﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:40,290 --> 00:00:46,379
[‏2617 روز و 10 ساعت و 30 دقیقه و 43 ثانیه]

3
00:00:47,714 --> 00:00:48,715
‫همونطور که می‌دونید،

4
00:00:48,715 --> 00:00:53,219
‫نسل بشر در کنار یخچال‌های طبیعی
‫در طول اعصار یخبندان رشد کرد.

5
00:00:53,219 --> 00:00:56,389
‫سرما اعصاب باستانی رو تحریک می‌کنه.

6
00:00:56,389 --> 00:00:59,476
‫باعث می‌شه یه ارتباط
‫غریزی با دنیا حس کنید.

7
00:01:00,393 --> 00:01:04,064
‫ما بیشتر از 300 تُن یخ
‫برای ساخت این هتل استفاده کردیم،

8
00:01:04,564 --> 00:01:06,816
‫و مهمان‌ها از دونستن
‫مقدار برف شگفت‌زده می‌شن.

9
00:01:07,317 --> 00:01:09,069
‫بیشتر از 10,000 تُن.

10
00:01:09,069 --> 00:01:10,904
‫وای، خیلی زیاده.

11
00:01:11,529 --> 00:01:13,823
‫خوشبختانه،
‫نروژ کلی برف و یخ داره.

12
00:01:16,451 --> 00:01:18,244
‫این بلوک‌ها ساخته شدن...

13
00:01:18,244 --> 00:01:22,582
‫...با صاف کردن دقیق یخ
‫روی رودخونه‌مون همزمان با یخ زدنش،

14
00:01:23,291 --> 00:01:26,836
‫و بعد برداشتش
‫برای نگه‌داری در یه غار نزدیک.

15
00:01:28,379 --> 00:01:31,216
‫هر چیزی که می‌بینید در تابستان آب می‌شه.

16
00:01:32,133 --> 00:01:35,428
‫ما هر سال از هنرمندان و صنعتگران مختلف
‫برای بازسازیش کمک می‌گیریم،

17
00:01:35,428 --> 00:01:39,516
‫پس هر اقامتی واقعاً
‫یک تجربه تکرارنشدنی در زندگیه.

18
00:01:40,225 --> 00:01:41,601
‫و اینجا هم اتاق شماست.

19
00:01:45,522 --> 00:01:46,981
‫سوئیت «کوی».

20
00:01:52,112 --> 00:01:54,489
‫وای. سرده.

21
00:01:55,615 --> 00:01:58,910
‫سوئیت‌های مهمانان ما یه‌کم گرم‌تر
‫از بقیه‌ی هتل هستن.

22
00:01:59,410 --> 00:02:01,204
‫حدود سه درجه زیر صفر.

23
00:02:01,788 --> 00:02:03,373
‫نه خیلی، خیلی سرد.

24
00:02:04,082 --> 00:02:06,709
‫وقتی بهش عادت کنید
‫خیلی هم نشاط‌آوره.

25
00:02:08,461 --> 00:02:12,465
‫همونطور که ما می‌گیم،
‫حس می‌کنید «سوم پلومن ای اِگِت».

26
00:02:12,465 --> 00:02:14,050
‫مثل زرده در تخم‌مرغ.

27
00:02:14,050 --> 00:02:15,677
‫باشه، این باحاله.

28
00:02:15,677 --> 00:02:18,304
‫سوم... سوم پلومن ای اِگِن؟ اِگِن؟

29
00:02:18,304 --> 00:02:19,389
‫خیلی خوب بود.

30
00:02:20,431 --> 00:02:22,976
‫این ماهی‌ها با دست کنده‌کاری شدن...

31
00:02:22,976 --> 00:02:26,312
‫...توسط مجسمه‌ساز یخی معروف نروژی،
‫آندرس شِگِستاد رود.

32
00:02:26,312 --> 00:02:27,772
‫اون جایزه‌ی «جنگل شمالی» رو...

33
00:02:27,772 --> 00:02:30,191
‫...در مسابقات مجسمه‌سازی یخی هاربین
‫در سال گذشته برنده شد.

34
00:02:30,191 --> 00:02:31,693
‫زیباست. نه؟

35
00:02:31,693 --> 00:02:34,195
‫- تخت هم از یخه؟
‫- بله. جذاب نیست؟

36
00:02:34,195 --> 00:02:37,991
‫و اکیداً توصیه می‌کنم نوشیدنی مخصوص
‫رایگان ما رو امتحان کنید.

37
00:02:37,991 --> 00:02:41,286
‫- تخت از یخه.
‫- به صورت محلی از نوشیدنی یخی درست شده،

38
00:02:41,286 --> 00:02:43,913
‫و بهتون اطمینان می‌دم که خیلی خاصه.

39
00:02:43,913 --> 00:02:46,249
‫- این پوست‌ها خیلی ضخیمن...
‫- یخه. هلن،

40
00:02:46,249 --> 00:02:48,334
‫ما قراره روی یه تخت یخی بخوابیم.

41
00:02:48,668 --> 00:02:51,880
‫می‌تونستم اون صد هزار دلار رو پس‌انداز کنم
‫و تو تخت گرم و نرم خودم بخوابم!

42
00:02:51,880 --> 00:02:53,256
‫خب، یه چیز دیگه.

43
00:02:53,756 --> 00:02:57,510
‫سرویس‌های بهداشتی شما
‫اون گوشه، تو راهروی سمت چپ‌تون هستن.

44
00:02:57,510 --> 00:02:59,262
‫و اگه تو اون مسیر ادامه بدید،

45
00:02:59,262 --> 00:03:02,098
‫به محوطه‌ی جکوزی آب گرم ما می‌رسید،
‫که همیشه بازه.

46
00:03:02,682 --> 00:03:06,603
‫همونطور که مطمئنم متوجه شدید، آسمون
‫این موقع سال خیلی شگفت‌انگیزه.

47
00:03:06,603 --> 00:03:09,355
‫هر چیز دیگه‌ای لازم داشتید،
‫لطفاً در اطلاع دادنش به من تردید نکنید.

48
00:03:10,356 --> 00:03:11,608
‫ممنون، بیورن.

49
00:03:12,609 --> 00:03:13,693
‫خیلی ممنون.

50
00:03:14,360 --> 00:03:16,529
‫امیدوارم هر دوتون اقامت لذت‌بخشی داشته باشید.

51
00:03:16,529 --> 00:03:17,614
‫گود نات؟

52
00:03:18,239 --> 00:03:20,325
‫عالیه. گود نات تیل دِی اوگسا.
(شب‌تون خوش به نروژی)

53
00:03:20,325 --> 00:03:21,409
‫باشه.

54
00:03:29,250 --> 00:03:31,502
‫این فوق‌العاده‌ست.

55
00:03:32,003 --> 00:03:35,215
‫چطور من نفهمیدم
‫که تخت قراره از یخ باشه؟

56
00:03:36,549 --> 00:03:39,302
‫ما 16 ساعت پرواز کردیم
‫که مثل والت دیزنی منجمد بشیم.

57
00:03:39,302 --> 00:03:41,304
‫والت دیزنی منجمد نشد. اون یه افسانه‌ست.

58
00:03:41,304 --> 00:03:42,805
‫و اینجا رو نگاه کن!

59
00:03:44,057 --> 00:03:45,183
‫ارزش سفرش رو داشت.

60
00:03:45,892 --> 00:03:49,854
‫یعنی، ما واقعاً مجبوریم هر جای عجیب‌غریبی
که ریک استیوز پیشنهاد می‌ده بریم؟

61
00:03:49,854 --> 00:03:54,609
‫یعنی، خیلی بد می‌شد
‫جایی بمونیم که یه «تجربه» نباشه...

62
00:03:54,609 --> 00:03:56,819
‫...و فقط یه هتل خیلی خوب باشه؟

63
00:03:56,819 --> 00:03:58,029
‫نمی‌تونه هر دوتاش باشه؟

64
00:03:58,988 --> 00:04:01,032
‫حس خوبی نداره؟

65
00:04:01,032 --> 00:04:03,952
‫یعنی، پوستم حس می‌کنه خیلی سر حاله.

66
00:04:03,952 --> 00:04:05,245
‫خدای من. جدی؟

67
00:04:08,248 --> 00:04:09,916
‫کی فکرش رو می‌کرد؟ جهنم تو نروژه.

68
00:04:09,916 --> 00:04:12,502
‫بی‌خیال دیگه. این کاملاً باب میل توئه.

69
00:04:12,502 --> 00:04:13,962
‫تو عاشق حس بد داشتنی.

70
00:04:19,759 --> 00:04:22,011
‫- اونجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- دنبال موبایلت می‌گردم.

71
00:04:22,512 --> 00:04:25,556
‫- «وَل» الان باید آمار فروش رو داشته باشه.
‫- من تو فرودگاه با «ول» حرف زدم.

72
00:04:25,556 --> 00:04:27,100
‫بیا اینجا. برو زیر این پتوها،

73
00:04:27,100 --> 00:04:28,851
‫- خیلی نرم هستن.
‫- با «ول» حرف زدی؟

74
00:04:29,852 --> 00:04:30,853
‫چی گفت؟

75
00:04:34,274 --> 00:04:36,025
‫تو لیسته!

76
00:04:36,776 --> 00:04:38,194
‫تبریک می‌گم!

77
00:04:38,194 --> 00:04:40,571
‫- خوبه. عالیه.
‫- آره.

78
00:04:40,571 --> 00:04:42,907
‫حالا بیا اینجا. یه‌کم نوشیدنی بخور.
‫خیلی خوبه.

79
00:04:44,200 --> 00:04:45,201
‫کجای لیست؟

80
00:04:46,327 --> 00:04:48,037
‫هست... بس کن دیگه. جزو پرفروش‌هاست.

81
00:04:48,037 --> 00:04:50,039
‫می‌دونم. فقط کنجکاوم کجاشه.

82
00:04:50,790 --> 00:04:51,958
‫‏20 تای اول.

83
00:04:52,959 --> 00:04:54,335
‫- ‏20 تای اول.
‫- آره.

84
00:04:54,335 --> 00:04:56,838
‫ولی مثلاً، نزدیک‌تر به 11 یا نزدیک‌تر به 20؟

85
00:04:57,880 --> 00:04:58,881
‫تو غیرممکنی.

86
00:04:59,716 --> 00:05:01,884
‫تو غیرممکن‌ترین نویسنده‌ی پرفروشی هستی
‫که می‌شناسم.

87
00:05:03,428 --> 00:05:04,762
‫- بیا اینجا.
‫- چرا؟

88
00:05:04,762 --> 00:05:06,347
‫فقط بیا اینجا.

89
00:05:07,974 --> 00:05:08,975
‫این رو نگاه کن.

90
00:05:10,351 --> 00:05:12,770
‫شگفت‌انگیزه.

91
00:05:15,398 --> 00:05:17,400
‫خدایا، همیشه می‌خواستم ببینمش.

92
00:05:17,692 --> 00:05:19,152
‫یه بار تو کانادا نزدیک بود ببینم،

93
00:05:19,152 --> 00:05:22,905
‫ولی این خیلی بهتر از چیزی‌ـه
‫که تصور می‌کردم.

94
00:05:25,158 --> 00:05:26,409
‫یه جورایی شبیه صفحه نمایشه.

95
00:05:26,409 --> 00:05:28,745
‫خدای من. بس کن، بس کن. بشین.

96
00:05:32,165 --> 00:05:33,166
‫بفرما.

97
00:05:33,166 --> 00:05:35,001
‫آره. گرم‌تر نشد؟

98
00:05:35,668 --> 00:05:37,045
‫گرم‌تر از چی؟

99
00:05:39,922 --> 00:05:42,216
‫تقریباً می‌تونی صداش رو بشنوی، نه؟

100
00:05:45,845 --> 00:05:46,846
‫داره بنفش می‌شه.

101
00:05:49,724 --> 00:05:51,184
‫نگاه کن.

102
00:05:54,896 --> 00:05:55,897
‫حدس بزن چی؟

103
00:05:56,647 --> 00:05:59,025
‫نشستن روی یه تیکه یخ
‫باعث می‌شه حس کنی دستشویی داری.

104
00:05:59,609 --> 00:06:00,860
‫خب، برو دستشویی.

105
00:06:01,361 --> 00:06:03,488
‫آره، ولی نکنه توالت هم
‫قراره از یخ ساخته شده باشه؟

106
00:06:03,988 --> 00:06:05,948
‫- اگه بهش بچسبم چی؟
‫- یا برو یا نرو، ولی...

107
00:06:39,816 --> 00:06:44,695
[پلوریبوس]
[قسمت سوم: نارنجک]

108
00:07:00,002 --> 00:07:02,296
[پیام داخلی]

109
00:07:06,926 --> 00:07:08,678
‫خلبان شما صحبت می‌کنه.

110
00:07:09,595 --> 00:07:12,598
‫اگه خدا بخواد، امیدوارم
‫آخرین هوای نامساعد رو دیده باشیم.

111
00:07:12,598 --> 00:07:14,559
‫تا مدتی باید پرواز آرومی داشته باشیم،

112
00:07:14,559 --> 00:07:17,728
‫پس می‌خوایم ادامه بدیم
‫و چراغ بستن کمربندها رو خاموش کنیم.

113
00:07:19,772 --> 00:07:21,691
‫می‌تونی آزادانه در کابین حرکت کنی، کارول.

114
00:07:25,403 --> 00:07:30,533
[‏3 روز و 3 ساعت و 11 دقیقه و 10 ثانیه]

115
00:07:48,968 --> 00:07:50,219
‫چیزی میل دارید براتون بیاریم؟

116
00:07:50,720 --> 00:07:53,389
‫نه. امروز کی پرواز می‌کنه؟

117
00:07:54,182 --> 00:07:57,977
‫کارول، در کابین خلبان
‫کاپیتان جان مک‌کانل و همچنین...

118
00:07:57,977 --> 00:07:59,645
‫...افسر اول تام دیگان هستن.

119
00:07:59,645 --> 00:08:03,816
‫این افراد روی هم
‫‏51,619 ساعت سابقه‌ی پرواز دارن.

120
00:08:04,484 --> 00:08:06,986
‫و هردوشون،
‫با هر مدلی...

121
00:08:06,986 --> 00:08:10,406
‫...از این هواپیمای توانا و قابل اعتماد
‫ایرباس اِی330 پرواز کردن.

122
00:08:10,948 --> 00:08:12,325
‫شما کاملاً در امان هستید.

123
00:08:14,494 --> 00:08:16,496
‫این عجیب‌تر از اون
‫دختره‌ی رستورانی بود.

124
00:08:16,496 --> 00:08:18,414
‫دارید این کار رو می‌کنید
چون اون من رو ترسوند؟

125
00:08:18,623 --> 00:08:21,083
‫- تأیید می‌شه، کارول.
‫- لطفاً تمومش کنید.

126
00:08:22,960 --> 00:08:24,837
‫بخش فرست کلس خیلی جادارتره.

127
00:08:24,837 --> 00:08:26,672
‫مطمئنید اونجا راحت‌تر نیستید؟

128
00:08:26,672 --> 00:08:29,342
‫صندلی‌های تخت‌خواب‌شو داره.
‫می‌تونید یه‌کم استراحت کنید.

129
00:08:29,842 --> 00:08:30,843
‫من همین‌جا راحتم.

130
00:08:32,678 --> 00:08:33,930
‫ممنون.

131
00:08:54,867 --> 00:08:57,620
‫اونجا تو اسپانیا، همه‌ی
‫انگلیسی‌زبان‌ها همون‌ها بودن، درسته؟

132
00:08:57,620 --> 00:09:00,039
‫هر کسی که توانایی مکالمه داشت، بله.

133
00:09:00,039 --> 00:09:01,707
‫در مورد غیر انگلیسی‌زبان‌ها بهم بگو.

134
00:09:01,707 --> 00:09:03,417
‫حتماً. چی دوست دارید بدونید؟

135
00:09:03,417 --> 00:09:05,127
‫هر چیزی. همه‌چیز.

136
00:09:05,878 --> 00:09:10,007
‫خب، بذارید ببینم. «بورا کولاک» هست،
‫یه آبنبات‌فروش 68 ساله تو استانبول.

137
00:09:10,007 --> 00:09:12,385
‫ترکی صحبت می‌کنه و عاشق گربه‌هاست.

138
00:09:13,052 --> 00:09:15,721
‫تو بالی، «ایدا آیو دِوی» هست.
‫بیست و سه ساله.

139
00:09:16,430 --> 00:09:20,518
‫اندونزیایی بالیایی صحبت می‌کنه.
‫اون یه آکروبات‌باز و هنرمنده.

140
00:09:20,518 --> 00:09:24,105
‫مراسم بارونگ، لگونگ جوبوگ رو اجرا می‌کنه.
‫همه‌ش خیلی باشکوهه.

141
00:09:24,105 --> 00:09:25,439
‫مطمئنم. ادامه بده.

142
00:09:25,439 --> 00:09:28,568
‫«سیدوره ملیس» تو ساردینیا یه ماهیگیره.

143
00:09:28,568 --> 00:09:31,320
‫یا بود، ولی الان 89 سالشه و بازنشسته شده.

144
00:09:31,946 --> 00:09:35,616
‫«مری کوکسی آکینتولا» هست.
‫تو ماسرو، لسوتو زندگی می‌کنه.

145
00:09:35,616 --> 00:09:37,159
‫چی‌کار می‌کنه؟

146
00:09:37,159 --> 00:09:40,580
‫خانواده‌اش اسب‌های پونی باسوتو پرورش می‌دن،
‫ولی اون فقط هشت سالشه.

147
00:09:40,580 --> 00:09:43,082
‫- هنوز در مورد شغلش تصمیم نگرفته.
‫- بعدی.

148
00:09:44,125 --> 00:09:46,627
‫«عبدالکریم الشارعی»
‫تو عدن، یمن زندگی می‌کنه.

149
00:09:46,627 --> 00:09:48,838
‫اون یه موذن 37 ساله‌ست.

150
00:09:49,422 --> 00:09:52,174
‫موذن. اون... اون چیه؟

151
00:09:52,883 --> 00:09:54,093
‫اون اذان می‌گه.

152
00:09:54,093 --> 00:09:55,886
‫صدای تنور قدرتمندی داره.

153
00:09:56,387 --> 00:09:57,638
‫اونم عاشق گربه‌هاست.

154
00:09:59,974 --> 00:10:03,394
‫باشه. ولی هیچ پزشک متخصصی نیست؟

155
00:10:03,394 --> 00:10:06,564
‫هیچ دانشمند یا یه جور متخصصی؟

156
00:10:07,523 --> 00:10:09,650
‫بله. طبق گفته‌ی مجله‌ی «تایم اوت»،

157
00:10:09,650 --> 00:10:13,863
‫«تاکئو کیتاناکا» تو اوزاکا بهترین
‫نودل اودون رو تو کل منطقه‌ی کیهانشین...

158
00:10:13,863 --> 00:10:15,781
‫منظورم این نبود. نه.

159
00:10:17,408 --> 00:10:18,659
‫باشه، این می‌شه... چی؟

160
00:10:20,453 --> 00:10:21,454
‫شیش تا.

161
00:10:21,454 --> 00:10:23,873
‫خب، شما چیزی
‫در مورد اون یارو نگفتید...

162
00:10:25,875 --> 00:10:28,252
‫کجا بود؟ پاراگوئه. اون چی؟

163
00:10:29,003 --> 00:10:30,463
‫اسمش «مانوسوس اوویدو» هست.

164
00:10:30,463 --> 00:10:32,798
‫ما تا 33 ساعت اول
‫از وجودش خبر نداشتیم.

165
00:10:33,299 --> 00:10:36,052
‫اون یه انبار عمومی رو
‫تو آسونسیون مدیریت می‌کنه.

166
00:10:36,594 --> 00:10:39,305
‫تا الان، واقعاً
‫با ما ارتباط برقرار نکرده.

167
00:10:40,973 --> 00:10:41,974
‫عجب

168
00:10:43,225 --> 00:10:44,226
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

169
00:10:44,727 --> 00:10:47,229
‫اون فقط اسپانیایی
‫و یه‌کم گوارانی صحبت می‌کنه.

170
00:10:47,813 --> 00:10:49,774
‫- می‌خواید براتون ترجمه کنیم؟
‫- نه.

171
00:10:50,524 --> 00:10:51,525
‫از پسش برمیام.

172
00:10:53,277 --> 00:10:55,071
‫اولین کار، به محض اینکه برسم خونه.

173
00:10:56,072 --> 00:10:57,990
‫اگه بخواید، می‌تونیم همین الان
‫امتحانش کنیم.

174
00:11:14,048 --> 00:11:16,342
‫اون یه‌کم
‫برای تماس گرفتن بی‌میل بوده.

175
00:11:33,609 --> 00:11:34,610
‫دوباره امتحان کنید.

176
00:11:56,048 --> 00:11:59,051
...سلام، آقا. اسم من ک
‫(به اسپانیایی)

177
00:12:02,430 --> 00:12:05,307
‫فکر کنم قطع شد یا یه همچین چیزی.
‫دوباره امتحان کنید.

178
00:12:22,450 --> 00:12:24,535
.سلام، من کارول استورکا هستم
‫(به اسپانیایی)

179
00:12:25,077 --> 00:12:27,163
.من اهل... ایالات متحده... هستم
‫(به اسپانیایی)

180
00:12:27,163 --> 00:12:30,332
!دیگه بس کنید! عوضی‌ها ولم کنید
‫(به اسپانیایی)

181
00:12:35,379 --> 00:12:36,422
‫دوباره بگیریدش.

182
00:12:39,425 --> 00:12:40,718
‫دوباره بگیریدش.

183
00:12:56,692 --> 00:12:58,611
!برو به جهنم، عوضی
‫(به اسپانیایی)

184
00:13:01,530 --> 00:13:04,116
‫متأسفیم، کارول.
‫فکر نمی‌کنیم منظور بدی داشته.

185
00:13:37,858 --> 00:13:38,901
‫خداحافظ، کارول.

186
00:13:39,735 --> 00:13:41,445
‫واقعاً، لطفاً بهمون اطلاع بدید اگه...

187
00:13:42,988 --> 00:13:44,865
‫کارول! یه... یه لحظه.

188
00:13:46,951 --> 00:13:48,410
‫ما یه چیزی براتون داریم.

189
00:13:54,416 --> 00:13:57,503
‫ما همه‌ی نامه‌هایی که
‫در مسیر بودن رو براتون جمع کردیم.

190
00:14:00,840 --> 00:14:03,092
‫فکر می‌کنیم از چیزی که
‫توی جعبه‌ست خیلی خوشتون میاد.

191
00:14:12,643 --> 00:14:15,354
‫هر کار دیگه‌ای بتونیم براتون بکنیم،
‫فقط بهمون بگید.

192
00:14:17,022 --> 00:14:19,608
[پست ایالات متحده]
[پست پیشتاز]

193
00:14:43,757 --> 00:14:46,468
[فیوناکام]
[هلن ال. امستد]

194
00:14:56,103 --> 00:14:57,521
[پست پیشتاز]

195
00:15:28,052 --> 00:15:29,637
[تراگان سنس]
[تسکین درد و کوفتگی]

196
00:15:29,720 --> 00:15:31,388
[رفع گرفتگی عضلات]
[کاهش استرس]

197
00:15:54,703 --> 00:15:56,455
‫سلام، کارول. چی‌کار می‌تونیم براتون بکنیم؟

198
00:15:56,455 --> 00:15:59,541
‫شما دقیقاً چی در مورد
‫محتویات این جعبه تو نامه‌های من می‌دونید؟

199
00:16:00,125 --> 00:16:04,213
‫هلن اون رو براتون سفارش داد.
‫شما تو تور خیلی خسته شده بودید.

200
00:16:04,713 --> 00:16:06,632
‫شما یکیش رو
تو فرودگاه آتلانتا امتحان کردید

201
00:16:07,132 --> 00:16:10,844
‫ولی گفتید خیلی گرونه،
‫برای همین هلن آنلاین یکیش رو خرید.

202
00:16:11,345 --> 00:16:12,346
‫واقعاً؟

203
00:16:12,346 --> 00:16:15,724
‫اون فکر کرد می‌تونه هدیه‌ی خوبی
‫برای جشن گرفتن پایان تور باشه.

204
00:16:16,308 --> 00:16:17,977
‫یه هدیه‌ی خوشامدگویی به خونه.

205
00:16:21,981 --> 00:16:22,982
‫کارول؟

206
00:16:25,317 --> 00:16:27,069
‫باشه، چیزی که قراره اتفاق بیفته اینه.

207
00:16:28,320 --> 00:16:31,073
‫شما قراره همه‌چیزی که
‫در مورد هلن می‌دونید رو فراموش کنید.

208
00:16:31,115 --> 00:16:33,575
‫هر خاطره‌ای. هر فکری که اون تا حالا داشته.

209
00:16:34,159 --> 00:16:36,328
‫اون رو از سرتون بیرون کنید. سرهاتون.

210
00:16:36,328 --> 00:16:39,581
‫- کارول، ما عذر می‌خوایم اگه...
‫- دیگه هیچوقت اسمش رو نیارید.

211
00:16:39,581 --> 00:16:41,542
‫دیگه هیچوقت بهش فکر نکنید.

212
00:16:41,542 --> 00:16:44,503
‫فقط من حق دارم اون رو به یاد بیارم،
‫فهمیدید؟ فقط من.

213
00:16:56,765 --> 00:17:00,144
[‏4 روز و 12 ساعت و 31 دقیقه و 20 ثانیه]

214
00:17:00,352 --> 00:17:02,354
‫پس چرا اسم تو «خنگ گنده» نیست؟

215
00:17:03,814 --> 00:17:07,359
‫خب، آخه سه نفر دیگه
‫تو شهر با اون اسم بودن.

216
00:17:08,861 --> 00:17:10,362
‫ولی این خارج از بحثه.

217
00:17:10,362 --> 00:17:14,408
‫یه روز جرأتم رو جمع کردم
‫و رفتم پیش «خانم پیرِ بداخلاق هیکن‌لوپر»

218
00:17:14,408 --> 00:17:17,036
‫و ازش پرسیدم چرا همیشه اخم می‌کنه.
[آلپرازولام]

219
00:17:17,036 --> 00:17:21,123
‫خب، اون بدون
‫عضلات لبخند به دنیا اومده بود.

220
00:17:23,292 --> 00:17:27,796
‫من بهش اشاره کردم که اخم
‫فقط یه لبخنده که برعکس شده!

221
00:17:28,547 --> 00:17:33,969
‫پس از اون به بعد، هروقت رد می‌شدم،
‫اون رو سرش وایمیستاد و دست تکون می‌داد!

222
00:18:00,996 --> 00:18:02,164
‫چه خبره؟

223
00:18:39,868 --> 00:18:42,287
‫- صبح به‌خیر، کارول.
‫- قضیه‌ی این غذا چیه؟

224
00:18:42,287 --> 00:18:47,709
‫این دقیقاً همون وعده‌ایه که شما تو اون
‫مسافرخونه‌ای که تو پراوینس‌تاون موندید، خوردید.

225
00:18:47,751 --> 00:18:51,046
‫سال 2012؟ یادتونه؟ شما اونجا بودید
‫تا گروه «ایندیگو گرلز» رو ببینید.

226
00:18:51,547 --> 00:18:55,968
‫شما اون روز صبح خیلی از آشپز
‫تعریف کردید. واقعاً تو ذهنش موند.

227
00:18:55,968 --> 00:18:59,054
‫- پنکیک‌های آرد سورگوم...
‫- پس شما به خودتون زحمت دادید

228
00:18:59,054 --> 00:19:00,556
‫برام صبحونه درست کنید؟

229
00:19:01,140 --> 00:19:02,975
‫خب، ما می‌دونستیم یخچالتون خیلی خالیه.

230
00:19:03,475 --> 00:19:06,937
‫شما فقط آب گازدار،
‫نصف پاکت شیر جو دوسر،

231
00:19:06,937 --> 00:19:09,898
‫یه شیشه زیتون سبز، یه شیشه
‫زیتون سیاه، یه شیشه زیتون قرمز...

232
00:19:09,898 --> 00:19:13,235
‫- من به شما گفتم هلن خط قرمزه.
‫- بله، البته، کارول.

233
00:19:13,235 --> 00:19:14,319
‫پس شما چطوری...

234
00:19:16,113 --> 00:19:18,574
‫...چطور می‌دونید تو یخچال من چیه؟

235
00:19:18,574 --> 00:19:20,617
‫ترزا از «مِری مِیدز».
(شرکت نظافتی)

236
00:19:20,617 --> 00:19:23,745
‫شما ازشون خواستید درست قبل از
‫برگشتن از تور کتاب، اونجا رو تمیز کنن.

237
00:19:24,329 --> 00:19:26,123
‫غذا باب میلتون نیست؟

238
00:19:26,623 --> 00:19:28,500
‫دوست دارید
‫به جاش یه چیز دیگه براتون درست کنیم؟

239
00:19:28,500 --> 00:19:29,585
‫نه.

240
00:19:32,671 --> 00:19:34,506
‫می‌خوام من رو تنها بذارید.

241
00:19:53,108 --> 00:19:56,195
‫اینم از چیزی که می‌دونستید، عوضی‌ها.
‫سه‌چهارم پاکت مونده.

242
00:20:35,317 --> 00:20:39,112
‫این... دیگه... چه کوفتیه؟

243
00:21:05,097 --> 00:21:07,182
‫- سلام، کارول.
‫- «فروشگاه اسپراوتز» چی شده؟

244
00:21:07,182 --> 00:21:09,351
‫شما گرینچی هستید
‫که از سوپرمارکت‌ها دزدی می‌کنه؟

245
00:21:09,351 --> 00:21:12,229
‫خیلی متأسفیم. ما داریم منابع رو
‫یکپارچه می‌کنیم

246
00:21:12,229 --> 00:21:15,232
‫تا اقلام مفید رو
‫برای توزیع متمرکز کنیم.

247
00:21:15,232 --> 00:21:18,694
‫غذا، دارو، هر چیز مفیدی
‫از مغازه‌ها یا کسب‌وکارها

248
00:21:18,694 --> 00:21:20,445
‫یا چیزهایی که قبلاً خونه‌های شخصی بودن.

249
00:21:20,946 --> 00:21:22,698
‫اینطوری بهینه‌تره.

250
00:21:23,282 --> 00:21:26,076
‫باشه. باشه. فهمیدم.

251
00:21:26,076 --> 00:21:28,328
‫چیز خاصی لازم دارید؟

252
00:21:28,328 --> 00:21:30,539
‫ما می‌تونیم هر زمانی
براتون ارسال کنیم. از هر جایی

253
00:21:30,539 --> 00:21:33,625
‫من قرار نیست هربار که
‫یه چیزی لازم دارم به شما زنگ بزنم.

254
00:21:33,625 --> 00:21:35,419
‫نمی‌خوام در خدمت من باشید.

255
00:21:36,044 --> 00:21:39,715
‫من یه آدم خیلی مستقلم. باشه؟

256
00:21:39,715 --> 00:21:42,259
‫همیشه بودم. من کارهای خودم رو می‌کنم.

257
00:21:43,969 --> 00:21:45,345
‫من فقط «اسپراوتز» خودم رو می‌خوام.

258
00:21:45,846 --> 00:21:47,764
‫حتماً. انجام می‌شه.

259
00:21:48,307 --> 00:21:49,308
‫باشه.

260
00:21:50,475 --> 00:21:51,476
‫عالیه.

261
00:21:53,312 --> 00:21:54,646
‫خب، چی؟

262
00:21:57,774 --> 00:21:59,651
‫می‌تونیم بگیم جمعه، مثلاً؟

263
00:21:59,651 --> 00:22:02,863
‫من فقط یه تخمین حدودی می‌خوام
‫که بدونم کی باید برگردم.

264
00:22:03,822 --> 00:22:05,615
‫تا یه لحظه‌ی دیگه اونجا خواهیم بود.

265
00:23:49,553 --> 00:23:50,804
‫کارول.

266
00:23:50,804 --> 00:23:52,305
‫اجازه می‌دید از کنارتون رد بشیم؟

267
00:24:55,785 --> 00:24:58,872
‫- همه‌چی آماده‌ست، کارول. اگه چیزی...
‫- ...خواستید که اینجا نبود، بهمون بگید.

268
00:24:58,872 --> 00:25:00,415
‫- ما براتون...
‫- ...سریع میاریمش.

269
00:25:49,256 --> 00:25:51,091
‫خوشبختانه، چند تا کشیش دروئید

270
00:25:51,091 --> 00:25:53,343
‫برای افتتاح «استون‌هنج-لند»
‫تو شهر بودن.

271
00:25:54,928 --> 00:25:56,680
‫اون‌ها گفتن می‌تونن جلوش رو بگیرن

272
00:25:56,680 --> 00:25:59,808
‫اگه بتونن احمق‌ترین آدم شهر
‫رو قربانی کنن.

273
00:26:04,187 --> 00:26:06,773
‫نمی‌دونم چرا دستم رو بلند کردم.

274
00:26:12,904 --> 00:26:13,905
‫لعنت بهش.

275
00:26:45,270 --> 00:26:47,772
‫شماها دیگه دارید شوخی می‌کنید.

276
00:27:04,331 --> 00:27:05,415
‫سلام، کارول.

277
00:27:05,415 --> 00:27:08,335
‫خیلی متأسفیم که ترسوندیمتون.
‫نمی‌خواستیم این کار رو بکنیم.

278
00:27:08,335 --> 00:27:09,961
‫چرا دارید چراغ‌ها رو خاموش می‌کنید؟

279
00:27:09,961 --> 00:27:12,589
‫بله، می‌دونیم. یه اشتباه بود.

280
00:27:12,589 --> 00:27:15,050
‫یه مشکل کوچیک تو جداسازی
‫مدار برق شما داشتیم.

281
00:27:15,050 --> 00:27:16,384
‫الان دوباره وصل شدن، درسته؟

282
00:27:16,384 --> 00:27:17,969
‫- چراغ‌های خونه‌ی شما؟ باشه.
‫- بله.

283
00:27:17,969 --> 00:27:20,764
‫چرا دارید چراغ‌های
‫همه‌جای دیگه رو خاموش می‌کنید؟

284
00:27:20,764 --> 00:27:22,057
‫برای صرفه‌جویی.

285
00:27:22,057 --> 00:27:25,894
‫فقط اون‌هایی که ضروری نیستن.
‫که خب، اکثرشون می‌شن.

286
00:27:25,894 --> 00:27:28,480
‫چی؟ چراغ‌ها برای شماها ضروری نیستن؟
‫شماها تو تاریکی می‌بینید؟

287
00:27:28,480 --> 00:27:30,523
‫نه. اصلاً.

288
00:27:30,523 --> 00:27:32,609
‫فقط دیگه جرمی نیست
‫که بخوایم جلوش رو بگیریم،

289
00:27:32,609 --> 00:27:36,404
‫و ما شب‌ها کار نمی‌کنیم.
‫به جز عملیات‌های ضروری.

290
00:27:36,404 --> 00:27:38,740
‫تصفیه‌ی آب،
‫بیمارستان‌ها، چیزهایی مثل اون.

291
00:27:38,740 --> 00:27:40,533
‫درسته، پس اینم یه بخش دیگه
از بهینه‌سازی شماست؟

292
00:27:40,533 --> 00:27:45,205
‫بله. شما دو بار به «باشگاه سیرا» کمک مالی کردید،
‫برای همین حس کردیم درک می‌کنید.

293
00:27:45,205 --> 00:27:47,624
‫اگه بخواید، خوشحال می‌شیم
‫بقیه‌ی چراغ‌ها رو وصل کنیم.

294
00:27:47,624 --> 00:27:50,794
‫نه. به درک. خاموش بذارید.
‫کی اهمیت می‌ده؟

295
00:27:50,794 --> 00:27:54,005
‫کارول، کاری هست
‫که بتونیم بکنیم تا حالتون بهتر بشه؟

296
00:27:54,005 --> 00:27:55,674
‫حال من بهتر بشه؟ چرا؟

297
00:27:56,174 --> 00:27:59,427
‫من خوبم. من خیلی خوشحالم.

298
00:27:59,427 --> 00:28:02,347
‫من هیچ مشکلی ندارم که
‫یه نارنجک لعنتی نتونه حلش کنه.

299
00:28:02,347 --> 00:28:03,431
‫از اون‌ها دارید؟

300
00:28:03,431 --> 00:28:05,266
‫چون فکر می‌کنم
‫می‌تونه یه پایان عالی باشه...

301
00:28:05,266 --> 00:28:07,435
‫...برای بهترین هفته‌ی تاریخ بشریت.

302
00:28:29,290 --> 00:28:30,291
‫به درک.

303
00:29:01,030 --> 00:29:04,200
‫حتماً فقط به خاطر
‫هیجان اون لحظه بوده،

304
00:29:04,200 --> 00:29:06,661
‫ولی اون‌ها گفتن تنها راه
‫جلوگیری از فوران اینه...

305
00:29:06,661 --> 00:29:09,664
‫...که من از بین‌شون
‫برم بالای آتشفشان،

306
00:29:09,664 --> 00:29:11,624
‫درحالی که اون‌ها داشتن
‫برام دست می‌زدن.

307
00:29:13,543 --> 00:29:15,670
‫خب...
‫و این رو باور نمی‌کنید...

308
00:29:52,582 --> 00:29:53,750
‫- بله؟
‫- سلام.

309
00:29:53,750 --> 00:29:55,251
‫ببخشید انقدر طول کشید.

310
00:29:58,505 --> 00:30:00,423
‫- یه نارنجک.
‫- بله.

311
00:30:01,216 --> 00:30:03,218
‫ما فکر کردیم شما احتمالاً
‫داشتید کنایه می‌زدید،

312
00:30:03,218 --> 00:30:05,178
‫ولی نمی‌خواستیم ریسک کنیم.

313
00:30:07,722 --> 00:30:09,432
‫داشتید کنایه می‌زدید؟

314
00:30:13,645 --> 00:30:15,271
‫درسته. البته که کنایه بود.

315
00:30:16,272 --> 00:30:17,857
‫می‌خواید برش داریم...

316
00:30:17,857 --> 00:30:21,361
‫می‌دونید چیه؟
‫ما فقط... ما از شرّش خلاص می‌شیم.

317
00:30:24,864 --> 00:30:26,449
‫امیدواریم حالتون بهتر بشه، کارول.

318
00:30:29,410 --> 00:30:30,411
‫هی.

319
00:30:31,120 --> 00:30:32,831
‫شما دیوونه‌ها نوشیدنی می‌خورید؟

320
00:30:35,500 --> 00:30:36,751
‫اشکالی نداره.

321
00:30:36,751 --> 00:30:39,337
‫می‌تونی نارنجک رو هم بیاری.

322
00:30:53,852 --> 00:30:57,105
‫وقتی تو نوشیدنی می‌خوری
‫کل دنیا حسش می‌کنن؟

323
00:30:57,105 --> 00:31:01,860
‫یعنی، یه بچه‌ی شش ساله تو سریلانکا هم
‫وقتی تو یه لیوان می‌ری بالا، حسش می‌کنه؟

324
00:31:01,860 --> 00:31:04,195
‫نه، اینطوری کار نمی‌کنه.

325
00:31:06,030 --> 00:31:07,448
‫به سانسکریت به افتخارش چی می‌شه؟

326
00:31:09,117 --> 00:31:12,078
‫تقریباً می‌شه،
‫«باشد که همه رستگار شوند.»

327
00:31:13,371 --> 00:31:15,999
‫خب، پس. بز... بز...

328
00:31:17,417 --> 00:31:18,418
‫بزن بریم.

329
00:31:26,050 --> 00:31:29,512
‫می‌دونستید کلمه‌ی «نوشیدنی»
‫کوچک‌شده‌ی «نوش» به معنی «آب» هست.

330
00:31:30,513 --> 00:31:35,351
‫خیلی شبیه به لاتین «آکوا ویتای»،
‫به معنی «آب حیات».

331
00:31:35,351 --> 00:31:37,729
‫که تبدیل می‌شه به «آکواویت» اسکاندیناویایی.

332
00:31:37,729 --> 00:31:39,731
‫اگرچه این نوشیدنی‌ها خیلی متفاوتن.

333
00:31:40,940 --> 00:31:43,610
‫جالبه بدونید،
‫یه نوشیدنی دیگه هم همین ریشه‌ی معنایی رو داره.

334
00:31:43,610 --> 00:31:46,404
‫از زبان گیلیک اسکاتلندی «ویشکا باها».

335
00:31:46,404 --> 00:31:47,697
‫جدی می‌گی؟

336
00:31:51,200 --> 00:31:54,996
‫چیزی که به این برند خاص
‫اون مزه‌ی متمایز رو می‌ده،

337
00:31:54,996 --> 00:31:58,166
‫اینه که هم از سیب‌زمینی
و هم از ذرت درست شده

338
00:31:58,833 --> 00:32:01,044
‫یه‌کم قلیایی‌ـه.
‫متوجه طعمش می‌شید؟

339
00:32:02,420 --> 00:32:04,756
‫نوشیدنی‌های ارزون‌تر معمولاً اسیدی هستن.

340
00:32:04,756 --> 00:32:07,508
‫استاد نوشیدنی‌سازی این فرآیند رو
‫از پدربزرگش یاد گرفته.

341
00:32:07,508 --> 00:32:09,677
‫و حالا شماها با دزدیدن از مغزش
‫یادش گرفتید.

342
00:32:16,392 --> 00:32:19,979
‫چقدر دیگه وقت دارم
‫قبل از اینکه من رو تبدیل به یه زنبور کارگر کنید؟

343
00:32:21,439 --> 00:32:23,816
‫پیش‌بینی این سخته.

344
00:32:24,567 --> 00:32:26,611
‫پیشرفت‌های علمی معمولاً جزر و مد دارن.

345
00:32:26,611 --> 00:32:29,072
‫این که جواب نشد. چقدر؟

346
00:32:30,907 --> 00:32:32,450
‫ما داریم شبانه‌روز کار می‌کنیم.

347
00:32:33,034 --> 00:32:38,081
‫می‌تونه به زودیِ یکی دو هفته‌ی دیگه باشه،
‫یا می‌تونه ماه‌ها یا بیشتر طول بکشه.

348
00:32:38,957 --> 00:32:43,836
‫این بازه‌ی زمانی خیلی زیادیه برای کسی که
‫همه‌چیزی که باید بدونه رو می‌دونه.

349
00:32:47,131 --> 00:32:50,635
‫در هر صورت، دیر یا زود، کارم تمومه.

350
00:32:51,803 --> 00:32:55,348
‫متأسفیم، کارول.
‫ما یه الزام بیولوژیکی داریم.

351
00:32:55,932 --> 00:32:58,559
‫شماها هیچ‌کدوم از حرف‌هاتون
‫معنی لعنتی نمی‌ده.

352
00:32:58,559 --> 00:32:59,644
‫می‌دونستید؟

353
00:33:00,436 --> 00:33:02,897
‫می‌گید: «ما می‌خوایم تو رو خوشحال کنیم.»

354
00:33:02,897 --> 00:33:05,566
‫می‌گید: «زندگی تو مال خودته.»

355
00:33:05,566 --> 00:33:09,654
‫و «اختیار».
‫من کلی اختیار دارم، ولی...

356
00:33:10,154 --> 00:33:13,908
‫یعنی، حدس می‌زنم اختیار دارم
تا وقتی که دیگه ندارم؟

357
00:33:15,994 --> 00:33:16,995
‫کارول...

358
00:33:18,579 --> 00:33:21,791
‫اگه شما داشتید کنار یه دریاچه راه می‌رفتید،
‫و می‌دیدید یکی داره غرق می‌شه،

359
00:33:21,791 --> 00:33:23,584
‫براش جلیقه‌ی نجات پرت نمی‌کردید؟

360
00:33:24,377 --> 00:33:25,670
‫البته که پرت می‌کردید.

361
00:33:25,670 --> 00:33:30,174
‫فکر نمی‌کردید، صبر نمی‌کردید،
‫سعی نمی‌کردید در موردش به اجماع برسید.

362
00:33:30,174 --> 00:33:32,260
‫فقط پرتش می‌کردید.

363
00:33:34,429 --> 00:33:36,681
‫پس حالا من دارم غرق می‌شم؟

364
00:33:38,224 --> 00:33:39,559
‫فقط خودتون خبر ندارید.

365
00:33:42,228 --> 00:33:47,191
‫خب، شماها شستشوی مغزی شدید،
‫اصل قضیه اینه.

366
00:33:47,775 --> 00:33:53,489
‫یعنی چی می‌تونه انقدر
‫عالی باشه در مورد این ادغام ذهنی شما؟

367
00:33:54,032 --> 00:33:57,326
‫راستش، بذار حدس بزنم. این...

368
00:33:57,952 --> 00:34:01,581
‫...همه‌ش مناظر زیباست،
‫و شما هیچی جز رضایت حس نمی‌کنید.

369
00:34:01,581 --> 00:34:07,754
‫فقط موج پشت موج سعادت و آرامش
‫و همه‌چیز بی‌نقصه.

370
00:34:08,254 --> 00:34:13,217
‫مثل زندگی کردن تو یه کارت پستاله،
‫هر ثانیه از هر روز.

371
00:34:13,843 --> 00:34:17,096
‫اساساً، مثل همه‌ی برنامه‌های
‫ریک استیوز می‌مونه، درسته؟

372
00:34:17,096 --> 00:34:18,181
‫از اون مزخرفات؟

373
00:34:18,181 --> 00:34:22,226
‫مثلاً داری تو جنگل قدم می‌زنی،
‫و یه بارون گرم می‌باره،

374
00:34:22,226 --> 00:34:27,148
‫و درخت‌ها انقدر بلندن
‫که حتی نوکشون رو هم نمی‌بینی.

375
00:34:27,148 --> 00:34:30,818
‫یا داری روی کانال‌های آمستردام
‫قهوه می‌خوری،

376
00:34:30,818 --> 00:34:33,905
‫و انگار
‫تو یه تبلیغ قهوه‌ای.

377
00:34:33,905 --> 00:34:39,327
‫یا داری موقع غروب تو بی‌نقص‌ترین
‫ساحل کرواسی قدم می‌زنی.

378
00:34:39,869 --> 00:34:43,664
‫یا تو نروژ هستی،
‫بالای مدار قطب شمال تو...

379
00:34:46,125 --> 00:34:48,127
‫...توی یه هتل ساخته شده از یخ.

380
00:34:49,378 --> 00:34:51,464
‫زیر یه عالمه خز.

381
00:35:03,434 --> 00:35:07,313
‫من به شما گفتم که هلن خط قرمزه.

382
00:35:18,241 --> 00:35:20,243
‫شماها یه مشت ذهن-خراب-کُن هستید.

383
00:35:32,880 --> 00:35:35,341
‫وای، شماها این رو واقعاً
‫این تو چپوندید، نه؟

384
00:35:37,009 --> 00:35:39,720
‫لطفاً، مراقب اون باشید.

385
00:35:39,720 --> 00:35:42,223
‫آره. انگار شماها به من
‫یه نارنجک واقعی می‌دید.

386
00:35:44,767 --> 00:35:46,102
‫کارول، اگه اجازه بدید؟

387
00:36:23,472 --> 00:36:24,765
‫شماها به من...

388
00:36:33,357 --> 00:36:36,736
‫لعنتی. لعنتی. کوفتی.

389
00:36:39,197 --> 00:36:40,907
‫کوفتی.

390
00:36:47,705 --> 00:36:48,748
‫لعنتی.

391
00:36:49,624 --> 00:36:52,126
‫باشه. من می‌رم کمک بیارم، باشه؟

392
00:36:52,126 --> 00:36:53,586
‫اشکالی نداره، کارول.

393
00:36:54,629 --> 00:36:55,796
‫کمک تو راهه.

394
00:37:47,807 --> 00:37:49,058
‫می‌تونیم بهتون ملحق بشیم؟

395
00:37:55,356 --> 00:37:58,484
‫خوشحالیم که بگیم
‫حال «زوشیا» خیلی بهتره.

396
00:37:58,484 --> 00:38:01,570
‫یه‌کم خونریزی داشت،
‫ولی آسیب عصبی جدی ندیده.

397
00:38:01,570 --> 00:38:04,991
‫یه ضربه‌ی مغزی نسبتاً شدید
‫دیده که باید حواسمون بهش باشه.

398
00:38:05,825 --> 00:38:07,076
‫الان داره استراحت می‌کنه.

399
00:38:08,953 --> 00:38:11,122
‫می‌تونیم براتون یه دست لباس تمیز بیاریم؟

400
00:38:15,418 --> 00:38:18,713
‫کارول، سرعت عمل شما
‫واقعاً جونش رو نجات داد.

401
00:38:22,508 --> 00:38:25,261
‫چرا باید به من یه نارنجک می‌دادید؟

402
00:38:26,053 --> 00:38:27,096
‫شما یکیش رو خواستید.

403
00:38:28,306 --> 00:38:29,724
‫چرا یه قلابیش رو بهم ندادید؟

404
00:38:33,185 --> 00:38:35,187
‫متأسفیم اگه اونجا اشتباه کردیم، کارول.

405
00:38:39,483 --> 00:38:42,820
‫اگه همین الان ازتون بخوام،
‫بهم یه نارنجک دیگه می‌دید؟

406
00:38:42,820 --> 00:38:43,988
‫بله.

407
00:38:44,739 --> 00:38:46,949
‫حتی بعد از دیشب،
‫بازم بهم یکی دیگه می‌دید؟

408
00:38:46,949 --> 00:38:48,284
‫حتماً.

409
00:38:51,954 --> 00:38:53,706
‫باشه، در مورد بازوکا چی؟

410
00:38:54,457 --> 00:38:57,585
‫و اون چیزی که بازوکا شلیک می‌کنه؟
‫موشک، یا هر چی.

411
00:38:58,753 --> 00:39:00,046
‫بله.

412
00:39:00,963 --> 00:39:01,964
‫باشه.

413
00:39:03,466 --> 00:39:04,467
‫باشه.

414
00:39:05,468 --> 00:39:06,552
‫در مورد...

415
00:39:07,636 --> 00:39:10,056
‫نمی‌دونم، یه تانک؟

416
00:39:15,311 --> 00:39:18,773
‫در مورد یه بمب اتم چی؟

417
00:39:22,151 --> 00:39:23,402
‫چرا باید یکیش رو بخواید؟

418
00:39:23,736 --> 00:39:25,029
‫که یه چیزهایی رو بترکونم؟

419
00:39:25,029 --> 00:39:26,947
‫برای خوشگذرونی. یعنی، فرقی هم می‌کنه؟

420
00:39:26,947 --> 00:39:29,617
‫شما محض رضای خدا به من یه نارنجک دادید.

421
00:39:37,666 --> 00:39:39,877
‫مشکلی نیست تو این مرحله بگید نه.

422
00:39:40,503 --> 00:39:41,962
‫این کار عاقلانه‌ایه.

423
00:39:42,588 --> 00:39:45,466
‫نه یه دیوونگی محضه.

424
00:39:47,676 --> 00:39:51,639
‫اگه شما واقعاً یه سلاح هسته‌ای می‌خواستید،

425
00:39:52,223 --> 00:39:56,435
‫ما مزایا و معایبش رو باهاتون می‌سنجیدیم.

426
00:39:56,435 --> 00:39:59,814
‫ما توضیح می‌دادیم
‫که خیلی مخرب خواهد بود...

427
00:39:59,814 --> 00:40:01,399
‫آره یا نه؟

428
00:40:04,318 --> 00:40:05,319
‫در نهایت...

429
00:40:06,612 --> 00:40:07,613
‫...بله.

430
00:40:08,906 --> 00:40:10,616
‫لزوماً حس خوبی در موردش نداشتیم.

431
00:40:12,326 --> 00:40:16,789
‫ولی ما زمین و زمان رو به هم می‌دوختیم
‫تا شما رو خوشحال کنیم، کارول.

432
00:40:20,668 --> 00:40:23,504
‫شما یه بمب اتم می‌خواید؟

433
00:40:26,465 --> 00:40:28,426
‫باید در موردش فکر کنم بهتون خبر بدم.

434
00:40:31,679 --> 00:40:34,056
‫باشه. باشه.

435
00:40:34,723 --> 00:40:36,142
‫یه فنجون قهوه میل دارید؟

436
00:40:38,018 --> 00:40:39,812
‫یه قاشق شکر، با شیر جو دوسر، درسته؟

437
00:40:40,312 --> 00:40:42,189
‫- و شاید یه ذره...
‫- می‌تونی بری.
