﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:05,797 --> 00:00:07,632
‫اون دیگِ پشمک‌سازی کجاست؟

3
00:00:08,341 --> 00:00:09,926
‫من دیگ پشمک‌سازی رو می‌خوام.

4
00:00:10,010 --> 00:00:11,928
‫ما دیگ پشمک‌سازی رو، مثلاً،
‫دیروز می‌خواستیم.

5
00:00:12,012 --> 00:00:13,763
‫من... هیچ جا نمی‌بینمش.

6
00:00:14,806 --> 00:00:16,224
‫ممنون. اینجاست.

7
00:00:17,308 --> 00:00:18,518
‫ممنونم.

8
00:00:20,520 --> 00:00:23,648
‫پشمکش کو؟
‫این فقط یه دیگ معمولی لعنتیه.

9
00:00:23,690 --> 00:00:26,234
‫متأسفم. متأسفم.
‫واقعاً متأسفم. متأسفم.

10
00:00:26,359 --> 00:00:27,694
‫این اولین کار بزرگ منه.

11
00:00:27,694 --> 00:00:30,155
‫- سلام.
‫- مهمونی فوق‌العاده‌ایه.

12
00:00:30,280 --> 00:00:32,323
‫- ممنونم.
‫- اینجور چیزها معمولاً خیلی مزخرفن.

13
00:00:32,365 --> 00:00:33,366
‫ممنونم.

14
00:00:33,408 --> 00:00:35,577
‫من پنج تا بیشتر از حد مجاز نوشیدنی خوردم،

15
00:00:35,702 --> 00:00:38,413
‫و، خوشگله،
‫باید بدونم بعدش کجا می‌ریم،

16
00:00:38,538 --> 00:00:43,835
‫چون ونکوور یه کافه‌ی خیلی خفن داره
‫که بهترین صدف‌ها رو سرو می‌کنه.

17
00:00:43,877 --> 00:00:46,421
‫می‌دونی، من... راستش،
‫دارم سعی می‌کنم به پرواز ساعت پنج برسم...

18
00:00:46,546 --> 00:00:48,548
‫به امید اینکه بتونم بچه‌هام رو
‫قبل از خواب ببینم.

19
00:00:48,590 --> 00:00:51,676
‫- ولی به نظر باحال میاد. ممنون.
‫- تو عجب مامانی هستی.

20
00:00:51,718 --> 00:00:53,303
‫عاشق اینم. خیلی خوبه.

21
00:00:53,386 --> 00:00:59,392
‫ولی بگو ببینم، کی برای خوش‌گذرونی
‫تمام آخر هفته‌ی بعد تو «آستین سیتی لیمیتز» هیجان‌زده‌ست؟

22
00:00:59,434 --> 00:01:01,895
‫- این خانم!
‫- آره، و این جیگر.

23
00:01:01,978 --> 00:01:03,021
‫- بیا خوش بگذرونیم.
‫- باشه.

24
00:01:03,063 --> 00:01:06,608
‫قراره تو هر شهری تو آمریکای شمالی
‫خوش بگذرونیم و یه هفته هم تو سئول.

25
00:01:07,192 --> 00:01:09,778
‫- این بیشتر شبیه تهدیده.
‫- هست، دختر.

26
00:01:10,445 --> 00:01:13,031
‫باشه. من باید...
‫باید آدم خودم رو اینجا آماده کنم، ولی...

27
00:01:13,740 --> 00:01:16,409
‫بزن بریم، دختر. عاشق این کوچولوی لعنتی‌ام.

28
00:01:20,914 --> 00:01:22,082
‫لعنتی. لعنتی.

29
00:01:22,207 --> 00:01:23,917
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی.

30
00:01:25,210 --> 00:01:27,087
‫گیت پرواز تغییر کرده‌ است.

31
00:01:27,212 --> 00:01:30,632
‫پرواز 216 اکنون از
‫گیت 41بی انجام خواهد شد.

32
00:01:34,636 --> 00:01:35,804
‫لعنتی.

33
00:01:38,765 --> 00:01:40,475
‫هی. می‌تونی مراقب وسایلم باشی؟

34
00:01:41,768 --> 00:01:43,520
‫- چی؟
‫- وسایلم. می‌تونی مراقبشون باشی؟

35
00:01:45,230 --> 00:01:46,606
‫من... ترجیح میدم این کار رو نکنم.

36
00:01:47,357 --> 00:01:48,399
‫ممنون.

37
00:01:49,651 --> 00:01:50,777
‫چی؟ من...

38
00:02:11,548 --> 00:02:15,093
‫عزیزم، یالا.
‫یالا. بیا بریم بخوابیم.

39
00:02:15,218 --> 00:02:17,679
‫یالا. یالا، عزیزم.

40
00:02:26,938 --> 00:02:28,106
‫باشه.

41
00:02:28,940 --> 00:02:30,108
‫استراحت کن، باشه؟

42
00:03:10,356 --> 00:03:12,358
[افلاطونی]

43
00:03:23,620 --> 00:03:24,621
‫امروز چی کار می‌کنی؟

44
00:03:24,746 --> 00:03:27,624
‫چندتا کار کوچیک دارم که اگه
‫اشکالی نداره، می‌تونم ازت کمک بگیرم.

45
00:03:27,665 --> 00:03:29,125
‫- آره. نه. مشکلی نیست.
‫- باشه، عالیه.

46
00:03:29,167 --> 00:03:31,336
‫حداقل کاریه که می‌تونم بکنم، درسته؟

47
00:03:31,419 --> 00:03:32,462
‫مثلاً، همین الان؟

48
00:03:32,545 --> 00:03:34,631
‫- می‌تونی این رو بذاری تو اتاق زیر شیروونی من؟
‫- آره. حتماً.

49
00:03:34,756 --> 00:03:35,757
‫کدومش؟

50
00:03:35,840 --> 00:03:36,883
‫همه‌شون.

51
00:03:38,218 --> 00:03:40,011
‫- ممنون، رفیق.
‫- آره.

52
00:03:40,053 --> 00:03:43,848
‫هی، جیگر. هیچی به معنای واقعی کلمه.
‫تو چه خبر؟

53
00:03:47,060 --> 00:03:50,939
‫هی. حالا که اون بالایی، می‌تونی ببینی
‫فضله موش هست یا نه؟

54
00:03:51,022 --> 00:03:53,942
‫دستکش یا ماسک یا
‫یه همچین کوفتی نداری بهم بدی؟

55
00:03:54,025 --> 00:03:55,777
‫ماسک‌ها کار نمی‌کنن.

56
00:03:56,319 --> 00:03:58,529
‫راستش یه چیز آخری هم هست
‫که می‌خوام جابه‌جا کنی.

57
00:03:59,864 --> 00:04:02,242
‫- من نمیرم! نه، نه، نه!
‫- تو میری خانه سالمندان!

58
00:04:02,283 --> 00:04:04,285
‫- من از اینجا نمیرم!
‫- مهم نیست می‌خوای بری یا نه!

59
00:04:04,369 --> 00:04:05,370
‫تو میری، پیرزن!

60
00:04:05,495 --> 00:04:06,663
‫- به نظر من سالمه.
‫- نه!

61
00:04:06,788 --> 00:04:08,665
‫- منتظر چی هستی؟ برو بگیرش!
‫- ببخشید. متأسفم.

62
00:04:08,748 --> 00:04:10,208
‫- این کیه؟
‫- چه فرقی می‌کنه؟

63
00:04:10,208 --> 00:04:11,834
‫- تو دیگه چه کوفتی هستی؟
‫- رفیق دخترتون.

64
00:04:11,876 --> 00:04:14,087
‫- فقط بیارش!
‫- تو اون دختره بی‌خود چی دیدی؟

65
00:04:14,212 --> 00:04:15,463
‫تموم شد و رفت.

66
00:04:15,505 --> 00:04:17,507
[خانه سالمندان کوستال اوکس]

67
00:04:19,968 --> 00:04:21,761
‫نمی‌دونم چرا از این کار می‌ترسیدم.

68
00:04:21,844 --> 00:04:23,554
‫می‌خوای بریم پاندا اکسپرس؟

69
00:04:24,180 --> 00:04:25,348
‫من گرسنه نیستم.

70
00:04:25,390 --> 00:04:27,558
‫باشه، بیشتر برای من می‌مونه.

71
00:04:31,062 --> 00:04:35,566
‫کایوتی نفسش را حبس کرد
‫و کلید را در قفل چرخاند.

72
00:04:35,650 --> 00:04:37,110
‫در با شدت باز شد.

73
00:04:37,193 --> 00:04:39,404
‫لابی تاریک و خلوت بود.

74
00:04:41,281 --> 00:04:43,533
‫تصویر داشت واضح می‌شد.

75
00:04:43,616 --> 00:04:47,412
‫یک جنایت بی‌نقص بود،
‫به جز یک چیز.

76
00:04:49,414 --> 00:04:50,206
‫کایوتی می‌دانست.

77
00:04:54,043 --> 00:04:56,587
‫کایوتی دوباره به گنج رسیده بود.

78
00:04:56,671 --> 00:05:00,008
‫اما آیا مهارت‌های کدنویسی او
‫هنوز برای این کار کافی بود؟

79
00:05:02,218 --> 00:05:03,594
‫تموم شده بود.

80
00:05:05,763 --> 00:05:07,223
‫یا نشده بود؟

81
00:05:11,894 --> 00:05:15,064
‫دارم راحت پیش میرم،
‫و بعد یهو... به دیوار می‌خورم.

82
00:05:15,148 --> 00:05:17,275
‫- ولی مگه این بخشی از فرآیند نیست؟
‫- آره، فکر کنم.

83
00:05:17,358 --> 00:05:19,235
‫ولی خیلی اعصاب خردکنه.

84
00:05:19,319 --> 00:05:20,820
‫خب، سیلویا چی می‌گه؟

85
00:05:21,821 --> 00:05:24,198
‫خب، ما الان خیلی
‫در مورد کتابم حرف نمی‌زنیم.

86
00:05:24,282 --> 00:05:25,658
‫شاید این بخشی از مشکله.

87
00:05:25,742 --> 00:05:27,827
‫آره، خب، اون کاملاً واضح گفت
‫که به من اعتقاد نداره...

88
00:05:27,910 --> 00:05:29,454
‫و فکر می‌کنه برت کایوتی مزخرفه.

89
00:05:29,537 --> 00:05:31,497
‫اون اساساً گفت
‫می‌خواد من برگردم سر کار...

90
00:05:31,581 --> 00:05:33,207
‫و شروع کنم به گرفتن یه حقوق ثابت.

91
00:05:33,291 --> 00:05:34,584
‫اون این رو گفت؟

92
00:05:35,209 --> 00:05:36,919
‫خب، نه. نه با این کلمات.

93
00:05:37,003 --> 00:05:39,255
‫خب، دقیقاً چی گفت؟

94
00:05:41,883 --> 00:05:44,844
‫اون گفت از دستم ناامید شده
‫که قبل از استعفا باهاش مشورت نکردم.

95
00:05:46,012 --> 00:05:47,221
‫باشه، خیلی‌خب.

96
00:05:47,305 --> 00:05:49,474
‫راستش رو بخوای، منم از
‫روشی که استعفا دادی خوشم نیومد.

97
00:05:49,557 --> 00:05:50,933
‫یه‌کم عجیب بود.

98
00:05:50,933 --> 00:05:53,394
‫فکر کنم فرانک حس کرد تو حاشیه قرار گرفته.
‫یه جورایی شب اون بود.

99
00:05:53,436 --> 00:05:55,813
‫جدی؟ باید بهش پیام بدم؟

100
00:05:55,855 --> 00:05:57,398
‫فکر نکنم
‫بخواد ازت خبری بشنوه.

101
00:05:57,523 --> 00:05:59,233
‫اون تو یه سفر دریایی یک ساله‌ست.

102
00:05:59,317 --> 00:06:01,694
‫همیشه با اون خانواده دومش
‫عکس پست می‌کنه.

103
00:06:02,320 --> 00:06:04,947
‫یه مرد 60 ساله با یه نوزاد،
‫من با این قضیه راحت نیستم.

104
00:06:05,031 --> 00:06:06,032
‫عجیبه.

105
00:06:06,115 --> 00:06:07,533
‫هی، بعد از اینجا چی کار کنیم؟

106
00:06:07,617 --> 00:06:09,619
‫من باید برگردم سر کار.

107
00:06:09,702 --> 00:06:10,828
‫من یه شغل دارم.

108
00:06:12,080 --> 00:06:13,373
‫من تمام روز کار می‌کنم.

109
00:06:13,998 --> 00:06:15,416
‫درسته. آره.

110
00:06:17,293 --> 00:06:18,711
‫سلام.

111
00:06:18,795 --> 00:06:20,338
‫- سلام!
‫- سلام.

112
00:06:20,421 --> 00:06:21,964
‫خدای من. خیلی وقته ندیدمت.

113
00:06:22,048 --> 00:06:23,174
‫- می‌دونم.
‫- چند هفته شده.

114
00:06:23,257 --> 00:06:24,717
‫یعنی،
‫خیلی وقته بچه‌ها رو نرسوندم.

115
00:06:25,301 --> 00:06:27,970
‫- خیلی خوبه.
‫- نه. یعنی، یه جورایی دلم تنگ شده.

116
00:06:28,054 --> 00:06:29,430
‫من رسماً هیچوقت اینجا نیستم.

117
00:06:29,514 --> 00:06:32,517
‫آخر هفته بعد باید برم
‫یه جایی به اسم «آستین سیتی لیمیتز».

118
00:06:32,517 --> 00:06:34,477
‫گروه «آن‌ها شاید غول باشند»
‫قراره همه آهنگ‌های...

119
00:06:34,519 --> 00:06:36,938
‫سریال «تین روبات» رو اجرا کنن،
‫و منم بعدش مهمونی می‌گیرم.

120
00:06:37,021 --> 00:06:39,399
‫- به نظر خیلی باحال میاد.
‫- اولش یه جورایی باحال بود،

121
00:06:39,482 --> 00:06:42,318
‫و الان فقط دلم برای بچه‌هام
‫خانواده‌ام و زندگیم تنگ شده.

122
00:06:42,402 --> 00:06:44,445
‫داشتم شوخی می‌کردم.
‫اون اصلاً باحال به نظر نمیاد.

123
00:06:44,612 --> 00:06:46,989
‫تو «تین روبات» رو دیدی؟
‫اون سریال خیلی مزخرفه.

124
00:06:47,073 --> 00:06:49,033
‫آره، دیدمش.
‫ما باید همه مهمونی‌هاشون رو بگیریم.

125
00:06:49,117 --> 00:06:51,577
‫ضمناً، اون سریال برای ما نیست.
‫برای پسرهای ده ساله‌ست.

126
00:06:51,661 --> 00:06:53,454
‫می‌دونم. سم من رو معتادش کرد.

127
00:06:53,538 --> 00:06:55,998
‫هرچند، توری اسپلینگ در نقش
‫مامان-رباته خیلی من رو می‌خندونه.

128
00:06:56,040 --> 00:06:58,626
‫عاشق بازگشتشم. #تابستان_داغ_توری.

129
00:06:58,709 --> 00:07:01,087
‫تو چه‌ته؟
‫چرا این سریال رو می‌بینی؟

130
00:07:01,629 --> 00:07:02,922
‫دارم سعی می‌کنم از ویل دوری کنم.

131
00:07:03,881 --> 00:07:05,174
‫ویل چه خبر؟

132
00:07:05,258 --> 00:07:06,717
‫خدای من. نذار شروع کنم.

133
00:07:06,801 --> 00:07:08,302
‫اون چند هفته‌ست با من زندگی می‌کنه.

134
00:07:08,302 --> 00:07:10,680
‫نمی‌دونم این یارو چطور
‫تبدیل به مشکل من شد. من به زور می‌شناسمش.

135
00:07:10,721 --> 00:07:11,931
‫کاری می‌کنه؟

136
00:07:12,432 --> 00:07:16,018
‫می‌دونی، اون داره برای «کافه‌ی‌ کوچولوی مزخرف»
‫یه برنامه موقت راه می‌ندازه. من فقط...

137
00:07:16,102 --> 00:07:18,187
‫راستش، حوصله‌ش رو ندارم.

138
00:07:18,271 --> 00:07:19,647
‫داره برنامه موقت راه می‌ندازه؟

139
00:07:19,730 --> 00:07:22,400
‫آره. من بهش پیشنهاد دادم.
‫داره سعی می‌کنه سرمایه‌گذار جذب کنه.

140
00:07:22,483 --> 00:07:24,444
‫- در موردش بهت نگفت؟
‫- نه.

141
00:07:24,527 --> 00:07:26,237
‫ما... خیلی با هم در تماس نیستیم.

142
00:07:26,237 --> 00:07:27,572
‫خب، می‌فهمم
چرا انداختیش گردن من

143
00:07:27,572 --> 00:07:29,615
‫تنها مشکل اینه که،
‫حالا نمی‌دونم چطور از شرّش خلاص بشم.

144
00:07:29,657 --> 00:07:31,492
‫خلاص شدن از دست اون غیرممکنه.

145
00:07:31,576 --> 00:07:32,869
‫من همه چیز رو امتحان کردم.

146
00:07:33,494 --> 00:07:34,579
‫آره.

147
00:07:35,746 --> 00:07:38,040
‫خب، یه چیزی هست که
‫فکر نکنم امتحان کرده باشی.

148
00:07:39,041 --> 00:07:41,878
‫هی. بازم ممنون که
‫گذاشتی اینجا بمونم، رفیق.

149
00:07:41,961 --> 00:07:43,713
‫می‌دونم که،
‫تو کلی گرفتاری داری...

150
00:07:43,796 --> 00:07:45,047
‫با حصر خانگی و همه این‌ها.

151
00:07:45,131 --> 00:07:46,174
‫رفیق، اصلاً مشکلی نیست.

152
00:07:46,257 --> 00:07:48,176
‫یعنی، من و تو، ما،
‫عملاً خانواده‌ایم، پسر.

153
00:07:48,259 --> 00:07:50,052
‫کارمون همینه.
‫هوای هم رو داریم، می‌دونی؟

154
00:07:50,136 --> 00:07:53,306
‫آره، کاملاً.
‫خانواده ناتنی سابق، ولی بازم قدردانم.

155
00:07:53,389 --> 00:07:55,808
‫ولی یه لطفی ازت می‌خوام.

156
00:07:55,892 --> 00:07:59,437
‫می‌شه بری فروشگاه
‫و برام بازم نوشیدنی انرژی‌زای سلسیوس بخری؟

157
00:08:00,813 --> 00:08:03,107
‫- با کمال میل.
‫- عالیه. خیلی دمت گرمه، رفیق.

158
00:08:03,191 --> 00:08:05,067
‫- ممنون. آره.
‫- ممنونم ازت، رفیق.

159
00:08:05,151 --> 00:08:06,527
‫- خواهش می‌کنم.
‫- دوستت دارم، رفیق.

160
00:08:08,070 --> 00:08:09,530
‫هیچ بازی ویدیویی روش داری؟
‫اون یه...

161
00:08:09,614 --> 00:08:11,115
‫فکر می‌کنی کِی میری؟

162
00:08:12,783 --> 00:08:14,160
‫می‌خوای همین الان برم؟

163
00:08:14,869 --> 00:08:16,662
‫آره، رفیق.
‫مشکلیه یا چیزی؟

164
00:08:16,746 --> 00:08:18,331
‫من رسماً 15 دقیقه پیش رسیدم.

165
00:08:18,331 --> 00:08:19,916
‫وقتی اومدم برات یه بسته شش‌تایی خریدم.

166
00:08:19,957 --> 00:08:21,292
‫خب، من تمومشون کردم، داداش.

167
00:08:21,375 --> 00:08:23,085
‫شوخیت گرفته؟
‫یعنی، حساب کتاب کن دیگه، ویل.

168
00:08:23,169 --> 00:08:24,462
‫عمر، این یارو رو می‌بینی؟

169
00:08:24,545 --> 00:08:26,881
‫اگه سلسی بیشتری نمی‌خواستم،
‫بیشتر درخواست می‌کردم؟

170
00:08:26,964 --> 00:08:28,132
‫نه، نمی‌کردی.

171
00:08:28,216 --> 00:08:30,551
‫خب، شاید باید کمتر سلسی بخوری.
‫تا حالا به این فکر کردی؟

172
00:08:30,635 --> 00:08:33,846
‫چرا؟ یعنی، این یه نوشیدنی 100 درصد طبیعیه.

173
00:08:33,930 --> 00:08:36,641
‫هیچ نگهدارنده مصنوعی نداره.
‫هیچ طعم‌دهنده مصنوعی نداره.

174
00:08:36,724 --> 00:08:38,017
‫ذاتاً طبیعیه.

175
00:08:38,100 --> 00:08:40,269
‫یعنی، سلسی 100 درصد ثابت شده که کار می‌کنه.

176
00:08:40,353 --> 00:08:42,188
‫چه کوفتیه؟ اون رسماً
‫هیچ معنی کوفتی‌ای نمیده.

177
00:08:42,271 --> 00:08:44,607
‫این یه نوشیدنیه. نمی‌تونه کار کنه.
‫این یه نوشیدنی لعنتیه.

178
00:08:44,607 --> 00:08:46,734
‫معنیش اینه که سلسیوس
‫از نظر بالینی ثابت شده که کار می‌کنه.

179
00:08:46,776 --> 00:08:48,903
‫«کار کردن» اصلاً یعنی چی؟
‫این یه نوشیدنی لعنتیه.

180
00:08:48,986 --> 00:08:50,738
‫- از نظر بالینی ثابت شده که کار می‌کنه.
‫- همه‌چی ثابت شده که کار می‌کنه.

181
00:08:50,821 --> 00:08:53,032
‫- اگه تحقیق کرده بودی، می‌دونستی.
‫- کجا اون‌وقت؟

182
00:08:53,115 --> 00:08:54,742
‫- تو یه کلینیک.
‫- داری چی می‌گی؟

183
00:08:54,825 --> 00:08:56,786
‫هیچ‌کدوم از این‌ها معنی نمیده.
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

184
00:08:56,869 --> 00:08:58,996
‫- این یارو رو می‌بینی؟
‫- نمی‌تونم. نمی‌فهمم.

185
00:08:59,080 --> 00:09:00,748
‫تو داری رد میدی
‫چون به سلسیوس معتادی.

186
00:09:00,831 --> 00:09:02,041
‫روزی چندتا از این کوفتی
‫می‌خوری؟

187
00:09:02,124 --> 00:09:04,252
‫- یازده‌تا، جیگر.
‫- خیلی زیاده، جیگر.

188
00:09:04,335 --> 00:09:06,045
‫اون‌ها 100 درصد ثابت شده که کار می‌کنن.

189
00:09:06,128 --> 00:09:08,172
‫- اون هیچ معنی کوفتی‌ای نمیده.
‫- داری چی می‌گی؟

190
00:09:08,256 --> 00:09:11,717
‫اینقدر این رو نگو. داری
‫عقلت رو از دست میدی، پسر. خدایا!

191
00:09:11,801 --> 00:09:13,761
‫رو جعبه‌اش نوشته
‫فقط باید دوتا بخوری.

192
00:09:13,844 --> 00:09:15,721
‫بفرما.
‫سلسیوس می‌گه سلسیوس نخور.

193
00:09:15,805 --> 00:09:17,765
‫- اون‌ها مجبورن این رو بگن.
‫- اون‌ها مجبور نیستن این کوفتی رو بگن.

194
00:09:17,848 --> 00:09:19,392
‫این، مثلاً، یه قانون دولتیه
‫یا یه همچین چیزی.

195
00:09:19,475 --> 00:09:22,728
‫کدوم نوشیدنی رو کره زمین
‫بهت می‌گه نخوریش؟

196
00:09:22,812 --> 00:09:25,273
‫ویل! بچه‌ها. ویل، بس کن!

197
00:09:25,356 --> 00:09:26,983
‫من این اعتیاد لعنتی تو
‫به سلسیوس رو تقویت نمی‌کنم.

198
00:09:27,066 --> 00:09:28,693
‫بگو اون برات یه‌کم سلسیوس لعنتی بخره.

199
00:09:29,944 --> 00:09:32,863
‫نه، تو تازه اومدی،
‫پس تو سلسیوس‌بیار هستی.

200
00:09:32,947 --> 00:09:35,533
‫پس، اگه می‌خوای دیگه
‫سلسیوس‌بیار نباشی،

201
00:09:35,616 --> 00:09:39,412
‫باید یه آدم جدید پیدا کنی که بیاد اینجا،
‫و بعدش اون‌ سلسیوس‌بیار می‌شه.

202
00:09:39,495 --> 00:09:42,123
‫پس اگه من یه نفر دیگه رو پیدا کنم
‫که بیاد تو آپارتمان تو،

203
00:09:42,206 --> 00:09:43,958
‫دیگه مجبور نیستم برات سلسیوس بخرم؟

204
00:09:44,041 --> 00:09:45,251
‫- آره، موفق باشی.
‫- با این منطق،

205
00:09:45,334 --> 00:09:47,211
‫تو هزار نفر آدم لعنتی
‫قراره اینجا داشته باشی،

206
00:09:47,295 --> 00:09:49,255
‫فقط چون هیچ‌کس نمی‌خواد
‫تمام روز برات سلسیوس بخره.

207
00:09:49,338 --> 00:09:50,840
‫- اون عالی می‌شه.
‫- من از دوست بدم نمیاد.

208
00:09:50,923 --> 00:09:52,216
‫- عالی می‌شه.
‫- خوش می‌گذره.

209
00:09:52,300 --> 00:09:54,594
‫عالی می‌شه که آدم‌های بیشتری
‫برای «بازی رجی» داشته باشیم.

210
00:09:54,927 --> 00:09:57,179
‫رفیق، جدی می‌گی؟ تو... رسماً...

211
00:09:57,263 --> 00:09:59,640
‫ویل، داری با این قضیه زیرلیوانی
‫ما رو می‌ترسونی.

212
00:09:59,724 --> 00:10:01,517
‫- کی اهمیت میده؟
‫- راست می‌گی. من که نه.

213
00:10:01,601 --> 00:10:03,644
‫می‌دونی کی فوق‌العاده‌ست؟ کیتلین کلارک.

214
00:10:03,644 --> 00:10:05,646
‫- یعنی، من عاشق کیتلین کلارکم.
‫- رفیق، تو قاطی کردی.

215
00:10:05,688 --> 00:10:08,274
‫نمی‌تونی روی یه موضوع واحد
‫بیشتر از دو ثانیه بمونی.

216
00:10:08,357 --> 00:10:09,942
‫می‌خوام کاری
که رایان رینولدز با فوتبال کرد رو

217
00:10:10,026 --> 00:10:11,319
‫برای بسکتبال زنان انجام بدم.

218
00:10:11,402 --> 00:10:14,071
‫- عالی می‌شه.
‫- آره. تو می‌خوای صاحب یه تیم بسکتبال بشی.

219
00:10:14,155 --> 00:10:15,906
‫تو نمی‌تونی بری بیرون، عوضی.

220
00:10:16,490 --> 00:10:17,533
‫هی، عمر.

221
00:10:17,533 --> 00:10:18,784
‫این آخر هفته یه برنامه موقت دارم.

222
00:10:18,826 --> 00:10:20,870
‫می‌تونی کمکم کنی
‫چندتا دیگ نوشیدنی‌سازی رو جابه‌جا کنم؟

223
00:10:22,705 --> 00:10:23,706
‫نه.

224
00:10:24,582 --> 00:10:26,250
‫من تو یه بالون هوای گرمم.

225
00:10:27,084 --> 00:10:30,254
‫این یارو داره مجازی با یکی
‫تو اتاق نشیمن تو، پیش ما، قرار می‌ذاره.

226
00:10:30,338 --> 00:10:32,214
‫جدی؟ چی می‌بینی؟

227
00:10:32,298 --> 00:10:36,719
‫بیشتر صحرا و کاکتوس‌های ساگوارو.

228
00:10:38,929 --> 00:10:41,015
‫من خیلی خوشحالم، می‌دونی.

229
00:10:41,098 --> 00:10:45,519
‫به صندلی عشق سفید خوش آمدی
‫دوست عزیزم سیلویا گریوز.

230
00:10:45,603 --> 00:10:48,939
‫خب، سیلویا، از مسیرت برامون بگو.

231
00:10:49,023 --> 00:10:53,694
‫من در حال حاضر یه برنامه‌ریز رویداد داخلی
‫تو یه شرکت تولید فیلم هستم.

232
00:10:53,778 --> 00:10:56,822
‫ما عاشق «اسرار دارسی جوان» هستیم.

233
00:10:56,906 --> 00:10:59,075
‫ما از طرفدارای پروپاقرص میسون گرند هستیم.

234
00:10:59,700 --> 00:11:06,707
‫خب، سیلویا، می‌شه گفت تو این مقطع
‫تو خونه شما، شما نون‌آور هستی؟

235
00:11:09,335 --> 00:11:10,503
‫فکر کنم آره.

236
00:11:10,586 --> 00:11:12,880
‫بله. این هیچوقت قبلاً اتفاق نیفتاده بود.

237
00:11:12,963 --> 00:11:14,548
‫و چه حسی داره؟

238
00:11:14,632 --> 00:11:17,968
‫و یادت باشه، از واقعی بودن نترس.

239
00:11:18,052 --> 00:11:20,471
‫تو روی صندلی عشق سفیدی. ثبت هم شده.

240
00:11:21,889 --> 00:11:24,058
‫تو باید داستانت رو بگی.
‫برای مامان‌ها خیلی معنی داره.

241
00:11:27,770 --> 00:11:29,146
‫حس خوبی داره.

242
00:11:29,897 --> 00:11:32,900
‫آره. می‌تونه چالش‌برانگیز
‫و بعضی‌ وقت‌ها یه‌کم همراه با تنهایی باشه،

243
00:11:32,983 --> 00:11:35,444
‫گردوندن کسب و کار خودت...
‫یه کسب و کار کوچیک،

244
00:11:35,528 --> 00:11:38,239
‫ولی حس می‌کنم تأیید شدم.

245
00:11:38,322 --> 00:11:39,865
‫می‌دونی، مردم در موردش حرف نمی‌زنن،

246
00:11:39,949 --> 00:11:43,536
‫ولی برگشتن به
‫محیط کار، می‌دونی،

247
00:11:43,619 --> 00:11:45,162
‫بعد از بزرگ کردن سه تا بچه واقعاً...

248
00:11:45,246 --> 00:11:48,374
‫«شکستن سقف شیشه‌ای»
‫با کیتی فیلدز

249
00:11:48,457 --> 00:11:51,460
‫توسط زیپ‌رکروتر برای شما پخش می‌شود.

250
00:11:52,044 --> 00:11:54,004
‫تو زیپ‌رکروتر رو
به عنوان اسپانسر برنامه داری؟

251
00:11:54,088 --> 00:11:57,550
‫نه، ولی خیلی خوب به نظر نمیاد؟

252
00:11:57,633 --> 00:11:59,260
‫و برگشتیم.

253
00:12:00,010 --> 00:12:01,762
‫وای.

254
00:12:02,596 --> 00:12:05,516
‫- واقعاً لازمه؟
‫- آره، لازمه.

255
00:12:06,517 --> 00:12:07,810
‫داره بهت خوش می‌گذره؟

256
00:12:07,893 --> 00:12:09,520
‫داره خیلی بهم خوش می‌گذره.

257
00:12:09,603 --> 00:12:11,689
‫- نه، فقط طبیعی رفتار کن.
‫- باشه، ببخشید.

258
00:12:15,901 --> 00:12:17,653
‫سلام. بعد از ظهر به‌خیر.

259
00:12:17,737 --> 00:12:18,738
‫وای، این یه معجزه‌ست.

260
00:12:18,738 --> 00:12:20,948
‫دیگ‌های نوشیدنی‌سازی بالأخره دارن
‫از حیاط خلوت من میرن.

261
00:12:20,990 --> 00:12:23,367
‫آره... همه چی آماده و مهیای رفتنه.

262
00:12:24,368 --> 00:12:26,328
‫- فقط تویی؟
‫- آره. هیچ‌کس کمکم نکرد.

263
00:12:26,412 --> 00:12:28,080
‫ولی از پسش برمیام. همه چی خوبه.

264
00:12:28,164 --> 00:12:29,331
‫عالیه.

265
00:12:40,718 --> 00:12:41,844
‫لعنتی.

266
00:12:44,972 --> 00:12:46,432
‫یالا.

267
00:12:48,851 --> 00:12:51,270
‫- لعنتی. یالا.
‫- هی، هی، هی.

268
00:12:51,353 --> 00:12:53,272
‫می‌تونم کمکت کنم؟
‫داری باغچه‌ام رو نابود می‌کنی.

269
00:12:53,355 --> 00:12:54,398
‫نه... چارلی هست؟

270
00:12:54,482 --> 00:12:56,358
‫این کوفتی خیلی سنگینه،
‫و اون به طرز عجیبی قویه.

271
00:12:56,358 --> 00:12:57,651
‫اون اینجا نیست. ولی من می‌تونم کمک کنم.

272
00:12:57,693 --> 00:13:00,279
‫راستی، تا حالا سلسیوس امتحان کردی؟
‫این کوفتی فوق‌العاده‌ست.

273
00:13:00,362 --> 00:13:02,615
‫همه‌اش طبیعیه.
‫از نظر بالینی ثابت شده که کار می‌کنه.

274
00:13:03,532 --> 00:13:05,659
‫- این یعنی چی؟
‫- از نظر بالینی ثابت شده که کار می‌کنه.

275
00:13:05,743 --> 00:13:07,077
‫- این یعنی چی؟
‫- معنیش...

276
00:13:07,286 --> 00:13:09,163
‫اگه می‌خوای بدونی کار می‌کنه یا نه،

277
00:13:09,246 --> 00:13:11,749
‫جوابش آره‌ست
‫چون اون‌ها از نظر بالینی ثابت کردن که اینطوریه.

278
00:13:11,874 --> 00:13:14,043
‫- ولی برای چی کار می‌کنه؟
‫- فقط کار می‌کنه.

279
00:13:14,084 --> 00:13:15,586
‫- از نظر بالینی ثابت شده.
‫- نمی‌فهمم چی می‌گی!

280
00:13:15,586 --> 00:13:17,129
‫بیا. باید امتحانش کنی.

281
00:13:21,383 --> 00:13:23,010
‫- انبه؟
‫- حال و هوای کهکشانی.

282
00:13:23,093 --> 00:13:24,178
‫- وای.
‫- آره.

283
00:13:24,261 --> 00:13:26,055
‫- از گازدار بودنش خوشم میاد.
‫- خوبه.

284
00:13:26,764 --> 00:13:29,266
‫باشه. راستش،
‫اینقدر سریع اینقدر زیاد ازش نخور.

285
00:13:29,350 --> 00:13:31,018
‫کافئین زیادی توشه.

286
00:13:33,312 --> 00:13:35,147
‫- آره.
‫- کافئین واقعاً روم تأثیری نداره.

287
00:13:35,231 --> 00:13:36,607
‫- امیدوارم.
‫- خیلی‌خب.

288
00:13:36,690 --> 00:13:37,942
‫- بریم.
‫- یک، دو...

289
00:13:38,776 --> 00:13:39,985
‫آره. بیا...

290
00:13:40,069 --> 00:13:41,779
‫باید تکونش بدی. باید تکونش بدی بیاد بیرون.

291
00:13:41,862 --> 00:13:42,988
‫تکونش بده!

292
00:13:44,031 --> 00:13:45,950
‫باورم نمی‌شه این همه‌اش طبیعیه.

293
00:13:46,033 --> 00:13:48,118
‫- رسماً همه‌اش طبیعیه.
‫- باورم نمی‌شه.

294
00:13:48,118 --> 00:13:49,453
‫- می‌دونم. عجیبه.
‫- فوق‌العاده‌ست.

295
00:13:49,495 --> 00:13:52,373
‫- برو بابا چای سبز.
‫- برو بابا چای سبز!

296
00:13:53,290 --> 00:13:55,835
‫خیلی‌خب! داره کار می‌کنه.
‫از نظر بالینی ثابت شده که کار می‌کنه.

297
00:13:55,918 --> 00:13:59,338
‫- از نظر بالینی ثابت شده که کار می‌کنه.
‫- عاشقشم. تازه‌‌ست.

298
00:13:59,421 --> 00:14:01,257
‫باشه. دوتا رفت. دوتا دیگه مونده.

299
00:14:02,049 --> 00:14:03,551
‫- و همه این کثافت‌های دیگه.
‫- بله.

300
00:14:03,634 --> 00:14:05,719
‫راستی، خیلی ممنون
‫که کمکم کردی.

301
00:14:05,803 --> 00:14:07,763
‫- این ورزش این ماه من بود.
‫- خوبه.

302
00:14:07,763 --> 00:14:09,098
‫چطور می‌خوایم این پسر بد رو جابه‌جا کنیم؟

303
00:14:09,139 --> 00:14:10,641
‫تو جلوش رو بگیر، من عقبش رو؟

304
00:14:10,683 --> 00:14:12,726
‫- فکر باحالی بود. آره!
‫- ایول!

305
00:14:12,768 --> 00:14:14,770
‫کیتی بهم گفت که این آخر هفته
‫یه برنامه موقت داری.

306
00:14:14,854 --> 00:14:17,731
‫آره. فکر کردم راه خوبی برای
‫جمع کردن پول برای «کافه‌ی کوچولوی مزخرف» باشه.

307
00:14:17,815 --> 00:14:19,859
‫عالیه. مردم هیجان‌زده می‌شن
‫که دوباره داری نوشیدنی درست می‌کنی.

308
00:14:19,942 --> 00:14:22,820
‫آره. این فضای صنعتی رو تو مرکز شهر
‫اجاره کردم، لیست ایمیل «لاکی پنی» رو گرفتم.

309
00:14:22,903 --> 00:14:24,780
‫دارم همه رو دعوت می‌کنم،
‫کل کارهای شبکه‌های اجتماعی رو انجام میدم.

310
00:14:24,864 --> 00:14:27,157
‫- فوق‌العاده‌ست.
‫- باشه. این خیلی بزرگه.

311
00:14:27,241 --> 00:14:28,409
‫صبر کنیم چارلی بیاد؟

312
00:14:28,492 --> 00:14:29,994
‫نه. من به خاطر سلسیوس قوی‌ام.

313
00:14:30,077 --> 00:14:31,453
‫آره، درسته. همینه.

314
00:14:31,537 --> 00:14:33,998
‫- خیلی‌خب. بلندش کن، بلندش کن...
‫- بیا انجامش بدیم. یک، دو، سه...

315
00:14:36,208 --> 00:14:37,877
‫لعنتی!

316
00:14:37,960 --> 00:14:40,045
‫- ببندش! ببندش!
‫- لعنتی! نه!

317
00:14:40,129 --> 00:14:42,715
‫نمی‌تونم! گیر کرده! لعنتی! لعنتی!

318
00:14:42,798 --> 00:14:45,593
‫- حالت خوبه؟ حالت خوبه؟
‫- خدای من. خدای من.

319
00:14:45,676 --> 00:14:47,428
‫- حالت خوبه؟
‫- من خوبم. من خوبم.

320
00:14:47,511 --> 00:14:49,096
‫خوبه. حالا باید نوشیدنی من رو نجات بدیم!

321
00:14:49,179 --> 00:14:51,015
‫- خدای من.
‫- اگه نوشیدنی نداشته باشم نمی‌تونم برنامه موقت بذارم!

322
00:14:51,098 --> 00:14:53,726
‫- یا خدا.
‫- بس کن، احمق!

323
00:14:53,809 --> 00:14:55,644
‫- عجب چیزی بود.
‫- کمکم کن. ظرف بیار.

324
00:14:55,728 --> 00:14:58,355
‫- خودت رو جمع کن و چندتا ظرف بیار!
‫- آوردم. آوردم.

325
00:14:58,439 --> 00:15:00,608
‫- خدایا! نوشیدنی من.
‫- خدای من. یه سطل آوردم.

326
00:15:00,691 --> 00:15:02,484
‫- یه سطل کوچیک آوردم.
‫- لعنتی. ممنون.

327
00:15:02,568 --> 00:15:03,694
‫لعنت به من!

328
00:15:03,777 --> 00:15:06,196
‫نگاه کن.
‫این‌ها کوچیکن! این‌ها کوچیکن!

329
00:15:06,280 --> 00:15:07,489
‫داغون شدی!

330
00:15:08,073 --> 00:15:10,075
‫- کمکم کن!
‫- دارم میام. دارم میام.

331
00:15:10,159 --> 00:15:12,661
‫- نه! نوشیدنی من!
‫- خدای من.

332
00:15:20,002 --> 00:15:21,003
‫هنوزم طعمش خوبه.

333
00:15:21,086 --> 00:15:24,798
‫فکر کنم نوشیدنیم رو نجات دادیم.
‫حداقل، 70 درصدش رو.

334
00:15:24,882 --> 00:15:26,008
‫بیا، یه قلپ بزن. حقت بود.

335
00:15:26,091 --> 00:15:28,802
‫تمام حیاط خلوت من پر از نوشیدنی شده.

336
00:15:28,886 --> 00:15:30,429
‫آره، اون هم 30 درصد دیگه‌شه.

337
00:15:30,512 --> 00:15:31,972
‫بچه‌های من اینجا بازی می‌کنن.

338
00:15:32,056 --> 00:15:35,184
‫بوی یه خونه دانشجویی رو میده
‫که رو چمن چپه شده.

339
00:15:35,267 --> 00:15:38,395
‫می‌دونم. ببین، فقط آروم باش، می‌دونی.
‫خورشید خشکش می‌کنه.

340
00:15:39,188 --> 00:15:42,691
‫- تو الان به من گفتی آروم باشم؟
‫- آره. خورشید همه‌ش رو خشک می‌کنه.

341
00:15:42,775 --> 00:15:44,109
‫- نگرانش نباش.
‫- خنده‌دار نیست.

342
00:15:44,818 --> 00:15:46,445
‫ببین، تو سلسی خونت افتاده.
‫پیش میاد.

343
00:15:46,445 --> 00:15:48,405
‫فقط به سلسیوس بیشتری احتیاج داری.
‫حالت مثل روز اول می‌شه.

344
00:15:48,447 --> 00:15:50,699
‫- من جدی‌ام.
‫- راستش خیلی خنده‌دار بود.

345
00:15:50,783 --> 00:15:52,326
‫باید می‌دیدی
‫چقدر دور پرت شدی.

346
00:15:52,409 --> 00:15:53,494
‫فوق‌العاده بود.

347
00:15:53,577 --> 00:15:56,538
‫اگه دوربینی چیزی داری،
‫می‌تونی وایرال بشی، اصلاً معروف بشی.

348
00:15:56,580 --> 00:16:00,167
‫ولی چیزی که واقعاً اول لازم دارم اینه که بفهمم
‫چطور همه این نوشیدنی‌ها رو ببرم مرکز شهر.

349
00:16:00,292 --> 00:16:03,379
‫من... من خیلی ازت خسته شدم
‫که فقط میای...

350
00:16:03,462 --> 00:16:06,465
‫و همه‌چی رو خراب می‌کنی
‫و بعدش میری.

351
00:16:06,548 --> 00:16:08,425
‫تو الان حیاط خلوت من رو
‫تبدیل به کافه کردی.

352
00:16:08,509 --> 00:16:09,677
‫گفتم که متأسفم!

353
00:16:09,760 --> 00:16:11,220
‫خب، این رو نگفتی.

354
00:16:11,303 --> 00:16:12,805
‫راست می‌گی.

355
00:16:13,764 --> 00:16:16,684
‫- هنوزم نگفتی متأسفم.
‫- به خاطر اینکه تقصیر من نبود.

356
00:16:16,767 --> 00:16:18,811
‫تو به اون کوفتی ضربه زدی.
‫خودت باعث شدی، باشه؟

357
00:16:18,811 --> 00:16:20,145
‫- داری من رو مقصر می‌دونی؟
‫- من مقصر نمی‌دونمت.

358
00:16:20,187 --> 00:16:21,480
‫فقط می‌گم اگه
‫اینجا دادگاه بود،

359
00:16:21,563 --> 00:16:22,940
‫تو مسئول
‫پاشیدن نوشیدنی بودی.

360
00:16:23,023 --> 00:16:25,734
‫تو زندگی همه‌ رو به هم می‌ریزی!

361
00:16:25,818 --> 00:16:28,320
‫هر کی سر راهت قرار بگیره...
‫زندگیش آشوب کامله.

362
00:16:28,404 --> 00:16:31,532
‫- این چه معنی کوفتی میده؟
‫- من خیلی ازت خسته‌ام که زندگیم رو خراب می‌کنی!

363
00:16:31,615 --> 00:16:34,451
‫- داری چه کوفتی می‌گی؟
‫- تو شوهرم رو داغون کردی.

364
00:16:34,535 --> 00:16:36,245
‫- این یعنی چی... نه، نکردم.
‫- چرا.

365
00:16:36,328 --> 00:16:38,664
‫تو به چارلی گفتی از کارش استعفا بده.

366
00:16:40,165 --> 00:16:42,960
‫آره. راستش آره. همین الان یادم اومد.

367
00:16:43,043 --> 00:16:45,838
‫بله، داشتیم قدم می‌زدیم،
‫و مچ پاش پیچ خورد،

368
00:16:45,838 --> 00:16:47,589
‫و من... آره، بهش گفتم
‫باید از کارش استعفا بده.

369
00:16:47,631 --> 00:16:49,717
‫چرا باید این رو بگی؟

370
00:16:49,717 --> 00:16:51,385
‫تمام زندگیم هیچ‌کس هیچوقت گوش نکرده...

371
00:16:51,427 --> 00:16:53,387
‫به یه دونه از نصیحت‌هایی که
‫تا حالا دادم.

372
00:16:53,470 --> 00:16:54,471
‫من چه می‌دونم.

373
00:16:54,555 --> 00:16:57,725
‫اون بهم گفت می‌خواد از کارش استعفا بده،
‫منم بهش گفتم از کارش استعفا بده.

374
00:16:57,808 --> 00:16:58,976
‫از من چه کوفتی می‌خوای؟

375
00:16:58,976 --> 00:17:00,686
‫چرا اصلاً داره این
‫صحبت‌ها رو با من می‌کنه؟

376
00:17:00,728 --> 00:17:03,147
‫باید با تو صحبت کنه.
‫تو باید روی ارتباطتون کار کنی.

377
00:17:03,230 --> 00:17:04,398
‫- قضیه اینه.
‫- تو واقعاً...

378
00:17:04,398 --> 00:17:06,900
‫- تو می‌خوای به من مشاوره ازدواج بدی؟
‫- فکر کنم آره. یکی باید بده، پس، آره.

379
00:17:06,942 --> 00:17:09,236
‫آره. تو آدم کاملی هستی
‫برای دادن مشاوره ازدواج.

380
00:17:09,319 --> 00:17:10,904
‫خودت رو نگاه کن. زندگیت فاجعه‌ست.

381
00:17:10,904 --> 00:17:12,489
‫- این چه معنی کوفتی میده؟
‫- چی فکر می‌کنی...

382
00:17:12,531 --> 00:17:13,699
‫دقیقاً همون معنی رو میده که به نظر میاد.

383
00:17:13,782 --> 00:17:16,785
‫قبل از اینکه تو پیدات بشه،
‫من حالم عالی بود.

384
00:17:16,869 --> 00:17:18,579
‫داشتم تو یه عمارت کنار ساحل زندگی می‌کردم.

385
00:17:18,662 --> 00:17:20,205
‫با یه زن دوست‌داشتنی نامزد بودم.

386
00:17:20,289 --> 00:17:21,707
‫و بعد تو همه‌چی رو خراب کردی!

387
00:17:21,790 --> 00:17:23,917
‫و همه‌اش تقصیر منه.

388
00:17:24,001 --> 00:17:25,544
‫بله. بدون تو اتفاق نمی‌افتاد.

389
00:17:25,627 --> 00:17:27,713
‫باشه. می‌دونی چیه؟ فکر کنم
‫اگه واقعاً اینطوری حس می‌کنی...

390
00:17:27,796 --> 00:17:29,548
‫- همینه.
‫- آره، پس باید یه استراحتی بدیم.

391
00:17:29,631 --> 00:17:31,842
‫منم داشتم می‌گفتم باید یه استراحتی بدیم
‫قبل از اینکه تو بگی.

392
00:17:31,925 --> 00:17:34,470
‫- من اول گفتم!
‫- لعنتی! خدا لعنتت کنه.

393
00:17:34,553 --> 00:17:36,388
‫بیا. این کوفتی رو بگیر.
‫جمعش کن.

394
00:17:36,472 --> 00:17:38,724
‫چی... من... من با این همه
‫نوشیدنی چی کار کنم؟

395
00:17:38,807 --> 00:17:39,933
‫نمی‌دونم. نمی‌تونم سِروِش کنم.

396
00:17:39,933 --> 00:17:41,477
‫مجوز آشپزخونه تجاری‌ام رو از دست میدم.

397
00:17:41,518 --> 00:17:43,479
‫تا وقتی برنامه موقت برگزار بشه
‫خراب میشه.

398
00:17:43,562 --> 00:17:46,023
‫- منم نمی‌خوامش!
‫- منم نمی‌خوام!

399
00:17:53,113 --> 00:17:55,199
‫- سلام.
‫- سلام، چی شده؟

400
00:17:55,282 --> 00:17:58,410
‫ماجراهای ویل. باغچه یه افتضاحه.
‫من... من جمعش می‌کنم.

401
00:17:58,494 --> 00:18:02,122
‫باشه. خب، من دارم میرم هوندا
‫تا مینی‌ون رو بفروشم.

402
00:18:03,624 --> 00:18:04,917
‫چطور می‌خوای برگردی؟

403
00:18:05,000 --> 00:18:06,376
‫نمی‌دونم. اوبر می‌گیرم.

404
00:18:06,460 --> 00:18:10,422
‫خب، من می‌تونم مینی‌ون رو برونم.
‫تو دنبالم بیا، می‌تونیم با هم برگردیم.

405
00:18:10,506 --> 00:18:14,051
‫- اذیت نمی‌شی؟
‫- نه. فقط باید تمیزکاری کنم.

406
00:18:14,134 --> 00:18:15,552
‫آره، باشه.

407
00:18:18,680 --> 00:18:19,890
‫بوی نوشیدنی میاد.

408
00:18:26,897 --> 00:18:28,524
‫نوشتن چطور پیش میره، عزیزم؟

409
00:18:33,779 --> 00:18:36,281
‫راستش، یه جورایی گیر کردم.

410
00:18:36,365 --> 00:18:37,407
‫- آره؟
‫- آره.

411
00:18:37,491 --> 00:18:38,909
‫مگه طبیعی نیست؟

412
00:18:39,451 --> 00:18:41,036
‫یعنی، بعضی روزها
‫یه جورایی رو دورم.

413
00:18:41,120 --> 00:18:42,579
‫حس می‌کنم دارم می‌فهممش.

414
00:18:42,663 --> 00:18:45,874
‫ولی بعضی روزها فقط... نمی‌دونم.

415
00:18:45,958 --> 00:18:47,918
‫حس می‌کنم خودخواهانه‌ست. حس می‌کنم...

416
00:18:49,670 --> 00:18:51,004
‫کار بیهوده‌ایه.

417
00:18:52,381 --> 00:18:56,176
‫نمی‌دونم، شاید باید کل
‫قضیه رو ول کنم.

418
00:18:56,260 --> 00:18:59,346
‫نه، نه. نه. نباید ولش کنی.

419
00:18:59,429 --> 00:19:00,931
‫مجبور نیستی این رو بگی.

420
00:19:01,014 --> 00:19:02,891
‫من فقط همینجوری نمی‌گم. باشه؟

421
00:19:02,975 --> 00:19:04,393
‫من بهت ایمان دارم، عزیزم.

422
00:19:05,811 --> 00:19:08,105
‫- عزیزم، تو حتی کتاب رو نخوندی.
‫- من کتاب رو خوندم.

423
00:19:08,772 --> 00:19:11,108
‫خوندمش، و عالیه.

424
00:19:12,818 --> 00:19:14,361
‫ممنونم.

425
00:19:15,362 --> 00:19:17,698
‫توی بیشتر زندگی‌مون،
‫تو تکیه‌گاه بودی.

426
00:19:17,781 --> 00:19:22,035
‫تو از من حمایت کردی. باشه؟
‫و حالا نوبت منه که از تو حمایت کنم.

427
00:19:22,119 --> 00:19:25,747
‫فقط برو دنبالش.
‫می‌خوام دنبال رویاهات بری.

428
00:19:25,831 --> 00:19:28,959
‫و اگه این یعنی دعوت کردن برت کایوتی
‫به زندگی‌مون،

429
00:19:29,042 --> 00:19:32,421
‫پس فکر کنم الان تعدادمون بیشتره.

430
00:19:35,549 --> 00:19:38,468
‫ولی فقط محض اطلاع،
‫برت کایوتی هیچوقت آروم و قرار نمی‌گیره.

431
00:19:39,219 --> 00:19:41,346
‫می‌دونم، می‌دونم. داشتم استعاره می‌گفتم.

432
00:19:41,430 --> 00:19:42,806
‫- باشه. فقط خواستم مطمئن بشم.
‫- آره.

433
00:19:44,016 --> 00:19:45,267
‫- حتماً.
‫- آره.

434
00:19:48,729 --> 00:19:50,814
‫وای.

435
00:19:52,274 --> 00:19:53,525
‫باشه.

436
00:19:53,609 --> 00:19:55,068
‫آره.

437
00:19:55,694 --> 00:19:56,695
‫ای خدا.

438
00:19:56,778 --> 00:19:58,030
‫دیگه به این احتیاج نداریم.

439
00:20:00,699 --> 00:20:02,868
‫- مام-مام‌های بچه.
‫- مام-مام‌های بچه.

440
00:20:03,535 --> 00:20:05,287
‫یادته میو فقط همین‌ها رو می‌خورد؟

441
00:20:05,370 --> 00:20:07,456
‫اون فقط همین‌ها رو می‌خورد.

442
00:20:09,958 --> 00:20:11,835
‫من...

443
00:20:13,003 --> 00:20:14,087
‫خدای من.

444
00:20:14,171 --> 00:20:15,339
‫بع!

445
00:20:16,131 --> 00:20:18,634
‫- وای!
‫- خدای من.

446
00:20:18,717 --> 00:20:21,386
‫- وای.
‫- سایمون خیلی خوشحال می‌شد...

447
00:20:21,386 --> 00:20:22,930
‫اگه این رو، مثلاً، پنج سال پیش
پیدا می‌کردیم

448
00:20:22,971 --> 00:20:23,972
‫آره.

449
00:20:24,056 --> 00:20:26,391
‫گم شدن «بع» کل اون
‫سفر به کارمل رو خراب کرد.

450
00:20:26,475 --> 00:20:27,476
‫وحشتناک بود.

451
00:20:28,852 --> 00:20:31,355
‫خدای من. چوب‌دستی.

452
00:20:32,147 --> 00:20:33,398
‫این باید ده سالش باشه.

453
00:20:33,482 --> 00:20:35,275
‫یادته فرانسیس اون لباس رو می‌پوشید؟

454
00:20:35,359 --> 00:20:37,611
‫اون لباس پری رو برای
‫یه شش ماه کامل درنمی‌آورد.

455
00:20:37,694 --> 00:20:39,154
‫خیلی بامزه بود.

456
00:20:39,238 --> 00:20:40,864
‫خیلی کثیف بود.

457
00:20:41,740 --> 00:20:43,450
‫باید این ماشین رو بیشتر تمیز می‌کردیم.

458
00:20:43,533 --> 00:20:44,660
‫آره.

459
00:20:51,625 --> 00:20:52,626
‫این خیلی غم‌انگیزه.

460
00:20:52,709 --> 00:20:54,753
‫- دیگه نمی‌خوام این کار رو بکنم.
‫- آره.

461
00:21:15,315 --> 00:21:18,318
‫این اتفاق زیاد میفته. فقط راحت باشید.

462
00:21:32,165 --> 00:21:34,251
‫خداحافظ، هوندا اودیسه 2012.

463
00:21:35,210 --> 00:21:36,336
‫خداحافظ.

464
00:21:39,840 --> 00:21:41,633
‫خیلی‌خب. من باید برم.

465
00:21:41,717 --> 00:21:45,345
‫- یه پرواز دارم که باید بهش برسم.
‫- درسته. آره. کارت پرواز گرفتی؟

466
00:21:49,766 --> 00:21:52,936
[ نوشیدنی‌ساز محلی، کافه‌ی کوچولوی مزخرف خود را افتتاح می‌کند]

467
00:21:57,190 --> 00:21:58,525
‫لعنتی.

468
00:21:59,693 --> 00:22:00,944
‫لعنتی.

469
00:22:21,214 --> 00:22:22,215
‫آماده‌ای امضا کنی؟

470
00:22:30,307 --> 00:22:31,308
‫هستم.

471
00:22:35,562 --> 00:22:36,813
‫تبریک می‌گم.

472
00:22:48,658 --> 00:22:50,994
‫خیلی‌خب. بفرما.

473
00:22:53,997 --> 00:22:55,123
‫خوبه.

474
00:22:58,335 --> 00:22:59,461
‫آره.

475
00:23:03,090 --> 00:23:04,091
‫خوبه.

476
00:23:25,904 --> 00:23:26,905
‫خیلی‌خب. بزن بریم!

477
00:23:28,240 --> 00:23:30,117
‫هی!
[کافه‌ی کوچولوی مزخرف]

478
00:23:36,540 --> 00:23:38,291
‫آره. کری، یادته بهت گفتم...

479
00:23:38,375 --> 00:23:41,586
‫نمی‌تونم برای اولین نمایش «فمیلی استینک»
‫روز یازدهم بیام. اون روز تولد مِیوه.

480
00:23:41,670 --> 00:23:42,879
‫خب اون دختره رو بیار.

481
00:23:42,963 --> 00:23:44,339
‫اون هفت سالشه!

482
00:23:45,382 --> 00:23:47,884
‫خب، شوهر که داری، درسته؟

483
00:23:48,427 --> 00:23:51,513
‫لعنتی. ببخشید، عزیزم.
‫راستش باید این رو جواب بدم.

484
00:23:51,596 --> 00:23:54,266
‫نمی‌خوام پز بدم، ولی معاون
‫بخش فروش جهانیه.

485
00:23:54,349 --> 00:23:55,350
‫باشه.

486
00:23:55,434 --> 00:23:59,146
‫آره، من و اون قراره امشب تو مراسم
‫«جوایز انتخاب کودکان» حسابی بترکونیم، پس...

487
00:23:59,229 --> 00:24:00,230
‫حسودیت می‌شه؟

488
00:24:00,313 --> 00:24:01,565
‫خداحافظ، جیگر!

489
00:24:02,482 --> 00:24:05,360
‫سلام، کله‌خراب.
‫آماده‌ای خوش بگذرونی؟

490
00:24:11,658 --> 00:24:14,703
[ویلیام زیسمن]

491
00:24:19,166 --> 00:24:20,292
‫سلام!

492
00:24:20,375 --> 00:24:21,501
‫- سلام.
‫- چطوری؟

493
00:24:21,585 --> 00:24:22,586
‫خوبم. تو چطوری؟

494
00:24:22,669 --> 00:24:25,130
‫خوبم. واقعاً خوبم. عالی. آره.

495
00:24:25,672 --> 00:24:28,258
‫چند هفته دیگه «کافه‌ی کوچولوی مزخرف» رو
‫باز می‌کنم.

496
00:24:28,341 --> 00:24:30,343
‫- وای. چه هیجان‌انگیز.
‫- آره. آره. خیلی باحاله.

497
00:24:30,427 --> 00:24:33,805
‫- تو لس‌آنجلس تایمز در موردش خوندم.
‫- تو چی؟ مهمونی می‌گیری؟

498
00:24:33,889 --> 00:24:36,308
‫آره. داریم برای چارلی
‫یه مهمونی کتاب می‌گیریم.

499
00:24:36,391 --> 00:24:37,517
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره.

500
00:24:37,601 --> 00:24:39,519
‫وایسا. اون کتابی که داشت می‌نوشت رو
‫چاپ کرد؟

501
00:24:39,603 --> 00:24:41,021
‫خب، با هزینه شخصی چاپ کرد.

502
00:24:41,104 --> 00:24:42,522
‫آها. این منطقی‌تره.

503
00:24:42,606 --> 00:24:45,275
‫آره، اون یه وب‌سایتی پیدا کرد
‫که فایلت رو آپلود می‌کنی...

504
00:24:45,358 --> 00:24:49,821
‫و اون‌ها تبدیلش می‌کنن به این چیز
‫سیمی‌شده که شبیه کتابه!

505
00:24:49,905 --> 00:24:51,198
‫آره. این یه کتابه.

506
00:24:51,281 --> 00:24:53,450
‫- خیلی خوشحاله. آره.
‫- عالیه.

507
00:24:53,533 --> 00:24:54,534
‫فوق‌العاده‌ست.

508
00:24:55,452 --> 00:24:57,454
‫بقیه چیزها چطوره؟

509
00:24:57,537 --> 00:25:00,290
‫خوبه. سرم شلوغ بوده. یه عالمه
‫مهمونی شرکتی گرفتم.

510
00:25:00,373 --> 00:25:03,793
‫- کلی سفر می‌کنم. خیلی سرم شلوغه. هیچوقت خونه نیستم.
‫- خوبه. شرکتی شدی.

511
00:25:05,837 --> 00:25:08,173
‫- خب... آره. خیلی ممنونم.
‫- به هر حال، بفرمایید... آره.

512
00:25:08,256 --> 00:25:11,092
‫ممنونم. و... آره.

513
00:25:11,092 --> 00:25:13,094
‫- برای همه‌چی موفق باشی.
‫- تو هم موفق باشی. آره.

514
00:25:13,136 --> 00:25:15,597
‫برای زندگیت و خانواده‌ات
‫و همه این‌ها موفق باشی.

515
00:25:17,557 --> 00:25:19,100
‫- خیلی‌خب. می‌بینمت. آره.
‫- باشه.

516
00:25:24,147 --> 00:25:25,357
‫چه کوفتیه؟

517
00:25:26,399 --> 00:25:29,819
‫نه! خدای من!

518
00:25:30,320 --> 00:25:32,697
‫لعنتی! گندش بزنن!

519
00:25:33,615 --> 00:25:35,742
‫عوضی‌ها! خدای من. نه.

520
00:25:39,496 --> 00:25:41,623
‫چرا این اتفاق داره برای من میفته؟

521
00:25:45,418 --> 00:25:46,920
‫چرا از من متنفری، خدا؟

522
00:25:47,003 --> 00:25:50,799
‫این مشکل تو نیست.
‫این مشکل اونه. نه مال تو.

523
00:25:50,882 --> 00:25:52,759
‫- چرا؟
‫- نرو بیرون.

524
00:25:54,344 --> 00:25:57,138
‫درسته، پسرم؟
‫باشه، اون میره پی کارش، مگه نه؟

525
00:25:57,222 --> 00:25:58,473
‫لعنتی!

526
00:26:05,438 --> 00:26:06,731
‫خوبی؟

527
00:26:07,399 --> 00:26:09,943
‫جانی 66 برام یه قرارداد عدم رقابت فرستاده.

528
00:26:10,443 --> 00:26:11,528
‫چی می‌گه؟

529
00:26:13,029 --> 00:26:14,906
‫می‌گه که من نمی‌تونم کافه‌ام رو باز کنم.

530
00:26:14,990 --> 00:26:18,493
‫من چند هفته باهاش فاصله داشتم.
‫همه اون پول و زمانی که گذاشتم...

531
00:26:18,577 --> 00:26:21,246
‫باورم نمی‌شه جنا
‫این کار رو با من بکنه.

532
00:26:21,329 --> 00:26:22,956
‫متأسفم، رفیق.

533
00:26:23,039 --> 00:26:25,709
‫- حتماً هنوزم خیلی عصبانیه.
‫- آره.

534
00:26:27,335 --> 00:26:28,378
‫چی کار کنم؟

535
00:26:29,212 --> 00:26:31,715
‫فکر کنم باید هر طور که
‫می‌خوای پیش بری، پیش بری.

536
00:26:31,798 --> 00:26:33,174
‫این یعنی چی؟

537
00:26:33,258 --> 00:26:35,677
‫نمی‌خوام حرف اشتباهی بزنم
‫و دوباره زندگیت رو خراب کنم.

538
00:26:36,761 --> 00:26:38,513
‫تو زندگی من رو خراب نمی‌کنی، باشه؟

539
00:26:38,597 --> 00:26:40,640
‫تو... تو کمک می‌کنی زندگیم بهتر بشه.

540
00:26:41,933 --> 00:26:43,685
‫تو تنها کسی هستی
‫که با من صادقه،

541
00:26:44,144 --> 00:26:46,855
‫و فقط راحت‌تره که سر تو داد بزنم
‫تا اینکه خودم رو جمع و جور کنم.

542
00:26:46,938 --> 00:26:48,023
‫ممنون.

543
00:26:50,400 --> 00:26:53,361
‫فقط حس می‌کنم دقیقاً همون بازنده‌ای هستم
‫که جنا همیشه می‌گفت.

544
00:26:53,445 --> 00:26:54,654
‫نه، نیستی.

545
00:26:54,738 --> 00:26:55,739
‫- واقعاً هستم.
‫- نه، نیستی.

546
00:26:55,822 --> 00:26:57,490
‫می‌دونی چیه؟
‫راستش، فکر کنم باید...

547
00:26:57,574 --> 00:26:58,825
‫باید سعی کنی نظرش رو عوض کنی.

548
00:26:58,908 --> 00:27:00,577
‫کار سختی به نظر میاد.

549
00:27:00,660 --> 00:27:02,370
‫من یه مدیر ارشد تو این شرکت بودم،

550
00:27:02,454 --> 00:27:04,372
‫بعلاوه‌ی تموم ماجراهای شخصی‌مون،

551
00:27:04,372 --> 00:27:05,915
‫اون‌ها هیچوقت من رو
از این قرارداد آزاد نمی‌کنن

552
00:27:05,957 --> 00:27:07,250
‫نمی‌دونی چی ممکنه اتفاق بیفته.

553
00:27:07,292 --> 00:27:10,295
‫من چشم باباش رو ترکوندم
‫و بعدش پای سفره عقد ولش کردم.

554
00:27:10,879 --> 00:27:13,465
‫هنوزم نمی‌دونی چی ممکنه اتفاق بیفته،
‫و تو بهم این رو یاد دادی.

555
00:27:13,548 --> 00:27:15,425
‫تو اونی بودی که
‫بهم گفتی برم دنبال کار شرکتی،

556
00:27:15,634 --> 00:27:18,720
‫و الان دارم یه مهمونی
‫تو مرکز همایش‌های آناهیم برنامه‌ریزی می‌کنم...

557
00:27:18,803 --> 00:27:20,347
‫برای «گروه کاراته لیزری».

558
00:27:20,930 --> 00:27:22,265
‫«گروه کاراته لیزری» چیه؟

559
00:27:22,349 --> 00:27:24,225
‫مثل پاور رنجرز،

560
00:27:24,309 --> 00:27:26,519
‫ولی، می‌دونی، نسل جدید هستن.

561
00:27:27,604 --> 00:27:29,773
‫منظورم اینه که من به خاطر
‫تو دارم این کار رو می‌کنم.

562
00:27:30,231 --> 00:27:31,232
‫واقعاً این کار رو می‌کنی؟

563
00:27:31,316 --> 00:27:33,068
‫البته. می‌تونیم ماشین جدید من رو ببریم.

564
00:27:33,151 --> 00:27:34,402
‫دیگه مینی‌ون نداری؟

565
00:27:34,486 --> 00:27:36,404
‫- نه، یه چیز شیک‌تر گرفتم.
‫- چی؟

566
00:27:36,488 --> 00:27:37,739
‫یه هوندا سی‌آر وی.

567
00:27:38,907 --> 00:27:39,949
‫نمی‌دونم اون چیه.

568
00:27:40,033 --> 00:27:43,370
‫فقط معمولی‌ترین ایده‌ای که از یه
‫ماشین داری رو تصور کن. همونه.

569
00:27:43,995 --> 00:27:46,456
‫- گرفتم. ممنون.
‫- آره.

570
00:27:47,916 --> 00:27:48,917
‫خدای من.

571
00:27:57,509 --> 00:28:00,011
‫آره! من انجامش دادم!

572
00:28:00,095 --> 00:28:01,262
‫این یه نشونه‌ست!

573
00:28:01,346 --> 00:28:02,931
‫تو اون ربات کوچولو رو شکست دادی.

574
00:28:03,848 --> 00:28:06,851
‫بریم «کافه‌ی کوچولوی مزخرف» رو پس بگیریم! آره!

575
00:28:10,355 --> 00:28:11,356
‫گور باباش

576
00:28:26,663 --> 00:28:29,290
‫اگه، مثلاً، خیلی مهربون برم تو چی؟
‫می‌دونی چی می‌گم؟

577
00:28:29,374 --> 00:28:30,417
‫باشه. مثلاً چطوری؟

578
00:28:30,500 --> 00:28:33,628
‫«سلام، می‌دونم اختلافاتی داشتیم،

579
00:28:33,712 --> 00:28:36,047
‫ولی این واقعاً داره به
‫زندگیم لطمه می‌زنه، پنگوئینی.»

580
00:28:36,131 --> 00:28:38,675
‫- «پنگوئینی»؟ دیوونه شدی؟
‫- راست می‌گی. نباید می‌گفتم.

581
00:28:38,758 --> 00:28:40,802
‫همین که از دهنم درومد،
‫با خودم گفتم، «نه. تو...

582
00:28:40,802 --> 00:28:42,762
‫- تو این لحظه یه پنگوئینی ننداز.»
‫- اون می‌کشتت.

583
00:28:42,804 --> 00:28:43,805
‫- «تو دیوونه شدی؟»
‫- نه.

584
00:28:43,805 --> 00:28:45,932
‫شاید برعکسش رو انجام بدم.
‫مثلاً، پرخاشگرانه برم، درسته؟

585
00:28:45,974 --> 00:28:47,142
‫- باشه، آره.
‫- مثلاً،

586
00:28:47,225 --> 00:28:49,144
‫«بهتره من رو
...از این قرارداد لعنتی بذاری کنار

587
00:28:49,227 --> 00:28:52,856
‫«وگرنه تیم حقوقی لعنتی من
‫پدرت رو درمیارن.»

588
00:28:52,856 --> 00:28:55,859
‫باشه. فکر کنم وقتی ببینیش
‫می‌دونی چی کار کنی، باشه؟

589
00:28:55,900 --> 00:28:57,736
‫- هیچ‌کس بهتر از تو اون رو نمی‌شناسه.
‫- راست می‌گی.

590
00:28:57,777 --> 00:28:59,779
‫- واقعاً فکر می‌کنی این جواب میده؟
‫- صد در صد.

591
00:28:59,863 --> 00:29:01,573
‫- باشه. ممنونم.
‫- آره.

592
00:29:23,178 --> 00:29:26,473
‫نه، اون برای این مسخره‌بازی‌ها
‫زیادی سرش شلوغه.

593
00:29:26,556 --> 00:29:28,975
‫نه، نه، نه. نمی‌تونی بری اون تو.

594
00:29:29,058 --> 00:29:30,894
‫آقا؟ شما نمی‌تونید برید اون تو.

595
00:29:32,687 --> 00:29:35,440
‫جنا، باید حرف بزنیم.

596
00:29:35,523 --> 00:29:37,025
‫چائو. آریوِدِرچی.
(خداحافظ به ایتالیایی)

597
00:29:37,525 --> 00:29:39,444
‫یا خدا. اینجا چی کار می‌کنی؟

598
00:29:39,527 --> 00:29:41,613
‫باید من رو
از این قرارداد عدم رقابت بذاری کنار

599
00:29:43,364 --> 00:29:47,035
‫هی! خدای من.
‫چی شد؟ انجامش دادی؟

600
00:29:47,118 --> 00:29:48,411
‫یه جورایی.

601
00:29:48,495 --> 00:29:51,414
‫ما با هم دوستانه صحبت کردیم و بعدش
‫اون بهم گفت گم‌شو.

602
00:29:52,749 --> 00:29:53,875
‫- وای.
‫- آره.

603
00:29:53,958 --> 00:29:57,170
‫خیلی عجیبه
‫که اون حاضره با تو دوستانه صحبت کنه.

604
00:29:57,253 --> 00:30:00,590
‫هیچوقت نفهمیدم چی تو سرش می‌گذره.
‫اون تو یه تماس کنفرانسی بود...

605
00:30:00,673 --> 00:30:01,716
‫- تمام مدت.
‫- باشه.

606
00:30:01,800 --> 00:30:03,426
‫- حتی بی‌صدا هم نکرده بود.
‫- نه، ممنون.

607
00:30:03,426 --> 00:30:04,969
‫- من باید کاملاً آروم حرف می‌زدم.
‫- نه.

608
00:30:05,011 --> 00:30:06,971
‫که برام سخت بود چون من
‫آدم خیلی پرسروصدایی هستم.

609
00:30:06,971 --> 00:30:07,972
‫- نه.
‫- هستم.

610
00:30:08,056 --> 00:30:09,224
‫- تو پرسیدی.
‫- من نپرسیدم.

611
00:30:09,307 --> 00:30:10,642
‫- تو پرسیدی.
‫- من قطعاً نپرسیدم.

612
00:30:10,725 --> 00:30:12,602
‫نمی‌دونم الان چی کار کنم.

613
00:30:12,685 --> 00:30:14,145
‫تو کافه‌ی خودت رو باز می‌کنی.

614
00:30:14,646 --> 00:30:16,397
‫نمی‌دونم چطور،
‫ولی این اتفاق میفته، رفیق.

615
00:30:16,481 --> 00:30:18,066
‫- من بهت ایمان دارم.
‫- ممنونم.

616
00:30:19,567 --> 00:30:23,154
‫می‌خوای بیای خونه من
‫و یه روخوانی زنده ‌از برت کایوتی بشنوی؟

617
00:30:23,822 --> 00:30:25,824
‫می‌دونی چیه، راستش می‌خوام.

618
00:30:26,032 --> 00:30:27,992
‫- هی، می‌خوای یه چیز خنده‌دار بشنوی؟
‫- همیشه.

619
00:30:28,076 --> 00:30:29,118
‫من با کیتی قرار گذاشتم.

620
00:30:30,370 --> 00:30:32,664
‫- یا خدا!
‫- خدای من.

621
00:30:33,331 --> 00:30:35,124
‫این یه ماشین کاملاً جدیده!

622
00:30:35,208 --> 00:30:36,417
‫چرا باید این رو بهم می‌گفتی؟

623
00:30:36,501 --> 00:30:37,669
‫- ببخشید.
‫- چه‌ته تو؟

624
00:30:37,669 --> 00:30:39,504
‫- فکر کردم خوشحالت می‌کنه.
‫- داشتم تمرکز می‌کردم!

625
00:30:39,546 --> 00:30:41,714
‫- زمان‌بندیش بد بود.
‫- لعنتی.

626
00:30:41,798 --> 00:30:43,174
‫«واتسون پارس کرد.»

627
00:30:43,258 --> 00:30:45,552
‫«کایوتی به او رو کرد
‫و گفت، "ساکت دیگه."»

628
00:30:46,845 --> 00:30:49,514
‫«کایوتی به ساعت نگاه کرد.
‫ساعت 4:58 بعد از ظهر بود.»

629
00:30:49,597 --> 00:30:52,267
‫«او اسناد حل اختلاف جایگزین
‫را برداشت...»

630
00:30:52,350 --> 00:30:54,143
‫«و به سمت دادگاه استیناف دوید،»

631
00:30:54,227 --> 00:30:57,939
‫«امیدوار بود قبل از اینکه دفتر کارمند
‫ساعت 5 بسته شود، به آنجا برسد.»

632
00:30:59,023 --> 00:31:00,066
‫وای.

633
00:31:00,567 --> 00:31:03,319
‫وای. نمی‌تونی اینجا تمومش کنی، پسر. یالا.

634
00:31:04,445 --> 00:31:05,572
‫هی، اینجا تمومش نکن.

635
00:31:05,655 --> 00:31:07,866
‫خب، شما می‌تونید یه نسخه
‫از کتاب رو اینجا تهیه کنید...

636
00:31:07,949 --> 00:31:10,368
‫یا می‌تونید کلش رو از
‫اپلیکیشن «دودلی‌دو» دانلود کنید.

637
00:31:10,451 --> 00:31:14,581
‫ولی، من واقعاً، واقعاً می‌خوام
...از همسرم تشکر کنم

638
00:31:14,664 --> 00:31:17,917
‫که اینقدر حمایتگر و صبور بود
‫وقتی داشتم این کتاب رو می‌نوشتم.

639
00:31:18,001 --> 00:31:19,836
‫و از بچه‌هام. ممنونم.

640
00:31:19,919 --> 00:31:23,047
‫و دایان، ممنون برای همه کمکت
‫در مورد سوالات حقوقی...

641
00:31:23,131 --> 00:31:24,424
‫در خصوص املاک و مستغلات.

642
00:31:24,507 --> 00:31:25,758
‫کاری نکردم.

643
00:31:27,677 --> 00:31:30,179
‫سوالی قبل از اینکه نوشیدنی رو باز کنیم هست؟

644
00:31:31,014 --> 00:31:32,098
‫بله؟

645
00:31:32,181 --> 00:31:33,558
‫چطور این چیزها به ذهنتون می‌رسه؟

646
00:31:33,641 --> 00:31:36,895
‫خب، می‌دونید،
‫یه جورایی همینجوری به ذهنم میاد.

647
00:31:36,978 --> 00:31:40,440
‫برای من منطقی‌تر بود
‫اگه کایوتی از یه وی‌پی‌ان استفاده می‌کرد.

648
00:31:40,523 --> 00:31:41,566
‫شبکه خصوصی مجازی.

649
00:31:41,649 --> 00:31:43,109
‫- باشه. ممنون، پل.
‫- خواهش می‌کنم.

650
00:31:43,568 --> 00:31:44,652
‫عمر.

651
00:31:44,736 --> 00:31:47,822
‫چطور اینقدر زیاد می‌نویسید
‫بدون اینکه مچتون سندروم تونل کارپال بگیره؟

652
00:31:47,906 --> 00:31:51,451
‫من راستش یه کیبوردی دارم
‫که موقع تایپ از مچ‌ها حفاظت می‌کنه.

653
00:31:51,451 --> 00:31:53,119
‫می‌تونم لینکش رو تو آمازون برات بفرستم.

654
00:31:53,119 --> 00:31:54,203
‫نه.

655
00:31:54,287 --> 00:31:56,080
‫عمر، اینجا چی کار می‌کنی؟

656
00:31:56,164 --> 00:31:57,749
‫تو تقویم کاری گذاشته بودی،
‫منم اومدم.

657
00:32:00,793 --> 00:32:03,463
‫وقتی «شرکت مامان رئیس» رو راه‌اندازی کردم،

658
00:32:03,546 --> 00:32:07,592
‫فهمیدم که مستقل کار کردن
‫بهم آزادی خلاقانه‌ای میده...

659
00:32:07,675 --> 00:32:11,179
‫تا همه علاقه‌مندی‌هام رو
‫باهم دنبال کنم.

660
00:32:14,641 --> 00:32:15,892
‫ببخشید. سوالی بود؟

661
00:32:15,975 --> 00:32:17,602
‫نه. همین بود.

662
00:32:20,480 --> 00:32:21,856
‫و دقیقاً شبیه کتاب شماست.

663
00:32:22,941 --> 00:32:25,902
‫- عالیه.
‫- ما هر دو نویسنده‌ایم. ما مثل همیم.

664
00:32:27,737 --> 00:32:29,155
‫آره. بله.

665
00:32:30,114 --> 00:32:33,910
‫باشه. خب، سوال دیگه‌ای هست؟

666
00:32:33,993 --> 00:32:36,621
‫باشه، فکر کنم وقتش باشه
‫نوشیدنی رو باز کنیم!

667
00:32:36,704 --> 00:32:39,499
‫- آره.
‫- ممنون که اومدید، همگی!

668
00:32:39,582 --> 00:32:40,750
‫ممنونم!

669
00:32:43,795 --> 00:32:45,380
‫خب، نظرت چی بود؟

670
00:32:45,463 --> 00:32:47,256
‫عالیه. کلی کلمه داره.

671
00:32:47,340 --> 00:32:48,508
‫می‌دونم خیلی خوب نیست.

672
00:32:48,549 --> 00:32:50,885
‫ببین، می‌شه یه‌کم کوتاهش کرد.

673
00:32:50,927 --> 00:32:54,097
‫استوارت، من احمق نیستم.
‫ولی بهتر می‌شم.

674
00:32:54,180 --> 00:32:55,765
‫می‌دونی، من یه سخنرانی تد دیدم...

675
00:32:55,848 --> 00:32:58,726
‫که دین آر. کونتز گفت
‫باید حداقل پنج تا رمان بنویسی...

676
00:32:58,810 --> 00:32:59,978
‫قبل از اینکه آماده‌ی چاپ بشی.

677
00:33:00,770 --> 00:33:01,980
‫و در عین حال،

678
00:33:03,272 --> 00:33:04,774
‫فکر کنم آماده‌ام که برگردم سر کار.

679
00:33:04,857 --> 00:33:06,275
‫جدی؟ عالی می‌شه.

680
00:33:06,359 --> 00:33:07,902
‫ولی برت کایوتی چی می‌شه؟

681
00:33:07,986 --> 00:33:09,737
‫نمی‌دونم. شب‌ها، آخر هفته‌ها.

682
00:33:10,989 --> 00:33:12,991
‫حقیقت اینه، دلم برای بودن
کنار آدم‌ها تنگ شده

683
00:33:13,324 --> 00:33:15,952
‫همچنین، وقتی خونه کار می‌کنم، من...

684
00:33:17,537 --> 00:33:18,788
‫زیاد با خودم حرف می‌زنم.

685
00:33:18,871 --> 00:33:21,290
‫رفیق، می‌فهمم. دوران قرنطینه وحشتناک بود.

686
00:33:21,374 --> 00:33:22,417
‫آره.

687
00:33:22,500 --> 00:33:25,294
‫می‌تونیم یه کاریش کنیم.
‫خوشحال می‌شیم برگردی. همه‌مون.

688
00:33:27,755 --> 00:33:29,841
‫ببخشید، لطفاً کتابم رو امضا می‌کنید؟

689
00:33:30,758 --> 00:33:31,968
‫آره، حتماً.

690
00:33:33,928 --> 00:33:35,888
‫من هیچوقت یه نویسنده واقعی ندیده بودم.

691
00:33:36,806 --> 00:33:39,225
‫من هیچوقت قبلاً بهم نگفته بودن نویسنده.

692
00:33:44,439 --> 00:33:45,481
‫ممنونم.

693
00:33:47,525 --> 00:33:48,901
‫داری گریه می‌کنی؟

694
00:33:49,694 --> 00:33:51,362
‫نه. نه.

695
00:33:51,446 --> 00:33:53,448
‫چرا همه همیشه ازم می‌پرسن
‫که دارم گریه می‌کنم؟

696
00:33:53,531 --> 00:33:56,159
‫- چون، راستش، تو زیاد گریه می‌کنی.
‫- خب، من آدم احساساتی‌ای هستم.

697
00:33:56,242 --> 00:33:59,120
‫گواهینامه‌ام با پست اومد.
‫عکسش عجیب به نظر میاد، درسته؟

698
00:33:59,996 --> 00:34:03,041
‫- عمراً. خیلی جذاب به نظر میای.
‫- آره. کاملاً راست می‌گی.

699
00:34:03,124 --> 00:34:04,667
‫باید با گواهینامه‌ات یه عکس بگیریم.

700
00:34:04,751 --> 00:34:06,419
‫خدای من. آره. فوق‌العاده‌ست.

701
00:34:15,344 --> 00:34:17,847
‫پل، تو خیلی مهربونی. مجبور نیستی
‫با بچه من بازی کنی. اشکالی نداره.

702
00:34:17,930 --> 00:34:19,682
‫نه، همه چی خوبه. داره بهم یاد میده
‫چطور سرش رو بکَنم.

703
00:34:19,766 --> 00:34:21,517
‫نه! داری اشتباه انجام میدی. تو...

704
00:34:21,601 --> 00:34:23,019
‫- داری «ضربه شهاب‌سنگ» رو می‌زنی...
‫- خب، فقط...

705
00:34:23,102 --> 00:34:25,730
‫...و قرار بود «خشم یخبندان باستانی» رو
‫بزنی. این...

706
00:34:25,813 --> 00:34:27,148
‫خب، باید توضیح...
‫نگیرش. من...

707
00:34:27,231 --> 00:34:29,233
‫بیا مؤدب باشیم، رفیق.
‫بیا مؤدب باشیم.

708
00:34:29,317 --> 00:34:32,028
‫- باشه. این رو بگیر و بعدش بِکَنِش.
‫- می‌تونم انجامش بدم. می‌تونم انجامش بدم.

709
00:34:32,111 --> 00:34:33,488
‫- داری اشتباه انجام میدی.
‫- ببین...

710
00:34:33,571 --> 00:34:35,656
‫- فقط بذار بهت نشون بدم.
‫- دارم کاری که بهم توضیح دادی رو می‌کنم.

711
00:34:35,740 --> 00:34:37,992
‫- دارم کاری که بهم توضیح دادی رو می‌کنم.
‫- من رفتم. تموم شد.

712
00:34:38,076 --> 00:34:39,577
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که پادکست خودت رو داشته باشی؟

713
00:34:39,660 --> 00:34:41,120
‫فقط حس می‌کنم
‫جربزه‌اش رو داری.

714
00:34:41,204 --> 00:34:43,873
‫خب، خیلی ممنونم.
‫واقعاً نمی‌دونم آیا...

715
00:34:45,333 --> 00:34:46,542
‫سلام.

716
00:34:46,626 --> 00:34:47,627
‫سلام.

717
00:34:51,798 --> 00:34:52,799
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

718
00:34:54,092 --> 00:34:57,678
‫دولت از اون موقع اعتراف کرده
‫که یوفوها وجود دارن، پس... فقط...

719
00:34:57,762 --> 00:34:58,930
‫- می‌دونم.
‫- ویل.

720
00:34:59,013 --> 00:35:01,182
‫- هی، خیلی وقته ندیدمت.
‫- هی. خوشحالم می‌بینمت.

721
00:35:01,265 --> 00:35:03,392
‫- آره. چه خبر؟ آره.
‫- خوشحالم می‌بینمت. آره.

722
00:35:03,476 --> 00:35:04,477
‫اوضاع چطوره؟

723
00:35:04,560 --> 00:35:07,855
‫نه چندان عالی. تازه از جانی 66
‫یه قرارداد عدم رقابت گرفتم.

724
00:35:07,855 --> 00:35:10,608
‫قرار بود کافه‌ی خودم رو باز کنم،
‫ولی الان یه جورایی گند زده شده توش.

725
00:35:10,650 --> 00:35:12,860
‫قراردادهای عدم رقابت.
‫همه امضا می‌کنن، همه پشیمون می‌شن.

726
00:35:12,944 --> 00:35:14,612
‫آره، من یه اتاق پر از وکیل اینجا دارم.

727
00:35:14,695 --> 00:35:16,864
‫- کسی راهی برای خلاص شدن از این چیزها داره؟
‫- آره.

728
00:35:16,948 --> 00:35:19,200
‫راستش، قراردادهای عدم رقابت پیچیده‌ان.

729
00:35:19,283 --> 00:35:20,993
‫تنها راه مطمئن برای دور زدنش...

730
00:35:21,077 --> 00:35:24,038
‫اینه که یه نفر دیگه رو
‫به‌عنوان چهره‌ی شرکت معرفی کنی.

731
00:35:24,122 --> 00:35:25,623
‫- باشه.
‫- آره، می‌تونی شریک بشی...

732
00:35:25,706 --> 00:35:28,292
‫تو کافه‌ی جدید با یکی از
‫دوست‌های قدیمیت از «لاکی پنی».

733
00:35:29,168 --> 00:35:31,796
‫اون‌ها همه‌شون منتظر محاکمه
‫برای جرایم فدرال هستن،

734
00:35:31,879 --> 00:35:33,631
‫پس احتمالاً بهترین
‫شرکای تجاری نیستن.

735
00:35:33,714 --> 00:35:34,715
‫آره.

736
00:35:34,799 --> 00:35:36,509
‫کس دیگه‌ای هست
که بتونی باهاش شریک بشی؟

737
00:35:38,678 --> 00:35:39,720
‫ببین، ببین!

738
00:35:41,222 --> 00:35:43,599
‫- نه. باشه، نه، نه، نه.
‫- عزیزم.

739
00:35:43,683 --> 00:35:45,518
‫ما نمی‌خوایم جسیپا
‫و سگ کنار هم باشن.

740
00:35:45,601 --> 00:35:48,354
‫- جسیپا. یالا. یالا.
‫- می‌تونی لطفاً به اون رسیدگی کنی؟

741
00:35:49,897 --> 00:35:50,898
‫یعنی...

742
00:35:50,982 --> 00:35:53,109
‫- یعنی، رفیق...
‫- رفیق.

743
00:35:54,861 --> 00:35:57,655
‫من و تو با هم وارد تجارت بشیم،
‫این بدترین ایده‌ست.

744
00:35:57,738 --> 00:35:59,240
‫- درست نمی‌گم؟
‫- آره، فاجعه‌بار می‌شه.

745
00:35:59,323 --> 00:36:01,117
‫- ایده‌ی وحشتناکیه.
‫- آره.

746
00:36:01,117 --> 00:36:03,035
‫اینطوری می‌تونی وقت بیشتری
‫با خانواده‌ات بگذرونی.

747
00:36:03,077 --> 00:36:05,163
‫ولی همچنین،
من از نوشیدنیت خوشم نمیاد

748
00:36:05,204 --> 00:36:09,000
‫پس اگه بخوایم این کار رو بکنیم،
‫باید یه‌ مدل نوشیدنی دیگه هم اضافه کنیم.

749
00:36:09,083 --> 00:36:11,586
‫یعنی، این یه امتیازیه که
‫حاضرم بدم.

750
00:36:11,669 --> 00:36:15,923
‫باشه. پس دارم یه جورایی می‌فهمم
‫اگه من چهره‌ی شرکت باشم،

751
00:36:16,007 --> 00:36:17,967
‫ از نظر فنی رئیس تو هستم.

752
00:36:18,050 --> 00:36:21,512
‫- تو برای من کار می‌کنی. باشه؟
‫- تو واقعاً رئیس من می‌شی.

753
00:36:21,512 --> 00:36:22,847
‫باشه؟ پس من دارم استخدامت می‌کنم.
