﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:02,210 --> 00:00:04,087
‫بریم سراغ راند "جئوپردی!".

3
00:00:05,505 --> 00:00:07,173
‫موضوعات این‌ها هستن.

4
00:00:07,215 --> 00:00:09,884
‫"دنیای شگفت‌انگیز دیزنی"،

5
00:00:09,926 --> 00:00:13,054
‫بعدش "زندگی‌های به هدر رفته"، "فانی بودن"،

6
00:00:14,055 --> 00:00:16,516
‫"چارلی گریوز"، "پشیمونی‌ها"،

7
00:00:16,516 --> 00:00:18,268
‫و در آخر، "راه برگشتی نیست".

8
00:00:18,309 --> 00:00:19,436
‫موریس، نوبت توئه.

9
00:00:19,477 --> 00:00:21,980
‫"فانی بودن" رو 400 تا می‌خوام.

10
00:00:22,022 --> 00:00:24,524
‫"تا وقتی زندگیش کنی،
‫سرعتش مدام بیشتر و بیشتر می‌شه."

11
00:00:25,233 --> 00:00:26,443
‫زمان؟

12
00:00:26,484 --> 00:00:28,528
‫درسته.
‫امتیاز گرفتی موریس.

13
00:00:28,528 --> 00:00:31,114
‫کن، "زندگی‌های به هدر رفته" رو 200 تا می‌خوام.

14
00:00:31,114 --> 00:00:34,659
‫"این شریک ارشد شرکت بوسالیس و ادینگتون
‫تو خواب از دنیا رفت."

15
00:00:34,659 --> 00:00:37,912
‫- آندریا.
‫- چارلی پردساسر؟

16
00:00:38,413 --> 00:00:40,957
‫درسته. چارلی، لطفاً دهنت رو ببند.

17
00:00:45,378 --> 00:00:47,714
‫چارلی. حتی رویاهات هم کلیشه‌ایه.

18
00:00:59,100 --> 00:01:01,561
[افلاطونی]

19
00:01:09,944 --> 00:01:12,405
[قسمت ششم: سفر جاده‌ای]

20
00:01:13,281 --> 00:01:15,700
‫- کمک نمی‌خوای؟
‫- نه حله. از پسش برمیام.

21
00:01:17,285 --> 00:01:18,661
‫مطمئنی این کار درستیه؟

22
00:01:18,703 --> 00:01:20,955
‫معلومه. می‌دونی،
‫می‌خوام برگردم سر کار.

23
00:01:20,997 --> 00:01:23,666
‫- دلم برای یه زندگی روتین تنگ شده.
‫- آره، کاملاً می‌فهمم.

24
00:01:23,708 --> 00:01:25,585
‫فقط آخه، می‌دونی،

25
00:01:25,585 --> 00:01:26,961
‫تو همین تازگی پریدی

26
00:01:27,003 --> 00:01:29,380
‫- دم خونه اون یاروی مجری جئوپردی!
‫- اِد... اِد لیتل.

27
00:01:29,422 --> 00:01:33,093
‫... دم خونه اِد لیتل،
‫اون هم یه جوری که، خب،

28
00:01:33,134 --> 00:01:36,429
‫ممکنه بعضی‌ها بگن "تهدیدآمیز" بوده.

29
00:01:37,305 --> 00:01:41,726
‫می‌دونی، شاید بهتره یه کم
‫به خودت استراحت بدی تا آروم بشی یا...

30
00:01:43,770 --> 00:01:45,438
‫با یکی حرف بزنی یا...

31
00:01:45,438 --> 00:01:47,732
‫چی؟ با یکی حرف بزنم؟ مثلاً مشاوره؟

32
00:01:48,733 --> 00:01:49,692
‫آره.

33
00:01:49,734 --> 00:01:52,487
‫خب، تو که هیچوقت پیش مشاور نرفتی،
‫چرا من باید برم؟

34
00:01:53,738 --> 00:01:55,240
‫چون تو، خب... تو...

35
00:01:55,281 --> 00:01:57,325
‫تو پریدی تو خونه یه غریبه.

36
00:01:58,118 --> 00:02:01,871
‫عزیزم، من خوبم. قول میدم.

37
00:02:01,913 --> 00:02:04,666
‫می‌دونی، مثل اون موقعی که
‫تازه فرانسیس به دنیا اومده بود،

38
00:02:04,707 --> 00:02:08,461
‫اون همه هورمون‌های بعد زایمان بالا پایین شده بود،
‫ولی بالأخره خودت رو جمع و جور کردی.

39
00:02:08,461 --> 00:02:09,879
‫خب، من که همینجوری خودم رو جمع و جور نکردم.

40
00:02:09,921 --> 00:02:12,590
‫تازه هنوزم یه حس دمغی کلی دارم
‫که هیچوقت،

41
00:02:12,632 --> 00:02:13,925
‫هیچوقت کامل از بین نمیره.

42
00:02:13,925 --> 00:02:16,719
‫ولی... منظورت رو می‌فهمم.

43
00:02:17,512 --> 00:02:18,930
‫باشه، خب، من حالم خوبه،

44
00:02:18,930 --> 00:02:22,183
‫پس نظرت چیه این ماجرا رو فراموش کنیم؟

45
00:02:22,225 --> 00:02:23,268
‫کدوم ماجرا رو؟

46
00:02:23,309 --> 00:02:24,310
‫- دیدی؟ منم همین رو می‌گم.
‫- باشه.

47
00:02:29,399 --> 00:02:31,734
‫هی. می‌تونم ماشینت رو برای امشب قرض بگیرم؟

48
00:02:31,776 --> 00:02:34,154
‫- فردا بعد از ظهر برش می‌گردونم.
‫- نه.

49
00:02:34,195 --> 00:02:35,655
‫آخه باید خودم رو برسونم لا کینتا

50
00:02:35,697 --> 00:02:37,699
‫برای اردوی شرکتی "جانی 66".

51
00:02:37,699 --> 00:02:40,368
‫- جنا هم تو این اردو هست؟
‫- معلومه که هست.

52
00:02:40,410 --> 00:02:43,329
‫- اون مدیرعامل شرکته.
‫- و بازم می‌خوای بری؟

53
00:02:43,371 --> 00:02:44,539
‫خواسته‌ی من که مهم نیست.

54
00:02:44,539 --> 00:02:47,167
‫وظیفه‌مه که اونجا باشم،
‫پس میرم. می‌تونم ماشینت رو بگیرم؟

55
00:02:47,208 --> 00:02:49,335
‫چارلی باید بره سر کار، پس ماشین لازمه.

56
00:02:49,377 --> 00:02:51,337
‫منم الان دارم میرم پالم دزرت تا فرانسیس رو

57
00:02:51,379 --> 00:02:53,840
‫به مسابقه مناظره برسونم، پس ماشین نداریم.

58
00:02:53,840 --> 00:02:56,301
‫پالم دزرت که نزدیک لا کینتاست.
‫می‌تونید من رو هم برسونید.

59
00:02:56,342 --> 00:02:57,760
‫فکر کنم بتونیم برسونیمت.

60
00:02:57,802 --> 00:03:00,305
‫ولی ما همین الان داریم راه میفتیم،
‫و فرانسیس هم رانندگی می‌کنه،

61
00:03:00,346 --> 00:03:02,223
‫- پس عواقبش پای خودته.
‫- مشکلی نیست.

62
00:03:02,265 --> 00:03:04,350
‫- داری با خودت جنازه حمل می‌کنی؟
‫- نه.

63
00:03:04,392 --> 00:03:06,561
‫این‌ها... این‌ها وسایل کاره.

64
00:03:07,270 --> 00:03:09,856
‫- برای ناهار پایونیرتاون وایمیستیم؟
‫- چرا که نه؟

65
00:03:09,856 --> 00:03:12,108
‫راستی، بهتره یه‌کم نوشیدنی زنجبیلی هم بگیریم
‫آخه دلم یه‌کم...

66
00:03:12,150 --> 00:03:14,027
‫خدای من. فقط گم‌شو
‫برو تا پشیمون نشدم.

67
00:03:14,027 --> 00:03:15,445
‫من تو ماشین منتظرم. باشه.

68
00:03:19,532 --> 00:03:20,575
‫سلام.

69
00:03:21,743 --> 00:03:23,995
‫چی شده؟ رفیق، خوبی؟

70
00:03:24,037 --> 00:03:28,166
‫یه بچه. شوهر سابقم
رسماً داره بچه‌دار می‌شه؟

71
00:03:28,166 --> 00:03:29,500
‫صبر کن. گیج شدم.

72
00:03:29,542 --> 00:03:30,752
‫اندی داره بچه‌دار می‌شه؟

73
00:03:30,752 --> 00:03:33,671
‫نه! شوهر سابقم، جو.
‫همون اولی.

74
00:03:33,713 --> 00:03:35,173
‫این بده مگه؟

75
00:03:35,173 --> 00:03:38,468
‫اگه از زن جدید و جوون‌ترِ شوهر سابقم باشه،
آره، بده

76
00:03:38,468 --> 00:03:41,095
‫می‌دونی چیه؟ اون احمق بره حالش رو ببره
‫و تا دو سال دیگه پوشک عوض کنه

77
00:03:41,137 --> 00:03:43,640
‫و بشه اون بابای پیرِ چندش
‫تو حیاط مهدکودک.

78
00:03:43,681 --> 00:03:45,808
‫و حالا جو دوباره همون کارها رو تکرار می‌کنه،

79
00:03:45,850 --> 00:03:48,311
‫و نائومی یه نسخه بهتر از اون گیرش میاد!

80
00:03:48,353 --> 00:03:50,521
‫باید برای آموزش دادنش بهت
‫خسارت پرداخت کنن.

81
00:03:50,563 --> 00:03:52,941
‫خب، تو که نفقه می‌گیری،
‫پس یه جورایی داری خسارت می‌گیری، نه؟

82
00:03:52,982 --> 00:03:55,068
‫یا شایدم نه. راستش اصلاً
‫نمی‌دونم سیستمش چه‌جوریه.

83
00:03:55,068 --> 00:03:58,154
‫کیتی، مثلاً، تو کی فهمیدی
‫که ازدواجت به جایی نمی‌رسه؟

84
00:03:58,196 --> 00:04:01,324
‫وقتی فهمیدم که اون
‫یه پسربچه‌ی کوفتیه

85
00:04:01,366 --> 00:04:02,784
‫که هیچوقت بزرگ نمی‌شه.

86
00:04:02,784 --> 00:04:06,287
‫من هیچوقت، هیچوقت با این قضیه کنار نمیام.

87
00:04:06,329 --> 00:04:08,122
‫صبر کن. مگه تو نبودی
‫که رابطه رو تموم کردی؟

88
00:04:08,164 --> 00:04:09,791
‫- بزن به چاک!
‫- گم‌شو بابا! خفه شو!

89
00:04:09,791 --> 00:04:11,709
‫- من فقط می‌گم...
‫- از ماشین برو بیرون!

90
00:04:11,751 --> 00:04:13,169
‫- آخه...
‫- خفه شو!

91
00:04:13,211 --> 00:04:14,963
‫- این ربطی به موضوع نداره!
‫- اصلاً به این قضیه ربطی نداره.

92
00:04:14,963 --> 00:04:17,757
‫باشه، باشه. ربطی نداره.

93
00:04:18,424 --> 00:04:21,511
‫اون فقط می‌تونه با یکی باشه
‫که خیلی ازش جوون‌تره

94
00:04:21,511 --> 00:04:23,763
‫چون هرکی همسن و سال خودمون باشه می‌فهمه

95
00:04:23,805 --> 00:04:26,057
‫که اصلاً هم آش دهن‌سوزی نیست.

96
00:04:26,099 --> 00:04:28,059
‫آدم جوون‌تر، چه مصیبتی.

97
00:04:28,101 --> 00:04:30,144
‫می‌دونی چیه؟ خفه شو، باشه؟
‫هیچ کمکی نمی‌کنی.

98
00:04:30,186 --> 00:04:31,938
‫- تو اصلاً تو این ماجرا نیستی.
‫- باشه، حق با توئه.

99
00:04:31,938 --> 00:04:33,481
‫باشه. منم نمی‌خوام کمک کنم.

100
00:04:33,773 --> 00:04:36,401
‫باشه. باشه عزیزم.

101
00:04:37,610 --> 00:04:39,570
‫- تو مسابقات موفق باشی.
‫- ممنون.

102
00:04:39,612 --> 00:04:40,947
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

103
00:04:41,739 --> 00:04:43,741
‫- سلام جما.
‫- سلام خانم گریوز.

104
00:04:43,783 --> 00:04:45,368
‫خدای من، خدا رو شکر که اینجایی.

105
00:04:45,410 --> 00:04:47,495
‫بقیه تو این مسابقه
‫یه مشت بچه مثبت بازنده‌ان.

106
00:04:47,537 --> 00:04:49,580
‫حالم داره به هم می‌خوره از بس ما
‫همیشه از همه باحال‌تریم.

107
00:04:49,580 --> 00:04:50,748
‫می‌دونم.

108
00:04:50,790 --> 00:04:52,083
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

109
00:04:56,129 --> 00:04:58,715
‫- خب.
‫- می‌خواید به پادکست من گوش بدید؟

110
00:05:01,259 --> 00:05:03,553
‫- حتماً.
‫- باشه. فقط اگه خودتون می‌خواید.

111
00:05:04,262 --> 00:05:06,806
‫کیتی فیلدز اینجاست.

112
00:05:06,848 --> 00:05:08,933
‫با من همراه باشید
...تا با تغییرآفرینان صحبت کنم

113
00:05:08,975 --> 00:05:11,311
‫چرا اینطوری حرف می‌زنی؟

114
00:05:11,352 --> 00:05:14,564
‫این "شکستن سقف شیشه‌ای" ـست...

115
00:05:15,773 --> 00:05:17,525
‫- لعنتی، این خیلی بلنده.
‫- این... خدای من.

116
00:05:18,526 --> 00:05:21,529
‫... بخشی از شبکه صنایع "مامان رئیس"...

117
00:05:21,571 --> 00:05:23,448
‫شبکه صنایع "مامان رئیس" چیه؟

118
00:05:23,489 --> 00:05:24,699
‫شرکت منه.

119
00:05:25,283 --> 00:05:26,659
‫سلام.

120
00:05:26,701 --> 00:05:29,203
‫لعنتی... فکر نکنم
‫این درست میکس شده باشه، می‌دونی؟

121
00:05:29,245 --> 00:05:30,496
‫آره، یه‌کم بلنده.

122
00:05:30,538 --> 00:05:32,206
‫باشه، این رو برای بعد نگه می‌دارم

123
00:05:32,248 --> 00:05:33,291
‫- که بتونیم تمرکز کنیم.
‫- آره.

124
00:05:33,333 --> 00:05:34,375
‫- عالیه، آره.
‫- باشه.

125
00:05:34,417 --> 00:05:36,753
‫باورم نمی‌شه تونستی دایان رو بیاری.

126
00:05:36,794 --> 00:05:39,547
‫آره، یه مشاور املاک محلی آوردی. عجب.

127
00:05:40,173 --> 00:05:43,092
‫رفیق، مطمئنی می‌خوای بری
‫این اردوی "جانی 66"؟

128
00:05:43,134 --> 00:05:45,178
‫فقط دارم می‌گم.
‫چرا نریم یه ناهاری بزنیم و بریم خونه؟

129
00:05:45,178 --> 00:05:47,430
‫بله، مطمئنم، باشه؟ من شغل دارم، سیلویا.

130
00:05:47,472 --> 00:05:49,182
‫باید برم این برنامه رو. خدایا.

131
00:05:49,182 --> 00:05:51,225
‫رفیق، چرا داری خودت رو
‫اذیت می‌کنی؟

132
00:05:51,267 --> 00:05:53,853
‫اولاً کلی جای دیگه هست
‫که استخدامت کنن.

133
00:05:53,895 --> 00:05:55,605
‫یا می‌تونی برای خودت کار کنی.

134
00:05:56,189 --> 00:05:57,148
‫حق با جناست.

135
00:05:57,190 --> 00:05:59,734
‫سال‌هاست در مورد باز کردن کافه‌ی خودم
‫حرف زدم و اتفاق نیفتاده،

136
00:05:59,776 --> 00:06:02,862
‫- پس هیچوقت هم اتفاق نمیفته.
‫- قول میدم، جنا منظوری نداشت.

137
00:06:02,904 --> 00:06:04,906
‫اون فقط به خاطر اینکه
‫خیلی ناراحت بود اون حرف رو زد

138
00:06:04,906 --> 00:06:07,033
‫چون تو سر سفره عقد ولش کردی.

139
00:06:07,075 --> 00:06:08,576
‫عجب تیکه‌ای انداختی، سیل.

140
00:06:08,618 --> 00:06:10,953
‫جنا یه تاجره،
‫می‌فهمه.

141
00:06:10,995 --> 00:06:12,955
‫می‌خوام چی کار کنم؟
‫یه کافه‌ی درب و داغون باز کنم؟

142
00:06:12,997 --> 00:06:15,541
‫- "لاکی پنی" رو ببین.
‫- بعد از اینکه من رفتم بهتر شد.

143
00:06:15,583 --> 00:06:16,793
‫آره، ولی به خاطر نوشیدنی تو.

144
00:06:16,834 --> 00:06:19,420
‫من میرم اون برنامه. باشه؟
‫می‌شه دیگه در موردش حرف نزنیم؟

145
00:06:19,462 --> 00:06:20,671
‫من میرم اردو.

146
00:06:20,713 --> 00:06:23,925
‫قول میدم، جنا دلش نمی‌خواد
‫الان یا احتمالاً هیچوقت دیگه تو رو ببینه.

147
00:06:23,925 --> 00:06:25,885
‫ما قبل از رابطه‌مون
‫با هم کار می‌کردیم،

148
00:06:25,927 --> 00:06:28,638
‫بعد از این ماجرا هم
‫می‌تونیم خوب با هم کار کنیم.

149
00:06:28,679 --> 00:06:30,264
‫می‌شه فقط بذاری اون دوران بعد از
‫جداییش رو

150
00:06:30,306 --> 00:06:32,058
‫- اونطوری که خودش می‌خواد بگذرونه؟
‫- آره.

151
00:06:32,100 --> 00:06:33,393
‫به دلت رجوع کن.

152
00:06:33,434 --> 00:06:36,479
‫این اولین قدم تو پروسه سه‌مرحله‌ای
‫بعد از جدایی "مامان رئیس"ـه.

153
00:06:36,521 --> 00:06:38,189
‫باحاله. دو قدم دیگه چیه؟

154
00:06:38,231 --> 00:06:40,608
‫دنبال قلبت برو
‫و هر کاری دلت می‌خواد بکن.

155
00:06:40,650 --> 00:06:42,318
‫چه قدم‌های جالبی که شبیه همن

156
00:06:42,360 --> 00:06:45,696
‫ولی من فکر می‌کنم رفتن به اردو
‫کار بیهوده‌ایه.

157
00:06:45,738 --> 00:06:47,573
‫این رو کسی می‌گه که هیچوقت طلاق نگرفته.

158
00:06:47,615 --> 00:06:48,908
‫آره، دقیقاً. آره.

159
00:06:48,950 --> 00:06:50,576
‫کیتی، تو بعد از طلاقت چی کار کردی؟

160
00:06:50,618 --> 00:06:53,830
‫گوش کن، دوران بعد از طلاق و جدایی
‫دوران عجیبیه، مگه نه؟

161
00:06:53,871 --> 00:06:55,748
‫واقعاً هست. من نمی‌دونم
‫از یه لحظه تا لحظه‌ی بعد

162
00:06:55,790 --> 00:06:57,417
‫چه حسی خواهم داشت.

163
00:06:57,458 --> 00:07:00,294
‫می‌دونی چیه؟ میام عقب
‫تا بتونیم حرف بزنیم.

164
00:07:00,336 --> 00:07:01,629
‫- عالیه. آره.
‫- وایسا. یه لحظه.

165
00:07:01,671 --> 00:07:02,964
‫وای. من تو اتوبانم.
‫وای. خطرناکه، خطرناکه.

166
00:07:05,508 --> 00:07:07,552
‫می‌دونم تو اونی بودی
که همه چیز رو تموم کردی

167
00:07:07,593 --> 00:07:09,929
‫ولی این به این معنی نیست
‫که حق نداری احساس دیوونگی کنی.

168
00:07:09,971 --> 00:07:12,098
‫نه. من همه‌ش احساس ناراحتی می‌کنم راستش.

169
00:07:12,140 --> 00:07:14,183
‫بچه‌ها، بچه‌ها، من فقط
‫تیکه تیکه حرف‌هاتون

170
00:07:14,225 --> 00:07:16,060
‫رو این جلو می‌شنوم
می‌تونید بلندتر حرف بزنید؟

171
00:07:16,102 --> 00:07:18,312
‫ولی تموم می‌شه.
‫فقط باید ازش عبور کنی.

172
00:07:18,354 --> 00:07:20,857
‫- فقط حس می‌کنم، کی قراره تموم بشه؟
‫- البته.

173
00:07:20,898 --> 00:07:24,360
‫خب، راستش منم خیلی حالم بد شد
‫وقتی دین باهام به هم زد.

174
00:07:25,736 --> 00:07:27,280
‫- دین؟
‫- آره.

175
00:07:27,321 --> 00:07:28,823
‫از گروه سرود؟

176
00:07:29,365 --> 00:07:30,408
‫آره.

177
00:07:31,242 --> 00:07:32,994
‫از سال اول دانشگاه؟

178
00:07:32,994 --> 00:07:35,705
‫نه، نه. دین تو رو
‫وارد باشگاه طلاق‌گرفته‌ها نمی‌کنه.

179
00:07:35,746 --> 00:07:37,081
‫- ببخشید.
‫- نه، تلاش خوبی بود.

180
00:07:37,123 --> 00:07:39,584
‫من سال سوم باهاش نامزد بودم،
‫نه سال اول.

181
00:07:39,625 --> 00:07:40,710
‫- چی؟
‫- چی؟

182
00:07:42,003 --> 00:07:43,880
‫من سال سوم باهاش نامزد بودم،
‫نه سال اول.

183
00:07:44,714 --> 00:07:45,923
‫پس هنوز تازه‌ست.

184
00:08:03,191 --> 00:08:05,902
[کافه‌ی رِد وُلف]

185
00:08:10,615 --> 00:08:11,949
‫دین. پیر شده.

186
00:08:11,991 --> 00:08:14,660
‫پیر شده؟ آره.
‫دیگه مثل سال‌های گروه سرود نیست.

187
00:08:14,702 --> 00:08:17,079
‫ولی تو بخش منابع انسانی گوگل کار می‌کنه.

188
00:08:17,121 --> 00:08:18,164
‫باحاله.

189
00:08:18,206 --> 00:08:19,499
‫- می‌تونست تو باشی.
‫- می‌تونست من باشم.

190
00:08:19,540 --> 00:08:21,000
‫- خانم گوگل.
‫- خانم منابع انسانی گوگل.

191
00:08:21,042 --> 00:08:22,418
‫خانم منابع انسانی گوگل.

192
00:08:22,460 --> 00:08:24,420
‫هی، من همین الان
‫افتضاح‌ترین خبر دنیا رو شنیدم.

193
00:08:24,921 --> 00:08:27,381
‫اینکه داری میری اردوی
‫شرکتی که باید ازش استعفا بدی؟

194
00:08:27,381 --> 00:08:28,424
‫نه. هاها.

195
00:08:28,466 --> 00:08:30,718
‫- اینه که "رِد" داره ورشکست می‌شه.
‫- رِد کیه؟

196
00:08:30,760 --> 00:08:33,596
‫رِد، یارویی که صاحب کافه‌ی "رِد وُلف"ـه،

197
00:08:33,638 --> 00:08:36,307
‫جایی که همین الان توش نشستیم.

198
00:08:36,349 --> 00:08:38,184
‫- باید برامون مهم باشه؟
‫- بله.

199
00:08:38,226 --> 00:08:40,019
‫رِد تو دنیای نوشیدنی‌سازی یه افسانه‌ست.

200
00:08:40,061 --> 00:08:43,147
‫خب، موقعیت مکانیش اینجا
‫خیلی کمکی نمی‌کنه. خیلی دلگیره.

201
00:08:43,189 --> 00:08:46,400
‫قضیه اون نیست. قضیه اینه که نوشیدنی‌سازها
‫همه جا الان واقعاً دارن اذیت می‌شن.

202
00:08:46,442 --> 00:08:49,862
‫می‌دونی، روند مصرف نوشیدنی بین
‫‏21 تا 34 ساله‌ها، خیلی پایین اومده.

203
00:08:49,904 --> 00:08:52,448
‫- فوق‌العاده افسرده‌کننده‌ست.
‫- مصرف کمتر نوشیدنی افسرده‌کننده‌ست؟

204
00:08:52,490 --> 00:08:53,616
‫- بی‌شک.
‫- آره.

205
00:08:53,658 --> 00:08:54,867
‫نوشیدنی‌ها خودشون افسردگی‌آورن.

206
00:08:54,909 --> 00:08:58,287
‫اینطوری نیست که اون‌ها دارن نوشیدن رو
‫با یه چیز سالم و باحال جایگزین می‌کنن.

207
00:08:58,329 --> 00:09:00,998
‫فقط دارن وقت بیشتری رو
‫صرف چرخیدن آنلاین می‌کنن. این بده.

208
00:09:01,040 --> 00:09:02,792
‫احتمالاً بازم از
‫نوشیدنی خوردن سالم‌تره.

209
00:09:02,833 --> 00:09:04,627
‫- بچه مثبت.
‫- بچه مثبت.

210
00:09:05,419 --> 00:09:09,215
‫خب، در مورد دیشب. حال چارلی خوبه؟

211
00:09:09,257 --> 00:09:10,550
‫منظورت چیه؟

212
00:09:10,591 --> 00:09:13,844
‫خب، ما یه جورایی
‫شب جالبی داشتیم.

213
00:09:13,886 --> 00:09:15,179
‫چی شده؟

214
00:09:15,846 --> 00:09:17,348
‫دوست داری تو بگی یا من بگم؟

215
00:09:17,390 --> 00:09:19,725
‫خیلی بدتر از چیزی
‫که واقعاً بود به نظر میاد.

216
00:09:19,767 --> 00:09:22,019
‫مشتاقم برداشت تو رو از این ماجرا بشنوم.

217
00:09:22,061 --> 00:09:23,563
‫چارلی با ایشون رفت بیرون،

218
00:09:23,604 --> 00:09:26,983
‫و آخرش، نمی‌دونم،
‫نوشیدنی خوردن و وقت گذروندن

219
00:09:27,024 --> 00:09:30,027
‫و دویدن تو خونه
‫یه مدیر اجرایی "جئوپردی!".

220
00:09:30,069 --> 00:09:32,446
‫- فقط پسرونه‌بازی بود.
‫- صبر کن. چی؟

221
00:09:32,488 --> 00:09:33,906
‫درست شنیدی.

222
00:09:33,948 --> 00:09:36,867
‫ما پریدیم تو خونه یه
‫مدیر اجرایی کوفتی تو "جئوپردی!"

223
00:09:36,909 --> 00:09:39,370
‫و چارلی می‌خواست قانعش کنه
‫قسمت اون رو پخش نکنه.

224
00:09:39,412 --> 00:09:41,289
‫- رسماً دیوونگی بود.
‫- چی؟

225
00:09:41,330 --> 00:09:43,374
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه.

226
00:09:43,416 --> 00:09:46,377
‫- دیوونگی نبود. پسرونه‌بازی بود.
‫- چرا. دیوونگی بود.

227
00:09:46,419 --> 00:09:48,588
‫- پسرونه‌بازی؟
‫- چرا هی این رو می‌گی؟

228
00:09:48,629 --> 00:09:50,965
‫ولی آدم‌ها خیلی کارهای
‫دیوونه‌وارتر از این رو همیشه می‌کنن.

229
00:09:51,007 --> 00:09:52,675
‫- کی؟
‫- مایکل جکسون.

230
00:09:52,717 --> 00:09:54,051
‫- مایکل جکسون؟
‫- ادامه بده.

231
00:09:54,051 --> 00:09:56,137
‫بچه رو از لبه‌ی
‫بالکن آویزون کرد.

232
00:09:56,178 --> 00:09:59,140
‫چه مثال خوبی از چیزی
‫که عادی هست و نیست. مایکل جکسون.

233
00:09:59,181 --> 00:10:01,976
‫- ببخشید. حال چارلی خوبه؟
‫- خوبه. راستش عالیه.

234
00:10:02,018 --> 00:10:03,644
‫فقط باید یه مدتی چکمه بپوشه.

235
00:10:03,686 --> 00:10:07,398
‫- نه. منظورم اینه حالش خوبِ خوبه؟
‫- خوب نیست. اصلاً خوب نیست.

236
00:10:07,440 --> 00:10:10,067
‫- اون خیلی هم خوب نیست.
‫- نه، نه، نه. حالش خیلی خوبه.

237
00:10:10,109 --> 00:10:12,612
‫- هیچوقت حالش بد نبوده.
‫- خدای من، دیوونه‌ای؟

238
00:10:12,653 --> 00:10:14,697
‫اون خیلی واضح داره
‫یه چیزی رو از سر می‌گذرونه.

239
00:10:14,739 --> 00:10:17,074
‫- نه، اینطور نیست.
‫- داری شوخی می‌کنی؟

240
00:10:17,116 --> 00:10:20,536
‫من متخصص حال بد بودنم
‫و اون مرد، حالش خوب نیست.

241
00:10:20,578 --> 00:10:21,621
‫اصلاً خوب نیست.

242
00:10:21,662 --> 00:10:24,999
‫اون امروز برگشته سر کار،
‫پس مشخصه که حالش خوبه.

243
00:10:25,041 --> 00:10:26,375
‫- فکر کنم فقط یه لحظه حالش بد شد.
‫- نه.

244
00:10:26,417 --> 00:10:29,503
‫باید قبول کنی که این
‫خیلی بیشتر از یه لحظه‌ست.

245
00:10:29,545 --> 00:10:32,089
‫نه، نه، نه.
‫من لازم نیست چیزی رو قبول کنم، باشه؟

246
00:10:32,131 --> 00:10:35,176
‫اینطور نیست که همه، مثلاً، داغون باشن.

247
00:10:35,217 --> 00:10:38,095
‫و شاید مثلاً تو داری،

248
00:10:38,137 --> 00:10:39,889
‫مشکلات خودت رو به بقیه نسبت میدی؟

249
00:10:39,930 --> 00:10:42,558
‫داری سر به سرم می‌ذاری؟
‫من فرافکنی می‌کنم؟

250
00:10:42,600 --> 00:10:45,728
‫فقط می‌گم، زندگی من یه‌کم
‫با زندگی شما دوتا فرق داره.

251
00:10:46,354 --> 00:10:48,356
‫- این یعنی چی؟
‫- چی؟ آره. چطوری؟

252
00:10:49,023 --> 00:10:51,942
‫- فقط از نظر سازماندهی.
‫- سازماندهی؟

253
00:10:51,984 --> 00:10:53,819
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- من فقط...

254
00:10:53,861 --> 00:10:57,239
‫زندگی من...
‫زندگی من باثبات و قابل پیش‌بینی‌ـه،

255
00:10:57,281 --> 00:11:00,576
‫مثلاً می‌دونم تا پنج سال دیگه
‫کنار کی زندگی می‌کنم...

256
00:11:00,618 --> 00:11:02,411
‫تو هیچی حالیت نیست، دختر.

257
00:11:02,453 --> 00:11:04,705
‫- تو هیچی نمی‌دونی.
‫- می‌دونی، من هیچوقت طلاق نگرفتم.

258
00:11:04,705 --> 00:11:06,749
‫این‌ور و اون‌ور آدم‌ها رو
‫سر سفره عقد ول نمی‌کنم.

259
00:11:06,791 --> 00:11:08,167
‫خدای من.

260
00:11:08,209 --> 00:11:11,754
‫الان داری شوخی می‌کنی؟
‫تو فکر می‌کنی از ما بهتری.

261
00:11:11,796 --> 00:11:13,047
‫خودت گفتی، نه من.

262
00:11:13,089 --> 00:11:14,548
‫تو هم به اندازه‌ی ما داغونی!

263
00:11:14,548 --> 00:11:17,426
‫- آره!
‫- نه، راستش نیستم. نیستم.

264
00:11:18,010 --> 00:11:20,137
‫تو داری شوهرت رو
‫با مایکل جکسون مقایسه می‌کنی.

265
00:11:20,137 --> 00:11:22,556
‫- این خوب نیست. این یه زنگ خطره.
‫- آره! می‌فهمی چی می‌گی؟

266
00:11:22,556 --> 00:11:25,726
‫تازه، ما دوتا جالب‌ترین آدم‌های
‫زندگی تو هستیم.

267
00:11:25,768 --> 00:11:27,728
‫آره، دقیقاً. حق نداری ما رو قضاوت کنی.

268
00:11:27,728 --> 00:11:30,856
‫تو همچنین حق نداری بیای
‫یه جایی به اسم "کافه‌ی کوفتی رِد"

269
00:11:30,898 --> 00:11:33,901
‫با یه مرد بی‌دندون پشت پیشخوان
‫و همبرگر پیچیده تو کاهو سفارش بدی.

270
00:11:33,943 --> 00:11:35,319
‫فکر می‌کنی کلاست به نون نمی‌خوره.

271
00:11:35,361 --> 00:11:37,613
‫- نه، اینطور نیست. نه، اینطور نیست.
‫- چرا، هست. چرا، هست.

272
00:11:37,655 --> 00:11:40,741
‫- مشخصه که اینطوره. اینطوره.
‫- نه. بحث خوب و بد نیست یا...

273
00:11:40,741 --> 00:11:42,159
‫تو فکر می‌کنی کلاست به نون نمی‌خوره.

274
00:11:42,201 --> 00:11:44,662
‫- خیلی بالاست.
‫- نه. نه، این فکر رو نمی‌کنم! من...

275
00:11:45,329 --> 00:11:47,998
‫باشه، باشه، باشه، باشه.

276
00:11:50,918 --> 00:11:52,378
‫حالا خوشحال شدی؟

277
00:11:52,420 --> 00:11:54,463
‫خیلی نرماله. این‌ها همه خیلی نرماله.

278
00:11:54,463 --> 00:11:56,090
‫فقط رفتار نرمال.

279
00:11:56,799 --> 00:11:58,759
‫... کلمه "جبران خسارت" نهایی خواهد شد

280
00:11:58,759 --> 00:12:01,637
‫و اینکه آیا شرایط پلکانی برای
‫اعضا پذیرفته خواهد شد

281
00:12:01,679 --> 00:12:03,055
‫از کمیته‌های مشورتی

282
00:12:03,097 --> 00:12:07,393
‫چون انطباق با مقررات ممکنه
‫وارد عمل بشه. باید دوباره تشکیل جلسه بدیم...

283
00:12:12,857 --> 00:12:14,150
‫باید برم دستشویی.

284
00:12:33,002 --> 00:12:35,796
‫خیلی بامزه‌ای. می‌تونی تمومش کنی.

285
00:12:39,341 --> 00:12:40,718
‫گفتم می‌تونی تمومش کنی.

286
00:12:42,762 --> 00:12:44,013
‫بی‌مزه‌ست، رفیق.

287
00:12:45,765 --> 00:12:46,974
‫جدی می‌گم.

288
00:12:47,975 --> 00:12:50,561
‫جدی؟ داری ادامه میدی؟

289
00:12:50,603 --> 00:12:52,813
‫هی، رفیق. خوبی؟

290
00:12:53,981 --> 00:12:55,983
‫داشتی سوت می‌زدی؟

291
00:12:56,650 --> 00:12:57,860
‫نه، داشتم کارم رو می‌کردم.

292
00:13:02,239 --> 00:13:03,616
‫الان میرم تمومش کنم، باشه؟

293
00:13:12,458 --> 00:13:15,544
‫من متوجه شدم که به طور کلی
‫رونق در بین صاحب‌خانه‌ها وجود داره.

294
00:13:15,544 --> 00:13:17,463
‫- مردم...
‫- سم، لعنتی!

295
00:13:17,505 --> 00:13:19,215
‫این یه پادکست آشفته‌ست.

296
00:13:19,840 --> 00:13:21,217
‫اون اسنک کجاست؟

297
00:13:21,842 --> 00:13:22,843
‫همین الان خوردیش.

298
00:13:22,843 --> 00:13:24,261
‫اسنک که همه‌ش هواست.

299
00:13:24,261 --> 00:13:26,180
‫فقط می‌خوام دهنم بجنبه.

300
00:13:26,222 --> 00:13:27,640
‫عجب تیکه‌ای!

301
00:13:29,266 --> 00:13:30,392
‫اون عقب بازم هست.

302
00:13:31,101 --> 00:13:33,145
‫باشه. ببخشید. برگردیم سر بحث، دایان.

303
00:13:33,145 --> 00:13:34,980
‫من این رو درستش می‌کنم. باشه.

304
00:13:35,648 --> 00:13:37,775
‫باید برای بچه‌ات پرستار بگیری
‫وقتی ضبط می‌کنی.

305
00:13:49,411 --> 00:13:51,163
‫- این چه کوفتیه؟
‫- هی!

306
00:13:51,205 --> 00:13:52,873
‫تو وسایل کوفتی من چی کار می‌کنی؟

307
00:13:52,873 --> 00:13:54,333
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- این پنگوئن منه!

308
00:13:54,375 --> 00:13:55,709
‫چطور جرأت می‌کنی وسایل من رو بگردی؟

309
00:13:55,709 --> 00:13:58,295
‫- دوباره تو و پنگوئن‌ها؟
‫- آره، این چیزی‌ـه که تو... این یه...

310
00:13:58,295 --> 00:14:00,214
‫این یه پنگوئن غول‌پیکره، باشه؟
‫حالا خوشحالی؟

311
00:14:00,256 --> 00:14:01,298
‫- این یه هدیه آشتی‌کنونه.
‫- تو...

312
00:14:01,340 --> 00:14:02,758
‫- تو دیوونه‌ای، ویل.
‫- من دیوونه نیستم.

313
00:14:02,758 --> 00:14:04,301
‫تو می‌فهمی دارم چی کار می‌کنم.

314
00:14:04,301 --> 00:14:06,345
‫- دارم به دلم رجوع می‌کنم. آره!
‫- نه! دلت اشتباه می‌کنه.

315
00:14:06,387 --> 00:14:08,472
‫- نمی‌کنه! داری چی می‌گی...
‫- این دیگه زیاده‌رویه!

316
00:14:08,514 --> 00:14:09,598
‫چرا زیاده‌رویه؟

317
00:14:09,640 --> 00:14:12,059
‫- تو دیوونه‌ای.
‫- اینکه به یکی یه هدیه‌ی خوب بدی دیوونگیه؟

318
00:14:12,059 --> 00:14:14,103
‫ببین، من حالم بده. احساس گناه می‌کنم.

319
00:14:14,144 --> 00:14:15,729
‫نمی‌خوام ازم متنفر باشه، باشه؟

320
00:14:15,729 --> 00:14:18,774
‫و این احساسات همه نجیب
‫و قابل درک و طبیعی

321
00:14:18,774 --> 00:14:20,901
‫و کاملاً خوبه
‫تو محدوده‌ی این مینی‌ون‌ـه.

322
00:14:20,943 --> 00:14:22,611
‫ولی نمی‌تونی عروسی رو
‫با یکی به هم بزنی

323
00:14:22,653 --> 00:14:24,363
‫و بعدش بهش یه پنگوئن عروسکی بدی.
‫نمی‌تونی.

324
00:14:24,405 --> 00:14:26,490
‫من دقیقاً برعکس این رو استدلال می‌کنم.

325
00:14:26,490 --> 00:14:29,201
‫وقتی با یکی عروسی رو به هم می‌زنی،
‫دیگه نمی‌تونی بهش چیزهای خوب بدی؟

326
00:14:29,201 --> 00:14:31,203
‫- نمی‌تونی بهش پنگوئن غول‌پیکر بدی؟
‫- نه!

327
00:14:31,203 --> 00:14:33,914
‫- نمی‌تونی اون رو بهش بدی.
‫- موفق باشی بخوای جلوی من رو بگیری.

328
00:14:33,914 --> 00:14:36,208
‫ما نمی‌ذاریم.
‫کیتی، بندازش بیرون از پنجره.

329
00:14:36,208 --> 00:14:38,335
‫- نه، هی! نه! نه!
‫- قفل کودک روشنه.

330
00:14:38,335 --> 00:14:39,962
‫پنگوئن کوفتی من رو
‫از پنجره ننداز بیرون.

331
00:14:40,004 --> 00:14:42,423
‫- من 400 دلار برای این پنگوئن کوفتی دادم.
‫- نه. پنجره رو باز کن.

332
00:14:42,464 --> 00:14:43,966
‫- این برای صلاح خودته.
‫- بازش کن.

333
00:14:44,008 --> 00:14:45,426
‫نه! در رو باز نکن.

334
00:14:45,467 --> 00:14:48,095
‫- دارم سعی می‌کنم. ببخشید. دارم سعی می‌کنم.
‫- نه، نه. ما نمی‌ذاریم...

335
00:14:48,095 --> 00:14:49,847
‫- بیارش اینجا بالا.
‫- سیل، بگیرش. سیل!

336
00:14:49,889 --> 00:14:53,392
‫- گیرت نمیاد! نه!
‫- پنگوئن من. اون مال منه!

337
00:14:53,392 --> 00:14:55,477
‫بگیرش! بگیرش!

338
00:14:56,645 --> 00:14:57,771
‫لعنتی!

339
00:14:57,771 --> 00:14:59,231
‫نه!

340
00:15:06,947 --> 00:15:08,782
‫می‌تونیم باهاش رانندگی کنیم، مگه نه؟

341
00:15:08,782 --> 00:15:11,911
‫نه با این شیشه‌ی جلو.
‫این یه شیشه خیلی تخصصیه.

342
00:15:12,620 --> 00:15:13,662
‫خب، می‌تونی عوضش کنی؟

343
00:15:13,662 --> 00:15:15,414
‫سفارش مخصوصش
‫‏48 ساعت طول می‌کشه.

344
00:15:15,456 --> 00:15:18,125
‫چی؟ چهل و هشت ساعت؟ بی‌خیال.

345
00:15:18,125 --> 00:15:20,836
‫و متأسفانه قبل از دستمزد
‫براتون 4000 دلار هزینه داره.

346
00:15:20,836 --> 00:15:22,838
‫- باشه.
‫- تقصیر من نبود. محض اطلاع.

347
00:15:22,880 --> 00:15:25,257
‫بیمه دوست نداره این
‫شیشه‌های جلوی خاص رو پوشش بده،

348
00:15:25,299 --> 00:15:26,717
‫ولی ما نقد قبول می‌کنیم.

349
00:15:26,759 --> 00:15:29,011
‫یه مسافرخونه‌ی رد روف اون طرف
‫خیابونه که می‌تونید پیاده برید.

350
00:15:29,053 --> 00:15:31,138
‫داداشم صاحبشه.
‫بهتون یه تخفیف خیلی خوب میده.

351
00:15:31,138 --> 00:15:34,266
‫آره، ما... ما شاید ببریم
‫جای دیگه یه نگاهی بهش بندازن.

352
00:15:34,308 --> 00:15:37,978
‫کاش می‌تونستم، ولی قانوناً نمی‌تونم بذارم
‫با این ترک از محوطه خارجش کنید.

353
00:15:38,020 --> 00:15:40,856
‫فکر کنم بتونیم تا تعمیرگاه بعدی
‫برسیم بدون اینکه جریمه بشیم.

354
00:15:40,856 --> 00:15:44,151
‫فکر می‌کنن می‌تونن این ماشین
‫رو با این شیشه جلو از جاده خارج کنن.

355
00:15:44,902 --> 00:15:46,445
‫خب، نمی‌تونیم بذاریم این کار رو بکنید.

356
00:15:46,487 --> 00:15:49,031
‫نه امنه و نه قانونی.

357
00:15:49,073 --> 00:15:50,908
‫آره، همونطور که گفتم،

358
00:15:50,950 --> 00:15:52,993
‫مسافرخونه‌ی رد روف داداشم
‫اون طرف خیابونه.

359
00:15:53,035 --> 00:15:56,205
‫تو یه مجتمع تجاری با یه "جک این د باکس"
‫که خواهرم صاحبشه.

360
00:15:56,246 --> 00:15:57,831
‫من کلیدها رو براتون نگه می‌دارم.

361
00:15:59,375 --> 00:16:02,211
‫باشه. خب، ما فقط یه
‫گپ سریع می‌زنیم ولی ممنون بچه‌ها.

362
00:16:02,252 --> 00:16:03,837
‫- بله، ممنون.
‫- ممنون.

363
00:16:06,507 --> 00:16:08,592
‫- حالا چی کار کنیم؟
‫- خب، من به چارلی زنگ می‌زنم.

364
00:16:08,592 --> 00:16:10,678
‫- اون یه فکری به حالش می‌کنه.
‫- آره، عالیه.

365
00:16:13,722 --> 00:16:14,723
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام.

366
00:16:14,723 --> 00:16:18,352
‫- سفر جاده‌ای چطوره؟
‫- خب. جالبه که پرسیدی.

367
00:16:18,394 --> 00:16:21,188
‫ما یه مشکل کوچیک داریم.

368
00:16:21,230 --> 00:16:23,107
‫آره، حرفش رو نزن.

369
00:16:24,191 --> 00:16:25,693
‫چی شده؟ کار خوبه؟

370
00:16:26,443 --> 00:16:30,531
‫- من سر کار نیستم. اومدم خونه.
‫- نه. مادرت طوریش شده؟

371
00:16:30,572 --> 00:16:33,909
‫نه. چرا هی در مورد مادرم می‌پرسی؟
‫حال مادرم خوبه.

372
00:16:33,951 --> 00:16:35,786
‫الان داری چی کار می‌کنی؟

373
00:16:35,828 --> 00:16:38,247
‫رو کاناپه دراز کشیدم.

374
00:16:39,248 --> 00:16:40,624
‫به سقف زل زدم.

375
00:16:41,417 --> 00:16:43,252
‫فکر کنم آماده نبودم.

376
00:16:43,293 --> 00:16:44,461
‫فکر کنم حق با توئه.

377
00:16:45,379 --> 00:16:48,424
‫شاید واقعاً باید برم مشاوره.

378
00:16:49,425 --> 00:16:50,676
‫چیزی لازم داشتی؟

379
00:16:51,218 --> 00:16:52,928
‫هیچی. نه، هیچی.

380
00:16:52,928 --> 00:16:54,888
‫همه چیز خوبه. من...

381
00:16:54,888 --> 00:16:56,348
‫من... من... من زود می‌بینمت.

382
00:16:56,348 --> 00:16:59,101
‫زود میام خونه. باشه. خداحافظ.

383
00:17:06,525 --> 00:17:08,944
‫- خب، چارلی چی گفت؟
‫- آره. چی کار می‌کنیم؟

384
00:17:09,695 --> 00:17:11,822
‫- نتونستم بهش بگم. من...
‫- چی؟

385
00:17:11,822 --> 00:17:13,407
‫فکر کنم...

386
00:17:13,449 --> 00:17:15,743
‫فکر کنم ممکنه واقعاً
‫دچار فروپاشی عصبی شده باشه.

387
00:17:16,702 --> 00:17:21,415
‫بهم گفت امروز مجبور شده کار رو ول کنه
‫چون... نقل قول می‌کنم، "هنوز آماده نیست."

388
00:17:21,457 --> 00:17:23,125
‫نه. این خوب نیست.

389
00:17:23,167 --> 00:17:24,918
‫یعنی، من...

390
00:17:24,918 --> 00:17:28,130
‫اعتراف بهش واقعاً ترسناکه
‫چون من بهش تکیه می‌کنم، می‌دونید،

391
00:17:28,172 --> 00:17:29,965
‫تا حواسش به همه چیز باشه.

392
00:17:29,965 --> 00:17:31,759
‫اون همیشه تکیه‌گاه بوده، می‌دونید؟

393
00:17:31,800 --> 00:17:33,594
‫چون فکر کنم من بهش نیاز دارم
که اینطور باشه

394
00:17:33,635 --> 00:17:35,596
‫واسه همین نمی‌تونم این ماجرای گند
‫ماشین رو هم الان روش تلنبار کنم.

395
00:17:35,637 --> 00:17:37,097
‫ولی منم... منم بهش نیاز دارم که تکیه‌گاه باشه.

396
00:17:37,097 --> 00:17:39,099
‫و... حواسش بهش باشه.

397
00:17:41,101 --> 00:17:42,853
‫خدای من. همینه.

398
00:17:42,853 --> 00:17:44,855
‫زندگی ما الان همینه.
‫دیگه اینجا تو این شهر زندگی می‌کنیم

399
00:17:44,897 --> 00:17:46,815
‫که مال این مکانیک و
‫همه خواهر و برادرهاشه.

400
00:17:46,815 --> 00:17:49,109
‫- یعنی، ما هیچوقت قرار نیست بریم.
‫- خب، این درست نیست.

401
00:17:49,109 --> 00:17:50,152
‫آره.

402
00:17:50,194 --> 00:17:51,820
‫یعنی، من که میرم.

403
00:17:51,820 --> 00:17:54,281
‫یه اوبر هفت دقیقه دیگه ‌اینجاست.
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

404
00:17:54,281 --> 00:17:56,408
‫ببین، تو هر رابطه‌ای،

405
00:17:56,408 --> 00:17:58,160
‫زن و شوهر باید نوبتی
‫تکیه‌گاه باشن،

406
00:17:58,202 --> 00:18:00,162
‫و حالا نوبت توئه که
‫تکیه‌گاه باشی. همین.

407
00:18:00,204 --> 00:18:02,581
‫من بلد نیستم تکیه‌گاه باشم.
‫من نمی‌تونم تکیه‌گاه باشم.

408
00:18:02,623 --> 00:18:05,042
‫تو می‌تونی تکیه‌گاه باشی،
‫تو کاملاً می‌تونی تکیه‌گاه باشی.

409
00:18:05,042 --> 00:18:08,045
‫فقط از خودت بپرس
‫اگه الان چارلی بود، چی کار می‌کرد؟

410
00:18:09,171 --> 00:18:11,090
‫احتمالاً یه عالمه پودر پروتئین می‌خورد.

411
00:18:11,965 --> 00:18:12,966
‫باشه.

412
00:18:14,468 --> 00:18:16,136
‫- داره چی کار می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

413
00:18:17,054 --> 00:18:19,139
‫سلام، من... من همین الان مینی‌ونم رو پس می‌خوام.

414
00:18:19,139 --> 00:18:20,265
‫باشه.

415
00:18:20,265 --> 00:18:23,310
‫اگه پول نقد کافی نداری می‌تونی بری
‫سمساری پایین خیابون.

416
00:18:23,352 --> 00:18:24,603
‫مال ناپدریمه.

417
00:18:24,603 --> 00:18:26,063
‫نه، نه. من هیچی بهت نمیدم.

418
00:18:26,105 --> 00:18:27,856
‫فقط می‌خوام... فقط...

419
00:18:27,856 --> 00:18:33,487
‫فقط می‌خوام...
‫و دارم ازت می‌خوام که ماشینم رو بدی.

420
00:18:33,529 --> 00:18:35,739
‫می‌تونیم... داشته...

421
00:18:35,739 --> 00:18:37,074
‫مگه اینکه بخوای کلاهبرداری کنی.

422
00:18:37,074 --> 00:18:39,660
‫چی گفتی؟ من اصلاً نمی‌شنوم
‫چی می‌گی.

423
00:18:39,701 --> 00:18:41,078
‫ما فقط داریم سعی می‌کنیم
کمکتون کنیم، خانم

424
00:18:41,078 --> 00:18:43,038
‫- من فقط... ماشینم رو پس بده.
‫- نمی‌تونم.

425
00:18:43,038 --> 00:18:44,665
‫- من ماشینم رو پس می‌خوام.
‫- همونطور که گفتم،

426
00:18:44,706 --> 00:18:46,917
‫نمی‌تونم بذارم با این ترک رانندگی کنی.

427
00:19:03,851 --> 00:19:05,102
‫به نظر میاد اون ترک رفته.

428
00:19:05,102 --> 00:19:07,479
‫- شکستن سقف شیشه‌ای.
‫- بیا بریم.

429
00:19:07,479 --> 00:19:08,605
‫- عالی بود.
‫- فوق‌العاده بود!

430
00:19:08,605 --> 00:19:10,774
‫- تو رسماً دیوونه‌ای.
‫- عالی بود.

431
00:19:10,774 --> 00:19:11,942
‫- آره.
‫- تو یه تکیه‌گاهی.

432
00:19:11,942 --> 00:19:13,819
‫- فوق‌العاده‌ست!
‫- لعنتی. نمی‌تونیم سوار شیم.

433
00:19:13,819 --> 00:19:16,196
‫- کلی شیشه شکسته ریخته.
‫- همه جا شیشه‌ست.

434
00:19:16,196 --> 00:19:17,739
‫- این امن نیست.
‫- بهمون آسیب می‌زنه.

435
00:19:18,907 --> 00:19:20,826
‫یه جاروبرقی دارید که بتونیم قرض بگیریم؟

436
00:19:33,005 --> 00:19:34,506
‫کسی اینجا نوشیدنی می‌خواد؟

437
00:19:43,015 --> 00:19:44,266
‫من دارم چی کار می‌کنم؟

438
00:19:45,642 --> 00:19:46,643
‫چی؟

439
00:19:47,352 --> 00:19:48,937
‫کل این سفر، یعنی...

440
00:19:50,272 --> 00:19:52,441
‫من نمی‌تونم الان با جنا
‫برم اردوی شرکتی.

441
00:19:52,482 --> 00:19:54,651
‫- این رسماً دیوونگیه.
‫- آره.

442
00:19:55,611 --> 00:19:56,612
‫آره.

443
00:19:57,571 --> 00:19:58,947
‫من به یه جدایی کامل نیاز دارم.

444
00:20:04,328 --> 00:20:05,704
‫سلام، ویل زیسمن‌ام،

445
00:20:05,704 --> 00:20:08,457
‫و می‌خوام به طور رسمی
‫استعفام رو اعلام کنم.

446
00:20:08,498 --> 00:20:10,042
‫درسته. من استعفا میدم.

447
00:20:10,751 --> 00:20:13,378
‫خب، چطور فرم پی45 رو بگیرم؟

448
00:20:14,254 --> 00:20:17,007
‫عالیه. آره، باشه. نه، من فقط...
‫آره، یه لحظه.

449
00:20:17,007 --> 00:20:19,301
‫آروم‌تر، بذار من فقط...
‫می‌ذارمت رو بلندگو. یه ثانیه.

450
00:20:19,343 --> 00:20:20,844
‫- بذار من... آره.
‫- خودکار می‌خوای؟

451
00:20:20,844 --> 00:20:22,763
‫- دارم. باشه، رو بلندگویی.
‫- باشه.

452
00:20:22,763 --> 00:20:24,765
‫دارم تو گوشیم یادداشت می‌کنم.
‫بفرمایید.

453
00:20:24,806 --> 00:20:27,434
‫- چرا به کیتی پیامکش نمی‌کنی؟ آره.
‫- می‌تونم تو یه ایمیل بذارمش.

454
00:20:27,434 --> 00:20:29,603
‫ببخشید، فقط،
‫یکی از شما یه یادداشت صوتی باز کنه.

455
00:20:29,603 --> 00:20:31,772
‫بذار من تو... من تو یادداشت‌هام هستم.

456
00:20:31,772 --> 00:20:33,273
‫تو... باشه. ولی می‌تونستی پیامک بدی...

457
00:20:33,273 --> 00:20:35,734
‫- اگه به... پیامک بدی...
‫- من وب‌سایت منابع انسانی رو گوگل می‌کنم، و من...

458
00:20:35,734 --> 00:20:36,777
‫- نه، اون کار رو نکن.
‫- چی؟

459
00:20:36,818 --> 00:20:38,487
‫می‌خوام صدات رو تو یه یادداشت صوتی ضبط کنم.

460
00:20:38,528 --> 00:20:39,988
‫- بذار من یه یادداشت صوتی بگیرم.
‫- آره، آره.

461
00:20:39,988 --> 00:20:41,490
‫- بذار من... و بعدش صدات رو ضبط می‌کنم.
‫- آره.

462
00:20:41,490 --> 00:20:42,699
‫- بگو.
‫- باشه.

463
00:20:42,699 --> 00:20:45,077
‫- داره میاد. سلام.
‫- باشه، قبول کرد؟

464
00:20:45,077 --> 00:20:46,787
‫آره. قیمت عالی هم گرفتم.

465
00:20:46,828 --> 00:20:48,330
‫- عالیه.
‫- نه بابا!

466
00:20:48,330 --> 00:20:50,207
‫حالا می‌خوای با تجهیزات
‫نوشیدنی‌سازی رِد چی کار کنی؟

467
00:20:50,207 --> 00:20:52,501
‫نمی‌دونم. یه فکری به حالش می‌کنم،
‫ولی انرژی خوبی داره.

468
00:20:52,542 --> 00:20:54,503
‫- انرژی خوبی داره. آره.
‫- داره؟

469
00:20:54,503 --> 00:20:56,713
‫- آره، کاملاً. کاملاً.
‫- آره، داره.

470
00:20:56,713 --> 00:20:58,215
‫خب حرکت بعدی رِد چیه؟

471
00:20:58,257 --> 00:21:01,593
‫گفت راستش قراره شروع کنه
‫به پختن و فروختن متامفتامین.

472
00:21:02,761 --> 00:21:04,096
‫نه، واقعاً قراره چی کار کنه؟

473
00:21:04,096 --> 00:21:05,639
‫قراره متامفتامین بپزه و بفروشه.

474
00:21:06,223 --> 00:21:07,933
‫- باحاله. حال و هوای بیابونی.
‫- آره، آره.

475
00:21:07,975 --> 00:21:09,059
‫دیوونه‌بازی تو بیابون.

476
00:21:09,059 --> 00:21:11,311
‫- کار زیادی اینجا نمی‌شه کرد.
‫- نه. چرا که نه؟

477
00:21:11,311 --> 00:21:14,648
‫خب، مینی‌ون به اندازه کافی بزرگ هست
‫که همه تجهیزات رو حمل کنه یا...

478
00:21:14,690 --> 00:21:16,608
‫نه. باید یه وانت
‫یا یه چیزی بگیرم.

479
00:21:16,608 --> 00:21:17,943
‫من می‌تونم بمونم و کمک کنم.

480
00:21:17,943 --> 00:21:20,112
‫- امشب سم پیشم نیست.
‫- عالیه، آره. خوبه. آره.

481
00:21:20,112 --> 00:21:22,489
‫منم می‌تونم کمک کنم. فقط به چارلی
‫می‌گم که یه‌کم دیر میام.

482
00:21:22,489 --> 00:21:24,741
‫- عالیه.
‫- نه. مشکلی نیست. من و کیتی حلش می‌کنیم.

483
00:21:24,741 --> 00:21:27,077
‫تو... تو برگرد پیش چارلی.
‫اون مهم‌تره.

484
00:21:27,077 --> 00:21:29,621
‫مطمئنی؟ نمی‌خوام شماها رو
‫تو بیابون تنها بذارم.

485
00:21:29,621 --> 00:21:31,498
‫- نه، ما حالمون خوبه. آره.
‫- آره، جدی می‌گم.

486
00:21:31,498 --> 00:21:32,833
‫باید بری خونه پیش چارلی.

487
00:21:35,002 --> 00:21:37,629
‫- باشه. آره.
‫- باشه. عالیه. باحاله.

488
00:21:37,629 --> 00:21:38,797
‫- خیلی‌خب.
‫- بزن بریم.

489
00:21:38,797 --> 00:21:40,841
‫باید ببینی چقدر می‌تونم نوشیدنی بخورم.

490
00:21:40,841 --> 00:21:42,259
‫- یه‌‌سره.
‫- رفیق. هیجان‌زده‌ام.

491
00:21:42,259 --> 00:21:44,177
‫- باید از شرّ همه نوشیدنی‌ها خلاص بشن.
‫- من شیر رو باز می‌کنم،

492
00:21:44,177 --> 00:21:46,388
‫یه سوراخ تو کنارش ایجاد می‌کنم.
