﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,167
.

2
00:00:19,519 --> 00:00:23,231
[‏35 سال پیش]

3
00:00:56,973 --> 00:00:58,516
‫این دیگه چه کوفتیه؟

4
00:01:07,275 --> 00:01:08,359
‫بابا، شلیک نکن!

5
00:01:15,617 --> 00:01:16,659
‫به من می‌گی « شلیک نکن»؟

6
00:01:17,869 --> 00:01:19,579
‫از کی تاحالا من از تو دستور می‌گیرم؟

7
00:01:29,255 --> 00:01:31,007
‫بابا، یه چیزی اونجا هست،

8
00:01:31,841 --> 00:01:33,009
‫جایی که اون داشت می‌رفت.

9
00:02:23,560 --> 00:02:28,231
[فصل دوم: قسمت چهارم]
[فقط یک کلمه: دَر]

10
00:02:36,531 --> 00:02:37,615
‫شیر به پنگال،

11
00:02:37,699 --> 00:02:39,450
‫کمتر از ده دقیقه‌ی دیگه اونجاییم.

12
00:02:39,534 --> 00:02:40,577
‫دریافت شد، شیر.

13
00:02:50,378 --> 00:02:51,379
‫چی رو نگاه می‌کنی؟

14
00:02:51,462 --> 00:02:53,423
‫یادته اون موقع که با کامیون
‫زدی ماشینم رو له کردی

15
00:02:53,464 --> 00:02:55,758
‫و از پشت غافلگیرم کردی و
‫با آچار چرخ زدی تو سرم؟

16
00:02:55,842 --> 00:02:57,927
‫- آره. چطور؟
‫- همینجوری پرسیدم.

17
00:02:58,011 --> 00:02:59,429
‫خب، لحظه‌ی خیلی باحالی بود.

18
00:02:59,512 --> 00:03:00,680
‫چه نظری!

19
00:03:00,763 --> 00:03:02,599
‫تو زدی تو سر این چینی کوچولو
‫با آچار چرخ؟

20
00:03:02,682 --> 00:03:04,934
‫من ویتنامی‌ام، کابوی عوضی.

21
00:03:05,018 --> 00:03:06,561
‫و بله، اون این کار رو کرد.

22
00:03:06,644 --> 00:03:07,729
‫کاش کشته بودمش.

23
00:03:08,229 --> 00:03:10,899
‫کاش همین الان اینجا
‫مُرده نشسته بود.

24
00:03:11,441 --> 00:03:13,318
‫آرزو می‌کنی جسد من
‫اینجا جلوت بود؟

25
00:03:13,401 --> 00:03:14,944
‫- بله.
‫- یعنی با خودت این‌ور اون‌ور

26
00:03:15,028 --> 00:03:17,030
‫- حملش می‌کردی؟
‫- آره، چون کوچیک و سبکی،

27
00:03:17,113 --> 00:03:18,823
‫و یادآور پیروزی منه.

28
00:03:18,907 --> 00:03:20,867
‫پس، تو عزیزهای من رو
‫عذاب می‌دادی

29
00:03:20,950 --> 00:03:23,328
‫که مجبور بودن ببینن تو
‫جسد من رو با خودت حمل می‌کنی؟

30
00:03:24,954 --> 00:03:27,040
‫دیگه داری یه‌کم
‫زیادی جدی می‌گیریش.

31
00:03:27,123 --> 00:03:29,125
‫لعنتی، مو زنجبیلی، تو دیگه کی هستی.

32
00:03:29,209 --> 00:03:30,710
‫هی، گم شو بابا، عوضی.

33
00:03:30,793 --> 00:03:31,920
‫لعنتی.

34
00:03:32,003 --> 00:03:35,089
‫«موزنجبیلی» یه‌کم ناراحته
‫چون قراره بریم دوستش رو دستگیر کنیم

35
00:03:35,173 --> 00:03:36,799
‫و طوطی مورد علاقه‌ش رو بکشیم.

36
00:03:36,883 --> 00:03:38,968
‫می‌دونی، نمی‌خواستم چیزی بگم،

37
00:03:39,052 --> 00:03:41,596
‫ولی «بوردو» می‌دونه
‫که داشتی شکلک درمیاوردی

38
00:03:41,638 --> 00:03:42,931
‫وقتی داشتی باهاش تلفنی حرف می‌زدی؟

39
00:03:42,972 --> 00:03:44,766
‫نمی‌دونم این مرد
‫داره درباره چی حرف می‌زنه.

40
00:03:44,849 --> 00:03:48,102
‫اگه داشتم شکلک درمیاوردم،
‫اون جزئی از قیافه داشتنه.

41
00:03:49,812 --> 00:03:51,397
‫چه جور شکلک‌هایی؟

42
00:03:51,481 --> 00:03:52,690
‫بهم چشمک زد

43
00:03:52,774 --> 00:03:55,485
‫انگار که تو رو دور
‫انگشتش می‌چرخونه.

44
00:03:57,195 --> 00:03:58,738
‫- بهش چشمک زدی؟
‫- نه.

45
00:03:58,821 --> 00:04:01,574
‫تست دروغ‌سنجی هم میدم.
‫برام مهم نیست.

46
00:04:01,658 --> 00:04:04,577
‫اگه زدم، یه چشمکی بود مثل اینکه،
‫«هی، ما همه‌مون تو این قضیه با همیم.»

47
00:04:04,661 --> 00:04:07,288
‫از کی تاحالا یه چشمک یعنی
‫«ما همه‌مون تو این قضیه با همیم»؟

48
00:04:07,372 --> 00:04:10,458
‫من اهل ایلینوی هستم.
‫شاید یه چیز غرب میونه‌ای باشه.

49
00:04:10,541 --> 00:04:14,003
‫من سال‌های زیادی رو تو تپه‌های ایلینوی
‫صرف شکار عقاب‌های سرسفید‌ کردم،

50
00:04:14,087 --> 00:04:17,882
‫و هیچ‌کس تاحالا بهم چشمک نزده
‫که بگه ما تو این قضیه با همیم.

51
00:04:17,966 --> 00:04:19,759
‫و این یه امتیاز برای این غول بی‌شاخ و دمه.

52
00:04:19,842 --> 00:04:22,428
‫من نمی‌خوام تو طرف من باشی،
‫روانی دیوونه.

53
00:04:22,512 --> 00:04:25,056
‫تو من رو قضاوت می‌کنی که دنیا رو
‫از شرّ موجودات موذی منقاردار خلاص می‌کنم

54
00:04:25,139 --> 00:04:28,601
‫در حالی که تو زدی تو سر
‫یه چینی کوچولوی بی‌دفاع!

55
00:04:28,685 --> 00:04:30,853
‫همین الان گفت اهل ویتنامه، احمق.

56
00:04:30,937 --> 00:04:33,398
‫خب، مگه ویتنام یکی از جاهایی نیست
‫که چینی‌ها ازش میان؟

57
00:04:33,481 --> 00:04:37,402
‫یه سوال، تو احمق‌ترین موجودی هستی
‫که تا حالا وجود داشته، یا فقط جزو پنج‌تای اولی؟

58
00:04:37,652 --> 00:04:38,987
‫این اصلاً قشنگ نیست، پسرم.

59
00:04:39,070 --> 00:04:40,905
‫خفه شید همه‌تون!

60
00:04:40,989 --> 00:04:42,240
‫هی، من چیزی نگفتم.

61
00:04:42,323 --> 00:04:44,284
‫حالا که گفتی، نگفتی؟

62
00:05:14,647 --> 00:05:15,690
‫خدایا.

63
00:05:18,860 --> 00:05:19,861
‫ایگلی؟

64
00:05:31,914 --> 00:05:33,958
‫ایگلی، چی شده؟

65
00:05:39,088 --> 00:05:41,549
‫- پنگال به شیر. دریافت می‌کنید؟
‫- دریافت شد، پنگال.

66
00:05:41,632 --> 00:05:42,800
‫ما تو موقعیتیم.

67
00:05:42,884 --> 00:05:45,053
‫- منتظر دستور شماییم.
‫- کمتر از یه دقیقه دیگه می‌رسیم.

68
00:05:45,136 --> 00:05:46,137
‫نه.

69
00:05:46,888 --> 00:05:48,806
‫این غذای تو نیست. این غذای منه.

70
00:05:48,890 --> 00:05:51,434
‫غذای من اینجاست.
‫غذای تو اونجاست.

71
00:05:53,519 --> 00:05:54,604
‫به درک.

72
00:06:01,944 --> 00:06:04,155
فولاً اژ خوجه بزو بیلون]
[...مأموت‌های آلگوس الانـه گه وازد

73
00:06:12,372 --> 00:06:13,456
‫«فولاً...»

74
00:06:14,040 --> 00:06:16,542
فولاً از خونه برو بیرون»؟»

75
00:06:16,626 --> 00:06:18,127
‫یا شاید منظورش «فوراً» بوده،
‫نمی‌دونم.

76
00:06:25,218 --> 00:06:27,762
‫«مأموت‌های آرگوس».
‫«مأموت» دیگه چه کوفتیه؟

77
00:06:29,806 --> 00:06:31,891
‫لعنتی. صبر کن.

78
00:06:31,974 --> 00:06:33,476
‫ما از در جلو وارد می‌شیم.

79
00:06:33,559 --> 00:06:35,478
‫جگر و کلاین،
‫شما برید سمت پشت.

80
00:06:35,561 --> 00:06:38,856
‫فلوری، سمت چپ.
‫ایکانوموس و سنت وایلد، راست.

81
00:06:42,443 --> 00:06:43,444
‫لعنتی!

82
00:06:44,987 --> 00:06:48,449
‫خب، تو گفتی مجبور نیستم با
‫کاپیتان تصاحب فرهنگی کار کنم.

83
00:06:48,991 --> 00:06:50,618
‫لعنتی. باشه.

84
00:06:52,078 --> 00:06:53,204
‫لعنتی.

85
00:06:59,127 --> 00:07:00,294
‫ایگلی، باید بریم.

86
00:07:01,421 --> 00:07:02,547
‫نه، رفیق.

87
00:07:02,630 --> 00:07:03,673
‫باید بریم!

88
00:07:09,804 --> 00:07:11,013
‫عوضی!

89
00:07:13,641 --> 00:07:15,726
‫هی، هی. بیا. آره، آره.

90
00:07:15,810 --> 00:07:19,188
‫درسته. آره، کالباس؟
‫آره، یالا. یالا.

91
00:07:31,117 --> 00:07:32,160
‫یالا.

92
00:07:51,012 --> 00:07:52,054
‫فضله‌ی عقاب.

93
00:07:54,932 --> 00:07:55,933
‫خوبه.

94
00:08:05,193 --> 00:08:06,402
‫مال چهار روز پیشه.

95
00:08:08,237 --> 00:08:10,323
‫رگه‌هایی از... کالباس.

96
00:08:11,866 --> 00:08:12,909
‫چیپس سیب‌زمینی.

97
00:08:28,966 --> 00:08:29,967
‫کی...

98
00:08:31,552 --> 00:08:32,929
‫یا!

99
00:08:37,016 --> 00:08:38,017
‫یالا!

100
00:09:00,957 --> 00:09:02,124
‫چه مرگته، رفیق؟

101
00:09:02,208 --> 00:09:04,669
‫یه بار دنیا رو به فنا دادی.
‫نمی‌ذارم دوباره این کار رو بکنی.

102
00:09:20,893 --> 00:09:23,980
‫خداحافظی کن، پرنده‌ی شیط...

103
00:09:27,275 --> 00:09:28,401
‫لعنتی.

104
00:10:01,142 --> 00:10:03,352
‫تو مثل یه تیکه دستمال توالتی
‫چسبیدی به کفشم...

105
00:10:04,103 --> 00:10:05,688
‫که نمی‌تونم بکنمش.

106
00:10:18,576 --> 00:10:19,827
[پرو سولجر]
(به معنی سرباز حرفه‌ای)

107
00:10:19,869 --> 00:10:20,578
‫آره!

108
00:10:21,329 --> 00:10:22,371
!بنازم

109
00:10:23,623 --> 00:10:24,624
[به عنوان یکی از مشتری‌های باارزشِ تبلیغ پرو سولجر]

110
00:10:24,665 --> 00:10:25,833
‫«... مایلم به شما هدیه بدهم...»

111
00:10:29,629 --> 00:10:32,590
‫رفیق، این خیلی خفنه.
[مشاوره‌ی امنیتیِ ادبایو]

112
00:10:32,590 --> 00:10:33,090
‫رفیق، این خیلی خفنه.
[مشاوره‌ی امنیتیِ ادبایو]

113
00:10:35,426 --> 00:10:36,552
‫بزن بریم.

114
00:10:38,262 --> 00:10:39,472
‫بنازم.

115
00:10:39,513 --> 00:10:40,431
[پیام به کیا]

116
00:10:40,473 --> 00:10:44,143
‫خیلی باحاله، هان؟

117
00:10:44,769 --> 00:10:47,772
[کریس: توروخدا آب دستتـه بذار زمین، بیا دنبالم]

118
00:10:47,813 --> 00:10:50,441
‫«آب دستمـه بذارم زمین»؟

119
00:10:56,697 --> 00:10:57,823
‫یکی ایکانوموس رو بیاره.

120
00:10:57,907 --> 00:10:59,033
‫خدا رو شکر.

121
00:10:59,950 --> 00:11:03,162
‫رفیق. دیوونگی بود.
‫دیوانه‌وارترین چیزی بود که...

122
00:11:03,245 --> 00:11:04,497
‫خدای من.

123
00:11:06,040 --> 00:11:07,375
‫اینجا چه خبر شده؟

124
00:11:07,458 --> 00:11:10,086
‫من... من از پشت اومدم سراغت
‫وقتی داشتی به ایگلی شلیک می‌کردی...

125
00:11:10,586 --> 00:11:11,629
‫اون عقابه.

126
00:11:12,588 --> 00:11:14,256
‫آره، یادمه که داشتم روش نشونه می‌گرفتم،

127
00:11:14,340 --> 00:11:16,217
‫- ولی دقیقاً یادم نمیاد...
‫- آره، و...

128
00:11:16,300 --> 00:11:17,885
‫- ... هیچی بعدش.
‫- و بعد یه...

129
00:11:18,511 --> 00:11:20,054
‫یه عقاب دیگه.

130
00:11:20,137 --> 00:11:22,223
‫- یه عقاب دیگه؟
‫- آره، یه... یه...

131
00:11:22,306 --> 00:11:23,724
‫یه عقاب دوم

132
00:11:23,808 --> 00:11:26,310
‫سریع پرواز کرد اومد و، بوم!

133
00:11:26,394 --> 00:11:28,396
‫پرتت کرد و تو
‫محکم خوردی به اون سنگ.

134
00:11:28,479 --> 00:11:30,564
‫نه، نه، نه، این جور درنمیاد، پسرم.

135
00:11:30,648 --> 00:11:33,025
‫- نه؟
‫- یعنی، عقاب‌ها موجودات منزوی‌ای هستن.

136
00:11:33,109 --> 00:11:35,486
‫بله، واسه همینه که خیلی عجیبه، درسته؟

137
00:11:35,569 --> 00:11:37,363
‫این فقط می‌تونه یه معنی داشته باشه.

138
00:11:38,239 --> 00:11:40,408
‫عقابی که داشتم بهش شلیک می‌کردم...

139
00:11:40,991 --> 00:11:42,535
‫عقاب نخستین بود

140
00:11:42,618 --> 00:11:45,413
‫که تو افسانه‌های یاکاما و مسکواکی
‫پیش‌بینی شده.

141
00:11:45,496 --> 00:11:49,083
‫- چی؟
‫- عقابی که بر همه‌ی عقاب‌ها حکمرانی می‌کنه.

142
00:11:49,709 --> 00:11:52,586
‫همه‌ی اتفاقات زندگیم
‫من رو به این لحظه رسونده، پسرم.

143
00:11:53,671 --> 00:11:55,798
‫که عقاب نخستین رو بکشم!

144
00:11:55,881 --> 00:11:59,719
‫روح کشور ما از همه‌ی
‫خطاهامون پاک خواهد شد

145
00:11:59,802 --> 00:12:03,723
‫که در برابر همه‌ی مردم
‫بومی این سرزمین مرتکب شدیم.

146
00:12:03,806 --> 00:12:05,850
‫این تنها معنی‌ای هست که می‌تونه داشته باشه؟

147
00:12:05,933 --> 00:12:06,934
‫چون من...

148
00:12:07,017 --> 00:12:09,270
‫من حس می‌کنم می‌تونه
‫معنی‌های مختلف زیادی داشته باشه.

149
00:12:09,770 --> 00:12:11,313
‫- نه.
‫- و من حس می‌کنم

150
00:12:11,397 --> 00:12:13,524
‫- داری یه مشت چرت و پرت سر هم می‌کنی...
‫- نه.

151
00:12:13,607 --> 00:12:16,277
‫... تا میل عجیب خودت به
‫کشتن عقاب‌ها رو توجیه کنی.

152
00:12:16,360 --> 00:12:17,737
‫نه، جناب.

153
00:12:17,820 --> 00:12:20,531
‫این یه جورایی به طرز عجیبی
‫نسبت به بومیان آمریکا توهین‌آمیزه.

154
00:12:20,614 --> 00:12:23,993
‫خب، پسرم،
‫ما سر بعضی جزئیات با هم اختلاف نظر داریم.

155
00:12:24,493 --> 00:12:25,786
‫ولی در نهایت،

156
00:12:25,870 --> 00:12:28,372
‫هر دومون سر مهم‌ترین چیز توافق داریم.

157
00:12:28,873 --> 00:12:32,168
‫اون به اصطلاح ایگلی باید بمیره.

158
00:12:32,251 --> 00:12:33,961
‫ما اصلاً سر اون توافق نداریم.

159
00:12:34,044 --> 00:12:35,045
‫قطعاً داریم.

160
00:12:35,129 --> 00:12:36,756
‫- نه.
‫- بله، داریم.

161
00:12:36,839 --> 00:12:39,925
‫ایکانوموس. بوردو می‌خواد
تو رو ببینه. همین الان

162
00:12:43,387 --> 00:12:44,638
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

163
00:12:45,347 --> 00:12:47,266
‫چشم سومم باز شده، پسرم.

164
00:12:47,349 --> 00:12:50,019
‫امکان نداره اون عقاب
‫بتونه حالا ازم قایم بشه.

165
00:12:51,979 --> 00:12:53,022
‫ادز!

166
00:12:58,778 --> 00:12:59,779
‫ایگلی!

167
00:13:03,574 --> 00:13:05,117
‫- باید بریم.
‫- هی، چه خبره؟

168
00:13:05,201 --> 00:13:07,411
‫باید سریع بریم.
‫باید دروازه‌ی میان‌بُعدی رو جابه‌جا کنم.

169
00:13:07,495 --> 00:13:09,663
‫- باید چی کار کنی؟
‫- باید بریم، لطفاً، ادز.

170
00:13:09,747 --> 00:13:10,915
‫چی پوشیدی؟

171
00:13:10,998 --> 00:13:12,875
‫- ادز، راه بیفت دیگه!
‫- باشه، باشه، کجا؟

172
00:13:12,958 --> 00:13:14,335
‫برو سمت تپه‌های ستلرز.

173
00:13:18,547 --> 00:13:20,174
...لعـ

174
00:13:20,591 --> 00:13:23,177
‫ویج. آره. باید چندتا
‫در از «لُوز» برام بگیری.

175
00:13:27,097 --> 00:13:28,098
‫بله؟ چی می‌خوای؟

176
00:13:28,182 --> 00:13:29,475
‫مشکلت چیه، ایکانوموس؟

177
00:13:30,100 --> 00:13:31,101
‫کی می‌دونه؟

178
00:13:31,185 --> 00:13:33,103
‫امکان نداره ناراحت باشم
‫که هم‌تیمی شدم با

179
00:13:33,187 --> 00:13:36,398
‫یه دهاتی دیوونه‌ی پرنده‌کش

180
00:13:36,482 --> 00:13:38,776
‫و یه دلقک کونگ‌فو کار کوچولو

181
00:13:38,859 --> 00:13:40,194
‫که یه زمانی سعی کرد من رو بکشه،

182
00:13:40,277 --> 00:13:43,155
‫در حالی که سعی داریم دوستم رو دستگیر کنیم.

183
00:13:43,239 --> 00:13:44,448
‫چقدر مسخره می‌شد، نه؟

184
00:13:44,532 --> 00:13:45,699
‫خب، بی‌خیالش شو.

185
00:13:45,741 --> 00:13:47,660
‫من پول نمی‌گیرم
‫که با مزخرفات تو سر و کله بزنم.

186
00:13:47,701 --> 00:13:49,036
‫فکر کنم یه جورایی می‌گیری.

187
00:13:49,119 --> 00:13:50,287
‫چی؟

188
00:13:50,371 --> 00:13:54,041
‫اگه پرونده‌م رو خونده بودی،
‫می‌دونستی که من کمبودهای اجتماعی دارم

189
00:13:54,124 --> 00:13:57,169
‫که به خاطر بقیه‌ی استعدادهام
‫ارزش سر و کله زدن رو داره.

190
00:13:57,253 --> 00:14:00,256
‫پس، یه جورایی دقیقاً پول می‌گیری

191
00:14:00,339 --> 00:14:01,966
‫که با مزخرفات من سر و کله بزنی.

192
00:14:02,758 --> 00:14:06,262
‫تو یه عوضی خیلی بدعنقی،
‫مو زنجبیلی.

193
00:14:07,721 --> 00:14:08,973
‫این دیگه چه کوفتیه؟

194
00:14:09,056 --> 00:14:10,266
‫بهت گفتم اینجوری صدام نزن.

195
00:14:10,349 --> 00:14:12,226
‫- عوضی!
‫- عقب بکش، فلوری.

196
00:14:12,768 --> 00:14:15,688
‫کدوم آدم بزرگی رو صورت
‫یه نفر دیگه تف می‌کنه؟

197
00:14:15,771 --> 00:14:18,440
‫یکی از استعدادهات اینه
‫که بتونی قفل این در رو هک کنی؟

198
00:14:18,524 --> 00:14:21,110
‫- اگه تجهیزاتم رو داشتم.
‫- تجهیزاتت کجاست؟

199
00:14:21,151 --> 00:14:22,278
‫تو واحد سیاره.

200
00:14:23,070 --> 00:14:24,488
‫بیرون، 6 متر اون‌ورتر.

201
00:14:25,030 --> 00:14:26,532
‫- نه.
‫- نه؟

202
00:14:27,032 --> 00:14:29,451
‫- ‏9 متره.
‫- برو بیارش دیگه، جان.

203
00:14:30,035 --> 00:14:31,036
‫باشه.

204
00:14:38,002 --> 00:14:39,753
‫ما همه‌مون تو این قضیه با همیم، درسته؟

205
00:14:44,675 --> 00:14:46,719
‫منظورت چی بود که
‫باید دروازه رو جابه‌جا کنی؟

206
00:14:46,802 --> 00:14:48,554
‫یعنی، باید اون در رو از خونه‌ی بابام
‫منتقل کنم

207
00:14:48,679 --> 00:14:50,222
‫به جایی که داریم می‌ریم،
‫اگه به موقع برسیم.

208
00:14:50,306 --> 00:14:51,432
‫- منتقل؟
‫- آره.

209
00:14:51,515 --> 00:14:53,559
‫من از این برای این کار استفاده می‌کنم.
‫نمی‌دونم هنوز می‌تونم یا نه.

210
00:14:53,684 --> 00:14:55,185
‫آخرین باری که انجامش دادم بچه بودم.

211
00:14:55,269 --> 00:14:57,229
‫- بچه؟
‫- آره. دو بار جابه‌جاش کردم.

212
00:14:57,313 --> 00:14:59,648
‫یه بار وقتی تو جنگل پیداش کردیم
‫به تریلر بابام.

213
00:15:00,190 --> 00:15:01,775
‫فکر کنم بابام می‌ترسید
‫خطرناک باشه،

214
00:15:01,859 --> 00:15:03,277
‫واسه همین من و کیث رو فرستاد انجامش بدیم.

215
00:15:03,360 --> 00:15:04,737
‫- عجب مردی.
‫- آره.

216
00:15:04,778 --> 00:15:07,156
‫و بعدش یه بار دیگه خودم انجامش دادم
‫وقتی به خونه‌ی بابام اسباب‌کشی کردیم.

217
00:15:07,197 --> 00:15:08,657
‫بابات دروازه رو نساخته؟

218
00:15:09,283 --> 00:15:10,284
‫عمراً.

219
00:15:10,367 --> 00:15:12,411
‫من فکر می‌کردم اون
‫یه جور نابغه‌ی بزرگه.

220
00:15:12,494 --> 00:15:14,371
‫شوخیت گرفته؟
‫اون کلاس دهم رو افتاد.

221
00:15:14,455 --> 00:15:16,582
‫پس، چطور همه‌ی اون کلاه‌خودها و
‫چیزها رو ساخته؟

222
00:15:17,082 --> 00:15:19,418
‫این... پیچیده‌ست.

223
00:15:19,460 --> 00:15:20,753
[ایکونویِ یکی‌یدونه]

224
00:15:21,879 --> 00:15:24,340
‫- بله؟
‫-خب، تو من رو به دردسر می‌ندازی.

225
00:15:24,423 --> 00:15:26,634
‫من تقریباً یه نفر رو کشتم
‫تا جون ایگلی رو نجات بدم.

226
00:15:27,134 --> 00:15:28,844
‫- چی؟ چطور؟
‫- مهم نیست.

227
00:15:28,928 --> 00:15:31,889
‫من دارم میرم اون تو
‫و قفل در کمدت رو باز می‌کنم.

228
00:15:31,972 --> 00:15:33,849
‫ایکانوموس، می‌خوام
‫یه‌کم معطلشون کنی.

229
00:15:33,933 --> 00:15:36,310
‫- وقتی نیست.
‫- فقط یه‌کم.

230
00:15:36,393 --> 00:15:37,937
‫باشه؟ حله؟

231
00:15:38,020 --> 00:15:39,355
‫سعی می‌کنم، باشه؟

232
00:15:39,438 --> 00:15:40,731
‫لعنتی! من...

233
00:15:41,106 --> 00:15:42,900
‫بوردو من رو فرستاد اینجا که کمک کنم.

234
00:15:42,983 --> 00:15:47,029
‫خب، من به کمک نیاز ندارم.
‫من فقط... این رو لازم دارم، باشه؟

235
00:15:50,908 --> 00:15:51,909
‫لعنتی.

236
00:15:51,992 --> 00:15:53,619
‫این در چه اهمیتی داره؟

237
00:15:54,828 --> 00:15:55,829
‫باشه.

238
00:15:57,039 --> 00:15:58,123
‫شش ماه پیش، خب؟

239
00:15:58,165 --> 00:15:59,833
‫من اون تو داشتم با ایگلی وقت می‌گذروندم.

240
00:15:59,875 --> 00:16:01,710
‫فقط گذاشتم پرواز کنه.
‫بیرون سرد بود.

241
00:16:02,544 --> 00:16:03,754
‫یه دقیقه غیبش زد.

242
00:16:03,837 --> 00:16:06,465
‫و من دویدم دنبالش.
‫داشتم داد می‌زدم، صداش می‌کردم.

243
00:16:06,548 --> 00:16:07,549
‫پیداش کردم.

244
00:16:08,133 --> 00:16:10,719
‫کنار یه دری بود که مال من نبود،
‫ولی داشت بهش قارقار می‌کرد.

245
00:16:10,803 --> 00:16:13,889
‫و بعد فهمیدم که قفلش
‫دقیقاً مثل مال منه.

246
00:16:13,973 --> 00:16:16,809
‫و عجیب‌تر، یه قفسه از
‫کلاه‌خودهای پیس‌میکر کنارش بود.

247
00:16:16,892 --> 00:16:17,893
‫چی؟

248
00:16:19,311 --> 00:16:21,146
‫نمی‌دونم چرا،
‫ولی رمز بابام رو امتحان کردم.

249
00:16:21,730 --> 00:16:22,731
‫جواب داد.

250
00:16:24,233 --> 00:16:25,859
‫- پس، رفتم تو و...
‫- وای.

251
00:16:27,111 --> 00:16:30,155
‫... بابام اونجا زنده بود.

252
00:16:31,073 --> 00:16:33,325
‫کریس. این مثل
‫بعد از مرگ پدرته.

253
00:16:33,409 --> 00:16:34,785
‫- نیست.
‫- تو اون موقع هم رو دیدیش.

254
00:16:34,868 --> 00:16:36,662
‫- مثل اون نیست.
‫- اون توهمات، اذیتت می‌کردن.

255
00:16:36,704 --> 00:16:38,414
‫حالت رو بد کرده بودن. من نگران بودم، رفیق.

256
00:16:38,455 --> 00:16:40,666
‫این... این مثل اون نیست، باشه؟

257
00:16:40,749 --> 00:16:43,043
‫این ذهنم نیست که داره باهام بازی می‌کنه،
‫باشه؟

258
00:16:43,127 --> 00:16:46,380
‫این یکی از 99 دروازه به
‫ابعاد دیگه‌ست که اون توئه.

259
00:16:46,463 --> 00:16:49,508
‫و به یه دنیای موازی منتهی می‌شه
‫که دقیقاً مثل دنیای ماست،

260
00:16:50,009 --> 00:16:51,010
‫ولی بهتره.

261
00:16:51,552 --> 00:16:52,553
‫- بهتر؟
‫- آره.

262
00:16:52,636 --> 00:16:53,721
‫فقط بابام نیست.

263
00:16:54,972 --> 00:16:56,015
‫کیث هم هست.

264
00:16:57,099 --> 00:16:58,183
‫اون هم زنده‌ست.

265
00:17:00,144 --> 00:17:02,604
‫ما بهترین دوست‌های همیم. اون و بابام.

266
00:17:02,688 --> 00:17:05,065
‫هر سه تامون.
‫ما با هم با جرم و جنایت می‌جنگیم. اون‌ها...

267
00:17:05,566 --> 00:17:06,900
‫به ما می‌گن سه‌گانه‌ی برتر.

268
00:17:06,984 --> 00:17:08,861
‫- سه‌گانه‌ی برتر؟
‫- آره.

269
00:17:09,570 --> 00:17:10,988
‫نقاشی‌های دیواری هست.

270
00:17:12,948 --> 00:17:14,366
‫صبر کن، همینه. بپیچ چپ.

271
00:17:30,716 --> 00:17:32,926
‫- اینجا کجاست؟
‫- مال پدربزرگم بود.

272
00:17:33,010 --> 00:17:34,928
‫وقتی شکار می‌کردیم با بابام
‫میومدیم اینجا.

273
00:17:38,348 --> 00:17:40,642
‫اینجا پر از عنکبوته.

274
00:17:40,726 --> 00:17:42,394
‫آدرین عاشق اینجا می‌شد.

275
00:17:43,520 --> 00:17:45,481
‫- لعنت بهش.
‫- لعنتی!

276
00:17:47,149 --> 00:17:48,150
‫باشه.

277
00:17:53,280 --> 00:17:55,866
‫راه‌های مختلفی برای شکستن این رمز هست.

278
00:17:56,450 --> 00:17:57,534
‫کدوم راه بهتره؟

279
00:18:02,372 --> 00:18:03,415
‫نمی‌دونی؟

280
00:18:04,291 --> 00:18:06,668
‫دارم سعی می‌کنم به
‫احتمالات مختلف فکر کنم.

281
00:18:07,336 --> 00:18:09,963
‫مگه تو وقتی 14 سالت بود
‫سیا رو هک نکردی؟

282
00:18:10,047 --> 00:18:12,132
‫آره. اینطوری استخدام شدم.

283
00:18:12,216 --> 00:18:14,218
‫- آره.
‫- و نمی‌تونی این رو هک کنی؟

284
00:18:15,177 --> 00:18:18,097
‫می‌تونم. فقط می‌خوام
‫بهترین راه ممکن رو پیدا کنم.

285
00:18:18,180 --> 00:18:20,474
‫تازه من موقع هک کردن سیا گیر افتادم.

286
00:18:20,557 --> 00:18:23,852
‫و به خودم قول دادم
‫که دیگه هیچوقت اون اشتباه رو نکنم.

287
00:18:23,936 --> 00:18:25,187
‫اینقدر معطل نکن، جان.

288
00:18:27,189 --> 00:18:28,982
‫معطل نمی‌کنم. این...

289
00:18:29,775 --> 00:18:31,276
‫این حرف عجیبی‌ـه که به یه...

290
00:18:31,401 --> 00:18:32,820
‫فقط هر راهی که بهتره رو انجام بده.

291
00:18:32,903 --> 00:18:33,904
‫باشه.

292
00:18:44,414 --> 00:18:46,333
‫من از این وسیله استفاده می‌کنم.

293
00:18:46,375 --> 00:18:47,459
‫عالیه.

294
00:18:48,001 --> 00:18:49,002
‫این یه...

295
00:18:49,086 --> 00:18:50,712
‫این یه وسیله‌ی خوبه برای...

296
00:18:51,421 --> 00:18:52,381
‫استفاده.

297
00:18:55,134 --> 00:18:56,677
‫فقط باید به برق بزنمش.

298
00:18:56,760 --> 00:18:58,846
‫یعنی، مشخصه که بی‌سیم نیست.

299
00:18:58,929 --> 00:19:01,473
‫فقط باید سیم‌ها رو به...

300
00:19:03,433 --> 00:19:04,434
‫آره.

301
00:19:08,772 --> 00:19:11,817
‫فقط باید... این کلید رو بزنم.

302
00:19:19,408 --> 00:19:20,826
‫وای! وای.

303
00:19:20,909 --> 00:19:22,035
‫چیه؟

304
00:19:22,119 --> 00:19:24,580
‫- شما بچه‌ها صدای گربه می‌شنوید؟
‫- یه گربه؟

305
00:19:24,663 --> 00:19:26,582
‫آره، انگار صدای گریه‌ی یه بچه گربه‌ست.

306
00:19:27,332 --> 00:19:29,626
‫نگرانم تو یه کشو گیر کرده باشه.
‫باید همه‌ی...

307
00:19:29,710 --> 00:19:31,962
‫برام مهم نیست اگه یه گربه تو کشو باشه.

308
00:19:33,172 --> 00:19:34,756
‫باشه. بی‌رحم.

309
00:19:34,798 --> 00:19:36,216
‫- فقط بازش کن، ایکانوموس!
‫- در رو باز کن!

310
00:19:36,258 --> 00:19:37,593
‫فقط انجامش بده، عوضی.

311
00:19:38,510 --> 00:19:39,511
‫باشه، حله.

312
00:19:39,595 --> 00:19:42,931
‫به شرطی که بعدش برگردیم
‫و گربه رو پیدا کنیم.

313
00:19:45,225 --> 00:19:46,977
‫این قسمتیه که خیلی مطمئن نیستم.

314
00:19:51,565 --> 00:19:52,566
‫وای!

315
00:20:07,164 --> 00:20:08,707
‫باشه، اینجا جایی‌ـه که
‫باید بری بیرون.

316
00:20:08,790 --> 00:20:10,000
‫- چرا؟
‫- فقط برو.

317
00:20:10,500 --> 00:20:11,627
‫منم پشت سرت میام.

318
00:21:13,897 --> 00:21:14,982
‫این دیگه چه کوفتیه؟

319
00:21:23,991 --> 00:21:25,200
‫لعنتی!

320
00:21:30,580 --> 00:21:32,416
‫این همون کاری بود که می‌خواستی بکنه؟

321
00:21:33,458 --> 00:21:34,459
‫شاید.

322
00:21:41,508 --> 00:21:42,634
‫وای.

323
00:21:47,139 --> 00:21:49,266
‫ژنرال، ساشا بوردو پشت خط یکه.

324
00:21:50,767 --> 00:21:51,810
‫ساشا.

325
00:21:52,978 --> 00:21:54,021
‫هیچی؟

326
00:21:55,939 --> 00:21:58,942
‫چرا باید همچین قفلی روی
‫یه‌کمد با چندتا ژاکت قدیمی داشته باشه؟

327
00:22:00,819 --> 00:22:01,862
‫درسته.

328
00:22:02,821 --> 00:22:06,116
‫جینی، آدرس امیلیا هارکورت
‫رو برام پیدا کن.

329
00:22:25,510 --> 00:22:26,511
‫هی، بچه‌جون.

330
00:22:27,095 --> 00:22:28,472
‫ژنرال، من...

331
00:22:28,555 --> 00:22:31,058
‫لازم نیست من رو ژنرال صدا کنی.
‫ریک هستم، می‌دونی که.

332
00:22:31,767 --> 00:22:33,185
‫ریک. درسته.

333
00:22:34,478 --> 00:22:35,479
‫میشه بیام تو؟

334
00:22:36,271 --> 00:22:37,564
‫البته، قربان.

335
00:22:42,152 --> 00:22:43,278
‫حالت خوبه؟

336
00:22:44,321 --> 00:22:45,364
‫بله، قربان. شما چطور؟

337
00:22:45,864 --> 00:22:46,865
‫آره.

338
00:22:46,948 --> 00:22:48,617
‫شنیدم چند وقت پیش آسیب دیدین.

339
00:22:49,284 --> 00:22:51,995
‫آره، کمرم شکست. دسته‌گل والر بود.

340
00:22:52,079 --> 00:22:54,956
‫درسته. بابت ترفیعتون تبریک می‌گم.

341
00:22:55,499 --> 00:22:56,625
‫جناب مدیر.

342
00:22:59,294 --> 00:23:01,713
‫- قهوه می‌خواید، یا...
‫- حتماً.

343
00:23:02,255 --> 00:23:04,383
‫- یه ذره شیر، بدون شکر؟
‫- آره.

344
00:23:04,466 --> 00:23:06,385
‫و با این حال یادت نمی‌مونه
‫من رو ریک صدا کنی.

345
00:23:15,185 --> 00:23:18,021
‫یادته بعد از مراسم خاکسپاری
‫بهم چی گفتی؟

346
00:23:23,443 --> 00:23:25,362
‫- قربان.
‫- ریک.

347
00:23:27,030 --> 00:23:28,073
‫ریک.

348
00:23:29,991 --> 00:23:31,827
‫در نهایت،
‫اسمیت پسر تو رو کشت

349
00:23:31,910 --> 00:23:33,954
‫چون والر بهش دستور داده بود.

350
00:23:34,037 --> 00:23:37,207
‫آره، من تو پوکولستان،
‫تو و ریکی تو کورتو مالتیز،

351
00:23:37,290 --> 00:23:39,960
‫همه‌مون از دستورات والر سرپیچی کردیم
‫وقتی زیاده‌روی کرد.

352
00:23:40,043 --> 00:23:41,086
‫آره.

353
00:23:41,711 --> 00:23:42,963
‫قضاوتت نمی‌کنم.

354
00:23:43,505 --> 00:23:45,424
‫مطمئنم دل تو هم برای ریکی تنگ شده.

355
00:23:47,259 --> 00:23:50,262
‫نمی‌تونم تصور کنم از اون سر کشور اومدی
تا درباره‌ی پسرت حرف بزنی، ژنرال

356
00:23:51,388 --> 00:23:52,389
‫نه.

357
00:23:54,266 --> 00:23:55,267
‫خب، می‌دونی...

358
00:23:56,017 --> 00:23:57,477
‫که تو لیست سیاه قرار گرفتی؟

359
00:24:01,356 --> 00:24:03,275
‫آره، تقریباً مطمئن بودم
‫که اینطوره.

360
00:24:04,025 --> 00:24:05,026
‫همینطوره.

361
00:24:06,236 --> 00:24:07,320
‫کار والر بود؟

362
00:24:08,488 --> 00:24:09,823
‫موقع رفتنش، آره.

363
00:24:11,533 --> 00:24:15,162
‫پس، من نمی‌تونم توسط هیچ‌کدوم از
‫آژانس‌های اطلاعاتی استخدام بشم

364
00:24:15,245 --> 00:24:16,371
‫برای بقیه‌ی عمرم.

365
00:24:16,455 --> 00:24:17,831
‫معنیش همینه، آره.

366
00:24:18,331 --> 00:24:19,374
‫لعنتی...

367
00:24:21,042 --> 00:24:22,043
‫این...

368
00:24:22,127 --> 00:24:23,920
‫این چرند محضه،

369
00:24:24,421 --> 00:24:26,590
‫- اگه صادق باشم، ژنرال.
‫- می‌دونم.

370
00:24:26,673 --> 00:24:30,177
‫من یکی از پنج مأموری بودم
‫که یه تهدید بیگانه رو از بین برد،

371
00:24:30,218 --> 00:24:31,511
‫جون تعداد بی‌شماری رو نجات داد،

372
00:24:31,553 --> 00:24:34,973
‫و تو این فرآیند تقریباً جونم رو از دست دادم.

373
00:24:35,056 --> 00:24:37,058
‫من هیچ ربطی به اینکه دختر
‫آماندا والر

374
00:24:37,142 --> 00:24:38,810
‫اون رو تو تلویزیون ملی لو داد، نداشتم.

375
00:24:38,894 --> 00:24:42,814
‫اگه مأمور آدبایو ازم مشورت خواسته بود،
‫من قویاً مخالف این کار بودم

376
00:24:42,898 --> 00:24:46,443
‫و راه‌حل‌های بالقوه‌ی دیگه‌ای برای
‫زندان نرفتن مأمور اسمیت پیشنهاد می‌کردم.

377
00:24:46,526 --> 00:24:48,403
‫پس، هیچ ایده‌ی لعنتی‌ای ندارم

378
00:24:49,112 --> 00:24:51,448
‫که چرا من اینجا تو لیست سیاه
‫قرار گرفتم.

379
00:24:51,823 --> 00:24:53,074
‫والر رو که می‌شناسی، بچه‌جون.

380
00:24:53,700 --> 00:24:55,076
‫اون زن می‌تونه کینه به دل بگیره.

381
00:24:55,702 --> 00:24:58,163
‫می‌خواست یکی رو مقصر بدونه
‫که دخترش رو گول زده،

382
00:24:58,246 --> 00:25:00,332
‫و، درست یا غلط، این افتاد گردن تو.

383
00:25:00,415 --> 00:25:04,127
‫پس، 18 سال خدمت من
‫به کشورم یعنی هیچ و پوچ؟

384
00:25:04,211 --> 00:25:06,463
‫نگو که تو برای تشویق و تمجید
‫تو این کار بودی، امیلیا.

385
00:25:06,505 --> 00:25:08,340
‫بدون تشویق و تمجید می‌تونم زندگی کنم.

386
00:25:08,423 --> 00:25:11,718
‫ترجیح میدم بدون آب و برقم نباشم،
‫که الان قطع می‌شن.

387
00:25:11,801 --> 00:25:12,802
‫واسه همین اینجام.

388
00:25:16,056 --> 00:25:17,974
‫فکر می‌کنم شاید راهی باشه
‫که تو بتونی برگردی

389
00:25:18,058 --> 00:25:19,643
‫به جایگاه خوبت پیش دولت آمریکا.

390
00:25:20,977 --> 00:25:22,103
‫برای هر کاری حاضرم.

391
00:25:22,812 --> 00:25:24,356
‫باید پیس‌میکر رو برامون بیاری.

392
00:25:36,451 --> 00:25:38,620
‫آگهیم تو «پرو سولجر» چاپ شد.

393
00:25:39,329 --> 00:25:41,164
‫- پرو سولجر؟
‫- درسته.

394
00:25:41,998 --> 00:25:44,251
‫- هزار و دویست؟
‫- نه. می‌بینی قضیه به کجا داره میره؟

395
00:25:44,334 --> 00:25:46,878
‫- لعنتی!
‫- آره. دوازده تا.

396
00:25:46,920 --> 00:25:47,879
‫اون‌ها فقط دارن شبکه‌ی
‫مسابقات تلویزیونی رو تماشا می‌کنن،

397
00:25:47,963 --> 00:25:50,549
‫گندکاری می‌کنن،
‫و تو تاپیک‌های مسخره تو ردیت پست می‌ذارن.

398
00:25:50,632 --> 00:25:52,300
‫فهمیدم. فهمیدم.

399
00:25:52,384 --> 00:25:54,553
‫آره. متأسفم.

400
00:25:57,222 --> 00:25:59,599
‫می‌گی بابات هست،
‫برادرت هست،

401
00:25:59,683 --> 00:26:01,810
‫ولی یه تو اون تو هست؟

402
00:26:04,896 --> 00:26:06,147
‫من یه جورایی به فنا رفتم.

403
00:26:06,731 --> 00:26:07,732
‫چطور؟

404
00:26:08,900 --> 00:26:10,235
‫خب، از قصد نبود، می‌دونی.

405
00:26:10,318 --> 00:26:11,403
‫قصد چی؟

406
00:26:12,487 --> 00:26:13,530
‫بکشمش.

407
00:26:14,990 --> 00:26:17,909
‫تو خودت رو از یه بُعد
‫موازی کشتی؟

408
00:26:17,993 --> 00:26:20,954
‫دفاع از خود بود. اون می‌خواست من رو بکشه.
‫من رو تو اتاقش پیدا کرد.

409
00:26:21,037 --> 00:26:22,122
‫در حال انجام چه کاری؟

410
00:26:23,164 --> 00:26:26,293
‫نگاه کردن به یه عکس عاشقانه از من
‫و امیلیا هارکورت.

411
00:26:27,669 --> 00:26:29,546
‫وایسا ببینم.

412
00:26:29,588 --> 00:26:31,381
‫اون با ریک فلگ جونیور نامزده،
‫که هنوز زنده‌ست،

413
00:26:31,423 --> 00:26:32,924
‫ولی واقعاً هنوز عاشق منه.

414
00:26:33,008 --> 00:26:35,010
‫ریک فلگ جونیور عاشق توئه؟

415
00:26:35,093 --> 00:26:36,595
‫- نه! نه، هارکورت.
‫- وایسا، باشه.

416
00:26:36,595 --> 00:26:37,387
‫آره، درسته.

417
00:26:37,470 --> 00:26:40,307
‫تاحالا فکر کردی که شاید
‫اصلاً بُعد دیگه‌ای وجود نداشته باشه؟

418
00:26:40,390 --> 00:26:41,891
‫- چی؟
‫- مثلاً، شاید تو

419
00:26:41,975 --> 00:26:44,603
‫از اون در میری تو
‫و وارد یه جور دنیایی می‌شی

420
00:26:44,686 --> 00:26:48,523
‫که با ذهنت بازی می‌کنه
‫و هر چی که می‌خواستی بهت میده،

421
00:26:48,607 --> 00:26:49,983
‫ولی هیچی‌ش واقعی نیست.

422
00:26:51,526 --> 00:26:52,819
‫نه، تقریباً مطمئنم واقعیه.

423
00:26:52,902 --> 00:26:54,654
‫در نهایت، فرقی می‌کنه؟

424
00:26:54,738 --> 00:26:56,114
‫- آره.
‫- چرا؟

425
00:26:57,657 --> 00:26:59,576
‫نباید به فکر برگشتن
‫به اون تو باشی.

426
00:26:59,659 --> 00:27:01,286
‫- باید برم.
‫- چرا؟

427
00:27:01,369 --> 00:27:02,912
‫اول از همه به‌خاطر برادرم، باشه؟

428
00:27:03,747 --> 00:27:06,166
‫از دست دادنش تو بچگی،
‫بدترین لحظه‌ی زندگیم بود.

429
00:27:06,207 --> 00:27:07,959
‫حالا، اون قراره من رو از دست بده اگه من...

430
00:27:08,043 --> 00:27:10,545
‫اگه تو کشتیش اون همین الانش هم
‫برادرش رو از دست داده، کریس.

431
00:27:10,629 --> 00:27:12,547
‫- تو نمی‌فهمی.
‫- شاید بفهمم.

432
00:27:12,589 --> 00:27:14,507
‫من به امیلیا یه توضیح
‫بدهکارم درباره‌ی یه چیزی.

433
00:27:14,549 --> 00:27:15,550
‫درباره‌ی چی؟

434
00:27:15,634 --> 00:27:17,927
‫اینکه آیا می‌خوام
‫باهاش وارد رابطه بشم یا نه.

435
00:27:18,428 --> 00:27:19,429
‫چی؟

436
00:27:19,512 --> 00:27:21,014
‫من قرار نیست اون دختر رو
‫بکارم.

437
00:27:21,056 --> 00:27:22,599
‫اون به اندازه‌ی کافی آسیب دیده.
‫اون بهش خیانت کرده.

438
00:27:22,641 --> 00:27:25,810
‫رفیق، اگه واقعی باشه،
‫که من هنوزم خیلی شک دارم،

439
00:27:25,894 --> 00:27:27,520
‫اون فکر می‌کنه تو یه نفر دیگه‌ای.

440
00:27:27,562 --> 00:27:29,147
‫نه، نه واقعاً. ما دی‌ان‌اِی یکسانی داریم.

441
00:27:29,189 --> 00:27:31,650
‫- من یه تست لعنتی چشم رو قبول شدم.
‫- تست چشم چیه؟

442
00:27:31,691 --> 00:27:33,234
‫همون که اون وسیله رو می‌ذارن رو چشمت!

443
00:27:33,276 --> 00:27:35,695
‫- مثل فرودگاه؟
‫- بله. آره.

444
00:27:36,154 --> 00:27:38,239
‫اون مثل منه، فقط یه‌کم عوضی‌تره

445
00:27:38,281 --> 00:27:39,157
‫- با سلیقه‌ی بدتر تو لباس.
‫- باورش برام سخته.

446
00:27:39,157 --> 00:27:40,867
‫- تو لباس‌های اون رو پوشیدی؟
‫- فکر کردی من این رو خریدم، ادز؟

447
00:27:41,951 --> 00:27:42,994
‫این خیلی نفرت‌انگیزه.

448
00:27:43,495 --> 00:27:47,248
‫کریس، مهم نیست اون‌ور
‫چقدر گل و بلبله،

449
00:27:47,332 --> 00:27:51,753
‫بزرگترین مشکلات ما تو زندگی اون‌هایی هستن
‫که تو خودمون حمل می‌کنیم.

450
00:27:51,836 --> 00:27:53,672
‫بقیه‌ی چیزها درست می‌شن.

451
00:27:53,755 --> 00:27:56,841
‫اینجاست که خدا تو رو قرار داده.
‫تو به اینجا تعلق داری.

452
00:27:59,010 --> 00:28:00,303
‫- شاید ندارم.
‫- چرا؟

453
00:28:00,887 --> 00:28:02,639
‫شاید کائنات گند زده، ادز،
‫می‌دونی؟

454
00:28:02,681 --> 00:28:04,182
‫می‌دونی، شاید من به اون تو تعلق دارم،

455
00:28:04,224 --> 00:28:06,309
‫و همزاد عوضی من به اینجا تعلق داره.

456
00:28:06,393 --> 00:28:08,978
‫ولی یه اتفاق کیهانی لعنتی
‫ما رو با هم عوض کرده.

457
00:28:09,771 --> 00:28:12,899
‫پس، من میفتم تو بُعد تاریک
‫که نمی‌تونم یه نفس راحت بکشم.

458
00:28:13,483 --> 00:28:15,735
‫اون میفته تو سرزمین
‫خوبی و روشنایی

459
00:28:15,819 --> 00:28:17,320
‫با یه برادر که هنوز زنده‌ست

460
00:28:17,404 --> 00:28:18,988
‫و یه پدری که عاشقشه.

461
00:28:19,572 --> 00:28:20,615
‫اون مای خوب.

462
00:28:21,408 --> 00:28:22,659
‫جایی که من یه قهرمانم.

463
00:28:24,703 --> 00:28:26,246
‫حس خوبی نداره، کریس.

464
00:28:27,956 --> 00:28:30,125
‫پـ... پـ... پـ... پیس‌میکر!

465
00:28:30,834 --> 00:28:31,835
‫هی، ادز.

466
00:28:31,918 --> 00:28:33,044
‫هی، آدرین.

467
00:28:34,421 --> 00:28:36,798
‫چندتا در و لولا گرفتم،
‫همونطور که خواستی.

468
00:28:38,091 --> 00:28:39,342
‫اتاق شکاف کوانتومی؟

469
00:28:39,843 --> 00:28:40,885
‫خفنه.

470
00:28:41,511 --> 00:28:43,138
‫من کلی بار رفتم اون تو،
‫می‌دونی،

471
00:28:43,221 --> 00:28:44,305
‫دیگه بهترین دوستش ام.

472
00:28:44,389 --> 00:28:46,391
‫و شرط می‌بندم یه منِ دیگه‌ای هم
‫اون تو یه جایی هست.

473
00:28:46,474 --> 00:28:48,560
‫- موافق‌اید؟
‫- نمی‌دونم، آدرین.

474
00:28:48,643 --> 00:28:50,895
‫بیا ببینیم می‌تونیم یکی از
‫اون درها رو اینجا جا بدیم.

475
00:28:58,903 --> 00:29:00,905
[پیام به هارکورت: سلام]

476
00:29:03,283 --> 00:29:05,285
[سلام. چه خبرها؟]

477
00:29:06,202 --> 00:29:08,037
[باید همدیگه رو ببینیم، فوری]

478
00:29:14,711 --> 00:29:15,837
‫لـ...

479
00:29:18,506 --> 00:29:20,383
[باشه. کجا؟]

480
00:29:27,599 --> 00:29:30,852
[پارک کاپربرگ، تقاطع هارتلی و ورمانت]

481
00:29:38,651 --> 00:29:41,446
‫- ویج، باید ماشینت رو قرض بگیرم.
‫- کجا داری میری؟

482
00:29:41,988 --> 00:29:43,072
‫برم هارکورت رو ببینم.

483
00:29:45,617 --> 00:29:46,701
‫امن هست؟

484
00:29:47,410 --> 00:29:50,079
‫باید به یه سؤال جواب بده
‫قبل از اینکه بدونم قدم بعدیم چیه.

485
00:29:55,543 --> 00:29:56,669
‫تلفن رو بگیر.

486
00:29:57,212 --> 00:29:58,671
‫بهش اعتماد ندارم. مراقبش باش.

487
00:30:10,058 --> 00:30:11,392
‫چیزی فهمیدی؟

488
00:30:12,310 --> 00:30:14,562
‫امیلیا، این تنها شانس تو برای
‫برگشتن به جایگاه خوبت پیش آرگوسه.

489
00:30:14,646 --> 00:30:15,939
‫این چرنده.

490
00:30:16,523 --> 00:30:18,650
‫- این حق من نیست، حق اون هم نیست.
‫- امیلیا.

491
00:30:19,484 --> 00:30:20,860
‫من الان میرم ببینمش.

492
00:30:22,362 --> 00:30:24,531
‫پارک کاپربرگ، تقاطع هارتلی و ورمانت.

493
00:30:25,406 --> 00:30:28,243
‫من سرگرمش می‌کنم و حواسش رو پرت می‌کنم،
‫و بعد تو میای.

494
00:30:28,326 --> 00:30:30,411
‫و بهتره که بیشتر از
‫فقط این دو تا دلقک باشن.

495
00:30:30,912 --> 00:30:31,996
‫این دو تا چی؟

496
00:30:33,665 --> 00:30:35,834
‫شما به تنهایی نمی‌تونید
‫پیس‌میکر رو دستگیر کنید.

497
00:30:36,543 --> 00:30:37,836
‫همه رو میاریم.

498
00:30:40,255 --> 00:30:42,757
‫داری کار درستی می‌کنی، امیلیا.

499
00:30:44,050 --> 00:30:45,134
‫می‌دونم.

500
00:32:41,042 --> 00:32:42,585
‫تپه‌های ستلرز.

501
00:32:44,087 --> 00:32:46,339
‫گیرت انداختم، عوضی.

502
00:33:17,787 --> 00:33:20,498
[...پس از تیتراژ ادامه دارد]

503
00:34:22,268 --> 00:34:23,561
‫فضله‌ی عقاب.

504
00:34:30,568 --> 00:34:33,696
‫مال چهار روز پیشه.
‫رگه‌هایی از کالباس، چیپس سیب‌زمینی.

505
00:34:33,780 --> 00:34:36,032
‫- نه.
‫- یه رگه‌هایی از نعناع فلفلی،

506
00:34:36,115 --> 00:34:38,701
‫کنسرو گوشت، پاستیل. ام‌اندامز.

507
00:34:38,785 --> 00:34:40,703
‫غلات صبحانه، و...

508
00:34:40,787 --> 00:34:41,954
‫- و...
‫- من... من فهمیدم.

509
00:34:42,038 --> 00:34:43,748
‫... پودر پروتئین. وای، وای، وای.

510
00:34:44,207 --> 00:34:45,249
‫تیکا ماسالا.

511
00:34:45,333 --> 00:34:46,793
‫یالا رفیق، تو واقعاً نمی‌تونی بفهمی.

512
00:34:46,876 --> 00:34:48,628
‫لوبیای رژیمی، غذای تایلندی،

513
00:34:49,087 --> 00:34:50,129
‫استیک گاو ژاپنی

514
00:34:50,171 --> 00:34:51,547
‫- اون همه‌ی این‌ها رو خورده...
‫- آره.

515
00:34:51,589 --> 00:34:53,257
‫از آخرین باری که دستشویی کرده؟

516
00:34:54,008 --> 00:34:55,301
‫خاویار بلوگا.

517
00:34:55,384 --> 00:34:58,012
‫امکان نداره تو بدونی
‫خاویار بلوگا چه مزه‌ایه.

518
00:34:58,096 --> 00:34:59,347
‫خدای من.

519
00:34:59,388 --> 00:35:01,390
‫اون عقابه از من بهتر غذا می‌خوره.
