﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:14,764 --> 00:00:17,058
‫عزیزم، هنوز ساعت 7 نشده.

3
00:00:17,100 --> 00:00:18,601
‫می‌شه بغلت کنم مامان؟

4
00:00:19,936 --> 00:00:20,937
‫باشه.

5
00:00:28,403 --> 00:00:31,114
‫چرا یه سفینه فضایی تو حیاط پشتی ماست؟

6
00:00:31,906 --> 00:00:33,908
‫عزیزم، فقط داری خواب می‌بینی.

7
00:00:34,492 --> 00:00:36,828
‫نه، خواب نمی‌دیدم.

8
00:00:36,953 --> 00:00:38,913
‫یه چیزی تو حیاط پشتی‌مونه.

9
00:00:50,842 --> 00:00:52,093
‫نگاه کن.

10
00:00:55,096 --> 00:00:56,973
‫خب، این یه اتفاق جدیده.

11
00:01:03,730 --> 00:01:05,982
[افلاطونی]

12
00:01:14,616 --> 00:01:16,701
[قسمت هفتم: مهمونی دفتر]

13
00:01:16,868 --> 00:01:18,536
‫سوفیا یه آدم خیلی سمیه،

14
00:01:18,578 --> 00:01:20,663
‫و داره کل گروه دوستی رو
‫به جون هم می‌ندازه،

15
00:01:20,705 --> 00:01:22,707
‫ولی هر وقت سعی می‌کنم با اولیویا،
‫ویوین و اَدی در موردش حرف بزنم

16
00:01:22,749 --> 00:01:24,125
‫اون‌ها خیلی رقابتی می‌شن...

17
00:01:24,167 --> 00:01:26,878
‫هی، عزیزم، به این فکر کردی که
‫مستقیماً با خود سوفیا

18
00:01:26,961 --> 00:01:28,421
‫با صداقت و محبت صحبت کنی؟

19
00:01:30,090 --> 00:01:32,092
‫بابا دوباره داره
از زبون مشاوره‌هاش استفاده می‌کنه

20
00:01:32,133 --> 00:01:34,761
‫خب، اگه نیاز‌هات رو
‫واضح بیان کنی،

21
00:01:34,886 --> 00:01:36,304
‫ولی از روی محبت،

22
00:01:36,429 --> 00:01:38,389
‫معمولاً طرف مقابل همین رو لازم داره.

23
00:01:38,431 --> 00:01:40,266
‫- تو سوفیا رو ندیدی.
‫- اون خیلی بدجنسه.

24
00:01:40,308 --> 00:01:42,102
‫فرانسیس! ولی خب بدجنسه دیگه.

25
00:01:42,185 --> 00:01:43,603
‫سوفیا خیلی جذابه.

26
00:01:43,686 --> 00:01:46,022
‫سایمون، متوجه می‌شی که
‫این چیزها معمولاً با هم جور در میان.

27
00:01:46,147 --> 00:01:49,901
‫خب، شاید سوفیا به مشاوره احتیاج داره.
‫برای من که خیلی مفید بوده.

28
00:01:49,984 --> 00:01:51,444
‫دوباره سر کارم رو دور افتادم،

29
00:01:51,486 --> 00:01:54,864
‫و همه‌ش به لطف مامان‌تونه
‫که من رو تشویق کرد برم.

30
00:01:54,906 --> 00:01:56,991
‫مشاوره رفتن، آدم‌های بدجنس رو خوب می‌کنه؟

31
00:01:57,033 --> 00:01:58,326
‫فکر نکنم.

32
00:01:58,409 --> 00:01:59,452
‫آره.

33
00:01:59,494 --> 00:02:00,912
‫خدای من!

34
00:02:01,037 --> 00:02:02,622
‫داداش، امکان نداره.

35
00:02:02,705 --> 00:02:04,332
‫اون کیه؟ چه خبره؟

36
00:02:05,792 --> 00:02:09,671
‫فقط، می‌دونی، مسائل بزرگترهاست.

37
00:02:09,712 --> 00:02:11,214
‫بهتره تو حریم خصوصی‌شون دخالت نکنیم.

38
00:02:11,339 --> 00:02:13,591
‫- ایول.
‫- سایمون، دیگه کسی این رو نمی‌گه.

39
00:02:13,633 --> 00:02:15,343
‫موهای قشنگی داره.

40
00:02:15,426 --> 00:02:17,512
‫هی، عزیزم، می‌شه من رو تا ماشین همراهی کنی؟

41
00:02:17,637 --> 00:02:20,348
‫- باید ناهار میو رو آماده کنم. من...
‫- فقط یه لحظه طول می‌کشه.

42
00:02:21,641 --> 00:02:22,642
‫باشه.

43
00:02:26,646 --> 00:02:29,232
‫عزیزم، ویل به زودی از اینجا میره.
‫قول میدم.

44
00:02:29,357 --> 00:02:32,068
‫خوبه. خوبه. خوشحالم که
‫در این مورد هم‌نظریم چون،

45
00:02:32,193 --> 00:02:36,156
‫اگه بخوام حرف دلم رو بلند، واضح
‫و با محبت بگم،

46
00:02:36,239 --> 00:02:39,242
‫- می‌خوام که بره.
‫- آره. منم می‌خوام بره. با محبت.

47
00:02:39,367 --> 00:02:40,952
‫- باشه. خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب.

48
00:02:41,077 --> 00:02:45,206
‫همچنین، امیدوار بودم که تو

49
00:02:45,957 --> 00:02:48,751
‫بتونی تو جلسه‌ی مشاوره‌ی بعدی
‫با من بیای.

50
00:02:50,461 --> 00:02:51,462
‫آره. باشه.

51
00:02:51,546 --> 00:02:54,090
‫یه سری چیزها هست
‫که می‌خوام باهات در موردشون حرف بزنم،

52
00:02:54,215 --> 00:02:57,677
‫و فکر می‌کنم اگه با حضور مشاورم باشه،
‫می‌تونه مفید باشه.

53
00:02:57,802 --> 00:03:00,555
‫- آره. آره. آره.
‫- خوبه. خوبه.

54
00:03:00,638 --> 00:03:01,431
‫- آره.
‫- عالیه. ممنونم. باشه.

55
00:03:01,431 --> 00:03:02,098
‫خیلی‌خب.

56
00:03:02,182 --> 00:03:04,475
‫فقط برای اینکه آماده باشم،

57
00:03:04,517 --> 00:03:06,936
‫چیزی هست که مثلاً
‫باید بهش فکر کنم؟

58
00:03:07,020 --> 00:03:10,815
‫مثلاً، می‌دونی، با محبت،
‫یه سرفصلی چیزی؟ از این چیزها؟

59
00:03:10,899 --> 00:03:15,028
‫آره. ببخشید. من کاملاً
‫دیدگاه خودم رو در اولویت قرار دادم.

60
00:03:15,111 --> 00:03:16,946
‫نه، چیز مهمی نیست.

61
00:03:17,071 --> 00:03:20,825
‫فقط یه سری مسائل ساختاری در رابطه با
‫تعادل بین کار و زندگی خانوادگی‌مونه

62
00:03:20,909 --> 00:03:23,828
‫و نقش من توی مسائل
‫در ارتباط با نقش تو توی مسائل

63
00:03:23,953 --> 00:03:26,122
‫و یه سری بازخورد‌های منفی احتمالی.

64
00:03:26,247 --> 00:03:27,957
‫گفتگویی که خیلی وقته باید انجام می‌شد.

65
00:03:28,082 --> 00:03:29,250
‫آره. عالیه.

66
00:03:29,959 --> 00:03:32,128
‫- باشه. دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

67
00:03:37,383 --> 00:03:40,386
‫باشه. حرفت رو کاملاً واضح و روشن شنیدم.
‫یه جای دیگه برای زندگی پیدا می‌کنم.

68
00:03:40,428 --> 00:03:43,973
‫- ببین، همین الان که داریم حرف می‌زنیم دارم می‌گردم.
‫- باشه. خوبه. آره.

69
00:03:44,098 --> 00:03:46,643
‫نمی‌دونم با خودت چی فکر کردی،
‫که هر روز با یه مهمون جدید

70
00:03:46,726 --> 00:03:49,729
‫جلوی بچه‌ها رژه میری.
‫پس، می‌دونی، تقصیر خودته.

71
00:03:49,812 --> 00:03:52,273
‫فقط یه نفر بود،
‫اون هم رابطه‌مون جدی بود.

72
00:03:52,357 --> 00:03:53,942
‫- من مجبورش نکردم.
‫- خب...

73
00:03:53,983 --> 00:03:56,402
‫من که به زور باهاش قرار نذاشتم.

74
00:03:56,444 --> 00:03:58,154
‫اون خودش هم راضی بود.

75
00:03:58,238 --> 00:04:00,365
‫باشه. خب، هرچی.
‫می‌شه فقط اینجا رو تمیز کنی؟

76
00:04:00,448 --> 00:04:02,242
‫اینجا شده جای قرار و مدارهات.

77
00:04:02,242 --> 00:04:03,534
‫به حریم خصوصی من کار نداشته باش.

78
00:04:03,576 --> 00:04:05,245
‫باشه، می‌دونی چیه؟
‫خونه‌ی تو، قوانین تو.

79
00:04:05,245 --> 00:04:06,913
‫فقط وقتی آپارتمان پیدا کردی
‫بهم خبر بده.

80
00:04:06,955 --> 00:04:09,999
‫و می‌شه لطفاً برای قهوه‌ات
‫از زیرلیوانی استفاده کنی؟

81
00:04:10,083 --> 00:04:12,085
‫- باشه. حتماً. آره، حله.
‫- برای فنجون قهوه‌ات.

82
00:04:12,168 --> 00:04:14,837
‫- لطفاً، فقط از یه... لطفاً.
‫- آره، ها.

83
00:04:14,879 --> 00:04:17,215
‫- بس کن. باشه، می‌شه فقط...
‫- آره. باشه.

84
00:04:17,298 --> 00:04:19,676
‫اگه این میز برات مهم بود،
‫تو اتاق مهمون نمی‌ذاشتیش.

85
00:04:19,676 --> 00:04:21,302
‫تو خونه‌ی اصلی با وسایل
‫اصلی‌ت می‌ذاشتیش.

86
00:04:21,302 --> 00:04:23,554
‫- من حواسم به مهمون‌هام هست.
‫- آره.

87
00:04:24,389 --> 00:04:27,183
‫درسته. فقط برام سوال شده بود.

88
00:04:27,308 --> 00:04:29,727
‫تو و جنا هیچوقت پیش
‫مشاور خانواده رفتین؟

89
00:04:30,311 --> 00:04:33,189
‫نه. من و آدری یه بار
‫پیش مشاور خانواده رفتیم

90
00:04:33,314 --> 00:04:34,732
‫و فاجعه بود.

91
00:04:34,816 --> 00:04:41,322
‫بهم گفتن اونجا یه فضای امنه،
‫برای همین اعتراف کردم که یه بار خطا کردم،

92
00:04:41,447 --> 00:04:44,617
‫و الان جدا شدم
‫و تو اتاق مهمون تو زندگی می‌کنم.

93
00:04:44,742 --> 00:04:46,577
‫پس، می‌تونم بگم که خوب پیش نرفت.

94
00:04:46,619 --> 00:04:50,373
‫آره. می‌تونم بفهمم که این یه جورایی
‫اعتراف پر ریسک و پر سودی بوده.

95
00:04:50,456 --> 00:04:53,876
‫اگه بخوام صادق باشم، می‌گم
‫یه اعتراف پر ریسک و بی‌سود بوده.

96
00:04:53,918 --> 00:04:55,920
‫چرا؟ تو و چارلی...
‫همه چیز بین‌تون خوبه؟

97
00:04:56,045 --> 00:04:58,131
‫آره. فقط...

98
00:04:58,214 --> 00:05:03,636
‫یکی از دوست‌هام ازم پرسید
‫برای همین دارم براش نظرسنجی می‌کنم.

99
00:05:04,929 --> 00:05:08,308
‫دوستت ازت خواسته از گروه دوست‌هات
‫نظرسنجی کنی

100
00:05:08,391 --> 00:05:11,102
‫که تصمیم بگیرن برن
‫مشاوره خانواده یا نه؟

101
00:05:11,185 --> 00:05:14,022
‫- آره. دقیقاً. آره.
‫- عالیه. کاملاً منطقیه.

102
00:05:15,148 --> 00:05:17,400
‫باشه. من میرم بچه‌ها رو
‫برسونم مدرسه.

103
00:05:17,483 --> 00:05:20,403
‫راستش، می‌شه منم باهات بیام؟

104
00:05:20,403 --> 00:05:22,322
‫می‌خوای مدرسه‌ی بچه‌های من رو ببینی؟

105
00:05:22,613 --> 00:05:24,032
‫نه. اونجا با کیتی قرار دارم.

106
00:05:24,032 --> 00:05:25,742
‫قراره کمکم کنه
‫یه پروفایل همسر‌یابی درست کنم.

107
00:05:25,783 --> 00:05:27,035
‫درسته.

108
00:05:27,076 --> 00:05:29,662
‫تا بتونم به قرارهام ادامه بدم.

109
00:05:31,914 --> 00:05:34,792
‫مشاوره فقط قرار بود کمکش کنه
‫تا با مسابقه‌ی تلویزیونی کنار بیاد.

110
00:05:34,876 --> 00:05:37,253
‫نه اینکه تبدیل بشه به یه کالبدشکافی
‫کامل از ازدواجمون.

111
00:05:37,378 --> 00:05:38,796
‫مشاوره همین‌طوریه.

112
00:05:38,880 --> 00:05:40,214
‫جو برای ترسش از پرواز رفت.

113
00:05:40,256 --> 00:05:42,550
‫شش ماه بعد،
‫داشتیم برای طلاق اقدام می‌کردیم.

114
00:05:42,633 --> 00:05:44,802
‫مشاوره مثل اینه که
‫با سرماخوردگی بری دکتر،

115
00:05:44,886 --> 00:05:46,512
‫و اون‌ها بهت بگن
‫سرطان مرحله چهار داری.

116
00:05:46,512 --> 00:05:48,431
‫- فکر نکنم به این بدی باشه...
‫- قراره بد باشه.

117
00:05:48,473 --> 00:05:51,225
‫فکر می‌کنی چون از ازدواجتون
‫خیلی راضیه ازت خواسته بری؟

118
00:05:51,267 --> 00:05:54,145
‫یعنی، احتمالاً می‌خواد
‫یا از ازدواج بیاد بیرون

119
00:05:54,228 --> 00:05:57,273
‫یا شاید بخواد یه نفر دیگه رو
‫وارد ازدواج کنه. یا شاید مشکل دیگه‌ای داره.

120
00:05:57,273 --> 00:05:59,233
‫- فهمیدم.
‫- شاید یه خانواده‌ی پنهانی جایی داره.

121
00:05:59,275 --> 00:06:02,695
‫یا شاید یه جایی پول پنهان کرده.
‫این یکی خوبه، خیلی رایجه.

122
00:06:02,779 --> 00:06:05,990
‫- یا شاید یه مریضی بهت داده.
‫- بیا بحث رو عوض کنیم.

123
00:06:06,115 --> 00:06:08,743
‫باشه. اوضاع تو "لا سیه‌نگا هاسیِندا"
‫چطور پیش میره؟

124
00:06:08,826 --> 00:06:11,996
‫نتونستم بگیرمش.
‫پس به همون شرایتون می‌چسبم.

125
00:06:12,080 --> 00:06:14,707
‫کسل‌کننده‌ست و دلگیر،
‫و کسی رو تحت تأثیر قرار نمیده ولی،

126
00:06:14,791 --> 00:06:17,251
‫تنها جاییه که می‌تونه این همه
‫وکیل رو جا بده.

127
00:06:17,293 --> 00:06:20,088
‫هی. دستشویی‌های
‫اینجا خیلی کوچیکه لامصب.

128
00:06:20,088 --> 00:06:22,090
‫خیلی عجیبه. دستشویی مردونه‌ش، مثلاً،
‫دو اینچ از زمین فاصله داره.

129
00:06:22,131 --> 00:06:24,509
‫چون تو دستشویی‌های
‫مهدکودکی‌ها بودی.

130
00:06:24,592 --> 00:06:28,221
‫این توضیح میده چرا همه جا
‫کثیف بود.

131
00:06:28,304 --> 00:06:31,140
‫- نپرسی، گیرت نمیاد.
‫- مرسی، دختر!

132
00:06:31,224 --> 00:06:33,851
‫جمله‌ی کوچولوی من داره
‫تو حیاط مدرسه معروف می‌شه.

133
00:06:33,935 --> 00:06:35,436
‫«نپرسی، گیرت نمیاد.»

134
00:06:35,520 --> 00:06:37,897
‫آره. یعنی نپرسی، گیرت نمیاد.

135
00:06:37,980 --> 00:06:41,317
‫شرکت «مامان رئیس» در حال مذاکرات سطح بالا
‫با سایت تیشرت‌سازی دات کامه

136
00:06:41,401 --> 00:06:42,485
‫که این جمله رو روی چندتا محصول چاپ کنه.

137
00:06:42,568 --> 00:06:44,487
‫منظورت اینه که به
یه شرکت تیشرت‌سازی ایمیل زدی؟

138
00:06:44,529 --> 00:06:45,988
‫«نپرسی، گیرت نمیاد.»

139
00:06:46,030 --> 00:06:47,407
‫- واقعاً از این خوشم اومد.
‫- ممنونم.

140
00:06:47,490 --> 00:06:49,951
‫- چون اگه نپرسی، گیرت نمیاد.
‫- گیرت نمیاد.

141
00:06:50,034 --> 00:06:51,994
‫- ولی اگه بپرسی، شاید گیرت بیاد.
‫- آره.

142
00:06:52,078 --> 00:06:53,621
‫باشه. تو واقعاً...
‫داری این رو تشویق می‌کنی؟

143
00:06:53,704 --> 00:06:56,207
‫فقط می‌گم، هوشمندانه‌ست.
‫اون کلی چیزهای عاقلانه برای ارائه داره.

144
00:06:56,290 --> 00:06:58,334
‫- اون تو پروفایل همسر‌یابی بهم کمک کرد.
‫- ممنونم!

145
00:06:58,418 --> 00:07:00,336
‫- خیلی بهتر شده. نگاه کن.
‫- بذار پروفایل رو ببینم.

146
00:07:00,420 --> 00:07:03,256
‫- آره.
‫- باشه. عالیه. عالیه. خیلی نازه.

147
00:07:04,132 --> 00:07:06,634
‫- این‌ها راحت مال 15 سال پیشه.
‫- آره.

148
00:07:06,634 --> 00:07:08,886
‫اشکالی نداره. همه این کار رو می‌کنن.
‫بیا، مال من رو نگاه کن.

149
00:07:10,054 --> 00:07:11,639
‫یه علامت گور-لیبرمن
‫پشت اون عکسه.

150
00:07:11,722 --> 00:07:13,933
‫- ای وای. باید فوتوشاپش کنم.
‫- ولی خوب افتادی.

151
00:07:14,016 --> 00:07:15,768
‫- سلام به همه!
‫- سلام، دایان.

152
00:07:15,852 --> 00:07:19,272
‫- پادکست عالی از آب در اومد.
‫- ممنون، دایان.

153
00:07:19,355 --> 00:07:22,316
‫چیزی که واقعاً در موردش دوست داشتم این بود
‫که کاملاً بداهه بود.

154
00:07:22,400 --> 00:07:25,278
‫انگار همون لحظه داشتید تصمیم می‌گرفتید
‫در مورد چی حرف بزنید.

155
00:07:25,361 --> 00:07:28,448
‫- ممنون.
‫- دایان، ویل دنبال یه آپارتمانه.

156
00:07:28,531 --> 00:07:30,491
‫درسته. آره. هستم.

157
00:07:30,575 --> 00:07:33,619
‫چیز خاصی مد نظرته؟ محله‌ی
‫خاصی می‌خوای باشی؟

158
00:07:33,661 --> 00:07:36,414
‫نه. چیز خاصی نه. محله‌ی خاصی نه.
‫واقعاً هر جایی.

159
00:07:36,497 --> 00:07:38,541
‫- من نمی‌گم واقعاً هر جایی، ولی...
‫- نه. هر جایی.

160
00:07:38,624 --> 00:07:41,919
‫اگه سقف داشته باشه، و خالی باشه،
‫و اتاق مهمون من نباشه، می‌گیرتش.

161
00:07:42,003 --> 00:07:43,963
‫یه جوری می‌گی انگار
‫من قاتل زنجیره‌ای ام.

162
00:07:43,963 --> 00:07:45,882
‫تنها مشکل اینه که
‫یه‌کم از نظر مالی مشکل داره.

163
00:07:45,923 --> 00:07:46,924
‫آره. می‌تونم بفهمم.

164
00:07:47,008 --> 00:07:49,677
‫- این پیراهن 400 دلار قیمتشه.
‫- و برای همینه که ورشکسته‌ست.

165
00:07:49,760 --> 00:07:52,138
‫اطلاعاتت رو می‌گیرم
‫و دوباره باهات تماس می‌گیرم.

166
00:07:52,221 --> 00:07:53,931
‫- عالیه.
‫- حالا دیگه من باید برم.

167
00:07:54,015 --> 00:07:57,560
‫دارم یه آپارتمان دوبلکس تو ونیز بیچ
‫به یه سلبریتی نشون میدم که نمی‌تونم اسمش رو بگم،

168
00:07:57,643 --> 00:08:01,063
‫ولی اسمش شبیه «اشمارلیز ترون»ـه.

169
00:08:02,273 --> 00:08:03,608
‫خداحافظ!

170
00:08:04,609 --> 00:08:07,653
‫حتی زحمت نداده به خودش
‫بخش «ترون» اسمش رو عوض کنه.

171
00:08:07,737 --> 00:08:11,073
‫کله‌گنده‌ها همیشه تنبل می‌شن
زیادی خوشی زده زیر دلشون

172
00:08:11,699 --> 00:08:14,410
‫اشمارلیز ترون کیه؟
‫چارلی شینه؟

173
00:08:15,536 --> 00:08:18,080
‫نه. اون برای فیلم «اشمانستر» اسکار گرفت.

174
00:08:18,706 --> 00:08:20,082
‫هلی بری؟

175
00:08:20,124 --> 00:08:22,001
‫اون فیلم اشمانسترز بال بود.

176
00:08:23,711 --> 00:08:25,004
‫خب، خیلی ساده و بی‌آلایشه،

177
00:08:25,004 --> 00:08:26,380
‫- همونطور که می‌بینی، ولی...
‫- آره.

178
00:08:26,422 --> 00:08:29,175
‫... صاحب‌خونه‌ش یه آدم خیلی ماهیه.

179
00:08:29,258 --> 00:08:30,885
‫و اون هم مثل خودت سابقه‌داره.

180
00:08:31,928 --> 00:08:33,429
‫من سابقه‌دار نیستم.

181
00:08:33,471 --> 00:08:34,597
‫نه.

182
00:08:34,639 --> 00:08:36,682
‫معذرت می‌خوام. فقط این حس رو گرفتم.

183
00:08:37,475 --> 00:08:39,519
‫- عالیه، ممنون.
‫- یه بار دیگه میگی شغلت چیه؟

184
00:08:39,602 --> 00:08:42,563
‫راستش من نوشیدنی‌سازم.
‫قبلاً تو جانی 66 مقام بالایی داشتم.

185
00:08:42,647 --> 00:08:44,482
‫- فوق‌العاده‌ست.
‫- آره.

186
00:08:45,149 --> 00:08:46,359
‫اینجا خوبه.

187
00:08:46,943 --> 00:08:48,653
‫راستش من دنبال
‫یه فضای تجاری‌ام،

188
00:08:48,736 --> 00:08:50,863
‫که یه کافه‌ی کوچیک باز کنم،
‫اگه چیزی سراغ داری.

189
00:08:55,785 --> 00:08:57,828
‫- خوبه. آره. واقعاً قشنگه.
‫- قشنگه، نه؟

190
00:09:01,832 --> 00:09:05,545
‫خب، این یه فضای تاریخیه
‫که در اصل سال 1922 ساخته شده،

191
00:09:05,628 --> 00:09:10,132
‫و این حیاط، که شاملش می‌شه،
‫کاملاً برای پذیرایی در فضای باز مجوز داره.

192
00:09:10,216 --> 00:09:12,176
‫- وای. این فوق‌العاده‌ست.
‫- یه نکته‌ی جالب.

193
00:09:12,260 --> 00:09:15,721
‫- قبلاً به عنوان یه اردوگاه کار اجباری استفاده می‌شده.
‫- وای.

194
00:09:15,805 --> 00:09:19,642
‫آجرنما،
‫دو تا دستشویی استاندارد،

195
00:09:19,725 --> 00:09:22,186
‫یه پشت‌بوم، رفت و آمد زیاد،

196
00:09:22,228 --> 00:09:26,023
‫دسترسی راحت به ال.ای لایو
‫و منطقه‌ی هنری.

197
00:09:26,107 --> 00:09:29,235
‫صادقانه بگم، ملک‌های مشابه
‫بیشتر از دو برابر این قیمت ماهانه دارن.

198
00:09:29,318 --> 00:09:31,070
‫اینجا واقعاً یه مورد تکه.

199
00:09:31,153 --> 00:09:32,780
‫آره. این نرخ ماهانه. درسته؟

200
00:09:32,863 --> 00:09:35,199
‫- بله، درسته.
‫- چرا اینقدر ارزونه؟

201
00:09:35,283 --> 00:09:38,578
‫قبلاً کافه گیاهی
‫راسل برند بوده.

202
00:09:40,329 --> 00:09:43,291
‫برای همینه که بوی حمص
‫و حرف و حدیث‌های ناجور میده.

203
00:09:43,374 --> 00:09:44,834
‫- آره. آدم خیلی بدیه.
‫- آره.

204
00:09:45,835 --> 00:09:47,587
‫- وای.
‫- چه منظره‌ای.

205
00:09:47,670 --> 00:09:51,048
‫آره. صادقانه بگم، اینجا جای
‫عالی‌ای برای کافه‌ی نقلی منه.

206
00:09:51,132 --> 00:09:52,550
‫برای چی شما؟

207
00:09:52,633 --> 00:09:54,468
‫برای کافه‌ام. آره.

208
00:09:54,552 --> 00:09:56,012
‫خب، مدارک رو آماده کنم؟

209
00:09:57,013 --> 00:10:00,016
‫دوست داشتم بگم آره، ولی من...
‫صادقانه بگم، بیشتر به آپارتمان احتیاج دارم،

210
00:10:00,099 --> 00:10:02,268
‫و فکر نکنم از پس هردوش بربیام.

211
00:10:02,351 --> 00:10:04,770
‫باشه. شماره‌ت رو دارم.
‫حواسم بهش هست.

212
00:10:05,438 --> 00:10:07,273
‫- این کار رو برام می‌کنی؟
‫- حتماً.

213
00:10:07,356 --> 00:10:08,357
‫ممنون.

214
00:10:08,941 --> 00:10:10,443
‫چه منظره‌ای.

215
00:10:10,526 --> 00:10:12,403
‫موقع غروب آفتاب حتی بهتر هم هست.

216
00:10:14,947 --> 00:10:16,699
‫مامان فِردی اینجا چی کار می‌کنه؟

217
00:10:16,782 --> 00:10:18,451
‫خدای من.

218
00:10:18,534 --> 00:10:19,619
‫دایان؟

219
00:10:20,828 --> 00:10:22,997
‫- خدای من.
‫- سلام.

220
00:10:23,080 --> 00:10:24,624
‫خوشحالم می‌بینمتون.

221
00:10:24,707 --> 00:10:26,626
‫منم همینطور. سلام، بچه‌ها.

222
00:10:28,502 --> 00:10:29,670
‫قهوه می‌خوای؟

223
00:10:30,379 --> 00:10:32,048
‫نه، ممنون. خداحافظ.

224
00:10:39,430 --> 00:10:40,806
‫چی؟ چیه؟ چی شده؟

225
00:10:40,890 --> 00:10:42,391
‫هیچی نیست، سایمون.

226
00:10:43,559 --> 00:10:45,478
‫- چی اینقدر خنده‌داره؟
‫- خدای من.

227
00:10:45,561 --> 00:10:46,562
‫هیچی.

228
00:10:46,646 --> 00:10:47,730
‫چی؟

229
00:10:51,609 --> 00:10:53,110
‫معلومه که یه چیزی هست.

230
00:10:53,194 --> 00:10:54,820
‫- خب، نیست.
‫- آره، هست.

231
00:10:57,531 --> 00:11:01,035
‫چه غلطی کردی؟
‫مگه من چی بهت گفتم؟

232
00:11:01,118 --> 00:11:02,745
‫اول از همه، سلام. باشه.

233
00:11:02,828 --> 00:11:05,164
‫من دقیقاً داشتم همون کاری رو می‌کردم
‫که تو ازم خواستی.

234
00:11:05,247 --> 00:11:06,666
‫داشتم دنبال یه جای جدید برای زندگی می‌گشتم.

235
00:11:06,749 --> 00:11:08,584
‫اول دایان داشت بهم
‫آپارتمان‌های جدید نشون می‌داد،

236
00:11:08,668 --> 00:11:11,337
‫و بعد یهو بحث کشید به اینکه
‫بیشتر باهم آشنا شیم.

237
00:11:11,379 --> 00:11:13,756
‫دایان از دنیای منه. می‌فهمی؟

238
00:11:13,839 --> 00:11:15,341
‫نه. این چه حرفیه؟
‫دنیای تو؟

239
00:11:15,341 --> 00:11:17,218
‫- یعنی تو اون رو از طریق من شناختی.
‫- خب که چی؟

240
00:11:17,259 --> 00:11:19,470
‫بالأخره، این قضیه خراب می‌شه.
‫دودش تو چشم من میره.

241
00:11:19,553 --> 00:11:22,682
‫باشه، یه نفر از دنیای من
‫برای تو ممنوعه.

242
00:11:22,765 --> 00:11:24,266
‫اینجا مگه آواتاره؟

243
00:11:24,350 --> 00:11:27,770
‫اون یه خانم بالغ و عاقله،
‫با یه مدل موی بالغ و عاقلانه،

244
00:11:27,853 --> 00:11:29,980
‫و یه کت شلوار رسمی کرم رنگ بالغ و عاقلانه،

245
00:11:30,064 --> 00:11:31,565
‫و می‌تونه خودش تصمیم بگیره.

246
00:11:31,649 --> 00:11:34,735
‫و ما توافقانه باهم آشنا شدیم،

247
00:11:34,819 --> 00:11:37,947
‫یا همونطور که من از این به بعد می‌گم،
‫ «هم‌نظری».

248
00:11:38,030 --> 00:11:40,157
‫اصلاً نمی‌فهمم
‫چرا داری سر من عصبانی می‌شی. می‌دونی؟

249
00:11:40,157 --> 00:11:42,493
‫تو که می‌دونی من اینجا
‫هیچ اراده‌ای از خودم ندارم.

250
00:11:42,576 --> 00:11:44,578
‫ظاهراً، هنوز یه‌کم اراده داری.

251
00:11:44,662 --> 00:11:45,746
‫قشنگ بود.

252
00:11:45,830 --> 00:11:47,998
‫ببین، وقتی دایان داشت
‫بهم آپارتمان نشون می‌داد،

253
00:11:48,082 --> 00:11:50,835
‫در واقع یه جایی رو بهم نشون داد که برای
‫یه کافه‌ی نقلی عالیه.

254
00:11:50,918 --> 00:11:52,044
‫یه جورایی مثل یه مورد تکه.

255
00:11:52,128 --> 00:11:55,548
‫کل قضیه اینه که،
‫من از پس هزینه‌ی فضای کافه

256
00:11:55,631 --> 00:11:58,342
‫- و یه آپارتمان جدید برنمیام...
‫- نه. نه. نه.

257
00:11:58,426 --> 00:12:01,053
‫اصلاً و ابداً، باشه؟
‫نمی‌خوام بشنوم.

258
00:12:01,137 --> 00:12:03,848
‫- چارلی می‌خواد بری. منم می‌خوام بری.
‫- آره. باشه.

259
00:12:03,931 --> 00:12:05,766
‫اصلاً چطوری این اتفاق باهاش افتاد؟

260
00:12:05,850 --> 00:12:07,935
‫بهت می‌گم،
‫ولی اول بهت هشدار میدم.

261
00:12:08,018 --> 00:12:11,939
‫- ممکنه حسابی هیجان‌زده‌ات کنه.
‫- همه وسایلت رو می‌ریزم تو یه ساک،

262
00:12:12,022 --> 00:12:14,525
‫- و می‌ندازمت بیرون...
‫- باشه. ببین...

263
00:12:14,608 --> 00:12:16,944
‫اون داشت بهم آپارتمان نشون میداد
‫و ما یه جورایی با هم جور شدیم.

264
00:12:17,027 --> 00:12:19,822
‫و بعد من رو به یه جای،
‫شیک و باکلاس برای شام دعوت کرد.

265
00:12:19,905 --> 00:12:22,658
‫لا سیه‌نگا «هاسینگاس»
‫یا یه همچین چیزی.

266
00:12:22,742 --> 00:12:24,368
‫و اونقدر برام پول خرج کرد.

267
00:12:24,452 --> 00:12:27,580
‫احساس گناه کردم.
‫حس کردم بهش مدیونم که باهاش آشنا شم.

268
00:12:27,663 --> 00:12:28,956
‫همه‌ش تقصیر اونه.

269
00:12:29,039 --> 00:12:31,375
‫دایان عضو لا سیه‌نگا هاسینداسه؟

270
00:12:31,459 --> 00:12:33,753
‫آره. خیلی باکلاس بود. خیلی شیک.

271
00:12:33,836 --> 00:12:35,671
‫مردم هی می‌گفتن هری استایلز اونجاست،

272
00:12:35,755 --> 00:12:37,965
‫ولی فکر کنم فقط یه
‫مرد کچل دیگه با لباس زنونه بود.

273
00:12:38,048 --> 00:12:40,384
‫من می‌خواستم مهمونی دفتر چارلی رو
‫اونجا برگزار کنم،

274
00:12:40,468 --> 00:12:43,262
‫- ولی اون‌ها خیلی آدم‌های بدجنسی بودن.
‫- آره. خیلی آدم‌های بدجنسی هستن.

275
00:12:43,345 --> 00:12:44,847
‫ولی یه جورایی هیجان‌انگیز بود،
‫که چقدر بدجنس بودن.

276
00:12:44,930 --> 00:12:46,724
‫یه حس خاصی داره.
‫باعث شدن از خودم متنفر بشم.

277
00:12:46,807 --> 00:12:48,100
‫اون‌ها خیلی باحالن.

278
00:12:48,184 --> 00:12:50,728
‫اگه زودتر می‌دونستم دایان
‫عضوه، ازش می‌خواستم.

279
00:12:50,811 --> 00:12:52,730
‫باید یه عضو رو بشناسی
‫تا بتونی یه مراسم برگزار کنی.

280
00:12:52,813 --> 00:12:53,814
‫نمی‌دونستم یه عضو رو می‌شناسم.

281
00:12:53,898 --> 00:12:56,025
‫تو یه عضوی رو می‌شناسی
که اونم من رو می‌شناسه

282
00:12:56,901 --> 00:12:57,902
‫خوبه.

283
00:12:57,985 --> 00:12:59,820
‫- هنوز دیر نشده.
‫- آره، شده.

284
00:12:59,904 --> 00:13:04,408
‫هی. نپرسی، گیرت نمیاد. واقعیه.

285
00:13:04,492 --> 00:13:07,745
‫من تو حیاط مدرسه خیلی آدم بی‌اهمیتی‌ام
‫که از دایان درخواست لطف کنم.

286
00:13:07,828 --> 00:13:10,664
‫من می‌تونم بپرسم، بنابراین، می‌تونم بگیرم.

287
00:13:10,748 --> 00:13:13,501
‫- واقعاً؟
‫- آره. بی‌خیال. من پارتی دارم.

288
00:13:13,584 --> 00:13:16,837
‫- هم داخل، هم بیرون.
‫- باشه. باشه.

289
00:13:17,421 --> 00:13:18,756
‫ولی حتی اگه اونم بگه آره،

290
00:13:18,839 --> 00:13:20,883
‫من دو روز وقت دارم تا، مثلاً،
‫کل قضیه رو دوباره سازماندهی کنم،

291
00:13:20,966 --> 00:13:22,843
‫- به همه بگم مکانش فرق کرده.
‫- خدای من.

292
00:13:22,927 --> 00:13:24,845
‫باید یه دعوت‌نامه الکترونیکی برای
‫مردم بفرستی که بهشون بگه

293
00:13:24,929 --> 00:13:26,347
‫مراسم تو یه آدرس دیگه‌ست
‫به جای آدرس قبلی،

294
00:13:26,430 --> 00:13:29,266
‫و انجام دادنش دو ثانیه طول می‌کشه.
‫بی‌خیال!

295
00:13:29,350 --> 00:13:32,728
‫تو لیاقت داری که مراسمت رو
‫تو لا سیه‌نگا هاسینداس برگزار کنی.

296
00:13:32,812 --> 00:13:35,022
‫شرایتون رو بی‌خیال.
‫می‌خوای ازش بپرسم یا نه؟

297
00:13:37,608 --> 00:13:40,069
‫این رسماً یه میز لمینت
‫درب و داغونه.

298
00:13:40,152 --> 00:13:41,320
‫حتی چوب هم نیست.

299
00:13:41,403 --> 00:13:43,489
[ملک برای فروش]
[مشاوره املاک والکن و شرکا]

300
00:13:46,116 --> 00:13:47,159
‫سلام.

301
00:13:48,244 --> 00:13:49,703
‫نه. تو اینجا چی کار می‌کنی؟

302
00:13:49,787 --> 00:13:51,747
‫- این یه قرار نیست، هست؟
‫- نه. یه قرار نیست.

303
00:13:51,831 --> 00:13:53,833
‫- چون خیلی واضح گفته شد که...
‫- نه، نیست... باشه.

304
00:13:53,916 --> 00:13:55,417
‫- ... یه شام یه باره بود.
‫- می‌دونم.

305
00:13:55,501 --> 00:13:58,462
‫- چرا هر مردی بهم وابسته می‌شه؟
‫- من بهت وابسته نشدم، باشه؟

306
00:13:58,546 --> 00:13:59,839
‫- حتماً که نشدی.
‫- نشدم.

307
00:13:59,922 --> 00:14:01,757
‫گوش کن، خوش گذشت که یه بار
‫با یه سطح پایین‌تر از خودم بودم،

308
00:14:01,841 --> 00:14:04,176
‫ولی من دیگه هیچوقت به اون
‫خونه‌ی پشتی درب و داغون سیلویا نمیرم.

309
00:14:04,260 --> 00:14:05,886
‫باشه. آروم باش، تام ولف.

310
00:14:05,970 --> 00:14:07,721
‫من فقط یه لطف ازت می‌خوام،
‫و اگه انجامش بدی،

311
00:14:07,805 --> 00:14:10,224
‫- دیگه هیچوقت مجبور نیستی من رو ببینی.
‫- امشب چی کاره‌ای؟

312
00:14:10,516 --> 00:14:12,893
‫- چی؟
‫- هیچی. بی‌خیال.

313
00:14:12,977 --> 00:14:14,353
‫امشب وقتت آزاده؟

314
00:14:15,104 --> 00:14:16,397
‫چی؟

315
00:14:16,480 --> 00:14:18,816
‫- یه لطفی در حقم می‌کنی یا نه؟
‫- بگو بشنوم.

316
00:14:18,899 --> 00:14:23,237
‫لا سیه‌نگا هاسین... داس.

317
00:14:26,740 --> 00:14:29,326
‫ببخشید. می‌شه مطمئن بشید
‫این فضا کاملاً خالی می‌شه؟

318
00:14:29,410 --> 00:14:32,580
‫همونطور که دیروز درخواست کردم. فقط برای اینکه
‫فضای کافی برای همه‌ی مهمون‌ها باشه.

319
00:14:32,663 --> 00:14:34,665
‫فقط اینه که این جزو وظایف ما نیست،

320
00:14:34,748 --> 00:14:36,667
‫چون ما برای جابه‌جایی
‫تجهیزات نداریم.

321
00:14:36,750 --> 00:14:38,669
‫- پس متأسفم.
‫- آره.

322
00:14:38,752 --> 00:14:41,547
‫آره. من همه‌ی این‌ها رو
‫قبل از رسیدنم درخواست کردم.

323
00:14:41,630 --> 00:14:43,966
‫می‌دونم، و متأسفم.

324
00:14:44,049 --> 00:14:45,259
‫آره.

325
00:14:45,342 --> 00:14:48,846
‫شما باید این درخواست رو طبق
‫قرارداد تکمیل کنید،

326
00:14:48,929 --> 00:14:51,974
‫در غیر این صورت من بیعانه‌ام رو پس می‌گیرم.
‫پس متأسفم.

327
00:14:52,057 --> 00:14:55,102
‫ولی من وکیلم
‫و این مراسم برای وکلاست،

328
00:14:55,185 --> 00:14:59,481
‫اگه منظورم رو بفهمی. پس، آره.

329
00:14:59,565 --> 00:15:00,900
‫آره.

330
00:15:04,486 --> 00:15:05,487
‫آره.

331
00:15:10,075 --> 00:15:11,243
‫اون کیه؟

332
00:15:11,327 --> 00:15:14,121
‫- سیلویا، تو یه فرشته‌ای.
‫- بله.

333
00:15:14,204 --> 00:15:15,789
‫نمی‌دونم چطوری از پسش براومدی.

334
00:15:15,873 --> 00:15:17,750
‫دوآ لیپا هفته‌ی پیش دقیقاً اینجا بود.

335
00:15:17,833 --> 00:15:20,502
‫فقط یه سوال.
‫همه قراره کجا بشینن؟

336
00:15:20,502 --> 00:15:22,212
‫آره. صندلی‌ها باید
‫به زودی تحویل داده بشن.

337
00:15:22,254 --> 00:15:24,590
‫نمی‌دونم مشکل از کجاست.
‫پیگیری می‌کنم.

338
00:15:24,673 --> 00:15:27,426
‫عالیه. خب، من میرم
‫همه جا سلفی بگیرم.

339
00:15:27,509 --> 00:15:30,054
‫- باشه. خوش بگذره.
‫- سعیم رو می‌کنم، باشه؟

340
00:15:30,137 --> 00:15:32,097
‫اینجا خیلی بده.

341
00:15:32,181 --> 00:15:34,058
‫شرکت اجاره‌ی های سوسایتی.
چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

342
00:15:34,099 --> 00:15:35,726
‫سلام. سیلویا گریوز هستم.

343
00:15:35,768 --> 00:15:38,854
‫فقط می‌خواستم در مورد
‫یه سفارشی که منتظرشم سوال کنم.

344
00:15:39,688 --> 00:15:41,231
‫خدای من. این یه فاجعه‌ست.

345
00:15:41,315 --> 00:15:43,901
‫شرکت اجاره‌ای صندلی‌ها رو
‫به شرایتون تحویل داده.

346
00:15:43,984 --> 00:15:46,195
‫و حاضر نیستن بیان تحویل بگیرن
‫و بیارن اینجا.

347
00:15:46,278 --> 00:15:47,947
‫هیچوقت نباید لقمه‌ی
‫بزرگتر از دهنم برمیداشتم.

348
00:15:48,030 --> 00:15:50,449
‫معلوم شد من یه خانم شیک و باکلاس
‫لا سیه‌نگا هاسینداسی نیستم.

349
00:15:50,532 --> 00:15:52,660
‫من فقط یه آدم معمولی شرایتونی‌ام.

350
00:15:52,743 --> 00:15:54,662
‫هی. این رو در مورد خودت نگو.

351
00:15:54,745 --> 00:15:58,123
‫من بوی کلر و اتاق کنفرانس
‫و قرارهای سفر کاری میدم.

352
00:15:58,207 --> 00:15:59,625
‫این رو کائنات داره بهم می‌گه.

353
00:15:59,708 --> 00:16:01,251
‫تو فقط یه مشت
‫صندلی تاشو لازم نداری؟

354
00:16:01,335 --> 00:16:02,836
‫نه. این قضیه بزرگتر از این حرف‌هاست.

355
00:16:02,920 --> 00:16:04,380
‫دارم سعی می‌کنم چارلی رو
‫تحت تأثیر قرار بدم

356
00:16:04,463 --> 00:16:06,924
‫و بهش ثابت کنم
‫که کارم رو جدی می‌گیرم.

357
00:16:07,007 --> 00:16:09,259
‫باشه. ببین، بچه‌های لاکی پنی،
‫اون‌ها یه کامیون دارن.

358
00:16:09,343 --> 00:16:11,553
‫اجازه میدن قرضش بگیرم. می‌تونم
‫تو این قضیه صندلی‌ها کمکت کنم، باشه؟

359
00:16:11,637 --> 00:16:12,972
‫- خدای من. مطمئنی؟
‫- آره.

360
00:16:13,055 --> 00:16:14,932
‫تو داری اجازه میدی من تو اتاق مهمونت
‫مجانی بمونم.

361
00:16:15,015 --> 00:16:17,935
‫- این کمترین کاریه که می‌تونم بکنم.
‫- رفیق. خیلی ممنونم.

362
00:16:18,018 --> 00:16:19,436
‫- ممنونم.
‫- مشکلی نیست.

363
00:16:19,520 --> 00:16:21,188
‫ضمناً، یه جورایی به چیزی
‫برای پرت کردن حواسم احتیاج دارم.

364
00:16:21,271 --> 00:16:24,149
‫تو اسنورف پنج تا جواب مثبت گرفتم
‫و یه‌کم دارم دیوونه می‌شم.

365
00:16:24,233 --> 00:16:25,317
‫اسنورف چیه؟

366
00:16:25,401 --> 00:16:27,069
‫این یه اپلیکیشن همسر‌یابی جدیده
‫که اگه با کسی مچ بشی،

367
00:16:27,152 --> 00:16:28,779
‫برای دو هفته به هم
‫کارت پستال می‌فرستید،

368
00:16:28,862 --> 00:16:31,782
‫بعد اگه توافق کنید همدیگه رو حضوری ببینید،
‫تضمینی با هم آشنا می‌شید.

369
00:16:32,950 --> 00:16:33,951
‫آره. حال بهم زنه.

370
00:16:37,496 --> 00:16:39,331
[شرکت نوشیدنی‌سازی لاکی پنی]

371
00:16:40,165 --> 00:16:42,001
‫باشه. برای این مدیونمی.

372
00:16:42,084 --> 00:16:43,877
‫- تو خونه‌ی من زندگی می‌کنی.
‫- اون که آره.

373
00:16:43,961 --> 00:16:44,962
‫آره.

374
00:16:50,634 --> 00:16:51,677
‫لعنتی.

375
00:16:52,094 --> 00:16:53,887
‫- نه.
‫- چیه؟
[جلسه مشاوره با چارلی]

376
00:16:54,972 --> 00:16:57,933
‫خیلی دیره. نمی‌تونم به
‫جلسه‌ی مشاوره‌ی چارلی برسم.

377
00:16:58,017 --> 00:16:59,059
‫مشاوره‌ی چارلی؟

378
00:16:59,143 --> 00:17:00,728
‫آره، چارلی ازم خواست باهاش
‫برم مشاوره،

379
00:17:00,811 --> 00:17:04,106
‫ولی آماده‌سازی مهمونی
‫کل بعد از ظهر رو گرفت برای همین من...

380
00:17:04,189 --> 00:17:06,275
‫- خب.
‫- «خب»؟

381
00:17:06,275 --> 00:17:07,776
‫چارلی می‌خواد تو مشاوره
باهات حرف بزنه

382
00:17:07,818 --> 00:17:09,987
‫این باید یه چیز، مثلاً،
‫خیلی مهم باشه، درسته؟

383
00:17:10,070 --> 00:17:11,739
‫بله، می‌دونم.
‫ولی، مثلاً، چی کار کنم؟

384
00:17:11,822 --> 00:17:13,615
‫نمی‌تونم به اونجا برسم. اون باید درک کنه.

385
00:17:13,699 --> 00:17:15,534
‫نمی‌تونی مشاوره‌ی چارلی رو از دست بدی.

386
00:17:15,576 --> 00:17:17,453
‫شاید این همون چیزی‌ـه که می‌خواد
‫در موردش باهات حرف بزنه؟

387
00:17:17,536 --> 00:17:19,413
‫که چطوری تو به نیاز‌های اون
‫اهمیت نمیدی یا یه همچین چیزی.

388
00:17:19,496 --> 00:17:21,957
‫این ترافیک رو نگاه کن. باشه؟

389
00:17:22,041 --> 00:17:24,209
‫و ما یه ون پر از صندلی
‫داریم که...

390
00:17:24,293 --> 00:17:26,545
‫باشه. ببین، من تو رو دم
‫دفتر مشاوره‌ی چارلی پیاده می‌کنم

391
00:17:26,628 --> 00:17:29,423
‫- بعد خودم صندلی‌ها رو می‌برم.
‫- نه، تو اون کافه رو نمی‌شناسی.

392
00:17:29,506 --> 00:17:31,800
‫- تو آدم رابط تو کافه رو نمی‌شناسی.
‫- خب رابط رو بهم بده.

393
00:17:31,884 --> 00:17:33,385
‫- به کارت شناسایی احتیاج داری.
‫- کارت رو بده به من!

394
00:17:33,469 --> 00:17:35,596
‫- و یه رمز عبور داره.
‫- برام مهم نیست. این‌ها...

395
00:17:35,679 --> 00:17:37,765
‫تو فقط داری بهونه میاری
‫که مجبور نباشی بری.

396
00:17:37,848 --> 00:17:39,433
‫معلومه که دارم! چه انتظاری داری؟

397
00:17:39,516 --> 00:17:41,685
‫وحشت کردم.
‫نمی‌دونم قراره چی بهم بگه.

398
00:17:41,769 --> 00:17:43,103
‫چرا نمی‌تونه فقط رو در رو بهم بگه

399
00:17:43,187 --> 00:17:46,106
‫به جای اینکه یه
‫ناظر عجیب و غریب اونجا باشه؟

400
00:17:46,732 --> 00:17:49,026
‫تو گفتی که مشاوره به ازدواجت پایان داد.

401
00:17:49,109 --> 00:17:52,071
‫نه. بودن تو یه ازدواج افتضاح
‫به ازدواجم پایان داد.

402
00:17:52,154 --> 00:17:53,781
‫خب، شاید این همون چیزی‌ـه که
‫چارلی قراره بهم بگه.

403
00:17:53,864 --> 00:17:55,699
‫فکر نکنم. شما رابطه‌تون خیلی خوبه.

404
00:17:56,283 --> 00:17:59,578
‫خب، من نمیرم. من نمیرم.
‫نمی‌خوام برم. نمی‌تونی من رو مجبور کنی برم.

405
00:17:59,661 --> 00:18:00,913
‫- به هر حال خیلی دیره.
‫- نیست.

406
00:18:00,996 --> 00:18:03,040
‫- نمی‌تونیم به بربنک برسیم.
‫- ما 15 دقیقه وقت داریم تا به اونجا برسیم.

407
00:18:03,123 --> 00:18:05,417
‫من این کوچه‌ها رو مثل
‫کف دستم می‌شناسم. باشه؟

408
00:18:05,501 --> 00:18:08,170
‫لعنتی. از این متنفرم که هم مهربونی
‫و هم حق با توئه. ازش متنفرم.

409
00:18:08,253 --> 00:18:11,882
‫حتماً همیشه خیلی عصبانی هستی.
‫چون من یه آدم مهربون و حق‌گو هستم.

410
00:18:17,429 --> 00:18:19,139
‫- قشنگ بود.
‫- درسته؟

411
00:18:19,223 --> 00:18:21,100
‫باشه. یه‌کم اینجا تنگه، ولی...

412
00:18:24,394 --> 00:18:27,648
‫- نه. نه!
‫- لعنتی. گندش بزنن!

413
00:18:28,857 --> 00:18:29,942
‫گندش بزنن.

414
00:18:32,111 --> 00:18:34,571
‫- نه.
‫- یالا. یالا!

415
00:18:34,655 --> 00:18:37,199
‫- نه! ما گیر کردیم.
‫- ببین. فقط تو برو.

416
00:18:37,282 --> 00:18:39,535
‫- یه تاکسی اینترنتی بگیر. من صندلی‌ها رو تحویل میدم.
‫- تو چطوری می‌خوای بیای بیرون؟

417
00:18:39,618 --> 00:18:41,787
‫نگران اون نباش.
‫تو یه ازدواج داری که باید نجاتش بدی.

418
00:18:41,870 --> 00:18:43,455
‫- برو!
‫- مطمئنی؟

419
00:18:43,539 --> 00:18:45,541
‫- مطمئنم. فقط برو.
‫- باشه. دارم میرم.

420
00:18:45,624 --> 00:18:46,917
‫- دارم میرم.
‫- باشه.

421
00:18:48,085 --> 00:18:49,628
‫- من گیر کردم.
‫- لعنتی.

422
00:18:49,711 --> 00:18:51,797
‫- نمی‌تونم برم... هیچ جا نمیرم.
‫- شیشه رو بده پایین.

423
00:18:51,880 --> 00:18:54,133
‫- از پنجره بیا بیرون. برو!
‫- مطمئنی؟

424
00:18:54,216 --> 00:18:56,093
‫مطمئنم. فقط برو!

425
00:19:02,683 --> 00:19:03,892
‫می‌تونی! برو!

426
00:19:04,935 --> 00:19:06,395
‫چقدر دیگه تا برسیم؟

427
00:19:06,937 --> 00:19:08,063
‫بیست و پنج دقیقه.

428
00:19:10,149 --> 00:19:12,067
[جلسه مشاوره با چارلی ساعت 4]

429
00:19:15,863 --> 00:19:17,990
‫- سلام.
‫- سلام، عزیزم.

430
00:19:18,073 --> 00:19:20,075
‫من تو ترافیک گیر کردم، البته.

431
00:19:20,159 --> 00:19:26,707
‫فقط چند دقیقه دیگه می‌رسم.
‫می‌تونم از طریق فیس‌تایم بهتون ملحق بشم؟

432
00:19:26,790 --> 00:19:29,209
‫حتماً. بهت زنگ می‌زنم.

433
00:19:29,293 --> 00:19:30,627
‫باشه.

434
00:19:32,838 --> 00:19:34,464
‫تو ترافیک گیر کرده.

435
00:19:37,050 --> 00:19:40,596
‫سلام، خیلی متأسفم، عزیزم.
‫فقط تو این ترافیک وحشتناک گیر کردم.

436
00:19:40,679 --> 00:19:45,184
‫ولی، می‌دونی، بیا فقط وانمود کنیم
‫که من اونجا تو دفتر مشاورم

437
00:19:45,267 --> 00:19:46,768
‫و آره، می‌تونیم حرف بزنیم.

438
00:19:46,852 --> 00:19:48,812
‫سیلویا، تو یه پاندایی.

439
00:19:48,896 --> 00:19:50,939
‫ببخشید. نمی‌دونم چطوری این رو خاموش کنم.

440
00:19:51,023 --> 00:19:52,191
‫واقعاً... من...

441
00:19:52,274 --> 00:19:54,818
‫ببخشید، این خیلی رو اعصابه.
‫من فقط... نمی‌تونم...

442
00:19:54,902 --> 00:19:57,654
‫لعنتی. نمی‌دونم چطوری...

443
00:19:57,738 --> 00:19:59,031
‫هنوز یه پاندام؟

444
00:19:59,114 --> 00:20:01,533
‫- هنوز یه پاندایی.
‫- باشه. ببخشید.

445
00:20:01,617 --> 00:20:02,743
‫باید...

446
00:20:04,494 --> 00:20:06,580
‫- الان چطور؟
‫- الان یه مرغی.

447
00:20:07,372 --> 00:20:10,042
‫باشه، من... فقط... خیلی متأسفم.

448
00:20:10,125 --> 00:20:14,546
‫خیلی رو اعصابه، ولی بیا فقط ادامه بدیم.
‫بیا فقط ادامه بدیم و حرف بزنیم.

449
00:20:14,630 --> 00:20:18,675
‫می‌دونی چیه، من عذرخواهی
‫از یه مرغ رو قبول نمی‌کنم.

450
00:20:21,011 --> 00:20:23,347
‫الو؟ الو؟

451
00:20:24,139 --> 00:20:25,724
‫عالی بود.

452
00:20:25,807 --> 00:20:27,392
‫بهت افتخار می‌کنم. مرز محکمی بود.

453
00:20:28,185 --> 00:20:29,478
‫ممنونم.

454
00:20:29,561 --> 00:20:31,271
‫لعنتی! ببخشید.

455
00:20:31,355 --> 00:20:33,774
‫- اشکالی نداره. خوبه.
‫- نه، خیلی بلند بود. ببخشید.

456
00:20:33,857 --> 00:20:34,983
‫- تو خوبی.
‫- معذرت می‌خوام.

457
00:20:43,242 --> 00:20:44,451
‫یالا.

458
00:20:47,663 --> 00:20:48,664
‫لعنتی.

459
00:20:51,041 --> 00:20:52,042
‫گندش بزنن.

460
00:20:52,125 --> 00:20:53,961
‫صداش اینجوریه.

461
00:20:57,089 --> 00:20:58,465
‫باشه.

462
00:21:00,008 --> 00:21:01,969
‫می‌بینمت، عوضی کوچولو.

463
00:21:03,136 --> 00:21:04,471
‫بگیرش!

464
00:21:16,108 --> 00:21:17,192
‫چه غلطی می‌کنی؟

465
00:21:17,276 --> 00:21:18,402
‫به من نگاه نکن.

466
00:21:19,778 --> 00:21:22,531
‫عوضی کوچولو. دفعه بعد می‌گیرمت!

467
00:21:27,119 --> 00:21:28,787
‫خدای من. خیلی متأسفم که دیر کردم.

468
00:21:28,870 --> 00:21:31,456
‫من... دوستم ویل
این ایده‌ی دیوانه‌وار رو داشت

469
00:21:31,540 --> 00:21:35,002
‫که مهمونی رو به اون طرف شهر منتقل کنیم
‫و... معذرت می‌خوام.

470
00:21:35,085 --> 00:21:36,795
‫بله، در مورد ویل شنیدم.

471
00:21:38,672 --> 00:21:39,965
‫تو می‌دونی ویل کیه؟

472
00:21:41,633 --> 00:21:45,679
‫به هر حال، من اینجام، پس،
‫می‌تونیم در مورد اینکه چه خبره بحث کنیم.

473
00:21:45,762 --> 00:21:47,639
‫می‌دونی، چرا اول چند دقیقه
‫وقت نذاریم

474
00:21:47,723 --> 00:21:49,975
‫تا دلیل واقعی دیر کردنت رو
‫بررسی کنیم؟

475
00:21:50,767 --> 00:21:52,936
‫از چی داری فرار می‌کنی؟

476
00:21:54,688 --> 00:21:56,940
‫من اونی نیستم که تو مشاوره‌ست.

477
00:21:58,025 --> 00:22:03,071
‫چرا از حرف زدن در مورد
‫دلیل واقعی دیر کردنت فرار می‌کنی؟

478
00:22:04,114 --> 00:22:05,115
‫اون چی بود؟

479
00:22:05,198 --> 00:22:08,869
‫چرا از حرف زدن

480
00:22:08,952 --> 00:22:12,289
‫در مورد دلیل واقعی دیر کردنت فرار می‌کنی؟

481
00:22:12,831 --> 00:22:15,500
‫من از هیچی فرار نمی‌کنم.

482
00:22:15,584 --> 00:22:19,129
‫تو رسماً «مرغ شدی» و جا زدی.

483
00:22:20,005 --> 00:22:21,048
‫باشه.

484
00:22:21,673 --> 00:22:23,759
‫چارلی، اینجا چه خبره؟

485
00:22:23,842 --> 00:22:24,885
‫- این...
‫- باشه. باشه.

486
00:22:25,927 --> 00:22:27,054
‫- سیلویا.
‫- بله.

487
00:22:27,137 --> 00:22:30,223
‫- من داشتم روی خودم کار می‌کردم...
‫- متأسفانه، وقتمون تمومه.

488
00:22:30,307 --> 00:22:31,850
‫و من یه مراجع دیگه‌ای دارم که میاد.

489
00:22:32,351 --> 00:22:36,938
‫باشه. ممنونم. ممنون از وقت‌تون.

490
00:22:37,522 --> 00:22:39,441
‫- خواهش می‌کنم.
‫- ممنونم.

491
00:22:45,238 --> 00:22:46,656
‫دیدی؟ هیچ مراجعی نیست.

492
00:22:46,740 --> 00:22:48,575
‫معلومه که می‌تونست
‫به حرف زدن با ما ادامه بده.

493
00:22:48,658 --> 00:22:50,952
‫این تقصیر دکتر ملفی نیست.

494
00:22:51,036 --> 00:22:53,121
‫اسمش واقعاً دکتر ملفیه؟

495
00:22:53,205 --> 00:22:54,289
‫بله.

496
00:22:55,123 --> 00:22:57,459
‫- دکتر ملفی. چرا؟
‫- چی؟

497
00:22:58,960 --> 00:23:02,297
‫باشه. ببین، من فقط فکر می‌کنم
‫اگه واقعاً براش مهم بودی،

498
00:23:02,381 --> 00:23:03,757
‫اجازه می‌داد بمونیم.

499
00:23:03,840 --> 00:23:05,092
‫تو نمی‌خواستی اینجا باشی.

500
00:23:05,175 --> 00:23:06,968
‫اصلاً اینطور نیست، عزیزم. نه. می‌خواستم.

501
00:23:07,052 --> 00:23:09,388
‫تو به مشاوره دیر رسیدی،
‫درست مثل اینکه به مسابقه دیر رسیدی!

502
00:23:09,471 --> 00:23:11,765
‫تو برای همه چیز دیر می‌کنی.

503
00:23:11,848 --> 00:23:14,601
‫می‌دونی، اون یه باری که بهت احتیاج داشتم
‫که اونجا باشی، تو با ویل بودی.

504
00:23:14,684 --> 00:23:17,145
‫- درست مثل اینکه امروز با ویل بودی.
‫- عزیزم، من...

505
00:23:17,229 --> 00:23:20,357
‫من نباید محل مهمونی رو
‫دقیقه‌ی آخر عوض می‌کردم.

506
00:23:20,440 --> 00:23:24,569
‫من فقط داشتم سعی می‌کردم یه کار
‫خیلی خاص برای شرکت تو و برای تو انجام بدم.

507
00:23:24,653 --> 00:23:29,741
‫و، الان که فکر می‌کنم، ایده‌ی احمقانه‌ای بود،
‫و خیلی متأسفم. واقعاً.

508
00:23:29,825 --> 00:23:32,994
‫و من الان اینجام، و بیا در مورد
‫هر چیزی که می‌خوای حرف بزنیم، حرف بزنیم.

509
00:23:33,078 --> 00:23:34,788
‫عزیزم، می‌دونم.

510
00:23:34,871 --> 00:23:40,377
‫و من نباید این قرار رو
‫برای همون روز مهمونی شرکت می‌ذاشتم.

511
00:23:40,961 --> 00:23:43,380
‫نگرانش نباش.
‫می‌دونم سرت خیلی شلوغه.

512
00:23:43,463 --> 00:23:44,714
‫باشه، ولی می‌تونستیم...

513
00:23:49,511 --> 00:23:51,388
‫مراجع نداشت. می‌دونستم.

514
00:23:52,222 --> 00:23:56,393
‫چرا اینقدر برات مهمه
‫که من مراجع نداشتم؟

515
00:23:56,476 --> 00:23:59,312
‫خب، چرا در مورد داشتن
‫مراجع راست نگفتی؟

516
00:23:59,396 --> 00:24:01,731
‫حس می‌کنی لیاقت دوچرخه‌سواری
‫رفتن رو نداری؟

517
00:24:01,815 --> 00:24:04,651
‫انگار داری از چیزی فرار می‌کنی
‫به جای اینکه باهاش روبه‌رو بشی؟

518
00:24:04,734 --> 00:24:07,320
‫از کجا می‌دونی من الان
‫با دوچرخه پیش یه مراجع نمیرم؟

519
00:24:08,196 --> 00:24:10,574
‫چون این کار دیوانگیه.

520
00:24:11,074 --> 00:24:12,075
‫باشه.

521
00:24:12,617 --> 00:24:18,123
‫من رو تشخیص نده. باشه؟
‫چون تو اصلاً صلاحیتش رو نداری.

522
00:24:19,332 --> 00:24:21,042
‫جلسه‌ی عالی‌ای بود. هفته‌ی بعد می‌بینمتون.

523
00:24:21,126 --> 00:24:23,003
‫بله. ممنونم.

524
00:24:29,843 --> 00:24:31,595
‫- ممنون که اومدین.
‫- باشه.

525
00:24:31,678 --> 00:24:34,473
‫- اون خوبه.
‫- سال اولت چطور می‌گذره؟

526
00:24:34,556 --> 00:24:36,975
‫خب، شماها گفتین حدوداً
‫سه ساله اینجا کار می‌کنین، درسته؟

527
00:24:37,058 --> 00:24:38,977
‫شما چند وقته اینجا کار می‌کنین؟

528
00:24:39,644 --> 00:24:41,438
‫اون رژی که زدی چیه؟

529
00:24:41,521 --> 00:24:43,273
‫- قشنگه.
‫- نمی‌دونم.

530
00:24:44,941 --> 00:24:45,942
‫سلام.

531
00:24:45,942 --> 00:24:47,194
‫- سلام.
‫- اینجا عالی به نظر می‌رسه.

532
00:24:47,235 --> 00:24:49,905
‫- ممنون.
‫- به جلسه‌ی مشاوره رسیدی؟

533
00:24:51,740 --> 00:24:52,782
‫احساس بدی دارم.

534
00:24:52,866 --> 00:24:56,244
‫مطمئنم مشکلی نیست. آره.

535
00:24:56,328 --> 00:24:58,747
‫- ممنون که قضیه صندلی‌ها رو حل کردی.
‫- مشکلی نیست.

536
00:24:58,830 --> 00:24:59,831
‫ممنون که من رو دعوت کردی.

537
00:24:59,915 --> 00:25:02,250
‫شرکت تو مهمونی بازنشستگی
‫یه غریبه جالبه.

538
00:25:02,334 --> 00:25:04,961
‫- یه نوشیدنی بخور. باشه.
‫- حتماً. برای همین اینجام.

539
00:25:05,045 --> 00:25:06,046
‫هی.

540
00:25:06,963 --> 00:25:08,507
‫هی، عزیزم. ممنون، ولی نمی‌تونم.

541
00:25:08,590 --> 00:25:10,634
‫- من سر کارم.
‫- خب، مهمونی عالی به نظر می‌رسه.

542
00:25:10,717 --> 00:25:12,469
‫خوبه. آره، هست...

543
00:25:12,552 --> 00:25:13,678
‫سلام، ونسا.

544
00:25:13,762 --> 00:25:14,804
‫مهمونی عالیه، سیلویا.

545
00:25:14,888 --> 00:25:16,973
‫انگار یه میلیون ساله که ندیدمت.

546
00:25:18,850 --> 00:25:20,519
‫یه میلیون سال.

547
00:25:20,602 --> 00:25:23,355
‫عاشق این یکی‌ام. خیلی بامزه‌ست.

548
00:25:25,440 --> 00:25:26,525
‫خب...

549
00:25:28,610 --> 00:25:29,945
‫- گردنش چی شده؟
‫- نمی‌دونم.

550
00:25:30,028 --> 00:25:33,532
‫- دیگه زیاد باهاش حرف نمی‌زنم.
‫- شرط می‌بندم که نمی‌زنی.

551
00:25:33,615 --> 00:25:34,783
‫آره.

552
00:25:35,825 --> 00:25:37,244
‫استوارت.

553
00:25:37,327 --> 00:25:40,247
‫هی، همه، گوش کنید.

554
00:25:40,330 --> 00:25:42,999
‫ما می‌خواستیم فرانک رو با شکوه بدرقه کنیم.

555
00:25:43,083 --> 00:25:45,502
‫پس یه چیز کوچیک و خاص
‫آماده کردیم.

556
00:25:45,585 --> 00:25:47,212
‫بیاین همه یه نگاهی بندازیم. پخشش کن.

557
00:25:48,922 --> 00:25:50,715
‫فرانک، ما یه مشکلی داریم.

558
00:25:50,799 --> 00:25:51,800
‫چی شده؟

559
00:25:51,883 --> 00:25:54,678
‫نمی‌تونیم خلاصه‌ی پرونده‌ی مک‌کالیستر علیه
‫یونایتد پترول رو پیدا کنیم.

560
00:25:54,761 --> 00:25:57,973
‫اگه یه بار بهت گفته باشم،
‫انگار یه میلیون بار گفتم.

561
00:25:58,056 --> 00:26:00,892
‫مک‌کالیستر علیه یونایتد پترولیوم.

562
00:26:01,977 --> 00:26:03,436
‫بدون تو چی کار کنیم؟

563
00:26:04,062 --> 00:26:06,398
‫انگار که من...

564
00:26:06,481 --> 00:26:10,318
‫من یه حسی تو استخون‌هام دارم

565
00:26:10,402 --> 00:26:14,531
‫برقی می‌شه، عزیزم
‫وقتی روشنش می‌کنم

566
00:26:15,407 --> 00:26:17,075
‫تو کل شهرم

567
00:26:17,158 --> 00:26:19,286
‫- تو کل خونه‌ام
‫- یه‌کم عجیبه، آره.

568
00:26:19,369 --> 00:26:22,998
‫ما داریم پرواز می‌کنیم، سقفی نیست
‫وقتی تو منطقه‌ی خودمونیم

569
00:26:23,081 --> 00:26:25,333
‫نمی‌شه فرانکینگ رو متوقف کرد

570
00:26:25,959 --> 00:26:29,629
‫فرانک، فرانک، فرانک
‫نمی‌شه فرانکینگ رو متوقف کرد

571
00:26:31,506 --> 00:26:32,674
‫صدایی می‌شنوم؟

572
00:26:36,344 --> 00:26:39,097
‫- ستاره‌ی سینما. وای. اون پسره رو نگاه کن.
‫- وای.

573
00:26:42,350 --> 00:26:44,436
‫اینجا چه خبره؟

574
00:26:45,895 --> 00:26:48,648
‫فقط یه‌کم فرانکینگ؟

575
00:26:50,609 --> 00:26:52,277
[ممنون، فرانک]

576
00:26:59,492 --> 00:27:00,368
‫سیلویا. سیلویا؟ بیا اینجا.

577
00:27:00,452 --> 00:27:02,287
‫می‌خوام تو رو با دوستم کری آشنا کنم.

578
00:27:02,370 --> 00:27:08,126
‫اون تقریباً مثل همسر/دختر/
‫دوست/بهترین رفیق/دکتر شخصی منه.

579
00:27:08,209 --> 00:27:10,170
‫صبر کن، این همون کری‌ـه
‫که باهاش میری کابو؟

580
00:27:10,253 --> 00:27:11,838
‫خود خودشه.

581
00:27:11,921 --> 00:27:13,256
‫- این کری کابوئه.
‫- آره.

582
00:27:13,340 --> 00:27:15,091
‫این کری کابوئه.

583
00:27:15,175 --> 00:27:17,802
‫می‌دونی، من سال‌هاست که
‫می‌خواستم تو رو ببینم، سیلویا.

584
00:27:17,886 --> 00:27:19,095
‫منم همینطور، کری کابو.

585
00:27:19,179 --> 00:27:20,513
‫- اگه اجازه بدی...
‫- آره.

586
00:27:20,597 --> 00:27:24,392
‫می‌دونی، می‌دونم تازه همو دیدیم،
‫ولی شرکتی که من توش کار می‌کنم،

587
00:27:24,476 --> 00:27:28,188
‫ما یه مهمونی بزرگ داریم
‫و برنامه‌ریزش رسماً پیچونده.

588
00:27:28,271 --> 00:27:30,231
‫- آره.
‫- اوضاع خیلی خرابه.

589
00:27:30,315 --> 00:27:34,069
‫وقت خالی‌ای داری که، مثلاً،
‫اساساً از دیروز وارد عمل بشی؟

590
00:27:34,152 --> 00:27:36,488
‫خدای من. من کاملاً وقتم آزاده.

591
00:27:36,571 --> 00:27:38,657
‫شماره‌ت رو از استوارت می‌گیرم.
‫این هفته بهت زنگ می‌زنم.

592
00:27:38,740 --> 00:27:40,533
‫این فوق‌العاده‌ست. حتماً.
‫بی‌صبرانه منتظرم.

593
00:27:40,617 --> 00:27:41,826
‫- بزن بریم بترکونیم، رفیق!
‫- بزن بریم.

594
00:27:41,910 --> 00:27:43,036
‫به زودی حرف می‌زنیم.

595
00:27:43,119 --> 00:27:44,621
‫- بیا این رو هماهنگ کنیم.
‫- عالیه.

596
00:27:44,704 --> 00:27:46,706
‫- خدای من، اون خیلی دوست‌داشتنیه.
‫- عاشقشم.

597
00:27:46,790 --> 00:27:47,999
‫هیچ عمل زیبایی‌ای نکرده.

598
00:27:48,917 --> 00:27:50,210
‫چه شانسی داره لامصب.

599
00:27:50,293 --> 00:27:52,754
‫می‌دونم. خوش به حالش، درسته؟

600
00:27:52,837 --> 00:27:54,089
‫آره، تابستون آینده دندون‌های جدید می‌ذارم.

601
00:27:54,089 --> 00:27:54,422
‫آره، تابستون آینده دندون‌های جدید می‌ذارم.

602
00:27:58,760 --> 00:27:59,761
‫آدری.

603
00:27:59,844 --> 00:28:01,262
‫هی، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

604
00:28:01,346 --> 00:28:02,347
‫من عضو مؤسس‌ام.

605
00:28:02,430 --> 00:28:03,807
‫باید حدس می‌زدم.

606
00:28:05,475 --> 00:28:07,852
‫- چطوری؟ همه چیز چطوره؟
‫- خوبم. همون همیشگی.

607
00:28:07,936 --> 00:28:09,437
‫- آره.
‫- می‌دونی.

608
00:28:09,521 --> 00:28:11,981
‫تازه یه دفتر تو نیویورک باز کردم،
‫پس الان دو ساحلی‌ام.

609
00:28:12,065 --> 00:28:14,818
‫وای. نگاه کن.

610
00:28:14,901 --> 00:28:17,445
‫با بچه‌های لاکی پنی حرف زدی؟
‫اون‌ها واقعاً دارن می‌ترکونن.

611
00:28:17,529 --> 00:28:19,197
‫آره، مرتب باهاشون حرف می‌زنم.

612
00:28:19,280 --> 00:28:21,032
‫اون‌ها دارن عالی کار می‌کنن.
‫واقعاً براشون هیجان‌زده‌ام.

613
00:28:21,116 --> 00:28:25,120
‫آخرین باری که شنیدم تو یه نوشیدنی‌ساز
‫کله‌گنده تو یه شرکت زنجیره‌ای ملی بودی؟

614
00:28:25,203 --> 00:28:27,622
‫آره. یه جورایی. اوضاع یه‌کم عوض شده.

615
00:28:27,706 --> 00:28:28,998
‫آره.

616
00:28:29,082 --> 00:28:30,875
‫راستش دارم سعی می‌کنم
کافه‌ی خودم رو باز کنم

617
00:28:31,793 --> 00:28:33,128
‫- این فوق‌العاده‌ست. کجا؟
‫- آره.

618
00:28:34,671 --> 00:28:35,797
‫هنوز نمی‌دونم کجا.

619
00:28:35,880 --> 00:28:38,633
‫این فعلاً نامشخصه چون من هنوز...

620
00:28:38,717 --> 00:28:41,594
‫یه جورایی اول راه این پروسه‌ام.
‫آره.

621
00:28:41,678 --> 00:28:43,763
‫باشه، خب، سرمایه‌گذاری داری؟

622
00:28:44,389 --> 00:28:48,560
‫اون پروسه هم یه جورایی
‫اول راهشه پس...

623
00:28:49,102 --> 00:28:50,854
‫- خب، باحاله.
‫- خیلی باحاله.

624
00:28:52,355 --> 00:28:54,065
‫به هر حال، از دیدنت خوشحال شدم.

625
00:28:54,149 --> 00:28:56,484
‫مطمئنم تو هاسینداها
‫دور و بر هم می‌بینمت.

626
00:28:57,360 --> 00:28:58,361
‫آره.

627
00:29:03,825 --> 00:29:05,869
‫تازه برای انجام یه کار دیگه استخدام شدم.

628
00:29:05,952 --> 00:29:07,912
‫- وای، این عالیه. آره.
‫- می‌دونم.

629
00:29:07,996 --> 00:29:10,206
‫خیلی زوده
‫و یه کار بزرگ دیگه‌ست مثل این،

630
00:29:10,290 --> 00:29:12,041
‫ولی می‌تونه به کارهای بیشتری منجر بشه.

631
00:29:12,667 --> 00:29:13,793
‫دوباره کمکم می‌کنی؟

632
00:29:13,877 --> 00:29:15,920
‫فکر نکنم می‌تونستم این یکی رو
‫بدون تو انجام بدم.

633
00:29:16,671 --> 00:29:19,048
‫آره. بله. خیلی دوست دارم کمک کنم.

634
00:29:19,132 --> 00:29:23,595
‫راستش... شاید، تا وقتی کمک می‌کنم،
‫بتونم تو اتاق مهمونت بمونم، می‌دونی؟

635
00:29:23,678 --> 00:29:26,514
‫اینطوری پول خواهم داشت
‫که فضای کافه‌ام رو اجاره کنم.

636
00:29:26,598 --> 00:29:27,724
‫بله. ازش خوشم اومد.

637
00:29:27,807 --> 00:29:30,810
‫- عالیه.
‫- بذار فقط با چارلی حرف بزنم، ولی...

638
00:29:30,894 --> 00:29:32,771
‫کاملاً درک می‌کنم.
‫ولی اگه کمک می‌کنه معامله شیرین‌تر بشه،

639
00:29:32,854 --> 00:29:36,191
‫قول میدم دیگه هیچ
‫مهمون خاصی رو

640
00:29:36,274 --> 00:29:37,817
‫تو مهمون‌خونه‌ات نیارم.

641
00:29:37,901 --> 00:29:40,653
‫- خیلی لطف داری. حلش می‌کنم.
‫- آره.

642
00:29:40,737 --> 00:29:42,155
‫- ممنونم. عالیه.
‫- این رو بهش می‌گم.

643
00:29:42,238 --> 00:29:44,324
‫- باشه؟
‫- عالیه. می‌تونی از همین کلمات هم استفاده کنی.

644
00:29:44,407 --> 00:29:45,492
‫- حتماً. چه عالی.
‫- باشه.

645
00:29:47,076 --> 00:29:49,829
‫هی، همه، فقط می‌خواستم ازتون تشکر کنم

646
00:29:49,913 --> 00:29:53,875
‫که به مهمونی بازنشستگی من اومدین.

647
00:29:55,585 --> 00:29:57,796
‫می‌دونید، اولش، فکر کردم
‫فقط یه مهمونی کوچیک و خودمونی داشته باشیم،

648
00:29:57,879 --> 00:30:00,465
‫ولی بعد فکر کردم،

649
00:30:00,548 --> 00:30:02,634
‫«نپرسی، گیرت نمیاد.» درسته؟

650
00:30:02,717 --> 00:30:03,885
‫عجب.

651
00:30:03,968 --> 00:30:07,639
‫واقعاً دلم برای... اکثرتون تنگ می‌شه.

652
00:30:07,722 --> 00:30:10,809
‫برای همینه که احتمالاً
‫برای چند سالی تو اسلک سرک می‌کشم.

653
00:30:11,643 --> 00:30:13,311
‫می‌دونید که من تو اسلک خواهم بود.

654
00:30:15,063 --> 00:30:18,274
‫به هر حال، از همه‌تون ممنونم که این
‫بدرقه‌ی فوق‌العاده رو رقم زدید.

655
00:30:18,358 --> 00:30:19,567
‫واقعاً قدردانم.

656
00:30:20,652 --> 00:30:22,529
‫ممنون. ممنون.

657
00:30:22,612 --> 00:30:24,405
‫- خیلی دوست‌داشتنیه.
‫- سلام.

658
00:30:25,073 --> 00:30:26,074
‫من...

659
00:30:27,742 --> 00:30:29,828
‫منم یه چیز کوچیکی برای اضافه کردن دارم.

660
00:30:29,911 --> 00:30:31,579
‫قراره بگه که ترکوندی.

661
00:30:32,539 --> 00:30:34,874
‫این فقط بازنشستگی فرانک نیست.

662
00:30:36,251 --> 00:30:38,461
‫مال منم هست.

663
00:30:39,254 --> 00:30:43,758
‫درسته. من هم بازنشسته می‌شم.

664
00:30:44,384 --> 00:30:50,223
‫پس، به فرانک و خودم تبریک می‌گم.

665
00:30:51,307 --> 00:30:52,308
‫باشه.

666
00:30:52,392 --> 00:30:54,853
‫نه. این چیز خوبی نیست.

667
00:30:57,063 --> 00:30:58,356
‫فکر کنم از این خبر داشتی؟

668
00:31:01,192 --> 00:31:02,443
‫فکر کنم نه.

669
00:31:06,364 --> 00:31:08,408
‫این همون چیزی بود که می‌خواستی
‫تو مشاوره بهم بگی؟

670
00:31:08,491 --> 00:31:10,076
‫نه، اون موقع برنامه‌ش رو نداشتم.

671
00:31:10,159 --> 00:31:12,412
‫فقط می‌دونستم که خیلی ناراحتم.

672
00:31:12,495 --> 00:31:18,126
‫سیلویا، برای مدت خیلی طولانی حس می‌کردم
‫که باید یه جور خاصی زندگی کنم.

673
00:31:18,209 --> 00:31:22,213
‫که باید تو این جعبه‌ی کوچیک
‫و تنگ وجود داشته باشم، و بعد فهمیدم

674
00:31:22,922 --> 00:31:25,884
‫مجبور نیستم همون کار رو
‫برای تمام عمرم انجام بدم.

675
00:31:25,925 --> 00:31:27,844
‫یعنی، این همه مسیر دیگه هست.

676
00:31:29,429 --> 00:31:33,308
‫چه مسیری... مسیر خاصی مد نظرته؟

677
00:31:33,391 --> 00:31:35,602
‫نه. کاملاً مطمئن نیستم
‫مسیر چی قراره باشه،

678
00:31:35,685 --> 00:31:38,563
‫ولی اینقدر مسیرهای زیادی هست که
‫حس می‌کنم دارم وارد جنگل می‌شم.

679
00:31:38,646 --> 00:31:41,858
‫برای اولین بار... احساس آزادی می‌کنم.

680
00:31:41,941 --> 00:31:43,860
‫وای، حتی نمی‌دونم چقدر وقته.

681
00:31:44,527 --> 00:31:46,487
‫می‌دونی، فهمیدم
‫زندگی باید بیشتر از این‌ها باشه

682
00:31:46,571 --> 00:31:50,783
‫تا فقط 60 ساعت در هفته
‫رفتن به یه دفتر وکالت مثل فرانک.

683
00:31:51,701 --> 00:31:52,744
‫آره.

684
00:31:53,453 --> 00:31:55,538
‫ما کلی هزینه در پیش رو داریم.

685
00:31:55,622 --> 00:31:57,373
‫می‌دونی،
‫فرانسیس داره میره دانشگاه،

686
00:31:57,457 --> 00:31:59,000
‫- می‌دونی، و...
‫- آره، خب، می‌دونی،

687
00:31:59,083 --> 00:32:01,961
‫یعنی، صندوق کالجش تقریباً پر شده
‫و ما به اندازه‌ی کافی پول پس‌انداز کردیم

688
00:32:02,045 --> 00:32:03,546
‫که ما رو از این برهه‌ی بعدی عبور بده،

689
00:32:03,630 --> 00:32:07,675
‫ولی کمربندهامون‌ رو محکم‌تر می‌بندیم
‫و یه فکری به حالش می‌کنیم.

690
00:32:09,677 --> 00:32:11,429
‫- می‌تونم باهات صادق باشم، عزیزم؟
‫- بله.

691
00:32:11,512 --> 00:32:15,433
‫می‌تونی باهام صادق باشی.
‫اینجا همیشه یه فضای امنه.

692
00:32:16,225 --> 00:32:19,896
‫باشه. من... این به نظر...

693
00:32:19,979 --> 00:32:22,273
‫چطوری بگم؟

694
00:32:22,357 --> 00:32:24,067
‫بی‌فکرانه و نسنجیده‌ست.

695
00:32:26,194 --> 00:32:27,737
‫عزیزم، من به این احتیاج دارم.

696
00:32:28,196 --> 00:32:31,240
‫واقعاً... من به این احتیاج دارم.
‫و یه فکری به حالش می‌کنیم.

697
00:32:32,200 --> 00:32:34,911
‫و می‌دونی چیه؟ تو داری عالی کار می‌کنی.

698
00:32:34,994 --> 00:32:39,082
‫می‌دونی، تو امشب اون کار بزرگ رو گرفتی.
‫کسب و کارت واقعاً داره راه میفته.

699
00:32:39,165 --> 00:32:41,918
‫اینقدر بزرگش نکن. من یه مهمونی دیگه گرفتم.
‫باشه؟

700
00:32:42,001 --> 00:32:43,503
‫از کجا معلوم،
‫شاید این آخریش باشه.

701
00:32:43,586 --> 00:32:44,671
‫فکر نکنم.

702
00:32:44,754 --> 00:32:45,296
‫عزیزم...

703
00:32:45,296 --> 00:32:47,590
‫من این حس رو تو استخون‌هام دارم.
