫من روی پشت‌بوم بودم
و ملافه‌ها رو جمع می‌کردم

230
00:22:07,284 --> 00:22:10,037
‫و اون مثل همیشه گیج اومد بالا.

231
00:22:11,038 --> 00:22:13,248
‫لیز خورد و به لبه نزدیک شد.

232
00:22:18,086 --> 00:22:20,047
‫یه دودکش اونجا بود که خراب شده بود.

233
00:22:25,010 --> 00:22:27,429
‫منم یه آجر برداشتم و کوبیدم توی سرش...

234
00:22:27,929 --> 00:22:30,932
‫و اون همین‌طوری نیست و نابود شد.

235
00:22:36,897 --> 00:22:39,066
‫وقتی داری کتک می‌خوری فراموش می‌کنی...

236
00:22:39,149 --> 00:22:41,735
‫دستی که نگه‌ت داشته چقدر ظریفه.

237
00:22:41,818 --> 00:22:42,986
‫داری چی کار می‌کنی؟

238
00:22:45,155 --> 00:22:46,948
‫می‌خوای بس کنم؟

239
00:22:51,119 --> 00:22:52,496
‫فقط کافیه

240
00:22:53,205 --> 00:22:55,415
‫به جای درست فشار بیاری.

241
00:22:55,999 --> 00:22:58,460
‫کنستانس این رو می‌دونه، پسرش هم همین‌طور.

242
00:23:09,638 --> 00:23:11,598
‫درسِ سختی برای یاد گرفتنه.

243
00:23:17,938 --> 00:23:22,859
‫من از «جیزل»، مسافرخونه‌ی پاپ پرس‌وجو کردم.
‫آرکاشا رو هم سین‌جیم کردم.

244
00:23:24,236 --> 00:23:27,030
‫بعد از اینکه ویلم از پیش مورن رفت،
‫کسی اون رو ندیده.

245
00:23:32,035 --> 00:23:33,078
‫خواهرت رو پیدا کن.

246
00:23:39,376 --> 00:23:41,211
‫شاید ویلم...

247
00:23:42,963 --> 00:23:44,673
‫بینِ اون حالِ خراب و...

248
00:23:45,757 --> 00:23:48,760
‫طبیعتِ حواس‌پرتش،

249
00:23:49,761 --> 00:23:51,555
‫سر از کوهپایه درآورده باشه.

250
00:23:52,681 --> 00:23:54,391
‫توی یکی از کمپ‌های معدن خوابیده باشه.

251
00:23:57,686 --> 00:24:00,272
‫هرچقدر هم که ویلم حواس‌پرت باشه،

252
00:24:00,897 --> 00:24:02,816
‫هرگز از فرمان من سرپیچی نمی‌کنه.

253
00:24:08,280 --> 00:24:09,281
‫چی شده؟

254
00:24:09,906 --> 00:24:10,907
‫دیروز...

255
00:24:12,075 --> 00:24:15,704
‫ویلم با عصبانیت و
‫صورتِ سرخ از پیش اون یهودی رفت.

256
00:24:17,164 --> 00:24:20,959
‫گفتی یه چیزی «اون رو حسابی کلافه کرده».

257
00:24:21,918 --> 00:24:22,919
‫چی بود؟

258
00:24:23,503 --> 00:24:25,714
‫مطمئن نیستم.

259
00:24:26,298 --> 00:24:29,050
‫مگه من از فکرهایی که تو سرشه خبر دارم؟

260
00:24:34,890 --> 00:24:37,184
‫ویلم دیشب نیومد خونه.

261
00:24:38,560 --> 00:24:40,312
‫اگه توی خطره،

262
00:24:40,812 --> 00:24:42,898
‫و تو از چیزی خبر داری...

263
00:24:43,732 --> 00:24:45,442
‫هر چیزی...

264
00:24:48,778 --> 00:24:50,614
‫شاید یه حرفی زده شده باشه.

265
00:24:51,490 --> 00:24:52,699
‫دالیا تلر.

266
00:24:54,367 --> 00:24:55,702
‫یه‌کم گستاخی کرد.

267
00:24:56,703 --> 00:24:59,331
‫شاید غرور ویلم رو
...جریحه‌دار کرده باشه. من

268
00:25:02,667 --> 00:25:03,877
‫وقاحت‌باره.

269
00:25:10,800 --> 00:25:13,053
‫تلاشِ بی‌سپاسیه.

270
00:25:17,182 --> 00:25:18,433
‫مادری کردن.

271
00:25:25,524 --> 00:25:27,108
‫یه ملاقات لازمه.

272
00:25:27,692 --> 00:25:28,985
‫دخترِ یتیم.

273
00:25:29,069 --> 00:25:31,446
‫اعتراف اون ممکنه...

274
00:25:31,947 --> 00:25:33,281
‫گره‌ها رو باز کنه.

275
00:25:33,365 --> 00:25:34,866
‫منم دنبال‌شون میرم.

276
00:25:35,992 --> 00:25:38,078
‫محض احتیاط اگه کار به قانون کشید.

277
00:25:38,662 --> 00:25:41,957
‫پیشنهاد می‌کنم با بقیه خانواده‌های هالو هم
‫صحبت کنیم.

278
00:25:54,386 --> 00:25:55,637
‫با روچ حرف زدم.

279
00:25:55,720 --> 00:25:57,264
‫اون و گروهش کار رو می‌خوان.

280
00:25:57,347 --> 00:25:58,390
‫خوبه.

281
00:26:00,016 --> 00:26:02,394
‫من باید رودررو باهاش ملاقات کنم.

282
00:26:03,728 --> 00:26:05,438
‫می‌خوام به چشم‌هاش نگاه کنم.

283
00:26:05,522 --> 00:26:07,774
‫بخوابین زمین!

284
00:26:07,857 --> 00:26:09,317
‫خواهش می‌کنم! همه‌ش همینه!

285
00:26:12,320 --> 00:26:13,572
‫بخوابین زمین!

286
00:26:16,491 --> 00:26:17,492
‫من دارمش.

287
00:26:19,536 --> 00:26:21,788
‫- اون پسره!
‫- جنس‌ها رو برداشتم.

288
00:26:22,289 --> 00:26:23,290
‫یالا، جمع کنین بریم.

289
00:26:23,373 --> 00:26:25,667
‫- بریم! بریم!
‫- یالا! بریم!

290
00:26:52,611 --> 00:26:55,655
‫در تعمیر شده.
‫جنازه رو گذاشتیم اینجا.

291
00:27:06,875 --> 00:27:07,876
‫برو «مامان» رو صدا کن.

292
00:27:11,338 --> 00:27:14,424
‫این حیوون لایق هیچ ترحمی نیست.

293
00:27:25,727 --> 00:27:27,395
‫کاش من جونش رو گرفته بودم.

294
00:27:28,521 --> 00:27:30,649
‫مامان، یکی داره میاد اینجا.

295
00:27:53,713 --> 00:27:55,799
‫خب، این واقعاً غافلگیرکننده‌ست.

296
00:27:56,383 --> 00:28:00,970
‫عذر می‌خوام که مزاحمتون شدم، خانم نولان،
‫اما متأسفانه کارم خیلی فوریه.

297
00:28:01,054 --> 00:28:02,389
‫چه کمکی از دستمون برمیاد؟

298
00:28:03,848 --> 00:28:06,768
‫پسر بزرگم، ویلم، گم شده.

299
00:28:07,811 --> 00:28:10,188
‫کمی قبل از اون...

300
00:28:12,774 --> 00:28:15,568
‫اون دختر قدبلند و سفیدرو،

301
00:28:16,069 --> 00:28:19,030
‫یه سری حرف‌های تلخ به پسرم زد،

302
00:28:19,114 --> 00:28:20,657
‫شاید به غرورش برخورده باشه.

303
00:28:21,783 --> 00:28:25,370
‫شاید ویلم اومده اینجا تا دلیل
‫تحقیر شدنِ خودش رو بهتر بفهمه.

304
00:28:25,453 --> 00:28:27,580
‫می‌خوام با اون دختر حرف بزنم.

305
00:28:28,081 --> 00:28:30,667
‫متأسفانه دالیا یه‌کم ناخوش احواله.

306
00:28:32,210 --> 00:28:33,586
‫کسالت داره.

307
00:28:34,879 --> 00:28:36,548
‫بهتره به حرف مادر گوش کنی، تلر.

308
00:28:37,257 --> 00:28:38,466
‫خواهرت کجاست؟

309
00:28:39,509 --> 00:28:43,096
‫خانواده‌ی هر دوی شما روزهای سختی داشتن.

310
00:28:43,179 --> 00:28:45,473
‫درک می‌کنم که اعصاب‌ها خرابه.

311
00:28:55,692 --> 00:29:00,447
‫من و ویلم سرِ قضیه‌ی دزدی احشام
‫بحث تندی با هم داشتیم.

312
00:29:00,530 --> 00:29:03,199
‫هر دومون از حرف‌های زده شده رنجیدیم.

313
00:29:03,283 --> 00:29:04,868
‫دختر شما شاهد ماجرا بود.

314
00:29:04,951 --> 00:29:06,161
‫اما نه خانم،

315
00:29:06,244 --> 00:29:10,373
‫پسر شما برای هیچ کار خیری
‫به اینجا نیومد.

316
00:29:11,916 --> 00:29:13,501
‫چه بلایی سر صورتت اومده؟

317
00:29:15,336 --> 00:29:16,588
‫بی‌احتیاطی کردم.

318
00:29:16,671 --> 00:29:18,965
‫یه سطل علوفه از انبار بالا افتاد روم.

319
00:29:20,925 --> 00:29:22,552
‫باید حواسم رو جمع می‌کردم.

320
00:29:23,762 --> 00:29:25,346
‫نگرانی برای بچه دل آدم رو خون می‌کنه.

321
00:29:27,098 --> 00:29:29,267
‫متأسفیم که نتونستیم تسکین دردتون باشیم.

322
00:29:30,393 --> 00:29:34,314
‫عمق این درد چیزی‌ـه که
‫شما هرگز نمی‌تونین واقعاً درکش کنین،

323
00:29:34,397 --> 00:29:35,982
‫چون این دردِ هم‌خونیه.

324
00:29:37,025 --> 00:29:38,193
‫هرچند قابل تحسینه

325
00:29:38,276 --> 00:29:41,279
‫که یه زنِ «اجاق‌کور» مثل شما
‫مسئولیت همه‌ی این‌ها رو قبول کرده.

326
00:29:45,408 --> 00:29:47,994
‫عشق از طریق خون منتقل نمی‌شه.

327
00:29:48,077 --> 00:29:51,539
‫با این حال شما همچنان
‫پیشنهادهای سخاوتمندانه‌ی من رو رد می‌کنین،

328
00:29:53,124 --> 00:29:56,377
‫با اینکه می‌دونین اون همه پول
‫می‌تونه خیلی به نفع این بچه‌ها باشه.

329
00:29:57,462 --> 00:29:58,797
‫آیا این عشقه؟

330
00:30:00,089 --> 00:30:02,008
‫یا لجبازی؟

331
00:30:04,385 --> 00:30:07,889
‫شما ایمان من رو با یک‌دندگی اشتباه گرفتین،
‫خانم ون‌نس.

332
00:30:09,224 --> 00:30:11,392
‫چون من می‌دونم خدا از من چی می‌خواد.

333
00:30:13,812 --> 00:30:16,231
‫من به انگس تلر قول دادم

334
00:30:16,314 --> 00:30:17,816
‫که مراقب بچه‌هاش باشم.

335
00:30:18,900 --> 00:30:22,028
‫اون پولِ خرید این زمین رو فراهم کرد،
‫آینده‌ی اون‌ها رو.

336
00:30:22,821 --> 00:30:25,406
‫بعد از مرگش،
‫ما مسیر سخت غرب رو پیش گرفتیم.

337
00:30:25,907 --> 00:30:29,327
‫جایی که سرنوشت ما رو به این
‫دو فرشته‌ی تنها و آسیب‌دیده رسوند.

338
00:30:29,953 --> 00:30:33,706
‫اون سفر ما رو جوری به هم پیوند داد
‫که شما هرگز نمی‌تونین درکش کنین.

339
00:30:33,790 --> 00:30:35,375
‫ما رو به اینجا رسوند.

340
00:30:36,084 --> 00:30:39,087
‫پنج روحِ رها شده که حالا فامیل هستن.

341
00:30:40,046 --> 00:30:44,092
‫هیچ مقدار پول یا بدبختی‌ای
‫نمی‌تونه ما رو از این زمین جدا کنه.

342
00:30:44,676 --> 00:30:46,761
‫خدا این خونه رو به ما داده.

343
00:30:47,804 --> 00:30:49,264
‫و فقط خدا...

344
00:30:49,889 --> 00:30:51,391
‫می‌تونه اون رو پس بگیره.

345
00:30:53,226 --> 00:30:56,896
‫اگه می‌دونستم قراره موعظه بشنوم،
‫لباس‌های پلوخوریم رو می‌پوشیدم.

346
00:31:03,820 --> 00:31:05,697
‫بابت وقتی که گذاشتین ممنونیم، خانم.

347
00:31:11,035 --> 00:31:13,037
‫باید اهالی هالو رو جمع کنیم.

348
00:31:19,002 --> 00:31:22,547
‫- پسرم گم شده.
‫- من چیزی در اون مورد نمی‌دونم.

349
00:31:22,630 --> 00:31:23,923
‫روز خوش، آقا.

350
00:31:26,259 --> 00:31:28,511
‫پکستون پسرتون رو ندیده.

351
00:31:36,936 --> 00:31:39,272
‫آروم، پسر! آروم!

352
00:31:39,355 --> 00:31:40,982
‫اون سگِ کثیف رو ببند!

353
00:31:43,359 --> 00:31:44,527
‫بیا، دختر.

354
00:31:49,741 --> 00:31:51,784
‫به اندازه‌ی کافی حیوون داریم
که بهشون برسیم

355
00:32:00,209 --> 00:32:01,419
‫اینجا منتظر بمونید.

356
00:32:05,340 --> 00:32:07,884
‫خانم ون‌نس، خاویر روچ هستم.

357
00:32:09,969 --> 00:32:12,889
‫از ملاقات با بانویی در مقام شما
‫خوشبختم، خانم.

358
00:32:18,144 --> 00:32:19,354
‫آقای روچ.

359
00:32:22,440 --> 00:32:26,653
‫خدماتی که من بهش نیاز دارم
‫مستلزمِ نفوذِ عمیقه.

360
00:32:26,736 --> 00:32:29,530
‫پسرم ویلم گم شده.

361
00:32:29,614 --> 00:32:32,283
‫خب، بهتون اطمینان میدم،
من چشم‌های زیادی دارم

362
00:32:34,243 --> 00:32:35,244
‫خوبه.

363
00:32:36,371 --> 00:32:38,998
‫جک هزینه‌هاتون رو پرداخت می‌کنه.

364
00:32:49,926 --> 00:32:51,761
‫پشت معادن کمپ بزنین.

365
00:32:52,720 --> 00:32:55,974
‫دزدی یا کشتنِ کسی ممنوعه.

366
00:33:40,059 --> 00:33:41,352
‫باریکلا سگِ خوب، سوئیتی.

367
00:33:44,772 --> 00:33:46,190
‫عصر به‌خیر، والتر.

368
00:33:46,899 --> 00:33:48,276
‫پوست‌هات رو آوردم.

369
00:33:48,776 --> 00:33:49,944
‫ممنون.

370
00:33:51,029 --> 00:33:53,990
‫اما دلیل بازدید امروز ما،
‫خیلی حیاتی‌تره.

371
00:33:56,159 --> 00:33:58,286
‫ویلم ون‌نس، پسر بزرگ...

372
00:33:59,162 --> 00:34:01,706
‫- اتفاقی افتاده.
‫- همونی که گم شده؟

373
00:34:02,290 --> 00:34:03,291
‫آره.

374
00:34:04,584 --> 00:34:07,170
‫شرایط ایجاب می‌کنه که سریع تصمیم بگیریم.

375
00:34:07,253 --> 00:34:09,672
‫نتیجه‌ی اون می‌تونه
‫روی همه‌ی ما تأثیر بذاره.

376
00:34:09,756 --> 00:34:12,759
‫- من نمی‌خوام چیزی در موردش بدونم.
‫- تردیدتون رو درک می‌کنم.

377
00:34:15,344 --> 00:34:16,679
‫این رو بفهمین، خانم.

378
00:34:17,638 --> 00:34:20,850
‫من هیچ خصومتی با کسی توی این هالو ندارم،

379
00:34:20,933 --> 00:34:23,144
‫اما برام هم مهم نیست که

380
00:34:23,227 --> 00:34:24,812
‫چه بلایی سر شما میاد.

381
00:34:25,605 --> 00:34:27,065
‫دست از سرمون بردارین،

382
00:34:27,148 --> 00:34:29,275
‫و... ما هم همین کار رو می‌کنیم.

383
00:34:29,859 --> 00:34:32,153
‫بیا، سوئیتی. بیا اینجا.

384
00:34:36,991 --> 00:34:38,618
‫دخترِ خوبِ من.

385
00:34:45,124 --> 00:34:47,126
‫همه به اندازه‌ی کافی سختی کشیدن.

386
00:34:47,835 --> 00:34:49,420
‫ویلم توی خواب مُرده.

387
00:34:50,671 --> 00:34:52,840
‫ذهن مردم آماده‌ی پذیرشِ اینه.

388
00:34:55,051 --> 00:34:56,928
‫اگه قرار بود زنده بمونه چی؟

389
00:34:57,011 --> 00:34:58,471
‫به تو مربوط نیست.

390
00:34:59,055 --> 00:35:01,307
‫اگه لازم باشه، حقیقت رو به همه می‌گم.

391
00:35:01,808 --> 00:35:03,976
‫اما بهت قول میدم فرزندم، کاری رو که کردم

392
00:35:04,060 --> 00:35:07,480
‫برای این بود که تو هرگز مجبور نباشی
‫تاوانِ مرگِ ویلم رو پس بدی.

393
00:35:09,357 --> 00:35:12,151
‫فعلاً، این راز بین ما می‌مونه.
‫متوجه شدی؟

394
00:35:16,614 --> 00:35:17,615
‫بله.

395
00:35:19,659 --> 00:35:20,660
‫دختر خوب.

396
00:35:35,925 --> 00:35:38,261
‫- دوشیزه تریشا.
‫- فقط یه‌کم آب، لطفاً.

397
00:35:38,344 --> 00:35:39,428
‫چشم.

398
00:35:47,353 --> 00:35:48,855
‫و یه دمنوشِ آرام‌بخش.

399
00:35:59,198 --> 00:36:01,242
‫فکر کردم شاید یکی دیگه میل داشته باشی.

400
00:36:02,869 --> 00:36:05,246
‫روزِ سختی برای هر دوی ما بود.

401
00:36:10,126 --> 00:36:11,335
‫ممنونم.

402
00:36:16,966 --> 00:36:18,134
‫تریشا ماری؟

403
00:36:22,763 --> 00:36:25,892
‫- پاشو بیا اینجا.
‫- تو ولیِ من نیستی، برادر عزیز.

404
00:36:29,103 --> 00:36:30,104
‫معذرت می‌خوام.

405
00:36:33,858 --> 00:36:35,860
‫همیشه یه بهونه‌ی احمقانه پیدا می‌شه.

406
00:36:38,196 --> 00:36:39,614
‫حواست به خودت باشه!

407
00:36:41,157 --> 00:36:42,909
‫وقت رفتنه، پسرجان!

408
00:36:44,035 --> 00:36:45,828
‫فکر کردی کی هستی؟

409
00:36:45,912 --> 00:36:48,623
‫- پرستارت رو بفرست بره، شاید بفهمی!
‫- آروم باشین!

410
00:36:48,706 --> 00:36:50,208
‫دردسر بیشتر نمی‌خوایم!

411
00:36:51,083 --> 00:36:52,376
‫به اندازه‌ی کافی داشتیم.

412
00:36:53,002 --> 00:36:55,379
‫مادرت منتظر تو و خواهرته.

413
00:36:55,463 --> 00:36:57,215
‫یالا. زود باشین برین.

414
00:36:58,883 --> 00:37:00,468
‫این ماجرا تموم نشده.

415
00:37:00,551 --> 00:37:02,261
‫شنیدی؟ تقاص پس میدین.

416
00:37:02,929 --> 00:37:04,597
‫تک‌تکِ شما بی‌سروپاها.

417
00:37:05,556 --> 00:37:07,850
‫و اون زنِ ایرلندیِ بی‌اصالت
‫که بهش می‌گین «مامان».

418
00:37:52,270 --> 00:37:54,397
‫ما یه جنازه توی طویله‌مون داریم،

419
00:37:54,480 --> 00:37:56,732
‫اون‌وقت شماها رفتین
توی کافه دعوا راه انداختین؟

420
00:37:56,816 --> 00:37:58,276
‫چیزی خراب نشد، مامان.

421
00:37:59,527 --> 00:38:00,945
‫به‌جز یه چنگال.

422
00:38:03,155 --> 00:38:04,824
‫تقصیر منه، مامان.

423
00:38:06,450 --> 00:38:10,121
‫من بزرگترم. باید بهتر
‫مراقب خودمون باشم. معذرت می‌خوام.

424
00:38:16,919 --> 00:38:17,920
‫دالیا...

425
00:38:19,797 --> 00:38:21,007
‫کاری که باهات کرد...

426
00:38:23,592 --> 00:38:25,052
‫خیلی متأسفم.

427
00:38:29,890 --> 00:38:31,684
‫من به بابا قول دادم که...

428
00:38:32,518 --> 00:38:33,686
‫جامون امن باشه.

429
00:38:34,687 --> 00:38:35,855
‫قول دادم.

430
00:38:37,565 --> 00:38:40,776
‫چون کنار یه رودخونه زندگی می‌کنیم،
‫من باید جنازه‌ی شما رو قایم کنم؟

431
00:38:40,860 --> 00:38:43,863
‫- خونِ ویلم گردنِ ما نیست.
‫- اشتباهت همین‌جاست.

432
00:38:43,946 --> 00:38:46,115
‫ون‌نس اگه شکافی توی زره ببینه،
‫خنجر رو فرو می‌کنه.

433
00:38:46,198 --> 00:38:48,200
‫این ضعف نیست، این قتله.

434
00:38:48,284 --> 00:38:49,618
‫اون حیوون حقش بدتر از این بود.

435
00:38:49,702 --> 00:38:51,787
‫اگه پای قانون بیاد وسط، دارمون می‌زنن.

436
00:38:51,871 --> 00:38:54,290
‫این یه جرمه که
‫خانواده‌ی من هیچ دستی توش نداشتن.

437
00:38:54,373 --> 00:38:56,459
‫کی اهمیت میده؟ به جهنم.

438
00:38:56,542 --> 00:38:59,253
‫اون برای هیچ‌کس ارزشی قائل نیست، حتی قانون.

439
00:39:00,338 --> 00:39:01,881
‫پس چرا ما باید قائل باشیم؟

440
00:39:03,507 --> 00:39:07,345
‫نقره‌ی زیر پامون مال ماست،
‫این زمینِ لعنتی مال ماست.

441
00:39:08,346 --> 00:39:10,681
‫اگه با هم متحد نشیم،
‫اون همه چیز رو می‌گیره.

442
00:39:10,765 --> 00:39:12,683
‫ما این رو خاک کنیم، آتیش به پا می‌شه.

443
00:39:12,767 --> 00:39:14,226
‫آتیش همین الانش هم به پا شده.

444
00:39:21,901 --> 00:39:23,569
‫ما نمی‌تونیم مجبورتون کنیم.

445
00:39:39,460 --> 00:39:41,045
‫هر خانواده دو تا رأی داره.

446
00:39:41,128 --> 00:39:42,421
‫سنگ،

447
00:39:42,963 --> 00:39:44,715
‫می‌ریم پیش کلانتر.

448
00:39:44,799 --> 00:39:45,883
‫چوب،

449
00:39:47,510 --> 00:39:49,095
‫این راز بین خودمون می‌مونه.

450
00:39:54,767 --> 00:39:56,018
‫اکثریت برنده می‌شه.

451
00:39:58,687 --> 00:39:59,688
‫دالیا.

452
00:40:14,787 --> 00:40:15,788
‫آلبی.

453
00:40:49,655 --> 00:40:51,907
‫دروغ کسی رو آزاد نمی‌کنه.

454
00:41:09,216 --> 00:41:12,845
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- هر خانواده دو تا رأی.

455
00:41:13,721 --> 00:41:15,556
‫- بابا، من حقم اینه که...
‫- این انتخابِ ماست.

456
00:41:15,639 --> 00:41:17,892
‫- این که نمی‌شه...
‫- این انتخابِ ماست.

457
00:41:19,852 --> 00:41:21,103
‫مساوی شد.

458
00:41:21,187 --> 00:41:22,396
‫اکثریت نداریم.

459
00:41:29,320 --> 00:41:30,863
‫کنار رودخونه پیداش کردم.

460
00:41:36,827 --> 00:41:38,496
‫ون‌نس کشتش.

461
00:41:39,830 --> 00:41:40,831
‫سوئیتی.

462
00:41:42,416 --> 00:41:43,751
‫چرا باید این کار رو بکنه؟

463
00:41:45,211 --> 00:41:46,754
‫چرا باید یه سگ رو بکشه؟

464
00:41:52,426 --> 00:41:53,469
‫سوئیتی.

465
00:41:56,472 --> 00:41:57,473
‫سوئیتی...

466
00:42:03,145 --> 00:42:04,480
‫چرا باید یه سگ رو بکشه؟

467
00:42:21,830 --> 00:42:23,582
‫پسرِ گم شده‌ی ون‌نس.

468
00:42:23,666 --> 00:42:25,167
‫ویلم به قصدِ کشتن به دالیا حمله کرد.

469
00:42:27,836 --> 00:42:28,921
‫سنگ،

470
00:42:29,964 --> 00:42:31,340
‫قانون رسیدگی می‌کنه.

471
00:42:31,840 --> 00:42:32,925
‫چوب،

472
00:42:34,343 --> 00:42:35,511
‫سکوت.

473
00:42:37,346 --> 00:42:39,056
‫هر خانواده دو تا رأی داره.

474
00:42:44,103 --> 00:42:45,646
‫دیگه به دو تا رأی نیاز نیست.

475
00:44:48,352 --> 00:44:52,898
[سوئیتی، دوست وفاداری که زیر این خاک آرمیده]

476
00:45:17,047 --> 00:45:19,842
‫[رهاشدگان]
