﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:10,010 --> 00:00:12,679
‫بچه‌ها، می‌شه لطفاً کمکم کنید
‫کارتن‌ها رو بذاریم تو مینی‌ون؟

3
00:00:12,679 --> 00:00:14,097
‫گفتی این‌ها برای چیه؟

4
00:00:14,097 --> 00:00:15,932
‫این‌ها برای جشن تولد پسر کیتی‌ـه.

5
00:00:15,932 --> 00:00:17,684
‫فرانسیس، می‌شه لطفاً
‫بطری‌های آب رو برداری؟

6
00:00:17,684 --> 00:00:19,102
‫این بیگاری کشیدن از بچه‌هاست.

7
00:00:19,102 --> 00:00:19,227
‫میو، می‌شه لطفاً
‫کیسه‌های مهمونی رو برداری؟

8
00:00:19,227 --> 00:00:20,186
‫میو، می‌شه لطفاً
‫کیسه‌های مهمونی رو برداری؟

9
00:00:20,228 --> 00:00:22,022
‫من و جسیپا داریم
‫مسابقه‌ی زل زدن می‌دیم.

10
00:00:22,022 --> 00:00:23,398
‫می‌شه ساکت باشید؟ من کار دارم.

11
00:00:23,440 --> 00:00:25,567
‫من رسماً هیچوقت ازتون هیچی نمی‌خوام!

12
00:00:25,608 --> 00:00:27,444
‫بچه‌ها! در موردش حرف زدیم. یالا.

13
00:00:28,737 --> 00:00:29,738
‫ممنون، عزیزم.

14
00:00:30,572 --> 00:00:33,366
‫ولی اگه "برنامه‌ریزی مراسم سیلویا"ـست،
‫چرا ما داریم انجامش می‌دیم؟

15
00:00:33,450 --> 00:00:34,576
‫گرگ صحرایی!

16
00:00:35,744 --> 00:00:37,704
‫پروتکل میخکوب شدن رو اجرا کنید.

17
00:00:39,998 --> 00:00:42,417
‫عزیزم، باید به کنترل حیوانات زنگ بزنیم.

18
00:00:42,459 --> 00:00:45,962
هرچی زنگ می‌زنم می‌گن تا وقتی
‫جنازه‌ای نباشه مشکل اون‌ها نیست.

19
00:00:46,004 --> 00:00:47,088
‫جنازه چیه؟

20
00:00:47,088 --> 00:00:49,841
‫یه بدن مرده‌ست.
‫یه روزی تو هم یه جنازه می‌شی.

21
00:00:49,883 --> 00:00:51,301
‫- سایمون!
‫- می‌شه تمومش کنی؟

22
00:00:51,342 --> 00:00:52,635
‫ولی حقیقته.

23
00:01:01,061 --> 00:01:02,228
‫- باشه.
‫- باشه. یالا.

24
00:01:02,228 --> 00:01:03,354
‫باشه.

25
00:01:04,814 --> 00:01:06,357
‫جسیپا می‌تونه ساندویچ من رو بخوره؟

26
00:01:06,357 --> 00:01:09,194
‫نه، نه. هیچوقت به جسیپا ساندویچ نده.

27
00:01:09,235 --> 00:01:10,320
‫دیگه دیره.

28
00:01:11,988 --> 00:01:13,990
[افلاطونی]

29
00:01:25,919 --> 00:01:27,545
‫زانو بزن ببینم!

30
00:01:29,130 --> 00:01:30,632
[تولدت مبارک، سم]

31
00:01:33,259 --> 00:01:35,220
‫هی. بفرما.

32
00:01:36,096 --> 00:01:37,388
‫این خیلی نگران‌کننده‌ست.

33
00:01:38,389 --> 00:01:40,683
‫- چرا؟
‫- ما نمی‌ذاریم سایمون با تفنگ بازی کنه.

34
00:01:44,562 --> 00:01:48,108
‫ممنونم. خب، چیز دیگه‌ای لازم داری؟
‫حس می‌کنم همه‌چی آماده‌ست.

35
00:01:48,691 --> 00:01:50,276
‫- می‌تونم کیک رو ببینم؟
‫- آره.

36
00:01:51,694 --> 00:01:55,698
‫خدای من. خیلی بامزه‌ست! بامزه نیست؟

37
00:01:55,698 --> 00:01:57,117
‫خیلی بامزه‌ست.

38
00:01:57,117 --> 00:01:58,827
‫ممنونم.

39
00:01:59,410 --> 00:02:02,122
‫خب. مرحله‌ی بعدی برای
‫برنامه‌ریزی عروسی ویل چیه؟

40
00:02:02,122 --> 00:02:04,207
‫خب، فقط کارهای حوصله‌سربرش مونده.

41
00:02:04,249 --> 00:02:06,626
‫یعنی، امتحان کردن نوشیدنی‌ها، دیدن سالن‌ها.

42
00:02:06,668 --> 00:02:09,796
‫ولی نمی‌دونم حالا که فهمیدم
‫جنا یه جورایی از من متنفره چی می‌شه.

43
00:02:09,838 --> 00:02:11,422
‫یعنی، می‌تونی سرزنشش کنی؟

44
00:02:11,422 --> 00:02:15,260
‫تو و نامزدش رسماً برای نصف
‫مهمونی نامزدیش غیب شدید.

45
00:02:16,136 --> 00:02:18,221
‫- تو طرف کی هستی؟
‫- جنا. من حرف زن‌ها رو باور می‌کنم.

46
00:02:18,263 --> 00:02:21,057
‫باشه. ایده‌ی ویل بود
‫که مهمونی رو ترک کنیم.

47
00:02:21,099 --> 00:02:22,851
‫من هی سعی می‌کردم برش گردونم اونجا.

48
00:02:22,892 --> 00:02:25,645
‫اون قسمتش رو نمی‌دونستم.
‫باشه، پس همه‌چی ردیفه.

49
00:02:25,687 --> 00:02:27,480
‫من و جنا، هنوز همدیگه رو
‫درست نمی‌شناسیم.

50
00:02:27,522 --> 00:02:30,608
‫فقط باید با هم دوست بشیم،
‫و بعد من و ویل می‌تونیم دوست بمونیم.

51
00:02:30,608 --> 00:02:32,402
‫- خیلی ساده‌ست.
‫- بی‌خیال.

52
00:02:32,443 --> 00:02:34,988
‫تو قرار نیست با جنا
‫دوست واقعی بشی.

53
00:02:35,029 --> 00:02:37,782
‫باشه. می‌دونم. ولی این به این معنی نیست
‫که نمی‌تونه از اون دوست‌هایی باشه

54
00:02:37,824 --> 00:02:39,826
‫که قصد داری باهاش بری بیرون
‫ولی هیچوقت نمی‌ری.

55
00:02:39,868 --> 00:02:43,329
‫باشه. هوشمندانه‌ست. توقعت رو بیار پایین.

56
00:02:43,329 --> 00:02:44,622
‫خیلی پایین.

57
00:02:45,331 --> 00:02:47,417
‫- حالت خوبه؟
‫- نمی‌دونم... نه.

58
00:02:47,458 --> 00:02:50,461
‫نمی‌دونم... اون بچه دیوونه‌ست.
‫هر کی که هست. اسمش چیه؟

59
00:02:50,461 --> 00:02:54,549
‫باشه. باشه، آروم باش.
‫این طبیعیه. پسرت فقط یه بچه نچسبه.

60
00:02:55,925 --> 00:03:00,054
‫اصولاً، جانی 66 می‌خواد این،
‫مثلاً، کافه‌های شیک رو در سطح کشور باز کنه.

61
00:03:00,054 --> 00:03:01,890
‫و این اولین‌شونه.
‫واقعاً قشنگه، نه؟

62
00:03:01,931 --> 00:03:03,391
‫اسمی هم براش انتخاب کردید؟

63
00:03:03,433 --> 00:03:06,603
‫بله. شرکت روی یه اسم به توافق رسیده.

64
00:03:06,644 --> 00:03:08,938
‫مخفف جانی 66ـه.

65
00:03:08,938 --> 00:03:10,648
‫اسمش "جی 6"ـه.

66
00:03:12,609 --> 00:03:15,195
‫یه جورایی من رو یاد یه چیزی می‌ندازه.

67
00:03:15,236 --> 00:03:17,280
‫نمی‌تونم تصور کنم یادت چی می‌ندازه.

68
00:03:17,322 --> 00:03:20,658
‫تو نظرسنجی‌ها خیلی خوب جواب داده. ظاهراً،
‫اسم خیلی جذابی بوده.

69
00:03:20,658 --> 00:03:21,910
‫شماها رو نمی‌دونم،

70
00:03:21,951 --> 00:03:23,494
‫- ولی من رو یاد شورش 6 ژانویه می‌ندازه.
‫- آره.

71
00:03:23,536 --> 00:03:25,997
‫من اونجا بودم ولی فقط
‫چون داشتم به خانواده تو واشنگتن سر می‌زدم.

72
00:03:26,039 --> 00:03:28,917
‫بعدش فهمیدم شلوغی بوده،
‫و سر از کنگره درآوردم.

73
00:03:28,958 --> 00:03:30,210
‫ساختمون زیبایی‌ـه.

74
00:03:30,710 --> 00:03:32,420
‫نباید این داستان رو برای مردم تعریف کنی.

75
00:03:32,462 --> 00:03:33,546
‫من پیرهنم رو درآوردم.

76
00:03:35,465 --> 00:03:37,842
‫به هر حال، ویل،
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، رفیق.

77
00:03:37,884 --> 00:03:41,304
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم! یعنی، این رو نگاه کن.
‫تو انگار داری اینجا رو می‌چرخونی.

78
00:03:41,346 --> 00:03:43,223
‫الان دیگه مثل یه خانم رئیس
کامل شدی

79
00:03:43,264 --> 00:03:45,475
‫بله، شدم. واقعاً شدم.

80
00:03:45,516 --> 00:03:48,686
‫از اون مزخرفات هنری
‫و باحال و موسیقیت خسته شده بودم،

81
00:03:48,686 --> 00:03:52,607
‫ولی واقعاً به یه خوکچه‌ی
‫سرمایه‌دار زیبا شکوفا پیدا کردی،

82
00:03:52,649 --> 00:03:54,067
‫- و من عاشقشم.
‫- ممنون، رفیق.

83
00:03:54,108 --> 00:03:57,278
‫منم مثل بقیه از اینکه از کار کردن
‫برای یه شرکت بزرگ خوشم میاد تعجب کردم.

84
00:03:57,278 --> 00:03:58,905
‫- داداش، جنا روت خوب کار کرده.
‫- بله.

85
00:03:58,947 --> 00:04:00,406
‫- تو یه آدم دیگه شدی.
‫- ممنون.

86
00:04:00,406 --> 00:04:02,617
‫ولی آیا گرد و خاک
‫مهمونی نامزدی خوابیده،

87
00:04:02,659 --> 00:04:04,077
‫یا اون هنوز از دست تو و سیلویا عصبانیه؟

88
00:04:04,118 --> 00:04:07,580
‫نه، اصلاً به روش نیاورده
‫در واقع. فکر کنم کاملاً فراموش شده.

89
00:04:07,622 --> 00:04:09,165
‫آره. یعنی، زن‌ها دقیقاً همین‌طوری‌ان.

90
00:04:09,207 --> 00:04:10,750
‫اون‌ها فقط می‌ذارن مسائل فراموش بشه،
‫راحت و بی‌دردسر.

91
00:04:10,792 --> 00:04:12,710
‫- اون‌ها به هیچی نمی‌چسبن.
‫- نه، این دیوونگیه.

92
00:04:12,710 --> 00:04:15,421
‫سیلویا و جنا از هم متنفرن.
‫قراره یه دعوای حسابی بشه.

93
00:04:16,172 --> 00:04:19,425
‫سعی نکن با این قضیه
‫شر به پا کنی، باشه؟

94
00:04:19,425 --> 00:04:21,469
‫رفیق، سیلویا
‫مهمونی نامزدیت رو برنامه‌ریزی کرد،

95
00:04:21,511 --> 00:04:23,513
‫و بعد تو رو دزدید،
‫و تو کل قضیه رو از دست دادی.

96
00:04:23,554 --> 00:04:25,765
‫باید اعتراف کنی سیلویا
‫سابقه‌ی خوبی نداره

97
00:04:25,807 --> 00:04:27,475
‫وقتی پای تو و نامزدهات وسط میاد.

98
00:04:27,517 --> 00:04:30,395
‫هر دومون به یک اندازه مسئول
‫اتفاقی هستیم که تو مهمونی نامزدی افتاد.

99
00:04:30,895 --> 00:04:32,605
‫ولی آیا با کس دیگه‌ای هم
‫اتفاق میفتاد؟

100
00:04:37,443 --> 00:04:38,528
‫باشه، آره.

101
00:04:38,569 --> 00:04:43,366
‫من واقعاً نگران بودم جنا و سیلویا
‫زیادی با هم وقت بگذرونن.

102
00:04:43,408 --> 00:04:46,494
‫می‌دونم باید چی کار کنی، خیلی‌خب؟
‫نذار با هم حرف بزنن.

103
00:04:46,536 --> 00:04:50,540
‫نذار دور و بر هم باشن.
‫مگر اینکه... یه برنامه تفریحی باشه.

104
00:04:50,581 --> 00:04:52,583
‫ایول. نصیحت خوبیه. ممنون.

105
00:04:52,625 --> 00:04:55,003
‫تمام تماس‌های بین سیلویا
‫و جنا رو برای همیشه قطع کن.

106
00:04:55,044 --> 00:04:57,880
‫آخه چطوری...
‫سیلویا رسماً داره عروسی من رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

107
00:04:57,922 --> 00:05:01,759
‫فقط مبهم ولی مثبت باش. مثلاً،
‫"آره، صد در صد در آینده با هم می‌گردیم.

108
00:05:01,759 --> 00:05:03,928
‫بیا یه فکری براش بکنیم."
‫بعد هیچوقت فکری براش نکن.

109
00:05:03,970 --> 00:05:06,055
‫- هیچوقت فکری براش نمی‌کنی.
‫- درسته.

110
00:05:06,055 --> 00:05:08,641
‫اگه دنبال یه برنامه‌ریز عروسی
‫جدید می‌گردی، من در دسترسم.

111
00:05:08,683 --> 00:05:10,768
‫اگه دنبال کسی با
‫یه پروفایل جوون‌تر می‌گردی،

112
00:05:10,768 --> 00:05:14,355
‫من اخیراً یه مسترکلاس گل‌آرایی
‫از جنیفر گارنر گرفتم.

113
00:05:14,355 --> 00:05:15,940
‫من عاشق "روز بله‌گویی"ام.

114
00:05:16,482 --> 00:05:17,692
‫این بنر لعنتی.

115
00:05:17,734 --> 00:05:19,277
‫بهشون گفتم این کوفتی رو آویزون نکنن.

116
00:05:19,319 --> 00:05:21,154
‫"قلب یه کافه،
‫روح آمریکاست"؟

117
00:05:21,195 --> 00:05:23,114
‫این چه کوفتیه اصلاً؟
‫مزخرفه، نه؟

118
00:05:23,156 --> 00:05:25,199
‫- آره، خیلی جالب نیست.
‫- من فیلسوف نیستم،

119
00:05:25,241 --> 00:05:28,786
‫ولی فکر کنم قلب یه کافه
‫همون نوشیدنی‌شه.

120
00:05:29,370 --> 00:05:31,289
‫هی، باید به زودی یه سر
‫به لاکی پنی بزنی.

121
00:05:31,331 --> 00:05:35,376
‫من دارم یه بازی پوکر غیرقانونی
‫و پرمخاطره و آخر شبی وی‌آی‌پی راه می‌ندازم.

122
00:05:35,376 --> 00:05:37,962
‫و حدس بزن اسمش رو چی گذاشتم؟
‫"بازی رجی."

123
00:05:38,004 --> 00:05:39,422
‫می‌تونم رمز رو برات بفرستم.

124
00:05:39,464 --> 00:05:40,798
‫"وینی چیس"ـه؟

125
00:05:41,758 --> 00:05:43,343
‫نه. چه ربطی داره؟

126
00:05:43,384 --> 00:05:45,762
‫- در واقع هست. عجب شانسی. با حدس اول.
‫- کی بهت گفت؟

127
00:05:45,803 --> 00:05:47,930
‫ولی واقعاً می‌خوام اونجا باشی.
‫جمعه ساعت 9:30ـه.

128
00:05:47,972 --> 00:05:50,475
‫آره، صد در صد در آینده
‫با تو وقت می‌گذرونم.

129
00:05:50,516 --> 00:05:52,143
‫- داری اون کار رو می‌کنی!
‫- دیدی!

130
00:05:52,185 --> 00:05:54,520
‫- آره، جواب می‌ده. خوبه.
‫- در واقع خیلی خوب جواب می‌ده.

131
00:05:54,562 --> 00:05:56,105
‫- واقعاً فکر کردم میای.
‫- می‌دونم.

132
00:05:56,105 --> 00:05:57,482
‫- به همین راحتی.
‫- حس خوبی داره.

133
00:05:59,776 --> 00:06:03,738
‫این یکی آجیلی و خاکی
‫و یه‌کم عجیبه.

134
00:06:05,656 --> 00:06:08,409
‫باید قبل از اینکه تصمیمی بگیریم
‫منتظر جنا بمونیم؟

135
00:06:08,910 --> 00:06:09,911
‫اون نمی‌تونه بیاد.

136
00:06:10,495 --> 00:06:11,537
‫چرا؟ چی شده؟

137
00:06:11,579 --> 00:06:14,749
‫تو سن دیگو گیر کرده.
‫خیلی هم ناراحت بود.

138
00:06:14,791 --> 00:06:18,127
‫اون می‌گفت، "ویل، کاش
‫می‌تونستم بیام. فقط نمی‌تونم بیام."

139
00:06:18,127 --> 00:06:21,130
‫باشه. و این هیچ ربطی به اتفاقی که
‫تو مهمونی نامزدی افتاد نداره؟

140
00:06:21,130 --> 00:06:23,341
‫مثلاً، به نظر میومد یه‌کم عصبی بود وقتی...

141
00:06:23,383 --> 00:06:25,635
‫نه، نه، نه. نه. کاملاً خوبه.

142
00:06:25,676 --> 00:06:28,638
‫فقط براش سخته وسط هفته
‫بیاد لس‌آنجلس، می‌دونی.

143
00:06:28,679 --> 00:06:29,722
‫کارهای مدیرعاملی.

144
00:06:29,764 --> 00:06:32,683
‫من واقعاً می‌خوام یه تلاشی بکنم
‫که من و اون با هم دوست بشیم، می‌دونی،

145
00:06:32,725 --> 00:06:34,060
‫- خارج از دوستی ما.
‫- البته.

146
00:06:34,102 --> 00:06:35,853
‫- برای من خیلی معنی داره.
‫- اونم خوشش میاد.

147
00:06:35,895 --> 00:06:38,106
‫- من باهاش تماس می‌گیرم.
‫- لازم نیست این کار رو بکنی.

148
00:06:38,147 --> 00:06:40,108
‫همدیگه رو می‌بینید... با هم می‌گردید.

149
00:06:40,149 --> 00:06:44,028
‫می‌دونی، وقتی مجبوره به مردم بگه
‫زیادی سرش شلوغه که وقت بگذرونه، عذاب وجدان می‌گیره.

150
00:06:44,070 --> 00:06:47,115
‫ولی شما به طور طبیعی کلی
‫وقت با هم می‌گذرونید

151
00:06:47,156 --> 00:06:48,282
‫- در آینده‌ی خیلی نزدیک.
‫- باشه.

152
00:06:48,324 --> 00:06:50,868
‫آره، اون خیلی ناراحت بود
‫که تو سن دیگو گیر کرده.

153
00:06:51,744 --> 00:06:52,787
‫آره.

154
00:06:52,829 --> 00:06:55,081
‫من عاشق دیدن لس آنجلسم!

155
00:06:55,665 --> 00:06:58,501
‫خب معلوم شد جنا تو شهره.

156
00:06:58,543 --> 00:07:02,672
‫اینم از مدیرعامل پرمشغله‌ای که
‫وقتی برای دوست‌های ویل نداره.

157
00:07:02,713 --> 00:07:05,758
‫و چرا داری اینستاگرامش رو نگاه می‌کنی؟
‫صدف باز کردن چیه؟

158
00:07:05,800 --> 00:07:07,009
‫- الیوت.
‫- صدف باز کردن؟

159
00:07:07,051 --> 00:07:08,386
‫- درسته.
‫- چون ویل بهم گفت

160
00:07:08,428 --> 00:07:10,763
‫که اون تو سن دیگوئه.
‫اون کاملاً بهم دروغ گفت.

161
00:07:11,264 --> 00:07:13,099
‫خب، می‌دونی،
‫مطمئنم فقط یه چیز لحظه آخری بوده.

162
00:07:13,141 --> 00:07:15,351
‫نه، نه. این مطلقاً
‫یه چیز لحظه آخری نیست. ببین.

163
00:07:15,393 --> 00:07:17,103
‫- هان.
‫- اون‌ها فقط دارن با هم می‌گردن.

164
00:07:17,145 --> 00:07:19,105
‫- پائولا عبدل کیه؟
‫- پائولا عبدل کیه؟

165
00:07:19,147 --> 00:07:21,190
‫می‌دونی چیه؟
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا برات مهمه.

166
00:07:21,232 --> 00:07:23,609
‫تو که به هر حال نمی‌خوای
‫بری لاکی پنی. مگه چه خبره؟

167
00:07:23,651 --> 00:07:26,237
‫بهت می‌گم چه خبره.
‫اگه نتونم با جنا دوست باشم،

168
00:07:26,279 --> 00:07:28,656
‫اون‌وقت یعنی دیگه نمی‌تونم
‫با ویل بگردم.

169
00:07:28,698 --> 00:07:30,366
‫این حقیقت نداره. این اتفاق نمی‌افته.

170
00:07:30,408 --> 00:07:32,160
‫این اتفاقی بود که دفعه‌ی قبل
‫که ازدواج کرده بود افتاد.

171
00:07:32,201 --> 00:07:34,996
‫نمی‌خوام دوباره از دستش بدم.
‫اون یکی از قدیمی‌ترین دوست‌هامه.

172
00:07:35,037 --> 00:07:37,790
‫اگه بخوام الان جایگزینش کنم،
‫25 سال طول می‌کشه

173
00:07:37,832 --> 00:07:40,626
‫تا من و این دوست جدید به جایی برسیم
‫که الان من و ویل هستیم.

174
00:07:40,668 --> 00:07:42,920
‫و تا اون موقع، من تقریباً مُردم
‫و کی اهمیت می‌ده؟

175
00:07:42,962 --> 00:07:44,714
‫هان. کی اهمیت می‌ده؟ درسته.

176
00:07:45,339 --> 00:07:47,550
‫باشه، لطفاً، عزیزم. این مهمه.

177
00:07:47,592 --> 00:07:50,803
‫هر چی پیرتر می‌شیم، دوست‌های قدیمی‌مون
‫بیشتر و بیشتر مهم می‌شن.

178
00:07:50,845 --> 00:07:51,888
‫باشه. می‌دونی چیه؟

179
00:07:51,929 --> 00:07:55,808
‫مطمئنم ویل فقط به خاطر دوباره
‫نامزد کردنش استرس داره، می‌دونی؟

180
00:07:55,850 --> 00:07:58,144
‫می‌دونی، تو و جنا
‫بالأخره با هم دوست می‌شید.

181
00:07:58,186 --> 00:07:58,769
‫فقط بهش زمان بده.
‫اتفاق می‌افته، به طور طبیعی.

182
00:07:58,769 --> 00:08:00,313
‫... وقتی از این مترادف فرانسوی هشت حرفی
‫برای "کمر" استفاده کنم.

183
00:08:00,354 --> 00:08:01,314
‫"دریر" چیست؟

184
00:08:01,355 --> 00:08:02,773
‫- "دریر" چیست؟
‫- آره.

185
00:08:02,815 --> 00:08:03,858
‫- آره!
‫- اشتباه گفتی.

186
00:08:03,900 --> 00:08:06,527
‫من و ویل همیشه وقتی
‫تو یه رابطه‌ست قطع ارتباط می‌کنیم.

187
00:08:06,569 --> 00:08:08,029
‫می‌شه فقط بهم بگی چی کار کنم؟

188
00:08:08,070 --> 00:08:10,448
‫- لطفاً، می‌شه بهم بگی چی کار کنم؟
‫- عزیزم، کاری که باید بکنی اینه.

189
00:08:10,490 --> 00:08:13,117
‫باید هیچی کار نکنی.
‫اون خودش درست می‌شه.

190
00:08:13,159 --> 00:08:15,786
‫- بهشون یه‌کم فضا بده.
‫- باشه، حق با توئه.

191
00:08:15,828 --> 00:08:17,163
‫فقط خونسردیم رو حفظ می‌کنم.

192
00:08:17,205 --> 00:08:21,125
‫آره. فقط خونسردیت رو حفظ کن.
.خونسردیت رو حفظ کن

193
00:08:22,084 --> 00:08:25,046
‫اگه می‌شه لطفاً...
‫همینه! گزینه‌ی دوبرابر.

194
00:08:27,340 --> 00:08:29,133
‫روی چی شرط ببندیم، جسیپا؟

195
00:08:29,884 --> 00:08:31,427
‫چی؟ تو تخت نه.

196
00:08:31,469 --> 00:08:33,221
‫- بهت گفتم، تو تخت نه.
‫- اشکالی نداره.

197
00:08:33,262 --> 00:08:35,806
‫- اون گرما رو دوست داره. اشکالی نداره.
‫- اصلاً و ابداً!

198
00:08:35,806 --> 00:08:37,683
‫کجا رفت؟ وایسا، کجا رفت؟

199
00:08:37,725 --> 00:08:39,101
‫نه، نکن. نکن...

200
00:08:39,143 --> 00:08:42,396
‫جسیپا، جسیپا، کجا رفتی؟
‫جسیپا؟

201
00:08:43,814 --> 00:08:45,775
‫هی، هی! فقط آروم باش...

202
00:08:46,150 --> 00:08:47,235
‫جسیپا؟

203
00:08:49,904 --> 00:08:53,950
‫هی، پنگوئنی. من همین الان برای
‫ساعت 7:30 میز شام رزرو کردم...

204
00:08:53,991 --> 00:08:57,495
‫سیلویا؟ سلام. اینجا چی کار می‌کنی؟

205
00:08:57,537 --> 00:08:59,163
‫سلام، ویلیام. کار چطور بود؟

206
00:08:59,205 --> 00:09:04,252
‫عالی بود. همین الان جی 6 بودم.
‫کارها خیلی خوب دارن پیش میرن.

207
00:09:05,086 --> 00:09:06,504
‫شما خانم‌ها چی کار می‌کنید؟

208
00:09:06,546 --> 00:09:08,756
‫ما عالی‌ایم. فقط داریم
‫به چند تا گزینه‌ی اجاره نگاه می‌کنیم.

209
00:09:09,131 --> 00:09:11,092
‫آره. این کتاب‌ها تمام لیست رو دارن

210
00:09:11,092 --> 00:09:14,554
‫و من فقط فکر کردم سریع‌تر می‌شه
‫اگه با هم ورق بزنیم

211
00:09:14,595 --> 00:09:16,347
‫- تا از طریق ایمیل، می‌دونی؟
‫- آره.

212
00:09:16,389 --> 00:09:18,182
‫کلی چیزهای فوق‌العاده اینجا هست.

213
00:09:18,224 --> 00:09:20,226
‫سیلویا قراره برگه‌های انتخاب‌های
‫برتر من رو برات بگیره.

214
00:09:20,268 --> 00:09:22,979
‫باحاله. سیلویا، می‌خوای
‫ببرمت پایین و کمکت کنم

215
00:09:23,020 --> 00:09:25,189
‫درمورد تأییدیه پارکینگ؟
‫فهمیدنش یه‌کم سخته.

216
00:09:25,231 --> 00:09:28,317
‫نه. هنوز کلی کار داریم
‫که باید انجام بدیم، پس نه.

217
00:09:28,359 --> 00:09:30,152
‫لعنتی، یه لحظه من رو ببخشید.

218
00:09:30,194 --> 00:09:32,363
‫- باید این تماس رو جواب بدم.
‫- مشکلی نیست.

219
00:09:33,239 --> 00:09:35,032
‫اوه، لا، لا.

220
00:09:42,456 --> 00:09:44,083
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

221
00:09:44,125 --> 00:09:48,296
‫کارم رو می‌کنم، مگه نگفتم
‫که با جنا قرار دارم؟

222
00:09:48,337 --> 00:09:49,463
‫ها ها ها.

223
00:09:49,505 --> 00:09:51,549
‫خیلی دیگه یه جورایی
‫مثل فیلم "جذابیت مرگبار"ـه

224
00:09:51,591 --> 00:09:52,675
‫که همین الان داره اتفاق میفته.

225
00:09:52,717 --> 00:09:54,343
‫چرا داری سعی می‌کنی من
‫و جنا رو از هم دور نگه داری؟

226
00:09:54,385 --> 00:09:57,680
‫شاید چون تو تو هر رابطه‌ای که
‫تا حالا داشتم دخالت کردی.

227
00:09:58,347 --> 00:09:59,557
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

228
00:09:59,599 --> 00:10:01,976
‫در مورد این حرف می‌زنم که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری. تو مثل یه مکانیکی.

229
00:10:02,018 --> 00:10:04,395
‫زیر کاپوت میری و یهو،
‫کلی مشکل پیدا می‌کنی

230
00:10:04,437 --> 00:10:06,606
‫- که قبلاً اونجا نبودن.
‫- چه خبره؟ به‌خاطر همون هاناست؟

231
00:10:06,647 --> 00:10:09,025
‫- واسه همینه؟ برگشته؟
‫- داری همین الان انجامش می‌دی.

232
00:10:09,066 --> 00:10:12,194
‫اینه که دارم در موردش حرف می‌زنم! ببین.
‫فکر کنم همه موافق باشن

233
00:10:12,194 --> 00:10:14,780
‫که زندگی همه
‫بی‌نهایت راحت‌تر می‌شد

234
00:10:14,822 --> 00:10:17,742
‫اگه شما دو تا فقط هیچوقت هیچ تماسی
‫برای بقیه عمرتون با هم نداشتید.

235
00:10:17,783 --> 00:10:19,493
‫این احمقانه‌ترین چیزی‌ـه
‫که تا حالا شنیدم.

236
00:10:19,493 --> 00:10:21,662
‫نمی‌تونم با تو دوست باشم
‫و با همسرت هیچ تماسی نداشته باشم.

237
00:10:21,704 --> 00:10:23,664
‫چرا؟ اگه از من بپرسی به نظر
‫خیلی واضح و ساده میاد.

238
00:10:23,706 --> 00:10:26,500
‫باید این رو برات توضیح بدم؟
‫دیدی تو مهمونی چطور واکنش نشون داد.

239
00:10:26,500 --> 00:10:28,586
‫واضح بود که از اینکه با هم بیرون بودیم
‫اذیت شد.

240
00:10:28,628 --> 00:10:30,504
‫اذیت نشد.
‫از اون موقع به روش نیاورده.

241
00:10:30,546 --> 00:10:32,340
‫- حتی بهش فکر هم نکرده.
‫- خدای من!

242
00:10:32,381 --> 00:10:34,717
‫به عنوان یه زن، می‌تونم بهت بگم
‫اون هنوز از اون قضیه اذیتـه.

243
00:10:34,759 --> 00:10:37,720
‫- برام زنونه توضیح نده.
‫- تمام روز برات زنونه توضیح می‌دم!

244
00:10:37,762 --> 00:10:39,388
‫تو نباید هیچی رو برای
‫هیچ‌کس توضیح بدی.

245
00:10:39,430 --> 00:10:41,557
‫اگه نذاری من و جنا با هم بگردیم،
‫می‌دونی چی می‌شه؟

246
00:10:41,599 --> 00:10:43,684
‫اون فکر می‌کنه داری یه چیزی رو قایم می‌کنی،
‫از من متنفر می‌شه،

247
00:10:43,726 --> 00:10:45,061
‫و من و تو دوباره دوست نخواهیم بود.

248
00:10:45,102 --> 00:10:47,271
‫فکر نمی‌کنی داری در مورد
‫این قضیه یه‌کم دراماتیک رفتار می‌کنی؟

249
00:10:47,313 --> 00:10:49,148
‫فکر نمی‌کنم.
‫تو داری دوباره ازدواج می‌کنی.

250
00:10:49,190 --> 00:10:50,608
‫اگه این بار می‌خوایم دوست بمونیم،

251
00:10:50,650 --> 00:10:53,235
‫اون‌وقت باید کارهای عادی
‫و بزرگسالانه‌ای انجام بدیم

252
00:10:53,277 --> 00:10:55,029
‫مثل شام‌های دو نفره و از این جور چیزها.

253
00:10:55,071 --> 00:10:57,698
‫باشه. می‌خوای یه شام
‫چهار نفره‌ی کوفتی داشته باشیم؟

254
00:10:57,740 --> 00:11:00,576
‫- بیا یه شام چهار نفره‌ی کوفتی داشته باشیم.
‫- نمی‌تونم برای فردا شب صبر کنم.

255
00:11:00,618 --> 00:11:02,578
‫- بیا یه شام چهار نفره‌ی کوفتی داشته باشیم.
‫- من پایه‌م.

256
00:11:02,620 --> 00:11:04,121
‫عالیه. ساعت 7 شب. خونه‌ی من.

257
00:11:04,163 --> 00:11:07,124
‫عالیه. ساعت 7 شب، خونه‌ی تو.
‫شام چهار نفره‌ی کوفتی برقراره.

258
00:11:07,166 --> 00:11:08,876
‫عالیه. جنا محدودیت غذایی‌ای داره؟

259
00:11:08,918 --> 00:11:11,253
‫می‌گه به گلوتن حساسیت داره.
‫ولی نداره.

260
00:11:11,253 --> 00:11:13,964
‫- من با این قضیه باید چی کار کنم؟
‫- همون کاری که من می‌کنم، هیچی.

261
00:11:14,006 --> 00:11:15,549
‫- عالیه.
‫- تو قبولش می‌کنی.

262
00:11:15,549 --> 00:11:16,717
‫- واو.
‫- هی!

263
00:11:16,759 --> 00:11:19,136
‫- سلام!
‫- سلام. تماست چطور بود؟

264
00:11:20,888 --> 00:11:23,891
‫خوبه، پنگوئنی، فردا قراره
‫باهاشون یه شام چهار نفره داشته باشیم.

265
00:11:23,933 --> 00:11:25,601
‫من عاشق شام چهار نفره‌م.

266
00:11:26,102 --> 00:11:27,103
‫کی نیست؟

267
00:11:27,770 --> 00:11:28,979
‫من گلوتن نمی‌خورم.

268
00:11:31,148 --> 00:11:33,401
‫عالیه. فقط ما چهار نفر.

269
00:11:33,442 --> 00:11:34,860
‫- آره. نمی‌تونم صبر کنم.
‫- عالیه.

270
00:11:35,736 --> 00:11:37,780
‫واو. این خیلی زیاده.

271
00:11:37,822 --> 00:11:39,323
‫خب، می‌خوام خاص باشه.

272
00:11:39,365 --> 00:11:42,618
‫این اولین شام دو نفره‌ی ما با اون‌هاست،
‫و ویل فکر نمی‌کنه جواب بده.

273
00:11:42,660 --> 00:11:45,496
‫می‌خوام بهش نشون بدم که می‌تونیم
‫اوقات خوبی داشته باشیم، ما چهار نفر،

274
00:11:45,538 --> 00:11:47,289
‫و اینکه ویل نمی‌دونه
‫داره چی می‌گه.

275
00:11:47,289 --> 00:11:49,709
‫خب، خوشحالم که به نصیحتم
‫در مورد خونسرد بودن گوش دادی.

276
00:11:49,750 --> 00:11:52,294
‫باشه. فقط یه پیش‌غذا بخور
‫و بذار من کارم رو بکنم، باشه؟

277
00:11:52,294 --> 00:11:53,504
‫باشه. آره.

278
00:11:56,465 --> 00:11:57,717
‫باشه.

279
00:11:57,758 --> 00:11:59,301
‫داری این‌ها رو میاری دم در؟

280
00:12:00,761 --> 00:12:01,887
‫- هی!
‫- سلام.

281
00:12:01,929 --> 00:12:03,764
‫- هی! چطوری؟
‫- سلام. خوش اومدید. چطورید؟

282
00:12:03,806 --> 00:12:04,432
‫- خیلی خوشحالیم که بالأخره تونستیم این کار رو بکنیم.
‫- می‌دونم!

283
00:12:04,473 --> 00:12:06,267
‫چطور تا حالا این کار رو نکرده بودیم؟

284
00:12:06,308 --> 00:12:08,144
‫خب، می‌دونی،
‫ما تو یه شهر دیگه زندگی می‌کنیم.

285
00:12:08,144 --> 00:12:09,520
‫همچنین، اون تمام وقت کار می‌کنه.

286
00:12:09,770 --> 00:12:11,856
‫خود تو هم ساعات کاری
‫دیوونه‌کننده‌ای داری، ویلیام.

287
00:12:11,856 --> 00:12:14,024
‫- آره.
‫- چارلی در واقع خیلی کار می‌کنه.

288
00:12:14,066 --> 00:12:15,151
‫اون وکیله.

289
00:12:15,526 --> 00:12:17,361
‫آره. و تو هم کم‌کار نیستی

290
00:12:17,403 --> 00:12:18,821
‫تو بخش کاری، عزیزم.

291
00:12:22,700 --> 00:12:24,326
‫می‌شه گفت همه‌مون خیلی کار می‌کنیم.

292
00:12:24,368 --> 00:12:26,454
‫- آره.
‫- آره. این یعنی بزرگسالی.

293
00:12:26,495 --> 00:12:29,165
‫آره. فقط جون کندن برای انجام
‫کارهایی که برات مهم نیست.

294
00:12:29,206 --> 00:12:32,543
‫خب، تو واقعاً این حس رو نداری.
‫یعنی، نوشیدنی علاقه‌ی توئه.

295
00:12:33,127 --> 00:12:34,295
‫درسته. هست.

296
00:12:34,920 --> 00:12:35,880
‫آره.

297
00:12:35,921 --> 00:12:38,758
‫- فوکاچای بدون گلوتن می‌خواید؟
‫- همین الان؟

298
00:12:39,258 --> 00:12:41,761
‫- آره. بیاید تو! یه نوشیدنی بخورید. آره.
‫- آره.

299
00:12:41,802 --> 00:12:44,305
‫- آره، بزن بریم.
‫- بذار برات یه لیوان نوشیدنی بیارم.

300
00:12:44,305 --> 00:12:45,973
‫باید همین الان
.یه سری قوانین اساسی بذاریم

301
00:12:46,474 --> 00:12:48,517
‫- قوانین اساسی، واقعاً؟ تو خونه‌ی من؟
‫- بله. حتماً.

302
00:12:48,559 --> 00:12:50,478
‫حرف هیچ‌کدوم از روابط گذشته‌ی
‫من رو پیش نکش.

303
00:12:50,478 --> 00:12:53,230
‫تاریخچه‌ی ویل رو روایت نکن.
‫در مورد من کارشناس نباش، باشه؟

304
00:12:53,272 --> 00:12:54,899
‫کارشناس. این یعنی چی؟

305
00:12:54,899 --> 00:12:57,943
‫یعنی اون سخنرانی کوچیکی که همین الان
‫در مورد علاقه‌ی من به نوشیدنی دادی.

306
00:12:58,444 --> 00:13:00,654
‫- سخنرانی؟
‫- انگار داشتی سخنرانی تد می‌کردی، باشه؟

307
00:13:00,696 --> 00:13:02,782
‫فقط جوری رفتار نکن که
‫همه‌چی رو در مورد من می‌دونی.

308
00:13:02,782 --> 00:13:06,076
‫من همه‌چی رو در مورد تو می‌دونم.
‫جز ریشه‌ی "پنگوئنی".

309
00:13:06,118 --> 00:13:10,122
‫ما پنگوئن دوست داریم. اون‌ها خیلی بامزه‌ن،
‫باشه؟ همینه.

310
00:13:10,790 --> 00:13:13,209
‫فقط، همچنین لطفاً
‫با اون بدرفتاری نکن.

311
00:13:13,209 --> 00:13:15,211
‫می‌دونی چیه، من...
‫در واقع ممنون بابت یادآوری.

312
00:13:15,211 --> 00:13:17,838
‫- بعضی‌ وقت‌ها آدم‌ها باید بهشون یادآوری بشه.
‫- تشکر می‌کنم.

313
00:13:18,172 --> 00:13:19,381
‫این سفره رو نگاه کن.

314
00:13:19,423 --> 00:13:22,760
‫خب، تو و ویل با هم دانشگاه رفتید.
‫اون موقع چطور بود؟

315
00:13:23,469 --> 00:13:25,763
‫اون همین‌طوری بود.

316
00:13:25,763 --> 00:13:26,847
‫آره.

317
00:13:28,057 --> 00:13:29,266
‫از چه نظر؟

318
00:13:30,476 --> 00:13:33,646
‫نمی‌دونم. یعنی، خیلی وقت گذشته.

319
00:13:33,646 --> 00:13:35,773
‫من به هر حال خیلی به
‫اون دوران فکر نمی‌کنم.

320
00:13:36,649 --> 00:13:38,818
‫من تاریخ‌نگار ویل نیستم.

321
00:13:40,027 --> 00:13:41,570
‫باشه، بچه‌ها.

322
00:13:41,612 --> 00:13:44,490
‫قول می‌دم تمام شب در مورد
‫جزئیات عروسی حرف نزنم، ولی...

323
00:13:45,241 --> 00:13:47,952
‫خبری از اون کالسکه‌
‫با اسب سفید شده؟

324
00:13:47,993 --> 00:13:50,913
‫چی؟ و ویل قراره
‫زره درخشان بپوشه؟

325
00:13:55,251 --> 00:13:57,837
‫ببخشید، من... این اولین باریه
‫که در مورد این چیزها می‌شنوم.

326
00:13:57,837 --> 00:14:00,256
‫نه، این حقیقت نداره، در واقع.
‫ما در موردش حرف زدیم.

327
00:14:00,297 --> 00:14:03,551
‫ما حتماً در موردش حرف زدیم چون
‫برای ما یه اولویت بزرگه، می‌دونی؟

328
00:14:03,592 --> 00:14:04,927
‫اینکه...

329
00:14:05,636 --> 00:14:08,764
‫قراره یه کالسکه‌ی اسبی ما رو
‫از مراسم ببره.

330
00:14:10,182 --> 00:14:11,350
‫با، می‌دونی...

331
00:14:12,768 --> 00:14:15,271
‫آزاد شدن کبوترها و
‫افرادی که بهمون گل پرت می‌کنن

332
00:14:15,271 --> 00:14:18,274
‫و افرادی که اون چیزهای
‫شیپور مانند بلند رو می‌زنن

333
00:14:18,315 --> 00:14:20,693
‫با بنرهایی که ازشون آویزونه.
‫یه جورایی یه لحظه‌ی سیندرلایی.

334
00:14:20,734 --> 00:14:22,611
‫مثل یه لحظه‌ی سیندرلایی.
‫من حتماً مطرحش کردم.

335
00:14:22,653 --> 00:14:24,446
‫من، حتماً، می‌دونی؟
‫تو داشتی مستقیم به من نگاه می‌کردی.

336
00:14:24,446 --> 00:14:27,408
‫ولی بعضی‌ وقت‌ها اون کار رو می‌کنی که،
‫می‌دونی، داری به طرف نگاه می‌کنی

337
00:14:27,408 --> 00:14:28,909
‫ولی یه جورایی حواست پرته.

338
00:14:33,706 --> 00:14:35,875
‫- شاید.
‫- می‌دونی چیه؟

339
00:14:36,876 --> 00:14:38,419
‫- حق با توئه.
‫- بله.

340
00:14:38,419 --> 00:14:41,839
‫تازه دارم می‌فهمم. من گند زدم.
‫من تو اون یکی گند زدم.

341
00:14:41,839 --> 00:14:45,885
‫خیلی متأسفم. فقط اینقدر جزئیات
‫تو سرم می‌چرخید.

342
00:14:45,926 --> 00:14:49,013
‫یه ترفند کوچیک رو می‌دونی که من استفاده می‌کنم
‫تا چیزها رو سر کار یادم بمونه؟

343
00:14:49,013 --> 00:14:50,389
‫نه. چیه؟

344
00:14:51,265 --> 00:14:52,725
‫چیزها رو یادداشت می‌کنم.

345
00:14:56,770 --> 00:14:58,063
‫مثلاً، همیشه.

346
00:14:59,899 --> 00:15:04,612
‫این رو یادداشت می‌کنم. یادداشت می‌کنم
‫که "چیزها رو یادداشت کنم."

347
00:15:04,612 --> 00:15:06,488
‫آره. عالیه.

348
00:15:06,530 --> 00:15:08,699
‫هوشمندانه‌ست. هوشمندانه‌ست.

349
00:15:11,493 --> 00:15:13,495
‫- ممنون. آره. ممنون.
‫- خواهش می‌کنم. آره.

350
00:15:13,996 --> 00:15:15,915
‫خدای من،
‫اون من رو خراب کرد.

351
00:15:15,915 --> 00:15:17,917
‫اون تو رو زیر
‫کالسکه‌ی اسبی انداخت.

352
00:15:17,958 --> 00:15:20,461
‫فکر کنم چیزی به اون
‫بی‌کلاسی حماسی رو حتماً یادم می‌موند.

353
00:15:20,461 --> 00:15:22,504
‫خب، تو کار درستی کردی
‫که بی‌خیالش شدی.

354
00:15:22,504 --> 00:15:23,672
‫اون رو یادداشت می‌کنم.

355
00:15:23,714 --> 00:15:25,215
‫آره، اون یه‌کم زیاد بود.

356
00:15:25,257 --> 00:15:29,345
‫یعنی، اون واقعاً نمی‌خواد
‫تو یه کالسکه‌ی اسبی بره، می‌خواد؟

357
00:15:29,345 --> 00:15:30,512
‫این خیلی به ویل نمیاد.

358
00:15:30,554 --> 00:15:33,057
‫می‌دونی چیه؟
‫دل هر چی بخواد همونه.

359
00:15:33,098 --> 00:15:35,100
‫هر چی. حس می‌کنم
‫هیچوقت دوست خونوادگی نمی‌شیم

360
00:15:35,142 --> 00:15:37,394
‫و من و ویل آروم آروم
‫از هم دور می‌شیم.

361
00:15:37,436 --> 00:15:41,231
‫آره، خب، هر جور باشه، این شب
‫به پایان می‌رسه، پس این یه تسلی‌ـه.

362
00:15:41,482 --> 00:15:43,943
‫خیلی هیجان‌انگیزه که شماها
‫دارید یه شعبه جدید راه می‌ندازید.

363
00:15:43,984 --> 00:15:48,197
‫آره. برای من خیلی باحاله که ببینم
‫جانی 66، مثلاً، از نزدیک چطور کار می‌کنه.

364
00:15:48,197 --> 00:15:50,950
‫مخصوصاً،
‫برای وقتی که یه روزی کافه خودم رو باز کنم.

365
00:15:50,991 --> 00:15:53,494
‫- چیز جدیدی در دست اقدامه؟
‫- آره، یه جورایی.

366
00:15:53,494 --> 00:15:55,955
‫فکر کنم برای ویل مفیده
‫که یه هدف داشته باشه

367
00:15:55,996 --> 00:15:58,290
‫حتی اگه چیزی نباشه که
‫فعالانه دنبالش باشه.

368
00:15:59,959 --> 00:16:01,543
‫آره. برای من مفیده.

369
00:16:01,585 --> 00:16:03,837
‫نه، منظورم به معنای
‫تحقیرآمیز نبود.

370
00:16:03,837 --> 00:16:06,298
‫- فقط یه بیانه. مثل یه حقیقت.
‫- نه. کجاش تحقیرآمیزه؟

371
00:16:06,340 --> 00:16:07,967
‫خوبه که یه هدف داشته باشی
‫که دنبالش نیستی.

372
00:16:07,967 --> 00:16:10,094
‫- الان خیلی روی جی 6 تمرکز کردی...
‫- آره، خوبه.

373
00:16:10,094 --> 00:16:11,845
‫- من خیلی روی جی 6 تمرکز کردم.
‫- آره.

374
00:16:14,014 --> 00:16:15,057
‫می‌فهمم.

375
00:16:15,057 --> 00:16:17,017
‫شنیدم داری ویل رو
.به یه گلف‌باز تبدیل می‌کنی

376
00:16:17,059 --> 00:16:19,269
‫بله. آره، اون داره
‫تو باشگاه کلاس می‌ره.

377
00:16:19,311 --> 00:16:20,562
‫- واو.
‫- می‌دونی،

378
00:16:20,562 --> 00:16:22,523
‫- میو می‌خواد کلاس گلف بره.
‫- درسته.

379
00:16:22,523 --> 00:16:26,735
‫آره، آخریه‌ست، ولی اصلاً ورزشی
‫نیست و کلی وسیله لازم داره.

380
00:16:26,777 --> 00:16:28,946
‫آره، اون تا 18 ماهگی
‫راه نرفت

381
00:16:28,946 --> 00:16:30,698
‫چون واقعاً حوصله‌ش
‫رو نداشت، پس...

382
00:16:30,739 --> 00:16:33,575
‫- درسته.
‫- من پنج ماهگی راه رفتم.

383
00:16:34,159 --> 00:16:36,286
‫- چی؟
‫- وایسا، چی؟ واقعاً؟

384
00:16:36,328 --> 00:16:37,413
‫بله.

385
00:16:38,205 --> 00:16:40,165
‫من تا حالا همچین چیزی
‫نشنیده بودم.

386
00:16:40,207 --> 00:16:41,959
‫چون واقعی یا درست نیست.

387
00:16:41,959 --> 00:16:43,711
‫این مثل یه افسانه‌ست که
‫خانواده‌ش دوست دارن تعریف کنن.

388
00:16:43,711 --> 00:16:45,462
‫اون پنج ماهگی راه رفته.

389
00:16:45,462 --> 00:16:48,007
‫نه، افسانه نیست. واقعیه.

390
00:16:48,007 --> 00:16:51,010
‫یه حقیقته.
‫من پنج ماهگی راه رفتم.

391
00:16:51,051 --> 00:16:54,847
‫نکته‌ی باحال، منم موقع تولد
‫از شکم مامانم با جت اسکی پریدم بیرون.

392
00:16:55,973 --> 00:16:58,183
‫آره، می‌دونی، می‌تونی شوخی‌هات رو بکنی،

393
00:16:58,183 --> 00:17:02,104
‫ولی، می‌دونی چیه دیگه؟
‫من یک سالگی اسکیت روی یخ یاد گرفتم.

394
00:17:02,646 --> 00:17:03,731
‫آره.

395
00:17:03,772 --> 00:17:07,484
‫ببین، این‌ها افسانه‌های محلی کوچیکی هستن
‫که خانواده‌ت دوست داره برای خودش تعریف کنه،

396
00:17:07,526 --> 00:17:09,028
‫می‌فهمی چی می‌گم؟
‫ولی حقیقت ندارن.

397
00:17:09,069 --> 00:17:12,072
‫نباید این مزخرفات رو طوری برای مردم تعریف کنی
‫که انگار حقیقت دارن. می‌فهمی چی می‌گم؟

398
00:17:12,114 --> 00:17:13,574
‫خانواده‌ی منم از این افسانه‌های کوچیک دارن.

399
00:17:13,574 --> 00:17:15,159
‫مال من اینه که من تا
‫شش سالگی پوشک می‌پوشیدم.

400
00:17:15,159 --> 00:17:17,161
‫نمی‌پوشیدم، ولی اون عاشق اینه
‫که به مردم بگه می‌پوشیدم.

401
00:17:17,161 --> 00:17:19,371
‫اون افسانه نیست. افسانه هرکوله.

402
00:17:19,413 --> 00:17:21,040
‫مثلاً، افسانه موآناست.

403
00:17:21,081 --> 00:17:24,877
‫می‌دونی، این‌ها... در حالی که این‌ها
‫چیزهاییه که اتفاق افتاده و من انجام دادم.

404
00:17:24,877 --> 00:17:27,921
‫موآنا یه فیلم پیکساره، و همچنین،
‫تو اون کار رو نکردی.

405
00:17:27,921 --> 00:17:29,923
‫اگه کرده بودی، تو کتاب
‫رکوردهای جهانی گینس بودی

406
00:17:29,923 --> 00:17:31,925
‫برای "جوون‌ترین کسی که تا حالا
‫راه رفته و اسکیت روی یخ رفته."

407
00:17:31,925 --> 00:17:34,845
‫که نیستی، تا جایی که من می‌دونم. فکر کنم
‫اگه بودی مطرحش می‌کردی.

408
00:17:36,889 --> 00:17:38,932
‫- حالا که صحبت از کتاب گینس شد...
‫- درسته.

409
00:17:38,932 --> 00:17:42,936
‫عموی بزرگم، لری، اون در واقع
‫تو کتاب رکوردهای جهانی گینس بود

410
00:17:42,978 --> 00:17:45,397
‫چون یه طوطی داشت
‫که می‌تونست اسکوتر برونه.

411
00:17:45,439 --> 00:17:47,941
‫تو ادعا می‌کنی می‌تونی بگی میوه‌ها از کجان
‫فقط با بو کردنشون،

412
00:17:47,941 --> 00:17:49,359
‫- و اون رسماً غیرممکنه.
‫- نیست.

413
00:17:49,401 --> 00:17:51,820
‫آره، چون کارم بو کردن میوه‌هاست،
‫و تو این کار خیلی خوبم.

414
00:17:51,820 --> 00:17:53,947
‫من در واقع یه بار تو مسابقه‌ی بو کشیدن
.یه سگ رو بردم

415
00:17:53,989 --> 00:17:55,783
‫- یه سگ رو بردی. خیلی تأثیرگذاره.
‫- بردم.

416
00:17:55,783 --> 00:17:57,201
‫خب، هست چون سگ‌ها می‌تونن خوب بو بکشن.

417
00:17:57,201 --> 00:18:00,370
‫مثل اینه که تو می‌تونستی یه یوزپلنگ رو
‫تو مسابقه‌ی دو وقتی یک سالت بود ببری.

418
00:18:00,370 --> 00:18:02,331
‫آدم اصلاً از کجا برای
‫یه بچه‌ی یک ساله کفش اسکیت می‌خره؟

419
00:18:02,331 --> 00:18:04,666
‫- یه کفاش برات سفارشی درست می‌کنه؟
‫- این رو نگاه کن.

420
00:18:04,666 --> 00:18:07,086
‫چون اون‌ها یه چیز واقعی نیستن
‫چون بچه‌های یک ساله اسکیت روی یخ نمی‌رن.

421
00:18:07,086 --> 00:18:09,338
‫مثل پیدا کردن چتر نجات
‫برای یه بچه‌ی یک ساله‌ست.

422
00:18:09,338 --> 00:18:11,131
‫- آمازون، کفش اسکیت، یک ساله.
‫- اون یه لباس مبدله.

423
00:18:11,131 --> 00:18:13,926
‫اون یه لباس هالووینه، تا یه بچه
‫بتونه تظاهر کنه یه اسکیت‌بازه

424
00:18:13,926 --> 00:18:15,552
‫چون تو زندگی واقعی نمی‌تونه این کار رو بکنه.

425
00:18:15,552 --> 00:18:19,807
‫فکر کنم براونی‌های بدون گلوتن
‫با آرد نخودچی تقریباً آماده‌ن.

426
00:18:24,394 --> 00:18:25,729
‫بی‌خیال. ده دقیقه دیگه.

427
00:18:26,271 --> 00:18:27,272
‫عالیه.

428
00:18:28,565 --> 00:18:29,733
‫- این باحاله.
‫- چه حیف.

429
00:18:31,819 --> 00:18:33,737
‫می‌دونی، اون شش سالگی می‌تونست رانندگی کنه.

430
00:18:33,779 --> 00:18:34,863
‫خیلی ممنونم.

431
00:18:34,863 --> 00:18:37,074
‫آره. خیلی ممنون
‫که دعوتمون کردی، سیلویا.

432
00:18:37,074 --> 00:18:38,450
‫- واقعاً باحال بود، آره.
‫- گرگ صحرایی!

433
00:18:38,492 --> 00:18:39,993
‫- همه میخکوب شید!
‫- لعنتی.

434
00:18:42,538 --> 00:18:43,914
‫گم‌شو برو پی کارت!

435
00:18:45,207 --> 00:18:46,041
‫- ممنون که این همه راه اومدید.
‫- حتماً! آره.

436
00:18:46,083 --> 00:18:47,459
‫- بیاید دوباره این کار رو بکنیم.
‫- آره.

437
00:18:47,459 --> 00:18:49,044
‫- با احتیاط رانندگی کنید، بچه‌ها. عالی بود.
‫- خداحافظ.

438
00:18:49,086 --> 00:18:52,005
‫- مراقب خودتون باشید.
‫- خیلی خوب بود که همه‌تون رو دیدم. عالی‌اید!

439
00:18:52,005 --> 00:18:54,466
‫خداحافظ!

440
00:19:07,062 --> 00:19:10,941
‫هی. من... من نباید...

441
00:19:11,525 --> 00:19:13,193
‫- وایسا. ببخشید.
‫- آره. آره. نه، نه.

442
00:19:14,361 --> 00:19:16,864
‫خیلی برای امشب متأسفم، باشه؟

443
00:19:16,864 --> 00:19:18,031
‫نه، منم متأسفم.

444
00:19:18,699 --> 00:19:21,535
‫نمی‌دونم چرا سر کل
‫قضیه‌ی راه رفتن اینقدر پافشاری کردم.

445
00:19:22,786 --> 00:19:25,330
‫فکر کنم... فقط واسه اینه که قبلاً
‫جلوی تو بهش اشاره کرده بودم،

446
00:19:25,330 --> 00:19:26,915
‫پس تعجب کردم که مخالفت کردی.

447
00:19:26,915 --> 00:19:28,876
‫خب، نباید می‌کردم. احمقانه بود.

448
00:19:28,876 --> 00:19:32,504
‫می‌دونی، متأسفم

449
00:19:32,546 --> 00:19:35,507
‫من اونجا نبودم که ببینم تو راه بری
‫یا اسکیت روی یخ بری،

450
00:19:35,507 --> 00:19:36,800
‫می‌دونی، برای هیچ‌کدوم از اون‌ها.

451
00:19:36,800 --> 00:19:39,720
‫فکر کنم از دوستی تو با سیلویا
‫احساس ترس می‌کنم.

452
00:19:40,387 --> 00:19:42,431
‫تو دور و بر اون متفاوت از
‫حالت معمول هستی.

453
00:19:43,432 --> 00:19:46,518
‫و می‌دونم در مورد
‫کالسکه‌ی اسبی بهش نگفتی. من احمق نیستم.

454
00:19:46,518 --> 00:19:47,936
‫می‌دونم سلیقه‌ی تو نیست.

455
00:19:49,646 --> 00:19:51,106
‫حتماً برای همین بود که بدرفتاری کردم.

456
00:19:51,148 --> 00:19:54,234
‫خب، منم کمکی نکردم. باشه، متأسفم،
‫من یه صحنه کامل راه انداختم.

457
00:19:54,276 --> 00:19:55,652
‫نباید اون کار رو می‌کردم.

458
00:19:55,652 --> 00:19:58,947
‫شاید ایده‌ی خوبی باشه که من
‫و سیلویا فردا شب بریم بیرون

459
00:19:58,989 --> 00:20:01,325
‫قبل از اینکه برگردم سن دیگو.
‫فقط خودمون دو تا.

460
00:20:01,325 --> 00:20:04,870
‫یعنی، واقعاً اینقدر برات مهمه
‫که با سیلویا آشنا بشی؟

461
00:20:05,913 --> 00:20:09,166
‫خب، بستگی داره.
‫اون واقعاً اینقدر برات مهمه؟

462
00:20:10,417 --> 00:20:13,378
‫یعنی، فکر کنم خیلی هیجان‌زده می‌شه
‫اگه دعوتش کنی بیرون.

463
00:20:14,421 --> 00:20:17,132
‫هیچوقت بهت گفتم که دو سالگی
‫موج‌سواری با بادبان یاد گرفتم؟

464
00:20:17,132 --> 00:20:19,259
‫واو. اون قبل یا بعد از اینکه

465
00:20:19,259 --> 00:20:22,262
‫برای اولین بار به سبک انفرادی
‫از صخره‌ی ال کاپیتان بالا بری؟

466
00:20:22,304 --> 00:20:22,387
‫- اون بعدش بود.
‫- واو.

467
00:20:22,387 --> 00:20:23,222
‫در موردش هیجان‌زده‌م.

468
00:20:23,847 --> 00:20:24,848
‫صبر کن.

469
00:20:25,265 --> 00:20:26,934
‫خدایا. دفتر آلمانه.

470
00:20:27,517 --> 00:20:28,644
‫بهشون سلام برسون.

471
00:20:29,728 --> 00:20:31,813
‫گوتن تاگ، یوهان 66.

472
00:20:34,775 --> 00:20:35,776
‫آره.

473
00:20:44,159 --> 00:20:46,203
‫- هی.
‫- خب، احتمالاً این رو می‌دونی،

474
00:20:46,245 --> 00:20:47,496
‫ولی جنا من رو به شام دعوت کرده.

475
00:20:47,496 --> 00:20:49,581
‫آره، کاملاً در جریانم.

476
00:20:49,581 --> 00:20:51,458
‫می‌تونیم در مورد اتفاقی که
‫دیشب افتاد حرف بزنیم؟

477
00:20:51,458 --> 00:20:55,462
‫بله، احتمالاً باید بزنیم.
‫ببین، من عاشق جنام،

478
00:20:55,462 --> 00:20:57,464
‫ولی اون خیلی با من و تو متفاوته،

479
00:20:57,464 --> 00:21:00,092
‫و وقتی با هم هستیم،
‫این تفاوت‌ها بزرگنمایی می‌شه،

480
00:21:00,092 --> 00:21:01,510
‫و باعث می‌شه احساس معذب بودن بکنم.

481
00:21:01,510 --> 00:21:03,136
‫داری از رو بروشور می‌خونی؟

482
00:21:03,720 --> 00:21:05,889
‫رفیق، من واقعاً جنا رو دوست دارم، باشه؟

483
00:21:05,889 --> 00:21:07,808
‫لازم نیست نگران
‫هیچ‌کدوم از این چیزها باشی.

484
00:21:07,849 --> 00:21:10,894
‫تو فکر می‌کنی کالسکه‌ی اسبی
‫احمقانه‌ست، باشه؟ فقط اعتراف کن.

485
00:21:10,894 --> 00:21:12,938
‫ببین، سلیقه‌ی من نیست،

486
00:21:12,980 --> 00:21:16,191
‫ولی اگه جنا رو خوشحال می‌کنه،
‫پس کی به نظر من اهمیت می‌ده؟

487
00:21:16,191 --> 00:21:18,068
‫من. دیدی، مشکل همینه.

488
00:21:18,068 --> 00:21:19,903
‫سخنرانی جی.لو
‫و کالسکه‌ی اسبی.

489
00:21:19,903 --> 00:21:22,155
‫وقتی دور و بر تو هستم،
‫از چشم تو بهش نگاه می‌کنم،

490
00:21:22,155 --> 00:21:25,701
‫و باعث می‌شه با جنا بدرفتاری کنم،
‫و از این خوشم نمیاد.

491
00:21:25,701 --> 00:21:28,203
‫و برای همینه که سعی می‌کردم
‫شماها رو از هم دور نگه دارم، می‌دونی؟

492
00:21:28,203 --> 00:21:30,539
‫باشه. خب، قوانینی هست
‫که باید بدونم؟

493
00:21:30,539 --> 00:21:32,374
‫کلماتی هست که
‫نخوای بگم؟

494
00:21:32,374 --> 00:21:35,961
‫مثلاً، قراره سرم داد بزنی اگه بگم
‫تو تو دانشگاه پیتزا دوست داشتی؟

495
00:21:35,961 --> 00:21:39,631
‫ببین، من اشتباه کردم، و حق با تو بود.

496
00:21:40,132 --> 00:21:43,093
‫می‌خوام شماها با هم دوست باشید.
‫شما دو تا برام خیلی مهمید،

497
00:21:43,093 --> 00:21:44,761
‫و تو باید بهتر از هر کسی بدونی،

498
00:21:44,761 --> 00:21:46,847
‫من تو دانشگاه خیلی بیشتر
‫اهل کالزونه بودم.

499
00:21:46,888 --> 00:21:49,975
‫برگردیم به "حق با من بود."
‫خیلی سریع از اون رد شدیم.

500
00:21:49,975 --> 00:21:51,643
‫می‌شه دوباره بگی؟ ببخشید؟
‫چی بود اون؟

501
00:21:51,643 --> 00:21:53,520
‫آره، اون بخش از
‫مکالمه تموم شده.

502
00:21:53,520 --> 00:21:55,605
‫تو شام خوش بگذره. به زودی
حرف می‌زنیم. خداحافظ

503
00:21:56,189 --> 00:21:56,690
‫خب ویل همین الان بهم گفت که
‫تو قبلاً وکیل بودی. من اصلاً نمی‌دونستم.

504
00:21:56,690 --> 00:21:59,359
‫بله، من دانشکده حقوق رفتم.
‫اون قسمتش درسته.

505
00:21:59,860 --> 00:22:01,570
‫اونجا بود که با چارلی آشنا شدم، در واقع.

506
00:22:02,362 --> 00:22:03,739
‫هیچوقت وکالت کردی؟

507
00:22:04,906 --> 00:22:05,949
‫برای چند سال،

508
00:22:05,949 --> 00:22:07,951
‫و بعد یه بچه دار شدم و بچه‌های بیشتر و...

509
00:22:07,951 --> 00:22:10,871
‫جدی، تو این دوره زمونه،
‫فکر می‌کنی باید از این چرت و پرت‌ها

510
00:22:10,871 --> 00:22:12,331
‫- که مجبور به انتخاب باشی گذشته باشیم.
‫- کاملاً.

511
00:22:12,331 --> 00:22:14,708
‫زن بودن رسماً غیرممکنه.

512
00:22:14,708 --> 00:22:16,960
‫باید فوق‌العاده باشی
‫ولی یه جورایی همیشه داری اشتباه می‌کنی.

513
00:22:16,960 --> 00:22:18,754
‫باید لاغر باشی ولی نه خیلی لاغر.

514
00:22:18,754 --> 00:22:20,839
‫باید یه رئیس باشی
‫ولی نمی‌تونی خیلی بدجنس باشی.

515
00:22:21,506 --> 00:22:22,799
‫این از فیلم باربی‌ـه؟

516
00:22:24,051 --> 00:22:25,469
‫عاشقش بودم. عاشقش بودم. دیدیش؟

517
00:22:25,469 --> 00:22:28,347
‫آره، میو مجبورم کرد
‫یه هشت باری ببرمش، می‌دونی؟

518
00:22:28,347 --> 00:22:29,639
‫واقعاً...

519
00:22:31,475 --> 00:22:33,643
‫مردم عاشقش بودن. مردم عاشق اون فیلمن.

520
00:22:33,685 --> 00:22:35,979
‫- خیلی خوب. آره.
‫- عالی بود.

521
00:22:37,773 --> 00:22:39,358
‫- ممنون که من رو دعوت کردی.
‫- آره.

522
00:22:39,399 --> 00:22:42,194
‫ممنون که من رو با
‫این رستوران آشنا کردی. خیلی خوبه.

523
00:22:42,194 --> 00:22:46,114
‫یه بستنی‌فروشی کوچیک این نزدیکی دیدم
‫اگه می‌خوای شب رو یه‌کم طولانی‌تر کنی.

524
00:22:46,698 --> 00:22:48,367
‫می‌دونی که من عاشق خوش‌گذرونی‌ام.

525
00:22:49,785 --> 00:22:51,661
‫اون رئیس دل تاکوئه.

526
00:22:51,703 --> 00:22:55,123
‫یارو فکر می‌کنه بوریتو رو اختراع کرده.
‫یه "کِن" واقعی.
(شخصیت فیلم باربی)

527
00:22:55,123 --> 00:22:57,667
‫خدای من. من از "کِن" جماعت متنفرم.

528
00:22:57,667 --> 00:22:59,961
‫- من... من نمی‌خوام با اون یارو حرف بزنم.
‫- باشه، آره.

529
00:22:59,961 --> 00:23:01,380
‫بیا بریم دستشویی. من پوششت می‌دم.

530
00:23:01,421 --> 00:23:03,215
‫عالی می‌شه. ممنون.

531
00:23:05,967 --> 00:23:07,594
‫می‌دونی، سیلویا، باید اعتراف کنم،

532
00:23:07,594 --> 00:23:09,304
‫یه‌کم برای شناختن تو
‫اضطراب داشتم.

533
00:23:09,304 --> 00:23:11,932
‫می‌دونم، منم همینطور.
‫واقعاً می‌خواستم با هم کنار بیایم.

534
00:23:11,932 --> 00:23:13,975
‫آره، یعنی تو و ویل
‫از قدیم همدیگه رو می‌شناسید،

535
00:23:13,975 --> 00:23:15,811
‫و در مقایسه با تو،
‫من بچه‌ی جدید محله‌م.

536
00:23:15,811 --> 00:23:18,438
‫- لطفاً، این مهم نیست.
‫- هست. نه، ویل تو رو دوست داره،

537
00:23:18,438 --> 00:23:19,856
‫و شماها با هم خیلی خوش می‌گذرونید.

538
00:23:19,856 --> 00:23:25,362
‫تو شوخ، بافرهنگ، خودجوش
‫و مشخصاً خوشگلی.

539
00:23:25,362 --> 00:23:27,781
‫کی یه‌کم نمی‌ترسه؟

540
00:23:27,781 --> 00:23:30,992
‫من باید از تو بترسم،
‫خانم مدیرعامل. بی‌خیال.

541
00:23:30,992 --> 00:23:33,870
‫فکر کنم همیشه یه‌کم
‫به شما دو تا حسودی می‌کردم،

542
00:23:33,870 --> 00:23:36,915
‫ولی حالا که شناختمت،
‫می‌فهمم، همه‌ش تو سر خودم بوده.

543
00:23:36,915 --> 00:23:39,709
‫- البته.
‫- تو فقط یه آدم عادی و سن بالایی.

544
00:23:39,751 --> 00:23:42,379
‫من عادی‌ترین آدمی‌ام که
‫می‌تونی ببینی.

545
00:23:42,379 --> 00:23:44,256
‫می‌دونم. یعنی، تو هیچی نیستی.

546
00:23:45,382 --> 00:23:46,383
‫چی؟
