﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,042
.

2
00:00:07,340 --> 00:00:09,718
‫پس، اون گفت تو هیچی نیستی؟

3
00:00:09,759 --> 00:00:10,802
‫دقیقاً.

4
00:00:10,802 --> 00:00:12,887
‫امکان نداره یه چیزی پرونده باشه؟

5
00:00:14,055 --> 00:00:15,432
‫آره، یه چیزی پروند.

6
00:00:15,473 --> 00:00:16,516
‫خب، می‌دونی منظورم اینه که،

7
00:00:16,516 --> 00:00:19,227
‫یه‌کم طول کشید تا من
‫رابطه‌ی تو با «ویل» رو درک کنم.

8
00:00:19,227 --> 00:00:21,980
‫شاید اونم داره
‫همچین چیزی رو تجربه می‌کنه.

9
00:00:22,022 --> 00:00:24,524
‫خودت رو با این زن مقایسه نکن.

10
00:00:24,524 --> 00:00:25,775
‫اون یه هیولاست.

11
00:00:28,528 --> 00:00:30,030
‫خدای من.

12
00:00:30,071 --> 00:00:31,531
‫چی؟ چی شده؟ مامانت فوت کرده؟

13
00:00:32,365 --> 00:00:33,908
‫نه.

14
00:00:35,410 --> 00:00:37,245
‫خدای من، عزیزم!

15
00:00:37,704 --> 00:00:39,706
‫باورم نمی‌شه داره اتفاق میفته.
‫من این لحظه رو تصور کرده بودم

16
00:00:39,706 --> 00:00:41,624
‫- این همه بار و حالا داره اتفاق میفته.
‫- خیلی وقته.

17
00:00:41,666 --> 00:00:43,543
‫- بالأخره داره اتفاق میفته.
‫- خدای من!

18
00:00:43,543 --> 00:00:44,878
‫من قراره برم تو یه مسابقه‌ی "جپردی"!

19
00:00:44,919 --> 00:00:45,003
‫خدای من!

20
00:00:46,963 --> 00:00:48,715
[افلاطونی]

21
00:01:00,602 --> 00:01:04,147
‫«آی‌روبات این برند جاروبرقی
‫خودکار رو می‌سازه.»

22
00:01:04,189 --> 00:01:06,483
‫- «رومبا» ـست؟
‫- درسته.

23
00:01:06,483 --> 00:01:09,819
‫بچه‌ها، فقط یه یادآوری
‫که امشب بابا می‌خوابوندتون.

24
00:01:09,861 --> 00:01:13,698
‫«دریاچه‌ی مید توسط
‫این سد آریزونا-نوادا ساخته شد.»

25
00:01:13,740 --> 00:01:16,034
‫سد «هوور» دیگه؟

26
00:01:16,034 --> 00:01:17,619
‫داری غوغا می‌کنی، بابا!

27
00:01:17,619 --> 00:01:19,412
‫- غوغا!
‫- غوغا!

28
00:01:19,454 --> 00:01:22,082
‫شماها می‌خواید بدونید
‫چرا بابا می‌خوابوندتون؟

29
00:01:22,082 --> 00:01:23,291
‫چون اون بابامونه؟

30
00:01:23,333 --> 00:01:27,045
‫فقط برای اینکه بعداً سوال نپرسید،
‫یکی از قدیمی‌ترین دوست‌های من، «وایلد کارد»،

31
00:01:27,045 --> 00:01:31,091
‫داره میاد شهر
‫تا مراسم پیش روی «ویل» رو جشن بگیره.

32
00:01:31,091 --> 00:01:34,469
‫می‌شه گفت یه جورایی
یه مهمونی دوستانه‌ی مجردیه

33
00:01:34,469 --> 00:01:36,888
‫می‌خواید بدونید
‫چرا بهش می‌گن «وایلد کارد»؟
(غیرقابل پیش‌بینی)

34
00:01:36,930 --> 00:01:37,972
‫نه.

35
00:01:38,014 --> 00:01:41,392
‫چون هروقت با هم بودیم،
‫اتفاق‌های عجیب و غریب و دیوانه‌واری میفتاد.

36
00:01:41,434 --> 00:01:44,687
‫مردم بهمون می‌گفتن، و نقل قول می‌کنم،
‫«یه سه‌گانه‌ی بی‌نظیر.»

37
00:01:44,729 --> 00:01:46,022
‫اون آدم‌ها خودتون بودین؟

38
00:01:46,064 --> 00:01:49,609
‫و یه چیزی که باید ازتون بخوام،
‫پیشاپیش شرمنده.

39
00:01:49,651 --> 00:01:52,320
‫چون می‌دونید که
‫امشب قراره شب دیوانه‌واری باشه.

40
00:01:52,946 --> 00:01:54,864
‫- حتماً.
‫- اگه یکی رو از پا دربیاره چی؟

41
00:01:54,906 --> 00:01:57,742
‫یه بار رفتیم یه سفر تفریحی،
‫درسته،

42
00:01:57,784 --> 00:01:59,953
‫و «وایلد کارد» داشت سعی می‌کرد
‫با مربی اونجا آشنا بشه،

43
00:01:59,953 --> 00:02:04,124
‫و برای اینکه توجهش رو جلب کنه
‫از تله‌کابین پرید

44
00:02:04,124 --> 00:02:08,044
‫شش متر پایین‌تر روی یه سطح یخ‌زده.

45
00:02:10,255 --> 00:02:13,424
‫مامانتون قدیم‌ها خیلی باحال بود.

46
00:02:13,466 --> 00:02:15,218
‫این چطور شما رو باحال می‌کنه؟

47
00:02:16,261 --> 00:02:17,846
‫فقط بذار دلم خوش باشه.

48
00:02:18,930 --> 00:02:20,557
‫خب، سوال بعدی، بزن بریم.

49
00:02:28,773 --> 00:02:31,651
وایلد کارت: مجبورم صبحانه رو بپیچونم]
[از سرکار زنگ زدن اَه

50
00:02:31,693 --> 00:02:32,986
‫نه.

51
00:02:35,530 --> 00:02:37,657
‫خدای من! تو اینجایی!

52
00:02:37,949 --> 00:02:39,617
‫در واقع باید 20 دقیقه‌ی دیگه برم.

53
00:02:39,659 --> 00:02:41,953
‫- چی؟
‫- آره. دوباره رودست خوردی.

54
00:02:42,537 --> 00:02:44,831
‫خانم‌ها و آقایان، «وایلد کارد».

55
00:02:46,249 --> 00:02:47,250
‫آره.

56
00:02:47,250 --> 00:02:49,586
‫- همه اینجا فکر می‌کنن ما عجیب غریب‌ایم.
‫- می‌دونم، ما دیوونه‌ایم،

57
00:02:49,627 --> 00:02:51,087
‫چون هستیم!

58
00:02:51,963 --> 00:02:54,090
‫هیجان داره من رو می‌کشه،
‫برنامه‌ی امشب چیه؟

59
00:02:54,132 --> 00:02:55,884
‫خب، بذار ببینم.
‫«ویل» الان داره میاد،

60
00:02:55,925 --> 00:02:58,553
‫فکر کردم شاید وقتی رسید اینجا
‫تو هتل من یه ناهاری بخوریم.

61
00:02:58,553 --> 00:03:02,223
‫آره. چند تا نوشیدنی بزنیم،
‫به سبک آدم‌های باکلاس.

62
00:03:02,265 --> 00:03:03,558
‫آره.

63
00:03:04,142 --> 00:03:06,269
‫نمی‌تونم صبر کنم، بعدش چی؟

64
00:03:07,228 --> 00:03:08,438
‫نمی‌دونم. حالا می‌بینی.

65
00:03:09,063 --> 00:03:10,481
‫جواب می‌خوام، یالا.

66
00:03:10,523 --> 00:03:11,900
‫مهمونی نامزدی چطور بود؟

67
00:03:11,941 --> 00:03:13,526
‫خیلی حالم گرفته شد که نتونستم بیام.

68
00:03:13,568 --> 00:03:15,445
‫واقعاً نمی‌خوای بهم بگی؟

69
00:03:16,404 --> 00:03:19,616
‫وایلد کارد کلاسیک. خدای من.

70
00:03:19,657 --> 00:03:21,201
‫«ویل» از اینکه نتونستم بیام عصبانی بود؟

71
00:03:21,242 --> 00:03:23,411
‫نه، بیشتر خانواده‌ش بودن.

72
00:03:23,453 --> 00:03:25,455
‫حس یه آدم بی‌خود رو دارم
‫که هنوز «جنا» رو ندیدم.

73
00:03:26,497 --> 00:03:28,333
‫باور کن، چیز زیادی رو از دست ندادی.

74
00:03:28,374 --> 00:03:30,460
‫ایول! چیه؟

75
00:03:31,085 --> 00:03:32,795
‫اونقدرها خوب نمی‌شناسمش،

76
00:03:32,837 --> 00:03:35,298
‫ولی می‌دونی، مهم اینه
‫که برای «ویل» خوبه،

77
00:03:35,298 --> 00:03:36,466
‫فقط همین واقعاً مهمه.

78
00:03:36,466 --> 00:03:39,552
‫یالا، منم دیگه.
‫بچه شیطونه‌ی خودتون.

79
00:03:39,594 --> 00:03:41,012
‫- یالا.
‫- باشه. می‌تونم بهت بگم؟

80
00:03:41,846 --> 00:03:43,097
‫من باهاش وقت گذروندم.

81
00:03:44,891 --> 00:03:46,017
‫و اون یه آدم عوضیه.

82
00:03:47,018 --> 00:03:48,519
‫- آره! آره.
‫- لعنتی.

83
00:03:48,561 --> 00:03:50,230
‫برام تعریف کن، مو به مو.

84
00:03:50,271 --> 00:03:53,775
‫مستقیم تو چشم‌هام نگاه کرد،
‫و بهم گفت من هیچی نیستم.

85
00:03:54,192 --> 00:03:56,694
‫چه حرف عجیبی.
‫اصلاً یعنی چی؟

86
00:03:56,736 --> 00:03:59,405
‫لعنتی. حسابی باهات لج افتاده.

87
00:03:59,447 --> 00:04:00,615
‫این دیوونگیه.

88
00:04:00,615 --> 00:04:03,034
‫- نه. نباید همه‌ی این‌ها رو بهت می‌گفتم.
‫- آره.

89
00:04:03,076 --> 00:04:05,787
‫حس بدی دارم. چیپ‌ـه.
‫خواهش می‌کنم به «ویل» نگو.

90
00:04:05,828 --> 00:04:06,955
‫داری حرفت رو پس می‌گیری، ها؟

91
00:04:06,996 --> 00:04:08,581
‫دیگه دیره،
‫تو به نامزد «ویل» گفتی عوضی.

92
00:04:08,623 --> 00:04:09,791
‫نه.

93
00:04:09,832 --> 00:04:11,584
‫نمی‌خوام خودم رو وسط این رابطه بندازم.

94
00:04:11,626 --> 00:04:14,420
‫این اتفاقی بود که با «آدری» افتاد
‫و نزدیک بود دوستیمون رو از دست بدیم.

95
00:04:14,462 --> 00:04:16,172
‫«ویل» «جنا» رو دوست داره. فقط همین مهمه.

96
00:04:16,214 --> 00:04:17,799
‫- درسته.
‫- بهش نمی‌گی که

97
00:04:17,840 --> 00:04:18,967
‫من بهش گفتم عوضی، درسته؟

98
00:04:19,008 --> 00:04:21,552
‫اگه تو جای «ویل» بودی، نمی‌خواستی
‫بدونی که بهترین دوستت

99
00:04:21,594 --> 00:04:23,888
‫فکر می‌کنه نامزدت یه عوضی به تمام معناست؟

100
00:04:23,930 --> 00:04:25,098
‫خواهش می‌کنم.

101
00:04:25,139 --> 00:04:27,267
‫فقط... بهش اشاره نکن.

102
00:04:27,267 --> 00:04:29,852
‫- رازت پیش من محفوظه. یا هست؟
‫- باشه.

103
00:04:29,894 --> 00:04:31,521
‫فقط بگو بهش نمی‌گی.

104
00:04:31,521 --> 00:04:33,731
‫- بهش نمی‌گی. نه، نمی‌گم.
‫- نمی‌تونی بگی...

105
00:04:33,773 --> 00:04:35,400
‫- یعنی، می‌تونم.
‫- برام مهم نیست.

106
00:04:35,441 --> 00:04:37,277
‫فقط بهم بگو
‫که بهش نمی‌گی.

107
00:04:37,318 --> 00:04:38,653
‫- نمی‌گم.
‫- ممنون.

108
00:04:38,653 --> 00:04:40,822
‫- شاید فقط یه‌کم بهش بگم.
‫- خواهش می‌کنم بهش نگو!

109
00:04:40,863 --> 00:04:43,199
‫- اگه بگی می‌کشمت!
‫- هی، هی. آروم باش.

110
00:04:43,241 --> 00:04:45,493
‫همه چی مرتبه. فقط دارم سر به سرت می‌ذارم.

111
00:04:45,535 --> 00:04:46,911
‫بهش نمی‌گم.

112
00:04:47,412 --> 00:04:48,955
‫یا می‌گم؟ نمی‌دونم.

113
00:04:50,248 --> 00:04:51,708
‫چرا بهش گفتم عوضی؟
[مدرسه‌ی بکمان]

114
00:04:51,749 --> 00:04:53,960
‫چون عاشق اینی که
‫خودت رو تو دردسر بندازی.

115
00:04:53,960 --> 00:04:55,878
‫فقط بگو باید چی کار کنم.
‫نباید برم؟

116
00:04:55,920 --> 00:04:59,632
‫احساس می‌کنم اگه اونجا باشم
‫احتمال اینکه «وایلد کارد» به «ویل» بگه بیشتره.

117
00:05:00,967 --> 00:05:02,635
‫گرفتم. می‌دونم باید چی کار کنی.

118
00:05:02,677 --> 00:05:05,680
‫- چی؟
‫- کلمه‌ی «عوضی» رو «اسمورفی» کن.

119
00:05:06,389 --> 00:05:07,348
‫- چی؟
‫- باشه.

120
00:05:07,390 --> 00:05:10,518
‫یادته اسمورف‌ها
‫چقدر کلمه‌ی «اسمورف» رو می‌گفتن

121
00:05:10,560 --> 00:05:13,646
‫و به شکل‌های متناقضی که
‫عملاً دیگه هیچ معنی‌ای نمی‌داد؟

122
00:05:14,147 --> 00:05:15,189
‫همون کار رو بکن.

123
00:05:16,482 --> 00:05:20,695
‫پس فقط کلمه‌ی «عوضی» رو
‫بی‌وقفه استفاده کنم تا دیگه معنی‌ای نده.

124
00:05:20,737 --> 00:05:22,530
‫دقیقاً، و اگه درست بازی کنی،

125
00:05:22,572 --> 00:05:26,534
‫«ویل» حتی ممکنه فکر کنه تو که
‫به نامزدش گفتی عوضی، یه تعریف بوده.

126
00:05:28,494 --> 00:05:29,579
‫عوضی، کارت درسته.

127
00:05:29,579 --> 00:05:31,706
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم، عوضی، دست بردار.

128
00:05:31,748 --> 00:05:32,874
‫خدای من. تشنه‌مه.

129
00:05:32,915 --> 00:05:34,417
‫یه نوشابه عوضی برام جور می‌کنی؟

130
00:05:34,459 --> 00:05:36,711
‫امروز صبح یه‌کم سرده،
‫باید یه ژاکت عوضی جور می‌کردم.

131
00:05:36,753 --> 00:05:39,130
‫آره. این هوا به خاطر
‫عوضی شدن جهانی دیوونه شده.

132
00:05:39,172 --> 00:05:40,548
‫باشه، داری می‌گیریش.

133
00:05:40,590 --> 00:05:42,258
‫- بزن قدش عوضی.
‫- آره!

134
00:05:42,300 --> 00:05:43,343
‫می‌دونی چیه، من باید برم.

135
00:05:43,384 --> 00:05:45,011
‫ما سه تا یه ساعت دیگه
‫ناهار می‌خوریم.

136
00:05:45,011 --> 00:05:47,805
‫با شناختی که از «وایلد کارد» دارم، احتمالاً
‫مجبورمون می‌کنه نوشیدنی بزنیم.

137
00:05:47,805 --> 00:05:49,140
‫بی‌مزه به نظر میاد.

138
00:05:49,599 --> 00:05:51,309
‫نه، باحاله. اون باحاله.

139
00:05:53,895 --> 00:05:55,897
[ناهار کیه؟]

140
00:05:55,897 --> 00:06:00,109
[هی رفقا، هنوز قرار بعد از ظهرمون سرجاشه؟]

141
00:06:09,327 --> 00:06:11,454
‫«سیلویا»‌ـست. داره می‌ره رو مخم.

142
00:06:13,039 --> 00:06:14,832
‫آره، یعنی «جنا» فوق‌العاده‌ست.

143
00:06:14,874 --> 00:06:17,502
‫صادقانه، تقریباً از هر نظر همینطوره.

144
00:06:17,543 --> 00:06:19,962
‫این بهترین رابطه‌ایه که تا حالا داشتم.

145
00:06:20,004 --> 00:06:22,423
‫پس مشکل چیه؟

146
00:06:23,299 --> 00:06:24,759
‫مشکل، دوست من،

147
00:06:24,801 --> 00:06:29,555
‫اینه که ما واقعاً،
‫بهترین صمیمیت دنیا رو نداریم.

148
00:06:29,597 --> 00:06:30,681
‫آره.

149
00:06:30,723 --> 00:06:32,767
‫و نمی‌گم هیچ صمیمیتی نداریم.

150
00:06:32,809 --> 00:06:36,479
‫بیشتر اینطوریه که صمیمیت داریم،
‫مثلاً ماهی یه بار.

151
00:06:37,605 --> 00:06:38,731
‫یا کمتر از اون.

152
00:06:38,773 --> 00:06:40,191
‫- گرفتم. فهمیدم.
‫- آره.

153
00:06:40,233 --> 00:06:41,943
‫ما فقط
‫نظرات متفاوتی درمورد صمیمیت داریم.

154
00:06:41,984 --> 00:06:43,694
‫- آره، این واقعیه. اشکالی نداره.
‫- آره.

155
00:06:43,736 --> 00:06:46,030
‫اون صمیمیت رو دوست نداره،
‫من بیشتر اهل احساساتم.

156
00:06:46,072 --> 00:06:47,323
‫اگه صادق باشم.

157
00:06:47,365 --> 00:06:50,118
‫ولی صادقانه، هی به خودم می‌گم،
‫می‌تونه خوب باشه.

158
00:06:50,159 --> 00:06:53,996
‫چون من و همسر سابقم،
‫تمام روز رو با هم صمیمی بودیم.

159
00:06:54,038 --> 00:06:56,082
‫تو ماشین صمیمیت داشتیم،
‫تو مهمونی‌ها صمیمیت داشتیم،

160
00:06:56,124 --> 00:06:57,875
‫حتی تو سرویس بهداشتی هم صمیمیت داشتیم.

161
00:06:57,917 --> 00:06:59,460
‫اون احساسات من رو

162
00:06:59,502 --> 00:07:00,795
‫گاهی وقت‌ها تو جمع تحریک می‌کرد.

163
00:07:00,837 --> 00:07:02,213
‫- لعنتی.
‫- احساسات خفنم رو.

164
00:07:02,255 --> 00:07:04,257
‫- به طور مرتب؟
‫- آره. مرتباً.

165
00:07:04,298 --> 00:07:06,634
‫- عالیه.
‫- می‌دونم، خیلی عالیه.

166
00:07:06,676 --> 00:07:07,718
‫- کار راحتی نیست.
‫- نه، رفیق.

167
00:07:07,760 --> 00:07:09,095
‫باید واقعاً براش برنامه‌ریزی کنی.

168
00:07:09,137 --> 00:07:10,930
‫ولی، می‌دونی، ما برای هم بد بودیم.

169
00:07:10,972 --> 00:07:13,850
‫و «جنا»، اون خیلی مهربونه،

170
00:07:13,891 --> 00:07:16,561
‫و حمایتگره و من فقط حس می‌کنم
‫خیلی بهم رسیدگی می‌کنه،

171
00:07:16,602 --> 00:07:18,688
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- و دوستش داری؟

172
00:07:18,729 --> 00:07:19,814
‫خیلی دوستش دارم!

173
00:07:19,856 --> 00:07:23,609
‫و اون خیلی شیرینه
‫و، می‌دونی، باثباته.

174
00:07:23,651 --> 00:07:26,070
‫- و نرماله، می‌دونی؟
‫- آره.

175
00:07:26,112 --> 00:07:27,488
‫- این خیلی بده؟
‫- نه، رفیق.

176
00:07:27,530 --> 00:07:29,991
‫ببین، یه راز کوچیک بهت بگم.

177
00:07:30,032 --> 00:07:31,492
‫- باشه.
‫- آره.

178
00:07:31,534 --> 00:07:35,830
‫کاملاً طبیعیه که رابطه‌ی عاطفی کمی
‫با شریک زندگیت داشته باشی یا اصلاً نداشته باشی.

179
00:07:35,872 --> 00:07:36,831
‫- واقعاً؟
‫- آره.

180
00:07:36,873 --> 00:07:38,666
‫یعنی، ببین. دوره‌هایی رو می‌گذرونید.

181
00:07:38,708 --> 00:07:40,835
‫گاهی وقت‌ها صمیمیت زیادی ندارید،

182
00:07:40,877 --> 00:07:42,712
‫- یا هیچ صمیمیتی، و گاهی دارید.
‫- آره.

183
00:07:42,753 --> 00:07:45,840
‫و این فقط یکی از اون دوره‌هایی‌ـه
که ندارید

184
00:07:45,882 --> 00:07:47,633
‫- همینه. تو یه دوره‌ی رکودی.
‫- باشه.

185
00:07:47,675 --> 00:07:49,719
‫- باشه.
‫- همینه، رفیق. چیز مهمی نیست.

186
00:07:49,760 --> 00:07:51,137
‫باشه. فقط یه دوره‌ی رکوده.

187
00:07:51,179 --> 00:07:52,680
‫آره.

188
00:07:54,098 --> 00:07:55,641
‫«سیلویا» دست از پیام دادن برنمی‌داره.

189
00:07:55,683 --> 00:07:57,894
‫جوابش رو بدم،
‫یا بازم وقت مردونه می‌خوای؟

190
00:07:57,935 --> 00:07:59,687
‫نه. جوابش رو بده، اشکالی نداره.

191
00:07:59,729 --> 00:08:01,189
‫فقط هیچی از این حرف‌ها بهش نگو، باشه؟

192
00:08:01,230 --> 00:08:03,191
‫- معلومه که نمی‌گم.
‫- اون با این قضیه کیف می‌کنه.

193
00:08:03,232 --> 00:08:04,358
‫آره.

194
00:08:04,442 --> 00:08:06,527
‫با بابا خوش بگذرونید.

195
00:08:06,569 --> 00:08:06,652
‫- خداحافظ، عزیزم.
‫- هی، وای. شلوار چرم، باشه.

196
00:08:06,944 --> 00:08:08,404
‫این‌ قدیمیه.

197
00:08:08,446 --> 00:08:08,738
‫- خب، امشب خوش بگذره.
‫- «سعی کن زنده بمونی» بیشتر بهش میاد.

198
00:08:10,072 --> 00:08:11,240
‫- خیلی پف داره؟
‫- آره.

199
00:08:11,240 --> 00:08:12,533
‫می‌خوابه.

200
00:08:12,533 --> 00:08:13,826
‫واقعاً؟

201
00:08:14,744 --> 00:08:15,703
‫وای.

202
00:08:15,745 --> 00:08:17,455
‫وای، این همه وسیله.

203
00:08:17,497 --> 00:08:20,041
‫ما داریم یه اجرای کاملاً شبیه‌سازی شده
‫روز ضبط رو انجام می‌دیم.

204
00:08:20,625 --> 00:08:22,084
‫بچه‌ها هم بازی می‌کنن؟

205
00:08:22,126 --> 00:08:24,545
‫- ما بازی نمی‌کنیم.
‫- این یه کار جدیه، مامان.

206
00:08:24,587 --> 00:08:26,756
‫آره، «استوارت»،
‫خیلی ممنون که این کار رو می‌کنی.

207
00:08:26,797 --> 00:08:30,009
‫من باید این فضا رو خالی کنم،
‫تجهیزات تا پنج دقیقه‌ی دیگه روشن می‌شه.

208
00:08:30,051 --> 00:08:31,636
‫باشه، بچه‌ها، بیاین مبل رو خالی کنیم.

209
00:08:31,677 --> 00:08:34,847
‫- من یه یو‌اس‌بی لازم دارم.
‫- می‌دونی تله‌پرامپتر چیه؟

210
00:08:34,889 --> 00:08:37,725
‫- شاید لازم بشه تو باهاش کار کنی...
‫- پورت‌های بیشتری لازم داریم!

211
00:08:43,272 --> 00:08:45,399
[کیتی: کجایی دختر؟]
[سیلویا: دارم می‌رم سر شام]

212
00:08:48,361 --> 00:08:49,946
‫- وقتی اون نیست...
‫- هی!

213
00:08:49,987 --> 00:08:50,071
‫خدای من! سلام!

214
00:08:50,571 --> 00:08:51,948
‫اینجا عوضیه.

215
00:08:52,573 --> 00:08:54,325
‫- ببخشید، صبر کن. الان چی گفتی؟
‫- چی؟

216
00:08:54,367 --> 00:08:57,119
‫- اینجا عوضیه. آره.
‫- منظورت، «خفنه»؟

217
00:08:57,161 --> 00:08:59,497
‫نه، نه. منظورم عوضیه. اینجا عوضیه.

218
00:09:00,081 --> 00:09:01,832
‫- این یه اصطلاحه؟
‫- هی، این...

219
00:09:01,874 --> 00:09:02,917
‫- اینجا عوضیه؟
‫- آره.

220
00:09:02,959 --> 00:09:04,001
‫- مردم این رو می‌گن؟
‫- می‌دونی چیه.

221
00:09:04,043 --> 00:09:07,338
‫ببخشید، من بدون اینکه متوجه بشم
‫از مدها الگوبرداری می‌کنم به خاطر بچه‌ها.

222
00:09:07,380 --> 00:09:09,924
‫الان اون‌ها همه‌ش می‌گن،
‫«این عوضیه.»

223
00:09:09,966 --> 00:09:11,425
‫که یعنی، مثلاً، باحاله.

224
00:09:11,467 --> 00:09:12,885
‫پس احتمالاً، این مثل می‌دونی،

225
00:09:12,927 --> 00:09:15,388
‫- «این پوکی‌فروشی خیلی عوضیه.»
‫- واقعاً؟

226
00:09:15,429 --> 00:09:17,848
‫و یعنی، مثلاً، باحاله و خوبه.

227
00:09:17,890 --> 00:09:19,642
‫- وای. پس تو عوضی‌ای.
‫- باشه.

228
00:09:19,684 --> 00:09:21,894
‫- چی؟ آره. ممنون.
‫- تو عوضی‌ای. آره.

229
00:09:21,936 --> 00:09:24,272
‫- الان کلی چیز یاد گرفتم.
‫- باید یه‌کم بیشتر بری بیرون

230
00:09:24,313 --> 00:09:25,982
‫- و با جوون‌هایی مثل من قاطی شی...
‫- آره.

231
00:09:26,023 --> 00:09:28,484
‫- ... دختر باحال مرکز شهر.
‫- وای، چه ارجاع به روزی.

232
00:09:28,526 --> 00:09:30,069
‫بله، صحبت از جوون‌ها شد.

233
00:09:30,111 --> 00:09:31,571
‫خیلی‌خب،

234
00:09:31,571 --> 00:09:32,905
‫مهمونی مجردی در اوج.

235
00:09:32,947 --> 00:09:34,615
‫کی اینجا آماده‌ست
‫که یه مرحله بره بالاتر؟

236
00:09:35,449 --> 00:09:36,701
‫پاستیل‌های آرامبخش.

237
00:09:36,742 --> 00:09:39,745
‫لعنتی، این‌ها 2.5 میلی‌گرم
‫ماده آرامبخش توشونه.

238
00:09:39,787 --> 00:09:41,497
‫- آره، همینه.
‫- آره. در واقع، اوه،

239
00:09:41,539 --> 00:09:43,165
‫می‌گه بیشترشون تقویتی‌ان.

240
00:09:43,207 --> 00:09:44,417
‫‏2.5ی‌ها خیلی دقیقن.

241
00:09:44,458 --> 00:09:46,919
‫بهت اجازه میدن مقدار دقیق
‫حالی که می‌خوای داشته باشی رو کنترل کنی.

242
00:09:46,961 --> 00:09:48,588
‫اگه می‌خوای اصلاً حالی نداشته باشی.

243
00:09:48,629 --> 00:09:50,590
‫می‌دونی. بستگی داره کی باشی.

244
00:09:50,631 --> 00:09:52,383
‫اگه بیشتر لازم داری
‫فقط بیشتر می‌خوری. همینه.

245
00:09:52,425 --> 00:09:53,926
‫- مامان من از این‌ها می‌خوره.
‫- یعنی هیچی نیست.

246
00:09:53,968 --> 00:09:55,469
‫- به معنای واقعی کلمه.
‫- عوضی.

247
00:09:55,469 --> 00:09:57,722
‫- چرا مزه‌ی عجیبی میدن؟
‫- بدون شکرن.

248
00:09:57,763 --> 00:09:59,181
‫- صد درصد گیاهی، رفیق.
‫- باحاله.

249
00:09:59,223 --> 00:10:02,310
‫- برای کمردرد هم خوبه.
‫- و ورم مفاصل، داداش.

250
00:10:02,351 --> 00:10:04,312
‫- خوبه. اینجوری.
‫- حسابی شلت می‌کنه.

251
00:10:04,353 --> 00:10:06,230
‫بذار برم تو کار گیاهی‌جات. درسته.

252
00:10:06,272 --> 00:10:08,482
‫ما امشب خیلی
‫ورم کمی خواهیم داشت، هی.

253
00:10:08,524 --> 00:10:08,608
‫بزن بریم!

254
00:10:15,489 --> 00:10:19,535
‫آره. در حالت ایده‌آل داریم، فکر کنم 12 تا شعبه
تو سال آینده افتتاح می‌کنیم، یا همین حدودها

255
00:10:19,577 --> 00:10:20,995
‫- آقای کاردرست.
‫- آره.

256
00:10:21,037 --> 00:10:22,997
‫مطمئن نبودیم تو
‫از دانشگاه فارغ‌التحصیل بشی.

257
00:10:23,039 --> 00:10:25,333
‫- حالا نگاه. داری می‌ترکونی.
‫- نه، یعنی عالیه،

258
00:10:25,374 --> 00:10:27,293
‫ولی یه جورایی دوست دارم در نهایت
‫کار خودم رو بکنم،

259
00:10:27,335 --> 00:10:28,544
‫ولی هنوز وقت هست، می‌دونی.

260
00:10:28,586 --> 00:10:30,421
‫شماها چیزی حس می‌کنید؟
‫چون من حس نمی‌کنم...

261
00:10:30,463 --> 00:10:32,590
‫من به معنای واقعی کلمه هیچی حس نمی‌کنم.

262
00:10:33,716 --> 00:10:35,718
‫به معنای واقعی کلمه هیچی حس نمی‌کنی؟

263
00:10:35,718 --> 00:10:36,844
‫نه، هیچی حس نمی‌کنم.

264
00:10:36,886 --> 00:10:38,179
‫اصلاً هیچی؟

265
00:10:39,639 --> 00:10:42,058
‫- چرا می‌خندی؟
‫- چرا می‌خندی؟

266
00:10:42,099 --> 00:10:44,894
‫چیه؟

267
00:10:46,062 --> 00:10:47,605
‫- نگاه‌ش کن، خنده‌ی الکی می‌کنه.
‫- چیه؟

268
00:10:47,647 --> 00:10:50,358
‫چیه؟ نه. اینطور نبود...
‫دارم می‌خندم. خنده‌داره.

269
00:10:50,399 --> 00:10:52,068
‫- تو حسابی حالت خوبه.
‫- نیستم.

270
00:10:52,109 --> 00:10:55,738
‫چی... قرار نبود ما
‫زودتر با هم وقت بگذرونیم؟

271
00:10:56,864 --> 00:10:57,865
‫قرار بود؟

272
00:10:57,865 --> 00:11:00,076
‫شماها بدون من اینجا بودید؟

273
00:11:02,286 --> 00:11:04,622
‫آره. من درست قبل از شام
‫برای یه نوشیدنی اومدم پیشش.

274
00:11:04,664 --> 00:11:07,500
‫آره. ما اساساً زود رسیدیم
‫و هر دومون آماده بودیم یا هر چی.

275
00:11:07,541 --> 00:11:08,959
‫آره، یه جورایی پیش‌غذا داشتیم.

276
00:11:11,629 --> 00:11:12,630
‫چیه؟

277
00:11:13,255 --> 00:11:14,256
‫چیه؟

278
00:11:15,549 --> 00:11:17,385
‫- چیه؟ من نمی‌دونم، چیه؟
‫- چیه؟

279
00:11:17,426 --> 00:11:19,095
‫- چیه؟
‫- چیه؟

280
00:11:19,136 --> 00:11:20,888
‫- چیه...
‫- تو بگو.

281
00:11:20,930 --> 00:11:22,390
‫نمی‌دونم. من...

282
00:11:22,431 --> 00:11:24,684
‫- نمی‌دونم.
‫- من هیچی ندارم. «چیه» ندارم.

283
00:11:24,725 --> 00:11:24,809
‫این یه فاجعه‌ست.

284
00:11:26,143 --> 00:11:28,729
‫نه، ولی مثلاً،
‫هی به هم نگاه می‌کنن.

285
00:11:28,771 --> 00:11:30,314
‫این کاریه که آدم‌های چشم‌دار می‌کنن.

286
00:11:30,356 --> 00:11:32,650
‫نه، فرق داره. مثل...

287
00:11:34,402 --> 00:11:35,778
‫پشت تلفنیم. نمی‌تونم ببینمت.

288
00:11:35,820 --> 00:11:37,613
‫صبر کن، حالت خوش نیست؟

289
00:11:37,655 --> 00:11:38,739
‫- نه.
‫- صدات یه جوریه.

290
00:11:38,739 --> 00:11:39,323
‫من یه پاستیل خوردم
‫ولی به معنای واقعی کلمه هیچی حس نمی‌کنم.

291
00:11:39,949 --> 00:11:41,492
‫هیچی حس نمی‌کنم.
‫صدام شبیه توهم‌زده‌هاست؟

292
00:11:41,534 --> 00:11:44,036
‫- آره، هست.
‫- گرفتم. یه ایده دارم.

293
00:11:44,078 --> 00:11:45,454
‫فقط صداشون رو ضبط می‌کنم.

294
00:11:45,955 --> 00:11:47,415
‫آره، یه چیزی در مورد «جنا» می‌گم.

295
00:11:47,415 --> 00:11:51,293
‫دکمه‌ی ضبط رو روی گوشیم می‌زنم،
‫می‌ذارمش رو میز، و میرم.

296
00:11:51,335 --> 00:11:54,171
‫و اینجوری
‫می‌فهمم «ویل» چی می‌دونه.

297
00:11:54,213 --> 00:11:57,425
‫- فکر نمی‌کنم ایده‌ی خوبی باشه.
‫- ولی چه انتخاب دیگه‌ای دارم؟

298
00:11:57,425 --> 00:11:59,427
‫به معنای واقعی کلمه، هر انتخاب دیگه‌ای.

299
00:12:00,803 --> 00:12:03,055
‫هی،
‫می‌تونید بهم بگید این نوشیدنی خرابه یا نه؟

300
00:12:03,097 --> 00:12:04,348
‫همین الان از بار گرفتمش.

301
00:12:04,390 --> 00:12:05,474
‫حتماً.

302
00:12:09,478 --> 00:12:10,563
[درحال ضبط]

303
00:12:13,482 --> 00:12:14,483
‫به نظر من که طبیعیه.

304
00:12:14,525 --> 00:12:15,818
‫شاید یه چیز دیگه بگیرم.

305
00:12:16,402 --> 00:12:17,445
‫فقط می‌خواستم بگم.

306
00:12:17,445 --> 00:12:20,614
‫خیلی خوش گذشت که
‫تو شام بیشتر با «جنا» آشنا شدم.

307
00:12:20,656 --> 00:12:23,242
‫می‌دونی، حس کردم
‫احترام متقابل زیادی وجود داشت.

308
00:12:23,284 --> 00:12:24,368
‫تو اینطور فکر نمی‌کنی؟

309
00:12:25,870 --> 00:12:26,996
‫همین فکر رو می‌کنم.

310
00:12:28,289 --> 00:12:29,749
‫- باحاله.
‫- چیز خوبیه.

311
00:12:29,749 --> 00:12:32,168
‫- اون خیلی حالش خوبه، دیوونه‌ست.
‫- خیلی حالش خوبه.

312
00:12:50,603 --> 00:12:52,354
‫- داره میاد.
‫- هی.

313
00:12:52,396 --> 00:12:53,814
‫- چه خبر؟
‫- چه خبر؟

314
00:12:54,398 --> 00:12:55,441
‫هی.

315
00:12:55,983 --> 00:12:57,860
‫می‌دونید چیه، بچه‌ها؟
‫من می‌خوام یه دوری بزنم

316
00:12:57,902 --> 00:13:00,112
‫و یه‌کم جو رو چک کنم.

317
00:13:00,154 --> 00:13:01,238
‫باشه.

318
00:13:04,200 --> 00:13:05,409
‫داره به متصدی بار گیر میده.

319
00:13:05,409 --> 00:13:06,702
‫داره چی کار می‌کنه؟ آره، فقط داره

320
00:13:06,744 --> 00:13:09,246
‫- هی حرف می‌زنه که چرا هنوز...
‫- اون نوشیدنی خراب نیست.

321
00:13:09,246 --> 00:13:10,498
‫و کاملاً خوبه.

322
00:13:11,123 --> 00:13:13,250
‫تریلر فیلم جدید
‫«سیدنی سوئینی» رو دیدی؟

323
00:13:13,250 --> 00:13:14,960
‫خدای من. مثلاً یه میلیون بار.

324
00:13:15,002 --> 00:13:17,546
‫رفیق، «سیدنی سوئینی» خیلی جذابه.

325
00:13:17,588 --> 00:13:20,090
‫«سیدنی سوئینی» فوق‌العاده‌ست، جدی می‌گم.

326
00:13:20,090 --> 00:13:22,009
‫کاملاً فوق‌العاده.
‫اون مثل یه ساختمون محکمه.

327
00:13:22,051 --> 00:13:24,678
‫«سیدنی سوئینی» معماری شده‌ست.
‫اون مثل یه ساختمون «فرانک لوید رایت» می‌مونه.

328
00:13:24,720 --> 00:13:26,931
‫واقعاً خدا تو خلقتش گل کاشته.

329
00:13:29,934 --> 00:13:31,560
‫- «سیدنی سوئینی» معرکه‌ست.
‫- خدای من.

330
00:13:31,602 --> 00:13:33,479
‫آره، اون کاملاً معرکه‌ست.

331
00:13:33,521 --> 00:13:38,025
‫- معرکه، عالی.
‫- عالی، بی‌نظیر.

332
00:13:38,067 --> 00:13:39,985
‫بی‌نظیر. من کارهای عالی می‌کنم.

333
00:13:39,985 --> 00:13:42,613
‫- دینگ دینگ دینگ...
‫- باورنکردنیه.

334
00:13:47,910 --> 00:13:48,911
‫من احتمالاً فقط...

335
00:13:48,953 --> 00:13:49,995
‫من خیلی رو «سیدنی سوئینی» قفلی‌ام

336
00:13:50,037 --> 00:13:51,872
‫چون «جنا» هیچوقت با من صمیمی نیست.
‫می‌دونی؟

337
00:13:51,914 --> 00:13:53,874
‫آره، فکر کنم به هر حال قفلی بودی، ولی...

338
00:13:53,874 --> 00:13:55,084
‫داره میاد. آره.

339
00:13:58,337 --> 00:14:00,256
‫تو و «جنا» با هم صمیمی نیستید؟

340
00:14:00,923 --> 00:14:02,508
‫چی؟ چی داری می‌گی؟

341
00:14:02,508 --> 00:14:05,094
‫دارم در مورد این واقعیت حرف می‌زنم
‫که تو و نامزدت،

342
00:14:05,135 --> 00:14:07,805
‫که قراره بقیه‌ی عمرت رو
‫باهاش بگذرونی، با هم صمیمی نیستید.

343
00:14:07,805 --> 00:14:09,557
‫لعنتی. چرا بهش گفتی، رفیق؟

344
00:14:09,557 --> 00:14:10,808
‫رفیق، من چیزی بهش نگفتم.

345
00:14:10,808 --> 00:14:13,269
‫لازم نبود بگی.
‫من اینجا رو گوشیم ضبطش کردم.

346
00:14:13,310 --> 00:14:14,895
‫- این دیگه چه کوفتیه؟ صدامون رو ضبط کردی؟
‫- چی؟

347
00:14:14,937 --> 00:14:16,397
‫آره، و ضمناً، همه چیز رو شنیدم،

348
00:14:16,397 --> 00:14:18,566
‫از جمله مقاله‌ت در مورد
‫«سیدنی سوئینی»،

349
00:14:18,566 --> 00:14:19,859
‫که جداً خیلی بچه‌گانه‌ست.

350
00:14:19,859 --> 00:14:21,569
‫اون یه دختربچه‌ی 23 ساله‌ست.

351
00:14:21,610 --> 00:14:24,154
‫اون 27 سالشه، و مسئول
‫تیم رباتیک دبیرستانش بوده.

352
00:14:24,196 --> 00:14:27,867
‫تنها چیزی که الان مهمه اینه که
‫تو صدامون رو ضبط کردی، دیوونه!

353
00:14:27,867 --> 00:14:29,910
‫چون شک داشتم که تو
‫داری یه چیزی رو ازم مخفی می‌کنی.

354
00:14:29,952 --> 00:14:31,287
‫و حق با من بود.

355
00:14:31,328 --> 00:14:33,914
‫تو نمی‌تونی با کسی ازدواج کنی
‫که باهاش تفاهم عاطفی نداری.

356
00:14:33,956 --> 00:14:35,541
‫اه!
‫نمی‌خوام در این مورد باهات حرف بزنم.

357
00:14:35,541 --> 00:14:37,751
‫خیلی حال به هم زنه، باشه. چندش‌آوره.

358
00:14:37,793 --> 00:14:39,461
‫تو در مورد رابطه‌ت با
‫«چارلی» با من حرف نمی‌زنی.

359
00:14:39,503 --> 00:14:41,463
‫چون اون شوهرمه.
‫این یه خیانت می‌شد.

360
00:14:41,505 --> 00:14:44,174
‫«جنا» قراره همسرم بشه.
‫دقیقاً همون چیز لعنتیه.

361
00:14:44,216 --> 00:14:46,176
‫پس بیا بریم تو کارش.
‫شماها چطور با هم هستید؟

362
00:14:46,176 --> 00:14:48,304
‫اون باهات چطوره؟
‫چقدر باهات صمیمیه؟

363
00:14:48,345 --> 00:14:50,014
‫- نمی‌خوام در این مورد باهات حرف بزنم.
‫- دقیقاً!

364
00:14:50,014 --> 00:14:52,141
‫- این خیلی عجیبه.
‫- منم نمی‌خوام. حال به هم زنه.

365
00:14:52,141 --> 00:14:53,601
‫- باشه.
‫- ممنون.

366
00:15:00,274 --> 00:15:02,902
‫خب، به عنوان کسی که تازه با آثارش آشنا شده.

367
00:15:02,902 --> 00:15:05,321
‫با کدوم فیلم‌های
‫«سیدنی سوئینی» باید شروع کنم؟

368
00:15:05,362 --> 00:15:07,656
‫می‌تونم بگم داری
‫مسخره‌م می‌کنی و خوشم نمیاد.

369
00:15:07,698 --> 00:15:09,325
‫ولی برای درام «یوفوریا»،

370
00:15:09,366 --> 00:15:11,952
‫و برای یه نگاهی به
‫جنبه‌ی سبک‌تر «سیدنی»، «هر کسی جز تو».

371
00:15:11,994 --> 00:15:13,037
‫باشه، قبوله.

372
00:15:13,078 --> 00:15:15,039
‫من و «جنا» صمیمی نیستیم.
‫خوشحال شدی؟

373
00:15:15,039 --> 00:15:16,582
‫چرا باید این من رو خوشحال کنه؟

374
00:15:16,582 --> 00:15:18,584
‫فقط می‌خوام بهم بگی این طبیعیه.

375
00:15:18,584 --> 00:15:20,085
‫صادقانه، فقط همین رو
‫می‌خوام ازت بشنوم.

376
00:15:20,127 --> 00:15:23,422
‫من که این رو بهت گفتم، رفیق.
‫هیچ زوج متأهلی همسن ما، باهم صمیمی نیستن.

377
00:15:23,464 --> 00:15:24,465
‫تو هم صمیمی نیستی؟

378
00:15:24,465 --> 00:15:26,884
‫یعنی، نه اونقدر زیاد، نه.

379
00:15:28,636 --> 00:15:29,637
‫نه.

380
00:15:30,721 --> 00:15:31,680
‫نه، نیستم. هیچوقت.

381
00:15:31,722 --> 00:15:33,933
‫اسم تو به معنای واقعی کلمه «وایلد کارد»ـه.

382
00:15:33,933 --> 00:15:35,893
‫و شماها مرتباً
‫با هم هستید؟

383
00:15:36,644 --> 00:15:39,605
‫یعنی، خب...
‫من و «چارلی» رابطه‌ی سالمی داریم.

384
00:15:39,605 --> 00:15:41,982
‫باشه، اگه اینقدر سالمه،
‫آخرین بار کی با هم بودید؟

385
00:15:43,025 --> 00:15:44,109
‫- امروز صبح.
‫- امروز صبح؟

386
00:15:44,151 --> 00:15:45,694
‫- چی؟
‫- شما تو اون خونه بچه دارید.

387
00:15:45,736 --> 00:15:47,613
‫یا خدا! شماها مثلاً
‫‏20 ساله ازدواج کردید.

388
00:15:47,613 --> 00:15:50,532
‫آره. ما هزاران بار با هم بودیم.

389
00:15:50,574 --> 00:15:52,660
‫یعنی، شماها شوهرم رو دیدید،
‫مگه نه؟

390
00:15:52,660 --> 00:15:55,412
‫- مسخره‌ست.
‫- اون خیلی جذابه، باشه؟

391
00:15:55,454 --> 00:15:57,831
‫یعنی چی؟ شما صمیمی نیستید؟
‫مثلاً، چی؟

392
00:15:57,831 --> 00:15:59,083
‫- نمی‌فهمم. چی؟
‫- باشه.

393
00:15:59,124 --> 00:16:02,002
‫- وقتی تازه با هم آشنا شدیم، صمیمیت‌مون بیشتر بود.
‫- باشه.

394
00:16:02,002 --> 00:16:04,421
‫می‌فهمی چی می‌گم؟
‫و از اون موقع، یه جورایی کم شد.

395
00:16:04,463 --> 00:16:07,967
‫و الان یه جورایی فقط،
‫مثل تولدهاست.

396
00:16:08,008 --> 00:16:10,094
‫ولی من فقط یه تولد
‫از وقتی با هم آشنا شدیم داشتم.

397
00:16:10,135 --> 00:16:11,387
‫پس، یه تولد.

398
00:16:12,012 --> 00:16:14,139
‫باشه، خب، این خوب به نظر نمیاد.

399
00:16:14,181 --> 00:16:15,391
‫یه سخن از آدم عجیب غریب.

400
00:16:15,432 --> 00:16:18,018
‫می‌دونی چیه، شاید رابطه‌ی ما

401
00:16:18,060 --> 00:16:20,521
‫اساساً اونقدر عاطفی نیست، می‌دونی؟

402
00:16:20,521 --> 00:16:22,731
‫ما کلی کارهای عالی داریم
‫که با هم انجام می‌دیم.

403
00:16:22,773 --> 00:16:25,359
‫ما کنار هم جدول کلمات متقاطع
‫حل می‌کنیم.

404
00:16:25,359 --> 00:16:26,568
‫من بازی گلفش رو تماشا می‌کنم.

405
00:16:26,610 --> 00:16:28,112
‫خوبه.

406
00:16:28,112 --> 00:16:30,030
‫- با اون قضاوت نکن.
‫- قضاوت نمی‌کنم.

407
00:16:30,072 --> 00:16:31,281
‫- نمی‌کنی؟
‫- تو داری قضاوتش می‌کنی.

408
00:16:31,323 --> 00:16:33,033
‫- داری اونجا دیوونه می‌شی.
‫- چشم‌هات...

409
00:16:33,075 --> 00:16:36,996
‫ببین، فقط فکر می‌کنم که صمیمیت یه بخش
‫مهم از یه رابطه‌ی عاشقانه‌ست.

410
00:16:36,996 --> 00:16:39,248
‫دقیقاً برای همینه که نمی‌خواستم
‫در این مورد باهات حرف بزنم.

411
00:16:39,248 --> 00:16:40,874
‫با «وایلد کارد» در موردش حرف زدی.

412
00:16:40,916 --> 00:16:43,127
‫آره، چون گاهی وقت‌ها می‌خوای
‫با کسی حرف بزنی

413
00:16:43,127 --> 00:16:46,171
‫وقتی می‌دونی هیچ حرف مفیدی
‫برای گفتن بهت نداره، خب؟

414
00:16:46,171 --> 00:16:47,965
‫- آمین، برادر. دارمت.
‫- من فقط می‌ترسم که

415
00:16:47,965 --> 00:16:49,425
‫اگه قرار نیست
‫با همسرت صمیمی باشی،

416
00:16:49,425 --> 00:16:50,884
‫از راه‌های عجیب دیگه‌ای بزنه بیرون.

417
00:16:50,926 --> 00:16:52,678
‫- می‌زنه.
‫- آره، و همین الانم داره اتفاق میفته.

418
00:16:52,678 --> 00:16:55,014
‫- اون علاقه‌ای که داشتی.
‫- اون علاقه هیچی نیست. تموم شده.

419
00:16:55,055 --> 00:16:56,432
‫- هیچی نیست!
‫- تو هم علاقه داری؟

420
00:16:56,473 --> 00:16:57,850
‫- نه!
‫- تو علاقه داری؟

421
00:16:57,850 --> 00:17:00,769
‫حسابی. اون یه تحلیلگر سهام
‫تو دفتر «سالت لیک سیتی» ماست.

422
00:17:00,811 --> 00:17:03,022
‫اسمش «استفانی جیکوبز»ـه.
‫خیلی بامزه‌ست.

423
00:17:03,022 --> 00:17:04,106
‫نگاهش کن.

424
00:17:05,399 --> 00:17:07,192
‫خدای من. رابطه‌ی پنهانی داری؟

425
00:17:07,234 --> 00:17:08,986
‫چی؟ چطور جرأت می‌کنی؟ نه.

426
00:17:08,986 --> 00:17:10,612
‫اون یه شوهر و دو تا بچه داره.

427
00:17:10,612 --> 00:17:12,156
‫فقط یه علاقه‌ست. طبیعیه. دیدی؟

428
00:17:12,156 --> 00:17:13,198
‫یه چیز طبیعیه.

429
00:17:13,240 --> 00:17:15,451
‫جدی داری سعی می‌کنی
‫بهم بگی هیچوقت علاقه نداشتی؟

430
00:17:15,451 --> 00:17:16,618
‫من به شوهرم علاقه دارم.

431
00:17:16,660 --> 00:17:17,911
‫اه!

432
00:17:17,911 --> 00:17:19,913
‫چیه؟ اون تو رابطه عالیه، بچه‌ها.

433
00:17:19,955 --> 00:17:21,040
‫چرا؟ بی‌خیال.

434
00:17:21,040 --> 00:17:22,875
‫چیه؟ می‌دونید چیه؟ بی‌خیال شید.

435
00:17:22,875 --> 00:17:25,753
‫برو با «استفانی» یا هر چی اسمشه
‫یه کنفرانس تلفنی داشته باش.

436
00:17:25,753 --> 00:17:27,463
‫- جیکوبز.
‫- چی... برام مهم نیست.

437
00:17:27,463 --> 00:17:29,173
‫می‌دونید چیه؟ شاید من بی‌میل‌ام.

438
00:17:29,173 --> 00:17:31,091
‫شاید، می‌دونید، احساسات یه طیفه

439
00:17:31,133 --> 00:17:33,886
‫و من تو سمت بی‌میل
‫اون طیفم.

440
00:17:33,886 --> 00:17:34,928
‫- آره.
‫- آره، آره.

441
00:17:34,970 --> 00:17:37,473
‫- الان 1983 نیست، «سیلویا».
‫- نیست؟ واقعاً؟

442
00:17:37,473 --> 00:17:38,640
‫ببخشید، حق با شماست.

443
00:17:38,640 --> 00:17:41,351
‫فرض کردم که شما تو
‫دسته‌ی آدم‌هایی هستید که از صمیمیت لذت می‌برن.

444
00:17:41,393 --> 00:17:42,895
‫- چه فرضیه‌ی گستاخانه‌ای از طرف من.
‫- چطور جرأت می‌کنی؟

445
00:17:42,895 --> 00:17:44,813
‫آره، معلومه که علاقه‌ی تو
‫به «سیدنی سوئینی»

446
00:17:44,855 --> 00:17:47,107
‫منحصر به استعداد بازیگریشه.

447
00:17:47,149 --> 00:17:49,109
‫اون شاگرد اول
‫کلاس دبیرستانش بوده.

448
00:17:49,151 --> 00:17:51,612
‫- چی رو نمی‌دونی؟
‫- خواهش می‌کنم! می‌تونیم دیگه در این مورد حرف نزنیم؟

449
00:17:51,612 --> 00:17:55,032
‫خیلی خوشحال می‌شم اگه هیچوقت
‫دیگه در مورد هیچ‌کدوم از این‌ها حرف نزنیم

450
00:17:55,032 --> 00:17:56,366
‫تا وقتی که همه‌مون بمیریم.

451
00:17:56,366 --> 00:17:57,534
‫ممنون.

452
00:17:57,534 --> 00:17:57,618
‫باشه.

453
00:17:58,619 --> 00:18:00,120
‫می‌تونه دیوونه‌وار باشه، می‌تونه عادی باشه.

454
00:18:00,120 --> 00:18:03,373
‫چرا کل شب رو
‫یه راز نگه داشتی اگه هیچ برنامه‌ای نداشتی؟

455
00:18:03,373 --> 00:18:05,334
‫نمی‌دونم. فقط یه شوخی بود.

456
00:18:06,001 --> 00:18:07,878
‫من یه مرد 45 ساله‌ام.
‫ساعت ده وقت خواب منه.

457
00:18:07,920 --> 00:18:10,130
‫خب،
‫تو مهمونی مجردی «ویل» که نیست.

458
00:18:10,172 --> 00:18:12,424
‫باشه، اینجا لس‌آنجلسه،
‫یه میلیون کار برای انجام دادن هست.

459
00:18:12,424 --> 00:18:14,301
‫بیدار شید. قراره شب خوبی باشه.

460
00:18:14,301 --> 00:18:16,428
‫و ما قرار نیست بخوابیم.

461
00:18:19,473 --> 00:18:21,016
‫می‌تونیم بریم یه کافه‌ی شبانه؟

462
00:18:21,058 --> 00:18:22,518
‫ما قرار نیست بریم کافه‌ی شبانه.

463
00:18:22,518 --> 00:18:24,144
‫می‌تونیم یه بازی فکری کنیم.

464
00:18:24,144 --> 00:18:26,105
‫تو توی کیفت آوردیش؟

465
00:18:26,814 --> 00:18:29,233
‫- نه.
‫- «ال‌ای گلکسی» الان دارن بازی می‌کنن.

466
00:18:29,233 --> 00:18:32,444
‫یه گروه کاور «سانتانا»
‫امشب تو «گروو» هستن.

467
00:18:32,444 --> 00:18:33,695
‫گاوبازی تو «مونروویا».

468
00:18:33,695 --> 00:18:36,323
‫هی، لباس‌های راحتم تا 30 ثانیه‌ی دیگه
‫دارن پوشیده می‌شن.

469
00:18:36,365 --> 00:18:38,075
‫خوابم میاد، بچه‌ها.

470
00:18:38,951 --> 00:18:39,910
‫به این گوش کنید.

471
00:18:39,952 --> 00:18:43,622
‫آکواریوم امشب یه برنامه‌ی
‫زندگی دریایی بعد از تاریکی داره.

472
00:18:44,206 --> 00:18:46,291
‫«در این رویداد مخصوص بزرگسالان به ما بپیوندید.

473
00:18:46,291 --> 00:18:51,630
‫شیک بپوشید. 18 سال به بالا
‫با گروه موسیقی زنده، دی‌جی، هنر و فرهنگ.»

474
00:18:52,131 --> 00:18:55,175
‫می‌دونی، دو دل بودم،
‫بعدش گفتی «فرهنگ».

475
00:18:55,175 --> 00:18:56,343
‫- یالا.
‫- باحال می‌شه.

476
00:18:56,385 --> 00:18:58,720
‫ما، یه‌کم پاستیل آرامبخش
‫ضد ورم می‌خوریم.

477
00:18:58,720 --> 00:19:00,430
‫به چند تا عروس دریایی و این چیزها نگاه می‌کنیم.

478
00:19:00,430 --> 00:19:01,807
‫باشه، تنبل‌ها.

479
00:19:02,391 --> 00:19:04,643
‫خدای من. یارو بیهوش شده.

480
00:19:04,643 --> 00:19:05,894
‫- شوخیت گرفته؟
‫- خدای من.

481
00:19:05,894 --> 00:19:08,188
‫- چی؟
‫- بیشتر شبیه «کارت ملایم»ـه، درسته؟

482
00:19:09,982 --> 00:19:10,983
‫من میرم تو کارش.

483
00:19:15,904 --> 00:19:16,905
‫چی؟ کجا؟

484
00:19:16,905 --> 00:19:18,949
‫داریم می‌ریم کافه‌ی شبانه یا چی؟

485
00:19:18,991 --> 00:19:20,325
‫داریم می‌ریم آکواریوم.

486
00:19:20,325 --> 00:19:22,578
‫- چرا؟
‫- تو راه می‌فهمی.

487
00:19:25,622 --> 00:19:29,168
‫این بهتره خوب باشه. اون تاکسی 175 دلار شد.

488
00:19:29,877 --> 00:19:32,379
‫دیوونگیه! دارم رسید رو چک می‌کنم.

489
00:19:32,421 --> 00:19:32,546
‫هی، این رو ببین.

490
00:19:34,798 --> 00:19:36,800
‫این رو ببین. اسم گروه «فیش»ـه

491
00:19:36,800 --> 00:19:39,720
‫ولی مثل املای واقعی «فیش»
‫نوشتنش.

492
00:19:39,720 --> 00:19:41,722
‫تو آکواریوم
‫کارها رو متفاوت انجام میدن.

493
00:19:41,763 --> 00:19:42,848
‫معلومه دیگه.

494
00:19:42,848 --> 00:19:42,931
‫هی، دختر چوب‌باز رو ببین.

495
00:19:43,348 --> 00:19:45,058
‫- آره.
‫- شماها واقعاً می‌خواید این رو ببینید؟

496
00:19:45,058 --> 00:19:46,518
‫- آره.
‫- رفیق، چهاربعدیه.

497
00:19:46,518 --> 00:19:48,270
‫صندلی‌ها می‌لرزن.
‫آب تو صورتت می‌پاشن...

498
00:19:48,270 --> 00:19:50,898
‫- فواره‌ها تو صورتت می‌پاشن.
‫- باد میاد. تعاملیه.

499
00:19:50,898 --> 00:19:52,399
‫- آره، 44 دقیقه‌ست.
‫- چی...

500
00:19:52,441 --> 00:19:53,859
‫باید شوخیت گرفته باشه، رفیق.

501
00:19:53,859 --> 00:19:55,319
‫اسمت دیگه نباید «وایلد کارد» باشه.

502
00:19:55,319 --> 00:19:56,403
‫- نه.
‫- باید فقط «کارد» باشه.

503
00:19:56,445 --> 00:19:58,322
‫- آره، حتی اونم خیلی هیجان‌انگیزه.
‫- می‌دونم.

504
00:19:58,322 --> 00:20:00,824
‫باید عوضی
‫حوصله‌سر بر باشی. چطوره؟

505
00:20:00,824 --> 00:20:02,784
‫- خوابالو. درسته؟
‫- آره، «بورزیلا».

506
00:20:02,784 --> 00:20:02,868
‫- می‌دونم، چرتالو.
‫- چرتالو خوبه. در واقع چرتالو رو دوست دارم.

507
00:20:04,244 --> 00:20:06,455
‫- چرتالوی بازنده.
‫- چرتالوی بازنده.

508
00:20:06,455 --> 00:20:07,998
‫- پدربزرگ. ها؟ پاپا.
‫- آره. گیج.

509
00:20:07,998 --> 00:20:10,459
‫پاپا. پدربزرگ، هان؟ پدربزرگ کارد.

510
00:20:10,500 --> 00:20:12,127
‫«سیلویا» به «جنا» گفت عوضی.

511
00:20:16,215 --> 00:20:17,966
‫به اندازه‌ی کافی دیوونه‌وار بود برات؟

512
00:20:17,966 --> 00:20:20,552
‫- صبر کن، این راسته؟
‫- نمی‌دونم. چرا ازش نمی پرسی

513
00:20:20,552 --> 00:20:22,930
‫امروز صبح به چرتالوی پیر کوچولو
‫چی گفت.

514
00:20:23,347 --> 00:20:25,015
‫تو واقعاً در مورد «جنا» این رو گفتی؟

515
00:20:25,015 --> 00:20:26,725
‫من...

516
00:20:26,725 --> 00:20:28,769
‫- گفتی؟ این دیگه چه کوفتیه؟
‫- خب...

517
00:20:28,769 --> 00:20:31,271
‫برای همینه که می‌خوای من
‫ازش جدا شم. چون ازش خوشت نمیاد.

518
00:20:31,271 --> 00:20:34,691
‫- می‌دونستم یه نیت دیگه‌ای داری.
‫- نمی‌خوام ازش جدا شی.

519
00:20:34,691 --> 00:20:38,946
‫فکر نمی‌کنم بودن تو یه ازدواج بدون صمیمیت
‫در بلندمدت به‌نفعت باشه، ولی...

520
00:20:38,946 --> 00:20:42,074
‫«جنا» هیچوقت چیزی جز
‫یه عزیز دل مطلق برای تو نبوده.

521
00:20:42,074 --> 00:20:43,617
‫- اینطور نیست.
‫- هست.

522
00:20:43,617 --> 00:20:44,993
‫اون گفت من هیچی نیستم.

523
00:20:48,080 --> 00:20:51,083
‫شرط می‌بندم دلایل خودش رو داشته
کی اهمیت میده؟

524
00:20:51,124 --> 00:20:53,085
‫- خب، این چیزی‌ـه که مردم می‌گن.
‫- نه، نیست.

525
00:20:53,126 --> 00:20:55,087
‫تو هیچی نیستی. هی، تو هیچی نیستی.

526
00:20:55,128 --> 00:20:56,213
‫اینجوری گفت؟

527
00:20:56,213 --> 00:20:58,674
‫هیچ‌کس این رو نمی‌گه. هیچوقت نشنیدم
‫و هیچوقت نگفتم.

528
00:20:58,674 --> 00:21:00,509
‫برای همینه که از اول نمی‌خواستم
‫شماها با هم باشید

529
00:21:00,509 --> 00:21:02,177
‫چون تو دخالت می‌کنی...

530
00:21:02,177 --> 00:21:03,804
‫- من دخالت نمی‌کنم.
‫- اون دخالت می‌کنه؟

531
00:21:03,887 --> 00:21:05,597
‫اون دخالت می‌کنه. تو دخالت می‌کنی.

532
00:21:05,597 --> 00:21:08,684
‫ببین، نباید بهش می‌گفتم.
‫ببخشید. ولی تو دخالت می‌کنی.

533
00:21:08,684 --> 00:21:09,768
‫می‌دونی چیه؟

534
00:21:09,768 --> 00:21:11,937
‫دیگه نمی‌خوام تو شب فوق‌العاده
‫باحال من باشی.

535
00:21:11,937 --> 00:21:13,563
‫می‌تونی خودت از آکواریوم بری بیرون.

536
00:21:13,563 --> 00:21:15,274
‫آره. چه حیف.
‫واقعاً ناراحتم که بقیه‌ی

537
00:21:15,274 --> 00:21:17,901
‫بقیه‌ی «شب آدم‌های عجیب» رو
تو آکواریوم از دست می‌دم

538
00:21:19,069 --> 00:21:20,696
‫- کجا داری میری؟
‫- دارم میرم خونه.

539
00:21:20,696 --> 00:21:23,490
‫و قراره با شوهرم صمیمی باشم
‫مثل یه آدم نرمال.

540
00:21:24,157 --> 00:21:25,742
‫این یعنی می‌تونیم فیلم رو بپیچونیم؟

541
00:21:25,742 --> 00:21:28,036
‫نه! رفیق. مهمونی مجردی منه.

542
00:21:28,036 --> 00:21:29,538
‫الان متوقف نمی‌شیم. باشه؟

543
00:21:29,538 --> 00:21:31,873
‫نه، می‌دونم. می‌خوام ببینمش.

544
00:21:31,873 --> 00:21:33,375
‫- می‌خوای ببینیش؟
‫- آره!

545
00:21:33,375 --> 00:21:34,710
‫- مطمئنی؟
‫- آره!

546
00:21:34,710 --> 00:21:36,461
‫پایه‌ام. بیا فیلم رو ببینیم.

547
00:21:36,461 --> 00:21:39,006
‫- هیجان‌زده‌ام.
‫- عالیه. یه‌کم خوراکی هم می‌گیریم.

548
00:21:39,006 --> 00:21:40,924
‫من بعد از هشت چیزی نمی‌خورم.
‫رژیم متناوب دارم.

549
00:21:40,924 --> 00:21:42,634
‫- مهمونی مجردی منه.
‫- بهم انرژی میده.

550
00:21:42,634 --> 00:21:44,136
‫- ببخشید، رفیق.
‫- الان با انرژی هستی؟

551
00:21:44,177 --> 00:21:45,595
‫- بله!
‫- خوراکی می‌گیریم.

552
00:21:45,595 --> 00:21:45,679
‫- باشه.
‫- مهمونی مجردی منه.

553
00:22:02,612 --> 00:22:03,613
‫یا خدا...

554
00:22:03,613 --> 00:22:05,115
‫اون چی بود؟

555
00:22:05,115 --> 00:22:07,117
‫تو همین الان من رو هول دادی
‫درست وسط فیلم؟

556
00:22:07,117 --> 00:22:09,911
‫- دارم می‌بینمش، رفیق. نه، نبودم.
‫- تو افتادی. خواب بودی.

557
00:22:11,621 --> 00:22:13,832
‫هی، بیدار شو. برگشتیم هتل تو.

558
00:22:13,832 --> 00:22:15,459
‫- لعنتی، به این زودی؟
‫- آره.

559
00:22:16,168 --> 00:22:18,628
‫باورم نمی‌شه باید همین الان
‫برگردم سن‌دیگو.

560
00:22:18,628 --> 00:22:19,838
‫رفیق، همین‌جا بمون.

561
00:22:19,838 --> 00:22:21,173
‫یه بالش بردار.

562
00:22:21,173 --> 00:22:22,758
‫- مطمئنی؟
‫- آره، رفیق.

563
00:22:22,758 --> 00:22:24,176
‫فردا می‌ترکونیم.

564
00:22:24,176 --> 00:22:25,927
‫یه صبحانه‌ی مفصل می‌خوریم
شاید بریم بدوییم

565
00:22:25,927 --> 00:22:28,472
‫املت سفیده‌ی تخم‌مرغ اینجا
‫فوق‌العاده‌ست.

566
00:22:28,472 --> 00:22:29,806
‫قسم می‌خوری زرده داره.

567
00:22:30,390 --> 00:22:32,017
‫- باحاله. ممنون، رفیق.
‫- آره.

568
00:23:06,760 --> 00:23:07,761
‫نه.

569
00:23:11,139 --> 00:23:12,224
‫لعنتی.

570
00:23:13,934 --> 00:23:15,185
‫ لعنت بهش.

571
00:23:18,730 --> 00:23:20,440
‫هی، چه خبره؟

572
00:23:20,774 --> 00:23:22,526
‫ببخشید، رفیق. نمی‌خواستم بیدارت کنم.

573
00:23:22,526 --> 00:23:24,903
‫ولی، در واقع خوشحالم که بیدارت کردم
‫چون دارم میرم.

574
00:23:24,903 --> 00:23:27,114
‫خیلی خوش گذشت که دیدمت.
‫خیلی باحال بود.

575
00:23:27,114 --> 00:23:28,615
‫تو فوق‌العاده‌ای، رفیق. احترام.

576
00:23:28,615 --> 00:23:30,242
‫- دوستت دارم. خیلی خوش گذشت که دیدمت.
‫- دوستت دارم، داداش.

577
00:23:30,242 --> 00:23:31,868
‫از اون طرف تخت دوری کن.

578
00:23:33,203 --> 00:23:34,204
‫باشه.

579
00:23:34,204 --> 00:23:36,498
‫- سفر خوبی داشته باشی.
‫- باشه. تو هم همینطور. دوستت دارم.

580
00:23:42,629 --> 00:23:45,799
‫- هی. مزاحم چیزی شدم؟
‫- نه. چرا؟

581
00:23:45,799 --> 00:23:48,218
‫چون تا ابد فرض می‌کنم
‫تو و شوهرت

582
00:23:48,218 --> 00:23:49,344
‫همیشه با هم صمیمی هستید،

583
00:23:49,344 --> 00:23:50,846
‫مگه اینکه خلافش رو بهم بگی.

584
00:23:53,390 --> 00:23:56,226
‫ببخشید.
‫نباید به «جنا» می‌گفتم عوضی.

585
00:23:57,519 --> 00:23:58,895
‫این...

586
00:23:58,895 --> 00:24:01,356
‫اشکالی نداره. صادقانه، حق با تو بود.

587
00:24:01,356 --> 00:24:03,233
‫اون یه عوضیه، درسته؟
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

588
00:24:03,233 --> 00:24:06,570
‫نه، اون در واقع یه آدم
‫فوق‌العاده خوب و مهربونه،

589
00:24:06,570 --> 00:24:08,405
‫برای همینه که این قراره خیلی بد باشه.

590
00:24:08,405 --> 00:24:09,489
‫ولی...

591
00:24:10,073 --> 00:24:12,868
‫من نمی‌تونم تو یه ازدواج بدون صمیمیت باشم.
‫باید ازش جدا شم.

592
00:24:16,872 --> 00:24:18,331
‫با من تا سن‌دیگو میای؟

593
00:24:21,042 --> 00:24:21,418
‫- باشه.
‫- عالیه.

594
00:24:21,418 --> 00:24:24,004
‫می‌تونم فقط سریع از دستشویی‌ت
‫استفاده کنم تا لباس‌هام رو عوض کنم؟

595
00:24:24,004 --> 00:24:25,088
‫چی؟ چرا؟

596
00:24:25,964 --> 00:24:27,674
‫- مهم نیست.
‫- باشه.

597
00:24:27,674 --> 00:24:29,968
‫- آره، نمی‌خوام بدونم.
‫- نه. مطمئناً نمی‌خوای.
