﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:20,854 --> 00:00:24,399
[سه سال قبل]

3
00:00:24,649 --> 00:00:27,068
[بزرگداشتِ ریچارد بیل فلگِ پسر]

4
00:00:53,178 --> 00:00:55,930
‫«ریکی» تمام زندگیش رو
‫در خدمت به کشورش گذروند.

5
00:00:57,057 --> 00:00:59,267
‫اون رو با یه فولکس قورباغه‌ای
‫فرستادن اون سر دنیا

6
00:00:59,267 --> 00:01:01,227
‫همراه با هزارتا دلقک لباس‌پوشیده

7
00:01:01,227 --> 00:01:02,812
‫تا با یه ستاره دریایی غول‌پیکر بجنگه.

8
00:01:05,398 --> 00:01:06,858
‫همه‌مون گند زدیم، «امیلیا».

9
00:01:08,068 --> 00:01:09,360
‫می‌تونستیم حسابدار بشیم.

10
00:01:14,365 --> 00:01:15,366
‫می‌دونی کار کی بوده؟

11
00:01:15,825 --> 00:01:16,826
‫کشتن «ریکی»؟

12
00:01:18,578 --> 00:01:20,080
‫نمی‌ذارن پرونده‌ها رو ببینم.

13
00:01:21,498 --> 00:01:23,583
‫می‌دونید که نمی‌تونم
به این سؤال جواب بدم، قربان

14
00:01:26,336 --> 00:01:28,630
‫آره، می‌دونم. ببخشید.

15
00:01:29,631 --> 00:01:32,258
‫می‌فهمم که می‌خوای بدونی،
‫باور کن.

16
00:01:32,801 --> 00:01:33,968
‫منم بودم همین کار رو می‌کردم.

17
00:01:35,762 --> 00:01:36,971
‫می‌دونی، اون دوستت داشت.

18
00:01:39,849 --> 00:01:41,643
‫پسر شما همه رو دوست داشت، ژنرال.

19
00:01:42,393 --> 00:01:44,229
‫ریک. من رو «ریک» صدا کن.

20
00:01:46,106 --> 00:01:47,857
‫پسر شما همه رو دوست داشت، ریک.

21
00:01:48,108 --> 00:01:49,943
‫آره، ولی تو رو
به عنوان یه دوست هم دوست داشت

22
00:01:49,943 --> 00:01:51,861
‫جدا از هر چیز دیگه‌ای.

23
00:01:52,779 --> 00:01:54,030
‫این فرق می‌کنه.

24
00:01:54,572 --> 00:01:55,573
‫واقعاً.

25
00:01:57,659 --> 00:01:58,660
‫آره.

26
00:02:02,622 --> 00:02:04,374
‫شنیدم «والر» باهات لج افتاده.

27
00:02:05,333 --> 00:02:08,336
‫آره، من رو تو یه مأموریت مزخرف
‫تو «اورگرین» گذاشته.

28
00:02:08,878 --> 00:02:10,380
‫پروژه‌ی پروانه، قربان.

29
00:02:10,380 --> 00:02:11,965
‫- ریک.
‫- ریک.

30
00:02:14,134 --> 00:02:16,344
‫خب، امیدوارم بدونی که
‫تو همیشه جزو خانواده‌ای.

31
00:02:16,344 --> 00:02:17,595
‫«ریکی» هم همین رو می‌خواست.

32
00:02:19,430 --> 00:02:20,932
‫تا جایی که بتونم هوات رو دارم.

33
00:02:22,350 --> 00:02:23,351
‫ممنون.

34
00:02:26,521 --> 00:02:29,732
‫حالا، باید برم با این عوضی‌هایی
‫که «ریکی» ازشون متنفر بود، معاشرت کنم.

35
00:02:41,161 --> 00:02:42,328
‫ژنرال...

36
00:02:43,746 --> 00:02:44,747
‫ریک.

37
00:02:47,792 --> 00:02:49,085
‫کسی که این کار رو کرده...

38
00:02:50,295 --> 00:02:51,838
‫اون شخص، تاوانش رو پس می‌ده.

39
00:02:53,006 --> 00:02:54,507
‫مطمئن می‌شم که اینطور بشه.

40
00:02:56,509 --> 00:02:57,510
‫ممنون، دختر.

41
00:03:34,130 --> 00:03:38,718
[پیس‌میکر]

42
00:03:39,802 --> 00:03:44,474
[فصل دوم: قسمت پنجم]
[بازگشت به شکاف]

43
00:04:04,118 --> 00:04:05,453
‫تست، تست.

44
00:04:16,381 --> 00:04:17,382
‫آره.

45
00:04:19,259 --> 00:04:20,510
‫همه تصویر دارن؟

46
00:04:22,262 --> 00:04:23,805
‫عاجی، تأیید می‌شه.

47
00:04:29,769 --> 00:04:30,853
‫خرمایی، تأیید می‌شه.

48
00:04:33,773 --> 00:04:35,400
‫آبی زنگاری، تأیید می‌شه.

49
00:04:36,651 --> 00:04:38,027
‫سرخابی، تأیید می‌شه.

50
00:04:48,663 --> 00:04:49,998
‫هدف رؤیت شد.

51
00:04:49,998 --> 00:04:51,374
‫گوشه شمال غربی پارک.

52
00:04:53,418 --> 00:04:55,211
‫سرخابی، هر وقت تونستی شلیک کن.

53
00:05:00,091 --> 00:05:01,342
‫عوضی.

54
00:05:03,136 --> 00:05:04,971
‫یارو انگار منتظر یه چیزی‌ـه.

55
00:05:09,183 --> 00:05:10,351
‫لعنتی.

56
00:05:11,936 --> 00:05:12,937
‫هی!

57
00:05:23,323 --> 00:05:24,991
‫هی، میکروفون ما رو انداخت دور.

58
00:05:24,991 --> 00:05:26,951
‫سرخابی. می‌تونی بزنیش؟

59
00:05:29,620 --> 00:05:32,332
‫کثافت، از جلوی دیدم برو کنار.

60
00:05:32,332 --> 00:05:33,833
‫من گفتم «اوضاع روبه‌راهه».

61
00:05:33,833 --> 00:05:34,917
‫آره، می‌دونم گفتی.

62
00:05:34,917 --> 00:05:36,419
‫این کلمه هشداره، احمق نفهم.

63
00:05:36,419 --> 00:05:36,544
‫می‌دونم.
‫باید حقیقت یه چیزی رو بفهمم.

64
00:05:36,544 --> 00:05:37,795
‫گم‌شو از اینجا، کریس.

65
00:05:37,837 --> 00:05:39,505
‫هیچ معنی‌ای داشت؟

66
00:05:39,547 --> 00:05:41,132
‫حرف‌هامون تو قایق،
‫اصلاً هیچ معنی‌ای داشت؟

67
00:05:41,132 --> 00:05:43,009
‫تو تبرئه شده بودی. «ادز» نجاتت داد،

68
00:05:43,009 --> 00:05:45,303
‫و بعد تو یه جور
‫پرتال کوفتی میان‌بُعدی رو

69
00:05:45,303 --> 00:05:47,680
‫- تو خونه‌ت نگه می‌داری. حالا هم این؟
‫- این جواب نبود، «امیلیا».

70
00:05:47,680 --> 00:05:48,848
‫گم‌شو برو از اینجا.

71
00:05:48,848 --> 00:05:50,933
‫آیا من از اون لحاظ
‫اصلاً برات اهمیتی داشتم؟

72
00:05:50,933 --> 00:05:52,226
‫فقط اومدم همین رو بپرسم.

73
00:05:53,853 --> 00:05:55,438
‫بچه‌ها رفتن کنار. بریم سراغش؟

74
00:05:55,438 --> 00:05:56,522
‫کامل نه،

75
00:05:56,564 --> 00:05:57,690
‫ولی هر راه فراری رو ببندید.

76
00:05:58,566 --> 00:06:02,278
‫حتی نمی‌تونم بهت اعتماد کنم که
‫وقتی بهت هشدار می‌دم، دور بمونی.

77
00:06:02,862 --> 00:06:04,781
‫انقدر مغروری که،

78
00:06:04,781 --> 00:06:07,325
‫یه جوری فکر می‌کنی
‫می‌تونی از این مخمصه در بری،

79
00:06:07,325 --> 00:06:08,409
‫ولی نمی‌تونی.

80
00:06:08,951 --> 00:06:10,244
‫نمی‌تونی. بدبخت شدی.

81
00:06:10,912 --> 00:06:13,539
‫- بدبخت شدی!
‫- چرا حتی جواب سؤالم رو نمی‌دی؟

82
00:06:13,581 --> 00:06:14,624
‫آیا من...

83
00:06:14,624 --> 00:06:15,708
‫نه!

84
00:06:17,043 --> 00:06:18,586
‫نه. باشه؟

85
00:06:19,170 --> 00:06:20,922
‫حالم خوب نبود. بهت که گفتم.

86
00:06:20,922 --> 00:06:22,715
‫کاش اون صحبت لعنتی هیچ‌وقت نمی‌افتاد.

87
00:06:30,181 --> 00:06:31,224
‫و «ریک فلگ جونیور»؟

88
00:06:31,224 --> 00:06:32,600
‫باید شلیک کنم؟

89
00:06:32,600 --> 00:06:34,727
‫- چی؟
‫- چیزی بین‌تون بود؟

90
00:06:34,727 --> 00:06:36,771
‫صبر کن، سرخابی.
‫عاجی اونجاست.

91
00:06:36,771 --> 00:06:38,940
‫من هیچ‌وقت
‫حتی یه گزینه هم نبودم چون...

92
00:06:39,482 --> 00:06:41,359
‫اون تنها دوستم بود.

93
00:06:42,985 --> 00:06:45,321
‫تو کشتیش، کریس.
‫چطور ممکنه من...

94
00:06:45,321 --> 00:06:47,198
‫عاجی، برو. همین الان.

95
00:06:47,198 --> 00:06:48,491
‫فهمیدم.

96
00:06:48,491 --> 00:06:50,535
‫کریستوفر اسمیت، ما از آرگوس‌ایم!

97
00:06:50,535 --> 00:06:52,453
‫دست‌هات رو بذار بالای سرت.

98
00:06:53,746 --> 00:06:54,789
‫هی، وایسا!

99
00:06:57,125 --> 00:06:58,626
‫سرخابی، بزنش.

100
00:06:59,919 --> 00:07:01,129
‫لعنتی!

101
00:07:09,429 --> 00:07:10,805
‫یالا، اسمیت.

102
00:07:10,805 --> 00:07:12,890
‫اون کوچولوی بانمک لعنتی رو بذار زمین.

103
00:07:12,890 --> 00:07:14,642
‫لازم نیست این کارهای مسخره رو بکنی.

104
00:07:14,642 --> 00:07:16,894
‫لازم؟ کی گفته؟

105
00:07:17,478 --> 00:07:19,063
‫فقط دارم این کار رو می‌کنم چون عاشقشم.

106
00:07:19,063 --> 00:07:20,356
‫یه قدم بیا جلوتر، قهرمان.

107
00:07:20,356 --> 00:07:21,524
‫تا بفهمی چقدر.

108
00:07:21,524 --> 00:07:24,193
‫قهرمان؟ داری ازم تعریف می‌کنی.

109
00:07:24,193 --> 00:07:26,320
‫عجب استراتژی جدیدی. ممنون.

110
00:07:26,863 --> 00:07:28,865
‫- سرخابی، بی‌حرکت.
‫- می‌تونم بزنمش.

111
00:07:28,865 --> 00:07:30,199
‫گفتم تکون نخور.

112
00:07:30,199 --> 00:07:32,160
‫یه دارت بیهوشی دیگه ممکنه «کلاین» رو بکشه.

113
00:07:32,910 --> 00:07:35,455
‫اون تو یه الگوی چرخشی گیر کرده، فلگ.

114
00:07:35,455 --> 00:07:36,747
‫دیدم کاملاً بازه،

115
00:07:37,540 --> 00:07:38,541
‫ولی کشنده‌ست.

116
00:07:42,420 --> 00:07:44,714
‫دو هزارم درصد
‫احتمال خطا.

117
00:07:47,800 --> 00:07:49,010
‫خرمایی...

118
00:07:50,052 --> 00:07:51,095
‫شلیک کن.

119
00:07:53,514 --> 00:07:54,807
‫خرمایی، شلیک نکن!

120
00:07:58,519 --> 00:07:59,520
‫چه...

121
00:08:03,316 --> 00:08:04,358
‫هدف زمین‌گیر شد!

122
00:08:04,984 --> 00:08:06,903
‫ایول، عجب حرکاتی داری، دختر.

123
00:08:06,903 --> 00:08:08,112
‫اومدی جلوی تیرم.

124
00:08:08,112 --> 00:08:09,530
‫شانس آورد که کارش گرفت.

125
00:08:11,449 --> 00:08:12,492
‫همون «امیلیا»ـی همیشگی.

126
00:08:30,801 --> 00:08:32,220
‫«لیوتا» صحبت می‌کنه.

127
00:08:33,095 --> 00:08:35,306
‫بله، قربان. اون آگهی منه.

128
00:08:35,848 --> 00:08:37,016
‫آگهی من رو دیده!

129
00:08:38,309 --> 00:08:39,602
‫بله قربان، درسته.

130
00:08:39,602 --> 00:08:42,647
‫من و کارمندان متعددم کاملاً رازدار هستیم.

131
00:08:43,814 --> 00:08:44,857
‫ببخشید؟

132
00:08:47,485 --> 00:08:51,239
‫بله، اون سایه‌ای که تو آگهی هست
‫بر اساس خودمه، قربان.

133
00:08:52,615 --> 00:08:53,616
‫درسته، نه.

134
00:08:54,325 --> 00:08:56,661
‫سر من مربع نیست. اون یه کلاهه.

135
00:08:56,661 --> 00:08:59,372
‫من به پوشیدن انواع مختلف کلاه

136
00:08:59,372 --> 00:09:02,959
‫به عنوان بخشی از... شخصیت مرموزم
‫و... و برندم، معروفم.

137
00:09:04,293 --> 00:09:07,755
‫خب، آره، می‌تونم موقع ملاقاتمون کلاه بذارم،
‫اگه این چیزی‌ـه که دوست دارید، حتماً.

138
00:09:10,675 --> 00:09:11,717
‫بله.

139
00:09:15,221 --> 00:09:16,264
‫چی؟

140
00:09:17,139 --> 00:09:19,016
‫من چی کار می‌کنم؟

141
00:09:21,018 --> 00:09:22,019
‫یونانی؟

142
00:09:24,855 --> 00:09:26,190
‫خب، آره.

143
00:09:27,024 --> 00:09:30,653
‫ما اتفاقاً تو...
‫مشاوران امنیتی آدبایو،

144
00:09:30,653 --> 00:09:32,613
‫تخصصمون تو کارهای یونانیه.

145
00:09:34,407 --> 00:09:36,617
‫بله. ممنونم، قربان.

146
00:09:36,617 --> 00:09:40,329
‫مشتاقانه منتظر دیدارتون
‫فردا ساعت 8 شب هستم.

147
00:09:40,871 --> 00:09:44,208
‫آره، فقط آدرستون رو برام بفرستید،
‫و من اون موقع می‌بینمتون.

148
00:09:44,208 --> 00:09:45,293
‫باشه.

149
00:09:46,043 --> 00:09:47,420
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

150
00:09:51,507 --> 00:09:53,593
‫همین الان اولین کارم رو گرفتم.

151
00:09:55,678 --> 00:09:59,640
‫ولی... وقتی صحبت از امنیته،
‫می‌دونی «یونانی» یعنی چی؟

152
00:10:00,224 --> 00:10:02,143
‫ازم پرسید کار یونانی هم می‌کنم یا نه.

153
00:10:03,144 --> 00:10:04,937
‫- در مورد امنیت؟
‫- آره.

154
00:10:06,188 --> 00:10:07,315
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

155
00:10:11,402 --> 00:10:13,529
‫ولی وقتی صحبت از کارهای خلافه
‫یعنی زد و خورد.

156
00:10:13,529 --> 00:10:15,281
‫- چی؟
‫- آره.

157
00:10:15,281 --> 00:10:17,366
‫قصد توهین ندارم،
‫ولی به نظر می‌رسید تو و اون یارو

158
00:10:17,366 --> 00:10:19,410
‫داشتید یه مکالمه‌ی مربوط
به کارهای خلاف می‌کردید

159
00:10:19,452 --> 00:10:22,121
‫- یا خدا.
‫- هی.

160
00:10:22,913 --> 00:10:24,332
‫نگران من نباش.

161
00:10:24,915 --> 00:10:26,500
‫من هیچ‌وقت خلافکارها رو نمی‌کشم.

162
00:10:27,251 --> 00:10:28,669
‫زندگی خودشون به اندازه کافی سخته.

163
00:10:29,462 --> 00:10:30,671
‫فقط مشتری‌هاشون رو می‌کشم.

164
00:10:31,422 --> 00:10:33,799
‫من خلافکار نیستم، «آدرین».

165
00:10:35,009 --> 00:10:36,761
‫- باشه، حتماً.
‫- اه!

166
00:10:38,471 --> 00:10:41,182
‫فقط شنیدم داشت یه مکالمه‌ی
‫مربوط به کارهای خلاف می‌کرد.

167
00:10:50,941 --> 00:10:52,485
‫کجا رفتی، پرنده؟

168
00:10:53,944 --> 00:10:55,196
‫کجا رفتی؟

169
00:10:57,865 --> 00:10:59,075
‫من گرفته بودمش.

170
00:10:59,075 --> 00:11:00,493
‫چرا زدی زمین گیرش کردی؟

171
00:11:00,493 --> 00:11:01,410
‫هدف پیدا کردن شکاف میان‌بُعدی بود، نه؟

172
00:11:01,410 --> 00:11:02,411
‫کدوم دستور؟

173
00:11:02,411 --> 00:11:03,954
‫اینکه وقتی من شلیک می‌کنم، تو دخالت نکنی.

174
00:11:03,954 --> 00:11:07,458
‫هیچ‌کس به من نگفت دخالت نکنم، عوضی،
‫و بهتره بکشی کنار!

175
00:11:07,458 --> 00:11:10,419
‫- من «بهتره»؟
‫- شکایتی داری، برو پیش منابع انسانی.

176
00:11:10,419 --> 00:11:12,129
‫من خودم تصمیم گرفتم.

177
00:11:18,844 --> 00:11:19,845
‫چطوری، جان؟

178
00:11:22,056 --> 00:11:23,140
‫من به زور می‌شناسمش.

179
00:11:23,766 --> 00:11:25,309
‫خیلی خودمونی رفتار می‌کنه.

180
00:11:42,827 --> 00:11:44,870
‫- اینجا دوربین داره؟
‫- نه.

181
00:11:45,746 --> 00:11:47,248
‫چه غلطی کردی؟

182
00:11:48,082 --> 00:11:49,458
‫الان به من اشاره کردی؟

183
00:11:49,458 --> 00:11:51,961
‫تو برای پیس‌میکر پاپوش درست کردی
‫تا شغلت رو پس بگیری؟

184
00:11:51,961 --> 00:11:54,255
‫تو پیامی که براش فرستادم،
‫گفتم «اوضاع روبه‌راهه».

185
00:11:54,255 --> 00:11:56,716
‫- خب که چی؟
‫- اون کلمه هشداره.

186
00:11:56,716 --> 00:11:58,342
‫یعنی گم‌شو نیا،

187
00:11:58,342 --> 00:11:59,969
‫ولی به دلایلی، بازم اومد.

188
00:11:59,969 --> 00:12:01,595
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

189
00:12:01,595 --> 00:12:03,556
‫ماجرای این «بوردو»ـی عوضی چیه؟

190
00:12:03,556 --> 00:12:05,057
‫- سایبورگ.
‫- سایبورگ؟

191
00:12:05,057 --> 00:12:07,059
‫آره، نیمه‌روبات.
‫تو یه سانحه هوایی بوده،

192
00:12:07,059 --> 00:12:10,229
‫کاملاً له شده بود، و آرگوس
‫نصف بدنش رو با ماشین‌آلات جایگزین کرده.

193
00:12:10,229 --> 00:12:11,647
‫خدای من، باشه.

194
00:12:11,647 --> 00:12:12,982
‫آره، خیلی ازش متنفرم.

195
00:12:12,982 --> 00:12:14,942
‫یه عکس از بدن له شده‌ش قبل از عمل

196
00:12:14,942 --> 00:12:16,819
‫رو یه مدتی گذاشته بودم
‫اسکرین‌سیور گوشیم.

197
00:12:16,819 --> 00:12:18,028
‫چه کار حال‌بهم‌زنی.

198
00:12:18,028 --> 00:12:19,989
‫خب، افکارم دست خودم نیست.

199
00:12:20,030 --> 00:12:21,615
‫هرچی. اون داشت کریس رو می‌کشت،

200
00:12:21,615 --> 00:12:23,909
‫و تنها راهی که می‌تونستم
‫جونش رو نجات بدم این بود که ناکارش کنم.

201
00:12:23,909 --> 00:12:26,912
‫تو پیس‌میکر رو ناکار کردی؟

202
00:12:26,912 --> 00:12:27,997
‫برای نجات جونش، جان.

203
00:12:27,997 --> 00:12:29,582
‫هیچ راه دیگه‌ای به ذهنم نرسید.

204
00:12:29,582 --> 00:12:31,375
‫ولی خیلی کار خفنی بودها.

205
00:12:32,251 --> 00:12:34,086
‫الان، می‌ترسم فلگ بکشتش.

206
00:12:34,587 --> 00:12:35,796
‫یعنی، واقعاً بکشتش.

207
00:12:35,796 --> 00:12:37,840
‫به روی خودش نمیاره، ولی همه این کارها،

208
00:12:37,840 --> 00:12:38,924
‫این نظارت‌ها،

209
00:12:38,924 --> 00:12:42,219
‫همه‌ش برای انتقام از کریسه
‫چون «ریک جونیور» رو کشته.

210
00:12:42,219 --> 00:12:43,304
‫می‌دونم.

211
00:12:43,304 --> 00:12:45,306
‫پس، باید اسم کریس رو تو سیستم ثبت کنی.

212
00:12:45,306 --> 00:12:48,017
‫- ثبتش کنم؟
‫- اثر انگشتش تو پرونده هست، درسته؟

213
00:12:48,017 --> 00:12:49,977
‫- فکر کنم.
‫- باید ثبتش کنی،

214
00:12:49,977 --> 00:12:51,437
‫تا یه سابقه بازداشت داشته باشه.

215
00:12:51,437 --> 00:12:53,147
‫وگرنه، همین‌طوری گم‌وگورش می‌کنن.

216
00:12:53,147 --> 00:12:55,316
‫- ولی می‌فهمن کار منه.
‫- خب که چی؟

217
00:12:55,316 --> 00:12:56,734
‫یه‌کم دلخور می‌شن.

218
00:12:56,734 --> 00:12:59,320
‫تو همین الان داشتی من رو به خاطر تلاش
‫برای پس گرفتن شغلم قضاوت می‌کردی.

219
00:12:59,320 --> 00:13:01,989
‫آره، ولی ما تو طیف‌های اخلاقی
‫کاملاً متفاوتی قرار داریم.

220
00:13:01,989 --> 00:13:03,991
‫من به ترسو بودن معروفم.

221
00:13:03,991 --> 00:13:07,161
‫برای من، فقط مستقیم تو چشم‌های
‫یکی نگاه کردن

222
00:13:07,161 --> 00:13:09,205
‫یه کار قهرمانانه محسوب می‌شه.

223
00:13:13,417 --> 00:13:14,418
‫باشه.

224
00:13:29,016 --> 00:13:30,226
‫بگیرش، پسر.

225
00:13:30,768 --> 00:13:32,061
‫بگیرش!

226
00:13:36,357 --> 00:13:38,651
‫- دستبندها رو باز کن.
‫- قربان؟

227
00:13:38,651 --> 00:13:41,028
‫دستبندها رو باز کن و برید یه قدمی بزنید،
‫هر دوتون.

228
00:13:45,950 --> 00:13:47,076
‫اون در رو ببند.

229
00:13:47,910 --> 00:13:49,578
‫تجهیزات ضبط رو خاموش کن.

230
00:13:49,578 --> 00:13:50,788
‫این نشونه‌ی خوبیه.

231
00:13:56,085 --> 00:13:58,254
‫- قربان، مطمئن هستید؟
‫- برو بیرون، «بوردو».

232
00:14:07,721 --> 00:14:09,640
‫قربان، شما کاملاً حق دارید عصبانی باشید.

233
00:14:10,474 --> 00:14:12,601
‫من پسرتون رو تحسین می‌کردم. ازش خوشم میومد.

234
00:14:12,601 --> 00:14:15,396
‫فقط درگیر یه نگاه خیلی تاریک
‫به دنیا شده بودم.

235
00:14:46,260 --> 00:14:48,846
[کریستوفر اسمیت]

236
00:14:49,847 --> 00:14:51,098
‫بیا بجنگ، عوضی!

237
00:14:54,101 --> 00:14:55,102
‫لعنت بهت.

238
00:14:57,229 --> 00:14:59,940
اون پسر به قدری خوب بود که
حتی تصورش نمی‌تونی بکنی

239
00:15:00,524 --> 00:15:02,568
حتی من هم تو خوابم نمی‌تونستم به اونجا برسم

240
00:15:02,693 --> 00:15:03,819
‫می‌دونم، قربان.

241
00:15:04,403 --> 00:15:06,155
‫می‌دونم این هیچ دلداری‌ای به شما نمی‌ده.

242
00:15:07,072 --> 00:15:09,533
‫یه روز هم نیست که من
‫از کارم... پشیمون نباشم.

243
00:15:10,034 --> 00:15:13,621
[ثبت جدید، کریستوفر اسمیت]

244
00:15:15,080 --> 00:15:16,957
‫جان، داری چی کار می‌کنی؟

245
00:15:16,957 --> 00:15:18,042
‫چی؟

246
00:15:20,836 --> 00:15:23,005
‫تو کریستوفر اسمیت رو ثبت کردی؟

247
00:15:23,005 --> 00:15:24,882
‫- آره.
‫- چرا همچین غلطی کردی؟

248
00:15:24,882 --> 00:15:26,091
‫ببخشید که

249
00:15:26,091 --> 00:15:28,594
‫سعی کردم یه‌کم کار اضافه رو
‫از دوش همه بردارم.

250
00:15:28,594 --> 00:15:29,845
‫حالا، همه حواسشون به ماست.

251
00:15:29,845 --> 00:15:31,055
‫احمق.

252
00:15:31,055 --> 00:15:32,473
‫اوه، منظورت اینه که، «ممنون، جان،

253
00:15:32,473 --> 00:15:35,434
‫که کاری رو کردی که همه ما
‫طبق قانون ملزم به انجامش هستیم.»

254
00:15:43,651 --> 00:15:44,985
‫خوب کاری کردی.

255
00:16:16,183 --> 00:16:17,184
‫چی شده، «بوردو»؟

256
00:16:18,268 --> 00:16:19,436
‫«ایکانوموس» ثبتش کرده.

257
00:16:30,406 --> 00:16:31,448
‫آره، خودشه.

258
00:16:32,074 --> 00:16:33,075
‫خودشه.

259
00:16:34,076 --> 00:16:35,577
‫خوبه. خوبه، خوبه، خوبه، خوبه.

260
00:16:35,619 --> 00:16:36,662
‫ایگلی!

261
00:16:39,748 --> 00:16:40,749
‫خدایا!

262
00:16:40,749 --> 00:16:42,751
‫می‌ریم بابات رو بیاریم، باشه؟

263
00:16:42,751 --> 00:16:44,086
‫زود برمی‌گردیم.

264
00:16:49,425 --> 00:16:50,551
‫خداحافظ، ایگلی.

265
00:17:45,898 --> 00:17:46,899
‫آره، عزیزم.

266
00:17:46,899 --> 00:17:48,108
‫آره.

267
00:17:56,116 --> 00:17:57,117
‫آره.

268
00:18:06,794 --> 00:18:07,836
‫لعنتی.

269
00:18:11,298 --> 00:18:12,549
‫چه اتفاقی افتاده؟

270
00:18:13,050 --> 00:18:15,719
‫من شغلم رو برای ثبت کردنش
‫به خطر انداختم که یه اتفاق رایجه.

271
00:18:16,220 --> 00:18:17,262
‫اون‌ها ولش کردن.

272
00:18:17,262 --> 00:18:20,057
‫نمی‌تونستن ریسک کنن که با این قیافه
‫بره زندان محلی.

273
00:18:20,641 --> 00:18:21,809
‫فلگ لعنتی داغونش کرده.

274
00:18:22,351 --> 00:18:23,352
‫آره، می‌بینم.

275
00:18:33,654 --> 00:18:35,280
‫- جَگر، تصویر داری؟
‫- آره.

276
00:18:35,280 --> 00:18:36,615
‫دارن حرکت می‌کنن.

277
00:18:37,741 --> 00:18:38,784
‫دارم تعقیبشون می‌کنم.

278
00:18:38,784 --> 00:18:39,952
‫مواظب باش.

279
00:18:39,952 --> 00:18:41,036
‫هستم.

280
00:18:55,759 --> 00:18:57,219
‫- قربان؟
‫- شاید بخوای بگی

281
00:18:57,219 --> 00:18:59,012
‫که من خیلی درگیر این ماجرا شدم

282
00:19:00,389 --> 00:19:02,057
‫چون پیس‌میکر پسرم رو کشته.

283
00:19:02,766 --> 00:19:04,852
‫و باید خودم رو کنار بکشم.

284
00:19:05,811 --> 00:19:08,105
‫خب، با وجود چیزی که به نظر میاد،

285
00:19:08,105 --> 00:19:11,692
‫اولویت من محافظت از
‫مردم ایالات متحده‌ست.

286
00:19:11,692 --> 00:19:13,652
‫من باید اون شکاف میان‌بُعدی رو پیدا کنم.

287
00:19:14,194 --> 00:19:17,281
‫نه فقط برای اینکه از یه حادثه دیگه
‫مثل اونی که تو متروپلیس افتاد جلوگیری کنیم،

288
00:19:17,281 --> 00:19:18,782
‫بلکه برای یه هدف بزرگ‌تر،

289
00:19:19,533 --> 00:19:20,701
‫که به نفع همه‌مونه.

290
00:19:22,202 --> 00:19:23,620
‫نمی‌تونم بگم که...

291
00:19:24,621 --> 00:19:26,540
‫نمی‌تونم بگم از کتک زدن اون آشغال
‫لذت نبردم،

292
00:19:26,540 --> 00:19:28,959
‫ولی انگیزه‌ی من هیجان نبود.

293
00:19:28,959 --> 00:19:30,711
‫ولی شما به من دستور قتل دادید.

294
00:19:30,711 --> 00:19:32,421
‫چون می‌دونستم «امیلیا»...

295
00:19:32,921 --> 00:19:33,964
‫جلوش رو می‌گیره.

296
00:19:35,465 --> 00:19:36,884
‫و حالا اسمیت فکر می‌کنه من بی‌فکرم

297
00:19:36,884 --> 00:19:38,635
‫و انگیزه‌م انتقامه.

298
00:19:39,469 --> 00:19:41,847
‫شاید متوجه نشه که
‫«جودومستر» داره تعقیبش می‌کنه.

299
00:19:41,847 --> 00:19:45,559
‫شاید ما رو دقیقاً به همون جایی
‫که باید بریم، هدایت کنه.

300
00:19:46,059 --> 00:19:49,354
‫خب، قربان، می‌خواستم بگم،
‫اون عوضی «ریک» رو کشت،

301
00:19:49,855 --> 00:19:51,440
‫پسر شما و یه همکار دیگه.

302
00:19:51,440 --> 00:19:54,610
‫و من هیچ مشکلی با
‫کشته شدنش ندارم، قربان.

303
00:19:55,319 --> 00:19:56,445
‫ولی با این حال...

304
00:19:58,530 --> 00:19:59,656
‫خیلی...

305
00:20:01,033 --> 00:20:02,451
‫تحسین‌برانگیز بود، قربان.

306
00:20:04,870 --> 00:20:05,871
‫ریک.

307
00:20:13,962 --> 00:20:16,340
‫- کار «هارکورت» بود، ادز.
‫- چی؟

308
00:20:16,340 --> 00:20:17,424
‫اون من رو به فنا داد.

309
00:20:17,925 --> 00:20:18,926
‫چطوری؟

310
00:20:18,926 --> 00:20:20,469
‫مأمورهای آرگوس محاصره‌م کرده بودن.

311
00:20:20,469 --> 00:20:22,638
‫داشتم یه راه فرار پیدا می‌کردم.
‫تو مخمصه‌های بدتری هم بودم، ادز.

312
00:20:22,638 --> 00:20:23,722
‫آره، منم همینطور.

313
00:20:24,223 --> 00:20:26,391
‫- منم اینجام. منم دارم گوش می‌دم.
‫- آره، می‌دونم.

314
00:20:26,934 --> 00:20:29,478
‫خب، تو فقط اسم اون رو دو بار گفتی
‫و اسم من رو اصلاً نگفتی.

315
00:20:29,478 --> 00:20:31,104
‫با اینکه من دقیقاً همین‌جا نشستم.

316
00:20:31,897 --> 00:20:33,148
‫داشتم فرار می‌کردم.

317
00:20:33,148 --> 00:20:34,900
‫هارکورت پرید روم،
‫ناکارم کرد.

318
00:20:35,651 --> 00:20:38,362
‫کریس، امکان نداره «امز» بتونه
این کار رو بکنه

319
00:20:38,362 --> 00:20:39,696
‫آره، اون خیلی ظریفه.

320
00:20:39,696 --> 00:20:41,698
‫نه، اون یکی از ماست.

321
00:20:42,199 --> 00:20:43,659
‫اون بچه پایین شهره.

322
00:20:43,659 --> 00:20:45,160
‫خب، اون این کار لعنتی رو کرد، باشه؟

323
00:20:45,160 --> 00:20:48,080
‫فرصتش رو دید تا خودش رو
‫دوباره تو دل آرگوس جا کنه، به قیمت من،

324
00:20:48,080 --> 00:20:49,206
‫و این کار رو کرد.

325
00:20:50,082 --> 00:20:52,668
‫اگه ایکانوموس نبود،
‫ژنرال من رو اون تو می‌کشت.

326
00:20:52,668 --> 00:20:54,294
‫من باورم نمی‌شه.

327
00:20:54,878 --> 00:20:57,047
‫حتماً دلیلی داشته.
‫باید باهاش حرف بزنی.

328
00:20:57,047 --> 00:20:58,340
‫ما به اندازه کافی حرف زدیم.

329
00:20:59,007 --> 00:21:01,468
‫دیگه برام تموم شده. همه چیز برام تموم شده.
‫دیگه کشش ندارم.

330
00:21:02,094 --> 00:21:03,220
‫منظورت از این حرف چیه؟

331
00:21:03,220 --> 00:21:04,554
‫هیچی.

332
00:21:07,808 --> 00:21:09,518
‫اوضاع داره یه‌کم غمگین می‌شه.

333
00:21:09,601 --> 00:21:13,188
‫کسی می‌خواد با پرسیدن چند تا حقیقت
‫در مورد سفره‌ماهی، حال و هوا رو عوض کنه؟

334
00:21:28,745 --> 00:21:29,913
‫عوضی...

335
00:21:35,794 --> 00:21:36,795
‫گرفتمت!

336
00:21:38,380 --> 00:21:39,381
‫دستم درد نکنه.

337
00:21:42,092 --> 00:21:43,093
‫آره.

338
00:21:43,093 --> 00:21:44,177
‫آره.

339
00:21:47,264 --> 00:21:48,265
‫رفیق.

340
00:21:48,724 --> 00:21:50,767
‫فکر نمی‌کنی
‫یکی باید پیشت بمونه؟

341
00:21:51,435 --> 00:21:52,686
‫حالت زیاد خوب به نظر نمیاد.

342
00:21:52,811 --> 00:21:55,230
‫فقط یه‌کم به تنهایی احتیاج دارم، ادز،
‫باشه؟

343
00:22:19,087 --> 00:22:20,380
‫ایگلی!

344
00:22:23,216 --> 00:22:25,260
‫من عقاب اصلی رو کشتم.

345
00:22:25,260 --> 00:22:26,970
‫آره. آره.

346
00:22:26,970 --> 00:22:28,430
‫بیا پیش بابایی.

347
00:23:12,307 --> 00:23:14,309
‫عقاب اصلی!

348
00:23:14,309 --> 00:23:17,020
‫ایگلی؟ منظورم این نبود...

349
00:23:18,522 --> 00:23:20,232
‫متأسفم! متأسفم!

350
00:23:48,218 --> 00:23:49,219
‫ایگلی!

351
00:24:13,702 --> 00:24:17,539
ادز، بهت اعتماد می‌کنم که]
[از طرف من با بقیه خداحافظی کنی

352
00:24:21,585 --> 00:24:22,586
‫اون توئه.

353
00:24:23,003 --> 00:24:25,464
‫آره، ما هم با پهپادها داریم می‌بینیمش،
‫دلقکِ فسقلی.

354
00:24:26,006 --> 00:24:27,174
‫تو من رو اینطوری صدا نمی‌کنی.

355
00:24:27,174 --> 00:24:29,509
‫داداش، ما اینجا یه وضعیت جدی داریم.

356
00:24:29,509 --> 00:24:31,761
نمی‌خوام اون چرندیاتِ سیاسیت رو بشنوم که

357
00:24:31,845 --> 00:24:34,848
«فسقلی درست نیست و باید بگید کوتاه قامت»

358
00:24:34,848 --> 00:24:37,934
‫«مانچکین» یعنی بچه، نه فسقلی، عوضی.

359
00:24:37,934 --> 00:24:40,520
‫هی، من از کجا باید
‫علم کوتوله‌شناسی داشته باشم، رفیق؟

360
00:24:40,520 --> 00:24:42,314
‫بذار حرفم رو واضح بگم.

361
00:24:42,814 --> 00:24:45,108
‫اگه یه بار دیگه من رو «دلقکِ فسقلی» صدا کنی

362
00:24:45,358 --> 00:24:46,776
‫زبونت رو می‌بُرم.

363
00:24:46,776 --> 00:24:49,821
‫استعاره‌ای نه،
‫بلکه واقعاً زبونت رو

364
00:24:49,821 --> 00:24:50,989
‫از حلقت می‌کشم بیرون

365
00:24:50,989 --> 00:24:53,492
‫با یه حرکتی که از یه راهب کور
‫تو هیمالیا یاد گرفتم.

366
00:24:53,533 --> 00:24:55,660
‫به نظر میاد فلگ می‌دونست
داره چی کار می‌کنه

367
00:24:55,660 --> 00:24:58,288
‫من نیروها رو جمع می‌کنم
‫و فوراً میایم اونجا.

368
00:24:58,830 --> 00:25:00,290
‫کارت عالی بود، جودومستر.

369
00:25:00,290 --> 00:25:01,875
‫برو به جهنم.

370
00:25:01,875 --> 00:25:03,001
‫باشه.

371
00:25:04,628 --> 00:25:06,213
‫نه، نه، من دیروز می‌دونستم.

372
00:25:06,213 --> 00:25:07,297
‫می‌دونستم.

373
00:25:08,131 --> 00:25:09,174
‫چی شده، «فلوری»؟

374
00:25:11,218 --> 00:25:13,428
‫ما یه موقعیت مکانی از پیس‌میکر داریم.

375
00:25:14,221 --> 00:25:15,597
‫خیلی‌خب، بیاین راه بیفتیم.

376
00:25:35,033 --> 00:25:36,368
‫من وانمود می‌کنم تو پیداش کردی.

377
00:25:57,889 --> 00:26:00,183
‫از طرف کریسه. لعنتی.

378
00:26:03,311 --> 00:26:04,479
‫چی نوشته؟

379
00:26:05,730 --> 00:26:08,149
کریس: بعداً می‌بینمت رفیق]
[مراقب خودت باش

380
00:26:42,767 --> 00:26:44,811
‫آماده ماجراجویی بعدی هستی، رفیق؟

381
00:27:12,047 --> 00:27:13,965
[ریپ جگر]

382
00:27:16,051 --> 00:27:17,052
‫بله.

383
00:27:19,804 --> 00:27:21,056
‫فلوری، صدام رو می‌شنوی؟

384
00:27:21,598 --> 00:27:23,266
‫فلوری، داره می‌ره تو شکاف!

385
00:27:26,061 --> 00:27:27,103
‫اون...

386
00:27:28,104 --> 00:27:29,105
‫لعنتی!

387
00:28:06,518 --> 00:28:09,437
‫خدایا. اون پورتال رو پشت سرش بست.

388
00:28:09,437 --> 00:28:10,855
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه برگرده.

389
00:28:16,903 --> 00:28:18,947
‫اثر انگشت چی توزی.
[از دَر رد شدم]

390
00:28:18,947 --> 00:28:20,824
‫- چی؟
‫- جودومستر اینجا بوده.

391
00:28:20,824 --> 00:28:22,826
‫باید ما رو تا اینجا تعقیب کرده باشن.

392
00:28:22,826 --> 00:28:24,994
‫مکان لو رفته. باید بریم.

393
00:28:24,994 --> 00:28:26,079
‫باشه.

394
00:28:27,747 --> 00:28:28,748
‫وایسا.

395
00:28:35,213 --> 00:28:36,214
‫«من فقط...»

396
00:28:38,258 --> 00:28:39,926
‫- کریس، نه!
‫- چی نوشته؟

397
00:28:39,926 --> 00:28:41,136
‫باید بریم.

398
00:28:41,678 --> 00:28:43,555
‫تو راه به بقیه زنگ بزن.
‫باید همدیگه رو ببینیم.

399
00:29:15,754 --> 00:29:18,047
‫اومدی که. به موقع رسیدی.
‫پسر، باید حاضر شی.

400
00:29:18,047 --> 00:29:20,425
‫یه کایجو تو مرکز شهر
‫داره همه چیز رو داغون می‌کنه.

401
00:29:20,467 --> 00:29:21,634
‫این پرنده چیه؟

402
00:29:21,634 --> 00:29:22,844
‫عقاب نجات‌یافته.

403
00:29:24,137 --> 00:29:25,138
‫اسمش ایگلی‌ـه.

404
00:29:25,597 --> 00:29:27,140
‫از این به بعد وردست من می‌شه.

405
00:29:28,183 --> 00:29:30,351
‫کریسپر لعنتی. زود باش.

406
00:29:49,454 --> 00:29:53,416
‫«ادز، بهت اعتماد می‌کنم که از طرف
‫من با بقیه خداحافظی کنی.»

407
00:29:53,833 --> 00:29:56,377
‫«می‌دونم با کاری که می‌کنم
‫موافق نیستی...»

408
00:29:56,377 --> 00:29:58,129
‫...ولی حس می‌کنم کار درستیه.

409
00:29:58,838 --> 00:30:01,508
‫بارها و بارها تلاش کردم
‫اشتباهاتم رو جبران کنم.

410
00:30:02,467 --> 00:30:05,178
‫ولی مطمئن نیستم رستگاری
‫چیزی باشه که واقعاً ممکن باشه.

411
00:30:05,887 --> 00:30:07,222
‫حداقل نه اینجا.

412
00:30:08,932 --> 00:30:12,185
‫پس... می‌خوام یه زندگی
‫تو دنیای دیگه بسازم.

413
00:30:12,727 --> 00:30:14,521
‫می‌خوام برای برادرم یه برادر باشم...

414
00:30:15,897 --> 00:30:17,106
‫برای بابام یه پسر.

415
00:30:19,025 --> 00:30:20,944
‫و به «امیلیا» می‌گم، «آره».

416
00:30:22,570 --> 00:30:23,822
‫«ما درستش می‌کنیم.»

417
00:30:25,657 --> 00:30:27,158
‫قدر زندگی رو می‌دونم.

418
00:30:27,617 --> 00:30:29,953
‫و به آسیب‌های روحی‌م غلبه می‌کنم
‫و اونجا اون آدم خوبی می‌شم

419
00:30:29,953 --> 00:30:31,579
‫که هیچ‌وقت نتونستم اینجا باشم.

420
00:30:33,039 --> 00:30:34,207
‫ناراحت نباشید.

421
00:30:34,707 --> 00:30:35,750
‫همه‌تون رو دوست دارم.

422
00:30:36,584 --> 00:30:39,671
‫حتی هارکورت رو بعد از اون همه
‫کثافت‌کاری حال‌بهم‌زنی که کرد.

423
00:30:40,255 --> 00:30:41,506
‫ولی من به اینجا تعلق ندارم.

424
00:30:43,842 --> 00:30:46,553
‫فکر می‌کنم اگه تو و هارکورت
‫و ایکانوموس

425
00:30:46,553 --> 00:30:50,014
‫این کپسول کوفتی میان‌بُعدی
‫بیگانه‌ها رو به آرگوس تحویل بدید،

426
00:30:50,014 --> 00:30:52,559
‫اونقدر عزیز می‌شید
‫که همه‌تون ترفیع بگیرید.

427
00:30:55,144 --> 00:30:57,730
‫اون‌وقت... همه خوشحال می‌شن.

428
00:31:00,316 --> 00:31:02,610
‫دوستدار شما، کریس. و ایگلی.

429
00:31:08,825 --> 00:31:10,076
‫«آدرین» خوبه؟

430
00:31:12,829 --> 00:31:15,707
‫راسته که تو کریس رو ناکار کردی
‫و تحویل آرگوس دادی؟

431
00:31:15,707 --> 00:31:17,458
‫نه، معلومه که نه.

432
00:31:18,251 --> 00:31:21,421
‫نه، داشت تیر تو سرش می‌خورد
‫از طرف یه سایبورگ عصبی،

433
00:31:21,421 --> 00:31:24,132
‫و تنها راهی که می‌تونستم جونش رو نجات بدم
‫این بود که زمین‌گیرش کنم.

434
00:31:26,467 --> 00:31:27,552
‫چی؟

435
00:31:27,552 --> 00:31:29,679
‫تو دقیقاً همونی هستی که فکر می‌کردم، دختر.

436
00:31:29,762 --> 00:31:31,180
‫و این چیز خوبیه.

437
00:31:33,516 --> 00:31:35,560
‫تو دیدی کریس از این چیزه استفاده کنه؟

438
00:31:35,560 --> 00:31:36,728
‫فکر کنم.

439
00:31:36,728 --> 00:31:38,688
‫فقط باید دندونه‌های شیشه‌ای رو

440
00:31:38,688 --> 00:31:40,899
‫با چیدمان درست تو یه درگاه قرار بدی،

441
00:31:40,899 --> 00:31:42,859
‫و اون کلیدها رو بزنی،

442
00:31:42,859 --> 00:31:44,736
‫و یه اتصال برقرار می‌شه.

443
00:31:49,657 --> 00:31:50,658
‫یالا.

444
00:31:51,159 --> 00:31:52,368
‫کجا داری می‌ری؟

445
00:31:52,869 --> 00:31:55,163
‫خب، نمی‌تونیم اینجا ازش استفاده کنیم.
‫آرگوس پیداش می‌کنه.

446
00:31:55,163 --> 00:31:58,249
‫استفاده کنیم؟
چرا می‌خوایم ازش استفاده کنیم؟

447
00:31:59,334 --> 00:32:00,877
‫چون می‌خوایم کریس رو برگردونیم.

448
00:32:03,046 --> 00:32:04,672
‫شاید بتونم یه منِ دیگه اون تو پیدا کنم.

449
00:32:07,258 --> 00:32:08,426
‫لعنت به من.

450
00:32:11,387 --> 00:32:12,472
‫لعنتی!

451
00:32:28,988 --> 00:32:32,784
[سه ستاره کایجوی مرگ‌بار را کُشتند]

452
00:32:51,761 --> 00:32:51,803
[...پس از تیتراژ ادامه دارد]

453
00:32:51,803 --> 00:32:53,554
[...پس از تیتراژ ادامه دارد]

454
00:33:54,282 --> 00:33:57,160
‫می‌دونستید، سفره‌ماهی از کلمه لاتین
‫«پنکیک دریایی» گرفته شده.

455
00:33:57,160 --> 00:33:59,954
‫اینجاست که به این اصطلاح می‌رسیم،
‫«یه سفره‌ماهی هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنه.»

456
00:33:59,996 --> 00:34:03,041
‫می‌دونستید، وقتی یه سفره‌ماهی به دنیا میاد،
‫شکل یه بوریتو از آب درمیاد.

457
00:34:04,292 --> 00:34:05,501
‫می‌شه بریم تاکو بل؟

458
00:34:05,501 --> 00:34:08,463
‫چند تا سفره‌ماهی لازمه
‫تا تو خفه شی؟

459
00:34:10,131 --> 00:34:13,009
‫- چهار تا؟ پنج تا؟
‫- بذار بشمره.

460
00:34:13,009 --> 00:34:15,595
‫یه گله سفره‌ماهی؟
‫اصلاً بهشون می‌گن گله؟

461
00:34:15,595 --> 00:34:18,848
‫- نه، یه دسته.
‫- یکی به من شلیک کنه.

462
00:34:18,848 --> 00:34:21,059
‫چی گفتی؟ تو... نه.
